هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند
-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news ------------------------------
اقتصاد ایران در سال گذشته روزهای پر التهابی را گذراند. رقبای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری معتقد بودند دولت در حوزه اقتصاد کارآمد نبوده و با تکیه بر آمارهای رسمی و غیررسمی بر احمدی نژاد خرده میگرفتند. اما محمود احمدینژاد با دروغ خواندن آمارهای اریه شده وضعیت اقتصادی کشور را مناسب و تورم را در حدود ۱۲ درصد میدانست.
محمود احمدینژاد هنگامی که رشد اقتصادی ایران را در سال ۸۷ برابر با ۶/۹ درصد اعلام میکرد، خبر نداشت که بانک مرکزی در همان زمان در گزارشی رشد اقتصادی سال گذشته را برابر با کمتر از سه درصد اعلام میکند. هر چند این دو عدد که از جانب دولت اعلام میشد، آنقدر متفاوت بود که تعجب اقتصاددانان را برانگیزد؛ اما نگران کنندهترین آمار رشد اقتصادی ایران از سوی مرکز پژوهشهای مجلس برای نخستین بار اعلام شد. این مرکز در گزارش خود رشد اقتصادی در ۸۹ رادر حدود منفی اعلام کرد.
به فاصله چندین روز یک مرکز پژوهشی دیگر که مستقل از نفوذ دولت است رشد اقتصادی پایین کشور را که از سوی مرکز پژوهشها بیان شده بود، مورد تایید قرار داد. اظهارات احمدینژاد، حتا با آمارهای وزارت اقتصاد و بانک مرکزی انطباق نداشت. به همین دلیل، با واکنش منفی کارشناسان اقتصادی و برخی از نمایندگان مجلس روبرو شد. گزارشهای منتشر شده در نشریات اقتصادی معتبر ایران، میانگین نرخ تورم را در سال جاری ۲۵ درصد ثبت کردند. بر همین اساس سال ۸۸ سال تنوع آماری در عرصه اقتصاد بود. دولت هیچ یک از آمارهای ارایه شده از سوی نهادهای مختلف را نمیپذیرفت و برای هر یک از شاخصهای اقتصادی مانند نرخ بیکاری و تورم و خط فقر آماری متفاوت ارایه میکرد که همین موضوع باعث چالش میان دولت و مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام شد که در نهایت این چالش در کشمکش میان دولت و مجلس بر سر هدفمندسازی یارانه خود را نشان داد.
دپرسیون اقتصادی
در روانشناسی، برای بیان حالت افسردگی بیمار از اصطلاح «دپرسیون» استفاده میکنند. این اصطلاح، در علم اقتصاد به عنوان معادل رکود و ایستایی بازار مورد استفاده قرار میگیرد.
پس از انتخابات ۲۲ خرداد و سرکوب معترضان، فرار شرکتهای بزرگ خارجی، کاهش سرمایهگذاریها، کاهش ظرفیت تولید کارخانهها و رشد بیکاری، فضایی در اقتصاد ایران آفرید که اصطلاح دپرسیون بهترین بازگو کننده آن است.
ناتوانی نهادهای رسمی در ارایه آمارهای شفاف در عرصه نرختورم، بیکاری، خط فقر و بدهیها و تعهدات دولت، امسال بحثهای گستردهای را در رسانهها و محافل اقتصادی برانگیخت. این بحثها به ویژه در نیمه دوم سال، با مطرح شدن طرح هدفمندکردن یارانهها اوج گرفت.
هدفمندکردن یارانهها و تورم
بزرگترین طرح اقتصادی کشور در ۳۰ سال گذشته یعنی هدفمندسازی یارانهها در حالی به انجام و پایان رسید که دولت با اشتیاق زیاد به استقبال آن رفت و با بیمیلی تمام آن را از مجلس دریافت کرد تا جایی که سال ۸۸ پایان گرفت و زمانبندی اجزای این قانون روشن نشد. و هنوز مردم نمیدانند قیمت کالاهایی چون آب و برق و بنزین از کی گران می شوند؛ گرچه به نظر نمی رسد در سه ماهه اول این اتفاق رخ دهد. طبق مصوبه مجلس و تاکید آن در بودجه ۸۹ نهایت سقف درآمدی دولت از آزادسازی قیمتها میتواند ۲۰هزار میلیارد تومان باشد. آن در حالی است که دولت به شدت و با تمام قوا در پی کسب درآمد ۴۰ هزارمیلیارد تومان بود. این در واقع یعنی دولت پی افزایش زیاد قیمت برق و آب و بنزین بود که با تصمیم مجلس این موضوع تعدیل شد. بحث اثرات تورمی لایحه هدفمند کردن یارانهها، پس از آن که دولت دهم لایحه بودجه سال ۱۳۸۹ را تسلیم مجلس شورای اسلامی کرد، در مجلس طنینی سنگینتر یافت. «احمد توکلی» رییس مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد که با اجرای طرح هدفمندکردن یارانهها، تورم در ایران به ۴۵ تا ۵۵ درصد خواهد رسید. روز ۱۷ اسفند، «داریوش قنبری» سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس، در گفتوگویی با پارلمان نیوز، ضمن تایید ادعای توکلی اعلام کرد که کارشناسان افزایش ۳۰ درصد به تورم موجود را ثابت کردهاند.
بسیاری از نمایندگان مجلس معتقدند که بخشی از بودجه سال ۱۳۸۹ نیز کارشناسی نشده و تورمزا است و به این دلیل با آن مخالفت خواهند کرد.
کشمکشهای میان دولت و مجلس بر سر طرح هدفمند کردن یارانهها تا واپسین روزهای سال نیز ادامه پیدا کرد تا جایی که محمود احمدی نژاد در صداوسیما خواستار به رفراندوم گذاشتن طرح یارانهها شد و حتا این مساله در سخنرانی سال نو آیتاله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در مشهد نیز بازتاب داشت.
رکود صنایع داخلی
نماینده کارگران در شورایعالی کار، بهمن ماه امسال اعلام کرد که ۳۴۳ شرکت بزرگ ایرانی تنها با نیمی از ظرفیت تولید خود کار میکنند.
هفته دوم اسفندماه امسال، نشانههای بحران حتا در صنایع زیربنایی نیز آشکار شد. «فولاد مبارکه» و «فولاد آذربایجان»، به دلیل نداشتن نقدینه، ناچار شدند برخی از سفارشهای خود را پس بگیرند. همین امر شرکتهای سازنده قطعات برای صنعت فولادسازی را نیز در آستانه ورشکستگی قرار داد.
برخی از کارشناسان علت رکود صنایع داخلی را واردات بیرویه دولت میدانند و معتقدند وارادات بسیاری از کالاهایی که توان تولید آن در داخل وجود دارد منجر به بسته و تعطیل شدن بسیاری از کارگاههای کوچک و بالا رفتن نرخ بیکاری شده است.
روزنامه توقیف شده «سرمایه» در ۱۸ فروردین ۸۸ پیشبینی انجام داد که تاحد زیادی محقق شد، این روزنامه در گزارش خود مینویسد: «سال ۸۸ برای اقتصاد کشور آبستن تحولات مهمی است. این تحولات بیش از هر چیز حاصل شرایط درونی و بیرونی کشورمان است. مهمترین چالش اقتصاد ایران در خارج از کشور بحران اقتصاد جهانی است که مهمترین و موثرترین اثرش کاهش درآمد نفتی ایران است که نسبت به قبل از بحران حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه از درآمد نفتیاش را از دست داده و در عین حال باید در مواجهه با دیگر کشورهای دنیا در واردات و صادرات، سیاستهای موجه و معقول اتخاذ کند تا همکاری مسالمتآمیز با دنیا زیانهای اقتصادی این بحران را برای ایران به حداقل برساند. در سطح داخلی نیز کاهش درآمدهای نفتی منجر به کاهش درآمدهای دولت شده و دولت با کسری بودجه مواجه است و این کسری موجب میشود با کاهش هزینههای عمرانی مواجه شود.
این به آن معناست که نهادها و وزارتخانهها و … نمیتوانند از هزینههای جاری (حقوق و دستمزد و …) کم کنند اما ناچارند سرمایهگذاریهای مولد را کاهش دهند که منجر به کاهش سرمایهگذاری در پروژههای ساخت وساز میشود. و دولت نیز به همین منوال کاری برای ارجاع به بخش خصوصی (برای ساخت این پروژهها) ندارد. بنابراین رکود نسبی پروژههای عمرانی و افزایش بیکاری پیامدهای کاهش درآمد نفت و هزینههای عمرانی است. نکته مهم دیگری که به این رکود دامن میزند انتخابات ریاستجمهوری است. با انتخابات ریاستجمهوری در شش ماهه نخست سال اقتصاد ایران در نوعی بلاتکلیفی نسبی بهسر میبرد و سرمایهگذاریها نیز به حالت ایستا یا تعلیق در میآید. بنابراین بعد از انتخابات ریاستجمهوری، دولت دهم باید با دو چالش مقابله کند؛ نخست جلوگیری از گسترش بوروکراسی، به تعلیق درآمدن امور و گسترش رکود اقتصادی و پیامد آن (بیکاری، تورم و …). دیگر آنکه به فکر بهبود وضعیت ایران در بازارهای جهانی باشد که خود یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از گسترش رکود جهانی به داخل ایران است تا با برقراری ارتباط صحیح با اقتصاد جهان شرایط برای جذب سرمایهگذاری بیشتر، توسعه صادرات، افزایش صادرات گاز به جهان و ثبات بیشتر برای اقتصاد ایران را فراهم آورد.»
دستمزد کارگران
یکی از چالشهای مهم دیگر امسال، تعیین حداقل دستمزد کارگران بود که اکنون در دستور کار شورایعالی کار قرار دارد. بر پایه معیارهای جهانی، حداقل دستمزد کارگران یک کشور، باید دو سوم سرانه تولید ناخالص داخلی، به اضافه رقمی برای جبران تورم باشد.
روزنامه تهران امروز در تاریخ ۱۲ اسفند نوشت که سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۱۳۸۹ برابر با ۵ هزار و ۵۰۰ دلار پیشبینی شده است. اگر ۱۶ درصد به حداقل دستمزد کارگران اضافه شود، این حداقل در سال ۱۳۸۹ باید ۳۰۵ هزار و ۵۰۰ تومان باشد.
اما روزنامه «بهار» همانوقت نوشت: «با توجه به این که بسیاری از کارفرمایان قادر به پرداخت دستمزد فعلی کارگران هم نیستند، دولتیها موافق افزایش حداقل دستمزد نیستند.» روزنامه «تهران امروز»، روز ۲۸ بهمن عنوان «سفره کارگران کوچکتر میشود» را برای گزارش خود برگزیده بود.
حداقل دستمزد کارگران ایران، در حال حاضر حدود ۲۷۰ هزار تومان است. در حالی که دیماه امسال، نهادهای مختلف، خط فقر را برای یک خانواده ۴ نفری در تهران ۹۰۰ هزار تومان و در شهرستانها بین ۷۰۰ تا ۷۵۰ هزار تومان اعلام کردند.
بررسی این ارقام نشان میدهد که سه عضو یک خانواده کارگری ایرانی باید مشغول کار باشند تا بتوانند در حوالی خط فقر زندگی کنند، چیزی که در عمل، با توجه به نرخ بالای بیکاری ممکن نیست. منابع رسمی، امسال رقم بیکاری را ۱۲ درصد اعلام کردهاند. اما نزدیک به ۷ میلیون ایرانی، یعنی ده درصد جمعیت کشور نیز، به شغلهای کاذب اشتغال دارند.
«احسان مهربخش» هنرمند نقاش ایرانی مقیم روم، یکی از دو فرزند «جهاننور مهربخش» هنرمند مجسهساز و عروسک ساز معاصر ایرانی است. احسان مهربخش ۲۶ سال دارد و به دنبال ترک ایران فعالیتهای هنری بسیاری را در شهر روم آغاز کرده است. از جمله مجموعه تابلو نقاشیهایی که مورد توجه بسیاری از صاحبنظران قرار گرفته است.
ایران باستان، موسیقی سنتی، بهار شیراز، کوروش کبیر و منشور حقوق بشر هخامنشی، هفت سین، کویر، رقص درویشان، حافظ، فرش ایرانی و ترنج و بته جققه… تصاویر زیبایی هستند که در ایران برای تسکین به خودمان یادآوری میکنیم و در خارج از ایران معمولن سعی در تکرار آنها برای مردمان سایر کشورها داریم. تا ش…اید لحظهای نگاهشان را از «حال» منحرف کنند.
هنر ایران در خارج کشورمان مقوله ناشناختهای نیست. دست کم قشر موسوم به «روشن فکر» اکثر جوامع با تار، سهتار و مینیاتور «کهن» و با کیارستمی و شیرین نشاط «نو» آشنایی دارند.
اما نمایشگاه «دیدگاههای زیرزمینی» قصد معرفی جریان هنری متفاوتی را دارد: جریانی که بیسروصدا بعد از انقلاب اسلامی ایران توسط نسلی موسوم به «نسل سوم» متولد میشود. محل تولد و تاریخ تولد آن نامعلوم است و از اصول خاصی پیروی نمیکند. هنرمندانی که انرژی محرکشان برای خلق، نه باغ و گلزار و عطر یار، بلکه آسمان خراش و آلودگی هوا و تاکسی و پلیس و لابراتوار چاپ عکس دیجیتال و مترو و رسیور و دکودر و ترافیک سنگین و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چراغ راهنمایی شمارش معکوسدار و سیدی کپی «دارک ساید آف ده مون» و ایست بازرسی بوده است.
دیدگاههای زیرزمینی« قصد معرفی این جریان مدرن و نامریی یا حداقل بخشی از آن را به بهانه سال نو ایرانی» دارد. نمایشگاه شامل آثار نقاشی، اکران ویدئو، جلسه معرفی کتاب، و معرفی موسیقی زیرزمینی ایران است. نمایشگاه با همکاری «بخش فرهنگی کتابخانههای رم» برگزار میشود.
441 میلادی – «یزدگرد دوم» شاه ساسانی ایران و پسر بهرام پنجم (بهرام گور) به امپراتوری روم که پس از ناپدید شدن بهرام، در مرزهای شمال غربی ایران دست به تمرکز نیرو زده بود و مرزنشینان را تحریک به نافرمانی میکرد، اعلان جنگ داد. بهرام پنجم در جریان شکار گور ناپدید شده بود و مدتی، ایران بدون رییس کشور بود. پس از بینتیجه ماندن جستجو برای یافتن او و یا جسدش، بزرگان ایران پسرش را به نام یزدگرد دوم که یک متعصب مذهبی بود جانشین او کردند که اندرزهای موبد موبدان (روحانی ارشد آیین زرتشت) را بیچون و چرا به اجرا در میآورد.
۱۸۲۱ میلادی – میهندوستان یونانی برای پایان دادن به سلطه عثمانی که چند قرن ادامه داشت بپاخیزی مسلحانه خود را آغاز کردند که بیش از هفت سال طول کشید تا به ثمر رسید. این بپاخیزی از «پاتراس» آغاز شد و استقلالطلبان دژ عثمانیها در «مورین» را متصرف شدند و دولت عثمانی مجبور شد برای جنگ با آنان از آلبانی و نقاط دیگر نیرو به یونان بفرستد.
۱۹۷۵ میلادی – «فیصل ابن سعود» پادشاه وقت کشور سعودی در کاخ سلطنتی ریاض در دفتر ویژه ملاقاتها به دست برادر زادهاش «فیصل ابو مساعد» با شلیک گلوله کشته شد. ضارب که در بیروت تحصیل میکرد به منظور اعتراض به کاهش مقرری که هر ماه به او پرداخت میشد به دیدار ملک فیصل رفته بود. کاهش مقرری به دلیل تنبلی در تحصیل و ولخرجی بود. قاتل پس از محاکمه، سه ماه بعد (در ماه ژوئن) در یکی از میدانهای شهر ریاض گردن زده شد. روزنامههای تهران برای انتشار فوری خبر قتل ملک فیصل، شماره فوقالعاده منتشر ساخته بودند.
۱۹۵۷ میلادی – پیمان رم تصویب شد و جامعه اقتصادی اروپا (بازار مشترک اروپایی) را بنا نهاد که پس از دهها سال تبدیل به اتحادیه اروپا و فراگیر شده است.
۲۰۰۲ میلادی – در منطقهی وسیعی در افغانستان و شمال پاکستان زلزله روی داد و بیش از هزار تن را کشت.
۱۹۵۷ میلادی – «کریستیان هویگنس» قمر تایتان، از اقمار سیارهی کیوان را کشف کرد.
۱۳۷۵ خورشیدی – درگذشت «محمد اسماعیل رضوانی» پدر تاریخ معاصر و تاریخ مطبوعات ایران، پژوهشگر برجسته تاریخ و استاد سابق دانشگاه تهران در این روز.
۱۳۵۸ خورشیدی – ایران بطور رسمی از پیمان «سنتو» خارج شد. این اقدام بنا به نظر و رای اعضای شورای انقلاب عملی شد. سنتو یا سازمان پیمان مرکزی درسال ۱۹۵۹ میلادی جانشین پیمان بغداد شد.
یک مقام برکنارشده بحرینی برای ادای پاسخ به پرسشهای دادستان این کشور در مورد پولشویی مرتبط با پرونده خریدوفروش تسلیحات و قاچاق مواد مخدر در دادگاه حاضر شد. مطبوعات محلی بحرین میگویند بخشی از این پول متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. منصور بن رجب، ۵۵ ساله، که از معدود مقامهای عالیرتبه شیعهمذهب دولت بحرین است و هفته گذشته موقتن بازداشت شده تمام اتهامات منسوب به خود را تکذیب کرده است.
شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، حاکم بحرین، روز دوشنبه گذشته با صدور حکمی آقای بن رجب را از تمام مسوولیتهایش مرخص کرد. به گفته خبرگزاری رسمی آلمان، این نخستین بار در تاریخ کشورهای خلیج فارس است که یک مقام عالیرتبه دولتی به اتهام فعالیتهای غیرقانونی تحت تعقیب قرار گرفته است.
در بیانیه دادستان کل بحرین درباره اتهامات منصور بن رجب آمده است: «او به دریافت و تملک سرمایههای غیرقانونی و پنهان کردن ماهیت درآمدهای خود به رغم آن که میدانسته این سرمایه از فعالیتهای غیرقانونی کسب شده متهم است.»
مطبوعات محلی بحرین ارقام متفاوتی از ۱۲ تا ۸۰ میلیون دلار را در این پرونده مطرح کرده و گفتهاند که یکی از طرفهای معامله با آقای بن رجب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بوده است، ادعایی که در بیانیه دادستان کل بحرین به آن اشارهای نشده و متهم آن را رد کرده است.
در بیانیه دادستان بحرین همچنین آمده است که این مشاور وزیر سابق دولت بحرین در دادگاه با مدارک و شواهدی مبنی بر دخالت خود در فعالیتهای غیرقانونی در بحرین و دیگر کشورها روبهرو شده است. ظاهرن آقای بن رجب هر بار درصدی از پول مورد معامله را به عنوان کمیسیون دریافت میکرده است.
به گفته دادستان بحرین، منصور بن رجب در یک معامله به «زنی خلیجی» کمک کرده است چک یک بانک اروپایی به ارزش شش میلیون یورو را نقد کند. دادستان بحرین میگوید این پول از «قاچاق اسلحه و مواد مخدر» به دست آمده بوده است. در همین زمینه خبرها از کشور کویت حکایت از آن دارد که مقامات این کشور دو روز پیش یک زن را به اتهام پولشویی دستگیر کردهاند. به گزارش خبرگزاری رویترز، این زن کویتی چکی به مبلغ ۹ میلیون یورو صادره در کشور نیجریه را در اختیار داشته که از وزیر بحرینی به او رسیده است.
خبرگزاری رسمی آلمان، د پ آ، میگوید «سرویسهای امنیتی چند کشور غربی» برای افشای این شبکه پولشویی با کشور بحرین همکاری کردهاند.
مقامهای وزارت صحت (بهداشت) افغانستان گفتهاند که این کشور در میان کشورهایی که آمار بالای مبتلایان به بیماری سل را دارند، صاحب جایگاه دوم است. به گزارش بیبیسی ثریا دلیل، سرپرست وزارت صحت افغانستان در روز جهانی مبارزه با سل وضعیت ابتلا و درمان این بیماری در این کشور را به شدت نگران کننده توصیف کرد. به گفته خانم دلیل ۹ هزار تن هر سال در افغانستان بر اثر این بیماری میمیرند. براساس گزارشهای نهادهای بین المللی، هر سال ۹ میلیون نفر در جهان به بیماری سل مبتلا میشوند که دو میلیون آنها جان میبازند. بیماری سل هنوز به عنوان یک بیماری واگیردار در جهان شناخته میشود که با وجود تلاشهای گسترده برای نابودی آن هنوز شماری از کشورهای آسیایی و افریقایی آمار زیادی از تلفات ناشی از این بیماری را دارند.
نابغه روسی که موفق به حل یکی از مشکل ترین معماهای ریاضی تاریخ شده بود از قبول جایزه یک میلیون دلاری خودداری کرد. گریگوری پرلمان که پس از این کار لقب باهوش ترین مرد جهان را به دست آورده است در شرایطی این جایزه را قبول نکرد که در خانهای بسیار کوچک در سن پترزبورگ زندگی میکند. این جایزه از سوی انستیتو ریاضیات کلی در شهر کمبریج ایالت ماساچوست امریکا برای کسی که این معما را حل میکرد در نظر گرفته شده بود . وی در این زمینه گفته بود : «من علاقهای به پول ندارم و نمیخواهم مثل حیوانی که در باغ وحش به نمایش گذاشته میشود انگشت نما شوم. من قهرمان ریاضیات نیستم و نمی خواهم در کانون توجه دیگران باشم.» همچنین در پی عدم دریافت این جایزه یک موسسه خیریه کودکان در شهر سن پترزبورگ از آقای پرلمان، خواسته است به چهار سال خودداری از دریافت یک جایزه معتبر بین المللی پایان دهد. این موسسه خیریه از وی خواسته با دریافت جایزه یک میلیون دلاری خود، آن را به امور خیریه اختصاص دهد. آقای پرلمان که ۴۳ سال سن دارد، چهار سال است به انزوا روی آورده است و به همراه مادرش در یک آپارتمان در سن پترزبورگ زندگی می کند. او در سال ۲۰۰۶ نیز از پذیرفتن مدال فیلدز، بالاترین جایزه علوم ریاضی خودداری کرده بود. وی اولین شخصی است که این جایزه را رد کرده است.
جین لویسون، پژوهشگر موسیقی در موسسهی مطالعات خاوری و آفریقایی دانشگاه لندن، با همکاری بنیاد فرهنگ ایران در لندن اقدام به انتشار یک لوح فشرده به نام «گلچین نوروزی از برنامههای رادیویی گلها» کرده است. به گزارش تارنمای جدید آنلاین، به گفته خانم لویسون به دلیل اینکه «درایران انتشار سیدی با صدای خانمها ممکن نیست» وی تصمیم گرفته که این لوح فشرده را با صدای زنان انتخاب و منتشر کند. خانم لویسون میگوید که «ویژگیهای ادبیات فارسی» و «پند و اندرزهای عارفانه در فرهنگ ایرانی» که در برنامههای گلها بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، در این مجموعه نیز گنجانده شدهاست. برنامهی موسیقی گلهای رادیو ایران در نوروز سال ۱۳۳۵ به ابتکار «داود پیرنیا» راهاندازی شد و از سال ۱۳۳۵ تا پایان دوران پهلوی نزدیک به هزار و پانصد شماره از برنامههای مختلف با نامهای گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، گلهای تازه، یک شاخه گل، برگ سبز و گلهای صحرایی پخش شد.
بیش از هشتصد فعال سیاسی و فرهنگی روز گذشته (چهارشنبه) با انتشار بیانیهای خواستار آزادی امید منتظری از زندان اوین شدند. امید منتظری روزنامهنگار و شاعر از متهمین حوادث عاشورا است که روز هفتم دی ماه گذشته به همراه مادرش پروین فهیمی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است. در بیانیه منتشر شده از سوی این فعالان سیاسی و فرهنگ آمده است: «صدور چنین حکم سنگینی برای جوانی که در چارچوب قانون و در مورد مسایل فرهنگی و اجتماعی جامعهاش قلم می زده و زیر پا گذاردن اصل برائت و بیطرفی در برخورد با متهم و محروم نمودن او از حقوق قانونیاش در طی فرآیند دادرسی نه تنها خلاف قانون بلکه بر خلاف عدالت و انصاف است.» در ادامه این بیانیه آمده است: «هیچ دستگاه عادل قضایی حاضر به تحمیل چنین تاوان سنگینی نخواهد شد» در پایان این بیانیه فعالان سیاسی و فرهنگی امضا کننده خواستار آزادی هر چه سریع تر و بی قید و شرط امید منتظری و نیز بررسی «عادلانه» پرونده وی شدند.
رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در واکنش به پیام نوروزی رییسجمهور آمریکا که طی آن خواستار گفتوگوی مستقیم با مردم و رهبران ایران شده بود، گفت: «این سخنان فریبی بیش نیست.»
به گزارش ایلنا علا الدین بروجردی با بیان اینکه میان اظهارات و عملکرد آمریکا «تناسب و همکاری» وجود ندارد تصریح کرد: «آنها در سال گذشته نیز پیامهای مکرری برای مذاکره با ایران فرستادند اما در کنار آن بیش از ۶۰ طرح ضد ایرانی را در کنگرهشان به تصویب رساندند که یکی از آنها تصویب بودجه ۵۵ میلیون دلاری علیه ملت ایران بود. »
این نماینده اصولگرای مجلس با تاکید بر اینکه آمریکا باید پاسخگوی افکار عمومی جهان در قبال عملکردش باشد، خاطرنشان کرد: «اوباما نزد افکارعمومی جهان به یک فرد بیارزش تبدیل شده است. از این رو پیام نوروزی وی به ملت ایران نیز بیارزش است.»
گفتنی است باراک اوباما در روز اول فروردینماه در یک پیام ویدیویی فرارسیدن نوروز را به ایرانیان تبریک گفت و در خصوص رابطه با ایران اظهار امیدواری کرد.
خانواده ندا آقا سلطان با انتقاد از سفر کاسپین ماکان، نامزد ندا آقاسلطان به اسراییل و دیدار با شیمون پرز تاکیید کردند که آقای ماکان نماینده ندا، خانواده آقا سلطان و یا مردم ایران نیست.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر هاجر رستمی مطلق، مادر ندا گفت که نامزد ندا بودن این حق را برای کاسپین ماکان ایجاد نمیکند که به اسراییل سفر کند و با سواستفاده از نام ندا، خود را نماینده مردم ایران بخواند. این اظهارات خانم رستمی مطلق به دنبال سفر اخیر کاسپین ماکان که بر اساس گزارشها به دعوت تلویزیون کانال دو اسراییل صورت گرفته است، بیان میشود.
به گفته وی، کاسپین ماکان طی تماس تلفنی به مادر ندا گفته است که هدف او از سفر به اسراییل و دیدار با شیمون پرز «انساندوستانه» و برای «صلح» بوده است. در چند روز گذشته خبرهایی همراه با تصاویر دیدار کاسپین ماکان با شیمون پرز، رییس جمهوری اسراییل منتشر شد که با واکنشهای شدیدی از سوی رسانهها روبرو شد.
دو تن از شهروندان مرزنشین کردستان توسط نیروهای انتظامی کشته شدند.
به گزارش رهانا روز گذشته (چهارشنبه) ریبوار فرزند مارف در یکی از مناطق مرزی سردشت به نام «بیتوش» بر اثر تیراندازیهای مستقیم نیروهای انتظامی کشته شد.
همچنین در رویدادی مشابه شامگاه یکشنبه یکم فروردینماه جمعی از کاسبکاران منطقه مرزی بانه در محوطه مرزی آماج تیراندازیهای مستقیم نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی قرار گرفتند که در نتیجه این تیراندازیها یکی از این کاسبکاران به نام «نبی» از توابع بانه کشته شد.
گفتنی است در دو رویداد اخیر نیروهای انتظامی شماری از احشام بارکش کاسبکاران را نیز با ضرب گلوله از پای درآورده و محمولههای این کاسبکاران نیز توسط این نیروها ضبط شده است.
هفته سوم از مرحله گروهی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا با صدرنشینی نمایندگان ایران در گروههای A و B به اتمام رسید.
به گزارش خبرنگار مهر، در هفته سوم از مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان آسیا استقلال و ذوب آهن حریفان اصلی خود در گروههای A و B را با نتایج مشابه ۳ برصفر شکست دادند و صدر جدول این گروهها را از آن خود کردند. در این هفته سپاهان و مس باختند تا در خطر حذف از مسابقات قرار گیرند.
شب گذشته مس کرمان با نتیجه ۴ بریک به السد قطر باخت و باعث استحکام جایگاه این تیم قطری در رده دوم گروه D شد. در دیگر دیدار این گروه چهارشنبه شب تیم الهلال عربستان در ریاض با نتیجه تساوی یک بریک مقابل الاهلی امارات متوقف شد اما کماکان با ۷ امتیاز صدرنشین جدول باقی ماند.
سفر کاسپین ماکان، «نامزد ندا آقاسلطان» به اسراییل و دیدار وی با شیمون پرز، از جمله نعمتهای سال جدید برای نظام مقدس است.
حالا تعطیلات است، مردم در سفر و دید و بازدید عید هستند، رسانهها دو هفتهای به خواب رفتهاند و کسی چندان دنبال خبر نیست.
بگذارید دید و بازدیدها تمام شود، مردم به سر کار خود بازگردند و رسانهها در ایران از خواب بیدار شوند، آن وقت معلوم میشود که سفر آقای ماکان به اسراییل، برای مردم ایران و جنبش سبز، چه تحفهای به ارمغان آورده است.
نظامی که از هیچ، کوه میسازد، نظامی که در دروغبافی و دروغزنی تبحر مثالزدنی دارد و روز را شب و شب را روز جا میزند، حالا طعمهای به چنگ آورده تا یکی از رسواییهایش را پاک کند.
من خودم را جای مردمی میگذارم که این تصویر و گزارش را در تلویزیون میبینند. جای کسانی که معترض هستند، اما به نظام مقدس وفادارند، جای کسانی که هنوز نمیدانند که حق با کدام طرف است و جای کسانی که قتل ندا آقاسلطان را کار عوامل اسراییل، آمریکا و بریتانیا میدانند.
این تصویر برای منِ مخاطب چه پیامی دارد؟ چرا کسی که خود را نامزد ندا آقاسلطان معرفی میکند، باید با رییس جمهوری اسراییل ملاقات کند؟ در دیدار این آقا با پرز، چه حرفهای رد و بدل شده است؟ اسراییلی که بزرگترین دشمن نظام مقدس بهشمار میرود، از دیدار با کاسپین ماکان چه سودی میبرد؟
اینها همه سوالات و شبهاتی است که بیتردید پس از پخش برنامهریزی شده این دیدار در رسانههای نظام مقدس برای گروهی از مردم ایران پیش خواهد آمد.
جواب این سوالات را چه کسی میخواهد بدهد؟ من، تو، شما، موسوی یا کروبی؟
موسوی و کروبی در چند ماه گذشته گریبان دریدهاند که جنبش سبز وابسته به بیگانه نیست، مستقل است، براساس شادی و ناراحتی دیگران موضعگیری نمیکند و خواستار عمل به قانون اساسی و بازگشت جمهوریت است، اما کافی است که آدم «نادانی» مثل کاسپین تمام رشتههای جنبش سبز را پنبه کند.
نظام مقدس مگر چه میخواهد؟ عکسی، تصویری، سندی، فیلمی یا گزارشی که نشان دهد سبزها وابسته به بیگانه هستند، دستور میگیرند، با دشمنان «قسم خورده نظام» فالوده میخورند و عامل «انقلاب مخملی» هستند.
فارغ از این مسایل، از همه دردآور این است آقای ماکان که نقش «نامزد» ندا آقاسلطان را بازی میکند، حالا خود را به عنوان «نماینده مردم ایران در اسراییل» هم جا زده و خودش را «سفیر صلح» میداند.
نمیدانم که مردم ایران چه زمانی این آقا را به عنوان سفیر خود به اسراییل فرستادهاند تا سفیر صلح و دوستی میان دو کشور باشد. مردم ایران، سفیری بهتر از این آقا نداشتند که به اسراییل بفرستند؟
مردمی که با حاکمان نامشروع برای رسیدن به صلح مبارزه میکنند، چه نیازی به اسراییلی دارند که به گزارش سازمانهای مدافع حقوق بشر، از ناقضان حقوق اولیه انسانها در غزه به شمار میرود.
پنجم فروردین ۱۳۷۵ برابر با سالروز درگذشت «محمداسماعیل رضوانی» پژوهشگر برجسته تاریخ و استاد سابق دانشگاه تهران بود. او ستونی محکم برای رشته تاریخ ایران محسوب میشود و بدین سبب پدر علم تاریخ معاصر ایران نام گرفت.
«محمداسماعیل رضوانی» در دهم اردیبهشت سال۱۳۰۰ در روستای خراشاد (۲۴کیلومتری جنوب شرقی بیرجند) به دنیا آمد. نام خراشاد نامی یگانه بوده و بنا به گفته محمد اسماعیل رضوانی برگرفته از زبان پهلوی و به معنی محل طلوع خورشید بوده و علت آن نیز واقع شدن این روستا در میان درهای است که این دره به طرف شرق بازگشته و به دشت خراشاد متصل میگردد.
اجداد و نیاکان پدری وی، عبارت بودند از شیخ جعفر، آخوند ملامحمدعلی خراشادی، آخوند ملااسماعیل و سرکار آقا، از علمای منطقه خراسان در عهد صفویه، نسل اندر نسل در امور دینی و علمی منطقه قهستان از سرآمدان روزگار بودند. مادرش فاطمه نام داشت و جد مادریش ملاحسن یزدی بود.
محمد اسماعیل از شش سالگی به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت و پس از آن، اولین کتابی که خواندنش را شروع کرد، «نصاب الصبیان» اثر «ابونصر فراهی» بود.
در سن هشت سالگی پدر خانواده، محمد اسماعیل را نزد یکی از اقوام در بیرجند فرستاد تا در مدرسه طلاب شوکتیه مشغول به تحصیل شود. مدتی از این موضوع گذشت تا اینکه در پی تاسیس مدرسههایی به سبک جدید، تحت عنوان تدین با مدیریت فاضلی، مسیر زندگی او را به کلی تغییر کرد.
رضوانی پس از اخذ مدرک دیپلم در سال ۱۳۲۲ به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و مدیر دبستان زادگاه خویش شد. وی در خلال سالها تحقیق و تدریس، چند صباحی نیز به کارهای اجرایی پرداخت، از جمله مدت سه سال رییس بازرسی تعلیمات متوسطه تهران و معاون بازرسی فرهنگ استان تهران و نیز مسوول برگزاری امتحانات نهایی دبیرستانهای استان مرکزی شد. وی همچنین مدت دو سال به اداره دبیرخانه دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی ایران) پرداخت و مدت سه سال نیز در سمت معاونت آموزشی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول به کار شد.
استادانی که محمد اسماعیل رضوانی قبل از تحصیل در دانشگاه و در طی تحصیل در دانشگاه از آنان بهره برده بود عبارتند از شیخ محمدرضا سرچاهی، مرحوم فاضلی، سید عبدالحسین آیتی، تهامی، سیدمحمد فرزان بیرجندی، دکترب ینا، نصراله فلسفی، علیاصغر شمیم، ابراهیم پورداود، دکتر محمدحسن گنجی، سعید نفیسی، عباس اقبال و دکتر بهمنش.
رضوانی فعالیتهای اجرایی را به این انگیزه پذیرفت که معتقد بود هر استاد و یا هر محقیقی باید چند صباحی با پذیرفتن مسوولیتهای اجرایی، با جامعه و رازهای درون آن و بند و بستهای و پیوندها و نیرنگهایی که در جامعه در جریان است آشنا شود، در آن صورت است که در تحقیقات علمی و کرسی تدریس، فکری بارزتر و اندیشههای روشنتر و وجودی مفیدتری خواهد داشت. او معتقد بود دنیای کتاب با دنیای واقعی که جامعه در آن در تکاپو است، متفاوت است و محقق باید با هر دو دنیا عمیق آشنا شود.
از جمله مسوولیتهای علمی او، مشاورت عالی پژوهشکده اسناد سازمان ملی ایران، مشاورت موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، مدیریت گروه تاریخ بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، عضویت در شوراها و هیتهای مختلف از جمله شورای میراث مکتوب کتابخانه ملی ایران و هیت داوران جشنواره مطبوعات (دوره اول و دوم) بود.
وی علاوه بر کار تدریس و سمتهایی که داشته است، با مطبوعات زمان خود همکاری میکرد. از جمله وقایع اتفاقیه، ایران، دانش، مدرسه دارلفنون تبریز، روزنامه ملتی، یغما، راهنمای کتاب، کیهان، سالنامه کشور ایران، دانشکدهادبیات، بررسیهای تاریخی، تاریخ و فرهنگ ایران، تحقیقات روزنامهنگاری، جامعه نوین، تاریخ، آینده، خواندنیهای تاریخی، بندر و دریا، خواندنیهای قرن، کلک، پیام کتابخانه، گنجینه اسناد، تحصیل، تاریخ معاصر ایران، کیهان فرهنگی و تحقیقات اسلامی است. او همچنین در چندین همایش و کنگره در داخل و خارج از ایران، چین، تایلند، انگلستان، پاکستان، ترکیه شرکت کرد.
مهمترین تالیفات و مقالات محمد اسماعیل رضوانی عبارتند از:
زمینی که روی آن زندگی میکنیم، انقلاب مشروطیت ایران، اعلانها و اعلامیههای دوره قاجار، تصحیح تاریخ منتظم ناصری، سفرنامه ظهیرالدوله، روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه در سفر سوم فرنگستان (با همکاری فاطمه قاصیها) در سه جلد، عالم آرای عباسی در سه جلد، یادداشتهای امینالدوله و مجموعه مقالات علمی وی که به بیش از ۶۱ مقاله میرسد، رضوانی افزون بر کتابهای یاد شده چند جلد کتاب درسی تالیف کرده است. از جمله :
یک دوره تاریخ و جغرافیا و تعلیمات اجتماعی دبیرستان و یک دورهی کامل تاریخ و جغرافیا برای دانشسرای مقدماتی و کلاسهای تربیتی، آموزش و پرورش و نیز کتاب درسی تاریخ سیاسی ایران برای دانشجویان دانشکده افسری.
رضوانی در سال ۱۳۳۰ با دختر عمه خویش ازدواج کرد. ثمره این ازدواج ، چهار فرزند به نامهای محمد حسن، هما، نرگس و همایون بود که همگی این فرزندان به ویژه دختر بزرگش هما رضوانی که راه پدر را ادامه داد.
محمداسماعیلرضوانی در پنج فروردین ۱۳۷۵در سن ۷۵ سالگی، همزمان با فرا رسیدن بهار، بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
او ستونی محکم برای رشته تاریخ ایران محسوب میشد و بدین سبب پدر علم تاریخ معاصر ایران نام گرفت. از وی همچنین به عنوان پدر تاریخ مطبوعات ایران نام برده میشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر