فرورتیش / رادیو کوچه
lichar@koochehmail.com
خبری که امروز ملت سبز ما را خوشحال کرد، هک شدن و از کار افتادن یک سایت تروریست و شرور، معروف به گرداب بود که توسط سربازان واقعن گمنام جنبش سبز انجام شد و این سایت برای ساعتها از کار افتاد.
این سایت که توسط سپاه پاسداران اداره میشد، در ماههای اخیر از ملت بیگناه در خیابان عکس میگرفت و آن را منتشر میکرد و میگفت اینها را شناسایی کنید و ساندیس جایزه بگیرید. گرداب همچنین به پاتوق و جولانگاهی برای تجمع هواداران فرقه احمدینژاد تبدیل شده بود.
خبرنگار ما ساعاتی پیش با یکی از مدیران مرکز جرایم سایبری سپاه گفتوگویی انجام داده که آن را میشنویم.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه
samar@koochehmail.com
«مایکل استیون بوبله» (Michael Steven Bublé) خوانندهی کانادایی در سال ۱۹۷۵ متولد شده و جزو آوازهخوانان جز مدرن محسوب میشود. اولین آلبوم رسمی وی که سال ۲۰۰۳ به بازار عرضه شد در تعدادی از کشورها از جمله کانادا و بریتانیا، جزو ۱۰ آلبوم پرفروش قرار گرفت.
استعداد مایکل در زمینهی خوانندگی در آغاز نوجوانی وی و توسط والدیناش کشف شد. پس از آن با کمک و همراهی پدربزرگ خود توانست در سن ۱۶ سالگی به عنوان خوانندهی یک کلاب شبانه مشغول به کار شود. پدربزرگ، او را با هزینهی خود به کلاسهای خوانندگی فرستاد و از مایکل حمایت مالی و معنوی فراوانی میکرد.

مایکل بوبله نزدیک به یک دهه خوانندهای محلی بود و در گمنامی بهسر میبرد اما شانس زمانی با او یاری کرد که بهعنوان خواننده به جشن عروسی دختر نخست وزیر وقت کانادا دعوت شد، در این مهمانی یکی از تهیهکنندگان معروف دنیای موسیقی حضور داشت و از هنرنمایی مایکل لذت فراوانی برد. او تصمیم گرفت این خوانندهی جوان را به دنیا معرفی کند و به این ترتیب هنرمندی که در قرن جدید به سبک «فرانک سیناترا» آوازهخوانی میکرد موفق شد تا فرصت مطرح شدن را پیدا کند.
شباهت صدا و سبک خواندن مایکل با فرانک سیناترا بسیار زیاد است و عدهای از منتقدین دلیل موفقیت آثار وی را تقلید از سیناترا میدانند، با این حال نباید فراموش کرد که امکانات ضبط و تنظیم استودیویی در قرن جدید با دههی ۶۰ میلادی قابل مقایسه نیست و تنظیمهای جذاب و آهنگ های اغلب تجاری مایکل بوبله سهم زیادی در مطرح کردن وی داشتهاند.
محققان میگویند شواهدی در دست دارند که نشان میدهد وزغ ها قادرند وقوع زلزله را پیش بینی کنند.
به گزارش ایسنا در سال ۲۰۰۹ گروهی از محققان معروفترین دانشگاه مکاتبهای بریتانیا، اوپن یونیورسیتی، به ایتالیا رفتند تا تاثیرات نورماه را بر گروهی از وزغ ها که اکثر آنها به منظور تولید مثل در دریاچه ای جمع شده بودند، مطالعه کنند.
اما یک شب به طور غیر منتظره ای همه وزغ ها از این دریاچه رفتند.پنج روز بعد، در شهر لا کوئیلا که ۴۶ مایل دورتر از آن محل بود، زلزلهای رخ داد.
محققان میگویند این احتمال وجود دارد که وزغها استخراج گازها و یا ذرات باردار را احساس کردهاند و به زمینهای مرتفع تری پناه بردهاند تا از خطر سیل و یا رانش زمین که از طریق زلزله ایجاد میشود، در امان بمانند.
به گفته محققان این اولین بار است که واکنش حیوانات به فجایع طبیعی قریب الوقوع، به وضوح دیده میشود.
- امروز روز طبیعت (سیزدهبهدر)، روز جهانی کتاب کودک و روز جهانی اطلاعرسانی درباره بیماری اوتیسم است.
- بهدرستی روشن نیست که چرا فرنگیها نخستین ماه فصل بهار را «آوریل، ایپریل» نام گذاردهاند. تا زمان انتخاب ژانویه بهعنوان آغاز سال نو میلادی، سال جهان غرب نیز همانند سال ایرانیان با بهار شروع میشد. در لاتین جدید و قدیم، آپریلیس و آپریر به مفهوم بازشدن است، شاید که خواسته بودند نخستین ماه بهار را که با بازشدن گل و گیاه همراه است، چنین نامی بدهند. به هرحال تا پایان هزاره اول میلادی در نوشته تاریخنگاران اثری از عادت «شوخی کردن، آن هم شوخیهای بزرگ که در شنونده ایجاد تردید باقی نگذارد» دیده نمیشود. بنابراین، شوخی آوریل که در کشورهای انگلیسی زبان به «ایپریل فولز دی» معروف است مربوط به هزاره دوم است و یکم آوریل به آن اختصاص دارد. مطبوعات ایران نیز به ویژه مجلات از دیرباز به «شوخی آوریل» فرنگیها اشاره و گاهی هم نکاتی از آنرا ترجمه و منتشر میکردند تا روز ۱۳ فروردین ۱۳۳۷٫
- ۱۳۳۷ خورشیدی – در این روز روزنامه فرمان، یکی از روزنامههای صبح تهران به شوخی آوریل، گزارش ترور «عباس شاهنده» ناشر این روزنامه را با تیتر درشت و با شرح کامل چاپ و منتشر ساخت. طبق این شوخی که خیلی جدی و ژورنالیستی نوشته شده بود، در آخرین لحظه ارسال آخرین صفحه روزنامه به چاپخانه (شب پیش از انتشار) مردی وارد دفتر عباس شاهنده (بعدا نماینده مجلس) ناشر روزنامه فرمان در خیابان لالهزار تهران میشود و او را با شلیک گلوله ترور میکند و …. با اینکه در گوشه دیگر روزنامه و در لابهلای مطالب، ذکر شده بود که این گزارش شوخی آوریل است، در تهران ولوله بهپاشد و مردمی که تیتر روزنامه را روی میز روزنامه فروشها میدیدند برای خرید هجوم میبردند. سردبیر روزنامه که این موضوع را پیشبینی کرده بود به چاپخانه گفته بود که آماده برای تکرار چاپ روزنامه باشد. فروش روزنامه فرمان در آن روز برای عدهای هم وسیله کسب شده بود که به چاپخانه مراجعه و هر روزنامه را یک و نیم ریال میخریدند و در کوچه و خیابان با صدای بلند که شاهنده ترور شد میفروختند. این فروشندگان موقت باعث گسترش فروش آن روزنامه در گوشه و کنار تهران شده بودند. روزنامه فرمان که قبل از آن روزانه حدود شش هزار نسخه تیراژ داشت، در آن روز ۸۷ هزار نسخه فروخت تا جاییکه کاغذ موجود در چاپخانه پایان یافت. با اینکه در آن زمان هنوز ساواک وجود نداشت و دایره مطبوعات اطلاعات پلیس با چند کارمند و بهریاست «محرمعلی خان»، نشریات را زیر نظر داشت، دو روز بعد به نشریات گفته شد که این چنین شوخیهایی موقوف.
- ۱۸۸۴ میلادی – زندان لندن ویژه بدهکاران برای همیشه تعطیل شد و از آن پس هیچ فردی به خاطر داشتن بدهی مالی به زندان نیفتاد.
- ۱۹۶۶ میلادی – «لونا – ۱۰» ماهواره شوروی در مدار ماه قرار گرفت و اولین ماهوارهای بود که به دور سیاره زمین میچرخید.
- ۱۹۱۷ میلادی – آغاز کار نخستین زن آمریکایی بهعنوان نماینده ایالت «مونتانا» در کنگره ایالات متحده آمریکا.
- ۱۹۷۵ میلادی – تکمیل «برج ملی کانادا» بهعنوان بلندترین برج جهان.
- ۱۹۸۲میلادی – اشغال جزایر «فالکلند» توسط آرژانتین و آغاز جنگ فالکلند.
- ۲۰۰۵ میلادی – درگذشت «پاپ ژان پل دوم» رهبر کاتولیکهای جهان در واتیکان.
هفته سیام رقابتهای فوتبال لیگ برتر ایران فردا (شنبه) با برگزاری یک دیدار حساس آغاز خواهد شد.
در ادامه مسابقات لیگ برتر ایران روز شنبه یک دیدار برگزار خواهد شد و بر اساس برنامه تیمهای پرسپولس تهران و سایپای کرج از ساعت ۱۹/۵۰ به وقت تهران در ورزشگاه آزادی به مصاف هم خواهند رفت.
قضاوت این دیدار به عهده محسن ترکی است و رضا سخندان و حسین خانبان کمکهای وی هستند.
پرسپولیس هماکنون با ۵۰ امتیاز از ۲۹ بازی بعد از سپاهان و ذوبآهن در مکان سوم جدول ردهبندی قرار دارد و سایپا نیز با همین تعداد بازی و ۳۵ امتیاز در مکان یازدهم جای دارد.
برنامه کامل بازیهای هفته سیام به شرح زیر است:
شنبه ۱۴ فروردین
پرسپولیس-سایپا-آزادی-تهران-ساعت ۱۹:۵۰
محسن ترکی-رضا سخندان-حسین خانبان-پیروز سیف الله-ناظر:حمید خوشخوان
یکشنبه ۱۵ فروردین
استیل آذین-فولاد مبارکه سپاهان-ورزشگاه راه آهن اکباتان-تهران-ساعت ۱۶:۴۵
خداداد افشاریان-جواد تقی پور-محمدرضا ابوالفضلی-علیرضا مستقیم-ناظر:فرج یثربی
مس کرمان-ملوان انزلی-شهید باهنر-کرمان-ساعت ۱۷:۰۰
رحیم مهرپیشه-علی موغلی-محمدرضا امینی-جواد رحیم زاده-ناظر:ابراهیم میرزا بیگی
هفته سیام رقابتهای فوتبال لیگ برتر ایران فردا (شنبه) با برگزاری یک دیدار حساس آغاز خواهد شد.
در ادامه مسابقات لیگ برتر ایران روز شنبه یک دیدار برگزار خواهد شد و بر اساس برنامه تیمهای پرسپولس تهران و سایپای کرج از ساعت ۱۹/۵۰ به وقت تهران در ورزشگاه آزادی به مصاف هم خواهند رفت.
قضاوت این دیدار به عهده محسن ترکی است و رضا سخندان و حسین خانبان کمکهای وی هستند.
پرسپولیس هماکنون با ۵۰ امتیاز از ۲۹ بازی بعد از سپاهان و ذوبآهن در مکان سوم جدول ردهبندی قرار دارد و سایپا نیز با همین تعداد بازی و ۳۵ امتیاز در مکان یازدهم جای دارد.
برنامه کامل بازیهای هفته سیام به شرح زیر است:
شنبه ۱۴ فروردین
پرسپولیس-سایپا-آزادی-تهران-ساعت ۱۹:۵۰
محسن ترکی-رضا سخندان-حسین خانبان-پیروز سیف الله-ناظر:حمید خوشخوان
یکشنبه ۱۵ فروردین
استیل آذین-فولاد مبارکه سپاهان-ورزشگاه راه آهن اکباتان-تهران-ساعت ۱۶:۴۵
خداداد افشاریان-جواد تقی پور-محمدرضا ابوالفضلی-علیرضا مستقیم-ناظر:فرج یثربی
مس کرمان-ملوان انزلی-شهید باهنر-کرمان-ساعت ۱۷:۰۰
رحیم مهرپیشه-علی موغلی-محمدرضا امینی-جواد رحیم زاده-ناظر:ابراهیم میرزا بیگی
رییس جمهور افغانستان تاکید کرد که به خارجیها در انتخابات پارلمانی افغانستان اجازه دخالت نخواهیم داد.
حامد کرزای روز پنجشنبه در دیدار با داعضای کمسیون مستقل انتخابات افغانستان با بیان اینکه «خارجیها در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان شدیدن مداخله کردند» تصریح کرد: «این بار اجازه نخواهیم داد که خارجیها در انتخابات پارلمانی افغانستان مداخله کنند»
به گفتهی آقای کرزای «هر گاه خودسری و تفرقه اندازی خارجیها ادامه یابد، این عملکرد آنها به منزلهی اشغال افغانستان تلقی خواهد شد.»
رییس دولت افغانستان برخی از سفارت خانهها در کابل را در امور انتخابات افغانستان متهم کرد و افزود: «فشارهای خارجی وجود داشت تا رهبری کمسیون انتخابات افغانستان تعویض شود.»
اظهارات آقای کرزای در حالی بیان میشود که انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در افغانستان از سوی شماری از افراد بلند پایه خارجی تقلبی و غیر شفاف خوانده شده بود.
گفتنی است انتخابات پارلمانی افغانستان قرار است در اواخر ماه سنبله سال جاری برگزار شود.
رحمت اله باستانی، استاد ۵۱ ساله دانشگاه، پس از مراسم تشییع جنازه همسر آیت اله منتظری در روز یکشنبه هشتم فروردین ماه در قم دستگیر شد.
به گزارش نوروز، وی همان روز پس از ۵ ساعت بازجویی آزاد شد اما دوباره در روز گذشته پس از احضار تلفنی از سوی اداره اطلاعات قم بازداشت شده است.
آقای باستانی ساکن قم و دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس الهیات از دانشگاه تهران است و بیش از ۲۰ سال است که در دانشگاه سیستان و بلوچستان به تدریس علوم قرآنی مشغول است.
وی در دوران تعطیلی دانشگاه ها که بعد از انقلاب اتفاق افتاد مدتی را در دوران نخست وزیری آقایان رجایی و موسوی در نخست وزیری مشغول به کار بود.
گفتنی است بر اساس آمار منتشر نشده در جریان برگزاری مراسم تشییع جنازه همسر آیتاله منتظری در هفته گذشته حدود سی تن از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
جمعه ۱۳ فروردین ماه – ۲ آوریل
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا : سام
تقویم تاریخ – مریم
بخش اول اخبار
آقای گجت – دامون
روزنگاشت – «خالق روز جهانی کتاب کودک» - محبوبه
رادیو لیچار – گزیدهای از برنامههای هفته گذشته-فرورتیش
مهارتهای زندگی – مریم انجیدنی
ملودی کوچه – مایکل بوبله، آوازهخوان موسیقی جز- ثمر
دلهره – سام
حرفهای تنهایی- اردوان
بخش دوم اخبار
گفتگوی روز – اردوان
آیتاله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعیان با تاکید بر اجرای احکام اسلامی اظهار داشت: «تعزیرات و حبس باید کاملن مطابق احکام اولیه اسلام باشد و حتا یک روز حبس اضافی از نظر شرع مبین قابل توجیه نیست.»
به گزارش ایلنا آیتاله صافی گلپایگانی در دیدار با رییس قوه قضاییه با تاکید بر اهمیت استقلال قوه قضاییه تصریح کرد: «اگر افرادی از بیرون مداخله کنند و بعضی قضات تحت نفوذ افراد باشند و خدای نخواسته حق را در حکم رعایت نکنند، به استقلال قوه قضائیه خدشه وارد میشود.»
این مرجع تقلید افزود: «اگر چه باید تلاش کرد که تا حد امکان حق مردم تضییع نشود ولی اطاله دادرسی خود نیز یک مشکلی است که باید آن را رفع کرد و در کل باید به نحوی باشد که مردم حتیالامکان معطل نشوند.»
آیتاله صافی گلپایگانی در پایان ضمن تاکید بر پرهیز از برخورد گزینشی با کسانی که خلاف شرع میکنند، یادآور شد: «باید از تظاهر به معاصی در جامعه جلوگیری شود و هرجا تظاهر به معاصی دیده شد، قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم با آن برخورد کند.»
اظهارات این مرجع تقلید در حالی بیان میشود که بر اساس آمار رسمی پس از وقایع انتخابات پرحاشیه ریاست جمهوری ایران بیش از هزاران نفر بدون داشتن حقوق اولیه دستگیر و روانه زندان شدند.
جمعی از نمایندگان کنگره آمریکا با انتشار نامهای خطاب به رییس جمهور ایالات متحده با تاکید بر اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران همواره در نقض حقوق بشر میکوشد خواستار بررسی عملکرد مدیران شبکه تلویزیونی صدای آمریکا شدند. در بخشی از این نامه آمده است: «همه میدانند دولت جمهوری اسلامی ایران از وظایفش کوتاهی میکند و بدون شک باید با عواقب آن مواجه شود. گرچه تحریمهای اقتصادی و انزوا از جامعه بین المللی ضروریست، با این وجود ما معتقدیم بزرگترین ضربه به رژیم ایران توسط جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران زده خواهد شد.»
متن این نامه به شرح زیر است:
جناب رییس جمهور
اشاره شما به ایران در سخنرانی سالیانه تان بسیار تاثیر گذار بود. همچنانکه همه میدانند دولت جمهوری اسلامی ایران از وظایفش کوتاهی میکند و بدون شک باید با عواقب آن مواجه شود. گرچه تحریمهای اقتصادی و انزوا از جامعه بین المللی ضروریست، با این وجود ما معتقدیم بزرگترین ضربه به رژیم ایران توسط جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران زده خواهد شد. آقای رییس جمهور، ما خواهان حمایت شما از این مبارزه برای آزادی و دموکراسی در ایران هستیم. دولت ایالات متحده آمریکا باید در کنار ایرانیان بی شماری که در مقابل رژیم جسورانه مبارزه می کنند بیایستد. ما خواهان آزادی تمامی بازداشت شدگان و زندانی های سیاسی و پایان دادن به شکنجه، تجاوز و نقض حقوق بشر در ایران هستیم
برای دولت ایالات متحده به عنوان دولتی پیشرو در جهان آزاد، حمایت از مردان و زنان شجاع ایرانی که با وجود خطر دستگیر شدن و اعدام شدن به مبارزه برای آزادی و دموکراسی ادامه می دهند، یک وظیفه اخلاقیست. ما باید به دگراندیشان ایرانی برای رهایی از سانسور دولتی و دسترسی به تکنولوزی اینترنتی کمک کنیم. همین طور باید اطمینان حاصل کنیم که این تجهیزات توسط دولت ایران مورد بهره برداری قرار نگیرد
در آخر ما خواهان بررسی سوء مدیریت و تبعیض در “بخش فارسی صدای آمریکا” هستیم. بودجه این رسانه توسط دولت آمریکا و از محل مالیات مردم آمریکا تامین می شود. ضعف آشکار و فاحش در خصوص مدیریت، کارکنان، محتوی و مطالب این رسانه وجود دارد. تا جاییکه نه تنها به مبارزین راه آزادی و کسانی که در جستجوی حقوق بشر هستند کمک نمی کند، بلکه به آنها ضرر هم می رساند. ایالات متحده بر پایه اصول کلامی و مادی می تواند به مردم ایران در بدست آوردن آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر کمک کند. ما سپاسگزاریم از توجه شما به درخواستمان
ترنت فرانک نماینده کنگره از ایالت آریزونا و شصت و نه نماینده دیگر از کنگره آمریکا
فرخ قاسم کارگردان معروف تئاتر در تاجیکستان روز گذشته (پنجشنبه) در سن ۶۲ سالگی درگذشت.
به گزارش تارنمای خبری تئاتر شهر قاسم که یازده سال قبل بر اثر بیماری سکته مغزی فلج شده بود و تا پایان عمر از این بیماری رنج می برد روز پنجشنبه در تاجیکستان درگذشت.
وی با وجود بیماری رهبری تئاتر معروف هارون را در کشور تاجیکستان بر عهده داشت و در این کشور به آقای هنرپیشه معروف شده بود.
پیکر فرخ قاسم در قبرستان لوچاب، واقع در شمال شهر دوشنبه، که آرامگاه بسیاری از چهرههای فرهنگی این کشور در این مکان است به خاک سپرده شد.
فرامرز دادرس
بیش ازشصت سال است که در ایران، گفتن دروغ سیزده نوروز، یا همان «ماهی آوریل» فرانسویها، از سوی چند روزنامهنگار ایرانی رواج پیدا کرده است. آغازماه آوریل یکروز پیش ازسیزده نوروز میباشد، و این همزمانی دستآویزی شد، که درسیزده نوروز که ویژه جشن، شادی و نیایش برای باران و باروری زمین است، زیرنام شوخی دروغ بگویند.
برای شناخت روز(poisson d’avril) «ماهی آوریل»، باید به جستجو درریشههای اسظورهای ماه آوریل پرداخت. رومیها ماه چهارم سال ترسایی را، که با پایان ماه مارس آغاز میشود، «آپریلیس» = (aprilis) نامگذاری کردهاند، که به زبان لاتین به آن، « آپریر»= (aperire) گفته میشود، «آپریر» به چم باز شدن و شکفته شدن آمده است، در این ماه جوانههای گل و گیاه در زمین شکفته و بارورمیشوند.
دسیموس مانیوس اوسونیوس، (Decimus Magnus Ausonius 310 – 395)، چکامه سرای باستانی، که چامه هایش را به زبان لاتین می سروده است ، نماد آوریل را مرد جوانی نشان میدهد، که تاجی از گلهای کوچک سفید و گیاهان سبز بافته شده بر سر دارد ، ودر کنارش دیگچهای دیده میشود، که در آن گیاهان خوشبو میجوشند.
اوسونیوس، درسرزمینی که هم اکنون استان بوردو، در خاک فرانسه شناخته میشود، زندگی میکرده است . در ایران باستان، سیزدهمین روز هر ماه بنام تیر، نامیده میشد. در اسطورههای ایرانی آمده است، که سرپرست این روز ایزد تیر یا « تیشتری» می باشد. این ایزد به شکل اسبی بود، که با دیو خشکسالی و خشکی، که دیو «اپوش » نام دارد، همواره در نبرد است.
خشکی و بیآبی، زندگی گیاهان و جانوران و آدمی را نابود میکند، و کشور ایران همواره با کمبود آب روبرو بوده است. از اینرو در روز تیر، که روز سیزدهم ماه فروردین است، ایرانیان برای در خواست باران از آسمان، از خانههای خود بیرون میرفتند، و روزی را در دشت و دمن بسر میبردند. و پیروزی تیریا تیشتر را بر دیو اپوش جشن میگرفتند، و به شادی و بازی پرداخته، و بیاد ایزد تیر اسب سواری می کردند.
آناهیتا، ایزد بانوی آب و باروری در نزد نیاکان ایرانیان بوده است. ایرانیان سبزههایی راکه برای نوروز و در خانههای خود سبز کرده بودند، به آبهای روان و جویبارها میسپردند، تا سپاس خود را به آناهیتا پیشکش کنند، و با این کار دانههای بارور، برای روئیدن به آناهیتا باز گردانده می شد.
گره زدن شاخههای گیاهان و سبزهها از سوی دختران نوجوان، نماد پیوند زن و مرد، درروند باروری آدمیان میباشد.
درمصر دیسه نفتیس(Déesse Nephtis )، نماد نیروی اهریمنی در نازایی زمین بود، او همسرتیفون (Typhon)، خدای بدیها و گورها و نازایی بود. دراختر شناسی، دراین روز خورشید از برج «حوت» یا ماهی در آمده، و به برج «حمل» یا بره رفته است.
گفته میشود که لویی سیزدهم پادشاه فرانسه، شاهزادهای از، لورن( Lorrain )، را در دژی در شهر نانسی (Nancy) فرانسه زندانی کرده بود، این شاهزاده توانست در روز نخست ماه آوریل، از زندان بگریزد،وبا شنا از رودخانه مئوز(Meuse) بگذرد، و مردم لورن گفتند: «ماهی که برای نگهداری به فرانسویان سپرده شده بود گریخت.»
در داستان دیگری آمده است، که در ماه آوریل، هنگامیکه ماهیگیران با دستهای تهی و بار کم به ساحل باز میگشتند، مردم بندر برای آنان روی تکههای چوب و مقوا، نقش ماهی را میکشیدند و به آنان میدادند، و ماهیگیران هنگام بازگشت برای اینکه از سوی مردم ریشخند نشوند، به دروغ میگفتند که قایقشان در دریا به گل نشسته و نتوانستهاند ماهی بگیرند، و مردم هم با آوای بلند و شوخی به آنان میگفتند « هاها، ماهی آوریل».
در داستان دیگری آمده است، که در سال ۱۵۶۴ در سده شانزدهم ترسایی، پادشاه فرانسه شارل نهم، بر آن می شود تا آغاز سال نو را که تا آن زمان روز نخست ماه آوریل بود، به روز نخست ماه ژانویه ، که گفته می شد به تاریخ زایش عیسی مسیح نزدیکتر است دگرگون کند. ازآن پس مردم پیشکشهایشان را به یکدیگر، که درآن زمان بیشتر خوراکی بود، در آغاز ماه ژانویه میدادند، و کم کم روز نخست ماه آوریل هم به شوخی به یکدیگر ماهی چوبی یا کاغذی میدادند.
بیشترین روزهای پرهیز از خوردن گوشت درآیین کاتولیک، درماه آوریل و روزپاک میباشد، و آنان در این روزها ماهی میخوردند.
کم کم کارشوخی و ماهی چوبی و کاغذی به گفتن دروغ کشید شد. درسالهای شصت رادیو فرانس اینتر، در گزارشی به دروغ گفت، که یک هواپیمای گالاکسی به گنجایش هزار تن، به رایگان مردم را برای دو روز به نیویورک می برد و باز میگرداند، و از مردم خواسته شد که برای نام نویسی به زیر برج ایفل بروند، در این روز هزاران تن برای سفر رایگان در زیر برج ایفل گرد آمدند، و بیهوده ساعتها رادر زیر باران سپری کردند. در دیگر کشور های جهان نیز چنین اخبار دروغین در رادیو ها و روزنامه ها درج گردیده است.
اسماعیل پوروالی، روزنامه نگار سرشناس ایرانی که میان همکارانش به آقای مدیر شناخته شده بود، در ماهنامه روزگار نو در اردیبهشت ۱۳۷۰ خورشیدی در پاریس نوشت:
« ما شمارهی سیزده فروردین سال ۱۳۲۲ شمسی روزنامهی «نبرد» را یک پارچه به صورت دروغ درآوردیم. یکی از این دروغها، نطقی بود از هیتلر، که در آن بحبوحهی جنگ، دستور آتشبس میداد و این مژدهای بود که همهی مردم از پیر و جوان ، زن و مرد و بزرگ و کوچک را خوشحال میکرد. درکنار این دروغ شادیدهنده، دروغ آزاردهندهای که در آن روز بساط سیزده نوروز خیلی ها را به هم ریخت، خبر فوت «حاج محتشم السلطنه» رئیس مجلس وقت بود، که چون در بین مردم تهران بخصوص بازاریها وجهه و احترام و اعتباری خاص داشت. هزارها نفر راه خانهی او را درپیش گرفتند تا در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کنند.»
روزنامه نبرد در آن زمان به مدیریت خسرو اقبال اداره میشد، واز همکارانش نیزمی توان، محمود تفضلی، جواد فاضل، حسن ارسنجانی، جهانگیر تفضلی و اسماعیل پوروالی و سه، چهار تن دیگر که در آن قلم میزدند نام برد. اسماعیل پور والی، چند سال پیش در پاریس در گذشت.
سیزده نوروز، جشن پیروزی ایزد تیر بردیو خشکسالی فرخنده باد
تارنمای فرهنگ ایران
دهم فروردین ماه، برابر با ۳۰ مارس ۲۰۰۹
www.farhangiran.com
محبوبه / رادیو کوچه
Mahboobeh@koochehmail.com
دوم آوریل سال ۱۸۰۵ برابر با زادروز هانس کریستین آندرسن نویسنده معروف دانمارکی است. که به افتخار زادروز او، که نویسنده داستانهای کودکان است امروز روز «جهانی کتاب کودک» نامگذاری شدهاست. از معروف ترین داستانهای او میتوان از پری دریایی ، بندانگشتی ، جوجه اردک زشت ، ملکه برفی، دخترک کبریت فروش و لباس جدید امپراتور نام برد.
«هانس کریستین اندرسن» در روز سهشنبه دوم آوریل سال ۱۸۰۵ میلادی در شهر «ادنس» odense در دانمارک بدنیا آمد. پدر هانسکریستین، کفاش و مادرش زنی خرافی بود. هانس کودکی را در فقر گذراند و جوانی متفکر و حساس بود. او به ادبیات و تئاتر علاقه بسیاری داشت. و در دوران بچگی برای خود صحنه تئاتر درست میکرد و آثار «ویلیام شکسپیر» را ، بااستفاده از عروسکهای چوبی بعنوان بازیگران از حفظ بازی مینمود.
اندرسن در سال ۱۸۱۶ یعنی در یازده سالگی پدرش را از دست داد و مجبور شد تحصیل را رها کند و برای گذران زندگی به عنوان شاگرد نزد یک خیاط و یک بافنده کار کند. پس از آن در یک کارخانه تولید سیگار شروع به کار کرد، اما همواره توسط یکی از همکارانش که میگفت اندرسن یک دختر است مورد تحقیر واقع میشد.
در سن ۱۴ سالگی به «کپنهاگ» رفت. نبوغ هانس، او را با چندین تن از هنرمندان سرشناس عصر خویش آشنا نمود و همین آشنایی سبب شد که وی بتواند در تئاتر سلطنتی راه پیدا کند و چون تقریبن از نظر معاش خیال وی راحت شد خیلی سریع در دانشگاه کپنهاک به ادامه تحصیل پرداخت.

هانس اولین مجموعه شعرش را «سفری پیاده از کانال هولمن تا شرق آماگار» نام نهاد. این کتاب را میتوان ترانههای رنج بار تنهایی و گرسنگی و دربهدری نام نهاد که آن را در سن ۲۲ تا ۲۵ سالگی تنظیم و منتشر کرد. این ترانهها به حدی بر هنردوستان مقبول افتاد که «فردریک ششم» برای وی یک مقرری قابل توجه تعیین و از این زمان زندگی هانس به طور کلی تغییر کرد و او توانست بدون بیم از گرسنگی و رنج فردا، به کارهای ادبی بپردازد و حتی با مسافرت به ممالک اروپایی (کشورهای ایتالیا، فرانسه، سویس و آلمان) مردم را بیشتر بشناسد و با طبیعت و روحیات آنها بیش از پیش آشنا شود. ره آورد این سفر دو ساله افسانهها و داستانهای دلکشی است که در مجموعهای به نام «افسانهها و سرگذشتها» منتشرکرد. تکنیک ساده، لحن بی پیرایه و خالی از قید اشعار، توانست هانس را به عنوان یک نویسنده بزرگ و این کتاب را شاهکاری برای مطالعه بزرگسالان و کودکان تمام اروپا معرفی کند.
آندرسن پس از چندی داستان دیگری به نام « ویلون نواز تنها» و نیز پس از چند ماه داستان دیگری به نام «بدیهه سرا» منتشر کرد. وی درآن زمان نویسندهای مقتدر بود که همه مردم به وی علاقه داشتند و حتی به شدت مورد توجه دربار بود. این موفقیتها و شهرت اعجابآور او، منتقدین و نویسندگانی که در مکاتب مختلف طبع آزموده بودند به شدت عصبانی کرد تا آنجا که هر روز مقالهای علیه وی منتشر میشد. آندرسن که تصور میکرد بزرگترین حامیان وی هنرمندان و منتقدین خواهند بود، از احساس کینه و دشمنی این گروه به شدت آزرده شد. ناچار از آنجا رفت و در هر کشور اروپایی مدتی اقامت نمود. اما افسانههای او به سرعت مشهور شد و با آن که آندرسن خود به آنها علاقهای نشان نمیداد به تکمیل افسانههایش پرداخت و نخستین جلد آنها را با بخشهایی که در سال های ۱۸۳۶ و ۱۸۳۷ انتشار داده بود تکمیل کرد و منتشر ساخت از آن به بعد افسانههای دیگری از این مجموعه منتشر کرد که آخرین آنها را در سال ۱۸۷۲ به چاپ رسانید.
از آندرسن قریب ۳۵ جلد کتاب باقی مانده است که علاوه بر کتابهایی که قبلا ذکر شد می توان «مجموعه قصه» و «داستان»، «افسانه های کوتاه»،و کتاب دلکش و عمیقی به نام «زندگی من» و «تصاویر بی تصویر» رانام برد. این کتاب مشهورترین اثر این نویسنده است که در آن تجسمی لطیف از «کپنهاک» تا رود گنگ و صحرای آفریقا در آن نقاشی شده است. قهرمانان آثار افسانههای وی زیبا، پرحرکت و اغلب مقتدرند.
«ژراردو نروال» نابغه ی بزرگ ادبیات معاصر درباره هانس می گوید. «همه چیز در آثار او زنده است و محسوس» و واقعن نیز چنین است. داستانهایش به ۱۵۰ زبان ترجمه شدهاست و هم چنان میلیونها نسخه آز آن در سراسر جهان چاپ میشود.
در بهار سال ۱۸۷۲ میلادی هانس کریستین آندرسن در اثر افتادن از تخت بشدت صدمه دید. او در ۴ آگوست سال ۱۸۷۵ با درد فراوان در خانهای در نزدیکی کپنهاگ که متعلق به دوست صمیمی اش بود در گذشت . قبل از مرگش با یک آهنگ ساز درباره موزیک مراسم تدفینش صحبت کرده بود. اندرسن چنین گفته بود : «بیشتر کسانی که در مراسم تدفین، مرا بدرقه خواهند کرد کودکان میباشند، ضربات موسیقی را برای قدم های کوچک هماهنگ کن». جسد اندرسن در کپنهاگ به خاک سپرده شد .
او قبل از مرگش شهرت جهانی داشت . از طرف دولت دانمارک بعنوان «گنجینه ملی» حقوقی به او تعلق میگرفت . قبل از مرگش اقدام به ساختن مجسمهای از او شده بود و بعد از اتمام آن را در شهرداری کپنهاگ قرار دادند.
یکی از منتقدین به نام «گئورگ براندس» از اندرسن سوال کردم آیا او روزی داستان زندگی خودش را خواهد نوشت؟ اندرسن جواب داد من قبلن آن را نوشته ام، نام آن «جوجه اردک زشت» است.
روز جهانی کتاب کودک هرسال در روز”۲″ اپریل که برابر است باروز تولد داستان نویس نامی دانمارکی هانس کریستین اندرسن برگزار می شود ازاین روز هر سال در سراسر جهان برای گسترش مطالعه در میان کودکان و نوجوانان تجلیل به عمل می آید و “روز جهانی کتاب کودک” در واقع روز برقراری پیوند میان کودکان سراسر جهان با پدیده کتاب خوانی و مطالعه است.
منبعها:
- انجمن ادبی
- ویکی پدیا
- کتاب نیوز
- زندگینامه هانس کریستین آندرسن
شادی صدر، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در ایران، برنده جایزه «پروانه طلایی» جشنواره فیلمهای حقوق بشری سازمان ملل شد.
این جایزه پنجهزار یورویی به دلیل «امیدبخشترین و با ابهتترین» فعالیت خانم صدر در فیلم «زنان در کفن» به وی اهدا شد.
«زنان در کفن»، فیلمی مستند که در خصوص فعالیت زنان در تهران و همچنین شادی صدر را در کمپین قانون بدون سنگسار نمایش میدهد.
خانم صدر در وبلاگ شخصی خود با اعلام این خبر میافزاید: «این جایزه باید به تک تک فعالان کمپین قانون بی سنگسار، چه آنهایی که زندگی، فعالیتها وتصویرشان در فیلم نمایش داده می شود، به خصوص محبوبه عباسقلی زاده، آسیه امینی و اعضای شبکه وکلای داوطلب و چه آنهایی که به هر دلیل، در آن فیلم نیستند داده شود.»
این فعال حقوق زنان در ادامه مینویسد: «میدانم که این مبلغ، در مقابل حجم عظیم کاری که باید صورت بگیرد بسیار ناچیز است، اما میتواند شروعی باشد برای نوشتن بخشی از تاریخ ما زنان.»
خانم صدر در پایان تصریح کرد: «شاید این کار ادای دین و احترامی باشد به همه آنهایی که آزادی، رهایی، جوانی، وطن، خانواده و دوستانشان را در سالهای ۵۷ تا ۶۷، از دست دادند.»
رادیو کوچه
منابع نزدیک به بزرگترین شرکت هندی واردکننده نفت خام از ایران اعلام کردند که این شرکت قصد ندارد قرارداد خرید نفت از ایران را در سال جدید تمدید کند.
به گزارش رویترز منابع نزدیک به شرکت رلیانس که بزرگترین شرکت نفتی خصوصی هند و مالک بزرگترین پالایشگاه نفتی جهان است، از تصمیم هیات مدیره آن برای تمدید نکردن قرارداد خرید نفت از ایران خبر میدهند.
گزارشها حاکى است شرکت رلیانس در طی یک سال گذشته از میزان خرید نفت خام از ایران کاسته و در دو ماه گذشته نفتی از این کشور وارد نکرده است.
این در حالی است که شرکت رلیانس در سال ۲۰۰۹، به طور متوسط روزانه نود هزار بشکه نفت خام از ایران خریداری میکرد..
گفته میشود رلیانس دلیل تصمیم خود به توقف خرید نفت خام از ایران را اعلام نکرده است و مقامهای نفتی ایران نیز حاضر به اظهار نظر در این زمینه نشدهاند.
گفتنی است روند کاهش صادرات نفت ایران به بازارهاى آسیایى از چند ماه قبل با کاهش صادرات در ژاپن و چین آغاز شده است.
صبا واصفی
در مرداد ماه سال ۱۳۸۵ همسر اکرم مهدوی به قتل رسید و از شهریور همان سال، این زن به عنوان متهم دریف دوم این پرونده در زندان به سر میبرد.
وی طی نامهای به حاج کاظم، رئییس زندان رجاییشهر اعلام کرد «تحمل کیفر ندارد» و خواستار این شد که هر چه سریع تر به پروندهاش رسیدگی شود و در صورتی که امکان جلب رضایت شاکی نیست، «حکم اعدامش اجرا شود.»
مینا جعفری، وکیل این پرونده، از سال ۸۶ با ثبت وبلاگی به نام «اکرم»، سعی در جمعآوری دیه و جلب رضایت اولیای دم کرده و تاکنون موفق به جلب رضایت ۳ تن از شاکیان شده است. شماره حساب ۰۳۰۲۹۱۷۷۵۰۰۰۱ سیبا نزد شعبه مبارزان بانک ملی همچنان برای دریافت کمکهای مردمی فعال است. گفت وگوی زیر گپ کوتاهی است با این زن زندانی
واصفی – چرا اقدام به قتل شوهرت کردی؟
مهدوی – ۱۳ ساله بودم که به زور با پسر داییام ازدواج کردم. وقتی فهمیدم هوو سرم آورده و با یک زن پولدار که از خودش هم بزرگتر بود ازدواج کرده، از او طلاق گرفتم .بعد از این که معتاد شد، حضانت دخترم را با هزار بدبختی گرفتم. دختر ۱۱ سالهام را با خود به خانهی شوهر دومم بردم و همیشه از ناپدریاش شکایت داشت. او می گفت: «ناپدری با من ور می رود و من را دستمالی میکند.» حتی یک شب به اتاق دخترم و بالای سرش رفته بود.
شوهرم ۷۵ سال داشت و من ۲۱ ساله بودم. با این که هیچ وقت با او ارضا نمیشدم و از وی خوشم نمیآمد، ناچار بودم آزارهایش را به خاطر فقر تحمل کنم. ولی وقتی پای دخترم به میان آمد، نتوانستم تحمل کنم. خانوادهی من خیلی فقیر بود. ۵ برادر و ۲ خواهر داشتم. یکی از خواهرانم یک طرف بدنش فلج بود و من هم صرع داشتم. خانوادهام فقط فکر میکرد هر طور شده، یک نان خور کم تر شود. شوهر دومم هم به من نگفته بود زنهای دیگری هم دارد. بچههایش به من گفتند. یکی از زنهایش خمین است، یکی دیگرشان تهران. یکی دیگر هم مادر همین شاکیهاست که فوت کرده و من هم زن چهارمش بودم. البته ته دلم از شوهر دومم راضی بودم، بالاخره من را نگه داشته بود. ممنونش بودم، اگه او نبود چه کسی خرج من و دخترم را میداد.
واصفی – هیچ وقت اقدام کردی از شوهر دومت هم طلاق بگیری؟
مهدوی – بله، ولی موفق نشدم. یادم هست وقتی به دادگاه رفتم، قاضی گفت : «چی برایت کم گذاشته که میخواهی طلاق بگیری؟» گفتم: «مساله مالی نیست. این ۷۵ سال دارد و من خجالت می کشم با این آقا توی خیابان راه بروم. من را به زور به این پیرمرد دادند. به همه میگویم پدر شوهرم است. دخترم بچه است، چشم وگوشش را باز میکند. قاضی اصلا به حرفهای من گوش نمی کرد. تنها طرف حسابش شوهرم بود.
واصفی – چرا شوهرت حاضر نبود طلاقت بدهد؟
- خب، من از زنهای دیگرش جوانتر بودم.
واصفی – چه طور شوهرت را به قتل رساندی؟
مهدوی – پنجشنبه هم جرمم سی تا قرص دیازپام آورد و دخترم فاطمه به مدرسه رفت. شوهرم هم رفت سر کارش. ۱۱ ظهر هم جرمم آمد، رفت تو جا رختخوابی قایم شد. پشیمان شده بودم اما هم جرمم مرا تشویق میکرد. من را یاد بدیهای شوهرم میانداخت. ساعت یک بعد از ظهر شوهرم به خانه برگشت و بعد از این که آن شربت را خورد، قاشق از دستش افتاد و به خواب رفت.
هم جرمم گفت: «ضربهی اول را تو باید بزنی.» گفتم: «نمی توانم.» گفت: «نزنی با شوهرت می کشمت. چاقو را پرت کردم و به گردن شوهرم خورد.» از خواب پرید گفت: «اکرم دزد آمده؟» گفتم: «نه.» بعد همجرمم با ۳۶ ضربه شوهرم را کشت. وقتی شوهرم را کشت با دست خونیاش زد به دیوارگفت:«چه جون سگی داشت.»
از خانه فرار کردم و دخترم را خانهی خالهام گذاشتم. وقتی برگشتم هم جرمم همه چیز را آتش زده بود. از ترس به شمال کشور رفتم. از آن جا به دخترم زنگ زدم. او هم از همان شربت خورده بود. گریه میکرد و میگفت: «حاجی مرده، نمی دونم کی حاجی را کشته.»
واصفی – فکر می کنی حکمی که برایت صادر شده عادلانه است؟
مهدوی – دادگاه نباید به من حکم قصاص می داد. من حتی یک چاقو هم نزدم، باید به من معاونت می دادند.
واصفی – چرا هم جرمت اصرار به قتل شوهرت داشت؟
مهدوی – فکر می کنم، شریک جرمم شوهرم را می شناخت و با او خرده حساب داشت چون شوهرم عتیقه فروش بود.
واصفی – چه طور دستگیر شدی؟
مهدوی – من خود معرف بودم. ۳ روز بعد از این ماجرا پدرم مرا از تهران به ازنا برد تا در زندان شهرمان در استان لرستان باشم. وقتی به دادسرای ازنا رفتم، گفتند: «باید خودت را به آگاهی تهران معرفی کنی چون آن جا دنبال شما هستند و ما به تهران برگشتیم. ۱۲ شب بابام من را به آگاهی شاپور تحویل داد.
واصفی – چند روز در آگاهی شاپور بودی؟
مهدوی – ۹ روز زیر مشت و لگد بودم.
واصفی – با توجه به این که خود معرف بودی، برخورد افسر پرونده، چه طور بود؟
مهدوی – افسر پروندهام آقای درزی بود و کتکم می زد. توی یک اتاق تاریک، من را آویزان کرده بودند، پاهایم بالا و سرم پایین بود. سه تا از دندانهایم همان جا شکست.
درزی تو صورتم میزد و میگفت: «شوهر جوون می خواستی؟» به خاطر حرفهای رکیکی که به من زد، یک بار توی صورتش زدم و آنها قپانم کردند. بعد مرا به وزرا آوردند. آنجا خانم پیری بود که خدا خیرش بدهد. او به من آب و غذا میداد.
من میخواهم بگویم چرا برای آقای درزی، دادگاه تشکیل ندادند؟ چرا حکم صادر نکردند؟ در کجای قانون گفتند مجرم را که دستگیر میکنید، حق دارید بزنید لت و پارش کنید؟ جرم من معلوم بود، خودم اقرار کردم، قصاصش هم مشخص است. کجا گفتند حق دارید یک اعدامی را این جور مثل یک حیوان بزنید. آقای درزی حرفهای زشتی به من میزد که لیاقت خودش را داشت. من برای دفاع از ناموسم، تنها دخترم، این کار را کردم. اگر خدایی هست، قانونی هست، چه طور فقط برای ماست. این قانون و خدا را نشان آنها هم بدهند. به ما نشان بدهند، ببینیم کجای قانون نوشته است بازپرس حق دارد از متهم درخواست رابطه کند. درزی به من گفت: «بیا صیغهی من بشو.»
واصفی – وقتی از آقای درزی شکایت کردی، تغییری در رفتارش به وجود آمد؟
مهدوی – وقتی شکایت کردم افسر پروندهام را عوض کردند و آقای بوستانی شد. مرد محترمی بود، فقط کتکم میزد اما حرف رکیک نمیزد.
واصفی – چند سال است که در زندان هستی؟
۵ سال. الان ۳۴ سالم شده است. شاکی ۳۰ میلیون تومان پول میخواهد. من هیچ کس را ندارم که به ملاقاتم بیاید چه برسد که این پول را برایم جور کند. من در حال تبدیل شدن به شهلا داریوشی هستم. به مرگ خود راضیام.
واصفی – چه طور هم جرمت را پیدا کردند؟
مهدوی – هیچ آدرسی از آن پسر نداشتم. تا آن موقع نمیدانستم زن و بچه هم دارد. تا زمانی که بهنام زارعی هم جرمم را پیدا نکردند، میگفتند با برادرت قتل را مرتکب شدهای. یکباره یادم آمد جایی با او به جاده قم رفته بودم. آنجا تصادف کردیم و کارت ماشین و شمارهاش را به جرثقیل داد.
واصفی - بعد از طلاقت کار می کردی؟ حرفهی به خصوصی را بلد بودی؟
مهدوی – با کمک یکی از دوستانم دیپلم آرایشگری گرفتم و آرایشگاه باز کردم.
واصفی - تا حالا برای اجرای حکم رفتی؟
مهدوی – بله .یک بار.
واصفی – چه طور حکمت متوقف شد؟
مهدوی – ساعت ۶ خانم اسماعیل زاده دنبالم آمد. گفت: دادگاه داری اما فهمیدم دروغ میگوید، میخواهند حکمم را اجرا کنند. از همه حلالیت طلبیدم. من را به سوئیت بردند. آن شب یعنی ۸۸/۷/۱۸ بهنود شجاعی هم با من بود. به سوئیت رفتم و غسل توبه کردم. ساعت ۳ نصف شب من را پای چوبه دار بردند. همانجا رئیس بند نسوان گفت: «وکیلت برایت رضایت گرفته.» مردهی من را توی بند برگرداندند. هیچ وقت یادم نمی رود خانوادهام حتی موقع قصاصم هم نیامدند. اصلا اگر آنها بین دختر وپسرهایشان فرق نمیگذاشتند من الان این جا نبودم.
رادیو کوچه
رییس پلیس مالزی خواستار همکاری بیشتر پلیس کشورهای دیگر در راستای مبارزه با جرایم بینالمللی شد و گفت: «امیدواریم تلاش ماموران ما در کشورهای پاکستان و هند و ایران در راستای مبارزه با مواد مخدر ثمر بخش باشد.»
رییس پلیس مالزی خواستار همکاری بیشتر پلیس کشورهای دیگر در راستای مبارزه با جرایم بینالمللی شد و گفت: «به عنوان مثال ما در بخش مبارزه با مواد مخدر و تروریسم به مبادله اطلاعات نیازمندیم.»
به گزارش رادیو کوچه از مالزی و به نقل از برناما موسی حسن در جمع خبرنگاران اظهار امیدواری کرد: «تلاش ماموران ما در کشورهای پاکستان و هند و ایران در راستای مبارزه با مواد مخدر ثمر بخش باشد.»
وی همچنین خبر داد: «۵۰۰ گروهبان جهت کمک به افسران تحقیق و بالا بردن کیفیت خدمات پلیس استخدام میشوند.»
موسی حسن گفت: «کسانی که جهت کاهش فشار کاری افسران تحقیق استخدام میشوند باید حداقل مدرک دیپلم داشته باشند.»
رییس پلیس مالزی اظهار داشت: «در حال حاضر افسران تحقیق در هر ماه، ۱۵ پرونده را مورد بررسی قرار می دهند که با اضافه شدن این گروهبانان تازه استخدام شده تعداد این پروندهها به ۵ مورد در سال کاهش مییابد.»
وی افزود: «برای اینکه پرونده ایی سریعتر پیش رود میتوانیم ۴ گروهبان را برای کمک به هر افسر برگزینیم، با این کار وظایف خود را حرفهاییتر انجام میدهیم و به ارتقا کیفیت کارهای پلیس در جامعه کمک میشود.»
موسی حسن ادامه داد: «گروهبانان میتوانند در بخشهای دیگری مانند دایره مواد مخدر، بخش تعزیرات بازرگانی ، دایره جنایی و غیره نیز کمک کنند.»
وی تاکید کرد: «علاوه بر این گروهبانان پلیس قصد دارد ۱۰ هزار افسر زن را نیز به استخدام در آورد تا در بخشهای مختلف بکار گمارده شوند، بهر حال افزایش پلیس زن با توجه به پروندههای بیشماری که از زنان داریم یک نیاز هست.»
موسی حسن در پایان خاطرنشان کرد: «پلیس نیاز به هوشیاری خاصی دارد تا با رد رشوه اعتماد مردم را جلب کند.»
رادیو کوچه
مالزی از هیچ همه چیز میخواهد، در حالی که تنها ۲۰۰۰ هزار دانشجوی خارجی سال گذشته امارات را برای ادامه تحصیل برگزیدند اما مالزی که تنها از آسیای میانه پذیرای ۲۵۰۰۰ دانشجو بوده در حال تنظیم تفاهمنامهایی با این کشور است تا تبادل استاد و دانشجو کند.
مالزی به دنبال امضای تفاهمنامه با امارات متحدهعربی جهت ترویج فعالیتهای بیشتر در زمینههای آموزش عالی بین دو کشور است.
داتوک یحیی عبدالجبار سفیر مالزی در امارات گفت: «پیشنویس تفاهمنامه پیشنهادی برای بررسی بیشتر برای مقامات اماراتی فرستاده شد.»
وی گفت: «این تفاهمنامه برای تسهیل در تبادل دانشجو و استاد و همکاری بین موسسات آموزش عالی در کارهای پژوهشی و غیره بین دو کشور است.»
وی در مصاحبه با برناما گفت : «ما همچنین امیدورایم که دانشجویان بیشتری را از امارات برای تحصیل در مالزی جذب کنیم».
به گفته سفیر، مرکز توسعه آموزش و پرورش مالزی و کنسولگری مالزی در دوبی در یک حرکت هماهنگ بر اساس تفاهمنامه به هم ملحق میشوند.
سفیر مالزی در امارات گفت: «در سال ۲۰۰۹ حدود ۲ هزار دانشجوی با استعداد در امارات تحصیلات خود را ادامه دادند ، متقاضیان شامل ملیتهای مختلف یمن، سومالی و مصری بودند، اما مالزی تا پایان سال ۲۰۰۹، تنها ۲۵ هزار دانشجو از آسیای میانه جذب کرده است.»
وی اذعان کرد: «ممکن است رقابت سختی برای اغوا کردن دانشآموزان برای تحصیل در یک کشور خاص رخ دهد، اما مالزی میتواند با بالا بردن کیفیت آموزشی خود در یک محیط مساعد خود را از این رقابت دور نگه دارد در حقیقت اگر وزارت آموزش عالی مالزی میخواهد به شعار «براستی که کلاس جهانی برازنده آسیاییهاست» برسد باید به دانشجویان مستعد خارجی اجازه تحصیل دهد.»
مالزی نیز جزو کشورهای انگشت شمار امضاکننده موافقتنامههای بینالمللی برای به رسمیت شناختن مدرک در سراسر جهان که توافق واشنگتن نام دارد، می باشد.
در همین راستا اعظم شعیب، مدیرمنطقهای MEPC در آسیای میانه و شمال آفریقا گفت : «به منظور تشویق بیشتر دانشآموزان آسیای میانه برای انتخاب موسسات آموزش عالی مالزی، تلاشهای تبلیغاتی امسال تشدید مییابد.
وی افزود: «چنین فعالیتهایی علاوه بر دوبی و ابوظبی در دیگر نقاط امارات نیز گسترش خواهد یافت.»
اعظم توضیح داد: «ما ارگانها و کارمندانی که ممکن است قادر به حمایت کردن از این دانشجویان باشند و هدفشان مطالعات بیشتر در مالزی است را به یکدیگر نزدیک خواهیم کرد، در حال حاضر برنامههایی برای برقراری ارتباط با سازمانهای مختلف امارات وجود دارد و امیدواریم افراد بیشتری مالزی را به عنوان مقصد آموزشی خود انتخاب کنند.»
وی گفت: «ما همچنین به دنبال جوامعی مثل ایران، سودان ، فلسطین ، عراق ، هند و پاکستان نیز میباشیم.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «علاوه بر تعرفه مالزی به عنوان محل تحصیل فعالیتهای تبلیغاتی دیگر چه در زمینه اکوتوریسم مالزی و چه در زمینه مالزی خانه دوم نیز برجسته شده است.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر