هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

Latest News from Koocheh for 04/04/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



«بهروز غریب‌پور»، متولد ۱۳۲۹ سنندج، فارغ‌التحصیل رشته هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران‌، آکادمی هنرهای دراماتیک رم‌، ایتالیا است.

نخستین کارگردانی او نمایش منظوم «آرش کمانگیر» بود. وی در زمینه تاتر کودک‌، نویسندگی، ترجمه وکارگردانی فعالیت می‌کند‌. نمایش‌های «کوراوغلوی چنلی‌بل»‌، «جنگ کور»، «هر چیز به جای خویش نیکوست‌«، «بابابزرگ و ترب»، «شش جوجه کلاغ ویک روباه»‌، «کاراگاه ۲ ومیکی و کاراگاه ۲» را برای کودکان به روی صحنه برده است‌. غریب‌پور تاتر تلویزیونی «در خمره» را برای کودکان کار کرده است‌.

از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۹ به عنوان سرپرست ومدیر مرکز تولید تاتر و تاتر عروسکی و مدیر منطقه اصفهان در کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان و از سال ۱۳۷۰- ۱۳۷۳ به عنوان مشاور فرهنگی شهردارتهران و مدیرعامل فرهنگ‌سرای بهمن مشغول کار بوده است‌. در حال حاضر مدیر کانون نمایش‌های عروسکی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است‌. وی نایب رییس یونیمای ایران است .

باید گفت در بخش عمده‌ای از بزرگ‌ترین پروژه‌های تاتری در تاریخ تاتر ایران نام غریب‌پور به چشم می‌خورد. از «بینوایان» گرفته تا «کلبه عموتم» و از اپرای عروسکی «رستم و سهراب» تا «اپرای عاشورا».

این‌بار نیز او به سراغ پروژه‌ای بزرگ رفته و مولوی و اشعارش و ملاقات او با شمس را دست‌مایه کار خود قرار داده و در این راه تنها از خود اشعار مولوی بهره‌ گرفته است.

تمام تلاش غریب‌پور در این اجرا خلق یک اپرای کاملن ایرانی بوده و جدای از بهره‌گیری از دستگاه‌های موسیقی ایرانی به سراغ خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی هم‌چون «همایون شجریان» و «محمد معتمدی» نیز رفته است.

آن‌چه می‌خوانید  گفت‌و‌گوی رحیم عبدالرحیم‌‌زاده با بهروز غریب‌پور درباره اپرای «مولوی» است.

آثار شما را می‌توان به دو دسته کلی عروسکی و انسانی تقسیم‌بندی کرد. آثار انسانی شما بیشتر گرایش به آثار اقتباسی برگرفته از ادبیات غرب دارند، از جمله آثاری چون «بینوایان» و «کلبه عموتم»، اما در آثار عروسکی، و بالاخص اپرای عروسکی علاقه بیشتری به ادبیات شرق و ایران نشان داده‌اید که آثاری چون «رستم و سهراب»، «اپرای عاشورا» و «اپرای مولوی» گواه این مدعا است. دلیل این امر را در چه می‌بینید و چگونه می‌توانید نسبتی میان این دو گونه برقرار کنید؟

باید این نکته را به یاد داشته باشیم که تمام آثار صحنه‌ای من ملهم از ادبیات غرب نیست، از جمله کارهایی مثل «سفر سبز در سبز»، «جنگ کور»، «شش جوجه کلاغ و یک روباه»، «قصه تلخ طلا»، «کچل کفتر باز»، بخش جداگانه‌ای از زندگی هنری من را شامل می‌شود که من به قصه‌ها و افسانه‌‌های ایرانی توجه کرده‌ام. به عنوان مثال در «سفر سبز» قبل از انقلاب به عرفای ایرانی پرداختم. بنابراین اگر آثاری چون «قلعه حیوانات» یا «بینوایان» و «کلبه عموتم» را دوباره‌نویسی کرده‌ام، باز هم باید گفت که این باز‌آفرینی ملی است و توسط یک نویسنده ایرانی به تماشاگر ایرانی عرضه شده است؛ اما وجه مشترک آثار صحنه‌ای و اپراهای من این بوده که همواره سعی کرده‌ام بر شمار مخاطبان تاتر بیفزایم. زمانی که بینوایانرا به دست گرفتم دوره‌ای بود که تاتر ایران به شدت مظلوم بود و حتا خیلی از مسوولان ختم تاتر را اعلام کرده بودند. از منظری هم درست بود؛ چرا که چنان تاتری‌های ما به بیراهه رفته و به مخاطب بی‌توجه بودند که انگار تاتر می‌تواند بدون مخاطب هم زندگی کند.

انتخاب بینوایان اثبات چند نکته بود: نخست آن‌که اثر خوب می‌تواند تماشاگر خوب را جذب کند و علی‌رغم حضور سینما و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها، مخاطب را به تاتر دعوت کند. از سوی دیگر من با افرادی روبه‌رو بودم که فکر می‌کردند آثار صحنه‌ای آثاری برای یک قشر و محفل خاص هستند، حال آن‌که بینوایان هم تماشاگر عام و هم تماشاگر خاص را به سوی خود جذب کرد.

در ‌کلبه عموتم‌ هم من فکر می‌کردم که نژادپرستی تنها پدیده‌ منحصر به آمریکا نیست بلکه اختلافات نژادی و زبانی و… چیزی جز فرهنگ طبقاتی و تفسیر قدرت‌مندان برای بقای خود نیست؛ بنابراین تمامی این آثار را از ذهن خود گذراندم تا تبدیل به اثری جذاب برای مخاطب ایرانی باشد.

تجربه  رستم و سهراب  برای خود من و برای مخاطبان ایرانی این جذابیت را داشت که من حتا یک‌بار هم ندیدم که مخاطب به رستم نمایش بخندد؛ در حالی که بسیاری از رستم‌های صحنه‌های باور‌ناپذیر خنده‌آور بودند. پس از رستم و سهراب من دریافتم آن‌چه صحنه قدرت بیان آن را ندارد و امکان اجرای آن نیست، در دنیای عروسکی می‌تواند بیان شود. ما می‌توانیم افرادی با اندامی بسیار تنومند و ورزیده پیدا کنیم که با نقش رستم مطابقت ظاهری داشته باشند؛ اما آن‌ها بازیگر نیستند و در آن سو بازیگری که به لحاظ توانایی بازیگری بالاست به لحاظ ظاهری با نقش هم‌خوان نیست. اما این ویژگی‌ها در رستم عروسکی قابل تجمیع است.

در تمامی آثار من اعم از عروسکی و صحنه‌ای، هدف‌ نشان دادن جنگ میان حق و باطل است و منظور جذب مخاطب و نشان دادن ظرفیت‌های بالای تاتر و تاتر عروسکی است.

شما در اپرای عروسکی هر بار سعی کرده‌اید یک گام رو به جلو بردارید. در نخستین اپرا یعنی رستم و سهراب داز خوانندگان ارمنی استفاده کردید. عروسک‌های این اثر در اتریش ساخته شد؛ اما در گام‌های بعد این پدیده توسط شما و گروه شما بومی شد و به مرور به سمت ایرانی کردن موسیقی پیش رفته‌ و در اپرای مولوی آوازها کاملن ایرانی است. سوال اینجاست که گام بعدی بهروز غریب‌پور و گروه «آران» در اپرای عروسکی چه خواهد بود؟

«اپرای مولوی» نقطه عطفی در اپرای ایرانی است و با آن می‌توان تولد اپرای ملی را جشن گرفت. پیش از این اساتیدی چون «دهلوی» و «پژمان» آثاری برای اپرا نوشته بودند؛ اما فرم‌ آواز، فرم غربی بود. من «بهزاد عبدی» را از قبل می‌شناختم، اما در سفری که به اوکراین داشتم با او آشنا شدم و علاقه بسیار او را به نوشتن اپرای عاشورا دیدم. به او توصیه کردم که از ملودی‌های تعزیه استفاده کنیم تا هم بتوانیم نسبت میان اجرا و گذشته آن را حفظ کنیم و هم این‌که آن را معاصر کنیم. پس اپرای عاشورا را می‌توان در امتداد بهره‌گیری از موسیقی ایرانی دید، اما در اپرای مولوی لیبراتو را به گونه‌ای نوشتم که آهنگ‌ساز دقیقن روی موسیقی و دستگاه‌های ایرانی تمرکز کند.

گام بعدی این است که به نظر من می‌خواهم به آهنگ‌ساز پیشنهاد کنم که تمامی سازها ایرانی باشد و اگر این اتفاق بیافتد، گام  بلندی است. اپرای بعدی فعلن از دید من اپرای حافظ خواهد بود.

استاد «محمدرضا شجریان» توصیه‌ای به همایون کرده بود که برای من بسیار جذاب بود، او گفته بود: «‌یک خواننده حتمن باید دوره‌ی بازیگری ببیند.»

و ‌لیلی و مجنون‌ به عنوان اثری که سال‌ها دغدغه آن را داشته‌اید؟

فکر می‌کنم مقداری کم‌لطفی در این رابطه وجود دارد که باعث به نتیجه نرسیدن این کار می‌شود.

عده‌ای تنگ‌نظر در جامعه تاتر ایران، وقتی برای اپرای عروسکی عاشورا بودجه‌ای ۱۵۰ میلیونی اختصاص داده می‌شود، شروع به جار و جنجال می‌کنند که سهم ما خورده شد و آن را هزینه‌ای سرسام‌آور می‌دانند. در حالی که در اپرایی چون اپرای مولوی با وجود تعداد زیاد بازی‌‌دهندگان و عروسک‌ها به یک صدم بودجه انیمیشنی که اخیرن برای آن ۵ میلیارد تومان هزینه شده بود، نرسیده‌ام. من نمی‌گویم چرا برای این انیمیشن چنین هزینه‌ای شده بلکه می‌گویم جامعه تاتر و مسوولان تاتر باید کمی دیدگاهشان را تغییر دهند. چرا که آثاری از این دست می‌توانند به عنوان رپرتوار، سال‌ها به صحنه بروند. آثار گذشته ما هم‌چون ‌رستم و سهراب‌ و ‌عاشورا‌ به سرعت می‌توانند در چرخه اجرا قرار گیرند. ما هیچ چیزی را دور نریخته‌ایم و اکنون موزه‌ای داریم که تمامی عروسک‌ها و وسایل‌ چهار اپرا در آن موجود است.

ما پیش از تولید ‌اپرای مولوی‌ برنامه اجرای رپرتوار داشتیم اما این کار را به دلیل اپرای مولوی به تعویق انداختیم. امیدوارم سال آینده رپرتوار ۴ اپرای اجرا شده به صحنه برود.

شما در این اپرا و لیبرتویی که برای آن نوشته‌اید، به بخش‌هایی از زندگی پرفراز و نشیب مولوی پرداخته‌اید. از بخش‌هایی هم به سرعت گذشته‌اید و روی قسمت‌‌هایی تاکید کرده‌اید. معیارهای این گزینش چه بوده است؟

داستان زندگی مولوی پر از وقایع متعددی است که هر فردی از نگاه خود می‌تواند به آن بپردازد اما عصاره زندگی مولوی در این است که او انسانی متدین و عالم است که نیازمند عشق و تحول است. دو چیز او را محدود می‌کند: نخست بیگانگان و نگاه تحقیر‌آمیز مغولان و دیگری جهالت اطرافیان و پیروان. هنگامی که عاشق فرزانگی و نگاه نو شمس می‌شود از سوی مریدانش بیشتر در خطر است. مریدانی که این عشق را بر نمی‌تابند و مولوی باید با جهل بیرون و درون مبارزه کند. این بخشی بود که مورد توجه من بود.

درباره ارتباط مولوی و شمس به تعداد عاشقان مولوی، نظر وجود دارد. برخی آن را به سطحی‌ترین رابطه تنزل می‌دهند و برخی فهمیده‌اند در خلوت انسان‌های والامقامی چون مولوی و شمس چه می‌گذرد و گفت‌وگو در باب خلقت و نگاه به خالق است.

متن اپرا باید شاعرانه و در عین حال با حفظ قابلیت‌های موسیقی نگاشته شود. من دو راه حل بیشتر نداشتم:  نخست آن‌که خودم و یا یک شاعر دست به این‌کار بزنیم که نه من چنین جسارتی داشتم، نه شاعری را در اندازه توان مولوی می‌شناختم؛ بنابراین به راهی بسیار غیر‌متعارف روی آوردم. قریب به ۳۰ هزار بیت از اشعار مولوی را در مثنوی و کلیات شمس را در جستجوی دیالوگ‌هایی برای افراد مختلف با ذهنیت‌های مختلف زیرورو کردم. اگر هم جایی چنین دیالوگ‌هایی را پیدا نمی‌کردم از این ایده صرف‌نظر می‌کردم تا مانعی برای این روش به وجود نیاید.

از اشعار شاعران دیگری چون ناصرخسرو و حافظ هم استفاده کرده‌اید؟

در قسمت پرده‌خوانی از ناصرخسرو استفاده کردم؛ چرا که امکان این تغییر در آن بخش از نمایش وجود داشت.

یکی از نقاطی که تا حدودی در داستان خلاء ایجاد می‌کرد این بود که ما بلافاصله پس از مرگ پدر مولوی به صحنه ملاقات مولوی و شمس می‌رسیم، یعنی بخش مهمی از زندگی مولانا که وی مراتبی به دست می‌آورد، تبدیل به عالمی بزرگ می‌شود و مریدانی پیدا می‌کند و تنها پس از آن است که تحول عرفانی در او اتفاق می‌افتد، حذف شده است؟

من کاملن عمدی این کار را کردم. نخست آن‌که ما محدودیت‌هایی داریم و نمی‌توانستیم تمام ذهنیت‌های مریدان و مولوی را به صحنه بیاوریم و باید به همان زبان سمبلیک مولوی اکتفا می‌کردیم. از سوی دیگر من شمس را پس از جنگ مغول‌ها آوردم؛ یعنی این که می‌تواند در فضاهای مختلف حضور داشته باشد. نخستین ملاقات شمس و مولوی در نمایش‌ ما جایی است که به نظر می‌رسد مولوی عمق انا اله و انا الیه راجعون را درک نکرده‌  و شمس باید این مفهوم را برای او توجیه کند و بخشی از گفتگوی رمزی آن‌ها را در اتاق بسته تشریح کردم. ما نشان می‌دهیم مولوی مریدانی دارد. یعنی من معکوس عمل کرده‌ام و به جای آوردن مسیر تاریخی و خطی، مسیر دراماتیک را در نظر گرفته‌ام.

یکی از تکنیک‌هایی که در این اجرا به کار گرفته‌اید و جزو دغدغه‌های همیشگی شماست استفاده از تکنیک‌های نمایش ایرانی مانند تعزیه و پرده‌خوانی است. مثلن مغول‌ها در این نمایش هم‌چون اشقیا در تعزیه رجز می‌خوانند و یا فصل پرده‌خوانی که جزو فصل‌های زیبای نمایش است.

من ملهم از تعزیه این‌ کار را کرده‌ام و مولوی نیز بسیاری از اشعارش برگرفته از اوزان تعزیه است؛ بنابراین این، هم ریشه در فرهنگ ما و هم در تعزیه دارد.

در بخش پرده‌خوانی کوشش من بر آن بوده تا نشان دهم این هنر در هر دوره‌ای موضوع خاص خود را داشته و مناسب با وقایع روز حرکت می‌کرده است.

در دوره‌ای داستان‌های شاهنامه‌ای، در دوره‌ای داستان‌های مذهبی و در دوره‌ای دیگر شکست و فروپاشی ایران موضوع آن بوده است.

معمولن شما به سراغ پروژه‌های بسیار بزرگ با تعداد بازیگران و اجراکنندگان زیاد می‌روید و این همه نیاز به مدیریت قدرت‌مندی دارد. سابقه مدیریتی شما به عنوان یک مدیر فرهنگی تا چه حد در مدیریت این پروژه‌های بزرگ تاثیر گذاشته است؟

حرفه کارگردانی فرماندهی است. من به کرات گفته‌ام در آموزش تاتر از سطوح پایین باید با این دید انجام شود و مدیریت نیروی انسانی آموزش داده شود. کارگردان اگر مدیریت نیروی انسانی نداشته باشد، نزدیک به ۷۰ درصد ویژگی‌های یک کارگردان را از دست می‌دهد.

من همیشه دنبال کارهای دشوار بوده‌ام. از نوجوانی بر این عقیده بوده‌ام. هم‌چنان که در نوجوانی منظومه «‌آرش کمانگیر‌« را کارگردانی کردم که شهامت خاص خود را می‌خواست. وقتی کاری بسیار آسان است، حوصله مرا سر می‌برد، هنری که من عاشق آن شده‌ام توانایی بسیار دارد.

زمانی «ژان کلود کاریر» وقتی اپرای مکبث را دید به من گفت فکر کنم حق با تو باشد و شکسپیر مکبث را برای نمایش عروسکی نوشته و من ثابت کردم زبانی که انتخاب کرده‌ام، زبان توانایی است. هنوز یک درصد آن‌چه در ذهن دارم چه برای نمایش عروسکی و چه صحنه‌ای عرضه نکرده‌ام.

شما معمولن با عروسک‌های ماریونت نخی، آثارتان را به صحنه می‌برید. آیا قصد دارید اشکال دیگری را نیز تجربه کنید یا با همین شیوه ادامه می‌دهید؟

من تا شیره چیزی را نکشم از آن دست بر نمی‌دارم. این روش هنوز جا دارد. من در سال ۶۴ در کتابی با نام «دنیای گسترده نمایش عروسکی» چون هنوز این تجربه را نداشتم به نقل از منابع خارجی عنوان کردم عروسک ماریونت مناسب نمایش‌های رمانتیک است، در حالی که چهار اثری که با این شیوه اجرا کرده‌ام، هیچ کدام رمانتیک نیست. پس می‌توان ادعا کرد ماریونت را غربی‌ها به صورت کامل نفهمیده‌اند. وقتی رستم و سهراب و عاشورا را در ایتالیا اجرا کردم بسیاری از نمایش‌گران عروسکی به من گفتند ما نمی‌دانستیم این شیوه چنین قابلیت‌های گسترده‌ای دارد.

آیا در دنیا شکلی با نام اپرای عروسکی وجود دارد؟

بله، مثلن در سالن بورگ؛ اما به روش غلطی این کار انجام می‌شود. دقیقن مثل آن‌که به جای فلان خواننده از عروسک آن استفاده کنیم.

آیا برنامه و پروژه‌ای برای اجرای اپرای انسانی و زنده دارید؟

این آرزوی من است و تمام تلاشم این بوده که این غفلت چندین ساله را از بین ببرم. تمامی اعتراض من این بوده که چرا اپرا از بین رفته و کسی دغدغه‌ای ندارد که اپرا از بین رفته است. این مثل آن می‌ماند که ما هنر سینما را فراموش کرده باشیم، در حالی که دارای نمایش موسیقیایی هم‌چون تعزیه هستیم. پس مردم ما به این هنر علاقه‌مند هستند و ما از آن غفلت کرده‌ایم. اما پیش نیاز آن تربیت خوانندگانی است که بازیگری بدانند.

استاد «محمدرضا شجریان» توصیه‌ای به همایون کرده بود که برای من بسیار جذاب بود، او گفته بود: «‌یک خواننده حتمن باید دوره‌ی بازیگری ببیند.»


 


فرورتیش / رادیو کوچه

lichar@koochehmail.com

امروز فهمیدیم همیشه لازم نیست از اینجا برای کسی لیچار حواله کنیم یا مسخره‌اش کنیم و ادا در بیاوریم. چون گاهی خود افراد همه این کارها را خودشان با خودشان می‌کنند و ما فقط برایتان نقل کنیم، کافی است.

آقای احمدی‌نژاد چند روز پیش کارکنان یک کارخانه تازه تاسیس سنگ‌آهن را گیر آورد و مخ‌شان را به کار گرفته تا از آنجا به پیام نوروزی آقای اوباما پاسخ بدهد. آن روز، آقای احمدی‌نژاد اسراییل را مورد خطاب قرار داد و از زدن تودهنی ایران به این کشور پرده برداشت.

ایشان گاهی حرف‌هایی می‌زنند که باعث خجالت ماست. من خیلی ناراحت هستم که آقای اوباما مجبور است ترجمه سخنرانی‌های آقای احمدی‌نژاد را بخواند و از ایشان عذرخواهی می‌کنم.


 


مقام‌های امنیتی عراق روز یک‌شنبه  از انفجار دو بمب در مقابل سفارت ایران در بغداد خبر دادند.

به گزارش رویترز صبح امروز (یک‌شنبه) انفجار سه خودروی بمب‌گذاری‌ شده منجر‌به کشته‌شدن دست‌کم ۳۰ نفر و زخمی شدن  ۱۶۸ نفر شد. پلیس عراق اعلام کرد که در بین آسیب‌دیدگان اتباع خارجی نیز دیده می‌شوند.

بر اساس این گزارش یکی از این خودروهای بمب‌گذاری‌شده در مقابل سفارت ایران واقع در مرکز بغداد و دو خودروی دیگر در برابر سفارت‌خانه‌های آلمان و مصر در خیابان‌های «لامیرات» در «حی‌المنصور» واقع در بخش غربی بغداد منفجر شده‌اند.

به گفته‌ی کاردار سفارت ایران در بغداد در پی وقوع این انفجار شیشه‌های سفارت ایران شکسته و خسارات سنگینی نیز به ساختمان سفارت و اقامت‌گاه وارد شد اما تلفات جانی نداشته است.

گفتنی است انفجارهای روز یک‌شنبه در حالی رخ می‌دهد که یک روز قبل ۲۵ نفر از ساکنان روستای صوفیه در جنوب عراق هدف حملات یک گروه تروریستی شده و کشته شدند.

به گفته‌ی منابع آگاه پس از برگزاری انتخابات پارلمان عراق که با پیروزی حزب سکولار به رهبری ایاد علاوی خاتمه یافت خشونت‌های زیادی از سوی برخی گروه‌های افراطی شیعه شکل گرفت.


 


حسین شیخ‌الاسلام مدیر‌کل بین‌الملل مجلس شورای اسلامی از سوی علی لاریجانی جانشین علی‌اکبر محتشمی‌پور دبیر‌کل دبیر‌خانه حمایت از انتفاضه فلسطین در مجلس شورای اسلامی شد.
به گزارش تارنمای خانه ملت روز یک‌شنبه در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی علی لاریجانی رییس مجلس حکم آقای شیخ‌الاسلام را که در هفتم فروردین‌ماه صادر شده بود به وی اعطا کرد.
منابع آگاه اظهار داشتند که تغییر علی‌اکبر محتشمی‌پور به دلیل مواضع این روحانی اصلاح‌طلب در حمایت از میرحسین موسوی نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفته است.


 


یک‌شنبه ۱۵ فروردین ماه – ۴ آوریل

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا :  اعظم

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3روزنگاشت – «شاعره‌ای به نازکی شیشه» – سال‌روز درگذشت «پروین اعتصامی» -  محبوبه

note3 بخش اول اخبار

note3رادیو لیچار – «احمدی‌نژاد گفت ایران به اسراییل تو‌دهنی ‌زده»- قسمت هجدهم -  فرورتیش

note3پرسه اجتماعی – «سفرهای نوروزی» – سیمین

note3آقای گجت – دامون

note3 بخش دوم اخبار

note3کافه مکس – مصاحبه با «بهروز قریب‌پور»




 


۲۳۳ نفر از نمایندگان مجلس شورای‌اسلامی با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به رییس قوه قضاییه خواستار رسیدگی به مفاسد مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی و فرزندانشان شدند.

به گزارش تارنمای الف، نزدیک به احمد توکلی نماینده اصول‌گرای مجلس- روز یک‌شنبه حسن غفوری‌فرد عضو هیت رییسه مجلس در جلسه علنی نامه ۲۳۳ نفر از نمایندگان مجلس را قرایت نمود.

در بخشی از این نامه آمده است: «هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند با صرف انتساب به این‌جانب یا دیگر مسوولان کشور خود را از حساب‌کشی معاف بشمارد. خواه متهم از مسوولان بلندپایه کشور باشد خواه فرزند مقامات باشند باید برخورد یک‌سان صورت گیرد».

نامه نمایندگان مجلس در حالی منتشر می‌شود که در روزهای اخیر خبرهایی از برگزاری قریب‌الوقوع دادگاه مهدی و فائزه هاشمی فرزندان آیت‌اله هاشمی‌رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری شنیده می‌شود.

متن کامل نامه نمایندگان به شرح زیر است:

محضر آیت‌اله صادق آملی لاریجانی

رییس محترم قوه قضاییه

با سلام و احترام

بر اساس اخبار موثق در مورد مبارزه با مفاسد دانه‌درشت‌ها فشارهایی متوجه جناب‌عالی شده است. از آن‌جا که مقام معظم رهبری در این مورد فرموده‌اند: «در امر مبارزه نباید هیچ تبعیضی دیده شود، هیچ‌کس به هیچ لحاظ دستگاهی نباید استثنا شود و هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند با صرف انتساب به این‌جانب یا دیگر مسوولان کشور خود را از حساب‌کشی معاف بشمارد. با فشار در هر جا و هر مسلک باید برخورد یک‌سان صورت گیرد.

در قوه قضاییه فرض است که در این مبارزه نفس‌گیر ولی مقدس با پایداری کار مبارزه را از بالا شروع کند چنان‌که در مواضع شما نیز آشکار است.

خواه متهم از مسوولان بلندپایه کشور باشد خواه فرزند مقامات باشند.

ما نمایندگان به مردم اطمینان می‌دهیم که در کنار رهبری دلسوز و مردم بصیر پشتیبان این جهاد قوه قضاییه خواهیم بود.


 


نشست سالانه‌ی جامعه بین‌المللی حقوق بشر (IGFM) در روزهای ۲۶ تا ۲۸ مارس در شهر بن آلمان برگزار شد. این نشست به بررسی وضعیت حقوق بشر در کشورهای ایران و مصر اختصاص داشت.

کارشناسان و کنش‌گرانی از این دو کشور در حوزه‌های مختلف حقوق شهروندی، از جمله در مورد اعدام، حقوق اقلیت‌های دینی و قومی سخنرانی کردند.

در دو روز نخست کنفرانس مسایل مربوط به ایران در پانل‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. درباره‌ی ایران افرادی چون «پترا آپهوف» اسلام‌شناس از کلن، دکتر ساشا دهقانی اسلام‌شناس از برلین،  علی بابایی مسوول «اتحاد برای ایران- آلمان»، دکتر مصطفی آزمایش سخن‌گوی دراویش نعمت‌الهی از پاریس، مینا احدی از «ائتلاف علیه اعدام»، دکتر مهین موسی‌پور از فرانکفورت،  نادر زاهدی، فعال مدنی از مونستر و دکتر بهروز خسروزاده از گوتینگن شرکت داشتند.

علاوه بر این عده، رضا پهلوی نیز جزو سخنرانان روزهای اول و دوم نشست بود. نام وی در فهرست از پیش منتشرشده‌ی «جامعه بین‌المللی حقوق بشر» قرار نداشت. هم‌چنین خانم پرستو فروهر جزو دعوت‌شدگان به این نشست بود اما ایشان بدلیل حضور از پیش اعلام‌نشده‌ی یکی از سخنرانان، از شرکت در نشست خودداری کرد.

بدون مشارکت مردم ثبات سیاسی پایدار نیست

مهندسی آگاهانه آینده بدون فهم گذشته و تاریخ ممکن نیست. رضا پهلوی شاهد دو جنبش مهم و سرنوشت‌ساز بوده است. جنبشی که سرنگونی حکومت پهلوی را در پی‌داشت و جنبشی که حکومت ولایی را به چالش می‌کشد.

رضا پهلوی در گفت‌وگو با دکتر جمشید فاروقی، رییس رادیو و آنلاین بخش فارسی دویچه وله نگاهی دارد به درس‌هایی از این تاریخ پر فراز و نشیب. این گفت‌وگو در حاشیه کنفرانس مطبوعاتی جامعه بین‌المللی دفاع از حقوق بشر در شهر بن آلمان انجام شده است.

آقای رضا پهلوی،  از این که دعوت ما را برای گفت‏وگو پذیرفتید، سپاس‏گزارم.  با توجه به این که ایام نوروز است، می‏توان گفت‏وگو را با یک پیام کوتاه نوروزی شروع کرد.

اولن از فرصتی که به من دادید تا بتوانم با شنوندگان‏تان در ارتباط باشم، سپاس‏گزارم. مجددن فرا رسیدن نوروز باستانی‏مان را به هم‏ میهنان‏‏ام چه در داخل کشور و چه در سرتاسر جهان تبریک می‏گویم و برای آن‏هایی که در خارج از کشور هستند، امیدوارم این آخرین نوروز ما در خارج از ایران باشد و بتوانیم نوروز را سال آینده در کشور آزاد شده‏ی خودمان جشن بگیریم.

آقای پهلوی، زمانی که مردم ایران در اعتراض به حکومت محمد‌رضا پهلوی به خیابان‏ها آمدند، شما یک جوان ۱۸ ساله بودید. آیا در آن زمان اخبار کوچه و خیابان به کاخ سلطنتی هم می‏رسید؟ یا این که شما اصلن در جریان این اخبار قرار نمی‏گرفتید؟

من درست یک روز بعد از پایان تحصیلات و گرفتن دیپلم مدرسه، عازم سفر به امریکا برای گذراندن یک دوره‏ی خلبانی در یک پایگاه نظامی در تگزاس شدم. این سفر در تابستان ۵۷ و حدود شش ماه پیش از خروج پدر و مادرم از ایران اتفاق افتاد. من اولین عضو خانواده بودم که از ایران خارج شدم و تا آن لحظه، به قول شما، شواهد خیابانی را ندیده بودم.

گرچه دو یا سه ماه بعد از آن، از خواهر و برادرم شنیدم. آن‏ها شعارهایی را که بر علیه پدرم داده می‏شد، بیشتر حس می‏کردند. من شخصن در جریان این تظاهرات نبودم. اما زمانی که امریکا بودم، اخبار و اطلاعات را به من هم در امریکا می‏رساندند.

اگر بخواهیم جنبش سبز را که جنبش اعتراضی و مدنی  امروز مردم ایران است، با جنبش آن روز ایران مقایسه کنیم، شما که در آن زمان جوان ۱۸ ساله‏ای بودید و امروز با یک تجربه‏ی سیاسی معین به آن گذشته نگاه می‏کنید، چه تشابهی میان این دو جنبش می‏بینید و ارزیابی‏تان از جنبش سبز چیست؟

تفاوت این دو از تشابه‏‏شان بیشتر است؛ یکی از فاکتورهای مهم این تفاوت هم  این است که اگر ۳۰ سال پیش مخالفین نظام و انقلابیون آن زمان می‏گفتند فعلن شاه برود بعد ببینیم چه می‏شود -که نتیجه‏ی آن وضعی شد که الان با آن مواجه هستیم- امروز ما فقط نمی‏گوییم که این نظام را نمی‏خواهیم و این نظام باید برود، در مقابل می‏گوییم که چه چیزی جای آن بیاید.

فکر می‏کنم این تفاوت بسیار مهم است. چون بهای سنگینی که مردم ایران در نتیجه‏ی انقلاب ۵۷ پرداختند و عواقب آن تا امروز هم برای همگان مشهود است، این اجازه را به ما نمی‏دهد که بار دیگر بی‏حساب و بدون شناختن این که دقیقن گزینه‏ی مقابل این نظام چیست، حرکت کنیم. برای این که راه بازگشت به مسیری که مملکت ما باید داشته باشد هموار شود، این گزینه را باید کاملن روشن بیان کرد.

اما از نظر ماهیت جنبش سبز؛ شاید به عنوان مهم‏ترین فاکتور بتوانم بگویم که جنبش سبز که امروز به دست نسل امروزی ایران دارد معرفی می‏شود، یک تحول عمیق سیاسی‏ در جامعه، هم از نظر ذهنیت، هم از نظر فرهنگی و هم از نظر هدف است که هیچ وقت سابقه‏اش را در تاریخ ایران، به خصوص به مفهوم تحولات سیاسی ایران نمی‏شناختم. در چند پارامتر مختلف:

اولین پارامتر این است که برای من کاملن روشن است که اکثریت این افراد و به خصوص جوانانی که در این جنبش شرکت می‏کنند، نه تنها ارزش آزادی را درک کرده‏اند، بلکه می‏دانند برای این آزادی باید بهایی پرداخت که می‏پردازند، تا پای جان حتی.

پارامتر دوم ماهیت کثرت‏گرای این جریان است. حرکتی که همه‏گونه عقیده را در داخل خود می‏بیند، می‏پسندد و قبول دارد. اما زیر بار هیچ حزب، عقیده یا گروه خاصی نمی‏خواهد برود و از این لحاظ خود را محدود به یک ایدئولوژی و یا یک گروه و هدف نمی‏بیند.

سوم این که این حرکت، حرکتی نیست که نیاز به قیم، معلم یا کسی که برای‏شان طوماری ببافد، داشته باشد. در عمل می‏داند به کجا می‏خواهد برود، اما نیازمند کمک و پشتیبانی هم هست.

این نکته مانع خواهد شد تا نماد رهبری شکل بگیرد- تا زمانی که نماد رهبری شکل نگیرد هرگز به آرزوهای ملی نخواهیم رسید. تمام تاریخ بشری و تمام تاریخ طبیعی همه موجودات جهان نشان می دهد تا یک رهبری درمیان نباشد حتا یک کندوی زنبور یا یک لانه مورچه هم نمی‌تواند شکل بگیرد. آیا ۵۰۰ میلیون هندی، یا میلیون‌ها نفر در چین با تمام جمعیت خویش بدون گاندی ویا مائو قادر بودند به مقصد برسند، آیا سیاهان آمریکا بدون مارتین لوترکینگ قادر به چنین آزادی می‌رسیدند که امروز یک سیاه‌پوست در کاخ سفید باشد؟ آیا فرانسه بدون دوگل قادر بود فرانسه اشغال شده را از چنگ نازی‌ها نجات بدهد. (البته این‌را نگفتم تا آقای جهان‌شاهی پول بگیرد و مقاله خودش در این راستا را که نوشته من مثل دوگل عمل می‌کنم را برای مردم حساب‌سازی کند).

از این لحاظ، در باب آزادی‏خواهی، در باب کثرت‏گرایی، در باب این که یک خواسته‏ی عمومی را بیان می‏کند، فکر نمی‏کنم تا به‏حال حرکتی داشته‏ایم که در داخل آن بزر‏گ‏‏ترین پهنه‏ی شرکت نیروهای مختلف  فکری و عقیدتی را بتوان دید که در یک موضع خاص و در مقابل یک مشکل عام که همانا ماهیت نظام کنونی است، با هم هم‏بسته هستند.

به نظر من، این یکی از بهترین و شاید طلایی‏ترین فرصت‏ها است و حتی به نوعی هدیه‏ای بود به مردم ایران که از این فرصت بهترین استفاده را بکنند.

وقتی به شرایط ۳۱ سال پیش نگاه می‏کنیم، برخی تحلیل‏گران بر این باورند که بخش عمده‏ی دلایل حرکت به سمت انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی، محصول خطاهایی است که محمد‌رضا پهلوی در آخرین سال‏ها و یا حتی در تمام مدت زمام‏داری خود مرتکب شده بود. ارزیابی شما در این باره چیست؟

مسوولیت را فقط بر عهده و گردن یک فرد انداختن، به نظر من، برخورد زیاد معقولی نیست. کما این که بسیاری از کسانی که آن زمان از مخالفین نظام پدرم بودند و  به خصوص افرادی که در بخش‏های جناح چپ ایران آن دوران قرار می‏گرفتند، با  نگاه و بازنگری بی‏طرفانه‏ای به آن داستان، معتقدند که همه چیز را نباید سیاه و سفید دید و مقداری از بار مسوولیت به گردن خو‏دشان  هم بوده و هست.

فاکتورهای خارج از ایران را هم که درنظر نگیریم، به هرحال به نظر من به دور از انصاف است که بگوییم تمام عواقب و تقصیرها بر عهده‏ی یک نفر و تنها یک نفر بوده است. از این لحاظ من معتقد نیستم که نکته‏ای که عنوان می‏کنید، باور اکثریت باشد.

در این که یک سلسه تصمیمات گرفته شد و یا اقداماتی در گذشته صورت گرفت که فاکتوری در بحرانی شدن وضعیت بود، بحثی نیست. من هم در این مورد هیچ مخالفتی ندارم.

اما مساله این است که که عواقب و نتیجه ما را به کجا رسانده است و به نظر من، اهمیت موضوع در این  است که امروز که ما در این موقعیت قرار گرفته‏ایم، چه‏کار می‏خواهیم بکنیم؛ آیا می‏خواهیم برخوردمان نسبت به مسایل امروزی و آینده‏ی ایران بر اساس تجربیات و درگیری‏های ۳۰، ۴۰ و یا ۵۰ سال پیش مملکت باشد و می‏خواهیم مانند همان زمان برخورد کنیم، یا این که نیازمند اقداماتی هستیم که مربوط به شرایط امروز است؟ گرچه می‏دانم که خیلی‏ها خواهند گفت که باید از گذشته تجربه گرفت. بسیار خُب! همه‏ی ما تجربیاتی را یافتیم.

اما به نظر من، امروز رسیدن به آزادی و رسیدن به جامعه‏ای مبتنی به حقوق بشر و رسیدن به نظامی که بتواند تضمین کننده‏ی حقوق و آزادی افراد باشد -که به اعتقاد من تنها یک نظام دمکراتیک بر مبنای سکولاریسم، یعنی جدایی مشخص دین از حکومت، می‏تواند آن آینده را برای مردم ایران فراهم کند- دغدغه‏ی مشترک جریانات مختلف سیاسی است که هیچ ربطی به شرایط و اوضاع ۵۰ سال پیش مملکت ندارد. نه ربطی به حکومت گذشته دارد و نه حتی ربطی به حکومت حال.  ولی وضعیتی است که باید برای آینده‏ی کشورمان جست‏وجو کنیم. حال از هر دریچه‏ی اندیشه‏ای و ایدئولوژیکی که بخواهیم نگاه کنیم.

بنابراین خلاصه  و مختصر، همه‏چیز بستگی به این دارد که آیا ما می‏خواهیم جزیی از راه‏حل باشیم و یا جزیی از گرفتاری؟ آیا می‏خواهیم بحث‏های پیش‏پا افتاده‏ی غیرمربوط به اوضاع کنونی مملکت را برای نسلی که اصلن دیگر کاری به آن جریان ندارد (چون نصف جمعیت امروز کشور ما حتی زمان انقلاب به دنیا نیامده بودند، چه برسد به این که بخواهند  قضیه‏ی نیم‏قرن پیش را طرح کنند) مطرح کنیم یا به وضعیت آنی و آن‏چه جلوی پای آنان است، بپردازیم؟

جامعه‏ی امروز ایران نیازمند آن است که کسانی که مدعی آزادی‏خواهی و دمکراسی‏خواهی هستند، بگویند در این مورد چه‏کار می‏خواهیم انجام بدهیم و چه هزینه‏ای را حاضریم بپذیریم. فکر می‏کنم موضوع و سوال اصلی برای اکثریت مردم ایران، به خصوص نسل کنونی، بیشتر این مسایل باشند.

در بسیاری از موارد، آدم‏ در لحظات تنهایی، وقتی به گذشته نگاه می‏کند و به آینده می‏اندیشد، فکر می‏کند شاید اگر خودش در موقعیتی بود که بتواند تصمیم بگیرد، یک سری کارها را حتمن انجام می‏داد و یک سری کارها را حتمن انجام نمی‏داد. می‏دانم که سوال سختی است، اما اگر شما در چنین موقعیتی بودید؛ یعنی زمان را به آن دوران برگردانیم و در شرایطی که شما دیگر یک جوان ۱۸ ساله نیستید و با تجربه‏ی سیاسی امروز به قدرت و شرایط سیاسی جامعه نگاه می‏کنید و توان تصمیم‏گیری و انجام اقداماتی را دارید، حتمن چه کارهایی را انجام می‏دادید که فکر می‏کنید پدرتان آن‌ها را انجام نداد و چه کارهایی را شما قطعا انجام نمی‌دادید که پدرتان در آن هنگام انجام داد؟

سوال شما مستلزم پاسخی نسبتن مفصل و طولانی است و به هرحال سوالی فرضی است که شرایط آن در آینده‏ی کشور قابل تکرار نیست که بگوییم بر مبنای همان شرایط بتوان تصمیمات متفاوتی گرفت. نوار را به عقب برگرداندن شرایطی است که شاید قابل تصور نباشد.

اما اگر صرفن از نظر تئوریک این سوال را می‏کنید؛ مساله‏ی عمده در آن زمان، ناهماهنگی پیشرفت اقتصادی با لیبرالیزه شدن جامعه، یعنی آزادی‏های بیشتر سیاسی بود. حال این که چه فاکتورهایی باعث به وجود آمدن این شرایط شد، من توضیحات و نظر خودم را مفصلن در قالب کتابی که سال پیش به نام «زمان انتخاب»، البته به زبان فرانسه منتشر شد، بیان کرده‏ام.

این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده و به زودی در دست‏رس همگان قرار خواهد گرفت و نهایتن روی تارنمای‏ام خواهم گذاشت. شاید این کتاب به شکل مفصل‏تری پاسخ سوالی را که از من پرسیدید، داده باشد و من شنودگان و خود شما را بیشتر به آن مطالب رجوع خواهم داد. منتها ترجیح می‏دهم، اگر اجازه بدهید، توجه را بیشتر به مسایل آنی و عینی کشور ببریم.

مساله‏ی نقض حقوق بشر در ایران، همان‏طور که می‏دانید، دغدغه‏ی درازمدت مردم است. اما در حال حاضر چند مساله‏ی مشهود و ملموس را داریم؛ از قدیمی‏ترین زندانی سیاسی‏مان، آقای امیرانتظام گرفته که نپذیرفت توبه‏نامه‏ای را امضا کند و هم‏چنان تحت‏نظر است، از آیت‏اله بروجردی که در زندان شکنجه شده و این همه به او بی‏عنایتی شده تا آخرین گروه روزنامه‏نگاران و خبرنگاران ایرانی که در ترکیه پناهنده شده‏اند و در وضعیت اسفناکی به‏سر می‏برند و…

راست‏اش را بخواهید دغدغه‏های آنی من بیشتر این مسایل هستند تا این که بخواهم به مسایل احتمالی یا فرضی‏ای برگردم که در قبل بوده است. من فکر می‏کنم ما الان باید به خصوص راجع به این مسایل دقت کنیم.

اگر می‏پرسید درسی که من از گذشته آموخته‏ام چیست؟ این است که من مشکل می‏بینم و برای همین می‏گویم که افراد و آحاد جامعه و شهروندان، فراتر از ساختارهای حکومتی و فراتر از اتکا به نهادهای حکومتی و دولتی، برای حفظ  دمکراسی، نهادهای دمکراتیک و توسعه و پرورش این نهادها، باید مسوولیتی در خودشان ببینند.

هرگاه آگاهی نباشد و اهرم‏هایی وجود نداشته باشند که به نسل‏های بعدی یک فرهنگ سیاسی و شیوه‏ی برخورد را در جهت جلوگیری از تبعیض و تفکر منفی در جامعه دایم آموزش ندهد، اصولن ما مساله‏ی دمکراسی و حقوق بشر را همیشه تق ولق خواهیم دید.

اساس دمکراسی پشتیبانی از حقوق بشر است. بدون حقوق بشر، دمکراسی اصلن  مفهومی نخواهد داشت. از طرف دیگر، در نبود دمکراسی نمی‏توان به حقوق بشر دست یافت. بنابراین مهم مشارکت مردم و تصمیم مردم است. چون دمکراسی نهایتن به معنای حاکمیت مردم است، تصمیم را مردم می‏گیرند و میزان صندوق رای  و رای اکثریت مردم است، ضمن این که حقوق اقلیت‏ها هم حفظ شود.

این‏ها دیگر الفبای دمکراسی است و اصولی است که در تمام دنیا می‏تواند رعایت شود و ربطی هم به فرهنگ یا تمدن خاصی ندارد. همان‏طور که اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر استانداردی را وضع می‏کند که دیگر موضوع این نیست که اگر ما تبتی یا ونزوئلایی، کره‏ای، سوئدی و یا ایرانی باشیم، به خاطر این که از یک فرهنگ و مذهب خاصی هستیم قوانین فرق کند.

من این‏ها را به عنوان اصول و پایه قرار می‏دهم و اگر بخواهم به عنوان نماینده‏ی نسل خودم، با دیدی که نسبت به نسل پیشین‏ام دارم و نگاهی که نسبت به نسل بعدی دارم، پل ارتباطی‏ای را برقرار کنم و تجربیات خودم را در اختیار بگذارم، ترجیح می‏دهم دولتی متوسط اما مشروع  داشته باشیم که بر اساس مشارکت مردم پایه‏ریزی شده است، تا دولتی که بسیار خوب عمل کند، اما مردم در آن هیچ احساس مشارکتی نداشته باشند.

چون اگر آن بار مشارکت و مشروعیت نباشد، اساسن جامعه خود را جدا می‏بیند. علی‏رغم این که ممکن است خیلی کارها هم در آن مملکت صورت گرفته باشد.

اگر از این زاویه به نظام پیشین نگاه کنیم، خیلی‏ها که حتی جزو مخالفین آن رژیم بوده‌اند، می‏گویند که ما منکر آن نیستیم که در آن مملکت خیلی کارها انجام گرفت، اما در نبود فضای باز سیاسی، ما خود را جدا از حکومت می‏دیدیم و اجبارن در مخالفت با آن قرار گرفتیم و نهایتن این مساله به ضرر مملکت تمام شد.

حال این که تمام بار مسوولیت با شخص پدرم بوده است یا نه، قضاوتی است که هم تاریخ خواهد کرد و هم دیگران. من برای این که کاملن غیراحساسی به قضیه برخورد کنم و تا آن‏جا که می‏توانم پراگماتیک نگاه کنم، نمی‏گویم که باری از مسوولیت به گردن پدر من نبوده، اما این که امروز بگوییم تمام تقصیرها فقط به گردن یک نفر بوده و بس، به نظر من دور از واقعیت و دور از انصاف خواهد بود.

به هرحال همگی ما باید از تجربیات‏مان در جهت  مثبت استفاده کنیم. این وظیفه‏ای است که‏ امروز بر عهده‏ی چه نسل پیشین و چه نسل من، قرار دارد. آنان باید تجربیات خود را در اختیار نسل امروزی ایران بگذارند تا واقعن بتوانیم به خواسته‏ی دیرینه‏ای که از زمان انقلاب مشروطیت تا امروز داشته‏ایم، برسیم و بتوانیم کشورمان را در مسیر ترقی، پیشرفت، مدرنیته و آن‏چه که تضمین‏کننده‏ی حقوق انسانی و سیاسی ما در آینده، آن هم در قالب یک نظام دمکراتیک عرفی باشد، قرار بدهیم.

منبع:دویچه وله


 


طرحی از محسن امین‌زاده یادگار ساعات بازجویی در اوین

دل‌مشغولی‌های ساعات بازجویی محسن امین‌زاده – تابستان ۱۳۸۸ – اوین - نقاشی روی پوشه زیردستی با خودکار مشکی روی مقوای پوشه

منبع


 


مریم / رادیو کوچه

maryam@koochehmail.com

  • 1925 میلادی – پروفسور «آرتور پوپ» (تولد ۱۸۸۱ و وفات در ۱۹۶۹ و مدفون در اصفهان) ایران‌شناس بنام، چهارم آوریل ۱۹۲۵ اعلام کرد که ایرانی‌ها نخستین مردمی بوده‌اند که از زمان داریوش بزرگ «آموزش و پرورش میهن‌دوستی» را ابتکار و در مدارس به نوجوانان تدریس می‌کردند و در طول هزار سال نخست، روش تدریس این ماده درسی به صورت نمایش بود تا در ذهن نوجوان نقش بندد و در تمامی وجود او استقرار یابد. پروفسور پوپ در سخنرانی خود در دانشگاه کالیفرنیا گفته بود که ایرانی‌ها پیش از یونانی‌ها و ملت‌های دیگر دارای دبستان و کودکستان بودند. یونانی‌ها آکادمی تدریس علم و ادبیات و فلسفه برای بزرگسالان دایر کرده بودند، ولی ایرانی‌ها با الهام از آموزش‌های زرتشت به تاسیس مدرسه برای پنج‌ساله‌ها و بالاتر اقدام کرده بودند و در این مدارس آموزش میهن‌دوستی و اخلاق و تندرستی (ورزش و بهداشت) بر علم و ادبیات ترجیح داشت.
  • ۱۹۴۲ میلادی – هزاران زن لهستانی که پس از تصرف کشورشان به شوروی منتقل و سپس به‌عنوان آواره به ایران فرستاده شده بودند، در «دوشان تپه» و چند نقطه دیگر در خارج از شهر تهران اسکان داده شدند. این زن‌ها سال‌ها و برخی از آنان برای همیشه در ایران ماندند. از همین زمان کارکردن زنان در رستوران‌ها و بارهای ایران امری عادی شد، زیرا بیشتر آنان به این کار روی آورده بودند.
  • ۱۳۲۲ خورشیدی –  «الهیار صالح» وزیر دارایی وقت و شخصیتی مورد احترام و علاقه مردم، به نشانه اعتراض به اختیارات فراوانی که مجلس به دکتر «میلسپو» مستشار مالیه ایران داده بود و به روش کار او، از سمت خود کناره‌گیری کرد و پس از رسیدن این خبر به بازار تهران، بازاری‌ها و کسبه پایتخت دست از کار کشیدند و در میدان بهارستان اجتماع کردند و نمایندگان خود را برای مذاکره با مجلسی‌ها معرفی و خواهان لغو اختیارات میلسپو شدند و تهدید کردند که تا این‌کار صورت نگیرد و صالح اعلام رضایت نکند بازار و مغازه‌ها را باز نخواهند کرد.
  • ۱۹۷۵ میلادی – شرکت «مایکروسافت» که اینک هر سال بیش از ۴۵ میلیارد دلار درآمد دارد و دارای ۷۶ هزار کارمند در بیش از یک‌صد کشور است، ۳۵ سال پیش توسط دو جوان در شهر آلبوکرکی آمریکا تاسیس شد. موسسان آن «بیل گیتس» در آن زمان ۲۰ ساله و «پال آلن» در آن زمان ۲۳ ساله بودند. بیل گیتس اینک با داشتن پنجاه میلیارد دلار ثروت شخصی، ثروتمند اول جهان است. راز پیشرفت او ابتکار و ایستادگی بود.
  • ۱۹۶۸ میلادی –  «مارتین لوتر کینگ» از چهره‌های درخشان مبارز سیاه‌پوست امریکا به دست یک سفیدپوست نژادپرست به‌قتل رسید. وی در شهر ممفیس ایالت تنسی هنگامی‌که برای سخنرانی آماده می‌شد و به اتفاق «جسی جکسون» از مبارزان جنبش حقوق مدنی به بالکن هتل محل اقامت خود رفته بود، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
  • ۱۹۷۳ میلادی – گشایش رسمی مرکز تجارت جهانی در این روز.
  • ۱۳۲۰ خورشیدی –  «رخشنده اعتصامی» مشهور به «پروین اعتصامی» شاعر گران‌قدر ایرانی در ۳۵ سالگی درگذشت. او در مدرسه آمریکایی‌ها تحصیل کرد، اما همواره یک زن شرقی باقی ماند. پروین از چنان تبحری در تکلم زبان انگلیس برخوردار شد که پس از فراغت از تحصیل به مدت دو سال ادبیات انگلیسی و فارسی را در همان مدرسه تدریس کرد. شعر پروین بیش از آن‌که شخصی باشد و افکار و احساسات او را بیان کند حاکمان و زورمداران را مخاطب قرار می‌دهد. قدرت طبع او در شرح و وصف طبیعت و نمایش احساسات انسانی به‌‌خوبی در اشعارش مشهود است. «دیوان اشعار پروین» ارزشمندترین اثر اوست.
  • ۱۸۱۸ میلادی –  تصویب طرح پرچم آمریکا توسط کنگره آمریکا.
  • ۱۳۲۰ خورشیدی -  زادروز «رضا شفیعیان» نوازنده سنتور.

 


به گزارش خبرگزاری نیمه رسمی فارس مرتضا بختیاری با اعلام این خبر افزود: «برای تشکیل دادسرای ویژه ایرانیان خارج از کشور هماهنگی‌های لازم به عمل آمده است و مشکل خاصی وجود ندارد.»

وی با بیان این‌که روسای دادگستری و دادستانی تهران در این زمینه آمادگی خود را اعلام کردند تصریح کرد: «۲ شعبه دادگاه بدوی، ۲ شعبه دادگاه تجدیدنظر و تعدادی شعب دادیاری با اهتمام دادستان تهران در یکی از نواحی دادسرا به امور ایرانیان خارج از کشور اختصاص خواهد یافت.

این وزیر دولت ایران در ادامه اظهار داشت: « مساله ایرانیان خارج از کشور دارای ابعاد ملی است و باید آن را به طور جد پی‌گیری کنیم.‌«

اظهارات آقای بختیاری در حالی بیان می‌شود که بر اساس گزارش‌ها پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران شمار زیادی از ایرانیان از کشورخارج شدند و مقام‌های قضایی آن‌ها را تهدید به پی‌گرد کرده بودند.


 


آرتین غضنفری از شهروندان بهایی روز گذشته (شنبه) از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش رهانا آقای غضنفری که در تاریخ ۲۵ دی ماه همراه همسرش ژینوس سبحانی  بازداشت شده بود پس از حدود ۸۰ روز از زندان آزاد شد.

پیش از این قاضی پرونده حکم آزادی موقت آرتین غضنفری،‌‌ با قرار وثیقه را صادر کرد اما بازپرس پرونده از آزادی وی ممانعت به عمل آورده بود. ابتدا قرار وثیقه مقرر برای وی  ۳۰ میلیون تومان اعلام شد ولی در ادامه این مبلغ به ۵۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد.

گفتنی است  بازداشت این شهروند بهایی در حالی صورت گرفت که او هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نداشت و در زمینه عکاسی و موسیقی به شکل حرفه‌ای فعال بود.

در روزهای ۱۳ دی‌ و ۲۱ بهمن‌ماه تعداد زیادی از شهروندان بهایی در تهران بازداشت شدند که از میان آنان تنها پیام فناییان هنوز در بازداشت  به سر می‌برد.


 


برخی از نزدیکان آیت‌اله کاظمینی بروجردی از روحانیون زندانی مخالف دولت ایران از ممنوعیت ملاقات وی در زندان خبر می‌دهند.

به گزارش سنی نیوز، مامورین زندان دیروز (شنبه) به وی اعلام کردند که تا اطلاع ثانوی ممنوع‌الملاقات خواهد بود.

بر اساس این گزارش آقای بروجردی که روز پانزدهم مهر سال ۸۵ از سوی نیروهای انتظامی دست‌گیر شد بیش از سه سال است که در زندان اوین به سر می‌برد.

ممنوع‌الملاقات شدن  این روحانی مخالف نظام در شرایطی صورت می‌گیرد که وی در معرض نابینایی قرار گرفته است و از بیماری‌های خطرناکی از جمله تنگی نفس، نارسایی‌های قلبی و کلیوی رنج می‌برد و به گفته‌ی پزشکان زندان وی نیاز ضروری به انجام معالجات پزشکی در بیمارستان دارد.


 


تیم فوتبال پرسپولیس تهران پس از شش بازی در لیگ برتر فوتبال ایران برابر تیم سایپا تن به شکست داد.

در آغاز هفته سی‌ام نهمین دوره رقابت‌های فوتبال لیگ برتر ایران  از ساعت ۱۹:۵۰ دقیقه روز گذشته (شنبه) دو تیم سایپا و پرسپولیس به قضاوت محسن ترکی و در حضور کمتر از ۱۵ هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی به مصاف هم رفتند که در پایان تیم سایپا موفق شد با دو گل کریم انصاری فرد و مهدی خیری از سد پرسپولیس عبور کند.

هم‌چنین تیم پرسپولیس در دقیقه ۳۷ به خاطر خطای ابراهیم میرزاپور روی هادی نوروزی صاحب ضربه پنالتی شد اما ضربه محسن خلیلی را میرزاپور مهار کرد.

پرسپولیس با قبول این شکست هم‌چنان با ۵۰ امتیاز در رده سوم جدول رده بندی قرار دارد سایپا نیز با ۳۸ امتیاز به رده هشتم جدول رده بندی صعود کرد. ادامه دیدارهای این هفته امروز برگزار خواهد شد.


 


دادگاه فرزندان هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت، بهار امسال برگزار می‌شود.

به گزارش رهانا، به دنبال فشار بخش‌های تندرو و افراطی حاکمیت برای محدود‌کردن بیشتر هاشمی رفسنجانی و ایراد اتهامات متعدد به فرزندان وی، فرزندان هاشمی‌رفسنجانی اواخر زمستان گذشته آمادگی خود را برای دفاع در دادگاه صالحه اعلام کرده بودند.

به گزارش جرس، هنوز مشخص نشده است که دادگاه فوق‌الذکر، بصورت علنی برگزار خواهد شد یا خیر.

لازم به ذکر است علیرضا آوایی، رییس کل دادگستری استان تهران، چهارشنبه ۱۹ اسفند گذشته (۱۰ مارس) به خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا گفته بود که برای رسیدگی به اتهامات مهدی و فائزه هاشمی، پرونده‌ای در دادسرای عمومی و انقلاب تهران تشکیل شده است.

غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور نیز ادعا کرده بود: «در صورتی که علیه مهدی هاشمی، شکایتی مطرح شود دادستان تهران باید بسرعت به آن رسیدگی کند تا یک بار برای همیشه به حرف‌ها و حدیث‌ها در این زمینه پایان داده شود.»

منبع


 


پویان فخرایی

محمد‌صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه، در حرکتی نمایشی به قم سفر کرد و با اکثر مراجع مطرح شیعه ساکن این شهر دیدار کرد. به گفته‌های خبرگزاری‌ها او در این سفر با آیات عظام صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، وحید خراسانی، جوادی آملی، مکارم شیرازی، سبحانی و نوری همدانی دیدار کرد.

به گفته‌ی آگاهان، این سفر یک قدرت‌نمایی از سوی برادران لاریجانی در برابر محمود احمدی‌نژاد است که پیش از این به قم سفر کرده بود و تنها مراجع تقلید نزدیک به حکومت، نوری همدانی، سبحانی و مکارم شیرازی، با او دیدار کرده بودند.

صادق لاریجانی در تعطیلات نوروز و در زمانی که هیچ اتفاق مهمی در کشور رخ نداده است و تنها به فاصله‌ی دو هفته بعد از سفر شکست خورده‌ی احمدی‌نژاد، با چهار مرجع مطرح حوزه‌ی علمیه قم، دیدار کرد. آیات عظام صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، وحید خراسانی و جوادی آملی که حاضر به پذیرفتن احمدی‌نژاد نشده و او را به بیت خود راه نداده بودند، با صادق لاریجانی دیدار کردند.

احمدی‌نژاد در آخرین روزهای اسفند در سفری به قم قصد داشت تا با استفاده از رسانه‌های خبری حکومتی، حمایت مراجع تقلید از خود را به نمایش بگذارد و برای اطمینان از این  امر نماینده مقام رهبری نیز سعی در سفر به قم خواستار پذیرش وی از سوی مراجع شده بود اما تمام این تلاش‌ها شکست خورد و درخواست نماینده آیت‌اله خامنه‌ای با جواب صریح علمای قم روبرو شد.

هم‌جنین نایب رییس جامعه اسلامی مهندسین که از حامیان احمدی‌نژاد به شمار می‌رود خبر داده بود برخی از مراجع قم به برگزاری مراسم رقص و نمایش‌های مختلف تحت عنوان جشن نوروز در حضور رییس دولت دهم و روسای جمهور چند کشور دیگر، شدیدن اعتراض کردند. این در حالی است هیچ عکسی از این مراسم در خبرگزاری‌های رسمی منتشر نشده است و حامیان دولت مخالفان خود را به فرستادن این عکس‌ها برای مراجع با قصد تخریب دولت متهم می‌کنند.

صادق لاریجانی فرزند آیت‌اله آملی از مراجع معروف شیعه است و هم‌چنین  داماد آیت‌اله وحید خراسانی نیز می‌باشد. او تا پیش از رسیدن به مقام ریاست قوه قضاییه در حوزه‌ی علمیه مشغول به تحصیل در سطوح عالی و تدریس بوده و هیچ پیشینه‌ی اجرایی ندارد.

هم‌چنین برادر او علی لاریجانی نماینده شهر قم و رییس مجلس شورای اسلامی است. علی لاریجانی هم‌چنین داماد استاد مرتضی مطهری از مشهورترین روحانیون نو اندیش در حوزه علمیه می‌باشد و به همین دلیل این دو برادر پایگاه و نفوذی وسیعی در حوزه‌ی علمیه ی قم دارند. در حالی که قوه‌ی زیر ریاست علی لاریجانی پیش از تعطیلات نوروز رد درخواست دولت برای در افزایش دوبرابری اعتبارات هدف‌مند‌سازی یارانه‌ها را رد کرده بود و متعاقب آن ادعای مشاورین روحانی احمدی‌نژاد نظیر‌ رسایی و میر تاج‌الدینی مبنی بر عدم اجرای طرح هدف‌مند‌سازی توسط احمدی‌نژاد بدون تصویب بودجه دل‌خواهش، این سفرها را از سوی ناظران سیاسی وزن‌کشی و قدرت‌نمایی احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی علیه یک‌دیگر در مهم‌ترین پایگاه حکومت محسوب می‌شود.

………………..

رادیو کوچه:

مطلب‌های بخش وبلاگستان به نقل از نامه‌های رسیده و یا وب‌لاگ‌هایی است که با درخواست از طریق پست الکترونیکی برای انتشار به این رسانه ارسال می‌شوند. بدیهی است که انتشار این مطلب‌ها فقط در راستای حرکتی در جهت جریان آزاد رسانه‌ای است و به هیچ وجه به معنای تایید آن نیست. این مطلب‌ها با انتشار در این بخش می‌تواند توسط کسانی که نقدی بر آن دارند مورد نقد واقع شود.


 


صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) طی یک فراخوان عمومی از رسانه‌های ایران دعوت نموده تا در جایزه  منطقه‌ای رسانه یونیسف با موضوع «حقوق کودکان» شرکت کنند.

یونیسف اعلام کرده که  به گزارش‌های برتر درباره وضعیت و مسایل کودکان در خاورمیانه و شمال آفریقا در پنج رشته تلویزیون، رادیو، مطبوعات٬ عکس و آن لاین (وب سایت‌ها) جایزه  تعلق می‌گیرد.

گفته می‌شود که همه آثار باید  بین  ۱۵ شهریور ۱۳۸۸ تا ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ در رسانه‌های خاورمیانه و شمال آفریقا یا در سطح جهانی  چاپ شده، بر روی اینترنت قرار گرفته و یا روی آنتن رفته باشند.

گفتنی است هر دفتر یونیسف در کشورهای‌ خاورمیانه و شمال آفریقا، ضمن مشاوره با دفتر  منطقه‌ای یونیسف نامزد نهایی را در هر چهار رشته انتخاب خواهد کرد. برندگان  توسط هیت داوران نهایی انتخاب خواهند شد و اسامی آنان در آبان ۱۳۸۹ در  گرده‌همایی منطقه‌ای یونیسف برای رسانه‌ها اعلام می‌شود.


 


مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات روز یک‌شنبه ایران:

روزنامه آفرینش

  • وزیر تعاون: «افراد بیکار در سایت وزارت تعاون ثبت نام کنند».
  • لاریجانی: «راه اجرای عدالت از دریچه قانون‌مند زیستن محقق می‌شود».

روزنامه ایران

  • رییس جمهور ظرفیت پیشرفت کشور را ۳ برابر وضعیت کنونی عنوان کرد؛ همه برای ساختن ایران آستین بالا بزنند.
  • رییس ستاد حمل و نقل و مدیریت مصرف سوخت: «گازوییل و CNG به زودی سهمیه‌بندی می‌شود».

روزنامه ابتکار

  • حکیم، برگ برنده تشکیل دولت در عراق.
  • رییس شورای نظارت بر صدا و سیما: «سازمان زیر بار نظرات ما نمی‌رود».

روزنامه تفاهم

  • ۶۰ لیتر حداقل سهمیه ماهانه بنزین در سال ۸۹٫
  • دعوت وزیر تعاون از افراد جویای شغل و مسکن: «به وزارت تعاون بیایید».

روزنامه تهران امروز

  • مخالفت مجلس با رفراندوم یارانه‌ای.
  • پایان داستان مونوریل.

روزنامه جام جم

  • طرح تعدادی از نمایندگان برای اصلاح قانون یارانه‌ها.
  • دماسنج بورس، رونق اقتصادی را نوید می‌دهد.

روزنامه جمهوری اسلامی

  • حماس خواستار مداخله جامعه بین‌المللی برای جلوگیری از حمله به غزه شد.
  • کرزای: «آمریکا رویای تصرف کامل افغانستان را در سر دارد».

روزنامه خراسان

  • کارنامه ناموفق نظام آموزش فنی و حرفه‌ای در تربیت نیروی ماهر.
  • شاخص بورس پس از ۵ سال از مرز ۱۳ هزار واحد گذشت.

روزنامه دنیای اقتصاد

  • تکرار رکود تاریخی بورس.
  • رییس کمیسیون ویژه مجلس خبر داد: «احتمال تاخیر در هدف‌مند‌سازی یارانه‌ها».

روزنامه فرهیختگان

  • مخالفت نمایندگان با رفراندوم.
  • البرادعی مردی برای تغییر مصر.

روزنامه کیهان

  • سیا در ارزیابی ۲۰۰۹ اعتراف کرد؛ خودکفایی کامل ایران در تولید و صدور موشک‌های بالستیک.
  • معاون وزیر نیرو: «قیمت برق تا اطلاع ثانوی تغییر نمی‌کند».

روزنامه همشهری

  • معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران خبر داد: «اعتبار مجوز طرح ترافیک سال ۸۸، تا آخر فروردین».
  • بلیت اتوبوس از ۲۰ فروردین فقط الکترونیکی.

 


سام شریف / رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

«تونیا ولی اوغلی» قهرمان شنا قبل از انقلاب ایران است. ‌او در دهه ۵۰ در سال ۱۳۵۱ عضو تیم تهران شد و در سال ۱۳۵۳ رکورددار  شنای صد‌متر و دویست‌متر قورباغه‌ی ایران شد. در آن زمان هفتمین دوره‌ی بازی‌های آسیایی در تهران برگزار می‌شد و کشور میزبان باید در تمام رشته‌های ورزشی شرکت‌کننده داشته باشد که این شانس بزرگی به زنان ایران و تونیا می‌داد و او توانست به تیم ملی ایران راه پیدا کند.

وقتی ۸ ساله بود، در مسابقات کاپ ولیعهد در سال ۱۳۴۹ شرکت کرد و مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۰ نیز نفر اول جام کاپ ولیعهد در تهران شد. سپس در سن ۱۱ سالگی در مسابقات تکمیلی که در امجدیه‌ (شهید شیرودی کنونی) تهران برقرار شد، در چند رشته مقام اول را به دست آورد. او اکنون در آلمان جزو زنان موفق محسوب می‌شود که ضمن ادامه فعالیت‌های ورزشی خود، در ارتباط با جنبش زنان نیز فعال است.


 


بهمن قبادی، فیلم‌ساز و کارگردان ایرانی برای ساخت فیلم سینمایی «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» برنده دو جایزه از جشنواره بین‌المللی فیلم Movies That Matter هلند شد.

به گزارش ایلنا، فیلم سینمایی «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» پنجمین ساخته بهمن قبادی در جشنواره بین‌المللی فیلم در شهر لاهه  هلند به نمایش در آمد و توانست جایزه بهترین فیلم تاثیرگذار و دفاع از بشریت و ارزش گذاشتن به ماهیت بشری  و جایزه یک عمر فعالیت سینمایی را تصاحب کند.

این فیلم هم‌چنین از طرف موسسه فیلم هلند، برای برنامه‌های آموزشی این کشور انتخاب شد.

گفتنی است قرار است اکران این فیلم در سینماهای کشورهای اسپانیا، انگلیس، ایتالیا، آمریکا و هلند همزمان در ماه آینده انجام شود این در حالی است که فیلم مذکور اجازه‌ی اکران در ایران را دریافت نکرد.


 


رادیو کوچه

با توجه به شیوع دوباره آنفولانزا و مرگ چند نفر در مالزی اما وزیر بهداشت این کشور وضعیت را عادی توصیف می‌کند و از مردم می‌خواهد که وحشت نداشته باشند.

زن باردار ۲۹ ساله مالزیایی به خاطر ابتلا به ویروس آنفلوانزا (H1N1) مرده است اما پزشکان توانسته‌اند بچه‌اش را نجات دهند. خوشبختانه کودک به H1N1 مبتلا نشد و هم اکنون در واحد مراقبت‌های ویژه بستری است.

به گزارش رادیو کوچه از مالزی و به نقل از سایت روزنامه انگلیسی زبان استار وزیر بهداشت داتوک  سری  لیو تیونگ لای گفت: «دختر بچه در شرایط  ثابت و پایدار قرار دارد.» زن ، که در هفته ۳۶ بارداری خود بود‌، دو روز پس از مرگ مادر ۵۴ ساله‌اش بخاطر ویروس H1N1 مرده است. آن‌ها سه‌شنبه گذشته بستری شده بودند.

لیو روز گذشته در بیانیه‌ای گفت: «زن زودتر از موعد نشانه‌هایی از علایم درد جنینی را نشان داده است او روز جمعه  بخاطر ابتلا به سندرم تنفسی فوت کرد.» مادرش نیز با دیابت کنترل نشده‌ایی روبرو بود که منجر به تولید اسیدوز متابولیک شدید در بدنش شد این موضوع باعث عفونت و نارسایی کلیه در مادر شد.

وزیر بهداشت گفت: «اشعه ایکس هیچ علایمی از ذات‌الریه که به H1N1 مربوط بود نشان نداد. مرگ زن سال‌مند در چهارشنبه ناشی ازعوارض بیماری دیابت بود. اما لیو در کنفرانس مطبوعاتی بیمارستان کوالا کوبو بارو مرگ این دو نفر را به علت عوارض H1N1 تایید کرد.

وی افزود: «این دو مرگ نشان داد که ابتلا افراد به بیماری‌های مزمنی مانند آسم‌، دیابت و بیماری‌های ریوی خیلی مهم است و اگر آن‌ها علایم آنفولانزا مانند تب بالا (بیش از ۳۸  درجه)‌، سرفه و سردرد را حس کردند باید فورن به دنبال درمان باشند. او از عموم خواست که از دو مورد فوتی جدید H1N1 وحشت نداشته باشند. وی گفت: این شیوع نسل دوم H1N1 نیست بلکه نشانه ای از افزایش موارد ابتلا به آنفولانزا به مانند یک بیماری یا عوارض H1N1 می باشد.

لیو گفت: وزارتخانه متبوعه اش در خصوص وضعیت کشورهر چهارشنبه اقدام به صدور بیانیه و یا برگزاری کنفرانس مطبوعاتی خواهد کرد. وی همچنین به بیمارستان ها و پزشکان کشیک متذکر شد که به هر گونه موارد مشکوک به H1N1 توجه بیشتر داشته باشند.

او گفت : سه تا چهار روز اول مهم هست من می خواهم تمام پزشکان بیمارستانها مراقب باشند و بلافاصله در صورت مشاهده چنین مواردی وارد عمل شوند. وی افزود : «تا ساعت ۵ بعد از ظهر روز جمعه ، ۳۵۱ بیمار مبتلا به آنفولانزا در بیمارستانهای کشور تحت درمان هستند.»

وی تاکید کرد: «از این تعداد ۲۸ مورد تایید شده است.»


 


محققان علوم پزشکی استرالیا از تحقیقات خود به نتایجی رسیده‌اند که بر اساس آن، می‌توان ریه حیوانات را به انسان پیوند زد.

پیش از این، آزمایش‌ها و تحقیقات نشان داده بود که این پیوند در جراحی‌های سنگین و مهم جواب نمی‌دهد؛ چرا که ریه‌های حیوانی که به بدن انسان پیوند زده می‌شود یکباره و پس از تماس با خون انسان، عمل‌کردش متوقف می‌شود و انجام وظیفه نمی‌کند.

گفته می‌شود در مقایسه با آزمایش‌‌ها و نتایجی که طی ۲۰ سال گذشته انجام شده بود این آزمایش، پیشرفتی مهم و قابل توجه به شمار می‌رود.

محققان می‌گویند، براساس مدل‌های تست شده این نوع پیوند می‌تواند با موفقیت انجام گیرد.

البته ذکر این نکته ضروری است که آزمایش‌ها و مطالعات بالینی روی انسان ۵ تا ۱۰ سال دیگر انجام خواهد شد و هنوز کارها و آزمایش‌های بسیاری است که باید انجام شود تا اثرپذیری آن بر انسان به اثبات دقیق برسد.


 


رادیو کوچه

دکتر محمد‌مهدی زاهدی سفیر جدید ایران در مالزی منتظر است تا رابطه قوی‌تری میان ایران و مالزی برقرار شود چرا که می‌تواند به نفوذ بیشتر هر دو کشور در جهان اسلام و در سطح بین الملل کمک کند.

سفیری  که اواسط هفته گذشته استوارنامه خود را تقدیم پادشاه مالزی کرده بود اظهار کرد: «هر دو کشور مسلمان ایران و مالزی همیشه دست‌در‌دست هم در چارچوب مسایل بین‌المللی جهان اسلام نقش موثری ایفا کردند.»

به گزارش رادیو کوچه از مالزی وی در مصاحبه اخیر خود با برناما گفت: «من بسیار خوشحال هستم که به اطلاع برسانم همکاری و روابط  دوجانبه ما در تمام زمینه‌ها هم در مسایل بین‌المللی و هم در مسایل کاری بین دو کشور اسلامی بسیار نزدیک به یک‌دیگر و خوب است‌.

زاهدی اظهار امیدواری کرد که این رابطه بیشتر تقویت شود تا هر دو کشور بتواند در جهان اسلام و هم‌چنین در مسایل جهانی نفوذ بیشتری داشته باشد.

معلم ریاضیاتی که به سیاست‌مدار تبدیل شد به عنوان سفیر، اولویت اول خود را تقویت روابط اقتصادی اعلام کرد و گفت: «تمام تلاش خود را انجام می‌دهم تا موافقت‌نامه‌هایی که قبلن میان دو کشور امضا شد را پیاده کنم.»

از دیگر زمینه‌هایی که او قصد گسترش آن را دارد می‌توان به گردش‌گری‌، علم و تکنولوژی و همکاری‌های فرهنگی اشاره کرد.

وی گفت: «شباهت‌های بسیاری در فرهنگ دو کشور وجود دارد و از آن جایی که  هر دو کشور اسلامی هستند مشترکات بسیاری از لحاظ مذهب نیز با هم دارند. همین‌طور بخاطر قرار گرفتن هر دو کشور در سرزمین شرق از لحاظ مهمان‌نوازی و چگونگی پذیرایی از مهمان نیز با هم هم‌سو هستند.»

دکتر زاهدی در پاسخ به این پرسش که آیا هیچ برنامه تبادل فرهنگی بین مالزی و ایران برای پیش‌برد رابطه فعلی وجود دارد‌، گفت: «در پیش‌نویس همکاری‌های فرهنگی که پیش از این بین دو کشور رد و بدل شد تصوراتی در نظر گرفته شد و امید است که این پیش‌نویس به زودی نهایی شود.»

او گفت: «تصویب این پیش‌نویس بسیاری از زمینه‌ها مانند تبادل دانشگاهیان‌، افسران‌، گروه‌های فرهنگی تحت‌پوشش‌، برگزاری جشن‌های یک‌دیگر و هم‌چنین برگزاری نمایشگاه‌های صنایع دستی را تحت پوشش قرار می‌دهد. وقتی همه این‌ها نهایی و به مرحله اجرا درآمد‌، دروازه برای ارتباط بیشتر و همکاری فرهنگی میان دو کشور باز است. در یک چارچوب زمانی خاص پیش‌نویس، نهایی و اجرا  می‌شود به محض این که امکان‌پذیر شد از طرف ما همه چیز آماده هست و ما منتظر طرف دیگر می‌باشیم.»


 


به دنبال یک حمله تروریستی به روستایی سنی‌نشین در نزدیکی بغداد، دست‌کم ۲۵ نفر بر اثر شلیک گلوله کشته شدند.

مقام‌های امنیتی در عراق می‌گویند مردان مسلحی که یونیفورم‌های ارتشی به تن داشتند، دست‌کم بیست و پنج نفر را در روستای صوفیه در حاشیه جنوبی بغداد به قتل رساندند.

به گفته این مقام‌ها، مهاجمین در بامداد روز گذشته (شنبه) وارد چند خانه در روستای صوفیه شدند و به کشتار پرداختند. مقام‌های محلی می‌گویند بسیاری از کسانی که کشته شده‌اند، از طرفداران شبه نظامیان سنی مذهب بودند که چند سال قبل تصمیم گرفتند با شبکه القاعده وارد نبرد شوند.

به گفته وزارت کشور عراق تاکنون ۱۷ مظنون در این ارتباط بازداشت شدند.

گفتنی است روستای صوفیه  تا سال ۲۰۰۷ مرکز نیروهای القاعده به شمار می‌آمد.


 


رادیو کوچه

طی یک نظرسنجی محبوبیت نخست وزیر داتوک سری نجیب تون رازک بعد از گذشت یک سال از به دست گرفتن تصدی امور به بالاترین حد خود تا کنون رسیده است.

در نظرسنجی که توسط مرکز تحقیقاتی مردکا انجام شد محبوبیت نخست وزیر در حال حاضر ۶۸ درصد است در حالی که  در سال گذشته در آغازین روزهای حاکمیتش این میزان ۴۴ درصد بود.

به گزارش رادیو کوچه از مالزی و به نقل از سایت روزنامه انگلیسی زبان استار در مالزی این مرکز محدوده زمانی نظرسنجی خود را از ابتدای آوریل ۲۰۰۹ یعنی زمانی که او بعد از عبداله احمد بداوی حاکمیت را بدست گرفت قرار داده است.

سوال‌های این نظر سنجی که از ۱۱ مارس آغاز شده بود و تا ۲۷ مارس ادامه داشت شامل: نحوه اداره کشور‌، رضایت مردم از نخست وزیر و مشاهده افتتاح برخی از طرح‌های مهم بود.

نتایج این نظر سنجی به صورت آنلاین روی پورتال سایت THE MALAYSIAN  موجود است.

نظر سنجی می‌گوید‌: محبوبیت نجیب از ژوئن سال گذشته حول و حوش ۶۵ درصد می‌چرخید  فقط در ماه سپتامبر سطح رضایت مردم از رییس جمهور کاهش پیدا کرد و به ۵۶ درصد رسید.

این کاهش ناشی از اعتراض به احداث بنا سر گاو در معبد هندوها در شاه علم و مرگ   DAP مشاور اعظم تئو بنگ در زندان کمیته ضد فساد مالزی بود.

نظرسنجی هم‌چنین اشاره می‌کند که با وجود مسایل اخیر در خصوص لفظ جلاله‌ »الله» و حملاتی که پس از آن به مکان‌های مذهبی شد‌، ۶۸ درصد از رای‌دهندگان از عمل‌کرد نخست وزیر در این خصوص راضی هستند.

بهبود وضعیت اقتصادی نیز به محبوبیت چهره نجیب کمک کرد، در حالی که برخی به وی پشت کرده بودند و رقابت سختی نیز با مخالفان داشت‌.

«ابراهیم سوفیان» مدیر مرکز تحقیقاتی مردکا می‌گوید: «میزان محبوبیت بالا نباید به معنای حمایت انتخاباتی تعبیر شود بلکه این یک تایید بر سیاست‌های اعمال شده از سوی نخست وزیر است.»

وی افزود: ‌»ترجمه این محبوبیت به حمایت انتخاباتی، نیاز به ارایه مدرک ملموس مثل اقدامات انجام شده یا در حال انجام و رسیدن مردم به آن اهدافی که توسط نخست وزیر تبیین شده، دارد.»


 


محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

پازدهم فروردین ۱۳۲۰ خورشیدی مصادف با سال‌روز درگذشت «پروین اعتصامی»، شاعره نام‌دار ایران از شاعران قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین شعرای مرد، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن‌شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است. یکی از معروف‌ترین آثار او که در کتاب فارسی قرار دارد شعر بلبل و مور است.

پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش «یوسف‌ اعتصامی‌ آشتیانی» (اعتصام‌الملک) از سکنه شفت گیلان و اصالتن آشتیانی بود و مادرش «اختر فتوحی» دختر خان قوام‌السلطنه تبریزی بود. پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.

اعتصام‌الملک، پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود. او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانواده‌اش از رشت به تهران مهاجرت کرد، به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون «دهخدا» و «ملک‌الشعرای‌بهار» آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکایی‌ها فراگرفت.

در ۸ سالگی زبان به شعر گشود و هنوز به دوره بلوغ نرسیده بود که اشعار بزرگانی هم‌چون فردوسی، نظامی، ناصر‌خسرو، منوچهری، انوری و فرخی را از حفظ می‌خواند و به مکاتب فکری شاعران عارفی چون سنایی و عطار و جلال‌الدین مولوی و حافظ عشق می‌ورزید.

در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ خورشیدی پروین با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج همراه با شوهرش برای زندگی به  کرمانشاه رفتند. همسر پروین از افسران شهربانی و هنگام ازدواج با او رییس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه‌ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود، پس از ازدواج ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی‌توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از گذشت دو ماه و نیم از زندگی ازدواجش طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت‌آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در سال‌های ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر «عیسی‌صدیق» در دانش‌سرای عالی، پروین به عنوان مدیر کتاب‌خانه‌ی آن‌جا مشغول به کار شد.

پروین به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را منتشر کرد. دیوان پروین، شامل ۲۴۸ قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیده‌ی انتقادی به تصویر کشیده‌ است.

اشعار او را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه‌ است. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند.

اما چون پدرش به بستر بیماری افتاد، پروین که پدر را عاشقانه دوست داشت، از کار استعفا داد تا از پدر پرستاری کند. اگرچه یک سال بعد، مرگ پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس او وارد کرد که عمق آن را در مرثیه‌ای که در سوگ پدر سروده‌ است به خوبی می‌توان احساس کرد:

پدر آن تیشه که بر پای تو زد دست اجل                   تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند               مرگ گرگ تو شد ای یوسف کنعانی من

پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبره‌ی خانوادگی به خاک سپرده شد. یکی از معروف‌ترین آثار او که هم اکنون در کتاب فارسی قرار دارد شعر بلبل و مور است.

دیوان دوم پروین  زیر نظر برادرش «ابوالفتح اعتصامی» با توضیح ذیل منتشر گردیده است:

مدتی بود از خانم‌ «پروین اعتصامی» تقاضا می‌نمودم موافقت کنند به طبع مجدد دیوان که نسخه چاپ اول آن از دیرزمانی نایاب شده بود اقدام کنم. بر اثر این اصرار، در نوروز ۱۳۲۰ اجازه تجدید چاپ را دادند.

گمان می‌بردم چاپ دوم نیز مانند چاپ اول تحت نظر خود ایشان انجام خواهد یافت. افسوس که اجل مهلت نداد و خانم «پروین اعتصامی» که در روز سوم فروردین در بستر بیماری خفته بودند، در نیمه‌ی فروردین ۱۳۲۰، نیمه شب، در عنفوان جوانی به سرای جاویدان شتافتند. کاری را که آرزو داشتم در حیات خواهر انجام دهم، ناچار با تاسف و اندوه بسیار پس از درگذشت ایشان صورت دادم‌.

منبع‌ها:

پروین اعتصامی

ویکی پدیا

ناگفته‌های زندگی پروین اعتصامی


 



 


حمید جعفری / رادیو کوچه

نیایش و دعا علاوه بر این‌که موجب گشایش در زندگی انسان‌هاست، روح عبادت نیز خوانده شده است. در نگاه مولوی، نیایش و مناجات، عظمتی بسیار و گفت‌وگوی با خدا در آثار مولانا حضوری مستمر دارد.
یکی دیگر از نشست‌های هفتگی شهر کتاب تهران «خوان اهل دل» نام داشت که  دکتر مهدی محبتی و دکتر ابراهیم خدایار در آن به بررسی نیایش و حکایات نیایشی در آثار مولانا پرداختند.

اولین سخنران این نشست، دکتر مهدی محبتی بود. وی در ابتدای سخن خود با بیان این نکته که اوج نیایش، درک کسی است که مورد نیایش قرار می‌گیرد عنوان کرد که نیایش یعنی نجوای پنهانی و سخن دل گفتن با کسی که دوستش می‌داریم. وی در ادامه انواع نیایش را به سه قسم کلامی فلسفی، عاشقانه، عارفانه و قسم چهارمی که مجموع همه‌ی این‌ها است تقسیم کرد. دکتر ابراهیم خدایار، سخنران دوم این نشست بود. وی در ابتدای سخن خود یک دسته از غزل‌های دیوان شمس را غزلیاتی دانست که مولانا در آن راوی خداوند است و از زبان خدا صحبت می‌کند. دکتر خدایار در ادامه به تشریح سماع پرداخت و نسبت مولانا را با آن بیان کرد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته