هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه

Posts from Khodnevis for 04/01/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دوگانه با شیرین نشاط در دانشگاه تورنتو

 علی کامران در معرفی شیرین نشاط می گوید:‌ «آن چه او از ایران دید، آن تفاوت ها و تبعیض‌ها بین ایران پیش و پس از انقلاب، بین غرب و شرق، و آن دوگانگی و جدایی بین سیاه و سفید، مرد و زن، و خلوت و آشکار، تاثیر عمیقی بر ذهن وی گذاشت و بعد از آن نقطه عطفی در کارهای او ایجاد کرد.» عمده شهرت شیرین نشاط هم زمان با اکران فیلم بلندش به نام «زنان بدون مردان» در فستیوال فیلم ونیز بود. در این برنامه که با جنبش سبز ایران هم زمان شده بود او و سایر دست اندرکاران فیلم، با پوشیدن لباس‌ها و نشانه‌های سبز رنگ، توجه زیادی به خود جلب کردند.



شیرین نشاط فعالیت هنری خود را با انتشار یک مجموعه عکس سیاه و سفید به نام «زنان الله» آغاز کرد. این مجموعه شامل عکس‌هایی از زنان غالبا پوشیده در چادر سیاه، با نوشته‌هایی در کف دستان یا صورت‌های‌شان بود. پس از این مجموعه عکس، شیرین نشاط چند قطعه فیلم کوتاه تولید کرد که بسیاری از آنها دستمایه فیلم بلند وی به نام «زنان بدون مردان» قرار گرفتند. این فیلم بر اساس داستانی به همین نام از شهرنوش پارسی پور ساخته شده است. داستان حول زندگی پنج زن در تهران سال ۱۹۵۳ هم زمان با سقوط دولت مصدق است. زنانی از طبقات متفاوت اجتماع با زندگی بسیار متفاوت، اما دارای یک نکته مشترک: تاثیری منفی که مردان پیرامون بر زندگی آنها گذاشته‌اند.

 

این زن‌ها آن طور که شیرین نشاط می‌گوید دو دسته‌اند؛ زن‌های خیالی و زن های واقعی. در پاسخ به این سوال علی کامران که چرا تعداد شخصیت‌های ثابت فیلم از پنج به چهار تا کاهش یافته، او می گوید:‌ یکی از شخصیت‌های فیلم یعنی مهدخت، زنی که خود را می‌کارد تا به درخت تبدیل شود، شخصیتی مافوق خیالی بود. و تصویر کردن چنین شخصیتی در سینما با امکاناتی که ما در اختیار داشتیم ممکن نبود.




شیرین نشاط خود و هنر خود را دورگه می‌داند. او معتقد است حتی فیلمی مثل «زنان برای مردان» که وقایع آن در ایران اتفاق افتاده است، نه تنها با ایرانیان که با همه جهان صحبت می‌کند. فیلم «زنان بدون مردان» تابستان سال گذشته در فستیوال بین المللی فیلم تورنتو اکران شد. این فیلم روز جمعه دوم ماه آوریل در تورنتو روی پرده سینماها خواهد رفت.


 


سیزده بدر، روز دشمنی با طبیعت!

متاسفانه بعد از فروپاشی کامل سلسه‌های بزرگ و متمدن ایرانیان باستان و هجوم انواع واقسام ملیت‌های بی فرهنگ، دزد وکینه جو نسبت به ایرانیان، بتدریج خوی وصفت مردمان سرزمین اهورایی نیز آمیخته با بی‌فرهنگی، بدخواهی و زشتی شد و آیین‌ها و مراسم‌ زیبای ما ایرانیان بواسطه وجود افکار پلید وبی‌ارزش مورد هجوم و تغییرات فراوان قرار گرفت و از آن همه جشن‌ها و پایکوبی‌ها، تنها چند جشن در ذهن این مردم ماندگار شد از جمله جشن بزرگ نوروز و چهارشنبه سوری و دیگر هیچ. کمتر ایرانی مسلمانی درحال حاضر می‌داند که باید روز دهم بهمن ماه را بواسطه وجود جشن سده، جشن گرفت، جشن مهرگان را کسی نمی‌شناسد، جشن اسفندگان(روز احترام ویژه به زنان)، آبانگاه، تیرگان، جشن نیلوفر و بسیاری جشن‌های با معنی دیگر.


هزاران بار افسوس و افسوس اینکه دیگر خبری از آن همه احترام و ارزش زیاد ایرانیان نسبت به طبیعت زیبای اطراف خودشان نیست. دیگر خبری ازاحترام به درختان، رودخانه‌ها، دریاها، کوه‌ها و دشت‌ها و حیوانات زبان بسته نیست. آری ایرانیان باستان، مردمانی بودند که آنقدر طبیعت را دوست می داشتند که حاضر نبودند کوچکترین لطمه‌ای به آن وارد کنند. مردمانی که هیچ گاه آب‌های چه روان و چه راکد را آلوده به کثافات و فضولات خود نمی‌کردند، شاخه‌های ی نهال‌های نورسیده را برای تفریح و آتش زدن، بی‌رحمانه نمی‌شکستند. حیوانات این سرزمین را به بهانه‌های مختلف ازجمله سیر کردن شکم‌های‌شان، آزار و اذیت، تفریح‌های مسخره نمی‌زدند و نمی‌کشتند. اعمال وقیحانه‌ای که سال‌های سال است شاهد بروز آنها هستیم.


 تنها کسانی ازخواندن این مطلب ناراحت و عصبانی می‌شوند که وقتی وارد طبیعت می‌شوند، بی‌رحمانه سعی درکثیف کردن و تخریب آن می‌کنند. آیا این جز بی فرهنگی و به دور از اخلاق انسانیت نیست که فردی اینگونه نسبت به طبیعت سرزمینش دشمن و بی‌رحم باشد.

برای پی بردن به بی توجهی بخشی از مردم ایران نسبت به طبیعت دراین قرن، فقط کافی است نگاهی به وضعیت وخیم و اسف بار رودخانه‌ها، کوه‌ها، جنگل‌ها، مراتع، دشت‌ها، سواحل وحتی همین پارک‌های ساخته دست انسان نگاهی بیندازید. جز کثیفی و زشتی چه می‌بینید. آیا دستور انداختن زباله‌ها و کثافات خود را هم گردن این دولت و آن دولت باید انداخت؟ آیا دولت به ما مردم گفته است که به فرزندانتان یاد بدهید که تمام زباله‌های پیک نیک خود را کناردرختان یا درون آب‌های رودخانه‌ها سرازیر کنید؟ بنده به هیچ عنوان ازهیچ دولتی درایران حمایت نمی‌کنم، چون متاسفانه هیچ‌گاه هیچ دولتی نتواسته مردم ایران را از دشمنی با طبیعت و حیوانات دور سازد. من تنها دلیل نابودی و تخریب محیط زیست کشورمان را بی‌اهمیتی مردم نسبت به آن می‌دانم چون اگرمردم نسبت به نابودی ذره ذره این مرزو بوم، واکنشی نشان می‌دادند و بدهند، از دولتشان می‌خواستند و می‌خواهند که برای نجات محیط زیست درحال تخریب کشورشان، اقدامی کند. مثلاً درهمین روز سیزده بدر، که چند سالی است مخالفان فرهنگ ایران زمین که عاجز از جلوگیری این جشن بزرگ شده‌اند، بناچار آن را تغییر نام داده و روز طبیعت گذاشته‌اند، مردم ایران به جای اینکه با تمییز نگه داشتن طبیعت تازه شکفته شده زمین، مهربان باشند و با این کار خود مشت محکمی برصورت دشمنان آیین‌های ایرانی بزنند، برعکس، کمر همت بسته و با تمام نیروی خود دست به تخریب طبیعت می‌زنند. این چگونه روز طبیعتی است که میلیون‌ها ایرانی همراه با خانواده‌های خود به سوی طبیعت حرکت می‌کنند و از صبح تا عصر دایم می خورند ومی خندند و بعد هم هر آنچه را که با خود نمی خواهند به منزل ببرند را درطبیعت رها می سازند، آیا واقعاً درآن لحظه، طبیعت را یک سطل زباله بزرگ می بینند؟ آیا فکر می کنند رفتگر پیری می آید و زباله‌های آنها را جمع می‌کند؟ آیا این افراد،در خانه‌های خود نیز زباله‌های خود را در گوشه‌ای از خانه انباشته می‌کنند؟ آیا واقعاً شکستن شاخه‌های درختان و برپاکردن آتش در زیر شاخه‌های آنها، جزو فرهنگ والای سیزده بدراست؟ پس حال می‌توانم بگویم که دیگر اثری از آن فرهنگ والای پارسی درخون کمتر ایرانی جریان دارد.

 

 وقتی در روز پاکسازی کوه‌ها با جمعیت معدود طبیعت دوستی که درطول عمر زندگی‌شان، کوچکترین آسیبی به طبیعت وارد نکرده‌اند، همراه می‌شدم و می‌شوم و آشغال‌ها و زباله‌های انسان‌های بی فرهنگ و ناسپاسی را که بی رحمانه درطبیعت انداخته را جمع می‌کردم و می‌کنم با خود می‌اندیشم که ایران من کی از دست این مردم بی‌رحم و ناسپاس رها می‌شود؟ وقتی درحال جمع کردن زباله‌های انباشته شده ازکنار یک درخت زیبا بودم، پسر جوانی که درحال خوردن پفک بود، با خنده‌ای که هیچ‌گاه معنی‌اش را نفهمیدم و نمی‌فهمم، بعد از خوردن سریع دانه‌های پفک، پاکت آن را به سوی من پرتاب کرد و با لحن مسخره آمیزی گفت: این را هم جمع کن و من نگاهی به او انداختم و دردرون خودم گریستم که ایرانم با وجود این افراد، هیچ گاه روی پیشرفت و شادی را نخواهد دید. هم میهن عزیزم اگر واقعاً سرزمینت را دوست داری، مطمئن باش با تخریب محیط زیست کشورت، تنها کمک بزرگی به دشمنان آن می‌کنی و حق زندگی و استفاده نسل آینده را از طبیعت زیبای آن می‌گیری. ای کاش فرزندان ایران زمین (از افرادبزرگسال ناامید شدم) این موضوع را بخوبی درک کنند که مشکلات کشورشان تنها در فقر، گرسنگی، فحشا، اوضاع نابسامان اقتصادی و تهدید‌ها و تحریم های دنیا نیست، بلکه، باید بدانیم که با آلوده کردن دریاها، جنگل‌ها و بیابان های این سرزمین، ناخواسته و خواسته تیشه به ریشه‌ی این سرزمین می‌زنیم. اگر چشم همه‌ی دنیا به سوی این سرزمین ثروتمند و غنی می‌باشد بخاطر وجود طبیعت و محیط زیست غنی و زیبای آن می‌باشد که همچین ثروت بزرگی درکمتری کشوری دردنیا وجود دارد. نکته آخر اینکه دشمنی با طبیعت ارتباط خیلی نزدیک و مستقیم با فقر، گرسنگی، بدبختی و فلاکت یک ملت دارد. پس اگرمن و امثال من دلسوزانه از مردم می‌خواهیم که طبیعت را نابود نکنند، بخاطر مبارزه با هرگونه فقرو فلاکت می‌باشد.


این خود مردم هستند که سرنوشت خود را رقم می زنند.به امید ایرانی آری از هرگونه ناپاکی.

 


 متن برگرفته شده از  وبلاگ  دادخواهي حيوانات از انسانها 






 


زبان فارسی
 


مجازات‌های جدید علیه برنامه هسته‌ای ایران

باراک اوباما در يک کنفرانسی مطبوعاتی مشترک با همتای فرانسوی خود ابراز اميدواری کرد که جامعه بين المللی، طی هفته‌های آینده، تحريم‌های جديد عليه برنامه هسته‌ای ايران را به تصويب برساند. نيکلا سارکوزی، رئيس جمهوری فرانسه نيز تاکيد کرد که ايران نمی‌تواند به "مسابقه ديوانه وار" برای دستيابی به سلاح هسته‌ای ادامه دهد.

باراک اوباما در ادامه اظهارات خود در اين کنفرانس مطبوعاتی ضمن تاکيد براين نکته، که ايالات متحده امريکا و فرانسه، در راستای ممانعت از دستيابی ايران به سلاح اتمی، "متحد" و "جدایی ناپذير" هستند، ابراز اميدواری کرد که تحريم‌های جديد شورای امنيت سازمان ملل متحد، در فصل جاری، به تصويب برسد.

او گفت قصد ندارد ماه‌ها برای وضع مجموعه‌ای از تحریم‌ها صبر کند، بلکه می‌خواهد چنین امری طی چند هفته تحقق یابد.

ایران برنامه اتمی خود را صلح آمیز می‌داند و می‌گوید تحریم‌های غرب بر خط مشی اتمی این کشور اثری نخواهد گذاشت.

آقای اوباما افزود: «پیامدهای بلند مدت ایران مجهز به سلاح‌های هسته‌ای قابل قبول نیست و تهران تا کنون همه تلاش‌های دیپلماتیک را رد کرده است.»

خبرگزاری‌ رویترز در گزارش خود از نشست خبری کاخ سفید نوشته است که رؤسای جمهوری فرانسه و آمریکا در این نشست چهره‌ای متحد را در مواجهه با ایران به نمایش گذاشتند و تأکید کردند که اکنون زمان حرکت به سوی وضع تحریم‌هایی که دو کشور در مورد آن با دیگر اعضای گروه ۵+۱ مذاکره کرده‌اند.

از سوی دیگر، اعضای غربی گروه ۱+۵ که از اعضای دایمی شورای امنیت و آلمان تشکیل شده است، خواستار تشدید تحریم‌های ایران برای افزایش فشار بر این کشور با هدف توقف غنی سازی اورانیوم در این کشور هستند.

هم اکنون نيکلا سارکوزی، ریيس جمهوری فرانسه به منظور ديدار با رئيس جمهوری ايالات متحده در واشنگتن به سر می‌برد.

 


 


باز هم نوروز و باز هم بحث کم کردن تعطیلات

چند روز پیش تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی در گزارشی به بررسی این مساله پرداخت و تعطیلات در ایران را با چند کشور دیگر مقایسه کرد.ایران با ۲۵ روز تعطیل رسمی در سال رکورددار شمار روزهای تعطیل در جهان و کشور همسایه آن ترکیه با ۷ روز تعطیل رسمی از جمله‌ی کم‌تعطیلات‌ترین کشورهای جهان است.

 

به این بحث تکراری که زیان اقتصادی زیاد بودن تعطیلات برای کشور چقدر است نمی‌پردازیم چون اقتصاد ایران مشکلات بنیادی‌تری دارد که حل آنها بر کم کردن شمار روزهای تعطیل اولویت دارد.

 

آنچه درباره‌ی این موضوع جلب توجه می‌کند رسانه‌ای شدن همیشگی آن در روزهای مهم‌ترین جشن ملی ایرانی یعنی نوروز است. حاکمان جمهوری اسلامی که در طول سال‌های فرمانروایی‌شان هیچ‌گاه از دشمنی با ملیت و نمادهای هویت ایرانی فروگذار نکرده‌اند با نوروز نیز کمابیش به ستیز پرداخته‌اند از زمزمه‌های حذف آن و جایگزینی‌اش با ۲۲ بهمن در سال‌های آغازین حکومت جمهوری اسلامی، تا اقدام محمدعلی رجایی در کاهش تعطیلات ۱۳ روزه‌ی فرهنگیان و مدارس به ۴ روز و شکست جانانه‌اش یا کوشش‌های مضحک چند سال پیش احمدی‌نژاد برای افزایش تعطیلی عید فطر به تقلید از کشورهای عربی و آخرین نمونه‌ی این تلاش‌های بیهوده نیز فتوای ولی امر مسلمین جهان! درباره‌ی لغو و خرافی بودن آیین ملی چهارشنبه‌سوری (غاز جشن‌های نوروزی) که نتیجه‌ی عکس داد.

 

در طول سال‌های حکومت جمهوری اسلامی هرگاه بحث کاهش تعطیلات به میان آمده حکومتیان همواره کوشیده‌اند مناسبت‌های ملی را به قربانگاه ببرند و شاید یکی از دلایل داغ شدن این بحث در روزهای نوروز نیز همین باشد.

 

بد نیست یادآوری شود که چند سال پیش حتی طرح برداشتن تعطیلی ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت هم تصویب شد که با مخالفت شدید افکار عمومی به سرعت پس گرفته‌شد.

 

نگاهی به تقویم و تعطیلی‌هایش نشان می‌دهد که اتفاقا برخلاف تصور رایج مناسبت‌های ملی سهم کمتری از روزهای پرشمار تعطیلات در ایران را به خود اختصاص داده‌اند و حتی برداشتن تعطیلی همه‌ی این شش روز باز هم ایران را رکورددار تعطیلات نگاه خواهد داشت.

 

از ۲۵ روز تعطیلی تقویم ایرانی تنها شش روز مربوط به مناسبت‌های ملی است که عبارتند از روزهای یکم تا چهارم فروردین-سیزدهم فروردین و ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت.

 

چهار روز نیز مناسبت‌های خاص جمهوری اسلامی هستند: دوازدهم فروردین - چهاردهم و پانزدهم خرداد و بیست و دوم بهمن.

 

اگرچه تعطیل بودن دست‌کم سه روز از این چهار مناسبت خاص جمهوری اسلامی بی‌مورد به نظر می‌رسد اما این ده روز تعطیل از این دیدگاه که در تقویم خورشیدی جای ثابتی دارند مشکل چندانی در برنامه‌ریزی‌ها ایجاد نمی‌کنند بماند که چند سالی است که در این کشور برنامه‌ریزی معنای چندانی ندارد.

 

سهم بزرگ‌تر و مشکل‌سازتر تعطیلات تقویم ایرانی مناسبت‌های مذهبی اسلامی و به‌ویژه شیعی هستند با پانزده روز تعطیل که عبارتند از:

 

زادروز پیامبر اسلام-درگذشت پیامبر اسلام-زادروز امام اول شیعیان-کشته شدن امام اول شیعیان-وفات یا کشته شدن امام هشتم-عید مبعث-نیمه شعبان-عید فطر-کشته شدن امام ششم-عید قربان-عید غدیر-تاسوعا-عاشورا-اربعین-وفات یا کشته شدن فاطمه دختر پیامبر اسلام و همسر امام اول.

 

افزون بر پرشمار بودن تعطیلات مذهبی مشکل دیگری که چنین مناسبت‌هایی ایجاد می‌کنند ثابت نبودن و گردش در تقویم است. در مورد خاص عید فطر و مشکلات رویت هلال ماه و اختلاف نظر مراجع گاهی پیش آمده که تا صبح روز فطر نیز عید بودن وتعطیلی آن روز نامشخص بوده‌است.

 

به همه‌ی این مشکلات این را نیز باید افزود که تا چند سال پیش زادروز امام هشتم تعطیل بود و شیعیان معتقد آن را در آرامگاه او در مشهد یا در شهرهای خود جشن می‌گرفتند اما حکومت جمهوری اسلامی که با جشن و شادی میانه‌ی خوبی ندارد در یک اقدام نسنجیده به جای آن سالروز درگذشت او را تعطیل کرد که درست دو روز پس از سالروز درگذشت پیامبر اسلام است و یک روز میان تعطیلی بی‌مورد به تقویم پر تعطیلات کشور افزود.

 

بی‌گمان حکومت جمهوری اسلامی نخواهد توانست مشکل پرشمار بودن تعطیلات را حل کند چون همانگونه که پیش‌تر گفته‌شد بخش بزرگ و مشکل‌ساز روزهای تعطیل مربوط به مناسبت‌های مذهبی هستندکه از دید حکومت اسلامی قابل حذف نیستند. حذف کردن شش روز تعطیلی ملی هم امکان‌پذیر نیست و به فرض عملی شدن بازهم تنها شش روز از ۲۵ روز کم خواهد کرد.

 

شاید بهترین راه برای حل این مشکل تغییر حکومت باشد چون تنها در این صورت است که تعطیلی بی‌دلیل بسیاری از مناسبت‌ها برداشته خواهدشد و شمار روزهای تعطیل تقویم متعادل خواهد شد.


 


خمینی در ۳۱ سال پیش، در چنین روزی مردم را فریفت

سوالی که در ذهن هر ایرانی نقش می‌بندد این است که اینهمه تعجیل را خمینی از چه روی داشت؟؟

آنهم درست در بهبهه انقلاب که باید قانون اساسی، درست همانطور که به ملت قول داده شده بود از طریق مجلس موسسان به تصویب می‌رسید!

خمینی در هیچ کدام از عملکردهایش در پس از ورود خود به ایران، به قول‌هایی که به مردم داد عمل نکرد.

او در حالیکه حرف‌هایش با عملش فاصله  بسیار داشت در جهت ساکت کردن اذهان عمومی با سخنان عوام فریبانه مردم ساده دل ایران را با یکسری جملات کلی به حاشیه می‌راند تا قدرت را فقط در اختیار باند مورد نظر خود قرار دهد.

خمینی گفته بود "‌که ما هرچه زودتر کار کشور را به دست خود مردم بدهيم «بهتر»است. مردم «خودشان» تصميم بگيرند، «خودشان» فکر کنند، «خودشان» اجرا کنند و با نظام همراهی کنند و برايشان روشن باشد که کار، کار خودشان است، يعنی همانکه روح اسلام است و همانکه امروز دنيا مدعی است حکومت «مردم بر مردم» است".‌

 

این درحالی است که درعمل کوچک‌ترین صدای مخالفی را که در جامعه طنین انداز می‌شد سریعاً خفه می‌کردند و در این راستا تا بدانجا پیش رفت که گفته می‌شود مرگ آیت الله طالقانی که یکی از مخالفین ارشد اصل ولایت فقیه بود و مرگ بهشتی نیز جزء یکی از برنامه‌های همین باند بوده است.


 


عمادالدین باقی را آزاد کنید

عمادالدین باقی نویسنده‌، روزنامه نگار‌، فعال سیاسی و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان می‌باشد. او که در سال‌های بعد از خرداد ۷۶ در روزنامه‌های مختلف مانند جامعه ، توس‌، خرداد‌، سلام و چند روزنامه دیگر قلم میزد و در رابطه با قتل‌های زنجیره ای دست به افشا زد و سکوت را در جامعه شکست و به همین خاطر در فروردین ۷۹ به دادگاه احضار و بعد روانه شد، در زمستان ۸۱ پس از تحمل سه سال از زندان آزاد شد. بعد از آن باقی ۲۳ بار از طرف دادگاه احضار شد و برای دومین بار در سال ۸۶ دستگیر شد و اواخر سال ۸۷ از زندان آزاد شد. اتهام عمده او توهین به مقامات ، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی بوده است .

عمادالدین برای سومین بار در اوائل دی ماه ۸۸ با حکم کلی "پیشگیری از سؤ استفاده از فوت آیت الله منتظری‌" در منزل خود دستگیر شد و مدت زیادی در سلول انفرادی بند ۲۴۰ به سر برد. اتهام آقای باقی گفت‌و‌گو با آیت الله منتظری بوده که پس از فوت آن فقیه توسط شبکه بی بی سی پخش شد .

وضعیت سلامتی آقای باقی در زندان رضایت بخش نیست و از مشکل تنفسی و دیسک کمر رنج می‌برد و باید در منزل مورد معالجه قرار گیرد. خانم فاطمه کمالی همسر آقای باقی از بلاتکلیفی محض در پرونده همسرش خبر داد و گفته است‌:

‌"‌علی رغم خداحافظی کارشناس پرونده قبل از نوروز با باقی و نیز صدور قرار وثیقه از سوی شعبه بازپرسی دادسرای مستقر در اوین و تأمین آن وسط خانواده وی همچنان در بازداشت است."

خانم فاطمه کمالی برای سلامتی همسرش بسیار نگران است و احساس خطر می‌کند و انتظار آزادی باقی را دارد.

 


 


دیدار رهبری از خودرو سازی

روز گذشته مقام رهبری برای اولین بار در سال‌های اخیر‌، از کارخانه ایران خودرو باز دید کردند. هرچند این کار می‌تواند یک کار رو تین در برنامه‌های سیاست مداران باشد ولی این یکی در شرایط فعلی جامعه بسیار فرق دارد و در واقع می‌تواند مانند یک بیانیه سیاسی تلقی شود.‌ 

در ماه‌های پایانی سال گذشته‌، مجلس شورای اسلامی‌، قوانینی را تصویب کرد که در شلوغی روز‌های نزدیک عید و خبر‌های مربوط به بودجه و حذف یارانه‌ها‌، گم شد. ولی بسیار مهم واثر گذار در اقتصاد ایران بود.‌ 

قانون حذف بخشی از مالیات‌ها از واردات‌، که شامل واردات خود رو هم می‌شد، در واقع به نوعی تیر خلاص به کل صنایع ایرانی بود‌. صنایعی که بدون چنین قانونی هم روز گار بسیار بدی را تجربه می‌کردند‌. با چنین قانونی باید به فکر اخراج گسترده کارگران و شاید حتی تعطیلی می‌افتادند.‌ 

واقعیت اینست که اقتصاد ایران و بویژه تولید در ایران‌ بسیار به حمایت دولتی نیاز دارد‌، صنایع ایران در شرایطی نیستند که قادر به رقابت با خارج باشند اما اگر دولت بخواهد از این صنایع و در واقع طبقه متوسط دفاع کند و آن را رشد دهد‌، پیش از هر چیز باید قوانین ضد تولید را اصلاح نماید.‌ 

صنایع ایران در صورت حمایت دولت می‌توانند به رشد در حد نسبتا خوبی دست یابند و در بازار داخل و حتی در بازار‌های منطقه و چنان که بخش ساختمان نشان داد، در بازار‌های اروپا هم وارد شده و تولید ناخالص ملی را تا حد مطلوبی افزایش داده باعث رونق اقتصادی و رشد طبقه متوسط‌، حتی با وجود همین شرایط در کشور شوند.‌ 

دیدار اخیر رهبر ایران از خودرو سازی را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد و امیدوار بود بعد از چند سال ضربه زدن به طبقه متوسط با توجه به شرایط سیاسی اخیرا بوجود آمده که بتدریج اثرات آن نمودار خواهد شد رونق دوباره اقتصادی را شاهد باشیم.‌ 

احتمالاً نمایندگان مجلس که قوانین درهای باز را تصویب کرده بودند باید به فکر چاره جویی افتاده به تصویب قوانین دیگری برای حمایت از تولید داخلی اقدام کنند.‌ 

شاید هم بتدریج شاهد ایجاد فضای باز تری در کشور باشیم و از بگیر وببند‌ها‌، کمتر اثری ببینیم‌. البته همه اینها در چهار چوب جمهوری اسلامی اتفاق خواهد افتاد و نه بیشتر.‌

گام بعدی در سیاست‌، هم می‌تواند نزدیکی بیشتر با غرب باشد که با روندی که آغاز شده‌، بعید نخواهد بود‌. اگر این پیش بینی‌ها درست باشد‌، می‌توان امیدوار بود که حتی حذف یارانه‌ها نیز به نفع تولید داخلی بوده وفضای بهتری برای کار و فعالیت اقتصادی فراهم شود.

قدم بعدی در اقتصاد  که می‌تواند به رشد اقتصادی کمک کند‌، پرهیز از عوام فریبی در بخش ساختمان وجلو گیری از دخالت دولت در تعیین قیمت مسکن است. اگر دولت دخالت‌های سیاسی در اقتصاد را کمتر کند گام خوبی در جهت رشد اقتصادی برداشته خواهد شد.‌ 

نوروز امسال با سخنرانی مقام رهبری در جمع ذوب شدگان در ولایت‌‌، که در آن به نقش مردم در مشروعیت حکومت اشاره شده و بعد هم با دیدار ایشان از خودرو سازی و البته همراه با شایعاتی در مورد دیدار‌های مخفیانه مقام رهبری از کوخ نشینان، ‌‌همه وهمه نشان از روزهای کمی بهتر در آینده می‌دهد و چه خوب خواهد شد که به آزاد سازی روزنامه‌هایی که در گذشته فعالیبت می‌کردند و بخاطر شرایط سیاسی‌ تعطیل شدند و نیز روزنامه نگاران در بند منجر شود.


 


مسئولیت نویسنده در قبال خواننده

دلیل اول مسئولیت ما این است که کسی ما را مجبور به نوشتن نکرده است و اگر می‌نویسیم به میل و اراده‌ی خودمان می‌نویسیم. کاش سایت‌ها –البته نه همه‌ی سایت‌ها، چون برخی از سایت‌ها نه تنها برای نوشتن به نویسنده‌هایشان پول می‌دهند بل‌که پول حسابی هم می‌دهند، و البته دست امثال ما از خرماهای بسیار شیرینِ چنین نخل‌هایی کوتاه است و همان بهتر که کوتاه است چون این خرماها خوردن ندارد و از گلوی امثال ما پایین نمی‌رود- باری کاش سایت‌هایی که امثال ما برایشان می‌نویسیم پول داشتند و به نویسندگان‌شان مطابق عُرف پول می‌دادند تا آن‌ها هم که وقت‌شان را برای نوشتن گذاشته‌اند، درآمدی داشته باشند و بخشی از مشکلاتِ کمرشکنِ مالی‌شان را با این درآمد مرتفع کنند، ولی حالا که این طور نیست و سایت‌های دیگر هم از نظر ما جای نوشتن نیست -و تازه اگر هم باشد، ما را به حلقه‌ی بسته‌ی آن‌ها راهی نیست- پس لابد دلیلی برای نوشتن مجانی هست که آن دلیل، که بی‌تردید درونی و معنوی و انسانی‌ست، ایجاد مسئولیت می‌کند که باید به آن پای‌بند باشیم و مطلقا با دید مادی به این مسئولیت نگاه نکنیم.

در این نوشته‌ی کوتاه به مسئولیت نویسنده در موردِ محتوا -و مثلا این که یک نوشته، از نظر محتوایی نباید مثل ساختمان‌های بساز بفروشی سُست و ضعیف باشد- اشاره نمی‌کنم که بحثی‌ست مفصل که فرصتی مناسب لازم دارد. فقط اشاره می‌کنم به مواردی مانند دقت در نگارش؛ دقت در املا؛ دقت در انشا؛ دقت در نقطه‌گذاری و سجاوندی؛ و امثال این‌ها.

نویسنده "وظیفه دارد" آن چه را که می‌نویسد پیش از انتشار دست‌کم یک بار بخواند (این که می‌گویم یک بار، چون به نظر می‌رسد برخی از نویسندگان یک بار هم نوشته‌شان را پیش از ارسال مرور نمی‌کنند والّا نوشته‌ای را که برای انتشار نوشته می‌شود نه یک بار که بارها باید خواند و حتی میان نوشتن تا خواندن فاصله ایجاد کرد تا عیب و نقص‌ها کاملا به چشم بیاید و تصحیح شود). جملات را به نحوی نقطه‌گذاری کند که خواندن‌اش برای خواننده آسان شود. بر روی کلماتی که ممکن است اشتباه تلفظ شود، زیر و زِبَر بگذارد (این موضوع بخصوص از آن‌رو اهمیت دارد که تعداد زیادی از خوانندگان اینترنتی، بچه‌هایی هستند که در خارج از کشور بزرگ شده‌اند و تلفظ صحیح بسیاری از کلمات فارسی را نمی‌دانند). برای درست نوشتن کلماتی که در مورد املای‌شان شک دارد، به کتاب لغت مراجعه کند (مثلا کلمه‌ی ضجه را زجه یا وهله را وحله یا بی‌محابا را بی‌مهابا ننویسد). کلماتی که معنی‌شان را به درستی نمی‌داند، در نوشته‌اش به کار نبرد و برای مشاهده‌ی معنی صحیح آن‌ها به کتاب لغت مراجعه کند (مثلا کلمه‌ی هایل [ترسناک] را به جای حایل [فاصل و مانع] به کار نبرد). فعل را بی‌قرینه حذف نکند. به جمع و مفرد بودن فاعل و فعل دقت کند. در یک جمله بیش از یک بار "را" به کار نبرد. در انتهای جمله سه چهار فعل ردیف نکند. میان هر پاراگراف حتما یک خط سفید فاصله بگذارد (بخصوص این نکته در نوشته‌های اینترنتی که کاغذ مصرف نمی‌شود، و خطِ فاصله به حجم صفحه و در نتیجه به هزینه‌ی چاپ اضافه نمی‌کند باید رعایت شود تا چشم خواننده برای پیدا کردنِ سر و تهِ ده‌ها خطِ به هم پیوسته و زیرِ هم نوشته شده خسته نشود) و امثال این ظریف‌کاری‌ها که مسئولیت نویسنده را در قبال خواننده نشان می‌دهد و معلوم می‌کند که نویسنده برای ذهن و چشم خواننده‌ی خود ارزش قائل است.

خودنویس باید سایتی باشد برای نویسندگان مسئول که مجانی نوشتن را دلیلی برای عرضه‌ی نوشته‌های پر اشتباه و معیوب نمی‌دانند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته