 چندی پیش خبرگزاری ایلنا، خبری را با عنوان «ميراث شاملو منتشر ميشود» روی خروجی سایت خود قرار داد. بر طبق این خبر، فیلمنامهی «میراث» شاملو که توسط خود نویسنده و طی قرار دادی مکتوب در سال ۶۸ یا ۷۰ جهت ساخت در اختیار مسعود کیمیایی قرار گرفته بود و البته موفق به دریافت مجوز ساخت در وزارت وقت ارشاد نشده بود، قرار بود توسط نشر ثالث، و طبق قرارداد این انتشارات با مسعود کیمیایی منتشر شود. انتشار این خبر، واکنش هما نیابتی- مدير انتشارات «ورجاوند»- و همینطور انتشارات «نگاه» را در پی داشت. واکنشهایی که به نوبهی خود منجر به پاسخگویی محمد علی جعفریه –مدیر انتشارات ثالث- ، دستیار مسعود کیمیایی، و آیدا سرکسیان – همسر احمد شاملو- شد.
«میراث» شاملو، فیلمنامهای که هرگز تبدیل به فیلم نشد، به آذربایجان و نهضت آزادیطلبانهی این خطه و برخوردهایش با حکومت وقت میپردازد. این فیلمنامه که به دلیل عدم صدور مجوز نتوانسته بود به فیلم تبدیل شود، اکنون به نظر میرسد برای تبدیل شدن به کتاب نیز باید داستان پر ماجرایی را از سر بگذراند. پس از ان که نشر ثالث این کتاب را بر طبق قراردادی که گفته میشود با مسعود کیمیایی منعقد کرده برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد ارسال کرد، از سوی نشر ورجاوند اعلام شد که این کتاب از وزارت ارشاد مجوز گرفته است و اکنون برای چاپ توسط این انتشاراتی در مرحلهی تصحیح نهایی به سر میبرد. به گفتهی هما نيابتي-مدير انتشارات ورجاوند- نشر ورجاوند طبق قراردادی با مسعود کیمیایی قرار است این کتاب را به زودی روانهی بازار کتاب کند:«مسعود کيميايي، اندکي قبل از نمايشگاه کتاب، با انتشارات ورجاوند قراردادي در اين زمينه منعقد کرده است...اين قرارداد درست يک هفته پيش از نمايشگاه کتاب منعقد شده است و از آن زمان هم هيچ رويدادي مبني بر لغو قرارداد ميان ناشر و آقاي کيميايي رخ نداده است لذا براساس اين قرارداد، آقاي کيميايي قرار است کتاب ميراث شاملو را در نشر ورجاوند منتشر کند.» از سوی دیگر محمدعلي جعفريه(مدير انتشارات ثالث) نیز در واکنش به اظهارات مدیر انتشارات ورجاوند گفته است: «کارهاي حقوقي اين کتاب به عهده آقاي کيميايي است و من از طرف ايشان نميتوانم حرف بزنم اما ما(نشر ثالث) براي چاپ اين کتاب با آقاي کيميايي قرارداد بستهايم و هم اکنون نيز کتاب براي دريافت مجوز به ارشاد فرستاده شده است». به گفتهی دبیر تحریریهی نشر ثالث قرار است این فیلمنامه همراه با نوشتهای از شاملو که حقوق ساخت آن را در اختیار کیمیایی قرار داده است، منتشر میشود:« بدینوسیله سناریو نوشتهی خود را که موقتاً «میراث» ثبت شده، برای تبدیل به فیلم به آقای مسعود کیمیایی واگذار میکنم. ضمناً بین طرفین در مورد حذف پارهای صحنهها، توافق حاصل شده است که من از این نظر هم برای آسانتر شدن کار، از طرف خود به ایشان اختیار وکالت میدهم».
در حالی که دستیار کیمیایی ادعا میکند که نسخهای از این فیلمنامه که در اختیار نشر ورجاوند قرار دارد توسط سیاوش شاملو فرزند احمد شاملو در اختیار این انتشاراتی قرار گرفته، روابط عمومی انتشارات «نگاه» با طرح ادعایی جدید ابعاد تازه ای به این ماجرا داد. «نگاه» مدعی شده است که نسخهای از این فیلمنامه نزديک به يک سال است که توسط آيدا سرکيسيان و مرحوم سياوش شاملو تحويل نشر «نگاه» شده و تمامي کارهاي مربوط به تصحيح و نمونه خواني فيلمنامه ميراث شاملو باتوجه به رسم الخط احمد شاملو را نیز آيدا شخصا انجام داده است و این فیلمنامه یک سال است که در انتظار دریافت مجوز به سر میبرد!
آیدا سرکسیان نیز با تایید صحبتهای روابط عمومی انتشارات «نگاه»صحبت کردن دربارهی بار حقوقی این مساله را موکول به مشورت با وکیل خود کرد و تنها در توضیحی کوتاه یادآور شد که از سال ۶۸ حق نشر تمامی آثار شاملو به نشر «نگاه» واگذار شده است.
در هر حال اینگونه به نظر میرسد که "میراث" شاملو توسط سه انتشاراتی قرار است منتشر شود. قرارداد با دو انتشاراتی-ورجاوند و ثالث- را مسعود کیمیایی بسته است. و قرارداد با انتشاراتی «نگاه» را آیدا سرکسیان و سیاوش شاملو منعقد کردهاند.
باید منتظر ماند و دید، مسعود کیمیایی – که هم اکنون در حال تهیه ی فیلم «جرم» است - برای بستن همزمان دو قرارداد جهت چاپ یک فیلمنامه با دو انتشاراتی چه توضیحاتی خواهد داد. و وزارت ارشاد که یک فیلمنامه را از سه انتشاراتی برای اخذ مجوز دریافت کرده است، به یکی مجوز داده، دیگری را در انتظار مجوز نگه داشته و آن یکی را ناامید از دریافت مجوز کرده است، چه توضیحاتی میدهد. دربین حکومتیان برخوردهایشان باجنبش سبز متفاوت است؛ عدهای به شدت برخورد میکنند وتنها به قلع وقمع و نابودی واعدام سران وهوادارانشان اصرار میکنند وبعضیها مخالفتشان ازدرجه کمتری برخورداراست امانکته دراینجاست آن دستهٔ اول به نسبت دشمنیشان با جنبش دامنی آلوده تر وکارنامهای سیاه تر دارند ودرواقع با این دشمنی خودشان را میخواهند ازخطر مجازات آینده و برملا شدن کارنامه ننگینشان درامان نگاه دارند اما در فردای پیروزی، ملت هیچگاه آنها واعمال گذشته ورفتارامروزشان را فراموش نخواهد کرد. مگرنه این است؟؟
جبهه ی مشارکت در ابتدای این بیانیه با اشاره به بازداشت غیر قانونی دبیر کل این حزب نگاهی کوتاه به زندگی سیاسی وی در اوایل انقلاب داشته و آورده است:« گذری کوتاه به زندگی پر بار و شرافتمندانه دکتر محسن ميردامادی نشانگر شخصيتی است که بيش از هر زمان ديگر ايران عزيز ما به او احساس نياز می کند.فرزند برومند خانواده ای متدين و مبارز که رسم ايستادن بر پای خود را خوب به او آموختند و جان او را با شهد ايمان آميختند. از زمانی که خود را شناخت مبارزه با فساد و استبداد را تجربه کرد و در کنار بزرگان علم و دين ، اصالت اسلامی و ملی خود را بارور ساخت.» در ادامه بیانیه به نقش میردامادی در بنیان کردن تشکل دانشجویی دفتر تحکیم وحدت و تسخیر سفارت آمریکا در ایران اشاره شده است:«ورود به يکی از معتبرترين دانشگاههای کشور فرصتی بود تا در کنار علم آموزی، مبارزه با استبداد و وابستگی را در سطحی بالاتر تجربه کند و گوهر وجودی خود را به صورت يکی از رهبران جنبش دانشجويی متجلی سازد و يکی از تاثير گذارترين و ماندگارترين تشکل دانشجويان مسلمان، دفتر تحکيم وحدت، را بنيان نهد تا دانشجويان با حفظ هويت خود در مقابله همزمان با تحجر و دين زدايی و استبداد و استعمار، پايگاه خلل ناپذيری داشته باشند. نقش بارز او در تسخير لانه جاسوسی نشانه روحيه وطن پرستی و آرمانخواهی او در مبارزه با دخالت بيگانگان در سرنوشت داخلی کشور است. محسن ميردامادی در بخشی از حيات سياسی خود دراوج جنگ تجميلی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دين خود را در دفاع از ميهن ادا کرد و سپس با قبول مسئوليت استانداری خوزستان در عين اداره شايسته اين استان در خط اول دفاع مقدس، نمونه ای از تعامل و همزيستی ايرانيان از هر نژاد و زبان را به نمايش گذاشت.»
این بیانیه هم چنین به بیان بخشی از فعالیتهای میردامادی در دوران پس از جنگ و مرگ آیتالله خمینی میپردازد:« با خاتمه جنگ و رحلت امام، محسن ميردامادی به وادی علم برگشت و در اين عرصه تيز استعداد شگرف خود را با اخذ مدرک دکترا از يکی از معتبرترين دانشگاههای جهان "کمبريج" نشان داد و پس از پايان تحصيل بدون لحظهای درنگ و عليرغم امکان استخدام در مراکز علمی معتبر جهان برای خدمت به ميهن به ايران بازگشت تا هنوز هم با بهانهگيريهای گزينشی نتواند در جايگاه علمی بايسته خود قرار گيرد.»
در بخشی از این بیانیه، به واقعه دوم خرداد و نقش میردامادی در تاسیس حزب مشارکت به عنوان بزرگترین و فراگیرترین حزب در تاریخ جمهوری اسلامی اشاره شده و آمده است: «بازگشت به ايران در حالی بود که افق سياسی کشور دور نمای روشنی برای پيروان امام ترسيم نمیکرد اما به برکت جنبش کم نظير دوم خرداد با دورانديشی در راهی قدم نهاد که سر فصل جديدی در عرصه سياست گشود که نسلهای تحول خواه، ساليان سال از آثار پر برکت آن بهرهمند خواهند شد. تاسيس بزرگترين و فراگير ترين حزب در تاريخ جمهوری اسلامی امروز آبشخور همه کسانی است که می خواهند سياست ورزی را در سخت ترين شرايط تجربه کنند و برای اولين بار پس از مشروطيت با روشهای مدنی و مسالمت آميز و با نفی خشونت، ديو استبداد را به بند کنند. در دوران چهار ساله مجلس ششم، محسن ميردامادی بخشی ديگر از نبوغ خود را نشان داد آن زمان که به عنوان سياستمداری کار کشته و موفق در عرصه سياست داخلی و خارجی خوش درخشيد.»
جبهه ی مشارکت در انتهای این بیانیه بازداشت محسن میردامادی را محکوم کرده و میافزاید: «اما متقلبان دروغگو بدانند با زندانی کردن امثال دکتر مير دامادی کارنامه پر بار(!) خود را تکميل میکنند و به همه ثابت میکنند که اسلام و انقلاب و امامی که ميرداماديها از آن دم میزنند مکتب مبارزه با دروغ و تقلب و فساد وکودتا و استبداد و ناکارآمدی است و ميرداماديها را چه باک که در اين راه همانقدر صبور و بردبار باشند که در مبارزه بیامان خود عليه نفاق و کفر و دنيا زدگی بی تاب بودند.امروز او و دوستان او تاوان حمايت بی چون و چرای خود از اسلام ناب محمدی را میپردازند. امروز او و يارانش به خاطر آنکه در برابر انحراف ايستادند محبوس شدهاند. امروز او و همراهان او به خاطر دفاع از آرمانهای امام و شهدا که ميزان را رای ملت میدانستند اسير شدهاند و اين خود نشانه آن است که نگرانی امام از افتادن انقلاب به دست نااهلان در حال وقوع است. اما اين ظلم فاحش در حق دکتر ميردامادی و صدها انسان مثل او هرگز نخواهد توانست ايمان آنها را در حقانيت مرامشان سست کند و در اراده آنها برای پيمودن اين راه دشوار خللی ايجاد کند.
وجود دکتر ميردامادی چه در زندان و چه در جامعه، چراغی است فرا روی جوانان ما و به آنها می آموزد که نبايد به خاطر سوء رفتار اقليتی کژ انديش و قدرت طلب ارزشهای والايی که اين ملت به خاطر آنها انقلاب کردند ناچيز شمرده شود. ميردامادی تبلور اميد برای اين نسل است که میخواهند با صبوری و ايستادگی ثابت کنند که باز هم چون هميشه تاريخ مظلومان بر ستمگران پيروز خواهند شد اگر جز حق نگويند و چز حق نپويند.»
گفتنی است محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت از رهبران دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که در ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا حضور داشت. وی که نماینده تهران در مجلس ششم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی این مجلس بود در انتخابات مجلس هفتم از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد. میردامادی که در کارنامه ی خود مدیریت روزنامه نوروز ارگان جبهه مشارکت و مهمترین روزنامه اصلاحطلب در زمان انتشار را داردف در تیرماه سال ۱۳۸۱ علاوه بر توقیف روزنامهاش، به ۶ ماه حبس محکوم شد. وی در جریان وقایع پس از انتخابات ۸۸ بازداشت و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام باستناد مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی مجموعا به ۶ سال حبس تعزیری و به استناد ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی به عنوان تتمیم حکم تعزیری به ۱۰ سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم شد. به نقل از هرانا: کميته "آزادی تشکل" اين سازمان گفت ، دولت ايران روز ۲۲ مه سال جاری به صورت رسمی اعلام کرد به منظور ارتقای گفتوگوهای اجتماعی و ايجاد زمينه برای اجرای مقاولهنامههای بينالمللی، رئيس قوه قضائيه با درخواست وزير کار و امور اجتماعی جهت انجام اقدامات لازم برای عفو آقای اسانلو موافقت کرده است.
آقای اسانلو در تير سال۱۳۸۶ بدون حکم دادگاه، توسط مأموران امنيتی در نزديکی منزلش بازداشت و پس از محاکمه، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، به پنج سال زندان محکوم شد. اين فعال کارگری هم اکنون در زندان رجايیشهر کرج زندانی است. تا پيش از اين، مقامهای جمهوری اسلامی ايران درخواستهای وکلا و خانواده اين فعال کارگر زندانی برای آزادی او را بیپاسخ گذاشته بودند. بر اساس قوانين ايران، هر زندانی میتواند پس از گذراندن نيمی از دوره محکوميت خود مورد عفو قرار گیرد. انعکاس موافقت قوه قضائيه، در گزارش سالانه سازمان بينالمللی کار، در شرايطی است که چندی پيش، رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه متهم به ارتباط با معارضين نظام شد. سازمان بينالمللی کار، با ادای احترام به آقای اسانلو، از تلاشهای وزير کار و امور اجتماعی برای آزادی وی استقبال و اعلام کرده است که انتظار دارد اين فعال کارگری به زودی آزاد شود. ۷۷ نماینده مجلس یکشنبه ۳۰ خرداد با امضای نامهای از محمود احمدی نژاد خواستهاند که طرح حجاب و عفاف را به صورت جدی اجرا کند.
امضاکنندگان عمدتا از چهرههای اصولگرای مجلس هستند اما چند نام متفاوت هم در این لیست ۷۷نفره به چشم می خورد که سبب شگفتی است. برخی از اصلاح طلبان نیز از احمدینژاد خواستهاند که طرح حجاب و عفاف را اجرا کند.
در میان نمایندگان امضاکننده، نام برخی از رهبران فراکسیون اصلاح طلب مجلس هشتم(فراکسیون خط امام) نیز دیده می شود:«حسین هاشمیان، رئيس شورای مرکزی فراکسیون خط امام؛ محمدرضا خباز، عضو شورای مرکزی؛ مصطفی کواکبیان، عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته اطلاع رسانی؛ علی اکبر اولیا، عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته بودجه؛ نصرالله ترابی، نایب رئیس کمیه طرح و برنامه؛ عبدالله کعبی، نایب رئیس کمیته اطلاع رسانی؛ محمد دلاور، دبیر کمیته اقتصادی و بودجه». اگر اصولگرایان از احمدینژاد بخواهند که بر زنان و دختران سخت بگیرد، حرفی نیست چون به اجرای این طرح باور هم دارند.
اما چرا اصلاح طلبان خواستار برخورد با زنان و دخترانی شدهاند که دارای پوشش متفاوت و آزادانهتری هستند؟
چرا نمایندگان اصلاحطلب در نامه به احمدینژاد، پوشش زنان و دختران را مظاهر «فساد و تباهی» میدانند و آنان را «مروجین فرهنگ ابتذال» معرفی میکنند؟
پس آزادی و دفاع از حقوق انسانها چه میشود؟ نکند آزادی تنها شعاری است در دستان آنها؟
اصلاحطلبان همیشه در زمان گندکاریهایشان؛ به جای توضیح دادن یا عذرخواهی از مردم، عمدتا رو به توجیه میآورند و با صغری و کبری کردن از اقدام نادرست خود دفاع میکنند.
حال پیش از توجیه کردن این اقدام آزادی ستیز از سوی اصلاحطلبان، پاسخ توجیهات احتمالیشان را میدهم:
اول- می خواهند قانون اجرا شود.این دلیلی است که در نامه ۷۷ نفره نیز نوشتهاند. حال من میپرسم «اصلاح طلبی» مگر همان نیست که میگوید تلاش میکند قانون را اصلاح کند، اصلاحطلبی مگر همان نیست که میگوید قانون اساسی نیز میتواند اصلاح شود؟ اصلاح طلبی مگر همان نیست که باید برای تغییر رفتارهای حکومت تلاش کند؟
پس چرا نمایندگان اصلاح طلبان مجلس به جای تلاش برای اصلاح رفتار حکومت با شهروندانش، تلاش خود را در جهت ترغیب دولت به برخورد با زنان و دختران متمرکز کردهاند؟
چرا تلاش نمیکنند این قانون را به نقد بکشند؟ قانون را می شود تغییر داد پس اصلاح طلبان چرا به جای تلاش برای تغییر این قانون، از اجرای آن حمایت میکنند؟
با این رفتار اصلاح طلبان در مجلس و حمایتشان از برخورد با زنان و دختران، حال چه تفاوتی است بین آنها و اصولگرایان؟
دوم- میخواهند با اجرای این قانون، دولت در نگاه مردم خوار شود و به نارضایتی عمومی شهروندان از حکومت دامن زده شود.
از سیاستمداران هر چه بگویید بر میآید. اما آیا برای مبارزه مسالمت جویانه و آزادی خواهانه و صلحطلبانه، باید مردم عادی را تحت فشار گذاشت؟ باید بستر را برای برخورد با آنان و بازداشت احتمالیشان فراهم کرد؟
این چه مبارزه برای دموکراسی و آزادی است که شهروندان در فرایند آن باید قربانی روش های اصلاح طلبان شوند؟
از قدیم گفتهاند «شتر سواری دولا دولا نمیشود» و یا اینکه گفتهاند«یا شتر باش و بار ببر یا مرغ باش و بپر». اصلاحطلبانی که صدای شعارهای زیبایشان در دفاع از حقوق مردم و آزادی، گوشها را پر کرده، باید مراقب رفتارهای آزادی ستیزانه خود نیز باشند. نمیشود با آزادی مردم مبارزه کرد اما ژست آزادی طلبانه گرفت.
| |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر