
ندای سبز آزادی: ریچارد فرای مبدع نظریه مکتب ایرانی که چندی پیش برای سخنرانی در همایش ایرانیان خارج از کشور به ایران سفر کرد، بر اساس اسناد آشکار وزارت اطلاعات در گذشته نیز با هدف جاسوسی و جمع آوری اطلاعات به کشورمان سفر کرده است.
به نقل از پارلمان نیوز و به گزارش مشرق، وزارت اطلاعات در سال 1376 کتابی تحت عنوان هویت را منتشر کرد که در آن به برخی از جریانات مخالف نظام که در راستای فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تلاش می کردند، اشاره کرده است. در صفحه 131 این کتاب که در 375 صفحه توسط انتشارات حیان به چاپ رسیده، درباره ریچارد فرای آمده است:
ریچارد فرای چندی پیش به دعوت و تلاش برخی روشنفکران داخلی به ایران سفر کرد و در طول اقامت خود در تهران با استفاده از برخی عناصر نا آگاه اقدام به جمع آوری گسترده اطلاعات محرمانه نمود. ریچارد فرای که همکاری به ظاهر علمی او با سیا امری آشکار است در این سفر تا آنجا پیش رفت که حتی برای جذب برخی مدیران اجرایی و آموزشی کشور اقدام کرد که البته این تلاش با برخی هوشیاریها ناکام ماند.
گفتنی است، ریچارد فرای یکی از میهمانان ویژه همایش ایرانیان خارج از کشور بود که مرداد ماه با حضور جمعی از ایرانیان خارج از کشور در تهران برگزار شد. فرای در این همایش به ایراد سخنرانی احساسی پرداخت ودر سخنان خود از علاقه اش به ایران سخن گفت و در پایان آرزو کردن که جسد وی پس از مرگش در کنار سیو سه پل اصفهان دفن شود که در پی این سخنان یکی از خانه های تاریخی شهر اصفهان به وی هدیه شد!
بامداد راد : پس از 4 شب حمله به منزل کرّوبی و اکتفا به شعارنویسی و شعاردادن، در شب پنجم حمله را از حد گذراندند و سنگ پراندند و تیراندازی کردند و چادر از سر زن مسلمان کشیدند و در پایان حمله، شب قدر را در خیابان احیا گرفتند. حملهی آخر چنان وحشیانه بود که همه را به واکنش واداشت؛ تا جایی که حتّی آیتالله بیات زنجانی این اقدام را محاربه نامید. در مورد واکنشها صرفنظر از واکنشهای مضحک رسانههای حکومت که تیراندازی را به محافظان کرّوبی منحصر میکنند و حملهکنندهگان را از اساس تبرئه میکنند و واکنشهای حامیان و سران جنبش سبز، یک نکته بسیار حائز اهمیت است و آن بیانیهی سپاه محمّد رسولالله تهران است. سپاه محمّد رسولالله تهران پس از انتخابات مسئول تأمین امنیت تهران شد و مسئول مستقیم سرکوبهای یک سال و اندی گذشته است. پس از حمله به منزل مهدی کرّوبی این نهاد نظامی بیانیهای صادر کرد و ضمن خودسر خواندن عوامل حمله و انجام آن به قصد تخریب وجههی سپاه و بسیج، آن را محکوم کرد. در این بیانیه همچنین راهکار نهایی حلّ «فتنه»، محاکمهی مردمی سران آن دانسته شده است.
چنین بیانیهای در نگاه نخست با توجّه به وقایع یک سال گذشته شگفتآور به نظر میرسد، امّا برای تحلیل این حمله و این بیانیه باید کمی عمیقتر نگریست. ابتدا باید دید این حمله از سوی کدام پایگاه برنامهریزی شده است؛ حامیان احمدینژاد یا حامیان خامنهای. تفاوت این 2 گروه عموما در میزان رادیکالبودن رفتارها ست؛ حامیان احمدینژاد راستگرایانی بسیار افراطی هستند و از 2 دسته تشکیل میشوند؛ افرادی که انقلاب و جنگ را ندیده و برداشتشان از این دو واقعه مطابق روایت تحریفشدهی حکومت است که در نتیجهی این موضوع دیدگاههای رادیکال در این افراد بسیار غلیظ است و حتّی رفتار دولتمردان 2 دههی نخست انقلاب و در لایهی نهانتر رفتار آیتالله خمینی را نیز نمیپسندند. دستهی دیگر از ابتدای انقلاب حضور داشتهاند امّا بنا بر شرایط نتوانستهاند آنچنان که باید عرض اندام کنند و امروز فضای لازم را به دست آوردهاند. خشونت در رفتارهای این گروه و میزان تعصّب بر افکار در این گروه چنان بالا ست که حتّی حاضر اند با رهبر جمهوری اسلامی نیز با وجودی که شعار حمایت از او را سر میدهند مخالفت کرده و به شیوهای او را حذف کنند.
اندکی پیش از این خامنهای از وحدت با مخالفان حرف زده بود؛ وحدتی که بنا به گفتهی او بر مبنای اصول شکل میگیرد. این حرف هرچند با نگاه به تهدید نظامی علیه ایران بیان شده بود، امّا مایههایی از هشدار به احمدینژاد را در خود داشت که اگر همسو با رهبر نباشد او به سوی مخالفان دولت خواهد رفت و با آنها ائتلاف خواهد کرد. حمله به منزل مهدی کرّوبی اگرچه از سوی ناظران برای جلوگیری از حضور او در راهپیمایی روز قدس ارزیابی شد، امّا از نظر نگارنده بیشتر به منظور پاسخی به خامنهای از سوی حامیان احمدینژاد بود که هیچگونه وحدتی با مخالفان پذیرفته نیست؛ چه، حکومت میتوانست با برقراری فضای امنیتی و تصویربرداری به شکلی که میخواهد، ضمن استفاده از حضور کرّوبی در راهپیمایی روز قدس به نفع خودش، با خفهکردن حضور مخالفان در نطفه شرایط را به گونهای دگرگون کند که میان موسوی و کرّوبی القای اختلاف کند؛ تلاشی که تاکنون موفّق نبوده است.
اگر حمله به منزل کرّوبی را از سوی حامیان احمدینژاد بدانیم و آنها را همانگونه که در بیانیهی سپاه آمده خودسر بخوانیم، 2 احتمال مطرح می شود؛ یا فرماندهان سپاه مخالف چنین حملهای بودهاند و با خامنهای در یک جبهه اند و این گروه خودسر در ردههای میانی سپاه حضور دارند، یا اینکه این بیانیه مانند بیانیهی مشهور وزارت اطّلاعات در ماجرای قتلهای زنجیرهای و به منظور کشیدهنشدن پای آمران اصلی به معرکه و رفعورجوعکردن آبروریزی صورتگرفته است و فرماندِهان سپاه نیز با این حمله موافق و مخالف وحدت با مخالفان هستند. واضح است بدون همآهنگی با مسئولان عالیرتبهی سپاه نمیتواند چنین حملهای 5 شب متوالی صورت بگیرد؛ آن هم در شرایطی که سپاه مسئول حفظ امنیت تهران است، از این رو نمیتوان تصوّر کرد فرماندهان سپاه با این امر مخالف چنین حملهای بودهاند.
با این تفاسیر این حمله به وضوح قدرتگرفتن روزافزون حامیان دولت را عیان میکند؛ حامیانی که با این بیانیه نمایان شد قدرتشان از آنچه تصور می رفت فراتر رفته است. این موضوع بسیار خطرناک و مخرّب است و نشان می دهد که این گروه رفته رفته امکان تحمیل یک حکومت کاملا نظامی و بدون حفظ ظواهر موجود را می یابند.
ندای سبز آزادی: دادستان تهران با مرخصی امیر حسین کاظمی با تعیین وثیقه ای خارج از توان خانواده ی این عضو نهضت آزادی، با مرخصی مخالفت کرد.
به گزارش «میزان خبر» خانواده این زندانی سیاسی، بعد از درخواست وثیقه از سوی دادستان تهران، جعفری دولت آبادی، با تامین وثیقه ای در حد توان خود به دادستانی مراجعه کردند، اما دادستانی با درخواست وثیقه 300 میلیون تومانی با مرخصی این زندانی سیاسی مخالفت کرد و اظهار کرد "اگر توان تامین وثیقه را ندارید بهتر است او در زندان بماند".
خانواده امیر حسین کاظمی به علت نیاز او به عمل جراحی غده ای در سینه و دندان عقل، در ماههای گذشته به دنبال مرخصی پزشکی برای این زندانی بوده اند.
امیر حسین کاظمی، عضو شاخه جوانان نهضت آزادی و مدیر وبلاگ «بامردم» در حال حاضر در زندان اوین و در حال سپری کردن حکم سه سال حبس تعزیری قطعی خود است
تقی رحمانی: قصه مکرر مظلوم و ظالم همیشه دردآور است. سحر کردن شب 23 ماه رمضان 1431 ه. ق سخت پر ماجرا بود. دعا و گریه و ناله و حتی یادآوری ظلم های گذشته باز هم نمی توانند از شدت بیدادی که بر مهدی کروبی فرزند احمد و خانواده او رفت بکاهند. سالهاست که با درد هر آزاده و مبارز و سخت کوشی گریسته ام. فرقی نمی کند ظلم و ظالم کجا باشد . هر جا مظلومی هست دلمان می لرزد . در غزه وقتی که دولت اسرائیل ظلم می کند اندوهگین می شویم، زمانی که به دارفور نظر می کنیم غمگین می شویم. ظلم در همه جهان است. زمانی که نوجوان بودم دلتای رود دانانگ و رود مکنگ در ویتنام مکان دردآوری بودند که نماد مقاومت ویتنامی ها علیه آمریکایی ها بود. بعد با ظلم علیه فلسطین و ایران آشنا شدم. ظلم ،ظلم است و شدت و حدت آن نمی تواند به عادت تبدیل شود.
گفتم که شب بیست و سوم رمضان تا سحر شب سختی بود. در بعداز ظهر آنروز از حسین کروبی شنیدم که امشب می خواهند وارد ساختمان شوند و ما در خانه جمع می شویم و منتظر هر حادثه ای هستیم. زمانی درد و هراسم بیشتر شد که خانم کروبی در مصاحبه ای گفت مهاجمان وارد ساختمان شده اند. انگار که دیگر هیچ چیز نمی تواند آرامم کند. نرگس هم که بیماری اش ادامه دار شده و می ترسم مزمن شود نگران شد. نرگس می گوید کروبی تنها مقامی از نظام جمهوری اسلامی بود که ما را با روی باز در دوران اسارت می پذیرفت. مادرم پارچه خانه کعبه را نشان می دهد که کروبی در دیدار با خانواده ملی مذهبی ها تقسیم کرده بود. مادرم می گوید:« خدایا کمکش کن» . اما من آرام نمی شوم. لحظه اعدام های 1367 در ذهن ام مرور می شود اما باز هم التیام نمی یابم. خواندن جوشن کبیر را آغاز می کنم در ذکر یا مفرج الهموم متوقف می شوم. کسی درون من می گوید خداوند کروبی را دوست دارد و او هم باید کفاره اعمالش را پس بدهد. اما می گویم خون را با خون نمی شورند. این درد را سر ایستادن نیست. او شیردل است و شجاعانه از حقوق شهروندان دفاع کرده و چندین و چند سال است که چنین می کند.دست ام را بر سرم می گذارم و کتاب حسین وارث آدم شریعتی را می گشایم. شریعتی از عاشورا می گوید . از هزاران هزار که به نام حسین ، حسین را فراموش کرده اند و شمشیر حسین بر زمین مانده است. چند سطری را می خوانم . کسی در درون من به من می گوید همیشه این رسم بوده است که حسینی ها را می کشند به نام حسین. با خود می گویم در دوران شریعتی همه چیز سیاه و سفید بود . او جنگ مذهب علیه مذهب را ندیده بود و ما اکنون داریم می بینیم. در دوران شبهه ها دیگر به آسانی و به راحتی دوران شریعتی نمی توان از حق و باطل گفت. فراموش نکنیم که امام علی معتقد بود که بعد از پیامبر کار زمانی سخت شد که راه گم کرده و ظالم هر دو گرفتار شدند و راه درست بسیار سخت و ظریف شد. بازهم سخنان حسین و فاطمه کروبی به ذهنم هجوم می آورند .
به راستی در شب های احیا و شب های متعلق به امام علی به خانه مردی هجوم آوردند که از پس ظواهر حکومت دینی با حفظ باورهایش از ظلم ها و اجحاف ها سخن گفت و ایستاد و پاپس نکشید. اما عده ای بعد از خواندن زیارت عاشورا و برگزاری احیا به خانواده ای بی پناه روی می آورند. او بزرگوارانه و تیز هوشانه از هیچ کس تقاضای کمک نمی کند. این حرکت او مصداق «فاصبر به ما یقولون» است. زیرا خرابیان می خواهند جنبش سبز و رهبرانش را کلافه کرده و بعد هم شدت عمل نشان دهند.
با خود می گویم که همیشه حسین وارث آدم است که در میان حامیان خود ناشناخته است. این بار معیارهای حکومت علی به وسیله مدعیان حکومت او گم شده است. به راستی مهاجمان و حاکمان تاریخ نمی دانند روز عاشورای 1388 ه. ش چه کسی مظلوم بود؟آیا آنها نمی دانند در شب احیای 23 رمضان 1431 چه کسی مظلوم بود؟ آرام نمی گیرم . ساعت از 2 بامداد گذشته است . مثنوی را می گشایم و این بیت می آید:« او خدو انداخت بر روی علی، افتخار هر نبی و هر ولی» و تا جایی می رسم که مولانا از زبان علی می گوید:« من شیر حق ام نه شیر هوا» . اما مثنوی هم من را آرام نمی کند. سکوت سرشار از ناگفته هاست . من محاصره شده ام و درونم غوغایی است. در لحظه روزهای سخت سلول انفرادی و بندهای زندان و در موقعیت های دشوار بیرون زندان گاهگاهی این شعر دردآور شاملو را مرور می کنم:« به ما گفته بودند که آن کلام مقدس را به شما خواهیم آموخت اما عقوبتی جان فرسا را تحمل می بایدتان کرد و عقوبت جان فرسا را چندان تحمل کردیم که آن کلام مقدس نیز از خاطرمان برفت.» خدایا چنین سرنوشتی را برای ایران نپسند. باز هم نا آرامم. با خود جمله شریعتی را مرور می کنم که می گفت:« چه سخت است ملتی شیعه علی باشد اما سرنوشت یزید داشته باشد. » هیچ چیز و هیچ کس آرامم نمی کند. من که بیشتر در وسط ماجراها بوده ام نمی توانم زمانی که در ماجرا نیستم خود را آرام کنم. با اینکه سختی های فراوان هم کشیده ام اما دلم جای دیگر است. در این لحظات به مومنی پر ماجرا ، زید آبادی صادق، سحر خیز صریح ، صابر مقاوم ، بداغی مظلوم ، صمیمی شهر آشوب ، بهاره هدایت نو عروس بند کشیده ، زینب جلالیان مصیبت کش، عماد بهاور آرام و با وقار ، نظر آهاری زجر کشیده و ملیحی بشاش و عبدالرضای تاجیک استوار و ایستاده بر آرمان و دهها زندانی دیگر فکر می کنم و در ذهنم همه رفتگان راه آزادی را مرور می کنم. اما در این شب احیا مهدی کروبی در ذهن و فکر جای گرفته بود. همان شیخ شیردلی که مصداقی و مرحله به مرحله به حقوق بشر رسید و بر سر آن ایستاد. او تحت فشار قرار گرفته است و تکلیف دینی او با رعایت حقوق بشرهمراه شده است. این همراهی مبارکی است. اعتقاد محکم در پیوند با حقوق بشر دوران ساز می شود . این همراهی در جامعه ایران بارها رخ داده است. این دید امیدوار کننده باعث می شود که اشک در چشمهایم جمع شود. با خودم می گویم خدایا تو خود به ما گفتی که« بخوانیدم تا اجابت کنم.» اگر چه گفته ای که هر خواسته ای هزینه دارد اما خدای من کمکمان کن تا هزینه ها را کاهش دهم. باز هم با خود زمزمه می کنم « خدایا این درد را درمان کن»« خدایا حق گویان را سرگردان مکن.» باز هم می گویم خدایا کروبی شیردل ، میرحسین مقاوم و همه سبزها را سربلند کن و همواره آنها در دولت ، بر دولت و با دولت مدافع حقوق مردم از هر باور و عقیده ای کن.
سرم را در دست می گیرم و لبهایم تکان می خورد . چشمهایم در قاب عکس شریعتی مات می شود که زیرش نوشته :« ای آزادی ای خجسته آزادی». لبخند شریعتی در عکس هم آزارم می دهد وهم آرامم می کنم و احیای خود را با یاد رنج های تحمیل شده بر کروبی و خانواده فداکارش پایان می برم به این امید که در سال آینده به خانه هیچ آزادیخواهی حمله نشود و آزادیخواهان در بند کشیده آزاد شوند .
احمدی نژاد به «نافرمانی» متهم شد؛ متکی هم به صف مخالفان پیوست
ندای سبز آزادی: در حالی که اعلام شده احمدی نژاد با بیاعتنایی به نظر صریح رهبری، قصد دارد دو نماینده ویژه جدید در حوزه سیاست خارجی منصوب کند، وزیر امور خارجه با لحن تندی از نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا انتقاد کرد و او را به ناپخته سخن گفتن متهم ساخت؛ انتقادی که در واقع متوجه رئیس دولت است.
منوچهر متکی در مصاحبه با خبرنگاران در خصوص اظهارات روز گذشته بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا، گفت: مشخص نیست آقای بقایی بر اساس کدام مسئولیت و از چه جایگاهی این گونه سخنان نسنجیده را بیان می کند، در حالی که هنوز آثار منفی اظهارات اخیر وی که موجب بروز مشکل در روابط خارجی شد از بین نرفته است.
وی همچنین با اشاره به اینکه نظر رهبری در خصوص پرهیز از موازی کاری در سیاست خارجی باید فصل الخطاب باشد، تصریح کرد: تضعیف دستگاه دیپلماسی کشور بویژه در شرایط کنونی آن هم توسط برخی از افراد دولت مصداق بارز بر شاخه نشستن و بن بریدن است.
اشاره متکی به سخنان روز قبل بقایی است که از انتصاب دو نماینده ویژه جدید توسط احمدی نژاد در حوزه های آفریقا و آمریکای جنوبی خبر داده بود. بقایی که خود به عنوان نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا شده، در دولت قبل، معاون رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی بود و اکنون به ریاست این سازمان رسیده است.
احمدی نژاد پیش از این هم چهار نماینده ویژه در حوزه سیاست سیاست خارجی منصوب کرده بود که یکی از آنها اسفندیار رحیم مشایی بود؛ اقدامی که واکنش منتقدان و تذکر رهبری را در پی داشت. رهبری در دیدار با اعضای دولت به صراحت از موازی کاری در سیاست خارجی انتقاد کرد؛ اصطلاحی که نمیتوانست مصداقی جز انتصابات اخیر احمدی نژاد داشته باشد.
با این حال احمدی نژاد همچنان بر دور زدن دستگاه رسمی سیاست خارجی و انتصاب نماینده ویژه در این حوزه اصرار دارد. این اصرار، امروز واکنشهای تندی را برانگیخت. سه نماینده شاخص اصولگرا در این زمینه به احمدی نژاد تذکر کتبی دادند، روزنامه مردمسالاری نسبت به تخلف رئیس دولت از دستور صریح رهبری هشدار داد و مرکز پژوهشهای مجلس نیز تعیین نماینده ویژه در سیاست خارجی را اقدامی خلاف قانون اساسی دانست.
اما تندترین واکنش متعلق به سایت الف متعلق به احمد توکلی بود که در یادداشتی بدون امضا با عنوان «آن پنبه را از گوش خود در بیاورید» به شدت از رفتار رئیس دولت و نزدیکانش در این ماجرا انتقاد کرد و ضمن نابخردانه توصیف کردن آن، به آقایان بقایی، مشایی و حامی ایشان در دولت یعنی احمدی نژاد هشدار داد که: پنبه نشنیدن یا خود را به نشنیدن زدن یا بی توجهی به به اوامر ولی فقیه را از گوش خود درآورند.
این سایت اصولگرا نوشت: ممکن است افراد مذکور به هر دلیل تاسف بار، طالب ورود به این بازی و تنش آفرینی و مهم کردن مسایل فرعی مورد نظرشان باشند، اما باید بدانند فارغ از موضوع مورد بحث، نافرمانی از فرمان ولایت، نه تنها مهم است که نادیده گرفتنی نیست و عاقبت این رفتارها، چنان که برای تعدادی از پیشینیان در سال های دور و نزدیک رقم خورد، برای آن ها نیز دردناک خواهد بود.
هنوز مشخص نیست سرنوشت دردناکی که سایت احمد توکلی، احمدی نژاد را به آن وعده میدهد، دقیقا چیست. اما یادآوری این نکته ضروری است که طیف گسترده نمایندگان اصولگرا در مجلس، تاکنون حتی از طرح یک سؤال رسمی از احمدی نژاد هم ناتوان بودهاند و حداکثر به همین دست انتقادات لفظی بسنده کردهاند.
حال آیا این بار آنها خواهند توانست با متهم کردن احمدی نژاد به نقض دستور ولی فقیه، برخورد شدیدتری با وی داشته باشند؟
ندای سبز آزادی: آیت الله دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز، در تازهترین سخنرانی خود با اشاره به اینکه طلاب و نمازگزاران مسجد فقط قصد دفاع از خود در برابر مهاجمان را داشتهاند و حملهکنندگان تهدید به قتل کرده بودند، به دادستان شهر در خصوص بازداشت مدافعان مسجد قبا در جریان حملهی روز قدس هشدار داد و گفت: مظلومها دست و پا بستهاند، ولی ظالمهایی که با شما ارتباط دارند، آزاد هستند.
به نوشته سایت حدیث سرو، آیت الله دستغیب گفت: بنده در همین جا با احترام و بدون توهین از آقایانی که در دادگاه ویژه روحانیت و دادستانی و اطلاعات هستند ، می خواهم که توجه داشته باشند، در روز قدس به این مسجد حمله شد و دوستان ما کار ی نداشتند و کسی هم در مسجد نبود بجز بیست نفر. و قبلا هم مسئولین مربوطه تذکر دادند که یک عده ای می خواهند حمله کنند و گفتند که می خواهیم بیاییم اطراف مسجد را با داربست مسدود کنیم تا جلوی حمله به مسجد گرفته شود.
ایشان افزود: بعد از نماز جمعه بود که مهاجمان به مسجد حمله کردند و همه کسانی که آنجا بودند به این مطلب شهادت می دهند و خودتان مقدماتش را هم می دانید. مسئولین دادگاه ویژه، جناب استاندار و فرماندار ، ریاست اطلاعات ، خودتان می دانید که نقشه هایی از قبل طراحی شده بود برای حمله به این مسجد ، که چرا سید علی محمد دستغیب اینطور گفته که البته بنده بارها عرض کردم که چرا شما از صحبت های بنده برداشت غلط می کنید و آن را به خودتان می گیرید؟! چرا خوب را به خودتان نمی گیرید ؟!
وی با تاکید اینکه هیچ وقت در صحبت ها نامی از کسی نبرده است، اضافه کرد: ولی متاسفانه آقایان قبول نکردند و گفتند اینطور نمی شود بهر صورت آنوقت آمدند و این اوضاع را پیش آوردند.
آیت الله دستغیب خاطرنشان کرد: وقتی این افراد با این وضع به مسجد حمله کردند آن بیست نفری که در مسجد بودند ، از شدت ناراحتی می لرزیدند که نقل شده است یکی از این مهاجمین گفته است ما می خواهیم هر بیست نفر را به قتل برسانیم .خوب این طلبه های ما باید چکار کنند و به کجا پناه برند؟ آن آقایان مهاجم بنا بر نقلی در دستشان هم قمه بوده و هم باتوم و… و پشت سرشان هم از خود آقایان بودند. بالاخره طلبه های ما مظلوم هستند . بنده به شما مسئولین مربوطه نصیحت می کنم که: شما مهاجمین را مواظب باشید ، دوستان ما بر عکس این افراد کسی را ندارند که حامی آنها باشد غیر از خدایتعالی و با این اعمال و رفتار آخرت خودتان را نسوزانید و متوجه عالم مرگ و قیامت باشید.
وی خطاب به دادستان شیراز نیز گفت: آقای دادستان شما نگویید که من این گزارش را دارم می نویسم که از تهران که آمدند بیایند و حکم کنند ، خوب شما همه مقدمات را اطلاع دارید و شما آقای اطلاعات متوجه هستید و می دانیدکه ۵ نفر از طلبه های ما را احضار کردید و چند نفری را هم قبلا گرفتید و حالا هم می خواهید که بقیه را از روی عکسها بگیرید، خوب مظلومها دست و پا بسته ولی این ظالمها یی که با شما ارتباط دارند آزاد هستند. و ما هیچ چیزی نداریم نه تفنگ و نه شمشیر و نه هیچ چیز و از کجا ما تفنگ بیاوریم خود شما که تمام سوراخ فیتیله ها را اطلاع دارید .پس حواستان باشد که به داد دین خودتان برسید که خدا می فرماید : من ظالم هستم اگر به نفع مظلوم انتقام نکشم . میل خودتان است.
این مرجع تقلید در نهایت تاکید کرد: من الان عرضم می کنم که مهاجم غیر از کسی است که بخواهد از خودش دفاع کند. طلبه های ما هیچ راهی نداشتند غیر از دفاع از خودشان؛ خوب معنی ندارد در روز قدس فلان روزنامه نوشته است که یک عده ای از طلاب مسجد قبا حمله کردند به راهپیمایان روز قدس؟! خوب این چه دروغ بزرگی است که می گویید؟! و چه کسی همچین چیزی را باور می کند.شیشه هایی که شکسته شده است را نگاه کنید و عکسهای مجروحان را هم مشاهده کنید . خوب این دوسنان ما چکار کنند وقتی می بینند مهاجمین آمده اند آنها را به قصد کشتن بزنند ، خوب باید از خود دفاع کنند. البته بنده هدفم از این حرفها نصیحت این آقایان بود؛ البته ما خدایتعالی را داریم و اوست که پشتیبان ما است.
باید استواری نظام را به میزان نزدیکی به راستی و عدالت و دوری از دروغ بسنجیم
ندای سبز آزادی: رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه باید خردمندان خیرخواه جایگزین متوهمان خشونتگرا شوند، گفت:« در آستانه عید سعید فطر همگی بنا را بر این بگذاریم راه درست را بپیماییم، چرا باید وقتی سخن از وحدت و جذب حداکثری است که میتواند باعث امید شود شاهد رفتارهایی هستید که وضع را بدتر کند؟ چرا باید با بخشنامه های کذایی باز هم محدودیت بیشتربرای مطبوعات و رسانهها ایجاد شود؟»
به گزارش کلمه به نقل از روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، جمعی از جوانان و دانشجویان و فرزندان شهیدان با حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی دیدار و گفت وگو کردند.
رئیسجمهور سابق کشورمان در این دیدار ضمن خوشآمد گویی، با اشاره به اهمیت مطالب مطرح شده در این نشست از سوی جوانان به برخی سئوالات آنها پاسخ داد.
وی گفت:« آنچه من میخواستم و میخواهم نه تصدی مسئولیتهای رسمی است بلکه وجود فضای امن و آزاد است که بتوان این بحثها را مطرح کرد. کار فکری و فرهنگی از نیازهای مبرم زمانه است .»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« ابتدا از خداوند میخواهم که طاعات و عبادت شما را بپذیرد و به همه توفیق برخورداری از برکات ماه مبارک رمضان عنایت فرماید.»
وی افزود:« ماه مبارک رمضان که روزهای آخر آن را طی میکنیم بهترین فرصت را برای خودسازی انسان فراهم میآورد، ماه رمضان ماه تسویه درون و هم ماه آراستن جان با فضائل است، روزه تنها امساک از آنچه مقتضای هوا و هوس آدمی نیست بلکه مقدمهای برای بالابردن درجه ایمان میزان آگاهی و نیرومندتر کردن اراده انسانی و خداوند هم هدف روزه را تقوای آدمی بیان کرده است. »
به گفته رئیس دولت اصلاحات، پیراستن جان از دروغ، کبر، خودبینی، بدخواهی و… و آراستن آن به راستی، خیرخواهی، عدالت و تقویت اراده برای مقابله با ناراستی و بیدار و آنچه موجب حقارت و تحقیر انسان میشود اینهاست از جمله اموری که در ماه مبارک رمضان باید به آن برسیم.
خاتمی تصریح کرد:« یکی از آفاتهای بزرگی که جامعه ما گرفتار آن است، دروغ و ناسزاگویی به خصوص از زبان افراد دستگاههای رسمی است.»
وی یادآور شد: «ما باید میزان مطلوب بودن جامعه و میزان استواری نظام خودمان را با همین معیارهای نزدیکی به راستی و عدالت و دوری از دروغ و بیعدالتی بسنجیم.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «معتقدیم انقلاب اسلامی هم هدفش رفتن به سوی چنان وضعیتی بود»، اظهار داشت:« امروز هم اگر میزانی برای سنجش هست همان است که در انقلاب ما تجلی داشت و اگر اعتراض و انتقادی هست برپایه همین ارزشهاست، دشمن واقعی همین دروغگوییها و ناسزاگوییهاست که اگر در درونمان بود دشمن خارجی موفق میشود و اگر نبود توطئه بیگانه هم کارگر نیست.
وی ادامه داد:« در این جا و با احترام به دل پاک و صفای باطن شما جوانان عزیز دوست دارم گلایهای را که بارها بیان کرده ام و نگرانی اصلی خود را تکرار کنم ؛ با این پرسش که آیا در جامعه ما به خصوص سوی مسوولان و نهادهای رسمی بیشتر راستی را میبینیم یا دروغ را؟»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:« امروز بیشتر نشر و رواج فضائل مورد پیگیری قرار میگیرد یا اگر هم رذایل ترویج نمیشود (که احیانا میشود) لااقل حساسیت لازم را علیه آن نمیبینیم؟»
خاتمی با بیان اینکه «در میان رذایل ، دروغ شاید از همه بدتر باشد و بدتر از آن اینکه دروغ متضمن بهتان و افترا هم باشد!»، اظهار داشت:« در روایات گاه دروغ سرچشمه همه مفاسد پنداشته شده است و نیز آمده است که بدیها دارای قفلهایی است که دروغ مهمترین کلیدی است که این قفلها را باز میکند یا از معصوم نقد شده است که مومن ممکن است که بسیاری از گناهان نظیر زنا و دزدی انجام دهد ولی مومن هرگز دروغ نمیگوید.»
وی سپس اظهار داشت:«من نمونه ای را بیاورم نه برای دفاع از خود بلکه برای دفاع از حقیقت و اظهار نگرانی نسبت به اصل انقلاب و سرنوشت جامعه.»
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد:« شما هم شنیدهاید که چه بیپروا و با آسودگی خاطر کسانی که از دریافت صدها میلیون دلار از خارجیها توسط اشخاص خاص برای ضربه زدن به انقلاب سخن گفتند .من فعلا کاری ندارم که این ادعای مضحک که ظاهرش هم حکایتگر بطلان آن است از کجا و چرا مطرح شده است ولی میگویم باید نسبت به سرنوشت جامعه نگران بود و باید دلمان برای انقلاب مان بسوزد و ناراحتی ما از این است که این گفتارها و رفتارها پیش از هر چیز به نظامی لطمه میزند که برای آن، این همه هزینه پرداخت شده است.»
وی تصریح کرد:« چرا باید کارهای نادرستی صورت گیرد و بعد برای توجیه آنها به چنین دروغهای بزرگی متوسل شوند البته این تنها مورد نیست؛تهمتها و ناسزاهای فراوانی نسبت به بسیاری از شخصیتها زده و گفته شده است و حالا هم شب و روز تکرار میشود و با کمال تاسف کسی که با این دروغ پردازیها و دروغ پردازان برخورد نمیکند.»
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه « گرچه اتهام زنندگان در خور اعتنا نیستند و جامعه حرفهای باطل و بی اساس را از آنان زیاد شنیده است»، اظهار داشت:« ولی دروغ و اتهام زنی آنها با این بی پروائی و لطمهای که از ناحیه آن به نظام و جامعه می خورد، مهم است.»
خاتمی سپس گفت:« چرا مدعی العموم به خاطر اهانتی که به انقلاب، اهانتی که به دهها میلیون نفری که رای دادهاند و به خاطر تشویش افکار عمومی و بدبین کردن جامعه به نظام برخورد نمیکند؟»
رئیس دولت اصلاحات هشدار داد:« اگر به سادگی شخصیتهایی که عمرشان را برای دینشان و انقلابشان و جامعه شان صرف کردهاند و همواره مورد اعتماد نظام و جامعه بودهاند به سادگی با دروغ متهم به چنین لغزش سنگینی شوند آیا طبیعی نیست که جامعه نسبت به همه کسانی که دیروز مسوول بودهاند ؛امروز مسوولند و فردا مسوول خواهند بود شک کند و به کلی اعتماد خود را از دست بدهد؟»
وی ادامه داد:« آیا چرخ یک جامعه براساس یک دروغ و ناسزا میچرخد؟ به هر حال این نمونه ای بود که سقوط اخلاقی را در بخش هائی از جامعه نشان میداد.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها در بخش دیگری از سخنانش درباره اصلاحات گفت:« در این باب گرچه هنوز میدان بحث و گفت وگو باز است ولی الحمدالله کارهای خوبی هم شده است که توصیه میکنم شما عزیزان مباحثی که در تبیین اصول اصلاحات شده است بگیرید و به بحث بگذارید اگر نظری هم دارید بدهید.»
وی افزود:« از اصول اصلاحات و وفاداری به انقلاب و دلبستگی به آن بوده و خوشحال بوده و هستیم که در مرحله ایجابی جمهوری اسلامی مطرح و مستقر شدکه پاسخی به خواست تاریخی مردم بود.»
خاتمی با بیان اینکه «آزادی، استقلال ،پیشرفت و عدالت و… خواستهای مهم تاریخی ملت ماست»، گفت:« اکثریت قاطع جامعه هم تامین اینها را هم همراه با احکام و ارزشهای الهی میخواستند و حتی کسانی که در این کشورند و آیین گرایش دیگری دارند با تصویری که حضرت امام از جمهوری اسلامی دادند و براساس آنچه در انقلاب مطرح شد آنها هم به جمهوری اسلامی رای دادند و اسلامی هم که در انقلاب بود نه تنها با خواستهای تاریخی مردم تعارضی نداشت بلکه کاملاً موید آن بود. »
وی یادآور شد:«البته عدالت و اخلاق و ارزشهای الهی هم نظام و جامعه که به برکت انقلاب بر سرنوشت خود حاکم شده بود را لطیفتر میکرد. یعنی علاوه بر مزایایی که مردم سالاری دارد؛ بسیاری از خلاهایی که در نظامهای مردم سالار سکولار بود بر میگردد.»
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود:« قانون اساسی هم نظمپذیرفته شده معیار و رفتار و حکومت مردم است البته قانون اساسی هم امری بشری است و وحی منزل نیست نقد آن هم عیبی ندارد ولی مبنای نظم همین قانون اساسی است همه باید در چارچوب آن حرکت کنند ؛ به خصوص حکومت که قدرت و امکانات دارد.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« باید ارزیابی ما و حرکت ما بر مبنای قانون اساسی باشد البته با توجه به استبداد زدگی تاریخی اهتمام و فصل سوم و حقوق اساسی مردم و ملت از اهمیت ویژهای برخوردار است و اصلاحات به همه قانون اساسی بهعنوان یک کل جامعه و به هم پیوسته به ویژه حقوق اساسی مردم اهتمام ویژه دارد حالا همین را هم میگویم راه درست هم همین است.»
وی تاکید کرد:« شما جوانان عزیز نپندارید و انشالله نمیپندارید که آن سوی نظام، رهایی و بهروزی است.نه ما خیر جامعه را در همین نظام میجوییم و میگوییم به نام نظام و انقلاب هم نباید نظام و انقلاب را خدشه دار و خدای ناخواسته بدنام کرد.»
خاتمی با بیان اینکه «من آینده کشور را روشن میبینیم»، گفت:« مردم ما رشیدند و هرگز از خواستههای اساسی خود منحرف نمیشوند و فشارها و مشکلات آنان را از هدف اصلی منحرف نمیکند و اصلاحات میگوید اگر اشکالاتی در روابط و ضوابط موجود و نحوه اداره کشور است با همین میزانها و معیارهایی که در انقاب و اسلام و قانون بوده است باید اصلاح شود و پر فایدهترین راه تداوم انقلاب و ثبات جامعه و پیشرفت کشور و جلوگیری از انحراف و تامین منافع ملی هم همین است.»
وی تصریح کرد:« ما چهره انقلاب و نظام را زیبا میخواهیم و میگوییم رضایت مردم پایه استوار نظام است؛ کسانی بر علیه انقلاب و نظام خواسته یا ناخواسته عمل میکنند که اعتنایی به نظر و رضایت مردم ندارند و خیال میکنند به هر وسیلهای و به هر طریقی میشود جامعه را اداره کرد.»
رئیس بنیاد باران با اشاره به درستی اظهارنگرانیها در خصوص مسائل پیش آمده بعد از انتخابات اظهار داشت:« بعد از انتخابات جامعه با لااقل بخش مهمی از آنچه گفت و چه میخواست اگر اعتراضی داشت به چه بود؟ به اصل نظام که اعتراض نداشت و اعتراضش را هم با شیوههای مدنی و پرهیز از خشونت مطرح کرد. راه کار منطقی مساله چه بود؟»
وی افزود:« این مردم صاحب کشور و انقلابند هزینههای را هم آنها پرداختهاند اگر مطلبی دارند و درست است باید به آن تمکین کرد و اگر هم درست نیست باید آنان را محترمانه قانع کرد.»
رئیسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت:« اینکه گفته میشود هر کس حرفی و اعتراضی دارد اغتشاشگر وخس و خاشک است، فتنه گر است؛ وابسته به اجانب است بیدین است و دهها اتهام دیگر و برخوردهای خشن هم صورت گیرد مساله را حل نمیکند بلکه مشکل را مزمن میکند که کرده است وحل آن دشوارتر است.»
وی یادآور شد:«چه اهانت ها که رسمی و غیر رسمی به شخصیتها و گروهها و افراد نشد و چه نسبتهایی که برای توجیه رفتارهای نادرست ندادند و چه چهره ناپسندی که از امام و انقلاب نشان داده نشد. اینها است که به انقلاب و امام و رهبری لطمه میزند؛ ما این را نمیخواستیم و نمیخواهیم. »
خاتمی تصریح کرد:« الان هم میگوییم در آستانه عید سعید فطر همگی بنا را بر این بگذاریم راه درست را بپیماییم، چرا باید وقتی سخن از وحدت و جذب حداکثری است که میتواند باعث امید شود شاهد رفتارهایی هستید که وضع را بدتر کند؟ چرا باید با بخشنامه های کذایی باز هم محدودیت بیشتربرای مطبوعات و رسانهها ایجاد شود؟»
وی همچنین تاکید کرد:« چرا باید بعضی آزادیهای نیم بند که نسبت به پارهای از عزیزان در بند اعمال شده است به همه تعمیم نیابد بلکه بالعکس دوباره آزاد شدگان به بند برگردند؟ چرا باید محافل و رسانه هاا و نهادهای خاص بر تهمت زنی و ناسزاگویی بیفزایند و چرا باید شاهد برخوردهای تخریبی، خشن و هتاکانه علیه شخصیت و کسانی باشیم که به هر حال نظری مخالف با نظر رسمی رایج دارند؟ چنانکه نمونه هایش را این روزها در تهران و شیراز دیدیم.»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« پیداست که کسانی که جز خشونت راهی نمیشناسند و برایشان قانون و ارزشهای اصیل اسلامی و ملی مهم نیست و نمیخواهند از التهاب جامه کاسته شود.»
سیدمحمد خاتمی در پایان خاطر نشان کرد:« ما اگر به آینده بنگریم و شاهد تلاش باشیم که برای آزادی کسانی که گرفتار شدهاند صورت میگیردو فضای امن و آزاد برای همه افراد و تشکلها وگروهها ایجاد می شود و “خردمندان خیرخواه” به جای “متوهمان خشونت گرا “میدان دار می شوند به سوی وضعیتی میرویم که در آن انتخابات سالم و بیحرف و حدیث و آزاد برگزار خواهد شد و خواهیم دید که چگونه جامعه به سوی آرامش ثبات و امید پیش خواهد رفت و این است راه تقویت نظام و عمل به میزانهای درست انقلاب و تامین مصالح ملی و پاسداشت حرمت مردم.»
بر اساس این گزارش، در ابتدای این دیدار چند تن از جوانان با تاکید بر دلبستگی به جمهوری اسلامی دستاوردهای دوم خرداد و اصلاحات را یاد آوردند و پایبندی خود را به آنها اعلام کردند.
آنها همچنین نسبت به لزوم سازمان دهی قانونی حرکتها و تشکلهای بنیاد و از برخوردهای ناروا نسبت به یاران امام و نیز مشکلاتی که پس از انتخابات برای بسیاری از خانوادهها و به خصوص جوانان پیش آمده گلایه کردند.
این جوانان بر لزوم کار فکری بیشتر به خصوص در زمینه تبیین مبانی اصلاحات تاکید کردند و پرسشهایی را نسبت به آینده کشور اصلاحات و جنبش سبز مطرح کردند و خواستار تداوم نشستهایی از این نوع شدند.
تقی رحمانی - رضا علیجانی: میگویند تحمل حکم میکند، اما نهادهای مرجع مدعیاند که ابلاغ حکمی برای هیچ کدام از ملی - مذهبیها صورت نگرفته است.
زندانبان میگوید چرا زندانی؛ تو که حکمی نداری؟
... اما هدی در زندان است.
در هنگام دستگیری در جلوی «محل کارش» به او گفته بودند که علت دستگیریاش زندگی در اختفا بوده است!
در انفرادی 2 الف هم به او گفتهاند تحمل کیفرت به خاطر حکم ملی - مذهبیهاست. اما باز در همان بازجویی گفتهاند اگر احضار تلفنی کردیم، میآمدی دستگیر نمیشدی! درباره پروژه شغلیاش در زاهدان از او بسیار پرسیدهاند. اما بعد از 15 روز انفرادی به بند عمومی منتقل شده است.
علت دستگیری، مرجع صدور حکم دستگیری، مرجع به بند عمومی فرستادن او برای تحمل کیفر حکم ابلاغ نشده، هم چنان در ابهام است.
اینها قسمتی از وضعیت کنونی دوست ما هدی صابر است. در یک کلام او بلاتکلیف و بیحکم در زندان است.
چرا بلاتکلیف؟ چون اگر او متهم است باید برای دستگیریاش مرجعی پاسخگو باشد. اگر دارد تحمل کیفر دستگیری ملی - مذهبیها در سال 1379 را میکند باید مشخص شود کدام نهاد مسئول دستور اجرای حکم را داده است. به فرض اگر حکمی هم در جریان باشد، این پروژه 15 متهم دارد، نه یک نفر. برای اجرای حکم هم باید ظواهر قانونی رعایت شود که نشده است.
حال فرض بگیریم که حکم ابلاغ شده است. اما باز باید بگوییم که حکم تجدیدنظرشده (5/5 ساله) هدی صابر که میگویید در حال اجراست، تمام شده و او حبسی بدهکار نیست! چرا؟
ما سه نفر، پس از یک بازداشت دستجمعی ملی - مذهبیها در سال 1379، مجددا در سال 1382 در ارتباط با فعالیت با برخی جوانان و دانشجویان دستگیر شدیم. پس از 11 ماه جبس به خاطر این امر، به ما حکمی را نشان دادند و گفتند احکام قبلی ملی - مذهبیها (15 نفر) تأیید شده و ما از این تاریخ به بعد در رابطه با آن حکم در زندان هستیم (در رابطه با 11 ماه قبلش نیز بعدا حکمی به مدت 8 ماه به ما دادند!) در این مقطع دادستان وقت که البته اینک معزول شده، اعلام کرد که صابر، علیجانی و رحمانی دارند حبس و کیفر دستگیری و محکومیت 1379شان را در رابطه با ملی - مذهبیها میگذرانند. (اگر چه در همان زمان، مشابه حالا نهاد مربوطه مدعی بود که ابلاغی برای اجرای حکم نکرده است!)
این بار ما دقیقا دو سال در زندان ماندیم. ولی بالاخره پس از چند مرخصی کوتاهمدت ما را آزاد کردند. در این هنگام بازجوها و مسئولان پرونده به ما گفتند به مرخصی میروید. وزیر دادگستری و سخنگوی قوه قضاییه وقت یعنی مرحوم کریمیراد نیز بعد از آزادی ما از زندان در خرداد 1384 اعلام کرد این سه نفر در مرخصی به سر میبرند.
با این وصف از آنجایی که در این مدت پروندهای علیه ما سه نفر تشکیل نشده و همچنین دستگیری هدی صابر بدون اتهام مشخصی بوده، در نتیجه حتی محکومیت (ابلاغ نشده) سال 1379 پایان یافته است! چون از سال 1384 تا 1389 پنج سال گذشته است و با توجه به اینکه هدی صابر قبلاً 27 ماه زندان کشیده و 5 سال است که در مرخصی است، او دیگر حبسی بدهکار نیست!!
پس باید افسوس خورد و نالید و گفت به هیچ دلیل حقوقی و قانونی در نظام قضایی فعلی نمیتوان هدی صابر را در زندان نگه داشت. چون یا حکم تجدید نظر ابلاغ و اجرا نشده است و یا به فرض اگر ابلاغ شده حکم به همین دلیل پایان یافته است.
اما یک دلیل دیگر وجود دارد که میتوانند به آن اشاره کنند: «دلمان خواست دستگیر کردیم؛ چون زور داریم».
اگر چه این زور داران نمیدانند که:
منجنیق آه مظلومان به صبح سخت میگیرد ظالمان را در حصار
اما اتهام صابر چیست؟ هدی صابر دلداده قرآن و وعدههای خداوند است. خدای صابر، خدای پای کار، اهل قرارداد و عمل و کنش است. هدی با این خدا زندگی میکند. چنین خدایی از هدی، فردی آرمانخواه، منظم، سختکوش و سختگیر، کمخواب و پرکار، مهربان و رئوف با دیگران ساخته است.
بیگمان در جامعه ایران، برای قدرتمندان، این خصیصهها اتهام است یا جرم. به خصوص اگر در صف موافقان نیستی و ملی - مذهبیها را در مرام باور داری.
هدی، اینک فعال میانسالی است که از میدان خراسان تا بالای شهر تهران و کوچههای امامزاده یحیی در تجریش را به خوبی میشناسد، همان طور که از محله امیرخیز تبریز تا محله باباییان زاهدان را سیر کرده است.
او در پژوهشی برای شناخت جنبش دانشجویی تبریز، اصفهان، شیراز، اهواز و تهران را از پا درآورده است. نتیجه این پژوهش را هم همان زورداران در سال 1382 بردند و ندادند.
او دقیق وضو میگرفت تا در ذکر نماز در خود شود. اما همو شیفته سینما و ورزش بود، همراه با آشنایی فراوان. همانطور که صدای فرهاد را دوست داشت. برخی پژوهشهای او درباره تاریخچه ورزشهای گوناگون در ایران هم اگر بیمانند نباشد، چندان سابقهای هم ندارد.
هدی و هر سختکوشی مانند او در دیار ما همیشه متهماند. بویژه اگر همچون صابر به دنبال «منش» هم باشد. او این منش را در خدا میجوید و دنبال آن است که ببیند در جهان و ایران چه کسی یا کسانی دارای منش انسانیاند، تا به آنها بگوید «شما را عشق است»!
از نظر هدی «خدا» در چه گوارا، مادر ترزا، مسعود احمدزاده، محمد حنیفنژاد، احمد شاهمسعود و... جلوه کرده است، حتی اگر خود ندانند؛ هر کس که «پاکار» است و اهل ایثار و گذشت و جوانمردی، حال تختی یا مصدق باشد یا پهلوان حسن رزاز، مهندس سحابی، گاندی، حسین شاهحسینی و یا چهگوارا، فعالان انجمن محک و زنان سرپرست خانوار و کارآفرین. در همین راستاست که برای او همت، باکری، حنیفنژاد، میهندوست، میثمی و محمدی قابل احتراماند. برای سرداران جنگ مقاله مینوشت در ایران فردا و برای بنیانگذاران سازمان کتاب «سه همپیمان عشق» در میآورد.
هدی صابر در لابه لای راهبردها و ایدئولوژیها به دنبال منش افراد و جریانات است. برای او منش اصل است. حال اگر بازجو درک نکند که شیفتهگی دوست ما به حنیفنژاد به ایدئولوژی یا مشی حنیف مربوط نیست، بلکه به منش او ربط دارد که در سازمان مجاهدین «پدری» میکرد.
اگر بازجو هم درک نکند، او دلداده تختی است؛ چون جهانپهلوان منش حل اختلاف، گلریزان کردن برای دردمندان مستأصل و کمک به زلزلهزدگان داشت.
هدی صابر به دلیل سرعت عمل و پیشگامی مسعود احمدزاده در عملیات چریکی، عاشق او نبود. بلکه مسعود احمدزاده را در انتخاب ایثار برای مردم میستود. اما همین منش است که مشکل و مکافات برای او ایجاد میکند.
این منش در خدای قرآن چون سپهری میشود که در قلب انسانهای بزرگ در همه جا، از جمله در ایران زمین، عمل میکند. اگر او مصدقی است نه به دلیل توان پارلمانی مصدق است. بلکه به این دلیل است که مصدق توانایی دیپلماسی را در خدمت مردم به کار گرفت. مصدق چهرهای است مردمگرا و وطندوست و ضدفساد و فسادناپذیر. تا آنجا که زمانی که حامل ارابه کالای مصدق به پاسبان نظمیه در دو راهی قپان پیشنهاد رشوه میدهد، پاسبان به مباشر او میگوید به خاطر این رشوه مصدق تو را سخت جریمه خواهد کرد! منش مصدق است که احترام همگان از پاسبان رشوه بگیر تا طراحان و مأموران کودتاچی سیا را برمیانگیخت.
صابر؛ پهلوان رزاز، پهلوان «پاتخت» را به دلیل پشتکار و همتش میستود، اما به طیب حاج رضایی علاقهای نشان نمیداد. اهمیت منش در نزد هدی صابر بر راهبرد و بینش غلبه داشت. اما قدرتمندانی که صاحب زورند و زور میگویند نمیتوانند این ویژگی را تحمل کنند. در جامعه بیمنش، همین منشها فرد را «مشکوک» و «مورد دار» که در هر کار آشکار و علنی هم «منظور دیگری دارد»، جلوهگر میسازد.
ظاهرا علت دستگیری اخیر او پروژه شغلیاش در زاهدان است، پروژهای دولتی تحت نظارت وزارت مسکن. بیگمان مشکل هدی صابر این است که به دلیل همان منش (که مدتهاست به کارهای مدنی و عامالمنفعه از سیاست راغبترش کرده است) در اجرای این پروژه کمفروشی نمیکرد. بیتردید در جامعهای که هر پروژه پروسهای طولانی و وقتبر و سرمایه بربادده میشود و قراردادها با چند تکمله و تبصره هم به پایان نمیرسد، کمفروشی نکردن جرم است یا حداقل مورد شک و اتهام. به خصوص اگر فرد سابقه غیرخودی و ملی – مذهبی هم داشته باشد.
حال میتوان گفت صابر برای این بدون دلیل زندان است چون بر طبق عقیده، صداقت، آرمانخواهی و منشدوستیاش زندگی کرده است و در هیچ یک خواسته است کمفروشی نکند. او با همین منش مذهبی – انسانی خود برای احضارش دلیل خواسته، ولی جوابی درشت دریافت کرده است. اما تجربه تاریخی نشان داده شدت و غلظت جواب هیچ مشکل یا مسئلهای نبوده و نیست.
اگر بازجوها و زورمندان این را نمیدانند خدای صابر خوب میداند. پس با صابر میخوانیم آیاتی را که بسیار دوست میدارد:
«فاصبر علی ما یقولون». «فاصبر ان وعدالله حق و لایستخفنک الذین لایوقنون».
ندای سبز آزادی: عوامل خود سر. عوامل خودسر در ایران یعنی قاتلین بالفطره. یعنی مزدوران پر جیره و مواجب. یعنی اراذل و اوباشی که بویی از انسانیت و آدمیت نبرده اند. عوامل خودسر یعنی بازوی اجرایی فاشیسم. عوامل خودسر یعنی طالبان. عوامل خودسر یعنی سند رسوایی حاکمیت. و عجبا که این عوامل خودسر همه سینه چاک شخص رهبرند. حیرتا که این عوامل خودسر همیشه مجهز به بی سیم و گاز اشک آور و باتوم و اسلحه اند. و البته هر غلطی هم که دلشان بخواهد می کنند و هیچ ارگان نظامی امنیتی هم جرات تقابلشان را ندارد که هیچ، همواره یار و یاورشان نیز هست! عوامل خودسر یعنی شکستن کاسه کوزه هر افتضاحی بر سر یک مشت الوات بی سر و پا که مرام و مسلکشان نسخه دست چندم شعبان بی مخ های چاله میدان و دوران بربریت است.
و این عوامل خودسر البته همانهایی هستند که فروهرها را با چاقو شمع آجین کردند و محمد مختاری و جعفر پوینده را به خاک و خون کشیدند و در زندان اوین داروی نظافت به سعید امامی خوراندند و زهرا کاظمی را کشتند و اکبر محمدی را در زندان اوین به قتل رساندند و کودتای انتخاباتی را رقم زدند و به روی مردمی که با سکوت به دزدیده شدن رایشان اعتراض می کردند آتش گلوله گشودند و خون ندا آقا سلطان را بی رحمانه و در برابر چشم حیرت زده جهانی به زمین ریختند و سهراب اعرابی را به قتل رساندند و در کهریزک به پسران و دختران بی گناهی که جرمشان شرکت در انتخابات بود تجاوز کردند و روح الامینی ها و جوادی فرها در زیر شکنجه های سبوعانه شان جان باختند و کوی دانشگاه را هم در 18 تیر 1378 و هم در خرداد 1388 به آتش کشاندند و دهها جنازه را شبانه در بهشت زهرا به خاک سپردند و در آخرین شاهکارشان ماجرای خانه کروبی را رقم زدند و کردند آنچه را که یزید با حسینیان در روز عاشورا کرد.
دروغ های بزرگ
و عجبا هم که هر بار سپاهیان مخلص و دیگر نهادهای ساخته و پرداخته " ایشان " بیانیه می دهند که کار ما نبود و کار " عوامل خودسر " بود. بیچاره مرغهای پخته سرزمین من که این روزها به بیانیه های سردمداران زور و نفاق، به اجبار می خندند.
نمونه آخرش بیانیه ای است که سپاه محمد رسول الله تهران در محکومیت رفتار وحشیانه سینه چاکان حکومت منتشر کرده است. سپاه محمد رسول الله روز يكشنبه در بيانيه اى، تجمع مقابل منزل مهدى كروبى، از سران مخالف دولت، را محكوم كرده و گفته است كه " مسببان تجمع و تيراندازى مقابل منزل كروبى افرادى كاملا خودسر و كاملا بى ارتباط با بسيج و سپاه هستند." عجب! پنج روز است که منزل کروبی و رفتار وحشیانه هم پیاله های زور و استبداد به خبر اول ایران و جهان تبدیل شده است و برگ ننگ دیگری در کارنامه سیاه کودتاگران ثبت شده تازه فردای روز قدس آقایان یادشان افتاده که " برادران ! " کمی زیاده روی کرده اند. یکی نیست بپرسد آقا شما که به اعتراف سردار مشفق تان بر تمام " جیک و پیک " مملکت مسلط هستید؟ چطور نتوانستید " عوامل کاملاً خودسر " را شناسایی و دستگیر کنید. شما که بقول خودتان می توانید رد ارتباط آدمها را تا آن سر دنیا بزنید، چطور نمی توانید بگویید آمران اصلی این " عوامل خودسر " چه کسانی هستند؟ یعنی شما نمی دانید که این عوامل خودسر برای نیامدن کروبی در راهپیمایی روز قدس دست به این جنایات زده اند؟ اصلاً مگر شما مسئول تامین امنیت تهران نیستید؟ چطور اجازه دادید این " عوامل خودسر " شیشه خانه مردم را بشکنند و آن همه وحشی گری به خرج بدهند و در شب قدر چادر از سر زن شوهرداری که به رفتارشان معترض بوده بکشند و همسرش را هم له و لورده کنند و در اثر وحشی گریشان کار سر محافظ تیم حفاظت کروبی به بیمارستان بکشد ؟ چگونه است که تا چهار نفر دانشجو جایی جمع می شوند از ترس " انقلاب مخملی " توسط سربازان گمنام امام زمان روانه زندان می شوند و زیر شکنجه های وحشیانه همین عوامل خودسر جان می دهند و حالا در روز روشن و در برابر چشمان حیرت زده خلق سربازان گمنام دود می شوند و به هوا می روند؟ راستی مگر همین عوامل خودسر نبودند که آن جنایات را در کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان مرتکب شدند؟ با آنها چه کردید؟ پرونده آنها هنوز به گردش نیافتاده؟
مسببان حاشیه ساز
جالب اینجاست در حالى كه افراد نزديك به مهدی كروبى و مجمع روحانيون مبارز تجمع كنندگان را «نيروهاى رسمى» داراى تجهيزات گاز اشك آور و سلاح گرم معرفى كرده اند، سپاه محمد رسول الله گفته است كه «مسببان اين حاشيه سازى افرادى خودسر و كاملا بى ارتباط با نهاد مقدس بسيج و سپاه هستند.»
در واكنش به این بيانيه، حسين كروبى، با اشاره به این بخش از بيانيه سپاه مبنى بر " تيراندازى از سمت منزل آقاى كروبى و زخمى شدن چند تن " می گوید: " اين اطلاعات سپاه كاملا غلط و اشتباه است. چون در فيلم ها مشهود است كه اينها وارد خانه شدند، تيراندازى كردند. جمعيت چندين شب آنجا حاضر بودند و خانه محاصره شده بود. تيراندازى از سمت آنها شروع شد و حتى سر تيم حاج آقا كه رفت با اينها مذاكره كند كه تيراندازى نكنند، آن قدر كتك خورد كه بيهوش شد و تا امروز در بيمارستان بود. " او می پرسد: " مگر محافظين آقاى كروبى مريض بودند كه شليك كنند. آنها تيراندازى كردند و جاى گلوله هاى آنها بر در و ديوار وجود دارد. "
دست و پاچگی کودتاگران از " کثافتی " که اراذل و اوباششان درست کرده اند و آثارش بر تمام مملکت شتک زده است به حدی است که روزنامه کیهانشان که آتش بیار معرکشان است مثل همیشه آنها را گماشتگان " آقای کروبی و پسرش " خواند و نوشت که " آنها چند نفری را جمع کردند جلوی ساختمان و خودشان به طور ساختگی تجمع درست کردند. " آن هم در شرایطی که بعضی از سایتهای منتسب به دولت نوشتند که " تجمعکنندگان امت حزبالله بودند. " بعد هم مدعی شدند که " همسایهها بودند که به اعتراض به آقای کروبی جمع شده بودند. "
خنده دارتر از همه اظهارات سردار نقدی است. همانکه غائله 18 تیر 78 را رقم زد. او درباره اقدامات بسیجی گفته است : " ایجاد درگیریهای ساختگی سناریوی دشمن است " و این وحشی گری را به " آمریکا و صهیونیستها بویژه انگلیس خبیث که صحنهگردان این مسائل است " نسبت داده است.
حالا جای شکرش باقی است که سپاه پاسداران اطلاعیه داده این قضیه را محکوم کرده است. گرچه نمی توان این قسم حضرت عباس را باور کرد. چه دم خروس سالهاست که از بیت رهبری بیرون زده و عیان است.
در این باره احسان سلطانی خطاب به سردار همدانی فرمانده سپاه محمد رسول الله ( ص ) می نویسد: " صرف نظر از اینکه اگر خودسرانه دست به این عمل زده اند و امروز به نام شما تمام شده است و برای فرار به جلو از بدنامی آن ناچار به انتشار بیانییه میشوید چند کد بیان میکنم تا مشخص گردد که این افراد نه تنها خودسرانه وارد نشدند بلکه از مدت ها پیش با سپاه منطقه تهران علی الخصوص معاونت های عملیات و اطلاعات ارتباط تنگاتنگ داشته و از جذب تا سازماندهی ،آموزش و به کارگیری نیز بر عهده سپاه بوده است. "
او از این فرمانده سپاه می پرسد: " آقای همدانی! مگر غیر از این است که شما مطابق دستوالعمل عملیاتی شهید همت بند (ب) قسمت 7 ملزم به سازماندهی نیروهای حزب اللهی و به کارگیری آنان هستید. ( تصویر یک برگ از دستورالعمل در پیوست است. ) آقای همدانی! مگر غیر از این است که سرهنگ بیگی مسئول اطلاعات منطقه تهران به همراه آقای پایکاری مسئول مدیریت 100،حمید ارسنجانی مسئول مدیریت 1600،محمد اوسیوند و محمودی مسئول و جانشین مدیریت 400 ساعت ها با رابطین انصار در ساختمانی جنب ورزشگاه آرارات با یکدیگر جلسه داشتند و هر واحد با توجه به وظیفه ذاتی ملزم به پشتیبانی از نیروهای موسوم به انصار میشدند. "
اقتدارگرایان خودکامه حکایتشان جماعتی را می ماند که تا خرخره در گل ندانم کاریهایشان فرو رفته اند و هر دست و پایی که می زنند آنها را بیشتر با انزجار خلق خدا مواجه می کند. بیچاره اقتدارگرایان خودکامه!
ندای سبز آزادی: خانواده مجید دری دانشجوی دربند از حکم زندان در تبعید وی اظهار نگرانی می کنند . حکمی که طبق آن مجید مجبور است ۵ سال باقیمانده از حبسش را در زندان ایذه بگذراند .
به گزارش کلمه ،با توجه به اینکه در هفته های اخیر تعدادی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان های مختلف کشور تبعید شده اند این نگرانی در میان خانواده هایی که زندانیان آنها حکم زندان در تبعید دارند ،قوت گرفته است .
خانواده مجید دری هم از این بابت نگرانند و از مسولان قضایی به خصوص دادستان تهران در خواست دارند که از تبعید این فعال دانشجویی به زندان شهر ایذه جلوگیری کنند.
خانواده مجید دری در شهر کرج زندگی می کنند . تبعید این زندانی نه تنها برای خود او که از زندان استان محل سکونتش تبعید و در میان زندانیان عادی نگهداری خواهد شد، دشوار است که برای خانواده وی نیز دشواری های بسیاری را به خصوص برای ملاقات های هفتگی شان با فرزندشان فراهم می کند .
مجید دری فعال دانشجویی دربند که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد به شش سال حبس قطعی محکوم شده است. حبسی که قرار است پنج سال از آن ر ا در تبعید در زندان ایذه بگذراند .
این دانشجوی دربند در سال ۸۶ و در اعتراض به سوء مدیریت و فضای امنیتی دانشگاه علامه ابتدا چندین ترم از تحصیل تعلیق و سپس نیز از ادامه تحصیل محروم شد.
وی در سال ۸۷ و با همراهی سایر دانشجویان محروم ازتحصیل که به دانشجویان ستاره دار معروف شده اند . شورای دفاع از حق تحصیل را تشکیل دادند.
.
در جریان مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری و پس ازآنکه رئیس جمهوری وقت، محمود احمدی نژاد وجود دانشجویان ستاره دار را انکار کرد و گفت که چنین دانشجویانی وجود خارجی ندارند، مجید دری نیز به همراه سایر اعضای شورا در تجمع های اعتراض آمیزی که به منظور آگاهی افکار عمومی برگزار شد شرکت کرد تا نشان دهد که این دانشجویان وجود خارجی دارند. دانشجویانی که بیهوده از حق تحصیل محروم شده اند.
دادگاه بدوی رسیدگی به اتهامات وی در حالی در سوم آذر ماه سال ۸۸ برگزار شد که این دانشجو با اتهام هایی از جمله محاربه، اقدام علیه امنیت ملی و بر هم زدن نظم عمومی به یازده سال زندان محکوم شد . این حکم در دادگاه تجدید نظر به شش سال حبس کاهش پیدا کرد . اما حکم تبعید وی به زندان ایذه همچنان باقی مانده است.
وی در طول ۱۳ ماه بازداشت خود نامه ها و درخواست ها ی متعددی را برای مراجع قضایی از طریق خانواده خود ارسال کرده است اما تاکنون پاسخی از طرف مسولان به آنها داده نشده است.
در روزهای گذشته احمد کریمی ، مجید توکلی ، رضا خادمی ، حامد روحی نژاد به زندان های مختلف کشور تبعید شده اند و مجید دری و ضیا نبوی نیز با توجه به حکم تبعید شان به زندان ایذه این روزها لحظات سختی را می گذرانند .خانواده این زندانیان هر روز بیم آن را دارند که عزیزان شان به زندانی دور افتاده تبعید شوند .
ندای سبز آزادی: یک روز پس از بیانیه سپاه تهران در محکومیت حمله به منزل مهدی کروبی، روزنامهها و سایتهای جناح مدعی اصولگرایی پر از مطالبی شده است که به پیگیری ادعای سپاه میپردازند و مهاجمان به منزل کروبی را به خاطر تندروی و حرکت جلوتر از رهبری سرزنش میکنند.
ادعای عدم دخالت نیرو های موسوم به بسیج در حمله مذکور که با بیانیه دیروز سپاه پاسداران تهران بزرگ آغاز شد، امروز در روزنامه کیهان با داستانسرایی و طرح سناریوهای خیالی پیگیری شده و همزمان سایتهای وابسته به جناح حاکم نیز دست به کار شدهاند تا بلکه موفق شوند انتساب این حمله به نیروهای رسمی را به فراموشی بسپارند.
این در حالی است که علاوه بر قرائن موجود، در مصاحبههای فرزندان آقای کروبی، شواهد متعددی در خصوص این دخالت مطرح شده و نیز در بیانیه مجمع روحانیون مبارز به موضوع بهکارگیری اسلحه سازمانی یک نهاد خاص اشاره شده است.
با این حال رسانههای مدعی اصولگرایی همچنان اصرار دارند که نه تنها دخالت و لااقل نقش حمایتی خود را در حمله به منزل آقای کروبی انکار کنند، بلکه با فرار به جلوی آشکار، تقصیر این حمله به گردن منتقدان دولت بیندازند و از این بالاتر، آقای کروبی را نیز همدست مهاجمان معرفی کنند!
این عین تحلیلی است که صبح امروز (دوشنبه) در روزنامه کیهان مطرح شده است. این روزنامه در یادداشتی مفصل، سه احتمال را در خصوص حمله منزل کروبی مطرح کرده است. کیهان در نخستین گمانهی خود، شخص کروبی را متهم اصلی این صحنه سازی در آستانه روز قدس معرفی می کند؛ در گمانهی بعدی، طراحی کل ماجرا را به «سازمان دهندگان جریان فتنه سال ۸۸» نسبت داده است، فارغ از اینکه کروبی را هم در جریان ماجرا قرار داده باشند یا اطلاع نداده باشند؛ و در گمانهی سوم، حضور معترضانه نیروهای متدین در مقابل خانه کروبی را همزمان با دو احتمال قبلی و در ذیل آنها مطرح کرده است!
جالبتر از این، تحلیل سایت جهان نیوز است که با غصه و گلایه، از اینکه حمله به منزل آقای کروبی باعث محبوبیت بیشتر او شده، ابراز ناراحتی کرده و مهاجمان را متهم کرده که: «آگاهانه و نا آگاهانه در زمین فتنه سازان نقش آفرینی می کنند.» این سایت با اشاره به اینکه «دشمن برای غفلت ما برنامهریزی میکند»، افزوده است: «جای غصه و گلایه وقتی است که عده ای از روی غفلت و ناآگاهی، بی مزد و مواجب در این نمایشنامه نقش آفرینی کنند. در کشوری که بر سریر آن نام متبرک ولایت فقیه مزین است و بر تارک آن شمشیر و ترازوی فرشته عدالت منقش است، خود رایی و خود سری و جلوتر از نظام حرکت کردن و عبور از قانون چه توجیهی می تواند داشته باشد.»
جالبتر از این دو رسانهی اصولگرا نیز طبق همیشه سایت جوانآنلاین وابسته به سپاه پاسداران است که از نفوذ فتنهگران در بسیج تهران و شیراز پردهبرداری کرده است تا در صورت مشخص شدن هویت بسیجی برخی عاملان بیحرمتی به مسجد آیتالله دستغیب و منزل حجتالاسلام کروبی، از هماکنون توجیهی برای آن داشته باشد.
اما مشخص نیست که سپاه تهران، کیهان و دیگر فعالان و رسانههای جناح حاکم چرا اکنون که گرد و خاک روز قدس خوابیده و تلاشهایشان برای برگزاری مهار شدهی این راهپیمایی پایان یافته، به فکر محکوم کردن حمله چهار شب و روز منتهی به روز قدس به منزل آقای کروبی افتادهاند.
برای مثال، وقتی همین سایت جهان نیوز، «زخمی شدن تجمع کنندگان در مقابل خانه کروبی» را تیتر میکرد و دلسوزانه از زخمی شدن چهار نفر «پس از به وجود آمدن تنش در تجمع اعتراض آمیزی که در مقابل منزل کروبی شکل گرفته بود» خبر میداد، چرا این تجمع را محکوم نکرد و از احتمال تحتالشعاع قرار گرفتن حضور میلیونی مردم در جلوی دوربینها نگران نشد؟
یا روزنامه کیهان وقتی خبر «تجمع اهالی مومن و انقلابی محل در اعتراض به مواضع ضد انقلابی کروبی مقابل منزل وی» را منتشر میکرد، چرا در خصوص عاملان حمله به منزل کروبی گمانهزنی نکرد؟ یا وقتی خبر شماره ۱۰۰۰۴۵۷۹ باشگاه خبرنگاران مبنی بر اینکه «عده ای از همسایههای مهدی کروبی در اعتراض به مواضع اخیر کروبی مقابل منزل وی تجمع کردند» و «فردی مسلح از منزل کروبی بیرون امده و به سوی تجمع کنندگان که به مواضع اخیر کروبی که همسو با ضد انقلاب بوده اعتراض داشتند حمله و تیر اندازی کرده»، اندکی پس از انتشار، از خروجی سایتهای مدعی اصول حذف شد، چرا خبری از پشت پرده این تجمع و بیبصیرتی آنها نبود؟
و یا چرا این سخنان، همان زمان که سایت روزنامه دولتی ایران در خبر شماره ۵۲۱۱۰ نوشت: « جمعی از مردم معترض و انقلابی تهران که به نشانه اعتراض از مواضع ضد انقلاب و نظام مقابل منزل کروبی تجمع کرده بودند مورد حمله و تیراندازی محافظان و طرفداران شیخ اصلاحات قرار گرفتند»، مطرح نشد تا مشخص شود که این مردم معترض و انقلابی، عامل نفوذی و یا فریبخورده هستند؟!
به نظر میرسد این خبرسازیها برای باند حاکم راهگشا نباشد، چرا که حمله به منزل آقای کروبی آنچنان وحشیانه، بیدلیل و غیر قابل توجیه بوده است که با انگهایی همچون نفوذ، بیبصیرتی و یا فریبخوردگی نمیتوان از کنار آن عبور کرد.
آنها بهتر است به جای اینکه از ادعاهای قبلی خود مبنی بر تجمع مردم انقلابی محل! در برابر منزل آقای کروبی عقبنشینی کنند، به این نکته توجه کنند که چه اتفاقاتی در برابر منزل آقای کروبی افتاد که حتی سپاه تهران نیز حاضر نیست مسئولیت بخشی از آن را برعهده بگیرد.
منبع: کلمه
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور در عریضه بیست و دوم خود از تماس تلفنی همسرش مصطفی تاج زاده خبر داد ، وی در گوشه ای از این شرح حال اینگونه می آورد « پروردگارا تو خوب شنونده ای هستی وقتی که بندگان ضعیف و حقیر برکشیده به ناحقت مقام عبودیتشان را فراموش می کنند و مست قدرت ادعای بزرگی و جلالت می کنند و بندگان تو را به اظهار ندامت از جرایم ناکرده و خطاهای موهوم وادار می کنند »
متن کامل عریضه بیست و دوم به دادستان با طعم شکر به شرح ذیل است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم اجعل سعیی فیه مشکوراً و ذنبی فیه مغفوراً و عملی فیه مقبولاً و عیبی فیه مستوراً. یا اسمع السامعین.
عریضه بیست و دوم در بیست و ششم رمضان المبارک
از: همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت از کودتاگران نظامی
به: دادستان تهران
سلام آقای دادستان
روز دوشنبۀ آخر ماه رمضان است. این ضیافت دارد به پایان می رسد. و ما خاشعانه از پروردگار رمضان تمنای سعی مشکور و ذنب مغفور و عمل مقبول و عیب مستور داریم از او که بهترین شنوندگان است. از او که برای شنیدن خط کشی و حد و مرز و خط قرمز و خودی و غیرخودی و بی خودی ندارد. برای او که انسان ها را از زن و مرد برابر آفرید و آنان را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار داد تا از یکدیگر تشخیص داده شوند و ملاک برتری را فقط و فقط تقوا دانست. تقوا. خویشتنداری و پرهیز از گناه. خداوندا تو خود شاهدی که ما نه از سر عناد و لجاجت بلکه از سر اشتباه و غفلت بر خویشتن خویش ستم روا داشتیم پس به بزرگی و کرمت در این آخرین روزهای ماه خودت، ما را مشمول رحمت و غفرانت بنما. و خود می دانی که ما بندگان ضعیف تو در اشتیاق قربتت سعی و کوشش نمودیم پس از ما قبول بفرما و همچون گذشته پرده استتار بر عیوب ما بکش و به ما توفیق جبران خطاهایمان را مرحمت فرما یا اسمع السامعین. پروردگارا تو خوب شنونده ای هستی وقتی که بندگان ضعیف و حقیر برکشیده به ناحقت مقام عبودیتشان را فراموش می کنند و مست قدرت ادعای بزرگی و جلالت می کنند و بندگان تو را به اظهار ندامت از جرایم ناکرده و خطاهای موهوم وادار می کنند. و خوب شنونده ای هستی وقتی که در شب و روز ستم، مظلومان بی پناه تو را در خفا و علن، فردی و جمعی می خوانند. و خوب شنونده ای هستی وقتی که بندگان رنج کشیده و مصیبت دیده ات در واکنش به عاصیان مدعی مسلمانی طلب و تمنایشان را حتی از تو پنهان می کنند و تو راز دل آن ها را می شنوی. همان رازی که در هزارتوی فلب انسان خودش را مخفی کرده تا به همه بگوید من با خدایم قهرم. و تو آن بالا به این واکنش کودکانه بنده ات می خندی و آغوشت را برایش بازتر و بازتر می کنی. خدایا ای ابصرالناظرین تو چیزهایی را در آن دخمه های هول انگیز دیدی که هیچ کس ندید . و آن گاه که بندگان سیاه دل تو ننگین ترین اعمال غیرانسانی را انجام دادند، فراموششان شده بود که عالم محضر خداست، تو بودی و دیدی و باز هم فرصت و مجال دادی برای بازگشت. تو بودی و دیدی و آن دیگر بنده مظلوم و بی پناهت را نیز فرصت و مجال دادی برای رشد و علو روح و بدین سان این پارادوکس همیشگی حیات دنیوی، یعنی حرکت میان عالم علیا و سفلی در عالی ترین مرتبه اش تکرار شد: عده ای اوج گرفتند و به خواست تو در مقام عزّت نشستند و عده ای دیگر مصداق «کالانعام بل هم اضلّ» شدند. بیچارگان سفلۀ دین به دنیای دیگران فروخته. پروردگارا تو را به همه عزیزان درگاهت سوگند ما را در این وانفسای ضلالت و گمراهی لختی به خود وامگذار.
آقای دادستان
من اینک در مقام یک بنده شاکر خدا با شما سخن می گویم . دیشب در شامگاه بیست و پنجم ماه مبارک رمضان وقتی در جایی که خاطرات شیرین حضور همسرم را، هرچند در دوره نقاهت بعد از جراحی، با حسرت و آه مرور می کردم، ناگهان یک تماس از شماره ای ناشناس ارتباط ما را با یکدیگر برقرار کرد. قبل از این که بپرسم عزیزم تو کجایی او خندید و گفت در زندانم زندان! و من ناامیدانه پرسیدم یعنی هنوز به بند عمومی نرفته اید شماها؟ او همچنان نمی دانست کجاست و من همچنان این بی خبری را نشانه خوبی نمی دانم. صدای گرم همسرم دنیایی از انرژی را در وجود من و دخترم تزریق کرد و من فی الفور این انرژی را به دیگر عزیزان منتقل کردم و دیشب خدا خواست که در شب های پایانی رمضانش دل هایی شاد شود و ما شکرگزاریم . می بینید؟ می بینید ما سطح توقعاتمان تا کجا پایین آمده؟ یک تماس، یک ملاقات کابینی، یک ملاقات حضوری یک نفره نیم ساعته!!! خدایا برما که در مقام طلب از تو بزرگترین خواسته ها و غیرممکن ترین آن ها را داریم، مپسند که در مقام حق خواهی اندکی از خواسته های عدالت طلبانه مان از بندگانت که ادعای بندگی چون توئی را دارند، عدول کنیم. خدایا ما را در برابر غیر خودت ذلیل و عاجز و مستکین مپسند.
آقای دادستان
من دیشب افطار را مهمان خانه ای بودم که قرارگاه همسرم شد بعد از ترخیص از بیمارستان. محلی که از همه دوستان و عزیزان همیشه همراه تمنا کردیم نخواهند بدانند کجاست تا این عزیز ما و آنان بتوانند با استراحت مطلق بخشی از توان از دست داده براثر عمل جراحی سختی که گذرانده و بیش از آن، براثر صدمات و لطمات روزها و ماه های زندانش را به دست آورد. نماز را در همان خلوتگاهی خواندم که آن روزها و شب های پرستاری مرا به آرامش می رساند و خدا را شاهد گرفتم که نوازش های خشونت آمیز بنده های بداخلاق و گناهکارش که دروغ ورد زبانشان و تهمت و افترا و بدزبانی و بدکرداری سیره و مرامشان شده اندکی از خداشناسیمان نکاسته بلکه توفیق غور و تأمل بیشتر در آیات وحی را برایمان به ارمغان آورده. و او را سپاس گفتم که به بزرگی و مرحمتش ما را از نظر دور نداشته و رخصت رسوخ وسوسه های شیطانی را در دل هایمان نداده است. او را شکر کردم که چتر حمایتش را به مهر بر سر ما گسترانده و آرامش را بر قلوبمان حکمفرما کرده است. صدای گرم همسرم هدیه خدا بود که پس از این نیایش مبتدیانه به ما رسید و ما او را چون همیشه به خدایش سپردیم که بهترین حافظ و نگهدارنده است و همه زندانیان سیاسی را که شب و روزهای رمضان شاهد بی گناهی و مظلومیت آن هاست و شاهد ظلم مضاعفی که بر آنان می رود. همه آن ها را، زنان و مردان آزاده دربند را به خدایشان سپردیم با دعای همیشگی این ماه: «اللهم فک کل اسیر»
ندای سبز آزادی: آیت الله صانعی در تماسهای جداگانهای با آیتالله دستغیب و حجتالاسلام کروبی، اقدامات اخیر آشوبطلبان را محکوم و از صبر و استقامت این دو چهره روحانی حامی حقوق ملت قدردانی کرد.
به گزارش کلمه، دفتر آیت الله یوسف صانعی خبر داده که در پی تهاجم عده ای افراد شناخته شده به مسجد قبا (آتشیها) در شیراز که منجر به هتک حرمت ماه مبارک رمضان و توهین به آیت الله دستغیب شد، آیت الله صانعی یک شب پس از این واقعه در تماس تلفنی با ایشان، اقدامات آشوب طلبان را محکوم و با مجروحان و آسیب دیدگان این واقعه ابراز همدردی کرده است.
بر اساس این گزارش، آیت الله صانعی با ستایش از صبر و استقامت آیت الله دستغیب در ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، برای ایشان و دوستانشان آرزوی موفقیت کرده است.
این مرجع تقلید پیش از این هم در تماس تلفنی با مهدی کروبی، حمله به منزل وی و محاصرهی آن را محکوم کرده و این قبیل رفتارها را وحشیانه و غیر انسانی خوانده بود.
وی همچنین با تاکید بر صبر و استقامت آقای کروبی و همسرش در جهت دفاع از حقوق مردم، بر لزوم اصلاح ساختاری که به فساد گراییده، تأکید کرده بود.
ندای سبز آزادی: با گذشت بیست روز از بازگشت مجدد محمد نوری زاد به زندان اوین هنوز اطلاع دقیقی از محل نگهداری وی در دست نیست . فاطمه ملکی ، همسر محمد نوری زاد نویسنده و فیلم ساز دربند در گفتگو با خبرنگار کلمه با تایید این مطلب افزود : نزدیک بیست روز از بازگشت دوباره همسرم به زندان اوین می گذرد . اما ما در طول این مدت از محلی که وی در آن به سر میبرد بیخبریم.
فاطمه ملکی، در این روزها بارها با مقامات قضایی از جمله دادستانی تهران تماس گرفته و در مورد محل نگهداری همسرش سوال کرده است . اما مسولان قضایی اطلاع دقیقی درباره محل نگهداری همسرش به او نداده اند .او همچنین در این مدت از امکان هر گونه تماسی با همسرش محروم مانده است.
او در این باره گفت: نه دادستانی و نه مسئولین زندان اوین هیچکدام پاسخگوی ما نیستند. نمیدانیم آنها از چه میترسند که نه تنها حق ملاقات یا تماس تلفنی برای زندانی و خانوادهاش قائل نمیشوند که حتی از اطلاعرسانی ابتدایی و مختصر دربارهی حال و روز همسرم هم خودداری می کنند ما نمی دانیم که ایشان سلامت هستند یا نه.
محمد نوری زاد در دادگاه تجدید نظر به سه سال و نیم حبس تعزیزی محکوم شد. وی پس از اتمام دوران مرخصی اش به زندان بازگردانده شد و انتظار می رفت او نیز مانند دیگر زندانیان سیاسی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل و دوران محکومیتش را بگذراند اما تاکنون این اتفاق رخ نداده و مسولان بر خلاف قانون از تحویل وی به این بند خودداری کرده اند .
همسر نوری زاد ادامه داد: ما تا به حال فکرمیکردیم زمان اجرای حکم همسرم فرارسیده و آن سهسالونیم حبس وی اجرا می شود؛ که دراینصورت آقای نوریزاد باید درکنار سایر آزادگان دربند و با بهرهمندی از حقوق اولیهی خاص یک زندانی این دوران را در بند عمومی سپری میکردن. اما حالا با این برخوردهایی که از آقایان سرمیزند، می بینیم هیچ چیز مبنای قانونی ندارد و حتی با زندانی که حکم زندان قطعی دارد برخوردهای عجیب و غریب صورت می گیرد . ما دیگر نمی دانیم باید به کجا مراجعه کنیم و از چه کسی بپرسیم همسرم کجاست .
او در پایان گفت :جای تاسف است که درحال حاضر هیچ مرجع قانونی برای پاسخگویی و رسیدگی به خواستههای حداقلی ما وجود ندارد که حداقل به من و فرزندانم پاسخ دهند که همسر و پدرشان در کجا نگهداری می شود . با اینهمه ترسی نداریم و مثل همیشه دردها و شکوائیههای خود را به درگاه خدامی بریم . اما برای کسانی متاسفیم که بارگاه باقی و حقیقی را درمقابل دستگاه فانی و زمینی دنیا از یاد برده اند و با زندانیان بی گناه و خانواده هایشان این گونه برخورد می کنند .
محمد نوری زاد در پی نگارش ششمین نامه خود به رهبر انقلاب در حالی که در مرخصی به سر می برد دوباره به زندان اوین فراخوانده شد . تاکنون از سرنوشت این مستند ساز و جهادگر اطلاعی در دست نیست.
امروز درحالی پرتاب کوکتل مولوتف و انجام تیراندازی به سمت منازل مسکونی با اغماض و چشم پوشی مواجه می شود که دیروز، ادعای در دست داشتن سنگ، برای معترضان انتخاباتی، کیفرخواست محاربه را در پی داشت.
ندای سبز آزادی: به دنبال اتفاقات رخ داده در حمله به منزل حجت الاسلام والمسلمین کروبی و جسارت به مسجد قبای شیراز و مقام مرجعیت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، اطلاعیه ای منتشر کرد. در این اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ، با تقدیر از مقاومت و پایمردی مسئولانه آنان، شیوه کنونی مواجهه با مصلحان و منتقدین را قرار است به مدد گروهی اوباش و قداره بند رقم خورد را بدترین و ویرانگرترین طریق قابل اختیار ارزیابی کرد که قبل از آسیب رسانی به منتقدان، تمامیت نظم و نظام جامعه و کشور را متلاشی خواهد کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه روز قدس و اعلام اعتراض مسلمانان جهان نسبت به ظلم و جنایت نسبت به مردم مظلوم فلسطین، مهد و زادگاه روز قدس و محل وقوع مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر، شاهد وقایع تلخ وتأسف باری بود که زنگ هشدارباش انحطاط و اضمحلال را برای پایه های قوام و دوام جامعه، پرطنین تر از هر زمانی به صدا درآورد.
تجمع عده ای مزدور و اجیر شده مراکز قدرت در برابر محل سکونت یکی از یاران باسابقه و وفادار انقلاب و امام (س) که پنج شب متوالی، بدترین اهانت ها و دشنام ها را نثار مهدی کروبی کردند و بدون دغدغه مواجهه با مأموران حفظ امنیت و آرامش جامعه و شهروندان، با تعرض مسلحانه به حریم منزل و خانواده وی، در مقدس ترین شبهای سال، اهالی یک محله را در اضطراب و وحشت نسبت با اعمال خشونت بار و وحشیانه خود فرو بردند، خاطره صحنه های هجوم چماقداران اجیر شده در ماههای پیش از پیروزی انقلاب را که قرار بود با اعمال رعب و وحشت، مردم به پا خواسته برای اقامه آزادی، عدالت و حاکمیت اسلام رحمانی را دچار رخوت و سکوت کنند، در برابر دیدگان ملت به نمایش گذارد.
عربده کشی، ناسزاگویی و حمله مسلحانه به حریم های شخصی از سوی این عده طی چند شبانه روز متوالی در حالی رخ داد که کوچکترین واکنش موثر و بازدارنده و حتی عکس العملی لفظی را از جانب مأموران انتظامی و امنیتی در پی نداشت و انتساب این اقدامات به نیروهای خودسر، تنها اقدام رسمی انجام شده، آن هم دو روز پس از پایان ماجرا بوده است. این درحالی است که اعتراض آرام و مدنی گروه کثیری از شهروندان کشور نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر در سال گذشته، با شدیدترین پاسخ ممکن روبرو شد. امروز درحالی پرتاب کوکتل مولوتف و انجام تیراندازی به سمت منازل مسکونی با اغماض و چشم پوشی مواجه می شود که دیروز، ادعای در دست داشتن سنگ، برای معترضان انتخاباتی، کیفرخواست محاربه را در پی داشت. به این ترتیب بار دیگر به واضح ترین شکل، هویدا گشت که شعار قانون گرایی و لزوم پایبندی به آن، برای عده ای تنها محملی است برای سرکوب و برخوردهای خشونت بار. از دید اینان قانون گرایی جاده ای یک طرفه است که تنها منتقدان و غیر وابستگان، ناگزیر به حرکت در آن هستند.
در این میان حمله وحشیانه به مسجد قبای شیراز و دفتر مرجع معظم تقلید، آیت الله دستغیب، که علی رغم پیش بینی ها و تذکرهای داده شده، رخ داد و دهها تن از طلاب مدافع حریم خانه خدا را مضروب ساخت، روی دیگر سکه استفاده ابزاری از دین و مقدسات را به نمایش گذاشت. در این واقعه نیز همانگونه که انتظار می رفت، قدرت مداران مدعی دیانت، نه برای دفاع از قداست خانه خدا احساس وظیفه ای کردند و نه ریشه این اقدامات را در کمک های عوامل خارجی جستجو کردند.
این گروه های مهاجم و صحنه گردانان آنان، گویی خواسته یا ناخواسته تصمیم قطعی گرفته اند تا اینگونه نشان دهند که انقلاب عظیم بهمن ۵۷ و اهداف متعالی آن، شعارهای آزادی خواهانه و روح ضد استبدادی انقلاب و اهداف بلند انسانی آن در حفظ و حراست از کرامت انسانها و دفاع از حقوقشان فارغ از هر تفکر و عقیده، توهمی بیش نبوده است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن حمله به منزل حجت الاسلام والمسلمین کروبی و جسارت نسبت به مسجد قبای شیراز و دفتر مرجع علیقدر تقلید، آیت الله دستغیب، به سهم خود مقاومت و پایمردی مسئولانه این یاران ملت و یاوران راستین دین خدا را ارج می نهد. سازمان شیوه کنونی مواجهه با مصلحان و منتقدین را که قرار است به مدد گروهی اوباش و قداره بند رقم خورد، بدترین و ویرانگرترین طریق قابل اختیار ارزیابی نموده که قبل از آسیب رسانی به منتقدان، تمامیت نظم و نظام جامعه و کشور را متلاشی خواهد کرد.
ما همچنین بار دیگر مشفقانه به حاکمان کشور یادآور می شویم که حفظ امنیت جامعه و شهروندان و دفاع بدون تبعیض از حقوق قانونی آنان، از وظایف اولیه هر حاکمیتی است که عدم اقامه آن، عاقبتی تیره و تاریک را برای جامعه رقم خواهد زد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
ندای سبز آزادی: زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه تهران همزمان با ایام شهادت امام علی(ع) با خانواده شهید شبنم سهرابی دیدار کرد .
به گزارش خبرنگار کلمه ، در این دیدار که جمعی از زنان اصلاح طلب و فعالان مدنی نیز حضور داشتند مادر و دختر هفت ساله شبنم سهرابی از آخرین وضعیت شان سخن گفتند .آنها از روزهای دوری از شبنم گفتند و اینکه این روزها چقدر برای شان سخت می گذرد .

شبنم سهرابی زن ۳۴ ساله در جریان حوادث عاشورای سال گذشته توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد و پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسید . نیروی انتظامی در برگه فوت وی نوشت که او زنی ناشناس است که در اثر برخورد با جسم سخت کشته شده است .مادر شبنم هنوز از این موضوع ناراحت است اینکه چرا نیروی انتظامی حاضر نشده در برگه فوت دخترش نحوه کشته شدنش را درست عنوان کند .
مادر شبنم در این دیدار همچنین درباره آخرین پی گیری هایش برای شکایت علیه مسببان مرگ شبنم گفت.اینکه این پی گیری ها تاکنون به نتیجه ای نرسیده است .
به گفته او هیچ مقام قضایی و انتظامی پس از گذشت ۹ ماه پاسخ صریحی درباره مرگ دخترش به وی نداده و ادعا می کنند که شبنم در یک تصادف جان خود را از دست داده است .آنها برای اثبات حرفهای وی از او شاهد خواسته اند .
مادر شبنم رو به جمع گفت : «همه دنیا فیلم زیر گرفته شدن دخترم توسط نیروی انتظامی را دیده اند که مظلومانه زیر چرخهای ماشین نیروی انتظامی له می شود . آیا شاهدی محکم تر از این فیلم وجود دارد . همچنین تعداد زیادی از مردم شاهد این صحنه بوده اند که اگر مجالی برایشان فراهم و امنیت شان تضمین شود ،حتما برای شهادت دادن به دادگاه خواهند آمد .
او از نوه کوچکش ،نگین ، هم سخن گفت که این روزها بدون مادرش لحظات سختی را پشت سر می گذارد . نگین کوچولو با هر تماس تلفنی به هوا می پرد و می گوید مادرش از بهشت تماس گرفته است .

شهید شبنم سهرابی ۳۴ ساله ، فارغ التحصیل رشته مدیریت بود که همچون بسیاری از جوانان این کشور آرزوهای زیادی داشت .
آرزوهایی که به قول مادرش حالا زیر خروارها خاک مانده است . سر پرستی از تنها دختر شبنم هم به عهده مادر بزرگش است .دختری که شبنم هزارها آرزو و امید برایش داشت .
زهرا رهنورد هم در این دیدار ضمن ابراز تاثر از نحوه شهادت این شهید جنبش سبز رو به مادر شبنم یاد آور شد :« حالا بیش از هر چیز رسیدگی ویژه به نگین دخترشش ساله شبنم سهرابی ضرورت دارد که اکنون تحت سرپرستی مادربزرگش قرار دارد .»
او تاکید کرد که توجه به این دختر خردسال و رسیدگی به وضعیت روحی و تحصیلی اش بزرگترین خدمتی است که می توان به این شهید جنبش سبز کرد.
زهرا رهنورد هچنین مادر داغدار شهید شبنم سهرابی را به صبر دعوت کرد و ادامه داد : «ظلم پایدار نمی ماند و خونهای ریخته شده شهدا نه تنها پایمال نمی شود که روزی به بار خواهد نشست و سرانجام جنبش سبز پیروز خواهد شد . »

در پایان این دیدار دکتر رهنورد و دیگر حاضران برای شادی روح شبنم سهرابی دعا کرده و از خداوند خواستار صبربرای مادر و دختر این شهید جنبش سبز شدند .
ندای سبز آزادی: آیت الله دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز، در سخنرانی امروز خود با اشاره به برخی توصیهها مبنی بر تعطیل کردن منبر یا نرفتن خود به مسجد، تاکید کرد که برنامه روزانه خود را تعطیل نخواهد کرد و تا آخر ماه مبارک رمضان طبق روال قبلی به برگزاری نماز جماعت و سخنرانی خواهد پرداخت.
به نوشته سایت حدیث سرو، وی ضمن تاکید بر اینکه «مسئولان باید جلوی این ظلمها و فتنهها را بگیرند، نه اینکه در فکر خانه نشین کردن افراد مظلوم باشند»، تاکید کرد: وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر است، حال دیگر کاری نداریم که شما این مطالب را به خود میگیرید!
وی با اظهار اینکه «به بنده گفتهاند امکان دارد در اجلاسیه خبرگان عدهای کاروان راه بیندازند و بیایند آنجا شلوغ کنند»، گفت: البته ما پولی نداریم که کاروان راه بیندازیم، ولی آنها همه جور امکاناتی دارند و آقایانی که صاحب عقل هستند، متوجه هستند که اینگونه برخوردها کار صحیحی نیست.
آیت الله دستغیب همچنین با اشاره به برخی گفتهها مبنی بر اینکه ایشان نماینده مردم شیراز در خبرگان نیست، افزود: خدمت این آقایان باید عرض کنم که مگر نه این است که قرار بر این شد که مردم به پای صندوقها رفته و نماینده خود را انتخاب کنند؟ مردم هرکس را که بخواهند انتخاب می کنند و او را منتخب خود می دانند.
گفتنی است مهاجمان به مسجد قبا با سر دادن شعارهایی، ادعا کرده بودند که مردم شیراز آیت الله دستغیب را نماینده خود نمیدانند و لذا ایشان عضو مجلس خبرگان نیست!
آیت الله دستغیب در بخش دیگری از سخنان امروز با بیان اینکه لازم نیست مسئولین برای بنده تعیین تکلیف کنند، افزود: بنده همواره در پی این بوده ام که تکلیف خود را انجام داده و امر به معروف و نهی از منکر کنم و احتیاجی به تعیین تکلیف مسئولین ندارم مبنی بر اینکه مثلا منبر را تعطیل کن یا برای مدتی مسجد نرو، و خدمت این مسئولین عرض می کنم که قانون برای شما بیان کرده است که جلوی فتنه ها را بگیرید و هر کس خواست فتنه گری کند اگر قدرت دارید جلوی او را بگیرید، نه اینکه بر عکس با مظلوم برخورد کنید.
این مرجع تقلید با اشاره به مسجد قبا و نمازگزاران آن، تصریح کرد: این مسجد واقعا مورد ظلم واقع شده است، طلاب و اصحاب مسجد واقعا مظلوم هستند. چند مدت پیش بود که طلاب این مسجد را به بهانه اینکه مردم آنها را نمیخواهند از مساجد بیرون کردید، که بالاخره هم روز جمعه مشخص شد که تفنگ به دست ها و باتوم به دست ها و قمه به دست ها اینها را نخواستند، نه مردم!
وی با اشاره مکرر به مظلومیت این مسجد، افزود: اگر یکی از دوستان ما زخمی شود، باید برود اطلاعات و سایر دستگاههای مربوطه. ولی آقایانی که در مقابل اینها هستند، اگر چند روزی را هم در این مراکز باشند، با یک تلفن آزاد می شوند. لذا بنده تکلیف خودم را می دانم و تا آخر ماه رمضان هم نماز می آیم و هم منبر می روم.
آیت الله دستغیب همچنین با اشاره به سخن برخی دوستان، مبنی بر اینکه «به شما در جاهای مختلف بیاحترامی میکنند»، خاطرنشان کرد: اولا باید عرض کنم که بنده نعوذ بالله از حضرت علی (ع) که بالاتر نیستم. ایشان با آن عصمتی و مقام بندگی که داشتند، مع ذلک مورد ظلم واقع شدند؛ تا به حدی که میگفتند علی اهل نماز نیست و حتی در بالای منبر هم ایشان را مورد لعن قرار می دادند. ثانیا به آقایانی که بیاحترامی میکنند، میگویم هر کاری خواستید انجام دهید. بنده همه چیزم را برای اسلام گذاشتهام و تکلیف خودم را انجام میدهم، شما هم تکلیف خودتان را انجام دهید.
ندای سبز آزادی: فرزند مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی از عدم پاسخگویی فرمانداری تهران در خصوص برگزاری مراسم سالگرد اولین امام جمعه تهران انتقاد کرد.
اعظم طالقانی در گفتوگو با خبرنگار پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره)مجلس،«پارلماننيوز» در خصوص مراسم سالگرد آیت الله طالقانی گفت: خانواده مرحوم طالقانی همه ساله مراسم سالگرد را در حسینه ارشاد برگزار می کردند ولی از سال گذشته به دلیل برخی مخالفت ها که هنوز هم برای ما مشخص نیست به چه دلیل است این مراسم در حسینه ارشاد برگزار نشده است.
وی افزود: امسال نیز طی نامه ای از سوی خانواده آیت الله طالقانی به مدیریت حسینه ارشاد اعلام شد که خواستار برگزاری مراسم سالگرد در این مکان هستیم که آقای میناچی(مدیریت حسینیه ارشاد)طی نامه ای به نیروی انتظامی این درخواست ما را به این نهاد اعلام کرد.
دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی ادامه داد: نیروی انتظامی هم با بیان اینکه این نیرور زیر مجموعه وزارت کشور است از ما خواست این موضوع را به اطلاع استانداری و یا فرمانداری تهران برسانیم که خانواده آیت الله طالقانی با مراحعه به فرمانداری تهران کتبا درخواست برگزاری مراسم را به مسئول مربوطه اعلام کرد که فرمانداری تهران بعد از تعلل فراوان در نهایت از قبول درخواست برگزاری مراسم سالگرد امتناع ورزید.
طالقانی در بیان علت امتناع فرمانداری تهران از قبول درخواست برگزاری مراسم سالگرد گفت:بهانه فرمانداری این بود که آنها فقط درخواست نهادها را قبول می کنند نه خانواده افراد، در حالیکه غیر از سال گذشته خانواده مرحوم طالقانی مبادرت به برگزاری مراسم سالگرد در حسینه ارشاد می کردند.
وی با بیان اینکه به نظر می رسد برای جلوگیری از مراسم سالگرد آیت الله طالقانی به دنبال بهانه هستند با انتقاد از این روش حاکمیت در برخورد با مسائل اینچنینی گفت:در حالیکه صدا وسیما به صورت گزینشی سخنان آیت الله طالقانی را پخش می کند و حتی در نمایشگاه قران آثار ایشان را به فروش می رسانند حال در برابر برگزاری مراسم سالگرد ایشان که حق خانوده طالقانی است پاسخگو نیستند و این عدم پاسخگویی در برابر برگزاری مراسم ایشان نشان از تنگ نظری برخی مسئولان دارد.
ندای سبز آزادی: جمعی از جوانان احزاب اصلاح طلب در پی حملات گستاخانه به منزل حجت الاسلام والمسلین شیخ مهدی کروبی غروب یکشنبه در خانه او جمع شدند تا ضمن اعتراض به رفتارهای اینچنینی از سوی عده ای بسیجی نما برای بار دیگر اعلام کنند که درکنار رهبران جنبش سبز ایستاده اند و تا تحقق خواسته های آزادی طلبانه شان لحظه ای نخواهند ایستاد. در این دیدار جوانان احزاب اصلاح طلب لوحی را به نشانه تقدیر و سپاس از ایستادگی های حجت الاسلام والمسلین شیخ مهدی تقدیم او کردند
در بخشی از این لوح آمده است : فرزندان شما در جای جای این سرزمین مقدس اعلام میکنند که اجازه نمیدهند تا سیاه دلان و شبپرستان کودتاچی به شما و یا دیگر رهبران سبزشان آسیبی وارد کنند و برای بار دیگر تاکید می کنند بر پیمانی که روز نخست باشما بستند.
به گزارش تحول سبز، متن این لوح به شرح زیر میباشد:

جناب حجت الاسلام والمسلین شیخ مهدی کروبی
شیخ شجاع جنبش سبز و اصلاحات
شاهد بودیم که در لیالی قدر و هنگامی که بندگان خدا در حال راز و نیاز با آفریدگار خود بودند و از او طلب عفو بخشش میکردند عدهای مسلمان نما به منزل شما حمله کردند و درچنین شبهای عزیزی که تمامی ملائک جمع شدهاند و نظاره گر اعمال انسان هستند چه رفتارهایی از خود نشان دادند و چگونه آبروی انسانیت و مسلمانی را بردند. همان طور که جهل ابن ملجم بر فرق مولای متقیان فرود آمد جهل ابن ملجمهای زمان نیز بر پیروان راستین آن حضرت فرود آمد.
شیخ سبز ما! نیک میدانیم که در این یک سال چقدر هزینه دادهاید، هزینه از جان و آبرو! همراه و همراز ملتی رنج کشیده اما آرام و صبور شدید که هیچ نمیخواست جز بازپس گیری رایش! در همه خیابانها و در همه مراسم ها؛ ۲۵ خرداد، نماز جمعه، روز قدس، ۱۶ آذر، عاشورا، ۲۲ بهمن و… همراه و همپای ملت بودید و صدای ملت را فریاد زدید. نهراسیدید از مردمانی که حرمت نگه نمیدارند، از آنان که پول میگیرند و عربده میکشند، از آنان که فریاد وا اسلاما و یا حسینشان گوش فلکی را پر کرده است و یزیدیتر از یزید هستند.
شیخ اصلاحات! نهراسیدی و از بیپروایی تو ما نیز استوار تر و صبورتر این راه را ادامه میدهیم. نهراسیدی از حمله شب دلان در دل سیاهی شب، نهراسیدی هنگامی که صدای گلوله بود و فریادهای وحشیانه، استوار و سبز ایستادی و پای فشردی بر ایستادگی بر سر حق مردم و فریاد میزدی من شاگرد روح الله، پیرو خمینی کبیر، شیخ مهدی کروبی قدمی از حق ملتم عقب نمینشینم. چه خیال با طلی که میخواستند مردی چون تو را با نفیر گلوله بترسانند؟
یار امام! ما نیز همان گونه که شما روزگاری به بنیانگذار انقلاب لبیک گفتید به تو و دیگر رهبران سبز جنبشمان لبیک میگوییم و اعلام میکنیم که تا رسیدن صبح پیروزی که چندان دور نیز نیست صبور و استوار در کنار شما ایستادهایم . فرزندان شما در جای جای این سرزمین مقدس اعلام میکنند که اجازه نمیدهند تا سیاه دلان و شبپرستان کودتاچی به شما و یا دیگر رهبران سبزشان آسیبی وارد کنند و برای بار دیگر تاکید می کنند بر پیمانی که روز نخست باشما بستند.
جمعی از جوانان احزاب اصلاح طلب
ندای سبز آزادی : با نزدیک شدن به عید فطر حاکمیت در پی یافتن تدبیری برای نمایش حکومتی نماز عید فطر است .

به گزارش ندای سبز آزادی از دفتر رهبری به صورت محرمانه به ریاست امور مساجد و فرماندهی نیروی انتظامی تهران ابلاغ گردیده است که تا از برگزاری نماز عید فطر در مساجد تهران جلوگیری نمایند ، از انها خواسته شده است تا در ملاقات با ائمه جماعات مساجد و افراد بانفوذ مساجد آنها را تشویق کنند به جای خواندن نماز عیدفطر در مساجد به دانشگاه تهران بروند و به امامت آقای خامنه ای نماز را برپا دارند.
گفتنیست طی این ابلاغ بدون درگیری و بدون ایجاد تنش و باآرامش خواسته شده است که روحانیون مساجد را تعطیل کنند و نماز عید فطر را در دانشگاه تهران برگزار کنند.
شایان ذکر است پیش از این به طور سنتی در قبل و بعد از انقلاب نماز عیدفطر در بسیاری از مساجد توسط اهالی محلات برگزار می گردید و این اقدام و دستور رهبری در توجیح،تشویق و تذکر به ائمه جماعات جهت برگزار نکردن نماز عیدفطر در مساجد تهران و هماهنگی جهت در اختیار دادن اتوبوس و حمل آنها به دانشگاه تهران نشان دهنده ضعف مفرط رهبری و گردانندگان مراسم در جمع آوری و تجمیع مردم و برگزاری نماز با توجه به تبلیغات وسیع و امکانات وسیع آنها می باشد.
ندای سبز آزادی: روز قدس طبق دستور دفتر رهبری شرکت واحد اتوبوس رانی تهران تعداد 2000 دستگاه اتوبوس جهت نقل و انتقال مردم در تهران به دانشگاه تهران هماهنگ کرده بودند که به علت عدم استقبال مردم تهران حدود 1200 اتوبوس خالی و بدون مسافر در ایستگاهها مانده بود.
به گزارش ندای سبز آزادی از طرف مسئولین بیت رهبری و ستاد برگزاری مراسم اعلام کردند که این اتوبوس های خالی باید به دانشگاه بروند برای برگرداندن مردم که این اتوبوس ها هم خالی ماندند.
با توجه به اینکه در سالهای گذشته نیز همین تعداد اتوبوس به کار گرفته می شد برای اولین بار بود که در مراسم روز قدس از تعداد 2000 اتوبوس،هزار اتوبوس آنها خالی و سایر اتوبوس ها هم نیمه پر بودند ،گفتنیست تنها بخشی از اتوبوس ها که در اختیار ادارات،نهادها و نیروهای نظامی و انتظامی بود تکمیل شدند.
در همین حال مسئولین شرکت واحد اتوبوسرانی پس از این اتفاق برای روز عید فطر پیشنهاد کاهش اتوبوسها را دادند که با مخالفت و عصبانیت مسئولین بیت رهبری و ستاد برگزاری نماز عیدفطر که زیر نظر بیت رهبری کار می کنند مواجه شده است. شایان ذکر است مسئولین ستاد اعلام کرده اند کل دوهزار دستگاه اتوبوس باید برای روز عیدفطر آماده باشند،حتی اگر لازم باشد تا اتوبوس های شرکت واحد شهر تهران به سایر شهرها فرستاده شوند و از آنجا نیرو و مردم را به دانشگاه تهران برای نماز عیدفطر بیاورند.
گفتنیست عدم استقبال مردم در روز قدس در تمام خیابانهای اطراف دانشگاه کاملا مشهود بود.برخلاف سالهای گذشته هیچ ترافیکی در اطراف دانشگاه نبود و تمام پارکینگها نیمه خالی و خیابانهای اطراف خلوت و محل پارک ماشینها به آسانی در دسترس بود که حاکی از عدم استقبال شهروندان از روز قدس می باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر