
نداي سبز آزادي: در حالی که منوچهر متکی خبر عزل خود را از وزارت امور خارجه تکذیب کرده است، سایت راستگرای جهان نیوز از معرفی قریبالوقوع جانشینان وی توسط نزدیکان احمدی نژاد خبر داد.
به گزارش كلمه جهان نیوز امروز در خبری آورده است که نزدیکان احمدینژاد به دنبال تغییر متکی وزیرامورخارجه هستند و تا امروز نیز چند گزینه به عنوان جانشین متکی مطرح شده اند که از مهمترین آنها سعید جلیلی و ثمره هاشمی هستند. هرچند بر اساس این خبر، احمدینژاد هنوز در مورد این افراد نظر نهایی را نداده است.
بر اساس این گزارش هنوز هیچ یک از این افراد قطعی نشده اند، اما دولت برای برداشتن متکی تصمیم قطعی گرفته است. در همین حال برخی منابع آگاه از مخالفت دلسوزان و بزرگان نظام با این جابجایی ها خبر می دهند.
متکی در آخرین اظهار نظر خود انتقاد تندی به موازی کاریها در حوزه سیاست خارجی داشت. احمدی نژاد چندی پیش در اقدامی بیسابقه – و به گفته مرکز پژوهشهای مجلس، غیرقانونی – نمایندههای ویژهای خارج از وزارت امور خارجه برای سیاست خارجی برگزید.
همزمان با انتشار اخباری در خصوص احتمال برکناری متکی، یک نماینده مجلس نیز از نامه انتقادی کمیسیون سیاست خارجی به احمدی نژاد در خصوص موازی کاری در سیاست خارجی خبر داد و نمایندهای دیگر تهدید کرد که برکناری متکی واکنش سنگین مجلس را در پی خواهد داشت.
اسماعیل کوثری در گفتوگو با خبر آنلاین از نامه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به محمود احمدی نژاد در انتقاد از موازیکاری در سیاست خارجی و تاکید بر لزوم وحدت و یکپارچگی دراین حوزه خبر داد.
کوثری که نایب رئیس کمیسیون مذکور است، تاکید کرد که در این نامه تاکید شده است: با توجه به اینکه کشور در شرایط و موقعیت اضطراری وجود دارد ضرورتی برای انتخاب افرادی به عنوان نماینده رئیس جمهور در سیاست خارجی وجود ندارد و سیاست های خارجی کشور براساس سیاست های کلان نظام پیگیری می شود تا از این طریق کارها نیز با هماهنگی بیشتری دنبال شود.
وی با اشاره به اینکه “در این نامه بر ضرورت یکپارچگی وحدت خصوصاً از طرف وزارت امور خارجه تاکید شده است” خاطرنشان کرد که تاکنون نیز جوابی از سوی رئیس جمهور دریافت نشده است.”
محمد کرمیراد، عضو هیئت رئیسه کمیسیون مذکور نیز گفت: درصورت تغییر متکی، رئیس جمهور منتظر واکنش سنگین مجلس باشد.
وی در گفتو گو با آریا در مورد خبر برکناری متکی گفت: در شرایط کنونی این تغییر بهصلاح کشور نیست چراکه مقام معظم رهبری به موازیکاری در حوزه سیاست خارجی تذکر دادند نه به عملکرد دستگاه دیپلماسی که زیر نظر متکی مدیریت میشود. لذا این طور استدلال میشود که برآیند اقدامات صورت گرفته مثبت و مورد تایید بوده است.
وی افزود: بهتر است بهجای عوض کردن وزیر، رئیسجمهور موازیکاریها را حذف کند. زیرا کار وزارت خارجه خوب بوده و باید به آن فرصت داد تا وظایفش بدون دخالت دیگران را انجام دهد.
عضو هیأت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه صلاح نیست در وضعیت کنونی تغییری در رأس وزارت خارجه رخ دهد، تصریح کرد: درصورت چنین امری رئیسجمهور منتظر واکنش سنگین مجلس باشد.
نداي سبز آزادي: در آستانه آغاز سال جدید تحصیلی، دانشگاهها واساتید مستقل با برخوردهای تازه ای از احضار به مراجع انتظامی و حراستی قرار گرفته اند که نمونه بارز آن در دانشگاه تربیت مدرس مشاهده شده است.
به نظر می رسد از دلایل این احضارها در این دانشگاه، انتشار نامه ای خطاب به آقای خامنه ای در سال گذشته و ابراز نگرانی از فشارها و محدودیت ها بر فضای دانشگاهی، با امضای 114 نفر از اساتید بوده است.
اینک محدودیت های جدیدی از طرف حراست دانشگاه تربیت مدرس و مقامات امنیتی آغاز شده، در حالی که دانشگاه تربیت مدرس تنها دانشگاه صرفا تحصیلات تکمیلی و مولود انقلاب اسلامی است و اساتید آن دارای میزان بالای ایثارگری و مسئولیت های عالی در دوران جمهوری اسلامی بوده اند.
همچنین حکم هیات علمی دو تن از اساتید تربیت مدرس، آقایان دکتر علیرضا بهشتی و دکتر قربان بهزادیان نژاد که پس از انتخابات بازداشت شده اند به صورت غیرقانونی تعلیق شده است.
با توجه به نظرات آقای خامنه ای در خصوص جذب حداکثری و جهاد علمی برای رشد و ارتقای وضعیت کشور، به نظر نمی رسد سیاست هایی که در این دانشگاه آغاز شده، سنخیتی با رفتارهای فوق الذکر داشته باشد.
نداي سبز آزادي: محمد رضا رزاقی، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیته حقوقی ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی، جهت اجرای حکم یک سال حبس، به اجرای احکام دادسرای انقلاب اسلامی
(مستقر در زندان اوین)، فراخوانده شد وامروز(یکشنبه) به بند سیصد و پنجاه منتقل گردید.
پس از برگزاری یک جلسه محاکمه غیر علنی در اردیبهشت ماه، شعبه بیست و هشتم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، رزاقی را به اتهام
"تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی" به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد که بر اساس این حکم، یک سال آن به تعلیق درآمده است. پس از اعتراض به رای دادگاه، شعبه سی و ششم دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم صادره را تایید نمود.
رزاقی دانش آموخته کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است که پایان نامه خود را شهریور ماه سال گذشته زیر نظر دکتر سید علیرضا بهشتی به انجام رسانده است
در پی موج جدید فشار بر وکلای دادگستری، حقوقدانان و فعالین حقوق بشر، این چندمین بار است که یک وکیل دادگستری به دلیل انجام فعالیت های حرفه ای خود روانه زندان می شود.
محمد توسلی: در سي و يكمين سالگرد رحلت آيتاله سيدمحمود طالقاني براي گراميداشت ياد و خاطره او ميتوان در اين مجال محدود به اختصار به واكاوي مباني انديشه و عملكرد او پرداخت، انديشهاي كه در چند دهه گذشته در تحولات فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور تأثيرگذار بوده و براي امروز و فرداي جامعه ما ميتواند راهگشا باشد.
طالقاني در سال 1319 فعاليت خود را همراه با شادروان مهندس مهدي بازرگان با انديشه "بازگشت به قرآن" آغاز كرد و تا آخرين روزهاي حيات خود با "پرتوي از قرآن" بر اين راهبرد پاي فشرد تا نسل جوان و تشنه حقيقت جامعه را با سرچشمه زلال وحي آشنا سازد و خرافات و پيرايههايي كه طي قرون بر اين انديشه ناب سايه افكنده و زمينه تحجر، جمود و انحراف فكري جامعه را پديد آورده بود از ذهن و فرهنگ مرم بزدايد و راه براي پرستش خداي واحد و كمال انسان هموار شود.
طالقاني در تمام عمر پرثمرش با مستبدين زمان كه آزادي را از انسان سلب ميكردند سر ستيز داشت زيرا او معتقد بود كه " مكتب قرآن و اسلام، مهمترين مسأله را براي انسانها آزادي مي داند... انسان در بين همه موجودات داراي چنين خصيصه ايست كه مختار آفريده شده يعني در سرنوشت خود و در تصميم خود و اتخاذ راه و روش زندگي آزاد است"... "آن كسي كه فقط وعده آب و نان ميدهد دلسوز بشر نيست آن كسي كه آزادي بشر را ميخواهد اوست كه طرفدار حيات و زندگي واقعي بشر است". "انسان آزادي ميخواهد، انسان كرامت نفس ميخواهد و انسان ميخواهد راهش باز باشد، تنفس كند".
طالقاني همواره بر حق حاكميت ملت بر سرنوشت خويش در سطوح محلي، شهري و ملي با استناد به آيات قرآني و تجربه بشري تأكيد ميورزيد، در مجلس خبرگان قانون اساسي و در آخرين خطبههاي نماز جمعه خود در بهشتزهرا بر اين ضرورت پاي فشرد. اصول فصل شوراهاي قانون اساسي و شكلگيري شوراها برگرفته از اين انديشه راهبردي طالقاني است كه در سه دهه گذشته براي اجراي آنها همواره با مقاومت جدي روبرو بوده است.
طالقاني آزادي، حاكميت مردم و كرامت انسان را عين آرمان و فضيلت عدالت ميدانست زيرا در چنين شرايطي است كه توزيع عادله قدرت كه مقدمه توزيع عادله ثروت و عدالت اقتصادي و اجتماعي است امكانپذير ميگردد.
طالقاني با مشاركت در كار جمعي در طول حيات خود و مشاركت در تأسيس نهضت آزادي ايران در سال 1340 الگويي تاريخي براي تأكيد بر شكلگيري و تقويت نهادهاي مدني وتحزب برپايه آزادي، حاكميت ملت، كرامت انساني وعدالت است.
طالقاني در سال 1334 يعني دو سال پس از كودتاي 28 مرداد 32 كه كتاب "تنبيه الامه و تنزيهالمله" آيت اله شيخ محمد حسين ناييني را منتشر و حواشي به آن اضافه كرد، انديشه اجتماعي خود را در آخرين پاورقي آن اينچنين منعكس كرده است: "پيامبران عظام كه كاخهاي استبداد را ويران كردند...
مردمي را تربيت كردند و قدرت بدستشان دادند تا با قدرت شمشير عدالت و خداپرستي، قدرت استبداد و شاهپرستي را برانداختند، آن مقاومت و انقلاب و خونريزي امروز به قانون و آراء عمومي تبديل شده، اين حقيقت كه ميتواند مستبدين را محدود سازد تا چشم باز كنند و سود و زيان خود و ملت را درك نمايند امروز اوراق انتخابات بجاي شمشير و تير و كمان انقلاب ديروز است، اين يگانه چاره كندن ريشه شاهپرستي و خودپرستي و از مصاديق بارز امر به معروف و نهي از منكر ميباشد." اين انديشه حدود نيم قرن قبل طالقاني، امروز راهبرد مطالبه انتخابات آزاد و سالم و مبارزه قانوني و پرهيز از خشونت را پيش روي مردم ما نهاده است.
مروري بر آثار طالقاني نشان ميدهد كه نهتنها انديشه طالقاني و ياران او در چند دهه گذشته زمينه ساز تحول در ايران و همچنين بارور كردن انديشه روشنفكران ديني ساير كشورهاي اسلامي بوده است بلكه امروز نيز ميتواند راهنماي نسل جديد براي بازگشت به مباني اسلام رحماني و انساني و دور ساختن عرصه فرهنگي جامعه از زمينههاي اسلام قشري كه ارزشهاي انساني را نفي ميكند، باشد.
رحمت خدا بر او و ياران او باد
منبع: جرس
روز جمعه اول شوال 1431 قمری، موافق با 19 شهریور 1389، دکتر سید علی اصغر غروی، نماز عید مبارک فطر را در حومۀ اصفهان اقامه نمود. وی پس از مقدمهیی کوتاه در خصوص ضرورت ایجاد تحول در نفسانیات انسانها به بیان بخشی از کلمات مولی امیرالمؤمنین علیه السلام پرداخت که خلاصۀ آن ذیلاً درج میگردد.
پس از حمد و ثنای الهی و درود و صلوات بر خاتم انبیاء و دعوت خودم و شما به پرهیز از معصیت الهی و ورود به دایره تقوی و رحمت خداوندی خوشحالم که بار دیگر خداوند این توفیق را نصیب من گردانیده است که تبریک این روز بزرگ را خدمت شما عرض کنم و باز هم از درگاه لایزال و پر رحمت او بخواهم که این ملت را از این مصیبت ها و آشوب هایی که دچارش شده است نجات دهد ان شاء الله.
یکی از مسائل مهم، که قرآن هم بر آن تأکید کرده، این است که هر انسانی، در هر وضعی که قرار دارد، ناشی از عملکرد خود او است، و تا اخلاق، روش و عمل او عوض نشود، آن وضع تغییر پیدا نمیکند. آیات زیادی هست از جمله این آیه مشهور «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»(رعد11)، خدا وضع هیچ مردمی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان را تغییر دهند پس اگر این اجتماعات و استماع مسائل دین، این اثر را نداشته و تغییر دهنده نفوس نباشد، مفید فایده نیست. حال اگر ما بنشینیم و عبادتی انجام دهیم و برویم و کاری نکنیم بیاثر است . صرفاً به این جهت که ما نشستیم و ذکری گفتیم خداوند ایجاد تغییری در وضع ما نمیکند. پس این نشستن و گوش دادن و نماز بپاداشتن باید این نتیجه را داشته باشد که مبانی سعادت را بفهمیم و ایمان بیاوریم که ما در روی کرۀ زمین زندگی میکنیم، ولی تقریباً تمامی عالم و کرات دیگر در خدمت ما هستند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
انبیاء هم آمدند تا بشر را از غفلت نجات دهند. ما غافلیم! «أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»(اعراف179)! غفلت کردهایم از این که نظام عالم خدشه ناپذیر است. «وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ»(یونس92). و نیز غافل شدهایم از اینکه آثار عمل ما حتماً به سوی ما باز میگردد.
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
تمام عملکرد ما به سوی خود ما باز میگردد. هیچ یک از ما هم نمیتوانیم و حق نداریم خودمان را مستثنی کنیم و بگوییم جزء این قافله نیستم! همۀ ما باید عمل خود، نفسانیات خود و خلقیات خود را بررسی کنیم و ببینیم اثر و بازتاب عملکرد و اخلاق ما در جامعه چیست؟ در خانواده چیست؟ و روی خود ما چه اثری دارد؟! انبیاء الهی نیامدهاند که یک سلسله عبادات را برای مردم بیاورند و بگویند که شما این عبادت ها را انجام دهید، بی آنکه کار عملی و مثبتی بکنید! صرف عبادت مفید فائده نیست.
کار دیگری که انبیاء کردهاند و تمامی آن در قرآن منعکس است، چون قرآن سرگزشت همه انبیاء را ذکر میکند، این است که بگویند خالق گیتی میگوید: ما این عالم را بر اساس یک نظام ثابت آفریدهایم! و اگر شما در این چارچوب حرکت کنید، آثار رحمت ما، مغفرت ما، دهش ما، عطاء ما، و بهشت ما نصیب شما خواهد شد. و اگر خارج از این نظام حرکت کنید، هر گونه اعتقادی که داشته باشید، حتی پیامبر خدا باشید، بی آنکه در دائره نظام حرکت کنید، به نتیجۀ مطلوب نمیرسید! پس بر هیچ ذکری هیچ ثوابی مترتب نیست مگر آن که عمل دنبال آن باشد. ما باید به این اصل ایمان بیاوریم. «وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(توبه105)، هم خدا، هم رسول و هم مؤمنان نگاهشان به عمل شماست.
مولی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بعد از پیامبر اسلام و دیگر انبیاء الهی، شاید تنها کسی است که در چارچوب نظام عالم حرکت کرده است و از این جهت گفته های او برای ما بسیار مهم و رفتار او الگو است!
حال اگر یک نگاه اجمالی بیافکنیم به زمانی که پیامبر اسلام مبعوث شده است، به نتایج خوبی میرسیم. ایران بزرگترین قدرت سیاسی در آن زمان است. تقریباً نزدیک به نصف از نیم کرۀ شمالی، ایران است ولی زبانی به اسم زبان فارسی وجود فرهنگی ندارد، ادبیاتی به اسم ادبیات فارسی وجود ندارد. در زمان ساسانیان هیچ کتاب و شعر و مکتوبی به زبان دری یا پهلوی یا فارسی است، هیچ محصول فرهنگی نیست. پس کاری نکردهاند که تولید یک فرهنگ بکنند. اروپایی هم که اصلاً نبود، در منطقۀ انطاکیه، زبان عبری است که ادبیات مختصری دارد. ولی ادبیات عرب قبل از اسلام را ببینید چه همه شعر و مکتوب بجای گزاشته است! چقدر قوی است و از نظر ساختار لغت و استحکام و مفاهیم متشابه عالی، بسیار توانمند است، و اکنون قرآن همۀ این ادبیات را به زمین زده است! بعد از قرآن چه فرهنگ عظیمی پدیدار گشته، چه همه فیلسوف از خدا صحبت کردهاند، و قرآن مردم را به این عرصه کشانید که راجع به قرآن، بعثت و وحی صحبت کنند. ما اهل زبان عربی نیستیم وگرنه به خوبی درک میکردیم که اعجاز قرآن تنها اعجاز بلاغت و فصاحت نیست! بلکه اعجازش در این است که توانست مردم جاهل را به راه ادب و اخلاق و تفکر و اندیشه بکشاند!! امیرالمؤمنین علیه السلام کسی است که در این ساختار فکری حرکت کرده و حاضر نشده است برای حفظ جان خود مصلحت اندیشی کند و پیوسته بر مُرّ کتاب خدا عمل کرده است.
دکتر غروی پس از بیان این مقدمه به توضیح قسمتی از خطبه قاصعه پرداخت که یکی از خطب طولانی در نهج البلاغه است (192)، وی تفسیر خطبه را از این عبارت مولی علیه السلام شروع کرد که میفرماید «الله الله فی عاجل البغی....» و به این عبارت امیرالمؤمنین خاتمه داد «فتعصبوا لخلال الحمد ... و الوفاء بالذمام».
وی در توضیح این عبارت گفت: مولی علیه السلام ما را از تجاوزی که امروز میکنیم و در دوردست سزای وخیم آن را میبینیم باز میدارد. و دوم چیز که ما را از آن منع میکند کبر است که دام بزرگ ابلیس و کید کبیر او است که همانند زهر وجود انسان را، چه عالِم و چه جاهل، خرد میگیرد.
سوم چیز، این است که خداوند به نماز ها و زکاة ها و روزه، بندگانش را از گناه حفظ کرده و آنها را به عرصۀ آرامش و خشوع و تذلیل نفوس هدایت فرموده و کبر و خودخواهی را از ایشان دور کرده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به ترجمه قسمت پایانی خطبه قاصعه پرداخت که مولی امیرالمؤمنین از چگونگی قرابت خود با پیامبر(ص) سخن میگوید:
من در کوچکی سینههای عرب را بر زمین زدهام. من شاخ های اقوام بزرگ عرب مثل ربیعه و مُضَر را درهم شکستهام. شما جایگاه مرا در کنار رسول خدا (ص) میدانید که چقدر، از نظر خویشاوندی و جایگاه ویژه، به پیامبر نزدیک بودم. مرا در دامان خود بزرگ کرد و پیوسته به سینۀ خود میچسبانید. در جایگاه خود میخوابانید و بدنش را به بدن من میچسبانید و بوی خوش خود را به مشامم میرسانید. و من، مثل بچه شتری که دنبال مادرش میدود، پیوسته دنبال او میدویدم. هر روز یک قاعدۀ اخلاقی از خودش به من آموزش میداد و از من می خواست انجام دهم و هر سال، مدتی را که در حراء مجاور میشد، فقط من بودم که او را میدیدم و هیچ کس در این مدت او را نمیدید. هیچ اتاقی نبود که پیامبر و خدیجه در آن باشند و من سومی نباشم. من پیوسته شاهد نور وحی رسالت بودم و بوی آن به مشامم میرسید.
نداي سبز آزادي: شیوا نظرآهاری، دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال حقوق کودکان که از تاریخ ۲۹ آذر ماه سال گذشته در زندان اوین به سر میبرد، دقایقی پیش از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش رهانا، اتوبوس حامل جمعی از فعالان اجتماعی و خانواده های زندانیان سیاسی که برای شرکت در مراسم خاکسپاری مرحوم آیت الله منتظری عازم قم بودند در میدان انقلاب توسط نیروهای امنیتی متوقف شد و جمعی از افرادی که در این اتوبوس بودند از جمله شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی بازداشت شدند.
۱۳ شهریور ماه دادگاه شیوا نظر آهاری به ریاست قاضی پیر عباس در شعبه ۱۶ دادگاه انقلاب برگزار شده بود.
وی با تودیع وثیقهی ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده است.
نداي سبز آزادي: رئیس کل بانک مرکزی محدود کردن تسهیلات خرید مسکن را در کاهش قیمت مسکن تاثیرگذار دانست و هشدار داد در صورت آزاد گذاشتن میزان تسهیلات خرید، قیمت مسکن با افزایش شدید مواجه خواهد شد.
محمود بهمنی در گفتگو با مهر درباره روند تسهیلات پرداختی به بخش مسکن گفت: «تسهیلات پرداختی به بخش مسکن بیش از میزانی که در بسته سیاستی- نظارتی امسال تعیین شده بود، پرداخت شده است.»
رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه تصمیم گیری و پرداخت تسهیلات علاوه بر ایجاد تقاضا در بخش خرید مسکن ، تقاضای دیگری نیز در بخش احداث و تولید مسکن ایجاد می کند، تصریح کرد در هر دو حالت این موضوع بر قیمت مسکن تاثیر گذار خواهد بود.
وی تاکید کرد اگر تسهیلات خرید مسکن آزاد گذاشته شود، به طور قطع یکدفعه بر افزایش تقاضای مسکن تاثیر خواهد گذاشت و بالابردن تقاضا بدون افزایش عرضه، چیزی جز افزایش شدید قیمت نمیتواند در برداشته باشد.
بهمنی درباره رشد اجاره بهای مسکن نیز اظهارداشت در بسته امسال ۲۰ درصد تسهیلات قابل پرداخت به جامعه باید به بخش مسکن اختصاص می یافت که بیش از این رقم اختصاص یافته است.
رئیس کل بانک مرکزی با تاکید بر اینکه منابع نظام بانکی محدود است، اظهارداشت اگر منابع سیستم بانکی قابل توجه بود، یکی از راهکارها در این باره آزادسازی تسهیلات در بخش خرید نیز بود، بنابراین مجبوریم که فقط به بخش احداث مسکن تسهیلات پرداخت کنیم.
نداي سبز آزادي: دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس اظهار داشت: اقتصاد کشور در حال حاضر وضعیت رکود تورمی دارد که بدترین حالت ممکن است، از این رو اعلام تورم ۹ درصدی به معنای رونق اقتصادی نیست.
محمدرضا تابش ادامه داد: نرخ تورم ۸/۸ درصد چون از مراجع رسمی اعلام شده غیر قابل انکار است ولی درخواست نمایندگان مجلس آن است که بانک مرکزی نحوه محاسبه این رقم را به طور مستدل بیان کند.
وی همچنین اظهار داشت: بهترین شفاف سازی راجع به نحوه محاسبه نرخ تورم، انتشار نام اقلامی هست که بانک مرکزی آنها را جزء سبد خانوار می داند.
تابش افزود: قرار گرفتن برخی کالاها نظیر کامپیوتر، دوربین و … در سبد رزق و روزی خانواده ها که هر روز قیمت آنها در بازار کاهش می یابد موجب خنثی شدن افزایش قیمت ارزاق ضروری نظیر گوشت، برنج و … می شود لذا نرخ تورم اعلام شده مورد پذیرش نیست.
دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس تصریح کرد: فارغ از توضیحات یاد شده، اقتصاد کشور در حال حاضر وضعیت رکود تورمی دارد که بدترین حالت ممکن است از این رو اعلام تورم ۹ درصدی به معنای رونق اقتصادی نیست.
وی اضافه کرد: بسیاری از سرمایه گذاران به خاطر تحریم ها و بلاتکلیف بودن هدفمند سازی یارانه ها دست روی دست گذاشتند و حاضر نیستند که سرمایه خود را در حوزه های مختلف بکار بیاندازند.
نماینده مجلس هشتم خاطرنشان کرد: عوامل مذکور باعث شده دولت نتواند اقتصاد کشور را در جهت رسیدن به رشد اقتصادی ۸ درصد که در برنامه توسعه چهارم پیش بینی شده بود مدیریت کند و هم اکنون این مولفه بین صفر تا ۵/۱ درصد متغیر است.
وی با بیان اینکه گاهی بهتر است “در کشور رشد اقتصادی ۸ درصد با نرخ تورم ۲۰ درصد وجود داشته باشد” ادامه داد: در شرایطی که رشد اقتصاد صفر است تورم ۹ درصد افتخار آفرین نیست.
منبع: آریا
نداي سبز آزادي: جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران از شخص وی بعنوان کسی که نیروهای تحت امرش بیشترین و اصلی ترین نقش را در حوادث پس از انتخابات داشت خواسته است تا در خصوص وضعیت جسمانی محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی این حزب اقدام لازم را انجام داده تا از خدمات درمانی برخوردار گردد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز٬ متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای سردار سرلشگر جعفری
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
پس از سلام، در این نامه سر گشاده از آن جهت شما را مخاطب قرار داده ایم که نهاد نظامی تحت امر شما در حوادث پس از انتخابات بیشترین و اصلی ترین نقش را داشته و هم اکنون نیز تصمیم گیرنده نهایی در امر اسیران سرافراز جنبش سبز، همانان که از کودتاگران شکایت کرده اند، است.
این توجه مسئولیت تلویحاً و گاه تصریحاً توسط مقامات قضایی مورد تأیید قرار گرفته است و آنان در مراجعات خانواده های این عزیزان مدام از خود سلب مسئولیت می کنند. روند امور چه در دستگیری های غیر قانونی، چه در نمایشهای مهوع تلویزیونی، چه در محاکمات و صدور احکام و چه در مورد مرخصی های محدود و زندانی کردن مجدد این دلاور مردان حق طلب به خوبی موید این وضعیت است. هر چند در ماههای اخیر، وزارت اطلاعات با اشراف مستقیم شخص آقای احمدی نژاد در این مسابقه در شر، گوی سبقت را از شما هم ربوده است.
موضوع این نامه وضعیت بحرانی و خطرناک جناب آقای مهندس صفائی فراهانی است که طبق اطلاعات موجود از بیماری شدید قلبی رنج می برند و در چند نوبت به همین دلیل دچار بیهوشی کامل شده اند و متأسفانه در شرایط زندان از اولیه ترین خدمات مورد نیاز پزشکی محروم هستند.
حتماً شما آقای صفایی فراهانی را بخوبی می شناسید. انسانی کم مانند و مدیری بی نظیر که سابقه او در خدمت به کشور بخصوص در دوران جنگ تحمیلی زبانزد است. کسی که با شایستگی تمام و با مدیریت درخشان خود همه امکانات صنعتی کشور را در دفاع از میهن بسیج کرد وسهم عمده ای در پشتیبانی از رزمندگان دفاع مقدس داشت.
خدمات ارزنده او پس از جنگ نیز بر هیچ کس پوشیده نیست. در عرصه های اقتصادی و صنعتی، و در عرصه های سیاسی و اجتماعی و حتی در مدیریت ورزش کشور هر جا صفائی حضور داشت امید و پویائی و حرکت موج می زد و چه بسا امروز وی تاوان حسادت نالایقانی را می پردازد که به ناحق بر جای مدیرانی توانمند چون او تکیه زده اند.
جناب سردار!
صفائی از جسم سالم و روح متعالی برخوردار بود و ملجاء و پناه همه نیازمندان بود. مشخص نیست زندان شما چه بر سر این انسان قوی بنیه و ورزشکار آورده است که این چنین رنجور و بیمار گردیده و دچار ناراحتی قلبی شده است.
او که هنوز از رنج تازیانه های دوران اولیه بازداشت خود در سال گذشته، رهایی نیافته است در برابر شرایط غیر قانونی و طاقت فرسای زندان شما که عمر و سلامت او را هدف گرفته اند و کینه ورزی های دوستان اطلاعاتی شما که در بیرون زندان زندگی او را آماج قرار داده اند سر افرازانه ایستاده است و روح بلند او سر به آسمان می ساید در حالی که جسم او فرسوده و بیمار شده است.
آقای عزیز!
اینک که ابتدایی ترین خدمات پزشکی از سرافرازانی چون صفائی فراهانی دریغ می شود بدانید که شما صاحب اختیار و در نتیجه مسئول رده اول همه این ظلمها و فجایع هستید و دیر یا زود باید پاسخگوی آنها باشید. از قوه قضائیه مسلوب الاختیار در برابر ضابطین خود و بازجویان شما انتظاری نیست هر چند مسئولیتشان در قبال هر آنچه بنام آنها صورت می گیرد انکار ناپذیر است. اما در شرایط خاص بی قانونی و قانون شکنی مستمر نهادهای امنیتی و نظامی طبعاً هر حادثه ای به پای شما و امثال شما که قدرت در اختیارشان است نوشته می شود.
ان لم یکن لکم دین و لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم
جبهه مشارکت ایران اسلامی
21/6/89
مصطفي جان دوباره چرا تو را به زندان فراخوانده اند؟
سيد را مي گويم که مادرش به الهام ملکوتي او را مصطفي ناميد، به آرزوي آنکه فخرالسادات باشد و پوري محتشم.
مصطفي يعني "انتخاب شده" و اين سيد به راستي ، چه شگفتانه معناي ژرفي از نام تقديري را به رسالت زندگي اش، در منظر انتخابات سرريز کرده است.
او در مقام معاونت وزارت، انتخاباتي آزاد و با وفاداري صادقانه به آراي مردم را برگزار مي کند و در صيانت از حق آزادي انتخاب مردمي، ابطال صندوق آرا واقعي مردم توسط شيخ شوراي نگهبان را نمي پذيرد و شکايت به قاضي القضات مي برد.
بار ديگر در مقام شهروندي، به قلب تماميت آراء مردمي به مثابه تقلب انتخاباتي معترض است و از به سخره گرفتن سرنوشت راي خود و ديگر پرسندگان" راي من کجاست؟" آمران را افشا و از آنها شکايت دارد. نه ماه از عمر پربار سيد به جرم اعتراض انتخاباتي در سلول انفرادي سپري شده است و اينک بار ديگر از مرخصي به زندان اوين انتقال يافته است.
چه تراژدي دردناکي است روزها را، در زيست جهاني به سر بردن که در آن اسوه هاي وفادار به سرزمين مادري و اصول انقلاب که تبلور ارزشهاي انساني و فرهنگي و سياسي اند، خوار داشته مي شوند. در حاليکه به ياوه، منجيان دروغين يکه تازي و صحنه گرداني مي کنند.
مصطفي جان
ترا که حضورت به تنهايي
غياب هر بار ديگري را از ميان زدوده بود، و اينک که غيابت حضوري پررنگ در ميان همگان خواهد داشت
از صميم قلب دوست مي داريم.
و يادت را با احترام در صميم جان
بي کمترين فراموشي اي، زنده نگاه خواهيم داشت
از صبح خبر در شهر پيچيده است
مصطفي به زندان اوين انتقال مي يابد.
و چه نجيب اند و مسالمت جو، متهمان اصلاح طلبي در اين مرز و بوم
که با گامهاي استوار و قلبهاي پر يقين
به خوانده شدني، خود را به حصارهاي زندان اوين مي رسانند.
و به دربهاي بسته مي کوبند و مي گويند که ما آماده، آمده ايم.
آيا بي شرميها را جرئت پايداري بر اين معصوميت هست؟
آري اينجا حصاري در حصار است
و ساختمانهاي اوين، در چشم بر هم زدني،
روشنايي وجود هر متهمي را در خود مي بلعند.
اينک، يک لحظه ديگر از خداحافظي هاي بازگشت به اوين فرا رسيده است.
فخرالسادات و مصطفي در مقابل درب اوين چشم در چشم هم دارند.
نگاهها تا ژرفاهاي دوردست وجود در هم نفود مي کنند
يکي از دوردستهاي ديروز و ازليت مي نگرد و از حال مي پرسد
وان دگر از فرادستهاي فردا و ابديت
پرسش اکنونيت را پاسخ يابي مي کند.
دستهاي همديگر را مي فشارند تا فراق بينشان راه نيابد.
قلبهاشان در تپش دلهره جدايي است.
اما اينک، اينجا و اکنون،
هر دو راست قامت ايستاده اند
و از فراز اوين
به استواري کوههاي البرز
خود را در آغوش ايران
و در ميان مردم مسلمان
که در سوگ محبوسان آزادي اند، مي يابند
و به حضور قلبي مردم در صحنه، آرامش مي گيرند.
امشب زندان اوين ثقل و منزلت ديگري مي يابد.
و زندانبانان از صلابت حضور سيد مصطفي
در تزلزل هويت و لرزش اعتمادند.
درون اوين غلغله اي است
افسردگي از زندانيان رخت بر بسته است.
و همگي در وجد روحي
در شوق ديدار سيد لحظه شماري مي کنند.
امشب آسمان شامگاهي اوين غمي ناگفته دارد.
گويي فلک هم موافقتي با رفتن مصطفي به حبس ندارد
خورشيد هم غروب را دير پا کرده است.
تا ياران يک دل دمي بيشتر
وفاي عهد را مرور کنند.
دلهره از فخرالسادات گريخته است.
به لبيکي که مصطفي او را به حصن حصين خويشتن خويشش فراخوانده است.
او با دستهاي مهربان مي فشارد دست همسر جان را
و بي باک بدرقه مي کند مصطفي را به خواندن
غزل پايداري در عشق و آرمان
و مظلومانه تحويل ميدهد يار قهرمان را به درون حصار
اما مي داند تاج زاده مصطفايي است براي تاج جنبش سبز در حبس
مي پرسم فخرالسادات، در گوش مصطفي چه زمزمه مي کني؟
بلندتر بگو، تا به شنيدنش
قلبها در خيابانها و خانه ها، در اداره ها، کارخانه ها، دانشگاهها
در غم و شاديتان شريک گردند.
گرچه به حتم مي داند همگان در عشقهاي پنهان خويش
نه به کينه حذفي، بل به آزادي و رهايي در وحدت مي انديشند.
شايد مي گويي:
مصطفي اينک در ميانه نبرد و واقعه ايستاده اي
شايد هم مي گويي:
بايد به آغازهاي اين حادثه بينديشي
به صندوقهاي ابطال آرا به دست آن شيخ
شايد به يادش مي آوري
که چرا در دادگاه حاضر نشد تا از خودش دفاع کند الا به شرط آنکه به شکايتش از آن شيخ رسيدگي کنند
و شايد هم به ذکر ذاکرانه، بيانيه مابعد حبس را برايش مذکور مي کني.
نوشتاري که سيد در آن،
همه حقيقت انقلاب را حلاج وار، يک جا به انديشه در آورده است.
و با اشاراتي
به خاطره ها و واقعه هاي ديروز
حقايق و توهمات امروز
دلهره ها و اميدهاي فردا
انسجام روحش را در هم تنانده است.
تا انکشاف نور در تاريکي را مژده دهد.
و نويد روزهايي را داده است
که آرمان اصلاحات جوانه ثمربخش خواهد زد
و ما را به يقين و باور به آن فراخوانده است.
و کلام آخر، شايد به او مي گويي
زان پس، اين همه رنج و تعبهاي حصار
به بهانه امضاي نامه پرسش از آمران نصر بالرعب
اينک ترا بار ديگر به زندان فرا خوانده اند.
و به پل صراط اعتراف به گناه ناکرده مي برند.
اما من همسرت فخرالسادات
مي دانم و قلبم شهادت مي دهد
که اين بار پسين هم
چون بار پيشين
همچون ققنوس
سربلند از خاکستر خشونت برخواهي خاست.
و تاريخ آزمونهاي انساني يک گام به پيش خواهد رفت.
در برق لمعه اي خورشيد با بغضي در گلو غروب مي کند
تا ورود مصطفي به زندان اوين ديده نشود
و فخرالسادات با شنيدن صداي موذن که صداي اذانش در گلدسته ها مي پيچد
آرامشي ديگر از تصعيد روح را بار ديگر تجربه مي کند.
و خوشحال از اينکه با صداي الله اکبر
بر سر ايمان خويش ايستاده است.
به ايجاب حي علي خير العمل به اياک نعبد و نستعين
و به سلب غير المغضوب عليهم و لاالضالين
فخر السادات به خانه بر ميگردد
تنها اما در ميان ديگران
او به چه مي انديشد؟
ابوالفضل فاتح: آمریکا با پذیرش این اقدام نه تنها در حق مسلمانان که در حق خود نیز ستم روا داشت.
علی رغم هشدارها مبنی بر ضرورت پیشگیری از تعرض به حریم قران کریم، متاسفانه هشدارها موثر نیفتاد و شد آنچه نباید می شد. فاجعه ای بس عظیم که باید از خسران آن به خدا پناه برد رخ داد و در عصر طلایی تمدن و آگاهی، سیاه ترین جلوه ی جهالت، تباهی و بربریت با قرآن سوزی به تصویر کشیده شد.
اینکه چرا چنین شرم سیاهی در خاک آمریکا پدیدار می شود و نام آمریکا در کنار طوماری از فجایع یک صد سال اخیر با این تباهی نیز آمیخته می گردد، باید از آمریکائیان پرسید و قطعا آنان نیز بهتر از هر کس دیگری به پاسخ آن وقوف دارند.
می دانیم که جریاناتی در صدد انحراف افکار مسلمانان از مسائل اساسی آنان بوده اند. می دانیم که نفرت آفرینان در جستجوی پاشیدن دور جدیدی از بذر خشونت در میان ملل و ادیان هستند. می دانیم که اکثریت مسیحیان جهان و قاطبه ی ملت آمریکا با چنین اقدامی موافقتی نداشته و از آن برائت می جویند. می دانیم که در منازعات و رقابت های داخلی آمریکا چه بسا جریانات افراطی داخلی زمینه های این اقدام را علیه دولت مرکزی فراهم آورده باشند، اما هیچکدام دلیل نمی شود که مسلمانان و آزادیخواهان جهان تنها به دلیل چند محکومیت لفظی از آمریکا پاسخ لازم را نطلبند و مسئولیت بزرگ و بی چون و چرای این دولت را که خود را امپراتور جهان می داند در قبال چنین رخداد جگرسوز و دهشتناکی یادآور نشوند و پاسخ نطلبند.
قرآن سوزی در چند نقطه آن هم به شکل همزمان حاکی از برنامه ریزی و سازماندهی توسط مجموعه هایی با شناسنامه و تشکیلات معین دارد و با توجه به هشدارهای چند روز اخیر، کوتاهی دولت مرکزی آمریکا در پیشگیری ازاین اقدام به هیچ وجه مورد پذیرش نمی باشد و باور بی اطلاعی از آن را محال می سازد. در دکترین سیاست خارجی آمریکا اگر در گوشه ای از جهان منافع این دولت مورد تهدید قرا گیرد، نهایت مساعی و تمامی شیوه ها برای تامین مصالح این حکومت به کار بسته می شود، حال چگونه است که اجازه داده می شود در چند نقطه ی آمریکا به حریم معنوی ادیان الهی و بیش از یک میلیارد مسلمان تعرضی تا این اندازه بی رحمانه و تکان دهنده صورت پذیرد و دولت مرکزی تحرکی مناسب برای پیشگیری به انجام نرساند؟ آنان براستی چگونه از این شرم ابدی رهایی خواهند یافت و چگونه این خسارت عظیم معنوی را جبران خواهند کرد؟ آیا گمان می برند که ترور معنویت کمتر از ترور بشریت است؟
یازده سپتامبر جنایت علیه بشریت بود که متاسفانه با تهاجم آمریکا و همپیمانانش به افغانستان با جنایتی به مراتب بزرگتر پاسخ داده شد و اینک با قرآن سوزی مرحله ی جدیدی از جنایت علیه انسانیت، فرهنگ و معنویت و غم انگیزترین فاجعه معنوی معاصر رقم خورده است. آمریکا با پذیرش این اقدام در خاک خود نه تنها ستمی عظیم در حق مسلمانان روا داشت بلکه حتی به خود نیز ستم کرد. آنان نه تنها بزرگترین تباهی معنوی و تناقضات تمدنی را به نام خود ثبت کردند، بلکه جهانی را که یک صدا در محکومیت فاجعه ی تروریستی یازده سپتامبر با آنان همدل شده بود، اینک بی استثنا بر خود شوراندند.
باکی نیست. خداوند فرموده است که هم ایشان حافظ قرآن خواهند بود و لذا ایمان داریم که از قبال این جریحه که بر مقدس ترین کتاب الهی وارد شد، غباری بر ساحت قرآن کریم نخواهد نشست و این کتاب آسمانی را نه تنها در چشم و دل مسلمانان که در نزد عالمیان عزیزتر خواهد ساخت. مسلمانان و دل آگاهان سایر ادیان نیز در هر گوشه از جهان به احترام قرآن خواهند ایستاد. آنان آگاهانه مراعات ادب و آداب اعتراض را خواهند داشت و مراقب خواهند بود که در دام آشوب و خشونت گرفتار نشوند.
چنان که گفته شد این تهدید و تعدی اخیر به رغم آمران و عاملان تهی مغزش، فرصتی برای نمایش میزان عمق و علاقه ی مسلمانان به کتاب رهایی بخش قرآن را پدید آورده و انشاء الله همگان با برترین شیوه و والاترین منطق، عالی ترین جلوه های دلبستگی به قرآن را به منصه ی ظهور خواهند رساند و پوچی و زوال منطق دشمنان قرآن را بر سینه ی تاریخ حک خواهند کرد.
ابوالفضل فاتح
21 شهریور 1389
نداي سبز آزادي: حسن اسدی زیدآبادی، عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم که از روز سیویکم مردادماه در بازداشت به سر میبرد، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به پنج سال حبس تعزیری و یک میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد.
به گزارش "ادوارنیوز"صبح امروز، رضا زارعی، وکیل حسن اسدیزیدآبادی، عضو زندانی سازمان دانشآموختگان از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه فراخوانده شد و حکم 5 سال حبس تعزیری، در ارتباط با پرونده پیشین این عضو شورای مرکزی ادوار تحیکم وحدت، به وی ابلاغ شد.
به گفته وکیل این زندانی، اتهامات حسن اسدی شامل اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رییسجمهور، شرکت در تجمعات غیرقانونی و تشویش اذهان عمومی است که مربوط به پرونده بازداشت پیشین مسوول کمیته حقوقبشر سازمان دانشآموختگان است.
به گفته وکیل حسن اسدی، در زمان ابلاغ حکم، یکی از بازجویان حسن اسدی نیزدر دادگاه حضورداشته ودر اقدامی غیرقانونی به طرح اتهامات جدید علیه وی پرداخته است.
حسن اسدیزیدآبادی پیش از این در 12 آبان ماه سال 88 توسط نیروهای امنیتی بازداشت که پس از مدتی با قید ضمانت از زندان آزاد شد، اما بار دیگر در تاریخ 31 مرداد مجددا بازداشت و هم اکنون در بند امنیتی 240 زندان اوین نگهداری میشود در متن حکم صادره پنج سال حبس تعزیری برای 4 مورد اتهام وی و 1میلیون ریال جریمه نقدی به جهت توهین به ریاست جمهوری، درج گردیده است.
نداي سبز آزادي: «یدالله کریمینژاد» از جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس پس از سالها درد و رنج به مقام شهادت نائل شد.
به گزارش ایسنا، شهید کریمینژاد بر اثر عارضه شیمیایی در بیمارستان M.R.I شیراز به فیض شهادت نایل شده است.
پیکر این شهید دیروز (شنبه) با بدرقه گسترده مردم قدرشناس و شهیدپرور شیراز از مقابل مجتمع فرهنگی شلمچه در شیراز تا مقابل ساختمان بنیاد شهید استان فارس تشییع شد و برای خاکسپاری به زادگاهش در قادرآباد ـ شمال استان فارس ـ انتقال یافت.
یدالله کریمنژاد جانباز شهید پس از تحمل بیش از ۲۰ سال درد و رنج در شیراز به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
نداي سبز آزادي: محمود احمدینژاد با بیان اینکه برای تمام ثانیههای ۳ سال باقیمانده از دولت دهم برنامه داریم ، تاکید کرد: مزه خادمی و نوکری ملت ایران خیلی شیرین است.
محمود احمدینژاد که در برنامه تلویزیونی صبح به خیر ایران سخن میگفت، در پاسخ به این سئوال که در طول ۵ سالی که احمدینژاد بودید علاوهبر تغییرات ظاهری که اکثر موهایتان سفید شده چه تغییرات دیگری کردهاید؟ گفت: گذر زمان و تجربیات در انسان تغییرات ایجاد میکند، اگر بخواهم خلاصه کنم عمده تغییرات در باورهای من است.
وی با بیان اینکه بطور قاطع میتوانم بگویم آن باوری که به توانمندی ملت ایران داشتهام امروز چندین برابر ۵سال قبل است، افزود: باورم به عظمت و عزت ملت ایران چندین برابر شده است. در سال ۸۴ ما با شعار اینکه “میتوانیم” در خدمت ملت ایران قرار گرفتیم و اکنون با اطمینان بسیار بالاتر و با اعتماد به نفس کاملتر میگویم که حتما ملت ایران میتواند قلههای بلند را که شاید دهها و قرنها جزو آرزوهای دستنیافتنی ملت ایران بود فتح کند و بر آن مسلط شود. عرصههای گوناگونی امروز در برابر ملت ایران باز شده است و فکر میکنم تمام این عرصهها توسط ملت ایران فتح خواهد شد.
وی ادامه داد: باور من به پاکی ملت ایران، تمدنسازی و فرهنگآفرینی و فرهنگسازی ملت ایران امروز چندین برابر گذشته شده است. امید من به تحقق عدالت جهانی شاید صدها برابر چندین سال قبل است. تغییرات از این بالاتر. من فکر میکنم این تغییرات اساسی است.
احمدی نژاد تصریح کرد: در داخل ملت ایران شور، نشاط و انگیزه بخصوصی در جوانان میبینم که وصف ناشدنی است، امروز ملت ایران نقطه امید و اتکای همه ملتهاست.
احمدینژاد ادامه داد: فضای جهانی و داخلی کشور تغییر کرده است، هدفمندی بسیار روشنی در کشور پیدا شده است که انشاءالله تمام هدفهای بزرگ در دسترس ملت ایران قرار میگیرد و ملت ایران به این هدفهای بزرگ میرسد.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا روزی فکر میکردید جای شهید رجایی قرار بگیرید و در واقع رئیسجمهور و رئیس دولت شوید؟ گفت: زمانی که شهید رجایی شهید شد، من در دوران دانشجویی و جوانی بودم. نه حتما فکر نمیکردم و اکنون نیز فکر نمیکنم که ما جای شهید رجایی باشیم. جایگاه شهید رجایی والا و برجسته است. ما تلاش میکنیم که در مسیر آن عزیز حرکت کنیم. شهیدان در بالاترین قلههای کمال انسانی و در آسمانهای مرتفع در پرواز هستند.
احمدینژاد در پاسخ به این سئوال که ریاستجمهوری چه مزهای دارد، گفت: نچشیدهام. مزه خادمی و نوکری ملت ایران خیلی شیرین است.
احمدینژاد در پاسخ به این سئوال که برای سه سال باقیمانده ریاست جمهوریتان چه برنامهای دارید؟ گفت: برای ثانیههایش و تمام روزهایش برنامه است. این حرکت پرشتاب و رو به پیشرفت ملت ایران بر پایه معنویت و عدالت با سرعت بالاتر و گستردهتر ادامه پیدا خواهد کرد. هر روز که میگذرد انگیزه ما برای کار بیشتر میشود و انشاءالله تا ثانیه آخر ادامه خواهد داشت.
وی در پاسخ به این سوال که دولت نهم را بیشتر دوست دارید یا دولت دهم را، گفت: دولتهای جمهوری اسلامی را دوست دارم. معلوم است که دولت دهم در یک سطح بالاتری قرار دارد و کمال دولت نهم در دولت دهم است. من هر دو را دوست دارم، چراکه ملت ایران و پیشرفت ملت ایران را دوست دارم. جایی که میبینم هر لحظه انگیزهها و نوآوریها بیشتر میشود.
احمدینژاد در پاسخ به این سئوال که یک حس تهاجمی و جنگندگی در شما نسبت به دولتهای استکباری وجود دارد این حس از کجا آمده است؟ گفت: واقعا حس جنگندگی نیست، بلکه حس متعادل یک انسان است و طبیعت ملت ایران میگوید نباید زیر بار زور رفت. به چه دلیلی باید زیر بار زور برویم؟ طبیعت ملت ایران طبیعت فرهنگساز، منطقی و مقابله با ظلم، دفاع از مظلوم و زیر بار زور نرفتن است. ملت ایران قلدرهای دنیا را در خودش هضم کرده است. ملت ایران ملتی است که فرهنگها و تمدنها را در خود هضم میکند. مثبتهای دیگران را میگیرد، مرور میکند و آن را تبدیل به موتور حرکتی خود میکند. دلیلی ندارد که ملت ایران در برابر بیتمدنهای آدمکش کوتاه بیاید. اگر ما کوتاه بیاییم آنها جریتر میشوند و این مسالهای روشن است و اگر دولت مطلبی را در برابر زورگویان مطرح میکند و در برابر زیادهخواهیهای آنها میایستد خواست و حرف دل ملت ایران است.
وی در پاسخ به این سئوال که در طول این ۵ سال به چه میزان به داراییهایتان افزوده شده است؟ گفت: خیلی. هر چی ملت ایران دارد داراییهایم است و من نیز به داراییهای ملت ایران اضافه شدهام. سرمایه عظیمی به نام ملت پرنشاط ایران داریم. جوانان پرنشاط ایرانی را داریم. دستاوردهای بزرگی در عرصه صنعت، معدن، کشاورزی، علم و فرهنگ کسب کردهایم و اینها همه داراییهای ماست.
نداي سبز آزادي: در حالی که ده روز دیگر تا آغاز اجرای هدفمند کردن یارانهها طبق زمان اعلام شده باقی مانده است اما اخبار ضد و نقیضی درباره قیمت بنزین با اجرای این قانون منتشر شده است.
به گزارش فرارو، روز گذشته منابع خبری اعلام کردند که احتمال تصویب قیمت ۶۷۰ تومان برای هر لیتر بنزین آزاد پس از هدفمندی یارانهها قوت گرفته است.
خبرگزاری ایلنا در این باره نوشت: «گفته میشود پس از هدفمندی یارانهها سهمیه بندی بنزین با شرایط جدیدی ادامه خواهد یافت. بر این اساس قیمت هر لیتر بنزین سهمیهای معادل با چهارصد تومان تعیین شده است که مقرر است در قالب طرحی به خانوار تعلق گیرد.»
به این ترتیب دارا بودن بیش از یک خودرو نمیتواند متضمن دریافت سهمیه بیشتری از بنزین باشد. در این حالت خانوار هر تعداد خودرو در اختیار داشته باشند تنها معادل سهمیه یک خودرو را دریافت میکند.
اما پس از انتشار این اخبار سخنگوی کارگروه طرح تحول عرضه هر لیتر بنزین آزاد ۶۷۰ تومانی در زمان اجرای هدفمندی یارانهها در این کارگروه را تکذیب کرد.
محمدرضا فرزین در گفتوگو با مهر، با تکذیب تصویب بنزین آزاد ۶۷۰تومانی در کارگروه تحول اقتصادی دولت، گفت: «قیمت نهایی بنزین و سایر حاملهای انرژی به موقع اعلام عمومی میشود. این گونه اخبار تنها حدس و گمانهای برخی افراد است که منتشر میشود.»
بنزین سهیمهای پاییز
با وجود تکذیب تمام خبرها درباره سناریو قیمتی بنزین پس از هدفمند کردن یارانهها این بار خبرگزاری مهر اعلام کرد که با آغاز شمارش معکوس برای پایان سهمیه بنزین دوره تابستانی و خودکفایی ایران در تولید این فرآورده نفتی، احتمال اختصاص سهمیه بنزین یارانهای برای دوره پاییز به خودروهای شخصی قوت گرفت.
دلیل مطرح شدن این گمانه برای ادامه سهمیه بندی بنزین در پاییز صرفه جویی صورت گرفته در مصرف بنزین، ذخیره سازی این کالای استراتژیک در چند ماهه اخیر و همچنین فراهم شدن امکان تولید بنزین در داخل کشور است.
بنا به نوشته مهر، آمار و ارقام نشان می دهد که با اجرای سهمیه بندی و کاهش ۱۰۰ درصدی سهمیه بنزین خودروهای شخصی(در فصل تابستان) در شرایط فعلی با ادامه سناریوی اختصاص سهمیه ماهانه ۶۰ لیتر بنزین یارانهای نه تنها هیچ گونه نیازی به واردات بنزین نخواهد بود بلکه با راه اندازی طرحهای جدید بنزین سازی امکان صادرات این فرآورده نفتی هم فراهم می شود.
این خبر به نوعی عرضه بنزین۶۰لیتری را تقویت میکند. براساس این سناریو، قیمت بنزین کاملا آزاد نخواهد شد؛ بلکه به هر خانوار ماهانه ۶۰ لیتر بنزین سهمیه ای ۱۰۰ تومانی تعلق خواهد گرفت نه به هر خودرو.
همچنین قیمت بنزین مازاد نیز بر سهمیه ۶۰ لیتر به قیمت ۸۰۰ تومان عرضه خواهد شد. به این ترتیب اگر در خانواده ای هر تعداد خودرو وجود داشته باشد، سهمیه مجموع خودروهای آن خانوار ۶۰ لیتر خواهد بود.
این در حالی است که این سناریو نیز هفته گذشته از سوی محمدرضا فرزین سخنگوی کار گروه طرح تحول تکذیب شد.
قیمت بنزین در کما
در حالیکه بنزین استراتژیکترین کالای مصرفی در ایران به حساب میآید و کوچکترین تغییرات در قیمت آن میتواند اقتصاد مردم را تحت تاثیر قرار دهد با این حساب و با وجود این که اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها در کمتر از ده روز آینده آغاز میشود اما تاکنون هیچ خبر مشخصی درباره قیمت این کالای اساسی منتشر نشده است و تمام اخبار حول محور گمانه زنی قرار دارد.
با این وجود برخی از منابع از تعیین تکلیف نهایی قیمت بنزین درهفته گذشته خبر دادند اما اعلام کردند که دولت قصد دارد قیمت بنزین را به طور ناگهانی اعلام نماید. برهمین مبنا قرار است قیمت بنزین نه هم اکنون بلکه در آستانه هدفمندی یارانه ها اعلام شود.
نداي سبز آزادي: احمد توکلی در نامه ای به احمدی نژاد تاکید کرد که ”احتیاط مجلس در برخورد با قانونشکنیهای خود را که بیشتر به دلیل ملاحظات سیاسی خارجی و داخلی است، همیشگی نپندارید ، بالاخره، صبر هم اندازهای دارد.”
در این نامه آمده است: ”متاسفانه به رغم تذکرات مکرر خیر خواهان، جنابعالی به قانون شکنی و تجری نسبت به قانون ادامه میدهید. حتی وقتی رهبری معظم انقلاب نیز به صحنه میآیند ، به تصحیح مسیر قیام نمیکنید.”
برادر ارجمند جناب آقای دکتر احمدی نژاد ، رئیس جمهورمحترم ، سلام علیکم عید فطر مبارک باد ، شما به لطف خداوند توفیقات خوبی از جمله در تقویت سرمایه اجتماعی بین تودههای مردم داشتهاید. این توفیق مرهون کار شبانه روزی شما در کشاندن اعتبارات دولتی تا اقصی نقاط کشور و نیز اکرام و توجه به مستضعفان است. گرچه قصدم از نوشتن این نامه ارزیابی جامع دولت نیست، ولی فکر کردم نامه را با ذکر خیری از شما شروع کنم تا موضوع اصلی آن شما را نرنجاند. شاید بهترین عیدی برای جنابعالی تقدیم همین نامه باشد.
متاسفانه به رغم تذکرات مکرر خیر خواهان، جنابعالی به قانون شکنی و تجری نسبت به قانون ادامه میدهید. حتی وقتی رهبری معظم انقلاب نیز به صحنه میآیند ، به تصحیح مسیر قیام نمیکنید. به سه مصداق اخیر در این زمینه میپردازم. پیشتر مصادیق متعددی را در نهان و آشکارا عرض کردهام.
1- کاهش ساعت کار در ماه رمضان، تخلفی است که سابقه آن به سال 1386 برمی گردد. به یاد دارید که رئیس مجلس وقت کتباً و رسماً براساس اصل 138 قانون اساسی مصوبه دولت را لغو کرد و آن را برای اصلاح به دولت باز گرداند، ولی عملاً فرصت اصلاح باقی نماند و در سالهای بعد باز هم این تخلف تکرار شده است. نیک می دانید که ماده واحده مصوب 23/4/1359 شورای انقلاب اسلامی ساعات کار کارگران و کارمندان را مساوی و 44 ساعت در هفته تعیین می کند. وقتی شما ساعت کار ماه رمضان را برای کارمندان در ماه رمضان به 25 ساعت کاهش می دهید نه تنها قانون مذکور را نقض کردهاید، بلکه ظلم به کارگران روا داشتهاید. ماده 87 قانون مدیریت خدمات کشوری نیز ساعت کار کارمندان را 44 ساعت در هفته تعیین می کند و تنها اجازه تنظیم آن را با «رعایت سقف» مزبور به دولت می دهد. تمام این نکات طی نامه روسای وقت مجالس هفتم و هشتم، براساس اصل 138 قانون اساسی به شما منعکس شده است. جنابعالی طبق ذیل این اصل ملزم به «تجدید نظر» در مصوبه دولت بوده اید، ولی به تخلف ادامه دادید.
دلیل مضحکی که امسال معاون اول شما ذکر کرد، جبران با «دور کاری» در خانه بود! نمیدانم کارمندان بانکها، پزشکان، پرستاران، بازرسان کار و بهداشت، ماموران نیروی انتظامی و صدها شاغل دیگر چگونه «دور کاری» میکنند.
پاسخ این قانون شکنی را چه میدهید؟ آثارش در تولید ملی و اشتغال را میتوانید جبران کنید؟
2- تعطیلی روز شنبه 1389.6.2 را با چه مجوزی اعلام فرمودید. قانون تعیین تعطیلات رسمی کشور مصوب 1358.10.2 شورای انقلاب و اصلاحیه 1378.5.25 مجلس شورای اسلامی به روشنی نشان میدهد که حق تعطیل کردن به عهده قوه مقننه است. تنها استثناء، در ماده 7 قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب 1374.2.3 است که به دولت اختیار می دهد در مواقع خطر جدی، محدودیتهای موقت زمانی و مکانی اعمال نماید. وقتی شما بدون اعتنا به قوانین مذکور ادارات و بانکها را تعطیل میکنید ونسبت به تعطیلی واحدهای تولیدی وصنفی سکوت میکنید، قانون شورای انقلاب را که تعطیلات را برای کارگر و کارمند یکسان اعلام کرده، نه تنها از حیث کاهش ساعت کار کارمندان، بلکه از حیث ایجاد تبعیض بین کارگر و کارمند نیز نقض کردهاید.
اثر منفی این کارها بر تولید ملی بر اهل فن پوشیده نیست. هزاران میلیارد ریال کاهش تولید ناخالص داخلی و آثار تبعی آن بر رفاه عمومی را چگونه پاسخ میدهید؟ اساساً چرا دولت شما مایل است که همواره بر موج امیال اجتماعی سوار شود. این نکته که مجلس بعد از چندین جلسه بیهوده، سرانجام موضوع تعطیلی اضافی برای عید فطر را از دستور خارج میکند و دولت بلافاصله به طور غیر قانونی تعطیلی اعلام مینماید، چه پیامی به جامعه میدهد؟ تضعیف و استهزای قوه مقننه با سوگندی که شما برای پاسداری از قانون اساسی خوردهاید (اصل 121)، سازگار است با خط امام رحمها… علیه که مدعی آن هستید چطور؟ امام نفرمودند «مجلس در راس امور است»؟
3- تعیین نماینده ویژه برای مناطق جغرافیایی مختلف از جهت نقض قانون، ارزشهای انقلابی، عقلی و دینی، امر ویژهای است. جنابعالی در این کار به اصل 127 استناد کردهاید. اصل مزبور مقرر میدارد: «رئیس جمهور میتواند در موارد خاص، بر حسب ضرورت، با تصویب هیات وزیران نماینده ویژه با اختیارات مشخص تعیین نماید…».
وقتی شما آقای مشایی و آقای بقایی را با اختیارات وسیع، در موارد بی حد و حصر، بدون وجود هیچ ضرورتی و با تصمیم فردی و بدون حتی اطلاع هیئت وزیران، نماینده ویژه در امور خاورمیانه و آسیا معرفی میکنید هرچهار شرط مذکور در قانون اساسی را نقض کردهاید. به عبارت زیرازمتن حکم آقای مشایی که مشابه آن درحکم دیگری هم آمده است توجه بفرمایید: «اتخاذ تدابیر هدفمند و هوشمندانه به منظور تعمیق روابط و گسترش همکاریهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای منطقه… همه دستگاهها و نهادهای مربوط موظف خواهند بود در فرایند طراحی و اجرای سیاستهای راهبردی درخصوص منطقه خاورمیانه در هماهنگی کامل با جنابعالی اقدام نمایند».
آیا به این ترتیب، جایی برای وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و دبیرخانه آن و وزارت اطلاعات باقی گذاشتهاید؟
کدام عقل سلیم با نگاه سیستمی و تقسیم کار معقول سازمانی این گونه مداخلات را حتی از سوی افراد کاملاً با صلاحیت قابل دفاع میداند چه رسد به افرادی بدون صلاحیت لازم که مخاطب این احکام بودهاند. خوب است سوابق علمی وتجربی آقای مشایی وآقای بقایی را به آگاهی ملت شریف ایران برسانید تا معلوم شود مامورسابق وزارت اطلاعات ورئیس دفتر فعلی رئیس جمهور که حدود ده شغل دیگر را هم برعهده گرفته، یا مامور سابق وزارت اطلاعات و معاون گردشگری فعلی چه صلاحیتی دارند که همه نهادهای ذیربط فرهنگی، اقتصادی سیاسی و امنیتی باید در خدمت آنان قرار گیرند؟
ویژگی این قانون شکنی نسبت به موارد پیشین، در دو چیز است:
1- نهی صریح رهبر معظم انقلاب، پس از صدور احکام مزبور، از موازی کاری در سیاست خارجی و اعتماد به وزیران و تاکید بر مسئولیت وزارت خارجه در همه مسائلی که به نوعی به سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها مربوط میشود ویژگی اول است. تمامی اهل سیاست این موضعگیری رهبری را عطف به این انتصابات میدانند. ولی جنابعالی اصلاً به روی خودتان نیاوردید. شما انسان با هوشی هستید، میتوان پذیرفت که متوجه نشدهاید مخاطب این نهی آشکار هستید؟
2- ویژگی دوم موضعگیری اعتراضی و بیسابقه وزیر محترم امور خارجه، جناب آقای متکی نسبت به این مداخلات نادرست است. وضع به کجا رسیده که وزیر نجیبی که صدها مورد مداخلات قبلی را نادیده گرفته بود، لب به اعتراض گشوده است!
برادر عزیز آقای دکتر احمدی نژاد! حجیت صدارت جنابعالی به تبعیت از امر و نهی ولیفقیه و رعایت کامل قانون، متکی است. از این رفتارها بپرهیزید. احتیاط مجلس در برخورد با قانونشکنیهای خود را که بیشتر به دلیل ملاحظات سیاسی خارجی و داخلی است، همیشگی نپندارید. بالاخره، صبر هم اندازهای دارد.
نداي سبز آزادي_لیلا طیری
فاطمه کروبی در گفتگو با “روز” اعلام کرد ماموران امنیتی، روز عید فطر از ورود دوستان، بستگان و کسانی که برای تبریک عید به منزل مهدی کروبی مراجعه می کردند، جلوگیری به عمل آوردند.
او همچنین با اشاره به بیانیه اخیر سپاه رسول الله که حمله هفته گذشته لباس شخصی ها به منزل آقای کروبی را به نیروهای خودسر و بی تدبیر نسبت داده بود، گفت:” اینکه بپذیریم گروهی خودسر یک واحد مسکونی را به محاصره در آوردند و هر کاری خواستند کردند وکسی نتوانست جلوی آنها را بگیرد غیر ممکن است.”
هفته گذشته و همزمان با شب های قدر، منزل مهدی کروبی، روحانی معترض به انتخابات مخدوش سال گذشته و دبیر کل اعتماد ملی توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی مورد حمله قرار گرفت.
به فاصله چند روز و در عید فطر نیز منزل آقای کروبی به محاصره در آمد؛ اما این بار این محاصره به گفته خانم کروبی توسط نیروهای امنیتی انجام گرفت:” از حدود ساعت 7 صبح این نیروها بیرون مستقر شدند و هر کسی که قصد آمدن به منزل ما را داشت بعد تلفن میکرد و می گفت دم در اجازه ندادند وارد ساختمان شویم و ما را برگرداندند. چند گروهی از نیروهای امنیتی بودند که در ماشین ها مستقرو برخی هم پیاده بودند و البته رفتار مودبانه ای داشتند و مانع از ورود افراد به منزل ما شدند.فقط حدود ظهر فرزندانم با خانواده هایشان آمدند؛یعنی تنها کسانی که اجازه ورود یافتند همین پسرانم بودند و تاشب کس دیگری اجازه ورود به خانه ما را نیافت.”
بدنه سپاه با مردم است
خانم کروبی، نماینده سابق مجلس و صاحب امتیاز نشریه ایران دخت در گفتگو با “روز” می افزاید:” من از سپاه تشکر میکنم که 5 شب حمله و محاصره منزل ما را محکوم کردند. سپاه متعلق به کشور است و اعتبارش هم متعلق به همه است.بخش قابل توجهی از بدنه سپاه هم با مردم هستند اما اینکه بپذیریم گروهی خودسر یک واحد مسکونی را به محاصره در آوردند و هر کاری خواستند کردند وکسی نتوانست جلوی آنها را بگیرد غیر ممکن است.”
همسر مهدی کروبی می گوید:” نیروی انتظامی هیچ گونه واکنشی در مقابل حملات این افراد نشان نداد حتی به داخل ساختمان هجوم آوردند؛ گاز اشک آور زدند؛ تیراندازی کردند؛ لوله های آب را ترکاندند؛ در ساختمان را به اتش کشیدند اما هیچ واکنشی از نیروی انتظامی دیده نشد. بالاخره این افراد از یک جایی سازماندهی می شدند و امکانات می گرفتند و خودسر نبودند. آخر مگر می شود در یک مملکتی 5 شب به خانه ای هجوم بیاورند، به رگبار ببندند و … کسی هم مانع نشود؟ امکانات را چه کسی در اختیار آنها قرار داده؟ با چه اعتماد به نفس و اطمینانی این کارها را انجام دادند و پشت شان به چه کسی گرم بود؟ اگر سپاه نبود بالاخره از یک جایی سرچشمه می گرفت.”
به قصد شهادت ما آمدند
خانم کروبی با تاکید بر اینکه این جریان برنامه ریزی و سازماندهی شده بود می گوید:” ما داخل واحد مسکونی مان بودیم و اول خدا و سپس فداکاری محافظان بود که این افراد نتوانستند وارد ساختمان شوند و گرنه ما اطمینان کامل داشتیم که قصد به شهادت رساندن ما و بچه هایمان را دارند. خیلی هم متاسف هستیم که چه شب هایی بر ما گذشت؛ گریه میکردم که چرا کار نظام به اینجا کشیده است. رکیک ترین حرفها و توهین ها را به من که یک زن 60 ساله هستم و آقای کروبی که 73 سال دارد گفتند. این شیوه حکومت نیست، این اسلام نیست، نمیدانم چه اسمی باید بر این اعمال بگذارم. بسیار شب های بدی بود. نه اینکه نگران باشیم که می آیند و ما را می کشند و … ولی زار زار گریه میکردم که چرا نظام به اینجا رسیده است. در 31 سال گذشته ، امسال اولین باربود که من از حضور در روز قدس و نماز عید فطر محروم شدم و … می ترسیدند روز قدس حاج آقا بیرون برود؛ خب راه حل های مختلفی داشت به جای لشکر کشی، می آمدند مثل همین دیروز مودب می ایستادند و نمی گذاشتند بیرون برویم نه اینکه این افراد را با هرزگی فرهنگی تربیت کنند و شب های مقدس در خانه مردم بفرستند.”
این نماینده سابق مجلس سپس می پرسد: ” این افراد تحت پوشش چه کسی و ارگانی بودند که با امنیت کامل هر کاری خواستند کردند و کسی هم اعتراضی به آنها نکرد؟”
از خانم کروبی می پرسم گفته می شود حکومت با این کارها در حال سنجش افکار عمومی است و احتمال دارد آقای کروبی را در حصر خانگی قرار دهند. او در پاسخ می گوید:” ملت ایران ، ملت باهوش و فهیمی هستند. می توان به آنها گفت نخورید اما نمی توان به آنها گفت نفهمید. مردم کاملا به مسائل آگاه هستند و آقای کروبی هم برای هر هزینه ای آماده است.”
خانم کروبی همچنین در خصوص ، آقای یاری، سر تیم محافظان مهدی کروبی که در حمله لباس شخصی ها مصدوم شده بود می گوید”: ایشان که اسلحه شان دستشان بود،به کوچه رفته بود تا با این افراد صحبت کند اما متاسفانه به شدت او را زده بودند تا حدی که بی هوش شده بود و با آمبولانس او را به بیمارستان بردند.چند روزی هم بیمارستان بود و اکنون هم در خانه بستری است و متاسفانه ما هنوز ایشان را ندیده ایم. ضربه های خیلی شدیدی به او زده بودند و اسلحه اش را هم گرفته بودند.ما نمیدانیم اکنون اسلحه او دست چه کسانی است.”
نداي سبز آزادي: قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: اصلاحطلبان برای اظهار نظرهایشان در مضیقه قرار دارند و حرفشان به جایی نمیرسد.
به گزارش ایسنا، رسول منتجبنیا همچنین اظهار کرد: سکوت اصلاحطلبان به این معنا که خودشان تصمیم به سکوت گرفته باشند، درست نیست؛ چراکه در شرایطی هستند که رسانه و تریبونی برای بیان اظهاراتشان ندارند.
وی افزود: در واقع اگر بعضی از افراد صحبت نمیکنند به خاطر این است که صدای آنها به جایی نمیرسد. اصلاحطلبان سکوت نکردهاند و اگر تریبونها به روی آنها گشوده شود، حرفهای زیادی دارند که باید به مردم برسد.
منتجبنیا معتقد است: اصلاحطلبان برای انجام فعالیتهایشان محدود شدهاند و فرصتی به آنها داده نشده است.
قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی با اشاره به شبهای احیاء یادآور شد: آقای ابراهیمی رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد گفتند که مساجد تهران هم در اختیار اصلاحطلبان و هم در اختیار اصولگرایان است و اصلاحطلبان هیچگونه محدودیتی در ارتباط با برنامههایشان ندارند. حرف ایشان تا حدی درست است، اما تنها از نظر مرکز رسیدگی به امور مساجد، محدودیتی نبود که سخنرانیهای اصلاحطلبان در مساجد برگزار شود، نه از نظر دستگاههای دیگر
روح الله شهسوار: «ازدواجهای اسلامی با ویژگی اصیل و متعالی خویش، برای پی ریزی جامعۀ ایدآل الهی، چونان گل در هر گوشۀ این خاک شکفته می شوند، و اگرچه لاله های شهیدان با گونه هایی تافته از عشق و عطرهایی گیج کننده از هر سو قد می کشند، ولی این دستهای پاک شهیدپرور گره می خورند تا پرچم آنان را بردوش کشند و راه آنان را ادامه دهند...
حضور شما بر شکوه و شادی این جمع می افزاید»
متن بالا نه بخشی از کتاب بینش اسلامی مدارس بود و نه مقاله ای در یک روزنامۀ انقلابی. برای آنهایی که مثل من در آخرین سال از دهۀ هشتاد خورشیدی این متن را می خوانند، باید بگویم که آن چیزی نیست مگر بخشی از دعوتنامۀ مراسم ازدواج سید مصطفی تاج زاده و فخرالسادات محتشمی پور که در نخستین سالهای دهۀ شصت نگاشته شده است. به عبارتی کارت عروسی. مراسمی که در مسجدی در نزدیکی میدان هفت تیر تهران و باسخنرانی حجت الاسلام معادیخواه برگزار شد. شاید چنین مراسمی این روزها عجیب و غریب به نظر برسد. اما آنروزها، جوانان انقلابی با افتخار دست به چنین خرق عادتهایی می زدند و تعالی جامعه را در چنین روشهایی جستجو میکردند. بدیهی است که سید مصطفی تاجزاده که در آن روزها در صف اول چنین جوانانی بوده است، با همفکری تازه عروسش فخرالسادات محتشمی پور که وی نیز در خانواده ای مذهبی و انقلابی رشد کرده بود گوی سبقت را در این سبک انقلابی گری از دیگر همقطارانشان ربود. برگه کاغذی ساده، با متنی انقلابی و پس زمینه ای سبز رنگ از امام خمینی. آری، او انقلاب فرهنگی واقعی را از مراسم ازدواجش آغاز کرده بود. انقلابی که آن روزها جای جای جامعۀ ایران را فرا گرفته بود.
از همان روز تا کنون، تاجزاده در تمام دوران زندگی اش همین گونه بوده است. چه در دورانی که پس از فوت امام و به قدرت رسیدن راست محافظه کار، او و همقطارانش که ریشه در چپ اسلامی داشتند از ساختار سیاسی اخراج شدند؛ چه در سالهای آغازین دهۀ هفتاد که تحصیلات عالیۀ خود در علوم سیاسی را به انجام رساند و بی واهمه دست به بازاندیشی و اصلاح در افکار و آرای خود زد؛ چه در روزهای پس از دوم خرداد76 که در نوک پیکان مبارزۀ اصلاح طلبانه بود، چه در روزهای پایانی دولت اصلاحات که سیاست ورزی مداوم را تجویز می کرد؛ چه در ایام هرج و مرج های ایجاد شده به سبب ناکارآمدی دولت نهم که به هر زبان و ترفندی جدی ترین انتقادها را از دولت می کرد؛ چه در روزهایی که به دنبال خاتمی بود تا جانشین احمدی نژادش کند؛ چه آن زمان که پس از کناره گیری خاتمی برای موسوی، در صف اول حمایت از موسوی ایستاد و چه در روز انتخابات که فریاد کودتا را برآورد؛ در تمام این گذرگاهها، تاج زاده آنچه را که در درونش روی داده است، بی مهابا و بی ریا فریاد زده است.
اما آنچه که در این میان اهمیت فزاینده دارد، این است که در تمامی این دوران، آنچه که تاج زاده فریاد زده است، آیینه ای بوده است که در زیر پوست جامعۀ ایرانی در جریان بوده و او در نشان دادن آنچه که در اذهان مردم ایران و یا لااقل بخش عمده ای از آنان می گذشته است، پیشتازی کرده است. مهمترین آنها نامه ای است که تاجزاده در دوران مرخصی از زندان منتشر کرد. «پدر مادر همچنان ما متهمیم» آیینه ای بود از نگاه یک جامعه به گذشتۀ خود. شکی نیست که جنبش سبز بانی دگرگونیهای گسترده ای در عمق جامعۀ ایرانی و در سطح های مختلف بود. اما شاید برای درک هرچه بهتر این دگرگونی ها، خواندن یادداشتهای سید مصطفی کافی باشد. او همچنان پس از سه دهه، آنچه را در پس افکار عمومی ایران است فریاد می کند.
*این یادداشت به مناسبت روز عید فطر سالروز ازدواج سید مصطفی تاج زاده و فخرالسادات محتشمی پور، به این زوج سبزِ همیشه انقلابی تقدیم می شود
منبع: نوروز
نداي سبز آزادي: دادستان تهران در پاسخ به پرسش ايلنا كه چرا شما در اين نشست به استقلال رسانهها و انتشار اخبار تاكيد داشتيد،گفت: خبرهايي شنيديم كه برخي به مطبوعات و رسانهها فشار آوردهاند كه اخبار دادستاني استفاده نشود در حالي كه فشار آوردن به مطبوعات براي عدم انتشار برخي اخبار جرم است، مگر اينكه شورايعالي امنيت تصويب كند يا اينكه به دستور مرجع قضايي رسانهها از انتشار خبري جلوگيري شود.
به گزارش ابلنا جعفريدولتآبادي به ارائه توضيحاتي در مورد پرونده سه تبعه آمريكايي پرداخت و گفت: اين سه متهم كه از كردستان عراق وارد ايران شده بودند در آذرماه سال گذشته به اتهام جاسوسي بازداشت شدند و پرونده آنها ابتدا در كردستان بود كه به خاطر اهميت پرونده از طريق سيستمهاي قضايي به تهران ارسال شد.
دادستان تهران به مصاحبه سال گذشته خود اشاره كرد و گفت: در اولين مصاحبهاي كه در مورد اين پرونده صحبت كردم اعلام كردم كه اتهام اين سه تبعه جاسوسي بوده و دلايل به اندازه كافي موجود است و بعد از آن به دليل اينكه پرونده در سير قضايي بوده و تحقيقات از آنها ادامه داشت مطالب ديگري عنوان نكردم.
وي افزود: در حال تكميل تحقيقات بوديم كه خبر آزادي يكي از اتباع آمريكايي را شنيديم و طبيعي است كه برايمان اين سوال ايجاد شود كه چرا بدون هماهنگي دستگاه قضايي قرار است اين متهم آزاد شود، ما براساس مطالبي كه در رسانهها خوانده و يا شنيدهايم بلافاصله واكنش نشان داده و از قاضي پرونده خواستيم در صورت تكميل تحقيقات تصميم قضايي لازم را بگيرد تا اين موضوع به پايان برسد.
جعفريدولتآبادي با بيان اينكه بازپرس پرونده براي هر سه تبعه آمريكايي كيفرخواست صادر كرده است، اظهار داشت: قاضي پرونده براي دو متهم مرد تبعه آمريكايي قرار بازداشت را تمديد و براي سارا شورد قرار وثيقه 500 ميليون توماني صادر كرده كه در صورت توديع، اين متهم ميتواند آزاد شود.
وي ادامه داد: براساس گزارشات رسيده متهم زن اين پرونده بيمار بوده و قابل كمك است و اين مساله را به وكيل پرونده اعلام و از سوي ديگر قرار بازداشت وي را به وثيقه تبديل كرديم و چنانچه وكيل اين متهم وثيقه را توديع كنند اين متهم آزاد خواهد شد و اين آزادي وي مغايرتي ندارد با اينكه در صورتي كه دادگاه آنها برگزار شد وي خود را به دادگاه معرفي كند.
دادستان تهران اظهار داشت: تاكيد ما اين است كه مقامات دولتي و مردم بدانند كه دستگاه قضايي از استقلال كامل برخوردار بوده و به وظايف خود عمل ميكند و انتظارمان از رسانهها و مطبوعات نيز اين است كه در انتشار اخبار قضايي با مراجع قضايي همراهي كند.
وي در پاسخ به اين پرسش كه چرا چندين ماه مصاحبه نكرده و در دسترس خبرنگاران نيستيد،گفت: به رسانهها تاكيد ميكنم كه در انتشار اخبار استقلال داشته باشند. مدتي بود كه مطبوعات راه خود را ميرفتند و من ترجيح دادم مدتي سكوت كنم.
دادستان تهران در پاسخ به پرسش ديگري در خصوص روند پرونده سه تبعه آمريكايي اظهار داشت: نوع اتهام، دلايل پرونده و زمان رسيدگي به آن به دادگاه انقلاب مربوط است و اميدوارم رسيدگي به اين پرونده مدت زيادي طول نكشد.
جعفريدولتآبادي در پاسخ به اين پرسش كه آيا آزادي اين سه تبعه در قبال آزادي شهرام اميري بوده است، گفت: ما هيچگونه ارتباطي ميان پرونده شهرام اميري و اين پرونده نميبينيم و دستگاه قضايي استقلال كامل داشته و صرفا كار قضايي ميكند و براساس تصميم قضايي افراد آزاد ميشوند.
جعفريدولتآبادي سارا شورد را ممنوعالخروج ندانست و گفت: به دليل اينكه اين سه تبعه بازداشت موقت و در اختيار ما بودند آنها را ممنوعالخروج نكرديم و اگر خانم شورد بتواند وثيقه صادره را توديع كند ميتواند به كشور خود بازگردد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا دستگاه اجرايي ميتواند بنا به رافت اسلامي و با تصميم خود متهمان را آزاد كند -مانند پروندههاي ركسانا صابري، كلوتيد ريس و سارا شورد - گفت: پرونده ركسانا صابري در دوران بنده نبوده، اما كلوتيد ريس چندين نوبت دادگاهي و بعد از آن توانست از كشور خارج شود، ايرادي هم كه ما به پرونده سارا شورد وارد كرديم اين بود كه وظايف دستگاه قضايي كاملا روشن است و اگر كوتاهي كرد ، ساير دستگاهها ميتوانند به او نقد داشته باشد.
دادستان تهران با تاكيد بر اينكه كار ما مقابله با دستگاه اجرايي نيست،افزود: اين به معناي آن نيست كه ما از وظايف خود عدول كنيم اما در مورد متهمي كه صبغه كيفري دارد دستگاه ديگر نميتواند تصميمگيري كند.
وي ادامه داد: منتفي كردن برنامه آزادي سارا شورد در روز گذشته به معناي عدم كمك به دستگاه اجرايي نيست، بلكه ما معتقديم براي آزادي افراد دستگاه قضايي بايد تصميمگيري كند.
جعفريدولتآبادي در ادامه اين نشست در خصوص نوع اتهام و دلايل آن براي اين پرونده گفت: اين افراد آموزشهاي خوبي از سرويسهاي آمريكايي ديده و از مرز كردستان وارد كشور شدند و لوازمي كه همراه آنها بوده طبيعتا براي سرگرمي و تفريح نبوده و براي اقدامات ديگر بوده است.
دادستان تهران در پاسخ به اين پرسش كه آيا آزادي سارا شورد به خاطر بيماري وي بوده است،گفت: وضعيت اين متهم باعث آزادي وي شد. اما ما ميخواستيم براي هر سه متهم اين پرونده يكجا تصميمگيري كنيم اما به دليل وضعيت اين متهم، امروز قرار بازداشت وي به وثيقه تبديل شد.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا متهمان فوق به جاسوسي اقرار كردهاند ، گفت : عليالاصول در پروندههاي جاسوسي متهمان اقرار نميكنند اما ما به اندازه كافي دلايل داريم و بر اساس آن دادستاني جرم آنها را جاسوسي اعلام كرد.
جعفريدولتآبادي در پاسخ به اين پرسش ايلنا كه چرا شما در اين نشست به استقلال رسانهها در انتشار اخبار تاكيد داشتيد،گفت: خبرهايي شنيديم كه برخي به مطبوعات و رسانهها فشار آوردهاند كه اخبار دادستاني استفاده نشود در حالي كه فشار آوردن به مطبوعات براي عدم انتشار اخبار جرم است، مگر اينكه شورايعالي امنيت ملي تصويب كند يا اينكه به دستور مرجع قضايي از رسانهها براي انتشار خبري جلوگيري شود.
دادستان تهران تصريح كرد: هيچيك از مقامات دولتي حق ندارند كه بگويند مطبوعات و رسانهها خبري را منتشر كنند يا خير و اينكه افراد به خود اجازه دهند كه به مطبوعات فشار بياورند خلاف قانون بوده ،چراكه جمهوري اسلامي به آزادي مطبوعات معتقد است.
وي در مورد پرونده مقامات سابق قضائي كه به حالت تعليق در آمدهاند نيز گفت : پرونده آنها نيز به دادستاني تهران ارسال و مانند ساير پروندهها نيز بررسي ميشود.
نداي سبز آزادي: تارنمای خبری کرمانشاه پست فیلتر شد . سایت مذکور در زمره مراکز اطلاع رسانی و هوادار جنبش سبز قرار داشته که به انعکاس گسترده اخبار و گزارش های نقض حقوق بشر و گسترش فضای نقد در استان کرمانشاه می پرداخت . بازتاب گسترده مطالب این رسانه در اینترنت و نشریات گوناگون خشم اقتدارگرایان را برانگیخت که سرانجام به فیلتر شدن آن منتهی شد .
اخیراً موج فشار، تهدید و برخورد با مراکز خبری و روزنامه نگاران کرمانشاه افزایش یافته بطوری که تمامی وبلاگ های هوادار جنبش سبز و منتقد فیلتر و تعدادی از روزنامه نگاران احضار ، بازداشت و محاکمه و محکوم شده اند . همچنین یارانه کاغذ چند نشریه بدلیل حمایت و هوادارای از کاندیداهای اصلاح طلب انتخابات دهم ریاست جمهوری سال گذشته قطع شده است .
فیلتر شدن کرمانشاه پست در حالی است که پیشتر محمد کرمی راد و فرهاد تجری نمایندگان اقتدارگرای استان در مجلس شورای اسلامی ضمن تذکر به وزیر اطلاعات خواستار برخورد با وبلاگ های منتقد کرمانشاه شده بودند ./ پایان خبر
http://www.kermanshahpost.com

نداي سبز آزادي: از هفته گذشته محدودیت های میرحسین موسوی توسط نیروهای امنیتی تشدید شده و از دیدار مراجعه کنندگان به ایشان از جمله خانواده شهدای سبز کرمانشاه جلوگیری به عمل می آمد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز از صبح امروز با استقرار نیروهای امنیتی در ابتدا و انتهای کوچه دفتر مهندس موسوی از ورود افراد مراجعه کننده جلوگیری شده و برخی مراجعه کنندگان بازداشت شدند.
براساس اطلاعات رسیده تا این لحظه بازداشت دکتر محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق جبهه مشارکت ایران اسلامی که در هنگام مراجعه به دفتر بازداشت شده تایید گردیده است.
از دیگر بازداشت شدگان می توان به حبیب صادقی از هنرمندان شناخته شده کشور اشاره کرد.
یادآور می شود در هفته های اخیر محدودیت ها برای موسوی و کروبی به شدت افزایش یافته به صورتی که آنان نتوانند بامحامیان جنبش سبز ارتباط مستقیم و رو در رو داشته باشند.
تکمیلی: براساس آخرین اخبار رسیده دکتر محمدرضا خاتمی آزاد شده است.
زهرا اشراقی همسر دکتر محمد رضا خاتمی در تماسی با خبرنگار نوروز اعلام کرد که همسر او صبح امروز برای دیدار و تبریک عید فطر به دیدن مهندس میرحسین موسوی رفته بود که با ممانعت ماموران امنیتی مواجه شد. در نتیجه او موفق به دیدار با موسوی نشد و مجبوربه بازگشت شد.
نداي سبز آزادي: جمعی ازخانواده های زندانیان سیاسی به همراه تنی چند از اعضای خانواده های شهدای جنبش سبز در آخرین روزهای ماه رمضان با مهدی کروبی یکی از شخصیت های جنبش سبز دیدارکردند . آنها در این دیدار ضمن اظهار تاسف از حمله هایی که در این چند روز به منزل کروبی صورت گرفته، مقاومت و ایستادگی وی را ستودند .مادر شهید سهراب اعرابی و همسر شهید حسن علی پور از جمله دیدار کنندگان بودند.
به گزارش کلمه، در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان به ویژه شب های قدر تعدادی نیروی لباس شخصی و خودسر در مقابل منزل مهدی کروبی حضور یافته و با سر دادن شعارهای زننده و همچنین پرتاب سنگ به پنجره های منزل وی با محافظان او درگیر شدند . این گروه که معلوم نیست با چه انگیزه ای چنین اقداماتی را انجام می دادند چند روز به مزاحمت خود در مقابل منزل این روحانی اصلاح طلب ادامه دادند .
خانواده های زندانیان سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم که به این رفتارها اعتراض دارند و آن را به دور از هر گونه عقل و انصاف می دانند ، پس از جلسه هفتگی قرآن که از سال گذشته برای آرامش و پیوند هر چه بیشتر شان برگزار می شود به دیدار مهدی کروبی رفتند تا مقاومت او را در برابر این حوادث ستایش کنند و از این همراه جنبش سبز بخواهند که همچون گذشته با صبر و استقامت همیشگی اش در مقابل این رفتارها مقاومت کند .
آنها تاکید کردند که این رفتارهای به دور از عقل و انصاف و همچنین زندانی کردن افراد بی گناهی که تنها جرم شان انتقاد کردن بوده است تنها نشان دهنده شکست کامل دولت و پیروز ی جنبش سبز است .
در روزهای اخیر نیز دوباره نیروهای امنیتی مقابل منزل مهدی کروبی حاضر شده و منزل او را محاصره کردند.



نداي سبز آزادي: مسعود باستانی در تیرماه سال ۸۸ دستگیر شد. ماموران امنیتی وقتی در نخستین روزهای پس از انتخابات این روزنامهنگار را در خانه خود نیافتند، همسر و دو میهمان او را با خود به اوین بردند. وی پس از تماس دادستانی برای ارائه مدارک آزادی همسرش، راهی دادگاه انقلاب شد و دیگر بازنگشت.
مسعود باستانی متولد سال ۱۳۵۷ در شهر اراک است و با نشریات شرق، کارگزاران و وبسایت “جمهوریت” همکاری داشته است. او از جمله کسانی است که به نخستین دادگاه دستهجمعی متهمان انتخاباتی آورده شدند. باستانی در این دادگاه علیه خود و مهدی هاشمی شهادت داد و اعتراف کرد.
مسعود باستانی در مهر ماه سال ۸۸ حکم ۶ سال زندان دریافت کرد و در اسفند همین سال از زندان اوین به زندان گوهردشت کرج منتقل شد. وی دوران حبس خود را در حال حاضر با زندانیان سیاسی دیگری چون عیسی سحرخیز، احمد زیدآبادی، داوود سلیمانی، منصور اسانلو، رسول بداقی، مهدی محمودیان و حشمتالله طبرزدی میگذراند.
مهسا امرآبادی، همسر این روزنامهنگار در گفتگو با دویچهوله از مشکلات جسمی و روحیه بالای او میگوید: «دندان درد شدید و عفونت فک و دهان دارد که رسیدگی نمیکنند. ما چندین مرتبه خواهشکردیم که به او مرخصی کوتاه استعلاجی بدهند اما موافقت نمیکنند. دادستان میگوید که موافق مرخصی است اما از مخالفت آنها میگوید. منظور از آنها هم وزارت اطلاعات است.»
دکتر محمد شریف، وکیل مسعود باستانی حتی در دادگاه موکل خود نیز حضور نداشته و از هرگونه دخالت حقوقی در سرنوشت او محروم است. مهسا امرآبادی میگوید تنها خانوادهها هستند که حقوق زندانیان را با رفت و آمد فراوان به دادستانی پیگیری میکنند: «همسرم پس از انتقال به زندان کرج با قاتلان و مجرمان خطرناک همبند شده بود و تازه پس از چند ماه زندانیان سیاسی را تفکیک کردند. به او گفتهاند از رهبری تقاضای عفو بکند تا دستکم با مرخصی درمانیاش موافقت شود اما او که جرمی مرتکب نشده تا درخواست بخشودگی بدهد.»
مسعود باستانی در زندان گوهر دشت کرج ماهی دو مرتبه با خانواده خود ملاقات میکند و روزانه دو نوبت ده دقیقهای نیز تماس تلفنی با همسرش دارد. مهسا امرآبادی از دخالت وزارت اطلاعات در سرنوشت متهمان انتخاباتی و تبعیض قضایی در مورد همسرش شکایت میکند و میگوید که مسعود باستانی بهخلاف سایر دستاندرکاران زندانی سایت “جمهوریت”، یک روز هم به مرخصی نیامده است.
باستانی به همسر خود گفته که سعی میکند روزهای زندان را به سازندگی و مطالعه سپری کند. این روزنامهنگار پیش از این هم در سال ۱۳۸۴، در جریان اخبار مربوط به اعتصاب غذای اکبر گنجی، چند روز بازداشت شده بود.
همسر مسعود باستانی خود از همکاران روزنامههای اعتماد ملی، بهار و شرق بوده است و هم اینک با وثیقهای ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد است. مهسا امرآبادی به تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس جمهور متهم شده و دادگاه وی روز ۲۳ مهرماه سال جاری تشکیل خواهد شد.
بیایید در این اجلاسیه به وظیفه اصلی خود که تقاضای اجرای قانون اساسی است، عمل کنیم
تهمت به آقایان موسوی و کروبی راهگشا به حفظ نظام نیست
نداي سبز آزادي: آیتالله سید علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز و نماینده منتخب مردم این شهر در مجلس خبرگان، با انتشار نامهای خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، از آنها خواست در اجلاسیه اخیر از بحثهای انحرافی دست بردارند و به خواست اصلی ملت که همان تقاضای اجرای قانون اساسی است، بپردازند.
به گزارش کلمه، در نامه سرگشاده این عضو مجلس خبرگان رهبری به دیگر اعضای این مجلس، به شدت از کسانی که دروغ و تهمت و کشف و خواب و مسائل تخیّلی را دنبال میکنند و خود را مجری دستورات امام زمان (عج) میدانند، انتقاد و تصریح شده که ایجاد به همراه رعب و وحشت بیفایده است.
این مرجع تقلید همچنین وعده داده است که در اجلاسیه بعدی خبرگان که قرار است در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۲۳ و ۲۴ شهریور ماه برگزار شود، دیگر مطالب مورد نظر خود را در خصوص شرایط کشور ابراز خواهد کرد. این در حالی است که چند روز قبل ایشان به ایجاد مانع برای ایراد نطق خود در اجلاس سال گذشته مجلس خبرگان اشاره کرده بود و اکنون مشخص نیست که در اجلاسیه آتی، امکان قانونی سخنرانی در جمع اعضای خبرگان برای ایشان فراهم باشد یا خیر.
متن کامل نامه آیتالله دستغیب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر ایشان در ادامه میخوانید:
بسمه تعالی
محضر مبارک آقایان نمایندگان خبرگان رهبری
سلام علیکم
بیش از یک سال از واقعهی ۲۲ / ۳ / ۸۸ میگذرد و همچنان عدّهی زیادی از مردم به دنبال مطالباتشان میباشند. آیا ما خبرگان رهبری به وظیفهی دینی، شرعی و عرفی خود که همان اجرای دقیق قانون اساسی، یعنی حرکت سه قوّه و تذکّر به خلاف قانون است عمل کردهایم؟
آیا بعد از یک سال توانستهایم در نظام یک آرامش نسبی خالی از رعب و وحشت ایجاد کنیم؟ اگر باز هم میگوییم در جامعه مشکلی نیست، پس چرا دائم به صورت لفظی دم از وحدت میزنیم؟ اگر هست، چرا مردم در یک استراحت واقعی نیستند؟ چرا وحدت به همراه رعب و وحشت از ناحیهی عدّهای باشد و عدّهی کمی در آرامش به خیال خود باشند و هر چه بر زبانشان میآید، میگویند و هیچ به فکر عواقب الفاظ خود نیستند. آیا شما خبرگان تا به حال به این فکر کردهاید که چرا نتوانستهایم مردم را نسبت به وقایع موجود راضی کنیم و در رأس همهی اینها، آیا پی به این معنا بردهایم که چرا مراجع و علما نسبت به وضع موجود رضایت ندارند؟ میدانید عدم رضایت مراجع و علما از این وضع، یعنی سست شدن مجلس خبرگان و از اعتبار ساقط شدن آن؟ چون بقای مجلس خبرگان از ناحیهی تأیید مراجع و علما میباشد.
اینجانب به عنوان یکی از اعضای خبرگان رهبری در این ماه مبارک رمضان که گذشت، از خداوند تبارک و تعالی طلب عفو کردم که نتوانستم حقوق این ملّت را حسب وظیفهای که دارم، انجام دهم که آن، دنبال کردن اجرای دقیق قانون اساسی است. حال بیاییم در این اجلاسیه به وظیفهی اصلی خود که تقاضای اجرای دقیق قانون اساسی است عمل کنیم. در زمان فعلی راهی نیست جز سر فرو آوردن به خواست ملّت؛ باید از بحثهای انحرافی در مجلس خبرگان دست برداشته، به اصل مطلب که همان خواستههای ملّت رشید ایران است جامهی عمل بپوشانیم. از تهمت زدن در طول این یک سال چه نفعی برده شد؟ از صدا و سیما تا قوّهی قضائیه و از نیروهای نظامی و انتظامی تا مجلس خبرگان، آیا موجب رضایت ملّت شدهاند؟ امروز میبینیم که جناح مقابل به اتّحاد خود نزدیکتر و به احیاء نظرات حضرت امام امّت(ره) بیشتر تمایل دارد و خواستهای ندارد جز اجرای دقیق قانون اساسی، از شورای نگهبان گرفته تا نیروهای نظامی.
در همه جا در جامعه سخن از فضای باز سیاسی زده میشود و از این و آن تقاضای گذشت میکنند، آیا گذشت در مقابل عدم اجرای قانون اساسی، عاقلانه است و امکان دارد؟ چرا به این بزرگواران، آقایان مهندس میرحسین موسوی و جناب حجّت الاسلام و المسلمین کروبی و یاران آنها این همه تهمت زده میشود، در حالی که هیچ دادگاهی آن را به اثبات نرسانده و هنوز هم به دنبال تهمت زدن به این و آن هستند، در صورتی که میدانند که اینها به هیچ وجه راهگشا جهت حفظ نظام نیست، امّا چه باید کرد که عدّهای این مسیر را، یعنی دروغ و تهمت و کشف و خواب و مسائل تخیّلی را دنبال میکنند و از همه بدتر، خود را مجری دستورات حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عج) میدانند. اینها چه میگویند و به چه راهی میروند؟ اگر خداوند توفیق دهد، در اجلاسیه، باقی مطالب بیان خواهد شد. ضمناً توجّه داشته باشید از آن جایی که مجلس خبرگان در حقیقت باید مورد تأیید مراجع عظام و علمای اعلام باشد، لذا اگر مطلب مهمّی بخواهد در مملکت صورت گیرد، حتماً باید مورد توجّه و تأیید مراجع باشد.
سیّد علی محمّد دستغیب
۲۰ / ۶ / ۱۳۸۹
ارائه دیدگاه
نداي سبز آزادي: می گوید زندان، خانه دوم من است و آقایان فکر می کنند من از زندان رفتن هراسی دارم مگر تا به حال بارها نرفته ام. احمد قابل در شهرکو چک فریمان است و به دادگاه این شهر احضار شده تا دوباره اتهامی به او تفهیم شود. سال گذشته قابل در میانه راه نیشابور به قم از سوی ماموران اطلاعات بازداشت شد و نتوانست در مراسم تشییع استادش آیت الله منتظری شرکت کند. قابل را از همان جا به زندان وکیل آباد مشهد بردند، جایی که بیشتر زندانیانش مجرمین قاچاق مواد مخدر هستند، ۱۷۰ روز زندان بر احمد قابل گذشت و این روحانی را با پابند به دادگاه بردند و این کار آنقدر شور و تلخ بود که قاضی از بازجویان خواست تا دیگر قابل را با پابند به دادگاه نیاورند. قابل که در سالهای گذشته از منتقدین وضع موجود بوده است و نامه هایی از باب امر به معروف به رهبری نوشته است، در زندان وکیل آباد مشهد با وجه دیگری از فاجعه اجتماعی ایران از نزدیک آشنا شد.
احمد قابل در گفتگو با کلمه می گوید: آقایانی که تا به حال به زندان نرفته اند، نمی دانند درد زندانی چیست و زندان چه محیط فاسدی است که حکومت خود با دست خود، انسانها را به آنجا می فرستد. اما رفتن قابل به زندان وکیل آباد مشهد پرده از راز اعدامهای پر شماری برداشت که مدتها بود پنهان می شد و خبرش به بیرون درز نمی کرد. قابل بازگویی این اعدامهای گسترده زندانیان را صرفا به دلیل ملاحظات اخلاقی و انسانیت می داند و وظیفه خود می داند تا آنچه در زندان وکیل آباد دیده است را بازگو کند. اما در زندان وکیل آباد چه گذشته است؟
زندانی که برنامه هفتگی اعدام دارد
در زندان وکیل آباد مشهد چه می گذرد؟ زندان بزرگی که دوازده هزار زندانی دارد و شنیده شده است که دو هزار محکوم به مرگ در صف اعدام قرار دارند. زندان وکیل آباد با این حال تنها گنجایش چهار هزار زندانی را دارد. مسوولان قضایی مشهد دست به خلوت کردن این زندان بزرگ زدند و بنا بر شنیده ها هر هفته ۶۰ تا ۷۰ حکم اعدام را در وکیل آباد اجرا کردند. اعدامی ها را در گروههای هفتاد نفره به سالن ملاقات شرعی زندان وکیل آباد می آورند و ساعتی به غروب مانده به طور دسته جمعی و با طنابهای دار به دار می آویختند. اعدامی ها تا چند لحظه مانده به موعد اعدام نمی دانند که برای چه به دفتر زندان احضار شده اند و تنها وقتی تلفن های زندان در یک ساعت به غروب مانده به کلی قطع می شود، دیگر زندانیان خبر دار می شوند که ساعت اعدام فرارسیده است. این وضعیت وحشتناک زندان وکیل آباد مشهد در چند ماه اخیر است. یک فعال حقوق بشر در مشهد با وصف آنچه از سربازان زندان شنیده است، می گوید در هفته های اخیر هر هفته لااقل ۶۰ تا ۷۰ نفر بی اینکه خود و خانواده ها یشان بدانند به پای چوبه دار رفته اند. زندانیانی که نه وکیلی داشته اند و نه دادگاه عادلانه ای برای آنها برگزار شده است.
یک زندانی سیاسی راز زندان وکیل آباد را افشا می کند
احمد قابل بیشتر از سه ماه در زندان وکیل آباد مشهد زندانی می شود ، آن هم در بند ششم زندان که به قول او آخر خط بوده است و زندانیانی که یک قدم تا اعدامشان مانده بود را به این بند منتقل می کردند، قابل می گوید نمی خواهد مبالغه ای کند و برای همین می گوید آنچه خود او شاهد و ناظرش بوده و از رفت و آمده هایی که بدون پرده پوشی انجام می شده، ۵۰ نفر را حتم دارد که در همین مدت و تنها از همین بند اعدام کرده اند. قابل می گوید که خودکارش را برای نوشتن وصیت نامه گرفته اند و این زندانی سیاسی از دیگر هم بندان شنیده است که این اعدامها وضع معمول و برنامه هر هفته و هر ماه زندان بوده است. ازمیان صد ها تن اعدامی که گزارش سربسته آن به بیرون زندان رسیده است ، تنها اعدام پنج نفر از سوی دادستانی مشهد اعلام شده است. این مخفی کاری به زعم قابل نشانه این است که یک جای کار می لنگد و احکام اعدام دارای اشکال صوری و ماهوی است . قابل می گوید اگر این احکام اشکالی نداشت باید علنا اعلام می شد و این دست و دلبازی در کشتن انسانها نمی تواند به عدالت نزدیک باشد.
اعدام اعتیاد را کم نکرده است
احمد قابل می گوید در دادگاه اعلام کرده است که اعدامهای وسیع زندان وکیل آباد ناعادلانه است و شاید برای همین افشاگریها ست که دوباره احضار شده است. این روحانی منتقد تصریح می کند که اعتراض او به اعدامها موافقتش با جرم نیست . قابل می گوید نمی تواند بپذیرد که عده ای به خود حق بدهند تا با قاچاق مواد مخدر جوانان را آلوده کنند اما این همه سال اعدام، مشکل مواد مخدر را حل نکرده است گو اینکه چنین اعدامهای وسیعی ممکن است بی گناهان را هم به پای چوبه دار ببرد . قابل معتقد است برای مبارزه با بلای اعتیاد باید کار زیر سا ختی انجام بگیرد و سیاستهای گذشته نشان داده است که با اعدام قاچاقچیان و معتادان، اعتیاد کم نشده و شیوع بیشتری هم پیدا کرده است. او معتقد است که درد در جای دیگری است، وقتی جامعه نیازهای اولیه جوانان را و افراد خودش را تامین نمی کند، آنها این ریسک مرگ را می پذیرند تا با قاچاق مواد مخدر به زندگی خود سرو سامانی بدهند. این روحانی بر اساس آموزه های فقهی می گوید در مواردی که ارتکاب سرقت و یا زنا برای به دست آوردن ما یحتاج زندگی باشد، دیگر حد شرعی نمی تواند اجرا شود.
قابل گزارش روزنامه خراسان را مثال می زند که در جریان قتل های عنکبوتی و قتل زنان خیابانی به انگیزه های شرعی ، مصا حبه ای با خانواده یکی از زنان مقتول صورت گرفته بود و معلوم شده بود که این زن از فرط تنگدستی خود فروشی می کرده است و چنان درگیر فقر بوده اند که برادر کوچکش پلاستیک می خورده است. قابل می گوید کدام فقیهی جرئت می کند که در چنین مواردی حکم شرعی بدهد. قابل می گوید آقایان از وظیفه اصلی حکومت که ایجاد رفاه و امنیت است شانه خالی می کنند و می گویند که آمده اند تا اسلام را پیاده کنند و کاری به وضع اقتصادی مردم ندارند، در حالی که پیامبر اسلام می گفت مردم را به فقر نکشانید تا به کفر مبتلا نشوند
-فرزانه روشن / كلمه
نداي سبز آزادي: فخر السادات محتشمي ژور همسر مصطفي تاج زاده پس از گذشت يك ماه از بازداشت مجدد همسر خود در ياداشتي به عنوان ماه نامه ای دیگر برای همسرم در فردای فطرمان از دلتنگي ها و ايستادگي هايش گفت ، در گوشه اي از اين نامه آمده است « تو که من مقام معلمی را برازنده ات می دانم به من بگو این آدم ها که جای قانون می نشینند و یا این که روی قانون می نشینند از کجا سبز شده اند؟ ریشه و ماهیتشان؟ اصل و نسبشان؟ انجام و فرجامشان؟ اسم رمزشان باطل السحرشان؟ این شعبده کی تمام می شود نازنین؟ من دیگر حوصله خواندن کتاب های قطور تاریخی را ندارم، نظریات جامعه شناسان و عالمان وبزرگان هم که تازگی کفر ابلیس است. لااقل تو بیا برایم از قرآن بگو از کلام آرام بخش وحی. تو بیا از مکر مشرکان و منافقان بگو و از فتنه خوارج دوران که خوب می شناختی و می شناسی شان. من دیگر حوصله صبر کردن برای رسیدن به پایان قصه را ندارم تو بیا و با من بگو از سرانجام ستم و ستم گران »
متن كامل ماهگرد دوم همسر مصطفي تاج زاده كه در اختيار نداي سبز آزادي قرار گرفته است به شرح ذيل است:
هوالمحبوب
سلام آرامِ جان
فردا درست یک ماه می شود که مأموران مدعیان عدل علوی در شب ولادت مادرت زهرای اطهر(س) به خانه مان ریختند و با نشان دادن حکمی مجعول بازداشتت کردند. فریادهای من در همان نیمه شب موجب بیداری همسایه ها شد تا شهادت بدهند که سالم رفتی و باید سالم برگردی و مأموران که گفتند معذورند یادآور شدند که مأمور جورند در جمهوری اسلامی!!! چه باید می کردیم ما؟ در این چهل و شش سال عمر هرگز نخواستم و نتوانستم زندگی مرفه و راحت و بدون دغدغه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی داشته باشم و تجربه های فراوان داشته ام تاکنون الا تجربه خانواده زندانی سیاسی بودن (گذشته از دوران کودکی و قصه هایی که مادر برایم گفته و این روزها هی تکرار می شود من باب تسلای خاطرمان) حالا یک دوره جدید در زندگی من آغاز شده است و باید از تجربیات دیگران هم خوب استفاده کنم...
سلام مصطفی جان
در آستانه یک ماهه شدن دوری دوباره ات از ما به ستم، رفتم سراغ دفتر خاطراتم و نامه ای را که در ماهگرد بازداشت غیرقانونی ات در اوج بی خبری از تو برایت نوشته بودم، پیدا کردم. نامه این طور آغاز می شد: سلام آرامِ جان ...
و حالا این نامه ام را چطور باید آغاز کنم در دومین ربودن خورشید خانه ام که تلألؤ نورش تا همیشه بر قلب های ما جا می ماند و سپاه تاریکی را بیش از پیش به خشم می آورد. چطور باید این دومین ماهگرد نامه را آغاز کنم پس از سپری شدن یک رمضان دیگر بی تو. و درک فطری دوباره بی تو؟! و چه آغاز مبارکی داشت این رمضان که عطر نان تازه در دستان تو سفره کوچکمان را می آراست و درکنارش همه آن چیزهایی که دوست داشتی ما با آن ها افطار کنیم . شب اول رمضان میهمان خانه سبزی بودیم و دو شب بعد میزبان میهمانان ضیافت الهی و من داشتم برنامه های بعدی را هماهنگ می کردم مانند همه بانوهای خانه های رمضانی و ناگهان پیکی شوم خبر بازگشت تو را به محبس داد. خبر را که شنیدیم دست و پایمان را گم نکردیم. تو کاملا آماده بودی و ما را هم از ابتدا آماده کرده بودی. از همان شب که با احترام آوردندت و تحویل ما دادند و از همان لحظه ورودت که برکت به خان مان بازگشت و طراوت و شادی عید. ما دلمان نمی خواست نیامده از رفتن بگویی ولی تو مانند یک سرباز که از میدان رزم به مرخصی می آید، پوتین ها را پشت در آماده گذاشتی و هر آن منتظر پایان این بی قراری و بلاتکلیفی بودی. رفتنی باید برود. می دانم می دانم ولی کجا؟؟؟ به کجا چنین شتابان؟ تمام روزهای عید را که شادیمان را بر سفره هفت سین خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی بی گناه می پراکندیم و حضورمان را در کنار آنان بر صفحات تاریخ حک می کردیم، تو رفتنی بودنت را به رخ می کشیدی و بعد در سفرهای کوتاهی که من دلم می خواست شیرینی حضورت جاودانه باشد و تو مسافر بودن همه انسان ها را به یادم می آوردی. و من به مقصد می اندیشیدم و تو را تأیید و تحسین می کردم. تو را و روح بزرگت را. تو آمدی تا ما را آماده دوباره رفتنت کنی. آماده دوره ای سخت تر از 45 روز بی خبری و سکوت مرگبار مسئولانی که از پاسخ دادن طفره می رفتند به دلیل هراس از افشای عبوری کودتاگرانه از قانون. ما را آماده می کردی آماده دوره ای تازه از اقداماتی نوظهور که در تاریخ به نام مسئولین قضایی مسلمان امروز کشور ما ثبت می شود همین مسئولانی که با شعار عمل به مرّ قانون آمدند و با وعده جبران تخلفات اخلافشان!
همسر عزیزم
باورم نمی آمد دلنوشته هایم در نبودن تو به این زودی برایم تازگی دوباره بیابد. فکر می کردم سال ها باید بگذرد تا گرد فراموشی بر همه آن چه بر ما گذشت، بنشیند اما نسیان آدمی از او موجود عجیبی می سازد. من اما هرگز اجازه این فراموشی زودرس را نمی دهم. من این خاطرات را چندباره می خوانم و خاطرات تازه را بر صفحه سپید کاغذ نقش می زنم. من تا پایان این سفر هر روز و هر لحظه از خود ردّپا باقی می گذارم تا آیندگان ما را گم نکنند عزیزدل. ما در تاریخ گم نمی شویم. فردائیان ردّ ما را خواهند گرفت به آسانی. ما کارشان را سهل می کنیم: می گوییم، می نویسیم و نقش می کنیم، تصویر می کنیم، حک می کنیم و می مانیم. سلاح ما زبان سرخمان است و قلمی که مرکب آن را سبز خواسته ایم و رنگ ها چه نشاطی به زندگی ما بخشیده اند. و سبزها چه رنگین کمانی را در آسمان آرزوهایمان خلق کرده اند و آن سوتر سیاهی در برابر این همه رنگ های زیبا کم آورده و متوحش و عصبانی خود را به در و دیوار می کوبد. بیچاره رنگ سیاه یادش رفته که خالق رنگ ها او را چون سایه ای در کنار دیگر رنگ ها زیبا آفریده و اگر دوستانش را بمیراند و تنها بماند، دیگر دوست داشتنی نیست. سیاه بیچاره تنها! ما ولی روز به روز بانشاط تر می شویم. شما در زندان تنگتان و ما این بیرون با همه عسروحرج های دست ساخته بشر طاغی فرعونی خدا فراموش کرده . ما بانشاط تر می شویم هر روز به بهانه ای نه با معجزه که «ما خود معجزه ایم»
دلبندم
براستی این یک ماه چطور گذشت؟ وقتی که شتابان آن پله های شوم را برای رسیدن به در زندان درمی نوردیدی من برایم سخت بود که یک روز دیگر بی تو را تاب بیاورم و حالا یک ماه؟ چگونه گذشت این روزهای تلخ بی تو؟ یک رمضان دیگر بی تو چگونه گذشت؟ و یک عید دیگر؟ من فطر امسال باز هم به جای تو زکاة دادم و باز هم کارت سبز عروسی مان را که که مزین به تصویر امام بود با دست نوشته زیبایی از یار دیرینت آقا محسن آرمین، قاب کردم و گذاشتم در صفحه فیس بوکم تا همه یادشان بیایید من و تو را چه کسی به هم پیوند داد و یادشان بیاید که آرمان های ما مشترک بوده و هست و یادشان بیاید که این پیمان شکستنی نیست و یادشان بیاید که ما چه ها می خواستیم. چه شدش را یادشان هست! این فطر هم گذشت و تو نتوانستی به من و فرزندانت و پدر و مادر و برادر و خواهرانت تبریک بگویی. ما هم نتوانستیم به تو که بی شک عباداتت بیش و پیش از ما قبول درگاه باری است تبریک بگوییم اما در عوض برای هم دعا کردیم و فرشتگان خدا آمین گفتند. این عید هم گذشت و من فردا را انتظار می کشم تا خبری از تو بگیرم. وعده داده بودی که بند عمومی می روید بعد از عید و من از پس عید انتظار تحقق این وعده را می کشم تا بدانم کجایی و از این هول و هراسی که برای حال و احوالت گاه در نتیجه ضعف ایمان بر من مستولی می شود به در آیم. بدانم کجایی و بدانم چه روزهایی باید بیایم و ببینمت و بدانم که می توانم هر روز صدایت را بشنوم و بدانم که ... مرا شماتت نکن آرام جان! من با خود عهد کرده ام به این کوچک های دریغ شده عادت نکنم. من تو را می خواهم. آزاد و رها. سلامت و شاداب. مثل همیشه پرنشاط و خندان. تو را بیرون از آن محبس تنگ لعنتی می خواهم. هرچند تو رهاییت را نخواهی تا زمانی که حتی یک زندانی سیاسی در زندان های کشور اسلامیمان باشد. می دانم می دانم، من باید به خواست تو تسلیم شوم حالا که در مقابله با زور باطل، ما زوری نداریم و نمی توانیم کمکی به آزادی عزیزان دربندمان بکنیم. حالا ما همه عین هم هستیم. هم درد. هم راه . هم زبان. ولی تو را یک ماه برده اند در قرنطینه نگه داشته اند که چه؟ بر اساس چه قانونی ؟ چه آیین نامه ای؟ چه بخش نامه ای؟ قانون!!! من چقدر دوست دارم از قانون بگویم و بنویسم. ما بیش از صد سال است که این ثمره مشروطه را هواخواهی می کنیم. دوستش داریم و صدایش می زنیم. قانون!!! و او مانند دلبرکی عشوه گر و غمّاز ما را به دنبال خود می کشد و هی دورتر می شود. چرا؟ چه کسی بود می گفت ایرانی مشروطه خواه هنوز استحقاق مشروطه نداشت و زود بود که به وصال معشوق برسد؟ ما چه از دیگر طالبان دل و دین باخته کم داشته و داریم که قانون از ما دریغ می شود؟ مصطفی جان تو که علم سیاست خوانده ای به من، که در لابلای عتیقه های مادربزرگ صفحات گم شده تاریخ را کاوش می کنم، بگو که این ملت چرا استحقاق آزادی و دموکراسی و حاکمیت قانون را ندارد؟ چرا هر روز کسی یا کسانی برای یک ملت بزرگ با پیشینه ای زرّین، تعیین تکلیف می کنند و چرا به نام قانون با قانون مقابله می شود؟؟؟ مصطفای من! تو که من مقام معلمی را برازنده ات می دانم به من بگو این آدم ها که جای قانون می نشینند و یا این که روی قانون می نشینند از کجا سبز شده اند؟ ریشه و ماهیتشان؟ اصل و نسبشان؟ انجام و فرجامشان؟ اسم رمزشان باطل السحرشان؟ این شعبده کی تمام می شود نازنین؟ من دیگر حوصله خواندن کتاب های قطور تاریخی را ندارم، نظریات جامعه شناسان و عالمان وبزرگان هم که تازگی کفر ابلیس است. لااقل تو بیا برایم از قرآن بگو از کلام آرام بخش وحی. تو بیا از مکر مشرکان و منافقان بگو و از فتنه خوارج دوران که خوب می شناختی و می شناسی شان. من دیگر حوصله صبر کردن برای رسیدن به پایان قصه را ندارم تو بیا و با من بگو از سرانجام ستم و ستم گران.
مهربان من
دلم که هوایت را می کند می روم سراغ نوشته هایت. نوشته هایت که زحمت زیادی برای تحریرشان کشیدی و برای ما به یادگار گذاشتی برای روزهای دلتنگی؟ نه برای رسیدن به همه سؤالات امروز و دیروزمان. من تو را از میان نوشته هایت بهتر و دقیق تر از تماشای سیمایت می شناسم. سیمایی که روزی سپید است وروزی زرد و قامتی که هر روز لاغرتر می شود و موهایت! موهایت که سپیدش کردند و حالا با ندیدن آفتاب و نرسیدن هوای تازه به آن، لابد ریزش گرفته. من در این ملاقات های نکبتی کابینی دیگر تو را نگاه نمی کنم عزیزم بلکه چشم می بندم و به صدایت گوش فرا می دهم که همچنان محکم و پرطنین است خصوصا وقتی حق کودتاگران را با صلابتی بی مثال می گذاری کف دستشان. من چشم ها را می بندم و با صدای تو به پرواز درمی آیم تا وقتی که صدایی می گوید وقتتان تمام است و من تازه دلم تنگ می شود برای دیدن چشمان پرفروغت. مصطفی جان من آن بوسه را که با دست برایم از پشت شیشه دوجداره هنگام افتادن آن پرده منحوس می فرستی با تمام وجود دریافت می کنم و در عمق جان مزه مزه می کنم و بعد در تمام طول مسیر بازگشت به حقارت این بدبخت هایی فکر می کنم که طعم واقعی عشق نچشیده در هرزگی های مشروعیت یافته دنبال گمشده خود می گردند. آدمک هایی با قلب یخی را با عشق چکار! ما در عاشقانه های خود هر شب و روز دراین دو سوی دیوار، شکلک درآوردن های شکم فربه های همیشه گرسنه را در بالماسکه عاشقی به سخره می گیریم.
عزیز مهربانم
در پایان این نامه اولین در دومین دوره بازداشت عشق جاویدانم برایت از نوشته هایم می گویم. نوشته های من همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران نظامی که در قالب عریضه به دادستان به بیست و شش رسید و مرحله اول آن از روز دوم بازداشت تو تا فطریه ای غمگین به پایان رسید و دریغ از یک پاسخ! با این همه آغازی دیگر در راه است. بعد از شنیدن خبر انتقالت به بند عمومی. از تقدیر و فردای ما فقط خدا خبر دارد اما اندیشه هایمان را هرگز مرز و حصاری نیست. وعده ما نه در شب های ماهتابی که تو را از دیدنش محروم کرده اند بلکه در روز باشد که شاید دخترکان طلایی خورشید بتوانند از روزنی کوچک پیام مهرم را به تو عزیزترینم برسانند. و به خدا می سپارمت که بهترین نگاه دارنده است.
نداي سبز آزادي: حسین نورانینژاد، رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران، در تاریخ ۲۰ شهریور ماه ۱۳۸۸ به اتهام تبلیغ علیه نظام و تبانی برای برگزاری تجمع بازداشت شده بود. وی ماههای اول دورهی بازداشت را در سلولهای انفرادی زندان اوین گذراند و در ۱۷ بهمن ماه به قرنطینهی زندان اوین منتقل شد.
نورانینژاد در تاریخ ۲۵ بهمن ماه به ۳ سال زندان محکوم شد اما در تاریخ ۲۵ اسفند ماه دادگاه تجدید نظر حکم سه سال زندان وی را به یک سال حبس کاهش داد
براساس قوانین، حسین نورانینژاد زمانی که نیمی از دوران محکومیتاش را گذارنده و می توانست با استفاده از آزادی مشروط از زندان آزاد شود اما بازجوهای وزارت اطلاعات مانع آزادی مشروط وی شدند. وی در تمام مدت زندان از حق استفاده از مرخصی محروم بود.
با این حال وی امروز بعد از یک سال از زندان اوین و بند ۳۵۰ آزاد شد.





نداي سبز آزادي: بیش از یک ماه است که هنگامه شهیدی، روزنامهنگار زندانی با ممنوعیت استفاده از تلفن در زندان اوین رو به رو است و هیچ مسئولی پاسخگوی چرایی این ممنوعیت نیست.
به گزارش خبرنگار رهانا، خانوادهی هنگامه شهیدی با مراجعه به مراجع قضایی علت ممنوعیت استفاده از تلفن برای عزیز زندانیشان را جویا میشوند اما مقامات قضایی میگویند که دلیل این ممنوعیت را باید از مسئولان زندان بپرسید، این در حالی است که با مراجعه به مسئولان زندان، عنوان میشود که مراجع قضایی مسئول این ممنوعیت هستند.
بیش از یک ماه پیش، ی در حالی که مشغول صحبت با بستگاناش بود، یکی از مسئولان زندان اجازهی صحبت بیشتری را به وی نداد و تلفن را قطع کرد. از آن پس این روزنامهنگار حق استفاده از تلفن و مکالمه با بستگاناش را ندارد.
در این میان، تست روماتیسم این روزنامهنگار زندانی مثبت بوده است و وی به مراقبهای بیشتری در زندان اوین نیازمند است که اکثر زندانیان از آن محروم هستند.
هنگامه شهیدی، روزنامه نگار، وبلاگنویس، مشاور دبیر کل و عضو حزب اعتماد ملی در حوادث پس از انتخابات بازداشت و به شش سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد و هماکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.
نداي سبز آزادي: یک فعال سیاسی اصلاح طلب در اصفهان به بخشهایی از گفتگوی دبیر كل حزب موتلفه اسلامی با خبرگزاری ایلنا واکنش نشان داد.
به گزارش پارلمان نيوز محمد کیهانی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری مسئولیت ستاد جوانان مهندس موسوی در استان اصفهان را به عهده داشت در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، اظهار داشت: به نظر میرسد اطلاعات دبیر كل حزب موتلفه اسلامی در خصوص سفر جناب آقای کروبی به اصفهان ناقص است.
وی با بیان اینکه جبهه مشارکت اصفهان در زمان سفر آقای کروبی هیچ گونه بیانیه ای صادر نکرد، افزود: چند روز پس از این اتفاقات ستاد جوانان مهندس موسوی در استان اصفهان بیانیه ای در رسانهها منتشر کرد که در آن بیانیه، اتفاقات رخ داده در زمان سخنرانی به طور کامل تشریح شده بود ولی شاخه اصفهان جبهه مشارکت ایران اسلامی هیچ گونه بیانیه ای در این زمینه صادر نکرد و مطرح شدن این مساله توسط آقای حبیبی عجیب بوده و امیدوارم ایشان مستندات خود را در این زمینه اعلام کنند.
وی که در زمان فعالیت حزب مشارکت مسئولیت شاخه جوانان این حزب در اصفهان را به عهده داشت، افزود: نکته جالب اینکه نقطه اتکای آقای حبیبی برای نشان دادن دخالت احزاب اصلاح طلب به خصوص مشارکت در هتک حرمت حجت الاسلام کروبی همین بیانیه ای است که از اساس وجود خارجی ندارد.
کیهانی افزود: دستهای پنهان زیادی در کار بود تا اتفاقات دانشگاه نجفآباد به حامیان موسوی نسبت داده شود که بدون تردید دست افرادی که این روزها به منزل ایشان حمله کرده و حرمتشکنی میکنند، در ایجاد فضای منفی در جلسه و انتشار موج منفی رسانهای برای آن مراسم در کار بود و شاهد بودیم که اقدام افراد خودسر در حمله به منزل حجت الاسلام کروبی از سوی سپاه پاسداران نیز محکوم شد.
وی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری مسئولیت ستاد جوانان مهندس موسوی در استان اصفهان را عهده دار بود، تصریح کرد: ستاد جوانان مهندس موسوی در استان اصفهان همکاری گستردهای با ستاد جناب آقای کروبی برای برگزاری مراسم دانشگاه نجفآباد انجام داد و در زمان بروز تنشها در سالن سخنرانی، سخنگوی ستاد جوانان مهندس موسوی با حضور در تریبون آزاد، شیخ اصلاحات را به عنوان یکی از پیشگامان نظام اسلامی که از جایگاه ویژه ای نزد گروه های اصلاح طلب و افکار عمومی برخوردار بوده و نقش غیرقابل انکاری در پیشبرد اهداف جنبش اصلاحی ایران دارد، معرفی کرده و اعلام کرد ستاد جوانان مهندس موسوی در استان اصفهان، حفظ حرمت و جایگاه ایشان را سرلوحه فعالیت خود قرار داده است.
این فعال سیاسی در پایان خاطر نشان کرد: حزب موتلفه اسلامی به عنوان ریشه دارترین حزب اصولگرا همواره نقش مهمی در معادلات سیاسی ایران در زمانهای گوناگون ایفا کرده و انتظار میرفت جناب آقای حبیبی در ماه مبارک رمضان، جانب انصاف و تقوا را در سخنان خود بیشتر رعایت میکردند و با اطلاعات و مستندات قویتری به بیان مسائل میپرداختند.
نداي سبز آزادي: فراکسیون خط امام(ره)مجلس شورای اسلامی در بیانیهای با محکوم کردن حوادث رخ داده در ماه مبارک رمضان از سوی عدهای از افراد هتاک و خودسر که با اردوکشیهای خیابانی این افراد همراه بوده تاکید کرد که قوه قضائیه باید با مسئولانی كه با سوء استفاده از موقعیت و جایگاه خود، بجای انجام وظایف قانونی خود در این زمینه، با همراهی و یا سازماندهی اینگونه اقدامات تأسف بار موجبات مخدوش شدن چهره نظام اسلامی و لطمه خوردن به اعتماد مردم را فراهم مینمایند برخورد جدی و موثر کند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن این بیانیه بدین شرح است:
ملت شریف ایران
شرایط كشور در طول یكسال گذشته بگونهای رقم خورده است كه برخلاف اصل نهم قانون اساسی، به نام حفظ استقلال، آزادیهای مشروع شهروندان، آنهم نه از طرق و مجاری قانونی، بلكه به روشهای غیرقانونی و توسط افراد غیرمسئول سلب گردیده و دولت و دستگاههایی كه طبق قانون اساسی مسئولیت تأمین آزادیهای سیاسی و حقوق اساسی مردم را بر عهده دارند عملاً از ایفای مسئولیت خود در این زمینه سر باز زده اند.
در ادامه منزوی كردن و توهین به یاران و نزدیكان حضرت امام آنچه در آستانه روز قدس و همزمان با شبهای قدر و ایام شهادت امیر مومنان (ع) و توسط تعداد اندكی افراد هتاك و خودسر در اطراف محل سكونت یكی از شخصیتهای زجر كشیده انقلاب اسلامی و رئیس دو دورة مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاد و موجبات هتك حرمت ایشان و همسایگانشان را فراهم آورد و حوادث مشابهی كه در شیراز موجب هتك حرمت خانه خدا و آسیب دیدن عدهای از نمازگزاران مسجد قبا و توهین به مقام روحانیت گردید، نقض صریح حقوق اساسی و آزادیهای مشروع مردم بود كه با سكوت و انفعال دستگاههای مسئول تأمین امنیت و نظم جامعه و بعضاً همراهی و حمایت برخی از دستگاههای ذیربط این فرصت را برای تعداد اندكی اوباش هتاك و خودسر كه ماهها است با احساس امنیت كامل و بدون پایبندی به موازین شرعی و قانون و با استفاده از امكاناتی كه دسترسی به آنها برای مردم عادی غیرممكن و بعضاً ممنوع است فراهم آورد تا یكبار دیگر به تخریب اموال شخصی مردم و سلب آسایش و امنیت و هتك حرمت آنان پرداخته و حتی خانه خدا را هم از تعرضات خود مصون نگذارند.
فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی این اقدامات خلاف شرع و قانون و فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر توقف اردوكشیهای خیابانی توسط عدهای خودسر كه مستظهر به حمایتهای آشكار و پنهان مراجع رسمی میدانند و در آستانه روز قدس بجای تحكیم وحدت و همدلی مردم در مقابله با رژیم اشغالگر قدس، دامن زدن به اختلاف و تفرقه در صفوف مردم را هدف گرفته است محكوم مینماید و از دولت و مسئولان تأمین امنیت كشور به ویژه قوه قضائیه مصرانه درخواست دارد كه به وظایف قانونی خود در شناسایی و مجازات عاملین و آمران این حوادث تلخ اقدام نموده و با مسئولانی كه با سوء استفاده از موقعیت و جایگاه خود، بجای انجام وظایف قانونی خود در این زمینه، با همراهی و یا سازماندهی اینگونه اقدامات تأسف بار موجبات مخدوش شدن چهره نظام اسلامی و لطمه خوردن به اعتماد مردم را فراهم مینمایند برخورد جدی و مؤثر بعمل آید.
فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی
نداي سبز آزادي: جنبش سبز منفعل و خاموش شده است؟ این سوال برای بخش هایی در داخل جنبش سبز مطرح است که چرا جنبش اعتراضی مردم ایران در مقایسه با روزهایی که با اتکا به استراتژی حضور در خیابان، اعتراض خود را به نتیجه انتخابات سال گذشته بیان می کرد، این روزها تحرک چندانی ندارد؟ جنبش سبز، سال گذشته از تمامی مناسبت های رسمی ثبت شده در تقویم جمهوری اسلامی ایران علیه خود حاکمیت بهره می جست و با حضور در خیابان، عملا تمامی راهپیمایی هایی که می باید محل اقتدار نظام در عرصه های عمومی تلقی می شد را به ضد خود بدل کرده بود اما امسال و خصوصا در راهپیمایی روز قدس عملا تحرکی از سوی جنبش سبز شکل نگرفت. این در حالی بود که پیش از برگزاری راهپیمایی روز قدس ، نهادهای موازی امنیتی نیز با هجوم به محل سکونت رهبران جنبش، دایره سرکوب و تهدیدهای هشدارگونه را تنگ تر کرده تا مبادا مردم، راهکارِ حضور در خیابان را بار دیگر و در آستانه یکی دیگر از راهپیمایی های رسمی کشور از سر بگیرند.
مسیح علی نژاد خبرنگار جرس با زهرا رهنورد در مورد حمله های اخیر به سران جنبش و این نکته که آیا خشونت گران با تاکتیک سرکوب و تهدید موفق شده اند که جنبش سبز را منفعل کنند، گفتگوی تلفنی انجام داده است که در پی می آید:
خانم رهنور اجازه می خواهم که مصاحبه ام با یک سوال انتقادی آغاز شود؛ سال گذشته جنبش سبز نماد قدرت معترضان ایران بود، به گونه ای که تمامی مناسبت ها و راهپیمایی های رسمی کشور به میدانی برای عرض اندام و اعلام حضور آزادی خواهان بدل می شد اما امسال شاهد بودیم که روز قدس هیچ نشانی از سبزها نداشت آیا این به معنای انفعال جنبش سبز بود؟
خیلی صریح باید بگویم اتفاقا آنچه موجب پدید آوردن واقعه ای نظیر صحنه کربلا در محل سکونت آقای کروبی شد نشان می دهد که جنبش سبز منفعل نیست و آنها هم با آگاهی از این امر به چنین سرکوب و خشونتی روی آوردند. جنبش سبز سال گذشته در راهپیمایی میلیونی معترضان با شعار « رای من کجاست» متولد شد. کسانی که بی هیچ هراسی، شجاعانه به خیابان آمده بودند و سنگین ترین هزینه ها را هم برای حضور و حماسه شان پرداخت کرده اند، به دنبال چه بودند؟ مگر « ابطال انتخابات» مهمترین خواسته راهپیمایی کنندگان و چهره های سیاسی معترض به انتخابات در آن روزها نبود؟ اما حالا چه می خواهند؟ اتفاقا رشد مطالبات و خواسته های به حقِ معترضان نشان از شکوفایی و باروری این جنبش دارد. جنبشی که شاید محصول هیجان و خدشه دار شدن احساس مردم بود تا رای دزدیده شده خود را از حاکمیت طلب کنند اینک به عقلانیتی مثال زدنی دست یافته که دیگر تنها به ابطال یک صندوق رای و برگزاری یک انتخابات با همان شرایط مشابه رضایت نمی دهد و اینها همه نشان از موفقیت جنبش است. یعنی شعار « رای من کجاست» چون نورافکنی بود که تاریکی ها را روشن کرد، نشان داد که تاریخ انقلاب در کجا ها خلاء داشت و ملت باید برای کدام یک از آرمان های مغفول مانده این سی سال و دردهای پنهان یک جامعه همدلانه تر تلاش کند.
یعنی اگر بعد از راهپیمایی بزرگ بیست و پنجم خرداد و بیانیه های آقایان موسوی و کروبی، بعد عملگرایانه تر این اعتراض مردمی تقویت می شد و حاکمیت رضایت به ابطال انتخابات و یا کنار گذاشتن رییس دولت فعلی می داد آیا بخش مهمی از خواسته های جنبش سبز محقق نمی شد؟
فراتر از این باید بگویم حتی اگر آقای موسوی در انتخابات پیروز هم می شدند آنچه که امروز و با شکل گیری جنبش سبز شاهد آن هستیم هر گز رخ نمی داد. اینکه پس از حضور و همدلی مردم با نامزدهای انتخاباتی شان، شدت سرکوب چنان بالا گرفت که جامعه نسبت به ستم ها و ظلم های پنهان آگاه شد، دستاورد کمی نیست. آگاه شدن سطوح مختلف جامعه از ظلم هایی که نیروهای نفوذی در حاکمیت به شهروندان معمولی روا داشته اند، دستاورد اندکی نیست. در گذشته نسبت به این ظلم های پنهان، تا این حد اطلاع رسانی نشد. بنابراین حتی اگر در بیست و پنج خرداد و راهپیمای های گسترده بعد از آن مثلا مردم می رفتند ارگان ها دولتی را می گرفتند، در زندان ها را باز می کردند، چه اتفاقی می افتاد؟ حداکثر این بود که انتخابات را ابطال می کردند و مردم هم درست در همان روزها غیر از رای گمشده خود شعار دیگری نمی دادند و اساسا درخواست دیگری در روزهای ابتدایی جنبش نداشتند اما، شدت سانسورها، سرکوب ها، دخالت آشکار در حریم خصوصی شهروندان، دستگیری ها و کشتارهای بی رحمانه، روی دیگر حکومت را به مردم نشان داد که دیگر فراتر از ابطال انتخابات، به یک حاکمیتِ پاک و برازنده می اندیشند. با اقدامات عجیبی که خود رژیم انجام داد، ریشه اعتراض مردم عمیق تر شد. شاید اگر آقای موسوی در یک انتخابات سالم پیروز انتخابات می شد، مردم رفاه بیشتری داشتند و صداقت و پاکی بر دولت ایران حاکم می شد اما هرگز چنین فرصتی به وجود نمی آمد که ایرانیان با تفکر متفاوت و تکثر آراء در کنار هم بایستند و برای حقوق و آرمان هایی که سی سال و یا شاید بیشتر از سی سال مغفول مانده است، مبارزه ای مسالمت آمیز اما استوار را از سر بگیرند. حتی بخش هایی از جامعه که طرفدار دولت فعلی بود هم با چشم های خودش دید که چگونه با ظلم و خشونت در صدد سرکوب یک جنبش اصلاحی بر آمدند، به گمانم ریزش طرفداران این تفکر استبداد زده، بی شک خود یک موفقیت برای جنبش محسوب می شود.
باز هم بر می گردم به سوال اولم، به هر ترتیب پیش از راهپیمایی روز قدس، حاکمیت به صورت غیر رسمی، بدنه جنبش سبز را به واسطه حمله و هجمه به سران جنبش - حمله به منزل آقای کروبی و یا بازجویی خیابانی خود شما- تهدید کرد تا منفعل شود و به حاشیه بنشیند، فکر می کنید چه تاکتیکی می توانست این شیوه را خنثی کند؟
اتفاقا خودشان با اقدامات سرکوب گرایانه که بهتر است نامش را بگذاریم، تدابیر شعبان بی مخی، هویت اصلی شان را باردیگر به افکار عمومی داخلی و جهانی معرفی کردند. ما همه شیوه ها را به کار گرفتیم که در راهپیمایی روز قدس که خود حاکمیت برای حضور در آن تبلیغ می کند شرکت کینم. ولی این همه هراس و متوصل شدن به تاکتیک شعبان بی مخی نشان داد که چه دروغ عظیمی پشت آن همه تبلیغ نهفته است. همان گروه های نفوذی که حاکمیت ایران را اشغال کرده اند ثابت کردند با استفاده از هر ابزاری می خواهند در قدرت باقی بمانند و به مردم خودشان ظلم کنند. جالب است که بدانید، همان روز قدس وقتی ما اعلام آمادگی کردیم که در منزل آقای کروبی حاضر شویم، همزمان در میادین و کوچه های اطراف ما هم افراد زیادی با لباس شخصی، لباس نیروی انتظامی و لباس سیاه ها که موسوم به نیروها ی ضد شورش هستند، حضور یافتند تا مانع از خروج ما شوند. خودرویی که برای بررسی وضعیت خیابان، پیش از ما از منزل مان خارج شده بود مورد هجوم این افراد قرار گرفت. چون فکر کرده بودند من و موسوی در خودرو نشسته بودیم. گفته می شود این لباس شخصی ها حتی به ماشین معاون احمدی نژاد هم حمله کردند ولی بعد متوجه شدند که موسوی در ماشین نیست.
ما هیچ هراسی برای مواجه شدن با این افراد نداشتیم اما مهم این بود که به مقصد نمی رسیدیم. آنکسی که در جریان راهپیمایی روز قدس باخت ما نبودیم، هر سرکوب و هر تهاجمی از طرف رژیم، یک باخت برای حاکمیت و یک برد برای جنبش سبز است برای همین است که باور دارم، بازنده همان کسانی بودند که با مامور جلوی منازل مردم می ایستند تا مبادا راهپیمایی تبلیغاتی و رسمی شان با حضور مردم، چهره واقعی تری به خودش بگیرد، بازنده کسانی هستند که از مردم بی اسلحه می ترسند و با اسلحه مانع حضور آنها در خیابان های کشور خودشان و در راهپیمایی ها و مناسبت های تقویم کشور خودشان می شوند ، نتیجه هم چنین می شود که خود فلسطین نسبت به حضور نمایشی آنها برای روز قدس موضع بگیرد و بگوید کسانی که تقلب می کنند، صلاحیت دفاع از مردم فلسطین را ندارند.
خانم رهنورد، یک ویژگی غالب فرهنگی-اجتماعی ایرانیان آن است که دوست دارند در کوتاه ترین زمان به بزرگترین نتایج برسند، ما میگوییم که «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» ولی اغلب به این دستورالعمل باور قلبی نداریم و از برنامههای بلند مدت خسته و ناامید و بیحوصله میشویم؛ فکر می کنید چه تدبیری برای آینده نزدیک و دور این جنبش باید اندیشیده شود که هم مانع یأس و انفعال این جنبش نشود و هم آنها را برای ادامه راهی طولانی آماده و امیدوار سازد؟
پیروزی های سهل الوصول، به سرعت از بین می رود، به قول میشل فوکو اگر ما باستان شناسی کنیم که بر سیستم چه گذشته است این هرگز با پیروزی های کوتاه مدت برابری نمی کند. انتظارات سریع از جنبش داشتن، می شود چیزی شبیه انقلاب که اگر چه محصول سالیان متمادی تلاش و مبارزه همه گروه ها علیه یک نظام سلطنتی بود اما نیروهای مذهبی چون نیروهای جدی تری در سطوح رهبری و در بدنه جامعه داشتند به طور طبیعی، حاکمیت را در اختیار گرفتند و در نهایت حقوق زنان، برابری خواهی، عدالت، آزادی، دموکراسی، قانون گرایی، کثرت گرایی فکری و فرهنگی، اهتمام به امور اقوام و زبان ها و مفاهیم دیگری در این سی سال مغفول ماند. مفاهیمی که جنبش سبز اینک به شدت روی آن تاکید دارد و اینها هرگز با سرعت به دست نمی آید برای همین است که می گویم اگر مثلا در همان بیست و پنج خرداد یا سی تیر این جنبش به ثمر می رسید، قطعا این همه روشنگری و آگاهی پیرامون خواسته ها و مطالبات یک جنبش متکثر شکل نمی گرفت. در مورد یاس و سرخوردگی هم من نظر متفاوت دارم چون تا کنون هیچ یک از کسانی که برای این جنبش هزینه های سنگین داده اند را نا امید ندیده ام.
خانواده های زیادی عزیزانشان را در جریان اعتراضات خیابانی از دست داده اند، جمع زیادی از شهروندان ایرانی زندانی شده اند آیا شکنجه، تهدید، تجاوز، دستگیری های فله ای و کشته شدن شهروندان، منجر به ایجاد فضای نا امیدی و سرخوردگی در میان خانواده های آنان و جامعه نشده است؟
باید صادقانه بگویم در تمام این مدت که با خانواده های صبور شهدا و همچنین خانواده های زندانیان مقاوم دیدار کرده ام، علی رغم تمام سختی ها و رنجی که کشیده اند، نا امیدی و یاسی در آنان ندیده ام.
به هر حال از خانواده خود شما، برادرتان ماه ها در انفرادی بوده است،، خواهر زاده و برادر زاده شما نیز زندانی شده اند، خواهر زاده آقای موسوی هم مورد هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیده اند، برخی ها می پرسند اعتراض مردم به یک انتخابات ارزش این همه هزینه دادن را داشت؟
خانواده ما هیچ فرقی با بقیه مردم ندارند، هر کس به شکلی هزینه داده است. خون این عزیزان و جوانی و زندگی عزیزان دیگرمان در زندان همه هزینه فرزندان این کشور شده است که در آینده چنین ظلمی را تجربه نکنند. ما همه درگیر نظامی هستیم که به شدت منحرف شده است و همه کسانی که برای مبارزه با این انحراف هزینه داده اند، گمان نمی کنم ناامید شده باشند. این خون های به زمین ریخته بی ثمر نمی ماند. این خون ها و رنج های یاران جنبش، به پیکر ملت تزریق شده است. تنها در یک صورت می توان گفت که شکست خورده ایم و آن زمانی است که دست از آرمان های بلند سبزمان بکشیم و در کنج دانشگاه و خانه و محل کار بی تفاوت و حاشیه نشین شویم، اما شما کجا می بینید که معترضان و یاران جنبش سبز عافیت طلبی پیشه کرده باشند؟ این پله پله ها که ما برای تحقق مطالبات آزادی خواهانه مان طی می کنیم، بی همراهی سهراب و ندا و محرم و شبنم و علی حسن پور، محسن روح امینی، اندرزجانی، امیر جوادی فر وتک تک آن عزیزانی که خون شان را تقدیم کرده اند ممکن نیست. نه آنکه ما با یاد آنها داریم برای دموکراسی و عدالت و آرمان های پاک یک جنبش مبارزه می کنیم، بلکه آنها در کنار ما ایستاده اند، آنها خودشان راه پیمایان اصلی این قله هستند ونه تنها ما را رها نمی کنند بلکه پیشوایی می کنند. من در چشمان مظلوم و بی دفاع و همچنین در چهره مصمم و مقاوم مادر ندا و سهراب و کیانوش آسا و نعیم آبادی و مادرانِ عزیزان دیگری که نمی شود اسم همه آنها را در این گفتگوی کوتاه گفت، هرگز نا امیدی ندیده ام، از قضا آنها امیدوارانه تر دارند برای جنبش قدم بر می دارند. پیشرو آنها هستند و دنباله رو ماییم. شما خودتان با خانواده های بسیاری از این شهدای عزیز مصاحبه کرده اید. در کلام کدام یک از این عزیزان یاس و نومیدی یافته اید؟ کدام یک از آنها کوتاه آمده اند؟ پس بهتر است بگوییم هر آنکس که برای این جنبش هزینه بیشتری داده است کمتر نا امید می شود و دیگران را هم به مبارزه قدم به قدم با ظلم و استبداد ریشه دار تشویق می کند .
همه این اتفاقات که گفته اید معمولا در پایتخت اتفاق می افتند. بسط آگاهی اجتماعی و بسیج کردن آنان در راه احقاق حقوق شهروندی، نیازمند ابزارهای آگاهیبخشی، رسانههای آزاداندیش و مبتکر و در نهایت تقویت شبکه های اجتماعی است، اما شبکه های مجازی و ماهواره ها شاید نتوانند خلاء ارتباط با توده مردم را پر کند. چه باید کرد؟
وقتی ما دانشجو بودیم فکر می کردیم مبارزه باید چریکی باشد. در شرایط فعلی تکنولوژی حرف های جدیدتری برای شیوه های مبارزه دارد. حتی این امکان که کسی آن بالا بنشیند و دیگران هر آنچه او گفته است را مشق کنند و به عنوان فصل الخطاب به جامعه منتقل کنند هم تغییر کرده است. هزاران جویبار در دل این جنبش جریان دارد که در نهایت به یک نهر می رسند و نهرها به دریا و دریا به اقیانوس می پیوند و این اقیانوس همان ملت ایران است. ما راه مشترک و مشخصی را به سمت دموکراسی، آزادی، عدالت، برابری و کلیه مفاهیم والای آزادی که در کشورمان از مشروطه تا کنون از قلم افتاده است را با هم داریم طی می کنیم تا برسیم به بستر برپایی یک «انتخابات آزاد». در این راه ایجاد شبکه های اجتماعی مهمترین نقطه قوت بود. شاهدیم که شبکه ای از انسان های فهیم و فداکار، کاملا مستقل و با اتکا به دانش و دردمندی و مسولیت پذیری با یکدیگر جمع می شوند، آرمان ها و اهداف بلندشان را با استفاده از ابزارها و امکانات دیجیتالی به جامعه منتقل می کنند و در نهایت، بازخورد آن در جامعه موجب می شود که حتی قدرت هم در برابر آن چاره ای جز تسلیم نبیند. کاری که فعالان شبکه های مجازی در اطلاع رسانی از وضعیت جنبش سبز انجام می دهند واقعا جای ستایش دارد. «هر فرد یک رسانه » را از شعار به مرحله اجرا در آورده اند، چنانکه وقتی رژیم به سرکوب بخشی از جنبش بر می آید، ناگهان بسیج همدلی در شبکه های مجازی چنان بسط پیدا می کند که هیچ کسی در داخل جنبش احساس نمی کند که دارد به تنهایی هزینه می دهد اما همه این شیرینی زمانی صد چندان می شود که این شبکه های اجتماعی کاملا به توده های مردمی، کارمندان، کارگران، کشاورزان، زنان خانه دار و دیگر اقشار جامعه منتقل شود. یعنی شبکه های اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از سطوح نخبگان و تحصیلکردگان به سمت توده های مردم سوق پیدا کند. زمانی که این شبکه های خودساخته اجتماعی به روستاها برسد می شود به پیروزی نهایی امیدوارتر بود. روستایی امروز یک انسان آگاه است و نه یک فرد ساده لوح که با خبرسرانی دروغین حاکمیت تحت تاثیر قرار گیرد و هم وطنان در رنجِ خود را فراموش کند. ممکن نیست یک روستایی از عمق ظلمی که به شهروندان می رود مطلع باشد اما سکوت و بی تفاوتی پیشه کند. ممکن نیست یک روستایی از فاجعه ای به نام بسط دروغ در رسانه های رسمی و ملی آگاه باشد اما به نتیجه انتخاباتی که در آن از خون هموطنانش هزینه شده است رضایت دهد. اگرچه خود رژیم هم با سرکوب هایی که می کند در آگاه سازی روستاییان و توده مردم نسبت به هویت واقعی خود نقش دارد اما جنبش سبز هم باید شبکه های اجتماعی را به منظور اطلاع رسانی و آگاه سازی شهرها و روستاها تقویت کند.
شما بارها و همچنین در این گفتگو تاکید کرده اید متکثر بودن جنبش را نقطه قوت آن می دانید. سوال این است که فصل مشترک میان گروههای مختلف اصلاح طلب و در واقع جنبشی که در داخل کشور شکل گرفته است با برخی از گروه های اپوزوسیون دیگری که باوری به چهارچوب های نظام و قانون اساسی و حتی دین ندارند، در کجاست؟
در این شکی نیست که تکثر و تنوع مهمترین شاخصه جنبش سبز است. در دل جنبش از آدم های صد در صد مذهبی وجود دارد تا کسانی که به لحاظ اعتقادات مذهبی ضعیف و یا حتی لاییک هستند. با صداقت جور در نمی آید که حضور این افراد در جنبش سبز را انکار کرد. اما کف خواسته های همه نیروها و چهره های متفاوت با جنبش، آزادی، دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی است. با واقعیت جنبش هم جور در نمی آید که همه را وادار کنیم که مثل هم فکر کنند.
به عنوان مثال کسانی که به پوشش اجباری اعتقاد ندارند اما در خود جنبش حضوری فعال دارند، به عقیده شما کف خواسته های مشترک شان با سران جنبش چیست؟
برگزاری یک انتخابات آزاد و احترام به حق انتخاب آدم ها. من خودم به « حق انتخاب» اعتقاد زیادی دارم چون خودم انتخاب در پوشش را تجربه کرده ام و می دانم این تجربه شیرنی است. در جنبش سبز هم همانند جنبش برابری خواهی زنان، کسی ادعا ندارد که همه باید مثل هم فکر کنند و سلیقه ای مشابه هم داشته باشند. کسانی که با گشت های ارشادی به دنبال تحمیل نظر خود هستند، خودشان بیشتر قوانین را زیر پا گذاشته اند. در کجای اسلام آمده است که به زور باید یکی را به بهشت برد، این گشت های ارشاد خودش یک کار جهنمی است. من نمی گویم کار فرهنگی نکنند اما اینکه به زنان به بهانه حجاب حمله کنند تا مانور قدرتی برای اقتدار نداشته شان باشد، این حکایت دیگری است. برای ما هم رعایت قوانین همین قانون اساسی موجود، می تواند فصل مشترک باشد که البته تاکید می کنم قانون اساسی هم هرگز به عنوان وحی منزل نیست. شاهد بوده ایم که خواسته های مشترک زنان پیرامون رفع تبعیض، احترام به آزادی های شهروندی، همه سلیقه ها ها را یک جا جمع و متحد کرده است.
مثال روشن تان در مورد اینکه که زنان با سلایق مختلف در کنار هم ایستاده اند چیست و آیا این شیوه می تواند رویکرد و راهکار اصلی جنبش سبز هم تلقی شود؟ .
نمونه اخیر آن لایحه موسوم به حمایت از خانواده بود که البته من اسمش را می گذارم لایحه تخریب خانواده. زنان در این خصوص تجربه عظیمی کسب کرده اند از اتحادشان. همه زنانی که اتفاق نظر داشتند تا این لایحه از دستور کار مجلس خارج شود، الزاما همشکل و هم لباس و یا هم عقیده در همه زمینه ها نبوده اند اما همه وحدت نظر داشتیم و موفق هم شدیم. همین که لایحه به کمسیون قضایی مجلس بازگشت و از دستور کار خارج شد نشان می دهد که اتحاد و توافق زنان بر سر مطالبات مشترک می تواند به نتیجه ای روشن دست یابد. در مورد جنبش سبز نیز از این قاعده بیرون نیسیتم و تا مادامی که برای خواسته های مشترک مان همبستگی و همدلی پیشه کنیم، هیچ ظلمی نمی تواند بر تلاش مان پیروز شود.
نداي سبز آزادي: دبیر کل فراکسیون خط امام (ره) مجلس با بیان اینکه اصلاحطلبان نمیخواهند بهانهای به دشمنان دهند، تاکید کرد که همه سلایق در فرایندهای کشور باید حضور داشته باشد.
محمدرضا تابش در گفتوگو با ایلنا،در پاسخ به سوالی در مورد وضعیت فعلی اصلاحطلبان در جغرافیای سیاسی کشور، اظهار داشت: اصلاحطلبان در شرایط فعلی خار در چشم و استخوان در گلو، نامالایمات را تحمل کرده و بردبار هستند. زیرا نمیخواهند بهانهای فراهم کنند تا بدخواهان و دشمنان ملت در این شرایط از اظهارات و موضعگیریها و انتقادات آنها سوء استفاده کنند.
وی افزود: مجموعه حاکمیت باید متوجه این امر باشد که حضور نخبگان و همه سلایق در فرآیندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، میتواند توسعه پایدار را رقم زند. لذا اصلاحطلبان و اصولگرایان باید نظراتشان را بیان کنند تا مردم یکی از آنها از انتخاب کند و آنگاه دیگران به او کمک کنند.
تابش در پاسخ به سوال دیگری در مورد میزان اجرایی شدن برنامه چهارم توسعه کشور توسط دولت، تصریح کرد: برنامه توسعه قبلی کمی آرمانگرایانه بود و منابع لازم برای اجرای آن پیشبینی نشده بود. اما با کار کارشناسیای که در تدوین برنامه پنجم انجام شد، این برنامه توانست عملیاتیتر شود. زیرا بخش خصوصی، تعاونیها، اتاق بازرگانی، مرکز پژوهشهای مجلس، دیوان محاسبات، مجمع تشخیص و… وارد کارتدوین آن شدند.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه نمیتوانم بگویم چند درصد از برنامه توسعه چهارم توسط دولت عملی شده است، گفت: اما مشاهده کلی نشان میدهد که دولت به این برنامه عمل نکرده است. زیرا یکی از کارهای دولت، ارائه گزارش عملکرد سالانه در خصوص میزان دستیابی به اهداف برنامه است، که انجام نشده و نشات گرفته از عمل نکردن دولت به قانون برنامه است.
تایش همچنین در مورد اجرای صحیح مصوبات عادی مجلس نیز اظهار داشت: اجرایی نشدن این مصوبات نیز مشهود است. حال که این مساله به این حد رسیده است، از آنجا که هماهنگکننده روابط قوا مقام معظم رهبری است، ایشان باید مداخله کنند تا مشخص شود در کجا حق با دولت و در کجا حق با مجلس است.
نداي سبز آزادي: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار اطلاعیه ای با محکوم کردن اظهارات جنون آمیز کشیش آمریکایی در جسارت نسبت به قرآن کریم، نسبت به عواقب سوء اینگونه اقدامات شدیداً هشدار داده و با ارج نهادن نسبت به اعتراضات پردامنه صورت گرفته در قبال این اظهارات موهن در اقصا نقاط جهان، ابراز امیدواری کرده که با گسترش گفت وگو و مفاهمه میان ادیان و تمدن ها، روند همگرایی میان موحدان و انسان دوستان عالم و انزوای خشونت گران و تقدیس گران خشونت در جهان بیش از پیش تقویت گردد.
متن کامل این اطلاعیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی این سازمان، در ادامه می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
در روزهای پایانی ماه خدا و نزول قرآن مجید، جسارت «تری جونز»، کشیش کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدای آمریکا نسبت به کتاب آسمانی مسلمانان و وعده به راه انداختن “قرآن سوزان” در سالگرد فاجعه یازدهم سپتامبر، قلوب تمامی موحدان و خداجویان جهان، خاصه پیروان این مائده عظیم آسمانی و هدیه بزرگ ذات باریتعالی به جهان بشریت را به درد آورد.
مسلماً کلام الهی مضبوط در این مصحف شریف، به عنوان فصل مشترک اعتقادی حدود یک و نیم میلیارد مسلمان جهان، آنچنان رفیع و بلند مرتبه است که جسارت حقیران و کینه توزان را یارای رساندن گزند و آسیبی به آن نیست، در عین حال مسلمانان عالم نیز غیرتمندانه از صاحت اعتقادات و مقدسات خود پاسداری و حراست می کنند.
اما در جریان این حادثه تلخ، نکته روشنی که بروز یافت، تجلی روح همبستگی جامعه جهانی موحدان عالم، در نکوهش این اقدام نابخردانه بود. عکس العمل مسلمانان عالم نسبت به این جسارت بی سابقه، جای هیچگونه تعجبی نداشت کما اینکه در صحنه های مشابه قبلی از جمله توطئه کتاب آیات شیطانی نیز به منصه ظهور رسیده بود، اما آنچه که در این میان درخشش تازه ای داشت، واکنش محافل غیرمسلمان، خصوصاً در کشور آمریکا بود که پرطنین تر از همیشه، محافل افراطی و تندرویی را که اقدامات خود را در بستر بوجود آمده از افراطی گری هایی که به نام اسلام متجلی می شود و به بهانه مقابله با آن شکل می دهند، مورد خطاب و نکوهش خود قرار داد.
امروز همانگونه که آموزه های متعالی اسلام رحمانی، روح و جان تمامی دینداران و همچنین متعهدان نسبت به فضایل و کرامات انسانی را تحت تأثیر و تکریم خود قرار داده است، قرائت های نادرست خشونت محور و ستیزه گری که کمترین انطباق را با مفاهیم اصیل اسلامی ندارند، به لحاظ محتوا و منطق، بیشترین شباهت را به گرایشات تندرو و اسلام ستیز در جهان غرب پیدا کرده است. از این رو اظهارات کشیش نادان آمریکایی که به بهانه اقدامات تروریستی پیروان اسلام قشری و غیر حقیقی صورت گرفته است، خواسته یا ناخواسته بیشترین قرابت و نزدیکی را به همان منطق و عملکرد تروریست های بنیادگرا دارد و این دقیقاً همان چیزی است که امروز، جامعه بشری از سرحدات کشورهای مسلمان گرفته تا افکار عمومی قاطبه شهروندان غربی و شمار کثیری از دولتمردان آن دیار، آن را نفی و تقبیح می کنند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن کلیه تحرکات ضد اسلامی و ابراز انزجار و نفرت نسبت به اظهارات جنون آمیز کشیش آمریکایی نسبت به قران کریم، نسبت به عواقب سوء اینگونه اقدامات شدیداً هشدار می دهد. ما اعتراض پردامنه صورت گرفته در قبال این اظهارات موهن در اقصا نقاط جهان را ارج نهاده، امیدوار است تا با گسترش گفت وگو و مفاهمه میان ادیان و تمدن ها، روند همگرایی میان موحدان و انسان دوستان عالم و انزوای خشونت گران و تقدیس گران خشونت در جهان بیش از پیش تقویت گردد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۱۹/۶/۸۹
ارائ
نداي سبز آزادي: فائزه هاشمی معتقد است اگر بی توجهی و بی اعتنایی موجود به شرایط کشور و حقوق مردم ادامه یابد، احتمال آن وجود دارد که خواستهای مردم به تغییرات اساسی در کشور تبدیل شود.
به نقل از تحول فائزه هاشمی رفسنجانی، طی گفتگو با نشریه آمریکایی «سیاست خارجی»، خاطرنشان کرد “جنبش سبز در ابتدا رأی خود را میخواست؛ ولی آنقدر رفتارهای غلط و خلاف قانون اتفاق افتاد که روز به روز به خواستهها و انتظارات مردم که به حق هم هست اضافه شد، از جمله رأی ما کجاست؟ آزادی زندانیان، جبران خسارات قربانیان بعد از انتخابات، مجازات مقصرین و خلافکاران، حتی رسیدگی به امور کشورداری و برکناری نالایقان و دروغ گویان که نابودی و تخریب مملکت را بسیار واضح و علنی در دستور کار خود دارند، به نحوی که یک بچه نیز متوجه میشود. به نظرم از خوا ب بیدار شدن و هشیار شدن سران کشور، مهمترین خواسته باشد تا شاید کشور از این سیر قهقرایی که دچار آن شده نجات یابد. ”
به گزارش رادیو اروپای آزاد، فائزه هاشمی رفسنجانی، نماینده پیشین مجلس و دختر آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در خصوص تحولاتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در کشور رخ داده، به سوالات نشریه سیاست خارجی چنین پاسخ داده است.
یک سال از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ میگذرد. جامعه ایرانی چه تفاوتهایی کرده است؟
نشاط، شادابی امیدواری، شور و هیجان ایام انتخابات جای خود را به نوعی دلمردگی و افسردگی داده است. ملتی سرکوب شده، پر از خشم و احساس مظلومیت مردمی که خود را هر چه بیشتر با دروغها، سوء مدیریتها، عوامفریبیها، زورگوییها، اوباشگری، ظلمها، نابودی منابع و ثروت ملی، از دست رفتن فرصتهای بینالمللی، تخریب بیشتر کشور از طرف جریان حاکم روبرو میبیند.
آیا اتفاق برگشت ناپذیری در جامعه رخ داده است؟
فکر میکنم بله، دست جریان حاکم بیشتر رو شده است، یعنی اگر تا قبل از انتخابات این گونه رفتارهایی که توضیح دادم با ملاحظه و مخفی کاری صورت میگرفت، حالا دیگر شرم و حیاها فرو ریخته و علنی تمام این کارهای غیر قانونی و خلاف عرف و انسانیت و دور از شأن ملت ایران را انجام میدهند و حتی نگران انتخاباتهای بعدی هم نیستند، بنظر میرسد که قرار نیست دیگر انتخاباتی واقعی در این کشور برگزار شود.
مهمترین خواستهای مردم ایران بعد از انتخابات سال گذشته از منظر شما چیست؟
مردم در ابتدا رأی خود را میخواستند و خواستار یک بررسی دقیق در روند انتخابات، ولی متأسفانه آنقدر رفتارهای غلط و خلاف قانون اتفاق افتاد که روز به روز به خواستهها و انتظارات آنها که به حق هم هست اضافه شد، از جمله رأی ما کجاست؟ آزادی زندانیان، جبران خسارات قربانیان بعد از انتخابات، مجازات مقصرین و خلافکاران، حتی رسیدگی به امور کشورداری و برکناری نالایقان و دروغ گویان که نابودی و تخریب مملکت را بسیار واضح و علنی در دستور کار خود دارند، به نحوی که یک بچه نیز متوجه میشود. به نظرم از خوا ب بیدار شدن و هشیار شدن سران مهمترین خواسته باشد تا شاید کشور از این سیر قهقرایی که دچار آن شده نجات یابد.
فکر میکنم اگر این بی توجهی و بی اعتنایی به شرایط کشور و حقوق مردم ادامه یابد این احتمال وجود دارد که خواستهای مردم به تغییرات اساسی تبدیل شود. بد نیست که گهگاهی تاریخ را مرور کنیم و عبرت بگیریم، منظور تاریخ معاصر و حوادث نزدیکتر است و نه دورها. بالاخره چقدر هزینه از جیب ملت برای بقای یک نفر که کشور را به این شرایط بحرانی رسانده باید پرداخت گردد؟ و تا کی این شرایط که مایه خجلت هر ایرانی است بایستی ادامه یابد؟
جنبش سبز را چگونه تعریف میکنید؟ چه مرزهایی دارد و چه انتظاراتی باید از آن داشت؟
جنبش سبز از نظر من اکثریت مردم ایرانند که به دنبال حق ضایع شده خود در جریان انتخابات اخیر هستند. البته همانطور که توضیح دادم به مرور زمان و در اثر سرکوبها خواستهای دیگری نیز به آن اضافه شد. به نظرم هر ایرانی که به دنبال حق، آزادی، دموکراسی و توسعه کشور است عضو این جنبش است.
این جنبش یک حرکت مسالمتآمیز و مدنی است. احترام به حقوق همه حتی مخالفین، پرهیز از ایجاد تنش و اختلاف در جنبش از طریق دنبال کردن اشتراکات، عدم تضعیف یکدیگر و پی گیری خواستهها و جذب حداکثری با هر روشی که هر کسی میتواند، و کمک به یکدیگر بخشی از انتظارات از این جنبش است.
آیا با پایان یافتن اعتراضات خیابانی جنبش سبز را باید پایان یافته دانست؟ آیا نگرانیهای مردم از آن فاز خارج شده و دگردیسی پیدا کرده است؟
به نظر من پایان یافتن اعتراضات خیابانی پایان جنبش نیست، تأثیراتی که این اعتراضات و عملکرد جنبش سبز در سطوح ملی و بینالمللی از خود به جا گذاشته همچنان ادامه دارد، که عکسالعمللهای انفعالی و حاکی از به بن بست رسیدن جریان حاکم، به خوبی این تأثیرات و نتایج آن را نشان میدهد. طبیعتاً هر جریانی و از جمله جنبش سبز در طول حیات خود براساس شرایط موجود دچار تحولاتی میشود و تغییراتی در روش مییابد که خود میتواند به عنوان یک استراتژی تلقی گردد.
آیا سرکوب گسترده و خشن دستگاههای حکومتی در اینکه مردم مطالبات خود را پیگیری نکنند تأثیر داشته و همه را به خانه رانده است؟
سرکوبها ممکن است به ظاهر اعتراضات عمومی را خاموش کرده باشد ولی عمق و شدت خشم و انزجار عمومی را افزایش داده و فکر میکنم به موقع پاسخ لازم از جانب مردم خود را نشان میدهد، هر چند که در طول این یک سال نیز این پاسخ ها در درجات مختلف و یا توجه به شرایط، وجود داشته است.
شما در ایام پس از انتخابات سال گذشته ۲۴ ساعت طعم زندان را چشیدید و بعد آزاد شدید. بسیار معتقدند اگر پدرتان آیتالله هاشمی رفسنجانی نبود شما هم اکنون در زندان به سر میبردید. چه حسی دارید از اینکه جمعی از همکاران سابقتان در مجلس و یا روزنامهها طی سال گذشته راهی زندان شدند؟
من هم فکر میکنم که اگر دختر آقای هاشمی نبودم حتماً این آزادی نصیبم نمیشد، حس بسیار بدی است که افرادی که سالها برای این مملکت زحمت کشیده و خدمات داشتهاند به دلیل تلاش برای گرفتن حق ضایع شده خود و جامعه، مبارزه با ظلم، حقیقت گویی، به اتهامات واهی و بدون حتی طی روند قانونی زندان باشند. و افرادی که خلافکار واقعی هستند و بیشترین ضربه را به کشور و توسعه آن وارد کردهاند حاکم. در حال حاضر همه چیز وارونه شده است، ناحق حق نمایش داده میشود، ظالم، مظلوم نمایی میکند، کسانی که نابودی کشور و دین را در دستور دارند، خود را خادم ملت مینامند.
بی کفایتها در رأس امور قرار گرفته و مدیران و شایستهها در زندان، و یا اخراج و یا از کشور رفتهاند. همه اینها برای یک ایرانی که سرسوزنی غیرت و تعصب داشته باشد درد آور است.
انتخابات شوراها به مدت دو سال به تعویق افتاد؟ به نظر شما تأثیرات سیاسی برگزاری به موقع شوراها چه بود؟ این تصمیم را با توجه به شرایط کنونی چطور میبینید؟ آیا میتوان انتظار داشت که از این پس در انتخاباتهای پیش رو گروههای منتقد دولت بتوانند امیدی برای پیروزی داشته باشد؟
با تجمیع انتخابات موافق هستم و به نظرم تصمیم درستی بوده است، هر سال انتخابات یعنی رها شدن کار مملکت هم چند ماه قبل از هر انتخابات و هم بعد از آن، یعنی اتلاف بودجه، یعنی هر سال درگیری و تنش سیاسی داشتن. با هم شدن انتخاباتها یعنی کاهش دادن به میزان قابل توجه این مشکلات.
به عقب افتادن انتخابات شوراها در شرایط فعلی به نظرم تا حدودی به نفع جریان حاکم است. چرا که معلوم نبود مردم اعتماد کنند و پای صندوقهای رأی حاضر شوند و یا حتی احزاب و افراد منتقد برای کاندیدا شدن شرایط را مناسب بدانند و یا اینکه به پیروزی امید داشته باشند و وارد شوند.
برگزاری این چنینی انتخابات ریاست جمهوری دهم و عدم رسیدگی واقعی به اعتراضات و حوادث پس از آن مانعی جدی برای برگزاری پرشور و با نشاط انتخاباتهای بعدی خواهد بود، البته اگر شرایط به همین گونه پیش برود. متأسفانه انتخابات دوره نهم و دهم ریاست جمهوری به خصوص دوره دهم بدعتی شد برای برگزاری انتخاباتهای مهندسی شده و از قبل معلوم در آینده و از دست دادن اعتماد عمومی و دور شدن کشور از مسیر توسعه.
محمود احمدی نژاد ابراز علاقه کرده است که با اوباما دیدار کند، با توجه به سفر ایشان به آمریکا در ماه آینده آیا احتمال میدهید که چنین دیداری صورت گیرد؟ و در صورت دیدار، تأثیرات آن بر سیاست داخلی آن چیست؟
کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی. ایشان گفته است “در دیدار با اوباما مسایل جهان را روی میز بگذاریم ببینیم راه حل چه کسی بهتر است.” ایشان ایران را به نابودی کشانده و حالا نوبت جهان شده است. آمارهای خود ساخته خودشان را هم که مروری بکنند متوجه میشوند که هیچ گاه ایران در سی سال پس از انقلاب، حتی در زمان جنگ چنین شرایط اسفباری نداشته است، ایشان دست روی هر چیز میگذارد نابود میکند، بنابراین این دیدار چه انجام بشود و چه نشود، بعید میدانم کسی منتظر تحولی مثبت در سیاست داخلی یا خارجی ایران باشد و یا روی این دیدار حسابی باز کند.
نداي سبز آزادي: رایزن سوم سفارت جمهوری اسلامی در فنلاند می گوید از سمت خود استعفا داده و به جنبش سبز و مخالفان حکومت پیوسته است. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تا کنون واکنشی نسبت به این خبر از خود نشان نداده است.
به نقل از تحول و به گزارش آسوشیتدپرس، حسین علیزاده، با بیان اینکه “من دیگر خود را دیپلماتی نمی دانم که در کنار حکومت ستمگر ایران ایستاده”، خاطرنشان کرده است “من به سفارت اطلاع داده ام که از کارم استعفا داده ام….من دیگر دیپلمات نیستم، بلکه مخالف سیاسی هستم.”
همچنین محمد رضا حیدری، کنسول سابق ایران در نروژ، که زمستان گذشته و در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سمتش کناره گیری کرد و به نروژ پناهنده شد، روز جمعه ١۹ شهریور ماه (۱۰ سپتامبر)، به شبکه خبری بی بی سی گفت: “حسین علیزاده از چند ماه پیش با کمپین سفارت سبز همکاری داشته است.”
کمپین موسوم به «سفارت سبز »که چند ماه پیش توسط محمدرضا حیدری به راه افتاده، یکی از اهداف خود را “اعلام همبستگی دیپلمات های ایران با جنبش سبز آزادیخواهانه مردم و ترک سفارتخانه های جمهوری اسلامی” بیان کرده بود.
بنا به اظهارات حیدری، که اکنون به هلسینکی(پایتخت فنلاند) سفر کرده است، حسین علیزاده با حکومت اختلاف پیدا کرده و “به مردم پیوسته است.”
حسین علیزاده که دومین دیپلمات ایرانی بعد از محمدرضا حیدری می باشد که رسما در اعتراض به نحوه برخورد حکومت ایران با مردم از سمت خود کناره گیری می کند، هنوز از هیچ کشوری تقاضای پناهندگی نکرده است.
دولت نروژ پیش از این به حیدری و اعضای خانواده اش پناهندگی سیاسی داده بود.
حیدری زمستان گذشته گفته بود که شمار دیگری از کارمندان وزارت خارجه ایران، از شرایط داخلی ناراضی هستند و ممکن است تعدادی از آنان از سمت های خود کناره گیری کنند و به کشورهای خارجی پناهنده شوند.
وی همچنین گفته بود که در نظر دارد در زمینه مبارزه با نقض حقوق بشر و آزای زندانیان سیاسی در ایران فعالیت کند.
مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی تا کنون در برابر خبر استعفای سیاسی حسین علیزاده از خود واکنشی نشان نداده اند، اما سال گذشته استعفای حیدری را ابتدا رد و سپس ناشی از “فرصت طلبی” اعلام کرده بودند.
نداي سبز آزادي: ساعاتی قبل نیروهای امنیتی مستقر در اطراف و درب منزل مهدی کروبی، محل را ترک نمودند.
به گزارش سحام نیوز، این نیروها که به بهانه انتشار خبری مبنی بر برگزاری نماز عید فطر به امامت مهدی کروبی ، از روز پنجشنبه در اطراف منزل ایشان مستقر شده بودند، اقدام به ترک محل نمودند.
لازم به توضیح است روز گذشته این نیروهای امنیتی از ورود دوستان و آشنایان آقای کروبی که جهت بازدید و تبریک روز عید به منزل ایشان مراجعه نموده بودند، ممانعت بعمل آوردند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر