هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

Latest News from Koocheh for 09/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



خبر / رادیو کوچه

صبح روز سه‌شنبه کمیته با نام کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی با صدور دعوت‌نامه‌ای از یک گرده‌همایی در شهر پاریس فرانسه روز چهارشنبه ۸ سپتامبر در خصوص اعتراض به وقایع اخیر روی داده در تهران و منزل مهدی کروبی خبر داده‌اند.

متن کامل دعوت‌نامه را در زیر مشاهده می‌کنید:

ایرانیان آزاده،

می‌دانیم که اخیرن حاکمیت نامشروع و کودتاساخته در راستای تشدید پروسه فشار بر مخالفین و دامن‌زدن به جو رعب و وحشت عمومی با توسل به یکی از شنیع‌ترین ابزار اعمال قدرت و استفاده از جمع قلیل گماشته‌گان و اراذل و اوباش منتسب به رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای تحت امر وی از جمله سپاه پاسداران، حریم شخصی حجت‌الاسلام مهدی کروبی از رهبران معترض در ایران را مورد تعدی قرار داده است. این اقدام حاکمیت گام دیگری در مسیر تقابل با جنبش اعتراضی مردم در ایران را به نمایش می‌گذارد.

بدیهی است این تنها و نخستین نمونه رواداشت این رشته سیاست‌های ضد اخلاقی حاکمیت علیه منتقدین و موثرین جنبش اعتراضی نبوده، نیست و اقدامات اخیر نشان داد که آخرین آن هم نخواهد بود.

روی‌داد مذکور به مثابه زنگ خطریست که در صورت عدم بروز واکنش درخور از سوی نیروهای حامی جنبش آزادی پژوهی مردم در داخل و خارج از کشور، روندی تصاعدی یافته و عوارض و عواقب خطیری را متوجه فضای سیاسی و اجتماعی کشور و هم‌چنین جنبش مردم خواهد نمود.

از این رهگذر کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی از هم‌وطنان گرامی مقیم پاریس دعوت می‌نماید در تجمعی که به منظور اعتراض به این سلسله اقدامات انزجار برانگیز حاکمیت و عناصر وابسته به آن در تاریخ ۸ سپتامبر در ‌ میدان مالزرب‌، جنب خیابان ویلیه‌، متروی ملزرب ساعت ۱۸ تا ۲۰ برگزار می‌شود، حضور به هم رسانند.

ما بیشماریم،

کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی


 


علی انجیدنی / رادیو کوچه

حوری چند قدمی از من جلوتر حرکت می‌کرد و من همان‌طوری‌که به اندام زیبا و جذابش نگاه می‌کردم  با خودم فکر می‌کردم که حوری که بد نمی‌شه این خانمه که بد می‌شه! یاد دوبی افتادم و اون دیدار اول که فائزه عالم خاکی و حوری عالم باقی رو ملاقات کرده بودم. با چند تا از هم‌کارهای خارج ندیده رفته بودیم دیسکو ایرانی‌ها. پزشکان محترم چنان آبروریزی راه انداختند که صد بار خودم رو لعنت کردم چرا آن‌ها رو با خودم آن‌جا برده بودم.

با عصبانیت داشتم آماده ترک دیسکو می‌شدم که چشمم به فرشته‌ای در میان جمعیت افتاد. دقت کردم دیدم اکثر جماعت ندید بدید توجه‌شان به همان‌جا جلب شده و من بلافاصله استعداد خدادادی خود را به کار کردم و در کم‌تر از یک‌ساعت کنار فائزه در حال خوردن شامپاین به این جمله او گوش می‌دادم که می‌گفت: «علی تو چه‌قدر آدم متفاوتی هستی؟ خوش به حال کسی که با تو دوسته.» من هم برای این‌که کاملن طرف را گرفتار کنم می‌گفتم: «من هیچ وقت از خودم تعریف نمی‌کنم. من همون چیزی که هستم رو نشون می‌دم. نه یک ذره کم‌تر نه یک ذره بیش‌تر. من شما رو خیلی متفاوت می‌بینم.»

و شروع می‌کردم به بافتن جملات شاعرانه‌ای که اگه ازم می‌پرسیدند یک‌بار دیگه بگو ۸۰ درصدش را یادم رفته بود‌. ته دلم هم به خودم آفرین می‌گفتم و هم از این همه رذالت احساس ترس می‌کردم‌. یک‌دفعه صدای حوری که جلوی در خونه‌اش رسیده بود من رو از عالم خاطرات دنیای فانی بیرون آورد که می‌گفت‌: «دکی جون. تو فکری. نکنه پشیمون شدی از این‌که می‌خوای امشب پیش من باشی؟» من فوری گفتم‌: «نه بابا. چه حرف‌ها می‌زنی‌؟ راستی این استاد سریش ما خونه است‌؟ عجب همسایه‌های داری حوری جون» حوری گفت: «نگران نباش. استاد جراحی تون در بیمارستان بستری است و فکر کنم حالا حالا‌ها گیر فتق‌اش باشه. آخه میگن یک جراح پیر این‌جا عملش کرده و نتونسته فتق‌اش رو خوب جمع و جور کنه‌، هر روز یه عارضه گریبانش رو می‌گیره. بیچاره پیرمرد.» گفتم: «حقشه. می‌خواست به یک جراح جوون اعتماد کنه تا این‌جوری نشه. تو اون دنیا همیشه به ما سرکوفت سن و تجربه‌های خود و هم‌کارانش رو می‌زد و می‌گفت‌: «اومدن به یه عده جوون جوعلق چاقوی جراحی دادند فکر کردند جراحی کار هر بچه‌ایه که از ننه‌اش قهر کرده باشه.» حالا نتیجه طرز فکرش رو ببینه و بره به دیار مفلوکان.»

حوری در حالی‌که داشت وارد خونه می‌شد گفت‌: «حالا بیا تو و اون بیچاره رو نفرین نکن.» انتظار داشتم مثل دفعه اول به محض ورود ده بیست تا حوری دیگه رو ببینم که گوش تا گوش خونه رو اشغال کرده‌اند ولی با کمال تعجب دیدم خونه خالی خالیه‌. به خودم گفتم‌: «فکر کنم امشب می‌خوام سکته‌ای چیزی بکنم چون باور ندارم که من در یک شب بتونم این‌قدر شانس پشت سرهم بیارم. به قول شاعر‌: من و این همه خوش‌بختی محاله.» حوری که تعجب من رو دید گفت‌: «به بچه‌ها گفتم امشب این‌جا پیداشون نشه می‌خوام امشب رو برات رویایی کنم علی جون. تازه. سفارش داده‌ام اون لباسی رو که من رو با اون برای اولین بار تو دوبی دیدی برام آماده کردند‌.» دیگه مطمئن شده بودم که قراره امشب یک بلای اساسی سرم بیاد چون در کل عمرم در اون دنیا و در این چند هفته در این دنیا سابقه این‌ همه شرایط خوب را در یک‌جا نداشتم. تو دلم گفتم‌: «خوب حالا که قراره بلا نازل بشه بذار قبل از نزول حداقل یک حال اساسی داشته باشم.»

به حوری گفتم‌: «عزیزم می‌شه عجله کنی که وقتمون تنگه.» حوری با خنده گفت: «نه عزیز دلم. من و تو تا صبح وقت داریم باهم باشیم. تک و تنها.» گفتم: «بعید می‌دونم. آخه من مثل سیندرلام. الانه که زنگ ساعت دوازده‌ام بخوره و همه چیز بهم بریزه.» حوری لبخندی زد و گفت: «انشااله اتفاق بدی نمی‌افته. بیا بریم داخل اتاق خودمون.» تا اومدم خودم رو روی تخت ولو کنم صدایی از بالکن اومد. گفتم‌: «بفرما. شروع شد الانه که بهشت کن فیکون بشه. ما هم ناکام بمونیم لنگ در هوا.» حوری گفت‌: «فکر کنم یکی از بچه‌هاست که احتمالن تو بالکن خوابش برده.» هنوز حرفش تموم نشده بود که صدای یاله یاله آشنایی به گوشم خورد و چند لحظه بعد چشمم به جمال بابا جونم روشن شد.

با دهانی باز و چشمانی از حدقه درآمده گفتم‌: «بابا. شما این‌جا چه کار می‌کنید؟ مگر ما پروستات شما رو اون دنیا عمل نکرده بودیم. مگر شما دچار …» بابام حرفم رو قطع کرد و گفت: «حالا اگه ولت کنند تمام عیب و ایراد‌های داشته و نداشته ما رو به اطلاع کل ساکنین بهشت می‌رسونی پسرم. من با این خانم حوری …داشتم …» بابا داشت دوروبرش رو نگاه می‌کرد و دنبال حوری‌اش می‌گشت. گفتم‌: «بابا بی‌خیال دنبال نگرد. اینا سیستم ضد بحران دارند و به محض این‌که احساس کنند شرایط کمی غیر‌طبیعی است غیبشان می‌زند. من چند بار این شرایط رو تجربه کرده‌ام. حالا شما بیا زودتر برو سراغ عبادت که خدای ناکرده از سهمیه هفتگی بهشتتون کم می‌کنند. همین امروز بود که یه آقایی تو شبکه سوم تلویزیون سراسری بهشت می‌گفت‌: «مردا اگه روزی کم‌تر از سه ساعت عبادت اجباری داشته باشند جریمه می‌شند و ممکنه سهمیه بهشتشان را کم کنند.»

بابام اخم‌هایش رو تو هم کرد و گفت‌: «باز دروغ گفتی بابا‌؟ من خودم الان می‌رم نیاز نیست برای هر چیزی یک دروغی رو سرهم کنی.» از خجالت سرم رو پایین انداختم و بابا رو تا دم در بدرقه کردم‌. برگشتم تو اتاق حوری و دیدم اون لباس خوشگل خاطره‌انگیز رو پوشیده و جلوه‌اش صد چندان شده. یه کم خودم رو جمع و جور کردم و گفتم‌: «حوری جون. می‌شه یه سووال ازت بپرسم‌؟ مرگ من راستش رو بگو.» گفت‌: «دفعه آخرت باشه قسم مرگ رو می‌خوری. تو بهشت هرکی حرفی از مرگ خودش بزنه جرم مرتکب شده و باید بره بازداشت‌گاه.» با عجله گفتم‌: «غلط کردم. کلمه رو اشتباهی تلفظ کردم. منظورم این بود که جون من راستش رو بگو. تا حالا این همه آدم تو بهشت دیدی و با خیلی‌ها بودی‌، به آدمی به خوبی من برخورد کردی؟» حوری که خنده‌اش گرفته بود گفت‌: «علی جون سوخت این کوره اعتماد به نفس تو کی تموم می‌شه‌؟ می‌خوای برای خودت یه نوشابه هم باز کن.» گفتم‌: «نه عزیزم. از اون لحاظ می‌گم. اون لحاظ.»

حوری تا می‌خواست جوابم رو بده دوباره از بالکن صدایی اومد. گفتم‌: «بیا. غلط نکنم شهرداری بهشت به افتخار حضور من این بالکن شما رو به اتوبان همت وصل کرده. فکر کنم الانه که سیل جمعیت از در بالکن وارد شوند و از در منزل خارج شوند و ما هم هنوز در خم همان کوچه اول مانده باشیم.» حوری ترش کرد و گفت: «علی. می‌شه این‌قدر آیه یاس نخونی و نفوس بد نزنی؟ کشتی من رو از بس استرس وارد کردی. می‌دونی چرا در شرایط استرس و بحران ما حوری‌ها غیبمون می‌زنه‌؟ اگه در این شرایط قرار بگیرم سریعن پریود می‌شویم.» با تته پته گفتم‌: «نه مر.. نه جون من. بی‌خیال استرس شو. من غلط بکنم دیگه استرس مسترس وارد کنم. حالا می‌شه بدون استرس بری و ببینی منشا این صدا در بالکن چی و کی بود؟ اگه از فک و فامیل ما کسی بود بگو فعلن علی مشغوله بعدن مزاحم بشن. …» ( ادامه دارد )


 


رضا دقتی / عکاس مجله‌ی نشنال جئوگرافیک

«عشق بود که مرا به سمت فعالیت‌هایی در راستای آموزش و پرورش زنان و کودکان جهان هدایت کرد. به‌عنوان یک پدر، تنها آرزویم این است که بتوانم این ارزش‌ها را به فرزندان خود نیز منتقل کنم. نسل‌ها باید با یک‌دیگر مواجه شوند، هم‌دیگر را ببینند، با هم حرف بزنند.»

برای دیدن عکس از آخرین روز بازدید نمایشگاه در ایستگاه لوگزامبورگ پاریس بر روی عکس زیر کلیک کنید:

۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰


 


Ardavan Taheri / Radio Koocheh

a.taheri@radiokoocheh.com

Translated by Avideh Motmaen-Far

avideh@avideh.net

For months now, together, we have passed by this »Koocheh Mahtabi«, and reviewed these restless years. We have been passing through this alley (Koocheh), which reflects this sea of troubles of many years, till tonight; and we have reached today. Every night, a star fell and you and me, with our unable hands, got together – trying to go through this nightmare  – … but »tonight, you listen to the story of my heart«, you the passenger of this Koocheh Mahtabi.People nowadays, empty their heart in the virtual world and I believe that this has become so much a part of our reality that calling it virtual is, being far from reality. Words and thoughts fly over the waves and – wherever we might be – invite us to be the citizens of this boundless relevant – sometimes irrelevant world. Whether we want or not,  we are all the citizens of the world!

We, Iranians, have such need to empty our hearts that nowadays, you can not find any place where there is not news from Iran and Iranians. The fact that there is news about us is pleasant, because it shows that the world is not unaware of us, but it is also unpleasant because it is the result of a disaster that we have brought upon ourselves! If I empty my heart tonight it is to tell the story of our failure! Everything we hear from Iran and about Iran is painful to hear, even the news which appear to be happy ones.

In December 2003, during Seyed Mohammad Khatam,s presidency, in a memo called  Seventy two nation’s war” I wrote: ”In the memory of a great nation, Iran, there are many men and women of this kind. Seeing these days and disputes over power to quote and old friend remind us of inner conflicts of the winners of the Islamic Revolution when organizing the Ministry of Information from the rest of the [Iranian Revolutionary Guards of Islamic Revolution] and premiership. Saiid Hajarian was one of them and still is, or Akbar Ganji who is considered as an journalist, or people like »Abas Abdi« and [Others] who had a direct role in the American Ambassy’s invasion. Of course we should not forget people who have been here and there and act differently now. People like “Ms. Zahra Rahnavard” in the Fine Arts at that time, was acting differently and today, as Al-Zahra University’s Dean and as Mir-Hossein Mousavi,’s wife, apparently tired of the premiership era, plays another role. Before I forget, let us name Ezat o’lah Khan Sahabi and his companions, it would have been a pity to leave them behind

In those days, just like today, many of political and civil activists did not agree with me, and did not consider someone’s past – just like the founder of the Islamic Republic – significant to what happens today. But we are talking about something more serious than some random person’s past and mistakes, we are talking about people’s mistake who smelled some of our young compatriots blood! I am talking about people who willingly or unwillingly, wrote an ominous fate for the Iranian nation. I am mentioning people whose past – we do not really need to repeat – but today when I see that Akbar Ganji is selected as the ”59th World Press Freedom Hero” and the same week, he is going to receive his prize from the International Press Institute in Vienna, I think to myself, hasn’t this Mr. Akbar Ganji ever been involved in repressing the Iranian youth? He who receives a prize in the name of Freedom! Mr. Ganji, who the same year, received the annual human rights prize from “Milton Friedman” Institute, worth 500 thousand U.S. dollars, his records should not be clear?

My intentions here are not to make Mr Ganji” confess, in this field , this is neither our path nor our objective to destroy one’s reputation, but I wanted to remind you that ”Mostapha Tajzadeh” is an example of politician and political activist, freedom-loving who can be a role model for men who have gone the wrong way before!

Looking into someone’s past – not for searching to destroy his reputation – but to achieve true justice and human rights -  is morenecessary than organizing huge media controversy in order to show off the Islamic Republic’s  -perhaps in appearance- opponents!  If “Mr Ganji” – according to his supporters – from the early years of the sixties, opposed the politicization of the Revolutionary Guards and got actually frowned upon, how did he work during the same years as ”cultural attaché” at the Iranian embassy in Turkey and was doing activities with the Islamic Republic’s security system? The same years during which no one had the possibility of such positions, except being an “insider”?

Even now, nobody denies Mr Ganji’s today’s activities, but as an Iranian, I tell him: ” Mr Hero, describe the past as it has been and not as they wish!” Now that ” Akbar Ganji” in the name of Iranian nation, as a journalist and freedom seeker receives material and spiritual rewards, it is time that he proves his honesty and talks true about his past! My intentions here are not to make ”Mr Ganji” confess, in this field , this is neither our path nor our objective to destroy one’s reputation, but I wanted to remind you that ”Mostapha Tajzadeh” is an example of politician and political activist, freedom-loving who can be a role model for men who have gone the wrong way before!

If ”Ganji” did not take ”Tajzadeh”s road, then I feel for the poor people whose ”World Press Freedom Hero” is ”Akbar Ganji”!


 


اکبر‌ترشیزاد / رادیو کوچه

تاریخ علم نیز مانند بسیاری چیزهای دیگر مردانه بوده است و در دست مردان، بدین سبب جدا از محرومیت‌های تاریخی که زنان برای حضور در اجتماع داشته‌اند، تاریخ‌نویسان مرد هم با حذف نام زنان اهل علم بر این محرومیت افزوده‌اند و این بر دشواری یافتن نام نخستین زنان فیلسوف تاریخ می‌افزاید.

در یونان باستان که مهد فلسفه به شمار می‌آید، زنان فیلسوفی را می‌یابیم که در دوره‌ای که زنان، حق شرکت در بسیاری از محافل، از جمله محافل علمی را نداشتند، به سبب دارا بودن خانواده‌های مرفه، توانستند با استفاده از موقعیت خانوادگی به مجالس علمی وارد شوند و استعدادهای ذاتی خود را در زمینه‌های مختلف شکوفا کنند. البته این زنان کتاب‌های فلسفی نیز می‌نوشته‌اند که متاسفانه تمام آن‌ها از بین رفته و فقط قطعه‌هایی در ستایش از آن‌ها در دست است که از روی نامه‌هایی که بین آن‌ها و مردان فیلسوف رد و بدل می‌شده است می‌توان به این نکته پی برد.

این واقعیت نشان دهنده این موضوع است که با توجه به جو حاکم بر آن زمان، زنانی که دوست‌دار فلسفه بودند به دنبال حمایت خانواده‌ی خود که بیش‌تر افرادی علم دوست و حکیم بودند، به این مدارج دست یافتند. عشق به فلسفه چنان در وجود آن‌ها رخنه کرده بود که برخی از آن‌ها پروا نداشتند از این‌که لباس مردان بپوشند و بدین‌سان با تغییر قیافه، آموزش‌هایی را دنبال کنند که رسم زمانه بر آنان ممنوع کرده بود. برخی از این زنان فیلسوف از جاذبه‌های ظاهری برای جاه‌طلبی‌های خود بهره می‌بردند و از عشق و زیبایی برای رسیدن به فلسفه و قدرت استفاده می‌کردند، اما در عین حال شخصیت‌های بزرگی مثل «سقراط» هم بودند که درباره یکی از این زنان گفته بود: «من این بخت مساعد را داشتم که زنی از هنرمندترین سخنوران، استادم بود.»

یکی از نخستین این زنان فیلسوف یونانی که نامی از او در تاریخ فلسفه باقی ا‌ست، «هیپارکیا» یا «هیپارچیا» است. او که حوالی سال ۳۰۰ پیش از میلاد می‌زیست، در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد. برادرش «متروکلس» شاگرد «کرات» از پیروان «دیوجانس» کلبی بود. عمده اطلاعات به دست آمده از او چند سطری است که دیوجانس لیرتوس(دیوجنس) درباره او نوشته است. او توسط برادرش با کرات و بعد از آن با فلسفه کلبی آشنا شد و زندگی خود را وقف فلسفه کلبی کرد. او با مشاهده سخنان و شیوه زندگی کرات کلبی شیفته او گشت و به خواستگاران ثروت‌مند و خوش‌چهره خود پشت کرد. و کرات لاغر و زمخت و فاقد جذابیت‌های مردانه را برگزید. برای هیپارکیا کرات فقیر کلبی مذهب همه چیز بود‌. او کسی را یافته بود که مانند خودش تشنه حقیقت و برابری و سادگی انسان‌ها بود.

طبیعی می‌نماید که برای انتخاب کرات و حتا نفس عمل انتخاب کردن همسر توسط یک دختر، هیپارچیا مورد سرزنش خانواده‌اش واقع شود. هیپارچیا حتا برای ازدواج با کرات والدین خود را تهدید به خودکشی کرد. کرات هم به درخواست پدر و مادر هیپارکیا هرکاری که برای منصرف کردن او از این تصمیم می‌توانست انجام داد. به راحتی می‌توان تصور کرد که کرات هم با این موضوع دچار دودلی و سرگشتگی شده بود. چون از یک سو ازدواج با هیپارکیا، یعنی دختری زیبا و متمول و مهم‌تر از این خوش‌فکر و هم‌سو با فلسفه او، که در واقع خرق عادتی در آن جامعه باستانی بود، برای او لذتی بزرگ محسوب می‌شد، از سوی دیگر فلسفه او فلسفه سادگی و فقر و ریاضت بود. در پایان که موفق به منصرف کردن او نشد، برخاست و لباس‌های کهنه و مندرس تنش را جلوی او گذاشت و گفت: «این داماد تو است و این هم سرمایه و دارایی او است، انتخاب کن. تو تا زمانی که راه من را برای زندگی پیش نگیری شریک من نخواهی بود. هیپارچیا پذیرفت  و مانند او به سان کلبیون لباس پوشید و در پی او روان شد. و در مجامع عمومی هم‌نشین او به همان شیوه شد.»

او در یک مهمانی «تئدروس» را در جای خود با این استدلال فرونشاند‌: «هر عملی که برای تئدروس اشتباه و خطا نباشد برای هیپارچیا نیز اشتباه و خطا محسوب نمی‌شود پس حالا که عمل تئودروس که خودش را می‌زند اشتباه محسوب نمی‌شود، زدن تئدروس توسط هیپارکیا نیز خطا نیست.» تئدروس که جوابی برای این استدلال نداشت سعی کرد ردای او را از تنش بیرون آورد و او را برهنه کند. در واکنش در هیپارچیا نشانی از شرم، ترس و سراسیمگی که از دیگر زنان انتظار می‌رود دیده نشد. سپس تئدروس پرسید‌: «این زنی است که شانه پنبه زنی‌اش را در کارگاه نساجی جا گذاشته است؟» هیپارچیا جواب داد، بله این منم و آیا تو فکر می‌کنی که آیا من اشتباه کرده‌ام که بین بافندگی در کنج منزل و آموزش و تحصیل، خودم آموزش را انتخاب کرده‌ام؟

هیپارچیا وکرات سال‌ها با هم زندگی کردند و صاحب فرزندانی شدند. باید دانست که زندگی این دو به شیوه سایر کلبیان ادامه پیدا کرد. در مورد روابط آن‌ها نیز مسایلی نظیر داشتن سکس در عرصه‌ی عمومی با توجه به فلسفه طبعیت‌گرای کلبیان و عدم توجه آن‌ها به ارزش‌ها و قراردادهای اجتماعی و یا نظیر این‌ها ذکر شده است .

در ایران باستان نیز چنین زنان فرهیخته‌ای می‌زیسته‌اند که زندگی برخی از آن‌ها با افسانه‌ها در آمیخته است. بانو «ورتا» ( ۳۱۴ تا ۲۴۰ پیش از میلاد ) یکی از آن‌ها است. این زن نخبه و خردمند بزرگ تاریخ ایران، از شاگردان «آرشیت» بود که در ۱۵ سالگی همه دانش‌های زمان خویش را آموخت .

آرشیت او را بهترین جانشین خویش می‌دانست. ورتا فیلسوفی بزرگ بود مورخان شرق او را مرجع دانش جهان در زمان زندگی‌اش می‌دانستند و از همه جای دنیا برای آموختن به سویش می‌آمدند.

او را پس از آرشیت خردمند از اولین نظریه‌پردازان دموکراسی می‌نامند. که در نهایت آن اندیشه‌ها توسط «مهرداد یکم» پادشاه اشکانی به شکل ایجاد مجلس مهستان بروز یافت.  او در سپیده دم ۴ اکتبر ۲۴۰ پیش از میلاد در زادگاهش «سرخس»‌، در سن ۷۴ سالگی توسط یکی از جاسوسان یونانی کشته شد .

پس از مسیحیت باورهای مذهبی متعصبانه و در راس آن‌ها کلیسا وجود چنین زنانی را بر نمی‌تابیدند. یکی از مشهورترین آنان «هیپاتیا» بود که فیلمی به نام «آگوراAgora» و با بازی «ریچل وایسRachel Weiss» و «همایون ارشادی» نیز توسط «آلخاندرو آمنابار» کارگردان مشهور اسپانیایی شیلی‌یایی بر اساس زندگی‌اش ساخته شده است.

در آن زمان اسکندریه از مراکز مهم مسیحیت بود و تفکرات دیگر با عنوان کافرکیشی به شدت سرکوب می‌شدند. دانش‌هایی که هیپاتیا بر روی آن‌ها کار می‌کرد از دید روحانیون برای مردم مضر و گم‌راه‌کننده بود و این‌که یک زن به فلسفه و ریاضیات بپردازد غیرقابل تحمل بود

هیپاتیا زنی یونانیست که به عنوان نخستین زن برجسته‌ی ریاضی‌دان شناخته می‌شود. نام او به معنای برترین و والامقام‌ترین است. او استاد فلسفه در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی می‌کرد و به دست مسیحیان و با تحریک کلیسا به اتهام جادوگری کشته شد. پدرش «تئون» از ریاضی‌دانان مشهور و استاد دانشگاه اسکندریه بود. تحت تعالیم پدر ریاضیات و فلسفه را آموخت. تئون برای آموزش همه جانبه‌ی او اهمیت بسیاری قایل بود و به این سبب هیپاتیا هنر سخن‌وری و خطابه را آموخت و به ورزش‌هایی چون سوارکاری و شنا پرداخت. تئون او را با تمامی نظام‌های مذهبی آن زمان آشنا کرد و به هیپاتیا تفکر دور از تعصب را آموخت.

بخش عمده‌ای از تعلیم او به سفرهایش اختصاص دارد. برخی معتقدند او بیش از ده سال از عمرش را در سفر گذرانده است. او سفر کوتاهی به آتن داشت و در مدرسه آتن به عنوان دانش‌جو تحصیل کرد. در بازگشت از آتن از او برای تدریس در دانشگاه اسکندریه در رشته فلسفه و ریاضیات دعوت شد و تا پایان عمر به تدریس در این دانشگاه مشغول بود. به علت تسلط کامل به علوم زمان خود و نطق بی‌نظیرش معلم محبوبی بود. افراد بسیاری از کشورهای مختلف برای شرکت در کلاس‌های او به اسکندریه می‌آمدند و بسیاری از مردم برای شنیدن سخنان او جمع می‌شدند. سقراط مورخ می‌نویسد: «او معلم محبوبی بود، در خانه‌ی او همانند اتاق کنفرانسش سخت‌کوش‌ترین دانش‌جویان آن روز آمد و شد داشتند.» با وجود پیشنهادهای ازدواجی که از جانب شاه‌زادگان و فلاسفه داشت، هرگز ازدواج نکرد.

هیپاتیا پیرو افلاطون بود و به تفسیر آثار ارسطو می‌پرداخت. او عقاید نوافلاطونیان را تبلیغ می‌کرد. در یکی از نوشته‌هایش آمده: «افسانه‌ها باید تنها به عنوان افسانه و اسطوره‌ها تنها به عنوان اسطوره آموخته شوند. آموزش موهومات به عنوان حقایق چیز وحشتناکی است. ذهن کودک آن‌ها را می‌پذیرد و به آن‌ها اعتقاد می‌آورد و در سال‌های بعد تنها با سختی و شکنجه می‌تواند از چنگ آن‌ها رهایی یابد. در حقیقت انسان همان‌طور که برای برقراری حقیقت می‌جنگد باید با خرافات نیز به مبارزه برخیزد. چرا که موهومات، نامحسوس، درک‌ناکردنی و بغرنج هستند و تکذیب آن‌ها به سختی میسر می‌شود.»

در آن زمان اسکندریه از مراکز مهم مسیحیت بود و تفکرات دیگر با عنوان کافرکیشی به شدت سرکوب می‌شدند. دانش‌هایی که هیپاتیا بر روی آن‌ها کار می‌کرد از دید روحانیون برای مردم مضر و گم‌راه‌کننده بود و این‌که یک زن به فلسفه و ریاضیات بپردازد غیرقابل تحمل بود. هیپاتیا توسط «سیریل» اسقف شهر اسکندریه متهم به جادوگری و توطئه علیه مسیحیت شد. در یکی از روزهای ماه مارس سال ۴۱۵ میلادی هنگامی که هیپاتیا از کتاب‌خانه اسکندریه بازمی‌گشت به کالسکه‌ی وی حمله کردند و او را به طرز وحشیانه‌ای کشتند و سپس جسدش را سوزاندند. نفوذ و قدرت کلیسا مانع پیگرد و مجازات قاتلان هیپاتیا شد. پس از چندی وی توسط کلیسا به عنوان قدیسه معرفی شد.

این پایان سرنوشت زنی بود که نه تنها در زندگی‌اش به عنوان یک فیلسوف ذره‌ای با خرافات و تعصبات کنار نیامد، بلکه نشان داد زنان نیز اگر بخواهند توانایی آن را دارند که به اوج عظمت و شهرت در تاریخ فلسفه و علم نایل شوند.


 


مه‌شب‌ تاجیک / رادیو کوچه

انسان وحشی از ترکیب موسیقی و رقص و آواز، هنر نمایش و اپرا را ابداع کرد. در میان مردم اولیه، رقص در بیش‌تر اوقات حالت تقلیدی داشته است و از تقلید حرکات انسان و حیوان تجاوز نمی‌کرده است. رفته رفته برای آن پیشرفتی حاصل شد و رفتارها و حوادث را موضوع تقلید و رقص قرار دادند. برخی از قبایل در استرالیا رقص جنسی خاصی داشته‌اند و بومیان شمال غربی استرالیا مرگ و زنده شدن پس از مرگ را به شکل خاصی نمایش می‌دادند که تنها از لحاظ سادگی با نمایش‌های معمایی سده‌های میانه یا نمایش‌های عاطفی عصر جدید تفاوت داشت.

رقص‌کنندگان با حرکات ملایمی سر خود را به طرف زمین خم می‌کردند و آن را میان شاخه‌های درختی که داشتند پنهان می‌کردند و به این ترتیب مرگ را مجسم می‌نمودند و در این هنگام رییس دسته اشاره‌هایی می‌کرد و همه ناگهان سر بر می‌آوردند و با شدت و هیجان به رقص و خواندن می‌پرداختند، گویا با این عمل خود زندگی دوباره را نمایش می‌دادند، و به این شکل یا مانند آن هزاران گونه نمایش بی‌کلام «پانتومیم» انجام می‌دادند تا بزرگ‌ترین حوادث قبیله‌ای یا کارهای حیاتی یک فرد را مجسم کنند. هنگامی که نغمه‌پردازی‌ها از این گونه نمایش‌ها جدا شد، رقص به تئاتر مبدل و به این ترتیب یکی از بزرگ‌ترین گونه‌های هنری عام پیدا شد.

با توجه به این که ریشه‌های نمایش چیزی جز رقص یا حرکات ابتدایی از دست و پای انسان اولیه نبوده است و به این‌گونه پیشرفت کرده تا امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین و جذاب‌ترین دست‌آوردهای بشر در آمده، به اهمیت این هنر پی‌ می‌بریم.

رقص به نسبت تفاوت‌هایی که در شخصیت افراد مختلف وجود دارد، در عمل می‌تواند اشکال متفاوتی به خود بگیرد. برای نمونه استفاده از متون نمایشی، افسانه و مراسم خاص که به تجربیات شخصی و حرکت‌های گروهی اجازه می‌دهد تا به صورتی نمادین، استعاری و ماورای طبیعی مرور و یادآوری شوند. افرادی که به دلیلی دچار فشار روان‌پریشی و مشکلات روحی شده‌اند، می‌توانند از این فرصت جهت تسکین و اکتشافات‌، انعکاس احساسات و بیان خلاقیت خود بهره‌مند شوند. تاتر‌درمانی افراد یک گروه را قادر به برقراری ارتباط با دیگران می‌سازد تا از این طریق در خود اعتماد به نفس و آگاهی به وجود آورند. البته ورزش هم همان تاثیرات را بر افراد خواهد گذاشت، با این شرط که حرکات حساب شده و بنا به دلایل منطقی با هم ترکیب شده باشند، چون هر حرکت می‌تواند به نوعی بیان‌گر شخصیت، حال و هوای رفتار، واکنش‌ها، اندیشه‌ها و درونیات موجودیت یک انسان باشد. در تاتر هم به این عنصر مهم توجه بسیاری شده است، به همین سبب هر حرکت باید طبیعی و واقع‌گرا باشد. هم‌چنین در رقص نیز حرکت‌ها باید تنظیم شده و در عین حال روان و راحت باشند. یک رقصنده خوب به فضای رقص خود مثل خانه خویش آشنا است، گویی وجود وی بخشی از رقص به شمار می‌آید و برای حفظ این تسلط، به تمرین‌های منظم حرکتی نیاز دارد.

برای ریشه‌یابی رقص در زندگی بشر لازم نیست راه درازی را بپیماییم چرا که آثار و علایم بسیار روشنی می‌توانند ما را در این راه راه‌نمایی کنند. آدمیان بنا بر سرشت طبیعی خویشتن، هنگام احساس شادی و خوشحالی فراوان در اندام‌های خود حرکت و جنبشی احساس می‌کنند و بی‌اختیار به جست و خیز و شادی می‌پردازند و فریادها و قهقه‌های شادمانه از ته دل می‌کشند. نه ما و نه نیاکان ما و نه آن انسان‌های نخستین که در بن غارها می‌زیستند هیچ‌گاه از این واکنش‌های طبیعی بی‌بهره نبودیم و آدمیان هر جا و در هر زمان  به هنگام احساس خوشی و لذت فراوان به جنبش و جست و خیز پرداخته‌اند.

از آن‌جا که از روزگاران کهن گردآوری محصول، آماده‌کردن و به دست آوردن فرآورده‌های گوناگون، همواره برای مردم چه شهرنشین و چه بیابان‌گرد و وحشی، از نیازهای اساسی بوده است.

نخستین انسان‌های دوره‌‌های پیش از تاریخ، بر بنیاد نیازها و جغرافیای سزمین‌هایی که در آن‌ها به سر می‌برده‌اند، از شکارچی تا کشاورز، پس از به چنگ آوردن شکاری کلان و فربه و یا خوشنودی از برداشت فرآورده‌های فراوان از کشت‌زارشان، چنان شاد و سرخوش می‌شدند که همگی از بزرگان قبیله تا تک تک افراد، خواه و ناخواه به جست و خیز و شادی برمی‌خاستند، دست به دست یکدیگر می‌دادند و به گرد آن‌چه به دست آورده بودند به پای‌کوبی و دست‌افشانی می‌پرداختند. در همین جست و خیزها و پای‌کوبی‌های همگانی بود که از یک‌نواختی جنبش¬ها و جستن‌های آنان، ضرب و وزن و ریتم پدیدار شده برای یکی ساختن جنبش‌های دیگر به کار گرفته می‌شد. گروهی از دانش‌مندان رشته‌های مردم‌شناسی و دانش‌های اجتماعی بر این باورند که اجتماع همین جنبش‌ها و جست خیزها، تبدیل به پای‌کوبی و دست افشانی‌های موزون و دسته جمعی و فریادهای ناشی از نشاط و سرور، بعدها تبدیل به آواز شد.

گرچه رقص و موسیقی به دوران قبل از تاریخ برمی‌گردند، معلوم نیست که کدام یک زودتر به وجود آمده‌ است. با این وجود از آن‌جا که ریتم و صدا در نتیجه حرکت ایجاد می‌شوند و موسیقی می‌تواند حرکت را القا کند، به نظر می‌رسد که رابطه این دو همواره به شکل هم‌زیستی بوده‌ است. بسیاری از شکل‌های اولیه موسیقی و رقص با هم ایجاد و اجرا شده‌اند. این تکامل دوگانه در دوران مختلف ادامه داشته و باعث ابداع گونه‌هایی از رقص و موسیقی شده‌است، از جمله: دیسکو، سالسا، الکترونیکا و هیپ‌هاپ. برخی از سبک‌های موسیقی مانند موسیقی باروک و رقص باروک رقص موازی دارند، در حالی که سبک‌های دیگر به طور جداگانه ایجاد شدند: موسیقی کلاسیک و باله کلاسیک.

هر چند رقص هم‌راه با موسیقی است، می‌توان آن را به طور مستقل نیز ارایه کرد یا از آهنگ خود رقص استفاده کرد «رقص پا». رقص‌های هم‌راه با موسیقی، بسته به سبک رقص ممکن است با موسیقی هم‌زمان باشند یا نباشند. رقصی که بدون موسیقی اجرا می‌شود، «رقص با ریتم خود» نامیده می‌شود. شادی و نشاط بخشیدن تنها بخشی از هنر رقص است. با توجه به این واقعیت که در نتیجه توسعه تکنولوژی، مردم دیگر چندان کارها و حرکت های بدنی نمی‌کنند، باید زمینه‌ها و شرایطی فراهم کرد که مردم به سالم‌سازی و نرمش و حرکات بدنی علاقه‌مند شوند. مطالعات نشان می‌دهد رقص یکی از مهم‌ترین شیوه‌های جذب مردم به سالم‌سازی و مراقبت از سلامتی‌شان است.

دانش تاتر‌درمانی نیز به کمک بشر امروز آمده است. طبق تعریف مجتمع بریتانیایی درمان‌‌شناسان، تاتر درمانی استفاده آگاهانه از جنبه‌های درمانی نمایش و تاتر، در یک دوره‌ی خاص درمانی است. در این شیوه‌ی مرکب ازکار و نمایش، روش‌های بازیگری «نقش آفرینی» جهت سهولت خلاقیت، تخیل، یارگیری و درون‌بینی استفاده می‌شود.

در دنیای امروز و در جوامع مدرن، گونه‌های مختلف هنر رقص، تاتر، باله و دیگر شکل‌های آن جدا از حضور و اجرا در مراکز تخصصی، کم‌کم به بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم نیز تبدیل شده است، چیزی که جای آن سال‌ها است که در کشور ما خالی‌ است.


 


آن‌چه در این بخش می‌آید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

منبع : ایرن / رامین نوری

نوشتن بر صفحه‌ی پاک بی‌کلام، بر صفحه‌ای که خط‌های موازیش یاد آور نرسیدن‌هاست. دلم هوای پر زدن دارد بسان پروانه‌ای که دیوانه‌وار به این سو و آن سو می‌رود اما نمی‌دانم مقصدش کجاست. دلم هوای آسمان به سر دارد عباس. جاییست که می‌دانم از آن عبور کرده‌ای. دلم هوای باران دارد، هوای روزهایی که تو را بیادم می‌آورند. ساده بگویم، عباس، دلم برایت تنگ شده. امروز یادآور همان روزی است که پای تلفن خبر حادثه‌ای که برایت رخ داده بود را به من دادند. روزی که هرگز دوستش ندارم عباس. عباس، عباس جعفری بزرگ مرد طبیعت ایران. سرزمینی که به آن افتخار می‌کند، کوهنوردی که علاقه وافری به طبیعت و به‌ویژه کویر دارد. شیفته طبیعت است و به گونه‌ای برای آن دلسوزی می‌کند که مادری فداکار برای فرزندش.

عباس از جمله آدم‌هایی است که زبان درخت، کوه، جنگل، کویر، دریا و آسمان را خوب می‌فهمد. شنیدن صدای لای لایی مادر طبیعت مستش می‌سازد، دستانش را رو به آسمان وا می‌نهد تا باران هستی وجودش را سیراب کند آنگاه که باد در گوش کوه آهنگ زندگی را نجوا می‌کند.

عباس مردی از جنس طبیعت، ناظری بی‌نظیر، شخصیتی خاص، مربی لایق، کوهنوردی حرفه‌ای، نویسنده‌ای توانا، نقاشی چیره‌دست است که با نگاهی متفاوت از دریچه دوربینش، همان یاور همیشگی سفرهایش، شور و شوق رفتن، شنیدن، دیدن و مزیدن را در هر بیننده‌ای به وجد می‌آورد. ادب و احترام عباس به ریش سفیدان و پیش‌کسوتان از مشخصات بارز اوست.

انسانی به تمام معنا، مهربان و باوفاست. احساسی پاک به سرزمین مان دارد که ستودنی است. حنجره‌ای گرفته با صدایی خشک و کویرگونه دارد اما آهنگ صدایش، کلامش را دلنشن می‌سازد. سفرها و خاطرات بسیاری از طبیعت و زیبائی‌های آن را از دریچه دوربینش در هر سفر برای همگان به ارمغان آورده است. از برخود غلطیدن کارون، مویه کردن باد، چهره و همت زن ایلاتی، برف‌های گردنه ایلوک، صخره‌های مافارون، چشمان خسته تاجماه پای تیرک سیاه چادر، گله ماه تی‌تی، کویر بیاضه، پشت دیوارهای بلند رباط خرگوشی، روی بلندی‌های کوه کوتاه هرش، پای کویر طبقه، واحه مصر و آرسون، آفتاب داغ حلوان و ده سلم، دشت خالی زیردست عروسان، زیر ساباط‌های چوپانان، لای لای کردن زن عشایر بر بالین کودک آبی چشم، پیر شالیار و هزاران هزار جای جای دیگر سرزمین زیبایش ایران و البته دیگر جاهای این کره خاکی که عباس آن را توده‌های کثیف می‌خواندش، همان زمین.

عباس، کاش بار دیگر می‌دیدیم و می‌شنیدیم که ایلیاتی‌های بختیاری، که تو را که شهروند افتخاری شان بودی در کنار بازفت دیده‌اند، باصفاترین کلاردشتی‌ها که سال‌ها هم‌نشین و هم‌راه تو بودند، باز با تو به سفرهای دور و دراز رفته‌اند، در دشت‌های بی‌پایان مرکزی، کویرنشینان جندق و معلمان، بار دیگر با تو تماشاکنان افق‌های باز بوده‌اند و با پیاله‌های دود زده به تو چای داده‌اند، بچه‌های ایل قشقایی، باز هم در برابر دوربین تو جلوه‌گری کرده‌اند، نپالی‌های خوشرو و مهربان، همان‌ها که آیین برادرخواندگی تو را انجام داده‌اند، همان‌ها که هرگاه خال هندویی می‌دیدی یا که بر برف‌های سپید کوهستان قدم می‌نهادی به یاد می‌آوردی که در پشت کوه‌های بلند و در دره‌های عمیق کشوری دور دست خواهری داری و برادری! بار دیگر تو را دیده که از سرزمینی دور می‌آیی و در کنارشان می نشینی و چونان خود ایشان جلوه‌های ناب فرهنگی‌شان را درمی‌یابی.

عباس! کتیبه‌ای، پیر کوه‌نوردی ایران، دیگر بار در تو نمودهای امروزین آن چه را که خود بوده است، از کوه دوستی و کوه نویسی و عکاسی، می‌خواهد ببیند. از گوشه و کنار جهان، پژوهش‌گرانی دل گرم دارند که با تو گوشه و کنار ایران را ببینند. شاگردانت چون من در پی ادراک گفته‌هایت هزاران سوال در سر دارند که جواب می‌خواهد. کسی چون تو نیست که جواب همه را بداند. رفقایت، همسرت، خانواده‌ات، هیچ کس به رفتنت عادت نکرده است، عباس.

آی عباس. آی عباس، لعنت به سفر که هر چه کرد او کرد.

لعنت به سفر؛ به راه‌های خاکی که تو را و مرا و ما را به جایی می‌رساند. به جایی برای نشستن و قرار گرفتن. قراری که از آن تو و بی‌قراری که نصیب ما شد …عباث. بی تو بازفت تنها افتاده است و کارون بی‌خودانه بر خود می‌غلطد. باد مویه می‌کند و زن ایلاتی چنگ بر چهره و موی بر می‌کند. عباث این‌جا هرکس به انگاره‌ای انتظار تو را می‌کشد. انتظار نگاه‌های نیمه نیمه‌ات را، انتظار گفته‌های تند و بی‌قرارت را، انتظار جمله‌هایی که می‌خوردیشان و نمی‌گفتیشان نکند که به بی‌فهمی ما دچار شود …

عباث دل به فریب رود سپردی و این گفته‌ات را پس از سال‌ها می‌فهمم:

رسم مهمان‌نوازی تبتی حکم می‌کند تا پس از خداحافظی نیز صاحب‌خانه باز فنجانت را از چای پر کند و این بدان معنی است که صاحب‌خانه منتظر است تا که دوباره بازگردی. هم او می‌داند و هم من می‌دانم که باز نخواهم گشت. می‌داند آیا؟

وقتی که به دره‌ها سرازیر می‌شوم خویشتن را در دست رنگ‌‌ها و طرح‌ها یله می‌کنم. رها می‌کنم خودم را هم‌راه با زائران خسته اما مشتاق و گم می‌کنم خود را تا بار دیگر پیدا شوم. چونان قلوه سنگی یا که ریگی تن به جریان رودی می‌دهم و اوست که با خود مرا می‌برد. به کجا؟ اینش را نمی‌خواهم که بدانم. همه رنگ‌ها یک رنگ می‌شود و همه فریادها و حرف‌ها زمزمه‌ای می‌شود گنگ که فضای نیمه روشن معبد پیر را راز آلوده‌تر می‌کند. از ذهنم می‌گذرد که:

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما اینست شاید

که در افسون گل سرخ شناور باشیم.

عباس! اکنون می‌دانم کار ما نبود شناسایی راز تو، کار ما شاید این است که شناور باشیم در افسون نوشته‌هایت، عکس‌هایت، نگاهت، نگاهی هم‌چون نگاه دهقانی بر زرنای خوشه‌زارش و برق امید به فردایی خالی از فقر، نگاه پر شعف مادری بر طفلکی خرد بر سر آغاز اولین گام‌های تای‌تای‌اش بر همواری همیشه زمین، نگاهی که همه شیرینی‌ها و شگفتی‌های زمین را در خود یک‌جا دارد با پایانکی از حسرت و دریغ، نگاهی که دغدغه دائمی‌اش ثبت زیبایی‌هایی است که عباس یقین داشتی که به زودی در این سرزمین مغموم به چوب حراج تاراج می‌شود و عکس‌هایت؛ عکس‌هایی که ثبت پر دریغ و حسرتی است از همه زیبایی‌های محتوم و از دست رفتنی و همه عمر صاحب این نگاه زیبا در تکاپو و تلاش بر ثبت لحظه‌ای، لحظاتی و آن و دمی که تا این لحظه بود و دیگر نیست، نیست اما جزیی از آن را می‌توان بر لوح عکس‌هایت به تماشا نشست با دریغ و حسرتی که ای کاش ما نیز آن‌جا بودیم و آن لحظه‌ها را می‌چشدیم و می‌مزیدیم و می‌دیدیم. این یادداشتی است برای همه آن زمان‌هایی و آدم‌هایی که از دست رفته و می‌روند. پس چه می‌ماند جز دریغی و حسرتی و دیگر این‌که عمر، عمر ما نیز در حسرت و دریغی این چنین می‌رود تا که به سر آید، نیز نیک می‌دانم بی تو برای بسیار خیال‌ها که در سر داشتم، سخت تنها خواهم بود عباس.

همیشه مسافر، سفرت بی‌خطر


 


تقی رحمانی

قصه مکرر مظلوم و ظالم همیشه دردآور است. سحر کردن شب ۲۳ ماه رمضان ۱۴۳۱ ه. ق سخت پر ماجرا بود. دعا و گریه و ناله و حتا یادآوری ظلم‌های گذشته باز هم نمی‌توانند از شدت بی‌دادی که بر مهدی کروبی فرزند احمد و خانواده او رفت بکاهند. سال‌هاست که با درد هر آزاده و مبارز و سخت‌کوشی  گریسته‌ام. فرقی نمی‌کند ظلم و ظالم کجا باشد. هر جا مظلومی هست دلمان می‌لرزد. در غزه وقتی که دولت اسراییل  ظلم می‌کند اندوهگین می‌شویم، زمانی که به دارفور نظر می‌کنیم غمگین می‌شویم.  ظلم در همه جهان است. زمانی که نوجوان بودم  دلتای رود دانانگ و رود مکنگ در ویتنام مکان دردآوری بودند  که نماد مقاومت ویتنامی‌ها علیه  آمریکایی‌ها بود. بعد با ظلم علیه فلسطین و ایران آشنا شدم. ظلم ،ظلم است و شدت و حدت آن نمی‌تواند به عادت تبدیل شود.

گفتم که شب بیست و سوم رمضان تا سحر شب سختی بود. در بعدازظهر آن‌روز از حسین کروبی شنیدم  که امشب می‌خواهند وارد ساختمان شوند و ما در خانه جمع می‌شویم و منتظر هر حادثه‌ای هستیم. زمانی درد و هراسم بیش‌تر شد که خانم کروبی در مصاحبه‌ای گفت مهاجمان وارد ساختمان شده‌اند. انگار که دیگر هیچ چیز نمی‌تواند آرامم کند. نرگس هم که بیماری‌اش ادامه دار شده و می‌ترسم مزمن شود نگران شد. نرگس می‌گوید کروبی تنها مقامی از نظام جمهوری اسلامی بود که ما را با روی باز  در دوران اسارت می‌پذیرفت. مادرم پارچه خانه کعبه را نشان می‌دهد که کروبی در دیدار با خانواده ملی مذهبی‌ها تقسیم کرده بود. مادرم می‌گوید:«خدایا کمکش کن». اما من آرام نمی‌شوم. لحظه اعدام‌های ۱۳۶۷ در ذهن‌ام مرور می‌شود اما باز هم التیام نمی‌یابم. خواندن جوشن کبیر را آغاز می‌کنم  در ذکر یا مفرج‌الهموم متوقف می‌شوم.

در این لحظات  به مومنی پر ماجرا ، زید آبادی صادق، سحرخیز صریح، صابر مقاوم، بداغی مظلوم، صمیمی شهرآشوب، بهاره هدایت‌نو عروس بند‌کشیده، زینب جلالیان مصیبت‌کش، عماد بهاور آرام و با وقار، نظرآهاری زجر کشیده و ملیحی بشاش و عبدالرضای تاجیک استوار و ایستاده بر آرمان و ده‌ها زندانی دیگر  فکر می‌کنم

کسی درون من می‌گوید خداوند کروبی را دوست دارد و او هم باید کفاره اعمالش را پس بدهد.  اما می گویم خون را با خون  نمی شورند.  این درد  را سر ایستادن نیست. او شیردل است و شجاعانه از حقوق شهروندان دفاع کرده و چندین و چند سال است که چنین می‌کند. دست‌ام را بر سرم می‌گذارم و کتاب حسین وارث آدم شریعتی را می‌گشایم. شریعتی از عاشورا می‌گوید. از هزاران هزار که به‌نام حسین، حسین را فراموش کرده‌اند و شمشیر حسین بر زمین مانده است. چند سطری را می‌خوانم. کسی در درون من به من می‌گوید همیشه این رسم بوده است که حسینی‌ها را می‌کشند به‌نام حسین. با خود می‌گویم در دوران شریعتی همه چیز سیاه و سفید بود. او جنگ مذهب علیه مذهب را ندیده بود و ما اکنون داریم می‌بینیم. در دوران شبهه‌ها دیگر  به آسانی و به راحتا دوران شریعتی نمی‌توان از حق و باطل گفت. فراموش نکنیم که امام علی معتقد بود که بعد از پیامبر کار زمانی سخت شد که راه گم کرده و ظالم هر دو گرفتار شدند و راه درست بسیار سخت و ظریف شد. بازهم سخنان حسین و فاطمه کروبی به ذهنم هجوم می‌آورند.

به راستی در شب‌های احیا و شب‌های متعلق به امام علی به خانه مردی هجوم آوردند که از پس ظواهر حکومت دینی با حفظ باورهایش از ظلم‌ها و اجحاف‌ها سخن گفت و ایستاد و پاپس نکشید. اما عده‌ای بعد از خواندن زیارت عاشورا و برگزاری احیا به خانواده‌ای بی‌پناه روی می‌آورند. او بزرگوارانه و تیز هوشانه از هیچ کس تقاضای کمک نمی‌کند. این حرکت او مصداق «فاصبر به ما یقولون» است. زیرا خرابیان می‌خواهند جنبش سبز و رهبرانش را کلافه کرده  و بعد هم شدت عمل نشان دهند.

دست‌ام را بر سرم می‌گذارم و کتاب حسین وارث آدم شریعتی را می‌گشایم شریعتی از عاشورا می‌گوید از هزاران هزار که به‌نام حسین، حسین را فراموش کرده‌اند و شمشیر حسین بر زمین مانده است

با خود می‌گویم که همیشه حسین وارث آدم است که در میان حامیان خود ناشناخته است. این‌بار معیارهای حکومت علی به‌وسیله مدعیان حکومت او گم شده است. به راستی مهاجمان و حاکمان تاریخ نمی‌دانند روز عاشورای ۱۳۸۸ ه. ش چه کسی مظلوم بود؟ آیا آن‌ها نمی‌دانند در شب احیای ۲۳ رمضان  ۱۴۳۱ چه کسی مظلوم بود؟ آرام نمی‌گیرم. ساعت از ۲ بامداد گذشته است. مثنوی را می‌گشایم و این بیت می‌آید: «او خدو انداخت بر روی علی، افتخار هر نبی و هر ولی» و تا جایی می‌رسم که مولانا از زبان علی می‌گوید:«من شیر حق‌ام نه شیر هوا». اما مثنوی هم من را آرام نمی‌کند. سکوت سرشار از ناگفته هاست. من محاصره شده‌ام و درونم غوغایی است. در لحظه روزهای سخت سلول انفرادی و بندهای زندان و در موقعیت‌های دشوار بیرون زندان گاه‌گاهی این شعر دردآور شاملو را مرور می‌کنم: «به ما گفته بودند که آن کلام مقدس را به شما خواهیم آموخت.

اما عقوبتی جان فرسا را تحمل می‌بایدتان کرد و عقوبت جان‌فرسا را چندان تحمل کردیم که آن کلام مقدس نیز از خاطرمان برفت.» خدایا چنین سرنوشتی را برای ایران نپسند. باز هم نا آرامم. با خود جمله شریعتی را مرور می کنم  که می گفت:«  چه سخت است ملتی شیعه علی باشد اما سرنوشت یزید داشته باشد.» هیچ چیز و هیچ کس آرامم نمی‌کند. من که بیش‌تر در وسط ماجراها بوده‌ام نمی‌توانم زمانی که در ماجرا نیستم خود را آرام کنم. با این‌که سختی‌های فراوان هم کشیده‌ام اما دلم جای دیگر است. در این لحظات  به مومنی پر ماجرا ، زید آبادی صادق، سحرخیز صریح، صابر مقاوم، بداغی مظلوم، صمیمی شهرآشوب، بهاره هدایت‌نو عروس بند‌کشیده، زینب جلالیان مصیبت‌کش، عماد بهاور آرام و با وقار، نظرآهاری زجر کشیده و ملیحی بشاش و عبدالرضای تاجیک استوار و ایستاده بر آرمان و ده‌ها زندانی دیگر  فکر می‌کنم و در ذهنم همه رفتگان راه آزادی را مرور می‌کنم.

اما در این شب احیا مهدی کروبی در ذهن و فکر جای گرفته بود. همان شیخ شیردلی که مصداقی و مرحله به مرحله  به حقوق بشر رسید  و بر سر آن ایستاد.  او تحت فشار قرار گرفته است و تکلیف دینی او با رعایت حقوق بشر هم‌راه شده است. این هم‌راهی مبارکی است. اعتقاد محکم در پیوند با حقوق بشر دوران ساز می‌شود. این هم‌راهی در جامعه ایران بارها رخ داده است. این دید امیدوار کننده باعث می‌شود که اشک در چشم‌هایم جمع شود. با خودم می‌گویم خدایا تو خود به ما گفتی که «بخوانیدم تا اجابت کنم.» اگرچه گفته‌ای که هر خواسته‌ای هزینه دارد اما خدای من کمکمان کن تا هزینه‌ها را کاهش دهم. باز هم با خود زمزمه می‌کنم «خدایا این درد را درمان کن» «خدایا حق گویان را سرگردان مکن.» باز هم می‌گویم خدایا کروبی شیردل، میرحسین مقاوم و همه سبزها را سربلند کن و همواره آن‌ها در دولت، بر دولت و با دولت مدافع حقوق مردم از هر باور و عقیده‌ای کن.

سرم را در دست می‌گیرم و لبهایم تکان می‌خورد. چشم‌هایم در قاب عکس شریعتی مات می‌شود که زیرش نوشته :«‌ای آزادی‌ای خجسته آزادی». لبخند شریعتی در عکس هم آزارم می‌دهد و هم آرامم می کنم و احیای خود را با یاد رنج‌های تحمیل شده بر کروبی و خانواده فداکارش پایان می‌برم به این امید که در سال آینده به خانه هیچ آزادی‌خواهی حمله نشود و آزادی‌خواهان در بند کشیده آزاد شوند.

تقی رحمانی، شهریور ۸۹


 


گزارش تصویری از دیدار و تقدیر اصلاح‌طلبان و روزنامه‌نگاران از ایستادگی مهدی کروبی


 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

منبع : وب سایت باران / دکتر مهدی خزعلی

دیروز مطلبی از محمدعلی رامین (معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد) خواندم، او برای خاتمی عبارت لعنت‌اله علیه به‌کار برده بود، لذا تصمیم گرفتم این خاطره را بنویسم.

در راه‌روهای وزارت ارشاد رامین را دیدم، همسر و فرزند دکتر شریعتی هم آن‌جا بودند، به او گفتم: «برای لغو امتیاز دو نشریه پزشکی- که هر یک شخصیت حقوقی مستقل دارند – دو کاغذ آ۵(نصف آ۴) مصرف می‌کردید و در یک نامه نیم صفحه‌ای دو نشریه پزشکی را لغو امتیاز نمی‌فرمودید و از آن مهم‌تر من را به عنوان یک مخالف و منتقد سرسخت بپذیرید و مباحث را با هم خلط نفرمایید، این نشریات پزشکی است و ربطی به سیاست ندارد.» او گفت: «برای من این مسئله مهم است، موضع شما در مورد امام خامنه‌ای چیست؟»

عرض کردم: بگذارید نظرم را راجع به بالاتر از ایشان – امام‌خمینی – بگویم. بر آشفت و گفت: «نه او بالاتر نیست. امام خمینی به گرد پای امام خامنه‌ای هم نمی‌رسد» و برای اثبات ادعایش اضافه کرد: «امام شاید یک زمانی مطرح بود، اما امام خامنه‌ای به مراتب بالاتر از اوست، امام خمینی در اواخر دوره رهبری کم آورد، و می‌گفت دعا کنید من از میان شما بروم، دیگر نمی‌توانم.

با آن همه شاگرد هم‌راه و مطیع، و امام خامنه‌ای شاگردی نداشت، تازه شاگردان امام هم به او پشت کردند، امام خامنه‌ای یکه و تنها ۲۱ سال با اقتدار کشور را داره کرد و خم به ابرو نیاورد، گله هم نمی‌کند. عصبانی هم نمی‌شود.»

با خود گفتم: او به هیچ کدام اعتقاد ندارد، با تجلیل از رهبری می‌خواهد پشتوانه او – امام – را بکوبد، بعد از کوبیدن امام راه برای کوبیدن رهبری هم باز می‌شود. من مطمئن هستم که روزی همین آقا رهبری را هم تخریب خواهد کرد.

نهاد رهبری چقدر باید خوش خیال باشند که فریب این تملق و چاپلوسی را بخورند و این ترفند ساده و بچه‌گانه را درک نکنند. واقعن برای شما متاسفم که امور را به دست این متملقان داده‌اید.


 


سه‌شنبه ۱۶ شهریورماه ۱۳۸۹ – ۷ سپتامبر ۲۰۱۰

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا: اعظم

note3استودیو: دامون

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3گزیده‌ی اخبار مطبوعات سه‌شنبه ایران

note3دایره‌ی شکسته – «رقص، گذار از حاشیه به متن» - مه‌شب تاجیک

note3بخش اول اخبار

note3 روزنگاشت – «مبارزه با بی‌سوادی هدفی ملی» -  محبوبه

note3پس‌نشینی تند – «نخستین فیلسوفان زن» - اکبر ترشیزاد

note3طنز در پرشکی – «سه‌شنبه‌ها با حوری» – علی انجیدنی

note3بخش دوم اخبار

note3رادیو لیچار – «گفت پول گرفته تا من را بدبخت کنه»- (قسمت ۸۴) – فرورتیش

note3مجله‌ی خبری کابل – نجیب امیری

note3کوچه مهتابی – «چون ندیدند حقیقت…» – اردوان طاهری

note3بخش سوم اخبار


 


خبر / رادیو کوچه

بر اساس گزارش‌های رسیده سیامک میرزایی و حافظ سردارپور از فعالان دانشجویی، که در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس شرکت کرده بودند از ورود به دانشگاه محروم شده‌اند.

به گزارش ساوالان سسی، به‌دنبال اعلام نتایج نهایی آزمون فوق لیسانس دانشگاه‌های دولتی ایران در هشتم شهریور ماه، حافظ سردارپور رتبه ۵۰۰ کنکور کارشناسی ارشد در رشته تولیدات دامی علی‌رغم کسب رتبه لازم جهت قبولی در دانشگاه‌های انتخابی، مردود اعلام شده است.

پس از پیگیری‌های این فعال دانشجویی مسوولان سازمان سنجش به وی گفته‌اند که او فاقد صلاحیت سیاسی برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد است.

علاوه بر این سیما دیدار، هاجر کبیری و مجید ماکویی‌زاد دیگر فعالان مدنی آذربایجانی هستند که پس از شرکت در کنکور سراسری سال ۸۹ با محرومیت از ادامه تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس مواجه شده‌اند.


 


خبر/ رادیو کوچه

روز گذشته دوشنبه دادگاه انقلاب حکم اعدام عبدالرضا قنبری، معلم دبیرستان یکی از مدارس پاکدشت و استاد دانشگاه را به زندان تبدیل کرده است.

به گزارش هرانا، قاضی صلواتی، قنبری را تحت عنوان محاربه از طریق ارتباط با گروه‌های معاند که از مصادیق این موضوع داشتن ایمیل‌های مشکوک و ارتباط با یکی از رسانه‌های تلویزیونی خارج از کشور،به اعدام محکوم کرده بود.

گفتنی است این معلم که بیش از ۱۴ سال در مدارس و دانشگاه سابقه تحصیل دارد، روز ۲۴ دی سال گذشته  توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

بیشتر بخوانید:

«حکم اعدام برای عبدالرضا قنبری، معلم دبیرستان»


 


محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

هفتم سپتامبر برابر با «روز جهانی مبارزه با بی‌سوادی» است. یکی از شاخص‌های رشد در جوامع متمدن، میزان بهره‌مندی مردم آن کشور از حداقل سواد نوشتن و خواندن است. به‌همین دلیل سازمان‎ آموزشی، علمی و فرهنگی ملل‎ متحد «یونسکو» این روز را برای مبارزه با بی‌سوادی نام‌گذاری کرده است.

در طول قرن نوزدهم کشورهای صنعتی به اهمیت نقش تعلیم و تربیت در دگرگونی جوامع پی بردند. این اندیشه از آن جا تقویت می‏شد که وقوع انقلاب صنعتی و اوج‏گیری پیش‌رفت در ساختارهای صنعتی و تکنولوژی جامعه، نیاز به افراد خلاق و با استعداد را که بهره‏مند از سواد باشند را نیاز داشت.

در واقع نظام سرمایه‏داری، مبارزه با بی‏سوادی را در کشورهای پیش‌رفته در اولویت قرار داد تا چرخ دنده‏های این نظام استعماری به راحتی به حرکت درآیند. از سوی دیگر مسئله مبارزه با بی‏سوادی در کشورهای آسیایى و آفریقایى تازه استقلال یافته به عنوان یک هدف ملی مدنظر قرار گرفت و ریشه کنی آن را لازمه توسعه و عدالت اجتماعی برشمردند.

با تمامی این تلاش‏ها به دلایل گوناگونی هنوز هم در سراسر جهان و حتا در کشورهای پیشرفته صنعتی مسئله بی‏سوادی هم‌چنان باقی است. ناگفته نماند که یک میلیارد جمعیت جهان از جمله یک صد میلیون کودک به دلیل فقر اقتصادی و فرهنگی از نعمت سواد محروم هستند.

به همین دلیل سازمان‎ آموزشی، علمی و فرهنگی ملل‎ متحد «یونسکو» روز هفتم سپتامبر را «روز جهانی مبارزه با بی‌سوادی» نام‌گذاری کرد.

بدیهی است مبارزه با بی‌سوادی نه تنها در مقوله توسعه فرهنگی به عنوان نخستین گام قلم‌داد می‌شود، بلکه در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیز حائز اهمیت ویژه‌ای است.

هیچ گنجی سودمندتر از دانش نیست

هر چه افراد جامعه به سمت باسوادی شدن پیش روند، به طور یقین سیر تحول و روی‌کرد آن جامعه به سمت مفهوم توسعه امر سریع‌تری خواهد بود.

با نام‌گذاری چنین روزی جهانیان حذف این پدیده شوم را از جامعه بشری خواستار می‌شوند.

سواد، ابـزار اصلـی‎ تـوسعـه‎ اقتـصادی،‎ اجـتمـاعـی‎ و حفاظت‎‎ از محیط‌‌ زیسـت و هم‌چنین ابزار مـهمــی‎ بـرای‎ محـو فقـر و گسـتـرش‎ فـرصـت‎‎هـای‎ شـغلـی‎، پیـش‎ بـردن‎ مـسـاوات جـنسـیتـی‎، بـهبـود بهـداشـت‎ خـانـواده، حفاظت‎‎‎ از محیـط‌‌ زیسـت و تـرویـج‎ مشـارکـت دموکراتیک‎ است و سوادآمــوزی‎ بـرای‎‎ همه‎‎، بخش‎‎ یک‌پـارچـه‌ای از آموزش و پرورش‎ و به ‎‎‎منظور دستیابی‎ بـه توسـعـه حقیقی‎ پایدار، حائز اهمیت‎‎ است.

طبق آخرین آمار منتشره یونسکو، میـزان‎ سـواد در جهان‎ در ۲٠ سال‎ گذشته‎ ١٠ درصـد افـزایــش‎ یافته‎ است. این سازمان که سواد را توانایی‎ خواندن‎‎‎ و نوشتن بیان می‎کند، اعلام داشته که بـا وجود افزایش‎ سطح‎ سواد در جهان، هنـوز ۷۵٨ میلیون‎ نفر بی‌‌سوادند که‎‎ نزدیک‎ به دو سـوم‎ آنان‎‎ زن هستند.

و اما در ایران اولین سازمانی که به طور رسمی در سال ‌١٣١۵ برای مبارزه با بی‌سوادی بزرگ‌سالان شروع به کار کرد، اداره تعلیمات «اکابر» بود. در سال ‌١٣٢٢ و بعد از جنگ جهانی دوم، کلاس‌های سواد آموزی بزرگ‌سالان تحت عنوان آموزش سال‌مندان آغاز به کار کرد و در فاصله سال‌های ‌۱۳۲۰ تا ‌۱۳۳۵، آموزش بزرگ‌سالان با عنوان تعملیات اساسی در جهان با بنیان‌گذاری یونسکو مورد توجه قرار گرفت و به صورت آزمایشی در کشورهای مصر، هلند، فیلیپین و مکزیک به اجرا درآمد.

پس از این اقدام، اجلاس جهانی کنفرانس عمومی یونسکو در پاریس در مورد پیکار جهانی مبارزه با بی‌سوادی تصمیماتی اتخاذ کرد و در پی آن، کنگره جهانی براندازی بی‌سوادی در جهان را از ‌١۵ تا ‌٢۵ شهریور ‌١٣۴۴ در تهران تشکیل داد و در سپتامبر ‌٢٠٠٠ میلادی نیز رهبران جهان، اعلامیه هزاره را تصویب کردند و متعهد شدند، ملت‌هایشان تا سال ‌٢٠١۵ میلادی بتوانند به یکی از اهداف آموزش همگانی دست‌یابند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی با صدور فرمان آیت‌اله خمینی، نهضت سواد آموزی در ‌هفتم  دی ماه ‌١٣۵٨ شروع به کار کرد و با تشکیل کلاس‌های سوادآموزی، امکان تشکیل کلاس را در تمام نقاط کشور به وجود آورد.

طبق آخرین نتایج سرشماری سازمان نهضت سوادآموزی، قدر مطلق بی‌سوادی از ‌٢/١۴ میلیون نفر در سال ‌١٣۵۵ به ‌٨/٩ میلیون نفر در سال ‌١٣٨۵ کاهش یافته است و نرخ باسوادی نیز از ‌۵/۴٧ درصد سال ‌١٣۵۵ به ‌۶/٨۴ درصد در سال ‌١٣٨۵ افزایش یافته است.

منبع‌ها:

راسخون

همشهری


 


خبر / رادیو کوچه

سه دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد به نام‌های مهدی خسروی، امین ریاحی و حمید‌رضا امیرخانی به یک سال حبس تعزیری که به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آمده است محکوم شده‌اند.

این دانشجویان در نشریات دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد فعالیت روزنامه‌نگاری داشته و به اتهام تبلیغ علیه نظام در نشریه محاوره به یک سال زندان محکوم شده‌اند.

گفتنی است پیش از این در سال ۸۷ نیز به دلیل فعالیت در نشریات دانشجویی به چهار ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بودند.


 


خبر / رادیو کوچه

وزیر امور خارجه ایران، روز دوشنبه ۱۵ شهریور اظهارات اخیر حمید بقایی، نماینده ویژه محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری اسلامی در خصوص انتخاب نمایندگان ویژه به اختیار و مسوولیت رییس جمهوری در امور آسیا را سبب تضعیف دستگاه دیپلماسی ایران دانسته است.

به گزارش ایلنا، منوچهر متکی در این‌باره اظهار داشت: «مشخص نیست که آقای بقایی بر اساس کدام مسوولیت و از چه جای‌گاهی این‌گونه سخنان نسنجیده را بیان می‌کند، در حالی‌که هنوز آثار منفی اظهارات اخیر ایشان که موجب بروز مشکل در روابط خارجی شد، از بین نرفته است.»

منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران از اظهارات نماینده ویژه رییس جمهوری اسلامی در امور آسیا، به شدت انتقاد کرد و گفت که سیاست خارجی محل «ناپخته سخن گفتن» نیست.

آقای بقایی که اظهارات پیشین‌اش درباره «نسل‌کشی ارامنه توسط امپراطوری عثمانی» واکنش مقامات ترکیه را به‌دنبال داشته، روز یک‌شنبه ۱۴ شهریور عنوان کرده بود آقای احمدی‌نژاد، با اختیارات خود نمایندگان ویژه را انتخاب کرده است و هم‌چنین از انتخاب نمایندگان ویژه رییس جمهوری در حوزه‌های آفریقا و آمریکای جنوبی خبر داده بود.

آقای متکی هم‌چنین از مسوولان دولتی خواست که «با ناپخته سخن گفتن» هزینه کشور در عرصه سیاست خارجی را بالا نبرند و تاکید کرد که تضعیف دستگاه سیاست خارجی ایران «در شرایط کنونی آن هم توسط برخی از اعضای دولت مصداق بارز بر شاخه نشستن و بن بریدن است.»

این در حالی است که یک هفته پیش آیت‌اله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی گفته بود مسایل مربوط به سیاست خارجی باید فقط توسط وزارت امور خارجه پیگیری شود و دولت باید از موازی کاری بپرهیزد.

در پی انتصاب نمایندگان ویژه توسط رییس جمهوری اسلامی، بعضی از نمایندگان مجلس و چهره‌های سیاسی این کشور، این اقدام را «موازی‌کاری» و ناشی از اختلافاتی دانسته بودند که میان محمود احمدی‌نژاد، و وزارت امور خارجه پیدا شده است.

بیشتر بخوانید:

«احمدی‌نژاد آمد ابرو را درست کند چشم را کور کرد»

«نمایندگان ویژه رییس جمهوری تجربه دیپلماتیک ندارند»

«انتقاد امور خارجه از نمایندگان ویژه رییس‌جمهوری»


 


رادیو کوچه

حمید سوریان و امیر‌علی اکبری، کشتی‌گیران تیم ملی ایران در مسابقات جهانی کشتی فرنگی که در مسکو برگزار می‌شود، روز گذشته دوشنبه به مدال طلا دست یافته‌اند.

این برای نخستین بار است که تیم ایران در یک دوره مسابقات جهانی کشتی فرنگی به دو مدال طلا دست پیدا می‌کند.

حمید سوریان در مسابقه فینال وزن ۵۵ کیلوگرم مقابل چوی گیو جین از کره جنوبی قرار گرفت و موفق شد در تایم سوم بر حریف خود غلبه کند و پنجمین مدال طلای جهانی خود را به گردن آویزد.

سوریان در مسابقات مقدماتی خود بر حریفانی از الجزایر، بلغارستان، فنلاند پیروز شده بود و در نیمه نهایی رومن آمویان، کشتی‌گیر ارمنی را شکست داد.

در فینال وزن ۹۶ کیلوگرم، امیرعلی اکبری نیز که سال قبل به مدال برنز جهان رسیده بود، زنیچنکا کشتی‌گیر اهل بلاروس را با نتیجه ۳ بر ۲ شکست داد و نخستین طلای جهانی خود را به دست آورد.

او با پیروزی بر حریف روسی خود در نیمه نهایی به فینال این وزن رسیده بود.

در ادامه این مسابقات، سه‌شنبه ۱۵ شهریور امید نوروزی در ۶۰ کیلوگرم و محمد قربانی در ۱۲۰ کیلو‌گرم به روی تشک می‌روند.


 


خبر / رادیو کوچه

روز گذشته دوشنبه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود ایران را متهم کرده که به برخی از بازرسان اجازه ورود به تاسیسات هسته‌ای خود را نداده است.

به گزارش سی‌ان‌ان، در این گزارش آمده است که مهر و موم تعدادی از تجهیزات غنی‌سازی اورانیم در نطنز نیز شکسته شده است.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از «مخالف مکرر ایران با انتخاب بازرسان با تجربه در چرخه سوخت و تاسیسات اتمی این کشور که روند بازرسی را مختل می‌کند» انتقاد کرده است.

ایران چندی پیش به دو تن از بازرسان آژانس اتمی اجازه ادامه نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ایش را نداد. این تصمیم پس از دو گزارش آژانس که در آن به فعالیت‌های اتمی «اعلام نشده» تهران اشاره شده بود گرفته شد.

از سویی دیگر مقامات ایران اعلام کرده‌اند این دو بازرس گزارش‌های غلطی به آژانس داده‌اند، اما آژانس در مقابل عنوان کرده است به یافته‌های آن‌ها اطمینان کامل دارد.


 


مریم / رادیو کوچه

maryam.m@koochehmail.com

  • سال ۱۵۱۴ میلادی – نظامیان عثمانی وارد تبریز شدند. این نظامیان به فرماندهی مستقیم «سلیم اول» سلطان عثمانی در دشت چالدران نیروهای شاه اسماعیل صفوی را شکست داده بودند. سلطان سلیم و نیروهایش بر اثر حملات غیرمنظم نیروهای شاه اسماعیل و مقاومت مردم تبریز نتوانستند مدت طولانی در این شهر بمانند و به خاک عثمانی بازگشتند.
  • ۱۳۳۵ خورشیدی – چاه نفت شماره شش قم در منطقه البرز به نفت رسید. چاه شماره پنج در منطقه البرز که در عمق دو هزار و ۶۷ متری به نفت رسیده بود از چهارم شهریور بر اثر فشار گاز طبیعی دچار فوران شده بود که خروج نفت از آن مدت‌ها ادامه داشت تا از خارج کارشناس دعوت کردند و آن را خاموش کردند.
  • ۱۹۴۰ میلادی – بمباران شبانه لندن توسط نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه) از هفتم سپتامبر آغاز شد و ۵۷ شب متوالی طول کشید و تلفات و زیان‌های سنگین به بار آورد. این بمباران‌ها در تاریخ جنگ جهانی به «بلیتز» معروفند.
  • ۱۹۸۸ میلادی – «عبدالاحد مهمند» (Mohmand) خلبان نیروی هوایی افغانستان (متولد ۱۹۵۹ و از طایفه مهمند) هفتم سپتامبر  پس از ۹ روز اقامت در ایستگاه فضایی شوروی به‌نام «میر» به زمین بازگشت. وی با موشک «سایوز TM – 5»به فضا فرستاده شده بود و پس از رسیدن سایوز به ایستگاه میر به آن منتقل شده بود. عبدالاحد نخستین فضانورد افغانستان به‌شمار می‌رود.
  • ۱۸۱۲ میلادی – «ناپلئون بناپارت» که برای تصرف روسیه و سپس از راه ایران تصرف هند و خارج کردن آن از دست انگلستان وارد روسیه شده بود هفتم سپتامبر ارتش روسیه را در منطقه «بورودینو» واقع در ۱۱۲ کیلومتری غرب مسکو درهم شکست و هفت روز بعد وارد مسکو شد.
  • ۱۸۲۲ میلادی – برزیل هفتم سپتامبر سال ۱۸۲۲ اعلام استقلال کرد و خود را از استعمار پرتغال نجات داد. از همین زمان هفتم سپتامبر روز ملی برزیل است.
  • ۳۵۴ خورشیدی – «ابوریحان بیرونی» دانشمند ایران زمین در عرصه‌های ریاضیات، نجوم و فیزیک در بیرون شهر خوارزم متولد شد. بیرونی محققی هوشمند و نکته‌سنج بود و سنت‌ها و عقاید ملل را به‌دقت مطالعه می‌کرد و سپس با بی‌طرفی و بدون تعصب درباره آن‌ها قضاوت می‌کرد. او از ۲۰ سالگی به سیر و سفر پرداخت و با بزرگانی چون خجندی و ابولوفای بوزجانی ملاقات کرد. از آثار بسیار ارزشمند ابوریحان بیرونی می‌توان «الباقیه، تحقیق ماللهند و التفهیم» را برشمرد.
  • ۱۵۳۳ میلادی – تولد «الیزابت اول» ملکه مقتدر انگلستان. ملکه الیزابت اول، پادشاه مقتدر بریتانیای کبیر در هفتم سپتامبر به‌دنیا آمد. وی دختر هنری هشتم بود و در ژانویه ۱۵۵۹ میلادی طی تشریفاتی در ۲۶ سالگی تاج‏گذاری کرد. از اولین اقدامات وی، اعلام آزادی اعتقادات مذهبی بود. الیزابت اگرچه راه هرگونه نفوذ پاپ در امور انگلستان را بست اما با ملایمتی که نسبت به کاتولیک‏ها از خود نشان داد، از بروز جنگی مذهبی در کشور جلوگیری کرد.

 


رادیو کوچه

طی گزارشی صبح روز سه‌شنبه تونی بلر مراسم امضای کتاب خاطراتش را که قرار بود روز چهارشنبه در لندن برگزار شود لغو کرده است.

او دلیل لغو این برنامه را جلوگیری از ایجاد «دردسر فراوان» برای مردم و پلیس اعلام کرد.

آقای بلر گفت: «نمی‌خواهم مردم با دردسرهای اجتناب‌ناپذیری که معترضان ایجاد می‌کنند به زحمت بیفتند.»

تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا، گفت: «این‌گونه نیست که برای فروختن نسخه‌های کتاب خاطراتش مراسم امضای کتاب «ضرورت» داشته باشد. برای کسانی که قرار بود بیایند تا شخصن کتابم را برایشان امضا کنم متاسفم. امیدوارم آن‌ها درک کنند.»

لازم به ذکر است کتاب خاطرات آقای بلر با نام «سفر»، هفته گذشته در بریتانیا منتشر شد.


 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

منبع : فیس بوک / اردوان روزبه

یک روز بعدازظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی‌گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.

اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نه ایستاد، این واقعن لطف شماست . وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟» و او به زن چنین گفت: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی یک‌نفر هم به من کمک کرد. همون‌طور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعن می‌خواهی که بدهی‌ات رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه…

چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راه‌شو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیش‌خدمتی بگذره که می‌بایست هشت‌ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیش‌خدمت رو نمی‌دانست و احتمالن هیچ‌گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیش‌خدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره، زن از در بیرون رفته بود، درحالی‌که بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیش‌خدمت نوشته زن رو می‌خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی یک‌نفر هم به من کمک کرد، همون‌طور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعن می‌خواهی که بدهی‌ات رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه…

همان شب وقتی زن پیش‌خدمت از سرکار به خونه رفت در حالی‌که به اون پول و یادداشت زن فکر می‌کرد به شوهرش گفت:

«دوستت دارم اسمیت، همه چیز داره درست می‌شه

به دیگران کمک کنیم بلاخره یک‌جا یکی به ما کمک میکنه و قول بدیم که

نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه

یعنی زنجیر عشق به من می‌خواد ختم بشه؟

نه… نمی زارم


 


خبر / رادیو کوچه

برنار کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه، روز گذشته دوشنبه در اظهار نظری عنوان کرد که نجات سکینه محمدی آشتیانی یک مسئله شخصی برای او و یک موضوع ملی برای فرانسه است و به این منظور اگر لازم باشد به تهران سفر خواهد کرد.

به گزارش بی‌بی‌سی، وزیر امور خارجه فرانسه این سخنان را روز دوشنبه در پاریس پس از دیدار با محمد مصطفایی، وکیل سابق خانم محمدی آشتیانی که به نروژ پناهنده شده است، بیان کرد.

برنار کوشنر تاکید کرد: «همان طور که رییس جمهوری گفته است، فرانسه حمایت (‌از سکینه محمدی آشتیانی) را تضمین می‌کند.»

این در حالیست که خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از جاوید هوتن کیان، وکیل متهم، نوشته است، وی نگران است که مقام‌های قضایی ایران حکم سنگ‌سار موکلش را پس از ماه رمضان به اجرا بگذارند.

پیش از این، واتیکان گفته بود که ممکن است از طریق کانال‌های دیپلماتیک از ایران بخواهد اعدام سکینه محمدی آشتیانی که محکوم به سنگ‌سار شده است را متوقف کند.

فرناندو لومباردی، سخن‌گوی واتیکان روز یک‌شنبه طی بیانیه‌ای گفت کلیسای کاتولیک «این ماجرا را با دقت و تعهد دنبال می‌کند.»

هم‌چنین سجاد قادرزاده، پسر سکینه محمدی آشتیانی اعلام کرده است که مادرش به دلیل انتشار عکسی در نشریات خارجی، و به اتهام اشاعه «فساد و بی‌حجابی» به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده است.

بیشتر بخوانید:

«نودونه ضربه شلاق محکومیت جدید برای سکینه محمدی»

«پاپ در واتیکان، پرونده سکینه محمدی را پیگیری می‌کند»


 


رادیو کوچه

دانشمندان دانشگاه پریستول متوجه شده‌اند که یک باکتری معمول که باعث فساد دندان‌ها و بیماری لثه‌ها می‌شود می‌تواند وارد جریان خون شده و به لخته شدن خون در رگ کمک کند.

به گزارش وب‌سایت این دانشگاه، به عبارت دیگر این باکتری می‌تواند در نهایت باعث حمله قلبی و سکته شود که به تنهایی باعث مرگ ۲۰۰ هزار نفر در بریتانیا می‌شود.

در اکثر مواقع باکتری در دهان وجود دارد، اما زمانی که شخصی دچار خونریزی لثه می‌شود این باکتری می‌تواند وارد جریان خون شود.

این باکتری می‌تواند از یک پروتئین در سطح لثه به نام PadA استفاده کند تا پلاکت‌های خونی را مجبور به قرار گیری در کنار یک‌دیگر کرده و یک لایه محافظتی تولید کند.

هاوارد جکینسون استاد میکروبیولوژی دهانی در این باهر گفت: «ما به یک مولکول پروتئینی در سطح باکتری‌ها رسیدیم که می‌تواند باعث فعال‌سازی شکل‌گیری پلاکت‌ها شود.»

این اولین بار است که دانشمندان متوجه شدند فعالیت یک باکتری می‌تواند باعث فعال شدن پلاکت‌ها شده و منجر به پخش‌ آن‌ها در جریان خون شود.


 


محمدرضا / رادیو کوچه

mohamadreza@koochehmail.com

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

ایران

http://www.iran-newspaper.com/

1) رکورد تاریخی در صادرات با ۱۰۰ میلیارد دلار.

«غضنفری» وزیر بازرگانی: «مجموع صادرات غیرنفتی با احتساب میعانات گازی در طول برنامه چهارم توسعه از مرز ۶/۹۷ میلیارد دلار عبور کرد.» سهم صادرات غیرنفتی در تامین نیازهای وارداتی از ۲/۵ درصد سال ۵۷ و ۳/۱۹ درصد سال ۸۳ هم‌ اکنون به‌ حدود ۵۰ درصد رسیده است. نگاه تخصصی و حرفه‌ای به حوزه صادرات و انتخاب کالای مزیت‌دار جایگاه ایران در بازارهای هدف را ماندگار می‌کند.

۲) مجلس از ۱۷۴ ماده برنامه پنجم فقط ۲۲ مورد را تغییر نداد.

بازبینی تغییرات لایحه برنامه پنجم در کمیته مشترک دولت و مجلس.

پس از بررسی ۱۷۴ ماده برنامه پنجم توسعه در کمیسیون تلفیق، ۲۲ ماده بدون تغییر بوده، ۷۶ ماده با تغییرات جزیی هم‌راه شده، ۵۲ ماده با اصلاحات کلی تصویب و ۲۴ ماده هم که حکم جدیدی نداشته حذف شده است.

جام جم

۱) تکذیب خبر نهایی شدن قیمت بنزین.

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100885056902

سخن‌گوی کارگروه طرح تحول اقتصادی اعلام کرد خبر نهایی سناریوهای قیمت بنزین که توسط یک خبرگزاری منتشر شده بود، صحت ندارد. به گزارش واحد مرکزی خبر، «محمدرضا فرزین» درخصوص خبر یک خبرگزاری مبنی بر نهایی شدن سناریوهای قیمت بنزین، تصریح کرد: «این خبر از اساس اشتباه بوده و اعداد و ارقام به‌کار رفته در این خبر کذب محض است.»

۲) سیاست خارجی عرصه سخن ناپخته نیست.

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100885059958

وزیر امورخارجه با انتقاد شدید از اظهارات اخیر نماینده ویژه رییس‌جمهوری در آسیا گفت: «سیاست خارجی عرصه ناپخته سخن گفتن نیست.»

همشهری

۱) شب طلایی کشتی فرنگی ایران در جهان.

http://www.hamshahrionline.ir/news-115619.aspx

پس از طلای «حمید سوریان»، «امیرعلی اکبری» نیز موفق شد در وزن ۹۶ کیلوگرم با شکست حریف قدرتمند بلاروس خود دومین طلای ایران در مسابقات جهانی را به‌دست آورد.

۲) طرح جامع دیپلماسی انرژی تدوین می‌شود.

http://www.hamshahrionline.ir/news-115591.aspx

وزیر نفت از تدوین طرح جامع دیپلماسی انرژی کشور با مسوولیت وزارت نفت خبر داد و گفت: «توسعه صنعت نفت بدون توجه به مسایل بین‌المللی و اقتصادی غیر ممکن است و این موضوع هم اکنون به یک نیاز ملی تبدیل شده است.

رسالت

۱) ابزار دشمن در جنگ نرم فرهنگ است.

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=38587

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز گفت: «ممکن است دشمنان کارهای ایذایی کنند و به قول امام(ره) دیوانه‌ای سنگی را در چاه بیندازد، ولی امام تاکید می‌کردند یکی از شروط برای حفظ انقلاب این است که شما با هم باشید.»

۲) دور جدید اعتصابات در فرانسه آغاز شد.

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=38545

به دنبال ادامه اعتصاب‌های سرتاسری در فرانسه این کشور در آستانه بحران تازه‌ای قرار گرفت. به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه خبری فرانس ۲۴، یک هفته بعد از بازگشایی مدارس  و دانشکده‌ها معلمان و اساتید کماکان در خانه‌ها باقی مانده‌اند و رغبتی برای رفتن به محل کارهای خود ندارند.

کیهان

۱) ۱۹ کشته و ۴۵ مجروح در حمله تروریستی به یک مرکز پلیس پاکستان.

http://www.kayhannews.ir/890616/16.htm#other1605

حمله تروریستی با خودروی بمب‌گذاری شده به‌یک مرکز پلیس در ایالت «خیبر» پاکستان، ۱۹ کشته و ۴۵ زخمی بر‌جای گذاشت. به گزارش خبرگزاری‌ها، دیروز یک فرد انتحاری با هدایت خودروی مملو از مواد منفجره به داخل یک مرکز پلیس و انفجار آن، ساختمان پلیس و تعدادی منازل اطراف را کاملن منهدم کرد.

۲) ایاد علاوی: «اگر اعتراض‌ها زیاد شود از نامزدی نخست وزیری انصراف می‌دهم.»

http://www.kayhannews.ir/890616/16.htm#other1600

رهبر فهرست «العراقیه» اعلام کرد که اگر گروه‌ها و جریان‌های سیاسی عراق در مورد نخست وزیری وی اعتراض داشته باشند، او نیز از نامزدی برای این پست انصراف می‌دهد. به گزارش خبرگزاری مهر، «ایادعلاوی» گفت: «اگر اعتراضی از سوی جریان‌ها در مورد مسئله نخست وزیری من وجود داشته باشد، آماده‌ام که با طیب خاطر نامزدی برای این پست را کنار بگذارم.»

تهران امروز

۱) فاز اول شبکه ملی اینترنت تا پایان مهرماه.

http://www.tehrooz.com/

با روی کار آمدن دولت دهم و آغاز به کار وزارت ارتباطات با وزیر و کادر جدید، بار دیگر بحث تشکیل شبکه ملی اینترنت به روی میزها آمد. هم‌زمان با مطرح شدن این طرح، نگرانی‌ها هم هم‌گام با پیش‌رفت‌ها رشد کرد. نگرانی‌هایی مانند محدودیت دست‌رسی به سایت‌های جهانی، نظارت بر عمل‌کرد کاربران و… سبب شد تا دیگر به صورت جدی در این مورد بحث نشود. اما ظاهران آن‌طور که وزیر ارتباطات در گفت‌وگو با تهران‌امروز می‌گوید فاز اول این طرح تا پایان مهر راه‌اندازی خواهد شد.

۲) مسوولان دست از اختلاف سطحی بردارند.

http://www.tehrooz.com/1389/6/16/TehranEmrooz/366/Page/3/

«سعیدی»‌ نماینده ولی فقیه در سپاه با تاکید براین‌که خواص و مردم باید چشم و گوششان به سخن مقام معظم رهبری باشد، گفت:‌ «مسوولان و کسانی که دلشان برای انقلاب می‌سوزد باید دست از این اختلافات مقطعی و سطحی بردارند.»

آفرینش

۱) باید نظم جدید مبتنی بر عدالت، دوستی و احترام به ملت‌ها باشد.

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=69281

رییس‌جمهوری با بیان این‌که امروز تنها ملتی که قادر است نظم عادلانه‌ای را در جهان برپا کند ملت ایران است، گفت: «ماموریت امروز ایرانیان برپایی پرچم فرهنگ، عدالت، معنویت، صداقت، شجاعت، عشق و صمیمیت است.»

۲) بلر خواستار تشدید تحریم‌ها علیه ایران شد.

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=12596#69280

نخست وزیر سابق انگلیس در سخنانی متناقض بر دیپلماسی و اعمال تحریم‌های قوی‌تر در رابطه با ایران بدلیل ادامه فعالیت هسته‌ای تاکید کرد. «تونی بلر» بر اساس ادعای غربی‌ها درباره برنامه هسته‌ای ایران مدعی شد: «لازم است برای ممانعت از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای تحریم‌های سخت‌تری اعمال شود.» وی که از آغازگران جنگ عراق بوده در راستای افکار جنگ‌طلبانه خود اقدام احتمالی نظامی برای ممانعت از برنامه صلح آمیز ایران را هم رد نکرد.

فرهیختگان

۱) شرکت‌های غربی در فهرست سیاه نفت ایران

http://www.farheekhtegan.ir/content/view/12625/32/

با قرار گرفتن نام تعدادی از شرکت‌های غربی و آسیایی در فهرست سیاه صنعت نفت ایران، برخی از شرکت‌های نفتی چینی و مالزیایی جایگزین آن‌ها در اجرای پروژه‌های نفت و گاز شدند.

۲) مالکی: «نیروهای عراق توانایی مقابله با هر تجاوزی را دارند.»

http://www.farheekhtegan.ir/content/view/12662/42/

«نوری مالکی» نخست‌وزیر عراق پس از دیدار با ژنرال «لوید اوستین» فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق اعلام کرد نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی عراق قادر به نابودی هرگونه تجاوزی هستند. مالکی گفت: «روزهایی که گذشت هرگز بازنمی‌گردد و ما با تلاش‌های اطلاعاتی توانسته‌ایم بسیاری شبکه‌های وابسته به القاعده و… را شناسایی کنیم.»

دنیای اقتصاد

۱) نخستین واکنش به تغییر تعطیلات.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=222757

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با نوشتن نامه‌ای به «علی لاریجانی» رییس مجلس، مخالفت خود را با طرح حذف برخی تعطیلات مانند ۱۲ فروردین اعلام کرده است. مجلس امروز طرح یک فوریتی را در دستور کار خود دارد که بر اساس آن تعطیلات عید فطر به سه روز افزایش می‌یابد و در عوض تعطیلات ۱۲ فروردین و ۲۹ اسفند حذف می‌شود. شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خواستار حفظ تعطیلی ۱۲ فروردین شده است و حذف آن را قابل قبول ندانسته است.

۲) عرضه‌های سنگین در بازار سهام.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=222669

بازار دادوستد سهام دیروز برای دومین روز پیاپی درگیر عرضه‌های سنگین معامله‌گران برای شناسایی سود بود، در بازار دیروز معامله‌گران در شرایطی فعالیت خود را شروع کردند که با توجه به رشد اخیر بازار، معامله‌گران کوتاه‌مدت برای عرضه سهام، در موقعیت شناسایی سود قرار گرفته‌اند، از این رو اکثر نمادهایی که در روزهای اخیر با رشد قیمتی هم‌راه بوده‌اند در معرض عرضه‌های سنگین قرار گرفتند.


 


خبر / رادیو کوچه

«جان کارتر» وزیر شهری نیوزیلند صبح روز سه‌شنبه از تشکیل کمیسیون ویژه بازسازی در شهر زلزله‌زده «کریستچارچ» این کشور خبر داد.

به گزارش خبرگزاری رسمی چین (شینهوا)، جان کارتر گفت که وی به طور مرتب با شهرداران سه منطقه که بیش‌تر خسارات را در جریان این زلزله داشتند در تماس است که گزارش خود را در مورد میزان خسارات وارده به مجلس این کشور ارایه دهد.

وی هم‌چنین گفت که کمیسیون ویژه ساخت به زودی تشکیل می‌شود و افرادی برای این کار در نظر گرفته است تا بتوانند خسارات وارده را به سرعت جبران کنند.

گفتنی است که مدارس این شهر تاکنون تعطیل اعلام شده‌اند و از کارگران در مناطق تجاری نیز خواسته شده است وارد این مراکز نشوند.

«جان کی» نخست وزیر این کشور نیز گفت با توجه به این‌که مقدار خسارات وارده تاکنون به طور کامل گردآوری نشده است تصمیم گیری‌ها در این مورد در آینده نزدیک اعلام می‌شود.

بیشتر بخوانید:

«زلزله‌ای به بزرگی هفت‌و‌چهار دهم ریشتر در نیوزیلند»


 


خبر / رادیو کوچه

محمد مروی از دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی ظهر روز دوشنبه ۱۵ شهریورماه به دستور دادستان گناباد به اتهام تمرد از دستور پلیس روانه زندان شده است .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، صبح روز گذشته تعدادی از ماموران اداره اماکن پلیس امنیت عمومی شهرستان گناباد به دفترکار آقای مروی مراجعه کرده و خواستار برچیدن عکس‌های مربوط به رهبران سلسله نعمت‌اللهی گنابادی از این محل شدند که به دلیل آن‌چه این گروه آن‌را غیرقانونی می‌خوانند این درویش گنابادی حاضر به تمکین نشد و این امر منجر به درگیری با مامورین و در نهایت بازداشت وی شده است.

بنابراین گزارش، پس از انتقال محمد مروی به دادستانی و تفهیم اتهام تمرد از دستور پلیس‌، برای وی قرار بازداشت موقت صادر و روانه زندان گناباد شد و ماموران مجدد به محل کار این درویش گنابادی بازگشته و با ورود به این مکان، اقدام به جمع آوری عکس‌های موجود در آن کرده‌اند. گفته می‌شود ابن اقدام ماموران مورد اعتراض شدید دراویش و اهالی گناباد که در محل حاضرو مجتمع شده بودند قرار گرفته است .


 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • مالزی و اندونزی در مورد راه‌های عملیاتی استاندارد با یک‌دیگر به گفت‌و‌گو می‌پردازند.
  • دستور دادستان کل با دخالت امور شخص ثالث در مسایل پلیسی مخالفت کرد.
  • مالزی و تایلند هم‌کاری خود را بر روی گردش‌گری افزایش می‌دهند.
  • تن سری عبدل طیب به‌دنبال رهبری حزب پیشروی سراواک در انتخابات بعدی.
  • حزب اتحاد سراواک هم‌چنان با حزب پیشرو می‌ماند.
  • دولت ۵ میلیارد رینگیت را برای کمک مردم بومی در نظر گرفته است.
  • ارزش فروش گروه Oi تا انتهای سال جاری از ۱ میلیارد دلار فراتر می‌رود.
  • شرکت مخابرات مالزی با تعیین ارزش سهام MEASAT به میزان هر سهم به ارزش ۴٫۲۰ رینگیت موافقت و به قضیه فیصله داد.
  • محی‌الدین: «مالزی برای ورود تجارت بسیار کشور بازی است.»
  • منابع آب شیرین آفریقا در خطر است.
  • پوتین می‌خواهد برای سال ۲۰۱۲ به کرملین بازگردد.
  • سیستم حمل و نقل لندن به خاطر اعتصابات مختل شد.
  • اوباما کمپینی برای طرح‌های زیر بنایی خود آغاز کرد.

روزنامه استار

  • سلطان قاچاق حیات‌وحش دستگیر شد.
  • ۵ عضو ارشد حزب مردم در سلانگور پشتیبانی خود را از عظیم برای تصدی معاونت حزب اعلام کردند.
  • یک هواپیمای دو نفره در گونیگ پولای سقوط کرده و وضعیت دو سرنشین آن مبهم است.
  • مردی که ۴ عضو خانواده خود را به قتل رسانده بود، با اثبات وضعیت جنون از مرگ گریخت.
  • کشته شدن حیوانات در سپانگ بر اثر آذرخش.
  • جاکارتا قول داد که با تظاهرات در جلوی سفارت مالزی برخورد کند.
  • مشوق‌های جدیدی برای مدل جدید اقتصادی در نظر گرفته شده است.
  • کاهش وام تا ۸۰ درصد قیمت کل تنها برای خانه های بالای ۵۰۰،۰۰۰ رینگیت در نظر گرفته می‌شود.
  • ۵ ماهی‌گیر دیگر اندونزیایی بخاطر ورود به آب‌های مالزی دستگیر شدند.
  • معاون نخست‌وزیر: «مالزی می‌تواند از هند برای یادگیری چگونگی تغییر اقتصادی و پویایی بیش‌تر استفاده کند.»
  • انجمن هندی‌تباران مسلمان به‌عنوان حزبی مستقل از جناح راست باقی می‌ماند.
  • ۵ خارجی در میان ۸ دانشجوی دستگیر شده برای قاچاق ۱٫۲ میلیون رینگیت موادمخدر.
  • نیک عزیز: «مشکلی با ورد چینی‌ها به مساجد نداریم.»
  • با سفر رییس‌جمهوری چین به امریکا تا اوایل سال آینده، تنش بین دو کشور کاهش می‌یابد.
  • دیدبان شورای امنیت سازمان ملل می‌گوید که ایران فعالیت‌های هسته‌ای خود را افزایش داده است.
  • کره شمالی درخواست کمک‌های غذا از همسایه جنوبی خود کرده است.

روزنامه نیو استریت تایمز

  • کوالالامپور و جاکارتا برای تعیین دقیق حدود توافق کردند.
  • یک معلم سابق با ۱۰۲ اتهام قاچاق انسانی روبه‌رو شد.
  • منطقه دانوم ولی از ایالت صباح تبدیل به میراث جهانی می‌شود.

روزنامه مالایی میل

  • پلیس شکایتی را به خاطر اهانت یکی از افسران بازجوی خود دریافت کرده است.
  • تمامی رانندگان قانون شکن با دوربین‌ها کنترل می‌شوند.

 


مرتضا خسروی (هیچ) / رادیو کوچه


 


نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه

تیم کرکیت جوانان افغانستان شب گذشته با شکست تیم (A.O Blues) از پاکستان به قهرمانی جام رمضان رسید.

این جام که به (Karachi Tour) نیز یاد می شود همه ساله از سوی وزیر ورزش ایالت سند پاکستان میان تیم‌ها برتر کرکیت آن کشور برگزار می‌شد، اما امسال برای اولین بار یک تیم از افغانستان و یک تیم از هانک کانگ به این بازی‌ها دعوت شده بودند.

در تیم‌های شرکت کننده این جام برخی از بازیکنان تیم‌های ملی کشور‌های اشتراک کننده نیز حضور داشتند و در ترکیت تیم کرکیت جوانان افغانستان، هشت بازیکن تیم ملی این کشور نیز حضور داشتند.

تیم کرکیت افغانستان در این بازی‌ها با چهار برد و یک شکست، جام قهرمانی را بالای سر بردند.

این اولین قهرمانی تیم جوانان کرکیت افغانستان در خارج از کشور است.

در سال‌های اخیر بازی کرکیت در افغانستان رشد سریع داشته و تیم ملی این کشور هم پا با کشور های بزرگی چون پاکستان، هند، استرالیا رقابت می‌کند.

تیم ملی کرکیت افغانستان تا حال دست آوردهای زیادی داشته و یک‌بار قهرمانی آسیا را نیز در کارنامه‌اش ثبت دارد.

هدف ما این است

برای تقویت دموکراسی نیاز به جامعه مدنی قوی است. برای شفافیت انتخابات نیز به


 


امیروکاملیا  / رادیو کوچه

«سیلک» محوطه باستانی وسیعی است در کنار روستای دیزچه در کنار جاده‌ای که کاشان را به فین وصل می‌کند. این محوطه دو تپه شمالی و جنوبی با فاصله ۶۰۰‌‌ متر دارد. در اطراف تپه جنوبی، دو گورستان قرار دارد. این منطقه توسط «رومن گیرشمن» حفاری شده است. در تپه شمالی، دو دو‌ره فرهنگی مشخص شد که قدیمی‌ترین آثار آن به ۷۵۰۰سال پیش تعلق دارد و حدود ۶۱۰۰سال پیش متروک شده است. درتپه جنوبی نیز از ۶۱۰۰سال پیش زندگی جاری بوده است. دوره دیگری نیز شناخته شده است که در این دوره زیگورات سیلک ساخته شده است و به ۴۲۵۰ تا ۵۰۰۰سال پیش تعلق دارد. آثار مکشوفه، از تپه جنوبی مربوط به ۵۰۰۰ سال قبل است.

دو گورستان به ۳۵۰۰ سال قبل و ۳۰۰۰ سال قبل یعنی دوره مادها تعلق دارند. این منطقه را شاید بتوان تنها شهر جهان محسوب کرد که هفت هزار و پانصد سال در آن زندگی جاری بوده است. خاک‌سپاری در این دو گورستان مادی با موارد دیگر خاک‌سپاری در فلات ایران فرق دارد و نشان از ظهور فرهنگ جدیدی دارد. آن‌ها ابتدا گودالی حفر می‌کردند و جسد را در آن قرار می‌دادند سپس روی آن‌را خاک می‌ریختند تا مانند سقفی شیروانی از سطح زمین بالاتر آید و روی تپه خاکی را سنگ می‌گذاشتند.

درون قبرها اشیای سفالی، مفرغی و تزیینی قرار می‌دادند. در این زمان هنوز طلا شناخته نشده بود. سفال این دوره شبیه سفال‌های «نوشیجان» و «گودین» و هم‌چنین شبیه سفال‌های «فریگ» است. سبک ساخت این‌سفال‌ها با دوره های قبل متفاوت است. در این میان ظروف آب‌خوری با آب‌ریزهای به شکل منقار پرندگان دیده می‌شود که کاملن نو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ظهور است. این ظروف طرح‌های متنوعی دارند و مشابه آن‌ها در شمال غرب ایران دیده شده ولی آن‌ها بدون طرح هستند.

گیرشمن کشف کرد که سازه عظیم سیلک بر روی سکو قرار گرفته است که بعد از آن در شهرهای اورارتویی ومادی می‌توان این نوع سکوها را مشاهده کرد. کاسه‌هایی با لبه واریخته در این مکان بسیار دیده می‌شوند که به دوره آغاز نگارش تعلق دارند و بر روی آن‌ها آثاری از نگارش دیده می‌شود که به دو‌‌ره آغاز نگارش ایلامی تعلق دارند. در حفاری‌هایی که در زمستان سال ۱۳۸۰ انجام شد.

دیوار خشتی سکوی زیگورات نمایان شد و این زیگورات را می‌توان قدیمی‌ترین زیگورات فلات ایران و بین‌النهرین نامید. چهار گوشه زیگورات رو به چهار جهت اصلی جفرافیایی بوده و سه طبقه داشته است. دو برجک قوس‌دار نیز در بالاترین سطح زیگورات قرار دارند که رو به سمتی هستند که در طلوع آفتاب اولین شعاع‌های نور خورشید را جذب می‌کنند. بر بالای زیگورات نیز اتاقکی قرار داشته است. البته باید گفت نظرات مختلفی در مورد زیگورات بودن یا نبودن این سازه بیان شده‌است و در مورد آن نمی‌توان نظر قطعی داد.

تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بود‌ه است که از گل رس و سفال ساخته شده است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ خورشیدی شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا این‌که با کاوش‌های باستان‌شناسان خارجی کشف شد‌. در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده‌است که این اشیا در موزه‌های لوور فرانسه، موزه‌ی ملی ایران و موزه‌ی باغ فین و موزه‌ایی در جنب این بنای باستانی قرار داده شده است. از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفال‌های چند هزار ساله روی زمین و اطراف این تپه‌ها است.

آخرین آزمایش‌های تبار‌شناسی مولکولی صورت گرفته بر روی نمونه‌های انسانی سیلک، مارکر R1a شاخص مردمان هندو ایرانی در یک نمونه ۶۰۰۰ ساله مشاهده‌شد. این مورد، می‌تواند دلالت‌گر نادرستی فرضیه رایج مهاجرت آریایی‌ها در هزاره‌های دوم و سوم پیش از میلاد به فلات ایران و ناآریایی بودن تمدن‌های فلات ایران به شمار آید. تمدن تپه سیلک، در نواحی گوناگون، و تحت تاثیر وضع زمین و آب و هوا، و روابط ساکنان آن هم‌سایگان، و تاخت و تازها، و مهاجرت‌ها، به اشکال گوناگون متظاهر شده‌است.

مسکن انسان در این ناحیه نخست به صورت کوه‌ها، یا خانه‌های محقری که از نی و شاخه‌های درخت ترکیب یافته بود، ساخته‌شد، و بعدها روی نی و شاخه‌های درخت گل مالیدند، و یا دیوارهای خانه را با چینه بالا بردند ولی خیلی زود برای بالا بردن دیوارها از خشت خام استفاده کردند. در ابتدا خشت‌ها را بدون قالب می‌ساختند، ولی بعدن برای ساختن آن قالب به کار بردند، و توانستند خشت‌ها را یک اندازه و منظم به‌سازند. در داخل خانه‌ها دیوارها را با گل آجری رنگ می‌کردند.

و مردگان را در زیر کف اطاق‌ها که آجر فرش یا سنگ فرش نبود، دفن می‌کردند. مردگان را در این قبرها به صورت «چمپاته» به خاک می‌سپردند، و هم‌راه آن‌ها در گورشان اشیایی قرار می‌دادند و این اشیا در بعضی از گورها پر ارزش و زیاد بود، و در بعضی دیگر کم و بی‌ارزش. ذوق و سلیقه هنری این مردم از روی حکاکی‌های آن‌ها که نخستین بار روی استخوان انجام شده‌است، و از روی نقوش سفال‌شان ظاهر می‌شود.

کوزه‌گری

در خانه، زن که نگه‌بان آتش است، مدت‌ها کار کوزه‌گری بدون چرخ را انجام می‌دهد.  علت دیرکرد به‌کا‌رگیری چرخ را نیز هم‌این دانسته‌اند. تنها در هزاره چهارم پیش از میلاد اختراع شد. در آن موقع کوزه‌گر با به‌کارگیری چرخ تکمیل شده سفال‌گری، توانست انواع گوناگون سفال‌هایی را که از دید هنری به درجه بلندی رسیده بودند به مشتریان بدهد. این سفال اطلاعات بسیار زیادی راجع به هنرمندان در آن زمان در دسترس ما می‌گذارد. سیلک یکی از مکان‌های تاریخی پس از تمدن جیرفت کرمان در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که هم‌زمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمده‌ بود، تحت نام پرتو ایلامی شناخته شده پس از رها شدن این پایگاه تجارتی از میان رفت.

منابع:

ملک شهمیرزاد، صادق، زیگورات، سیلک، پژوهش‌گاه سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران ۱۳۸۱.

ملک شهمرزادی، صادق، نقره کاران سیلک، پژوهش‌گاه سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران ۱۳۸۲.

رومن گیرشمن، تاریخ هنر ایران، ترجمه عیسا بهنام بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران.

رومن گیرشمن: سیلک کاشان. جلد اول.ترجمه اصغرکریمی. سازمان میراث فرهنگی۱۳۷۹

رومن گیرشمن:  ایران از آغاز تا اسلام:ترجمه محمد معین. انتشارات علمی فرهنگی


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته