سید محمود علایی طالقانی که در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۲۸۹متولد شد، سیاستمدار،از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین خطیب جمعه تهران پس از انقلاب ۵۷ بوده که در مورخ ۱۹ شهریور ۱۳۵۸درگذشته است.
Click here to view the embedded video.
خبر/ رادیو کوچه
شرکت عظیم گازی لینده آلمان صبح روز جمعه اعلام کرد که همکاری با ایران را به علت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه این کشور، متوقف خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، سخنگوی این شرکت گازی با اعلام این خبر افزود: «این امر را بهزودی اجرای میکند و تصمیم مذکور از چند ماه پیش، پس از تصویب در هیت مدیره اتخاذ شده است.»
پیش از این نیز شرکتهای زیادی از کشورهای اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا، ژاپن، کره جنوبی و ایالات متحده فعالیتهای خود را در ایران متوقف کرده و به همکاری خود ادامه پایان دادهاند که از جمله میتوان به شرکت توتال و لوک اویل اشاره کرد که البته شرکت توتال در این بین از وضعیت نامعلومی برخوردار است.
بیشتر بخوانید:
«تکذیب شرکت لوک اویل درخصوص فروش بنزین به ایران»
«توقف فروش بنزین توتال به ایران»
«ارسال بنزین را از سر میگیریم»
ثمر سعیدی / رادیو کوچه
samar@koochehmail.com
«جف بک» (Jeff Beck) گیتاریست بزرگی که در سبکهای مختلف از جمله راک فعالیت میکند در کنار «اریک کلپتون» و «جیمی پیج» یکی از سه نوازندهی شناختهشدهی گروه Yardbirds است.
او در ردهبندی برترین گیتاریستهای تمام دورانها که توسط مجلهی رولینگ استون و در اوایل قرن جدید صورت گرفته رتبهی چهاردهم را به خود اختصاص داده است.
بیشتر آثار این نوازندهی زبردست، بیکلام هستند و بههمین علت، جف بک نتوانسته در بازارهای تجاری و عامهپسند موسیقی دنیا موفقیت چندانی را بهدست آورد.

با اینحال آثار او در زمرهی قطعات تاثیرگزار و منتقدپسند قرار میگیرند. جف با تسلطی که بر انواع سبکهای موسیقی از «جز فیوژن» تا «هوی متال» دارد توانسته الهامبخش گیتاربستهای بسیاری از این سبکها باشد.
جف بک در دوران کودکی، نواختن را با کمک یک گیتار قرضی یاد گرفته و اولین ساز خود را با تلاش بسیار، با کمک جعبههای سیگار، مفتولهای بلااستفاده و لوازم کهنه ساخته است. او در مصاحبهای بیان کرد که تا مدتی حتی فرق گیتار الکتریک با اکوستیک را نمیدانست.
در این برنامهی ملودی کوچه در مورد جفبک گیتاریست زبردست بشنوید و به قطعاتی از آثار متفاوت این هنرمند، گوش کنید.
خبر / رادیو کوچه
شامگاه روز جمعه، بر اساس گزارشهای رسیده به رادیو کوچه حسین علیزاده رایزن سوم سفارت و کاردار موقت سفارت جمهوری اسلامی ایران در فنلاند از همکاری خود با جمهوری اسلامی استعفا داده است.
بنابر تماسی که آقای علیزاده رایزن سوم سفارت ایران در فنلاند با محمدرضا حیدری مسوول کمپین سفارتخانه سبز در نروژ برقرار کرده است، اظهار داشت که وی از همکاری خود با جمهوری اسلامی استعفا داده است.
در حال حاضر ارتباط بین حسین علیزاده و آقای حیدری برقرار است.
این در حالی است که چندی پیش هم رایزن سفارت ایران در ژاپن، کنسول ایران در لندن و دبیر اول سفارت ایران در آلمان نیز از سمتهای خود استعفا داده بودهاند.
بیشتر بخوانید:
«استعفای کنسول سفارت ایران در اسلو»
«پناهندگی دو دیپلمات ایران به کشورهای اروپایی»
«استعفای رایزن سفارت ایران در ژاپن»
دکتر آویده مطمئنفر/ رادیو کوچه
avideh@avideh.net
بدن انسان از میلیونها سلول که شکل، اندازه، و عملکرد بسیار متنوعی دارند تشکیل شده است. یک سلول، ساختار اصلی تمام بافتهای بدن است. در بافتهای سالم، در طول فرایند تقسیم سلولی؛ یعنی میتوز (Mitose)، سلولهای جدید ایجاد میشوند. وقتی که سلولها خیلی پیر میشوند، خودشان را با روند اپپتوز (Apoptose) از بین میبرند. توازن میان تعداد سلولهای جدید و سلولهای از دست رفته بسیار حساس است و وقتی این توازن از بین میرود، امکان ابتلا به سرطان به وجود میآید. در حقیقت در این شرایط، سلولها شروع به تکثیر انرشیک (Anarchique) میکنند که منجر به تشکیل تومور میشود.
یک تومور خوشخیم که رشد بیش از حد معمول دارد، غیر سرطانی است و در محل بنیادی خود باقی میماند، ولی سلولهای بدخیم سرطانی، از طریق سیستم گردش خون و غدد لنفاوی، به سایر نقاط بدن منتقل میشوند و تومورهای جدیدی در بخشهای دیگر بدن به وجود میآورند.
هر نوع سرطان، به نام عضوی از بدن که از آن نشأت گرفته نامیده میشود. سرطان سینه در سلولهای سینه شکل میگیرد. سینه تنها شامل بافت سینه نیست، بلکه شامل بخشی از بدن، بین استخوان ترقوه، زیر بغل و استخوان جناق سینه در وسط قفسهی سینه نیز میشود. سینهها روی عضلات قفسهی سینه و دندهها قرار دارند. هر پستان شامل غدد شیری، مجراهای شیر و بافت چربی است. غدد پستانی، گروهبندی شده و با هم شیر را تولید میکنند که توسط شبکهای از کانالهای شیری به نوک پستان جریان پیدا میکند. نوک پستان در مرکز نقطهی تیرهتری قرار دارد که هاله (Areole) نامیده میشود. بافتهای چربی، فضای بین غدد شیری و کانالهای شیری را اشغال و از آنها محافظت میکند. بافت سینه، در طول زندگی دستخوش تغیرات زیادی میشود. در میان زنان جوانتر، بافت پستان، بیشتر از غدهها و مجراهای شیری تشکیل شده است، در حالی که در زنان مسنتر، بافت چربی جای بیشتری را در اشغال میکند.
مطالعات و پژوهشها، تا به حال قادر نیستند شواهد ارتباط مستقیم بین استفاده چربی در رژیم غذایی و سرطان پستان را ثابت کنند، ولی ما میدانیم که در کشورهای فقیر و در ژاپن که جزو کشورهای صنعتی است، ولی مشکل چاقی وجود ندارد، این بیماری بسیار نادر است
سینهها نیز حاوی عروق لنفاوی و بخشی از سیستم لنفاوی هستند که نقش اساسی آنها مقابله با عفونت است. اگر سلولهای سرطانی در کانالهای شیری توسعه یابند، کارسینم کانالیر (Carcinome Canalaire) نامیده میشود و اگر توسعهی سلولهای سرطانی در بافتهای میانی باشد، آن را کارسینم لوبولر (Carcinome Lobulaire) مینامیم. «کارسینم کانالیر» شایعترین نوع سرطان پستان است.
سرطان التهابی سینه (cancer inflammatoire du sein) نوع نادری از سرطان سینه است، ولی میتواند، حتا در مراحل اولیهی بیماری، به سرعت توسعه و گسترش پیدا کند. این نو سرطان در شرایطی ایجاد میشود که سلولهای سرطانی، عروق لنفاوی سینه را که معمولن با حذف مایعات، باکتریها و دیگر مواد زائد، محافظ بافت پستان هستند، مسدود میکنند. بر خلاف اکثر سرطانهای پستان که معمولن با ایجاد یک یا چند تومور مختلف به وجود میآید، سرطان التهابی سینه، بهطور لایهای یا لانهای رشد میکند و به ندرت توسط ماموگرافی یا سونوگرافی تشخیص داده میشود، مگر اینکه تومور جامدی شکل گرفته باشد. بیوپسی (نمونهبرداری) مطمئنترین راه برای تشخیص اینگونه سرطان سینه است.

در اغلب موارد، سرطان پستان با وجود یک توده بدون درد در پستان یا زیر بغل خود را نشان میدهد که معمولن دکتر شما در طی امتحان روال فیزیکی یا از طریق ماموگرافی به وجودش آگاهی پیدا میکند، اما علایم دیگری نیز میتواند وجود داشته باشد؛ مثل تغییر در اندازه یا شکل سینه، فرو رفتگی در پوست و یا ضخامت پوست که گاهی اوقات شکل پوست نارنج را دارد. قرمزی پوست، تورم یا گرمی سینه، برعکس شدن نوک پستان و یا پوسته پوسته شدن نوک پستان و ترشح مایعی از نوک پستان که شیر نیست و به صورت دایم و خود به خود وجود دارد نیز میتواند علایم دیگر سرطان سینه باشد. البته اغلب این علایم میتواند در شرایطی غیر از وجود بیماری سرطان، به خاطر مشکلات دیگر سلامتی، وجود داشته باشد و فقط تجزیه و تحلیل و آنالیزهای دیگر میتواند تشخیص وجود سرطان را تایید کند.
بررسی پیشرفتگی سرطان به معنای اندازهگیری بزرگی تومور و تشخیص گستردگی تکثیر سلولهای سرطانی است. هنگامی که سلولهای سرطانی مجرای شیر و بافتهای میانی را فرا میگیرند، سرطان تهاجمی نامیده میشود، ولی هنوز هم میتواند قابل درمان باشد، البته اگر زود تشخیص داده شود. طبقهبندی بافتی سرطان، به ما اجازه میدهد که ظاهر سلولهای سرطانی را تجزیه و تحلیل کنیم و از رفتار سلولهای سرطانی آگاه شویم؛ به این معنا که میتوانیم شکل رشد و خطر گسترش آنها را تخمین بزنیم.
اکثر زنانی که به سرطان سینه مبتلا میشوند، فاکتور ریسک بیشتری از این ندارند که فقط زن و مخصوصن بالاتر از ۵۰ ساله هستند و البته قبلن به یک نو سرطان سینه مبتلا بودهاند. سابقهی خانوادگی سرطان پستان، به خصوص اگر مادر، خواهر و یا دختر کسی قبل از یائسگی، مبتلا به سرطان پستان بوده باشد و سابقهی خانوادگی سرطان تخمدان، درصد ریسک امکان ابتلا به سرطان سینه را بالا میبرد. همچنین در زنانی که حامل ژنهای BRCA1 یاBRCA2 هستند و یا در معرض بیش از حد هورمون استروژن بوده باشند نیز امکان ابتلا به سرطان سینه، بیش از دیگران خواهد بود.
همانند زنان، مردان هم بافت پستانی دارند و میتوانند به سرطان پستان مبتلا شوند در کانادا یک درصد تمام سرطانهای پستان در مردان اتفاق میافتد
از طرفی دیگر، کسانی که تا به حال هرگز فرزند به دنیا نیاورده باشند یا اولین فرزند خود را پس از سن ۳۰ سالگی به دنیا آورده باشند و یا کسانی که اولین قاعدگی را در سن جوانتر از سنین معمول و یا یائسگی را در سن بالاتر از سنین معمول تجربه کرده و از درمان با هورمونهای استروژن و پرژوسترون استفاده کرده باشند، و نیز کسانی که دارای ترکیب بافتی متراکم در پستان هستند یا از چاقی – به خصوص – بعد از یائسگی رنج میبرند و نوشیدنی الکلی و قرص ضدبارداری مصرف میکنند، فاکتور ریسک بیشتری برای مبتلا شدن به سرطان سینه دارند. البته توجه داشته باشید که علارغم همهی این شواهد، سرطان پستان، گاهی اوقات در شرایطی که هیچگونه از این عوامل ریسک وجود نداشته باشد، بهوجود میآید و پیشرفت میکند. اکثر زنان مبتلا به سرطان سینه، هیچ سابقهی خانوادگی در ابتلا به سرطان سینه نداشتهاند.
مانند زنان، مردان هم بافت پستانی دارند و میتوانند به سرطان پستان مبتلا شوند. در کانادا یک درصد تمام سرطانهای پستان در مردان اتفاق میافتد. این سرطان معمولن در مردان بالای سن ۶۰ سال تشخیص داده میشود. البته این بیماری در هر سنی میتواند بروز کند.
مطالعات و پژوهشها، تا به حال قادر نیستند شواهد ارتباط مستقیم بین استفاده چربی در رژیم غذایی و سرطان پستان را ثابت کنند، ولی ما میدانیم که در کشورهای فقیر و در ژاپن که جزو کشورهای صنعتی است، ولی مشکل چاقی وجود ندارد، این بیماری بسیار نادر است. شواهد نشان میدهد که حیواناتی که وزن کمی دارند، در برابر اشعه و مواد شیمیایی سرطان زا، از مقاومت بیشتری برخوردار هستند. به نظر میرسد که در شرایط فراوانی کالری ، بدن استراتژی تولیدی را دنبال میکند که نتیجهی آن، تولید بیش از حد سلولی است، ولی در صورت کمبود، بدن استراتژی استقامت را دنبال میکند، بنابراین طول عمر بالا میرود که نتیجهی آن، محدود کردن تکثیر سلولی است. یک رژیم غذایی غنی، به بلوغ زودرس منجر میشود، که خود یک عامل خطر شناخته شده برای سرطان پستان است. علاوه بر این، چاقی یک عامل خطر اثبات شده برای سرطانهایی مثل، مری، کبد، مثانه، صفرا، روده بزرگ، اندمتر (Endometre)، پستان و کلیه است.
مطالعات در بین زنان چاق اروپایی نشان میدهد که در این گونه افراد، نه تنها ابتلا به بیماری سرطان سینه بیشتر شایع است، بلکه خطر عود این نوع سرطان و متاستاز (Metastase) نیز بالاتر است.
آنچه در این بخش میآید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
منبع : راه سبز
این دادگاه صلاحیت قانونی برای رسیدگی به اتهامات وارده را ندارد
جرس: حشمتاله طبرزدی، دبیر جبهه دمکراتیک ایران و سخنگوی همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران، روز ۱۶ شهریور در دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ حاضر شد و در آخرین جلسه دادگاه به دفاع از خود پرداخت.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم و تشویش اذهان عمومی به عنوان چهار اتهام اصلی طبرزدی در دادگاه مطرح شد و محمدعلی دادخواه، گیتی پورفاضل و جهانگیر محمودی، سه وکیل مدافع او به دفاع برخاستند. قرار بود نسرین ستوده بهعنوان یکی از وکلای مدافع طبرزدی در دادگاه حاضر شود اما وی پیش از برگزاری دادگاه، دستگیر شد. طبرزدی در جلسه دادگاه به بازداشت نسرین ستوده اعتراض کرد و همچنین روند ناعادلانه دادرسی و نیز شکنجههای خود در دوران بازداشت را مورد انتقاد قرار داد.
طبرزدی در مقدمهای که بر دفاعیاتاش نوشته، با بیان اینکه «معلوم نیست چه کسی دستور بازداشت مرا صادر کرده» آورده است: «در دوران بازجویی زیر فشار و شکنجه قرار گرفتم و تفهیم اتهام نیز به صورت غیر قانونی انجام گرفت که در متن لایحه دفاعیه، به آن اشاره کرده ام. نحوه بازداشتم و نیز مکان نگه داری غیر قانونی است. برای اینکه به مدت ۴۰ روز در سلول انفرادی در بند ۲۴۰ زندان اوین و حدود دو ماه در بازداشتگاه ۲۰۹، ۲۴ روز در زندان کچویی و اینک بیش از سه ماه است که در زندان رجاییشهر تبعیدی هستم.وی در ادامه نوشته است: از دیگر سو در همین دوران، دو وکیل مدافعم، خانم نسرین ستوده و محمد اولیایی فرد بازداشت و هنوز زندانی هستند، آقای محمودی دیگر وکیل مدافعم برای مدت ۲۰ روز بازداشت شد و خانم گیتی پورفاضل احضار و زیر فشار قرار گرفت. دستگاه امنیتی-قضایی به صورت فله ای، واهی و غیر مستدل، اتهامات گوناگونی را متوجه من کردهاند و دستگاه امنیتی، از قاضی خواستار اشد مجازات و تبعید برای من شده است. دادگاه مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی برگزار نمیشود.
وی در پایان این مقدمه مینویسد: بنابراین من نمیتوانم چنین محکمهای را منصفانه و عادلانه بدانم. این محکمه فرمایشی و در جهت اراده دستگاه امنیتی و در خدمت حکومت است. من البته حق خود میدانم از طریق محاکم بینالمللی و بیطرف، در مقابل حکم دادگاه و رفتار دستگاه امنیتی- قضایی، حق خواهی و علیه آمرین و عاملین اصلی سلب حقوق و مظالم وارده، اعلام جرم و تقاضای جبران ضرر و زیان مادی و معنوی کنم.

متن کامل دفاعیات طبرزدی به شرح زیر است: دفاعیه ۸۹
دفاعیهام را در دو بخش به شرح زیر تقدیم میکنم.
بخش اول؛عدم رعایت آیین دادرسی
آنچه برای من اهمیت دارد این است که قانون و آیین دادرسی رعایت شود. با رعایت قانون، حتی اگر به خواست نماینده وزارت اطلاعات که خواهان اشد مجازات، تبعید و محرومیت اجتماعی دایمالعمر برای من شده است، نیز عمل گردد، برایم اهمیتی نخواهد داشت. به همین دلیل با وجدانی آسوده و از روی میل و رغبت و بلکه شوق به حق آزادی، این دفاعیاترو ارایه میدهم و داوری بیطرفانه از سوی هرکس و به ویژه افکار عمومی برایم کافی است.
لازم است گزارشی هرچند کوتاه اما واقعبینانه و تا اندازه ممکن بیطرفانه از نحوه بازداشت، نحوه نگهداری و نحوه بازجویی و تشکیل دادگاه ارایه دهم تا معلوم شود آیین دادرسی تا چه اندازه رعایت گردیده است؟
نحوه بازداشت من اینگونه بود که صبح روز هفتم دیماه هزاروسیصدوهشتادوهشت خورشیدی، چهار نفر که مدعی بودند از طرف دادستانی هستند و بدون اینکه حکم جلب من را ارایه دهند و با داشتن یک حکم کلی، وارد منزل شده و پس از بازرسی، دوعدد کیس کامپیوتر، همراه چیزهای دیگر و مرا نیز با خود بردند. از آنجا که اقدام آنها را قانونی نمیدانستم، صورت اموال را امضا نکردم و فقط به این دلیل با آنها رفتم که نگران برخورد آنها با اعضای خانواده ام بودم. در واقع، اگر امکان مقاومت در مقابل این اقدام غیر قانونی و زورمآبانه ی آنها را داشتم، حتمن اجازه نمیدادم خانهام را بازرسی کرده، به حوزه خصوصی زندگیام وارد شده و من را با خود ببرند. شایان ذکر است، حکم کلی آنها، امضای دادستان را در زیر خود داشت.
من را به ۲۰۹ برده، لباسهایم را عوض کرده چشمبند زده و از آنجا به انفرادیهای ۲۴۰ انتقال دادند. در بدو ورود و ابتدای بند، یک نفر نامم را پرسید. گفتم طبرزدی هستم. سوالی پرسید پاسخ او را دادم. پس از چند سوال و جواب، من را تهدید کرد و گفت؛ چوب در فلانت میکنیم. مثل یک تودهای کمونیست، محاکمهات میکنیم و در حالی که چشمهایم بسته بود و در دستانم حوله و مسواک و عینک بود، فقط به این دلیل که به او پاسخ دادم «هرکاری دوست دارید انجام بدهید» با مشت بر گردن من زده، من را هل داد و با ضرب و شتم فرد دیگری که از پیش در آنجا آماده بود، من را به درون سلول انداختند.
من تا ۴۰ روز در این سلول بودم و پس از آن، به مدت ۶۱ روز دیگر در سلولی در زندان ۲۰۹ محبوس بودم، در آن ۴۰ روز اول، بازجوییهای مکرر همراه با تهدید، توهین و تخریب شخصیت صورت گرفت که من در دوران بازداشت و بازجویی، ۱۶-۱۵ سال گذشته هیچگاه به این اندازه زیر فشار نبوده و توهین نشنیده بودم. همین مسئله موجب شد تا بازجویی از مسیر قانونی و عادی خارج شده من را در موضع لجبازی، و نه ترس، بیندازند و به همین دلیل، بازجوییها را به هیچ وجه قانونی نمیدانم. ضمن اینکه به هیچ وج در مورد مستند بودن مطالبی که مدعی بودند از کامپیوتر من بهدست آورده، یا در وبلاگ من بوده یا به قلم من نوشته شده، اطمینان نداشته و ندارم. زیرا، هیچ امکانی برای تطبیق ادعاها و متن نوشتههای خود نداشتم. و علاوه بر این، بازجوییها را به مطالبی میکشاندند که هیچ ارتباطی با اتهامات به اصطلاح تفهیم شده نداشت.
تلاش آنها این بود که با زور، تهدید، تخریب و توهینهای مکرر، من را وادار کنند تا به خواستههای غیر قانونی و کذب آنها تن بدهم. مثلن بپذیرم که در ازای مصاحبهها و فعالیتهای قانونیام از بیگانه پول دریافت کردهام؟
درباره تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت، داستان غمانگیزتری اتفاق افتاده است. آنها سه روز پس از بازداشت و بازجویی و در روز دهم دیماه، من را همراه با چند تن دیگر از بازداشتیها، با چشم بند و با شیوهای کاملن تحقیرآمیز از ۲۴۰ به طبقه همکف ۲۰۹ منتقل کرده و رو به دیوار، بر روی زمین نشانده و بدون این که اجازه بدهند چشم بندهای خود را برداریم، یک برگ را به دستم دادند که برایم قرار بازداشت صادر شده بود و برگه دیگری که مثلن تفهیم اتهام بود که چهار اتهام کلی را به صورت کپی آورده و به دست بازداشتیهای روز عاشورا میدادند.
هر اندازه قاضی بخواهد مستقل باشد، قادر نخواهد بود از چارچوب مصالح و منافع و سیاستهای امنیتی حکومت پا فرا بگذارد و در غیاب نمایندگان افکار عمومی و هیت منصفه، جلسهای برگزار شده و حکمی صادر می گردد که پیشاپیش، غیرقانونی بودنش آشکار است زیرا این دادگاه صلاحیت قانونی برای رسیدگی به اتهامات وارده را ندارد
این شیوه تفهیم اتهام، من را به یاد دادگاههای صحرایی که در برخی فیلمها دیده بودم انداخت. پس از آن نیز قرارم تمدید نگردید. من اینک بیش از ۶ ماه است که در بازداشت به سر میبرم و تنها، همان روز قرار بازداشت به آن شکل که ذکر گردید به من ابلاغ شد و پس از آن، هیچ قراری ابلاغ نگردیده و اگاه نیستم که قرارم چیست. جالب این است که در این مدت، پنج بار جابهجا شدهام. ۴۰ روز انفرادی در زندان ۲۴۰، حدود دو ماه در ۲۰۹، یکماه ۳۵۰ ، ۲۵ روز زندان کچویی و اینک بیش از یک ماه است که در زندان رجاییشهر به سر میبرم. خود درباره این نحوه بازداشت داوری کنید.
اما نکته بعدی درباره دادگاه است. مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، میبایست جرایم سیاسی در دادگاه علنی با حضور وکیل و هیت منصفه مورد رسیدگی قرار بگیرد. هیت منصفه از نمایندگان مورد اعتماد اصناف و نخبگان مورد اعتماد اجتماع تشکیل میشود تا داوری منصفانه خود درباره اتهامات وارده را بیان کنند. در ضمن دادگاه به این دلیل میبایست علنی باشد تا رسانههای آزاد بتوانند به انتشار مطالب مطروحه در دادگاه بپردازند و افکار عمومی را در جریان قرار بدهند. در این شرایط است که رای دادگاه و دفاعیات متهم، معنا پیدا میکند. ولی دادگاه فعلی، بر پایه کیفرخواست تنظیمی از سوی نماینده دادستان و رای قاضی که از سوی حکومت نصب شده استوار گردیده است. هر اندازه قاضی بخواهد مستقل باشد، قادر نخواهد بود از چارچوب مصالح و منافع و سیاستهای امنیتی حکومت پا فرا بگذارد و در غیاب نمایندگان افکار عمومی و هیت منصفه، جلسهای برگزار شده و حکمی صادر می گردد که پیشاپیش، غیرقانونی بودنش آشکار است. زیرا این دادگاه صلاحیت قانونی برای رسیدگی به اتهامات وارده را ندارد.
من افکار عمومی و نظرگاه انسانهای نخبه و بیطرف را فرا میخوانم تا نحوه اجرای قانون و آیین دادرسی درباره جنبههای صوری بازداشت، نگهداری، بازجویی و تشکیل دادگاه تا صدور حکم را مورد داوری قرار بدهند و این داوری را در برگی از تاریخ این دوران جا دهند تا معلوم شود که چگونه مظلومانه میبایست وضعیت موجود را تحمل کرده و بهترین سرمایه، یعنی عمر خود را صاحب و اختیار دار نباشیم. اگر به این نکته نیک بیندیشیم که گرانمایهترین سرمایه هر انسانی، عمر او است، درباره صدور احکام زندان یا بازداشتهای غیرقانونی، تا این اندازه با دست و دلبازی عمل نخواهیم کرد. من، نه مال کسی را خوردهام، نه به کسی ظلم کرده، نه به کشور، ملت و منافع و امنیت آنها خیانت ورزیدهام. به راستی چرا باید در بازداشت غیرقانونی باشم و قانون دربارهام اجرا نشود؟ به راستی هرگاه در ایران هیچ فرد و دستگاهی پاسخگو نباشد، جز پیگیری تظلم خواهیام از طریق سازمانهای بینالمللی راهی در پیش رویم باز گذاشتهاند؟
بخش دوم؛ درباره اتهامات وارده
در این پرونده، ۵-۴ اتهام را متوجه من دانستهاند. یکی از این اتهامات، توهین به رهبری است. در پرونده پیشین که در سال ۱۳۸۰ برایم تشکیل دادند و در سال۱۳۸۳ منجر به حکم از طریق شعبه ۲۶ یعنی همین شعبه و توسط قاضی حداد – در غیاب من- گردید، در حکم اولیه به ۱۴ سال حبس در زندان برازجان محکوم شدم که دو سال آن به اتهام توهین به رهبر بود و به صورت کامل، این دو سال را تحمل کردم. در شگفتم که این رهبر در چه جایگاهی است و چه مناسباتی برقرار کرده است که هر اعتراض یا انتقاد به عملکرد او، می بایست مصداق توهین تلقی شود. من از قاضی پیشین یا قاضی فعلی شعبه ۲۶ و نیز بازجوها، مکرر خواستهام که فقط یک مورد را نشان بدهند که به رهبر آنها یا هر فرد دیگر توهین کرده باشم. دریغ از یک مور مستند و قانونی.
بار دیگر اعلام میکنم که برای این اتهام، مدرک یا دلیل مستند ارایه دهید و تعریف خود از توهین را بیان کنید، تا اگر نوشته یا گفته من مصداق توهین به ایشان یا هر فرد دیگر باشد، با شجاعت پوزشخواهی کنم و اگر چنین نباشد – مطمئن هستم که نیست- چنانچه به دلایل واهی محکوم شوم، از حق قانونی خود در مجامع جهانی دفاع کرده و شکایتنامه رسمیام علیه فردی که بی جهت به نام توهین به او، چند سال از عمرم را در شکنجهگاهها و زندانها سپری کردهام، را تنظیم نمایم. بارها و بارها گفته و نوشتهام که نه عقدهای هستم و نه جاهل که با توهین به دیگران، خود را ارضا نمایم. در عین حال حق نقد و اعتراض علیه هر فرد و دستگاهی را برای خود قایل بوده و زندان و شکنجه، در اراده من برای اعاده و استفاده از این حق مسلم، نتیجهی عکس خواهد داشت.
اعلامیه جهانی حقوق بشر و قانون اساسی، این حق را برای آحاد بشر یا شهروندان کشور، به رسمیت میشناسد. در عین حال هر فرد مسوول از رهبر تا کارمند رسمی دولت، به تناسب قدرت و مسوولیت میبایست آمادگی نقد و اعتراض و متقابلن پاسخگویی را داشته باشند. قدرت غیرمسوول و غیر پاسخگو
به فرهمندی، تقدسگرایی و دیکتاتوری منجر میشود. اگر ملت ایران در بهمن ۵۷ و در انقلاب خود به پیروزی رسید، برای این بود که قدرت فرا قانون، فرهمند، مقدس و غیر پاسخگو وجود نداشته باشد. نه این که شاه را سرنگون کنیم و نام و عنوان دیگر، همان جایگاه را باز تولید نموده و به شهروند اجازه نقد و اعتراض علیه به اصطلاح شخص اول مملکت، داده نشود. قرن ۲۱، قرن پاسخگویی، مسوولیتپذیری و تقدس زدایی از افراد و مسوولین دولتی و حکومتی است. در جامعهی مدنی و قانونگرا، قدرت، یک امر عرفی و غیر مقدس است. بنابراین، حق نقد و اعتراض، یک حق قانونی است. نمیبایست به شیوهی جامعههای غیر متمدن و بدوی،افراد یا دستگاهها را تقدیس کرد و هر نقد و اعتراض و مخالفت با آنان را توهین قلمداد کرد. از چنین رویهای به شدت متاسفم. برای خودم و برای مردمم و برای حکومتی که نقد و اعتراض را با اتهام توهین، سرکوب میکند.
تبلیغ علیه نظام، عنوان اتهامی دیگر علیه من است
این عنوان نیز بسیار تکراری و ملالآور است. هرگاه برای من در دادگاه انقلاب پروندهای تشکیل شده است،حتمن این عنوان اتهامی ذکر گردیده است. گویا نظام یک دستگاه حقوقی واحد یا فرد حقیقی است و من نیز به تبلیغ علیه آن پرداختهام. اگر قرار است قاضی یا هر فرد دیگر بخواهد درباره ی این اتهام داوری کند، خوب است به این دیدگاه یا نظرگاه صریح و شفاف من که نه از روی ترس از محکومیت، که بنا به حق قانونی و باور قلبی و برداشت از حق و قانون بیان میشود دقت نماید.
حکومت از قدرت زندان و اسلحه و نیروهای نظامی،انتظامی و امنیتی، سواستفاده کرده و شهروند مظلوم اما معترض و به پا خاسته را به اتهام توهین به رهبر، امام و رییس جمهوری، تبلیغ علیه نظام، تبانی و تجمع به قصد اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم، زندانی و محکوم میکند اما شهروند بیپناه، از هیچ قدرتی جز، گفتن، نوشتن، اعتراض مسالمتآمیز و مقاومت، برخوردار نیست تا از حق قانونی خود در مقابل زور حاکم، دفاع نماید
اول اینکه نظام، یک فرد یا دستگاه یا عملکرد بخشی از حاکمیت نیست. اگر قرار است نظام مورد استفاده قرار بگیرد، میبایست به تعریف حقوقی از نظام یا ساختار اشاره شود. نظام حکومتی فعلی که به «نظام جمهوری اسلامی» شناخته میشود، مجموعهی قانون اساسی و دستگاههای موسس بر آن اعم از حکومتی و غیر حکومتی را شامل میشود. اولین اشتباه اتهامزنندگان این است که گمان کردهاند، نظام به افراد یا دستگاههای خاص حکومتی یا عملکرد سیاستهای آنها محدود و محصور میشود. در صورتی که قانون اساسی هر کشور، قرارداد معتبر بین آحاد شهروندان است که حکومت و مسوولین، فقط بخشی از سامان و سازوکار این قانون به حساب میآیند. برای مثال، فصل هفدهم قانون اساسی موجود، به فصل حقوق اساسی ملت معروف است. هرکس این فصل و اصول مربوطه را زیر پا بگذارد، عملاحق آزادی، حق انتخاب و حق مشارکت آزاد و سایر حقوق را سلب کرده و زمینهی عملی تبلیغ علیه نظام را فراهم آورده است. اگر کسی از حاکمان یا کل حاکمیت، قانون اساسی را عملن نقص و نقض نماید، نظام را تضعیف کرده است، چه کسی است که نظام را در چهرهی حاکمیت یا بخشی از ان خلاصه کرده و سهم ملت یا جایگاه ملت را «از» و «در» نظام نادیده میانگارد؟ نظام بدون حضور ملت و بدون جمهور مردم فاقد مفهوم حقوقی است، حاکمیت ملی یعنی نقش ملت و دولت در کنار هم و این نقش است که آنچنانکه در قانون اساسی نیز ذکر شده، به وجود آورنده ی ساخت حکومتی و نظام سیاسی است. آیا هیچ انسان آزادیخواه و عاقلی، علیه چنین نظامی تبلیغ میکند؟ نظام بدون حضور قانونمند مردم از طریق نهادهای مدنی و غیر و فاقد مفهوم است من همواره علیه کژیها، انحرافها، مظالم و مفاسدی که به نظام یا حکومت صورت پذیرفته است، دست به افشاگریزده و حقایق را بیان کردهام. در قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر و عرف اجتماعی، مورد توجه قرار گرفته است را مصداق تبلیغ علیه نظام دانست؟ چرا باید برداشت از نظام را به عملکرد حاکمیت محدود دانست یا عملکرد آن ها را مساوی با نظام تلقی کرد؟ اگر برداشت از نظام، عملکرد آن بخش از حاکمیت یا حتا کلیت آن باشد که حقوق اساسی مردم را سلب کرده، آزدیها را محدود و دستور سرکوب و تفتیش عقاید میدهد و در کهریزک یا در خیابانهای تهران و یا هرجای دیگر دست به خیانت میزند، باشد حتمن علیه دست به افشاگری خواهم زد، اگر برداشت از نظام از عملکرد یا حتا ساخت قدرت و حکومتی منجر شود که، زمینهی فساد مالی، اجتماعی، اخلاقی، حقوقی و اقتصادی در سطح کلان را بهوجود آورده، محدود شود، من ۱۶ سال است که از طریق قلم و بیان علیه آن به مبارزه برخواستهام اما اگر برداشت از نظام به حقوق اساسی ملت آنگونه که در قانون ذکر شده و حقوق متقابل ملت-دولت و ساختار حقوقی مربوطه و ساخت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و حکومتی موسس بر ان ارجاع شود، هیچ دلیل عقلانی برای تبلیغ علیه آن وجود نداشته و البته نقد آن از حقوق اساسی هر شهروند است.
ممکن است سیستم امنیتی اعم از وزارت اطلاعات و دستگاههای موازی یا دادستانی و دادگاههای انقلاب، نظام را به حاکمیت موجو د یا حاکمین و یا بخشی از حاکمیت محدود کرده و نقش ملت یا جایگاه اصلی شهروندان در قانون اساسی که از آن به «نظام» تعبیر میکنیم را نادیده بگیرند و از«نظام جمهوری اسلامی» حکومت مطلقهی فردی یا حکومت بخشی از نظامیان و امنیتیها را در نظر داشته باشند. در آن صورت من مسوول برداشت خطای آن ها و عملکرد نا صواب و غیرقانونیشان نخواهم بود. من این را میدانم که هیچگاه علیه آن نظامی که بر پایهی آرمانهای انقلاب و قانونی اساسی شکل گرفت و قرار بود؛ آزادی، عدالت، حقوق اساسی ملت و رفاه و امنیت آحاد شهروندان را تضمین نماید، تبلیغ نکردم. برای این که خود در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به چنین نظامی رای مثبت دادم. کسانی که علیه نظام تبلیغ کرده و آنرا بیاعتبار نمودهاند که بر اریکهی قدرت بوده و با سواستفاده از ابزار قدرت، نظام را از مسیر اصلی منحرف نموده و حقوق اساسی ملت را زیرپا گذاشتند. من امروز به جرم ناکرده محکوم میشوم، اما این حق را بر خود محفوظ میدارم تا در فرصت مناسب علیه همهی آن کسانی که با زیر پا گذاشتن اصول قانونی اساسی،مربوط به حقوق اساسی ملت،نظام را بی محتوا و بی اعتبار ساخته و آرمانهای یک ملت و هزاران جانباز و شهید خیانت نمایند، اعلام جرم کنم. بنابراین، اگر قانون اساسی،حقوق شهروندی و ساز و کار نهادهای مردمی که از طریق آن ها اراده ی ملی محقق میشود را پایه ی نظام آورده و نظام را در یک فرد یا گروه و جناح و بلکه حاکمیت، محدود و محصور نسازید، من هیچگاه علیه چنین نظامی تبلیغ نکردم و ملاک داوری، میبایست همین دیدگاه من باشد و آنچه که امنیتیها برداشت کرده و می کنند هیچ ایراد حقوقی و عقلانی نمیبینم که با یک روش منطقی و ساز و کار مسالمتآمیز، مثل رفراندوم عمومی، اصولی از قانونه اساسی، رفتار حاکمیت و حتا کلیت نظام به رای عمومی گذاشته شود. زیرا هیچ نظام سیاسی حق مطلق یا امری قدسی نیست. حتا شخص آیتاله خمینی که در موضع رهبری انقلاب قرار داشت و پایه گذار نظام بوده است، بر این حق اذعان و بلکه پافشاری داشت.
نکتهی اصلی این است که بین ما به عنوان شهروندان آزاد که هرگونه نقد، اعتراض و عضویت در تشکلهای غیر حکومتی و تظاهرات مسالمتآمیز را حق اساسی خود می دانیم با دستگاه امنیتی-قضایی حکومتی که استفاده از این حقوق را به توهین، تبانی، دسیسه چینی و اقدام علیه امنیت ملی، تعبیر کرده و محکوممان مینماید، هیچ گفتمان مشترک و تفاهم آمیزی نمیبینم
پس نقد عقلانی نظام، پیش نیاز برای رفراندوم و اعتراض مسالمتآمیز علیه حاکمیت و دفاع قانونی از حقوق اساسی ملت،بلکه یک حق است و مصداق تبلیغ علایه نظان، به مثابهی یک جرم به حساب نمیآید. به شرط اینکه سیستم امنیتی از جله دادگاه انقلاب، نخواهد از راه زور و زندان، برداشت انحرافی و غیرقانونی و نا صحیح خود انظام یا فعالیتهای قانونی من را به کرس بنشاند؛ که حتا اگر بخواهد چنین کند که تاکنون کرده است، من از نظر خود بر نخواهم گشت اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی؛ عنوان اتهام دیگر، علیه من است.به راستی اتهام «تبانی» به قصد اقدام علیه امنیت ملی یک توهین آشکار است یا تهمت ناروا علیه من یا هر فعال سیاسی یا مخالف و منتقد است. مفهوم دیگر تبانی، زد و بند یا توطئه یا مفاهیمی در همین ردیف است. اتهام زننده یا دادستان مدعی است که من در یک رفتار پنهانی، با سایر شهروندان تماس حاصل کرده و با یکدیگر به دسیسه چینی علیه امنیت ملی، همراه و متشکل شویم؟ یک روزنامهنگار یا مخالف منتقد سیاسی، به داخل «تبانی» علیه امنییت ملی متهم میشود. انگار من، یک انسان روانی یا بد طینت و یا توطئهگر هستم که از راه زد و بند یا تبانی بخواهم امنیت مملکت یا مردمم را برهم بزنم. کدام دستگاه امنیتی یا قضایی حاضر است علیه شهروندان خود چنین اتهامات ظالمانه، نا عادلانه و غیرواقعی و مسخرهای را وارد سازد؟ چه عاملی موجب میشود تا یک حکومت، علیه شهروندان خود دست به چنین دسیسههایی بزند؟ این اتهام ذیل مادهی ۶۱۰ قانون مجازات، ذکر گردیده است اقداماتی مشمول چنین مادهای است که از طریق دسیسه و توطئه وبا جمع آوری یا به قصد جمع اوری سلاح یا به نیت خرابکارانه و ضد ملی، انجام بگیرد. یا حتا نیت چنین کارهایی وجود داشته باشد. این امر چه ارتباطی با مبارزات و مخالفتهای شعاف، صریح و قانونی دارد؟من شهروندی آزاد هستم که از طریق قلم، بیان یا حضور در تشکل و تجمع مسالمتآمیز، اعتراضات خود را بیان میکنم. آیا قانون اساسی موجود، تظاهرات بدون حمل سلاح را حق شهروندی نمی داند؟ آیا تشکیل حزب و سازمان را حق قانونی شهروند نمیداند؟ آیا آزادی قلم و بیان را حق شهروند آزاد نمی داند؟ آیا فقط کسانی حق چنین فعالیتهایی را دارند که طرفدار دولت و حکومت هستند؟ پس حق منتقد و مخالف چه میشود؟ پس تکلیف فصل ۱۷ قانون اساسی و حقوق اساسی ملت چه میشود؟ به راستی چه کسی مسئول عدم اجرایی اصول مربوطه و سلب حقوق اساسی شهروندان به بهانههای به ظاهر قانونی اما واهی است؟ من باید بتوانم از حقوق اساسیام بهرهمند شوم. هرگاه حکومت به بهانههای واهی از شرکت شهروندان در تظاهرات مسالمت آمیز جلوگیری کند یا به احزاب غیر دولتی و غیر حکومتی اجازهی فعالیت نداده و آنها را سرکوب کند،مجوزی برای دستگاه قضایی و امنیتی نخواهد بود که شهروند را به تبانی و دسیسه و توطئه علیه امنیت محکوم یا متهم کند. این یک ظلم آکار و مضاعف است.
از بابت چنین اتهاماتی که علیه فرهیختگان و دلسوزان و آزادیخواهان وارد میشود، در فرصت مناسب اعادهی حیثیت خواهد شد. من در هر تظاهراتی شرکت کرده باشم یا در هر حزب و تشکلی عضویت داشتهام، آن را به صورت شفاف بیان کرده و اهداف و خواستههایم را نیز بیان کردهام. پس اتهام «تبانی» به قصد بر هم زدن امنیت کشور با کدام مستند واردست؟ چه دستگاهی و با استفاده از کدام سیستم «نیت خوانی»، قصد من را دریافتهاند؟ کدام عمل من مصداق تبانی علیه امنیت کشور است؟ این تبانی در کجا و چگونه صورت گرفته و چه کسی آن را کشف کرده است؟ این فقط من نیستم که این گونه، ظالمانه و غیرقانونی و بدون هیچ مدرک عقلانی و قانونی،به تبانی و تجمع به قصد بر هم زدن امنیت کشور متهم میشوم. بخش بزرگی از شهروندان ناراضی یا مخالف، با چنین اتهامی روبهرو شده یا به ۵ سال حبس محکوم گردیده تا عمر خود را در پشت دیوارهای زندان،سپری نمایند. به راستی در شگفت هستم که چگونه فردی در مسند قضاوت قرار گرفته و چنین اتهامی علیه شهروندان بیگناه را روا می دارد؟
من به هیچ جه نگران این نیستم که به جرم ناکرده چند سال دیگر از عمر خود را در زندان سپری کنم. تنها تاسف و نارضایتی شدید من از بابت نوع اتهام است. دستگاه قضایی-امنیتی،از مخالفت و اعتراض مسالمتآمیز شهروندانی چون من،در وحشت است. من نیز به آن ها حق میدهم که اجازه ندهند، این مخالفتها علنی شود. برای اینکه امنیت اقلیت حاکم به شدت برهم خواهد خورد. اما اخلاق یا وجدان یا هر چیز دیگر که جنبهای از انسانیت در آن نهفته است، حکم میکند که چنین اتهاماتی ر شهروندان بی گناه وارد نشود. کسانی به تبانی متهم میشوند که در تمامی عمر خود، از چنین خل و خوهای غیر عقلانی، غیرانسانی و اهریمنی بر حذر بودهاند. متاسفم که از سوی حکومتی به چنین نیت یا اقدام اهریمنی، متهم شده ام که روزی ادعای اخلاق و اسلامیت داشته؟ سقوط اخلاقی این دستگاه تا این اندازه، قابل تصور نبود. ایراد چنین اتهامی، من را دقیقن به یاد اخلاق ماکیاولی میاندازد. حکومت می خواهد مخالف را سرکوب کند؛ به همین دلیل از هر وسیله ای استفاده می کند. یا هر وسیلهای را مباح میداند تا به این هدف خود نایل آید. این البته یک سنت شناخته شده است. تردید ندارم که تاریخ دربارهی این سنت غیر اخلاقی، بیرحمانه داوری خواهد کرد.
در شگفتم که به لحاظ اخلاقی چرا باید دستگاه قضایی-امنیتی تا این اندازه سقوط کند که نقد و اعتراض به عملکرد سران حکومت را به توهین علیه آنها تغییر نماید. آیا جز این است که از قانون بهعنوان ابزار برای سرکوب مخالفین سواستفاده میشود/برای این که جلوی نقد و اعتراض قانونی گرفته شود، به آن عنوان توهین به رهبر یا رییس جمهوری یا امام،داده میشود تا یک عنوان قانونی و اتهامی را برایش بتراشند و آنرا یک اقدام محرمانه معرفی کند.
هرگاه علیه دستگاهی با کلیت حاکمیت، اعتراض قانونی و مسالمتآمیز صورت بگیرد یا گفته شود که به نظام فعلی از سیر نظام اولیه که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ تاسیس شد، منحرف گردیده و این حق شهروندان است که از طریق قانونی و در یک رفراندوم آزاد، نظر خود درباره آن یا نظام آینده را بیان نمایند، گفته میشود که علیه نظام تبلیغ میشود. در صورتی که پایهی نظام، میبایست مردمی باشد که فصل۱۷ قانون اساسی، حقوق اساسی آنها را به رسمیت شناخته که اگر این حق اعمال میشد، هیچ اعتراضی علیه نظام یا دستگاه خاصی یا سیاست عملکرد معینی صورت نمیپذیرفت. نظام واقعی آن گاه نظام جمهوری و مردمی است که، پایهایترین اصل، یعنی دموکراتیک بوده و مردمی بودن و قانونگرا بودن آن، مورد توبه قرار بگیرد. نه اینکه یک جناح یا باند خاص، با سواستفاده از قدرت، اصول قانون اساسی را زیر پا بگذارد، همهی رقبا و مخالفین را منکوب نماید و خودش را نظام بخواند و به رفتار ضدد مردمی، ضد حقوق بشری و ضد ملیاش، مشروعیت قانونی بدهد. آن روز که علیه حکومت شاه دست به اعتراض و انقلاب زدیم، برای تثبیت جمهوری اسلامی تلاش کردیم و در راه انقلاب و کشور، شهید و جانباز تقدیم نمودیم، باور نداشتیم که جناحی، همهی قدرت را به انحصار خود درآورد و اعتراضات قانونی ما را با اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر، سرکوب نماید. ای کاش این اتهامات در دادگاه علنی با حضور هیت منصفه ایراد میشد تا از خود دفاع میکردیم و داوری را به افکار عموم میسپردیم. نه اینکه چند ماه در سلول انفرادی و بازداشتگاه امنیتی، زیر شدیدترین شکنجههای روحی قرار بگیریم تا به جرم ناکرده اعتراف نماییم و پس از چندین ماه بازداشت غیر قانونی، در دادگاه امنیتی و بدون حضور هیت منصفه و رسانههای ملی و بینالمللی، محاکمه و محکوم شویم. آیا این ظلم مضاعف نیست؟
چرا زمانی که دست به انقلاب و اعتراض علیه رژیم شاه زدیم، چرا زمانی که جوانی خود را در پای تثبیت جمهوری اسلامی هدر دادیم، چرا زمانی که در جبهههای جنگ علیه دشمن خارجی و تا مرز شهادت جنگیدیم و دوستان و برادران خود را از دست دادیم به تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی متهم نشدیم؟ آنهایی که امروز در مسند قدرت امنیتی،قضایی و سیاسی نشستهاند، آن دوره کجا بودند؟ آیا از یک عنصر انقلابی، فرهنگی ،روزنامهنگار و عضوی از اعضای هزاران خانوادهی شهید و ایثارگر، بر میآید که اهل تبانی و دسیسه چینی، علیه امنیت ملی باشد که شما،من و هزاران فرد مثل من را به «تبانی» متهم کردهاید؟ آیا هیچ فرد یا گروهی در این دستگاه حضور ندارد تا از شما بخواهد، جوانان و نخبگان دانشجو، روزنامهنگار، دانشگاهی، کارگر، معلم، سیاسی و فعال حقوق بشری را به تبانی و تجمع به قصد اقدام علیه امنیت ملی» متهم نکنید؟
ایراد چنین اتهامات را صرفن و صرفن ناشی از سقوط اخلاقی دستگاه امنیتی-قضایی یا نظام حاکم می دانم.این نظام که نام آن جمهوری اسلامی است را نظامی نمی دانم که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به آن رای آری دادم. من و هزاران و بلکه میلیونها مثل من که آن روز به «جمهوری اسلامی» رای آری دادیم،که کثیری از آنها برای دفاع از انقلاب،کشور و نظام و در جبهه ی نبرد به شهادت رسیدند، از این سقوط اخلاقی و انحراف سیاسی حکومت متاسف و منزجر بوده و هستیم. اما عاملین اصلی انحراف نظام از اصول قانون اساسی و اهداف انقلاب را به توطئه و تبانی متهم نمیکنیم. این انحراف را ناشی از جهل، قدرت طلبی، انحصار و مآلااستبداد، دیکتاتوری و فساد و تباهی میدانیم.
حکومت از قدرت زندان و اسلحه و نیروهای نظامی،انتظامی و امنیتی، سواستفاده کرده و شهروند مظلوم اما معترض و به پا خاسته را به اتهام توهین به رهبر، امام و رییس جمهوری، تبلیغ علیه نظام، تبانی و تجمع به قصد اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم، زندانی و محکوم میکند اما شهروند بیپناه، از هیچ قدرتی جز، گفتن، نوشتن، اعتراض مسالمتآمیز و مقاومت، برخوردار نیست تا از حق قانونی خود در مقابل زور حاکم، دفاع نماید. اما این سنت تاریخ است که مظلوم را بر ظالم حکم کند و کاخ ظلم را بهدلیل
رفتار ظالمانه و نارضایتی عمومی، در هم فرو بریزد. ما به این سنت باور داریم و ارادهی حق را برترین اراده میدانیم.
بار اولی نیست که دفاعیه مینویسم و از ظلم و ظالم سخن به میان میآورم. ۱۶-۱۵ سال است که به نوشتن چنین دفاعیه ها و تظلم خواهی ها عادت کرده ام.اما بیش از هر زمان به پیروزی حق باور دارم.بیش از هر زمان از آرامش درون برخوردارم.با وجود این که در زندان هستم. اما بیش از هرزمان،در مورد حکم زندان و محکومیت،بی تفاوت و بلکه مفتخرم. مفتخرم که از راه اخلاق، منطق و قانون منحرف نشدم.۱۶ سال است که گرفتار دادگاه،بازجویی،بازداشت و زندان هستم. اما در هیچ شرایطی از جادهی منطق، قانون، اخلاق و مسالمتجویی خارج نگردیدهام.
در لیست اتهامات وارده، علاوه بر توهین به آقای احمدینژاد، من را به اخلال در نظم عمومی نیز متهم کردهاند. هر چه با خود اندیشیدم، به یاد نیاودم که به احمدینژاد توهین کرده باشم. همچنین، هیچگاه پلیس متعرض من نگردیده است، ولی عوامل اطلاعات با حکم کلی دادستان، من را از درون خانه جلب و به زندان انداختند، برایم چنین اتهامی را نیز ردیف کردهاند. درهر حال، اتهام فلهای، چنین نتایجی را نیز با خود خواهد داشت. گویا هر کس در تظاهرات روز قدس یا ۱۳ آبان شرکت کرده باشد، حتمن میبایست به اخلال در نظم و توهین به احمدینژاد و رهبر و…نیز تبلیغ نظام و «تبانی و تجمع علیه امنیت ملی» نیز متهم گردد.
نکتهی اصلی این است که بین ما به عنوان شهروندان آزاد که هرگونه نقد، اعتراض و عضویت در تشکلهای غیر حکومتی و تظاهرات مسالمتآمیز را حق اساسی خود می دانیم با دستگاه امنیتی-قضایی حکومتی که استفاده از این حقوق را به توهین، تبانی، دسیسه چینی و اقدام علیه امنیت ملی، تعبیر کرده و محکوممان مینماید، هیچ گفتمان مشترک و تفاهم آمیزی نمیبینم. تنها چاره این است که در مقابل اقدامات حکومت علیه شهروند، اعم از بازداشت غیرقانونی، یورش به حریم خصوصی، شکنجه در زندان،احکام سنگین اعم از محرومیت اجتماعی، تبعید و زندان، ضمن در پیشگیری سیاست شکیبایی و مقاومت، در جهت روشنگری و افشای مظالم وارده کوشا باشیم.
به امید روزی که دادگاه صالحه، به ریاست قاضی بیطرف، با حضور هیت منصفهی برگزیده از سوی نهادهای مدنی و غیر حکومتی، نمایندگان رسانههای مستقل تشکیل شود و متهم بتواند با خیالی آسوده به دفاع از خود بپردازد. تا آن زمان، راه طولانی نمانده است.
زندانی حشمتاله طبرزدی
کرج/گوهر دشت/زندان رجایی شهر
سیمین / رادیوکوچه
simin@koochehmail.com
همچنان با موضوع آداب معاشرت با شما هستم.
برای «آداب» معانی گوناگونی بیان شده که تقریبن همهگی به معنی «راه درست معاشرت کردن با دیگران» است. از ادب یا آداب با عنوان آموختن علوم و دانشهای گوناگون و نیکیهای اخلاقی یاد میشود همچنین به معنای روشهای نیکو یا حسن معاشرت است.
دانستن راه و رسم چگونه رفتارکردن با دیگران هنر و دانشی است که برای هر فردی ضروری است. در ادامه موضوع آداب معاشرت، در این برنامه به آداب روبرو شدن با افراد میپردازم. یکی از مهمترین نکتهها در برخورد با دیگران این است که همیشه وقتشناس باشید و به وقت دیگران احترام بگذارید. به مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـاتهـا، دیدارهای شغلی و اجتماعی حضور یابید. پس از آن، سلام کردن نخستین اقدام است که بسته به ملیت طرف مقابل انجام میشود و آنگاه دست دادن اقدامی غیرکلامی و بسیار متداول است.بهترین شکل دستدادن این است که به صورت شخص نگاه کرد و با لبخند و یا کمی خمکردن سر اظهار خوشحالی کرد. هنگام دستدادن، نباید فاصله آنقدر زیاد باشد که مجبور شوید دست خود را خیلی دراز کنید در عین حال حریم آسایش را نیز باید رعایت کرد. برای دست دادن با فردی که چیزهایی در دست دارد، زیاد اصرار نکنید که مجبور شود وسایلش را روی زمین بگذارد یا همه را به یک دست بدهد. به یاد داشته باشید همواره بزرگتر به کوچکتر، رییس به مرئوس و خانم به آقا دست میدهد. «لزومی ندارد شما با پیشدستی در دراز کردن دست خویش برای دست دادن خانمی را وادار به دست دادن کنید. اگر او تمایلی به دستدادن داشته باشد، دست خویش را جلو میآورد»

البته به طور معمول در باب دستندادن به خانمها در محفلها برای کسانیکه معذوریتهای مذهبی، سیاسی و … دارند توصیه میشود چیزی دست بگیرند که هنگام روبرو شدن با یک خانم دستی خالی برای دست دادن نداشته باشند. هنگام دستدادن نباید دست طرف مقابل را فشرد، بخصوص اگر انگشتری در دست داشته باشد. همچنین نباید زمان دستدادن را طولانی کرد، تنها چند تکان دست کافی است. به نرمی دست بدهید. این کار بیانگر اعتماد به نفس، خونگرمی، گشادهرویی و صداقت است. ولی مراقب باشید زیادهروی نکنید و دست طرف مقابل را خیلی محکم نفشارید، چون آنوقت فکر میکند که شما آدمی سلطهجو و طالب برتری هستید. از طرفی شل دستدادن نیز نشاندهنده عدم اطمینان شما به خود است.
در میهمانیها، هنگامی که میهمانان در حال غذا خوردن هستند و میهمان تازهای وارد میشود، فقط میزبان با او دست میدهد و سایرین با لبخند و تکان دادن سر اظهار آشنایی میکنند. از طرفی هنگام جداشدن از یک جمع، دستدادن با همه لزومی ندارد و میتوان با یک معذرتخواهی خداحافظی کرد.
یکی از موازین رفتارهای بینالمللی در هنگام آشنایی تبادل کارت معرف (کارت ویزیت) است این کارت باید شامل اطلاعات کلیدی از جمله: نام، عنوان، نشانی، پست الکترونیکی و تلفن باشد. دریافت و دادن کارت هم آداب تشریفاتی خود را دارد
به یاد داشته باشید در میهمانیها و یا مراسم رسمی، ظرف نوشیدنی را با دست چپ بردارید. به این ترتیب میتوانید هنگام برخورد با دیگری، بدون دردسر و ریختن نوشیدنی روی لباسهای خود یا طرف مقابل، با او دست بدهید. علاوه بر آنکه دست راست گرم میماند، چرا که نگهداری نوشیدنی با یخ، دست را سرد و مرطوب میکند.
آداب آشنایی
به طور معمول در یک برخورد شاید لازم باشد خود را به دیگری معرفی کنیم یا دو نفر را به یکدیگر معرفی کنیم. البته این معرفی باید دلیل منطقی داشته باشد. در این هنگام شخص دارای مقام پایینتر را به فرد دارای مقام بالاتر معرفی میکنیم. همچنین شخصی را که کمتر میشناسیم به فردی که بیشتر میشناسیم معرفی میکنیم. ابتدا نام مقام بالاتر ذکر میشود سپس مقام پایین تر معرفی میشود. توصیه میشود هنگام معرفی از ذکر کلمات و یا عبارتهایی که خصوصیت خاص معرف یا معرفی شونده را دارند خودداری شود. در محفلهای بینالمللی بهتر است معرفی شدن توسط یک واسطه صورت گیرد و به طور معمول میزبان این کار را انجام میدهد. افراد را با عنوانهایشان معرفی کنید و افراد بدون عنوان رسمی را با ذکر عنوان آقا یا خانم. فرزندان بدون آقا یا خانم معرفی میشوند.
کارت معرف
یکی از موازین رفتارهای بینالمللی در هنگام آشنایی تبادل کارت معرف (کارت ویزیت) است. این کارت باید شامل اطلاعات کلیدی از جمله: نام، عنوان، نشانی، پست الکترونیکی و تلفن باشد. دریافت و دادن کارت هم آداب تشریفاتی خود را دارد. کارت را به طور معمول ابتدا یا انتهای یک دیدار مبادله میکنند. هنگام دادن کارت باید روی آن به سمت فردی که به او کارت را میدهیم باشد و هنگام دریافت کارت باید به آن با دقت و احترام نگاه کرد و به آرامی در کیف یا محل مخصوص گذاردن کارت قرار داد و از نوشتن چیزی بر روی آن و یا بیتوجهی به ویژه نزد صاحب آن پرهیز کرد. در دیدارها، میهمان یا مقام پایینتر نخست کارت خود را ارایه میدهد.
ودر نهایت کارتها در هر کشوری وضعیتی متفاوت دارند. در ژاپن جنس کارتها بسیار مرغوب است. در برخی کشورها عکس فرد نیز روی کارت چاپ میشود. و در چین سال تاسیس شرکت را نیز در روی کارت درج میکنند.
آداب معاشرت – قسمت اول:
«قدم به حریم خصوصی دیگری نگذار»
خبر / رادیو کوچه
احمدرضا احمدپور، روحانی زندانی طی صدور ابلاغیهای اواسط هفته جاری به دادسرای ویژه روحانیت احضار شده است.
به گزارش جرس، علت احضار این روحانی زندانی، نامه چندی پیش وی به بانکیمون، دبیر کل سازمان ملل است که در آن نامه نسبت به نقض حقوق شهروندی خود اعتراض داشته و شکایتنامهای به سازمان ملل ارایه کرده بود.
اتهاماتی که در خصوص پرونده جدید به احمدرضا احمدپور وارد شده، «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبری» عنوان شده است.
گفته میشود در کیفر خواست وی حکم اعدام تقاضا خواهد شد و وی را تحت فشار گذاشته تا شکایتی علیه احمد منتظری تنظیم کند که این امر با مخالفت احمدپور مواجه شده است.
این روحانی معترض به دلیل نداشتن وکیل، از پاسخ کتبی و شفاهی به بازپرس خودداری کرده و حاضر به امضای اوراق بازپرسی نشده است.
در همین راستا، هم اکنون تمامی حقوق حداقلی وی، نظیر اعزام به مرخصی، تماس تلفنی با خانواده و آزادی مشروط، لغو شده است.
احمدرضا احمدپور عضو جبهه مشارکت مرکزی قم و پژوهشگر حوزه و وبلاگنویس پژواک خاموش، در تاریخ ۱۷ فروردین ماه امسال، به اتهام «تبلیغ علیه نظام (به دلیل مصاحبه با رسانههای خارجی)، نشراکاذیب و هتک حیثیت روحانیت»، به یک سال حبس و خلع لباس دایمی محکوم شده است.
احمدپوردر تاریخ ۲۹ فروردین ماه خود را برای اجرای حکم به دادگاه ویژه روحانیت معرفی کرده بود.
بیشتر بخوانید:
«وضعیت نامناسب جسمی احمدپور »
«دادخواهی سیداحمدرضا احمدپور»
خبر / رادیو کوچه
روز پنجشنبه یک بمبگذار انتحاری در منطقه قفقاز روسیه دست کم پانزده تن را کشته و هشتاد نفر دیگر را مجروح کرده است.
انفجار صبح پنجشنبه، ۹ سپتامبر، در نزدیکی بازار شهر ولادی قفقاز رخ داد. ولادی قفقاز مرکز اوستیای شمالی، از جمهوریهای تشکیل دهنده فدراسیون روسیه است.
منابع دولتی میگویند بمبگذار انتحاری سوار یک خودرو بوده که خود را در برابر دروازه ورودی بازار منفجر کرده است.

بنا به گزارشها، منطقه شمالی قفقاز در روسیه در سالهای اخیر شاهد شدت گرفتن خشونت اسلامگرایان بوده و در ولادی قفقاز چند انفجار صورت گرفته است.
در سال ۲۰۰۴ حمله افراد مسلح به مدرسهای در بسلان و گروگانگیری صدها کودک در اوستیای شمالی رخ داد که منجر به کشته شدن حدود ۳۳۰ تن شد.
اردوان روزبه / رادیو کوچه
از سوی فدراسیون بینالمللی جوامع حقوق بشر شاخه بلژیک در روز نهم سپتامبر کنفرانسی با هدف بررسی وضعیت حقوق بش در ایران با حضور شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح و عبدالکریم لاهیجی نایب رییس این سازمان در بروکسل برگزار شد.
گفتوگوی اردوان روزبه را با کاوه آهنگری از محل برگزاری کنفرانس بشنوید:
این کنفرانس که ساعاتی پیش به کار خود پایان داد، در یکی از سالنهای این فدراسیون در پایتخت بلژیک با هدف اطلاعرسانی و طرح پرسش و پاسخ از سوی شرکتکنندگان و دعوتشدگان برای سخنرانی انجام شد. در این کنفرانس به مسایل مورد بحث امروز ایران نظیر دستگیری فعال مدنی و وکیل ایرانی نسرین ستوده و صدور حکمهای سنگسار برای افرادی مانند سکینه آشتیانی پرداخته شد.

در این کنفرانس شیرین عبادی با اشاره به رویکرد حاکمیت در ایران در بخشی اظهار داشت: «با سرکوب و برخوردی که با حرکتهای مردمی میشود دولت در ایران خود دارد نشان میدهد که مردمی نیست.» این وکیل و فعال مدنی در ادامه ذکر کرد که جمهوری اسلامی به کنوانسیونها و قوانینی که خود پذیرفته نیز امروز پایبندی نشان نمیدهد.
همچنین در این کنفرانس عبادی از اتحادیه اروپایی خواست که در کنار مسایلی مانند موضوع انرژی هستی در ایران به صورت جدی موضوع نقض حقوق بشر در ایران مورد پیگیری قرار بگیرد. عبادی در این کنفرانس پیشنهاد کرد که اتحادیه اروپایی با تصویب قطعنامهای نسبت به تحریم سیاسی جمهوری اسلامی اقدام کنند.
این کنفرانس با برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با حضور نایب رییس فدراسیون بینالمللی جوامع حقوق بشر و شیرین عبادی به اتمام رسید.
خبر / رادیو کوچه
صبح روز جمعه ۱۹ شهریور در ایران نیز نماز عید فطر خوانده شد. این نماز در دانشگاه تهران با حضور آیتاله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان خطیب و پیش نماز برگزار شد.
به گزارش ایرنا، تمامی مقامات ارشد جمهوری اسلامی از جمله محمود احمدینژاد رییس جمهوری اسلامی، علی لاریجانی رییس مجلس، صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه، آیتاله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهوری اسلامی، علیاکبر ولایتی مشاور بینالملل آیتاله خامنهای، سرلشکر فیروزآبادی رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران شرکت داشتهاند.

اما به نظر میرسد در بیشتر رسانههای خبری و اطلاعرسانی حامیان دولت، به حضور آیتاله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام جدیتر اشاره شده است.
این در حالی است که در گزارشها نامی از حسن خمینی نوهی آیتاله خمینی برده نشده است.
از سویی دیگر گفته میشود پیش از روز جمعه و نماز این روز عدهای از نیروهای امنیتی و لباس شخصی منزل مهدی کروبی را مورد محاصره قرار داده و رفت و آمد وی و خانوادهاش را تحت کنترل قرار دادهاند.
سیروس ملکوتی/ رادیو کوچه
هر دوره از چرخش سرمایه در جهان ما شیوه و مدیریت ویژه خود را مییابد و بنابراین نمیشود با یک درک آموخته از یک پروسه تاریخ گذشته با تعاریف کلی بتوان شیوه مدیریت را ثابت و بدون انعطاف بهکار گرفت. امروز در عصر گلو بالیزاسیون سیاسی و اجتماعی روند انکشاف سرمایه رابطه مستقیمی با مدیریت سیاسی و درک از تعادل اجتماعی –سیاسی دارد.
گاه بحرانهای اجتماعی برای پدیداری نوعی از مدیرت جدید تدارک دیده میشوند. بحران جهانی عصر حاضر نیز میرود تا نظم نوینی را احیا نماید، این روند بیشک دگرگونیهای ساختاری و بنیادینی را در جغرافیای سیاسی و اقتصاد جهانی در پی خواهد داشت. جوامع سرمایهداری و صنعتی پیشرفته برای تثبیت و انکشاف اختتار خود صدها نهاد اندیشه را بر پا میدارند که به مثابه نیروی یاری دهنده تبیین قدرت سیاسی و همچنین چگونگی برپایی و انکشاف سیستمهای خود از آن بهره میگیرند. متاسفانه جوامعی نظیر جوامع ما فاقد چنین ارزشهای اندیشه و برنامهریزی بوده و به صورت واکنشی در برابر حوادث به تبیین موجودیت خود میپردازند.

در کشور ما عدم مدیریت درست سیاسی و همچنین نبود برنامههای درازمدت ساختاری اقتصادی میرود که به روند بحران سیاسی سه دهه گذشته پایانی شکننده و ساختار شکنانه بدهد. زیرا ساختار فعلی به علت عدم اینهمانی با استراتژی نظامهای جهانی و عدم امکان هنجار یابیش با ان راهی جز در هم شکستن نمییابد. جوامعی نظیر ایران با حادث سازی جهانبینیهای منسوخ و نا متجانس با تعاریف امروزین سیاست معاصر بیشک مشکلی در درون خود برای رفرم خواهند داشت. چگونگی ساختارهای نظامهای ساسی و اقتصادی حکومتهای مانند جمهوری اسلامی دو راه بیش پیش روی نمیگذارند یا بود مستبدانه و یا فروپاشی ساختار شکنانه. حل بحرانها در این نظامهای خودکامه و متمرکز سیاسی و اقتصادی غیر از این دو راه چاره دیگری نمییابند.
جوهر اصلی مدیریت اقتصادی در ایران اسلامی بر بنیاد انباشت و انکشاف روند بعدی سرمایه صورت نگرفت بلکه بر اساس استفاده از منابع تا خاموش شدن منابع صورت پذیرفت، درست مانند خالی کردن خون از پیکر انسانی بیآنکه به سلولهای ساخت خون اجازه بازتولید داده شود.
نتیجه اینکه پس از فروپاشی مدیریت سیاسی کنونی در ایران ما با بحرانی مواجه خواهیم شد که جنبه ساختاری عمیقی خواهد داشت. بنابراین از هم اکنون باید اندیشههای خود را حول فردای ایران منسجم کرده و راههای گوناگون را در آزمایشگاه اندیشه و تبادل نظر جستجو نماییم. مدیریت سیاسی در ایران و شیوه ارایه و طرح ساختاری برای این سرزمین از دیرباز برپایه نابرابری و تمرکز نابجا قرار داشت و هنوز نیز این روند ادامه دارد. سهم و مشارکت ساکنین ایران در چنین مدیریتی عملن به هیچ بوده و هست.
مدیریت سیاسی با تدابیر ساختاری برای فردای ایران باید با بهکارگیری از تبعیض مثبت در فرایند سیر تحولات اجتماعی اقتصادی به برامد تعادل و همگنی اجتماعی میان جغرافیای نابرابر اقتصادی در ایران یاری رساند
برنامههای اقتصادی وابسته به چنین مدیریتی نیز همین عدم تعادل را ادامه دادند نتیجه اینکه ایران سرزمینیست که میتوان در آن از اقتصاد و مدیریت افتصادی زمین داری تا سرمایه داری مدرن را در کنار هم یافت. توسعه مفهومی متعادل در ساختار و برنامه چنین مدیریتی به لحاظ جغرافیای اقتصادی نداشته است. بههمین خاطر بیشتر مناطق مرزی ایران از چنین عدم تعادل و عقبماندگی رنج میبرند. این نابرابری اقتصادی و نبود طرح و برنامه کوتاه مدت و دراز مدت برای همسانآوری مناطق مختلف خود باعث عدم مشارکت خلاق در ساختمان و پیکره اجتماعی میگردد.
مدیریت سیاسی با تدابیر ساختاری برای فردای ایران باید با بهکارگیری از تبعیض مثبت در فرایند سیر تحولات اجتماعی اقتصادی به برامد تعادل و همگنی اجتماعی میان جغرافیای نابرابر اقتصادی در ایران یاری رساند. تمرکز قدرت سیاسی در ایران که با خود تمرکز قدرت اقتصادی را همیشه همراه داشته، دیگر راه چارهای برای ایران بهشمار نمیرود. مدیریت سیاسی غیرمتمرکز که اصل را بر اساس مشارکت و رقابت به هنجار قرار میدهد میتواند راهگشای ما برای ورود به دنیای حقیقی مدرن و مدرنیته شود.
به همین خاطر مدیریت اقتصادی- سیاسی و یا برنامهریزی اقتصادی در ایران نمیتواند انکشاف سیاست و سرمایه را بدون مفهوم عدالت به نتیجهای مطلوب برساند.
رادیو کوچه
روز پنجشنبه، مسوول روابط عمومی نیروی انتظامی خراسان جنوبی از تاسیس «پلیس مجازی» برای نظارت دقیق بر استفاده از فضای مجازی و کاربران خبر داده است.
به گزارش ایسنا، سید کاظم هاشم آبادی در جلسه ستاد ساماندهی فضای مجازی اظهار داشت: «پلیس فضای مجازی در راستای مقابله با تهدیدات فضای مجازی و اعتیاد به اینترنت و مسایلی از این قبیل شکل گرفته است.»
مدیر اماکن عمومی خراسان جنوبی اظهار کرد: «قابل رویت بودن داخل کافینتها و عدم استتار آنها و عدم تاسیس آنها در کنار مدارس از دیگر قوانین نیروی انتظامی برای کافینتها است.»
مهدوی کیا عدم ارتباط با منازل مسکونی و حضور شخص صاحب پروانه را از ضروریات برای کافینتها عنوان کرد و گفت: «باید در کافینتها شئونات اسلامی و حجاب اسلامی رعایت شود و از پخش موسیقیهایی که به اعتقاد وی «مستحجن» هستند، خودداری شود.»
لازم به ذکر است برای وضع ظاهری افرادی که به کافینتها مراجعه میکنند نیز یک سری معیارهایی تعیین شده و هشدارهای لازم درخصوص «شئونات اسلامی» به این مکانها ابلاغ شده است.
نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه
حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان یک بار دیگر از گروه طالبان خواست تا دست از جنگ برداشته و به روند صلح بپیوندد.
آقای کرزی پس از ادای نماز عید فطر در صحبتی که در مقر ریاست جمهوری این کشور با خبرنگاران داشت خطاب به رهبر طالبان گفت که دست از برادر کشی برداشته و سبب مرگ زنان، کودکان و جوانان افغان نشود.
وی این در خواست را یکبار دیگر در حالی مطرح می کند که روز گذشته ملامحمد عمر رهبری طالبان با نشر پیام عیدی بر پیروزی شان علیه دولت افغانستان و قوای خارجی خبر داده بود.
در گذشته نیز رییس جمهوری کرزی به تکرار از طالبان خواهان پیوستن به پروسه صلح شده بود، اما هر بار با پاسخ منفی طالبان مواجه می شود.

اما با آن هم دولت افغانستان به تلاش ها برای گفت و گو با طالبان ادامه داده و اخیرا شورایی را به نام صلح ایجاد کرده تا راه گفت و گو با طالبان را هموار کند.
آقای کرزی در صحبتهای امروزش به برنامه سوختاندن نسخههای قرآن توسط کشیش یک کلیسا در امریکا اشاره کرده گفت: «مردم افغانستان و مسلمانان جهان بیحرمتی به قرآن کریم را تحمل نمیتوانند، زیرا قرآن کریم در دل و دماغ مسلمانان افغانستان و جهان جا دارد.»
این در حالیست که با وجود تعلیق برنامه سوختاندن قرآن توسط کشیش یک کلیسا در ایالت فلوریدای امریکا، روز گذشته و امروز هزاران تن در چندین استان افغانستان بر علیه این اقدام دست به راهپیمایی زدند.
جمعه ۱۹ شهریورماه ۱۳۸۹- ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا: دامون و زهره
استودیو: دامون
تقویم تاریخ – محبوبه
مهارتهای زندگی - «دستدادن و آشناشدن» - سیمین
بخش اول اخبار
روزنگاشت – «عید رویت هلال ماه» – محبوبه
گزارش هفتگی رادیو کوچه
کوچه سلامتی - «سرطان سینه را بیشتر بشناسیم» - آویده مطمئنفر
رادیو لیچار – «گزیده هفته» - فرورتیش
بخش دوم اخبار
یک ترانه یک آهنگ – دامون
مجلهی خبری کابل – نجیب امیری
ملودی کوچه – «کسب محبوبیت بدون موفقیت تجاری» - ثمر سعیدی
گفتوگوی روز – «عبادی: اتحادیه اروپایی ایران را تحریم سیاسی کند» - اردوان روزبه
بخش سوم اخبار
رادیو پس کوچه - «دیوارنوردی برای رسیدن به متروی فردیس کرج» - پارسا
خبر / رادیو کوچه
بر اساس اخبار رسیده از منابع آگاه، دو شهروند کرد روز چهاردهم شهریور ماه توسط نیروهای امنیتی در شهر بانه بازداشت شدهاند.
به گزارش روا نیوز، فرزانه رضوی همراه همسرش در منزل شخصیشان توسط نیروهای موسوم به لباس شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
همسر فرزانه رضوی پس از چند ساعت آزاد شد اما تاکنون از سرنوشت همسر وی هیچ اطلاعی در دست نیست.
شایان ذکر است که از علت بازداشت این شهروندان گزارشی ارایه نشده است.
به این میگن سربازی.

خبر / رادیو کوچه
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روز گذشته پنجشنبه در یک مصاحبهی تلویزیونی از توقف محاکمه سکینه محمدی آشتیانی به اتهام زنا خبر داده است.
به گزارش هرانا، رامین مهمانپرست، در گفتوگو با پرس تیوی، شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان جمهوری اسلامی، دلیل توقف محاکمه محمدی آشتیانی به اتهام زنا را «بررسی مجدد پرونده» اعلام کرد و افزود که محاکمه او به اتهام قتل در حال اجرا است.
مهامانپرست افزود: «کشورهای غربی تلاش میکنند تا از این پرونده بهرهبرداری سیاسی کرده و آن را به یک بازی سیاسی تبدیل کنند.»
از سویی دیگر سخنگوی وزارت امور خارجه ایران همچنین خبر صدور حکم ۹۹ ضربه شلاق برای محمدی آشتیانی را «کذب محض» خوانده است.
این حکم بر اساس آنچه سجاد قادرزاده فرزند محمدیآشتیانی بهعلت چاپ عکس از یک زن بدون حجاب در نشریه تایمز لندن بوده، عنوان کرده است.
سجاد قادرزاده فرزند محمدیآشتیانی گفته بود که مادرش به دلیل انتشار این عکس به اتهام «فساد و بدحجابی» به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده است.
بیشتر بخوانید:
«نودونه ضربه شلاق محکومیت جدید برای سکینه محمدی»
مرتضا خسروی(هیچ) / رادیو کوچه

رادیو کوچه
هفته هشتم دهمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر در شرایطی روزهای جمعه و شنبه برگزار میشود که بازی مس کرمان و استقلال جذابترین بازی هفته است.
از هفته هشتم رقابتهای لیگ روز جمعه پنج دیدار برگزار میشود که تیمهای سایپا البرز – شاهین بوشهر، پیکان قزوین – نفت تهران، تراکتورسازی تبریز – ذوب آهن اصفهان، مس کرمان – استقلال تهران و صنعت نفت آبادان – فولاد خوزستان به مصاف هم خواهند رفت.
هفتهی هشتم لیگ برتر روز شنبه با برگزاری ۴ دیدار دیگر به پایان میرسد.
در این روز پرسپولیس،استیل آذین و سپاهان به مصاف رقبای خود میروند. در این دیدارها راهآهن – ملوان، سپاهان – شهرداری تبریز، صبای قم – استیل آذین و پرسپولیس – پاس همدان به میدان میروند.
هماکنون تیمهای ذوب آهن اصفهان و پرسپولیس تهران با ۱۶ امتیاز رتبههای اول و دوم لیگ را در اختیار دارند.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
منبع : آزادی قلم / برای شیوا
شیوا نظرآهاری، نامی که این روزها بسیار به گوشمان میخورد. امروز که فیس بوک را چک میکردم این خبر نظرم را جلب کرد: «علیرغم دستور قاضی پرونده، وزارت اطلاعات با مرخصی شیوا نظرآهاری مخالفت کرد» فورن روی لینک کلیک میکنم تا شاید خبری از آزادی شیوا را در آن بیابم.
درست است که شیوا نظرآهاری را نمیشناسم و او را ندیدهام، اما مگر شیوا فقط به دوستانش تعلق دارد؟ شیوا امروز به تمام ایران تعلق دارد. شیوا نماینده یک تفکر است. تفکری که من نیز بهعنوان یک بهایی، بهعنوان کسی که تساوی حقوق زن و مرد جز اصول اعتقاداتش میباشد، با آن کاملن موافق است.
اما وقتی روی لینک کلیک میکنم، شادی اولیه اندکی فرو مینشیند: «مادر شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر زندانی بهدنبال انتشار مطالبی راجع به آزادی شیوا، عنوان کرد که هنوز برای تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه خبری به آنان داده نشده است.»[۱]
در ادامه خبر، همانطور که در تیتر آمده است، به نقل از منابع مطلع چنین گزارش شده که گویا قاضی با مرخصی شیوا موافقت کرده اما ظاهرن مقامات وزارت اطلاعات با این مرخصی مخالفت میکنند.

آزادی شیوا، ولو موقت، تنها آزادی شیوا نظرآهاری بهعنوان یک شخص نیست. آزادی یک عقیده و یک «خواسته» است. خواستهای که طیف وسیعی از ایرانیان امروز خواهان آن هستند. همانطور که آزادی هفت مدیر سابق بهاییان ایران میتواند حامل این پیام باشد و برای همین است که این مدیران، علیرغم بیگناهی به بیست سال زندان محکوم میشوند. حکایت فعالان حقوق زنان و فعالان حق تحصیل هم همین است. آزادی آنان، که حق مسلم، طبیعی و البته قانونی آنان است، در واقع بنوعی به رسمیت شناختن خواستههای آنان از سوی حکومت است.
با این منطق باید نسبت به آزادی آنان بدبین باشیم و البته نباید هم سادهلوحانه به این قضیه نگاه کنیم. حکومت ایران امروز، راهی را درست عکس خواستههای عمومی در پیش گرفته است؛ بنابراین رفتارهایی چنین دیکتاتورمابانه و لجوجانه با فعالان عرصههای اجتماعی و مذهبی، قابل توجیه میباشد.
بهعقیده بنده تنها راه مبارزه با این لجاجتها، پیگیری خواستههای بهحقمان در قالب تشکلهای اجتماعی و غیرسیاسی میباشد. برابری حقوق زن و مرد، حق تحصیل، داشتن آزادی انتخاب عقیده و مذهب، از جمله حقوقی است که به هیچ عنوان سیاسی نیستند، اما هر حکومتی اگر بخواهد دموکراتیک باشد باید از این اصول پیروی کند.
به عبارتی دیگر و بهعنوان مثال، هیچ حکومتی نمیتواند بدون به رسمیت شناختن، حق تحصیل برای تمام آحاد اجتماعش، جاده دموکراسی را طی نماید. پس این جنبشهای اجتماعی نیستند که محتاج به سیاست و سیاسیون هستند، بلکه برعکس این نظامهای سیاسی هستند که برای هرچه کارآمدتر شدنشان نیاز به این جنبشها و برآوردن «خواسته»های این جنبشها دارند. نظام دموکراتیک آن نیست که تنها نظر اکثریت تامین باشد، بلکه این اقلیتها هستند که میزان رضایتمندیشان، قانونمندی و مردمسالاری آن جامعه را مشخص میکند.
امیدوارم که این خبر، یا فعلن شایعه، به حقیقت تبدیل شود و این شیرزن ایرانی هرچه سریعتر آزاد شود و این آزادی سرآغازی باشد برای آزادیهای بعدی و برآوردن خواستههایی که سالهاست مردم ایران از آنها دور ماندهاند.
خبر / رادیو کوچه
روز گذشته پنجشنبه روزنامه کویتی «الرایالعام» از توافق میان مقامات جمهوری اسلامی و سازمان القاعده برای آزادی اعضای زندانی این سازمان در ایران خبر داده است.
بنابراین گزارش و به نقل از العربیه، طبق توافق یادشده، جمهوری اسلامی در روزهای اخیر برخی از سران القاعده را که در ایران زندانی بودهاند، آزاد و آنها را راهی افغانستان کرده است.
به نوشته الرایالعام «سعداسامهبنلادن» (فرزند اسامه) و «سلیمان ابوغیث» سخنگوی سازمان القاعده به همراه تنی چند از سران این تشکیلات که مدتها در ایران زندانی بودهاند، چند روز پیش آزاد شده و به افغانستان باز گشتهاند.
در ماه جولای «عمر بن لادن» یکی دیگر از فرزندان اسامه، در گفتوگو با روزنامه فرامنطقهای «الشرقالاوسط» از حضور ۲۲ تن از اعضای خانوادهاش در ایران خبر داده بود. در آن هنگام او از مذاکره با مقامهای تهران برای فراهم کردن زمینه خروج اعضای خانواده بنلادن از این کشور که به گفته او از زمان آغاز جنگ افغانستان در آنجا زندگی میکنند، سخن گفته بود.

الرای العام اکنون مدعی شده است که القاعده برای آزادی عواملش در ایران، به توافقی سه مرحلهای با تهران رسیده است. به نوشته این روزنامه، بنابراین توافق در مرحله نخست، فرزندان اسامه آزاد خواهند شد و در مراحل بعدی دیگر عوامل القاعده که از ملیتهای مختلف هستند ـ مانند کویتیها و مصریها ـ از زندانهای ایران آزاد خواهند شد.
لازم به ذکر است درباره توافقهای جمهوری اسلامی با گروههای نزدیک به القاعده، روزنامه بریتانیایی «ساندی تایمز» در گزارشی مدعی شده بود که ایران در برابر هر سرباز آمریکایی که به دست طالبان در افغانستان کشته میشود هزار دلار میپردازد.
این روزنامه بریتانیایی به نقل از یک عضو سابق طالبان که به عنوان حسابدار و رییس صندوق با شورشیان همکاری میکرد، تاکید کرده است یک شرکت ایرانی در کابل برای یک عملیات نظامی که در جولای گذشته در ولایت وارداک به وقوع پیوست ۱۸۰۰۰ دلار پرداخت کرده است.
محبوبه / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
روز اول ماه شوال در پایان ماه رمضان، «عید فطر» نام دارد. عید فطر از مهمترین جشنها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب میشود و با تعطیل رسمی همراه است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار میکنند. پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.
از آنجایی که شرط اعلام ماه شوال با رویت هلال ماه به وقوع میپیوندد. همواره در کشورهای مسلمان، بر حسب موقعیت مکانی آن کشور، رویت هلال ماه و روز عید فطر متغیر است و تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع است.
عید فطر دارای آداب و مراسم ویژهای است. در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت میجویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک، سپاس میگویند. بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت «فطریه» به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است.

گفتنی است در ایران تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع «سید علی خامنهای» است ولی برخی از مراجع تقلید خود به اعلام روز فطر اقدام میکنند. هر چند اگر فردی مطمئن شود که آن روز آخر ماه رمضان و یا دوم ماه شوال است شرعن نمیتوان او را از عمل به علم خود بازداشت.
در کشور عربستان سعودی بهعنوان مهمترین کشور سنی مذهب، این وظیفه را شورای عالی قضایی عربستان سعودی که مهمترین مرجع اسلامی و تصمیمگیری است بر عهده دارد. به طور معمول سایر کشورهای عربی و اسلامی منطقه نیز با پیروی از روز خاصی که توسط شورای عالی قضایی عربستان سعودی تعیین شده، آن روز را به عنوان روز عید فطر اعلام میکنند.
از سنتهای مسلمانان در روز عید فطر، تکبیر است. تکبیر در روز عید فطر، برگرفته از آیهای از قرآن است و پیش از نماز عید فطر و شروع خطبه، در خانهها و کوچه و بازار خوانده میشود.
در متون اسلامی، توصیه شده است که مسلمانان در روز عید فطر، تن خود را در آب بشویند و غسل کنند. غسل عید، از سنتهای مسلمانان در روز عید است و در آن فرقی بین مردان، زنان و کودکان نیست. برخلاف غسل جمعه، غسل عید میتواند قبل از اذان صبح انجام گیرد.
عید فطر از مهمترین جشنها و اعیاد مسلمانان است و مسلمانان هر کجای دنیا به روش و سنتی خاص آن را جشن میگیرند.
بهطور مثال: در مالزی، عید فطر بیشتر به نامهای «هری رای» و یا «عیدالفطری» خوانده میشود. هری رایا در لغت به معنی «روز جشن» است و برای اشاره به عیدهای اسلامی چون عید فطر و عید قربان به کار میرود.

به طور معمول در شب پیش از عید فطر، خانوادههای مالایی، به ویژه زنان خانهدار به تهیه غذاها و شیرینیهای سنتی مخصوص این عید میپردازند. از مهمترین این غذاها، «رندانگ» است که از گوشت گاو درست شده در شیرنارگیل پخته میشود. دیگر غذای سنتی مخصوص عید فطر، «کتوفات» است که از برنج پیچیده شده در برگ خرما تهیه میشود.
در فرهنگ مالزی، شب بیست و هفتم ماه رمضان «توجوه لیکور» خوانده میشود که به معنی عدد بیست و هفت است. در طی این شبها، مردم مالزی با روشن کردن شمعها و چراغهای نفتی در جلوی خانهها و آذین بندی و چراغانی کردن خیابانها به استقبال عید فطر میروند.
این سنت از این باور سنتی مالاییها سرچشمه میگرفت که در شب قدر، فرشتگان و روحالقدس در خانههایی که در آن نور وجود دارد، فرو میآیند. البته امروزه چنین باوری وجود ندارد و روشن کردن چراغهای نفتی جنبه تزیینی دارد.
در ایام عید فطر، دانشگاهها و مدارس مالزی یک هفته تعطیل است، هرچند ادارات و موسسات دولتی تنها دو روز تعطیل هستند. در چند سال پیش تعطیلی عید فطر، دو هفته بود که بهدلیل بعضی مخالفتها به یک هفته کاهش داده شد.
عید فطر در مالزی، تنها یک عید مذهبی و دینی نیست. بلکه عید ملی است و تمام مردم مقیم مالزی و پیروان دیگر ادیان نیز در این جشن شرکت میجویند.
منبعها:
ویکیپدیا
دعاهای سی روز رمضان
خبر / رادیو کوچه
تری جونز کشیش کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا که خواستار سوزاندن قرآن در نهمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر شده بود، این برنامه را به حالت تعلیق درآورده است.
به گزارش رویترز، این در حالی است که او پیشتر در یک کنفرانس خبری مشترک در شهر گینزویل در کنار یکی از روحانیهای ایالت فلوریدا بنام امام محمد مصری اعلام کرده بود که از تصمیمش صرفنظر کرده است.
آقای جونز در توضیح دلیل تغییر در موضع خود گفته بود که امام مرکز اسلامی نیویورک موافقت کرده است که مرکز فرهنگی و مسجد مورد نظر خود را در نزدیکی محل حملات ۱۱ سپتامبر احداث نکند.
اما فیصل عبدالرئوف، امام مسجد نیویورک ساعتی پس از انتشار این خبر، آنرا رد کرد و گفت که درباره موضوعهای دینی حاضر به مبادله نیست.
وی همچنین گفت که با وی در اینباره صحبتی نشده و خبر موافقتش با ملاقات کشیش جونز در روز شنبه در نیویورک را تایید نکرده است.
Click here to view the embedded video.
در پی این اظهارات، کشیش جونز بار دیگر در برابر خبرنگاران ظاهر شد و اعلام کرد که امام محمد مصری به او دروغ گفته است.
امام محمد مصری رییس جامعه اسلامی فلوریدای مرکزی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است هنوز هیچ توافقی حاصل نشده و او فقط پیشنهاد کرده بود که نشستی با حضور تری جونز و امام مرکز اسلامی نیویورک برگزار کند.
تری جونز ضمن رد این نظر گفته است که قرار بوده محل احداث مسجد نیویورک تغییر کند.
طرح قرآن سوزی تری جونز با محکومیت وسیعی در سراسر جهان روبهرو شد.
باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، با محکوم کردن این برنامه هشدار داد زمینهساز پیوستن افراد زیادی به شبکههای تروریستی خواهد شد.
ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان نیز نسبت به تبعات سوزاندن قرآن هشدار داد.
بیشتر بخوانید:
«انصراف کلیسای فلوریدا از مراسم قرآنسوزی»
رادیو کوچه
منشور حقوق بشر کوروش موسوم به استوانه کوروش صبح جمعه وارد ایران و تحویل موزه ایران باستان شده است.
به گزارش مهر، لوح کورش که قرار است به مدت چهارماه در ایران بماند روز شنبه از محفظه ویژه، با حضور رییس موزه ملی بریتانیا و نمایندگانی از دو کشور ایران و انگلستان باز و پس از اعتبارسنجی و انجام مراحل مقدماتی برای نمایش عمومی آماده میشود.
این لوح توسط جان کرتیس، مدیر بخش خاورمیانه موزه ملی بریتانیا به صورت پلمپ شده و با حفاظت ویژه به موزه ملی ایران تحویل و در خزانه آن قرار گرفت.

«منشور حقوق بشر کوروش موسوم به استوانه کوروش استوانهای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش پادشاه بزرگ هخامنشی ساخته شد، این استوانه که جنس آن از گل رس است ۲۳ سانتیمتر طول و ۱۱ سانتیمتر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان اکدی و به خط میخی بابلی نوشته شدهاست. بررسیها نشان داد که نوشتههای استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست «نبونید» (بختالنصر) و گشوده شدن شهر بابل نوشته شده و پس از آن به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار داده شدهاست.»
محبوبه / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
- 1358 خورشیدی – درگذشت «سیدمحمود علاییطالقانی»، روحانی شیعه، سیاستمدار، از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب ۱۳۷۵ است. وی بعد از انقلاب از مخالفان اعمال پوشش و حجاب اجباری برای زنان بود و استفاده از آنرا اختیاری عنوان میکرد. او همچنین از مخالفان اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی بود و این مخالفت را در نامهای خطاب به مجلس در روزهای آخر عمر خود اظهار کرد.
- ۲۶۰ پیش از میلاد مسیح – سالروز مرگ «چین شی هوان» اولین پادشاه دودمان چین او نخستین امپراتوری بود که چین را یکپارچه و قانونگرا کرد و از ۲۲۱ پیش از میلاد تا سال مرگش بر آن سامان فرمانراند. وی یک سری اصلاحات و طرحها را در چین پیاده کرد که نامدارترینش ساخت دیوار بزرگ چین بود. همچنین ساخت آرامگاهی بزرگ با ارتش سفالی و نیز سامانه انبوه راههای ملی که البته همه اینها به بهای جانهایی به پایان رسید.
- ۱۸۹۰ میلادی – زادروز «فرانتس ورمل» شاعر، داستان نگار و نمایشنامهنویس، او در چنین روزی در خانوادهای از یهودیان اتریشی در پراگ به دنیا آمد. وی بعدها به آمریکا مهاجرت کرد. ورمل که ۵۰ سال عمر کرد در اشعار و داستانهایش برادری انسانها را تشویق کرده است.
- ۱۷۳۹ میلادی – سیاهپوستان دست به اعتراض زدند. بردگان سیاه در «ایالت کارولینای جنوبی» به رهبری «جمی» با به دست آوردن اسلحه از طریق دستبرد به مغازههای اسلحه فروشی، برضد صاحبان سفیدپوست خود دست به شورش زدند که بعدها در جنگ با نیروهای دولتی شکست خوردند. در این جنگ ۲۰ سفید پوست و ۴۰ سیاهپوست کشته شدند. هدف سیاهپوستان این بود که میخواستند یک کشور سیاهپوست نشین به نام «آنگولا» در آمریکا ایجاد کنند.
- ۱۹۴۵ میلادی – اعدام دو نخست وزیر در دو کشور در یک روز به جرم خیانت. در یک روز و در دو کشور، دو نخست وزیر سابق به جرم همکاری با دولت آلمان در دوران جنگ جهانی دوم اعدام شدند. «پیرلاوال» نخست وزیر فرانسه که به جوخه اعدام سپرده شده بود با آخرین نفس خود فریاد کشید: زنده باد فرانسه. وی به این ترتیب ثابت کرد که به خاطر فرانسه زیر بار دولت آلمان رفته بود. و دیگری، «ویدکون کویسلینگ» بود که در طول اشغال آلمان نخستوزیر نروژ بود.
- ۱۸۹۸ میلادی – یکفرد آنارشیست ایتالیایی بهنام «لویجی لیچهری» الیزابت ملکه اتریش را در سوییس ترور کرد. وی گفته بود که قصد او کشتن یک پادشاه و یا شاهزاده بود، فرقی نمیکرد که چه کسی باشد. او معتقد بود که حکومت نباید در انحصار خانوادههای معین باشد.
- ۲۰۰۵ میلادی – در این سال و در چنین روزی اعلام شده است که درست از یک سال دیگر تلفنهای موبایل مجهز به گیرنده تلویزیون که تنها اخبار را پخش خواهد کرد، به بازار خواهد آمد. قبلها این تلفنها به دوربین عکس و فیلم و گیرنده رادیو مجهز شده بودند.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- مسلمانان عید فطر را در شادی و نشاط جشن گرفتند.
- هزاران نفر در ملاقات امروز با نجیب شرکت کردند.
- ترانگانو سفارش ۴ قایق لوکس تفریحی به ارزش ۱ میلیون رینگیت را داد.
- نخست وزیر پیام تبریک عید فطر به مردم فرستاد.
- شرکت بونیا ۷۰ درصد از سهام Jeco را تصاحب میکند.
- شرکت زیربنای SP Setia 259 هکتار از زمینهای جوهور را به ارزش ۱۶۹ میلیون رینگیت خریداری میکند.
- امکان تجارت صنایع شیر آلات در چین مهیا شد.
- ژاپن به دقت هزینههای نظامی چین را در نظر میگیرد.
- هیچ توافقی بر سر انتقال موزه مسلمان در نیویورک انجام نگرفته است.
- مخالفان پرده از یک سایت جدید اتمی در ایران برداشتند.
- هشدار مسلمان به خاطر عواقب قرآنسوزی.
روزنامه استار
- نخستوزیر خواستار اتحاد در میان نژادهای مختلف شد.
- معاون نخستوزیر خواستار کنار گذاشتن کج فهمیها از سوی تمام مالزیاییها شد.
- انیفاه: «مالزی از اینکه با اندونزی به سمت بهترسازی رزوابط پیش میرود خوشحال است.»
- یک کارخانه کاغذسازی بزرگ چین در سرواک بیش از ۳٫۳ میلیارد رینگیت سرمایهگذاری میکند.
- کوالالامپور با پکن قرار داد دو جانبه امضا میکند.
- بزرگترین باغ نیلوفر آبی به زودی در پنانگ گشایش مییابد.
- تصادف در بزرگراه شمالی – جنوبی باعث ترافیک ۵ ساعته شد.
- ۱۳ مدرسه تامیل در خطر تعطیلی.
- چین از ژاپن خواست تا در درگیری آبی بوجود آمده عقب بنشیند.
- طرح قران سوزی در آمریکا از سوی یک روحانی متوقف شد.
- بمبگذاری در بازاری در روسیه ۱۶ تن را کشت.
روزنامه نیو استریت تایمز
- محیالدین:« وحدت و استقامت را پرورش دهید.»
- خانوادههای نیازمند کمکهای نقدی دریافت میکنند.
- باند سرقت خودروهای تجاری با دستگیری ۴ نفر متلاشی شد.
روزنامه مالایی میل
- وزیر آموزش عالی مالزی: «هر کشوری استانداردهای دانشگاهی خود را دارا است.»
- ۱۸ کشته در ششمین روز از طرح نگهداری جادهها.
شهنوا / رادیو کوچه
هجده شهریور مصادف است با سالمرگ پدر موسیقی نوین ایران، مردی توانا در موسیقی سنتی و دانای موازین موسیقی بینالمللی، کلنل «علینقی خان وزیری».
دل بردهای از دستم ز آهنگ سازت مستم
چون عاشق ساز هستم من دل به تارت بستم
از پنجگاه و از شور در خاطر افکنی شور
گاه از نوا و ماهور اندوه دل کنی دور
دست از تو کی توان شست کی چون تو میتوان جست
و به راستی کی میتوان همچون «وزیری» یا به قول ایرج میرزا «ابوالموسیقی» چون او جست. زنده یاد علینقی وزیری برای روشن کردن چراغ خاموش موسیقی ایران با عزم و اراده راسخ و همتی مردانه قد علم کرد و نه تنها به موسیقی یکنواخت و بیرمق ایران جان داد بلکه تا آنجا که از دستش بر آمد به روح این مرده دمید.
او اولین پایهگذار موسیقی جدید ایران بعد از مشروطیت بود که ردیفهای آقا میرزاعبداله و آقا حسینقلی را نوشت و برای اولین بار تعلیم صحیح ویولون را به عهده گرفت. بعد از عارف قزوینی نخستین کسی بود که موسیقی ایران را از انزوا در آورد و در دسترس عامه قرار داد. وزیری در ساختن و پرداختن مارشهای ملی و میهنی نیز زحمات فراوانی کشید و قطعاتی مانند: «خاک ایران»، «ای وطن» و «مارش ظفر» را ساخت. کسی که بیش از ۶۰ سال برای موسیقی ایران تلاش کرد. امروز مصادف است با سی و یکمین سال درگذشت این استاد بیبدیل عرصه موسیقی ردیفی ایران.
کلنل وزیری در مهر سال ۱۲۶۵ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. یکی از فرزندان «بیبی خانم استرآبادی»، نویسنده، موسس اولین مدرسه دخترانه و از پیش گامان حقوق زنان ایران و پدرش «موسا خان میرپنج» افسر قزاق بود. در قدیم رسم بود هر کس شغل پدر پیشه کند. علینقی بچه خوش بنیه، سالم و زیرکی بود. وقتی به سن ۱۴ سالگی رسید پدرش به ریاست قشون استرآباد ماموریت یافت و در این سفر فرزندش که عاشق ورزش، تیراندازی، شمشیربازی و اسبسواری بود همراه خود برد. وقتی رییس قشون استعداد نظامی او را دید موافقت کرد که لباس نظامی بپوشد و قزاق شود. گرچه آخرین درجه ارتشی او سرتیپی و شغلش فرماندهی قشون سیستان و قائنات بود. بنابراین از ابتدای جوانی تا پایان جنگ جهانی اول شغل نظامیگری داشت و عشق به موسیقی. آیا ادامه این ترکیب میسر بود؟

وزیری پانزده ساله بود که اولین مشقهای موسیقی را از دایی خود حسینعلیخان روی تار فرا گرفت. دیری نگذشت که به ساز تار علاقهمند شد و از معلم خود جلو افتاد. سپس نزد درویشخان به فراگیری اصولی تارپرداخت. یکی دو سال گذشت و از شاگردان ممتاز درویش خان محسوب شد. چنان به موسیقی دلبستگی پیدا کرد که تمام اوقات فراغت را به نواختن تار مشغول بود. ضمن اینکه خیلی روی تار کار میکرد با این وجود از ویولون هم دست بر نداشت و عاقبت این دو ساز را انتخاب کرد. در این زمان او به سن ۱۹ سالگی رسیده بود.
علینقی وزیری اولین کسی است که توانست ردیفهای موسیقی ایرانی را به نت درآورد. در واقع از پیشگامان اشاعه موسیقی ردیفی به صورت علمی و نظری است. چون کارش در قزاق خانه و آشنا با صاحب منصبان موزیک بود، توانست خط موسیقی را در آنجا یاد بگیرد. بعدها با کشیشی به نام «پرزو فروا» که معلم مدرسه «سن لویی» و آگاه به علم تئوری موسیقی اروپایی بود، آشنا شد و از او خواهش کرد که به وی درس نظری موسیقی را یاد دهد. کشیش کتاب قطوری که در حقیقت یک نوع دایرهالمعارف موسیقی بود به او داد که مطالعه کند. وزیری از مطالعه کتاب دریافت که علم موسیقی فقط نتخوانی نیست. مراحل تئوری موسیقی و مقدمات همآهنگی(هارمونی) را نزد کشیش آموخت.
وزیری تصمیم گرفت که ردیف میرزا عبداله را به نت بنویسد. به هر حال این کار هر روزه و در حدود یکسال و نیم و در منزل خود استاد به طول انجامید و موفق شد تمام ردیف هفت دستگاه میرزا عبداله را بنویسد. سپس به سراغ برادرش میرزا حسینقلیخان رفت و بالاخره بعد از چند سال زحمت توانست ردیف میرزا حسینقلیخان را هم نتنویسی کند.
پشت کار وزیری در فراگیری موسیقی بسیار شگفتانگیز است. حسنعلی خان از زبان خانم برادرش چنین میگفت:
«این مرد مدتی است کارش را کنار گذارده و در گوشه صندوقخانه نشسته و دایم مشغول تار زدن است. از تار هم که آب و نان در نمیآید. باری صبح که از خواب بیدار میشود به عادت زندگی نظامی ورزش میکند. بعد میرود توی صندوقخانه شروع به ساز زدن میکند. وقت نهار صدایش میکنیم ولی جوابی نمیآید. مکرر اتفاق افتاده که عصر به صندوقخانه رفتم و سینی نهارش را دست نخورده در کنارش دیدم. میگفتم خسته نشدی؟ جواب نمیداد و به کارش مشغول بود. برایش چراغ میبردم، ما شام می خوردیم و میخوابیدیم ولی صدای تارش به گوش میرسید. گاهی صبح که بیدار میشدم، به سراغش میرفتم میدیدم از فرط خستگی سر را روی کاسه تار گذارده و خوابش برده است.»
هم از این روی بود که در نوازندگی تار این همه قدرت و توانایی داشت و به قول صاحبنظران زمان خودش بیهمتا بود.
کلنل وزیری در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به اروپا رفت و در مدرسه عالی موسیقی فرانسه در پاریس به تحصیل هارمونی و آواز پرداخت، در خارج از مدرسه هم در رشتههای مختلف موسیقی مطالعه کرد سپس از فرانسه به آلمان رفت و در هنرستان برلین به تکمیل تحصیلات خود در موسیقی پرداخت و چون در نظر داشت به محض ورود به ایران آموزشگاهی دایر کند، چند رشته مختلف موسیقی را بررسی کرد تا در ایران دچار مشکل و کمبود متخصص برای تدریس نشود.
پس از خاتمه تحصیلات در سال ۱۳۰۲ به ایران بازگشت و در زمستان همان سال با تاسیس مدرسه عالی موسیقی اولین سنگ بنای موسیقی علمی ایران را گذاشت. وی با یاری شاگردان منتخباش همچون: «صبا»، «خالقی»، «موسا معروفی»، «جواد معروفی»، «بنان»، «سنجری» و «سپانلو» ارکستر کوچکی ترتیب داد و «کلوپ موزیکال» را برای دوستداران موسیقی به راه انداخت. اعضای کلوپ گروهی از ادیبان، نویسندگان، موسیقیدانان و شاعران بودند. او با دایر کردن کلوپ موزیکال، در طول چهار سال فعالیت کلوپ، ابتکار دیگری نیز به خرج داد و آن تاسیس کلاس هنرپیشگی و تئاتربود. پس از چندی به همراه عدهای از شاگردان همان کلاس نمایشنامههای متعددی را روی صحنه آورد. وی با تاسیس کلوپ موزیکال روحی به کالبد جدید و ملودرام نوپای ایران دمید وبا علاقه و پشتکار، به پرورش آن همت گماشت.

در همین ایام بود که به پیشنهاد وزیری و امریه رضا شاه تدریس سرود در آموزشگاههای نظامی معمول شد و نزدیک دو سال شاگردان وزیری تدریس آنان را برعهده گرفتند. وی در ساختن و پرداختن مارشهای ملی و میهنی زحمتهای زیادی کشید و قطعاتی مانند «خاک ایران»، «ای وطن» و «مارش ظفر» را ساخت. کلنل وزیری اقدام به تاسیس آموزشگاهی به نام «مدرسه صنایع ظریفه» در رشت کرد. روز تاسیس مدرسه در تابستان سال ۱۳۰۷ ریاست مدرسه موسیقی به وی محول شد و پس از چندی این مدرسه به مدرسه موسیقی دولتی و سرانجام به «هنرستان عالی موسیقی» تغییر نام داد.
از اول مهر سال ۱۳۱۳ طبق دستور رضا پهلوی تدریس سرود جزو برنامههای دبستانها شد و نخستین کتاب سرود به نام «سرود مدارس» روی اشعار فردوسی توسط کلنل وزیری تهیه و چاپ شد.
مرحوم روحاله خالقی نوازنده ویولون، آهنگساز و مولف کتاب سرگذشت موسیقی ایران که از شاگردان وزیری در مدرسه عالی موسیقی بوده، در خاطراتش از استاد وزیری چنین یاد میکند: «در اوایل زمستان ۱۳۰۲ روزی آگهی افتتاح مدرسه عالی موسیقی را در روزنامه خواندم و بیدرنگ برای اسم نویسی به کوچه آقا قاسم شیروانی واقع در خیابان نادری رفتم. علینقی خان در اطاقی پشت میز نشسته بود و شخصن نام داوطلبان را ثبت میکرد. قیافه جدی و چشمان نافذ و گفتار او با موسیقیدانهایی که تا آن زمان دیده بودم تفاوت بسیار داشت و روی میز یک دسته کتاب بقطع بزرگ نهاده بود که به ازای دو تومان به هر شاگرد داده میشد. بسیار خوشنود شدم زیرا معلوم شد کار از روی اصول علمی است. وی گفت من این کتاب را برای تار نوشتهام ولی چون قواعد خط موسیقی نیز در آن بیان شده است، به کار شما هم میآید، قدری مطالعه کنید و یک هفته دیگر به مدرسه که در خیابان منوچهری خواهد بود مراجعه کنید. برخاستم و بیرون آمدم و در راه، صفحات کتاب را ورق میزدم و مطالب ناشنیده میخواندم، از جمله این مطالب بود:
همه عالم صدای نغمه اوست که شنید این چنین صدای دراز
موسیقی یکی از فروع علم ریاضی است. موسیقی صنعت ترکیب اصوات است. آواز و آهنگ از یافتههای قدیم انسان است. موسیقی در راه مقدسترین اعمال بشر که عبادت است به کار رفته است. کلمات توحید و شهادت را به دلچسبترین لحنهای بالای منارهها میسرایند. موزیک نظامی اثر بزرگی در مزاج جنگجویان تولید میکند. بدون موسیقی حیات ناقص بلکه غیرممکن است.»
«روحالهخالقی» همچنین در وصف تار زدن «استاد وزیری» چنین میگوید: «بعد از تعطیلی ایام عید سال ۱۳۰۳ وقتی برای درس به مدرسه موسیقی رفتیم، ما را به اتاق بزرگی راهنمایی کردند. شاگردان ، اطراف اتاق نشستند و خدمتگزاران چایوشیرینی آوردند. بعد از اظهار تبریک و سخنرانی «کلنل وزیری»، «سپانلو» تار را بهدست کلنل داد و از استاد خواهشکرد که بهجای عیدی برای شاگردان بهتنهایی ساز بزند. وزیری که تا آنوقت ایستادهبود، نشست و مانند عقابی که کبوتری را به چنگال بگیرد تار را به دست گرفت. اولین ضربه مضراب او چنان صدای صاف و پختهای از ساز بیرون کشید که تصور کردیم نغمه پیانو است. مضراب به سیم تار نواختهشده بود، استاد چند دقیقهای برایمان تار زد. سرعت مضراب و پختگی و مهارت پنجه او چشمهای ما را خیره کرد. تا آن روز تار بسیار شنیده بودم اما تار وزیری آیت دیگری از قدرت و توانایی بود. انگشتهای کشیده لاغر استخوانی او چنان با مهارت و سرعت در روی پردهها حرکت میکرد که همه ما متحیر و مبهوت شدیم. وقتی تار را زمین گذاشت، مانند مردم حیرتزده با تعجب و تحسین به او نگریستیم و قادر به اظهار تشکر و کف زدن نبودیم.
ابداعات و ابتکارات زنده یاد «وزیری» در آهنگسازی و نغمهپردازی بهشرح زیر است:
۱٫ قبل از او ترانهها مقدمهسازی نداشتند و با نواختن همان جمله اول، آواز آغاز میشد. او برای تصنیفها مقدمه ساخت:
۲٫ قبل از او ضرب آهنگ تصنیف در پایان آهنگ بتدریج و پر کشش نبود. او این روش را معمول کرد.
۳٫ پردههای غیرمعمول و به اصطلاح فنی «تنالیتههای مختلف» در موسیقی ما رایج نبود. او چند پرده جدید به کار برد:
۴٫ در پردهبندی تار ابتکار تازهای ارایه کرد و بعضی از پردههای اضافی در این ساز بهکار برد که راه را برای اجرای آهنگ در تنالیتههای مختلف گشود.
۵٫ مقید نبودن فرم معین در ترانه نیز از ابداعات او است.
اصولن «وزیری» معتقد بود که سازنده آهنگ نباید در چهارچوب قیود و فرم مخصوص دست خود را ببندد، بلکه باید در انتخاب نغمه و پرورش آن به کلی آزاد باشد. وی در نغمهپردازی و آهنگسازی به کلی روش دیگری جز آنچه قبلن در ایران معمول بود برگزید، هر چند قطعاتی مانند: پیش درآمد، تصنیف و رنگ ایجاد کرد ولی کار اساسی او در این رشته نغمهپردازی مخصوص بود که شکلهای مختلف داشت. وزیری پس از آشنایی با موسیقی اروپایی و سبکها و فرمهای مختلف موسیقی غربی به خوبی متوجه شد که تا چه اندازه دایره آهنگسازی در ایران محدود و مختصر بودهاست. وی شکلهای مختلف موسیقی بینالمللی مانند: سمفونی، سونات، اپرا، رومانس فانتزی و غیره را مطالعه کرده بود ولی مانند دیگران از هیچیک از آنها برای ساختن آهنگهای ایرانی تقلید نکرد و سبکهای آزاد انتخاب کرد که نه به آهنگهای گذشته موسیقی ایرانی شباهت داشت و نه به شکلهای موسیقی اروپایی.
«کلنل علینقی وزیری» شاگردانی تربیت کرد که هر یک در موسیقی ایران از اساتید فن گشتند از جمله میتوان از اساتیدی چون: «ابوالحسنصبا»، «روحاله خالقی»، «غلامحسین بنان»، «موساخان معروفی»، «جواد معروفی»، «حسینعلی ملاح» و… نام برد.
به قول روح اله خالقی: «خدمات «کلنل خان وزیری» به موسیقی ایران به حدی است که هیچکس تاکنون در صنایع ظریفه و هنر موسیقی چنین کار مهمی انجام نداده است.»
زنده یاد «وزیری » سرانجام در ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۸ در سن ۹۳ سالگی در تنهایی چشم از جهان فروبست. یادش گرامی، روانش شاد باد.
آثار و تالیفات «علینقی وزیری»:
آثار بیآواز: مارشها، مارشظفر، مارش لشکر جنوب، مارش ایران، مارش اصفهان، بندباز، دختر ژولیده، حاضر باش، ژیمناستیک موزیکال، دزدی بوسه، رقص دختر من، والس دو نامزد، سمفونی شوم، سمفونی نفت
سرودها: ورزشکاران، ای وطن، پاینده ایران، حرکت، مهر ایران، خاک ایران، مجموعه سرودهای مدارس بر روی اشعار فردوسی و سعدی.
مجموعه ترانهها وآثار غنایی: خریدار تو، سوز من، دلتنگ، نیمه شب، گوشهنشینی، دختر ناکام، شمع و پروانه، شکایتنی، دو عاشق، غمگین، ره عشق، ترانههایی روی اشعار حافظ، سعدی، مولانا و…..
ترانههای کودکان: گنجشک محبوس، مادر، تاتی تاتی
اپرتها: گلرخ، شوهر بدگمان ، دایی کچل
درامها: دختر ناکام، جدایی، کودک یتیم
نمایشنامهها: تشک پر قو، خانم خوابند
تالیفات: دستور تار وسه تار و تعلیمات موسیقی(چاپ برلن ۱۹۲۲ میلادی)، سرودهای مدارس، تئوری موسیقی ایرانی و آوازشناسی، نظری مفصل موسیقی غربی و آکورد شناسی، دستور ویولون برای دوره مقدماتی، خواندنیهای کودکان، زیباییشناسی در هنر و طبیعت، تاریخ عمومی هنرهای مصور (در دو جلد) و……
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر