
فخرالسادات محتشمی پور: دیروز، روز میلادت بود! افسوس یک روز دیر شنیدم. دیر فهمیدم که تو هم مولود آذری! مانند مصطفای من. مانند حمید باکری، رمضان زاده و نوری زاد عزیز! امشب این خبر را شنیدم در سومین روز اعتصاب غذای محمدآقا و اتفاقا در منزل خود این مولود آذرین. مولود ماه شرر و شور آذر!
تصادف عجیبی است نازنین! نمی دانم شاید جز این ها که نام بردم، خیلی دیگر از زندانیان بی گناه محبوس در اوین یا رجائی شهر و یا دیگر محبس های تاریک این دیار نیز آذری باشند: پرشور، پرخروش، آتشین نهاد ایستاده در برابر ستم.
لیلای مهربان!
تو چقدر محجوبی دختر! در همه این مدتی که دوران مرخصی از زندان را در میان خانواده گرم و مهربانت که به حق خانواده ای نمونه و نمونه پرورند، می گذراندی، دوست داشتم ببینمت و با تو گفتگو کنم. سخنانت را بشنوم. دستت را ببوسم. روی ماهت را ببوسم و به آن زبان حقیقت گویت سوگند یاد کنم که ایستاده می مانیم تا روز موعود. روز استقرار عدالت و وداع ستم از سرزمین مادری مان. دوست داشتم به شهادت صادقانه و مؤمنانه ات سوگند بخورم ای شاهد جنایت عاشورای 88! کاش زمان این گونه تند سپری نمی شد. کاش تو هنوز این بیرون در زندان بزرگ تر در کنار ما بودی تا برایمان از روز واقعه بگویی و روضه شهادت بخوانی ای شاهد صادق. کاش تو با ما بودی و از روز واقعه می گفتی و ما در رثای شهیدان مظلوممان اشک می ریختیم و دیده هایمان در خون شناور می شد. نه فقط برای خون هایی که بی گناه بر آسفالت خیابان های پایتخت ریخت که این خود به قدر کفایت دردناک وسوزاننده است، بلکه بیشتر برای آن که محل وقوع واقعه، ایران است. ایران اسلامی! و قاتل لابد یک مسلمان است. یک مسلمان توجیه شده که می تواند جان عزیز هم وطنش را بگیرد و خونسردانه راهش را بگیرد و برود و یک مسلمان توجیه شده می تواند شاهد عینی را که مسلمانی واقعی است تهدید کند، بازداشت کند، آزار دهد، محاکمه کند و علیه اش احکام جائرانه صادر کند و ککش هم نگزد. و مسلمانان دیگری می توانند داستان هایی ساختگی را بشنوند و فیلم های ساختگی را ببینند و بی هیچ پرسشی باور کنند و خوب توجیه شوند و تازه دیگری را نیز توجیه کنند.
لیلای من!
ما و شما هردو متعلق به نسلی پرسشگریم. نسل اعتراض و فریاد اما در دو نظام متفاوت! ما در نظام ستم شاهی پرسش گر شدیم، مخالف شدیم، انقلابی شدیم و نظامی را که فاسد می دانستیم زیرورو کردیم و برانداختیم. شما اما در نظامی برآمده از انقلابی مردمی با دیدن انحرافات، پرسش گر شدید، منتقد شدید، معترض شدید ولی هرگز انقلابی و ضد نظام نشدید، برانداز نشدید، بلکه اصلاح طلب شدید چون تجربه نسل پیشین را پیش چشم داشتید.
دخترم!
شنیده ام که تو در این سال ها فعالیت های سیاسی نداشته ای. دانشجوی ممتازی بودی که اوقاتت به درس و بحث می گذشت و سال گذشته در چنین ماهی و چنین روزهایی پایان نامه کارشناسی ارشدت را با نمره عالی دفاع کردی و خوب دفاع کردی درست مانند دفاعی که در دادگاه فرمایشی ات از اتهامات ساختگی کردی. همان دادگاهی که شاهد جنایت را در عوض جانی محکوم کرد.
نازنینم!
عزیزم، مولود بیست ویکم آذر! تو تنها مولود این روز نیستی. تو مولود همه روزهای آذر بلکه همه روزهای سالی. تو مانند یک گل زیبا و خوش بو، هر روز از خاک پاک این دیار می رویی و عطرافشانی می کنی. تو جوانیت را و شور زندگیت را درست در شیرین ترین روزهای زندگی و ماه عسلت فدیه صداقت کردی نوعروس پاک و نیک بخت و فدیه شهادتی افشاگر ظلم فاحش در روزی روشن. ظهر عاشورا! تو خورشید حقیقت را از پشت پرده های ضخیم دروغ و نیرنگ، شجاعانه بیرون کشیدی. تو مریم گون پاکی را به نسل خود ارزانی داشتی و زینب وار پیام عاشورای 88 را به آزادگان جهان رساندی که «اگر دین ندارید، لااقل ازاده باشید»
میلادت مبارک!
ندای سبز آزادی: گروهی از جوانان اصلاح طلب و سبز به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم و سالگرد عاشورای خونین ۸۸ بیانیه ای خطاب به مردم ایران صادرکردند.
به گزارش تحول سبز، در گوشه ای از این بیانیه آمده است « ما جوانان سبز ایرانی از همه ملت غیور ایران دعوت می کنیم با استفاده از فرصت برپایی تکایا و مجالس عزاداری ماه محرم به تعمیق اندیشه های سبز ایرانی و افشای زوایای کودتای خونین ۸۸ در میان آحاد مردم ایران همت بورزند ونیز از همگان دعوت می کنیم در شب عاشورای حسینی وشام غریبان شهدای عاشورای ۸۸ با فریاد الله اکبر خود راس ساعت ۲۲ شب ندای حق خواهی و ظلم ستیزی حسین (ع) را احیا کنند و در نماز ظهر عاشورا ضمن دعا برای پیروزی عاجل عدالت طلبان و مظلومان برای شادی روح شهدای جنبش سبز بخصوص شهدای ظهر عاشورای ۸۸ دعا کنند.»
متن کامل این بیانیه به شرح زیر میباشد:
هموطنان سبز ایرانی!
بار دیگر محرم از راه رسید. ماه پیروزی خون بر شمشیر. ماهی که منطق و عدالت خواهی و حق طلبی در برابر زور و قدرت طلبی و ظلم ایستاد و حماسه ای ماندگار و شور انگیز خلق نمود. حسین(ع)، این نماد شجاعت و حق طلبی و ظلم ستیزی به انسانهای بعد از خود یاد داد که در برابر زر و زور و ریا و دروغ و ظلم و تزویر خاموش ننشینند و برای حفظ انسانیت خویش هر چند مظلومانه مبارزه نمایند.
همانطور که یاور راستین جنبش سبز میر حسین موسوی در پیام اخیر خود آورده است:
“حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند”
“حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید.”
ملت مبارز و مومن ایران با درس گرفتن از حماسه عاشورا همواره در صف اول مبارزه با ظلم و استبداد قرار داشته و دارند. راهپیمایی های تاسوعا و عاشورای حسینی در سال ۵۷ که کاخ ظلم و استبداد شاهنشاهی را به لرزه درآورد الگوئی شد تا در عاشورای ۸۸ ملت ایران را برای ادامه مبارزه با ظلم به صحنه بیاورد.
اما همانطور که میر حسین موسوی می گوید “به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.”
ملت مبارز ایران!
اینک در آستانه عاشورایی دیگرقرار داریم و نیزاولین سالگرد عاشورای خونین ۸۸٫ جنبش عدالت خواهی و حق طلبی سبز ایران میداند که پیروزی در این راه با صبر و استقامت در مبارزه محقق خواهد شد وآماده است تا از هر روزنه ای هر چند کوچک اعتراض خود نسبت به ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق ملت را فریاد بزند.
از اینرو ما جوانان سبز ایرانی از همه ملت غیور ایران دعوت می کنیم با استفاده از فرصت برپایی تکایا و مجالس عزاداری ماه محرم به تعمیق اندیشه های سبز ایرانی و افشای زوایای کودتای خونین ۸۸ در میان آحاد مردم ایران همت بورزند ونیز از همگان دعوت می کنیم در شب عاشورای حسینی وشام غریبان شهدای عاشورای ۸۸( ۲۵ آذر ماه ) با فریاد الله اکبر خود راس ساعت ۲۲ شب ندای حق خواهی و ظلم ستیزی حسین (ع) را احیا کنند و در نماز ظهر عاشورا ضمن دعا برای پیروزی عاجل عدالت طلبان و مظلومان برای شادی روح شهدای جنبش سبز بخصوص شهدای ظهر عاشورای ۸۸ دعا کنند.
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
جمعی از جوانان سبز اصلاح طلب
ندای سبز آزادی: سه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از برکناری ناگهانی منوچهر متکی از وزارت امور خارجه انتقاد کردند.
رئیس این کمیسیون از برکناری وزیر امور خارجه ابراز بی اطلاعی کرد و گفت: مجلس در جریان نبوده و همین الان از این موضوع اطلاع پیدا کرده است.
علاء الدین بروجردی پس از اینکه از خبرنگار خبرآنلاین که با او تماس گرفته بود، فرد جایگزین آقای متکی را پرسید، گفت: مگر آقای متکی در حال حاضر در سفر نیستند، یعنی در شرایطی که ایشان به ماموریت فرستاده شدند، حکم برکناری صادر شده است؟!
بروجردی در پاسخ به این که آیا در روزهای اخیر در جریان اخباری مشابه مبنی بر برکناری آقای متکی قرار داشته اید یا نه، گفت: خیر این موضوع اصلا مطرح نبوده و بهتر است با آقای مهمان پرست تماس بگیرید و دلایل برکناری آقای متکی را جویا شوید.
بروجردی پس از اطلاع از این موضوع گفت که خودش با مسئولان وزارت امور خارجه تماس خواهد گرفت و اطلاعات بعدی را در اختیار رسانه ها قرار می دهد.
رییس کمیته سیاست خارجی مجلس نیز تاکید کرد: برکناری وزیر امورخارجه آن هم در هنگام ماموریت به کشور خارجی میتوانست به گونهای باشد که خوراک تبلیغاتی برای کشورهایی که مخالف ما هستند را فراهم نمیکرد.
حشمت الله فلاحت پیشه در گفت وگو با خانه ملت اظهار داشت: برکناری وزیر امور خارجه ای که در حال انجام ماموریت برای کشور و نظام است به این شکل، در عرف بین المللی رایج نیست.
وی خاطر نشان کرد: تغییر وزیر امورخارجه به طور معمول با هدف تحول راهبردی در دیپلماسی یا اتفاق سیاسی انجام می پذیرد؛ اما نه در زمانی که وزیر به عنوان نماینده کشوری با فرهنگ و تمدن ایران در حال مذاکره در کشور دیگری است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی سیاست خارجی یادآور شد: تغییر متکی یک اتفاق سیاسی است نه تحول راهبردی.
نماینده اسلام آباد گفت: بررسی موضوع برکناری وزیر امورخارجه محتاج روشنگری بیشتری است که باید رییس جمهور نسبت به این تصمیم توضیح دهد.
فلاحت پیشه یادآورشد: کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در راستای وظیفه نظارتی اش موضوع برکناری وزیر امورخارجه در هنگام سفر به سنگال را مورد بررسی قرار می دهد، هرچند برکناری وزرا را حق رییس جمهورمی دانیم.
یک عضو دیگر کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس نیز تاکید کرد: برکناری متکی وزیر امورخارجه برای دستگاه سیاست خارجی و نظام جمهوری اسلامی اتفاق میمون و مبارکی نیست.
عوض حیدرپور در گفت و گو با خانه ملت اظهارداشت: متکی در رده های مختلف دیپلماسی را از کنسولی، مسئولیت سفارتی، معاون وزیر امور خارجه تا احراز پست وزیر امورخارجه طی کرده بود.
وی خاطرنشان کرد: در حالی که متکی وزیر امورخارجه از لحاظ دانش سیاسی، دانش عمومی در موقعیت ممتازی بود برکناری اش و جایگزینی شخصی که هیچ تبحری در عرصه دیپلماسی ندارد جای تعجب و بحث دارد.
نماینده شهرضا یادآورشد: آقای صالحی نه از دانش سیاسی و نه تبحر در عرصه بین الملل برخوردار است، او تنها مسئول انرژی هسته ای در کشور را عهده دار بوده و درست نیست وی سکان دار عرصه دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی شود.
وی تاکید کرد: درحالی که متکی در راستای چانه زنی های سیاسی و تداوم تعاملات بین المللی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در سنگال بود، نباید به یکباره کنار گذاشته می شد.
حیدرپور یادآورشد: اصلا زیبا نیست کسی که برای ماموریت به عنوان بالاترین مقام دیپلماسی سفر کرده، برکنار شود.
گفتنی است ساعتی پیش احمدی نژاد در حکمی علیاکبر صالحی را به عنوان «سرپرستی وزارت امور خارجه» منصوب و در نامه جداگانهای از زحمات و خدمات منوچهر متکی در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه قدردانی کرد.
ندای سبز آزادی: راضیه عزلتی مقدم، فرزند سردار مقدم رئیس کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی مهندس موسوی که بیش از یک ماه است در بازداشت موقت به سر میبرد، نامه ای خطاب به پدر در بند خود نوشت.
سردار محمد عزلتی مقدم از سرداران دفاع مقدس است که در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ رئیس کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بود. وی روز سه شنبه ۱۸ آبانماه گذشته هنگامی که از دیدار با مهندس میر حسین موسوی برمی گشت در خیابان توسط نیروهای لباس شخصی ربوده شد و تاکنون از محل نگهداری وی و نهاد بازداشت کننده اطلاعی در دست نیست.
به گزارش تحول سبز، در بخشی از نامه راضیه مقدم به پدرش آمده است: جوانی ات را در راهی گذاشتی که ایمان دارم درست است، در جبهه ای ایستادی که مردان بی ادعایش مصداق آیه ” من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظروا و ما بدلوا تبدیلا ” (سوره احزاب آیه۲۳؛ از مومنین مردانی هستند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند پس بعضی پیمان خود را به انجام رساندند و برخی شان در انتظارند و هرگز پیمان خود را تغییر ندادند) بودند .
متن کامل این نامه به شرح زیر میباشد:
بسمه تعالی
بابای خوبم
درچنین ایامی که کاروان حق به صحرای کربلا رسیده ندای “هل من ناصر ینصرنی”شنیده می شود . سپاه باطل در مقابل کاروان کوچک حق صف کشیده و مظلومیت حقیقت دل آسمان را به درد می آورد. یاران حق اندک اند اما دلهای لبریز از ایمانشان از پولاد سخت تر است . آماده اند تا در رکاب امام شان از جان بگذرند و عشق را با سرخی خون شان آبرو بخشند. ندای امام نه تنها در کربلا بلکه در کوچه پس کوچه های این دنیای خاکستری و بیرحم هم طنین انداز می شود.
گویی سالهاست می کوشد انسانیت را جانی دوباره بخشد:”ان لم یکن لکم دین فکونوا احراراً فی دنیاکم ” .
بابای عزیزتر از جانم
این روزها غربت و تنهایی حقیقت را با تمام وجودم حس می کنم. این روزهای سرد که تو در کنار ما نیستی و ما در غم دوری و بی خبری از تو ، خدایی را می خوانیم که می دانیم جای حق نشسته و آه مظلوم عرش پرشکوه اش را می لرزاند . تو را به او می سپاریم که پیامبر فرمود “به هر که خیری رسد از جانب خدا می رسد و تنها اوست که از وقوع شر جلوگیری می کند ، هر که از شری در امان می ماند خدا در امانش نگه می دارد”.
۳۳ روز است که تو در بندی و ما حتی نمی دانیم چه کسانی و به چه جرمی تو را اسیر کرده اند و دلتنگی گاهی طاقت صبوری را از من می گیرد و اشک هایم جاری می شود و فقط باورم به درستی راهی که در آن پا نهادیم ، به من توان پایداری و استقامت می دهد .
بابای مهربانم
تلخی این روزها به من یاد دادند که عاشورا هر روز تکرار می شود. ” کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا “. هر روز آدمها با سنگ عاشورا محک زده می شوند که چقدر فهمیدند پیام حسین (ع) چه بود . پیامی که نه بر سنگی حک شد و نه کاغذ و قلمی توانست آنچه را که در کربلا رخ داد ثبت کند. امام حسین (ع) پیام خودش را بر صفحه لرزان هوا نوشت و چون رنگ خون گرفت بر دلها نشست و هنوز با گذشت صدها سال صدای زنده و رسای حقیقت را می شنویم . ” انی لا اری الموت الا السعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما ” . و آنجا که آدمی باید با ننگ زندگی کند ، در هوای مسموم ظلم و ستم نفس بکشد و زندگی برایش فقط نان خوردن و آب نوشیدن و خوابیدن باشد و خبری از اسلام و آزادی و انسانیت نباشد ، پیام حسین را می شنود که مرگ را هزاران بار بر این زندگی ترجیح داد .
بابای عزیزم
جوانی ات را در راهی گذاشتی که ایمان دارم درست است، در جبهه ای ایستادی که مردان بی ادعایش مصداق آیه ” من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظروا و ما بدلوا تبدیلا ” (سوره احزاب آیه۲۳؛ از مومنین مردانی هستند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند پس بعضی پیمان خود را به انجام رساندند و برخی شان در انتظارند و هرگز پیمان خود را تغییر ندادند) بودند .
اما صد افسوس که کلام امام خمینی که نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد به چنگال فراموشی سپرده شد و انقلابی که سند حقانیت اش خون جوانان این آب و خاک بود به دست نامحرمانی افتاد که نه جبهه را دیده اند و نه در هیاهوی انقلاب خبری از آنها بود.
دلواپسی های خمینی رنگ واقعیت گرفت که نگذارید پیشکسوتان دفاع مقدس در کوچه پس کوچه های زندگی به فراموشی سپرده شوند و من نگرانم که تو و یاران دیگر خمینی را نه در کوچه پس کوچه های زندگی بلکه در کنج تاریک زندان بخواهند به فراموشی بکشانند ، حال آنکه شما تنها خواسته اید راه پیشوای تان را پیش گیرید که هر سال محرم از نو طلوع می کند و فریاد بر می آورد ” هیهات من الذلة ” .
راضیه عزلتی مقدم
۲۲ آذر ۱۳۸۹
ندای سبز آزادی: ماموران امنیتی روز یکشنبه به منزل ریحانه طباطبایی، روزنامه نگار و خبرنگار روزنامه شرق یورش بردند و وی را بازداشت کردند
ریحانه طباطبایی سابقه فعالیت درخبرگزاری سینا ، مجله چلچراغ و روزنامه های شرق و بهار را در کارنامه خود دارد .
به گزارش امروز پیش از این هم احمد غلامی سردبیر، فرزانه روستایی دبیر سرویس بینالملل، کیوان مهرگان دبیر سرویس سیاسی، امیرهادی انواری از نویسندگان و علی خدابخش سرمایهگذار این روزنامه بازداشت شده بودند.
کمیته حمایت از روزنامهنگاران درآخرین آمار خود از روزنامهنگاران زندانی در دنیا اعلام کرده بود که ایران در کنار چین همچنان بزرگترین زندان برای روزنامهنگاران است. این کمیته میگوید آمارش از روزنامهنگاران زندانی در ۱۴ سال گذشته بیسابقه است.
این کمیته که مقر آن در شهر نیویورک است، در گزارش خود اعلام کرده بود در حال حاضر ۱۴۵ تن از اصحاب مطبوعات و رسانه از سراسر جهان در زندان به سر میبرند که از این تعداد ۳۴ تن در ایران و در چین نیز ۳۴ تن زندانی هستند.که با بازداشت ریحانه طباطبایی ایران شمار زندانیان روزنامه نگار خود را به ۳۵ تن رساند و از چین سبقت گرفت .این در حالی است که چین بیش از ۱۵ برابر ایران جمعیت دارد
کمیته حمایت از روزنامهنگاران در اسفندماه سال گذشته، ۱۳۸۸، نیز ایران را با ۵۲ روزنامهنگار زندانی «بزرگترین زندان روزنامهنگاران در جهان» خوانده بود.
از میان ۲۸ کشوری که زندانبان روزنامهنگاران هستند، اریتره، برمه و ازبکستان پس از ایران و چین مقامهای سوم تا پنجم را به خود اختصاص دادهاند.
ندای سبز آزادی: سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان درپیامی رسمی به محمد نوری زاد جهاد گر دربند از وی خواست تا به اعتصاب غذای خشک خود پایان دهد. نوری زاد سه روز است که در اعتراض به محاکمه توهین آمیز و سه دقیقه ای خود دست به اعتصاب غذا زده است.
متن پیام حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:
نوری زاد برای ما عزیز است و ارزشهای وجودی و خدمات او برای همیشه در خاطره ملت و تاریخ انقلاب ثبت خواهد شد و سلامتی و وجود او همچنان که در گذشته ، امروز و فردا هم ارزشمند و منشأ خیر خواهد بود. هر چند من هم معتقدم به او و بسیاری از سرمایه های انقلاب و کشور و اصل نظام ستم شده و می شود ولی به هر حال برای همه ما آنچه مهم است سرنوشت کشور و انقلاب و اصالت های آن و حفظ حق و حرمت مردم است و در این راه از دادن هزینه نباید پرهیز کرد.
امیدوارم همه بدانند که با همبستگی و پایبندی به قانون اساسی و عدالت است که می توان بر مشکلات غلبه کرد.
من خواهش می کنم آقای نوری زاد از تصمیم خود بر اعتصاب خشک منصرف شود. امیدوارم اصل این تصمیم سبب شود که مسؤلان ذی ربط با تجدید نظر در مورد او و بسیاری از عزیزان دیگر که گرفتارند زمینه را برای اصلاح امور و بازگشت کشور به امنیت و ثبات و قانون فراهم کنند.
سید محمد خاتمی
ندای سبز آزادی: رئیسدولت در حکمی علیاکبر صالحی را به عنوان سرپرستی وزارت امور خارجه منصوب کرد و در نامه جداگانهای از خدمات منوچهر متکی در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه قدردانی کرد.
خبرگزاری مهر گزارش داده است که این برکناری در حالی است که منوچهر متکی به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به منظور ابلاغ پیام احمدی نژاد به رئیس جمهور سنگال در این کشور به سر می برد.
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور در سی و سومین عریضه خود به دادستان تهران از اقدامات روزانه خود و همرانش در سرکشی به خانواده های زندانیان سیاسی که هر روز لیست آن بلند تر می شود خبر داد و نوشت:« ما صبح که از خواب بیدار می شویم یادمان می آید که: «من اصبح ولم یهتمّ بامورالمسلمین فلیس بمسلم» بعد یک لیست می گذاریم جلوی رویمان که ماشاء الله به لطف شما و همکارانتان روز به روز طولانی تر می شود.به لطف شما و بیشتر از شما که هنوز ذره ای امید به مسلمان بودنتان داریم، آمرین و صحنه گردانان کودتا که همه تریبون های رسمی را و همه ابزار تزویر را و کل بیت المال مسلمین را در اختیار دارند و درعوض قلوب مسلمین و شهروندانی که قرار است بر آنان حکومت کنند در سیطره ندارند و نخواهند داشت. یک نگاه می اندازیم به این سیاهه ای که برایمان درست کرده اید و تکلیف روزانه مان را مرور می کنیم به قدر وسع و طاقت.»
متن این عریضه که نسخه ای از آن نیز در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
به : دادستان تهران
از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
یا اباعبدالله انّی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالؤمنین و الی فاطمة و الحسن و الیک بموالاتک
سلام آقای دادستان!
اجرک الله انشاء الله. خداوند بندگانش را که به امور مسلمین اهتمام می ورزند، دوست دارد. ما زیاد خوانده ایم که عبادت به جز خدمت خلق نیست. از شما چه پنهان وقتی یکی از این بچه های معصوم و بی گناه میهن در یورشی وحشیانه و یا حتی محترمانه به خانه اش یا محل کارش با حکم دادستانی بازداشت می شود و محل زندگی یا کارش در مقابل چشم متعجب همکاران یا خانواده اش تفتیش می شود و اسناد گرانبهای جاسوسی و مزدوری و ضد امنیتی از نگاه رفقای اطلاعاتی یا خدای ناکرده همکاران قضائی شما، کشف و ضبط و یا لوازم ضارّه اطلاعاتی مثل تلفن همراه و هارد کامپیوتر و لب تاپ های موجود کلّهم به غنیمت گرفته می شود تا خوراک اطلاعاتی لازم برای بازجویی ها و اعتراف ها و اقرارها به ذنوب و معاصی کبیره اکتشاف گردد، حسی مادرانه ناخودآگاه ما را می کشاند به سمت خانه اش تا همه تجارب یک و سال و نیمه خود را بی مزد و منت در اختیار خانواده اش قرار دهیم و با تمام وجود بگوییم که در کنارشان می مانیم و ورودشان را به خانواده بزرگ زندانیان سیاسی دردمندانه و با کمال تأثر تبریک می گوییم. می دانم که این استقبال از نظر شما جرم بزرگی است مستقیم و غیرمستقیم فرموده اید. کما این که یاوری خانواده ها و همسران و فرزندان زندانیان سیاسی از نظرتان جرم است و گناهی نابخشودنی. اما شرمنده آقای دادستان! ما دینمان را از شما عاریت نگرفته ایم که فرامین الهی را از زبان شما و طبق دستورالعمل نانوشته نیروهای امنیتی اطاعت کنیم. ما صبح که از خواب بیدار می شویم یادمان می آید که: «من اصبح ولم یهتمّ بامورالمسلمین فلیس بمسلم» بعد یک لیست می گذاریم جلوی رویمان که ماشاء الله به لطف شما و همکارانتان روز به روز طولانی تر می شود.به لطف شما و بیشتر از شما که هنوز ذره ای امید به مسلمان بودنتان داریم، آمرین و صحنه گردانان کودتا که همه تریبون های رسمی را و همه ابزار تزویر را و کل بیت المال مسلمین را در اختیار دارند و درعوض قلوب مسلمین و شهروندانی که قرار است بر آنان حکومت کنند در سیطره ندارند و نخواهند داشت. یک نگاه می اندازیم به این سیاهه ای که برایمان درست کرده اید و تکلیف روزانه مان را مرور می کنیم به قدر وسع و طاقت. دروغ چرا ما آدمیم و ترکیبی از گوشت و پوست واستخوان و اگر از آهن چیزی در ما باشد مربوط به اراده و عزممان است برای افشای ظلم ظالم که آموزه دیرین ماست از خانه پدری تا مدرسه رجایی که نامش را اهل دروغ به یغما برده اند و مرامش را نمی توانند چون عاریتی نبوده و نیست! و از مدرسه رجایی تا مکتب امام راحل که نااهلان و نامحرمان نامش را به یغما بردند و مرامش را سیاه نمودند تا بتوانند با پاک کردن واقعیت ها خود را خلف صالح او معرفی کنند. به که؟؟؟ به رزمندگان دیروز که امروز به بندشان کشیده اند؟ یا به فرزندان آنان که اگر همه شبهه ای داشتند با اعمال کودتایی برطرف شده و اینک پاسخ بسیاری از سؤالات خود را با کنار رفتن نقاب مخملین طالبانیسم از چهره مروّجان ملاحسینی اش و با دیدن دست های خون آلود که براساس فطرت الهی هرگز پوشانده نمی ماند، یافته اند.
آقای دادستان!
بر ما خرده مگیرید. تکلیف روزانه ما را شما و ستاد کودتا تعیین می کنید. هر صبح که با نام خدا از خواب برمی خیزیم و اخبار تازه همراه با آلودگی هوا جاری می شود در وجودمان: دستگیری های جدید، هتاکی های نو، افتراهای تکراری، دروغ های عجیب تر از دیروز، شاخ و شانه کشیدن های از سر ضعف برای رهبران مردمی و مؤمنمان، تودهنی زدن های قلدرمآبانه همراه با مقدار معتنابهی خرخره جویدن و نازشست نشان دادن های حقیرانه به پشتوانه سلاح هایی که معلوم نیست کی و از کجا و برای چه مجتمع شد در این سرای مهر که مردمانش در همیشه تاریخ رنگ سپید دوستی و مهربانی را با رنگ سبز بهار پیوند زدند و به سرو و سپیده وفادار ماندند هرچند یورشگرانی از اقوام گوناگون به قصد مقام کردن در این خاک پاک آمدند و زدند و کشتند وخوردند وبردند اما نعمت های خداداده این سرزمین بیش از آن بود که شراهریمن، خاکمان را سترون کند و اندیشه های سبز را در آن بخشکاند.
ما یک تاریخ پاییده ایم آقای دکتر! یک تاریخ. و این خاک پاینده می ماند چون اهلش، نه زمامداران برخاسته از کودتایش، تاریخ می خوانند و تاریخ را آیینه عبرت کرده اند و جواب خشونت را با خشونت نداده و نمی دهند. بی شک دیری نخواهد پایید که کودتاگران امروز هم مانند یورشگران دیروز در این فرهنگ سترگ و تمدن زرین هضم خواهند شد و همه وجودشان و پلیدی ها و پلشتی های تراوش شده از آن می شود چند سطری افزون بر تاریخ ملتی بزرگ و نام آور و صلح طلب و آزادی خواه.
باری ما هر صبح تکلیفمان را از روی سرمشقی که ستاد کودتا برایمان تعیین کرده انجام می دهیم. به خانه هایی سر می کشیم که تا دیروز باورمان نمی آمد جایی برای ما داشته باشند، چون این گونه با هم بودن را هنوز تصور نمی کردیم. به خانواده هایی سر می زنیم که تا دیروز سلیقه ها چون خط فاصلی عبوسانه ما را از هم جدا می کرد و عزیزانی را فرزند خویش می خوانیم که تا دیروز به دلیل داوری های ظاهربینانه هیچ نسبتی بین خودمان و آنان نمی دیدیم. تکلیف سختی نیست آقای دادستان! سختی اش به ناتوانی ما مربوط است که به جبران از خدایمان عاجزانه بیشتر شدن ظرفیت هایمان را طلب می کنیم. ما خدا را این روزها و شب ها نزدیک تر می بینیم چون به بندگانش که جمله نزد او عزیزند، نزدیک تر شده ایم. ما باید سپاسگزار همه شما باشیم. همه شمایی که مرزهای خودی و غیرخودی را ناخواسته برای ما شکستید. امروز ما همه با هم هستیم فارغ از رنگ و نژاد و جنسیت و سن و دین و آئین. امروز گوهر انسانی ماست که از کالبد ما بیرون می تراود و زبان ما را به سلام وامی دارد و لبخندمان را برای هر انسانی که صبح تا شام با او رودررو می شویم هدیه می کند. خلق محمدی در دیار خسروان دارد کاری می کند کارستان آقای جعفری!ما دیرزمانی است که شمشیرها را در عوض سنبله های گندم و گل های سرخ و شاخه های زیتون غلاف کرده ایم.
آقای دادستان!
اجازه بدهید من در روز بیست و دوم آذرماه و هفتمین روز از ماه عزای حسینی و سومین روز اعتصاب غذای راوی فتح دیروز و مزدور امروز از نظر کودتاگران یغماگر همه ارزش های والای شهیدان، از شما تشکر کنم برای این همه موهبت که به ما ارزانی داشتید. شما به واقع وسیله خیر شدید. و خدای را سپاسگزارم که ما را لایق این شرح صدر دانست و امید که همه پیچیدگی ها را نیز از زبان و بیان ما بگشاید تا پیام نورانی صلح و دوستی بیش از گذشته بر آن جاری شود.
رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقه قولی. اللهم اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالّین.
آمین رب العالمین
فخرالسادات محتشمی پور
هفتم محرم الحرام ۱۴۳۲ برابر با بیست و دوم آذرماه ۱۳۸۹
ندای سبز آزادی: زهرا رهنورد با حضور در منزل محمد نوریزاد، زندانی سیاسی که از چند روز پیش در اعتصاب غذای خشک به سر میبرد، ضمن دلجویی و اظهار همدردی با همسر و فرزندان وی گفت: «نوریزاد حر زمان ماست و ایستادگی و مقاومت او بر سر آرمانهایش، الگویی برای نسل امروز و فردا خواهد بود.»
به گزارش کلمه، رهنورد که در این دیدار فاطمه امیرانی، همسر شهید حمید باکری، نیز همراهیاش میکرد، همچنین با اشاره به تلاش مستمر خانم نوریزاد برای رساندن پیام حقطلبی همسرش به مردم، عملکرد وی را زینبی توصیف و برای وی صبر و استقامت بیشتر آرزو کرد.
وی در ادامه این دیدار، با تاکید بر اینکه یکی از مهمترین اهداف اعتصاب غذا توسط زندانیان سیاسی، رساندن پیام حقطلبیشان به افکار عمومی است، گفت: «پیام حقطلبی آقای نوریزاد آنقدر رسا بوده که در این چند روزه به گوش مردم ایران و حتی جهان رسیده است. مردم ایران برای امروز و فردای خود به محمد نوریزاد نیاز دارند، از همین رو ما از او درخواست میکنیم که به اعتصاب غذای خود پایان دهد تا سلامت و زندگیاش بیش از این به خطر نیفتد.»
فاطمه ملکی، همسر نوریزاد، نیز در این دیدار ضمن تشکر از دلجویی رهنورد، گفت: «ما از لحظهای که تصمیم او را برای اعتصاب غذای خشک شنیدهایم، لحظهای آرام و قرار نداشتهایم و واقعا نگرانش هستیم. امیدواریم که پیام شما و دیگر شخصیتها و اقشار مختلف مردم برای شکستن اعتصاب غذا به ایشان برسد و این درخواستها مورد توجهش قرار گیزد تا بیش از این سلامتیاش به خطر نیفتد.»
گفتنی است شنبه گذشته خبری مبنی بر تصمیم محمد نوریزاد، نویسنده و هنرمند زندانی، برای شروع اعتصاب غذای خشک در سایتهای خبری منتشر شد. نوریزاد علت این تصمیم خود را اعتراض به روند دادگاه سهدقیقهای برای رسیدگی به شکایت وزارت اطلاعات از او و هچنین رفتار توهینآمیز قاضی در این جلسه دادگاه اعلام کرده است.
به گفته یکی از متهمان سیاسی که همزمان با نوریزاد در دادگاه انقلاب حضور داشته، قاضی مقیسه، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، در این دادگاه سهدقیقهای، بر سر نوریزاد داد و فریاد کرده و در جلسه دادگاه رو به وی گفته است: “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “میدهم شلاق بزنندت” به طوری که فریادهای او حتی در بیرون از دادگاه هم شنیده میشده است. محمد نوریزاد نیز پس از خروج از این دادگاه غیرعادلانه و غیرانسانی، تصمیم خود مبنی بر اعتصاب غذای خشک را اعلام کرده است.




فرزاد فرهنگیان: درآستانه عاشورای حسینی و سالگرد عاشورای جنبش سبز مردم ایران در سال گذشته ، تحولات و حوادثی به وقوع پیوسته ، که گذشتن از آن امر ساده ای نیست و باتوجه به احتمال رخدادهایی از جنس حوادث خونین سال گذشته از سوی اقتدارگرایان حکومتی و همچنین سناریوهای طراحی شده از سوی دولت کودتا برای مقابله با آن، لذا برخود فرض دانست تا با پرداختن به سلسله رويدادهای رخ داده ، ذهن خواننده را برای دستيابی به تحلیلی از شرایط کنونی کشور و منطقه آماده سازد و دراين رابطه گریزی از نگاهی دوباره به تحولات روزها و هفته های اخیر نیست. ذهن تحلیلگر با تعمق در مجموعه ی رخدادها، آناليز محتوا و چيدمان دو باره آنهاست ، که می تواند به ارزيابی دقيق و نزديک به واقعیت نائل آيد.
موضوع از سرگیری مذاکرات هسته ای در ژنو با قدرت های جهانی ، که از سوی ائمه جماعات کشور از آن با عنوان فتح خیبر ياد شده است ، در محافل سیاسی بین المللی مورد نقادی قرار گرفت و عنوانی ورای توافقی برای آغاز مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی با قدرت های جهانی به آن داده نشد. هرچند که از حواشی آن مذاکرات دو روزه ، مطالب زيادی بیرون داده نشد، اما همين قدر که تبلیغات جمهوری اسلامی را مبنی بر وارونه نشان دادن حقایق درافکار عمومی کشور، برهمگان درصحنه بین المللی برملاء سازد، هويدا شده است که در این رابطه از سوی نماينده دولت غاصب گفت و گويیهایی با تمامی طرف های مذاکره در گروه موسوم به 5+1 و به ويژه با آمريکائيها طی دو دور مذاکره دوجانبه به عمل آمده بود. تحليل اين موضوع بماند برای فرصت ديگری زیرا در اين مقال قصد تجزيه و تحليل صرف مذاکرات هسته ای را ندارد.
موضوع ديگری که نباید از آن غفلت کرد، سفر هيئتی از نمايندگان سبزهای آلمان به تهران و ملاقات با برخی مقامات جمهوری اسلامی و طرح عمده موضوعات مورد مناقشه در گفت و گوهای حقوق بشری با آنها و تأکيد برپيگیری سرنوشت تمامی فعالان سیاسی ، دانشجویی و رسانه ای و درمجموع تمامی فعالين جامعه مدنی ایران ، که پس از انتخابات جنجال برانگیز سال گذشته ، همچنان در زندان های شناخته شده و مخفی رژيم بسر می برند، بوده است. درهمین رابطه فهرست بلند و بالایی از افراد بی گناه ، که بدون کمترین دستاویز حقوقی و عرفی شناخته شده بین المللی دربند می باشند، دراین سفر تسليم مقامات قضایی و باصطلاح حقوق بشری جمهوری اسلامی گردیده است. درهمين رابطه فشارهای لازم از جانب تک تک کشورهای جامعه بین المللی و همچنين نهادها و سازمان های بین المللی ذينقش درامر دفاع از حقوق بشر، حکام جور در ایران را متوجه این مهم خواهد ساخت ، که جهان امروز درقبال موضوع نقض حقوق بشر، فراتر از حاکميت کشورها، مرزهای شناخته شده جغرافيایی و تفاوت های فرهنگی ميان ملت ها بدون کمترين اغماض و تعاملی با آن برخورد خواهد نمود.
روزجهانی حقوق بشر یازدهم دسامبر برابر با بیستم آذرماه جاری ، محمل خوبی بود تا سفير انگليس در ایران، دربارۀ اوضاع حقوق بشر در این کشور در وبلاگ شخصی خود مطالبی را منتشر و موجبات خشم و اعتراض مقامات مختلف حکومت اسلامی تهران را برانگیزد. سفیر انگلستان در دست نوشته اش ، ازجمله يادآوری کرده است ، که درهیچ جای دنیا به اندازۀ ایران نویسندگان، روزنامه نگاران و وکلا در نا امنی به سر نمی برند و ارزش های حقوق بشر ارزش هایی است جهانشمول و برای صیانت از شأن و منزلت انسانی نوع بشر و نمی توان به نام یا به بهانۀ فرهنگ و تفاوت ها و تعبیرهای گوناگون فرهنگی آنها را زیر پا گذاشت. شاید همين ابتکار سیمون گس بود که سبب شد تا منوچهر متکی وزیرامورخارجه دولت کودتا درقبال اعتراضات دانشجويی درلندن و مهار آنان توسط پليس انگیس موضع گيری و آنرا محکوم نمايد. بنابراعلام آقای وزیر، جمهوری اسلامی با دقت تحولات انگليس را تحت نظر داشته و همزماني ضرب و شتم دانشجوياني را كه درپي طرح خواسته هاي صنفي خود بودند، با روز جهاني حقوق بشر مايه تاسف خوانده است. نکته جالب اينجاست که ايشان احترام به حقوق بشر را در خيابان های لندن جستجو می کند و اين که در خيابان های تهران و ديگر شهرهای ايران طی حوادث سال گذشته تا به امروز چه گذشته، مطمح نظر ايشان نمی باشد! چقدر سياست تهاجمی آقايان مشمئزکننده است.؟!
نکته ديگری که نبايد از آن تغافل نمود، افشای اسنادی از جانب سایت ويکی ليکس در ارتباط با نقطه نظرات رهبران منطقه درقبال برخورد تخريبی با جمهوری اسلامی است. درهمين رابطه مهندس موسوی گفته است که اسناد محرمانه منتشر شدۀ ایالات متحده آمریکا شکنندگی ایران را در منطقه نشان می دهد. ایشان این شکنندگی را ناشی از سیاست های ماجراجویانه و تحريک آمیز دولت محمود احمدی نژاد درقبال کشورهای عربی همسایه و منطقه ارزيابی می کند. انتشار اسناد مذکور درمقطع زمانی فعلی ، احتمال به هم خوردن بسياری از محاسبات سیاسی درمنطقه و حتی جهان را بیش از پیش نزديک به واقعيت جلوه می دهد. آنچه از لابلای اوراق منتشره توسط ويکی ليکس می توان استنباط نمود ، تغييراتی اساسی خواهد بود که جهانيان در آينده ای نچندان دور درصفحه شطرنج سیاسی با آن مواجه خواهند گرديد. چيدمان سیاسی جهان و به ويژه منطقه خاورميانه شاهد آرایشی دگرگون شده با وضعيت کنونی خواهد بود!
دیگر موضوعی که به نظر می رسد حائز اهميت است ، انفجاراتی است که روز شنبه يازدهم دسامبر جاری در استکهلم سوئد رخ داد. وزیرخارجه آن کشور انفجارهای دوگانه سوئد را واجد جنبه تروریستی ارزيابی نمود. احتمال می رود گروه های افراط گرای اسلامی مسئول این انفجارها باشند. ذکر اين موضوع در کنار تحولات ايران ، يادآوری اين مهم است که امروز با توجه به شکل گیری دهکده جهانی و عصر ارتباطات مسائل و معادلات سياسی يک کشور، يک منطقه و حتی جهانی را نمی توان و نبايد فارغ از تحولات نقاط ديگر جهان تحليل و ارزيابی نمود. به نظر می رسد برای تحت تأثيرقراردادن و ارسال سیگنال های منفی به دول غربی ، همچنان استفاده از ابزارهای سنتی و گروههای سلفیست حاضر در اروپا کارساز می باشد؟!
اما سریال سکينه محمدی و نمايشی که از سوی جمهوری اسلامی ابتدا با اعلام خبر آزادی او و پسرش ، همچنين وکيل و دوخبرنگار آلمانی به راه انداخته شد، درايجاد يک شانتاژ خبری و معطوف نمودن توجهات به موضوعی و انجام مهمی به دور از چشم جهانيان و ايرانيان ، قابل تأمل و تعمق می باشد.! درحالی که جنگل ها و مراتع شمال کشور در آتش می سوزند و مردم پايتخت و شهرهای بزرگ همچون اصفهان از آلودگی هوا در نتيجه سوخت بنزين های غيراستاندارد داخلی و شايد هم چينی ، با خطر مرگ و انواع بيماریهای پوستی و خونی دست و پنجه نرم می کنند، به نظر می رسد که دولت کودتا درجهت حفظ خود فکری جز مواجهه با پيامدهای اجتناب ناپذير انتحابات مهندسی شده سال گذشته و سرکوب مردم بی دفاع و بی پناه نداشته باشد!
درخاتمه بارديگر گذری داشته باشيم به عاشورای حسينی و تحولاتی که از اين رهگذر می تواند گريبان حکومت اموی در ايران را بيش از پيش بگيرد. انسان های بی گناهی که از سال گذشته تاکنون در زندان ها و تحت شديدترین شکنجه های قرون وسطایی بسرمی برند و همچنين خون های بناحق ريخته شده بی گناهان طالب عدالت و آزادی ، جنبش سبز مردم ایران را در سايه عاشورای حسينی بارديگر واجد حرکتی در برابر بی عدالتی و ستم گری حکام جور خواهد نمود. آنچه مسلم است ایران و منطقه آبستن حوادثی است که زمان وقوع آن بر احدی آشکار نيست ، اما تمامی شواهد و قرائن نشان از حتمی الوقوع بودن می کند!؟
ندای سبز آزادی: چکمه پوشان استبداد این روزها بدجوری به دست و پا افتاده اند تا درماندگی و واماندگی خود را رفع و رجوع سازند و در این راه از هیچ فرومایگی بی شرمانه ای دریغ نمی ورزند. از شکنجه و داغ و درفش و تحقیر حقیقت گرفته تا لاف تقدس و تدین، هر چه که در چنته دارند برای نجات خود ار منجلابی که به دست خود ساخته اند بکار می برند تا مگر از این مهلکه گریزی برای خود دست و پا کنند و نمی توانند. دریغا که آنقدرها شجاعت هم در قاموسشان پیدا نمی شود که با چهره خویش به معرکه بیایند و نقاب بر صورت می کشند تا در روزگار مبادا کسی پایشان گیر مهلکه نباشد. یک روز از تریبون نماز جمعه خودشان را حسین (ع) زمانه می دانند و حق خواهان مخالف خوانشان را عمر بن سعد و یزید و روز دیگر چون مار خنجر خورده به خود می پیچند و بر مارهای برآمده از شانه های ضحاک درونشان طلب خون و اعدام می کنند.
در این میانه هم صد البته پیدا می شوند وکیل الدوله های به ظاهر مستقلی که ته مانده اعتبار خودشان را هم خرج فحاشی و دروغ بافی های کودکانه شان کنند تا مبادا از قافله انتخابات بعدی عقب نمانند و جایی هم در مجلس بعدی برای آنها باشد تا بلکه بتوانند هنوز و همچنان با تاختن های فریبکارانه بر رئیس دولتی که خودشان هم می دانند تقلبی و قلابی است، برای خود آبرویی خریده باشند و نقش مخالفخوان داستانهای مستور قدرت را به درستی ایفا کنند و البته در این میانه بدبختانه آن قدر شهامت و شجاعت هم ندارند که با نام نامی خودشان صحنه را بگردانند و تمام ترجیحشان این است که پشت نقاب نامهای مستعار پنهان شوند تا مبادا نیمه پنهان واقعی شان که قدرت طلبی و کسب عافیت به خرج از کیسه ملت است را برای دیگران بر ملا شود و در سایتهای هزار کاره شان مقاله به نامی می زنند که وجود خارجی ندارد و خودشان را پشت نامهای مستعاری همچون " لیلی محسنی " پنهان می کنند تا مبادا اگر روزگاری ورق برگشت و خواستند به طرفی بروند که باد می خواهد، حرفی برای گفتن و بهانه ای برای برگشتن داشته باشند.
فراموشکاری مردمان به ظاهر اهل میانه
بادنشینان کشتی بی سرانجام استبداد که در تملق و چاپلوسی به قول شیخ شجاع اصلاحات، روی شیخ .... را سفید کرده اند و در بسط و گسترش فرهنگ تملق و دروغ کفگیر هنرشان به ته دیگ رسیده است این روزها خواستار اعدام رهبران جنبش سبز یعنی میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی شده اند و هم صدا با بلندگوهای فاشیستی استبداد با فهرست کردن اتهاماتی مانند آتش زدن خیمه های امام حسین، کشیدن چادر از سر یک مادر شهید، بی ناموسی و شهوترانی در یک اتوبوس، حمله به یک جوان به علت ریش داشتن، سنگباران کردن نمازگزاران، آتش زدن اموال عمومی و حمله به مردم در روز عاشورا توسط طرفداران جنبش سبز، قلم زده اند که: " جنایات سبزهای اموی در روز عاشورا چنان بود که کاسه صبر انقلابی ملت را لبریز کرد. " عجب!
بدا به حال دروغگو جماعت که فراموشکار است و این البته از امراض وکیل دوله بودن است که دروغ را به جای حقیقت قالب رسانه ای کنی که البته مخاطبانش به مراتب با درایت تر و بالغ تر از دلسوزیهای فریبکارنه است و می تواند سره را از ناسره تشخیص بدهد.
البته و صد البته که جناب وکیل الدوله دست پیش می گیرد تا مبادا پس بیافتد و می داند که اگر واقعن عدالتی در این سرزمین در کار بود آنکه باید به میز محاکمه کشیده می شد نه رهبران سبز پوش مردم که امثال خود او هستند که این روزها بر صندلی مرکز پژوهشهای مجلسی تکیه زده اند که قرار بود در راس امور باشد و حالا در عرض امور هم نیست چه برسد به راسش. که اگر عدالتی در کار بود باید اول از همه یقه خود را می گرفت که فلانی تو که به اصطلاح نماینده مردم بودی، ندیدی، نشنیدی که چطور خودروی اقتدارگرایان سرمست از قدرت و البته ترسیده و واخورده از خشم مردم از روی تن مجروح " امیرارشد تاجمیر "، شهروندی بی گناه نه یکبار که چند بار در همان ظهر عاشورای کذایی در میدان ولیعصرعبور کرد و جان انسانی بی گناه را به کام ضحاکان مار دوشی نشاند که تو این روزها نان تملقشان را می خوری؟
که اگر قضاوتی به قول شاملوی بزرگ در کار بود که ابتداتر از همه خود تو را به میز محکمه می سپرد که چطور دیدی و شنیدی که مردم بی گناه را در روز عاشورا ترور کرده اند و سکوت اختیار کرده ای؟ لابد جناب حضرتتان یادش رفته که " سیدعلی حبیبی موسوی " خواهر زاده میرحسین موسوی که جگر پاره اش هم بود و در همین عاشورایی که امثال شما با سکوت در برابر جنایات پیش از آن، آن را رقم زدید به شهادت رسید و ترور شد. لابد یادتان رفته یا فراموش کرده اید که در همین ظهر عاشورایی که شما علمش را برای دو روز بیشتر در مرکز پژوهشها ماندن به سینه می زنید جوانان نازنین این سرزمین را از روی پل به زیر انداختند و زدند و کشتند و وحشاینه ترین اعمال را با مردم کردند؟ راستی را شمایان در این میانه چه کردید؟ وقتی دیدید یاران انقلاب را که روزی افتخار همنشینی شان را به سینه می زدید گرفتند و بردند و به سیاهچاله های مخوف استبدادشان کشاندند؟ راستی را آقای وکیل الدوله توهمانی هستی که در دهه شصت افتخار بودن در کابینه میرحسین موسوی بود؟ چطور شده است که تا بوی انتخابات که چه عرض کنم انتصابات مجلس شورای بعدی را شنیده ای دندان تیز کرده ای و دم از اعدام می زنی؟ شما نبودی و ندیدی که در مجلسی که رئیس شب انتخابات پیروزی میرحسین را به او تبریک گفته بود چطور پرونده کهریزک ماست مالی شد و به طرفه العینی قربانی قدرتی شد که تو از سر و کولش بالا می روی؟ این همه قدرت برایت شیرین است و این همه در قدرت ماندن برای مهم است؟
دروغهای شاخ دار مردمان فرومایه
استبداد جان و توانش را همواره از فرومایگی کسانی طلب می کند که جیفه دنیا را به خورشید حقیقت ترجیح می دهند. فرومایگانی که در منجلابی از دروغ و توهم و فریب دست و پا می زنند و چون معتادی ناتوان از ترک اعتیاد هر روز بیشتر از دیروز در این منجلاب فرو می روند. این روزها کسانی طلب اعدام میرحسین و خاتمی و کروبی را می کنند که چشمشان را بر روی حقایق بسیاری بسته اند. این جماعت که هر چه دارند از بزرگی و بزرگواری مردمان سبز پوش سرزمین من است، به جای به محکمه بردن دزدان واقعی رای مردم و محاکمه قاتلان امثال ندا و سهراب و روح الامینی ها و به جای حتی پرسیدن یک سئوال از مسببان اصلی حوادثی نظیر عاشورای 88 و حوادث قبل از آن سراغ اعدام مردمی ترین و باوفاترین یاران امام و انقلاب رفته اند و دریغا که حتی همین را هم شهامت ندارند که با نام خود به عرصه رسانه بسپارند که می دانند اساس مدعایشان برآب است و خود نیز بهتر از هر کس دیگری می دانند، آفتاب حقیقت را نتوان با بر پا کردن چوبه دار پوشاند و اگر می شد که حالا اصلاً حسین(ع) و عاشورایی نبود تا شمایان و امثال شمایان در چنین روزهایی روی یزید را سفید کنید و دست به قتل مردمی بزنید که تنها جرمشان طلبیدن حق و رایشان بود. باید از امثال این فرومایگان که استبداد چکمه های خونینش را بر شانه آنان استوار کرده پرسید در زمانه اینترنت و اطلاعات که به طرفه العینی می توان همه واقعیت تاریخ را دید، چطور در جریان کشته شدن هواداران جنبش سبز در عاشورای پیشین قرار نگرفتید؟ عاشورایی که در آن بنا بر ادعای رسانه های متملق و ترس خورده خودتان حداقل ۵ تن از معترضان کشته و تعداد زیادی زخمی شدند؟ بگذریم که منابع خبری مردمی، بین المللی و رسانه ای نزدیک به جنبش سبز، تعداد کشته شده ها و زخمی های این روز را بسیار بیشتر از این آمار اعلام کرده اند.
همان عاشورایی که به گفته شاهدان عینی و براساس گزارش رسانه ها، به همراه تظاهرات روز ۳۰ خرداد سال 1388، خونین ترین اعتراضات به حکومت دروغ شما بود. همان عاشورایی که به گواه صدها عکس و فیلم منتشر شده در آن روز و روزهای پس از آن که در اینترنت و تلویزیون های ماهواره ای منتشر شده، نیروهای امنیتی و لباس شخصی وابسته به استبدادیان شب زده برای سرکوب معترضان از انواع اسلحه های گرم و سرد استفاده کرده بودند و این همه در حالی اتفاق افتاد که علیرغم پوشش تصویری گسترده اتفاقات آن روز توسط دوربین های تلویزیون دولتی، هیچ تصویری از آتش زدن خیمه های عزاداری توسط معترضان یا حمله به نمازگزاران منتشر نشد و آنچه دوربینهای موبایلهای مردم نشان می دهد، حمله وحشیانه چکمه پوشان بی دینی است که به نام دین و به اسم خدا به عزادارن سبز پوشی که تنها جرمشان عزاداری برای امام حسین(ع) است، یورش می برند و آنان را در حکومتی که داعیه عدل علی (ع) را دارد به خاک و خون می کشند.
در همان روزها بود که در برابر سکوت شرم آور شما باز هم این میرحسین موسوی بود که گفت و نوشت: " زیر کردن راهپیمایان و تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست."
ننگی که پاک نخواهد شد
گوش کن برادر وکیل مجلسی که در راس امور باید باشد و نیست چون حق خواهی در این زمانه بهایش ترک ماترک دنیاست! ششمین روز دی ماه سال 1388 ننگی است که هرگز از دامان مستبدان دروغگو و فریبکار سرزمین من پاک نخواهد شد. تو هم برادر اگر می خواهی می توانی با سکوتی که در این همه مدت اختیار کرده ای در این جرم تاریخی شریک مجرمان باشی. اختیارش با خود تو و امثال توست. اما این لکه ننگ را نمی شود با مرگ و اعدام دیگران پاک کرد و راه خروج از بن بستی که خودکامگان با خودکامگی و دروغ و فریب برای خود ساخته اند پاشیدن تخم نفرت و کینه نیست. برادر من تو که مدعی منطق و حساب و کتاب هستی چرا؟ تفنگت را زمین بگذار. زمانه زمانه کین خواهی کورکورانه نیست. فکر فردا باش برادر من! فردایی که همین نزدیکی است. همان فردایی که چو از راه رسید و عدالتی میان من و تو برقرار کرد، خلایق از تو خواهند پرسید که راستی را فلانی! هزینه آن همه سکوت و خود را به ندیدن و نشنیدن زدنت چه بود؟ آیا چیزی جز گلگون شدن چهره جوانان راست قامتی بود که تنها گناهشان بی گناهی بود و تنها جرمشان گناه ناکرده؟ آن روز دیر نیست برادر من. فکر آن روز باش! صدای زمزمه عاشقان آزادی را نمی توان اعدام کرد. حقیقت بر سر هیچ طناب داری نمرده است. این را از تارخ بپرس.
ندای سبز آزادی: بنزینی که با شعار خودکفایی تولید شد نفس های تهران را به شماره انداخته و مثل یک جنگ، جان صدها نفر از مردمش را گرفته است.
هوای تهران آلوده است، سازمان ها و مسوولان اظهار نظرهای مختلفی در مورد علت آلودگی می کنند و اکنون به گفته کارشناسان علت اصلی آن تولید بنزین های خودکفا شده است که بیش از توان ریه های تهرانی ها ذرات آلوده دارد.
با آنکه کارشناسان مختلف از وضعیت آلودگی هوای تهران اظهار نگرانی کرده و آن را ناشی از تولید و فروش بنزین های آلوده می دانند، هیئت دولت زیر بار این موضوع نرفته آن را توطئه دشمن می داند.
وزیر نفت شایعه آلودگی هوای تهران در اثر بنزین تولیدی در داخل را تکذیب و آن را حربه تحریم کنندگان در برابر رسیدن کشور به خودکفایی بنزین ارزیابی کرده بود.
اما واقعیت اینست که بنزین غیر استانداردی که دولت احمدی نژاد برای نمایش فعالیت و توان خود تولید کرده است، علاوه بر سرطانزا بودن، عامل اصلی آلودگی هوای تهران هم معرفی شده است و بنا بر آمار وزارت بهداشت در این مدت جان 3600 تهرانی را گرفته است.
اکنون در شرایطی که تهران همچنان در وضعیت هشدار و بحران به سر می برد، بنزین تولیدی پتروشیمیها عامل تشدید آلودگی معرفی شده است. محصولي که بنا به اعلام وزارت نفت قرار است کشور را از وابستگی به خرید بنزین خارجی خودکفا سازد.
بنزین آلوده از کجا آمد؟
پس از تشدید محدودیتهای بینالمللی بر سر واردات بنزین، وزارت نفت در جهت تامین بنزین مورد نیاز کشور از اواسط تابستان امسال با اجرای طرح ضربتی تولید بنزین اقدام به تولید 17 تا 20 میلیون لیتر بنزین(معادل 30 درصد نیاز داخلی) در 6 مجتمع پتروشیمی کرد. اما همزمان با تولید و ورود این محصول به چرخه مصرف سوخت، این شائبه وجود داشت که این سوخت تازه وارد که از نظر سیاسی، برگ برنده ایران در مقابله با تحریم بنزین محسوب میشد، نسبت به بنزین پالایشگاهها از کیفیت کمتر و قدرت آلایندگی بیشتری برخودار است.
بنزینی که در پتروشیمیها تولید میشود دارای آروماتیک بالایی است که به اذعان کارشناسان اگر آروماتیک موجود در بنزین نهایتاً 6 درصد باشد مشکلی ایجاد نخواهد کرد در حالیکه بیش ازا ین رقم میتواند ناراحتیهای سطحی چون سردرد، سرگیجه، حالت تهوع و خستگی مستمر را ایجاد کند و در نهایت استنشاق مستمر آن میتواند نتیجهای چون سرطان خون به همراه داشته باشد.
این در حالی است که کارشناسان این بخش عدد آروماتیک موجود در بنزین تولیدی پتروشیمی را 14 درصد اعلام میکنند. البته میتوان برای این ادعا دلیل مستندتری هم ارائه کرد و آن هم گذری بر آمار سازمان هواشناسی نسبت به میزان آلایندگیهای موجود در هوای آلوده این روزهاست.
اما مدیرعامل پتروشیمی جم در پاسخ به خبر تشدید آلودگی هوای تهران ناشی از بنزین پتروشیمیها گفته است: «ما تنها خوراک تولید بنزین را به پالایشگاهها تحویل میدهیم و پتروشیمیها مسوول تحویل بنزین به خودروها نیستند.»
در حالی که ریه های مردم تهران نزدیک به یک ماه است که در معرض آسیب جدی ناشی از مواد سرطان زا قرار دارد، احمدی نژاد همچنان به دنبال اجرای طرح های غیر کارشناسی خود برای حل این بحران است. همچنان که وقتی احمدی نژاد ادعای خودکفایی در تولید بنزین را مطرح کرد، بسیاری از کارشناسان، و به تبع آنها افکار عمومی، این ادعا را مورد تمسخر قرار دادند.
بالاخره دو نماینده مجلس فاش کردند که یکی از مهمترین عوامل آلودگی اخیر و کمسابقه هوای تهران، تولید و عرضه بنزین غیر استاندارد بوده است.
محسن نریمان، نماینده بابل با بیان اینكه آلودگی هوای تهران در یك روال غیر عادی افزایش یافته است گفت: تولید بنزین غیر استاندارد از یك طرف و از طرف دیگر بها ندادن به طرح هایی كه برای توسعه مترو در نظر گرفته شده است موجب تشدید آلودگی هوا شده است.
نایب رئیس فراكسیون شهری با بیان اینكه دولت عدالت محور با شهروندانش عادلانه تر و منصفانه تر رفتار كند گفت:دولت بودجه 2میلیارد دلاری مترو را كه موجب توسعه حمل و نقل ریلی و كاهش آلودگی هوا می شود را به خاطر اهداف سیاسی پرداخت نمی كند.
در همین حال، اوایل مهر ماه امسال مدیرعامل شرکت ملی پتروشیمی در پاسخ به برخی اظهار نظرات مبنی براینکه بنزین تولید شده در پتروشیمیها دارای مواد آلاینده بالا هستند، گفته بود: «این اطلاعات کذب است.»
راه حل های غیرکارشناسی و عجیب
در همین حین که عده ای در حال فاش کردن خبر فروش بنزین آلوده بهم ردم و عده ا یدیگر در حال انکار آن بودند دولت تصمیم گرفت با آبپاشی تهران این شهر را از خفگی نجات دهد.
بعد از اجرای این طرح بنا به هشدار کارشناسان سبب ایجاد “باران های اسیدی” می شد، هزینه ۴۰۰ میلیونیِ بازسازی و شستشوی برج آزادی را بر باد داد و طبق آخرین گزارش ها، دیواره برج آزادی در معرض تخریب شدید قرار گرفت.
از سویی یک تشکل محیط زیستی ایران، با انتقاد شدید از “مماشات ها و مصلحتاندیشیهای سیاسی و اقتصادی مسئولین در موضوع آلودگی هوای تهران که مستقیماً تضییع حقوق شهروندی را به دنبال داشته و دارد”، از تنظیم پیشنویس کیفرخواست و شکایت علیه عاملان و بانیان آلودگی هوا در تهران و شهرهای بزرگ کشور خبر داد.
چند روز پیش هم رئیس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای ایران با بیان اینکه در دادگستریها برای هرگونه شکایت باز است گفته بود: اگر مردم در مورد آلودگی هوای تهران شکایت کنند قطعا دستگاه قضائی موظف به پیگیری است.
و حالا با شدت یافتن آلودگی هوای تهران و هشدارهای مکرر کارشناسان، و با انکه دولت تاکنون جز تکذیب خبرهای مربوط به فروش بنزین آلوده و نهایتنا علام تعطیلی و پروژه های آب پاشی و نصب چند دستگاه تهویه هوا کاری نکرده است، مردم این شهر به کجا و کدام مرجع می توانند شکایت کنند؟
ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: «اقتصاد کج دار و مریز کشور ظلم مضاعفی را بر کارگراران و اقشار ضعیف جامعه تحمیل خواهد کرد که اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها نیز مزید بر علت خواهد بود.»
به گزارش ایلنا، داریوش قنبری با بیان این مطلب که یکی از نگرانیهای نمایندگان مجلس عدم تناسب افزایش سطح دستمزد و حقوق کارگران با افزایش نرخ تورم و گرانی حاکم بر جامعه است گفت: «عرضه بسیار زیاد نیروی کار در کنار پایین بودن تقاضا برای به کار گیری این افراد در کنار بیتوجهی قشر کارفرما به نیازهای مالی کارگران موجب شده است تا این قشر همیشه با مشکلاتی از حیث بی برنامگی مواجه شود.»
وی افزود: «رشد بسیار پایین اقتصادی کشور که حکایت از آماری یک تا یک و نیم درصدی دارد خود دلیلی مضاعف برای افزایش مشکلات معیشتی کارگران طی ماههای آتی خواهد بود.»
این نماینده مجلس تصریح کرد: «ما باید براساس برنامه چهارم توسعه نرخ دستمزد کارگران را متناسب با نرخ تورم تعیین میکردیم اما بازسازوکاری که از سوی دولتمردان اندیشیده شده است نرخ دستمزد کارگران دو درصد کمتر از تورم است.»
وی متذکر شد: «علاوه بر این با اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها احتمال افزایش فشار به اقشار و طبقات پایین و متوسط جامعه وجود دارد، متاسفانه مسوولین اجرایی کشور نیز اطلاعات صحیحی از نحوه اجرای این طرح به ما ارائه نمیدهند تا بتوانیم براساس آن سیاستی را برای کاهش فشارهای اقتصادی به مردم ترسیم کنیم.»
به گفته قنبری، براساس آنچه اقتصاددانان خبره کشور بیان کردهاند تورم سال آتی کشور از ۲۰ تا ۷۰ درصد افزایش پیدا میکند و سیاستهای جبرانی دولت باید به گونهای باشد که با اجرای این طرح اقشار ضعیف و پایین دست جامعه بتوانند حداقل نیازهای معیشتی خود را جبران کنند.
ندای سبز آزادی: زهرا صادقی مسئول اتحادیه زنان کارگر خانه کارگر استان مازندران گفت: بسیاری از زنان کارگر به خاطر تامین نیازهای مالی ناچار به کار کردن هستند و با مسوولیت دوچندانی که بر دوش این زنان است، اکثر آنها دچار بیماری و پیری زودرس میشوند.
به گزارش ایلنا، وی با اشاره به مشکلات فرهنگی اجتماعی زنان کارگر در محیط کار و اجتماع گفته است: برای زنان جوان مشکلات زیادی وجود دارد و البته شرایط فرهنگی سالهای اخیر نیز آنها را بیشتر کرده طوری که، زنان مجبورند به بسیاری از ترسها و تهدیدها پاسخ دهند اما پیشرفت شغلی نداشته باشند و در کوچکترین بحران کارگری، زنان کارگر اخراج میشوند و تبعیض جنسی در مورد آنها کاملا مشهود است.
مسئول اتحادیه زنان کارگر خانه کارگر مازندران میگوید: ما فکر میکنیم همه باید مورد احترام باشند، در نتیجه محیط کار باید به گونهای باشد که زن با حفظ اعتقاداتش بتواند آنجا کار کند و هیچگونه تبعیضی در آن محیط وجود نداشته باشد.
وی با بیان اینکه در همهجا مساله تبعیض جنسیتی مطرح است، گفت: در کشور ما که محدودیتهای عرفی نیز این مساله را دوچندان میکند اما تساوی جنسیتی و اصل عدم تبعیض از اصول بنیادی سازمان بینالمللی کار است که به طور یکسان شامل مردان و زنان میشود، که متاسفانه در ایران این اصول بنیادی رعایت نمیشود.
ندای سبز آزادی: یک نماینده حامی دولت در مجلس، با بیان اینکه همه تفکرات بر ضرورت اجرای هدفمندی اذعان دارند و قانونی است که مقام معظم رهبری هم برآن تاکید دارند، تصریح کرد: همه باید به دنبال این باشند که خودشان را با هدفمندسازی وفق دهند، و مردم خواست ناآرام نباشند تا دچار مشکل نشویم!
به گزاش ایسنا، جلال یحییزاده نماینده تفت و میبد، هماهنگی دولت و مجلس در اجرای هدفمندسازی یارانهها را لازم دانست و گفت: این قانون یکی از بزرگترین فعالیتها و تلاشها پس از انقلاب در میدان اقتصاد است.
وی افزود: منطق یارانهها اصولا کاستن فاصلههای طبقاتی است، در حالی که در کشور به شکلی که یارانهها پرداخت میشد، فاصلهها بیشتر میشد و هرکس برخوردارتر بود و قدرت اقتصادی و امکانات بیشتری داشت از یارانهها بیشتر استفاده میکرد و طبقات محروم سهم چندانی از یارانهها نداشتند. منطق اقتصادی یارانهها اقتضا میکند فاصلهها را بپوشاند و این طرح که الان به عنوان یک قانون مصوب مطرح است با سیاست کاهش طبقات جامعه و توزیع عادلانه یارانهها، هدف منطقی و درستی دراقتصاد به وجود میآورد.
نماینده تفت و میبد با اشاره به جلسات و سیاستهای راهبردی دولت در اجرای هدفمندسازی یارانهها و مدیریت از طریق استانداران و فرمانداران در سراسر کشور در توجیه مردم گفت: فعالیتهای مطلوبی در چگونگی اجرای این قانون و آگاهی مردم در سراسر کشور، از طریق استانها و شهرستانها انجام گرفته است و تمامی افرادی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم متولی اجرای این طرح هستند با روند کار آشنا هستند.
یحییزاده افزود: برای اجرای هدفمندسازی یارانهها همه تمهیدات و پیشبینیهای لازم انجام شده است و همه خانوادهها و مردم آگاه باشند و در تهیه و خرید کالاها عجله و بیتابی نکنند؛ چرا که ممکن است به خاطر اجرایی کردن قانون چند روزی روی قیمت چند کالا شوکی ایجاد شود.
ندای سبز آزادی: روزنامه کیهان در بخشی از سرمقاله امروز خود نوشت:
بخش وسیعی از جنگلهای اطراف شهر بندری- صنعتی «حیفا» چندین هفته در آتش میسوخت در این ماجرا ۴۱یهودی کشته شدند. در این آتشسوزی ۵۰ هزار مترمربع و ۵ میلیون درخت از بین رفتند.
رژیم صهیونیستی با وجود آنکه مدعی است دارای چهارمین نیروی هوایی در جهان است، نتوانست کاری را از پیش ببرد تا اینکه پس از هفته ها ۱۲ کشور امکانات اطفاء حریق خود را به این منطقه صنعتی گسیل کردند و موفق به مهار آتش شدند.
این ماجرا یک سؤال جدی را در ذهن یهودیان ساکن فلسطین اشغالی پدید آورد؛ آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگلها نیست میتواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند.
هزینه این حادثه- بر اساس برآورد هاآرتص- تا سالها قابل جبران نیست چرا که حالا یهودیها دریافتهاند که «اسرائیل» فقط نگران حفظ دولت خود است.
ندای سبز آزادی: مدیر کل موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی فارس از واردات رب گوجه فرنگی از کشور چین به شیراز خبر داد.
به گزارش مهرغلامحسین شفیعی گفت: ورود رب گوجه فرنگی تولید کشور چین در شیراز واقعیت دارد که البته این رب به صورت فله ای وارد و در کارخانجات فارس فرآوری می شود.
وی ادامه داد: این رب به صورت قانونی وارد می شود و از جهت استاندارد بودن قابل قبول است.
مدیر کل موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی فارس در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه در ارایه مجوزهای تاسیس کارخانجات آب معدنی باید دقت شود، تصریح کرد: در حال حاضر ۱۲ کارخانه تولید آب معدنی در فارس وجود دارد که سه کارخانه تعطیل شده ولی در مقابل ۵۵ پروانه و مجوز بهره برداری صادر شده است.
شفیعی تصریح کرد: ایجاد فضای رقابتی در تولید بسیار مناسب است ولی باید توجه داشت که این رقابت به صورت سالم دنبال شود نه اینکه در جهت کسب بازار مناسب شاهد تخلفات کارخانجات باشیم.
ندای سبز آزادی: دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) نسبت به برخی بداخلاقیهای موجود در جامعه هشدار داد و گفت: بداخلاقی سیاسی به رواج بداخلاقی در عرصه عمومی میانجامد.
به گزارش ایسنا، سیدهادی خامنهای در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران همچنین با انتقاد از آنچه «تروج دروغ و تهمت» خواند، خاطرنشان کرد: تهمت زدنها موجب انحطاط فرهنگی و اخلاقی در سطح جامعه میشود.
وی معتقد است: روش برخی افراد در تناقض با ادعاهایی است که در مورد وجود آزادی بیان بر زبان جاری میکنند، به طوریکه بعضا اگر سخنی در مخالف با وضع موجود باشد، صاحب سخن متهم به تشویش اذهان عمومی میشود.
وی با بیان این اعتقاد که «عدهای سعی دارند که برخی فعالان و منتقدان را از صحنه حذف کنند» تاکید کرد: طرد نیروهای خوش سابقه و انقلابی جزو مهمترین برنامههای برخی ناآگاهان و بداندیشان شده است که ادامه این روند آسیبرسان خواهد بود.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) همچنین نسبت به برخی برخوردهای صورت گرفته با مطبوعات انتقاد کرد و گفت: متاسفانه بعد از گذشت یک سال، هنوز دلیل اصلی توقیف روزنامه حیات نو اعلام نشده است و ما امیدواریم این مساله رفع شود.
ندای سبز آزادی: جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه ای به سفیر جمهوری خلق چین از دولت چین خواست که آقای ” لیو شیا بو” برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۱۰ را آزاد کند.
به گزارش نوروز در این بیانیه آمده است: اهدای جایزه صلح نوبل به یکی از شهروندان چینی ، می تواند سرآغاز فصل نوینی در حیات مردم بزرگ چین به حساب آید . دولت چین که با تدبیر و درایت کم نظیر توانسته است به دستاوردهای شگرفی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دست یابد، اینک می تواند با استفاده از این فرصت، اراده خود را در بسط آزادیهای سیاسی و رعایت حقوق بشر تقویت کند.
تردیدی نیست که قدرتمندترین دولتها آنها هستند که تاب تحمل منتقدان مدنی و مخالفان مسالمت جوی خود را دارند و در برابر آنها نه تنها دست به اسلحه نمی برند و آنها را به زندان نمی اندازند، بلکه کوچکترین تنگنایی برای فعالیتهای مدنی و عاری از خشونت آنها ایجاد نمی کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی از دولت چین انتظاردارد تا با آزادی فوری آقای ” لیو شیا بو” برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۱۰ به ندای جامعه جهانی و درخواست آزادیخواهان دنیا پاسخ مثبت دهد.
ندای سبز آزادی: روزنامه ابتکار در سرمقاله خود با عنوان«بحرانی که در امان خدا رها شد» نوشت:
سرانجام پس از یک ماه کلافگی عمومی مردم پایتخت و برخی از کلانشهرها دیروز باد و کمی باران آمد و تا حدودی شهر و مدیران کشور را از بلا رهانید. طی یک ماهی که گذشت از بخت بد مردم و شاید مسئولین، همه چیزدست به دست هم داد تا قضیه وارونگی هوا بر روی مردم نگون بخت شهر آوار شود و این پدیده به بحرانی حتی مرگبارمبدل گردد.
دولت به عنوان مسئول و اتاق فرمان مدیریت بحرانهایی از این دست، در این مدت راهکارهای متفاوتی را در پیش گرفت که تقریباهمه آنها با شکست مواجه شد تا در کارایی این اتاق فرمان، دچار شک شویم .اگر از راهکار بدیهی اعمال نصف ونیمه طرح زوج و فرد سراسری خودروها بگذریم در این مدت مردم دیگر هیچ اقدام موثردیگری را برای مقابله با این بحران شاهد نبودند و به عبارتی انگار که شهر و آلودگی هایش به امان خدا رها شده بود.
تردید و بی تصمیمی محض برای تعطیل کردن یا تعطیل نکردن پایتخت، روی آوردن به طرحهای غیراجرایی و تخیلی پرماجرا مانند هواپیماهای آبپاش، عدم استفاده بهینه از رسانه فراگیری مانند تلویزیون برای آگاهی بخشی و شفاف سازی ابعاد بحران، تلاش مذبوحانه و چندگانه برای انداختن تقصیربرگردن سایرین و مهم تر از همه عدم پیش بینی وکنترل متغییرهای اثرگذار بلند مدتی مانند افزایش کیفیت سوخت و توسعه حمل و نقل عمومی از جمله دلایلی است که همه را متقاعد کرده که در این مدت تهران به امان خدا رها شده بود و خبری از مدیریت و کنترل این بحران به معنای واقعی کلمه نبود.
همانگونه که از واژه برمی آید مدیریت بحران ترکیبی است از عقلانیت، تجربه و استفاده بهینه از زمان برای فائق آمدن بر یک وضعیت نامساعد عمدتا کوتاه مدت. معمولا صاحبنظران به تجربه بحرانها را بر حسب محدودیتها و شرایط زمانی به سه دسته فوری، در حال ظهور و پایدار تقسیم میکنند. اگرچه ماهیت کلی آلودگی تهران از نوع بحران پایدار و سابقه دار و قابل پیش بینی است اما ترکیب وارونگی یک ماهه اخیر هوا با متغیرهای دیگر دست به دست هم داد تا این پدیده در دسته بحرانهایی که ابعاد واقعی آن بطور دقیق قابل پیش بینی نیست، قرار گیرد.وظیفه و کارکرد اصلی متولیان امر مدیریت بحران در گام اول این است که کارشناسانه همه ابعاد و واکنشها و متغییرهای مساله را به درستی تشخیص داده و به نحوی درکنار یکدیگر قراردهند که عکس العملهای آتی بحران قابل پیش بینی و قابل کنترل گردد.
اگر مبنای بررسی عملکرد کمیته متولی مدیریت بحران آلودگی اخیر تهران را تاثیر تصمیمات و اقدامهای انجام شده بر بهبود اوضاع، بازخورد رسانه ای اقدامات و بازتاب تصمیمات اتخاذه شده در بین مردم تلقی نماییم، واقعیت این است که این مجموعه در آزمون مهم توانایی در کنترل یک بحران و تامین اعتماد مردم در شرایط بحرانی نمره قبولی نگرفته است.
شاید اصلی ترین دلیل عدم موفقیت کمیته، چند پارگی نظام مدیریت بحران وجزیره ای تصمیم گرفتن و عمل کردن مدیران و مجریان بوده باشد. با کنار هم قرار دادن اظهارات مسئولین دولتی و مدیریت شهری در کنار هم میتوان دریافت که در طول این ماجرا و به سیاق همه سالهای گذشته نظام دو پارچه مدیریت شهری باز هم در یک بازی مضحک « کی بود؟ کی بود؟ من نبودم» گیر افتاد. بعبارتی همان معضلی که گره ترافیک تهران را طی سالهای سال کور کرد، همان معضلی که معمای ساده متروی تهران را لاینحل جلوه داد، همان پدیده ای که مانعی بر سر راه کنترل جمعیت تهران ومهاجرت معکوس شد، همان ماجرای خودروسازان و تامین کنندگان بنزین و.. در مجموع داستان همیشگی «مرغ و تخم مرغ»، با پدیده جوی وارونگی هوا ترکیب شد تا دنیای پایتخت نشینان را جهنم کند و اتاق فرمان مثل مردم به یک ناظر بی عمل و در مواردی تولید کننده باران اسیدی! مبدل گردد.
از سوی دیگر در کنار همه تصمیم سازیها در شرایط بحرانی ، شفافیت در اطلاع رسانی بحران یک اصل است که در این زمینه هم متولیان نمره قبولی نگرفتند. برای مثال به دنبال بروز شایعاتی در خصوص نقش ترکیبات بنزینهای جدید در تشدید آلودگی، پاسخهای غیرکارشناسی، پراکنده و مبهم برخی مسئولین فقط بر نگرانیهای عمومی افزود و یا انتشار اخبارضد و نقیض و دقیقه نودی درباره تعطیل کردن مدارس و ادارات عملا تعطیلات قطعی شده را خنثی وبی اثر کرد. صاحبنظران مباحث مدیریت کلان همواره میگویند که مدیران ارشد برای تایید نهایی تصمیمات باید مرتبا درجریان اخبارخوب وبد بحران قرار گیرند و اطلاع رسانیها را مدیریت کنند. عوارض یک تصمیم و اظهار نظر اشتباه در کنار همه عوارض تشدید کننده بحران میتواند بر امنیت روانی مردم نیز اثر گذارد و بر درد و نگرانی عمومی بیفزاید. یکی از اصول مهم این است که واقعیات را نباید وارونه و کمرنگ جلوه داد وهیچ قول خلاف واقعی نباید به مردم داد.
اگرچه بلای رسیده، به مدد رحمت الهی و رسیدن باد و باران درحال فروکش کردن است و میتوان کمی آسوده خوابید، اما با نمره ضعیف مدیریت بحران در پایتخت وعوارض این شیوه مدیریت برای بحرانهای بزرگتر چه کنیم؟ آنگونه که کارشناسان گوشزد میکنند و رئیس دولت مرتبا تاکید کرده اند و نقشه گسلهای کشور نشان میدهد، خطر زلزله بزرگ مانند شمشیر داموکلس همواره بر فرازشهر خودنمایی میکند. نگرانی بزرگ این است که آیا مقابله با حادثه ای در ابعاد یک زلزله بزرگ را هم مانند هوای تهران میتوان به امان خدا رها کرد؟ آیا با شیوه مدیریت بحران وارونگی هوا میتوان به جنگ حادثه و بحرانی در اشل زلزله بزرگ رفت؟… پس دست به دعا میبریم که، ای خدای بزرگ که در اوج ضعف مدیران درکنترل بحران آلودگی هوا، باد و باران را فرستادی، لطفا ما و شهرمان را با زلزله بزرگ تهران امتحان نکن!
ندای سبز آزادی: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، در دیدار جمعی از اعضای سازمان بازنشستگان فرهنگی و هنری حزب اسلامی کار، با اشاره به الگو بودن پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار و بزرگان برای تمام بشریت، امام حسین(ع) را الگویی ویژه و جامع در میان بزرگان دین اسلام خواند و گفت: حضرت سیدالشهدا(ع) با توجه به گسترش فساد در حکومت بنیامیه احساس کرد الگو و سیره نبوی با اقدامات ظالمانه و مفسدهانگیز این خاندان بیلیاقت در حال از بین رفتن است.
به گزارش آفتاب، رئیس مجلس خبرگان رهبری دعوت کوفیان از امام حسین(ع) و نیز بستن راه توسط لشکر ابن زیاد و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را ظاهر و پوسته قیام امام سوم شیعیان خواند و تأکید کرد: باطن قیام عاشورا این بود که خداوند این ۷۲ شهید و خانوادههای بزرگوارشان را الگو و سمبل جهاد، ایثار، شهادت، صبر و تحمل قرار داد تا ظالمان و فاسدان نتوانند تا قیام قیامت روی آرامش و آسایش را ببینند.
آیتالله هاشمی رفسنجانی فلسفه شهادت امام حسین و اهل بیت گرامیش را بیداری و قیام ملتهای تحت ستم علیه ظلم و جور دانست و تصریح کرد: اثر قیام کربلا از همان عصر روز عاشورا با شورش در میان لشکر ابن سعد توسط زنانشان شروع شد، در کوفه ادامه یافت و امروزه بیداری ملتهای مسلمان در برابر ظلم و جور حکام ستمگر نشانه زنده و اثربخش بودن واقعه کربلا شده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: امروزه امام حسین(ع) و قیام عاشورا الگوهای ملتهای تحت ستم قرار گرفته است و ثمره خون شهدای کربلا تنها با برافتادن ظالمان و ستمگران تاریخ به دست خواهد آمد.
رئیس مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنانش با تشکر از مسئولان حزب اسلامی کار بهخاطر تشکیل کانون بازنشستگان فرهنگی و هنری، این امر را کار خداپسندانهای در جهت استفاده از دانش و تجربه بازنشستگان و ایجاد روحیه و نشاط در میان آنان خواند و گفت: بازنشستگان و بخصوص فرهنگیان حق بزرگی بر گردن جامعه و همه ما دارند و مدیران، فعالان، گردانندگان امروز جامعه حاصل دسترنج فرهنگیان گذشته و بازنشستگان هستند.
آیتالله هاشمیرفسنجانی با اشاره به نقش اساسی معلمان و فرهنگیان در انقلاب اسلامی و پس از آن تأکید کرد: این قشر همواره سالمترین و فعالترین اقشار جامعه بودهاند و امیدواریم جامعه و مسئولان بتوانند بهدرستی حق آنان را ادا کنند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: بازنشستگان میتوانند با تجربه و دانش فرهنگی، هنری، ادبی و فنی که دارند جوانان و مدیران جوان کشور را در رسیدن به اهداف والای انقلاب و نظام اسلامی یاری کنند.
در ابتدای این جلسه خانم مهرانگیز جعفری مسئول سازمان بازنشستگان فرهنگی هنری حزب اسلامی کار با اشاره به فعالیتها و برنامههای این سازمان، بازنشستگان را سرمایههای جامعه و خانوادههایشان خواند و گفت: امیدواریم بتوانیم با همکاری خود اعضا و مسئولان فعالیتهای سازمان را به سایر نقاط کشور نیز گسترش دهیم.
ندای سبز آزادی: خانواده و آشنایان محمد نوری زاد در نامهای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سابقه آشنایی لاریجانی با محمد نوریزاد نوشتند: اگر برادر شریف شما ؛ عزیز دربند ما – محمد نوری زاد – را نمی شناسد؛ شما حتما او را و قلمش را و تعهدش را به خوبی می شناسید … کاش آن روزی که برادر ارجمندتان انتقاد نوری زاد را بر خود برنتافت و وی را دستگیر کرد؛ پیامی می فرستادید که فلانی زبانش تند است اما قلبش خیر و تعهدش همیشگی ست.
آنها در جای دیگری از نامه خود به رئیس مجلس، تاکید کردند: ما از شما نه سفارش شخصی؛ نه دست خط فرمایشی طلب داشتیم. ما از مقام عالی؛ تدبیر مدبرانه و در شان انتظار داشتیم که پیشه ی مردان بزرگ تاریخ بوده و هست. که با تدبیری سترگ راه بر خطای نادانان ببندد. تا امروز که خبرها ممکن است به سلایقی به مقامات عدالت نرسد؛ فریاد خطای “مزدور اجنبی ” نا قاضی ای؛ برسر جهادگری شریف بلندی نگیرد.
خانواده و آشنایان نوریزاد همچنین درباره جان این زندانی سیاسی به وی هشدار دادند و نوشتند: شما را از تاریخ نمی ترسانیم. شما را از ارزانی هدر رفتن خون پرارزش کسانی بیم می دهیم که بی هیچ چشمداشتی سالها برای این مملکت تلاش کرده اند.
متن این نامه به نقل از وبسایت نوریزاد بدین شرح است:
با سلام
ریاست محترم مجلس جمهوری اسلامی!
آقای لاریجانی
چه دریغ است شرایطی که ما نمی توانیم از حقوق عالیه ی مردم با شما بگوییم و سر صحبت از بوستان توسعه و آبادی باز کنیم. و چه افسوس که وقت مبارک نمایندگی مردم را باید اینچنین برای گرفتن ابتدایی ترین حقوق بشری و نه شهروندی تضییع کرد!
آقای لاریجانی!
اگر برادر شریف شما ؛ عزیز دربند ما – محمد نوری زاد – را نمی شناسد؛ شما حتما او را و قلمش را و تعهدش را به خوبی می شناسید. آن هم نه زمانی که بحث از فتنه بود و نه خون به هدر رفته ی جوانان و قدرت سیاست ریاست جمهوری مملکتمان. شما به خوبی این جهادگر منتقد را در دوره ی ریاست صدا و سیما می شناختید و لاجرم قلم تیز و انتقاد تند وی شما را نیز نواخته است و کاش آن روزی که برادر ارجمندتان انتقاد نوری زاد را بر خود برنتافت و وی را دستگیر کرد؛ پیامی می فرستادید که فلانی زبانش تند است اما قلبش خیر و تعهدش همیشگی ست.
آقای رئیس نمایندگان مردمی!
ما از شما نه سفارش شخصی؛ نه دست خط فرمایشی طلب داشتیم. ما از مقام عالی؛ تدبیر مدبرانه و در شان انتظار داشتیم که پیشه ی مردان بزرگ تاریخ بوده و هست. که با تدبیری سترگ راه بر خطای نادانان ببندد. تا امروز که خبرها ممکن است به سلایقی به مقامات عدالت نرسد؛ فریاد خطای “مزدور اجنبی ” نا قاضی ای؛ برسر جهادگری شریف بلندی نگیرد. و چه ارزان دوستان زحمتکش را به دامان سخیف دشمنان پرتاب می کنند این روزها.
آقای حقوق مردمی!
ما عزیزمان را مدتهاست که ندیده ایم. مدتهاست که صدایش را نشنیده ایم و ملالی نیست. ما از دیر باز بهای این انقلاب را پرداخته و خود شاهد بوده اید که نه میز خواسته و نه میز بان! تنها حقوق بشری؛ مسلک علوی می جوییم و شما شاهد که؛ نمی یابیم. چه سنگینی ای دارد به دیدار سربازان حقیقی دیروز رفتن و به وظیفه ی شریف نمایندگی آنان حتی نیز ؛ تن دادن؟ مگر شما نماینده ی همه ی ما نیستید؟ شما که سیمای این راوی روایت فتح و صدای این مرد را بارها شنیده اید. و هرکس نداند می دانید که وی سالها در محرومترین مناطق دست در خاک سازندگی بود که چه ؟ که مزدوری اجانب کند؟ نه برادر! این روزها مزدوری تصویری ارزانتر دارد. ارزانتر از اعتصاب بی آب و غذایی که این جهادگر در آغاز شصت سالگی و محرم برخود خریده است تا مگر صدایی به گوش شنوایی برسد.
آقای رئیس مقننه!
در تاریخ تدبیر مدبرانه و منش آینده بینانه کسانی با افتخار ثبت خواهد شد که برخود زحمت شنیدن صدای مظلوم را داده و وقت را بر روال جلسات تکراری؛ تنگ و خود را؛ به داخل آنچه هرگز سرتیتر جلسه ای نمی شود؛ انداخته اند. شما را از تاریخ نمی ترسانیم. شما را از ارزانی هدر رفتن خون پرارزش کسانی بیم می دهیم که بی هیچ چشمداشتی سالها برای این مملکت تلاش کرده اند.
آقای لاریجانی!
شما به راحتی می خوابید و می آشامید و راه می روید و در کنار خانواده به امید خدا سالها روز به شب می رسانید ولی منکر نشوید که این آرامش تنها به خاطر نگفتنهایی ست که در سینه دارید وگرنه چه کسی است که انتقاد شخص شما را به روند جاری نداند و خبری از آن گاه به گاه نخواند. ولی نوری زاد؛ سالهاست که لذت خانه و کاشانه را به گفتن و نوشتن و بیان آنچه در ذهن خود حقیقت می داند؛ ترک کرده است.و حالا پایان ماجرای اوست. یک نفر فقط چهار روز بدون آب و غذا زنده می ماند.
خاطر شریف را مکدر نکنیم اما این بار تمام خانواده و آشنایان وی نیز دست از خوردن و آشامیدن شسته اند.ظهر عاشورا؛ برای وی و برای ما آغازی ست به مقتدای آن روز . و قضاوت را به خود شما خواهیم سپرد که چه کسی آب را بر ما بست؟؟؟
لبتان سیراب؛ عمرتان پربقا
خانواده و تمامی آشنایان محمد نوری زاد
چه دلخوش می شویم از دریافت پاسخی هرچند کوتاه و چه کنیم که اگر لایق ندانید این مکاتبه و این مخاطب بودن را؛ انتشار تنها تقلا ی ماست برای رسیدن صدا به گوشی شنوا.
ندای سبز آزادی: اعظم طالقانی، فعال جنبش زنان، نماینده سابق مجلس و فرزند آیتالله طالقانی، در یادداشتی به مسائل خانوادههای زندانیان سیاسی و زندانیان پرداخته است. موضوعی که به عقیده وی همواره یکی از دغدغههای اصلی فعالان سیاسی و اجتماعی بوده است.
به گزارش کلمه، دختر آیتالله طالقانی در این یادداشت، انگیزه خود از نگارش آن را “تجربه حضور در زندانهای رژیم گذشته و تجربه مشاهدات وقایع زندان و لحظاتی که به کندی و در اضطراب میگذرد” عنوان کرده و نیز گفته است: بسیاری از افراد گمنام در بین زندانیان وجود دارند که سالهای متمادی از زندگی خود را به علت دگراندیشی و اختلاف عقیده با حاکمیت، پشت میلههای زندان سپری میکنند، بیآنکه فرد یا گروهی برای نجات یا رهایی آنان اقدامی انجام دهد.
او همچنین از دکتر ابراهیم یزدی، مسنترین زندانی کشور، سخن میگوید و اینکه پدرش همیشه از این مرد بزرگ به نیکی یاد میکرده است. اعظم طالقانی، ابراهیم یزدی را مشاوری صادق، امین و مسلط برای امام و دارای دغدغه توأمان دین و کشور توصیف کرده و پرسیده است: آیا اینکه فردی مانند ابراهیم یزدی با آن دانش سیاسی و اجتماعی در عرصه داخلی و بین المللی، با آن دیدگاههای تحلیلگرانه و توانمندیهای علمی و مسلط و معتقد بر امور کشور در زندان باشد، افتخار است؟
وی همچنین نسبت به فعالیت جریانی مخرب و مشکوک در حاکمیت فعلی هشدار داده و نوشته است: متاسفانه حاکمیت در طول این سالها نه تنها ظرفیت اندیشمندان و نخبگان ممتاز ما را نشناخته است، بلکه با عملکرد خود در صدد تخریب چهرههای آنان برآمده است. جریانات مشکوکی هستند که ناجوانمردانه قلب انقلاب را نشانه گرفتهاند، و عزیزان و دلسوزان ما را متهم به وابستگی به آمریکا و انگلیس میکنند. باید فقط دشمن انقلاب بود تا دست به چنین رفتاری نسبت به نخبگان کشور زد.
متن کامل یادداشت اعظم طالقانی به این شرح است:
مسائل مربوط به زندانها و مشکلات زندانیان سیاسی، از ابتدای انقلاب یکی از دغدغههای اصلی فعالان سیاسی و اجتماعی و خانوادههای زندانیان بوده است. بسیاری از افراد گمنام در بین زندانیان وجود دارند که سالهای متمادی از زندگی خود را به علت دگراندیشی و اختلاف عقیده با حاکمیت، پشت میلههای زندان سپری میکنند، بیآنکه فرد یا گروهی برای نجات یا رهایی آنان اقدامی انجام دهد. تجربه حضور در زندانهای رژیم گذشته و تجربه مشاهدات وقایع زندان و لحظاتی که به کندی و در اضطراب میگذرد، من را بر آن داشت تا نسبت به آنچه امروز بر زندانیان سیاسی میگذرد، احساس مسئولیت کنم.
سخن من امروز این است که چرا عدهای زن و مرد روشنفکر و دگراندیش، استاد و دانشجو و تحلیلگر، فقط به دلیل حضور در یک تجمع یا فعالیت اجتماعی یا سیاسی یا نقد حاکمیت به زندان انداخته میشوند؟ بیآنکه در نظر گرفته شود اینان که امروز گرفتار بندهای سخت و سلولهای انفرادی شدهاند، از نخبگان و آیندهسازان این مملکت هستند. نگاه مادران و پدران دلسوخته و همسران و فرزندان این زندانیان، تا کی بر در و دیوار سرد این زندانها مات و مبهوت بماند تا خبری از عزیزانشان از آنسوی دیوارها به آنها برسد؟
اما شدت گرفتن این مساله بعد از انتخابات سال ۸۸ باعث افزایش نگرانیها شده است. کسانی که دست به این رفتارها میزنند یا چنین فشاری بر زندانیان و خانواده آنان وارد میکنند، باید بگویند که آیا منطق یا تحلیلی که بر مبنای آن این اقدامات را انجام میدهند، انحرافی در زیر سایه اعتقاد و دین نیست؟
امروز فردی در زندان است که مسنترین بازداشتی امروز کشور محسوب میشود. بیماری و کهولت سن، از او چهره مظلوم یک قهرمان را ساخته است. دکتر ابراهیم یزدی تمام دوران زندگی خود را صرف اعتلای نام ایران و دین اسلام کرده است. آنها حتی حرمت موی سپید او را نگه نداشتهاند و با بدترین الفاظ و رفتار وی را خطاب قرار دادهاند. زمانی که با پدرم درباره دکتر یزدی گفتوگو میکردم، او میگفت: یزدی پناهگاه و مأمن جوانان مبارز ما در اروپا و آمریکا است؛ همچنان که بسیاری از یاران انقلاب و دوستان پدر در سرتاسر کشور، یاور جوانان در مبارزات علیه ستمگران بودند. یزدی طی ۱۷ سالی که در خارج از کشور بود، هدایتگر نسل جوانی شد که برای مبارزه در غربت حضور داشتند. در زمانی که امام در پاریس حضور داشت، خانواده ایشان زحمات بسیاری را برای کمک به امام و یاران انقلاب متحمل شدند. خود ایشان هم مشاوری صادق، امین و مسلط برای امام بودند، چون یزدی هم دغدغه دین داشت و هم دغدغه کشور. طالقانی دکتر یزدی را از ستونهای انقلاب میدانست و از این رو به وی ابراز علاقه میکرد.
امروز برخی افراد در پیکر حاکمیت به ظاهر می خواهند گفتمان یک جریان سیاسی و مذهبی را داشته باشند، اما رفتار و حرکات آنان عمق مصالح دین و منافع کشور را هدف قرار داده است. گویی همین افراد در صدد آن هستند که به هر نحو شده از امثال دکتریزدیها و یاران انقلاب سختترین انتقامها را بگیرند.
در مقابل افرادی به جای ایجاد وحدت و آرام کردن فضا، از تریبونهای رسمی، فرزندان انقلاب را دزد و خائن مینامند و حتی مرخصی دادن به آنها را مرخصی دادن به یک سارق میپندارند! آیا با چنین نگاهی میتوان چرخهای انقلاب را به حرکت درآورد؟
آیا اینکه فردی مانند ابراهیم یزدی با آن دانش سیاسی و اجتماعی در عرصه داخلی و بین المللی، با آن دیدگاههای تحلیلگرانه و توانمندیهای علمی و مسلط و معتقد بر امور کشور در زندان باشد، افتخار است؟ متاسفانه حاکمیت در طول این سالها نه تنها ظرفیت اندیشمندان و نخبگان ممتاز ما را نشناخته است، بلکه با عملکرد خود در صدد تخریب چهرههای آنان برآمده است. جریانات مشکوکی هستند که ناجوانمردانه قلب انقلاب را نشانه گرفتهاند، و عزیزان و دلسوزان ما را متهم به وابستگی به آمریکا و انگلیس میکنند. باید فقط دشمن انقلاب بود تا دست به چنین رفتاری نسبت به نخبگان کشور زد. اگر حاکمیت با هشیاری برخورد نکند، این جریان که هرگز خدمتگزار انقلاب و کشور نیست، ضربه خود را خواهد زد و آنگاه روزهای سختی در انتظار مردم و مسئولان خواهد بود. به راستی، چه کسی باور میکند اینان دوستداران انقلاب هستند؟
در تاریخ اسلام چنین نمونههایی وجود نداشته است. امروز رفتاری که حتی با دشمنان اسلام هم نمیشد، از برخی افراد دیده میشود. مدعیان دین بدانند که پاسخ و ندای حق نزدیک است.
اعظم طالقانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر