خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، احمد قابل، نویسنده و پژوهشگر دینی با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب مشهد به بیست ماه حبس محکوم شده است.
به گزارش جرس، وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبری»، به بیست ماه زندان، سه سال ممنوع الخروج از محل زندگی، سه سال ممنوعالمصاحبه و سخنرانی و همچنین بهدلیل داشتن گیرنده ماهواره، به جریمه نقدی و مصادره کامپیوتر شخصی محکوم شد.
گفتنی است پس از اعلام احمد قابل از عدم حضور در دادگاه که چندی پیش صورت گرفته بود، جلسه آخر دادگاه این پژوهشگر زندانی، بدون حضور وی برگزار شده است.
احمد قابل آذرماه سال ۸۸، در حالی که در راه عزیمت به شهر قم برای شرکت در مراسم آیتاله منتظری بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و خرداد ماه ۸۹ پس از تحمل نزدیک به ۱۷۰ روز زندان، با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی و با حکم قاضی کاووسی آزاد شده بود.
بیشتر بخوانید:
«گفتنیها را گفتهام، دیگربه دادگاه نخواهم آمد»
مهشب تاجیک/ رادیو کوچه
از چهره طبیعت افسونکار
بر بستهام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تبآلودم
این جلوههای حسرت و ماتم را
پاییز ای مسافر خاک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگهای مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری
جز غم چه میدهد به دل شاعر
سنگین غروب تیره و خاموشت؟
سینمای ایران همیشه هر چی که بوده یا در هر کجا در اوج و فرود، همیشه مادرانی شیرین و مادر داشته است. مادرانی که هر وقت فرزند خود را در فیلمها در آغوش میگرفتند ما هم گرمای آغوش مادرانهی آنها را حس میکردیم.
از سال 1316 تا سال 1326 هیچ فیلمی در سینمای ایران ساخته نشد و این هم به دلیل عقب ماندگی تکنیکی، رقابت نابرابر با فیلمهای خارجی و حمایت نکردن دولت بود که سبب فروپاشی سینمای ایران نیز شد و نیز وقوع جنگ جهانی دوم نیز باعث شد که تا سال 1326 در ایران هیچ فیلمی جلوی دوربین نرود. هنرپیشه برجستهی قدیمی، «ایران دفتری» که یکی از چهرههای شایستهی هنری ایران است و به یکی از مادران سینمای ایران شهرت دارد، به سال 1291 خورشیدی در شهر زیبای رشت زایش یافت. در نوجوانی با «ضیا دفتری» پیمان زناشویی بست و 3 سال بعد با رضایت همسرش، با شرکت در نمایشنامهی «رستاخیز» میرزاده عشقی، کار هنری خود را آغاز کرد. او در این نمایشنامه که تماشاگران آن زن بودند با مهارت زیادی ایفای نقش کرد، و سپس در پی آن در نمایشنامهی «خسرو و شیرین» که باز مخصوص تماشاگران زن بود با ایفای نقش و خواندن آواز، استعداد وافر خود را به تماشاچیان نشان داد. سپس به تهران آمد و به دلیل عشق به کار تاتر به یاری یکی از آشنایان به هنر او، به یک گروه هنری پیوست و توانست در کنار هنرپیشگان معروف آن زمان به روی صحنه برود. او در این زمان در چندین نمایشنامهی پربیننده، همانند «آرشین ملالان»، «خاقان میرقصد»، «ایدهآل» و «بلبل سرگشته» شرکت موفقیتآمیزی داشت. سپس در سال 1313 که «عبدالحسین سپنتا» فعالیتهای سینمایی خود را در هندوستان آغاز کرد با او همراه شد و نقش ندیمهی شیرین را در فیلم «شیرین و فرهاد» با زبردستی بازی کرد و به جای هنرپیشه اول زن فیلم نیز آواز خواند.

ایران دفتری از آن پس با بازی در 23 فیلم سینمایی و هفت نمایشنامه خود را به شهرت رسانید. او به جز فیلمهای یاد شده در فیلمهای «شکار خانگی»، «پریچهر»، «خوابهای طلایی»، «یک نگاه»، «برای تو»، «مردی که رنج میبرد»، «عروس کدومه»، «عروس دریا»، «خداحافظ تهران»، «ببر مازندران»، نیز بازی کرد و یکی از ماندگارترین نقشهایش نقش مادر مهربان و نگران فیلم «قیصر» بود.
ایران دفتری به تشویق همسرش «ضیا دفتری» بدون حجاب روی صحنه رفته بود. او شاگرد اولین دورهی هنرستان هنرپیشگی بود که با عزمی راسخ و قلبی پر از امید مقاومت کرد تا دوران شکوفایی تاتر آغاز شد و تماشاخانهی تهران و تاتر فرهنگ، فردوسی، سعدی و دیگر تاترها، صحنهی هنرنمایی زنان هنرمند شدند.
ایران دفتری از نحوهی ورودش به گروه فیلم شیرین و فرهاد را چنین میگوید:
«من از طریق آقای «کرمانشاهی» با «سپنتا» آشنا شدم آن روزها «فخرالزمان جباروزیری» به تازگی از فرنگ برگشته بود و در مدرسهی آرتیستی «آوانس اوگانیانس» مشغول کار بود. ابتدا قرار بود فیلم شیرین و فرهاد توسط یک کارگردان هندی که به «مستر هومی» مشهور بود، ساخته شود. سرپرست استودیو امپریال فیلم نیز یک ایرانی به نام «اردشیر ایرانی» بود، ولی جالب اینکه وی که تابعیت ایرانی داشت، هرگز ایران را ندیده بود. در آن زمان برای ساختن فیلم، اجازهی خروج از کشور به کسی داده نمیشد و تنها به دلیل ساختن فیلم فردوسی توسط سپنتا بود که به اعضای گروه اجازه داده شد برای فیلمبرداری عازم هند شوند. البته مرحوم «نصرتاله محتشم» که از بازیگران سرشناس تاتر آن دوره و کارمند دولت بود، با تلاش فراوان موفق شد برای اعضای گروه ویزا بگیرد.
بلافاصله من و آقای سپنتا که همسر و مادرش را نیز به همراه داشت و همچنین آقای نوریانی آهنگساز این فیلم، از طریق اصفهان و شیراز، راهی بمبئی شدیم و در روزهای سال 1314 شمسی، کار فیلمبرداری را در دکورهای استودیو امپریال فیلم آغاز کردیم. پس از نوشتن فیلمنامه بود که تازه مشخص شد بازیگران چه نقشی را بازی کنند، در آنجا مشخص شد که فخرالزمان جبار وزیری در نقش شیرین و سپنتا نقش فرهاد را بازی میکند. من در نقش ندیمه و «روحانگیز سامینژاد» در نقش شکر انتخاب شدیم.»
او درباره خود و سرنوشت هنرپیشگیاش نیز تعاریفی دارد: «در سال 1304 خورشیدی در رشت با ضیا دفتری که تحصیلات خود را در مسکو تمام کرده بود، ازدواج کردم. سه سال بعد درحالی که تنها شانزده سال داشتم از طریق «خانمساری امانی» که یکی از آشنایان همسرم بود، وارد عالم هنر شدم. وی قصد داشت نمایشنامهی رستاخیز از آثار میرزاده عشقی، که در یک پرده نوشته شده بود را به روی صحنه ببرد. خانم امانی از من خواست در این نمایشنامه که خانمها تماشاگران آن بودند، با او همکاری کنم. آن زمان چون نمایش مخصوص خانمها بود، زنها در نقش مردها نیز بازی میکردند. پس از آن نمایشنامهی خسرو و شیرین را نیز به کارگردانی خانم امانی به روی صحنه بردیم که آن هم مخصوص خانمها بود. من برای نخستین بار در تاتر، هر دو نقش خسرو و شیرین را خودم بازی کردم. در آن نمایش من باید آواز میخواندم. در یک پرده، نقش خسرو را بازی میکردم و بلافاصله پرده پایین میآمد و من لباس شیرین را به تن میکردم و کار را ادامه میدادم. بازی در این نمایشنامه باعث شد که به ادامهی کار در تاتر علاقهمند شوم و به همین دلیل در سال 1308 به تهران آمدم و از طریق مرحوم «میرسیفالدین کرمانشاهی» که از کارهای تاتری من در رشت آگاه شده بود، به فعالیتهایم ادامه دادم، در آن دوره با «نیکتاج صبری»، «صادق بهرامی»، «قدس ایران» و «شمسی مینایی» همبازی بودم. و البته سختیهای بسیاری را پشت سر گذاشتم.»
این زنان بزرگ بسیاریشان امروز نیستند تا حرفهای را که برای ما در گفتن ساده است و برای آنها با عملی با خونجگر برابر بوده است، نتیجهاش را ببینند. حیف. ولی با احترامشان از جایمان بلند میشویم و سر خم میکنیم در برابر این بزرگ بانوان شجاع، جسور و مادر. ایران دفتری در آذر ماه 1374 با زندگی وداع گفت.
آرین/ دفتر کابل/ رادیو کوچه
در روزهای اخیر تنش میان دادستانی کل و کمیسیونهای برگزاری انتخابات افغانستان به اوج خود رسیده است.
دادستانی کل میگوید در انتخابات مجلس نمایندگان این کشور تقلب گسترده صورت گرفته و باید دادگاه نتیجه انتخابات را لغو اعلام کند.
«رحمتاله نظری» معاون دادستان کل افغانستان گفت آنان پس از بررسی شکایات و اسنادی مبنی بر تقلب که از سوی نامزدان به آنان سپرده شود بود، تصمیم به لغو انتخابات گرفتهاند.
وی میگوید از دادگاه خواستهاند پس از لغو نتیجه نهایی انتخابات مجلس نمایندگان، کمیسیون بیطرفی ایجاد شده و آرای انتخابات را بازشماری کند.
به گفته وی در تحقیقات آنان مشخص شده که آرای انتخابات مجلس نمایندگان در کمیسیونهای انتخابات دستکاری شده است.

آقای نظری افزود به همین دلیل آنان برای 14 تن از کارمندان بلند پایهی کمیسیون انتخابات و کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخابات در خواست 5 تا 8 سال زندان را نیز کردهاند.
اما کمیسیونهای برگزاری انتخابات افغانستان این درخواست دادگاه را مداخله غیرقانونی در امور انتخابات میخوانند.
در قانون انتخابات افغانستان آمده است که پس از برگزاری انتخابات کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی مسوولیت دارد به تمام اعتراضات و شکایات در مورد تقلب رسیدگی کنند.
همچنان در قانون گفته شده که پس از ختم بررسیهای کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی، کمیسیون مستقل برگزاری انتخابات میتواند نتیجه نهایی انتخابات را اعلام کند.
«فضل احمد معنوی» رییس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان میگوید آنان مطابق به قانون انتخابات عمل کرده و دادگاه صلاحیت ندارد در امور انتخابات مداخله کند.
آقای معنوی گفت کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخابات در مورد تمام شکایات جدی که میتوانست بر نتیجه انتخابات تاثیرگذار باشد رسیدگی کرده و گزارش نهاییاش را به آنان فرستاده است.
وی افزود بر اساس قانون انتخابات پس از اعلام نتیجه نهایی از سوی کمیسیون مستقل انتخابات دیگر هیچ نهاد به شمول دادستانی حق لغو و باطل کردن انتخابات را ندارد.
آقای معنوی گفت لغو و یا باطلکردن انتخابات سبب بروز بحرانی خواهد شد که جلوگیری از آن کار آسانی نخواهد بود.
وی افزود در شرایط کنونی افغانستان، انتخابات مجلس نمایندگان بهترین و معیاریترین انتخابات در سالهای اخیر پنداشته میشود.
کمیسیون رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی افغانستان که مسوولیت رسیدگی به شکایات و اعتراضات را دارد نیز اقدام اخیر دادستانی را خلاف قانون و سیاسی میخواند.
کمیسیون شکایات انتخاباتی پنج عضو رهبری دارد که سه تنشان افغانها و دو تن دیگر آنان از سوی سازمان ملل متحد معرفی شدهاند که یک تنشان شهروند عراق و یک تن دیگر آنان شهروند آفریقای جنوبی است.
این پنج عضو کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی نیز در یک نشست خبری مشترک حاضر شده و تاکید کردند که دادستانی و هیچ نهاد دیگر صلاحیت باطل کردن انتخابات را ندارد.
«احمدضیا رفعت» عضو و سخنگوی این کمیسیون میگوید اقدام دادستانی هدف سیاسی دارد.

هرچند مسوولان در کمیسیونهای انتخابات در مورد اهداف سیاسی که دادستانی را واداشته تا در کار انتخابات مداخله کند به گونه مستقیم چیزی نمیگویند، اما برخی از تحلیلگران میگویند در پشت این سناریو، رییس جمهوری کرزی قرار دارد.
تحلیلگران میگویند به دلیل این که در مجلس نمایندگان طرفداران رییس جمهوری کمتر برنده شده است، وی تلاش دارد تا به کمک دادستانی نتیجه انتخابات را لغو کرده و در بازشماری به نحوی بتواند طرفدارانش را به مجلس کامیاب کند.
اما «وحید عمر» سخنگوی رییس جمهوری افغانستان میگوید آقای کرزی هیچ دخالت در کار انتخابات نمیکند و تنش میان دادستانی و کمیسیون انتخابات نیز یک تعامل دموکراتیک میان دو نهاد است.
وی افزود رییس جمهوری از مجلس نمایندگانی که به رای واقعی مردم انتخابات شده باشد حمایت میکند.
تاکنون رییس جمهوری کرزی از نتیجه انتخابات مجلس نمایندگان که از سوی کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی تایید و از سوی کمیسیون انتخابات اعلام شده است، محتاطانه استقبال کرده است.
این در حالیست که سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سفارت آمریکا، کانادا و شماری دیگر از کشورها انتخابات افغانستان را شفاف خوانده و از آن استقبال کرده است.
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، دو وکیل زندانی، مریم کیانارثی و سارا صباغیان با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شدهاند.
آنها در ۲۲ آبان هنگام مراجعت از ترکیه به ایران در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شده بودند.
سارا صباغیان از اعضای کمیته پشتیبان حقوق زنان و کودکان کانون وکلای دادگستری است، که روز ۱۷ تیر ماه توسط مامورانی که قصد بازداشت محمدعلی دادخواه را داشتند، به همراه چند وکیل دیگر همراه دادخواه بازداشت شد. صباغیان یکی از وکلای بلاگر زندانی، حسین رونقی (بابک خرمدین) است.
مریم کیانارثی نیز وکیل کبری نجار، زنی که چندی پیش به سنگسار محکوم شده بود.
این دو وکیل به همراه مریم کرباسی و دو تن دیگر بازداشت شده بودند.
بیشتر بخوانید:
«بازداشت سه وکیل دادگستری در فرودگاه امام خمینی»
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، کوهیار گودرزی دانشجوی ستارهدار و فعال حقوق بشری که پیش از این در زندان رجاییشهر بهسر میبرده، از این زندان آزاد شده است.
این فعال و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر که در زمان محبوس بودنش درخواست تشکیل یک کمیته حقیقتیاب مستقل ملی، به منظور کشف حقایق مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و حوادث پس از آن بود از زندان اوین به زندان رجاییشهر منتقل شده بود.
لازم به ذکر است «باشگاه ملی مطبوعات» که مقر آن در واشینگتن است، جایزه سالیانه «آزادی مطبوعات» خود را به این فعال حقوق بشر و دانشجوی ستارهدار اعطا کرده بود.
کوهیار گودرزی به محاربه، تبلیغ علیه نظام و حضور در تجمع های غیرقانونی متهم شد. این در حالی است که کوهیار گودرزی هیچگاه این اتهامات را نپذیرفته است.
کوهیار گودرزی، روز ۲۹ آذر سال ۱۳۸۸ هنگامی که عازم قم برای شرکت در مراسم بزرگداشت آیتاله منتظری بود، به همراه شیوا نظر آهاری، عضو دیگر کمیته گزارشگران حقوق بشر، بازداشت شد.
بیشتر بخوانید:
«کوهیار گودرزی در بند سه زندان رجایی شهر»
یسنا یاوری/ رادیو کوچه
هنوز خیابونا به حدی شلوغ نشده که نشه تردد کرد. تازه دارن چادرا و داربستای عزاداری رو توی خیابونا علم میکنن. همه جوونن و اکثرن لباس مشکی پوشیدن.
ساعت یازده نیمه شبه. محلههای جنوب شهر دستههای عزاداری بیشترن. از سمت خیابون سپه که وارد سلسبیل میشی ناگهان ترافیک شروع میشه. میشه حدس زد برای چیه. دوستم پشت فرمونه. بهش میگم صدای ضبطش و کم کنه درست نیست. اصلن توجهی بهم نمیکنه و با محسن نامجو همکلام میشه که: « بگو بگو، که چکارت کنم؟ بگو…»
صدای ضبط و کم میکنم. نگاهی بهم میکنه، صدای خوندنش کم میشه و روشو میکنه سمت شیشه و شیشه رو میده پایین. داد میزنه: « آقا خیلی طول میکشه این داربست و ببرین کنار… ملت عجله دارن»
میگم: «بابا این محله همینه، صبر کن ما که عجله نداریم. میخوایم دور بزنیم تو خیابونا دیگه … چه کاریه اعصابمونو خورد کنیم.»
شیشیه رو میده بالا و میگه: «همش تقصیر توئه.. اینجام محله است رفتی خونه خریدی؟» میخندم و هیچی نمیگم.
راه برگشت هم نداریم. پشت سرمون کلی ماشین ایستاده که اونام بیچارهها ماشین و خاموش کردن و یا توی ماشیناشون نشستن یا پیاده شدن و دارن کمک میکنن که زورتر از این مخمصه خلاص شیم.
میانگین سنی کسایی که دارن داربست و جفت و جور میکنن به بیست و پنج سال هم نمیرسه. هیکلای نهیفی دارن و حسابی جو گیر شدن و انگار که بالا بردن داربست شبیه اجرای مسابقات المپیک در حضور هزاران نفره براشون. داد میزنن و هرکسی سعی میکنه بگه من فرد شماره یک این دار و دستهام و به من توجه کنین.
زمان طولانی شده. دوستم با عصبانیت در ماشین و باز میکنه و پیاده میشه و چیزی نمیگذره که عصبانیتر بر میگرده و میگه: «بابا اینا همه مستن، شانس بیاریم تا نیم ساعت دیگه بتونیم از اینجا فرار کنیم و گرنه اصلن حالی شون نیست. گرم گرمن.»
هنوز توی ماشین نشسته و حرفش تموم نشده که یکی از میلههای کلفت داربستی که دو نفر از دوطرف خیابون سعی داشتن ببرنش بالا میفته روی سقف یه ماشین پژو 206 و صداش کل خیابونو برمیداره.
راستشو بگم حسابی ترسیدم. حسابی. وقتی دوستم گفت همشون مستن و ساعت هم یازده و نیم شب باشه ترس هم داره. شیشه خودم رو هم میدم بالا که صدای فحشا و دعواها نیاد توی ماشین. دوستم پیاده میشه. دختره ولی از اون چشم سفیدایی که نمیشه روی رفتارش حساب کرد. حس عقل کل بودن بهم دست میده و برای برگردوندن دوستم هم که شده از ماشین پیاده میشم.

نیازی نیست دعواهای خیابونی رو براتون شرح بدم. همه به هم فحش میدن. هیچکس نمیدونه کی به کیه. راننده ماشین 206 یه مرد مسن که خشم و عصبانیت توی صداش موج میزنه. زن و بچش توی ماشین نشستن و دخترش داره آروم گریه میکنه و مادرشو بغل کرده. ترس توی چشمای طفل معصوم موج میزنه. پدرش به زمین و زمان فحش میده. به عزادارا به امام حسین به خدا و …
نگاهی به ماشینش میکنم و میبینم حق داره. شیشه جلو و عقب کاملن له شده شیشه جلو ریخته پایین ولی شیشه عقب هنوز سر جاشه اما له شده.
بچه بیچاره چشماشو بسته و مادرشو بغل کرده و گریه میکنه. زن هم آروم اشک میریزه و حتا پیاده هم نمیشه. میرم جلو و بهش میگم: «خانم شیشه عقب هم ممکنه بریزه داخل ماشین بیاین پایین.»
- « هوا سرده میترسم بچم سرما بخوره»
- « سرما نمیخوره. من الان براش یه سوییشرت میآرم»
میرم و از صندوق عقب ماشین سوییشرت خودم و میآرم و میدم به مادره. بچه انگار آروم شده باشه، حرف مادرش و گوش میکنه و خودشو میپیچه توی لباس گرم و پیاده میشه. پدرش هنوز نمیدونه باید چکار کنه. سر و کله آژیر پلیس هم پیدا میشه. تعداد قهرمانای المپیکی که تا ده دقیقه قبل به پونزده، شونزده نفر میرسید الان رسیده به چهار، پنج نفر. همه فرار کردن و فکر کنم مثلن عقلاشون موندن.
بچه ماشین پلیسو که میبینه دوباره خودش و مچاله میکنه توی آغوش مادرش. دوستم جلوی جلوی وایساده و داره به رییس هیت میگه یه جوری حالا این داربست و کنار ببرین بزارین ماشینا رد شن تو رو خدا. بعدشم میفهمه این آدم رییس هیت نیست.
همه درگیر دعوا و فحش دادنن. پلیس از ماشینش که پیاده میشه همه ساکت میشن الا راننده ماشینی که ماشینش خورد و خاکشیر شده.
هنوز توضیحات راننده برای اتفاقی که افتاده شروع نشده که جناب سروان به درجهدار دیگهای که همراش دستور میده هر سه چهار نفر که مستن و ببره توی ماشین و قبلش میخواد از همشون که راه و باز کنن تا ماشینا حرکت کنن و برن. دوستم بیشترین کسیه که خوشحالی میکنه و از جناب سروان تشکر. جناب سروان که فامیلیش و روی لباسش «احمدی» نوشته مدام اظهار تاسف میکنه که هیت عرق خورای امام حسین عزاداریا رو به گند کشیدن.
رییس هیت بنا به گفته آدمایی که اونجا وایسادن و تماشا میکنن هیچ کدوم از این جوونا نیست و رفته امشب بیمارستان برای زایمان دخترش. به بچههای هیتم گفته که داربستارو ببرن بالا و باز بنا به اظهارات مردمی که ایستاده بودن آدم مسن و جا افتادهای هست ولی خیلی هم باجی به این نوچههاش نمیده و این بار چندمیه که توی چند سال اخیر، هر سری به شکلی مردم ناراضین از کارای این هیت. راه باز میشه و با سرعت میآم توی ماشین و حرکت میکنیم. به دوستم میگم: «بسه دیگه خیلی خوش گذشت بریم خونه دیروقته.»
یادم میآد سوییشرتمو از بچهه نگرفتم. به دوستم میگم دور بزنه و برگرده و اونم در جواب میگه اگر سوییشرت که هیچی ماشینو هم جا گذاشته بودیم من دیگه بر نمیگردم توی یه مشت لات عرقخور. خودمم که فکر میکنم میبینم راس میگه. چهره بچهه میآد توی ذهنم که عین بارون بهار اشک میریخت و مادره که خیلی ترسیده بود و پدره که هرچی بگه حق داره و عزاداری به شیوه آدمای مست و …. دیر وقته کاش اصلن از خونه بیرون نیومده بودیم. دوستم میزنه ترک قبلی و نامجو میخونه که: «بگو … بگو. .. که چکارت کنم بگو …»
صندلی و میدم عقب و باهاش همخونی میکنم… .
اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه
یکی از موضوعاتی که پس از انتخابات اخیر و جریانات پیش آمدهی پس از آن، به شدت از سوی اصلاحطلبان مورد انتقاد قرار گرفته است، شبیهسازی جریانات و اعتراضات پیش آمده با اتفاقات صدر اسلام است. ولی در واقع این تکرار همان حکایت قدیمی افتادن خیاط در کوزه است. زیرا که آنها به نوعی خود بنیانگذاران اولیهی این روش بودهاند و اکنون در دامی گرفتار آمدهاند که خود سالها پیش تنیده بودند.
جریان اصلاحطلب و یا چپ فعلی بازماندهی نیروهای مذهبی و ایدئولوژیک اوایل انقلاب هستند که گرایشات سیاسی و اقتصادی خود را از اندیشههای مارکسیست، لنینیستی وام گرفته بودند. روزی که حدود پنجاه سال پیش ایدوئولوگهای این جریان همچون «شریعتی» و «آلاحمد» شروع به شبیهسازی جریاناتی از صدر اسلام همچون عاشورا و قیام و جهاد کردند، شاید هیچگاه گمان نمیکردند، که این روش روزی گریبان پیروان خود آنها را نیز بگیرد. حقیقت این است که این به اصطلاح روشنفکران که از اسلام به عنوان یک ابزار برای تهییج تودهها بهره بردند، خود هیچگونه اعتقادی به اسلام فقاهتی از نوع آخوندیاش نداشتند و فقط درک کرده بودند که این روش میتواند برای به پیروزی رساندن انقلاب موثر باشد.
این نگاه «اینسترومنتالیستی» به مذهب به مذاق روحانیونی چون «روحاله خمینی» هم خوش آمد. به همین سبب است که شما در مبارزات پیش از انقلاب، هیچ مخالفت صریح و آشکاری از سوی آقایخمینی با اندیشههای گروههای چپ مذهبی نمیبینید، چرا که ایشان با زیرکی تمام کارآمدی این روش را دریافته بود. کیست که نداند دوبارهسازی عاشورا و سپردن وظایف زینب و حسین به مردم عادی کوچه خیابان باعث شد، که مردم کف خیابانهای ایران را با دشت کربلا یکی بدانند و آمادهی کشتن و کشتهشدن شوند. پس از آن بود که در آستانه پیروزی انقلاب کمکم «روحاله خمینی» نیز به این شبیهسازی دامن زد و آشکارا پس از جریانات 17 شهریور شاه را با یزید و حکومتاش را با بنیامیه مقایسه کرد. مسلم است که وقتی یک سوی ماجرا یزید و معاویه و شمر و لشکریاناش قرار گیرند، سوی دیگر ماجرا کسی نخواهد بود، به جز حسین مظلوم و یارانش. «مجاهدینخلق» پا را از این هم فراتر گذاشتند و او را «امام» نامیدند و برایش سرودهها خواندند و در فرودگاه «مهرآباد» برایش سرود «خمینیای امام» سردادند.

انقلاب که پیروز شد، مذهبیها که حالا درس خود را خوب فراگرفته بودند، با همین حربه دست به تسویه حساب زدند و شبیهسازیها در شکل جدیدش آغاز شد. «مجاهدین» به سان آنان که در صدر اسلام در برابر پیامبر روش دوگانهای در پیش گرفته بودند، «منافقین» نام گرفتند و بدتر از کفار شدند و مستحق اعدام. کمی پس از آن «ملیمذهبیها» نیز به چوب دیگری رانده شدند. چرا که آنان طرفدار گفتوگو و رابطه با آمریکایی شده بودند، که اکنون شیطان بزرگ لقب گرفته بود. جنگ که شروع شد، دور جدید شبیهسازی آغاز و «صدامحسین» تبدیل شد به «صدامیزیدکافر». چند سالی به خوبی پیشرفت تا اینکه جنگ پایان یافت و کمکم نوبت تقسیم غنایم رسید و دعواها شروع شد. عدهای برای متهم کردن دیگران به ثروتاندوزی و مالپرستی و از میدان به در کردن رقبا آنها را با عثمان خلیفهسوم قیاس کردند. وقتی نوبت دعوا به جناح راست و چپ رسید و جریانات پس از انتخابات پیش آمد، برای حذف کسانی که آنها نیز از یاران قدیمی آقای خمینی بودند و از میراثداران انقلاب، راهی نمانده بود به جز زنده کردن وقایع خلافت علی امام اول شیعیان و تشبیه آقای خمینی با پیامبراسلام و آقای خامنهای با علیابنابیطالب و صد البته مخالفان با طلحه و زبیر و عایشه.
اکنون دوستان برآشفتهاند که چرا چنین میکنید و از مذهب برای پیش برد اهدافتان بهره میبرید. پرسش اینجاست که مگر از ابتدا چنین نبوده است. چپهای دیروز و یا همان اصلاحطلبان امروز در دامی گرفتار آمدهاند که خود بنیادش گذاردهاند و از قدیم گفتهاند که «خود کرده را تدبیر نیست.»
خبر / رادیو کوچه
یک بانک فرانسوی در حالی که قرار بود روز سهشنبه سه کشتی توقیفی ایران در سنگاپور را بهدلیل بدهی به حراج بگذارد، با رایزنیهای مسوولان جمهوری اسلامی، این برنامه را بهطور موقت متوقف کرده است.
به گزارش مهر، محمدحسین داجمر، مدیرعامل کشتیرانی جمهوری اسلامی، در خصوص آخرین رایزنیها برای منتفی شدن حراج سه فروند کشتی توقیفی ایران در سنگاپور اظهار داشت: «ساعاتی پیش رایزنیها با مسوولان بانک فرانسوی برای جلوگیری از حراج کشتیهای توقیفی جمهوری اسلامی ایران در آبهای سنگاپور انجام شد که خوشبختانه نتیجه مثبت بود و حراج این کشتیها فعلن منتفی شد.»
مدیرعامل کشتیرانی جمهوری اسلامی در ادامه افزود: «با رایزنیهای انجام شده، امروز مشکل توقیف این کشتیها حل خواهد شد و این کشتیها تحت پرچم ناوگان جمهوری اسلامی ایران باقی خواهند ماند.»
لازم به اشاره است فرانسویها ظرف روزهای گذشته سه فروند کشتی ایرانی را در آبهای سنگاپور به دلیل آنچه آنها بدهی بانکی و آنچه مسوولان جمهوری اسلامی دلایل سیاسی عنوان کردهاند، توقیف کرده و همچنین حکم حراج آنها را از دادگاهی در سنگاپور دریافت کرده بودند. این حراج قرار بود امروز برگزار شود.
بیشتر بخوانید:
«مزایده سه کشتی ایرانی در سنگاپور»
امیر / عکس / رادیو کوچه
نمایشگاه خودروی مالزی با شرکت بیش از 16 شرکت شرکت تولیدکننده در زمینه خودرو از 3 تا 12 دسامبر 2010 آغاز به کار کرد.

شرکتهای اتومبیلسازی در طول ده روز نمایشگاه «Kuala Lumpur International Motor Show» (KLIMS) 2010 تبلیغات و تخفیفات خود را ارایه کردند.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه و در حالی که مدت زیادی از برگزاری دادگاه نسرین ستوده نگذشته و حکم دادگاه هنوز ابلاغ نشده است، رضا خندان همسر وی در گفتگویی از تفهیم اتهام جدید به همسرش خبر داد و گفت بر اساس ابلاغیه کتبی جدید، وی روز ۶ دی ماه در دادگاه محاکمه خواهد شد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، آقای خندان گفت: «از عنوان دقیق اتهام جدید خبر ندارم اما اطلاع دارم که این اتهام در خصوص عدم رعایت حجاب رسمی در فیلم سخنرانی او است که در پی ممانعت از خروج وی از کشور برای شرکت در مراسم اهدای جایزهی حقوق بشر ایتالیا پخش شد».
آقای خندان ضمن ابراز نگرانی از وخامت حال جسمی همسرش، از تماس تلفنی نسرین ستوده خبر داد و گفت: «عصر روز دوشنبه نسرین از زندان تماس گرفت. صدای او مثل بار قبل حاکی از ضعف شدید جسمی بود ولی همچنان بر خواست خود و ادامه اعتصاب غذا اصرار دارد. نسرین در این تماس تلفنی گفت از پشتیبانیهای دوستان، خانواده و افکار عمومی داخل و خارج کشور دلگرم شده و انتظار این همه حمایت را نداشته است. اما اعتصاب غذای خود را نخواهد شکست».
نسرین ستوده از روز سیزدهم شهریورماه در سلول انفرادی زندان اوین در بازداشت است. دادگاه او ۲۴ آبان ماه، در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی پیرعباسی و با تفهیم اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» برگزار شد. او پس از تمدید قرار بازداشت خود، برای سومین بار دست به اعتصاب غذا زد و این بار با تاکید بر این که هیچ خواسته ی شخصی ندارد اعلام کرد که تا «لغو کلیه احکام ناعادلانه بعد از انتخابات» به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.
بیشتر بخوانید:
«ستوده بهعنوان وکیل مورد پیگرد نیست»
سهشنبه 23 آذر 89/ 14دسامبر 2010
اجرا: اعظم
استودیو: دامون
تقویمتاریخ
گزیدهی اخبار مطبوعات سهشنبه ایران
کوچهی مهتابی- معنویت یعنی: «سرگشته شدن و قالب شکستن»- اردوان طاهری
بخش اول خبرها
پسنشینی تند- «خود کرده را تدبیر نیست»- اکبر ترشیزاد
روز نگاشت- «پدر ایالات متحده آمریکا»- محبوبه
بخش دوم خبرها
روزگفتههای یک مسافر شهری- «هیت عزاداران مست»- یسنا یاوری
گزارش روز کابل- «تنش میان دادستانی و کمیسیونهای برگزاری»- آرین
دایرهی شکسته- «مادر فصل قصهها»- مهشب تاجیک
بخش سوم خبرها
اردوان طاهری/ رادیو کوچه
a.taheri@koochehmail.com
معنویت، موضوعی است که در جوامع امروز، نسبت به گذشتهها، جایگاه متفاوتی دارد و به گونههای مختلف، توجه افراد را به خود جلب میکند. این که شرقی باشیم یا غربی، چندان تفاوتی در اصل ماجرا ندارد.
نیاز انسان به گزینهای دیگر در برابر زندگی روزمره و مادی، با این که در طول زمان و در عرض مکان تغییراتی دارد، اما تا این دوره و زمانی که ما در آن زندگی میکنیم، همچنان وجود دارد و در لحظاتی از بودن ما و جهان ما، بسیار خودنمایی میکند.

«هلن کلر» با «آنی سالیوان» در جولای 1888
اما به واقع، معنویت، دامنهی حضور و احساس آدمی در فراتر از کالبد و اشیاست؛ دامنهی هستی گستردهی بیکرانی که از ممکنها فراتر است و در همیشه بودن معنا میشود. برای فهم معنویت، خیلی لزومی ندارد که مباحث فلسفی و معرفتشناختی مرتبط با این نیاز همیشگی انسان را در نظر بگیریم یا به عنوان مثال، معنویت را از نگاه دینشناسانه و خداشناسانه تفسیر کنیم، بلکه بس است که مدتی در خلال عادیترین پندار، گفتار و رفتار خود – که روزمرگی ما باشد – کمی بیشتر از پیش تامل کنیم تا دریابیم که معنویت، در نهایت هر حسرت مادی، یا در بینهایت یک لذت سرشار، از زوایای درون ما شعله میکشد تا وجود سرد شکست خوردهی ما را به گرمای حضورش دوباره زنده کند و یا سرشاری از لذت جاودان را پرواز دهد.
معنویت، بخشی از معنای زندگی و بودن است که در گسترهی تصور انسان، محدود و دریافت میشود؛ یعنی که معنویت همیشه موجود است و آن دمی که قطره اشکی از احساس کردن یک شعر در چشمان ما متبلور میشود، تایید موجودیت معنویت است. اگر بعد معنوی هستی را در بروز چنینی احساسکردن یک شعر، موسیقی یا یک برخورد عاطفی در نظر نگیریم، به راستی، با کدامین منطق و کلام، قادر به تبیین تجسم رقت قلب انسانی خواهیم بود؟ به همین سادگی، معنویت در ما، در فضای ما و در هستی ما موجود است و در لحظهای ناب، آنگاه که سایهی ماهیت بر هویت انسان آشکار میشود، تاویل معنویت تابناک درخشندهای است که سرچشمهی انسان بودن ماست.
به همین سادگی، معنویت در ما، در فضای ما و در هستی ما موجود است و در لحظهای ناب، آنگاه که سایهی ماهیت بر هویت انسان آشکار میشود، تأویل معنویت تابناک درخشندهای است که سرچشمهی انسان بودن ماست.
پرسش این است که آیا معنویت، یعنی یکشنبهها به کلیسا رفتن و از دوشنبه تا شنبهی دیگر، غرق در سنگینی حیات مادی بودن یا سینه زدن زیر پرچم حسین و یزیدی زندگی کردن؟ معنویت را هرگز نمیتوان در قالب و چهارچوب یک تفکر، ایدیولوژی یا جهانبینی محصور کرد و برای آن آداب بنا نهاد و رسم تعریف کرد. همچنین است، که گروهی، به دنبال گوهر گمکردهی حیات خویش، سرگردان و حیران روشها و آیین فرقههای جورواجور – مثلن – معنوی، در نقاط مختلف جهان، از شرق و غرب گرفته تا شمال و جنوب، به تبخیر حیات معنوی مشغولند و خویشتن را – به وهم – در سعی سفر معنوی میپندارند.
پس از سالها، محو تماشای داستان زندگی «هلن کلر» (Helen Adams Keller)[1]، به فراتر از لحظه رفته بودم و به تلاش بیدریغ آموزگارش، «آنی سالیوان» Johanna Mansfield Sullivan Macy)) خیره شده بودم. احساس شعور معنوی را چنان در این زن بزرگ، «یوهنا مانسفیلد سالیوان میسی» دیدم که بر من، گویی، متصور شد که نهایت معنویت، یعنی برای آموزش انسان ناتوانی، سرگشته شدن و قالب شکستن. معنویت، شاید یعنی: برای آدم بودن دلتنگ شدن و برای رهایی آرزو کردن و در مسیر رفعت انسانی گام برداشتن. معنویت، شاید که انتظار یک شعاع نافذ آگاهی، در عمق سهمگین ظلمت ناآگاهی باشد.
[1] – نویسنده ناشنوا و نابینای آمریکایی.
رادیو کوچه
روز دوشنبه، ریچارد هولبروک از دیپلماتهای آمریکایی، بهدنبال دومین عمل جراحی قلب درگذشته است.
او روز جمعه در جریان ملاقات با هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا دچار ناراحتی قلبی شد و بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت.
به گزارش الجزیره، رگ آئورت او پاره شده بود. اما پس از دو عمل جراحی حال او همچنان وخیم بود.
آقای هولبروک، 69 ساله، نماینده ویژه باراک اوباما در امور افغانستان و پاکستان بود.
باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا در بیانیهای پس از درگذشت آقای هولبروک او را «یک غول واقعی در سیاست خارجی که آمریکا را قویتر، ایمنتر، و محترمتر کرد» خواند.
این دیپلمات با سابقه که به «بولدوزر» معروف بود گروههای متخاصم زیادی را پای میز مذاکره آورده بود.

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در بیانیه ای در تجلیل از او نوشت: «ریچارد هولبروک از نخستین روزها در ویتنام تا نقش تاریخی اش در آوردن صلح به بالکان تا آخرین ماموریتش در افغانستان و پاکستان، در شکل دادن به تاریخ ما، مدیریت وضعیت خطرناک کنونی، و تضمین آینده ای امن، نقش آفرید.»
مرتضا خسروی (هیچ) / رادیو کوچه

این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
منبع: پارس توریسم
محمد تاجیک: پرویز پرستویی بازیگر مشهور سینمای ایران بار دیگر در اظهار نظری تند و تیز از ابتذال در سینمای ایران انتقاد کرده است.
چند هفته پیش که با آقای پرستویی صحبت میکردم دل بسیار پری از وضعیت برخی فیلمهای مبتذل فعلی داشت قصدم آن بود که حرفهای آقای پرستویی را به نوعی انعکاس دهم ولی نگران بودم که این انعکاس دادن باعث ایجاد حواشی برای او شود.
ولی امروز خبر گزاری فارس گزارش داده که پرویز پرستویی در جلسه شورای فرهنگ عمومی مازندران گفته سینمای ایرانی به سمتی میرود که در شان فرهنگ ایرانی و اسلامی نیست و در این وضعیت او ترجیح میدهد که کار نکند.
به اعتقاد پرستویی در سینمای ما موضوعها با عنوان گلپریجون دیده میشود تا موضوعات دم دستی تلویزیون.
پرستویی که به گفته خودش مدتهاست فقط فیلمنامه میخواند قبلن نیز از سینمای مبتذل انتقاد کرده بود.
او پیش از این در اظهاراتی گفته بود: «به خدا قسم برخی اوقات من از دیدن فیلمهای روی پرده خجل میشوم و شرم دارم که حتا آنها را ببینم.» بازیگر فیلم آژانس شیشهای همچنین در ادامه گفته بود: «اگر کسی برای امرار معاش و غم نان کار سطحی و نازل میکند، به نظر من اول مدیر ما مقصر است.»

پرویز پرستویی افزوده بود: «قصد ندارم ارزش کار دیگران را پایین بیاورم ولی گاهی اوقات از دیدن پلاکارد سینماها خجالت میکشم. الان هم که مد شده چند چهره را در فیلم و سریال خود میگذارند تا دخل و خرجشان را هماهنگ کنند. این آدمها فقط به فکر درآمدزایی هستند. هیچ وقت چنین کاری را انجام نمیدهم و دراین فیلمها بازی نمیکنم.»
پرستویی همچنین در پاسخ به سوالی درباره حضور درفیلمهای دفاع مقدس گفته است: «من اگر قرار باشد روزی در یک فیلم دفاع مقدس کار کنم در فیلمی بازی خواهم کرد که درباره شخصیتهای گمنام وآدمهایی چون «بابانظر» باشد. من وقتی که کتاب «بابا نظر» را خواندم متوجه شدم که مطالب بسیاری از جنگ و دفاع مقدس را نمیدانم.»
وی دراین مصاحبه بدون اینکه نامی از فیلم خاصی ببرد گفته بود: «من در کاری که هیچ ارتباطی به مسایل جنگ ندارد و فقط قرار است هر جور شده مردم را بخنداند بازی نخواهم کرد.»
پرستویی افزوده بود: «اتفاقن برای بعضی از همین فیلمها که حالا اسم هم نمیبرم، پیشنهاد بازی هم داشتهام. اما این فیلمها قرار نبود به جنگ و رزمندهها خدمتی بکند. آیا نتیجه 8 سال دفاع مقدس فیلمهایی است که فقط باعث خنداندن مردم میشود؟ شما بیایید حرف این فیلمها را با نگاه آدمهایی مثل بابانظر مقایسه کنید. بابانظر با 118 ترکش در بدنش از ابتدا تا انتهای جنگ حضور داشت و با این وضعیت کارهای بسیار بزرگی انجام داد.»
خبر / رادیو کوچه
برکناری منوچهر متکی از سمت وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی که روز دوشنبه روی داده است واکنشهایی را در داخل ایران در رسانهها و شگفتی مقامات و مسوولان جمهوری اسلامی برانگیخته است.
در حالیکه آقای متکی در جریان ماموریت رسمی در کشور سنگال بهسر میبرد و در حال اعلام پیام محمود احمدینژاد به رییس جمهوری این کشور بوده است از سمت خود عزل شد، برخی چهرههای اصولگرا از این اقدام ریس جمهوری اسلامی، ابراز تعجب و بیاطلاعی کردهاند.
علاالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، مجلس گفته است که مجلس در جریان این برکناری نبوده است.
وی گفته است: «مگر آقای متکی در حال حاضر در سفر نیستند، یعنی در شرایطی که ایشان به ماموریت فرستاده شدند، حکم برکناری صادر شده است؟»
آقای بروجردی وعده داده است با وزارت خارجه در این زمینه تماس بگیرد و اطلاعات بیشتری را در اختیار رسانهها قرار دهد.
حشمتاله فلاحتپیشه، عضو کمیته روابط خارجی مجلس نیز عزل آقای متکی را «خلاف عرف» خوانده و گفته است که «منتظر روشنگری» از طرف محمود احمدینژاد در این زمینه است.

این نماینده مجلس با اشاره به این که منوچهر متکی در هنگام سفر رسمی به سنگال برکنار شد، اظهار داشت: «کسی که به عنوان نماینده رسمی کشور در ماموریت است اینکه در محل ماموریت برکنار شود کاری خلاف عرف است و در عرف بینالملل این روش برخورد، جایگاه ندارد.»
آقای فلاحتپیشه تصدیق کرد که منوچهر متکی گزینه اصلی آقای احمدینژاد برای تصدی سمت وزارت خارجه نبوده است اما گفت که اختلاف این دو در حوزه اجرا بوده و نه در مسایل راهبردی سیاست خارجی.
محمد کرمی راد، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز گفته است با توجه به شرایط کنونی کشور، بهتر بود که تغییر منوچهر متکی با رایزنیهای بیشتری انجام میشد.
به گزارش رسانههای ایران تاکنون هیچ یک از معاونتهای وزارت خارجه جمهوری اسلامی و حتا سخنگوی این وزارتخانه در این باره اظهار نظر نکردهاند.
بیشتر بخوانید:
«سیاست ایران مهم است نه وزیر خارجه آن»
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
چهاردهم دسامبر برابر با سالروز درگذشت «جورج واشینگتن» از رهبران انقلاب آمریکا و نخستین رییسجمهوری آمریکا است. او زاده سال 1732 بود و از مهمترین چهرههای تاریخ ایالات متحده بود. جورج سمت رییس جمهوری آمریکا را به مدت هشت سال بر عهده داشت و سرانجام در سال 1799 درگذشت.
«کسانی که حاضر نیستند برای آزادی بهایی بپردازند، لیاقت آزادی را ندارند.»
«جورج واشنگتن» در بیستدوم فوریه سال 1732، در ایالت «ویرجینیا» به دنیا آمد. جورج دومین فرزند پسر یک زارع ثروتمند ویرجینایی بود و هرگز به مدرسه نرفت و خواندن و نوشتن را نزد پدر و برادر بزرگش در خانه یاد گرفت.

جورج بسیار سخت کوش بود و توانست در نوجوانی جزوهای درباره «قوانین معاشرت اجتماعی» بنویسد. در جوانی به عنوان نقشهکش به مرزهای بکر ویرجینیا رفت و سپس، به نیروی نظامی محلی آنجا پیوست. وی در جنگ با فرانسویها و سرخپوستها شرکت کرد و پس از این جنگ، از خدمت در نظام کناره گرفت و به توسعه املاکش پرداخت.
جورج واشنگتن از نظر طبقاتی به گروه آقایان ویرجینیایی تعلق داشت. آنها از لقب اشرافی برخوردار نبودند، اما به واسطه پیشتازی در زراعت و موفقیت اقتصادی، جز طبقه مرفه و در عین حال، رهبران اجتماعی نواحی مختلف ویرجینیا به حساب میآمد.
پس از چندی وی به عنوان عضو مجلس قانونگذاری ویرجینیا انتخاب شد و از جمله کسانی بود که مسئله ممنوعیت واردات انگلیسی را مطرح کرد. وی همچنین در فاصله 1760 تا 1764، به عنوان قاضی به کار قضاوت پرداخت. در پی بالا گرفتن تنش بین مستعمره نشینان و بریتانیا، جورج واشنگتن به عنوان عضو کنگره سراسری و به نمایندگی از ایالت ویرجینیا برگزیده شد.
کنگره در سال 1775، «ارتش قارهای» را تاسیس کرد. با توجه به سابقه نظامی، جایگاه اجتماعی و حمایت ایالات جنوبی، جورج واشنگتن انتخابی بیرقیب برای فرماندهی این ارتش به شمار میرفت. با وجود این، برای مدت زیادی اختیارات فرماندهی او محدود بود و بسیاری از تصمیمهای اصلی را کنگره میگرفت.
جورج واشنگتن که به عنوان یک فرمانده نظامی در 1776 ناموفق بود، نگذاشت شکستهایش روحیه ابتکار عمل را از او بگیرد. شهامت او در رهبری یک ارتش شکست خورده که در سرمای سخت زمستان، هفتهها در حال عقبنشینی بود، در یک شبیخون موفق، که مستلزم عبور از یک رودخانه پر از یخهای شناور بود اعتبار او را به عنوان یک فرمانده نظامی تثبیت کرد.

جورج واشینگتن نخستین رییسجمهوری آمریکا بود که این سمت را از سال ۱۷۸۹ تا سال ۱۷۹۷ به مدت هشت سال در دست داشت او از مهمترین چهرههای تاریخ ایالات متحده است. نقش او بهویژه در کسب استقلال برای مستعمرههای آمریکایی و متحد کردن آنها در زیر پرچم حکومت فدرال ایالات متحده قابل توجه است. او به کمک دولتهای «فرانسه» و «اسپانیا»، از گروهی از مردم مسلح، ارتش بزرگی ساخت که سرانجام موفق به شکست نیروهای «بریتانیایی» در جنگ انقلاب آمریکا شدند.
سرانجام جورج واشینگتن در چهاردهم دسامبر 1799 در سن 67 سالگی درگذشت.
جالب است بدانید، در سال 2010 مسوولان قدیمیترین کتابخانه نیویورک هنگام دیجیتالی کردن فهرست کتابهای وام گرفته شده در دورانهای گذشته، پی بردند که جورج واشینگتن دو جلد کتاب که یکی «قانون ملل» درباره روابط بینالمللی و دیگری یک جلد از متن مناظرههای مجلس عوام در بریتانیا بوده است را در روز پنجم اکتبر سال ۱۷۸۹ از تنها کتابخانه موجود در «منهتن» قرض گرفته، اما هرگز برنگردانده است.
منبعها:
ویکیپدیا
بانک سخنان بزرگان
ویکیگفتآورد
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظرهای مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشتههای این بخش دارید میتوانید برای ما ارسال کنید.
منبع: فیسبوک مسعود حسنزاده
ماههاست که قصد دارم این نوشته را بگذارمٰ. اما نمیشد و حال و حوصلهاش نبود. حالا هم نمیدانم چرا گذاشتهام…
با لبخندش مغفرت هزار جنایت خونین را آواز میدهد ، باسخناش سکوتی جهنمی را توجیه میکند، فریادش صدای گرفته غوکیست در جزیرهای مدفون و فراموش شده، صدایی بدهکار وبیتاثیر، صبح که از خانه بیرون میرود، توبرهاش را از خنجر و سکوت و دروغ و تفنگ و انتحار و قلم پر میکند. بیآنکه دانسته باشد قلم برای چیست و سکوت برای چه و تفنگ چگونه میکشد. بیآنکه سخافت این هستن بیدلیل و بیپرسش را هرازگاهی، به قدر گوشهای نحیفاش زمزمه کرده باشد. دستت را که میفشارد رعشهی یک تاریخ درد را به وجودت منتقل میکند، رعشهی هزاران سربریده، سینهی بریده، تن شکنجهشده، روح آزرده و کودک سلاخی شده. دروغ نمیگوید، خود دروغ است در هییت انسان، انسانی اینگونه شکست خورده و پذیرندهی شکست. سرکه بر سینهاش میگذاری صدای تیک تاک ساعتی زنگ زده را میشنوی که در میان دم و بازدم سلولهایی آسم زده و سرطانی تکرار میشود … تیک… تاک… تیک… تاک
قامتاش را راست نگاه میدارد تا بیباوریاش را اعلام کند. بیباوری به شکست، شکستی فجیع و ناباور، که باورش نکرده بود، که باورش نکرده بودند، که باورش نکرده بودیم. در نصیحتاش خنجر میابی. خنجری دوسر، که یک سرش درسینهی او فرورفته و حالا نوبت سر دیگر است. مگر تو فرزندش نیستی؟ توقع اکراه ندارد. این زخم زدن و زخم خوردن میراث است. میراث انسانی که خودش زخم خودش است.
واین است حکایت پدران ما
نصیحتمان میکنند بیآنکه پندی انسانی را عمل کرده باشند. ما را باز میدارند. بیآنکه پرهیزگاری را پاس داشته باشند. سکوتمان را میشکنند، با تفنگ، با گلوله، با سیلی، بافرمان، بیآنکه سکوتی اندیشمندانه را باورمند بوده باشند. فریاد و هلهلهیمان را حرام میکنند زیرا که هلهلههایشان را پدرانشان حرام کرده بود و هلهله پدرانشان را، پدران آنان وهلهله پدران آنان را نیز پدران آنها…
وحالا ماییم و این جغرافیای درد و شکست واستیصال، این قتلگاه هلهله و شادی.
برهوتی پر از دست و پای بریده، سینهی شکافته شده، مغزپاشان، گندابهای خون و چرک و هوای آبستن از نفرتی تاریخی، نفرتی فرمانده و نفرتی فرمانبر، نفرتی که لبخند میزند تا نفرتی دیگر بیافریند، نفرتی که تهدید میکند، نفرتی که گوش تا گوش میبرد والبته نفرتی مملو از فرمانبرداری و فروتنیای زبون شده وشکست خورده در مقابل جهانی که بیخ گوشمان بود، اما تا پوست آهویمان خوش خط وخال نشد، تا سیب سبز کالمان نگندید محل سگمان نگذاشت. و اگر گذاشت برای دوشیدن بود. دوشیدن گاوی بیرمق وجهنمی، گاوی که نفرین خدایان نازایش کرد.
پدران ما، مارا از تیرباران عبور دادند، ازسیل اشک عبور دادند، از توفان مرمی وخمپاره عبور دادند و فقط عبور دادند و حالا که چشم باز میکنیم صورتحساب این سفر سنگ را جلو چشمهای خود میبینیم. صورتحسابی که وادارمان میکند تا ما نیز برای پرداخت هزینههای این عبور، کاری بکنیم. کاری کارستان که پدران ما نکردند که پدران شان و پدران پدرانشان نکرده بودند.
و ما کیستیم؟ این فرهیختهگی ملامتگر را از کجا آوردهایم. در کدام شب طوفانی تاریخ، یخ شکستیم و کسی را از تشنهگان سیراب کردیم؟ آیا هرگز شده ماشه از گریه و استیصال برگیریم و شلیک نکنیم؟ ما 20 سالهگان، 30 ساله گان، که نتیجهی ناحق همآغوشیای پراضطراب 20 سالهگان قبل از خودیم، که نخواسته وبیپروا و بیحساب خلقمان کردند و خلق نشدیم، حال با کدام دهان لبخند بزنیم؟ حال که دگر بار همچون گذشته سرآن دارند تا بگمارندمان به شلیک، به فریاد، به سکوت ، به کابوسی تازه خلق شده، به پذیرشی جبونانه، چه باید بکنیم؟ وچه گونه؟
نصیحتمان میکنند بیآنکه پندی انسانی را عمل کرده باشند. ما را باز میدارند. بیآنکه پرهیزگاری را پاس داشته باشند
حال که با ناگزیریای مقابل شدیم که از ما نیست ولی برماست، چگونه ازین ورطه رخت برکشیم؟
حال که دگر بار و دگربار همان پدران با لباسی نو کلماتی دگرگون، شمایلهای حق به جانبتر، تیغ بر سبیل غیرت و انزجار خویش کشیده و از غرب دهان دهان لبخند تضمینی ودروغهای تایید شده به هدیت میگیرند ودیازپام، پاسخ مبسوطیست برای ناچیز تکانههای جنازه وجدان شان، حال که همین پدران، همین پذیرندهگان جبون شده و له شدهی قاتل، فرزندانشان را که از تیرباران عبور داده بودند، از سیل اشک عبور داده بودند، از توفان مرمی و خمپاره عبور داده بودند، مخلصانه به آروارههای بیرحم این غول ملیارد تکهی نادان وبیانجام و ناانسانی میسپارند، چه باید بکنیم؟
…و دنیا، که دیگر آن زمین زیبای نشاطانگیز نیست. دیگر نه نوید بهشت خالی از طایفه وطبقه و «من»های بیشمار درآن وجود دارد و نه شکنجه و قربانیای تمامی گوسفندان پروارش خدایان پیر و فرتوت را به رحم میاورد. تا رسول آمرزشی بفرستند….دنیا، باهمهی واکسنهای فلج اطفالش، لبخندهای گیج سیستماتیک و مکر و تکنولوژیکاش، رباط های متفکر و نوید جنگهای محتمل پیش رویش، جنگهای بشارت دهندهاش، جنگهایی با ضمانت کشتن صدها ملیون انسان پیچیده درخود، بیآنکه خونی ریختانده شود. این مغاک هولناک بیمعنی و بیآدمی و پر از آدمکهایی که «همچون حبابهای کف دریا» وانموده حیاتی غریب و نافرجام استند. دنیای که هر صبح با اخبار صبحگاهی همچون نواری ممتد و نامریی وارد گوشهایمان میشود: «چهل کشته در بغداد، گفتوگوی انگلیسیها با طالبان، اعدام نوجوان در ایران، بمباردمان نیروهای آمریکایی در شیندند و کشته شدن 100 تن از مردم ملکی، سرهنگ قزافی خوبرویان ایتالیا را به اسلام دعوت کرد. رسوایی در واتیکان، نیروهای انگلیسی از کشت خشخاش در هلمند جلوگیری نمیکنند. فرمانده نیروهای ناتو: افغانستان پیچیدهتر از آن چیزی است که گمان میکردیم. سلطان منادی کشته شد خبرنگار خارجی همراهش نجات یافت و…»
اما این سوالها از ماست، از نسل ماست، خالقش خود ماهستیم. و شاید تنها چیزی که خالقاش هستیم همین باشد
چندی است برخی از پناهجویان ایرانی به دلیل عدم پاسخگویی دفتر سازمان ملل در عراق در شهر اربیل دست به تحصن زدهاند.

آنچه در این بخش میآیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
منبع: العریبه.نت
یکى از اسناد افشا شده توسط سایت ویکیلیکس که روز دوشنبه 13 دسامبر منتشر شد، حاکی است که دولت ایران براى تاثیرگذارى و اعمال نفوذ بر شیوخ قبایل و عشایرعراقى، زنان صیغهاى در اختیار آنان قرار مىدهد.
بر اساس یک سند درز کرده از سفارت آمریکا در بغداد، یکى از راههاى تقویت نفوذ تهران در عراق، استفاده از زنانى اعلام شد که با عقد شرعى موقت به شیوخى سپرده مىشدند که به هر دلیل یا بهانهاى به ایران سفر مىکنند.
در این سند ویکیلیکس که در آغاز سال جدید میلادى تهیه شده ولى اخیرن از سوى افشاکنندگان به بیرون راه یافته، از زبان یکى از شیوخ عراق نقل شده است که به یک کارمند سفارت آمریکا در بغداد گفته است: «دولت ایران بهخاطر تقویت نفوذش در عراق، در هر دیدار کوتاهى که از ایران داشتهایم، زنانى را به صیغه موقت ما درآورده است.»
این شیخ عشیره مىافزاید: «بعد از نخستین دیدارم از ایران دریافتم که همه شیوخى که از این کشور دیدن کردهاند، از ازدواج موقت بهرهمند شدهاند.»
او توضیح مىدهد: «هربار که به ایران مىرویم به بستگان خود مىگوییم که براى درمان عازم ایرانیم. لیکن راستش را بخواهید از فرصتهایى که مسوولان ایرانى براى ما در بهرهمندى از زنان صیغهاى فراهم مىکنند، استفاده مىکنیم و این موضوع به هدف اصلى ما تبدیل شده است.»
از سوى دیگر میرحسین موسوى از رهبران مخالفان دولت ایران که معتقد است ریاست جمهورى با تقلب به رقیبش احمدىنژاد واگذارشده است، در مورد مدارک منتشرشده از سوى ویکیلیکس تاکید کرده است این اسناد «شکنندگی ایران را در منطقه نشان میدهد.»
خبر / رادیو کوچه
سایمون گس، سفیر بریتانیا در تهران روز دوشنبه 22 آذر 1389 به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی احضار شده است.
احضار آقای گس به وزارت امور خارجه یک روز پس از آن صورت گرفته است که گروهی موسوم به «بسیج دانشجویی»، با تجمع در مقابل سفارت بریتانیا در تهران، پرچمهای آمریکا و بریتانیا را به آتش کشیدند.
به گزارش خبرگزاریهای داخلی ایران، آقای گس در اعتراض به برخورد دولت و پلیس بریتانیا با تظاهرات دانشجویان این کشور در اعتراض به افزایش شهریه دانشگاهها و اقدام خلاف عرف دیپلماتیک در درج مقالهای «علیه جمهوری اسلامی» به وزارت خارجه ایران احضار شده است.
پیشتر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گفته بود که «جمهوری اسلامی ایران تحولات انگلیس را با دقت تحتنظر دارد و همزمانی ضرب و شتم دانشجویانی را که در پی طرح خواستههای صنفی خود بودند با روز جهانی حقوق بشر، مایه تاسف میداند.»
از سویی دیگر مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی از دولت و پلیس بریتانیا انتقاد کردهاند که «به جای گفتوگوی مبتنی بر منطق»، از ابزار سرکوب و فشار استفاده میکنند.
لازم به اشاره است آقای گس در مطلبی با عنوان «جرم نسرین ستوده دفاع شجاعانه است»، در وبسایت سفارت بریتانیا در تهران نوشته که «اصول مطرح در اعلامیه حقوق بشر را نمیتوان با دستآویز فرهنگ تعبیر و تفسیر کرد.»
بیشتر بخوانید:
«درخواست اخراج سفیر و کاهش روابط با انگلیس»
رادیو کوچه
1994 میلادی- کار ساخت بزرگترین سد جهان، «سد سهدره» (Three Gorges Dam) بر روی رودخانه یانگ تسه در چین آغاز شد. نیروگاه برقآبی ساخته شده در این سد، بزرگترین نیروگاه جهان (در بین همهی انواع نیروگاهها) است. کار ساخت بدنهی این سد، در سال ۲۰۰۶ به پایان رسید، ولی هنوز همهی توربینهای آن نصب نشدهاند. پس از تکمیل نیروگاه آن در سال ۲۰۱۲، این سد شامل ۳۲ ژنراتور هر یک با توان ۷۰۰ مگاوات خواهد بود.
1799 میلادی- «جورج واشینگتن» نخستین رییس جمهوری آمریکا در 67 سالگی در گذشت.
1950 میلادی- کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل یکی از آژانسهای تخصصی سازمان ملل تاسیس شد که در ژنو سوییس واقع شده است. این دفتر در چنین روزی جهت محافظت و حمایت از پناهندگان و یاری رساندن در امر بازگشت یا اسکان مجدد آنها تاسیس شد.
این سازمان بهعنوان جایگزین سازمان بینالمللی پناهندگان، و پیشتر از آن اداره کل نجات و توانبخشی سازمان ملل، به وجود آمد. وظیفه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل رهبری و هماهنگ کردن فعالیتهای بینالمللی جهت محافظت و رفع مشکلات پناهندگان در سراسر جهان است.
1911 میلادی- قطب جنوب، پس از سالها تلاش و انتظار، سرانجام مقهور بشر شد و برای اولین بار پای عدهای از دانشمندان قطبشناس جهان به مرکز قطب جنوب رسید. در این روز تاریخی کاپیتن «روآلد آموندسن» دریانورد و قطبشناس معروف نروژی در مسابقهای که با کاپیتان «روبرت اسکات» انگلیسی گذاشته بود پیروز شد و پرچم نروژ را در مرکز قطب جنوب به اهتزاز درآورد.
1988 میلادی- روزی که پایان جنگ سرد قرن 20 اعلام شد که نتیجهاش انحلال بلوک شرق، فروپاشی شوروی، گسترش ناتو بود. در پی توافق «رونالد ریگن» و «گورباچف» (رهبران وقت آمریکا و شوروی)، تاچر و ریگن سران دولتهای انگلستان و آمریکا پس از دیدار جداگانه خود، در این روز پایان جنگ سرد قرن 20 را اعلام داشتند که اندک زمانی پس از پایان جنگ جهانی دوم میان دو بلوک غرب و شرق آغاز شده بود. تاسیس اتحادیههای نظامی از قبیل «ناتو» و هرگونه تغییر و تحول در جهان نتیجه و متاثر از این جنگ سرد بود. از جمله براندازی دولت مصدق. دوران جنگ سرد دو بلوک، همچنین به عصر «اتحادیه نظامیسازی» معروف شده است.
1805 میلادی- انرژی حرارتی ذغال سنگ کشف شد تا قبل از این تاریخ از ذغال سنگ به عنوان «سنگ سیاه» در بنایی استفاده میشد، اما کنجکاوی یک آهنگر انگلیسی به نام «ژرژ برانکلون» سبب شد که مردم انگلیس و مردم همه دنیا فهمیدند که سنگ سیاه میسوزد و حرارت زیادی نیز تولید میکند. اولین معدن ذغال پلیموت سنگی که بعد از این کشف آغاز کار کرد در بندر انگلستان بود.
رادیو کوچه
صبح روز دوشنبه، در نخستین روز از بازیهای پارا آسیایی گوانگجو ورزشکاران جانباز و معلول ایران به ۲ مدال طلا و ۲ برنز رسیدند.
به گزارش سایت خبری سازمان تربیت بدنی، شاهین ایزدیار اولین ورزشکار ایران بود که درشنا ۱۰۰ متر به مدال طلا رسید.
وحید کشتکار در ۴۰۰ متر نابینایان و در کلاس S۱۲ دومین مدال طلا ایران را صاحب شد.
در شنا ۱۰۰ متر کلاس S۶ نیز علی نیکو مدال برنز گرفت.
در رشته تیراندازی اعظم رضایی دومین مدال برنز را گرفت. اعظم رضایی به مدال برنز ۱۰ متر تفنگ بادی زنان در بازیهای پارا آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو رسید.
در حال حاضر کاروان ورزش ایران پس از چین و ژاپن در رده سوم جدول ردهبندی مدالها قرار گرفته است.
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
ایران
http://www.iran-newspaper.com/
1) پرداخت وام 30 و 50 میلیون تومانی به اصناف
رادمرد، رییس مرکز اصناف و بازرگانان: «تسهیلات 10 میلیون تومانی ویژه فعالان صنفی به 30 تا 50 میلیون تومان افزایش یافته است. از یک میلیون و 800 هزار واحد صنفی دارای پروانه کسب 180 هزار واحد در 22 رسته صنفی، تولیدی شرایط دریافت تسهیلات جبرانی طرح هدفمندی یارانهها را کسب کردند.»
2) طرح زوج یا فرد به محدوده سابق برگشت
سردار مومنی: «طرح محدودیت تردد خودرو با پلاکهای زوج یا فرد در سراسر تهران از فردا لغو میشود و به محدوده قبل از طرح اضطرار باز میگردد. طرح امداد سفرهای زمستانی با شرکت 250 هزار نفر از اعضای سازمانهای امدادی و پلیس هماکنون آغاز شده و تا 25 اسفند اجرا میشود.»
همشهری
1) منوچهر متکی برکنار شد
http://www.hamshahrionline.ir/news-123149.aspx
رییسجمهوری، طی حکمی منوچهر متکی را از سمت وزارت خارجه برکنار و به جای وی علیاکبر صالحی را به عنوان سرپرست این وزارتخانه منصوب کرد.
2) گورباچف: «گزینه نظامی در قبال ایران قابل قبول نیست»
http://www.hamshahrionline.ir/news-123118.aspx
رهبر شوروی سابق در مصاحبه اختصاصی خود با یک شبکه آمریکایی تاکید کرد که مطرح کردن گزینه نظامی در قبال ایران به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
جام جم
1) حل مسئله فلسطین، مسوولیتی جهانی
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100893525742
رییس جمهوری گفت: «امروز مسیر رسیدن به آروزهای تاریخی بشر از قدس و آزادی فلسطین میگذرد و در هر کجای دنیا که قلب پاک و اندیشه آزادهای وجود دارد با یاد و نام قدس و برای آزادی فلسطین میجوشد و میخروشد.»
2) احضار سفیر انگلیس به وزارت خارجه
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100893536477
سفیر انگلیس در ایران روز دوشنبه در اعتراض به برخوردها و رفتار خشونتآمیز پلیس این کشور با دانشجویان به وزارت خارجه کشورمان احضار شد.
کیهان
1) اعتراضهای خیابانی دانشآموزان و دانشجویان 100دانشگاه و مدرسه در انگلیس
http://www.kayhannews.ir/890923/16.htm#other1611
دانشجویان و دانشآموزان بیش از یکصد مدرسه و دانشگاه انگلیس بار دیگر در اعتراض به کاهش کمک هزینه تحصیلی اقشار کم درآمد دست به تظاهرات زدند.
2) تهران از شرایط هشدار خارج شد
http://www.kayhannews.ir/890923/15.htm#other1501
شاخص کیفیت هوای تهران پس از یک ماه متوالی از شرایط هشدار خارج شد. به گزارش ایرنا، رییس مرکز پایش هوای استان تهران با اعلام این خبر افزود: شاخص کیفیت هوای تهران در وضعیت ناسالم قرار دارد.
رسالت
1) کواکبیان: «علت صدور 4 قطعنامه شورای امنیت حوادث پس از انتخابات بود»
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=48367
نماینده مردم سمنان گفت: «حوادث پس از انتخابات به همگان خسارت زد و همه را دچار ضرر کرد. این موضوع از عوامل مهم فشارهای بینالمللی و صدور چهار قطعنامه از سوی شورای امنیت علیه ما بود.»
2) دکتر محمد جواد لاریجانی: «آمریکا و انگلیس پیشرو در نقض حقوق بشر در جهان هستند»
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=48362
دکتر محمدجواد لاریجانی گفت: «آمریکا و انگلیس پیشرو در نقض حقوق بشر در جهان هستند.» دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در واکنش به اظهارنظر مداخله جویانه سایمون گس سفیر انگلیس در تهران گفت: «بهتر است امور داخلی خود را ساماندهی کنید و برای پنهان کردن آن دست به ادعاهای واهی نزنید.»
آفرینش
1) دعوت از پادشاه اردن برای سفربه تهران
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=74516
محمود احمدینژاد، رییسجمهوری با ارسال پیامی توسط اسفندیار رحیممشایی مشاور خود رسمن از ملک عبداله پادشاه اردن برای سفر به تهران دعوت کرد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری، در این دیدار که یکشنبه شب درامان پایتخت اردن صورت گرفت، ملک عبداله از دعوت رییسجمهوری ایران برای سفر به تهران استقبال کرد و خواهان گسترش روابط دو کشور در همه زمینهها شد.
2) حمله به ایران قابل قبول نیست
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=74514
رهبر شوروی سابق طی یک مصاحبه اختصاصی با یک شبکه آمریکایی، اعلام کرد: «مطرح کردن گزینه نظامی در قبال ایران به هیچ عنوان قابل قبول نیست.»
دنیای اقتصاد
1) 30 درصد از کارکنان دولت به خانه منتقل میشوند
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=236087
در شرایطی که مقامات دولت از جدی شدن طرح دورکاری کارمندان خبر دادهاند، برخی گمانهزنیها حاکی از بررسی طرحی در شورای عالی اشتغال است که بر اساس آن راه برای دور کار شدن 620 هزار کارمند دولتی فراهم میشود.
2) نقل و انتقال حوالههای ارزی تسهیل شد
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=236080
بر اساس تصمیم جدید شورای پول و اعتبار، صرافیهای با فعالیت گسترده که به نوع دوم معروف هستند، پس از این میتوانند به طور مستقل به نقل و انتقال حوالههای ارزی بپردازند. به گفته نماینده تامالاختیار بانک مرکزی در مرکز خدمات سرمایهگذاری خارجی، از نظر هیت سرمایهگذاری خارجی باید ورود سرمایه به ثبت برسد که در گذشته از طریق بانکها کار ثبت انجام میشد و هماکنون از طریق صرافیها به صورت قانونی انجام میشود.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، وزیر خارجه آمریکا، در کانادا و پس از دیدار با وزیران خارجه کانادا و مکزیک در واکنش به برکناری منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اظهار داشت: «آن چه اهمیت دارد سیاست دولت ایران است و این که چه کسی وزیر خارجه است، چندان مهم نیست.»
هیلاری کلینتون در ادامه افزود که ایران «آغاز خوبی» برای مذاکرات هستهای داشته است و برکناری وزیر خارجه این کشور نباید این مذاکرات را تحت تاثیر قرار دهد.
به گزارش رویترز، وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد: «روابط ما در برابر ایران با توجه به افراد تعریف نمیشود و در برابر کشور و دولت است که خیلی هم از قضا پیچیده است و به همین دلیل هرگونه مذاکره و یا رایزنی بسیار سخت و دشوار است چرا که فقط با یک کانال دیپلماتیک روبهرو نیستیم.»
لازم به ذکر است پایگاه اطلاعرسانی رییس جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد که منوچهر متکی، وزیر خارجه، از سمت خود برکنار شده و علیاکبر صالحی به عنوان سرپرست موقت وزارت خارجه منصوب شده است.
بیشتر بخوانید:
«عزل متکی و انتصاب صالحی به عنوان سرپرست وزارت خارجه»
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- پادشاه از مالزیاییهای داخل قطر خواست تا برای بهتر کردن روابط دوجانبه تلاش کنند.
- مالزیاییهای نخبه بورس تحصیلی دانشگاه آکسفورد دریافت میکنند.
- میزان نفوذ اینترنت با پهنای باند گسترده در جامعه به 55 درصد رسیده است.
- نجیب: «برای کمک به آنهایی که به مراقبتهای پزشکی نیاز دارند، خلاق و نوگرا باشید.»
- محیالدین: «برنامه ترقی مدارس نتایج مثبتی به همراه داشته.»
- آندنان خطاب به احزاب مختلف حزب پیشرو: «همیشه برای ضربه زدن به برنامه مخالفان آماده باشید.»
- شوک شکست سیاستمدار کهنهکار در انتخابات حزب دموکرات.
- بیش از 300 درخواست خرید برای سورنتوی جدید شرکت کیا موتورز به ثبت رسید.
- طرحهای ادغام شرکتها همچنان در خبر اقتصادی سال آینده خواهد بود.
- Tune Talk سال آینده در تایلند آغاز به کار میکند.
- امکان قدمگذاری بیشتر شرکت پتروناس به صنایع نفت و گاز برونئی.
- وزیران خارجه در مورد از سر گیری گفتوگوهای 6 جانبه هستهای مذاکره میکنند.
- قطارهای سریعالسیر 4 شهر روسیه را در حین بازیهای جام جهانی 2018 به هم متصل میکنند.
- مسجد انگلیس بمبگذاری نزاع جویانه در استکهلم را تقبیح کرد.
- Antara اندونزی میکوشد تا به یک خبرگزاری جهانی تبدیل شود.
روزنامه استار
- مالزی و برونئی قرارداد میلیاردی برای اکتشافات نفت و گاز با یکدیگر امضا کردند.
- از انوار ابراهیم خواسته شد تا حرفی در مورد ارتباط طرح یک مالزی واحد با اسراییل به زبان نیاورد.
- صف زیاد پرداختکنندگان جریمه در ایستگاههای پلیس.
- اقرار به گناه باعث کمشدن مدت حبس خواهد شد.
- دکتر ماهاتیر میگوید که یکی از وزیران سنگاپوری از فعالیتهای انوار ابراهیم اطلاع داشته است.
- 10 میلیون رینگیت اضافی در دو ماه برای طرحهای سلامت اتحادیه چینیتباران.
- مالزی در مکان پنجاه و هفتم در میان 169 کشور دنیا از لحاظ شاخص توسعه انسانی قرار گرفت.
- قرارداد صدور غذای حلال از مالزی به نیوزیلند امضا شد.
- امسال 65 تن در پنانگ توسط هیت مبارزه با فساد مالزی دستگیر شدهاند.
- مالزی در میان برترین مقاصد گردشگری برای مسلمان است که منتظر بستههای گردشگری اسلامی نیز هست.
- دیپلمات آمریکایی ریچارد هالبروک درگذشت.
- مدیر ویکیلیکس به دنبال آزادی با قرار وثیقه است.
- شخص کشته شده در استکهلم، بمبگذار انتحاری مسلمانی بوده است که قصد انفجار در مترو را داشته است.
روزنامه نیو استریت تایمز
- بانک نگهبانی را که در طی دو سال یک میلیون رینگیت به سرقت برده بود را دستگیر کرد.
- هواپیمایی ملی در میان 9 چیز مورد پسند در مالزی است.
روزنامه مالایی میل
- پرواز موتورسیکلت از روی کامیون در خیابان تون رزاق.
- جشن و پایکوبی در 24، 25 و 31 این ماه در 6،000 فوت فضا در گینتینگ.
- فعالیتهای افشا شده انوار ابراهیم در ویکیلیکس از منابع وزارت دفاع درز نکرده است.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، علی کلایی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال سیاسی اجتماعی توسط رای قاضی پیرعباسی، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
علی کلایی با احتساب یک سال حکم تعلیقی که پیشتر از سوی قاضی وثوقی، رییس شعبه ۱۰ دادگاه در خصوص پرونده بازداشت سال ۸۶ برای او صادر شده بود در مجموع به هفت سال حبس محکوم شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، در حکم جدیدی که روز گذشته به صورت کتبی به مینا جعفری، وکیل علی کلایی ابلاغ شد، او به یک سال حبس تعزیری برای اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طریق نشر اخبار کذب و گزارشات مربوط به زندانیان سیاسی و انجام مصاحبه و پنج سال حبس تعزیری برای اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم» از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر محکوم شده است.
گفتنی است این حکم حاصل تجمیع دو پروندهی علی کلایی است که سال گذشته ابتدا در شعبه ۳ دادسرای معلم و شعبه سوم دادسرای اوین مفتوح بود. دادگاه این فعال سیاسی و اجتماعی روز هفدهم آبان ماه گذشته برگزار شده بود.
علی کلایی، در ۱۸ بهمنماه بازداشت و پس از یک هفته با تودیع وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی پیشتر، اردیبهشت ماه سال ۸۸ بازداشت شده و قریب به دو ماه را در بند ۲۰۹ اوین گذراند. کلایی همچنین در ۲۳ آذرماه سال گذشته از سوی شعبه ۱۰ دادگاه انقلاب تهران در رابطه با بازداشت در آذرماه ۸۶ به یکسال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
بیشتر بخوانید:
«برگزاری دادگاه یک وبلاگنویس و فعال حقوق بشر»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر