هویت فردی که عصر شنبه در تهران به ضرب گلوله کشته شد ، داریوش رضایی نژاد دانشجوی رشته برق اعلام شد. خبرگزاری فارس اعلام کرده مقتول دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی بوده است . رییس دانشگاه خواجه نصیر هم پیام تسلیتی به همین مناسبت صادر کرده است . فارس گزارش داده که داریوش رضایی نژاد همکار وزارت دفاع بوده اما برخلاف گزارشهای اولیه ، دانشمند هسته ای نبوده است. در دقایق اولیه انتشار این خبر، برخی خبرگزاری های ایران، داریوش رضایی نژاد را یک دانشمند هسته ای اعلام کرده بودند.
ساعاتی پس از انتشار خبر سوءقصد به جان «یک متخصص هستهای ایران»، خبرگزاری فارس فرد ترور شده را «دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر و از همکاران وزارت دفاع» معرفی کرد و رئیس دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز در پیامی ترور وی را محکوم کرد. View Larger Map ساعاتی پس از انتشار خبر سوءقصد به جان «یک متخصص هستهای ایران»، خبرگزاری فارس فرد ترور شده را «دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر و از همکاران وزارت دفاع» معرفی کرد و رئیس دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز در پیامی ترور وی را محکوم کرد. جزئیات تازه از سوءقصد به جان این «همکار وزارت دفاع» و «دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برق» در دانشگاه خواجه نصیر در حالی منتشر میشود که گزارشهای اولیه خبرگزاریهای داخلی ایران، آقای رضایینژاد را از دانشمندان هستهای و استاد دانشگاه محقق اردبیلی معرفی کرده بودند. با این حال این خبر به سرعت بر خروجی خبرگزاریها دستخوش تغییر شد و دو خبرگزاری ایسنا و ایرنا به نقل از معاون سیاسی و اجتماعی استاندار تهران، درباره اینکه آیا فرد ترور شده از دانشمندان کشور بوده است یا نه اعلام کرده که این موضوع در دست بررسی است و هنوز قطعیت پیدا نکرده است. اکنون پس از انتشار چندین گزارش ضد و نقیض در مورد ماجرای سوءقصد در خیابان بنیهاشم تهران، تازهترین گزارشها در منابع دولتی حاکی است که داریوش رضایینژاد، نه یک متخصص هستهای که تنها دانشجوی کارشناسی ارشدی بود که با وزارت دفاع همکاری داشته است. در گزارشهای اولیه همچنین محل سوءقصد به جان آقای رضایینژاد، مقابل منزل مسکونی وی اعلام شده بود اما پس از ساعتی ایرنا گزارش داد که این حادثه زمانی رخ داد که «داریوش رضایینژاد به همراه همسرش در زمان بازگشت محل کار به مهد کودکی که فرزندانشان که در آنجا نگهداری میشد مراجعه کردند و در مقابل مهد کودک مورد سوءقصد قرار گرفت.» در تازهترین گزارش منتشر شده در مورد این سوءقصد، خبرگزاری فارس بار دیگر محل سوءقصد را مقابل منزل آقای رضایینژاد اعلام کرده و افزوده است که «همسر و کودک این فرد نیز مصدوم و هم اینک برای مداوا به یکی از بیمارستانهای تهران منتقل شدهاند.» در این میان مجید قاسمی، رئیس دانشگاه خواجهنصیر تهران، با انتشار پیامی با محکوم کردن این حادثه ترور، آن را نشانگر نگرانی دشمنان خارجی از توانایی و پیشرفتهای ملت ایران دانسته است. رئیس دانشگاه خواجه نصرالدین طوسی، داریوش رضایینژاد را «از نخبگان علمی و دانشجوی سال اول مقطع کارشناسیارشد دانشکده برق با گرایش قدرت»، معرفی کرده و سوءقصد با جان وی را با ترور مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری مقایسه کرده است. در عین حال وب سایت آینده، آقای رضایینژاد را دانش آموخته دانشگاه صنعتی مالک اشتر معرفی کرده که «در موضوعات مربوط به انرژی هستهای فعالیت داشته است». وب سایت آینده در تأیید این موضوع، به یکی ار مقالات ارائه شده آقای رضایینژاد به چهاردهمین کنفرانس مهندسی برق ایران ارجاع داده که در این مقاله، آقای رضایینژاد دانشجوی دانشگاه مالک اشتر معرفی شده است. این مقاله در مورد طراحی و شبیهسازی یک مولد انرژی الکتریسیته است. دانشگاه صنعتی مالک اشتر، زیر نظر وزارت دفاع جمهوری اسلامی فعالیت میکند و با پروژههای موشکی و هستهای ایران در ارتباط است. در دو سال گذشته سه تن از دانشمندان فیزیک ایران هدف سوءقصد قرار گرفتند که از میان آنها مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری جان باختند اما فریدون عباسی دوانی که اکنون هدایت سازمان انرژی اتمی ایران را بر عهده دارد از سوءقصد جان سالم به در برد. ایران سرویس جاسوسی اسرائیل را مسئول این ترورها معرفی کرده و در عین حال تأیید کرده است مجید شهریاری و فریدون عباسی دوانی هر دو از متخصصان ارشد هستهای ایران بودهاند. پس از ترور این دو دانشمند هستهای، ایران رسماً اعلام کرد که سطح حفاظت از دانشمندان هستهای خود را افزایش داده است.
مرز خسروی – منظریه در غرب ایران ،روز شنبه برای سومین بار در دو هفته اخیر بر روی زائران و کامیون های ایرانی بسته شد . بر پایه این گزارش، 60 تانکر ایرانی به دلیل بسته شدن مرز مجبور به بازگشت به داخل خاک ایران شده اند . خبرگزاری پیامنیر نزدیک به حکومت اقلیم کردستان عراق گزارش داده که دلیل بسته شدن مرز ، تجمع مردم شهر خانقین در اعتراض به کاهش آب ورودی از رودخانه" الوند" ایران بوده است . رودخانه الوند در استان کرمانشاه پس از عبور از شهر قصر شیرین وارد خانقین عراق می شود . ایران همواره اعلام کرده، دلیل کاهش آب ورودی به عراق ، کاهش بارش باران و نزولات جوی بوده است.
جسد "امی واینهاوس" ( Amy Winehouse ) خواننده سرشناس بریتانیایی روز شنبه در خانه اش در شمال لندن پیدا شد . به گزارش رویترز ،پلیس گفته است جسد این خواننده زن 27 ساله در خانه اش پیدا شده اما علت مرگ هنوز به طور رسمی اعلام نشده است .
بیش از یک میلیون تن از مخالفان حکومت سوریه، روز شنبه در شهرهای "حما "،" دیر الزور" و" حمص" به خیابان ها آمدند . به گزارش روزنامه شرق الاوسط، این دومین روز متوالی است که بیش از یک میلیون نفر در شهرهای مختلف سوریه علیه حکومت بشار اسد دست به تظاهرات زده اند . روز جمعه نیز بیش از یک میلیون نفر در" حما "، "حمص" ، "دمشق" ،" لاذقیه" ،" درعا" و" دیرالزور" علیه حکومت تظاهرات کرده بودند . در تظاهرات روز جمعه 11 تن از معترضان توسط نیروهای دولتی و به ضرب گلوله کشته شدند. مخالفان که خواستار سرنگونی حکومت بشار اسد هستند گفته اند که در ماه رمضان نیز به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
ایمی واينهاوس، خواننده بريتانيايی روز شنبه در ۲۷ سالگی درگذشت. پليس بريتانيا با تاييد خبر مرگ ايمی واينهاوس اعلام کرد جسد وی در خانه اش در شمال لندن پيدا شده وعلت مرگ هنوز مشخص و اعلام نشده است.ایمی واینهاوس، خواننده بریتانیایی روز شنبه در ۲۷ سالگی درگذشت. پلیس بریتانیا با تایید خبر مرگ ایمی واینهاوس اعلام کرد جسد وی در خانهاش در شمال لندن پیدا شده و علت مرگ هنوز مشخص و اعلام نشده است. به گزارش رویترز، مرکز مراقبتهای امدادی لندن اعلام کرده در زمان دریافت پیام کمک، دو آمبولانس به منطقه اعزام شده ولی پس از رسیدن نیروهای امدادی، مشخص شده که ایمی واینهاوس جان سپرده است. این خواننده بریتانیایی در عمر کوتاه خود با مشکل الکل و مواد مخدر دست به گریبان بود و حتی حاشیههای زندگی او بر فعالیتهای او در زمینه موسیقی سایه افکنده بود. ایمی واینهاوس ماه پیش از توری که برای بازگشت خود به صحنه موسیقی راه انداخته بود، کنار کشید و آن را ناتمام گذاشت. ماه گذشته در جریان کنسرت موسیقی امی واینهاوس در صربستان، تماشاگران به دلیل اینکه او بیش از حد مست به نظر میرسید و اجرای خوبی نشان نمیدهد، او را هو کردند. در مدت نود دقیقهای که اجرا داشت، آهنگها را نصفه و نیمه اجرا میکرد و بیشتر مواقع قدرت دنبال کردن ترانهها را نداشت و گروه موسیقیاش به جای او خواندن آهنگها را دنبال میکردند. ایمی واینهاوس در سال ۲۰۰۳ و در ۲۰ سالگی با آلبوم «فرانک» به شهرت رسید. در سال ۲۰۰۶ با آلبوم «بک تو بلک» (بازگشت به تاریکی) به شهرت جهانی رسید و آلبوم او پنج جایزه گرمی برنده شد. گزارشها حاکی است خبر مرگ امی واینهاوس ابتدا به صورت شایعه در شبکه توییر منتشر شد. سارا براون، همسر گوردون براون نخست وزیر سابق بریتانیا هم از کسانی بود که در پیام توییت خود نوشت: «خبر بسیار تلخی است که ایمی واینهاوس با آن همه استعداد و صدای درخشان، با مرگ ناگهانی روبرو شده است. به خانوادهاش تسلیت میگویم.» پس از اینکه ایمی واینهاوس از توری که برنامه ریزی کرده بود عقب کشید، سخنگوی او گفته بود که خانم واینهاوس تمامی اجراهای خود را معلق کرده است. آن زمان اعلام شد که او برای تقویت و تندرستی این کار را انجام داده و امیدوار است به زودی به عرصه هنرموسیقی بازگردد.
خبرگزاریهای ایران گزارش دادهاند علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران در گفتوگو با وزیر خارجه آلمان به «حضور» سران پژاک در این کشور اعتراض کرده و همزمان، کاردار آلمان در تهران هم به وزارت خارجه احضار شده است.خبرگزاریهای ایران گزارشدادهاند علی اکبر صالحی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفتوگو با وزیر خارجه آلمان به «حضور» سران پژاک در این کشور اعتراض کرده و همزمان، کاردار آلمان در تهران هم به وزارت خارجه احضار شده است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روز شنبه و در غیاب سفیر آلمان در تهران، کاردار این کشور به وزارت خارجه احضار شده و نسبت به «اقامت» شماری از سران شبهنظامیان پژاک، اعتراض رسمی ابلاغ شده است. خبرگزاری فارس هم در گزارشی اعلام کرد علی اکبر صالحی در گفتوگوی تلفنی با گیدو وسته وله، وزیر خارجه آلمان، مراتب اعتراض تهران را اعلام کرده است. آنچنانکه خبرگزاری فارس گزارش داده، وزیر خارجه آلمان به آقای صالحی گفته است که این «موضوعی حقوقی» است و «به محض دریافت مدارک و مستندات محکمهپسند در این خصوص، وزارت خارجه آلمان پیگیریهای لازم را به عمل خواهد آورد.» این گزارش میافزاید آقای صالحی در گفتوگو تلفنی خود با آقای وسته وله، درخواست کرده دولت آلمان با گروه پژاک «برخورد» کرده و رحمان حاجاحمدی، رهبر این گروه که در آلمان به سر میبرد را «محاکمه» کند. جمهوری اسلامی ایران از حدود یک هفته پیش، درگیری مستقیمی با گروه پژاک در مرز کردستان ایران و کردستان عراق شروع کرده که این درگیریها هنوز ادامه دارد. آخرین گزارشها حاکی از این بود که شش تن از اعضای سپاه پاسداران، از جمله یکی از فرماندهان «سپاه علی بن ابیطالب قم» در جریان عملیات تعقیب و مقابله با گروه حزب حیات آزاد کردستان، پژاک، در شمال غرب ایران کشته شدهاند. خبرگزاری فارس هفته گذشته با اعلام این خبر نوشت که سرهنگ پاسدار عباس عاصمی، به همراه پنج تن دیگر حین انجام مأموریت در منطقه مرزی آلواتان سردشت به علت برخورد خودرو با مین کار گذاشته شده در این منطقه کشته شدند. این خبرگزاری نام پنج عضو دیگر سپاه پاسداران که بر اثر انفجار این مین کشته شدهاند را علیاکبر جمراسی، محمود احمدیتبار، موسوینژاد، مهدی خبیر و روحالله صحرایی اعلام کرد. آقای عاصمی فرماندهی اطلاعات سپاه علی بن ابیطالب، سپاه استانی استان قم را بر عهده داشته است. گروه پژاک که علیه جمهوری اسلامی ایران میجنگد روز یکشنبه گذشته اعلام کرده بود که در پی تبادل آتش با اعضای سپاه پاسداران، دو نفر از نیروهای این حزب کشته و چهار نفر نیز زخمی شدهاند. خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، دوشنبه، به نقل از روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت، فرمانده نیروی زمینی سپاه، از کشته شدن دهها نفر از اعضای پژاک در جریان درگیریهای چند روز گذشته در منطقه سردشت خبر دادهاست. محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران تأکید کرده بود که عملیات تعقیب و مجازات اعضای گروه پژاک «تا نابودی این گروه» ادامه خواهد داشت. در پی اظهارات فرماندهان سپاه پاسداران مبنی بر اینکه نیروهای سپاه، «کنترل کامل» سه مقر پژاک را در دست گرفتهاند، روز سهشنبه دولت عراق به جمهوری اسلامی درباره ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق هشدار داد و خواهان خویشتنداری ایران از ورود غیر مجاز به مناطق مرزی شد. با این وجود عملیات سپاه همچنان ادامه یافته و محمدتقی اصانلو، از فرماندهان سپاه پاسداران از کشته و زخمی شدن عدهای از اعضای پژاک در منطقه مرزی آلواتان، دشت وزنه و ارتفاعات گویزه در روز چهارشنبه خبر دادهاست. این خبر از سوی منابع مستقل خبری تأیید نشده است.
در پی انتشار خبر ترور «یکی از متخصصان هستهای ایران»، مرتضی تمدن استاندار تهران به خبرگزاری دولتی ایران گفت که ابعاد این حادثه در دست بررسی است. خبرگزاریهای ایران پیش از این کشته شدن داریوش رضایی در یک سوءقصد خبر داده و او را از متخصصان هستهای کشور معرفی کرده بودند.در پی انتشار خبر ترور «یکی از متخصصان هستهای ایران»، مرتضی تمدن استاندار تهران به خبرگزاری دولتی ایران گفت که ابعاد این حادثه در دست بررسی است. خبرگزاریهای ایران پیش از این کشته شدن داریوش رضایی در یک سوءقصد خبر داده و او را از متخصصان هستهای کشور معرفی کرده بودند. خبرگزاری مهر پیشتر گزارش داده بود که داریوش رضایی، استاد فیزیک هستهای دانشگاه محقق اردبیلی، بعد از ظهر شنبه خیابان بنیهاشم تهران ترور شده است. خبرگزاری ایسنا نیز در گزارش مشابهی گفته بود که داریوش رضایی به ضرب گلوله یک موتور سوار به قتل رسیده است. با این حال ساعتی بعد خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از یک منبع آگاه نوشت که «نخبه علمی» ترور شده، داریوش رضایینژاد، دانشجوی مقطع دکترای رشته برق و الکترونیک بوده است. ایرنا در ابتدا آقای «رضایینژاد» را استاد دانشگاه خواجه نصیر تهران معرفی کرده بود اما با تغییر خبر خود وی را از «نخبگان برجسته و علمی کشور در زمینه برق و الکترونیک» معرفی کرد که با دانشگاهها و مراکز علمی کشور همکاری داشته است. آنگونه که ایرنا گزارش داده، این حادثه زمانی رخ داد که «داریوش رضایینژاد به همراه همسرش در زمان بازگشت محل کار به مهد کودکی که فرزندانشان که در آنجا نگهداری میشد مراجعه کردند و در مقابل مهد کودک مورد سوءقصد قرار گرفت.» در گزارشهای اولیه محل سوءقصد مقابل منزل مسکونی وی اعلام شده بود. در همین حال صفرعلی براتلو معاون سیاسی اجتماعی استاندار تهران به خبرگزاریهای ایرنا و ایسنا گفته است که تاکنون فردی در این رابطه بازداشت نشده است. آقای براتلو همچنین درباره اینکه آیا فرد ترور شده از دانشمندان کشور بوده است یا نه اعلام کرده که این موضوع در دست بررسی است و هنوز قطعیت پیدا نکرده است. در دو سال گذشته سه تن از دانشمندان اتمی و فیزیک ایران هدف سوءقصد قرار گرفتند که از میان آنها مسعود عیلمحمدی و مجید شهریاری جان باختند اما فریدون عباسی دوانی که اکنون هدایت سازمان انرژی اتمی ایران را بر عهده دارد از سوءقصد جان سالم به در برد. ایران سرویس جاسوسی اسرائیل را مسئول این ترورها معرفی کرده و در عین حال تأیید کرده است مجید شهریاری و فریدون عباسی دوانی هر دو از متخصصان ارشد هستهای ایران بودهاند. پس از ترور دو دانشمند هستهای ایران رسماً اعلام کرد که سطح حفاظت از دانشمندان هستهای خود را افزایش داده است.
رهبر جمهوری اسلامی روز شنبه در بندرعباس گفت" ایران هرگز هيچ کشور و هيچ قدرتي را به رويارويي و جنگ تشويق نكرده و نمی کند." آیت الله خامنه ای که از نیروی دریایی ارتش بازدید می کرد تاکید کرد جمهوری اسلامی تا آنجايي كه بتواند، از هر گونه رويارويي حساب شده يا تصادفي جلوگيري ميكند. آقای خامنه ای در عین حال هشدار داد "كساني كه می خواهند کار خودشان رادر خلیج فارس با حضور وتحكم نظامي پیش ببرند، بايد در مقابل خودشان يك ملت مقتدر را حس كنند."
" كادن باخ" كاردار آلمان در تهران در غياب سفير آن كشور، روز شنبه به وزارت امور خارجه ایران احضارشد. خبرگزاری ایرنا ، دلیل احضارکاردار آلمان را اعتراض شديد جمهوری اسلامی به اقدامات گروه پژاك و اقامت رهبر این گروه در خاك آلمان اعلام کرده است. افراد پژاک و نیروهای سپاه پاسداران در روزهای گذشته در مناطق مرزی ایران و عراق بشدت با یکدیگر درگیر شده اند. روز شنبه اجساد شش تن از اعضای سپاه پاسداران که در این درگیری ها کشته شده بودند در شهر قم به خاک سپرده شدند.
سپیده نوازنده و خواننده جوان موسیقی سنتی ایران، از ۹ سالگی، موسیقی سنتی را نزد خواننده نامآشنای زن ایرانی خانم پریسا آموخت و پس از آن از آموزشهای پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی بهره برد. او که به تازگی چهار کنسرت در شرق و غرب آمریکا برگزار کرده، میهمان این شماره از پیک فرهنگ است.سپیده نوازنده و خواننده جوان موسیقی سنتی ایران متولد سال ۱۳۶۱ در تهران است. او از ۹ سالگی، موسیقی سنتی را نزد خواننده نامآشنای زن ایرانی خانم پریسا آموخت و پس از آن از آموزشهای پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی بهره برد. خانم رئیس سادات مدرک کارشناسی خود را در رشته نقاشی گرفت. هنری که به گفته خود وی بر کم و کیف فعالیت آوازیاش تأثیرگذار بوده است. اما در ادامه او به ایتالیا رفت تا تحصیل در رشته شناخت موسیقی و پژوهش در مورد موسیقی ایران ساسانی را در دانشگاه بولونیا پی بگیرد. سپیده رئیس سادات پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد از این دانشگاه، اکنون دانجوی مقطع دکترای دانشگاه تورنتو در رشته شناخت موسیقی قومی و محلی است. گرچه سابقه خوانندگی خانم رئیس سادات در ایران به یک دهه و اندی پیش بر میگردد، اما دو سالی است که نامش در میان عموم دوستداران موسیقی سنتی ایران بر سر زبانها افتاده است. خانم رئیس سادات در ایران با پرویز مشکاتیان در چند اجرا و آلبوم همکاری داشت و پس از درگذشت آقای مشکاتیان تصنیف «سرو آزاد» از ساختههای او را در بزرگداشتش خواند. او که به تازگی چهار کنسرت در شرق و غرب آمریکا برگزار کرد و تور آمریکاییاش او را از نیویورک به واشینگتن و سپس از لسانجلس به برکلی برد. سپیده رئیسسادات، میهمان این شماره از پیک فرهنگ است تا از حال و هوای این کنسرتها و نیز فعالیتهایش در زمینه خوانندگی و نوازندگی بگوید. گفتوگوی امیرمصدق کاتوزیان با سپیده رئیسسادات در مورد فعالیتهای هنریاش خانم رئیس سادات، از اینجا شروع کنیم که تجربه برگزاری چهار کنسرت در شرق و غرب آمریکا برایتان چگونه بود؟ تقریبا میشود گفت بعد از دو سال دوباره کنسرت به شکل جدی در آمریکا اجرا کردم. بعد از دو سال که فکر میکنم مردم بیشتر از روی اینترنت کارهای مرا دیده بودند. احساس کردم بعد از کنسرتها که تعداد زیادی مشتاق بودند که همان کسی که روی اینترنت و تلویزیون دیدند را از نزدیک ببینند. برای من هم متقابلاً همین جالب بود که از طریق اینترنت عکسالعمل مردم را نسبت به کارم دیده بودم، اما وقتی از نزدیک دیدم خیلی خیلی راحتتر توانستم علاقهشان را نسبت به کاری که میکنم ببینم. بعد از کنسرت لسآنجلس بر روی صحنه در پاسخ به پرسشی گفتید علاوه بر خانم پریسا و زندهنام پرویز مشکاتیان که حق استادی به گردنتان داشتند و دارند، پژوهش در موسیقی و سازهای دوران ساسانی و همینطور تجربه قبلیتان در نقاشی هم در کارهایتان بیتأثیر نیست. تأثیر این دو عامل آخر چه بازتابی در کارتان دارد؟ خیلی مشکل است من شاید بیشتر به آن فکر کنم. اینکه دقیقاً نقاشی چه اثری میگذارد. ولی فکر میکنم مسلماً بر زیباییشناسی شما اثر میگذارد. یعنی ظرافتهای هنر، تفاوتی ندارد. چه موسیقی، چه نقاشی. بیشتر لمس میکنید. مسلماً اگر که لیسانس نقاشی داشته باشم، کار موسیقی و آواز بکنم فکر میکنم فرق بکند با کسی که مثلاً لیسانس بیولوژی دارد. فکر میکنم در دریافت هر کسی از هنر تأثیرگذار باشد و خوب مسلماً موسیقی قدیم ایران هم باز همینطور است. یعنی تحقیق در مورد یک چیز هنری است. آنقدر دقیق که بتوانم بگویم که روی چه نتی از آوازم تأثیر میگذارد، نمیتوانم بگویم. اما فکر میکنم به هر حال بیتأثیر نباشد. نتیجه کاوشتان در موسیقی دوران ساسانی چه بوده؟ آیا در این پژوهش به مواردی از موسیقی زنان هم برخوردید؟ تحقیق من راجع به کل موسیقی ساسانی بود. اما به دلیل این که ما تعداد زیادی نوشته نداریم، در واقع میشود گفت دو سه منبع نوشته شده اصلی وجود دارد برایمان، بیشتر تعداد نقش برجستهها و نقاشیها بوده که به من کمک کرد. نقش برجستهها و نقاشیها هم، خوب بیشتر سازها نقاشی شدهاند. در مورد خانمها چیزی که به دست من رسیده از موسیقی ساسانی، قسمت عمده موزیسینها خانمها هستند. چنگنوازهای دوره ساسانی چه در نقاشی و چه اسامی که آمده، حالا اگر نگویم اکثریت با خانمها هست ولی حضور مساوی دارند. یعنی همان تعدادی که نام نوازنده مرد هست، مثلاً در دربار خسرو پرویز، همانطور هم به همان اندازه نوازنده خانم هست. همانقدر هم در اسطورههای آن دوره به هر حال چقدر حقیقی است و چقدر داستانی، خانمها وجود دارند. خواننده هم همینطور؟ اکثراً این طوری گفته میشده که میخواندند، چنگنواز بودند یا بربطنواز بودند. در نقاشیهایی که هست اصلاً شاید اینکه خانمها بیشترند به دلیل این است که خانمها بیشتر شاید نقاشی شدهاند. یعنی آن را نمیشود یک اصل قرار داد. ولی تعداد خانمهایی که نقاشی شدهاند بیشتر است. در یکی از مصاحبههای پیشینتان گفته بودید که رسانهها باید کوشش بیشتری کنند که خوانندههای زن فعال در ایران بیشتر شناخته شوند. شما دو سالی است که در میان عموم مخاطبان بیشتر شناخته شدید. در صورتی که سالها پیش از آن هم در ایران فعال بودید و در میان خواص شناخته شده بودید. به نظر خودتان چرا این شهرت عمومی تا این اواخر به تعویق افتاده بود؟ شاید بتوانم برعکس این را بگویم. یعنی چرا دو سال اخیر بیشتر کار من را شنیدند؟ شاید جواب سؤالتان را بدهد. فکر میکنم یکی از دلایل مؤثر این داستان حضور اینترنت است. دو سه سال اخیر تأثیر اینترنت و یوتیوب و هر رسانه به این صورت در مردم چه ایران و چه خارج از ایران خیلی بیشتر شده. به خصوص فیسبوک. فکر میکنم که دلیل اصلیاش این باشد. من مثل همه زندگی هنریام کار موسیقی کردم. توی این دو سال هیچ کار بیشتر از بیست سال پیش نکردهام. حالا شاید ۱۲ سال پیش که کار حرفهای موسیقی را شروع کردم یعنی به شکل این که آلبومی ضبط کنم که منتشر شود، اما همیشه روند کاریام در این ۱۲ سال ۱۳ سال می شود گفت همینطور بوده. منتها به دلیل اینکه مردم در اینترنت خیلی بیشتر ویدئوها را خودشان پخش میکنند یا اینکه از ایران بیشتر میآیند و اصلاً پدیدهای به اسم فیسبوک آمده و این دلیل این است که مردم بیشتر کار مرا شناختند. ولی چیزی که در ایران مانع می شد که بیشتر از این شناخته شوید یا کسان دیگری که در موقعیت شما باشند این طور باشد برایشان، چه بوده؟ آیا جور دیگری میتواند باشد که مثلاً زودتر بدانند که خوانندههای زن، خوانندههای جوانی مثل شما هستند که دارند میخوانند؟ خوب مسلماً اینکه من خانم بودم، خیلی خیلی جلوی کارم را گرفته. یعنی مسلماً آن بازتابی که باید داشته باشد کار من در مقایسه با یک خواننده مرد مسلماً خیلی تفاوت دارد. اگر که شاید ۱۲ سال پیش آقای مشکاتیان کاری از من ضبط نمیکرد شاید آن زمان هیچکس نمیدانست که من آن موقع داشتم کار موسیقی میکردم. در خارج از ایران امکان این هست که خانمها بیایند و موسیقی اجرا کنند و صدایشان شنیده شود. خیلی ساده میشود پرس و جو کرد. به کلاسها میشود رفت. میشود نشست پرسید استادان آوازی که وجود دارند کیست، از استادان میشود پرسید خانمهایی که پیششان میآیند کیستند، خانمهایی که خوب میخوانند چه کسانی هستند، کارشان جدیتر چه کسانی هستند، خانمهایی که پیشکسوت هستندند در آواز ایران... اجرای زنده در برکلی / سپیده رئیسسادات چون به هر حال پدیده خواندن خانمها که چیز جدیدی نیست. در موسیقی قبل از انقلاب حضور خانمها کاملاً به اندازه آقایان بوده، اگر بیشتر نبوده. آواز هم یک چیز فیزیکی است. یعنی نمیشود حرکت اجتماعی خوانندههای خانم را یک باره ناپدید کند. این است که بر خلاف این نظر که خانمها حضور کمرنگی دارند بله ولی وجود دارند. روی صحنه نیستند ولی وجود دارند. شاید بشود گفت ما به ازای موسیقی سنتی و ملی ایران در غرب موسیقی کلاسیک است. برخی از دست اندرکاران موسیقی کلاسیک غرب بازنگریهایی نه در خود این موسیقی لزوماً، در نحوه عرضه این نوع موسیقی کردند و میکوشند تا حدی از آن حالت رسمی فاصله بگیرند و گاهی ارتباطات متقابل و اصطلاحاً خودمانی با مخاطب برقرار کنند. یعنی حتی در اجرای زنده. شما در جایگاه یکی از جوانترین خوانندههای شناخته شده زن ایرانی موسیقی سنتی، اگر نه جوانترین آنها، فکر میکنید این نوع موسیقی تا چه حد میتواند مخاطبان خودش را افزایش دهد؟ صد در صد نمیدانم. امیدوارم این چیزی که دارم میگویم درست باشد. اما فکر میکنم که اتفاقاً موسیقی نیست، متن موسیقی نیست که مردم نپذیرفتند. یا نسبت به آن کملطفی دارند یا کمتر دوست دارند آن موسیقی را یا هرچیزی که اسمش را بخواهید بگذارید. من فکر میکنم نوع اجرای ما مجریان موسیقی است که آن طور که باید موسیقی را شاید یک زمانهایی نتوانستیم آن طور که باید اجرایش کنیم. یعنی برای اینکه شنوندهها هم بنشینند و با آن رابطه برقرار کنند. یعنی ما هستیم که آن را این طور ارائه کردیم. من اتفاقاً فکر میکنم که در خود نسل موسیقی سنتی اشکال نیست. با چه شگردهایی ممکن است که این نوع نگاه عوض شود؟ من نمیخواهم بگویم که مثلاً مرا صد در صد همه پذیرفتهاند، اما به قول خود شما یک مقداری از جوانها به موسیقی من گوش میکنند. من هم موسیقیام را با هیچ موسیقی دیگر تلفیق نکردهام. موسیقی کاملاً سنتی و شاید سنتیتر از خیلی کسانی که الان ظاهراً موسیقی سنتی کار میکنند، موسیقیام را اجرا میکنم، یعنی شاید موسیقی دوره مشروطه اجرا بکنم و یا کاملاً آواز عین ردیف یک جاهایی بخوانم. اگر مردم همان را میپذیرند و اگر مثلاً تصنیف فروردین را که من اجرا کردم به هرحال از بازتاب مردم میتوانم بفهمم که این تصنیف را دوست دارند، من فکر میکنم نوع اجرایش است که مردم خوششان آمده. وگرنه این تصنیف سالها اجرا شده و اجرا کردند و تصنیف تصنیف خیلی قدیمی است. حالا شاید اینکه یک زن دارد این را اجرا میکند اینکه من ساز زدم و خواندم همزمان یعنی کاملاً بیان کل این تصنیف از طرف یک نفر است و به همین دلیل هم این انرژی اجرای این پخش نشده بین مثلاً پنج نوازنده. فکر میکنم هرچه تعداد نوازنده را بیشتر کنیم خیلی... خوب رنگآمیزی بیشتر ممکن است بشود اما ممکن است آن بیان از یک نفر رابطه کمتر برقرار شود. شاید اینها هست که اثر گذاشته. دو شب پیش از کنسرت خودتان در سانفرانسیسکو محسن نامجو، دست اندرکار موسیقی تلفیقی هم کنسرتی داشت که شما یکی از تماشاگران و شنوندههایش بودید. نظرتان درباره پرمخاطب بودن این گونه موسیقی در بخشی از جامعه ایران چیست و نظرتان به طور کلی در مورد موسیقی تلفیقی؟ به طور کلی من فکر نمیکنم که موسیقی تلفیقی... یعنی به خصوص منظورم از موسیقی تلفیقی فکر میکنم منظور شما هم از موسیقی تلفیقی تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با موسیقی غربی باشد... من فکر نمیکنم که با این شیوه که دارد پیش میرود ادامه داشته باشد. قاعدتاً ممکن است جوابگوی دورهای و زمانی از موسیقی ایران باشد یا حتی ممکن است تا سالهای بیشتری هم جوابگوی این داستان باشد، اما فکر نمیکنم آنچنان دریچهای را برای موسیقی باز کند. من نظرم این است که بیشتر از اینکه ژانر موسیقی مهم باشد، نوع اجرای آن ژانر موسیقی مهم است. من فکر میکنم یک آدمهایی مثل محسن نامجو که موزیسینهای خلاقی هستند اگر که ژانر دیگری از موسیقی را هم اجرا میکردند، مردم همانقدر شیفته کارشان میشدند. من فکر میکنم باید دنبال راههایی باشیم که آن را پیدا کنیم نه که به سرعت موسیقیمان را عوض کنیم تا مردم بپسندند و دوست داشته باشند. من فکر میکنم در هر موسیقی که کار میکنیم سعی کنیم که آن کلیشهها را بگذاریم کنار. بدانیم که این هنر است. یعنی یاد بگیریم که این هنر است. باید در آن خلاقیت باشد. باید عاطفه باشد و باید رابطه و نگاه باشد. یعنی مجموع اینهاست که مردم تحت تأثیرش قرار میگیرند. مردم ما مردمی هستند که چندین قرن است کسی مثل حافظ را نگاه داشتهاند. حافظ هم شاعر کاملا کلاسیک ایرانی است. هیچوقت مردم از بردن نامش خسته نمیشوند. از خواندن شعرهایش خسته نمیشوند. ما نمیتوانیم بگوییم اگر چیزی سنتی است پس مردم ما دوست ندارند. برای اینکه شعرهای آن شاعر آنقدر در دل مردم نشسته که شاید چیز دیگری را خیلی سختتر قبول کنند.
اتحاديه اروپا وعده داد که برای نجات جان ۱۲ ميليون نفری که در کشورهای شاخ آفريقا با خطر قحطی رو به رو هستند، ۴۰ ميليون دلار کمک خواهد کرد. در شاخ آفريقا يک خشکسالی که در دهه های اخير سابقه نداشته، ميليونها نفر را در کشورهای سومالی، اتيوپی، کنيا، جيبوتی و اوگاندا در معرض خطر قرار داده است. اتحاديه اروپا پيشتر ۱۰۰ ميليون دلار برای حل مشکلات ناشی از خشکسالی کمک کرده است.
محمود عباس، رئيس تشکيلات خودگردان فلسطينی روز شنبه در گردهمآيی ديپلماتهای فلسطينی از سراسر دنيا گفت که در حال حاضر، اعلام موجوديت کشور فلسطين در سازمان ملل، تنها راه پيش روی فلسطينی هاست. آقای عباس در اين گردهمآيی که در استانبول برگزار شد، گفت: «ما به سازمان ملل می رويم چون مجبور شده ايم. اين کار اقدامی يکجانبه نيست، ساخت و سازهای اسرائيل اقدامی يک جانبه است.» مذاکرات صلح فلسطينی ها و اسرائيلی ها در ۱۰ ماه گذشته به دليل ادامه يافتن شهرک سازی يهوديان در مناطق اشغالی، متوقف شده است. نشست استانبول که در آن رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه نيز حضور داشته، با هدف نهايی کردن استراتژی فلسطينی ها برای حضور در اجلاس ماه سپتامبر مجمع عمومی سازمان ملل، برگزار شده است. اسرائيل بارها اعلام کرده که اگر فلسطينی ها به شکل يک جانبه کشور فلسطين را تشکيل دهند، با تاييد اسرائيل همراه نخواهد شد.
مقامهای سازمان ملل میگویند نیروهای انتظامی سوری ممکن است در جریان سرکوب معترضان در این کشور مرتکب مواردی از جنایت علیه بشریت شده باشند. پیشتر عفو بینالملل رفتار حکومت سوریه با معترضان این کشور را «جنایت علیه بشریت» خوانده بود.مقامهای سازمان ملل میگویند نیروهای انتظامی سوری ممکن است در جریان سرکوب معترضان در این کشور مرتکب مواردی از جنایت علیه بشریت شده باشند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، نگرانیهای سازمان ملل متحد در این باره، روز جمعه در قالب بیانیهای توسط فرانسیس دِنگ، مشاور ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور پیشگیری از نسلکشی، و ادوارد لاک، مشاور ویژه مسئولیت حمایت، ابراز شده است. این دو مشاور ویژه بان گی مون در بیانیهای مشترک نوشتند: «بر پایه اطلاعاتی که در دست است، مشاوران ویژه به این نتیجه رسیدهاند که دامنه و میزان خشونتها نشانگر وجود احتمال جدی ارتکاب جنایات علیه بشریت در سوریه است.» این دو مشاور در ادامه خواستار انجام تحقیقاتی «مستقل، کامل و بیطرفانه» در پیوند با رخدادهای سوریه شدهاند. بان گی مون پیش از این از دولت بشار اسد خواسته بود تا اجازه دهد کاروانهای بشردوستانه به مناطق آسیبدیده از سرکوبها بروند. دبیرکل سازمان ملل همچنین از دولت سوریه خواسته تا به هیئت حقیقتیاب شورای حقوق بشر سازمان ملل اجازه بازدید از این مناطق را بدهد. دو مشاور ویژه آقای بان روز جمعه در بیانیه خود در این ارتباط افزودند: «بدون برداشته شدن این گامها، کاهش تنشهای موجود و جلوگیری از افزایش خشونت کاری بسیار دشوار خواهد بود.» پیش از این، در اواسط تیرماه سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی رفتار حکومت سوریه در قبال دموکراسیخواهان این کشور را «جنایت علیه بشریت» خوانده و از سازمان ملل خواست تا موضوع سوریه را به دادگاه بینالمللی کیفری ارجاع دهد. سازمان دیدبان حقوق بشر نیز ۱۸ تیرماه در گزارشی اعلام کرد سربازان و نیروهای امنیتی سوریه با تهدید به اعدام، مجبور به شلیک به سمت تظاهرکنندگان بیسلاح میشوند. نهاد رصد وضعیت حقوق بشر در سوریه که در لندن مستقر است میگوید طی چهار ماه حرکت اعتراضی در سوریه، تاکنون ۱٬۴۸۳ نفر از غیرنظامیان کشته و هزاران نفر نیز بازداشت شدهاند. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز روز شنبه خبر داد که در این روز قطاری در مسیر حلب به دمشق، در مرکز سوریه از خط خارج شده و آتش گرفت که بر اثر آن لوکوموتیوران جان خود را از دست داده و ۱۴ تن دیگر نیز زخمی شدند. بنا به این گزارش، مقامهای سوری بهسرعت تقصیر این رخداد را متوجه معترضان کرده و مدعی شدند که «افراد مسلح و تبهکاران مخالف دولت با سوءاستفاده از تظاهرات اعتراضی مردم بیگناه را هدف اعمال تروریستی خود قرار میدهند.» مقامهای سوری برای اثبات این مدعا مدرکی ارائه نکردهاند. روز جمعه در ادامه تظاهرات خیابانی مخالفان حکومت سوریه، هفت نفر در شهرهای مختلف این کشور کشته شدند. به گفته نماینده جمعیت حقوق بشر سوریه، عبدالکریم ریحاوی، در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی سوریه، دو نفر در دمشق، سه تن در ادلِب و دو تن دیگر در درعا کشته شدند. این در حالی است که خبرگزاری رسمی سوریه، از کشته شدن تنها یک نفر در ادلب در این روز خبر میدهد. به گفته مخالفان، ۳۵۰ هزار نفر روز جمعه در تظاهرات علیه حکومت بشار اسد در شهرهای مختلف سوریه، بهویژه در حمات و دمشق شرکت داشتند، و خواهان آزادی زندانیان سیاسی شدند. مخالفان، تظاهرات روز جمعه را به هزاران زندانی سیاسی اختصاص دادند که به گفته آنان شمارشان به ۱۵۰۰۰ نفر میرسد.
بامداد روز شنبه، موجی از انفجارهای پياپی، طرابلس پايتخت ليبی را لرزاند. به گزارش خبرگزاری فرانسه برخی از اين انفجارها در نزديکی مجتمع محل سکونت معمر قذافی رهبر ليبی رخ داده اند. همزمان شورشيان اعلام کردند که در شرق طرابلس حملاتی را سازمان دهند و در جريان اين حملات يک مقام امنيتی عالی رتبه رژيم قذافی کشته شده است. اما حکومت قذافی هرگونه حملات شورشيان را در پايتخت تکذيب می کند و می گويد که در حال حاضر، طرابلس تنها با حملات هوايی ناتو رو به رو است.
مقامهای سازمان ملل اعلام کردند که نيروهای امنيتی سوريه در مظان اتهام «جنايت عليه بشريت» قرار دارند. دو تن از مشاوران بن کی مون دبير کل سازمان ملل در بيانيه ای که جمعه شب منتشر کردند اعلام کردند که بر اساس اطلاعات موجود احتمالا در سوريه «جنايت عليه بشريت» رخ داده و کماکان رخ می دهد. سازمان نظارت بر حقوق بشر در سوريه اعلام کرده که در جريان چهارماه سرکوب اعتراضهای مخالفان در اين کشور، هزار و ۴۸۳ نفر کشته شده اند. مخالفان خواهان پايان حکومت بشار اسد و آزاديهای سياسی – اجتماعی هستند.
دو سازمان اصلی یهودیان آرژانتین روز جمعه در بیانیهای مشترک با رد پیشنهاد ایران مبنی بر کمک به روند پرونده انفجار در ساختمان آمیا این پیشنهاد را تنها تلاشی برای «کاستن از فشار و انزوای بینالمللی» علیه تهران دانستند.دو سازمان اصلی یهودیان آرژانتین روز جمعه در بیانیهای مشترک با رد پیشنهاد ایران مبنی بر کمک به روند پرونده انفجار در ساختمان آمیا این پیشنهاد را تنها تلاشی برای «کاستن از فشار و انزوای بینالمللی» علیه تهران دانستند. اشاره این دو سازمان به بیانیه هفته گذشته وزارت خارجه جمهوری اسلامی است که برخلاف گذشته از آمادگی تهران برای همکاری در پرونده انفجار مرکز یهودیان آمیا در شهر بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، خبر میداد. از زمان وقوع انفجار در این ساختمان در سال ۱۹۹۴ که ۸۵ کشته و دهها مجروح بر جای گذاشت این نخستین بار است که جمهوری اسلامی اعلام میکند آماده همکاری در این پرونده است. پیش از این و به دنبال نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی ایران از سوی آرژانتین و آمریکا در این حادثه، مقامات تهران همواره این اتهامات را رد کردهاند. دو سازمان عمده یهودیان آرژانتین به دنبال اعلام پیشنهاد جمهوری اسلامی در بیانیه خود با اشاره به این که پیشنهاد همکاری ایران «معتبر و پذیرفتنی» نیست، از دولت آرژانتین خواستهاند که حکم توقیف هشت مقام عالیرتبه ایرانی را محترم بشمارد. در حال حاضر نام شش تن از متهمان ایرانی پرونده آمیا، از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد وحیدی، علی فلاحیان و محسن رضایی در فهرست افراد تحت تعقیب پلیس بینالملل قرار دارد. دو سازمان آمیا و دایا که نماینده اکثریت یهودیان آرژانتین به شمار میروند در بیانیه خود همچنین آوردهاند که «پیشنهاد دیالوگ و همکاری [از سوی ایران] هیچ هدف دیگری ندارد جز تلاش برای کاستن از فشار و انزوای بینالمللی» علیه ایران. مخالفت دو سازمان یهودی آرژانتین با پیشنهاد ایران برای کمک به روند پرونده آمیا در حالی است که دولت آرژانتین این اعلام آمادگی را گامی «بسیار مثبت» دانست و گفت که از آن استقبال می کند. هکتور تیمرمن، وزیر امور خارجه آرژانتین، در آستانه سالگرد انفجار مرکز یهودیان آمیا در بوئنوس آیرس، در بیانیهای با اظهار اینکه هنوز نامه رسمی از طرف مقامهای ایرانی در این خصوص دریافت نکرده، این اظهارات را در صورت صحت، گامی «بیسابقه و بسیار مثبت از سوی مقامهای ایرانی» ارزیابی کرد. در همین حال گروهی متشکل از خانوادهها و دوستان قربانیان آمیا حمایت خود را از گفتوگوی دولت آرژانتین با ایران در این باره اعلام کردهاند، مشروط به این که پای امتیازات اقتصادی یا سیاسی در میان نباشد.
محمد بن همام، از مقامهای فيفا که به فساد مالی متهم است، در آستانه اعلام رای نهايی پرونده اش گفت که انتظار ندارد با او عادلانه برخورد شود. آقای بن همام که اهل قطر است و سالها رياست کنفدارسيون فوتبال آسيا – AFC – را بر عهده داشته، در آستانه انتخابات رياست فيفا به فساد مالی و پرداخت رشوه متهم شد. او در وب سايت شخصی اش نوشته است: «اگر من مجرم شناخته شوم، کسی نبايد تعحب کند.» در صورتی که کميته ويژه بررسی اتهام محمد بن همام، او را مجرم اعلام کند، اين مقام عالی رتبه فيفا برای هميشه از فعاليت در فوتبال منع خواهد شد. اين حکم روز شنبه اعلام می شود.
سازمان مجاهدين خلق روز جمعه مدعی شد که ايران، چندين پروژه هسته ای خود را با هدف «ساخت سلاح هسته ای» در يک سازمان جديد، متمرکز کرده است. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، سخنگوی مجاهدين خلق گفته است که وزارت دفاع ايران در ماه مارس، يک سازمان تازه به نام سازمان «پژوهشهای نو دفاعی» تاسيس کرده و تمامی پروژه های هسته ای را به اين سازمان سپرده است. هر چند که برخی از ادعاهای قبلی سازمان مجاهدين خلق درباره برنامه هسته ای ايران تاييد شده، اما در مواردی هم اين ادعاها رد شده اند. هنوز وزارت امور خارجه آمريکا و دولت ايران به ادعاهای تازه اين سازمان واکنشی نشان نداده اند.
دولت بريتانيا روز جمعه، اعدام سه نفر را در ملاء عام در ايران محکوم کرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، آليستر بارت، معاون وزير امور خارجه بريتانيا در امور خاورميانه و شمال آفريقا، اين اعدام ها را «وحشيانه» خواند. اخيرا ويدئويی منتشر شده که در آن سه متهم به تجاوز، بر روی سقف اتوبوس ايستاده اند و طناب داری که به پل بالای سرشان بسته شده، به گردن آنها اندخته می شود. اين سه تن در برابر چشم مردم عادی جان می دهند. آقای بارت از ايران خواست که برای اعدام تمامی مجرمان به استاندارهای بين المللی احترام بگذارد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی، محمود احمدی نژاد خواهان پایان مخفی کاری و ساخت علنی بمب هسته ای است، اما آیت الله خامنه ای با این نظر مخالف است. این خبرگزاری چگونگی دستیابی به این بررسی اطلاعاتی را منتشر نکرده، اما در عین حال تاکید کرده که نمی تواند نظرات این ارزیابی اطلاعاتی را تایید کند. در این گزارش آمده بر خلاف ارزیابی های معمول که در آنها، آقای احمدی نژاد، سیاستمداری میانه رو در برنامه هسته ای توصیف می شود، در ارزیابی تازه گفته شده که وی به دنبال ساخت علنی بمب هسته ای است. این گزارش می افزاید که علت مخالفت آیت الله خامنه ای، نگرانی از واکنش احتمالی غرب به چنین رویکردی است.
دو سازمان اصلی يهوديان در آرژانتين روز جمعه پيشنهاد ايران را برای همکاری در تحقيقات درباره بمب گذاری سال ۹۴، رد کردند. در بمب گذاری سال ۹۴، مرکز يهوديان آميا در بوينس آيرس با خاک يکسان شد و ۸۵ نفر کشته شدند. سازمان يهوديان آرژانتين – آميا – و نمايندگی انجمن های اسرائيلی در آرژانتين – دائيا – در بيانيه ای مشترک، پينشهاد همکاری ايران را «غير معتبر» توصيف کرده اند. مقامهای آرژانتينی می گويند که بمب گذاری سال ۹۴ توسط يکی از اعضای حزب الله لبنان و به دستور تهران انجام شده است. ايران اين اتهام را رد کرده است.
جشنواره فيلم سارايوو، جمعه شب به افتخار جعفر پناهی کارگردان سرشناس ايرانی با نمايش فيلم بادکنک سفيد، نخستين فيلم اين کارگردان، افتتاح شد. به گزارش خبرگزاری رويترز، ميرساد پوری واترا، مدير اين جشنواره، نمايش فيلم جعفر پناهی را «يادآوری اهميت آزادی و خلاقيت هنری» توصيف کرد. جشنواره فيلم سارايوو مهمترين جشنواره سينمايی در ميان کشورهای بالکان است. جعفر پناهی که جوايز معتبر بسياری در کارنامه خود دارد، به شش سال زندان و ۲۰ سال ممنوعيت فيلمسازی محکوم شده است.
پليس نروژ روز شنبه اعلام کرد متهم بمب گذاری اسلو و تيراندازی در جزيره اوتايا، يک «مسيحی بنيادگرا» است. تعداد قربانيان اين دو حادثه به ۹۱ تن رسيده است. ۸۴ نفر از قربانيان جان خود را در تيراندازی در اردوی جوانان هوادار حزب کارگر نروژ از دست داده اند. هفت تن از قربانيان نيز در پی انفجار بمبی در نزديکی دفتر نخست وزير نروژ کشته شدند. هر دو حادثه در روز جمعه رخ داده اند. پليس اعلام کرد بر اساس اطلاعاتی که از اينترنت به دست آمده، متهم ۳۲ ساله اين حملات، يک راستگرای افراطی است. به گزارش رسانه های محلی نروژ نام اين متهم «آندريس برينگ بريويک» است. به گفته پليس او يک نروژی است.
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز جمعه گفت که «صدا و سیما نباید تریبون دولت شود» و «رسانهها باید اطلاعات و تحلیل درستی به مردم ارائه دهند.» وی همچنین از «دعواهای سیاسی» و سیاستهای اقتصادی دولت انتقاد کرد.علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز جمعه گفت که «صدا و سیما نباید تریبون دولت شود» و «رسانهها باید اطلاعات و تحلیل درستی به مردم ارائه دهند». وی که روز جمعه در مراسمی در شهرستان فیروزکوه سخن میگفت همچنین از اینکه «برخی قوانین بر اساس تصویب مجلس اجرا نمیشود» و همچنین از «حاشیهپردازیها» و «دعواهای سیاسی» در ایران انتقاد کرد. رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس در بخش دیگری از سخنان خود از سیاستهای اقتصادی دولت بهویژه اینکه به گفته او «همه سرمایههای ایران در راه هزینههای جاری مصرف میشود و هیچ گاه صرف تولید در کشور نشده» انتقاد کرد. «افکار و آرای مختلف در جامعه را مطرح کنید» بنا به گزارش رسانههای داخلی ایران، علی لاریجانی در سخنان روز جمعه خود گفت: «رسانهها باید اطلاعات و تحلیل درستی به مردم ارائه دهند و اگر اشکالاتی در سه قوه وجود دارد به صورت منطقی مطرح کنند. مردم باید احساس کنند افکار و آرای مختلف در جامعه مطرح میشود و نباید صدا و سیما تریبون دولت شود و معتقدم اگر در هر حوزهای اشکالی وجود دارد باید مطرح شود، اما نباید به سمت مسخرگی برود و مسائل را باید جدی مطرح کرد.» رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: «در زمان دوم خرداد برخی رسانههای زنجیرهای بهدنبال تلقین خشونت در میان بسیجیان بودند، در حالی که بسیجیان همواره اهل مجاهدت در راه خدا بودهاند.» علی لاریجانی که یک دهه ریاست صدا و سیما را بر عهده داشته و عزتالله ضرغامی، رئیس فعلی رادیو و تلویزیون دولتی ایران، از معاونان وی در آن سالها به شمار میرفت، پیش از این نیز انتقادش از صدا و سیما را پنهان نکرده و بارها نسبت به «تخریب جایگاه مجلس از سوی صدا و سیما» هشدار داده است. میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران نیز پیش از این در انتقادهای مشابهی صدا و سیما را به «تبلیغات یکطرفه و یکجانبهگرایی» متهم کرده و بارها خواستار فرصتی برای حضور خود و کارشناسان در تلویزیون و پاسخگویی به تخریبها شده بودند، خواستهای که پاسخی دریافت نکرد. این دو کاندیدای منتقد دولت که هماینک در بازداشت خانگی بهسر میبرند و ارتباطشان با دنیای بیرون قطع شده است پیش از این همچنین بارها درخواست مطرح شدن افکار و آرای مختلف در جامعه را داده بودند. «آدم گاهی خجالت میکشد که در جامعه ما چنین حرفهایی مطرح میشود» علی لاریجانی در سخنان خود خواستار «اجرای صحیح قانون» شد و افزود: «گاهی که مجلس ابراز نگرانی میکند به این دلیل است که برخی قوانین بر اساس تصویب مجلس اجرا نمیشود.» وی با اظهار این که «نباید تشنج در کشور ایجاد کرد و هر روز با کینهورزی اقداماتی را انجام داد» در ارتباط با روحانیون و حوزههای علمیه نیز گفت که «حرفهایی که عدهای اخیرا مطرح کردهاند بسیار سبک است و آدم گاهی خجالت میکشد که در جامعه ما چنین حرفهایی مطرح میشود.» اختلافات میان دولت و مجلس در ایران که در ماههای اخیر به دامنه آن افزوده شده تاکنون باعث شده تا دولت از اجرای شماری از تصویبات مجلس طفره برود یا نسبت به اجرای این مصوبات بیاعتنایی نشان دهد. از سوی دیگر اختلافات پیش آمده بین گروهی از روحانیون با تیم محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی، باعث درگیری لفظی و رسانهای این دو جناح در ماههای اخیر شده است. در همین حال انتظار میرود انتخابات مجلس نهم نیز که قرار است در اسفندماه سال جاری برگزار شود صحنه جدال و رقابت شديد ميان اصولگرايان مخالف دولت احمدینژاد و هواداران رئيس جمهوری اسلامی ايران باشد. شیوه توزیع در هدفمند کردن یارانهها «درست نبود» بخش دیگر انتقادات رئیس مجلس از وضعیت اقتصادی در ایران بود. وی در این خصوص گفت: «ایران دارای منابع عظیم نفتی و گازی است و سرمایههای بسیاری در اختیار دارد، اما همه آنها را در راه هزینههای جاری مصرف میکنند و هیچ گاه این هزینهها صرف تولید در کشور نشده است.» علی لاریجانی همچنین به اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها در ایران اشاره کرد و گفت: «در قانون یارانهها شیوه فعلی توزیع مد نظر مجلس نبود و ما میدانستیم اگر به این شیوه توزیع شود منجر به تورم خواهد شد. لذا حدی برای آن گذاشته بودیم تا به تولید کشور لطمه وارد نشود، اما به موقع و به درستی این کار انجام نشد.» وی اضافه کرد: «هماکنون شاهدیم بعد از گذشت چند مدت از اجرای طرح هدفمندی یارانهها واحدهای تولیدی دچار مشکل شدهاند و ما در بودجه سال ۹۰ برای این موضوع پیشبینیهایی را انجام دادیم.» پیش از این کروبی و موسوی نیز از اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها در شرایط بد اقتصادی ابراز نگرانی کرده و گفته بودند: «اجرای این طرح در شرایطی که کشور با تحریمهای شدید بینالمللی روبهرو است و نیز در وضعیتی که اقتصاد کشور دچار رکود بوده و بیکاری بالای ۳۰ درصد به اکثر استانها سرایت کرده و تورم در جامعه افسار گسیخته است، باری است که فشار آن بر اقشار متوسط و کمدرآمد جامعه خواهد آمد.»
اختلاف بر سر هفت میلیارد دلار است؛ بین بازیکنان لیگ بسکتبال حرفهای امریکا و مالکان تیمها. آسمانخراشهای میلیون دلاری معتبرترین لیگ حرفهای بسکتبال جهان فعلاً بیکار هستند و حتی حق استفاده از تجهیزات ورزشی باشگاههای خود را هم ندارند. کارن مکوندی، ملیپوش پیشین و کارشناس بسکتبال پاسخگوی سؤالات رادیو فردا درباره ماجراهای پرحاشیه NBA و سرنوشت گرانترین لیگ ورزشی در جهان است.کوبی برایانت در آستانه عقد قرارداد با بشیکتاش است و بسیاری دیگر از ستارههای NBA به تیمهای اروپایی پیوستهاند. اختلاف بر سر هفت میلیارد دلار است؛ بین بازیکنان لیگ بسکتبال حرفهای امریکا و مالکان تیمها. آسمانخراشهای میلیون دلاری معتبرترین لیگ حرفهای بسکتبال جهان فعلاً بیکار هستند و حتی حق استفاده از تجهیزات ورزشی باشگاههای خود را هم ندارند. آلوارو مارتین گزارشگر مؤسسه ESPN، در معرفی سایر لیگها به این بازیکنان بیکار، لیگ برتر بسکتبال ایران را در کنار لیگهای اسپانیا، ایتالیا، چین و ترکیه قرار داده است. در گزارش او آمده؛ علیرغم قانون ممنوعیت انجام معاملات تجاری بین آمریکا و ایران، یکی از آژانسهای نقل و انتقال بازیکن در آمریکا توانسته مجوز ترانسفر بازیکن به ایران را از وزارت خزانهداری امریکا کسب کند. اما آیا واقعاً ممکن است مهمترین رویداد بسکتبال جهان به تاریخ بپیوندند؟ کارن مکوندی بازیکن سابق تیم ملی بسکتبال ایران و باشگاه پرسپولیس، از جمله کارشناسان بسکتبال است که در رسانههای حرفهای این ورزش مثل تلویزیون و سایت رسمی NBA به تحلیل یکی از پرطرفدارترین ورزشهای جهان میپردازد. مکوندی همچنین گرداننده مهمترین رسانه مجازی بسکتبال به زبان فارسی، با عنوان «یادداشتهای توپ سرگردان» است. کارن مکوندی پاسخگوی سؤالات رادیو فردا درباره ماجراهای پرحاشیه NBA و سرنوشت گرانترین لیگ ورزشی در جهان است. به عنوان اولین سؤال، اصل قضیه در خصوص جنجالهای اخیر پیرامون احتمال تعطیلی مهمترین رویداد بسکتبال جهان چیست؟ کارن مکوندی؛ بازیکن سابق تیم ملی بسکتبال ایران لیگ بسکتبال ملی امریکا در وحله اول یک لیگ ورزشی است. ولی در عین حال مثل هر فضای حرفهای، یک محل کار هم هست. همه قوانین کاری که در آمریکا و کانادا بر اماکن کسب و کار حاکم است در این لیگ هم کاربرد دارد. یکی از این قوانین، اجازه ایجاد اتحادیههای صنفی است. بازیکنان بسکتبال در این لیگ همه عضو اتحادیه صنفی بازیکنان هستند و لیگ هم بر اساس قراردادی بین اتحادیه بازیکنان و صاحبان تیمها عمل میکند. قرار داد فعلی برای شش سال منعقد شده بود و در آخر ماه جون امسال خاتمه یافت. اما هنوز طرفین به توافق جدیدی دست نیافتهاند. این موضوع باعث تعطیلی لیگ (اصطلاحاً لاکاوت) و بیکارشدن همه بازیکنان عضو این اتحادیه شده است. تا چه اندازه احتمال دارد دنیای بسکتبال و هوادارانش از وجود لیگ NBA محروم شوند؟ پیش از این هم تاکنون چند بار مذاکرات بین اتحادیه بازیکنان و صاحبان تیمها باعث تاخیر در شروع فصل آینده شده و حتی درمورد لیگ ملی هاکی امریکا، یک فصل کامل از دست رفت. اما این بار شکاف بین طرفین بسیار عمیق است. این مذاکرات از یک سال و نیم پیش آغاز شده و طرفین هیچ گونه نرمشی جهت عقد قرارداد جدید از خودنشان ندادهاند. این موضوع همه علاقهمندان این لیگ را نگران کرده که شاید لیگ ملی آمریکا با چارچوب فعلی به پایان راه خود رسیده. باید دید در دو ماه آینده تا شروع و پیش فصل بعدی، طرفین کوتاه خواهد آمد یا نه. به نمونههای پیشین اشاره کردید. آیا در سالهای گذشته هم چنین مسئلهای با همین ابعاد وجود داشته ؟ بله. تعطیلی لیگ یا لاکاوت قبلاً هم چند بار رخ داده. شدیدترین آن در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۹ رخ داد که از ماه ژوئیه تا ژانویه به طول انجامید و تیمها ۵۰ بازی از ۸۲ بازی فصل عادی را از دست دادند! قبل از آن هم در سالهای ۱۹۹۵ و ۹۶ توقف کاری وجود داشته که البته سریعاً توافق حاصل شد. بازیکنانی هستند که قراردادهای چند ساله دارند؛ حالا اگر لیگ برگزار نشود وضعیت قراردادهای آنها چه خواهد شد؟ اگر این لیگ را به یک کارخانه تشبیه کنیم و بازیکنان را پرسنل کارخانه، اکنون کارخانه بسته شده و واحد دستمزدی وجود ندارد که به کسی حقوق بدهد! طبق قانون لیگ در دوران لاکاوت هیچ تماسی بین بازیکنان و مسئولین تیم نباید صورت گیرد و بازیکنان حق استفاده از تأسیسات ورزشی تیم را هم ندارند! دستمزد بازیکنانی که قراردادهای چند ساله دارند، به صورت اقساط سالیانه برای هر فصل به بازیکنان پرداخت میشود. NBA رسماً اعلام کرد که تیمها باید باقیمانده حقوق فصل گذشته را با همه بازیکنان تسویه کنند چرا که تعطیلی لیگ، به معنی لغو کلیه قراردادهای بین بازیکنان و تیمها خواهد بود. پس ماجرا خیلی جدیتر از آن است که بخواهیم آن را به هیاهوی رسانهای تقلیل بدهیم. پیشبینی شما به عنوان کسی که در تلویزیون و سایت NBA صاحب نظر هستید، از پایان این ماجرا چیست؟ طبق صورتجلسهای که در آخرین جلسه برگزار شده مرقوم شده است، تفاوت تقسیم درآمد بین پیشنهاد مالکان و بازیکنان، عددی معادل شش میلیارد دلار خواهد بود. این تفاوت درآمد برای هر تیم به طور متوسط در شش سال آینده ۲۰۰ میلیون دلار ضرر به همراه خواهد داشت. با توجه به این که متوسط بهای تیمهای لیگ، سیصد تا چهارصد میلیون دلار است، به احتمال خیلی زیاد، مالکان کوتاه نخواهند آمد. از طرفی شما با افرادی روبهرو هستید که میلیونر هستند و چانه زدن با آنها آسان نیست. همه این پیچیدگیها باعث شده مذاکرات در یک سال و نیم گذشته اثربخش نباشد. من بر این باورم که در خوشبینانهترین فرضیه، نیمی از فصل آینده را از دست خواهیم داد. و بدبینانهترین حالت؟ در بدبینانهترین سناریو احتمالاً NBA از بین خواهد رفت و از خاکستر آن، لیگ بسکتبال جدیدی به وجود خواهد آمد که به لحاظ دخل و خرج، با اوضاع اقتصادی فعلی آمریکا هماهنگی بیشتری داشته باشد. در این بین، وضعیت تنها نماینده ما در این لیگ یعنی حامد حدادی چه خواهد شد؟ حامد حدادی چند روز پیش از به بن بست رسیدن مذاکرات، قراردادش را با ممفیس گریزلیز تمدید کرد. ولی او هم سرنوشتی مانند بقیه اعضای اتحادیه بازیکنان آمریکا دارد. به لحاظ قانون کار آمریکا، حامد اکنون بیکار تلقی میشود و تا وقتی که قرارداد جدیدی امضا نشود بیکار خواهد ماند. البته بیلی هانتر، نماینده اتحادیه بازیکنان در یک بخشنامه، همه اعضا را آزاد اعلام کرد تا با هر تیم دیگری در هر لیگ دیگری که میخواهند قرارداد ببندند. در سه هفته گذشته شمار زیادی از بازیکنان سرشناس این لیگ به تیمهای اروپایی پیوستهاند. حتی امروز مذاکرات بین کوبی برایانت و تیم بسکتبال بشیکتاش به مرحله نهایی رسید و پس از حل شدن مشکل قانونی تیم بشیکتاش (که مربوط به تبانی در فوتبال و منجر به مسدود شدن حسابهای این باشگاه ورزشی شد) او به ترکیه منتقل خواهد شد. اگر تعطیلی NBA به درازا بکشد حامد حدادی هم مجاز است با تیمهای بسکتبال هر کشوری که بخواهد قراردادی منعقد کند و مشغول به بازی شود.
سازمان مجاهدین خلق ایران روز جمعه اعلام کرد که مقامات جمهوری اسلامی چند پروژه پراکنده در زمینه تحقیقات هستهای را به منظور «ساخت و تولید تسلیحات اتمی» در یک مرکز دفاعی تازه در تهران گرد هم آوردهاند. هنوز مقامات ایرانی به این گزارش واکنشی نشان ندادهاند.سازمان مجاهدین خلق ایران روز جمعه اعلام کرد که مقامات جمهوری اسلامی چند پروژه پراکنده در زمینه تحقیقات هستهای را به منظور «ساخت و تولید تسلیحات اتمی» در یک مرکز دفاعی تازه در تهران گرد هم آوردهاند. هنوز مقامات ایرانی به این گزارش واکنشی نشان ندادهاند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از سخنگوی این سازمان، وزارت دفاع ایران این مرکز تحقیقاتی تازه با عنوان «سازمان پژوهشهای نو دفاعی» را در ماه مارس گذشته، فروردینماه سال جاری، با هدف ادغام و گرد هم آوردن برنامههای مرتبط با فعالیتهای هستهای کشور ایجاد کرده است. در حالی که وزارت خارجه ایالات متحده هنوز به گزارش سازمان مجاهدین خلق واکنشی نشان نداده، یک بازرس سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده که پیشتر گزارشی مشابه را شنیده است. الی هاینونن، معاون سابق آژانس که مسئولیت بازرسان فعالیتهای هستهای ایران را بر عهده داشت، روز جمعه به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که اطلاعاتی مشابه دریافت کرده، اما شنیده است که مرکز تحقیقاتی تازه در تهران زیر نظر سپاه پاسداران ایران است، نه وزارت دفاع. بر اساس شنیدههای آقای هاینونن که در بین مقامات جمهوری اسلامی چندان محبوبیتی ندارد، ایجاد این مرکز پژوهشی تلاشی است از سوی آیتالله خامنهای برای گرفتن اختیارات محمود احمدینژاد در زمینه فعالیتهای هستهای. به گفته علیرضا جعفرزاده، سخنگوی سازمان مجاهدین، این مرکز تحقیقاتی تازه با عنوان «سازمان پژوهشهای نو دفاعی» زیر نظر محسن فخریزاده است، فیزیکدانی که ظن آن میرود هدایت فعالیتهای هستهای ایران را بر عهده داشته باشد. روزنامه ساندی تایمز چاپ انگلیس، پیشتر از آقای فخریزاده که نامش در فهرست مقامات مشمول تحریمهای سازمان ملل قرار دارد به عنوان «پدر برنامه هستهای ایران» نام برده است. به گفته آقای جعفرزاده، سازمان پژوهشهای نو دفاعی یا اختصارا «سپند» در مجاورت دانشگاه صنعتی مالک اشتر در شمال شرقی تهران قرار دارد و از «شش بخش» شامل چندین آزمایشگاه تحقیقاتی تشکیل شده است. به گفته سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، ایران به این دلیل فعالیتهای «پنهان» اتمی خود را در یک جا گرد هم آورده که اطمینان دارد میتواند همچنان از دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به سایتهای حساس و دانشمندان خود جلوگیری کند. در همین حال خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی دیگر بر اساس یک «ارزیابی اطلاعاتی» خبر داده است که محمود احمدینژاد تمایل دارد دست از پنهانکاری برداشته و فاش و شفاف دست به کار ساخت و تولید تسلیحات اتمی شود. این خبرگزاری میافزاید که در مقابل رهبر جمهوری اسلامی که در این گونه مسائل حرف آخر را میزند با نظر آقای احمدی نژاد مخالف است و از واکنش جامعه بینالملل به چنین اقدامی واهمه دارد. در حالی که هنوز هیچ منبع دیگری این گزارش را تایید نکرده، آسوشیتدپرس نیز به منبع این «ارزیابی اطلاعاتی» اشارهای نکرده، فقط در لفافه آن را منسوب به کشوری معرفی کرده است که معمولا از منطقه «اطلاعات قابل اعتمادی» دارد. سازمان مجاهدین خلق ایران تاکنون در چندین مورد اطلاعاتی را در مورد فعالیتهای هستهای ایران و برنامه اتمی کشور منتشر کرده که برخی از آنها مانند افشای محل سایت فُردو در نزدیکی قم تایید نیز شده است. این سازمان در فروردینماه گذشته نیز از وجود کارخانهای در نزدیکی تهران خبر داد که در چهار سال و نیم گذشته در برنامه هستهای ایران «نقشی کلیدی» داشته و «بزرگترین تولیدکننده سانتریفیوژ» برای غنیسازی اورانیوم است. مقامات جمهوری اسلامی همواره تاکید کردهاند که ایران به دنبال استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی است، اما قدرتهای غربی و در راس آنها آمریکا ظن آن دارند که تهران به دنبال ساخت تسلیحات اتمی است.
مرکز پژوهشهای مجلس با این هدف در سال ۱۳۷۱ تأسیس شد (و مراحل قانونی تأسیس آن در ۱۳۷۴ تکمیل شد) که با ارائه گزارشهای علمی و کارشناسی به اعضای قوه قانونگذاری آنها را در بررسی لوایح و طرحها بر اساس شناخت شرایط واقعی و پاسخگویی به نیازها یاری رساند. اما این مرکز در طی حدود دو دهه فعالیت در نگاه بسته و محافل بستهتر اقتدارگرایان زندانی شده است: محققان دانشگاهی مستقل بدان راه ندارند، بسیاری از گزارشهای تهیه شده آن به اطلاع عموم نمیرسد، رسانه اختصاصی آن محلی برای تضارب و تبادل آرا نیست، وجه نظارتی گزارشهای آن بسیار محدود و کمرنگ است و به نهادهای انتصابی و تحت نظر رهبری اصولاً سر نمیکشد، و اصولاً نگاه انتقادی و تحلیلی به رویدادها و سیاستهای جاری ندارد. کسب رضایت ولی فقیه جایی برای این امور نمیگذارد. ظرفیت کارشناسی و نظریههای حاکم بر فعالیت پژوهشی مرکز پژوهشهای مجلس را میتوان با بررسی آن دسته از فعالیتهایی که نتایج آن منتشر شده بررسی کرد. یک مورد جالب توجه، گزارش دفتر مطالعات سیاسی این مرکز است تحت عنوان «ساختار پژوهی* مراکز مطالعاتی آمریکا از منظر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» (تیر ۱۳۹۰). این گزارش آینه خوبی است برای انعکاس نوع فعالیتهایی که تحت عنوان پژوهش در نهادهای تحت نظر اقتدارگرایان اسلامگرا در ایران انجام میشوند. مفروضات نادرست در مقدمه این پژوهش چند فرض نادرست و خلط به چشم میخورد: ۱. خلط یک رویداد تاریخی با مبدأ تاریخ . بر اساس دیدگاه گزارشدهندگان، مؤسسات مطالعاتی مرتبط با خاورمیانه و ایران در ایالات متحده برای «مقابله با انقلاب اسلامی» شکل گرفتهاند. انقلاب سال ۵۷ پدیدهای بود غیرمنتظره با نتایج و پیامدهای سهمگین، اما از آن رخداد ۳۳ سال گذشته است و عقلا در جهان امروز به جنگ و مقابله با تاریخ نمیروند. محققان مرکز پژوهشهای مجلس ظاهراً تبلیغات حکومتی را باور کردهاند که هنوز پس از سه دهه حکومت روحانیت و سپاهیان همراهشان انقلاب سال ۵۷ ادامه دارد و عناوینی مثل رهبر انقلاب یا دادگاههای انقلاب کاربرد معنیداری دارند. بر اساس همین باور است که میگویند «اکنون دهها مرکز مطالعاتی و پژوهشی در درون ساختارهای رسمی و غیررسمی ایالات متحده به صورت مخازن فکری شکل گرفته و دانشگاههای متعدد و دپارتمانهای گوناگونی برای مطالعهی پدیده انقلاب اسلامی در ایران و آثار و تبعات ایدئولوژیک این انقلاب در منطقه و جهان ایجاد شدهاند.» (ص ۲) مطالعه انقلاب سال ۵۷ ایران عمدتاً موضوع تحقیق در دهه هشتاد میلادی (عمدتاً در بخشهای علوم اجتماعی دانشگاهها) بود و نه دو دهه اخیر. همچنین هیچ مؤسسه مطالعاتی اختصاصی برای پژوهش در مورد انقلاب ایران و تبعاتش در سه دهه اخیر در ایالات متحده تأسیس نشده است. مؤسسات مطالعاتی هزاران پروژه در مورد کشورها و نقاط مختلف دنیا دارند که ایران نیز یکی از این حوزههاست. تنها اذهانی متوهم میتوانند همه رخدادهای عالم را به خود نسبت دهند و خود را محور عالم تصور کنند. مؤسسات پژوهشی کاربردی آمریکایی در حوزه ایران در دو دهه گذشته عمدتاً بر چهار موضوع تمرکز داشتهاند که هر چهار با امنیت ملی ایالات متحده گره خورده است: تروریسم، برنامه هستهای، صلح میان اسرائیل و اعراب، و دموکراسی/حقوق بشر. هیچ یک از این موضوعات مستقیماً با انقلاب سال ۵۷ ارتباطی ندارند (به جز مفروض گرفتن روی کار آمدن حکومت موجود و سیاستهای آن). انقلاب ۵۷ برای حاکمان جمهوری اسلامی از این جهت اهمیت دارد که مبدأ تاریخ آنهاست اما برای سیاستمداران و محققان آمریکایی یک رویداد است مثل همه رویدادهای ریز و درشت در عالم واقع. ۲. حذف افکار عمومی . نویسنده یا نویسندگان متن با اتکا بر گرتهبرداری از حکومت دینی که افکار عمومی هیچ نقشی در سیاستگذاری و تصمیمگیری در کشور بازی نمیکند یا اتکا بر نظریه توطئه (که ایالات متحده را جمعی از صهیونیستهای قدرتمند اداره میکنند) افکار عمومی را از بازیگران صحنه سیاست خارجی و دفاعی ایالات متحده به عنوان یک کشور دموکراتیک حذف کردهاند. آنها بر این باورند که «جریان شناسی و ریشهیابی رفتار آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران بیانگر نقشآفرینی چهار بازیگر کنگره، کاخ سفید، مراکز پژوهشی و رسانهها در عرصه سیاست خارجی و دفاعی است.» (ص ۱) البته این دیدگاه نسبت به نظریههای توطئهای که صرفاً حکومت و رسانهها (به عنوان ابزار تبلیغاتی) در غرب را بازیگران اصلی تصور میکرد (جاری در دهه شصت خورشیدی در ایران) یک گام به پیش است چون نقشی همتراز برای مؤسسات پژوهشی قائل میشود. ۳. خودمحوری ایدئولوژیک . مؤلف یا مؤلفان (که نامی از آنها در متن نیامده) با نوعی خود- محوری ایدئولوژیک، حکومت جمهوری اسلامی را در مرکز توجهات سیاستگذاران و کارگزاران ایالات متحده قرار میدهند و بر این باورند که پس از جنگ سرد «ساختارهای ایالات متحده با تمرکز بر محور ایران» بازتعریف شده است. (ص ۲) این دیدگاه را در سخنان تبلیغاتی رهبر و رئیس دولت (احمدینژاد) نیز بارها شاهد بودهایم که صرفاً در انداختن مدال ابرقدرتی بر گردن رهبران کشور کاربرد دارد و هیچ مبنای واقعی در دادهها، تحولات و ظرفیتهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک کشورها ندارد. رقبای اصلی ایالات متحده پس از پایان جنگ سرد اقتصادهای در حال رشد سریع (چین و بعد هند)، قدرتهای نظامی خارج از جهان دموکراتیک (چین و روسیه) و اقتصادهای در حال ظهور (مثل برزیل و لهستان) هستند و نه ایران که در همه شاخصهای جهانی در میان ۲۰۰ کشور عموماً در رتبههای ۱۵۰ به پایین قرار میگیرد. منابع سر دستی و گزینشهای مخرب منابع مورد استفاده نویسندگان این گزارش عمدتاً نوشتههای کوتاه مطبوعاتی یا مصاحبههای تلویزیونی و بروشور همایشها و زندگینامههای مختصر افراد و معرفی مؤسسات هستند و نه کتابها و مقالاتی که در سمینارها و کنفرانسهای تخصصی ارائه شدهاند. نویسندگان گزارش علاقه ویژهای به نام و عکس محققان و نمودارهای تشکیلاتی مراکز پژوهشی داشتهاند و از این جهت بخش عمدهی مطلب را به این امور اختصاص دادهاند. به همین دلیل، محتوا قربانی صورت و فرم شده است (بسیار شبیه به گزارشهای دانش آموزان دبیرستانی). نویسندگان گزارش در مراکزی که به طور گزینشی برگزیدهاند و اصولاً معرف تکثر و تنوع مراکز پژوهشی سیاستگذاری در ایالات متحده نیستند (مراکز مستقل و نزدیک به مراکز دانشگاهی اصولاً حذف شدهاند) فقط به دنبال کلمه ایران بودهاند و بعد گزارشهای مربوط به ایران را محور اصلی پژوهشی در آن مؤسسه یا جهتگیری آن باز نمایاندهاند. (مثل نمودار ص ۲۱). نتایج ایدئولوژیک و تقلیلگرایانه خلاصهی این گزارش آن است که «رصد طرحهای مطالعاتی گزارشهای سالانه و اظهارنظرهای پژوهشگران ارشد مراکز مطالعاتی آمریکا مبین وجود چهار رویکرد در قبال جمهوری اسلامی ایران است که عبارتند از ۱) رویکرد گفتوگوی همهجانبه معروف به معامله کلان، ۲) رویکرد مهار از طریق گسترش دامنه تحریمها، ۳) رویکرد حمله نظامی پیشدستانه، [و] ۴) رویکرد تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق مشرب سازی فکری سناریوی جنگ نرم.» چهار رویکرد فوق به نحوی فلهای به مؤسسات تحقیقاتی و پژوهشی نسبت داده میشود (صص ۳۲ تا ۳۴) در حالی که اولاً این رویکردها (نه به صورتی که در متن فوق آمده) از آنِ برخی از محققان این مراکز است و نه خود آن مراکز؛ سنت مراکز پژوهشی در هیچ نقطهای از عالم (غیر از ایران و کره شمالی و سوریه و کشورهایی مانند آنها) این نیست که در موضوعات مورد مطالعه موضعگیری کنند (موضعگیری کار احزاب و سیاستمداران است)؛ حتی آن دسته از محققانی که قبلاً سیاستمدار بودهاند شأن کار تحقیقاتی را لحاظ میکنند. ثانیاً در همه مراکز تحقیقاتی افرادی با دیدگاهها و رویکردهای متفاوت وجود دارند و صداهای مختلفی از آنها شنیده میشود. تأثیر دیدگاههای ایدئولوژیک در نگاه به عالم واقع و تقلیل عالم واقع برای سر راست کردن آن دیدگاهها در گزارشهایی از این قبیل مشاهده میشود. نویسندگان متن متمرکز هستند بر یافتن رد پای عملیات روانی، ایرانهراسی، شیعههراسی، اسلامهراسی، شائبهسازی و براندازی جمهوری اسلامی. ۲.۵ صفحه از این گزارش ۳۹ صفحهای صرفاً به فیلم ایرانیوم اختصاص یافته است. همچنین تلاش شده اکثر مؤسسات پژوهشی در حوزه سیاستگذاری به اسرائیل و لابی آن ارتباط داده شوند (ص ۳۶) تا منتقدان سیاستهای خارجی و دفاعی اسرائیل بدون توجه به محتوا نتایج فعالیتهای آنها را رد کنند. از این جهت اکثر محققان این مؤسسات دلال سیاسی معرفی میشوند. در معرفی محققان این مراکز نیز جانب تحقیق و انصاف رعایت نشده است. به عنوان نمونه هیچ اشارهای به این که فلینت لورت و همسرش برای جمهوری اسلامی به لابیگری میپردازند، نشده است. ادبیات سرکوب ادبیات این نوشته نیز به هیچ وجه جنبه گزارشی و تبیینی ندارد بلکه مدافعانه و محکوم کننده و حاکی از اراده سرکوب است. به عنوان مثال تعابیری مثل «معاند»، «منافق»، «رژیم صهونیستی»، «جنگ نرم»، «سیاهنمایی»، «شیعهستیزی»، «اختلاف افکنی»، «مشربسازی فکری»، «ضد انقلاب»، «مخلوع» در سراسر متن رویکرد امنیتی و ایدئولوژیک و نه تحقیقاتی آن را روشن میسازد. چنانکه از این گونه آثار بر میآید، جمهوری اسلامی نه فقط رسانهها و نظام آموزشی بلکه مراکز تحقیقاتی را به مؤسسات تبلیغاتی تبدیل کرده است. ---------------------------------------------------------------------------------------- * احتمالاً «پژوهشی» است؛ اگر مؤلفان خواسته باشند از تعبیر «ساختار پژوهی» استفاده کرده باشند آن را نمیتوانند مضافی برای مضاف الیه «مراکز» قرار دهند و در آن صورت باید میِگفتند «پژوهشی در ساختار مراکز»
پلیس نروژ میگوید فرد مظنون به انجام تیراندازی و بمبگذاری روز جمعه در نروژ که باعث کشته شدن دستکم ۹۱ نفر شد، یک مرد ۳۲ ساله نروژی است که در وبسایتهای مختلف مطالبی با مضمون «بنیادگرایی مسیحی» منتشر میکرده است.پلیس نروژ میگوید فرد مظنون به انجام تیراندازی و بمبگذاری روز جمعه در نروژ که باعث کشته شدن دستکم ۹۱ نفر شد، یک مرد ۳۲ ساله نروژی است که در وبسایتهای مختلف مطالبی با مضمون «بنیادگرایی مسیحی» منتشر میکرده است. روز جمعه در جریان تیراندازی یک فرد مسلح به سوی حاضران در اردوی جوانان حزب کارگر در جزیرهای در حومه اسلو، پایتخت نروژ، دستکم ۸۴ نفر کشته شدند. شاهدان عینی تیراندازی روز جمعه نروژ میگویند «مردی قدبلند و موطلایی که یونیفرم پلیس بر تن داشت» در حالی که فریاد میزد «همهتان را میکشم» به روی جمعیت حاضر آتش گشود و برخی از جوانان با پریدن در آب و شنا از صحنه گریختند ولی برخی نیز در آب هدف گلولههای این فرد قرار گرفتند. کمی پیش از این حادثه نیز به دنبال انفجار یک بمب در نزدیکی دفتر نخستوزیری این کشور در اسلو دستکم ۷ نفر کشته و دهها تن دیگر زخمی شده بودند. به گفته مقامهای پلیس نروژ، فردی که مظنون به اجرای هر دو حمله است هماینک در بازداشت پلیس این کشور بهسر میبرد و گفته که قصد همکاری با پلیس و توضیح انگیزههای خود برای انجام این حملات را دارد. پليس هويت فرد بازداشت شده را اعلام نکردهاست، اما شبکه خبری دولتی نروژ نام فرد بازداشت شده را آندرس بهرينگ بريويک، ۳۲ ساله، اعلام کرده است و برخی از رسانه نروژی عکسی از اين فرد منتشر کردهاند. ساعتی قبل از نیمهشب گذشته نخستوزیر و وزیر دادگستری نروژ در یک نشست خبری شرکت کردند. ینس استولتنبرگ، نخستوزیر نروژ، که دفترش به سختی آسیب دیده، در این نشست خبری اوضاع را «بسیار جدی» توصیف کرد. نخستوزیر نروژ خود قرار بود به گردهمایی جوانان حزب کارگر در جزیره اوتویا برود، همان گردهمایی که با حمله و تیراندازی فرد نامبرده تبدیل به صحنهای خونین شد. نخستوزیر نروژ این حمله را «حمله به دموکراسی» این کشور دانست و قول داد همه امکانات کشور را برای پیدا کردن عاملان این حملات بسیج کند. وی از مردم خواست خطوط تلفن همراه را اشغال نکنند تا بار شبکه سنگین نشود. گزارشها حاکی است که فرد مظنون، نخست در منطقهای که ساختمانهای دولتی و از جمله دفتر نخستوزیری قرار دارد بمبگذاری کرده و سپس به جزیره اوتویا رفتهاست. برپایه تصاویر و گزارشهای منتشر شده، در محل انفجار بیشتر شیشهها تا طبقه بیستم شکسته شدهاست. نخستوزیر نروژ که محل اقامتش در ساعات اولیه اعلام نشده بود، در مصاحبه با تلویزیون این کشور اعلام کرد که همه وزیران کابینه در سلامت هستند. ایالات متحده ضمن ابراز همدری با قربانیان، برای کمک به دولت نروژ اعلام آمادگی کردهاست؛ اتحادیه اروپا و ناتو نیز این حملات را به شدت محکوم کردهاند.
روزنامههای شنبه ایران گزارشهایی درباره نگرانی جناح حاکم از «کاهش مقبولیت احمدینژاد در شهرهای مختلف کشور» و پیشبینی «مرگ زودرس اصولگرایان» منتشر کردهاند، و البته از قول یکی از حامیان پیشین دولت خبر دادهاند که «نظام در حال تعمیر و نگهداری احمدینژاد است، نه تعویض آن.»روزنامههای شنبه ایران گزارشهایی درباره نگرانی جناح حاکم از «کاهش مقبولیت احمدینژاد در شهرهای مختلف کشور» و پیشبینی «مرگ زودرس اصولگرایان» منتشر کردهاند، و البته از قول یکی از حامیان پیشین دولت خبر دادهاند که «نظام در حال تعمیر و نگهداری احمدینژاد است، نه تعویض آن.» روزنامهها همچنین خبر دادهاند که ناصر مکارم شیرازی از مراجع حکومتی ضمن حمله شدید به «حق داشتن وکیل»، «وجود دادگاه بدوی» و «دادگاه تجید نظر»، به قوه قضائیه پیشنهاد کرده تا با «تشکیل دادگاه شرعی» طی یک هفته احکام را صادر و اجرا کند. «دستگیری سه استرالیایی در سمنان»، و بخشنامه بانک مرکزی برای شناساسی و تفکیک «مشتریان بدهکار به بانکها با سه ستاره» از دیگر عناوین روزنامههای یکم مرداد ماه است. پیشبینی «مرگ زودرس اصولگرایان»؛ «نظام درحال تعمیر احمدینژاد است، نه تعویض» روزنامههای اعتماد، شرق، و مردمسالاری گزارشهایی درباره افزایش نارضایی عمومی از عملکرد احمدینژاد و دولتش در شهرهای مختلف، و نیز نگرانی جناح حاکم از «مرگ زودرس اصولگرایان» منتشر کردهاند. روزنامه اعتماد از «نگرانی حامیان دولت از کاهش محبوبیت احمدینژاد» خبر داده و نوشته «حامیان رئیسجمهور در مجلس با تشکیل جلسه فوری انتخاباتی» و «جمع کردن نیروها» به بررسی میزان مقبولیت رئیس دولت و کاندیداهای وابسته به وی در حوزههای انتخاباتی پرداختهاند «تا اردوگاه خود را برای ورود به انتخابات مجلس آماده کنند.» به نوشته این روزنامه، با پایان تعطیلات تابستانی مجلس و بازگشت نمایندگان از حوزههای انتخابیه، گزارشهای حامیان احمدینژاد در مجلس که شمار آنها به ۶۰ نفر میرسد «سبب ایجاد نگرانیهایی درباره کاهش مقبولیت» و «احتمال شکست» نیروهای حامی رئیس دولت در شهرستانها، منجر به تشکیل جلسهای فوقالعاده و فوری آنها به ریاست روحالله حسینیان شده است. روزنامه اعتماد نوشته، روحالله حسینیان که از حامیان دولت در مجلس به شمار میرود در این جلسه «از تمام نمایندگان حامی احمدینژاد در مجلس خواسته از دیدگاه خودشان درباره میزان مقبولیت احمدینژاد بین مردم، کاهش یا افزایش آن و همچنین اصلیترین نقاط ضربهپذیری، گزارشهایی را مدون کرده و به شورای مرکزی تشکیلات رایحه خوش خدمت در مجلس ارایه دهند.» روزنامه مردمسالاری نیز در تیتر نخست شماره شنبه از قول حمیدرضا کاتوزیان که خود یکی از اعضای فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم به شمار میرود نوشته «اصولگرایان به مرگ زودرس دچار میشوند.» به گزارش این روزنامه، حمیدرضا کاتوزیان همچنین گفته که «محمود احمدینژاد از خط قرمزهای زیادی عبور کرده است، ولی اصولگرایان تنها در زمانی که وی با مقام رهبری اصطکاک پیدا کرد به انتقاد از او روی آوردند، و در برابر نقض قانون و عدم اجرای آن یا سکوت کردند یا مماشات.» حمیدرضا کاتوزیان به موارد متعدد نقض قوانین از سوی احمدینژاد از جمله در جریان حذف یارانهها اشاره کرده، و گفته «وقتی ما به عدم اجرای قانون مجلس درباره مترو، اعتراض میکردیم بلافاصله انواع توصیهها را از دوستان خودمان داشتیم که نباید دولت را تضعیف کرد، چرا که خلاف نظر رهبری است» اما «این شیوه نامتعادلی است. یعنی اگر فردی انواع و اقسام تخلفات را انجام دهد، همه مباح و قابل اغماض است، ولی اگر نسبت به رهبری جسارتی بکند، قابل گذشت نیست؟» روزنامه مردمسالاری نوشته که حمیدرضا کاتوزیان با تأکید براینکه «اصلاً دلیلی ندارد ما از قانون شکنی حمایت کنیم با این استدلال که رقیبمان بالا میآید» و تأکید براینکه «اتفاقا رقیب با این عملکرد و تلقی اشتباه این دوستان بالا میآید. چون رقیب به ناظرین که مردم هستند میگوید ببینید این دولت خراب کرد و این اصولگرایان در عین حال حمایت کردند»، گفته است «در زمانه اینترنت، فیس بوک، و توئیتر و... که نمیشود پنهان کاری کرد. شما میبینید که در عرض چند دقیقه یا ساعت یک موضوع در همه رسانهها در دنیا تیتر میشود.» روزنامه شرق نیز درباره اختلافات دورنی جناح حاکم، گفتوگویی با جعفر شجونی عضو منتشر کرده و نوشته این عضو «جامعه روحانیت مبارز» که در جریان انتخابات سال ۸۸ و اعتراضات پس از آن در شمار حامیان احمدینژاد بود و حتی «در مدرسه مروی سخن از «جویدن خرخره مخالفان» به میان آورد»، با گذشت تنها دو سال «دیگر همچون گذشته از کاندیدای مقبولش حمایت نمیکند و حتی با احتیاط احمدینژاد را اصولگرا میداند.» جعفر شجونی درباره موقعیت فعلی احمدینژاد در جناح حاکم بر ایران گفته «رویکرد نظام در قبال او رویکرد تعمیر و نگهداری است نه تعویض» تا «این دو سال بدون بروز حاشیهای به پایان برسد.» از «پیشنهاد تشکیل دادگاه شرعی» تا «محاربه» خواندن «برخورد با ناهیان از منکر» روزنامههای رسالت، تهران امروز، ابتکار و کیهان اظهارات ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلیدحکومتی درباره «تشکیل دادگاههای شرعی» را در صفحات نخست خود منتشر کردهاند. به گزارش روزنامه رسالت، ناصر مکارم شیرازی پنج شنبه گذشته طی سخنانی در مشهد با اشاره به آنچه وی «جنایات مکرر اراذل و اوباش» نامیده است، «احکام دادگاههای قضایی را بیرمق» خوانده و گفته «پیشنهاد ما این است که باید شعبه قضایی به سبک دادگاههای امام علی با حضور چند مجتهد شجاع برای این کار تشکیل شود و با دقت، ولی با سرعت و حذف تشریفات، حداکثر در عرض یک هفته این مجرمان را به اشد مجازات اعمالشان برسانند تا بقیه عبرت بگیرند و حساب ببرند» و مجلس نیز «مشکلات قانونی» تشکیل چنین دادگاههایی را «حل کند.» روزنامه ابتکار نیز ضمن انتشار اظهارات مکارم شیرازی، خبر داده که این مرجع تقلید حکومتی در اظهاراتش به «حق داشتن وکیل برای متهمان» نیز انتقاد کرده و گفته «با این روش دستگاه قضایی، مشکلات امنیت جامعه حل نمیشود» و «مشکل مهم دستگاه قضایی ما دنبالهروی از نظام ناسالم قضایی غرب است که برای انتقال پرونده از کلانتری به دادگستری و سپس تشریفات انتخاب وکیل و توصیه وکیل به مجرم که تمام اقرارهای صریح و ثبت شده در مراحل اولیه را انکار کند.» به نوشته این روزنامه مکارم شیرازی «حق داشتن وکیل برای متهمان» را موجب «انکار اتهام» و «متهم ساختن مسئولین انتظامی به شکنجه» دانسته و از وجود مراحل چون «دادگاه بدوی» و «دادگاه تجدید نظر» به شدت انتقاد کرده و گفته «رفتن در نوبت چندماهه و بعد از مدتی صدور حکم بدوی و رفتن به دادگاه تجدیدنظر و سرانجام صادرشدن یک حکم بیرمق بعد از ماهها نه تنها بازدارنده نیست بلکه اراذل و اوباش را جسورتر میکند.» ابتکار از قول مکارم شیرازی نوشته «با این طرز کار هرگز نمیتوان امنیت را در کشور برقرار کرد و «اراذل و اوباش» و «اخلال کنندگان در امنیت» را بر سر جای خود نشاند، مخصوصا اگر جنایات آنها سازمان یافته و از سوی دشمنان باشد.» روزنامه کیهان، وابسته به جناح حاکم، علاوه بر انتشار اظهارات مکارم شیرازی، از قول احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران نوشته «برخورد با ناهیان از منکر بیتردید مصداق محاربه است زیرا محارب کسی است که امنیت عمومی جامعه را به هم میریزد.» به نوشته این روزنامه، احمد خاتمی با اشاره به آنچه «حمله اراذل به ناهیان از منکر در روزهای اخیر» عنوان کرده، گفته «هیچکس حق ندارد معترض ناهی از منکر شود، در قرآن کریم کسانی که معترض ناهیان از منکر میشوند در کنار کفار و قاتلان انبیا قرار گرفتهاند» و «برخورد اینچنینی با ناهیان از منکر بیتردید مصداق محاربه است، زیرا محارب کسی است که امنیت عمومی جامعه را به هم میریزد.» کیهان درعین حال از قول احمد خاتمی و به طور ضمنی ادعای مکارم شیرازی در باره «سازمان یافته بودن حوادث اخیر» را رد کرده و نوشته «ایران اسلامی امنترین کشور جهان است و این حوادث استثناست» و «تقاضا میکنم واقعیات را همانگونه که هست ببینند لذا براساس تحقیقات این کارها سازماندهی شده نبوده است و نباید با دیدن این صحنههای معدود، فضای کشور را ناامن توصیف کرده و سیاه نمایی کرد.» مشتریان بدهکار به بانکها «سه ستاره» میشوند روزنامه جام جم از «سختگیریتازه برای بدحسابهای بانکی» خبر داده، و نوشته «مشتریانی که بیش از ۵۰ میلیون تومان بدهی معوق به بانک داشته باشند، ستارهدار میشوند.» به گزارش این روزنامه، در جدیدترین اقدام برای «جلوگیری از افزایش مطالبات معوق بانکها» طی روزهای اخیر اداره کل اعتبارات بانک مرکزی با ابلاغ بخشنامهای به بانک ها خواستار «شناسایی مشتریان بدحساب بانکها»، و به ویژه مشتریانی شده که «بیش از ۵۰ میلیون» بدهکاری بانکی دارند. در این بخشنامه تأکید شده که «تفکیک مشتریان بدحساب در پاسخ به استعلام ارسالی به بانک ها از تاریخ اول مرداد ۱۳۹۰ از طریق درج علامت ۳ ستاره در قسمت نام و نام خانوادگی مشتری انجام خواهد شد.» روزنامه جام جم با اشاره به اینکه «هماکنون میزان مطالبات معوق شبکه بانکی کشور بین ۴۰ تا ۵۰هزار میلیارد تومان عنوان میشود» نوشته که براساس آمارهای رسمی تا اسفند ماه سال ۸۹ «بیش از ۷ میلیون پرونده بدهی معوقه به سیستم بانکی وجود دارد که حدود ۳۹ هزار پرونده دارای بدهی معوقه بالای ۱۰۰میلیون تومان در میان آنها دیده میشود» و بنابر بخشنامه جدید بانک مرکزی «دستکم ۳۹ هزار نفر در شبکه بانکی ستاره دار خواهند شد» و درصورتی که «آمار بدهکاران بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیونی هم به آن اضافه شود، رقم قابل توجهی را در بر خواهد گرفت.» بانک مرکزی تاکنون اعلام نکرده که پس از تفکیک بدهکاران به بانکها با «سه ستاره» چه مجازات یا محدودیتی در مورد بدهکاران بیش از ۵۰ میلیون تومان به بانکها، اعمال خواهد کرد. «دستگیری سه استرالیایی در سمنان» روزنامه رسالت روز شنبه در خبری کوتاه از «دستگیری سه استرالیایی» در سمنان خبر داده است. این روزنامه ادعا کرده که «دو مرد و یک زن استرالیایی ظهر روز پنج شنبه در اطراف پایگاه هوا فضای سمنان دستگیر شدند» و «با توجه به اینکه این پایگاه منطقهای کاملاً حفاظت شده است از علت حضور این سه تبعه خارجی در آن منطقه خبری در دست نیست.» روزنامه رسالت، اسامی و مشخصات هیچ یک از بازداشت شدگان در سمنان را منتشر نکرده، و البته نوشته که «هنوز هیچ منبع رسمی این خبر را تأیید یا تکذیب نکرده است.»
زلزلهاى به شدت شش و پنجدهم در مقياس ريشتر روز شنبه، امروز شمال ژاپن را لرزاند. به گزارش خبرگزارى فرانسه، سازمان هواشناسى ژاپن اعلام كرده است با وجود شدت زلزله، خطر وقوع سونامى اين كشور را تهديد نمىكند. اين زلزله سى و چهار دقيقه پس از بامداد شنبه در سواحل اقيانوس آرام و تقريبا در حوالى همان مكانى كه زلزله و سونامى مهيب ماه مارچ سال جارى رخ داده بود، به وقوع پيوست. هنوز خبرى از خسارت يا كشته و مجروح شدن احتمالى شهروندان ژاپنى منتشر نشده است. ماه مارچ سال جارى، زلزله و سونامى ۲۲ هزار كشته و مفقود برجاى گذاشت و انتقادهايى را نيز متوجه تشكيلات اتمى فوكوشيما كرد.
كرهى جنوبى قانونى را اجرا مىكند كه بر اساس آن متجاوزان به عنف در اين كشور، به عنوان مجازات، عقيم مىشوند. كرهى جنوبى نخستين كشور آسيايى است كه چنين مجازاتى را به اجرا مىگذارد. به گزارش خبرگزارى فرانسه، سال گذشته مجلس كرهى جنوبى قانونى را به تصويب رساند كه به قضات كرهاى اجازه مىدهد براى مجرمانى كه به اتهام تجاوز به افراد زير ۱۶ سال به دادگاه خوانده مىشوند، حكم عقيمسازى صادر كنند. اين گروه از مجرمان همچنين علاوه بر استفاده اجبارى از داروى عقيمسازى، ملزم به طى دورههاى رواندرمانى و رفتاردرمانى نيز هستند. پيشبينى مىشود سالانه براى ۱۰۰ شهروند كرهى جنوبى، اين احكام صادر شود. اين قانون نخستين بار در سال ۲۰۰۸ ميلادى و پس از خشم عمومى مردم در قبال وقوع تجاوزهاى جنسى، در پارلمان كرهى جنوبى طرح شد.
مرحلهى دوم از درمان بيمارى سرطانِ هوگو چاوز، رئيس جمهورى ونزوئلا، در كوبا آغاز شد. به گزارش خبرگزارى رويترز، آقاى چاوز، ۵۶ ساله، روز جمعه در گفتوگوى تلفنى با تلويزيون دولتى ونزوئلا گفت پس از آنكه مرحلهى اول درمانش را با موفقيت پشت سر گذاشته براى شيمى درمانى در مرحلهى دوم آماده مىشود. رئيسجمهورى سوسياليست ونزوئلا ماه گذشته براى جراحى غدهى سرطانى خود در بيمارستانى در هاوانا، پايتخت كوبا، بسترى شد. بيمارى آقاى چاوز ترديدهاى جدىاى دربارهى شركت او در انتخابات رياستجمهرى سال ۲۰۱۲ ميلادى ونزوئلا به وجود آورده است. با اين حال نظرسنجىها نشان مىدهند كه وضعيت سلامتى وى چندان هم از محبوبيتش در كشور نفتخيز ونزوئلا با ۲۹ ميليون جمعيت نكاسته است.
پليس نروژ مىگويد تعداد كشتهشدگان تيراندازى روز جمعه در شهر اسلو به دستكم ۸۰ نفر افزايش پيدا كرده است. به گزارش خبرگزارى رويترز، اويستين مايلند؛ رئيس پليس نروژ در يك نشست خبرى اعلام كرد كه بر اساس آخرين اطلاعات به دستآمده، تا كنون ۸۰ تن از جوانانى كه روز جمعه، در اردوگاه تابستانى حزب كارگر نروژ هدف گلولهى فرد ناشناس قرار گرفتند، جان خود را از دست دادهاند. آقاى مايلند همچنين از احتمال افزايش تعداد كشتهشدگان اين حادثه خبر داده است. پيشتر، پليس نروژ كشته شدن ۱۰ نفر در حادثهى تيراندازى روز جمعه در منطقهى جزيرهاى اوتويا در اسلو را تاييد كرده بود. پيش از اين تيراندازى، بمبى نيز در مركز شهر اسلو منفجر شده بود. پليس نروژ ابعاد حوادث روز جمعه در شهر اسلو را« فاجعهآميز» توصيف كرده است.
شمار كشتهشدگان حوادث روز جمعه در اسلو، پايتخت نروژ، به دستكم ۱۷ نفر افزايش پيدا كرده است. بر اثر اين حادثه ۱۵ نفر هم مجروح شدهاند. ساعت ۳ و بيست دقيقهى بعدازظهر روز جمعه، ديروز، بمبى در مركز شهر اسلو، مقابل ساختمان نخستوزيرى و وزارت نفت نروژ منفجر شد. با فاصلهى كمى از اين انفجار، در جنوب شهر اسلو نيز فردى ناشناس كه اونيفورم پليس به تن داشت به گروهى از مردم تيراندازى كرد. اين تيراندازى در نزديكى محل گردهمايى شاخهى جوانان حزب كارگر، حزب حاكم نروژ، صورت گرفته است. پليس نروژ مردى ۳۲ ساله، تبعهى نروژ را به عنوان مظنون دستگير كرده است. «تى وى ۲» تلويزيون غيردولتى نروژ در خبرى بدون ذكر منبع اعلام كرد كه جوان دستگير شده به گروههاى افراطى راستگراى نروژ وابسته است. به گزارش خبرگزارىهاى نروژ، پليس اين كشور كه در شرايط عادى، مسلح نيست از روز جمعه مسلح شده است. پليس همچنين از كشف تعدادى بمب منفجرنشده در نزديكى اردوگاه تابستانى شاخهى جوانان حزب كارگر خبر داده است.
اليوت هندلر، بنيانگذار شركت توليدكنندهى عروسك مشهور «باربى» روز جمعه در سن ۹۵ سالگى درگذشت. متل، شركت توليدكنندهى اين عروسك در بيانيهاى از ادامهى فعاليت و توليد عروسك «باربى» خبر داد. آقاى هندلر پس از مرگ دخترش باربارا نام «باربى» را براى عروسكهاى توليدى شركتاش انتخاب كرد. عروسك «باربى» يكى از محبوبترين اسباببازىهاى چند نسل از كودكان و بويژه دختربچهها در سراسر جهان است. با وجود محبوبيت عروسك «باربى» نزد كودكان ايرانى، جمهورى اسلامى ايران تاكنون بارها آن را به عنوان نماد سلطهى نرم امپرياليسم معرفى كرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر