
منابع خبری نزدیک به رسانه های مخالف دولت در ایران خبر داده اند که اخبار مربوط به انزوا و تعطیلی کلاسهای درس آیت الله صانعی دروغ است و این مرجع تقلید همچنان به فعالیت به تدریس و آموزش خود ادامه می دهد و مراجعات و مجالس درس و بحث ایشان از قبل هم گسترده تر شده است.
یک منبع حوزوی با بیان این مطلب، در گفت و گو با تارنمای کلمه به تکذیب ادعای رسانه های دروغ مبنی بر منزوی شدن این مرجع تقلید مردمی پرداخت و گفت: برخی رسانه ها از جمله رجانیوز راجع به حاج آقا آورده اند که ایشان منزوی است و هیچ درس و بحثی ندارد و از رفت و آمد به دفتر هم خبری نیست، در صورتی که خود می دانند دفتر ایشان از شلوغ ترین دفاتر مراجع در قم است و مقلدین فراوانی به ایشان مراجعه می کنند.
وی تاکید کرد: مجلس درس آیت الله العظمی صانعی همه روزه برقرار است و با استقبال زیادی از سوی طلاب و فضلای حوزه نیز مواجه شده است.
به نظر می رسد آنچه رسانه های حکومتی تحت عنوان خبر نوشته اند، در واقع آرزوهای دست اندرکاران این رسانه ها برای منزوی شدن حضرت آیت الله صانعی و تعطیلی درس و بحث ایشان است، آرزوهایی که بی حاصل مانده است.
آیت الله العظمی صانعی در اقدامی معنادار، هفته قبل پیام تبریک خود را به مناسبت عید سعید غدیر خم، خطاب به “ملت بزرگ ایران و به مؤمن متعهد بزرگوار جناب آقای مهندس میرحسین موسوی(دام عزه) و همسر فاضله ایشان، و حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ مهدی کروبی(دامت افاضاته)” صادر کرده بود، که این موضوع خشم رسانه های اقتدارگرا را برانگیخت و باعث شد آنها دست به دروغ پردازی های تازه علیه این مرجع تقلید شیعیان بزنند.
سید حسن خمینی تاکید کرد که هنرمند، نه به عنوان یک اعلام کننده، بلکه به عنوان یک تأثیر گذار در درمان هم خودش را بشناسد و تاثیرگذاری خودش را در جامعه لمس کند.
به گزارش ایلنا، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در دیدار جمعی از شاعران پیشکسوت و جوان انقلاب اسلامی با ابراز خرسندی از این دیدار گفت: یکی از بزرگان جمله لطیفی دارد که اگر میخواهید ببینید یک جامعه در آینده چگونه میاندیشد، به حوزه هنر سری بزنید. هنر امروز جامعه، فکر فردای آن جامعه است؛ شاید چون هنرمندها زودتر احساس میکنند و به هم ریختگیها را سامان میبخشند و منظمتر بیان میکنند یا شاید به علت اینکه درد ابتدا توسط زبان هنر بیان میشود و بعد اندیشمندان آن را درمان میکنند یا به طریق شناخت به سوی درمانش حرکت میکنند و آن را تئوریزه میکنند.
وی ادامه داد: در نتیجه این دانشمندان نیستند که هنر را تئوریزه میکنند، بلکه هر دو معلول یک چیزند، اما هنر و زبان احساس زودتر به بیان خود میپردازد.
سید حسن خمینی در ادامه با اشاره به جایگاه هنر در سوق جوامع به سوی اخلاق گفت: رمز غیراخلاقی زیستن این است که انسان خودش را محور جهان ببیند. هر وقت انسان خودش را محور یافت، آغاز غیراخلاقی شدن است و رمز اخلاق این است که انسان بتواند خودش را جای دیگران بگذارد.
وی ادامه داد: هر چه شما بتوانید جامعه را به این نقطه ببرید که انسانها از اینکه خودشان را محور دنیا ببینند، خارج شوند و بتوانند با دیگران همزاد پنداری کنند و جای آنان قرار بگیرند، آن وقت اخلاقیتر زندگی میکنند و درک درست و بهتری از فضای جامعهشان پیدا میکنند.
یاداگار امام راحل همچنین تصریح کرد: اگر انسان بداند که با اخمش چه مصیبتی به روزگار طرف مقابل میآید و آن را درک کند، ممکن است کمتر اخم کند.
وی ادامه داد: سینما و به ویژه کارتون تا میزان زیادی در روابط انسانیتر با حیوانات تاثیر داشته است و موجب شده که انسانها حس کنند، حیوانات هم با هم روابط عاطفی دارند. بچهها از کودکی میتوانند خودشان را به جای حیوانی بگذارند و آن وقت به حیوان به عنوان یک شیء و ابزارغریب نگاه نمیکنند و وقتی نشتری به حیوان میزنند درد آن را به گونهای در فضای ذهنی خودشان احساس میکنند.
وی افزود: ادبیات به عنوان یک گام هنر در این بعد اخلاقی زیستن جوامع تاثیر دارد. یک رمان و یک شعر این حس را خیلی قویتر به مخاطب منتقل میکند که بتوانند خودشان را به جای دیگران بگذارند. ما تا وقتی که نتوانیم وارد ذهن دیگران شویم که چه مقدار از بدی و از اخم و عصبانیت و بیادبی و رفتار ناشایست ما تاثیر میگیرند نمیتوانیم به سوی اصلاح آن برویم.
سیدحسن خمینی ادامه داد: احساسی که توسط هنر و به خصوص شعر منتقل و توسط متن جامعه درک میشود درک یک مشکل در درون جامعه است، البته الزاماً همیشه مشکل همه جامعه نیست، ولی وقتی که طیفهای مختلف و متعددی از هنرمندان نسبت به یک مسالهای درون جامعه هشدار میدهند، نشان از یک بیماری است که در وجود انسان اولین شاهدش فریاد ناشی از درد است، در مرحله بعد است که تلاش میکنیم آن را درمان کنیم در وجود جامعه، فریادی است که هنر آن را منعکس میکند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: اما این نکته دولبه دارد، اینکه به هنر صرفاً به عنوان یک آژیر خطر نگاه کنیم و یکی اینکه خود هنرمند، نه به عنوان یک اعلام کننده، بلکه به عنوان یک تأثیر گذار در درمان هم خودش را بشناسد و تاثیرگذاری خودش را در جامعه لمس کند.
وی افزود: اشعار لطیفی که توسط دوستان خوانده شد، به شعر آئینی، نشان از یک دینداری و درد دینی است که آنان را به هشدار وامی دارد و این دوستان هر جمع و نشستی که داشته باشند، باید این درد را به عنوان هشدار بیان کنند؛ اگر آنان که باید بشنوند شنیدند که چه خوب، اما اگر نشنوند مصداق این است که جاهلان را نیست آگاهی زحال خویشتن/خفته خود را دائماً بیدار میبیند به خواب.
سید حسن خمینی ادامه داد: نکته دوم این است که باید از انفعال بیرون آمد و از اینکه صرفاً یک اعلام گر و اعلام کننده خطر باشید و باشیم بیرون بیاییم و وارد فعالیت شویم. هنر صرفاً یک موضع انفعالی در بیان درد جامعه نیست، نیمی از کار هست، اما تمام آن نیست وظیفه هنرمند تنها این نیست، چون هنرمند به نوبه خود یک انسانی است همراه با هنر. هنرمندان جامعه ما از حیث بیان انفعالی و متاثر شدن از جامعه زودتر متاثر میشوند، اما در تاثیر گذاری برای ساختن معمولاً یک مقدار عقباند و دیرتر وارد عرصه میشوند در حالی که این مرز را باید شکست و از بین برد؛ البته گام راحتی نیست. البته تک مهرهها و تک چهرههایی بودند که همیشه علاوه بر تبین روزگار خودشان، پیشتاز روزگارشان هم بودهاند، اما این کار باید جمعی باشد.
در این جلسه که احمد مسجد جامعی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو شورای شهر تهران نیز حضور داشتند استاد حمید سبزواری، ساعد باقری، فاطمه راکعی، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی، افشین علاء و تنی دیگر از شاعران به شعرخوانی و بیان دیدگاه یشان پرداختند. حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی نیز در پایان این جلسه دو قطعه از اشعار خود را قرائت کرد.
خانواده آریا آرام نژاد نسبت به وضعیت سلامت این هنرمند زندانی ابراز نگرانی کرده و خواستار تسریع در رسیدگی به پرونده و همچنین آزادی هرچه سریعتر او شده اند.
در گفتگویی که مسیح علی نژاد در تارنمای کلمه منتشر کرده، خانواده این هنرمند به سئوالات این روزنامه نگار درباره آخرین وضعیت آریا آرام نژاد، ترانه سرا و خواننده ی جوان بابلی که با سرودن آهنگ های اعتراضی خود بارها نسبت به وضعیت زندانیان دیگر ابراز نگرانی کرده بود، پاسخ گفته اند.
علی نژاد در ابتدای گفتگوی خود می نویسد: نزدیک به ۳۰۰ هنرمند و فعال مدنی و سیاسی هم چندی پیش با امضای نامهای خواستار آزادی این هنرمند جوان شدند.
آریا آرامنژاد که پیش از این در عاشورای سال ۸۸ پس از خواندن یک آهنگ اعتراضی درباره به وضعیت موجود بازداشت شده بود، بار دیگر در ۱۷ آبان ۹۰ زمانی که برای پیگیری پرونده محکومیت خود به دادگاه تجدید نظر استان مازندران واقع در ساری مراجعه کرده بود، پس از بازگشت به منزل از سوی ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.
با عادله ضیایی، همسر آریا آرام نژاد، در مورد اتهامات احتمالی و دغدغه های این زندانی در بند گفت و گویی انجام داده ایم که در پی می آید:
آخرین خبری که از وضعیت همسرتان دارید چیست؟
آخرین خبر من مربوط به چهار روز قبل است که ایشان تماس کوتاهی گرفتند که متاسفانه حالشان خوب نبود، خسته و عصبی و تحت فشار به نظر می رسید.
یعنی بعد از آن تماس تلفنی، احساس می کنید نگرانی برای وضعیت آریا وجود دارد؟
قطعا، چون در تماس تلفنی شان چندین بار تاکید داشتند که برایشان لباس گرم و همچنین کتاب ببرم. اما علی رغم درخواست مکرر من و قول مساعد جناب آقای دادستان در این مدت و تاکید خودشان، تا این لحظه که با شما صحبت می کنم متاسفانه هیچگونه همکاری ای انجام نشده است. داشتن امکانات اولیه مناسب برای زنده ماندن و زندگی از ابتدائی ترین حقوق نه حتی انسان بلکه موجود زنده است و من از این بابت بسیار معترض هستم.
همینطور طبق اطلاعاتی که به من رسیده، متاسفانه زندان ایشان از آب آشامیدنی مناسبی برخوردار نیست. وضعیت سلامتی آریا متاسفانه مناسب نیست و من شدیدا نگران سلامتی او هستم. تا او را نبینم آرام و قرار ندارم و تنها چیزی که مرا مجاب به مصاحبه کرد، فقط و فقط شرایط سخت جسمی و روحی آریا است.
آیا هیچ اطلاعی از وضعیت بازجوئی های آریا دارید؟
در تماس تلفنی که انجام شد، ایشان گفت که در این مدت فقط یکی دو بار بازجوئی شده و این نشان دهنده ی روندی کند برای پرونده آریا است و از این موضوع بسیار ناراحت بود. اما هر وقت من از ایشان می خواستم در مورد روند بازجوئی صحبت کند، تهدیدش می کردند که تلفن را قطع خواهند کرد. برای همین صحبت زیادی در این زمینه نشد.
اصلا می دانید آریا برای چه دستگیر شده ؟
هنوز بعد از گذشت این مدت، این علامت سوال بزرگ برای من و خیلی از دوستانِ اوست که چرا آریا را دستگیر کردند؟ چرا درست در روزی که برای بررسی نتیجه پرونده اش به دادگاه تجدید نظر رفته بود؟ در اولین مکالمه اش گفته بود به جرم ساختن آهنگها بازداشت شده و همین طور روزی که مامورین برای بازداشت آریا به منزل آمده بودند، ایشان مصر بود که حکم دستگیری را ببیند و مامورین هم با اکراه نشان دادند.
علت دستگیری را هم نوشته بودند؟
اتفاقا نکته ی جالب توجه همین بود که در توضیح علت بازداشت نوشته بودند: ایشان خواننده جریان فتنه است! و بعد از عاشورای ۸۸ آهنگ «علی برخیز» را خوانده و دستگیر شده و بعد از آزادی به قید وثیقه “به فتنه گری ادامه داده است”!!
پس به نظر می رسد منظور از «فتنه گری» خواندن همان آهنگ های انتقادی بوده که منجر به دستگیری شده، درست است؟
این چیزی بود که در حکم دستگیری نشانش دادند. بسیار متاسفم. در کدام فرهنگ لغت، روایت کردن وضعیت واقعی و ملموس جامعه به زبان شعر مصداق فتنه گری است؟ در کجای دنیا امید دادن به مردم برای بهبود شرایط، فتنه گری تعبیر می شود؟ چه قشری از انسانها و با چه تفکری می توانند مخالف حس والا و انسانی همدردی با مادرانی که داغدار بیگناه کشته شدن عزیزانشان هستند، باشند؟
آیا ترانه های این هنرمند چیزی غیر از صداقت محض، تعهد و بی تفاوت نبودن به دردهای خاموش اما بیدار مردم است؟ ایشان در کدام ترانه اش حرف کذب و ناراستی زده است؟ در کدام ترانه امنیت مردم و کشورش به خطر افتاده؟ آیا به کسی توهینی شده؟ در کدام آهنگ، ایشان هموطنانش را دعوت به خرابکاری، آشوب و اغتشاش کرده است؟ بدا به حال ما که هنرمندانی را چنین مورد بی مهری و هتک قرار می دهیم که جرمشان چیزی جز متعهد بودن، مسئولیت پذیری، شرافت وصداقت بی پایان نیست.
ممکن است کمی از دستگیری اول آریا در عاشورای ۸۸ و روند پرونده اش بگویید؟ و آیا این احتمال وجود دارد که بدون ابلاغ حکم، او را برای اجرای حکم قبلی برده باشند؟
ایشان بعد از اتفاقات تکان دهنده عاشورای ۸۸ به شدت متاثر شد و تصمیم به ساختن آهنگی گرفت که به «علی برخیز» معروف شد. بعد از انتشار این آهنگ که اتفاقا از مضامین مذهبی شیعه سرشار بود، در ۲۶ بهمن ۸۸ با حمله به منزل، ایشان را بازداشت کردند.
جای شگفتی و تاسف است که در یک کشور اسلامی، پاداش و نهایت حمایت از هنرمندی که خالق یک اثر مذهبی تاثیرگذار بود، زندان است. به این”اتهام” – که به دلیل استناد های بی پایه و همچنین ایستادگی آریا با وجود فشار های بسیار بسیار زیاد و تمکین نکردن ایشان به اعتراف به موارد خواسته شده از او – به “جرم” تبدیل نشد، ایشان در دادگاه اول به ۱۰ ماه حبس محکوم شد.
در روز دستگیری مجدد، ایشان برای پیگیری حکم دادگاه تجدید نظر به دادگاه رفته بود که به آریا گفته بودند پرونده در دست بررسی و مطالعه است و فعلا باید صبر کنید اما به محض بازگشت به منزل دستگیر شد. من بعید می دانم در فاصله نیم ساعت پرونده بسته شود، حکم صادر شود، ابلاغ شود و اجرا شود.
کمی از روز دستگیری آریا در این مورد بازداشتی اخیر برای ما می گویید؟
ساعت دو بعد از ظهر روز ۱۷ آبان بعد از برگشتن از دادگاه بی نتیجه ی تجدید نظر، به محض پیاده شدن از خودرو، پنج نفر در ورودی ساختمان به آریا حمله کردند و با مشت به دهانش کوبیدند. من منزل بودم. وقتی دیدم کلید بیش از حد معمول در قفلِ در می چرخد، رفتم در را باز کردم، دیدم آریا با دستان دستبند زده داشت تلاش می کرد که در را برای ماموران باز کند.
چند مامور همراهش بودند؟
پنج مامور لباس شخصی به همراه آریا وارد خانه شدند و همه جا را گشتند. کامیپیوتر آریا، سی دی ها و نوشته هایش را به همراه کامپیوتر من، سی دی ها و نوشته ها و شعر های من بردند.
من از حقوقدانان می پرسم، اگر حکم بازداشت برای آریا بود، چرا وسایل مرا برده اند؟ حالا که می دانند وسایل من است، چرا بر نمی گردانند؟ دوستانی که در شرایط مشابه قرار گرفتند، می دانند که این برادران تمایل زیادی به بردن رسیور ماهواره دارند که این کشف و ضبط زودتر از بقیه موارد اتفاق افتاد. شوک ورود این افراد به خانه آنقدر برای من زیاد بود که به گفته آریا تا مدتی بیهوش بودم و مامورین مجبور شدند دستبند آریا را باز کنند.
یعنی به همراه آریا منزل را گشتند و برخی از وسایل شما را هم بردند؟
همه جا را گشتند. اتاق من و حتی همه کمد های لباس که آریا به شدت معترض شده بود اما متاسفانه حتی کیف دستی مرا هم بررسی کردند. یک نکته جالب توجه این بود که بعد از بررسی خودروی آریا، مطالبی را که آریا برای رد مستدل اتهامات و اثبات بی گناهی اش برای جرم های ذکر شده در دادگاه اول نوشته بود و قرار بود بعد از تکمیل به دادگاه تجدید نظر تقدیم کند، به عنوان “مدارک مربوط به جنبش سبز” ثبت و با خود بردند.
وضعیتِ بیماری و سلامتی آریا چگونه است؟
متاسفانه یک بیماری قلبی ارثی در خانواده شان وجود دارد که مادر محترم و یکی از خواهرانِ آریا هم بر اثر همین بیماری به رحمت خدا رفتند. همه ی نگرانی این است که آریا هم درگیر این مشکل است. متاسفانه در چند وقت اخیر به محض اینکه وضعیتی باعث فشار روانی و عصبی بر آریا می شد، این مسئله افزایش پیدا می کرد که با یک پزشک مشورت شده بود و قرار بود یک سری آزمایشات انجام بشود که این اتفاقات افتاد و چون در حال حاضر آریا در انفرادی و وضعیت فشار قرار دارد، من به شدت نگران بیماری قلبی ایشان هستم.
خواسته شما از مسئولین چیست؟
اولین و مهم ترین خواست من و همه دلسوزان و همه کسانی که به نوعی نگرانی خودشان را از این بازداشت اعلام کردند، آزادی بی قید و شرط آریا است، و بعد اینکه از این بزرگواران می خواهم که تا آزادی ایشان شرایط مناسب زیستی و سلامتی را برای آریا که سابقه بیماری ارثی دارد، فراهم کنند و اجازه دهند کسی که به زبان لطیف هنر از حقوق مردم دفاع می کند، حداقل حقوق نه حتی شهروندی، بلکه حقوق مرسوم یک زندانی را در این ایام داشته باشد که باز شاهد مورد دیگر از قانون گریزی در پرونده نباشیم.
این برخوردهای آزاردهنده، زیبنده یک دولت اسلامی که داعیه دار اخلاق و اصول دین و مهرورزی برای همه انسانهاست، نیست. و خواسته دوم اینکه با تسریع در روند این پرونده، التهاب ایجاد شده در جامعه هنری و عموم مردم را از بین ببرند. مردم هنردوست و فهیم ما به قشر هنرمندشان علاقه مند و به شرایط آنها بسیار حساس هستند و سریعا موضع گیری می کنند.
اگر نکته ای باقی مانده است که من نپرسیده ام، بفرمایید.
مایل بودم بگویم آریا از معدود هنرمندانی است که آثارش از همه طیفهای مذهبی، هنری و سیاسی مخاطب دارد از حوزه علمیه و حتی مراجع محترم گرفته تا دوستان غیر مذهبی و لائیک. اصول گرا و اصلاح طلب. چون ایشان جزء کسانی است که مفاهیم انسانی را نه فقط در گفتار بلکه در عمل، زندگی می کند. تبلور آنچه در وجود انسان است می تواند راز ماندگاری و محبوبیت انسانهای شریف باشد.
من فکر می کنم در شرایطی که گرگها برای تکه تکه کردن سرمایه های این مملکت دندان تیز کرده اند و هر لحظه نه تنها تمامی اظهار نظرهای مسئولین بلکه عملکردشان رصد می شود تا لغزشی، دستمایه نشان دادن ایران به عنوان یک کشور زیر پا گذارنده حقوق انسانی مردم و خطرناک برای همسایگان و همه دنیا معرفی شود، این اقدامات هزینه بر است. دشمنان چشم تعرض به این سرزمین دارند که خدای ناکرده در صورت چنین تهدیدی، به اعتراف دوست و دشمن، کسانی که استخوان در گلو و خار در چشم دشمنان خواهند بود، جوانان ارزشمند و غیوری چون آریا هستند. اما متاسفانه مدتی است که جای دوست و دشمن در کشورمان عوض شده. صرف متشرع بودن و موافق بودن و مجیز گفتن، دوستی نیست و البته هر منتقدی هم دشمن نیست.
خطابم به مسئولان این است که امثال آریا نه تنها دشمنان این مرز و بوم نیستند بلکه به لطف روح انسانی و هنری شان، با پاشیدن امید و آگاهی بر زندگی قشر های مختلف مردم می توانند روند پیشرفت و اقتدار واقعی کشور را نه فقط در نوشته و حرف، بلکه در واقعیت ملموس، بهبود ببخشند. جای هنرمند در قلب مردم است نه زندان، و امیدوارم با آزادی هرچه سریعتر این هنرمندان و دیگر سرمایه های واقعی و ارزشمند این مملکت، جراحتِ وارد شده به پیکر هنر و روح جامعه بهبود پیدا کند.
یک عضو دربند جبهه مشارکت در نامه ای خطاب به رهبری می گوید: در طول فعالیت این دستگاه تا کنون چند هزار تن روحانی دستگیر، بازداشت، محبوس و محکوم شده اند و حتی ده ها تن محکوم به اعدام شده و حکم آنها اجرا شده است.
به نوشته احمدرضا احمدپور این رویه همچنان ادامه دارد که کافی است تنها یک تن از این تعداد بی گناه و غیر قانونی و به اشتباه اعدام شده باشد آیا چنین اشتباهی قابل جبران است !؟ آیا لغزشهای بر شمرده شده در این دستگاه با عدالت و قانون مطابقت دارد!؟ تنها عاملی که به ادامه فعالیت این دستگاه کمک کرده است و از انتقادات و مخالفت های قانونی مقامات و صاحب نظران حقوقی به این دستگاه جلوگیری نموده است تنها و تنها حمایت و موافقت شما مبنی بر وجود چنین دستگاهی بوده است.
این زندانی بند ویژه روحانیت زندان قم در نامه ی خود متذکر شده است که از آنجایی که دستگاه ویژه روحانیت منسوب به مقام رهبری است، به قصد انجام وظیفه شرعی، قانونی و اجتماعی سیاسی که امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ای همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته است و در نهایت با توجه به هدف اساسی شارع مقدس و قانون اساسی یعنی توجه به »عدالت»، بر خود لازم دیدم تا جهت کمک به حاکمیت قانون و قانونمندی جامعه اعم از حاکمیت و مردم ، مواردی را تقدیم و یاد آور شوم شاید نفعی باشد برای مؤمنین که فَذَکِّر إن نَفَعَتِ الذِّکری.
احمدرضا احمدپور عضو جبهه مشارکت شاخه قم و وبلاگ نویس و محقق حوزه، در روز ۲۷ تیرماه توسط نیروهای امنیتی در خانه خود بازداشت شده بود به زندان مرکزی قم منتقل شده است.
گفتنی است که این روحانی وبلاگ نویس، در سال ۸۸ و در جریان حوادث بعد از انتخابات نیز، به اتهام تبلیغ علیه نظام، هتک حیثیت روحانیت، توهین به رهبری و نشر اکاذیب به یکسال حبس محکوم شده بود که دوران محکومیتش سال گذشته به پایان رسید.
متن نامه
متن کامل نامه احمدپور به همراه نسخه ای از حکم دادگاه ویژه روحانیت در پی می آید.
به نام خدای روشنگر هستی بخش
إن اُریدُ إلّا الاصلاح مااستَطعتُ و ما توفیقی إلّا باللّه علیه توکّلتُ و الیه اُنیبٌ [سوره هود آیه 88]
مقام محترم رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران جناب آیت الله خامنه ای «سلام علیکم»
بدون مقدمه بیان میدارم: این جانب به عنوان کسی که از دی ماه 1388 در دستگاه ویژه روحانیت چند بار مورد ستم واقع شده و در طول مدّت گذراندن محکومیت و حبس خود، با نقایص عدیده قانونی ، قضایی و قانون شکنی در دستگاه یاد شده مواجه شده ام [ یک سال محکومیت سیاسی حبس در سال 88 به همراه خلع لباس، سه سال محکومیت سیاسی به حبس در تبعید و 10 سال اقامت اجباری پس از سپری شدن 3 سال حبس ( حدود 900 کیلو متری دورتر از محل اقامت خود و خانواده ) در شهرستان ایذه و خلع لباس دو باره و نیز محرومیت از مزایا و مناصب طلبگی در سال 90]
از آنجایی که دستگاه ویژه روحانیت منسوب به مقام رهبری است ، به قصد انجام وظیفه شرعی ، قانونی و اجتماعی سیاسی به استناد اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که استعانت از آیه شریفه قرآن (سوره توبه 71) امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ای همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر ، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته است( وَ ذَکِّر فَإنَّ الذِّکری تَنفَعُ المُومنینَ) و در نهایت با توجه به هدف اساسی شارع مقدس و قانون اساسی یعنی توجه به »عدالت»، بر خود لازم دیدم تا جهت کمک به حاکمیت قانون و قانونمندی جامعه اعم از حاکمیت و مردم ، مواردی را تقدیم و یاد آور شوم شاید نفعی باشد برای مؤمنین که فَذَکِّر إن نَفَعَتِ الذِّکری.
*عدالت و اهمیت قانون اساسی
همانطور که می دانید عدالت در قرآن برای تداوم زیست اجتماعی انسان ها از چنان اهمیت و اساسی برخوردار است که بنابر آیه شریفه «لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بالبیّناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکتابَ و المِیزانَ لِیَقومَ الناسُ بِالقسطِ» هدف اصلی فرستادگان خدای بزرگ و نزول کتاب و میزان، عمل کردن مردم به عدالت بوده است بدیهی است در نزد مکتب و مذهب تشیّع این هدف را پس از رسولان (ص) ائمه اطهار علیهم السلام دنبال می کردند و در زمان غیبت معصوم (ع) علمای و مراجع اعلام تقلید و به خصوص حاکم اسلامی مروّج آنند و رفتار عادلانه توسط مردم نیز به عنوان یک تکلیف تعیین شده است. در همین راستا در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خصوص «شیوه حکومت در اسلام» آمده است: «حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی یا گروهی نیست، بلکه تبلور آرمان سیاسی ملّتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهایی (حرکت به سوی الله ) بگشاید.»
در ادامه با مهم دانستن قانون اساسی و برجسته کردن رسالت آن آمده است: « رسالت قانون اساسی این است که زمینه های اعتقادی نهضت را عینیت بخشد و شرایطی را به وجود آورد که در آن انسان با ارزش های والا و جهان شمول اسلامی پرورش یابد.»
همانطور که می دانید ، جملات ذکر شده حکایت از اهمیّت قانون اساسی در رسیدن به اهداف مقدس ملت هم کیش و هم فکر با ارزش های والا و جهان شمول دارد . براین اساس برای پیش گیری از عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی در ذیل عنوان «ولایت فقیه» در مقدمه آن آمده است:
« بر اساس ولایت امر و امامت مستمر ، قانون اساسی زمینه تحقّق رهبری جامع الشرایطی را که از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود آماده می کند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد» بر همین اساس در جمهوری اسلامی ایران اگر قانون اساسی سست ، کم اهمیت یا بی اهمیت جلوه داده شود در عمل زمینه تحقّق رهبری مورد نظر قانون و مردم فراهم نخواهد شد.
همچنین در ادامه در ذیل عنوان «قضا در قانون اساسی » برای پاسداری از حقوق مردم و به منظور پیش گیری از انحرافات موضعی در درون امت اسلامی مسأله قضا بر پایه عدل اسلامی را امری حیاتی شناخته و آن را به دلیل حساسیت بنیادی « به دور از هر نوع رابطه و مناسبات ناسالم» پیش بینی کرده است.
در بند (ج) از اصل دوم از فصل اول قانون اساسی که بیانگر اصول کلی نظام است ، ضمن نفی هر گونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری و.... بر «قسط و عدل» تاکید شده و جمهوری اسلامی را نظام بر پایه ایمان به آنها می داند.
در بند(14) از اصل سوم از همان فصل بر تأمین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن ومرد و ایجاد "امنیت قضایی عادلانه" برای همه تأکید شده و تساوی عموم مردم در برابر قانون را وظیفه حکومت برای نیل به »اهداف ذکر شده در اصل دوم» و نفی ستم و ایجاد "قسط وعدل" دانسته است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.
* قضا در قانون اساسی
مقام محترم رهبری؛ جناب عالی خوب می دانید که توسعه و اجرای عدالت مسأله بنیادی و حیاتی قضا در قانون اساسی در چار چوب قوه قضائیه و بر اساس اصل 61 و فصل یازدهم قانون اساسی تبلور می یابد.
برای روشن شدن بیشتر ابعاد در خواست این جانب از حضرت عالی ضمن پیوست 22 برگ تصویر از لایحه اعتراضیه و دفاعیه و 2 برگ تصویر از اخطار کتبی به شعبه مربوطه در خصوص اعمال مواد قانون مربوطه و رفتار قانونی در حقّ من به استناد قانون اساسی و قانون عادی، به بررسی و کالبد شکافی ساختاری- رفتاری »دستگاه ویژه روحانیت» می پردازم.
* دستگاه ویژه روحانیت قانون و عدالت
بنابر مشاهدات عینی و شنیده های موثق و بنا به فهم این جانب «عدالت» در این دستگاه به ظاهر قضایی به باد فراموشی سپرده شده و حبّ و بغض برخی مقامات و دست اندرکاران آن، جای عدالت نشسته و بدون توجّه به موازین قانون اساسی و عادی نظام جمهوری اسلامی متهمین روحانی و حتّی گاه غیر روحانی (مرتبطین) دستگیر، بازداشت ، محبوس و محکوم می شوند.
اصل نوزدهم قانون اساسی مردم ایران را از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردار می داند ، امّا در دستگاه ویژه روحانیت در برخورد قضایی با روحانیون از آئین نامه ای ویژه [متن آن در سال 1384 مورد موافقت جناب عالی قرار گرفته است] استفاده و استناد می شود که گاهی متهم روحانی مورد لطف قرار می گیرد که از عفو وبخشش های غیر آنچه که آحاد مردم در دادگاه های عمومی می بینند برخودار و مشمول تخفیف های ویژه می شوند و گاه روحانی آنقدر مورد ظلم واقع می شود که حتی از حقوق اولیه دیگر شهروندان مثل حقّ داشتن وکیل مورد تأیید و انتخاب خود بر اساس اصل 35 ق.ا. و مطابق با مواد 185 و 186ق.آ.د.د. در امور کیفری در جلسات رسیدگی بدوی و تجدید نظر محروم می شود و یا بر خلاف اصل 32 قانون اساسی از حق تفهیم اتهام بلافاصله پس از بازداشت و با ارائه دلیل کتبی محروم می گردد.
*آزادی ، امنیت و دستگاه ویژه روحانیت
در این دستگاه بر خلاف اصول 9 و 23 قانون اساسی ، آزادی های مشروع شهروند روحانی نادیده گرفته می شود و بابت نظرات علمی و عقیدتی بازداشت ، باز خواست و مجازات می شود که نویسنده این نامه نمونه بازر آن است، درحالی که در اصل نهم قانون اساسی «آزادی » از حیث درجه اهمیّت در کنار استقلال، وحدت، تمامیت ارضی کشور و حتّی پیش از آنها قرار گرفته و حفظ همه آنها را برعهده دولت (حکومت) و آحاد ملّت قرار داده است و در عین حال به صراحت تاکید شده است که هیچ مقامی حقّ ندارد... آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند در صورتی که آئین نامه دستگاه ویژه روحانیت که در حقّ شهروندان روحانی اعمال می شود ، موجب سلب آزادی و امنیت این قشر از جامعه شده است.
*حقّ داد خواهی و محاکمات علنی
اصل 34 قانون اساسی دادخواهی را «حقّ مسلم» هر فرد می داند و تاکید دارد که همه افراد ملّت حقّ دارند دادگاه های صالح را در دسترس داشته باشند امّا چون به موجب آئین نامه دستگاه مذکور رسیدگی به شکایات از متهم روحانی تنها در دستگاه روحانیت میّسر است و دستگاه یاد شده در برخی استانها اصلاً شعبه و دفتر ندارد و در استان هایی که شعبه دارد فقط در مرکز استان شعبه واحد دارد، در دیگر شهرستان ها و بخش ها دفتر و شعبه ندارد از اینرو شاکی برای طرح شکایت از متهم روحانی یا به مشقّت فراوان می افتد و یا اینکه عملاً پی گیری شکایت برایش امکان پذیر نخواهد بود و از حقّ مسلم دادخواهی محروم می شود.
برگزاری محاکمات به صورت علنی از جمله مواردی است که در اصول 165 و 168 برای همه محاکمات پیش بینی و تصریح شده است امّا در دستگاه ویژه روحانیت به این اصول هیچ گونه توجّهی نمی شود و این جانب در چهار پرونده و چهار جلسه دادگاه در قم، علی رغم حضور خانواده ام از برگزاری جلسه علنی بدون وجود دلیل موجه قانونی محروم بوده و تا پایان جلسه رسیدگی ساعت ها پشت درب دادسرای ویژه قم معطل و منتظر ماندند!
در همین خصوص ماده 188 قانون آئین دادرسی در امور کیفری نیز بر علنی بودن همه محاکمات تاکید دارد و حتی در این ماده این موضوع چنان اهمیّت پیدا کرده که تبصره 5 آن، مقامات قضایی و غیر قضایی ناقض این ماده قانونی را به مجازات مقرر در ماده 576 قانون مجازات اسلامی مبنی بر انفصال از خدمت مستحقّ دانسته است.
دادگاه ویژه روحانیت بر خلاف تبصره ماده 133 ق.آ.د.ک عمل می کند و با وجود صدور حکم برائت ، اقدام به ابلاغ برائت از اتهام و آزادی وی به زندان نمی نماید [نمونه عینی آن پرونده اخیر این جانب است که توضیحات و مستندات آن در لایحه پیوست قابل مشاهده است.]
مواد 46 و47 قانون مجازات اسلامی صراحت دارد که چنانچه یک فعل دارای عناوین متعدده جرم باشد ، قاضی می بایست متهم را تنها به جرمی که دارای مجازات سنگین تر است مجازات نماید و در صورت جرائم متعدد هرگاه جرائم ارتکابی مختلف نباشند فقط یک مجازات تعیین می گردد امّا در دستگاه ویژه روحانیت برای یک فعل ولو در حد نوشتن یک نامه باشد به مجازات سنگین و متعدد حتی خارج از چارچوب مواد قانونی مثل محرومیت از مناصب و مزایای طلبگی و خلع لباس و تبعید و... محکوم می نماید. (توضیحات و مستندات در این خصوص در لایحه پیوستی موجود است).
اصل (36) قانون اساسی تاکید دارد که: «حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح باشد.» به استناد اصل 166 نیز »احکام دادگاه ها باید مستدل و مستند به مواد قانونی و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است.» جرائمی نظیر »هتک حیثیّت روحانیت»، »عمل خلاف شئونات روحانیت» خارج از اصول قانون اساسی و قوانین عادی و جاری کشور خلق گردیده است و مجازاتی فراتر از آنچه برای همگان پیش بینی شده در نظر گرفته شده که بدینگونه بر خلاف بند 14 از اصل سوم و در مخالفت با اصول 19 و20 قانون اساسی عمل می گردد و متهم روحانی به طور یکسان با دیگر اقشار مردم و جامعه از حمایت قانون برخوردار نیست! و در تعیین مجازات نیز متهم روحانی در مورد جرائم جزایی و کیفری به مجازاتی خارج از قانون اساسی و عادی کشور مثل خلع لباس روحانیت به استناد ماده 43 آئین نامه خود و »محرومیت از مزایا و مناصب طلبگی» که حتی در آئین نامه آن دستگاه پیش بینی نشده محکوم می گردد !؟ (موارد و مصادیق آن در بند های ویژه روحانیت در زندان های سراسر کشور هم اکنون بسیار است.) در حالی که طلبگی تنها افتخار شاگردی مکتب امام صادق (ع) و امام باقر (ع) است و جز ارتقاء دانش ، تقوا ، ایمان و به کمال رسیدن انسان هدفی را دنبال نمی کند امّا متاسفانه در آن دستگاه با اعمال مجازات یاد شده این هدف متعالی طلبگی را نادیده گرفته و این شائیه دامن زده می شود که گویا استقلال حوزه های علمیه و سازمان روحانیت را هدف رفته است !؟
بر اساس اصل( 39) قانون اساسی «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، باز داشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» امّا در دستگاه ویژه روحانیت بر خلاف این اصل گاه متهم روحانی یا خانواده او هتک حرمت و هتک حیثیت می شود که نویسنده و خانواده او مشمول چنین جفایی شده و شاهد بر خوردهای زننده بوده اند : از جمله نحوه دستگیری این جانب در سال 88 همراه با کتک کاری و هتک حیثیت و حرمت و توهین در ملأ عام بوده و نیز نحوه ورود ماموران مرد در بهمن ماه 89 به خانه مسکونی بدون حضور من از این موارد است، بی حرمتی در قالب الفاظ ناشایست و تفتیش های بدنی غیر شرعی و غیر قانونی در زندان نسبت به متهم روحانی توقیف شده و فیلم ها و عکس های خانوادگی روحانی در هارد کامپیوتر شخصی و خانوادگی متّهم که فایل شده اند و یا در گوشی تلفن همراه شخص ثبت شده در نزد افراد دادسرای ویژه و کارکنان اداره اطلاعات فاش می گردند و بدینوسیله روحانی متهم و خانواده اش هتک حرمت می شوند!؟
آیا این کار و کار های مشابه که از مصادیق بارز هتک حرمت است در راستای حفظ شئونات روحانیت است!؟
گاهی روی دفترچه تلفن همراه یا خانه متهم با افراد تماس گرفته می شود و به دنبال اقامه دلیل بر علیه متهم روحانی از آنان می خواهند برای شکایت مراجعه کنند و یا مواردی را طرح می کنند که موجب ایجاد اختلاف و از هم فروپاشی زندگی و خانواده متّهم می شود!
*دستگاه ویژه روحانیت و قوای حاکم
مقام محترم رهبری؛ اصل 57 قانون اساسی قوای حاکم در جمهوری اسلامی را صراحتاً در سه قوّه منحصر کرده است که البته زیر نظر مقام رهبری اعمال می شوند : 1- قوّه قضائیه 2- قوّه مقننه 3- قوّه مجریه . شایسته است که دستگاه ویژه روحانیت به لحاظ ماهیّت آن، در ساختار قوّه قضائیه قرار گرفته و در چارچوب قانون اساسی و قوانین عادی کشور عمل نماید . در طول فعالیت این دستگاه تا کنون چند هزار تن روحانی دستگیر ، بازداشت ، محبوس و محکوم شده اند و حتی ده ها تن محکوم به اعدام شده و حکم آنها اجرا شده است و این رویه همچنان ادامه دارد که کافی است تنها یک تن از این تعداد بی گناه و غیر قانونی و به اشتباه اعدام شده باشد آیا چنین اشتباهی قابل جبران است !؟ آیا لغزشهای بر شمرده شده در این دستگاه با عدالت و قانون مطابقت دارد !؟
رهبر محترم نظام جمهوری اسلامی اسلامی ایران ، تنها عاملی که به ادامه فعالیت این دستگاه کمک کرده است و از انتقادات و مخالفت های قانونی مقامات و صاحب نظران حقوقی به این دستگاه جلو گیری نموده است تنها و تنها حمایت و موافقت شما مبنی بر وجود چنین دستگاهی بوده است و اگر به هر دلیل همچنان نظر شما بر مصلحت وجود و ادامه فعالیت چنین دستگاهی است می توان لایحه ای تنظیم و از طریق دادگستری و تصویب هیأت دولت بر اساس اصل 74 قانون اساسی به قوه مقننه تقدیم تا ضمن بررسی کارشناسانه نسبت به ساختار آن و آئین نامه مربوط همچون دادگاه هایی نظیر دادگاه خانواده در ساختار قوه قضاییه که ریاست آن منصوب مقام رهبری است قرار گرفته تا هم ساختاری قانونی داشته باشد و هم ملزم به رعایت قانون و قانونمندی شود و هم شائبه اتهام نگاه تبعیض آمیز به روحانیت در برابر قانون و یا تافته جدا بافته بودن از مردم رفع گردد و هم از محرومیت بیشتر روحانیت از حقوق اولیه ی قانونی و انسانی خود پیش گیری شود.
«والسلام»
سید احمد رضا احمد پور
زندانی سیاسی بند ویژه روحانیت
زندان مرکزی قم
پس از سه سال کش مکش میان وزارت بهداشت و نهادهای گمرکی در جمهوری اسلامی، سرانجام سازمان بازرسی کل کشور آلودگی برنج های وارداتی از هند به سرب را محرز دانسته است.
خبرآنلاین در خبری به نقل از روابط عمومی این سازمان نوشته که از این به بعد وارد کنندگان برنج باید آزمون فلزات سنگین مانند سرب را روی این محصولات انجام دهند.
این آزمون به پیشنهاد سازمان بازرسی کل کشور و با تصویب کمیسیون زیربنایی دولت، برای برنج های وارداتی اجباری شده است.
این سازمان آلوده بودن برنج های وارداتی به خصوص برنج های هندی به فلزات سنگین را محرز دانست.
سازمان بازرسی کل ایران گفته است که انتظار می رود با اجباری شدن این آزمون، آسیب های وارداتی به سلامت مردم به حداقل برسد.
رئیس دفتر آیت الله خامنه ای از تاسیس مرکزی در قم به دستور آیت الله خامنه ای برای بررسی موضوعاتی که منشا فقهی دارند خبر داده است.
محمد محمدی گلپایگانی روز شنبه ۲۸ آبان به خبرگزاری فارس گفته است که در این مرکز ابعاد مختلف فقهی در حوزه کاری رسانه ها نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت و اینکه رسانه ها تا کجا می توانند بروند و جنبه های فقهی اطلاع رسانی به چه صورت است. »
رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در ادامه گفته که با تاسیس این مرکز مشخص خواهد شد که حکم مسائل مختلف به چه صورت است و آیا این موضوع جنبه فقهی دارد یا خیر.
به گفته آقای گلپایگانی « تمام اعمالی که از انسان سر می زند خارج از این اصل کلی نیست که یا واجب است یا حرام یا مستحب یا مکروه و یا مباح و هیچ مسئله ای خارج از محدوده احکام خمسه نیست. »
ناظران امور تأسیس این مرکز را تلاشی برای افزایش نفوذ آیت الله خامنه ای در مرکز سنتی فقه شیعه در قم قلمداد کرده اند.
در اسفند سال گذشته، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه گفته بود که از دو سال پیش "کمیسیونی محرمانه"، کار نظارت بر رسالههای مراجع تقلید را بر عهده داشته و در این مدت از انتشار شمار قابل توجهی از رسالهها جلوگیری شده است.
آیت الله خامنه ای در سفر پائیز سال ۱۳۸۹ به قم خواهان تحول در ساز و کار حوزه های سنتی شده بود و به طلاب جوان توصیه کرده بود ضمن حفظ ارزش های سنتی، روش های نوینی را به کار بگیرند.
رهبر جمهوری اسلامی در سال هایی که سمت رهبری را به عهده دارد در مواردی با انتقاد یا مخالفت مراجع و روحانیان سنتی روبرو بوده است.
سرشناس ترین مخالف آیت الله خامنه ای در میان مراجع تقلید، آیت الله حسینعلی منتظری بود که حدود دو سال پیش درگذشت.
آقای منتظری از جمله در جریان اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ شدیدترین انتقادات را از عملکرد آقای خامنه ای مطرح کرد.
آیت الله علی محمد دستغیب در شیراز و آیت الله بیات زنجانی و آیت الله صانعی در قم از منتقدان فعلی عملکرد حکومت ایران محسوب می شوند.
علاوه بر اینها، مراجع سنتی تری چون آیت الله وحید خراسانی و آیت الله شبیری زنجانی نیز تلاش می کنند فاصله خود را با حکومت حفظ کنند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای به موج دستگیری منتقدان و فعالان سیاسی و مدنی اعتراض کرد.
در این بیانیه ضمن محکوم کردن دستگیری غیرقانونی دکتر مسعود سپهر، قائم مقام ساخه شیراز سازمان مجاهدین انقلا اسلامی ایران، آمده است که این رفتارهای ظالمانه حاکمیت را به مسیری بی بازگشت خواهد برد.
به گزارش "امروز"، متن کامل بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به این شرح است:
موج دستگیریها و صدور احکام سنگین علیه منتقدان همچنان ادامه دارد. روزی نیست که خبر دستگیری روزنامهنگار، هنرمند، نویسنده، دانشجو و استاد دانشگاه به گوش نرسد و صدور احکام سنگین و ظالمانه علیه منتقدان و مخالفان سیاست اختناق و سرکوب منتشر نشود. درحالی که دو نهاد بین المللی حقوق بشر، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر، از وضعیت وخیم جسمانی زندانیان سیاسی ابراز نگرانی کرده اند، نماینده جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی اعلام می کند که "ایران در سی سال گذشته دموکرات ترین کشور منطقه بوده است".
در ادامه روند سرکوب، دکتر مسعود سپهر قائم مقام شاخه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران شاخه شیراز به خیل صدها زندانی بیگناه دربند پیوست. دکتر سپهر چهره ای سرشناس و از جمله اساتید دانشگاهی فرهیخته و مورد احترام مردم شیراز است. دستگیری این شخصیت وزین که در فعالیتهای سیاسی ضمن حفظ استقلال و عدم وابستگی همواره جانب اعتدال و نقد منطقی را نگاه داشته است بیش از هر چیز از تنگتر شدن هر روزه دامنه آزادیهای قانونی و تشدید روزافزون فضای اختناق و استبداد حکایت میکند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران شاخه خارج کشور ضمن محکوم کردن دستگیری این استاد فرهیخته و تأکید بر آزادی هرچه سریعتر وی، نسبت به عواقب سوء ادامه روند فزاینده نقض حقوق بشر و آزادیهای اساسی در کشور و هزینههای سنگین و غیر قابل جبرانی که از این ناحیه متوجه کشور و ملت شده و خواهد شد، هشدار میدهد. ادامه این خودسری و بیپروایی در ظلم و سرکوب و اختناق، حاکمیت را نهایتاُ به مسیری بی بازگشت خواهد کشاند. مسیری که فرجام آن نه سکوت و رضایت و تمکین ملت در برابر زور و ستم بلکه فریاد خشم و اعتراض خواهد بود.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران شاخه خارج کشور
۲۸/۸/۱۳۹۰
پاسخهای اخیر برادر بزرگ لاریجانیها (محمدجواد) در نیویورک در پاسخ به سؤالات خبرنگاران دربارهٔ حقوق بشر و زندان خانگی رهبران جنبش سبز هر ایرانیای را ناخودآگاه به یاد «شهر هرت» میاندازد ــ شهری که در آن هیچ قاعده و قانون و اخلاقی وجود ندارد و هر که هر کار بخواهد میکند، اگر قدرتش را داشته باشد!
محمدجواد اردشیرلاریجانی، که همزمان با ریاست بر مرکز فیزیک نظری، عنوان «دبیر ستاد حقوق بشر» قوهٔ قضائیه را یدک میکشد ــ تصدی همزمان این دو شغل خود یادآور شهر هرت است ــ هر از گاه برای دفاع از وضع حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران راهی ژنو و نیویورک میشود. او در این سفرها تمام توان تخصصی و علمی و تجربی و حیثیتی خود را برای لاپوشانی و ماستمالی کردن نقض فاحش و دایم حقوق بشر در ایران به کار میبندد و، دراین کار، چشمها را میبندد و سخن میگوید و تصور میکند که چشم دیگران هم بسته است!
در زمان جهانیشدن اطلاعات، چشمها گشوده است و حتی اگر رژیمی تمام توان خود را به کار گیرد تا مجاری اخبار و اطلاعات مربوط به نقض حقوق بشر را به روی دیگران ببندد، این اخبار بالاخره به بیرون درز میکند؛ چه رسد به اینکه حاکمیتی در جلوی چشم همهٔ جهانیان دو نامزد ریاست جمهوری را در خانهشان بدون هر گونه دادرسی و محاکمهای حبس کند. حال آقای لاریجانی میخواهد با دروغ و توجیه این نشانههای آشکار نقض فاحش حقوق بشر را بپوشاند و لابد فکر میکند که دنیا هم چون ایران « شهر هرت» است و کسانی که پیگیر مسائل حقوق بشریاند همچون ایشان «فیزیک» خواندهاند!
هدف از انقلاب اسلامی استقرار نظامی بود که در آن عدالت و راستی و اخلاق و قانون ساری و جاری باشد و خود الگویی برای دیگران شود؛ اما سوگمندانه باید گفت که با گذشت زمان این نظام نه تنها به حداقلی از اینها پایبند نبوده، بلکه ترقی معکوس کرده و امروز با استناد به سخنان مقامات عالیاش میتوان گفت که به «امپراطوری دروغ» و «شهر هرت» تبدیل شده است. نمونهٔ اخیرش همین سخنان بزرگ خاندان لاریجانی است که دو برادر دیگرش بر کرسی ریاست دو قوهٔ قضائیه و مقننه تکیه زدهاند و دارند در این «شهر هرت» دادرسی و قانونگذاری میکنند! صد البته هم برادر بزرگ باید این گونه سخن بگوید تا سورسات برادران به راه باشد و آقایان موسوی و کروبی، که از همه چیز خود برای آزادی و رفاه مردم گذشتهاند، در بند و حبس باشند.
وزیر دفاع اسرائیل ادعا کرده است که جمهوری اسلامی می تواند تا یک سال دیگر به نقطه برگشت ناپذیری در برنامه هسته ای اش برسد.
ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، در گفت و گو با شبکه خبری سی ان ان اعلام کرد که جمهوری اسلامی کمتر از یک سال دیگر به نقطه ای برگشت ناپذیر در برنامه هسته ای اش می رسد.
آقای باراک در این گفت و گو که روز شنبه پخش شد، گفت که اسرائیل بر چشم انداز یک ایران هسته ای متمرکز شده است و اقداماتش را بر مبنای آنچه باید و می تواند در مقابله با آن در زمان لازم انجام دهد، متمرکز می کند.
به گفته وزیر دفاع اسرائیل، گزارش جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی تاثیری جدی بر رهبران دنیا برای انجام اقدامات دیپلماتیک فوری و پرقدرت داشته است.
روزنامه اعتماد توقیف شد.
به دستور دادستانی، روزنامه اصلاح طلب اعتماد توقیف شد. با این حال توقیف روزنامه با تماس تلفنی از دادستانی به الیاس حضرتی مدیر مسئول این روزنامه اعلام شده و هنوز رسمی نیست.
گفته می شود توقیف اعتماد به دلیل درج مصاحبه این روزنامه با علی اکبر جوانفکر مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایرنا و از نزدیکان محمود احمدی نژاد است.
جوانفکر در این مصاحبه به شدت از قوه قضاییه و اصولگرایان انتقاد کرد و مسائل پشت پرده از اختلاف های علی خامنه ای با احمدی نژاد را فاش ساخت. در صورت توقیف نهایی روزنامه اعتماد، هنوز مشخص نیست چرا باید یک روزنامه قربانی انتقاد یک مقام دولتی از قوه قضاییه شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر