هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند
-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news ------------------------------
هزاران تن از شهروندان افغان به صورت پناهجو در کشورهای دیگر سکونت دارند
سازمان ملل متحد از افزایشی چشمگیر در شمار پناهجویان نوجوان افغان خبر داده و خواستار توجه بیشتر به وضعیت آنان شده است.
تعدادی از نهادهای امدادرسانی وابسته به سازمان ملل متحد در گزارشی گفتهاند که در سال گذشته میلادی، تعداد شهروندان نوجوان افغان که بدون همراهی بزرگسالان خود خواستار دریافت پناهندگی از کشورهای اروپایی شدند در مقایسه با سال قبل از آن ۶۸ درصد افزایش یافت.
در این گزارش اصطلاح نوجوان بر کسانی اطلاق شده است که کمتر از هجده سال سن دارند.
به نوشته تهیه کنندگان این گزارش، در سال ۲۰۰۸ میلادی سه هزار و هشتصد شهروند افغان که کمتر از هجده سال سن داشتند درخواست پناهندگی خود را تسلیم کشورهای اروپایی کردند اما این آمار در سال ۲۰۰۹ به شش هزار نفر افزایش یافت.
این پناهجویان به تنهایی و بدون همراهی والدین یا افراد بزرگسال برای دریافت پناهندگی اقدام کردند.
این گزارش در عین حال میافزاید که آمار ارایه شده بیانگر دامنه واقعی مهاجرت نوجوانان افغان نیست و احتمال میرود که هزاران تن از آنان به طور غیرقانونی عازم سایر کشورها شده باشند اما از بیم بازداشت و اخراج، از تسلیم درخواست رسمی پناهندگی خودداری میورزند.
وضعیت این گروه از پناهجویان باعث نگرانی نهادهای مدافع حقوق کودکان و نوجوانان شده است.
صندوق کودکان سازمان ملل متحد – یونیسف – در گزارشی در مورد پناهچویان نوجوان از فقدان سیاسی منسجم در اروپا برای حمایت از این افراد سخن گفته و افزوده است که در بسیاری موارد، اقدامی برای دفاع از آنان صورت نمیگیرد.
امدادگران سازمانملل به عنوان نمونه به وضعیت دو پسر افغان، که یکی از آنان تنها سیزده سال سن داشت، اشاره میکنند که در مسیر سفری از یونان برای ورود غیرقانونی به ایتالیا در داخل بار یک کامیون جان خود را از دست دادند.
یونیسف همچنین گفته است که مطالعهای که در مورد سازمانهای نگهداری از کودکان و نوجوانان پناهجو در بریتانیا انتشار یافته نشان میدهد که آنان در موارد متعدد در معرض گرایشهای نژادپرستانه قرار میگیرند و در حالیکه در نتیجه سفری طولانی و پر مشقت بدون همراهی بزرگسالان، در فشار شدید روانی قرار دارند، باید بکوشند واقعیت شرایط خود را به ماموران این موسسات بقبولانند.
ایموجین فولکس، خبرنگار بیبیسی در مقر اروپایی سازمانملل در ژنو، در گزارش خود در این زمینه میافزاید که سازمان ملل متحد گزارشهای اخیر را تنها مقدمهای بر واقعیات وضعیت نوجوانان پناهجو دانسته و خواستار تحقیقات بیشتر و تاکید بر لزوم حمایت از این گروه از پناهجویان شده است.
کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد تمامی کشورهای امضاکننده را ملزم ساخته است تا بدون توجه به ملیت و تابعیت نوجوانان و کودکان، از آنان حمایت کامل به عمل آورند.
تاکنون بیشتر نگرانیها از طرح هدفمندسازی یارانهها معطوف به اقتصاد خانوارها بوده و تورمی که به معیشت مردم وارد میشود، اما این تحرک اقتصادی دامنهاش تنها به زندگی و سفره مردم مربوط نمیشود و حیات و ممات صنایع مهم کشور مانند فولادسازی، آلمینیوم، سیمان و حتا پتروشیمیها را در برمیگیرد. چراکه یارانه انرژی که همواره برای فعالیت صنعتی در ایران یک مزیت بود را از بین میبرد و از اینرو مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظار صنایع انرژی بر کشور با حجم بالایی از اشتغال است. طبق قانون مصوب قرار است ۳۰درصد عایدی از افزایش قیمتها به بنگاهها و صنایع اختصاص یابد اما افزایش هزینهها گویا بسیار بیشتر از این مقدار است. این در شرایطی است که هماکنون قبل از اجرای این طرح بسیاری از بنگاهها با کمبود نقدینگی روبهرو هستند و در موارد متعدد میشنویم که کارگران فلان کارخانه ماهها است حقوق نگرفتند. اینها تازه قبل از هدفمندسازی یارانهها است.
مشکلاتی بدون هدفمندسازی
روز شنبه روزنامه اعتماد در گزارشی به کمبود نقدینگی صنایع با این زبان اشاره کرد: «طبق بررسیهای پارلمان بخش خصوصی که بیش از ۳۰۰ فعال اقتصادی را در خود جای داده، کمبود نقدینگی واحدهای اقتصادی بزرگترین معضل پیشروی تولیدگران و صنعتگران است. همچنین طبق آمار این تشکل خصوصی از ۱۸۳ واحد تولیدی، متوسط تولید آنها حدود ۴۰ درصد ظرفیت اسمی تولید این واحد هااست.
هوشنگ فاخر نایبرییس اتاق بازرگانی ایران با اعلام این خبر به ایسنا گفت؛ این واحدها هزینههای ثابت حدود ۶۰ درصد ظرفیت تولید را پرداخت کرده و به اجبار جز هزینههای تولید با ظرفیت ۴۰ درصد محاسبه میکنند که عامل افزایش هزینه ثابت واحد تولید به میزان ۲۵۰ درصد است. وی از جمله این هزینههای ثابت را هزینه سود تسهیلات دریافتی برای احداث واحد، هزینه استهلاک محاسبه شده برای کل سرمایهگذاری و هزینه حقوق پرسنل غیرمرتبط با میزان تولید برشمرد و افزود؛ این افزایش هزینه ثابت واحد، عامل تورم و یکی از مشکلات رقابت تولیدات کشور با کالاهای وارداتی از کشورهایی است که واحدهای تولیدی آنها با ظرفیت کامل حدود ۳۰۰ روز کار به جای ۲۶۰ روز و با بهرهبرداری بالاتر تولید میکنند.
فاخر در ادامه اظهار کرد؛ در بررسی آماری انجام شده در اتاق ایران، بیشتر واحدهای تولیدی مشکل نقدینگی را اصلیترین مشکل ادامه تولید اعلام کردهاند که همزمانی شدت آن با رشد تعطیلی و کاهش نیروی کار در سال ۸۷، بهدلیل صورت نگرفتن تغییری عمده در شرایط تامین نقدینگی بخش تولید موجب شده احتمال ادامه آن در سال جاری فراهم شود. او اضافه کرد؛ طبق اعلام مسوولان بانک مرکزی رشد تسهیلات در پایان اردیبهشت امسال برای یک سال گذشته، یک درصد بوده که این سیاست انقباضی برای کنترل تورم مطرح است. در صورتی که اگر سیاستهای پولی و مالی به ترتیبی باشند که رشد تولید متناسب با رشد تسهیلات یا حتا فراتر از آن باشد، بهدلیل هماهنگی رشد عرضه با تقاضا تورمی بهوجود نمیآید. نایبرییس اتاق ایران تصریح کرد؛ به دلیل ظرفیتهای خالی فراوان موجود در بخش تولید میتوان با تامین نقدینگی این واحدها، ارزش تولید بهدست آمده را بیشتر از نقدینگی تزریق شده افزایش داد.
چنین روشی بهرغم رشد نقدینگی حرکتی ضدتورمی خواهد بود. به گفته او، نقدینگی اکثر کشورهای توسعهیافته بهصورت سرانه جمعیت آنها حدود ۱۰ تا ۲۵ برابر ایران اما با تورم کمتر از پنج درصد است که این موضوع خود دلیل کافی برای اثبات ارتباط نداشتن رشد نقدینگی و تسهیلات با تورم به شرط تزریق منابع به بخش تولید است. فاخر یادآور شد؛ کمبود نقدینگی بخش تولید و اقدام قانونی بانکها برای وصول مطالبات در شرایطی که واحدهای تولیدی به علتهای خارج از سیستم و اراده خود قادر به پرداخت آن نیستند و در نتیجه رشد بدهی معوق بانکها به رغم فشارهای وارده نشان میدهد روش جاری نهتنها راهکار حل مشکل نیست، بلکه تشدیدکننده آن نیز بوده است. او در پایان خاطرنشان کرد؛ برای حل این مشکل باید تدبیر کرد و استفاده از روشهای تجربه شده و علمی سیستمهای بانکی کشورها را جایگزین فشار روی بخش تولید کرد تا با بازگرداندن اطمینان، آرامش و شادابی به بخش تولید امکان رشد و توسعه بیشتر جهت دستیابی به اهداف سال ۱۴۰۴ فراهم شود.
کجایی مزیت نسبی؟
این مزیتها طیف وسیعی از شاخصهای اقتصادی و اجتماعی را شامل میشد که وجود امنیت سرمایهگذاری، در دسترس بودن مواد اولیه و نهادهای تولید ارزان و فراوان، نیروی انسانی ماهر و کارآمد، وجود منابع و حاملهای انرژی ارزان، تاسیسات زیربنایی پیشرفته، شبکههای ارتباطی و حملونقل منظم و قابل اعتماد، نظام بانکی و بیمهای توانمند و مشکلگشا و نیز وجود بازار پرمصرف داخلی و منطقهای از جمله مهمترین و پرجاذبهترین مزیتهای نسبی برای سرمایهگذاری است. بر این همه باید شاخصهای ضروری دیگری چون پایینبودن نرخ تورم و نبود دیوانسالاری مزاحم و دستوپاگیر دولتی در کشور را اضافه کرد. تا گذشتههای نهچندان دور وجود مواد اولیه، منابع انرژی و نیرویکار ارزان و فراوان و تا حدودی بازار مصرف داخلی و بازارهای مصرف همسایه ایران در زمره مزیتهای نسبی بود که مسوولان کشور برای تشویق مردم به سرمایهگذاری و جلب سرمایهگذاریهای خارجی روی آن تاکید میورزیدند و مانور میدادند.
اما این سوال از نظر کارشناسان جدی است که در اوضاع و احوال کنونی که صدای صنعتگران و تولیدکنندگان داخلی از وجود انواع مشکلات و بالا بودن هزینههای تولید در کشور به آسمان برخاسته و کار به جایی رسیده که شماری از تولیدکنندگان مواد غذایی، محصولات خود را در چین و تایلند تولید و با نام و برند ایرانی به داخل کشور وارد میکنند و در شرایطی که قرار است با اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها دیگر چیزی به نام یارانه انرژی و حاملهای انرژی ارزان و فراوان نه برای صنعت و نه برای مصارف خانگی وجود نداشته باشد، چه نوع مزیتهای نسبی برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی در کشور ما باقی خواهد ماند؟ برخی از تحلیلگران با خوشبینی معتقتدند صنایعی که توان رقابت در شرایط آزادسازی قیمتها را ندارند از گردونه حذف میشوند و جایشان را بازیگران تازه با توانی مضاعف میگریند در حالی که خیل بدگمانان به این قانون بیشتر است و نابودی و ازبین رفتن عمده صنایع کشور سرنوشتی است که برای بنگاهها پیشبینی میکنند.
تاثیرات ششگانه، شروط چهارگانه
میتوان تاثیراتی که این قانون بر صنایع میگذارد را در این موارد دستهبندی کرد: ۱)با حذف سوبسیدهای پرداختی به تولیدکنندگان و یا عدم عرضه ارزان قیمت مواد اولیه به آنان (مثل نفت خام و سایر حاملهای انرژی)، هزینههای تولید بنگاههای اقتصادی شدیدن افزایش یافته ودر نتیجه، سطح عمومی قیمتها افزایش، تولید جامعه کاهش، میزان بیکاری افزایش و برخی از فعالیتهای اقتصادی و یا فعالیت برخی از تولیدکنندگان به تعطیلی کشیده خواهد شد. ۲)با افزایش قیمتهای داخلی، مزیت رقابتی کالاهای داخلی در بازارهای داخلی و خارجیبه شدت کاهش یافته و واردات افزایش و صادرات کاهش مییابد و این خود منجر به کاهش بیشتر تولید و اشتغال خواهد شد. ضمن آنکه این امر منجر به افزایش نرخ ارز میشود که اگر دولت بخواهد مانع آن شود (با توجه به وفور درآمدهای نفتی و دیدگاههای اقتصادی خاص دولت موجود چنین چیزی احتمال هم دارد)، نقدینگی رشد کرده و سطح عمومی قیمتها افزایش بیشتری خواهد یافت. ۳)افزایش قیمت و کاهش تولید در مورد فعالیتهای انرژیبر نظیر حمل و نقل و تولید محصولات فلزی، مصالح ساختمانی و محصولات شیمیایی بیشتر از بقیه فعالیتها خواهد بود. کشش قیمتی تقاضا نیز در این زمینه موثر است و در مورد کالاهایی که کشش قیمتی تقاضای پایینی دارند مانند نان، مسکن و دارو، افزایش قیمت بیشتر و کاهش تولید کمتر خواهد بود. ۴)با توجه به اینکه صنایع انرژیبر بهطور کلی سرمایهبرند و از سویی نیز نیروی کار تا حدی جانشین انرژی است، بنابراین در وهله اول شاید چنین بهنظر بیاید که درنتیجه حذف یارانههای غیرمستقیم با رشد اشتغال مواجه خواهیم بود. اما باید گفت باتوجه به اینکه تغییر تکنولوژی تولید از سرمایهبری به کاربری به سختی و با اینرسی بالایی صورت خواهد گرفت، پدیده بیکاری محتملتر است. والبته هم میتوان با اما و اگرهایی خوشبین بود چنانچه: ۵)تخصیص منابع بهبود یافته و اتلاف آن به شدت کاهش مییابد و فرصت برای بهرهبرداری بیشتر از سایر مزیتهای رقابتی کشور البته با اینرسی قابل توجهی مهیا میشود بنابراین ساختار تولیدی کشور به تدریج تغییرات اساسی در جهت مثبت پیدا میکند و قدرت رقابتی و کیفیت کالاهای تولید داخل در مسیر بهبود قرار میگیرد.
اما آیا فرصت این تحول با توجه به بحرانهای سیاسی واجتماعی کشور به صنایع داده می شود که خود را با شرایط تازه تطبیق دهند. بانکجهانی در تحلیلی برای پیش شرط ۴گانهای را برای آزاد سازی قیمتها در کشورهای در حالتوسعه برشمرده ۱٫پایین بودن تورم ۲٫ بالا بودن رشد اقتصادی ۳٫توانمندی بالای نظام تامین اجتماعی ومهم تر از همه این موارد محبوبیت و مشروعیت بالای سیاسی دولتاست. با این توصیف سوال اینجا است که کدامیک از این شرایط برای این جراحی بزرگ اقتصادی در ایران فراهم است؟
الیاس حضرتی مدیرمسوول روزنامه اعتماد خبر از توقیف این نشریه را از سوی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد داد.
به گزارش پارلماننیوز، به گفته محمدعلی رامین روزنامه اعتماد توقیف موقت شده است و میبایست دادگاه مطبوعات درباره تخلفات این روزنامه تصمیمگیری نهایی را انجام دهد.
همچنین بهروز بهزادی سردبیر روزنامه اعتماد در این خصوص گفت: «بر اساس نامهای که هیات نظارت بر مطبوعات برای ما ارسال کرده است این هیات در جلسهای مورخ ۱۰٫۱۲٫۸۸ گزارش تخلف روزنامه اعتماد را بررسی و اعلام کرده است که این روزنامه بر اساس قانون ۶ مطبوعات دچار تخلف شده است و این هیات ضمن توقیف روزنامه مراتب را به مرجع صلاحیتدار یعنی معاونت دادستانی عمومی تهران ارجاع داده است. »
گفتنی است صبح امروز نیز هفته نامه ایراندخت به مدیرمسوولی حسین کروبی توقیف شد
من کوروش هستم، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سرزمین سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. از دودمانی که همیشه از شاهی برخوردار بوده است که فرمانرواییش را گرامی میدارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبیشان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی آنجا قدم گذاشتم.
آنگاه مردوک سرور بزرگ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او کوشیدم. سپاهیان بیشمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اکد تهدیدکنندهای پیدا شود. من در بابل و همه شهرهایش برای سعادت ساکنان بابل که خانههایشان مطابق خواست خدایان نبود کوشیدم.
مانند یک یوغ که بر آنها روا نبود. من ویرانههایشان را ترمیم کردم و دشواریهای آنان را آسان کردم. مردوک خدایبزرگ از کردار پارسایانهی من خوشنود گشت. بر من، کوروش شاه که او را ستایش کردم و برکمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همهی سپاهیان من. او عنایت و برکتش را ارزانی داشت، ما با شادمانی ستایش کردیم، مقام والای او را.
مقبره کورش
اسکندر در جهانگشاییهایش وقتی به این محل رسید، زانو زد و اشک ریخت شنلاش را درآورد و آن را روی صندوقی که بقایای پیکر کورش در آن بود، انداخت. اما امروز، دیگر نه از جسد کورش خبری است و نه از گنجهای داخل آرامگاه. معماری این مقبره، منحصر به فرد است. ۶طبقه دارد و براساس الگوی زیگوراتهای بزرگ ساخته شده است.
جسد کورش در آخرین طبقه بوده و از بین پادشاهان هخامنشی، او تنها کسی است که چنین مقبرهای دارد. بقیه پادشاهان این سلسله، مقبرهشان در داخل حفرهای در کوه است. بالای مقبره کورش، سنگی بوده که روی آن نوشته شده: من کورش هستم. من امپراتوری جهان را به پارسیان دادم. من بر آسیا فرمانروایی کردم.
تقویم سنگی
دیوار که باقی مانده یک برج است ۱۲ متر هم ارتفاع دارد. حرفوحدیث بر سر این که اینجا چه بودهاست، زیاد است. بعضی میگویند اجساد را در آنجا مومیایی میکردهاند. بعضی هم میگویند محل نگهداری کتیبهها و الواح بوده. و بعضیها هم معتقدند این دیوار یک تقویم سنگی است و برای نشان دادن ماههای سال درست شده است.
دژ
درآن جا یک دژ است که ساخت آن را کورش شروع کرد و داریوش ادامه داد، اما تا همین اواخر هم مورد استفاده بوده و در هر دوره، استفادهکنندگان قسمتهایی از آن را بازسازی کردهاند. به همین دلیل دیوارها شکل عجیبی پیدا کردهاند: مثل لایههای فسیلی که هرکدام به رنگی است و متعلق به دورهای! این تپه مشرف به پاسارگاد است و بهترین جایی که میشده برای دفاع روی آن دژ ساخت. به اینجا تخت سلیمان یا تل تخت هم میگویند.
فرشته نجات
انسان بالدار، بالای سر در ورودی یکی از کاخ های پاسارگاد قرار گرفته است. تنه و پاهای این پیکره به سمت راست و روبه داخل تالار کاخ در حرکت است. دست راستش حالتی شبیه سلام و نیایش به خود گرفته است. چهار بال این فرشته، یادآور فرمانروایی کورش بر چهار گوشه جهان است. شاخ قوچ بالای سرش هم نماد فرکیانی است. این فرشته، نقش نگهبان کاخ را دارد و با آن که بسیاری از تصاویر و کتیبههای پاسارگاد تخریب شده است، انگار کسی جرات نکرده به پیکره آسیبی برساند.
دوهزاروپانصد سال،یک ستون
ستونی است بعد از ۲۵ قرن هنوز سرپاست. آنجا کاخ پذیرایی پاسارگاد است و همه ستونهایش افتاده است. این منطقه، منطقه زلزلهخیزی است و کاخهای پاسارگاد در مقابل زلزلههای ۷ ریشتری هم مقاومت داشتهاند.
۲۵۰۰ سال پیش، آنها در ساخت کاخ از روش پی دوپوشه استفاده کردهاند. به این شکل که بنا دو پی داشته، یک پی ثابت و یک پی متحرک که بنا روی آن ساخته شده. در حال حاضر، ژاپنیها برای مقابله با زلزله از این روش استفاده میکنند و در ساخت نیروگاههای هستهای هم همین روش به کار میرود.
کوروش، اولین کسی است که یک امپراتوری فراگیر و جهانی ایجاد کرد. او اولین کسی است که منشور آزادی و حقوق بشر را صادر کرد، تاریخ به او لقب کبیر داد. در پاسارگاد، کورش علیه آخرین پادشاه مادها قیام کرد، آنجا را پایتخت خود کرد و کاخها و بناهای زیادی در آنجا ساخت. اما امروز، چیزی جز یک مقبره و ویرانههایی از آن کاخها و بناها، باقی نمانده است در ۱۳۸کیلومتری شیراز که به گفته تاریخ، اسکندر آخرین کسی بود که آن را آباد دید.
از گزارش دیولافوا، باستانشناس فرانسوی، اینطور برمیآید که این مکان تا ۱۰۰ سال پیش، مکانی مقدس برای مردم محلی بوده است. حتا اعتقاد داشتهاند که اینجا مقبره مادر سلیمان است و به مقبره کوروش، گور مادر سلیمان گفتهاند. طرح مقبره کوروش را در هیچ کجای دنیا نمیتوان پیدا کرد.
یونسکو، پاسارگاد را در لیست میراثجهانی واردکرده است. سبک معماری هخامنشی از معماری کاخهای پاسارگاد شروع شده است. با ساخته شدن تخت جمشید، از اهمیت پاسارگاد کم نشد. حتا مراسم تاجگذاری شاهان هخامنشی در آن جا صورت میگرفته است.
مقبره کورش تا سال ۱۳۵۰ شمسی در میان یک مسجد تاریخی قرار داشته است. این مسجد در زمان اتابکان فارس ساخته شده بود. تورات به کورش لقب شاهین شرق داده است و درباره او میگوید: او شبان من است. من او را به دادگری برانگیختم و همه راههایش را راست خواهم کرد.
روز نخست رقابتهای آسیا با نتایج مطلوبی برای فوتبال ایران همراه بود. سه پیروزی و یک تساوی حاصل تلاش چهار نماینده ایرانی حاضر در این رقابتها بود.
در این میان سه تیم از مربی داخلی و یک تیم از مربی خارجی بهره میبردند که به نسبت سال گذشته تغییر چندانی حاصل نشده است . بهترین عملکرد را مربی کروات مسیها داشت که بازی دو بر یک باخته را با پیروزی چهار بر دو به پایان رساند. این نتیجه در حالی رقم خورد که فوتبالدوستان کرمانی امید چندانی به موفقیت نماینده شهرشان در مسابقات آسیایی نداشتند و تنها حضوری آبرومندانه را از مربی خود خواستار بودند.
رتبه دوم را صمد مرفاوی به خود اختصاص داد که توانست در خانه حریف قدرتمند عربستانی یک پیروزی شیرین را کسب کند و مسیر استقلال را برای صعود به مرحله بعد هموارتر سازد.
تیمهای ذوبآهن و سپاهان نیز با توجه به شرایط بازی نتایج قابل توجهی کسب کردند.اما نکته جالب هفته اول این رقابتها درخشش بازیکنانی بود که در لیگ ایران چندان پر فروغ نبودند و بالعکس آن بازی ضعیف برخی بازیکنان که در لیگ نمایش قابل توجهی دارند. میتوان گفت مربیان تیمهای ایرانی برگ برنده خود را برای این بازیها رو کردند .
منصور ابراهیمزاده اولین تجربه آسیایی خود را به عنوان سرمربی تجربه میکرد. ابراهیمزاده که هفته گذشته در شهرآورد اصفهان بهترین مربی دهه هشتاد را مغلوب کرده بود به نظر میرسید کار سختی در روز اول خواهد داشت.وی کاسترو را از ابتدا در ترکیب ثابت قرار داد .
کاسترویی که این فصل نیمکتنشین همیشگی محمد قاضی بود. اتفاقی که چندان برای او خوشایند نبود اما او تحمل کرد تا در چنین بازی حساسی شایستگیهای خویش را اثبات کند. ابراهیمزاده در بهترین شرایط برگ برنده خود را برای اماراتیها رو کرد تا ایگور کاسترو توپ را از زمین خودی دریافت کند ، پنج شش بازیکن الوحده را از پیش رو بردارد و با یک ضربه زیبا از پشت محوطه جریمه توپ را به تور دروازه برساند و مرد شماره یک این دیدار لقب گیرد.
همه منتظر اولین بازی استقلال در آسیا بودند تا عیار صمد مرفاوی مشخص شود. او نیز اولین تجربه خود به عنوان سرمربی را تجربه میکرد و هیجان و استرس در طول بازی در صورت او موج میزد. حضور محمد محمدی در درون دروازه استقلال نکته جالب بازی بود. دروازهبانی که زیر سایه وحید طالبلو بیشتر بازیهای این فصل را از روی نیمکت دنبال میکرد. با صلاح دید صمد مرفاوی درون دروازه ایستاد تا واکنشهای دیدنی او زمینهساز پیروزی استقلال در عربستان باشد. فرهاد مجیدی هم روز درخشانی داشت و با دو گل خود جشن آبیها را تکمیل کرد اما بیشک برگ برنده صمد، محمد محمدی بود.
مس کرمان دیگر نماینده ایران بود که در لیگ حال و روز خوشی نداشت. دوا و درمان لوکا بوناچیچ هم در لیگ افاقه نکرد تا مشخص شود مشکل مس مشکلی اساسی است. اما بوناچیچ نشان داد که دارای مدرک فوق تخصص بازیهای آسیایی است. مس مثل بازیهای لیگ بازی را خوب شروع کرد و به گل هم رسید اما به یکباره و بر اثر یک غلفت ساده دو گل دریافت کرد تا با شکست فاصلهای چندانی نداشته باشد. بوناچیچ بازیکنی که در طول لیگ کمتر نام او را شنیده بودیم به بازی آورد و سامره زمینه ساز گل سوم و زننده گل چهارم مس بود. رجبزاده هم روز بسیار پر فروغی داشت اما حضور سامره مصدوم در زمین و اثرگذاری قابل توجه او نشان میدهد که بوناچیچ هم بالاخره برگ رو نکردهاش را در این بازی رو کرد. چهارمین نماینده ایران پر امیدترین تیم ایرانی بود. هر چند الشباب هم تیم ضعیفی نبود اما سپاهان نشان داد که میتواند به راحتی از سد این تیم گذشت. اما تنها راهی که میتوانست مانع تحقق اهداف قلعهنوعی شود مهاجمی به نام توره بود. امیر برگ برندهاش را زودتر از دیگران رو کرده بود و توره بارها پیام آور شادی برای سپاهان در لیگ ایران بود و قلعهنوعی که با وجود بیانضباطیهای توره همچنان حامی او بود بیش از پیش به خود میبالید. اعتماد بیش از حد به توره باعث شد تا نه تنها اعتماد به نفس توره تبدیل به غرور کاذب شود بلکه مهاجمان نیمکتنشین سپاهان را هم مایوستر میکرد تا از شرایط بازی دور شوند و دست قلعه نوعی برای تعویض توره بسته باشد. هر چند تساوی در خانه حریف نتیجه خوبی برای نماینده ایران است اما برگ برنده امیر در این بازی تنها یک مساوی را برای او به ارمغان آورد.
هفتهنامه ایراندخت به مدیر مسوولی محمد حسین کروبی لغو مجوز شد.
به گزارش خبرگزاری نیمهرسمی فارس این نشریه که به سردبیری محمد قوچانی روزنامهنگار و فعال سیاسی اصلاحطلب منتشر میشد روز دوشنبه از سوی هیت نظارت بر مطبوعات لغو مجوز شد.
گفتنی است این خبر در حالی منتشر میشود که تاکنون هیچگونه نامه و یا حکمی از طرف وزارت ارشاد و مراجع ذیصلاح به دست دفتر این نشریه نرسیده است.
صاحبامتیاز این نشریه فاطمه کروبی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و همسر مهدی کروبی از رهبران معترض به دولت است.
محققها در یک پژوهش جدید، اعلام کردند که بدن انسان در زمان بیماری چگونه خود را شفا میدهد و ترمیم میکند. این تحقیق نشان داده است که وجود ذرات کوچک موسوم به «میکروکیسهها» به ارتباطات سلولی کمک میکنند و در نتیجه بازسازی و بهبودی بدن را موجب میشوند.
میکروکیسهها کوچکتر از یک سلول عادی هستند و حاوی اطلاعات ژنتیکی از قبیل اطلاعات RNA و سایر گونههای این مولکول وراثتی و پروتئینها هستند. اطلاعات ژنتیکی و پروتئینی در میکروکیسهها به برنامهریزیهای مجدد درون سلولی کمک کرده و در نتیجه به بازسازی و ترمیم سلولها و بافتهای صدمه دیده کمک میکنند. این تحقیق در مجله اکسپریمنتال منتشر شده است.
تیم فوتبال منچستریونایتد با برتری مقابل آستون ویلا در دیدار نهایی رقابتهای جام اتخادیه فوتبال انگلستان به عنوان قهرمانی دست پیدا کرد. در این دیدار که شامگاه یکشنبه در ورزشگاه ومبلی لندن برگزار شد. تیم فوتبال منچستریونایتد موفق شد با نتیجه دو بر یک مقابل آستونویلا به برتری رسیده و جام قهرمانی را بالای سر ببرد. آستونویلا در دقیقه پنج توسط جیمز میلنر از روی نقطه پنالتی به گل رسید.
مایکل اوون در دقیقه ۱۳ بازی را به تساوی کشید اما قبل از پایان نیمه اول مجبور شد به علت آسیبدیدگی جای خود را به وین رونی بدهد. رونی در دقیقه ۷۴ این دیدار با ضربه سر گل برتری را وارد دروازه براد فریدل کرد تا منچستریونایتد برای چهارمین بار صاحب این جام شود.
لیورپول با هفت عنوان قهرمانی، پرافتخارترین تیم انگلستان به حساب میآید و آستونویلا با شش عنوان قهرمانی در رده دوم است.
اخیرن (دوم اسفند) در خبرگزاریها خبری مبنی بر قانونمند شدن سهمیههای کنکور منتشر شد که بخشی از آن مربوط به آزمون پذیرش دستیار تخصصی پزشکی بود. در طرح عدالت آموزشی مورد ادعای مجلس شورای اسلامی در آزمون پذیرش دستیار ـ که یکی از مهمترین آزمونهای سالیانه کشور است ـ تنها سهمیهای که به طور قطع و به کلی حذف گردید سهمیه زنان است ، اما سایر سهمیههای رنگارنگ پذیرش در این آزمون به قوت خود باقی هستند.
سهمیه زنان در سال ۱۳۷۲ و زیرنام سهمیه «خانمها» به عنوان چارهای برای مشکل کمبود پزشکان متخصص زن در مجلس به تصویب رسید و طبق آن وزارت بهداشت را موظف به اختصاص حداقل ۲۵ درصد از سهمیه پذیرش دستیاری در رشتههای جراحی اعصاب ، ارولوژی، ارتوپدی، گوش و حلق و بینی، چشم، رادیولوژی و روانپزشکی و در صورت وجود داوطلب ۵۰ درصد سهمیه جراحی عمومی داخلی و قلب به زنان پزشک قبول شده در گزینش کتبی دستیاری نمود. و فارغالتحصیلان متعهد به انجام خدمات قانونی در نقاط محروم و نیازمند پس از فراغت از تحصیل شدند که مدت انجام خدمات قانونی برای زنان چه مجرد و چه متاهل، سه برابر طول مدت تحصیل در نظر گرفته شد.
ایجاد سهمیه خانمها همانطور که از نام آن نیز برمیآید حاکی از یک نگاه جنسیتی به مساله پزشکی و عدم اعتماد به جامعه پزشکی بود . در آن سالها حق تحصیل و طبابت در رشته زنان و زایمان از مردان سلب و کاملن به زنان سپرده شد.و در واقع مصوبه اخیر مجلس مبنی بر اختصاص صددرصدی رشته زنان به زنان ، تازگی ندارد و از سالیان پیش نیز اجرا میشده است.
منظور نمودن سهمیه خانمها در آزمون دستیاری ،صرفن اقدامی بود برای پاسخ به سلیقههای شخصی طیفی از حاکمیت که میخواست تفکیک جنسیتی را درعرصه پزشکی به اجرا بگذارد. ایجاد این سهمیه، نه یک تبعیض جنسیتی به نفع زنان بلکه ، وسیلهای برای رسیدن به هدفی بود که در واقع اولویت نیازهای واقعی بهداشتی و درمانی کشور نبود.
حالا سهمیه زنان حذف شده است و آن چه در این میان قابل تامل و البته آزارنده است استفاده ابزاری از زنان پزشک و جنسیت آنان است که به محض آنکه نیاز به آنها برطرف گردید، تسهیل ایجاد شده برای ورودشان به مقطع بالاتر بازپس گرفته شد. در حال حاضر به گفته وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ، حدود ۴۹ درصد پزشکان عمومی، ۴۰ درصد متخصصان و ۳۰ درصد فوقتخصصهای کشور را زنان تشکیل میدهند. همچنین در آزمون دستیاری امسال ۱۶۶۷۳ نفر شرکت کردهاند که هفت هزار و یکصدو هشتادوهشت نفر از آنان یعنی حدود ۴۳ درصد شرکتکنندگان را زنان تشکیل میدهند. این ارقام، خود حاکی از حل نسبی مساله کمبود پزشکان زن حداقل از نظر تعداد است.
شاید در وهله اول چنین اقدامی یعنی حذف سهمیه زنان از سوی مجلس به نظر عادلانه باشد و از نظر فمینیستها نیز دلیلی برای وجود چنین سهمیهای و لو به نفع زنان وجود نداشته باشد و آن را ستمی بر مردان داوطلب این آزمون بدانند. ولی نباید از یاد برد که اولن برقراری عدالت آموزشی زمانی حاصل میشود که همه داوطلبان و شرکتکنندگان در یک آزمون، از فرصت و امکانات مساوی برخوردار باشند و نیز بپذیریم که وجود هر سهمیهای متضمن نابرابری و تبعیض میان شرکتکنندگان است.ثانین با فرض اینکه وجود سهمیه جزیی لاینفک از آزمونهای ورودی دورههای آموزش عالی از جمله آزمون پذیرش دستیار تخصصی پزشکی باشد عدالت از نظر جنسیتی زمانی متحقق میگردد که سایر سهمیههای منظور شده در آزمون دستیاری نیز متضمن پذیرش یکسان زنان و مردان باشد در حالیکه چنین نیست و سهمیههایی مثل رزمندگان و نیروهای مسلح و سهمیه مدیران و تا حدودی سهمیه مناطق محروم سهمیههایی مردانه و بیشتر در اختیار مردان هستند و همین امر، همراه با حذف سهمیه زنان، از این پس باعث کاهش شانس زنان در ورود به مقطع دستیاری (رزیدنتی) میگردد.
به نظر میرسد مجلس برای تحقق شعار برقراری عدالت آموزشی که عنوان طرح اخیرش میباشد، دیواری کوتاهتر از دیوار زنان پیدا نکرده است و برای جلب نظر مثبت افکار عمومی و کسب محبوبیت و وجهه عدالتخواهی ، تنها سهمیهای را که توانست بیدغدغه حذف کند همان سهمیه زنان بود.
«مجید مجیدی» کارگردان سینمای ایران، عظیمترین فیلم جهان اسلام را با موضوع کودکی پیامبر اسلام میسازد.
مجیدی، کارگردان فیلم سینمایی «محمد(ص)» است و درحالی که بیش از ۳ سال از آغاز تحقیق و نگارش فیلمنامه آن میگذرد برای نخستینبار درباره جدیدترین کار خود سخن گفت.
به گزارش همشهری آنلاین، وی درخصوص تولید این فیلم گفت: «در شرایط کنونی که بحران هویت و معنویت بهصورت خیلی جدی مطرح شده و شاهد سقوط برخی ارزشهای اخلاقی و انسانی هستیم و میتوانیم آن را جاهلیت مدرن بنامیم، اسلام واقعی میتواند چراغ روشنگری برای پاسخگویی به نیازهای مخاطبان امروز و آینده باشد.»
این کارگردان افزود:«این فیلم تلاشی است از سینمای ایران که در حوزه محتوا و ساختار گامهای بلندتری به پیش بردارد و به استانداردهای جهانی این حوزه نزدیکتر شود و امیدوارم خیر و برکات این حرکت متوجه کل سینمای کشور شود. درباره پیامبر اکرم(ص) تنها یک فیلم و آن هم بیش از ۴۰ سال پیش ساخته شده و این در شرایطی است که پیرامون حضرت مسیح(ع) بیش از۲۰۰ فیلم و درباره حضرتموسی(ع) بیش از ۱۰۰ فیلم ساخته شدهاست و بسیاری از آنها هم آثار قابلتوجهی هستند؛ طبیعی است که مخاطبین جهان از پیامبر و آیین اسلام شناخت درستی پیدا نکرده باشند و اکنون این جای خالی با آثار هنری مغرضانه نسبت به اسلام پر شده است و کم کاری جهان اسلام در این زمینه غیرقابل بخشش است.»
مجیدی درخصوص نگارش فیلم نامه خاطر نشان کرد: «از ۳ سال پیش، مراحل تحقیق و نگارش این پروژه رسمن آغاز شد و در حال حاضر در مرحله مطالعات اجرایی و در آستانه پیش تولید هستیم.»
وی می افزاید: «حدود یکسال با همکاری دانشمندان، مورخان، علما و سیره شناسان جهان اسلام از ایران و کشورهای دیگری مثل مراکش، تونس، لبنان، عراق و الجزایر و با رجوع، جمعآوری و استناد به منابع شیعه و اهل سنت مرحله تحقیق انجام شد و از ۲ سال پیش تا چند ماه قبل نخستین نسخه فیلمنامه توسط کامبوزیا پرتوی و من نوشته شد.»
بنا به این گزارش، این کارگردان خاطرنشان کرد: «این فیلم حداقل به ۳ زبان فارسی، انگلیسی و عربی پخش میشود و در ایران و احتمالن ۲ کشور دیگر فیلمبرداری خواهد شد. پیشبینی شده است که از اوایل سال آینده انتخاب و آمادهسازی صحنهها و دکورها آغاز شود.»
مجیدی درخصوص بودجه فیلم نیز گفته است: «درحال حاضر مدیریت این پروژه در تلاش است تا از حداکثر امکانات و سرمایههای قابل جذب در جهان برای ساخت این فیلم استفاده کند چرا که اسلام در جهان طرفداران و علاقهمندان زیادی دارد و آمادگیهای بسیار خوبی تاکنون در این زمینه پیدا شده است.»
مجیدی جمعه گذشته در شهر «مورسیا» زادگاه ابن عربی جایزهای را که بهنام این متفکر اسلامی برای نخستینبار به یک سینماگر اهدا میشد دریافت کرد و آغاز مراحل اجرایی فیلم جدیدش را در آن مراسم اعلام نمود.
173پیش از میلاد: به نوشته مورخان رومی، یونانی و ارمنی و تطبیق تقویمها، مهرداد یکم ششمین شاه ایران از دودمان اشکانی در اجتماع بزرگان ایران اعلام کرد که تصمیم گرفته است کشور دارای یک قانون اساسی شود تا حقوق و تکلیف همه در آن روشن باشد. این تصمیم مهرداد مورد تایید حاضران در نشست قرار گرفت و ایران دارای دو مجلس شد که مجموعه آن دو را «مهستان» میگفتند.
۱۳۱۷خورشیدی: در چنین روزی محمدرضا پهلوی ولیعهد وقت که هنوز بیش از ۱۸ سال و ۴ ماه نداشت در راه مصر بود تا با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کند. وزیران امور خارجه و دادگستری و رییس مجلس شورای ملی همراه او بودند. عباس مسعودی ناشر روزنامه اطلاعات که با این هیت به مصر رفته بود گزارشهای مفصل و متعدد از این رویداد را به قلم خود در این روزنامه منتشر ساخت.
1318خورشیدی: برای انجام سرشماری در شهر تهران، مردم از خارج شدن از خانههای خود منع شدند. جمعیت تهران بر طبق این سرشماری ۵۴۰ هزار نفر اعلام شد.
۱۷۱۷میلادی: در گذشت جان هاروارد موسس دانشگاه هاروارد. جان هاروارد کشیشی بود که ۴۰۰ جلد کتاب به کتابخانهی دانشگاه هاروارد و همچنین مبلغ ۷۷۹ پوند به این دانشگاه کمک نمود. نام دانشگاه هاروارد به افتخار اوست.
۱۸۶۸ میلادی: «سوزان انتونی» بانوی آمریکایی که اول ژانویه نشریه «انقلاب» را منتشر کرده بود پس از دو ماه، از اول مارس با دعوت از نویسندگان مبارزی چون «الیزابت ستانتون» نشریهی خود را که در نیویورک انتشار مییافت به منادی حق تبدیل کرد. این نشریه کار مبارزه را با خواست حق رای برای زنان در انتخابات آغاز کرد و سپس به سایر حقوق گسترش داد.
۱۹۶۶ میلادی: حزب سوسیالیستی بعث حکومت سوریه را به دست گرفت و یک شاخه دیگر حزب سوسیالیستی بعث حکومت عراق را به دست دارد.
۱۹۸۲ میلادی: ونرا ۱۴ سفینه شوروی در ونوس فرود آمد و به مخابره اطلاعات از این ستاره مظهر زیبایی پرداخت.
۱۹۴۴ میلادی: در چنین روزی دولت ایران به صورت سمبولیک به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد.
کمیسیون کشاورزی مجلس آلوده بودن برنجهای وارداتی از هندوستان را تأیید کرد.
به گزارش خبرآنلاین، بالاخره گزارش نهایی کمیسیون کشاورزی مجلس در مورد برنجهای وارداتی از هندوستان در صحن علنی قرائت شد.
«عباس رجایی» رئیس کمیسیون کشاورزی از استعلامهای مختلف از سازمان استاندارد خبر داد که براساس تمامی آنها وجود آرسنینگ در حداقل پنج نوع از برنجهای وارده از هندوستان تایید شده است.
وی از برخی اختلافنظرها در وزارت کشاورزی، وزارت بازرگانی و گمرک نسبت به آلودهبودن این برنجها خبر داد و در پایان گزارش خود خواستار تشکیل هیات مستقلی در مجلس شد.
در این گزارش آمده است که این هیات راسن به آزمایشاتی درباره آلودگی برنجهای وارداتی بپردازد و پس از تهیه گزارش نهایی خود در صورت تایید آلودگی این برنجها به فلزات سنگین، مراتب را جهت رسیدگی بیشتر به قوهقضائیه ارجاع دهد.
در پی انتشار فیلمی از سوی تلویزیون فارسی بیبیسی مبنی بر حمله نیروهای امنیتی و لباس شخصی به کوی دانشگاه و ضرب و شتم دانشجویان، شورای تحکیم وحدت بیانیهای منتشر کرد. در این بیانیه شورای تحکیم وحدت ضمن محکومیت بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید تهران خواستار «آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آنها به خانه خود، دانشگاه» شده است.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «دیروز بهای بالاگرفتن پیراهن خونی همکلاسی چندین ماه شکنجه بود و در نهایت دریافت حکم اعدام. اما امروز به کلاس درس حمله میبرند و استاد را از کلاس بیرون میکشند و بازداشت میکنند. پس از چندماه یکی را روی تخت بیمارستان تحویل خانوادهاش میدهند و یکی را از گفتگوی نیمه زنده خبری صداوسیما روانه منزل میکنند. دیگری را از بستر بیماری کشانکشان به بازداشتگاه میکشانند و با حالی زار و نزار ماهها بدون هیچگونه توجیهی در محبس نگاه میدارند تا این گونه گوی سبقت نامردمی از دست یکدیگر بربایند.» این شورا همچنین خواستار شناسایی، معرفی به مردم و مجازات فرماندهان و آمران نیروهای حملهکننده به کوی دانشگاه بوده و «تعلل» بیش از این دستگاههای مسوول در این زمینه، خصوصن قوه قضاییه و کمیته پیگیری مجلس، را تنها به منزله تایید آن دانسته است. این سازمان دانشجویی در بخشی دیگر از بیانیه منتشر شده با هشدار به تکرار آنچه که «سناریوی نخنما و مهوع اعترافگیری و صدور احکام سنگین برای اعضای دربند شورای مرکزی» خوانده تاکید کرد که این اعمال «کوچکترین تاثیری در اراده خلل ناپذیر و مستحکم دانشجویان آزادیخواه و آزاده این مرز و بوم برای بسط عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر نخواهد داشت»
جلالالدین فارسی نویسنده و فعال سیاسی حامی دولت با اشاره به حوادث پس از انتخابات ایران و اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی از رهبران مخالف دولت با بیان اینکه: «توبه موسوی و کروبی دیگر اهمیتی ندارد» اظهار داشت: «اینها هیچی نیستند! این دو نفر تصور کردند میتوانند جلوی ولایت فقیه که همانا دستاورد امام خمینی برای این نظام است بایستند در صورتی که نمیدانند مصداق اصل ولایت فقیه در ایران فردی است با درایت و تدیبر که ۲۰ سال با وجود تمام دشمنیها توانستند ملت ایران را از پستی و بلندیها عبور دهند و آنان را سربلند کنند.» وی با بیان اینکه «نهضت آزادیها هر چه بودند حداقل اسلام را قبول داشتند»، افزود: «اینها در زندان از شاگردان آیت اله طالقانی بودند بعد عضو شورای انقلاب شدند.» آقای فارسی در ادامه گفت: «موسوی نه تنها به نظام خیانت کرد، بلکه به آن ۱۴ میلیون آدمی هم که به خودش رای داد، خیانت کرد» این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: «آقایان موسوی و کروبی اگر راست می گویند در جمع مردم حاضر شوند؛ چرا می ترسند؟ اگر فکر می کنند در جهت حق حرکت می کنند، خب پس نترسند، به میان مردم بیایند تا مشخص شود چه کسی حق است و چه کسی باطل»
گفتنی است آقای فارسی نخستین نامزد حزب جمهوری اسلامی در اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران است که پس از مشخص شدن ملیت افغانی او به وسیله شیخ علی تهرانی از شاگردان آیتالله خمینی ناچار به کناره گیری شد. وی همچنین در سال ۱۳۷۱ در طالقان، در پی نزاع، فردی را با اسلحه شکاری هدف قرار داد و به قتل رسانید. دادگاه این قتل را از نوع غیر عمد تشخیص داد.
عین اظهارات جلال الدین فارسی به نقل از رجا نیوز به شرح زیر است:
جلالالدین فارسی تصریح کرد:
توبه موسوی و کروبی دیگر اهمیتی ندارد موسوی را حتی نمیتوان با بنی صدر هم مقایسه کرد
میثم تولایی- عدم موضعگیری جناحی در انتخابات که در پنهان ماندن نظر او به نامزدهای انتخابات تاریخی ایران اسلامی طی ۳۰ سال گذشته منجر شد، وی را در قالب هیچ رنگی قرار نداد.
حوادث پس از انتخابات هم مهر زبانش را باز نکرد تا اینکه بعد از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع اعضای مجلس خبرگان ما را بر سعیی دوباره برای انجام مصاحبه با او واداشت که سرانجام انجام شد.
صراحت در گفتوگو بر زیبایی آن افزوده است که این خود از مهمترین خصلت های جلالالدین فارسی است. مشروح گفتگوی جلال الدین فارسی با شبکه ایران در پی می آید:
*موسوی و کروبی قصد نابودی انقلاب را داشتند
وی که خود نامزد نخستین دوره ریاست جمهوری پس از انقلاب اسلامی بوده و بنابر آنچه که خودش نام ولایت پذیری بر آن میگذارد، از این عرصه کنار می رود، در این گفت و گو به بررسی رفتارهای اخیر سران فتنه پرداخت و در این خصوص گفت: ما اوایل انقلاب شاهد طرد جبهه ملی از سوی حضرت امام(ره) بودیم که به دلیل مواضع این گروه اتفاق افتاد و حضرت امام(ره) با صراحت از ارتداد جبهه ملی ها سخن گفتند چرا که آنان اسلامیت نظام را زیر سئوال بردند اما امروزه شاهد این هستیم که موسوی و کروبی با زیر سئوال بردن جمهوریت ،تمام آنچه که انقلاب اسلامی بر مبنای آن پایه گذاری شده بود را زیرسوال بردند و قصد نابودی آن را داشتند.
فارسی با بیان این مطلب که به نظر من این دو نفر اصلا قابل قیاس با نهضت آزادی و حتی جبهه ملی هم نیستند، تصریح کرد: حداقل نهضت آزادیها دارای پشتوانه ضد سلطه طلبی و سلطه گری بیگانگان بودند که در دوران ستمشاهی آشکارا این روحیه خود را نشان دادند اما موسوی دقیقا با اتفاقات اخیر در جهت سلطه طلبی گام برداشت و مورد تشویق آمریکا و انگلیس قرار گرفت.
*موسوی و کروبی بسیار پست تر از جبهه ملیها هستند
جلال الدین فارسی، با بیان اینکه این آقایان بسیار پست تر از جبهه ملیها هستند، گفت: این ها هیچی نیستند! این دو نفر تصور کردند می توانند جلوی ولایت فقیه که همانا دستاورد حضرت امام خمینی(ره) برای این نظام است بایستند در صورتی که نمی دانند مصداق اصل ولایت فقیه در ایران فردی است با درایت و تدیبر که ۲۰ سال با وجود تمام دشمنیها توانستند ملت ایران را از پستی و بلندیها عبور دهند و آنان را سربلند کنند.
جلال الدین فارسی، با بیان اینکه این آقایان بسیار پست تر از جبهه ملیها هستند، گفت: این ها هیچی نیستند! این دو نفر تصور کردند می توانند جلوی ولایت فقیه که همانا دستاورد حضرت امام خمینی(ره) برای این نظام است بایستند در صورتی که نمی دانند مصداق اصل ولایت فقیه در ایران فردی است با درایت و تدیبر که ۲۰ سال با وجود تمام دشمنیها توانستند ملت ایران را از پستی و بلندیها عبور دهند و آنان را سربلند کنند
وی با ذکر خاطرهای از مهندس بازرگان، یادآور شد: زمانی که دکتر مصدق رهبر نهضت ملی ایران، دولت را در اختیار گرفت، مهندس بازرگان را عضو هیات خلع ید کرد و با دورکردن انگلیسیها از پالایشگاه ها به او ماموریت داد آنها را اداره کند و این یعنی نزدیکی مصدق و بازرگان، اما بعد از آمدن محمدرضاشاه، و دستگیری مصدق و هیات دولت او، بازرگان به مشهد رفت و توسط محمدتقی شریعتی پدر دکتر شریعتی شروع به سخنرانی در مجامع عمومی کرد. در آن زمان شاه نیز از تهران به مشهد رفت تا با زیارت امام رضا(ع)، چهره موجهی از خود نشان دهد.
فارسی افزود: اطرافیان شاه بسیاری از روحانیون و علما را دعوت کردند و از آنان خواستند که با حضور در حرم رضوی با شاه عکس بگیرند تا آنان با چاپ در روزنامهها، بهرهبرداری سیاسی کنند اما هیچ کسی قبول نکرد و تنها آیتالله اردبیلی که خودشان برای زیارت رفته بودند، در حرم حضور داشتند که شاه وارد میشود و ایشان به محمدرضا شاه میفرمایند شما دو رکعت نماز زیارت هم بخوان و شاه مجبور میشود آنجا نماز بخواند.
وی یادآور شد: در این گیرو دار و فضای مشهد مهندس بازرگان به سخنرانی می پردازد و با اشاره به شاه میگوید: “این آقا فراموش کرده که در ایتالیا با رقاصههای اروپایی ،گیلاسهای شامپاین کوفت می کرد، این آقا خودش می داند چه کاره است حالا میخواهد عوامفریبی کند. بار الهی پناه برتو که گربه زاهد شد” که این تماما شجاعت بازرگان را می رساند. مهندس بازرگان چنین قهرمانی بود حالا ببینید این آدمهای پست و بی ارزش چگونه خود را در دامان آمریکا و انگلیس انداختهند و جالبتر اینکه دم از شریعتی و بازرگان و طالقانی هم میزنند و این خیلی خندهدار است.
جلالالدین فارسی با بیان اینکه نهضت آزادیها هر چه بودند حداقل اسلام را قبول داشتند، افزود: اینها در زندان از شاگردان آیت الله طالقانی بودند بعد عضو شورای انقلاب شدند.
*موسوی حتی قابل مقایسه با بنی صدر هم نیست
وی تصریح کرد: “موسوی حتی قابل مقایسه با بنی صدر آشغال هم نیست، بنی صدری که هیچگونه سابقه مبازراتی نداشت و رفته بود فرانسه نشریه منتشر می کرد که آن را هم می ترسید دستش بگیرد و می گذاشت داخل کتش!”
*سران فتنه به آن ۱۴ میلیونی هم که به خودشان رای دادند، خیانت کردند
فارسی با بیان اینکه سران فتنه نه تنها به نظام خیانت کردند، بلکه به آن ۱۴ میلیون آدمی هم که به خودشان رای دادند، خیانت کردند، گفت: موسوی و کروبی باید به پای مردمی که به این دو رای دادند بیافتند و عذرخواهی و توبه کنند، گر چه توبه آنها دیگر فایده ای ندارد.
این نامزد اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب اسلامی، با اشاره به نظارت همه جانبه نمایندگان رضایی، موسوی و کروبی بر آرای اخذ شده و شمارش آنها گفت: “این آقایان حتی به تصدیق نمایندگانشان که پای برگه صحت جمع آوری و شمارش آرا را امضا کرده بودند هم اهمیت ندادند و این یعنی به تمسخر گرفتن نیروهای خودشان”.
جلال الدین فارسی با عنوان این مطلب که این آقایان نشان دادند “خودشان را هم قبول ندارند”، تصریح کرد: “اینها، افراد خودشان و نمایندگان خودشان را هم متهم به خیانت کردند”.
*توبه موسوی و کروبی دیگر اهمیتی ندارد
وی اظهار داشت: امروز حتی اگر موسوی و کروبی بیایند و از تمام کرده های خود در طول این ۹ ماه توبه کنند و شعارهایی که حامیانشان علیه نظام، انقلاب، ولایت فقیه و فلسطین و لبنان دادند را نفی کنند، دیگر اهمیتی ندارد و اصلا توبه آنان پذیرفته نیست؛ زیرا مردم تنها خواستار برخورد قضایی با آزادی عمل کامل، بدون هیچگونه رودربایستی با این فتنه گران هستند.
*موسوی و کروبی خودشان می دانند که دروغ می گویند
فارسی گفت: موسوی و کروبی خودشان می دانند که دروغ می گویند؛ چون اگر معتقد بودند که حق هستند و در راه حق قدم بر می دارند، باید تا پای جانشان می ایستادند تا بمیرند. یعنی همان کاری که منافقین انجام دادند و شاهد بودیم که منافقین تا آخرین لحظه اعدام خود از عقایدشان کوتاه نمی آمدند.
وی تصریح کرد: این آقایان همین ۱۳ میلیون رای هم که آوردند، به واسطه اعمال غیر قانونی بود که انجام دادند، این آقایان مردم را فریب دادند، مردم را گول زدند و باید مجازات شوند.
*اگر راست می گویند در جمع مردم حاضر شوند
“جلال الدین فارسی” خطاب به سران فتنه گفت: “آقایان موسوی و کروبی اگر راست می گویند در جمع مردم حاضر شوند؛ چرا می ترسند؟ اگر فکر می کنند در جهت حق حرکت می کنند، خب پس نترسند، به میان مردم بیایند تا مشخص شود چه کسی حق است و چه کسی باطل”.
*کروبی و موسوی می دانند که مردم از آنها متنفر هستند
وی با بیان اینکه کروبی و موسوی از هزینه دادن می ترسند و می دانند که مردم به شدت از آنها متنفر هستند، اظهار داشت: این دو در ۳۰ سالگی انقلاب، خیانت بزرگی به خون شهدا، به بهشتی، به طالقانی، به مطهری، به مفتح و به تمام عزیزان امام راحل کردند و از همه مهمتر، دل این پیر عزیز ما را شکستند.
فارسی با یادآوری اعدام منافقین با حکم امام خمینی(ره) در زندان ها گفت: علیرغم مخالفت آقای منتظری، امام(ره) با پافشاری زیادی بر اعدام منافقین تاکید کردند و آنان نیز بر عقاید خودشان ماندند تا کشته شدند.
*سران فتنه از منافقین هم کمتر و پستتر هستند
وی ادامه داد: اما سران فتنه اخیر از منافقین هم کمتر و پست تر هستند. کروبی و موسوی از منافقین هم بی ارزشتر هستند. نمی دانم خاتمی هم از اینها حمایت می کند یا نه ولی اگر حمایت می کند، او هم مانند آنهاست چون منافقین برای عقاید خودشان کشته شدند اما این آقایان یکی با روسری از بین مردم در ۲۲ بهمن فرار می کند؛ یکی هم با هفت تیرکشی محافظانش یکی هم که اصلا نرسیده به جمعیت خودش فرار میکند.
*سران فتنه معترض نیستند، جنایتکار و خائن هستند
فارسی با اشاره به اظهارات برخی افراد مبنی بر وحدت با سران فتنه گفت: بعضا میشنویم که میگویند بیاییم با معترضان وحدت کنیم، اولا این ها معترض نیستند و جنایتکار و خائن اند، ثانیا وحدت با چه کسانی؟ با خیانتکاران به ملت، با کسانی که از مسعود رجوی ها هم کمترند؟ پس باید به مطرح کنندگان طرح وحدت بگویم لطفا سکوت اختیار کنید و اجازه دهید رهبری خودشان قضایا را همان گونه که تاکنون پیش بردهاند جلو ببرند.
وی با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر پرهیز خواص از مواضع دو پهلو، تصریح کرد: تمام کسانی یا سکوت کرده یا غیر شفاف اظهار نظر کردهاند باید روشن بگویند کدام طرف قرار دارند، داخل نظام هستند یا با موسوی و کروبی از نظام خارج شدهاند.
فارسی با عنوان این مطلب که خداوند گمراه کننده یک بنده خود را به اشد مجازات وعده داده است، تصریح کرد: حساب موسوی و کروبی که ۱۴ میلیون انسان شریف را گمراه کردند دیگر با کرام الکاتبین است.
وی افزود: این آقایان باید در برابر تاریخ ایران پاسخگو باشند و باید مجازات شوند تا آیندگان بدانند چه بلایی و شری از سر نظام دور شده است.
*نگذاشتم موسوی به سطل زباله بیافتد
جلال الدین فارسی با اشاره به سابقه حضور میرحسین موسوی پس از انقلاب در نظام جمهوری اسلامی ایران بیان داشت: این فرد از خویشاوندان نزدیک آقاست و آقا او را آوردند سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی کردند که بعد این فرد با انتشار سر مقاله ای با عنوان “دکتر حبیب ا… پیمان، متفکر بزرگ اسلامی” در حالی که پیمان در نظر امام(ره) و مجتهدین یک شبه کمونیست و مارکسیست تلقی میشد مورد انتقاد شدید اعضای شورای مرکزی حزب قرار گرفت.
وی افزود: اعضای شورای مرکزی از شهیدان بهشتی و باهنر گرفته تا آقایان اردبیلی، عسگراولادی و بادامچیان شدیدا در حضور آقا به میرحسین انتقاد کردند و تماما حرفشان کنارهگیری او از روزنامه بود اما من هم که عضو شورای مرکزی حزب بودم نگذاشتم او به سطل زباله بیافتد و از اعضا خواستم اجازه دهند که جبران کند و به تدریج خبط خود را در روزنامه تصحیح نماید که آقایان پذیرفتند.
*ماجرای استعفای موسوی از نخستوزیری و قهرمانسازی
جلال الدین فارسی گفت: در دوران نخست وزیری موسوی هم زمانیکه امام راحل قطعنامه را پذیرفتند میرحسین با دادن استعفا مخفی شد تا اینگونه در جامعه القا کند که من موافق قطعنامه نبودم و از خودش در افکار عمومی قهرمان بسازد امام(ره) هم روسای قوه قضائیه و مقننه و اگر اشتباه نکنم یک یا دو نفر دیگر را احضار کردند و بدون بحث در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه موسوی به دنبال فرد جایگزین بودند که آقا وارد جلسه میشوند و امام(ره) شرح جلسه را میفرمایند و نظر آقا را میخواهند که آقا با لطفی که پروردگار به ایشان دارد و ذکاوت و درایت خاصی را نصیبشان کرده است از تصمیم شوم میرحسین پرده برداری میکنند و به امام(ره) می گویند با استعفا موافقت نکنید چرا که او به دنبال قهرمان سازی از خودش است، امام(ره) در این زمان دستش را بلند میکند و با اشاره به آقا میفرمایند این درست است.
فارسی با بیان اینکه حضرت آقا تماما اینها را میدانستند و اجازه دادند شورای نگهبان موسوی را تایید صلاحیت کند، گفت: این هم هوشمندی آقا را میرساند و هم تقوای سیاسی ایشان را.
*موسوی در دوران نخست وزیری به نمایندگان حامی خود پول و کالا میداد
وی افزود: موسوی در دوران نخست وزیری اش که مصادف با دوران جنگ تحمیلی بود آنقدر به نمایندگان حامی خود در مجلس پول و کالا می داد که حد و حصر نداشت و حالا دیدیم که زمان انتخابات دم از عدالت و مردم میزد چیزی که خودش مصداق بارز نافی آن بود.
فارسی در پایان گفت: امروز قوه قضائیه موظف و مکلف است موسوی و کروبی را طبق قانون مجازات کند.
تیم فوتبال استیل آذین تهران در یک جدال نفسگیر برنده بازی مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی در برابر استقلال تهران شد.
دیدار زیبا، پرگل و نفسگیر تیمهای استقلال تهران و استیل آذین عصر روز یکشنبه در ورزشگاه آزادی برگزار شد و در نهایت و پس از یک جدال ۱۲۰ دقیقهای این شاگردان حمید استیلی بودند که توانستند با نتیجه پنج بر چهار با غلبه بر آبیپوشان پایتخت به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام حذفی صعود کنند.
در دقیقه ۲۳ این بازی فرهاد مجیدی اولین گل را برای تیم آبیپوش به ثمر رساند اما در دقیقه ۲۶ حنیف عمرانزاده بر اثر یک اشتباه و گل به خودی، استیل آذین را به گل رساند تا بازی به تساوی یک بر یک برسد.
در ادامه و در دقیقه ۵۷ مهدی مهدویکیا کاپیتان تیم استیلآذین برای این تیم گلزنی کرد. در دقیقه ۶۲ نیز حسین کعبی سومین گل تیم قرمزپوش را به ثمر رساند اما سیاوش اکبرپور در دقیقه ۷۵ دومین گل استقلال را وارد دروازه استیل آذین کرد و در دقیقه ۷۸ نیز حنیف عمرانزاده در جبران اشتباهش گل سوم و تساوی بازی را به ثمر رساند.
سه دقیقه بعد از آن و در دقیقه ۸۱ جان واریو چهارمین گل شاگردان مرفاوی را وارد دروازه استیل آذین کرد تا هیاهوی تماشاگران استقلال در ورزشگاه آزادی دو چندان شود اما علی کریمی در دقیقه ۸۵ بازی، بازی را از روی نقطه پنالتی به تساوی چهار بر چهار کشاند تا این دیدار در دو وقت اضافی ۱۵ دقیقهای پیگیری شود.
در شروع وقتهای اضافه، دو تیم تلاش زیادی برای گلزنی کردند. حملات هر دو تیم ادامه داشت تا اینکه در دقیقه ۱۰۴ هادی نوروزی گل پیروزی بخش استیل آذین را به ثمر رساند تا پس از یک جدال پرهیاهو، استیل آذین حریف نامدار تهرانیاش را شکست داده باشد.
در دقیقه ۱۱۹ بازی نیز شکوری با دریافت کارت قرمز مستقیم، از زمین بازی اخراج شد و چند دقیقه پس از آن نیز سیاوش اکبرپور دومین بازیکن استقلالی بود که با کارت قرمز داور مجبور به ترک زمین شد تا بر این اساس استقلال چند دقیقهای را ۹ نفره به کارش ادامه دهد. پس از اخراج دومین بازیکن استقلال، اعتراضات شدید کادر فنی و هواداران استقلال ادامه یافت به طوری که صمد مرفاوی با حضور در کنار زمین نسبت به تصمیم داور شدیدن به داور چهارم اعتراض کرد. پیش از این استیل آذین و شاگردان حمید استیلی دو بار در رقابتهای لیگ برتر مغلوب استقلال تهران شده بودند. استیل آذین در یک چهارم نهایی جام حذفی به مصاف برنده ذوب آهن و شاهین بوشهر خواهد رفت.
ماموران امنیتی از زندانیان سیاسی آزاد شده خواستهاند که خود را برای مصاحبه آماده کنند.
زندانیانی که با آنها تماس گرفته شده، تهدید شدهاند که اگر تن به مصاحبه ندهند عید نوروز را در زندان خواهند بود.وبسایت جرس گزارش کرده که این مصاحبهها بعد از احضار این افراد به زندان اوین و در محیط زندان صورت میگیرد.
براساس این گزارش، مضمون تمامی مصاحبههای دیکته شده، حمایت از مواضع آیتالهعلی خامنهای است.متن این مصاحبهها برای انتشار در اختیار خبرگزاریهایی مانند ایسنا و ایلنا قرار گرفته است.
این گزارش همچنین میافزاید که روسای خبرگزاریها تهدید شدهاند بین انتشار مصاحبهها یا استعفا یکی را انتخاب کنند.یکی از روزنامهنگاران گفته که «بازجویان ما را تحت فشار گذاشتهاند که با انجام مصاحبه از مقام رهبری تعریف و تمجید کنیم.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران با بیان اینکه «ایران روی ۵۰ درصد انرژی دنیا ایستاده» هشدار داد: «اگر اراده کنیم، اروپا زمستان را در سرما سپری میکند.» به گزارش خبرگزاری فارس سردار حسین سلامی روز یکشنبه در سخنانی در جمع بسیجیان در کرمان اظهار داشت: «تهران می تواند جریان انرژی به اروپا را قطع کرده و با استفاده از موشکهای خود توطئهگران را در هر نقطهای هدف قرار دهد.» سخنان آقای سلامی در حالی بیان میشود که کشورهای آسیایی مانند ژاپن و چین عمدهترین خریداران نفت ایران به شمار میآیند و پروژههای انتقال گاز ایران به اروپا به دلیل تنش بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی تاکنون عملی نشده است. پیشتر نیز برخی از مقامهای ایرانی تهدید به بستن تنگه هرمز کرده بودند.
دهم اسفند سال ۱۳۲۵ مصادف با زادروز «عمران صلاحی» شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز ایرانی است. عمده شهرت صلاحی در سالهایی بود که برای مجله هایی روشنفکری آدینه، دنیای سخن و کارنامه بهطور مرتب مطالبی با عنوان ثابت «حالاحکایت ماست» مینوشت و از همان زمان وی بر اساس این نوشتهها «آقای حکایتی» لقب گرفت.
با درختی که زند سر به فلک
به زبان مِه و ابر
به زبان لجن و سایه و لک
به زبان شب و شک حرف مزن
با درختان برومند جوان
به زبان گل و نور
به زبان سحر و آب روان
به زبان خودشان حرف بزن
تهران – ۱۳/۵/۵۹ صلاحی
عمران صلاحی در دهم اسفند سال ۱۳۲۵ در امیریه تهران به دنیا آمد. مادرش متولد سمنان و پدرش اهل اردبیل بود. تحصیلات ابتدایی خود را در شهرهای قم، تهران، و تبریز به پایان رساند. نخستین شعر خود را در مجله اطلاعات کودکان به سال ۱۳۴۰ چاپ کرد. او پدر خود را در همین سال از دست داد.
صالحی فوق دیپلم زبان انگلیسی را از دانشگاه تهران گرفته بود، اما هیچ وقت آن را دنبال نکرد و بلافاصله، سال ۴۵ وارد تحریریه روزنامه توفیق شد، عمران صلاحی نوشتن را از مجله «توفیق» و به دنبال آشنایی با «پرویز شاپور» در سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. سپس به سراغ پژوهش در حوزه طنز رفت و در سال ۱۳۴۹ کتاب طنزآوران امروز ایران را با هم کاری «بیژناسدیپور» منتشر کرد که مجموعهای از طنزهای معاصر بود. او شعر جدی هم میسرود و نخستین شعر او در قالب نیمایی در «مجلهخوشه» به سردبیری احمد شاملو در سال ۱۳۴۷ منتشر شد و بعداز انقلاب هم در تحریریه «گل آقا» مشغول شد.
او سپس در سال ۱۳۵۲ به استخدام رادیو درآمد و تا سال ۱۳۷۵ که بازنشسته شد به این هم کاری ادامه داد. او همچنین سالها هم کار شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیما بود.
عمران در سال ۱۳۵۳همزمان باانتشار کتاب «گریه در اب» با «طاهره وهابزاده» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای یاشار و بهاره است.
او در کنار فعالیت مطبوعاتی بیش از ۲۵ جلد کتاب منتشر کرد، از جمله کتابهای او «قطاری درمه»، «ایستگاه بینراه»، «هفدهم»، «پنجره دن داش گلیر»، «به زبان ترکی آذربایجانی»، «رویاهای مرد نیلوفری»، «شاید باور نکنید»، «یک لب و هزار خنده»، «حالا حکایت ماست»، «گزینه اشعار»، «آی نسیم سحری»، «ناگاه یک نگاه»، «ملا نصرالدین»، «از گلستان من ببر ورقی»، «باران پنهان»، «هزار و یک آینه»، «آینا کیمی»، «به زبان ترکی آذربایجانی» و «تفریحات سالم».
عمده شهرت صلاحی در سالهایی بود که برای مجلات روشنفکری آدینه، دنیای سخن و کارنامه به طور مرتب مطالبی با عنوان ثابت «حالاحکایتماست» مینوشت و از همان زمان وی بر اساس این نوشتهها «آقای حکایتی» لقب گرفت.
و اما سرانجام عمران صلاحی ساعت ۴ عصر یازدهم مهر ماه سال ۱۳۸۵ با احساس درد در قفسه سینه راهی بیمارستان کسری شد و از آن جا به بیمارستان «توس» منتقل شد و در بخش سیسییو بستری شد. همان شب پزشکان از بهبود وضعیت وی قطع امید کردند و سحرگاه از دنیا رفت. ساعاتی پس از درگذشت وی جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران در برابر بیمارستان توس حاضر شدند.
پس از مرگ عمران دوستدارانش مراسمهای بسیاری را برای وی تدارک دیدند. در حالیکه کم تر از ۳ ماه ازفوت او میگذشت بیش از ۱۲۰ برنامه بزرگ داشت در نقاط مختلف ایران برای وی برگزار شد که در نوع خود بیسابقه بود.
در پی دستگیری «عبدالمالک ریگی» رهبر گروه جنداله توسط ایران، گفته میشود آمریکاییها ریگی را دادند تا ۳ امریکایی دستگیر شده در کردستان آزاد شوند.
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه کیهان با اشاره به دستگیری عبدالمالک ریگی نوشت: «میگویند ریگی را دادند تا ۳جاسوس دستگیر شده در کردستان آزاد شوند.»
این روزنامه با تاکید بر اینکه «دروغبودن این شایعه چنانچه چند روز یا چند هفته که صبر کنند و جاسوسان آزاد نشوند، آشکار میشود»، افزوده است: «اما میمانددو نکته دیگر، یکی سکوت سنگین سران فتنه که گویی مانند مقامات آمریکا و انگلیس و اسرائیل روی میخ نشستهاند و برخلاف قاطبه ملت ایران نمیتوانند شادمان و مفتخر و مبتهج باشند. آیا ریگی به کفش یا میخی بر تن آنها نیست؟»
این مطلب بخش سوم مصاحبه با رئیسکل سازمان اطلاعات برون مرزی فرانسه در دوران انقلاب ١٣۵٧ ایران است. این گفتو گو را روزنامهنگار بهنام فرانسوی، «کریستین اُکرنت» (Christine Ockrent) با «الکساندر دو مارانش» (Alexandre de Marenches)انجام دادهاست و در سال ١٩٨۶ درکتابی تحت عنوان «Dans le secret des princes» (اندر اسرار فرمان فرمایان) توسط انتشارات stock در پاریس چاپ و منتشر شدهاست. این مصاحبه توسط «امیدساعدی» دانشجوی دکترای دانشگاه سوربن ترجمه شدهاست.
کریستین اُکرنت ــ آیا شما شاه را از ظاهر خود بزرگ بین او، مسابقه تسلیحاتی، هزینههای هنگفت و سرسامآور، فساد مالی فراگیر اطرافیانی نامعقول وتحریک آمیز، برحذرداشته بودید؟
الکساندر دو مارانش ــ بله کاملن.
کریستین اُکرنت ــ درمورد این افراط و تخطیها، به او هشدار و اخطارمیدادید؟
الکساندر دو مارانش ــ نه دقیقن با این عبارات. این چیزها را میتوان بصورت سوالی مطرح کرد. مثلن سرورم، گمان میکنید که ثروت حاصل از نفت، آنگونه صحیح توزیع شده باشد که باید بشود؟» ازاین جورچیزها بود که میشد به اوگفت، که البته که تا آن جایی که من میدانم، این صحبتها را فقط ازمن، وبا کمال میل، قبول میکرد و نه از هیچ کس دیگر. چرا چنین بود؟ پاسخ آن ساده است. کسانی که دوروبَراورا گرفته بودند، به طرز وحشتناکی احساساتی بوده واز او میترسیدند. همه آنها بلا استثنا دنبال این بودند که چیزی ازاوبه دست آورند، کادو،پُست ومقام و هرنوع مزیت و فایده دیگری… من نه.
فساد مالی همواره از امراض انسان ها بوده وهست. درکشورهایی که فساد مالی وجود ندارد، در واقع خود را با چنگ و دندان حفظ کردهاند، هرچند که… و اما درهمه جای دیگر، رشوه و بخشش یک نوع رفتارسنتی و آبا و اجدادی ِزندگی محسوب میشود. پدیده رشوه درایران، ازآن روزی که چاههای پرخیروبرکت نفت ناگهان فوران کردند، رو به گسترش نهاد. نیاگارایی ازپول برسرکشوری ریخت که آمادگی وظرفیت دریافت کردن آن را نداشت.
ماموران سرویس من، که درایران حضور داشتند، پیش چشم خود دیدند که چه ثروتهای انبوهی انباشته شد، و چه دلالهای بیشماری ثروتمند شدند. مطالعه دقیق تماسهای رمزی یا غیررمزی، به ما این امکان را داد که ازمکالمات بین قرقاولهای قفسهای گوناگون پی ببریم که با چه اعداد وارقامی و آن هم با چه تعداد شگفتانگیزی از صفر، بازی میکردند .
کریستین اُکرنت ــ و از میان اینها، کدام فرانسویها؟
الکساندر دو مارانش ــ با تاسف برای فرانسه، آنجا هم مثل بقیه جاها، فرانسویان غالبن غایب بودند. ما خیلی کمتر از آنگلوـ ساکسونها و آلمانیها یا ایتالیاییها فعالیت داشتیم. اتباع این کشورها هیچ واهمهای ازاین که برای لااقل چندین ماه در خارج از کشور خود مستقر شوند ندارند، خصوصا اگرموضوع به دست آوردن یک قرارداد آبدارمطرح باشد. درحالی که فرانسویها، از راه نرسیده، ساعات باقی مانده برای رفتن را میشمارند تا مثلن تعطیلات آخرهفته را به فرانسه برگردند. یکی از شخصیتهای مطرح عربستان سعودی داستان زیررا برایم تعریف کرد که مربوط به زمانی است که قیمت نفت بریل دربالاترین سطح خود قرارداشته است: یک روز یک هیات نمایندگی عالی رتبه از یک شرکت ژاپنی به سرپرستی قایم مقام رئیس، با یک هواپیمای اختصاصی از راه رسیدند. درمعیت آنها مشاورین وتکنسینهایی ازهمه جورآمده بودند، که اکثرآنها عربی حرف میزدند، آنها تا آن حد برایشان مهم بود که بتوانند موفق به عقد قرارداد مهمی شوند که با خود منشیهایی آورده بودند که مستقیما بتوانند مطالب را در زبانی که زبان پیامبر بود، بوسیله ماشین تحریرهایی که به زبان عربی تایپ میکردند به رشته تحریر درآورند. خود شرقیها هم حاضربودند تا هر زمان که برای برنده شدن لازم باشد درمملکت بمانند. واین همان کاری بود که شد.
کریستین اُکرنت ــ آیا برداشتها و اطلاعات خود را در مورد ضعف و شکنندگی رژیم ایران با مثلا همکاران آمریکایی خود در میان میگذاشتید؟
الکساندر دو مارانش ــ با برخی ازهمکارانم از خانواده آتلانتیک صحبت کرده بودم ولی آمریکاییها خیلی طالب نبودند. در خارج معمولن همکاران آمریکایی ما تمایل دارند بیشتر بین خودشان باشند. شیری را مینوشند که با هواپیما برایشان فرستادهاند زیرا ازاین طریق مطمئن هستند که خطرآلوده شدن به میکروب وجود ندارد. بدون ارتباط با جهان بیرون زندگی میکنند و دید و بازدیدهای خود را به کوکتیلها محدود میکنند. این کارها بسیارناخوشایند است.
یکی ازکارکنان سفارت شوروی در تهران که مسوول خریدهای سفارت بود به بازار میرفت، همه را به خوبی میشناخت، با مردم سلام واحوالپرسی میکرد با آنها دست میداد و حتی با زبان فارسی عامیانه کوچه بازار با آنها صحبت میکرد. همین مرد سالها بعد به تهران برگشته بود تا این بار پست مهمی را در سفارت خانه به عهده بگیرد. این دقیقا مصداق و نمونه کارهایی است که باید میکردیم. والبته ما هم سعی کردیم آنگونه عمل کنیم.
کریستین اُکرنت ــ آیا سعی کردید براساس همین اصول، درنزدیکان خمینی در نوفل لوشاتو درفرانسه نفوذ کنید؟
الکساندر دو مارانش ــ این کار وزارت کشور بود، چراکه این مساله درقلمرو ملی فرانسه واقع میشد. ولی ازاین بیم دارم که دولت فرانسه از آنچه که در بین اطرافیان خمینی میگذشت بخوبی مطلع نبوده باشد…عالیجناب(خمینی)از کاست ضبط صوت برای ضبط کردن سخنرانیهای آتشین استفاده میکرد که درآن مردم را به قیام، و نیروهای مسلح را به فرار ازخدمت فرا میخواند. سپس این کاستها، در چمدانهای دیپلماتیک، به برلین شرقی فرستاده میشدند، جایی که درآن ستاد مرکزی حزب توده یعنی حزب کمونیست غیرقانونی ایرانیان مستقر بود. این بود که ما به آنچه که در برلین شرقی میگذشت علاقهمند شدیم، متوجه شدیم که حزب توده برلین شرقی، این نوارها را درهزاران نسخه تکثیرمیکنند و بدون مشکل مرز و حمل و نقل، به ایران میفرستادند. در آنجا، این نوارها، درتهران، داخل صندوقهای پستی انداخته میشدند و یا دراصفهان آنها را از روی دیوار به داخل حیاط و باغچهها میانداختند و به همین ترتیب درسایر شهرها.
به این ترتیب یک تکنیک مدرن در پخش و توزیع ویرانگرها افتتاح شده بود.
کریستین اُکرنت ــ و طبعن اِلیزه را ازاین امر آگاه کردید؟
الکساندر دو مارانش ــ در مورد فرانسه، به گونهای عمل کردم که ازخمینی بخواهند که در پی یافتن سر پناهی دریک سرزمین خوش آب وهوا تر برای خود باشد. به عبارت دیگر، توصیه کردم که ازعالیجناب بخواهند که خاک فرانسه را ترک کند. یک روز صبح، مدیر دفتر بسیار شایسته من، آقای «میشل رووسَن» (Michel Roussin) با قیافهای خندان وخوشحال پیش من آمد وگفت: «آقای مدیرکل، برنده شدید. فردا یا پس فردا، به آیتاله خمینی ابلاغ میشود که باید فرانسه را ترک نماید. البته به طورمودبانه به او خواهیم گفت، ولی درهرحال خواهیم گفت» خیالم راحت شده بود. فردای آن روز، تقریبا درهمان ساعت، مدیر دفترم دوباره آمد با من صحبت کند، با قیافهای گرفته ودست ازپا درازتر:« آقای مدیرکل، خبرها چندان جالب نیستند. باد از سَمت دیگری می وزد. اومیماند» غافلگیرشده بودم : « اَه! چرا میماند؟»- سفیرایران به وزارت خارجه اعلام کرده بود، که گویا از نظر شاه ایرادی در اینکه خمینی درفرانسه بماند، دیده نمیشود. کمی متاثرشدم، وازاو پرسیدم: «مطمئن هستید؟.» جواب داد: «بله آقا، کاملا» مات ومبهوت ازاین خبرعجیب و تأسف بار، تصمیم گرفتم به تهران بروم تا از زبان خود شاه، تأیید این تغییرباورنکردنی را بشنوم.
چهل وهشت ساعت بعد، با یک هواپیمای mystère20 رهسپارتهران شدم. آتش سوزیهای متعدد، تهران را تیره و تاریک کرده بود. اعتصاب عمومی، فرودگاه پایتخت، مهرآباد، را فلج کرده بود. نه خدمات هوانوردی و نه سوختی برای هواپیماها وجود داشت. این هواپیمای mystère20 هواپیمای خوبیست، ولی همانطورکه هوانوردان میگویند: «هواپیمای پا کوتاهی است» شعاع عملش خیلی کوتاه است.این تنها عیب آن است. آقای میشل رووسَن، دستیارم و یک افسرمتخصص جوان و برجسته، یعنی کاپیتان اِم. را به همراه خودم به ایران بردم. شب را درقبرس، درشهرلارناکا سپری کردیم. صبح زود، سوختگیری کردیم و به طرف تهران پرواز کردیم. هنگامیکه به فرودگاه مهرآباد رسیدیم، مردانی را دیدیم که با مواد منفجره ومحترقه در محوطه فرودگاه، دررفت وآمد بودند. برج کنترلی درکارنبود. به خدمه هواپیما دستوردادم که هواپیما را ترک نکنند. با توجه به اینکه یک سیستم تماس با یکی ازنزدیکان شاه را دراختیارداشتم، اتومبیلی درآنجا، از قبل منتظرما بود. پس ازعبورنه چندان آسان ازاین شهر بزرگ، که خیابانهای آن از مردم عادی موج میزد، شاه در یکی ازکاخهای خود، که تا آن زمان ندیده بودم، مرا دردفتری به حضور پذیرفت.
اولین چیزغیرعادی دراین اطاق کوچک، نور ملایمی بود که بوسیله یک لامپ بزرگ از یک آباژور بسیارزیبا درگوشه اتاق، برروی یک میزگرد به داخل اتاق پخش میشد. شاه یک عینک دودی بزرگی، که کاملا نیمی ازصورتش را پوشانده بود، برچهره داشت. هیچ وقت او را باچنان عینکی ندیده بودم. پس از سلام واحوالپرسیهای همیشگی، ناراحتی، بهت و سرگردانی خود را از شوک ناشی از رد نظرمن، مبنی بر دور کردن خمینی ازپاریس؛ آنهم به خواست خود اعلاحضرت، را به اطلاع او رساندم. بعد از اینکه اخبار واطلاعات مربوط به وقایع فرانسه را به عرض او رساندم گفتم: «سرورم، آیا شما قربانی اطرافیانتان و یا اطلاعات غلط ونادرست و یا حتی خیانت سفیرتان نشده اید.» پاسخ داد: «ابدا، این کاملا طبق دستورات خودم بوده است.» شاه با مشاهده حیرت و تعجب من گفت: «تالا که فقط خودمان هستیم دلایلم را دراین مورد به شما میگویم: اگر شما خمینی را درفرانسه نگه ندارید، او به دمشق درسوریه میرود. دراین صورت، بیش ازحد به ایران نزدیک خواهد بود. اطلاعات دقیقی دارم حاکی از اینکه اگر به دمشق نرود، درعوض به تریپولی نزد سرهنگ قذافی خواهد رفت، که این بدترین چیزی است که ممکن است اتفاق بیافتد. نظربه اینکه روابط من با کشور فرانسه بطورفوق العادهای، خوب وحسنه است، از شما میخواهم که به استحضار رئیسجمهوری برسانید که من روی دوستی شما حساب میکنم که». دقیقا این جمله را ازخود شاه نقل قول میکنم که گفت ــ پیچش را سِفت کنید ــ و نهایت امراینکه، من دوست دارم که خمینی نزد شما در فرانسه بماند، که تحت کنترل خواهد بود.»
با خودم گفتم اگرچه فرهنگ فرانسه را به خوبی میشناسد، ولی مطمئن نیستم که در جریان سیستم« دمکراسی نرم» حاکم برفرانسه وامکانات ناچیزی را که برای ساکت کردن این مقدس مرد دراختیار داریم، باشد.
غمانگیزترین لحظه این دیدار وقتی بود که شاه به من گفت:«دوست گرامی من، این را بدان، که هرگزمردمم را به گلوله نخواهم بست» من هم که در فاصله فرودگاه تا کاخ، آن دستهها را دیده بودم که ترس و وحشت را درشهرحاکم کرده بودند، در پاسخ گفتم: «سرورم، دراین صورت، شما بازندهاید.»
درپایان جلسه پس ازاینکه با نهایت ادب و مهمان نوازی به سخنان من گوش داده بود، مرا تا جلوی درب اتاق مشایعت کرد. درب باز شد و نور تند سالن انتظاربه یکباره وارد نور ملایم اتاق شد. شاه قبل ازاینکه با من دست بدهد، عینک خود را برداشت. پیش ازخداحافظی به او نگاه کردم و صورتش را در نورکامل دیدم. همان چهره آشنا و خودمانی بود که چندین هفته قبل دیده بودم. به علت بیماری کاملا شکسته وفرسوده شده بود. مردی که این بیماری را با خود به همراه داشت کسی بود که بسیاریها به او تملق می کردند، دیگرانی ازاو متنفر بودند. کسی بود که زحمات بسیاری برای مملکتش کشیده بود. خلاصه اینکه کسی بود که در ردیف اول شخصیتهای عصر ما جای میگرفت.
پس از چندین بارمتوقفشدن در پستهای نظامی ِبین راه، که درآن سربازان اسلحه اتوماتیک خود را درفاصله یک متری از سَرم میگرفتند، بالاخره به فرودگاه رسیدم. هواپیمای ما به طرزمعجزهآسایی، سالم مانده بود.
فردای آن روز، وارد دفتر کار پرزیدنت ژیسکاردِستـَن (Giscard d’Estaing) شدم. پرزیدنت بلافاصله برای ملاقات با من ازجای برخاست:«خُب چه خبر.» و برای اولین بار، بدون تشریفات رسمی و ادای احترام، گفتم: «این همان لویی شانزدهم است» درجواب این سخن ِمن گفت:«یعنی، کارتمام است» با توجه به اینکه از زمان این دِرام و واقعه ناگوار (انقلاب) تاکنون، بارها و بارها به آن ماجراها فکر کردهام، خیلی دوست دارم یک تاریخدان متبحر و مجرب، یک کارتطبیقی برای مطالعه شومی ونگونبختیهای «لوئی شانزدهم»، «تزارنیکلای دوم» و «محمدرضاشاه پهلوی» تالیف نماید. آنها، هر سه نفر مغلوب ضعف و ناتوانی خود شدند. اگر به این پادشاهان به طور صحیح اطلاعرسانی شده بود واطلاعات واخبارصحیح به آنها داده میشد، یک راه دیگری انتخاب میکردند، راه قاطعیت صریح، این چیزی است که میتوانست در هر سه این موارد، مسیر تاریخ را عوض کند.
کریستین اُکرنت ــ وقتی که شاه در تبعید به سرمیبرد، آیا رفتارفرانسه و پرزیدنت ژیسکار دِستـَن اورا دلخورنکرده بود؟
الکساندر دو مارانش ــ در مورد اینکه آیا رفتار فرانسه او را ناراحت کرده بود اطلاعی ندارم: هیچ چیزی در این مورد به من نگفت. او ایران را ترک کرد، بدون اینکه حتی یک فرستنده رادیویی یا یک تکنسین مخابرات با خود به همراه ببرد، تا به او این امکان را بدهد که با نیروهای کاملا صادق و وفادارش در ارتش درتماس باشد. البته بعدها این نیروی وفادار، بیرحمانه مورد تصفیه و پاکسازی قرار گرفتند. نباید از یاد برد که دستگاه اداری دولت کارتر، درتمایل ابلهانه خود، برای تغییر سیستم سیاسی درایران، تا آنجا پیش رفت که شاه تضعیف شده و ناتوان راچنان تحت فشار قرار داده بود، که به نیروهای ارتش خود دستور داد که دراین ماجراها هیچ واکنش و عکسالعملی از خود نشان ندهند. حتی کار به جایی رسیده بود که این کارتر وصفناشدنی، خیلی زود، ژنرال «هاوز (Hauser)»را به تهران فرستاد تا در جریان نشستهایش با اُمرا و فرماندهان نیروهای مسلح ایران، که از بهترین ومجهزترین ارتشهای منطقه بودند، و تماما به تجهیزات، وسایل و جنگ افزارهای آمریکایی مجهز بودند، بفهماند که در صورتی که عکسالعملی دراین قضایا از خود نشان بدهند، دیگرهیچ قطعه وتجهیزاتی برای آنها فرستاده نخواهد شد. به این ترتیب بود که خمینی را به قدرت رسانده وانقلاب شیعه به وقوع پیوست. مجموعه نیروهای مطیع ارتش، منتظر یک اشاره اعلاحضرت بودند تا واردعمل گردند، که البته این اشاره هیچوقت به آنها نشد. ارتش ایران یک ارتش کلاسیک ومنظم بود. دربحبوحه جوش و خروش آشوبهای بپا شده، چند زره پوش از گارد شاهنشاهی وارد عمل شدند. اینها درآن زمان جزء مجهزترین و مسلحترین جنگافزارهای مدرن محسوب میشدند اما فقط برای جنگهای منظم و کلاسیک تربیت وساخته شده بودند، و نه علیه شورشها و جنگهای انقلابی.
مثلا، این واحدهای زرهی نمیتوانستند درمقابل «کوکا مولوتف» هیچکاری بکنند. مثل همه جا، و بخصوص در کشورهای مسلمان، نوشیدنیهایی از نوع کوکا کولا، که غیرالکلی هستند طرفداران بیشماری دارند. علاوه براین، شایعاتی هم در گوشه و کنار، دهن به دهن میگردید دال براینکه،«کولا» از نظرجنسی، محرک و شهوت آوراست. بنابراین مصرفکننده، زیاد بود واین بطریهای خالی درهمه جا یافت میشد. تکه پارچههای کهنه هم، که مشکلی در بدست آوردنشان نیست. والبته، نفت و بنزین نیز. یک بطری + یک تکه پارچه + نفت یا بنزین = کوکتل مولوتف. این گلولههای آتشین، از روی پشتبامها برروی زرهپوشهای نظامی پرتاب میشدند، و به سرعت، آنها را به صورت حریقی شعلهور در میآورد و سرنشینان و خدمه این خودروهای زرهی را از پای درمیآوردند. در واقع هیچ وسیلهای برای مقابله با چنین دشمنی را دراختیار نداشتند.
چرا دولت وقت آمریکا، بهترین و قویترین متحد خود را دراین منطقه فوقالعاده ناپایدار، و از لحاظ استرتژیکی حیاتی، محکوم واعدام کرد؟ شاید پاسخ این سوال درمعجونی از کوتهبینی، اطلاعات غلط، خامی وخوشباوری تاریخی یافت شود. دوستان ماورای اتلانتیک ما گمان میکردند که سیستم دمکراتیک آنها و American Way of Live درهمه جا قابل اجرا است.
کریستین اُکرنت ــ آیا مجددن شاه را در جاهای مختلفی که در تبعید بود، ملاقات کردید؟
الکساندر دو مارانش ــ شاه که درشرایط بسیار تاثرانگیزی ایران را ترک کرده بود، بلافاصله توسط آن بزرگمرد، که پرزیدنت سادات باشد، مورد استقبال قرارگرفت و او را سُکنی داد. بعدن، شاه به مراکش رفت، در آنجا او را دوباره دیدم، در شرایطی دراماتیک وغمانگیز. مَلک حسن دوم، پادشاه مراکش اورا به همراه خانواده سلطنتی مورد پذیرایی قرارداده بود و آنها را در یکی از کاخهای قدیمی خود اسکان داده بود.
بعد ازمدت کوتاهی، اطلاع یافتم که محافل اُپوزیسیون مراکشی درصدد برانگیختن آشوب ونا آرامی برآمده، ومیگویند:«مایه ننگ است برای ما که درکشورمان ازاین خودکامه پذیرایی واستقبال کنیم.» حتی عکسی از یک دیوارنویسی درشهر کازابلانکا به من نشان داده بودند. برای یک مسلمان، کثیف ترین و نجسترین حیوان، خوک است و بعد از آن سگ. بزرگترین دشنام در زبان عربی این است «توله سگ!» برای این دشنام، یک بازی با کلمات کرده بودند ومیگفتند: «مَلک حسن سگِ شاه.»
لذا به دیدن شاه مراکش رفتم تا به او بگویم که حضور شاه ایران در کشور پادشاهی مراکش ممکن است مشکلات بزرگی ببارآورد. پادشاه به صحبت های من گوش داد ودرپایان گفت: «متوجه که هستید، من نمیتوانم مهماننوازی از مردی را که درسختترین وغمانگیزترین لحظات زندگیش به سرمیبرد، دریغ کنم. وانگهی، اویک پادشاه مسلمان است، و میدانید که برای ما مراکشیها، میهماننوازی یک تکلیف مقدس است. شاه اینجاست، وتا هروقت که بخواهد میتواند اینجا بماند. – سرورم، انتظار چنین پاسخی را از شما داشتم! ولی حالا مجبورم یک مساله بسیارناراحت کنندهای را با شما در میان بگذارم. اربابان جدید ایران، با یک سری آدمکـُش و جانی درخاورمیانه قرارداد بستهاند، که افرادی از خانواده شما، مانند ملکه یا شاهزادههای جوان را برُبایند، تا بعداً آنها را با خانواده شاه ایران مبادله کنند».
پادشاه که با شنیدن این صحبتها بسیارناراحت شده بود، با دستان گره کرده به مُبل و چهرهای گرفته، به من گفت:« نفرت انگیزاست، ولی این مساله، تصمیمم راعوض نمی کند». سعی کردم او را مُجاب کنم، به هر تکنیک بحث وجدلی که میدانستم متوسل شدم، به وی یادآورشدم که ایشان نه تنها، پادشاه کشور پادشاهی مراکش است بلکه، تکالیف دینی او ونقش نگهبانی او از تنگه جبلالطارق،که برای اردوگاه آزادی بسیارمهم و حیاتی است، مسوولیتهای دیگری هم بر دوش اومی گذارد. در پایان این گفتو گوی غمانگیز، فهمیدم که غیر ممکن است که پادشاه مراکش بتواند ازشاه ایران بخواهد که آن کشوررا ترک کند. لذا به او پیشنهاد کردم که این وظیفه سنگین را به من محول کند. اوهم پذیرفت ومسوولیت این موضوع را به من واگذار کرد.
شاه ایران مرا درهمان قصری که دراختیارش گذاشته بودند بحضور پذیرفت، شهبانو هم در آنجا حضورداشت. بچهها را دورکرده بودند. یکی از تلخترین گفتو گوهای زندگیم بود. کسی را در برابر خود داشتم که تا چندی قبل یکی از قویترین مردان جهان بود، که همه به او تملق می کردند و آرزو می کردند آنها را به حضور بپذیرد. چنین است پایان شکوه وعظمت این دنیا.
تهدیدهای وحشتناکی را که متوجه میزبانش، یعنی خانواده پادشاه مراکش شده بود، برای شاه تعریف کردم. مراتب نگرانی خودم، ازاستفاده برخی عناصر، ازحضور وی درمراکش را به اطلاع رساندم. شاه درخواست مرا مورد عنایت قرارداد و چنین بود که فردای آن روز رفتم پیش مَلک حسن دوم، تا به اطلاع او برسانم که تا دو یا سه هفته دیگرعزیمت خواهند کرد. شاه به همراه اعضای خانوادهاش به سوی جزایر باهاما پرواز کرد، و بعدن در مصراز دنیا رفت.
کریستین اُکرنت ــ نقشی که دراین مورد خاص ایفاء کردید، حاصل تحلیل خودتان از اوضاع و احوال بود؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر