هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

Posts from Khodnevis for 04/03/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



۱۳ بدر ۱۳۸۸
 


شريعتمداريسم از شرق تا غرب

مدت‌هاست که اصلاح طلبان استفاده از این نوع ادبیات را از طرف اپوزیسیون و مخالفین جمهوری اسلامی برای جنبش سبز زیان آور می‌خوانند‌، اما در این میان این گروه‌ها باز هم با ادبیاتی کیهانی پاسخ این نقدها را می‌دهند و خود و ادبیاتشان را از کیهان جدا می‌دارند‌. قصد دارم در این متن این نوع ادبیات را از دو مدل فکری در کنار هم بگذارم تا خود نگارنده‌های کیهانی از این تطبیق به گسترش نا خواسته شریعتمداریسم پی ببرند و راهی برای برون رفت از این ادبیات پیدا کنند.

 

چهارده فروردین ماه سال روز اخراج مسیح علی نژاد از مجلس است اخراجی که برای مسیح با حملات زیادی از طرف اصولگرایان  همراه بود‌، باز گشت به ادبیات آن روزها و ادبیاتی که برای تحقیر یک خبرنگار استفاده می‌شد می‌تواند آغاز خوبی برای روشن کردن ادبیات کیهانی باشد.

 

مسیح علی نژاد در آن روزها با اتهاماتی نظیر دزدی‌، طنازی‌،‌ بی نزاکتی‌، بی تربیتی و معیوبی مواجه شد‌، به طور مثال یکی از نمایندگان آن روزهای مجلس مسیح علی نژاد را با واژه طناز مورد حمله قرار داد و گفت‌:  خبرنگاران زن با طنازی( لغت محترمانه خود فروشی و روسپی گری) با نمایندگان مجلس مصاحبه می‌کنند و از آنها حرف می‌کشند.

 

در اظهار نظری دیگر با هنر مسیح را به بی ادبی‌، بی نزاکتی و معیوب بودن متهم کرد و اینگونه دست به تخریب یک زن خبرنگار زد .‌ 

 

در آن زمان به جای فردانیوز و حقیقت نیوز و رجانیوز، سایت‌هایی مانند دریچه، نسیم و شریف نیوز فعال بودند، در اغلب این سایت‌ها می‌نوشتند خبرنگار اخراجی دست پرورده م.ت ( مصطفی تاجزاده) ب. ن.( بهزاد نبوی) ، م آ ( محسن آرمین) است و یا با ابطحی، رمضان‌زاده و لیست عریض و طویل دیگری روابط غیر اخلاقی دارد.

 

جالب است که وقتی در جریان مقاله آواز دلفین ها که در اعتماد ملی چاپ شده بود و سفرهای استانی احمدی نژاد و سنت صدقه دادن در سفرهای استانی نقد شده بود هم کیهان، رسالت، روزنامه ایران و جام جم سرمقاله و گزارش نخست روزنامه را برای حمله به خبرنگار اختصاص دادند اما وجه مشترک همه این مطالب به اضافه سلسله مصاحبه‌های خبرگزاری فارس این بود که این روزنامه نگار، از کجا پول می‌گیرد، و هزینه زندگی‌اش از کجا تامین می‌شود، آنها مدعی می‌شدند که سازمان سیا و تلوزیون سلطنتی بی بی سی (‌اصطلاح دقیق کیهان) هزینه تحصیل و زندگی او را در خارج پرداخت می‌کند.

 

نمونه دیگر بر می‌گردد به مجلس هفتم‌، علی نژاد در مجلس هفتم سوالی از کروبی در مورد لابی‌های او با شورای نگهبان پرسیده بود که آقای کروبی در جواب به شوخی گفته بودند شما بچه کجایی؟ اما همین پرسش و پاسخ باعث شد که روزنامه محافظه کار سیاست روز همان زمان کروبی را عاقل اندر سفیه دانست و دهاتی بودن علی نژاد را مورد تمسخر قرار داد.

 

اما اینبار چهار سال به جلو می‌آییم و مسیح علی نژاد را در انگلستان می‌بینیم و دوباره همان شریعتمداریست‌ها اما اینبار با فکری متفاوت و به عنوان آزادی خواه ادبیات کیهانی را برای تخریب یک زن خبرنگار به کار می‌گیرند.

 

به طور مثال در یکی از سایت‌های دوستان می‌خوانیم که:

 

مسیح علی نژاد هم مثل همیشه از فرصت استفاده می‌کند. چادرش را می‌زند پر کمرش (که به لطف اصلاح طلب‌ها در طول نسل ها تبدیل به کلاه شده) جارویش را (که البته آن هم به لطف اصلاح طلب‌ها تبدیل به قلم شده) بر می‌دارد و می‌دود وسط معرکه به فحش دادن.

 

دوستان دیگر پا را فراتر گذاشته و وارد زندگی خصوصی یک خبرنگار می‌شوند و رابطه او با همسرش یا فعالیت‌های برادرانش را زیر سوال می‌برند و برای تخریب او دست به دامن زندگی خصوصی اش می‌شوند‌، به طور مثال در جایی دیگر می‌خوانیم:

 

معصومه یک زن شکست خورده از یک ازدواج که حاصل آن فرزندی بنام پویان است، ازدواجی که با خیانت همسر توام بود و هنوز اثرات آن در نوشته‌هایش نمایان است و نمی‌تواند و نمی‌خواهد عشق و رابطه دیگران را قبول کند و هر قدمی از جنس مخالف را سوء استفاده می‌نامد معصومه شکست‌های زندگی خود را می‌خواهد با رسیدن به مدارج بالا بر طرف کند و هر شب خواب کریستین امانپور را می‌بیند و تصویر خود را با کلاه آقای فاکین در تلویزیون‌های جهان در سر می‌پراند ولی واقعیت این است که زنان کوتوله هیچ وقت نمی‌توانند جای بزرگان را بگیرند و نمی‌داند اگر کریستین توانست پله‌های ترقی را زود بالآ برود شوهری داشت در کاخ سفید نه مثل شما شوهری برای تمام دختران روستای قمیکلا از توابع بابل.

 

مجدداً در جایی دیگر این خبر نگار متهم به جاسوسی می‌شود و اینگونه می‌نویسند:

 

خانم معصومه شما نماینده جمهوری اسلامی مستقر در انگلستان هستی و میخواهئ از طریق ندا و نامزدش خودت را که هیچ نیستی بالا ببری، می‌دانم ماموری و معزور ولی دست شما رو شده و با افتضاحی که در این چند ماه انجام دادید، دیگر کسی به حرف‌های شما مزدوران گوش نمی‌دهد.

 

نمونه دیگر بر می‌گردد به تخریب خبرنگار به خاطر دهاتی بودنش‌، عبدالطیف عبادی در مطلبی اگر چه اصرار دارد بگوید روستایی بودن ایرادی نیست اما مدام به روستایی بودن مسیح طعنه می‌زند و در فیسبوک هم شخصی دیگر با نام آذر مهر می‌نویسد  که این مطلب مسیح در مورد ماکان به درد همان دهات خودش و آقاجان خودش می‌خورد.

 

جالب است مسیح علی نژاد که چهار سال پیش متهم شده بود که از انگلستان و بی.بی.سی تغذیه می‌شود اینبار باز هم متهم می‌شود و در باره‌اش اینگونه می‌نویسند:

 

بسیار خوشحال می‌شویم که شما چگونگی رفتن به انگلستان و افتتاح حساب بانکی و هزینه مسکن و دیگر موارد که با پوند باید پرداخت کرد را به ملت شهید پرور ایران توضیح دهید، تا آنجا که می‌دانیم شما در هیچ کافی شاپ یا پیتزا فروشی مشغول بکار نیستید، خداوند دلارهای نفتی ایران را به صاحبان اصلی آن برگرداند.

 

نویسنده این متن‌ها در پایان کار را با مسیح تمام نمی‌کند و پای دیگران را هم وسط می کشد و اینگونه می‌نویسد:

 

آدم‌های کوتوله با پوشیدن کفش سایز بزرگ می‌خواهند از بقیه عقب نماند و تمام دردسر‌های جامعه فعلی را کوتوله‌ها بوجود می‌آورند به این اسامی و سایز آنها توجه کنید/ احمدی نژاد، رحیم مشائی، ابراهیم نبوی، جنتی، مسیح علی نژاد، تریتا پارسی، قاضی مرتضوی، رفسنجانی.

 

تفاوتی که می‌شود در میان این دو ادبیات پیدا کرد تنها این است که اصولگرایان وطنی به طور مثال وقتی می‌خواستند به بهزاد نبوی اشاره کنند می‌گفتند ب.ن اما این دوستان مستقیم نام می‌برند که خوب این بر می‌گردد به عدم مسئولیت پذیری قانونی آنها در خارج از کشور.

 

حملات کیهانی و ادبیات شریعتمداریسم تنها با حمله به یک خبرنگار پایان نمی‌پذیرد‌، بسیاری از فعالان خارج از کشور با تیغ تیز این نوع ادبیات آشنا هستند‌، بارها متن‌هایی را خوانده‌ایم که در آن شیرین عبادی‌، سروش و سازگارا و ... را متهم کرده‌اند به وطن فروشی و با القابی مثل آیت‌الله خطابشان دادند‌، جالب این است که معمولا این دوستان از هر دو طیف شریعتمداریسم مورد حمله قرار می‌گیرند چه کیهانیست‌های شرقی و چه غربی.

 

ما باید نگران بود برای گسترش این نوع ادبیات و باید دید تا کی و کجا باید شاهد گسترش این نوع ادبیات بود‌، تا کی قرار است به جای گفتمان اصولی دست به دامان تخریب شویم‌، در این متن قصد نداشتم از کسی دفاع کنم یا برای تخریب کسی دیگر تلاش کنم‌، امیدوارم تطابق این دو نوع ادبیات باعث شود که برخی از ما دست از ادبیات کیهانی برداریم‌. شباهت قلم کسانی که دم از آزادی و حقوق شهروندی می‌زنند با کسی مثل شریعتمداری برای ایران آزاد خطر ناک است و ما را مدام از راهی که باید برویم منحرف می‌کند.

 

امیدوارم روزی شریعتمداریسم که از شرق تا غرب بر ادبیات سیاسی ما سنگینی می‌کند به تاریخ بپیوندد.

 


 


شادی صدر برنده‌ی جایزه پروانه‌ی طلایی شد

فیلم مستند "زنان در کفن" به قربانیان قوانین نابرابر در سیستم قضایی ایران نسبت به زنان می‌پردازد. بخش اصلی این فیلم مربوط به موضوع سنگسار در ایران است و تلاش‏های چند فعال حقوق زنان در تهران، خصوصاً شادی صدر را‌ برای از بین بردن این قوانین نابرابر دنبال می‏کند.

شادی صدر در يادداشت وبلاگی خود در مورد برنده شدن جايزه‌ی پروانه‌ی طلايی نوشته است: "جايزه بايد به «کمپين قانون بی‌سنگسار» داده می‌شد که من تنها جزيی از آن بودم...می‌خواهم اين مبلغ را تقديم کنم به پروژه‌ای که بتواند درد و رنج زنان سرزمين‌ام را در يکی از تاريک‌ترين دوران‌ها از نظر نقض حقوق بشر، يعنی دهه ۵۷-۶۷، مستند کند."

یادداشت زیر به قلم خانم شادی صدر در بلاگ ایشان به چاپ رسیده است.

ديشب که خسته و خرد و خاکشير رسيدم خانه، ديدم روی موبايلم که طبق معمول جا گذاشته بودم صد تا پيام و ميس کال (راستی فارسی اش چی می شه؟) هست. ای ميلم را که باز کردم، معنی آن همه تماس بی پاسخ را فهميدم: در مراسم اختتاميه جشنواره فيلمهای حقوق بشری عفو بين الملل، هيات داوران اين جشنواره، جايزه پروانه طلايی را به دليل اميدبخش ترين و با ابهت ترين فعاليت، که در فيلم “زنان در کفن” به نمايش گذاشته شده بود، به من اعطا کرده است.

کانديداهای ديگر، سومالی مام، از کامبوج و ربيعا خدير، از الجزاير بودند که نه از باب تعارف، که از ته دل می گويم، هر دوی آنها بيش از من مستحق دريافت اين جايزه بودند. سومالی مام، فمينيست کامبوجی، زندگی چندين دختر خردسال را از چنگ قاچاقچيان تجارت سکس و پورنوگرافی و فحشا نجات داده است و ربيعا خدير، مادر فعال سياسی که سالهاست ناپديد شده، جنبش مادران و دادخواهی را در الجزاير رهبری کرده است. با هر دوی اينها، هفته پيش آشنا شدم، وقتی در دو روز از جشنواره شرکت کرده بودم. اما متاسفانه در مراسم اختتاميه نبودم و اصلا فکرش را هم نمی کردم که اين جايزه را به من بدهند. جايزه ای که نه به من، که بايد به تک تک فعالان کمپين قانون بی سنگسار، چه آنهايی که زندگی، فعاليتها وتصويرشان در فيلم نمايش داده می شود، به خصوص محبوبه عباسقلی زاده، آسيه امينی و اعضای شبکه وکلای داوطلب و چه آنهايی که به هر دليل، در آن فيلم نيستند داده می شد. در واقع جايزه بايد به “کمپين قانون بی سنگسار” داده می شد که من تنها جزيی از آن بودم. افتخار اين جايزه، از آن اين کمپين است و اگر روزی، موزه جنبش زنان درست شود، جايزه بايد به بخش مربوط به کمپين قانون بی سنگسار منتقل شود.

اما ۵۰۰۰ يورو، وجه نقدی اين جايزه را می خواهم تقديم کنم به “خاطره”. به باور من، ما تاريخ رنج و درد و خشونت را تکرار می کنيم، چون هيچگاه خاطراتمان، مستند نشده، بازگو نشده و درد و رنج قربانيان خشونت، به رسميت شناخته نشده است. از اين رو، می خواهم اين مبلغ را تقديم کنم به پروژه ای که بتواند درد و رنج زنان سرزمينم را در يکی از تاريک ترين دورانها از نظر نقض حقوق بشر، يعنی دهه ۵۷-۶۷ را مستند کند. می دانم که اين مبلغ، در مقابل حجم عظيم کاری که بايد صورت بگيرد بسيار ناچيز است اما می تواند شروعی باشد برای نوشتن بخشی از تاريخ ما زنان. و اميدوارم که ادای دين و احترامی باشد به همه آنهايی که آزادی، رهايی، جوانی، وطن، خانواده و دوستانشان را در سالهای ۵۷ تا ۶۷، از دست دادند. همه آنهايی که نسل من، هيچگاه نتوانست صدايشان را بشنود و تجربه شان را زيست کند. بنابراين، اين مبلغ به گروه يا شخصی داده خواهد شد که پروژه ای را برای مستند کردن خاطرات زنان از تهديد، آزار و اذيت، سرکوب، زندان، شکنجه و تبعيد در سالهای ۵۷-۶۷ پيشنهاد کنند.

منبع


 


هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو!

بنابر نظر بسیاری از افراد عادی و صاحبنظران جامعه ما جامعه‌ای استبداد زده است‌‌. از همان ابتدا هم استبداد زده بوده. ازهمان اول کار یک نفر آن بالا بوده که زمانی اسمش شاه بوده ولی حالا شده مقام معظم رهبری. بیشتر افرادی هم که برای سرنگونی او مبارزه کرده‌اند نمی‌خواسته‌اند مردم را به آزادی برسانند می‌خواستند خودشان جای آن شخص بنشینند. خمینی شاه را ساقط کرد تا خودش جای او بنشیند و نشست. این ردپای استبداد زدگی را در همه جا می‌بینید. حتی در عصر اینترنت و آزادی بیان که یک عده برایت قیم می‌شوند.

فلان چیز رانگو! از فلان جوک ننویس به دیگران بر می‌خورد. فلان کس را مسخره نکن الان وقتش نیست. خلاصه گوش ما از این حرف‌ها همیشه پر بوده است. چرا نباید بگوییم؟ چرا نباید از مسائل جنسی بنویسیم؟ چرا نباید از تجزیه طلبان و افکارشان بنویسیم؟ چرا نباید از رهبران جنبش سبز انتقاد کنیم‌؟ چرا نباید از مناسبات پشت پرده که در هیاهوی شعارهای مردم پسند گم می‌شوند بنویسیم؟ چون به خیلی‌ها بر می‌خورد؟ خوب بر بخورد. اصلا ما می‌نویسیم که بر بخورد. اینجا که وزارت اطلاعات نیست که فردا بیایند سراغت. ولی همان‌ها که می‌گویند ننویس اگر قدرت و اختیارات وزارت اطلاعات را در جهان آزاد داشتند همان‌ها می‌آمدند سراغت و دمار از روزگارت در می‌آوردند تا تو دهانت را ببندی و ننویسی تا فریاد آزادی خواهی آنان نیز گوش فلک را پرکند‌. همان‌ها که اگر بر روی کار بیایند با تو بدتر از آن می‌کنند که دستگاه خامنه‌ای با اهل قلم کرد.‌ پس هر چه دلت می‌خواهد بنویس و از هیچ کس هم نترس‌. به قول مولانا‌: هیچ آداب و ترتیبی مجوی هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو.

 

 


 


سالن سینما داشت از گریه و خشم می‌لرزید

نمایش مستند «زنان در کفن» در لاهه

women_in_shroud_1_w460

فستیوال فیلم موویز دت متر در روزهای ۲۷ و ۲۸ مارس مستند «زنان در کفن» را نمایش داد. «زنان در کفن» ساخته مشترک فرید حائری‌نژاد و محمد رضا کاظمی است که به مساله سنگسار و حامیان حقوق بشری که علیه این قانون و اجرای آن فعالیت می‌کنند پرداخته است.


این مستند در ۱۵ فوریه سال جاری جایزه حقوق بشری، سینما برای صلح در برلین را نیز از آن خود کرده بود. با پایان نمایش این مستند ۷۲ دقیقه‌ای میزگردی با شرکت خانم شادی صدر، آقای بهمن قبادی و فرید حائری نژاد یکی از دو سازنده این مستند، برای بحث و بررسی موضوعات مورد اشاره در فیلم تشکیل شد. میز گرد که توسط خانم افه بلانکفورت اجرا می‌شد در یک گفتگو و سوال و جواب چند جانبه میان شرکت کنندگان در میز گرد و تماشاچیان باعث باز شدن مسایل مطرح شده در مستند و توضیحات حول مساله سنگسار، مشکلات فعالان حقوق بشر، خصلت‌های حرکت‌های زنان، مبارزه علیه تبعیض جنسی و قوانین ناظر بر این تبعیض‌ها در ایران شد. همچنین در طی این میز گرد آقای حائری‌نژاد در مقابل سوالی که آیا مردم داخل ایران با توجه به سانسور و حساسیت‌های خاص حکومت امکان دیدن این مستند را پیدا می‌کنند، گفت "‌اتفاقن می‌خواهد از شیوه‌ای که آقای قبادی برای انتشار فیلمش بداخل استفاده کرده است، بهرمند شود.‌ شایان ذکر است که بهمن قبادی فیلم "کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد" خود را بطور آزاد در سطح دنیای مجازی انتشار داده و همچنین با تکثیر دی ویو دی و پخش رایگان آن در اختیار مردم داخل ایران قرار داده است.

 

در سرزمینی که سزای پرت کردن سنگی مرگ است، اما مرگ فجیع را با سنگسار زنان عاشق جشن می‌گیرند


مستند «زنان در کفن» گزارش درد و رنج انسان است بخاطر اجرای قانون ظالمانه و بغایت عقب افتاده‌ای بنام سنگسار.
سالن داشت از گریه و خشم می‌لرزید. اکثر تماشاچیان هلندی بودند و باور این همه وحشی گری برایشان مشکل بود. "این همان ایرانیست که جوانانش با یوتیوب، فیس بوک و تویتر صدای آزادی و دمکراسی را به گوش جهانیان می‌رسانند. مگر در همین ایران جوانی را که سنگی در مشت داشت، سزای مرگ ندادند؟" شادی صدر فعال حقوق زنان و وکیل دادگستری در فیلم «زنان در کفن» از پرونده‌های سنگسار موجود سخن می‌گفت. در این مستند خانم آسیه امینی چگونگی سنگسار و مرگ فجیع زن و مردی از مشهد را بر پرده سینمای "خانه فیلم" بازگو می‌کرد.‌ آنها می‌بایست قبل از سنگسار شدن غسل میت می‌کردند و خود را برای این مرگ فجیع شستشو می‌داند. پس از آن صحنه مچاله شدن مغز زن سنگسار شده را بر اثر برخورد بیرحمانه سنگ بیان می‌کرد. دو فرزند جوان، قربانی این سنگسار در مشهد از اینکه مقامات جمهوری اسلامی ملاقات با مادر و خداحافظی را مجال ندادند و حتی از حضورشان در موقع خاکسپاری محرومشان کرده بودند، سخن می‌گفتند و تماشاچیان را با سنگ دلی مجریان و قاضیان سنگسار آشنا می‌کردند.‌ زمانی که صحنه کفن کردن دو انسان زنده و قرار دادن آنها در گودالی که تا نیمی از بدنشان را می‌پوشاند و نیم دیگر را برای سنگ‌هایی که جان را در دقایقی دیگر می‌ستاند بر پرده سینمایی در لاهه نمایش می‌داد، تماشاچیان هلندی در دل‌هایشان چه می‌گذشت؟ کسانی که امکان صحبت یافتند از بغض و گریه‌هایشان هنگام تماشای این فجایع سخن گفته و تاسفشان را از رنج و زجر این همنوعان ابراز می‌کردندد.

 

 

شادی صدر که خود در سالن حضور داشت در مورد این احکام می‌گوید: "طبق همان قانون باید یا چهار شاهد مرد شهادت به زنای محصنه بدهند یا اینکه متهم خود در چهار نوبت مختلف اقرار به زنا کرده باشد، که هیچ کدام از موارد منجر به سنگسار، دارای چنین شرایطی نبوده‌اند، بلکه حکام شرع با ابتکار، تشخیص و قضاوت خود یا با اقاریر اجباری چنین احکامی را صادر می‌کنند". وی گفت: ‌"متاسفانه همه متهمین از اقشار بی بیضاعت و بی سواد جامعه هستند که نه امکان برخورداری از وکیل داشته و نه اطلاعات کافی در مورد این گونه جرایم دارند. بهمین دلیل فعالان حقوق زنان و چند نفر قانون دان اقدام به تاسیس مرکزی برای کمک به این پرونده‌ها می‌کنند و سازمانی بنام "راهی" متولد می‌شود که دفاع از همه پرونده‌های موجود و شناخته شده را بعهده می‌گیرد".


شادی صدر در مورد "راهی" و احساسش نسبت به مسایلی که در این فیلم آمده است در وبلاگ خود نیز چنین می‌نویسد:    "‌راهی،"‌ سازمانی که هنوز، در اعماق قلبم می‌دانم، کار در آن مفیدترین کاری بوده که در زندگی کرده‌ام، دیدن دوباره آن همه زندگی در آن زیرزمین روشن، دیدن آن همه بدو بدو، برای زنان محکوم به سنگسار، نازنین فاتحی و صدها زن عادی گمنام، هر بار، قلب مرا فشرده است. ..... در آن دفتر که وزارت اطلاعات به حکم دادستانی انقلاب، در اسفند ۸۵ پلمبش کرد، شبکه وکلای داوطلب را تاسیس کردیم، کمپین سنگسار را راه انداختیم، ....." زخم “راهی”، همیشه در قلب من تازه می‌ماند، هزار سال هم که بگذرد و به باور من این زخم در دل همه آنهایی که در راهی کار می‌کردند و یا، مراجعان و موکلان راهی بودند هم تازه مانده است ".

در ادامه مورد فیلم مستند «زنان در کفن» می‌نویسد:


محمد رضا کاظمی و فرید حائری نژاد، در بخش‌هایی از فیلمشان، «زنان در کفن»، زندگی راهی را به تصویر کشیده‌اند، در بخش‌هایی هم زندگی مرا. دیدن هر دو بخش، عین نگاه کردن به زخم‌هایم است که هر روز، عمیق‌تر می‌شوند. اما در هر حال، به هر دویشان تبریک می‌گویم و خوشحالم که با فیلم آنها، گوشه‌ای از فعالیت‌های جنبش زنان "مریی" می‌شود.

لینک‌های مرتبط:

گزارش دیگری در سایت زمانه در مورد کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد و فستیوال موویز دت ماتر:
http://zamaaneh.com/radiocity/2010/03/post_417.html

وبسایت بهمن قبادی:
http://mijfilms.com

وبسایت موویز دت ماتر در مورد جوایز این فستیوال:
http://www.moviesthatmatterfestival.nl/nieuws/nieuwsbericht/63

وبلاگ شادی صدر و مطلب راجع به «زنان در کفن»:
http://shadisadr.wordpress.com/2010/02/19/kafa

«راهی» برای تغییر زندگی زنان:
http://radiozamaaneh.com/morenews/2007/04/post_651.html


 


هورا... حالا دیگه می‌تونیم از تیم بسکتبال آمریکا ببریم

توی خبرها اومده بود که لبرون جیمز گفته که بدلیل مشغله زیاد، مثلا بازی کردن در یک فیلم، ممکنه نتونه امسال تابستون برای تیم ملی امریکا بازی کنه! با شنیدن این خبری یک عده پیش خودشون فکر کردن دیگه تموم شد حالا می تونیم آمریکا رو توی بازی های جام جهانی ترکیه بزنیم.

دوین وید، کریس باش و لبرون جیمز جورایی به جری کولنجلو، مدیر تیم ملی بسکتبال امریکا‌، خبر رسوندن که به احتمال زیاد امسال تابستون نمی‌تونن برای این تیم بازی کنند و این اولین باری است که بهترین ستاره‌های ان بی ای از بازی در تیم ملی سرباز می‌زنند. هرکدام از این بازیکن‌ها یک سری دلیل برای نیامدن به تیم ملی تراشیدن ولی عموماً دلیلشون اینه که این قرارداد این بازیکن‌ها اول جولای تموم می‌شه و باید از ماه جولای و اگست برای بستن قرارداد جدید و آماده سازی در تیم جدیدشون استفاده کنند. البته همین دلیل هم عجیب غریبه چون اردوی تیم ملی آمریکا که مثل اردوی تیم ایران دو سه ماه طول نمی‌کشه. این بازیکن‌ها قراره یک آخر هفته در ماه جولای و یکی دو هفته در ماه اگست دور هم در نیویورک جمع بشن و همین۰

برنامه جری کولنجلو برای تیم ملی آمریکا اینه که، تیمی که در جام جهانی امسال شرکت خواهد کرد همون تیمی باشه که به المپیک تابستانی لندن خواهد رفت. بخاطر همین از این همه قر و قمیش ستاره‌های ان بی ای حسابی کفری شده‌، تا حدی که رسماً برای همه این آقایون خط و نشون کشیده و گفته تیم ملی آمریکا به کسی باج نمیده و فکر نکنید که جایتون در تیم ملی رزرو شده و اگر کسی از زیر بازی‌های ترکیه دربره توی تیم المپیک جایی نخواهد داشت. البته من هم بهش حق میدم چون پرونده آمریکا در بازی‌های جام جهانی بسکتبال چنان درخشان نیست۰

حالا این خبر برای تیم ملی ایران، که قراره در جام جهانی روبروی آمریکا بازی کنه چه معنی داره؟ به نظر من هیچی عوض نشده و نباید شکممون رو صابون بزنیم‌. لبرون جیمز نیاد کوین دورنت رو میارن، دوایت هاوارد نیاد کندریک پرکینز رو میارن، دوین وید نیاد تایریک اونس رو میارن‌. توی جعبه ابزار جری کولنجلو آچارهای زیادی هست که بتونه هر جور پیچ رو باز کنه.

 


 


خبرعجیب سایت ایرنا:احمدی نژاد استعفا داد
 


دروغ‌های ۱۳ مسوولین فعلی و قبلی و ...
 


چرا مزدوران را بایکوت نمی‌کنیم؟

متاسفانه یکی از بستگان دور من مزدور است، یعنی آدم فروش است، نمی‌دانم واقعا چه کاره است ولی سنگ ولایت را به سینه می‌زند و مال بسیار گرد آورده است. برای اینکه برای خودش "وجهه مثبت" دست و پا کند در بین فامیل نزدیکش بسیار گشاده دست است، و مال احتمالاً به یغما برده را بی مهابا به این و آن می‌بخشد، گاهی هم از نفوذش به عنوان کار چاق کنی اطرافیانش استفاده می‌کند وخلاصه با این ترفندها در میان فامیل جایگاهی برای خود دست و پا کرده است و احترامی (هرچند ظاهری) خریده است. قسمت دردناک این است که قریب به اتفاق این دسته فامیل که من می‌شناسمشان و تحت تاثیر حیله‌های این مزدور قرار گرفته‌اند خودشان از مخالفان سرسخت رژیم هستند! ولی با توجیهات پوچ سعی در جدا کردن حساب این مزدور از بقیه این خود فروختگان می‌کنند و رابطه اشان را با او با دلایل واهی توجیه می‌کنند. من بعد از اتفاقات ۹ ماه قبل با همه فامیل که با این شخص رابطه دارند قطع رابطه کردم و خیلی شفاف به ایشان گفته‌ام که با کسانی که با مزدوران بر سر یک سفره می‌نشینند، دمخور نمی‌شوم. این کار من باعث شد که چند تایی از فامیل از این شخص فاصله بگیرند، دراین ایام عید هم که برای عید دیدنی به خانه یکی از بستگان رفته بودم این شخص بطور سرزده وارد شد، من و خانواده‌ام بلافاصله و بدون خداحافظی از آنجا خارج شدیم و بعد به میزبانمان زنگ زدم و گفتم اگر می‌دانستم با یک مزدور رفت و آمد داری پایم را در خانه‌ات نمی‌گذاشتم. آلان فکر می‌کردم اگر بقیه ما هم مثل من رفتار می‌کردند. آیا کسی خاضر می‌شد برای پول و ثروت مزدوری رژیم را بکند؟ اگر خود ما مزدوران را تحریم می‌کردیم آیا لازم می‌شد که آمریکا و دیگر کشورها، ما را تحریم کنند؟

 


 


کشف نوع جدیدی از برخوردهای هسته ای در خورشید

تازه‌ترین تصاویر ارسالی توسط تلسکوپ هابل از سطح خورشید حکایت از نوع جدید برخوردهای هسته‌ای در سطح این ستاره دارد‌، به گفته‌ی مایکل اسپیر و مدیر سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای، پس از انجام موفقیت آمیز آزمایش برخورد دو پرتوی پروتون که هفته‌ی گذشته در آزمایشگاه سرن سوییس انجام شد، از مدیران تلسکوپ هابل در خواست شد تا تصاویر واضح‌تری از سطح خورشید در اختیار دانشمندان این مرکز پژوهشی قرار دهند. اما با توجه به دمای فوق العاده بالای هاله‌ی خورشید ( چیزی در حدود ۵ میلیون درجه‌ی کلوین‌) این کار در ابتدای امر بسیار مشکل به نظر می‌رسید تا اینکه با تعویض آینه‌های قبلی تلسکوپ هابل با آینه‌های تولید شده توسط شرکت صا ایران امکان تصویر برداری با کیفیت بسیار بالا از سطح خورشید فراهم شد، وی می‌افزاید با بررسی‌های انجام شده مشخص شد انرژی آزاد شده در خورشید که تا پیش از این تصور می‌شد بر اثر همجوشی هسته‌ای بین هسته‌های سبک مانند هیدروژن و دوتریوم و تریتریوم تولید می‌شود در واقع بواسطه‌ی نوع جدیدی از برخوردهای هسته‌ای میان ذرات الکترون حاصل می‌شود. انرژی حاصل از برخورد ذرات الکترون ۱۷ برابر قوی ار از انرژی آزاد شده در فرایند همجوشی هسته‌ای است.

 


تازه ترین تصویر ارسالی توسط تلسکوپ هابل از سطح خورشید


گفته می‌شود این کشف تازه می‌تواند امکان ساخت فضاپیماهایی با سوخت الکترونی را فراهم کند که قادر هستند با سرعتی بیش از سرعت نور در فضا حرکت کنند.

آزمایشگاه سرن، بزرگ‌‌ترین آزمایشگاه فیزیک ذره‌ای جهان است که در سال ۱۹۵۴ در بخش شمال‌شرقی شهر ژنو در کشور سوییس بر مرز فرانسه احداث  شده است. در حال حاضر بیست کشوراروپایی عضو این سازمان بوده و ۲٬۶۰۰ کارمند به طور تمام وقت و همچنین در حدود ۷٬۹۳۱ دانشمند و مهندس (به نمایندگی ۵۸۰ دانشگاه و مؤسسهٔ تحقیقاتی از ۸۰ کشور جهان) در آن مشغول به کارند.

…………………

پ. ن : به هر حال دروغ سیزده که حتماً نباید سیاسی باشه، یه وقتایی هم می‌تونه علمی باشه‌، این تصویر هم نه به خورشید بلکه مربوط می‌شه به بقایای سالاد یونانی میل شده توسط بنده به همراه جوجه کباب‌!! متشکل از سرکه بالزامیک، روغن زیتون و فلفل سیاه !

 




 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته