عکس عروسی اش رو انداخته گذاشته رو فیس بوکش زیرش ۷۰ تا پیغام تبریک گذاشتن همه. هر چی فکر کردم چی بگم نفهمیدم. بگم مبارک باشه؟ مبارک یعنی چی؟ یعنی برکت بیاره؟ برکت یعنی چی؟ بچه؟ کردن؟ پستون؟ اصلا از این لغت مبارک بدم میاد. آخر لغت کلیشه ایه. بگم ایول حال کنین؟ جلو این همه آدم بگم ایول حال کنین با هم؟ نمی شه که. چی بگه آدم این جور مناسبت ها؟ یا مثلا یارو مرده. بگم خدا رحمتش کنه؟ خدا کیه؟ رحمت کیلو چنده؟ روح کدومه؟ بگم یادش گرامی؟ یعنی خدا کنه کسی نرینه بهش بعد از مرگش؟ یادش رو گرامی بدارن مردم؟ اینم آخه آرزوس؟ بگم حیف شد از دنیا رفت؟ به جای مرد بگم از دنیا رفت؟ کجا رفت؟ اون دنیا؟ کدوم دنیا؟ وقتی جایی نباشه بری نمی شه بگی رفت که. بگم رفت تو گور؟ جلو این همه آدم حیف شد رفت تو گور؟ جلو این همه آدم دست به تخم وایستادن دم در بگم آقای فلانی تسلیت می گم واقعا حیف شد باباتون رفت تو گور؟ یارو قاطی می کنه که؟ آدم نخواد کس شر بگه باید چی کار کنه؟ با ۱۵۴ امتیاز و ۶۱ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی نظرات صبح امروز سه شنبه شانزدهم شهریورماه یک نوجوان اهل سنت و ساکن جزیره قشم به ضرب گلوله از ناحیه سر در دم کشته شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، صادق دولابی زاده اهل روستای دولاب از توابع قشم که صبح امروز به قصد ماهی گیری به دریا رفته بود توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر و کنار ساحل در مقابل دیدگان اهالی از ناحیه سر هدف قرار گرفت و در دم جان باخت. با ۱۴۱ امتیاز و ۱۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات سیل پاکستان - کنار جاده با ۱۱۶ امتیاز و ۱۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات علي لاريجاني رئيس مجلس هفته پيش سكته كرد اما در حال حاضر حال وي مساعد است.همچنين حسينيان و خدادادي نيز دچار سكته قلبي شده بودند. به گزارش خبرنگار جام جم آنلاين، علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي به دليل فشارهاي عصبي و روحي ناشي از كار ، هفته پيش هنگام افطار دچار حمله قلبي شد و بلافاصله پزشكان بر سر بالين وي حاضر شده و تشخيص دادند كه لاريجاني سكته كرده است.تاكنون هيچ منبع رسمي از سوي لاريجاني از جمله دفتر وي اين خبر را تاييد نكرده است. پس از اين حمله قلبي لاريجاني هفته پيش در يكي از روزها در صحن مجلس حاضر نشد و در حال حاضر نيز حضور لاريجاني براي اداره مجلس كم رنگ شده است. لاريجاني يكشنبه و امروز سه شنبه براي اداره مجلس حضور نداشت اما رياست مجلس را محمدحسن ابوترابي فرد نايب رئيس اول مجلس به عهده داشت. با ۱۰۷ امتیاز و ۲۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات اگر حسین مفنگی(شریعتمدار) واقعاً فکر میکند اینها ساخته و پرداخته خود کروبی بوده باز هم جای سوال باقی میماند که چرا بسیج مکتبی(!!) و ولایی(!!!) جلوی این تحریکات ضدّ انقلابی کروبی را نگرفت. به فرض که بر خلاف ادعایشان که میگویند مرغ را در آسمان بورکینافاسو عقاب وار شکر میکنیم(!!) از قبل خبر نداشتند، بعد از شب اول و دوم که دیگر خبر شدند! و اما حقیقت: ارکان مملکت تبدیل شده اند به آفتابه به دستان مقام ولایت مطلق و خیلی ساده وظیفهشان این است که هر جا جناب عظما گند زد آنها فورا با شلنگ آب و جارو بدست برای آبکشی گند ایشان وارد عمل شوند. تمام مقامات لشکری و کشوری شرح وظائفشان همین یک بند است : " آب کشی محل ریزش مدفوع خامنهای"!! یک گند بین المللی میزند، وزیر خارجه با شلنگ و جارو باید بیاید، یک گند نفتی میزند، وزیر نفت, گندهای فرهنگی اش به حوزه وزارت ارشاد مربوط است و قس علی هذا. بنده خدا خاتمی این قضیه را خوب فهمیده بود و وقتی گفت "تدارکاتچی" اشاره اش به همین مساله بود. برایش کسرشان داشت که نظافت چی شاش و پشکل تریاکیها باشد. واقعا ننگ بر این خامنهای. جنتی، احمدینژاد، سپاه، بسیج،.... مشکل ما نیستند. شخص بی کفایت فتحعلی شاه قجر (خامنهای) سر رشته تمام نجاست گرفتگیهای ایران امروز است. با ۱۰۵ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات " خبرگزاری ها" از کشته شن یک نوجوان قشمی بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی خبر داده اند. بنابر خبرهای دریافتی از جزیره قشم روز سه شنبه (16 شهریور) یک ماشین گشت نیروی انتظامی به طرف نوجوانی که کنار قایق موتوری خود ایستاده بود تیر اندازی کردند بر اثر آن نوجوان در دم کشته شد صادق دولابی زاده که 15 سال شن دارد در کلاس اول دبیرستان درس می خواند تنها نان آور خانواده است پدرش مدتها که از بیماری رنج می برد اوکه برای امرار و معاش خود و خانواده اش به در یا رفته بود پس از بازگشت مورد هجوم ماموران نیروی انتظامی قرار می گیرد. جزیره قشم در جنوبی ترین نقطه ایران قرار دارد اکثریت مردم این منطقه صیاد هستند. قشم بیش از هشتاد روستا دارد که جمعیت ان نزدیک به دویست هزار نفر وصد درصدانها اهل سنت هستند.مردم این روستا ها بسیار فقیر اند وبرای امرار معاش خود به سختی زندگی میکنند با ۱۰۳ امتیاز و ۱۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات سرمقاله: خروش ملت خدايي سرزمين اسلام ، ديروز يکبار ديگر امواج سهمگين فتنه اخير را در هم پيچيد. ديروز صحرای کربلا ، شاهد حماسه حضور هزاران سرباز عاشق خليفه مسلمين بود که در چشم بهم زدني طومار فتنه گران را در هم پيچيدند..سربازان عاشق خلافت چنان درسی به فتنه گران دادند که تا سالهای سال ديگر کسی به فکر ضديت با اصل خلافت نيافتد. شعار غالب ديروز در صحرای کربلا "مرگ بر ضد خلافت يزيد" بود که از حنجره سربازان رشيد اسلام ، آسمان سرزمين اسلام را شکافت و به عرش اعلی رسيد و فرشتگان نيز با اين شعار آسمانی همراهی کردند. سرباز رشيد اسلام "شمرابن ذی الجوشن" که از مدارای بيش از حد خليفه مسلمين با سران فتنه که از سر بزگواری مقام عظمای خلافت ناشی می شد صبر انقلابی اش به سر آمده بود ، تير خلاص را بر پيکر اين فتنه اخير وارد آورد. بازماندگان فتنه اخير نيز از سر استيصال و در ماندگی به تبليغات انحرافی از وقايع اين روز روی آورده و با بزرگنمايي ، وقايع غير واقعی از حوادث ديروز به خبرگزاری ها و روزنامه های ديگر مخابره کردند و اين لزوم برخورد بيشتر و جدی تر با بازماندگان فتنه را نمايان می کند. سران فتنه که پايگاه واقعی مردمی خود را ديروز مشاهده کرده بودند (حدود 72 نفر که با محاسبات انجام شده توسط تيم کارشناسی روزنامه اين عدد غير واقعی است و تعداد واقعی آنها حدود 5 تا 6 نفر بوده است) نشان دادند که لجاجت و خيره سری مي تواند تا بدانجا پيش رود که در مقابل خيل عظيم و حضور ميليونی عاشقان خلافت نيز حاضر به عقب نشينی و توبه نشدند.علی رغم دعوت به بازگشت به آغوش ملت که با بزگواری از طرف مقام عظمای خلافت مطرح شد ، سران فتنه... با ۱۰۱ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی نظرات نحول سبز: عبدالله نوری به اتفاق خانواده خود با حضور در منزل مهدی کروبی با وی و خانواده وی دیدار و گفتگو کرد. به گزارش تحول سبز، در این دیدار عبدالله نوری پس از مشاهده صحنه های تکان دهنده و خسارت های وارده به منزل مهدی کروبی و پس شنیدن شرح حوادث و وقایع تلخ روزهای گذشته از زبان مهدی کروبی و نیز همسر وی فاطمه کروبی پیرامون هتاکی ها، اهانت ها و نهاجم های صورت گرفته، ضمن ابراز تاسف شدید از این اتفاق ناگوار و محکوم کردن این گونه حرکات خودسرانه اظهار داشت: چنین حوادث تلخ و تکان دهنده ایی را در قبل از انقلاب هم به یاد ندارم که به تعبیر متولیان امور عده ای خودسر مجال بیابند طی چند شبانه روز در محله ای از پایتخت که نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی حضور دارند دست به یک چنین رفتاری بزنند و حکومت هم در خوشبینانه ترین تحلیل از مقابله با آنها به هر دلیل معذور باشد. وی اضافه کرد: چگونه است در شب های قدر برای کنترل جلسات محدود و حتی خانگی توسط منتقدین نیروی امنیتی و انتظامی گسیل میشود ولی برای کنترل و برخورد با نیروهای لباس شخصی و به اصطلاح خودسر اقدامی مشاهده نمی شود؟ آیا منتقدین هم به اندازه نیروهای به اصطلاح خودسر می توانند در یک تجمع مسالمت آمیز اعتراض خود را نسبت به عملکرد همین نیروها بیان کنند یا چون خودسر نیستند باید سرکوب شوند؟ آیا تا کنون دستگاه قضایی با این نیروهای به اصطلاح خودسر که سالهاست حادثه آفرینی میکنند برخورد کرده است؟ عبدالله نوری افزود: خوب است از صد ها زندان رفته دوران انقلاب و خانواده های آنان که رو در روی حکومت ایستاده بودند و در این مسیر سختی ها، زندان ها، شکنجه ها و تبعید ها را تحمل می کردند پرسیده شود که آیا با شما و خانواده شما در بیرون زندان و در محیط خانوادگی چنین رفتارهای غیر انسانی و غیر شرعی می شد؟ البته خاطرات اکثر این مبارزان مکتوب است و چنین حوادثی در آنها بیان نشده است. حتی از خانواده هایی که فرزندانشان به جرم اقدام مسلحانه بر ضد رژیم اعدام شدند سئوال شود که آیا با آنها اینگونه رفتارهایی صورت پذیرفته است؟ آیا به یاد دارند که به دیوار منزل شان توسط هر کس و یا هر گروهی نوشته شده باشد طویله فلانی؟ این بود مدینه فاضله ای که نویدش داده میشد و این همان حکومت عدل علوی است که با این رفتارها به جهانیان معرفی می شود؟ این است نمونه ای از حکومت دینی... با ۱۰۰ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات سکانس اول : بعد از مدت ها این در آن در زدن بالاخره ویزای یکی از کشور های خارجی را گرفتم.البته ویزای تحصیلی.دل تو دلم نبود.می توانستم بعد از مدتها به کشور دیگری بروم و در آن کشور آزادانه زندگی کردن را بچشم.نمی دانستم وقتی در کشوری زن هایشان حجاب نداشته باشند، مشروب خوردن آزاد باشد، دیسکو وجود داشته باشد و … چگونه خواهد بود.افکار جدید و عجیب و غریبی در ذهنم می چرخید. هواپیما در فرودگاه نشست و هنگامی که می خواستم از گیت خارج شوم با لحظه ی ناخوشایندی روبه رو شدم.پرینت چشمی…اثر انگشت و سوال های کش دار آقای گیتچی.خیلی لحظه ی بدی بود.افراد خارجی را می دیدم که به راحتی از گیت ها دیگر خارج می شدند و نگاهی تحقير اميز به من می کردند همراه با القای نوعی برتر بودن.آنجا بود که حجاب نداشته ی افراد داخل فرودگاه را فراموش کردم و به فکر ایرانی بودن خودم افتادم. چند هفته ای از اقامتم گذشته بود و آن کنجکاوی های قبل از ورود دیگر برایم عادی شده بود.حالا دغدغه های جدیدی برایم به وجود آمده بود.هنوز دوستی پیدا نکرده بودم.یعنی نمی دانستم اینجا چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنم. روزی در محوطه دانشگاه، یکی از دختر ها توجه من را به خود جلب کرد که تنها در گوشه ای ایستاده بود و مشغول تماشای دیگران بود.حس کردم که او نیز شاید تازه وارد باشد.جلو رفتم و سلام کردم.او هم سلام کرد و صحبت را با او شروع کردم.از خودم برایش گفتم و اینکه تازه واردم.ولی از ملیتم چیزی به او نگفتم.او هم انگار بدش نیامد که به این صحبتها ادامه دهد و او هم از خودش گفت.او هم یک تازه وارد بود.اسمش هم سارا بود.با لهجه ها آشنایی نداشتم و نمی توانستم حدس بزنم که اهل کجاست.خدا خدا می کردم که او نیز از من نپرسد که کجایی هستم.نمیدانم چرا این مسئله که به کسی بگویم ایرانی هستم مرا رنج می داد!به همین دلیل من هم از او نپرسیدم که اهل کجاست. آن روز چیزی به یکدیگر در باره ملیتمان نگفتیم و جدا شدیم.چند روز بعد دوباره این خانم را دیدم.البته خانم دیگری هم کنارش ایستاده بود.جلو رفتم و سلام کردم و با سلام گرم او و دوستش مواجه شدم.خودم را معرفی کردم و دوستش هم خودش را معرفی کرد و متاسفانه گفت که اهل برزیل است.در ادامه گفت شما اهل کجا هستید؟عرق از پیشانی ام سرازیر شد.با مکث و طومانینه گفتم.... با ۹۸ امتیاز و ۶۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات با حجاب و بی حجاب دست در دست هم، بدون بغض بدون کینه بدون بدبینی نسبت به همدیگه.چه کسی مردم متعصب و زنان باحجاب ما را با زنان بی حجاب ما دشمن کرد؟چه کسی به امید پدرانمان برای داشتن ایرانی آباد و سرافراز خیانت کرد؟ چه کسی برای بدست آوردن قدرت و ثروت به مردم دروغ گفت و سپس به ریشمان خندید و گفت تقیه کردم؟و چه کسی بهترین فرزندان این کشور را از همان روز اول کشت و هنوز هم این ماشین قتاله او از حرکت نایستاده است؟ جواب فقط ولایت فقیه و شخص خمینی و خامنه ای است با ۹۷ امتیاز و ۲۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات وکیل سکینه محمدی آشتیانی به آسوشیتدپرس گفت هر آن احتمال دارد وی پس از پایان رمضان اعدام شود. وی همچنین تایید کرد که هفته گذشته سکینه آشتیانی 99 ضربه شلاق خورده است که به علت چاپ عکس بی حجاب زنی در یک روزنامه انگلیسی بوده که به اشتباه به عنوان عکس سکینه درج شده بود. جاوید هوتن کیان وکیل سکینه آشتیانی می افزاید: احتمال اجرای حکم سنگسار نیز هر لحظه وجود دارد چون حکم لغو نشده و فقط به تعویق افتاده است. با ۷۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات چند روز پیش که در سایت انقلاب اسلامی برای اولین بار خبر سکته احمد جنتی آمد، فضای مجازی پر شد از شادباش ها و طنزهایی در مورد دبیر منحنی شورای نگهبان. جدا از اصل پایستگی جنتی و راز ابدیت او که به طنز نقل همه مجالس است برخی چون من چنان از این موجود اولیه متنفرند که گه گاه، زیر لب آرزوی مرگ می کنند اما سوال اینجاست با مرگ یک شخص مشکلات حل می شود؟ فراتر از یک شخص آیا با مردن همه استعمال گران شیشه نوشابه در زندان های ایران، آبا دیگر شیشه نوشابه برای شکنجه استعمال نخواهد شد؟ بعضی از ما راه حل این مشکلات را در مردن می جویند. عده ای می گویند مثلن اگر جنتی بمیرد خیلی از مشکلات حل می شود. عده ای دیگر به دنبال جز جگر گرفتن شخص اول مملکت هستند، در واقع راه نیکبختی خود و هموطنانشان را مردن شخص اول سیستم حاکم می دانند. کم توقعان دنبال ساقط شدن رییس دولت از عرصه زندگی هستند و راه حل را در مردن وی می بینند اما در این میان برخی از خودگذشتگی می کنند و خدا را به پهلوی شکسته فاطمه زهرا قسم می دهند تا بمیرند و از شر همه چیز راحت شوند! شما گمان می کنید با مردن کدام یک از این دسته مشکلات حل می شود؟ البته فرضیه دیگری نیز هست که همه اهل و عیال درگیر در این مشکلات بمیرند تا دیگر نه فرد مشکل ساز باشد، نه مشکل و نه فرد مشکل دار. آن روزها که دهانم بوی شیر می داد در کوچه مان در همان سبلان جنوبی، دریبل تو گل بازی می کردیم. همبازی داشتم به نام مجید. این مجید عجیب موجود سیریشی بود و دریبلش از همه ما بهتر. من از اینکه هر روز از مجید می باختم ازش بدم میامد در حد تیم ملی. از شدت تنفر صداش می کردم سنجد و خدایی شکل سنجد بود. کم کم روزهایی که این دهن سرویس می آمد بازی، من در خانه می ماندم و برای دریبل تو گل به کوچه نمی رفتم. مدام غُرغُر می کردم و زیر لب سنجد رو نفرین می کردم که الهی بمیره، الهی اون اندک آبرویش بریزه، الهی جسم ناقصش، ناقص تر بشه و از این غرغرها. یک روز مامانم که حوصله اش از غرغر های من سر رفته بود گفت: پسر بی عرضه، عرضه داری برو از همین سنجد ناقص، بازی رو ببر نه اینکه هر روز اینجا غُرغُر کنی! حالا که مامانم اینجا نیست فکر می کنم هر بار در دلم آرزوی جزجگر گرفتن خامنه ای و دار و دسته اش را می کنم، او می آید و می گوید پسر بی عرضه، عرضه داری برو و از قدرت بکشش پایین، نه اینکه هر روز اینجا بشینی بگی "چشاشو ببین چه نازه/ گوشاشو ببین درازه". روت میشه پسرت به دنیا بیاد و بهت بگه بابای بی عرضه این قدر نتونستی شکستش بدی تا خودش مرد. با ۷۷ امتیاز و ۳۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات تيم ملي فوتبال ايران پس از ۳۹ سال موفق شد کره جنوبي را در سئول شکست دهد.ديدار دوستانه تيمهاي ملي فوتبال ايران و کره جنوبي از ساعت ۱۵:۳۰ به وقت ايران در ورزشگاه جام جهاني سئول آغاز شد که اين مسابقه با نتيجه يک بر صفر به سود ايران به پايان رسيد.گل پيروزي بخش ايران را در دقيقه ۳۶ مسعود شجاعي به ثمر رساند.تيم ملي ايران پيش از اين مسابقه ۳ بار در اين ورزشگاه به مصاف کره جنوبي رفته بود که يک باخت ۲ بر صفر و دو تساوي يک بر يک به دست آورده بود. تنها برد ايران مقابل کره جنوبي در سئول به ۳۹ سال قبل برميگردد که تيم ملي به رهبري پرويز دهداري در يک بازي دوستانه در ۲۱ شهريور ماه ۱۳۵۰ با نتيجه ۲ بر صفر کره جنوبي را در سئول مغلوب کرده بود. پس از اينکه کرهايها نتوانستند از موقعيتهاي به دست آمده در ۳۰ دقيقه ابتدايي مسابقه استفاده کنند؛ اين تيم ملي ايران بود که با استفاده پژمان نوري از اشتباه مدافع کره و فرصت طلبي شجاعي به گل رسيد. با شروع نيمه دوم تيم ميزبان فشار زيادي روي دروازه ايران وارد کرد که با هوشياري مدافعان و دروازهبان تيم ملي ضربات آنها به بار ننشست و دست خالي زمين مسابقه را ترک کردند. با ۷۵ امتیاز و ۶۷ نظر فرستاده شده در بخش ورزش نظرات مشخصترین معنای سکولاریزاسیون این است: سیستم مستقر بر پایهی اعتبار مطلق نمادهای دینی است. تمامیت سمبلهای سیاسی، رنگ دینی یافتهاند و هیچ گونه مشارکتی در عرصهی سیاسی نمیتوان داشت، مگر این که پیشتر از امکانهای همرسانشی خود صرف نظر کرد و به تکلم به آن زبانِ تمامیتخواه تن داد. این تن دادن، نفیِ آزادی خود است. خواستِ سکولار شدن، خواستِ پایان دادن به این انحصار است. به نظر من پرسشِ مرکزیِ سیاست در ایران این است: تداومِ انحصار یا پایان دادن به انحصار. و پایان دادن به انحصار معنای مشخص آغازینی است که در ایران امروز واژهی سکولاریزاسیون به خود میگیرد. ممکن است کسی هزار صفحه سیاه کند برای آنکه برنهد نبایستی از این اصطلاح استفاده کنیم. پاسخش میدهیم که در نهایت خود اصطلاح مهم نیست؛ مهم این است: تداوم انحصار یا پایان آن؟ نظمی با امتیازی خاص برای یک دستگاهِ سمبلیک یا پایان دهی به هرگونه امتیاز؟ مسئله این است و هر گونه فقدان صراحت در پاسخگویی به این مسئله در بهترین حالت خودفریبی است. این پرسش، به انتخاب میان دین و بیدینی فرانمیخواند. موضوع بر سر انحصار قدرت است و در میان مؤمنان نیز بسیار کسان هستند که با انحصارِ قدرت و اصولاً با دخالت دین در دولت مخالفاند. ما با دینی شدنِ دولت و روندِ همزاد آن که دولتی شدنِ دین است، با نوعی دنبوی شدنِ دین مواجه شدهایم که میتوانیم آن را با استفاده از اصطلاحی هگلی "دنیوی شدن بد" بنامیم. مشخصهی این دنیوی شدنِ بد، تبدیل دین به نوعی سرمایهی سمبلیک است. دین پیشتر نیز چنین نقشی داشته، اما اینک تبدیل به سکهای شده که نقشی اساسی در تبدیل و تبادل ارزها در پهنههای سیاست و اقتصاد و اجتماع ایفا میکند. بسیاری از دینداران با تبدیل دین-داری به نوعی سرمایه-داری مخالفاند و تا جایی پیش میروند که خواهان عقبنشینی دین از عرصهی قدرت سیاسی میشوند. با این مؤمنان میتوان بر سر درکی حداقل از سکولاریزاسیون، به عنوان روندی سیاسی، به توافق رسید. پیشتر گفتم که بحث بر سر امتیاز یک سیستم سمبلیک است. نظامی از سمبلها قدرت مطلق را به دست گرفته است. از خشونت نمادین گرفته تا خشونت علنی و صریح همه بر اساس منطق این نظام و الزاماتِ قدرتِ انحصاری آن سازمان داده میشوند. معنای خشونتِ آشکار، آشکار است. خشونت نمادین، اما ممکن است یک کلمهی ظاهراً بیآزار باشد، مثلاً "ارشاد". کسی دیگری را ارشاد میکند، یکی در مقامی قرار میگیرد که تصور میکند رواست کل مردم را ارشاد کند. کافی است که معترض ارشادگری شوید، تا خشونت پنهانشده در پس مفهوم ارشاد را دریابید. میتوانیم بپرسیم که مهمترین، بنیادیترین و آشکارترینِ نمادِ نظامِ نمادینِ خشونتبارِ دینی چیست؟ به نظر من حجاب، سمبلِ سمبلهاست. هیچ چیزی چون حجاب نمادِ آن سامانهای از نمادها نیست که دین خوانده میشود. حجابِ تحمیلی، مظهرِ بارزِ دینِ تحمیلی است. موضوع به حجاب محدود نمیشود. انتظامِ نظامِ سمبلیکِ مستقر بر پایهی ولایت است، بر پایهی سرپرستی است و سرپرستی اساسا مردانه است. حرف اول در تصورِ دینی از سرپرستی، سلطهی مرد بر زن است. بنابر این اگر سکولاریزاسیون روندی باشد که بخواهد متعارض درکِ دینی از اِعمالِ سرپرستی بر جامعه شود، آنگاه به اندازهی کافی ژرفامند شده است، که خود را مترادف با حق زنان در تعیین سرنوشت خویش بداند. بر این پایه است که من معتقدم معنای اصلیِ سکولاریزاسیون در نزد ما آزادی زن است. هر گونه بحث در مورد سکولاریزاسیون بدون طرح مسئلهی زن، پوچ و عبث است. با ۷۴ امتیاز و ۱۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات صحنه دلخراش شهادت شبنم سهرابی بدست سگان موزدور ولایت قبیه در عاشورای 88 در خیابان..وقتی ناجوانمردانه مادر یک دختر بچه کوچک را بی گناه از او گرفتند با ۷۴ امتیاز و ۱۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات احمدی نژاد پیش از این هم چهار نماینده ویژه در حوزه سیاست سیاست خارجی منصوب کرده بود که یکی از آنها اسفندیار رحیم مشایی بود؛ اقدامی که واکنش منتقدان و تذکر رهبری را در پی داشت. رهبری در دیدار با اعضای دولت به صراحت از موازی کاری در سیاست خارجی انتقاد کرد؛ اصطلاحی که نمیتوانست مصداقی جز انتصابات اخیر احمدی نژاد داشته باشد. با این حال احمدی نژاد همچنان بر دور زدن دستگاه رسمی سیاست خارجی و انتصاب نماینده ویژه در این حوزه اصرار دارد. با ۷۴ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات ذوق زدگی وقتی برای آدم پیش می آید که اتفاق یا رخدادی بیش از حد انتظار و غیر قابل تصور برای انسان رخ دهد .بروز خوشحالی و ذوق زدگی در حالتهای مختلف متفاوت است . مثلا یک فوتبالیست که نقش دفاع آخررا برای تیمش بازی می کند و گل زن نیست در مواقعی که بر حسب اتقاق گلی می زند چنان ذوق زده و خوشحال می شود که بعضی مواقع حرکاتی غیر موزون از خود به نمایش می گذارد و نظر همه را به خود جلب می کند و این مثال مصداق احمدی نژاد است. چون این آقا رئیـــــــس جمهور منتخب ایران نیست و ریاستش انتصابی است در رخ داد های گوناگون که بیش از حد وانتظار و غیر قابل تصور برای او می باشد حرکاتی غیر موزون و کلماتی عجیب و غریب به زبان می آورد. مثلا درسازمان ملل هاله نور، بر سر خود می بیند و یا در صحبتهایش کلماتی که در شان یک رئیـــــــس جمهور نیست به زبان می آورد. اگر دقت کرده باشید ذوق زدگی و خوشحالیش را در دیدار با سید حسن خمینی یا افتخاری و جدیدا در دیدار با سوریان با باز کردن نیشش تا بنا گوش از خود بروز می دهد و این ذوق زدگی و خ.ر کیف شدنش به این دلیل است که نوعی غرور بزرگ بینی برای چیزی که در حد و اندازه اش نیست در او بوجود می آید و می خواهد به دیگران بگوید ببیند من رئیس جمهور منتخب مردم و برآمده از رای آنها هستم و به همین دلیل دیدار افراد معرف و سر شناس را نوعی مهره تایید برای ریاستش می داند. اینها را برای خمینی ها و افتخاری ها و سوریان ها گفتم که بدانند با دیدار خود مهر تاییدی به رئیـــــــس جمهور دورغین ایران می زنند و خود را در خیانت و جنایتهایی که این حکومت بر ملت ایران روا داشتند سهیم می کنند و بدانند که ملت ایران هیچ وقت چنین لحظاتی را فراموش نخواهند کرد. با ۷۱ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات پلیس باید صراحتاً به مردم توضیح دهد چگونه در برابر این قبیل ناامنی ها و ایجاد رعب و وحشت در قلب پایتخت بی عمل بوده و عده ای از افراد خودسر به صورت دسته جمعی با ایجاد رعب و وحشت قریب به 5 روز در مکانی تجمع کرده و آزادانه انواع و اقسام بداخلاقی ها را مرتکب شده اند و همزمان در همان محل به برگزاری مراسم شب های قدر مبادرت کرده اند؟ محاکمه قانونی این افراد خودسر شاید بتواند به تمامی این ابهامات پاسخ دهد. با ۷۱ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات خبرنگار سنی نیوز در جنوب ایران از شهادت یک نوجوان قشمی بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی خبر داده است. بنابر خبرهای دریافتی از جزیره قشم روز سه شنبه (16 شهریور) یک ماشین گشت نیروی انتظامی به طرف نوجوانی که کنار قایق موتوری خود ایستاده بود تیر اندازی کردند بر اثر آن نوجوان در دم به شهادت رسید. صادق دولابی زاده رحمه الله که 15 سال سن دارد در کلاس اول دبیرستان درس می خواند و تنها نان آور خانواده اش بود و پدرش مدتهاست که از بیماری رنج می برد. با ۷۰ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات صبح امروز سه شنبه شانزدهم شهریورماه یک نوجوان اهل سنت و ساکن جزیره قشم به ضرب گلوله از ناحیه سر در دم کشته شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، صادق دولابی زاده اهل روستای دولاب از توابع قشم که صبح امروز به قصد ماهی گیری به دریا رفته بود توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر و کنار ساحل در مقابل دیدگان اهالی از ناحیه سر هدف قرار گرفت و در دم جان باخت. این نوجوان که در مقطع اول دبیرستان درس می خواند برای گذران زندگی خانواده اش مجبور به کار بوده و روزانه به منظور ماهی گیری به سمت دربا عظیمت می کرد که امروز توسط گشت دریایی نیروی انتظامی دستگیر و به ساحل هدایت می شود. پس از مشاهده ی این صحنه تنی چند از اهالی منطقه برای آگاهی بیشتر از ماجرا و نجات جان این نوجوان نزدیک ایشان می شوند که اما با تیر اندازی سه تن از ماموران نیروی انتظامی رویرو می شوند. این ماموران پس از ضرب و شتم صادق دولابی زاده با شلیک گلوله به سر، وی را از پای درمی آوردند. دو تن از ماموران با مشاهده ی این صحنه و خشم مردم حاضر در صحنه از آن منطقه گریخته و یکی از آن ها به دست مردم گرفتار می شود و پس از ضرب و شتم توسط مردم همراه با جسد نوجوان به اداره اطلاعات قشم تحویل داده می شود. پدر خانواده ی دولابی زاده سال هاست که از بیماری رنج می برد و تنها نان آور خانه همین نوجوان بوده است. لازم به ذکر است سالانه تعداد زیادی از جوانان این منطقه به دلیل برخورد بد نیروی انتظامی کشته می شوند. جزیره قشم در جنوب ایران قرار دارد و شغل اکثر مردم این منظقه صیادی است. بیش از ده سال است که مردم این منطقه با خشک سالی مواجه اند و در وضعیت نامساعدی از لحاظ معیشت به سر می برند. فقر و تنگ دستی در بیش از هشتاد روستای این جزیره مردم را در بدترین شرایط زندگی قرار داده است. با ۷۰ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات جرس: شهریور که پایان رسد کشور برنامه توسعه ندارد.هم مدت برنامه چهارم به سر آمده است وتمدید آن نیز به اتمام رسیده است هم اینکه دولت هنوز برنامه پنجم را نهایی نکرده است ودر میانه راه بررسی از مجلس آنرا پس گرفت.برنامه چهارم اولین اجرای برنامه این دولت بود وتدوین برنامه پنجم اولین تجربه تدوین برنامه این دولت بود.در برنامه چهارم طبق گزارش نهادهای نظارتی انحراف از برنامه بالای 50درصد است به طوریکه رئوس کلی آن اصلا اجرا نشده است ،در تدوین برنامه پنجم نیز طبق گفته نمایندگان مجلس این برنامه اصلا کمیت بردار نیست ونمی توان بر آن نظارت کرد وفاقد ویژگی های یک برنامه توسعه ای است با ۶۸ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات در ايران قرار است در هر يك از تيم هاى فوتبال حاضر در ليگ برتر ايران ، يك پايگاه بسيج ايجاد شود. سيد محمد حسين نعمتى، سرپرست كانون بسيج فوتبال تهران، به خبرگزارى جمهوری اسلامی، ايرنا، گفته است که ايجاد پايگاه بسيج، خواسته خود باشگاه ها بوده است. وى گفته است يك تيم ليگ برترى براى شهر مشهد نيز خريدارى خواهد شد تا مشهد نيز در ليگ برتر نماينده اى داشته باشد. اين روزها به هر گوشه فوتبال ايران كه نگاه كنيد نامى از سرداران سپاه مى بينيد. سردارانى كه يا مدير عامل باشگاه ها هستند و يا رياست هيئت هاى فوتبال استان ها را برعهده دارند و يا در حال خريد و فروش تيم ها هستند. سردار اكبر غمخوار؛ اولين مدير عامل نظامى پرسپوليس يكى از سردارانى كه راه ورود سرداران ديگر به فوتبال ايران را باز كرد، سردار اكبر غمخوار بود كه در اوايل دهه ۸۰ به مدير عاملى پرطرفدار ترين تيم فوتبال ايران يعنى پرسپوليس انتخاب شد . سردارى كه از بنياد تعاون سپاه و بنياد مستضعفان به فوتبال آمد و حالا رييس كانون هاى مسافرتى و جهانگردى ايران است. سردار مصطفى آجورلو؛ مدير عامل سابق پاس و استيل آذين يكى ديگر از سرداران شناخته شده فوتبال ايران سردار مصطفى آجورلو است. سردارى كه مدتى در باشگاه پاس بود و بعدها به سازمان ورزش شهردارى تهران و سپس باشگاه استيل آذين رفت و تا هفته قبل كه به دليل اختلاف با حسين هدايتى مالك باشگاه بر سر على كريمي، فوتباليست مشهور ايرانى از اين باشگاه رفت، مديريت باشگاه استيل آذين را برعهده داشت. او همچنان رييس اتحاديه فوتبال ايران است كه تشكلى غير رسمى از صاحبان باشگاه ها به شمار مى رود. سردار كريم ملاحى؛ مدير عامل پاس همدان در همدان همه كاره تيم پاس سردار ملاحى است. سردار كريم ملاحى از فرماندهان ارشد سپاه بود كه سال ها مديريت باشگاه پاس تهران و ابومسلم مشهد را برعهده داشت. سردار ملاحى هم اكنون نيز مدير عامل تيم پاس همدان از تيم هاى حاضر در ليگ برتر فوتبال ايران است . سردار شهريارى؛ مدير عامل صباى قم در قم نيز سردار احمد شهريارى تصميم گير اصلى تيم صبا است. سردار شهريارى مدير عاملى صباى قم يكى ديگر از تيم هاى حاضر در ليگ ايران بر عهده دارد. تيم صبا وابسته به صنايع باطرى سازى نيروهاى مسلح است و مدير عامل آن از ميان سرداران ارشد انتخاب مى شود. خراسان؛ دارنده بيشترين سرداران فوتبال ايران اما شايد هيچ شهرى چون مشهد و هيچ استانى مانند خراسان رضوى، شاهد حضور سرداران سپاه در فوتبال نباشد. هر دو تيم معروف مشهدى يعنى «ابومسلم» و «پيام مقاومت» در سال هاى اخير همواره توسط سرداران سپاه اداره شده اند. سردار على صلاحى، استاندار كنونى خراسان از ديگر سرداران فوتبال خراسان و ايران است كه مدتى مدير عامل باشگاه پاس و سپس باشگاه پيام مشهد بوده است. سردار هاشم غياثى راد، جانشين كنونى فرمانده سپاه امام رضا استان خراسان نيز كه پيش از اين مدير عامل باشگاه پاس تهران و ابومسلم مشهد بوده، هم اكنون از ذى نفوذترين مسولان ورزشى مشهد است. سردار شاكرى، نايب رييس هيات مديره باشگاه پيام مشهد نيز از ديگر سرداران فوتبال خراسان است. سردارشفق و سردار جعفرى؛ ذى نفوذهاى فوتبال تبريز در تبريز تا همين چند ماه قبل مديريت پر طرفدار ترين تيم شهر يعنى تراكتور سازى بر عهده سردار ناصر شفق بود. خرداد ۱۳۸۹ كه سردار ناصر شفق از مديريت تيم تراكتور سازى تبريز كنار گذاشته شد، از يكى ديگر از سرداران فوتبال تبريز يعنى محمد حسين جعفرى به عنوان مدير عامل جديد باشگاه تراكتور سازى تبريز نام برده شد. سردار جعفرى از فرماندهان ارشد سپاه استانى عاشورا در شمال غربى ايران است. سرهنگ جعفرى؛ مدير عامل فجر سپاسى شيراز در شيراز، سپاه پاسداران رسما تيم فوتبال فجر مقاومت سپاسى شیراز را در اختیار دارد و رييس اين باشگاه كسى نيست جز سرهنگ جعفر جعفرى از فرماندهان ارشد سپاه استان فارس. اين تيم سال ها است كه در ليگ برتر ايران بازى مى كند و در شيراز محبوبترين تيم است. سردار عزيز محمدى؛ رييس سازمان ليگ ايران اما عالى مقام ترين سردار حاضر در فوتبال ايران را بايد، سردار عزيز محمدى دانست. فردى كه هم اكنون رييس سازمان ليگ ايران است و مسابقات ليگ برتر ايران تحت نظر و مديريت وى برگزار مى شود. ميلياردها تومان درآمد فوتبال ايران از جمله تجارت پر سود پخش تلويزيونى مسابقات و آگهى هاى آن تحت نظر سردار عزیز محمدی مديريت مى شود. البته بسيج و سپاه و سرداران آنها هم اكنون در سطوحى بالاتر از فوتبال در ورزش ايران نيز حضور دارند . بسيج حالا سازمانى تحت عنوان سازمان بسيج كشور دارد كه رياست آن را سردار محمد آقا مير برعهده دارد. سردار آقا مير پيش از اين جانشين فرمانده بسيج تهران، پايتخت ايران، بوده است. او علاوه بر اينكه رييس سازمان بسيج ورزش است هم چنين رييس سازمان ورزش شهردارى تهران نيز به شمار مى رود. سازمان بسيج مستضعفين كه يك نيروى شبه نظامى است طى ماه هاى گذشته با فرماندهى سرتيپ محمد رضا نقدى تلاش كرده تا دامنه شعبات خود را در دانشگاه ها، مدارس، كارمندان و اقشار و اصناف مختلف توسعه و گسترش دهد و حالا به نظر مى رسد دامنه نفوذ آنها در ورزش ايران بويژه در فوتبال نيز روز به روز در حال گسترش است. در شهرى چون تهران كه فوتبال مى تواند جمعيتى بيش از يك صد هزار نفر رادر يك ورزشگاه دور هم جمع كند، سرداران سپاه از شهردارى تهران تا مديريت بحران شهر، مديريت ليگ، رياست اتحاديه فوتبال و باشگاه دارى حضورى پر رنگ دارند. با ۶۸ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش ورزش نظرات ندای سبز آزادی: آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارشی از اینکه فعالیت غنی سازی جاری در ایران به ساخت کلاهک هسته ای منجر شود اظهار نگرانی کرد. به گزارش العربیه یوکیا آمانو دبیرکل آژانس بین المللی عصر دوشنبه 6-9-2010 درگزارش محرمانه خود که در اختیار شورای حکام قرار گرفت ، هشدار داده است که میزان تولید اورانیوم غنی شده در ایران به رغم تحریم ها 15% افزایش داشته است. آمانو تاکید کرده است که اورانیوم غنی شده در ایران ممکن است در نهایت به صورت کلاهک هسته ای برای قرار گرفتن در موشک مورد استفاده قرار گیرد. آژانس همچنین از " تکرار اعتراض " های ایران نسبت به فعالیت بازرسان بین المللی اظهار نگرانی کرده و تاکید کرده است دو نفر از بازرسان آژانس بین المللی اخیرا اجازه ورود به ایران را نیافتند. گزارش جدید از تاثیرسخت گیری های ایران بر بازرسان اظهار نگرانی کرده است و تاکید کرده است که این روند ممکن است تضمین های لازم از صلح آمیز بودن برنامه این کشور را تامین نکند. گزارش آقای آمانو موضع کشورهای غربی که ایران را به تلاش برای ساخت بمب اتمی متهم می کنند ، تقویت خواهد کرد. سازمان ملل تاکنون 4 بار ایران را به دلیل ادامه فعالیت غنی سازی تحریم کرده است اما این تحریم ها به توقف برنامه این کشور منجر نشده است. با ۶۶ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات عبدالله نوری در دیدار با مهدی کروبی، با انتقاد از هجوم نیروهای خودسر به منزل مهدی کروبی، پرسید: آیا تا کنون دستگاه قضایی با این نیروهای به اصطلاح خودسر که سالهاست حادثه آفرینی میکنند برخورد کرده است؟ آیا حکومت از این رفتارها نمی تواند جلو گیری کند؟ اگر حاکمیت واقعا مخالف این حرکت های غیر انسانی است با آن برخورد کند تا به همکاری و همنوائی با مهاجمان متهم نشود. به گزارش کلمه، عبدالله نوری به اتفاق خانواده خود با حضور در منزل مهدی کروبی با وی و خانواده وی دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار عبدالله نوری پس از مشاهده صحنه های تکان دهنده و خسارت های وارده به منزل مهدی کروبی و پس شنیدن شرح حوادث و وقایع تلخ روزهای گذشته از زبان مهدی کروبی و نیز همسر وی فاطمه کروبی پیرامون هتاکی ها، اهانت ها و نهاجم های صورت گرفته، ضمن ابراز تاسف شدید از این اتفاق ناگوار و محکوم کردن این گونه حرکات خودسرانه اظهار داشت: چنین حوادث تلخ و تکان دهنده ایی را در قبل از انقلاب هم به یاد ندارم که به تعبیر متولیان امور عده ای خودسر مجال بیابند طی چند شبانه روز در محله ای از پایتخت که نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی حضور دارند دست به یک چنین رفتاری بزنند و حکومت هم در خوشبینانه ترین تحلیل از مقابله با آنها به هر دلیل معذور باشد. وی اضافه کرد: چگونه است در شب های قدر برای کنترل جلسات محدود و حتی خانگی توسط منتقدین نیروی امنیتی و انتظامی گسیل میشود ولی برای کنترل و برخورد با نیروهای لباس شخصی و به اصطلاح خودسر اقدامی مشاهده نمی شود؟ آیا منتقدین هم به اندازه نیروهای به اصطلاح خودسر می توانند در یک تجمع مسالمت آمیز اعتراض خود را نسبت به عملکرد همین نیروها بیان کنند یا چون خودسر نیستند باید سرکوب شوند؟ آیا تا کنون دستگاه قضایی با این نیروهای به اصطلاح خودسر که سالهاست حادثه آفرینی میکنند برخورد کرده است؟ عبدالله نوری افزود: خوب است از صد ها زندان رفته دوران انقلاب و خانواده های آنان که رو در روی حکومت ایستاده بودند و در این مسیر سختی ها، زندان ها، شکنجه ها و تبعید ها را تحمل می کردند پرسیده شود که آیا با شما و خانواده شما در بیرون زندان و در محیط خانوادگی چنین رفتارهای غیر انسانی و غیر شرعی می شد؟ البته خاطرات اکثر این مبارزان مکتوب است و چنین حوادثی در آنها بیان نشده است. حتی از خانواده هایی که فرزندانشان به جرم اقدام مسلحانه بر ضد رژیم اعدام شدند سئوال شود که آیا با آنها اینگونه رفتارهایی صورت پذیرفته است؟ آیا به یاد دارند که به دیوار منزل شان توسط هر کس و یا هر گروهی نوشته شده باشد طویله فلانی؟ این بود مدینه فاضله ای که نویدش داده میشد و این همان حکومت عدل علوی است که با این رفتارها به جهانیان معرفی می شود؟ این است نمونه ای از حکومت دینی که مهدی موعود جهانیش خواهد کرد؟ به کجا می رویم؟ ما را چه شده است؟ مدعیان پیروی از علی (ع) (هم او که به اطرافیان خود سفارش قاتلش را میکند) در ایام شهادت او به نام علی و دین علی چه می کنند؟ آیا حکومت از این رفتارها نمی تواند جلو گیری کند؟ اگر حاکمیت واقعا مخالف این حرکت های غیر انسانی است با آن برخورد کند تا به همکاری و همنوائی با مهاجمان متهم نشود. عبدالله نوری در ادامه گفت: با چه بیان و گفتاری می توان حکومت را قانع کرد که بسیاری از منتقدان اگر بیش از آنها دلسوز این آب و خاک و دین و آیین نباشند کمتر ازآنها نیستند ولی مثل حکومت فکر نمیکنند و صلاح و فساد حکومت را به گونه ای دیگر می دانند؟ و این هم جرم نیست و با رفتار خشن، تهدید و ارعاب هم در مواضع منتقدان تردید و تغییری حاصل نمی شود. از آقایان مسئول سئوال میکنم رفتاری که در ۱۴ خرداد در مرقد امام نسبت به نوه گرانقدر امام شد و یا رفتاری که با بیت آیت الله صانعی شد و یا اتفاقات و حوادث تلخ همین چند روزه اخیر نسبت به یار دیرین انقلاب و امام جناب آقای کروبی و بیت ایشان شد و یا برخوردهائی که درشیراز با شخصیت محترم و محبوبی مثل آیت الله دستغیب شد و موارد مشابه فراوان دیگر، آیا به نفع نظام و حکومت تمام شد؟ آیا برخوردها و هتاکی هایی که نسبت به مرحوم آیت الله العظمی منتظری و بیت ایشان روا شد در نهایت به نفع نظام و حکومت تمام شد؟ جا دارد همه بدانند جمع بندی حکومت از عملکرد گذشته خودش چیست؟ آیا حاکمیت هنوز هم فکر میکند رفتار و عملکرد گذشته آن ها درست بوده و نتیجه مفید برای پایداری حکومتشان گرفته اند و یا معتقد هستند شاید بهتر هم می توانسته اند عمل کنند و با هزینه کمتری سود بیشتری ببرند؟ در اینجا راجع به انتخابات و حوادث پس از آن صحبتی نمی کنم ولی در یک جمله سئوال می کنم آیا حکومت معتقد است باید در پانزده ماه گذشته این همه هزینه داده می شد؟ و یا خودشان هم در خلوت خود به این نتیجه رسیده اند که می شد با هزینه ای به مراتب کمتر به نتایجی به مراتب بهتر در جهت منافع ملی، آسایش، رفاه و خواست مردم دست یافت. با ۶۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات رنجنامه زیر شرایط قرون وسطایی و شکنجه های غیر انسانی یکی از زندانیان سیاسی هموطن کرد می باشد که جهت اطلاع جهانیان از جنایتهایی که در زندانی ولی فقیه روی میدهد به فعالین حقوق بشر و دمکراسی ارسال شده است. اینجانب رضا شریفی بوکانی متولد 1360 صادره از بوکان محل اقامت تهران،بنده به مدت زمان 11 سال فعالیت سیاسی که به خاطر آزادی و دمکراسی به عنوان یک شهروند کرد فعالیت خود را آغاز کردم. هدف من برای دمکراسی در ایران و آزادی در کردستان بوده که در این راستا بوده من بدلیل اینکه با یکی از احزاب سیاسی کردستان ایران بودم و با یکی از آنها رابطه سیاسی داشتم. در تاریخ 15 اردیبهشت 1389 در ساعت 4 بعد ظهر همان روز حوالی شهرک غرب که در یکی از کافی نت ها بنام کافی نت دانشجو در حال میل زدن بودم متاسفانه در محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفتم و همان زمان من را به بازداشتگاه سپاه پاسداران آوردند که در آن لحظه با چشم بند در ماشین بودم و تا رسیدن به مقصد متوجه هیچ جایی نشدم در بازداشتگاه سپاه زیر فشار و بازجوییهای زیادی بودم و برای اثبات کردن مدارک و اسناد علیه من زیر شکنجه های جسمی قرار دادند. من حدود 25 روز در این بازداشتگاه در سلول انفرادی بودم و بعد از این 25 روز ماندگاری در انفرادی من را به دادگاه بردند که متاسفانه چشم بسته و با دست بند و پابند که هیچ جا را ندیدم و روی صندلی عقب ماشین من را دراز کرده بودند که متوجه هیچ جایی نشدم که آیا جایی را ببینم و حتی دادگاه را ببینم که چه دادگاهی است که دم دمای ظهر بود من را به آنجا بردند که خیلی سکوت بود که جلوی قاضی نشستم متاسفانه چشم بند داشتم و قاضی من را به جاسوسی علیه نظام برای اولین بار متهم کرد و چند تا سئوال از من کرد که من حاضر به پاسخ دادن به سئوال ایشان نشدم .چون سئوالی که ایشان از من کرد متاسفانه جایی برای جواب نداشتم و قرار بازداشت من را 90 روز یا سه ماه اعلام کرد که متاسفانه نمی دانم دادگاه من آیا نظامی بوده؟ آیا اتقلاب بوده؟ و آیا جایی دیگر ؟ چون به هیچ عنوان حرفی نزدند و پیش کسی نگفتند حتی خانواده خودم که چه دادگاهی است .قاضی گفتش اینقدر ایشون را زیر فشار قرار بگذارید تا به حرف بیایید.بعد از آمدن من از دادگاه من را به یک بازداشتگاهی بردند اینقدر میدونم که در نواحی کوهی بود و به هیچ عنوان برایم آشنا نبود که من 5 روز آنجا زیر بازجویی همان جا قرار گرفتم از طرف مسئولین اطلاعات سپاه پاسداران که در آنجا این 5 روز فقط زیر شکنجه بودم و با لگد و مشت کمربند من را می زدند و همین طور احساس می کنم کمتر از 24 ساعت بود آویزان شده بودم که از من اعتراف بگیرند. بعد از این 5 روز چشم بسته و با دست بند و پا بند طبق معمول که در روی صندلی عقب ماشین که یک ماشین زانتیا بود ما را دراز کشیده بودم ،چشم باز کردن در زندان اوین ساختمان 209 هستم که بنده را 100 روز در سلول انفرادی نگه داشتند و به مدت 27 جلسه بازجویی شدم متاسفانه مسئولین وزارت اطلاعات و سپاه علیه من پرونده سازی زیادی کردند و به حریم شخصی ایمیل من دست پیدا کردند که ایمیل من یک ایمیل شخصی است ولی متاسفانه حاضر به انجام این کار نبودم که ایمیل خودم را بدهم ولی زیر شکنجه های بسیار سختی قرار گرفتم و شوک الکتریکی برای چنین مواردی اعتراف گرفتند از من که من فقط بتوانم پاس ورد ایمیلم را از من بکشند بیرون که شکنجه های سختی را روی من بکار بردند. اکثر شکنجه هایی که انجام میشه در اوین سازمان 209 شبانه از ساعت 02:00 شب الی 04:00 صبح می باشد . من که چشم بسته بودم ،دستم بسته بود هر کسی می آمد هر جوری که دلش میخواست اذیتم می کرد با چفیه دم پایی لگد به پشتم و روی قفسه سینه ام و با کابل به پاهم شکنجۀ زیادی کردند چون من حاضر به حرف زدن نبودم. با ۶۴ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات شهروندان جهان علیه رژیم شلاق و سنگسار! با ۶۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات شانزدهم شهريور، روز وبلاگ نويسى به زبان فارسى است. روزى كه دريچه اى براى ثبت ديدگاههايمان بر ديوار اين غار مجازى باز شد و به زبان مادرى نوشتيم از در و ديوار، از سياست و از جامعه، از ادب و هنر و از هر چه دل تنگمان ميخواست و ميخواهد. اما امروز، به حكم سياه انديشان و خشك مغزان حاكم بر ايران، اين مجال هم رخصت داده نميشود تا حني در سپهر ارتباط جمعي مجازي صدايي بر آيد مگر خواب حاكميت جائر را آشفته كند كه اين ضحاكان و ماران بر گنجينه سخن و شعور پارسي چميده اند و هر پنجره اي كه نوري را به خانه آورد، محكوم است به بسته شدن تا نيازارد نور، چشمان اين خفاشان شب كور را. وبلاگ نويساني داريم در بند حكومت كه از ته سياهچاله هاي ولايت فقيه، گهگاه صدايي از آنان به گوش ميرسد و همين ميدانيم كه چند تني از دوستانمان هنوز زنده اند. جاي همه آنان كه توتمشان قلم است و در بند مانده اند به اميد فردايي كه روز خوبي خواهد بود، سبز باد و بر ما است كه حداقل به احترام آن همسنگران مجازي ، عزت و شرف قلم را حفظ كنيم. با ۶۰ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات تنها 4 روز از ماه مبارک رمضان بیشتر باقی نمانده است؛ بر خلاف وعدههای برخی مسئولین کمیته امداد مبنیبر توزیع بن رمضان بین مددجویان، هنوز این امر محقق نشده است. بارها به این موضوع اشاره شده که یکی از وظایف دستگاههای حمایتی در کشورها، برطرف کردن نیازهای اولیه اقشار ضعیف جامعه است و در کشور ما نیز این وظایف به سازمان بهزیستی و مخصوصاً کمیته امداد امام خمینی (رحمت الله علیه) سپرده شده است و این نهادها نیز در این خصوص اقداماتی را انجام میدهند. با شروع ماه مبارک رمضان، مددجویان و نیازمندان چشم انتظار بودند تا نهادهای حمایتی از جمله کمیته امداد و سازمان بهزیستی نگاهی به جامعه هدف خود داشته باشند و آنها را دریابند اما این امر محقق نشد و مسئولی در ماه مبارک رمضان دست این افراد را نگرفت و سفره خالی آنها را پر نکرد. براساس این گزارش در اوایل ماه مبارک رمضان، موضوع بُن رمضان در کشور مطرح شد و مسئولان نهادهای حمایتی وعده دادند در این ایام سبد کالایی را برای مددجویان در نظر بگیرند. با گذشت ایام ماه مبارک رمضان و عدم توزیع بنهای رمضان، سرپرست کمیته امداد امام خمینی (رحمت الله علیه) در دهه دوم ماه رمضان تصریح کرد: ما آماده هستیم چنانچه وزارت رفاه و تأمین اجتماعی بودجه و اعتباری در این خصوص اختصاص دهد، مجموعه امداد سبدکالا را تهیه و در اختیار مددجویان قرار دهد. با این اظهار نظر سرپرست مجموعه امداد، در واقع توپ به زمین وزارت رفاه افتاد و همه منتظر بودند که این وزارتخانه حمایتی به سرعت اعتباری را در این خصوص در نظر بگیرد و به صورت بُن از طریق کمیته امداد و سازمان بهزیستی در اختیار مددجویان قرار دهد که این امر نیز هیچ وقت محقق نشد. حال دیگر چند روزی به اتمام ماه مبارک رمضان سال 89 نمانده است و هنوز هم بُنی در اختیار مددجویان قرار نگرفته است لذا در این بین مددجویان به شدت از نحوه رسیدگی کمیته امداد در ماه مبارک رمضان دلگیر هستند. زن 24 سالهای که سرپرست یک خانواده است و تحت پوشش کمیته امداد قرار دارد، میگوید: از ابتدا ماه رمضان منتظر بودم در خانه را بزنند و ما را یاری دهند. وی که در یکی از مناطق جنوب شهر تهران در یکی از محلههای پرجمعیت زندگی میکند، اظهار میدارد: متأسفانه نهادهای حمایتی در این چند ساله حمایتشان را از نیازمندان کم کردهاند و مشکلات قشر نیازمند نیز افزایش پیدا کرده است. وی میافزاید: معلوم نیست که چرا مجموعه امداد از کمکهای مردمی و اعتباراتی که در اختیار دارد در ایام ماه مبارم رمضان به قشر ضعیف کمک نمیکند. در این بین پیرمرد 65 سالهای که به همره دو دختر و همسرش تحت پوشش امداد است، میگوید: من از روی خانوادهام خجالت میکشم چرا که به علت نداری نتواستم در این ماه سفره افطاری خوبی برای آنها فراهم کنم. وی اظهار می دارد: نیازمندان از کمیته امداد امام توقع بیشتری دارند اما هیچ کمکی در ماه رمضان به نیازمندان و مددجویان نکردند و هر وقت به ادارات امداد مراجعه میکنیم با جواب منفی مسئولان روبهرو میشویم. اسماعیل پدر 40 سالهای که به علت مشکل جسمی تحت پوشش کمیته امداد قرار دارد در خصوص توجه امداد به آنها میگوید: متاسفانه فقط ماهانه مستمری از امداد به ما میدهند که مبلغ آن هم کفاف مخارج زندگیام را نمیدهد. وی ادامه میدهد: من به همراه دختر و فرزندم با سختی زندگی خود را اداره میکنیم و اگر همسایگان نبودند الان چه وضعیتی داشتیم. این مددجو میافزاید: سالها پیش امداد در ایام ماه رمضان بُنی به خانوادههای تحت پوشش میداد و کمی با آنها همدردی میکرد ولی دو سال است که این بُنها به فراموشی سپرده شده است. غلامرضا یکی دیگر از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد اظهار میدارد: بنده الان برای گرفتن یک وام 600 هزار تومانی حدود 5 ماه است که دوندگی میکنم و هنوز هم نتوانستم وام را دریافت کنم. وی میگوید: مسئولان امداد اعلام کردهاند که برای گرفتن وام حتماً یک ضامن به همراه یک چک معرفی کنم تا وام به من تعلق بگیرد اما واقعاً نمیدانم چطور یک مددجو میتواند ضامنی برای مبلغ 600 هزار تومان پیدا کند. این مددجو ادامه میدهد: هر شب که جشن رمضان را در تلویزیون میبینم با خودم میگویم ای کاش کمی از هزینههای این مراسم در این ماه به ما تعلق میگرفت. با ۵۱ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد نظرات پایگاه خبری سفیر: در حالی که امروز اعلام شد معاون سابق استانداری تهران به اتهام اختلاس به شلاق و انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است برخی کارمندان استانداری با گذشت بیش از 6 ماه از سال جدید هنوز حقوقی دریافت نکردهاند. برخی کارکنان استانداری تهران با توجه به اینکه این نهاد با گذشت بیش از 6 ماه از سال جدید هنوز حقوقی به آنها پرداخت نکرده است گلایه جدی دارند. این در حالی است که مسئولان مربوطه هم پاسخ قانع کنندهای به آنها در خصوص عدم پرداخت حقوقشان ارئه نکردهاند با ۵۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد نظرات جـــرس: طبق آخرین بررسی های مرکز آمار ایران و گزارش های منتشره در زمینه بیکاری و نرخ آن در کشور، جمعیت بیکاران کشور در مرز ۵ میلیون نفر قرار داشته و نرخ بیکاری نیز، بالای ۱٨ درصد می باشد. بررسی گزارشهای مرکز آمار ایران، همچنین نشان میدهد که در سالهای گذشته و با وجود کمشماری جمعیت فعال ایران، نرخ بیکاری ایران روند صعودی به خود گرفته و این رشد بهخصوص در بین جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال، افزایش چشمگیرتری داشته است. به گزارش ایلنا، نتیجه بررسیهای انجام شده از سوی کارشناسان اقتصادی نشان میدهد که اعلام کاهش نرخ بیکاری در سالهای اخیر به دلیل خارج ماندن بخش قابل توجهی از بیکاران از شمول "جمعیت فعال" و در نتیجه از شمول بیکاران بوده است. با توجه به ویژگی ترکیب جمعیتی کشور و نیز با توجه به اینکه جمعیت فعال کشور در سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ به طور متوسط به میزان ۴ درصد در سال افزایش یافته است و بالاخره با در نظر گرفتن برآوردهای برنامه چهارم توسعه اقتصادی کشور، باید در چند سال گذشته سالیانه ۷۰۰ هزار نفر به جمعیت فعال در کشور اضافه شده باشد که نگاهی به آمار مرکز آمار، نشان میدهد که این موضوع هیچ محلی از اعراب نداشته است. مرور گزارشهای مرکز آمار ایران نشان میدهد که در سال ۱٣٨۴جمعیت فعال ایران ۲٣میلیون و ۲۹٣هزار و ۴۴۵تفر با نرخ بیکاری ۱۱.۵درصد اعلام شده بود. در سال ۱٣٨۵جمعیت فعال برابر با ۲٣ میلیون و ۴٨۴ هزار و ۶٨ نفر با نرخ بیکاری ۱۱.٣درصد اعلام شد. به عبارتی تنها ۱۹۰ هزار و ۶۲٣ به آمار جمعیت فعال سال ۱٣٨۵ اضافه شده بود. در سال ۱٣٨۶جمعیت فعال ایران مطابق آمار مرکز آمار ایران به ۲٣ میلیون و ۵۷٨ هزار و ۷۱۵ نفر رسید که نشان میداد تنها ۹۴ هزار و ۶۴۷ نفر به این آمار اضافه شده است با ۴۵ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد نظرات | |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر