 چکیده : در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . کلمه : پس از حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، گروهها و شخصیت های مختلف سیاسی و فرهنگی ضمن دیدار با وی و یا صدور بیانیه هایی این اقدام را محکوم کردند.در تازه ترین واکنش دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آیت الله صادق آملی لاریجانی ،رییس قوه قضاییه ضمن محوم کردن این حادثه از وی خواسته است که« پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .» متن کامل این نامه به شرح زیر است: جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات باسلام آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم . همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است . بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است ، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم .حوادث یکسال اخیر سرکوب ها بویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم . شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید . هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم ،برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟…واسفا بر حال او آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی ، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند ، به حکم سرکوب گران مردم ،آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها ،خانواده ها و بیت هایی است که در این یکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند ،من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی ،حملات بی رحمانه ی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان ، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند .بدتر ازهمه درد اسیری است . در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند . در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است ؟ اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند . یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری،صانعی ،دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است .شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده ،فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند ، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند ؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟ به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم ،اسیر اراذل و اوباش شده اند .اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت ، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمینگاه است . از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید.شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی ، قانون شکنی ، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است ،مشت ، باتوم ، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد. با ۱۶۲ امتیاز و ۲۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات جـــرس: در واکنش به پیام های دلجویی و ابراز همدردی های گسترده با مهدی کروبی پیرامون وقایع تاسف بار هفته گذشته و حملات شبه نظامیان حکومتی به منطقه مسکونی وی، مهدی کروبی با صدور بیانیه ای در این زمینه، ضمن تشکر و قدردانی از تمام همراهی ها، خاطرنشان کرد "راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند. مهدی کروبی همچنین موضع گیری های اخیر سپاه در "خودسر" خواندن عوامل حمله و هتاکی را مورد اعتراض قرار داده و تصریح کرد "...وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند ،طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند." متن کامل بیانیه مهدی کروبی پیرامون وقایع اخیر، که شامگاه چهارشنبه ١۷ شهریورماه ۸۹ صادر گردیده و نسخه ای از آن در اختیار جـــرس قرار گرفته، به شرح زیر می باشد: بسمه تعالی ملت شریف و آزاده ایران شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند... با ۱۵۵ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات بدون شرح با ۱۵۰ امتیاز و ۶۷ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات آقای سلمه اعلام کرد: تازهترین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران بسیار هوشمندانه است و لبنان به این قطعنامه احترام میگذارد. قطعنامه 1929 که شورای امنیت در خرداد امسال علیه ایران تصویب کرد از دولتها میخواهد که با اتخاذ تدابیر لازم از افتتاح شعبهها و سرمایهگذاریهای مشترک و نمایندگیهای بانکهای ایران در قلمروی خود، در صورتی که معتقدند چنین شعبی با فعالیتهای اتمی ایران ارتباط دارند، جلوگیری کنند. رئیس بانک مرکزی لبنان در راستای سفر یک مقام وزارت خزانهداری آمریکا به بیروت، این سخنان را مطرح کرده است. استوارت لوی، معاون امور ضدتروریسم وزارت خزانهداری آمریکا، ماه گذشته به لبنان سفر کرد و با رئیس بانک مرکزی و وزیر امور مالی این کشور درمورد تحریمها علیه ایران گفتوگو کرد. رئیس بانک مرکزی لبنان جزئیات گفتوگوهای خود با آقای لوی را فاش نکرده است. براساس این گزارش «بلوم باک سال»، «بانک آئودی سال-آئودی سرادار گروپ» و «بابیلوز بانک سال» ازنظر دارایی درمیان 10 بانک برتر لبنان هستند که اجازه نقل و انتقالات مالی با ایران را ندارند. رئیس بانک مرکزی لبنان گفته است: بانکهای این کشور از فهرست افراد و موسساتی آگاهی دارند که براساس درخواست آمریکا و اتحادیه اروپا کشورهای دیگر اجازه معامله با آنها را ندارند. بنابراین مسئولیت بانکهای لبنانی این است که طبق قوانین بینالمللی عمل کنند. مقامهای بانکهای لبنانی به درخواست رئیس بانک مرکزی این کشور واکنش نشان ندادهاند. به گفته آقای سلمه «بانک صادرات» ایران شش شعبه در لبنان دارد و باید طبق مقررات بانکداری لبنان تحریمهای سازمان ملل را اجرا کند. بانک صادرات از سال 1963 در لبنان فعال بوده است و از سال 2006 در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گرفته است. بانک مرکزی لبنان در شرایطی از بانکهای این کشور خواسته است تحریمهای ایران را اجرا کنند که گروه شیعه حزبالله لبنان که خود یکی از اعضای دولت اتحاد ملی لبنان است، مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار دارد. با ۱۴۷ امتیاز و ۲۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات سحام نيوز: مهدي كروبي در نامه اي به ملت ايران، پرده از حوادث شب هاي قدر و حمله به منزلش برداشت. به گزارش سحام نيوز مهدي كروبي در بخش هايي از اين نامه آورده است:". امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند." ايشان همچنين در بخش ديگري از اين نامه خطاب به اقتدار گرايان گفت:"؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند" . متن كامل اين نامه بدين شرح است: بسمه تعالی ملت شریف و آزاده ایران شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند. ملت صبور ایران ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند. دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و هویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند. مردم شریف ایران اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد. و البته آنکه با آزادی انسان پیمان بندد را چه باک که بر سر این پیمان جان به جان آفرین نیز تسلیم کند و از این زندان سکندر رخت بر بندد و تا ملک سلیمان دست افشان و پای کوبان برود. اما آنها را ببین که خیال می کنند با این نمایش های مبتذل و ارعاب های کودکانه، کروبی را از میدان به در می کنند و او از ترس مرگ تب می کند؛ حال آنکه او صبر و استقامت را در رکاب خمینی کبیر آموخته است و جوانی اش را با او، در کنار او و با آرمان های او به پیری رسانده است، و امیر الحاج خمینی و نماینده وی در سرپرستی و نگهداری فرزندان شهدای انقلاب اسلامی ایران بوده است. عده ای از خدا بی خبر گمان می کنند که مهدی کروبی می تواند انحراف انقلاب اسلامی را شاهد باشد و دم بر نیاورد و اسلام را ذلیل ببیند و با ارعاب به کنجی بخزد و عافیت بجوید. چه کوته فکرند که چنین گمان باطل می برند. فکر می کنند با حمله به مساجد وخانه بزرگان، زندانی کردن یاران خمینی کبیر،به زنجیر کشیدن نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و روشنفکران خیر اندیش وایجاد رعب و وحشت در زندان ها و جامعه، می توانند در برابر نسیم بهاری و شکوفائی اجتماعی ایران سد و مانعی ایجاد کنند؟آنها البته ترسیده اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همینروست که راه ارعاب پیش گرفته اند. چرا که آنکه می ترسد، می ترساند. مردم آزادیخواه ایران ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت،و سر در گمی و عدم برنامه ریزی ای حکم فرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند و بارزترین نمونه آن همین حمله های ناشیانه و به بند کشیدن خبرگان و نخبگان این ملت است. در ماجرای حملات وحشیانه شب های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سیاسی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند. اما وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند. آنچنان ناشیانه می خواهند دروغ را با دروغ پاک کنند که نمی توانند دم خروس تزویرشان را از پس پشت قسم حضرت عباس خوردن های شان پنهان نگه دارند. و البته این عاقبت مکرکنندگان است که خدا مکر انها را به خودشان برمی گرداند. ملت شریف ایران در پایان وظیفه خود می دانم از عزیزانی که از سراسر ایران و دنیا با تماس ها و رفت و آمدها و پیگیری های مکررشان جویای سلامتی بنده و خانواده ام شدند و همچنین از همسایگان مهربانی که صبورانه عربده کشی های مشتی از خدا بی خبر را شنیدند و تحمل کردند، تشکر و عذرخواهی کنم؛ و همچنین باید که از وظیفه شناسی و درایت محافظین خود و در رأس آنها جناب سرهنگ یاری که شدیداً مورد ضرب و شتم قرار گرفت و اکنون در محاصره کامل قرار دارد و از دیدار و ملاقات و گفتگو و حتی مراجعه به پزشک قانونی برای گرفتن طول درمان محروم شده است قدردانی کنم و از خدای بزرگ عقلانیت و درایت را برای آمران و آگاهی و بصیرت را برای مهاجمان مسئلت کنم. ما با نشاط و امیدوار به لطف پرودگار، راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند. چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود: راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی. سبحانك انت الذي لا اله الا انت اني كنت من الظالمين مهدی کروبی 17/6/1389 با ۱۴۲ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات امروز: پس از حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، گروهها و شخصیت های مختلف سیاسی و فرهنگی ضمن دیدار با وی و یا صدور بیانیه هایی این اقدام را محکوم کردند.در تازه ترین واکنش دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آیت الله صادق آملی لاریجانی ،رییس قوه قضاییه ضمن محوم کردن این حادثه از وی خواسته است که« پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .» متن کامل این نامه به شرح زیر است: جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات باسلام آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم . همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است . بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است ، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم .حوادث یکسال اخیر سرکوب ها بویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم . شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید . هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم ،برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟...واسفا بر حال او آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی ، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند ، به حکم سرکوب گران مردم ،آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها ،خانواده ها و بیت هایی است که در این یکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند ،من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی ،حملات بی رحمانه ی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان ، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند .بدتر ازهمه درد اسیری است . در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند . در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است ؟ اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند . یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری،صانعی ،دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است .شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده ،فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند ، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند ؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟ به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم ،اسیر اراذل و اوباش شده اند .اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت ، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمینگاه است . از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت ... همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید.شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی ، قانون شکنی ، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است ،مشت ، باتوم ، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد. با ۱۲۷ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهور امروز چهارشنبه پس از جلسه هيئت دولت طي نشست خبري با خبرنگاران در خصوص تعطيلي روزهاي بعد از عيد فطر، گفت: در راستاي رفاه حال مردم روزهدار در صورتي كه جمعه عيد فطر اعلام شود، شنبه - روز پس از عيد فطر- تعطيل است-اين تصميم دولت در حالی صورت میگيرد كه طرح افزايش تعطيلات 2 روزه عيد فطر امروز از دستور كار مجلس خارج شد. با ۱۲۲ امتیاز و ۳۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات تحول سبز: مهدی کروبی در نامه ای به ملت ایران، پرده از حوادث شب های قدر و حمله به منزلش برداشت. به گزارش سحام نیوز مهدی کروبی در بخش هایی از این نامه آورده است:". امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند." ایشان همچنین در بخش دیگری از این نامه خطاب به اقتدار گرایان گفت:"؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند" . به گزارش سحام نیوز،متن کامل این نامه بدین شرح است: بسمه تعالی ملت شریف و آزاده ایران شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند. ملت صبور ایران ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند. دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و هویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند. مردم شریف ایران اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد. و البته آنکه با آزادی انسان پیمان بندد را چه باک که بر سر این پیمان جان به جان آفرین نیز تسلیم کند و از این زندان سکندر رخت بر بندد و تا ملک سلیمان دست افشان و پای کوبان برود. اما آنها را ببین که خیال می کنند با این نمایش های مبتذل و ارعاب های کودکانه، کروبی را از میدان به در می کنند و او از ترس مرگ تب می کند؛ حال آنکه او صبر و استقامت را در رکاب خمینی کبیر آموخته است و جوانی اش را با او، در کنار او و با آرمان های او به پیری رسانده است، و امیر الحاج خمینی و نماینده وی در سرپرستی و نگهداری فرزندان شهدای انقلاب اسلامی ایران بوده است. عده ای از خدا بی خبر گمان می کنند که مهدی کروبی می تواند انحراف انقلاب اسلامی را شاهد باشد و دم بر نیاورد و اسلام را ذلیل ببیند و با ارعاب به کنجی بخزد و عافیت بجوید. چه کوته فکرند که چنین گمان باطل می برند. فکر می کنند با حمله به مساجد وخانه بزرگان، زندانی کردن یاران خمینی کبیر،به زنجیر کشیدن نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و روشنفکران خیر اندیش وایجاد رعب و وحشت در زندان ها و جامعه، می توانند در برابر نسیم بهاری و شکوفائی اجتماعی ایران سد و مانعی ایجاد کنند؟آنها البته ترسیده اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همینروست که راه ارعاب پیش گرفته اند. چرا که آنکه می ترسد، می ترساند. مردم آزادیخواه ایران ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت،و سر در گمی و عدم برنامه ریزی ای حکم فرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند و بارزترین نمونه آن همین حمله های ناشیانه و به بند کشیدن خبرگان و نخبگان این ملت است. در ماجرای حملات وحشیانه شب های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سیاسی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند. اما وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند. آنچنان ناشیانه می خواهند دروغ را با دروغ پاک کنند که نمی توانند دم خروس تزویرشان را از پس پشت قسم حضرت عباس خوردن های شان پنهان نگه دارند. و البته این عاقبت مکرکنندگان است که خدا مکر انها را به خودشان برمی گرداند. ملت شریف ایران در پایان وظیفه خود می دانم از عزیزانی که از سراسر ایران و دنیا با تماس ها و رفت و آمدها و پیگیری های مکررشان جویای سلامتی بنده... با ۱۲۱ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات به گفته همسر میرحسین موسوی «در زندان مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدید میکنند.» زهرا رهنورد در نامهای سرگشاده به آیتالله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران از او خواست تا «لکه ننگ شعبان بیمخی، قانونشکنی، تجاوزگری و سرکوب را که به فرهنگ رفتاری در برابر مخالفان حکومت ایران تبدیل شده»، پاک کند. به گزارش تارنمای کلمه، همسر میرحسین موسوی، حمله به خانه مهدی کروبی یکی از رهبران مخالف دولت و آیتالله علی محمد دستغیب از مراجع تقلید منتقد حکومت را «یورش کینهتوزانه و وحشیانه» نامید و آن را روش «شعبان بیمخیسم» نهادهای امنیتی و قضایی در برخورد با مخالفان دانست این استاد دانشگاه تهران در نامهاش به رئیس قوه قضاییه، خود را «مدعیالعموم» کسانی معرفی کرده که «در یک سال گذشته در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفتهاند.» رهنورد افزود: «به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است، خانه را زیر و رو و کتابخانه و وسایل شخصی را برای به دست آوردن مدرکی، نشانی، علامتی و عکسی ویران و به گنجهها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز میکنند.» به گفته همسر میرحسین موسوی «در زندان مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدید میکنند.» با ۱۲۱ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات دادخواهی من برای انسانها، خانواده ها و بیت هایی است که در این یک سال به صورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند، من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی، حملات بی رحمانه شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است، خانه را زیر و رو و کتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی، نشانی، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند، پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را، دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند. بدتر ازهمه درد اسیری است. در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند. در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است؟ اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند . یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری، صانعی، دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است. شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده، فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟ به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت. تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود. شیشه ها شکسته، درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم، اسیر اراذل و اوباش شده اند. اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده "ان ربک لبالمرصاد" بطور قطع خداوند درکمینگاه است . از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید. شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی، قانون شکنی، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است، مشت، باتوم، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد با ۱۱۷ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات مساله آتش زدن قرآن جز به ایجاد درگیری های بیشترو تحریک مسلمانان به چیزی نمی انجامد.این کار یک جواب بی منطق ، سخیف ، روانپریشانه و بی فایده به آندسته از مردم ساده لوح خاور میانه است که بدلیل فقر فرهنگی و اقتصادی، درگیر کشمکش های عقیدتی و ایدئولوژی های دیکته شده دینی شده و عملیات تروریستی را بهانه ای برای رسیدن به بهشت موعود خود می دانند.باوجود شرایط حساس فعلی در عراق ، افغانستان و ایران ، انجام عمل سوزاندن قرآن عواقب وحشتناکی در پی خواهد داشت و بهترین بهانه برای انجام عملیات تروریستی بیشتر از طرف تندروهای مذهبی خواهد بود.احتمالا عواقب این عمل در ایران آزار و اذیت بیشتر اقلیت های مذهبی مخصوصا مسیحیان خواهد بود. بیایید در کنار محکوم کردن دنباله روی کور کورانه از آموزه های نادرست دینی و مذهبی ، محکوم کردن سوزاندن پرچم سایر کشورها ، محکوم کردن شعار مرگ بر کشورهای دیگر ، این عمل زشت را هم محکوم کنیم با ۱۱۳ امتیاز و ۷۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات به نقل از رویترز، کره جنوبی همچنین بانک ملت را متهم کرد که تلاش ایران را برای به دست آوردن بمب اتمی، تسهیل می کند. در بیانیه دولت سئول آمده است: دولت کره جنوبی معاملات خارجی 120 موسسه از جمله بانک ملت و 24 شخصیت حقیقی را محدود و منوط به موافقت بانک کره جنوبی کرد. آمریکا پیش از این از کره جنوبی خواسته بود تا همگام با واشنگتن و اتحادیه اروپا، تحریم های یکجانبه ای را به دلیل مسئله هسته ای ایران ، علیه تهران اعلام کنند. ایران پیش از این اعلام کرده بود کره جنوبی در صورت تحریم بیشتر تهران، منافع اقتصادی گسترده خود را به خطر خواهد انداخت. با ۱۱۱ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد نظرات خبرنگاران سبز/ سیاسی: با وجود خارج شدن طرح افزایش تعطیلات عید فطر از دستور کار مجلس به دلیل پس گرفتن امضا پیشنهاددهندگان طرح و مخالفت مداوم مجلسنشینان، دولت تعطیلات عید فطر را به دو روز افزایش داد تا بار دیگر به مقابله با یکی از تصمیمات مجلس پرداخته باشد. بنا به گزارش خبرگزاریها طراحان طرح افزایش تعطیلات عید فطر امضاهایشان را پس گرفتند و این طرح را از دستورکار مجلس خارج کردند. جهانبخش محبینیا عضو هیات رئیسه مجلس در حین اظهارات مخالف کلیات طرح افزایش تعطیلات عید فطر اعلام کرد که تعداد امضاءکنندگان طرح افزایش تعطیلات عید فطر به زیر 15 نفر رسیده است. وی با اشاره به ماده 132 آییننامه داخلی مجلس اعلام کرد که این طرح از سوی امضاءکنندگان مسترد شده است. از این رو این طرح از دستور کار مجلس خارج شد. گفتنی است ساعتی پیش محمدرضا تابش طراح این طرح نیز اعلام کرده بود که چون این طرح از حیز انتفاع خارج شده باید از دستور کار خارج شود. علی رغم این و با فاصلهای بسیار کوتاه محمدرضا رحيمي اعلام کرد: متاسفانه نمايندگان در خصوص تعطيلي عيد سعيد فطر به نتيجه نرسيدند اما دولت به اين نتيجه رسيد كه اگر جمعه عيد فطر باشد، شنبه را تعطيل اعلام كند. گفتنی است تقابل دولت احمدینژاد با تصمیمات مجلسنشینان پس از کودتای انتخاباتی، به شدت افزایش یافته است. با ۱۱۰ امتیاز و ۱۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت، و سر در گمی و عدم برنامه ریزی ای حکم فرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند. خبرنگاران سبز/ رهبران سبز: مهدى كروبى طى پيامى خطاب به ملت ايران، ضمن تقدير از حمايتهاى آنان در پى برخوردهاى جمعى از اوباش حكومتى در شبهاى قدر با منزل وى، خاطرنشان ساخت "چنین نمایش های کودکانه ای نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد؛ که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود. راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی." با ۱۰۷ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات زندگی در جامعه بالاترین همانند زندگی در ایران است به این معنا که برای خودش قوانین نانوشتهای دارد که اگر آنها را ندانی تحمل فضا برایت دشوار میشود. اما با تمام این قوانین، نکاتی وجود دارد که رعایت آنها زندگی در این جامعه مجازی را راحتتر میکند. 1- غر نزنیم: برای بسیاری از کاربران گرفتن رای منفی به مانند فحش ناموسی است تا رای قرمزی را در زیر لینک خود می بینند فریادی از ته دل برآورده و شمشیر کشان به سوی رای دهنده حمله میکنند. برای آسودگی خاطر، همیشه گرفتن 4-5 رای منفی را زیر لینکهایمان پذیرا باشیم. اگر حس کردیم منفی غیرقانونی است این را بگذاریم پای ... و به سادگی از کنار منفی بگذریم. 2-کمی صبور باشیم: اگر لینک غیر قانونی دیدیم سریع شمشیر از غلاف بیرون نکشیم کمی صبر کنیم تذکر "کاملا ملایمی" بدهیم اگر اصلاح نشد دوباره تذکر دهیم و درا دامه منفی بدهیم. 3- توهین نکنیم: اگر می خواهید به شما توهین نشود، توهین نکنید. عقاید کسی را مسخره نکنیم. مطمئن باشید اگر مدتی به کسی توهین نکنید هیچ کس به شما توهین نخواهد کرد. 4- تبعیض قائل نشویم: با یک کاربر تازه وارد و گمنام همان قدر گرم و صمیمی باشیم که با یک کاربر نام آشنا هستیم. همین کاربران گمنام، دوستان خوب آینده ما خواهند بود. 5- گروه مافیا نسازیم: گاهی عضو بودن در این گروه ها شما وارد نزاع هایی می کند که شاید علاقه ای به وارد شدنش نداشته باشید. بنابراین وام دار هیچ کس نبوده و بر اساس چارچوبهای اخلاقی خودمان تصمیم بگیریم. 6- بحث کنیم، نه جدل: در بسیاری از موارد زیر لینکهای محلی برای جدال میان کاربران است. جدالهایی که هیچ وقت به جایی نمی رسند. بیاییم به جای جدل با هم بحث کنیم. توجه به این نکات می تواند به ما کمک کند تا تنشها به حداقل رسیده و آسوده فعالیت کنیم. با ۱۰۷ امتیاز و ۵۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات نقشههای هک شده بر روی دیوار آمفی تئاتر باستانی شهر روم که مربوط به دو هزار سال پیش هستند به وضوح نام خلیج فارس را نمایش میدهند. با ۱۰۵ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات در ادامه واکنش های اعتراضی نسبت به حملات و هتاکی های صورت گرفته به منزل مهدی کروبی، گروهی از خانواده های زندانیان سیاسی و شهدای جنبش سبز، با حضور در منزل کروبی، از ایستادگی وی در برابر هجمه ها حملات شبه نظامیان و لباس شخصی های حکومت تقدیر نمودند. به گزارش منابع خبری جرس، شامگاه سه شنبه، ١۶ شهریور ماه، جمعی از خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات شیخ اصلاحات رفتند و از نزدیک در جریان حمله شبه نظامیان بسیج به منزل وی قرار گرفتند. در این دیدار که خانواده برخی از شهدای جنبش نیز حضور داشتند، پس از بازدید از بقایای تخریب های شبه نظامیان خانواده ها با کروبی به گفتگو نشستند و وی نیز با بیان اینکه "من نیز مانند دیگر اعضای جنبش تا حصول به هدف عقب نشینی نخواهم کرد"، با روحیه ای بالا اخبار و جزئیاتی از چند شب حمله بسیجیان به منزلش را در اختیار آنان قرار داد. کروبی در مورد اخبار منتشره در روزنامه هایی نظیر کیهان و یا بیانیه سپاه که حمله کنندگان را "گروهی خودسر و ناشناس" معرفی می کنند، گفت این گونه موضع گیری ها نشان از اذعان آنان به شکست در پروژه ارعابشان دارد و به همین دلیل نیز اکنون به هذیان گویی افتاده اند. در هفته گذشته بسیاری از شخصیت های اصلاح طلب و اهالی مطبوعات نیز در دیدارهای جداگانه ای با مهدی کروبی، ایستادگی و مقاومت او را در برابر هجمه های کودتاگران ستودند. گفتنی است طی روز های آخر هفته اخیر، بویژه از پنج شنبه یازدهم شهریورماه، بسیجیان مسلح و شبه نظامیان حامی رهبر جمهوری اسلامی، ضمن سردادن شعار و هتاکی به مهدی کروبی، با تیراندازی و پرتاب کوکتل مولوتوف به منطقه مسکونی وی حمله کرده و موفق به شکستن در ورودی منزل شده بودند؛ تا اینکه با مقاومت محافظان نتوانستند به طبقات و شخص مهدی کروبی دست یابند. سپاه پاسداران نیز چند روز پس از اینکه موج اعتراضات در میان شخصیت ها و سازمانها نسبت به اینگونه هتاکی ها بالا گرفت، با صدور اطلاعیهای ضمن محكوم كردن تجمع در مقابل منزل كروبی تاكید كرد كه حاشیهسازی برخی عناصر خودسر در تجمع در برابر منزل كروبی كه منجر به تیراندازی از سمت منزل وی و زخمی شدن چند تن شد، حادثهای ساخته و پرداخته عناصر بیتدبیر و خودسر است. با ۱۰۳ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات جرس: حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، واکنشهای بسیاری را از سوی گروهها و شخصیتهای مختلف سیاسی و فرهنگی در پی داشت که در تازهترین موضعگیری، زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آملی لاریجانی، رییس قوه از وی خواسته است که "پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند ." به گزارش کلمه، وی در بخشی از نامه خود آورده است: شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . متن کامل این نامه به شرح زیر است: جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات باسلام آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته، آنجا که می فرمایند "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم . همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد، سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است . بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان، بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم. حوادث یکسال اخیر سرکوب ها به ویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم . شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید . هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم، برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟…واسفا بر حال او. آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند، به حکم سرکوب گران مردم، آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها، خانواده ها و بیت هایی است که در این یک سال به صورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند، من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی، حملات بی رحمانه شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است، خانه را زیر و رو و کتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی، نشانی، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند، پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را، دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند. بدتر ازهمه درد اسیری است. در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند. در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است؟ اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند . یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری، صانعی، دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است. شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده، فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟ به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت. تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود. شیشه ها شکسته، درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم، اسیر اراذل و اوباش شده اند. اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده "ان ربک لبالمرصاد" بطور قطع خداوند درکمینگاه است . از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید. شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی، قانون شکنی، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است، مشت، باتوم، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد. با ۱۰۳ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات چکیده : در حالی که برخی نمایندگان اخطار داده بودند که افزایش تعطیلات عید فطر خلاف قانون اساسی است، هیات دولت اعلام کرد که روز شنبه 20 شهریور تعطیل خواهد بود. ساعتی پس از آنکه طراحان طرح تعطیلی سه روزه عید فطر در مجلس، طرح خود را پس گرفتند، دولت اعلام کرد که روز شنبه تعطیل است. به گزارش خبرنگار کلمه، در حالی که برخی نمایندگان اخطار داده بودند که افزایش تعطیلات عید فطر خلاف قانون اساسی است، هیات دولت اعلام کرد که روز شنبه ۲۰ شهریور تعطیل خواهد بود. گفته میشود که عید فطر، روز جمعه است. طرح جنجالی تعطیلات سه روزه عید فطر صبح امروز پس از مدتی کشمکش و بحث و جدل در خصوص مراعات یا عدم مراعات آییننامه در این باره، از دستور کار مجلس خارج شد. هیات رئیسه مجلس در این باره، به محض این که نوبت به صحبت موافقان و مخالفان طرح رسید، اعلام کرد که تعداد امضاهای این از نصاب افتاد. بر اساس آییننامه داخلی مجلس، چنانچه تعداد امضاهای طرحی پیش از تصویب مجلس از ۱۵ نفر کمتر شود، طرح از دستور کار خارج خواهد شد. بدین ترتیب طرح تعطیلات عید فطر نیز با استرداد امضا از سوی بعضی نمایندگان پیشنهاد دهنده، از دستور کار مجلس خارج شد تا تعطیلات عید فطر در سالهای آینده نیز همچنان در هالهای از ابهام بماند. نمایندگانی که امضای خود را پس گرفتند، علت این امر را تعلل بیش از حد و بلاموضوع شدن فوریت این طرح دانستند و تعیین تکلیف تعطیلات عید فطر را به زمان بررسی طرح ساماندهی تعطیلات موکول کردند. با ۱۰۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات وزارت امور خارجه كره جنوبي اعلام كرد كه اين كشور در نظر دارد امروز تحريمهايي را عليه ايران معرفي كند. با ۱۰۱ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد نظرات فیدل کاسترو، رهبر سابق کوبا از آنچه یهودستیزی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران خوانده، انتقاد کرده است. آقای کاسترو در مصاحبه با جفری گلدبرگ، روزنامه نگار آمریکایی مجله آتلانتیک، از رئیس جمهوری ایران به خاطر انکار هولوکاست (کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم) انتقاد کرده و گفته است "یهودیان، زندگی سخت تری نسبت به ما داشته اند." او افزوده که "هیچ چیزی را نمی توان با هولوکاست مقایسه کرد." محمود احمدی نژاد، رئیس جموری ایران بارها در سخنان خود نسبت به واقعیت هولوکاست ابراز تردید کرده و آن را "دروغ" خوانده است. آقای احمدی نژاد می گوید، نسل کشی یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم "افسانه ای" آمیخته به "دروغ" و نوعی "عملیات روانی" است که زمینه ساز تأسیس کشور اسرائیل شده است. این سخنان رئیس جمهور ایران، واکنش های شدیدی در جامعه جهانی در پی داشته و بارها از سوی کشورها و نهادهای بین المللی محکوم شده است. فیدل کاسترو، رهبر سابق کوبا در این مصاحبه که پنج ساعت طول کشیده، گفته است ایران می تواند با شناخت تاریخچه منحصر به فرد یهودستیزی و درک این نکته که چرا اسرائیلی ها نسبت به موجودیت خود نگران هستند، به پیشبرد صلح کمک بیشتری کند. آقای کاسترو گفته است هراس ایرانی ها را از حمله آمریکا و اسرائیل درک می کند و باور ندارد که تحریم ها و تهدیدات، ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای، باز دارد. رهبر سابق کوبا در این مصاحبه گفته است ظرفیت ایران برای وارد کردن زیان، جدی گرفته نشده است. او افزود "بشر فکر می کند که می تواند پیامدهای اقدامات خود را مهار کنند، اما ممکن است واکنش تند باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، زمینه گسترش تدریجی (بحران) را فراهم کند و به جنگ هسته ای منجر شود." آقای کاسترو اخیرا چند بار نسبت به خطر جنگ اتمی بین ایران و غرب هشدار داده است. رهبر سابق کوبا که به دنبال بیماری، قدرت را به برادر خود واگذار کرد از برخی اقدامات خود در دوران بحران موشکی کوبا در سال 1962 انتقاد کرده است. وقتی از او در این مصاحبه پرسیده شد که آیا هنوز بر توصیه خود به رهبران شوروی برای بمباران آمریکا پایبند است، گفت: " با آنچه که دیده ام و آنچه که می دانم، می گویم که ارزشش را نداشت." جفری گلدبرگ، خبرنگار آمریکایی نوشته است که فیدل کاسترو اگر چه از نطر بدنی ضعیف به نظر می رسد اما ذهن او تند و تیز و پرانرژی است. با ۹۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات نامه شيخ شجاع مهدي کروبي و افشا گري ايشان نسبت به حمله هاي سازماندهي شده عناصر لباس شخصي به منزل ايشان به نقل از سهام نيوز: بسمه تعالی ملت شریف و آزاده ایران شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند. با ۹۸ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا معتقد است که حکومت ایران به سمت تبدیل شدن به یک دیکتاتوری نظامی پیش می رود و مردم ایران به مرور زمان نسبت به "رخدادهای ناراحت کننده ای" که در این کشور در جریان است، واکنش نشان خواهند داد. خانم کلینتون روز چهارشنبه ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور) در حاشیه سخنرانی در جمع گروهی از متخصصان سیاست خارجی در واشنگتن گفت: "گمان نمی کنم شکی وجود داشته باشد که ایران در حال تغییر ماهیت به یک دیکتاتوری نظامی با نوعی رنگ و لعاب ایدئولوژیک دینی است. سپاه پاسداران با همکاری بعضی رهبران دینی و سیاسی در حال گسترش نفوذ خود در این کشور است. فکر نمی کنم هدف انقلاب ایران این بود که جمهوری اسلامی به چنین چیزی تبدیل شود". او در پاسخ به سئوالی در مورد جنبش اعتراضی ایران، گفت که دولت آمریکا می خواهد به مردم ایران کمک کند، اما نمی خواهد بر سر راه آنها قرار گیرد. به گفته خانم کلینتون، حمایت آمریکا از جنبش اعتراضی ایران می تواند به این جنبش آسیب برساند. وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی خود در جمع متخصصان سیاست خارجی، با اشاره به تحریم های بین المللی و همچنین تحریم های یکجانبه اتحادیه اروپا، آمریکا و بعضی دیگر از کشورها علیه ایران، گفت که مسئولان حکومت ایران کم کم تأثیر اعمال این تحریم ها را حس می کنند. خانم کلینتون افزود: "تحریم و فشار به خودی خود نتیجه بخش نیست، بلکه اهرم هایی را برای رسیدن به راه حل از طریق گفت و گو فراهم می کند. راه حلی که ما و همپیمانانمان برای رسیدن به آن مصمم هستیم." او گفت که مسئولان حکومت ایران دو راه بیشتر ندارند، یا باید به "مسئولیت های خود در قبال سایر کشورها" عمل کنند و از منافع بازگشتن به جامعه جهانی بهره مند شوند، یا همچنان به خواست جامعه بین المللی بی اعتنایی کنند و هزینه های فزاینده آن را بپردازند و با انزوای روز افزون ناشی از آن روبرو شوند. مقامات ایران معمولا در مورد قطعنامه های سازمان ملل و تحریم هایی که پیش از این علیه ایران اعمال می شد، می گفتند که این اقدامات اثر قابل توجهی بر اقتصاد ایران ندارد. اما در هفته های اخیر و در پی صدور تازه ترین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و همچنین اعمال تحریم های یکجانبه اتحادیه اروپا و کشورهایی مثل آمریکا، کانادا، استرالیا، ژاپن و کره جنوبی علیه ایران، لحن مقامات ایران به تدریج تغییر می کند. آیت الله علی خامنه ای در دو سخنرانی اخیر خود به اثرگذار بودن تحریم ها بر اقتصاد ایران اشاره کرده و در مورد احتمال افزایش نارضایتی های عمومی در بین مردم ایران در اثر این تحریم ها هشدار داده است. علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران هم به تازگی گفته که فشار اقتصادی غرب علیه ایران "مهمترین خطر موجود" برای این کشور است و برای مقابله با آن باید یک دوره " مقاومت ملی" طراحی شود. با ۹۷ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات روز يکشنبه ۱۴ شهريور ماه يکی از زندانيان محبوس در بند ۴ زندان رجايی شهر با حمله و هجوم به آقای صالح کهندل و با انداختن پيراهن بر گردن اين زندانی، قصد خفه کردن و کشتن او را داشت که با سر رسيدن چند زندانی از وقوع يک فاجعه جلوگيری شد و اين زندانی از خطر مرگ نجات يافت. به گزارش کمپين آزادی صالح کهن دل، در ميان زندانيان رجايی شهر آنهايی که علايم اختلال مشاعر را بروز میدهند به وفور ديده میشوند و محبوس بودن آنها و شرايط سخت زندان موجب تشديد ناهنجاریهای روانی دراين زندانيان بيمار میگردد و عدم جداسازی زندانيان مبتلا به بيماریهای روانی، آسيب رساندن به خود و ديگران را در اين زندان تشديد میدهد. فردی که صالح کهندل را در معرض خطر مرگ قرار داد به تازگی از بيمارستان روانی مرخص شده بود و به جای نگهداری در مراکز حفاظت شده ويژه بيماران روانی به بند عمومی ۴ اين زندان فرستاده شده بود. بررسی سلامتی زندانيان قبل از ورود آنها به بند بايد توسط پزشکان تائيد شود ولی متأسفانه شرايط و وضعيت در زندان جور ديگری است، زندانيان زيادی از اختلالات روانی رنج میبرند و گاهی با حمله و هجوم بیدليل به همبندان خود باعث بروز صدمات جّدی میشوند و زندانيان را به راحتی دچار نقض عضو میکنند، ساعتها و روزها برهنه در اتاق يا در محل خواب ديگران مینشينند و گاهی هم اقدام به کُشتن ديگران میکنند . مرگهای مرموز در اين زندان فراموش شده حقوق بشر کم نبودند . لازم به ذکر است، اين اتفاقات در رجايی شهر کرج بسيار عادی و معمولی است و چون غالباً برای زندانيان عادی اين مسائل پيش میآيد هيچگاه رسانهای نمیشود و انعکاس نمیيابد. با ۹۶ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات خبرنگار صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در اخبار ساعت 21 در حالي که سعي داشت اقدام کشيش آمريکايي را که قصد سوزاندن قرآن دارد، دولتي (يا حداقل مطلوب دولت آمريکا) نشان دهد، گفت: اين اقدام به مناسبت سالروز 11 سپتامبري انجام مي شود که بر اساس يک نظر سنجي تنها 16 درصد از مردم آمريکا معتقد هستند که وقايع 11 سپتامبر کار القاعده بوده است و ديگران معتقدند که يک توطئه داخلي بوده است! البته پيش از او، زبان چرب بازگو شدن دروغ هاي هدفمند ولايتي يعني آقاي حياتي زمينه مناسبي را براي هضم شدن اين دروغ بزرگ در بين دروغ هاي ديگر فراهم آورده بود! جا دارد سوال شود که کدام نظر سنجي؟ کجا برگزار شده است و چقدر معتبر است؟ البته براي کسي چون من هرچه از خبر جمهوري اسلامي پخش مي شود دروغ است مگر اينکه خلاف آن ثابت شود! اما دلم به حال مردمي مي سوزد که هنوز اين دروغ ها را مي شنوند و غرق در روندي مي شوند که منجر به نابودي ايران مي شود. با ۹۵ امتیاز و ۹ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، واکنشهای بسیاری را از سوی گروهها و شخصیتهای مختلف سیاسی و فرهنگی در پی داشت که در تازهترین موضعگیری، زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آملی لاریجانی، رییس قوه از وی خواسته است که "پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند ." به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است: جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات باسلام آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته، آنجا که می فرمایند "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم . همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد، سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است . بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان، بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم. حوادث یکسال اخیر سرکوب ها به ویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم . شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید . هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم، برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟…واسفا بر حال او. آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند، به حکم سرکوب گران مردم، آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها، خانواده ها و بیت هایی است که در این یک سال به صورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند، من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی، حملات بی رحمانه شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است، خانه را زیر و رو و کتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی، نشانی، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند، پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را، دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند. بدتر ازهمه درد اسیری است. در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند. در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است؟ اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند . یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری، صانعی، دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است. شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده، فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟ به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت. تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود. شیشه ها شکسته، درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم، اسیر اراذل و اوباش شده اند. اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده "ان ربک لبالمرصاد" بطور قطع خداوند درکمینگاه است . از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید. شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی، قانون شکنی، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است، مشت، باتوم، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد. با ۸۵ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات ندای سبز آزادی: پس از حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، گروهها و شخصیت های مختلف سیاسی و فرهنگی ضمن دیدار با وی و یا صدور بیانیه هایی این اقدام را محکوم کردند.در تازه ترین واکنش دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آیت الله صادق آملی لاریجانی ،رییس قوه قضاییه ضمن محکوم کردن این حادثه از وی خواسته است که« پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .» با ۷۷ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات در تازه ترین واکنش دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آیت الله صادق آملی لاریجانی ،رییس قوه قضاییه ضمن محکوم کردن این حادثه از وی خواسته است که« پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .» به گزارش کلمه متن کامل این نامه به شرح زیر است: جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات باسلام آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم . همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است . بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است ، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم .حوادث یکسال اخیر سرکوب ها بویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم . شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید . هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم ،برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟…واسفا بر حال او آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی ، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند ، به حکم سرکوب گران مردم ،آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها ،خانواده ها و بیت هایی است که در این یکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند ،من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی ،حملات بی رحمانه ی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان ، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند .بدتر ازهمه درد اسیری است . در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند . در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است ؟ اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند . یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری،صانعی ،دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است .شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده ،فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند ، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند ؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟ به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم ،اسیر اراذل و اوباش شده اند .اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت ، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمینگاه است . از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم . این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید.شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی ، قانون شکنی ، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است ،مشت ، باتوم ، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد. با ۷۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست نظرات پس از حملات اخير نيروهای لباس شخصی و بسيج به محل سکونت مهدی کروبي، گروهها و شخصيت های مختلف سياسی و فرهنگی ضمن ديدار با وی و يا صدور بيانيه هايی اين اقدام را محکوم کردند.در تازه ترين واکنش دکتر زهرا رهنورد، نويسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آيت الله صادق آملی لاريجانی ،رييس قوه قضاييه ضمن محکوم کردن اين حادثه از وی خواسته است که« پيش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .» متن کامل اين نامه به شرح زير است: جناب آيت الله لاريجانی رياست قوه قضائيه و قاضی القضات باسلام آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، اين نامه را با يک درخواست فوری برای شما بنويسم مسئوليتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمايند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئوليم . همچنين مولايمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کريم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پيکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگين ترين مسئوليتها را به وديعه نهاده است . بدين ترتيب است که هريک از ما مدعی العموم هستيم و دادستانی هستيم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بيدارمان که محصول روحی الهی است ، وظيفه داريم حق را بيان کنيم و داد مظلوم را بستانيم .حوادث يکسال اخير سرکوب ها بويژه هتاکی ها و شعبان بی مخيسم رايج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی ديگر بازگو کنم . شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهيد می توانيد يکبار برای هميشه زخمهای ملت را مرهم نهيد و از ريشه درمان کنيد . هنگامی که به مسئوليت قاضی القضاتی می انديشم ،برخود می لرزم، خدايا اين چه مسئوليت سنگينی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده اين مسئوليت برآيد خوشا به حالش و اما اگر از مسئوليت پرهيز کند يا بترسد؟�واسفا بر حال او آقای لاريجانی رياست قوه قضائيه و قاضی القضات در حاليکه به حکم طبيعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی ، در آشيانه هايشان آرميده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند ، به حکم سرکوب گران مردم ،آزاديخواهان و خانواده هايشان و بيوت علما و مبارزان و اخيرا مساجد نيزامنيت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها ،خانواده ها و بيت هايی است که در اين يکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشيانه قرار گرفته اند ،من مدعی العموم اين ملتم زيرا می دانم و ديده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرايی ،حملات بی رحمانه ی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگيری آزادی خواهان ، نه تنها آزادی بلکه حق حيات شهروندی خانواده هاست که پايمال می شود، به راستی چه مصيبتی به روزگار ملت وارد شده است . به جرم اينکه فردی اعتراضی به حاکميت دارد يا فردی از خانواده با حاکميت مخالف است ، خانه را زير و رو وکتابخانه و وسايل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ويران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست يافته و به حريم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگير کنند و در اين روند کودکان خردسال از ترس يا از فراق مادرانشان همچون بيد می لرزند يا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گيرند .بدتر ازهمه درد اسيری است . در زندان نيز مدام زندانيان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهديدی می کنند . در اين هجمه بی امان بسياری از زندانيان سياسی با اين روشها دستگير شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به اين سو و آن سو سرگردان بوده اند. کجای اين اقدامات اسلامی و انسانی است؟ يا نشانگر مدنيتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسيدن به آن تلاش کرده است ؟ اما حمله به خانه های شخصيتهای مخالف حاکميت اين زنجيره مخوف را تکميل می کند . يورش کينه توزانه و وحشيانه به بيت آقايان منتظري،صانعی ،دستغيب و امثالهم و اين بار نيز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکميل و صبر همه را به انتها رسانده است .شعبان بی مخيسم گويی روش ثابت نهادهای امنيتی و قضايی در اين يکساله اخير بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند. در چنين شرايطی چه انتظاری داريد که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سينه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسين و زهرا و حيدر در خوابگاه ها به دانشجويان حمله کرده ،فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حياط پرتاب می کنند يا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانيت تيراندازی می کنند ، اما آزادگان و مومنان حقيقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند ؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاريخ که انتهای اين جنگ به کجا خواهد کشيد؟ به تازگی در ديدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ايثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ويرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به ياد خيمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاريخ دردآور و گوش آشنايی که تکرار شده و چشم را نيز به آن وقايع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شيشه ها شکسته ،درها منهدم شده و ديوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری يکه و تنها که بر اثر ضربات زير مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهيب، فحش ها و اهانتهايی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سياه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و ديوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از اين همه شعبان بی مخيسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پيگيرش نبوده است در شگفت می ماند . چه خبر شده؟ آيا جنگ ايران وصدام است يا خانواده ای بی دفاع و مظلوم ،اسير اراذل و اوباش شده اند .اراذلی سيه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکميت ، تجهيز و روانه کارزار ناعادلانه و يکسويه خود با مدافعان حق ملت شده اند . برای قاضی القضات اين يکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمينگاه است . از شما انتظار می رود پيش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظيفه داد مردم بستاند . شما خوب می دانيد مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بين المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکميت � همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصيف آسانترين و هنگام عمل در زمره سخت ترين و پيچيده ترين اجرائيات است .تا کی بايد درمرگ قانون و قانون گرايی به سوگ بنشينيم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشيم . اين بار خواست من به عنوان مدعی العموم ريشه ای و بنيادی است .يکبار برای هميشه در رسانه ملی و ساير رسانه ها ظاهر شويد و شجاعانه همه اين رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنيد.شايد تا حدودی و البته نه کامل اين لکه ننگ شعبان بی مخی ، قانون شکنی ، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبديل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عين حال حيثيت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و انديشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکميت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنين زيستنی که طبيعی و به حق است ،مشت ، باتوم ، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد. با ۷۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات آقاي فلان، خانم بهمان، آيا مارهاي دوش ضحاك علي خامنه اي را نمي بينيد؟ آيا خون ملت ايران را بر دستهايش نمي بينيد؟ آيا ظلم به زندانيان و اسراي ملت را در سياهچالهاي ولايت فقيه نمي بينيد؟ آيا فقر و فلاكت ناشي از بيكفايتي و دزدي دولت مورد حمايت او را نمي بينيد؟ عيدتان مبارك. نماز و روزه هايتان قبول حق اما يادتان باشد كه اين ملت در كارنامه شما خواهند نوشت همراهي با دشمن ملت را. يادتان باشد كه نماز عيد فطر، پشت بي شرمترين ديكتاتور و فاشيست زمان، پشت سيد علي خامنه اي، هم دنيايتان را به باد ميدهد و هم آخرتتان را. با ۷۳ امتیاز و ۱۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی نظرات | |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر