هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 09/09/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ندای سبز آزادی: آیت‌الله سید محمدهاشم دستغیب، فرزند شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب (شهید محراب)، در سخنانی با تکذیب شدید دروغ‌پراکنی‌های اخیر علیه آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، خطاب به دروغ‌پردازان گفت: خجالت بکشید، چرا با شعور مردم بازی می‌کنید؟
به گزارش کلمه، پایگاه اطلاع رسانی حدیث سرو که اخبار تلاش‌های اخیر سرکوب‌گران برای فشار بر علمای مستقل و نواندیش شیراز را به خوبی پوشش می‌دهد، ساعتی پیش از سخنرانی شدیداللحن آیت‌الله سید محمدهاشم دستغیب علیه دروغ‌پردازان خبر داد. آیت‌الله سید محمدهاشم دستغیب، فرزند آیت‌الله شهید عبدالحسین دستغیب است که در مسجد جامع عتیق به اقامه نماز می‌پردازد.
بر اساس این گزارش، وی در سخنرانی امشب خود در این مسجد، با اشاره به پخش شایعاتی در سطح شهر علیه آیت الله سید علی‌محمد دستغیب، نماینده مجلس خبرگان، با اشاره به نامه‌ای جعلی که از سوی عوامل حمله اخیر به مسجد قبا در سطح وسیع در شهر شیراز منتشر شده، گفت: بنده بار اولی هست که این چیزها را می شنوم که شهید دستغیب با نوشتن نامه به آیت الله مشکینی از ایشان می خواهد که آیت الله دستغیب را از مسئولیت خلع کند! خوب بنده خدا سرو ته این نامه که بهم نمی خورد؟!
اشاره‌ی فرزند شهید محراب به تصویر نامه‌ای است که به تازگی در برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های حامی دولت درج شده، و در آن نامه‌ای با امضای شهید دستغیب خطاب به آیت‌الله مشکینی آمده است که در آن، این عالم بزرگوار به پیمودن خط انحرافی متهم می‌شود و درخواست عزل او از حاکم شرعی مطرح می‌شود!
اما فرزند شهید محراب شیراز در سخنرانی خود درباره این نامه سراسر کذب، گفت: اخیرا یک عده ای در شهر شیراز اقدام به پخش شایعاتی کرده اند. امروز یک نامه ای را به دست بنده دادند که آقای دستغیب (آیت الله سید علی محمد دستغیب) فلان مطلب را درباره حاکمیت گفته است و می خواهیم برکنارش کنیم و شهید دستغیب هم در آن زمان موافق ایشان نبود و به آیت الله مشکینی نامه می نویسد، و جنابعالی زحمت بکشید و زیر این نامه را امضاء کند.
به گزارش کلمه، آیت‌الله محمدهاشم دستغیب خاطرنشان کرد که در جواب این مدعیان گفته است: بقول آن بنده خدا آنجای آدم دروغگو! بنده که پسر شهید دستغیب هستم و مرتب با ایشان حشر ونشر داشتم، مخصوصا در پیروزی انقلاب و جایی نبود که ایشان حضور داشته باشد و بنده در آنجا نباشم، یکی از شایعات همین نامه نوشتن شهید دستغیب به آیت الله مشکینی مبنی بر عدم کفایت آیت الله دستغیب هست.
فرزند شهید محراب ادامه داد: بنده بار اولی هست که این چیزها را می شنوم که شهید دستغیب با نوشتن نامه به آیت الله مشکینی از ایشان می خواهد که آیت الله دستغیب را از مسئولیت خلع کند؟! خوب بنده خدا، سر و ته این نامه که به هم نمی‌خورد! و آن وقت می‌گویی نامه محرمانه بوده است؟! تو چه کاره بودی که آقای مشکینی نامه را به تو نشان داد؟ و مطلب دیگر که از آن دروغگویی این آقایان مشخص می شود، این است که در پایان نامه امضای شهید دستغیب را اینطور نوشته‌اند: سید عبد الحسین دستغیب!! در حالی که امضای شهید دستغیب این است: الاحقر عبدالحسین دستغیب الحسینی.
وی افزود: کسانی که این نامه را به دست من دادند، آن را با چاپی بسیار عالی و درجه یک ارائه کردند. خوب بنده خدا، می‌دانی که پول چاپ یک همچین کاغذی چقدر است؟ از کجا آورده ای؟ از پولهای حلال و طیب آورده ای؟! خجالت بکشید، چطور دارید با شعور مردم بازی می کنید؟ بالاخره یکی دو نفر گول بخورند، سومی می فهمد. برای چه این کار را می کنید؟ لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
آیت‌الله محمدهاشم دستغیب در ادامه سخنانش با اشاره به اظهارات برخی مبنی بر اینکه مسجد قبا مسجد ضرار است، گفت: برای چه این مسجد را را ضرار می نامید؟! تا دیروز مسجد جبهه و جنگ و شهداء بود، حالا شده مسجد ضرار؟! بنده و جنابعالی حواسمان باشد گول اینها را نخوریم. می آیند، به مسجد حمله می کنند و آتش می زنند و خراب می کنند به اسم اینکه مسجد ضرار است. خوب تو کی هستی که تشخیص می دهی این مسجد ضرار است؟ لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
ایشان با اشاره به اینکه در این انقلاب مشروطه با وجود اختلاف سلایق بین سران مشروطه، دیده یا شنیده نشد که مسجد یکدیگر را هتک کنند، خطاب به مهاجمان گفت: مسجد خانه خداست، برای چه درب و پنجره اش را می شکنی؟ سوره فیل و آن جریانات حمله به خانه خدا را بخوانید: (أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ.أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ.وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ.تَرْمِیهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّیلٍ.فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ: آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران [= لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند] چه کرد؟!آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟! و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد،که با سنگهاى کوچکى آنان را هدف قرارمى‏دادند؛سرانجام آنها را همچون کاه خورده‏شده (و متلاشى) قرار داد!) خوب چطور یک عده‌ای حقایق را وارونه جلوه می‌دهند؟!


 


ندای سبز آزادی: سید مصطفی تاجزاده که بیست و پنج روز از بازداشت مجددش پس از شکایت از کودتاگران نظامی می گذرد، روز سه شنبه در ملاقات با همسرش پس از اطلاع از حمله مهاجمان در شب های قدر به منزل آقای کروبی، به شدت متأثر شد و این اقدام وحشیانه را محکوم کرد و پایداری و استقامت ایشان را ستود و گفت: این گونه اقدامات که طی یک سال گذشته مسبوق به سابقه بوده، روز به روز و همین روش ها ماهیت کودتاچیان انتخاباتی را برای عموم مردم آشکار می کند.
به گزارش کلمه او در این دیدار اجرای بدون تنازل قانون اساسی را خواست رهبران جنبش آقایان خاتمی، کروبی و موسوی دانست و گفت: سمبل اجرای بدون تنازل قانون اساسی برگزاری انتخابات آزاد است که نهایتا اقتدارگرایان را وادار به تمکین این خواست اساسی و رعایت مقدمات و الزاماتش می کند.
تاجزاده همچنین آزادی اندیشه، بیان ، قلم، احزاب، مطبوعات و تجمعات و همچنین بازگشت نظامیان به پادگان ها و بی طرفی صدا و سیما و سایر نهادهای دولتی و عمومی را از دیگر ملزمات اجرای بدون تنزل قانون اساسی ذکر کرد که نهایتا منجر به بازگشت حق تعیین سرنوشت به ملت ایران خواهد شد.


 


ندای سبز آزادی: مهدي كروبي در نامه اي به ملت ايران، پرده از حوادث شب هاي قدر و حمله به منزلش برداشت. به گزارش سحام نيوز مهدي كروبي در بخش هايي از اين نامه آورده است « امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند »
وی همچنين در بخش ديگري از اين نامه خطاب به اقتدار گرايان گفت « الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند » 

به گزارش سحام نیوز متن كامل اين نامه بدين شرح است:

بسمه تعالی
ملت شریف و آزاده ایران

شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند.
ملت صبور ایران
ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند.
دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و هویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند.
مردم شریف ایران
اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد. و البته آنکه با آزادی انسان پیمان بندد را چه باک که بر سر این پیمان جان به جان آفرین نیز تسلیم کند و از این زندان سکندر رخت بر بندد و تا ملک سلیمان دست افشان و پای کوبان برود. اما آنها را ببین که خیال می کنند با این نمایش های مبتذل و ارعاب های کودکانه، کروبی را از میدان به در می کنند و او از ترس مرگ تب می کند؛ حال آنکه او صبر و استقامت را در رکاب خمینی کبیر آموخته است و جوانی اش را با او، در کنار او و با آرمان های او به پیری رسانده است، و امیر الحاج خمینی و نماینده وی در سرپرستی و نگهداری فرزندان شهدای انقلاب اسلامی ایران بوده است. عده ای از خدا بی خبر گمان می کنند که مهدی کروبی می تواند انحراف انقلاب اسلامی را شاهد باشد و دم بر نیاورد و اسلام را ذلیل ببیند و با ارعاب به کنجی بخزد و عافیت بجوید. چه کوته فکرند که چنین گمان باطل می برند. فکر می کنند با حمله به مساجد وخانه بزرگان، زندانی کردن یاران خمینی کبیر،به زنجیر کشیدن نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و روشنفکران خیر اندیش وایجاد رعب و وحشت در زندان ها و جامعه، می توانند در برابر نسیم بهاری و شکوفائی اجتماعی ایران سد و مانعی ایجاد کنند؟آنها البته ترسیده اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همینروست که راه ارعاب پیش گرفته اند. چرا که آنکه می ترسد، می ترساند.
مردم آزادیخواه ایران
ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت،و سر در گمی و عدم برنامه ریزی ای حکم فرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند و بارزترین نمونه آن همین حمله های ناشیانه و به بند کشیدن خبرگان و نخبگان این ملت است. در ماجرای حملات وحشیانه شب های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سیاسی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند. اما وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند. آنچنان ناشیانه می خواهند دروغ را با دروغ پاک کنند که نمی توانند دم خروس تزویرشان را از پس پشت قسم حضرت عباس خوردن های شان پنهان نگه دارند. و البته این عاقبت مکرکنندگان است که خدا مکر انها را به خودشان برمی گرداند.
ملت شریف ایران
در پایان وظیفه خود می دانم از عزیزانی که از سراسر ایران و دنیا با تماس ها و رفت و آمدها و پیگیری های مکررشان جویای سلامتی بنده و خانواده ام شدند و همچنین از همسایگان مهربانی که صبورانه عربده کشی های مشتی از خدا بی خبر را شنیدند و تحمل کردند، تشکر و عذرخواهی کنم؛ و همچنین باید که از وظیفه شناسی و درایت محافظین خود و در رأس آنها جناب سرهنگ یاری که شدیداً مورد ضرب و شتم قرار گرفت و اکنون در محاصره کامل قرار دارد و از دیدار و ملاقات و گفتگو و حتی مراجعه به پزشک قانونی برای گرفتن طول درمان محروم شده است قدردانی کنم و از خدای بزرگ عقلانیت و درایت را برای آمران و آگاهی و بصیرت را برای مهاجمان مسئلت کنم.
ما با نشاط و امیدوار به لطف پرودگار، راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند. چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود: راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی.
سبحانك انت الذي لا اله الا انت اني كنت من الظالمين
مهدی کروبی
17/6/1389
 


 


ندای سبز آزادی: یکی از زندانیان سیاسی زندان وکیل آباد مشهد با نگارش نامه ای ابعد تازه ای از اعدام های گروهی در این زندان را منتشر نموده است. در بخش هایی از این نامه آمده است « حدودا ساعت 6 به سمت محل اعدام که در راهرو ورودی ملاقات شرعی و حضوری است حرکت می کنند. راهرویی بدون سقف که طناب ها که با نام افراد مشخص شده به تیر آهن های خارج شده از سقف ساختمان کنار راهرو آویزان شده و همه اعدامی ها که از دسته های 15 نفری تا 70 نفری تا کنون بوده اند همزمان چهارپایه ها توسط گارد مخصوص زده می شود ، زیر پایشان خالی می شوند و با هم اعدام می گردند، اعدام دسته جمعی و پایان زندگی »

متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است : 

در زندان وکیل آباد مشهد فجایعی به وقوع می پیوندد که سبعیت آن توصیف ناپذیر است. اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد مشهد رمزآلودترین و مخفی ترین بند زندان وکیل آباد مشهد بوده که با چیدن پتو در ورودی اندرزگاه در هنگام بازرسیهای بین المللی به عنوان انبار پتو معرفی می گردد و کمتر کسی اطلاعاتی دقیق از وضعیت آن دارد. اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد مشهد شامل 4 بند به ترتیب:

 

بند 101: محکومین به اعدام به جرم فروش مواد مخدر بیش از 500 نفر

بند 102: اکثرا محکومین به قصاص، 300 نفر و دیگر جرائم حدود 250 نفر

بند 103: بند جوانان 18 تا 25 سال با جرائم سرقت،زنا، فروش مواد مخدر، حدودا 600 نفر

بند 104: جرائم سرقت، مواد مخدر، زنا، 25 ساله ها به بالا حدودا 600 نفر

 

در هر یک از بندهای 102، 103 و 104 حدودا 200 نفر محکومین به اعدام هستند که با تایید حفاظت زندان از بند 101 به آنجا منتقل شده اند.

 

بند 101 زندان وکیل آباد مشهد حساس ترین بند زندان است. تدابیر شدید امنیتی بر آنجا حکمفرماست. برخلاف دیگر بندهای زندان بند 101 با درب دوجداره ی آهنی که قابل رویت از بیرون به داخل بند نیست مسدود گشته و تردد افراد به ندرت و با هماهنگی حفاظت زندان صورت می گیرد. افراد حاضر در این بند برای تماس تلفنی تنها با شماره هایی می توانند تماس بگیرند که حفاظت زندان آن را قبلا تایید کند...آنهم هر یک روز در میان 5 دقیقه. حکم اعدام به هیچ کدام از آنان حتی وکلا و خانواده هایشان ابلاغ کتبی نمی گردد و فقط شفاها به آنان در دادگاه انقلاب و یا توسط یکی از مامورین زندان به آنان ابلاغ می گردد.این در حالیست که هیچ کدام از آنان از زمان اجرای احکام خویش مطلع نیستند و در هر تاریخ نامشخص اجرای احکام اعدام، همه باید خود را مرده حساب کنند. یعنی افراد قبل از اعدام در ذهنشان بارها اعدام می شوند. در فاصله ی بین تیرماه 88 الی فروردین 89 نزدیک به 250 نفر در زندان وکیل آباد مشهد اعدام گشته اند. مرداد ماه سال هشتاد وهشت 68 نفر ،آبان ماه سال هشتاد وهشت 40 نفر، دی ماه سال هشتاد وهشت 30 نفر، اواخر بهمن ماه سال هشتاد وهشت 88 تقریبا 20 نفر و فروردین 89 بیشتر از 50 نفر.

 

این ارقام جدای زنانی است که در هر سری از بند نسوان اعدام می شوند ،که از رقم حقیقی آن اطلاعی در دست نیست و همچنین جدای از تعداد زندانیانی است که از شهرستان های اطراف مشهد خصوصا تربت حیدریه و فریمان که جهت اجرای حکم اعدام به زندان وکیل آباد مشهد در این مدت منتقل شده اند.

 

همچنین در مرداد سال 89 هر هفته و در 4 نوبت اعدام گروهی و دسته جمعی در رقمی حدود 70 نفر در هر سری اعدام شده اند:در تاریخ چهارشنبه 13 مرداد هشتاد و نه 70 نفر و تاریخ چهرشنبه 27 مرداد 67 نفر اعدام شده اند. در دو تاریخ 6 و 19 مرداد نیز رقمی بین 60 تا 70 نفر اعدام شده اند که البته آمار دقیق همچنان نامشخص است.

 

شاید توصیف لحظه های اعدام ما را با گوشه ای از این رنج عظیم آشنا کند. هر دو یا سه ماه همه منتظرند که بار دیگر در روزی نامشخص اجرای احکام اعدام اتفاق افتد ناگهان در روزی ازهمین روزها در حدود ساعت 4 عصر تلفن در کل زندان بر خلاف روال معمول قطع می گردد. هواخوری ها تخلیه می شوند، افراد به داخل بندها و سپس به داخل اتاق ها هدایت می گردند. تردد در تمام زندان متوقف می گرددو در این لحظه همه می دانند که اعدام دسته جمعی دیگری به وقوع می پیوندد. رنگ ها پریده، قلب ها پرتپش، محکومین به اعدام اکثرا بهت زده، عده ای در حال اشک ریختن آرام و بی صدا، و دیگرانی که با آنان همدردی می کنند. همگی آرامند و سکوت مطلق حکم فرماست. عده ای از محکومین به اعدام بی آنکه بدانند نامشان در لیست اعدامیان این سری از اعدام ها قرار دارد یا نه همچون دفعات گذشته با آرامشی از سر استیصال لباس های سفید اتو کشیده می پوشند و خود را آماده ی مرگ می کنند تا هنگام تحویل اجساد به خانواده هایشان نشان دهند که کاملا آرام بوده اند شاید کمی تصلی بخش دردهای آنان باشند و چهره هایی که نفرت نسبت به این همه زشتی و قساوت در وجودشان موج می زند چه محکومین اعدام و چه دیگر زندانیان.

 

آری محکومین به اعدام همه آماده اند اما نمی دانند این بار نوبت کیست. ناگهان با ورود رییس زندان، مسوول حفاظت زندان و دادستان مشهد نامها خوانده می شوند. چاره ای نیست جز خروج و روانه شدن به سوی سرنوشتی که قطعا ناعادلانه است اما سرنوشت است. عده ای بیرون می آیند مستاصل با نگاهی نگران از آینده ی همسر و فرزندانشان، عده ای حتی توان بلند شدن ندارند. گریه می کنند و ناخودآگاه از ترس ادرار می کنند بعد از جمع آوری افراد آنها را برای غسل به بند 6/1 ،بند مخصوص حفاظت(تحت نظر کامل حفاظت اطلاعات زندان)، منتقل می کنند.در آنجا در سوییت های تنبیهی کثیف، 6 یا 7 نفر وارد می شوند تا غسل کنند. و بعد آنها را در انبار بند 6/1 جمع می کنند تا وصیت نامه بنویسند. گریه ها به فریاد تبدیل می شود، عده ای هم ساکت اند و بی رمق و عده ای هم با فریاد خدا را صدا می کنند و از او می خواهند خانواده شان را نگهدار باشد. اگرچه از حق خویش برای ملاقات عزیزانشان برای آخرین بار محرومند اما عکس فرزندانشان را می بوسند و در لای کاغذ وصیت نامه می گذاردند تا از طریق دوستانشان یا مسوولین زندان هنگام تحویل وسایلشان به خانواده ها داده شود. حدودا ساعت 6 به سمت محل اعدام که در راهرو ورودی ملاقات شرعی و حضوری است حرکت می کنند. راهرویی بدون سقف که طناب ها که با نام افراد مشخص شده به تیر آهن های خارج شده از سقف ساختمان کنار راهرو آویزان شده و همه اعدامی ها که از دسته های 15 نفری تا 70 نفری تا کنون بوده اند همزمان چهارپایه ها توسط گارد مخصوص زده می شود ، زیر پایشان خالی می شوند و با هم اعدام می گردند، اعدام دسته جمعی و پایان زندگی...تا چند روز بعد از این اتفاق زندان در سکوت، بی رمقی و غم فرو می رود. فردای آن روز از طرق مختلف خانواده ها مطلع می گردند و پس از پرداخت هزینه ی طناب دار، عزیزانشان را تحویل می گیرند.

 

این تنها گوشه ای از واقعیات تلخی بود که به تصویر کشیده شد.

 

 


 


ندای سبز آزادی: همزمان با انتشار خبر تکذیب استعفای متکی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خواستار آن شد که ماموریت نمایندگان ویژه احمدی‌نژاد در عرصه بین الملل صرفا در حد مشاوره و کمک به وزارت خارجه محدود شود.
به گزارش مهر، علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه وزارت امور خارجه باید به صورت متمرکز مسئول سیاست خارجی کشور باشد، گفت: موضوع سیاست خارجی یکی از حساس ترین مسائل کشور است و باید به صورت متمرکز در دست دستگاه مسئول آن یعنی وزارت امور خارجه باشد.
وی با اشاره به سخنان رهبری مبنی بر پرهیز از موازی کاری در عرصه سیاست خارجی تاکید کرد: به همین دلیل است که مقام معظم رهبری به این نکته پرداخته اند و به لحاظ قانونی و ساختار نظام نیز وزارت خارجه مسئول انجام وظایف مربوط به سیاست خارجی کشور است و وزیر این وزارتخانه نیز در مقابل مجلس پاسخگو است.
بروجردی در بیان اینکه نمایندگان ویژه احمدی‌نژاد از چه اختیارات و تخصصی باید برخوردار باشند، افزود: نمایندگان ویژه رئیس جمهور می توانند به عنوان مشاور و کسانی که نظر خود را به صورت مشاوره ارائه می دهند با وزارت امور خارجه همکاری کنند.
رئیس کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس تاکید کرد: اصل و مبنا در سیاست خارجی باید بیانات رهبری باشد و نمایندگان ویژه باید در حد مشورت در این حوزه دخالت کنند.
وی تاکید کرد: درعرصه سیاست خارجی و تعیین نمایندگان ویژه رئیس جمهور باید کار به گونه ای انجام شود که فعالیت های مربوط به صورت متمرکز در وزارت خارجه انجام شود و در این زمینه موازی کاری به هیچ وجه صورت نگیرد.
از سوی دیگر امروز سخنگوی وزارت امور خارجه خبر استعفای منوچهر متکی را که در برخی رسانه منتشر شده بود، بی پایه و اساس خواند و آن را تکذیب کرد.
به گزارش ایرنا، رامین مهمانپرست افزود: منابع خبری که بیشتر در تلاشند تا منافع دشمنان کشورهای منطقه را تامین کنند دائما به فکر ایجاد اختلاف داخل کشورهای اسلامی و تضعیف این کشورها در مقابل تهدیدهای رژیم صهیونیستی هستند.
وی اظهار کرد: این منابع خبری ، خیال ایجاد اختلاف بین مسوولین و مدیران دولتی در جمهوری اسلامی ایران را در سر می پرورانند که بهتر است به این شیوه غیراخلاقی خود خاتمه دهند.


 


ندای سبز آزادی: وزیر امور خارجه آمریکا اظهار داشت که تلاش برای هتک حرمت مقدسات اسلامی در آستانه سالگرد حادثه 11 سپتامبر اقدامی “شنیع و بی‌شرمانه” است.
به گزارش مهر به نقل از الجزیره، هیلاری کلینتون به صف مخالفان هتک حرمت به مقدسات اسلامی از جمله قرآن کریم پیوست.
وی در ضیافت افطار که با حضور برخی شخصیت‌های اسلامی برگزار شد اظهار داشت که هتک حرمت به مقدسات اسلامی اقدامی “شنیع و بی‌شرمانه” است و آمریکا از زمان تاسیس خود همواره به ادیان مختلف احترام گذاشته است.
در همین حال شماری از نمایندگان ادیان آسمانی در آمریکا با “اریک هولدر” وزیر دادگستری این کشور دیدار کردند و از وی خواستند که اقدامات قاطعانه‌ای را علیه کسانی که به مقدسات اسلامی توهین می‌کنند اتخاذ کنند.
همچنین “دیوید پترائوس” فرمانده نظامیان آمریکا در افغانستان نیز اخیرا به عواقب هتک حرمت به مقدسات اسلامی هشدار داد.
اخیرا “تری جونز” یک کشیش آمریکایی در ایالت فلوریدا اسلام را مسئول حوادث 11 سپتامبر دانست و خواستار آتش زدن قرآن در آستانه نهمین سالگرد ۱۱ سپتامبر شد


 


ندای سبز آزادی: نیروهای امنیتی با بازداشت هفت ساعته خانواده آسا از ملاقات این خانواده با میرحسین موسوی ممانعت به عمل آوردند.
به گزارش هرانا، نیروهای امنیتی با بازداشت تمامی اعضای این خانواده و بازجویی هفت ساعته و تهدید آن‌ها از ملاقات این خانواده با میر حسین موسوی و زهرا رهنورد جلوگیری کردند.
خانواده کیانوش آسا در ماه های اخیر تحت فشارهای مختلفی از سوی حاکمیت قرار گرفته به طوری که برادر این جانباخته تا کنون دوبار توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شدند و به مدت دو ماه نیز در زندان اوین در بازداشت موقت به سر برده است.
کیانوش آسا از دانشجویان معترض به نتیجه انتخابات بود او در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز سه تیر ماه همان سال، در سردخانهٔ پزشکی قانونی توسط خانواده‌اش شناسایی شد. آسا در اثر اصابت دو گلوله کشته شده بود.


 


ندای سبز آزادی: نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر، امروز چهارشنبه طی یک تماس تلفنی با خانواده‌اش از سلامت خود خبر داد.
به گزارش جرس، ستوده در این تماس تلفنی مختصر، از سلامتی خود خبر داده و به احوالپرسی کوتاهی با همسر و فرزند ده ساله‌اش اکتفا کرده است. وی شنبه‌ گذشته، ۱۳ شهریور ماه در پی احضار به دادسرای مستقر در اوین، بازداشت شد. منزل و محل کار وی، هفته‌ پیش از بازداشت هدف بازرسی نیروهای امنیتی قرار گرفته بود که در جریان آن، بخشی از اسناد و مدارک و کیس کامپیوتر وی، همسر و فرزندانش ضبط شد.
ستوده، کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل وکیل بسیاری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی و متهمان بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات ۲۲خرداد ازجمله عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی و حشمت‌الله طبرزدی و نیز وکیل و همکار شیرین عبادی، در کانون مدافعان حقوق بشر است.
نسرین ستوده، همچنین برنده جایزه حقوق بشر، کمیته بین‌المللی حقوق بشر ایتالیا در سال ۲۰۰۸ است.


 


ندای سبز آزادی: شورای فعالان ملی – مذهبی با صدور بیانیه ای حمله به منزل مهدی کروبی را محکوم کردند ،فعالان ملی مذهبی با اشره به عملکرد نیرو انتظامی در تامین امنیت شهروندان اینگونه آوردند « در جمهوری اسلامی حمل سلاح سرد در هر گونه تظاهر اجتماعی و کشف آن توسط نیروهای امنیتی – انتظامی می‌تواند اتهام محاربه را متوجه حامل آن کند. پس چگونه است که عده‌ای با سلاح‌های گرم و سرد، بدون هیچ گونه واهمه‌ای، آشکارا امنیت شهروندان را سلب می‌نمایند و دستگاه امنیتی – انتظامی به نظاره می‌نشیند. »

متن کامل این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است :

به نام خدا
پس از آنکه حجت‌الاسلام مهدی کروبی اعلام نمود که همانند سال‌های گذشته در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهد نمود، محل مسکونی ایشان عرصه تاخت و تاز گروهی هتاک خشونت‌ورز قرار گرفت. صحنه‌هایی که این جماعت آفریدند و به صورت مشروح در صدر خبرهای جهانی قرار گرفت، نیاز به تشریح مجدد ندارد، ولی یکبار دیگر جامعه مدنی ایران را در برابر پرسشی مأیوس‌کننده قرار داد که از همین زاویه نیاز دیدیم تا نگرانی‌هایمان را با همگان در میان گذاریم:
1- محوری‌ترین وظیفه یک سیستم حکومتی – به ویژه در عصر حاضر – برقراری و تضمین امنیت برای کسانی است که تحت حاکمیت آن زیست می‌کنند، گر چه امروزه مفهومی تحت عنوان «شهروندی» وجود دارد که حقوقی به مراتب فراتر از تضمین امنیت افراد جامعه را مد نظر قرار داده است. اگر حاکمیتی از این وظیفه اصلی خود سر باز زند و یا ناتوان از برقراری آن باشد، اصولا فلسفه وجودی‌اش چه خواهد بود؟
در جمهوری اسلامی حمل سلاح سرد در هر گونه تظاهر اجتماعی و کشف آن توسط نیروهای امنیتی – انتظامی می‌تواند اتهام محاربه را متوجه حامل آن کند. پس چگونه است که عده‌ای با سلاح‌های گرم و سرد، بدون هیچ گونه واهمه‌ای، آشکارا امنیت شهروندان را سلب می‌نمایند و دستگاه امنیتی – انتظامی به نظاره می‌نشیند. شک نیست که دستگاه امنیتی – انتظامی از حمله به خانه آقای کروبی و نیز مسجد قبا و حسینیه آیت‌الله دستغیب مطلع بوده و قادر به جلوگیری ازین حملات؛ ولی آنچه باعث حیرت است عدم تمایل آن دستگاه به حفاظت از مکان‌های مذکور است. این جاست که آن پرسش مأیوس‌کننده مطرح می‌گردد که قدرتی که دستگاه امنیتی - انتظامی‌اش حفظ امنیت اماکن را به صورت دلخواه و گزینشی انجام می‌دهد، آیا اصولا درکی از حقوق ملت و حقوق شهروندی دارد؟ و آیا اصولا اعتقادی به اصول 22 و 36 قانون اساسی در خود احساس می‌کند؟
2- شهروندانی که مورد هجوم قرار گرفتند و حریم امنیت‌شان دریده شد، شهروندانی ساده نبودند. حجت‌الاسلام کروبی و آیت‌الله دستغیب در گذشته از کارگزاران و حتی مؤسسان مهم این نظام بوده‌اند. اگر دستگاه امنیتی –
انتظامی در قبال یورش به آنان و شکستن حریم خصوصی‌شان مسئولیتی در خود احساس نمی‌کند، کدام شهروند عادی تابع این حاکمیت می‌تواند احساس امنیت کند؟
3- شاید یورش به مکان‌های مذکور و شکستن حریم امنیتی ساکنان آنها در آستانه روز قدس و برگزاری مانور نیروی انتظامی در روز قبل از روز قدس به منظور ارعاب طرفداران جنبش سبز جهت جلوگیری از تحرک آنها صورت گرفته باشد
و بیانیه سپاه محمد رسول‌الله و اظهار نظر فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر بدسلیقگی همکاران برای انتخاب روز مانور نیروی انتظامی بعد از روز قدس که بر درکی نادرست از سطح شعور ملی استوار است، نمی‌تواند واقعیت را تغییر
دهد.
هستند هنوز حکومت‌های غیردموکراتیکی که فعالیت مخالفان خود را محدود می‌کنند و مانع فعالیت سران مخالف می‌شوند ولی حتی بی‌پرواترین آنها می‌کوشد که عملیات تهدید و تحدید مخالفان را در چارچوب اقدامات قانونی و
توسط ضابطان و مجریان قانون انجام دهد تا حرمت قانون در جامعه حفظ گردد. این که مشتی افراد کاملا قابل شناسایی با حرکاتی مبتذل به اعمال محدودیت علیه مخالفان بپردازند، چیزی از حرمت قانون در جامعه بر جای نخواهد
گذاشت. همان گونه که هیچ کس آنها را نیروی مردمی نخواهد پنداشت. با محکوم کردن این عمل توسط سپاه، چرا باز این عوامل شناسایی نمی‌شوند؟
4- انعکاس چنین اعمالی در صفحات خبری در جهان، به راستی چه تصویری از وضعیت جامعه و حاکمیت ایران را بازتاب می‌دهد و تأثیر این تصویر در آینده روابط ایران با جهان چگونه خواهد بود؟
در پایان ما ضمن محکوم کردن این اقدامات خلاف قانون، اخلاق و انسانیت؛
صداقت و شجاعت آقای کروبی در ایستادگی مسالمت‌آمیز و قانونی بر حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، همانند دفاع صمیمانه سالیان گذشته ایشان از حقوق کلیه زندانیان سیاسی از طیف‌های مختلف فکری و سیاسی را تحسین کرده و از عقلای مملکت می‌خواهیم بر این آموزه الهی تاریخ بیش از پیش تأمل کنند که:
«الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم».

شورای فعالان ملی - مذهبی
16/6/1389


 


ندای سبز آزادی: پس از حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، گروهها و شخصیت های مختلف سیاسی و فرهنگی ضمن دیدار با وی و یا صدور بیانیه هایی این اقدام را محکوم کردند.در تازه ترین واکنش دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آیت الله صادق آملی لاریجانی ،رییس قوه قضاییه ضمن محکوم کردن این حادثه از وی خواسته است که« پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .»

به گزارش کلمه متن کامل این نامه به شرح زیر است:

جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات
باسلام
آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم .
همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است .
بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است ، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم .حوادث یکسال اخیر سرکوب ها بویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم .
شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید .
هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم ،برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟…واسفا بر حال او
آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات
در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی ، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند ، به حکم سرکوب گران مردم ،آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند.
دادخواهی من برای انسانها ،خانواده ها و بیت هایی است که در این یکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند ،من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی ،حملات بی رحمانه ی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان ، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است .
به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند .بدتر ازهمه درد اسیری است . در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند . در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند.
کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است ؟
اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند .
یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری،صانعی ،دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است .شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند.
در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده ،فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند ، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند ؟
امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟
به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند .
چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم ،اسیر اراذل و اوباش شده اند .اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت ، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند .
برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمینگاه است .
از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند .
شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم .
این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید.شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی ، قانون شکنی ، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است ،مشت ، باتوم ، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد.


 


ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور عریضه بیست و چهارم خود را با طعم گناه منتشر کرد ، همسر تاج زاده در این نامه خطاب به دادستان از برکات ماه رمضان و مهمانی خدا گفته و تعجب و افسوسش را نسبت به عملکرد حاکمیت در این ماه عنوان کرده است. در گوشه ای از این یاداشت آمده است « من هنوز دلم می خواهد این حقایقی که طی این یک سال و چند ماه برایم روشن شده یکک ظنّ و گمان باشد که بتوانم از آن حذر کنم ولی متأسفانه دیگر کار از کار گذشته و گویی هیچ چیز پنهانی وجود ندارد. دوست داشتم همه آن چه به چشم دیدیم و شنیدیم خواب و رؤیای زشتی باشد که آدم بعد از بیدار شدن با چند نفس عمیق و خوردن هوای تازه از سرش بپرد و برود پی کارش ولی افسوس که همه چیز در بیداری رخ داد و آدم ها با چشم باز کردند آن چه نباید می کردند. »

متن کامل عریضه بیست و چهارم که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم وفّر حظّی فیه من النوافل و اکرمنی فیه باحضارالمسائل وقرّب فیه وسیلتی الیک من بین الوسائل. یا من لایشغله الحاح الملحّین

عریضه بیست و چهارهم در بیست و هشتم رمضان المبارک
از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی
به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان
ما دیگر دارم از خودمان ناامید می شویم. خیلی دلمان می خواست این ماه برایمان ماه خودسازی باشد. ماه پاکی و تطهیر روح و روان. همه چیز را خوب دیدن و همه کس را خوب دیدن و خوب بودن و ... امساک در خوردن و آشامیدن که کاری ندارد آن چه سخت است و نیاز به تمرین و مرارت دارد، دوری از گناه است. گناهان کبیره و صغیره. همین گناهان کبیره که متأسفانه کثرت ارتکابش توسط مسئولین و حکمروایان و کارگزاران حکومتی قبح و حرمتش را در جامعه اسلامی ما شکسته: دروغ، تهمت، افترا، غیبت، قتل نفس. یکی از گناهانی که خداوند ما را از آن نهی کرده و خیلی هم به نظر نمی آید و مهم انگاشته نمی شود، ظنّ است: «انّ بعض الظّن اثم» ما در این ماه مبارک خیلی سعی کردیم از ظنّ بد اجتناب کنیم. همه اش خیالات خوب بکنیم. بگوییم خیر است انشاء الله. لابد نیتشان خیر است و این همه کژی و نقص و عیب و زشتی و پلشتی دراثر ندانم کاری و غفلت است. سهوی است. روشنگری که بشود پرده های فریب که کنار بروند، حقیقت با همه زیباییش رخ می نماید. ولی وقتی الحاح ملحّین را در ادامه شیوه های غیرمعقول و غیر قانونی و غیرمنطقی می بینیم دیگر ظنمان تبدیل به یقین می شود که خداوندگار رمضان اراده اش بر هدایت بندگان خاطی و طاغی اش تعلق نگرفته؟! ولی خداوند که مهربانترین نسبت به بندگان خود است نمی تواند چنین خواستی نداشته باشد. پس این بندگان خاطی و مذنب به یقین، خود تن به توبه و بازگشت نداده اند وگرنه این خوان نعمت برای همه گسترده شده بود و در به روی کسی بسته نبود. چرا بعضی ها نیامدند سر این سفره بنشینند با مهربانی کنار سایر میهمانان؟ مگر می شود عده ای دعوت نشده باشند؟ مگر می شود خدا کسی را پشت درب گذاشته باشد؟ چرا عده ای جاماندند؟ می دانید آقای دادستان! خدا نسبت به بعضی بندگانش که به هم نوعانشان ستم می کنند محبتی ندارد. دوستشان ندارد. این را در یک عریضه دیگر هم نوشته بودم. «انّ الله لایحب الظالمین» شاید مثل پدری که دوست ندارد یک فرزندش برفرزند دیگر تعدّی و ستم روا دارد و اگر چنین شود بر آن برادر متعدّی خشم می گیرد. راستش گاهی از این که خداوند تحت هیچ شرایطی حق الناس را نمی بخشد، از ته دل شاد می شوم. آخر ما انسان ها ضعیفیم و گاهی مصالح جمع و حتی خودمان را تشخیص نمی دهیم و ممکن است فریب الحاح ملحّین را بخوریم و از حق خود بگذریم در حالی که بواقع آن حق مردم بوده و ما تشخیص نداده ایم. درست مثل خود من که تا دیروز نزدیک بود براثر اصرار مدیرعامل خبرگزاری دروغپرداز دولتی، ایرنا، شکایتم را از او پس بگیرم. چون کودکانه تصور می کردم متنبه شده اند و دست از ارتکاب گناهان کبیره «دروغ و غیبت» برمی دارند.
آقای دادستان
من هنوز دلم می خواهد این حقایقی که طی این یک سال و چند ماه برایم روشن شده یکک ظنّ و گمان باشد که بتوانم از آن حذر کنم ولی متأسفانه دیگر کار از کار گذشته و گویی هیچ چیز پنهانی وجود ندارد. دوست داشتم همه آن چه به چشم دیدیم و شنیدیم خواب و رؤیای زشتی باشد که آدم بعد از بیدار شدن با چند نفس عمیق و خوردن هوای تازه از سرش بپرد و برود پی کارش ولی افسوس که همه چیز در بیداری رخ داد و آدم ها با چشم باز کردند آن چه نباید می کردند.

 


 


ندای سبز آزادی: دوشنبه شب اصلاح طلبان سرتاسر گیلان در مهمانی افطاری در رشت حضور یافتند . این مهمانی که به دعوت یکی از اصلاح طلبان نامی رشت برگزار شده بود با تهدیدات نیروهای امنیتی برای عدم برگزاری روبرو بود.


 


ندای سبز آزادی: علی مطهری نماینده تهران در نطق میان دستور امروز خود با بیان اینکه مجلس برای جلوگیری از انحراف دولت‌هاست، دولت دهم را دولتی جسور خواند و گفت: مجلس نجیب و ملاحظه کار و منفعل نمی‌تواند راست‌کننده کژی‌های چنین دولتی باشد.
به گزارش ایلنا و به نقل از کلمه ، متن کامل نطق وی به این شرح است:
در این نطق می‌خواهم مقداری از خودمان به‌عنوان مجلس انتقاد کنم. باید قبول کنیم که مجلس هشتم در جایگاه لایق و شایسته خود قرارندارد. این امر به عملکرد ما نمایندگان و هیات رئیسه محترم باز می‌گردد در کجای قانون اساسی یا آیین‌نامه داخلی مجلس آمده است که اگر دولت از اجرای قانون سرباز زد و بر موضع خود پافشاری کرد یا درخواست استرداد لایحه‌ای را نمود، نایب رئیس مجلس فورا کارگروه ”گفت‌وگو“ و در واقع کارگروه ”التماس“ تشکیل دهد و موجب تحقیر مجلس گردد؟
در قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، دولت با پافشاری بر چهل هزار میلیارد تومان به جای بیست هزار میلیارد تومان مصوب مجلس، از همین طریق و نه از طریق ارائه لایحه جدید، حرف خود را به کرسی نشاند. در قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلان شهرها، دولت به صراحت اعلام کرد که من این مصوبه را قانونی نمی‌دانم و اجرا نمی‌کنم. مجلس هم به جای استفاده از ابزارهای قانونی خود به خواهش و تمنا می‌پردازد.
دولت با یک مصاحبه تلویزیونی، قانون عفاف و حجاب را از حیز انتفاع ساقط می‌کند و مجلس فقط ”آه“ می‌کشد. وقتی میدان برای تک‌روی باز می‌شود، پنج نماینده ویژه رئیس‌جمهور برای تنظیم روابط سیاسی با خاورمیانه، ‌آسیا، افغانستان حوزه خزر و مسائل مربوط به ترانزیت منصوب می‌شوند. در حالی که تعیین نماینده ویژه رئیس‌جمهور بدون تصویب در هیات وزیران و راسا توسط رئیس‌جمهور و برای موارد عام، مغایر نص صریح اصل یکصد و بیست و هفتم قانون اساسی است. بالاتر اینکه با وجود توصیه رهبر انقلاب به پرهیز از کارهای موازی در سیاست خارجی، هیچ کدام از این احکام پس گرفته نشد؛ بلکه یکی از معاونان رئیس‌جمهور اعلام کرد که دو نماینده ویژه دیگر برای آفریقا و آمریکای جنوبی معرفی خواهند شد. در این صورت وزارت امور خارجه مسوولیتی نخواهد داشت و مجلس نمی‌تواند وزیر امور خارجه را مورد سوال قرار دهد.
این درحالی است که رهبر انقلاب در دیدار هیات دولت با ایشان بر اعتماد به وزیران در چارچوب اختیارات و وظایفشان و بر مسوولیت وزارت امور خارجه در هدایت منسجم و برنامه‌ریزی شده بر مسائلی که به نوعی با سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها مربوط می‌شود تاکید ورزیدند.
وزیر امور خارجه به حق از انتصاب نمایندگان ویژه انتقاد نمود و البته مجلس در این خصوص از او حمایت خواهد کرد. اما افسوس که آقای وزیر دیر عکس‌العمل نشان دادند. اگر همان زمانی که ستاد امور ایرانیان خارج از کشور مستقر دروزارت امور خارجه به نهاد ریاست جمهور منتقل شد و در یک اقدام غیر قانونی تبدیل به شورای عالی ایرانیان خارج از کشور گردید و برای آن بودجه هنگفت در نظر گرفتند و به این ترتیب نهادی موازی با وزارت امور خارجه پدید آمد، وزیر محترم فریاد می‌زد و زیر بار نمی‌رفت؛ اکنون شاهد انتصاب نمایندگان ویژه نبودیم. همچنان که اگر مجلس در آن موضوع عکس العمل مناسب نشان می‌داد امروز شاهد این پدیده نبودیم.
مجلس منظر حاکمیت مردم و جلوگیری از استبداد است. اگر مجلس این ویژگی خود را از دست بدهد، دیگر مجلس نیست و به ملت خود خیانت کرده است. حتی در یک دولت صالح و مردمی مانند دولت کنونی نماینده مجلس، نماینده ملت است نه نماینده دولت. اشتباه می‌کنند برخی نمایندگان که می‌گویند چون دولت مردمی است، ما وکیل الدوله هستیم و به آن افتخار می‌کنیم. زیرا مجلس برای جلوگیری از انحراف دولت‌هاست. دولت‌های صالح نیز دچار انحراف می‌شوند. چرا که اساسا قدرت فساد آور است و تمایل به استبداد را در حاکمان زنده می‌کند.
رهبر گرانقدرمان نیز خطاب به ما نمایندگان فرمودند با دولت مماشات و همراهی کنید، اما در مقابل خطاهای آن نیز بایستید. ما نمایندگان، شهید مدرس را الگوی خود می‌دانیم، اگر امروز مدرس در مجلس بود آیا نسبت به بی‌اعتنایی به قانون و تضییع حقوق مردم بی‌تفاوت می‌ماند؟ مدرس می‌گفت من آنجا که احساس تکلیف می‌کنم نگاه نمی‌کنم که چند نفر پشت سر من هستند و آیا حامی دارم یا ندارم. آری باید ملاحظات را که بیشتر به منافع مشخص برمی‌گردد کنار گذاشت و به وظیفه وکالت مردم در دفاع از حقوق آنها وارد میدان‌های سخت شد.
عجیب است که برخی توصیه‌های رهبر گرانقدر به حفظ وحدت را بهانه‌ای برای سکوت خود و شانه خالی کردن از زیر بار مسوولیت‌های نمایندگی قرار می‌دهند. در حالی که اولا رهبر انقلاب تصریح کرده‌اند که مقصود از وحدت، وحدت با حفظ اصول است نه هر وحدتی. ثانیا به بیان امام خمینی رحمت‌الله‌علیه، ولایت‌فقیه ضد استبداد است و هرگز راضی به سرکشی مسوولان اجرایی از قانون نیست.
به دوستان اصولگرای موسوم به حامی دولت عرض می‌کنم؛ شما که امروز در مقابل بی‌توجهی دولت به اجرای برخی قوانین سکوت می‌کنید، اگر در آینده دولتی اصلاح‌طلب روی کار بیاید و بگوید من این قانون را قانون نمی‌دانم و اجرا نمی‌کنم محکوم به سکوت هستید! زیرا امروز سکوت کردید.
دولت دهم یک دولت جسور است و البته این جسارت در برخی حوزه‌ها مانند سیاست خارجی و پیشبرد فناوری هسته‌ای در کشور امری مبارک است. اما دولت جسور مجلس جسور می‌خواهد مجلس نجیب و ملاحظه کار و منفعل نمی‌تواند راست‌کننده کژی‌های چنین دولتی باشد. امروز ما در مقابل تاریخ مسوولیم و اگر در مقابل برخی قانون گریزی‌‌ها سکوت کنیم، پاسخی در مقابل تاریخ نخواهیم داشت. سکوت در چنین شرایطی یعنی هموار کردن راه تک‌روی و استبداد. مساله دولت دهم و مجلس هشتم، مساله اشخاص نیست؛ مساله آینده انقلاب اسلامی است که اگر امروز این زاویه را ببندیم، فردا با استبدادی خشن روبه‌رو خواهیم بود و انقلاب اسلامی به سرنوشت انقلاب مشروطه دچار خواهد شد.
خدایا تو شاهد باشد که من به‌عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری در مجلس هشتم در مقابل این پدیده، سکوت نکردم.
از چند سال پیش بارها گفتم که این دولت دچار لیبرالیسم فرهنگی است. برخی بر می‌آشفتند و درصدد پاسخگویی بر می‌آمدند. امروز آفتاب آمد دلیل آفتاب و همان معترضان سخن را تکرار می‌کنند.
از حدود دو سال پیش بارها گفته‌ام توجه غیر طبیعی برخی مقامات دولتی به ایران باستان و شخصیت‌های آن دوره سوال برانگیز است. باز مورد تعجب عده‌ای بود. اما امروز دیدیم که این واقعیت به صورت ”مکتب ایران“ به جای ”مکتب اسلام“ و به صورت یک نظریه مطرح شد و باز همان معترضان هشدار مرا تکرار کردند و همه یکصدا فریاد می‌زنند ”وعلی الاسلام والسلام اذ قد بلیت الامه بداع مثل اسفندیار“ ! باید فاتحه اسلام را خواند. چنانچه افرادی مانند صاحب نظریه ”مکتب ایران“ بخواهند نظریه‌پرداز و ایدئولوگ ما باشند.
باز در نطقی در همین مجلس گفتم آقای احمدی‌نژاد باید از میان ولایت فقیه جامع الشرایط و ولایت مشائی یکی را انتخاب کنید! باز عده‌ای بر آشفته اما همان افراد امروز به این واقعیت اذعان دادند.
با توجه به صدق آن هشدارها که همه آنها ناشی از انس اینجانب با آثار شهید آیت‌الله مطهری است، عقل سلیم حکم می‌کند که به هشدار امروز اینجانب گوش فرا داده شود که در مقابل قانون شکنی سکوت نکنیم. راه استبداد را باز نکنیم. مجلس از ابزارهای قانونی خود برای جلوگیری از این پدیده استفاده کند.
مطلب دیگر اینکه از مجلس محترم می‌خواهم که در تصویب مواد ۲۲ و ۲۳ لایحه حمایت از خانواده تحت تاثیر روشنفکران غرب‌زده قرار نگیرد و دچار تزلزل نگردد.
و سخن آخر اینکه رهبر انقلاب فرمودند ما اهل مذاکره هستیم اما نه با آمریکا، ولی می‌بینیم رئیس‌جمهور محترم بار دیگر پیشنهاد مناظره با اوباما را دادند پیشنهاد مذاکره یا مناظره در چنین شرایطی به اثرگذاری تحریم‌ها به ایران تعبیر می‌شود و این به صلاح کشور نیست.


 


ندای سبز آزادی: دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران گفت: استراتژی سکوت بین اصلاح‌طلبان تایید نشده است.
محمد سلامتی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: جمع‌بندی در این زمینه نیز وجود ندارد، اصلاح‌طلبان آمادگی دارند نقطه نظرات خود را در سطح جامعه مطرح کنند ولی متاسفانه امکانات انعکاس نظرات‌شان را ندارند. نشریات یا وابسته به دولت هستند و یا ناگزیر از خودسانسوری شده‌اند.
وی ادامه داد: اصلاح‌طلبان از طریق رسانه‌ها در کشور حرف‌شان به جایی نمی‌رسد والا در حال حاضر استراتژی سکوتی مطرح نیست، ولی تا جایی که امکان‌پذیر باشد اصلاح‌طلبان سعی می‌کنند صدای خودشان را به مردم و جامعه از راه‌های مختلف برسانند.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: از لحاظ قانون اساسی این حق هر شهروند به خصوص حق احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌هاست که بتوانند مواضع خود را اعلام و شرایط موجود را نقد کنند و این‌ها نیز منعکس شود که هم جهت تنویر افکار عمومی باشد و هم اینکه مسوولان کارهای خود را اصلاح کنند. حق شهروندان است که بتوانند حرف‌شان را بزنند ولی الان صدای کسانی که بخواهند منتقدانه صحبت کنند، بازتاب چندانی ندارد.
وی تاکید کرد: اصلاح‌طلبان باید از فضاهای قانونی برای بیان دیدگاه‌های خود استفاده کنند و معمولا هم این کار را می‌کنند و هیچ وقت هم بیکار نمی‌مانند؛ چراکه در قبال انقلاب و مردم و جامعه احساس وظیفه و مسوولیت می‌کنند و هیچ وقت ساکت نمی‌نشینند اما صدایشان به جایی نمی‌رسد.
وی با اشاره به این‌که « فعالیت آزاد احزاب و مطبوعات توسعه سیاسی و رشد سیاسی را در جامعه تضمین می‌کند» اظهار کرد: در چنین شرایطی اشتباهات نیز به حداقل ممکن خواهد رسید و این همان بینش قانون اساسی است


 


ندای سبز آزادی: ساعتی پس از آنکه طراحان طرح تعطیلی سه روزه عید فطر در مجلس، طرح خود را پس گرفتند، دولت اعلام کرد که روز شنبه تعطیل است.
به گزارش خبرنگار کلمه، در حالی که برخی نمایندگان اخطار داده بودند که افزایش تعطیلات عید فطر خلاف قانون اساسی است، هیات دولت اعلام کرد که روز شنبه ۲۰ شهریور تعطیل خواهد بود. گفته می‌شود که عید فطر، روز جمعه است.
طرح جنجالی تعطیلات سه روزه عید فطر صبح امروز پس از مدتی کشمکش و بحث و جدل در خصوص مراعات یا عدم مراعات آیین‌نامه در این باره، از دستور کار مجلس خارج شد. هیات رئیسه مجلس در این باره، به محض این که نوبت به صحبت موافقان و مخالفان طرح رسید، اعلام کرد که تعداد امضاهای این از نصاب افتاد.
بر اساس آیین‌نامه داخلی مجلس، چنان‌چه تعداد امضاهای طرحی پیش از تصویب مجلس از ۱۵ نفر کمتر شود، طرح از دستور کار خارج خواهد شد. بدین ترتیب طرح تعطیلات عید فطر نیز با استرداد امضا از سوی بعضی نمایندگان پیشنهاد دهنده، از دستور کار مجلس خارج شد تا تعطیلات عید فطر در سال‌های آینده نیز همچنان در هاله‌ای از ابهام بماند.
نمایندگانی که امضای خود را پس گرفتند، علت این امر را تعلل بیش از حد و بلاموضوع شدن فوریت این طرح دانستند و تعیین تکلیف تعطیلات عید فطر را به زمان بررسی طرح ساماندهی تعطیلات موکول کردند.


 


ندای سبز آزادی: فاطمه راکعی در گفت وگو با نشریه الکتریکی چارقد، گفت: من فمنیسم مسلمان هستم.
به گزارش کلمه این نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم با بیان اینکه من هیچ ایده‌ی رادیکال فمنیستی ندارم. در چارچوب زنان هم احقاق حقوق می‌کنم که به جامعه‌ی اسلامی و زنان لطمه‌ای وارد نشود اما براحتی مارک‌هایی مثل فمنیسم اسلامی و مسلمان می‌خورم که اصلا برایمان تعریف‌شده نیست، گفت: چرا باید تلاش‌های دلسوزانه در چارچوب فرمایشات حضرت امام به اینجا برسد؟ چرا فوری مارک‌زنی می‌کنیم؟ درحالی‌که اگر ذره‌ای مطالعه داشته باشند، فمنیسم را واژه‌یی عام می‌بینند که در این‌صورت تمام فعالان حقوق زنان را در بر می‌گیرد.
وی افزود: فمنیسم غرب که ما می‌گوییم فمنیسم رادیکال، یک جمعیت فراگیر را در بر می‌گیرد؛ مثل کارگران سال‌های خیلی قبل در اروپا اما از آنها تا بنده‌ای که در چارچوب جمهوری اسلامی مشغول به فعالیت هستم تا شمایی که به‌عنوان خبرنگار دغدغه‌ی زنان را بعهده دارید، همه فمنیسم هستیم.
راکعی با اشاره به اینکه برخی فمنیسم‌ها در برخی کشورهای غربی رادیکالند، مثلا آنها به حذف مردان و ازدواج می‌اندیشند که نحله‌ی خاصی از فمنیسم است. به این نتیجه رسیده‌اند که دنیا درست نمی‌شود مگر اینکه ادبیات مردانه در طول تاریخ عوض بشود، تصریح کرد: تأکید می‌کنم ما به‌عنوان فمنیسم یا مدافع حقوق زنان، چه خانم بهروزی در جامعه‌ی زینب، چه بنده و چه سکولاران و چه شما، همه برای حقوق زنان مشغول به فعالیت هستیم. غیرازاین، اصلا فرهنگ اسلامی و ایرانی ما هم، نحله‌ی فکری فمنیسم رادیکال را طرد می‌کند. لازم نیست کسی انگش را بزند.
وی گفت: ازعبارت فمنیسم اسلامی برای تمسخر و اهانت استفاده می‌شود وگرنه ما فمنیسم مسلمان هستیم.
این نماینده سابق مجلس افزود: متأسفانه در کشور ما برخورد ریشه‌ای با مشکلات نداشتن، عادی شده است و تبعا فجایعی که به‌بار می‌آورد بدون درنظرگرفتن عوامل و دلائل، فرد را مقصر معرفی می‌کند.
وی تصریح کرد: ما به‌جای اینکه با معلول برخورد کنیم، بیاییم با علت روبع‌رو شویم. مسئولین فرهنگی کشور واقعا کلاهشان را قاضی کنند که چقدر گام برداشتند؟ باید توجه کنند که تا آنجا که می‌توانند در وهله‌ی اول، جامعه را واکسینه کنند و درمقابل، اقداماتی پیامبرگونه و مادرانه داشته باشند. اکثرا وقتی بلد نیستیم مسئله‌ای را حل کنیم، صورت مسئله را پاک میکنیم.
راکعی گفت: به مسائل سیاسی کاری ندارم اما در مسائل فرهنگی که زیربنایی و زیرساختی‌ست هم، ما در این ۳۰‌سال دیدیم “جلوی حرف مردم را گرفتن”، “زندانی کردن”، جوابی نمی دهد هیچ، بلکه چرکی و تلمبار می‌سازد. معتقدم کسانی که اهل فقه و اجتهاد و حقوق هستند، علت‌یابی کنند. برای شروع هیچ‌وقت دیر نیست.
وی در ادامه با طرح این پرسش که آیا بگیر و ببند درمان ا‌ست؟، توضیح داد: اینها درمان نیست. جز ترویج خشونت چه تأثیری دارد؟ نوع درمان را باید تغییر داد. نه حضرت امام و نه مقام رهبری، این خشونت را مناسب نمی دانستند و نمی‌ دانند. به‌قوانینی که در این حوزه اینگونه‌اند نباید دامن زد. مخصوصا در جامعه‌ی فعلی که با فرهنگ اسلامی‌ما جور درنمی‌آید و بهرحال مسائلمان در جوامع بین‌المللی هرچند بظاهر، دلسوزانه جلوه کرده است.
وی با بیان اینکه ما پیش‌تر درمقابل “یا روسری یا توسری”، اهانت، تفاوت فرهنگ انقلابی با فرهنگ مصلحانه ایستادیم و مبارزه کردیم فعلا باید بلندمدت برنامه‌ریزی کنیم، گفت: من هیچ‌وقت دوست ندارم بطور مستقیم، روی کسانی انتقاد منفی داشته باشم. اما درنظر داشته باشیم نیمی از جمعیت ما را زنان تشکیل می دهد. درحال حاضر نیز زنان دانشمند و دختران دانشجوی ما، کسانی که این شأن و اعتبار را به‌لحاظ فرهنگی دارند، باید وارد مجلس بشوند. باید به شوراهای اسلامی راه پیدا کنند.
راکعی افزود: اما درحال حاضر از بین ۳۰۰ نفر جمعیت، حضور ۱۱۳ نفر، به لحاظ کیفی ایراد است. از لحاظ کیفی هم بدون نقد خاصی به خانم‌های نماینده در مجلس می گویم که کسی که وارد مجلس می‌شود باید برای کمیسیون تخصصی شایستگی حضور داشته باشد و بخاطراینکه فراکسیون خوبی را ارائه کند باید دیدگاه داشته باشد و در زمره‌ی فعالین زنان بوده باشد. که این موضوع، کاری مضاعف می خواهد.
وی افزود: زنان ما طبق مسئولیت‌پذیربودنشان در جایگاه خانواده و مدیریت ثابت کردند که می‌توانند مدیران خوبی برای کشور نیز باشند وگرنه عقده‌ی پُست و مقامی ندارند.


 


ندای سبز آزادی: فرمانده سپاه علی ابن ابیطالب(ع) قم گفت: در تلاش هستیم به ۲ هزار نفر از بسیجیان استان قم آموزش وبلاگ‌نویسی ارائه دهیم تا در جنگ سایبری با دشمنان فعالیت کنند.
سردار ابراهیم جباری شامگاه سه‌شنبه در نشست استاندار قم با فرماندهان منتخب پایگاه‌ها، کانون‌ها و نخبگان بسیج این استان با اشاره به بازدیدش از یکی از پایگاه‌های بسیج اظهار داشت: در این پایگاه بیش از ۲۰ وبلاگ نویس در حوزه جنگ سایبری فعالیت می‌کنند و ما بنا داریم فعالیت‌های سایبری را در سطح استان قم توسعه دهیم.
وی با اشاره به تشکیل هشت حلقه صالحین در این پایگاه بسیج تصریح کرد: انتظار ما از این پایگاه، ایجاد ۳ حلقه صالحین بود اما ۸حلقه در این پایگاه تشکیل شد که حداقل ۵ حلقه از استاندارد لازم و آمادگی کامل برخوردارند.
جباری، اعتبارات سپاه را برای حمایت بیشتر از پایگاه‌های بسیج را محدود دانست و گفت: تقریبا ۱۰ الی ۲۰ درصد نیاز پایگاه‌های بسیج از طریق سپاه تأمین می‌شود، برای اینکه بودجه سپاه بیش از این جواب نمی‌دهد.
فرمانده سپاه علی ابن ابیطالب(ع) یادآور شد: به عنوان مثال اگر کمک ۲۵۰ میلیون تومانی استانداری قم به طرح راهیان‌نور نمی‌بود، ما نمی‌توانستیم کاری به این وسعت و عمق انجام دهیم.
وی گفت: بالغ بر ۱۰ هزار نفر در اردوهای جهادی امسال شرکت کردند و حدود ۸۰۰ میلیون تومان برای فعالیت‌های این افراد در مناطق محروم استان هزینه شده است.
جباری در بخش دیگری از سخنان خود به اظهارات فردی که ادعا کرده بود همه نخبگان در جبهه باطل هستند، تصریح کرد: این اظهارات صحیح نیست چرا که امروز اساتید مبرز و برجسته استان قم در سازمان بسیج اساتید عضویت دارند و مشغول فعالیت هستند.
وی گفت: در سازمان جامعه پزشکی نیز عناصر فعال جامعه پزشکی حضور دارند و در سایر سازمانهای اقشاری، افراد تأثیرگذار و نخبه حضوری فعال دارند.


 


ندای سبز آزادی: پس از گذشت بیش از دو ماه از انتشار سخنان سردار مشفق و بعد از گذشت یک ماه از طرح شکایت هفت نفر از فعالان سیاسی نسبت به این اظهارات، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار بیانیه ای خواستار رسیدگی به شکایت مزبور شد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این بیانیه تضریح کرده است « اعترافات سردار مشفق بیانگر تخلفات انتخاباتی موردی نیست بلکه اعتراف به تخلفات سازمانیافته و گسترده ای است که به تغییر ماهیت انتخابات انجامیده است. این اعترافات همچنین می تواند بهترین قرینه بر وقوع تقلب گسترده و منجر به تغییر نتایج آراء در انتخابات ریاست جمهوری دهم باشد »
به گزارش کلمه، متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت آگاه و شریف ایران
اکنون بیش از یک سال از کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم می گذرد. انتخاباتی که طی آن اعتراضات گسترده ملی مردمی نسبت به نتایج اعلام شده، به جای دریافت پاسخی روشن و منطقی در قالب رسیدگی دقیق، بی طرفانه و صادقانه به اعتراضات، شفاف سازی ابهامات و ارائه توضیح و اقناع افکار عمومی، با داغ و درفش و اعمال زور و سرکوب مواجه شد و دهها شهید و صدها مجروح و هزاران زندانی از میان اقشار و اصناف مختلف ملت؛ جوانان، زنان، دانشگاهیان، روزنامه نگاران، معلمان و کارگران، هنرمندان، فعالان مدنی و سیاسی، اعضای گروهها و احزاب اصلاح طلب و … بر جای گذاشت.
در برابر اینهمه، طی یکسال و چندماه اخیر آن چه به طور رسمی دیده و شنیده شد، تبلیغات سهمگین رسانه ملی و تریبون های جمعه و جماعات و رسانه های دولتی و وابسته به مراکز قدرت و تکرار شبانه روزی دروغ و اتهام و تهمت علیه معترضان و منتقدان و شوهای اعتراف گیری بود تا شاید ملت بپذیرد که واقعیت دست اندازی به آرای مردم یک توهم و توهم انقلاب مخملی یک واقعیت بوده است.
علاوه بر دهها دلیل و شاهد و قرینه که از همان اولین روز پس از انتخابات مطرح شد و نزد گروههای کثیری، هرگونه تردید را نسبت به عدم سلامت انتخابات منتفی ساخته و هیچ یک از آنها پاسخی درخور نیافته است، چندی پیش شاهد افشای سند روشن و غیر قابل انکار جدیدی بودیم. این سند اعترافات صریح و علنی یکی از بازیگران پشت پرده انتخابات پرابهام و ناسالم ریاست جمهوری دهم است که طی آن از نقش یکی از نهادهای امنیتی – نظامی در مدیریت پنهان انتخابات پرده بر می دارد. در این سند جدید که نه تنها تکذیب نشد، بلکه انعکاس آن در سایت های وابسته به محافل قدرت و واکنش بعدی برخی فرماندهان نظامی، صحت و واقعی بودن آن را تأیید کرد، فردی به نام سردار مشفق در جمعی از روحانیون، به تفصیل و با صراحت تمام از فعالیت و دخالت بخشی از نیروهای امنیتی و نظامی کشور در انتخابات و اختلال و کارشکنی در فعالیت های انتخاباتی اصلاح طلبان، از بین بردن امکان هرگونه نظارت بر انتخابات از سوی رقبای آقای احمدی نژاد و هدایت مسیر انتخابات و رأی گیری به سمت انتخاب وی توسط همین گروه خبر می دهد. او در سخنرانی در آن محفل خودی، آشکارا و با افتخار، مدعی تلاش شبانه روزی سربازان گمنام امام زمان در مدیریت پنهان انتخابات می شود.
سردار مشفق تصریح می کند نیروهای امنیتی- نظامی تلاش گسترده ای به خرج داده اند تا منصرف کردن آقای لاریجانی و شماری دیگر از نامزدهای بالقوه اصولگرا از کاندیدا توری در انتخابات دهم ریاست جمهوری، با ممانعت از تعدد حضور چهره های اصول گرا درعرصه رقابت انتخاباتی، از بروز انشقاق در صفوف آن جناح جلوگیری و وحدت تحمیلی آنان حول آقای احمدی نژاد را اجتناب ناپذیر سازند. او به صراحت اعلام می کند نیروهای امنیتی تبلیغات علیه آقای موسوی و پروژه های به اصطلاح افشاگرانه علیه وی را طراحی، سازماندهی و اجرا کرده اند. او علناًً اعتراف می کند نیروهای نظامی یک روز قبل از رأی گیری با به خدمت گرفتن شرکت مخابرات کشور و قطع سرویس پیام کوتاه شبکه های تلفن همراه و در روز رأی گیری با قطع تلفن های ثابت ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس موسوی، برنامه ها و طرح های کمیته صیانت از آراء ستاد وی را برای نظارت بر شعبه های اخذ رأی در سراسر کشور با شکست مواجه ساخته اند و به صراحت می گوید اگر این کار را انجام نمی شد، کمیته صیانت از آراء مهندس موسوی با برنامه ای که طراحی کرده بودند «انتخابات را زمین گیر» می کرد. البته پر واضح است که مقصود وی از این سخن، نقش اطلاع دقیق و به موقع از تخلفات در روز رأی گیری در شعب اخذ رأی و شمارش آراء و انعکاس به موقع آن است که در صورت تحقق، قطعاً مدیریت تقلب و اعمال نفوذ و مهندسی آراء را ناممکن و زمین گیر می ساخت.
همگی به خاطر دارند که کمیته صیانت از آراء از فروردین سال ۸۸ یعنی از حدود دوماه قبل از انتخابات، هدف تبلیغات سنگین جریان اقتدارگرا قرار گرفت و این در حالی بود که اولاً این کمیته بر اساس قانون انتخابات مبنی بر حق کاندیداها در نظارت بر انتخابات و حضور نمایندگان ایشان در حوزه های رأی گیری و مراحل شمارش آراء در شعب اخذ رأی و فرمانداری ها و وزارت کشور شکل گرفته بود و ثانیاً در دوره های انتخاباتی گذشته نیز در ستاد اصلاح طلبان، نظیر همین کمیته برای نظارت دقیق تر بر انتخابات فعال بود. تفاوت فعالیت این دوره کمیته صیانت با دوره های انتخاباتی گذشته تنها در این بود که اصلاح طبان از همان آغاز تأکید کرده بودند که این بار با استفاده از تجارب گذشته، تمهیدات گسترده تری برای یک نظارت کارآمد و مؤثر را تدارک دیده اند تا خواب کاندیداهای رقیب، به نتایج غیر مترقبه نینجامد. تنها پس از شب قبل از رأی گیری و قطع سیستم پیام کوتاه و تلفن های ثابت ستاد انتخاباتی آقای موسوی و تهدید وزارت کشور در روز رأی گیری نسبت به دستگیری رابط های نمایندگان آقایان موسوی و کروبی بر سر صندوق ها و نحوه عجیب اعلام نتایج انتخابات و حوادث پس از آن بود که معلوم گشت علت آن همه حساسیت و تبلیغات سنگین علیه کمیته صیانت از آراء چه بوده است.
بیش از یکسال است که جریان حاکم با تبلیغات سهمگین ظالمانه، یک جانبه، سراسر کذب و تهمت و افتراء، بر سلامت انتخابات تأکید می کند و با فشار بر افراد دستگیر شده و اجبار برخی از ایشان به اعتراف به سلامت انتخابات، معترضان را متهم به عدم پذیرش سلامت انتخابات می سازد. یکسال است که رسانه های در اختیار شبانه روز در گوش مردم می خوانند که اصلاح طلبان انتخابات را در رقابتی طبیعی و سالم باخته اند و اینک به جای پذیرش نتایج انتخابات در برابر نظر شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی تشخیص سلامت انتخابات، قانون شکنی می کنند. اما امروز سخنان سردار مشفق تحلیل و ارزیابی اصلاح طلبان از ماهیت ناسالم انتخابات ریاست جمهوری دهم و سازماندهی و طراحی پشت پرده انتخابات و مهندسی آراء را کاملاً مستند ساخته است.
با پخش نوار این سخنرانی در فضای مجازی انتظار می رفت که آنان که یک سال تمام دم از عدم تقلب در انتخابات می زنند، شورای نگهبان قانون گرایی که تنها در صورت ارائه سند رسمی، آن هم در باره صندوق های مشخص حاضر به بازشماری آراء آن صندوق ها بود و قوه قضائیه ای که حکم صدها حبس و بعضاًً اعدام علیه معترضان به نتایج انتخابات صادر کرده است، به صرافت بیفتند و برای حفظ ظاهر هم که شده نسبت به بررسی سخنان سردار مشفق اقدام کنند. اما مع الاسف این اتفاق تاکنون رخ نداده است.
اینک پس از گذشته چندین ماه از انتشار نوار سردار مشفق و عدم کمترین واکنش و اقدامی از سوی مقامات ذیربط، هفت تن از چهره های اصلاح طلب که بعضاً نه به جرم اعتراض به نتایج انتخابات، بلکه به جرم فعالیت در ستاد انتخاباتی رقبای آقای احمدی نژاد، از فردای روز رأی گیری دستگیر و ماه ها حبس و فشار روحی را تحمل و هر یک به چندین سال زندان محکوم شده اند، خطر کرده با استناد به اعترافات صریح سرادار مشفق مبنی بر دخالت نیروهای امنیتی و نظامی در انتخابات، علیه وی و همکارانش اقدام به شکایت نموده اند. از آن روز تاکنون و به رغم حمایت و تأیید افکار عمومی از اقدام این عزیزان و انتظارات ایجاد شده در جامعه، تنها واکنش مسئولان قوه قضائیه فراخواندن سه تن از شاکیان به زندان بوده است. فرماندهان نظامی نیز که علی القاعده باید حفظ حیثیت سازمانی را بر حمایت از فرد یا جریان خطاکار هم لباسی ترجیح دهند، بعضاً ترجیح داده اند در اقدامی انفعالی به اظهاراتی تبلیغاتی علیه شاکیان بسنده کنند. در این میان، نماینده ولی فقیه درکیهان بود که با جسارتی تمام و برخلاف بدیهی ترین موازین قانونی و حقوق انسانی که در جوامع بدوی نیز رعایت می شود، لب به اعتراض گشود که اساساًً ایشان به چه حقی شکایت کرده اند؟!
به این ترتیب اقدامات انفعالی مسئولان امر و محافل وابسته به کانون های قدرت در برابر اقدام شجاعانه این هفت تن بیش از پیش از ماهیت قانون گرایی و شعار تمکین در برابر قانون که شاه بیت تبلیغات دروغ و تزویر یکساله اخیر اصول گرایان حاکم علیه معترضان بود، پرده بر می دارد.
بی تفاوتی نسبت به شکایت این هفت تن، معنایی جز خودکامگی، عدم التزام به قانون و بی اعتنائی مطلق به افکار عمومی ندارد، از این رو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن اصرار و تأکید بر رفع فشار و تهدید علیه شاکیان مذکور، از کلیه احزاب، فعالان سیاسی و نهادهای مدنی و آسیب دیدگان حوادث یکساله اخیر می خواهد، به منظور پایان دادن به این بی تفاوتی و ممانعت از ادامه توهین به شعور ملت، خواستاررسیدگی به شکایت این هفت نفر علیه سردار مشفق و همفکران و همکاران او شوند و اجازه ندهند به فراموشی سپرده شوند.
سازمان همچنین خواستار رسیدگی دقیق و بی طرفانه قضایی به اظهارات سردار مشفق و همکارانش می باشد. به اعتقاد ما با استناد به قاعده «اقرار عقلا علی انفسهم جایز» در اعمال مجرمانه سردار مشفق تردیدی وجود ندارد، مگر آن که ایشان در شرایط برخورداری از سلامت جسمی و روانی آن سخنان را بیان نکرده باشند، که البته فرض بعیدی است.
اعترافات سردار مشفق بیانگر تخلفات انتخاباتی موردی نیست بلکه اعتراف به تخلفات سازمانیافته و گسترده ای است که به تغییر ماهیت انتخابات انجامیده است. این اعترافات همچنین می تواند بهترین قرینه بر وقوع تقلب گسترده و منجر به تغییر نتایج آراء در انتخابات ریاست جمهوری دهم باشد، زیرا نیروی امنیتی که برای شکست رقبای کاندیدای مطلوب خود از تمامی امکانات و قدرت در اختیار، به نحو نامشروع و غیر قانونی بهره می برد، و در این راه از چنان قدرتی برخوردار است که از امکانات شرکت مخابرات به آسانی استفاده می کند و رسانه های تبلیغاتی کشور را تحت فرمان خود دارد، چنین نیرویی قطعاًً از قدرت دخالت در فرایند انتخابات نیز برخوردار است. حال چگونه می توان پذیرفت که یک نیروی نظامی و امنیتی رقبای کاندیدای مطلوب خود را آن چنان که سردار مشفق در سخنان خود مدعی است آمریکایی، وابسته به سرویس های جاسوسی بداند، حامیان کاندیداهای رقیب را دارای سوابق طولانی در وابستگی به بیگانگان و مسئول انحراف سه دهه اخیر مسیر انقلاب بداند، و در برابر احتمال پیروزی ایشان در انتخابات دست روی دست بگذارد و از قدرت خود برای دخالت در صندوق های رای و تغییر نتایج آراء استفاده نکند؟
از این رو سازمان مصرانه می خواهد:
۱٫هرچه سریع تر فرمان تعقیب قضائی سردار مشفق به اتهام سوء استفاده از موقعیت و امکانات در جهت مخدوش کردن انتخابات صادر و در دادگاه علنی به اتهامات او رسیدگی شود.
۲٫کمیته ای حقیقت یاب متشکل از افراد بی طرف به منظور مشخص کردن آثار اقدامات غیر قانونی و تخلفات و تقلبات سردار مشفق و همکاران وی در نتایج انتخابات تشکیل شود.
۳٫با آشکار شدن حقیقت، کلیه زندانیان بی گناه که در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری دهم دستگیرشده اند، آزاد و احکام ناحق علیه ایشان لغو شوند و حقوق پایمال شده و ضررها و آسیب های وارده به مردم در جریان حوادث پس از انتخابات، حتی الامکان جبران گردد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۸۹/۶/۱۶
 


 


ندای سبز آزادی: عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با ابراز تاسف از بی‌توجهی به سند چشم‌انداز علی‌رغم تاکیدات مقام معظم رهبری، به انتقاد از رواج دروغ و تهمت توسط عده‌ای در جامعه پرداخت و گفت:«یك روز حرمت عاشورا و جماران را می‌شكنند، روز دیگر حرمت حرم و حریم امام را و یك روز در مقابل مجلس صف آرایی می‌كنند و با مشتهای گره كرده و نعره‌هایشان با وكیلان انگلیسی مجلس "هل من مبارز" می‌طلبند.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل نطق میان دستور امروز علی اكبر اولیاء، نماینده اصلاح‌طلب یزد و صدوق درمجلس شورای اسلامی بدین شرح است:

ماه شریف رمضان به آخر رسید و امیدوارم همه ما با ورود به این باب فضل رحمت الهی بهره وافی برده باشیم و انشاء ا... عید سعید فطر بر همه مبارك باشد. این ماه، ماه توجه، تلاوت و تدبر در كلام خدا بود و امید آن كه با بالارفتن سرمایه های معنوی فردی و اجتماعی امت آسیب پذیری مان در مقابل دشمنان برون و درون كاهش یابد و با تأسی از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)‌در جهان امتی شاهد و نمونه شویم.

..... در شرایط سختی هستیم. از طرفی با محاصره فزاینده اقتصادی و زمزمه های حمله نظامی دشمن و در داخل با پاره ای سوء تفاهمات! و در این شرایط باید بیش از هر زمان به قرآن رو بیاوریم كه هم دستور آمادگیهای مقابله با دشمن خارجی را می‌دهد و هم برنامه های تربیتی برای تهذیب نفس و جهاد اكبر. رویكرد خدا در حكومت دستور «شاورهم فی الامر» پیامبر (ص) است كه نسبت فاصله داری از "عقل كل" تا تدبیر اعراب بیابانی آن زمان دارد.

و رویكرد تربیتی اش تعقل وتدبر. خداوند بارها گفته است كه از آدمهای كر و كور و لال (در باطن)‌ خوشش نمی آید. و بارها ما را به تدبر در آسمانها و زمین، احوال گذشتگان و مبدأ، مقصد و میسر سفارش نموده است.

انقلاب اسلامی با رهبری فرزندی از سلاله آخرین پیامبر الهی با آگاهی بخشی به مردم و با ریخته شدن خونهای پاكی چون شهدای 17 شهریور و چون در دانه شهید دانش در همین كنار گوشمان به پیروزی رسید و امام كه خود پرچمدار ولایت مطلقه فقیه بود قدم به قدم برای تشكیل حكومت با مردم حركت كرد تا در تاریخ ثبت شود كه این جمهوری اسلامی (نه یك كلمه كم نه یك كلمه زیاد)‌ با رأی مردم تأسیس شد. قانون اساسی با رأی نخبگان منتخب مردم نوشته شد و با تنفیذ امام و آرای مردم اعتبار یافت تا «كلمه سوایی» باشد برای ادامه حركت.

در قانون اساسی نماد «امرهم شورا بینهم» مجلس شورای اسلامی شد و امام زجر كشیده از استبداد رضاخانی «شهید مدرس» را الگو و اسوه ما معرفی كرد. تا همواره، همه، دیگران و خود ما از جایگاه رفیع مجلس صیانت كنیم ولی نمیدانیم .... مجلس در رأس امور است یا با این جماعتی كه خود را نماینده مردم و متولی بلامنازع انقلاب می‌دانند و عجب میدان داری می كنند .... ! یك روز حرمت عاشورا و جماران را می شكنند، روز دیگر حرمت حرم و حریم امام را و یك روز در مقابل مجلس صف آرایی می كنند و با مشتهای گره كرده و نعره‌هایشان با وكیلان انگلیسی مجلس "هل من مبارز" می طلبند.

اگر بعد از آنهمه تصفیه ها و پالایش ها اینهمه وكیل انگلیسی در مجلس است وای به حال این كشور و اگر اینها یاوه می گویند چرا كسی جرات نمی كند به آنها بگوید بالای چشمتان ابروست!

ضمن احترام به نمایندگان فهیم و بزرگواری كه با پایبندی بر عهد و سوگند خود خون دل می خورند و درد می كشند و گهگاه حرف می زنند باید بگویم جای شهید مدرس خالی!‌‌..... هر چند هنوز تمثال مباركش آنجا نصب و نظاره گر ماست.

من از مسلمانی این را فهمیده ام كه بعد از اطاعت خدا، دروغ، تهمت، افترا و ظلم گناه كبیره است و ارتكاب به این محارم برای حفظ نظام یعنی پوشیدن پوستین وارونه ای كه امام علی (ع) افراد را از پوشیدن آن بر حذر داشت و اینها و میدان داری جماعتی كه این اوصاف را دارند یعنی پوسیدن و انهدام نظام از درون ..... بگذریم.

یكی از بزرگترین دستاوردهای جمهوری اسلامی در مدیریت كشور دستیابی به اولین سند چشم انداز به شمار می رود، این سند كه اخیراً نیز اهمیت آن مورد تذكر و تاكید جدی مقام معظم رهبری قرار گرفت مشتمل بر 4 برنامه پنجساله است. دولت نهم كه دل خوشی از برنامه چهارم و اولین برنامه سند چشم انداز نداشت متاسفانه حركتی برای بهبود یا اصلاح آن نكرد و خود را هم موظف ندانست كه گزارش دستاوردهای خود را بر اساس مواد 157 و 158 برنامه به مجلس ارائه كند. برنامه بعدی را هم به موقع ارائه نكرد و بعد از آن كه لایحه برنامه به معرض ارزیابی و تاثیر گذاری خردجمعی نمایندگان مجلس قرار گرفت با دومین حركت بزرگ تادیبی دولت به مجلس، (بعد از استرداد لایحه هدفمند كردن یارانه ها) مواجه گشت تا همه سركار باشند!

این حركت علیرغم تعامل خوب جناب آقای دكتر عزیزی و همكارانشان برای بررسی قدم به قدم و كلمه به كلمه برنامه با كمیسیون تلفیق بسیار شگفت و عبرت انگیز بود.

نمی دانم چه خواهد شد، ولی یادمان باشد كه بدون برنامه و با حركتهای حساب نشده و روزمره نه تنها به هدف سند چشم انداز بلكه به هیچ جا نمی رسیم و مهم این است كه برنامه هر چه هست مجلس باید این پایش را داشته باشد و همه ساله كنترل نماید كه كشور عقب گرد نداشته باشد و در جا نزد، بلكه به شكل مطمئنی به سوی هدف پیش می‌رود.

و اما استان.... امام رحمت ا... فرمودند استان یزد همواره با تعقل و تدین اداره شده است. استان یزد علیرغم سرمایه گذاری حداقلی منابع دولتی با حضور، تدبیر و تلاش مردم دستاوردهای نسبتاً خوبی داشته است. از استاندار محترم یزد می خواهم در دوره مسئولیت خود به ظرفیتهای فكری، كارشناسی و مدیریتی استان بهای بیشتری بدهند و به محدوده ای فراتر از حلقه همشهریان و همكاران سابق‌شان فكر كنند و ... از دولت محترم هم می خواهم اگر قرار است برای خشكسالی چندین ساله و مهلك استان فكری بكنند، تابستان تمام شد!

«والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته»
 


 


ندای سبز آزادی: بعد از اولین تعطیلات تابستانی مجلس شورای اسلامی، یکی از پرسرو صداترین لوایح، به صحن علنی آمد.

۳ ماده از لایحه حمایت از خانواده که نزدیک یک‌سال‌و نیم پیش و در هنگام بررسی کلیات لایحه، سرو صداهایی را در بیرون و داخل مجلس برانگیخته بود این‌بار نیز پرچالش‌ترین روزهای بهارستان را رقم زد.

ماده ۲۲ که معطوف به بحث ثبت ازدواج موقت است، ماده ۲۳ که در افکار عمومی به تعدد زوجات معروف است و ماده ۲۴ که بحث مهریه متعارف و مالیات بر مهریه را مطرح می‌کند، ۳ ماده پرحاشیه لایحه حمایت از خانواده بود که نهایتاً پس از بحث و بررسی با نظر نمایندگان مجلس برای بررسی‌های دقیق‌تر و بیشتر به کمیسیون قضائی ارجاع شد.

هفته‌نامه کویر درباره این ۳ ماده با مصطفی کواکبیان نماینده مردم سمنان گفت‌و گویی کرده است که در ادامه می‌خوانید:

برخی نمایندگان معتقد بودند چون رسانه‌های بیگانه روی مواد ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ مانور داده‌اند و با آن مخالفت کرده‌اند باید به آن رأی داد، برخی دیگر نظر کارشناسی‌تر داشتند و اعتقاد داشتند تصویب این مواد می‌تواند تبعات اجتماعی و سیاسی داشته باشد. نظر شما چیست؟ ریشه اصلی مخالفت‌ها را در چه می‌بینید؟

پیش از هر چیز لازم است نکاتی را به عنوان مقدمه در این باره عرض کنم. اصلاً از ابتدا هم این مواد به این شکل در لایحه قوه قضائیه وجود نداشت، بلکه دولت این ۳ ماده را به لایحه قوه قضائیه اضافه کرده بود لذا بخشی از مخالفت‌ها با این مواد اصلاً به مفهوم مخالفت با محتوای مباحث نبود بلکه بخشی از این مخالفت‌ها به خاطر مسائل شکلی این مواد است.

استدلال می‌شد که چرا وقتی قوه قضائیه که لایحه اصلی متعلق به این قوه است، این ۳ ماده را در لایحه نیاورده است ولی دولت ضرورت می‌بیند چنین مواد پرسرو صدایی را در لایحه بگنجاند.

نکته دوم این است که حدود یک‌سال‌و نیم قبل -یعنی اردیبهشت ۸۸- وقتی کلیات این لایحه را بررسی می‌کردیم، به کلیات لایحه بدون این ۳ماده رأی دادیم. اما وقتی لایحه برای بررسی بیشتر به کمیسیون رفت، کمیسیون باز هم این موارد را اضافه کرد. پس ۲ مرحله است. اول اینکه قوه قضائیه این مواد را در لایحه نیاورده بود و دولت آنها را به لایحه اضافه کرد و مجلس هنگام بررسی کلیات آنها را حذف کرد؛ دوم اینکه ما به کلیات لایحه بدون این مواد رأی دادیم اما در کمیسیون قضائی این مواد باز هم اضافه شد. حالا با در نظر گرفتن این ۲ نکته نمایندگان ایرادات و اشکالاتی بر این مواد می‌گرفتند که من جزبه جز عرض خواهم کرد.

یعنی معتقد بودید برخی مخالفت‌ها ریشه در این حذف و اضافه‌ها در دولت یا کمیسیون داشت؟

برای نمایندگان جای سؤال بود که چرا دولت این مواد را اضافه می‌کند یا پس از حذف چرا در کمیسیون بار دیگر اضافه می‌شود. نهایتاً هم دیدیم که اشکالاتی شرعی بر این ۳ ماده وارد شد و بازهم به کمیسیون ارجاع شد.

اجازه بدهید از ماده ۲۲ شروع کنیم. ماده‌ای که معطوف به بحث ثبت ازدواج موقت بود. آیا فکر می‌کنید این ماده می‌توانست موضوع ازدواج موقت را در کشور ساماندهی کند؟ آیا اصلاً ضرورتی برای طرح این مسأله در مجلس وجود داشت؟

آنچه که درباره این ماده، کمیسیون آورده است این است که گفته‌اند در صورت بارداری باید نکاح موقت ثبت شود، در غیر این‌صورت، ثبت ازدواج موقت با توافق طرفین است؛ می‌توانند ثبت کنند و می‌توانند ثبت نکنند. اشکالی که به این ماده گرفته می‌شود این است که گفته می‌شود اصولاً در شریعت اسلام ثبت ازدواج حتی ازدواج دائم یک امر قانونی است نه یک امر شرعی.

شما می‌توانید حتی ازدواج دائم را هم ثبت نکنید. لذا این یک نکته است و بر همین اساس هم گفته می‌شود خب نباید بحث ثبت ازدواج موقت را مطرح کنیم. از طرف دیگر خب مخالفین این موضوع هم می‌گویند که ما حق و حقوق بچه را هم باید در نظر بگیریم. اگر زن و مردی نکاح موقت کردند و بچه‌دار شدند، بچه که گناهی ندارد بی‌هویت بماند.

باید برایش شناسنامه صادر کنیم، باید ازدواج موقت ثبت شود و هویت پدر و مادر بچه مشخص شود. خیلی وقت‌ها پیش آمده که در اثر نکاح موقت بچه‌هایی متولد شده‌اند که هویت پدر و مادرشان معلوم نیست. نهایتاً امیدواریم وقتی این لایحه به کمیسیون ارجاع داده شد نوعی ساماندهی ازدواج‌های موقت در کشور را داشته باشیم.

ماده ۲۳ که معطوف به بحث تعدد زوجات بود بیشترین سروصداها را در بیرون از مجلس برانگیخت. خیلی از حامیان حقوق زن نسبت به این موضوع ایراد داشتند. نمایندگان زن ادوار مجلس به نشانه اعتراض در صحن علنی حضور پیدا کردند. به عنوان نماینده فراکسیون اقلیت مجلس این اعتراض‌ها را تا چه حد وارد می‌دانید؟

در مورد ماده ۲۳ لازم است ابتدا من یک سیر تاریخی عرض می‌کنم. در سال ۱۳۵۳ یعنی حدوداً ۳۶ سال پیش این موضوع وارد قوانین ما شد. منتهی در قانون آن زمان گفته شده بود مرد نمی‌تواند ازدواج دوم داشته باشد مگر با اجازه همسر اولش اما در شرایط فعلی مرد می‌توانست بدون اجازه همسر اول هم ازدواج دوم داشته باشد و در دادگاه‌ها توجهی به قانون سال ۵۳ نمی‌شد. در اشکال کلی گفتیم که ماده ۲۳ ابتدا به ساکن در لایحه قوه قضائیه نبود و بعداً کمیسیون این ماده را به لایحه اضافه کرد. کمیسیون در ۱۰ مورد مرد را برای ازدواج مجدد حائز شرایط می‌داند.

در ماده‌ای که کمیسیون قضائی به لایحه حمایت از خانواده اضافه کرده بود رضایت همسر در طول بقیه شرایط نبود بلکه در عرض شرایط دیگر قرار داشت و یکی از این ۱۰ مورد به شمار می‌رفت در حالی که در قانون قبلی باید در هر صورتی مرد برای ازدواج دومش رضایت همسر را می‌داشت اما در ماده‌ای که کمیسیون به لایحه حمایت از خانواده اضافه کرده است تنها یکی از شرایط، رضایت همسر است. بیماری صعب‌العلاج، عقیم بودن زن، ترک منزل به مدت ۶ ماه، زندانی بودن زن به مدت یک سال، شرایط دیگری بود که کمیسیون در این ماده گنجانده بود و برای ازدواج مجدد در نظر گرفته می‌شد.

از سوی دیگر این ماده از سوی برخی علما خلاف شرع تلقی می‌شد. یعنی این موضوع که مرد در صورت داشتن این شرایط باید ازدواج مجدد کند از نظر علما خلاف شرع تلقی می‌شد. آنها این سؤال را مطرح می‌کنند؛ اگر هیچ‌کدام از این شرایط نبود، مرد نمی‌تواند ازدواج کند؟ در نقطه مقابل نیمی از جمعیت جامعه به کلی با این مسأله مخالفت داشتند و این موضوع را هموار کردن راه ازدواج مجدد می‌دانستند. به نظر من ضرورتی نداشت ما این موضوع را در صحن به عنوان قانون مطرح کنیم.

ما می‌توانیم از قوانین موجود در بحث ازدواج دائم استفاده کنیم و مشکلی هم وجود ندارد به علاوه اینکه ما باید مسائل را جامع ببینیم. در یکی از شروط گفته شده است سوء رفتار زن باعث می‌شود که مرد بتواند ازدواج دوم داشته باشد. حال سؤال این است که چه کسی مرجع تشخیص این سوء رفتار است؟ مرد می‌تواند طوری با همسر خودش رفتار کند و واکنش‌هایی را از سمت زن برانگیزد که تعبیر به سوء‌رفتار شود، در حالی که در این حوزه کنش سو، از سوی مرد بوده است. نکته بعدی هم مشخص نیست که واقعاً زن در این لایحه چگونه قرار است حمایت شود؟ اصلاً در این ماده اشاره‌ای نشده است اگر بر فرض مرد این ۱۰ شرط را نداشت و رفت ازدواج دوم انجام داد حق و حقوق همسر اول چه می‌شود؟ آیا برای مرد مجازات در نظر گرفته می‌شود؟ همسر اول با چه شرایطی می‌تواند تقاضای طلاق کند یا از خودش دفاع کند؟ این موارد اصلاً در این باره پیش‌بینی نشده بود. در مورد حمایت از حقوق کودکان دراین میان بحثی به میان نیامده بود. لذا گفتند به کمیسیون برگردد.

نکته‌ای که در این ماده بود این بود که، نمایندگان موافق، اعمال ۱۰ شرط را به عنوان شروطی می‌دانستند که ازدواج مجدد را محدود می‌کند و مخالفان ماده ۲۳ معتقد بودند این ماده راه را برای ازدواج مجدد باز می‌کند! نظر خود شما در این باره چیست؟

دو طرف این ماجرا استدلال‌های خودشان را داشتند. هم کسانی که شکل شرعی ماجرا را در نظر می‌گرفتند که علما بودند و نگرانی خودشان را از این ماده اعلام کرده بودند و هم کسانی که می‌خواستند از حقوق زن دفاع کنند و می‌گفتند این ترویج ازدواج دوم است.

من نظر خودم این است که اساساً به شرط اصلی ازدواج دوم که قرآن کریم در آیه سوم سوره مبارکه نساء بیان می‌کند توجهی نشده بود. خداوند می‌فرماید؛ اگر ترسیدید که نمی‌توانید عدالت برقرار کنید حتماً باید یک همسر داشته باشید. یعنی از نظر قرآن، احراز عدالت شرط گرفتن همسر دوم است که در ماده ۲۳ به این اصل توجهی نشده بود. ایراد اصلی من هم به این ماده همین بود و برهمین اساس معتقد بودم که باید حذف شود. از سوی دیگر به موضوع تمکن مالی در این شروط اشاره‌ای نشده بود.

اما حالا که به کمیسیون ارجاع شده است، امیدواریم هم دغدغه علما را حل کند و هم دغدغه کسانی که طرفدار حقوق زن هستند. جدای از تمام این بحث‌ها لازم است که عرض کنم اساساً مشکل اصلی جامعه ما امروز ازدواج دوم نیست. مسأله گرانی، تورم، فقر، بیکاری جوانان، اشتغال ضروری برای همه آحاد مردم، مسأله تحریم‌های قدرت‌های خارجی و اختلافات برخی از دست‌اندرکاران مشکلات اصلی ماست و ما رفته‌ایم روی موضوع ازدواج دوم و سوم بحث می‌کنیم.

آقای کواکبیان ما بارها‌و‌بارها در مجلس درباره بحث مهریه به عنوان یک معضل بحث و بررسی داشته‌ایم اما بازهم می‌بینیم که در ماده ۲۴ لایحه حمایت از خانواده موضوع مهریه متعارف ذکر می‌شود. آیا این بدان معناست که بحث‌های قبلی در این باره بی‌اساس بوده است؟

بحث ما این است اصلاً مفهوم مهریه متعارف چیست؟ آیا ۵ هزار سکه متعارف تلقی می‌شود یا باید کمتر باشد یا بیشتر؟ بعضی‌ها هم می‌گفتند این کلمه متعارف خلاف شرع است. کسی پول دارد می‌تواند هر مقداری برای همسرش مهریه قرار بدهد کسی هم نمی‌تواند قرار نمی‌دهد. اما در کل من معتقدم به جای این که بر روی مهریه بحث کنیم باید سازوکارهایی را در نظر بگیریم تا این کسانی که به دلیل اینکه همسران‌شان رفته‌اند مهریه سنگین‌شان را به اجرا گذاشته‌اند و در گوشه زندان هستند، آزاد شوند. برای این باید فکری بکنیم.

در حاشیه مخالفت‌ها با مواد ۲۲، ۲۳ و ۲۴ لایحه حمایت از خانواده استدلالی شنیده می‌شد مبنی‌بر اینکه فقه ما فقه پویا نیست و موافقت‌های نمایندگان با این مواد به استدلال احکام کهنه صورت می‌گیرد. این استدلال چقدر پذیرفته شده است؟

نه! اصلاً استدلال درستی نیست. فقه ما می‌تواند فقه پویا باشد منتهی باید با شرایط حکومت و جامعه به روز پیش برود. بحث ما این بود که این مسائل جنبه‌های اجتماعی و پیامدهای اجتماعی دارد. باید فقها احکام خودشان را بگویند و موضوعات را به کارشناسان واگذار کنند تا ببینند آن موضوع از لحاظ اجتماعی متناسب با آن احکام فقهی هست یا خیر. ما یک حکم داریم و یک موضوع. فقها که در موضوع دخالت نمی‌کنند. فقها می‌گویند اگر اینگونه شود حکمش این است.

آن وقت «اگر اینجور شود» را باید کارشناسان تشخیص دهند. فرضاً فقها می‌گویند ماهی فلس دار حلال است، بدون فلس حرام است آن وقت کارشناسان باید تشخیص دهند ازون برون فلس دارد یا ندارد. لذا فقه ما از جهت صدور احکام فقهی می‌تواند بسیار پویا باشد به شرط اینکه ما از نظر کارشناسی با واقعیت‌های اجتماعی تطبیق بدهیم.


 


ندای سبز آزادی: نصیر بوشهر که از جمله هفته نامه های اصلاح طلب استان بوشهر به شمار می رود ، در جلسه روز گذشته هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شده است. دراین جلسه که با حضور محمد علی رامین از اعضای نظارت بر مطبوعات برگزار شد، بنا بر تخلف از بندهاي 1، 8 و 9 ماده 6 قانون مطبوعات حکم بر توقیف این نشریه داده شد

به گزارش خبرنگار موج زنده ، این حکم به صورت کلی و بدون اشاره به موارد یا مستندات داده شده است . بر اساس متن قوانین مطبوعات شرح بندهای فوق از ماده ی 8 به قرار زیر است

بند 1: نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي لطمه وارد كند

بند 8: افترابه مقامات، نهادها، ارگانها و هريك از افراد كشور و توهين بهاشخاص حقيقي و حقوقي كه حرمت شرعي دارند، اگر چه از طريق انتشار عكس ياكاريكاتور باشد

بند 9: سرقتهاي ادبي و همچنين نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههاي منحرف ومخالف اسلام( داخلي و خارجي) بنحوي كه تبليغ از آنها باشد.

حدود موارد فوق را آيين نامه مشخص مي كند

گفتنیست هفته نامه ی نصیر بوشهر از سال87 فعالیت خود را در سطح استانی با مدیریت عبدالله لاوری فرد آغاز کرد . لازم به ذکر است که در این 1 ساله اخیر فشار های زیادی از طرف نصر الله شفیعی مدیر کل اداره ارشاد استان بوشهر بر نشریات اصلاح طلب استان اعمال شده است . چندی پیش نیز تعدادی از نشریات مستقل استان بوشهر ،در نامه ای سرگشاده خطاب به مجمع نمایندگان استان به عملکرد های شفیعی مدیر کل ارشاد استان بوشهر و محدودیت های اعمال شده از طرف وی همچون قطع کردن سهمیه ی نقدی کاغذ ، تبلیغات و آگهی های دولتی انتقاد کرده بودند

در این نامه سرگشاده آمده بود : مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل استان بوشهر در این روزها، تلخ ترین ایام تاریخ مطبوعات بوشهر را سپری می نمایند به طوری که به جرات می توان ادعا نمود که تاریخ مطبوعات بوشهر تا کنون روزهای تلخی همانند این ایام را به چشم ندیده و روزنامه نگاران مستقل هیچ گاه تا این اندازه زیر فشار مدیریت دولتی قرار نداشته اند. مدیریتی که امروز در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر حکمران است، در خاموشی سازمان های نظارتی و بازرسی و همراهی برخی مسئولان دگم اندیش، با گشاده دستی تمام، همه ی همت خود را برای خاموشی روزنامه نگاری مستقل که همواره صدای رسای مردم مظلوم بوشهر بوده اند به کار برده و از هیچ اقدام غیر قانونی برای این کار خودداری ننموده است


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته