هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۱۹, جمعه

Latest News from Emrooz for 09/10/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دادستان کل کشور با انتقال ابوالفضل عابدینی نصر، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، به زندان اوین مخالف نموده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، پس از گذشت چندماه از درخواست ابوالفضل عابدینی برای انتقال به زندان اوین، و پس از پیگیری های مکرر خانواده ایشان دادستانی دلیل اجرا نشدن آن را عدم وجود جا در زندان اوین و بویژه پر بودن بیش از حد بند امنیتی عنوان کرد.

ابوالفضل عابدینی که در زندان کارون اهواز در شرایط سخت ممنوع الملاقات و ممنوع التردد با زندانیان خطرناک مبتلا به ایدز و هپاتیت و قاتلین محکوم به اعدام نگهداری می شود، چند ماه پیش طی نامه ای درخواست انتقال خود به زندان اوین را داشت که پس از مدتی ابتدا عنوان شد که نامه ایشان گم شده است.

دادستان و قاضی پرونده تاکنون با مرخصی عابدینی نیز مخالفت کرده و بر اساس گفته خودشان فشار مسئولین امنیتی در پرونده نیز در این زمینه دخیل است.

ابوالفضل عابدینی آخرین بار نیمه شب 11 اسفند سال 1388 در منزل پدری اش در رامهرمز بازداشت شده و تاکنون بدون مرخصی در زندان کارون اهواز بسر می برد.


 



 


در خبرها آمده بود که آقای غلامرضا خواجه‌سروی معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم در باره برکناری پروفسور یوسف ثبوتی دانشمند بزرگ ایرانی و فیزیکدان مطرح در جهان و چهره ماندگار کشور در رشته فیزیک و اخترفیزیک و بنیانگذار مرکز تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان از ریاست این دانشگاه گفته است:

«19‌سال هیچ وزیری جرأت نکرد به‌این دانشگاه برود. بنده گفتم که اگر شهادت هم نصیبم شود به‌آن‌جا می‌روم و این‌کار - تغییر رئیس دانشگاه- را انجام می‌دهم.» در خصوص اظهارات مشارالیه نکاتی چند قابل طرح است.

اولا این‌که گفته‌اند 19سال هیچ وزیری جرأت نکرد به‌این دانشگاه برود، کذب محض است و جای تعجب است که چگونه یک فرد مسلمان در ماه مبارک رمضان این‌گونه آشکارا دروغ می‌گوید و از خدا و مردم شرم نمی‌کند!

این‌جانب خود شاهد بوده‌ام که هر وزیری چون دکتر معین دو بار، دکتر توفیقی، دکتر زاهدی، که هر سه وزیر علوم بوده‌اند‌ و وزرای دیگر و هم‌چنین شخصیت‌هایی در حد رئیس و نایب‌رئیس مجلس و... و هر مقام برجسته‌ای که اندک عرق علمی داشته و پا به‌زنجان گذاشته در دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان حضور یافته و به‌استاد ارجمند جناب دکتر ثبوتی اظهار ارادت کرده و از فضای معنوی و علمی حاکم بر این دانشگاه لذت برده است.

ثانیا این‌که معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم که باید با فرهنگ اسلامی اندک آشنایی داشته باشد، گفته‌است که «بنده گفتم که اگر شهادت هم نصیبم شود به‌آن‌جا می‌روم و این‌کار - تغییر رئیس دانشگاه- را انجام می‌دهم»، واقعا هم جای تعجب دارد و هم موجب تأسف است؛ زیرا این آقا نه پروفسور ثبوتی را می‌شناسد و نه اندک فهم درستی از موضوع شهادت دارد که تغییر چنین دانشمند برجسته‌ای را مصداق مبارزه‌ای می‌داند که چه بسا در این مبارزه به‌شهادت برسد. برای شیرفهم شدن معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم دولت به‌قول خودشان اسلامی! ایشان و رئیسشان را که گفته است «ما دانشگاه فلان و فلان را با خاک یک‌سان می‌کنیم»! به‌تأمل در مفهوم شهادت فرا می‌خوانم.

مفهوم شهادت

در دین اسلام شهید به‌کسی گفته می‌شود که جان خود را در راه خدا فدا كند. کلمه شهید دارای تقدس خاصی است. در دین اسلام کسی که به‌شهادت برسد، نیاز به‌غسل و کفن ندارد و حتی در بعضی احادیث و روایات از پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) آمده است که بدون هیچ سؤال و جوابی جز حق‌الناس وارد بهشت می‌شود.

شهیدان زنده‌اند

خداوند متعال در آیه 169 سوره آل عمران، شهید را کسی می‌داند که در راه خدا کشته شود و چنین کسانی به‌تصریح قرآن کریم زنده‌اند و در نزد خدا روزی‌خوارند:

«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مردگان مپندار، بلکه زندگانی هستند(که) نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»

و در آیه 154 سوره بقره می‌فرماید:

«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ؛ و در باره کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، نگویید مرده‌اند، بلکه زنده‌گانند، ولی شما باریک‌بینی نمی‌کنید.»

شهادت(کشته شدن در راه خدا) آرزوي اوليای الهی

پيامبر خدا(ص) فرمود:

«قسم به‌آن‌كه جانم به‌دست اوست، اگر نبود اين‌كه جمعي از مؤمنان خوش ندارند، دوست داشتم كه در راه خدا نه يك‌بار و دوبار، كه چندين بار زنده شده و بار ديگر كشته شوم.

درخواست روزي شهادت

علي(ع) فرمود:

«خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته، ... اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان‌ دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار.»

فرجام سعادت و شهادت

علي(ع) فرمود:

«من از خدا به‌گشايش رحمت و بزرگي قدرتش بر آن‌كه هر چه بخواهد عطا مي‌كند، مي‌خواهم كه پايان زندگي من و تو را به‌نيك‌بختي و شهادت قرار دهد.»

دعا برای شهادت در راه خدا

علي(ع) در دعاي خود به‌هاشم بن‌عتبه فرمود: «خداوندا، شهادت در راهت را و همراهي با پيامبرت را به‌او روزي كن.»

همسايگي با شهدا

علي(ع) فرمود:

«از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي‌كنم.»

عشق به‌شهادت

علی(ع) فرمود:

«پس به‌خدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.»

اميد شهادت در جبهه

علي(ع) فرمود:

«به‌خدا قسم اگر آرزوي شهادت را در پيكار با دشمن نمي‌داشتم، - كه اي‌كاش زودتر فراهم آيد- بر مركب خود سوار مي‌شدم و از ميان شما كوچ مي‌كردم و تا باد شمال و جنوب بوزد براي هميشه در جست‌وجوي شما نمي‌پرداختم.»

آرزوی شهادت برای برپایی دین خدا

امام حسین(ع) فرمود:

«اگر دین محمد(ص) جز با کشته شدن من برپا نمی‌گردد، پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید.»

شهادت عامل نجات بندگان از نادانی و حیرت گمراهی

در زيارت امام حسین(ع) مي‌خوانيم:

«وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فِيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِيرَهَ الضَّلالَهِ؛ خدایا، و حسين(ع) خون قلب خود را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و حيرت گمراهي برهاند.»

شهادت سرخ

شهادت مورد نظر انبیا و اولیای الهی شهادت سرخ است که در آرزوی آن سر از پا نمی‌شناسند. در این نوع شهادت، شهید،‌ با خدای خویش معامله می‌کند و با تقدیم خون پاک و سرخ خویش از دین خدا و وطن اسلامی در برابر تهاجم دشمنان متجاوز دفاع می‌کند.

و از این‌روست که شهید که شمع و قلب تاریخ است به‌مغز ‌جامعه روشنایی می‌بخشد و به‌قلب جامعه خون تزریق می‌کند.

شهادت زرد

کسانی‌ که شجاعت حضور در عرصه مبارزه حق و باطل و لیاقت و شهامت شهادت سرخ و تقدیم خون خویش در راه خدا و حق را ندارند، برای این‌که از این اجر بزرگی که خداوند برای مجاهدان و شهیدان راه حق در نظر گرفته است، بی‌نصیب نمانند، کوشیده‌اند در مقابل این آیات قرآن کریم و روایات منقول از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع)،‌ روایاتی را جعل کنند تا بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی خویش و فرار از شهادت سرخ را توجیه کنند.

یکی از روایاتی که جعل کرده‌اند، بدین مضمون است: «کسی که در اثر اسهال بمیرد شهید است.»

روايت کرده‌اند كه رسول‌خدا(ص) فرمود:

«شخصي، شاخه خارداري را در مسير راه ديد، آن را برداشت و به‌كناري نهاد. خداوند از او خشنود شد و او را مورد مغفرت قرار داد». و بعد خداوند افزود: «شهدا پنج گروه‌اند: 1. كسي كه در اثر طاعون و وبا بميرد. 2. كسي كه در اثر اسهال بميرد. 3. كسي كه در اثر غرق شدن در آب بميرد. 4. كسي كه زير آوار، فوت نمايد. 5. كسي كه در راه الله كشته شود.»

این‌نوع از مرگ یعنی بر اثر اسهال مردن که معمولا در نتیجه پرخوری و عدم رعایت بهداشت غذایی روی می‌دهد به‌زعم اصحاب شکم نوعی شهادت است، اما شهادت شکمی که ربطی به‌شهادت سرخ مورد دعوت و عمل انبیای الهی و ائمه اطهار(ع) ندارد؛ زیرا آن بزرگواران همواره در میدان جهاد در راه حق به‌شهادت رسیده‌اند، نه همانند این شهیدان شکمی بر اثر ... .

اگر در دیروز انقلاب اسلامی بزرگانی چون شهید آیت‌الله مطهری، آیت‌الله بهشتی، محمد منتظری،‌ آیت‌الله سعیدی، آیت‌الله غفاری، رجایی،‌ دکتر باهنر، و سرداران شهید همت،‌ باکری، زین‌الدین، خرازی،‌ داوود کریمی و ... شهادت سرخ را برگزیدند و با خون خویش به‌جامعه آگاهی و روشنایی بخشیدند، امروز مدعیانی پیدا شده‌اند که برای برکناری چهره ماندگار و برجسته جهانی یعنی استاد ارجمند جناب آقای پروفسور ثبوتی، آماده جهاد و شهادتند،‌ غافل از این‌که دکتر ثبوتی نه توپ دارد و نه تانک و نه باتوم و تفنگ،‌ بلکه دکتر جانی شیفته و عاشق خدمت در راه حق و مردم دارد و تا کنون آزارش به‌مورچه‌ای هم نرسیده است.

بر این اساس اگر کسی در مواجهه با او خواستار به‌شهادت رسیدن باشد، بی‌تردید شهادتش از نوع شهادت سرخ نخواهد بود و می‌ماند شهادت زرد که گویا کسانی که به‌این خزعبلات تفوه کرده‌اند، مشکل گوارشی داشته و نگران بوده‌اند که نکند این مشکل کار دست آنان بدهد.

از این‌رو بهتر است به‌جای درگیری با امثال دکتر ثبوتی به‌طبیب مراجعه کنند. به‌امید شفای عاجل طالبان شهادت زرد.

درباره نویسنده: رحمت‌اله بیگدلی عضو هیأت علمی دانشگاه و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی می باشد.


 


- نگاهی به احکام سنگین روزنامه‌نگاران و تعداد زیاد بازداشتی از این صنف، نشان می‌دهد که فشار بر ما [روزنامه‌نگاران] برای حکومت بسیار کم‌هزینه‌تر از بازداشت سیاسیون است.

- استقلال قوه قضاییه به شدت مخدوش شده و حتی برخی از آنان علناً اعلام می کنند که نظر وزارت اطلاعات بر فلان پرونده خوب یا بد است.

- هم وطنان ساکن کشورهای دیگر، باید بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی‌شان به خواسته‌ها و مطالبات مردم ایران و جنبش سبز احترام بگذارند و نقش حمایتی خود را ادامه بدهند.

شهرگان: خانم امرآبادی شما جزو نخستین کسانی بودید که پس از اعلام انتخابات ریاست جمهوری سال پیش دستگیر شدید. چه مدت در زندان بودید و آزادی شما بر اساس چه شرایطی بوده‌است؟

مهسا امرآبادی: من در تاریخ ۲۴ خرداد یعنی درست دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شدم و مدت دو ماه و نیم در بند امنیتی ۲۰۹ در بازداشت بودم. آزادی من در شرایطی صورت گرفت که همسرم مسعود باستانی هم در زندان و در بازداشت بود و دقیقا فردای روز آزادی من، دادگاه مسعود تشکیل شد. البته در آغاز ماه رمضان پارسال، برخی از زنان بازداشتی آزاد شدند و من هم یکی از آنان بودم اما همسرم هنوز در زندان است و حکم سنگینی هم دارد.

همسر شما مسعود باستانی همراه با دیگر روزنامه نگاران در بند، مدت محکومیت‌اش را طی می کند. دلیل محکومیت‌شان چه بود؟

- همسر من به ۶ سال زندان و پرداخت جریمه نقدی بسیار سنگین ۳۴ میلیون تومانی محکوم شده‌است. دلیل این جریمه همکاری با نشریات خارجی عنوان شده در صورتی که وزارت اطلاعات به ما گفته بود همکاری با نشریه شهرگان به دلیل آنکه مستقل است و از دولت های متخاصم کمک نمی گیرد، مشکلی هم ندارد و می توانیم همکاری با این نشریه را ادامه بدهیم اما بعد از انتخابات و بازداشت به ما گفتند مرتکب جرم شده‌ایم.

آیا تاکنون مسعود باستانی به مرخصی آمد و از نظر سلامتی در چه شرایطی به‌سر می برد؟

- مسعود در این یک سال و اندی حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است و این در حالی است که خوشبختانه بسیاری از بازداشت شدگان بعد از انتخابات ایران، توانستند به مرخصی بیایند اما مسعود و چند نفر دیگر از زندانیان، نتوانسته اند حتی چند ساعت برای درمان به مرخصی بیایند.

در حال حاضر مسعود در زندان رجایی شهر از دندان درد شدیدی در رنج است و اخیرا به عفونت دهان و فک هم دچار شده و متاسفانه در زندان رجایی شهر امکانات مناسب برای درمان وی وجود ندارد و حتی رییس این زندان هم معتقد است این مشکل در زندان رجایی شهر نمی تواند حل شود. مسعود از بهمن ماه ۸۸ به زندان رجایی شهر منتقل شد و چندین ماه با افرادی هم بند بود که جرم هایی نظیر قتل و قاچاق مواد مخدر مرتکب شده بودند و این موضوع به شدت ما را نگران کرده بود - هرچند که این افراد هم بنا به شرایط بد جامعه، در زندان هستند - اما به هر حال تفکیک زندانیان بر اساس جرایم از اصولی است که همه آن را قبول دارند.

روحیه مسعود چطور است؟

خوشبختانه روحیه بسیار خوبی دارد و روزها را به مطالعه می گذراند. بسیار مطالعه می کند و معتقد است باید از این بحران برای خود فرصت درست کنیم و همیشه هم من را تشویق می‌کند بدون در نظر گرفتن اینکه او در زندان است، از فرصت‌های زندگی استفاده کنم تا هنگامی که این بحران تمام شد، از خیلی جهات رشد کرده باشیم و این سالهای جوانی را هدر نداده باشیم.

الان مسعود به همراه دوستان دیگر در زندان رجایی شهر هستند، هرچند که از برخی تبعیض‌ها ناراحت هستیم و به آن انتقاد داریم، اما امیدوارانه به انتظار فردا نشسته‌ایم و قطعا فرداهایی روشن در انتظار ما است.

در حال حاضر وضعیت شما چگونه است؟

- من در حال حاضر منتظر برگزاری دادگاهم هستم. بر اساس احضاریه‌ای که چندی پیش به دستم رسیده است، روز ۲۱ مهر ماه دادگاه من در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه تشکیل می شود.

قاضی محمد مقیسه همان کسی نیست که در سال ۱۳۶۷ نقش فعالی در دوران کشتار زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت داشته و تاکنون جرم‌های سنگینی نیز به بهاره هدایت، میلاد اسدی، زهرا جباری و معصومه یاوری داده است؟

- بله ایشان همان قاضی است.

دلیل احضار مجدد شما به دادگاه در تاریخ بیست و یکم مهر چیست؟

من به دلیل پرونده ای که سال گذشته برای آن بازداشت شدم به دادگاه احضار شده‌ام. یعنی مراحل مقدماتی پرونده من مانند بازجویی و بازپرسی تمام شده و در مرحله دادگاه است. اتهامات من اقدام تبلیغی علیه نظام و توهین به رییس جمهور عنوان شده است. از طرف دیگر هم کارهای مسعود را پیگیری می کنم و منتظر پاسخ مسئولین هستم. متاسفانه چندین بار درخواست مرخصی برای مسعود داده‌ایم اما دادستانی هیچ پاسخی نمی دهد.

در ایران چه سازمان‌ها و نهادهای مستقلی برای پیگیری و دادخواهی باقی مانده‌است؟

- در ایران که به سازمان‌ها و نهادهای دولتی و قضایی برای دادخواهی امیدی نیست. سازمان‌ها و نهادهای مردمی و «ان جی او»ها در ایران هم که در شرایط کنونی، یا کار نمی کنند یا بسته شده‌اند و اعضای آنان در زندان هستند. بنابراین تنها می‌توان به نهادهای حقوق بشری سازمان ملل و مستقل امید داشت که تا الان هم زحمات بسیاری کشیده‌اند اما باید به مقوله روزنامه‌نگاران زندانی توجه بیشتری نشان بدهند. روزنامه نگاران در این دوران بسیار مظلوم واقع شدند. نگاهی به احکام سنگین آنان و تعداد زیاد بازداشتی روزنامه نگاران نشان می‌دهد که فشار بر ما برای حکومت بسیار کم هزینه تر از بازداشت سیاسیون است چرا که این روزنامه نگاران همیشه مستقل و همواره منتقد بوده‌اند و نباید فراموش کرد که روزنامه نگار، تنها حرفه خود را انجام می دهد.

قضاتی که در قوه قضائیه گماشته شده‌اند، هدف شان به نوعی انتقام‌جویی از دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشری، روزنامه نگاران و . . . بوده‌است.

- به نظر من در این دوره بازداشت افراد، انتقام دولت از منتقدانی است که ۴ سال ابتدای دولت احمدی نژاد از او و عملکرد کابینه او انتقاد کرده‌اند و تنها جرم این افراد هم انتقاد از دولت بوده است. ما هیچ گاه قصد و حتی ادعای براندازی و مخالفت با نظام را نداشته ایم، تنها خواستار اصلاح در کشور بوده‌ایم و این جرم بزرگ همه ایرانیان است. قضات دادگاه انقلاب هم، که در این یک سال نشان دادند، استقلال قوه قضاییه به شدت مخدوش شده و حتی برخی از آنان علناً اعلام می کنند که نظر وزارت اطلاعات بر فلان پرونده خوب یا بد است و مطابق نظر وزارت اطلاعات حکم صادر می کنند.

چه انتظاراتی از هموطنان خارج از کشور خود دارید؟

- هموطنان خارج در کشور تا کنون هم، همبستگی و همراهی زیادی با جنبش سبز و مردم داخل ایران نشان داده‌اند اما نکته‌ای که وجود دارد این است که هم وطنان ساکن کشورهای دیگر، باید بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی‌شان به خواسته‌ها و مطالبات مردم ایران و جنبش سبز احترام بگذارند و نقش حمایتی خود را ادامه بدهند. باید قبول کرد که جنبش سبز خواسته‌هایی به حق دارد و ایرانیان خارج از کشور باید به این خواسته‌ها احترام بگذارند.

ممنون از پذیرش این گفت و شنید.

- ممنون از شما

این گفت و شنید در تاریخ چهارشنبه ۸ سپتامبر ۲۰۱۰ از طریق ایمیل انجام شد.

منبع: شهرگان


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته