هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

Latest News from Koocheh for 09/09/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



هجدهم شهریور برابر با سال‌روز درگذشت «احمدشاه مسعود» از فرماندهان و مجاهدان افغان است. او که متولد سال ۱۳۳۲ خورشیدی بود، سال‌ها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و پس از آن درگیری‌های نظامی‌ای با گروه طالبان داشت و سرانجام در سال ۱۳۸۰ بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست کشته شد.

Click here to view the embedded video.

Click here to view the embedded video.

بیشتر بخوانید:

«روزنگاشت / شیر دره پنج‌شیر»


 


خبر / رادیو کوچه

بر اساس گزارش‌های رسیده، روز چهارشنبه، قاضی پرونده شیوا نظرآهاری، فعال مدنی و زندانی سیاسی با صدور حکمی، رای به آزادی او با قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی و مرخصی وی موافقت کرده اما وزارت اطلاعات با این حکم مخالفت و از آزادی شیوا نظرآهاری جلوگیری به‌عمل آورده است.

وی که پیش‌تر به اتهام «محاربه» در دادگاه حاضر شده، بنا به گفته محمد شریف، وکیل او، علاوه بر اتهام «محاربه»، اتهاماتی از قبیل «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم»، «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» نیز به شیوا نظرآهاری تفهیم شده است.

شیوا نظرآهاری ۲۶ ساله، از موسسان کمیته گزارشگران حقوق بشر در ایران تا کنون دو بار بازداشت شده است.

هفته گذشته «کنگره اسلامی آمریکا» جایزه‌ای با عنوان «فعال اجتماعی پشت میله‌های زندان» را به شیوا نظرآهاری اهدا کرد.

طی هفته‌ها اخیر، موجی از درخواست جهت آزادی و مرخصی این فعال مدنی به‌وجود آمده و شخصیت‌ها، گروه‌ها و نهادهای مختلف ایرانی و بین‌المللی، خواستار آزادی او از زندان شده‌اند.

بیشتر بخوانید:

«دادگاه شیوا نظرآهاری، روزنامه‌نگار و فعال حقوق‌بشر»


 


اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

آخرهای دهه ۷۰ بود و من یک ماهی بود که درگیر این پروژه شده بودم. اول قرار بود یک‌سری مصاحبه باشد که مقدمه‌ای بشود برای تحقیقی که خود پایه‌ای بود برای ساخت یک فیلم مستند در مورد جانبازان، که عقیم ماند و به جز خاطره‌ای تلخ، چیز زیادی از آن باقی نیست. بخش خاصی از جانبازان را در نظر گرفته بودم، آن‌هایی که به علل متفاوتی در آسایش‌گاه‌ها و یا بیمارستان‌های مخصوص این کار نگه‌داری می‌شوند.

شروع که کردم دیدم کار از آن‌چه فکر می‌کردم خیلی سخت‌تر است. برای یک بازدید ساده از یکی از این مراکز کلی نامه و مجوز و از این جور چیزها نیاز است. اگر می‌خواستی در غالب تهیه خبر و گزارش مراجعه کنی شرایط دشوار‌تر می‌شد و چون پای دوربین به میان می‌آمد که باید از هفت‌خان می‌گذشتی. مقداری که دنبال کار را گرفتم دیدم باید از قید تصویر بگذرم، وگرنه ممکن بود یک سالی طول بکشد. چون پروژه اسپانسر و حامی نداشت و این‌جوری در عمل مسوولان با دیده‌ی شک به تو نگاه می‌کردند و نمی‌توانستی کار را پیش ببری، سعی کردم کار را از هر نظر کوچک‌تر کنم. اعضای گروه را به یک نفر یعنی خودم کاهش دادم و بنا را بر مصاحبه و ضبط صدای پنهانی گذاشتم. بعد از یک ماهی دوندگی یک نامه از انجمن سینمای جوانان تهران گرفتم و یک معرفی‌نامه ساده از بنیاد شهید. در طول کار دریافتم که بخشی از جانبازانی که از آن‌ها قطع امید شده و بیماری‌های سخت و لاعلاج گرفته‌اند مثلن شیمیایی شده‌اند و حالا سرطان گرفته‌اند و به نوعی پزشکان از تمامی آن‌ها قطع امید کرده‌اند، در طبقه یازدهم بیمارستان ساسان تهران نگه‌داری می‌شوند.

وقتی برای تحقیقم به آن‌جا مراجعه کردم، پاسخ این بود که با بیماران طبقات دیگر می‌توانید گفت‌وگو داشته باشید، ولی آن بخش به خصوص خیر. دلایلشان هم جالب بود. این‌که خیلی‌ها می‌آیند گزارش تهیه می‌کنند و بعد مشکلات جانبازان را مطرح می‌کنند و بنیاد‌جانبازان را با ما درگیر می‌کنند، برخی دیگر آن‌ها را برای رسانه‌های به تعبیر خودشان بیگانه می‌فرستند. خلاصه با استدلال‌های متفاوت ما را قانع کرد که نمی‌شود و آب پاکی را ریخت روی دستمان. راستش این برخوردها من را مصمم‌تر می‌کرد که به قطع این کار را انجام دهم. این بود که بعد کلی بررسی دیدم هیچ جوری نمی‌شود به این بخش رفت مگر این‌که یا به عنوان ملاقات‌کننده و از اقوام بیماران وارد آن‌جا بشوم و یا دانش‌جوی پزشکی. از آن‌جایی که بازدید‌کننده‌ها دارای کارت‌های به خصوصی بودند، روش دوم ساده‌تر به نظر می‌رسید.

یک روپوش سفید تهیه کردم و چون سن و سالم هم به دانش‌جویان می‌خورد از در مخصوص دانشجویان وارد شدم و خوش‌بختانه بدون مشکل وارد بیمارستان شدم. البته کار خیلی هم ساده نبود چون ماموری همیشه مقابل آن در نشسته بود که کارت دانش‌جویانی را که به آن‌ها شک می‌کرد کنترل می‌کرد، اما من قبل از ورود شروع کردم به صحبت کردن با چند دانش‌جوی قدیمی و گفت‌وگو‌کنان با آن‌ها به طور دسته‌جمعی وارد بیمارستان شدم. قبل از این‌که وارد بخش شوم روپوشم را در آوردم، چون آن‌جا دیگر همه‌ی پزشکان دانش‌جویان خود را می‌شناختند و از سویی دیگر آن‌ها فکر می‌کردند کسی که توانسته‌ است وارد بخش شود حتمن مجوزهای لازم را دارد. بعد از دو سه روز به راحتی رفت و آمد می‌کردم و پس از آن مصاحبه‌ها آغاز شد.

جانبازی بود اهل گرگان، عجیب بود، مرگ را پذیرفته بود، ولی نه از سر ایمان، از سر جبر، مثل یک واقعیت روزمره. ولی از خیلی‌ها گله داشت، نه از مسوولین که بیش‌تر از هم‌وطنانش. می‌گفت: «روز اولی که اومدم این‌جا پرستاری که اومد فشارم رو بگیره، همین‌طور که داشت فشارمو می‌گرفت ازش سووالی پرسیدم، سرش رو با تنفر برگردوند و گفت یادت باشه با من که حرف می‌زنی صورتتو اونور بگیری. بهش گفتم خانم من تا جایی که می‌دونم سرطان مسری نیست.» ادامه می‌داد: «من سه ماه برای درمان رفتم آلمان باور کنید، اون خواهر روحانی که از من نگه‌داری می‌کرد مهربان‌ترین آدمی بود که تو زندگیم دیدم.» آدم‌های عجیب و غریبی را ‌دیدم از آن‌هایی که بریده بودند تا آن‌هایی که هنوز حاضر بودند هر چه دارند برای اعتقاداتشان بدهند.

یکی از آن‌هایی که بریده بود می‌گفت: «انقلاب که شد گفتم می‌خوام به انسانیت کمک کنم، می‌خوام بشریتو نجات بدم. بعد جنگ که شد رفتیم جبهه، گفتن باید آدم بکشی، گفتم من می‌خواستم بشرو نجات بدم، حالا باید آدم بکشم؟ هر جور بود با خودم کنار اومدم گفتم اینا دشمن بشرن و واسه نجات بشر باید بعضی از آدمارو کشت. یه شب تو عملیات مسیرمونو گم کردیم، خوردیم به پست یه سری نیروهای دشمن، دبکش، اونا بکش ما بکش، یهو دیدیم اینام فارسی حرف می‌زنن، دو طرف دیدیم زدیم هم دیگرو آشو لاش کردیم. چهل نفر شهید شدن. گفتم این چه کاریه واسه نجات بشر هم‌وطنم‌و بکشم، لابد چهار سال دیگه می‌گن بیا برادرتم بکش. کم آوردم کشیدم کنار ولی سرنوشت کنار نکشید. شیمیایی شدم و حالام که باید غزل خداحافظی رو بخونم.»

این وسط‌ها با جوانی آشنا شدم که پزشک‌ها می‌گفتند اوضاعش متاسفانه از همه بدتر است و حداکثر تا یکی دو ماه دیگر زنده می‌ماند. هر کاری کردم راضی به مصاحبه نشد. چهل سال هم نداشت، پانزده سالش بوده بدون اجازه پدر و مادرش می‌رود جبهه، ماسکش فیلتر نداشته است شیمیایی می‌شود. از در دوستی وارد شدم، برایش چیزی می‌خریدم، کمکش می‌کردم لباس‌هایش را عوض کند و داروهایش را بهش می‌دادم. هیچ‌کس را نداشت. خیلی دوست داشتم صحبت‌ها و خاطراتش را بشنوم. بقیه جانبازها می‌گفتند حرف‌های شنیدنی زیادی دارد. یک مدت که گذشت شبی در خانه نشسته بودم که همان پسر زنگ زد و گفت بیا بیمارستان کارت دارم. سریع حاضر شدم و رفتم بیمارستان. گفت ویلچر بگیرم و او را بیرون ببرم، حالش خیلی بد بود نمی‌توانست راحت راه برود. با بدبختی و پارتی‌بازی و قبول مسوولیت اجازه‌اش را گرفتم و با هم آمدیم بیرون. گفت: «یه تاکسی بگیر و منو ببر خیابونای بالا شهر.» گرفتم. هوا بدجوری ابری بود و نزدیک بود باران بگیرد. رفتیم تو یکی از کوچه‌باغ‌های بالا شهر و شروع کردیم به راه رفتن. صورتش را نمی‌دیدم، او روی ویلچر بود و من هلش می‌دادم. باران گرفت، چتر را در آوردم و گرفتم بالای سرش و همین‌طور راه می‌رفتیم. سکوت بود و هیچی نمی‌گفت، چند دقیقه که گذشت گفت: «تو خیلی دلت می‌خواد با من مصاحبه کنی نه؟» گفتم آره. گفت: «یه شرط داره انجام می‌دی؟» گفتم: اگه بتونم. گفت: «می‌تونی.» گفتم: باشه. گفت: «اگه می‌خوای من باهات مصاحبه کنم باید واسم یه زن جور کنی که چند شب باهام بخوابه.» وایستادم. گفتم: چرت و پرت می‌گی؟ که زد زیر گریه و به حرفاش ادامه داد.

«می‌دونی من پونزده سالم بوده رفتم جبهه، بعدشم که جانباز شدم. چند سال که درگیر ایدوئولوژی و مذهب و این حرفا بودم و دور این مسایل واسه خودم خط کشیده بودم. بعدم تا اومدم  بفهمم چی به چیه اوضام شد این. من عقده‌ای شدم، می‌فهمی؟ عقده‌ای، من تا این سن و سال هنوز بدن یه زنو لمس نکردم. فرستاده بودنمون سویس واسه درمون، یه پرستاره می‌اومد کارامو می‌کرد، دستش که بهم می‌خورد تموم وجودم می‌لرزید، وقتی می‌رفت سراغ تخت پهلویی، خم و راست که می‌شد، من نگاش می‌کردم و با خودم ور می‌رفتم. بعد دچار عذاب وجدان شدم، گفتم این میاد به ما لطف می‌کنه و پرستاری‌مونو می‌کنه و اون‌وقت من این‌کارا رو می‌کنم. اهل رفتن دنبال زنای خرابم نبودم، اشتباه نکنی‌ها، الان دیگه اخلاقیات برام مهم نیست، بلد نیستم، آدمش نیستم.»

دو سه دقیقه‌ای سکوت کرد و بعد ادامه داد: «می‌دونی هر بار که میام بالا شهر و به این جوونا نگاه می‌کنم به خودم می‌گم، من مگه چیم از اینا کم‌تره که اینا با نصف عمر من تا حالا با صد نفر بودن و من حسرت هم‌خوابگی با یه نفرو باید به گور ببرم.» خیلی به خودم فشار آوردم و خودم را کنترل کردم که گریه نکنم. گفتم: «باشه قول می‌دم. ازش دو سه روز وقت خواستم تا کارش را ردیف کنم.»

بعد از آن اتفاق، سه روزی بود که بیمارستان نرفته بودم، افسرده شده بودم. با خودم می‌گفتم همه کار توی زندگی‌ام کرده بودم الا این یک کار را، ولی مصمم بودم به خاطر خوشحال کردن این پسر این کار را برایش انجام دهم. این تنها کاری بود که می‌توانستم برایش بکنم. ساعت حدود یازده شب بود، داشتم کنار پنجره سیگار می‌کشیدم که موبایلم زنگ زد. یکی از جانبازها بود. گفت پسره یه ساعت پیش تمام کرد. گوشی را قطع کردم و همین‌جوری خیره به بیرون ماندم، دیگر نمی‌توانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. باران و اشک‌هایم هر دو سیل‌آسا می‌باریدند.


 


فرورتیش / رادیو کوچه

lichar@koochehmail.com

من همیشه همه چیز زندگی‌ام را به تو گفتم و ازت راهنمایی گرفتم اما این یکی را ازت قایم کردم، چون می‌دانستم مخالفت می‌کنی… من دو ماه پیش با یک دختر توی فیس‌بوک دوست شدم. می‌دانم کار درستی نبود، اما بیش‌تر از زنم به من اهمیت می‌داد. هر روز حالم را می‌پرسید و نگران سلامتی‌ام بود. کم‌کم بهش وابسته شدم، بعد بهش شماره موبایل دادم. هی مسیج می‌زد…


 


خبر / رادیو کوچه

بر اساس گزارش‌های رسیده از برخی منابع خبری یک نفراز سه کوه‌نورد آمریکایی زندانی شده در ایران، شنبه، بیستم شهریور، آزاد خواهد شد.

به گزارش ای‌بی‌سی نیوز، وزیر فرهنگ جمهوری اسلامی با تبریک عید فطر این خبر را اعلام کرده اما جزییات بیش‌تری را ارایه نکرده است.

این در حالی است که او این مسئله را به علت فرا رسیدن عید فطر که پایان ماه رمضان برای مسلمانان است عنوان کرد.

بازداشت سارا شرود، شین باور و جاشوا فاتال در هشتم مرداد ۱۳۸۸ در منطقه مرزی ایران و عراق توسط مقام‌های جمهوری اسلامی صورت گرفت.

این سه کوهنورد به گفته مقام‌های ایرانی به شکلی «غیرقانونی» و برای «جاسوسی» وارد ایران شده‌اند اما خانواده‌‌ی آن‌ها از «ورود اشتباهی» سخن می‌گویند و یکی از خود کوه‌نوردان، منکر ورود به خاک ایران شده است.

در آذر ماه ۱۳۸۸ حدود هشتاد شخصیت جهانی و نهاد حقوق بشر، در نامه‌ای به رییس جمهوری ایران، خواستار آزادی این کوه‌نوردان شدند. از سویی دیگر، برخی از مقام‌های ایالات متحده، اقدام جمهوری اسلامی را با گروگان‌گیری در سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ مقایسه کرده‌اند.

ویدئو:

«درخواست مادر کوهنورد آمریکایی از آیت‌اله خامنه‌ای»

بیشتر بخوانید:

«موکلانم جاسوس نیستند»

«نامه سرگشاده سه مادر آمریکایی به مسوولان ایران»

«سه کوهنورد آمریکایی محاکمه می‌شوند»


 


مه‌شب‌ تاجیک / رادیو کوچه

عریان‌گری و برهنگی و استعمال آزاد موادمخدر در ده‌کده‌ای کوچک که بی‌انتها به‌نظر می‌رسد و موسیقی فوق‌العاده‌ی راک و جوانان آزاد و عاری از هر قید و بندی، چه بود به جز واقعه‌ی شگفت‌انگیز ووداستاک؟

سه شبانه‌روز ۱۵ تا ۱۷ آگوست ۱۹۶۹ موسیقی راک برای صلح و عشق در ده‌کده کوچک «ووداستاک» Woodstockدر نزدیکی نیویورک برای بیش از نیم میلیون نفر و با هنرنمایی غول‌های موسیقی راک در زیر بارش باران اتفاق منحصر‌به‌فردی است که در چهل سال بعد از آن و تاکنون دیگر تکرار نشده است.

دهه ۶۰ میلادی تغییرات زیادی در عرصه سیاست و هنر به وجود آمد، البته شروع این اتفاق‌ها در اواخر دهه ۵۰  میلادی پایه‌ریزی شده بود و در دهه‌ی ۶۰ به سرانجام رسید. موسیقی پاپ در همین سال‌ها شکل گرفته و فراگیر شد. نسلی که در دهه ۶۰ بنای اعتراض گذاشته و در سال‌های جنگ جهانی دوم و کمی بعد از آن تولد یافته بود، تمامی رنج‌ها و دردهای نسلی که از خاکستر جنگ برخاسته بود را در قالب عقده‌ها و فریادهای این نسل معترض تجلی داد و بهترین راه آرامش یافتن و فریاد‌زدن این دردها را موزیک یافت و گونه‌ی تازه پا گرفته‌ای به نام موسیقی راک. اما چرا موزیک راک؟ این را باید در نحوه پیدایش این سبک موسیقی جستجو کرد، چون خود این سبک در آن زمان چیز نوپا و جدیدی بود. همین سبک موسیقی پرچم‌دار مدرنیته برای جوانان آن زمان شد.

بنا به شرایط خاص سیاسی و اجتماعی آن دوران و جنگ‌های سرد بین قدرت‌های بزرگ و برای این‌که نسل جوان پرشور انرژی خود را معطوف به مسایل سیاسی نکند و مشکلی برای سیاست‌مداران و کشور به وجود نیاورند و وقایعی مانند حمله به مجارستان در سال ۱۹۵۶ و کشتار بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ به وقوع نپیوندد، یک سری قید و بندهای مرتبط با مسایل اخلاقی را از جلوی پای این نسل معترض برداشتند، که همان اشاعه مواد مخدر و عریان‌گری و بی‌بند و باری جنسی در بین این نسل معترض بود‌. این عوامل با سرنگ موسیقی راک به بدنه این نسل تزریق شد و این نوعی واکسن بود تا هم موزیک راک و هم نسل جوان آن دوران را عقیم سازد و بدین سان جشنواره‌های راک و در راس آن ووداستاک متولد شد. البته حساب چند گروه مطرح آن سال‌ها از این جریانات جدا بود. ووداستاک بدل به یک منطقه آزاد هنری اخلاقی برای سینه چاکان راک شده بود و از دید سیاست‌مداران قرنطینه‌ای برای مهار این نسل سرکش بود تا با خیالی راحت راهی ویتنام شوند و کشت و کشتار راه بیندازند.

در این میان اما بودند خوانندگان و گروه‌هایی که حقایق را دیدند و آن را در ترانه‌هایشان انعکاس دادند. اما جدای از تمام این بحث‌ها ووداستاک در حیطه موسیقی راک و در کل هنر دهه‌ی ۶۰ واقعه‌ی منحصر‌به‌فردی بود و شاید بعدها هم در طول تاریخ چنین فرصتی دست ندهد تا جمع انبوهی از گروه‌ها و خوانندگان بی‌نام و نشان گرد هم آیند. نکته‌ی دیگر این است که به واسطه‌ی فستیوالی مثل ووداستاک، جنبش«هیپی» Hippieکه تا آن زمان از آن به عنوان خرده فرهنگ یاد می‌شد، در کسوت فرهنگ غالبی در آمد که تا زمان ظهور فرهنگ‌های دیگری همانند «پانک» و «متال»Metal، روش زندگی آدم‌ها به خصوص جوان‌های آن دوره را به شدت تحت‌تاثیر قرار داد. ووداستاک فرصتی بود برای هیپی‌ها تا نشان دهند که طرز فکرشان چیست و از چه زاویه‌ای به دنیا می‌نگرند. شرایط خاص آن دوران، عامل دوم ماندگاری ووداستاک است.

فیلم مستند «مایکل‌ودلی» Michael Vodeliامروز سند ارزش‌مندی از این رویداد مهم است، شاید خود کارگردان و تدوین‌گرانش «مارتین‌اسکورسیزی» Martin Scorsese و «تلما‌شوون‌ میکر»  Thelma shown Makerفکر نمی‌کردند به‌خاطر این فیلم با نام «ووداستاک ۳ روز صلح و موسیقی» کاندید بهترین تدوین و بهترین صدابرداری در مراسم اسکار سال ۱۹۷۰ شوند. این فیلم با بودجه‌ی ۶۰۰ هزار دلاری کمپانی برادران وارنر در ۲۶ مارس ۱۹۷۰ عرضه شد و علاوه بر اسکورسیسی و شوون میکر ۴ نفر دیگر من جمله خود کارگردان در تدوین فیلم مشارکت داشتند. از جمله کسانی که در این فیلم ظاهر شده و بعدها نامی برای خود دست و پا کردند می‌توان به «کارلوس‌سانتانا» Carlos Santana و اسامی دیگری هم‌چون «جنیس‌چاپلین» Jenis chaplin و «جیمی‌هندریکس»  Jimi Hendrix که در اوایل دهه ۷۰ میلادی درگذشتند اشاره کرد.

البته ناگفته نماند گروه افسانه‌ای «پینک‌فلوید» Pink Floydکه آن زمان هنوز افسانه ای نشده بود نیز در این جشنواره حضور داشت و دو قطعه بدون کلام از کارهایشان را اجرا کردند. البته در سایت «ویکی‌پدیا» Wikipediaنام آن‌ها در لیست هنرمندانی که در فیلم اجرایشان نشان داده شده بود دیده نمی‌شود که جای تعجب بسیار دارد. در ظاهر با توجه به طبع تند «راجر‌واترز»  Roger Watersرهبر گروه، بعدها میان پینک‌فلوید و تهیه‌کنندگان فیلم شکرآب شد. شاید هم بعدها اعضای پینک فلوید که فکر نمی‌کردند فیلم تا این اندازه صحنه‌دار از آب در بیاید، پایشان را از این فیلم کنار کشیدند. تماشای فیلم «ووداستاک» بعد از۴۰  سال تجربه‌ای خاطره‌انگیز است.

و اما موسیقی که بنیان این مسئله بود موسیقی راک بود و موسیقی راک چه بود؟

گونه‌ای موسیقی عامه‌پسند که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی در آمریکا با نام «راک‌»Rock شکل گرفت و از نظر تاثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بی‌همتا است. نام راک کوتاه شده عبارت «راک‌اند‌رول» است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن می‌آید. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام «راک‌اند‌رول» Rock and roll تنها به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ گفته شده ولی نام «راک» هم‌چنان به‌عنوان نام فراگیر این‌گونه که شامل «راک‌اند‌رول» هم می‌شود به‌کار می‌رود. موسیقی «راک» و گروهی از سبک‌های موسیقی مربوط به آن از سال ۱۹۵۵ بر غرب سایه افکند. موسیقی راک در آمریکا گسترش یافت، اما تحت تاثیر فرهنگ‌های گوناگون و سنت‌های موسیقایی هم‌چون موسیقی مذهبی، موسیقی «بلوز»Blues، موسیقی حزن‌انگیز سیاهان، موسیقی کلاسیک، موسیقی محلی، موسیقی الکترونیک و موسیقی رایج آسیا،‌ آفریقا و آمریکای لاتین شکل گرفت.

موسیقی راک به سبک‌های موسیقایی ارجاع داده می‌شود که بعد از ۱۹۵۹ به شدت تحت نفوذ آهنگ‌سازان سفید‌پوست قرار گرفت. سایر سبک‌های اصلی موسیقی راک شامل «راک‌اند‌رول »‌، گونه‌ی اول موسیقی و موسیقی «ریتم‌اند‌بلوز» rhythm and blues است که تحت نفوذ آهنگ‌سازان سیاه‌‌پوست آمریکایی بود. هر کدام از این انواع اصلی موسیقی زیر مجموعه‌های گوناگونی هم‌چون «هوی‌متال» heavy metal نوعی موسیقی راک الکترونیکی «پانک» Punkو «گرانگ» grunge را در بر می‌گیرند، در حالی که نوآوری در موسیقی راک اغلب در مراکز محلی هم‌چون نیویورک، کینگستون، جاماییکا و لیورپول اتفاق افتاده است.

به هر حال نمی‌توان به راحتی از این واقعیت گذشت که هر جشنواره‌ی موسیقی جدای از طرز فکر و خط مشی گردانندگان آن گامی است در جهت قوی‌تر شدن فرهنگ موسیقی جهان.


 


نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه

امروز شماری از نمایندگان پارلمان افغانستان به دولت آمریکا هشدار داد تا جلو سوختاندن قرآن کریم را بگیرد، زیرا این عمل سبب دشمنی جهان اسلام با آن کشور خواهد شد.

اعضای مجلس نمایندگان و سنای افغانستان در یک نشست خبری از بارک اوباما رییس‌جمهوری آمریکا خواست تا با جدیت جلو این اقدام را بگیرد.

سیدحسین عالمی‌بلخی یک نماینده مجلس نمایندگان افغانستان گفت: «اگر تا فردا بعد ازظهر دولت آمریکا جلو این عمل  را نگیرد، آنان فردا روی راه‌پیمایی گسترده در مقابل سفارت آمریکا تصمیم خواهند گرفت.

در این حال هزاران تن از ساکنان استان کاپیسا در شمال افغانستان در مخالفت به آتش زدن نسخه‌های قرآن کریم در آمریکا دست به راه‌پیمایی زدند.

این راه‌پیمایان اقدام یک کشیش کلیسای ایالت فلوریدای آمریکا را محکوم کرده هشدار دادند که اگر جلو این عمل گرفته نشود به راه‌پیمایی‌های گسترده دست خواهند زد.

سه روز پیش نیز شماری از شهروندان کابل در مخالفت با سوختاندن نسخه‌های قرآن‌کریم دست به راه‌پیمایی زده بودند.

هم‌چنان استیفن دمستورا نماینده خاص سر منشی سازمان ملل متحد برای افغانستان گفته است این اقدام جان کارمندان موسسات خیریه را به خطر می‌اندازد.

او افزود چنین عمل جز این که استدلال کسانی را که با صلح و آشتی در افغانستان مخالف هستند تقویت کند، نتیجه دیگری نخواهد داشت.

هیلاری کلنتن وزیر خارجه آمریکا نیز طرح آتش‌زدن قرآن کریم در آن کشور را محکوم کرده است.

این در حالیست که یک کلیسا در فلوریدای آمریکا می‌خواهد روز شنبه در نهمین سال‌گرد حملات یازدهم سپتامبر، نسخه‌هایی از قرآن را آتش بزنند.


 


خبر / رادیو کوچه

روز گذشته چهارشنبه، مریم ضیا، فعال حقوق کودک، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اتهام تبلیغ علیه نظام، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.

به گزارش هرانا، قاضی در جلسه دادگاه، با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی وی را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.

وی در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شده و مدت ۳ ماه را در زندان اوین به سر برد. این در حالی است که نزدیک به ۲ ماه در بند ۲۰۹ همان زندان، که مربوط به وزارت اطلاعات است نگهداری می‌شد.

گفتنی است پیش از آغاز سال جدید، خانواده این فعال اجتماعی وثیقه ۳۰ میلیون تومانی تعیین شده برای وی را تودیع کرده، اما قاضی پرونده از آزادی وی ممانعت به عمل آورده بود.

مریم ضیا مدیر جعیت تلاش برای جهانی شایسته کودکان، صبح روز ۱۰ دی ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی پیش از این نیز در ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۵ در تجمعی که به قصد اعتراض به «قوانین نابرابر» از سوی فعالان زن در میدان هفت تیر برگزار شد، بازداشت شده بود.

لازم به ذکر است که وکالت این فعال اجتماعی را خانم محمدی و آقای مشکانی بر عهده داشتند.


 


شکوفه / دفتر ترکیه / رادیو کوچه

Shokufeh@koochehmail.com

برنامه‌ای که امروز می‌شنوید، گفت‌وگوی سوم من با موضوع «سرطان گردنه‌ی رحم و تشخیص آن توسط آزمایش پاپ اسمیر» و هم‌کاری «مهری زمانی»، مشاور در زمینه‌ی اطلاع‌رسانی بیماری‌های خاص است.

آزمایش پاپ (یا پاپ اسمیر) (Pap Smear) آزمایش نمونه‌های سلولی برداشته شده از گردن رحم زن است. این آزمایش برای کشف تغییراتی در سلول‌های گردن رحم است، که بیان‌گر وجود سرطان یا عوارضی است که ممکن است به سرطان تبدیل شوند.

این آزمایش بهترین وسیله برای شناسایی عوارض پیش‌سرطانی و مخفی – تومورهای کوچکی- است که ممکن است به سرطان گردن رحم منتهی شوند. اگر سرطان گردن رحم زود شناسایی شود، می‌توان آن را علاج کرد.

پاپ اسمیر چگونه انجام می‌شود؟

پاپ اسمیر  در هنگام انجام معاینه لگنی انجام می‌شود. دکتر از وسیله‌ای به نام اسپکولوم استفاده می‌کند تا دهانه دستگاه تناسلی را باز کند و بتواند گردن رحم را ببیند. بعد با یک نمونه‌گیر (اسپچولا) و یک برس کوچک سلول‌های گردن رحم را جمع‌آوری می‌کند. این نمونه به برای بررسی به آزمایشگاه فرستاده می‌شود. این آزمایش دردناک نیست، اما معاینه لگنی ممکن است اندکی ناراحت کننده باشد.

نتایج پاپ اسمیر

معمولن چند هفته طول می‌کشد تا نتایج آزمایش آماده شود. پس از سه هفته می‌توانید انتظار داشته باشید که نتایج آماده شده است.

پاپ اسمیر طبیعی به آن معنا است که گردن رحم طبیعی به نظر می‌رسد. پاپ اسمیر غیرطبیعی به معنای آن است  که سلول‌های بررسی شده ظاهر طبیعی نداشه‌اند. در این حالت گاهی لازم است آزمایش را تکرار کرد.

اگر پاپ اسمیر مثبت باشد، پزشک‌تان ممکن است آزمایش‌های متفاوتی ادامه بررسی خود تجویز کند، از جمله کولپوسکوپی (استفاده از یک میکروسکوپ مخصوص برای معاینه گردن رحم و واژن).

پاپ اسمیر گاهی نشان‌دهنده عفونت هم هست اما نمی‌توان برای یافتن موارد بیماری‌های آمیزشی به آن اتکا کرد و باید به آزمایش‌های اختصاصی آن روی آورد.

پیش از انجام آزمایش پاپ، با انجام کارهایی می‌توانید به دست آمدن نتایج دقیق‌تر کمک کنید، از جمله پرهیز از رابطه جنسی، شست‌وشوی واژن و استفاده از کرم‌های واژینال ۴۸ ساعت پیش از انجام آزمایش.

اگر در هنگام انجام آزمایش دچار عفونت بوده‌اید یا تعداد سلول کافی در آزمایش اول به دست نیامده باشد، ممکن است تکرار آزمایش ضروری باشد. از آن‌جایی که کاهش هورمون زنانه استروژن نیز می‌توان بر نتایج آزمایش پاپ اثر بگذارد، زنان یائسه ممکن نیاز به مصرف استروژن پیش از تکرار آزمایش داشته باشند.

هر چند وقت یک‌بار پاپ اسمیر لازم است؟

دستورالعمل قبلی آغاز انجام سالانه پاپ اسمیر پس از اولین آمیزش جنسی یا تا سن ۲۱ سالگی، هر کدام زودتر بود، هم‌چنین در زنان زیر ۳۰ سال انجام  سالانه پاپ اسمیر و در زنان بالای ۳۰ سال با سه آزمایش طبیعی پاپ و آزمایش منفی از لحاظ ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) – که با سرطان گردن رحم ارتباط دارد- انجام هر دو تا سه سال آن تجویز می‌شد.

دستورالعمل جدید کالج متخصصان زنان و زایمان آمریکا توصیه می‌کند که در زنان زیر ۳۰ سال هر دو سال یک بار و در زنان ۳۰ ساله و بالاتر هر سه سال یک بار پاپ اسمیر انجام شود.

منبع متن: هم‌شهری آنلاین


 


خبر / رادیو کوچه

روز سه‌شنبه عزیز ناصری، شاعر ومترجم کرد از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

به گزارش منابع خبری کردی‌زبان، عزیز ناصری، روز سه‌شنبه شانزدهم شهریورماه توسط نیروهای امنیتی در اداره‌ی آموزش و پرورش شهر مریوان بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده‌ است.

این گزارش‌ها دلیل دستگیری عزیز ناصری‌ را نامشخص اعلام کرده‌اند، اما برخی از فعالان مدنی، دستگیر شدن عزیز ناصری را ادامه‌ی روند دستگیری و احضار فعالان ادبی و هنری و فرهنگی کردستان ذکر می‌کنند.

مختار هوشمند و بهزاد کردستانی از فعالان ادبی و فرهنگی، پیش‌تر از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند.

بیشتر بخوانید:

«بازداشت مختار هوشمند هنرمند کرد»

«مختار هوشمند، تنها یک هنرمند است»

«بازداشت شاعر و نویسنده کرد در مریوان»


 


خبر / رادیو کوچه

از روز یک‌شنبه احمد سلیمانی زندانی سیاسی کرد اهل اشنویه، در زندان ارومیه در اعتراض به نقض حقوق خود دست به اعتصاب غذا زده است.

به گزارش آژانس خبری موکریان، احمد سلیمانی که  بیش از پنج ماه است در زندان ارومیه محبوس است از روز یک‌شنبه در اعتراض به مخالفت مسوولان زندان با انتقال وی به زندان محل سکونتش اعتصاب کرده و در پی آن به قرنطینه زندان منتقل شده است.

شایان ذکر است که احمد سلیمانی به اتهام هم‌کاری با یکی از احزاب کردی از طرف دادگاه انقلاب به تحمل یک سال حبس محکوم شده است.


 


نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه

ملا محمدعمر رهبر طالبان با ارسال پیام عیدی از شورشیان تحت فرمانش خواسته است به افرادی ملکی آسیب نرسانند.

این پیام رهبر طالبان در آستانه عید سعید فطر، از طریق پست الکترونیکی به خبرنگاران فرستاده شده است.

ملامحمدعمر هم‌چنان گفته است، باید به هیچ کس اجازه داده نشود، که به‌نام مجاهد و یا طالب دست به اعمال بزنند که سبب بدنامى آنها شود.

رهبر طالبان خود را برنده جنگ در افغانستان خوانده و نیروهاى بین‌المللى به رهبرى ناتو را شکسته خورده خوانده است.

او از بارک اوباما رییس‌جمهوری ایالات متحده امریکا و کشورهای عضو ناتو که در افغانستان سرباز دارند؛ خواسته است که نیروهاى خود را هرچه زودتر بدون کدام قید و شرط از افغانستان خارج نمایند.

در واکنش به پیام رهبر طالبان جنرال محمدظاهر عظیمى سخنگوى وزارت دفاع افغانستان، آن را تبلیغات خواند.

وى گفت طالبان نمی‌توانند یک روستا را تصرف کنند، چه رسد به این که حکومت و نیروهای بین المللی را شکست بدهد.

اما وحید مژده یک تحلیل‌گر افغان می‌گوید بیش‌تر بخش‌های پیام رهبر طالبان تبلیغات است، اما شکست نیروهای بین‌المللی موضوعی است که جنرالان آمریکایی نیز می آن را می‌پذیرند.

ملاعمر رهبر طالبان که خود را امیرمومنین می‌خواند هر سال پیام‌های عیدی می‌فرستد و در آن موضع آن گروه را نیز تشریح می‌کند.


 


خبر / رادیو کوچه

صدراعظم آلمان، روز چهارشنبه با شرکت در مراسم اعطای جایزه ویژه‌ای به کورت وسترگارد که انتشار کاریکاتورهایش از پیامبر مسلمانان باعث اعتراضات گسترده‌ای شده بود، از وی دفاع کرده است.

به گزارش بی‌بی‌سی، خانم مرکل در مراسم اعطای جایزه مطبوعاتی M-100 به کورت وسترگارد در شهر پوتسدام، چاپ کاریکاتور را حق وی دانسته است و تاکید کرده: «این موضوع بی‌ربطیست که کاریکاتورهای او بی‌مزه است یا نه، یا این‌که فکر می‌کند که آن‌ها ضروری یا مفید است یا نه. سوال این است که آیا او می‌تواند این کار را انجام دهد؟ بله او می‌تواند.»

صدراعظم آلمان در عین حال برنامه یک کلیسای ایالت فلوریدای آمریکا برای سوزندان قرآن در نهمین سال‌گرد حملات ۱۱ سپتامبر را محکوم کرد و چنین اقدامی را زننده و اشتباه توصیف کرد.

بسیاری از مسلمانان ترسیم و انتشار تصویر پیامبر خود را حرام و توهین‌آمیز می‌دانند.

لازم به یادآوری است کورت وسترگارد در سال ۲۰۰۶ میلادی تصویری از پیامبر مسلمانان را با عمامه ای شبیه بمب ترسیم کرده بود.

گروهی از پیکارجویان اسلام‌گرا یک میلیون دلار جایزه برای سر آقای وسترگارد که ۷۵ ساله است، تعیین کرده اند.


 


پنج‌شنبه ۱۸ شهریوماه ۱۳۸۹ – ۹ سپتامبر ۲۰۱۰

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا: اعظم

note3استودیو: دامون

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3گزیده اخبار مطبوعات پنج‌شنبه ایران

note3میکروفن – «پاپ اسمیر چیست» - شکوفه

note3بخش اول اخبار

note3دایره‌ی شکسته – «صحرای محشر موزیک راک» – مه‌شب تاجیک

note3مجله‌ی خبری کابل – نجیب امیری

note3روزنگاشت – «شیر دره‌ی پنج‌شیر» - محبوبه

note3بخش دوم اخبار

note3رادیو لیچار – «من هم زن دارم هم دوست دختر» – (قست۸۵) – فرورتیش

note3پس‌نشینی تند – «سرود رفتن» – اکبر ترشیزاد

note3بخش سوم اخبار

note3به مناسبت سال‌مرگ کلنل علی‌نقی وزیری – «نیمای موسیقی ایران» – شه‌نوا


 


خبر / رادیو کوچه

مهدی کروبی از رهبران مخالف دولت دهم، روز گذشته چهارشنبه با انتشار نامه‌ای، حمله به منزل خود را محکوم کرده و وضعیت کنونی را ناشی از «اعصاب و روان پریشان» اولیا امور خواند. وی بار دیگر تاکید کرد که این گونه حوادث نمی‌تواند او را از راهی که انتخاب کرده،‌ بازدارد.

پس از آن‌که منزل مهدی کروبی از چهره‌های مخالف دولت،‌ پنج‌شنبه شب هفته گذشته مورد حمله نیروهای موسوم به «لباس شخصی» قرار گرفت با صدور نامه‌ای سرگشاده خطاب به مردم، این حادثه را محکوم کرده و گفت که برخلاف ادعای سپاه، نیروهای مزبور «خودسر» نبودند.

وی در این نامه با اعتراض به آن‌چه رخ داده، ‌نوشت: «عده‌ای قلیل  در شب‌های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. رای مردم خوردن و پرسش‌کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را در جمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی‌حرمت کردند».

وی در انتقادی تند نسبت به مسوولان جمهوری اسلامی، آن‌ها را «از خدا بی‌خبران تازه به قدرت رسیده» خوانده و گفت: ‌«‌رفتار سبعانه و سخیفانه آن‌ها، انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکم‌فرما سازند».

مهدی کروبی، کنترل قوای امنیتی، انتظامی، دستگاه قضایی و مدیریت ایران را در کنترل «چند مزدور» خوانده و افزود: «‌آن‌که از مردم برید راهی نخواهد داشت جز آن‌که به چند قداره‌بند باج‌گیر دل‌خوش کند و این سرنوشت آن‌هایی است که زورگویی را جای‌گزین مردم‌سالاری می‌کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می‌پندارند».

کروبی بار دیگر تاکید کرد: «‌طنز ماجرا اما آن‌جاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده‌دلانه گمان می‌برند که می‌توانند مهدی کروبی را با بی‌شرمی‌ها و اذیت و آزارهای کودکانه‌شان، در دفاع از مردم و آرمان‌های انقلاب مایوس کنند».

بیشتر بخوانید:

«تیراندازی در منزل مهدی کروبی»


 



خبر / رادیو کوچه

روز چهارشنبه ۸ سپتامبر، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در حاشیه سخن‌رانی در جمع گروهی از متخصصان سیاست خارجی در واشنگتن اظهار داشت که حکومت ایران به سمت تبدیل شدن به یک دیکتاتوری نظامی پیش می‌رود و مردم ایران به مرور زمان نسبت به «رخ‌دادهای ناراحت کننده‌ای» که در این کشور در جریان است، واکنش نشان خواهند داد.

وی در ادامه افزود: «گمان نمی‌کنم شکی وجود داشته باشد که ایران در حال تغییر ماهیت به یک دیکتاتوری نظامی با نوعی رنگ و لعاب ایدئولوژیک دینی است. سپاه پاسداران با هم‌کاری بعضی رهبران دینی و سیاسی در حال گسترش نفوذ خود در این کشور است. فکر نمی‌کنم هدف انقلاب ایران این بود که جمهوری اسلامی به چنین چیزی تبدیل شود».

به گفته خانم کلینتون، حمایت آمریکا از جنبش اعتراضی ایران می‌تواند به این جنبش آسیب برساند.

وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به تحریم‌های بین‌المللی و هم‌چنین تحریم‌های یک‌جانبه اتحادیه اروپا، آمریکا و بعضی دیگر از کشورها علیه ایران، گفت که مسوولان حکومت ایران کم‌کم تاثیر اعمال این تحریم‌ها را حس می‌کنند.

در همین راستا، آیت‌اله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در دو سخن‌رانی اخیر خود به اثرگذار بودن تحریم‌ها بر اقتصاد ایران اشاره کرده و در مورد احتمال افزایش نارضایتی‌های عمومی در بین مردم ایران در اثر این تحریم‌ها هشدار داده است.

از سوی دیگر علی لاریجانی، رییس مجلس ایران هم به تازگی گفته بود که فشار اقتصادی غرب علیه ایران «مهم‌ترین خطر موجود» برای این کشور است و باید برای مقابله با آن یک دوره «مقاومت ملی» طراحی شود.


 


بسمه تعالی

لا یحب‌اله الجهر بالسو من القول الا من ظلم و کان‌اله سمیعا علیما

خدا دوست ندارد کسی عیب خلق خدا را به بلندی صدا کند مگر آنکه ستمی به او رسیده باشد وبخواهد از دست ظالم فریاد و دادخواهی کند و زشتی عمل ظالم را فاش گوید.   (سوره نساء آیه ۱۴۸)

جناب آیت‌اله خامنه‌ای

مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران

در یکی از روزهای بازداشت در زندان اوین فرصتی دست داد تا سخنان شما را از تلویزیون در ضرورت ضدیت با ظلم و رعایت انصاف و عدالت بشنوم (۲/۴/۸۹) و همان روز بود که تصمیم گرفتم تا این نامه را خطاب به شما بنویسم از آن‌رو که شاید اخبار این بازداشتگاه‌ها به شما نرسد و ندانید که غیر از کهریزک در بازداشتگاه اوین نیز یک زندانی نه تنها از حداقل حقوق برخوردار نیست بلکه شدیدترین فشارهای روحی و جسمی نیز با هدف ترور شخصیتی و اقرار اجباری بر او وارد می‌شود. هم‌چنین از آن‌جا که شنیدم در همان ایام که من و امثال من تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها جهت اعتراف به جرایم ناکرده بودیم، حضرت‌عالی در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، اظهار داشته‌اید که «متهم هرچه درباره خود بگوید در دادگاه، این حجت است» قصد کردم طی این نامه شکنجه‌ها و رفتارهای غیرقانونی، غیرشرعی رفته بر خودم را شرح دهم تا به این پرسش پاسخ جدی داده شود که آیا اعترافاتی که از طریق چنین شیوه‌های غیرانسانی و غیراخلاقی اخذ می‌شود نیز از نظر شما معتبر است یا خیر؟ بدین ترتیب و به امید تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب جهت بررسی آن‌چه در طول دوران بازداشت، بازجویی و دادگاه بر من به‌عنوان یک زندانی جمهوری اسلامی در دوران حکومت شما گذشته است را بازگو می‌کنم. گرچه امیدوارم بازگویی آن‌چه بر من رفته است، به‌جای تحقیق در خصوص واقعیت ماجرا و اجرای عدالت، به افزون شدن فشارها و تلخ‌تر شدن ایام زندان نیانجامد.

از همان ابتدای بازجویی من را وادار به تک‌نویسی علیه دوستان و نزدیکان کرده و وقتی مقاومت کردم علاوه بر ضرب و شتم و سیلی‌های پیاپی با این پاسخ بازجو مواجه شدم که باید تک‌نویسی کنی تا شخصیت کذایی‌ات خورد شود

مقام رهبری

امروز که به‌عنوان یک منتقد نظام جمهوری اسلامی در زندان اوین بسر می‌برم، بی‌مناسبت نمی‌دانم که در چند سطر مواضع سیاسی خود را طی یک دهه گذشته بیان نمایم. این‌جانب در سال ۱۳۷۵ وارد دانشگاه شدم و در همان سال ابتدایی، به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و متعاقب آن دفتر تحکیم وحدت درآمدم و تا سال ۱۳۸۴ که مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی خود را از دانشگاه علامه طباطبایی(ره)اخذ نمودم به عنوان عضو شورای مرکزی و دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، فعالیت کرده و از سال ۱۳۸۴ تا به امروز به‌عنوان عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت) و سخن‌گوی آن مجموعه قانونی، در جهت پیش‌برد دموکراسی و حقوق بشر، به فعالیت پرداخته‌ام. در دوران حضور در جریان دانشجویی، دغدغه اصلی من و هم‌فکرانم تاکید بر استقلال نهاد دانشگاه از نهاد قدرت و احزاب و جریانات سیاسی و نقد حاکمیت در جهت هم‌راهی با ملت ایران بوده است. من و دوستانم در مجموعه دفتر تحکیم وحدت معتقد بودیم که جنبش دانشجویی رسالت بسترسازی برای طرح مطالبات آزادی‌خواهانه و تاریخی مردم و دفاع از حقوق شهروندان، فارغ از هرگونه گرایش و سلیقه آنان را بر عهده دارد و هم از این‌رو معتقد بودیم و هستیم که جریان دانشجویی به جای مجیزگویی قدرت و اصحاب آن، می‌بایست به نقد هرگونه ویژه‌خواری و امتیاز طلبی برای هر قشر و یا طبقه خاصی پرداخته، از حقوق آحاد ملت از جمله زنان، اقلیت‌های مذهبی و قومیت‌ها دفاع نماید. از این رو در طول یک دهه گذشته همواره مغضوب قدرت و نهادهای امنیتی بوده و به همین دلیل، چندین بار طعم زندان و انفردای را چشیده‌ام، به گونه‌ی که با احتساب دوره‌ی اخیر، قریب به ۲۰۰ روز سلول انفرادی را تجربه کرده ام. اگر چه زندان‌های قبلی نیز عاری از فشار و شکنجه نبوده است اما از این رو که دوره‌ی اخیر، تجربه‌ی متفاوت را به نمایش گذاشت و آگاهی افکار عمومی و مسولان امر از جنایات رخ داده امری بیش از پیش ضروری است بدان می‌پردازم.

مقام رهبری

هتاکی و فحاشی، ضرب و شتم و رفتارهای غیرقانونی از همان لحظه اول بازداشت من آغاز شد. در جریان دستگیری درحالی‌که گاز اشک‌آور که تا پیش از آن در خیابان‌ها استفاده می‌شد در فضای بسته مرا به حالت خفگی انداخته و امکان هرگونه تحرکی را از من سلب کرده بود ماموران دست‌بردار نبوده و با کینه و دشمنی چنان مرا به زیر مشت و لگد گرفتند که با بینی، دهان و دندان‌هایی خونین و دستان و پاهایی زنجیر شده به مسوولان‌شان در زندان اوین تحویل شدم و جالب آن‌که وقتی به ماموران که حدود بیست نفر بودند در برابر فحاشی و ضرب و شتم می‌گفتم که از شما به قاضی شکایت می‌کنم، با فحش‌های رکیک آن‌ها و الفاظ وقیحانه به خودم و قاضی مواجه می‌شدم. این البته دست‌گرمی آغاز کار بازجویان بر روی جسم و روح من بود. از همان ابتدای بازداشت درحالی‌که مدام در گوشم می‌خواندند که «نظام ترک برداشته» با این وعده مواجه بودم که «شماها اعدام خواهید شد». انتظار تحقق این وعده تا مدت‌ها بارها وقتی در طی شبانه و روز بدون هیچ توضیحی مرا از سلولی به سلولی دیگر و از بندی به بندی دیگر منتقل می‌کردند مرا در بیم و هراس نسبت به ادامه حیات خویش قرار می‌داد. طی ۸۶ روز انفرادی هیچ وقت آسمان را ندیدم و طی هفت ماه بازداشت در بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ تنها شش بار از «حق هواخوری» برخوردار شدم و پس از دوران انفرادی و حتا پایان بازجویی و برگزاری دادگاه هر دو هفته تنها یک بار اجازه تماس تلفنی کوتاهی آن هم با حضور بازجو با خانواده را داشتم.

بگذریم و بگذارید به شرح روزهای ابتدای بازداشت خود برگردم: پس از بازداشت به شرح فوق، روانه انفرادی در سلول ۱۰۱ بند ۲۰۹ اوین شدم و در بدو ورود متوجه وجود مدفوع در زیر موکت سلول شده و اعتراض کردم، پاسخم این بود که «شایسته بیش‌تر از این نیستی.»

در آن شرایط، که اصرار به اعتراف به داشتن رابطه‌ی نامشروع با دیگران، جهت به اصطلاح خلاص‌کردن و پاک شدن من وجود داشت. هر چه قسم خوردم که به زنم پایبند بوده‌ام و گفتم که به رئیس تیم‌تان هم گفته‌ام طرح این مسایل هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و وارد این اتهامات ناروا نشوید و بس کنید. پاسخ می‌دادند که ما می خواهیم تو اعتراف کنی تا نشانه صداقت و همکاری ات باشد

از بند ۲۰۹ نیز که پس از دو روز مرا به بند ۲۴۰ منتقل کردند و در اختیار وزارت اطلاعات قرار گرفتم، شرایط زندان سخت‌تر و غیرانسانی‌تر شد. برخلاف مصوبه مجلس ششم و دستور آیت‌اله شاهرودی که هر دو سلول انفرادی را یکی کرده بودند تا سوییت بشود، در این‌جا هر سلول انفرادی را تقسیم به دوسلول کرده بودند با ابعاد ۶۰/۱ در ۲۰/۲ متر (به شکلی که عرض سلول از قد من کوتاه‌تر بوده و تنها در یک وضعیت امکان درازکشیدن داشتم). یک سطل فلزی که بر سر چاه توالت جهت اجابت مزاج گزارده بودند و یک شیر آب در بالای آن نیز داخل سلولی به همین اندازه بود تا زندانی برای نیازهای اولیه نیز از سلول بیرون آورده نشود. در فضای قبر مانند سلول و سکوت گورستانی بند، متاسفانه وضعیت سلول نیز به شکلی بود که جهت قبله به سمت سطل فلزی مذکور بوده و فاصله سجده‌گاه زندانی با آن حدود یک‌وجب بود و نورافکنی هم ۲۴ ساعته روشن بود تا مبادا زندانی هوس خواب در سر بپرورد.

تحمل انفرادی و بازجویی‌های طولانی امری بود که باید به آن عادت می‌کردم. اما درکنار انفرادی، بی‌خوابی‌های مکرر در نتیجه جلسات بازجویی چند ساعته و ایستادن بر روی یک پا و ضرب و شتم و سیلی‌های پیاپی نیز ترجیع بند این روزها بود. فشارها و آزار ناشی از عدم اطاعت از خواست بازجویان آنقدر بود که گاهی باعث می‌شد در حین بازجویی از هوش بروم.

طی ۸۶ روز انفرادی هیچ وقت آسمان را ندیدم و طی هفت ماه بازداشت در بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ تنها شش بار از حق هواخوری برخوردار شدم و پس از دوران انفرادی و حتا پایان بازجویی و برگزاری دادگاه هر دو هفته تنها یک بار اجازه تماس تلفنی کوتاهی آن هم با حضور بازجو با خانواده را داشتم

گاهی نیز که گویی باید مشت آهنین از آستین بازجو بیرون می‌آمد، چنین می‌شد و چندین بار آن‌چنان بازجوی پرونده، گلویم را تا حد خفگی می‌فشرد که بی‌هوش برزمین می‌افتادم و تا روزها از شدت درد در ناحیه گلو، خوردن آب و غذا برای‌ام زجرآور می‌شد. البته صدمات ناشی از شکنجه تنها متوجه یک زندانی چون من نیست بلکه به شخص بازجو و شکنجه‌گر نیز آسیب می‌رساند تا جایی که به یاد دارم در جریان یکی از بازجویی‌ها پس از ضربات متعدد و مکرر بازجو که با پشت دست به دهان و دندان‌هایم می‌کوبید متوجه ایراد جرح بر روی انگشتان دست‌اش شدم.

بازجویان حتا از فریاد و ناله‌های من نیز در هنگام ضرب و شتم علیه دیگر زندانیان استفاده می‌کردند به طوری که بعدها از برخی زندانیان شنیدم که با ترتیب دادن جلسات بازجویی هم‌زمان ضجه‌های من را به گوش سایر زندانیان می‌رسانده‌اند تا آن‌ها را نیز بدین وسیله تحت فشار و شکنجه روحی و روانی قرار دهند.

بدین ترتیب بازجویی‌ها تنها یک هدف داشت: بریدن زندانی و اعتراف او به آن‌چه بازجو می‌خواهد و البته وقتی می‌پرسیدم که چگونه می‌توان برای اعتراف گرفتن دست به چنین رفتارهایی زد، پاسخی چنین می‌شنیدم که «به گفته بنیانگذار انقلاب، حفظ نظام اوجب واجبات است.»

در ماه اول بازجویی مدام این جمله را از زبان بازجوها می‌شنیدم که «خونی ریخته شده و نظام ترک برداشته و خیلی از شماها باید اعدام شوید و شاکی شما نیز نظام است.» هر بار نیز که در بازجویی «مطابق میل بازجو» و به تعبیر آن‌ها «مطابق مصلحت نظام» پاسخ نمی‌گفتم، گفته می‌شد که «یا جواب باید مطابق آنچه باشد که ما می‌خواهیم یا باید همین برگه بازجویی را بخوری و قورت بدهی» و این فقط تهدید نبود بلکه پس از رد خواسته‌هایشان با زور و فشار برگه‌های بازجویی به من خورانده می‌شد و جالب آن‌که این عمل حتا یک‌بار در ماه مبارک رمضان و در هنگامی که روزه‌دار بودم نیز انجام شد، البته وقتی کتک‌زدن و فحش‌های ناموسی در شب‌های مبارک قدر حرمتی نداشته باشد، دیگر هر رفتاری مجاز خواهد بود.

جناب آیت‌اله خامنه‌ای

از همان ابتدای بازجویی من را وادار به تک‌نویسی علیه دوستان و نزدیکان کرده و وقتی مقاومت کردم علاوه بر ضرب و شتم و سیلی‌های پیاپی با این پاسخ بازجو مواجه شدم که «باید تک‌نویسی کنی تا شخصیت کذایی‌ات خورد شود.» شاید از همین رو و برای خورد شدن و تحقیر شخصیتی من بود که مرتبن می‌خواستند به روابط و مسایل اخلاقی ناکرده خود نیز اعتراف کنم و وقتی می‌گفتم این سخنان درست نیست و من نمی‌توانم علیه خود به دروغ اعتراف کنم با فحش‌های رکیک و ضرب و شتم و این پاسخ آن‌ها روبرو می‌شدم که «فاحشه‌ای را در دادگاه می‌آوریم تا علیه تو اعتراف کند و بگوید که رابطه نامشروع با تو داشته است.»

تخصص بازجوی نظام جمهوری اسلامی و به اصطلاح سربازان گمان امام زمان در استعمال الفاظ رکیک و فحش های ناموسی – رکیک‌ترین فحش‌هایی که به هیچ عنوان در این نامه نمی‌توان به آن اشاره کرد و حتا برای اولین بار در عمرم به گوشم می‌خورد-  برای‌ام تجربه دردناکی بود و در ادامه همین بازجویی‌ها و فحاشی‌ها وقتی از بازجوی خود می‌شنیدم که «بلایی سرت می‌آوریم که وقتی بیرون اسم ۲۴۰ را شنیدی بدنت بلرزد»، از خود می‌پرسیدم که چگونه یک دستگاه امنیتی می‌تواند با چنین تهدیدها و ارعاب‌هایی امنیت را در کشور برقرار کند و عاقبت چنین روش‌هایی به کجا خواهد رسید؟ آیا با تکیه بر انهدام روانی و شخصیتی زندانیان به عنوان حلقه مکمل شکنجه و سرکوب می‌توان به عدالت دست یافت؟ اینکه در رفتار ضابطان هیچ ضابطه‌ای جز قاعده اعتراف گیری به هر قیمت، حکم‌فرما نباشد با کدام  اصول اخلاقی، شرعی و انسانی سازگار است؟ بازجویان در تمام طول بازجویی بارها به مادر مرحومه‌ام که زنی مومنه و مادر شهید است، با بدترین وجه ممکنه، مورد فحش وناسزا و الفاظ رکیک قرار می‌دادند، همسر فداکارم، بارها به‌رغم آن‌که زنی مسلمان و مومنه و همسر شهید است(و با آنکه می‌دانستند من با همسر برادر شهیدم ازدواج نموده‌ام) به‌عنوان….. می‌نامیدند و خواهرن و نوامیس مرا به فجیع‌ترین وجه ممکن با لقب ….  مورد دشنام و توهین قرار می‌دادند. این ابراز مکرر الفاظ ناشایست از مدافعین نظام اسلامی شامل حال برادر شهیدم نیز می‌شد و هدیه‌ی خانواده ما به مهین را منافق می‌خواندند.

این سخنان عصبانیت مرا نیز برانگیخت و به درگیر شدن من با آنان نیز منجر شد که البته نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان که کثافت‌های درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم. سرم را بیرون آوردند و گفتند که می‌رویم و تا شب برمی‌گردیم و تو تا آن زمان وقت داری که به مسائل اخلاقی‌ات اعتراف و خودت را خلاص کنی

آنان نه تنها برای ما، که برای مسوولان سابق و فعلی کشور نیز هیچ حرمتی قائل نبودند و بارها شاهد بودم که با فحاشی و الفاظ زشت و زننده از شخصیت‌هایی هم‌چون حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی( به عنوان لپ گلی، بچه مزلف، و از نظر اخلاقی مسئله‌دار و…)، آیت‌اله هاشمی‌رفسنجانی (فاسد و…)، میرحسین موسوی (دجال و…)، حجه‌الاسلام مهدی کروبی (فاسد مالی و اخلاقی و…)، حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی ( فاسد اخلاقی و با نام بردن از برخی زنان مسلمان و متدین مدعی رابطه ایشان با آن زنان بودند)، آیت‌اله موسوی خوئینی‌ها ( مفسد و… ) یاد می‌کردند. در حالی که حتا برخی از این افراد را در طول زندگی خود ندیده بودم، و می‌خواستند که سخنانی علیه آن‌ها در دادگاه به زبان آورم. در خصوص آقایان کروبی و عبداله نوری می‌خواستند واژه‌های سخیفی و ناشایستی علیه آنان در دادگاه به زبان آورم. در مورد آیت‌اله  موسوی خوینی می‌گفتند که شما باید از ایشان در دادگاه اسم بیاورید و بگوید ایشان در به اصطلاح فتنه، نقش اصلی و محوری را داشته و صحنه‌گردان و طراح اصلی فتنه بوده است در حالی‌که تاکنون هیچ‌گاه ایشان را ندیده‌ام. در این رابطه گفتنی است که در مودبانه‌ترین حالت ذکر نام این شخصیت‌ها، فی‌المثل جناب آقای هاشمی را همیشه «اکبر شاه» خطاب کرده و می‌گفتند که همه این‌ها را به زندان می‌آوریم. گویی اراده بازجو بالاتر از دستگاه قضایی و هر قانونی است چرا که حتا بازجویان مدعی بودند که احکام قضایی را نیز آنان صادر می‌کنند. شاید ذکر این نکته ضروری باشد که قاضی پرونده من(قاضی صلواتی) مطرح می‌کرد که اگر بازجویان از تو راضی باشند، شما را آزاد می‌کنم؛ که این خود موید میزان استقلال مقام قضا از ضابطین خود است.

به فشار برای اعتراف اخلاقی علیه خود اشاره کردم و اکنون برای آنکه سخنم را دقیق‌تر کرده باشم، شرح تنها یکی از جلسات بازجویی خود در یک سلول، درخصوص مسایل اخلاقی را بازگو می‌کنم باشد که این نمونه کثیف اعمال شده در حق من با معیارهای اخلاق و عدل و انصاف و رفتار و سیره علوی و نبوی سنجیده و تطبیق داده شود: باری دریک سلول کوچک بازجوها به سراغ من آمدند و گفتند که آیا تصمیمت را به اعتراف گرفته‌ای؟ پرسیدم که درچه خصوصی؟ گفتند در مورد مسایل اخلاقی، گفتند «همه مسایل اخلاقی که داری بگو و خودت را خلاص کن و هرآن‌چه از دیگران نیز می‌دانی بازگو کن.» آن‌ها به دروغ خبر از مسایل اخلاقی برخی از زندانیان و مسوولان سابق نظام می‌دانند و ادعا می‌کردند که از فلان فعال سیاسی اعترافاتی در مورد روابط نامشروع اش گرفته‌ایم. بصورت مداوم  مسایل مربوط به  پرونده دیگران که یا با زور و فشار و شکنجه از آنان اخذ شده بود  و یا اساسن کذب محض و دروغ بود را به هدف تخریب چهره‌ی آنان مطرح می‌کردند که البته بعدها متوجه شدم که این حربه و شیوه کثیف بیت‌الغزل بازجویی از زندانیان سیاسی پس از انتخابات به ویژه چهره‌های سرشناس بوده است.(بطور مثال در خصوص یکی از چهره‌های برجسته و متدین اصلاحات، بارها مسایلی در خصوص ارتباط ایشان با زنان شوهر‌دار را مطرح می‌کردند)

در آن شرایط، که اصرار به اعتراف به داشتن رابطه‌ی نامشروع با دیگران، جهت به اصطلاح خلاص‌کردن و پاک شدن من وجود داشت. هر چه قسم خوردم که به زنم پایبند بوده‌ام و گفتم که به رئیس تیم‌تان هم گفته‌ام طرح این مسایل هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و وارد این اتهامات ناروا نشوید و بس کنید. پاسخ می‌دادند که ما می خواهیم تو اعتراف کنی تا نشانه صداقت و همکاری ات باشد و اگر روی کاغذ بنویسی و اعتراف کنی در حکمت تخفیف داده می‌شود و در غیر این‌صورت برخوردها تندتر خواهد شد. آن‌ها هم‌چنین می‌گفتند که البته اعتراف تو به ما کمکی نمی‌کند چون ما همه چیز را می دانیم و این اعتراف فقط کمکی به خودت است. گفتند که می رویم و برمی‌گردیم و در این فاصله با فکر و حوصله و درنظر گرفتن عواقب، آن‌چه لازم است را روی کاغذ بنویس. به  آن‌ها گفتم که جوابم از اکنون روشن است که در نتیجه سیلی‌های محکمی بر صورتم فرود آمد پس از این مجادله بازجویان از سلول بیرون رفتند و من با خدای خود عهد کردم که در مقابل آن‌ها کوتاه نیایم و هیچ چیز خلاف واقعی را نپذیرم و بر کاغذ نوشتم که «من هیچ رفتار و عمل غیراخلاقی نداشته‌ام.»

اما تجربه زندان اوین و بازجویی‌های پرحاشیه ماموران وزارت اطلاعات، فرد را به آنجا می‌کشاند که حتا علیه خود به دروغ در دادگاه اعتراف کند و جالب این است که این اعترافات دروغ مبنای رای و حکم قاضی نیز قرار می‌گیرد

در فضای دلهره و انتظار، مدت مدیدی را منتظر ماندم تا بازجویان برگردند. پس از ساعتی بازگشتند و پرسیدند که آیا آن‌چه باید را نوشته‌ای یا نه؟ و من نیز بیان داشتم همان را که به شما قبلن هم گفته بودم نوشتم. کاغذ را از من گرفتند و خواندند. پس از خواندن کاغذ بازجویی، به من هجوم آورده و با مشت و لگد و سیلی به جان من افتادند و به خود و خانواده‌ام تا جای ممکن فحاشی کردند و پس از کتک کاری مفصل و تحقیر و توهین گفتند «به تو اثبات می‌کنیم که حرام‌زاده و ولدزنا هستی.»

این سخنان عصبانیت مرا نیز برانگیخت و به درگیر شدن من با آنان نیز منجر شد که البته نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان که کثافت‌های درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم. سرم را بیرون آوردند و گفتند که می‌رویم و تا شب برمی‌گردیم و تو تا آن زمان وقت داری که به مسائل اخلاقی‌ات اعتراف و خودت را خلاص کنی. می‌گفتند که «باید کاملن توضیح دهی که با چه کسی در چه زمانی و در کجا و چگونه ارتباط داشته‌ای و حتا از من می‌خواستند که در برگه بازجویی‌ام بنویسم که «در دوران کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌ام.» بارها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید می‌شدم تا جایی که فی‌المثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان می‌کرد که چوبی را در …. استعمال می کنیم که صدتا نجار نتواند آن‌را در بیاورد. و می‌گفت مسایلی در خصوص مسئله‌دار بودن اخلاقی شماها به سایت‌ها سفارش داده‌ایم که به زودی در سطح جامعه بصورت بلوتوث یا سی‌دی منتشر شود. در شرح این واقعیت تاسف‌آوری که حکایت از فروپاشی نظام اخلاقی در میان ماموران منتسب به یک حکومت دینی دارد و یادآوری آن نیز برایم عذاب‌آور است به همین مقدار بسنده می‌کنم تا روشن شود که یک زندانی سیاسی محبوس در اوین برای اعتراف به ناکرده‌های خود تحت چه فشارهایی قرار می‌گیرد. و این پرسش را در برابر شما مطرح کنم که آیا وجود این برخوردها بدین مفهوم نیست که حکم‌رانان و حاکمان فعلی نظام جمهوری اسلامی در آزمایش عدالت اخلاق و انسانیت مردود شده‌اند؟ گرچه این وقایع بی‌سابقه نبوده و حتا افکار عمومی نیز با انتشار جریان بازجویی از همسر سعید امامی در سال‌ها پیش بدان پی‌برده بوده‌اند اما جریان بازجویی‌ها از زندانیان سیاسی در سال  ۸۸ نشان داد که آن واقعه یک تخلف موردی نبوده و اراده‌ای برای برخورد با این بی قانونی‌ها در کشور وجود ندارد. آنان بصورت مداوم بر این نکته پای می‌فشردند که ما به پشتوانه‌ی رهبری از هرگونه برخوردی برای رسیدن به هدف استفاده می‌کنیم و هیچ خط قرمزی برای رسیدن به اهداف خود نداریم و استفاده از هر روشی برای وادار‌سازی افراد و منتقدین به پذیرش القائات بازجویان در راستای حفظ نظام را مشروع بلکه واجب می‌دانستند.

مقام رهبری

برای آنکه از ذهنیت تیم بازجویی و فضای حاکم بر آن بیش‌تر اطلاع داشته باشید نیز سخنی را نقل می‌کنم که یک‌بار بازجو در جلسه بازجویی به من گفت و با زبانی آکنده از نفرت و خشم فریاد زد «حاضر بودم گردن هاشم آقاجری را بعد از سخنرانی همدان از پشت با دست‌های خودم می‌بریدم و حتا اگر پس از آن هفت بار اعدام می شدم راضی بودم، اما به خاطر مصلحت نظام و برای آنکه به پای نظام نوشته نشود این کار را نکردم و در مورد امثال تو نیز همین‌طور است.» آن بازجو می‌گفت که در قنوت نماز به جانب خدا استغفار می‌کند که نتوانسته است حکم او را اجرا کند و امثال ما را به خیال خود، به جهنم بفرستد.

البته به باور من این سخنان بازجویان ادعایی بی پایه بود چرا که آنان در واقع به هیچ ایدئولوژی اعتقاد نداشته و حتا به قرائتی غیر رحمانی و خشونت‌آمیز از دین نیز پایبند نیستند و تنها حضور در قدرت و بهره‌مندی از منافع آن و هم‌چنین کینه و نفرت نهادینه شده در آنان است که انگیزه این افراد در ماموریت‌های غیرانسانی‌شان را تشکیل می‌دهد.

رهبر جمهوری اسلامی

دروغ هم‌چنان که در فضای جامعه رواج پیدا کرده و ابزار حکم‌رانی گشته است در داخل زندان نیز ابزار کارآمد بازجویان است. مبنای حرکت بازجویان در تمامی مراحل بازجویی «دروغ و فریب» است به طور نمونه آن‌ها در مورد وضعیت سیاسی کشور اخبار و تحلیل‌های کذب به زندانیان داده و سعی در تخریب روحیه آنان داشتند به طور نمونه پس از راهپیمایی روز قدس به سراغ ما آمده و می‌گفتند که «۵۰ نفر در در این روز به خیابان‌ها آمده و مردم آقای خاتمی را کتک زده و ما وی را نجات داده‌ایم.» و یا می‌گفتند که «خشم مردم از موسوی چنان است که یک گردان محافظ برای حفاظت از جان وی گذاشتیم که مردم او را نکشند.» در دادگاه من، عنوان شد که طی سفری به آلمان، آموزش انقلاب مخملین دیده‌ام، در حالی که پاسپورت من سال‌هاست توسط وزارت اطلاعات توقیف شده و اساسن تاکنون هیچ گونه سفری به اروپا و کشورهای غربی نداشته‌ام. بازجویان تلاش بسیاری داشتند تا فضای سلول انفرادی را به صحرای محشر و دادگاه عدل الهی تعبیر کنند و می‌گفتند تصور کنید در روز قیامت هستید و باید به همه گناهان خود اعتراف کنید. البته تفاوتی را در نظر نمی‌گرفتند و آن این بود که در قیامت اعضا و جوارح انسان علیه او به سخن در می‌آیند اما در سلول انفرادی و تحت بازجویی و فشار جسمی و روحی، زندانی مجبور به اعتراف دروغ علیه خود نیز می‌شود بلکه از دستان بازجو و مشت‌های آهنین آن‌ها رهایی یابد. برای بازسازی چنین محشری بارها متهمین در سلول‌های کناری را مورد کتک و ضرب و شتم قرار می‌دادند تا علاوه بر فشار روحی و شکنجه‌ی ما، ضجه‌های دردمندانه مضروبین، یادآور عذاب الهی در محشر کبرا باشد.

آری چنین است رفتارهایی که در چارچوب حکومت ولایی و باتوجیه حفظ نظام با منتقدان و مخالفان انجام می‌شود و این موید این گزاره است که نظام مبتنی بر چنین قرائتی از حکومت دینی تحمل هیچ نوع مخالفت و اعتراض قانونی را هم ندارد. در حالی که اساس حکومت پیامبر به عنوان نمونه کامل یک حکومت دینی بر مدارا و مهربانی با مردم استوار بود هم‌چنان‌که در قرآن کریم می‌خوانیم:

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اله لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اله إِنَّ اله یحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ.

به برکت رحمت الهى، در برابر آنان (مردم) نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگ‌دل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏شدند. پس آن‌ها را ببخش و براى آن‌ها آمرزش بطلب و در کارها، با آنان مشورت کن. اما هنگامى که تصمیم گرفتى، قاطع باش و بر خدا توکل کن. زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (آیه ۱۵۹ سوره آل عمران )

جناب آیت‌اله خامنه‌ای

اما آن‌چنان‌که توضیح دادم، بسیار تحت فشار قرار گرفتم تا در دادگاه علیه خود، دوستان و مجموعه سیاسی که با آن‌ها هم‌کاری می‌کردم و بیش‌تر از همه، علیه جناب آقای مهدی کروبی که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری از ایشان حمایت کرده بودم اعتراف کنم و می‌گفتند «باید اعتراف کنی تا حُر شوی و پس از آن برای اسلام شمشیر بزنی.»

در ادامه چنین فشارهایی و پس از۸۶ روز انفرادی و بعد از ۵۰ روز بی‌خبری مطلق، عدم دست‌رسی به تلفن و ملاقات با خانواده (که منجر به طرح این پرسش در رسانه‌ها شده بود که آیا عبداله مومنی زنده است؟) پس از انجام تمرین زیرنظر بازجویان برای اعتراف علیه خود روانه دادگاه شدم. درحالی‌که نه اجازه داشتم وکیلی برای خود اختیار کنم و نه البته علاقه‌ای داشتم حتا با اختیار کردن وکیل – وکیل تسخیری و مورد تایید و هماهنگ با بازجویان- به دادگاهی مشروعیت بخشم که دفاعیه متهمش پیش از محاکمه به او دیکته شده است. بازجویان به دروغ به من گفته بودند که قبل از مهرماه (۱۳۸۸) بدون حکم از زندان آزاد می‌شوی و کافیست در دادگاه متن موردنظر را بخوانی تا از بند رهایی یابی. من اما به‌دنبال آن نبودم که با اعتراف در دادگاه علیه خود، از زندان رهایی یابم بلکه تنها به دنبال آن بودم که از فشار روحی و جسمی شبانه‌روزی بازجوها و مشت آهنین آن‌ها خلاصی پیدا کنم، تا لااقل هر روز با فحش‌های رکیک و ناموسی خطاب به خود و خانواده‌ام مواجه نشوم، تا برای پذیرش یک اعتراف دروغ سرم را داخل چاه توالت فرو نکنند، تا از ضرب و شتم‌های پیاپی و سیلی و مشت بازجو خلاصی یابم، تا تهدید مداوم به اعدام و اعمال روش‌های کثیف در بازجویی تمام شود، تا مگر داستان کثیف اعتراف کردن به انحرافات اخلاقی نداشته، پایان یابد. به این ترتیب بود که با دفاعیه‌ای که برایم آماده شده بود به دادگاه رفتم. در دادگاه تلاش کردم متن دفاعیه را به گونه‌ای بخوانم که مشخص باشد انشایی دیکته شده را از رو می‌خوانم. باید علیه خود اعتراف می‌کردم و متنی دیکته شده را که به مثابه کیفرخواست علیه خود بود به عنوان دفاعیه می‌خواندم، بدون آن‌که اعتقادی به آن داشته باشم. باور کنید تردیدی وجود ندارد که حتا یک گناه‌کار نیز علاقه‌ای به اعتراف در دادگاه در برابر عموم ندارد.

جرم ما این بوده و هست که برای بهبود شرایط کشور اصلاحات و دموکراسی را مناسب‌ترین روش می‌دانیم و می‌خواستیم قدرت نامحدود نهادهای بازدارنده دموکراسی را محدود کنیم

اما تجربه زندان اوین و بازجویی‌های پرحاشیه ماموران وزارت اطلاعات، فرد را به آنجا می‌کشاند که حتا علیه خود به دروغ در دادگاه اعتراف کند و جالب این است که این اعترافات دروغ مبنای رای و حکم قاضی نیز قرار می‌گیرد. اگرچه من بارها در دوران بازجویی و بازداشت با فحاشی بازجوها خطاب به قاضی و دادستان نیز مواجه شدم؛ گویی که از نگاه آن‌ها قاضی و دادستان در روند صدور حکم هیچ تاثیر و نظری ندارند و این آن‌ها هستند که برای دستگاه قضایی کشور و کل نظام تصمیم می‌گیرند. در مورد عدم استقلال دستگاه قضا و مقامات قضایی نیز تنها به اولین جلسه ملاقات با دادستان جدید تهران یعنی آقای دولت آبادی اشاره می‌کنم. گرچه اوج فشار و شکنجه‌ها علیه من در دوره دادستان سابق تهران بود و ملاقات من با آقای جعفری‌دولت آبادی نیز پس از ۵ ماه بازداشت و برگزاری دادگاه صورت می‌گرفت و طبعن انتظار چندانی نداشتم اما بازجوی مربوطه پیش از انجام این ملاقات موکدن به من گفت که نیاز نیست چیزی از آنچه بر من رفته است به دادستان بگویم و تصریح داشت که «دادستان هیچ کاره است و همه کاره من هستم» بازجو به من گفت که در ملاقات با دادستان بگو «وکیل نمی‌خواهم» و در نهایت این ملاقات نیز در حضور بازجویی که تجربه شکنجه‌های چند ماهه او بیش از هر چیزی برایم ملموس و باورپذیر بود انجام پذیرفت و بدیهی است که در این شرایط سخنی برای گفتن با مقام قضایی باقی نمی‌ماند.

مقام رهبری

باید توجه داشت که آیا قدرت نمایی نهادهای امنیتی در برابر مردم و جایگاه بالادستی آن‌ها در تصمیم‌گیری های مربوط به روند سرکوب و مهار و کنترل تحولات سیاسی اجتماعی نشان از کاهش مشروعیت حاکمیت نداشته و وابستگی حکومت به قدرت سرکوب را به ذهن متبادر نمی‌کند؟ و آیا این باور هنوز در ذهن حاکمان ما ایجاد نشده که راه حل استفاده از زور برای ادامه حکومت منسوخ شده است؟ و آیا اینان هم‌چنان پاسخ مناسب برای اعتراض، مخالفت و حق خواهی را سرکوب می‌دانند؟

بیش از چهارصد روز از بازداشت من می‌گذرد و اندکی پیش از عید نوروز نیز که با وثیقه‌ای سنگین از زندان آزاد شده و به مرخصی کوتاهی آمدم، به دلیل نپذیرفتن اراده تیم بازجویی به ادامه اعتراف علیه خود و دیگران در خارج از زندان، به حبس بازگشتم. به آگاهی می‌رسانم من هم‌چنان به اعتقاداتی که پیش از بازداشت داشته‌ام پایبندم و آن‌چنانکه توضیح دادم سخنانی را که تحت فشار در دادگاه روخوانی کردم، بیان اعتقاد خود نمی‌دانم.

جرم ما این بوده و هست که برای بهبود شرایط کشور اصلاحات و دموکراسی را مناسب‌ترین روش می‌دانیم و می‌خواستیم قدرت نامحدود نهادهای بازدارنده دموکراسی را محدود کنیم. پرسش من این است که آیا حمایت از خواست ملت ایران برای دست‌یابی به دموکراسی کیفری برابر با تحمیل رفتارهای غیرانسانی و ظالمانه دارد؟ آیا هنوز زمان آن نرسیده که بپذیریم بیان و باور هیچ فرد و یا جریانی نباید موضوع محاکمه قرار گیرد؟

و آیا انتظار این‌که در صورت ثبوت شکنجه، شکنجه‌گر محاکمه شود انتظار گزافی است؟ اگر به دنبال دفع عملی ظالم و رفع ظلم هستیم محاکمه شکنجه‌گران است که می‌تواند به تشویق راه‌های موثر و عملی برای اجرای عدالت بیانجامد و این کاستن از ظلم و استبداد است که می‌تواند زمینه‌ساز اجرای عدالت و قانون گردد.

در نهایت نمی‌دانم که این ظلم‌ها و شکنجه‌ها بر من و خانواده‌ام که گوشه‌هایی از آن روایت شد، با چه منطق و به چه قصدی انجام شده است و پاسخی نیز برای این پرسش نمی‌خواهم چرا که «صلاح مملکت خویش خسروان دانند.» اما آن‌چه می‌دانم این است که چنین رفتارهایی نه با عدالت و انصاف سازگار و نه با هیچ قانون وشرعی قابل توجیه است. امید که تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب، ما را از این ظلم‌های آشکار برهاند و لختی به سوی عدالت بکشاند.

وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اله مِنْ أَوْلِیاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ.

و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب مى‏شود آتش شما را فرا گیرد و در آن حال، هیچ ولى و سرپرستى جز خدا نخواهید داشت؛ و یارى نمى‏شوید! (قرآن کریم آیه ۱۱۳ سوره هود)

والسلام

عبداله مومنی

مرداد ماه ۱۳۸۹

زندان اوین


 


رادیو کوچه

تیم کشتی ایران پنج‌شنبه شب در پایان رقابت‌های کشتی فرنگی جهان در حالی به مقام هشتمی رسید که سال گذشته توانسته نایب قهرمان جهان شود.

در پایان روسیه میزبان قهرمان شد و تیم‌های ترکیه و آذربایجان روی سکوهای دومی و سومی رفتند.

کسب ۲۲ امتیاز ایران و مقام هشتمی با ۲ مدال طلای حمید سوریان در ۵۵ و امیر علی‌اکبری در ۹۶ کیلوگرم و رتبه نهمی امید نوروزی در وزن ۶۰ کیلوگرم به‌دست آمد.

سال گذشته تیم فرنگی ایران با یک طلا و ۳ برنز به مقام دوم رسیده بود.

در این بازی‌ها طالب نعمت‌پور با قرعه کشتی‌گیر اسراییلی روبه‌رو شد که روی تشک نیامد و امتیاز این وزن را از دست داد.

تیم کشتی فرنگی ایران برای اولین بار بود که در مسابقات قهرمانی جهان به دو مدال طلا رسیده است.

بیشتر بخوانید:

«کشتی فرنگی ایران دو مدال طلای جهانی به‌دست آورد»


 


خبر / رادیو کوچه

فیدل کاسترو رهبر پیشین کوبا، روز چهارشنبه محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری اسلامی را به یهودستیزی متهم کرده است‌.

به گزارش العربیه، محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران بارها هولوکاست را انکار کرده و گفته است که یهودیان در جنایات نازی‌ها بر ضد خود اغراق کرده‌اند‌.

فیدل کاسترو که یکی از حامیان دولت ایران به‌شمار می‌آید در مصاحبه با نشریه آمریکایی «آتلانتیک» گفت: «سخنان رییس جمهوری ایران علیه اسراییل و یهودیان نشان می‌دهد که وی یهود‌ستیز است».

رهبر ۸۴ ساله کوبا که در زمان رهبری خود از منتقدان سر سخت اسراییل به‌شمار می‌رفت در این مصاحبه بیان داشت که من اظهارات احمدى‌نژاد علیه یهودیان و انکار هولوکاست را تقبیح مى‌کنم و مى‌گویم که در این حادثه شش میلیون یهودى کشته شده‌اند.

کاسترو در بخش دیگری از این گفت‌وگو، در باره پرونده جنجال برانگیز هسته‌ای ایران اظهار داشت: «مناقشه موجود راه‌حلی ندارد زیرا که ایران در مقابل تهدیدات موجود عقب‌نشینی نخواهد کرد. وی در این باره افزود که رهبران مذهبی کم‌تر حاضر به مصالحه هستند.»

محمود احمدی‌نژاد این روزها علاوه بر انتقادات داخلی در خارج از ایران هم از سوی بعضی از مقامات رسمی کشورها با انتقاداتی روبه‌رو است.

در همین راستا روز یک‌شنبه نبیل ابو ردینه، سخن‌گوی دولت خودگردان فلسطین با انتشار بیانیه‌ای‌، به اظهارات اخیر محمود احمدی‌نژاد درباره مذاکرات صلح خاورمیانه انتقاد کرده بود‌.

ابو ردینه در این بیانیه خطاب به احمدی‌نژاد گفت: «فردی که نماینده مردم ایران نیست و در انتخابات تقلب کرده و مردم ایران را سرکوب می‌کند و قدرت را دزدیده‌، نمی‌تواند در باره فلسطین و رییس جمهوری فلسطین سخن بگوید.»

بیشتر بخوانید:

«کسی که قدرت را دزدیده، نمی‌تواند درباره فلسطین سخن بگوید»


 


محبوبه / رادیوکوچه

mahboobeh@koochehmail.com

هجدهم شهریور برابر با سال‌روز درگذشت «احمدشاه مسعود» از فرماندهان و مجاهدان افغان است. او که متولد سال ۱۳۳۲ خورشیدی بود، سال‌ها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و پس از آن درگیری‌های نظامی‌ای با گروه طالبان داشت و سرانجام در سال ۱۳۸۰ بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست کشته شد.

«ما برای آزادی می‌رزمیم زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست‌ترین نوع زندگی است.»

«احمدشاه مسعود» ملقب به «شیر پنج‌شیر» در یازدهم شهریور ۱۳۳۲ در ولایت پنج‌شیر به دنیا آمد. پدرش «دوست محمد» از افسران ارتش افغانستان در دوران سلطنت «محمدظاهر شاه» بود. بنابر شغل پدر احمدشاه به هم‌راه خانواده به ولایات مختلف می‌رفت و دوران کودکی و نوجوانی را در مکاتب و مدارس بیرون از زادگاهش سپری کرد. او دوران متوسطه و دبیرستان را در «کابل» به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ با شرکت در آزمون کنکور وارد دانشکده «مهندسی پلی‌تکنیک» کابل شد.

هم‌زمان با ورود به دانشکده مهندسی عضویت نهضت اسلامی افغانستان را پذیرفت و در تابستان سال ۱۳۵۴ رهبری مبارزه در نخستین قیام پنج‌شیر در برابر حکومت وقت را به‌عهده گرفت، قیام ناکام ماند و چندی از هم‌کاران مسعود دست‌گیر و سپس اعدام شدند.

مسعود که تحت تعقیب دولت بود به پاکستان رفت. با وقوع کودتای کمونیستی در سال۱۳۵۷ و آغاز جهاد او و با رهبری دسته‌های کوچک مجاهدین، در عمل در مبارزه علیه رژیم کمونیستی وابسته به شوروی شرکت کرد و در خرداد۱۳۵۸ با چریک‌های مجاهد وارد «پنج‌شیر» شدند و اولین دسته‌های منظم چریکی را در آن‌جا ایجاد کرد.

بعد از سه سال نبرد با روس‌ها در سال ۱۳۶۱ درپی شکست، فرمانده کل نظامی روس‌ها در افغانستان برای توافق آتش‌بس با احمد شاه‌مسعود وارد مذاکره شد و به مدت دو سال، این توافق به امضا ‌رسید، که در واقع روس‌ها با این توافق، مجاهدین را برای اولین بار به‌عنوان یک طرف سیاسی به رسمیت شناختند.

مسعود از فرصت به‌دست آمده حداکثر استفاده را کرده و به سازماندهی نیروهای مقاومت علیه اشغال افغانستان در خارج از دره پنج‌شیر اقدام کرد. و از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ هشت حمله ارتش اتحاد شوروی در پنج‌شیر به شکست کامل انجامید و بدین ترتیب از سال ۱۳۶۷ به بعد پنج‌شیر هم‌چون دژی تسخیر ناپذیر باقی ‌ماند.

تشکیلات نظامی مسعود ترکیب کارآمدی از روش‌های سنتی رزمی افغان‌ها و قواعد مدرن جنگ چریکی بود که وی از روش‌های «مائو» و «چه‌گوارا» آموخته بود. روش‌های نظامی مسعود به عنوان موثرترین قواعد جنگ چریکی در بین همه نیروهای مقاومت شناخته شده ‌است.

در سال ۱۳۷۱ مسعود فرودگاه مهم نظامی «بگرام» و شهر «جبل السراج» را در شمال کابل نیز به کنترل خود در ‌آورد و اتحادی را با نام «شورای عالی جهادی افغانستان» که بعدها به «ائتلاف شمال» معروف شد بنیاد گذاشتند.

احمد شاه‌مسعود در طول دوران مبارزه خود بر ‎خلاف دیگر رهبران جهادی که بیش‌تر اوقات را در خارج از افغانستان به سر می‌بردند، هیچ‌گاه افغانستان را در این سال‌ها ترک نکرد و از قول او نقل کرده‌اند که گفته است «اگر به اندازه همین کلاه من، در افغانستان برایم جا باقی بماند، خاکم را ترک نخواهم کرد و به مبارزه ادامه خواهم داد.»

او در طول حیات مبارزه و مقاومت برای عدالت و آزادی در وطنش پیوسته در معرض از دست دادن جان و زندگی خود قرارداشت. اما در این مدت که دونیم ده‌ی عمرش را در برگرفت چند بار نقشه‌ها و برنامه‌هایی برای قتل او چیده شد، نقشه‌هایی که از سال ۱۳۵۴ شروع شده بود و همه نقش برآب شدند.

و اما سرانجام احمد شاه‌مسعود، پس از سال‌ها مقاومت در برابر اشغال کشورش توسط ارتش شوروی سابق و نبرد با گروه طالبان، در روز هجدهم شهریورماه ۱۳۸۰ در اثر انفجار انتحاری دو مرد عرب مظنون به ارتباط با شبکه «القاعده» که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در ولایت «تخار» افغانستان کشته شد.

خبر کشته‌شدن این فرمانده مجاهدان که می‌توانست به کاهش روحیه هم رزمانش در جبهه ضد طالبان بینجامد، با چند روز تاخیر اعلام شد.

«لویه جرگه» اضطراری افغانستان که در پایان دولت موقت تشکیل شد، به احمد شاه مسعود لقب «قهرمان ملی» داد و روز هجدهم شهریور سال‌روز ترور وی را، در افغانستان «روز شهید» و تعطیل رسمی اعلام کرد.

«احمدشاه مسعود، روایت صدیقه مسعود» عنوان کتابی است که به تازگی در ایران توسط «افسر افشاری» به فارسی ترجمه و توسط یک ناشر ایرانی روانه بازار شده است. این اثر توسط «ماری فرانسواز کولومبانی» روزنامه‌نگار و «شکیبا هاشمی» رییس سازمان غیر دولتی افغانستان آزاد، گردآوری شده است و در سال ۲۰۰۵ میلادی در اروپا به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است و موفق به دریافت جایزه شده است.

این کتاب گفته‌های «پری گل»، همسر شاه‌مسعود است، که در دوران جهاد در سال ۱۳۶۶ با او ازدواج کرد و سنش از احمدشاه ۱۷ سال کم‌تر بود. این ازدواج به دلایل امنیتی دور از انظار عامه صورت گرفت و ثمره این ازدواج یک پسر و پنج دختر است.

پری گل وقتی با مسعود ازدواج کرد طبق سنت خانوادگی نام «صدیقه» را برای او انتخاب کردند. اگر چه مسعود همیشه او را پری صدا می‌زده است.

مقدمه‌ای از گردآورندگان کتاب و یاداشتی از «احمدولی مسعود» برادر احمدشاه در ابتدایی کتاب آمده است و در صفحات آخر کتاب چند عکس از او و فرزندانش در کتاب دیده می‌شود.

تصویری که همه از مسعود دارند، مبارزی است که بیش‌تر عمر خود را جنگ کرده است و همیشه اسلحه بر دوش بوده است. ولی دراین کتاب همسرش ناگفته‌های زیادی از زندگی شخصی، روحیات و خلوت مسعود می‌گوید.

در قسمت‌هایی از کتاب همسر او از این‌که مسعود علاقه زیادی به اشعار سیمین بهبهانی داشته، و همیشه از جنگ متنفر بوده است خاطراتی را بیان می‌کند و می‌گوید: اغلب اوقات مسعود ناامید به خانه می‌آمد و می‌پرسید: پری آیا فکر می‌کنی من جنگ را دوست دارم؟ آیا گمان می‌کنی من در روح و روانم یک جنگ‌جو هستم؟ من از جنگ متنفرم، از آزار یک حیوان متنفرم چه رسد به بد رفتاری با یک انسان. تصورش را بکن گمان می‌کنی که روزی برسد که ما زندگی طبیعی داشته باشیم؟

این کتاب در ۱۵ فصل جداگانه گرد‌آوری شده است که بخش‌های اولیه کتاب سرگذشت همسر مسعود قبل از ازدواج با او است و بخش‌های بعدی به دوران زندگی مشترک آن دو مربوط می‌شود.

منبع‌ها:

ویکی‌پدیا

ایرانیان انگلستان

زندگی‌نامه احمدشاه‌مسعود


 


رادیو کوچه

دانشگاه‌های جهان بار دیگر از دید پایگاه رتبه‌بندی جهانی QS مورد سنجش قرار گرفتند و اسامی برترین‌های دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۱۰ توسط این پایگاه اعلام شد که بر اساس آن هیچ یک از دانشگاه‌های ایران در میان ۲۰۰ دانشگاه برتر دنیا جای‌گاهی ندارند.

به گزارش مهر، این پایگاه که از سال ۲۰۰۴ رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان را آغاز کرده رتبه‌بندی جهانی خود را بر اساس شاخص‌هایی شامل گنجایش دانشگاه‌ها، شاخص اعتبار آکادمیک، شاخص اعتبار اعضای دانشگاه‌ها، شاخص‌های اطلاعاتی، استانداردسازی، طبقه بندی QS و شاخص اطمینان QS ارایه کرده و این بار بر خلاف سال‌های گذشته رتبه اول به یک دانشگاه انگلیسی اختصاص یافته است.

بر اساس شاخص‌های اعلام شده دانشگاه کمبریج که سال گذشته در رتبه دوم این لیست قرار داشت به عنوان برترین دانشگاه جهان معرفی شده است و دانشگاه هاروارد با امتیاز ۹۹٫۱۸ در رتبه دوم، دانشگاه ییل با امتیاز ۹۸٫۶۸ در رتبه سوم، دانشگاه کالج لندن با امتیاز ۹۸٫۵۴ در رتبه چهارم و موسسه MIT با چهار رتبه صعود و امتیاز ۹۸٫۱۹ در رتبه پنجم قرار گرفته است.

موضوعات هنر، پزشکی و علوم زیستی، علوم طبیعی، علوم اجتماعی و مهندسی و تکنولوژی موضوعاتی هستند که توسط این پایگاه در دانشگاه‌های مختلف جهان مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

دانشگاه آکسفورد، امپریال کالج لندن، شیکاگو، موسسه تکنولوژی کالیفرنیا و دانشگاه پرینستون رتبه‌های ششم تا دهم را در رتبه‌بندی امسال QS به خود اختصاص داده‌اند.


 


نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه

منوچهر متکی وزیر خارجه ایران که وارد کابل شده است در دیدار با حامد کرزی رییس‌جمهوری افغانستان برگزاری دومین انتخابات پارلمانی این کشور را موفقیت عنوان کرد.

ریاست جمهوری افغانستان با نشر خبرنامه گفته است که در این دیدار آقای متکی اظهار امیدواری کرده است که افغانستان بعد از انتخابات پارلمانی یک گام دیگری در راستای دموکراسی و بازسازی خواهد گذاشت و با گذشت این مرحله بیش‌تر به پای خود ایستاده خواهد شد.

در این ملاقات وزیر امور خارجه ایران گفت کشورش از انتخابات پارلمانى افغانستان حمایت می‌کند و احمدى‌نژاد با ارسال یک پیام گفته است که انتخابات دور دوم  پارلمان افغانستان، نشان دهنده پیش‌رفت است.

حامد کرزی رییس‌جمهوری افغانستان دوستى بین افغانستان وایران را تاریخى و استوار به فرهنگ مشترک خوانده است.

آقای کرزی گفته است که  بازسازى و امنیت افغانستان تاثیر مستقیم بالاى کشورهاى همسایه دارد و افغانستان با ثبات به نفع همگان است.

در سال‌های اخیر حکومت کرزی با حکومت احمدی نژاد روابط نزدیک دارد و این دو رییس‌جمهوری چندبار با یک دیگر در تهران و کابل دیدار کرده است.

تحلیل‌گران افغان به این باوراند که ایران به دلیل نگرانی از حضور نیروهای خارجی در افغانستان می‌خواهد روابط‌ش با افغانستان نزدیک‌تر باشد.


 


خبر / رادیو کوچه

روز چهارشنبه‌ ۱۶ شهریور ۱۳۸۹، تعدادی از افراد لباس شخصی که خود را ماموران اطلاعات معرفی کرده‌اند با ورود به منزل نغمه حافظی از شهروندان بهایی شهرستان ساری به جمع‌آوری لوازم شخصی وی و همسرش پرداخته و اظهار داشته‌اند که صبح روز بعد پنج‌شنبه خود را به اداره اطلاعات معرفی کنند.

نغمه حافظی گفته است که افراد لباس شخصی بدون مجوز و با گروگان‌ گرفتن فرزند آن‌ها در منزل اقدام به جمع‌آوری لوازم شخصی از جمله لپ‌تاپ شخصی، کیس کامپیوتر، رم‌های دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری که شامل عکس‌های خصوصی و خانوادگی بوده، کرده‌اند.

به گفته وی این افراد لیست وسایل ضبط شده را به آن‌ها ارایه نکرده‌اند و تنها نسخه‌ی این لیست با امضای همسر خانم حافظی در اختیار آن‌ها قرار دارد.

در پی این اقدام نغمه حافظی با ارسال نامه‌ای به دادستان دادگاه انقلاب شهرستان ساری از این افراد شکایت کرده است.


 


مریم / رادیو کوچه

maryam.m@koochehmail.com

  • 129 پیش از میلاد – طبق بعضی از تاریخ‌ها، نهم سپتامبر، «فرهاد دوم» شاه اشکانی در جنگی که با سلوکی‌ها در سوریه کرد، برای همیشه وارثان اسکندر مقدونی را از آسیا بیرون راند و شکست ایران از ارتش اسکندر تلافی شد. در این جنگ ۱۷ هزار سلوکی کشته و ۱۲ هزار و هفتصد تن اسیر شدند.
  • ۱۵۳۹ میلادی – «شاه طهماسب صفوی» وارد قندهار شد تا برادرش سام میرزا را که از شش سال پیش از آن بر او یاغی شده بود تنبیه کند. سام میرزا در سال ۱۵۳۴ در قندهار بر دولت مرکزی (به پایتختی قزوین) یاغی شده و منطقه بزرگی از ایران خاوری را از قلم‌رو برادر خارج کرده بود و این، در حالی بود که ازبکان به شمال این منطقه (شمال افغانستان امروز) دست‌اندازی می‌کردند. پیش از ورود شاه طهماسب به قندهار، سام میرزا فرار کرده بود و شاه طهماسب با نیروهایی که با خود آورده بود به شمال راند و ازبکان را از آن‌جا بیرون راند.
  • ۱۹۷۶ میلادی – «مائوتسه‌تونگ» بنیادگذار جمهوری توده‌ای چین نهم سپتامبر در ۸۲ سالگی درگذشت. وی نه تنها نظام سوسیالیستی چین بلکه دریایی از اندرز و نظریه از خود به میراث گذاشته است. او که در ایالت هونان در یک خانواده کشاورز به‌دنیا آمده بود بر خلاف متفکران و سیاست‌مداران دیگر، از زمان افلاتون تا کنون، عادت به ایراد نطق طولانی نداشت و چون استعداد شعر گفتن داشت عقاید و اندرزهای خود را به‌صورت شعارهای یک جمله‌ای و حداکثر در یک بند (پاراگراف) و گاهی هم به نظم بیان می‌داشت.
  • ۱۹۴۲ میلادی – یک هواپیمای نظامی ژاپنی خود را به آسمان ایالت آمریکا رسانید و با فروافکندن بمب‌های ویژه تولید شعله، جنگل‌های این ایالت را به آتش کشید. این، نخستین حمله هوایی به خاک آمریکا به‌شمار آمده است. آمریکا به‌دلیل قرار گرفتن میان دو اقیانوس به ندرت مورد حمله هوایی قرار گرفته است و حمله زمینی نیز جز از راه سیبری و آلاسکا (تنگه برینگ) امکان‌ناپذیر است.
  • ۱۹۴۵ میلادی – «ژنرال هیدکی توجو» (Hedeki Tojo) نخست‌وزیر پیشین ژاپن که دستور زدن شبی‌خون به پایگاه دریایی آمریکا را صادر کرده بود دست به خودکشی زد، ولی او را نجات دادند.
  • ۱۹۶۰ میلادی – «لئوپلد سدار سنقور» (Leopold Sedar Senghor) شاعر ، ادیب، فیلسوف و سیاست‌مدار آفریقایی و از بنیادگذاران جنبش استقلال سنگال و مولف «سوسیالیسم آفریقایی» نهم سپتامبر نخستین رییس‌جمهوری «سنگال» شد.
  • ۱۹۹۱ میلادی – تاجیکستان با جمعیت هفت میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر اعلام استقلال کرد و روز ملی این کشور پارسی‌زبان و ایرانی‌تبار است. تاریخ‌دانان تاجیکستان را مادر ایران زمین به‌شمار می‌آورند زیرا که نه تنها ایرانیان بلکه آرین‌ها از آن‌جا برخاسته‌اند. در «اوستا» از سرزمینی که امروز تاجیکستان است به‌عنوان بهترین مکان و منطقه در روی زمین که «اهورامزدا» (خدای یگانه بزرگ) آفریده یاد شده است.
  • ۱۹۷۹ میلادی – آیت‌اله «محمود طالقانی»، نخستین امام جمعه تهران در این‌روز درگذشت.
  • ۱۳۴۸ خورشیدی – «جلال آل‌احمد» نویسنده، منتقد و نظریه‌پرداز سیاسی – اجتماعی معاصر در اَسالم درگذشت. آل‌احمد معلمی پرتلاش بود و در سال‌های پر آشوب جنگ جهانی دوم به عرصه سیاست وارد شد و در نهضت ملی شدن صنعت نفت شرکت فعال داشت. وی از سال ۱۳۳۲ با جدیت بیش‌تری به تحقیق، تالیف و تعلیم پرداخت و مقالات انتقادی و داستان‌های کوتاهش را نوشت.

 


محمدرضا / رادیو کوچه

mohamadreza@koochehmail.com

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

ایران

http://www.iran-newspaper.com/

1) برنامه‌ریزی دولت برای مهاجرت از پایتخت

دکتر احمدی‌نژاد: حدود ۱۴ میلیون نفر در استان زندگی می‌کنند و این فشردگی جمعیت هم امکان برنامه‌ریزی را مشکل کرده و هم موجب مشکلات فراوانی برای مردم استان شده است. دولت برنامه‌ریزی‌هایی برای خروج کارکنان از تهران در دستور کار دارد، اما برای شکل‌گیری مهاجرت معکوس، نیازمند شتاب بیش‌تری است و باید به طور مستمر و فوری و با اولویت پیگیری شود. وی افزود: «ضرورت دارد امکانات امداد و نجات در سطح استان فراهم باشد و ستاد حوادث بایستی روزانه درخصوص نحوه مواجهه با زلزله به مردم گزارش دهد.»

۲) شیوه جدید محاسبه بهای برق.

توضیحات وزارت نیرو درباره قبض‌های جدید برق.

کشور برای محاسبه بهای برق مصرفی به ۵ منطقه عادی و گرم ۱ تا ۴ درجه تقسیم شده و تهران جزو مناطق عادی است که الگوی مصرف این مناطق در تابستان ۳۰۰ و در زمستان ۲۰۰ کیلووات ساعت است. بهای هر کیلووات برق مشترکان تهرانی تا ۲۰۰ کیلووات ۱۰۰ ریال و بالاتر از آن تا ۱۲۰۰ کیلووات ۴۰۰ ریال محاسبه می‌شود. در ضمن این قبوض به دلیل مصرف بالای برق، بدون محاسبه یارانه اعمال شده است.

جام جم

۱) ادعای آژانس فاقد ارزش حقوقی است

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100885252289

رییس‌جمهوری با بیان این‌که ادعاهای صورت گرفته در خصوص موضوع هسته‌ای ایران نوعی سیاسی‌کاری و تحت فشار برخی دولت‌های زورگو صورت می‌گیرد، اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران، بیش‌ترین هم‌کاری را با آژانس بین‌المللی اتمی داشته است و طرح برخی ادعاها فاقد ارزش حقوقی است.

۲) دیدار فراکسیون دانشگاهیان مجلس باضرغامی

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100885231967

اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی در دیدار خود با رئیس سازمان صدا و سیما با اشاره به توانمندی‌های رسانه ملی در عرصه فعالیت‌های رسانه‌ای نسبت به رسانه‌های رقیب در جریان جنگ نرم آمادگی خود را برای هم‌کاری گسترده‌تر در زمینه‌های مختلف اعلام کردند.

همشهری

۱) منتظر پاسخ سریع و قاطع گروه وین هستیم.

http://www.hamshahrionline.ir/news-115780.aspx

علی‌اصغر سلطانیه گفت: ایران برای بالا بردن سطح غنی‌سازی اورانیوم تا ۲۰ درصد اقداماتی انجام داده تا این‌که نیازهایش را با استفاده از سوخت راکتور تحقیقاتی تهران که گفت‌وگوها درباره آن به دلیل تحرکات سیاسی و فشار کشورهایی که خواهان تسلط بر فناوری هسته‌یی هستند راکد مانده، تامین کند.

۲) روز بعد از عید فطر تعطیل شد

http://www.hamshahrionline.ir/news-115769.aspx

هیت دولت تصمیم گرفت روز بعد از عید فطر را تعطیل کند. براساس این تصمیم، معادل ساعت کاری روز تعطیل شده در بقیه سال جبران خواهد شد.

کیهان

۱) جهان به تحریم ایران اعتنا نمی‌کند

http://www.kayhannews.ir/890618/3.htm#other304

در حالی‌که مقام‌های کاخ سفید تلاش فراوانی برای موثر جلوه دادن تحریم‌های خود علیه ایران به خرج می دهند، گزارش متعددی در منابع غربی وجود دارد که نشان می‌دهد این تحریم‌ها عملن مورد بی اعتنایی وسیع جامعه بین‌المللی قرار گرفته است.

۲) روسیه امروز یک موشک قاره پیما را با برد ۸۰۰۰ کیلومتر آزمایش می‌کند.

http://www.kayhannews.ir/890618/16.htm#other1601

به گزارش خبرگزاری «اینترفکس» به نقل از مقامات صنعت فضایی روسیه، مسکو امروز آزمایش موشک قاره پیمای «بولاوا» با برد ۸۰۰۰ کیلومتر را از سر می گیرد.وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده طی یک‌ماه اخیر، آزمایش این موشک را که با سوخت جامد کار می‌کند متوقف کرده بود.

رسالت

۱) تصمیم به‌آتش کشیدن قرآن خطرناک و شرم‌آور است

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=38811

مقامات آمریکا فراخوان یک کلیسا در فلوریدا برای قرآن سوزی را خطرناک، شرم‌آور و بی‌ادبانه اعلام کردند. به گزارش ایسنا به رغم نگرانی‌های موجود از عواقب جهانی تصمیم موهن یک کلیسای آمریکایی برای سوزاندن قرآن در سالروز ۱۱ سپتامبر به نظر می‌رسد که آمریکا در متوقف کردن کلیسای فلوریدا از این اقدام شنیع ناتوان است.

۲) میزان فطریه امسال ۱۵۰۰ تومان است.

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=38819

آیت‌اله امامی کاشانی میزان فطریه امسال را سه کیلوگرم قوت غالب دانست که قیمت آن معادل ۱۵۰۰ تومان محاسبه شده و مستحب است تا پیش از نماز عید فطر به دست فقیر رسانده شود.

تهران امروز

۱) میوه‌های ممنوعه

http://www.tehrooz.com/1389/6/18/TehranEmrooz/368/Page/9/?NewsID=44757

وزیر جهاد کشاورزی در نامه‌ای به وزیر بازرگانی لیستی از ۴۹ محصول کشاورزی را به‌عنوان محصولات ممنوعه وارداتی اعلام کرده است که در این لیست نام انواع میوه‌ها هم به چشم می‌خورد. بدین ترتیب واردات سیب فرانسوی، گلابی چینی، بادام آمریکایی و پرتقال مصری ممنوع شد.

۲) دولت دهم در ترازوی اصول‌گرایان

http://www.tehrooz.com/1389/6/18/TehranEmrooz/368/Page/2/?NewsID=44901

آیت‌اله مهدوی‌کنی، در جمع دانشجویان امام صادق(ع) ازاشتباه گرفتن ظرف و مظروف در طرح مکتب ایران سخن گفت و علی مطهری در نطق میان‌ دستورش در مجلس و هم‌چنین گفت‌وگو با نشریه یالثارات الحسین(ع) از اثبات نظراتش در باب لیبرالیسم فرهنگی دولت پافشاری کرد، هم‌چنین مهدی کوچک‌زاده، نماینده حامی دولت در مجلس در گفت‌وگو با همین نشریه گلایه‌های ملایم این طیف از احمدی‌نژاد را به زبان آورد.

آفرینش

۱) قطع روابط دیپلماتیک با ایران بعید است.

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=12616#69401

وزیر امور خارجه ایتالیا فرضیه قطع روابط دیپلماتیک با ایران را بعید دانست. به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری ایتالیایی آکی، در حالی‌که برخی به‌دنبال برهم زدن روابط ایران و ایتالیا هستند، «فرانکو فراتینی» گفت: «فرضیه قطع روابط دیپلماتیک با ایران حتا در صورت اجرای حکم آشتیانی بعید است.» وی در ادامه با استقبال از دیدار با منوچهر متکی، همتای ایرانی اش، گفت: «از دیدار با متکی در صورت سفر به رم بسیار خوش‌حال خواهم شد. وجود روابط دیپلماتیک امری ضروری است و نمی‌توان تصمیمی در خصوص قطع روابط اتخاذ کرد.»

۲) تحریم ایران از سوی کره جنوبی

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=12616#69403

به گزارش مهر به نقل از شینهوا، جمعی از وزیران کابینه کره جنوبی به هم‌راه وزیر امور خارجه و گروه خدمات نظارت مالی این کشور عصر دیروز در جلسه‌ای تحریم‌های سئول علیه ایران را اعلام کردند. براساس این گزارش، آمریکا فشارهای زیادی به کره برای هم‌راه شدن با تحریم‌های واشنگتن علیه ایران اعمال کرده است.

خراسان

۱) سفر از پیش اعلام نشده متکی به کابل و گفت وگو با کرزای درباره انتخابات پارلمانی افغانستان

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=6&day=18&id=362727

دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری افغانستان با انتشار اطلاعیه ای از سفر از پیش اعلام نشده منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران به کابل در سه شنبه شب گذشته و هم‌چنین دیدار وی با حامد کرزای، رییس جمهور افغانستان خبر داد.

۲) چهار راکتور تحقیقاتی برای تولید رادیوداروها به زودی در چهار نقطه کشور ساخته می‌شود.

http://www.khorasannews.com/

ایران آمادگی لازم را برای تولید ۲۰ رادیودارو به دست آورده است و امسال سوخت ۲۰ درصد مورد نیاز برای تولید این داروها را در کشور تامین می‌کنیم. «مسعود اخوان فرد» معاون برنامه ریزی، بین‌الملل و امور مجلس سازمان انرژی اتمی با اعلام این مطلب اظهار داشت: تولید رادیوداروها برای کشور ارزش اقتصادی زیادی دارد.


 


خبر / رادیو کوچه

روز گذشته چهارشنبه در پی اعتراضات گسترده جهانی و هشدار درباره عواقب هرگونه بی‌حرمتی به قرآن کتاب مقدس مسلمانان، «تری جونز» سرپرست کلیسای فلوریدا اعلام کرد این کلیسا از تصمیم خود برای سوزاندن قرآن در روز ۱۱ سپتامبر منصرف شده است.

به گزارش دویچه‌وله، کلیسای فلوریدا که پیش از این اعلام کرده بود در سال‌گرد حوادث یازده سپتامبر قصد دارد در اعتراض به اسلام، قرآن‌سوزی کند، پس از هشدار مقام‌های آمریکایی و اعتراضات مسلمانان جهان در تصمیم خود تجدیدنظر کرد.

تری جونز سرپرست این کلیسا گفت قصد دارد هشدار دیوید پترایوس فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان را جدی تلقی کرده و به ویژه پس از تظاهرات اعتراض‌‌آمیز در برخی کشورهای مسلمان در تصمیم خود تجدید نظر کند.

وی در ادامه با اعلام این‌که برای قرآن‌‌سوزی تصمیم جدی داشته‌اند، افزود‌: ‌«اکنون و پس از هشدارهایی که دریافت کردیم باید در تصمیم خود تجدید نظر کنیم، چرا که پیام واقعی که ما قصد ارسال آن را داشتیم ممکن است پیامدهایی داشته باشد.»

این در حالی است که پس از هشدارهای «دیوید پتریوس» فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان، شب گذشته وزیر امور خارجه آمریکا نیز تلاش برای هتک حرمت مقدسات اسلامی در آستانه سال‌گرد حادثه ۱۱ سپتامبر را اقدامی شنیع و بی‌شرمانه دانسته و آن را محکوم کرده است.

گفتنی است سرپرست کلیسایی ایالت فلوریدای آمریکا در سخنانی اعلام کرده بود در آستانه نهمین سال‌روز حملات ۱۱ سپتامبر قرآن کریم به آتش کشیده شود.

از سویی دیگر هیت مسلمانان شیعه آمریکای شمالی با ارسال نامه‌ای به رییس جمهوری آمریکا باراک اوباما و مقامات ایالت فلوریدا از آن‌ها درخواست حمایت کرده بوده‌اند.

بیشتر بخوانید:

«هشدار ژنرال پترائوس علیه سوزاندن قرآن در فلوریدا»

"Koran burning plan will endanger US troops"


 


خبر / رادیو کوچه

پس‌لرزه ۵ ریشتری که ساعت ۷:۴۹ بامداد روز چهار‌شنبه شهر «کریستچارچ» نیوزیلند را لرزاند باعث تخریب بیش‌تر جاده‌ها و ساختمان‌های این شهر شده است.

به گزارش شبکه خبری آسیا، پس‌لرزه ۵٫۱ ریشتری صبح روز گذشته شهر «کریستچارچ» نیوزیلند علاوه بر هراسان‌تر کردن مردم این شهر باقی‌مانده ساختمان‌هایی را که از زلزله ۷ ریشتری روز شنبه باقی مانده بود، را نیز ویران کرد.

این زلزله در مقایسه با زلزله روز شنبه که میلیاردها دلار خسارت به بار آورد به مرکز اصلی شهر نزدیک‌تر بود.

مقامات حمل و نقل شهر کریستچارچ اعلام کردند که بر اثر این زلزه تونل ۱٫۹ کیلومتری که این شهر را به بندر «لیتلتون» متصل می‌کرد مسدود شده است.

گفتنی است که پس از روز شنبه تاکنون بیش از ۱۰۰ پس‌لرزه این منطقه را به لرزه در آورده است و مقامات این شهر که تا روز چهار‌شنبه، حالت اضطراری اعلام کرده بودند بعد از پس‌لرزه صبح این وضعیت را تا یک هفته دیگر تمدید کردند.

قابل ذکر است که به گفته مقامات نیوزیلندی بر اثر زلزله روز شنبه بیش از ۱۰ هزار خانه ویران شدند که باعث زیان ۱٫۴۵ میلیارد دلاری شده است.

بیشتر بخوانید:

«زلزله‌ای به بزرگی هفت‌و‌چهار دهم ریشتر در نیوزیلند»

«تشکیل کمیسیون ویژه بازسازی شهر زلزله زده کریستچارچ نیوزیلند»


 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی

خبرگزاری برناما

  • حدود ۱۳ میلیون نفر از طرف‌داران حزب ناسیونالیست پیش‌رو برای انتخابات ثبت‌نام کرده‌اند.
  • وزارت کشور اعتراضات به خاطر سو استفاده‌های پلیس دریافت کرده است.
  • تنها ۴۶ مکان استانداردهای ارایه بوفه‌های حلال را کاملن رعایت کرده‌اند.
  • قوانین جدید برای فروش‌های ارزان، موثر بوده است.
  • ترافیک روان با جود تعداد زیاد خودرو در مسیر جاده‌ها.
  • جوانان جناح راست خواستار فراخوانی سفیر مالزی از جاکارتا شدند.
  • مقامات حزب ناسیونالیست پیشرو در مورد توافق‌نامه ماه نوامبر تشکیل جلسه می‌دهند.
  • شورای اقتصادی توسعه منطقه شرق در نمایشگاه سرمایه‌گذاری و تجارت ۲۰۱۰ چین شرکت می‌کنند.
  • بودجه‌ها برای بالاتر بردن تولید غذای حلال در چین افزایش یافته است.
  • ریاست شرکت Prudential برنده جایزه کارآفرینی آسیا – اقیانوسیه شد.
  • پزشک‌های کویتی در مورد عمل معده یک بیمار ۳۰۰ کیلویی رکوردزنی کردند.
  • دانشمندان اسپانیایی اولین دایناسور گوژپشت دنیا را شناسایی کردند.
  • هانوی ساخت قطار شهری را آغاز کرد.
  • کره جنوبی بطور مستقل تحریم‌های علیه ایران وضع کرد.

روزنامه استار

  • تحریکات حزب مردم برای کاستن از شمار رای‌دهندگان رقیب.
  • ۷۵ مالایی به جرم قاچاق مواد مخدر در چین زندانی هستند.
  • پنانگ: «مدرکی برای جابه‌جای ببرهای بنگال در دست‌رس نیست.»
  • پریس هیلتون، فعال اجتماعی آمریکا، به کوالالامپور می‌آید.
  • نارضایتی کمیسیون انتخابات حزب مردم از اقدام معاون رییس حزب.
  • ریاست اتحادیه چینی‌تباران به حکم حبس سلطان قاچاق حیوان اعتراض کرد.
  • ۲۱ میلیون رینگیت اعتبارات اضافی برای ۸ مدرسه چینی‌زبان.
  • ۶ کشته در تصادف ۴ ماشین در صباح.
  • یک استاد زیست‌شناسی: «مالایی‌ها باید برای کاهش احتمال سرایت بیماری‌های بین حیوان و انسان، بهداشت خود را ارتقا بخشند.»
  • آسترو پوشش بازی‌های فوتبال را به دارندگان گوشی‌های iPhone گسترش می‌دهد.
  • پیشوای روحانی فلوریدا از قرآن‌سوزی در ۱۱ سپتامبر پشتیبانی نمی‌کند.
  • سنگ‌سار زن ایرانی بعد از اعتراضات جهانی متوقف شد.
  • مرکل به کاریکاتوریست دانمارکی جایزه اهدا کرد.
  • فیدل کاسترو می‌گوید که مدل کوبا دیگر به‌کار نمی‌آید.

روزنامه نیو استریت تایمز

  • در مالزی جمعه عید فطر اعلام شد.
  • باوجود گزارش مثبت Fed، بازار بورس امریکا پایین‌تر آمد.
  • طرح‌های لباس جدید Levi کاملن مناسب برای بانوان.
  • اعتراض رهبران جهان به پیشنهاد قرآن‌سوزی.

روزنامه مالایی میل

  • وزارت کشور اظهارات دادستان کل مالزی درمورد دخالت شخص ثالث در کارهای پلیس را رد کرد و نپذیرفت.
  • نخست‌وزیر با پیشنهاد هم‌کاری اداره زمین‌های فدرال موافقت کرد.
  • گروهی برای انجام جشن‌های زود هنگام جریمه شد.

 

شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته