هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

Latest News from Koocheh for 12/16/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

کم‌تر کسی است در جهان که نام دیوار چین را نشنیده باشد که بین مغولستان و چین به معنی اخص ممتد است. این دیوار بزرگ بیش از دو هزار سال عمر کرده است و بیش از 7000 کیلومتر طول دارد. بلندی آن قسمت دیوار که در شمال پکن بناشده است 8.5 متر و در نقط دیگر از 4 تا 15 متر است و قطر دیوار 4.5 تا 7.5 متر است. دیوار چین یک دیوار متصل از دیوارهای دراز و کوتاه و در هم و برهم است. چون هر دودمان پس از روی کار آمدن دیوارهایی می‌ساختند از این روی دیوار چین شامل دیوارهای متعدد جدا گانه است‌. ابتدای دیوار در مشرق «شانهای گوان»‌، «نانکو»‌، «ین‌من» ‌در «شانسی» و «جیایو گوان» ‌در «گانسو است» و ساختن دیوار در قرن سوم قبل از میلاد در عهد امپراطور «شی‌خوانگ‌تی» از سلسله‌ی سلاطین  چین شروع و دامنه‌ی کار دیوارسازی در طی سلطنت آن دودمان بسیار وسیع شد. یک میلیون نفر برای این کار مشغول شده بودند و چون شرایط کار بسیار سخت بود گروه کثیری از کارگران می‌رفتند و برنمی‌گشتند.

‌دیوار چین که یکی از عجایب هفت‌گانه‌ی جهان شمرده می‌شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی‌ترین و در نوع ‌مهندسی تدافعی‌ترین نظامی است که تا به حال ساخته شده است‌. این دیوار در نقشه‌ی جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر در سال 1987 در «فهرست میراث جهانی» ثبت شد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت‌های شمالی‌، برج‌های آتشینی برای خبر‌رسانی به قلعه‌های مرزی ساخت برای اطلاع پیدا کردن از زمان حمله‌ی دشمن و کم‌کم آن‌ها به هم متصل شدند. در تاریخ دو هزار و اندی ساله‌ی چین، حکم‌رانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند.  و طول دیوار را گسترش دادند.

ساخت دیوار در واقع متعلق به سلسله‌ی مینگ است. در این دوره دیوار چین به عنوان پروژه‌ای تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می‌شد و از بیابان‌ها مراتع و لجن‌زارها عبور می‌کرد‌. کارگران طبق عوارض زمینی، ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می‌دهد.  دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است. در بیرون دیوار پرت‌گاه‌های بلند دیده می‌شود‌. در واقع در زمان قدیم کوه و دیوار به یک‌دیگر پیوند خورده بودند‌. به همین دلیل دشمن به هیچ‌وجه‌ قادر به نفوذ به این دیوار نبود. دیوار چین با آجرهای بزرگ و سنگ‌های مستطیل ساخته شده است و در وسط آن خاک و خرده سنگ ریخته شده و پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن 4 تا 5 متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاح‌ها مشکلی ایجاد نشود‌. طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می‌کند‌.

در فاصله معینی سکوی دیواری و یا برج آتش برای  خبر‌رسانی ساخته شده بود‌. سکوی دیواری برای ذخیره‌ی سلاح‌ها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفی‌گاه‌ نیز بوده است‌. هنگامی که دشمن دست به حمله می‌زده برج‌ها آتش روشن می‌شدند و سراسر کشور از حمله آگاه می‌شدند‌. اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است‌. زیبایی دیوار چین پر ابهت‌، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم ر روی کوه‌ها، همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می‌خورد و صحنه‌ای شکوه‌مند ایجاد می‌کند نحوه‌ی ساخته شدن این دیوار  نیز بسیار جالب است. در ساختن این دیوار، از مصالح و نیروهای انسانی بی‌شماری از جمله سربازان، زندانیان و مردم بومی استفاده شده است. دیوار چین سمبل و نشانه بارزی از خرد، پشتکار و سر سختی مردم چین است.

اما یکی از نکات جالب توجه که در ساخت این دیوار وجود دارد، استفاده از آرد برنج در ساختار آجرهای آن است.  به این شکل که معماران و طراحان دیوار چین برای آن‌که به آجرهای دیوار استحکام بیش‌تری ببخشند، به ترکیبات سازنده‌ی آن، آرد برنج نیز افزودند تا دوام و قدرت دیوار را افزایش دهند.  در قسمت‌های مختلف دیوار تفاوت نژادها و قوم‌های مختلف به نحو بسیار چشم‌گیر و باور نکردنی، قابل مشاهده است.

آکادمی دیوار بزرگ چین، برای محافظت از این اثر باستانی تاسیس شده است. پس از بررسی و تحقیقی که بر روی این دیوار در استان‌های مختلف انجام شد، در تاریخ 12 دسامبر سال 2002  میلادی، مسوولین این آکادمی اعلام کردند که بلایای طبیعی از یک‌سو و تخریب و ویرانی به دست افراد از سویی دیگر باعث شده است که تنها 30 درصد از این دیوار از شرایط خوب و قابل قبولی برخوردار باشد. این تحقیق به مدت 45 روز، بر روی 101 قسمت مختلف دیوار انجام شد‌. در سال‌های اخیر سازمان یونسکو نیز چندین بار به دولت چین در مورد لزوم حفاظت به‌تر از این میراث بی‌نظیر بشری هشدار داده است، اما طول 7 هزار کیلومتری و هزینه بالای مرمت و نگه‌داری این دیوار باعث شده است تا امروز چاره‌ای جدی برای حفاظت از آن اندیشیده نشود.

این که دیوار چین از فضا قابل رویت است یا خیر، سال‌ها محل مناقشه بوده است. کسی که نخستین بار ادعای دیده شدن دیوار چین از فضا را مطرح کرد، «ریچاردهالیبرتن» بود که در سال 1938 در کتاب مشهورش، «کتاب دوم عجایب»، نوشت دیوار چین تنها ساخته‌ی دست بشر است که از سطح ماه قابل رویت است. این افسانه تا سال‌ها مورد قبول همگان بود و حتا به کتاب‌های درسی نیز راه یافت، اما حقیقت این است که دیوار چین از ماه قابل رویت نیست و حتا امکان تشخیص این دیوار از مدار زمین هم محل مناقشه است.

یکی از فضانوردانی که با شاتل از مدار زمین خارج شده است، می‌گوید، دیوار چین از فاصله‌ی 290 کیلومتری به بعد غیرقابل رویت است.  «ویلیام پوگ» فضانورد دیگری که ادعا می‌کرد دیوار چین را از فضا دیده است، بعدها متوجه شد آن چه دیده است نه دیوار چین، که کانال بزرگ پکن بوده است. البته او توانست بالاخره با استفاده از دوربین چشمی، دیوار چین را ببیند، اما به گفته‌ی او رویت این دیوار با چشم غیرمسلح ممکن نیست. «یانگ لیوی»، فضانورد چینی نیز که چندی پیش به فضا رفت، گفت که قادر به رویت دیوار چین از فضا نبوده است.  در واقع دیوار چین تنها چند متر عرض دارد‌، عرضی مشابه بزرگ‌راه‌ها و باندهای فرودگاه‌. و رنگ آن نیز به رنگ خاک است. به همین خاطر تنها در صورت وجود شرایط جوی مناسب، این دیوار از قسمت‌های پایینی مدار زمین که حدود هزار بار از ماه نزدیک‌تر است، قابل رویت است.  به گفته‌ی «جین کرنن»، فضانورد آمریکایی، در مدار زمین و از ارتفاع 160 تا 320 کیلومتری، رویت دیوار چین با چشم غیرمسلح ممکن است. «ادلو»، دانش‌مند و فضانورد مستقر در ایست‌گاه فضایی بین‌المللی اضافه می‌کند امکان رویت دیوار چین از خیلی چیزها کم‌تر است و برای پیدا کردنش باید به‌طور دقیق بدانید کجا دنبالش بگردید. اما عکسی که این اواخر از ایست‌گاه فضایی بین‌المللی از کره زمین گرفته شده است، بالاخره فرضیه‌ی رویت‌پذیری دیوار بزرگ چین با چشم غیرمسلح را تایید می‌کند. این عکس که توسط «لروی‌چیائو»، فضانورد چینی آمریکایی گرفته شده است، نخستین عکسی است که امکان رویت دیوار چین از فضا در صورت شرایط جوی مناسب را تایید می‌کند.

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیون‌ها چینی در دوره‌ی باستان چین است‌. این اثر پس از هزاران سال از بین نرفته و دارای دل‌ربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است‌. و کاش تلاشی باشد از همه سو که این میراث بی‌نظیر کماکان حفظ شود.


 


اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

روز گذشته در پی حمله‌ای تروریستی در چابهار ده‌ها تن کشته و مجروح شدند. به‌طور قطع هیچ انسانی نمی‌تواند با چنین اقدامی موافق باشد و آن را تایید کند. اما از سوی دیگر به گمان من چنین رویدادی کاملن طبیعی و قابل پیش‌بینی است. دقت بفرمایید که منظورم از طبیعی بودن درست بودن و انسانی بودن این عمل نیست به هیچ وجه، اما با توجه به زمینه‌ها و شرایط موجود آن را طبیعی می‌دانم و این نوع نگاه به چنین پیش‌آمدهایی را تنها راه و روشی می‌دانم که شاید بتواند به شناخت، ریشه‌یابی و عدم تکرار چنین فجایعی بیانجامد.

اگر به جغرافیای طبیعی، سیاسی و اقتصادی مناطقی که این تحرکات بیش‌تر در آن صورت می‌گیرد نگاهی بیاندازیم، چند نکته به روشنی قابل دریافت است. نخست بحث وضعیت اقتصادی است. سیستان و بلوچستان از محروم‌ترین مناطق ایران است. با خشک شدن دریاچه‌ی هامون که جدا از خشک‌سالی و کمبود بارندگی بخش عمده‌ای از آن به سبب نرسیدن آب رود هیرمند به این دریاچه است، منبع امرار معاش صدها هزار نفر از مردم این مناطق از بین رفته است. اختصاص نابرابر بودجه‌های عمرانی به این مناطق از یک سو و حیف و میل و سلیقه‌ای مصرف شدن همان اندک اعتبارات تخصیص داده شده به این مناطق از سوی دیگر، به شمار انبوه جوانان بی‌کار در این نواحی افزوده است و فقر و فلاکت را دامن زده است. تبعیض و ایجاد محدودیت در اجرای مراسم مذهبی و تخریب اماکن مقدس اهل تسنن نیز به شکل دیگر، موجی از نفرت را در میان اکثریت سنی‌نشین این مناطق سبب شده است. همان چیزی که در دهه‌ی هفتاد در مشهد موجب ایجاد نفرتی شد که نتیجه‌اش انفجار هولناک تروریستی در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد بود.

حال بیایید تا تصویری از این مردم را پیش‌ روی خود بگذاریم. مردمی فقیر و رنج‌کشیده با درصد بالای بی‌کاری، میزان پایین باسوادی و عدم آموزش عمومی مناسب و هویتی که به لحاظ مذهبی تحقیر شده و زخم‌خورده است. گزینه‌های این مردم برای رهایی از چنین شرایطی چیست. قاچاق مواد مخدر در این مناطق همواره یکی از آسان‌ترین و دم‌دست‌ترین گزینه‌ها بوده است. راه دیگر مهاجرت موقت مردان و جوانان و حضور در مدارس تندرویان وهابی در عربستان و یا پاکستان است. این دوره‌ها که تا اندازه‌ای مشکلات اقتصادی آن‌ها را نیز درکوتاه مدت برطرف می‌کند، تخم نفرت از آمریکایی‌ها و شیعیان را در دل آنان کاشته و آن‌ها را برای مبارزه با این دو گروه آماده می‌کند، که به اعتقادشان اولی مسبب مشکلات مسلمانان در کل جهان و دیگری ریشه‌ی تمامی بدبختی‌ها و سیه‌روزی‌های اهل تسنن در ایرانند. در بیش‌تر مواقع منافع قاچاقچیان مواد مخدر و گرو‌های متعصب تروریستی به هم گره می‌خورند، چرا که این کار از یک سو نیاز اقتصادی آن‌ها را تامین می‌کند و از سوی دیگر امنیتشان را.

اگر به روش‌هایی که در سی سال اخیر برای حل مشکل سیستان و بلوچستان برگزیده شده است، نگاه اجمالی بیاندازیم، خواهیم دید که آن‌ها بیش‌تر روش‌های خشن و در به‌ترین حالت تنبیهی و برای از بین بردن معلول‌ها بوده‌اند، تا علت‌های حوادث پیش آمده. ذکر یک نمونه‌ی کوچک شاید کافی باشد. دولت ایران در دوره ریاست‌جمهوری آقای «احمدی‌نژاد» مذاکرات متعددی با دولت افغانستان داشته است که عموم آن‌ها در مورد روش‌های برخورد با قاچاق‌چیان مواد مخدر بوده است، که در جای خود لازم است. درحالی‌که یکی از موضوعات حیاتی برای منطقه‌ی سیستان که همواره مغفول مانده، بحث سهم ایران از آب رود هیرمند بوده است که عدم رعایت این موضوع از جانب افغان‌ها یکی از ریشه‌های خشک‌سالی دریاچه‌ی هامون بوده که منبع درآمد اصلی بخش فراوانی از مردم این مناطق است.

گروهک‌های تروریستی از دیرباز در منطقه‌ی سیستان فعال بوده‌اند، اما هیچ‌گاه مورد اقبال عمومی قرار نداشته‌اند، ولی با تاسف باید گفت که روش‌های غلط حاکمان ما سبب شده است که در سال‌های اخیر، اهل تسنن مظلوم در کل کشور و مردم زجرکشیده و به ستوه آمده‌ی سیستان به خصوص به نوعی این گروه را، بازپس گیرنده‌ی حقوق از دست رفته‌شان بدانند، چیزی که اگر دیر بجنبیم، در آینده‌ای نه چندان دور دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر از این خواهد یافت.


 


آرین/ دفتر کابل/ رادیو کوچه

برای یاد بود از دهم محرم «عاشورا»،  به مناسبت سال روز کشته شدن حسین‌ابن علی و یارانش امروز در سراسر افغانستان مراسم سوگواری برگزار گردید.

با آغاز ماه محرم شهرهای افغانستان به خصوص کابل رنگ دیگری به خود می‌گیرد، دروازه‌های موقتی سیاه پوش در جاده‌ها نصب شده، خیمه‌ها بر‌پا شده و به مردم شیر و شیرینی توزیع می‌شود.

در روز دهم محرم شهروندان افغانستان با توزیع نذرها، سینه زنی‌ها و یاد و خاطره کربلا را یک بار دیگر زنده می‌کنند.

در سال‌های اخیر شماری از علمای شیعه افغانستان زنجیر زنی و خون‌ریزی را ممنوع اعلام کرده و از شهروندان افغان خواسته‌اند تا به جای آن خون‌شان را به بیماران و زخمی‌ها بدهند.

برای اولین بار سال گذشته یک بانک خون به نام «امام حسین» ایجاد شد و امسال نیز در روزها آغازین محرم به شمول «محمدکریم خلیلی» معاون ریاست جمهوری افغانستان شماری از شهروندان افغان خون اهدا کردند.

وزارت صحت افغانستان می‌گویند از این خون برای زخمی‌شدگان حوادث و بیماران فقیر که توانایی خود خرید خون را ندارند استفاده می کنند.

محبوبه یک شهروند افغان نیز مخالفان زنجیر زنی بوده می گوید به خاطر زنده نگه‌داشتن عاشورا باید مراسم سوگ‌واری به گونه درست آن برگزار شود.

حامدکرزی رییس جمهوری کشور گفت: «امام حسین (ع) با ریختاندن خونش درس خودگذری، تواضع و مبارزه را به مردم آموخت».

وی افزود: «درسی بزرگی دیگری که امام حسین(ع) به مسلمانان و همه جهانیان آموخت عدالت بود که با قیام اش مردم را به ایستادگی در برابر ظلم دعوت کرد.»

آقای کرزى، ضمن محکوم کردن حمله انتحار‌ی دیروز در یک مسجد ایران، آن را نمونه‌ى از بزرگ‌ترین استبداد عنوان نمود.

رییس جمهوری افغانستان در این روز یک بار دیگر از مخالفان دولت‌اش خواست تا دست از مخالفات با دولت و مردم برداشته و به صلح بپیوندند.

معاون حامد کرزی

این گونه در‌خواست‌های آقای کرزی همواره با پاسخ منفی طالبان مواجه شده است.

«محمدیونس قانونی» رییس مجلس نمایندگان افغانستان گفت امام حسین یک شخصیت استثنایی بوده و متفاوت از دیگران می‌اندیشید و متفاوت از دیگران تحلیل می‌کرد.

وی گفت: «قیام امام حسین یک قیام تنها مذهبی سیاسی نبود، بلکه فراتر از آن قیام دینی سیاسی برای ارزش ها و نجات دین بود.»

هم‌چنان «عبدالقیوم سجادی» یک نماینده پارلمان گفت با توجه به درس‌های عاشورا علما و سیاست‌مداران کشور باید برای بیرون رفت از بحران‌ها به آن توجه کنند.

این در حالی‌ست که امسال نسبت به سال‌های پیشین از ماه محرم با شکوه بیش‌تر تجلیل شده و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان از رسانه‌ها خواست تا در این روز از نشر فلم و موسیقی خود‌داری کنند.


 


یسنا یاوری/ رادیو کوچه

مدت‌هاست به رسانه‌های مثلن آزاد درون کشور به دلیل سانسور بی‌حاشیه‌ترین خبرها، ‌نمی‌توان استناد کرد و اگر بنا باشه خبری را پی‌گیری کنم می‌رم سراغ سایت‌ها.

این‌که این آمار تا چه اندازه قابل استناد باشه نمی‌دونم ولی ورای ذهن هم نیست. گفته شده که از جمعیت روزنامه‌خوان ایران در سال اخیر تنها 7درصد اخبار رسانه‌ای رو از طریق روزنامه هم‌چنان پی‌گیر هستن و عده وسیع دیگه سایت‌ها رو مرجع خبرگزاری می‌دونن.

درست هم می‌تونه باشه. وقتی تقریبن دیگه روزنامه مستقلی که بتونه خبرها رو منعکس بکنه وجود نداره این آمار دور از ذهن هم نیست.

به هر حال از طریق لینک‌های داغ «بالاترین» خوندم که «شمس آل احمد» درگذشت. نمی‌دونم بگم خوش‌بختانه یا متاسفانه اسم شمس هرکسی رو یاد جلال میندازه. به قول دوست خبرنگاری «شمس آل احمد روایت‌گر نگفته‌ها و باز گفته‌هایی از جلاله.»

اتفاقن خودش هم بارها مطرح کرده بود که استقبال می‌کنه از این‌که راجع به هویت روشن‌فکری و اکتسابات تحقیقیش ازش سوالی نشه و اگر پیرامون جلال از او بپرسن ناراحت نمی‌شه و این موضع‌گیری، شخصیت در سایه جلال رو براش رقم زده بود.

اگرچه درباره مرگ جلال موضع‌گیری‌های متناقضی داشت که می‌شه اونم گذاشت پای این‌که جلال در بدترین زمان ممکن فوت کرد یعنی زمانی که دست از موضع‌گیریای چپ گرایانش برداشته بود مثلن مسلمان شده بود و طولی نکشید که فوت کرد. هنوز در تفکرات غرب ستیزانش جا نیفتاده بود که اجل یا محلتش نداد یا به زور به اجل دستور دادند که مهلتش ندهد به هر جهت در نگاه اول شمس بی‌گمان بی‌تقصیره ‌درباره اظهار‌نظرهایی که پیرامون مرگ جلال داشته .

شمس از میان اهالی هنر رفته و هر آدمی که دلی برای ادبیات و هنر این مملکت می‌سوزونه به‌طور یقین اعتقاد داره که از نسل جلال و شمس هر‌چه آدم‌های بیش‌تری رو از دست بدیم، هر تفکری هم که داشته باشن، این به ضرر فضای فکری مملکته.

وقتی شمس همین اواخر در بیمارستان بستری و ناتوان بود، بنا به گفته پسرش از دفتر بیت رهبری کسانی جویای احوال او بودند. خوب این اگرچه نشانه شاعر حکومتی بودن شمس نیست ولی مرزبندی‌هایی داشته که آقای لاریجانی درباره هزینه‌های ایشون در بیمارستان حرف‌هایی زده بوده و قول‌هایی داده بوده.

خانواده شمس و جلال مذهبی بودند و پدرشون از علما دین بود. یکی از خاطراتی که شمس در محافل زیادی نقل کرده بود و ابایی هم از این‌که وصله‌ای چیزی بهش بچسبونن نداشت و بارها و بارها خصوصن این اواخر اون رو مطرح می‌کرد ملاقات جلال و «آیت‌اله خمینی» بود که خودش هم حضور داشته. کتاب «غرب‌زدگی» جلال دست آیت‌اله خمینی بوده و جلال به زبان طنز می‌گه که آقا شما هم این چرندیات ما رو می‌خونید و آیت‌اله خمینی کلی از کتاب تعریف کرده بوده که نه این چه حرفیه و شما داری کاری رو انجام می‌دی که ما باید انجام می‌دادیم و صله‌ای به مبلغ سی هزار تومن به جلال می‌ده که جلال باهاش برای شمس خونه می‌خره. سی هزار تومن اون زمان مبلغ زیادی بوده برای تجلیل از کتاب غرب‌زدگی و این‌که اصلن خود آیت‌اله خمینی این مبلغ و از کجا آورده بودن و جلال چرا پذیرفته در حالی که بارها از نوشتن این کتاب و وصله‌هایی که پس از انتشارش بهش می‌چسبوندن تنها ادای وظیفه رو ذکر می‌کرده پذیرفتن سی هزار تومن شبهه‌انگیز بوده ولی همین که شمس روایت‌گر این قرار ملاقات بوده و منتفع از این قرار سی هزار تومنی در نوع خودش جالبه.

«آیت‌اله طالقانی» پسر عموی جلال و شمس بود و اتفاقن نظر مثبتی هم روی جلال داشت که این نشون می‌ده بعد از فاصله گرفتن جلال از حزب توده حداقل وابستگی خاصی به هیچ تفکری از روحانیت نداشت و بیش‌تر متمایل بودن او به ساختارهای خانوادگی و طلبگی رو نشون می‌ده.

به هر حال صحبت شمس است نه جلال.

«آیت‌اله خامنه‌ای» در زمان ریاست جمهوریش در پاسخ به نامه شمس پیرامون درخواست آزادی تعدادی از اهالی قلم که در زندان بودن نامه‌ای رو برای شمس می‌نویسه. شمس در نامه‌ای ازش ایشون خواسته بوده که برای آزادی یک سری از رفقای قدیمش که حالا توی زندان هستن، ‌به عنوان ریاست جمهوری تلاش کنه. بعد از چند ماه دوستان قدیم که بنا به گفته خود شمس دیگه سویه فکری باهاشون نداشته از زندان آزاد می‌شن.

قسمت‌هایی از متن نامه که به دلیل فرصت محدود برنامه به‌طور کامل انتخاب نشده به این شکله:

(متن کامل در نوشته زیر منعکس شده است به دلیل وفاداری به اصل نامه اما تنها بخش‌هایی در فایل صوتی موجود است)

به‌نام خدا

با تشکر از انتشارات رواق

اولن به‌خاطر احیا‌ نام جلال آل‌احمد و از غربت در درآوردن کسی که روزی جریان روشن‌فکری اصیل و مردمی را از غربت درآورد. و ثانین به‌خاطر نظرخواهی از من که به‌ترین سال‌های جوانیم با محبت و ارادت به آن جلال آل قلم گذشته است – پاسخ کوتاه خود به هر یک از سوالات طرح شده را تقدیم می‌کنم:

1- دقیقن یادم نیست که کدام مقاله یا کتاب مرا با آل‌احمد آشنا کرد. دو کتاب «غرب‌زدگی» و دست‌های «آلوده» جزو قدیمی‌ترین کتاب‌هایی است که از او دیده و داشته‌ام. اما آشنایی بیش‌تر من به‌وسیله و برکت مقاله «ولایت اسراییل» شد که گله و اعتراض من و خیلی از جوان‌های امیدوار آن روزگار را برانگیخت. آمدم تهران (البته نه اختصاصن برای این کار) تلفنی با او تماس گرفتم. و مریدانه اعتراض کردم. با این‌که جواب درستی نداد از ارادتم به او چیزی کم نشد. این دیدار تلفنی برای من بسیار خاطره‌انگیز است. در حرف‌هایی که رد و بدل شده هوش‌مندی، حاضرجوابی، صفا و دردمندی که آن روز در قله‌ای «ادبیات مقاومت» قرار داشت، موج می‌زد.

2- جلال قصه‌نویس است (اگر این را شامل نمایش‌نامه‌نویسی هم بدانید) مقاله‌نویسی کار دوم او است. البته محقق اجتماعی و عنصر سیاسی هم هست. اما در رابطه با مذهب. در روزگاری که من او را شناختم به‌هیچ وجه ضدمذهب نبود، بماند که گرایش هم به مذهب داشت. بلکه از اسلام و بعضی از نمودارهای برجسته آن به‌عنوان سنت‌های عمیق و اصیل جامعه‌اش، دفاع هم می‌کرد. اگرچه به اسلام به چشم یک ایدئولوژی که باید در راه تحقق آن مبارزه کرد، نمی‌نگریست.

اما هیچ ایدئولوژی و مکتب فلسفی شناخته شده‌ای را هم به این صورت جای‌گزین آن نمی‌کرد. تربیت مذهبی عمیق خانوادگی‌اش موجب شده بود که اسلام را اگرچه به‌صورت یک باور کلی و مجرد، همیشه حفظ کند و نیز تحت تاثیر اخلاق مذهبی باقی بماند. حوادث شگفت‌انگیز سال‌های 41 و 42 او را به موضع جانب‌دارانه‌تری نسبت به اسلام کشانیده بود. و این همان چیزی است که بسیاری از دوستان نزدیکش نه آن روز و پس از آن، تحمل نمی‌کردند و حتا به رو نمی‌آوردند.

اما توده‌ای بودن یا نبودنش. البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد‌توده‌ای بود. و روزی هم نه این بود و ]نه[ آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقف نماندن او در هیچ‌کدام از آن‌ها بود. کاش چند صباح دیگر هم می‌ماند و قله‌های بلندتر را هم تجربه می‌کرد.

3-  غرب‌زدگی را من در حوالی 42 خوانده‌ام. تاریخ انتشار آن را به یاد ندارم.

4-  اگر هر کس را در حال تکامل شخصیت فکری‌اش بدانیم و شخصیت حقیقی او را آن چیزی بدانیم که در آخرین مراحل این تکامل بدان رسیده است،‌ باید گفت «در خدمت و خیانت روشن‌فکران» نشان دهنده و معین‌کننده شخصیت حقیقی آل‌احمد است. در نظر من، آل‌احمد، شاخصه یک جریان در محیط تفکر اجتماعی ایران است. تعریف این جریان، کاری مشکل و محتاج تفصیل است. اما در یک کلمه می‌شود آن را «توبه روشن‌فکری» نامید. با همه بار مفهوم مذهبی و اسلامی که در کلمه «توبه» هست جریان روشن‌فکری ایران که حدودن صد سال عمر دارد با برخورداری از فضل «آل احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند: هم از بدفهمی‌ها و تشخیص‌های غلطش و هم از بددلی‌ها و بدرفتاری‌هایش.

آل‌احمد، نقطه شروع «فصل توبه» بود و کتاب «خدمت و ...» پس از غرب‌زدگی، نشانه و دلیل رستگاری تائبانه. البته این کتاب را نمی‌شود نوشته سال 43 دانست. به گمان من، واردات و تجربیات روز‌به‌روز آل‌احمد، کتاب را کامل می‌کرده است. در سال 47 که او را در مشهد زیارت کردم سعی او را در جمع‌آوری مواردی که «کتاب را کامل خواهد کرد» مشاهده کردم.

خود او هم همین را می‌گفت. البته جزوه‌ای که بعدها با نام «روشن‌فکران» درآمد،‌ با دو سه قصه از خود جلال و یکی دو افاده از زید و عمرو، به نظر من تحریف عمل و اندیشه آل‌احمد بود. ]و ایشان اطلاع داشته باشند که خانواده آل‌احمد حتا در نظام نوین اسلامی هم، تاکنون موفق نشده‌اند ناشر قاچاق‌چی آن کتاب را در محاکم قضای اسلامی محکوم یا تنبیه کنند[ این کتاب مجمع‌الحکایات نبود که مقداری از آن را گل‌چین کنند و به بازار بفرستند. اثر یک نویسنده متفکر، یک «گل» منسجم است که هر قسمتش را بزنی، دیگر آن نخواهد بود. حالا چه انگیزه‌ای بود و چه استفاده‌ای از نام و آبروی جلال می‌خواستند ببرند بماند. ولی به هر صورت گل به دست گل‌فروشان رنگ بیماران گرفت …

5- به نظر من سهم جلال بسیار قابل‌ملاحظه و مهم است. یک نهضت انقلابی از «فهمیدن» و «شناختن» شروع می‌شود. روشن‌فکر درست، آن کسی است که در جامعه جاهلی، آگاهی‌های لازم را به مردم می‌دهد و آنان را به راهی نو می‌کشاند و اگر حرکتی در جامعه آغاز شده است، با طرح آن آگاهی‌ها، بدان عمق می‌بخشد.

برای این کار، لازم است روشن‌فکر اولن جامعه خود را بشناسد و ناآگاهی او را دقیقن بداند، ثانین آن «راه نو» را درست بفهمد و بدان اعتقادی راسخ داشته باشد، ثالثن خطر کند و از پیشامدها نهراسد. در این‌صورت است که می‌شود: العلماء ورثه الانبیاء.

آل‌احمد، آن اولی را به تمام و کمال داشت (یعنی در فصل آخر و اصلی عمرش). از دوم و سوم هم بی‌بهره نبود. وجود چنین کسی برای یک ملت که به سوی انقلابی تمام عیار پیش می‌رود، نعمت بزرگی است. و آل‌احمد به راستی نعمت بزرگی بود. حداقل، یک نسل را او آگاهی داده است و این برای یک انقلاب، کم نیست.

6- این شایعه (باید دید کجا شایع است. من آن را از شما می‌شنوم و قبلن هرگز نشنیده بودم) باید محصول ارادت به شریعتی باشد و نه چیزی دیگر. البته حرف فی‌حد نفسه، غلط و حاکی از عدم شناخت است. آل‌احمد کسی نبود که بنشینند و مسلمانش کنند. برای مسلمانی او همان چیزهایی لازم بود که شریعتی را مسلمان کرده بود و ای کاش آل‌احمد چند سال دیگر هم می‌ماند.

7- آن روز هر پدیده ناپسندی را به شاه ملعون نسبت می‌دادیم. درست هم بود. اما از این‌که آل‌احمد را چیزخور کرده باشند، من اطلاعی ندارم، یا از خانم دانشور بپرسید یا از طبیب خانوادگی.

8- مسکوت ماندن جلال، تقصیر شماست – شمایی که او را می‌شناسید و نسبت به او انگیزه دارید. از طرفی مطهری و طالقانی و شریعتی در این انقلاب، حکم پرچم را داشتند. همیشه بودند. تا آخر بودند. چشم و دل «مردم» (و نه خواص) از آن‌ها پر است و این همیشه بودن و با مردم بودن، چیز کمی نیست. اگر جلال هم چند سال دیگر می‌ماند … افسوس.

والسلام- سیدعلی خامنه‌ای

سعی می‌کنم منصفانه درباره شمس صحبت کنم. اگرچه حرف و حدیث‌های زیادی پشت‌سر این دوبرادر بوده و هست. ولی در روزگاری که هردو در میان ما نیستند سخن به انصاف گفتن تاثیر‌گزاری حرف رو بیش‌تر می‌کنه. شمس اگرچه محقق بود اما وجود و حاشیه‌های جلال هرگز اون و به عنوان یک شخصیت مستقل ادبی جلوه نداد و خودش هم اظهار رضایت کاملی از این حیث داشت که به زعم من شمس جدای از جلال می‌تونست نقد و بررسی بشه و  محققی که به هرحال این عنوان رو حتا مخالفان فکریش براش انتخاب می‌کنن تا این حد مهجور نمونه.


 


مصطفا خلجی/ رادیو کوچه

mostafa.k@koochehmail.com

پهنه‌ای که امروز با نام آفریقا شناخته می‌شود، بنا بر نظر اغلب انسان‌شناسان، یکی از منشاهای اصلی انسان بوده است و هم از این رو همواره اهمیتی بسیار بالا در پژوهش‌های انسان‌شناسی و فرهنگی داشته است.

آفریقا از نظر فرهنگی یک بلوک همگن نیست و مجموعه‌ای از فرهنگ‌های گوناگون در آن زندگی می‌کنند. فرهنگ آفریقای، سنتی، صحرایی، بر اساس انتقال شفاهی و به هم‌راه موسیقی بنا شده است. شاعران و نوازندگان دوره‌گرد، پیام‌آوران و خوانندگان این ناحیه، ماموران حفظ خاطره و سنن مردمی آن هستند که مدت‌ها کلید ورود به جامعه آفریقایی به شمار می‌رفت.

پس از استقلال آفریقا، متفکران و هنرمندان این قاره در واکنشی وسیع، به موضوع هویت و مدرنیته پرداختند. برقراری تعادل میان درستی و مدرنیته بر اساس جهت‌های برگزیده شده، به نتایج گوناگونی رسیده است. در این میان باید از جنبش «سیاه‌بودگی» (Negritude) یاد کرد که طلایه‌داران آن، لئوپولد سدار «سنگور» (Senghor) و امه سزر (Césaire) بودند. جنبشی که پیرامون انکار همسان‌گرایی استعماری و اتحاد فرهنگ‌های سیاهان در سراسر دنیا می‌گشت. این جنبش، در فستیوال جهانی هنرهای سیاه مطرح شد که توسط رییس سنگالی آن، سنگور در سال 1964 برگزار و در سال‌های بعد دنبال شد.

این جنبش نگرش نوینی درباره فرهنگ آفریقایی اریه می‌کرد و از مفاهیم رادیکال یا قوم‌گرایانه فراتر می‌رفت تا تحت تاثیر انقلاب یا طرد استعمار نوین، به فرهنگ آفریقایی واحدی دست یابد. امروز به رغم مشکلات سیاسی یا اقتصادی که برخی از هنرمندان آفریقایی را به مهاجرت به اروپا یا آمریکا واداشته، بسیاری از هنرمندان و متفکران آفریقایی به شهرتی بین‌المللی دست یافته‌اند. برای نمونه می‌توان به «سزاریا اوورا» ‌(Cesaria Evora)، «شاب خالد»، و «نجیب محفوظ» اشاره کرد.

نقش فرهنگ در آثار هنری آفریقا

آثار هنری آفریقا، بر‌خلاف هنرهای اروپایی، عمومن مصرف کاربردی هم دارند. یک اثر هنری ممکن است به عنوان یک وسیله خانگی و یا زینت‌دهنده بدن مورد استفاده قرار گیرد و یا نمایان‌گر نقش اجتماعی یا مذهبی باشد. این اشیا‌ علاوه بر موارد مصرفی، ارزش هنری هم دارند. زیرا هنرمندان ماهر برای خلق و طراحی آن‌ها به زیبایی بصری و مفاهیم اسطوره‌ای توجه کرده‌اند. اشیا‌ هنری که نیازهای خانه را برآورده می‌کنند شامل سبد، ظروف آب، وسایل پخت‌و‌پز، تکیه‌گاه‌های حکاکی شده سر، ‌صندلی و چهارپایه هستند. اشیایی مانند نقاب‌ها و مجسمه‌ها در مناسک مذهبی استفاده می‌شوند که یادآور و محافظت‌کننده بقایای اجداد مهم هستند. زینت‌های شخصی ممکن است به صورت جای زخم روی بدن، جواهرات و یا عصایی باشد که نشان‌دهنده هویت و پای‌گاه اجتماعی فرد است. اشیا‌ هنری آفریقایی به‌ندرت تنها یک مورد مصرف دارند. برای مثال یک قطعه جواهر ممکن است هم برای زینت بدن، اعتبار شخص و هم‌زمان بخشی از یک آیین مذهبی باشد که حمل‌کننده آن را از نیروهای اهریمنی حفظ می‌کند.

اشیا‌ هنری برای زندگی روزمره

فرهنگ آفریقایی اشیا‌ کاربردی را مانند مبلمان، ظروف و وسایل خانه به کمک نقشه‌ای که از ذهن گرفته شده، زینت می‌دهد. از بین اشیا‌ زینتی که مصرف روزمره دارند می‌توان به انواع سبدها، ظروف سفالی دست ساز، ظروف چوبی حکاکی شده، ظروف پخت و پز، چهارپایه و تکیه گاه سر اشاره کرد.

سبد، ظروف سفالی و ظروف آش‌پزخانه

سبدها به عنوان وسیله‌ای برای نگه‌داری و حمل‌و‌نقل، از مواد به دست آمده از گیاهان، بافته یا دوخته می‌شوند. اغلب، مردان سبدهای بافته شده را می‌سازند و از آن برای حمل لباس‌ها و وسایل شخصی مانند دارو و لوازم آرایش استفاده می‌کنند. زنان اغلب از روش دوخت برای تهیه سبدها استفاده می‌کنند، به این ترتیب که رشته‌ها را به هم پیچ داده و سپس رشته‌های پیچ داده شده را به هم وصل می‌کنند و توسط نوارهای محکم می‌دوزند. بعضی از سبدها چنان محکم بافته می‌شوند که از آن‌ها برای حمل آب استفاده می‌شود. زنان «زولو»  (zulu) و «اندبل»  (Ndebele) ساکن در جنوب آفریقا از رشته‌های رنگی به هم تابیده شده برای درست کردن الگوهای سبد استفاده می‌کنند.

بیش‌تر ظروف سفالی  به منظور نگه‌داری مایعات و مواد غذایی به‌کار می‌روند. البته برخی از ظروف در مراسم مذهبی استفاده می‌شوند. ساخت ظروف سفالی عمومن از وظایف زنان است، ولی در آفریقای مرکزی و غربی، سفال‌گران مرد هم وجود دارند. البته این مسئله به نوع استفاده از آن ظرف بستگی دارد. برای مثال در نیجریه زنان، ظروف سفالی را به منظور مصرف خانگی می‌سازند و مردان ظروف مربوط به مناسک را  تهیه می‌کنند. در هر دو حالت محصول به دست آمده از ظرافت و زیبایی خاصی برخوردار است در حالی که مورد مصرف آن فرق می‌کند. به عنوان مثال زنانی که در تهیه سبد، از روش دوخت استفاده می‌کردند، دراین مورد هم یک رشته نوار گل رس را به دور یک قالب پیچیده و آن را به کوزه تبدیل می‌کنند. مردان هم در ساخت کوزه از قالب استفاده می‌کنند، ولی گل آن‌ها به شکل نوار تهیه نمی‌شود بلکه به صورت یک تکه است. مردم «ایگبو»  (igbo) در کشور نیجریه  هم  در ساخت ظروف خانگی و هم ظروفی که برای مراسم است، از شیار، گل میخ و کنده‌کاری‌های برجسته برای تزیین استفاده می‌کنند. مشابه این تزیینات بر روی کوزه‌هایی که برای پیش‌کش به معابد برده می‌شوند، وجود دارد.

قاشق و دیگر لوازم خوردن خوراک معمولن چوبی بوده و به‌طور استادانه‌ای کنده‌کاری شده است. ظروفی که برای نگه‌داری خوراکی و مایعات و یا به عنوان ظروف نوشیدنی، تزیین شده‌اند، اغلب از جنس چوب یا گل رس هستند. وسایل منزل از این نوع نشان دهنده اعتبار، درجه و پای‌گاه مالک آن است. برای مثال در قرن نوزدهم در کوبا واقع در مرکز آفریقا، در منزل اشخاص سرشناس، ظروفی کنده‌کاری شده از جنس چوب با شمایلی از بدن و سر انسان، در مراسم تدفین برای سرو شراب خرما بین هواداران توزیع می‌شد. به این روش، روسا وفاداری هوادارانشان را نسبت به خود افزایش می‌دادند.

مبلمان آفریقایی

چهارپایه و تکیه‌گاه سر از اشکال سنتی مبلمان در آفریقا است. چهارپایه‌ها مانند دیگر لوازم منزل می‌توانند هم‌زمان کارکردی روزانه و معنوی داشته باشند. چهارپایه‌های از جنس چوب به‌طور استادانه کنده‌کاری و طراحی می‌شوند به‌ویژه اگر برای مراسم ساخته شوند. اهالی «لوبا»  (luba) در آفریقای مرکزی، چهارپایه‌ای به نام کاریاتید (caryatid) می‌سازند که در آن از شمایل زن یا مرد کنده‌کاری شده چوبی استفاده می‌شود. از این چهارپایه‌ها در مراسم شاهانه استفاده می‌شود.

در بیش‌تر چهارپایه‌های اهالی لوبا، زنی زانو زده است که نشان‌دهنده اهمیت اجداد زن، برای صاحب آن است. در بین اهالی «آشانتی» (Ashanti) در غنا، دو نوع چهارپایه، خانگی و مقدس، وجود دارد. مقدس‌ترین چهارپایه، چهارپایه‌ای از طلا است که نشان‌گر قبیله آشانتی است. کسی حق ندارد روی این صندلی طلایی بنشیند و در نوع خودش قابل احترام و مقدس است. اهالی آشانتی برای چهارپایه‌های خانگی و شخصی هم ارزش زیادی قائل هستند. زیرا اعتقاد دارند هربار که شخصی روی چهارپایه می‌نشیند بخشی از روح او جذب می‌شود ‌به همین دلیل وقتی چهارپایه بدون استفاده است آن را سروته می‌کنند تا شخص دیگری روی آن ننشیند. یک نمونه از چهارپایه آشانتی، شامل یک نشیمن‌گاه منحنی و پشتی کنده‌کاری شده است که نشان دهنده پای‌گاه اجتماعی صاحب آن است.

تکیه‌گاه سر چوبی مانند بالشت برای نگه‌داری از سر و گردن ساخته می‌شود و یکی از عناصر مهم در خانه اکثر آفریقایی‌ها است. اغلب به‌طور ماهرانه‌ای کنده‌کاری شده و در ظاهر مانند یک چهارپایه کوچک است با صفحه‌ای منحنی شکل برای نگه‌داری از سر که باعث می‌شود تا موهای مردان و زنانی که تزیین شده در طی شب خراب نشود. در میان اهالی «شونا» (shone) در جنوب آفریقا، تکیه‌گاه‌ها، با صورت هندسی تزیین شده و کارکرد دیگری نیز دارند که عبارت از سهولت ارتباط با ارواح نیاکان است. به عقیده مردم شونا، انسان هنگام خواب، ارواح نیاکان را ملاقات می‌کند.

درحال حاضر فقط غیب‌گوها از تکیه‌گاه‌ها به این منظور استفاده می‌کنند.


 


خبر / رادیو کوچه

بر اساس برخی گزارش‌ها، ماموران امنیتی روز پنج‌شنبه، همه‌ی اعضای خانواده‌ی محمد نوری‌زاد را که هم‌راه خانم محتشمی‌پور همسر مصطفا تاج‌زاده در برابر زندان اوین در تحصن بوده را بازداشت کرده‌اند.

به نقل از وب‌سایت محمد نوری‌زاد، اعضای خانواده آقای نوری‌زاد، خانم ملکی (همسر) زینب و فائزه و علی (فرزندان) پدر و مادر و برادران آقای نوری‌زاد بوده‌‌اند.

هم‌چنین خانم محتشمی‌پور (همسر سید مصطفا تاج‌زاده) نیز در بین بازداشت‌شدگان بوده است.

این در حالی است که محمد نوری‌زاد صبح روز پنج‌شنبه به دلیل اعتصاب غذای خشک به بیمارستان زندان اوین منتقل شده و وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده است.

بیشتر بخوانید:

«وضعیت وخیم جسمانی نوری‌‌زاد در زندان»


 


خبر / رادیو کوچه

روز پنج‌شنبه، بر اساس گزارش‌ها از ایران، وضعیت جسمانی محمد نوری‌زاد زندانی سیاسی که از روز شنبه دست به اعتصاب غذای خشک زده بود وخیم گزارش شده که موجب انتقال وی به بیمارستان شده است.

به گزارش نوروز، محمد نوری‌زاد که در ششمین روز از اعتصاب غذای خشک خود به سر می‌برد، دچار عوارض اعتصاب غذا شده به طوری که در ساعات بامدادی روز عاشورا ماموران زندان اوین او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

همسر نوری‌زاد پیش از این گفته بود که همسرش تنها معترض به اقدامات فراقانونی و غیرانسانی و غیراخلاقی با خود نیست بلکه معترض به ظلمی است که برهمه زندانیان سیاسی می‌رود و با روحیه‌ای که دارد اعتصابش را نخواهد شکست.

بیشتر بخوانید:

«هنوز موفق به دیدار نوری‌زاد نشده‌ام»


 


منبع: کمپین بین‌المللی حقوق بشر

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران حملات تروریستی را که باعث قتل حد اقل 39 نفر در مسجد امام حسین در شهر چابهار در ایران شده است را به شدت محکوم کرد. این حمله عزادارانی که برای مراسم عاشورا گرد هم آمده بودند را هدف قرار داده بود.

هادی قائمی، سخن‌گوی کمپین گفت: «این کشتار تاسف بار مردم بی‌گناه غیر قابل توجیه است و باورها و ارزش‌های همه‌ی کسانی که به دنبال صلح و عدالت در ایران هستند را نقض می‌کند.»

وی گفت: «ما امیدواریم که این اقدام تروریستی منجر به اقدامات تلافی‌جویانه‌ای که باعث آسیب شهروندان بی‌گناه دیگری شود نگردد.»

چابهار یک شهر بندری در کنار خلیج عمان در استان سیستان و بلوچستان ایران است که یکی از کم‌توسعه یافته‌ترین و فقیرترین مناطق ایران است.  این استان که با پاکستان و افغانستان هم مرز است، صحنه‌ نبردهای مسلحانه بین گروه مسلح سنی جنداله و نیروهای دولتی ایران بوده است. دولت ایران ادعا می‌کند که سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای غربی به جنداله کمک‌های مالی می‌کنند.  نام گروه جنداله اخیرا به لیست سازمان‌های تروریستی وزارت امورخارجه‌ آمریکا افزوده شده است.‌ هم‌چنین، قاچاق مواد مخدر و بی‌ثباتی در پاکستان و افغانستان درشرایط این منطقه‌ مرزی تاثیر داشته‌اند.»

هادی قائمی گفت: «در این منطقه نگرانی‌های جدی در خصوص تبعیض قومی وجود دارد، اما خشونت کور، مانند اقدامات تروریستی اخیر، فقط باعث انحراف توجه از حقوق اساسی بشر و مسایل اجتماعی و اقتصادی در منطقه شده است.»

با افزایش تعداد حملات تروریستی در منطقه ظرف چند سال اخیر، تعداد اعدام‌هایی که توسط دولت انجام گرفته است نیز افزایش یافته است.  حملات تروریستی اخیر یک نگرانی جدی در خصوص امنیت انسانی در سیستان و بلوچستان را بوجود آورده است، چون ظرف سال‌های اخیر شهروندان زیادی توسط چنین روش‌های غیر‌انسانی و وحشیانه‌ای هدف قرار گرفته‌اند.

کمپین از دولت جمهوری اسلامی ایران خواست تا کلیه‌ امکانات خویش را به کار ببندد تا اختلافات و کشمکش بین دولت و آن‌هایی که از چنین روش‌های خشونت آمیزی استفاده می‌کنند افزایش نیابد و به نوبه‌ خود از اعدام‌های سیاسی و یا اقدامات تروریستی بیش‌تر جلوگیری کند.

کمپین هم‌چنین از دولت پاکستان می‌خواهد تا به گروه‌های مسلح که ممکن است چنین حملات تروریستی  علیه شهروندان ایرانی را از خاک پاکستان برنامه‌ریزی و اجرا کنند پناه ندهد.


 


پنج‌شنبه ‌ 25 آذر 89‌/  16 دسامبر  2010

note3اجرا: اعظم

note3استودیو: دامون

note3تقویم‌تاریخ

note3فرهنگ آفریقا- «سبدهایی برای حمل آب و صندلی‌هایی برای نشستن روح»- مصطفا خلجی

note3بخش اول خبر‌ها

note3روشنان- «شمس آل احمد در سایه جلال»-  یسنا یاوری

note3روز‌نگاشت- «هفتمین روشن فکر مردمی جهان»- محبوبه

note3گزارش روز کابل- «رییس جمهوری افغانستان مخالفان دولتش را به صلح دعوت کرد»- آرین

note3پس‌نشینی تند- «همه‌ی ریشه‌های خشکیده»- اکبر ترشیزاد

note3بخش دوم خبر‌ها

note3دایره‌ی شکسته- «دیوار دست خاقان‌ها»- مه‌شب تاجیک


 


خبر / رادیو کوچه

در روزهای اخیر، چند شهروند سقزی به نام‌های کاوه خلیفه‌ای، آزاد رستمی و امید محمد امینی توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شده‌اند.

به گزارش موکریان، پس از بازداشت این سه شهروند که مورخه ۲۰ آذر روی داد، روز چهارشنبه به زندان مرکزی سقز منتقل شدند. تاکنون هیچ علت یا عللی برای بازداشت این شهروندان از سوی مراجع قضایی در سقز اعلام نشده اما گفته شده که این افراد به هم‌کاری با یکی از احزاب متهم شده‌اند.

بر اساس برخی گزارش‌ها از بانه، یک شهروند اهل این شهر نیز به نام عبداله بهرامی ۶۰ ساله توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان شده است.

گفته می‌شود علت بازداشت این شهروند که حدود ۱۵ روز پیش صورت گرفته به اتهام هم‌کاری با احزاب غیر‌قانونی اعلام شده است.


 


محبوبه ‌شعاع / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

بیست ‌و ‌پنجم آذر برابر با شانزدهم دسامبر و مصادف با زادروز «عبدالکریم سروش» نواندیش دینی، فیلسوف، نظریه پرداز، متکلم، شاعر و مترجم ایرانی است. سروش زاده سال 1324 خورشیدی است و در دانش‌گاه «جورج تاون» آمریکا مشغول تدریس است. در سال ۲۰۰۹، مجله «فارین پالیسی» وی را هفتمین روشن‌فکر مردمی جهان معرفی کرده است.

«حسین حاج فرج دباغ» مشهور به «عبدالکریم سروش» در بیست و پنجم آذر سال ۱۳۲۴ در تهران، به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان علوی گذراند و در این دبیرستان با فلسفه و شخصیت‌هایی هم‌چون مرتضی مطهری، علامه طباطبایی، مهدی بازرگان، علی شریعتی آشنا شد.

سروش به دلیل حضور در دبیرستان علوی، به نحله فکری مدرسه «حجتیه» راه یافت، اما بعد از یک سال به دلیل این‌که این نحله نتوانست پاسخ‌گوی دغدغه‌هایش باشد، آن را رها کرد و به صورت تخصصی‌تر به تحقیق در قرآن و فلسفه اسلامی روی آورد. او سپس در دانش‌گاه تهران به تحصیل در رشته داروسازی پرداخت.

وی در اوایل دهه پنجاه عازم لندن شد و هم‌راه با ادامه تحصیل در رشته شیمی تجزیه به مطالعه فلسفه غرب پرداخت و به نمایندگی از آقای بهشتی به فعالیت در مراکز اسلامی شیعیان در لندن از جمله مرکز «امام باره» پرداخت. سروش در هنگام اقامت در انگلستان در رشته کارشناسی ارشد شیمی تحلیلی در دانش‌گاه لندن و سپس کالج «چلسی» در تاریخ و فلسفه علم مطالعه کرد.

در سال‌های آخر حکومت پهلوی بود که کتاب «تضاد دیالکتیکی» وی به تالیف در آمد. سروش کتاب دیگری نیز با عنوان «نهاد ناآرام جهان» در باب نظریه حرکت جوهری «ملاصدرا» تالیف کرد که به پیش‌نهاد «مرتضی مطهری» توسط «آیت‌اله خمینی» مورد مطالعه واقع شد و مورد تحسین و تایید او قرار گرفت.

توصیه آیت‌اله خمینی و تاثیرات آشکار سروش از فلسفه علم و فلسفه سیاسی «کارل پوپر» باعث شد وی به عنوان یکی از منتقدان مسلمان مارکسیسم پس از پیروزی انقلاب ۵۷ مطرح شود و پس از انقلاب فرهنگی او به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.

بسیاری ستاد انقلاب فرهنگی را متهم به اخراج اساتید و دانش‌جویان و بستن دانش‌گا‌ه‌ها میدانند ولی سروش هم‌واره این سخنان را تکذیب کرده است. او در ابتدا از حامیان آیت خمینی بود و در اوایل شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران چند منصب رسمی داشت، که پس از چندی از این مناصب کناره گرفت.

مقالات عبدالکریم سروش با عنوان «قبض و بسط تئوریک شریعت» در نشریه «کیهان فرهنگی» از اردیبهشت ۱۳۶۷ تا خرداد ۱۳۶۹ منتشر می‌شد. در این مقالات او نظریاتی در مورد «معرفت‌شناسی دین» مطرح کرد که بر پایه آن دین از معرفت دینی جداست. او معتقد است دین اگرچه الهی و کامل است ولی معرفت دینی را همانند دیگر معرفت‌های آدمی می‌داند که معروض به خطا هستند.

این نظریه که شناخت سنتی از دین را منسوخ اعلام می‌کرد، مخالفت‌های گسترده فقیهان را در پی داشت و هم‌چنین از این رو که ولایت دینی و فقهی را ناراست با سرشت جهان جدید می‌دانست، دشمنی مقامات حکومتی را با او برانگیخت.

و به همین سبب سروش در دوران ریاست جمهوری «هاشمی رفسنجانی» از تدریس در دانش‌گاه محروم شد. او در نامه‌ای خطاب به رفسنجانی، به وی هشدار داد که دانش‌گاه‌ها در فشار شدید هستند و از این دانش‌گاه‌ها انتظار عالمان بزرگ نداشته باشید.

و اما در مهرماه سال ۱۳۷۴، هنگام سخن‌رانی در دانش‌کده فنی دانش‌گاه تهران، هواداران «انصار حزب‌اله» به سروش یورش بردند و او را مروج فرهنگ لیبرال و هم‌وارکننده راه بی‌دینی جوانان خواندند. از آن پس، سخن‌رانی‌های عبدالکریم سروش نیز با مشکل امنیتی رویارو بود و پس از آن او به «آمریکا» مهاجرت کرد.

عبدالکریم سروش در دانش‌گاه‌های آمریکا، آلمان، هلنددر زمینه‌های مولوی‌شناسی، اسلام‌شناسی و فلسفه علم به تدریس پرداخته و هم‌اکنون به تدریس اسلام و اندیشه سیاسی در «دانش‌گاه جورج تاون» آمریکا مشغول است.

در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ او به انتقاد شدید از جمهوری اسلامی پرداخت و در نامه‌ای انتقادی به «سید علی خامنه‌ای» گفت «خطا کرده‌اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید.»

وی هم‌چنین در این نامه از هم‌کاری با جمهوری اسلامی ابراز تاسف کرده و نوشته:  بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته‌ام و درس دین داده‌ام، از بیداد این نظام استبداد، آیین برائت می‌جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده‌ام از تو پوزش و آمرزش می‌طلبم.

عبدالکریم سروش همواره کوشیده است تا تاولی جدید از اسلام را ارایه کند. او در یک مصاحبه جنجالی گفت قرآن نه تنها، محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته، بلکه برآمده از «ذهن پیامبر اسلام» و تمام محدودیت‌های بشری اوست.

او در تولید قرآن، نقش پیامبر اسلام را محوری می‌داند. دیدگاه‌های او هم‌واره مخالفت‌هایی را در بین روحانیان برانگیخته است.

وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی وی را مناقشه برانگیزترین روشن‌فکر دینی و یکی از تاثیرگذارترین متالهان شیعی نزدیک به سه دهه اخیر ایران و رهبر جریان روشن‌فکری اصلاح‌طلب ایران ‌دانست و اما در سال ۲۰۰۹، مجله «فارین پالیسی» وی را هفتمین روشن‌فکر مردمی جهان معرفی کرده است.

عبدالکریم سروش آثار و تالیف‌های بسیار دارد که شامل: «آینه دوم تفسیر دفتر دوم مثنوی معنوی»، «آیین شهریاری و دین‌داری»، «اخلاق خدایان»، «ادب قدرت ادب عدالت»، «از شریعتی»، «اندر باب اجتهاد» به همراه حسین‌علی منتظری و مجتهد شبستری، «اوصاف پارسایان»، «ایدئولوژی شیطانی»، «بسط تجربه نبوی»، «تضاد دیالیکتیکی»، «تفرج صنع»، «حکمت و معیشت»، «درس‌هایی در فلسفه علم‌الاجتماع»، «رازدانی و روشن‌فکری و دین‌داری»، «رسول آفتاب قرائت گزیده غزلیات شمس»، «سروش قونیه قرایت لب لباب مثنوی»، «سنت و سکولاریسم» (به همراه مجتهد شبستری، مصطفا ملکیان، محسن کدیور)، «سیاست‌نامه»، «صراط‌های مستقیم»، «علم چیست، فلسفه چیست؟»، «فربه‌تر از ایدئولوژی»، «قبض و بسط تئوریک شریعت»، «قصه ارباب معرفت»، «قمار عاشقانه»، «ما در کدامین جهان زندگی می‌کنیم؟»، «مثنوی معنوی»، «مدارا و مدیریت»، «نهاد ناآرام جهان»، «حدیث بندگی و دل‌بردگی» و «دانش و ارزش» است.

منبع‌ها:

گوگل

ویکی‌پدیا


 


خبر / رادیو کوچه

روز سه‌شنبه، با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب، وحیداحمد فخرالدین وکیل پایه یک دادگستری، استاد دانش‌گاه و فعال حقوق بشر و از هم‌راهان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده است.

بنا بر اطلاع گزارش‌گران خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این وکیل دادگستری و از هم‌کاران سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در‌ اسفند ماه سال گذشته توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد، وی پس از تحمل ماه‌ها انفرادی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.

وحید‌احمد فخرالدین وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر که در 13 اسفند ماه در شهر اهواز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده است.


 


رادیو کوچه

روز ۲۵ آذر ماه هر سال به نام روز «پژوهش» نام‌گذاری شده است‌. پژوهش، کم‌کردن وزن نادانی، پاک کردن علامت‌های سوال از ذهن واژه‌ها و جواب صحیح دادن به سوالات مسکوت تاریخ است. یک روند فعالانه، هوشیارانه برای کشف، تعبیر و بازنگری پدیده‌ها، رخدادها، رفتارها و فرضیه‌ها است. پژوهش هم‌چنین برای استفاده از پدیده‌های موجود برای دست یافتن به راه‌کارهای عملی و فناوری‌ها به‌کار می‌رود.

61 هجری قمری- عاشورای حسینی و کشته شدن «حسین‌ابن علی»، امام سوم شیعیان به هم‌راه یارانش در صحرای کربلا توسط سپاه یزید، در این روز اتفاق افتاد.روایت است حسین‌ابن علی پس از حرکت به سوی کوفه، با پیمان‏شکنی مردم آن‌جا مواجه شد. سپاهیان یزید که به دستور «عبیداله‌ابن زیاد» و به فرماندهی «عمرا‌بن سعد» وارد صحرای کربلا شده بودند، مانع از رفتن حسین‌ابن علی از آن مکان شدند. سرانجام در دهم  ماه محرم سال 61 هجری او و یارانش را به قتل رساندند.

1324 خورشیدی- زادروز «عبدالکریم سروش» نواندیش دینی، فیلسوف، نظریه پرداز، متکلم، شاعر و مترجم ایرانی است.

1863 میلادی- «جورج سانتایانا»، شاعر، نویسنده و فیلسوف اسپانیایى‌- آمریکایى در مادرید اسپانیا به دنیا آمد. وی اگرچه شاعری بود که عالمانه می‏سرود اما به خاطر فلسفه، دست از شاعری برداشت. فلسفه سانتایانا مخلوطی از فلسفه افلاطون و عقاید کاتولیکی است.

آثار او به علت وسعت نظر و استادی در نویسندگی، خوانندگان فراوانی داشته است که برخی از آن‏ها عبارتند از: «حیات عقل»، «قلمرو روح»، «قلمرو ماده» و «احساس زیبایى».

1991 میلادی- قزاقستان تا اوایل قرن سیزدهم میلادی محل سکونت اقوام مختلف بود و پس از آن به مدت بیش از 200 سال تحت حکومت مغول‏ها قرار داشت. از قرن پانزدهم قزاق‏ها در این منطقه سکونت گزیده و به گسترش قلمرو خود پرداختند. این منطقه در نیمه قرن هجدهم به تصرف روس‏ها درآمد و پس از انقلاب کمونیستی شوروی، به تدریج به عنوان یکی از جمهوری‏های پانزده‌گانه شوروی شناخته شد. سرانجام به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان نیز در 16 دسامبر  اعلام استقلال کرد.

نظام سیاسی حاکم بر این کشور، جمهوری است. در همسایگی چین، روسیه، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان قرار دارد. پایتخت آن، «آستانه» نام دارد و واحد پول آن «تنگه» است. قزاق‏ها ساکنان بومی قزاقستان هستند و بیش از 45درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‏دهند. بقیه جمعیت قزاقستان را سایر ملیت‏ها از جمله روسی، اوکراینی و… تشکیل می‏دهند. قزاق‏ها پیرو آیین اسلام بوده و زبان رسمی آن‏ها «قزاقی» و «روسی» است.

1775 میلادی- «جین آستن» (Jane Austen) در چنین روزی زاده شد. نویسنده انگلیسی که آثارش، ادبیات غربی را بسیار مورد تاثیر قرار داده‌است. شناخت او از زندگی زنان و مهارتش در گوشه و کنایه‌ها، او را به یکی از مشهورترین رمان‌نویسان عصر خودش تبدیل کرده‌است.  «غرور و تعصب»، «مانسفیلد پارک»، «اما» و «کاترین مورلاند» از جمله مهم‌ترین آثار او هستند.

1944 میلادی- نبرد «بالج» (Bulge battle) در چنین روزی و در اثنای جنگ جهانی دوم در بلژیک آغاز شد. این نبرد‌، آخرین حمله و بزرگ‌ترین حمله نیروهای آلمانی در جنگ جهانی دوم بود.

به تصمیم هیتلر که در انتظار تکمیل سلاح‌های تازه‌اش از جمله سلاح‌های هسته‌ای بود، سه ارتش آلمانی مرکب از ۲۰ لشکر با تانک‌های تازه‌ساز در جبهه بلژیک در خط «آردنز» (Ardennes)  دست به یک ضد‌حمله شدید زدند تا خود را به «آنتورپ» (Antwerp) برسانند.

برخلاف تصور هیتلر‌، دو ارتش راست و چپ او پس از آغاز تعرض‌، بر اثر مقاومت نیروهای متفقین متوقف شدند و ارتش میانی به یک پیش‌روی عمیق برق‌آسا نایل آمد‌، اما پشت‌سر خود را خالی گذارد و به همین سبب این ضد حمله را بالج به معنای «پیش‌رفتگی» گذارده‌اند.

اسنادی که بعد از جنگ به دست آمد نشان داد که ژنرال‌های هیتلر با این ضد حمله به صورتی که انجام گرفت موافق نبودند.

1899 میلادی- آ.ث. میلان یا میلان (Associazione Calcio Milan) یکی از پرافتخارترین باش‌گاه‌های فوتبال جهان است که در شهر میلان ایتالیا تاسیس شد. لقب این تیم «روسونری» (Rossoneri) (قرمز و سیاه) و نام ورزش‌گاه آن «سن سیرو»  (San Siro)است.

این باش‌گاه در چنین روزی با نام «باش‌گاه کریکت میلان» به وسیله‌ی «آلفرد ادواردز»( Alfred Edwards) و «هربرت کیلپین» (Herbert Kilpin) انگلیسی دایر شد و به دلیل انگلیسی بودن موسسان، اسم باش‌گاه به جای «میلانو» (تلفظ ایتالیایی) «میلان» نام گرفت.

لباس اول تیم بلوز راه راه مشکی و قرمز هم‌راه با شورت مشکی (یا در بعضی اوقات سفید)، لباس دوم بلوز و شورت سفید و لباس سوم بلوز و شورت مشکی است.


 



به دنبال عملیات انتحاری در چابهار که به قیمت جان ده‌ها نفر زخمی شدن تعداد کثیری منجر شد، گروه «جنداله» با انتشار اطلاعیه‌ای مسوولیت این عملیات تروریستی را بر عهده گرفت و عکس‌های عاملان انفجار را نیز منتشر ساخت.

بسم‌اله الرحمن الرحیم

«ومن المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر»

بدین‌وسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جنداله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می‌رساند که امروز دو فرزند سلحشور و غیور بلوچستان در دو عملیات استشهادی در شهر چابهار و در برابر فرمان‌داری شهر ده‌ها تن از مزدوران و پاسداران رژیم جهل و جور و سفاهت را به جهنم واصل نمودند و عملیات انتقام 2 را با موفقیت به اجرا در آوردند.

این دو فرزند مومن و غیور بلوچستان با نام‌های سیف‌الرحمان چابهاری و حسان خاشی با فدا کردن جان خود توانستند قدرت و جبروت و غرور متجاوزان جنایت‌کار ولایت سفیه را بشکنند و پرچم حق را در این نقطه بلوچستان بلند کنند. این عملیات در حقیقت انتقام اعدام رهبر جنبش امیر عبدالمالک و دیگر شهدای جنداله می‌باشند که وحشیانه و بدون هیچ‌گونه دادگاه عادلانه‌ای به دار زده شدند چنان‌چه طی چند ماه اخیر بیش از 160 تن از جوانان بی‌گناه بلوچ و اهل سنت اعدام شدند و جنبش مقاومت قبلن اعلام کرده بود که در برابر اعدام‌های بی‌رویه رژیم جنایت پیشه متجاوزان و بیگانگان اشغال‌گر ساکن در بلوچستان را هدف قرار خواهد داد.

حسان خاشی

این عملیات هشداری است برای رژیم ایران که به دخالت‌های خود در امور دینی و مذهبی اهل سنت پایان دهد و دست از اعدام و جنایت بردارد و اسرای زندانی را آزاد کند در غیر این صورت عملیات‌های استشهادی با شدت بیش‌تری ادامه خواهد یافت و تمامی بیگانگان ساکن در بلوچستان هدف قرار خواهند گرفت.

هدف از این عملیات‌ها اخراج متجاوزان از بلوچستان و رسیدن مردم مسلمان بلوچ به حقوق حقه خود در سایه حکومت منطقه‌ای می‌باشد و باید متجاوزان و جنایت‌کاران مزدور ولایت سفیه بلوچستان را ترک کنند و اختیار بلوچستان را به مردم بلوچ واگذار نمایند ورنه فرزندان این مرز و بوم اجازه راحت زیستن به بیگانگان نخواهند داد.

این عملیات در شهر چابهار و مرکز اقتصادی بلوچستان انجام گرفت که می‌تواند قطب اقتصادی آسیا شود اما این منطقه اقتصادی به استثمار کامل بیگانگان در آمده است به اندازه ای که مردم اصلی این سرزمین از کوچک‌ترین اختیاری در شهر چابهار برخوردار نیستند و تمامی اختیارات در دست بیگانگان است و در حالی که در این شهر هیچ شیعه و فارسی وجود نداشته است امروز و پس از سی سال از انقلاب ننگین خمینی این شهر تبدیل به یک شهر شیعه نشین شده است و رژیم همانند اسراییل در حال شهرک‌سازی و فراهم آوردن امکانات رفاهی برای شیعیان در این شهر می‌باشد و این روند رو به رشد است و این عملیات هشداری است برای بیگانگان که هرچه زودتر این شهر را تخلیه نمایند. جنبش مقاومت جنداله خواهان با عزت زیستن مردم بلوچستان می‌باشد و از رژیم می‌خواهد که به این خواسته مشروع جنبش جامه عمل بپوشاند و به جنگ و خون‌ریزی پایان دهد زیرا که آغازگر این جنگ خونین رژیم بوده است و الان هم می‌تواند با عملی نمودن خواسته‌های مشروع جنبش به این جنگ پایان دهد در غیر این صورت این جنگ پایان نمی‌یابد.

سیف‌الرحمان چابهاری

جنبش مقاومت برای دفاع از مردم بلوچستان بپاخواسته است و دفاع را حق مشروع خود می‌داند و این جنبش نیست که به ایرانیان حمله نموده است بلکه این رژیم ولایت جهل است که جنگ و خون‌ریزی را آغاز نموده است و فرزندان معصوم و بی‌گناه بلوچ را تیرباران و اعدام نموده است و مردم را از حقوقشان محروم نموده است و الان راهش این است که رژیم به تجاوز و تعدی پایان دهد تا جنگ پایان یابد.

جنبش مقاومت مردمی ایران (جنداله)


 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • طرح گذر اقتصادی باعث قوی‌تر شدن اقتصاد اسلامی در مالزی می‌شود.
  • برنامه Permata Seni باعث جذب بچه‌های با استعداد در زمینه‌های موسقی، خوانندگی و رقص می‌شود.
  • دیوان مردم قانون جدید حمل و نقل جاده‌ای را از تصویب گذراند.
  • پادشاه مالزی به سفرش به قطر پایان داد.
  • اسلام چندگانگی مذهبی را قبول نمی‌کند.
  • هیچ پرتغالی از شانگهای به مالزی وارد نمی‌شود.
  • ایالت صباح حزب سیاسی ندارد.
  • رییس جدید انجمن هندی‌تباران، پالانیول، در روز 23 دسامبر در انجمن سخن‌رانی خواهد داشت.
  • هم‌کاری بین شرکت Virgin Blue و هواپیمایی نیوزیلند موافقت‌های لازم را به‌دست آورد.
  • عربستان در مدل جدید اقتصادی مالزی سرمایه‌گذاری می‌کند.
  • دکتر ماهاتیر محمد خواستار استفاده از سکه‌های طلای دینار در مبالات شد.
  • نرخ اشتغال در سنگاپور در سه ماهه دوم سال رشد داشته است.
  • بخش اسلامی Ambank در دو کشور آسیایی دیگر گسترش میابد.
  • رییس جمهوری اندونزی از توقف موقت در خروج کارگران ابراز خرسندی کرد.
  • مدودف با امید امضای 15 توافق‌نامه به هند می‌رود.
  • استرالیا و اندونزی قرار داد امنیت ترابری به امضا رساندند.
  • پاکستان مرگ‌بار‌ترین جا برای خبرنگاران است.

روزنامه استار

  • پارلمان در مورد تعلیق عضویت 4 نماینده مخالف تصمیم می‌گیرد.
  • معاون سابق اداره مهاجرت به خاطر دریافت رشوه گناه‌کار شناخته شد.
  • دادگاه قتل بنتینگ به 27 ژانویه موکول شد.
  • نجیب خطاب به سرمایه‌گذاران خارجی: «مالزی کشوری رقابت‌طلب و دارای ثبات سیاسی است.»
  • برخی از جوانان معتاد همسران خود را در قبال دریافت مواد در اختیار دیگران قرار می‌دهند.
  • نتایج آزمون PMR 23 دسامبر اعلام می‌شود.
  • هیت مبارزه با فساد مالزی نیک عزیز و کاسیونگ را تبرئه کرد.
  • سیستم امنیتی ساخته شده در دانشگاه UKM باعث شگفتی استرالیایی‌ها شد.
  • کریسمس جالب و گرم در مالزی برای گردش گرانی از شمال اروپا.
  • قاضی انگلیسی در مورد پرونده مدیر ویکی لیکس تصمیم می‌گیرد.
  • مجلس نمایندگان آمریکا سیاست منع استخدام هم‌جنس‌گرایان در ارتش را لغو کرد.
  • شورشیان در ایران 39 تن را کشتند.

روزنامه نیو استریت تایمز

  • تحسین و تمجید نخست وزیر و همسرش در مراسمی با حضور 150 کودک نخبه در زمینه‌های هنری.
  • سرمایه‌گذاری‌های اسلامی در سال آینده نتیجه بخش‌تر خواهد بود.
  • مالزی در راه تبدیل شدن به قطب اقتصاد اسلامی قدم بر می‌دارد.

روزنامه مالایی میل

  • مشکلات ارتباطی و سوخت‌رسانی باعث لغو پرواز در ملاکا شده است.
  • دولت سلانگور موضوع شرکت Syabas فعال در زمینه آب‌رسانی را به دادگاه می‌برد.
  • تحقیقات اساسی برای شناسایی عوامل سقوط یک بال‌گرد در حال انجام گرفتن است.

 


خبر / رادیو کوچه

روز چهارشنبه، یک مسوول آگاه در اداره کل اطلاعات سیستان و بلوچستان از دستگیری یکی از عوامل بمب‌گذاری‌های انتحاری چابهار در هنگام خروج از مرز ایران خبر داده است.

به گزارش ایرنا، این فرد مقداری تجهیزات نظامی به هم‌راه اسناد و مدارک مرتبط کشف و ضبط شده است.

این مسوول اطلاعاتی از ورود «سه نفر عامل تروریست» از مرز یک کشور همسایه به ایران خبر داده که قصد داشته‌اند «عملیات جداگانه» در جنوب شرق ایران انجام دهند.

یکی از این افراد طی درگیری با ماموران امنیتی کشته شده و یک نفر دیگر عملیات بمب‌گذاری در چابهار را انجام داده است.

بنا بر گزارش‌ها تا‌کنون 39 تن در اثر انفجارهای انتحاری چابهار کشته و ده‌ها تن زخمی شده‌اند.

گروه «جنبش مقاومت مردمی ایران»، جنداله، در سایت اینترنتی خود طی بیانیه‌ای مسوولیت انفجارهای انتحاری چابهار را برعهده گرفته است و عکس دو نفر را با عنوان بمب‌گذاران انتحاری این حوادث منتشر کرده است.

هم‌زمان دولت‌های آمریکا، بریتانیا و فرانسه این انفجارها را محکوم کرده‌اند.

باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه این انفجارها را به عنوان «حملاتی تروریستی که مایه انزجار است» محکوم کرد.

آقای اوباما گفت آمریکا تروریسم را در هر کجا که اتفاق بیافتد محکوم می‌کند.

برنار والرو سخن‌گوی وزارت خارجه فرانسه مراتب هم‌دردی کشورش را پس از این «عمل تروریستی به ویژه زننده که یک عبادت‌گاه را در جریان مراسم عاشورا هدف می‌گرفت و ایران را در غم فرو برد» ابراز داشت.

در بیانیه آلیستر برت، معاون وزیر خارجه بریتانیا در امور خاور میانه و آفریقا آمده است: «من از شنیدن خبر وحشتناک بمب‌گذاری در میان عزاداران عاشورا در شهر چابهار بسیار ناراحت شدم. دولت بریتانیا این عملیات خشونت‌آمیز را به شدت محکوم می‌کند. ما از تروریسم در هر شکل ممکن ابراز انزجار می‌کنیم.»

بیشتر بخوانید:

«وقوع انفجار در یک عملیات انتحاری در چابهار»


 


این گزارش از مطالب ارسالی به رادیو کوچه است.

عبدالـستـار دوشوکی

کشتار فجیـع و ضد انسانی حدود چهل نفر بی‌گناه از جمله زن و کودک و زخمی شدن تعداد زیادی از هم‌وطنان عزادار در چابهار(١) توسط جنداله (۲)، یک‌بار دیگر جزم اندیشی بنیادگرایانه طالبانی و شیوه‌های ناپسند الــقـاعـده‌ای گروه جــنــداله را در زیر ذره بین قضاوت افکار عمومی قرار داده است. استدلال عقلانی و تصور منطقی و اسلامی ‌بر این پایه استوار بود که جنداله که خود را یک گروه اسلامی قلمداد می‌کند حرمت ایام شهادت نوه پیامبر اسلام را رعایت کند. اما شوربختانه این‌گونه نشد. جنداله همان کاری را کرد که ظاهرن در آن تـبـحر دارد و هم‌فکران و هم‌مسلکان آن‌ها در عراق و پاکستان مشغول آن هستند. تفکر القاعده‌ای نه به  نمازگزاران شیعه در حرم نوه‌های پیامبر اسلام در عراق رحم می‌کند و نه به نمازگزاران سنی در مساجد روستا‌های پیشاور پاکستان. و اینک این آتش کور تعصب و جنایت به زادگاه من چابهار نیز رسید. هیچ انسان با خرد و با وجدان آگاه هر‌گز نمی‌پذیرد که‌ قتل وخشونت عریان و اینک کشتار بی‌رحمانه و غیر‌انسانی عزادران بی‌گناه در چــابـهـار در راستای احقاق حقوق مردم بلوچ یا اهل سنت ایران باشد.  متاسفانه این اولین بار نیست که جنداله مرتکب چنین اعمالی می‌شود. من در روز چهارشنبه ٢٣ فروردین ۱۳۸۵ در مقاله‌ای در سایت بلوچ ٢٠٠٠ خطاب به مردم بلوچ، فعالان مدنی و نیروهای سیاسی بلوچ، کشتار و سر بریدن گروگان- اسیر توسط جنداله و پخش تصاویر آن از طریق تلویزیون‌های ماهواره‌ای را محکوم کردم، و از شخصیت‌ها و نیروهای سیاسی بلوچ درخواست نمودم تا مواضع خود را در مقابل شیوه‌های خشونت‌آمیز و غیر‌انسانی مبارزه برای کسب حقوق مردم بلوچ و اهل سنت به‌طور شفاف روشن سازند. و اینک مجددن درخواستم را تکرار می‌کنم.

علی‌رغم مخالفت‌ها و محکومیت‌های عملیات خشونت بار و مرگ‌آور جنداله در داخل بلوچستان، کشتار، سر بریدن‌ها، بمب‌گزاری‌ها، اسیر کــشی، عملیات انتحاری، و حتا ترور و شکنجه مظنونان به هم‌کاری با اداره اطلاعات جمهوری اسلامی  توسط گروه جنداله هم‌چنان ادامه دارد. به‌عنوان نمونه در ژوئن سال جاری جنداله یک معتاد نگون‌بخت و ضعیف‌الحال بلوچ  به نام صالح براهویی را به‌جرم «خبرکشی» برای اطلاعات استان، بعد از شکنجه و اعتراف‌گیری (۳) به‌طرز بسیار فجیعی، ظاهرن از طریق زنده سوزاندن، کشت و جسد سوخته شده او را در بیابان‌های اطراف ایران‌شهر رها نمود. از یک دیدگاه مقایسه‌ای این‌گونه روش‌های غیر‌انسانی جنداله ‌حتا با عمل‌کرد بقیه گروه‌های خشونت‌گرا و مسلح بلوچ در استان قابل مقایسه‌ نیست. به‌عنوان مثال هنگامی‌که دو مرد بلوچ که از طرف اطلاعات سپاه پاسداران ماموریت داشتند تا ملا کمال گورناکی (رهبر یک گروه مسلح بلوچ) را به قتل برسانند، توسط ملا‌ کمال دستگیر می‌شوند‌(۴). آن دو بعد از پند و اندرز و توبیخ آزاد می‌شوند. تفکر مذهبی و بنیادگرایانه جنداله نیز با اندیشه و برخورد مذهبی حنفی بلوچ‌ها کاملن فرق می‌کند. به‌عنوان مثال اوقات فراغت چریک‌های مسلح جنداله صرف اشباع عقاید بنیادگرایی و تلقین مذهبی جهادی می‌شود. در حالی‌که بقیه گروه‌های خشونت‌گرا و مسلح بلوچ دورنمای کاملن متفاوتی نسبت به اوقات فراغت و زندگی دارند. این ویدئو (۵) ستیزه جویان مسلح گروه عیدوک بامری را نشان می‌دهد که به رقص و آواز و پایکوبی مشغولند، عملی که از نظر بنیادگرایان گناه تلقی می‌شود.

هدف از اشاره به رفتار این دو گروه مسلح و خشونت‌گرای بلوچ تایید مستقیم و یا تلویحی عمل‌کرد خشونت‌آمیز آن‌ها نیست بلکه صرفن تطبیقی و مقایسه نسبی آن‌ها با عمل‌کرد جنداله در دایره فرهنگ گروه‌های خشونت‌گرا در بلوچستان می‌باشد. زیرا من شخصن با هر نوع خشونت‌گرایی مخالفم، و آن را زیان‌آور می‌دانم. جنگ‌جویان القا‌ شده- جنداله، بر طبق گفته‌ها و نوشته‌های متعدد خودشان و به‌خصوص بیانیه مجمع علمای جنبش مقاومت جنداله (۶)، برای «جهاد و شهادت» می‌جنگند. در این بیانیه طویل و حائز اهمیت که در اواخر تیرماه ۱۳۸۹ صادر شد، جنداله با استناد به فتوای بیش از دو هزار عالم و مفتی ِ بنیادگرا، اهل تشیع را کافر مطلق دانسته. بیانیه خطاب به مولوی‌های اهل سنت بلوچ که ریختن خون شیعه را حرام دانسته‌اند آن‌ها را به‌دلیل انکار جهاد بر علیه شیعیان، نادان و جاهل قلمداد می‌کند، و تاکید می‌کند: «علمای اسلام در طول تاریخ فتوای کفر رفض و تشیع را داده‌اند و الان چند مولوی نمی‌توانند به زور کافران را مسلمان بنامند.» ظاهرن بر اساس این‌گونه به اصطلاح فتواها متعصبین بنیادگرا و مرگ پرست سلفی است که جنداله و هم‌مسلکانش در زاهدان، چابهار، پاکستان، اقغانستان و عراق «بهشت» را با کشتار انسان‌های بی‌گناه می‌خرند.‌

عملیات مرگ‌بار گذشته جنداله علاوه بر انعکاس وسیع در رسانه‌های فارسی زبان و بین‌المللی‌، توجه جهانیان را نیز به‌سوی مسایل بلوچستان و مظالم و تبعیضات گسترده در آن منطقه جلب نمود. شوربختانه اکثریت بلوچ های برون‌مرزی، علی‌رغم مخالفت با شیوه‌های خشونت‌آمیز، جنبه- «جلب توجه تبلیغاتی» پدیده جنداله را مثبت ارزیابی می‌کنند، و متاسفانه برخی از سازمان های سیاسی بلوچ نیز با چشم پوشی و تجاهل از ماهیت ایدئولوژیکی و اهداف استراتژیکی و دراز مدت خشونت عریان و علی‌رغم تجربه‌های تلخ پاکستان، افغانستان، چچن، مراکش، سومالی، یمن، عراق، و به‌خصوص تجربه تشکیل امارت اسلامی کردستان (۷) توسط گروه جهادی جندالاسلام و توحید اسلامی و اجرای حد و تعزیر به سبک طالبان، غوطه‌ور در مـلـغـمـه‌ای از برداشت‌های ناقص از منظر توجیه خشونت با خشونت، و تاکید یک‌جانبه بر علل موجود در بلوچستان، عوارض مطلق‌اندیشی- بنیادگرایانه سلفی- جـهـادی و زیان آور «معلول مهلک» را نادیده پنداشته و به دیده اغماض گرفته‌اند. از سوی دیگر نیز  اعدام‌های دست جمعی بلوچ‌ها در ملا‌عام (۸)، تحقیر، تبعیض،  سرکوب و ترور مقابل به مثل حکومت در بلوچستان و حس انتقام‌جویی بلوچی  نیز باعث موضع‌گیری‌های متعصبانه و تک بـعدی شده است. این نوع موضع‌گیری‌های غیر‌شفاف و ظاهرن دو پهلو توسط نیروهای سیاسی بلوچ در برون‌مرز باعث شده است تا تعداد کثیری از هم‌وطنان تصور کنند که فعالان و سازمان‌های بلوچی به‌جای تاکید و اصرار بر مواضع انسانی خشونت‌گریز و تقبیح آدم‌کشی و کشتار دست‌جمعی‌، با موضع‌گیری‌های دوپهلو به نوعی خشونت و کشتار غیر‌انسانی جنداله را توجیه می‌کنند. تبعیض، سرکوب و اعدام‌ها توسط جمهوری اسلامی هرگز نمی‌تواند و تحت هیچ شرایطی نباید هیچ‌گونه توجیه‌ای برای کشتار انسان‌های بی‌گناه شیعه و سنی باشد.

تجربه گروه سلفی ـ جهادی جندالاسلام و توحید اسلامی در کردستان که در ابتدا با تکیه بر ناسیونالیسم کـردی و بنیادگرایی مذهبی موفق به جذب نیروهای جوان کـرد شدند، فراروی ما است. شعار محوری آن‌ها نیز همانند جنداله «یــا شــریــعـت یــا شــهـادت» بود (۹). در نتیجه سازمان‌ها و نیروهای سیاسی بلوچ باید به دور از تعصب کورکورانه، تجاهل فرقه‌گرایانه و یا «سیاست بازی»، و با استناد به منشور جهانی حقوق بشر، دمکراسی کثرت گرا، سکولاریسم، اصل انسان‌مداری و نفی خشونت به‌عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر، مواضع خود را مشخصن و بدون ابهام در مقابل خشونت  و کشتار‌های به اصطلاح «شرعی» ِ جنداله و عملیات مرگ‌بار آن روشن سازند. باید به جهانیان نشان داد که بمب‌گزاری و کشتار دست‌جمعی و جزم‌اندیشی مذهبی  و مرگ‌آفرینی و مرگ پرستی هیچ‌گونه جای‌گاهی در فرهنگ و مذهب حنفی بلوچ‌ها ندارد، و کشتار انسان‌ها تحت هیچ شرایطی و توسط هیچ حکومت و یا گروهی قابل توجیه نیست و منفور و محکوم می‌باشد. معتمدین و سران عشایر و طوایف بلوچ، به‌هم‌راه علمای اهل سنت بلوچ از جمله مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی و اخیرن نیز سی تن از اعضای هیت علمی و اساتید برجسته بلوچ از دانش‌گاه‌های سیستان و بلوچستان، خشونت‌های جنداله را محکوم کردند و از جنداله خواستند تا دست از مبارزه خشونت‌آمیز بردارد. جمهوری اسلامی و به‌خصوص دولت احمدی‌نژاد و طرف‌داران افراطی آن در بلوچستان حداکثر بهره‌برداری را از ترویج «دوجانبه» خشونت در بلوچستان برده و می‌برند. بلوچستان به یک منطقه کاملن نظامی امنیتی تبدیل شده است. ترویج و تشدید تسلسل دایره‌وار خشونت توسط جنداله از یک سو، و جمهوری اسلامی از سوی دیگر، نه تنها باعث افزایش سرکوب و میلیتاریزه شدن استان شده است، بلکه متاسفانه جمهوری اسلامی موفق شده است تا قشر‌هایی از مردم بلوچ را به عنوان بسیج عشایری مسلح نموده تا بلوچ را در مقابل بلوچ قرار دهد. ظاهرن جمهوری اسلامی در این ترفند خویش کام‌یاب شده است، زیرا جنداله اخیرن با انتشار اسامی نوزده تن از بلوچ‌های متهم به داشتن ارتباط با بسیج عشایری، آن‌ها را تهدید به مرگ کرده است(۱۰).  این دقیقن همان مطلوبی می‌باشد که رژیم در پی آن است.

قرآن می‌فرمایند: «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ اَوْ فَسَادٍ فِی الْاَرْضِ، فَکَاَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیْعًا (سوره مائده، آیه ۳۲)» هر کسی انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشته. به‌راستی در مورد قتل عام حدود چهل نفر شیعه و سنی امروز صبح در چابهار و پیش از آن کشتار بسیاری از قربانیان شیعه و سنی دیگر از جمله کودکان فقیر و نظاره‌گر و پیرمردان حصیرباف بلوچ در بمب‌گزاری  منطقه پیشین باید پرسید: «بـأی ذنـب قـتـلـت؟» بلوچستان قربانی خشونت است، و بازتولید هرچه بیش‌تر خشونت راه چاره آن نیست. نیروهای سیاسی بلوچ باید مشخصن اعلام کنند که توجیه، تایید، تقدیس و ترویج خشونت، بمب‌گزاری و کشتار انسان‌های بی‌گناه و انتقام‌جویی عریان در شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین اشکال متصور آن توسط جمهوری اسلامی و جنـداله در بلوچستان بازتولیدی جز خشونت ندارد و شدیدن محکوم است. خشونت و کشتار‌های ضد‌انسانی جنداله نظیر آن‌چه که امروز در چابهار رخ داد نفرت و انزجار هر انسان با وجدانی را بر می‌انگیزد و آن را شدیدن تقبیح و محکوم می‌کند.

عــبــدالــســتـار دوشـــوکـی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لـنـدن

چهارشنبه ٢۴ آذر ۱۳۸۹

doshoki@gmail.com

1 ـ http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1210990

2 ـ http://www.junbish.blogspot.com /

3 ـ http://www.youtube.com/watch?v=RkjdhSTN50s

4 ـ http://www.youtube.com/watch?v=1oeP7QKFoKo&feature=related

5 ـ http://www.youtube.com/watch?v=YVNlZWtN_Io&feature=related

http://taptan313.blogspot.com/2010/07/blog-post_5780.html -6

http://kurdishperspective.com/readuser.php?id=2572

8- http://www.youtube.com/verify_age?next_url=http%3A//www.youtube.com/watch%3Fv%3DvnDxREhpmLE

http://shohada111.blogspot.com/2010/12/blog-post_474.html -9

10-   http://www.baluchrights.com/modules/farsi/article.php?storyid=5


 


خبر / رادیو کوچه

سخن‌گوی نیروی هوایی آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد ۲۵ وب‌سایتی که مدارک و اسناد فاش شده در ویکی‌لیکس را منتشر کرده‌اند، مسدود کرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه و به نقل از رادیو فردا، سرهنگ «دیو لاپن» سخن‌گوی وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون گفت نیروی هوایی با این کار وب‌سایت‌های خبری چون سایت روزنامه نیویورک تایمز، روزنامه گاردین و هفتهنامه اشپیگل که اسناد ویکی‌لیکس را چاپ کرده اند، بسته است.

وی گفت این کار برای این انجام شده که این وب‌سایت‌ها، مدارک و اسناد طبقه‌بندی شده و محرمانه را منتشر کرده‌اند. این تصمیم لشکر ۲۴ نیروی هوایی گرفته شده که مسوولیت جنگ‌افزارها و امنیت سایبری را برعهده دارد.

سرهنگ دیو لاپن گفت که این تصمیمی است که نیروی هوایی گرفته و هنوز هیچ بخش دیگری از نیروهای نظامی، چنین دستوری صادر نکرده و تصمیمی برای بستن وب‌سایت‌ها نگرفته‌اند. وی تاکید کرد که این تصمیم، «نه از سوی وزارت دفاع بوده و نه در حوزه سیاست‌های وزارت دفاع است.» به عبارتی به گفته او، دولت در آن هیچ نقشی نداشته است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، شماری از تحلیل‌گران امور سایبری و امنیت اطلاعاتی، این اقدام نیروی هوایی آمریکا را «واکنش بیش از حد و بی‌تاثیر» خوانده‌اند.

از سویی دیگر روزنامه نیویورک تایمز در اعتراض به این کار از سوی نیروی هوایی آمریکا نوشت: «جای تاسف است که پرسنل نیروی هوایی آمریکا از دست‌رسی به اطلاعاتی منع شده‌اند که همه در جهان به آن دست‌رسی دارند.»


 


رادیو کوچه

روز پنج‌شنبه، سید‌حامد صلحی‌پور وزنه‌بردار وزن 82.5 کیلوگرم، دوازدهمین مدال نقره نخسیتن دوره بازی‌های پاراآسیایی گوانگ‌جو را برای کاروان ورزشی ایران به دست آورده است.

به گزارش ایرنا، این ملی‌پوش ایران با بلند کردن وزنه 215 کیلوگرمی به این مدال دست یافت تا بر روی سکو دوم آسیا برود.

وزنه‌برداری از کشور چین با بلند کردن وزنه 222.5 کیلوگرم قهرمان این وزن شد و مدال طلا را به دست آورد و نماینده عراق نیز بر روی سکوی سوم ایستاد.

نخستین دوره بازی‌های پاراآسیایی گوانگ‌جو از 22 آذرماه آغاز و 28 آذرماه به پایان می‌رسد.

ایران در حال حاضر با کسب 41 مدال شامل 15 طلا، 12 نقره و 14 برنز در مکان سوم جدول توزیع مدال ها قرار دارد.

بیشتر بخوانید:

«ایران به رده دوم آسیا صعود کرد»


 


رادیو کوچه

پژوهش‌گران سوئدی ثابت کرده‌اند این باور دیرینه که خواب خوب انسان را زیباتر می‌کند، صحت دارد. به این ترتیب کسانی که برای مدتی طولانی بی‌خوابی می‌کشند، کم‌تر جذاب و سالم به‌نظر می‌رسند.

از چهره داوطلبانی که در این تحقیقات شرکت کردند دو بار عکس گرفته شد. یک بار بعد از هشت ساعت خواب مستمر و یک بار بعد از سی و یک ساعت بی‌خوابی.

بعد از افرادی دیگر خواسته شد که عکس‌ها را مشاهده کنند و نظرشان را بگویند. مشاهده‌گران بدون اطلاع قبلی از تفاوت زمان عکس‌برداری به این نتیجه رسیدند که در عکس‌هایی که بعد از بی‌خوابی گرفته شده، دواطلبان کم‌تر جذاب به نظر می‌رسند.

«خواب زیبایی» عبارتی است که به طور سنتی در غرب شناخته شده است، اما بر اساس پژوهش‌گران بنیاد کارولینسکا در استکهلم این باور قدیمی فاقد شواهد علمی بود.

طبق گزارش پژوهشگران سوئدی که در«نشریه پزشکی بریتانیا» به چاپ رسیده است، آثار خستگی و عدم شادابی در چهره افرادی که با بی‌خوابی طولانی مدت مواجه می‌شوند به وضوح قابل مشاهده است.

به گفته پژوهش‌گران، این یافته جدید در امور پزشکی بسیار مفید واقع خواهد شد و به پزشکان کمک می‌کند تا سریع‌تر به علایم بیماری در مریضان خود پی ببرند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته