هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

Latest News from Norooz for 12/15/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سئوال این است که ازمنظر آموزه های اسلامی « حقانیت » یک نظام سیاسی با چه شاخص و عیاری معلوم و اندازه گیری می شود؟ آیا پیشوند « جمهوری اسلامی » در روزگار ما ( همچون جمهوری اسلامی پاکستان ، جمهوری اسلامی موریتانی ، جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان ) یا در گذشته خلافت اسلامی تا یکی دو قرن پیش و یا نامگذاری های مشابه برای « حقانیت » نظام سیاسی مستقر بنام دین کفایت کرده و می کند؟ یا این نامگذاری ها به تنهایی نمی تواند دلیلی بر « حقانیت » نطام سیاسی باشد ؟
خداوند در قرآن به صراحت هدف از ارسال رسل و انزال کتب الهی را اینگونه توصیف کرده است :" به تحقیق ما رسولانمان را فرستادیم و بدیشان کتاب و میزان فرو فرستادیم تا مردم برای برپایی « عدالت » بپاخیزند " و یا خطاب به داود پیامبر می گوید :" یا داود ما ترا خلیفه و جانشین خود در زمین قرار دادیم تا درمیان مردم به حق رفتار و داوری کنی ".
در ادبیات دینی و تفاسیر قرآنی دو واژه « عدل » و « حق » را برابر گرفته اند و بنابراین هیچگونه تردیدی در اینکه هدف غایی از برقراری یک نظام سیاسی دینی با هرنام و عنوانی دستیابی به « عدالت » است و شاخص و عیاری که « حقانیت » آنرا اندازه گیری می کند جز اجرای « عدالت » نمی باشد . در واقع آنچه فصل تمایز یک نظام سیاسی دینی از غیر آن است محتوای آن است نه شکل و نام و عنوان آن یا مدعای حاکمان ، و ملاک اصلی این محتوا در شیوه اداره امور و رفتار عادلانه حاکمیت در درجه اول با شهروندان تحت حکومت و در درجه بعد با دیگران است .
در مورد تعریف « عدالت » نظرات و مباحث فراوانی انجام گرفته و می شود و قطعا یکی از اندیشه سوزترین مقولاتی است که همواره اندیشمندان و مصلحان بشری و عالمان دینی را بخود مشغول داشته است و ظاهرا اندیشه سازی در این باره نهایت ندارد اما در عرصه عمل اجتماعی و در قالب یک نظام سیاسی باید برای دستیابی به « عدالت » یک برنامه عملیاتی کلان داشت ( معمولا تحت عنوان قانون اساسی ) و تا آنجا که ممکن است حاکمیت باید با پی ریزی برنامه های خرد و با شاخص سازی اجرایی شدن آنرا پیگیری کند و در گذر زمان عملکرد نظام در رهپیمودن بسوی این آرمان اندازه گیری و محک زده شود ، و اینگونه نباشد در هرزمان که از تحقق این هدف ازحاکمیت سئوال می شود با آوردن دلائلی تحقق آنرا به آینده حوالت دهد . اما مهمتر از این شاخص سازی توسط حاکمیت و اندازه گیری مستمر آن برداشتی است که شهروندان از عملکرد حاکمیت در این باره دارند و در واقع آنها با شاخص سازی های ذهنی خود در انطباق با آنچه در حیات اجتماعی و روابط هر روزه شان با محیط اطراف تجربه می کنند به درک و داوری ای از اجرای « عدالت » توسط حاکمیت و نظام سیاسی می رسند که از آن می توان به « رضایت نسبی » تعبیر کرد و همین است که به « حقانیت » نظام سیاسی در ذهنیت شهروندان پذیرش و تداوم می بخشد .
این حدیث شریف پیامبر گرامی اسلام که :" ملک با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه " دقیقا بر همین پایه قابل فهم و تفسیر است که اگر اکثریتی از مردم یک کشور از نظام سیاسی حاکم « رضایت نسبی » داشته باشند حتی اگر این نظام سیاسی مبتنی بر آموزه های دینی نباشد اما با تکیه و بهره مندی از تجربه و دانش بشری بتواند نظامی بر پایه تامین حقوق طبیعی و فطری آدمیان و تحقق « عدالت » پی ریزی کند ، بقا و دوام خواهد داشت ولی نظامی سیاسی که عنوانی دینی داشته باشد اما در آن بجای « عدالت » ظلم جاری باشد جز فروپاشی و سقوط سرانجامی نخواهد داشت و البته تجربه تاریخ بشری نیز بر صحت و درستی این حدیث گواهی است .
فکر نمی کنم تا اینجای بحث اختلاف نظر چندانی میان دوجناحی که در جمهوری اسلامی ایران به اصلاح طلب و اصولگرا مشهور هستند در این باره باشد اما اختلافی که به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بین ایندو جناح رخ نمود و پیامد آن قطبی شدن جامعه در دو سو شد در انطباق شاخص « عدالت » با واقعیت جاری در نظام سیاسی مستقر و« حقانیت » آن است . رهبران و افراد جنبش سبز براین باورند که آنچه در رفتار حاکمیت با شهروندان جاری است مبتنی بر « عدالت » نیست و از اینرو « حقانیت » نظام سیاسی مستقر سخت خدشه دار شده و ترک برداشته است و نیاز به اصلاح و باز سازی دارد ودلائل و شواهدی که براین امر دارند جدای از بحث کلیدی تقلب در انتخابات و شمارش آراء به فراموشی سپردن اصول متعددی از قانون اساسی ( همان برنامه عملیاتی کلان برای دستیابی به عدالت ) است که ضامن حقوق پایه ملت و شهروندی می باشد . برای اینکه دراین باره دچار بحت های مدرسی نشویم کافی است که دراین باره به مردم رجوع کرد و از طریق یک همه پرسی یا حتی یک نظرسنجی علمی نظر و رای مردم را دراین باره جویا شد و « رضایت نسبی » آنها را از نظام سیاسی مستقر اندازه گرفت . در اینجاست که اصولگرایان بجای تسلیم شدن به راههایی برای اندازه گیری « رضایت نسبی » مردم از نظام سیاسی مستقر به دلائلی از گونه زیر متمسک شده و « حقانیت » خود را نتیجه می گیرند :
1- تمسک به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و اینکه مردم رای خود را داده اند . روشن است که این دلیل نمی تواند به حل مناقشه جاری و « حقانیت » نظام مستقر یاری رساند چون علت وجودی اعتراضات و شکل گیری جنبش سبز برآمده از همین انتحابات است و قطعا تمسک به این دلیل فقط می تواند توجیه گر حاکمیت موجود و نه « حقانیت » آنها باشد . ضمن اینکه اگر حاکمیت بواقع باور دارد که دراین انتخابات 63 درصد رای دهندگان به برنده اعلام شده رای داده اند چرا حاضر به رای گیری مجدد نشد ؟
2- تمسک به اردوکشی خیابانی از نوع نهم دیماه سال 88 . هرچند رهبری در سخنرانی جمعه پس از انتخابات ( 29 خرداد ) طرفین منافشه را به پرهیز از اردو کشی خیابانی پرهیز داد و انتخابات را فصل الخطاب حل منازعات سیاسی اعلام کرد ( که قطعا باید همینگونه باشد ) و از اینرو هرگز به افراد جنبش سبز برخلاف اصول قانون اساسی اجازه تجمع و راهپیمایی در شرایط امن داده نشد اما حضور خیاباتی افراد جنبش سبز در فرصت های ملی باعث شد که حاکمیت سرانجام و برخلاف کلام رهبری همه نیروی خود را برای اردو کشی خیابانی نهم دیماه بسیج کند و نیروی پشتیبان خود را به نمایش گذارد . به صراحت باید گفت که هرگز اینگونه اردوکشی خیابانی آنهم با استفاده از تمام امکانات حکومتی که به همه ملت و ازجمله معترضان تعلق دارد نمی توان برای نظام سیاسی مستقر و حاکمیت « حقانیت » ساخت چرا که اگر قرار به اثبات « حقانیت » از اینطریق باشد باید در شرایط مساوی معترضان هم بتوانند اردوکشی خیابانی داشته باشند تا معلوم شود وزنه کدام طرف بیشتر است اما از انجا که هرگز نمی توان از اینطریق بطور عددی و دقیق دریافت که کدام طرف اکثریت دارد لذا اردوکشی خیابانی برای هر دو طرف چاره ساز نیست و باید به شمارش آرای صندوق های رای و انتخابات و همه پرسی گردن نهاد و این همان امری که حاکمیت به رغم ادعای اکثریت داشتن و مانورهایی از گونه نهم دیماه از آن تن می زند و برخلاف کلام امام خمینی در بهشت زهرا و اصل همه پرسی در قانون اساسی زیر بار آن نمی رود.
3- تمسک به حاکمیت « ولایت فقیه » درراس نظام سیاسی . این اصلی ترین دلیل بسیاری از اصولگرایان بر درستی نتیجه انتخابات و مقابله با جنبش سبز است . البته بخش غالبی از اینان از طریق مشروعیت سازی درون دینی برای حاکمیت « ولایت فقیه » و تکیه بر نظریه « ولایت فقیه انتصابی » ( که ارتباطی با انتخاب و رضایت مردم ندارد ) و گونه ای معصوم سازی برای ولایت فقیه عمل اورا در تایید نتیجه اعلام شده انتخابات و تنفیذ حکم ریاست جمهوری دلیل بر عدم تقلب و مردود بودن هرگونه اعتراض می دانند ، طبعا با اینان که رای و نظر مردم را در مورد « ولایت فقیه » مشروعیت ساز و برای نطام سیاسی مستقر« حقانیت » آور نمی دانند و نظریه پردازان روحانی آنها ادامه حاکمیت « ولایت فقیه » را حتی با زور و غلبه جایز می دانند دیگر جای بحث چندانی باقی نمی ماند اما جالب اینکه هم اینان با این اندیشه در برخورد با مردم دوگانه رفتار می کنند چراکه از سویی رای مردم را تعیین کننده « حقانیت » نظام سیاسی مستقر نمی دانند ( با استدلال به این اصطلاح قرانی که اکثریت مردم علم ندارند ، تعقل نمی کنند،و...) اما از سویی دیگر در تبلیغ و موعظه مرتب در باره همین مردم می گویند که بصیرت آنها از مردم دوران پیامبر و ...و امام حسین بیشتر است ! و معلوم نیست اگر بواقع اینگونه است چرا به جای مشروعیت سازی غیرآزمون پذیر به رای همین مردم صاحب بصیرت نمی توان مراجعه کرد ؟ البته دربحث با باورمندان به این نظریه اینرا نیزمی توان گفت که حتی اگر همه دلائل آنها را برپایه مشروعیت درون دینی « ولایت فقیه » و « حقانیت » نظام سیاسی مستقر بپذیریم اما اینهم از امهات تفکر دینی شیعی است که جز چهارده معصوم نداریم و احتمال خطا بر هرعالم و فقیهی و از جمله « ولایت فقیه » محتمل است ضمن اینکه در همه تاریخ پس از اسلام عالمان و فقیهان شیعی در برابر نظریه « تغلب » در امر حکومت ایستاده اند و به هیچوجه حاکمیت بر پایه غلبه و روز را مشروع نمی دانسته اند و قطعا این موضوع در قالب حکومتی ذیل « ولایت فقیه » هم نمی تواند مشروع باشد . دراین باره قبلا در مطلبی با عنوان « آیا حق با غالب است؟» به شرح موضوع پرداخته ام . به هرحال تمسک به در راس بودن « ولایت فقیه » و فصل الخطاب بودن موضع ایشان نمی تواند برای معترضان به نتیجه انتخابات قانع کننده باشد چرا که در اینجا دعوا بر سر سالم بودن انتخابات و شمارش آراست اگر نگوئیم که مواضع ایشان قبل و بعد از انتخابات بگونه ای جانبدارانه بوده است .
4- آمریکا ستیزی و به تعبیری کلی استکبار ستیزی نظام سیاسی مستقر و دشمنی آمریکا و انگلیس و...با جمهوری اسلامی ایران را دلیلی بر « حقانیت » حاکمیت است . قطعا تمسک به این دلیل هرگز نمی تواند برای یک نظام سیاسی « حقانیت » آور باشد چراکه می دانیم نظام کمونیستی شوروی نیز در دورانی به همین اندازه با امپریالیزم آمریکا و غرب در حال ستیز و دشمنی بود اما « حقانیت » ی نداشت ! پیامد نظام سیاسی « عدالت محور » تضمین کننده « استقلال » و نفی هر گونه سلطه گری و سلطه پذیری است و از این منظر مقابله با هرگونه استکبار و استعمار و استثمار نتیجه ذاتی عدالت ورزی و یکی از مولفه ای « حقانیت » است اما تکیه براین استدلال در حالی که جریان امور در عرصه داخلی نه بر مدار « عدالت » بلکه بر مدار « ظلم » چرخش دارد و همین دشمن سازی و استکبار ستیزی نیز ابزاری تبلیغی و توجیهی برای پرده پوشی ظلم های جاری و نسبت دادن مستمر هرمنتقد و مخالفی به دشمن شده است ، نه تنها هیچگونه « حقانیت » ی برای نظام سیاسی مستقر بهمراه ندارد بلکه در نگاهی بدبینانه می تواند ناشی از انگیزه های سلطه طلبانه و نه عدالت خواهانه در عرصه داخلی و خارجی باشد .
5- حمایت نظام سیاسی مستقراز جنبش های آزادی بخش به ویژه در فلسطین و لبنان (و تا حدودی افغانستان و عراق و قبلا در بوسنی و هرزگوین ) دلیلی بر « حقانیت » حاکمیت است. دراین مقوله هم می دانیم که شوروی کمونیستی پیشتاز بوده است یا دفاع رژیم بعثی عراق و رژیم های دیگر از فلسطین بدون هرگونه « حقانیت » ، و البته همانند بند قبل « عدالت محوری » یک نظام سیاسی حمایت آنرا از جنبش های آزادی بخش بدنبال دارد اما عکس این قضیه که این حمایت می تواند « حقانیت » ساز باشد صادق نیست ضمن اینکه می دانیم در انجام همین امر نیز جمهوری اسلامی ایران رفتار یگانه ای با همین جنبش ها حتی از نوع مسلمانش نداشته است ورفتاربا جنبش مسلمانان چچن یا مسلمانان چین نوع بارز آن است .
6- و آخر با تمسک با پیشترفت های علمی و دستیابی به دانش هسته ای و... در دوره دولت مستقر در پی « حقانیت » سازی برای حاکمیت موجوداند . روشن است که حتی اگر همه ادعاهای مطرح در این زمینه از سوی حاکمیت درست باشد و موی لای درز مدعاهایشان نرود ( فرض محال که محال نیست) بازهم تمسک به این استدلال نمی تواند « حقانیت » ساز برای نظام سیاسی مستقر باشد چرا که می دانیم حتی اگر کشور ما بنابر ادعای دولتیان بر قله علم ایستاده باشد ارتفاع قله علم کشورما با نظام های سیاسی دیگری که از بیخ و بن اصولگرایان آنها را باطل می دانند بسیار است و اگرپیشترفت های علمی و دستیابی به دانش هسته ای و موشکی و...ملاک « حقانیت » باشد آنها بر حق ترمی شوند! واینرا می دانیم که اگر پیشرفت های علمی در خدمت « عدالت » نباشد خود به وسیله و مصیبتی برای ظلم کردن و استبداد ورزی تبدیل و « حقانیت » سوز می شود و متاسفانه درایران هم اینگونه شده است که نظام سیاسی مستقر با تمسک به شعار « انرژی هسته ای حق مسلم ماست » به تضییع حقوق اساسی و بنیادین مردم با عمل نکردن به قانون اساسی مشغول است .
برپایه آنچه آمد از نظر راقم این سطور و فکر می کنم افراد جنبش سبزاز آنجا که نظام سیاسی مستقردر گذر زمان و به ویژه پس از انتخابات سال گذشته بشدت از اجرای « عدالت » فاصله گرفته و به ظلم کردن روی آورده، « حقانیت » آن سخت ترک برداشته ، و متاسفانه در این مسیر روز بروز بر اشتباهات و خطا ها و ظلم های خود افزوده است . البته در تبلیغات رسمی و پرشدت رسانه های حکومتی اینگونه نشان می دهد که اوضاع روبراه است و فتنه گران نابود شده اند و کشور رو به پیشرفت است و...اما حاکمیتی که جامعه را به « خودی « و « غیرخودی » تقسیم کرده ( که خود در تضاد مبنایی با عدالت محوری است و بنای ظلم می سازد ) لااقل برای اینکه بداند در میان « خودی » ها چقدر پایگاه و « حقانیت » دارد و اینها چقدر« رضایت نسبی » از نظام سیاسی مستقر دارند به رای و نظر هم اینان مراجعه کند تا دریابد در زیر پوست جامعه چه می گذرد . برخلاف آنچه حاکمیت تصور می کند که جنبش سبز را مهار و سرکوب کرده است بطور قطع و یقین می توان گفت امروز برتعداد افراد جنبش سبز و آنانی که انجام اصلاحات را در اداره کشور از طریق مراجعه به آراء عمومی لازم می دانند نسبت به روز پس از انتخابات افزوده شده است و بسیاری از « خودی » های آنزمان حالا « ناخودی » شده اند حتی اگر به جنبش سبز نپیوسته باشند ! اینکه هنوز افراطیون کودتاگر بر کینه و نفرت پراکنی از طریق رسانه های حکومتی در میان ملت دامن می زنند و بر امنیتی و نظامی سازی همه چیز و موشک سازی و...می نازند و برای عالم و آدم خط و نشان می کشند هیچ به نفع نظام سیاسی مستقر نیست چراکه اگر اکثریت مردم « حقانیت » برای نظام سیاسی و حاکمیت مستقر قائل وهمراه نظام در روزهای سخت نباشند هیچ اینها بکار نمی آید . نظام بجای تکیه بر غنی سازی اورانیوم باید به غنی سازی مردم فکر کند که اگر این انجام شود بقیه غنی سازی ها بدست خواهد آمد و برای این غنی سازی باید راه آشتی باملت از طریق اقناع و اعتمادسازی و احترام به نظر و رای مردم را پی گیرد و با انجام همه پرسی و انتخابات از این بحران « حقانیت » سوزی که نظام جمهوری اسلامی ایران بدان دچار گشته، عبور کند و به « عدالت » آرمانی انقلاب اسلامی بازگردد در غیر اینصورت سرانجامی جز فروپاشی و سقوط انتظار نمی رود . « عدالت شاخص حقانیت » نظام سیاسی اسلامی است و وقتی « عدالت » نباشد هیچ دلیل دیگری نمی تواند برای نظام سیاسی « حقانیت » آور باشد .
 


 


عالیجناب سفیر محترم جمهوری خلق چین
تهران
با درود و احترام
اهدای جایزه صلح نوبل به یکی از شهروندان چینی ، می تواند سرآغاز فصل نوینی در حیات مردم بزرگ چین به حساب آید . دولت چین که با تدبیر و درایت کم نظیر توانسته است به دستاوردهای شگرفی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دست یابد، اینک می تواند با استفاده از این فرصت، اراده خود را در بسط آزادیهای سیاسی و رعایت حقوق بشر تقویت کند.
تردیدی نیست که قدرتمندترین دولتها آنها هستند که تاب تحمل منتقدان مدنی و مخالفان مسالمت جوی خود را دارند و در برابر آنها نه تنها دست به اسلحه نمی برند و آنها را به زندان نمی اندازند، بلکه کوچکترین تنگنایی برای فعالیتهای مدنی و عاری از خشونت آنها ایجاد نمی کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی از دولت چین انتظاردارد تا با آزادی فوری آقای " لیو شیا بو" برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۱۰
به ندای جامعه جهانی و درخواست آزادیخواهان دنیا پاسخ مثبت دهد.
با تجدید احترام
جبهه مشارکت ایران اسلامی


 


دکتر علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی برای بار دوم روز پنجشنبه در دفترکارش بازداشت و به زندان منتقل شد . هرچند همانند تمامی افرادی که پس از کودتای انتخاباتی سال گذشته بازداشت و زندانی شده اند علت بازداشت مجدد ایشان جرائم امنیتی اعلام شده است اما همه آگاهان می دانند که واقعیت ماجرا اینگونه نیست و از اینرو دکتر سید محمد رضا خاتمی دبیر کل سابق و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ونائب رئیس مجلس ششم و از همکاران دانشگاهی دکتر شکوری راد دراین باره نامه دیل را خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشته است :

بسم الله الرّحمن الرّحیم
جناب آیة الله آقای لاریجانی رییس محترم قوه قضاییه
سلام علیکم
روز پنجشنبه هجدهم آذر ماه در کمال ناباوری برای دومین بار جناب اقای دکتر علی شکوری راد استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران در محل کار خود و در حالی که مشغول خدمت به بیماران بود دستگیر شد و به درخواست مهلت وی برای اتمام رسیدگی به کار فرومانده بیماران ، ترتیب اثر داده نشد و به سلول انفرادی تحت نظر نیروهای نظامی منتقل گشت.
آقای دکتر شکوری راد انسان عالم ،با فضیلت،متدین و خدومی است که نظیر او کمیاب است و چنین برخوردهایی با امثال او برای قوه قضاییه مایه بی اعتباری است ولی از شان و منزلت او چیزی نمی کاهد بلکه جایگاه او را در دلها استوار تر می سازد.
اتهام ایشان آنگونه که دادستان محترم تهران بیان داشته است یکی نقل قولی منتسب به شما در مورد انتخابات و دیگری ارتکاب جرمهای امنیتی است که امروز چون نقل و نبات همگان با آن متهم می شوند و به نظر می رسد بیشتر بهانه ای است برای زیر پا گذاشتن همه قوانین ، تا منتقدی محروم از همه حقوق خود ،برای ماهها به سلول انفرادی انداخته شود شاید گره ای از کار فرو بسته بازجویان امنیتی و نظامی باز شود.
در مورد آقای دکتر شکوری راد گمان بر آن است که انها که از آزادی ایشان به درخواست حضرت آیة العظمی شبیری زنجانی و دستور مقام رهبری سخت دلخور بودند در صدد برخورد شخصی با ایشان و به اصطلاح رو کم کنی هستند و چه باک که این بار از شما مایه بگذارند.
آقای دکتر شکوری راد در طول حیات سیاسی پر برکت خود هیچ زاویه پنهانی ندارد و تمام نظرات و فعالیتهای ایشان به طور علنی و صریح در پیش افکار عمومی مطرح شده است و این امر در بازداشت قبلی ایشان به خوبی به اثبات رسیده است. طبعا این گونه برخوردهای غیر عادلانه با چنین شخصیتهایی نشانه خوبی از آنچه درون قوه فضاییه می گذرد و رابطه این قوه با نهادهای امنیتی و نظامی نیست، به خصوص اگر ملاحظه کنیم این اتفاق درست یک روز پس از سخنان امید بخش شما در مورد تحت الامر بودن این نهادها واقع می شود. این روند از آن رو باعث نگرانی می شود که نشان می دهد عده ای برای اثبات تئوریها و سناریوهای شکست خورده خود حاضر هستند همه چیز و از جمله اعتبار قوه قضاییه و شخص شما را مخدوش کنند.
حتما تایید می کنید که حتی اگر آقای دکتر شکوری راد مرتکب همه آنچه دادستان محترم جرم می پندارند شده باشد ، مستحق بازداشت و انتقال به سلول انفرادی نیست و بازچویی در مورد این اتهامات باید توسط بازپرس قضایی و با حضور وکیل ایشان صورت گیرد و درنهایت در دادگاهی علنی به انها رسیدگی شود.
ما از شما می خواهیم اوّلا اجازه سوء استفاده از شخص خود را به کسانی که در صدد تسویه حساب شخصی با آقای دکنر شکوری راد هستند ندهید و خود دستور آزادی ایشان را صادر کنید ،ثانیا دستور دهید یکبار و برای همیشه به فریاد دادخواهی مکرّر و بدون پاسخ دهها زندانی و خانواده آنها پاسخ داده شود و علل واقعی بازداشتها، نحوه بازداشتها،نحوه برخورد با زندانیان و خانواده آنها،نحوه برگزاری دادگاهها، نحوه صدور احکام، نحوه رفتار با زندانیانی که احکام قطعی خود را می گذرانند و در یک کلمه نحوه رعایت حقوق این عزیزان روشن شود تا مشخص شود چه ظلم عظیمی بر پاک ترین فرزندان این کشور روا داشته می شود.
با تقدیم احترام
سید محمد رضا خاتمی
 


 


به: دادستان
از: فخرالسادات محتشمی پور همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی و زندانی ممنوع الملاقات قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عذاب و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کززمین بی نفخه صور خاسته تا عرش اعظم است
سلام آقای دادستان!
بالاخره رسیدیم به شب تاسوعای حسینی. اینجا ایران است کشور همسایه عراق. فاصله مان تا کربلا زیاد نیست. فاصله مان تا عاشورا فقط یک روز و دو شب. ما حسینی شده ایم حسینی. و باز هم زینبی شده ایم. زینبی بوده ایم و می مانیم. چه کسی می تواند شور حسینی و شور زینبی را از ما بگیرد؟ چه کسی می تواند دل ما را از عشق این بزرگان تهی کند؟ چه کسی می تواند نام حسین را از زبان ما بیندازد؟ و نام زینب را؟ زینب عزیز! زینب قهرمان کربلا و پیام آور عاشورا. این جا ایران است مهد دلیران. مقام گاه عاشقان حسینی و محبّان علوی و فاطمی. تا کربلا فاصله زیادی نیست. و تا عاشورا فقط دو شب و یک روز. امروز را میهمان حضرت معصومه بوده ام. چقدر مهربان است این بانو. همه میهمانانش را یکسان تحویل می گیرد و تکریم می کند. چقدر مهربان است این بانو و چه خوب دردهای پناهندگان به بارگاهش را تسکین می دهد. من امروز پناهنده شدم به بارگاه حضرت معصومه. و چشم دوختم به ضریحش و چشم دوختم به زوارش که امیدوارانه گرد حرمش می گشتند. چشم های من از پشت شبکه های ضریح چه چیز را می کاوید؟ همه معصومیت و حرمت حضرت را که به حق آئینه جمال و جلال الهی بود. و پیوند این همه بزرگی با معصومیت دختران و زنان دربندمان. بهاره و زینب و نسرین و فرزانه و هنگامه و نازنین و ساجده و ریحانه و ... من از پشت پرده ای از اشک دختران سبز و فیروزه ای دیارم نظاره کردم. دختران بهار. دختران زینب!
آقای دادستان!
سلام. سلام آقای دادستان. سرتان سلامت. جان عزیزتان بی گزند باد. من امروز سلامت عزیزترین هایم عزیزترین هایمان را با توسل به حضرت معصومه طلب کردم. و آزادی شان را در شب تاسوعای حسین طلب کردم. روز خوبی بود امروز آقای دادستان و شب خوبی. من امروز توانستم اندکی از رسالت زینبی ام را ادا کنم.ارجمند بود امروز و به یاد ماندنی. زیارت وداع می خوانیم و باز می گردیم به امبد خبری خوش از قرنطینه زندانی که متعلق به نظامی غیراسلامی نیست. این جا ایران است. شب تاسوعای حسینی است. دسته های عزاداری سخت مشغولند. شبیه سازان از بعضی شبیه سازی ها منع شده اند و من در راه بازگشت چشم ها را می بندم تا همه تاریخ عاشورا را بازخوانی کنم. روشن، مصور، آشکار. انگار همین فرداست تاسوعا و همین دو قدمی ماست کربلا. این جا ایران است. ایران اسلامی.
خدایا زندانیان بی گناه ما را به حق این شب عزیز و عزیزان این شب در پناه خود محافظت بفرما. رهائیشان را فردا طلب می کنیم.
آمین رب العالمین
فخرالسادات محتشمی پور
23/9/1389


 


همزمان با اولین سالگرد عاشورای خونین سال ۸۸، مهدی کروبی در یک پیام ویدئویی، خطاب به مسئولان گفت: نه شما حسینید و نه ما یزیدیم، نه ما حسینیم و شما یزیدید. باید بحث کنیم هر کسی حق عمل کرد او در راه حسین است و هر که غلط عمل کرد او در راه بزید و تنها راهش هم همین است که بحث و گفتگو بشود تا ببینیم کدام مقابل حقوق مردم ایستادند و دارند یزیدی عمل می کنند و در نتیجه در جبهه باطل قراردارد و چه کسی از حق مردم دفاع می کنند؟!

وی همچنین تصریح کرد: من یکی از افراد معترض هستم و داوطلب انتخابات هم بودم، آمادگی دارم در هر مسجدی ویا هر دانشگاهی در هر شهری مناظره کنیم با آنهایی که می گویند شما باعث این کشتار و فتنه هستید ما با ادلّه و مدارک ثابت کنیم که شما قانون شکنی کردید و با استبداد خواستید از صندوق کسی را در بیاورید و این فجایع متاسفانه رخ داد برای خانواده های عزیز مردم.

متن کامل را به نقل از سحام نیوز، در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ جنگهای متعددی و کشتارهای فراوانی صورت گرفته است، که همه آنها در درون کتابهای تاریخی است که به مرور از زبان ها حذف شده ولکن داستان عاشورا و کربلای حسین و یاران با وفایش، هر چه گذشت موج و گستردگی اش تازه تر شد و با همه تلاشهایی که کردند تا کمرنگش کنند، نشد. چون جمعی مظلوم برای یک هدف مقدس فداکاری کردند و این حرکت اینقدر مقدس ماند که الگو شد برای همه انسان ها نه تنها برای مسلمانها بلکه برای بسیاری از حرکت ها، انقلاب ها، تحرک ها، و اصلاحات مردم هم از این حرکت مقدس نشات گرفت.

این حرکت مقدس یعنی عاشورا که الان هم در آستانه اش هستیم. ان شاءالله همه مردم با شور و نشاط در عزاداری شرکت می کنند، منتهی در کشور ما در عاشورای سال گذشته حادثه ای غم انگیز رخ داد، که آن را بهانه ای کردند برای سرکوب مخالفین.

ما کل دعوایمان بر سر انتخابات مهندسی شده است، آیا روز عاشورا مردم شعار دادند، ندادند، من نمی دانم، ولی به هر حال حوادث تلخی پیش آمد و عده ای از مردم عزیزمان را به شهادت رساندند و حرمت عاشورا را نگه نداشتند و حالا عجیب این است که طلبکار هم شدند و آنهایی که مردم را کشتند، تازه می گویند خدا آبروی فتنه گران را برد.

خدا آبروی فتنه گران را برد ؟!! خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک را به وجود آوردند، خدا آبروی آنهایی را برد که مردم و خانواده هایشان را عزادار کردند و جمعی را در خیابانها و در روز عاشورا به شهادت رساندند، خدا آبروی آنهایی را برد که حق ملت را تضییع کردند و جمعی از بچه های مردم را اعدام کردند، خدا آبروی آنهایی را برد که افرادی راکه شهادت داده بودند که چگونه مردم را از پل انداختندو یا زیر ماشین کردند به زندان محکوم کردند!!

ما کاری نکردیم که آبروی ما رفته باشد به ما می گویید فتنه گر، آبروی آنها رفت که این جنایات را کردند و ننگین کردند جمهوری اسلامی را ! این نکته اول.

نکته دوم. بحث و گفتار ما این است که ما می گوییم انتخابات نبوده، شما می گویید دست بیگانه بوده، اسنادش هم موجوده! من هم اینجا اعلام می کنم که آقا من یکی از افراد معترض هستم و داوطلب انتخابات هم بودم آمادگی دارم در هر مسجدی ویا هر دانشگاهی در هر شهری مناظره کنیم با آنهایی که می گویند شما باعث این کشتار و فتنه هستید ما با ادلّه و مدارک ثابت کنیم که شما قانون شکنی کردید و با استبداد خواستید از صندوق کسی را در بیاورید و این فجایع متاسفانه رخ داد برای خانواده های عزیز مردم.

نکته ای هم که اینها مدام می گویند و خیلی عجیب است، اینکه می گویند دیگران و بیگانه از شما تعریف می کند. اولا بیگانه بر اساس منافع خودش تعریف می کند. چطور وقتی از شما تعریف می کنند با آب و تاب می گویید. من این کیهان را نشان می هم به شما. چطور وقتی یک رسانه غربی با عبارتی ( حق با رهبر ایران بود، اوباما از ابتدا دروغ می گفت) تعریف شما را می کند با آب و تاب می نویسید ولی وقتی تعریف ما را می کنند … جوابش یک کلمه است، خواهید گفت که آنها عظمت جمهوری اسلامی، رهبری و دیگر مسئولین اینقدر بزرگ است که ناچارا تعریف می کنند خوب ما هم همین را می گوییم! عظمت کار ما هم دردفاع ازحقوق مردم اینقدر حق طلبانه است که آنها ناگزیرند تعریف کنند. حالا، یک مناظره یا چند تا مناظره همه چی را حل می کند.

ما می گوییم شما هستید که انتخابات را به هم زدید. نه شما حسینید و نه ما یزیدیم، نه ما حسینیم و شما یزیدید. باید بحث کنیم هر کسی حق عمل کرد، او در راه حسین است و هر که غلط عمل کرد او در راه بزید و تنها راهش هم همین است که بحث و گفتگو بشود تا ببینیم کدام مقابل حقوق مردم ایستادند و دارند یزیدی عمل می کنند و در نتیجه در جبهه باطل قراردارد و چه کسی از حق مردم دفاع می کنند ؟!

حسین، حسین خودش بود، عظیم بود، هیچ طرفی را ما نمی توانیم با حسین مقایسه کنیم ! اما راه را می گوییم، راه این است که بحث کنیم تا معلوم بشود.

والسلام


 


در ادامۀ برخورد با دانشجویان و فعالان شرکت کننده در مراسم روز دانشجوی امسال، منابع دانشجویی از احضار حداقل ۱٩ تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به کمیته انضباطی خبر دادند و همزمان علی کلایی، فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.

با احتساب این احضارها، تعداد دانشجویان احضار، بازداشت و ناپدید شده بعد از مراسم روز دانشجوی امسال، بالغ بر ٧٠ تن شده است.

به گزارش دانشجونیوز، پس از برگزاری مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)، که توسط انجمن اسلامی دانشجویان تدارک دیده شده بود، کمیته انضباطی دانشگاه اقدام به احضار گسترده فعالین دانشجویی به کمیته انضباطی کرده و ضمن تماس و تهدید خانوادۀ دانشجویان، حداقل دو تن از فعالان دانشکده مکانیک، ۱٢ تن از دانشکده معدن و متالورژی و ۵ تن از دانشجویان دانشکده کامپیوتر را به آن کمیته فراخواند.

لازم به ذکر است که دو روز قبل از مراسم روز دانشجو نیز، تعدادی از فعالین دانشجویی به کمیته انضباطی احضار و بعضا ممنوع الورود به دانشگاه شده بودند.

در خبری دیگر اینکه عصر روز دوشنبه ٢٢ آذر، محسن محبوبیان، دانشجوی ممتاز دانشگاه امیر کبیر و فعال دانشجویی از زندان آزاد شد. اعضای حراست دانشگاه، محبوبیان را روز دانشجو به حراست منتقل کرده و سپس او را به ماموران امنیتی تحویل داده بود. این اقدام بی سابقه حراست دانشگاه، خشم دانشجویان دانشگاه را بر انگیخته و خواستار برخورد با حراست شده بودند.

همچنین هادی شاکر دیگر دانشجوی بازداشتی دانشگاه امیرکبیر نیز از زندان آزاد شده است.

این منبع خبری همچنین اعلام کرد بعد از مراسم روز دانشجوی امسال در دانشگاه شهرکرد، که با استقبال آنان از محمد حیدرزاده، فعال دانشجویی آن دانشگاه که چندی پیش به همراه سه عضو دیگر دفتر تحکیم وحدت بازداشت شده بود همراه گردید، ۱٣ تن از دانشجویان آن دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند که در این میان نام محمد حيدرزاده نیز، به چشم مي خورد.

گفتنی است پس از برگزاری تجمعات مربوط به سالروز بازداشت میلاد اسدی (عضو زندانی دفتر تحکیم) و همچنین مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، بیش از سی تن از دانشجویان آن دانشگاه نیز طی روزهای اخیر به حراست احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.

همچنین پس از برگزاری تجمعی که به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه هنر تهران انجام شد، شش تن دانشجویان آن دانشگاه نیز بازداشت شدند، که از وضعیت آنها خبری در دست نیست.
اسامی دانشجویان بازداشتی به ترتیب وحید نصرتی، هومن جعفری، سوین شیوا، مجید صادقی، حجت صحرایی و سعیدی می باشد، که روز سه شنبه ١۶ آذر بعد از مراسم روز دانشجو توسط ماموران امنیتی دستگیر شده اند.

از وضعیت دانشجویان بازداشتیِ رازی کرمانشاه که ١۵ آذر در اعتراض به حضور محمدحسین صفار هرندی در آن دانشگاه بازداشت شده بودند، هنوز خبری منتشر نشده است.

امروز سه شنبه ٢٣ آذرماه، در خبری دیگر کمیته گزارشگران حقوق بشر اعلام کرد که قاضی پیرعباسی، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، علی کلایی، فعال دانشجویی و عضو آن کمیته را، به شش سال حبس تعزیری محکوم کرده است. علی کلایی پیش‌تر نیز یک سال حکم تعلیقی از سوی قاضی وثوقی، رییس شعبه ۱۰ دادگاه انقلاب در خصوص پرونده بازداشت سال ۸۶ دریافت کرده بود.

بر اساس این گزارش، در حکم جدیدی که روز گذشته به صورت کتبی به مینا جعفری، وکیل علی کلایی، ابلاغ شده، او به یک سال حبس تعزیری برای اتهام "تبلیغ علیه نظام" از طریق نشر اخبار کذب و گزارشات مربوط به زندانیان سیاسی و انجام مصاحبه و پنج سال حبس تعزیری برای اتهام "اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم" از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر محکوم شده است.


 


در صدمین روز از بازداشت و هفتمین روز از دور جدید اعتصاب غذایِ خشکِ نسرین ستوده، وکیل مدافع زندانی، که “لغو کلیه احکام ناعادلانه‌ پس از انتخابات” را خواسته اصلی خود برای توقف اعتصاب غذا اعلام کرده، همسر ستوده همزمان با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت وی، خطاب به مقامات خاطرنشان کرد “من از این طریق هشدار می‌دهم که مسئولیت سلامت روحی و جسمی ایشان با قوه قضائیه است. ” در سومین ماه از بازداشت نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشریِ زندانی، وی روز دوشنبه ۱۵ آذرماه، طی تماس با خانواده اش اعلام کرده بود که در اعتراض به وضعیت بازداشت خود و دیگر زندانیان که با احکام ناعادلانه در زندان به سر می‌برند، اعتصاب غذایی خشک تا رسیدن به خواسته‌های برحق و قانونی‌اش را شروع کرده است. در حالیکه از وضعیت و شرایط جسمی این فعال حقوق بشری و وکیل دربند، که از ۱۳ شهریور ۸۹ تاکنون در سلول انفرادی به سر می برد، خبرهای نگران کننده ای دریافت می شود و طی دو جلسه دادگاه نیز، قاضی پرونده قرار بازداشت وی را مجددا تمدید کرده است، همسر وی طی گفتگویی با تارنمای «تغییر برای برابری»، گوشه ای از شرایط فعلیِ خانوادۀ ستوده را شرح می دهد: آخرین اطلاعی که از وضعیت اعتصاب غذای خانم ستوده دارید، چیست؟ رضا خندان: ایشان از روز ۱۴ آذر تاکنون در اعتصاب خشک به سر می‌برد. ۵ روز پس از شروع اعتصاب طی تماسی که با منزل داشتند متوجه شدیم که حالش بسیار وخیم است. به سختی می‌توانست حرف بزند. بی‌حالی و خشکی دهان اجازه نداد تا پایان فرصت مکالمه ادامه دهد. در این مدت حداقل یک بار کارش به بهداری کشیده است و بخاطر ملاحظه شرایط ما سعی داشت وضع را عادی جلوه دهد. من از این طریق هشدار می‌دهم که مسئولیت سلامت روحی و جسمی ایشان با قوه قضائیه است. پس از آخرین تماس تلفنی ما به شدت نگران سلامتی ایشان هستیم و امیدواریم تا دیر نشده اقدامات لازم برای جلوگیری از یک فاجعه توسط مسئولین امر صورت پذیرد. وضعیت پرونده ایشان در چه مرحله ای است؟ و در حال حاضر کدام مقام قضایی مسئول بازداشت ایشان است؟ با توجه به اینکه بند ۲۰۹ زندان اوین در اختیار وزارت اطلاعات است، نه قوه قضائیه؛ چرا همچنان خانم ستوده در انفرادی به سر می برند؟ رضا خندان: دادگاه ایشان ۷ آذر برگزار شد و ما منتظر ابلاغ حکم هستیم. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباس مسئول رسیدگی به پرونده ایشان است. تمدید قرار بازداشت ایشان در تاریخ ۱۶ آذر به خودش در زندان ابلاغ شده و خانم ستوده به طور رسمی به تمدید این قرار اعتراض کرده که باید تجدید نظر شود. علت این که پس از ۱۰۰ روز شرایط نگهداری ایشان عادی نمی‌شود را ما هم نمی‌دانیم. و اینکه چرا به بند عمومی منتقل نمی‌شود. و همچنان در بند ۲۰۹ است. بدون ملاقات حضوری. آیا دلیل مخالفت قاضی پرونده با تبدیل قرار بازداشت خانم ستوده را می دانید؟ رضا خندان: چون قرار تمدید بازداشت را به خانم ستوده در زندان ابلاغ کرده‌اند ما اطلاعی از علت مخالفت قاضی با تبدیل قرار بازداشت نداریم. علت اعتصاب غذای مجدد خانم ستوده چیست؟ ایشان چه خواسته ای را برای شکستن اعتصاب غذای خود مطرح کرده است؟ رضا خندان: لغو کلیه احکام ناعادلانه‌ای که پس از انتخابات صادر شده است علت اصلی اعتصاب غذای این دوره ایشان است. وضعیت فرزندان شما چگونه است؟ آیا با خانم ستوده دیدار داشته اند؟ رضا خندان: بچه‌ها وضع روحی خوبی ندارند. دلتنگی و بی‌قراری را به طور دائم می‌شود در نیما مشاهده کرد و در مورد مهراوه واکنش‌ها متفاوت است. مهراوه کم حرف‌تر و آرام‌تر به نظر می‌رسد و این خیلی خطرناک است چون مشکلات را به درون خودش می‌ریزد. روزهایی که نسرین تماس می‌گیرد یا بحث مادرشان بیشتر است آن شب نیما تا صبح درست نمی‌خوابد و وحشت زده بیدار می‌شود و گریه‌های ناجوری می‌کند. در این ۱۰۰ روز بچه‌ها فقط یک بار توانسته‌اند در شرایط بدی مادرشان را به مدت ۲۰ دقیقه ملاقات کنند. ملاقات حضوری نداریم. مشاوران کودکان توصیه کرده‌اند که به هیچ وجه بچه‌ها را ملاقات کابینی نبرید چون بچه حتما باید بغل مادر برود. در غیر این صورت آسیب‌ روحی جدی به آنها وارد خواهد شد. شما و وکلای خانم ستوده تاکنون برای پیگیری وضعیت ایشان چه مراجعاتی داشته اید؟ و در حال حاضر چه خواسته ای دارید؟ رضا خندان: وکلای محترم خانم ستوده از همان روز اول بازداشت از طریق دادسرا و دادگاه انقلاب پیگیر پرونده ایشان بودند و یک بار توانستند ایشان را قبل از دادگاه در زندان اوین ملاقات کنند و زحمات زیادی را بر سر پرونده ایشان تاکنون کشیده‌اند و من جا دارد در این جا صمیمانه از تک تک آنها سپاسگزاری کنم. ما نیز در طول این مدت بارها به دادسرا، دادگاه انقلاب و دادستانی و دادگستری و همچنین به نهاد‌های مرتبط با وکلا از جمله کانون وکلا و اتحادیه سراسری کانون‌های وکلا مراجعه کردیم و در حال حاضر خواهان فک قرار بازداشت ایشان هستیم تا بتواند در مراحل رسیدگی به پرونده‌اش در کنار خانواده بخصوص بچه‌ها قرار بگیرد و بخصوص برگزاری دادگاه نشان داد که ایشان هیچ عمل مجرمانه‌ای را مرتکب نشده است و صحبت‌های ایشان با رسانه نیز در نهایت ادب، متانت و ملاحظات حقوقی بوده است


 


به گزارش ادوار نیوز، در بخشی از این بیانیه آمده است: اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) نیز به عنوان بخش کوچکی از مردمان این سرزمین و به عنوان کسانی که در یک سال گذشته با تمام وجود ضایعه فقدان حضور معنوی و اجتماعی ایشان را احساس نموده اند، دردمندانه و حسرت آلود، سالگرد رحلت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری را خدمت شما و بیت معظم ایشان و همه آزادگان تسلیت عرض نموده و در هر کجا که بیرقی برای عزای ایشان بر پا باشد خود را مکلف برای شرکت در آن می دانیم.

متن این نامه به شرح زیر است:
جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد منتظری

با سلام؛
نامه محزونانه بیت محترم مرحوم آیت الله العظمی منتظری را در رسانه های مختلف خواندیم و دردی بر دردهای بی شمار این روزهای دلهایمان افزون گشت. یک سال از زمان رحلت جان گداز آن عالم عامل و آن انسان کامل می گذرد، اما ظاهراً رنج های بیت معزز ایشان را پایانی نیست.

متأسفیم که خودکامگی و تمامیت خواهی اقتدارگرایان کار را به جایی رسانده که هنوز سالگرد رحلت افقه الفقهای زمان و یکی از معماران اصلی این انقلاب نگذشته، به دفتر و بیت ایشان حمله و جسارت نموده و وقیحانه درب آن را پلمپ می نمایند. دریغا که اراده کرده اند در میخانه های معنویت و رشد بسته باشد و در خانه های تزویر و ریا و تملق و چاپلوسی باز، باز باشد.

متأسفیم که پس از تمامی هزینه هایی که ملت ایران برای آزادی و حریت پرداخت نموده، این گونه میراث انقلابی که خون بهای هزاران شهید گلگون کفن است، بر باد فنا سپرده می شود تا جایی که برای مردی که تمام عمرش خدمت و مبارزه در راه اخلاق و انسانیت و دینداری و استقلال و آزادی این مرز و بوم بوده است، نمی توان مراسمی در خورد و با امنیت برگزار نمود که منطق فرعونی، مراسمات تعزیت را نیز در انحصار خود می خواهد و می داند.

از این همه ظلم و این همه ناسپاسی متأسفیم و اما نه دل نگران و مشوش، که راهی که آن فقیه عالیقدر برگزید چنین اقتضا می کند. ایشان مابین مسیرهای منتهی به نعمت و رفاه و آسایش و آرامش از یک سو و راه هایی که انتهایش دلهای مردمان است، راه دوم را برگزید و چنان عمل نمود که فطرت مردمان پاک سیرت از هر عقیده و هر آیین و هر صورت، بر پاکی اش گواه صادق شدند. این گونه بود که نتیجه دو دهه تخریب و هتک حیثیت و توهین و هر فعل و هر کار غیر اخلاقی دیگر بر علیه ایشان، بدرقه میلیونی و سبز مردمانی شد که در چهارم محرم سال گذشته چشمانشان خون می گریست و درونشان از شعله های درد هجران بریان شده بود. در دست آن مردمان نه پوسترهایی ملون و تهیه و تدارک شده از بیت المال، بلکه تصاویری بود که خود از دیوارهای خانه هاشان در آورده بودند. عکس هایی که بوی صداقت و اصالت سال های اولیه انقلاب را می داد و همانند آرمان های آن زمان رنگ و روی باخته بودند. این مردمان نه تحت تأثیر تبلیغات رسانه های وابسته به حاکمیت بودند و نه برای حضورشان مزدی می ستاندند. اما آمده بودند تا با راستی و درستی و اخلاق میثاقی تازه کنند.

آری، والد بزرگوار جنابعالی در قلوب مردمان جای داشت، اما با قلب های زمانه بیگانه بود. به راستی چه جایگاهی بهتر از قلوب مردمان پاک سرشت در عالم وجود دارد؟ جایگاهی که در آن صدای بال فرشتگان گوش نواز و بهجت افزاست. مردمان این سرزمین در هر کجا که باشند، یاد او را پاس می دارند که پاسداشت نامش پاسداشت کردار، پندار و گفتار نیک است. مردمان این سرزمین در هر کجای این خاک، دلهایشان عزادار هجران است. قلوب مردمان آزاده در سالگرد او سوگوارند، حتی اگر مراسم سوگواری ایشان را از شما و ما دریغ نمایند.

اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) نیز به عنوان بخش کوچکی از مردمان این سرزمین و به عنوان کسانی که در یک سال گذشته با تمام وجود ضایعه فقدان حضور معنوی و اجتماعی ایشان را احساس نموده اند، دردمندانه و حسرت آلود، سالگرد رحلت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری را خدمت شما و بیت معظم ایشان و همه آزادگان تسلیت عرض نموده و در هر کجا که بیرقی برای عزای ایشان بر پا باشد خود را مکلف برای شرکت در آن می دانیم.

"و آنان که ستم کردند خواهند دانست که بازگشتشان به کجاست" (سوره شعرا ۲۲۷)


 


در حالی که مقامات زندان اوین کماکان تلفن های بند ٣۵٠ را قطع نگاه داشته و زندانیان سیاسی و خانواده های آنان را تحت فشارهای مضاعف قرار داده اند، مادرِ بیمار و سالخوردۀ محمد داوری، معلم و روزنامه نگار دربند- که ساکن خراسان می باشد – به دلیل دوری راه، کهولت سن، نداشتن امکانات و بیماری نمی تواند به ملاقات پسرش به تهران بیاید و طی ۱۵ ماه اخیر نیز، فقط یک بار موفق به دیدن وی – آنهم اتفاقی در دادگاه انقلاب- شده است.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، مادر محمد داوری با بیان اینکه "تلفنش قطع است. هیچ خبری ازش ندارم. من زن تنهام، کسی را ندارم که من را به تهران ببرد. هر بار که می رفتم ۵۰ هزار تومان خرجم می شد، ندارم که بدهم. حقوق محمد را هم که بعد از گرفتنش قطع کردند. او به من کمک می کرد. خیلی وقت است که ندیدمش، همین طور ماندم که چه کنم."

محمد داوری جانباز جنگ، عضو سازمان معلمان و سردبیر سایت سحام نیوز که پس از نوشتن نامه کروبی به مجلس خبرگان در مورد شکنجه و تجاوز به زندانیان سیاسی در زندان کهریزک بازداشت شد .یکسال پس از بازداشتش و قطع تلفن بند ۳۵۰ زندان اوین برای مادرش نامه ای نوشت که دیگر به ملاقاتش نیاید . او در این نامه که درسایت های خبری منتشر شد دلایلی را برای این تقاضا ذکر کرده بود از جمله :"چون مادرم ، مسن و مریض احوال می باشد ،رنج سفر مسیر هزار کیلومتری ، سلامتی او را تهدید می کند و در هر سفر روزها من نگران هستم که آیا به سلامت بر می گردد یا نه. و محدودیت زمان ملاقات کابینی که حداکثر ۲۰ دقیقه است، ارزش تحمل رنج این سفر طولانی را ندارد."

زلیخا بیابانی ، مادر محمد داوری می گوید: "بیش از یکسال است که پسرم در زندان است و الان نزدیک سه ماه یا بیشتر، نمی دانم . حواسم نیست که چند وقت است با پسرم تلفنی حرف نزدم، خیلی وقت است صدایش را نشنیدم. اگر می شد با تلفن حرف زد خیلی خوب بود بالاخره صدای پسرم را می شنیدم . نمی دانم چه کار کنم."

مادر این زندانی درباره وکلای پسرش نیز گفت: "دو تا وکیل دارد. از وکلایش هم خبری ندارم که به کار پسرم را رسیدگی می کنند یا نه. من مردی در کنارم ندارم باید مردی باشد که دنبال این کارها به تهران برود. می دانید من این چیزها را نمی دانم ، مریضم، همین جا نشستم و فقط خدا خدا می کنم."

زلیخا بیابانی ادامه داد: "از سال گذشته پسرم زندانی است و من فقط یکبار ملاقات حضوری داشتم. خیلی وقت پیش زنگ زدم که می خواهم پسرم را حضوری ببینم. گفتند که دیگر ملاقات حضوری نمی دهند. حالا مثل اینکه باید نامه بنویسم. می گویند بقیه خانواده ها هم همین کار را می کنند و برای ملاقات نامه می نویسند. نمی دانم خدا خودش کمک کند."

اما ملاقات حضوری این مادر با پسرش نیز تصادفی بوده است ، زلیخا بیابانی در این باره گفت: "دادگاه رفته بودم که تقاضای ملاقات حضوری بدهم . گفتم من می خواهم پسرم را ببینم . گفتند اینجا باش، الان پسرت می آید. روز دادگاهی پسرم بود و من نمی دانستم. وقتی بیرون آمد با هم در راهرو حرف زدیم. آنجا با وکلایش هم حرف زدم گفتند پسرت هیچی در پرونده اش ندارد . او بی گناه است."

مادر این زندانی عقیدتی در خصوص درخواستش از سازمان های فعال حقوق بشری گفت: "من آزادی و سلامتی همه زندانیان سیاسی را می خواهم . نه فقط برای پسرم ، برای هم بندی هایش هم این آزادی را می خواهم . اگر این سازمان ها ، آقایان می توانند کاری بکنند دریغ نکنند.خدا خودش کمک کند. من می خواهم پسرم را دوباره ببینم."

گفتنی است محمد داوری جانباز جنگ و مسئول آموزش و اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران و سردبیر سایت سحام نیوز در هفدهم شهریور سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. مهدی کروبی به دنبال بازداشت او فشار بر او که در اقرای تلویزیونی برعلیه کروبی حرف بزند در نامه‌ای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلم‌هایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندان‌های ایران ارائه کرده بود بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبه‌ها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است.


 


کوهیار گودرزی، فعال حقوق‌بشر و دانشجوی اخراجی دانشگاه صنعتی شریف، پس از تحمل یک سال حبس، عصر امروز سه‌شنبه ۲۳ آذر از زندان رجایی‌شهر کرج آزاد شد.

به گزارش منابع خبری کلمه، گودرزی که درس خوانده مدرسه تیزهوشان و دانشجوی اخراجی رشته هوا و فضا دانشگاه صنعتی شریف است، روز ۲۹ آذر سال ۱۳۸۸ هنگامی که عازم قم برای شرکت در مراسم بزرگداشت آیت‌الله منتظری بود به همراه شیوا نظرآهاری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی ده ماه از زمان بازداشت خود را در بندهای ۲۰۹ و ۳۵۰ زندان اوین سپری کرد و دو ماه قبل به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد.

این زندانی سیاسی، یکی از چهارده زندانی بند ۳۵۰ اوین بود که دو ماه پیش در بیانیه‌ای خواستار تشکیل گروه حقیقت‌یاب ملی برای کشف حقایق مربوط به انتخابات و حوادث پس از آن شده بودند. او به همین خاطر، در روزهای پایانی دوران محکومیتش، باز هم مورد بازجویی قرار گرفته بود.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته