مطابق اسناد وزارت خارجه آمریکا که ویکی لیکس آن را منتشر کرده، دولت هوگو چاوز، رئیس جمهوری ونزوئلا، در مواقعی قیمت نفت خود را برای فروش به چین تا پنج دلار در هربشکه پائین آورده است. این اسناد که در روزنامه اسیانیایی «ال پائس»، انتشار یافتند، حاکی است که شرکت ملی نفت ونزوئلا با مشکلات زیادی دست و پنج نرم می کرده و میزان تولید نفت خام آن سقوط کرده است. بر پایه این گزارش، هوگو چاوز از اینکه شرکت های چینی، نفت ِ خریداری شده به قیمت ارزان را با قیمت بالاتر به کشورهای دیگر فروخته اند، ناراحت شده است.
رضا خندان، همسر نسرين ستوده، وکيل زندانی می گويد خانم ستوده همچنان در اعتصاب غذاست و به همین دلیل در وضعیت جسمانی بدی بسر می برد. نسرين ستوده ۱۳ شهريور ماه گذشته به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد و از آن زمان در سلول انفرادی بسر می برد. خانم ستوده وکالت شماری از بازداشت شدگان پس از انتخابات را بر عهده داشت. او تاکنون چند بار در زندان اعتصاب غذا کرده است و آخرین بار از ۱۵ آذرماه در اعتصاب غذای خشک بسر می برد. به گفته رضا خندان، دادگاه، اتهام جدیدی را با عنوان «بی حجابی» در یک فیلم ویدیوئی به خانم ستوده نسبت داده است.
احمد قابل، پژوهشگر دینی به 20 ماه زندان محکوم شد. یک سال از این مدت به اتهام تبلیغ علیه نظام و هشت ماه نیز به علت اهانت به رهبری اعلام شده است. دادگاه انقلاب مشهد، آقای قابل را همچنین به سه سال ممنوعیت خروج از محل زندگیش و سه سال ممنوعیت از مصاحبه و سخنرانی محکوم کرده است. آقای قابل بخاطر داشتن گیرنده ماهواره ای نیز به جریمه نقدی محکوم شده است. همسر احمد قابل در گفت و گو با رادیو فردا گفت که جلسه دادگاه بدون حضور او برگزارشده بود و حکم دادگاه بدوی روز سه شنبه به وکیل او ابلاغ شد.
گزارش ها حاکی است ، سارا صباغیان و مریم کیان ارثی، دو وکیل دادگستری که ماه گذشته هنگام بازگشت از ترکیه به ایران در فرودگاه تهران بازداشت شده بودند، شامگاه سه شنبه، موقتا از زندان آزاد شدند. برپایه این گزارش ها، این دو نفر با پرداخت 20 میلیون تومان وثیقه آزاد شده اند. همین گزارش ها همچنین حاکی است که کوهیار گودرزی، دانشجوی عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، نیز روز سه شنبه ٢٣ آذر ماه بعد از یکسال حبس، از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
به گفته سرگئی ایوانف، معاون نخست وزیر روسیه، صادرات سلاح این کشوردر سال جاری بالغ بر 10 میلیارد دلار می شود. صادرات سلاح از روسیه در سال گذشته بیش از هشت میلیارد و 500 میلیون دلار اعلام شده بود. خبرگزاری های روسیه بنقل از سرگئی ایوانف می گویند که سفارش های تازه ی خرید سلاح از این کشور بیش از 45 میلیارد دلار است. روسیه پس از آمریکا دومین صادر کننده سلاح بشمار می رود.
همه چیز از روز ۱۷ آذر خبرگزاری های ایران شروع شد و گزارش هایی که گفت محمود احمدی نژاد در جلسه سه شنبه شب هفته پیش هیات دولت بر لزوم انتقال تیم فوتبال لیگ برتر (نفت تهران) به استان مرکزی تاکید کرده و یادآور شده است که مسوولان ورزش با این انتقال میتوانند حرکت موثری در ارتقاء ورزش و تحرک و جهش در ورزش استان مرکزی ایجاد کنند.همه چیز از روز ۱۷ آذر خبرگزاری های ایران شروع شد و گزارش هایی که گفت محمود احمدی نژاد در جلسه سه شنبه شب هفته پیش هیات دولت بر لزوم انتقال تیم فوتبال لیگ برتر (نفت تهران) به استان مرکزی تاکید کرده و یادآور شده است که مسوولان ورزش با این انتقال میتوانند حرکت موثری در ارتقاء ورزش و تحرک و جهش در ورزش استان مرکزی ایجاد کنند. نفت تهران از تیم های قدیمی پایتخت است که پیش از انقلاب به دلیل ممنوعیت تیم های همنام و همخانواده به لیگ سراسری تخت جمشید نمی توانست راه یابد و پس از انقلاب و لغو لیگ سراسری، از تیم های مطرح فوتبال دسته اول تهران بود. این تیم در پایان فصل گذشته به لیگ برتر فوتبال ایران راه یافت. تصمیم به انتقال این تیم رده دوازدهمی لیگ برتر به اراک با پذیرش و پیروی آن از سوی مقامات بالای ورزش و وزارت نفت و مخالفت و مقاومت مسوولان باشگاه و سرمربی تیم نفت (حسین فرکی) رو به رو شد و در کمتر از یک هفته به بحثی داغ در برنامه زنده تلویزیونی ۹۰ در دوشنبه شب و مجادله لفظی نماینده شازند اراک در مجلس اسلامی ( محمود احمدی بینش) با مجری برنامه (عادل فردوسی پور) بدل شد. فردوسی پور در نفی انتقال یک تیم تهرانی به شهری دیگر در بخشی از صحبت هایش گفت: «مشخص است که برخی نمایندگان مجلس باد در غبغب میاندازند و میگویند ما امتیاز یک تیم لیگ برتری را به شهرمان آورده ایم تا به این وسیله بتوانند در دوره آینده انتخابات مجلس هم رای بیاورند.» نماینده اراک در دفاع از این طرح به انتقاد از مجری برنامه پرداخت. در پاسخ به گفته های فردوسی پور که به بیان مشکلات قانونی از دید فیفا (دخالت دولت در روند فوتبال) و پی آمدهای منفی این طرح در تجربه های پیشین کرده بود، احمدی بینش با تاکید به پایبندی خود و رییس جمهوری به ارزش های اسلامی، فردوسی پور را به «بی دینی و بی تقوایی» متهم کرد. عادل فردوسی پور، مجری برنامه در پاسخ به این نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: «آقای محترم، دین تنها برای شما نیست و هر کسی برای خودش دین و تقوا دارد. مسأله دین و ایمان کاملا شخصی است.» فردوسی پور بیشتر بر این تاکید کرد که از یک سو تیم های ریشه گرفته در تهران هرگز نمی توانند به عنوان یک باشگاه وارداتی به شهرهایی چون همدان (پاس)، قزوین (پیکان) و قم (صبا) هواخواه و گرمی ایجاد کنند و بهتر است تیم های حاضر در لیگ یک (دسته پایین تر از لیگ برتر) از اراک با تلاش و سرمایه گزاری اصولی به لیگ برتر راه یابند (مثل شاهین بوشهر، شهرداری و تراکتورسازی تبریز و یا تیم های دیگر) و در ضمن در بندی از قرارداد بازیکنان با تیمی چون نفت، تاکید شده است که محل تمرین بازیکن مورد قرارداد و مسابقه های خانگی باید در تهران باشد که بازیکن موظف به اجرای آن است (حتی اگر این بازیکن از شهرهای دیگر ایران و یا از کشورهای خارج آمده باشند ملزم به اقامت در شهر مورد قراردادشان هستند)، انتقال بازیکن به شهری دیگر هم از سوی باشگاه خلاف قرارداد و در صورت اجبار از سوی دولت، حرکتی خلاف از سوی فیفا است. احمدیبینش در بخشی از گفته هایش گفت: «شما به نمایندگان محترم مجلس توهین کردید و گفتید بهخاطر گرفتن رای از مردم چنین کاری کردهاند. تصمیم دولت را هم شو و نمایش خواندید و این قطعا توهین به دولت محترم است. نفت تنها به شهر اراک داده نشده است. این تیم استان مرکزی خواهد بود. استان حضرت امام با سی و چند شهر.» عادل فردوسیپور در طول صحبت با احمدی بینش چندبار تاکید کرد که برنامه او صرفا ورزشی است و کاری به مسائل سیاسی ندارد. نماینده شازند اراک تاکید کرد که فردوسی پور فقط مجری یک برنامه است و حق اظهار نظر ندارد. این گفت و گو در حالی به پایان رسید که در ادامه چند تن از اهالی نام آشنای فوتبال و حتی یک نماینده دیگر مجلس (نماینده تالش) هم تلفنی از گفته های فردوسی پور حمایت کردند. خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا در این مورد با عنوان «۹۰ و آتشی که نفت به پا کرد» نوشت: «نماینده تالش که همزمان در فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی و باشگاه چوکای تالش سمتهایی را عهده دار است در مخالفت با انتقال انجام شده صحبت (کرد) و دلایل خود را ارائه داد.» خبرگزاری مهر هم نوشت: «احمدی از فردوسی پور پنج دقیقه وقت خواست تا حرف هایش را در این مورد بزند اما در حالی که مجری برنامه این وقت را به او داده بود، احمدی بیش از ۱۰ دقیقه صحبت کرد و در پایان هم برخی توصیه های اخلاقی را به عادل ارائه کرد.» در پایان بحث درمورد انتقال نفت تهران به اراک، ناصر فریاد شیران، به عنوان یکی از پیش کسوت های ورزش فوتبال و حسین فرکی سرمربی تیم نفت روی خط تلفنی گفت:«واقعا نمی دانم در این مورد چه بگویم.» پاسخ فردوسی پور این بود: «کلا هیچی نمیشود گفت.»
اتحاديه اروپا با اين استدلال که در حال حاضر بايد به روند صلح اسرائيلی- فلسطينی امکان پيشرفت داد، اعلام کرده که در مقطع جاری کشور مستقل فلسطين را به رسميت نمی شناسد.اتحاديه اروپا با اين استدلال که در حال حاضر بايد به روند صلح اسرائيلی- فلسطينی امکان پيشرفت داد، اعلام کرده که در مقطع جاری کشور مستقل فلسطين را به رسميت نمی شناسد. وزيران خارجه اتحاديه اروپا در نشست روز دوشنبه خود در بروکسل، از دو طرف اسرائيلی- فلسطينی خواستند که برای رسيدن به راه حلی سريع در اين نزاع ديرينه خاورميانه تلاش کنند. اتحاديه اروپا در بيانيه خود از دستيابی به پيمانی که در يک سال مذاکرات ميان اسرائيل و تشکيلات فلسطينی به دست آيد، حمايت کرد. وزيرخارجه قبرس گفت که استقلال کشور فلسطين در دستور کاراتحاديه اروپا می ماند اما نه در مرحله کنونی، و افزود که اتحاديه «هنوز از احتمال پيشرفت در تماس های سياسی اسرائيلی- فلسطينی نااميد نشده است.» اتحاديه اروپا درهمين حال تاکيد کرد که «در زمان لازم و پس از استقلال کشور فلسطين، کشورهای عضو اتحاديه، فلسطين را به رسميت خواهند شناخت.» اتحاديه همچنين تاکيد کرده است که تغييرات در مرزهای سال ۱۹۶۷ را در صورتی می پذيرد که در پيمان ميان دو طرف، در باره آن به توافق رسيده باشند. در نبرد شش روزه سال ۱۹۶۷ اسرائيل کرانه باختری، باريکه غزه و بلندی های جولان را به کنترل خود در آورد، و از آن زمان تا کنون تنها باريکه غزه را به طور يکجانبه و بدون دستيابی به توافقی با فلسطينی ها در تابستان سال ۱۹۹۵ تخليه کرده است. اتحاديه اروپا در بيانيه دوشنبه خود از اين که دولت اسرائيل حاضر نشده ساخت و سازها در اراضی مورد نزاع با فلسطينی ها را به خاطر پيشبرد تماس های سياسی با تشکيلات خودگردان فلسطينی برای يک دوره ديگر به حالت تعليق در آورد، ابراز «تاسف» کرد، و شهرک سازی ها را «مانعی در راه صلح» ناميد. وزيرخارجه فنلاند گفت که به خاطر لجاجت اسرائيل در قضيه شهرک سازی ها است که روند صلح پيشرفت نکرده، اما او نيز تاکيد کرد که هنوز می توان به دو طرف به اميد دستيابی به توافق فشار آورد. اتحاديه اروپا همچنين خواهان آن شد که اسرائيل «به سرعت و بدون پيش شرط، باريکه غزه را به روی رسيدن کمک های انساندوستانه بازکند و امکان خروج کالا و شهروندان فلسطينی از غزه و ورود به اين باريکه را فراهم کند.» صائب عريقات، مذاکره کننده ارشد تشکيلات فلسطينی دوشنبه گفته بود که محمود عباس، رييس اين تشکيلات از کاترين اشتون، رييس سياست خارجی اتحاديه اروپا خواسته که استقلال کشور فلسطين را در مرزهای سال ۱۹۶۷ به رسميت بشناسد. به گزارش راديو اسرائيل، دولت اين کشور «تلاش گسترده ای» انجام داده بود تا اتحاديه اروپا از به رسميت شناختن کشور مستقل فلسطين خودداری کند، و در اين راستا، مقامات بلند پايه وزارت خارجه اسرائيل و «عوزی آراد»، مشاور امنيت ملی اسرائيل، با مقامات ارشد دولت های اروپايی، به ويژه آلمان و فرانسه تماس های زيادی گرفته بودند. فلسطينی ها که از پيشبرد گفت و گوهای صلح با اسرائيل نااميد شده اند، در هفته های اخير از کشورهای جهان می خواهند که استقلال کشور فلسطين در مرزهای ۱۹۶۷ با پايتختی شرق بيت المقدس را به رسميت بشناسند. سه کشور برزيل، آرژانتين و اوروگوئه در روزهای اخير اعلام کردند که استقلال فلسطين را به رسميت می شناسند. فلسطينی ها ارزيابی کرده اند که بزودی کشورهای بيشتری در حوزه آمريکای لاتين به اقدام مشابه دست خواهند زد. همزمان، جرج ميچل، فرستاده ويژه آمريکا به خاورميانه که دوباره از سوی دولت باراک اوباما به منطقه فرستاده شده است، تماس های خود را با مقامات ارشد اسرائيلی و فلسطينی در اورشليم يا بيت المقدس و رام الله، از سرگرفته است. هيلاری کلينتون، وزيرخارجه آمريکا جمعه گذشته در يک سخنرانی تاکيد کرده بود که دولت آمريکا به تلاش برای رسيدن اسرائيل و فلسطينی ها به پيمان صلح ادامه می دهد. خانم کلينتون از دو طرف خواست که هرچه سريعتر در باره «مسائل اساسی» که موجب ادامه يافتن اين نزاع ديرينه شده، با «نشان دادن اراده و نرمش» به راه حل برسند تا استقلال کشور فلسطين درنتيجه پيمان صلح و نه با اقدامات يک طرفه و يک جانبه، امکان پذير شود. آمريکا هم گفته که با اقدامات يکجانبه مخالف است. تشکيلات خودگردان فلسطينی از اين که آمريکا اسرائيل را مقصر بن بست در مذاکرات صلح معرفی نکرده، ناخرسند شده است. اما بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل دوشنبه پيش از ديدار با جرج ميچل در اورشليم يا بيت المقدس، از اين که آمريکا از درخواستش از اسرائيل در زمينه قطع شهرک سازی ها عدول کرده، ابراز خرسندی کرد و گفت اکنون با انديشه ای آسوده تر می توان «مذاکراتی حقيقی» بر سر «مسائل اساسی» با فلسطينی ها را اداره کرد. آمريکا سه شنبه گذشته از خواسته خود از اسرائيل، در زمينه قطع خانه سازی های اسرائيلی در اراضی مورد اختلاف در طول مذاکرات سياسی اسرائيلی- فلسطينی، پايين آمد زيرا نتوانسته بود دولت نتانياهو را به پذيرش بدون شرط اين خواسته متقاعد کند. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، به رغم بازگشت جرج ميچل به خاورميانه، مقامات فلسطينی می گويند که اميد خود را نسبت به تحقق رويای دو کشور از دست می دهند. در همين حال، اتحاديه عرب در انتظار نتيجه ماموريت آقای ميچل است تا به محمود عباس در اتخاذ تصميم در مورد ماندن در مسير مذاکرات با اسرائيل يا ترک اين راه کمک کند.
جمعیت علمای اسلامی پاکستان، بزرگترین حزب مذهبی این کشور، دولت ائتلافی یوسف رضا گیلانی را ترک می کند. جمعیت علمای اسلامی به برکناری وزیر امور شرع از سمت خود اعتراض دارد. یوسف رضا گیلانی، وزیران امور شرع و علوم و فناوری را پس از جدال لفظی علنی این دو بر سر یک پرونده فساد مالی، از کار برکنار کرد. جمعیت علمای اسلامی که سه وزیر در کابینه ائتلافی داشت اعلام کرد دو وزیر دیگر نیز از سمت های خود استعفاء می دهند.
در آتش سوزس درکارخانه پوشاک در نزدیکی داکار ، پایتخت بنگلادش دستکم 20 نفر کشته و بیش از 100 تن زخمی شدند. علت آتش سوزی هنوز روشن نیست. به گفته مسئولان این کارخانه، چند هزار کارگر، عمدتا کارگران زن، هنگام آتش سوزی مشغول کاربودند. شماری از کارگران به علت دست پاچگی هنگام فرار در زیر دست و پا زخمی شدند.
دادگاهی در لندن، تقاضای آزادی جولين آسانژ، مدير ويکی ليکس را به قيد وثيقه پذيرفت. همزمان، دادستانی سوئد قصد دارد تقاضای تجديد نظر در اين حکم را کند. جولين آسانژ هفته گذشته به اتهام آزار جنسی و تجاوز، به درخواست دادستانی سوئد در لندن بازداشت شد. تقاضای او برای آزادی به قيد وثيقه هفته گذشته رد شده بود. سايت ويکی ليکس اخيرا شماری از اسناد طبقه بندی شده و محرمانه وزارت خارجه آمريکا را بطور غير قانونی منتشر کرده است.
هفته نامه نيوزويک در تحليل مفصلی ضمن بررسی مشخصات و جزييات ترور دو دانشمند هسته ای ايران و همينطور حمله کرم رايانه ای «استاکس نت» به سيستم های کنترل مراکز هسته ای ايران، می نويسد که اين دو مورد ترور شايد جلوه ای خشونت آميزتر از جنگ پنهان عليه برنامه هسته ای ايران را به نمايش بگذارند. ولی حقيقت اين است که کرم «استاکس نت» تهديدی خطرناک تر است.هفته نامه نيوزويک در تحليل مفصلی ضمن بررسی مشخصات و جزييات ترور دو دانشمند هسته ای ايران و همينطور حمله کرم رايانه ای «استاکس نت» به سيستم های کنترل مراکز هسته ای ايران، می نويسد که اين دو مورد ترور شايد جلوه ای خشونت آميزتر از جنگ پنهان عليه برنامه هسته ای ايران را به نمايش بگذارند. ولی حقيقت اين است که کرم «استاکس نت» تهديدی خطرناک تر است. نيوزويک با مرور جزييات دو مورد ترور دانشوران هسته ای ايران آنها را عملياتی بسيار دقيق توصيف کرده که جزييات آن با شيوه کار دستگاه های جاسوسی با سابقه ای مثل «موساد»، شباهت فراوانی دارد. در اين ترورها «مجيد شهرياری» به قتل رسيد اما «فريدون عباسی دوانی» با آگاهی از حرکت مشکوک موتور سواری که بسته انفجاری را به اتومبيل او نصب کرده بود، توانست جان سالم به در ببرد. در تل آويو واکنش ها جای مکث داشت. هيچ منبع رسمی اين ترورها را تاييد و يا تکذيب نکرد. ولی درست در همان روز دوران رياست مئير داگان، رييس سابق موساد به پايان رسيد که به مدت هشت سال فعاليت های جاسوسی و خرابکارانه اسراييل عليه ايران را برعهده داشت. يکی از روزنامه های اسراييلی زير عکسی از صحنه ترورها در تهران چنين تيتر زده بود:« آيا اين آخرين تير در ترکش داگان بود؟» نيوزويک سپس می افزايد که در بعد از ظهر همان روز مصاحبه مطبوعاتی محمود احمدی نژاد با دو ساعت تاخير برگزار شد. او صهيونيست ها و غرب را مسئول ترور دو دانشمند ايرانی دانست. اما شايد مهم تر از آن وی برای نخستین بار پس از چند ماه که از شيوع «استاکس نت» در سيستم کنترل کامپيوتری مراکز هسته ای ايران می گذشت به وجود اين مسئله اعتراف کرد. او اين اقدام را به دشمنان ايران ، بدون ذکر نام دولتی خاص نسبت داد و ادعا کرد که اين مشکل برطرف شده و ديگر بروز نخواهد کرد. کارزار پنهانی تا به اين حد ملموس و علنی تاکنون سابقه نداشته و حقايق مربور به آن هنوز هم در ابهام است. طبق معمول پس از وقوع چنين حملات خرابکارانه و پنهانی انواع گمانه زنی ها و فرضيه های توطئه گرانه شايع می شوند. يکی از اهداف سازمان های جاسوسی با سابقه دقيقا ايجاد يک چنين فضايی است. آن ها معمولا مسئوليت اقداماتی را که خود انجام داده اند برعهده نمی گيرند ولی اگر موردی که کار آنها نبوده به آنان نسبت داده شود آنرا تکذيب نمی کنند. جنگ روانی و ايجاد سردرگمی بخشی از اين نوع جنگ های پنهان است. نيوزويک يادآوری می کند که برخی از محافل اصلاح طلب و مخالف حکومت ايران ترور دو دانشمند هسته ای همچون ترور سال گذشته يک استاد فيزيک در شهر تهران را به دستگاه های اطلاعاتی رژيم نسبت داده و می گويند که اين افراد مورد سوء ظن مسئولان اطلاعاتی کشور بوده و تصميم گرفته شده که آنها را از بين ببرند. اين طور گفته می شود که «مجيد شهرياری» و «فريدون عباسی دوانی» تا حدی به جريان های اصلاح طلب و يا ميانه رو در محافل حکومتی ايران تمايل داشته اند. هفته نامه نيوزويک از قول کارشناسان امنيتی مستقل می نويسد که احتمالا دولت يکی از کشورهای متخاصم با ايران، عمليات ترور دانشمندان را اجرا کرده و دولت ديگری هم مجری حمله سايبری «استاکس نت» بوده، ولی لزوما اين دو اقدام در هماهنگی با يکديگر نبوده اند. بسياری از کارشناسان معتقدند که ترورها احتمالا کار دولت اسرائيل و حمله سايبری کار دولت آمريکا بوده است. برخی ديگر می گويند حملات سايبری می توانسته از بريتانيا، فرانسه و حتی آلمان هدايت شده باشد. هفته نامه نيوزويک در ادامه مطلب خود تاکيد می کند که از بين دو روش جنگ پنهان عليه برنامه های هسته ای ايران، حمله سايبری با کرم «استاکس نت» به مراتب خطرناک تر است. به اعتقاد کارشناسان امنيتی اين مورد را بايد آغاز گر دوران جديدی از جنگ های مدرن دانست چون نتيجه حمله «استاکس نت» به مراکز حساس هسته ای ايران بيشتر از حملات متعارف با تسليحات نظامی مثل بمب و يا موشک بود. ديويد آلبرايت يکی از کارشناسان ارشد سلاح های کشتار جمعی معتقد است که به احتمال زياد، ناتوانی ايران در به کار انداختن چندين هزار سانتريفوژ جديد خود در پايان سال ۲۰۰۸ و اوايل سال ۲۰۰۹ همزمان با شروع حمله سايبری « استاکس نت» بوده و بعيد نيست که دليل اين اختلال همين حمله بوده باشد. مقامات هسته ای اسرائيل نيز در گذشته در محافل خصوصی به وجود برنامه هايی برای اخلال و تخريب در مراکز کنترل برنامه هسته ای ايران اشاره کرده بودند. به نظر می رسد از چند سال پيش عمليات خرابکارانه و پنهانی در دستور کار قرار گرفته تا با تاخير در پيشرفت هسته ای ايران فرصت بيشتری برای فشارهای ديپلماتيک و اقتصادی فراهم شود. هفته نامه نيوزويک سپس با تشريح مختصات «استاکس نت» می نويسد که کارشناسان امنيتی و ايمنی کامپيوتر معتقدند که اين کرم اینترنتی محصول هزاران ساعت کار دقيق و با پشتوانه مالی و لجستيکی فراوان توليد شده است. چون شبکه کامپيوتری مراکز هسته ای ايران به اينترنت متصل نيستند اين کرم از طرق « يو اس بی» يا حافظه سيار به ايران منتقل شده است. طراحان اين کرم اینترنتی حتما دستگاههای مشابهی با آن چه که در ايران به کار برده می شود در اختيار داشته اند تا بتوانند عملکرد اين کرم را دقيقا برنامه ريزی کنند. مختصات کار اين بدافزار طوری تنظيم شده که از اول ماه ژوئن سال ۲۰۱۱ ديگر قادر نخواهد بود از نقطه ضعف های موجود در سيستم عامل مايکروسافت بهره برداری کند و عمر مفيد اين کرم در ماه ژوئن سال ۲۰۱۲ به پايان خواهد رسيد. طراحان و يا دولت مسئول اين حمله سايبری به اين وسيله خواسته اند از برملا شدن منشا شيوع و ارسال اين کرم پرهيز کرده و يا اميدوار بوده اند که قبل از کشف آن اين بدافزار خود را نابود کند. هفته نامه نيوزويک در پايان يادآوری می کند که اگر چنين حملاتی در آينده ادامه يافته و يا تکرار شود ممکن است هدف گيری آن به دقت و تمرکز مورد «استاکس نت» نباشد. يک احتمال اين است که در آينده ديگران با به کارگيری برخی از عناصر «استاکس نت» و يا الهام گرفتن از آن حملات سايبری مشابهی را عليه اهداف ديگری به اجرا گذارند. درست مثل ساير جنگ افزارهايی که در طول قرن بيستم اختراع و به کار گرفته شدند ممکن است در اين مورد نيز دامنه استفاده از جنگ افزارهای سايبری آنقدر گسترس يابد که دامن طراحان و سازندگان آن را نيز بگيرد.
در حالی که پیشتر گزارشهایی درباره احتمال به حراج گذاشته شدن سه کشتی توقیف شده ایران در سنگاپور منتشر شده بود، ایران اعلام کرده است، حراج این سه کشتی «فعلاً منتفی شده است.»در حالی که پیشتر گزارشهایی درباره احتمال به حراج گذاشته شدن سه کشتی توقیف شده ایران در سنگاپور منتشر شده بود، مدیر عامل شرکت کشتیرانی ایران اعلام کرده است، حراج این سه کشتی «فعلاً منتفی شده است.» به گزارش خبرگزاری مهر، محمدحسین داجمر، مدیر عامل کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران روز سهشنبه اعلام کرده است، «با رایزنیهای مسئولان ایرانی»، برنامه حراج سه کشتی توقیف شده ایرانی در سنگاپور فعلاً منتفی شده است. بیشتر بخوانید: سه کشتی توقيفی ايران در سنگاپور به حراج گذاشته می شود تلاش ایران برای جلوگیری از «حراج» سه کشتی توقیف شده در سنگاپور وی در این باره گفته است: «ساعاتی پیش رایزنیها با مسئولان بانک فرانسوی برای جلوگیری از حراج کشتیهای توقیفی جمهوری اسلامی ایران در آبهای سنگاپور انجام شد که خوشبختانه نتیجه مثبت بود و حراج این کشتیها فعلاً منتفی شد.» مدیرعامل کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در عین حال افزوده است: «با رایزنیهای انجام شده، امروز مشکل توقیف این کشتیها حل خواهد شد و این کشتیها تحت پرچم ناوگان جمهوری اسلامی ایران باقی خواهند ماند.» وی همچنین با بیان این که ایران به تمامی تعهدات خود برای پرداخت اقساط وام این کشتیها عمل کرده، اظهار داشته است: «بانک فرانسوی وام خود را تبدیل به حال کرده بود و به همین دلیل توانسته بود از سنگاپور دستور توقیف و حراج این کشتیها را اخذ کند، اما با رایزنی، این عملیات متوقف شد و این کشتیهای ایرانی دیگر حراج نخواهند شد.» پیشتر گزارشهایی درباره به حراج گذاشته شدن یک کشتی ایرانی در سنگاپور به درخواست یک بانک فرانسوی منتشر شده بود و قرار بود این حراج روز سهشنبه برگزار شود. به گفته استوارت لوی، هماهنگ کننده تحریمها علیه ایران در وزارت خزانهداری آمریکا، از آنجایی که ایران نتوانسته بود برای سه کشتی خود که با استفاده از وام ۲۳۵ میلیون دلاری پرداخت شده از سوی یک بانک فرانسوی خریداری شده بودند، قرارداد بیمه منعقد کند، این سه کشتی به درخواست بانک فرانسوی در سنگاپور توقیف شده بودند. این در حالی است که محمدحسین داجمر، مدیر عامل شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران پیشتر در باره توقیف و حراج این کشتیها گفته بود، توقیف سه کشتی سهند، سبلان و توچال به خاطر بدهی نبوده و بانک فرانسوی به دلیل تحریمها علیه ایران این سه کشتی را توقیف کرده است. وی در عین حال در اظهار نظر دیگری در این باره گفته بود: «به دنبال این هستیم که از طریق منابعی بتوانیم با فرانسویها مذاکره کرده و پول آنها را پرداخت کنیم که امیدواریم تا فردا سه شنبه به نتیجه برسیم.» به دنبال تصویب چهارمین قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران در خردادماه سال جاری، آمریکا و اتحادیه اروپا نیز تحریم های یک جانبه ای را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کردند. تشدید این محدودیتها باعث شده است، تا بسیاری از شرکت های بیمه به دلیل نگرانی از تحریمها با ایران همکاری نکنند. همچنین ایالات متحده آمریکا از سال ۲۰۰۸ شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران را تحریم کرده و بر اساس اعلام وزارت خزانهداری آمریکا تاکنون بیش از ۷۰ «شرکت صوری» مرتبط با کشتیرانی ایران، هدف تحریمهای آمریکا قرار گرفتهاند.
محمد رضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری ایران هفته گذشته، پس از نشست هیئت دولت در اراک با اعلام اینکه یكی از مصوبات جلسه، انتقال تیم فوتبال نفت تهران به استان مركزی بوده است، بار دیگر بر دخالت دولت در حوزه فوتبال کشور صحه گذاشت.محمد رضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری ایران هفته گذشته، پس از نشست هیئت دولت در اراک با اعلام اینکه یكی از مصوبات جلسه، انتقال تیم فوتبال نفت تهران به استان مركزی بوده است، بار دیگر بر دخالت دولت در حوزه فوتبال کشور صحه گذاشت. آقای رحیمی در حالی از انتقال این تیم به استان مرکزی خبر داده است که پیش از این و در سال ۱۳۸۲ نیز تیم دسته اولی پارتسازان مشهد با نفوذ سیاسی علی نظری، نماینده وقت اراک در مجلس شورای اسلامی و موافقت محسن مهرعلیزاده، رئیس سازمان تربیت بدنی، به استان مرکزی اراک منتقل شد که این انتقال نتیجهای جز ناکامی و انحلال را عاید این تیم نکرد. تیم پارتسازان مشهد که پس از انتقال به اراک، صنایع ارک نامگرفت هیچگاه نتوانست به لیگ برتر صعود کند و با وجود هزینه شدن میلیونها تومان برای این تیم و بهره گیری از مربیان و بازیکنان غیر بومی، صنایع در نهایت منحل شد. انتقال تیمهای فوتبال به استان های مختلف و دخالت مستقیم دولت در چیدمان تیم های لیگ برتر، در دوران ریاست محمد علی آبادی بر سازمان تربیت بدنی آغاز شد؛ روندی که به نظر میرسد در دوران ریاست علی سعیدلو بر این سازمان نیز ادامه خواهد یافت. پیش از این و در دوران محمد علی آبادی، پاس تهران که از قدیمیترین باشگاههای فوتبال ایران است به همدان منتقل شد، صبا باتری به استان قم رسید، پیکان هم به استان قزوین منتقل شد و سپاهان نوین اصفهان نیز به فولاد خوزستان واگذار شد. همچنین تیم راهآهن تهران هم در آن زمان راه آهن شهر ری نام گرفت و این در حالی است که راهآهنیها هنوز هم تمام تمرینات و مسابقات خود را در ورزشگاه اختصاصی خود در اکباتان تهران برگزار میکنند. بسیاری از فوتبال دوستان در این استانها، معتقدند که این تیم ها به دلیل فقدان اصالت، هرگز موفق به جذب حداکثری هوادار در استان های فوق نخواهند شد. زیان های ناشی از انتقال تیمها یکی از مهمترین دلایل دولت محمود احمدی نژاد در انتقال امتیاز تیمهای تهرانی، جذب تماشاگر در استان های مختلف بود. این در حالی است که در عمل، به غیر از روزهایی که این تیم ها میزبان پرسپولیس و استقلال هستند، تعداد تماشاگران به ندرت ممکن است از هزار نفر فراتر میرود. منتقدان بیشمار این طرح بر این باورند که دخالت مستقیم دولت در چیدمان تیمهای ورزشی و تغییر شکل طبیعی لیگهای فوتبال در هیچ کجای جهان سابقه نداشته است. با وجود این انتقادها، به نظر میرسد یکی از مهمترین آسیبهایی که چنین طرحی به پیکر ورزش ایران میزند، از نگاه بسیاری پنهان مانده است. با توجه به استقبال گسترده رسانههای کشور از فوتبال، مسئولین ورزش تمامی استانها و همچنین نمایندگان استانها در مجلس، تمایل به برعهده گرفتن مسئولیت تیمهای لیگ برتر دارند و به این ترتیب تیمهای فوتبال منتقل شده به استانها، بیشترین امکانات محدود ورزشی هر استان را به خود اختصاص میدهند، توجه و اهتمام مسئولین ورزشی و سیاسی استان به فوتبال معطوف میشود و در چنین وضعیتی بیشترین لطمه به پیکر رشتههای غیرفوتبالی استانهای مزبور میخورد. استان قزوین که از قطب های کشتی ایران بود، بعد از فوتبالی شدن به شدت در رشته های سنتی اش دچار نزول شد، همان بلایی که فوتبالی کردن استان یزد، بر سر بدمینتون موفق این استان آورد. در استان همدان نیز که دو مدال طلا در کشتی آزاد بازی های آسیایی متعلق به کشتیگیران این استان است، ورزشکاران رشتههای غیر فوتبالی شدیداً از تمرکز مسئولین سیاسی و ورزشی استان، بر روی تیم وارداتی فوتبال شان گلهمند هستند. با این اوصاف، انتقال تیم فوتبال نفت تهران در حالی به استان مرکزی منتقل میشود که این استان همواره هندبال قدرتمندی داشته و تیم ملی هندبال کشور نیز که نقره بازی های آسیایی ۲۰۱۰ را نصیب خود کرد، دائماً از این استان تغذیه می شود. همچنین سیستان و بلوچستان که گفته می شود گام بعدی دولت برای توسعه آمرانه فوتبال است، مهم ترین استان در کبدی ایران محسوب می شود؛ رشتهای که هم دختران و هم پسرانش در گوانگجو مدال گرفتند.
دو نهاد مدافع حقوق بشر، سرکوب روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان جامعه مدنی در ایران را محکوم کردند. این دو نهاد مستقر در لندن که "فهرست سانسور" و "ماده نوزده" نام دارند، در بیانیه ای مشترک با اشاره به بازداشت چند تن از اعضای روزنامه اصلاح طلب شرق نوشتند، حکومت جمهوری اسلامی در آستانه عاشورا دور جدیدی از سرکوب را آغاز کرده است. در بیانیۀ منتشر شده ف همچنین از گزارش ها درباره آزار و شکنجه زندانیان در ایران به شدت ابراز نگرانی شده است.
سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، روز سه شنبه بار دیگر موفق شد تا با اختلاف اندک از پارلمان این کشور رأی اعتماد بگیرد و همچنان در سمت خود باقی بماند.سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، روز سه شنبه بار دیگر موفق شد تا با اختلاف اندک از پارلمان این کشور رأی اعتماد بگیرد و همچنان در سمت خود باقی بماند. به گزارش خبرگزاریها، سیلویو برلوسکونی، که بالا گرفتن اختلاف در ائتلاف وی زمینه برگزاری رأیگیری و تصمیم بر سر ابقای وی در پارلمان ایتالیا را که متشکل از مجلس سنا و مجلس سفلی یا همان مجلس نمایندگان است فراهم کرد، در صبح روز سه شنبه، ۲۳ آذر موفق شد تا با ۱۶۲ رأی موافق در مقابل ۱۴۶ رأی مخالف مجلس سنای ایتالیا، از این مجلس رأی اعتماد بگیرد که البته امکان پیروزی آقای برلوسکونی در مجلسسنای این کشور که اکثریت کرسیهای آن متعلق به دولت ایتالیا است، از قبل پیشبینی میشد. ساعاتی پس از اعلام نتایج رأیگیری سنای ایتالیا، در نهایت اعلام شد که در جریان رأیگیری مجلس نمایندگان ایتالیا نیز آقای برلوسکونی با تفاوتی ناچیز و اخذ ۳۱۴ رأی موافق، ۳۱۱ رأی مخالف و ۲ رأی ممتنع، موفق به اخذ اکثریت آرای این مجلس شد. این در حالی بود که اگر آقای برلوسکونی ۷۴ ساله از این مجلس رأی اعتماد نمیگرفت مجبور میشد از پیش از پایان یافتن مدت نخستوزیری خود در سال ۲۰۱۳، از سمت خود استعفاء دهد و ایتالیاییها برای انتخاب نخستوزیر جدید پیش از موعد مقرر به پای صندوقهای رأی میرفتند. به نوشته خبرگزاریها شمارش آرای مجلس نمایندگان به دلیل ایجاد درگیری و اختلاف میان احزاب مخالف و موافق دولت برای مدت کوتاهی با اختلال مواجه شد و برخی مخالفان برلوسکونی بر این باور بودند که دولت وی برای جلب رأی دست به زد و بندهای پشت پرده و خرید رأی زده است. پییِر لوئیجی بِرسانی، رهبر حزب دمکرات این کشور ، «نجات» برلوسکونی را یک «پیروزی بدتر از شکست» دانست و در پارلمان ایتالیا گفت: «شما، نخست وزیر! دیگر در جایگاه حکمرانی نیستید.» به دنبال اعلام ابقای سمت برلوسکونی هزاران نفر از مخالفان آقای برلوسکونی در شهرهای ایتالیا دست به اعتراض زدند، مرکز شهر رم در محاصره پلیس ضد شورش قرار گرفت و نیروهای پلیس با مخالفانی که مواد آتشزا و گلولههای رنگ و به سمت ساختمان سنا پرتاب میکردند برخورد کردند. سیلویو برلوسکونی، سرمایهدار میلیاردر ایتالیایی نخستین بار در مارس ۱۹۹۴ با شعار «ایتالیا به پیش بتاز» و در حالی که فساد در میان نخبگان سیاسی ایتالیا رسواییهایی را به پا کرده بود، عهدهدار سمت نخستوزیری ایتالیا شد، اما در نهایت با بالاگرفتن اختلافات میان وی و اومبرتو بوسی، رهبر حزب لیگ شمالی ایتالیا که حال یکی از معدود همپیمانان وی به شمار میرود، آقای برلوسکونی در ژانویه ۱۹۹۵ مجبور به استعفا شد. سیلویو بلوسکونی سپس در سال ۲۰۰۱ سمت پنج ساله نخستوزیری را برای بار دوم بر عهده گرفت و پس از آن در سال ۲۰۰۸ و پس از استعفای رومانو پرودی، نخست وزیر وقت ایتالیا به دلیل رکود اقتصادی و بحران تراکم زباله در شهر ناپل ایتالیا، برای بار سوم به مقام نخستوزیری رسید . آقای برلوسکونی در دوران نخستوزیری خود بارها به دلیل اتهاماتی درباره زندگی شخصی خود و فساد اداری و مالی مورد هجوم جناحهای مختلف قرار گرفته که در آخرین مورد در نوامبر سال جاری، جیانفرانکو فینی، رئیس پارلمان ایتالیا و یکی از همپیمانان آقای برلوسکونی، به دنبال رشتهای از بحثها و مشاجرات، به همراه چهار وزیر و ۴۰ قانونگذار، از حمایت کردن نخست وزیر دست کشیدند و همین امر زمینهای شد برای به برگزاری رأیگیری برای تصمیم در مورد ابقا یا استعفای آقای برلوسکونی. روز دوشنبه در آخرین تلاش ها برای جلب حمایت قانونگذاران برای کسب رای اعتماد، آقای برلوسکونی که مجله فوربس وی را هفتادمین مرد ثروتمند دنیا معرفی کرده، از مجلس خواست تا به دلیل منافع سیاسی کوته بینانه دولت وی را تحت اشعاع قرار ندهند. وی همچنین هشدار داد که برکناریاش در زمان بیثباتی مالی اروپا بحران آفرین خواهد بود و تلاش برای برکناری وی در چنین موقعیتی را «حماقتی سیاسی» دانست.
سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، از پارلمان این کشور رای اعتماد گرفت. امروز (سه شنبه) ابتدا نمایندگان سنا که دولت برلوسکونی اکثریت کرسی های آن را در اختیار دارد، و سپس نمایندگان مجلس نمایندگان به نخست وزیر رای اعتماد دادند. برلوسکونی در مجلس نمایندگان، تنها با اختلاف سه رای بر مخالفان پیروز شد.
مهدی کروبی، از سران مخالفان دولت، می گوید کشتار معترضان در عاشورای سال گذشته جمهوری اسلامی را "ننگین" کرد. مهدی کروبی در پیامی ویدئویی که بر روی شبکه اینترنت منتشر شده است، گفت: "خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک را بوجود آوردند، خدا آبروی آنهایی را برد که مردم و خانواده هایشان را عزادار کردند و جمعی را در خیابان ها و در روز عاشورا به شهادت رساندند. خدا آبروی آنهایی را برد که حق ملت را تضییع کردند و جمعی از بچه های مردم را اعدام کردند، خدا آبروی آنهایی را برد که افرادی راکه شهادت داده بودند که چگونه مردم را از پل انداختندو یا زیر ماشین کردند به زندان محکوم کردند." در روز عاشورای سال گذشته هزاران نفر در تهران تظاهرات گسترده ای علیه دولت برگزار کردند، ولی این تظاهرات توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به شدت سرکوب شد.
دولت افغانستان با چند سرمایه گذار غربی قرارداد استخراج طلا امضا کرد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وحید الله شهرانی، وزیر معادن افغانستان گفت، پروژه استخراج طلا که ارزش آن حدود ۵۰ میلیون دلار برآورد شده است، در منطقه دوشی در ولایت بغلان اجرا خواهد شد.
گرد و غبار باعث تعطیلی در پنج شهر استان خوزستان شد. مدارس، ادارات دولتی، بانک ها و مراکز درمانی امروز (سه شنبه) در شهرهای اهواز، خرمشهر، آبادان، شادگان و دشت آزادگان تعطیل بودند. ستاد حوادث غیرمترقبه استان خوزستان همچنین از شهروندان خواسته است تا در صورت امکان از منزل خارج نشوند.
دانشجویان بسیجی دانشگاه بوعلی همدان روز یکشنبه با تجمع در مقابل مقبره اِستِر و مُردخای یهودی تهدید کردند که در صورت تخریب مسجدالاقصی به دست اسرائیل، این مکان مقدس ِ یهودیان در همدان را ویران خواهند کرد.دانشجویان بسیجی دانشگاه بوعلی همدان روز یکشنبه با تجمع در مقابل مقبره اِستِر و مُردخای یهودی تهدید کردند که در صورت تخریب مسجدالاقصی به دست اسرائیل، این مکان مقدس ِ یهودیان در همدان را ویران خواهند کرد. به گزارش خبرگزاریهای ایران، این دانشجویان روز یکشنبه با برگزاری این تجمع اعتراضی دولت اسرائیل را متهم کردند که نقشه تخریب مسجدالاقصی را در سر میپروراند. در جمع اعتراضی بسیج دانشجویی دانشگاه بوعلی سینای همدان در مقابل مقبره استر و مردخای، بیانیهای نیز خوانده شد. در این بیانیه از جمله آمده است که «ای ملت مسلمان! آگاه باشید که اینان تخریب مسجدالاقصی، دومین نماد اتحاد مسلمانان جهان، را آغاز کردهاند. در حالی که دومین مکان مقدس اینان در جمهوری اسلامی و در شهر همدان به نام زیارتگاه «استر و مردخای» در آرامش کامل به سر میبرد و از هیچ مسلمانی هم صدا در نمیآید.» در این بیانیه دانشجویان به آنانی که «سران رژیم صهیونیستی»شان میخوانند هشدار دادهاند که اگر به هر نحوی به مقصدالاقصی تعدی کنند، «ما هم مقبره این قاتلان پست را ویران خواهیم کرد». خبرگزاری فرانسه در توصیف مقبره استر مینویسد که استر دختر جوان یهودی بود که پنج قرن قبل از میلاد مسیح به همسری خشایارشاه درآمد و او را متقاعد ساخت تا اجازه دهد که یهودیان آزادانه در ایرانزمین مسکن و ماوا گزینند. این خبرگزاری میافزاید که ایران با جمعیت یهودی حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار دارای بزرگترین تمرکز یهودیان در خاورمیانه است. خبرگزاری فرانسه در ادامه آورده است که مقبره دانیال، پیامبر یهودی، نیز در شهر شوش است. جمهوری اسلامی اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و رئیس جمهور اصولگرای آن یعنی محمود احمدینژاد نیز به دلیل حملاتش به اسرائیل و رد واقعه هولوکاست و افسانه خواندن آن بارها مورد انتقاد جهانیان قرار گرفته است. خبرگزاری فرانسه در گزارش خود آورده است که انجام یک رشته تعمیرات و پروژههای باستانشناسی در اطراف مسجدالاقصی باعث شده است که مسلمانان جهان اسرائیل را متهم به مخاطره انداختن این مکان مقدس کنند، مکانی که به نوشته این خبرگزاری برای مسلمانان مقدسترین مکان پس از مکه و مدینه است.
گزارش های رسيده از ايران حاکی است که بروز گرد و غبار در استان خوزستان تشدید شده است و به همین دلیل، مدارس، دستگاه های دولتی و بانک های پنج شهر اين استان از سوی استانداری تعطيل شده اند.گزارش های رسيده از ايران حاکی است که افزايش بروز گرد و غبار در استان خوزستان، مدارس و دستگاه های دولتی و بانک های پنج شهر اين استان را به تعطيلی کشاند. خبرگزاری مهر روز سه شنبه گزارش داد که به رغم دو روز بارش باران در استان خوزستان، بروز پديده گرد و غبار پس از بارش باران امروز به شدت افزايش يافت، به گونه ای که استانداری خوزستان، فعاليت های اداری و تحصيلی پنج شهر را تعطيل کرد. بر اساس اين گزارش، فعاليت اداره ها، مدارس و بانک ها در شهرهای اهواز، خرمشهر، آبادان، شادگان و دشت آزادگان تعطيل شد ولی فعاليت مراکز درمانی همچنان ادامه دارد. پديده بروز گرد و غبار يکی از مشکلات اصلی در استان های مرزی ايران با عراق در سال های اخیر است و آن گونه که خبرگزاری های ايران گزارش داده اند استان خوزستان به دليل همزمانی اين پديده با گرمای زياد، تابستان امسال يکی از سخت ترين فصل های چند سال اخير را تجربه کرده است. شدت آلودگی در این استان در برخی ماه ها به بيش از ۲۰ برابر حد مجاز رسيده و مردادماه نيز گزارش ها حاکی بود که مردم استان خوزستان تا ۱۳ روز هوای صاف به خود نديدند و تنها گرد و غبار تنفس می کردند. بر اساس اعلام مسئولان محيط زيست ايران، اين پديده ناشی از کمبود بارندگی و خشکسالی در عراق و همچنين بروز تغييرات شديد جوی در صحراهای عربستان، اردن، عراق و سوريه است که سبب شده تا گرد و غبار از این نواحی به استان های ايلام، کردستان، همدان، کرمانشاه، خوزستان و لرستان سرازیر شود. تيرماه گذشته، خبرگزاری مهر در گزارشی، مسئولان جمهوری اسلامی را به اهمال در برخورد با اين پديده متهم کرد و نوشت: «پديده گرد و غبار... از سال ۱۳۸۰ در شهرهای مرزی آبادان، خرمشهر و همچنين شادگان در استان خوزستان آغاز شد ولی متاسفانه هيچ يک از سازمان های مرتبط با آن برای کاهش و يا رفع آن پيشقدم نشدند و بدين گونه در سال ۱۳۸۹ بحران گرد و غبار در کشور همه گير شد و حالا مسئولان به فکر حل مسئله افتاده اند.» اين خبرگزاری افزوده بود: «اين پديده مخرب زيست محيطی به سرعت پيشرفت کرد به گونه ای که در سال ۱۳۸۵ يعنی پنج سال بعد ۱۹ بار در ۱۶ شهر استان خوزستان با ماندگاری ۴۸ ساعت و ميزان غلظت حداکثر ۲۷۰۰ ميکروگرم بر مترمکعب يعنی بيش از ۱۰ برابر حد مجاز پديده گرد و غبار تشکيل و سه پرواز در اين استان لغو شد.» گزارش ها حاکی است که تشديد انتشار گرد و غبار در استان های مرزی ايران با عراق موجب مهاجرت های زيادی در منطقه شده است و علی عزتی، نماينده مردم ايلام، در اين زمينه گفته است: «کاری که هشت سال جنگ تحميلی نتوانست با مردم جنگ زده ايلام کند، آلودگی هوا کرد و هم اکنون مردم زيادی در حال مهاجرت از ايلام هستند.» در روزهای اخير آلودگی هوا در تهران نيز به مشکل بزرگی در پايتخت تبديل شده است و مسئولان برای مقابله با آن مدارس و اداره ها را به مدت چند روز تعطيل کردند.
قانون هدفمند کردن يارانه ها چه زمانی به اجرا گذاشته می شود؟ اين پرسشی است که ماهها همه انتظار پاسخ آن را می کشند. دولت تا به حال از پاسخ روشن به اين پرسش طفره رفته است. فريبرز رئيس دانا، کارشناس اقتصادی در تهران در ابن مورد با راديو فردا گفتگو کرده است. قانون هدفمند کردن يارانه ها چه زمانی به اجرا گذاشته می شود؟ اين پرسشی است که ماهها همه انتظار پاسخ آن را می کشند. دولت تا به حال از پاسخ روشن به اين پرسش طفره رفته است و وزير امور اقتصاد و دارايی هم در اين هفته در پاسخ به پرسش های خبرنگاران گفت اجازه بدهيد اصلاح قيمت ها به موقع انجام می شود و هدفمندی يارانه ها حوزه مانورهای ژورناليستی نيست. فريبرز رئيس دانا، کارشناس اقتصادی در تهران در ابن مورد با راديو فردا گفتگو کرده است. چه توضيحی برای عدم اعلام زمان اجرای قانون قابل تصور است؟ موضوع ده دوازده سال است به طور جدی برای پرهيز از پرداخت يارانه ها و حمايت از مصرف کننده ها و دستمزدها در دستور کار است. منتها دولت ها يکی بعد از ديگری نتوانستند اين کار را انجام دهند. من همين الان بريده روزنامه ای را دارم که آقای خاتمی صراحتاً با همين جمله می گويد: کاش من می توانستم اين کار را بکنم. می گويد من شرمنده هستم که نتوانستم هدفمندی را پياده کنم. هدفمندی يعنی بالاخره هست. و گرنه از اين دست گرفتن و به آن دست دادن يا ندادن و همينطور به تعويق افتادن که هدفمندی نيست. آقای خاتمی واقعاً مايل بود خودش و دولتش و تمام نظريه پردازهايش اين بود که بسپارند دست مکانيسم بازار و به قول خودشان قيمت ها را واقعی کنند. هاشمی رفسنجانی هم همينطور فکر می کرد. به هر حال اين مقدمه لازم بود عرض کنم که چقدر فشار هست دولت و دولت ها و به ويژه دولت احمدی نژاد برای حذف يارانه ها. من هدفمندی يارانه ها را استفاده نمی کنم. برای اينکه گمان می کنم به سمت حذفش حرکت می کنند. اشاره کرديد به صحبت های آقای خاتمی. تا آنجا که می دانيم آقای خاتمی در چارچوب برنامه چهارم افزايش بهای مواد انرژی زا را سالانه ده در صد تصويب کرد. اما بعدا دولت آقای احمدی نژاد اولين کاری که کرد اين مصوبه را لغو کرد. يعنی آن سياستی شد که به تدريج اين يارانه ها را قيمتش را به سطح جهانی برسانند، نمی شد ادامه داد و اکنون به طور ضربتی اين برنامه را پياده نکنند؟ بله. آن هم يک راه حل بود. ده درصد. منتها مجلس مخالفت کرد با آن به خاطر اينکه با همه کار دولت خاتمی مخالفت می کرد و می خواست به هر جهت مانع تراشی کند. رقابت و ستيز قدرت بين دو جناح خيلی طبيعی است. بله آن کار را کردند. دولت خاتمی هم می خواست که ده در صد ده درصد ببرد بالا. ولی الان خود خاتمی عين جمله ای که عرض کردم، می گويد کاش من می توانستم. اين کار را من شرمنده ام که نتوانستم. سياست درست که می خواستيم به نظر من همين سياست تدريجی هست، سياست پلکانی. منتها دو مارپيچ پله. يک پله بايد يارانه ها کم می شد و حذف می شد و يک پله می رفت بالا، يک ماه بيش از يک ماه يک پله ديگر، بايد دستمزدها اصلاح می شد. يارانه يک تدبير موقت است برای به حرکت درآوردن و تامين رفاه. موقتاً بالا برود و اين دوره باروری طی شود. اگر قرار باشد تا قيامت آويزان شوند همه به آن يارانه ها، چه در توليد و چه در مصرف، سياست درستی نيست. اما هيچکدام از اين دو طرف نتوانستند سياستی اعمال کنند برای بالارفتن بهره وری، بالا رفتن دستمزدها همراه با بهره وری. الان صحبت شما اين که چرا به تاخير می افتد، از آغاز برنامه چهارم قرار بود چنين سياستی اجرا شود. بعد افتاد به امسال. امسال هم همينطور ماه به ماه به تاخير می افتد. چندی پيش خود رئيس جمهور گفت من خودم هم نمی دانم. من هم منتظر آن روزم که آن روز شروع کی است. چندی پيش يکی از مسئولان گفت ما پاشنه آشيلی داريم که مهم است. گفت پاشنه آشيل ما مربوط می شود به حمل و نقل شهری و قيمت بنزين. به نظر می رسد که به اين ترتيب عوامل امنيتی و سياسی و عوامل ايمنی و انتظامی بسيار مهم شده برای دولت. دولت خيلی حساس است نسبت به اين موضوع. چون حدود شش سال پيش ما برخورد مردم را در ايستگاه های بنزين داشتيم. آتش زدن ها و برخوردها و غافلگيری هايی که دولت وقت اعلام کرد دستگاه انتظامی با آن رو به رو شده. اين حساسيت عمومی، اين احساس را برای دولت ايجاد کرده که زمانی مناسب انتخاب کند، زمانی که بتواند تمام پمپ بنزين ها را زير کنترل داشته باشد. جو سياسی و اجتماعی درست باشد. با توجه به گفته های فرماندهان نيروی انتظامی و حتی وزير اطلاعات که از همين الان به کسانی که می خواهند در راه اجرای اين قانون سنگ اندازی کنند به قول آنها سخت رفتار خواهد شد، يعنی بايد به اين نتيجه بايد برسيم که دولت از نظر اجتماعی هنوز زمينه را فراهم نمی بيند؟ يعنی زمينه لازم را به وجود نياورده؟ همينطور است. چندی پيش يک نماينده مجلس گفت اعدام کنيد کسانی که مخالفت می کنند با سياست يارانه ها. اما از طرف ديگر مسئولان ديگر که هوشيار هستند می دانند که اين يعنی آغاز فشار بسيار زياد بر دوش مردم محروم. نارضايتی های مردم واکنشی است که دستگاه های حساس نظامی و امنيتی نگرانش اند. اما من می خواهم بگويم که اتفاقاً دولت احمدی نژاد بسيار حواسش جمع است که به سمت روش شوک درمانی نرود. اتفاقاً شوک درمانی را می شناسد و آثار وخيم شوک درمانی که در آمريکای لاتين و ديگرجاها از يک سو ديده و از طرف ديگر آمادگی مردم به تنگ آمده. توی اين آلودگی، توی اين شرايط، توی اين دو سال اخير را هم می داند. از طرف ديگر هم می داند که افکار عمومی جهان چشم و فکرشان متوجه ايران است و به زبان عاميانه نمی خواهد «سوتی» بدهد. به هيچ وجه هيچ نارضايتی ايجاد نشود. بنابراين به سراغ شوک درمانی نمی رود. به سمت توهم درمانی می خواهد برود. يعنی می خواهد آن چهل هزارتومان ها را بدهد. توهم پولی ايجاد کند و شرايط مساعد را ببيند و خلاصه اين به نظر من اين سم رفاهی را با يک عسل مرغوب قاطی کند. البته دولت خيلی از آرزوها و وعده ها را وابسته به اين مسئله می کند اجرای قانون هدفمند سازی يارانه ها، آقای وزير اقتصاد می گويد حتی بيکاری در ايران کم خواهد اگر اين قانون اجرا شود. چون باعث اشتغال آفرينی می شود و يا اينکه قانون نقشه راه اقتصاد ايران است. آيا اين هدفها و يا اين آرزوهايی که دولت با اين قانون پيوند داده، تاحدودی قابل دستيابی است؟ مطلقاً به نظر من نه. برای اينکه اشتغال فوراً درست شدن يا فوراً درست نشدن برای کسانی که با کاغذ سر و کار دارند، ممکن است يک بحث ساده ای باشد. ولی برای کسی که سالهاست دارد بيکاری می کشد، زن و بچه اش محروم اند. اعتبار اجتماعی اش را از دست داده، فرصت ها، تخصص و توانايی هايش را از دست داده، اين تحمل يک ماهش هم سنگين است. يک طرح جامع اشتغالی در چارچوب همين سياست های هدفمند سازی و در ارتباط با آن تهيه شده، وزير کار می گويد من نمی دانم چيست. يعنی مثل يک بازی که همه دستهايشان را بسته اند. هيچکس از کار ديگری خبر ندارد. دوم اين که مسئولان می گويند روی اشتغال تاثير دارد، بالاخره اين مملکت اقتصاد دان دارد و مردم شب و روز با مسائل اقتصادی و سياسی چون زندگی و معيشت شان است سر و کار دارند. اين را توضيح بدهند چگونه، چگونه اين کار بر امر اشتغال تاثير دارد. برخی از نيروهای آگاه در داخل دولت می دانند اين وضعيت را. اين وضعيتی که تله های انفجاری اين طرف و آن طرف به لحاظ اجتماعی در جامعه وجود دارد و به گمان من به تعويق انداختنش به قول همان مسئولی که گفت پاشنه آشيل ما است، به اين دلايل مربوط می شود. رشد تورم بر اساس تازه ترين آمار بانک مرکزی نرخ تورم در آبان ماه به ۹.۷ درصد رسيد. بنابراين نرخ تورم از شهريور ماه برخلاف روند نزولی ۵ ماه اول سال در حال بالا رفتن است. در حالی که محمود بهمنی، رئيس کل بانک مرکزی بخشی از اين افزايش را ناشی از تاثير روانی اجرای قريب الوقوع هدفمند سازی يارانه ها می داند، وزير اقتصاد بالا رفتن قيمت نفت در بازار های جهانی را دليل افزايش نرخ تورم می داند و می گويد به تبع آن برخی از اقلام وارداتی قيمتشان افزايش پيدا می کند و منجر به يک تورم وارداتی می شود. وزير اقتصاد جمهوری اسلامی رشد تورم را روند نگران کننده ای نمی داند و می گويد دولت با برنامه هايی که مجدداً برای هدايت منابع به سمت فعاليت های مولد مطرح کرده است، در کنترل تورم موفق خواهد بود. فريدون خاوند، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی در پاريس در این مورد با رادیو فردا گفتگو کرده است. آيا رشد دوباره تورم در جمهوری اسلامی را می توان با تاثير روانی قانون هدفمند سازی يا بالا رفتن قيمت نفت توضيح داد؟ سرعت گرفتن دوباره رشد تورم و پيشروی آن به طرف دورقمی شدن هم از عوامل داخلی منشاء می گيرد و هم از عوامل خارجی و وارداتی. در مورد عوامل داخلی اش، يکی از مهمترين عواملش همانطور که آقای بهمنی هم اشاره کرده، نزديک شدن زمان اجرای قانون هدفمند کردن يارانه ها از طريق اصلاح قيمت هاست که طبعاً موثر بوده. عامل ديگری که در رشد تورم نقش دارد، سرعت گرفتن دوباره رشد نقدينگی است که در سال های ۱۳۸۷ و اوايل ۱۳۸۸ رشد نقدينگی تا اندازه ای کم شده بود زير تاثير سياست انقباضی بانک مرکزی و دوباره اين رشد نقدينگی از آن موقع شروع شده و تاثيراتش را در حال حاضر می بينيم. در مورد عوامل وارداتی يا ريشه های خارجی تورم هم بايد به خصوص تاکيد کرد بر اوج گيری بسيار چشمگير بهای بعضی از مواد اوليه و به خصوص مواد غذايی در بازارهای جهانی که طبعاً اين افزايش از طريق واردات منتقل می شود به اقتصاد ايران و همينطور شروع يک سلسله نوسان های تورمی در بعضی از قدرت های نوظهور به خصوص چين که اين نوع تورم هم احتمالاً از طريق کالاهای وارداتی بر قيمت ها در ايران تاثير گذاشته. اما اين گفته های آقای بهمنی، نقطه مقابل اظهارنظر های ديگر مقام های دولتی نيست که مرتباً می گويند اجرای قانون هدفمند سازی يارانه ها با خودش تورم به همراه نخواهد داشت؟ در اين زمينه آقای محمود بهمنی به صورت صريح گفته که اين قانون تاثير دارد، هر چند که آقای حسينی با نظر آقای بهمنی مخالفت کرده. ولی به هر حال هيچ اقتصاد دان جدی در حال حاضر در ايران نيست که بگويد اصلاح قيمت ها تاثيری بر تورم نخواهد داشت. چنين چيزی محال است و در بهترين حالت ما شاهد پيشروی نرخ تورم خواهيم بود. حتی تا مرز بيست در صد طی ۱۲ ماه آينده.
اگرچه خبرگزاری فارس از مهار آتش در جنگلهای استان گلستان خبر داده، خبرگزاری مهر به نقل از مقامات این استان و همچنین رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری از گسترش آتشسوزی خبر داده است.اگرچه خبرگزاری فارس از مهار آتش در جنگلهای استان گلستان خبر داده، خبرگزاری مهر به نقل از مقامات این استان و همچنین رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری از گسترش آتشسوزی خبر داده است. همچنین گزارشهایی مبنی بر آتشسوزی در جنگلهای بهشهر در استان مازندران رسیده است. بر اثر این آتشسوزیها بخشهایی از جنگلهای پارک ملی گلستان، مینودشت، علیآباد کتول، رامیان، آزادشهر، ماهیان و جعفرآباد در آتش میسوزند. این در حالی است که حدود یک ماه از شروع آتشسوزیهای گسترده در شمال شرقی ایران گذشته است. مسئولین میگویند شرایط جوی و صعبالعبوربودن آن مناطق روند خاموش کردن آتش را با مشکل روبهرو کرده است. رادیوفردا در گفتوگو با همایون خیری، کارشناس محیط زیست در استرالیا، ابتدا از او دلیل عدم موفقیت در اطفای حریق جنگلهای گلستان را پرسیده است: همایون خیری: بخش کوچکی از این اتفاق مربوط است به موضوع تغییر اقلیم، یعنی کم شدن بارندگی باعث شده مقدار زیادی از پوشش گیاهی در آن مناطق خشک شود و به راحتی آتش بگیرد و حتی با یک قطره شبنم نیز میتواند آتشسوزی رخ دهد. اما بخش عمده این مسئله مهار آتش است. مشکل این است که ما پرسنل مشخصی برای مقابله با آتشسوزی در جنگلها نداریم، یعنی در آتشسوزی جنگلها اگر قرار بر استفاده از امکانات آتشنشانی باشد، از همان امکاناتی استفاده میشود که در آتشسوزی شهرها به کار میگیرند. به همین دلیل گروهی که قرار است آتش را در سطح وسیعی به شکل جنگل خاموش کنند برای این کار آموزش ندیدهاند، بنابراین راه مهار این آتشسوزی و گسترش آن به نقاط دیگر را نمیدانند و آتشسوزی مرتب گسترش مییابد و مناطق بیشتری را میسوزاند. این از جمله کارهایی است که درتمام کشورهای دنیا وجود دارد. کشورهایی که جنگلهای وسیع دارند گروه مشخصی برای مهار آتشسوزی یا بلایای طبیعی در مناطق جنگلی نیز دارند، اما متاسفانه ما در ایران چنین امکانی نداریم. فکر می کنید از این به بعد چه اقداماتی میتوان انجام داد؟ در مناطق جنگلی تمام کشورهای دنیا از جمله ایران یک بخشهایی را به عنوان بخش گردشگری در نظر میگیرند و امکانات رفاهی را برای کسانی که به آنجا میروند فراهم میکنند. چیزی که ما در جنگلهای ایران به عنوان امکانات گردشگری داریم به اندازه نیاز موجود نیست، بنابراین مردم خودشان دست به کار میشوند و مثلا اگر قرار است جایی آتش روشن کنند و غذایی بپزند خودشان اقدام میکنند و آتش روشن میکنند. آن چه لازم است در ایران انجام شود این است که مسائل را آموزش دهند. یعنی همان طور که در مورد ترافیک یا استفاده از منابع گاز در مصارف خانگی آموزش میدهند در مورد استفاده از جنگل هم باید آموزش بدهند. اما در سازمان حفاظت از محیط زیست یا سازمان جنگلها و مراتع هیچ برنامه آموزشی مدونی وجود ندارد و این اتفاقات مرتب در ایران تکرار میشود. جنگلی که میسوزد و از بین میرود قابل احیاست؟ عموما جنگلها قابل احیا هستند، منتها سرعت احیای جنگلها مهم است. این احیا یا توسط انسان انجام میشود و جنگل را دستکاشت میکنند یا اجازه میدهند جنگل خودش رشد کند. بستگی دارد به این که جنگل مورد نظر استفاده تجاری دارد یا استفاده طبیعی، اگر استفاده تجاری داشته باشد میتوان همان گونههای قبلی را دوباره کاشت. ولی اگر اجازه دهند جنگل خودش رشد کند طبیعتا انبوهی جنگل به شکلی برمیگردد که از ابتدا بوده است، منتها این امر زمان میبرد.
تاریخ جمهوری اسلامی را میتوان بر اساس تاریخ سرکوب و حذف گروههای سیاسی و مدنی و اجتماعی متفاوت از چپ و راست، دموکرات و اقتدارگرا، آزادیخواه و تمامیتطلب نوشت. این گروهها میتوانند خودی، غیرخودی (از جمله، قبلا خودی) باشند. این رژیم مرتبا بخشهایی از جامعه را از مشارکت حذف کرده و حتی نیروهای مورد اعتماد نظام و جناحهای درون نظام مرتبا مورد غضب واقع شده و از جامعه سیاسی کنار گذاشته شدهاند. این فرایند از سال ۱۳۸۸ آغاز نشد و به این سال نیز محدود نخواهد ماند. مقامات جمهوری اسلامی به این تصفیهها افتخار می کنند: «اين يک دستاورد نظام است؛ در نظام ما هميشه اين خالص شدنها و تصفيه شدنها وجود داشته.» (سقای بیریا، مشاور احمدینژاد در امور روحانيت، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹)تاریخ جمهوری اسلامی را میتوان بر اساس تاریخ سرکوب و حذف گروههای سیاسی و مدنی و اجتماعی متفاوت از چپ و راست، دموکرات و اقتدارگرا، آزادیخواه و تمامیتطلب نوشت. این گروهها میتوانند خودی، غیرخودی (از جمله، قبلا خودی) باشند. این رژیم مرتبا بخشهایی از جامعه را از مشارکت حذف کرده و حتی نیروهای مورد اعتماد نظام و جناحهای درون نظام مرتبا مورد غضب واقع شده و از جامعه سیاسی کنار گذاشته شدهاند. این فرایند از سال ۱۳۸۸ آغاز نشد و به این سال نیز محدود نخواهد ماند. مقامات جمهوری اسلامی به این تصفیهها افتخار می کنند: «اين يک دستاورد نظام است؛ در نظام ما هميشه اين خالص شدنها و تصفيه شدنها وجود داشته.» (سقای بیریا، مشاور احمدینژاد در امور روحانيت، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹) ایدئولوگها و فرماندهان نظامی رژیم نوید این رخدادها را برای آینده نیز دادهاند: «بعيد نيست در آينده فتنهای شديدتر توسط افرادی صورت گيرد که امروز آنها را به عنوان نيروهای ارزشی میشناسيم، همان گونه که در فتنه اخير کسانی که قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند حضور داشتند.» (مصباح یزدی، ۱۳ مرداد ۱۳۸۹)؛ «فتنههای پيچيدهتر از فتنه سال گذشته در راه است.» (محمدرضا نقدی، ایلنا، ۷ آذرماه ۱۳۸۹)؛ «اگر کسی اصولگرا نباشد، حتما در این غربال [تصفیه در جریان اصولگرایی] تکلیفش روشن میشود.» (غلامعلی حداد عادل، الف، ۸ آذر ۱۳۸۹)؛ «كساني با ادعاي اصولگرايي در فتنه سال گذشته نقش داشتند.» (سقای بیریا، مشاور احمدینژاد در امور روحانيت، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹) اکنون پرسش آن است که با توجه به مخالفتها و مبادلاتی که اکنون میان جناحهای درگیر در قدرت در جریان است و نسبتی که بیت رهبری و سپاه با این جناحها دارند، با فرض تداوم وضعیت فعلی ساختار قدرت، کدام افراد، گروه یا گروههای فعلا خودی در فهرست انتظار وضع حمل نظام قرار دارند؟ کدام گروهها از منظر هستههای قدرتمند جمهوری اسلامی سستایمان، فاقد بصیرت، منافق، و اهل مجامله با غرب یا عدم تبعیت صددرصد از رهبری و فرماندهان سپاه هستند؟ در سخنان خامنهای و فرماندهان سپاه و مداحان و بسیجیها چه نشانههایی از این حذف احتمالی به چشم میخورد، به همان ترتیبی که در مورد اصلاحطلبان بارها این گونه علائم قبلا صادر شده بود؟ داعیهداران مبارزه با فساد از آنجا که فساد از ویژگیهای نهادینه جمهوری اسلامی است، هر گروهی که ادعای جدی مبارزه با فساد را داشته باشد و این داعیه را در مواردی به عمل در بیاورد در نهایت نمیتواند در این نظام جایی داشته باشد. سرنوشت عباس پالیزدار و گروه همراه وی از این جهت برای مخالفان فساد عبرتآموز است. وی علیرغم نزدیکی با جناح احمدینژاد تنها پس از یک سخنرانی در همدان به زندان افتاد و محاکمه شد و سالها از عمر خویش را در زندان گذراند. احمد توکلی و همفکران وی در مرکز پژوهشهای مجلس، گرچه در مبارزه با مهمترین بخش فساد حکومت یعنی فساد جاری در دستگاه ولایت و نظامیان و امنیتیها هیچ سخنی نمیگویند و هیچ اقدامی نمیکنند (خود از رانتهای حکومتی برخوردار شده و میشوند) و به فساد افرادی در سطوح میانی قدرت در رقابت سیاسی توجه دارند، تا همان حدی که با مواردی از فساد دولت احمدینژاد برخورد میکنند خود را در معرض حذفهای بعدی قرار میدهند (توکلی از سوی طرفداران دولت در اجتماع دولتی ۱۳ آبان ۱۳۸۸ منافق نامیده شد: تابناک، ۱۴ آبان ۱۳۸۸). ادبیاتی که امروز از سوی برخی از نمایندگان مجلس در مخالفت با فساد و قانونشکنی در دولت عرضه میشود (مثل گزارش هیئت چهار نفره مجلس در کارگروه حل اختلاف میان مجلس و دولت، سایت خانه ملت، اول آذرماه ۱۳۸۹) بسیار شبیه به ادبیات اصلاحطلبان مذهبی در نیمه اول دهه هفتاد است: اعلام وفاداری به ولایت فقیه و نقد سینهچاکان وی. در روند حذف مهم نیست که گروه در حال حذف تا چه حد اندازه نگاه دارد و از خطوط گسترده قرمز رد نشود (اصلاحطلبان حکومتی حریم رهبری و نهادهای ذیل وی را همواره نگاه میداشتند)، بلکه مهم آن است که احساس گروه حذفکننده از میزان قدرت خود تا چه حدی باشد. احمد توکلی به محض نقد دولت احمدینژاد در حوزههای اقتصادی و علی لاریجانی به محض رای مجلس به نفع دانشگاه آزاد توسط حامیان دولت مورد توهین واقع شدند. مخالفان تکصدایی تکصدایی نیز همانند فساد از ویژگیهای ماهوی جمهوری اسلامی است. کسانی که در عین باور به نظام سیاسی و ولایت فقیه و ادعای پیروی از خامنهای همچنان بر این باورند که صداهای دیگری نیز در جامعه باید شنیده شود (خودیهای متفاوت با دولت احمدینژاد) هنوز نظامی را که به آن باور دارند به درستی نشناختهاند و در نهایت هنگامی که سیل به در خانه آنها آمد آن را جدی خواهند گرفت. دو دهه قبل کسانی مثل عباس عبدی و سعید حجاریان همانند علی مطهری یا عماد افروغ امروز سخن میگفتند و دیری نگذشت که با زندان و ترور مواجه شدند. کسانی که در نهادهای حکومتی در سطوح بالا کار میکنند و هنوز به ماهیت نظامی - امنیتی جمهوری اسلامی تحت رهبری خامنهای پی نبردهاند (تعدادشان نباید زیاد باشد) در صف حذف در تحولات بعدی قرار دارند. کسانی مثل علی مطهری که میخواهند حکومت بر اساس عدالت با احمدینژاد و موسوی به عنوان عامل فتنه برخورد کند هنوز متوجه نیستند که قدرت در این نظام در دست کیست و کسانی که قدرت را در دست دارند بر چه اساسی عمل میکنند. طرفداران حکومت روحانیت همان طور که روحانیون مخالف و منتقد خامنهای و دولت احمدینژاد و فرزندان روحانیون نسل انقلاب اما منتقد اوضاع جاری غیرخودی شدند، روحانیونی که حکومت نظامیان و امنیتیها را درک نکرده و به آن تن ندهند از گردونه سیاست خارج خواهند شد. ناطق نوری و برخی دیگر از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران از همین دسته هستند که قبلا از قطار حکومت پیاده شدند. در آینده روحانیون و وفاداران به روحانیت که قدرت نظامیان و امنیتیها در بیت رهبری را به رسمیت نشناسند یا آن را به چالش کشند از گردونه حذف خواهند شد و جای خود را به تازهنفسهای نظامی و امنیتی خواهند داد. محمدرضا باهنر، مرتضی نبوی، علی لاریجانی و سیاسیون دیگری که با روحانیت سنتی پیوندهای محکمتری دارند تا نظامیان و امنیتیهای بیت، علیرغم خدمات بیشائبه به نظام استبداد دینی و همراهی در سرکوب منتقدان، در نوبت حذفهای بعدی قرار دارند، چون حکومت دیگر با فروش معنویت و روحانیت به مردم تداوم نمییابد و تنها با سرنیزه و زندان میتوان بقای حکومت را تضمین کرد. خامنهای به صراحت در قم اعلام کرد که «نظام اسلامی حکومت دین و ارزشهاست، نه حکومت افراد روحانی.» (تابناک، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۹) در حکومت نوین جمهوری اسلامی وفاداری به ولایت فقیه و بیت وی و قائل بودن به سرکوب برای حفظ حکومت تا هر درجه از آن، ملاک خودی بودن است و نه روحانی بودن یا وفاداری به روحانیت. حذف نیروهای نزدیک به جناح سنتگرا حتی بدون فتنه جدید از دولت اول احمدینژاد آغاز شد (مثل پورمحمدی ودانش منفرد، وزرای سابق کشور و اقتصاد) و در دولت دوم نیز ادامه پیدا کرده و خواهد کرد (مثل برکناری منوچهر متکی، وزیر امور خارجه). دولت مست از باده قدرت به ندای وحدت میان اصولگرایان که از سوی سنتگرایان اقتدارگرا برای حفظ مواضع قدرت بلند شده بیتوجه ماندهاند. توسعهگرایان قالیباف و محسن رضایی و کسانی که با آنها کار میکنند نظریه توسعه آمرانه و تلاش برای کارآمدتر کردن حکومت تحت نظارت ولایت مطلقه فقیه را پذیرفته و تلاش میکنند با پذیرش فصلالخطاب بودن رهبری با احمدینژاد و دولت وی و نیز با سنتگرایان مرزهای خود را روشن کنند. اما ابراز ارادت به رهبری برای بیت و نیروهای نظامی و امنیتی ادارهکننده بیت خامنهای کافی نیست. این گروهها به دلیل ظاهر کمتر خشن و ابراز باور به پیشرفت کشور میتوانند به عنوان بدیل نیروهای امروز حاکم بر دولت و مجلس مطرح باشند که این چندان خوشایند هسته امنیتی و نظامی موجود نیست. کارآمدی و توسعه اصولا نمیتواند در حکومتی اسلامگرا و موعودگرا مبنای تصمیمگیری و سیاستگذاری باشد. نظامیان حاکم بر ایران از دانشکدههای نظامی و مدیریت استراتژ یک فارغالتحصیل نشدهاند تا بخواهند با توسعه آمرانه، اما علمی (مثل نظامیان کره جنوبی یا ترکیه در دهههای هشتاد و نود) کشور را به پیش برده و حکومت خویش را تضمین کنند. نظامیان حاکم بر ایران امروز از دل سه دهه سرکوب داخلی و شکنجه و کشتار مخالفان بیرون آمدهاند و فراتر از آن تخصصی ندارند. به همان علتی که هاشمی رفسنجانی و کارگزاران سازندگی و حزب مشارکت در نظام جمهوری اسلامی امروز قابل تحمل نیستند و منافق جدید نامیده میشوند، توسعهگرایان قبلا نظامی نیز قابل تحمل نخواهند بود (محسن رضایی توسط طرفداران دولت در مسجد ارک تهران منافق نامیده و از مجالس آنها نهی شده است: سایت ثارالله، سه آذرماه ۱۳۸۹). این گروهها با کوچکترین فعل و انفعال و در شرایط بحرانی همین قدرت اندک خود را نیز از کف خواهند داد. *** گروههای فوق از چشم نظامیان و بسیجیان تشنه قدرت و ثروت به همان نسلی از مسئولان رانتخوار و متمول جمهوری اسلامی تعلق دارند که هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری آنها را نمایندگی میکنند و زمان توقف امتیازگیری بیشتر آنها فرا رسیده است. این گروهها در رسانهها و اظهاراتشان با نفی جریان فتنه و دادن هشدار به مخالفان نظام در هر نوشته و اظهار نظر (این که نباید نقدهای آنها در رسانههای مخالفان درج شود) تلاش میکنند با خودیهای سابق و غیرخودیهای امروز فاصله بگیرند. اصلاحطلبان با همین سیاست و خط مشی دو دهه در جمع خودیها ماندند تا در نهایت با یک زلزله سیاسی همه حذف شدند. گروههایی که امروز با دشنام دادن به مخالفان حکومت ولایت فقیه سعی میکنند خودی بمانند و در عین حال با حکومت نظامیان و امنیتیهای بیت رقابت کنند به سرعت مورد غضب حاکمان قرار گرفته و نوبت حذف آنها با یک تحول سیاسی عمده خواهد رسید. طرفداران مشارکت و کارگزاران و دیگر گروههای اصلاحطلب پیش از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ حتی تصور نمیکردند جنبشی مثل جنبش سبز به وجود آید و حکومت برای انتقامگیری از مردم معترض آنها را نیز قربانی کند. ------------------------------------------------------ نظرات مطرح در اینجا لزوما دیدگاه رادیوفردا نیست.
مهدی کروبی، در پیامی ویدئویی به مناسبت عاشورا، مسئولان جمهوری اسلامی را متهم کرد که به رغم کشتن مردم در روز عاشورای سال گذشته، «طلبکار» شده اند و افزود: « آبروی آنها رفته است که این جنایت را کردند و جمهوری اسلامی را ننگین کردند.» مهدی کروبی، در پیامی ویدئویی به مناسبت عاشورا، مسئولان جمهوری اسلامی را متهم کرد که به رغم کشتن مردم در روز عاشورای سال گذشته، «طلبکار» شده اند و افزود: « آبروی آنها رفته است که این جنایت را کردند و جمهوری اسلامی را ننگین کردند.» این نامزد اصلاح طلب با اشاره به وقایع عاشورای سال گذشته اعلام کرد: «روز عاشورا... حوادث تلخی پیش آمد و حرمت عاشورا را نگه نداشتند و عدهای از مردم عزیزمان را به شهادت رساندند و حالا عجیب این است که طلبکار هم شده اند.» وی افزود: «آنهایی که مردم را کشتند می گویند خدا آبروی فتنه گران را برد... خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک را به وجود آوردند، خدا آبروی آنهایی را برد که مردم و خانوادههایشان را عزادار کردند و جمعی را در خیابانها در روز عاشورا به شهادت رساندند، خدا آبروی آنهایی را برد که حق ملت را تضییع کردند و جمعی از بچههای مردم را اعدام کردند.» آقای کروبی اظهار داشت « به ما می گویند فتنهگر... ما کاری نکردیم که آبروی ما رفته باشد... آبروی آنها رفته است که این جنایت را کردند و جمهوری اسلامی را ننگین کردند.» این نامزد معترض انتخابات ریاست جمهوری دهم در پیام ویدئویی خود بار دیگر تأکید کرد که انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته «مهندسی» شده بود و افزود آمادگی دارد تا بر سر «قانون شکنی» در انتخابات و حوادث پس از آن مناظره کند. وی خطاب به کسانی که او و سایر معترضین را «فتنه گر» نامیده و عامل «کشتار و فتنه» می دانند گفت: «آمادگی داریم در هر مسجد و یا هر دانشگاهی در هر شهری مناظره کنیم... ما با ادله ثابت میکنیم که شما قانون شکنی کردید و با استبداد خواستید از صندوق کسی را در بیاورید.» آقای کروبی با اشاره به اینکه تمام بحث معترضین بر سر انتخابات بود افزود: «حالا هم میگوییم انتخابات مهندسی شده بود... من اینجا اعلام میکنم که من یکی از افراد معترض هستم و داوطلب انتخابات هم بود...ما میگوییم شما هستید که انتخابات را به هم زدید... تنها راهش هم همین است که بحث و گفتوگو بشود تا ببینیم کدام مقابل حقوق مردم ایستادند و دارند یزیدی عمل میکنند و در نتیجه در جبهه باطل قرار دارند و چه کسی از حق مردم دفاع میکند.» پیش از این میرحسین موسوی، دیگر نامزد معترض به نتایج انتخابات نیز در آستانه عاشورا در بیانیه ای خود نوشت : «به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینه مالامال از عشق شان را هدف گلوله قرار دادند و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشانده ای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند.» در روزهای اخیر و با نزدیک شدن روز عاشورا، مقام های جمهوری اسلامی بارها از عملکرد معترضین به نتایج انتخابات که از آنها تحت عنوان «فتنهگر» یاد میکنند، انتقاد کردند. آیتالله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه روز ۲۱ آذر با اشاره به اعتراضها و حوادث پس از انتخابات گفت : «در روز عاشورا با شعار یا حسین یا حسین بر تنها حکومت شیعی جهان شوریدند... افرادی با سابقه و گذشته همراهی امام و انقلاب، در دام فتنه افتادند و با همه فرصت و مجالی که به آنها داده شد اما باز هم در اشتباه خود باقی ماندند و هر روز بیانیه دادند و هنوز نیز بر عصبیت خود باقی هستند.» احمد خاتمی، خطیب جمعه موقت تهران نیز روز سه شنبه، ۲۳ آذر گفت: «لکه ننگی که فتنهگران در سال گذشته از خود به جای گذاشتند را نمیتوان با آب زمزم هم از بین برد.» وی همچنین با اشاره به اینکه آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی پس از انتخابات ریاست جمهوری «۵۲ بار لفظ فتنه را درباره حوادث سال گذشته» به کار برده است، بر استفاده از عنوان «فتنه» برای این حوادث تأکید کرد. اعتراض های معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری که ماه ها پس از اعلام نتیجه آن ادامه داشت در روز عاشورای سال گذشته به اوج خود رسید و بر اساس گزارشها، در این روز شدیدترین برخوردها بین مخالفان و نیروهای پلیس صورت گرفت. در جریان این درگیری ها چندین نفر کشته شدند و دو طرف یکدیگر را به «حرمت شکنی» روز عاشورا متهم کردند.
روزنامهنگاری در بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهان به تعبیر سازمان گزارشگران بدون مرز کار دشواری است. روزنامهها و رسانههای توقیف شده، روزنامهنگاران بیکار یا زندانی، و محدودیتهای بسیار ایجادشده بر سر کار اطلاعرسانی تنها بخشی از این دشواریهاست.روزنامهنگاری در بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهان به تعبیر سازمان گزارشگران بدون مرز کار دشواری است. روزنامهها و رسانههای توقیف شده، روزنامهنگاران بیکار یا زندانی، و محدودیتهای بسیار ایجادشده بر سر کار اطلاعرسانی تنها بخشی از این دشواریهاست. رادیوفردا در گزارشی به بخشی از دشواریهای روزنامهنگاران ایرانی در حال حاضر پرداخته است: «اقتدارگرایان به دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند، فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری» این بخشی از گفتوگوی میرحسین موسوی، از سران منتقد دولت، با روزنامه اینترنتی «قلم سبز» است. شاید در روزهای آینده شما متن کامل این گفتوگو را از طریق کپی یا پرینت این روزنامه تکصفحهای که روی میز کارتان گذاشته شده یا بر پیشخوان مغازهای میبینید بخوانید. روزنامههای مشابه دیگری هم هستند، کلمه سبز و اعتماد ملی. اولی نزدیک به میرحسین موسوی و دومی منتسب به مهدی کروبی، نامهای آشنایی که پس از توقیف روزنامههایی به همین نام در سال گذشته حال بار دیگر منتشر میشوند، اما این بار نه در ۳۲ صفحه یا ۱۶ صفحه، که در یک صفحه. و همین طور است روزنامههایی اینترنتی مانند روزنامه انتقادی «خیابان» که پس از آغاز اعتراضات مردم در ایران به نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸ آغاز به کار کرد. این روزنامههای تکبرگی شبکههای توزیع خاص خودشان را دارند. آنها توزیع میشوند، اما نه در دکههای روزنامهفروشی یا بر سر چهارراهها، این روزنامههای زیرزمینی به سرعت پرینت گرفته شده و دستبهدست میشوند. دوستی به دوست دیگر میدهد و در میهمانیهای خانوادگی نقل میشوند. این روزنامهها در شبکههای اجتماعی، آن گونه که میرحسین موسوی نسبت به تشکیل آنها اصرار دارد، بازنشر میشوند. محمد رهبر، روزنامهنگاری که در یک سال گذشته مجبور به ترک ایران شده است، انتشار این روزنامههای اینترنتی تکصفحهای را نتیجه فشار به روزنامهنگاران و توقیف روزنامهها میداند. محمد رهبر: به خاطر سرکوبی که صورت گرفته و توقیف روزنامههای اصلاحطلب در دو سال اخیر و سرکوب و دستگیری روزنامهنگاران که الان تشدید شده من فکر میکنم دچار یک نوع تکنولوژی معکوس شدهایم. به واسطه این سرکوب از دنیای دیجیتال و اینترنت داریم کمک میگیریم برای گسترش بیانیهها و روزنامههای چاپی . در واقع آن چیزی که وجود دارد این است که الان دارد چاپخانه شخصی دایر میشود، نه به این معنی که چاپخانه باشد، به این معنی که آن وضعیتی که در زمان شاه بود و آن دستگاههای ابتدایی اعلامیههای آقای خمینی را تکثیر میکردند، به صورت دیگری دارد متداول میشود. هر کس که یک پرینتر خانگی دارد در حقیقت آن پرینتر میشود چاپخانه شخصیاش. و چاپخانههای خانگی است که به کمک این جنبش آمده است. وحید پوراستاد، روزنامهنگار دیگری که خود پس از انتخابات مدتی را بازداشت بوده و حال در خارج از ایران به سر میبرد، پدیده روزنامهنگاری زیرزمینی را این گونه ارزیابی میکند. وحید پوراستاد: دلیل این که فعالان جنبش سبز به این نتیجه رسیدند که باید یک سری روزنامههای تکصفحهای را به روی صفحات وب منتشر کنند تا مردم را ترغیب کنند و به دوستان و همکاران خودشان هم نشان بدهند این بود که تمرکز رسانهای فقط در رسانههای مجازی بر روی یک سری افراد که با این رسانهها بیشتر سر و کار دارند، ممکن است تاثیر بگذارد. اما فردی که کمتر یا اصلا به سراغ این رسانههای مجازی نمیرود باید به طریق دیگری این اخبار واقعی جنبش سبز را به آنها منتقل کرد. یکی از راههای انتقال پیام در کنار رسانههای مجازی، قطعا روزنامه است. اما در زمانی که بیشتر روزنامههای نزدیک به جریان جنبش سبز را توقیف کردهاند و روزنامهنگاران را بازداشت کردهاند، گویا فعالان سبز به این نتیجه رسیدهاند که باید از هر روزنهای برای انتقال پیامشان استفاده کنند. و یکی از این روزنهها هم همین رسانههای زیرزمینی است. بر اساس گزارش سازمانها و نهادهای بینالمللی، همچون سازمان گزارشگران بدون مرز و خانه آزادی، آزادی بیان در ایران شرایط نامناسبی دارد. و ایران در قعر جدول کشورهای جهان از نظر آزادی بیان است. اما آیا این روزنامههای زیرزمینی میتوانند کمکی به بهبود وضعیت اطلاعرسانی و گردش آزاد اطلاعات کنند؟ محمد رهبر، روزنامهنگار، بر این باور است که این روزنامهها بیشتر از هر چیز دیگر نشانگر زنده بودن جنبش اعتراضی ایران است. محمد رهبر: این در حقیقت یک اعلامیه و یک اخباریه است. یک کاغذ اخبار است. به معنای اعتراض هم هست. نه به معنای کار روزنامهنگارانه. یعنی در واقع کسانی که دارند این کار را انجام میدهند بیش از آن که بخواهند نشان بدهند که این خبرها اتفاق افتاده، میخواهند بگویند که ما هستیم. بگویند که این برگهها هنوز در دست شماست و نشاندهنده آن اعتراض و زنده بودن آن جنبش است. روزنامههای زیرزمینی یا روزنامههای اینترنتی پدیدهای جدید در فضای مجازی ایران است که البته وحید پوراستاد آن را نشانه خطری بزرگ برای حاکمیت ارزیابی میکند. وحید پوراستاد: همین رسانههای زیرزمینی زنگ خطررا برای حکومت دارد به صدا درمیآورد. چون که نشان میدهد که این اعتراضات و انتقادهایی که میتوانست در یک چهارچوب قانونی صورت بگیرد، دارد وارد یک فاز جدیدی میشود که حکومت کنترل زیادی نمیتواند بر آن داشته باشد. همان کاری که مبارزین انقلابی قبل از سال ۱۳۵۷ انجام میدادند و نتیجهاش در بهمن انقلاب ۵۷ دیده شد. من نمیخواهم اسم این کار را شروع مبارزه زیرزمینی بگذارم. اما شیوع انتقاد زیرزمینی امروز با رسانههای زیرزمینی شروع شده است. حتما فردا هم احزابی که در دفاترشان را بستهاند جلسات زیرزمینی تشکیل میدهند، دانشجوها و کارگرها هم بحثهای زیرزمینی راه میاندازند، این یعنی فاجعه برای حکومت. این یعنی زنگ خطر برای حکومت. وقتی هنوز چرخ بازداشت روزنامهنگاران از حرکت بازنایستاده، در روزنامهها دیگر جایی برای انتقاد نیست، زیرزمینی شدن روزنامهنگاری و انتشار شبنامهها شاید تنها چارهای است که بر سر راه گردش آزاد اطلاعات باقی مانده است.
سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، از سنای این کشور رای اعتماد گرفت. پیروزی برلوسکونی در سنا پیشتر پیش بینی شده بود چرا که دولتش در آنجا اکثریت کرسی ها را در اختیار دارد. تا ساعاتی دیگر در مجلس نمایندگان ایتالیا نیز درباره صلاحیت نخست وزیر رای گیری می شود. سیلویو برلوسکونی در این مجلس از حمایت اکثریت نمایندگان برخوردار نیست، و در صورت عدم دریافت رای اعتماد مجبور به استعفا خواهد بود.
ابتکار جالب امسال مربوط به فمینیستهاست که با آرایش ابروهای خود به شکل پیوسته قصد دارند برای نهادهای خیریه کمک مالی جمع کنند. عنوان این کارزار «دسامبرو» است که ترکیبی از کلمات «دسامبر» و «ابرو» در زبان انگلیسی است.بریتانیا در گذشته نیز شاهد ابتکارهای جالبی برای کارزارهای آگاهیبخش و فعالیتهای خیریه بوده است. برای مثال، چند سال پیش به ابتکار یک نهاد خیریه که برای گسترش آگاهی در مورد بیماریهای ویژه مردان فعالیت میکند گروهی از مردان در طول ماه نوامبر سبیلهای خود را نتراشیدند. اما، به گزارش روزنامه گاردین چاپ لندن، ابتکار جالب امسال مربوط به فمینیستهاست که با آرایش ابروهای خود به شکل پیوسته قصد دارند برای نهادهای خیریه کمک مالی جمع کنند. عنوان این کارزار «دسامبرو» است که ترکیبی از کلمات «دسامبر» و «ابرو» در زبان انگلیسی است. گزارشگر روزنامه گاردین یادآوری میکند که بسیاری از زنان خوشچهره و معروف دوران معاصر بخشی از ماندگاری چهره خود را مدیون آرایش ویژه ابروها یا به زبانی دیگر ابروهای پیوسته خود هستند. برای مثال، فریدا کالو، نقاش مکزیکی در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، آوا گاردنر، ستاره هالیوود در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، جودی فاستر، ستاره امروز سینمای هالیوود، و همین طور بروک شیلدز و اخیرا هم کیرا نايتلی، هنرپیشه جوان بریتانیایی، همه به نوعی ابروهای پرپشت يا پیوسته داشتهاند. ایده ابروی پیوسته از رواج این نوع آرایش در تاجیکستان الهام گرفته شده و هر فرد علاقهمندی میتواند با مراجعه به وبسایت ویژهای که برای این کارزار راهاندازی شده از این فعالیت خیریه حمایت کند. جالب این که این کارزار از هماکنون منتقدان و مخالفانی هم پیدا کرده است. برای مثال، یک گروه از زنان مذهبی در آمریکا در انتقاد خود از این طرح میگویند: «جای تعجب دارد که فمینیستها از رشد موی صورت دفاع میکنند. مگر دسامبر امسال با ماههای دیگر سال چه تفاوتی دارد؟» گزارشگر روزنامه گاردین یادآوری میکند که همیشه زنان فمینیست حداقل در دهههای قبل به مخالفت با آرایش یا برداشتن موهای بدن و صورت خود شهرت داشتهاند و بسیاری به طعنه فمینیستها را «زنانی پر مو» خطاب میکردند. به همین خاطر کارزار آرایش ابروهای پیوسته ممکن است این نوع طعنه و طنز را تداعی کند. هر چند بسیاری از زنان بسیار جذاب در تاریخ معاصر مثلا مارلین دیتریش، ستاره آلمانیالاصل هالیوود در دهه ۱۹۳۰، ابروهای خود را خیلی نازک و حتی گاه فقط با خط چشم آرایش میکردند، اکثر زنان به خوبی میدانند که ابروهای پرپشت چهره را جوانتر میکند. به همین خاطر بسیاری از زنان در نژادهای اروپایی که موی صورت آنها کمتر است با انواع روشها سعی میکنند ابروهای خود را پرپشتتر جلوه دهند. در بخش پایانی این مطلب گزارشگر روزنامه گاردین که خود بانویی میانسال است اذعان میکند که در سالهای اخیر موهای ابروی وی ریزش چشمگیری داشته و به خوانندگان جوان هشدار میدهد که از هم اکنون برای یک چنین روزهایی آماده باشند. به همین خاطر وی میافزاید که برای حمایت از کارزار ابروهای پیوسته راهی ندارد جز خریدن یک جفت ابروی پیوسته مصنوعی از فروشگاههای وسایل گریم. در یک چنین ایامی است که آدم به یاد روزهای جوانی و ابروهای پرپشتتر خود میافتد یا قدر آرایشهای زنانه در نقاشیهای دوران قاجار را بهتر میفهمد.
ریچارد هالبروک، فرستاده ویژه آمریکا در افغانستان و پاکستان که پیش از این در جریان به پایان رسیدن جنگ بوسنی و هرزگوین نقش فعالی داشت، روز دوشنبه بر اثر پارگی رگ قلب و در سن ۶۹ سالگی درگذشت.ریچارد هالبروک، فرستاده ویژه آمریکا در افغانستان و پاکستان که پیش از این در جریان به پایان رسیدن جنگ بوسنی و هرزگوین نقش فعالی داشت، روز دوشنبه بر اثر پارگی رگ قلب و در سن ۶۹ سالگی درگذشت. هالبروک، که پیش از این و در زمان فعالیت روسای جمهور مختلف دمکرات ایالات متحده آمریکا، عهدهدار پستهای بسیاری بوده است، روز جمعه و در زمان دیدار با هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه این کشور به دلیل ناراحتی قلبی روانه بیمارستان شد و ساعتها تحت عمل جراحی قرار گرفت و در نهایت روز دوشنبه در اثر پارگی شاهرگ قلب درگذشت. این دیپلمات آمریکایی که متولد نیویورک بود و هفت بار نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده بود، نخستین فعالیت دولتی خود را پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه و در سال ۱۹۶۲ به عنوان یکی از کارکنان بخش خدمات خارجی وزارت خارجه ایالات متحده در ویتنام جنوبی آغاز کرد و نماینده محلی آژانس بینالمللی توسعه آمریکا بود. وی پس از آن یکی از اعضای هیئت نمایندگان آمریکا در گفتوگوهای صلح پاریس در مورد ویتنام بود. آقای هالبروک در سال ۱۹۶۷ و در زمان ریاست جمهوری لیندون جانسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، یک بخش از اسناد پنتاگون را که به روابط ایالات متحده و ویتنام اختصاص دارد، به رشته تقریر درآورد. او بعدها و از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ در سمت مشاور وزیر خارجه آمریکا در روابط آسیایی مشغول به کار شد و در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون از سال ۱۹۹۳ به مدت یک سال سفیر ایالات متحده در آلمان بود و پس از آن به عنوان مشاور وزیر امور خارجه این کشور در روابط اروپایی به فعالیت پرداخت. وی یکی از طراحان اصلی پیمان صلح دیتون بود که در سال ۱۹۹۵ به امضای روسای جمهور وقت صربستان، بوسنی و هرزگوین و کرواسی رسید و به جنگ در بوسنی و هرزگوین پایان داد. ریچارد هالبروک در سال ۱۹۹۶ سمت خود را رها کرد و در سال ۱۹۹۸ با اسلوبودان میلوسویچ رهبر یوگسلاوی سابق و رئیس جمهور پیشین صربستان بر سر خروج نیروهای یوگسلاوی از منطقه استقلال طلب کوزوو به مذاکره پرداخت. پس از به نتیجه نرسیدن این مذاکرات، آقای هالبروک که به دلیل طرز برخورد مستحکم و با صلابتش به وی القابی نظیر «بولدوزر» و «گاو نر خشمگین» دادهاند به بلگراد، پایتخت صربستان رفت تا در مورد خروج نیروهای یوگسلاوی از کوزوو ، اولتیماتوم نهایی را به آقای میلوسویچ بدهد که در نهایت با امتناع وی نیروهای ناتو در سال ۱۹۹۹ جمهوری فدرال یوگسلاوی، صربستان و مونتهنگرو را بمباران کرده و همین امر موجب خروج نیروهای یوگسلاوی از کوزوو شد. هالبروک در سال ۱۹۹۹ به عنوان فرستاده آمریکا در سازمان ملل به فعالیت پرداخت. در مدت فعالیت در این پست، وی برای ایجاد صلح در مناطق جنگزده آفریقا، کمکرسانی به پناهندگان و مبارزه با ایدز تلاش کرد. او که در زمان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر آمریکا، از هیلاری کلینتون حمایت میکرد، پس از پیروزی باراک اوباما از سوی وی به سمت فرستاده ویژه آمریکا در افغانستان و پاکستان منصوب شد. بسیاری از مقامات ایالات متحده از جمله باراک اوباما، رئیس جمهور، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق، جان کری، سناتور ارشد دمکرات و هنری کیسینجر، وزیر پیشین خارجه آمریکا ابراز تأسف کردند. آقای اوباما از وی به عنوان «غول واقعی سیاست خارجی آمریکا» یاد کرد و وی را به خاطر پیشرفت فعالیتهای آمریکا در افغانستان و پاکستان شایسته تقدیر دانست. هیلاری کلینتون نیز روز دوشنبه گفت: «ریچارد هالبروک نزدیک به نیم قرن به کشوری که به آن عشق میورزید خدمت کرد و با ارادهای بیبدیل و ذکاوتی خاص به عنوان نماینده ایالات متحده در مناطق جنگزده دور افتاده و مذاکرات سطحبالای صلح حضور داشت.»
ایران می گوید، برکناری منوچهر متکی از سمت وزارت خارجه، تغییری در سیاست هسته ای جمهوری اسلامی ایجاد نمی کند. رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارتخارجه ایران، امروز (سه شنبه) در گفت و گو با خبرنگاران با اعلام این مطلب گفت: " اصولا سیاست های راهبردی نظام در سطوح بالاتری تدوین می شود و مسئولین مختلف این سیاست ها را اجرا می كنند." محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران روز دوشنبه منوچهر متکی را در حالی که در سفرخارجی به سر می برد از کار برکنار و علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، را بعنوان سرپرست موقت وزارتخارجه منصوب کرد.
برکناری منوچهر متکی از وزارت خارجه بازتابهای متفاوت و گستردهای در روزنامهها داشته، و همچنین «علت برکناری ناگهانی» وی به دستور محمود احمدینژاد و «گزینههای احتمالی جانشینی وزیر خارجه» از عنوانهای اصلی روزنامههای سهشنبه ایران است.برکناری منوچهر متکی از وزارت خارجه بازتابهای متفاوت و گستردهای در روزنامهها داشته، و همچنین «علت برکناری ناگهانی» وی به دستور محمود احمدینژاد و «گزینههای احتمالی جانشینی وزیر خارجه» از عنوانهای اصلی روزنامههای سهشنبه ایران است. خانهنشین شدن «۶۲۰ هزار کارمند دولت با اولویت کارمندان زن» در صورت اجرای «طرح دورکاری» از سوی دولت دهم، «تشكيل پليس هميار توريست» و تغییر زمان عملی شدن وعده دولت برای استخدام ۲۳ هزار پرستار از «شش ماه به پنج سال» از دیگر اخباری است که روزنامههای ۲۳ آذرماه منتشر کردهاند. «شام آخر منوچهر متکی در سنگال» روزنامههای تهران امروز و جمهوری اسلامی که از روزنامههای نزدیک به جناح حاکم، اما منتقد دولت احمدینژاد به شمار میآیند با انتشار گزارشها و یادداشتهایی به انتقاد از «برکناری ناگهانی منوچهر متکی» پرداختهاند. روزنامه تهران امروز در تیتر نخست با عنوان «شام آخر در سنگال» ضمن تاکید بر این که «احمدینژاد متكی را از وزارت امور خارجه بركنار كرد» نوشته است که «شايد منوچهر متكی گمان نمیكرد سرنوشت وزارت او در سنگال رقم بخورد. او پيام احمدینژاد را به عبدالله واد تسليم كرد و از او برای ديدار از ايران دعوت كرد، اما اين آخرين پيامی بود كه متكی به عنوان وزير امور خارجه به يک مقام خارجی تحويل داد». تهران امروز همچنین در سرمقاله خود بر «آثار منفی برکناری متکی بر چهره جمهوری اسلامي در خارج» تاکید کرده و نوشته است که «اگر يک وزيرخارجهای اين گونه بركنار میشود، چه تضمينی وجود دارد كه جانشين وی هم به اين سرنوشت دچار نشود و اگر چنين است، وزير خارجه يا هر وزير ديگری چگونه میتواند از جانب خود وعدهای بدهد و ديگران چگونه میتوانند به وعدههای او اطمينان كنند». روزنامه جمهوری اسلامی در تیتر نخست سهشنبه خود «واكنشها به بركناری متکی» را مورد توجه قرار داده و نوشته است که «بركناری ناگهانی منوچهر متكي، وزير خارجه، توسط محمود احمدینژاد با واكنشها و بازتابهای گستردهای در داخل و خارج از كشور بهويژه رسانههای گروهی جهان روبهرو شده است». این روزنامه تاکید کرده است که حتی علاءالدين بروجردی، رئيس كميسيون امنيت مجلس، از بركناری متکی «شوكه» شده است. دو روزنامه آرمان و مردمسالاری نیز بر «برکناری رئيس ديپلماسی کشور در حين ماموريت» تاکید کردهاند و روزنامه آرمان از قول حسین نقوی حسینی، عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس هشتم، نوشته است که «تغییر وزیر امور خارجه در شرایط فعلی بینالمللی غیرقابل باور و تعجببرانگیز است». آقای نقوی با اشاره به این که «متکی در مذاکرات و روابط بینالمللی توانمند بود» گفته است که «با توجه به شرایطی که داریم و در آستانه مذاکرات بعدی ۵+۱ هستیم، جابهجایی وزیری که از امور خارجه مطلع بود باورنکردنی است» و «علیاکبر صالحی در جریان این شرایط و مذاکرات نیست و به همین دلیل این تغییر تعجببرانگیز است». دلایل برکناری منوچهر متکی و گزینههای بعدی احمدینژاد برای وزارت خارجه روزنامه جام جم در گزارشی با تیتر «ناگهان متكی بركنار شد» نوشته است که «منوچهر متكی اگرچه عنوان پرسابقهترين وزير كابينه احمدینژاد را به خود اختصاص داده بود، اين به آن معنا نيست كه او در اين شش سال وزارت بیدردسری را پشت سر گذرانده»، چرا که در سال ۸۴ «هنوز شش ماهی از نشستنش بر صندلی وزارت در ساختمان خيابان كوشک مصری نگذشته بود كه زمزمههای بركناری وی شنيده شد». این روزنامه خبر داده است که علت برکناری منوچهر متکی اعتراض نسبت به «سفر اسفنديار رحيم مشایی به اردن در روزهای اخير است». جام جم نوشته است که «اسفندیار رحیم مشایی شنبه گذشته راهي اردن شد تا پيام ويژه احمدینژاد را تقديم پادشاه اين كشور كرده و از وی دعوت كند تا سفری به ايران داشته باشد»، اما «اين اقدام مورد اعتراض وزير بركنارشده وزارت خارجه قرار گرفته است». روزنامه خراسان با اشاره به این که منوچهر متکی در شهریورماه ۸۹ درباره انتصاب نمایندگان ویژه احمدینژاد در امور خارجی گفته بود که «تضعيف دستگاه ديپلماسی کشور بهويژه در شرايط کنونی آن هم توسط برخي از افراد دولت مصداق بارز بر شاخه نشستن و بن بريدن است» نوشته است که «شايد اين سخن منوچهر متکی کافی بود تا همگان پايان حضور منوچهر متکي در سمت وزير خارجه دولت دهم را قطعی بدانند». این روزنامه نوشته است که «احمدینژاد ترجيح داد دشواری کسب راي اعتماد برای وزير جديد را از مجلسی که متکي در آن حاميان زيادی دارد به جان بخرد تا نشان دهد که اختلاف نظر يا به تعبيری اختلاف سليقه بين رئيس و وزير خيلی جدیتر از اين حرفها بوده و شکل برکناری متکی نيز اين مسئله را تاييد میکند». روزنامه ابتکار نوشته است که «متکی از آخرين بازماندگان جرياني در کابينه احمدينژاد است که به عنوان راست سنتی شناخته میشوند» و «حال منوچهر متکی میرود تا محمود احمدینژاد وزن خود را به رقبای خود نشان دهد» و «بايد ديد اين خبر چه تاثير و بازتابی در وزنکشی سياسی ايران خواهد داشت». روزنامه تهران امروز نیز بر وجود «اختلافات میان احمدینژاد و متکی» تاکید کرده و نوشته است که «برخی تاريخ اين اختلافات را دیماه سال ۱۳۸۵ عنوان میكنند و برخی ديگر آبان ۱۳۸۶ را تاريخ نخستين زمزمههای بركناری متكی عنوان میكنند». این روزنامه همچنین روابط نزدیک منوچهر متکی با علی لاریجانی را در برکناری وی موثر دانسته و نوشته است که منوچهر متکی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ ریاست ستاد انتخاباتی لاریجانی را برعهده داشت. تهران امروز علاوه بر این گزارش داده است که «گزینههای جانشينی متکی» از سال ۸۶ تاکنون «به صف شدهاند» و در میان آنها نام کسانی چون سعيد جليلی، دبير شورای عالی امنيت ملی، علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس هشتم، اسفندیار رحیم مشایی، پدر عروس و رئیس دفتر محمود احمدینژاد، مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ويژه احمدینژاد، به چشم میخورد. این روزنامه همچنین از حسن قشقاوی، معاون فعلی وزارت خارجه، محمد مصطفوی، رئیس پیشین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، و علیاکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، که از روز دوشنبه با حکم احمدینژاد سرپرست وزارت خارجه شد، به عنوان دیگر گزینههای احتمالی احمدینژاد برای معرفی وزیر خارجه به مجلس نام برده و نوشته است که حسن قشقاوی که روابط نزدیکی با اسفندیار رحیم مشایی و نظر مثبت مجلس را نیز دارد از بخت بیشتری برای معرفی به عنوان «وزیر خارجه» برخوردار است. واکنش روزنامههای حامی دولت به برکناری منوچهر متکی از میان روزنامههای حامی دولت دو روزنامه ایران و رسالت برکناری منوچهر متکی را چنان بیاهمیت ارزیابی کردهاند که حتی در صفحه نخست خود به آن اشاره نداشتهاند، و تنها روزنامه رسالت در صفحات میانی خود نوشته است که «علیاکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت خارجه منصوب شد». روزنامه قدس نوشته است که «احمدینژاد به اختلاف با متکی پایان داد» و روزنامه کیهان در خبری کوتاه تاکید کرده است که «با حکم محمود احمدینژاد متكی رفت و صالحی سرپرست وزارت خارجه شد». حسین شریعتمداری، نماینده آیتالله خامنهای در روزنامه کیهان، در عین حال طی یادداشتی با تیتر «با كدام توجيه؟» ضمن تاکید بر این که «هم به متکی و هم به صالحی ارادت دارد» نوشته است که «برکناری وزرا حق احمدینژاد است». وی نوشته است که «در عرف شناخته شده سياسی، عزل يک وزير در حال ماموريت، آن هم ماموريت خارجي وزير خارجه علاوه بر آن که نشانه بروز ناگهانی اخلال در سياست خارجي يک كشور تلقي میشود، اهانت آشكار به شخصيت وزير عزل شده نيز هست و اين تلقي را چه بخواهيم و چه نخواهيم در پی خواهد داشت». مدیر کیهان زمان برکناری متکی را نامناسب توصیف و تاکید کرده است که در هیچ جایی نوشته نشده که «مستحب است وزير امور خارجه در آستانه تاسوعا و عاشوراي حسينی عزل شود و تاخير در بركناری او تا پايان تاسوعا و عاشورا كراهت داشته و خلاف احتياط است». «۶۲۰ هزار کارمند دولت از جمله کارمندان زن خانهنشین میشوند» روزنامه دنیای اقتصاد گزارش داده است که دولت در حال اجرای طرحی است که بر اساس آن «۳۰ درصد کارکنان دولت به خانه منتقل میشوند». این روزنامه با اعلام این که مقامات دولت از جدی شدن «طرح دورکاری» کارمندان خبر دادهاند، نوشته است که «بر اساس این طرح امکان دورکار شدن ۶۲۰ هزار کارمند دولتی فراهم میشود». به نوشته این روزنامه، لطفالله فروزنده، معاون مدیریت و سرمایه انسانی رئیس دولت دهم، با تاکید بر این که «زنان اولویت اول در طرح دورکاری هستند» گفته است که «۲۹ دستگاه دولتی باید به اجرای طرح دورکاری بپیوندند تا از این طریق بتوان ۳۰ درصد از کل مشاغل عمومی کشور را در قالب دورکاری به منازل برد». دنیای اقتصاد نوشته است که بر اساس آمارهای موجود «تعداد کارکنان نظام اداری در پایان سال ۱۳۸۸ بیش از دو میلیون و ۶۵ هزار نفر اعلام شده که اگر ۳۰ درصد این رقم را محاسبه کنیم، رقم بیش از ۶۱۹ هزار نفر به دست میآید». این روزنامه خبر داده است که «برخی وزرا مانند وزیر بازرگانی و وزیر نفت هم از طرح دورکار شدن کارمندان وزارتخانههای متبوع خود سخن گفتهاند و پیش از این هم وزیر کار از دورکار شدن ۵۰ درصد کارمندان ستادی وزارت کار به صورت آزمایشی خبر داده بود». به نوشته روزنامه دنیای اقتصاد، «دورکاری واژهای جدید در ادبیات بازار کار و اشتغال کشور است، بحثی که در دولت دهم با محوریت معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس دولت و وزارت کار و امور اجتماعی مطرح و کمکم رنگ و بوی جدی به خود گرفت و کارکنان از آن تغییر محل و نحوه ادامه کار خود را برداشت میکنند». در حالی که برخی گزارشها از «طرح دورکاری» به عنوان مقدمهای برای بیکار کردن بخشی از کارمندان دولت یاد کردهاند، لطفالله فروزنده ادعا کرده است که «دولت در اين طرح به هیچ وجه به دنبال بیکار کردن کارمند نیست، بلکه استفاده بهینه و بهرهورانه از نیروی کار» است. «تشكيل پليس هميار توريست» روزنامه ابتکار از قول فرمانده نیروی انتظامی اصفهان از «تشكيل پليس هميار توريست» خبر داده است. به نوشته این روزنامه، محمدعلی بختياری گفته است که «در راستای ارتقای امنيت برای گردشگران خارجی، پليس هميار توريست برای اولین بار در کشور و در اصفهان تشكيل شده است». فرمانده نیروی انتظامی اصفهان گفته است که «اين پليس برای راهنمایی توريستها و به منظور حفظ آرامش خاطر آنها در شهر تشكيل شده و دوچرخه ويژه نيز در اختيار آنها قرار داده شده است». در چند سال اخیر و پس از آن که شماری از توریستها و اتباع خارجی در حین سفر به ایران از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی بازداشت شدند مقامهای رسمی از احتمال تشکیل چنین نیرویی برای همراهی و در عین حال مراقبت از توریستهای خارجی در شهرها و استانهای توریستپذیر سخن گفته بودند، اما این اولین بار است که خبر تشکیل چنین نیرویی در اصفهان که محل استقرار برخی مراکز هستهای جمهوری اسلامی نیز هست اعلام میشود. «استخدام ۲۳ هزار پرستار طی پنج سال انجام میشود» روزنامه خراسان از قول محمدعلی چراغی، مشاور وزير بهداشت در امور پرستاری، خبر داده است که قرار است دستور محمود احمدینژاد برای استخدام ۲۳ هزار پرستار «طی پنج سال» به اجرا درآید. مرضيه وحيد دستجردی، وزير بهداشت، و معاونش در چند روز اخیر از تاکید محمود احمدینژاد برای استخدام ۲۳ هزار پرستار طی «امسال» خبر دادند و حتی حسن امامی رضوی، معاون وزارت بهداشت، وعده داد که این استخدامها «در يک فرآيند شش ماهه و با توجه به اعلام نياز دانشگاههای علوم پزشکی انجام میشود». اما محمدعلی چراغی، مشاور وزير بهداشت در امور پرستاری، به روزنامه خراسان گفته است که «برای استخدام پرستاران فراخوان آزمون استخدام منتشر ميشود و پس از طی مراحل اجرایی استخدام پرستاران آغاز میشود و استخدام پرستاران و کادر پرستاری از امسال آغاز و به تدريج طی پنج سال ۲۳ هزار پرستار جذب وزارت بهداشت میشوند». روزنامه تهران امروز در شماره ۱۴ آذرماه از «اولتيماتوم پرستاران به دولت» خبر داده و نوشته بود که «غضنفر میرزابیگی، رئيس سازمان نظام پرستاری، سرانجام بعد از گذشت سه سال از اجرايی نشدن قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری از سوی دولت اعلام کرده که پرستاران میخواهند در مقابل معاونت نظارت راهبردی رياست جمهوری تجمع کنند». این روزنامه همچنین نوشته بود که «۹ ماه از دستور صريح محمود احمدینژاد مبنی بر استخدام ۲۳ هزار پرستار، ۱.۵ سال از تصويب قانون بهرهوری کارکنان بالينی نظام سلامت و سه سال از تصويب قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری میگذرد، اما هنوز هيچ کدام اجرا نشده است».
سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، در صورت عدم کسب رای اعتماد از پارلمان این کشور، مجبور به کناره گیری خواهد شد. مجلس نمایندگان و سنای ایتالیا امروز (سه شنبه)، درباره ادامه کار برلوسکونی رای گیری می کنند. نخست وزیر ایتالیا که به خاطر رسوایی های متعدد در زمینه مالی و روابط با زنان در وضعیت دشواری به سر می برد، روز دوشنبه وعده داد، در صورت کسب رای اعتماد، کابینه ای با حضور افراد میانه رو تشکیل دهد.
رامین مهمانپرست می گويد که برکناری منوچهر متکی تاثيری بر سياست خارجی ايران نخواهد گذاشت و همزمان انتقادهای نمايندگان و رسانه های اصولگرا از تصميم رييس جمهور ايران در کنار گذاشتن وزير خارجه ادامه دارد.سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی می گويد که برکناری منوچهر متکی تاثيری بر سياست خارجی ايران نخواهد گذاشت و همزمان انتقادهای نمايندگان و رسانه های اصولگرا از تصميم رييس جمهور ايران در کنار گذاشتن وزير امور خارجه ادامه دارد. رامين مهمانپرست روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگاران گفته است که «نه در سياست ها و نه در نحوه مذاکرات تغييری صورت نمی گيرد.» بیشتر بخوانید: منوچهر متکی از سمت وزارت امور خارجه ایران برکنار شد علیزاده: متکی سهمیه لاریجانی در کابینه دولت بود وی در پاسخ به اين پرسش که آيا سياست ايران در باره مذاکرات با گروه پنج به علاوه يک تغيير می کند، اظهار داشت: «مذاکرات ايران و پنج به علاوه يک در چارچوب تعريف شده ای انجام می شود...لذا تغيير افراد، آن سياست ها و چارچوب ها را تغيير نمی دهد.» سخنگوی وزارت خارجه ايران افزود: «سياست ها و راهبردهای کلان خارجی در سطوح مشخص تدوين می شود و همچنان اين سياست ها در دستور کار وزارت خارجه است و با اقتدار کامل سياست ها دنبال خواهد شد.» پايگاه اطلاع رسانی رياست جمهوری ايران روز دوشنبه اعلام کرد که محمود احمدی نژاد در حکمی، منوچهر متکی را از وزارت امور خارجه برکنار و علی اکبر صالحی را به عنوان سرپرست اين وزارتخانه منصوب کرده است. برکناری آقای متکی در زمانی صورت گرفت که وی برای ابلاغ پيام رييس جمهور ايران به همتای سنگالی خود به اين کشور سفر کرده بود. آقای مهمانپرست در باره سمت آينده منوچهر متکی ابراز بی اطلاعی کرد. ادامه واکنش اصولگرایان برکناری وزير امور خارجه ايران واکنش هايی در اردوگاه اصولگرايان برانگيخته است و در تازه ترين موضعگيری ها، احمد توکلی، رييس مرکز پژوهش های مجلس گفته است که شيوه برکناری متکی جايگاه وزارت خارجه را سخيف می کند. وی اظهار داشت: «اين اقدام، اين پيام را برای کشورهای خارجی در بر دارد که ثبات ناشی از عقلانيت در کشور حاکم نيست و اراده يک فرد است که حاکميت می کند و هر وقت هر کاری بخواهد می کند.» به گفته آقای توکلی، «اين مسائل موجب می شود ديگر افراد قدرتمند و صاحب صلاحيت نيز مسئوليت نپذيرند.» کريم عابدی، نايب رييس کميته حقوق بشر مجلس، نيز به خبرگزاری مهر گفته است که رييس جمهور بايد دلايل برکناری و علت تصميم گيری خود را بيان کند. وی افزوده است: «وقتی وزير امور خارجه در ماموريت کاری به سر می برد و پيام شخص رييس جمهور را منتقل کرده است تعجيلی برای اين برکناری نيست. بايد از رييس جمهور سوال شود در به کارگيری اين شيوه چه تدبيری داشته اند.» روزنامه کيهان که در پنج سال گذشته از مواضع محمود احمدی نژاد حمايت کرده است نیز با انتقاد از تصميم وی در برکناری منوچهر متکی «هنگام ماموريت رسمی در خارج از کشور»، اين پرسش را مطرح کرده که «کدام ضرورت و مسئله فوری و فوتی در کار بوده است که آقای دکتر احمدی نژاد حتی درنگ يک روز يا چند ساعته برای عزل وزير خارجه کابينه خويش را هم جايز ندانسته و نه فقط حکم عزل او را صادر کرده است بلکه لازم ديده خبر مربوط به صدور اين حکم را بلافاصله در اختيار رسانه ها نيز قرار دهد!» این روزنامه اصولگرا با طعنه به آقای احمدی نژاد نوشته است: در هیچ رساله ای به رییس جمهور محترم توصیه نشده است که مثلا؛ «مستحب است وزیر امور خارجه در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی عزل شود و تاخیر در برکناری او تا پایان تاسوعا و عاشورا، کراهت داشته و خلاف احتیاط است!» کیهان برکناری وزير امور خارجه ايران را بی ارتباط با سفر اخير اسفنديار رحيم مشايی به اردن ندانسته و گفته است: «اين ماموريت آقای مشايی با جايگاه رسمی وی به عنوان رييس دفتر رييس جمهور همخوانی چندانی ندارد و به پست و جايگاه مامور ويژه شبيه تر است. شايد اين ماموريت با اعتراض آقای متکی روبرو شده باشد... و شايد هم علت ديگری در ميان باشد.» اسفنديار رحيم مشايی که به عنوان مشاور احمدی نژاد در امور خاورميانه نيز فعاليت می کند در روزهای اخير با سفر به اردن، پيام رييس جمهور ايران را به وی ارائه و از او برای سفر به تهران دعوت کرد. وی از چهره های جنجالی دولت های نهم و دهم است که مواضع و سمت های متعدد او انتقادهای زيادی از سوی اصولگرايان برانگيخته است.
وزرای دفاع آمریکا و اسرائیل روز دوشنبه با یکدیگر دیدار کردند. رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، و ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، در این دیدار ضمن تهدید قلمداد کردن جمهوری اسلامی ایران، به بررسی این موضوع و همچنین آخرین تلاشهای به عمل آمده در راستای مذاکرات صلح خاورمیانه پرداختند. به گفته پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، این ششمین دیدار دو طرف در سال جاری به شمار میرود.
اتحادیه اروپا از به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی در شرایط فعلی خودداری کرد. درپی نشستی که روز دوشنبه در شهر بروکسل، پایتخت بلژیک، برگزار شد، کشورهای عضو اتحادیه اروپا به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی را به «زمانی مناسب» موکول کردند. اتحادیه اروپا دلیل این اقدام را جلوگیری از ایجاد هرگونه اختلال در مسیر از سرگیری گفتگوهای صلح میان مقامهای اسرائیلی و فلسطینی، را اعلام کرده اند. روز یکشنبه صائب عریقات، مذاکره کننده ارشد فلسطینی، در نامه ای به کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از آن اتحادیه درخواست کرده بود کشور مستقل فلسطینی را در چارچوب مرزهای پیش از ۱۹۶۷ به رسمیت بشناسند.
ریچارد هولبروک، فرستاده ویژه آمریکا در افغانستان و پاکستان، روز دوشنبه درگذشت. آقای هولبروک، ۶۹ ساله، به دنبال مشکلات حاد قلبی، جمعه گذشته در بیمارستان بستری شده باشد. ریچارد هولبروک در به پایان رسیدن جنگ داخلی بوسنی هرزگوین و انعقاد پیمان صلح دیتون که در سال ۱۹۹۵میان طرفین درگیر درآن کشوربسته شد نقش فعالی را بر عهده داشت. آقای هولبروک، هفت بار نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده بود.
بنا بر گزارش منتشر شده توسط یک سازمان غیر دولتی در روسیه، در هر ۶۳ دقیقه، یک زن در آن کشور به دلیل خشونتهای خانوادگی جان خود را از دست می دهد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، بر پایه تحقیقات به عمل آمده از سوی سازمان «آنا» که حمایت از زنان را برعهده دارد، بیش از ۶۵۰ هزار زن در روسیه، هر ساله از سوی شوهر یا بستگانشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. خشونتهای خانوادگی در روسیه هرساله موجب مرگ ۱۴ هزار زن می شود.
کرواسی خواستار استرداد نخست وزیر پیشینش از اتریش شد. در پی اعلام دادستانی کرواسی مبنی بربازداشت ایوو سانادر به منظور انجام تحقیقات لازم بر روی پرونده فساد مالی او، وی در اتریش بازداشت شد. مقامهای کرواسی، آقای سانادر را متهم به سوء استفاده از موقعیت شغلی، دسیسه چینی و فساد مالی می کنند. آقای سانادردر ژوئیه ۲۰۰۹ و پس از شش سال نخست وزیری، از این مقام استعفا کرد.
محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران، از محمد نوری زاد خواست که به اعتصاب غذایش پایان دهد. محمد خاتمی در پیام رسمیاش، ضمن ترغیب آقای نوری زاد به انصراف از اعتصاب غذای خشک، نسبت به «اصلاح امور و بازگشت کشور به امنیت و ثبات» ابراز امیدواری کرده است. محمد نوریزاد از روز شنبه در اعتراض به محاکمه «توهین آمیز و سه دقیقه ای» خود دست به اعتصاب غذا زده است. علاوه بر محمد نوریزاد، نسرین ستوده، رضا شهابی، غلامحسین عرشی، و آرش صادقی نیز در حال حاضر در اعتصاب غذای خشک به سر میبرند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر