هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

Latest News from Iran Green Voice for 11/02/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



 

لباس شخصی ها با دادن شعارهایی چون مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه به محمد نوری زاد حمله کردند.

یکی از این لباس شخصی ها به نوری زاد گفت که زنده بودنش را مدیون آقاست!

 


 


 

پس از آخرین تماس تلفنی مهدی هاشمی از بند دو الف سپاه با پدر خود، خانواده هاشمی رفسنجانی نگرانی های جدی از بابت وضعیت سلامت وی پیدا کرده اند.

 به گزارش کلمه، پرونده مهدی هاشمی هم اکنون با مدیریت و محوریت سه نفر دنبال و هدایت می شود که طائب  و محسنی اژه ای دادستان کشور از جمله آنان هستند. گفته می شود علی رغم آنکه اژه ای موافق آزادی موقت مهدی هاشمی با قرار وثیقه است اما طائب با این امر مخالفت کرده و اعتقاد به نگه داشتن وی تا زمان انتخابات دارد.

وی که چند روز پیش و پس از یک هفته بی خبری، با خانواده اش تماس گرفته بود توانست در حضور و نظارت بازجو با پدرش صحبت کند، اما وقتی خواست با مادر خود نیز مکالمه داشته باشد، این تماس تلفنی قطع شد.

وی در این مکالمه تلفنی ضمن انتقاد از وضعیت نگهداری خود گفته است که بوی تعفن و سرویس بهداشتی سلول بسیار آزار دهنده است.

بر اساس این گزارش هم اکنون و در این روزها شرایط خواب مهدی هاشمی دچار به هم ریختگی عجییی شده که برای خانواده ایجاد نگرانی کرده است. وی که پیش از این تنها حدود سه ساعت در شبانه روز می خوابیده است، اما اکنون در طول روز نیز احساس عدم هوشیاری می کند. این نگرانی از بابت داروهایی هستند که هم اکنون به مهدی هاشمی داده می شود.

به گفته یکی از مقامات امنیتی، پرونده مهدی هاشمی هم اکنون با مدیریت و محوریت سه نفر دنبال و هدایت می شود که طائب و محسنی اژه ای دادستان کل کشور از جمله آنان هستند. گفته می شود علی رغم آنکه اژه ای موافق آزادی موقت مهدی هاشمی با قرار وثیقه است اما طائب با این امر مخالف است و اعتقاد به نگه داشتن وی در زندان تا زمان انتخابات دارد.

بر اساس این گزارش طائب معتقد است از تداوم حضور مهدی هاشمی در زندان می توان به عنوان برگ برنده ای در انتخابات پیش رو استفاده کرد.

همچنین گزارش رسیده به کلمه حاکی است که مهدی هاشمی تاکنون با سه نفر از جمله محمدرضا رجبی، زندانی سیاسی و جانباز شیمیایی، حسن معادیخواه فرزند عبدالمجید معادیخواه وزیر ارشاد دولت رجایی، و امیرعلی آقایاری از دیگر زندانیان سیاسی در زندان روبرو شده است. این ارتباطات درباره پرونده وی و سخنانی بوده که این افراد درباره مهدی هاشمی داشته اند. هاشمی، اعترافات و ادعاهای مطروحه علیه خود را در شرایط زور، غیرعادی دانسته و آنها را خلاف واقع عنوان کرده و تاکید کرده اگر سندی از من دارید ارائه دهید.

به رغم آنکه سایت ها و رسانه های وابسته به جریان حاکم پیش از بازداشت و در زمان بازداشت مهدی هاشمی تبلیغات و هجمه های بی پایانی علیه هاشمی و فرزندان وی داشتند و اتهامات اقتصادی به آنها وارد می کردند، اما تا کنون اثر و ادعایی از موارد اقتصادی در پرونده وی طرح نشده است و پرونده وی نیز همچون سایر زندانیان سیاسی به اعتراضات پس از انتخابات گره خورده است.

 

 


 


 

ندای سبز آزادی: جبهه آزادی در خصوص بازداشت شرکت کنندگان در جلسه سرای اهل قلم با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن حمله به سرای اهل قلم و توقیف اموال اعلام کرده که  دعوت برای شرکت راه پیمایی سیزده آبان ملغی می باشد. 

جبهه آزادی چندی پیش با حضور سردار علایی، رضا خندان،غلامعلی رجایی،شکوهی و دیگر فعالان سیاسی و مدنی آغاز به کار کرد. 

در این بیانیه با درج نامه مهدی خزعلی نوشته است: از آنجایی که جناح حاکم از ترس حضور سبز ما راهپیمایی 13 آبان را در نماز جمعه تهران ادغام کرده است . بدین وسیله فراخوان راهپیمایی 13 آبان لغو و از دوستان میخواهیم برای پرهیز از هر گونه سوء استفاده جناح حاکم از خانه های خود بیرون نیایند و آرامش خود را حفظ کرده و بهانه ای به دست جناح حاکم ندهند.

به گزارش ندای سبز آزادی، همچنین در بیانیه جبهه آزادی با اشاره به سناریو پردازی مقامات امنیتی آمده است: در سناریوسازی اقتدارگرایان و در راس آنها باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سیما که امروز پیشتاز پایمال نمودن کلیه ارزشهای انقلاب است شکی نیست.این رسانه،امروز شعار <<هدف وسیله را توجیه میکند>> را سرلوحه کار خود قرار داده است تا تمام دستاوردهای اخلاقی و دینی را پایمال نماید.البته،یقینا جبهه آزادی دارای سلاح است و تنها سلاح آن قلم و اندیشه است.

 

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: 

 

بیانیه شماره یک جبهه آزادی در خصوص حمله به سرای اهل قلم
اقتدارگرایان فرصت بازگشت به قانون را از دست ندهند!

شانزدهمین نشست سرای اهل قلم روز سه شنبه با حضورجمعی از اعضا جبهه آزادی و اصحاب قلم ،پیرامون پیامدهای حمله به سفارت آمریکا تشکیل شده بود.

در لحظات آغازین ،هنگام سخنرانی میهمان جلسه،ناگهان صدای شکستن در ورودی ساختمان و شکستن شیشه ها،حاضرین را بهت زده کرد.مامورین پس از ورود به ساختمان همه اعضا را بازداشت و وسایلشان را توقیف نمودند و دفتر سرای اهل قلم را پلمپ نمودند.

پس از بازداشت غیر قانونی،همه اعضا با خودروهای ون به یکی از ساختمانهای وزارت اطلاعات منتقل شدند.بازجویی ها بدون ارائه هیچگونه حکمی تا چهارشنبه ادامه داشت.اکثریت اعضا تا بعد ازظهر چهارشنبه آزاد و تعدادی نیز به زندان اوین منتقل شدند.

اسامی اعضای بازداشت شدگان در بند 209 زندان اوین، بدین شرح است: دکتر مهدی خزعلی،افشین قربان نژاد،امین آرمان ،محمد باقر مرادی،محمد فرید،مجید سعید عرب،محمد پارسی، حمید رضا سلیمانی،مهدی کریمی،پژمان ظفرمند،اکبر امینی و ...

بازداشت شدگان در بند عمومی وزارت اطلاعات در زندان اوین میباشند.البته آقای دکتر خزعلی در بدو بازداشت و همچنین طبق آخرین نوشته خود از ابتدای بازداشت اعلام اعتصاب غذای خشک نموده اند.

جبهه آزادی از ابتدای تشکیل،به مشی مدنی تاکید ورزیده است و غالب گفتمان خود را فعالیت در چهارچوب قانون اعلام نموده است.با 

عرض تاسف باید گفت تمامیت خواهان که تخصص وافری در رادیکالیزه نمودن احزاب و گروهها دارند با خشونت و ارعاب سعی در انزوا و رادیکال نمودن جبهه آزادی و اعضای آن دارند.جبهه آزادی اعلام میدارد هیچگاه از مشی مدنی خود خارج نخواهد شد و همواره در چهارچوب قانون فعالیت خواهد کرد.

برخی رسانه ها و سایتهای اقتدارگرا اعلام نموده اند که در بازداشت اعضای سرای اهل قلم،سلاح کشف شده است! و به نظر میرسد ابایی نیز از به راه انداختن شوی تبلیغاتی در این زمینه ندارند.

در سناریوسازی اقتدارگرایان و در راس آنها باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سیما که امروز پیشتاز پایمال نمودن کلیه ارزشهای انقلاب است شکی نیست.این رسانه،امروز شعار <<هدف وسیله را توجیه میکند>> را سرلوحه کار خود قرار داده است تا تمام دستاوردهای اخلاقی و دینی را پایمال نماید.البته،یقینا جبهه آزادی دارای سلاح است و تنها سلاح آن قلم و اندیشه است.

جبهه آزادی با تاکید مجدد بر فعالیتهای صلح آمیز اعلام میدارد:

1.کلیه عملکرد جبهه آزادی از ابتدای تشکیل،تاکنون در چهارچوب مدنی و قانونمند بوده است.
2.جبهه آزادی بازداشت غیر قانونی اعضا را محکوم مینماید و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط آنها میباشد.
3.منش اعضای جبهه آزادی اندیشه و سلاحشان قلم بوده است) ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ(
4.هرگونه بازداشت و توقیف اشیا و پلمپ مکان نیازمند حکم و مجوز قانونی میباشد که اتفاق روز سه شنبه عاری از تمامی موارد فوق بوده است.

5.جبهه آزادی ضمن دعوت صاحبان و دست اندرکاران امور به عقلانیت،تقاضا دارد تا فرصت بازگشت به قانون را از خود سلب ننمایند!

لازم به توضیح است پس از آنکه راهپیمایی روز 13 آبان به روز دوازدهم منتقل شد.تصمیم به تغییر در برنامه روز 13 آبان گرفته شد.

در ذیل بیانیه ای که قرار بود در پایان شانزدهمین نشست سرای اهل قلم توسط دکتر مهدی خزعلی خوانده شود ، ارائه می گردد:

دوستان و عزیزان سبزم
از آنجایی که جناح حاکم از ترس حضور سبز ما راهپیمایی 13 آبان را در نماز جمعه تهران ادغام کرده است . بدین وسیله فراخوان راهپیمایی 13 آبان لغو و از دوستان میخواهیم برای پرهیز از هر گونه سوء استفاده جناح حاکم از خانه های خود بیرون نیایند و آرامش خود را حفظ کرده و بهانه ای به دست جناح حاکم ندهند.
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
دکتر مهدی خزعلی

با توجه به بیانیه دکتر مهدی خزعلی کمپین راهپیمایی صلح لغو و تقاضا می شود از خانه هایتان بیرون نیایید.

جبهه آزادی


 


گروهی از گزارشگران سازمان ملل متحد امروز (پنجشنبه) از دولت ایران خواستند که فعالان حقوق بشر زندانی شده در آن کشور را آزاد کند.

از جمله این زندانیان، نسرین ستوده است که امسال به همراه جعفر پناهی، برنده جایزه حقوق بشر پارلمان اروپا (جایزه ساخاروف) شد.

خانم ستوده، وکیل دادگستری که در زندان به سر می برد، در اعتراض به شرایط نگهداری خود و فشارهای وارد شده بر خانواده اش، در زندان اعتصاب غذا کرده است.

پیشتر گزارش شده بود که نسرین ستوده از زمان بازداشت در سال ۱۳۸۹ بارها در حبس انفرادی نگه داشته شده و از ملاقات منظم و صحبت با خانواده‌ خود محروم بوده است.

نسرین ستوده، فعال حقوق بشر از دو سال پیش در ایران زندانی است. خانم ستوده به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به شش سال زندان محکوم شده است.

جعفر پناهی، کارگردان ایرانی نیز در حال حاضر به قید وثیقه آزاد است. آقای پناهی در اسفندماه سال ۸۸ در پی نا‌آرامی های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری در ایران دستگیر شد و بعد در خردادماه سال ۸۹ به قید وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد.

بر اساس حکم دادگاه جعفر پناهی به اتهام "اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" به ۶ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت کاری، ۲۰ سال محرومیت از سفر به خارج از ایران جز برای سفر حج یا درمان ضروری و ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شده است.

به گزارش بی بی سی فارسی گابرییلا نول، گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص استقلال قضات و وکلا نیز در خصوص تعقیب وکلای حقوق بشر در ایران اظهار نگرانی کرد و گفت که این اقدامات دولت ایران پیامدهای سنگینی در زمینه عملکرد و استقلال سیستم قضایی کشور دارد.

مارگارت سکاگیا، گزارشگر ویژه سازمان ملل در بخش مدافعان حقوق بشر هم در بیانیه ای خواستار تضمین آزادیهای اساسی مدافعان حقوق بشر در ایران شده است.

هم اکنون حداقل ۳۲ وکیل تحت تعقیب و تعدادی از فعالان حقوق بشر در ایران زندانی هستند.


 


ستار بهشتی فعال مدنی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه های اجتماعی فیس بوک توسط پلیس فتا بازداشت شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، این فعال مدنی بعد از تحمل شکنجه های فراوان که هنوز آثار آن بر روی سر، صورت، دست ها و بدن وی مشخص است بازجویی های طاقت فرسایی را پشت سر گذاشته است.

شکنجه وی برای گرفتن اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است.

ستار بهشتی هفتم آبانماه در منزل شخصی اش در رباط کریم توسط ماموران پلیس فتا بازداشت شد. این زندانی سیاسی ۳۵ ساله و یک کارگر ساده میباشد که در هنگام بازداشت نان آور خانواده اش بود.


 


درپی انتشار نامه تعریف و تمجید برادران لاریجانی از رهبر جمهوری اسلامی، و تاکید آنان بر لزوم توجه به پیام اخیر آیت الله خامنه ای، محمود احمدی نژاد نیز نامه ای خطاب به او منتشر کرد اما در این نامه بر مواضع خود تاکید ورزید و همچنین از آقای خامنه ای خواست، با هر اقدامی که اختیارات و مسئولیت های رییس دولت را مخدوش می سازد، مخالفت کند.

پیش از این علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس که از اصولگرایان نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی است، از محمود احمدی نژاد خواسته بود، تا او نیز مانند برادران لاریجانی نامه مشابهی بنویسد تا طرح سوال از او در صحن علنی پارلمان منتفی شود.

آیت الله خامنه ای روز چهارشنبه و در واکنش به نامه نگاری روسای دولت و قوه قضاییه گفت "از امروز تا روز انتخابات، هرکسی که بخواهد اختلاف ها را به میان مردم بکشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده کند،‌ قطعاً به کشور خیانت کرده است."

در پی این اظهارات، علی و صادق لاریجانی، روسای قوای مقننه و قضائیه در نامه های جداگانه به تعریف و تمجید از رهبر جمهوری اسلامی پرداخته و نیز بر رعایت اوامر او تاکید کرده اند.

علی لاریجانی سخنان خامنه ای را "رهنمودهای ناصحانه و خیرخواهانه" خواند که رعایت آن "واجب" است. برادر او صادق لاریجانی نیز به اقدام مشابهی دست زد.

اما محمود احمدی نژاد در نامه خود نوشته است: " به واسطه طراحی دشمنان ،ملت و کشور در فشارند. اینجانب و همکارانم در دولت برای تدبیر امور و مقابله با توطئه های دامنه دار و وسیع بدخواهان و برای کاهش فشار بر مردم و پیشبرد امور کشور تمام توان خود را به طور شبانه روزی به کار بسته ایم لیکن ابعاد مسئله و اهمیت موضوع مستلزم حضور همه قوا و مسئولیت پذیری و همکاری و همراهی آنان با دولت است که امروز در خط مقدم این جنگ تمام عیار اقتصادی قرار دارد."

احمدی نژاد که در نامه جنجال برانگیز خود به لاریجانی، نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی در کشور و از جمله در زیر مجموعه های قوه قضاییه را وظیفه خود دانسته بود در ادامه پیام خود به رهبر جمهوری اسلامی نوشته است: "مطمئن هستم که جنابعالی بر پاسداری قاطع از قانون اساسی و به ویژه از حقوق اساسی ملت و همچنین صیانت از جایگاه رفیع رییس جمهوری منتخب ملت که بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری و مجری قانون اساسی است، تاکید دارید و با هر اقدامی که اختیارات و مسئولیت های مهم او را مخدوش نمایید، مخالفید ."


 


سید ابراهیم نبوی

 

 

 

 

 

خدایا! اینم شما آفریدی؟ ...

raport_9108101_ghaziasgar.jpg

حتما پیش خودتان خیال می کنید هر چیزی، یک روزی، یک جایی، به یک شکلی، بالاخره تمام می شود. ولی خیلی عجله نکنید. چون یک چیز هایی هم هستند که هیچوقت تمام نمی شوند. بلکه بنابر قانون بقای ماده و انرژی هر روزی در یک جایی و به یک شکلی دوباره تکرار می شوند.

نمونه اش همین طرح تفکیک جنسیتی... خیال می کنید اگر در مدارس ابتدایی و بعد راهنمایی و بعد دبیرستان و اخیرا دانشگاه زن و مرد را از هم جدا کنند تمام می شود؟

خب نه ... تمام نمی شود.

خیال می کنید اگر در پارک ها و بانک ها و استخرها و فروشگاه ها و باقی جاها زن و مرد را از هم جدا کنند تمام می شود؟

خب ... حتما خیال می کنید اگر بیایند در خانه و اتاق و رختخواب شما هم این طرح تفکیک جنسیتی را اجرا کنند و مثلا شب ها شما به جای اینکه بروید توی تختخواب بغل دست همسرتان بخوابید، مجبور بشوید بروید بغل دست مامور مراقبت از طرح تفکیک بخوابید، بالاخره تمام می شود؟

نه

باور کنید تمام نمی شود.

علی قاضی عسکر، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت، در یک نشست خبری خواستار اعمال تفکیک جنسیتی در طواف خانه کعبه در مناسک حج تمتع شد و به مسئولان عربستان پیشنهاد کرد: با «تفکیک جنسیتی»در طواف خانه کعبه «از به وجود آمدن برخی مسائل بین خانم‌ها و آقایان جلوگیری کنند.»

البته نه اینکه خیال کنید در حالی که خجالت می کشیده و صورتش سرخ شده بوده، یا در حالی که سرش را پایین انداخته بود و با خودش فکر می کرده این (یعنی خودش) دیگر چه موجود بیمار و مریضی است که خداوند آفریده،(بقول همشهری ما خدایا این آقا را هم شما آفریدی؟ ....) یا هر حالت دیگری که کوچکترین نشانه ای از احساسات یک آدم معمولی حتی، در این شرایط از خودش بروز می دهد، این حرف ها را زده ...

نه،

در کمال آرامش این اشعار را با صدای بلند خوانده و با چشم های گشاد توی چشمشان نگاه کرده.

یکبار دیگر هم گفتم بالاخره یک روز می آیند این طرح تفکیک جنسیتی را توی تختخواب شما هم عملیاتی می کنند، باورتان نشد... حالا هم ببینید کی دارم می گویم. اگر اینها چند وقت دیگر یک نامه برای خدا، نماینده ولایت فقیه در آسمان ها، ننوشتند و درخواست نکردند طرح تفکیک جنسیتی را بین فرشتگان هم عملیاتی کند، هر چه شما گفتید درست.

اصلا من از طرف سعیده قاسمی قول می دهم اگر اینکار را نکردند، حالا که ریشش را زده و برای خودش جیگری شده، برود... اَاَیییی ... هیچی، ولش کنید.

حالم به هم خورد.

غلط املایی

raport_9108102_baran_kowsari.png

دهخدا در لغتنامه اش توضیح کلمه هرج و مرج را می نویسند: " در محلی گویند که جمعی ناموافق و بی اتفاق برخلاف هم کاری کنند و هر که را آنچه از دست برآید، کند." و این دقیقا همان اتفاقی است که در حال حاضر دارد در مملکت گل و بلبل ما می افتد. زمانی سفیر ژاپن در ایران گفته بود " سیاست ایران مثل ترافیک تهران است، هر کسی هر کاری از دستش برمی آید می کند."

یعنی هرکه را آنچه از دست برآید ، می کند.

برای مثال، وزارت ارشاد از دستش بر می آید و به شش فیلم پروانه ساخت می دهد، بعد فیلم ها که ساخته شد، حوزه هنری هم از دستش بر می آید و نه تنها اجازه اکران این فیلم ها را در سینماهایش، که از ابوی محروم به ارث برده، نمی دهد، بلکه هر کجا که از دستش بر بیاید، زیر آب مسئولان سینمایی کشور را هم می زند.

بعد جایشان را عوض می کنند، یعنی وزارت ارشاد از دستش بر می آید و به شش فیلم حوزه پروانه ساخت نمی دهد و ...

این وسط خبرگزاری فارس هم نقش مرحوم جهانگیر فروهر در فیلم سوته دلان را بازی می کند و هر کاری از دستش بر می آید می کند... الان هم از دستش برآمده و هی ایجاد سوال می کند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس این روزها خبر پایان فیلمبرداری بیش از ۷۰ درصد کار جدید افشین هاشمی با نام «خسته نباشید» به گوش می‌رسد، خبری که سوالات بسیاری را ایجاد کرده است.

و ما هم سعی می کنیم بنابر علاقه شخصی که به خبرگزاری وزین فارس داریم به سوالاتی که برایش ایجاده شده است، تا جایی که از دستمان بر بیاید، پاسخ بدهیم.

یک: چگونه یک فیلم سینمایی بدون پروانه ساخت جلوی دوربین رفته است؟

همانطوری که زیره به کرمان رفته ، خاوری به کانادا. به قول مموتی مرحوم حالا شما همه جای کارتان حساب کتاب دارد، فقط مانده جلوی دوربین رفتن فیلم بدون پروانه؟

دو: چگونه بازیگری که از حامیان صد در صد فتنه بوده و به نوعی سردمدار این مساله در میان بازیگران است (منظورش باران کوثری است) در فیلمی به تهیه‌کنندگی حوزه هنری جلوی دوربین می‌رود؟

به سادگی ... یک روز مثل بچه آدم با کارگردان فیلم تماس بگیرید، اجازه بخواهید، بروید سر صحنه فیلم برداری، نگاه کنید ببینید چگونه می رود.

raport_9108103_baran_kowsari2.jpg

سه: چرا حوزه هنری که خود را نهاد فیلمسازی دینی و انقلابی کشور معرفی می‌کند و در یک سال گذشته در مخالفت با اکران‌ فیلم های ضد فرهنگی به درستی وارد میدان شده، (اینجا اوج هنر زیرپوستی خبرگزاری فارس در نقش مزبور است) فیلمی را به افشین هاشمی آنهم بعنوان اولین فیلم سینمایی وی اختصاص داده است؟

اولا حوزه هنری هم غلط کرده وارد میدان شده است، دوما بروید ببینید شش میلیارد تومان پول چطوری به اولین فیلم یک کارگردان ایرانی آمریکایی که قبلا تهیه کننده فیلم های پورنوی زالمان کینگ بوده، اختصاص پیدا کرده است.

یادآوری: شاید مسئولان حوزه هنری به یاد نمی‌آورند که افشین هاشمی از حامیان فتنه‌گران انتخابات ۸۸ بود و نام او بر بسیاری از بیانیه‌ها در حمایت از اغتشاشات ثبت شده است. شاید مسئولان حوزه هنری به یاد نمی‌آورند افشین هاشمی از حامیان خانه سینمایی بود که در اساسنامه آن «التزام به قانون اساسی جمهوری اسلامی» به عنوان بالاترین میثاق ملی مردم ایران حذف شده بود و چندین شاید دیگر که باید از کارنامه افشین هاشمی به یاد آورد.

یادآوری ما: شما هم شاید هنوز فرصت نشده سابقه کارگردان فیلم لیلا را ببینید، که البته بعید است چنین فرصتی را از دست داده باشید. فقط سعی کنید در دیدن سابقه هنری کارگردان مزبور خیلی زیاده روی نکنید، دستتان درد می گیرد، دیگر نمی توانید از این سوالات بپرسید... از ما گفتن

چهار: اگر فتنه ۸۸ برای حوزه هنری ملاک است، پس چرا این نهاد اولا هیچ اثری را در این رابطه تولید نکرده (مثل قلاده های طلا، پایان نامه یا اخراجی ها) و ثانیا چرا به برخی عناصر تابلودار فتنه مثل افشین هاشمی و باران کوثری فیلم اهدا می کند؟

شما بهتر است ببینید اگر آرمان های آن امام صاحب رحلت ملاک است، اولا چرا به جای اینکه مجلس در راس امور باشد، فعلا راس امور در مجلس است، ثانیا فعلا عناصر تابلودار انحراف را که نظرشان به نظر آقا نزدیک تر بود را بچسبید مواضع نظام را جر ندهند، تا بعد ببینیم چی می شود.

پنج: چرا از فیلمبردار فیلم ضد ایرانی یک خانواده محترم، برای اولین فیلم بلندش، بعنوان کارگردان حمایت می کنید؟

حمایت می کند که حمایت می کند، خب کار درستی می کند. خوب بود حوزه هنری هم مثل بعضی ها دستش ناقص بود یا املایش خوب نبود، به جای حمایت می نوشت جنایت و جنایت می کرد؟ حالا شما دمای ذوبتان پایین است و این چیز ها را نمی فهمید...همه باید به جای حمایت، جنایت کنند؟

شباهت ظاهری، جنایت باطنی

raport_9108104_basharahmadi.jpg

من واقعا به این نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور پیشنهاد می کنم یک پولی روی هم بگذارند،... گفتم پول روی هم بگذارید، قرار نیست عقلتان را روی هم بگذارید و با هم به توافق برسید، یا با همدیگر حرف بزنید که ترش می کنید... یک پولی روی هم بگذارند برای این نقدی یک دست لباس زیر خوشگل بخرند بفرستند ایران.

والا هر نظام و مملکتی یکی از این سردار نقدی های ما داشته باشد، اپوزیسیون می خواهد چه کار؟ خود نظام به شکل خودجوش بعد از یکی دو سال چنان متلاشی می شود که باید با جارو خاک انداز از روی زمین جمعش کرد ریخت توی زباله دانی تاریخ.

متخصص عروج ملکوتی دادن مردم نیست که هست، مولفه های ششگانه احصا نمی کند که می کند، نیروهایش در مانور از دشمن فرضی کتک نمی خورند، که می خورند ...

دیگه چی می خواین؟؟

اخیرا هم سنگ تمام گذاشته در غرفه خبرگزاری فارس در نمایشگاه مطبوعات گفته است:"حامیان بشار اسد در ناآرامی‌های سوریه مثل نیرو‌های بسیج عمل می‌کنند و از همین رو تصور می‌شود که این نیرو‌ها ایرانی هستند."

raport_9108105_ahmadi_0.jpg

حالا هی شما بروید مستند سازی کنید که در اتفاقات بعد از انتخابات ۸۸ دویست نفر به دست نیروهای نظام کشته شدند یا دویست و دو نفر؟ در کهریزک چهار نفر مننژیت گرفتند و مردند یا شش نفر؟ کلا در این اتفاقات یک صندوق بطری مصرف شد یا دو صندوق؟

خب بنده خدا مثل هلو دارد می گوید در سوریه که تا بحال بیشتر از سی هزار نفر توسط نیروهای وفادار به بشار اسد، قتل عام شده اند و به بیشتر از پانصد نفر زن و بچه و پسر و ... تجاوز شده و مورد شکنجه قرار گرفته اند و تازه هنوز هم معلوم نیست چند نفر را خورده اند، ... دارند مثل نیرو‌های بسیج عمل می‌کنند، حالا ببینید خود نیروهای بسیج چکار می کنند؟

از این گذشته، سردار جعفری، فرمانده کل سپاه، که گفته بود: " تعدادی از نیروهای قدس در سوریه حضور دارند" و جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه، اسماعیل قاآنی که گفته بود: "اگر جمهوری اسلامی در سوریه حضور نداشت، کشتار مردم آن چند برابر شده بود." و سالار آبنوش، فرمانده سپاه قزوین که اعلام کرده بود: " جمهوری اسلامی در «بعد نظامی»در سوریه مشغول جنگ است" را، تک تک از فاصله دویست کیلومتری هم در ایران کسی جرات نمی کند قهوه ای کند، دندان می گیرند. آنوقت این سردار نقدی توی روز روشن هر سه تا را با هم قهوه ای می کند، آنهم قهوه ای سیر به چه قشنگی.

" نقدی در بخش دیگری از سخنان خود «حضور» نیرو‌های سپاه قدس در جنگ داخلی سوریه را تکذیب کرده و در عین حال گفته که جمهوری اسلامی تجربیات خود را به سوریه منتقل کرده است."

البته خیلی هم پربیراه نمی گوید بنده خدا. این سربازان حامی بشار اسد خیلی سعی می کنند، مثل نیروهای بسیج عمل کنند... عمل که بماند، خیلی هم سعی می کنند مثل نیروهای بسیج حرف بزنند... حالا استعدادشان زیاد است به ما چه ؟

بالاخره کی انحراف کرده؟

خب دوستان زحمت کشیده اند در یک مرکز مطالعاتی ملی که هنوز ملیتش مشخص نیست و احتمال دارد کار کار انگلیس باشد، یک نظرسنجی در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران انجام داده اند و از ۵۰۶۸ نفر که ۲۳۸۱ نفرشان زن بوده اند و ۲۶۸۷ نفرشان هم مرد، پرسیده اند دلتان می خواهد رئیس جمهور آینده مملکتتان چه کسی باشد؟

بعد این نفرات که ۱۰۲۴ نفرشان زیر دیپلم و ۳۰۸۳ نفرشان لیسانس و ۹۶۱ نفرشان هم لیسانس به بالا بودند از بین دوازده نفر رئیس جمهور آینده را انتخاب کردند...

البته راه ساده ترش این بود که می رفتند از یک نفر آدم با بصرت سوال می کردند ببیند نظرش به نظر چه کسی نزدیک تر است، اینطوری نه آن آدم بابصیرت مجبور می شد با ماشین از روی مردم رد بشود، نه اینهمه آدم به زحمت می افتادند، نه کلید خانه کسی فردا دوباره گم می شد.

در این نظر سنجی ۳۹% گفته اند در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد شرکت می کنند، ۳۱% هم گفته اند شرکت نمی کنیم، چون رای ما رو دزدیدن، پز هم که نتونستن بدن، ولی بازم شرکت نمی کنیم، باقی هم هنوز تصمیمشان را نگرفته اند، که بالاخره چون رایشان را یکبار دزدیدند، دیگر رایشان را ندهند به دزدها که بروند باهاش پز بدهند، یا چون دزدها میانشان شکر آب شده و فهمیده اند در انتخابات قبلی که رای مردم را دزدیده اند چه شکری خوردند، دیگر از این دست گل ها به آب نمی دهند، پس می شود رای داد.

اما احتمال سوم هم این است که چون دزدها الان یک شکاف عمیق بینشان به وجود آمده و دیگر سگ به صاحبش اعتماد ندارد، چه برسد به کسانی که یک روزی نظرشان به نظر هم نزدیک بود، پس هر کس بخواهد دست به رای مردم بزند، دستش را می خورند...بنابراین می شود رای داد.

حالا که احتمال دارد بشود رای داد و احتمال کسی هم نتواند صندوق های رای را ببرد توی کتابخانه انبار بکند و خودش تمیز و مرتب روی برگه های تا نشده اسم رئیس جمهور مملکت را بنویسد، ببنیم این دوازده نفر رئیس جمهور بالقوه مملکت، هر کدامشان چقدر رای آورده اند؟

raport_9108107_mashaeighalibaf.jpg

بالاترین رای این دوازده نفر متعلق شده است به سردمدار جریان انحرافی، اسفندیار رحیم مشائی با ۷۰۵ رای یا ۳۵.۵۳%، نفر بعدی سردمدار جریان فتنه یا همان سید محمد خاتمی خودمان است با ۴۱۶رای یا ۲۰.۹۷%، نفر سوم شهردار تهران، مظنون به کودتای نظامی است با۳۵۷رای یا ۱۷.۹۹%، و بالاخره نفر چهارم هم هاشمی رفسنجانی، از ساکتین فتنه با ۱۲۴رای و ۶.۲۵% کل آرا.

raport_9108108_khtamighalibaf.jpg

تا اینجا یعنی آقا همان کنار حوضش بماند و با مواضع هسته ای اش بازی کند بهتر است.

البته نفرات دیگر هم که هویج نبودند، بالاخره هر کدامشان یک تعداد رای آورده اند که به ترتیب می شوند، غلامعلی حداد عادل ۱۰۸ رای، علی لاریجانی ۷۹رای، علی اکبر ولایتی ۴۹ رای، سعید جلیلی ۳۹ رای، محمد رضا عارف ۳۶رای، آقا محسن رضایی، پایه ثابت انتخابات ۲۸ رای، منوچهر متکی ۲۷ رای و هیچکدام هم که ۱۶ رای داشته ... یعنی ۱۶ نفر به نظرشان هیچکدام از آن یازده نفر دیگر برای ریاست جمهوری مناسب تر است.

تا اینجا هم یعنی اگر کل طرفداران با دمای ذوب پایین نظام را هم روی هم بگذاریم، به اندازه نصف جریان انحرافی هم طرفدار ندارند، اما باید ببینیم آنقدر صلاحیت دارند که اسمشان از دهان سخنگوی شورای نگهبان بیرون بیایند، یا همچنان فقط راست افراطی بیرون می زند.

حجاب و روشنفکران

raport_91081011_hejab_-intellectuals1.gif

اصولا یکی از خصوصیات آدمهایی که مسائل را عمیق می بینند این است که مسائل را عمیق می بینند، یعنی الکی داد و بیداد نمی کنند، شلوغ راه نمی اندازند و منطقی برخورد می کنند. معمولا هم کارشان درست تر از آنهایی است که بیخودی شلوغ می کنند و نتیجه هم نمی گیرند.

منظورم از همه این حرف ها این بود که " نوشین احمدی خراسانی" یکی از زنان مدافع حقوق زنان به معنای دقیق فمینیست است و در این حوزه کار می کند. کار علمی و دقیق هم می کند و نشسته توی ایران، یعنی وسط دردسر و ریز ریز مثل مورچه دارد یک کوه را از سر جایش می برد ده کیلومتر آن طرف تر.

raport_91081010_noushin_ahmadi.jpg

این کتاب " حجاب و روشنفکران" نوشین احمدی خراسانی که در پائیز سال ۱۳۹۰ نوشته شده و در زمستان همان سال، یعنی هفت ماه قبل منتشر شده از آن کارهای حسابی است که به نظرم توانسته موضوع حجاب را در درون جنبش حقوق زنان بررسی کند. از قضا نوشین که سالهاست کارش را جدی گرفته و چون آدمی بشدت جدی و عمیق است، اثر هم می گذارد، توانسته است مساله حجاب و تاریخ حجاب در سده معاصر را در کتابش بررسی کند و به بن بست های جنبش زنان نگاه کند و راههای پیشرفت آن را بگوید.

پیشگفتار کتاب به این می پردازد که چرا مساله حجاب در ایران مساله بسیار مهمی است. او توضیح داده است که بطور کلی در چهار کشور از جمله بوتان، کره شمالی، سودان، ایران و فرانسه، قانون برای لباس زنان وجود دارد.

در سودان زنان حق پوشیدن شلوار ندارند. در کره شمالی هم زنان باید لباسی شبیه یونیفورم بپوشند، در بوتان هم مردان و هم زنان برای رفتن به خیابان باید لباس واحدی که قانون تعیین کرده بپوشند و در فرانسه استفاده از برقع ممنوع است.

نوشین احمدی خراسانی توضیح می دهد که چون قوانین ذکر شده در این کشورها عام شمول نیست و در مورد همه زنان و همه ادیان و همه مکانها و همه نوع لباس نیست، هیچ کدام به حدی که در ایران مطرح است بر وضع زندگی زنان اثر نامطلوب ندارد.

او اشاره مهمی می کند که در حقیقت حجاب در ایران یک عامل حضور اخلاقی فراتر از پوشش به حوزه روابط خصوصی و انسانی است.

کتاب حجاب و روشنفکران، پنج فصل دارد. در فصل اول که عنوان تحریک کننده آن « مرگ بر ارثیه رضا کچل»: حجاب زدایی از « کشف حجاب» نام دارد، به بررسی موضوع کشف حجاب در دوره رضاشاه و نقش روشنفکران و فشار آنان برای تبدیل رضاشاه از یک " میانجی گر" به یک " عامل" پرداخته است.

او معتقد است گفتمان " کشف حجاب" گفتمانی در اقلیت است و به نقش حفاظت از حریم خصوصی در فرایند گذار به دموکراسی پرداخته است.

نکته مهم در این فصل تلاش عمیق و دقیق و پژوهشگرانه نوشین برای رسیدن به اطلاعات دقیق و روشن بخصوص در حوزه تاریخ است.

فصل دوم کتاب به بررسی قطب بندی در جنبش زنان و کشمکش های دوباره بر سر " کشف حجاب" می پردازد. او در این فصل به اتفاقاتی که پس از خروج رضاشاه از ایران افتاد و مساله درگیری میان حجاب و بی حجابی پس از رفتن رضاشاه پرداخته و در پاسخ به افرادی که با اقدام رضاشاه را به عنوان زورگوئی محکوم می کنند، از خود محمد رضا پهلوی نقل قول می آورد که او نیز نخواست به اقدام پدرش ادامه دهد و تصمیم گرفت مساله حقوق زنان را بصورت بنیادین دنبال کند.

وی معتقد است که جنبش ضد شاه یا ضد استبدادی ایران بعد از ۱۳۴۲ عملا به آنجا رسید که حجاب زنان یک راه مبارزه با شاه است.

او به جدایی شیوه رفتاری " مریم فیروز" از " مهرانگیز دولتشاهی" به عنوان دو مدافع حقوق زنان اشاره کرده و توضیح داده که چگونه جریان سیاسی مخالف حکومت بخصوص اپوزیسیون خارج از کشور به سوی " مزدور سازی" و به نظر من مزدور نمایی زنانی جهت گرفتند که وارد قدرت شده بودند و با فشارهای طاقت فرسا در مجلس و فضاهای فعالیت عمومی سعی می کردند قوانین را به نفع حقوق زنان تغییر دهند.

raport_9108109_mehrangiz_dowlatshahi.jpg

وی یکی از نتایج اقدامات افرادی مانند مهرانگیز دولتشاهی را در تصویب قانون خانواده در سال ۱۳۴۶ می داند و این قانون را قانونی مترقی نه فقط در منطقه بلکه در جهان ارزیابی می کند.

نوشین احمدی در فصل سوم کتاب " حجاب و روشنفکران" که عنوان آن " احیای حجاب در جنبش ضد شاه" است معتقد است که روند اتفاقات و مواجهه قدرت و ضد قدرت به شکلی شد که حجاب به عنوان نماد مبارزه علیه شاه شناخته شد و انقلابیون روی لباس و پوشش اعضای خاندان سلطنتی متمرکز شدند. حتی در روزنامه زن روز که در حکومت پهلوی منتشر می شد علیه مهناز افخمی مقاله نوشته می شد. در حقیقت بخش وسیعی از تمام جنبش ضد شاه از شریعتی بگیر تا چپ ها و مجاهدین در تبدیل حجاب به موضوعی ارزشمند نقش داشتند.

نوشین احمدی خراسانی معتقد است که در انقلاب ایران زنان طبقه متوسط علیه سبک زندگی خودشان حاضر شدند. و در حقیقت بطور عملی همان زنانی که درون حکومت بودند و برای حقوق زنان تلاش می کردند بواقع مخالفان حجاب اجباری بودند.

کتاب " حجاب و روشنفکران" در فصل چهارم به موضوع حجاب اسلامی و انقلاب ۵۷ می پردازد و مقاومت چهار روزه از ۱۷ تا ۲۱ اسفند ۱۳۵۷ را توضیح می دهد.

وی پروسه تبدیل " یا روسری یا توسری" به قانون حجاب اجباری را گفته و به وصف شرایط حجاب در چهار دهه بعد از انقلاب می پردازد.

احمدی خراسانی دهه اول انقلاب را " دهه پیشبرد سیاست حجاب برتر"، دهه دوم انقلاب را " گسترش نزاع های جناحی بر سر نوع حجاب"، دهه سوم انقلاب را " بازتولید زن استشهادی و انقلابی" دانسته و به موضوع ویژه نامه " خاتون پس از جنبش سبز و بهار عربی می پردازد.

اما فصل آخر کتاب که به نظر من مطالعه آن بسیار اهمیت دارد، نگاهی دارد به ذهنیت امروز جامعه ایران نسبت به حجاب.

براساس آمارهایی که او ارائه می دهد بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران موافق حجاب زنان هستند. ۶۹ درصد دانشجویان حجاب را ابزار ضروری دینداری نمی دانند. در تبریز ۳۶ درصد موافق برخورد با بدحجابی و در اردبیل ۶۹ درصد موافق برخورد با بدحجابی اند و یک پژوهش اینترنتی نیز می گوید که ۳۹ درصد جامعه موافق بی حجابی و ۳۳ درصد مخالف بی حجابی است.

اما بخش مهمی در کتاب که لازم است همگان آن را بخوانند بخشی از فصل پنجم کتاب است، نوشین در نوشته بسیار دقیقی که از صفحه ۲۴۶ کتاب تا صفحه ۲۵۶ شامل می شود به " دو رویکرد در جنبش زنان ایران" اشاره می کند. اولین رویکرد گفتمان سکولاریزم و دومی گفتمان دموکراسی است.

در اولی هر حرکتی موکول به تغییر جامعه از وضع دینی به وضع غیر دینی است. به گفته او جریان سکولار مشکل اش حذف دین از دولت نیست، بلکه حذف دین از همه جامعه را می خواهد. و در حقیقت نوعی ایدئولوژی آخرالزمانی است که مثل سایر ایدئولوژی هایی که در مبارزات پنجاه ساله گذشته دموکراسی را موضوع دوم قلمداد کرده اند، هر حرکتی را تا از میان نرفتن حکومت دینی غیرممکن و بی نتیجه می داند. در زمان رضا شاه قرار بود جامعه مدرن شود و بعد خود بخود دموکراسی ایجاد شود، در جنبش ضد شاه هم قرار بود جامعه بعد از مبارزه با امپریالیسم و غرب مستقل شود و در نتیجه به دموکراسی و آزادی برسد. حالا هم قرار است جامعه اول به سکولاریسم برسد بعد خودبخود به دموکراسی و آزادی خواهد رسید. در حالی که به گفته نویسنده بسیاری از حکومت های سکولار در منطقه وجود دارند که به سکولاریسم رسیده اند و در دیکتاتوری مانده اند و به دموکراسی نرسیدند.

کتاب حجاب و روشنفکران، نوشته نوشین احمدی خراسانی، در زمستان سال ۱۳۹۰ چاپ شده و در قطع رقعی و ۲۷۲ صفحه منتشر شده است. ویراستار کتاب جواد موسوی خوزستانی است و به نظرم خواندن این کتاب به فهم شرایط زنان و مساله حجاب در جامعه ایران بسیار کمک می کند.

حتما کتاب را جستجو کنید.

ناشر کتاب مولف آن است، برای همین می توانید به وب سایت نوشین بروید و از خودش بپرسید که کتاب را چگونه می توانند به دست بیاورند.


 


پس از اعتصاب غذای ۹ زندانی سیاسی بند زنان اوین که در اعتراض به هتک حرمت و تعرض روزگذشته ماموران زندان صورت گرفت، ۳۳ بانوی محبوس در این بند نامه‌ای را خطاب به رییس زندان اوین نوشتند.

در بخشی از این نامه با اشاره به رفتار توهین آمیز و بازرسی بدنی که مصداق آزار جنسی بوده آمده است: چیزی که قابل گذشت نیست رفتار وحشیانه بعضی از ماموران در بازرسی بدنی است که دور از شان و مصداق بارز تعرض و هتک حرمت به شمار می‌آید و قلم از بیان صریح آن شرم دارد. باتوجه به انواع دوربین‌های امنیتی و سختگیری در رفت آمد‌ها و نقل و انتقال وسایل و غیره و با توجه به وجود ابزار الکترونیکی مناسب که می‌توانست برای بازرسی بدنی بکار رود و یا دست کم محترمانه باشد بر ما معلوم نیست که چرا چنین رفتار توهین آمیزی صورت گرفته است.

روز گذشته حدود ۲۰ زن از نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین با ورود به حریم خصوصی و شخصی زندانیان زن سیاسی، آنان را به شکل توهین آمیزی بازرسی بدنی کردند.

این یورش همچنین اعتصاب غذای جمعی از این زنان زندانی سیاسی را به دنبال داشت.

به گزارش کلمه متن نامه اعتراضی سی و سه زندانی زن به شرح زیر است:

 

ریاست محترم زندان اوین، جناب آقای رشیدی

باسلام

به استحضار می‌رساند که صبح روز سه شنبه ۹ آبان تعداد زیادی از ماموران زن برای بازرسی به بند زنان زندانی سیاسی مراجعه کردند. از این می‌گذریم که در ‌‌نهایت تنها مورد به ظاهر خلافی که مشاهده شد وجود چند عدد «ام پی تری» (mp۳) حاوی موسیقی و مطالب آموزشی زبان بود که دربندهای عمومی زنان آزادانه و به فور یافت می‌شود و متاسفانه بدون دلیل موجه ما را از داشتن آن محروم کرده‌اند تا ناگزیر از پنهان کاری شویم. از این هم می‌توان گذشت که از یک ساعت هواخوری هفتگی خود محروم شدیم و در طول بازرسی بی‌جهت ما را در باشگاه زندانی کردند.

اما چیزی که قابل گذشت نیست رفتار وحشیانه بعضی از ماموران در بازرسی بدنی است که دور از شان و مصداق بارز تعرض و هتک حرمت به شمار می‌آید و قلم از بیان صریح آن شرم دارد. باتوجه به انواع دوربین‌های امنیتی و سختگیری در رفت آمد‌ها و نقل و انتقال وسایل و غیره و با توجه به وجود ابزار الکترونیکی مناسب که می‌توانست برای بازرسی بدنی بکار رود و یا دست کم محترمانه باشد بر ما معلوم نیست که چرا چنین رفتار توهین آمیزی صورت گرفته است.

بدیهی است که زنان زندانی سیاسی از این پس اجازه چنین بازرسی‌های نا‌معمول و توهین آمیزی را نخواهد داد و مصرانه خواستار عذرخواهی مقامات مسوول، تعهد ایشان دربارهٔ عدم تکرار چنین رفتاری با زنان زندانی وعودت وسایل بازداشت شده به زندانیان یا به خانوادهٔ آن‌ها هستیم.

اسامی امضا کنندگان:

فائزه هاشمی، محبوبه کرمی، نسیم سلطان بیگی، مهسا امرآبادی، راحله زکایی، منیژه نجم عراقی، نسرین ستوده، لوا خانجانی، شیوا نظرآهاری، لادن مستوفی مآب، ژیلا بنی یعقوب، میترا زحمتی، مهوش شهریاری، حکیمه شکری، ژیلا کرم‌زاده، شبنم مددزاده، کفایت ملک محمدی، مریم اکبری منفرد، کبری بنا‌زاده، نازنین دیهمی، فاران حسامی، فریبا کمال آبادی، بهناز زاکری، مطهره بهرامی، نگاره حایری، صدیقه مرادی، صغری غلام‌نژاد، ریحانه حاج ابراهیم دباغ، نوشین خادم، مریم جلیلی، بهاره هدایت، محبوبه منصوری و بسمه الجبوری


 


درپی اعتراض جمعی از جانبازان شیمیایی به نبود واکسن آنفلوآنزا، رئیس اداره آنفلوآنزا و مراقبت های مرزی وزارت بهداشت گفت: «امسال کمبود واکسن داریم. در تلاشیم راه های ورود این بیماری را سد کنیم»

به گزارش فارس، محمد سروش، رئیس اداره آنفلوآنزا وزارت بهداشت ضمن تایید کمبود این واکسن در مورد آنفلوآنرا متاسفانه امسال با کمبود واکسن مواجه هستیم که امیدواریم حل شود.

سروش ادامه داد:«در همین زمینه یکی از اقدامات مهم کنترل تمام زائران عتبات عالیات در عراق است و تمام زائران و اتوبوس های آنها اعم از کاروان های سازمان حج و زیارت و زائران انفرادی کنترل می شود و آموزش های لازم برای پیشگیری از بیماری به آنها ارائه می شود.»

در همین حال "خبرآنلاین" نیز به نقل از یک مقام مسوول در بنیاد شهید اعلام کرد، این بنیاد برای تامین واکسن های مورد نیاز خود با وزارت بهداشت مکاتبه کرده اما مشخص شده است که وزارت بهداشت امسال اقدامی برای واردات این واکسن ها صورت نداده است.

مسوولان وزارت بهداشت، کمبود ارز را دلیل وارد نشدن به موقع دارو اعلام می کنند.


 


قاضی دادگاهی در شهر اونتاريو کانادا حکم ضبط املاک متعلق به دولت ايران از جمله سفارت جمهوری اسلامی در شهر اوتاوا و مرکز فرهنگی سابق در شهر تورنتو را صادر کرد.

به گزارش رادیوفردا به نقل از روزنامه کانادايی «نشنال پست»، ضبط اين اموال بخشی از غرامت ۱۳ ميليون دلاری است که چندی پيش دادگاه های آمريکا در پرونده شکايت خانواده يک قربانی آمريکايی بمبگذاری گروه حماس در دانشگاهی در شهر بيت المقدس عليه سازمان های اطلاعاتی جمهوری اسلامی مقرر کرده بودند.

اين حمله ده سال پيش روی داد و در جريان آن «مارلا بنت» اهل شهر سن ديه گو آمريکا کشته شد. خانواده اين قربانی به دليل حمايت جمهوری اسلامی از گروه فلسطينی حماس عليه سازمان های اطلاعاتی ایران به دادگاه شکايت کرده بودند.

املاک متعلق به ايران فعلا مسدود و زير نظر دستگاه قضايی باقی خواهند ماند تا در مورد استفاده از اين املاک برای راضی کردن خانواده شاکی در مرحله بعد تصميم گيری شود.

دادگاه آمريکايی که شکايت اين خانواده را بررسی کرده بود گروه حماس را مسئول بمبگذاری سال ۲۰۰۲ در دانشگاه «هبرون» شناخت. گروه فلسطينی حماس در فهرست گروه های تروريستی دولت های آمريکا و کانادا است.

در حکمی که در سال ۲۰۰۷ در يک دادگاه آمريکايی در مورد اين پرونده صادر شد گفته شده بود: «شکی نيست که اعضای گروه حماس مسئول قتل خانم بنت بوده و مسئوليت آن حمله را نيز پذيرفته اند. حکومت ايران همواره به اشکال گوناگون و از جمله کمک های مالی و مادی از گروه حماس حمايت کرده تا آنها به اقدامات تروريستی خود نظير اين حمله ادامه دهند.»

در حکم دادگاه آمريکايی مقرر شد که وزارت اطلاعات و نهادهای امنيتی ايران حدود سيزده ميليون دلار به عنوان غرامت به خانواده اين قربانی پرداخت کنند. پيروزی در اين پرونده شايد بخش ساده تر اين ماجرا و بخش دشوار آن دريافت اين مبلغ بود.

به نوشته روزنامه «نشنال پست»، قاضی دادگاه شهر اونتاريو در توضيح اين دادرسی گفت: «خانواده شاکی پس از چند سال تلاش نتوانسته اند حکم صادر شده توسط مراجع قضايی آن کشور را عليه اموال ايران در خاک آمريکا به اجرا بگذارند. به همين خاطر آنها اموال ايران در کانادا را مد نظر قرار دادند.»

اموال ايران در کانادا که شامل حکم دادگاه خواهند شد عبارتند از ساختمان چهار طبقه سفارت ايران در اوتاوا که از دو ماه پيش به دستور دولت کانادا تعطيل شد؛ يک ساختمان يک طبقه در شهر تورنتو که سابقا محل مرکز مطالعات ايران بود ولی در حال حاضر خالی است و همچنین يک ساختمان بزرگ صنعتی در شهر اوتاوا که محل دفتر فرهنگی ايران بوده ولی سند آن به نام جمهوری اسلامی ثبت شده است.

يک مقام دادستانی آمريکا در ارائه شهادت به دادگاه شهر اونتاريو گفت که دولت ايران به اشکال گوناگون در برابر ضبط و يا مصادره اموال و املاک خود در آمريکا مانع تراشی می کند.

به گفته وی، در هر موردی که مراجع قضايی آمريکا حکمی عليه اموال متعلق به حکومت ايران صادر کرده اند اين امول و دارايی ها به سرعت از آمريکا خارج شده اند.

روزنامه «نشنال پست» می افزايد که با توجه به قطع مناسبات ديپلماتيک ايران و کانادا و خروج ديپلمات های ايران از اين کشور در اوايل سپتامبر وکلای خانواده قربانی نتوانستند عليه مقامات ايرانی ساکن کانادا اعلام جرم کنند.

هيچ نماينده ای از سوی دولت ايران در جلسات رسيدگی به اين پرونده در شهر اونتاريو شرکت نداشت.

در اين دادرسی مشخص شد ساختمان مورد بحث در شهر تورنتو به نام شرکت «فرهنگ ايران» ثبت شده که دارای روابط بسيار نزديکی با حکومت ايران است و ریيس آن فاضل لاريجانی برادر ریيس مجلس و ریيس قوه قضائيه جمهوری اسلامی ايران است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته