مخترع فناوری ضد فیلترینگ «هی استک» گفت که کاربران اینترنت در ایران با استفاده از این فناوری توانستند باردیگر اسکایپ و جی-میل داشته باشند بدون آنکه از کنترل مکاتبههای خود نگران باشند.
آستین هیپ، مدیر اجرایی مرکز پژوهش سانسور در سانفرانسیسکو افزود «فناوری هی استک به کاربران اینترنت در ایران یک پوشش حفاظتی داد که از طریق آن مردم به «شهروند ـ روزنامهنگار» تبدیل شدند و کار اطلاعرسانی را بدون ترس از بازداشت، زندان یا شکنجه انجام دادند.»
هیپ تاکید کرده است که فناوری هی استک با ایدئولوژی آمریکا منافاتی ندارد و با درنظر گرفتن حقوق بشر اولیهای که سازمان ملل متحد تاکید کرده، شکل گرفته است و توانایی برقراری ارتباطات بهطور آزاد یکی از همین حقوق است.
این کارشناس آمریکایی حکومت ایران را منتقد شماره یک خود نام برده و گفته است که دولت ایران با تصویب قانونی استفاده از نرمافزار و پروکسیهای فیلترشکن را غیر قانونی اعلام کرده است.
آستین هیپ و همکار او دانیل کولاشن در اختیار قراردادن فناوری هی استک را بهترین راهکار مقابله با سانسور حکومتی در ایران اعلام کردهاند.
منبع: مردمک
چهار تن از چهرهها و فعالان سیاسی ایران در نامهای سرگشاده، با ابراز نگرانی از بلاتکلیفی و بحرانی بودن وضعيت سياسی ایران، به انتقاد از دولت محمود احمدینژاد پرداخته و از مقامهای جمهوری اسلامی و نمايندگان مجلس شورای اسلامی خواستند «فکری به حال ايران کنند.»
احمد صدر حاج سيدجوادی، عزتالله سحابی، حسين شاهحسينی و اعظم طالقانی در این نامه گفتهاند که به نظر آنها دلایل متعددی برای ارزیابی «مخرب بودن کارکرد دولت آقای احمدینژاد» برای منافع ملی ایران وجود دارد.
به گفته آنها «زیرپاگذاشتن قانون در موارد متعدد»، «دروغگویی به مردم»، «خودمحوری و استبداد رأی و برخوردها» و «رویههای غیراخلاقی» از مهمترین تخریبهای دولت احمدینژاد بوده است.
این فعالان سیاسی در ادامه نامه خود از «ایجاد تزلزل در ساختار اقتصادی و سرمایههای انسانی و مدیریتی کشور» خبر داده و آن را نمونه بارز تخریب منافع ملی دانستهاند.
در بخش دیگری از این نامه سرگشاده سياست خارجی دولت محمود احمدی نژاد مورد انتقاد قرار گرفته که با رفتارها و سياستهای «ناشيانه، کودکانه و هيستريک» به بسيج افکار عمومی غرب عليه ايران منجر شده است.
این فعالان سیاسی در پایان نامه خود موارد یاد شده را موجب ایجاد نگرانی «ژرف» در سرنوشت آتی ایران و ایرانیان دانستند و نوشتهاند: «از مقامات کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی میخواهیم فکری به حال ایران کنند.»
منبع: مردمک
رئیس شركت ملی اتوبوسرانی كشور از افزایش 20 درصدی قیمت نرخ كرایه اتوبوسهای برونشهری در ایام عید خبر داد.
عامری در خصوص اینكه چرا قیمتها به یكباره 20 درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته گفت: از آنجا كه بسیاری از اتوبوسهای بین شهری در هنگام برگشت اغلب با صندلیهای خالی از مسافر وارد تهران میشوند، نرخ كرایهها افزایش مییابد.
وی افزود: شركت ملی اتوبوسرانی با بازرسیهای ویژه و نظارت بر شركتهای تعاونی برونشهری هر گونه تخلفی را در زمینه افزایش قیمت و سایر خدمات را كنترل میكند.
عامری از محرومیتهای طولانی مدت شركتهای تعاونی اتوبوسرانی بین شهری در صورت مشاهده هر گونه تخلف بر اساس كمیسیون ماده 12 خبر داد و ابراز امیدواری کرد كه قیمتها در سال جاری افزایش نیابند.
منبع: ایلنا
محمد داوری، سردبیر سایت سحامنیوز که روز ۱۷ شهریورماه در دفتر کروبی دستگیر شد، در اعتراض به انتقالش به سلول انفرادی، بیش از یک هفته دست به اعتصاب غذا زد.
علت انتقال محمد داوری به سلول انفرادی، اعتراض وی به «وضعیت بد زندان» در پی بازدید معاون وزیر اطلاعات از بند آنان عنوان شده است.
بنابر این گزارش داوری بیش از یک هفته اعتصاب غذا نمود که پس از بیتوجهی مسئولان زندان به طور موقت اعتصاب غذای خود را شکسته است.
از جمله اتهامات این روزنامهنگار «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اخلال در نظم عمومی» عنوان شده است.
دادگاه سردبیر سایت سحام نیوز اول آذرماه گذشته برگزار گردید که تاکنون رای دادگاه بدوی صادر نشده است.
منبع: جرس
هیلاری کلینتون گفت هدف ایالات متحده تشدید «تدریجی» تحریمها علیه ایران نیست بلکه میخواهد تحریمهای فراگیر «گزنده» علیه ایران در نظر گرفته شود.
وی که روز دوشنبه (۲۲ مارس) در کنفرانس آیپک (کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل) سخن میگفت، افزود: «بگذارید این نکته را روشن کنم که آمریکا مصمم است مانع دستیابی ایران به تسلیحات هستهای شود.»
خانم کلینتون هشدار داد اگر ایران قادر به تولید سلاح هستهای شود این امر موجب «جسارت بیشتر گروههای تروریستی»، «آغاز یک رقابت تسلیحاتی» و در نهایت «بی ثباتی منطقه خاورمیانه» خواهد شد.
او درباره تحریمهای گزنده بینالمللی گفت: «دستیابی به این تحریمها زمان میبرد و ما معتقدیم اختصاص این زمان، ارزش جلب فراگیرترین حمایت های ممکن از تلاشهایمان را دارد.»
منبع: بیبیسی
معمولا نقد ضدخبرها از منابع داخلی انتظار نمی رود بخصوص اگر از طرفداران دولت باشند اما ظاهرا یا آش خیلی شور بوده یا هنوز اینجا و آنجا کمی انصاف و وجدان هم هست که در قالب نقد شایعات و اتهامات راستگرایان بر ضد موسوی و سبزها ظاهر می شود. وبلاگ مدرسه ما که معرف حضور است و قبلا در سی میل از آن نقل کرده ایم (در اینجا) حرفهای دن کیشوت وار پیام فضلی نژاد را نقد کرده است و همزمان به کیهان هم انتقاد کرده که از عجایب است! البته کیهان بتدریج دارد منتقدان دیگری هم پیدا می کند که در همین متن به آن اشاره می شود. رسانه های دروغ ساز ترک برداشته اند. شما را به خواندن این متن کمیاب دعوت می کنیم:
پیام فضلی نژاد را من نه از نزدیک دیده ام نه می شناسم و نه علاقه ای به شناختنش دارم، تا آنجایی هم که یادم می آید نه مقاله ای ازش خوانده ام و نه کتابی، اگر هم چیزی از او خوانده باشم یادم نمانده است. فقط می دانم در روزنامه های اصلاح طلب کار می کرده اما پیشمان شده و حالا در کیهان مشغول به کار است. می دانم در کیهان تحلیل می نویسد و اصلاح طلبان و مخالفین نظام را «افشا می کند» و افشا کردنهایش هم بوی «تئوری توطئه» می دهد. نام او اخیرا دوبار خبرساز شد، یک بار به خاطر حمله ناجوانمردانه ای که در خیابان فلسطین به او شد و ممکن بود به قیمت جانش تمام شود و دیگری حضورش در همایشی با عنوان هشت ماه نبرد سایبری. فضلی نژاد در این همایش با حال نامساعد و سر بانداژ شده حضور پیدا کرد و حرفهایی به عنوان افشای جریان فتنه زد که واقعا عجیب بود؛ او گفت که موسوی عضو لژ قسطنطنیه است و خاتمی با استناد به شواهد کتاب "از دنیای شهر تا شهر دنیا" ماسون است!
بنده معمولا اهمیتی به این نوع حرفها و ادعاها نمی دهم و بی خیال از کنارشان می گذرم اما صادر شدن این حرفها از روزنامه کیهان یا شخصیت های مطرح در روزنامه کیهان به طور جدی روی اعصابم است. با مواضع سیاسی کیهان به طور کلی مشکلی ندارم اما به هیچ وجه روش حال حاضر کیهان را نمی پسندم و معتقدم هر چه سریعتر باید تغییر و تحولی در کیهان اتفاق بیافتد تا از این وضعیت بیرون بیاید. قرار نیست کیهان با هر کسی که مشکل پیدا می کند یا هر کسی را که مخالف و معاند نظام می بیند از انگ و برچسب برای بیرون کردن او از صحنه یا بی اعتبار نشان دادن حرفهایش استفاده کند. اگر منطقی در مخالفت با مخالفان نظام وجود دارد عمده توان را باید روی تبیین همان گذاشت و اگر شخصیت یا جریان مخالف، خرده شیشه و روابط مشکوکی هم دارد بهتر است به عنوان حاشیه به آنها پرداخته شود. اما در کیهان جای این دو تا عوض شده و به جای موضع گیری از سر منطق، نفی اشخاص اولویت پیدا کرده و قلم کیهانی به تشکیک کردن در نیات، برچسب زدن و اتهام سازی عادت کرده است.
اخیرا حسن روزی طلب در مطلبی به ماجرای فضلی نژاد و نقض تئوری های توطئه اش پرداخته (آدرس غلطی که روزنامه کیهان می دهد) اما به عقیده بنده اشتباه کرده و منطق خودش را با روش کیهانی قربانی کرده است. روزی طلب در همان ابتدای نوشته اش حرفهای تشکیک آمیزی درباره ترور و وضعیت سلامت فضلی نژاد می زند، او با این کار اول شخصیت و رفتارهای فضلی نژاد را تخریب می کند و بعد به سراغ منطق خودش در نقض حرفهای فضلی نژاد می رود. دو نکته در این اشتباه وجود دارد؛ اول اینکه ترور فضلی نژاد ربط مستقیمی به حرفهای افشاگرانه او ندارد و بدون اشاره به آن هم می توان ادعاهایش را زیر سوال برد و دوم اینکه تأخّر منطق روزی طلب نسبت به افشاگری اش علیه فضلی نژاد موجب تلقی دشمنی و کینه می شود. همین تلقی دشمنی، احساس انتقام و مقابله به مثل ایجاد می کند و در واکنش های بعدی منطق او بیشتر و بیشتر به حاشیه می رود.
اول پایگاه صراط نیوز به مطلب روزی طلب واکنش نشان داد و او را نسخه بدلی علیرضا نوری زاده در تحریریه روزنامه ایران معرفی کرد! و بعد که واکنش ها بیشتر شد خود کیهان هم دست به کار شد و با روش خودش روزی طلب را نواخت و دقیقا همان ادعای صراط نیوز را در متن خبرش تکرار کرد (اعتراض اصول گرايان به دروغ پراكني هاي خبرنگار روزنامه ايران). کیهان مثل همیشه و از سر عادت بهانه و مضمون اصلی نوشته روزی طلب یعنی «نقد ادعاهای فضلی نژاد» را فراموش کرده و عدل همان یک تکه ای را که درباره ترور و وضعیت جسمی فضلی نژاد نوشته شده را علم کرده است. بعد از این خبر ویژه! وبلاگ نویس های اصولگرا و دوستان روزی طلب دست به قلم شدند و این کار کیهان را زیر سوال بردند.
واقعیت این است که کیهان با توسعه دادن این روش، خود به خود باعث تضعیف ما شده است! کم نبوده زمانی که با مخالف در افتاده ایم درست موقعی که طرف کم آورده نام کیهان و رجانیوز را برای متهم کردن و زیر سوال بردن مان به کار برده و پوزخندی هم نثارمان کرده است. اما، هم ما و هم آنهایی که کیهان را بر سر مخالف شان چماق می کنند می دانند نه حسین شریعتمداری آن لولویی است که ساخته اند و نه کیهان آنقدر شوت و پرت که بشود همه حرفها و سابقه اش را به همین روش اشتباه تقلیل داد. حرف آخرم این است که از حسن روزی طلب بعید بود با روش کیهانی فضلی نژاد را در موضع نقد و سوال قرار بدهد. این روش (که میراث چپ های بی سواد و پرمدعائی است که فقط حزب خودشان را پاک و سالم می دیده اند و از اذهان توهم زده ای مثل عبدالله شهبازی شیوع پیدا کرده) هر چه زودتر کنار گذاشته و فراموش بشود بهتر است. این قصه را هم که در آن روزی طلب به مرتبت نوری زاده سقوط می کند را هم باید در تاریخ ثبت کنیم تا یادمان نرود افراط در تئوری توطئه و اتهام زنی برای محکوم کردن (که عموما با احساس تکلیف فزاینده برای دفاع از نظام و انقلاب آمیخته است) چه نتایج جالبی به بار می آورد.
تتمه: اخیرا که کیهان از تهدید به آتش زده شدنش در شب چهارشنبه سوری عصبانی بود سایت «فریندفید» را متهم کردکه با بودجه رادیو فردا و سازمان سیا کار می کند! همین گاف کیهان هم دستاویز واکنش طنزآمیز بچه های اصولگرای فرندفید شد | تأملات در نوشته خط امام هم حسن مي خواهد هم حسين آورده است: «قطعا ماسون بودن يا نبودن خاتمي و موسوي قابل بررسي است-خودم معتقدم اينها ماسون هستند» من خیلی شایق هستم یک نفر پیدا بشود و یک بار برای همیشه مدارک و اسناد این قضیه و اهمیت آن را برای ما روشن کند | اصلا از این نوشته خوشم نیامد: برای پیام روزی طلب و حسن فضلی نژاد! | اما عناصر تواب در رسانهها و هشدار فراموش شده امام خمینی را حتما ببینید که نکات جالبی دارد |چند واکنش دیگر به این اتفاق + و + و + | و به شدت از دست ندهید: ویژه نامه رمز عبور کاری از حسن روزی طلب و دوستانش که ذکر خیرشان اینجا هست. فایل پی دی اف (فشرده شده) را هم می توانید از اینجا بگیرید.
برگرفته از: مدرسه ما
زندگی با دیکتاتور
در همهمه قدم هایی که پرشتاب به ناکجا می دوند، سرفه های ممتد از بوی تند اشک آور، سکندری خوردن در جوب، در وحشت از سرهای خونین و بینی های شکسته و پیرهن های پاره، آیا کسی دید که تو دست مرا آرام فشردی؟ کسی شنید که قلب من چه پر تپش می زد؟ کسی پاهای لرزان مرا از زیر شلوار جین کلفتم نوشت؟
از سالی که گذراندیم، فقط نباید انبوه خبرها و تحلیل ها و مقاله ها و آه ها باقی بماند. باید بنویسیم که در نگاه اول به عکس سهراب، مرگ نیست که به ذهن می ماسد، چشم ها و ترکیب صورت زیبایش است. باید از لبخند ندا بنویسیم و ابریشم موهایش که روی شانه هایش ریخته. از آن روز بنویسیم که بطری های آب را دهان به دهان در خیابان گرداندیم و سیگار ها را دسته جمعی پک زدیم. از آن روز که نترسیدیم، نترسیدیم و همه با هم بودیم.
بنویسیم که در سال 88 قدم هایمان با تهران آشتی کرد. غریبگی مفهوم خود را از دست داد. که هر کوچه و هر سنگ و هر بقالی این شهر، آشنا شد؛ خاطره شد. بنویسیم که بی پروا سوار ماشین های غریبه شدیم و اخبار دست اول را بلند داد کشیدیم. که با غریبه ها دست دادیم، که به غریبه ها گفتیم: بچه ها مواظب خودتان باشید.
تهران، این شهر خاکستری غمگین، با دلخوشی های بسیار کوچکش، ما را در جیب کت قدیمی خود پنهان کرد. حلقه های رفاقت از خانه های تنگمان به خیابان آمد و خون دست هایمان را به هم آشتی داد.
از سال 88 اگر نوشتیم، به کلی گویی های روزنامه نگارانه و جامعه شناسانه بسنده نکنیم. از لرزش صدا بنویسیم بعد از یک ربع "مرگ بر دیکتاتور گفتن". از " برادر رفتگر! محمودو بردار ببر"، از "پلیس ضد شورش، احمدیو بشورش"، از پلاکاردهایی که خودمان ساختیم، از شعرهایی که دوست داشتیم و به میدان شهر بردیم.
از خودمان، از این رفاقت جدید، بنویسیم.
نوروز در دمشق
محمود فرجامی: سال نو بر شما مبارك. من الان از كافي نتي در دمشق اين يادداشت را مي نويسم. صفحه كليد عربي است و من با مكافات اين جند كلمه را مي نويسم. جاي حروف به طرز فجيعي جابجاست و افزون بر اين بايد مواظب باشم ان 4 حرف را بكار نبرم. با بدر و مادرم و سهراب و بريسا از 5 شنبه به اينجا امده ايم و فردا به بيروت مي رويم. تا اينجايش كه خيلي خوش كذشته و اصلا فكر نمي كردم دمشق اينقدر ديدني باشد.
اين جند كلام را نوشتم تا هم از حال خودم خبر داده باشم و هم سال نو را تبريك بكويم. اميىدوارم همه مان سال خوب يا دست كم بهتري داشته باشيم. و البته با صبر و استقامت شايسته اوضاع بهتري هم هستيم.
نوروز در لندن
بریتیش میوزیوم دیروز جشن نوروز گرفت و آنهایی که نوروز را جشن میگرفتند و آنجا بودند- مشخصن ایرانیها- هال اصلی بریتیش میوزیوم را تبدیل کردند به یک دیسکو بزرگ و پنج ساعت رقصیدند. برنامههایشان هم عالی بود، من اگر یه روزی مدیر یه موزه بشم یا تصمیم گیرندهی یه موزه، سعی میکنم میراث مرده توی سنگهای موزه را اینطوری زنده کنم.
رونوشت: به لوور و همهی کتابخانهها و موزههای کشورهای لاتین که هنوز زیر سایهی سنگین کلیسای کاتولیک وقتی واردشان میشوی انگار رفتهای یک جای مقدس، که باید کلاهات را درآوری و صدایات درنیاید. فوئنتس یک مقالهي مفصل دربارهی این تفاوت دارد، یک روز تجربهی شخصیم را از این سایهي سنگین کلیسا در کتابخانهها و موزههای ایتالیا و اسپانیا و فرانسه مینویسم.
هیچ سالی توی زندگیم سال نو را اینطوری برای خودم جشن نگرفته بودم، شش ساعت بریتیش میوزیوم روزانه و پنج ساعت رویال گاردن شبانه.
سال هشتاد و نه امیدوارم برامون از سال هشتاد و هشت هم پرامیدتر باشه.
تبریک گروهی رو هم که تحریم کردیم، چیزی نمیگم از اون نظر.
سال تازه سال بی دیکتاتور
سال تلخ ۱۳۸۸ تمام شد. روزهای خونینی را پشت سر گذاشتیم. روزهای سرکوب، روزهای پر از زندان و پر از خشونتی که حاکمان جابر این سرزمین برایمان رقم زدند. حالا سال تازه شده اما فضای کشور ما همان فضای دیکتاتوری است.
سال نو را به همهی شما تبریک میگویم. امیدوارم سالی پر از شادی و شادکامی برای همهی ایرانیان باشد. از صمیم قلب آرزو میکنم که در این سال تازه، همهی دیکتاتوران ایران «نباشند» و سال بعد این حکومت و این دولت در زبالهدان تاریخ باشد، تا اینگونه مادران عیدشان را بیفرزند آغاز نکنند.
سال نو مبارک
مدیار
عکس روی جلد از: صفحه ویژه نوروز بی بی سی
کشورهای اروپایی برای اقدام علیه ارسال پارازیت از سوی ایران، با یکدیگر به توافق رسیدند.
خبرگزاری رویترز احتمال داده که اروپا برای مقابله با این اقدام، از صادرات تجهیزات برای دسترسی به ایمیل و مکالمات تلفنی افراد از اروپا به ایران جلوگیری کند.
به عنوان یک اقدام عملی دیگر، ممکن است «پخش برنامههای ماهوارهای ایران در اروپا محدود شود.»
وزرای امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، پیشتر ارسال پارازیت روی شبکههای ماهوارهای را «غیرقابل قبول» خوانده بودند.
یوتلست، شرکت خدمات تلویزیونهای ماهوارهای، نیز چهارشنبه هفته گذشته اعلام کرده که در ۹ ماه گذشته دو بار از ایران به دلیل «ارسال عامدانه پارازیت» بر روی شبکههای بیبیسی فارسی و صدای آمریکا شکایت کرده است.
منبع: رادیو فردا
محمد نوری زاد، بامداد دوشنبه دوم فروردین، موفق شد بعد از 93 روز بازداشت و بی خبری، با خانوادهاش تماس تلفنی داشته باشد.
نوریزاد در این تماس، از سلامتی و ایستادگی خود خبر داده و گفته که «این روزها، روزهای سرافرازی همه مردم ایران» است.
این نویسنده همچنین برای مردم ایران «سالی پربار و نیک» آرزو کرده است.
نوریزاد طی سه ماه گذشته هیچ ملاقاتی با خانواده خود نداشته و خانوادهاش بارها از بیخبری مطلق و نگرانی از وضعیت وی خبر داده بودند.
اتهام این نویسنده، توهین به «مسئولین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» اعلام شده است.
منبع: جرس
میزان واردات نفت چین از ایران در دو ماهه اول سال جارى میلادی، حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است.
گزارش دادههاى مصرف نفت از سوى چین، نشان میدهد ایران در این مدت، دو میلیون و ۵۳۰ هزار بشکه نفت خام به این کشور صادر کرده است.
میزان واردات نفت خام چین از عربستان سعودى هم طی دو ماه گذشته، بیش از پنج درصد رشد داشته است.
واردات نفت خام چین از ایران در شرایطی کاهش یافته که کشورهاى غربى از پکن خواستهاند با قطعنامه چهارم تحریم شوراى امنیت سازمان ملل علیه برنامه اتمى تهران، موافقت کند.
چین همراه با روسیه همواره با تشدید تحریمهاى ایران مخالفت کرده است.
منبع: رادیو فردا
علی لاریجانی میگوید که در مصوبه مجلس درباره طرح هدفمند کردن یارانهها، «تجدیدنظر» نخواهد شد و دولت باید آن را اجرا کند.
آقای لاریجانی گفته که مجلس با اقدام دولت در افزایش «جهشی» قیمتها مخالف است و اقتضا میکند که «در کاری که همه ابعاد آن روشن نیست، به طور جهشی، جست نزنیم.»
اظهارات رئیس مجلس شورای اسلامی سه روز پس از آنکه محمود احمدینژاد قانون مصوب مجلس درباره طرح هدفمند کردن یارانهها را غیرقابل اجرا دانست، ایراد میشود.
لاریجانی گفته که طرح هدفمند کردن یارانهها باید در یک دوره پنجساله انجام بگیرد و پس از اجرای آن در سال نخست، میتوان «براساس نتایج حاصله»، در تصمیمها تجدیدنظر کرد.
منبع: رادیو زمانه
محمدرضا باهنر میگوید امکان دارد که رشد اقتصادی ایران در سال جدید، «صفر درصد» باشد که این به معنای تورم به همراه رکود اقتصادی است.
آقای باهنر هشدار داده که در صورت بروز چنین وضعیتی، وضعیت اشتغال در ایران سخت شده و رکود اقتصادی توسعه خواهد یافت.
این نماینده مجلس افزوده که «رشد اقتصادی ما در حد دو درصد بود که به هیچ وجه قابل قبول نیست.»
اظهارات آقای باهنر در شرایطی مطرح میشود که بسیاری از اقتصاددانان نسبت به عواقب اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها از سوی دولت، هشدار دادهاند.
اقتصاددانان پیشبینی میکنند که با اجرای این قانون، نرخ تورم در ایران به بیش از 40 درصد برسد.
منبع: ایسنا
حسن لاهوتی فرزند فائزه هاشمی، شب گذشته پس از ورود به ایران در فرودگاه بینالمللی «امام خمینی» بازداشت شد.
خبرگزاری فارس با اعلام این خبر نوشته که لاهوتی، 10 روز پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، عازم لندن شده بود.
وبسایت تحول سبز نیز خبر دستگیری نوه اکبر هاشمی رفسنجانی را تائید کرده است.
هیچیک از این رسانهها علت بازداشت حسن لاهوتی را اعلام نکردهاند.
27 اسفند ماه سال 1388 نیز حسین مرعشی، برادر همسر آقای هاشمی، بازداشت شده بود که پس از دو روز به طور موقت از زندان آزاد شد.
منبع: خبرگزاری فارس و وب سایت تحول سبز
حزب اعتماد ملی، در بیانیهای با تبریک نوروز به مردم ایران، خواستار اظهار همدردی مردم با خانوادههای آسیبدیدگان حوادث بعد از انتخابات در ایام نوروز شد.
این حزب در بیانیهی خود با «اظهار تأسّف و نگرانی شدید از حوادث تلخ و نادرستی که در سال ۱۳۸۸ به عنوان ستیز با احزاب، مطبوعات و آزادی ها و حقوق قانونی شهروندان گذشت» نکاتی را یادآور شده که به گفتهی این حزب «شاید با رعایت آن توسّط دولتمردان نسبت به بهروزی این ملّت کهنسال و اصیل مساعدتی گردد»
این حزب در بیاینهی خود ضمن انتقاد از «حملات به مؤسسهی تنظیم و نشر آثار امام خمینی» به «برخوردهای غیرقانونی و تحکم آمیزمسئولان اجرائی با احزاب و تشکّل های سیاسی اشاره کرده» و تعطیلی دفتر حزب اعتماد ملی را «ناموجه» و «نادرست» خوانده است.
حزب اعتماد ملی در بیانیه خود نوشته : «ملّت ما روزهای جشن نوروزی را در حالی سپری خواهد کرد که جمع زیادی از فرزندان ملّت به جرم انتقاد و اعتراض نسبت به اجرای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ماه ها است که در زندانها به سر برده و وضعیّت آن ها کاملاً مبهم میباشد و جماعتی محکوم به سال ها زندان شدهاند.»
این حزب در بیانیهی خود همچنین از برخورد دولت ایران با مهدی کروبی و میرحسین موسوی به شدت انتقاد کرده است.
منبع: سحامنیوز
گروهی از سینماگران، هنرمندان و منتقدین سینمای جهان، طی نامهای سرگشاده به صادق لاریجانی، خواستار آزادی فوری جعفر پناهی از زندان شده و بازداشت او را «غیرمنصفانه» و «ناعادلانه» خواندند.
این سینماگران نامهای را امضا کردهاند که در آن نوشته شده: «هیچ دلیلی برای دستگیری و زندان کردن این کارگردان مطرح بینالمللی وجود ندارد و این سینماگر جهانی، هم اکنون هزینهی شجاعت و جراتش در انعکاس صدای مردم ایران و عقاید و مطالبات آنها را پرداخت میکند.»
امضا کنندگان همچنین خاطرنشان کردند «در یک جامعۀ متمدنِ امروزی، وقتی مرور و بررسی رفتار و اعمال حاکمان و جامعه توسط هنرمندان و سینماگران مورد جلوگیری و انکار قرار می گیرد، عملا تمدن آن جامعه مورد انکار وشک واقع میشود.»
از سینماگران و نویسندگان و منتقدان مطرحی که لیست بلند بالای فراخوان و نامه را امضا کردهاند، می توان به نامِ برایان کاکس، ویلیام فارلی، والتر ساکس، کارلوس دیگس، نیک جیمز، هری نیومن، جیم اوبرایان، شیرین نشاط، بابک پیامی، حمید دباشی، ژان پیِر، نیک جیمز، تونی گت لیف و راب نیلسون اشاره کرد.
هماکنون جعفر پناهی کماکان در سلول انفرادیِ زندانِ اوین به سر می برد و خبری از وضعیت و پرونده وی منتشر نشده است.
منبع: جرس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر