هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ فروردین ۳, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 03/23/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نوروز تلخ امسال من !

 

بهار دوباره آمد و جوانه های سبز بر درختان روییدند اما امسال نوروزش برایم با دیگر روز های این سال سیاه تفاوتی ندارد .

 

سال‌های پیش در این روز ها مشغول تبریک گفتن  سال نو و گرفتن پیامک‌های تبریک از این و آن بودم و بهار را  احساس می کردم . اما امسال نمی‌دانم چه شده است که فقط احساس تنهایی برایم باقی مانده. گه گاه پیام تبریکی می‌رسد که با یک شوخی لوس می‌گوید سال نو مبارک ! تنها به این امیدم که پیامکی که می آید یادی از رفیقانم را داشته باشد .

 

حوالی نوروز که می شود تهران آرام می گیرد. امسال هم آرام بود، اما هر جایش که قدم می گذاشتم خاطره ای بود همراه با حسرت.

 

انقلابش، آزادی اش، توپخانه و ونکش! صدا سیما و پارک ملتش! و بهشت زهرایش!  

 

هر کجایش می‌روم امید و نا امیدی را یکجا به خاطر می آورم! روز های خوش و روز های گاز اشک آور را یک جا به خاطر می آورم.

 

امسال نوروز من متفاوت است، امسال نوروز من هنگام نو شدن و فراموش گذشته نیست، امسال نوروز هنگام یاد آوردن رفیقان در خون غلطیده‌ام است، هنگام ایستادگی و صبر و استقامت است.

 

نوروز امسال زمان به یاد آوردن دوباره ی حماسه ی با هم بودن است. هنگام یاد آوردن جای خالی رفیقان است. هنگام یاد آوردن امید و مجید در بند است. هنگام یاد آوردن عظمت ندا‌ها و سهراب‌هاست. بهار من هنگام شکوفه دادن درخت سبز از خون یاران است.

 

امشب با یاد سهراب و ندا با فریاد الله اکبر به استقبال نوروز می‌رویم. 

 

 


 


دو ماه دیگه اینا می‌رن! پس چی شد؟

مرحوم گل آقا در هفته نامه اش ستون ثابتی داشت به نام «پس چی شد؟» و در آن وعده و وعیدهای مسئولین را که عملی نشده بود به باد تمسخر می‌گرفت. از همان روزهای اول پیروزی انقلاب که عده‌ای دریافتند این رژیم آنی نیست که قرار بود باشد زمزمه‌های رفتن رژیم دردوماه دیگر شروع شد. این مثل «دوماه دیگه اینا می رن!» دهان به دهان می گشت و هربار هم تاریخ آن تمدید می‌شد.


 وقتی جنگ شروع شد و شدت گرفت همه گفتند: اینها ماندنی نیستند و تا دوماه دیگر می روند.

جنگ تمام شد و بعد خمینی از دنیا رفت. همان شب گفتند جمهوری اسلامی کارش تمام است. درطی همه این سال‌ها این «دوماه دیگه اینا می‌رن» ورد زبان‌ها بود و هرگز هم معلوم نشد چرا بر زمان دوماه تاکید می‌کنند و مثلا نمی‌گویند سه ماه!

شب انتخابات ریاست جمهوری دوره اول احمدی نژاد درسال ۱۳۸۴ دربرنامه میزگردی با شما صدای آمریکا بهارلو از مسعود بهنود پرسید چرا رای می‌دهید؟ او هم گفت: ۲۷ سال است می‌گویند دو ماه دیگه اینا می‌رن!

انتخابات اخیر هم صغیر و کبیر گفتند کار تمام است و اینها تا دوماه دیگه می‌رن! همه رفتند و اینها پس از ۳۱ سال همچنان بر سرکار ماندند.

 

می‌ترسم من وشما هم برویم و باز عده ای بگویند: دو ماه دیگه اینا میرن! به قول مرحوم گل آقا : پس چی شد؟


 


گروگان‌گیری مدل مجتبی خامنه‌ای
 


طلیعه سکولاریسمی نو در خاورمیانه؟

نتایج انتخابات پارلمانی عراق که به دلیل سیستم سیاسی این کشور در حقیقت تعیین کننده چینش کابینه عراق هم خواهد بود، به مانند حمله ۲۰۰۳ به عراق که مقارن با سال نوی ایرانی شد احتمالا در ایران پوشش خبری بسیار کمی یافته است. انتخابات هفته‌ای می‌شود که تمام شده است و نتایج را به مرور اعلام کرده‌اند. در ابتدای شمارش که برتری نوری المالکی قابل مشاهده بود، شخصا احتمال تقلب گسترده در انتخابات را رد کرد، علیرغم اینکه احزاب کوچک‌تر حامی «ائتلاف اسلامی عراق( ائتلاف برای قانون)» و برخی چهره های کمتر شناخته شده حزب اش با رای ناچیز شانس حضور در مجلس را از دست می‌دادند. به نظر می رسد محاسبه نوری المالکی این بود که رای آنها به حساب او ریخته شده است. اما با شمارش بخش‌های حاشیه‌ای تر عراق و همین طور آرا عراقی های خارج از کشور فاصله ایاد علاوی با او کم شد و در جاهایی پیش افتاد. تا جایی که حزب سکولار علاوی اکنون با فاصله‌ای بسیار اندک در رده نخست قرار گرفته است. حالا جناب مالکی معترض کمیسیون انتخابات عراق شده و مدعی ست که تقلب گسترده صورت گرفته است.


موضوع امیدوار کننده این است که به دلیل نزدیک بودن هر دو حزب به لحاظ آرا، توان هر دو حزب برای تشکیل دولت ائتلافی یکسان است. اما داستان برای آقای علاوی و حزبش تمام شده نیست، برعکس اوضاع می‌تواند خیلی سریع به ضرر ایشان تغییر کند. حزب دوم با گرایش‌های اسلامی، یعنی حزب الدعوه که جعفری و همین طور احمد چلبی و مقتدی صدر ( کلکسیون قاچاق چی ها و اوباش سالاران) را در خود دارد ۱۹ درصد آرا را به دست اورده است و با ۲۵ درصد حزب مالکی می‌تواند خیلی راحت به دولت ائتلافی‌اش برسد. این حزب بیشترین حرف شنوی و بهترین روابط را با ایران و دولت سپاهی‌اش دارد. البته به نظر می‌رسد به دلیل مشی سال‌های گذشته حزبی مالکی فعلا رسما تمایل به تشکیل دولت نداشته باشد. به هر حال جناب علاوی می‌بایست محتاط تر از این باشد، او روز قبل گفته بود برای اینکه مالکی را در دولت ائتلافی بپذیرد، او می‌بایست مشی سکولارتری برگزیند و بر سر مسايل زیادی توافق کند. دولت ایران که به هیچ وجه از حضور علاوی در راس قدرت اجرایی عراق راضی نخواهد بود، تمام تلاشش را خواهد کرد تا با ناآرام کردن عراق یا خریدن احزاب کوچکتر،  آینده سیاسی دو بازوی اصلی‌اش را نجات بدهد. البته می‌بایست توجه کنید که حتی مالکی هم وقتی در قدرت بود درخواست های نامعقول رهبر ایران را مثل خروج نیروهای خارجی یا اتهام دخالت امریکا در امور عراق را تکرار نمی‌کرد. اما اگر علاوی بر سر کار بیاید ، تلاش مضاعفی خواهد کرد که قدرت گروه های حمایت شونده از سوی ایران همچون صدریست ها و الدعوه و مجلس اعلای اسلامی را کنترل کند.


هرچه باشد ، دعای فرماندهان سپاه پاسداران برای موفقیت شیعیان تحت کنترل ایران هنوز متحقق نشده است. فراموش نکنید که در انتخابات پیش روی مصر هم زمزمه هایی برای شرکت دکتر البرادعی مقابل مبارک ۸۲ یا ۴۱ ساله ( پدر یا پسر ) شنیده می شود و با توجه به اهمیت فوق العاده این دو کشور در منطقه و وجود انتخابات برای برگزینی رهبر کشور ( هرچند در مصر دو دهه است که انتخابات به شوخی بی مزه ای تبدیل شده ) در این دو کشور ، می تواند شروعی برای قدرت گیری سکولاریست هایی دوست غرب و با مرزبندی با اسلام گرایان در منطقه باشد.


 


تایید تاویحی تقلب در انتخابات توسط توکلی، نادران و مصباحی مقدم


در مقابله با واکننش‌های عصبی احمدی‌نژاد به مجلس در رابطه با طرح حذف یارانه‌ها، که همراه با توهین وتحقیر به اصطلاح اقتصاد دانان مجلس بود، آقایان جسارت به خرج داده جوابیه‌ا‌ی بعضا رمز شده را برای دیکتاتور کوچولو ارسال کردند. در این بیانیه، بندی در مقابل درخواست احمدی نژاد برای رفراندوم آورده شده است که عینا در زیر می آید


"بديهي است رئيس قوه مجريه حق سرپيچي از قانون مصوب مجلس را ندارد. مجلسي كه به فرموده امام رضوان ا... تعالي عليه در رأس امور است. البته طبق اصل پنجاه و نهم درخواست ايشان براي همه پرسي يا رفراندوم بايد به تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد،‌ يعني ۱۹۴ رأي مثبت ‌مي‌خواهد. و طبق بند ۳ اصل يكصدو دهم، فرمان همه پرسي را پس از تصويب مجلس، مقام معظم رهبري بايد صادر فرمايد. ما به سهم خود پس از طي اين مراحل قانوني، از همه پرسي استقبال مي‌كنيم . برآورد ما از نظر مردم اين است كه انتظار آقاي احمدي‌نژاد تامين نخواهد شد و آنگاه معلوم خواهد گشت رأي بالاي مردم در انتخابات افتخار آفرين ۲۲ خرداد ۸۸ به ايشان نه به خاطر طرفداري مردم از تدابير اقتصادي آقاي احمدي نژاد بلكه با ملاحظه مجموعه شرايط كشور بود. شايد به بركت همه پرسي، روش و تيم اقتصادي رئيس جمهور اصلاح شود."


اگر بخواهیم بند فوق را بیشتر توضیح دهیم بدون شک این معنی را می‌دهد که مردم شرایطی را در کشور دیدند که رو به مصلحت سنجی آورده و شخصی بی‌لیاقت را بنا به مصالحی با رای بالا انتخاب نموند. نکته ظریف این موضوع آنست که هیچگاه در هیچ جامعه ای مردم بر اساس مصلحت رای نمی‌دهند واصولا مصلحت سنجی نه کار مردم بلکه  سیاستمدار است. همه می‌دانیم فرایند جذب آرا در تمام نظام های دموکراتیک چگونه است ۱. تخریب رقیب ۲. ارائه ویترینی زیبا از آینده. و درنهایت اکثریت جامعه براساس معضلاتی که با آن درگیرهستند و دو مقوله فوق رای خود را می‌دهند. کوتاه سخن آنکه مردم براساس هرچه رای بدهند مسلما  مصلحت سنجی جزیی از آن نخواهد بود. پس معنای این پاراگراف چیست؟ بی‌شک آقایان بصورت کنایی چگونگی رای بالای این موجود مفلوک را یاد آوری می کنند و بقول معروف به او می‌گویند جلوی قاضی و ملق بازی؟! به او می‌گویند مقام عظما بودند که مصلحت دانستند تو به این سبک وسیاق بمانی. درغیر اینصورت معلوم نبود که در کدام دخمه‌ای  سراغش را می‌بایست گرفت.






 


 


سهراب، سینی دیگر بر سر سفره هفت سین ما!

ما تو فامیلمون هفت نفر داریم که اسمشون با "سین" شروع می شه و من همیشه می‌گم ما نیازی به خرید بند و بساط هفت سین نداریم. من هم یکی از اون هفت نفری هستم که اسمشون با "سین" شروع می‌شه. بچه که بودم دوست داشتم برم وسط سفره هفت سین بشینم و یکی از این سین‌ها باشم.

 

امروز عکس "سهراب" رو وسط سفره هفت سین دیدم، دلم گرفت! چقدر دلم می خواست که کنار خانوادش بود، چقدر دلم می خواست اون چشمها و لیخند زیبا هنوز تو جمع ما بود، اما...

 

هر "سین" سفره هفت سین معنایی داره و نماد شیرین زندگی و امید است و یه دنیا تاریخ پشتشه! "سین" سهراب ۱۹ ساله ما اما، با این که جوون رفت، قدمتش به تاریخ ایرانم گره خورده! "سین" سهراب نماد خون سرخ جوانان این مملکته که تو سرشون رویاهای بزرگی داشتنند و دارند! "سین" سهراب برای ما نماد آزادی خواهی است، نماد سبزی جنبش ما، نماد تلاش ما و مبارزه ما! کیه که عکس زیبای سهراب رو با شال سبزش دیده باشه و دلش نلرزیده باشه و اشک تو چشماش حلقه نزده باشه! من از این به بعد عکس سهراب رو به "سین"های هفت سینم اضافه خواهم کرد، شما چطور؟!


 


همت مضاعف ،تخم مرغ سبز مضاعف

بعد از اتمام تعطیلات نوروزی بنرهای رنگی آقا بزودی در مکان های عمومی و پر رفت و آمد نصب خواهد شد . حال که سال، سال همت مضاعف از طرف آیت الله خامنه ای نام گرفته بگذار پس ما هم همت مضاعف رو به سپاهی های تنبل و مفت خور نشان بدهیم. پبشنهاد من آماده سازی تجهیزات لازم جهت درست کردن تخم مرغ‌های رنگی است تا جو روانی خیابان‌های کشور را به دست بگیریم. سپاه پاسداران با نصب بنرهای تبلیغاتی می خواهد وانمود کند در کشورهمه چیز تحت کنترل است؛ ما هم با رنگی کردن بنرها رشته شان را پنبه می کنیم ... دستورالعمل ساخت تخم مرغ رنگی را از اینجا ببینید.

 

 

 


خرحمالی (تولید و حمل و نصب بنر) مضاعف از آنِ سپاه پاسداران، پاشیدن مضاعف رنگ سبز از آنِ ما
پیروزی از آنِ ماست  V

 



 


رسانه‌های سبز و اخلاق رسانه‌ای

 

دولت احمدی نژاد دولت دروغ است.در تمامی این ۹ ماه پس از انتخابات  و در ماه‌های قبل از انتخابات تاکید بر دروغگو بودن این دولت یکی از برگ‌های برنده جنبش سبز مردم ایران بوده است. از این رو اخلاق رسانه‌ای داشتن و دروغ نگفتن برای ما نه تنها یک وظیفه اخلاقی است بلکه تاکتیکی موثر نیز هست. متاسفانه برخی رسانه‌های سبز در این مدت گاه این اصل بدیهی را نادیده گرفته و اصول اولیه اخلاق رسانه‌ای را زیرپا نهاده‌اند. شاید بتوان خبرهای اغراق آمیز وگاه نادرست در روزهای حساس برای تهییج مردم  را از آنجا که رسانه سبز بیش از آنکه رسانه باشد ابزاری سیاسی برای رسیدن به هدفی سیاسی است را با اغماض نگریست ولی ندیده گرفتن اصول اولیه کار رسانه‌ای در اغلب اوقات نشان از چیز دیگری دارد.  یکی از اصول اولیه اخلاق رسانه‌ای این است که خبر دیگران را به اسم خود و با عنوان خبر اختصاصی کار نکنیم. سایت جرس در این مدت بارها مورد اعتراض قرار گرفته است که خبرهایی که رسانه های دیگری کار کرده‌اند را بدون ذکر منبع با عنوان خبر اختصاصی منتشر می کند. عدم ذکرمنبع را شاید بتوان به بی حوصلگی دست اندرکاران نسبت داد اما عنوان خبر اختصاصی چیزی بیش از بی حوصلگی است. حال که جرس چندی است می‌کوشد این اصل اولیه را رعایت کند  ظاهرا این بیماری به رسانه جدیدالتاسیس سبز دیگری  – تحول سبز-  سرایت کرده است. خبر بازداشت نوه هاشمی را اولین بار سایت شبکه ایران در ساعت  یازده و بیست و سه دقیقه روز دوم فروردین منتشر کرد. سایت جرس  در ساعت یازده و سی هفت دقیقه همین خبر را با عنوان اختصاصی جرس و همانند شبکه ایران تحت این عنوان که یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی به جرس اطلاع داده است منتشر کرد . جرس پس از مدتی خبر را اپدیت کرده وعنوان اختصاصی جرس را برداشت  به همین دلیل اصل خبر اولی در دسترس نیست اما بر روی گوگل عنوان خبر با عنوان اختصاصی جرس همچنان یافت می شود. سایت خبرگزای فارس این خبر را در ساعت یازده وسی و هشت دقیقه به نقل از شبکه ایران منتشر کرد. بامزه تر از همه اما سایت تحول سبز است که در ساعت دوازده این خبر را به عنوان خبر اختصاصی تحول سبز منتشر کرده است.

در عرف رسانه‌ای خبر اختصاصی معنای مشخصی دارد. کسی که خبری را  پیش از همه منتشر کرده باشد یا نکته جدیدی را به خبر افزوده باشد می تواند مدعی اختصاصی بودن خبر شود. نمی‌شود خبر دیگران را با همان ساختار و ادبیات  منتشر کرد، نکته جدیدی نیز به آن اضافه نکرد و بعد مدعی اختصاصی بودن خبری شد. ممکن است این نکات بی‌اهمیت به نظر برسد اما همین نکات کوچک است که اعتبار یک رسانه را مشخص می‌کند ، اگر رسانه‌ای پیاپی خبر این و آن را به عنوان خبر اختصاصی منتشر  کند، شاید نتوان به  صحت خبرهایش چندان اطمینان کرد. بعضی معیارها در کار رسانه‌ای برای همه ما یکسان است چه سبز باشیم و چه نباشیم.

 

 

 

 


 


آیا علی فرخ منش، فریدون زندی بسکتبال ایران است؟

دیروز تیم دانشگاه شمال ایوا٫ در یک بازی نزدیک٫ تیم دانشگاه کانزاس٫ شانس شماره یک قهرمانی مسابقات دانشگاه‌های آمریکا را حذف کرد و این پیروزی رو مدیون بازیکن ایرانی تبار این تیم٫ علی فرخ منش هستند.

سه گام رفتن رو میشه با تمرین یاد داد٫ شوت زدن رو میشه با زیاد شوت زدن بهتر کرد٫ اما جربزه بازی کردن با تیم های بزرگ رو نمی‌شه حتی با پونزده سال اردوی تیم ملی به کسی یاد داد. فکر کنید توپ در ضد حمله دست شما می‌افته و می‌تونید سه گام برین و دو امتیاز بیارین٫یا حتی فول بگیرین و دو تا پنالتی بزنین٫ ولی تیمتون به سه امتیاز احتیاج داره. فکر می‌کنید چند نفر تو دنیا پیدا میشن که در مرحله یک حذفی جلوی تیم شماره یک مسابقات٫ به جای سه گام٫ تمرکز کنن و ضد حمله رو سه امتیازی بزنن. اگر حتی یک بازی بسکتبال هم دیده باشید می‌فهمید که چنین کاری از هرکسی برنمیاد. اما دیروز یک نفر پیدا شده و این کار رو کرده و کف همه رو در آمریکا درآورد۰

 

 

علی فردریک فرخ منش در سال ۱۹۸۸ در ایالت واشنگتن از مادر آمریکایی و پدر ایرانی به دنیا آمده است. دکتر ماشالاه فرخ منش٫ پدر علی٫ در بروجرد به دنیا آمده و از اعضای اسبق تیم ملی والیبال ایران است. او در ۱۹۷۷ برای ادامه تحصیل به آمریکا آمده و اکنون استاد تربیت بدنی در دانشگاه ایوا و سر مربی تیم دانشگاهی «هاوک ای» است۰ شباهت‌های علی فرخ منش به شرایط فریدون زندی هر بسکتبال دوستی را به این فکر می‌آندازد که چرا علی نباید به تیم اردوی تیم ملی بسکتبال ایران دعوت شود. پدر علی متولد ایران است و از دیدگاه قانون ایران٫ او ایرانی به حساب می‌آید۰

 

تیم ملی ایران در بازی های جام جهانی قرار است با گردن کلفت‌های دنیای بسکتبال مثل برزیل و آمریکا روبرو بشود و بازیکن های مثل علی فرخ منش٫ ارسلان کاظمی و حامد حدادی که کارشان شب و روز کل کل کردن با گردن کلفت‌های بسکتبال دنیاست٫ می‌توانند تیم ملی ایران را در لحظاتی که بقیه کم میارورند٫ روی دوششان بگذارند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته