
ندای سبز آزادی: وزارت اطلاعات اقدام به کشیدن دیوار بتنی با نمای آجری به ارتفاع ۵متر و به طول حدود ۳کیلومتر دورتادور خود می نماید.
بنا به گزارشات رسیده به ندای سبز آزادی ، وزارت اطلاعات واقع در پاسداران دارای دو حلقه ی کامل بتنی با ارتفاع دیوارهای بلند می باشد که پس از حوادث و اتفاقاتی که در پس از انتخابات بوجود آمد،مسئولین وزارت خانه به علت نگرانی از حمله مردم ،دیواره بلندی را طراحی و اجرا می نمایند،به طوری که دیوار قبلی و تمام درختان اطراف آن و فضای سبز اطراف آن که از اتوبان همت،کاملا مشهود بود پشت این دیواره ی بلند قرار می گیرد.این دیواره نه تنها درختان و فضای سبز را از منظر عمومی پنهان می کند بلکه به جداول اتوبان همت متصل شده و به شکل غیر استاندارد اجرا می شود،به طوری که حریم اتوبان به هیچ وجه رعایت نشده و هر لحظه امکان تصادف،حادثه و برخورد خودرو با این دیواره های بلند بتنی و مستحکم وجود دارد.
اتوبانها و بزرگراهها در داخل و خارج از شهر دارای حریم هایی هستند جهت جلوگیری از تصادف و برخورد که متاسفانه احداث این دیوار ضمن از بین بردن منظر عمومی شهر،غیر استاندارد و غیر قانونی بوده و بدون هیچ ممانعتی از طرف شهرداری همچون یک دژ در حال اجرا می باشد.
این اقدام وزارت اطلاعات در کشیدن ۳ دیوار محکم و بلند به دور خود در شرایطی است که دوربین های متعدد با نورافکن های بسیار زیاد،سیم خاردار و موانع متعدد فیزیکی و نگهبانهای مسلح دورتادور آنها و کنترل های داخلی وزارت خانه که دیوار و کنترل که دیوار به دیوار و ساختمان به ساختمان و محوطه به محوطه توسط کارتهای مغناطیسی ورود و خروج و دوربین های چهره نگار کنترل می شود نشانگر ترس و وحشت مسئولین امنیتی از حمله و هجوم مردم به این مراکز در زمان تشنج و درگیری می باشد.
ساختن این دژ بلند بدون هیچ مجوزی از شهرداری و هیچ گونه ممانعتی از شهرداری بوده است
ندای سبز آزادی: سایت امروز که بدلیل مشکلات فنی ۲۴ ساعت از دسترس خوانندگان خارج بود، با رفع این مشکلات توسط کادر فنی، دوباره در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.
اخبار امروز را می توانید بر روی آدرس اینترنتی زیر مطالعه کنید
www.emruznews.com/
ندای سبز آزادی: احمد صدر حاج سیدجوادی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران در پیامی به مناسبت سالگرد در گذشت آیت الله سید محمود طالقانی با یادآوری صفات و خصایص او، رویه طالقانی را راهگشای «بن بست» فعلی دانست.
به گزارش «میزان خبر» صدرحاج سیدجوادی در پیام خود به فعالان و مبارزان سیاسی توصیه کرد:« الگوی وحدت طالقانی را سرمشق کار خود قرار دهند تا امثال طالقانی ها پديد آيند و ایران عزیز از این شرایط اسفبار نجات يابد.»
گفتنی است آیت الله سید محمد طالقانی، از بنیانگذاران نهضت آزادی و از رهبران انقلاب 1357 در 19 شهریور 1358، بدرود حیات گفت.
متن کامل پیام صدر حاج سید جوادی به شرح زیر است:
به نام خدا
در سی و یکمین سالگرد وفات آیت الله سید محمود طالقانی، در روزگاری که استبداد نظامی و دینی بیداد می کند و مردم با تمام وجود ناکارآمدی و ظلم حاكمان را احساس میکنند ، به یاد نازنین مردی از تبار اصلاحگران و پیشگامان مبارزه با استبداد و تحجر و حامی آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی دل خود را روشن میداریم.
سید محمود طالقانی از بزرگانی است که اگرچه در ماههای نخستین انقلاب، از جمع یاران پر کشید و به سوی رفيق اعلي سفر كرد ، اما همان حضور اندک ، تاثیری شگرف بر وجدان ملي جامعه ایران گذاشت؛ اعتدال و بردباریش، مردم داری و سلم ذاتی اش، دین مداری و خدا خواهی اش او را محبوب واقعی قلوب مردم و مغضوب زور مداران و کج اندیشان ساخته بود.
اینجانب در تمام سالهایی که خدمت ایشان رسیده ام و بیش از سی سالی که از دیدار این دوست عزیز محروم بوده ام، هیچ گاه به مانند اين روزها فقدان او را احساس نکرده ام. منزل او پناهي برای همگان و درش به روی ستم كشيدگان باز بود. مردم او را با لقب «پدر» خطاب می کردند واحساسي پدرانه نسبت به او داشتند. از چپ ترین گروهها تا سنتی ترین گروههای سیاسی و مذهبی او را ملجا وحکمی برای رفع اختلافها می شناختند.
در چنين شرايطي که ميهن ما گرفتار خودکامگان، زورگویان و بی تدبیران شده ، نیروهای دلسوز دستگير مي شوند و فعالان سياسي را به زندان می اندازند، و «هل من مبارز» می طلبند، استقلال دستگاه قضا را به سخره میگیرند و رای مردم را زینت می شمرند، پيروي از رویه پدرانه ومصلحانه طالقانی می تواند راهگشای این بن بست باشد.
اگر چه حاکمان امروز را چنان قدرت مطلقه گرفتار كرده كه حتی برگزاری مراسم یادبود برای مرحوم طالقانی را به مانند بنیاگذاران نهضت آزادی ایران برنمی تابند، اما به دوستان و یاران و مبارزان توصیه میکنم كه الگوی وحدت طالقانی را سرمشق کار خود قرار دهند تا امثال طالقانی ها پديد آيند و ایران عزیز از این شرایط اسفبار نجات يابد.
در پایان حاکمان را نیز توصیه میکنم به مردم بازگردند و به جای سركوب مخالفان به تعامل بپردازند. اگر دوام قدرت با چنين روش هائي ممكن بود تا کنون تاریخ شاهد انقراض حکومتهای دیکتاتوری و پيروزي ملت ها نبود.
بار دیگر یاد مبارز نستوه راه آزادی و عدالت و استقلال، آیت الله سید محمود طالقانی و یاران فقید دیگر مرحومان دکتر سحابی و مهندس مهدی بازرگان و تمامی دلسوزان ایران عزیز را گرامی میدارم.
والعاقبه للمتقین
احمد صدرحاج سیدجوادی
ـ19 شهریور 1389
ندای سبز آزادی: در پی تهدید واهی یک کشیش مبنی بر آتش زدن قرآن کریم، مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیهای توهین به قرآن کریم را محکوم کرد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ - آل عمران / 64
تصمیم فردی مدعی دیانت مسیح (ع) به آتش زدن قرآن مجید و سوء استفاده از قانونی که قاعدتا در آمریکا برای حفظ حرمت انسان ها و احترام به ارزش های پذیرفته شده انسانی وضع شده است، موجب تأسف و دریغ فرهیختگان است. این سودای نفرت انگیز خشم و غیرت مسلمانان را برانگیخته است. اقدامی چنین غیر انسانی نه تنها باعث تقویت ایمان و تقرب به خداوند نمی شود بلکه نشانه عدم رسوخ نور خداپرستی در دل های کسانی است که مؤمنان را می آزارد. نفرت پراکنی در میان یکتاپرستان در تعالیم حضرت مسیح (ع) جایی نداشته و آن را دوست نمی دارد. او پیامبر رحمت و عطوفت و مهرورزی به بندگان خدا بوده و روح بلند آسمانی او قطعا اهانت کنندگان به مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان که او و مادر گرامی اش را تقدیس می کنند نخواهد بخشید. قرآن از تمامی پیامبران الهی به ویژه عیسی ابن مریم (علیهم السلام) به بزرگی یاد می کند و به پاکی و عظمت آنان شهادت می دهد. آیا اهانت به این کتاب آسمانی اهانت به تمامی انبیاء خصوصا حضرت مسیح نیست؟
تعالیم آسمانی ادیان و توصیه قرآن مجید به مؤمنان و موحدان عالم این است که از اهانت به مقدسات در نزد هر قوم و ملتی بپرهیزند و این دستور الهی و انسانی را پیروان ادیان و نیز پیروان مذاهب درون ادیان نسبت به مقدسات یکدیگر باید رعایت کنند. اهانت به مقدسات دیگران که موجب اهانت متقابل می شود، نه تنها نشان ایمان نیست بلکه نشانه ضعف ایمان است. ما ضمن محکوم کردن تصمیماتی از این گونه در هرجای جهان و از هرکس یا گروه و فرقه ای به هر شکل و به هر بهانه و توجیه امیدواریم افرادی که گرفتار چنین توهمات زشت و نفرت انگیز می شوند، توجه کنند که بسا در پشت سر، شیاطینی توطئه و دسیسه کرده و می کنند که منافع پست مادی آنان در ترویج جدال و خشونت در میان انسان ها، به ویژه پیروان ادیان است.
ما از تمام مسلمانان سراسر جهان انتظار داریم چنانچه خدای نخواسته اینگونه تصمیمات غیر اخلاقی و غیر انسانی رخ داد ضمن ابراز غیرت دینی و اعلام انزجار از اینگونه اعمال ننگین از افتادن در دام شیاطین و دست زدن به اعمال و گفتاری که در شأن یک انسان مسلمان و پیروان قرآن نیست پرهیز کنند، انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون.
در پایان فرصت را غنیمت شمرده عید سعید فطر را به تمامی مسلمانان به ویژه هموطنان تبریک می گوییم. طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق تعالی باد.
مجمع روحانیون مبارز
19 / 6 / 89
مسعود پیوسته - یک ماه ، چون برق و باد گذشت . دوباره زندگی بدون " رمضان " از سر گرفته می شود .
حالا این کنترل رمضانی تا کجا و چه زمان پی گرفته می شود ؟! خدا می داند .
عید فطر ، همه ساله برای مسلمانان ، یک نقطه عطف جدید در ادامه حیات شان است . نوعی اعلان و اظهار آمادگی برای ادامه حیات سالم و پالایش شده .
و حالا ماییم و دوباره زندگی ، با تمام مراجعات مادی و خاکی و زمینی که قرار است یک نخش به آسمان و بالا و کمال و خدا وصل باشد .
امید که چنین باد .
خدایا شادی و نشاط و پویندگی ملی را به جامعه خزان زده بی اعتماد و فسرده ما عطاکن .
... و حالا ماییم و دوباره ادامه حضور و سکوت و صدا و فریاد جامعه ایرانی بی زیدآبادی ها و صمیمی بهبهانی ها و سحرخیزها و صابرها و نوری زادها و مفیدی ها و ...
خداوندا ! جنگ داخلی سرپوش گذاشته ما را به صلح روشن و پایدار و راستین تبدیل کن .
" آشتی واقعا ملی " را به جامعه خسته و در خود فرورفته ما ارزانی دار تا این دهه یی که در آن واقعیم - دهه پیشرفت و عدالت - فقط یک تعارف و یک تابلوی دور و دور از دسترس و حکومتی نباشد .
خدایا جامعه ایرانی به فهم و باور تکثر اندیشه ای خود رسیده و این جریان های متنوع و متکثر اندیشه ای در تعاطی و تضارب با یکدیگر را از لوازم رشد و پیشرفت و سعادت کشورمی داند اما بخش هایی از جریان متصلب و " دگرساز" حاکمیت ، تمام این " تکثر " را به عنوان بیگانه و دشمن می انگارد و با هرچه تکثر و اندیشه ای غیر خود ، اعلان جنگ داده است .خدایا این " تقابل و چندپارگی ملت دولت " را که در این یکی دو دهه اخیر به اوج خود رسیده به " تفاهم " و " تعامل ملی " که زمینه تحقق " پیشرفت و عدالت " است برگردان .
دوستی ها را در جان مان بنشان و شکوفه لبخند اجتماعی را و ادب را و احترام را و سعه صدر را در وسعت جغرافیای ایران جاری کن .
پس از یک ماه دوره امساک ، به خور و خواب و ... احاله داده می شویم ، ما را با همه کاستی های مان ببخش و مگذار در دوره جدید پس از عید فطر ، احتمالا تمام فراچنگ آورده های ریز و درشت یک ماهه مان به باد هوا رود .
آمین .
یکی دونکته سرد و تلخ اجتماعی ویژه شب و روز عید فطر .
دیشب ، تلویزیون های جمهوری اسلامی ایران ، پریشان بود و نتوانست براستی اقتضای شب عید را بگوید . برنامه هایش گس و بی مزه و خنثی بود و نمیشد " طراوت میل به بازگشت به خود " را در برنامه هایش دید .
شادی های مصنوعی ، کهنه و نخ نما و شادی های تهوع آور ، سوغات دیشب و امروز سیمای جمهوری اسلامی ایران بود .
نوع خارجی و برون مرزی آن که مسخره تر بود . مثلا امروز که عید فطر است آمده برای ایرانی ساکن اروپا و امریکا و هرجای دیگر دنیا ، از طریق جام جم های یک و دو سه اش آمده ، تکراری شو را " زنده " اجراکرده و دوباره با آن تقلید صدای رس کشیده ، مثلا سراغ ادا و اصول فیلم هندی " شعله " رفته که بیش از سی سال است همه چیز آن را گفته اند . به نظر نمی آید این قدر قدرتمند باشد که موجب غلیان احساس نوستالژیک یک ایرانی ساکن خارج باشد تا به این وسیله جام جم های یک و دو و سه بخواهد به ایران بر گردد !
اما نکته آخر :
صبح امروز ساعت هفت و نیم داشتیم به اتفاق خانواده به سمت نزدیک ترین مسجد نزدیک منزل می رفتیم که نماز عید فطر را اقامه کنیم .
معمولا همه ساله ساعت هشت صبح ، نماز عید فطر بسته می شود . گفتیم حالا که در مسیر نماز یک پارچه و یکدست نماز عید فطریم و نماز عید ، به روایت دیگر نداریم چون وقت داریم و منزل ما به خانه دکتر پیمان ( دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز و قرآن پژوه ) نزدیک است از جلوی منزلش فقط رد شویم و ببینیم " او " که " گفت و گو " را دست کم سی سال است اساس زندگی اش قرار داده نمازش را کجا اقامه می کند . پنج دقیقه بعد رسیدیم ، به جای فضای عطرآگین عیدفطر و رشحاتی از نماز عید در آستانه منزلش ، فقط " پلیس " به انضمام لباس شخصی یا نیروهای خودسر و تعابیری از این دست دیدیم . بی هیچ پرسش و پاسخی به سرعت خود را در مسجدی در حاشیه سیدخندان رساندیم . هنوز ساعت هشت نشده بود . جمعی داخل مسجد بودند و مردم هم همچنان در حال ورود به مسجد بودند .
ساعت هشت و نیم شد . نه شد امام نیامد . مردم از داخل مسجد به درگاه نگاه می کردند . برخی مأمومین به ساعت هایشان نگاه می کردند . پیش نماز نیامد .
بعضی ها رفتند . بالاخره پیش نماز ، ساعت نه و نیم ده آمد .
دورکعت که تمام شد و پیش نماز گفت : والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته ، تقریبا نیمی از جمعیت نمازگزار ، از مسجد خارج شدند . وقتی که آنان رفتند پیش نماز خطاب به باقیماندگان در مسجد گفت : چرا رفتید ؟! متمم و مکمل نماز عید فطر ، به همین دو خطبه هایش است . خطبه ها جزء نماز است . با این خطبه ها نماز تمام می شود .
سپس با فراغ بال در دو خطبه در باره زمینه های " تقوا " و استمرار آن تا پایان عمر گفت .
ندای سبز آزادی: منزل مهدی کروبی از روز گذشته تاکنون مجددا مورد محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفته است. یک شاهد عینی به جرس خبر داد که تردد در منطقه محل سکونت کروبی به شدت کنترل میشود و اجازه ورود و حتی زدن در به کسانی که قصد مراجعه به منزل کروبی را دارند، داده نمیشود.
آنان با بیان این جمله که “هیچ کس نیست” اجازه ورود به هیچ کس نمیدهند و این رفتار را با چندین مراجع انجام دادهاند.
گفتنی است هفته گذشته، به مدت پنج روز گروهی از بسیجیان و لباس شخصیها منزل کروبی را محاصره کردند و در روز قدس با شلیک گلوله و شکاندن در و پنجرهها قصد ورود به منزل وی را داشتند. این رفتارها که با بیتفاوتی و عدم برخورد قانونی نیروهای انتظامی همراه بود، زخمی شدن یکی از محافظان کروبی را در پی داشت.
گرچه روز بعد از این حوادث سپاه محمد رسولالله طی اطلاعیهای اعلام کرد که این اعمال از نیروهای “خودسر” و “بیتدبیر” صورت گرفته است، اما کروبی در بیانه خود در واکنش به این گفته اظهار شگفتی کرده بود: “عدهای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند.”
ندای سبز آزادی - احمد جلالی فراهانی - در خبرها آمده بود که سازمان میراث فرهنگی ایران قصد واکاوی مقبره کوروش، به منظور یافتن جسد مومیایی شده کوروش پادشاه بزرگ هخامنشی را دارد. راستش هرچه فکر کردم نفهمیدم که چطور ممکن است چنین خبری با خبرنگاران میراث فرهنگی در میان گذاشته شود و کسی در آن میان از رئیس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی که راوی این خبر بوده نپرسد که " آقا سازمان شما در سال 87 بقول خودتان سقف آرامگاه کوروش را بازسازی کرده است و چطور بعد از قریب دو سال دوباره به سرتان زده که مقبره را واکاوی کنید؟
حتی یکی در آن میانه نپرسیده است که " برادر من ایرانیها که اصلاً قرابتی با مومیایی کردن اجساد ندارند و در تاریخ چند هزار ساله این مرز و بوم پیدا نمی شود مورد و نمونه ای از مومیایی کردن اجساد و اساساً مومیایی کردن رسم و سنتی بوده میان مصریان باستان؟ "
با خواندن این خبر و خبرهایی نظیر مخاطب بی اختیار از خودش می پرسد دلیل این همه علاقه احمدی نژاد و یارانش به ایران باستان و آرامگاه کوروش چیست؟
سئوال مشترک دو زندانی
" اگر علاقه به ایران و تاریخ ایران و کوروش و آرامگاهش، جرم است پس چرا کسی رحیم مشایی و دار و دسته اش را دستگیر نمی کند؟ " این سئوالی بود که من و آقا مصطفی در زندان اوین از هم می پرسیدیم و جوابی هم برای آن پیدا نمی کردیم. یک شب هم آقا مصطفی این سئوال را از بازجویش پرسیده بود و به جای پاسخ کلی کتک خورده بود. من و آقا مصطفی در یکی از سلولهای بند 240 با هم آشنا شدیم. هر وقت از او می پرسیدم جرمت چیست، بادی به غبغب می انداخت و می گفت: " اقدام علیه امنیت ملی از طریق دوست داشتن کوروش کبیر! " آقا مصطفی عاشق ایران بود و ایرانی. با این همه بازجوهایش او را " نجس " خطاب می کردند و همین یک کلمه برای او از تمام شکنجه هایی که تحمل می کرد سنگین تر بود. آقا مصطفی عاشق " اسفندیار رحیم مشایی " بود و در تناقضی باور نکردنی، مرا به خاطر انتشار عکسهای " تخریب سقف آرامگاه کوروش " در خبرگزاری مهر تقدیر می کرد. البته وقتی به او توضیح می دادم که ماجرای تخریب سقف آرامگاه کوروش در زمان مدیریت رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی رخ داده، زیر بار نمی رفت و گناه این ماجرا را به گردن محمد حسین طالبیان مدیر وقت بنیاد پژوهشی پارسه و حسن راهساز سرپرست تیم مرمت آرامگاه می انداخت و می گفت: " روح آقا اسفندیار از این ماجرا بی خبر است! "
من و آقا مصطفی البته در یک چیز با هم عقیده بودیم و آن هم علاقه وافر نزدیکترین یاران محمود احمدی نژاد به کوروش و آرامگاه او بود. گرچه همین نقطه اشتراک، محل افتراقمان هم بود. چه من معتقد بودم که علاقه احمدی نژاد و یارانش به کوروش و ایران باستان، شیوه ای عوامفریبانه برای کسب مشروعیت از سوی ایرانیان وطن دوست است و او عقیده داشت که علاقه اسفندیار رحیم مشایی به ایران باستان، نگاهی استراتژیک و ریشه ای است. این وسط هر چه من استناد می کردم به بلاهایی که در دوران زمامداری احمدی نژاد و یارانش بر سر امکان باستانی و حتی اسلامی ایران زمین رفته است، آقا مصطفی زیر بار نمی رفت که نمی رفت.
نمونه هایی از یک مدیریت شکست خورده
واقعیت امر اما بیش از بگو مگوی من و آقا مصطفی تلخ و گزنده است. اسفندیار رحیم مشایی و دار و دسته اش که حالا بر تمام دولت خیمه انداخته اند نه تنها دغدغه ایران و ایرانیت را ندارند، بلکه از دانش و مهارت آن هم بی بهره اند و ای کاش تمام ماجرا همین بود. کافی است نگاهی به طرحها و برنامه های اجرا شده در حوزه میراث فرهنگی طی پنج سال گذشته بیاندازیم تا میزان خرابکاریهای ناشی از ندانم کاریهای مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دستگیرمان شود.
اخراج گسترده متخصصان و کارشناسان حوزه میراث فرهنگی، تخریب سقف آرامگاه کوروش به بهانه مرمت آن، تخریب سنگفرشهای مسجد وکیل شیراز به بهانه مرمت آن، ماجرای سی و سه پل اصفهان و تونل مترو، آبگیری سد سیوند، عبور مترو از ميدان "نقش جهان اصفهان" و حفر تونل آن زير چهارباغ عباسي، ماجرای تخریب کتیبه هخامنشی در جزیره خارک، تخریب خانه شیخ بهایی در اصفهان، تخریب سازه های آبی شوشتر، بی سرانجامی دهها هزار لوح گلین هخامنشی که همچنان در آمریکا بلاتکلیف مانده اند، نابودی آب انبار سپهداری اراک، سرقت کتیبه تاریخی عهد قاجار در حمام پاگرد چهارمحال و بختیاری، تخریب کاخ شهرستانک، تخریب مدرسه تاریخی گلشن نیشابور، تخریب تپه های باستانی مراونه اهواز، تخریب مدرسه مروی و واگذاری آن، ناتمام ماندن پروژه مرمت مدرسه دارالفنون، تخریب ارگ بهارستان، تخریب مقبره 580 ساله شهشهان، تخریب کتیبه تاریخی چشمه علی، احداث پل بر سازه های آبی شوشتر، تخریب خانه آیت الله بهبهانی از رهبران مشروطه،تخریب کامل خانه مدرس، تخریب کتیبه های نقش رستم ، آسفالت کانال آبی تخت جمشید و شهر استخر، تخریب پل خواجوی اصفهان درحین مرمت، ریزش پل تاریخی گرگر از مجموعه سازه های آبی شوشتر، تخریب منزل کمال الملک، فرو ریختن ساباط حاجی وند در حین مرمت، تخریب شهر تاریخی " ازم " اهواز، مرگ سروهای چهارصد ساله فین کاشان، تخریب محوطه باستانی اشکانیان در اهواز، تخریب بقایای کاخ داریوش در برازجان، تخریب سنگ جان پناه پلکان شمالی کاخ شورای تخت جمشید و ... تنها بخش کوچکی از کارنامه پنج ساله دولت احمدی نژاد در عرصه میراث فرهنگی است.
معلم خصوصی زبان رئیس موزه ملی
درباره بر سر کار آمدن مدیران نامتخصص هم در سازمان میراث فرهنگی ایران کاغذها می توان نوشت. اما شاید یادآوری انتصاب معلم خصوصی زبان رحیم مشایی و بقایی به سمت سرپرست موزه ملی ایران، اوج شاهکار مدیریتی یاران رحیم مشایی در دولتهای نهم و دهم باشد. آزاده اردکانی در شرایطی جایگزین محمدرضا مهراندیش می شد که هیچ تخصصی درباره میراث فرهنگی نداشت و تنها تخصصش تدریس زبان انگلیسی بصورت خصوصی به اسفندیار رحیم مشایی و بقایی بود. امثال این مدیران این روزها در سازمان میراث فرهنگی فراوان یافت می شود.احمد خوشنویس هم نمونه دیگری از همین مدیران است. او که تخصصش معماری است و سابقه فعالیت در دانشگاهها را دارد و توسط طاها هاشمی به سازمان میراث فرهنگی آمده است، اصلاً تخصص باستانشناسی ندارد که بخواهد درباره جسد کوروش اظهار نظر کند.
در نامتخصص بودن رئیس پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی همین بس که در سخنانش برای ارائه انگیزه کاوش در آرامگاه کوروش به متن مشهور به وصیتنامه کوروش استناد می کند و اینکه در آنجا کوروش گفته است که "بعد از مرگم بدنم را در خاک پاک ایران زمین دفن کنید "آقای خوشنویس هنوز نمی داند که اصلاً وصیتنامه ای با چنین محتویاتی از کوروش هخامنشی وجود ندارد و این جمله ادبی ساخته و پرداخته عده ای وطن پرست اهل ذوقی است که شاید مثل آقا مصطفی، به جرم ایران دوستی تجربه زندان را هم داشته باشند.
ندای سبز آزادی: خانواده صفایی فراهانی، یکی از هفت اصلاح طلبی که علیه سپاه پاسداران شکایت کرده است وضعیت جسمانی این زندانی سیاسی را که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد بحرانی توصیف می کنند .
محسن صفایی فراهانی هفته گذشته، در بند ۳۵۰ اوین دچار حمله قلبی شد. او بعد از این حمله به بهداری زندان اوین منتقل شد.
همسر صفایی فراهانی در گفت و گو با کلمه از آخرین وضعیت وی خبر می دهد .خانواده صفایی فراهانی پس از یک هفته بی خبری کامل بالاخره توانسته اند چند روز پیش او را به صورت کابینی ملاقات کنند و از آنچه بر وی گذشته با خبر شوند .
همسر صفایی فراهانی در این باره گفت : «آقای فراهانی سه شنبه هفته گذشته دربند ۳۵۰ دچار حمله قلبی و بیهوشی کامل شده و توسط برانکارد به بهداری زندان اوین منتقل می شود. در بهداری زندان با توجه به وضعیت بدجسمانی وی هیچگونه رسیدگی پزشکی صورت جدی درباره او صورت نمی گیرد در حالیکه با توجه به حال و روز ایشان باید خیلی زود او را به بیمارستانی با امکانات کامل پزشکی منتقل می کردند .اما مسولان زندان فقط به همسرم سرم وصل می کنند و ایشان را با این وضعیت ناگوار تا شنبه در بهداری زندان اوین که فاقد امکانات پزشکی لازم است نگه می دارند ».
او با اشاره به اینکه در این مدت همسرش بدون توجه لازم در بهداری رها شده بود، ادامه داد «:تا شنبه همسرم به این صورت در بهداری زندان رها می شود تا جایی که دکتر زندان به وضعیت بد ایشان و عدم انجام درمان های اولیه پزشکی شامل تست ورزش،اکو و نوار قلبی که برای هر بیمار قلبی لازم است اعتراض می کند و از مسوولان زندان می خواهد که اجازه انتقال او را به یک بیمارستان مجهز در خارج از زندان بدهند .در این شرایط یک رزیدنت و نه دکتر متخصص ﺁقای صفایی را معاینه کرده ودرخواست تست ورزش و اکو گرافی می کند . تا اینکه وی به بیمارستانی برده شده و روز دوشنبه هم بعد از تاخیر فراوان فقط تست ورزش از ایشان انجام اما اکو به چند روز بعد موکول می شود .»
همسر محسن صفایی فراهانی با اظهار نگرانی شدید از این شیوه درمان و وضعیت بد جسمانی همسرش از مسولان می خواهند ضمن رسیدگی جدی به وی شرایط مرخصی او را نیز برای درمان هر چه سریع تر فراهم کنند . چرا که وی بیماری قلبی دارد و باید هر چه زودتر توسط پزشکی متخصص که سابقه بیماری اش را می داند مدوا شود و گرنه فاجعه ای در زندان رخ خواهد داد .
هفت فعال سیاسی نامدار کشور از جمله صفایی فراهانی در شکایتنامه ای که درواقع سندی است درباره ظلم ها و کارشکنی های عده ای متوهم که متاسفانه لباس نظامی و امنیتی بر تن کرده اند، به اظهارات فردی موسوم به “سردار مشفق ” اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند
ندای سبز آزادی: سید محمد خاتمی در نامه های جداگانه ای به اسقف اعظم کلیسای جامع واشنگتن و دبیرکل ائتلاف تمدن های سازمان ملل متحد با تمجید تمامی تلاشهای انجام شده برای نزدیکی دلها و ایجاد تعامل مثبت میان همه ملت ها و اقوام، و صلح مبتنی بر عدالت به جای جنگ و خشونت در جای جای جهان این راه را سیره پیامبران بزرگ الهی بخصوص حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت عیسی مسیح سلام الله دانسته و ضمن محکوم کردن پیشنهاد جنون آمیز و جنایتکارانه اهانت به قرآن کریم در سالروز فاجعه ۱۱ سپتامبر خواستار واکنش در برابر این توطئه سهمگین علیه بشریت شد.
رئیس بنیاد بین المللی گفت و گوی تمدن ها در این نامه ها خواستار محکومیت این پیشنهاد و پیشنهاد دهنده و افشای جریانی شد که با دامن زدن به این موضوع التهاب و تقابل پیروان این دو دین بزرگ را دنبال می کرده است.
اسقف اعظم کلیسای جامع واشنگتن و دبیرکل ائتلاف تمدن ها از جمله میهمانان عالی رتبه شرکت کننده در اجلاس دو روزه دین در دنیای جدید بودند که در مهرماه ۱۳۸۷ به دعوت سید محمد خاتمی و بنیاد بین المللی گفت و گوی تمدن ها در تهران گرد هم آمدند. میهمانان این نشست ضمن دیدار با مقام معظم رهبری و بیان دیدگاههای خود در زمینه ارتباط بیشتر میان ادیان بزرگ و تداوم گفت و گوی تمدن ها برای رسیدن به صلح مبتنی بر عدالت از نقطه نظرات ایشان در این باب بهره مند شدند.
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور بیست و ششمین عریضه خود در را با طعم فطریه منتشر کرد. او در این عریضه با اشاره به فرا رسیدن عید فطر و با تاکید بر اینکه در چنین روز مبارکی خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰هیچ تماسی از عزیزان اسیر خود نداشته اند خطاب به جعفری دولت آبادی نوشت : “عید شما مبارک آقای دادستان! عید شما که می توانید همه مستحبات را در کنار خانواده انجام دهید و صله رحم کنید و همه ثواب های این روز را یک جا جمع کنید تا بشود ذخیره آخرتتان. ولی یادتان باشد شما که مسئولیت اسرای سبز ما را دارید ولی پاسخگوی ما و آنان نیستید، باعث قطع رحم شده اید. قطع رحم گناه بزرگی است می دانید که؟”
متن کامل ابن عریضه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر الله اکبر. لا اله الا الله والله اکبر. الله اکبر و لله الحمد. الحمد لله علی ما هدینا و له الشّکر علی ما اولینا
عریضه بیست و ششم در روز عید فطر / فطریه
از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی
به : دادستان تهران
سلام آقای دادستان
عیدتان مبارک. فطرتان فرخنده. همه طاعات و عباداتتان قبول. امروز را می خواستم زبان در کام به گوشه عزلت پناه ببرم. به گوشه ای که هیچ کس و هیچ چیز نباشد و من باشم و خدا و یاد عزیزترین برگزیده زندگیم. صبحگاه نتوانستم کامم را شیرین کنم و نماز عید را هم فرادی خواندم. دلم می خواست به بزرگانی که پایداری شان در راه حق و پشتیبانی و همراهی شان با مردم، عزیزشان کرده سلام عید بگویم اما توفیق حاصل نشد. سلام عید امسال را وقف خانواده های شهدای جنبش سبز و خانواده های زندانیان سیاسی کردم. خواستم بخزم به انزوایی که من باشم و یاد یار اما نشد. نگذاشتند. یاران همیشه همراه مانع شدند و من آن به آن و لحظه به لحظه جوابگوی سلام عید کسانی بودم که دلشان می خواست شادی و شیرینی عیدشان را با ما خانواده های زندانیان سیاسی تقسیم کنند. من امروز در عید فطر، بزرگترین عید مسلمانان شیرین کام نشدم. ما شیرین کام نشدیم آقای دادستان. شما چطور؟ نماز عیدتان قبول. زکاة فطرتان نیز. دادگری و دادستانی و مهربانی هایتان با زندانیان و خانواده هایشان نیز. از شما و دیگر همکارانتان قبول باشد همه این مهربانی ها به بندگان خدا در روز عید! من امروز در هر تماس با همسران آزادگان دربند و در پسِ لرزش صدای هر یک از آنان، خشم خدا را حس می کردم و نفرتی را که فرشتگان تسبیح گوی او در این عیدانه روز از کینه توزی و حقد و حسد بندگان حقیرِ رب عزیز دارند. آدم هایی که برای امتحان، دو روزی مسندی یافته اند و به جای حمد خدای و خدمت خلق، خود را گم کرده اند و خدایشان را فراموش کرده اند و …
امروز عید بزرگ مسلمانان بود و هیچ تلفنی در خانه های ما زنگ نخورد که نوید شنیدن صدای یار داشته باشد. ما، نوری زادها و تاجزاده ها و اسرای سبز بند ۳۵۰ که دارند تاوان مقابله با گردن کشی قلدران را می دهند. نه فقط خودشان بلکه فرزندان خردسال و والدین کهنسال و همسران خسته از ستمشان نیز. همه دارند تاوان می دهند. همه داریم تاوان می دهیم. ما و آزادگان دربندمان و بستگان و دوستان و همراهانمان که لبشان به خنده باز نمی شود تا سرور واقعی به دل های ما باز نگردد.
به شما شادباش می گویم آقای دادستان! شما که صبحگاه کامتان را از باب استحباب شیرین کردید و نماز عید را به جماعت برگزار کردید و زکاتتان را پرداختید و چه نیکو حالی با اقامه صلوة و ایتاء زکاة پیدا می کند بنده مؤمن خدا که از فحشا و منکر باز داشته می شود. خداوند همه ما نمازگزاران و زکات دهندگان را در سلک بندگان نیکوکارش قرار دهد و عباداتمان را قبول کند به کرم و رحمتش انشاء الله. به شما شادباش می گویم و به خانواده تان که شما را در روز عید در کنار خود دارند و آرامش دارند و شاکر خدای رحمان و رحیم هستند. فرزندان ما اما آرامششان دزدیده شده و بیش از یک سال است که نبض زندگیشان تند می زند و خواب هایشان پریشان است و لحظه هایشان به انتظار می گذرد. زنگ تلفن آنان را از جا می پراند به امید شنیدن صدای پدر ولی شما این کمترین را نیز از آنان دریغ کرده اید و با این همه آنان شاکر خدای قهار و علیم هستند و راضی به رضای او. ما فرزندانمان را خداشناس بارآورده ایم و ناامیدی شان را برنمی تابیم چون خدایشان امر به امید داده و آنان را به صبر و تسلیم در برابر اراده الهی می خوانیم و آنان صبر می کنند و در نجواهای شب و روزشان با خدایی که عاشق است و معشوق راز دل می گویند. و خدا آن ها را می شنود.
عید شما مبارک آقای دادستان
عید شما که می توانید همه مستحبات را در کنار خانواده انجام دهید و صله رحم کنید و همه ثواب های این روز را یک جا جمع کنید تا بشود ذخیره آخرتتان. ولی یادتان باشد شما که مسئولیت اسرای سبز ما را دارید ولی پاسخگوی ما و آنان نیستید، باعث قطع رحم شده اید. قطع رحم گناه بزرگی است می دانید که؟ چون خداوند دوست دارد بندگانش با هم انس و الفت داشته باشند. خانواده های مستحکم داشته باشند. ارتباطات محکم داشته باشند برای همین به آنان می فرماید: «اصبروا و صابروا و رابطوا» خداوند خانواده های سرد و جوامع از هم گسیخته را دوست ندارد. جمع را دوست دارد و جماعت را و روابط گرم بین انسان ها را که از خانواده آغاز می شود و به جامعه می رسد و در مقابل، شیطان عاشق روابط گسسته و عشق های مرده و خانه های سرد است. عاشق «من» است در مقابل «ما». حالا شما که دادستانید و قاضی هستید و مؤنید و مسلمان، شما چرا مانع روابط گرم خانواده ها می شوید و خدای ناکرده از هم گسستن آن ها؟ حالا حقوق بشر به کنار، مگر می شود مسلمان بود و مؤمن بود و ارتباطات خانوادگی را اینطور سهل و آسان از هم گسست. آه من چه می گویم. چه می گویم؟ می گویم چرا اجازه نمی دهید عزیزان ما با تماس تلفنی با خانواده لااقل از طریق این سیم های بی زبان و بی روح به هم متصل شوند و گرما و امید را به فرزندان و همسران و پدرو مادرهاشان ارزانی دارند؟ روز عید چرا این ارتباط را از آنان دریغ کردید؟ چرا از دادن حداقل ها آن هم در بزرگترین عید مسلمین،دریغ می ورزید. عید بزرگی که می خواستند با سه روز تعطیلی اهمیتش را نشان دهند و وقت ها برای آن صرف کردند و عاقبت مثل همیشه به دلخواه عمل شد نه قانون!مردان و زنانی در این عید بزرگ برای حق گویی به دست برادران هم کیش و هم وطن خود از جشن عید بازماندند وکسی ککش هم نگزید و حالا اشک تمساح این سخت دلان نازک گوی برای اسرای مسلمین و آزار آنان توسط اسرائیلی ها در خانه همسایه چقدر مضحک است. مصداق یک بام و دو هوا؟ مصداق چراغ روا شده به مسجد در اوج تاریکی خانه. واقعا شرم آور است که این وسواسان خنّاس که در خانه خود هنری جز سست کردن بنیان خانواده ندارند خانه همسایه را می پایند که مبادا جراحتی بر روحی بنشیند و اینان را نیز متألم سازد؟ تألم دل های سخت. شعبده های مکرر تبلیغات چی های فریبکار.
آفای دادستان
شما خود مستحضرید که دستگاه های تبلیغی کودتا همّ خود را مصروف به اتمام رساندن پروژه رسوا و ناکام خویش کرده اند و لابد قرار نیست دستگاه قضاء در این مقطع مانند روزهای پس از انتخابات، روزهای طلایی بیداد دادستان کودتا، تسلیم اوامر کودتاگران باشد. پس این گونه فشارها و تضییق ها و استنکاف از دادن حقوق زندانیان و خانواده هایشان برای چیست؟
آقای دادستان
من به شما عیدتان را تبریک می گویم و متأسفم که بچه های مسلمان ما نه در کشورهای همسایه بله همین جا، در همین کشوری که قرار بود ام القرای مسلمین باشد، براثر ستم هم کیشان، در این عید، لبشان به خنده باز نشد. شما جشن بگیرید و شادمانی کنید و بدانید که اشک چشم فرزندان زندانیان بی گناه برای همیشه نان خورش سفره های ستمکاران است. و آه مادران و پدران پیر آنان تا ابد در گوش آنان خواهد پیچید و خواب آرام را از آنان خواهد گرفت. فرزندان ما دیگر برای شناخت ظالم صفحات تاریخ را ورق نمی زنند. این کتاب یک صفحه گشاده دارد که آن به آن بر آن تصویر می شود و چهره کریه ستم از میان سطور و واژه های کج و معوج جلوه گری می کند. عجوزه زشت بدکاری که پلشتی را با خود در گستره این صفحه گشاده می پراکند و هم زمان منادیان حق و راستی عطر خوش ایمان و امید را بر آن صفحه جاری می کنند و رنگین کمانی دل انگیز را تصویر می کنند که هر صاحب دلی رنگ دلخواه خود را در آن خواهد یافت.
ما خانواده های زندانیان سیاسی امسال هم عید نداشتیم و تا روزی که سایه شوم و منحوس ستم بر کشورمان حکمفرماست عید نداریم و منتظر می مانیم که خداوند وعده مان به صبح داده است «الیس صبح بقریب؟»
ندای سبز آزادی: آیت الله صانعی از مراجع تقلید شیعیان، گفت « استفاده تمام ملتهای مسلمان از نماز عید فطر باید این باشد که اگر دیروز راهی رفتهایم که آبروی اسلام رفته است و یا قوانین اسلام را زیر پا گذاشتهایم، از امروز به بعد کاری کنیم که جبران شود و آبروی قوانین اسلام را حفظ کنیم »
به گزارش ایلنا ، آیت الله یوسف صانعی، صبح امروز، در خطبههای نماز عیدفطر در محل دفتر خویش در قم، اظهار داشت: پرداخت زکات فطره، عملی است که باید قبل از نماز عیدفطر، صورت پذیرد.
وی در مورد علت این که زکات فطره بایستی قبل از نماز عیدفطر، پرداخت شود، گفت: علت این امر این است که با رسیدن زکات فطره به دست فقرا و نیازمندان و گرسنگان، آن ها هم در این عید خوشحال و با ما شریک باشند؛ گرچه برای همگان این عید از نظر معنوی عید است، اما برای گرسنگانی که چه در ماه رمضان و چه در غیر آن گرسنگی بکشند، که این عید نیست.
این مرجع تقلید شیعیان، در بخش دیگری از سخنانش، گفت: نقل شده است که پیامبراسلام(ص)، هرگاه به نماز می رفتند، از یک راه رفته و از راه دیگر بر می گشتند؛ برخی از فقها از این امر تعبیر کرده اند که پیامبر(ص) می خواستند با این کار نشان دهند، انسان ها باید همواره در طول زندگی، راه خود را عوض کنند تا به راه بهتری برای زندگی کردن دست پیدا کنند.
وی افزود: اگر کسی می بیند که در راهی که دیروز رفته است، نقصی داشته، باید به راه دیگری برود، تا آن نقص را برطرف و هر روز در یک راه نماند.
آیت الله صانعی، ادامه داد: هر کس باید در اقتصاد، در سیاست، در فتوا دادن و نظر دادن و در قانون گذاشتنش، از راهی که همیشه می رفته نرود و تلاش کند راه دیگری را که بهتر باشد را پیدا کند.
وی گفت: هر شخصی باید بداند که اگر راهی که دیروز میرفته مشکلات داشته و در آن به مردم ظلم و ستم کرده است، فردای قیامت گرفتار مشکلات و عذاب خواهد شد.
استاد برجسته درس خارج فقه، گفت: بر حسب آیات، روایات و بر حسب تجربه و عقل، هر کسی ظلم کرده باشد، قبل از آن که در عالم آخرت گرفتار ظلم و ستم، و عذاب خداوند شود، در این دنیا گرفتار ظلم و ستم خواهد شد؛ به گونهای که اگر مردم را بگریاند، یک روز گریانده میشود؛ اگر بی جهت به مردم صدمه زده و مردم را اذیت کند، یک روزی در همین دنیا، اذیتش میکنند.
وی ادامه داد: اگر کسی، به مردم ظلم کرد، علاوه بر عذاب آخرت که سرجای خود باقی است، در همین دنیا گرفتار ظلم خواهد شد، و پس از آن هم هر چه دعا کند، گرفتاریهایش برطرف نشده و دعایش مستجاب نمیشود، چرا که خودش مسبب آن بوده است.
آیت الله صانعی تأکید کرد: استفاده تمام ملتهای مسلمان از نماز عید فطر باید این باشد که اگر دیروز راهی رفتهایم که آبروی اسلام رفته است و یا قوانین اسلام را زیر پا گذاشتهایم، از امروز به بعد کاری کنیم که جبران شود و آبروی قوانین اسلام را حفظ کنیم.
ندای سبز آزادی: ژیلا بنی یعقوب ،روزنامه نگار در تازه ترین مطلبش در وبلاگ شخصی خود که هم زمان با عید سعید فطر نوشته ،خبر داده است که زندانیان بند ۳۵۰ اوین بعد از دو ماه که از قطع تلفن هایشان می گذرد ،در روز عید فطر نیز اجازه تماس با خانواده هایشان را پیدا نکردند.بنی یعقوب در نوشته خود مروری نیز بر مطلب خبرگزاری فارس داشته که اظهار تاسف کرده بود « روز عید فطر برای زندانی های فلسطینی تفاوتی با روزهای دیگر ندارد.»
متن یادداشت وبلاگی ژیلا بنی یعقوب در باره شرایط همسر زندانی اش ،بهمن احمدی امویی و سایر زندانیان بند ۳۵۰ اوین در روز عید فطر، به این شرح است :
همین الان در خبرگزاری فارس خواندم که همکاران این خبرگزاری دولتی ناراحت هستند که روزهای زندان برای زندانی های فلسطینی در زندان های رژیم صهیونیستی تفاوتی با روزهای دیگر ندارد و رژیم صهیونیستی حتی روز عید فطر را به اسرای فلسطینی اجازه نمیدهد که در کنار یکدیگر این روز را تکریم کنند و بسیاری از آنها در سلول انفرادی به سر میبرند.
من هم به عنوان خانواده یک زندانی سیاسی در ایران بسیار متاسفم که روز عید فطر برای زندانی های فلسطینی تفاوتی با روزهای دیگر ندارد و شاید احساس خانواده های فلسطینی را بسیار بهتر از کارکنان خبرگزاری دولنی فارس لمس کنم چرا که می توانم همذات پنداری کنم .چرا که می توانم بفهمم وقتی یک زندانی فلسطینی حتی در روز عید فطر نمی تواند با خانواده اش تماس بگیرد،هم خودش و هم خانواده اش چه احساسی دارند؟
چون فقط یک درصد احتمال می دادم که بعد از دو ماه قطع تماس های تلفنی زندانیان بند ۳۵۰ ،مسوولان زندان اوین و یا دادستان تهران اجازه بدهند که فقط و فقط هرکدام از زندانی ها امروز بتوانند فقط یک دقیقه با خانواده های خود صحیت کنند.اما حتی در عید فطر هم چنین اجازه ای نیافتند و این بود که روز عیدفطر نیز برای شان مثل همه روزهای گذشته شد.بدون تلفن و بدون تماس با خانواده.
چون در خبرها خوانده بودم که هم زمان با عید فطر قرار است یکی از زندانی های آمریکایی در ایران بعد از یکسال آزاد شود،احتمال دادم شاید زندانیان ایرانی در بند ۳۵۰ نیز از این شانس برخوردار شوند که بعد از دوماه دستشان به تلفن برسد .می بینید!توقع من خیلی زیاد نیست !من در روز عید فطر منتظر آزادی بهمن و بقیه زندانی های سیاسی نبودم.من فقط در انتظار زنگی از اوین بودم.همین !
احساس زندانی های فلسطینی و خانواده هایشان را خیلی خوب می فهمم ،چون مادر هشتاد و چند ساله بهمن که بیمار است و زمین گیر و ماههاست که صدای پسرش را نشنیده، احتمال می داد امروز مقامات زندان های جمهوری اسلامی به حرمت عید بزرگ مسلمانان به فرزندش اجازه بدهند فقط یک دقیقه به او تلفن بزند و بگوید :مادر!عیدت مبارک !اما هیچ زنگی از اوین برای او به صدا درنیامد،نه برای او و نه برای دیگر مادران زندانی ها.
احساس زندانی های فلسطینی و خانواده هایشان را خیلی خوب می فهمم. چرا که می دانم امروز در بند ۳۵۰ نه فقط روزی مثل بقیه روزها که روزی سخت تر از بقیه روزهاست .می دانم که بهمن و سایر دوستانش از صبح که از خواب برخاسته اند به خانواده های خود فکر کرده اند ،به مادرهای رنجدیده ،به فرزندان خردسال ،به همسران دلتنگ . می توانم تصور کنم زندانی های فلسطینی هم درست مثل زندانی های ما همین احساس را داشته اند .
می دانم زندانی های بند ۳۵۰ امروز حوصله نداشته اند که حتی کارهای معمولی هر روزشان را انجام بدهند و روی تخت هایشان چمباتمه زده اند و سعی کرده اند به خانواده شان فکر کنند و صد بار آرزو کرده اند که مسوولان زندان اجازه بدهند در این روز یک تلفن کوتاه بزنند اما بعد خیلی زود یادشان آمده است که به خاطر روز عید حتی مسوولان زندان در محل کارشان حاضر نیستند،چون مسوولان زندان می خواسته اند در کنار خانواده شان باشند.
احساس زندانی های فلسطینی را در سلول انفرادی در روز عید درک می کنم ،چون درعیدی دیگر در سلولی انفرادی بوده ام و بهمن نیز درعیدهای متعدد مذهبی از جمله فطر در سلول انفرادی بوده است. احتما لا ! البته فقط احتمالا !احساس من خیلی واقعی تر از احساسات کارکنان یک خبرگزاری دولتی است که وصف سلول های انفرادی را در خبرها و شاید رمان ها خوانده اند.
احساس زندانی های فلسطینی را می فهمم .چون بارها از بهمن شنیده ام روز های عید در زندان نه فقط فرقی با روزهای دیگر نمی کند که غم انگیزتر است ،چون در چنین روزی زندانی ها نبود خانواده و دوری از آنها را بیشتر حس می کنند.
احساس زندانی های فلسطینی را بهتر از کارکنان خبرگزاری دولتی فارس می فهمم .می دانم که در روز بزرگ مسلمانان کسی به آنها شیرینی تعارف نمی کند و غذای شان مثل هر روز دیگری بدون کیفیت و بدمزه است .چون می دانم که نه در روز عید نوروز و نه در اعیاد مذهبی از جمله عید فطر هیچ کس به زندانیان اوین و رجایی شهر و اغلب زندان های ایران کسی به زندانیان شیرینی تعارف نمی کند.
من خودم در روزهای عید در اوین بوده ام و با تمام وجودم این را حس کرده ام که روزهای عید در اوین نه فقط فرقی با روزهای دیگر ندارد که دلگیرتر نیز هست.
من احساس زندانی های فلسطینی و خانواده هایشان را عمیقا درک می کنم و ارزو می کنم هرچه زودتر این روزهای سخت برای آنها تمام شود .من می دانم زندانی های فلسطینی و خانواده هایشان نیز برای ما و زندانی های ما دعا می کنند که این روزهای سخت تمام شود.من از راه دور دست خانواده های زندانیان فلسطینی را می فشارم و به آنها می گویم عیدتان مبارک! روزی زندگی برای شما و ما سبز خواهد شد.
به اسم بسیج و ولایتمداری هر کاری خواستید انجام ندهید
ندای سبز آزادی: تدارک حمله جدید اوباش به مسجد قبا در پی اخباری مبنی بر تدارک حمله جدید به مسجد قبا، آیتالله دستغیب در سخنرانی روز گذشته خود در مسجد قبا نسبت به این تحرکات هشدار داد و از مقامات مسئول خواستند که به وظیفه خود با در نظر گرفتن قیامت و روز جزا عمل کنند.
به گزارش حدیث سرو، همچنین وی خشونتطلبان “مرید قدرت” را نصیحت کرد که توبه کنند و دست از کارهای خلاف شرع خود بردارند: بنده آقایانی را که دنبال همان وضع هستند و بر همان اعمال ناصحیح خود اصرار دارند، نصیحت میکنم که اختیار خود را به دست شیطان ندهند و به اسم بسیج و ولایتمداری هر کاری که خواستند انجام ندهند. خوب این کار صحیحی نیست که جلوی چشم مردم این قضایا را انجام دادید و حالا منکر هستید و الان هم باز دوباره میخواهید شیطنت کنید و همان اوضاع را به راه بیندازید. بنده به شما نصیحت میکنم که برگردید به خدای خودتان و خدایتعالی همراه شما است.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود عنوان کرد: نهایت کاری که شما میتوانید بکنید این است که شصت، هفتاد نفر ما را بگیرید بکشید یا تحت شکنجه و حبس قرار دهید که خدا نکند دستان شما به خون ما آلوده شود و جهنمی شوید.
آیتالله دستغیب در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به اسارت پنج تن از طلاب و احضار هشت نفر دیگر اظهار داشت: خوب این طلبه ها و دوستان ما اهل نماز و روزه هستند و کشورشان و جمهوری اسلامی را دوست دارند. اینها دوست دارند که در مملکت به حساب قرآن و سنت عمل شود و چیز دیگری نمیخواهند و حرف بدی نزدهاند. بنده به مسؤولین اطلاعات، دادگاه ویژه روحانیت و دادستان نصیحت میکنم که شما تابع این جوی که آقایان درست کردهاند نباشید و با عنوان اینکه ریاستمان در خطر است، دست به هر کاری نزنید که قیامتی است و حساب و کتابی وجود دارد. در جاهای مخصوصی که افراد را میبرید حواستان باشد. آنها را اذیت نکنید که یک مسائلی بگویند و آنها را به اسم اعتراف در جامعه پخش کنید. امیدواریم به حق محمد و آل محمد که آقایان سر عقل بیایند و دوستان ما را اذیت نکنند به اینکه هر روز چند نفر از طلبهها را احضار و بازداشت میکنند. خوب اینها خانواده دارند و گرفتار هستند و چند روز دیگر هم درسهایشان شروع میشود.
این مرجع تاکید کرد: بنده در این مدت حرف بدی نزدهام و معنی صحبتهایم این نبود که میخواهم همه چیز در مملکت به هم بریزد. ما میگوییم باید به حساب قانون اساسی عمل شود و حرف درستی هست. خوب اگر شما واقعاً بنایی غیر از عمل به قانون دارید، یا میگویید این قانون اساسی به کار نمیخورد و قانون دیگری مد نظرتان است! حرف دیگری است که آن را هم باید [مردانه] اعلام کنید و نه مخفیانه به حساب قانون خودتان عمل کنید، والا به حساب این قانون اساسی آنچه ما گفتیم همه در جهت شرع و عقل و قانون است. این صحیح نیست که به مسجد حمله کنید به اسم اینکه اینجا مسجد ضرار است و باید بسته شود.
در پایان صحبتها وی از تمام افرادی که در این مدت نسبت به جنایات صورت گرفته در مسجد قبا ابراز همدردی کردند تشکر کرده و گفت: در پایان بنده تشکر می کنم از علمای قم و کسانی که در این قضایا با ما احساس همدردی کردند و امیدواریم به حق محمد و آل محمد این دوستان ما هرچه سریعتر آزاد شوند.
ندای سبز آزادی: معاون رئيس دولت از انتقال منشور كوروش از انگليس به ايران پس از گذشت 40 سال خبر داد.
حميد بقايي در گفتوگو با فارس اظهار داشت: منشور كوروش كه تاكنون در موزه بريتانيا نگهداري ميشد صبح امروز وارد كشور شده است. وي در ادامه افزود: خوشبختانه با پيگيريهاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري منشور كوروش در ساعت 4:25 دقيقه صبح امروز با تدابير امنيتي ويژه از فرودگاه امام خميني(ره) وارد كشور شد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تاكيد كرد: منشور كوروش براي مدت 4 ماه در ايران حضور خواهد داشت كه آخرين باري كه اين منشور از موزه بريتانيا براي نمايش به ايران وارد شده بود تنها 10 روز به نمايش گذاشته شد.
بقايي در ادامه با بيان اينكه ويترين نمايش منشور كوروش نيز از بريتانيا به ايران منتقل شده است گفت: اين ويترين داراي 182.5 سانتيمتر ارتفاع، 800 سانتيمتر عرض و 800 سانتيمتر عمق است.
به گفته وي منشور كوروش كه به عنوان نخستين منشور حقوق بشر در تمام دنيا مشهور است فردا با حضور كارشناسان از بسته خارج ميشود و در ويترين مورد نظر قرار ميگيرد كه به زودي زمان نمايش عمومي آن اعلام خواهد شد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اظهار داشت هياتي به سرپرستي جانكرتيس، مدير بخش خاورميانه موزه بريتانيا و مكگريگور، مدير موزه بريتانيا فردا در مراسم انتقال منشور كوروش به ويترين حضور خواهند داشت.
ندای سبز آزادی: نماز عید فطر امسال تهران، بامداد روز جمعه ١۹ شهریورماه ١٣۸۹، توسط رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه تهران اقامه و برگزار شد.
به گزارش جرس مراسم عید فطر امسال، برای دومین سال پیاپی و بر خلاف سنت همه ساله، نه در مصلای تهران، بلکه در دانشگاه تهران برگزار گردید و مقامات حکومت نیز، ضمن جلوگیری و ممانعت از برگزاری نماز یا هرگونه مراسم عید فطر خارج از حکومت (حتی برای اهل تسنن)، نمازی یکدست و در چارچوب حاکمیت در پایتخت برگزار کردند.
به گزارش فارس، در خطبه های نماز عید فطر امسال، رهبر جمهوری اسلامی در حالیکه سران سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مقامات لشكری و كشوری حضور داشتند، پیرامون مسائل سیاسی روز جهان به سخنرانی پرداخت و در آغاز سخنان خود، مسئله فلسطین را مسئله نخست جهان اسلام دانست و کنفرانس صلح واشنگتن (بین اسراییل و فلسطینیان) را مورد حمله قرار داد و آنرا “امری بیفایده” خواند.
سید علی خامنه ای در خطبه های نماز عید فطر، ملت فلسطین را ملتی مقاوم در مقابل فشارها توصیف کرد و گفت: فشارها نمی تواند این ملت را به عقب بنشاند و مسئله فلسطین با کنفرانس های صلح نیز حل نمیشود.
وی همچنین تاکید کرد “فلسطینیان به فضل خدا بساط رژیم قلابی اسراییل را جمع خواهد کرد.”
رهبر جمهوری اسلامی، ضمن تجلیل از روز قدس امسال و شرکت کنندگان آن مراسم، خاطرنشان کرد “توقع دشمنان این بود كه روز به روز، قدس كمرنگ تر بشود و به فراموشی سپرده شود و امسال در كشورهای گوناگون در آسیا ، آفریقا ، اروپا ، آمریكا و خاورمیانه این روز گرامی داشته شد و ایران كه محور اصلی این حركت اسلامی است نیز، آن را باشكوه تمام برگزار كرد…”
سید علی خامنه ای همچنین به جهان اسلام خاطرنشان کرد “برای كمك به سیل زدگان پاكستان بپا خیزند.”
بعد از پایان نماز عید فطر، گروهی از نمازگزاران در اعتراض به پیشنهاد یک كشیش آمریكایی جهت قرآن سوزی در سالگرد ١١ سپتامبر، دست به راهپیمایی زدند.
ندای سبز آزادی: روزنامه کیهان در سر مقاله مفصلی به قلم حسین شریعتمداری محمود احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار داده است که در محفلی گفته است که روزنامه کیهان را نمی خواند.
شریعتمداری در این مقاله با روایت تراژدی رستم و سهراب و نقش افراسیاب در تدارک جنگ میان این دو، هشدار داده است که در”سایه روشن اطراف رئیس جمهوری افراسیابی به کمین نشسته است” تا جنگ میان اصولگرایان و احمدی نژاد را تدارک ببیند.
گرچه از اشارات آشکار این سرمقاله میشود فهمید که بعقیده کیهان نام واقعی افراسیاب، اسفندیار رحیم مشاعی است، و این خصومت میان کیهان و مشاعی تازگی ندارد؛ اما نکته جدید در این سرمقاله ، هشدار جدی به احمدی نژاد است که گویا افراسیاب مورد نظر بزودی و ” شاید طی چند هفته آینده” به رئیس جمهوری پیشنهاد خواهد کرد که آشکارا با “جریان اصولگرا و حتی دو قوه دیگر” اعلام مرزبندی کند.
کیهان می نویسد “افراسیاب از شما می خواهد که در یک مصاحبه یا سخنرانی اعلام کنید که هیچ رابطه و پیوندی با سایر اصولگرایان ندارید و دوستان را به دشمن متهم کنید”.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر