
سید ابراهیم نبوی
الهی لاریجانی قربون پاهای بلوریت بره

هر آدمی بالاخره در طول زندگی، نیاز دارد مورد توجه دست کم یک نفر قرار بگیرد... وگرنه غمباد می گیرد و می میرد. البته این احساس نیاز گاهی وسعت پیدا می کند و مثلا یک سازمان یا اداره هم به همین نیاز دچار می شوند و دلشان می خواهد یکی پیدا بشود، به جای اینکه مدام فحششان بدهد، هی تعریفشان کند و از خوبی های نداشته شان بگوید. خب... در این مواقع باید بگردند ببینند چه کسی حاضر می شود به این نیازشان جواب مثبت بدهد و به قول معروف ارضایشان کند. از قرار معلوم علی لاریجانی هم می خواسته همین نقش را برای خبرگزاری وزین فارس ایفا کند و برای همین هم به سراغشان رفته ...
دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی عصر روزیکشنبه میهمان خبرگزاری فارس بود و در بدو ورود مورد استقبال سید نظامالدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس و سایر مدیران این خبرگزاری قرار گرفت. وی که از تعداد آدم های بیکار و علاف و شلوغی اتاق تحریریه تعجب کرده بود، در بازدید از گروههای مختلف نسبت به مأموریتهای آن گروهها سؤال کرد که چون ماموریتشان محرمانه بود کسی جوابش را نداد، اما در پاسخ به سوالش که پرسید: یعنی شما همتون ؟ سرشان را به نشانه تایید تکان دادند.
حاضران می گویند، علی لاریجانی که خیلی تحت تاثیر فضای امن و صمیمی خبرگزاری قرار گرفته بود، با صدایی لرزان و چشم هایی که مثل چشمه آبعلی در حال جوشش بود اعلام کرد: بسیار خرسندم که امروز در خبرگزاری فارس هستم و خوشحالم خبرگزاری فارس، مسیر تکاملی را طی کرده و امروز در فضای خوبی در داخل و خارج از کشور مشغول اطلاع رسانی صادقانه، پیش گویی های دردمندانه ، ترجمه های همزمان و سایر خدمات مربوطه است.
و ادامه داد: این خبرگزاری در زمان حساسی کار را شروع کرد و پیشرفت خوبی پیدا کرده است و قطعاً رقبایی نیز دارد... و چون دراین لحظه با نگاه های متعجب کارمندان مواجه شد، جمله اش را تصحیح کرد و گفت: این خبرگزاری از زمانی که کار را شروع کرده، قطعاً هیچ رقیبی نداشته و از این رو پیشرفت خوبی پیدا کرده است و در حالی که خبرنگاران سرشان را به نشانه تایید تکان می دادند، ادامه داد: آنچه بنده به ذهنم میرسد این است که ... و چون چیزی به ذهنش نرسید، خبر بازدید خودش از خبرگزاری فارس را منتشر و سپس کارت خبرنگار افتخاری خبرگزاری فارس را از مدیرعامل خبرگزاری دریافت کرد.

به این مناسبت فرخنده هم کاریکاتوریستهای خبرگزاری فارس، هدیه ای به خبرنگار افتخاری خودشان تقدیم کردند و لاریجانی که انگار اصلا خوشش نیامده بود گفت: این کاریکاتور کذایی است، "کاریکاتور کذایی" بنده را چه کسی کشیده؟... انصافاً نامرد بوده! ... و همه در حالی که سر تکان می دادند و تایید می کردند به سالن اداره سیاسی رفتند.
لاریجانی در اداره کل سیاسی خبرگزاری فارس، خطاب به خبرنگاران گفت: گویا بازارتان کساد است... و خبرنگاران باز هم در حالی که سرشان به نشانه تایید تکان می خورد، جواب دادند: بله دیگه ... کسی نمونده، همه رو انداختیم زندان...که مورد تشویق رئیس مجلس قرار گرفتند.
لاریجانی با امضای دفتر یادبود، نماز مغرب و عشا را در نمازخانه خبرگزاری فارس اقامه کرد و به این بازدید روحانی پایان داد و خبرنگاران در حالی که سرشان را به نشانه تایید تکان می دادند او را بدرقه کردند.
در خانه
روز شنبه مراسم اختتامیه قدیمیترین و معتبرترین جشنواره سینمایی اسپانیاییزبان که هنوز تحریم نشده برگزار شد و داوران بخش مسابقه بینالملل به ریاست کریستین واشون ، تهیهکننده آمریکایی، جایزه صدف طلایی را به تازهترین ساخته فرانسوا اوزون به نام «در خانه» اعطاء کردند.
« در خانه» درباره پسری شانزده ساله است که وارد خانه یکی از همکلاسیهای خود در درس ادبیات میشود و برای معلم فرانسه مقالاتی مینویسد. معلم شیفته این دانشآموز بااستعداد و غیرعادی میشود، اما رفتار او اتفاقاتی غیرقابل کنترل به همراه دارد...
فابریس لوچینی، ارنست اومهوئر، کریستین اسکات تامس و امانوئل سینیه بازیگران این فیلم هستند و جایزه بهترین فیلمنامه را هم که نوشته خود اوزون بود، به این فیلم تعلق گرفت. « در خانه» پیش از سن سباستین در جشنواره تورنتو هم روی پرده رفته و جایزه فدراسیون بینالمللی منتقدان فیلم (فیپرشی) را برده بود.
داوران بخش مسابقه بینالملل، دیگر جوایز اصلی را هم بین دو فیلم اسپانیایی محبوب منتقدان این کشور تقسیم کردند: فیلم صامت و سیاه و سفید «سفیدبرفی» به کارگردانی پابلو برگر که داستان آن در دهه 1920 در سویا روی میدهد و «هنرمند و مدل» ساخته فرناندو تروبا که این فیلم سیاه و سفید هم، داستانش در 1943 در فرانسه ویرانشده در جنگ اتفاق میافتد.
« سفیدبرفی» که اخیرا به نمایندگی از اسپانیا برای رقابت در بخش فیلم خارجیزبان جوایز اسکار 2013 به آکادمی معرفی شد، جایزه ویژه هیئت داوران را برد و ماکارنا گارسیا ستاره جوان فیلم هم جایزه صدف نقرهای بهترین بازیگر زن را به طور مشترک با کتی کوزنی برای فیلم «Foxfire» ساخته لورن کانته تولید مشترک فرانسه و کانادا دریافت کرد.

تورج اصلانی هم که برای فیلم «فصل کرگدن» ساخته بهمن قبادی از ترکیه به این جشنواره رفته بود، جایزه بهترین فیلمبرداری را برد و از فیلم «پرویز» ساخته مجید برزگر از ایران هم در بخش کارگردانان جدید KUTXA تقدیر شد.
شصتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم سن سباستین 21 تا 29 سپتامبر(31 شهریور تا 8 مهر) در باسک در شمال اسپانیا برگزار شد و تریلر «مالی آربیتراژ» با بازی ریچارد گیر و سوزان ساراندون فیلم افتتاحیه و «کوارتت» اولین تجربه کارگردانی داستین هافمن ، فیلم اختتامیه بود.
راویان به یاد ماندنی
می گویند راوی یا قصهگو همان کسی بود که در گذشته با دیگران کنار آتش مینشست و برای آنها قصه می گفت. یا همان مادربزرگ خودمان. اما راوی در ادبیات داستانی شخصیتی زنده است که گاهی خودش هم به عنوان قهرمان داستان درگیر اتفاقات می شود. فهرست زیر را آنتون ویلسن نویسنده «شهر پانوراما» فراهم کرده، نویسندهای که در همین رمان اوپن پورتر یکی از جذابترین راویهای (قصهگوهای) ادبیات داستانی را معرفی میکند.حسین عیدیزاده هم آن را ترجمه کرده است، ما هم می گذاریم اینجا شما هم بخوانید.

هاک فین راوی «ماجراهای هاکلبری فین» نوشته مارک تواین
روایت هاک نشانگر پیروزی زبان محاوره بر زبان مکتوب و نوشتار است، نشانه پیروزی زبان کوچهبازاری بر زبان رسمی. تواین با این رمان مهارتش را در استفاده از زبان محاوره نوجوانان آمریکا نشان داد و از زبان نوجوانی نحیف سخنانی بزرگسالانه و پیچیده بیان کرد. (جایگزین: اسکات راوی «کشتن مرغ مقلد» نوشته هارپر لی)

هولدن کافیلد راوی«ناتور دشت» نوشته جی. دی. سلینجر
یک راوی نوجوان دیگر که دید و زبانش چنان کودکانه است که گاهی کتاب را کتاب کودکان میخوانند. این درحالی است که ورای سخنان در ظاهر بیمعنای کافیلد دنیایی بزرگ نهفته است. قدرت کتاب در حرفی است که راوی میزند: مردن با عزت در برابر زندگی با ذلت. (جایگزین: الین راوی «چشم گربه» نوشته مارگارت آتوود)
عوضی راوی «پسر مسیح» نوشته دنیس جانسن
داستان ترک اعتیاد از زبان یک راوی غیرقابل اعتماد. عوضی نام جالب این راوی است که حتی نمیتواند داستانش را درست تعریف کند. یک رمان مبتنی بر داستان کوتاه، داستانهایی که به هم پیوسته نیستند. آنچه موجب پیروزی جانسن میشود تکامل زبان راوی با بهبودیاش در هر فصل است. (جایگزین: استر گرینوود در « شیشه» نوشته سیلویا پلات)
دیتی راوی «من به پادشاه انگلستان خدمت کردم» نوشته بهومیل هرابال
هرابال استاد ادبیات احمقهاست! او اجازه میدهد احمقهای داستانهایش حرف دلشان را بزنند و داستانهای خود را تعریف کنند. دیتی یک متصدی هتل است و مدام بلوف میزند که یک بار به امپراتور اتیوپی خدمت کرده است! او در حالی که نازیها قدرت میگیرند با یک ورزشکار آلمانی ازدواج میکند. (جایگزین: استیونز راوی « بازمانده روز» نوشته کازوئو ایشیگورو)
چارلز کینبوت راوی «آتش رنگ پریده» نوشته ولادیمیر ناباکوف
بله میدانم از خود میپرسید چرا هامبرت هامبرت را از رمان«لولیتا» انتخاب نکردم، چون به نظر من دومین شخصیت معروف آثار ناباکوف یعنی کینبوت جذابتر است. او در این اثر یکی از غیرقابل اعتمادترین راویهای ادبیات است که اصلا نمیشود به داستانهای جذابش اعتماد کرد. (جایگزین: هامبرت هامبرت در «لولیتا» نوشته ولادیمیر ناباکوف)
مرد نامرئی راوی «مرد نامرئی» نوشته راف الیسن
رمان را به عنوان خودزندگینامه یک فرد بینام با سرنوشتی محتوم میخوانیم. رمان را رئالیستها نپسندیدند چرا که اثری شخصی بود و سبکی تجربی داشت، چون اجازه میداد نثر مسجع باشد و به فرهنگ توده نزدیک باشد. در این رمان صدای تمامی افراد جامعه را میشنویم. (جایگزین: مرد زیرزمینی راوی «یادداشتهایی از زیرزمین» نوشته فیودور داستایوسکی)
فرانس-جوزف مورائو راوی «انقراض» نوشته توماس برنارد
ویژگی راویهای برنارد زبان موسیقیوار و تکرار در کلام آنهاست.یک روشنفکر اهل اتریش که در رم در تبعید به سر میبرد، متوجه میشود چون تنها وارث خاندان است باید به خانه برگردد. مورائو زیرک است و طنزی گزنده دارد و همین او را بهیادماندنی میکند. (جایگزین: تمامی راویهای ساموئل بکت)
روث راوی «خانهداری» نوشته مریلین رابینسن
روث گذشته خود و خواهرش را به یاد میآورد، اما چیزهایی که او تعریف میکند هیچ کدام در واقعیت رخ نداده بلکه زاده تخیل او هستند. رمان سرشار از توصیف آدمها، مکانها و رخدادهاست. (جایگزین: دل جردن راوی «زندگی دختران و زنان» نوشته آلیس مونرو)

اسماعیل راوی«موبی دیک» نوشته هرمان ملویل
« مرا اسماعیل بخوانید» راوی رمان را اینچنین آغاز میکند، اما با ورود راوی سوم شخص در انتهای کتاب آیا باز هم میشود این کار را کرد؟ اسماعیل یکی از دنیادیدهترین راویهای ادبیات است ، و در عین حال نفرینشدهترین هاست! (جایگزین: نویسنده/راوی«دن کیشوت» نوشته سروانتس)
« مرا اسماعیل بخوانید» را ببینید
ام راوی «در جست وجوی زمان ازدست رفته» نوشته مارسل پروست
راوی که انگار حوصله ندارد از تخت پایین بیاید و آنچه را پیرامون خودش و خانواده اش میگذرد با طول و تفصیل تمام تعریف میکند انگار تا آخر دنیا وقت برای قصه تعریف کردن دارد. جملات طولانی این راوی ازیادنرفتنی هستند!
آزمون نان آوری برای ورود به دانشگاه

جعفر سبحانی از مراجع تقلید قم، در دیدار با اعضای دبیرخانه تشکلهای اسلامی سیاسی دانشگاه آزاد گفته است: «مشکل بیکاری و تورم در جامعه با کاهش سهمیه حضور دختران در دانشگاهها و محیطهای کاری تا حدی حل میشود.» و ادامه داده: « یکی از ریشههای بیکاری امروز این است که دخترها جای پسرها را در دانشگاهها و پستهای دولتی گرفتهاند، خانهها بیزن و جوانها بیکار هستند.»

اساسا این بنده خدا خیلی بی تعارف و خودمانی ، زنان را جزو آدم حساب نمی کند. برای همین هم فکر می کند خب وقتی یک موجودی به اسم زن کارش را ول کند و یک مرد جایش را بگیرد، خب یک نفر به کسانی که کار دارند اضافه می شود، آن موجود هم که باید برود منزل، مشکل بیکاری حل می شود.
این مرجع تقلید و نگران مشکل بیکاری در جامعه، همچنین اظهار کرده است باید برای تحصیل دختران و استفاده از آنان در محیطهای کاری «سهمیه» قائل شد و مثال مرحمت فرموده: باید در دانشگاهها ۲۵ درصد سهمیه به زنان و ۷۵ درصد به مردان اختصاص داده شود، چرا که مردان نانآور هستند و پیشنهاد داده به جای برگزاری کنکور، آزمون نان آوری برگزار شود که زن ها رتبه هایشان کم بشود و مردان بروند دانشگاه.
وی همین طور با حالت نگرانی ویژه ای که از مشکل بیکاری داشته و با اشاره به اینکه اسلام دینی «کلنگر» است و «بار زندگی» را بر دوش مرد نهاده است، افزوده است: «کار زن در داخل منزل بوده و اینکه یک زن ماشین سنگین براند افتخار نیست، ولی اگر یک عمر کهنه بچه شست و بعد هم شوهرش طلاقش داد و انداختش وسط کوچه، به صورت خیلی افتخار آمیز می تواند برود گوشه پارک از گرسنگی بمیرد.»

این مرجع نابغه در بخش دیگری از سخنانش که همچنان نمایانگر نگرانی های عمیقش از بیکاری است، خواستار بسته شدن درهای کشور به روی ورود کالاهای خارجی شده و گفته است: «با جلوگیری از ورود کالاهای خارجی هم تا حدی مشکل بیکاری و تورم حل میشود» و فکر نکرده با این حساب با مشکل بیکاری برادران قاچاقچی مموتی چکار باید بکنیم.
خب وقتی آقا بزرگشان با استخدام منشیهای زن مخالف است و می گوید شغل منشیگری «تکبر» زنان را از بین میبرد در حالی که «برای زنها در مقابل مرد بیگانه، جزو چیزهای ممدوح است که متکبر باشند. » ، چه انتظاری از این بنده خدا دارید؟
پیشرفت شغلی و آن سه نفر
محسنی اژهای که قبلا در قوه غذاییه شانه مردم را گاز می گرفت، اخیرا پیشرفت کرده و دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه شده (بعد بگویید مکتب ما انسان ساز نیست) و درباره ادامه روند برخوردهای اخیر قوه قضائیه با چهره های منتسب به کانونهای قدرت گفته است: قانون را بدون اغماض و تبعیض در مورد همه متهمان و مجرمان اجرا میکنیم. که البته با سابقه درخشانی که قوه قضاییه در این زمینه دارد، اصلا جای نگرانی هم نبود.

وی با حالت ذوق زدگی خاصی که از برخورد قضایی با این سه نفر داشت، در مورد برخورد قضایی با آن سه نفر هم اعلام کرد: قوه قضاییه در هفته گذشته و هفتههای گذشته در مورد کسانی که باید قانون را اجرا کند، اجرا کرده است و در آینده هم این اقدام را با قاطعیت و بدون تبعیض ادامه خواهد داد که باعث خنده حضار شد.
وی در ادامه یکی از اهداف بزرگ نظام و قوه قضاییه را طبق قانون اساسی، تحقق عدالت و گسترش آن برشمرد و در حالی که نمی خواست به آن سه نفر اشاره کند، افزود: عدالت بر اساس اجرای بدون تبعیض قانون محقق میشود و قوه قضاییه مصمم است قانون را بدون اغماض و تبعیض در مورد همه متهمان ومجرمان به طور یکسان اجرا کند.
دادستان کل کشور بدون اشاره به آن سه نفر گفت: اگر روزی قانون فقط درباره ضعفا اعمال شود و در مورد صاحبمنصبان و صاحبان قدرت اجرا نشود، آن روز کمال بیعدالتی خواهد بود.
و در پاسخ به این سوال که چرا احکام مربوط به این سه فرد اخیر با تاخیر اجرا شد و در مورد آن سه فرد اصلا اجرا نشد، گفت: وقتی حکم قطعیت پیدا میکند، مدتی طول می کشد تا مراحل اجرایی خود را پیدا کند، حکم این سه نفر هم از همان موارد بود و دوباره به آن سه نفر اشاره نکرد.
محسنی اژهای که برای اولین بار بود طاقت می آورد و به دو سوال پشت سر هم جواب می داد و شانه کسی را هم وسطش گاز نمی گرفت، در پاسخ به سوالی مبنی بر همزمان اجرا شدن حکم این سه نفر اظهار داشت: نزدیک به هم اجرا شد اما همزمان نبود و البته خودتان بهتر می دانید که به آن سه نفر هیچ اشاره ای نکرد.
دادستان کل کشور در یک اقدام غافلگیرانه که اصلا هیچکس انتظارش را نداشت در پاسخ به سوال سوم هم درباره اینکه آیا پروندههای دیگری از این دست در دستور کار است، اقدام غذایی نکرد و گفت: هر پروندهای که قطعیت پیدا کند و قابلیت اجرا یابد، شامل این برخورد میشود، ولی نگفت آن سه نفر هم جزو شمول این برخورد ها می شوند یا نه؟
محسنی اژهای که دیگر خسته شده بود و امکان داشت شانه خبرنگاران را مورد برخورد غذایی قرار بدهد در پایان در مورد پرونده بیمه گفت: این پرونده دادگاهش تمام و حکمش صادر شده است و طبعا اگر در دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور تأیید شد، اجرا میشود ... و باز هم به آن سه نفر هیچ اشاره ای نکرد.
بهرام، اتفاق تازه ای در رپ فارسی

به نظر می رسد هیپ هاپ و رپ امروز ایران از نظر ترانه سرایی به موقعیت بالاتر و ملی تر و بهتری از راک بازان و راک نوازان رسیده اند، سروش هیچکس و گروهش از یک سو، بهرام که به تازگی نامش بر سر زبانها افتاده، سالومه که علی رغم اطلاعات عمیق و توانایی اش در کار هنوز به قدرت بیان نرسیده، شاهین نجفی که تلاش می کند از هر راهی برای رسیدن به موقعیت استفاده کند و گروههایی مانند زدبازی که رپ گنگ را با شیوه پوززنی و شاخ و شانه کشی دنبال می کنند.
«بهرام» یکی از رپ خوان های فعال هیپ هاپ ایران است که به تازگی نامش بر سر زبان طرفداران و شنوندگان کنجکاو موسیقی رپ فارسی افتاده است . یکی از قطعه های رپ خوانی که از «بهرام» در وبلاگ ها و سایت های ویژۀ موسیقی رپ فارسی انتشار پیدا کرده و به سرعت نام وی را به عنوان یکی از معدود رپ خوان های انتقادی-اجتماعی درون-مرزی معرفی و مطرح کرد، رپ-نوشته ای بود تحت عنوان "نامه ای به رئیس جمهور". واقعیت آن است که این رپ-نوشته از دیدگاه فن رپ-نویسی آن قدر اثر محکم و کاملی نیست اما به خاطر توان بیانی و رپ خوانی پرقدرت بهرام و همچنین محتوای معترض این رپ نوشته و به ویژه آنکه این رپ خوان از دل جامعه داخل ایران سربلند کرده و بی واهمه شخص رئیس جمهور آقای «احمدی نژاد» را به بحث و چالش می کشد، باعث شده تا این قطعه اهمیت بیشتری پیدا کند.
از این رپ خوان تا به حال سه آلبوم به نام های «درد دل»، «فرصت» و مجموعه ای بی نام و ده ها تک آهنگ هیپ هاپ به زبان فارسی به طور زیرزمینی انتشار پیدا کرده است. چندی پیش نیز شاهد انتشار چهارمین آلبوم کامل و غیروابستۀ بهرام تحت عنوان «24 ساعت» بودیم که به طور غیررسمی و رایگان از طریق اینترنت پخش شد.
آلبوم «24 ساعت» مجموعه ای از 9 قطعه موسیقی هیپ هاپ فارسی است. نام آهنگ های این آلبوم عبارتند از؛ 24 ساعت، من، خیابون، راه من، اینجا ایران، گله نکن، دل نوشت، بی خیالش، افسوس.
آنچه آلبوم «24 ساعت» را از دیگر مجموعه های انتشار یافتۀ موسیقی رپ فارسی متمایز می کند، آن نگاه آگاه و انتقادی بهرام نسبت به شرایط حاکم و نظام اجتماعی و حتی دید انتقادی وی به روزمرگی و بی تفاوتی جوانان و رپ خوان ها است. این دیدگاه انتقادی تمامیت مفهومی آلبوم «24 ساعت» را در بر می گیرد.
کف آسفالت صافه ولی ترک داره/ مث دل منه که غمها رو یدک داره/ اینجا قوانینی داره که بی تبصره است/ نگاهها شلیک می شه بهت از غرض/ ممکنه آرزوها توی حباب بمونن/ تا وقتی سنگ قبرت رو با گلاب بشورن/ اینجا غریب نوازن به طرز فجیعی/ اگه تک بپری می گیردت ترس عجیبی/ مهم ترین چیز اینه که باید زنده بمونی/ ولی ما اون گوشه وایسادیم تشنه به خونیم.....
کوراس؛ داره بازم می گذره همه لحظه های من/ توی خیابون/ اگه مثل مایی از جنس مایی پس بیا توش/ همین بوده قبلاً همین هم می مونه تا ابد زندگی/ یعنی بمونیم تا بمیریم ما توی خیابون...
البته در شکل موسیقی و ترکیبات ریتمیک قطعه های آلبوم «24 ساعت» خلاقیت چندان تازه و پیشگامی شنیده نمی شود و این آلبوم تماماً تحت تاثیر هیپ هاپ قدیمی و کلاسیک اوایل دهه هشتاد میلادی طرح ریزی شده است اما آنچه مشخص است بهرام تمامی تمرکز خود را بر پیشبرد فن رپ-نویسی و ابراز سخنوری ریتمیک آن گذاشته و نیروی کمتری را بر ایجاد آوای موسیقایی متفاوت و منحصر به فرد صرف کرده است. در کل آلبوم «24 ساعت» اثری است موفق در به تصویر کشیدن چهرۀ بی هویت و بیگانۀ نسل جوان ایرانی پرورش یافتۀ دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران که در سرآغاز آگاهی اجتماعی و سیاسی خود به سر می برد و شرایط زیست نامساعد خویش را به روشنی می بیند و نقد می کند. نسلی که در جست وجوی راه حل جدیدی برای ادامۀ بقای موجودیت خویش در جهت رسیدن به شرایط انسانی تر و زندگی آزاد اجتماعی بهتر در جنبش است.
این هم ترانه خیابون با صدای بهرام که الحق کار تمیزی است.
ندای سبز آزادی ـ کاوه مشرقی: یک طرح جدید دیگر که پیامدهای انسانی و اقتصادی آن مورد اعتراض و انتقاد شدید ناظران و کنشگران اجتماعی قرار گرفته، به تصویب دولت کودتا رسیده و اجرایی شده است. مدیرکل تعاون کار و رفاه اجتماعی خراسان رضوی گفته که طرح « استاد ـ شاگردی» به پیشنهاد این اداره جهت اجرا در سراسر کشور تصویب شده است.
علی اکبر لبافی گفته که این طرح «به منظور استفاده از ظرفیت های آموزشی محیط کار در بخش غیردولتی و بکار گیری پتانسیل های این بخش در توسعه آموزش های فنی و حرفه ای» مصوب شده است. وی مدعی شده که طرح مزبور می تواند «منشأ اثرات بسیار خوبی در مسیر اشتغال و حرفه آموزی جوانان» باشد و شود.
معاون وزیر تعاون کار و رفاه نیز از تایید و ابلاغ اجرای طرح «استاد ـ شاگردی» خبر داده و گفته: «امسال ارائه آموزش برای ۱۰۰ هزار کارآموز در این طرح پیشبینی شده است.»
کورش پرند در گفتوگو با «توانا» افزوده: «برای بررسی مشکلات و کاهش خطای اجرای طرح، این موضوع به صورت آزمایشی در برخی مراکز انجام شد و بر اساس نقطه نظرات ارائه شده، برخی مواد آن تغییر کرد و در نهایت به امضای وزیر رسید.»
چنان که این مقام مسئول در وزارت کار و رفاه گفته، مباحثی نظیر تعهدات استادکار، شاگرد، نوع قرارداد آموزشی، مباحث حقوقی، کارتهای معرفی، و فرمهای تایید صنوف برای اجرای طرح در نظر گرفته شده است.
رئیس سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور در مورد مزیتهای این طرح چنین اظهارنظر کرده: «استفاده کارآموزان از کارگاههای بخش خصوصی فراهم میشود و به دلیل کمبود و محدودیت مراکز فنی وحرفهای دولتی در کشور، این طرح باعث توسعه آموزش و عدالت آموزشی میشود.»
وی مدعی شده که با اجرای این طرح یک میلیون و ۵۵۰ هزار شغل ایجاد شود؛ ادعایی که مشابه آن تاکنون بارها توسط دولت برآمده از کودتای انتخاباتی بیان شده و مورد تاکید قرار گرفته؛ با وجود این آنچه در کشور خودنمایی می کند، بیکاری است و بحران تولید و اشتغال و رکود صنعتی.
«دنیای اقتصاد» به نقل از معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نوشته که اجرای این طرح یکی از راهکارهای تحقق وعده ایجاد ۵/۲ میلیون شغل در سال است. وعده ای که به نظر ناظران اقتصادی و کارشناسان، آرزویی دست نیافتنی در شرایط کنونی اقتصاد بحرانی ایران است.
بازخوانی طرح استاد ـ شاگردی
در طرح مزبور «کسب تجربه و آشنایی با محیط کسب و کار واقعی و آمادهسازی شاگرد برای ورود به عرصه اشتغال و کارآفرینی» ازجمله اهداف تصریح شده است. «ارتقای توانمندیهای حرفهای معطوف به نیازهای بازار کار» و «ایجاد انگیزه و ارتقای خودباوری شاگرد با مشاهده محیط کار واقعی» از دیگر اهداف طرح است.
در این طرح، «شاگرد» چنین تعریف شده است: «فردی که برای کسب مهارتهای لازم در یک شغل با رضایت و اختیار کامل خود و در مورد اشخاص زیر ۱۸ سال با اطلاع و رضایت کتبی ولی با نظارت سازمان و مطابق مقررات آموزشی آن در کارگاه مربوطه (که به عنوان کارگاه آموزشی تحت نظارت سازمان میباشد) براساس شیوهنامه اجرایی این طرح مشغول آموزش میشود.»
این همان جایی است که ناظران اجتماعی و صاحب نظران بسیار پرخطر ارزیابی اش می کنند؛ به خصوص در بازار کنونی کار ایران، و با توجه به نیاز بسیاری از خانواده ها. نوجوانان و کودکان فراوانی عملا به عنوان «شاگرد» و تحت عنوان طرحی پرطمطراق زیر دست کارفرماهایی قرار می گیرند که معلوم نیست چگونه حقوق اجتماعی و انسانی و کار آنان را ادا می کنند.
مطابق طرح، «شاگرد» باید علاقهمندی و تمایل خود را کتباً اعلام نماید و سن شاگرد حداقل ۱۵ سال باشد.
همچنین زمان آموزش بایستی حداقل دو برابر زمان مندرج در استانداردهای آموزشی و تا سقف ۲ سال باشد.
طراحان البته دغدغه ی مسائل مذهبی را هم داشته اند: «جنسیت استادکار و شاگرد بایستی یکسان باشد.»
بر اساس این طرح از این پس کارفرمایان می توانند کارگران فاقد مدرک مهارت سازمان فنی حرفه ای را تحت عنوان دوره آموزشی به مدت سه سال بکار بگیرند و در این مدت کلیه کارگران مشمول این طرح از شمول قانون کار کاملا خارج خواهند بود و حداقل دستمزد مصوب نیز به آنان تعلق نخواهد گرفت. نیز بر اساس طرح مزبور کارگران پس از پایان دوره آموزشی سه ساله به سازمان فنی حرفه ای جهت دریافت مدرک این سازمان معرفی خواهند شد و پس از دریافت مدرک این سازمان جزو آن دسته از کارگرانی خواهند بود که می تواند تحت پوشش قوانین کار قرار بگیرند.
اعتراض شدید به طرح
«اتحادیه آزاد کارگران ایران» با انتشار بیانیه ای ابراز عقیده کرده که این طرح «نه صرفا طرحی برای ساماندهی مسئله آموزش کارگران، بلکه اساسا طرحی است برای بکار گیری برده وار کارگران در مراکز تولیدی و صنعتی.»
در بیانیه مزبور با اشاره به ویژگیهای طرح، تاکید شده که با توجه به اینکه امروزه داشتن مدرک سازمان فنی حرفه ای در بسیاری از مشاغل اجباری شده و از سوئی داشتن این مدرک یک مزیت در کاریابی کارگران محسوب می شود به همین دلیل از این پس صدها هزار کارگر جویای کار بالاجبار ناچار خواهند بود بدون اینکه تحت پوشش قوانین کار قرار بگیرند و یا حداقل دستمزد مصوب را دریافت کنند به مدت سه سال برای کارفرمایان مفت و مجانی کار کنند.
همچنین «پدید آمدن چنین شرایطی به خودی خود زمینه مساعدی را فراهم خواهد کرد تا کارفرمایان بطور مداوم و هر سه سال به سه سال با بکار گیری کارگران فاقد مدرک سازمان فنی حرفه ای از نیروی کار مفت و رایگانی برخودار شوند و به این ترتیب همیشه صدها هزار کارگر تحت برده وارترین شرایط در مراکز تولیدی صنعتی و خدماتی ناچار بکار خواهند بود. »
این ارزیابی تاکید کرده که «طرح استاد - شاگردی یک طرح بغایت برده وار و ضدکارگری جهت تامین و تضمین سودهای نجومی برای کارفرمایان و صاحبان سرمایه است.» بیانیه مزبور همچنین این طرح را «تهاجم بسیار افسار گسیخته به طبقه کارگر ایران بر متن فقر و بیکاری و استیصال و درماندگی فی الحال تحمیل شده بر کارگران» دانسته است.
اعتراض های فزاینده به وضع کار و کارگران در ایران
طرح مزبور در حالی در دستور کار دولت برآمده از کودتا قرار گرفته که وضع بحرانی کار و اشتغال، و روند رو به تزاید بیکاری و اخراج کارگران و عدم پرداخت دستمزد و مطالبات کارگران، هر روز صدای اعتراض ها را بلندتر می کند. چنان که در جدیدترین نامه به وزیر کار، کارگران معترض به اوضاع بحرانی نوشته اند که «فقر و تورم و گرانی بیداد می کند بسیاری از اقلام غذایی و رفاهی بصورت روزانه و با سرعتی غیر قابل تصور در حال برچیده شدن از سفره خالی ما کارگران است. از اواخر سال ۹۰ و بویژه از چند ماه گذشته تاکنون هزینه های زندگی چندین برابر شده است. هیچ نوع کالا و یا خدماتی در این مملکت پیدا نمی شود که قیمت آنها در طول این مدت افزایش ده ها درصدی پیدا نکرده باشد.»
به تصریح نامه ی اعتراضی مورد حمایت هزاران کارگر: «از عوارض بزرگراه ها و هزینه حمل و نقل تا مصالح ساختمانی و اجاره بهای منازل مسکونی تا هزینه های خدمات بانکی و دفاتر اسناد رسمی تا قیمت لبنیات و نان و مرغ و تخم مرغ و گوشت و میوه تا هزینه های آموزش و بهداشت و درمان و خلاصه هر آنچه که برای بقا و نفس کشیدن یک انسان لازم و حیاتی است گاه تا چندین برابر افزایش قیمت داشته اند. این افزایش سرسام آور قیمتها بویژه در طول یکسال گذشته در حالی صورت گرفته است که میانگین دستمزد ما کارگران در این مدت (سال ۹۰ و ۹۱) فقط ۱۳ درصد افزایش پیدا کرده است و متوسط دریافتی ماهیانه میلیونها کارگر تازه اگر در این مدت بدلیل قطع سوبسید حاملهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها به خیل بیکاران نپیوسته باشند و موفق به دریافت بموقع دستمزدهای خود شوند بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزارتومان در ماه است.»
در این نامه خطاب به وزیر تعاون، کار و رفاه تصریح شده که «دستمزدها بویژه در مراکز استانها کفاف اجاره بهای حقیرترین منزل مسکونی را نیز نمی دهد؛ آن وقت و تحت چنین شرایطی شما به عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و به عنوان ارگانی که حق تعیین قیمت فروش نیروی کارمان را از ما کارگران سلب کرده اید و تعیین حداقل دستمزد را در اختیار وزارتخانه خود قرار داده اید نه تنها صدایتان در نیامده است بلکه حتی زحمت پاسخگویی به خواست کتبی و امضا شده هزاران کارگر را نیز به خود نداده اید.»
امضاکنندگان نامه تاکید کرده اند که در فاصله ی سه ماه بین نامه ی نخست و بعدی، علاوه بر افزایش سرسام آور قیمتها، در ده ها کارخانه بزرگ و متوسط، کارفرمایان ناهار و تمامی مزایای شغلی کارگران از قبیل پاداش و بهره وری کار و... را نیز قطع کرده اند و به آنان فقط مزد پایه را پرداخت نموده اند و به این ترتیب «فاصله بین درآمد و هزینه های جاری زندگی به مرز فاجعه باری رسیده و هستی و حیات خانواده های کارگری را در معرض نابودی قرار داده است.»
اوضاع بحرانی زندگی کارگران و وضع اسفبار اشتغال در ایران، در هنگامهی رکود، همزمان شده با کاهش اسفبار ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی؛ چنانکه به جرأت میتوان مدعی شد بخش اعظم کارگران و طبقه مزدبگیر ایران در حال حاضر زیر خط فقر زندگی میکنند.
آیا جامعه کارگری و لشکر بیکاران ناظر خاموش خواهند ماند؟ در نامه ی مورد اشاره خطاب به وزیر تاکید شده که «در صورت عدم توجه وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی به خواستها و به زندگی و معیشت میلیونها کارگر که در زیر چرخهای تورم و گرانی های سرسام آور موجود در حال نابودی است کارگران نظاره گر به تباهی کشیده شدن هستی و بقا خود نخواهند شد و اعتراضات خود را نسبت به ادامه وضعیت حاضر تشدید خواهند کرد.»
بنيامين صدر
مروري بر اعلاميه ي ١٩٧٨ يونسكو درباره ي حقوق و مسئوليت هاي روزنامه نگار، چالش ميان روزنامه نگاري با سياست و قدرت را بيشتر روشن مي كند. اين اعلاميه و منشور اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري بر ابعاد و اجزايي از مسئوليت اجتماعي روزنامه نگاران تأكيد مي كنند كه امروز دقيقا نقطه تلاقي و اصطكاك با قدرت در ايران است. اين نوع از مناسبات امنيت حرفه اي و صنفي روزنامه نگاران را ايراني را شكننده و به تبع آن فشار بر كارورزان اين حرفه را صدچندان كرده است.
روزنامه نگاري در ايران مدت هاست كه به نوعي بولتن نگاري ادارى شبيه شده است. در اين فضاي آشفته نيروهاي خبري و تحليلي رسانه ها، به ويژه رسانه هاي نوشتاري همواره به دنبال يافتن راه گريزى براى انجام وظيفه حرفه اي هستند، هرچند كه بيشتر اين راه ها نيز ديگر مسدود شده است و چيزى كه امروز از فعاليت جامعه خبري كشور به دليل تنگ نظري هاباقى مانده، بيشتر شبيه مديحه سرايي و بله قربان گويي است.
شايد به همين دليل است كه بخش قابل توجهي از خبرنگاران و روزنامه نگاران ايرانى در دو سال گذشته ترجيح دادند سرزمين خود را ترك كنند.
به طوريكه در نهايت تاسف بايد گفت كه بسياري از روزنامه نگاران شرافتمند ايراني كه مي خواستند حيثيت حرفه اي خود را حفظ كنند، راه سومى را انتخاب كردند كه همان خروج از كشور و شرايط محدودي بود كه به آنان تحميل شده بو. راه تنفسي كه به قيمت كوچ اجباري از ميهن و سرزمينشان تمام شد.
در واقع خيلى از روزنامه نگاران كه ايران عزيز را ترك كردند ديگر مجالى براى ادامه فعاليت حرفه اي خود نمى ديدند. بنابراين مهاجرت را برگزيدند تا بتوانند حداقل با كسب تجربيات تازه و دستاوردهاى بهتر به واسطه تعامل با دنياى خارج، موفقيت هاى حرفه ائ بيشتري را به دست آورند. بسياري از آنان ضمن تلاش براى ادامه فعاليت هاى حرفه اي، در صدد استفاده از اين فرصت براى تقويت دانش روزنامه نگارى خود هستند. دانشي كه بايد در آينده اي نزديك در خدمت توسعه و پيشرفت ايران قرار گيرد.
اما روزنامه نگاران شريف مانده در وطن هم در اين زمانه و در جدال با تنگ نظري ها، بيشتر به فكر مطالبه حقوق مدني و صنفي خود هستند و اين تلاش را در دفاع از هويت پرسشگر خود دنبال مي كنند، هرچند كه تاوان آن را هم مي پردازند!
طبيعي است كه در اين راه دشوار، دشوار از آن رو كه چه بخواهيم و چه نخواهيم با منافع قدرت پيوند ميخورد، بايد اين پيوند ناخوشايند را در اين روزگار غم بار ملال آور، تحمل كرد. تحملي كه بيشتر نه از سر رضايت كه از سر اجبار است .
در اين كشاكش نظام سياسي مستقر هم ملزم است تا براساس قواعد پذيرفته شده بين المللي در٣ حوزه حق برخورداري از انتشار آزاد مطبوعات، حق امنيت حرفه اي براي روزنامه نگاران وحق امنيت قضايي هنگام طرح دعاوي حقوقي عليه روزنامه و خبرنگار در محاكم دادگستري، آزادي و عدالت را برقرار كند. وظيفه اي كه سالهاست در سايه ي برخي تنگ نظري ها فراموش شده و رنگباخته است.
با اين همه مهم ترين مشكل مطبوعات ما در حال حاضر دلزدگي عمومي و نا اميدي برخي روزنامه نگاران به دليل فضاي بسته و فقدان امنيت حرفهاي و عمر كوتاه نشريات است. اتفاقي ناخوشايند كه به مرگ خاموش پرسشگري انجاميده است.
نهاد حقوق بشرسازمان ملل نسبت به دستگیری و زندانی کردن شماری از فعالان سیاسی، وکلا، و روزنامه نگاران در ایران در دو هفته گذشته ابراز نگرانی کرده است.
روپرت کالویل، یکی از سخنگویان کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل روز سه شنبه ۱۱ مهر (۲ اکتبر) در ژنو به خبرنگاران گفت: این اقدامات منعکس کننده سرکوب بیشتر صداهای منتقد در ایران است.
به گفته آقای کالویل، به وکلا، حامیان حقوق بشر، و رسانه های مستقل، که نقشی مهم در جوامع دارند، باید اجازه داده شود تا بدون هر گونه ترسی از آزار، اذیت، دستگیری و محاکمه به فعالیت هایشان ادامه دهند.
به گزارش بی بی سی فارسی سخنگوی کمیساریای حقوق بشر به ویژه به دستگیری محمد علی دادخواه، وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران اشاره کرد که روز یکشنبه( ۹ مهرماه ) برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.
به گفته آقای کالویل اتهامات آقای دادخواه بیشتر به فعالیتهای او در زمینه حقوق بشر مرتبط است.
سخنگوی کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل همچنین به دستگیری مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور پیشین اشاره کرد که دو روز پس از دستگیری خواهرش، فائزه اتفاق افتاد.
نهاد حقوق بشر سازمان ملل همچنین نسبت به بسته شدن روزنامه شرق توسط مقامات ایرانی به دلیل انتشار کاریکاتوری در این روزنامه ابراز نگرانی کرده است.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل همچنین به بازداشت علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ایران و مدیر خبرگزاری دولتی ایرنا اشاره کرده که شش روز پیش بازداشت و برای گذراندن دوره محکومیت خود به زندان منتقل شد.
این نهاد همچنین نگرانی خود را در مورد اتهامات وارده به پریسا حافظی، رئیس دفتر خبرگزاری رویترز در ایران هم اعلام کرده است.
هیئت منصفه دادگاه مطبوعات استان تهران، خانم حافظی را به اتهام 'فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ایران' مجرم شناخته است.
سخنگوی کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل تاکید کرد: "تداوم بازداشت ها و دستگیری های روزنامه نگاران و ارعاب رسانه ها، با توجه به به نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده به شدت نگران کننده است."
آقای کالویل افزود:" ما از دولت ایران می خواهیم تا هر چه سریعتر تمام کسانی را که بطور صلح آمیز در زمینه حقوق اساسی شان، فعالیت می کنند، آزاد کند."
فرمانده عملیات حزب الله لبنان در سوریه کشته شد. حزب الله با صدور بیانیه ای در این باره بدون اشاره به محل کشته شدن "ابوعباس" گفته است که او "هنگام جهاد به شهادت رسیده است."
مردم معترض و مخالفان رژیم بشار اسد همواره حزب الله لبنان و نیروهای سپاه پاسداران را به مشارکت در سرکوب ها متهم می کنند اما حزب الله و ایران این اتهام را نمی پذیرند. با این حال کشته شدن "ابوعباس" در سوریه می تواند نشانه روشنی از حضور نظامی حزب الله در آن کشور باشد.
ابوعباس با نام واقعی "علی محمد حسین حاج ناصیف" فرمانده عملیات حزب الله لبنان بود که به وسیله یک بمب کنار جاده ای در سوریه کشته شد.
العربیه گزارش داده است که روز دوشنبه در بعلبک (منطقه تحت کنترل حزب الله در لبنان)، جسد ابوعباس با حضور مقامات و هواداران حزب الله تشییع شد.

در مراسم تشییع این فرمانده حزب الله ، محمد یزبک رئیس هیئت شرعی حزب و ابراهیم امین السید رئیس شورای سیاسی حزب الله و تعداد زیادی از مسئولان و هوادران این حزب همپیمان با رژیم اسد شرکت کردند.
اگرچه در بیانیه حزب الله تنها آمده که او در زمان آنچه "جهاد" خوانده شده کشته شده است و به مکان حضور او اشاره نشده اما رسانه های لبنانی اعلام کرده اند کاروان حامل او در شهر حمص بوسیله یک بمب کنارجاده ای هدف قرار گرفت و به همراه چندتن از همراهان کشته شد.
شمار آوارگان سوری از ۳۰۰ هزار نفر گذشت
در تحولی دیگر، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان اعلام کرد شمار آوارگان سوری از ماه ژوئن تا کنون سه برابر شده و از ۳۰۰ هزار نفر گذشته است.
به گزارش رادیوفردا، سخنگوی کمیساریای عالی پناهندگان در ژنو گفت :تاکنون ۳۱۲هزار سوری به کشورهای عراق، اردن، لبنان و ترکیه گریخته اند و انتظار می رود صدها هزار نفر دیگر به این شمار افزوده شود.
وی گفت: این افراد با نزدیک شدن زمستان به کمک های بین المللی بیش از پیش نیازمندند.
دمشق، امریکا، ترکیه، عربستان و قطر را متهم کرد
همزمان، ولید معلم وزیر امور خارجه رژیم بشار اسد در سخنرانی دیشب خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، آمریکا، فرانسه، ترکیه، عربستان سعودی و قطر را به پشتییانی از «تروریسم» در سوریه متهم کرد.
به گزارش شبکه خبری الجزیره، معلم تاکید کرد که موفقیت هر تلاشی برای حل و فصل مسالمتآمیز بحران سوریه، نیازمند مجبور کردن ترکیه، عربستان سعودی و قطر برای متوقف کردن پشتیبانیهای خود از «گروههای مسلح» در سوریه است.
به گزارش رادیوفردا، معلم در سخنرانی خود گفت که برخی از کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، از «تروریسم» در سوریه حمایت میکنند. او اظهار داشت: «سخنان مقامهای قطری، سعودی، ترک، آمریکایی و فرانسوی تحریکآمیز است و به طور آشکار از تروریسم در سوریه با پول، اسلحه و اعزام افراد مسلح خارجی حمایت میکنند. این رفتارها با مسئولیت بینالمللی این کشورها در مبارزه با تروریسم تا چه اندازه سازگار است؟»
ولید معلم تاکید کرد: «سوریه با تروریسم حمایت شده از خارج روبرو است.»
او با اشاره به درخواستهایی که برای کناره گیری بشار اسد از قدرت مطرح شده است گفت: «از همین تریبون سخنانی شنیدیم که حاکی از جهل به حقایق یا نادیده گرفتن آن است. آنها از رئیس جمهوری میخواهند کنارهگیری کنند که این دخالتی آشکار در امور داخلی سوریه است.»
وزیر خارجه سوریه تاکید کرد که مردم سوریه تنها کسانی هستند که اجازه تعیین سرنوشت خود و انتخاب نوع نظام و رهبری خود از راه صندوقهای رای را دارند.
از سوی دیگر ولید معلم در مصاحبه با شبکه خبری المیادین که دوشنبه پخش شد ایالات متحده آمریکا را متهم کرد که با پیش کشیدن موضوع سلاحهای شیمیایی سوریه، در حال زمینه سازی برای حمله نظامی به این کشور است.
معلم در مصاحبهای که دوشنبه ۱۰ مهر از شبکه المیادین پخش شد گفت: «این موضوع (سلاحهای شیمیایی) ساخته ذهن اداره آمریکا است ... این سخنان بیهودهای که ساختند برای حمله به سوریه است، مانند همان کاری که با عراق کردند.»
معلم در مصاحبه خود، به طور روشن نگفت که آیا سوریه سلاح شیمیایی دارد یا نه. این در حالی است که وزارت امور خارجه سوریه در بیانیهای حدود دو ماه پیش صادر کرده بود، بر وجود این سلاحها صحه گذاشته بود.
المعلم در مصاحبهاش در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک انجام شده گفت: «موضوع سلاحهای شیمیایی در صورتی که در سوریه یافت شود، تاکید میکنم در صورتی که یافت شود؛ آیا معقول است که ما از آن علیه مردم خود استفاده کنیم؟ این سخنان مزخرف است.»
او افزود: «اما این بدان معنی نیست که سوریه ذخیره سلاح شیمیایی در اختیار دارد یا اینکه بخواهد از این اسلحه علیه مردم خود استفاده کند.»
هشدار ایران نسبت به استفاده سلاح های شیمیایی
این در حالی است که وزیر امور خارجه ایران نیز هشدار داده است، بکارگیری سلاح شیمیایی توسط رژیم سوریه باعث از بین رفتن مشروعیت کامل این نظام خواهد شد.
علی اکبر صالحی در پاسخ به سوالی در مورد احتمال اقدام اسد به بکارگیری سلاح شیمیایی گفت:" اگر این محقق شد همه چیز پایان خواهد یافت."
به گزارش العربیه، وزیر خارجه ایران در جلسه پرسش و پاسخ در شورای روابط خارجی آمریکا که یک مرکز مطالعات غیردولتی است در مورد بکارگیری سلاح شیمیایی گفت:" هر کشوری از جمله ایران اگر اقدام به بکارگیری سلاح کشتار جمعی نماید مشروعیت آن از بین خواهد رفت."
او افزود:" سلاح های کشتار جمعی غیرانسانی است و به هیچ عنوان نمی توان آن را قبول کرد."
بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد نیز به سوریه هشدار داد این سلاح را علیه مخالفان به کار نگیرد.
او در گفتگو با خبرنگاران افزود:" یک بار دیگر به سوریه یادآوری می کنم که این کشور مسئول مراقبت از انبارهای سلاح شیمیایی است."
وی تاکید کرد بکارگیری این نوع اسلحه نتایج وخیمی به همراه خواهد داشت. بکارگیری سلاح شیمایی در قرن 21 معنی ندارد."
سوریه در ماه ژولای گذشته برای اولین بار اعلام کرد سلاح شیمیایی دارد و در صورت اقدام نظامی غرب آن را بکار خواهد گرفت اما پس از آن موضع خود را تعدیل کرد.
ندای سبز آزادی - آرش غفوری
www.arashghafouri.com
در حالی که تنها یک روز به برگزاری اولین مناظره میان میت رامنی و باراک اوباما در شهر دنور ایالت کلورادو (دانشگاه دنور) باقی مانده است، آخرین نظرسنجی گالوپ و روزنامه USA Today از برتری اوباما در همراهی با دیدگاه های افراد کم درآمد و طبقه متوسط خبر می دهد. ۵۳% اعتقاد دارند انتخاب دوباره اوباما به ریاست جمهوری به نفع طبقه متوسط خواهد بود که این میزان برای میت رامنی ۴۳% است. در عین حال این عدد برای افراد کم درآمد ۶۶% به ۳۰% به نفع اوباما، برای زنان ۵۷% به ۳۵% به نفع اوباما، برای جوانان ۵۴% به ۴۱% به نفع اوباما و برای اقلیت ها ۶۷% به ۲۵% به نفع اوباماست. در عین حال تنها ۲۰% اعتقاد دارند که پیروزی اوباما منافع طبقات بادرآمد بالا را تامین می کند؛ درحالی که ۶۷% پیروزی رامنی را به نفع پردرآمدها می دانند. برای مردان این رقم ۳۵% برای اوباما و ۵۱% برای رامنی است و ۶۷% هم اعتقاد دارند که پیروزی رامنی برای کسانی که سرمایه گذاری می کنند مفید است. این عدد برای اوباما تنها ۲۶% است (برنامه کامل مناظره های کاندیداها و معاونان آنها).
نتایج این نظرسنجی با توجه به جمعیت رای دهندگان آمریکایی که در آن اقلیت ها در برخی از ایالت های سرنوشت ساز نظیر فلوریدا اهمیت زیادی دارند و همچنین برتری عددی طبقات متوسط و درآمد پایین بر طبقات پردرآمد، کمپین اوباما را در شرایط بسیار بهتری از کمپین رامنی قرار می دهد. در عین حال رابطه فعالان وال استریت به عنوان نماد سرمایه داری آمریکایی که در انتخابات امسال بیشتر از رامنی حمایت می کردند با کمپین اوباما نسبت به ماه های قبل بسیار بهتر شده است. آنها پذیرفته اند که به احتمال بسیار باید ۴ سال آینده را نیز با باراک اوباما سر کنند و شاید هم به همین دلیل در کنفرانس سالیانه «بنیاد بیل کلینتون» به سفتی و سختی گذشته اوباما را مورد انتقاد قرار ندادند (اینجا را بخوانید). بیل کلینتون البته خیلی سعی کرد که رابطه وال استریت را با باراک اوباما بهبود ببخشد (نوشته پیشینی ام در همین مورد).
به تمام این دلایل است که اولین مناظره میت رامنی و اوباما در شب چهارشنبه – فردا- برای رامنی به نوعی در حکم مرگ و زندگی است. میت رامنی اگر در این مناظره نتواند پیروز شود و یا لااقل با اوباما برابری کند، شانس برتری را در رقابت نهایی در ۶ نوامبر تا حد بسیار زیادی از دست خواهد داد. نظرسنجی های بعد از برگزاری کنوانسیون دموکرات ها و جمهوری خواهان و همچنین انتقاد ۴۷% ی میت رامنی (+) در Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند)، همه نشان از برتری اوباما بر رامنی دارند. در تمام این ۹ ایالت، اوباما از رامنی جلوتر است (نتایج آخرین نظرسنجی ها در ۹ ایالت سرنوشت ساز). این هم گزارشی از نتایج نظرسنجی در ایالت اوهایو که از برتری ۸ درصدی اوباما می گوید (۵۲ به ۴۴). اهمیت اوهایو به این دلیل است که هیچ کاندیدای از حزب جمهوری خواه، رئیس جمهور نشده است، مگر آنها اوهایو را برده باشد. به همین دلیل هم هفته گذشته هم اوباما و هم رامنی، به اوهایو برای تبلیغات انتخاباتی سفر کردند (+). یک گزارش دیگر از احتمال انتخاب دوباره اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا که می گوید رای های الکترال او می تواند حتی بالای ۳۵۰ رای باشد (هر کاندیدا برای انتخاب شدن به ۲۷۰ رای الکترال نیاز دارد) و البته انتقاد جمهوری خواهان که می گویند این نظرسنجی ها بیش از حد به نفع اوباما هستند.
یکی از مهمترین شاخص های انتخاباتی در آمریکا، مقبولیت شغلی رئیس جمهور است؛ به طوریکه هیچ رئیس جمهوری با محبوبیت شغلی کمتر از ۵۰% نتوانسته است در انتخابات مجدد، پیروز شود. مقبولیت شغلی اوباما در ماه آگوست ۲۰۱۲، زیر ۵۰% و در زمان هایی تا ۴۳% هم پایین آمده بود. جمهوری خواهان هم از همین محبوبیت کمتر از ۵۰%ی او برای اثبات احتمال عدم انتخاب دوباره باراک اوباما خیلی استفاده می کردند. این رقم در ماه سپتامبر مطابق نظرسنجی گالوپ در دوره هایی به ۴۶، ۴۷ و ۴۹% رسید و الان با ۵۱% بالاتر از رقم متوسط ۵۰% است که البته پیام مثبتی برای کمپین اوباما دارد (روند مقبولیت شغلی اوباما در ماه آگوست و سپتامبر). این هم آخرین نظرسنجی دانشگاه جرج واشنگتن و پولتیکو که از برتری اوباما بر رامنی در انتخابات امسال می گوید (۵۰ به ۴۷).
در میان جمهوری خواهان، دیدگاه های متفاوتی در مورد مناظره روز چهارشنبه وجود دارد. نیوت گینگریچ، کاندیدای رقیب میت رامنی در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان می گوید که میت رامنی رقابت ها را در ایالت های سرنوشت ساز خواهد باخت، چون پیام تبلیغاتی مشخصی ندارد (اینجا). به غیر از گینگریچ، افراد دیگری هم درون جمهوری خواهان هستند که از پاسخ های مبهم و غیرمستقیم میت رامنی به مسائل انتخاباتی شکایت دارند (+) و این یکی (حتی فاکس نیوز هم از کمپین مبهم رامنی خسته شده است). اگرچه در این میان پل رایان، معاون انتخابی میت رامنی برای رقابت های ریاست جمهوری، پیش بینی کرده است که رامنی در مناظره های انتخاباتی بر اوباما پیروز خواهد شد (اینجا).
کمپین رامنی برای مواجه با اوباما در اولین مناظره در روز چهارشنبه، جنگ تبلیغاتی خودش را از یکی، دو هفته پیش آغاز کرده بود. میت رامنی در برنامه «صبح به خیر آمریکا» در ۱۴ سپتامبر (حدودن ۲ هفته پیش) در پاسخ به این سئوال که چه چیزی از اوباما به عنوان یک مناظره گر آموخته است، گفت: «من فکر می کنم او می خواهد ادعاهای زیادی را مطرح کند که هیچ کدام صحیح نیستند». کارل رو، معروف ترین استراتژیست جمهوری خواهان بر اساس همین صحبت های رامنی، در مقاله ای در وال استریت ژورنال، باراک اوباما را متهم کرده است که بزرگ ترین رقب او، حقیقت است (اینجا). جمهوری خواهان البته تمایل دارند پیشروی اوباما در نظرسنجی ها را با پیش بودن جیمی کارتر در نظرسنجی های سال ۱۹۸۰ بر رونالد ریگان مقایسه کنند که در نهایت البته به پیروزی کارتر منجر نشد. این گزارش را از نظرسنجی های انتخاباتی نیویورک تایمز و CBS News در سال ۱۹۸۰ و نظرسنجی های واشنگتن پست در سال ۱۹۸۴ بخوانید. تلویحن می گوید که این نظرسنجی ها دستکاری شده به نفع دموکرات ها بود، در حالی که در هر دوی این انتخابات، حزب جمهوری خواه به رهبری رونالد ریگان، در انتخابات پیروز شد. این مقاله را هم بخوانید که می گوید به چه دلیل نه باراک اوباما، جیمی کارتر است و نه میت رامنی، رونالد ریگان. به همین دلیل هم مقایسه انتخابات ۲۰۱۲ با انتخابات ۱۹۸۰ از اساس باطل است.
این مقاله فوق العاده را هم در مورد نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی برای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بخوانید. فیس بوک با برنامه Submit Questions خود پنلی را برای سئوال و جواب در مورد انتخابات، نقش شبکه های اجتماعی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و مشاهده مستقیم مناظره رو چهارشنبه تدارک دیده است که از ساعت ۵ روز برگزاری مناظره (به وقت شرق آمریکا) آغاز می شود (اینجا). Microsoft Xbox Live Election هم امکان مشاهده مستقیم این مناظره را برای مشترکان خودش فراهم کرده است. سخنگوی Xbox گفته که ۴۰% از مشترکان بالای ۱۸ سال آنها که برای انتخابات ثبت نام کرده اند هنوز تصمیم نگرفته اند که به کدام یک از دو کاندیدای جمهوری خواه یا دموکرات رای بدهند. Xbox چیزی در حدود ۴۰ میلیون مشترک در کل دنیا دارد، هرچند تعداد مشترکان آن در آمریکا اعلام نشده است.
از جمله مهمترین بخش های یک کمپین تبلیغاتی تحقیقات مفصل کمپین ها در مورد رقبا و تهیه کتابچه ای به نام «کتابچه رقبا» است. در برنامه آموزشی کمپین های انتخاباتی هم، دوره ای به نام «تحقیق در مورد رقبا» (opposition Research) وجود دارد (اینجا را بخوانید + نوشته پیشینی ام در مورد شکل بندی تحلیل رقبا که بر اساس تئوری فشار از پایین، چانه زنی در بالای سعید حجاریان و همچنین مدل ۵ نیروی رقابتی پورتر در استراتژی های بازاریابی نوشته ام). هفته گذشته ویدئویی از مادر میت رامنی پخش شد که در این ویدئو او، از کمک ۱۰۰ هزار دلاری دولتی به خانواده های پناهنده هایی که اموال خود را از دست داده اند در سال ۱۹۱۲ می گوید. جرج رامنی، پدر میت رامنی به عنوان یکی از پناهنده فراری از مکزیک از این کمک های دولتی استفاده کرده بود. این ویدئو، بخشی از تبلیغات انتخاباتی پدر میت رامنی برای رقابت های فرمانداری میشیگان است که گزارش آن را هم بوستون گلوپ منتشر کرد. اهمیت این ویدئو در این است که رامنی از جمله مخالفان کمک مالی به پناهندگان و همچنین اقلیت هاست. پیش از این گفتاری هم از پدر میت رامنی منتشر شده که گفته بود کاندیدایی که از انتشار گزارش مالیاتی اش، خودداری می کند حتمن چیزی برای پنهان کردن دارد (+). میت رامنی، گزارش مالیاتی سال ۲۰۱۱ خود را پس از فشارهای فراوان، هفته گذشته منتشر کرد، اما برخلاف اوباما از انتشار گزارش ۱۰ ساله مالیاتی اش خودداری نمود.
انتخابات ۲۰۱۲ آمریکا در عین حال، با برگزاری انتخابات سنا و مجلس نمایندگان هم همراه است. از جمله مهمترین انتخابات سنای امسال، انتخاب بین اسکات براون جمهوری خواه و الیزابت وارن دموکرات در ایالت ماساچوست است.
ماساچوست یکی از لیبرال ترین ایالت های آمریکاست که البته آقای رامنی ۴ سال از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ فرماندار آن بوده است. اهمیت انتخابات سنای ماساچوست این است که یکی از دو کرسی این ایالت در سنا تا سال ۲۰۰۹ در اختیار تد کندی یکی از محبوب ترین کاندیداهای دموکرات بود. بعد از مرگ تد کندی در سال ۲۰۰۹ (تد کندی یکی از حامیان باراک اوباما در رقابت علیه هیلاری کلینتون در رقابت های مقدماتی دموکرات ها در سال ۲۰۰۸ بود)، اسکات بروان توانست در انتخابات میان دوره ای با حمایت تی پارتی ( نوشته پیشینی ام در مورد تی پارتی) بر الیزابت وارن دموکرات در این ایالت لیبرال پیروز شود. در نظرسنجی های سال ۲۰۱۲ اما، خانم وارن از آقای براون در ماساچوست پیش است. کمپین اسکات بروان ویدئوئی (+ گزارش کامل و جواب خانم وارن) را منتشر کرده که از مطالعه روی فرم های درخواست کار الیزابت وارن بدست آمده است. در برخی از این فرم ها، خانم وارن خود را به عنوان Native American معرفی کرده تا از امکانات پیشرفت سریع تر شغلی استفاده کند، درحالیکه مدرکی برای آن نشان نداده است. این هم البته یکی دیگر از نتایج تحقیقات در مورد رقباست که با تبلیغات منفی همراه است (نوشته های پیشینی ام در مورد تبلیغات منفی انتخاباتی + و + و + و +). دوشنبه شب American Crossroads یکی از Super PAC های حامی میت رامنی (Super PAC ها به معنی گروه های سیاسی هستند که می توانند تحت قوانین خاصی از کاندیداهای انتخاباتی در آمریکا حمایت و به نفع آنها تبلیغ کنند) که توسط کارل رو، معروف ترین استراتژیست جمهوری خواهان بنیانگذاری شده است تبلیغی را منتشر کرد که در آن از اوباما در مواجه با حمله تروریستی به کنسول گری آمریکا در بنغازی انتقاد شده بود. یک روز پس از این حمله، اوباما برای تبلیغات انتخاباتی به لاس وگاس رفت، درحالیکه بیل کلینتون در حادثه ای مشابه، آن را با شلیک موشک جواب داد و جرج بوش پسر هم فعالیت های خودش را متوقف کرد (نوشته پیشینی ام در همین مورد). حمله مستقیم این تبلیغ منفی به سیاست های ضعیف خارجی اوباما (به تعبیر این تبلیغ) است. هرچند آخرین نتایج نظرسنجی گالوپ می گوید که اعتماد آمریکایی ها به دولت در مسائل بین المللی ۶۶% است که از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۲، بیشترین رقم ممکن است (اینجا). کمپین اوباما هم البته از تبلیغات منفی در انتخابات ریاست جمهوری امسال بسیار استفاده کرده است، هرچند به نظر من کمپین اوباما در جهت گیری های تبلیغاتی خودش باهوش تر است. به عنوان مثال می توانم به انتشار ای میلی توسط توسط کمپین اوباما در شب گذشته (دوشنبه شب) اشاره کنم که در آستانه مناظره روز چهارشنبه، نکاتی را مطرح کرده بود. از جمله انتشار این ویدئو در مورد تاثیر سیاست های اقتصادی میت رامنی بر طبقه متوسط + ۱۰ نکته از سیاست های اقتصادی رامنی در زمان مدیریت وی بر شرکت Bain Capital (اینجا) از جمله اینکه او تولید شغل نکرده و به انتقال شغل از آمریکا به آسیای جنوب شرقی و چین کمک کرده است. + ۱۰ نکته در مورد دوران فرمانداری رامنی بر ایالت ماساچوست (اینجا) از جمله اینکه در زمان او تولید شغل در ماساچوست در میان ۵۰ ایالت، رتبه ۴۷ را داشت، مالیات و سایر تعرفه ها را در این ایالت افزایش داد، فرمانداری را با کسری بودجه ترک کرد و سیاست های او به انتقال شغل از این ایالت منجر گردید. در این گزارش همچنین، تحلیل ساده ای از سیاست های مالیاتی رامنی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری و نقش این سیاست ها در افزایش مالیات طبقه متوسط ارائه (اینجا) و این وب سایت هم معرفی شده است تا آخرین اطلاعات به روز در مورد مناظره و ادعاهای طرفین در آن مورد بحث و تحلیل قرار گیرد. اگر هم دوست داشته باشید مناظره را با دیگر طرفداران اوباما مشاهده کنید می توانید از طریق این لینک، نزدیک ترین محل گردهمایی طرفداران اوباما را به محل کار یا زندگی خود پیدا کنید و به آنها بپیوندید.
پیش از این در مورد نقش کمپین های انتخاباتی در کشاندن مردم به پای صندوق های رای از طریق تبلیغات در به در (Get Out the Vote) در اینجا نوشته بودم. جمهوری خواهان با استفاده از این نوع تبلیغات قصد دارند تا زمان انتخابات در ۶ نوامبر به در خانه ۱۰ میلیون آمریکایی بروند و آنها را به مشارکت در انتخابات و رای دادن به رامنی تشویق کنند. حالا از آخرین گزارش کمپین اوباما در مورد تشویق طرفدارانشان برای حمایت از اوباما می گویم که از طریق کمک های مالی انجام می شود. جیم مسینا، رئیس کمپین اوباما در روز یکشنبه از کمک مالی ۹,۷۲۵,۰۷۴ نفر به کمپین اوباما خبر داده و گفته بود که این رقم تا روز یکشنبه به ۱۰ میلیون نفر خواهد رسید (اینجا). بخش عظیمی از این کمک های مالی از طریق ای میل های مستقیم باراک اوباما، میشل اوباما و بیل کلینتون انجام گرفت که طرفداران دموکرات ها را تشویق می کردند حتی در حد ۵ دلار به کمپین اوباما کمک کنند. هفته گذشته من ای میلی دریافت کردم که ضمن تشویق من به کمک مالی به اوباما از ۱۰۴۹ نفر با اسم «آرش» خبر می داد که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند (در آمریکا پیش از رای دادن به یک کاندیدا در روز انتخابات، شما باید قبل از آن ثبت نام کرده باشید). کمک مالی افراد به یک کمپین، نشانه ای از زنده بودن هر کمپین انتخاباتی در آمریکاست و برتری عددی میزان افرادی که به هر کمیپن کمک می کنند یکی از نشانه های احتمال پیروزی یک کمپین انتخاباتی است.
تا انتخابات آمریکا - بخش نخست
محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج، دولت محمود احمدی نژاد را به گران کردن تعمدی ارز و "بازی با معیشت مردم" به قصد "سازش با آمریکا" متهم کرد.
این نظامی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی همچنین گفت که با آمریکا تنها باید با "زبان زور" سخن گفت.
به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا نقدی با بیان اینکه تجربه نشان داده هرگاه در مقابل آمریکا یک قدم عقب بگذاریم آنها چند قدم پیش میآیند، گفت: "رفتار خفت بار خاتمی یا دولت ماقبلش در مقابل غرب این واقعیت را بارها ثابت کرد و باید برای ما عبرت باشد، چرا باید این اشتباه را دوباره مرتکب شویم؟"
نقدی صحبت با آمریکا با زبان دیپلماسی را بزرگترین اشتباه دانست و گفت: "صحنه گردان اصلی سیاست آمریکا جز یک مشت سرمایه دار یاغی و گاوچرانهای بیفرهنگ نیستند و گاوچرانها جز زبان شلاق و کمند را نمیفهمند." "رژیم آمریکا بارها ثابت کرده است که جز با زبان زور، هیچ چیز را نمیتوان با آنها پیش برد."
اظهارات نقدی در حالی بیان شده که محمود احمدی نژاد به خاطر سخن گفتن از لزوم عادی سازی روابط ایران و آمریکا به شدت مورد انتقاد حامیان آیت الله خامنه ای قرار گرفته و در تازه ترین این واکنش ها، حسین شریعتمداری نماینده رهبری در موسسه کیهان، سخن گفتن درباره رابطه با آمریکا را در حوزه اختیارات رهبر جمهوری اسلامی دانست و گفت که "کسی احمدی نژاد را جدی نمی گیرد."
محمد رضا نقدی، فرمانده بسیج نیز با انتقاد از سخنان احمدی نژاد و نیز با انتقاد از وزیر امور خارجه به دلیل ترک نکردن سالن سخنرانی اوباما گفت: "رییس جمهور آمریکا در حد و اندازهای نیست که یک انسان آزاد مثل وزیر خارجه ایران اسلامی بنشیند به سخنان او گوش بدهد. لیاقت این را ندارد که وزیر کشور عظیم و تاثیرگذاری مثل ایران، مستمع سخنرانی او باشد. عکس العمل این رفتار و حرفهایی که بعضی از عزیزان در نیویورک زدند چیزی نبود جز جری شدن بیشتر آمریکا، حذف منافقین از لیست تروریستها و گرانی بیشتر."
جانشین فرمانده کل سپاه در بسیج گفت: اشتباه بزرگتر این است که کسانی تصور میکنند شبکههای شایعهافکن آمریکا در رسانههای غربی روی افکار عمومی ایران تاثیر دارند پس برویم کاری کنیم که این شبکهها با ما باشند. غافل از اینکه اولا موج نفرت از آمریکا با روند توهینها روز به روز بالاتر خواهد گرفت و مردم ایران با کسی خواهند بود که عزم خود را برای ریشه کنی ظلم و فساد آمریکا و صهیونیزم جزم کرده باشد و در مقابل هتاکان به پیامبر اسلام ذرهای کوتاه نیایند. ثانیا آمریکا هم آن قدر دل رحم نیست که با چند موضعگیری سازشکارانه کوتاه بیاید.
نقدی گرانیها در جامعه را با موضوع تحریم بیارتباط خواند و بیان کرد: امروز اگر مردم بعضی گرانیها و سختیها را تحمل میکنند بخاطر این است که احساس میکنند دولت ما مقابل آمریکا ایستاده است و این ایستادگی ارزش تحمل سختی را دارد. اگر خدایی نکرده بوی سازش بیاید تورم سه رقمی خواهد شد.
وی با متهم کردن دولت به بازی با قیمت ارز برای تسلیم کردن مردم به آمریکا، این بازی را بی نتیجه دانست و ادامه داد: این مردم تسلیم بشو نیستند. بازی با معیشت مردم و تحمیل گرانیها با اغراض سیاسی، ظلمی نابخشودنی است و ما همانطور که از فتنه سیاسی عبور کردیم از فتنه گرانی هم عبور خواهیم کرد و روسیاهی به سیاسیکاران خواهد ماند.
امروز کاشمر سه بار لرزید که بزرگترین آنها زمین لرزه ای ۳.۴ ریشتری بود که ساعاتی قبل این شهرستان را تکان داد.
دبیر ستاد بحران شهرستان کاشمر پیش از وقوع زلزله سوم به خبرگزاری مهر گفته بود: از صبح امروز سه شنبه تا کنون دو زمین لرزه دیگر به مقیاس ۳.۱ و ۲.۹ ریشتر در شهرستان به وقوع پیوسته است.
مهدی شرافتی اظهارکرد: مختصات آنها ۴۲.۵۸ درجه عرض شمالی و ۳۵.۳۵ درجه طول جغرافیایی است و در منطقه کوهستانی شمال شهرستان کاشمر و خلیل آباد کاشمر رخ داده است.
دبیر ستاد بحران شهرستان کاشمر گفت: این زلزله خسارتی در شهر و روستاهای مجاور در پی نداشته است و تلفات جانی و مالی نیز نداشته است.
شرافتی تصریح کرد: با توجه به قرار گرفتن منطقه بر روی گسل معروف درونه باید شهروندان هر لحظه خود را آماده رویارویی با این حادثه طبیعی کنند.
سازمان عفو بینالملل روز دوشنبه با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط محمدعلی دادخواه وکیل دادگستری شد.
این نهاد بینالمللی حقوق بشری در بیانیهاش نوشتهاست که وکلای دادگستری و فعالان حقوق بشر در ایران بدون اینکه جرمی مرتکب شوند با اتهامهای مبهمی همچون تبلیغ علیه نظام یا اقدام علیه امنیت ملی زندانی میشوند.
به گزارش رادیو فردا سازمان عفو بینالملل از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است که محمدعلی دادخواه وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر را فوری و بدون قید و شرط آزاد کنند.
این نهاد بینالمللی روز دوشنبه با انتشار بیانیهای نوشته آقای دادخواه چهارمین عضو کانون مدافعان حقوق بشر است که به دلیل فعالیتهای مشروع حقوق بشریاش محکوم شدهاست.
محمدعلی دادخواه روز شنبه هشتم مهرماه درپی تماس مسئولان قضایی به اجرای احکام دادسرای اوین رفت و برای اجرای حکم هشت سال زندانش روانه زندان اوین شد.
دروری دایک، سخنگو و مسئول بخش ایران در سازمان عفو بینالملل، در این باره میگوید:«سازمان عفو بینالملل نسبت به اینکه روز شنبه محمدعلی داخواه برای اجرای حکمش به زندان اوین رفتهاست ابراز نگرانی میکند.
الان میبینیم که بعضی از مهمترین اعضای یک نهاد مدافع حقوق بشر در ایران با هم هستند؛ یعنی محمدعلی دادخواه، عبدالستار سلطانی، و محمد سیفزاده با هم در یکجا هستند. برپایه اخباری که دریافت کردهایم همه آنها در بند ۳۵۰ زندان اوین بهسر میبرند. البته یک عضو دیگر، نرگس محمدی، به دلیل وضعیت نامناسب جسمیشان موقتاً بیرون از زندان هستند.
محمدعلی دادخواه تحت معیارهای بینالمللی هیچ جرمی مرتکب نشدهاست و ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط محمدعلی دادخواه هستیم. او برای ما مدافعان حقوق بشر یک زندانی عقیدتی بهشمار میآید همانطور که آقایان سلطانی و سیفزاده هم زندانیان عقیدتی هستند.
آزادی ایشان میتواند اقدام مثبتی برای دوباره بنا کردن اساس حقوق بشر در ایران باشد.»
آن هریسون، معاون خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل، هم ضمن درخواست آزادی این وکیل دادگستری گفته است: مقامهای ایرانی باید اطمینان دهند که آقای دادخواه در زندان مورد بدرفتاری قرار نگیرد و امکان تماس و ملاقات با وکیل مدافع و خانوادهاش را داشته باشد.
محمدعلی دادخواه که وکالت شماری از فعالان سیاسی و مدنی و همچنین اقلیتهای مذهبی از جمله یوسف ندرخانی را برعهده داشته، به تحمل ۸ سال زندان و ۱۰ سال ممنوعیت از وکالت و تدریس محکوم شده.
اتهام این وکیل دادگستری تبلیغ علیه نظام از طریق عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و مصاحبه با رسانههای خارجی عنوان شدهاست.
آقای دادخواه چهارمین عضو کانون مدافعان حقوق بشر است که زندانی میشود.
محمد سیفزاده، عبدالفتاح سلطانی وکلای دادگستری و نرگس محمدی فعال حقوق بشر دیگر اعضای زندانی کانون مدافعان حقوق بشرند که درحال گذراندن دوران محکومیت خود هستند.
سازمان عفو بینالملل در پایان بیانیهاش از مقامهای جمهوری اسلامی خواستار آزادی وکلای دادگستری و تمامی فعالان حقوق بشر از زندان شدهاست.
عراق یک هواپیمای ایرانی که از سوریه بازمی گشته است را بازرسی کرده است.
بازرسی این هواپیما پس از آن صورت گرفت که در پی انتشار گزارش هایی درباره کمک تسلیحاتی ایران به رژیم بشار اسد، هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق گفته بود که این کشور قصد فرود آوردن و بازرسی از هواپیماهای ایرانی را دارد.
به گزارش وبسایت خبر آنلاین که به علی لاریجانی رییس مجلس نزدیک است، ماموران عراقی یک هواپیمای باربری متعلق به شرکت هواپیمایی ایران ایر را در مسیر بازگشت از سوریه به ایران در فرودگاه بغداد متوقف کرده و به جستجوی آن پرداخته اند.
خبرآنلاین این اقدام مسئولان عراقی را "اقدامی تحت فشار آمریکا" نامیده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر