هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 10/04/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



 

ندای سبز آزادی ـ کامیار بهرنگ: «در شرایط عادلانه و بر اساس احترام متقابل، برای حل مسائل آماده گفت و گو هستیم.» این بخشی از آخرین مصاحبه ی محمود احمدی نژاد با نیویورک تایمز است  و جدیدترین اظهارنظر وی در مورد رابطه با ایالات متحده آمریکا. اما این تنها اشاره ی او به تمایلش برای مذاکره مستقیم با شیطان بزرگ (لقبی که آیت الله خمینی به ایالات متحده آمریکا داده) نبود؛ او در جمع ایرانیان مقیم آن کشور نیز به صراحت گفت: « ایران، آمریکا را به رسمیت می شناسد و معتقد است می توانیم با یکدیگر رابطه داشته باشیم.» و همچنین: «جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا چنانچه دولت آمریکا قدمی برای ایجاد تفاهم بین دو کشور بردارد در ذهنیت منفی خود نسبت به آمریکا تأمل کرده و کمک کند تا سریع تر روابط دو کشور بهبود یابد.» احمدی نژاد در مصاحبه ها و سخنرانی های دیگر نیز به این موضوع اشاره می کند؛ وضعی که نشان می دهد ماجرا اتفاقی نبوده بلکه با برنامه ای از پیش تعیین شده این مباحث طرح شده است. احمدی نژاد در تمام ۸ سفر خود نیویورک به منظور شرکت در جلسات مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به صورت های گوناگون مساله مذاکره با ایالات متحده آمریکا را مطرح کرده بود، اما هیچگاه این بخش از سخنان او با انعکاس و به طبع آن واکنش های موافق و مخالف همراه نبوداما تکرار و تاکید او در این سفر خارج از اخلاقی بود که از محمود احمدی نژاد انتظار می رفت تا با طرح یک موضوع بحث برانگیز تلاش کند که خبرساز شود. سخنان او را در آمریکا کسی جدی نگرفت؛ ساکنان کاخ سفید خوب می دانند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی را آیت الله خامنه ای نهایی می کند. اما در داخل کشور، باندهای رقیب قدرت، برآشفتند و کوشیدند به احمدی نژاد و نیز واشنگتن یادآوری کنند که طرف اصلی گفت‌وگوی محتمل در ایران، کیست و کجاست.

 

واکنش‌ها به رییس قوه مجریه جمهوری اسلامی

در اولین واکنش، علی اکبر ولایتی، مشاور بین المللی آیت الله خامنه ای صراحتا اعلام کرد که هیچ تغییری در سیاست خارجی ایران اتفاق نیفتاده است و هر تغییری از این دست از سوی آیت الله خامنه ای مطرح خواهد شد. در اظهار نظری دیگر، محمد باقر ذوالقدر، معاون راهبردی قوه قضائیه با اظهار امیدواری نسبت به اینکه اظهارات منسوب به رئیس جمهور درباره رابطه با آمریکا ساخته و پرداخته رسانه ها باشد، گفت: «طرح مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی، کج سلیقگی سیاسی است و می‌تواند دارای پیامدهای خطرناک باشد.» او در ادامه به اعتراض کشورهای مسلمان به پخش فیلم پیامبر اسلام و نقش ایالات متحده آمریکا اشاره می کند و هر نشانه ای نسبت به نرمش و آمادگی مذاکره با آنها را خالی کردن پشت ملت‌های مسلمان و به‌پا خواسته‌ای می داند که جمهوری اسلامی و ملت انقلابی ایران را الهام بخش و پشتیبان خود می‌دانند.

جاوید قربان اوغلی، سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی نیز گفته: «محمود احمدی نژاد تنها رییس جمهوری پس از انقلاب اسلامی است که علاوه بر آنکه بیشترین شعارعلیه آمریکا را مطرح کرده بیشترین سفر به امریکا و درخواست مذاکره و برقراری رابطه را با این کشور داشته است»

در ادامه واکنش ها، حسین شریعتمداری، نماینده ی آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان در سرمقاله ای به اصل ۱۱۰ قانون اساسی اشاره کرد و طرح بحث مذاکره با آمریکا از سوی رییس جمهور را بدون پشتوانه و عملا غیرقانونی خواند. او بیان چنین اظهارات و دادن وعده های خارج از اختیارات توسط رییس جمهور را باعث خدشه دار شدن چهره ی نظام دانست.

 علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز مذاکره با آمریکا را خط قرمز نظام دانست که بدون نظر و اجازه ی شخص رهبری امکان ناپذیر است. او در ادامه به این موضوع اشاره کرد که این خط قرمز را قدرت ها و ملت های جهان می دانند و صراحتا طرح این موضوع را خارج از حوزه ی تصمیم گیری های رییس جمهور توصیف کرد.

در ادامه ی واکنش ها ۲۶ نماینده ی مجلس در تذکری کتبی به رییس جمهور، نسبت به مواضع اخیر وی اعتراض کردند و در نامه ی خود نوشتند: طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی اظهارات نسنجیده و تأمل برانگیز رئیس‌جمهور مخالف مصوبه شورای‌عالی امنیت بوده است.

اما تاریخ پر تنش رابطه ی ایران و ایالات متحده آمریکا پس از انقلاب ۵۷ چگونه به خط قرمز نظام بدل شد؟

 

دو بار تصرف یک سفارت

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ و طرح شعار «نه شرقی، نه غربی» مشخصا سیاست خارجی ایران اسلامی بر مبنای عدم وابستگی به دو اردوگاه سوسیالیسم جهانی و سرمایه داری جهانی طرح ریزی شداین رابطه اما بر همین نگاه ادامه داشت و اساسا بخشی از وابستگان رژیم پهلوی، نقش ایالات متحده در پیروزی انقلاب از طریق عدم حمایت از محمدرضا پهلوی را مورد سرزنش قرار می دادند؛ با وجود این در سال ۵۸ سنای آمریکا در قطعنامه ای ایران را به دلیل اعدام وابستگان رژیم سابق محکوم کرد و با توجه به این قطعنامه دولت بازرگان صدور آن را دخالت در امور داخلی ایران دانست و به نشانه ی اعتراض اعلام کرد که از پذیرش سفیر جدید آن کشور در ایران خودداری می کند دولت بازرگان پیشتر توانسته بود حمله ی برخی نیروهای همسو و عضو سازمان چریک های فدایی خلق به سفارت را مدیریت کرده و آنان را از سفارت خارج کند. بعد از آن مناقشه ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه وقت از ویلیام سالیوان، سفیر وقت آمریکا در ایران عذر خواهی کرداما سفر آخرین پادشاه ایران به آن کشور برای درمان با واکنش های دانشجویانی همراه بود که باور داشتند واشنگتن می بایست او را دستگیر کند و به ایران باز پس گرداند. اما با این حال اعلام خبر دیدار ابراهیم یزدی و زبیگنیو برژینسکی در الجزیره حساسیت بسیاری را در میان نیروهای مذهبی به وجود آورده بود، حساسیتی که در ۱۳ آبان و سالگرد تبعید آیت الله خمینی تبدیل به تظاهراتی مقابل سفارت ایالات متحده آمریکا شد که با خشم دانشجویان، به حمله به آن انجامیدحمله ای که به تصرف سفارت و گروگان گرفته شدن اعضای سفارت برای ۴۴۴ روز انجامیداین دوره ی زمانی به واقع بحرانی ترین مرحله ی روابط ایران و آمریکا محسوب می شود.

 

حکایت طبس

پس از مذاکره های بسیار، جیمی کارتر، رییس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا موفق نشد تا گروگان های سفارت در تهران را از طریق دیپلماتیک نجات دهد. دولت وی تصمیم گرفت با اعزام یگان ویژه ی دلتا فورس، گروگان ها را از طریق یک عملیات کماندویی نجات دهد، که بر اثر شرایط جوی در طبس ( محل اولیه فرود نیروهای ویژه) و اشکالات فنی، عملیات با شکست مواجه شد.

این عملیات با وجود شکست در اجرای آن برای بسیاری یادآور خاطره ی اقدام مستقیم ایالات متحده آمریکا در کودتای نظامی علیه دولت محمد مصدق، در سال ۱۳۳۲ بود، کودتایی که چند دهه است رابطه ی ایران و آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است.

 

جنگ ایران و عراق

شاید در روزهای اول آغاز جنگ، حمله ی ارتش صدام حسین با چراغ سبز آمریکا همراه نبود، اما با چراغ قرمزی هم روبرو نبود. حتی برژینسکی در کتابی به موضوع اخطار ایالات متحده آمریکا به اتحاد جماهیر شوروی اشاره می کند که واشنگتن اعلام می کند در مقابل تصرف ایران توسط عراق و به حمایت آن کشور، به حمایت برمی خیزد و مقابل عراق و در کنار ایران خواهد بوداما اشغال سفارت این برگ را به نحوی برگرداند که برژینسکی به موضع تنبیه همه جانبه ی ایران اشاره می کند.

از اینجا بود که آمریکا به صورت پر توانی از عراق، در قالب های سیاسی – نظامی، اطلاعاتی و حتی لجستیکی حمایت می کرد.روزنامه البیان در یک یادداشت بعد ها مدعی شد که دولت عراق در مجموع ۴۰ میلیارد دلار وام بلاعوض از دولت ایالات متحده آمریکا در زمان رونالد ریگان دریافت نموده است.

این حمایت ها در سال های آخر جنگ که در مواردی توازن قدرت به سود تهران تغییر کرده بود و ایران وارد بخش هایی از خاک عراق شده بود، به صورت غیرمستقیم و مستقیم (ازجمله با سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران) انجام گرفت. سرنگون کردن این هواپیما در حالی صورت گرفت که حدود یکسال پیش از آن قطعنامه ی ۵۹۸ در سازمان ملل به منظور پایان جنگ بین ایران و عراق تصویب شده بود و طرف عراقی آن را بلافاصله مورد تایید قرار داده بود، اما فشار ها بر جمهوری اسلامی برای پذیرش آن با شکست مواجه شده بود دو هفته بعد از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، جلسه ی شورای امنیت با حضور علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه ی وقت و جرج بوش، معاون وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریکا تشکیل می شود؛ بیانیه ی ۵ ماده ای تصویب می شود که در بند پنجم آن به قطعنامه ی ۵۹۸ به عنوان تنها راه پایان منازعه ی ایران و عراق اشاره شده بودآیت الله خمینی درست ۲ روز بعد یعنی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷، در نامه ای که بعدها جمله ای از آن مبنی بر «نوشیدن جام زهر»شهرت یافت، قطعنامه را پذیرفت و عملا جنگ ایران و عراق پایان یافت.

 

یک مقاله، یک واکنش

با شروع دوره ی ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و آغاز دوره ای که به سازندگی شهرت یافت، تلاش می شد که ویرانه های جنگ به سرعت ترمیم شوند. در این مسیر تلاش شد که با ایجاد تعامل در سیاست خارجی راه برای سرمایه گذاری های خارجی باز شود. در همین مسیر جیمز بیکر، وزیر امور خارجه وقت آمریکا از تمایل آن کشور برای مذاکره با ایران سخن به میان می آوردبعد از انتشار این خبر، عطاالله مهاجرانی، معاون پارلمانی رییس جمهور وقت، در مقاله ای در روزنامه اطلاعات نوشت: «به گمانم اگر درشرایط ویژه ای که هستیم، مصلحت های کشور و انقلاب را بر سایر امور ترجیح ندهیم، بهره اش از دست رفتن فرصت ها برای انقلاب و کشور و ملتی خواهد بود که دشمنانش می خواهند فرصت های او را بگیرند و سال ها پس ازسال ها بگذرد و ما در وادی بازی با شعار، مثل بازی با یخ متوقف بمانیم.» این نوشته محل منازعه شد و مطالب بسیاری در واکنش به آن نوشته گردید. آیت الله خامنه ای در یک سخنرانی عملا موضوع را با این جمله تمام کرد: «من معتقدم، آن کسانی که فکر می کنند ما باید با رأس استکباریعنی آمریکامذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند.» بعد از این سخنرانی بود که حجم وسیعی از حمله و طعن به سوی مهاجرانی روانه شد؛ کمتر از چند روز آیت الله خامنه ای در نامه ای کوشید او را از تیر رس حمله ها خارج کند: «برادر گرامى، آقاى عطاءالله مهاجرانى‌... شما همچنان برادر خوب من هستيد و حداكثر آن است كه به توصيه‌ى شما در مقاله‌ى «مذاكره‌ى مستقيم» عمل نخواهيم كرد.»

آن مطلب و اساسا موضوع مذاکره از سطح عمومی خارج شد، اما این موضوع همواره در دستور کار سیاست مداران و سیاست گذاران ایران باقی ماند.

 

دوران اصلاحات

در دوره ای که تنش سیاسی بین ایران و کشورهای دیگر به کمترین درجه ی خود رسیده بود و غرب برای حمایت از آغاز فصل جدیدی که در فضای سیاسی ایران آغاز شده بود، تلاش می کرد، مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه ی وقت ایالات متحده آمریکا در حضور جمعی از ایرانیان، به نقش آن کشور در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حمایت از آخرین پادشاه ایران اشاره کرد. او اذعان نمود که خصومت ایرانیان با این پیش زمینه تعجبی ندارداین سخنرانی فضایی را به وجود آورد که برای بسیاری نشان از تلاش دولت بیل کلینتون برای مذاکره با ایران داشت.

بعدها مشخص شد یک سال پیش از این سخنرانی، بیل کلینتون، رییس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در پیامی که از طریق يوسف بن علوي وزير مشاور در امور خارجه عمان به سیدمحمد خاتمی به انفجار الخبر در عربستان و نقش ایران اشاره می کند اما اذعان دارد که نمی خواهد هزینه ی رفتارهای پیشین بر دوش این دولت باشد و خواهان رابطه مثبت با ایران استبعد ها بروس رايدل، عضو سابق شورای عالی امنیت ملی آمریکا، پاسخ خاتمی را ناامید کننده دانست، چرا که او به صراحت نقش ایران را در آن انفجار رد کرده بود و القاعده را مسئول مستقیم آن دانسته بود. همچنین گفته بود: «آمريكاييها شرايط ايران را درك نمي كردند، از اين رو اشتباهات آشكاري مرتكب شدندبراي ما فرصتي براي بهبود روابط پيدا شده بود ولي آنها اين فرصت را از بين بردند»

زمان می گذرد تا دیپلمات های ایرانی در افغانستان توسط نیروهای طالبان کشته می شوند. الجزيره در گزارشی در ای مورد نوشته است که بسياري از فرماندهان نظامي در ايران در اين خصوص توافق داشتند كه بايد با قدرت به اين اقدام طالبان پاسخ داده شوددر این حال خاتمی و کمال خرازی، وزیر امور خارجه وقت عازم سازمان ملل می شوند تا از وقوع جنگ جلوگیری نمایند.در این حال کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل کمیته ای را برای این مهم مشخص کرد که در آن فرصت ویژه ای برای سر یک میز نشستن طرف ایرانی و ایالات متحده آمریکا وجود داشت. از طرف هیات آمریکایی سطح عالیه ی وزیر امور خارجه (مادلین آلبرایت) در جلسه حضور داشت و بنا بود از سوی جمهوری اسلامی نیز کمال خرازی شرکت داشته باشد. اما بعد ها آلبرایت در مصاحبه ی داستان را این چنین تعریف می کند:  فهميدم قيافه كسي كه در نشست حضور دارد با نماينده سابق ايران در سازمان ملل تفاوت داردبا اين حال با خودم گفتم خوب مردم تغيير مي كنندبالاخره از كارشناساني كه همراهم بودند پرسيدم آيا اين شخص خرازي استجيمز روبين گفتدر پاسخ به آلبرايت همه ما كه همراه او در نشست بوديم بازوهايمان را به نشانه بي اطلاع بودن حركت داديمما هيچ كارشناسي را با خودمان به سالن نياورده بوديم زيرا همه مسئولان وزارت خارجه مي خواستند در اين نشست حضور داشته باشند و فقط براي پنج نفر صندلي وجود داشتما نفهميديم كسي كه در مقابل ما است واقعا وزير امور خارجه ايران است يا خير.

شبکه ی خبری الجزیره گزارش داد که خاتمي گفته: «كساني كه به دنبال ايجاد دردسر براي من بودند مي توانستند از اين نشست عليه من بهره برداري كننداز اين رو من كارمندي را كه در رتبه اي پائين تر از وزير قرار داشت به اين نشست اعزام كردم.»

بعد ها روزنامه ی ایران در ویژه نامه ای به تلاش بیل کلینتون برای دیدار با خاتمی اشاره کرد و نوشت: کلینتون در ساختمان سازمان ملل اتاق به اتاق به دنبال خاتمی می‌گشت تا با او روبه‌رو شود و گویا با دو ایرانی مرتبط با نمایندگی ایران و همچنین محافظ و راننده خاتمی دست داده اما موفق به دست دادن با خاتمی نشده است.

 

نامه ی بی جواب

با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد انتظار می رفت که با توجه به شعارهای او رابطه ی با ایالات متحده آمریکا وارد دورانی سردتر شود. اما ماجرا با پخش خبر ارسال نامه به جرج دبلیو بوش شکلی دیگر به خود گرفتاین نامه با واکنش سردی مواجه شد و البته هرگز مشروح نامه ی ۱۸ صفحه ای منتشر نشد اما وزارت امور خارجه آن را تلاشی سرد برای مذاکره و موعظه های اسلامی دانستبعد از این نامه احمد جنتی، در خطبه های نماز جمعه، آن را عملی فوق العاده و از الهامات خدا خطاب کرد و برخی رسانه های محافظه کار آن را به نامه ی آیت الله خمینی به میخایل گورباچف، آخرین رییس جمهور اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کردند و حتی فراتر از آن بر گرفته از رفتار پیامبر اسلام دانستند.

این نامه ی بی پاسخ و واکنش های پیرامونی آن بعدها از سوی احمدی نژاد به بی اعتنایی رییس جمهور آمریکا به نداهای صلح جویان جهان قلمداد شد.

تلاش های بعدی احمدی نژاد نیز با واکنش سرد و بی تفاوتی واشنگتن توام شد؛ کاخ سفید فهمیده بود که مرکز تصمیم گیری در کاخ ریاست جمهوری ایران نیست.


 


محمد علی بزرگواری عضو فراکسیون روحانیون مجلس در گفتگو با مسیح علی نژاد روزنامه نگار می گوید: احمدی نژاد نظرش را از نظر رهبری فاصله داد، اگر جریان موسوم به انحرافی پای خودشان را از گلیم شان درازتر کنند، بلایی که سر بنی صدر آمد را مجلس سر احمدی نژاد خواهد آورد.

آقای بزرگواری یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس علت نابسامانی ارزی کشور را «بی عرضگی رییس بانک مرکزی» توصیف می کند و در عین حال می گوید که احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی اخیر فرافکنی کرد و توپ را در زمین رقبای خود انداخت.

به دنبال شکل گیری تجمعات اعتراض و نا آرامی های امروز در خیابان های اطراف بازار تهران و همچنین برخی خیابان های مرکزی شهر در اعتراض بی ثباتی اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی ایران سراغ محمد علی بزرگواری یکی از نمایندگان مجلس و عضو جبهه پایداری رفته ام و نظر او را در مورد وضعیت دولت احمدی نژاد و رویکرد مجلس با بحران های پیش رو پرسیده ام می توانید متن و فایل صوتی گفتگو را ادامه پی بگیرید:

آقای بزرگواری شما به تازگی به یکی از خبرنگاران پارلمانی گفتید که اگر احمدی نژاد رییس جمهور نمی شد، قطعا دلار قیمتش سه هزار تومان می شد، می خواستم ببینم آیا به عنوان یک نماینده مجلس الان در جریان هستید که دلار خیلی بالاتر از سه هزار تومان است؟ 

دیگه وضعیت همین است. ما این پیش بینی ها را در هر دولتی می کردیم.

آقای بزرگواری فکر می کنم نمی شود به همین راحتی گفت ما این پیش بینی ها را در هر دولتی می کردیم، به هر حال همین پیش بینی های غلط باعث شد که آقای احمدی نژاد رییس جمهور شد، حالا چه کسی باید پاسخگوی این وضعیت بحرانی باشد؟

به هر صورت هر روز دولتی ها باید به مجلس بیایند شما در رسانه ها می بینید که مجلس هر روز درگیر است تا دولت در مورد لجام گسیختگی قیمت ها پاسخگو باشد.

آقای احمدی نژاد هم مسولیت لجام گسیختگی قیمت ارز و دلار و اقلام مورد نیاز مردم را در نشست مطبوعاتی خود نپذیرفتند، ایشان مجلس را مقصر دانستند به صدا و سیما، سازمان تبلیغات، شهرداری، خبرگزاری فارس، قوه قضاییه و تقریبا تمام نهادها را نقد کردند، ارزیابی شما از این نوع موضع گیری ها چه هست؟

به هر حال این شیوه ی موضع گیری افرادی است که کم می آورند. افرادی که کم می آورند توپ را می اندازند در زمین رقبا.

آقای بزرگواری من متوجه منظور شما نمی شوم که توپ را در زمین رقبا انداختن یعنی چه. چون آقای احمدی نژاد نهادهای زیر نظر رهبری را نقد کردند و آقای خامنه ای هم که قبلا گفته بودند نظر من به نظر احمدی نژاد نزدیک است. الان منظورتان از «رقبا» یعنی اینکه دیگر نظر آقای خامنه ای به نظر احمدی نژاد نزدیک نیست؟

نظر ما باید به نظر رهبری نزدیک باشد، نه نظر رهبری به ما. ما باید نظرمان را با رهبری هماهنگ کنیم. شاید احمدی نژاد نظرش را از نظر رهبری فاصله داد. باید از احمدی نژاد سوال کنید که چرا نظرش را با نظر رهبری هماهنگ نمی کند. نظر رهبری این نیست که مردم اینطوری در فشار باشند و بازار اینطور لجام گسیخته شود و بانک مرکزی نتواند با مدیریتی ضعیف که عرضه ندارد که در برابر خط مشی هایی که بانک مرکزی برایش تعین می کند از خودش شخصیت نشان دهد تا مردم اذیت نشوند. 

ولی آقای بزرگواری آیا این پاسخ شما خودش هم نوعی فرافکنی نیست که شما هم توپ را در زمین دیگری می اندازید چون شما هم می گفتید به خاطر بصیرت رهبری از آقای احمدی نژاد به عنوان اعضای جبهه پایداری و نماینده مجلس حمایت می کردید ولی الان می گویید کابینه احمدی نژاد عرضه ندارد و مقصر است.

دفاع ما از اشخاص به خاطر عنایت رهبری است و چون رهبری عنایت داشتند ما بر اساس حمایت های رهبری از احمدی نژاد حمایت می کردیم اما الان هم اگر بفهمیم ایشان از محور رهبری خارج شده و دارد ایده دیگری را پیاده می کند ما هم با هیچ کس عهد اخوت نبستیم. اگر ایشان بخواهد همان سیاست های جریان انحرافی که در نهاد ریاست جمهوری لانه کرده اند را پیاده کند همانطور که جلوی فتنه گران ایستادیم جلوی این جریان انحراف هم می ایستیم.

یعنی چه برنامه ای دارید؟

راهکارهای قانونی داریم، اطلاع رسانی به مردم می کنیم. منتها الان صلاح نظام نیست در این وضعیت اقتصادی و تحریم ها که در حال نبرد اقتصادی با دنیای سلطه هسیتم که رهبری هم صلاح نمی داند که درگیری های اینچنینی به وجود آید اما اگر پای خودشان را از گلیم خودشان درازتر کنند همان میدان نبردی که با بنی صدر و منافقین و لیبرال ها به وجود آوریدم را دوباره برای این جریان انحرافی هم به وجود می آوریم.

شما می گویید نظام مثل بنی صدر با احمدی نژاد برخورد می کند؟

اگر احمدی نژاد از مسیر ولایت خارج شده و بخواهد آب به آسیاب دشمنان بریزد مجلس همان بلایی که سر بنی صدر آورد را ما همان را سر احمدی نژاد و هر کسی هم باشد خواهیم آورد.

آقای بزرگواری شما دقیقا دو هفته پیش از آقای احمدی نژاد دفاع کردید....

نه، دفاع من از کلیت نظام و دولت است. ما وقتی می گوییم دولت یعنی در همین دولت، دولتمردان خدومی هستند که می خواهند خدمت کنند.

ظاهرا شما به عنوان یک نماینده مجلس دارید می گویید احمدی نژاد هم ممکن است به سرنوشت بنی صدر و یا سایر بناینگذاران نظام که از کشتی همین نظام به بیرون پرتاب شده اند، گرفتار شوند، سوال من این است که آقای احمدی نژاد هم انتقاداتی دارد که مثلا می گوید ما به جای سه قوه شش تا قوه داریم و یا وقتی آقای احمدی نژاد در نیویرک است، مشاور او را دستگیر می کنند، یعنی شما هیچ یک از انتقادات او را وارد نمی دانید؟

البته ببینید، آقای جوان جوانفکر را باید شش یا هشت ماه قبل می گرفتند، چرا آن موقع نگرفتند؟ خب این کار هم کار زشتی است که احمدی نژاد دارد به نمایندگی از جمهوری اسلامی در سازمان ملل سخنرانی می کند همان زمان مشاور او را دستگیر می کنند باید هر دو طرف را ببینیم. ما هم نمی توانیم که همه کارهای احمدی نژاد را زیر سوال ببریم، چرا زودتر جوانفکر را نگرفتند ولی همزمان با گرفتن دختر و پسر هاشمی او را دستگیر می کنند، این کار کار غلطی است و حتما طرفندهایی پشت آن است. 

خودتان فکر می کنید چه خبر است در مملکت ؟ مردم می پرسند از یک طرف پسر و دختر آقای هاشمی را دستگیر می کنند از یک طرف مشاور احمدی نژاد را دستگیر می کنند...

بله همین کارها را ببینید اینها هم بی تقصیر نیستند، جایی هم باید حق را به احمدی نژاد بدهیم. اینکه جایی احمدی نژاد کسی مثل بهمنی را می گذارد روی کار که عرضه ندارد تا در این موقعیت بحرانی کشتی اقتصاد نظام را نجات دهند، ما به این نقد داریم اما باید هر طرفی اشکال دارد را بگوییم.

به نظر می رسد که خود مردم با این خبرهایی که می گویید گیج شده اند، یعنی سپاه دارد این دستگیری ها را انجام می دهد، یا با نظارت نهاد رهبری است، چرا احمدی نژاد می گوید ۲۲ نفر در آشفته کردن بازار ارز نقش دارند؟ شما که در قوه قانونگذاری کشور آیا می دانید مبدا و منشا این آشفتگی ها کجاست؟

مردم بعد از ۳۳ سال این فراز و نشیب ها را انتخان کردند. مردم گوش شان به رهبری است. اگر خاتمی ، احمدی نژاد یا رفسنجانی مثلا بگویند باید با آمریکا مذاکره کنیم، رهبری وقتی صلاح نبینند، مردم هم همان را گوش می کنند. 

بله من هم شنیدم وقتی آقای احمدی نژاد در نیویرک بحث مذاکره با آمریکا را مطرح کرد بیت رهبری ناراحت شدند و برای همین آقای احمدی نژاد یکی دو روز خانه نشین شدند درست است؟

اصلا همین حرفی که زدند الان موقع این حرف ها ( مذاکره ایران وآمریکا) نبوده ، آیا احمدی نژاد در این مورد با شورای تامین کشور مشورت کرده؟ درست است که شخص دوم کشور هستند اما باید در این مورد حتما مشورت کنند و حرف بزنند باید با نظام هماهنگی کند.

پس برای همین رهبری ناراحت شد که چرا بدون مشورت آقای احمدی نژاد در نیویرک بحث مذاکره با آمریکا را مطرح کرد؟

رهبری هر جا ببیند خلاف و انحرافی صورت بگیرد ساکت نمی نشیند. الان دیگه فتنه سیاسی تمام شده و فتنه اقتصادی است. اگر آقا بفهمد ساکت نمی نشیند و مردم هم طابع رهبری هستند لذا ما نگرانی از جانب مردم نداریم

آقای بزرگواری چرا هر سوالی که من می پرسم شما می گویید هر چه «آقا» تصمیم بگیرد، مگر در مجلس ما تفکیک قوا نداریم؟

ما در این مملکت تابع رهبری هستیم، قوه مقننه، مجریه، قضاییه و همه دستگاه ها زیر نظر رهبری هستندو افراد و کسانی که در راس قوا هستند هم باید همین فکر را بکنند..

خب در ایام انتخابات شما به کسی رای می دهید که رهبری می گوید نظر من به او نزدیک است الان هم در پایان دوره ریاست جمهوری می گویید اگر رهبری بگوید استیضاح کنید شما وارد می شوید پس مجلس اینجا چه کاره است؟

نه مجلس نظر رهبری را لحاظ می کند. مجلس یک قوه کلی است، چون سیاست های کلی نظام را رهبری تعیین می کند.

من سوالم خیلی ساده است، می گویم کاندیدایی که رهبری تایید کند شما به او رای می دهید و اگر پیام از فتر رهبری برسد که احمدی نژاد را استیضاح کنید شما اقدام می کنید درست است؟

در هر صورت ما تابع نظر رهبری هستیم و آقا اینطور نیست که بگوید به حق تان عمل نکنید. تنفیذ و تایید رای مجلس به عهده رهبری هستند.

الان شنیدید که بازار شلوغ شده در جریان هستید؟

به هر حال این اتفاقات همه گوشه و کنار پیش می آید دیگر. از این بحران هایی که در خارج و داخل برای ما به وجود آوردند را هم مثل سایر بحران ها از این گرده عبور خواهیم کرد شما زیاد ناراحت نباش. 

آیا شما به عنوان یکی از حامیان دیروز احمدی نژاد الان مسولیت این اتفاقاتی که در کشور هست را می پذیرید؟

مسولیت، ما در جایگاهی نیستیم که مسولیت بپذیریم. من نماینده مردم هستم اگر مجلس مسول است من هم مسول هستم به عنوان عضوی از مجلس، از نظر جایگاه حقوقی می گویم. از نظر سیاسی هم نه، یک زمانی ما به آقای رفسنجانی هم رای دادیم، رفسنجانی هم در کارهایش اشکال داشت اینطور نیست که ما بیایم مسولیت به عهده بگیریم.


 


هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به ناآرامی‌های چهارشنبه در بازار تهران و سقوط ارزش ریال، گفته است که اگر جمهوری اسلامی با قدرت‌های جهانی برای روشن کردن ابهاماتی که در مورد برنامه اتمی‌اش مطرح است همکاری کند، تحریم‌ها علیه این کشور می‌تواند به سرعت کاهش یابد.

به گزارش بی بی سی، خانم کلینتون در عین حال به خبرنگاران گفت که اقدامات دولت ایران عامل اصلی سقوط ارزش پول ملی این کشور بوده است نه تحریم های غرب.

او گفت: "دولت ایران تصمیماتی اتخاذ کرده که هیچ ربطی به تحریم ها نداشته و این تصمیمات بر اوضاع اقتصاد در داخل این کشور اثر گذاشته است... البته تحریم ها هم تأثیر خود را داشته، اما این تأثیرات می تواند در کوتاه مدت برطرف شود، به شرطی که ایران به همکاری صادقانه با گروه ۱+۵ و بقیه جامعه بین المللی تمایل نشان دهد".


 


سید ابراهیم نبوی

 

 

 

 

 

آش شور و دستمال آشپزباشی

raport_9107112_dollar_.jpg

از این اتفاقات به ندرت پیش می آید. یک نفر در یک روزنامه ای نوشته است: ديروز «آشفته بازار سكه و ارز» كه از نزديك به ده روز قبل آغاز شده و با شتاب و سرعتي باورنكردني پيش مي رفت به بالاترين سطح آشفتگي طي چند روز اخير رسيد و قيمت ساير كالا و خدمات مورد نياز مردم نيز به موازات آن افزايش يافت.

و بعد هم گفته سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به اين پرسش كه براي مقابله با آشفته بازار سكه و ارز چه اقدامي صورت پذيرفته،گفت «هنوز پرونده اي براي مشكلات اقتصادي پيش آمده نداريم، اما اگر فرد يا گروهي را به عنوان اخلالگر شناسايي كنيم، حتما با آنها برخورد مي كنيم.»

بعد خودش همین چیزی را که نوشته این طور تحلیل کرده که: به بيان ديگر، در حالي كه اين آشفته بازار با هيچيك از معيارهاي شناخته شده قابل توجيه نبوده و طبيعي به نظر نمي رسد و فشار حاصل از آن بر شانه هاي مردم- خصوصا اقشار مستضعف جامعه- سنگيني مي كند، هنوز اقدام درخور توجه و اميدواركننده اي براي مقابله با آن صورت نگرفته است.

این فرد در ادامه دستمالش را در آورده و با دستمالی که دستش بود همچنان نوشته : سخنگوي محترم قوه قضائيه كه به قاطعيت و دلسوزي و مقابله جدي با مفسدان اقتصادي شناخته مي شود، در اين باره كه اخلالگران از سوي چه كساني بايد شناسايي و به قوه قضائيه معرفي شوند گفت:«چندين بار از سيستم اطلاعاتي و امنيتي كشور خواسته ايم كه به طور جدي پي گير اين تغييرات در بازار باشند تا اگر عده اي اخلال مي كنند، شناسايي شوند.»

و باز خودش هر چیزی را که نوشته تحلیل کرده و ادامه داده: تا اينجا مي توان نتيجه گرفت كه دستگاه قضايي در انتظار شناسايي اخلالگران بازار سكه و ارز از سوي مراكز اطلاعاتي و امنيتي كشور است، اما- صرفنظر از اين كه دستگاه قضايي وظيفه پيشگيري از جرم نيز دارد- هنوز افراد يا جريان و باندي به عنوان اخلالگر معرفي نشده اند.

و برایش اين سؤال پيش آمده كه: آيا دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي كشور هنوز براي شناسايي اخلالگران اقدامي نكرده اند؟! يا اقداماتي انجام داده و اخلالگران را شناسايي كرده اند ولي هنوز آنان را به دستگاه قضايي معرفي نكرده اند؟! به نظر می رسد که با تظاهرات عظیمی که توسط معترضین به وضع اقتصادی ایجاد شده عملا نصف بازار سنتی را به عنوان اخلالگر باید شناسایی کنند.

و باز خودش جواب داده :حالت اول بعيد به نظر مي رسد چرا كه مصلحي نشان داده در اينگونه موارد كه پاي منافع ملي و معيشت مردم در ميان است، مثل اژه اي، بسيار حساس است و هر دو متعهدانه عمل مي كنند.بنابراين تنها دو احتمال ديگر باقي مي ماند، اول آن كه افراد و يا جريان خاصي مانع معرفي اخلالگران از سوي مراكز اطلاعاتي و امنيتي به دستگاه قضايي شده اند!

و دوم اين كه مسئولان محترم مورد اشاره در دستگاه هاي اطلاعاتي و قضايي كشور، آشفته بازار سكه و ارز را طبيعي! و عادي تلقي مي كنند كه اين تلقي و ديدگاه در صورت وجود، «فاجعه آميز» است و بايد پرسيد مگر طي ده روز يا چند ده روز اخير چه اتفاق غيرمنتظره اي رخ داده است كه با استناد به آن، افزايش بي رويه و جهشي قيمت سكه و ارز قابل توضيح باشد؟!

و طبق معمول خودش نتیجه گرفته :بديهي است كه وجود برخي از تنگناهاي تحميلي قابل انكار نيست ولي اين تنگناهاي تحميلي با آشفتگي پرشتاب بازار ارز تناسب قابل قبولي ندارد.

و باز برایش سوال پی آمد کرده: از سوي ديگر چرا ساير مسئولان سامان دهي بازار سكه و ارز و مخصوصا؛ وزارتخانه هاي اقتصاد، صنعت و معدن و بازرگاني، بانك مركزي و گمرك در اين باره سكوت كرده اند؟ چرا توضيح نمي دهند كه از آغاز سال جاري تاكنون ده ها ميليارد دلار براي ورود كالا اختصاص يافته ولي بسياري از كالاهاي ياد شده وارد كشور نشده است؟ و چرا براي بازگرداندن دلارهايي كه اختصاص داده اند، راهكار و چرخه قانوني و تعريف شده اي ندارند؟

و باز خودش ادامه داده: وزير اقتصاد گفته، تنظيم بازار ارز برعهده من نيست، وزير بازرگاني پاسخ مشابهي مي دهد، رئيس بانك مركزي از ارزي كه به بانك ها اختصاص داده ولي بانك هاي دريافت كننده آن را در موارد ديگري مصرف كرده اند خبر مي دهد و نمي گوید چرا؟! گمرك درباره چگونگي ورود و خروج كالا و انطباق آن با فرمول قانوني، توضيحي نمي دهد و...نمايندگان مجلس هم كه بعد از يك دوره كار طولاني و طاقت فرسا براي رفع خستگي به مرخصي رفته اند!

و همچنان خودش تنها، مقابله با اين آشفته بازار را در مقايسه با توانمندي هاي برجسته و مثال زدني و بعضا بي نظير جمهوري اسلامي، به آساني امكان پذير دانسته و تعجب کرده كه چرا دست اندركاران زمام بازار ارز را به دست مافياي شناخته شده سپرده و در قلع و قمع آن امروز و فردا مي كنند؟

و بالاخره هشدار داده، مسئولان در هر سه قوه قضائيه و مقننه و مجريه بايد باور كنند، آستين هايي كه به اخلال در بازار ارز ديده مي شود، خالي از دست نيست.

خب بالاخره اتفاق می افتد. آدم وقتی دارد شیشه ها را پاک می کند چشمش به چهار کلمه حرف حساب می افتد... حالا چه اهمیتی دارد نویسنده اش اساسا آدم حسابی نباشد؟ چه فرقی می کند که خودش هم جزو همین کسانی باشد که دستشان توی آستین است؟ به جهنم که این آدم خودش برادر شغال است... به درک کسی که اینها را نوشته، دنبال سهم خودش در این ماجرا می گردد ... مهم این است که وقتی آش تا این حد شور می شود، یواش یواش همه زبانشان باز می شود... حتی برادرحسین شریعتمداری، بوق نظام ولایی

آینه فراموش نشود

raport_9107114.jpg

نمی شود که همیشه آدم برود رو به روی پنجره بایستد و داد و فریاد راه بیاندازد و طلبکار باشد. یعضی وقت ها هم باید در و پنجره را بست و ایستاد رو به روی یک آینه ... خیلی از داد و بی داد ها و بدبختی ها هم زیر سر همان کسی است که توی آینه ایستاده و بر و بر دارد به شما نگاه می کند. اصلا مگر آن کسی که تا همین نیم ساعت پیش داشتید سرش فریاد می کشیدید و فکر می کردید عامل همه مصیبت های دنیاست، از یک کره دیگر آمده؟ او هم یکی مثل شما . شما هم یکی مثل او .منم یکی مثل هر دو نفر شما. فقط جایمان با هم فرق می کند. چه تضمیمی وجود دارد، اگر شما آنطرف پنجره بودید یا من ، همان آدمی که دارید سرش فریاد می کشیدید، سرمان فریاد نکشد. این مثل مشت نمونه خروار و از ماست که بر ماست، خیلی هم مثل های بی ربطی نیستند. واقعا گاهی وقت ها مشت نمونه خروار است. وقتی یک خروار ... بگذریم.

raport_9107113_sharhesm.jpg

سایت خبر آنلاین، روز دهم مهرماه فهرست کتاب های پرفروش شهریور ماه را منتشر کرده و نوشته است : در لیست پرفروش‌ترین آثار فرهنگی هفته گذشته، کتاب «شرح اسم» زندگی نامه خواندنی رهبر معظم انقلاب از تولد تا ۱۳۵۷ با شرح ناگفته هایی از زندگی شخصی و خانوادگی در کنار بیان برخی مسائل مربوط به مبارزات انقلابی همراه با عکس ها و اسناد منتشر نشده، در صدر لیست پرفروش ها قرار گرفت. همچنین «مفاتیح الحیات»آیت الله جوادی آملی که در پنج ماه به چاپ پنجاه و هشتم رسیده نیز در هفته گذشته همچنان مخاطبان خود را حفظ کرده است.

رمان پرفروش «شوهر عزیز من» نیز که به تازگی به چاپ سوم رسیده در هفته گذشته طرفداران قابل توجهی را مجاب کرد تا گوشی تلفن را بردارند و کتاب را به «سام» سفارش دهند و آن را رایگان در محل کار یا منزل، دریافت کنند.

البته که این آمار نشان دهنده در خواست های واقعی همه مردم نیست. البته که خیلی از کتاب هایی که باید چاپ شود و اگر چاپ شود جایش اول این فهرست می شود. البته که از هر ده انتشاراتی هشت تا تعطیل شده و هر چه مانده از همان هایی است که ای کاش نمانده بود. البته که قیمت کاغذ در طول هشت ماه دو برابر شده و ناشر جرات نمی کند کتاب منتشر کند ... ولی باز هم به هر حال نباید آینه را فراموش کنیم.

این هم لینک فهرست و جدول فروش

یک اشتباه کوچولو

raport_9107115_alkazemi.jpg

وقتی می گویند ایران می تواند یکی از بهترین کشورهای دنیا برای صنعت توریسم باشد و تمام هزینه هایش را که نه خب... بخش زیادی از هزینه هایش را از همین صنعت مفرح به دست بیاورد، مرض که ندارند دروغ بگویند. همه اش که تخت جمشید و پاسارگارد و نقش رستم نیست که رفته باشد زیر آب، یا میدان نقش جهان و سی و سه پل و ارگ بم که از فهرست جهانی خارج شده باشد و در حال تخریب روز افزون باشد، یا حتی دریاچه ارومیه و زاینده رود که خشک شد، یا موزه هایی که کفش را هم جارو کردند... خیلی چیز های دیگر هم می تواند توریست و گردشگر جذب کند. شما خیال کنید بگوید در یک کشوری یک دختر سیزده ساله در زیر زمین خانه شان انرژی اتمی را کشف کرده، یا یک آقایی همینطوری به علف روی زمین نگاه می کند و می گوید در عمق هزار متری مثلا فلان است، یا ما یک موشکی درست کردیم که هزار کیلومتر برخلاف جاذبه زمین می رود هوا یا اصلا همین آقا ... همین علی آقا آل‌کاظمی که از پژوهشگران حوزوی است و در تفسیری از آیه ۳۶ سوره «اسراء»٬ قوانین و تخلفات راهنمایی و رانندگی را استخراج کرده ... خب همه اینها هم می توانند جزو جاذبه های توریستی محسوب بشوند.

آقای آل‌کاظمی نوشته، عمل به آیه ۳۶ این سوره «موجب سلامت وسیله نقلیه و راننده و سر نشینان و نیز تسهیل در امر ترافیک» خواهد شد... همان آیه ای که می گوید: « از کاری که علم نداری پیروی نکن» ... خب این دقیقا دارد به موتور ماشین و میل لنگ و چار شاخ گاردان اشاره می کند... ولی هنوز هیچ کس نفهمیده بوده... خب این آقا فهمیده... مشکلی دارید؟

تازه «سبقت‌های غیر مجاز»٬ «سرعت بیش از حد »٬ «رانندگی در حال مستی و خواب آلودگی»٬ «عبور از چراغ قرمز» و «عدم استفاده از کمر بند ایمنی» هم در همین آیه مذکور نهی شده ... یعنی خدا هزار و چهار صد سال پیش تمام قوانین راهنمایی و رانندگی را هم یک جوری که فقط این علی آقا بتواند درش بیاورد، توی این آیه لحاظ کرده... تا اینجا که فقط خود آیه بود. در تفسیرش هم « صحبت با موبایل در حال رانندگی»٬ «عدم اعتماد به سلامت ترمز و امکانات خودرو»٬ «نداشتن زنجیر چرخ در زمستان» و «دنده عقب رفتن در بزرگ راه‌ها» را می شود در آورد... البته ما هر چه به این علی آقا اصرار کردیم که بقیه اش را هم بگذارد وقتی مهمانان خارجی آمدند در بیاورد، قبول نکرد و «توقف در حاشیه بزرگ راه‌ها»٬ «حرکت‌های نمایشی»٬ «عدم رعایت حق تقدم عابر پیاده» و «تردد با لاستیک‌های فرسوده"» را هم بالاخره از یک جایش در آورد و داشت می رفت سراغ«نشاندن کودکان در صندلی جلو»٬ «بوق زدن‌های غیر ضروری و غیر مجاز» و «سبقت از دست راست خودرو‌ها»، عدم استفاده از نوربالا در شب و ... که ما متوجه شدیم این بنده خدا چشمش ضعیف است. می خواسته قرآن را بردارد، کتاب قوانین راهنمایی رانندگی را برداشته و همینطور بی ترمز دارد تفسیرش می کند.

اما به هر حال این پروژه درآمد های توریستی را جدی بگیرید.

زن جان حالش از همه بهتر است

raport_9107115_zanjan.jpg

بعضی وقت ها آدم خودش یک اتفاقی را هر روز با چشم های خودش می بیند، ولی باورنمی کند. بعضی وقتا اصلا آدم خودش جزو یک اتفاق است، ولی باز هم باور نمی کند. یعنی نه اینکه باور نکند، شاید بر اثر تکرار خیلی جدی نمی گیرد. اما وقتی همان اتفاق را یک نفر بیاید با عدد و رقم و ... نشانش بدهد و برایش توضیح بدهد که چه اتفاقی دارد می افتد و تو هر روز از کنارش بی تفاوت رد می شوی، شاید باورش بشود و به برای تمام روزهایی که گذشته و تمام روزهایی که هنوز نیامده فکری بکند.

بر اساس یافته‌های یک پژوهش در مورد شادکامی مردم ایران و عوامل موثر بر آن، از میان ۳۰ استان مورد بررسی، استان زنجان با ۳/۶۹ میانگین امتیاز شادکامی، شادترین استان کشور و استان یزد را با ۳/۱۲ میانگین امتیاز شادکامی، پایین‌ترین سطح شادکامی را دارند. همینطور استانهای گلستان، بوشهر، هرمزگان و کردستان از میزان شادکامی بالاتری از خط میانگین برخوردارند.

بر اساس همین پژوهش که بر روی ۲۷ هزار و ۸۸۳ ایرانی ۱۸ تا ۶۵ سال در کشور انجام شده است، نشان می دهد بیشتر مردم کشور (۳۹.۳ درصد) از شادکامی سطح متوسطی برخوردارند. ۳۵.۴ درصد هم شادکامی خود را کم می دانند و این وسط، فقط ۳ درصد مردم خودشان را در سطح «بسیار زیاد» شادکام می‌دانند.

همینطور معلوم شد مجردها، شادتر از متاهل‌ها ، دانش‌آموزان و دانشجویان شادتر از خانه‌دارها و شاغلان هستند...

آدم ناخودآگاه یاد این شعر سید علی صالحی می افتد

حال همه ما خوب است
اما ...، تو باور نکن

این هم خبر کاملش که بخوانید و بدانید و می خواهید باورکنید یا نه

در زیرزمین های شهر چه خبر؟

raport_9107116_zirzamin.jpg

دو موضوع را در راپورت های این صفحه سعی می کنیم از قلم نیاندازیم؛ یکی موسیقی است و دیگری کتاب. لابد می خواهید بگوئید با این دلار دو هزار تومانی که در عرض یک ماه قیمتش از دو هزار تومان به چهار هزار تومان رسیده، دیگر چه کسی به موسیقی گوش می دهد و چه کسی کتاب می خواند؟ از قضا می خواهم بگویم که درست در همین برهه زمانی نباید این دو تا را فراموش کنیم. اگر کتاب می خواندیم و موسیقی درست و درمان گوش می دادیم حتما وضع مان خیلی بهتر از حالا بود. اصلا بیخودی چرا دارم دلیل می آورم، موسیقی و کتاب در هر حال موضوعی است مهم، حالا تورم ده درصد باشد یا چهل درصد. و اتفاقا در تمام دنیا یکی در تهران و آن دیگری در مشهد و آن یکی در تبریز و این یکی در سوئد و آن یکی در سیاتل آمریکا نشسته اند و هر کدام دارند کاری برای موسیقی کشور می کنند. راستش را بخواهید من خودم عاشق چند تا از تصنیف های شجریان هستم، حتی تحمل بعضی از ترانه های شهرام ناظری را هم دارم، حالا اینکه عاشق صدای هنگامه اخوان و سیما بینا هستم بماند، ولی یک چیزی وجود دارد به نام موسیقی دیگر، یعنی " دگرآوا" یا بقول خارجی ها یا همین حسام گرشاسبی موسیقی آلترناتیو. ما به این موسیقی نیاز داریم. تمام سالهای جنگ در شهر تهران شنیدن صدای شجریان و شهرام ناظری تقریبا ممنوع بود، یعنی باید از زیر زمین نوارهای تازه و کهنه شان را پیدا می کردیم و گوش می کردیم. اما صدای موسیقی پینک فلوید و تنجرین دریم و هزار تا گروه دیگر را هر روز از برنامه های تلویزیون می شنیدیم. موسیقی برنامه ایران در جنگ موسیقی پینک فلوید بود، موسیقی متن برنامه چهل سال قبل در همین روز آغاز موسیقی " تایم" پینک فلوید بود و از هر جایی صدای موسیقی راک و پاپ و کلاسیک و محلی می آمد. در دوره اصلاحات هم داستان موسیقی راک و پاپ و متال و آلترناتیو جدی تر شد. در همین دهه هشتاد شمسی بزرگترین اتفاقات در موسیقی متفاوت ایران افتاد. سی تا چهل گروه شروع به تولید موسیقی کردند. خیلی هاشان مثل نامجو و کیوسک و اوهام آمدند روی زمین، خیلی های دیگر هنوز زیر زمین اند. الآن سالومه دارد موسیقی هیپ هاپ تولید می کند، بهرام و هیچکس دارند موسیقی هیپ هاپ خیابانی تولید می کنند، اوهام بالاخره بعد از سیزده سال کنسرت برگزار کرد. نامجو دائما کار تازه می کند و آرش سبحانی با همه قدرتش مشغول تولید موسیقی درست و حسابی است و پنجمین آلبوم اش را هم بیرون داده.

لابد از هیچ کدام خبر ندارید؟

چه کنم؟

تنها کاری که می توانم بکنم این است که برایتان این موسیقی ها را معرفی کنم. سایت اینترنتی زیرزمین دائما خبرها و مقاله ها و گزارش های موسیقی زیرزمینی ایران را منتشر می کند. یک آقای باحال پرتلاش به نام نصیر مشکوری هم که سایتی به اسم بشکن دارد موسیقی زیرزمینی را دنبال می کند و مقاله و گزارش و تحلیل و مصاحبه منتشر می کند. شرکت بم آهنگ با همت بابک خیاوچی در سیاتل سی دی های جدید منتشر می کند. بابک چمن آرا هم که خدای موسیقی روزمینی و زیرزمینی است. حسام گرشاسبی هم که رفیق من است. هویجوری. بروید مقالات نصیر مشکوری را بخوانید. سایت بشکن را سربزنید. تهران اونیو نمی دانم چه شده، فکر کنم اندکی مشکل مالی دارند، وگرنه آنها خودشان اصل قضیه اند. بهزاد بلور هم که نمی دانم چرا هر کاری می کنم نمی توانم با او هم فاز بشوم کلی دارد کار می کند.

سی دی ها را بخرید، به سایت ها سربزنید.

زیرزمین های شهر خیلی خبرهاست.

کتاب من هم با نام " آوای زیرزمین" بزودی منتشر می شود.

این لینک مقالات نصیرمشکوری که خوب است ببینید

این هم لینک سایت بشکن که بهتر است سری به آن بزنید

این هم لینک سایت زیرزمین جهت اطلاع از موسیقی زیرزمینی ایران


 


در پی شلیک چند خمپاره از داخل سوریه به خاک ترکیه و کشته شدن دستکم پنج شهروند ترک، ارتش ترکیه اهدافی در خاک سوریه را گلوله باران کرد. همزمان، اجلاس اضطراری ناتو در بروکسل برگزار شد و اعضای پیمان آتلانتیک شمالی - ناتو - خواستار توقف فوری تعرض به یکی از اعضای خود شدند.

دفتر رجب‌طیب‌ اردوغان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، در پاسخ به آتش نیروهای سوری که به مرگ پنج غیرنظامی ترکیه‌ای انجامید، ارتش ترکیه هدف‌هایی را در خاک سوریه مورد حمله قرار داد.

به گزارش رادیوفردا، در بیانیه دفتر نخست‌وزیر ترکیه آمده است: «نیروهای مسلح ما در منطقه مرزی، بلافاصله به این حمله شنیع پاسخ دادند.»

‌در ادامه این بیانیه آمده است که هدف‌هایی که با رادار در خاک سوریه شناسایی شده بودند، به توپخانه مورد هدف قرار گرفتند.

بیانیه دفتر رجب طیب اردوغان تصریح کرده است: «ترکیه هرگز چنین اعمال تحریک‌آمیزی از سوی رژیم سوریه علیه امنیت ملی‌مان را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.»

در ادامه این بیانیه آمده است که احمد داوود اغلو، وزیر خارجه ترکیه، تلفنی با بان گی مون، دبیر کل سازمان ملل و  وزیران خارجه چندین کشور در شورای امنیت گفت‌وگو کرده و آنها را در جریان این حادثه قرار داده است.

وزیر خارجه این کشور با دبیرکل ناتو، فوگ راسموسن، هم، برای نشست اضطراری اعضای ناتو صحبت کرد.

به گزارش خبرگزاری ها، سازمان نظامی ناتو که ترکیه نیز عضو آن است، ساعتی بعد در این خصوص جلسه اضطراری تشکیل داد.

یک مقام ناتو به رویترز گفته بود که  اعضای ناتو تحت بند چهار این پیمان با یکدیگر دیدار خواهند داشت.

بند چهار پیمان آتلانتیک شمالی، می‌گوید هنگامی که بنا بر عقیده یکی از اعضا تمامیت ارضی، استقلال سیاسی یا امنیت یکی از اعضا مورد تهدید باشد، اعضای ناتو در این باره نشست مشورتی برگزار ‌می‌کنند. آخرین خبرها از برگزاری نشست اضطراری ناتو در بروکسل حکایت دارد. ناتو در این جلسه خواستار توقف فوری تعرض به یکی از اعضای خود شد.

به گزارش رویترز،‌ در همین حال، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، از ترکیه خواست که همه کانال‌های ارتباطی با سوریه را باز نگه دارد. وی کمی پس از آن، با صدور بیانیه‌ای از سوریه خواست به حاکمیت ملی همسایگانش احترام کامل بگذارد و خشونت علیه مردم سوریه را نیز متوقف کند.

از سوی دیگر هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا با ابراز انزجار از پرتاب خمپاره از مرزهای سوریه با خاک ترکیه، اظهار داشت که واشینگن برای اتخاذ گام بعدی با آنکارا در تماس خواهد بود.

هیلاری کلینتون با اشاره به اوضاع منطقه آن را «بسیار بسیار خطرناک» توصیف کرد.

در واکنش به این رویدادها، عمران زعبی وزیر اطلاع رسانی سوریه شانگاه چهارشبنه گفت که نهادهای مسئول سوری درباره طرفی که خمپاره را از خاک سوریه به سمت ترکیه شلیک کرد، تحقیق خواهند کرد.

زعبی در مصاحبه با تلویزیون دولتی سوریه گفت: «نهادهای مسئول درباره آتش باری که باعث شهید شدن یک زن و فرزندانش شد، تحقیق خواهند کرد و در این راه جدی هستند.»

او همچنین افزود: «به خانواده این زن شهید و مردم دوست و برادر سوریه تسلیت می گوییم.»


 


لورا سکور: نویسنده و گزارشگر ویژه مسائل ایران در نشریه نیویورکر از سال ۲۰۰۴ است. وی سابقا در نشریات نیویورک تایمز و بوستون گلاب به نوشته مقالاتی در مسائل خاورمیانه و ایران می پرداخت.

منبع: نیویورکر

ترجمه: ندای سبز آزادی

این هفته پس از هشت سال نمایش احمدی‌نژاد در نیویورک به پایان رسید. او که در تابستان آینده بعد از برگزاری انتخابات دفتر ریاست جمهوری را ترک می‌کند در آخرین حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل سخنان همیشگی‌اش را تکرار کرد: لفاظی‌های ضد‌اسرائیل، اشاره به اینکه یازده سپتامبر توطئه دولت آمریکاست، همراه با نشست طولانی با گزارشگران تلویزیونی (این بار با پیر مورگان) که در آن با لبخند از پاسخ گفتن به سوالاتی مانند سلاح هسته‌ای و حمله اسرائیل طفره رفت؛ سخنرانی طولانی و خسته‌کننده در مجمع عمومی رو به صندلی‌های خالی در مورد یک قدرت غیرقابل اعتماد غربی که با ادعای بیجا به خود حق می‌دهد نقش پلیس در جهانی بازی کند که زیر فشار و زورگویی آن کشور شوربخت‌اند است.

این موضوع به یک نمایش بی‌نظیر تبدیل شده بود. نمایشی که اکنون فقط مورد توجه گردشگرانی است که از نیویورک بازدید می‌کنند (نمایشهایی در نیویورک هست که سالها اجرا می‌شوند و فقط توریستها برای دیدن آنها می‌روند چرا که ساکنین نیویورک سالها قبل آن را دیده اند). معلوم نیست که از چه زمانی نمایش احمدی‌نژاد از اهمیت افتاد: وقتی که پلیس نیویورک اجازه بازدید از برج‌های تجارت جهانی به او نداد یا معرفی مفتضحانه رئیس دانشگاه کلمبیا پیش از سخنرانی او در پاییز 2009 یا وقتی که ایرانیان بیشماری به نیویورک آمدند که به سرکوب خونبار معترضین انتخابات اعتراض کنند یا پارسال که او مدعی شد در ایران زندانی سیاسی نداریم، همان‌طوری که به مخاطبین خود در دانشگاه کلمبیا گفته بود ایران همجنس‌باز ندارد. شاید از زمانی که صفت «آتشین» به توصیف سخنرانی‌های او چسبید اگر چه مضامین حرفهایش سال بعد از سال تغییر نکرد.

اگر بخواهیم انصاف داشته باشیم احمدی‌نژاد تنها کسی نیست که همان یک یادداشت را بارها می‌خواند. هر سال، گزارش می‌شود که ایران با ساخت سلاح هسته‌ای یک سال فاصله دارد. هر سال، گزارش می‌شود که اسرائیل قصد دارد ایران را در سال آتی بمباران کند و هر سال افراد آگاه و متخصص اینترنت را از مطالبی با مضمون محکوم کردن جنگ با ایران علیرغم غیر قابل اجتناب بودن آن، پر می‌کنند. دوباره سپتامبر هر سال احمدی‌نژاد به نیویورک برمی‌گردد، بی‌آنکه خبری از جنگ یا بمب اتم شده باشد.

اما از زمان به قدرت رسیدن احمدی‌نژاد در سال 2005 اتفاقات و تغییرات زیادی در ایران افتاده است. او به عنوان کاندیدای نظام به قدرت رسید و اقتصادی را در دست گرفت که بیمار بود، ولی نابود نشده بود، دولتی که سردرگم بود ولی کاملا بدگمان و بی‌چاره نبود. امروز رئیس جمهور یک فرد منزوی است. رابطه‌اش با رهبری به تیرگی گراییده. بهار گذشته، احمدی‌نژاد اولین رئیس جمهور ایران بود که مورد مواخذه خصمانه مجلس قرارگرفت، دوستان نزدیکش از شرکت در فعالیت‌های سیاسی منع شدند و یکی از مشاوران عالی‌رتبه‌اش به زندان افتاد. کار به جایی رسید که رهبر ایران ایده از بین بردن مقام ریاست جمهوری و تاسیس حکومت پارلمانی را بر زبان‌ها انداخت.

گرچه سیاستهای اقتصادی احمدی‌نژاد مدت‌ها پیش از اجرای تحریم‌ها به آتش تورم دمیده بود اما شرایط در سال گذشته به وخامت بی‌نظیری رسیده است. در یک سال گذشته ارزش ریال ایران دویست و پنجاه درصد کاسته شده و قیمت مرغ سه برابر شده است که منجر به تظاهرات عمومی در نیشابور شد و جوکهای بیشماری درباره «بحران مرغ» به اینترنت سرازیر شد. در این شرایط نیویورک می‌بایست یک هواخوری دلپذیر برای احمدی‌نژاد باشد، نه فقط به خاطر اینکه مرغ ارزان برای شام مهیاست بلکه به دلیل که او در نیویورک آدم مهمی است و در تهران یک موجود بی‌ربط.

از بین رفتن قدرت رئیس جمهور در ایران یکی از نشانه‌های متعدد از گسترش خفقان توسط رهبری است. ایران بیش از هر کشور دیگری روزنامه‌نگار زندانی دارد، رهبران مخالف در حبس خانگی بسر می‌برند و حتی دو فرزند رئیس جمهور سابق ایران که روزی بسیار قدرتمند بود در زندان اوین بسر می‌برند. همان هفته‌ای که احمدی‌نژاد به نیویورک سفر کرد، جی‌میل و گوگل در ایران فیلتر شدند و شایعه شده بود که این اولین گام در جهت تاسیس اینترنت کاملا کنترل شده ملی است.

ایالات متحده که تنها دغدغه‌اش برنامه‌ی هسته‌ای ایران است با مقاومت سرسختانه تهران، علیرغم تحریم‌های بی‌سابقه‌ی چندجانبه‌ که دولت اوباما از دو سال پیش وضع کرده، روبرو شده است. تحریم نقت، صادرات نقتی ایران را حداقل یک میلیون بشکه در روز کاهش داده، تحریم‌های مالی، از جمله تحریم بانک مرکزی آثار مخرب‌تری از تحریم نفتی برجای گذاشته‌اند. اگر هدف ایجاد مشکل برای ایران بوده باشد این تحریم‌ها موثر بوده‌اند. در این شرایط هیچکس بهتر طبقه متوسط ایرانی که خود تحت فشار بود، درد حاصل از این تحریم‌ها را احساس نمی‌کند. اگر هدف تحریم‌ها توقف برنامه هسته‌ای ایران بوده است، تاثیر آن کاملا مشخص نیست. رژیم ایران هیچوقت مشکلی با ادامه سیاست‌هایش در عین نارضایتی عمومی نداشته و هرگز تلاشی برای جلب رضایت عموم نکرده است.

مذاکرات متعدد هسته‌ای هیچکدام به جایی نرسیده‌اند. هواداران این سیاست معتقدند که زمان بیشتر لازم است. به هر حال گفته می‌شود که تحریم‌ها منطق خاص خود را دارند، تا زمانی که تحریم‌ها به اهدافشان نرسیده باشند، باید به شدت آنها افزوده شود. به این معنی که فشار و برخورد برای ایران بدون امید به خلاصی ادامه یابد.

مخالفان تحریم‌ها دوسته‌اند، دیپلماسی بدون تحریم و فشار، جنگ. اگر دیپلماسی بدون فشار راه ممکنی بود، با وضع اولین تحریم از بین رفت. اما گزینه حمله نظامی بدترین راه ممکن به نظر می‌رسد. یازده روز پیش از برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل یک گروه فراحزبی در نیویورک به نام «پروژه ایران» گزارشی با عنوان «اظهار نظر در مورد فواید و مضرات حمله به ایران» منتشر کرد. این گروه که از متخصصین بلندپایه سیاست‌خارجی که در تصمیمات وزارت خارجه موثرند تشکیل شده گزارش داده است که حمله نظامی ایالات متحده و اسرائیل همراه با حمله سایبری و عملیات زیرزمینی می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را حداکثر چهار سال به تعویق بیاندازد. اما این حمله هزینه‌های قابل توجهی برای منافع اسرائیل و آمریکا در بر خواهد داشت. اگر اسرائیل به تنهایی عمل کند تنها می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را به مدت دو سال به تعویق بیاندازد. بمباران ایران، در دراز مدت، احتمال هسته‌ای شدن ایران را بیشتر می‌کند. اهداف دراز مدت مانند تغییر نظام نیاز به اشغال ایران دارد که به عقیده تهیه کنندگان این گزارش هزینه‌های جانی و مالی بیشتری از مجموع دو جنگ عراق و افغانستان خواهد داشت.

سیاست‌گذاری در مورد ایران برای ایالات متحده به یک مسئله بغرنج تبدیل شده است. همه گزینه‌های پیش روی ما بد هستند، اهدافمان مبهم و مردم ایران توسط دولتهای ایران و ما به گروگان گرفته شده‌اند. نمایش احمدی‌نژاد ممکن است به پایان رسیده باشد اما نمایش تکرار مکرر روزهای یکسان تازه شروع شده است.

 

 


 


محمد آزادی از زندانیان عاشورای سال ۸۸، پس از تحمل ۲۷ ماه حبس، از زندان آزاد شد.

به گزارش سحام، محمد آزادی بیست و یکم خرداد سال ۸۹ و پس از شناسایی تصاویرش در تجمعات مردی روز عاشورای سال ۸۸، در خانه پدری اش در خرم آباد بازداشت شده بود. او دو هفته در بازداشتگاه اداره اطلاعات خرم آباد نگهداری شد و در این مدت خانواده اش هیچ اطلاعای از او نداشتند. وی در این مدت چندین بار از سوی ماموران اداره اطلاعات مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت. آزادی سپس به زیرزمین ساختمان پلیس اماکن ناجا واقع در خیابان مطهری تهران منتقل شد و سه هفته نیز در انفرادی های آنجا مورد بازجویی و ضرب و شتم قرار گرفت. وی در تمام این مدت اجازه تماس تلفنی با خانواده اش را پیدا نکرد.

آزادی پس از آن با درخواست مکرر برای انتقال به بند عمومی، به بند اشرار زندان قزلحصار منتقل شد. او ده ماه در میان زندانیان خطرناک بند اشرار قزلحصار نگهداری شد و در مقابل درخواست های مکررش برای انتقال به زندان اوین پاسخی دریافت نکرد.

 

او در این مدت بارها درخواست انتقال به بند ۳۵۰ را داده بود که با مخالفت مواجه می شد. محمد آزادی سرانجام در شب یلدای سال ۹۰ به بند ۳۵۰ منتقل شد و در همان زمان بود که حکم ۵ سال حبس او به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی تایید شد.

 


 


نازنین دیهیمی دختر خشایار دیهیمی صبح سه‌شنبه برای اجرای حکم ۸ ماهه خود روانه زندان اوین شد.

به گزارش کلمه، نازنین دیهیمی متولد ۱۳۶۷ دانشجوی رشته تئاتر دانشگاه تهران، هفته گذشته برای اجرای حکم احضار شده و ۱۱ مهر ماه خود را برای گذراندن هشت ماه محکومیت به زندان معرفی کرد و به بند زنان سیاسی زندان اوین منتقل شد.

دیهیمی ۲۵ بهمن سال ۹۰ بازداشت و به مدت دو ماه در زندان اوین در بازداشت موقت بسر برد. او به اتهام اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت ملی به ۸ ماه حبس تعزیری و ۴ ماه حبس تعلیقی محکوم شد که این عین حکم در دادگاه تجدید نظر هم تایید شد.

نازنین دیهیمی دختر خشایار دیهیمی مترجم و نویسنده که خود نیز مترجم ادبیات کودک است، تا امروز کتاب‌های بسیاری را برای کودکان ترجمه کرده است.


 


سایت ارزشی ها ، طی مصاحبه ای با فردی به نام حمید عبدلی اشکار ساخت سعید تاجیک، فرد توهین کننده به فایزه هاشمی مسوول گردان ضد اغتشاش بسیج است و نقش فعالی در سرکوب جنبش سبز در سال ۸۸ داشته است.

وی درباره سعید تاجیک گفته که وی  ۵ سال جبهه بوده و سابقه ۱۳ بار موج گرفتگی دارد.

وی گفته که سعید تاجیک کارمند پالایشگاه تهران است و افزوده که وی در سال ۸۸  مسئولیت گردان ضد اغتشاش بسیج را به عهده داشته است. 

دوست سعید تاجیک گفت که در دادسرا به او  گفتند بهتر است اظهار ندامت بکند.


 


روابط عمومی شهرداری تهران نسبت به اظهارات روز گذشته احمدی نژاد در نشست خبری پیرامون این نهاد واکنش نشان داد.

 روابط عمومی شهرداری تهران خواستار معرفی بلواری شده است که احمدی نژاد از قطع درختان آن خبر داده بود.احمدی نژاد گفته بود"همین امروز از یک بلواری رد میشدیم که پر درخت های قدیمی بود، پریروز رد می شدیم ، امروز هم رد شدیم همه درخت ها را برداشتند برای خیابان کشی، یک خبر منتشر نمی شود".

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته