
ندای سبز آزادی - سعید تاجیک متهم اصلی پرونده فحاشی به دختر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفتگویی که با وب سایت روزآنلاین داشته است، ضمن تکذیب خبر بازداشت خود، مجدداً علیه مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی فحاشی کرده است.
به گزارش ندای سبز آزادی تاجیک در این گفتگو ضمن رد خبر دادستان کل کشور درباره دستگیری اش گفته است: من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم الان ۲۰ ماهه اغتشاشه. شما دارین می بینین که این دختر هرزه کثیف شترسوارساندویچ خورـ یعنی با همین لحن گفتم ها..ـ هر موقع شما گرفتینش میگه من دارم ساندویچ می خورم. این چه ساندویچیه که ۲۰ ماهه داره گاز می زنه تموم نشده! اینها از تمام خط ها عبور کردن. به خدا و پیغمبر و امام و حضرت امام و حضرت آقا توهین کردن. شما هیچکدومتون رگ تون بیرون نزد. اکثر مسئولین نظام، بخصوص خیلی از حوزوی های ما خفه خون گرفته بودن.. مقام هاشمی بالاتره یا نعوذبالله مقام آقا امام زمان؟ مقام هاشمی بالاتره یا مقام حضرت آقا؟ این همه این کثافت ها از تمام خط قرمزها عبور کردن، به تمام مقدسات ما توهین کردن هیچکس رگ اش بیرون نزد، اون وقت من به کره هاشمی گفتم یابو به تریج قبای همه برخورده؟
متن گفتگو به شرح زیر است:
از روز زنگ می زنم. می خواستم در مورد خبر دستگیری شما صحبت کنم. صحت داره این خبر؟
نه! تکذیبش می کنم. دیروزهم بچه هابه من گفتن. برای من فرستادن خبرو. نه! تکذیب میشه. البته می دونم شیطنت کیه...
شیطنت کی؟
تلفنی نمی تونم بگم، دارن شیطنت می کنن سر یک موضوعی. دارن یک محکی می زنن. می دونم ام کار کیه. حالا انشالله بمونه جواب شونو خودمون بدیم.
پس نگرفتن شمارو؟
حاج خانوم!من الان سرکار هستم.
بله ماهم تعجب کردیم. ولی خب دادستان کل کشور گفتن. همه سایت هام نوشتن...
نه؛نه. البته قبل از عید دستگیر شده بودم. یک هشت نه روزی هم اوین بودیم. یک سه روزی هم اعتصاب غذا کردیم.
ای بابا! اعتصاب غذام کردین؟!
بله. بعد خلاصه دیدیم صدامون بیرون نمی رسه، آخه آقایونم به اصطلاح می خواستن جامعه ملتهب نشه. چون از دانشگاه های اقصی نقاط کشور با من تماس می گرفتن که اگر شمارو بگیرن ما می ریزیم جلو قوه قضاییه. آقایونم شنود می کردن دیگه... الان هم تلفن داره شنود میشه ولی بذار نفر سوم هم بشنوه که یک خرده حالش جا بیاد... خلاصه دیدن بچه ها دارن با ما تماس می گیرن، از بقیه جاهام، حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم به ما مراجعه می کردن که اگر شما رو بگیرن ما میریم جلو قوه قضاییه. خلاصه دیگه هفت هشت روزی ما رو بردن اوین. چند روزی اوین بودیم و مابقی شم از ما پذیرایی کردن...
از شمام پذیرایی کردن حاج آقا!
نه! کتک متک نه! بردنمون ....[مفهوم نیست]. بعدشم دو سه روز آخر بنده اعتصاب غذا کردم. اعتصاب غذام هم سه دلیل داشت: یکی اینکه خودم رو تنبیه بکنم در وهله اول که حضرت آقا رو تو این قصه اذیت کردم. دوم اینکه اعتراض داشتم به عملکرد قوه قضاییه؛ اعتراض شدید. سوم هم اینکه به خود آقای دادستان هم عرض کردم که هاشمی و خاندانش و زنش و بچه هاش و بخصوص فائزه، اونام باید دستگیر بشن. توجه کردی؟
بعله. راستی حاج آقا اون حرف هایی که در فیلم می شنویم واقعا گفته شده؟
ببینین من البته ماهواره ها رو نگاه نکردم که ببینم کدوم فیلم رو گذاشتن. دو تا کیلیپ بود؛ اونی که گفتم دهنتو جر میدم، پدرتو در میارم، درست بود، اونارو خودم گفتم. به آقای دادستان هم گفتم کتمان نمی تونم بکنم.حرفی رو که بوده زدم، اونم به خاطر اینکه قوه قضاییه با اینا برخورد نکرد، این آتشفشان در درون من غلیان کرد، یکدفعه منفجر شد. حالامنتظر بدتر از ایناشم باشن. منتها حضرت آقا [خامنه ای] گفتن فحاشی به طور کلی نفی میشه که مام روی چشم مون میذاریم و فرمایش مقام معظم رهبری رو نصب العین خودمون قرار میدیم اما اون فحش رکیکی رو که آخرش هست من به طور کلی تکذیب می کنم. من فحش ندادم. اونو کس دیگه گفته. توجه می کنین؟
بعله! حالا اصلا فیلم رو کی گذاشته؟ یک ذره مشکوک به نظر نمی رسه؟
خب مشکوک که کل داستان مشکوکه، ولی من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم که والله قسم من کارم عمل به هنگام بود. من برخورد با اینا رو جزو زندگیم می دونم و واجب هم هست. یعنی به خودم واجب می دونم که با اینا برخورد کنم. به دادستان ام عرض کردم من پامو از اینجا بذارم بیرون حیثیت برای هاشمی نمیذارم؛ چون شما برخورد نکردین حالا خود ملت باید برخورد قهر آمیز بکنن. همون روزی که حضرت امام فرمودن اگر مسئولین به داد شما نرسیدن راسا اقدام بکنید، تکلیف رو روشن کردن. خب مام می خوایم راسا اقدام بکنیم. توجه کردین؟
بعله! ولی حاج آقا رئیس قوه قضاییه که منصوب حضرت آقاست. باید عمل بکنه. به نظر شما چرا نمی کنه؟
حاج خانم! قوه قضاییه گندشو درآورده. الان تمام اعتراض ما روی قوه قضاییه س. من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم الان ۲۰ ماهه اغتشاشه. شما دارین می بینین که این دختر هرزه کثیف شترسوارساندویچ خورـ یعنی با همین لحن گفتم ها..ـ هر موقع شما گرفتینش میگه من دارم ساندویچ می خورم. این چه ساندویچیه که ۲۰ ماهه داره گاز می زنه تموم نمیشه! اینها از تمام خط ها عبور کردن. به خدا و پیغمبر و امام و حضرت امام و حضرت آقا توهین کردن. شما هیچکدومتون رگ تون بیرون نزد. اکثر مسئولین نظام، بخصوص خیلی از حوزوی های ما خفه خون گرفته بودن.. مقام هاشمی بالاتره یا نعوذبالله مقام آقا امام زمان؟ مقام هاشمی بالاتره یا مقام حضرت آقا؟ این کثافت ها این همه از تمام خط قرمزها عبور کردن، به تمام مقدسات ما توهین کردن، هیچکس رگ اش بیرون نزد، اون وقت من به کره هاشمی گفتم یابو به تریج قبای همه برخورده؟ رگ همه زده بیرون! این برای اینه که قوه قضاییه نتونسته درست عمل بکنه. این را هم یقین دارم که لاریجانی با این حرفی که در مورد من زده خودش از همین هاست.
خود همین ها یعنی کیا؟
اینا ادمای خود هاشمی ان. عمله اکره خود هاشمی ان. حالا نمی تونم پشت تلفن به شما بگم، دارن صدای منو می شنون ولی من توی خود اوین شم گفتم، البته این رو نگفتم ولی پاش برسه به خود لاریجانی ام میگم. من از احدالناسی جز خداترس ندارم.
چطور؟
چون جون ام رو گذاشتم کف دستم. کار و زندگی امو گذاشتم. رفیقام جلوی چشمام تیکه پاره شدن. من تیکه های تن شون رو از روی زمین جمع و جور می کردم. من که ساکت نمی شینم. من و امثال من ـ حالا اسم نمی خوام ببرم ـ ساکت نمی شینیم. شاهرگ مون بره اون گره ای رو که جلو کفار باز کردیم، نیگر میداریم. به آقای دادستان هم عرض کردم. گفتم مسئولین نظام ما یک عده شون آلزایمر گرفتن. حضرت امام گفت جنگ مرز و جغرافیا نمی شناسه. تا کفر هست ما هستیم. مبارزه ام هست...
ولی ببینین حاج آقا اتهام شما اینه که بالاخره دارین در مملکت اسلامی قانون شکنی می کنین.
غلط کردن! اینا دارن کلیشه ای برخورد می کنن. من دارم با یک دختر هرزه برخورد می کنم؛ آقا صدای همه تون دراومد؟! ببینم قران رو توی مسجد سوزوندن، مشکل نیست؟ خواهرم! اینا قران آتیش زدن، مسجد آتیش زدن..
کی؟
روز عاشورا. اینا روز عاشورا ریختن بیرون. سرکرده این فتنه کیه؟ خود هاشمی و خاندانش. زنش صبح انتخابات میاد رایشو بندازه توی صندوق میگه بریزین بیرون. آقا! میگه موسوی رای آورد آورد نیاورد، ملت بریزن توی خیابون حق شونو بگیرن؟!...این یعنی چی...
حالا ببینین آقای مطهری یک چیزی گفته....
اونو که ولش کن. غلط کرده. اصلا نگو مطهری خواهرم. اون نجس العینه. من حاضر نیستم اسم شهید مطهری رو روی این کثافت بذارم. بگین علی فریمانی. همین ملعون ـ نوارش هست ـ توی مجلس میگه کوچک زاده اسمش کوچک زاده نیست آخرش اف داره! اون وقت این اعتراض می کنه؟! وقتی این اعتراض می کنه باید بهش بگه بتمرگ پفیوز؟ با همین لحن؟ این اقایی که دنبال اینه که من شلاق بخورم اگر واقعا قانون اسلام برای صغیر و کبیر، غنی و فقیر یکیه باید برای اینام برابر باشه. یعنی چی که چون این نماینده مجلس است در شانش نیست، یعنی چی؟ کسی که الان باید شلاق بخوره، علی مطهریه. من گفتم حرومزاده، درسته اما اینا یقه این صانعی، این مرتیکه بیشرف رو گرفتن؟ چرا این حرومزاده رو نگرفتن؟...
آهان! شما درد دین دارین. باشه. ولی چرا وقتی مشایی این حرفا رو می زنه، احمدی نژاد این کارها رو می کنه.. شما ساکت این؟
مشایی رو که سرتاپاشو کثافت و نجاست گرفته. شما فکر نکن من جای دیگه انتقاد ندارم. مشایی از اینا کثافت تر. اینا از مشایی کثافت تر. مشایی یک آدم مرتاضه. رمال داره در زنجان، از اون خط می گیره.....
خب احمدی نژاد تاییدش می کنه....
باشه احمدی نژادم اشتباه می کنه. بیخود می کنه تاییدش می کنه. ببین خواهر من هرکی در خط ولایت بود نوکرشم، هرکی از خط ولایت عبور کرد ما دشمن خونی اش هستیم. مقابلش می ایستیم. قران هم فرموده، پیغمبر هم فرموده. ما دیگه از قران خودمون و سیره انبیای خودمون که نمی گذریم. من به آقای دادستان هم گفتم آقا بنده گردنم در مقابل قانون مثل مو باریکه. هر حکمی که شما برای بنده ببرین روی چشم ام میذارم اما به شرطی که کلیشه ای برخورد نکنین....
ـ حالا فکر می کنین نوبتش میشه که یک روزی باشما هم برخورد بکنن؛ یعنی جدی برخورد بکنن؟
ببین من که زبونی نیستم که بخوام کوتاه بیام، برخورد بکنن. خودشونم بالاخره برخورد بچه حزب اللهی رو می دونن. می خوان بکنن بسم الله. اوندفعه هم که مارو بردن به کسی نگفتن. متوجه ای؟
بعله!
بچه ها قرار بود از اقصی نقاط کشور بریزن. یعنی آمادگی شو دارن. منم به بچه ها شماره تلفن دادم که اگر منو گرفتن سریع کاری رو که باید بکنن، بالاخره بکنن. آمادگی شو دارن الحمدالله. بچه حزب اللهی ها بی صاحب که نیستن که!
ـ بله ولی بالاخره بچه حزب اللهی ها هم به یک فرمانی میان توی خیابون...همین جوری بیان همه شون رو می گیرن. اون وقت چیکار می کنن؟ مگه چند نفرن؟
چندنفرن! حالا بگیرن ما رو، برخورد قهر آمیز بکنن ببینن بچه حزب اللهی ها چیکار می کنن.
ـ گرفتن شون که کاری نداره که.
کاری نداره چیه خواهرم! مگه می تونن قطار بگیرن همه رو ببرن؟ یکی دو تا هستن مگه. طبق فرمان چیه؟ مگه وقتی ریختن تو اغتشاشات همه رو لت و پار کردن و قلع و قمع کردن به فرمان کسی بود؟
ـ آهان! خودشون ریختن.
بله، بچه بسیجی خودش عمل اش به هنگامه، می دونه چه زمانی باید عمل بکنه. این نیست که کسی به اینا خط بده. توجه کردی؟
ـ بله ولی بالاخره یک مرکزی باید باشه که...
نه؛ نه؛ مرکز نمی خواد. مرکز فرماندهی حزب اللهی عقل و درایتشه. شور و شعور خود بچه هاس. اینکه مثلا منو بگیرن ببرن زندان، جواب بچه ها به خاطر من نیست. اونا به خاطر تفکره که میان....
ـ ولی بالاخره بسیج فرمانده داره دیگه...
نه؛ نه؛ اصلا توی این بازی ها وارد نشین که بسیج فرمانده داره؛ مثلا عزیز جعفری بیاد بگه؟ نه؛ این جوری نیست. خود بچه ها میان به صورت خودجوش.
ـ خودجوش؟
بله به صورت میدانی میان. تو نماز جمعه می گن آقا فلانی رو گرفتن. بچه ها میگن آقا بریم اینجا، بریم فلان جا...مگه خیلی از این اتفاقات نیفتاده؟ این جور نیست که بچه ها بشینن. بر فرض مثال الان من بسیجی نیستم ولی حزب اللهی ام. منتظر بشم آقای عزیز جعفری به من فرمان بده؟ نه سپاهه، نه وزارته، نه نیروی انتظامیه، هیچ جا...این انگ ها به ما بسته نمیشه؛ نه؛هر جا که بسیجی ببینه خط امام در خطره، هرجا بسیجی احساس بکنه در مقابل خون شهدا و در مقابل ارزش های اسلامی یک سری عناصر فاسد وایسادن و می خوان یک جریان کثیف و سیاسی راه بندازن، خود بچه ها به صورت خودجوش جلوی این جریان فاسد و کثیف می ایستن.
ـ خودشون؟
بعله خودشون.
ـ حالا این خودشون و خود شما در همین تظاهرات بیست ماه اخیر به قول خودتون ریختین مردم رو قلع و قمع کردین، زن و بچه مردم رو لت و پار کردین. چه احساسی دارین؟
ببین این جوری برداشت نکن، فیلم ها رو ببین. کسی که میاد در مقابل دین می ایسته، به فرمایش امام باید جلوش وایساد.
ـ یعنی اونا مقابل دین بودن...
من اون کسی که دست دوست دخترشو گرفته اومده بیرون، بستنی لیس می زنه، می خواد با کفش نماز بخونه ، دهنشو جر میدم. اینا مردم نیستن. توجه می کنی؟
ـ بعله! همه توجه ام به شماست.
این محاربه. باید اعدام بشه. شما آیه ۳۲ سوره مائده رو بخونین. میگه کسی که در مقابل پیغمبر خدا و دین خدا می ایسته، اینو باید دست و پاشو، خلاف همدیگه قطع بکنین. حکم خداست، لاریجانی باید بگه؟!
ـ ولی وقتی حکومت اسلامیه، رئیس قوه قضاییه شم آقا انتخاب کرده، نباید قانون باشه؟
منم دارم در چارچوب حکومت اسلامی حرف می زنم نه حکومت قذافی. کسی که در مقابل حکومت اسلامی صف آرایی می کنه، می خواد ارزش ها رو زیر پا بذاره باید تیکه تیکه اش کرد.
ـ حالا خوب شد گفتین قذافی. الان ملک حسن، پادشاه اردن رو دعوت کردن ایران. این درسته؟
ببینین اون ملک فهد، اون حرومزاده که حضرت امام فرمود من اگر صدام رو ببخشم ملک فهد رو نمی بخشم. اگر فهد با آب زمزم و کوثرم خودشو شستشو بده، غیر قابل بخششه...
ـ ببخشین من گفتم ملک حسن، پادشاه اردن رو گفتم...
ملک حسن. من هم تعجب کردم گفتم ملک فهد رو که دعوت نکردن.
ـ نخیر هنوز دعوت نکردن. پادشاه اردن رو گفتم.
این هم پسر همون حسین اردنی ملعونه که طناب جنگ علیه ایران رو کشید، حالا اومده اینو دعوت کرده. حالا باید ببینیم اینو کی دعوت کرده... البته من الان نمی تونم نتیجه گیری بکنم ولی اینو بدون که در هر حال دعوت این کسانی که حضرت امام اونا رو منفور و ملعون معرفی کرده زیر سر امثال مشایی و هاشمیه.
ـ احمدی نژاد گفت من دعوت کردم عقب نشینی هم نمی کنم، خودم شنیدم.
آقای احمدی نژادم که وحی منزل نیست که. آقای احمدی نژاد تا زمانی برای ما آقای احمدی نژاده که در خط ولایت باشه. خارج بشه از این خط ایشونم منفور بچه بسیجی هاست. منفور ملت ایرانه. اگر تو خط ولایت بود نوکرشم هستیم. اینکه احمدی نژاد بره پیش اینا یا لاریجانی بلند میشه میره مبارک رو ماچ می کنه، نعوذبالله اینا فرستاده خدا نیستن که ما بگیم اینا هر کاری بکنن ما قبول داریم. نه؛ ما پیرو ولایت مون هستیم، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه بیش.
ـ حاج آقا! سئوال آخرم اینه که الان احتمال میدین دستگیرتون کنن؟ ببرن تون واقعا؟
دستگیرمون کنن. من که ترسی ندارم که.
ـ می دونم ولی احتمالشو می دین که این کارو بکنن؟
ببین خواهرم، من جرمی مرتکب نشدم. با دختر هاشمی برخورد کردم، با پسرش. فحش دادم. دری وری گفتم، جرم ام هم ثابت بشه در وهله اول طبق ماده ۶۰۸ قانون کیفری، ۵هزار تومن تا صدهزارتومن جریمه س، اگر ثابت بکنن ۷۴ ضربه شلاقه. نهایتش ام یک سال زندانه. این که زندانه من اگر تو خرمن آتیشم بگن میرم، اگر تو دهنه کوه آتشفشان هم بگن میرم، خود حضرت آقا بگه من میرم. این مهم نیست که منو بگیرن، مهم اینه که عملکرد قوه قضاییه در چه راستایی داره شکل می گیره. قوه قضاییه ما فشل است، قوه قضاییه ما سوراخه. قوه قضاییه ما مشکل داره...
ـ خب چرا؟ مثلا الان رحیمی معاون اول احمدی نژاد پرونده داره. خانه فساد فاطمی و از این حرفا ولی نمی تونن باهاش کاری کنن چون....
بله، بابا فساد مالی داره اون. منم می دونم. ولی قانون باید مثل آفتاب باشه. آفتاب به کافر می تابه به دیندار می تابه، به گندم و ببخشین به سگ و گربه ام می تابه. خب؟ وقتی در حکومت اسلامی قرار باشه قانون توش اعمال بشه دیگه صغیر و کبیر نباید بشناسه.
ـ خدا باباتو بیامرزه
بله؟
ـ می فرمودین...
چه اونی که قیطریه می شینه چه اونی که جنوب شهر، همه باید در برابر قانون متواضع باشن، قانون هم باید با همه اینا یکسان برخورد بکنه...
ـ خب نمی کنه که.
خب مردم باید خودشون یک حرکتی بکنن دیگه. من خدمت شما عرض بکنم الان فکر نکنین چون آقای لاریجانی نماینده حضرت آقاست در قوه قضاییه، آقا ازش رضایت کامل داره. نه. ایشون عملکردش درست نبوده. در این مدتی که ایشون اومده من شنیدم به جرم اضافه شده.. البته آمار دقیق شو نمی دونم. یکی از این دوستان ما می گفت از وقتی لاریجانی اومده تعداد زندانی های ما اضافه شده.
ـ خب زندانی های این دو سال اخیر بعد از انتخاباته دیگه.
نه؛ نه. انتخابات. باز شما یک خرده داری میری خاکی. مسائل پیرامون انتخابات بحث خودش را داره. اون اصلا سوای این حرفاست...
ـ نه دارم از نظر تعداد زندانیان میگم.
نه اونا زندانی سیاسی ان، زندانی سیاسی با زندانیانی که جرم اجتماعی مرتکب می شن فرق می کنه.
ـ آهان یعنی شما می گین زندانی عادی زیاد شده.
آره. مثلا همین مواد مخدر. یا مثلا اعلام کردن با چاقو کش ها برخورد قاطع می کنیم، حتی اعدام می کنیم. اون وقت شما ببینین رسما در تهرون اینهمه چاقو فروشی هست. انواع و اقسام چاقو و قمه رو دارن می فروشن. کجا با اینا برخورد کردن؟...
ـ خوب شد این چاقو رو گفتین. چند تا عکس روی سایت ها هست از لباس شخصی ها و بسیجی ها که در تظاهرات چاقو دست شونه؛ با اسم و رسم. دیدین اونا رو؟
دیدم. اولا اینو خدمت شما عرض بکنم که امام گفتن هر وقت دیدین رادیوهای بیگانه، ماهواره های بیگانه دارن علیه شما سمپاشی می کنن بدونین کارتون درست بوده. اما اگر ازتون تعریف کردن بدونین بابا مشکل دارین...
ـ ببینین این عکسا چاپ شده، اینها در حال زدن مردم هستن و چاقو دست شونه...
خب از کجا معلوم بسیجیه؟ روش نوشته بسیجی؟ هر کی ریش میذاره، یقه شم تا این بالا می بنده بسیجیه؟ خواهرمن! الان که دیگه هزارتا کلک توی اینترنت و توی کامپیوتر میشه زد. دیشب یک فیلم نشون داد، فیلم فداکار، زنه لخت لخت بود با کامپیوتر لباس تنش کرده بودن. اصلا مشخص بود لخت بود.
ـ خب بله دیگه مشخص میشه
نه؛ ولی لباس تنش کرده بودن.
ـ خب سیستم امنیتی جمهوری اسلامی که قوی است. عکس اینام که هست، می تونستن بگیرنشون. نه؟
مگه ثابت شده؟ مگه گفتن؟ مگه گرفتن؟
ـ همینو میگم دیگه. عکسا نشون میده لباس شخصی و بسیجی ان. حالا اگر طرف رو بگیرن و دادگاه علنی بذارن با سند و مدرک بگن بسیجی نیست روشن میشه دیگه..
ببین من اصلا چرا غیر مستند صحبت کنم. ما خودمون ده نفرو گرفتیم، لباس شخصی تن شون بود، پدرشونم درآوردیم اما دیدیم آدمای عوضی ان. دستاشونم خالکوبی بود. خب تلویزیون خودمون که داره نشون میده. هفته ای چند بار پلیس قلابی می گیرن. با لباس میان از مردم اخاذی می کنن. ما باید بگیم اینا نیروی انتظامی ان؟
ـ آخه اینا در تظاهرات بودن. داشتن مردم رو لت و پار می کردن. قلع و قمع می کردن. شما میگی قلابی بودن؟
خواهرم تلویزیون خودمون هرروز اینا رو نشون میده. به صورت کامپیوتری این چیزارو درست می کنن.
ـ آهان. یعنی اینایی که در تظاهرات لت و پار می کردن چاقو نداشتن. چی داشتن اون وقت؟
شما مگه در خیابون آزادی بودی...
ـ نه بابا نرفتم، ترسیدم. همه رو می گرفتن لت و پار می کردن.
ما تو آزادی یک مشت اراذل و اوباش رو دیدیم، حدود سه چهار هزار نفر بودن. می دونی ما چند نفر بودیم؟
ـ چندنفر؟
خدا گواهه که صدنفر.
ـ همون موتورسوارها بودین؟
ریختن سرمون با شمشیر و قمه می خواستن مارو تیکه پاره کنن. ولی بچه ها ریختن ما رو نجات دادن.
ـ بعد شما اونارو لت و پار کردین.
بله؛ توجه کردین؟ ما نزدیک هشت نه تا شهید دادیم در راس اش هم شهید حسین غلام کبیری در شهر ری.
ـ مثلا صانع ژاله؟ اونم بسیجی بوده؟
[سکوت] والا من نمی دونم می گن کارت بسیجی داشته. بوده یا نبوده رو من نمی دونم. من نمی شناسم ایشون رو.
ندای سبز آزادی: علیاصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی هستهای با بیان این که بازدید از کارخانههای قطعهسازی شامل تعهدات کشورها در چارچوب معاهده منع گسترش جنگافزارهای هستهای نمیشود، اعلام کرده است کشورش اجازه بازرسی از کارخانه تابا را به بازرسان آژانس نخواهد داد.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، علیاصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی هستهای روز سهشنبه گفته است، کشورش اجازه بازرسی از کارخانه تابا را که گفته میشود، قطعات سانتریفیوژ تولید میکند، به آژانس نخواهد داد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره امکان بازرسی از این کارخانه گفته است: «قطعهسازی جزو تعهدات جامع پادمان معاهده عدم اشاعه تسلیحات هستهای نیست.»
نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی هستهای همچنین افزوده است: «براساس معاهده انپیتی الزامی برای بازرسی از قطعات سانتریفیوژها نیست و سانتریفیوژها باید بازرسی شود که بازرسی از آنها نیز به صورت مرتب در حال انجام است.»
سازمان مجاهدین خلق روز پنجشنبه گذشته از وجود کارخانهای در نزدیکی تهران خبر داده بود، که بر اساس اعلام این گروه مخالف جمهوری اسلامی «بزرگترین تولیدکننده سانتریفیوژ» است و در برنامه هستهای جمهوری اسلامی «نقش کلیدی» ایفا کرده است.
بر اساس این گزارش کارخانه تولید ابزار برش ایران، تابا، که در غرب تهران واقع است، در سالهای گذشته قطعات «دهها هزار سانتریفیوژ» را تولید کرده است.
گفتنی است، تنها دو روز پس از آن که مجاهدین خلق از وجود کارخانه تابا خبر داده بودند،علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام وجود این کارخانه را «کشف جدیدی» ندانسته بود.
رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران در این باره اظهار داشته بود: «ما سانتریفیوژ میسازیم و در بخشهای مختلف کشور ساخت قطعات آن در حال انجام است. کارخانهای هم در کرج داریم که قبلاً هم خبرنگاران از آن بازدید کرده بودند که امر محرمانهای نیست.»
هر چند تاکنون آژانس بینالمللی انرژی هستهای نسبت به گزارشهای منتشر شده درباره کارخانه تابا هیچ واکنشی از خود نشان نداده است، اما پیشتر شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامههای خود از جمهوری اسلامی خواسته است، فعالیتهای حساس مرتبط با برنامه اتمی خود را متوقف سازد.
از جمله این فعالیتهای غنیسازی اورانیوم است که قابلیت کاربرد در ساخت جنگافزارهای هستهای را نیز دارد، با این حال جمهوری اسلامی بدون توجه به این درخواستها، به توسعه غنیسازی اورانیوم روی آورده است.
در همین راستا فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، به تازگی از طراحی و آزمایش نسل سوم دستگاههای سانتریفیوژ و ادامه غنیسازی در «بالاترین راندمان» در ایران خبر داده است.
ندای سبز آزادی: منصور ارضی مداح معروف تهران با اعلام اینکه «شبانه روز» اسفندیار رحیممشایی را لعنت میکند و او را «یهودی صفت» میداند گفت با اقدامات تیم احمدینژاد اوضاع در آینده بدتر از شرایط کنونی خواهد شد.
به گزارش سایت «بیباک نیوز» وابسته به مصباح یزدی٬ آقای ارضی روز سهشنبه (۲۳ فروردین) در هیات هفتگی خود گفته که «روزی خواهد آمد که همینها {تیم احمدینژاد} بگویند دین ما مربوط به کوروش و داریوش است.»
ارضی با «معلون» خطاب کردن رحیممشایی اظهار داشته که «وضعیت در آینده بدتر هم خواهد شد. من شبانه روز لعنش میکنم.»
این مداح در ادامه سخنان خود درباره مستند «ظهور بسیار نزدیک است» هم گفته که این مستند ریشه در تفکرات «یهودی» دارد و سازندگان آن میخواهند با این کارها بگویند که «امام زمان» وجود ندارد.
منصور ارضی این اظهارات را در شرایطی ایراد میکند که روز گذشته (دوشنبه ۲۲ فروردین) اعلام شد دفتر محمود احمدینژاد از وی به خاطر اتهاماتی که متوجه رحیممشایی کرده٬ شکایت کرده است.
ارضی چندی پیش خطاب به تیم احمدینژاد گفته بود که «حمایت نیروهای متدین از شما تا وقتی است که در مسیر ولایت باشید.»
منصور ارضی که به همراه سایر مداحان سیاسی در دو دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری حامی محمود احمدینژاد بود، در حال حاضر به صف منتقدان دولت وی پیوسته است.
این مداحان که محل فعالیت آنها هیاتهای مشهور تهران است در دو سال گذشته انتقادهای فراوانی متوجه رحیممشایی و تیم احمدینژاد کردهاند.
رابطه دولت احمدینژاد با مداحان در سالهای اخیر همچون رابطه با روحانیون قم و مشهد تیره شده است.
منبع: دگر بان
ندای سبز آزادی: مهدی محمودیان، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در تاریخ 26 شهریور 88 بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. اولین دادگاه محمودیان در تاریخ 13 اسفند 88 برگزار شد. وی نقش عمده ای را در افشای حقایق پیش آمده در فاجعه کهریزک داشته است.
گفتنی است، مهدی محمودیان که در اردیبهشت 89 به زندان رجائی شهر منتقل شد به اتهام تبانی علیه نظام به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد که در تاریخ 30 شهریور 89 این حکم در دادگاه تجدید نظر تأیید شد.
از فروردین ماه 89 وضعیت جسمی مهدی محمودیان وخیم گزارش شده بود، و تا این تاریخ چندین بار بیهوش و به عفونت ریوی هم مبتلا شده بود که با بی اعتنایی و بی توجهی مسئولان زندان به بیماری وی رو به رو شد و از آن تاریخ تا به امروز محمودیان از عفونت ریوی رنج می برد و نیمی از ریه اش هم بر اثر عفونت به طور کامل از بین رفته است. علاوه بر بیماری ریوی، محمودیان در زندان و بر اثر شکنجه و فشار به بیماری صرع مبتلا شده است که این بار هم با عدم امکانات درمانی و جلوگیری از معاینه وی در زندان رو به رو شده است.
در این باره مادر مهدی محمودیان به ندای سبز آزادی می گوید: وقتی من به دادستانی و مسئولین از شرایط ناگوار فرزندم می گویم مرا دروغ گو خطاب می کنند و من بارها خواهش کرده ام که مسئولیت درمان فرزندم را به ما بسپارند و بعد از معاینه و درمان باز هم مهدی را به زندان باز گردانند که مسئولین و نهادها با کمال بی توجهی به خواسته های ما حتی از فرستادن پزشک متخصص به داخل زندان صرف نظر می کنند و مهدی را که از بیماری صرع رنج می برد را به دکتر عمومی نشان می دهند که کاری هم از دستشان بر نمی آید. فرزند من بارها به مدت طولانی در زندان بی هوش شده و بر زمین افتاده اما مسئولین بی اعتنایی می کنند. هر بار بی هوشی مهدی دو ساعت و یا دو روز هم طول می کشد.
مادر مهدی محمودیان هم چنان به ندای سبز آزادی می گوید که دادستان برای صدور حق درمان برای فرزندم از او نامه ای مبنی بر ندامت و نوشتن درخواست عفو خواسته اند که مهدی هم از این کار سرباز زده است و متذکر شده که کار اشتباه انجام نداده که در ازایش درخواست عفو کند.
به گفته ی مادر این روزنامه نگار در طول ملاقات ها و گاها تماس تلفنی مهدی محمودیان روحیه خوبی دارد و تنها از وضعیت جسمی خود رنج می برد.
این روزنامه نگار از جمله افرادی بود که با نوشتن مطالبی درباره بازداشتگاه کهریزک انتقادها و افشاگرایی ها را درباره اعمال روش های غیر انسانی و غیر قانونی با متهمان کهریزک مطرح کرد.
ندای سبز آزادی: دعوا بالا گرفته است. جنگ قدرت میان کودتاگران و اقتدارگرایان با تعیین دوازدهم اسفند ماه امسال به عنوان روز انتخابات مجلس نهم، از همین حالا اسب تمامیت خواهی شان را زین کرده اند و هر روز منازعاتشان برای فتح کرسی های بیشتر در مجلسی که دست چین شده خواهد بود بیش از پیش می شود.
همین امروز حامیان آیت الله خامنه ای پیامی شدید الحن برای احمدی نژاد ارسال کرده اند. گرچه مخاطب این پیام به ظاهر علی اکبر جوانفکر رئیس خبرگزاری ایرناست، اما کیست که نداند این " به در " گویی برای شنیدن " دیوار " است.
پیام خیلی روشن است. " کاری نکنید حزبالله تیم احمدینژاد را واژگون کند! " چرا؟ چرا حامیان رهبر ایران این چنین به جان یکدیگر افتاده اند که همزمان سه وب سایت حامی وی برای یاران اصلی دیکتاتور کوچک پیام می فرستند که : " چنانچه بخواهند در برابر دستورات علی خامنهای ایستادگی کنند، واژگون شده و از سرچشمه خشک خواهند شد."
پاسخ روشن است. ماری که در آستین پرورانده شده بود برای منکوب کردن اصلاح طلبان و منتقدان، حالا به اژدهایی هفت سر تبدیل شده است که می خواهد سر صاحبش را ببلعد و این خصیصه تفکیک ناپذیر اقتدارگرایانی است که همه چیز را برای خود می خواهند.
جنگ در جبهه قانون
جنگ میان دو طرف اما تنها در جبهه رسانه ای محدود نمانده است. لایه های بالایی گروههای افراطی و تمامیت خواهی بد جوری پا پیچ استبدادیان و کودتاگران شده اند. همین امروز علی لاریجانی بار دیگر دست بر روی " وزارت ورزش و جوانان " گذاشت به دولت کودتا هشدار دیگری فرستاد که " تأخیر در تاسیس این وزارتخانه پذیرفتنی نیست.
اين اخطار پس از آن مطرح شد که نماينده اروميه در مجلس، در جلسه روز سه شنبه مجلس، بر اساس اصول ۹۴ و ۱۴۱ قانون اساسی نسبت به تاخير دولت در معرفی وزير ورزش و جوانان اخطار داد.
نادر قاضی پور، در اين زمينه گفت: " اين سوال مطرح است که چرا يک نفر در حال حاضر در دولت چهار مسئوليت... در اختيار دارد، اما از طرفی دولت هنوز با توجه به اتمام وقت تعيين وزير برای وزارت ورزش و جوانان، کسی را به مجلس معرفی نکرده است. "
با این همه دولت کودتا به هیچ وجه حاضر به رفتن زیر بار پاسخگویی نیست و خودش را بالاتر از آن می داند که برای بی کفایتی ها و فسادهای مالی و پولی بی شمارش، جوابگوی کسی باشد.
که اگر بنای استبدادیان بر پاسخگویی بود کار اصلن به کودتا و برگزاری آن تقلب بزرگ در سال 1388 و خردادماه خونین آن، نمی کشید. که اگر استبدادیان پاسخگو بودند لااقل درباره یازده میلیارد دلار پول گم شده در وزارت نفت در بودجه سال 1388 و سال 1389 پاسخگوی کسی می شد که نشد و بلکه بر عکس نمایندگان کنجکاو درباره سرنوشت این یازده میلیارد را دشمن " دولت انتظار! " می داند.
بامزه تر از همه اما فتنه گر خواندن هر دو طرف دعوا علیه یکدیگر است. از روزی که یک نماینده مجلس خبرگان به نقل از " آقا " خبر از فتنه ای بزرگتر در آینده نزدیک داد، نمایندگان گروههای استبداد زده تمامیت خواه هر یک دیگری را متهم به فتنه گری در انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری دور یازدهم می کند. بازی را با این همه ابتدا به ساکن غلامحسین الهام حامی کوتاه قامت احمدی نژاد آغاز کرد. او بود که در هجدهمین روز بهمن ماه سال قبل خبر از وقوع فتنه ای تازه در سال آینده داد و پس از آن توپ فتنه دانمن در میان اردوگاههای هر دو طرف سرگردان بوده است و چماقی شده است که دو طرف دعوا دائمن بر سر یکدیگر می کوبند.
همین هفته گذشته بود که عباس سلیمی نمین که در جبهه حامیان " آقا " قرار دارد دو عضو عالی رتبه دولت کودتا را متهم به " فتنه بزرگتر " کرده و گفته بود: " طرح فروش خودروی احمدینژاد «فریبی» بیش نبود٬ کسی جرات انتقاد از رئیس دولت را ندارد و اطرافیان احمدینژاد فریبکار هستند. " سلیمی نمین که خود ید طولایی در حمایت از احمدی نژاد دارد در ادامه افزوده است: " بسیاری از افراد میگویند اگر به احمدینژاد انتقاد کنیم ما را طرد میکنند. یک روحانی بر جسته نزدیک به احمدینژاد هم میگفت اگر از او انتقاد کنم من را از اطراف او طرد میکنند و وزرا نیز جرات انتقاد از او را ندارند. "
این اظهارات در حالی از سوی یکی از سرسخت ترین حامیان دولت کودتا مطرح می شود که محمد جعفر بهداد، معاون سیاسی رحیم مشایی؛ مراد اصلی احمدی نژاد، که با بیرون زدنش از قلعه دولت قصد فرماندهی نیروهای استبدادی برای فتح مجلس نهم را دارد و رفتن به پشت پرده را به ماندن در روی صحنه ترجیح داده است، فتنه گران بزرگ را کسانی می داند که چشم اسفندیار دولت کودتا را فتنه بزرگ خوانده اند. او می گوید: " در فتنه بعدی جریان دروغین مدعی دینداری و ولایتمداری رسوا خواهد شد که در حاشیه حوادث سال گذشته و برخی رویدادهای امسال جایگاه آنها در نظرگاه مردم لق شده است اما همچنان فتنه می کنند. "
هر روز بد تر از دیروز
منازعه بر سر قدرت باعث رو شدن بسیاری از پرونده های فساد اخلاقی و مالی دو طرف هم شده است و ذات تمامیت خواهی هر دو طرف مانع از پرده پوشی های مصلحتی می شود. چنانکه در آخرین دست از این پرده دریها، حمید رسایی، تریبون فحاش دولت کودتا علیه رهبران جنبش سبز و مردم ایران، حالا خبر از بدهی 1200 میلیارد تومانی خریدار 2.5 میلیاردی خودروی احمدی نژاد می دهد و از آن طرف صدای مجلس در می آید که دولت کودتا به سازمان تأمین اجتماعی 21 هزار و 500 میلیارد تومان بدهکار است و برای توضیح آن مهلتی 10 روزه صادر می کند.
و سئوال اصلی اینجاست که این همه هزینه و زندان و شکنجه و دروغ و کشته شدن جوانان بی گناه، بواسطه آن تقلب بزرگ که در 22 خرداد سال 1388 و برای حفظ و نگهداشتن کودتاگران در حاکمیت رخ داد، آیا واقعن برای حامیان عالی رتبه کودتاگران جز به بن بست رسیدن اداره امور مملکت در خیلی از زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی ورزشی، دستاورد دیگری داشت؟ آیا حمایت بی دریغ از دیکتاتور کوچکی که قائل به هیچ قاعده و قانونی نیست اینقدر برای شخص اول مملکت اهمیت داشت که تن به آن بازی سیاه بدهند و مار در آستین پروده شان را به اژدهایی هفت سر تبدیل کنند که دیگر کسی یارای مهار آن را نداشته باشد؟ آیا انتصاب مجدد احمدی نژاد برای رهبر ایران دستاوردی جز از دست رفتن مشروعیت نیم بند پیش از انتخابات ریاست جمهوری و ریزش روزافزون نیروهای خودی و تبدیل آنان به نیروهای غیر خودی برای وی داشته است؟ پاسخ به این سئوال البته برای هر اهل خردی واضح و مبرهن است.
ندای سبز آزادی: سعدالله نصیری قیداری، نماینده زنجان و طارم در مجلس گفت که هم اکنون در سطح کشور حدود ۴۰ هزار کارگر به علت خصوصی شدن مخابرات، از کار خود اخراج و یا تعلیق شدهاند و دولت باید پاسخگوی اشتغال و امرار معاش این قشر از مردم باشد.
به گفته این عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، شرکت مخابرات از زمان واگذاری به بخش خصوصی، اخراج و یا تعلیق نیروهای خود به ویژه نیروهای روستایی را آغاز کرده و کارگرانی هم که مشکل اخراج ندارند با معضلات دیگر مثل بیمه روبهرو هستند، به عنوان مثال کارگرانی هستند که ۳۰ سال سابقه کار دارند اما هنوز بیمه نیستند.
نصیری تاکید کرد که اخراج کارگران تنها راه حل خصوصی سازی نیست و مسئولان به جای برگزاری نشستها و سر دادن شعارهای حمایت از این قشر، حمایت اصولی داشته باشند و برای برطرف کردن مشکلات جامعه کارگری فورا اقدام کنند.
این روند در حالیست که ۵۸ ماه از زمان ابلاغ سیاستهای کلی قانون اصل ۴۴ و چندین ماه هم از ابلاغ قانون متعهد شدن واحدهای واگذار شده میگذرد که بر اساس آن کارگاه ها متعهد میشوند تا پنج سال بعد از واگذاری هیچ نیرویی را اخراج نکنند.
با این حال فعالان کارگری معتقدند که با این شکل خصوصیسازی، بیشترین قشر متضرر کارگران و به ویژه کارگران قراردادی بوده و به علت نبود نظارتی از سوی دولت بعد از اخراج و پایان قراردادشان دیگر با آنها قراردادی منعقد نمیشود تا آنها را جزء اخراجیها و بیکارشدهها هم به شمار نیاورند.
نماینده تاکستان نیز خبر داده است:" برخی کارگران استان قزوین یک سال است حقوق نگرفتهاند و مسوولان هم اقدامی در این زمینه نمیکنند."
به گفته امیر طاهرخانی، نماینده تاکستان در مجلس، کارگران بسیاری از واحدهای صنعتی در استان قزوین نزدیک به یک سال و حتی در مواردی بیش از یک سال است که حقوق دریافت نکردهاند.
بیمسوولیتی دولت کودتا داد مجلسیان را هم درآورده است و به گفته طاهرخانی، مسئولان و تصمیم گیرندگان در جریان این مشکلات هستند و تا حدودی عمداً اقدامی نمیکنند.
به تازگی بسیاری از کارخانههایی که صاحبانشان به دلیل عدم پرداخت وامهای خود دچار مشکل شدهاند، واگذار شده است و تکلیف کارگرانشان معلوم نیست. برخی از کارخانهها هم با بحران روبه رو هستند.
این در شرایطیست که تصمیم شورای عالی کار در افزایش ۲۷ هزار تومانی حداقل دستمزد ماهانه کارگران از سوی دو تشکل کارگری مستقل در ایران مورد انتقاد قرار گرفته است.
همچنین از هفته گذشته هزار و پانصد نفر از کارگران مجتمع پتروشيمی بندر امام نسبت به اجرا نشدن مصوبه دولت مبنی بر انعقاد قرارداد مستقيم با کارگران دست به اعتراض زدهاند.
یکصد تن از کارکنان حراست طرحهای ساختمانی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر نیز در محل فرمانداری این شهرستان با در دست داشتن پلاکاردهایی از جمله "ما را اخراج نکنید"، از روز پنجشنبه هجدهم فروردین ماه دست به تجمع و تحصن زدند.
علاوه بر این اعتراضات کارگران کارخانه کیان تایر که از مدتی پیش آغاز شده است هنوز ادامه دارد و در اخرین اقدام خود در مقابل دفتر محمود احمدی نژاد در اعتراض به عدم دریافت ماهها حقوق و پاداششان دست به تجمع زدند.
گروهی از کارگران این کارخانه که ماه هاست حقوق دریافت نکرده اند، چند روزی است که با تجمع درون کارخانه، نصب پارچه نوشته های اعتراضی به نرده های بیرونی کارخانه، روشن کردن آتش و سر دادن شعار، اعتراض خود را نشان می دهند.
این در حالیست که با اجرا شدن طرح حذف یارانهها بیشترین فشار اقتصادی به کارگران وارد میشود.
از سویی با تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال 90 به نظر میرسد سفره آنان بیش از پیش خالی شود. علاوه بر اینکه این موضوع شامل کارگرانیست که حقوق و دستمزد منظم و ثابت دارند، وگرنه وضع کارگرانی که ماههاست حقوق نگرفتهاند یا از کار بیکار شدهاند که نگفته پیداست.
به گفته کارشناسان به غیر از فقر فراگیر، دو معضل بزرگ مزدبگیران ایران عدم دریافت منظم حقوق هایشان و همچنین محرومیت شان از قراردادهای دائمی و رسمی کاراست که فقر و بی حقی آنان را شدیدتر می کند. نبود سندیکاهای مستقل کارگری به دلیل سرکوب فعالان کارگری نیز توانایی مزدبگیران را برای حفاظت از حقوق شان به طرز چشمگیری کاهش داده است.
با این وضع بسیار روشن است که به زودی کارگران در صف اول مخالفان دولت کودتا قرار بگیرند، چنانکه در یکسال گذشته نیز مشاهدات و گزارشها نشان میدهد که آمار حضور قشرهای کارگری در میان معترضان و تظاهرکنندگان افزایش یافته است.
حکم زندان برای یک فعال سابق دانشجویی دانشگاه زنجان، به طور ناگهانی و بدون طی مراحل قانونی، به اجرا درآمد.
به گزارش ادوارنیوز، همایون پناهی از فعالین سابق دانشجویی دانشگاه زنجان، فارغ التحصیل فلسفه این دانشگاه و از دانشجویان ستاره دار در مقطع کارشناسی ارشد در تاریخ ۱۴/۱/۱۳۹۰ طی حمله ناگهانی مامورین به منزلشان دستگیر و برای تحمل حبس به زندان اراک منتقل شده است.
وی پیش از این، بعد از تظاهرات عاشورا سال ۱۳۸۸ بازداشت و پس از آن در دادگاه انقلاب اراک به تحمل ۶ ماه و یک روز حبس به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی محکوم شده بود، حکمی که اکنون بدون طی شدن مراحل قانونی به اجرا درآمده است.
ندای سبز آزادی: در ادامه انتشار پاسخهای سید مصطفی تاجزاده به پرسشهای خوانندگان صفحه فیس بوک وی، پاسخ وی به یکی دیگر از سوالات کاربران در خصوص اتهامات مطرح شده علیه وی پس از نگارش مقاله ” پدر، مادر، ما باز هم متهمیم!” خصوصا مطلب منتشر شده در سایت رجا نیوز که حتی قتل ندا آقا سلطان را هم به تاج زاده و اصلاحطلبان نسبت داده بود، در اختیار سایت تحول سبز قرار گرفته است.
تاجزاده که در مقاله سایت رجانیوز به سیاه نمایی متهم شده و از وی به عنوان مجرمی برانداز یاد کرده اند در پاسخ به این مطلب با اشاره به قتلهای زنجیره ای و فجایع رخ داده در کشتارگاه کهریزک، آمرین و عاملین چنین جنایاتی را عامل واقعی سیاه نمایی می داند و معتقد است در قضیه قتلهای زنجیره ای آقای احمدینژاد نیز مانند آقای حسینیان معتقد به “مهدور الدم” بودن مقتولان است.
به گزارش تحول سبز، متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح ذیل است:
پرسش: پس از انتشار “پدر، مادر، ما باز هم متهمیم” سایت رجانیوز با انتشار مقالهای که نام نویسندهاش مشخص نیست، شما را “مجرم برانداز” خواند و اعلام کرد مقاله مزبور “نظام را یکسره سیاه و باطل” نشان داده است. در پایان نیز ادعا میکند “قتل ندا کار خودتان بوده و توسط کسانی صورت گرفته است که از این مسأله نهایت سوءاستفاده را کردند، مانند قتلهای زنجیرهای.” نظرتان در این باره چیست؟
پاسخ: نمیدانم آن مقاله را یکی از بازجوهای من یا کس دیگری نوشته است. در هر حال نویسنده با سر هم کردن اطلاعات درست و نادرست سعی کرد از تأثیر آن مقاله یا نامه که در واقع حاصل تأملات چند ساله من بود، بکاهد. اینکه من و دوستانم “مجرم براندازی” باشیم، بهانهای بود برای اینکه معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه ما را بلافاصله پس از انتخابات بازداشت کند و ماهها در انفرادی نگه دارد و با روشهای غیر قانونی و غیر اخلاقی بکوشند ما را به جایی برسانند که دیدگاهها و در واقع اتهامات آنان را علیه خود “اعتراف” کنیم. اما حتی دادگاه نمایشی نیز جرأت نکرد چنین اتهامی را متوجه ما کند. اما مسأله مهمتر آن است که این اتهامات موجب نشود که روشهای براندازانه دوستان ناآگاه انقلاب و نظام فراموش شود و از نقش “جهالت” در دفن “حقیقت” غافل بمانیم. اتفاقاً روح آن نامه نشان دادن تلاش برای “استحاله” نظام جمهوری اسلامی به یک “نظام استبدادی به نام اسلام” است. قصد من سیاهنمایی نبود. افشای سیاهیهایی است که اگر به حوزه آگاهیهای عمومی نیایند، ارادهای برای مقابله با آنها و پاک کردنشان شکل نمیگیرد.
اگر آشکار کردن سیاهی آن قدر تلخ است که یک خادم را به “مجرم برانداز” تبدیل میکند، انجام این سیاهی چقدر زشت است و مرتکبان آن آیا “براندازان واقعی” نیستند؟ فرض کنیم من و امثال من خطاها و انحرافات را به رشته تحریر نکشیم. در آن صورت مردم از این اشتباهات که بعضاً تا مرز جنایت ادامه یافتهاند، مطلع نخواهند شد یا آثار سوء این اقدامهای غیر اخلاقی و غیر مصلحتجویانه دامنگیر میهن و ملت نخواهد شد؟ من آمادهام هر کدام ازادعاهای خود را اثبات کنم. مواردی که ناقد محترم معتقد است نادرست است، آنها را افشا کند تا سستی استدلالها و مثالهای “پدر، مادر…” روشن شود. بارها گفتهام که “جمهوری اسلامی” مانند “روحانیت تشیع” درخت آفتزده است. “اصل” آن خوب و “وضع” آن بد است. اگر بخواهیم این درخت سرزنده و پربار بماند باید با آفتهایش مبارزه کنیم. خطر این آفتها کمتر از تلاش بدخواهان این نظام نیست که باتیشه به ریشه آن میزنند. به هر حال برای روشنتر شدن موضوع، چند نکته را متذکر میشوم:
من هر اندازه بکوشم “سیاهنمایی” کنم، نمیتوانم به اندازهای که در جوابیه رجانیوز “سیاهنمایی” شده است، فضا را تیره و تار جلوه دهم. به همین دلیل میپرسم چه سیاهنمایی بالاتر از همین جوابیه که در آن به سهولت تمام ما را به قتل “ندا”، همچون “قتلهای زنجیرهای” متهم میکند و به راحتی عامل و مزدور آمریکاییها میخواند؟ این اتهام افشاگر نظام فاسد اطلاعاتی و قضایی است که مقاصد خود را با اعترافگیری و توابسازی پیش میبرد و آنچه برایش اصالت ندارد کشف حقیقت و مجازات مجرمان واقعی است. به باور من اگر ترس از جنبش سبز و افکار عمومی ملی و جهانی نبود، ما را به آنجا میکشاندند که ضمن اعتراف به قتل ندا و نداها، از جرم مرتکب نشده “توبه” کنیم و سپس با استناد به همین “اعتراف” دادگاهی نمایشی تشکیل دهند و ما را به اشد مجازات محکوم کنند. مگر نمونه آن را قبل از افشای قتلهای زنجیرهای ندیدیم؟ مگر فراموش کردهایم که در پرونده قتلهای زنجیرهای، متهمان در زیر سختترین شکنجهها به آنچه بازجوها میخواستند، حتی در حد جاسوسی برای دولت اسراییل، “اعتراف” کردند؟ با کمال تأسف باید اذعان کرد در “جمهوری اسلامی واقعاً موجود” آنچه متهم سیاسی زیر فشار و شکنجههای جسمی و روحی میگوید و ظاهراً اعتراف میکند، عیناً مستند حکم قضایی قرار میگیرد. در حقیقت اتهام از پیش طراحی شده کانون قدرت به منتقدان تکصدایی که نمونههای آن را در مقاله رجانیوز به وفور میبینیم به راحتی به متن کیفرخواست دادستانی علیه متهمان یا همان منتقدان قانونگرای انسداد سیاسی، فساد اقتصادی و تحقیر فرهنگی و اجتماعی تبدیل میشود.حکم فرمایشی دادگاه نمایشی نیز بر اساس همان خواست کانون قدرت صادر میشود.
همه کوشش من در آن مقاله این بود که اثبات کنم جمهوری اسلامی ایران استحاله شده است و چنین درکی از ماهیت نظام به وجود آمده و چنین روشی برای “حفظ نظام” حاکم شده است. یعنی اثبات کنم این شیوه غیر قانونی و غیر انسانی مواجهه با منتقدان که در آن بازجوها به آسانی میتوانند بر اساس خواست یا نظر کانون قدرت هر اتهامی را متوجه منتقدان و مخالفان یکهسالاری کنند و سپس با انفرادی و انواع فشارهای جسمی و روانی بکوشند آنان را به “اعتراف” به اتهامات مذکور بکشانند تا سند و مدرک لازم را برای اثبات ادعاهای بیاساس خود در دادگاه نمایشی و توجیه افکار عمومی و مجازات متهمان بر اساس چنین اعترافاتی فراهم کنند. ربطی به انقلاب اسلامی، قانون اساسی، وعدههای امام و خواست مردم ندارد. بر عکس، روشی است که از کمونیسم روسی به اقتدارگراهای ایرانی به ارث رسیده است. آیا سیاهکاری بالاتر از این سراغ داریم که اتهام قتل در حالی متوجه ما میشود که در یکسال گذشته بازجوها تمام تلاش خود را به کار بردند تا با استفاده از روشهای تخریب فیزیکی و روانی در انفرادی و نیز با بهرهبرداری از شنودها، استناد به اعترافات رسوای بعضی دوستانمان علیه ما احکام سنگین اسارت و حتی تهدید به اعدام، اتهامات بیپایه خود را از زبان ما برای مردم بیان کنند تا انجام اقدامهای غیر قانونی توسط ما اثبات شود، اما در نهایت شکست خوردند و تنها جرمی که توانستند برای آشنای اوین و سخنگوی دولت شهید رجایی یعنی مهندس بهزاد نبوی ثابت کنند، “اخلال در ترافیک” در روز ۲۵ خرداد ۸۸ بود!؟
من نیز که به علت بازداشت بودن، توفیق شرکت در حماسه تاریخی- مردمی ۲۵ خرداد ۸۸ را نداشتم، به دلیل صدور اطلاعیه جبهه مشارکت ایران اسلامی محکوم شدم. اطلاعیهای که در روز بعد از بازداشت غیر قانونی من منتشر شد. از منتقد محترم میپرسم چه تصویری سیاهتر و تاریکتر از “نظام” میتوان ترسیم کرد که معترضان را رسماً به سرکوب تهدید میکند و به روی اعتراضات آرام مردمی آتش میگشاید و سپس از شناسایی و مجازات کردن ضاربان “ندا” و “سهراب” و دهها شهید جنبش سبز خود را عاجز نشان میدهد؟ و در عین حال قربانیان دخالتهای غیر قانونی نظامیان در انتخابات را که در این مدت در زندان بودند به قتل “ندا” متهم میکند؟ اگر راهپیمایی تاریخی مردم در ۲۵ خرداد نبود و جنبش سبز شکل نمیگرفت، بعید نبود که خانوادههای ندا و سهراب را به تلویزیون میکشاندند تا به سبزها اعتراض کنند که چرا فرزندانشان را کشتهاند و در نهایت نیز خواهان قصاص آنان میشدند!؟
در مورد قتلهای زنجیرهای نیز توجه به این مسائل روشنگر است:
۱٫ رییس فراکسیون نمایندگان طرفدار آقای احمدینژاد در مجلس، آقای روحالله حسینیان است که هنوز هم معتقد است مقتولین در جریان قتلهای زنجیرهای “مهدور الدم” هستند. یعنی خونشان باید ریخته شود (کشته شوند).
۲٫ سعید امامی که مسئولیت سازماندهی این قتلها را در درون وزارت اطلاعات به عهده داشت، توسط آقای حسینیان “شهید” خوانده میشوند که باید یاد و خاطره او گرامی داشته شود.
۳٫ در یکسال و نیم گذشته تعداد قابل توجهی از رهبران احزاب اصلی اصلاحطلب (جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب، کارگزاران و اعتماد ملی) بازداشت شدند و تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند. اما با وجود اینکه اتهاماتی نظیر “براندازی” و حتی “ارتداد” (برای آقای صفایی فراهانی) در مراحل اولیه دستگیری متوجه آنان میشد، اما هیچ کدام درباره “قتلهای زنجیرهای” مورد بازجویی قرار نگرفتند و حتی دادگاههای نمایشی نیز در این زمینه هیچ اتهامی متوجه آنان نکرد. با این حال “رجانیوز” اتهام قتلهای زنجیرهای را متوجه ما میکند. قتلهایی که میدانند به دستور چه کسی و طبق چه سازوکاری انجام شده است. اگر قتلهای زنجیرهای کار اصلاحطلبان بود، آقای احمدینژاد ساکت مینشست؟ به باور من، او نیز مانند آقای حسینیان معتقد به “مهدور الدم” بودن مقتولان است و تاکنون حتی یک کلمه در محکومیت این جنایت سخن نگفته است. تشکیل کمیته حقیقت یاب در این زمینه پیشکش!
سیاهنمایی یعنی “جمهوری اسلامی ایران” را رسماً همسو و هم ماهیت با “میلوسویچ” قصاب مسلمانان بوسنی و بالکان خواندن، کاری که فقط نظامیان سکولار- دیکتاتور و مداخلهگر در سیاست و انتخابات ترکیه انجام دادند ودر کیفرخواست صادره علیه “حزب عدالت و توسعه” عملکرد آن حزب را الهام گرفته از بنیاد “سورس” نامیدند و سران حزب را شاگردان “جین شارپ” و همسو با جنبش “ات پور” خواندند که باعث سرنگونی “میلوسویچ” مدافع کشور “یوگسلاوی” شد. میبینید! منطق نظامیان مداخلهگر در انتخابات در هر دو کشور یکی است. تفاوت در آن است که در ترکیه به نام “آتاتورک” و برای دفاع از نظام لائیک آن کشور ژنرالهایش اتهامات مذکور را متوجه اصلاحطلبان آن دیار میکنند و در ایران به نام “حفظ نظام ولایی” اصلاحطلبان قانون گرا اما منتقد سیاستهای جاری کشور را با همین اتهامات مواجه میکنند. جالب آنکه آقای اردوغان به کیفرخواست صادره درباره “انحلال حزب عدالت و توسعه” اعتراض کرد که چرا زبان مقامات قضایی کشورش در این کیفرخواست “سیاسی” است و نه “حقوقی” و همین مسأله را موجب ایجاد شائبه درباره مقاصد سیاسی دادگاه برشمرد و آن را محکوم کرد. با وجود این در نظام لائیک ترکیه اکثریت قضات به انحلال حزب عدالت و توسعه که در رأس آن چهرههای مسلمان قرار دارند، رأی ندادند. در نظام استحاله شده کنونی دو حزب قانونی را که دیانت و سلامت سیاسی و اخلاقی و مالی اعضا و رهبرانش حتی برای بازجوها هم ثابت شده است، منحل کردند!؟
در نقطه مقابل اجازه دهید به یک نمونه از سیاهنمایی که نه، سیاهکاری کسی که “رجانیوز” از آن دفاع میکند، بپردازم.
طبق کیفرخواست مدعیالعموم علیه متهمان کشتارگاه کهریزک چهار نفر بر اثر ضرب و جرح عمدی در آن بازداشتگاه به قتل رسیدند. پزشکی قانونی هم تأیید کرد این افراد بر اثر ضربات و صدمات وارد شده در طول هفتاد و دو ساعت قبل از فوت و با توجه به شرایط زندان فوت کردند. این نظریه در مراحل مختلف ابتدا به امضای سیزده تن از پزشکان کشور و بار دیگر به امضای هفت پزشک دیگر که اکثریت آنها از اساتید خوشنام در حرفه پزشکی هستند رسید. با وجود این آقای مرتضوی اعلام کرد علت مرگ سه نفر از بازداشت شدگان کهریزک مننژیت بود. علاوه بر این وی با سوء استفاده از پست خود یعنی دادستان وقت تهران به رییس بازداشتگاه کهریزک، رییس اداره ناجا و رییس وقت پلیس تهران دیکته کرد تا بنویسند کسانی که در کهریزک کشته شدند دچار بیماری مننژیت بودند. مهمتر این که نامهای وجود دارد که نشان میدهد سه بیمارستان مهم تهران (مهر، شهدا و لقمان حکیم) تأیید کردند که جان باختگان در اثر بیماری مننژیت فوت کردهاند. این نامه توسط آقای مرتضوی جعل شده است. افزون بر موارد فوق آقای “رامین پوراندرزجانی” پزشک جوانی که در کهریزک خدمت میکرد و هرگز حاضر نشد آن لاطائلات و نامههای جعلی را امضا کند، به طور مشکوکی فوت کرد. هنوز علت مرگ مشکوک او روشن نشده است.
همچنین طبق آنچه در کیفرخواست آمده در میان ضاربان زندانیان در شکنجهگاه کهریزک حتی یکی از قمهکشان شناخته شده جنوب تهران دیده میشود که از او برای آرام کردن محیط ندامتگاه استفاده میکردند. علاوه بر آن تصریح شده شرایطی که زندانیان پس از ضرب و شتم در آن نگهداری میشدند آن قدر وحشتناک است که قابل توصیف نیست. ۱۳۵ متهم و زندانی را در یک سوله ۶۵ تا ۷۰ متری نگهداری میکردند. مأموران هر روز ماشینهایی را که از آن دود گازوییل خارج میشد به این فضا میفرستادند و به اسم سرشماری، زندانیان را در حالی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته بودند، در گرمترین ساعات روز، زیر آفتاب داغ، “کلاغ پر” و “بشین پاشو” میبردند که دست و پا و زانوهای آنها تاول میزد. وقتی به سوله برمیگشتند دست و پای ورم کرده آنها مورد مداوا قرار نمیگرفت، چشمهای زندانیان عفونی و فرسوده میشد. تاول عفونی پشت آنها به کف سوله میچسبید و نه تنها آب و غذای مناسبی به آنها نمیدادند، بلکه شرایط تنفس و هوا و بهداشت بازداشتگاه هم وضعیت زندانیان را وخیمتر میکرد. وضعیت بازداشتگاهی که جوانان فرهیخته این سرزمین را به علت اعتراض به تخلف و تقلب انتخاباتی به آنجا اعزام کردند، مشاهده میفرمایید. درباره این کشتارگاه چه میتوان گفت جز آنکه اگر افشا نمیشد، هرگز برچیده نمیشد.
با وجود این قاضی مرتضوی پس از کنارهگیری از دادستانی تهران،هم معاون آقای اژهای دادستان کل کشور شد و هم از آقای احمدینژاد حکم جدیدی دریافت کرد و مسئول مبارزه با قاچاق کالا شد.
سایت خانه ملت، وابسته به مجلس شورای اسلامی، متن کامل طرح نظارت بر نمایندگان مجلس را که عصر امروز به تصویب نهایی کمیسیون مشترک بررسی کننده رسیده، منتشر کرد. این، همان طرحی که است که مهدی کروبی درباره آن به نمایندگان هشدار داده و تصویب آن را معادل ذبح مجلس و نابودی همیشگی این نهاد در نظام جمهوری اسلامی دانسته بود.
کروبی در نامهاش از نمایندگان مجلس هشتم خواسته بود از تاریخ درس بگیرند و ننگ تصویب چنین طرحی را برای خود نخرند. او همچنین به مخالفت صریح آیتالله صافی گلپایگانی با این طرح اشاره کرده و انتقاد این مرجع تقلید را بازگو کرده بود که: “اینگونه طرحها، موجب نظارت اکثریت بر اقلیت میشود که این امر نیز با فلسفه اسقلال نمایندگان مجلس کاملاً در تضاد است.”
اما مجلس بدون توجه به این هشدارهای دلسوزانه، و در شرایطی که شیخ مهدی کروبی در بازداشت خانگی است و امکان اعتراض به این طرح ضد مردمی از او سلب شده است، به روند تصویب این طرح ادامه میدهد و به زودی قرار است آن را در صحن علنی مطرح کند.
بازخوانی متن کامل نامهای که مهدی کروبی شش ماه قبل نوشت، و نیز متن کامل طرح نظارت بر نمایندگان، میتواند صداقت هشدارهای کروبی را نشان دهد.
و متن کامل طرح نظارت بر نمایندگان نیز که از مرحله کمیسیون خارج شده و به زودی در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت، در زیر میآید:
ماده ۱- به منظور حفظ شان و منزلت نمایندگان بر آنها در ابتدای هر دوره و حداکثر به مدت یک ماه پس از انتخاب هیات رئیسه دائمی مجلس هیات نظارت به شرح زیر برای یک دوره تشکیل می گردد:
الف-یکی از نواب رئیس به انتخاب هیات رئیسه مجلس
ب- روسای کمیسیون های قضایی و حقوقی و اصل ۹۰
ج- چهار نفر از نمایندگان به انتخاب مجلس
تبصره ۱- در اجرای بند «ج» این ماده هشت نفر از نمایندگان متقاضی واجد صلاحیت که عضو هیات رئیسه مجلس نباشند در جلسه ای متشکل از رئیس و نواب رئیس مجلس و روسای کمیسیون ها تعیین و به صحن علنی جهت انتخاب ۴ نفر معرفی می شوند.
تبصره ۲- هیات رئیسه مکلف است یک هفته مهلت جهت ثبت نام متقاضیان عضویت در هیات نظارت تعیین نماید.
تبصره ۳- هیات از بین اعضاء خود یک رئیس و دو نایب رئیس و دو دبیر انتخاب می نماید.
تبصره ۴- در صورت غیبت هر یک از اعضای انتخابی دریک چهارم جلسات هیات طی مدت شش ماه. یا ضرورت تغییر آنها به تشخیص جلسه مشترک موضوع تبصره ۱، نسبت به انتخاب فرد جایگزین طبق روال این قانون اقدام خواهد شد.
ماده ۲- هیات نظارت صلاحیت رسیدگی به امور زیر را دارد.
الف- گزارش های واصله درخصوص سوءاستفاده و تخلف مالی یا اخلاقی نماینده
ب- گزارش های مربوط به رفتار خلاف منشور اخلاقی نمایندگی موضوع ماده ۸ حسب ارجاع هیات رئیسه
ج- گزارش های واصله درخصوص اعمال خلاف امنیت ملی کشور و سایر اعمال مجرمانه از بعد انتظامی
د- گزارش های واصله درخصوص غیبت، تاخیر و بی نظمی نمایندگان موضوع مواد ۷۸ تا ۸۱ و ۸۸ تا ۹۱ آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی توسط هیات رئیسه.
ه- گزارش های واصله درخصوص عدم شفافیت مالی و غیرمتعارف بودن محل درآمد و هزینه های انتخاباتی
تبصره ۱- چنانچه عدم انجام وظایف نمایندگی منجر به مخدوش نمودن شان نمایندگی و یا مجلس گردد، هیات نظارت با رعایت بند ب ماده ۲ صلاحیت رسیدگی به آن را دارد.
تبصره ۲- مراجع رسمی کشور (اعم از انتظامی، قضایی و امنیتی) موظفند کلیه گزارش های موضوع این ماده علیه نمایندگان را پس از وصول به هیات رئیسه مجلس منعکس نمایند.
تبصره ۳- به گزارش هایی در هیات رسیدگی می شود که دارای مشخصات کامل ارسال کننده باشد مگر اینکه هیات، رسیدگی به آن را ضروری تشخیص دهد.
تبصره ۴- تعقیب کیفری نماینده مانع رسیدگی به هیات نظارت به تخلفات موضوع این قانون و شئون نمایندگی نمی باشد.
تبصره ۵- هیات نظارت ضمن رسیدگی به تخلفات موضوع این قانون در مورد جنبه کیفری مراتب را به مرجع قضایی ذی صلاح اعلام می نماید.
ماده ۳- هیات نظارت بصورت محرمانه به گزارشات واصله درخصوص هر یک از نمایندگان رسیدگی می نماید و در صورتی که اتهام را متوجه نماینده بداند در اولین جلسه با دعوت از نماینده و مذاکره با وی و نیز استعلام از مراجع ذی ربط تصمیم لازم را اتخاذ می نماید.
تبصره- هیات نظارت موظف است قبل از صدور رای دفاعیات نماینده را استماع نماید.
ماده ۴- هیات نظارت باتوجه به اهمیت تخلفات و شرایط و موقعیت ارتکاب آنها نسبت به اعمال یک یا چند مجازات ذیل اتخاذ تصمیم می کند.
الف- تذکر شفاهی بدون درج در پرونده
ب- تذکر کتبی با درج در پرونده
ج- اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار تخلف
د- کسر حقوق از یک ماه تا یک سال به میزان یک دوم
هـ- تعویق نطق نماینده به مدت شش ماه تا یکسال
و- محرومیت از انجام ماموریت های داخلی و خارجی
ز- محرومیت از عضویت در مجامع و شوراها یا کمیته های تحقیق و تفحص
ح- محرومیت از نامزدی برای عضویت در هیات رئیسه مجلس و کمیسیون ها
ط- لغو عضویت در مجامع و شوراها و یا کمیته های تحقیق و تفحص
ی- لغو عضویت در هیات رئیسه مجلس و کمیسیون ها
ک- اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه رسمی غیرعلنی توسط رئیس مجلس
ل- اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه علنی توسط رئیس مجلس
م- محرومیت از شرکت در جلسات مجلس و کمیسیون های تخصصی تا سه ماه با پیشنهاد هیات نظارت و تصویب مجلس در جلسه رسمی غیرعلنی
ن- لغو اعتبارنامه نماینده به پیشنهاد هیات نظارت و تصویب مجلس در جلسه رسمی غیرعلنی
تبصره ۱- مجازات های موضوع بندهای «ک» و «ل» این ماده پس از تصویب در جلسه مشترک اعضای هیات رئیسه و هیات نظارت قابل اعمال می باشند.
تبصره ۲- در جلسه رسمی غیرعلنی قبل از رای گیری درخصوص اعمال بند «ن» این ماده ابتدا گزارش هیات نظارت قرائت سپس نماینده متخلف که می تواند نیمی از وقت خود را به یکی از نمایندگان بدهد به مدت نیم ساعت دفاعیات را مطرح می نماید.
تبصره ۳- اجرای مصوبات مجلس درخصوص بندهای (م و ن) این ماده مستلزم تایید شورای نگهبان می باشد.
ماده ۵- هرگاه موضوع رسیدگی هیات، گزارش های واصله علیه یکی از اعضای هیات نظارت باشد. وی حق شرکت در جلسات مربوطه را ندارد.
ماده ۶- نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی موضوع اصل ۸۶ قانون اساسی و ماده ۷۵ آئین نامه داخلی مجلس قابل تعقیب کیفری نیستند و در سایر موارد احضار نماینده توسط مقامات قضایی از طریق هیات نظارت صورت می گیرد و چنانچه رسیدگی قضایی مستلزم بازداشت نماینده باشد باید مراتب به تائید هیات نظارت برسد.
تبصره ۱- تشخیص مصادیق موضوع اصل ۸۶ قانون اساسی و ماده ۷۵ آئین نامه داخلی با هیات نظارت است.
تبصره ۲- تخلف از مفاد این ماده از سوی مراجع قضایی حسب مورد مستوجب مجازات انتظامی از درجه ۵ تا ۷ است.
ماده ۷- منشور اخلاقی نمایندگان حاوی ضوابط و شاخص های موضوع سوگندنامه نمایندگان مندرج در اصل (۶۷) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و حفظ شئونات نمایندگان حداکثر ظرف سه ماه توسط هیات نظارت تهیه و با پیشنهاد هیات مذکور به تصویب جلسه ای متشکل از اعضای کمیسیون های اصل نودم (۹۰) و آئین نامه داخلی مجلس و هیات نظارت خواهد رسید.
ماده ۸- قوه قضائیه موظف است در اجرای این قانون شعبه خاصی را جهت رسیدگی به موضوعات ارسالی تشکیل داده و خارج از نوب رسیدگی و نتیجه را ظرف سه ماه، به هیات نظارت اعلام نماید.
ماده ۹- به جز عضویت در هیات علمی دانشگاه ها و تدریس و یا سمت های آموزشی در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و تحقیقاتی، تصدی هر نوع شغل دیگر و نیز ریاست و مدیریت عامل و عضویت در هیات مدیره، هیات امناء، هیات موسس موسسات و شرکت های خصوصی و تعاونی و موسسات و شرکت هایی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن متعلق به دولت جمهوری اسلامی ایران و یا موسسات عمومی و یا شرکت های دولتی است، همچنین شرکت در طرح های مطالعاتی، پژوهشی و عمرانی به سفارش موسسات و شرکت های مزبور به هر عنوان و قضاوت و وکالت دادگستری، مشاوره حقوقی و کارشناسی رسمی دادگستری و تصدی به دفاتر ثبت اسناد و املاک و ازدواج و طلاق، دایر کردن مطب و عضویت در فدراسیون ها و هیات های ورزشی برای نمایندگان در زمان تصدی به نمایندگی ممنوع است. عضویت در هیات رئیسه دانشگاه ها، دانشکده ها و بیمارستان ها سمت آموزشی نیست.
تبصره ۱- در صورت تصدی سمت های فوق، موضوع در هیات نظارت مطرح و حداکثر ظرف ۱۰ روز پس از اعلام تخلف از سوی هیات، نماینده موظف است حسب مورد نسبت به تودیع پروانه فعالیت، کناره گیری و استعفا اقدام نماید. در غیر اینصورت ضمن اعمال مجازات های ماده ۴ این قانون پرونده به قوه قضائیه ارسال و به مجازات مقرر در قانون برای ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل محکوم خواهد شد.
تبصره ۲- پس از صدور حکم محکومیت از سوی قوه قضائیه تمامی دریافت های غیرقانونی نماینده که بر خلاف حکم این قانون پس از تصدی به سمت نمایندگی تحصیل نموده باید از سوی متخلفین به حساب خزانه واریز شود.
ماده ۱۰- در مواردی که هیات نظارت به این نتیجه برسد که دارایی نماینده به ناحق افزایش یافته، تا قبل از انتخاب دوره بعد، موضوع جهت اطلاع به شورای نگهبان و جهت رسیدگی به دستگاه قضایی ارسال می شود.
ماده ۱۱- دریافت هرگونه هدیه نقدی یا غیرنقدی غیرمتعارف از اشخاص حقیقی یا حقوقی خصوصی یا عمومی و دولتی داخلی یا خارجی تحت هر عنوان به وسیله نمایندگان ممنوع است و مرتکب مستوجب اعمال مجازات ماده ۴ این قانون می باشد.
تبصره- دریافت یا اهداء هدایای متعارف در چارچوب ضوابطی است که از سوی هیات رئیسه تهیه و ابلاغ خواهد شد.
ماده ۱۲- سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی و اخذ هر نوع امکانات و امتیازات از بخش دولتی، عمومی و خصوصی به هر عنوان و هر شکل، توسط نماینده به نفع خود و اقربای وی به ناحق و اعمال نفوذ و استفاده از سمت نمایندگی برای این منظور و سوءاستفاده از اطلاعات و اسناد در دسترس وی ممنوع است و مرتکب مستوجب اعمال مجازات ماده ۴ می باشد.
تبصره- مصادیق موضوع این ماده را هیات موضوع ماده ۸ مشخص میکند.
دکتر حمیدرضا جلاییپور در سخنانی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه، به بررسی تحولات اخیر خاورمیانه و جنبش سیاسی شکل گرفته در کشورهای این منطقه پرداخت.
به گزارش کلمه این سخنرانی که در روز سه شنبه سوم اسفندماه ۸۹ انجام شد، اولین جلسه از سلسله نشستهای «جنبش عربی» بود که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تالار شهید مطهری این دانشکده برگزار شد.
جلسه دوم نیز با سخنرانی دکتر صادق زیباکلام در روز چهارشنبه چهارم اسفندماه برگزار شد که گزارش آن در اینجا منتشر شده است.
متن پیاده شده سخنرانی دکتر جلاییپور را به نقل از وبسایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در ادامه بخوانید:
درباره وقایعی که در مصر و تونس، یعنی اول در تونس، بعد مصر و بعد حتی لیبی، رخ داده است بحث کردن از یک نظر بسیار مهم است چون رخدادها به شدت غیر منتظره هستند. ولی در عین حال چون خیلی زنده و به روز هستند بحثهایی که درباره اینها میشود خیلی آزمایشی و استعجالی است؛ چون ما الان خیلی به پدیده نزدیک هستیم. چرا که یکی از راههای شناخت پدیدههای اجتماعی این است که یک مقدار به لحاظ زمانی از آن فاصله بگیریم ولی حالا که نمیتوانیم صبر کنیم و تا جایی که امکان داشته باشد بحث میکنیم.
ما انقلابهای کلاسیک را داشتهایم مثل انقلاب فرانسه و آمریکا که متاثر از تجربهٔ مشروطه خواهی انگلستان قرن ۱۸بودهاند. بعد در سده ۱۹ و ۲۰ انقلابهای بعدی را داریم که اوجشان همین انقلاب روسیه بود و بعد انقلاب چین. بعد دوباره دوره جدیدی داریم تحت عنوان انقلابهای جهان سوم که آنها هم دو دهه تاریج جوامع بشری را تحت تاثیر خودش قرار داد مانند: انقلاب کوبا و انقلاب اسلامی و همینطور جنبشهای فراگیر ناسیونالیسم مثل پان عربیسم، پان ترکیسم و پان ایرانیسم. بعد از اینها ما وارد تحولات بزرگ و فراگیر اروپای شرقی میشویم که آنها هم خیلی مهم بود به گونهای که شرق اروپا در دو سال ناگهان وارد یک تجربه بسیار جدیدی شد. آن هم بسیار غیر منتظره بود. بعد وارد انقلابهای رنگی در کشورهای سابقا عضو جماهیر شوروی یا کشورهای پیرامون شوروی شدیم. این تقریبا آخرین تحولاتی بود که جوامع بشری، به طور بسیار خیره کنندهای ناگهان تجربه کردند.
حالا هم ظاهرا ما وارد این دوره جدید شدهایم که صحنههایش شمال آفریقاست وبه طور جالبی کشورهای عربی. کشورهای عربی از منظر جامعهشناسان سیاسی بسیار متصلب بودند. یعنی ظاهرا کمتر به تغییرات سیاسی آن هم از نوع دموکراتیکاش تمایل نشان میدادند. کشورهایی که در جنبشهای ناسیونالیستی و بعد سوسیالیستی تا حدودی کارنامه دارند ولی در کارنامه جنبشهای فراگیر سیاسی و دموکراتیک حداقل در امواج آزادی خواهی و مبارزات ضد استبدادی کمتر از کشورهای عربی سخن به میان میآمد. ما الان وارد یک دورهای شدهایم که مصر و تونس و چه بسا الجزایر و کشورهای شمال آفریقا بسیار اهمیت پیدا کردهاند. من نکته اولم این است که توجه شما را معطوف بکنم به اینکه که ما ظاهرا وارد دوران تازهای شدهایم که میتواند ادبیات جامعهشناسی در مطالعه این تحولات سیاسی را غنیتر کند.
پدیدههای انقلابی، ۴ ویژگی را باید داشته باشند که سه ویژگی آن با این تجربهها زیر سوال رفته است. اولین ویژگی این است که باید یک نارضایتی عمیق در جامعه وجود داشته باشد و تا زمانی که این نارضایتی نباشد کسی انقلاب نمیکند، کسی دست به اعتراض جمعی نمیزند که این ویژگی تا حدی در مصر و.. بود مثل به نوعی نارضایتی عمیق سیاسی میان ملت و دولت یا نارضایتی عمیق اقتصادی، بیکاری زیاد جوانان و… ولی ویژگی دوم انقلابها «گفتمان انقلابی» است. همه انقلابات، گفتمان انقلابی دارند. سوم سازمان دهی و رهبری متمرکز است. این دو، ویژگی آخری زیر سوال رفته است. آنجا یک جنبش فراگیر سیاسی اتفاق افتاده و رژیم سیاسی را با چالش جدی روبه رو کرد. دقیقا یک پدیدهٔ انقلابی است. اگرچه تا کنون این انقلابها از نوع انقلاب سیاسی است، نه انقلابهای اجتماعی و فرهنگی. ولی بالاخره یک حرکت انقلابی عالم گیر است. انقلابها تو جه همهٔ دنیا را به خود جلب میکند. همه چشمها را متوجه خودش میکند. و واقعا آنها این کارها را کردهاند. که آخرینش همین ۱۸ روزی بود که شما در مصر دیدید. من بعید میدانم در دو، سه دههٔ اخیر، همهٔ دوربینهای جهان، به یک میدان، ۱۸ روز متمرکز باشد. یک روز ممکن است دوربینها به دنبال تشییع جنازهٔ زن ولیعهد انگلستان همه توجه کنند، ولی نه ۱۸ روز کامل که این به خاطر غیر منتظره و وسیع بودن این پدیده است. لذا شما نگاه کنید این پدیده رخ داده. نارضایتی هست، ولی گفتمان انقلابی ندارد. حتی اخوان المسلمین رهبران فکریاش اصلا داعیههای انقلابی ندارند. ولی انقلاب شد و سازمان دهی متمرکز هم ندارد.
آیا دامنهٔ این حرکات به ایران هم میرسد یا خیر؟
یادتان باشد ایران، مصر نیست. چرا نیست؟ چون آن متغیرهایی که آنجا وجود دارد در ایران نیست. شما برای اینکه مصر و تونس را تبیین کنید باید ببینید در جعبه ابزار جامعهشناسی سیاسی چه مدلهایی موجود است. سعی کنید از بالا به پایین بیایید. از مفاهیم و نظریههایی که در جامعهشناسی هست استفاده کنید. کار پزشکان هم این گونه است. مغزشان پر است از تئوریها. بیمار را نگاه میکنند به یکی از تئوریها وصلش میکنند و نتیجه میگیرند.
کل رفتارهای دولت را در یک طیف قرار دارد و دو قطب جامعه یعنی قطب ثبات و بیثباتی هم در یک طیف دیگر. در یک مدل تحقیقی در صورت وقوع سه رفتار دولت از ثبات به بیثباتی میرود. هر چه این سه تا بیشتر باشد بیثباتی شدت میگیرد که اوج آن انقلاب است. ۱-باید دید دستگاه اداری دولت چه قدر کاراست. کارایی با شایسته سالاری به دست میاید. هر چقدر دستگاه اداری صاحب شایستگان جامعه باشد آن دستگاه در قطب ثبات قرار میگیرد. ۲- دولت اگر همهٔ جمعیت را بگیرد به آن میگویند شمول گرا و در این صورت در قطب ثبات قرار میگیرد. ولی دولت انحصار گرا بیثبات است. ۳- اینکه ارتباط دولت با نیروهای اصلی جامعه چگونه است. اگر با هم لینک باشند جامعه ثبات دارد. مثلا در فرانسه یک ماه و نیم پیش ۵/۱ میلیون جمعیت در خیابانها بودند اما دولت به لرزه نیفتاد چرا چون دولت صاحب ارتباط ارگانیک بود.
حال نگاه کنید که رژیم مبارک صاحب دستگاه اداری فاسد بود و فوق العاده انحصار طلب بود. آمریکا و اسرائیل حامیاش بودند. ولی انحصارگرا. یعنی جمعیت، خودش را وابسته به این دولت نمیدانست و بعد بالاخره قشر موثر جامعه خودش را از این دولت نمیدانست. البته به نظر من، پیروزی مصر پیرو پیروزی تونس بود. یعنی تونس پیروز شد، مردم انرژی گرفتند. جوانان هم ملت را در خیابان آوردند و بعد هم دیگر نرفتند. لذا میشود این بیثباتی را تفسیر کرد. ولی در کنار این مدلهای فراگیر، به مدلهای از پایین به بالا هم میشود اشاره کرد. با همین مدل، بیشتر کشورها را میشود بررسی کرد که آیا در حوزه میانه هستند؟ در حوزه ثبات هستند؟ بیثباتی میباشند؟ مصر، اتفاق افتاد، تونس اتفاق افتاد، لیبی هم دارد اتفاق میافتد. چگونه میشود تبیین کرد؟ یعنی چه فاکتورهایی دست به دست هم دادند که این اتفاق رخ داد؟
جامعهشناسی و جامعهشناسی انقلاب، به شما یک متغیرهایی را معرفی میکنند. و شما میتوانید به این کیسها مراجعه کنید، بعد یک مدلهای تبیینی برایشان ارائه بدهید. حالا مدلهای تبیینی که من برای مصر و تونس و… میدهم، این گونه است. به نظر من آن جوانی که خودش را آتش زده آن هیجان جمعی را ایجاد نمود و ملت در خیابان آمدند و آن رژیم، ساقط شد یا لااقل بن علی رفت. این جرقهای که میاندازند، باید یک نفتی باشد که آتش بگیرد. هزار نفر هم ممکن است خودشان را آتش بزنند و انقلاب نشود.
سه فاکتور در آنجا همزمان رخ دادند که بسیار مهم است. ۱- فقرا از شهرهای کوچک و مناطق فقیر شهرها به سوی مرکز آمدند. بسیار مهم است. انقلاب اسلامی ایران، انقلاب فقرا نبود. انقلاب جامعه شهری بود. پس از پیروزی فقرا هم پیوستند ۲- فقرا که حرکت کردند جامعه شهری طبقه متوسط به جای اعتراض به عدم نظم و نگرانی از اموال خود به طبقه اول پیوست. جوانان تونس، همهشان طبقه متوسط بودند. آنها تبدیل شدند به حامیان و سخنگویان همین کسی که خودش را اتش زد و از فقرا بود. یعنی طبقه متوسط به جای اینکه برود به سوی دولت، به سوی فقرا رفت. ۳- فقرا که دست به اعتراض زدند، طبقه متوسط هم میگفت که دولت باید یک کاری بکند اما دولت از هم پاشیده بود. اصلا نمیتوانست عمل کند. دولت، از پیش فرو پاشیده بود، ولی کسی نفهمیده بود. خواست که عمل کند اما نتوانست؛ نه میتوانست سازش ایجاد کند، نه میتوانست نیروی نظامیاش عمل کند. لذا وقتی این ۳ عامل دست به دست هم دادند، معلوم است آن جرقه میگیرد. به ویژه بنعلی ۲۶ سال یک نظام شخصی درست کرده بود که تا رفت همه چیز پاشید. وقتی رفت، معاونان و دوستانش هم خوشحال شدند.
و اما مصر، مدلش اندکی فرق دارد. آنجا فقر و نارضایتی ناشی از بیکاری و اقتصادی، جدی بود. اینها دست به اعتراض زدند. گفته شده کسانی که شبها در خیابان میخوابیدند بخشیشان همان جمعیتی بود که شبها در گورستانهای مصر میخوابیدند. گورستانهای مصر مانند پارکها برخی امکانات دارد. لذا فقرا و طبقه متوسط دست به اعتراض زدند. چه اتفاقی افتاد؟ ستون فقرات دولت در بحران، نیروهای نظامیاند. نیروی نظامی به جای اینکه دست برادری به مبارک بدهند، اتفاقا دست برادری به مردم دادند و گفته میشود منافع ارتش مردمی مصر، در این بود که طرف مردم را بگیرد نه طرف یک خانواده فاسد را. پس این سه فاکتور روی هم افتاد. تانکها شدند منبر سخنرانی، مردم روی تانکها میرفتند سخنرانی میکردند. در انقلاب ما، مردم در لولهٔ تفنگ، گل میگذاشتند ولی کسی نمیرفت روی تانک سخنرانی کند. لذا عاملی که اثر گذاشت، پیروزی تونس بود که به عنوان پیش قراولان جهان عرب، انرژی داد به مردم مصر که اگر اینها توانستند، چرا ما نتوانیم؟ لذا این انرژی به همراه آن ۳ فاکتورمنجر به این رخداد شد که ما دیدیم.
من وضعیت طبقه متوسط، فقر و… لیبی را نمیدانم ولی یک چیزی در این مدت متوجه شدم: آقای قذافی متأسفانه پس از ۴۰ سال حکومت و درآمد نفتی، آسانترین حکومت داری را کرده بود و من پیش بینی میکنم، بعید است جان سالم به در ببرد. برای اداره کشور چند راه آسان هست و چند راه سخت. از راههای آسان این است که همه جوامع ترکیبهای قومی دارند و شما بیایید از این تضادهای قومی استفاده کنید؛ هنگامی که قومها باهم درگیر باشند، کسی که آن بالاست، حکومت خودش را میکند: یعنی نزاع قومی. مثل کاری که قاجارها در ایران میکردند؛ یعنی از نیروی قومیای که در جامعه هست، استفاده کنید برای مدیریت سیاسی. این یکی از راههای آسان است، ولی آیندهای ندارد؛ مخصوصا در جامعهٔ جدید. شما میتوانید از این ویژگی استفاده کنید هم له و هم علیه. برای مدیریت تضادهای قومی، یکی از جاهایی که آن موقعها رویش تکیه میکردند، دولت آقای قذافی بود. یکی از راههای دیگر این است که با توجه به اینکه اغلب مردم دین دارند، میتوانید از این احساسات دینی بهره ببرید. سختترین کار این است که حقوق مدنی مردم را به رسمیت بشناسی و سازماندهی مدنی بکنی: شما حقوق دارید، شما انسان هستید. این آقا [قذافی] متأسفانه پس از ۴۰ سال وزارت نفت- یعنی بخش قدرت اداری-اقتصادی اش- را داده بود به ۲تا قبیله. وزارتهای دفاع و وزارتهای مربوط به جنگ و نیروهای هواییاش را داده بود به ۲تا قبیلهٔ دیگر. نتیجهاش این شد که این ۴تا قبیله علیه آقای قذافی شدند. ورق برگشته. من پیش بینیام این است که آنجا یک فروپاشی سیاسی اتفاق بیفتد. دیروز ایشان دستور داده بود آن هواپیما برود مردم را سرکوب کند. خلبان این هواپیما برای یکی از این قبایل بود، به جای سرکوب مردم، رفت به «مالت» پناهنده شده؛ میگوید من قبیلهٔ خودم را نمیزنم. آن ۲تا قبیلهٔ دیگر هم که حوزههای نفتی را در اختیار دارند، گفتهاند: آقای قذافی اگر مردم را بکشی ما همهٔ سکوهای نفتی را اشغال میکنیم. به این ترتیب قذافی در این ۴۰ سال فقط مدیریت اختلاف کرده. هیچ چیزی ایجاد نکرده بود. سازمانی، تشکلی، طبقه متوسطی، یک چیزی که جامعه را دست کم در زمانی که او دارد میرود، حفظ کندو جامعه ویران نشود و متأسفانه بدترین نوع تغییر دارد در لیبی رخ میدهد. لذا همهٔ نگرانیهایی که همه درباره مصر و تونس دارند، من بیشتر درباره لیبی دارم که بعدش چه میشود. لذا اینگونه میشود تبیین کرد که آن چیزی که در لیبی در حال رخ دادن است، فروپاشی سیاسی است و بعید میدانم قذافی از این بحرانی که پدید آمده جان سالم به در ببرد. اینها مدلهای تبیینی بود که میشد به کار ببریم.
حالا ما در ایران چه درسی میتوانیم از این اتفاقات بگیریم؟
نمیشود بر اساس مدل لیبی، مصر و تونس یک تئوری بدهی و آن را ژنریک بکنی. در جامعهشناسی اینگونه نیست؛ ولی میتوانیم درس بگیریم. از تحولات شمال آفریقا میتوان چند درس گرفت:
کشورهایی که به موقع دست به اصلاحات میزنند به این روز گرفتار نمیشوند. وقتی دولت مبارک، قدرت داشت، اگر انتخابات سالم برگزار میکرد، اگر میگذاشت ملت بیایند حرفشان را بزنند، به این روز گرفتار نمیشد. دولتی که هیچ راهی برای ملتاش نمیگذارد جز داد زدن. خب مردم میآیند داد میزنند دیگر! این درسی است که یک جمعیت ۸۰ میلیونی (مصر) به ما داد که بسیار مهم بود. جک گلدستون را مسخرهاش کردند که «در سدهٔ ۲۱ کتاب مینویسی باز میگویی در قرن ۲۱ انقلاب میشود!» او نوشته است تا وقتی اقتدارگرایی هست، تا وقتی اجازه نفس کشیدن به مردم نمیدهند، من پیش بینی میکنم در قرن ۲۱ هم انقلاب میشود. حالا به گونهای تئوریک ماجرا رخ داده است.
دولتها، جوامعی که سر پا هستند، درست مانند بیمارند. بیمار خوب، بیماری است که با پای خودش برود نزد پزشک. ولی وقتی افقی شد، ممکن است جان سالم به در ببرد، ممکن است به در نبرد. بر اساس مدل تبیینی که گفتیم، تفاوت ایران با مصر سر همین چیزهاست. در ایران طبقه متوسط ناراضی است. فوق العاده هم مهم است. بسیار کار بدی است که طبقه متوسط در ایران را اینقدر ناراضی میکنند. بچههایشان را میگیرند، زندان میکنند، در تلویزیون به اینها فحش میدهند، هی میگویند فتنه گرند. اینها کار بدی است. نه بد به لحاظ اخلاقی. (آنکه خیلی بد است.) به لحاظ جامعهشناسی میگویم. این خارج از عقل مدیریتی جامعه است. خارج از عقل مدیریتی یک خانواده است. این کار را نباید کرد. بله، این کار را در ایران میکنند ولی تفاوتش با مصر این است که فقرا در جامعه ایران به آن معنا معترض نیستند. دستگاه دولتی سرپاست. مثل مصر نیست.
من نگرانم. چون طبقه متوسط ناراضی است. با دستگاه دولت دارند این طبقه را کنترل میکنند. کنترل مداوم دولت را فرسوده میکند. فرسودگی سیاسی، مشروعیتی. بسیار کار بدی دارند میکنند. همان اتفاقی است که در تونس- افتاد- ۲۶ سال ظاهرا غربیها برای آقای بن علی کف هم میزدند. یا برای مبارک. غافل از اینکه این دولتها که مدتها این جمعیت را کنترل کردند. دیگر مشروعیت و مقبولیت ندارد. لذا نیرویی که طبقه متوسط را کنترل میکند، دستانش هرز میشود. دیگر دولت، بیجان میشود و این نکتهای است که نگران کننده است. لذا از این نظر تجربه مصر نشان میدهد که آدم باید نگران شود. ولی ایران، مصر نیست. من قبول دارم، چون متغیرهایی که آنجا هست، اینجا نیست.
ما متاسفانه از قطب ثبات تکان خوردهایم و از طرف ثبات داریم میرویم به طرف بیثباتی. بسیار موقعیت حساسی است. من این تلویزیون را که میبینم آرزو میکنم یک کار عاقلانه ببینم که جامعه را ببرد به طرف ثبات. ولی همچنان دارند میبرند به طرف بیثباتی. چند نکته من درباره این تجربه بگویم. در این سه کشور، پیامدهای دموکراتیکش اصلا معلوم نیست. شما فکر نکنید که در مصر مبارک رفته، پس دموکراتیک میشود. یا در تونس. به نظر میرسد در مصر و تونس وضعیت دموکراتیک دارد بهتر میشود. چون یک طبقه متوسط دارد، آدمهای عاقل و رهبران با نفوذ دارد و میشود امیدوار بود. باید صبر کرد نتیجهٔ تجربهاش را دید. یکی از مشکلاتی که الان مصریها و تونسیها دارند، پس از پیروزی است. نه پیش از پیروزی.
پس از پیروزی بسیار مهم است. تجربهٔ پیروزی فقط این نیست که مبارک برود. این است که مبارک برود و بعد به طور مرتب انتخابات سالم برگزار شود و مطبوعات مستقل شود. دائما اجتماعات تشکیل شود. فضاهای باز و مدنی نهادینه شود. خشونت نباشد. لذا اگر اوضاع همین جور پیش برود و دولت نتواند اوضاع اقتصادی را بهبود بخشد، ممکن است دوباره مردم ناراحت و عصبانی شوند. ناگهان یک مبارک دیگر پیدا میشود دوباره مردم را یک طرف دیگر بکشد. چون برخی فکر میکنند مبارک برود، دیگر مسأله حل شده. تازه اول مساله است. ولی خوب آن هم مانعی بوده. با زبان خوش نرفته، با صدای اعتراض مردم رفته.
نکته دیگری که جالب بود و در دانشگاه ما هم دائما بحث «تحلیل گفتمانی» میکنند. من بسیار مصداق خوبی پیدا کردم. شما ببینید تحولاتی که در منطقه رخ داده، با «گفتمان»های گوناگون معنا میشود. این اتفاقاتی که در شمال آفریقا رخ داده، چه ویژگیهایی دارد. یکی اینکه جوانان بسیار در آن نقش دارند. فضای مجازی بسیار در آن مهم است. اصلا شبکههای افقی، رهبری شبکهای به اینها ویژگی جهان جهانی شده است. یعنی ما قدیمها با هم رفیق بودیم. ولی رفاقتها تبدیل به نیروی سیاسی نمیشد. ولی وقتی رفیقها میتوانند با هم مرتبط شوند از طریق شبکههای مجازی و فیس بوک و… این تبدیل میشود به یک نیروی سیاسی. لذا آنجا جوانان بودند، فضای مجازی بوده. آنجا اتفاقا لااقل سیاستهای رسمی آمریکا، نوعی همدلی آمریکا بوده. لااقل جلوشان نایستاده.
بزرگترین انتقادی که به آقای اوباما سر قضیهٔ مصر کردند این بود که بسیار از مردم معترض مصر حمایت میکرد؟ تو که از خود مصریها هم بیشتر عجله داری! صبر کن. جمهوری خواهها بسیار اعتراض کردند ولی او کار خودش را کرد. مرتب حمایت میکرد. دلیلش هم روشن است. خودشان هم اعلام کردند. گفتند ما بیاییم از مبارک دفاع کنیم و نگهش داریم آنگاه اخوانیها و مردم مصر را بزنیم و بکشیم. همین ارتش هم این کار را بکند. بعد بچههای اینها بیایند آمریکا برجهای آمریکا را منفجر کنند. خب بگذار همان جا پیروز شوند. همان جا را بگیرند. حالا ۲۰% هم اخوانیها بیایند. اینجوری از مردم دفاع کردند. بالاخره آمریکا حداقل در سیاستهای رسمی از آنها دفاع کرد. تا حالا هم ناراحت نیستند. چون آن نیروی شورای نظامی دست ناخورده هست و کشور را هم دارد اداره میکند و کسی هم به ارتش فحش نمیدهد.
ما به این پدیده میگوییم «ادامهٔ انقلاب اسلامی» عیبی ندارد و من هم قبول دارم. چون انقلاب اسلامی هم ضد دیکتاتوری بود. انقلاب اسلامی هم حضور همهٔ مردم بود. انقلاب اسلامی هم همهٔ اقشار مردم بودند. مذهبی، غیر مذهبی، بله اصلا اشکال ندارد. اما عین همین ویژگیها را جنبشهای آرام بلوک شرق داشت. عین همین ویژگیها را جاهای دیگر دارد آنوقت به آنها میگویند جنگ نرم، کودتای نرم، انقلاب رنگی و… چرا؟ چون در ۲تا گفتمان تبیین میشود. در هر گفتمان یک پدیده یک جوری معنا میشود!
ندای سبز آزادی: در برخی خبرها و زمزمه هایی که از محافل سیاسی ایران به گوش می رسد، سخن از زندانیان سیاسی مطرح می شود که مدت های طولانی را در زندان سپری کرده اند اما تا کنون هیچ دادگاهی برای آن ها تشکیل نشده و همچنان در بندهای امنیتی و با قرار بازداشت موقت زندانی هستند.
هومان موسوی، فعال سیاسی و وبلاگ نویس، از تاریخ 12 فروردین 1388 توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است.
یک منبع مطلع که خواسته نامش فاش نشود، به العربیه خبر داد که هومان موسوی بیش دو سال است که بلا تکلیف و بدون محاکمه در بندهای عمومی زندان اوین به سر می برد. او هم اکنون 28 سال سن دارد و دارای مدرک کارشناسی ارشد است.
اما چرا با وجود انتشار اخبار بسیاری از زندانیان سیاسی با وضعیت مشابه، خبر یا گزارشی درباره وضعیت هومان موسوی در رسانه ها منعکس نشده، این منبع مطلع از "یتیم" بودن او خبر داد.
پدر و مادر هومان موسوی سال1367 در موج اعدام فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ایران اعدام شده اند. بر مبنای اخبار منتشره و گفته فعالان سیاسی، در آن سال هزاران نفر از مخالفان نظام حاکم بر ایران در روزهای آخرین جنگ ایران و عراق و در پی عملیات معروف به "مرصاد" و اشغال دوباره بخش هایی از خاک ایران، اعدام شدند . در آن عملیات میان ارتش عراق و نیروهای سازمان مجاهدین خلق همکاری مستقیم وجود داشت . این اعدام شدگان قبر مشخصی ندارند و خانواده هایشان که می گویند همه آن ها به صورت دسته جمعی در خاوران به خاک سپرده شدند، همه ساله مراسمی در این منطقه برگزار می کنند.
هومان موسوی که به بازجوها جرم او را تبلیغ علیه نظام اعلام کرده اند، 211 روز از دوره بازداشت خود را در سلول انفرادی بند 240 زندان اوین گذارند. پس از آن به اتاق 112 بند 209 زندان اوین منتقل شد. این بندها تحت نظر وزارت اطلاعات ایران اداره می شوند.
گفته می شود با توجه به تغییراتی که در ماه های اخیر در وضعیت بند 290 زندان اوین حاصل شده، وضعیت زندانیان این بند به مراتب بدتر از پیش شده است.
هومان موسوی یک سال است که از ملاقات حضوری محروم بوده و با اندک آشنایان خود در صورت اجازه دادن بازجوها، به صورت کابینی دیدار می کند.
ابوالقاسم صلواتی قاضی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران که بسیاری از زندانیان سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران را محاکمه کرده، مسئولیت پرونده هومان موسوی را بر عهده دارد و تا کنون این پرونده را به جریان نگذاشته است.
ندای سبز آزادی: اسماعیل دوستی، استاندار قبلی کهکیلویه و بویراحمد و از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی در دیداری که چند روز پیش با مهدی و فاطمه کروبی داشته است خبر فوت پدر مهندس موسوی را به آنها می دهد.
به گزارش ندای سبز آزادی، "دوستی" که با اجازه نهادهای امنیتی به دیدار کروبی رفته بود در ابتدا تنها اجازه داشته است که کروبی را در لابی محل اقامتش ببیند اما سپس با اصرار و تقاضای دیدار با فاطمه کروبی، می تواند به طبقه بالا برود و فاطمه کروبی را هم ببیند.
مهدی و فاطمه کروبی در این دیدار، خبر فوت پدر مهندس موسوی را می شنوند و از اینکه تا پیش از این دیدار، به آنها در مورد فوت پدر مهندس موسوی خبری داده نشده بود به شدت ناراحت می شوند. هرچند بنا بر خبری که در اختیار ما قرار گرفته است این زوج سبز کماکان از روحیه عالی برخوردار هستند.
ندای سبز آزادی: آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیداری که سیدرضا اکرمی، روحانی محافظه کار و نماینده مردم تهران در مجلس هشتم با وی داشت، ضمن دفاع از بیانیه ای که در ارتباط با فوت پدر میرحسین موسوی صادر کرده بود، از نخست وزیر دفاع مقدس هم تمجید کرده است.
طبق اخبار رسیده به ندای سبز آزادی، اکرمی که عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز هم هست از هاشمی گلایه کرده بود که بهتر بود واژه "خدوم" را در مورد میرحسین موسوی به کار نمی برد. امری که با مخالفت شدید آیت الله هاشمی مواجه شده بود.
گفتنی است پیش از این هاشمی رفسنجانی در پیامی خطاب به میر حسین موسوی در گذشت پدر وی را به او تسلیت گفته بود، وی در این پیام نوشته بود « مصیبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ویژه مهندس میر حسین موسوی تسلیت می گویم . خاندانی که خدمات شایسته ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی مان کردند و افتخار تقدیم چندین شهید در راه اسلام ، انقلاب و میهن را در کارنامه خود دارند .»
پس از اظهارنظر مقامات بحرینی و کویتی علیه جمهوری اسلامی، سفیر عربستان سعودی در مصر، در اظهاراتی کم سابقه، ایران را تهدید به حمله نظامی کرد!
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب؛ احمد القتان سفیر عربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه ی الحیات ادعا کرد: ما در عربستان سعودی مخصوصا ملک عبدالله از زمانی که وی ولیعهد بود تلاش کرده ایم که دست دوستی را به سوی ایران دراز کنیم به هر شکلی. اما متاسفانه، توطئه های ایران در کشورهای حاشیه خلیج فارس هرگز تمامی ندارد.
وی می افزاید: تا امروز، آنها با توهم امپراطوری فارس زندگی می کنند. اظهارات اخیر ایرانیان عجیب و غریب است. آنها عربستان سعودی را متهم به دخالت در امور بحرین کردند. این حقیقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.
احمد القتان گفت: این اتهامات در حالی از سوی ایران متوجه ما می شود که ایران در حال مداخله در امور لبنان، عراق، مصر و کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
سفیر عربستان سعودی در مصر، می افزاید: وضعیت ما با ایران در منطقه به صورت وحشتناکی است. ما پیام قدرتمندانه و مهمی را به انها منتقل کرده ایم: ما اجازه نقض امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را نمی دهیم. امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس، خط قرمز ما در عربستان سعودی است. مطمئنا شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله کویت پاسخ داد!
احمد القتان در ادامه می گوید: اهداف ایران در ایجاد یک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل این قضیه هشدار دهنده است. ایران چندین سال است که جزیره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در این مورد سرباز می زند! و حتی داوری بین المللی را هم قبول نمی کند!
وی با بیان این که “ما در عربستان سعودی خیلی از دست ایران رنج کشیدیم” ادامه می دهد: بگذارید که به شما یاداوری کنم که ایران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ دو بار به آسمان عربستان سعودی حمله کرد. ما به آنها هشدار دادیم و زمانی که برای بار سوم این قضیه تکرار شد، ما هواپیماهای آنها را زدیم.
احمد القتان اضافه می کند: من فکر نمی کنم که سیاست ایران با سیاست مصر در یک خط است. ایران برنامه های خود را دارد. من از اعماق قلبم ارزو می کنم که مصر قادر باشد که ایران را متقاعد کند که روابط همسایگی اش را حفظ کند و به کنوانسیون های بین المللی احترام بگذارد و دست از دخالت در کشورهای حاشیه خلیج فارس دست بردارد.
وی خطاب به مصاحبه کننده می گوید: برادر عزیر، شما باور نمی کنید که این ایرانی ها دارند در کشورهای حاشیه خلیج فارس چه می کنند. تنها چیزی که این کشور به آن اهمیت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از این قضیه رنج می برد. مانند خیلی دیگر از کشورهای عربی دیگر، من می توانم در مورد هر کشور عربی دیگری، مثال های زیادی بزنم!
سفیر عربستان سعودی در مصر، در ادامه ، تلویحاً ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و می گوید: من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم: امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. آنها نباید قدرت ما را تست کنند. انشالله، اگر آنها بخواهند کشورهای حاشیه خلیح فارس را بی ثبات کنند، ما توانایی مقابله با ایران را دایم.
مصاحبه کننده در این لحظه پرسید: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است.
وی پاسخ داد: بله.
مصاحبه کننده دوباره پرسید که این شامل حمله نظامی هم می شود.
سفیر عربستان در مصر پاسخ داد: منظور من ایران است. کشورهای حاشیه خلیج فارس و امنیت انها، خط قرمز ماست. ما اجازه نقض امنیت را به انها را نمی دهیم امیدوارم که قدرت ما را تست نکنند. من دوست دارم چیزهایی که نگفتم یاداور بشوم.
احمد القتان اضافه می کند: ما از دست ایرانی ها در فصل های مختلف حج خیلی رنج بردیم و آزار دیدیم! انها به عربستان می ایند و باعث اشوب در طول فصل حج می شوند.
این روزها که بازار شایعات داغ است و صدای هیچ تکذیبی انگار به گوش ها نمی رسد . این روزها که نامه ها ، اشعار و بیانیه های پر مهر هموطنان عزیزمان در حمایت از این فرزند کوچک وطن از همه سو روانه می شود و این روزها که در شبکه های تلویزیونی برون مرزی خبر بازداشت مرا اعلام میکنند و من اینجا تریبونی ندارم تا از میان این همه هیلا صدیقی های قلابی که هر روز بر تعدادشان در دنیای مجازی اضافه می شود تا احوالات واقعی مرا در انبوهی از اخبار دروغ گم کنند نشان دادن هر واکنش کوچکی سخت می نماید که بازتاب های مخرب و پرالتهابی را به همراه دارد.
به قلم آنچه خدا داد به نامش سوگند و به اندیشه که هرگز ننشیند دربند
جناب آقای دکتر مهدی خزعلی
راز این مزرعه سکوت همان مردمی ست که رشد و بلوغ سیاسی خود را در 25 خرداد 88 برای دنیا به نمایش گذاشتند. راز این مزرعه همان سکوتی ست که پیام آور فرهنگ صلح و اتحاد نسلی بود که خشونت ، جنگ طلبی و افراط را راهکار رسیدن به اهدافش نمی دانست. نسلی که بر خلاف برخی از حاکمان از تاریخ درس عبرت گرفته است و راه خطا را دوباره تجربه نمی کند. این نسل پیش از آنکه سکوتش را بشکند و مشت هایش را بالا ببرد و هرکس ساز خود را بزند ، می اندیشد ، می بیند و می شناسد.
راز این مزرعه تجربه های تاریخی سرزمینی ست که امروز، ما را به اینجا کشانیده است .
سالهای نوجوانی ام به این می اندیشیدم که جداي تمام صعودها و سقوط هاي فرهنگي در طول دوران مختلف ، سرزميني با چنين تاريخ كهن و باستاني كه شكوه ،قدرت و تمدن ، ره آورد بسياري از قرن هاي آن بوده ، پهنه اي كه در آن اقوام و قبيله هاي مختلف ، عشيره و باديه نشين و كشاورز همه در همسايگي هم آشيانه مي كردند و در يك كلام ، همزيستي فرهنگ مشترك مردمان آن بوده است ، كجاي تاريخ پايش سر خورد كه باور به همزيستي را از كف داد ؟كجاي راه بوديم كه مسالمت ها ، حرمت ها و ريش سفيدي ها از قصه زندگي ما حذف شد ؟كه ميراث شوم نسل ما بدبيني شد و كينه و دشمني ، كه منش ما شد خط كشي و سركشي؟ كجاي روزگار شكافي به اين عمق ميان نسل هاي گذشته افتاد كه ما را هم به دسته بندي و مقابله ترغيب كرد ؟كه اگر سهم دين از جهاد ، سهم فرهنگ از اتحاد و سهم علم از زندگي اجتماعي هنوز به جاي خود مانده باشد ، كدام قدرت بر همه اينها غالب شد كه ما را در مقابل هم به صف كشيد ؟
تاریخ را که ورق زدم به انقلاب 57 رسیدم . جایی كه گروه ها و احزاب مختلف دست به دست هم دادند و زنجيري از اتحاد بافتند تا انقلابي بر پا كنند و همراه شدند تا روز پيروزي ... فرداي پيروزي اما دسته ها و گروه ها از هم جدا شدند و خط كشي ها آغاز شد . رقابت جاي اتحاد را گرفت و تعصب و تنگ نظري به خانواده ها رخنه كرد .برادر به جان برادر افتاد و همسايه با همسايه دشمن شد . تعصب بر ايدئولوژي هاي مختلف جاي سياست ورزي و وطن پرستي را گرفت و مردم را در مقابل هم صف آرايي كرد .آنچه در آن روزهاي بحراني بعد از انقلاب ، بر مردم گذشت نتيجه اش بي اعتمادي و بدبيني شد كه هزينه هايش گريبان نسل ما را گرفت .
ما فرزندان همان نسلي هستيم كه باور دارد من حقم و مخالف من باطل ... خودي و غير خودي ، هم جنس و غير همجنس ، هم خط و مخالف شد سرفصل ارتباطات اجتماعي ما از همان كودكي ، از مدرسه تا دانشگاه ، تا محله تا شهر ...
آقای دکتر خزعلی
اگر ما شنیده ابم و خوانده ایم ، شما اما به چشم خود دیده اید برادرانی را که تعصبات بر ابدئولوژی های حزب مطبوعشان را برهمه چیز ارجعیت دادند و با هم مقابله کردند و به جان هم افتادند و برادرکشی کردند . حالا فرزندان همان برادرها بزرگ شده اند و با میراثی از جنس کینه و بدبینی و با سرگذشتی مملو از هزینه های سنگین و غیر قابل جبران در کنار هم زندگی می کنند و می خواهند رسم خونخواهی پدران را ریشه کن کنند .
شايد به همين خاطر بود كه هيچ گاه آرزوي براندازي و انقلاب در سر نداشتيم . چرا كه اصل براندازي ايده آل ما نبود . چرا كه نمي خواستيم اين چيني بند زده را دوباره بشكنيم و ميراثي از جنس پدران و مادرانمان براي فرزندانمان به جا بگذاريم . دوباره خط كشي دوباره صف آرايي دوباره قدرت طلبي ، دشمني ، جنگ ... دوباره و دوباره رفتن اين راه آرزوي ما نبود . ما فرهنگ سازي و اصلاحات را ( اصلاحات به معناي واقعي كلمه نه به معناي حزبي و قشري نگري ) انتخاب كرديم تا راهي آرام و سازنده را براي آبادي ايران طي كنيم . مبادا شكاف دوباره ، اينبار ايرانمان را ايرانستان كند و تماميت ارضيمان را تهديد ...
مایی که امروز متهم می شویم ، محکوم می شویم ، باتوم می خوریم ، زندان می رویم و فتنه گر نامیده می شویم همان هایی هستیم که افتخار یک انتخابات چهل میلیونی را دودستی تقدیم حکومت کرده ایم . همان هایی هستیم که بهترین سالهای جوانی و نوجوانیمان را فدای ناملایمتی ها و پستی و بلندی های سخت ترین روزهای این برهه از تاریخ سرزمینمان کرده ایم تا فردایی آباد را برای سرزمینمان به ارمغان آوریم و شکوه و عظمت باستانی این مرز و بوم را دوباره به مام وطن تقدیم کنیم . گرچه سالها به جرم اصلاح طلبی هم از سوی حاکمیت و هم از سوی مخالفان حکومت طرد شدیم اما از پا ننشستیم ...
از پا ننشستیم تا شعار «زنده باد مخالف من » بخش بزرگي از نسل ما را بيدار كرد و ريشه محكمي شد براي رشد فرهنگ صلح و آشتي و روح تازه اي بخشيد به كالبد مرده ما ... و زنجيره تازه اي شد براي پيوند ما كه سياست را براي زندگي مي خواستيم نه زندگي را براي سياست...
ما ياد گرفتيم اگرچه تفاوت ميان وطن پرستي و حزبي نگري بسيار است اما منافع مشترك جمعي مي تواند دو سر اين زنجيره را چنان به هم وصل كند كه اتحاد و آشتي مردم را در مسير آبادي ايران به ارمغان آورد . درست مانند انتخابات خرداد 88 كه منافع مشترك ، حتي شناسنامه هاي سفيد را هم تا پاي صندوق هاي رأي كشانيد و ربان سبز سنبلي شد براي دست به دست دادن اقشار مختلفي كه شايد تا پيش ازآن در صف یکدیگر قرار نمي گرفتند . سبز، يك ايدوئولوژي نبود و پيامي جز آشتي و اتحاد نداشت . سبز، بهاري بود كه در زمستان بي اعتمادي روييد و بسياري از خط كشي ها و شكاف ها را از ميان مردم برداشت . سبز بلوغ مردمي بود كه به جاي نشان دادن دندان تيز به هم لبخند زدند و حضور يكديگر را باور كردند ...
آنچه بعد از انتخابات 88 مردم را به خیابان کشانید و رنگ خون برزمین جاری کرد نه برنامه از پیش تعیین شده سبزها که واکنشی بود در برابر بازی بد حریف که تا اینجا رسید.
مگر نه اینکه همان هایی که با حکم تفتیش منزل به سراغ شاعری می روند که جرمی جز نوشتن حقایقی که بر سرزمینش گذشت ندارد و روزها و هفته های متوالی بازجویی اش می کنند از سوی دیگر از خبرنگاری که به دستور مستقیم رئیس جمهور یک کشور از آنجا اخراج می شود قهرمان میسازند و رجز می خوانند که در غرب آزادی ببان نیست ؟ بگذارید نشان دهیم که ما بر خلاف آنها به این شیوه و با این فرهنگ رشد نمی کنیم . اگرچه در دنیای امروز ، تبلیغ ، مثبت و منفی ندارد ، اما برای ما تحریم شدن ، هو شدن ، مورد حمله و اعتراض بیانیه ها و جنبش های مختلف قرار گرفتن و غیره و غیره وسیله ای برای کسب شهرت و خودنمایی نیست .
جناب آقای دکتر خزعلی
هر سکوتی که نشان ترس نیست . قلمی که از نوشتن حق بازماند شکسته باد اما گفتن و نوشتن و در بوق و کرنا کردن آنچه در دو سال گذشته برمن گذشت تحقیرم می کند و هرچقدر هم خبرساز باشد افتخاری ندارد که در واقع شرمنده همه آنهایی هستم که مصیبت های بسیار کشیده اند و هزینه های بسیار داده اند . حالا که هوای دودآلود این شهر را تنفس میکنم و هر روز صبح سر از روی بالش خود برمیدارم و در چشمان خانواده ام می نگرم و حالا که چه من با شم و چه نباشم شعرهایم هستند و به گوش مردم میرسند دیگر حرفی برای گفتن ندارم در برابر آنهایی که برای همیشه رفتند و یا ماهها در حبس مانده اند و بسیاری هنوز هم گمنامند... بر من هرچه گذشت باشد به پای تمام آرمان ها و باورهایم که همانا داشتن سرزمینی ست که در آن آشتی و صلح و زندگی مسالمت آمیز باشد و دموکراسی و عدالت . آزادی حق ماست و آبادی شایسته میهن .
و در آخر به قول حافظ:
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که درازست ره مقصد و من نوسفرم
هیلا صدیقی
فروردین نود
ندای سبز آزادی: زندانیان زندان رجائی شهر وضعیت بد جسمی و روحی را تحمل می کنند و از حقوق اولیه خود نیز محروم اند.
گفتنی است، پیش تر از طرف مسئولین زندان به زندانیان وعده داده شده بود که شرایط تحصیل برای آنهایی که خواستار تحصیل و یا ادامه تحصیل هستند فراهم خواهد شد، اما این وعده ها عملی نشده و از حقوق اولیه خود مانند تماس تلفنی، ملاقات های هفتگی، مطالعه و هواخوری هم محروم شده اند.
بنا بر گزارش های رسیده به ندای سبز آزادی، به تازگی دستگاهی برای ردیابی تلفن و موبایل در سالن های این زندان نصب شده است که در پی این اقدام بسیاری از زندانیان به سردرد های شدید و حالت تهوع مبتلا شده اند و برای درمان آنها اقدامی صورت نگرفته است. علاوه بر اینها وضعیت بهداشت و مواد غذایی هم در این زندان نگران کننده گزارش شده است.
در پی این وضعیت و اعتراض به آن، جمعی از زندانیان اعلام کرده اند که از یک شنبه 21 فروردین دست به اعتصاب غذا زده اند.
قابل ذکر است که در حال حاضر زندانیانی از جمله: مهدی محمودیان، منصور اسانلو، رسول بداقی، عیسی سحرخیز، حشمت طبرزدی و بسیاری دیگر در زندان رجائی شهر نگهداری می شوند.
به گزارش منابع بین المللی، پنج فروند از کشتی های جنگی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو) دیروز دوشنبه وارد خلیج فارس شده و در سواحل دوبی پهلو گرفتند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، هدف از اعزام این ناوها به خلیج فارس که به موجب اجرای عملیاتی با نام "دریاهای دوستی" وارد منطقه شده اند "تحکیم مناسبات ناتو با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس" اعلام شده است.
این کشتی های جنگی که در اصل "مین روب" هستند بر اساس "معاهده همکاری های استانبول" که در سال ٢۰۰۴ امضا شد به خلیج فارس وارد شده و قرار است در سواحل بحرین و کویت پهلو بگیرند.
بر اساس این گزارش، هدف از انجام عملیات دریاهای دوستی، افزایش سطح همکاریهای نظامی میان کشورهایی است که معاهده همکاری های استانبول را امضا کرده اند.
در همین رابطه ستوان «جیامپیرو سانا» از نیروی دریایی ایتالیا گفت: این عملیات یک فرصت ویژه برای انجام مذاکرات نظامی به منظور دستیابی به فهم بیشتر از توان یکدیگر و افزایش همکاریهاست.
ستوان «اناستازیوس سولاس» از نیرو دریایی یونان نیز گفت: برنامه ریزی برای انجام این عملیات پیش از آغاز انقلاب کشورهای عربی که از تونس آغاز شد برنامه ریزی شده بود.
این کشتی های جنگی سفر خود را برای رسیدن به خلیج فارس از تاریخ ٢٢ ژانویه آغاز کرده و پس از گذر از کانال سوئز و دریای سرخ به خلیج فارس رسیده اند.
این کشتی ها حامل نظامیانی از کشورهای ایتالیا، اسپانیا، یونان و آلمان هستند که قرار است چند تمرین نظامی نیز با نیروی دریای امارات داشته باشند.
یک فعال حقوق بشری در سوریه میگوید، روز دوشنبه درتظاهرات دانشجویان در دانشگاه دمشق، یک نفر کشته شد.
به گزارش رادیو فردا «عامر قرابی» رییس سازمان ملی حقوق بشر سوریه اعلام داشت، در جریان تظاهرات ِ صدها دانشجو در دانشگاه دمشق، ماموران بسوی آنان آتش گشودند که موجب جان باختن یک دانشجو شد.
در این خصوص، خبرگزاری آسوشیتدپرس اشاره کرده است که به علت سانسور و محدودیت شدیدی که از سوی حکومت سوریه بر خبرنگاران اعمال شده، نمی تواند این گزارش را تایید کند.
از سه هفته پیش که اعتراض ها و تظاهرات برای آزادی های بنیادین در سوریه آغاز شده، تا کنون دست کم 170 نفر کشته شده اند.
ندای سبز آزادی: اتحاديه اروپا توافق کرده است که ۳۲ مقام ايرانی را به دليل نقض حقوق بشر مورد تحريم قرار دهد و علاوه بر ايجاد محدوديت در صدور ويزا برای آنها، دارايی های اين افراد در کشورهای عضو اتحاديه اروپا را مسدود کند.
ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، در اين زمينه گفته است که در جريان اعتراض های شمال آفريقا و خاورميانه، سرکوبگری رژيم تهران شديدتر شده است.
وی اظهار داشت: «بر اساس توافق وزیران امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا، صدور ويزا برای ۳۲ مقام ايرانی ممنوع شده و دارايی های اين افراد نيز مسدود خواهد شد.»
آقای هيگ گفت: «اتحاديه اروپا امروز توافق کرد تا اقدام های شديدتری عليه ۳۲ نفر که به اعتقاد ما مسئول و عامل نقض حقوق بشر در ايران هستند به مرحله اجرا در آورد.»
وی به اسامی این مقام ها اشاره ای نکرد ولی پیشتر برخی گزارش ها از احتمال قرار دادن نام افراد زیر در این فهرست خبر داده بودند:
محمد علی جعفری، فرمانده سپاه، حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، عبدالله عراقی و حسین همدانی از فرماندهان سپاه محمد رسول الله، حسین طائب، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج، اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی و همچنین وزیران کشور، ارشاد، دادگستری و علوم همراه با رییس قوه قضاییه، معاون اول وی، سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران و چند قاضی دادگاه های انقلاب.
وزير خارجه بريتانيا، حصر رهبران مخالفان، بازداشت روزنامه نگاران و صدور احکام اعدام را از مهمترين موارد نقض حقوق بشر در ايران عنوان کرد.
وی افزود: «به نظر می رسد ايران بر اين باور است که به دليل تغييراتی که در خاورميانه در حال وقوع است، می تواند وضعيت وخيم تری را از نظر حقوق بشر بوجود آورد.»
اتحاديه اروپا در حال حاضر به دليل خودداری ايران از گفت و گو بر سر پرونده هسته ای خود، تحريم هايی عليه برنامه اتمی جمهوری اسلامی وضع کرده است.
توافق اخير اتحاديه اروپا پس از آن صورت گرفت که این اتحادیه روز دوم فروردين ماه سال جاری بر لزوم تحريم ناقضان حقوق بشر در ايران تاکيد کرد.
اسفندماه سال گذشته، شيرين عبادی، برنده ايرانی جايزه صلح نوبل، از کشورهای عضو اتحاديه اروپا خواسته بود، حساب و دارايیهای ۸۰ تن از مقامهای ايرانی را مسدود کرده و از سفر آنها به اروپا جلوگيری کنند.
همچنين ايالات متحده آمريکا از کشورهای اروپايی خواسته بود، همانند واشینگتن کسانی را که در نقض حقوق بشر در ايران دست داشتهاند، هدف تحريمهای خود قرار دهند.
آمریکا در سپتامبر سال گذشته هشت تن از مقامهای ايرانی از جمله عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه، سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسين طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته میشود در نقض حقوق بشر و به ويژه در کشتار معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در ايران دست داشتند، مورد تحريم قرار داد.
واشينگتن در اسفندماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نيروی مقاومت بسيج را نیز به اين فهرست اضافه کرد.
وضعيت حقوق بشر در ايران طی دو سال اخير و پس از برگزاری انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوری در خرداد سال ۱۳۸۸ رو به وخامت گذاشته و موج سرکوب فعالان مدنی، معترضان به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی ايران، دانشجويان، روزنامه نگاران و اقليت های دينی تشديد شده است.
بان گی مون، دبير کل سازمان ملل، ۲۴ اسفندماه در گزارشی اعلام کرد که ايران سرکوب مخالفان را شدت بخشيده، و بر ميزان اعدام زندانيان سياسی و نوجوانان مجرم و قاچاقچيان مواد مخدر افزوده است.
در واکنش به وضعيت «وخيم» حقوق بشر در ايران، شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست چهارم فرودين ماه خود در ژنو با تعيين يک گزارشگر ويژه برای ايران موافقت کرد.
کشورهای غربی و آمريکا از اين تصميم شورای حقوق بشر استقبال کردند ولی ايران اين اقدام را «ناموجه و سياسی» خواند و اعلام کرد که با گزارشگر سازمان ملل همکاری نمی کند.
منبع: رادیو فردا
ندای سبز آزادی: تازه ترين گزارش صندوق بين المللی پول زير عنوان «چشم انداز های اقتصادی جهان»، که دوشنبه يازدهم آوريل انتشار يافت، عمق بحران شديد اقتصادی را، که از سه سال پيش يه اين سو بر ايران سنگينی می کند، به نمايش ميگذارد.
همين گزارش پيش بينی می کند که بحران اقتصادی ايران در سال ۲۰۱۱ ميلادی شدت گرفته و در قالب يکی از بی سابقه ترين اشکال «رکود تورمی» در تاريخ معاصر کشور، بروز خواهد کرد.
رکود و تورم
بنا به ارزيابی صندوق بين المللی پول، نرخ رشد اقتصادی ايران از يک در صد در سال ۲۰۰۸ ميلادی به ۰.۱ در صد در سال ۲۰۰۹ کاهش يافته و در سال ۲۰۱۰ نيز از يک در صد بيشتر نبوده است. بر پايه آمار انتشار يافته از سوی همان نهاد، در سه سال گذشته ميلادی ميانگين سالانه نرخ رشد ايران يک پنجم ميانگين سالانه نرخ رشد در بيست کشور خاورميانه و شمال آفريقا بوده است.
گزارش صندوق بين المللی پول پيش بينی ميکند که در سال ۲۰۱۱ ميلادی، دو شاخص عمده اقتصاد کلان ايران رو به وخامت خواهند رفت : نرخ رشد به صفر در صد تنزل خواهد يافت و، در عوض، نرخ تورم به ۲۲.۵ در صد اوج خواهد گرفت.
به پيش بينی صندوق بين المللی پول، در سال جاری ميلادی نرخ رشد اقتصادی ايران با صفر در صد از بيست کشور آفريقای شمالی و خاورميانه (به استثنای ليبی که برای آن رقمی ذکر نشده) پايين تر خواهد بود.
در عوض ميانگين نرخ تورم ايران در سال ۲۰۱۱ با ۲۲.۵ در صد به بيش از دو برابر ميانگين منطقه خواهد رسيد و با فاصله زياد ديگر کشور های منطقه را پشت سر خواهد گذاشت.
آمار مندرج در تازه ترين گزارش صندوق بين المللی پول دولت محمود احمدی نژاد را در موقعيتی شکننده قرار خواهد داد، از جمله در مقابله با رقيبانش در اردوگاه معروف به «اصولگرايان» که از هيچ فرصتی برای تضعيف او خود داری نمی کنند.
رييس دولت هيچ فرصتی را برای ستايش از «دستآورد» های اقتصادی دولت خود از دست نمی دهد و کارنامه خود را، در اين عرصه، درخشان ترين کارنامه در تاريخ جمهوری اسلامی معرفی ميکند.
رييس دولت دهم به تازگی در کرمانشاه گفت که دولت او طی دو سال آينده بيکاری را در کشور ريشه کن خواهد کرد.
در چند هفته گذشته، دو رقم در بسياری از سخنرانی های محمود احمدی نژاد تکرار ميشود : در سال گذشته (۱۳۸۹) يک ميليون و ششصد هزار شغل در کشورا يجاد شده و در سال جاری (۱۳۹۰) دو ميليون و پانصد هزار شغل در کشور ايجاد خواهد شد.
دو گزينه
با توجه به آماری که از سوی صندوق بين المللی پول منتشر شده، اين پرسش پيش ميآيد که چگونه می توان يک ميليون و ششصد هزار شغل در کشور به وجود آورد، در شرايطی که ميانگين نرخ رشد اقتصادی کشور در سه سال متوالی از ۰.۷ در صد بيشتر نبوده است.
ياد آوری ميکنيم که در طول برنامه پنجساله چهارم، از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸، به رغم نرخ رشد هايی به مراتب بالا تر، ميانگين سالانه شغل های ايجاد شده در کشور از ششصد هزار فراتر نرفته است.
ايجاد دو ميليون و پانصد هزار شغل در سال ۱۳۹۰ با علامت سوالی به مراتب بزرگ تر روبرو است، به اين دليل ساده که چرخ فعاليت اقتصادی در کشور از حرکت باز ايستاده ونرخ رشد اقتصادی، به پيش بينی صندوق بين المللی پول، در سال جاری از صفر در صد بيشتر نخواهد بود.
محافل کارشناسی جمهوری اسلامی از سطح بسيار نازل رشد اقتصادی در سه سال گذشته با خبر بودند و ميدانستند که به دليل نازل بودن اين شاخص، باتک مرکزی جمهوری اسلامی زير فشار دولت از انتشار آن خود داری ميکند. صاحب منصبان دولت نهم عدم انتشار اين شاخص را ناشی از اختلاف نظر بين بانک مرکزی و وزارت صنايع ميدانند.
اکنون، در پی انتشار گزارش صندوق بيت المللی پول، پنهان کردن نرخ واقعی رشد ايران دشوار تر ميشود. در برابر اين آمار، محمود احمدی نژاد دو گزينه دارد :
يک ) يا صندوق بين المللی پول را به عنوان ابزاری در دست «استکبار جهانی» به باد انتقاد بگيرد و آمار اين نهاد را در زمينه نرخ رشد صفر در صدی ايران نادرست و مغرضانه بخواند.
دو ) ويا اين آمار را بپذيرد، که در اين صورت بايد توضيح دهد چرا اقتصاد ايران، به رغم برخورداری از انبوه ترين در آمد ارزی در چند سال گذشته، به اين روز سياه نشسته و از لحاظ نرخ رشد و نرخ تورم، در ميان همه کشور های آفريقای شمالی و خاور ميانه، بد ترين وضعيت را دارد؟
نظام جمهوری اسلامی نيز بايد توضيح دهد که با نرخ رشد صفر در صد و نرخ تورم بالای بيست و دو در صد، چگونه می خواهد به الگويی برای کشور های آفريقای شمالی و خاور ميانه بدل شود؟
لينک گزارش صندوق بين المللی پول
http://www.imf.org/external/pubs/ft/weo/۲۰۱۱/۰۱/index.htm
منبع: رادیو فردا
ندای سبز آزادی: علی مطهری نماینده ناظر مجلس در هیأت نظارت بر مطبوعات میگوید که آزادی بیان در جمهوری اسلامی در سطح مطلوبی نیست.
آقای مطهری به خانه ملت گفته است: «نمیتوانیم ادعا کنیم که آزادی بیان در سطح مطلوبی وجود دارد اما تلاش میکنیم به آن نقطه مطلوب برسیم.»
این نماینده مجلس همچنین از وجود سختگیریهایی نسبت به اظهارنظرهای اجتماعی و سیاسی در مطبوعات اشاره کرده و افزوده است عملکرد هیأت نظارت بر مطبوعات به دلیل برخی حساسیتها از سوی بعضی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی با نقطه مطلوب فاصله دارد.
مطهری همچنین به طور تلویحی دخالت نیروهای امنیتی در برخورد هیات نظارت با مطبوعات و رسانهها و فعالان رسانهای در ایران را تائید کرده است.
او ترکیب فعلی هیئت نظارت بر مطبوعات را خوب و عاری از افراد تندرو، تنگنظر و افراطی دانسته و در عین حال گفته است: نگاه فعلی هیات نظارت بر مطبوعات یک نگاه تخصصی است ولی به دلیل برخی حساسیتها از سوی بعضی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، عملکرد آن با نقطه مطلوب فاصله دارد که امیدواریم به تفاهم بیشتر برسیم.
در ادامه فشارهای متعدد دولت عراق به ساکنین اردوگاه اشرف، و چند روز بعد از حملات مسلحانه و خونین نظامیان عراقی به آن اردوگاه، سخنگوی دولت عراق از ضرب الاجل برای تعطیل کردن این اردوگاه تا پايان سال جاری میلادی (آذرماه) و همچنين انتقال ساکنان آن به خارج از عراق خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری آلمان، علی الدباغ، روز دوشنبه ٢٢ آوریل، طی بيانيه ای رسمی از طرف دولت آن کشور، سازمان مجاهدين خلق را به عنوان يک "سازمان تروريستی" معرفی کرد و بدون اشاره مستقیم به حملات روز جمعۀ نظامیان عراقی که منجر به کشته و مجروح و بازداشت تعدادی از ساکنان آن اردوگاه شد، گفت: دولت عراق تصميم قبلی خود برای بستن اردوگاه اشرف را اجرا خواهد کرد و ساکنان اين اردوگاه تا پايان ماه دسامبر فرصت دارند که عراق را ترک کنند.
وی همچنين گفته است: "مجاهدين خلق میبايست با همکاری سازمان ملل متحد و ديگر سازمان های بين المللی و با استفاده از همه ابزارهای سياسی و ديپلماتيک از خاک عراق خارج شود، چرا که عراق برای اعضای آنها گزينهای (برای ماندن) نيست."
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، شاهين قبادی، يکی از سخنگويان سازمان مجاهدين خلق در پاریس روز دوشنبه اعلام کرد که "ساکنان اردوگاه اشرف مايلند به آمريکا يا کشورهای اتحاديه اروپا منتقل شوند، در صورتی که دولتهای اين کشورها مايل باشند به اين افراد پناهندگی سياسی بدهند، ما هم تمايلی به ماندن در عراق نداريم، ولی تاکنون پاسخ دريافت نکردهايم."
گزارش مذکور همچنین از قول این سخنگوی سازمان مجاهدین خلق افزود که "در صورت تضمين سلامت و امنيت اعضای سازمان از سوی جمهوری اسلامی، آنها حتی مايل خواهند بود به ايران بروند."
گفتنی است سحرگاه روز جمعه نوزدهم فروردین امسال، نيروهای امنيتی و نظامی عراقی، با حمله به اردوگاه اشرف، شماری را کشته و زخمی و بازداشت کردند.
اتحادیه اروپا و سازمان ملل از دولت عراق خواسته اند، با اعزام بازرسان بینالمللی به این اردوگاه موافقت کند.
از سوی دیگر، فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI) امروز در بيانيه مشترک مطبوعاتی اعلام کردند: در باره حملات عليه غيرنظاميان ساکن اردوگاه اشرف در روز ۱۹ فروردين بايد تحقيقات بين المللی مستقل انجام شود. براساس حقوق بين المللی بشردوستانه مقامات عراقی ملزم به پايان دادن خشونت بر ضد ساکنان اردوگاه هستند. ساکنان اردوگاه از موقعيت «اشخاص تحت حمايت» به تعريف کنوانسيون چهارم ژنو برخوردارند. فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران اين حمله ها را که در ادامه يک رشته حمله های ديگر رخ داده، به شدت محکوم می کنند.
سید حسن خمینی با اشاره به اینکه افراطی گری غیرلازم و مضر است و منجر به بدبینی جامعه می شود به وظیفه نهاد روحانیت و لزوم استقلال آن پرداخت و خاطر نشان کرد که نهاد روحانیت به عنوان سخنگوی مردم حقوق آنان را مطالبه می کند.
سید حسن خمینی با اشاره به اینکه افراطیگری، غیرلازم و مضر است و هم، جامعه را نسبت به نتایج بدبین میکند، اظهار داشت: تفکر افراطی یعنی تفکری فراتر از قانون وقتی حق مسلم مردم در اندیشهای نادیده گرفته میشود، این تفکر افراطی است. چنانکه وقتی حق شارع رد میشود، تفکر افراطی است. پس تفکرهای افراطی، ملیگراییهای سکولار و فاشیسم هر دو از یک آبشخور سیراب میشوند. البته طبیعی است که تفکر زمینه عملکردهای افراطی میشود. یکی از این تفکرات که امروز خطرناک است و توسط مراجع که اصلیترین پایگاه حفظ دین هستند، نسبت به آن هشدار داده شده است، بسط دادن به عرفانهای دروغین و ادعاهای واهی نسبت به ارتباط با مراکز غیبی از جمله حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه و ... است. شما جا دارد جدا به زمینه پیدایش بهائیت بیندیشید. پیدایش تفکر بابیت و بهائیت یک شبه پدید نیامده است. البته اندیشه شیخیه اعتقاد به رکن رابع و رابطه دروغین با امام زمان تحت عنوان «باب» یعنی در امام زمان رواج پیدا میکند، بعد از زمینه پیدایش مکتب دروغین بهائیت فراهم میشود. هشدار عالمان دین نسبت به رواج خرافات، وعده ظهور و بروز یا خوابنما شدنها و غیره نیست مگر با عنایت به آنچه از این خرافه پدید میآید. جا دارد در اینجا از مرحوم آیتالله توسلی هم یاد کنم که در این زمینه به موقع هشدار دادند.
سیدحسن خمینی در گفتوگویی با مهرنامه به اندیشه آیت الله خمینی در مورد نهاد روحانیت پرداخت و گفت: پس انتظار از دیدگاه مکتب امام(ره) این است که نهاد روحانیت به عنوان سخنگوی مردم حقوق مردم را مطالبه کند. هم حقوق دینی و هم حقوق دنیوی که البته دین برای روحانیت تعریف کرده، اتفاقا این موردی است که نهاد روحانیت را تاثیرگذار کرده است. برای مثال به بحث «عدالت» هم، میتوان کانتی نگاه کرد و هم، میتوان گفت عدالت وظیفهای صددرصد اسلامی و دینی بوده، وظیفهای است که خداوند خواسته و اراده کرده است. مبارزه با ظلم هم همین است. اینکه نهاد روحانیت به برخی ظواهر حساسیت دارد به این دلیل است که زاویه نگاهش زاویه دینی است. این انتظار که نهاد روحانیت نسبت به ظواهر شرع حساسیت نداشته باشد انتظار بیجایی است؛ البته نباید به ظواهر شرع بسنده شود اما این بدان معنا نیست که به ظواهر شرعی توجه نداشته باشد که به اعتقاد من تا نقطه مطلوب فاصله داریم اما نمیتوانیم بگوییم مجموعه حوزه و نهاد روحانیت در مسیر گمراه شدهای قرار دارد و به گمراهی افتاده؛ چراکه اینگونه نیست.
متن کامل این گفت و گو نقل از پایگاه اطلاع رسانی جماران به شرح زیر است:
در یکی، دو سال گذشته آرا و مواضع امام (ره) در زمینههای متعدد از سوی جریانهای مختلف مورد بازخوانی قرار گرفته است؛ موضوعات متعددی از جمله حق مردم، مشروعیت حکومت و ... لازم به نظر میرسد پیش از ورود به مباحث مربوط به حوزه علمیه و پس از آسیبشناسی آن، آرا و مواضع امام (ره) در این موضوع را بازخوانی کنیم و بعد به قضاوت بنشینیم که آیا انتظارات امام (ره) محقق شده یا نه؟ اما در بدو امر با تفاسیر متفاوتی از آرای امام (ره) مواجه میشویم. یک تفسیر، تفسیر شماست به عنوان یکی از نزدیکترین افراد به امام (ره) که اتفاقا این تفسیر امکان پیدا نمیکند تا روز چهاردهم خرداد نظر خود را بیان کند. تفاسیری دیگر هم الی ماشاءالله وجود دارند. سوال اول این است که امروز کدام نحله بیشتر از سایر جریانها آرای امام (ره) را نمایندگی میکند؟
بسماللهالرحمنالرحیم
قبل از پاسخ به سوال شما، این نکته را لازم است اشاره کنم که این تفسیر اگرچه در 14 خرداد امکان نظر دادن، ندارد ولی به نظر من با توجه به دفاع یکپارچه مراجع و اندیشمندان حوزه و دانشگاه و طبقات مختلف مردم، میتوان گفت که دارای پایگاه غنی و مورد اقبال اکثریت قاطع مردم ایران است. آنچه در روزهای بعد از 14 خرداد اتفاق افتاد، صرفا دفاع از یک نفر نبود، بلکه اولا دفاع از مظلوم و در مرحله دوم نفی یک رفتار در گستره جامعه بود. اما در پاسخ به سوال شما: طبیعی است هرکس تفسیر خود را درست و صحیح میداند. مثلا من تفسیر خود را اصلح میدانم و آرا و تفاسیر دیگر را باطل؛ که البته طبیعت اجتهاد این است. سابق بر این بحثی مبنی بر این مطرح کرده بودم که میشود در اندیشه امام (ره) اجتهاد کرد تا دیدگاههای مختلف مطرح شود اما متاسفانه بحث اجتهاد در آرای امام (ره) بد فهمیده شد. بحث پیشنهادی من اصلا بحث نقد امام (ره) نبود بحث اجتهاد در اندیشههای امام(ره) بود. به این معنا که آرا و اندیشههای امام (ره) را به عنوان یک مکتب ببینم. همانطور که ما مکتب تشیع داریم و متعاقب آن مجتهدانی در مکتب تشیع، که میبینید شیخ انصاری یک مجتهد این مکتب است و امام (ره) یک مجتهد دیگر، بقیه هم هستند.
اگر به اندیشه امام (ره) به عنوان یک مکتب نگاه شود آن وقت این اجازه را به مجتهدان صاحب صلاحیت میدهد تا در این مکتب اجتهاد کنند.
دقت کنید من میگویم مکتب امام خمینی که، تقریری کامل از مکتب تشیع است همانند فقه شیعه دارای مجتهدینی است که در آن اجتهاد میکنند. مگر مجتهدین شیعه، مکتب امام صادق را نقد میکنند؟؟ خیر، در آن اجتهاد میکنند. پس اجتهاد در مکتب امام نیز یعنی تلاش برای یافتن پاسخهای لازم به سوالات جدید بر مبنای اندیشه مکتب مذکور.
این اجتهاد هم مانند مابقی اجتهادها اصولی دارد و قاعدتا تنها مجتهدی اجازه ورود به این مباحث را دارد که اصول اجتهاد را بلد باشد که اگر نظری اجتهادی پایبند به اصول اجتهاد مطرح شود، پذیرفته شده است. البته پذیرفته شده بودن به معنای صحیح بودن نیست کما اینکه پیشتر گفتم طبیعتا هر مجتهدی نظر خود را صحیح و آرای دیگر را غلط میداند و اگر غیر از این بود اصلا آرای خود را مطرح نمیکرد. مثلا الان هستند افرادی که در مکتب امام صادق (ع) اجتهاد میکنند و آرای متفاوتی هم مطرح است اما همه به آرای هم احترام میگذارند مگر اینکه فردی از متد اجتهاد خارج شود. در اینجا هم اینکه نظر کدام مجتهد مکتب شیعه جعفری مطابقتر با اسلام است قاعدتا هر مجتهدی نظر خودش را مطابق با اسلام یا مطابقتر میداند. برای مثال فرض کنید مجتهدی نماز جمعه را واجب میداند اما مجتهد دیگر نماز جمعه را تنها به شرط حضور معصوم واجب میداند، طبیعتا هم آنکه نماز جمعه را واجب و هم آنکه نماز جمعه را به فرض وجود معصوم واجب میداند، معتقدند تنها نظر خودشان صحیح است. بر این مبنا نظر خودشان را عقیده شارع اسلام میدانند.
* و با این تفاسیر معتقدید بحث اجتهاد در آرای امام (ره) نادرست تفسیر شد؟
بله، چراکه فکر کردند صحبت من از اجتهاد به این معنا است که امام (ره) را نقد بکنند. برداشتهای متفاوت و مختلفی از این پیشنهاد شد اما به آنچه مدنظر من بود کمتر پرداخته شد. دقت کنید اینکه نقد بشود یا نشود، بحثی است که کاری به درستی و غلطی آن ندارم ولی میگویم ربطی به حرف من ندارد.
* طبیعتا اغلب به اجتهاد بر آرای سیاسی امام (ره) تاکید داشتند.
اما حرف من این بود که در دیدگاههای غیرفقهی امام اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... نظام و چارچوبی وجود دارد که مسایل جهان فعلی را مطرح کرده و طبیعتا اعم از سیاست است. نگاه کنید، تاکید من روی اندیشه امام و مکتب امام، صرفا یک امر احساسی نیست، از این جهت نیست که علقه پدری و فرزندی، مرا به چنین سخنی کشانده باشد. البته به هر حال هر کسی پدرانش را دوست دارد و دوست دارد تذکار آنها در جامعه باقی بماند. ولی باور کنید تمام تلاش من آن است که حقیقت را بیشتر دوست بدارم و از همین منظر است که میگویم ما محتاج مکتب امام هستیم. امام به رحمت خدا رفته و محتاج من و شما نیست. ما و آینده محتاج این اندیشه و این پرچم هستیم.
بر این مطلب هم استدلال دارم امام نقطه تلاقی سه آرزوی تاریخی امروزی ملت ماست: دینداری، آزادی و استقلال. انقلاب اسلامی اگر به خاطر این سه پایه نبود پیروز نمیشد و اگر در هر یک از آنها خللی ایجاد شد، بقای آن با مشکل مواجه میشود؛ ضمن اینکه این دیگر مکتب دوم نیست. در جامعه دیندار ما و از نگاه ما که دین را و اسلام را عامل سعادت میدانیم، حرکتهای دینستیز هم، باطل هستند و هم، محکوم به شکست. کما اینکه حرکتهای گروهی که آزادی یا استقلال کشور را محدود میکند و از محدوده اسلامی آن را ضعیفتر میکند، هم، محکوم به شکست است و هم، از منظر دینی باطل است. امیرالمومنین میفرماید: «لاتکن عبد غیرک و قد خلقک الله حرا» عبد و دست ستبر غیر از خودت نباش چرا که خدا تو را آزاد آفریده است.
حال این نقطه تلاقی که سعادت آینده ما در گرو رسیدن به آن است، دارای پرچم و عَلَمی است که میتوان زیر آن بود و آن را نگاه داشت تا راه گم نشود. آنها که این عَلَم را نمیخواهند در حقیقت خود را از پتانسیل اجتماعی تعیینکننده محروم کردهاند و قطعا راه را گم خواهند کرد.
* اما آنچه مطرح شد تاکید عدهای بر وجوه دموکراتیک اندیشههای امام (ره) بود و بحث طیفی دیگر از وجهی دیگر، که البته صدای این سوی ماجرا بیشتر و بلند بود.
بحث درباره قسمتهای مختلف اندیشه امام (ره) یا به تعبیر من، مکتب امام نیاز به بسط و توضیح بیشتر دارد. آرای امام (ره) مثل آزادیهای اجتماعی، آزادیهای سیاسی، حق رای مردم و دخالت آنها در نظام سیاسی از مسایلی هستند که میشود پاسخش را در مکتب امام (ره) یافت. باتوجه به این نکته آنهایی هم که امروز آرای امام (ره) را نفی و یک طایفه نیستند، گروهی اصل دین و گروهی نیز حضور دین در عرصه اجتماع را نفی میکنند و معتقدند دین مربوط به روابط فرد با خداست و گروهی هم مکتب امام را نفی میکنند در حالی که به سکولاریسم هم معتقد نیستند. این دسته هم از مکتب امام خمینی (ره) خارج شدهاند. در مکتب امام، نقش دین، نقش مردم، نقش روحانیت، نقش اقشار سیاسی، نظامی، اقتصادی و ... تعریف شده است. هر که به قسمتی از آن بپردازد و قسمت دیگرش را نفی کند، به مکتب امام خمینی پشت کردن است. اعتراض من به برخی از برداشتهای سالهای اخیر، از همین منظر است که مصداق «نومن ببعض و نکفر ببعض» شدهاند، به وجهههای نفی سکولاریسم در اندیشه امام میپردازند ولی به وجهههای حق مردم اشاره نمیکنند.
* بزرگ ترین آسیبی را که ممکن است در این مسیر متوجه استفاده از مکتب امام (ره) شود، در چه میبینید؟
ما امروز با سوالات جدیدی مواجهیم که برای پاسخ به این پرسشهای جدید نباید دنبال پاسخهای از پیش دادهشده باشیم. این همان نکتهای است که من روی آن تاکید دارم و البته امروز هم بسیاری به خلاف این روش متوسل میشوند. چنانکه برای اتفاقی که امروز افتاده دنبال پاسخی از پیش دادهشده میگردند. این تنها مختص به مکتب و آرای امام (ره) نیست. در مورد مکتب امام صادق (ع) هم صدق میکند. امروز اتفاقی سیاسی و اجتماعی میافتد و برخی مجتهدان به دنبال پاسخی میگردند که از ابتدا مطرح بوده انگار که پاسخ را از قبل گذاشتهاند لای کتاب و حالا تنها کار شما این است که لای کتابها را بگردید و پاسخ را پیدا کنید. ما در طول تاریخ با سوالات جدیدی مواجه شده و میشویم که به سه طریق میتوان به آنها پاسخ داد.
رویکرد اول همان است که گفتم. گشتن دنبال پاسخهای از پیش دادهشده که این روش، روش اهل حدیث و برخی نحلههای اهل سنت و سلفیهاست. روش دوم این است که اصلا به گذشته کاری نداشته باشیم و به همه متون گذشته پشتپا بزنیم، بگوییم کاری به آنها نداریم و دنبال جواب جدید هستیم. راه سومی هم وجود دارد و آن این است که ما با حمایت و تکیه بر متون تجربهها و داشتههای خودمان به دنبال پاسخ جدید باشیم و این همان اجتهادی است که میگویم و همان روشی است که در کلام ائمه اطهار علیهماالسلام مورد تاکید است؛ مثلا امام به زواره یا یونسبنعبدالرحمن میفرماید: «بروید در مسجد بنشینید و حوایج شرعی مردم را با اجتهاد حل کنید.» در جایی میفرمایند: «ما اصول را میگوییم و شما از آنها فروع را استخراج کنید.» مثلا امروز تلویزیون، رادیو و ماهواره پدید میآید که ما از سه منظر میتوانیم با آن مواجه شویم. یک روش این است که در متون گذشته بگردیم ببینیم حکم رادیو یا تلویزیون چیست. وقتی در متون و کتاب مقدس میگردیم و چیزی پیدا نمیکنیم، یا اصل را بر حرمت میگذاریم یا حلیت. به این معنا که بگوییم هر چه گفته نشده حلال است یا هر آنچه گفته نشده حرام است. راه دیگر این است که بگوییم متون ما متعلق به دنیای قدیم است و دنیای جدید، ادبیات جدید میخواهد و متون گذشته در مقابل این پرسشها پاسخگو نیست این اندیشه به نفی دین و مکتب میانجامد. راه سومی هم هست مبنی بر اینکه ما عمومات و مطلقاتی را که در متون گذشته وجود دارد مورد اتکا و توجه قرار دهیم و بر آن مبنا اجتهاد کنیم. مثلا بگوییم رادیو فینفسه اشکال ندارد اما اگر از آن استفاده حرام شود، حرام است. بر این مبنا در استفاده از رادیو، رعایت شرایطی است که مطلقات و عمومات مکتب بر آن تاکید دارد و همین جا عرض کنم که این در اجتهاد شیعه جایگاه رفیعی دارد. پذیرش بنای عقلا، توقیفی نبودن عقود و بسیاری دیگر از مسائل که الان مجال طرحش نیست، از اموری است که اجتهاد را پویا میکند. تاکید امام بر نقش زمان و مکان در اجتهاد و تغییراتی که این دو عنصر در حکم و موضوعات شرعی میدهند، باید در جای خود مورد بحث قرار گیرد.
* و در مورد مکتب امام؟
ما نباید امروز بگوییم انتظار امام (ره) از جامعه امروز ما چیست. پاسخهای امام (ره) مربوط به قضیههای واقع شده روزگار خودشان است، اما مکتب امام (ره) برای امروز هم پاسخ دارد. همانطور که مکتب شیعه برای هر زمان و هر جغرافیا پاسخ دارد. اگر الان بپرسیم امام صادق (ع) درباره امروز چه گفته خب معلوم است، امام صادق (ع) که مشخصا با ذکر جزئیات راجع به امروز چیزی نگفتهاند، اما مکتب امام صادق (ع) برای امروز پاسخ دارد. اگر ما فرد را به عنوان فرد ببینیم به سلفیگری یا نفی میرسیم. یا باید بگوییم او به درد ما نمیخورد و باید کنار بگذاریم و تنها از منظر تاریخی به آن نگاه کنیم.
در حالی که روش درست این است که بگوییم مکتب تشیع برای همیشه تاریخ پاسخ دارد چنانکه مکتب امام برای امروز پاسخی در خور دارد.
* اجازه اجتهاد در آرای امام به چه کسانی باید داده شود یا به تعبیری دیگر چه کسانی مجوز ورود به اجتهاد در مکتب امام (ره) را دارند؟
شرط اجتهاد در این مکتب همان شرایط اجتهاد در سایر مکتبهاست. الان چه کسانی اجازه اجتهاد در مکتب تشیع را دارند؟ طبیعتا کسانی که درسش را خوانده و اصول اولیهاش را بلد باشند، متدش را بدانند و بخواهند با دانشی که در این زمینه دارند از مکتب استفاده کنند؛ فکر نمیکنم چندان مساله پیچیدهای باشد.
ما در فقه علاوه بر همه روشهای رایج، یک متد ارزشمند، داریم به نام «مذاق شارع». در بسیاری موارد، فقیهی که هفتاد سال با کلمات شارع سروکار دارد، میگوید: از مذاق شارع در این مورد چنین استفاده میشود. به همین سبب است که ما محتاج نظرات کسانی هستیم که هفتاد سال با امام بودهاند، وقتی آنها میگویند: «امام چنین بود» این بسیار در اجتهاد ما در مکتب امام، موثر است چرا که این اگرچه مستقیما از رفتار یا کردار و یا گفتار امام خبر نمیدهد، ولی تشریح مذاق مکتب امام است.
* برگردیم به بحث خودمان؛ انتظار امام (ره) از حوزهها چه بود یا به تعبیر شما مکتب امام (ره) چه انتظاراتی از حوزه دارد و باز هم از دیدگاه مکتب امام (ره) حوزه با چه آسیبهایی روبهروست؟ به ویژه آنکه چندی است بحث دولتی شدن حوزه مطرح میشود.
من بهتر میدانم از حوزه به عنوان نهاد روحانیت یاد کنم. از دیرباز در جامعه ما نهادی به نام روحانیت به وجود آمده که وقتی تشیع در جامعه، عام و فراگیر شد، این نهاد اهمیت بیشتری یافت و حق زیادی به گردن جامعه ایران دارد. در هر دورهای کسانی قصد حذف این نهاد را داشتهاند و تلاشهایی هم کردند چراکه فکر میکردند این نهاد قابل حذف است. در حالی که نهاد روحانیت به خاطر ریشه بسیار محکمی که در پایگاه اجتماعی و دینی داشت قابل حذف نبود و از این رو تلاشهایی هم که به صورت فرهنگی و هم غیرفرهنگی برای حذف آن سامان داده شد، به نتیجه نرسید. مثلا در دوره رضاشاه، عمامه را از سر برمیداشتند و در دورههای بعد کارهای گستردهتر میکردند تا اینگونه القاء کنند اینها عقبافتاده هستند؛ به ویژه در دوره مشروطیت که شتابان به سوی غربیشدن میرفتند. واژههای سکولار و دیگر تعابیر بعدها مورد استفاده قرار گرفت مسالهای که در آن دوره مطرح میکردند این بود که اینها عقبافتاده هستند. اما بهرغم این تلاشها تاثیرات اجتماعی در هر دورهای از نهاد روحانیت منفک نبوده مثلا میبینید اصل مشروطه به واسطه نهاد روحانیت شکل گرفته. آخوند خراسانی، مرحوم طباطبایی، مرحوم بهبهانی و مرحوم حاج شیخفضلالله نوری، نمایندگان نهاد روحانیت بودند که در مشروطه ایفای نقش کردند. حضور روحانیت در دوره خفقان و استبداد صغیر هم روشن و بارز است. مقاومت ثقهالاسلام در تبریز و مرحوم مدرس از این جملهاند. جلوتر که بیاییم علت عدم انفکاک آذربایجان از ایران، روحانیت و به طور مشخص مرجعیت بوده. وفات مرحوم آیتالله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی در سال 1325، آذربایجان را اعم از ملیون و متدینین سوگوار میکند. در واقع علت عدم منفک شدن آذربایجان از ایران، ایشان بودند و این یکی از حقوق بزرگی است که نهاد مرجعیت به گردن ملت ایران دارد وگرنه امروز آذربایجان مثل سرزمینهای شمال رود ارس، کشور خودمختار دیگری بود.
این نقش و تاثیر را در ایام و رویدادهای پیش از کودتای 28 مرداد از جمله ملی کردن نفت میبینم که مرحوم کاشانی به عنوان نمایندهای از نهاد روحانیت چقدر تاثیرگذار بود و در شکاف بین ملّیون و مذهبیون کودتای 28 مرداد شکل گرفت. نمونه آخر هم سالهای منتهی به انقلاب بود که تفکر حذف روحانیت اوج گرفت اما مردم، انقلاب کردند. در این میان بدبینترین تحلیلگران اگر منصفانه به این رویداد نگاه کنند، نمیتوانند چشم خود را بر تاثیر نهاد روحانیت در انقلاب اسلامی ببندند و اذعان میکنند اگر روحانیت نبود در جامعه ایران اینچنین حرکت عمیقی پدید نمیآمد.
* بعد از انقلاب چه؟
بعد از انقلاب هم همینگونه بود. مطمئن باشید نهاد روحانیت که یکی از پایگاههای مولد و موسسش حوزه علمیه است این نقش را ادامه میدهد. اما نکتهای که امروز در صحبتهای مراجع مطرح است این است که نهاد روحانیت باید مستقل از دولتها بوده و زیرنظر دولتها واقع نشود البته من به جد معتقدم حوزه علمیه و نهاد روحانیت از دولت مستقل است و اگر احیانا دغدغهای و ابراز نگرانی وجود دارد برای این است که دولتی نشود نه اینکه دولتی شدهاند. حوزههای علمیه همیشه با چیزی که نمیخواهند و نمیپسندند کمترین همکاری را دارند. پس انتظار از دیدگاه مکتب امام (ره) این است که نهاد روحانیت به عنوان سخنگوی مردم حقوق مردم را مطالبه کند. هم حقوق دینی و هم حقوق دنیوی که البته دین برای روحانیت تعریف کرده، اتفاقا این موردی است که نهاد روحانیت را تاثیرگذار کرده است. برای مثال به بحث «عدالت» هم، میتوان کانتی نگاه کرد و هم، میتوان گفت عدالت وظیفهای صد در صد اسلامی و دینی بوده، وظیفهای است که خداوند خواسته و اراده کرده. مبارزه با ظلم هم همین است. اینکه نهاد روحانیت به برخی ظواهر حساسیت دارد به این دلیل است که زاویه نگاهش زاویه دینی است. این انتظار که نهاد روحانیت نسبت به ظواهر شرع حساسیت نداشته باشد انتظار بیجایی است؛ البته نباید به ظواهر شرع بسنده شود اما این بدان معنا نیست که به ظواهر شرعی توجه نداشته باشد که به اعتقاد من تا نقطه مطلوب فاصله داریم اما نمیتوانیم بگوییم مجموعه حوزه و نهاد روحانیت در مسیر گمراه شدهای قرار دارد و به گمراهی افتاده؛ چرا که اینگونه نیست. به اعتقاد من حوزه علمیه با همه فراز و فرودی که داشته نه تنها دولتی نشده بلکه به شدت هم نسبت به این مساله حساسیت و مقاومت دارد و در این میان نقش ممتاز مراجع تقلید، تعیینکننده است علاوه بر این عامه روحانیون مشکلات مردم را هم، میدانند و هم، به عینه لمس میکنند چرا که در میان مردم زندگی میکنند و به خوبی میدانند حیاتشان در گرو این است که زبان و مطالبهکننده خواستههای مردم باشند.
* از نقش و حقوق روحانیت در طول تاریخ نمونههایی برشمردید. حالا این پرسش پیش میآید که حقوق مردم بر گردن نهاد روحانیت چیست؟
جایگاه روحانیت همان جایگاهی است که نهاد دین دارد و از این منظر مردم باید هر آنچه را که از دین مطالبه میکنند از این نهاد هم مطالبه کنند. انتظار مردم از دین چیست؟ همان انتظار از کسانی است که به نوعی زبان دین هستند. مردم همان حقی را بر دینداران دارند که بر دین دارند.
چنین است و طبیعی است که وقتی دین در عرصه اجتماعی وارد میشود مردم انتظار زندگی بهتر داشته باشند. انتظار رفع فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و فقر اخلاقی را داشته باشند. چنان که وقتی مردم به یک دین، متدین شوند، انتظار دارند که آسایش دنیا و آخرت آنها را پدید آورد و دقیقا به همین جهت است که چون دین میتواند مشکلگشا باشد، در جامعه باقی میماند و ادیانی که دروغین بودهاند از بین رفتهاند.
البته توجه کنید که یکی از آفتهایی که ممکن است نهاد روحانیت را با مشکل مواجه کند سنتهای غیردینی جامعه است که با ارزشهای دینی اشتباه گرفته میشود و بر پایه این اشتباه هر چیز جدیدی با مقاومت جدی از سوی متدینین مواجه میشود و این سوال مطرح نمیشود که آیا این پدیده مقولهای دینی یا امری دینی هست یا نه؟ اشتباه گرفتن این امر باعث میشود دینداران با ابزار دین به دفاع از سنت بپردازند در حالی که اصلا لزومی ندارد. وظیفه روحانیت دفاع از دین است نه سنت. البته بحمدالله سنتگراها هم قدرت دارند، هم تریبون و جای دفاع و خود باید از خود دفاع کنند که البته به شوخی بگویم ما میبینیم که بزرگترین مدافعین سنتگرایی خود در قلب مدرنیسم نشستهاند. بنده بسیاری از ارزشهای سنتی جامعه خودمان را دوست دارم. به واقع این سنتها آنقدر برای ما عزیز است که قطعا بدون آنها نمیتوانم زندگی کنم. اما این نکته مهم است که ما به عنوان نهاد دین و نهاد روحانیت مدافع سنتهای غیردینی جامعه نیستیم. مگر اینکه احساس کنیم اینها خاکریزهایی هستند که از بین رفتن آنها از بین رفتن ارزشهای دینی را به دنبال دارد. ارزشهای دینی میتوانند در قالب سنتهای جامعه ایران یا جامعه مالزی، لبنان یا عراق هم شکل بگیرند. اینکه دینداران به جای دفاع از ارزشهای دینی، پاسدار سنتهای غیردینی شوند مسالهساز شده و روحانیت به این متهم میشود که توانایی ارتباط با دنیای جدید را ندارد، توانایی پیشرفت و پذیرش چیزهای جدید را ندارد و این اتهامات پایهای میشود تا بر مبنای آن بگویند دوره حضور روحانیت و جامعه دیندار به سر آمده اما نمیدانند اگر متدینین در این جایگاه نبودند چه مقدار مشکل به ویژه در ذهنیت جامعه دیندار پدید میآمد. البته اینکه بخواهیم تمام آنچه را که در 30 سال گذشته اتفاق افتاده مورد برسی قرار دهیم بحث مفصلی پیش میآید و سوال پرتنشی است؟! چراکه ابتدا باید رویدادها را در حوزههای مختلف شاخهشاخه کنیم و بعد در مورد آن وارد بحث و گفتوگو شویم. اما شرایط موجود اجازه تصویر شرایط آن فضاها را نمیدهد چه برسد به اینکه بعد از تصویر کردن به نقد هم بپردازیم. یک مثالی برای شما بزنم، ببینید من و شما بالای یک درخت هستیم. همه قرائن و شواهد عقلایی حاکی از این است که با توفانی که در راه است درخت میشکند و اگر ما روی درخت بمانیم با افتادن درخت میمیریم. اگر هم بخواهیم از درخت پایین بپریم دست و پایمان خواهد شکست. اینجا حکم عقلایی چیست؟ این است که باید برای نجات جان از درخت به زمین پرید، من میپرم و شما نمیپرید، پای من میشکند اما از قضا درخت نمیشکند و شما سالم میمانید. اینجا دیگر نمیتوان به آن کس که پریده خرده گرفت؛ چرا که تصمیم عقلایی جامعه عقلایی در آن شرایط و آن فضا، آن تصمیم بود. اگر گذر زمان نشان داد تصمیم، اشتباه بوده، به این معنا نیست که تصمیمگیرنده اشتباه کرده است. باید توجه داشت شرایط امروز جامعه ما اجازه تصویر شرایط سابق را به ما نمیدهد چراکه هر چه بگوییم مشابهسازی میشود و به جای حل مساله، درگیری ایجاد میکند.
بررسی این موضوعات شرایط آرامی میطلبد که وقتی به وجود بیاید به اعتقاد بنده بسیاری از امور قابل دفاع است. مثل مثالی که مطرح کردم. البته من نمیگویم همه امور اینگونه است.
* مسائل دیگر حوزه چطور؟ چه آسیبهای دیگری ممکن است بر سر راه باشد؟
ببینید آنچه ما انجام میدهیم، میآموزیم یا رفتار میکنیم یا آلیاند یا اصالی. آلی به این معنی است که آلت و ابزار هستند و اصالی یعنی خودشان اصالت دارند و به خاطر خودشان، آنها را انجام میدهیم. درسهای روحانیت آلی است و آنچه اصالت دارد این است که روحانیت پس از تلمذ و آموختن دروس آلی به میان مردم برگشته و آنها را به دین دعوت کنند که طبیعتا نخست خود باید دیندار باشند.
روحانیون اصلا تفقه میکنند تا جامعه را به دین دعوت کنند. دغدغه بنده و نهاد روحانیت دغدغه دین جامعه است. اما دین نهتنها به معنای ظواهر بلکه به معنای 1) اعتقادات دینی مردم، 2) رفتارهای دینی مردم، یعنی رفتاری که دین از جامعه انتظار دارد و 3) اعمال و ظواهری است که در دین و نظام دینی وجود دارد. از حیث اجتماعی هم اینکه رابطه شخصیتهای حقیقی و حقوقی باید مطابق ارزشهای دینی باشد.
توجه کنید جامعه دینی جامعهای است که همه روابط آن بر مبنای ارزشها و هنجارهای دینی باشد. در آن ظلم نباشد، کسی از گفتن حرف خویش نترسد، در آن ربا و رشوه نباشد، حجاب و عفاف بر آن حکمفرما باشد، دروغ و غیبت و تهمت در آن رواج نداشته باشد، مردم به عبادت واجب شرعی عامل باشند. از محرمات شرعی اجتناب کنند. فقر در آن ریشهکن شده باشد، زن و مرد آن جامعه احساس امنیت کنند. احساس آرامش کنند. هر کسی مطمئن باشد که اگر حقی از او ضایع شد، بدون هیچ هزینهای میتواند حق خود را بازپس بگیرد، قوانین آن مطابق با حکم اسلام باشد، مردم در سرنوشت خویش سهیم باشند و این سهیم بودن را لمس کنند، کارشناس دینشناس بر روابط جامعه نظارت کند و هیچکس از مشکلات معیشتی رنج نکشد. دینداران دغدغه دینی بودن جامعه را دارند و اگر هر کس را خارج از دایره ارزشهای دینی ببینند، رنج میکشند.
* از افراطیها به عنوان یکی از آسیبهایی که میتواند متوجه نهاد روحانیت شود نام میبرند. چقدر این آسیب را جدی میبینید؟
بگذارید اول افراط را معنی کنیم. مسالهای که ما امروز داریم در دو اصطلاح علت غایی و علت فاعلی خلاصه میشود. علت غایی یعنی هدف و علت فاعلی یعنی علت انجامدهندهای که برای رسیدن به هدف لازم است. به این معنا که اگر هدفی نباشد تحرکی نخواهد بود، اگر غایتی نباشد فاعلیتی رخ نمیدهد و درستترین میزان بر آنکه تشخیص دهیم چه کاری عاقلانه است تناسب علت غایی و علت فاعلی است؛ به بیان دیگر ما به اموری عاقلانه میگوییم که بین غایت و فاعلیتش دفاعیاتش تناسب باشد. بنابراین با این مقوله رویکرد افراطی به رویکردی میگویند که بین غایت و فاعلیت آن تناسیب نیست. برای مثال من میخواهم شما را به خوردن خرما دعوت کنم. یک راهش این است که ظرف خرما را پیش بیاورم و بگویم بفرمایید خرما میل کنید و به زبان خوش شما را قانع کنم که آن را بخورید (و اتفاقا اگر قانع شدید، خودتان دنبال آن میآیید و چه بسا شما طالب شوید و حتی حاضر باشید برای آن هزینه بدهید) و راه دوم این است که به زور خرما را به گلوی شما فرو کنم. این غایت با این فاعلیت تناسبی ندارد بنابراین اگر فاعلیت فاعل از غایت شدیدتر بود افراط پیش میآید به تعبیر دیگر هزینهای بیش از لزوم برای چیزی پرداختن، افراط است. یعنی جایی که میشود با 100 تومان وارد شد 100 هزار تومان بدهیم. حرکت افراطی در حوزه قانون و امور تقنینی این است که بدون رعایت قانون حرکت شود. البته قوانین باید خودشان، خودشان را اصلاح کنند و راه اصلاح خود را باز بگذارند و گرنه جامعه را به افراط میکشاند. عکس این مساله هم صادق است. اینکه شما بخواهید برای خرید زمینی تلاش کنید که 10 میلیون است در حالی که دو میلیون بیشتر ندارید. خب این رفتار هم غیرعاقلانه است، چرا که هزینهای که لازم است پرداخت کنیم، نداریم.
هدف نظام روحانیت این است که جامعه را به دین و دینداری برگرداند. وقتی تلاشهایی که در این حوزه میشود خیلی تناسبی با علت غایی نداشته باشد، یا حرکتی افراطی است و یا حرکتی تفریطی و کمترین نتیجه آن نائل نشدن به هدف است. حال با توجه به این تعریف، افراطیگری اولین مشکلش تحمیل هزینهای غیرلازم است، در ثانی، باعث میشود کسانی که باید هزینه را بپردازند (که طبعا در حوزه مسائل اجتماعی، عامه مردم هستند) از پرداخت هزینه سر باز بزنند و طبعا به نتیجه نائل نشوند در حالی که اگر جامعه هزینه لازم را بخواهد بپردازد، با کمال میل میپذیرد. به همین سبب است که باید گفت؛ افراطیگری هم، غیرلازم است و هم، مضر و هم، جامعه را نسبت به نتایج بدبین میکند. اگر نگاهی به تاریخ صفویه بیندازیم، در این زمینه درسآموز است.
* آیا تفکری میتواند افراطی باشد یا افراطیگری فقط در حوزه اجرا و عمل است؟
گفتم، هر دو. تفکر افراطی یعنی تفکری فراتر از قانون وقتی حق مسلم مردم در اندیشهای نادیده گرفته میشود، این تفکر افراطی است. چنانکه وقتی حق شارع رد میشود، تفکر افراطی است. پس تفکرهای افراطی، ملیگراییهای سکولار و فاشیسم هر دو از یک آبشخور سیراب میشوند. البته طبیعی است که تفکر زمینه عملکردهای افراطی میشود. یکی از این تفکرات که امروز خطرناک است و توسط مراجع که اصلیترین پایگاه حفظ دین هستند، نسبت به آن هشدار داده شده است، بسط دادن به عرفانهای دروغین و ادعاهای واهی نسبت به ارتباط با مراکز غیبی از جمله حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه و ... است. شما جا دارد جدا به زمینه پیدایش بهائیت بیندیشید. پیدایش تفکر بابیت و بهائیت یک شبه پدید نیامده است. البته اندیشه شیخیه اعتقاد به رکن رابع و رابطه دروغین با امام زمان تحت عنوان «باب» یعنی در امام زمان رواج پیدا میکند، بعد از زمینه پیدایش مکتب دروغین بهائیت فراهم میشود. هشدار عالمان دین نسبت به رواج خرافات، وعده ظهور و بروز یا خوابنما شدنها و غیره نیست مگر با عنایت به آنچه از این خرافه پدید میآید. جا دارد در اینجا از مرحوم آیتالله توسلی هم یاد کنم که در این زمینه به موقع هشدار دادند.
ندای سبز آزادی: رئیس فراکسیون کارگری مجلس با اشاره به عدم پرداخت منابع هدفمندی یارانهها به بخش صنعت کشور، نسبت به تداوم حیات این بخش اعلام خطر کرد.
به گزارش خبرآنلاین، علیرضا محجوب نماینده تهران در نطق امروز خود با گرامیداشت هفته پرستار، از اینکه بهبود ساعت کار، حقوق و و دریافتیهای پرستاران تا کنون در حد وعده بوده و به نتیجه نرسیده است؛ ابراز تاسف کرد.
وی با اشاره به اینکه بیش از شش ماه از قانون مصوب مجلس برای استخدام پرستاران گذشته است، ادامه داد: جای بسی تعجب و تاسف است که چرا علیرغم وعده آقای احمدی نژاد در این خصوص هنوز وزیر بهداشت گامی برای اجرای آن برنداشته است.
نماینده تهران ادامه داد: امروز به گواهی متصدیان وزارت بهداشت در بخش دولتی، ۱۱ هزار پرستار کم داریم. آیا وقت آن نرسیده که وزارت بهداشت و دولت هرچه زودتر این کمبود را برطرف سازند؟
رئیس فراکسیون کارگری مجلس افزود: پرستاران در دیدار با من خواستهاند که دولت مجدانه به وعده خود برای استخدام آنها جامه عمل بپوشاند.
وی با اشاره به اینکه ۳۰ درصد از منابع حاصل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها باید به صنایع پرداخت میشد، از عدم اجرای این بخش از قانون سخن گفت که در صورت تداوم، دیگر امیدی به ادامه حیات صنایع کشور نیست.
محجوب اعلام خطر برای وضعیت اشتغال در عرصه صنعت را جدی دانست و با اشاره به نزدیکی هفته کار و کارگر، گفت: با تبریک روز جهانی کارگر به قربانیان سرمایهداری درود میفرستم. همانطور که قیام اول ماه می به پیروزی رسید، کارگران نیز به پیروزی خواهند رسید.
ندای سبز آزادی: بهاره هدایت و مهدیه گلرو دو فعال دانشجویی به سلول انفرادی منتقل شده اند.
به گزارش کلمه، این دو فعال دانشجویی زندانی در بند متادون زندان اوین که زمستان سال ۸۸ بازداشت شدند، از روز شنبه به سلول انفرادی منتقل شده اند.
بر اساس گزارش ها، مسئولان زندان و دادستانی هیچ دلیلی برای این اقدام غیر منتظره ارائه نداده اند.
بهاره هدایت و مهدیه گلرو سه شنبه گذشته پس از چهار ماه که از هرگونه ملاقات و تماس تلفنی محروم بودند موفق شدند خانواده های خود را ملاقات کنند.
همچنین در حالی که مسوولین قوه قضائیه اعلام کردند که هیچ زندانی وجود ندارد که دو نوروز پیاپی به مرخصی نرفته باشد، این دو دانشجوی زندانی در دوسال گذشته نیز از حق مرخصی برخوردار نبوده اند.
بهاره هدایت سخنگوی دفتر تحکیم وحدت تابستان سال گذشته به ۹ سال و نیم و مهدیه گلرو فعال حوزه دانشجویی محروم از تحصیل به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده اند
ندای سبز آزادی - رئيس مجلس شورای اسلامی، صبح امروز، سه شنبه به طور رسمی به رئیس دولت کودتا به دليل آن چه که " تاخير در معرفی وزير امور ورزش و جوانان " می خواند هشدار داد و گفت که اين موضوع در حال پيگيری است.
به گزارش ندای سبز آزادی، اين اخطار پس از آن مطرح شد که نماينده اروميه در مجلس، در جلسه روز سه شنبه مجلس، بر اساس اصول ۹۴ و ۱۴۱ قانون اساسی نسبت به تاخير دولت کودتا در معرفی وزير ورزش و جوانان اخطار داد.
نادر قاضی پور، گفت: " اين سوال مطرح است که چرا يک نفر در حال حاضر در دولت چهار مسئوليت... در اختيار دارد، اما از طرفی دولت هنوز با توجه به اتمام وقت تعيين وزير برای وزارت ورزش و جوانان، کسی را به مجلس معرفی نکرده است."
علی لاريجانی در پاسخ به اين اخطار گفت که درباره وزارت ورزش و جوانان، آقای باهنر به عنوان معاون نظارت مجلس اخطار داده است.
رئیس مجلس افزود: «با توجه به اتمام وقت دولت در معرفی وزير ورزش و جوانان، آقای باهنر در حال پيگيری موضوع است.»
هفته گذشته نیز علی لاریجانی به دولت درباره مهلت تاسیس وزارت ورزش و جوانان هشدار داده بود.
ندای سبز آزادی: نزدیک به دو ماه از شهادت صانع ژاله میگذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشدهاند. در این حال، بستگان این شهید و دیگر ساکنان شهر پاوه، به طرد و قطع رابطه با پسرخاله صانع ژاله پرداختهاند که در پروژه شهید دزدی، نقش مؤثری داشت. جوانان این شهر هم نسبت به تبلیغات حکومتی مبنی بر بسیجی بودن صانع ژاله، واکنش نشان میدهند؛ که بارها به دستگیر شدن آنها منجر شده است.
خبرنگار کلمه از پاوه گزارش میدهد که ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» میدانند و معتقدند صداوسیما و نیروهای امنیتی دولت کودتا، با همکاری این فرد توانستند نمایش دروغینی را به اجرا بگذارند که علت حضور صانع ژاله در خیابان در روز ۲۵ بهمن و عامل کشته شدن او را وارونه جلوه میدهد.
صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر تهران بود که در راهپیمایی روز ۲۵ بهمن به ضرب گلوله به شهادت رسید. حاکمیت بلافاصله پس از شهادت او، در اقدامی غیرمنتظره و سخیف، ادعا کرد که صانع ژاله بسیجی بوده و منافقان او را کشتهاند. پس از آن هم تبلیغات گسترده رسانههای و تشییع جنازه سازماندهیشده به کار گرفته شد تا پروژهای که از سوی رسانههای مستقل، «شهید دزدی» نام گرفت، برای افکار عمومی توجیه شود. هرچند با مصاحبه برادر این شهید و اعلام اینکه او بسیجی نبوده، و نیز انتشار عکسهای دیدار او با مرحوم آیتالله منتظری و گزارشهای فعالیتش در انتخابات به نفع مهندس موسوی، این تبلیغات نیز به ثمر نرسید.
اکنون پروژه شهیددزدی در پاوه، شهر محل سکونت خانوادهی این شهید، نیز با واکنش مردم مواجه شده و فردی که به دروغ به عنوان پدر صانع ژاله در تلویزیون معرفی شده و در جعل کارت بسیج برای صانع ژاله نیز با ماموران امنیتی همکاری کرده بود، با طرد و قطع رابطه از سوی شهروندان پاوه روبهرو شده است.
نام این فرد، زینالدین انصاری است. او پسرخاله شهید صانع ژاله است، اما خبرگزاری فارس و بخش خبری بیست و سی صداوسیما، به دروغ او را پدر صانع معرفی کردند. زینالدین انصاری که در بخش حراست قرارگاه خاتمالانبیای سپاه پاسداران مشغول به کار است، از عوامل جعل کارت بسیج برای صانع ژاله است و برادر این شهید، در مصاحبهای فاش کرده بود که صبح روز ۲۶ بهمن، پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع مطلع شوند، او به در خانه آمده و قطعه عکسی از این شهید را درخواست کرده است که بعدا برای جعل کارت بسیج او استفاده شده است.
گزارش کلمه حاکی است که با توجه بافت سنتی شهرستان پاوه، که شبکههای فامیلی در آن گستردهاند و اکثر مردم بومی شهر همدیگر را میشناسند و و نام و نسب یکدیگر را میدانند، مردم پاوه پسرخاله شهید را خائن به خون او میدانند و از این رو نه تنها بستگان و آشنایان ارتباطشان را با او قطع کردهاند، بلکه مردم نیز به شکلهای مختلف از او ابراز انزجار میکنند، تا جایی که بسیاری از مردم وقتی او را در حیابان میبینند، به سمت دیگر خیابان میروند تا با او چهره به چهره و همکلام نشوند.
همچنین از پاوه گزارش میرسد که در ادامه پروژه شهید دزدی، به غیر از ادارات دولتی و امکان رسمی، اصناف پاوه هم مجبور شدهاند تا پلاکاردها و بنرهایی را مبنی بر بسیجی بودن شهید صانع ژاله بر سردر مغازهها و فروشگاهها نصب کنند. اما این پلاکاردها و بنرها، به کرات توسط جوانان پاوه به پایین کشیده شده است.
این گزارش همچنین حاکی است که تاکنون دهها نفر به بهانه پاره کردن یا پایین کشیدن اینگونه تبلیغات دروغین، دستگیر شده و ساعتها و گاهی چند روز را در بازداشت به سر بردهاند.
در همین حال گزارشهای رسیده از پاوه، حاکی از ادامه فشارهای امنیتی بر خانواده این شهید است؛ به طوری که خانواده داغدار صانع ژاله، حتی برای یک ساعت از حضور آشکار و پنهان ماموران امنیتی و اطلاعاتی در امان نیستند و آرامش ندارند.
این گزارش میافزاید: بزرگترین برادر صانع که ماجرای جعل کارت بسیج را در گفتوگو با رسانهها افشا کرد، آزاد شده است، اما به طور دائم تحت نظر قرار دارد و حتی در آرایشگاه محل کار خود نیز آسایش ندارد.
پیش از این هم گزارش شده بود که دو مسئول بسیج غرب کشور، به پدر شهید صانع ژاله، پیشنهاد رشوه ۷۵ میلیون تومانی تحت عنوان خونبها را دادهاند، آن هم در حالی که قاتل شهید هنوز معرفی نشده؛ اما پدر شهید این حقالسکوت را نپذیرفته و در مقابل تهدید آنها به بازداشت برادر دیگر این شهید، گفته است: «یک پسرم در راهی که فکر میکرد درست است کشته شد و پسر دیگرم هم کاری را کرده که اعتقاد دارد درست است و هر هزینهای را هم میپردازد.»
پدر این شهید همچنین به گواهی مردم پاوه، راضی به شرکت در مراسم ختم فرمایشی پسر خود نشده و ساعتها بابت عدم حضور در آن مقاومت کرده است. گزارشها همچینن حاکی است که تقریبا هیچکس از مردم عادی هم در این مراسم فرمایشی شرکت نکرده، اما آنها به چشم خود دیدهاند که بیش از ۲۰ دستگاه اتوبوس و دهها ماشین اداری و نظامی در روز تشییع جنازه، نظامیانی را از کرمانشاه به پاوه آوردهاند تا به جای مردم پاوه، محوطه جلوی دوربینهای صدا و سیما را پر کنند.
ندای سبز آزادی: قدرت الله علیخانی شورای اسلامی تاکید کرد: میان دولت و مجلس همه چیز یک طرفه است، دولت هر کاری که می خواهد می کند، هر چیزی که می خواهد می گوید و در آخر هم مجلس را متهم می کند.
نماینده مردم قزوین و آبیک در مجلس، در گفت و گو با اعتدال، به مصوبات اجرا نشده از سوی دولت اشاره کرد و افزود: مصوبه مترو، مصوبه ورزش و ۳۷ مصوبه اجرا نشده از سوی دولت نشانگر بی قانونی کردن دولت است.
علیخانی تصریح کرد: دولت در مصاحبه های خود مکرر مجلس و قوه قضاییه را مورد بی مهری قرار می دهد، اما مجلس و قوه قضاییه برای اینکه اختلافات به جامعه کشیده نشود پاسخی نمی دهند، ولی برای مردم قابل قبول نیست زیرا می گویند اگر حرف های دولت درست است چرا قوه قضاییه و مجلس کاری نمی کنند، اگر نا صحیح است چرا گفته های رییس دولت را رد نمی کنند، لذا یک ابهام بزرگی برای مردم به وجود آمده هر چند حق با مجلس است.
وی افزود: کار مجلس قانون گذاریست، اما وقتی قانون مصوب اجرایی نمی شود و دولت به تکالیف خود عمل نمی کند، مشکل ایجاد می شود، مثل خلاف عمل کردن مصوبه مجلس در بحث هدفمندی یارانه ها که با افزایش ناگهانی قیمت گاز همه چیز به هم ریخته شده و نتیجه عمل نکردن به قانون این بود که کشاورزی تعطیل شده، صنعت رو به تعطیلی رود و نارضایتی در جامعه زیاد می شود.
نماینده مردم قزوین در خاتمه گفت: مجلس به بهانه مدارا با دولت، باعث به وجود آمدن این مشکلات نیز شده است، به نظر من مجلس باید شدیدا به تکالیف خود عمل کند و لایحه های لازم را صادر کند، زیرا دولت آمار صحیح نمی دهد؛ مثلا در امر اشتغال، ۱میلیون ۶۰۰ هزار نفری که در سال ۸۹ اشتغال درست کرده است صحت ندارد و با آمار تطبیق ندارد الان هم که در سال ۹۰ مدعی ایجاد بیش از ۲ میلیون شغل شده که بعید است محقق شود.
ندای سبز آزادی: تعدادی از کارگران شرکتهای کشت و صنعت کارون، شوشتر و هفتتپه در اعتراض به اجرایی نشدن مصوبه مجلس در خصوص پرونده وصل بیمه این کارگران در جلوی درب مجلس تجمع کردند.
به گزارش ایسنا، این کارگران در تجمع صبح امروز- سهشنبه – خود اعلام کردند که طبق مصوبه کمیسیون اجتماعی و در طی تحصن تعدادی از این کارگران در تاریخ ١٩/١٢/٨٧ قرار شد فصول بیکاری این کارگران در سنوات بیمه آنها وصل شود.
این در حالی است که تا این تاریخ سازمان تامین اجتماعی این کار را انجام نداده است.
این افراد پلاکارد در دست داشتند که مضمون آن عبارت بود از این که ما نمایندگان کارگران نیبر شرکتهای کشت و صنعت کارون، شوشتر و هفتتپه در کمیسیون اجتماعی مجلس با توجه به حساسیت موضوع، تقاضای جلسه فوری و بررسی پرونده وصل بیمه این کارگران را خواستاریم.
ندای سبز آزادی: یک کارشناس تامین اجتماعی نسبت به ورشکستگی صندوق تامین اجتماعی هشدار داد و خواستار آن شد که دولت بدهیهای خود به تامین اجتماعی را پرداخت کند.
به نوشته خبرآنلاین، محمود احمدی نژاد در نخستین نشست خبری سال ۱۳۹۰ ادعا کرد: دولت هیچگونه بدهی به سازمان تأمین اجتماعی و یا ارگانی دیگر ندارد و اعلام این چنین اخباری تنها تعهداتی است که بر اساس یک سری قوانین بر عهده دولت گذاشته شده است.
وی همچنین گفت: اینها تعهداتی است که برای دولت ایجاد کرده اند، اما دولت هیچگونه بدهی ندارد. اما دولت باز هم به تعهدات خود عمل کرده و از این گونه سازمانها حمایت خواهد کرد.
با این حال محسن ایزدخواه، کارشناس مسائل رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به اینکه دولت باید هرساله در قالب لایحه بودجه به تعهدات خود عمل کند، به مهر گفت: در حال حاضر با توجه به مشکلاتی که صندوق تامین اجتماعی دارد این صندوق در خوشبینانه ترین حالت در آستانه ورشکستگی قرار دارد.
وی درمورد بدهی های دولت به سازمان تامین اجتماعی افزود: مطابق با ماده ۲۴ قانون تامین اجتماعی و سایر قوانین و مصوبات، دولت باید به عنوان بزرگترین شریک اجتماعی صندوق تامین اجتماعی سهمی را پرداخت کند که این سهم ۳ درصد حق بیمه تعیین شده است.
به گفته وی، در مجموع میزان بدهی های دولت به تامین اجتماعی ۲۳ هزار میلیارد تومان است که این مبلغ طی سالهای اخیر بیشتر شده است: با توجه به شعار مهرورزی و عدالتخواهی، از دولت دهم انتظار می رود در جهت حمایت از اقشار محروم جامعه پرداخت سهم حق بیمه را روانتر و بهتر از گذشته انجام دهد چراکه پرداخت نشدن بدهی های دولت باعث می شود وضعیت معیشتی و امنیتی بازنشستگان به خطر بیافتد.
به گفته ایزد خواه قانون رفاه و تامین اجتماعی و همچنین مواردی از برنامه چهارم و پنجم توسعه، دولت را مکلف کرده که علاوه بر پرداخت بدهی های گذشته ترتیبی برای پرداخت دیون آتی نیزاتخاذ کند.
وی با اشاره به اینکه دولت باید هرساله در قالب لایحه بودجه به تعهدات خود عمل کند، گفت: در حال حاضر با توجه به مشکلاتی که صندوق تامین اجتماعی دارد در خوشبینانه ترین حالت در آستانه ورشکستگی قرار دارد و در حالت بدبینانه نیز مصارف این سازمان بر منابع پیشی گرفته است.
به گفته وی، دولت باید بدهی های خود را به تامین اجتماعی جزء دیون ممتازه بداند و برای پرداخت آن اقدام کند چرا که این امر با امنیت ملی گره خورده و هنگامی که بازنشستگان در رفاه و آسایش باشند بهترین حامیان دولت و نظام هستند.
ندای سبز آزادی: نماینده دشتی و تنگستان در مجلس گفت: در صورت لغو قانون کالای همراه ملوان یا ته لنجی، ۴۸۰ هزار نفر در استان بوشهر بیکار میشوند.
به گزارش ایلنا به نقل از هفتهنامه «اتحاد جنوب»بوشهر، سیدمحمد مهدیپور فاطمی در نشست کمیسیون قاچاق کالا و ارز استان بوشهر با انتقاد از یک مصوبه استانی دولت، اظهار داشت: موضوعات مرتبط با استان به ویژه کالای همراه ملوان باید در خود استان بررسی و در مورد آن تصمیمگیری شود در غیر این صورت نتایج مورد نظر مردم استان بهدست نمیآید.
وی افزود: تمام فرمانداران شهرستانهای ساحلی استان بوشهر مایل به حل موضوع تهلنجی و حمایت از ملوانان هستند.
نماینده دشتی و تنگستان با بیان اینکه کالای همراه ملوان یا تهلنجی قاچاق نیست، تصریح کرد: در حال حاضر ۸۵ هزار نفر به صورت مستقیم در موضوع ملوانی و صیادی در استان بوشهر مشغول به کار هستند.
پورفاطمی خاطرنشان کرد: بندر گناوه به عنوان یکی از بنادری که ملوانان در آن کالای همراه ملوانی وارد میکنند در نوروز امسال ۱۴ میلیارد تومان گردش مالی داشته و یکی از عوامل مهم این گردش مالی ورود کالای همراه ملوان بوده است.
معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار بوشهر نیز در این نشست، در ارتباط با قانون کالای همراه ملوان اظهارداشت: در سفر اول دولت به استان بوشهر مقرر شد هر ملوان سالانه شش بار و هر بار ۱٫۵ میلیون تومان کالای همراه ملوان با خود وارد کند.
معاون استاندار بوشهر اضافه کرد: تا قبل از این مصوبه، در استان بوشهر سالانه چهار بار و هر بار ۴۰۰ هزار تومان کالا ملوانی وارد میشد.
وی با بیان اینکه شرایط موجود در مورد تهلنجی بسیار متفاوت با قبل است، عنوان داشت: مسئولیت رفع این مشکل به وزارت کشور محول شده و قرار است زمینه برای ورود کالای همراه ملوان طبق قانون فراهم تا مسائل حاشیهای و دغدغههای ملوانان نیز برطرف شود.
ندای سبز آزادی: در حالی که بانک مرکزی برای کنترل بازار طلا و سکه اقدام به برگزاری حراج روزانه شمش های یک کیلو گرمی طلا و انواع قطعات سکه بهار آزادی نموده است، اما آنچه تا کنون حصول نشده، ترکیدن حباب قیمتها است.
به گزارش اعتدال، روز گذشته با وجود اینکه قیمت طلا در بازارهای جهانی سیر نزولی داشت اما در حراج حضوری بانک کارگشایی قیمتهای پیشنهادی از سوی خریداران، به یکباره پرواز نمود، تا آنجا که اکثر معاملات دیروز بالاتر از قیمت روز گذشته بازار معامله شد.
این گزارش حاکی است، روز گذشته معامله گران قیمتهایی را پیشنهاد می دادند، که برخی دلالان سکه حاضر بودند سکه های خود را به قیمتهایی پایین تر از نرخ های برنده بفروشند.
در حالی بازار دیروز (دوشنبه ۲۲ فرودینماه۱۳۹۰) توسط برخی واسطه ها آشفته شده بود، که به عقیده برخی تحلیل گران بازار سکه و طلا، بورس بازان سکه برای جلوگیری از کاهش قیمتها و ترکیدن حباب سکه با ارایه پیشنهادهای بالاتر از قیمتهای بازار و معامله این قطعات سکه مانع از تحقق اهداف بانک مرکزی برای واقعیتر کردن قیمتها می شوند.
این گزارش حاکی است روز گذشته قبل از آغاز حراج دیروز قیمت انواع قطعات سکه تمام، نیم و ربع بهار آزادی در بازار تهران، به ترتیب ۴۰۸۰۰۰، ۲۰۴۰۰۰ و ۱۲۳۰۰۰ تومان بود ولی در حراج حضوری سکه تمام بهار آزادی تا ۴۱۲۰۰۰ تومان و نیم بهار آزادی نیز تا ۲۰۹۰۰۰ تومان هم خریداری شد، و این درحالی بود که در این بین قیمت طلا در بازارهای جهانی و حتی داخلی با کاهش روبرو بود.
با توجه به اینکه از یک سو برخی گمانه زنی از وجود دست هایی در بازار برای جلوگیری از کاهش قیمت سکه و متورم شدن حباب قیمتی در این بازار خبر می دهد و از سویی دیگر عدم کسب نتیجه مطلوب از اقدام اخیر بانک مرکزی ، سبب شده است تا کارشناسان اقتصادی به بانک مرکزی پیشنهاد دهند تا راهی دیگر به جز حراج حضوری تدبیر کند.
کشتی آرا، رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر پیشتر، از عدم استقبال بازار از سکه های گرمی خبر داده بود، پیشنهاد داده بود که بانک مرکزی سکه های بهار آزادی را در بانک ها عرضه کند.
لازم به ذکر با تداوم سوداگری در بازار سکه و طلا بسیاری از کارشناسان اقتصادی از هجوم سرمایه های سرگردان به این بخش و کاهش شدید سرمایه در بازارهای دیگر از جمله بازار مسکن ابراز نگرانی میکنند.
ندای سبز آزادی: لوران باگبو، رئیسجمهور سابق ساحل عاج که پس از شکست در انتخابات، حاضر به ترک قدرت نبود و از نیروی نظامی برای باقی ماندن در پست ریاست جمهوری استفاده میکرد، بالاخره امروز دستگیر شد تا قدرت در اختیار آلاسان واتارا، منخب مردم ساحل عاج، قرار گیرد.
به گزارش بی بی سی، مقامات فرانسه می گویند که نیروهای این کشور در ساحل عاج لوران باگبو رئیس جمهوری پیشین را دستگیر کرده اند.
لوران باگبو توسط نیروهای وفادار به آلاسان واتارا با برخورداری از حمایت نیروهای فرانسوی و سازمان ملل متحد بازداشت شد. آقای باگبو سپس به هتل گلف که آلاسان واتارا و نیروهای سازمان ملل در آن مستقرند منتقل شد . سخنگوی آلاسان واتار ا هم گفته است که نیروهای وفادار به او در عملیات نظامی فرانسه شرکت دارند.
از زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و برنده شدن آلاسان واتارا، آقای باگبو تاکنون حاضر به کناره گیری از قدرت نبوده است. پیشتر گزارش ها حاکی از پیشروی نیروهای زمینی فرانسه به سمت ابیجان، شهر اصلی ساحل عاج بود.
یک سخنگوی ارتش فرانسه گفته بود که سعی می شود در این درگیری ها از خون و خونریزی پرهیز شود. روز یکشنبه دست کم شش هلیکوپتر فرانسوی و دو هلیکوپتر سازمان ملل از پایگاه نیروی ارتش فرانسه در جنوب ابیجان به هوا برخاستند تا در حمله شرکت کنند. شاهدان عینی سپس هلیکوپترها را در حال حمله به اهدافی در اطراف سکونتگاه آقای باگبو دیدند.
امروز دوشنبه یازدهم آوریل یک ستون بزرگ از خودروهای نظامی فرانسه، پایگاه نیروهای این کشور در ابیجان را ترک کرده و به سمت مرکز شهر به حرکت در آمد. یکی از وزرای لوران باگبو گفته است که بر اثر حمله هلیکوپترهای فرانسه نیمی از کاخ ریاست جمهوری ویران شده است.
ندای سبز آزادی: یک عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس، با استناد به فرمایشی از حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر گفت: نباید در جامعه کاری کنیم که ریشه دشمنیها عمیق شده و عقدهها در دلها سنگین و غیر قابل برگشت شود.
به گزارش ایسنا، مسعود پزشکیان در نطق میان دستور امروز – سه شنبه – خود در مجلس با اشاره به خطبهای از حضرت علی (ع) گفت: بر اساس این خطبه کسی که با نگاه قلبش میببیند و بر مبنای بصیرت عمل میکند، در ابتدای کار خود باید بررسی کند کاری که انجام میدهد به نفعش است یا ضررش که اگر آن کار به ضررش بود آن را ادامه ندهد.
پزشکیان با اشاره به فرمایش حضرت علی(ع) در خطبه ۱۵۲ نهجالبلاغه گفت: بر اساس این خطبه اگر میخواهیم با بصیرت عمل کنیم باید ابزار اندازهگیری برای کارها را هم داشته باشیم و این ابزار اندازهگیری به نحوی باشد که هر کس که بخواهد اندازهگیری کند به یک نتیجه واحد برسد.
وی در تشریح این موضوع در شرایط حال کشور اظهار داشت: مشکلی که ما در قوانین و اجرای کارها و بسیاری از موارد داریم به مسئله اندازهگیریها برمی گردد؛ در اعلام اندازهگیری بین ۰ تا ۱۰۰ فاصلهی زیادی وجود دارد و این نشان می دهد که ابزار اندازهگیری ما دارای اشکال است، لذا ما باید در اندازهگیری به یک زمان مشترک برسیم چراکه همه اختلافات به این خاطر است که در ابزارها با مشکل مواجهیم.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در ادامه سند چشمانداز را میثاق مشترک همه ملت دانست و افزود: مقام معظم رهبری در آن چشمانداز تاکید کردهاند که تدوین، تهیه و تصویب برنامه بودجه سالانه شاخصهای کمی کلان از قبیل نرخ سرمایهگذاری، درآمد سرانه، تولید ناخالص ملی، نرخ اشتغال، کاهش فاصلهی درآمد دهکها، رشد فرهنگی آموزش و پژوهش ، توانایی متناسب با سیاستها باید بر اساس اهداف و الزامات چشمانداز تنظیم و تعیین شود، یعنی چیزی که در مجلس تصویب می کنیم باید بر اساس اهداف سند چشمانداز باشد که در اینصورت مشکلی نخواهیم داشت.
پزشکیان با طرح این سوال که آیا در این راستا شاخص مشخصی وجود دارد گفت: آیا بودجهای که ۶۰ هزار میلیارد آن متفرقه است در جهت برنامه است یا خیر؟
نمایندهی مردم تبریز بیشتر مشکلات را مربوط به اندازهگیریها دانست و افزود: حضرت علی (ع) در نامهای به مالک اشتر توصیه کردهاند که هر گرهای که در جامعه و از مردم در دل توست، بیرون بریز و ریشه دشمنی ها را نابود کن، هر چیزی که بخواهد به دشمنی منجر شود را نیز از ریشه برکن، لذا در جامعه نباید کاری کنیم که ریشه دشمنیها عمیق شده و عقدهها در دلها سنگین و غیر قابل برگشت شود.
وی با اشاره به نقل قولی از شهید بهشتی گفت: در کتاب حق و باطل از دیدگاه قرآن، شهید بهشتی عنوان میکند که ما با شعار داشتن آیین حق و عدل در جهان امروز، دعوت خودمان را عرضه میکنیم، البته به شرط این که عمل ما آنقدر وارونه نباشد که مردم دنیا را بیزار کند تا از حق، گریزان شده و بگویند این حقی نیست که فطرت ما جستجو میکرد.
پزشکیان ادامه داد: شهید بهشتی عنوان میکند آیا مراقب این هستیم که در گفتوگو، حق محور و عدل محور باشیم نه خود محور؟ آیا مراقب این هستیم که هر یک از ما خود و اندیشه خود را ترازوی منحصر به فرد حق و باطل قرار ندهیم ؟ آیا آماده آن هستیم اگر بر اندیشه، گفته و رفتار ما نقدی منصفانه شود آن را به راحتی بپذیریم؟ آیا عادت کردهایم که انتقادات ما آهنگ سوال داشته باشد نه آهنگ کوباندن؟
وی تصریح کرد: در ادامه از شهید بهشتی آمده است به نحوی نباشد که اگر در همان گام اول، جهانیان با ما روبهرو شدند ما را آدمهای لجوج و متعصب به معنای خود محور بیابند که این ما هستیم که محور حق و باطل، ترازوی منحصر به فرد حق و باطل و عدل و ظلم هستم؛ مسلم است در چنین وضعیتی از ما فاصله خواهند گرفت، هر فرد و گروهی این گرفتاری را داشته باشد اگر از همه دستگاههای تبلیغاتی دنیا و آخرین فنون تبلیغاتی بهترین قلم و بیان، شیرینیترین و جذابترین شعرهای مهیج، نمایشنامه و فیلم هم استفاده کند باز به جایی نمیرسد.
نمایندهی تبریز تصریح کرد: شهید بهشتی از دید خود میگوید دعوت به اسلام یعنی دعوت به حق، یعنی اگر کلمه اسلام را از روی آن برداریم، دعوت شونده ببیند که ما او را به حق دعوت میکنیم و اگر دعوت زبانی، قلمی، اندیشی و عملی ما به اسلام به این آراستگی و جذابیت شد، فکر میکنم بتوانیم به پیروزی این دعوت مطمئن شویم.
به گزارش خبرآنلاین، نطق امروز مسعود پزشکیان که برآمده از خطبههای نهج البلاغه و کتابهای شهید بهشتی بود با فریاد احسنت احسنت نمایندگان مواجه شد.
ندای سبز آزادی: جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، در بیانیه ای با اظهار تاسف از عدم حضور فخرالسادات مختشمی پور در جلسات هفتگی قرآن، ضمن ابراز نگرانی از شرایط جسمی و روحی وی، اعلام کردند که جلسات قرائت قرآن را تا رهائی او و تمامی آزادگان بی گناه ادامه خواهند داد و مسئولیت وخامت حال هر زندانی سیاسی را تنها متوجه مسئولین قضائی و حکومتی می دانند.
آنها در این نامه نوشته اند: حدود یک ماه و نیم است که این فرزند حضرت زهرا(س) تنها به جرم پی گیری حقوق مسلم همسر بی گناهش که بی هیچ دلیل قانونی در قرنطینه به سر برده و از درمان بیماری هایش محروم می باشد، در سلول انفرادی بند ۲-الف، که قانونی بودن آن نیز مورد تردید است، به سر برده، از دیدار همسرش محروم گشته و در این مدت حتی وکیل ایشان نیز اجازۀ دیدار و صحبت با وی را نیافته است.
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرج زیر است:
به نام خدای فریادرس
این چندمین جلسۀ قرآن است که خانوادۀ بزرگ زندانیان سیاسی بدون حضور همراه همیشگی و دلسوزشان برگزار می کنند.
آیات قرآن و دعاهایی که فخرالسادات محتشمی پور با صوت حزین و دلنشین خود به همراه سایر خانواده های دلسوخته، قرائت می کرد تسکین دهنده و آرام بخشی بود که دل های مادران و همسران و فرزندان ستمدیده را نوید فریادرسی می داد و صبوری و پایداریمان را به امید هدایت گمراهان و نابودی مغرضان، بیشتر می ساخت.
اکنون حضور سبزش بسیار سبزتر از گذشته بوده و باران دعاهای توسل و آیات قرآن را به سوی خود سرازیر نموده است.
اینک حدود یک ماه و نیم است که این فرزند حضرت زهرا(س) تنها به جرم پی گیری حقوق مسلم همسر بی گناهش که بی هیچ دلیل قانونی در قرنطینه به سر برده و از درمان بیماری هایش محروم می باشد، در سلول انفرادی بند ۲-الف، که قانونی بودن آن نیز مورد تردید است، به سر برده، از دیدار همسرش محروم گشته و در این مدت حتی وکیل ایشان نیز اجازۀ دیدار و صحبت با وی را نیافته است.
ما خانواده های زندانیان بی گناه سیاسی که به دلایل بی اساس و واهی نزدیک به دو سال است در عسر و حرج ناشی از غرض ورزی های عده ای معلوم الحال به سر می بریم، ضمن ابراز نگرانی از شرایط جسمی و روحی خواهر خوبمان فخرالسادات محتشمی پور اعلام می داریم جلسات قرائت قرآن را تا رهائی ایشان و تمامی آزادگان بی گناه ادامه داده و مسئولیت وخامت حال هر زندانی سیاسی را تنها متوجه مسئولین قضائی و حکومتی می دانیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر