
خبر / رادیو کوچه
به گزارش رسانههای داخلی ایران، تاریخ برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه تعیین شده است. تاریخ دقیق برگزاری این انتخابات ۱۲ اسفند سال 1390 در حدود ۱۰ ماه دیگر اعلام شده است.
به گزارش مهر، مصطفی محمدنجار، وزیر کشور جمهوری اسلامی گفته بود که زمان برگزاری انتخابات مجلس نهم در جلسات مشترک وزارت کشور و شورای نگهبان قانون اساسی مشخص شده و به زودی اعلام می شود.
دوره چهار ساله مجلس هشتم در ایران، خرداد سال آینده خورشیدی به پایان میرسد و مطابق قانون انتخابات این کشور، باید سه ماه پیش از پایان دوره قانونگذاری، انتخابات تازه برگزار شود.
برگزاری نهمین دوره انتخابات مجلس، اولین انتخابات در ایران پس از شکلگیری جریانهای اعتراضی در این کشور است.
پیش از انتخابات مجلس، میبایست انتخابات شوراها در ایران برگزار میشد اما مجلس شورای اسلامی چند ماه پیش از موعد برگزاری این انتخابات در اوج اعتراضهای مردمی در این کشور، با تصویب لایحهای دوره کنونی شوراهای اسلامی شهر و روستا را دو سال تمدید کرد تا انتخابات بعدی شوراها همزمان با یازدهمین دوره ریاست جمهوری انجام شود.

تعویق انتخابات شوراها در ایران، نخستین تجربه از این دست در تاریخ جمهوری اسلامی بود.
هرچند برخی از گروههای سیاسی و احزاب شیوه برگزاری انتخابات در ایران و نحوه دخالت شورای نگهبان را در تایید نامزدها غیردموکراتیک میدانند اما تعویق در برگزاری انتخابات حتا در زمان جنگ هشت ساله ایران و عراق هم سابقه نداشته است.
در شرایطی که شماری از چهرههای اصلاحطلب ایران پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری در زندان به سر میبرند، سیدمحمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران چندی پیش یکی از شروط اصلاحطلبان را برای ورود به رقابتهای انتخاباتی مجلس، برگزاری «آزادانه» انتخابات عنوان کرده بود.
شماری از چهرههای سیاسی اصلاحطلب با طرح آقای خاتمی و احتمال حضور مجدد اصلاحطلبان در انتخابات مجلس با شرایط فعلی کشور مخالفت کردند اما گروههای نزدیک به دولت هم شروط آقای خاتمی را رد و صحنه سیاسی کشور را بینیاز از حضور اصلاحطلبان خواندند.
بیشتر بخوانید:
«شما چهکارهاید که از زبان مردم صحبت کنید»
حمله نظامی مرگبار ارتش و نیروهای امنیتی عراق به کمپ اشرف و درگیری با نیروهای سازمان مجاهدین خلق یکی از تاسفبار ترین رویدادهای تلخ ایرانیان خارج از کشور را رقم زد. کشته و زخمی شدن دهها نفر، یکبار دیگر چهره کریه خشونت را آشکار ساخت که تا چه میزان ویرانگر است و بر چهره انسانیت چنگ میزند.
فاجعه جان باختن افراد بیسلاح و محصور در محیطی بسته در برابر یورش نیروهای مجهز به انواع و اقسام ادوات نظامی، عملی غیرقابل پذیرش و ضد انسانی است. این اتفاق شوم ضرورت مهار اشکال ناموجه خشونت دولتی و حفاظت از مردمان بیسلاح در برابر تهاجم نظامیان را گوشزد میسازد .
ما امضاکنندگان این نامه با تاکید بر مرزبندی صریح و مخالفت قاطع با عقاید، روشهای فعالیت و عملکرد سازمان مجاهدین خلق و نظر منفی نسبت به مواضع کنونی این سازمان و در عین حال محکوم کردن اعمال سرکوبگرانه و غیرانسانی جمهوری اسلامی در قلع و قمع و مجازاتهای اعضا این سازمان دربرهههای مختلف و بهخصوص جنایت اعدامهای گسترده و فراقضایی سال 1367، صرفن از زاویه موازین حقوق بشری و اصول انسانی، نقض حقوق بنیادی ساکنان اشرف و اعمال خشونت لجام گسیخته از سوی دولت عراق بر علیه آنان را محکوم میکنیم.
ما معتقدیم اگر چه حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق از ابتدا اشتباه بود و برخورداری از چتر حمایتی رژیم صدام حسین که چشم طمع به بخشهایی از خاک ایران داشت و تهاجمی بر علیه میهن و ملت انجام داده بود، از خطاهای بزرگ و نابخشودنی این سازمان سیاسی محسوب میشود، اما اعضا این گروه سیاسی حق دارند از اذیت و آزار نیروهای دولتی بهدور باشند
ما معتقدیم اگر چه حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق از ابتدا اشتباه بود و برخورداری از چتر حمایتی رژیم صدام حسین که چشم طمع به بخشهایی از خاک ایران داشت و تهاجمی بر علیه میهن و ملت انجام داده بود، از خطاهای بزرگ و نابخشودنی این سازمان سیاسی محسوب میشود، اما اعضا این گروه سیاسی حق دارند از اذیت و آزار نیروهای دولتی بهدور باشند و حق مصونیت آنها از خشونت، شکنجه و قتل به رسمیت شناخته شود.
دولت عراق محق است که در قلمرو خود اعمال حاکمیت کند و اقتدار مشروع خود را تحقق بخشد اما این حق نباید از راه زور، خشونت و سرکوب خونین صورت گیرد. به باور ما دولت عراق، نمایندگان سازمان مجاهدین و نمایندگان جامعه جهانی باید تدبیری بیندیشند که از تکرار فاجعه انسانی در منطقه جلوگیری شود. این امر نیازمند خویشتنداری و برخورد واقع بینانه با مسایل هست و طرفین باید انعطاف نشان دهند.
شرایط جدید عراق با دوران صدام حسین فرق مینماید. رهبران مجاهدین میبایست الزامات موقعیت جدید را درک کنند. در تحلیل آخر مردم عراق و دولت مشروع منتخب آنان مرجع صاحب صلاحیت هستند که باید تعیین کنند مجاهدین در عراق بمانند یا آنجا را ترک کنند. همچنین رهبران سازمان مجاهدین و بهخصوص آنهایی که در اشرف نیستند، در قبال زندگی و امنیت ساکنان اشرف مسوولیت دارند. حفظ جان آنها مهمتر از وضعیت خود سازمان، منافع سیاسی رهبران و ترجیح برای ماندن در یک منطقه جغرافیایی خاص است. بنابراین نباید با اصرار بر ماندن در کشوری که خواهان خروج آنها است، جان اعضا ساکن خود در اشرف را بهخطر بیندازند.
در این میان همچنین سازمان ملل نقش مهمی دارد تا شرایط خروج شرافتمندانه اعضا سازمان مجاهدین خلق از عراق و برخورداری آنها از حقوق پناهندگی و زندگی توام با امنیت و آرامش را هموار سازد.

در پایان ضمن محکومیت دوباره کشتار اعضا سازمان مجاهدین خلق در اشرف و مخالفت با هرگونه اقدام تبلیغاتی از این رویداد برای ترویج خشونت و خط مشی مسلحانه و همچنین تقبیح موضع دولت جمهوری اسلامی ایران در حمایت از برخوردهای خشونتآمیز با ساکنان اشرف، اعلام مینماییم که اجرای موارد زیر میتواند بحران بهوجود آمده را به نحو مناسبی حل کند و از گستردهتر شدن این فاجعه انسانی جلوگیری نماید:
1. ضرورت توقف فوری خشونت نیروهای دولتی عراق بر علیه ساکنان اشرف
2. فراهم کردن سریع خدمات درمانی و امکانات پزشکی برای مصدومان و مجروحین واقعه
3. تشکیل کمیته حقیقتیاب و بیطرف از سوی سازمان ملل با مشارکت نهادهای معتبر حقوق بشری تا به تحقیق در خصوص چگونگی شکلگیری فاجعه و شناسایی و مجازات عاملان و مسببان بپردازد.
4. خویشتنداری دولت عراق و تمرکز بر پیدا کردن راه حل حقوقی، قانونی و غیرنظامی مبتنی بر رعایت حقوق انسانی ساکنان اشرف و حق اعمال حاکمیت دولت عراق
اسامی امضاکنندگان اولیه :
رامین احمدی
اردوان ارشاد
بیژن افتخاری
علی افشاری
صفورا الیاسی
مهدی امینی
نیکنام امینی
محمد امینی
احمد باطبی
مهران براتی
محمد برزنجه
محمد برقعی
شهلا بهار دوست
کتایون پزشکی
احمد تقوایی
رضا جعفریان
پویا جهاندار
رضا چرندابی
ستاره حسنپور
علی حسینطالشی
بیژن حکمت
مصطفی خسروی
فریبا داوودیمهاجر
فرشاد دوستی
شیده رضایی
تارا سپهری فر
سلمان سیما
حسن شریعتمداری
محمد رضا شکوهیفرد
محمد صادقی
کوروش صحتی
حمیدرضا ظریفینیا
شهره عاصمی
غلام عباسی
علی عبدی
ناصح فریدی
فیروزه فولادی
پروین قاسمی
سعید قاسمینژاد
امیرحسین گنجبخش
حسین ماهوتیها
مجید محمدی
فرشاد محمدی
پویان محمودیان
پرویز مختاری
مهرداد مشایخی
مرتضی ملک محمدی
علیاکبر مهدی
بهزاد مهرانی
بهناز مهرانی
روزبه میرابراهیمی
مهران میرفخرایی
بورگان نظامی
مهدی نوربخش
رحیم همتی
پروانه وحیدمنش
افرادی که میخواهند نامه زیر را امضا کنند اینجا کلیک کنند.
خبر / رادیو کوچه
دادستان کل کشور جمهوری اسلامی روز دوشنبه، اعلام کرد فردی که به فائزه هاشمی، فرزند آیتاله هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در یکی از مناطق مورد احترام شیعیان در تهران تعرض و فحاشی کرده بود، بازداشت و پروندهای در اینباره بر علیه وی تشکیل شده است.
به گزارش خبرآنلاین، غلامحسین محسنی اژهای افزود: «برخی از مقامات امنیتی نیز به دنبال سایر متهمانی هستند که به صورت خودسر امنیت اخلاقی جامعه را تحت تاثیر قرار میدهند.»
در روزهای گذشته انتشار فیلم هتک حرمت به فائزه هاشمی، باعث واکنشهاییی در میان جامعه و همچنین مقامهای جمهوری اسلامی شد. وزیر اطلاعات نیز از ارسال پرونده اشخاص خودسر به قوه قضاییه خبر داده بود.
بیشتر بخوانید:
«انتقاد آیتاله موسوی از تعرض و فحاشی در ایران»
ویدئو:
«فیلمی دیگر از تعرض به خانواده هاشمی»
خبر / رادیو کوچه
فرانسه از روز دوشنبه قانون ممنوعیت پوشش هرگونه روبنده (نقاب و برقع) برای زنان را به مرحله اجرا گذاشته است و گزارش شده دو تن نیز که نسبت به این قانون اعتراض داشتند، از سوی پلیس بازداشت شدهاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، شماری از معترضان در مقابل کلیسای نوتردام در پاریس دست به تجمع زدهاند که پلیس دو تن از آنها را دستگیر کرده است.
به گفته پلیس فرانسه، این افراد نه به خاطر پوشش ظاهری، که به خاطر تجمع غیرقانونی دستگیر شدند.
از سویی منتقدان این طرح میگویند پلیس فرانسه فقط بهانهای به دست آورده تا با توجه به آن، زنان مسلمانی که صورت خود را میپوشانند جریمه کند. فرانسه میزبان بزرگترین جمعیت مسلمان در اروپا است.
«آلکسی مارسان» سخنگوی پلیس فرانسه گفت: «ما امروز به کسانی که روبنده دارند کاری نداشتیم و مشکل ما با افرادی بود که به مراحل برگزاری تظاهرات، بیاحترامی کردند.»

پلیس فرانسه از اجرای این قانون نگران است و میگوید ممکن است به دلیل کمبود نیرو، توان اجرای این قانون را نداشته باشد.
«مانوئل رو» قائم مقام نماینده اتحادیه نیروهای پلیس گفت: «مشکل در اجرای قانون است. اگر نیروهای پلیس یک زن را که روبنده دارد در خیابان ببینند، به آنها تذکر میدهند که به لحاظ قانونی مجاز به پوشیدن آن نیستند و از آنها میخواهند که نقاب یا روبنده را بردارند. مشکل از جایی شروع میشود که کسی با اجرای قانون مخالفت کند. چرا که ما ابزاری برای اجرای این قانون را نداریم و نمیتوانیم در همه نقاط دنبال زنان روبندهدار باشیم.»
قانون یاد شده می گوید اگر زنی روبنده بر چهره داشته باشد، نیروهای پلیس در مرحله اول تذکر میدهند و در صورت مقاومت، تهدید به جریمه مالی خواهند کرد.
اگر زنی به کرات مورد تذکر قرار گیرد، به پرداخت ۱۵۰ یورو، حدود ۲۱۶ دلار و شرکت دوباره در برخی کلاسهای درسی محکوم میشود.
بیشتر بخوانید:
«تصویب لایحه منع استفاده از برقع در بلژیک»
شراره سعیدی/ رادیو کوچه
وقتی دولتی مانند دولت ظهور آقای «احمدینژاد» احساس نیاز برای نزدیکی به جوانان و دگراندیشان نماید، از آنجا که این محال برای خود وی نیز رویاست، برای نیل به آن از حربههای عجیبی مدد میگیرد که در صورت عدم جوابگویی نیز زیاد زیان نکرده باشد، در ادامه برنامه قبلی به برخی سخنان و اقدامات جنجالی «مشایی» در دوران حضور در دولت نهم میپردازیم، سخنانی دوپهلو باژستی روشنفکرانه، بیاناتی که هرگز باور نشد، اظهاراتی همچون «دوران اسلامگرایی به پایان رسیده، البته این دوره تمام نشده بلکه رو به پایان است».
«در ایران استفاده از حجاب آزاد است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمیشود»، «جلوگیری از برپایی شادی اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سیاه مکروه است»، «آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه متعلق به کردستان است و این قوم از برترین قومهای ایرانی است»، «ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند»، «ایران امروز با مردم امریکا و اسرائیل دوست است» «ما مردم امریکا را از برترین ملتهای دنیا میدانیم» و «نام خلیج فارس و دریای پارسی از 30 میلیون سال پیش به موازات شکلگیری تمدنهای انسانی در منطقه موجودیت یافتهاست» و اقداماتی همچون حضور در مجلس رقصی در ترکیه، مراسم حمل قرآن همراه با نوای دف، ادغام سازمان حج و زیارت با سازمان میراث فرهنگی گوشهای از عملکرد جنجالی مشایی است.
وی در سال اول تصدی در کشور ترکیه در جلسهای حضور یافت که در آن رقصندگان زن به پایکوبی میپرداختند. در زمستان سال 1385 فیلمی منتشر شد که مشایی را در مجلس رقصی در افتتاحیه اجلاس گردشگری کشورهای اسلامی در ترکیه نشان میداد. زمان فیلم یک ساعت و 5 دقیقه بود. یک دقیقه و 40 ثانیه پس از آغاز مراسم، در این فیلم رقص زنان آغاز میشود و تا 13 دقیقه و 30 ثانیه، سه رقص جداگانه برگزار شد.
در حین شکایت رحیم مشایی از دو نماینده مجلس بر سر طرح این موضوع، اعلام شد که فیلم مونتاژ شده است ولی «سعید ابوطالب» نماینده مجلس ضمن تکذیب آن اعلام کرد که شرکت ترکیهای tour sab این فیلم را تهیه کرده و آن را برای خبرنگاران، عکاسان و شرکتهای گردشگری حاضر در یک جشنواره در حاشیه اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی ارسال کرده است. مشایی این فیلم را تصاویر گزینش شده از یک مجلس دو ساعته دانست و افزود: «مجلس رسمی بوده و لهو لعب هم نداشته، ضمن اینکه رقص نبوده و از دیدگاه بسیاری هنر است و آنها برخلاف ما آن را حرام نمیدانند.»
در حین شکایت رحیم مشایی از دو نماینده مجلس بر سر طرح این موضوع، اعلام شد که فیلم مونتاژ شده است ولی «سعید ابوطالب» نماینده مجلس ضمن تکذیب آن اعلام کرد که شرکت ترکیهای tour sab این فیلم را تهیه کرده و آن را برای خبرنگاران، عکاسان و شرکتهای گردشگری حاضر در یک جشنواره در حاشیه اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی ارسال کرده است.
درسال 1388 در مقالهای درسایت شخصی رحیم مشایی در پاسخ به انتقادات از این اقدام مشایی عنوان شد که: «در صورتی که آنچنان صحنههایی در افتتاحیه بازیهای آسیایی قطر با حضور آقای احمدینژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسهای مورد سوال و انتقاد قرار گیرد؟»
او در اظهارنظری در 29تیر 1387 مردم اسراییل را دوست خواند و با این اظهاراتش موجب برانگیختهشدن خشم بسیاری از کسانی شد که اسراییل را دشمن خود میدانستند. در پی این ماجرا 200 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با امضای بیانیهای خواستار برخورد جدی با وی شدند. پس از انتشار این بیانیه، وی در 24 مرداد 1387 طی نامهای به حداد عادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی واژه اسراییل در جهان امروز را منفورترین واژهای دانست که مترادف نژادپرستی، خیانت، خشونت، مکر و فریب است.
وی با تکرار ادعاهای خود با شدت بیشتر در مرداد 1387، موجی از اعتراضات را علیه خود و دولت برانگیخت. بلافاصله پس از این ماجرا تجمع دانشجویان روبهروی سازمان میراث فرهنگی برگزار شد. حاشیهها در مورد اظهارات وی تا جایی بالا گرفت که «سید علیخامنهای»، در خطبههای نماز جمعه سخنان وی را کاملن اشتباه دانسته و خواستار پایانبخشی به این حواشی که در موارد زیادی با استناد به آن دولت تخریب میگشت، شد. این در حالی است که محمود احمدینژاد از سخنان مشایی دفاع کرده بود. پس از آن نمایندگان مجلس که به دنبال سوال از رییس جمهور در مجلس بودند، آن را از دستور کار مجلس خارج کردند. وی برای بیان توضیحات در مورد سخنانی که گفتهاست به کمیسیون امنیت ملی ایران دعوت شد.
در سال 1388 دولت طی آییننامهای سازمان حج و زیارت را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ملحق کرد و مشایی نیز بلافاصله رییس این سازمان را تغییر داد. این تغییر ایتدا با مخالفت «محمد ریشهری» مواجه شد و در نهایت با دخالت رسمی سید علی خامنهای این تصمیم لغو شد. در مراسم افتتاح همایشی در روز 18 آبان 1387 در جلسهای با حضور وی 12 خانم با لباس محلی، دفزنان روی سن آمدند و درحالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک آن را به قاری تحویل داده و سن را ترک کردند.
آیتاله صافی گلپایگانی و آیتاله مکارم شیرازی در این مورد موضع تندی گرفتند و با وجود اینکه خود آقای مشایی در این جلسه حضور داشت، معاون وی به ناچار استعفا کرد. وی در نامه استعفا نوشت: «این کار را صرفن برای تکریم قرآن کریم بوده است و آنها به هنگام این مراسم حتمن وضو میسازند.» در 20 دی 1388 در پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی گفت:
«اگر امروز به افرادی مانند «رازی» و «ابوعلیسینا» افتخار میکنیم بهطوری که قد آنها از اعماق تاریخ بیرون است برای بلندی قد آنها نیست بلکه کوتاهی قد نسلهای بعدی آن را نمایان کرده است. شاید بوعلیسینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسانها در دهههای بعدی است چرا که نشان میدهد فرصت شکوفایی در دورههای متعدد پدید نیامده است. اگر قرار باشد طی چند هزار سال فقط چند صد ابوعلیسینا بهوجود آید افتخارآمیز نیست. حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است. آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمامشدن دورههای قبلی پیامبری بوده است اگر هر پیامبر مدیریت درستی میکرد عدالت برقرار میشد.
این اظهارات با واکنش شدید برخی روحانیون مواجه شد، از جمله حسن ممدوحی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: «در صورت صحت خبر، مشایی باید توبه کند زیرا سخناناش کاملن نادرست است. سخنان وی بیش از حد احمدینژاد را اذیت میکند که ما راضی نیستیم. اگر مشایی چنین سخنانی را گفته باشد رییسجمهوری باید در مورد وی تجدید نظر کند. «سید موید علویان» یکی از برگزیدگان جشنواره رازی نیز هنگام دریافت جایزه خود با عکسالعملی قابل تامل، بهشدت نسبت به اظهارات مشایی اعتراض کرد و هنگام حضور بر روی سن از دست دادن با وی خودداری کرد و یک جلد قرآن را برای مطالعه به رحیم مشایی اهدا کرد.

«محمد صادقی تهرانی»، مرجع تقلید نوگرا و مفسر قرآن نیز نامهای در پاسخ به اظهارات مشایی منتشر کرد و در پایان با شکایت بردن به خداوند و امام زمان اعلام کرد: «ابقا رحیم مشایی در هر سمتی حرام است.» هرچند برخی صدور چنین سخنانی از سوی رحیم مشایی را عادی تلقی کردهاند. در همین حال خبرگزاری ایرنا در دفاع از مشایی در صفحه اصلی خود از وی با عنوان «پهلوان»، «اسطوره»، «متفکر»، «بزرگ»، «تهذیب نفس»، و «سادهزیست» یاد کرد و منتقداناش را «رانده از عقل و باطل» دانست.
مشایی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج از کشور از اصطلاح «مکتب ایران» استفاده کرد که بعدها به «مکتب ایرانی» معروف شد. وی گفت: «برخیها از من خرده میگیرند که چرا نمیگویی مکتب اسلام و میگویی مکتب ایران، از مکتب اسلام دریافتهای متنوعی وجود دارد اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.»
سخنان مشایی با واکنش شدید «محمد یزدی»، «سیداحمد خاتمی»، «احمد توکلی» و «علی مطهری» روبهرو شد. محمد یزدی گفت: «آقای مشایی به مسایلی که در حوزه تخصص او نیست وارد نشود.» احمد توکلی هم این سخنان را برخاسته از یک ذهن بیمار دانست. اقدامات مشایی به نحوی شد که حتی نیروهای ستادهای احمدینژاد از وی انزجار کردند و کار به جایی رسید که روحاله بجانی رییس ستاد احمدینژاد در شهرستان تبریز وی را تهدید به اعدام انقلابی میکند و میگوید: «اگر مشایی مثل کسروی همه را مشغول خود کند نوابها به پا میخیزند.»
خبر/ رادیو کوچه
روز یکشنبه ٢١ فروردین ماه، نزدیک به ۱۵۰۰ کارگر مجتمع پتروشیمی بندر امام اعتراضات خود نسبت به اجرا نشدن مصوبه دولت مبنی بر انعقاد قرارداد مستقیم با کارگران را، که از روز شنبه آغاز شده بود، ادامه دادهاند.
به گزارش ایلنا، این کارگران روز شنبه ٢۰ فروردین ماه ٩۰ اقدام به برگزاری تجمع در مقابل ساختمان مرکزی مجتمع پتروشیمی بندر امام کرده و خواستار آن بودند که به نقش پیمانکاریهای واسطهای پایان داده شود و مجتمع پتروشیمی با خود کارگران، قرارداد مستقیم امضا کند.
بر اساس این گزارش، تجمع مذکور ادامه تجمع اعتراضی این کارگران در روز ۲۸ اسفند سال گذشته بود که در جریان آن اعلام کرده بودند که در صورت برآورده نشدن خواستهشان، در روز ۲۰ فروردین دست به تجمع میزنند.
همزمان تارنمای اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعلام کرده است که در پی تحقق نیافتن مصوبه دولت، کارگران پیمانکاری مجتمع پتروشیمی بندر امام در روزهای شنبه و یکشنبه دست به اعتصاب زدهاند.
در این حال، تاکنون گزارش دیگری در مورد اعتراض صنفی کارگران مجتمع پتروشیمی بندر امام منتشر نشده است و مقامهای دولتی نیز در این باره واکنشی نشان ندادهاند.
در ادامه این گزارش آمده است که در برخی از شرکتهای منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، اعتراضهای مشابهی از سوی کارگران صورت گرفته است و آنها خواستار انعقاد قرارداد مستقیم با خود شدهاند.
طی ماههای اخیر، اعتصابات و اعتراضات کارگری در شهرهای مختلف کشور بهوقوع پیوسته، که کارگران نسبت به عدم دریافت حقوق معوقه خود، عدم استخدام، اخراج، تصمیم به تعطیلی واحد تولیدی خود و همچنین شرایط کاری خود، معترض بودهاند.
بیشتر بخوانید:
«تجمع برخی از کارگران اخراجی پالایشگاه آبادان»
مهرآفرین بهرامی / رادیو کوچه
مخبر کمیسیون انرژی مجلس از ماهانهشدن زمان واریز یارانهها و همزمانشدن آن با صدور قبضهای ماهانه گاز خبر داده است، تا به زعم خود شرایط پرداخت قبضها را برای مردم تسهیل و از شکلگیری اعتراضات مردمی جلوگیری کند. سید عماد حسینی در گفتوگو با خبرگزاریهای داخلی از تشکیل جلسه اعضا کمیسیون انرژی مجلس، مدیران شرکت ملی گاز و سخنگوی طرح تحول اقتصادی دولت خبر داده است که نتیجه آن تغییر در زمان واریز یارانهها و هم زمانی آن با صدور قبضهای گاز ماهیانه بوده است.
وی افزوده است: «در این جلسه نمایندگان عضو کمیسیون انرژی مجلس نگرانی خود را از نحوه صدور قبضهای جدید گاز مصرفی اعلام کردند و گفتند قرار بوده است افزایش قیمتها با شیب ملایم 5 ساله انجام شود، ولی اینطور نبوده است.» این در حالی است که تا پیش از این مدیران شرکت ملی گاز ایجاد هرگونه تغییر در محاسبه نرخ گاز مصرفی مردم را بعید ارزیابی کرده بودند و بالا بودن رقم قبضها را ناشی از رعایت نکردن الگوی مصرف، آن هم در بین حدود 30 درصد مشترکان عنوان کرده بودند. و پیش از این نیز، طرح امکان قسطی کردن نحوه پرداخت قبضهای گاز از سوی مسوولین این شرکت عنوانشده بود که آن هم بهدلیل فاصله اندک میان دو مرحله پرداخت اجرایی بهنظر نمیرسید.
«شکلگیری جریانات گروهی مردمی برای عدم پرداخت قبض گاز»
اما گزارشهای غیر رسمی حاکی از شکلگیری جریانات گروهی مردم در بین شهرستانها و شهرهای کوچک منطقه غرب و جنوب غربی کشور برای عدم پرداخت قبض گاز حکایت داشت که البته هیچ کدام از آنها بهطور رسمی تایید نشد. بنابراین گزارشات مردم ارومیه، کرمانشاه و بخشی از شهرهای کوچک استان خوزستان بهطور متحد از پرداخت قبضها سر باز زدند و در یکی از شهرهای کوچک مردم قبضهای گاز را در گونی ریختند و در مقابل استانداری به آتش کشیدند.
اما گزارشهای غیر رسمی حاکی از شکلگیری جریانات گروهی مردم در بین شهرستانها و شهرهای کوچک منطقه غرب و جنوب غربی کشور برای عدم پرداخت قبض گاز حکایت داشت که البته هیچ کدام از آنها بهطور رسمی تایید نشد.
بر همین اساس، تشکیل جلسه امروز مجلس و صدور نتیجه نهایی آن بدون هیچ گونه تاخیر و رسانهای کردن آن، خود به معنای تایید اعتراضات مردمی و ترس از گسترش اعتصابات اقتصادی بوده است زیرا بر خلاف همیشه که جلسات مجلس چند هفته و گاهی چند ماه طول می کشیده تا به نتیجه نهایی منجر شود، اینبار طی یک جلسه به نتیجه رسیده است و نتیجه آن از طریق رسانهها اعلام شده است.
«اولین نشانه عقب نشینی از سوی یک دولت تمامیت خواه »
یک کارشناس اقتصاد سیاسی در این باره به رادیو کوچه گفت: «هر چند که این عقبنشینی پس از تشکیل دولت جدید، برای نخستینبار در مقابل خواستههای مردمی انجام میشود، و از نظر سیاسی حایز اهمیت است و میتواند حاکی از ترس از تداوم اعتراضات مردمی و کشیدهشدن آن به خیابانها باشد، اما از نظر اقتصادی، چنان چه تعرفهها با نرخ قبلی محاسبه شود، باز هم مبلغ قبضهای صادره بیش از یارانههای واریزی خواهد بود و در توان اقتصادی مردم تغییری به وجود نمیآید.»
وی ادامه داد: «مگر این که دولت بخواهد در تعرفههای صدور گاز نیز تجدید نظر کند و نرخ محاسبه گاز مصرفی بخش خانگی را کاهش دهد که آن هم امکان پذیر به نظر نمیرسد، زیرا در همین شرایط فعلی هم بخشی از بودجه 56 هزار میلیارد تومانی دولت در هدفمندکردن یارانهها محقق نشده است و دولت برای تامین این بودجه سر در گم است.»
این کارشناس تصریح کرد: «حتا راه حل افزایش قیمت حاملهای سوختی نیز بهعنوان راهکار تامین بودجه دولت، قابل اجرا نیست زیرا نظر موافق نمایندگان مجلس برای تصویب آن را به همراه ندارد و تبعات تورمی آن نیز، بر احتمال شورشهای مردمی دامن میزند.»
این عضو سابق هیت علمی اقتصاد دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: «سکوتی که در برابر هدفمندشدن یارانهها و اجرای آرام آن بدون دخالت پلیس وجود داشت، کمکم تاثیرات اجتماعی خود را در قالب نارضایتیهای مردمی نشان میدهد و همین نشانههای هشدار، مسوولین را به چاره اندیشی پیش از مرگ سهراب کشانده است.
وی در پایان متذکر شد: «سیاستهای اقتصادی سال جاری، نکته کلیدی کنترل کشور در شرایط فعلی است و اگر دولت بتواند سال جاری را با به وجود آوردن آرامش نسبی در اقتصاد سپری کند، خود را تا حدودی از گزند تداوم اعتراضات سیاسی دو سال قبل حفظ خواهد کرد و در غیر این صورت، مخالفان اقتصادی خود را نیز به جمع مخالفان سیاسی دو سال قبل خود افزوده است و باید منتظر شروع اعتراضات خیابانی آن هم از نوع اقتصادی اش در سال جاری باشد.
خبر / رادیو کوچه
وحید اکبریشرقی دانشجوی رشته مهندسی صدا و فیلمسازی در کشور هندوستان پس از بازگشت به ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات احضار شده است.
به گزارش هرانا، ماموران وزارت اطلاعات در ۱۵ فروردین ماه با مراجعه به منزل پدری این دانشجو که قصد بازداشت وی را نیز داشتهاند پس از تفتیش منزل و توقیف کامپیوتر و دستگاه میکس صدا، نامبرده را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار کردند.
ماموران وزارت اطلاعات در مراجعه به منزل ایشان علت احضار این دانشجوی ایرانی را اجرای موسیقی زنده به همراه یک گروه موسیقی متعلق به کشورهای متخاصم ذکر کردند.
وحید اکبری شرقی با نام هنری «liquid» تنها به فعالیت هنری در زمینه موسیقی و تحصیل در خارج از کشور اشتغال داشته است.
علی انجیدنی/ رادیو کوچه
صحبت درمورد فرهنگ است و میخواهیم با یک مثال شروع کنیم. هراز چند گاهی در فضای مجازی فراخوانهایی میشود تا مثلن به سایتی رفته و رای بدهیم که «میرحسین موسوی» شخصیت سال مجله تایم بشود یا «حسین رضازاده» قویترین وزنهبردار تاریخ شود و یا فیلم «اصغر فرهادی» در لیست برترین فیلمهای درام تاریخ سینما مقام بالاتری کسب کند. یکی از کاربران سایت (IMDB) (پایگاه اینترنتی اطلاعات فیلمها) نامهای پر از توهین و تندی نسبت به ایرانیها در مذمت این مدل فراخوانیها واعمال ایرانیها نوشته بود که درفضای وب منتشر شد و واکنشهای مختلفی را درپی داشت.
خلاصه بخش غیرتوهینی نامه ایشان این بود که این سایت تا به حال طبق روتین و استاندارد کار میکرده و هر سینما دوستی براساس علایق خود به فیلم دلخواه خود از یک تا ده نمره معقولی میداده وسایت هم مرجع خوبی برای طبقهبندی فیلمها بوده است ولی حالا باهجوم ایرانی های تازه وارد به اینترنت و یا جوگیر از فضای بهشدت قطبیشده کشورشان، فاتحه این طبقهبندی خوانده شده است. فکر میکنم دراین که هر عقل سلیمی پس از فرونشستن غلیان احساسات و تفکر به عمق ماجرا و نتیجه به دست آمده از این مدل کارها، متوجه اشتباهبودن این حملات سایبری میشود شکی نباشد.
البته خود دوستان وبلاگستان هم وقتی بحث رایگیری و نمرهبندی برای خودشان میشود زیاد بدشان نمیآید تا جوگیری را گسترش دهند مثال این قضیه انتخاب برترین وبلاگ فارسی زبان در سایت رادیو آلمان بود که دوستانی که وبلاگشان در لیست نامزد برترینها بود، مراجعهکنندگان را دریک پست اختصاصی دعوت به رایدادن در سایت این رادیو میکردند و باقی قضایا (یک تیزر تبلیغی کوچک در گوشهای ازوبلاگ برای اطلاع رسانی امری مذموم به شمار نمیآید ) بگذریم.
فرهنگ ایرانی و ایرانیها سرشار از این سوتیهاست که عمده آنها ریشهدار بوده و درطول زمانهای مختلف به فراخور موقعیتهای سیاسی و اجتماعی تقویت و تثبیت شده است. ما عادت داریم که خیلی ازمشکلات و مسایل را به حکومتها نسبت دهیم مسوولیت اعمال خود را ازگردن خودمان برداریم.
این قضیه هم درست و هم نادرست است. عامل بسیاری از اتفاقهایی که برای ما ایرانیها در جامعه و درسطح بینالمللی میافتد عملکرد تکتک مردم ایران است و مثالها هم بسیارند: «ازجمله دزدی مقالات علمی، انجام فعالیتهای ضداجتماعی (anti-social behaviors) بهصورت روتین در زندگی روزمره در مسافرتهای داخلی و خارجی ازجمله رانندگی، آسیب به محیطزیست و….، احساساتیبودن و جوگیرشدن به میزانی بسیار بالاتر از متوسط جامعههای دیگر در بحرانها و حوادث اجتماعی و غیره.

ولی نباید از نقش حکومت در این نارسایی غافل شد. وظایف حکومت در قبال مردم تنها تامین امور مادی آنها نیست. حکومت نباید خود را فقط مسوول ساختن جاده و راه، ساختمان، سینما، کتابخانه، فرودگاه و چی و چی و چی بداند. ممکن است بگوید من پیشنیازهای ارتقا فرهنگ را هم میسازم و آماده میکنم ولی حکومتها باید بدانند که یکی از وظایف اصولی آنها فرهنگسازی است. این فرهنگسازی گاهی با زور و گاهی با سیاست انجام میشود. مثلن بستن کمربند ایمنی، سوار نشدن بیش از یک نفر در صندلی جلو ماشین، گذاشتن پله برقی برای استفاده از پل عابر پیاده، خطوط اتوبوسهای تندرو و قس علیهذا.
نوع حکومت در اینجا اهمیتی ندارد چه دموکراتیک باشد چه دیکتاتوری، ارتقا فرهنگ مردم یک حکومت، دست آن حکومت را در بازی بینالمللی هم بازتر میکند. دوستی میگفت که از نظر جامعهشناسان ده درصد مردم یک جامعه فرهنگ ناپذیرند و در هیچ حالتی اصلاح نخواهند شد و ده درصد دیگر خود مبادی فرهنگ و نیاز به هیچگونه فشاری برای تربیت فرهنگی ندارند اما هشتاد درصد بقیه ( آمار از آن دوست گرامی به نقل از مجله ای قدیمی است) در میانه سرگردانند و باید به روش یا راهی فرهنگ ساخته شوند.
آنهاییکه هنوز دوست دارند به آینده کشور امید ببندند باید از حکومت در کنار رفاه سیاسی اجتماعی الزام فرهنگسازی هم بخواهند. نگارنده در اینجا اعتراف میکند که در خصوص مسایل سیاسی دچار یک تغییر نگرش جدی شده است. بهنظر من در دنیای امروز تعریف حکومت توتالیتر و دموکرات و همچنین فعالیتهای سیاسی به شیوه قدیم باید دستخوش تغییرات اساسی شود. حکومت از هر نوعش در جامعهای وجود داشته باشد باید با او برخورد حذفی و منفی نشود و آن دوره را باید فرصتی قلمداد کرد تا بخشی از وجوه عقب افتاده یا کمتر رشد کرده جامعه، تغییر پیدا کند.
مثلن به قدرت رسیدن یک جناح ممکن است فرصت خوبی برای رشد اقتصادی کشور باشد و آن جناح دیگر رشد سیاسی و یا فرهنگی. البته این تقسیمبندی مطلق نیست بلکه برآیندهای کلی در نظر گرفته میشود. در این خصوص باز هم صحبت خواهیم کرد.
خبر / رادیو کوچه
صبح روز شنبه بیستم فرودین ماه، سارا محبوبی، دانشجوی محروم از تحصیل بهایی ساکن ساری برای دومین بار در طول یک سال گذشته بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات ساری منتقل شده است.
به گزارش هرانا، ماموران اداره اطلاعات شهر ساری، پس از تفتیش منزل مسکونی پدری سارا محبوبی علاوه بر ضبط کتب، دستنوشتهها، سیدی و کیس کامپیوتر، وی را بازداشت کردند.
این دانشجوی محروم از تحصیل بهایی پیشتر در تاریخ ۳ تیر ۱۳۸۹ پس از مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در ساری بازداشت و پس از گذشت ۲۴ روز در تاریخ ۲۷ تیرماه با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات ساری آزاد شد.
بازداشت سارا محبوبی در حالی صورت گرفته که روز پنجشنبه ۱۸ فرودین ماه سال جاری، محکومیت ۱۰ ماه حبس تعزیری در دادگاه بدوی به وکیل وی ابلاغ شد. یکی از اتهامات ذکر شده در حکم خانم محبوبی «عضویت در سایت ضد انقلاب فیسبوک» عنوان شده بود.
پیشتر نیز نامبرده چندین بار به صورت تلفنی از طرف دادگاه ساری برای دریافت حکمش احضار شده بود که به دلیل تلفنی بودن این احضار از حضور در دادگاه امتناع کرده بود.
بیشتر بخوانید:
«اولین ملاقات سارا محبوبی با خانواده»
مهشب تاجیک/ رادیو کوچه
«سالوادور دالی» که نام کامل او، «سالوادور فلیپه خاسینتو دالی» است، نقاش، مجسمهساز، طراح، نویسنده و سینماگر اسپانیایی است که بهویژه بهخاطر خلق نقاشیها و مجسمههایی به سبک سوررئالیسم شهرتی جهانی دارد. او در سال 1904 میلادی در شهر «فیگراس» در ایالت «کاتالونیا» در نزدیکی مرز اسپانیا و فرانسه متولد شد و پس از 84 سال زندگی درگذشت.
سالوادور در زمانی که هنوز دانشآموز بود تحتتاثیر بعضی نقاشیها و تابلوها که میدید قرار گرفت همچنین هر بار که از پنجره مدرسه به مناظر خارج نگاه میکرد درختهای سرو را میدید که در اغلب آثارش دیده میشوند. سالوادور توسط یکی از دوستان پدرش که برادرش «رامون» نقاش امپرسیونیست بود و در پاریس زندگی میکرد و «پیکاسو» را نیز میشناخت تشویق میشد. اما توجه سالوادور از امپرسیونیسم به تحقیق در مورد رنگها کشیده شد. در تابستان سال 1918 و در سن 14 سالگی سالوادور دالی اولین تابلوهایش را در نمایشگاه هنرمندان محلی در «تیاتر شهر فیگراس» به نمایش گذاشت. در سال 1922 به دانشکدهی هنرهای زیبای «مادرید» راه یافت.
سالوادور در حالی که ۱۶ سال داشت مادرش به بیماری سرطان مبتلا شد و بعد از مدت کوتاهی از دنیا رفت و سالوادور را در دنیایی از غم تنها گذاشت. بعد از مرگ مادر، پدر سالوادور با خالهی او ازدواج کرد. سالوادور از این ازدواج ناراضی و متنفر بود. او تحمل جای خالی مادر را نداشت و برای این که از محیط خانه دور باشد درسال ۱۹۲۲ به سوی مادرید حرکت کرد. در آنجا به مدرسه عالی نقاشی «سن فرناندو» رفت و در آنجا با افراد معروفی همچون «لوییس بونویل» و «فدریکو گارسیا لورکا» آشناشد.

دالی که بهشدت فرد خیالپردازی بود، علاقه وافری به انجام کارهایی عجیب برای جلب توجه دیگران داشت. این قبیل کارها اغلب برای کسانی که به هنر وی علاقه داشتند خستهکننده بود و به همان اندازه برای منتقدان وی، آزاردهنده به شمار میرفت. این نوع رفتار غیرعادی دالی گاهگاهی توجه افکار عمومی را بیشتر به آثار هنری وی جلب میکرد و در نتیجه، این رسوایی و بدنامی تعمدی منجر به شناخت گستردهی عامه مردم و تقاضا برای خرید آثار وی توسط طیف گستردهای از مردم شد.
دالی طنز و شوخی را دست مایهیکار خود قرار داد و از حالتها و مظاهر جدی و پرصلابت جلوههای زندگی دوری جست. او رنگها را به شرافت و التهاب کشاند و از تفکرات فروید در خیال و خاطرهی خود در شناختن حقیقت برتر و تلقیات رویاها بهره برد و برای رشد افکار حاصل از ذهن ناخودآگاه خود، شروع کرد به چیره شدن بر اوهام و افکار پوچش که آن را خطرناک توصیف میکرد او به عنوان یک نقاش، تکنیکهای آسان غیرمعمول را نمایش داد. دو حادثه باعث تکمیلشدن سبک هنری او شد که یکی کشف نوشتههای «زیگموند فروید» در مورد عشق فراوان به تصورات ذهنی ناخودآگاه بود و دیگری وابستگی او به مکتب سوررئالیسم. از سال 1929 تا 1937 تابلوهایی را کشید که سبک نقاشی او با سرعت فوقالعادهای به کمال رسید به نحوی که او را بهترین نقاش سوررئالیست جهان ساخت. اگر چه سالوادور دالی شاید معروفترین هنرمند سوررئالیسم باشد اما او تنها سوررئالیست نیست. آثار او سبکهای مختلفی از امپرسیونیسم تا سبکهای قدیمیتر را پوشش میدهد و بازتاب آنها روی آثارش تسلط هنری فوقالعاده او را بر روی کارش نشان میدهد.
در سال ۱۹۲۹، دالی با کارگردان و فیلمساز اسپانیایی لوییس بونویل در ساخت فیلم کوتاه «سگ اندلسی» همکاری کرد. او بیشتر در نوشتن فیلمنامه به بونویل کمک کرد اما بعدها مدعی شد که در فیلمبرداری پروژه نیز بهشدت درگیر بوده است، ادعایی که هیچگاه با دلیل و مدرک ثابت نشد. همچنین در همان سال، دالی با همسر آیندهاش «گالا» ملاقات کرد. «النا ایوانوونا دیاکونووا» یک مهاجر روس بود که یازده سال از دالی بزرگتر بود و پیش از این، با شاعر سوررئالیست فرانسوی «پل الوار» ازدواج کرده بود. در این سال، دالی چندین نمایشگاه مهم برگزار کرد و بهطور رسمی به گروه سوررئالیستها در محلهی «مون پارناس» پاریس پیوست. اگرچه آثار دالی پیش از این برای دو سال به شدت تحتتاثیر سوررئالیسم بود. سوررئالیستها روشی که دالی آن را شیوه انتقادی،توهمی در دستیابی به ناخودآگاه برای خلاقیت هنری بیشتر مینامید را تشویق کردند.
تابلوی «ماندگاری حافظه» دالی را میتوان به تنهایی در جایگاه نماد جنبش سوررئالیستی قرار داد. از جمله تابلوهای معروف دیگر او «ساعتهای ذوب شده» است که نشانگر پیچاندن عجیب زمان است که وقتی وارد مرحله رویا میشویم اتفاق میافتد. تصویر چهره مرد طراحی شده که در مرکز تابلو است به نظر میرسد که خود دالی باشد و دورنمای منظرهای که در پشت صحنه است به احتمال زیاد زادگاه او را نشان میدهد. تابلوی «خواب دالی» همچنین در تعادل عاریهای پیشنهادی موفق است و تصور میکنیم که اگر یکی از پایهها بیفتد خیالپرداز بیدار خواهد شد.
دالی در اغلب مواقع ارجاع به موضوعاتی کرد که در تاریخ هنر تکرار شده است و «وسوسه خیابان آنتونی» موضوع همیشگی تعداد زیادی از خیالپردازی هنرمندان دوره رنسانس بهعنوان مثال «ماتایز گرانوالد» بود و تابلوی زیبای دیگر سالوادور «دگردیسی نرگسها» است که بیانگر ایدهی سوررئالیستی اوست حکایت از موضوع قدیمی دارد که در مورد جوان زیبایی است که انعکاس عکش خودش را در استخر آب تحسین میکند. «هالوسنیوگینک تریدور» شاید موفقترین تابلو دالی است که گرفتار چندین فکر پنهان شده است و یک تحلیل کامل از نقاشی را به همراه دارد.

اصولن در مرکز آن یک مبارز است که صورتاش در نمایش تکراری «ونوس دیمیلو» پنهان شده است. همچنین یک تصور مخفی از گلوله در یک چهارم سمت چپ در قسمت پایین تابلو وجود دارد و تصویری از یک پسربچه به احتمال زیاد پرترهی خودش در بچگی است بهخاطر اینکه لباس دوره پسر بچگی اوست در آن دیده میشود. سالوادور دالی از تاریخ، ادبیات، مذهب، اسطورهشناسی و علوم سیاسی و روانشناسی برای شکل دادن به آثارش استفاده کرد و به این صورت نقاشی را از فاجعهی میانهرو بودن در هنر مدرن نجات داد.
منحصر بهفرد بودن او با رفتارهای تکاندهندهاش بخشی از شهرت اوست و تنها کافی است که به عکس او باسیل تاب خوردهی بلند و نگاه دیوانهوارش نگاه کنیم تا به غیرمعمول بودن او پی ببریم. تعداد زیادی از مردم از دالی بهعنوان یک نقاش دیوانه یا نقاشی که مشکلات ذهنی دارد یاد میکنند اما حقیقت این است که او بدون شک یک نابغه بود و بهخاطر متفاوت بودن افکارش با دیگران نباید او را دیوانه خطاب کرد.
دالی حریصانه سبکهای گوناگون هنری را میبلعید و سپس آثارش را از آکادمیکترین سبکهای هنر کلاسیک که نمایانگر آشنایی وی با «رافائل»، «برانزینو» «فرانسیسکو زربرن»، «یوهانس ورمر» و «دیهگو ولاسکز» بودند. تا پیشگامان هنر «آوانگارد»، گاه در آثاری مجزا و گاه در ترکیبی از آثار بسط میداد. نمایشگاه آثار دالی در بارسلونا توجه بسیاری را به خود جلب کرد و ترکیبی از تحسین و تحیر برای منتقدان هنری به همراه داشت. در همان دوره، دالی سبیلی منحصر به فرد با تاسی از نقاش اسپانیایی قرن هفدهم میلادی «دیهگو ولاسکز» گذاشت. سالوادور دالی در 23 ژانویه سال 1989 با سکته قلبی در گذشت و همانطور که تقاضا کرده بود در نزدیکی «تیاتر موزه دالی» به خاک سپرده شد.
منابع:
استیفن فرانسیس سالادیگا، سیرت سالوادور دالی، دانشگاه نیاگارا، جلد اول، شماره سوم، تابستان ۲۰۰۶
ندری شلی، دالی مردم را به هیجان آورد، unbound کالج نیوجرسی، بهار ۲۰۰۵، بازیابی در ۲۲ ژوئن ۲۰۰۸
اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه
چندی پیش «شهرامهمایون» به بهانهی نامهی تسلیت «ابراهیم نبوی» به «میرحسین موسوی»، سخنانی را در برنامهاش بیان کرد که به گمان من با چند مقدمهی درست نتایجی را از آنها استخراج کرد که به تمامی یکطرفه و جانبدارانه بود. «همایون» در گفتارش در همان حال که به درستی از متن سراسر تمجید و ستایش «ابراهیم نبوی» نسبت به «مهندس موسوی» انتقاد کرد، با متهمکردن شماری از کنشگران سیاسی و روزنامهنگارانی که با ایشان همعقیده نیستند به جیرهخواری جمهوری اسلامی و توهین و «حرامزاده خواندن» سبزها، چپیها و ملیگرایان که به پرچم «شیروخورشید» اعتقادی ندارند، نکتهای را گفت که اگر به درستی باز شود نه تنها دامن خود ایشان و گروه مورد حمایتشان یعنی سلطنتطلبان را خواهد گرفت، بلکه با گستردهشدن دامنهی اتهام، هیچ گروه سیاسی را در تاریخ 150 سال اخیر ایران بیبهره نخواهد گذارد.
تردامنان چو سر به گریبان فروبرند رختش به تابخانهی بالا برآورم
«شهرام همایون» یکی از ایرادات نامهی «ابراهیم نبوی» و در کل موضعگیریهای برخی از هوادارن جنبشسبز، نسبت به جنایات و رفتارهای ضدحقوقبشری جمهوریاسلامی را نگاه یکسویه، ناقص، مقطعی و محدود به وقایع پس از انتخابات خوانده و در سفارشی به سبزها یادآور شده بود که تاریخ جمهوریاسلامی از خرداد 88 شروع نشده و بهعنوان نمونه شامل وقایع دیگری همچون کشتارهای 67 و اعدامهای سران رژیمشاهنشاهی نیز میشود.

این سخن در ذات خود حرف درستی است، اما پرسش از همینجا آغاز میشود. آقای «همایون»، پرونده رفتارهای ضدانسانی و اخلاقی تاریخ ایران از ابتدای سال 57 شروع نشده است و به پیش از آن نیز بازمیگردد. اعدامها، شکنجهها و جنایات صورت گرفته در زمان حکومت «محمدرضا پهلوی» هم بخشی از حقایق تاریخی ماست که شما آگاهانه بر آن چشم بستهاید. همانطور که گروههای چپ همچون «حزب توده» و «فداییان خلق»، دامانشان از کشتار انسانهای بیگناه پاک نیست، گرچه که خود برخی از اقداماتشان مانند حمله به پاسگاه «سیاهکل» و کشتن چند سرباز وظیفه و انسان عادی بیگناه را از افتخارات مبارزاتیشان بدانند.
البته این روش «شهرام همایون» روش تازهای نیست و برای مثال پیش از این سازمان «مجاهدینخلق» نیز بارها خود را بهعنوان تنها گروهی عنوان کرده که با جمهوریاسلامی در جنایاتش شریک نبوده است. این دوستان نیز تاریخ را در مقاطعی به نفع خود ثابت نگاه داشتهاند و بهعنوان نمونه سهسال ابتدای انقلاباسلامی را فراموش کردهاند.
در آن دوره مجاهدین از حامیان سینهچاک «روحاله خمینی» و تصمیمات انقلابیاش بوده و از اعدامهای اول انقلاب دفاع کرده و بارها و بارها در جزوات و بیانیههایی که هنوز موجود است، در دفاع از حرکات «سپاه پاسداران» و دستورات «آیتالهخمینی» به گروههای لیبرال شدیدترین حملات را کردهاند. احزاب راست چون «جبههی ملی» و «نهضت آزادی» نیز دامنشان از اشتباهات و خیانتها پاک نیست. میبینید آقای «همایون»، «گر رسم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند.»
البته باید گفت که نگاه جانبدارانه و مقطعی به تاریخ، یک عادت و رفتار اجتماعی زشت در میان ایرانیان است که ریشههای عمیقتر داشته و به 100 یا 150 سال اخیر محدود نمیشود. مدافعین حکومت سلطنتی، اشکالات و معایب دورههایی که سیستم دلخواهشان بر سرکار بوده را نمیبینند و برخی دیگر از بازماندگان ایل و تبار قاجار همچون «مسعود بهنود» نیز همه چیز دوران «پهلویان» را تیره و تار دیده و به سبب وابستگی و تعصبخانوادگی، بارها جنایاتی هم چون قتل «امیر کبیر» را نیز در کتابهایش توجیه کرده و از اشتباهات سهوی «شاه شهید» دانسته است.
همین رفتار از اسلامگراها نیز سرزده و هر آنچه از فرهنگ و سربلندی و پیشرفت که پیش از ورود اسلام در ایران وجود داشته را یا ندیده و یا پر از ظلم و گناه و جنایت دیدهاند. و به همین روش برخورد «پانایرانیستها» با وقایع پس از اسلام در ایران نیز بیطرفانه نبوده است. نقد گذشته و نگاه غیرجانبدارانه به تاریخ، تنها راهی است که بهوسیلهی آن میتوان به آیندهی ایران و زندگی و کار سیاسی گروههای مختلف در کنار هم امیدوار ماند.
خبر / رادیو کوچه
مقامهای اقتصادی جمهوری اسلامی روز دوشنبه، اعلام کردهاند که حذف چهار صفر از پول ملی ایران قطعی شده است و هر ریال معادل یک دلار خواهد شد. رییس بانک مرکزی ایران گفته است واحد پول خرد همانند سالهای گذشته دینار خواهد بود.
شمسالدین حسینی، وزیر امور اقتصاد و دارایی ایران در گفتوگو با خبرنگاران در تهران از اصلاح پول ملی در کارگروه طرح تحول اقتصادی خبر داده و گفته است که تصمیم حذف سه یا چهار صفر از پول ملی با بانک مرکزی است.
محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه در جلسه هیت دولت به ارایه جزییاتی درباره حذف صفرهای پول ملی ایران پرداخته و گفته است که این برنامه در یک دوره زمانی یک یا دو ساله انجام میشود.
وی افزوده است که پول جدید به تدریج به جامعه تزریق میشود تا بعد از آشنایی مردم با آن، به طور کلی پول جدید جایگزین شود.
آقای بهمنی به تاریخ قطعی اجرای این برنامه اشاره نکرده است ولی برخی از گزارشها حاکی است که طرح حذف صفر از پول ملی ایران در سال ۱۳۹۰ آغاز میشود.
هفته گذشته، وزیر اقتصاد ایران اعلام کرد که پیشنهاد اجرای این طرح طی شش ماه آینده به هیت دولت ارایه خواهد شد.
محمود بهمنی یکشنبه گفته است که بر اساس طرح حذف صفرها، یک ریال (برابر با ۱۰ هزار ریال کنونی است) از نظر ارزشی با یک دلار برابر میشود.
وی اظهار داشت: «با توجه به اینکه ریال واحد پول کشور است و تغییری نمیکند، با تحقق این برنامه، واحد پول خرد بعد از ریال همانند سالهای گذشته دینار خواهد بود.»
آقای بهمنی گفته است که هر یک ریال برابر با ۱۰۰ دینار خواهد بود.
بیشتر بخوانید:
«حذف سه صفر از پول ملی ایران»
امیر و کاملیا / رادیو کوچه
فروردین
فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و زبان پارسی باستان «فرورتینام»، در زبان پهلوی «فرورتین» و در زبان پارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال است. فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود میآیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خواندهاند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب به دنیای دیگر میروند.
اردیبهشت
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا «اشاوهیشتا» و در زبان پهلوی «اشاوهیشت» و در زبان فارسی «اردیبهشت» گفته شدهاست. به معنی راستی و درستی، تقدس، قانون و آیین ایزدی، پاکی و… که بسیار هم در اوستا به کار برده شدهاست. همچنین دارای صفت عالی است بهمعنای بهترین و بهشت پارسی به معنی فردوس از همین کلمهاست. در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است و در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتشهای روی زمین به او سپرده شدهاست. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت «مانند بهشت» هم آمدهاست.

خرداد
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و زبان پارسی باستان «هئوروتات»، در زبان پهلوی «خردات» و در زبان پارسی «خورداد یا خرداد» گفته شدهاست. به معنای کمال و رسایی است و ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد هستند. خرداد نماینده کمال و رسایی «اهورامزدا» است و در گیتی به نگهبانی از آب گماشته شدهاست.
تیر
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا «تیشریه»، در زبان پهلوی «تیشتر» و در زبان پارسی صورت تغییر یافته آن یعنی «تیر» گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق میشود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهرهمند میشود و کشتزارها سیراب میگردد. «تیشتر» را در زبانهای اروپایی سیریوس خواندهاند و هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران میدهد.
مرداد
مرداد نام پنجمینماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا «امرتات»، در زبان پهلوی «امرداد» و در زبان پارسی «مرداد» گفته شدهاست و مرداد یعنی بیمرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی، پس واژه «مرداد» به غلط استفاده میشود و باید «امرداد» گفته شود. در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا خصایص امرداد عبارتند از: نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین آسایش و امنیت بشر که او را دارای کمال مطلوب کردهاست.
شهریور
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا «خشتروئیریه»، در زبان پهلوی «شتریور» و در زبان پارسی «شهریور» میدانند که در اوستا و زبان پارسی باستان و زبان سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی منتخب و برگزیدهاست. این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمدهاست و شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوست او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خواندهاند و روایت شدهاست شهریور آزرده و دلتنگ میشود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.
مهر
در زبان سانسکریت «میترا»، در اوستا و زبان پارسی باستان «میثر» و در زبان پهلوی «میتر» و در زبان پارسی «مهر» گفته میشود و به معنی پیوستن است. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کردهاند. مهر واسطهاست میان آفریدگار و آفریدگان و در زبان سانسکریت به معنی دوستی پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر، ایزد همواره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شدهاست از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمیماند. مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است و مهر در همهجا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان میشتابد.
آبان
در اوستا «آپ» در زبان پارسی باستان «آپی» و در زبان پارسی «آب» گفته میشود. در اوستا بارها «آپ»به معنی فرشته نگهبان آب استعمالشده و همهجا بهصورت جمع آمدهاست و نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را آبان میدانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه «زو» که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده و او را شکست داده و از ملک خویش بیرون کرده، ایرانیان این روز را جشن میگیرند. دیگر آنکه چون بعد از مدت هشت سال در ایران عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن گرفتند و آفتاب در این ماه در برج عقرب یاکژدم قرار میگیرد.
آذر
در اوستا «آتر – آثر» در زبان پارسی باستان «آتر» در زبان پهلوی «آتر» و در زبان پارسی «آذر» میگویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است. آریاییان بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند و ایزد آذر نزد هندوان «آگنی» خوانده شده و در کتاب کهن و مقدس هندوان «ودا» از خدایان بزرگ به شمار رفتهاست. آفتاب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار میگیرد.

دی
در اوستا «داثوش یا دادها» به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبن صفت اهورامزدا است و آن از مصدر «دا» به معنی دادن و آفریدن است. در خود اوستا صفت دی برای تعیین دهمین ماه استفاده شده است.
بهمن
در اوستا «وهومنه»، در زبان پهلوی «وهومن» و در زبان پارسی «وهمن یا بهمن» گفته شدهاست. به معنی خوب و نیک و معنی منش، نیک اندیش و نیک نهاد است و نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان است و در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. یکی از وظایف بهمن این است که گفتار نیک را تعلیم دهد و از هرزه گویی باز دارد. خروس که از پرندگان مقدس به شمار میرود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده و مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار میخواند ویژه بهمن است. لباس سفید هم از آن بهمن است و همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شدهاند و کشتار در ماه بهمن منع شدهاست. بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده میشود و در طب نیز این گیاه معروف است.
اسفند
دراوستا «اسپنتا آرمیتی» در زبان پهلوی «اسپندر» و در زبان پارسی «سپندار مذ» سفندارمذ، اسفندارمذ و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شدهاست. به معنی پاک، مقدس، درست، بهجا و اندیشیدن، فروتنی، بردباری و سازگاری است. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شدهاست و موظف است که همواره زمین را خرم، آباد، پاک و بارور نگهدارد. هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کردهاست و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست. خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصن مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ است.
منبع:
تاریخچه تقویم ایرانی
تقویم ایرانی.
ویکیپدیا
حسن زارعزاده اردشیر/ سخنگوی سابق جبهه متحد دانشجویی در ایران
امروز جنبش دانشجویی ایران نقش اساسی در افزایش آگاهی و به تبع آن نورافکنی بر تاریک خانههای تحجر و عقب ماندگی دارد. روشن است که در هر کشوری قشر تحصیلکرده، بهخصوص در دورانی که به تحصیل در دانشگاه میپردازد، بهدلیل تماس با دانش روز و آگاهی از تغییرات در جهان، رل مهمی در آینده یک کشور بهعهده دارند و علارغم کنترل دروس و کتابها و سرکوب فعالیتهای اجتماعی دانشجویان، این قشر با اتکا به بار علمی دروس و کنکاش و مطالعه، در جدیدی به روی خود میگشایند که حاصل آن تحول و دگرگونی طلبی به نفع جامعه و آیندهای بهتر برای کشورشان است.
در کشور ما ایران که جمعیت کشور در ظرف ۳۰ سال گذشته به بیش از دو برابر رشد دست یافته، شرایطی فراهم شده است که اکثریت بیش از ۶۰ درصد به نسل جوان و نیز کودکان در راه تعلق داشته باشد که این انبوه جمعیت با پیشرفت ماهوارهها، وسایل ارتباط جمعی، اینترنت و موارد دیگر با همه کنترل دولتی، توانستهاند با جهان آزاد در تماس باشند و درک کنند در کشوری زندگی میکنند که حاکمانش با فشار و فریب میخواهند با محور قرار دادن قوانینی که برای مردم ۱۴۰۰ سال قبل مدون شده آنها را محبوس کنند.
و این در حالی است که جوانان به دنبال ساختن جامعهای متمدن و پیشرو هستند که با جهان امروز هماهنگی داشته باشد. جوانانی که از کودکی و سپس در آغاز سال تحصیلی در مدارس از چپ و راست مورد هجوم افکار و عقاید اسلام ناب محمدی قرار گرفته و محاصره شده بودند، هرچند بسیاری از آنها در سالهای اولیه حکومت ولایی در ذهن خود نتوانسته بودند مرز قوانین مذهبی را از قوانین عرفی تمیز دهند اما به مرور دریافتند که باید برای رهایی جامعه از تحجر، خرافات و عقب ماندگی به دنبال راه حل دیگری باشند تا از جهان پیشرفته عقبتر نمانند. در این دوران بود که نهادهای دانشجویی مستقل از دولت شکل گرفت و یا افرادی از نهادهای موجود دانشجویی که در جهت دفاع از حکومت تاسیس شده بودند به ضد افکار دولتی تغییر جهت دادند، چرا که هنوز مخالفت با حکومت و نظام درک نشده بود و یا فضای لازم برای عرضه اندام در برابر حکومت وجود نداشت. دولتهای منتصب ولیفقیه که سرکوب نهادهای دانشجویی، کارگری، زنان، معلمان، گروههای سیاسی، قومیتها و سایرین و جنگ با عراق را پشت سر گذاشته بود، با اعتراضات و اعتصابات دانشجویان مبارز روبهرو شدند. این دانشجویان دیگر دریافته بودند دولتهای حکومتی در پی جامعهای که قول داده بودند نیستند و امکان تحقق دموکراسی و احترام به حقوق بشر در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نمیگنجد. از این زمان باز هم مثل قبل و مانند هر کشور زیر سلطه دیکتاتوری، دانشجویان به عنوان اقشار روشنفکر پرچم مبارزاتی را بهدست گرفتند و در کنار کارگران، زنان و سایر نهادهای پیشرو به دولت و حکومت نشان دادند که جنبش دانشجویی به طور خیلی جدی راه پیشرو را در پیش گرفته است.

با وقوع دوم خرداد و ایجاد فضای سیاسی دگرگون، نهادهای دانشجویی از جمله تحکیم وحدت که به مرور بیشتر تحت نفوذ سران اصلاحطلب و جبهه دوم خرداد قرار گرفته بودند، به عاملی تبدیل شدند تا دانشجویان و رهبران قدیمی دانشجویی را به فکر ایجاد نهادهای مستقل و جدید وادارند که با اهداف مبارزات آنها تطابق داشته باشد. جبهه متحد دانشجویی یکی از مهمترین نهادهای دانشجویی بود که از همان سال قدرتگیری دولت اصلاحات با ایجاد تشکل مستقل دانشجویان و انتشار روزنامه و هفتهنامه گام بزرگی در انتشار اخبار دانشجویی، سیاسی، اجتماعی و تحلیلهای تئوریک برداشته و دانشجویان را برای پیگیری خواستههای صنفی و اجتماعی متشکل نمود. این جبهه که با محور قرار دادن نیازها و مشکلات حقوقی و صنفی و نیز تاکید بر نقش محوری دانشجویان در تحولات سیاسی اجتماعی در راس مبارزات خود، توانست دانشجویان را به اهمیت تشکلهای سازمانی علاقهمند نماید و از طرفی با به حاشیه راندن اختلافات تئوریک و عقاید مذهبی دانشجویان، تعداد زیادی را بدور هم و برای مبارزه مشترک با دولتی که داعیه اصلاحات را بر پیشانی داشت، گرد آورد.
اعتراضات، اعتصابات و تظاهرات مختلفی که در دو سال اول استقرار دولت اصلاحات در نقاط مختلف از جمله دانشگاههای کشور انجام گرفت، جنبش دانشجویی را بهعنوان نیرویی قابل ملاحظه، پیگیر و پیشرو، ساختارشکن، بدون سازش و متشکل مقابل دولت قرار داد. در حوادث کوی دانشگاه در تیر ۷۸که نقطه عطف مبارزات دانشجویی ساختارشکن بود، سرکوبی که توسط دولت، نیروهای انتظامی و امنیتی، قوه قضاییه و سایر ارکان حکومت بر دانشجویان وارد شد، نشان داد که دولت و قوای دیگر این حکومت حاضر به پذیرش خواستهای دموکراتیک دانشجویان نیستند.
دانشجویان در مبارزات خود و به خصوص بعد از کشتار و سرکوب تظاهرات تیر ۷۸، دریافتند که نیروی اصلی که باید با ان مبارزه کنند حکومت ولایی است که با دولتهای جنگ، سازندگی، اصلاحطلب (و سپس اصولگرا) همراه سایر نهادهای حکومتی حاضر نیستند نظام را فدای آزادی و دموکراسی مردم نمایند. جبهه متحد دانشجویی با دستگیری رهبران خود بههمراه بسیاری از دانشجویان و جوانان و با درک کلیت یکپارچه حکومت، نقطه عطفی را در مبارزات دانشجویی بوجود آوردند که آزادی و دموکراسی جز با تغییر نظام امکان پذیر نخواهد بود. از این رو با گسترش تشکلها و فعالیتهای دانشجویی و حضور سایر اقشار در کنار دانشجویان، جبهه دموکراتیک ایران که علاوه بر دانشجویان، سایر نیروهای سیاسی درگیر با حکومت را دربر میگرفت، راهاندازی شد تا فاز جدیدی از مبارزه آغاز شود. زمانی نگذشت که جبهه دموکراتیک منشور ۱۲ گانه خود که بر جدایی دین از حکومت و برابری حقوق همه ایرانیان و اصول حقوق بشر متکی بود را در نیمه دوم سال ۷۹ منتشر کرد و به این ترتیب اولین نهادی بود که با چنین درخواست مترقی حکومت جمهوری اسلامی را به چالش کشید. اگرچه اقدام شجاعانه جبهه دمکراتیک ایران با دستگیری سراسری اعضا و هوادارانش روبهرو شد و انتشار روزنامههای وابسته ممنوع گردید اما روند مبارزات را تقویت کرد بهطوریکه دیگر نیروهای سیاسی با شجاعت بیشتری پای به عرصه فعالیت گذاشتند و از سویی دیگر دانشجویان اصلاحطلب نیز با رویکرد دوری از قدرت به صف ساختارشکنان پیوستند تا سید خندان و رهبر اصلاحطلبان در دور دوم ریاست جمهوریاش از پشتوانه دانشجویی برخوردار نباشد.
با حضور دفتر تحکیم وحدت در صف جنبش دانشجویی ساختارشکن توانمندیهای این جنبش افزایش یافت و حکومت ولیفقیه خود را ناگهان در برابر یک جنبش متحد و متشکل دید که پیشتر تلاش کرده بود آنها را چند شقه و منفک نگه دارد. از این رو شدت سرکوب تشکلها و اعضای عضو در جبهه متحد دانشجویی و جبهه دمکراتیک ایران و از سویی مدتی بعد دفتر تحکیم وحدت و سپس سازمان ادوار تحکیم، موجب شد تا بسیاری از فعالان آنها به خارج کشور پناهنده شوند و تعدادی نیز همچون حشمت طبرزدی، بهروز جاوید تهرانی، عبداله مومنی، احمد زیدآبادی همچنان در زندانهای دولت اسیر بمانند تا آشتیناپذیری نظام با خط نیروهای مدافع سکولار دمکراسی و حقوق بشر روشن شود. طبیعی بود و انتظار میرفت که با پشتوانه مبارزاتی این فعالان تشکلاتی از آنها و سایر دانشجویان فعال در خارج کشور ایجاد گردد که علاوه بر حفظ دیسیپلین مبارزاتی قبلی، آتش مبارزه را برای سایر ایرانیان مقیم خارج کشور روشن نگاه دارند.
به این ترتیب دانشجویان و جوانان آزادیخواه امروز با شجاعت و توانمندی قابل تحسین خود و از طرفی به دلیل موقعیت خاص از نظر تحصیل علم و دانش، آگاهی از تحولات جهان خارج و حضور در اجتماع هزاران نفری جوانان در دانشگاهها، به سادگی متشکل میشوند، و امسال نیز با حمایت از بهاره هدایت بانوی مبارز ایرانی و سمبل جنبش دانشجویی بار دیگر کوشش کردند فعالیت خود در سال جدید را با کمپین آزادی بهاره و سپس با ایجاد تجمع های صنفی- شورایی که همان نهادهای دموکراتیک دانشجویی است، متمرکز نمایند.
با وقوع دوم خرداد و ایجاد فضای سیاسی دگرگون، نهادهای دانشجویی از جمله تحکیم وحدت که به مرور بیشتر تحت نفوذ سران اصلاحطلب و جبهه دوم خرداد قرار گرفته بودند، به عاملی تبدیل شدند تا دانشجویان و رهبران قدیمی دانشجویی را به فکر ایجاد نهادهای مستقل و جدید وادارند که با اهداف مبارزات آنها تطابق داشته باشد
بدون شک گروهها و شبکههایی مخفی کوچک از دانشجویان جهت مبارزه با نظام وجود دارد که تلاش میکنند بخشی از مبارزات جوانان را بر علیه سران حکومت سازماندهی نمایند، اما جدا از چنین گروههایی که برای حفظ فعالین از دستگیری، لازمه مبارزه میباشند، تقویت یکپارچگی جنبش دانشجویی و ایجاد تشکلات علنی دانشجویی با همه سرکوب حکومت نیاز فعلی جنبش میباشد. اخراج فعالان دانشجویی از دانشگاه و زندانی کردن بسیاری از آنها، تعطیلی اجباری دانشگاهها توسط حکومت، تعطیلی دانشگاهها در روزهای عید نوروز و تابستان و یا بین دو ترم، شهرستانی بودن بسیاری از دانشجویان که باهر تعطیلی به شهر خود باز میگردند و موارد دیگر موجب میشوند که بازسازی انجمنها و شوراهای دانشجویی مستقل قبلی و یا ایجاد تشکلهای مستقل جدید دچار مشکل شوند. از این رو کوشش در این زمینه اهمیت بالایی دارد. هرچند امروزه جوانان از طریق سایتها و سایر رسانهها هماهنگی بسیار بالایی برای تظاهرات و اعتراضات عمومی از خود نشان میدهند و حتا توانستهاند انگیزه دانشآموزان مدارس را نیز برای فعالیتهای اجتماعی جذب نمایند، اما تشکیلات دانشجویی که در آن میآموزند چگونه با خواستههای همدیگر آگاه شده و دانش مبارزاتی خود و دیگران را بالا برده و درک دموکراتیک در جامعه را یاد بگیرند امری حیاتی است. چرا که در نتیجه این پروسه مبارزاتی، به ضرورت ایجاد سازمانهای قدرتمندی میرسند که دارای استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی برای مقابله است و حتا توانایی آن را میتواند داشته باشد که محدودیتهای نظام در مورد اینترنت، موبایل و ماهواره را در زمانهای تظاهرات و سایر حرکات مبارزاتی خنثا کند. بهویژه که در چند سال گذشته حضور فعال تشکلهای دانشجویی در ایجاد و تحرک دیگر نهادهای اجتماعی و فرهنگی در دفاع از حقوق مردم نقش محوری داشته است. هرچند حکومت نهایت تلاش خود را در سرکوب چنین تشکلهایی بهکار خواهد برد، ولی سرانجام قدرتش فرسایش پیدا کرده و تسلیم میشود، همچنانکه هنوز قادر نشده سندیکاهای مستقل کارگری و یا کمپین بانوان را منحل نماید.

ایجاد و رشد گروههای مستقل از معلمان، محصلان، استادان، کارمندان، کارگران، بانوان و بهویژه دانشجویان و سایر اقشار ضرورتی انکارناپذیر بوده و وحدت آنها با یکدیگر، علاوه بر آموزش همزیستی مسالمتآمیز دموکراتیک آنها با همدیگر، به تقویت وحدت ملی خواهد انجامید که الگوی مبارزاتی داخل کشور است. این همزیستی به اتحاد و همبستگی پیشتر در تاسیس نهاد «همبستگی ملی برای دموکراسی و حقوق بشر» در داخل کشور نمود داشته است اما تلاش مضاعف و متشکل تر با قدرت مانور بالا میتواند آلترناتیو واقعی تغییر حکومت را تولید کند.
تلاشهای پیش روی جوانان و دانشجویان در روزهای سرنوشتساز خرداد و تیر در کنار دیگر نیروهای اجتماعی نقش پیشروی این جنبش را نشان خواهد داد و اینکه جوانان چگونه جنبشهای اجتماعی را تحتتاثیر کنشهای خود قرار میدهند.
خبر / رادیو کوچه
دولت یمن روز دوشنبه از طرح شورای همکاری کشورهای خلیج پارس برای پایان دادن به بحران سیاسی در این کشور استقبال کرده است. بر اساس بیانیهای که دفتر رییس جمهوری این کشور منتشر کرد انجام گفتوگوهای عمیق با مخالفان به عنوان پیششرط قبول طرح شورا اعلام شد.
به گزارش الجزیره، گروههای مخالف علی عبداله صالح این طرح را به دلیل تضمین عدم محاکمه رییس جمهوری یمن رد کردهاند.
این در حالی است که پیشتر شورای همکاری کشورهای خلیج پارس از علی عبداله صالح رییس جمهوری یمن خواسته بود از قدرت کنارهگیری کند.
عبداللطیف الزیانی افزود: «بر اساس طرح شورای همکاری علی عبداله صالح اختیارات خود را به عبد ربه منصور هادی واگذار میکند و حکومت وحدت ملی به رهبری مخالفان تشکیل میشود تا با تشکیل کمیتههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی برای تدوین قانون جدید و برگزاری انتخابات اقدام کند.»
پس از پایان نشست وزیران خارجه کشورهای عضو شورا در ریاض این کشورها از علی عبداله صالح و مخالفان خواستند برای گفتوگو به عربستان سفر کنند.
این نشست در حالی برگزار شد که یمن روز شنبه گذشته پس از انتشارات اظهارات نخست وزیر قطر مبنی بر ضرورت کنارهگیری علی عبداله صالح از قدرت سفیر خود در دوحه را فراخواند.
دولت یمن در بیانیهای اظهارات حمد بن جاسم آل ثانی را دخالت در امور داخلی خود به شمار آورد.
بیشتر بخوانید:
«بیش از صدها مجروح معترض در یمن»
بهمن نیروانی
پاسخی به انتشار خبر جوانآنلاین
در دوران جوانی ما، بزرگترها میگفتند که «مراقب باش؛ که خوشتیپها را میگیرند». «جوان آنلاین» طی گزارشی خبر از ژست گرفتن بهاییان داد. طبق ادعای این خبرگزاری ژست بهاییان، حقوق بشری است. با کنار هم قرار دادن این کبرا و صغرا میتوان فهمید، که چرا دستگیری فعالان حقوق بشرِ بهایی برای خبرگزاری «جوان آنلاین» امری طبیعی است. زیرا برای مثال از نظر جوان آنلاین ژست «سامان استوار»، فعال حقوق بشر کرمانی به عنوان یک بهایی، خوشژستی است و مستحق حبس و بازداشت.
حتا این مطلب که بعد از گذشت چهل روز از بازداشت سامان ، خانواده وی اتهامش را نمیدانند، از منظر جوان آنلاین نقض حقوق بشر به حساب نمیآید. و اگر سامان استوار به کودکان زلزلهزده بم که بسیاری از مسوولین و غیر مسوولین فراموششان کردهاند کمک کند، نه فعالیت حقوق بشری، که ژست گرفته است. شاید هم جوانآنلاین از اینکه خودش هم جوان است، ولی کسی تحویلش نمیگیرد به سایر جوانان این مملکت چون «سامان استوار» که مایه افتخار مردم این سرزمین به خاطر فعالیتهای بشردوستانهاش میباشد، حسادت میکند.
طبق آخرین گزارشات این خبرگزاری، بهاییان این ژست را «همواره» میگیرند. پس بهاییان، آنزمان که سازمان ملل و منشور حقوق بشری نیز وجود نداشت، تقریبن از صد وپنجاه سال پیش که برخی از متعصبین مذهبی بهاییان را مورد آزار و اذیت قرار میدادند، این ژست را میگرفتهاند. بنا براین دعوی جوان آنلاین، بهاییان با ژست همیشگی حقوق بشری خود، منشور حقوق بشر را در عرصهی دید جهانیان قرار دادند و ایران نیز با عضویت در سازمان ملل به عنوان نهادی که حقوق بشر را محترم میشمارد، یا دارد ژست حقوق بشری میگیرد و یا ژست بهاییان را باید به رسمیت بشناسد. نه آنکه ایشان را به اتهام ژستی که میگیرند، روانه زندان کند. آیا در منشوری که ایران از حقوق بشر به رسمیت میشناسد، ژست حقوق بشری گرفتن، فعالیتی ضد حقوق بشری و مستوجب جزا و کیفر است؟
جوانآنلاین زمانی میتواند دم از «ژست» حقوق بشری کسانی چون «سامان استوار» بزند که اثبات کند وی در ظاهر، ژست حقوق بشری میگرفت اما در عمل کار خاصی برای کودکان زلزلهزده بم انجام نمیداد، اما بازداشتهای اخیر فعالان حقوق کودک در بم، حاکی از این بوده است که این افراد فارغ از دینی که داشتند و بیآنکه خود را به عنوان یک فرد بهایی معرفی نمایند، برای کودکان این شهر بعد از زلزلهی بم جانفشانیها نمودند و فعالیتهای موثر و قانونی انجام دادهاند و گواه این مطلب اظهارات والدین و اهالی آن دیار است. این افراد، بیهیچ ادعایی در راستای احیای بم و تربیت کودکان آسیبدیده این منطقه اقداماتی موثر و فعالیتهای ماندگاری انجام دادند.
این خبر گزاری ادعا میکند که این ژست بهاییان، ترفندی همیشگی از طرف جامعه بهایی است. اما نمیگوید در مجامع بینالمللی برخی مسوولین حکومت ایران ادعای رعایت حقوق بشر و اقلیتهای مذهبی را در ایران دارند، در حالی که در سال جاری بالغ بر صد بهایی در ایران صرفن بهدلیل اعتقاد به دیانت بهایی بازداشت شدند و هفت رهبر جامعه بهایی موسوم به یاران ایران بدون ارایه هیچ سند و مدرک مستدلی به مجامع بینالمللی و یا حتا وکلای یاران در مجموع به 140 سال حبس تعزیری محکوم گشتند.
یکبار دیگر این تصویر را مجسم نماییم: «فرقهای ضاله ژست میگیرد.» البته «این ژست یک ترفند است و این ترفند همیشگی.» در این میان هیچکس جز جوانآنلاین و همراهانش، از این «ژست فرقهی ضالهای همیشگی» با خبر نمیشود، چرا؟ معلوم نیست. معلوم نیست عبارات مندرج در گزارش فوق، خبری است و یا قضاوتی اخلاقی؟ آیا مسوولیت یک رسانهی خبری این است که به جای مراجع قضایی در مورد نیت انسانها به درد و دل با مخاطبین خود بپردازد و در همان زمان، دادگاه این افراد پشت درهای بسته برگزار شود و جوانآنلاین از رسالت اصلی خود غافل بماند؟ آیا مسوولین خبرگزاری جوان مطلع هستند که هنوز «سامان استوار» بعد از گذشت چهل روز از بازداشتش – برخلاف اصل 32 قانون اساسی- تفهیم اتهام نشده است؟ آیا بهتر نیست به جای تحلیل اخلاقی نیت متهمانی که هنوز جرمشان محرز نشده است و در نتیجه، حکم برائت- طبق اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران- در موردشان مصداق دارد، به توصیف وضعیت ضد حقوق بشری «سامان استوار» در بازداشتگاه اطلاعات بپردازد؟ آیا این خبرگزاری که ادعای ژست گرفتن ندارد و دعوی بیطرفی اقامه مینماید، نباید اقدام به خبررسانی در جهت احقاقِ حقوق شهروندی «سامان استوار» نماید؟
همه این بیانصافیها در حالی است که این خبرگزاری «سامان» را نه فعال حقوق بشر، که «لیدر» بهایی معرفی میکند و چون دیانت بهایی را «فرقه ضاله» میداند، سامان را مستحق بازداشت میپندارد. این خبرگزاری چندی پیش یکی دیگر از بهاییان را در متل قو «لیدر» بهاییان معرفی کرده بود که دستگیر شد. معلوم نیست در حالی که رهبران جامعه بهایی در زندان هستند، این لیدرها چگونه کشف میشوند و با وجود دستگیری این همه رهبر و لیدر، جامعه بهایی چگونه همچنان به حیات پویای خود ادامه میدهد؟ ایکاش قوه قضاییِ کشورمان به جای توصیف موقعیت متهمین به قضاوت عادلانه و قانونی اقدام نماید و رسانههای دولتی، به جای قضاوت، به توصیف واقعیات پردازند.
در ضمن معلوم نیست اگر هم اثبات شود که این فرد، لیدر بهایی باشد چه ارتباطی به فعال حقوق کودک بودنش دارد؟ آیا باید برای کمک به انسان ها هم از فیلترِ دین عبور نمود؟ آیا پیش از اینکه دیندار باشیم، انسان نیستیم؟ آیا امام حسین (ع) در کربلا خطاب به مهاجمین نفرمودند که اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید؟ آیا از نگاه خبرگزاری جوان، دین پیش شرط آزادگی است؟
واقعن چگونه باید با ادبیات جوانآنلاین ارتباط برقرار کرد؟ معلوم نیست منظورش از «ارتباط گیری» سرویسهای اطلاعاتی خارجی از طریق «پوشش» های سازمان ملل مانند «یونیسف» با «یادی» خود چیست؟ واژه «ایادی» تداعیگر کدام اصطلاح سیاسی- امنیتی است؟ آیا ایران در سازمان ملل عضو نیست؟ آیا یونیسف را قبول ندارد؟ آیا سایر زیرمجموعههای سازمان ملل را قبول ندارد؟ اگر ایران این عضویت را میپذیرد چرا جوانآنلاین این سازمانهای بینالمللی را که مورد تایید دولت ایران است، «پوششی» برای «ارتباطگیری» با «سرویسهای اطلاعاتی خارجی» میداند؟ آیا جوانآنلاین به این طریق میخواهد ثابت کند که دولت ایران نیز از طریق عضویت در نهادهای سازمان ملل و سخنرانیهایی که همهساله در آن انجام میدهد، میخواهد «پوششی» برای «ارتباط گیری» خود با «سرویسهای اطلاعاتی خارجی» ایجاد نماید؟ در این صورت جوانآنلاین به عنوان یک رسانه دولتی تحت این پوشش چه نقشی در این «ارتباط گیری» دارد؟ جوانآنلاین با مبانی جدلی سراسر کینه و بغضش ناخواسته به همه عالم، حتا دولت جمهوی اسلامی ایران، حتا به خود برچسب «بهایی»بودن میزند.
مسوولین گرامی جوانآنلاین بعد از سالها باید فهمیده باشند که بهاییان از ساحلِ «نامها» گذشته و به دریای دریای بیکران «جان» پیوستند. ایمان را امری وجدانی میدانند و شرط انسانیت را خدمت به اهل عالم. حال نام «فعال حقوق بشر» بر رویشان باشد و یا کسی که ژست میگیرد، چه فرقی دارد؟ در زندان باشند و یا آزاد، به فکر رهایی از حبس تعصباند و در آرزوی وحدت و همراهی هموطنان خویش از هر دین و قومی. بدان امید که روزی چشمهای ما به جای آنکه کدر از کینه باشد، زیبایی خدمات «سامان» عزیز را که استوار در پی احیای سامانش در تکاپو است بنگرد. روزی رسد که دین سبب رفاه عالم و نزدیکی انسانها باشد، نه ابزاری در دست قدرت و دوری انسانها از یکدیگر.
18/1/89
دوشنبه 22 فروردین 90/ 11 آوریل 2011
اجرا: زهره
استودیو: اعظم
تقویمتاریخ
گزیده اخبار مطبوعات ایران
«بهاییان ژست میگیرند؟ جوان خوشتیپ را میگیرند» – بهمن نیروانی
پارسنامه – «گذری بر مفهوم ماههای تقویم ایران» – امیر و کاملیا
خرنامه – قسمت هفتم – رضا افتخاری
بخش اول خبرها
روزنگاشت – «علم، مکمل دین است نه مخالف آن» – محبوبه شعاع
«نقش راهبردی جنبش دانشجویی در تقویت جنبش اجتماعی» – حسن زارع زاده اردشیر
مجله خبری کابل – آرین
دایره شکسته – «دیوانگیهای یک رویا پرداز» – مه شب تاجیک
«تلاش برای مصادره جنبش سبز» – عبدالستار دوشوکی
پسنشینی تند – «تردامنان چو سر به گریبان فروبرندم» – اکبر ترشیزاد
بخش دوم خبرها
فرهنگ سازی و بحث فرهنگی – «وظایف متقابل حکومت و مردم» – علی انجیدنی
اقتصاد کوچه – «اولین عقب نشینی دولت درصدور قبض های هدفمند شده گاز» – مهرآفرین بهرامی
مجلهی جاماندگان – «مهرهای بیارزش و کمسواد» – شراره سعیدی
بخش سوم خبرها
خبر/ رادیو کوچه
بعدازظهر دوشنبه، زمینلرزهای به قدرت 7.1 ریشتر شمال ژاپن را لرزانده است و احتمال وقوع سونامی در این کشور قوت گرفت. این در حالی است که بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانههای ژاپنی احتمال تشکیل سونامی تا ارتفاع سهمتر تخمین زده شده است.
به گزارش الجزیره، تاکنون جزییات جدیدی در خصوص میزان خسارتهای جانی و مالی گزارشی ارایه نشده است.
لازم به ذکر است همچنین روز پنجشنبه، در شمال شرق ژاپن در پی وقوع زلزلهای با قدرت هفت و چهار دهم در مقیاس ریشتر، نسبت به وقوع سونامی هشدار داده شده بود.
بیشتر بخوانید:
«وقوع زلزلهای به بزرگی ۷٫۴ در ژاپن»
عبدالستار دوشوکی
بسیاری از ملتهای عرب منطقه در طی چند ماه اخیر با استفاده از شاهراههای اطلاعاتی، هفت شهر عشق و آزادی را سیر نمودند. اما ما ایرانیان بعد از صد سال تلاش، همچنان اندر خم «همان» کوچه بن بست هستیم، چـــرا؟ پارهای از چرای این حقیقت تلخ را میتوان با الهام از دلایل موفقیت خیزش نسل جوان عرب در وادی خود شیفتگی و خودمحوری بخشی از اپوزیسیون برونمرزی ایرانیان جست.
اقدام شجاعانه جوانان عرب تحسینبرانگیز است زیرا که بقول مولانا حیلت را رها کردند وعاشقانه پروانه گشتند و اندر دل آتش آزادی درآمدند، سینهها را از کینهها شستند و شراب عشق را پیمانه شدند تا دیگران از این پیمانه عشق و آزادی بنوشند. اما مهمتر اینکه جمله آنان جان شدند تا لایق جانان شدند، و برای «سر» شدن با یکدیگر به رقابت نپرداختند. مولانا میگوید «گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را، دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو. گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه، ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو». متاسفانه اپوزیسونی که خود را «سر» میداند، چرا باید برای زلف صنم آزادی «دیگران» شانه شود؟ چرا؟ و اینگونه است که ما همچنان اندر خم کوچه خودپرستی، هم خویش را از نسل جوان بیگانه کردیم و هم خانه را ویرانه.
بسیاری از چهرههای اپوزیسیون که خود را نه تنها «سر» بلکه «سری برتر از سرها» میدانند، خوشحال شدند که جمله جوانان کشور جان شدهاند و اینک لایق هدایت و رهنمودی توسط جانان آسوده در سواحل تبعید هستند.
در شرایطی که موج آزادیخواهی سواحل اعراب را از دریای مدیترانه تا دریای عمان و از خلیج پارس تا دریای سرخ درنوردیده است، و جوانان جملگی از جان گذشتند و در درون کشتی استبدادزده ملوان شدند تا آن را به ساحل آزادی برسانند. هیچ ناخدای خودگماشتهای از آنسوی «ساحل عافیت» برای آنها نسخه «رهایی» نپیچید. متاسفانه در مورد خیزش نسل جوان ایرانی که به جنبش سبز معروف است، اینگونه نشد. بسیاری از چهرههای اپوزیسیون که خود را نه تنها «سر» بلکه «سری برتر از سرها» میدانند، خوشحال شدند که جمله جوانان کشور جان شدهاند و اینک لایق هدایت و رهنمودی توسط جانان آسوده در سواحل تبعید هستند. اما در این میان یک مشکل کوچک یا بهتر بگویم دو مشکل کوچک وجود داشت، و آن این بود که جوانان بهپا خاسته موسوی و کروبی را رهبر نمادین جنبش میدانستند و در کنار فریاد مرگ بر دیکتاتور و جمهوری ایرانی، شعار یا حسین میر حسین نیز سر میدادند. شعار و مطالبات ساختارشکن نسل جوان که میخواهد از تمامیت سیستم شکست خورده و غیرقابل اصلاح جمهوری اسلامی عبور کند بر همه آشکار است، و مستلزم قلمفرسایی نیست. در نتیجه آنچه را که عیان است میگذارم و میگذرم. بهرحال علیرغم پیچیدگیهای عینیت موجود درونمرزی، متاسفانه مبارزه برای قطع «سر» از «بدنه» جنبش سبز توسط بخشی از اپوزیسیون برونمرزی تحت عناوین و اسامی مختلف آغاز شد.
در ماههای اخیر رژیم جمهوری اسلامی نیز به کمک اپوزیسیون شتافت و تلاش نمود تا عملن سران نمادین جنبش را از بدنه جامعه که جنبش سبز در بطن آن موجود است، جدا کند، و تصور رژیم بر این است که در این راستا تا حد زیادی موفق شده است. تکفیرهای متضاد اما عملن همسو بر علیه جایگاه و عملکرد موسوی و کروبی توسط برخی از اپوزیسیون از یک سو و رژیم جمهوری اسلامی از سوی دیگر مطرح میشود. گروهها و محافل متعددی در بین اپوزیسیون برونمرزی که داعیه رهبری را در سر میپرورانند، با شعارهای مختلف به میدان آمدهاند تا برای همیشه کار موسوی و کروبی را یکسره کرده و خود را رهبر جنبش سبز معرفی کنند. برای اثبات محق بودن خویش حتا انتخابات «کلیکی» در اینترنت انجام دادهاند تا بهصورت دمکراتیک برای همگان ثابت شود که بدنه جنبش سبز میخواهد از موسوی و کروبی اعلام برائت کرده و خود را به این «سرهای منتخب» وصل کند و نتیجتن مصادره خودخواسته جنبش سبز صورت گیرد.
البته نگرانی نسل قدیم که در امتحان بهمن ۵۷ رفوزه شد، ظاهرن این است که جوانان عصر اینترنت امروزی ممکن است همان اشتباه دیروزیها را تکرار کنند. بهراستی از کی تا بهحال «رفوزه شده» میتواند با اتکا به تجربه «مردودی» خود، درس موفقیت به دیگران بیاموزد؟
البته این نه تنها حق دمکراتیک بلکه وظیفه هر گروهی است تا با متشکل شدن، کمال مطلوب و خواستههای خود را به مردم معرفی کنند و در جهت باروری و سمت و سو دادن مطالبات مردمی به سوی ایدهآلهای سیاسی و یا مسلکی خود تلاش نمایند. رقابت سیاسی برای تسخیر آرای مردم زمانی میسر است که میدان و قوانین بازی در یک جامعه آزاد و دمکراتیک برای همه مهیا شده باشد. رقابت سیاسی سالم با موج سواری تخریبی، موازی سازی توهینی و هژمونیطلبی فرقهای تفاوت فراوان دارد. آسیبپذیری بلالقوه جنبش سبز به دلیل سرکوب بدنه آن و حبس و حصر رهبران نمادین آن باید مورد مدافع کسانی که خود را دمکرات و آزدیخواه میدانند قرار گیرد. باید به شعور و آگاهی نسل جوان احترام گذاشت. آنها میدانند که چه میخواهند، و مهمتر اینکه چگونه با پرداخت کمترین هزینه و بهرهبرداری هوشمندانه از کانالها و پتاسیلهای موجود در جامعه به مطالبات مدنی ـ سیاسی خود دست یابند. البته نگرانی نسل قدیم که در امتحان بهمن ۵۷ رفوزه شد، ظاهرن این است که جوانان عصر اینترنت امروزی ممکن است همان اشتباه دیروزیها را تکرار کنند. بهراستی از کی تا بهحال «رفوزه شده» میتواند با اتکا به تجربه «مردودی» خود، درس موفقیت به دیگران بیاموزد؟ وانگهی ما که بعد از سه دهه زندگی در جوامع دمکراتیک و آزاد غربی خود نتوانستیم «مهربان» باشیم، چگونه میتوانیم درس «مهربانیهای» خود را به نسل جوان منتقل کنیم؟.
این روزها شاهد اعلام موجودیت گروهای مختلفی تحت عناوین کنگره و شبکه و جنبش و مجلس و دولت در تبعید و غیره هستیم. نکات مشترک آنها الحاق کلمه سبز در کنار نام گروه خود و حمله به سران نمادین جنبش سبز میباشد. تقریبن همه آنها بهطور انحصارطلبانهای شیفته «پروژههای خودمحور» هستند که «غیرخودیها» در درون آن جایی ندارند. اگر کمی سماجت در تفحص بهخرج بدهید، میتوانید دم خروس خودی را از زیر عبای آزادیخواهی آنان بهوضوح ببینید. یکی میگوید عضویت در کنگره ملی برای همه ایرانیان آزاد است ـ منحای فلان گروه. دیگری ادعا میکند که برای آنها خودی و غیرخودی فرقی ندارد ـ مگر اینکه از فلان دسته و طیف باشند.
باید به شعور و آگاهی سیاسی نسل جوان ایرانی احترام گذاشت. آنها کمتر از جوانان تونسی و مصری و لیبیایی و سوریهای نیستند. همانگونه که جوانان تحسینبرانگیز این کشورها بدون داشتن دهها رادیو تلویزیون ماهوارهای اپوزیسیونی و دهها رهبر منتظر و دولت در تبعید توانستند دیکتاتورها را به چالش بکشند، جوان ایرانی نیز میتواند با درایت و به دور از تعصب مسلکی سرنوشت خود را رقم بزند، به شرط آنکه ما ساحلنشینان در غربت معذورات و محدودیتهای آنان را درک کرده و به تیزهوشی مبارزاتی و تاکتیکی آنها اعتماد کنیم و از موعظه و تعیین تکلیف برای آنها از راه دور بپرهیزیم. نگارنده در سال ۱۳۸۸ در مقالهای تحت نام «آسیبشناسی جنبش سبز و نقش افراطیون در اپوزیسیون برونمرزی» نوشتم که «نسل جوان و آگاه امروز بر خلاف نسل متعصب ماقبل خویش مسایل را از پشت عینکهای سیاه و سفید ایدئولوژیکی و مطلقگرایانه نمینگرد. موسوی و کروبی همواره اذعان نمودهاند که رهبران این جنبش خودجوش نیستند.
اینک بعد از ۲۲ ماه ایستادگی و مقاومت شجاعانه، موسوی و کروبی و همسران آنها سزاوار انتقادات مثبت و پیشنهادات سازنده بههمراه حمایت و تحسین هستند.
در نتیجه بحث و جدال بر سر رهبری نیست. وابستگی گذشته آنها به رژیم و محدودیتها و معذوریتهای فعلی آنان بر هیچکس پوشیده نیست. اما هیچکس نمیتواند نقش نمادین و عملی آنها را بهعنوان «ســپــر» (و نه ضرورتن رهبر) انکار کند. در این مرحله از مبارزه جنبش سبز نقش «سپری» رهبران نهادین آن حائز اهمیت است. همانگونه که از حامیان برونمرزی و حمایت مجامع بینالمللی از جنبش سبز استقبال میکنیم، باید از همراهی و «پوشش حفاظتی» و مواضع شجاعانه شخصیتهای حامی درونمرزی و مدافع جنبش سبز تا زمانی که همراه مردم هستند، علیرغم تفاوتهای نظری واختلاف مسلکی با آنها، قدردانی و حمایت کرد. جنبش سبز قیام نسل جوان است که نمیخواهد درگیر نبردهای دیروز و اسیر دگماندیشی گذشته باشد. آنها بر علیه هر چه که «کهنه و فرسوده» است قیام کردهاند. کهنهای که بوی دشمنی و نفرت و خرافهپرستی و تعصب و مطلق اندیشی میدهد. «ما» به این نسل بدهکاریم، و آنها حق دارند خود را از دست «ما» خلاص کنند.»
اینک بعد از ۲۲ ماه ایستادگی و مقاومت شجاعانه، موسوی و کروبی و همسران آنها سزاوار انتقادات مثبت و پیشنهادات سازنده بههمراه حمایت و تحسین هستند. این زیبنده انسانهای فرهیخته نیست که در چنین شرایط حساسی همایش و کنگره و گردهماییهای «خودی» را از یکسو تبدیل به مجلس «ختم سیاسی» برای موسوی و کروبی، و از سوی دیگر به مراسم تفویض رهبری جنبش سبز به «خودگمارده»های منصوب گروه خودی بکنند. حقیقتن باید در تعمیق دستآوردهای جنبش سبز کوشا شد. اینها به موسوی و کروبی ایراد میگیرند که «غیرخودی» ساختارشکن را بر نمیتابند، اما متاسفانه خودشان در حیطه عملکرد خویش «غیرخودی» را حذف میکنند. بههر روی بهجای پیروی از میل و هوای مسلکی خویش باید از قالب اندیشههای کهنه برون شد و در گشودن قفل استبداد همانند دندانههای کلید با نسل جوان همراه شد. بهقول مولانا «اندیشهات جایی رود وانگه تو را آنجا کشد، ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو. قــفــلـی بود میل و هوا بنهاده بر دلهای ما، مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو.»
یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۰
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
حامد کرزی رییس جمهوری افغانستان دستور داده تا سند همکاری استراتیژیک با آمریکا تا ده روز دیگر آماده شود.
در جلسه شورا امنیت ملی افغانستان که روز گذشته برگزار شد، روی چگونگی همکاریهای درازمدت افغانستان با آمریکا بحث گردید.
بر اساس اعلامیهی ریاست جمهوری افغانستان، آقای کرزی به کمیسیونی که روی طرح سند استراتیژیک افغانستان با آمریکا کار میکند دستور داده تا این طرح را با در نظر داشت منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور آماده کند.
رییس جمهوری افغانستان گفته است در این سند باید خواستهای افغانها با توجه به منافع درازمدت افغانستان در چهارچوب شرایط معیینی گنجانیده شود.
یکی از موارد عمدهی که احتمالن در این سند به آن اشاره خواهد شد، ایجاد پایگاه دایمی آمریکا در افغانستان میباشد.
هرچند تصمیم گیری در این مورد بر اساس قانون اساسی افغانستان از صلاحیت نمایندگان سراسر کشور میباشد، اما با مطرح شدن این موضوع در هفتههای گذشته واکنشهای متفاوتی در افغانستان پی داشت.
برخی از وزرا کابینه افغانستان با ایجاد پایگاه دایمی آمریکا مخالفت کردند، اما برخی دیگر از آن استقبال کرده است.
همچنان تاکنون ایران و روسیه با ایجاد پایگاه دایمی آمریکا در خاک افغانستان مخالفت کرده است.
خبر / رادیو کوچه
دادستان کل مصر، حسنی مبارک، رییس جمهوری سابق این کشور را برای پاسخگویی به اتهام فساد و کشتن معترضان احضار کرده است. دادستان کل مصر این خبر را بلافاصله بعد از انتشار اولین پیام عمومی حسنی مبارک بعد از کنارهگیریاش از قدرت اعلام کرد.
آقای مبارک، در یک پیام صوتی ضبط شده که روز یکشنبه ۱۰ آوریل ۲۰۱۱ پخش شد، اتهام جمعآوری ثروت از راههای غیرقانونی در طول ۳۰ سال حکومتش را رد کرد.
به گزارش العربیه، حسنی مبارک در این پیام صوتی اظهار داشت در مقابل اتهام فساد، از آبروی اعضای خانواده خود دفاع میکند.
همچنین جمال و علا مبارک، پسران حسنی مبارک هم برای پاسخگویی احضار شدهاند.
دادستان کل مصر گفت پیام آقای مبارک تاثیری در روند پیگیری پرونده نخواهد داشت.
آقای مبارک در پیام صوتیاش گفت هیچ دارایی خارج از مصر ندارد و حاضر است برای پاک شدن نامش با گروه تحقیق همکاری کند.
حسنی مبارک در ماه فوریه و بعد از چند هفته تظاهرات مردمی مخالفانش، بعد از ۳۰ سال از قدرت کنار رفت. او اکنون در شهر شرم الشیخ در ساحل دریای سرخ زندگی میکند.

آقای مبارک در این پیام صوتی گفت: «من از تبلیغات ناعادلانه و اتهامات نادرستی که به خودم و خانوادهام زده میشود، بسیار رنج میکشم. آنها میخواهند شرافت من و سابقه سیاسی و نظامیام، و زحماتی که در جنگ و صلح برای مصر و مردمش کشیدم، لکهدار کنند.»
آخرین حضور عمومی حسنی مبارک، سخنرانی تلویزیونی او در روز ۱۰ فوریه بود که در آن سخنرانی اعلام کرد از قدرت کنار نخواهد رفت. آقای مبارک روز بعد از این سخنرانی استعفا داد و قاهره را به مقصد ویلایش در شرم الشیخ ترک کرد.
از سویی دیگر از روز جمعه بار دیگر میدان التحریر قاهره صحنه تظاهرات معترضان بود.
آنها این بار به کندی اصلاحاتی که شورای نیروهای مسلح مصر صورت میدهد، اعتراض دارند.
شورای نیروهای مسلح بعد از کناره گیری حسنی مبارک، تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اداره کشور را در دست دارد.
دادستان کل مصر پیش از این آقای مبارک و خانواده اش را از خروج از مصر منع کرده، و داراییهای آنها را مسدود کرده است. این حکم شامل جمال و علا، پسران آقای مبارک، و همسران آنها هم میشود.
مصر همچنین از چند کشور خواسته که اموال خانواده آقای مبارک در آن کشورها را مسدود کند.
مخالفان حسنی مبارک خواهان تحقیق در مورد ثروت او، که از یک میلیارد تا ۷۰ میلیارد دلار برآورد میشود، شدهاند.
بیشتر بخوانید:
«خمینی دیگری در مصر بهوجود نخواهد آمد»
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
یازدهم آوریل برابر با زادروز «راجر بیکن» فیلسوف و کیمیاگر انگلیسی سده سیزدهم میلادی است. او زاده سال 1214 میلادی بود و در سال 1294 درگذشت. او به علوم طبیعی و تجربه و مشاهده مستقیم اهمیت میداد و به همین جهت او را از پیشروان روش تازه علمی شمردهاند. وی معتقد بود که علم، مکمل دین است نه مخالف آن.
«راجر بیکن» (Roger Bacon) در یازدهم آوریل سال 1214 در انگلیس زاده شد . راجر از دانشمندان علوم طبیعی انگلیسی بود که در دانشگاه آکسفورد و پاریس که در آن زمان پایتخت دانش اروپا بود دانش آموخت.
در تاریخ تفکر غرب او به عنوان یکی از پیشروهای علم تجربی شناخته شده است. با او سنتی در دانشگاه «آکسفورد» شکل گرفت که به انقلاب علمی قرن هفدهم میلادی منتهی شد. گفته شده این فیلسوف فرانسیسی روحیهای جستجوگر داشت و دانش را حتی خارج از محدودهی جهان مسیحی نزد یونانیان، رومیان و مسلمانان میجست.
روشی که خوشایند اغلب متکلمان و مقامات کلیسایی نبود. وی به سبب دانش وسیعش زبانزد همگان بود. راجر بیکن انتقاد از دیگران و رد هر نوع مرجعیت در امور فلسفی و علمی را مدنظر خود قرار داده بود و در فلسفه به افلاطون و افلاطونیان علاقه نشان داد. وی چند سالی را در دانشگاه پاریس به تدریس، تحصیل و نوشتن رسالههایی گذراند. در این دانشگاه به تفسیر آثار ارسطو پرداخت، و به آثار منسوب به او نیز توجه کرد.
بیکن در سال 1247 میلادی به انگلستان بازگشت و در دانشگاه آکسفورد با توجه خاص به پژوهشهای زبانشناختی و معنا شناختی، ریاضیات و علوم تجربی مشغول به تدریس شد. توجه به علوم تجربی، نوآوری در فلسفه و انتقاد از دیگران برای او دردسر ساز شد، تا جایی که حتی دوستان هم فرقهای او نیز افکارش را تایید نمیکردند و وی را به جادوگری متهم میکردند.
وی در سالهای 1260 و 1270 میلادی تحت نظر بود و تدریس نیز برای او ممنوع شد، تا اینکه رییس فرقه فرانسیسی آثار او را محکوم و راجر بیکن را برای مدت ده سال زندانی کردند.

بیکن در زندان یک تقویم اصلاح شده و صحیح تهیه کرد و پس از اتمام دوران زندان بار دیگر به کارهای علمی روی آورد. وی در این زمان دایرهالمعارفی را که شامل علوم طبیعی، منطق، فیزیک، ریاضیات، فلسفه و زبان شناسی بود، نوشت. راجر بیکن سرانجام در بسیتو پنجم سپتامبر سال 1294 در هشتاد سالگی درگذشت .
گفته شده: نوآوری شیشه، دودکش، قطب نمای کشتی، سکان کشتی، کاغذ، عدسی عینک و باروت را از او میدانند. همچنین وی توانست دستور زبان سادهای که به یاری آن میتوان زبانهای یونانی، لاتین، عبری و عربی را در زمان کوتاهی آموخت فراهم آورد.
او به علوم طبیعی و تجربه و مشاهده مستقیم اهمیت میداد و به همین جهت او را از پیشروان روش تازه علمی شمردهاند. وی معتقد بود که علم، مکمل دین است نه مخالف آن. سهم عمده وی در دانش جدید، اصرار وی در به کار بردن روش علمی در مطالعه فلسفه است.
راجر علت جهل و نادانی را چهار چیز میدانست: اتکا به اسناد غیرموثق، پیروی کورکورانه از آداب و رسوم، تقلید کورکورانه از بالادست و عادت به تبعیت از عامه جاهل و پنهان داشتن حماقتها با تظاهر به دانایی. بیکن بر این عقیده بود که برای به دست آوردن دانش و حکمت، دو راه وجود دارد، اول تجربه و دوم عقل.
منبعها:
گوگل
ویکیپدیا
دایرالمعارف طهور
خبر / رادیو کوچه
جیکوب زوما، رییس جمهوری آفریقای جنوبی در اظهار نظری روز یکشنبه، اعلام کرد دولت لیبی طرح صلح اتحادیه آفریقا را برای پایان دادن به درگیریهای خونین هشت هفته گذشته پذیرفته است.
آقای زوما و سه رهبر دیگر آفریقایی روز یکشنبه با سرهنگ معمر قذافی، رهبر لیبی، در طرابلس پایتخت این کشور ملاقات کردند.
آنها اکنون در شهر بنغازی پایگاه مخالفان مسلح آقای قذافی در شرق لیبی هستند.
در همین حال نیروهای حامی آقای قذافی به حملات خود علیه شهر اجدابیا که در کنترل مخالفان است، شدت بخشیده و آنها را به عقب راندهاند.
ناتو که رهبری نیروهای ائتلاف را بر عهده دارد روز یکشنبه گفت که 25 تانک حکومت لیبی را منهدم کرده است.
طرح صلح اتحادیه آفریقا شامل آتش بسفوری، گشایش کانال ارسال کمکهای بشردوستانه و آغاز گفتوگوی مخالفان با دولت لیبی است.
آقای زوما گفت: «هیت رهبر برادر (سرهنگ قذافی) نقشه راهی که ما ارایه کردیم را پذیرفته است.»
او پس از ساعتها مذاکره با مقام های لیبی گفت که جزییات این طرح صلح با صدور بیانیهای اعلام خواهد شد.
رهبران مخالفین سرهنگ قذافی گفتهاند که طرح اتحادیه آفریقا را به دقت مطالعه میکنند، اما هر پیشنهادی که سرهنگ قذافی و پسرش را در قدرت نگه دارد پذیرفته نخواهد شد.
هیات اتحادیه آفریقا شامل نمایندگان پنج کشور آفریقای جنوبی، موریتانی، مالی، کنگو و اوگاندا است.
این هیت خواهان «خاتمه فوری» درگیریها، «انتقال کمکهای بشردوستانه» و گفتوگو بین طرفداران و مخالفان حکومت لیبی شده است.
بیشتر بخوانید:
«عذرخواهی ناتو از حمله به مخالفان مسلح قذافی»
رادیو کوچه
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
آفرینش
1) تظاهرات هزاران نفری در نیویورک در اعتراض به سیاستهای آمریکا
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=80286
به گزارش فارس به نقل از شبکه «سی بی اس»، هزاران نفر از مردم آمریکا، فعالان اتحادیههای کارگری آمریکا روز گذشته به خیابانهای نیویورک آمدند و خواستار صلح و یکپارچگی با مسلمانان و همچنین پایان جنگ آمریکا در کشورهای خارجی شدند.
2) افشاگری ویکیلیکس در مورد پادشاه بحرین
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=80280
به گزارش ایسنا به نقل از شبکه العالم، بر اساس سندی ادعایی که اخیرن توسط پایگاه ویکیلیکس منتشرشده، پادشاه بحرین گفته است که بحرینیها باید صلحی واقعی را با اسراییلیها برقرار کنند. بر اساس این سند پادشاه بحرین تاکید کرده است: «برای پیشبرد این موضوع (صلح با رژیم اشغالگر)، و دیدار با اسراییلیها جدی هستیم.»
رسالت
1) آمریکا مانع اخراج منافقان از اردوگاه اشرف
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=58857
رییس کمیته سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: «حمله نیروهای عراقی به اردوگاه اشرف در راستای منافع ملی این کشور است، با این حال قانون اخراج منافقین از عراق تاکنون با فشار آمریکاییها اجرا نشده است.» حشمتاله فلاحتپیشه در گفتوگو با مهر با اشاره به اظهارات وزیر دفاع آمریکا درباره حمله نیروهای عراقی به اردوگاه اشرف گفت: «بعد از اجرای موافقتنامه خروج نیروهای آمریکایی از عراق دیگر دلیلی وجود ندارد که آمریکا در امور داخلی این کشور دخالت کند.» وی افزود: «در این شرایط حرکتهای سیاسی در عراق حتمن برگرفته از منافع ملی آنها خواهد بود.» فلاحت پیشه با اشاره به شرایط بازیهای سیاسی دوگانه آمریکا و تلاش برای رسیدن به منافع مادی در منطقه ادامه داد: «در این شرایط مردم عراق بیشتر علیه دخالتهای آمریکا شعار میدهند و اظهارات وزیر دفاع آمریکا ملاحظات سو در عراق را تقویت میکند.»
2) بحران اقتصادی و سیاسی در اسپانیا
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=58801
بحرانهای اقتصادی و سیاسی در اسپانیا بهصورت همزمان تشدید شده است. شرایط به ضرر نخست وزیر اسپانیا و حزب متبوع وی پیش میرود و وی قادر به کنترل اوضاع در برهه فعلی نیست. همین مسئله حزب مردم اسپانیا بهعنوان اصلیترین حزب مخالف را بر آن داشته است تا گامهای بلندی جهت حضور دوباره در قدرت بر دارد.
خراسان
1) رییسجمهوری: امسال ربا را از نظام بانکی ریشهکن میکنیم
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=1&day=22&id=662763
به گزارش ایرنا، محمود احمدی نژاد در همایش کارآفرینی، تعاون و اشتغال در محل وزارت کشور با اشاره به ماموریت بخش تعاون برای ایجاد یک میلیون شغل، همه شرایط برای تحقق حداقل 2.5 میلیون شغل در سال جاری را فراهم دانست و تاکید کرد: «امسال با کمک شما تعاون گران، کارآفرینان و بانک تعاون، ربا را از سیستم بانکی کشور ریشه کن خواهیم کرد.»
2) ایران ۳ دیپلمات کویتی را اخراج کرد
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=1&day=22&id=662741
روز گذشته شبکه تلویزیونی العالم اعلام کرد که ایران نیز چند دیپلمات کویتی را اخراج کرده است. به گزارش رسانههای کویت، دیپلماتهای کویتی که ایران به آنها ۱۰ روز مهلت داده تا خاک این کشور را ترک کنند، دبیران اول، دوم و سوم سفارت کویت در تهران هستند.
کیهان
1) افسر اطلاعاتی اردن: ایجاد ناامنی در سوریه توطئه سعودیهاست
http://www.kayhannews.ir/900122/16.htm#other1600
منابع خبری از توطئه شاهزاده سعودی برای ایجاد ناآرامی و آشوبهای جدید در سوریه پرده برداشتند. به گزارش شبکه خبری «العالم» به نقل از منابع رسانهای، یک افسر اطلاعاتی اردنی که مخالف مشارکت در توطئه ضدسوریه از سوی عربستان و بندربن سلطان است فاش کرد: «بندرین سلطان گروههای لجستیکی در اختیار دارد که آزادانه در اردن فعالیت کرده و از مرزهای اردن برای نفوذ به سوریه و اعزام نیروهای آموزش دیده و ارسال سلاح و مواد منفجره استفاده میکنند. این منبع اطلاعاتی اردنی درباره جزییات مداخله عربستان توسط بندربن سلطان گفت: شماری از اعضای گروهکهای وابسته بهبندر که در سوریه مستقر هستند، در مناطق مشخصی به سوی تظاهرکنندگان تیراندازی میکنند تا آن را به گردن نیروهای امنیتی سوریه بیندازند.
2) تظاهرات هزاران نفری در پایتخت بحرین
http://www.kayhannews.ir/900122/16.htm#other1605
همزمان با افزایش خشونتها علیه مخالفان خاندان آلخلیفه در بحرین، هزاران تن در پایتخت بحرین دست به تظاهرات زدند و اعلام کردند که دست از اعتراض برنخواهند داشت و همچنان به مقاومت و ایستادگی خود در مقابل نیروهای بحرینی و سعودی ادامه خواهند داد و خواستار سرنگونی حکومت آل خلیفه هستند.
همشهری
1) ژاپن منطقه تخلیه را افزایش میدهد
http://www.hamshahri.net/news-132005.aspx
ژاپن محدوده تخلیه در اطراف نیروگاه هستهای آسیببدیدهاش را بهخاطر سطح بالای رادیواکتیو افزایش میدهد. مهندسان حاضر در این نیروگاه گفتهاند که تا به حال در بازیابی و راهاندازی مجدد سیستمخنککننده نیروگاه موفق نبودهاند. آنها امیدوارند بتوانند تخلیه آب رادیواکتیو به اقیانوس را متوقف کنند. دولت ژاپن 4 هفته، بعد از بدترین بحران هستهای از فاجعه چرنوبیل به بعد، قصد دارد منطقه تخلیه را به خاطر بالابودن سطح رادیواکتیو به 20 کیلومتر افزایش دهد.
2) یک هواپیمای نظامی ایران سقوط کرد
http://www.hamshahri.net/news-131991.aspx
در این حادثه متاسفانه خلبان جنگنده به شهادت رسید و کمک خلبان این حادثه نیز مجروح شده است.
دنیای اقتصاد
1) بازتاب قبضهای جدید گاز
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=248790
کذیب تخفیف و کاهش قیمت گاز بها، اولین واکنش رسمی شرکت ملی گاز در پاسخ به انتقادات مطرح در خصوص جهش قیمت گاز است، یک مقام مسوول شرکت ملی گاز به خبرگزاری «مهر» گفت: «ارایه تخفیف و تجدید نظر در هزینه قبض گاز صحت ندارد.»
2) صعود سکه طلا ادامه یافت
با وجود تعطیلی بازارهای جهانی و تثبیت قیمت روی نرخ 1475 دلار طلا در روز گذشته و همچنین به رغم آغاز حراج سکه و شمش طلا در بانک کارگشایی، قیمت سکه بهدلیل افزایش تقاضا باز هم گران شد و به نرخ 406 هزار تومان به فروش رسید.
خبر / رادیو کوچه
شصت و چهارمین دوره جشنواره جهانی فیلم کن فرانسه از یازدهم تا بیست و دوم ماه مه برابر با بیست و یکم اردیبهشت تا یکم خردادماه با نمایش فیلم «نیمه شب در پاریس» ساخته وودی آلن برگزار خواهد شد.
رییس هیت داوران بخش اصلی مسابقه جشنواره کن را ربرت دنیرو، بازیگر، کارگردان و تهیهکننده مشهور سینمای آمریکا برعهده دارد.
بنا به گزارش مدیران جشنواره، جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی بهصورت غیابی و افتخاری عضو هیت داوران این دوره از جشنواره کن است.

در آستانه برگزاری جشنواره جهانی فیلم کن، سایت رسمی این جشنواره شماری از سینماگران برجسته جهانی را نام برده که بیانیه دفاع از جعفر پناهی و محمد رسولاف را امضا کردهاند.
این بیانیه که از سوی هفده هزار تن از کارورزان سینمای جهان امضا شده از دولت ایران خواسته است هرچه زودتر حکم زندان و محرومیت از فعالیتهای هنری و اجتماعی این دو فیلمساز ایرانی را لغو کند.
بیشتر بخوانید:
«آغاز جشنواره برلین بدون حضور پناهی»
«آرزوی جهانی بدون محدودیت را دارم»
خبر / رادیو کوچه
ظهر یکشنبه، یک هواپیمای نظامی سوخوی روسی متعلق به ارتش جمهوری اسلامی در استان فارس دچار صانحه شد و سقوط کرد. در این حادثه خلبان جنگنده کشته و کمک خلبان این پرواز نیز مجروح شده است.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، یک مقام آگاه در استان فارس گفت: «یک فروند هواپیمای نظامی حوالی شهرستان سروستان در استان فارس روز یکشنبه هنگام ماموریت آموزشی سقوط کرد.»
یک هیت کارشناسی نظامی برای بررسی بیشتر موضوع به شهرستان سروستان اعزام شد.
علت سقوط پس از بررسی هیت کارشناسی نظامی نقص فنی اعلام شده است.
لازم به ذکر است سروستان در فاصله 80 کیلومتری شرق شیراز قرار دارد.
خبر / رادیو کوچه
روز یکشنبه، مصطفی کشکولی، معاون مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، به مشترکانی که قبضهای گاز خود را در مهلت تعیین شده نمیپردازند هشدار داده است. این در حالی است که پس از طرح هدفمندی یارانهها، مشترکان از افزایش بیسابقه این تعرفه قبضها شکایت کردهاند.
به گزارش مهر، آقای کشکولی اظهار داشت: «اگر گازبهای مشترکان پرداخت نشود یک اخطاریه برای آنها صادر میشود و در صورت عدم توجه، گاز مشترکان در نوبت اول ۲۴ ساعت و در نوبت دوم ۴۸ ساعت بهطور موقت قطع میشود.»
پیشتر نیز عدهای از مقامهای جمهوری اسلامی در مورد تبعات اجتماعی و امنیتی این افزایش هشدار دادهاند.
در همین ارتباط، دو هفته پیش احمد توکلی رییس مرکز پژوهشهای مجلس گفت که پرویز فتاح، وزیر سابق نیرو به نمایندگان مجلس گفته است که اگر قبضهای انرژی مصرفی توسط مردم ۵ یا ۱۰ برابر افزایش یابد، تعداد کسانی که قبض خود را پرداخت نمیکنند «خیلی زیاد میشود.»
به گفته آقای توکلی، آقای فتاح همچنین به این سوال نمایندگان که «اگر مردم مناطق فقیرنشین تصمیم بگیرند که قبضهای را پرداخت نکنند، آیا شما میتوانید کاری کنید؟» پاسخ منفی داده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر