هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

Latest News from Koocheh for 04/12/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مهیار فرآورده

از گـل نســرشتــه‌ام کـه در ادیان گـفتـنــد

بـا بــاد نیــامـدم کـــه رنــــــدان گـفتـنـــــد

چشمــم بـه فلــک بـــود ز آغـاز و دلـم آشفته

از تــرس عـذابـی کـه قـدر قـدرت عالـم گفته

مـن مشـــق شبـــم کـــردم و رفتــــم به نمــاز

در مســجـد شـــاه تنـگ غـروب وقــت نیــاز

من اذان گفتم، ای کاش «از این» می‌گفتـم

 

بستــه دکــــان مـــردم، کـــرده وضـــو پـاک

سو به شبســتان روی، ســـر به سجـاده خاک

اقتـــدا کــــردنـــد، من شنیــــدم گفتنــــــد الله

من اقــامـــه گفتــــم: «الله اکبر سبحان الله»

موجی از خلق، مردان در پیش زن‌ها در پس

رفتنــد رکوع به خـدایی که یکتــاست و بس

 

اوج لذت بود وقتی که جماعت

گوش بر صـوت پسر بچه گیم

رفتنــد سـجــود، «سبحان ربی الاعلی و بحمده»

از پله منبــر چـه نمایی داشـت آن شوکـت تابنده

شـک کـردم کـه منـم خـلـق کنــد سجـده به پـایـم

یا فلک که پدیدار شـد از قدرت او در شش روز

 

بچـگی بـود و نمی فهمیــدیم کـه هنــگام صراط

رحــم الله و مـن قــر ه فاتحـه و مـع الصلوات

 

شب قـدر بعـد از افطار کج می کـردیـم سـوی بازار

یکی با عبـا دیــگـــــری بــه حـــال زار

می‌دزدیدیم سیگار ز جا سیگاری  مسجد به هراس

می‌کشیـدیم در خـلوت دیـوار  حیـــا پشـت تـــراس

بـرگشته به شبستـان جنگی، تا کنیـم دیــن ترویــــج

ایستـاده به نـاز در صف آخر همگـی با کلـه گیـــج

 

قرآن‌ها بـه ســر رفتنــد و چـراغ‌هـا خامــوش شدند

ضجـه‌هـا به هــوا رفتنـد و سینـــه‌ها پر جـوش شدند

اشک‌ها بر پهنه‌ی صورت ریخته، گونه‌ها خیس شدند

بعضـی سـر سجاده خشک‌شـان زده تنـدیس شدند

می‌زدنـد چنـد تـایـی شتــرق شتــرق بــر پیشــانی‌شان

بـا کـــف دســت یـا بـا چهـــار انگـشــت نیشــانی‌شان

 

حاج عباس بـدری که با یک تیپـا می‌خورد سکنـدری

ناله کرد کنار پنج دری که خدایا ببخـش تـو قلنـدری

حاج محسن تابـده که کارهاش بود همیشه باعث خـده

به نیـایش کنـار دیـوار، چـون فـردی بــــــازنـده

تسبیـــح به دست مدام صلوات می‌فرستاد

از هراس خدا خشتکش هی از کمر می‌افتاد

 

من که در ردیف آخر داشتـم کتیبه‌ای بر سر

خـم شـدم بـه زیرکی، بر گرفتم ز راست نظر

بــه رفیقــم کــه می‌لــرزیـــد چـــون بیـــدی

تـرســان ز خـوف خـدا، متنبــه بـی تردیــدی

ز قــدر گـذشتـه کـه تـوبـه کــرد در پـامچال

عهــد بشـکسـت و عـــرق خــورد تـا امسـال

 

یــادم آمــــد کــه مــن نیــــز عهــــد بشکستــــم

ز تعهــــدی کــه بــا خـــدای خـــــود بســـــــتـم

تـــو بـــه کــــردم نکنــــم تــر لــب خشـــکم را

به لب پـر شــرر دختـر همسـایـه شــب آشــورا

نزنم لاس در ماه محـرم، نکنم مـاچ دختر  عمم

تزکیه نفس کنم، ندهـم بوسـه به کس جز محرم

 

هـالــه‌ای کــز بغــــل پنجــــره تـابیـــــد درون

چهـــره از پشـــت نقــــاب کــــذب زد بیــرون

 

«گــر تــو از ســـال پـــیش عهــــد نشـکـستـــی

چـه نیــازی اســت دوبـاره به گــریـه و پـســتی

نشکن عهــد شب  قـدر تا نکنی شیـــون و نالــه

پاک کن صورت زشتت از آن اشک‌هـای تاپالــه

 

آن‌که در عهـــد با خـــدا چنیــــن کنـــــد

بدان که با خلق خدا نیــز این‌چنیــن کنـــــد»

 

بـــــه ســــرم بـــود شــــوق پــــــروازهـــــا

سفـــر کنــم در جست‌و‌جوی منـــبع رازهـــــا

جوان شده بـودم و رشید چون سـرو پر خزه

می‌زدم تو گوش یه پنـج سیـری بـا کمی مزه

پـــــدرم بریـــــده بـــــود امیــــد از پســـرش

کــــه ببینـــــد و یـــــاد گیـــــرد از پـــــدرش

 

بـــــه خــــدایـــــش گفتــــه بـــــود ای الله

چـــــه کنـــــم از دســــت او، لا اله الا الله

میره با دختـرا روز روشن به روی صحنه

هم‌کارم دیـده بهـم گفتـه یقـه‌اش خیلی پهنه

عاقبــت کـــرد سکتـــه از دســـت پســرش

پـــدرم کــه خـلـف بـــود مــاننـــد پــــدرش

 

هــر چـــه روزگــار می‌گـذشــــت مـا هـــــم

ز میــانــه عمـــر ســرازیــــر می‌شـــدیـــــم

زن گــــرفتیـــــم و بچــــــــه‌دار شــــدیــــــم

کــــه پشیمــــان از ایـــــن کـــــار شـــدیـــــم

سر شب تا به سحر کرد بچـه‌مـان بی‌خوابی

گـاه من بغل کرده گــاه عیــال به بی‌تـــابی

 

بچــه‌ها بزرگ شدند و ما در عوض پیر شـدیــم

تا که آن‌هــا بچــه‌دار شدند ما زمیـن‌گیـر شـدیــم

روز مرگـم به صـف شـدنـد نــوه‌ها و نتیجــه‌ها

بغض کرده لب ورچیدند، ابو رفت جز‌ نیچه‌ها

یک بـه یک گــل بــه بالیــن مرگـــم انداختنــــــد

پسرا کراوات زده، دخترا گردن‌بنـد انداختنــــــد

 

ختـــم مفصـلی گرفتنــد بـــرایــم بـه رسـم آیینـــی

شــام دادنـــد هـم اطــاق بـالا هـم اطـــاق پایینـــی

سفـــره بانـــوان انــداختنــد در حیــاط پهـلویــــی

به یک چشم بر هم زدن، از گوشه‌ای به سویـــی

دیس‌هـــــای بـــــرنــــج پـــر شــــدنــد و خالـــی

بچـــه‌هــا ریختنـــــد خــورش بـــر گــــل قالـــی

 

پســـر خــــواهــرم کـه مـــردی اســت متمــــول

کـــرد شــب هفـــت را بـه جیــــب خود متقــــــبل

سور داد بــرای دایـی جـان به شــام و عصرانـه

ببســت گــوش خــود بـه حرف‌هــای زنــش پروانـه

«چــرا وقتــی زنــده بــود نگــرفتـی زیـــر بــالـش

گذاشتـی گذاشتـی تـا کــه مـرد و شــد صد سالـش»

 

الغـــرض، مــرگ مــن کـــه نــا بهنـگـــام رخ داد

از خاک «یو اس» تا پشت مرز ایران را تکـان داد

خلاصه، شب چـله‌ام هم به نحـو خوبـــی گذشـــت

کنــدنــد جامــه سیــاه که چهل روز نیـــز گذشـــت

رفتنـــد زوج‌هـــا و بچــه‌هــا بــه خـانـــــه‌شـــان

نـدیـدم‌شــان دگــر با وجود کمــی فاصــلـه‌شـــان

 

آن‌چــــه مــــن کنــــــون بـــــه آن می‌انـــدیشــــــم

شـــب ســـال است که بـلنـــد می‌شـــود ریشــــــم

قصـــــد دارم شــــب ســـــال را فـــــرار کنـــــــم

با همسایه‌ام که زن جوانی است توشه راه اختیار کنم

دستـــش بـگیــــرم و بـگـــــردانـمــــش در بـــــاغ

لاس بزنــــم باهاش، ببــــوســـــم اون لبـــــای داغ

 

هــــر کــــه در زنـــدگـــی بخنـــدد بـر همـه‌چیـــز

راحــــــت و آســــــوده دل کـنـــــــد از همـه‌چیـــز

 

 

 


 


خبر / رادیو کوچه

روز سه‌شنبه، بر اساس توافق کشورهای عضو اتحادیه اروپا ۳۲ مقام ارشد جمهوری اسلامی به دلیل نقض حقوق بشر مورد تحریم قرار گرفته و علاوه بر ایجاد محدودیت در صدور ویزا برای آن‌ها، دارایی‌های این افراد در کشورهای عضو اتحادیه اروپا مسدود می‌شود.

ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، در این زمینه اعلام کرد که در جریان اعتراض‌های شمال آفریقا و خاورمیانه، سرکوب‌گری دولت تهران شدیدتر شده است.

آقای هیگ با تایید این خبر گفت: «اتحادیه اروپا امروز توافق کرد تا اقدام‌های شدیدتری علیه ۳۲ نفر که به اعتقاد ما مسوول و عامل نقض حقوق بشر در ایران هستند به مرحله اجرا در آورد.»

وی به اسامی این مقام‌ها اشاره‌ای نکرد ولی پیش‌تر برخی گزارش‌ها از احتمال قرار دادن نام افراد زیر در این فهرست خبر داده بودند:

محمد‌علی جعفری، فرمانده سپاه، حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه، عبداله عراقی و حسین همدانی از فرماندهان سپاه محمد رسول‌اله، حسین طائب، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج، اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی و هم‌چنین وزیران کشور، ارشاد، دادگستری و علوم هم‌راه با رییس قوه قضاییه، معاون اول وی، سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران و چند قاضی دادگاه‌های انقلاب.

وزیر خارجه بریتانیا، حصر رهبران مخالفان، بازداشت روزنامه‌نگاران و صدور احکام اعدام را از مهم‌ترین موارد نقض حقوق بشر در ایران عنوان کرد.

وی افزود: «به نظر می‌رسد ایران بر این باور است که به دلیل تغییراتی که در خاورمیانه در حال وقوع است، می‌تواند وضعیت وخیم‌تری را از نظر حقوق بشر به‌وجود آورد.»

اتحادیه اروپا در حال حاضر به دلیل خودداری ایران از گفت و گو بر سر پرونده هسته‌ای خود، تحریم‌هایی علیه برنامه اتمی جمهوری اسلامی وضع کرده است.

توافق اخیر اتحادیه اروپا پس از آن صورت گرفت که این اتحادیه روز دوم فروردین ماه سال جاری بر لزوم تحریم ناقضان حقوق بشر در ایران تاکید کرد.

هم‌چنین ایالات متحده آمریکا از کشورهای اروپایی خواسته بود، همانند واشینگتن کسانی را که در نقض حقوق بشر در ایران دست داشته‌اند، هدف تحریم‌های خود قرار دهند.

بیشتر بخوانید:

«توقف معاملات نفتی ایران در آلمان»

«آمریکا در مورد حقوق بشر حرف نزند»



 


 


شراره سعیدی/ رادیو کوچه

سخنان آقای مشایی آن‌چنان عجیب نبود، آن‌چه گفتار او را متفاوت و باورناپذیر می‌کرد جای‌گاه او در کنار آقای احمدی‌نژاد بود، آن سخنان برای دهان او و قبای دولت زیاده از حد ناهم‌خوان می‌نمود، به خصوص وقتی سخن از مکتب ایرانی کرد، «مکتب ایرانی» یا «مکتب ایران» اصطلاحی است که در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور اوایل مردادماه 1389 توسط ‌رحیم‌ مشایی به کار رفت و با واکنش‌های متفاوتی در داخل ایران روبه‌رو شد. محمود احمدی‌نژاد این گفته را حمایت کرد، از مخالفان سرشناس این قول احمد توکلی، علی مطهری، حداد عادل و داوود احمدی‌نژاد، حبیب‌اله عسگراولادی، سرلشکر فیروزآبادی و آیت‌اله مصباح یزدی را می‌توان نام برد.

مکتب ایرانی کتاب، رساله و مقاله مفصلی ندارد که ارکان فکری آن را بیان کند. شاخ و برگ یک مکتب منسجم فکری را دارا نیست. شرح آن محدود است به چند سخن‌رانی رحیم مشایی، اشاره‌های پراکنده احمدی‌نژاد و برخی مقالات کوتاه، با این حال، طرح این بحث جنجالی سیاسی در پی داشته است.

چکیده تفکر مشایی این است که ملت ایران عالی‌ترین و صحیح‌ترین درک از مذهب اسلام را زندگی می‌کند، و بر این اساس، به انسان تکریم و احترام می‌گذارد. اضافه این‌که موضوع «ایرانیت» موضوعی معنوی و روحانی است نه قومی. مشایی می‌گوید این درک صحیح را بایستی با اراده و خطرپذیری پیش برد، گام بزرگ برداشتن در حوزه معنویات به معنای خطر بزرگ کردن است، با این اوصاف، ایمان صحیح در «انسانیت» متجلی می‌شود و تصمیم‌های بزرگ، انسان را به سمت تکامل پیش می‌برد. اصول فکری «مکتب ایرانی» مشایی را می‌توان به شکل زیر ارایه داد:

1- دریافت صحیح از دین

به گفته مشایی مکتب ایرانی همانا «دریافت ناب از حقیقت ایمان و حقیقت توحید اسلام» است، می‌گوید که «دریافت‌های متفاوتی» از مکتب اسلام وجود دارد، مثل برداشت طالبان و سلفی‌ها، ولی دریافتی که ایرانیان از اسلام کرده‌اند صحیح‌ترین آن‌هاست. می‌گوید: «ایران مظهر ایمان است. ایران آکنده از ایمان است… چون مظهر علم بوده است، مظهر فهم بوده است.» جای دیگر می‌افزاید: ایران «سرزمین باورهای عمیق و پاک و صاف است. اندیشه ایرانی جوهر دارد، گوهر دارد، بروز اندیشه ایرانی همه‌اش زیباست.»

چکیده تفکر مشایی این است که ملت ایران عالی‌ترین و صحیح‌ترین درک از مذهب اسلام را زندگی می‌کند، و بر این اساس، به انسان تکریم و احترام می‌گذارد. اضافه این‌که موضوع «ایرانیت» موضوعی معنوی و روحانی است نه قومی.

2- تکریم انسان

به نظر مشایی، شناخت صحیح از دین، انسان را محور می‌کند چرا که «آفرینش با انسان معنا پیدا می‌کند» و «اگر کسی قدر آسمان را می‌شناسد باید در زمین قدر انسان را بشناسد». می‌گوید: «می‌خوای خدا را معرفی بکنی باید انسان را معرفی بکنی، می‌خوای بگی خدا بزرگه باید نشان بدی انسان بزرگه» و نتیجه می‌گیرد که «مکتب ایران، مکتب انسان، همه حقیقت انسان» است.

3- ایرانیت به مثابه حالت روحی

مشایی ایرانیت را تفسیر قومی و نژادی نمی‌کند بلکه آن را به مثابه نمود عالی فهم روحی و دینی می‌آورد، به عبارت دیگر ایرانیت را حالت و تجربه‌ای مذهبی معرفی می‌کند. یک جا می‌گوید‌: «حقیقت ملیت ایرانی حقیقت دین است» و جای دیگر می‌افزاید: «باور دارم که واژه ایران ذکر است، ذکر است» چون مرتبط است با روح مومن و جهان درون و ارزش‌های متعالی «ایران ذکر است زیرا ایران مظهر ایمان است.»

4- اراده‌گرایی

مشایی معتقد است که مکتب ایرانی به معنایی اراده‌گراست و اهل خطر کردن است. می‌گوید که «هر کار بزرگ شجاعت و ریسک می‌طلبد» چرا که «تصمیم بزرگ قدرت تصمیم‌گیری، قاطعیت و شجاعت می‌خواهد.» به عبارت دیگر، هرچه «اقدام بزرگ‌تر انجام بدهی و گام بزرگ‌تر برداری» تاریخ‌سازتر می‌شوی. به نمونه‌های انقلاب اسلامی، جنگ ایران و عراق و برنامه هسته‌ای ایران اشاره می‌کند. می‌گوید: «پای‌مردی و مقاومت ما… باعث شد که ما تا این‌جا جلو بیاییم که آن‌ها از ما ترسیدند و ما جرات داشتیم که تصمیم بگیریم. هر دو، محصول باورهای این سرزمین است.»

احمدی‌نژاد در سخن‌رانی‌های خود مکررن به موضوع ایران و ایرانی اشاره داشته و آن را مورد تایید قرار داده است، نمونه این‌که در ستایش و بزرگ‌نمایی هویت ایرانی در یک مصاحبه یک ساعته تلویزیونی بیش از 45 بار به ایران و ایرانی اشاره داشت.

به جز سخن‌رانی‌های احمدی‌نژاد، بزرگ‌نمایی نمادین و تبلیغاتی از روایت ایران و ایرانی در مراسم رسمی دولت دیده می‌شود. نمونه این‌که در سال 1389 منشور کورش هخامنشی را به ایران آوردند و رییس جمهوری در موزه ملی ایران از آن رونمایی کرد و چفیه بسیجی بر گردن کوروش نمادین انداخت و یا این‌که برای انجام مراسم نوروزی 1390 از 12 رییس جمهوری برای حضور در تخت جمشید دعوت کردند.

احمدی‌نژاد نیز مانند مشایی برداشت ایرانیان را از دین اسلام صحیح می‌داند و آن را مقایسه می‌کند با دریافت دیگر ملل، می‌گوید: «دریافت‌های فراوانی از اسلام در دنیا در حال حاضر مطرح است، آیا ما در دنیا یک دریافت از اسلام داریم؟ نه. یک برداشت واحد از اسلام می‌شود؟ نه. برداشتی از اسلام برای ما مبنای عمل است که ایرانی است.»

در جای دیگر تفکیک می‌کند مکتب ایرانی را از برداشت‌های ناسیونالیستی و ملی‌گرایانه و قوم‌گرا. می‌گوید: «برخی روی کلمه ایرانی حساسیت نشان می‌دهند و تصور می‌‌کنند که منظور قوم‌گرایی و ناسیونالیستی است، به‌طور مطلق این ‌طور نیست.»

احمدی‌نژاد حساسیت و نگرانی مخالفان و رقبای خود را بی‌مورد می‌داند، او تاکید دارد که فرقی میان مکتب ایرانی با مکتب شیعه نیست و می‌گوید منظور از مکتب ایرانی «اسلام نابی است که از طریق پیامبر و اهل بیت به ما رسیده است، اسلام امامت و ولایت است.»

سند دست اولی در دست نیست که نظر آیت‌اله‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، را در این‌باره بدانیم و گزارش‌ها دست دوم است، اما به نظر می‌رسد خامنه‌ای موضع دوگانه‌ای در برابر مسئله مکتب ایرانی دارد. خامنه‌ای از یک طرف گفته «من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر داده‌ام.» اما از طرف دیگر می‌افزاید: «ولی برداشتم این نیست که منظور آن‌ها قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد.» خامنه‌ای اصولن روابط حسنه‌ای با مشایی ندارد و از وی نقل قول شده است که گفته «شناختی از رحیم مشایی ندارم اما با حرف‌های وی مخالفم.»

منتقدان اصلی مکتب ایرانی، نیروهای دست راستی، اصول‌گرا و سنتی بوده‌اند. یورش انتقادی اصول‌گرایان به نظریه مشایی و احمدی‌نژاد سنگین و یک‌باره بود. از جمله نظریه‌پردازانی چون آیت‌اله مصباح یزدی و یداله جوانی «از دفتر سیاسی سپاه‌پاسداران» صحبت‌هایی کردند. در میان سیاست‌گذاران می‌توان به صادق لاریجانی، محمد‌باقر قالیباف و علا‌الدین بروجردی اشاره کرد. در یک مورد 120 نماینده مجلس نامه‌ای به احمدی‌نژاد نوشتند و خواستار تذکر به رییس دفترش شدند. برخی از مداحان با عناوین زشت از مشایی یاد کردند.

انتقاداتی که از طرف اصول‌گرایان شد از یک سو جنبه‌های نظری داشت و از سوی دیگر جنبه‌های عملی. سرخط‌های‌شان این بود که:

-  استفاده از لفظ مکتب ایرانی به این معنا که محتوای آن اسلام شیعه است نارواست چون اگر موضوع اصلی اسلام و شیعه‌گری است استفاده از نام «ایرانی» گمراه‌کننده خواهد بود.

-  دریافت ایرانی «حمل بر وجود قرائت‌های دیگر از اسلام و به معنی تکثرگرایی و پلورولیسم دینی است.

- مکتب ایرانی مشابه ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی است و از جمله یادآور جشن‌های 2500 ساله  شاهنشاهی.

- انقلاب ایران ماهیتی اسلامی داشته و ملی نیست. تاکید بر جنبه ملی موجب گم کردن راه خواهد بود و تبدیل شدن ایدئولوژی حکومتی از اسلامی به ملی قابل قبول نیست.

-  طرح موضوع ایران در برابر اسلام خطرناک است.


 


اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

دیروز فیلمی کوتاه دیدم از مراسم خاک‌سپاری«فروغ‌ فرخزاد» در گورستان «ظهیرالدوله». دیدن این فیلم موضوعی را دوباره در ذهن من زنده کرد که مدت‌ها بود می‌خواستم درباره‌اش بنویسم و فرصت نشده بود. قصدم این نیست که از این گورستان تاریخی و تاریخ‌چه‌ی ایجادش بگویم که می‌دانم آن‌که مشتاق باشد خود به جست‌وجویش خواهد رفت و آن‌چه می‌خواهد می‌یابد. پرسش از بی‌مهری‌هایی است که بر اهل فرهنگ و هنر این مرز و بوم رفته و می‌رود و هیچ‌کس هم عین خیالش نیست. تاکنون اگر چیزی هم از کسی شنیده‌ایم، همه شکایت از بی‌توجهی مسوولانی بوده است، که سرزدن چنین رفتاری از آنان اسباب تعجب نیست چرا که آنان دشمنان فرهنگ و هنرند و به این کار خود هم شجاعانه بالیده‌اند. یادم نمی‌رود که روزی «عزت‌اله‌ ضرغامی» در دوران وزارت ارشادش در دولت «هاشمی‌ رفسنجانی»، در مراسمی سخن‌ران بود و چگونگی خاک‌سپاری «فروغ‌ فرخزاد» را کرده بود اسباب خنده و تمسخر خود و هم‌پالکی‌هایش و جماعت روبه‌رویش هم هرهر به اراجیفش می‌خندیدند، این فقط مشتی است نمونه‌ی خروار. در این گفتار خواستم از مردمی گله کنم که در پنهان و آشکار از فراموشی اهل فرهنگ می‌نالند و به گفته‌ی «کنفسیوس»، «به تاریک نفرین می‌کنند و خود چراغی نمی‌افروزند.»

«ظهیرالدوله» را اگر «پرلاشز» ایران بنامیم سخن به گزاف نگفته‌ایم چرا که گنجینه‌ای که در این گورستان از اهل فرهنگ و هنر آرمیده است در کم‌تر مکان دیگری یافت می‌شود. کافی است تا نگاهی گذرا به برخی از نام‌هایی که در این آرام‌گاه مدفونند بیاندازیم، تا پی به اهمیت بالای این مکان تاریخی ببریم. شعرایی هم‌چون «ایرج‌ میرزا»، «محمدتقی‌ بهار»، «رهی‌ معیری» و «فروغ‌ فرخزاد»، موسیقی‌دانانی مانند «نورعلی ‌برومند»، «حسین ‌تهرانی»، «روح‌اله‌ خالقی»، «داریوش ‌رفیعی»، «درویش‌خان»، «ابوالحسن‌ صبا»، «مرتضی ‌محجوبی»، «قمرالملوک ‌وزیری»، «حسین‌ یاحقی» و ده‌ها نویسنده و ورزش‌کار و سیاست‌مدار به‌نام و خوش‌نام دیگر.

این گورستان گرچه که به «انجمن‌ اخوت» که فرقه‌ای از اهل تصوفند تعلق دارد، اما بیش‌تر به مکانی بی‌سر و صاحب می‌ماند. یک متولی پیر دارد که خودش و یکی دو جوان معتاد دیگر که در خانه‌اش زندگی می‌کنند، به جز سرکیسه‌ کردن کسانی که برای بازدید گورستان به آن‌جا می‌آیند کار دیگری ندارند. وضعیت گورها، دیوارها و آرام‌گاه‌های خانوادگی، اسف‌ناک و در حال ویرانی است. بیش‌تر مردم اما متاسفانه یا از سر کنجکاوی به آن‌جا می‌آیند و یا فقط برای گرفتن چند عکس و فروختن فخر به این و آن، که بله ما سر قبر «فروغ» و «بهار» و فلانی و بهمدانی هم رفته‌ایم، همین.

پرسش این‌جاست که وقتی فرهنگ و هنر در این مملکت متولی و صاحب ندارد و حکومت از ویرانی چنین مکان‌هایی که یادآور و زنده‌کننده یاد هنرمندانی است که از اساس با ایدوئولوژی مذهبی سرناسازگاری داشته‌اند، ککش هم نمی‌گزد که هیچ خوش‌حال هم می‌شود، آیا مردم نمی‌توانند با تشکیل یک «ان‌جی‌ا» و جمع کردن کمک‌های مالی مردمی و مذاکره با صاحبان و متولیان اصلی این گورستان تاریخی، به آن سر و سامانی داده و آن را تعمیر و بازسازی کرده و برای بازدید از آن قانون و قاعده‌ای بگذارند و با تعیین مبلغ معقولی برای ورودی، آن‌ها را در راه نگه‌داری از این مکان هزینه کنند. می‌پذیرم که چنین حرکتی هم ممکن است که از سوی حاکمیت با واکنش‌ها و حساسیت‌هایی روبه‌رو شود، اما به هر حال ناشدنی نیست. از سویی دیگر نباید فراموش کرد که به هر حال هر کاری هزینه‌های خودش را دارد و نباید انتظار داشت که انجام چنین حرکت‌هایی نیز با بهایی اندک امکان‌پذیر شود. از یاد نبریم که مکان‌هایی چون «ظهیرالدوله» بخشی از میراث فرهنگی این مرز و بوم به شمار می‌آیند که تنها به ما تعلق ندارند و وظیفه ماست که آن‌ها را برای نسل‌های پس از خود نیز حفظ کنیم.


 


مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

«برناردو برتولوچی» در دوره آینده جشن‌واره سینمایی کن «نخل طلایی» افتخاری دریافت می‌کند. مدیریت جشن‌واره‌ی بین‌المللی کن اعلام کرد که جایزه نخل طلایی در مراسم افتتاحیه جشن‌واره به سینماگر برجسته ایتالیایی تقدیم می‌شود. «ژیل ژاکوب»، مدیر جشن‌واره‌ی سینمایی کن، از کارنامه‌ی هنری برتولوچی، کارگردان فیلم‌های مشهوری مانند «آخرین تانگو در پاریس»، «آسمان سرپناه» و «رویاپردازان» ستایش کرد.

برناردو برتولوچی در شهر پارما در منطقه «امیلینا رومانیا» در ایتالیا متولد شد. او بزرگ‌ترین فرزند پدرش «آتیلیو» بود. پدر برناردو شاعر، مورخ هنر و منتقد فیلم بود‌. برناردو در چنین محیطی رشد کرده بود. او در پانزده ‌سالگی شروع به نوشتن کرد و پس از مدتی نوشتن چندین جایزه معتبر دریافت کرد. سوابق هنری پدر برتولوچی به او کمک فراوانی کرد. «پیر پائولو پازولینی» فیلم‌ساز بزرگ ایتالیایی برای انتشار نخستین کتاب برتولوچی کمک فراوانی به او کرد و هم‌چنین در سال ۱۹۶۱ برتولوچی به عنوان دست‌یار اول پازولینی در فیلم «آکاتونه» با او هم‌کاری کرد.

با مرگ «میکل آنجلوآنتونیونی»، از نسل کارگردانان بزرگ ایتالیا که تاثیر عمیقی در سینمای مدرن اروپا و جهان گذاشتند، تنها برناردو برتولوچی باقی مانده است. برتولوچی کارگردان صاحب سبک و جنجالی سینمای ایتالیا که آثارش همیشه مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. امروز به بررسی دو فیلم از این کارگردان بزرگ هم می‌پردازیم که در سینمای جهان تاثیر به سزایی داشته است و برای همیشه ماندگار خواهد شد.

فیلم‌های برتولوچی را باید به‌ترین نمونه از سینمایی دانست که به آن سینمای کمیاب گفته می‌شود. با هر تعریفی از سینمای قوم نگاشتی  حتا اگر این تعریف تنها چند فیلم برتولوچی را در برگیرد‌ بی‌شک او از مهم‌ترین و در عین حال متفاوت‌ترین فیلم‌سازان این گونه‌ی سینمایی‌ست. آن‌چه برتولوچی را در میان دیگر سینماگران قوم نگار به شدت برجسته می‌کند نه به‌طور صرف اقتباس‌های ادبی یا خطوط پررنگ داستانی آثارش، که نگاه ویژه و توامان او به تاریخ و تاثیر انکار‌ناپذیر آن در ارتباط اقوام و تمدن‌های مختلف با یک‌دیگر بوده است. برتولوچی آدم‌های فیلم‌هایش را با تمدن‌های بیگانه رو‌در‌رو می‌سازد، و این رودررویی به عنوان چالشی بزرگ در حیات و هویت آن‌ها به نمایش در می‌آید.

دل‌مشغولی برتولوچی در آثار اولیه‌اش تاریخ اروپا و به خصوص زادگاهش ایتالیاست. در اولین فیلم بلند خود «پیش از انقلاب» به طرح یکی از اساسی‌ترین پرسش‌های سیاسی دورانش می‌پردازد کمونیسم، آری یا نه؟ در «1900» زوال یک خاندان فئودال را به مثابه تاریخ ایتالیای فاشیستی در دو نسل متوالی روایت می‌کند. با فیلم‌هایی هم‌چون «آخرین امپراطور» و «آسمان سرپناه» به کنکاش در تمدن ناشناخته و توهم‌انگیز مشرق زمین می‌رود، و در «آخرین تانگو در پاریس» که شاید بیش‌ترین ارتباط را با فیلم «رویا زدگان» داشته باشد انگار تمامی اروپا به شناسایی چهره‌ی یک خارجی فرا خوانده می‌شوند.

آخرین تانگو در پاریس

در فیلم «آخرین تانگو در پاریس»٬ از همان ابتدا و با شکل‌گیری اولین رابطه بین دختر جوان «ماریا شرایدن» و مرد میان‌سال «مارلون براندو» متوجه موقعیت آن‌ها می‌شویم و این‌که در دنیایی قرار گرفته‌ایم که در آن هویت بی‌معنی بوده است. اصل وابستگی بر مبنای سکس به هر طریقی است٬ حتا اگر حالت مازوخیستی به خود بگیرد. سکس آن چیزی است که دختر جوان و مرد میان‌سال را به یک‌دیگر پیوند می‌دهد. این دنیا جایی نیست جز همان آپارتمانی که دختر جوان در ابتدا به سراغ اجاره‌ی آن می‌رود. در طول فیلم مشاهده می‌کنیم که اگر‌چه در داخل آن خانه همه‌ی قوانین متعلق به مرد میان‌سال است و او کسی است که از قبل در آن‌جا بوده٬ ولی در خارج از آن خانه٬ زندگی چه برای مرد میان‌سال و چه برای دختر جوان به‌صورت عادی پی گرفته می‌شود.

در واقع می توان چنین برداشتی را داشت که قرار گرفتن در زندگی با محوریت سکس به دور از آن‌چه در خارج از آن زندگی می‌گذرد تا حدی قابل درک است. چرا که محور زندگی یعنی آن‌چه سبب به‌وجود آمدن و استحکام زندگی می‌شود٬ وجود دارد اما به محض درگیر شدن با نوعی زندگی با محوریتی دیگر آن‌چه پسندیده‌تر است تکرار تجربیاتی است که از قبل وجود داشته است٬ چرا‌که امتحان خود را پس داده است. پس دیگر محوریت سکس در مقابل زندگی عادی نمی‌تواند استحکامی داشته باشد و سعی در از بین بردن آن می‌شود همان‌طور که دختر جوان در آخرین تانگو در پاریس ابتدا توان مقابله با زندگی جدید خود را ندارد٬ اما با ورود به زندگی عادی می‌تواند قدرت بر هم زدن آن زندگی موقتی را پیدا کند و با تصمیمی چه درست و چه اشتباه این کار را انجام می‌دهد و به زندگی عادی بر‌می‌گردد. در واقع دختر جوان سعی می‌کند که چند روز آشنایی با مرد میان‌سال را هم‌چون خوابی برای خود در نظر بگیرد که پس از بیدار شدن از این خواب با کشتن مرد میان‌سال آن را فراموش کند و به‌صورت عادی زندگی کند.

رویا‌زدگان

دیگر فیلم برتولوچی رویا‌زدگان است. «رویا زدگان» سمبلیک‌ترین فیلم برتولوچی‌ست. یک خواهر و برادر دوقلو «تئو» و «ایزابل» دوست جدید آمریکایی‌شان «متیو» خود را هم‌راه خود می‌کنند هرسه دیوانه‌وار عاشق سینما هستند و هرکدام نماد و سمبل باورهای کشورشان هستند.‌ متیو با ایزابل که می‌تواند نمادی از فرانسه و به تبع آن خود اروپا باشد، روبه‌رو می‌شود. برادر او تئو نیز با توجه به شکل ارتباط و تسلطی که بر خواهرش دارد باید همان وجه درک ناشده یا حتا کشف نا‌شده‌ی اروپا  به زعم خارجی تازه‌وارد یعنی حضور دایمی «ایدئولوژی» باشد. خواهر و برادر دو قلو هستند، اروپا و ایدئولوژی‌اش با یک‌دیگر متولد شده‌اند و نیز جدایی‌ناپذیرند. در واقع اساسی‌ترین مسئله‌ی فیلم برخورد منفعلانه‌ی متیو با ارتباط آن دوست، و به تعبیری مشکل آمریکایی‌ها با اروپای ایدئولوژیک. مشکلی که ماهیتی به‌طور کامل تاریخی دارد. بنیان فرهنگی کشوری به نام آمریکا به عنوان کشوری آزاد بر مبنای زندگی بدون ایدئولوژی است. آن‌ها این را نه تنها یک وجه تمایز، که وجه برتری خود بر اروپایی‌ها قلمداد کردند. این تفکر در آثار مهم‌ترین هنرمندان آن‌ها نیز به روشنی نمایان است و شاید اسطوره‌ی کابوی اسطوره‌ای که اتفاقن زاده‌ی خود سینماست‌ از مهم‌ترین شناسه‌های چنین فرهنگی باشد، مردی تنها که هرگز خاست‌گاه مشخصی ندارد و پیوسته در حال سفر است.

در رویا زدگان او یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخی اروپای پس از جنگ را هدف گرفته است، جنبش دانش‌جویی سال 1968 که حداقل در آلمان و فرانسه حکم یک چالش جدی را داشت و می‌توانست بسیار فراتر از حوزه ی دانش‌گاه و مدرسه، در سطح کلان شمایل یک تهدید و کودتای عظیم را به خود بگیرد. اما اگر در آلمان این اعتراض‌ها بیش‌تر به محافل ادبی و روشن‌فکری روز محدود می‌شد و در میان رهبران آن جز «مارکوزه»، «هانتکه» و چند نویسنده و ژورنالیست برجسته‌ی دیگر افراد چندان سرشناسی دیده نمی شدند، در فرانسه این جنبش شبیه به یک انقلاب تمام عیار بود.

برتولوچی فیلم خود را در تطابق کامل با رویا‌پردازی فیلم‌های کلاسیک، و هم‌زمان متناسب با بازسازی وقایع می سال 1968 خلق می‌کند. در واپسین پلان فیلم، تصویر هجوم پلیس‌ها به پشت دوربین اسلوموشن شده، و سپس پرده‌ی رنگی به آرامی سیاه و سفید می‌گردد، برتولوچی واقع‌گرایانه‌ترین تصویر فیلمش را با آشناترین تمهیداتی که خاص خود سینماست به صحنه‌ای خیالی بدل می‌کند، و هنگامی که قطعه‌ی راک اند رول ابتدای فیلم دوباره شنیده می‌شود، همه‌چیز در کمال ممکن رویا‌زدگی غرق می‌گردد.

منابع:

سینمای اندیشه، بررسی آثار برناردو برتولوچی.

 

 

 


 


خبر / رادیو کوچه

سازمان حقوق بشر سوریه روز سه‌شنبه با ارایه گزارشی تعداد کشته‌شدگان اعتراضات در این کشور را که کم‌تر از یک ماه پیش آغاز شد 200 نفر اعلام کرده است. این درحالی است که دولت و مخالفان در مورد هویت کشته‌شدگان اظهارات متناقضی ارایه می‌کنند.

دولت «گروهک‌های مسلح» را به تیراندازی به سمت مردم معرفی می‌کند و می‌گوید اغلب کشته‌شدگان از نیروهای امنیتی هستند در حالی که معترضان نیروهای وابسته به نظام را به شلیک مستقیم متهم می‌کنند.

به گزارش العربیه، روز گذشته دانش‌جویان در دانش‌گاه دمشق علیه دولت تظاهرات برگزار کردند و خبرهای تایید نشده حاکی است که دست‌کم یک تن در این اعتراض‌ها کشته شد.

در همین حال شهرهای بانیاس و درعا پس از اعلام کشته‌شدن 9 تن از نیروهای دولتی شاهد برقراری تدابیر امنیتی بی‌سابقه‌ای شده است.

دست‌گاه امنیتی این کشور روز گذشته 190 نفر از تظاهرکنندگان در راه‌پیمایی منظقه «دوما» در شمال دمشق را بازداشت کردند.

بیشتر بخوانید:

«‌بشار اسد مسوول خشونت‌های سوریه است»

 


 


آرین/ دفتر کابل/ رادیو کوچه

najib@koochehmail.com

وزارت داخله افغانستان اعلام کرد در سال روان کشت کوکنار در کشور افزایش نه، بلکه کاهش خواهد یافت.

این ادعا بر عکس نگرانی‌هایی است که پیش از این از سوی اداره مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) و وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان در مورد افزایش کشت کوکنار در سال روان ابراز شده بود.

بر اساس آخرین بررسی (UNODC)، قیمت تریاک در سطح جهانی بیش از 160 درصد افزایش یافته است و مقامات این اداره از احتمال افزایش کشت کوکنار در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود.

اما جنرال بازمحمد احمدی معین مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله گفت با توجه به آمادگی‌های آنان و هماهنگی با نهادهای داخلی و بین‌المللی کشت کوکنار در سال روان کاهش خواهد یافت.

هم‌چنان وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان نیز چندی پیش اعلام کرده بود با افزایش قیمت تریاک اگر جامعه جهانی با آنان کمک نکند، کشاورزان بیش‌تری کشت کوکنار رو خواهند آورد.

از جانب دیگر معینیت مبارزه با مواد مخدر وزارت داخله افغانستان با نشر گزارش سالانه‌اش، از پیش‌رفت‌ها در مبارزه با مواد مخدر یاد کرده است.

جنرال احمدی گفت در سال 1389 پولیس بیش از 1400 قاچاق‌بر مواد مخدر را دستگیر کرده است که نسبت به سال قبل آن 35 درصد افزایش را در بازداشت قاچاق‌بران نشان می‌دهد.

وی افزود در میان این افراد برخی از مقامات بلند پایه دولتی به شمول ژنرالان پولیس شامل است.

هم‌چنان آقای احمدی گزارش برخی از رسانه‌ها را که از زبان یک مقام روسی نوشته بود که روس‌ها در چندین عملیات مبارزه با مواد مخدر با نیروهای آمریکایی در افغانستان حضور داشته‌اند را رد کرد.

این در حالی‌ست که بر اساس آمارهای وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان این کشور بیش از هشتاد درصد تریاک جهان را تولید می‌کند.

 


 


خبر / رادیو کوچه

روز دوشنبه، 22 فروردین‌ماه، در جریان تجمع عده‌ای از معترضان به دخالت نظامی عربستان سعودی در بحرین، سفارت‌خانه عربستان در تهران با مواد آتش‌زا مورد حمله قرار گرفته است. در ادامه این تجمع عده‌ای از تظاهرات‌کنندگان با نیروی انتظامی درگیر شده‌اند.

به گزارش فارس، تظاهرات اخیر، سه روز بعد از برگزاری تجمع اعتراضی دیگری در مقابل کنسول‌گری عربستان سعودی در مشهد برگزار شده که بنا به گزارش‌ها در جریان آن هم، برخی معترضان کوکتل مولوتف به هم‌راه داشته‌اند.

در پی اعزام نیروهای نظامی عربستان سعودی به بحرین برای کمک به دولت آن کشور در سرکوب شیعیان معترض، رسانه‌های حکومتی ایران اخبار فراوانی را در مورد اعتراضات مسوولان و فعالان اصول‌گرا نسبت به این اقدام منتشر کرده‌اند.

رسانه‌های داخلی ایران و وابسته به دولت جمهوری اسلامی، برگزار‌کنندگان تجمع اعتراضی روز گذشته تهران را عده‌ای از دانش‌جویان دانش‌گاه‌های تهران معرفی کرده و از شعارهای آن‌ها علیه دولت‌های عربستان سعودی و بحرین خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، تظاهرات‌کنندگان در پایان، قصد پیش روی به سمت ساختمان سفارت عربستان را داشته‌اند که با مقابله نیروهای پلیس ناکام مانده‌اند و در این میان، عده‌ای از معترضان «۶ الی ۷ کوکتل مولوتف» به سمت سفارت عربستان سعودی پرتاب کرده‌اند.

بیشتر بخوانید:

«برای مقابله با عربستان نیروهای نظامی ایران آماده شوند»


 


بزرگمهر حسین‌پور / کارتون



 


سه‌شنبه  23 فروردین  90/ 12 آوریل  2011

note3اجرا: اعظم

note3استودیو: دامون

note3تقویم‌ تاریخ

note3گزیده اخبار مطبوعات سه‌شنبه ایران

note3دایره‌ی شکسته-  «روایت اندیشه‌های تصویری»- مه‌شب تاجیک

note3بخش اول خبرها

note3گزارش روز کابل- «کشت کوکنار در سال روان کاهش می‌یابد»-  آرین

note3روز نگاشت-  «جلوه یار با صدای تار»-  محبوبه شعاع

note3مجله خبری کابل- آرین

note3پس‌نشینی تند- «این همه گویا و خموش»- اکبر ترشیزاد

note3بخش دوم خبرها

note3مجله جاماندگان- «قبای گشاد مکتب ایرانی برای دولت»- شراره سعیدی

note3نامه جمعی از فعالان سیاسی‌ و اجتماعی- «محکومیت کشتار ۱۹ فروردین در شهر اشرف»

note3بخش سوم خبرها

 

 


 


خبر / رادیو کوچه

روز دوشنبه، معترضان لیبی «نقشه راه» پیشنهادی هیت رهبران آفریقایی برای برون‌رفت از درگیری در لیبی و آتش‌بس را رد کرده، بار دیگر خواستار برکناری معمر قذافی از قدرت شده‌اند.

به گزارش آسوشیتد پرس، مصطفی عبدالجلیل، رییس «شورای ملی انتقالی» لیبی اعلام کرد که طرح پیشنهادی رهبران اتحادیه آفریقا پاسخ‌گوی خواسته‌های مردم لیبی نیست و تنها شامل اصلاحات سیاسی‌ است.

آقای عبدالجلیل که تا پیش از پیوستن به مخالفان وزارت دادگستری دولت معمر قذافی را بر عهده داشت، تاکید کرد که آقای قذافی و پسرانش باید «سریع» لیبی را ترک کنند و افزود که در غیر این‌صورت «مردم لیبی به سراغ آن‌ها خواهند رفت».

هیتی از رهبران اتحادیه آفریقا که روز یک‌شنبه برای میانجی‌گری میان حکومت لیبی و مخالفان با معمر قذافی دیدار کرده بودند، اعلام کرده‌اند که آقای قذافی «نقشه راه» برای خاتمه نزاع لیبی را پذیرفته است.

زمانی که این هیت وارد بنغازی شدند، گروهی از معترضان به مذاکره با معمر قذافی دست به تجمع زده، اعلام کردند که به اعضای این هیت که به گفته آنان اکثرشان از هم‌پیمانان آقای قذافی هستند امید اندکی دارند.

رییس «شورای ملی انتقالی» روز دوشنبه با اظهار این که زمان پیشنهادات مطرح شده از سوی این هیت سپری شده است، گفت: «ما با خون شهدایمان معامله نمی‌کنیم. یا می‌میریم،‌ یا پیروز می‌شویم.»

این اظهارات در حالی بیان شده است که سیف‌الاسلام قذافی، پسر معمر قذافی روز دوشنبه، کنار کشیدن پدرش از قدرت را «مضحک» خواند.

بیشتر بخوانید:

«دولت قذافی طرح صلح را پذیرفت»


 


خبر / رادیو کوچه

روز دوشنبه، بر اساس احضاریه دادگاه انقلاب الشتر‌، حمزه ملکشاهی‌ از دراویش نعمت‌الهی گنابادی به هم‌راه 5 تن از وکلای خود در این دادگاه حاضر شدند اما رییس دادگاه اعلام کرد که هم‌زمان جلسه اداری دارد و نمی‌تواند جلسه محاکمه را تشکیل دهد.

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، در بیرون از محوطه دادگستری الشتر، بیش از صد تن از دراویش نعمت‌اللهی گنابادی برای هم‌دردی و حمایت از برادر ایمانی خود تجمع کرده‌ بودند‌.

گفتنی است حمزه ملکشاهی دانش‌جوی رشته مهندسی مواد (‌متالوژی)‌، به هم‌راه تنی چند از دراویش‌، مردادماه سال‌ گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات خرم‌آباد بازداشت و پس از مدتی آزاد شد.

بیشتر بخوانید:

«‌جلسه رسیدگی به اتهامات دراویش نعمت‌اللهی»


 


محبوبه شعاع / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

بیست و سوم فروردین برابر با زادروز «داریوش پیرنیاکان» نوازنده تار، سه‌تار و پژوهش‌گر موسیقی است. وی متولد سال 1334 خورشیدی است و از او تا کنون بیش از شانزده آلبوم موسیقی و چهار مجموعه تصویری به بازار آمده است که هفت آلبوم با آواز «محمد‌رضا شجریان» هم‌راه است. از وی در زمینه تحقیق و پژوهش موسیقی دو اثر مکتوب با عنوان «ردیف موسیقی ایرانی معروف به میرزا عبداله» و «جلوه یار» به چاپ رسیده است.

«داریوش پیرنیاکان» در بیست و سوم فروردین ماه  سال 1334 خورشیدی در بخش گرگر(هادی شهر) از توابع «آذربایجان شرقی» زاده شده است. او از دوازده سالگی آموزش موسیقی و نوازندگی تار را در شهر تبریز زیر نظر «محمدعلی عذاری» از شاگردان «درویش خان» آغاز کرد.

پیرنیاکان از سال 1353 در رشته موسیقی دانش‌گاه تهران مشغول به تحصیل شد و هم‌زمان فراگیری دوره عالی ردیف موسیقی ایرانی را زیر نظر «علی‌اکبر شهنازی» موسیقی‌دان و نوازنده سرشناس تار آغاز کرد. او در دانش‌کده هنرهای زیبا با «داریوش صفوت» که از اساتید موسیقی سنتی ایرانی است، آشنا شد و از طریق او به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی راه یافت. در این مرکز بود که با استادانی دیگر آشنا شد و از محضر آن‌ها نیز بهره گرفت.

او بعد از فارغ التحصیلی از دانش‌گاه هم‌چنان تا پایان سال 1367 در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و کار با گروه‌های موسیقی این مرکز ادامه داد. پیرنیاکان با نوازندگی تار هم کاری مشترک خود را با «محمدرضا شجریان» از سال 1358 آغاز کرد. حاصل این هم‌کاری مستمر کنسرت های متعدد در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلیس، فرانسه، سوییس، سوئد، نروژ و انتشار آلبوم‌های یاد ایام، پیام نسیم، سروچمان، رسوای دل، آسمان عشق، جان عشاق، آرام جان است.

از داریوش پیرنیاکان بیش از شانزده آلبوم موسیقی و چهار مجموعه تصویری به بازار آمده است که هفت آلبوم با آواز محمد‌رضا شجریان هم‌راه است. علاوه بر این آلبوم‌ها به  تک‌نوازی تار در ماهور و سه گاه،به نام شور دشت با صدای «صدیق تعریف»، سخن تازه با صدای «شهرام ناظری» و ‌آلبومی با «حمید رضا نوربخش» باید اشاره کرد.

وی در سال 1380 گروه موسیقی «شهنازی» را تاسیس کرد که تا به امروز هم‌چنان به فعالیت خود ادامه داده است. پیرنیاکان در همین سال مفتخر به دریافت نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد شد.

پیرنیاکان در تحقیق و پژوهش موسیقی نیز دست دارد و دو اثر مکتوب در این حوزه از او با عنوان «ردیف موسیقی ایرانی معروف به میرزا عبداله» و «جلوه یار» به چاپ رسیده است. علاوه بر این داریوش پیرنیاکان در سخن‌رانی ها و سمینارهای متعدد داخلی و خارجی مقالات تخصصی ارایه کرده و شرکت داشته است.

وی هم‌چنین سمت‌ها  و مسولیت‌های مختلف اداری نیز برعهده داشته است که عضویت در هیت مدیره خانه موسیقی، عضویت در هیت علمی دانش‌گاه تهران، عضویت در شورای تخصصی و مشاور موزه موسیقی  و داوری در جشنواره‌های مختلف فجر و موسیقی نواحی ایران و دبیری ششمین جشنواره موسیقی جوان از آن جمله است.

 

منبع ها:

گوگل

ویکی پدیا

هم‌شهری

 


 


آن‌چه در این بخش می‌آیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

منبع: دیگر‌بان

سایت‌های محافظه‌کار منتقد دولت به تیم محمود احمدی‌نژاد هشدار دادند چنان‌چه بخواهند در برابر دستورات علی خامنه‌ای ایستادگی کنند، واژگون شده و از سرچشمه خشک خواهند شد.

سایت‌های «الف»  و «شمال‌نیوز» در یادداشتی مشترک و سایت «جهان‌نیوز» در یادداشتی مستقل این مطالب را بیان کرده‌اند.

یادداشت این سایت‌های محافظه‌کار در واکنش به این گفته علی‌اکبر جوانفکر که محمود احمدی‌نژاد در موضوع برکناری رحیم‌مشایی از معاونت اولی می‌توانست دستور آیت‌اله خامنه‌ای را اجرا نکند٬ منتشر شده است.

سایت‌های «الف» و «شمال‌نیوز» خطاب به مشاور احمدی‌نژاد نوشته‌اند: «کاری نکنید تعبیر و تحلیل برخی افراد در مورد این‌که فتنه بعدی از درون اصول‌گرایان است به حقیقت بپیوندد و شما و امثال شما مصادیق آن باشید.»

این سایت‌ها به صراحت تیم احمدی‌نژاد را تهدید کرده‌اند کاری نکنند تا «فرزندان ولایت» با آن‌ها برخورد کنند.

سایت «جهان‌نیوز» هم در واکنش به اظهارات جوانفکر نوشته است: «سرچشمه‌های جوشان این جریان خطرناک (تیم احمدی‌نژاد) را باید به خوبی رصد کرد و البته در ادامه خشکاند.»

این سایت اضافه کرده است: «افرادی که به دستورات مقام معظم رهبری قید ارشادی یا مولوی الصاق می‌کنند از این جهت بسیار خطرناکند که می‌توانند در هر لحظه‌ای و در مورد هر دستوری، به بهانه ارشادی بودن، آن را اجرا نکرده و مقاصد ناصواب خویش را دنبال کنند.»

محمود احمدی‌نژاد پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ در حکمی اسفندیار رحیم‌مشایی را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد که این اقدام با واکنش‌های تندی هم‌راه شد.

مدتی بعد نامه‌ای از رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر ضرورت کنار گذاشتن رحیم‌مشایی از این پست منتشر شد که احمدی‌نژ‌اد نسبت به اجرای مفاد آن بی‌اعتنایی کرد تا این‌که رحیم‌مشایی خود تصمیم به استعفا گرفت.

پس از استعفای رحیم‌مشایی٬ احمدی‌نژاد در نامه‌ای کوتاه خطاب به خامنه‌ای خبر برکناری مشایی از معاونت اولی خود را اعلام کرد و در پایان نامه خود خطاب به وی نوشت: «ایام عزت مستدام.»

بسیاری از محافظه‌کاران معتقدند احمدی‌نژاد نسبت به این دستور خامنه‌ای بی‌اعتنایی کرده و با وجود گذشت بیش از یک‌سال٬ از این بی‌اعتنایی خشمگین هستند.


 


اشکان رضوی / نامه وارده

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این نامه‌های وارده ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب این نامه‌ها در هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. اینک آن چه در پی می‌آید نامه‌ای دیگر از یکی از خوانندگان رادیو کوچه است که مسایل صدای آمریکا را دنبال می‌کند. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

تاریخ سیاسی هر کشوری شکل یافته ازفرایند‌های زشت و زیبایی است که در برهه‌های تاریخی نقش تاثیر‌گذار خود را در روند شکل‌گیری آینده یک کشور ایفا می‌کند.

ایران نیز از این قاعده به‌دور نبوده و با ورود به دوران مدرنیته و تعریف دولت و ملت به معنای امروزی آن شاهد هستیم که مبارزات سیاسیون ایرانی دارای نقاط قوت و ضعف‌های بسیاری بوده که در روند شکل‌گیری جامعه سیاسی ایران کنونی بی‌تاثیر نبوده است.

از انقلاب مشروطه و جان‌فشانی‌های انقلابیون مشروطه‌خواه در راه دموکراسی در ایران و بر علیه استبداد، تا سر‌سپردگی عده‌ای به روس و انگلیس در همان دوره که موجب تحمیل هزینه‌های بسیاری بر ملت ایران و انحراف انقلاب مشروطه ودموکراسی در ایران شده تا شکل‌گیری جریانات چپ و از جمله حزب خائن توده، که کمر به اضمحلال ایران بسته بود، و جریانات ملی که دل در گرو سر فرازی ایران و پی‌کار با بیگانگان داشتند و تا ظهور گروهای خشونت‌گرا و تروریست در دهه چهل و پنجاه همه نشان از زشتی و زیبایی‌های تاریخ معاصر ایران را دارد.

اما اگر بخواهیم زیبایی‌های این تاریخ و مبارزان میهن پرست و آزادی‌خواهان را در این‌جا واکاوی نکرده و صرفن به زشتی تاریخ سیاسی این دوران بپردازیم بی‌درنگ آن‌چه که ذهن هر ایرانی آزادی‌خواه و دموکرات را به خود مشغول می‌کند تولد پدیده‌ی زشتی است به نام «سازمان مجاهدین خلق» که شوربختانه این سازمان علارغم آزادی‌خواه بودن بنیان‌گذاران آن‌، راه خشونت را برای پیش‌برد اهداف خود در پیش گرفت که با کمال افسوس باید اذعان داشت سرمایه انسانی نسلی از بهترین‌های این مرز و بوم را به دره نیستی و فنا کشاند.

این سازمان که تلاش داشت تا با ملغمه‌ای از اسلام تئوری‌ریزه شده علی شریعتی و مهندس بازرگان و هم‌چنین گفتمان ودیالکتیک سوسیالیسم و مارکیسیم معجونی برای رهایی ملت ایران فراهم آورد خود در دام خشن‌ترین ایدئولوژی التقاطی زمان خود گرفتار آمد چنان که پس از اعدام «محمد حنیف‌نژاد» و دیگر بنیان‌گذاران آن و با انشعاب درون گروهی تقی شهرام و اعلام مارکسیت به عنوان خط سیر سیاسی سازمان و قربانی‌شدن مهدی شریف واقفی، از اصول نخست خود دور گشته و نتوانست در مدار آزادی‌خواهی ملت گام بر دارد و نا چار پس از رخ‌داد سال 57 نیز راهی را پیمود که جز ادبار و بدبختی برای اعضای خودش و ملت هیچ نداشت.

مسعود رجوی بسیاری از هم‌سنگران خود را در ایران جا گذاشت و بنا به روایتی حتا گرای بسیاری از آنان نیز توسط تشکیلات وی به کمیته‌ها و سپاه پاسداران آن زمان داده شد که یا اعدام شدند و یازندانی

با به دست گرفتن زمام امور این تشکیلات توسط «مسعود رجوی» و از میان به‌در کردن رقبایی هم‌چو «موسی خیابانی» که به لحاظ تشکیلاتی بسیار سر آمد‌تر از رجوی بود و هم‌چنین «اشرف ربیعی» همسر نخست مسعود رجوی در طی یک عملیات برنامه‌ریزی شده و پر ابهام توسط نیروهای حکومت، این سازمان به ورطه هولناک‌تری از گذشته افتاد و با وارد شدن به فاز مبارزه مسلحانه و ترورهای کور و نا‌جوان‌مردانه‌ای که حتا مورد تایید بسیاری از وابستگان این سازمان نیز نبود عملن مبدل به یک تشکیلات تروریستی و ضد‌بشری شد.

پرداختن به چگونگی روابط درون تشکیلاتی مجاهدین خلق درآن سال‌ها و فریب ابولحسن بنی‌صدر به عنوان رییس جمهوری ایران و هم‌چنین ازدواج فیروزه بنی‌صدر دختر ابولحسن بنی‌صدر با مسعود رجوی و فرار هم‌زمان آن‌ها از ایران که بعدها نام پرواز تاریخ‌ساز را بر‌ این فرار گذاشتند خود حکایت مثنوی هفتاد من است اما بی‌ربط نخواهد بود که عنوان شود در همان فرار تاریخ ساز، مسعود رجوی بسیاری از هم‌سنگران خود را در ایران جا گذاشت و بنا به روایتی حتا گرای بسیاری از آنان نیز توسط تشکیلات وی به کمیته‌ها و سپاه پاسداران آن زمان داده شد که یا اعدام شدند و یازندانی. و این‌گونه است تشکیلاتی که توسط  محمد حنیف‌نژاد و یارانش برای رهایی ملت ایران و دموکراسی‌خواهی بنیان نهاده شده بود حال خود به یک عنصر ضد مردمی بدل گشته و با تصاحب ریاست این تشکیلات توسط فرد گم‌نام و بدون پیشینه مبارزاتی به نام مسعود رجوی به نا کجا آبادی پای گذاشت که دیگر امیدی به بازگشت آن نبوده و نیست.

بنی صدر بعد از خروج از ایران و تشکیل شورایی به نام شورای ملی مقاومت با حضور تعدادی از فعالین سیاسی چپ‌گرا و البته فعالین اجتماعی اپورتونیست، با دیدن انحرافات شدید مسعود رجوی از آن جدا شده و جالب است که بدانید فیروزه بنی صدر نیز با خیانت مسعود رجوی به وی و ار تباط پنهانی مسعود با مریم قجر عضدانلو (‌همسر مهدی ابریشمچی از کادرهای اصلی سازمان) از وی جدا شده و این مسئله بعد از رسانه‌ای شدن توسط فیروزه بنی‌صدر وارد مرحله جدیدی می‌شود و مسعود رجوی با زیرکی خاص خودش از این عمل غیر‌اخلاقی‌ پروژه جدیدی به نام ازدواج ایدوئلوژیک را مطرح می‌نماید و مهدی ابریشمچی نیز که مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود چاره‌ای جز پیروی از این خفت را نداشت و به ناچار در اقدامی با طلاق دادن مریم قجر وی را به برادر مسعود هبه می‌کند و حتا جالب‌تر آن‌که در مراسم ازدواج آن دو نیز حضوری فعال داشته و بر این ازدواج انقلابی، صحه می‌گذارد.

در این مقطع و با شدت گرفتن جنگ ایران و عراق مسعود رجوی از طریق سرویس استخبارات عراق و سفارت آن کشور در فرانسه عملن سازمان را به پرت‌گاه دهشتناک دیگری می‌کشاند و آن مزدوری بی‌چون و چرا برای کشوری مانند عراق است که در حال جنگ با ایران است.

همین مسئله در همان مقطع موجب ریزش نیروی بسیاری در سازمان شده و تشکیلات سازمان علارغم آگاه بودن به این خیانت تاریخی و نتایج آن تن به خواست ضد میهنی مسعودی رجوی می‌دهد و بازماندگان سازمان طی یک فرایندی به عراق منتقل شده و به صورت یک نیروی نظامی وابسته به ارتش عراق سازمان‌دهی می‌شوند که همان هنگام نیز بسیاری نام نیروی نظامی فوق را ارتش فارس زبان صدام حسین گذاردند.

البته وارد این مرحله شدن سازمان در جنگ علنی با ایران تحط عنوان مبارزه با رژیم حکومت اسلامی بدین معنا نبود که نیروهای سازمان تا آن هنگام هیچ‌گونه هم‌کاری با عراق نداشتند بلکه پیش از آن نیز سازمان مجاهدین خلق در محورهای غرب و شمالغرب جبهه‌ها عملن نقش بازوی اطلاعاتی و تخریب‌چی ارتش عراق را بازی می‌کرد اما در این فاز جدید به این هم‌کاری خود چهره منسجم‌تری بخشیدند و تلاش کردند تا وانمود کنند که به عنوان ارتش آزادی‌بخش ملی‌، یک نیروی نظامی و مستقل هستند که در حال مبارزه با رژیم حاکم بر ایران می‌باشند. اما کیست که نداند هم‌کاری این سازمان در تمام دوران جنگ هشت ساله عملن نوعی خیانت میهنی و هم‌کاری تنگا‌تنگ با رژیم عراق بوده که اسناد آن نیز بعدها به صورت گسترده منتشر شد و همین هم‌کاری ننگین شوربختانه صدمات جبران‌ناپذیری رابه ملت ما  تحمیل نمود‌.

رژیم صدام و کشورهای عربی نیز با در اختیار گذاشتن امکانات مالی و لجستیکی و نظامی فروان امید به آن  داشتند که با پیروزی مجاهدین می‌توانند جای پایی در فردای ایران برای خود دست و پا کنند و البته نیز نباید از یاد برد که این هم‌کاری مجاهدین منحصر به رژیم بعث عراق و کشورهای عربی نبوده و افرادآن همواره بر اساس دستور تشکیلاتی و آموزه‌های سازمان مطبوع خود از هم‌کاری منحصر به فردی با دست‌گاه‌های اطلاعاتی غرب نیز بر خوردار بودند.

آری سیاست این سازمان از خشونت عریان نسبت به هم‌میهنان خود مبدل به خیانت عریان شد و علارغم امکانات تبلیغاتی گسترده‌ای که مجاهدین در تمام دنیا داشتند این سازمان فاقد حداقل‌های پای‌گاه مردمی بود و این در حالی بود که آنان همواره خود را تنها آلترناتیو آینده ایران می‌دانستند و در اقدام مضحک دیگری مریم قجر را به عنوان ریس جمهوری بر‌گزیده مقاومت مطرح نمودند و البته با کدام متر و معیار انتخاباتی هیچ‌گاه این انتخاب بر کسی معلوم نگشت و این‌گونه است که مریم قجر تا‌کنون در تمام نمایش‌های تهو‌آور تبلیغاتی، خود را ریس جمهوری ملت ایران می‌نامد.

حال بگذریم از این‌که مسعود رجوی با تردستی و قداست بخشیدن به خود مریم را بیینه‌ی برای رسیدن به خود معرفی نمود و در روابط درون سازمانی با استفاده ابزاری از مقوله هژمونی زنان بر مردان و تنظیم روابط مخوف و فرقه‌ای در اردوگاه‌ها، فاجعه انسانی بزرگ‌تری را نسبت به افرادش رقم زد که درآینده بی‌گمان صفحات تاریخی بسیاری در بر‌گیرنده این جنایت‌ها خواهد شد.

با پذیرفتن آتش بس و قطع‌نامه 598 توسط ایران و عراق، مجاهدین که حیات خود را در گرو ادامه جنگ بین دو کشور می‌دانستند با حماقت و جاه‌طلبی مسعود رجوی بار دیگر در چاه دیگری افتادند و سازمان با فراخواندن بسیاری از نیروهای خود از سر‌اسر جهان و نشست چندین ساعته مسعود رجوی تئوری فتح ایران از مهران تا تهرا‌ن رامطرح نمود و با یک اقدام نا‌بخردانه و به شکل یک انتحار، نیروهای فاقد آموزش‌های نظامی خود را برای تجاوز به خاک ایران به صف نمود و با‌ستونی از زره‌پوش‌های شهری «کاس کاول» و «اسکورپین» و تجهیزات نظامی سبک دیگر و هم‌چنین پشتیبانی اطلاعاتی و هوایی عراق عملیاتی به نام فروغ جاویدان را آغاز کردند که این عملیات علارغم پیش‌روی‌های اولیه به دلیل عدم انسجام ارتش و نیروهای نظامی ایران بعد از پذیرش قطع‌نامه، دچار سر‌نوشت شوم دیگری شد و سازمان با دادن تلفات بسیار زیاد و شکستی سنگین، هیچ‌گاه نتوانست این مهم را درک کند که ایرانی نسبت به خاکش تعصب داشته و برایش پذیرفته نیست که نیرویی بخواهد در راستای اهداف بیگانگان به کشورش تجاوز نماید‌.

با این فاجعه و خیانت بزرگ مسعود رجوی وی نه تنها اعتراف به اشتباه خود نکرد بلکه در نشست‌های تشکیلاتی و درون سازمان تلاش شد تا این‌گونه به اعضا القا‌ شود که نا کامی در این نبرد ریشه در منیت‌های آنان داشته و افراد باید هرچه را که نماد وابستگی به جهان مادی تلقی می‌شود را از خود دور کنند و به تعبیر سازمانی‌، آن را طلاق دهند و مجاهدین یکی از دلایل شکستشان این مسئله بوده که در ذهن خود دچار تضاد بوده و وابستگی‌های خاص خودشان را در صحنه نبرد داشتند و اگر در برادر مسعود ذوب شده بودند بی‌گمان پیروز میدان بودند‌ و این بود که افراد سازمان وادار به نوشتن تضادهای درونی و شخصیتی خود شدند و کار به آن‌جا رسید که این مسخ‌شدگان حتا باید روابط دوران کودکی و نوجوانی خود را نیز بر روی کاغذ می‌آوردند و یا اگر فردی با توجه به دور بودن از خانواده‌اش در خلوت به مادر و خانوده‌اش می‌اندیشید نیز باید این مسئله را مکتوب می‌کرد و در کنار مکتوبات و اعترافات دیگر خود از جمله ذهنیت‌های جنسیتی‌اش را نیز به نفر و مسوول تشکیلاتی‌اش می‌داد و با طی کردن این پروسه ممکن بود که فرد بر اساس تعبیر‌های سازمانی و تشکیلاتی پاک شده و از تضاد‌های ذهنی عبور می‌کرد. یعنی آن‌که با نوشتن تضادهای درونی خود به درجه‌ی بالایی از بی‌گناهی می‌رسید و گناهان او منتقل می‌شد به برادر مسعود؟‌.

این روابط تشکیلاتی مخوف نا‌‌خود‌آگاه انسان را به یاد حسن صباح و مریدان او می‌اندازد. اگر چه باید اذعان داشت که حسن صباح نیز هیچ‌گاه تا بدین درجه تلاش نکرد تا کنترل ذهن افرادش را به دست بگرید و آنان را از بدیهی‌ترین حقوق انسانی یعنی عاشق شدن و از زندگی لذت بردن و احساسات انسانی دور بدارد.

و این روابط تشکیلاتی مخوف نا‌‌خود‌آگاه انسان را به یاد حسن صباح و مریدان او می‌اندازد. اگر چه باید اذعان داشت که حسن صباح نیز هیچ‌گاه تا بدین درجه تلاش نکرد تا کنترل ذهن افرادش را به دست بگرید و آنان را از بدیهی‌ترین حقوق انسانی یعنی عاشق شدن و از زندگی لذت بردن و احساسات انسانی دور بدارد.

با حمله عراق به کویت و نا‌بسامانی داخلی عراق و شکل‌گرفتن قیام شیعیان و کردها بر علیه حکومت صدام حسین، سازمان بار دیگر در نقش مزدور جان بر کف صدام ظاهر شد و در تپه‌های مروارید و جلولا جنایت دهشتناک دیگری را بر علیه کردها و شیعیان معترض رقم زد به گونه‌ای که دیدن تصاویر له شدن انسان‌ها‌ی بی‌گناه زیر زره‌پوش‌های سازمان مجاهدین دل هر انسانی را به درد می‌آورد و هنوز نیز بسیاری از مردم عراق این جنایت‌ها را نتوانسته‌اند فراموش کنند.

در کشورهای اروپایی و غرب نیز سازمان با اقدامات تبلیغاتی گسترده و آکسیون‌های مختلف برای جلب حمایت شهروندان غربی حتا از وادار نمودن کودکان اعضای خود به گدایی به شکل آکسیون‌های ترحم‌بر‌انگیز کوتاهی نکرد و در خوش رقصی دیگری مسئله فعالیت‌های اتمی ایران را مطرح نمود که به باور من تشخیص ضرورت و یا عدم ضرورت داشتن انرژی هسته‌ای بر عهده ملت ایران است و چرا یک سازمانی سیاسی که خود را مدافع منافع ملت می‌داند باید حاضر به چنین خیانتی شود که علاوه بر هم‌راهی با دشمن متجاوز مسایل درون کشور را نیز در اختیار بیگانگان قرار دهد.؟

با همه این احوالات در جنگ دوم  آمریکا با عراق و فرو‌پاشی رژیم حزب بعث و اعدام صدام حسین، سازمان در برزخ بلاتکلیفی گرفتار ماند و مسعود رجوی نیز در این برهه از دیده‌ها غایب شد که به گمان من دو دلیل بیش‌تر نمی‌تواند این غیبت داشته باشد.

نخست آن‌که وی پیرو ادعای مهدویت خویش، خود را از دیده‌ها پنهان نموده تا در بزنگاه دیگری هم‌چو شوالیه‌ای دون کیشوت‌وار، وارد صحنه شود و با قدرت‌نمایی دست به حماقت‌های دیگری بزند.

و دوم آن‌که وی کشته شده و یا در اسارت نیروهای آمریکایی است و در بیرون از عراق به سر می‌برد و فاقد کنترل بر نیروهای تحت امر خود می‌باشد و مریم قجر بر اوضاع مسلط شده است.

‌چون هیچ دلیل موجهی نمی‌تواند داشته باشد که رهبر و لیدر یک سازمان سیاسی از دید مریدانش دور بوده و صرفن اقدام به انتشار بیانیه نماید و در سخت‌ترین شرایط نیروهای خود را تنها بگذارد. اگر چه تنها گذاردن نیروها و یاران یکی از خصوصیات فطری مسعود رجوی می‌باشد و کارنامه او آکنده از این بی‌تعهدی‌ها و بی‌وفایی‌هاست.

با روی کار آمدن دولت منتخب مردم عراق، اردوگاه اشرف که حالا هم‌چو یک زیگل زشت در نظر مردم و دولت عراق جلوه می‌نمود باید تعیین تکیف می‌شد و مجاهدین علارغم خوش‌رقصی‌های ابتدایی برای آمریکایی‌ها و بر‌خوردار بودن از حمایت نیروهای ارتش آمریکا تلاش نمودند تا این بار در نقش مزدور برای آمریکا ظاهر شوند و جلسات پی‌در‌پی سران آن با فرماندهان ارتش آمریکا و ترتیب دادن میهمانی‌های شام و غیره هم در بلند‌مدت نتوانست موجب دل‌ربایی از آمریکا شود چون این‌که این سازمان در لیست سازمان‌های تروریستی آمریکا قرار داشت و آمریکا نیز به این امر واقف بود که مجاهدین از حداقل پای‌گاه مردمی بر خوردار هستند و حساب کردن روی آنان مانند شرط بستن بر روی اسب مرده است اگر چه دول غربی و منجمله آمریکا پیرو تامین منافع ملی خود از هر ابزاری برای پیش‌برد این مهم استفاده می‌کنند و مجاهدین نیز به دید آنان فقط یک ابزار بودند کما این‌که با تمام تحرکات گسترده مریم قجر در اروپا، وی حتا نتوانست یک حمایت حداقلی از اروپاییان را به صورت رسمی داشته باشد و پیش‌کش نمودن قالیچه‌های نفیس و هدایای گرانب‌های دیگر به دیپلمات‌های درجه چندم اروپایی و یا فلان شهردار شهر کوچک در اروپا نیز کاری از پیش نبرد.

اما آن‌چه که این روزها باز هم مورد استفاده ابزاری این سازمان قرار گرفته مقوله اعمال حاکمیت ملی و سرزمینی دولت عراق بر بخشی از خاک خود است که سالیان سال در اشغال نیروهای سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک نیروی خارجی بوده است.

چرا این اپوزسیون نسبت به مردم و ایرانی‌تباران بحرین که به دست جلادان آل خلیفه و عربستان سعودی به خاک و خون کشیده می‌شوند تا‌کنون سکوت اختیار کرده و دم بر نمی‌آورد؟ مگر نه این‌که حقوق بشر در بحرین نیز زیر پا گذارده شده و جنایات هولناکی صورت گرفته است پس چرا تا کنون سکوت کرده‌اید؟

در 19 فروردین دولت عراق تلاش می‌نماید که حاکمیت خود را بر اردوگاه اشرف که دارای وسعت چندین کیلوتری می‌باشد اعمال نماید که با تحریک سران این سازمان نیروهای آن وارد د‌رگیری با نیروهای عراق می‌شوند و عده‌ای در این بین کشته و عده‌ای هم زخمی می‌شوند. و طبیعی است که نیروی نظامی هر کشوری برای اجرای دستورات مقامات سیاسی کشورش و هم‌چنین دفاع از تمامیت ارضی خود بر خورد خشونت‌بار و نظامی را نیز در دستور کار خود دارد و این مسئله چندان عجیب نبوده و نیست.

این مسئله بهانه‌ای می‌شود توسط سران سازمان برای استفاده ابزاری و بهره برادری تبلیغاتی گسترده برای حیات مجدد به فراموشی سپرده‌شده‌گان تاریک‌خانه اشرف، که آی ملت چه نشسته‌اید که فرزندان بی‌گناه، شما را دولت عراق به تحریک رژیم ایران به خاک و خون کشیده است. بسیاری از ایرانی‌ها نیز شوربختانه بر اساس آموزه‌های فرهنگی و روح لطیف ایرانی حس نوع‌دوستی و حقوق بشری‌شان به قلیان در آمده و سوز و زاری سر دادند که فرزندان ایران زمین را کشتند وبرند‌؟ و بشتابید برای نجات بازماندگان آن.

نخست آنک‌ه باید عنوان شود که این جماعت از روزی که دست در دست دشمن بر روی برادر و خواهر‌های ایرانی خود اسحله کشیدند و خیانت نمودند دیگر ایرانی به حساب نمی‌آیند و شرافت ایرانی از وجود نا‌پاک آنان رخت بر بسته است.

دوم آن‌که حق قانونی دولت مشروع و بر‌خواسته از رای ملت عراق است که بر بخشی از سر‌زمین خود اعمال حاکمیت نماید‌.

سوم آن‌که میهمان باید اصول میهمان بودن را رعایت کرده و تابع میزبان باشد و بر مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو تکلیف است که وضعیت نیروهای تحت امر خود را روشن کنند و به آینده آنان بیاندیشند و به جای گز کردن مراکز خرید اروپایی و لاس زدن با فلان آبدارچی پارلمان اروپا و در بوق و کرنا کردن آن به فکر نیروهای خود باشند.

چهارم آن‌که نیروهای اپوزسیون ایرانی توجه داشته باشند که در قاموس و مکتب مجاهدین هر کس که با این سازمان نیست مزدور رژیم به حساب آمده مگر آن‌که برای برائت از مزدوری رژیم ایران بندگی خود را به برادر مسعو د و خواهر مریم به اثبات برسانند.

این حس نوع دستی بی‌نهایت قابل ستایش است اما چرا روزهایی که گرای شهرهای ما و سربازان در جبهه‌ها را مجاهدین به نیروهای عراقی می‌دادند و در بازجویی اسرای ایرانی در استخبارات عراق مرتکب آن همه جنایت شدند قلیان نکرد و دریغ از یک نمونه موضع‌گیری توسط اپوزسیون در آن هنگامه شهر‌آشوب میهن و خیانت‌های گسترده این سازمان ضد میهنی.

چرا این اپوزسیون نسبت به مردم و ایرانی‌تباران بحرین که به دست جلادان آل خلیفه و عربستان سعودی به خاک و خون کشیده می‌شوند تا‌کنون سکوت اختیار کرده و دم بر نمی‌آورد؟

مگر نه این‌که حقوق بشر در بحرین نیز زیر پا گذارده شده و جنایات هولناکی صورت گرفته است پس چرا تا کنون سکوت کرده‌اید؟

آری هم‌میهن این است پارادوکس تئوریک بسیاری از سیاسیون و روشن‌فکران ما.

تکیلف رژیم ایران و آن‌چه که بر ملت می‌رود با ملت ایران است اما من به نوبه خود به عنوان کسی که سال‌هاست در مبارزه با حکومت ایران بوده و متحمل هزینه‌های بسیاری نیز شده‌ام هیچ‌گاه حتا قطره اشکی نیز برای این دشمنان فطری آب و خاک میهنم نخواهم ریخت چون اشک مقدس است و ترحم نیز خصلتی انسانی است که بایسته است برای کسانی که لایق آن هستند به کار گرفته شود.

تهران 23 فروردین 1390 خورشیدی

………………………………………

«در قبال کشتارساکنان اشرف سکوت نمی‌کنم»


 


آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه

صبح امروز انفجاری در شهر کندهار در شرق افغانستان پنج فرد ملکی را زخمی کرد.

شیرشاه یوسفزى آمر امنیت فرماندهی پلیس کندهار گفت این انفجار هنگام عبور کاروان نظامیان خارجی و افغان رخ داد، اما در این روی‌داد به سربازان پلیس افغان آسیبی نرسیده است.

وی در مورد تلفات نیروهای بین‌المللی چیزی نگفته است، اما آیساف با انتشار یک اعلامیه از کشته شدن یک سربازش در اثر  انفجار در شرق افغانستان خبر داده است.

از جانب دیگر منابع بیمارستان‌ها در کندهار گفته است هشت زخمی برای تداوی به آنان انتقال شده که در میان شان سه کودک نیز شامل است.

تا کنون کسی مسوولیت این انفجار را به عهده نگرفته است.


 


به دنبال انتشار بخش‌هایی از نامه  ‌مهندس «سید هاشم خواستار» معلم در بند مشهدی به رییس قوه قضاییه‌، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران متن کامل نامه وی را برای اولین بار منتشر کرده است.

متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:‏

ریاست محترم قوه قضاییه سلام علیکم

زندان کتابی است که اگر بنویسی نوشتنش تمام نمی‌شود و اگر بخوانیم خواندنش تمام نمی‌شود.

وضعیت غیربهداشتی و غیرانسانی بند 6.1 زندان وکیل‌آباد

با جدا کردن ما زندانیان سیاسی، از خدمه بند در عمومی چهار بند 6.1 و انتقال ما به عمومی شماره سه بند 6.1 تصمیم گرفتم نامه‌ی دوم را به رییس قوه قضاییه و زیر‌مجموعه آن بنویسم.

به تاریخ 06/10/89 به عمومی 3 که قبلن ممنوع‌الملاقات‌ها در آن بودند، منتقل شدیم این بند 5 روز اول شیشه نداشت که جلوی پنجره پتو آویزان کردیم و همه‌ی ما سرما خوردیم که تعدادی از ما مجبور شدیم آمپول بزنیم.

طبقه‌ی بالای این بند عمومی 2 می‌باشد که به بند قرصی‌ها، مشهور است فاضلاب این بند از سقف بند ما مرتب چکه می‌کرد. ‌به سقف پلاستیک زدیم تا این آب کثیف روی پلاستیک جمع شود و از یک گوشه پایین بریزد (النظافت من الایمان) .

ظلع شمالی بند که دارای پنجره است همیشه صدای فرز و آهنگری می‌آید‌. آب حمام یا سرد سرد است یا آن‌قدر داغ است که از شیر آب سرد هم آب داغ می‌آید، در یک نوبت یکی از هم‌بندی‌های ما که نمی‌دانست شیر آب سرد هم داغ است استفاده کرد و دچار سوختگی شد.

علی‌رغم این‌که تعداد زیادی زندانی در هر بند است دریغ از یک بوته یا درخت سبز الان بیش از یک‌سال و نیم از زندانی شدنم می‌گذرد هیچ‌گونه سبزه‌ای ندیده‌ام مگر زمانی که مرا با دست‌بند و پا‌بند به دادگاه یا بیمارستان بردند که در شهر چشمم به درخت و سبزه افتاده در زندان‌، زندانی گیاهان و درختان را هم فراموش می‌کند.

هوا‌خوری بند ما ( بند 6.1 )  8×30  است یعنی 240 متر مربع است که به صورت شرقی غربی و دور تا دور آن ساختمان یک تا دو طبقه می‌باشد و در آذر و دی ماه فقط 20 سانتی‌متر کف هوا خوری را آفتاب می‌گیرد.

یکی از هم‌بندی‌های ما ایرانی‌ – فرانسوی است که سه سال در افغانستان زندانی بوده و دولت افغانستان او را تحویل ایران داده است. وی می‌گفت سال آخر آمریکایی‌ها بر دولت افغانستان فشار آوردند که صلیب سرخ بر زندان‌ها نظارت داشته باشد، خیلی خوب شد میوه فراوان داشتیم زیر تخت‌ها پر از میوه بود.

این بند 9 سوییت ( در هر کدام از 10 تا 17 نفر ) و 5 عمومی که هر یک از 10 تا 60 نفر زندگی می‌کنند و به جز عمومی 4 که زندانیان خدمه هستند و در بند باز است، سایر سوییت‌ها و عمومی‌ها باید به صورت جداگانه از این هواخوری استفاده کنند. در زمستان بدن انسان حداقل 15 دقیقه نیاز به آفتاب مستقیم دارد تا ماده‌ای به نام ‌ارکسترول را تبدیل به ویتامین د کند تا از راشیتیسم و پوکی استخوان جلوگیری کند، ولی به جرات می‌گویم که خیلی از زندانیان این بند در زمستان حداقل 15 دقیقه آفتاب ندارند.

فاضلاب بند 6.1 که فاضلاب بند 5 نیز به آن می‌پیوندد در ماه معمولن چند نوبت بند می‌آید که اکثرن کف هوا خوری را آب گرفته و زندانیان به تئنه می‌گویند به به دریا را به داخل زندان آوردند، البته دریای فاضلاب بود.

یکی از هم‌بندی‌های ما ایرانی‌ – فرانسوی است که سه سال در افغانستان زندانی بوده و دولت افغانستان او را تحویل ایران داده است. وی می‌گفت سال آخر آمریکایی‌ها بر دولت افغانستان فشار آوردند که صلیب سرخ بر زندان‌ها نظارت داشته باشد، خیلی خوب شد میوه فراوان داشتیم زیر تخت‌ها پر از میوه بود. در حالی که در ایران همسر یکی از زندانی‌ها به یکی از مسوولین زندان گفته بود که خودتان میوه نمی‌دهید چرا به فروش‌گاه بند 6.1 میوه نمی‌آورد ایشان گفته بودند«این‌جا زندان است، هتل که نیست!»

اگر زندانیان میوه و سالاد می‌داشتند و هوا‌خوری، در طول روز از بروز بسیاری از بیماری‌ها جلوگیری می‌شد و در نتیجه مخارج دارو و درمان برای زندان کم می‌شد.

بند قرنطینه: خوابیدن زندانیان جلوی توالت و روی پله‌ها به علت نگه‌داری بیش از حد زندانی‌ها

سالن 4 بند قرنطینه که در تیر ماه 87 آن‌جا بودم 200 متر مربع مساحت و 200 نفر جمعیت داشت که می‌گفتند به 250 نفر رسیده و در تاریخ 13/09/89 ، 456 زندانی داشته که سرانه هر فرد از فضای آن نیم متر مربع می‌باشد و این مساحت فقط گنجایش نصف گوسفند را در آغول دارد. قبلن که هوا گرم بود از هوا‌خوری که وسایل ورزشی در آن نصب بود و ایرانیت روی آن گذاشته بودند استفاده می‌کردند، اما با سرد شدن هوا دیگر از آن استفاده نمی‌کنند و مجددن با گذاشتن بخاری، به عنوان فضای اسکان زندانیان استفاده می‌کنند.

سالن 4 بند قرنطینه هشتاد تخت یک‌نفره دارد که به صورت دو نفره از هر تخت استفاده می‌کنند و زندانیان به صورت کتابی فشرده و بین تخت‌ها و زیر تخت‌ها می‌خوابند. سالن 1 که مخصوص افراد معتاد است در آن زمان 300 نفر و اکنون به روایتی 1100 نفر زندانی دارد. در سالن 4 بند 5 که 13 اتاق 15 تختی دارد، جمعیت آن به 950 نفر رسیده است که در مسجد و جلوی توالت‌ها می‌خوابند و سالن 1 و 2 و 3 هم به‌تر از سالن 4 نیست. بند 4 هم آن‌قدر زندانی دارد که جلوی توالت و روی پله‌ها و ایست‌گاه پله‌ها می‌خوابند هنگام حمام یک‌نفر زیر دوش و 10 نفر در صف هستند.

سرپرست سابق بند 6.1  مرتب به مولوی‌های اهل سنت متعرض می‌شد که ریش‌تان را کوتاه کنید که آن‌ها می‌گفتند در حد یک مشته در مذهب ما واجب است و ایشان به آن‌ها گفته ریش شما دل ما را سیاه می‌کند. (این همه نا به سامانی‌ها و اعدام‌ها دلش را سیاه نمی‌کند ولی ریش مولوی‌ها دلش را سیاه می کند)

کوتاه کردن اجباری ریش رهبران زندانی اهل تسنن / تبعیض در تماس تلفنی زندانیان

ریش یکی از مولوی‌های هم‌بند مرا که به زندان «تربت‌جام» منتقل شده است به زور کوتاه کرده‌اند که او هنگام کوتاه کردن ریشش مرتب گریه می‌کرده است مگر زدن ریش در زمان رضا خان مشکل مملکت را حل کرد که اکنون کوتاه کردن آن مشکل مملکت را حل کند.

زندانیان در بندهای مشاوره 2 و 3 هر روز 10 دقیقه و در بندهای 4 و 5 هر روز 5 دقیقه و در بند ویژه روحانیت هر روز 1 تا 2 ساعت سهمیه مکالمه تلفنی دارند در حالی‌که در عمومی 3 بند 1/6 قبلا 4 روز در هفته و اکنون 3 روز در هفته هر نوبت 10 دقیقه حق مکالمه تلفن دارند و مولوی‌های اهل سنت قبلن در هر هفته فقط 10 دقیقه و اکنون در اتاق ما هفته‌ای 2 نوبت 10 دقیقه حق تلفن دارند‌. تبعیض تا کجا‌!؟ هرجا تبعیض هست بی‌عدالتی هست پس ظلم هست و جایی که ظلم هست آزادی و دموکراسی نیست.

90درصد زندان به وسیله زندانیان اداره می‌شود. زندانیان خدمه از امتیازاتی مثل تلفن بیش‌تر و حمام در ساعت جدا برخوردارند و زمانی که غذا تقسیم می‌شود ابتدا سهم وکیل بند و خدمه در بیش‌تر بندها (به غیر از بند ما) برداشته می‌شود. ملاقات حضوری برای خدمه به جای هر 6 هفته هر 4 هفته یک‌بار و ملاقات شرعی به جای هر 3 هفته هر 2 هفته یک‌بار می‌باشد. ولی یک عده از خدمه مانند رابط بهداری 24 ساعت باید کار کنند و در پایان هفته به آزای آن معادل 1500 تومان سیگار دریافت کنند، استثمار از این هم بیش‌تر وجود دارد‌؟!

زندانیان زیادی دیدم که به خاطر سرمای خیابان و گرسنگی‌، از این‌که به زندان افتاده بودند خوش‌حال بودند و زندانیانی دیدم از این‌که آزاد می‌شدند ناراحت بودند و حتا کرایه رفتن به روستا و شهرشان را نداشتند.

اما این مورد جالب است که یکی از زندانیان که 50 سال سن دارد و صاحب 4 فرزند می‌باشد و به جرم سرقت در زندان است می‌گوید اگر ماهیانه سیصد هزار تومان به من بدهند حاضرم 30 سال حبس را تحمل نموده و در زندان کار کنم‌. بارها او را هنگامی که به خانواده‌اش تلفن می‌زند، دیده‌ام که هم‌چون کودکان گریه می‌کند. دل هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد بله تخم‌مرغ دزدها را به زندان می‌اندازند و با دزدان میلیاردی بیت‌المال مدارا می‌کنند‌.

آیا با این تراکم زیاد زندانیان، می‌شود طبقه‌بندی زندان را که جز آیین‌نامه زندان است اجرا کرد‌؟

نتیجه این می‌شود که 3 نفر را از کنار من می‌برند و اعدام می‌کنند و هم‌بندی‌های من شاهد هستند که چه خواب‌های وحشت‌ناکی دیده و در خواب چنان جیغ می‌کشم که همه را از خواب بیدار می‌کنم‌.

آن خانم آلمانی به یاد اردوگاه‌های مرگ هیتلر می‌افتد.

زندان وکیل‌آباد مشهد، قبل از انقلاب دارای 4 بند بوده که به وسیله مهندس آلمانی ساخته شده است که حدودن 1500 زندانی داشته و هم‌چون پارک بوده است.

به گفته مسوولین فعلی این زندان برای 2500 زندانی ساخته شده، در حالی که به گفته خود مسوولین در حال حاضر حدود 13000 زندانی دارد و تنها امسال نسبت به پارسال 4500 زندانی به آمار زندانیان اضافه شده است.

اگر اشتباه نکنم برتراندراسل فیلسوف فرانسوی می‌گوید شما جوان فلج را به من دهید من از او قهرمان دو می‌سازم .حال از شما می‌پرسم اگر قهرمان دو کشور را مدتی در این زندان نگه‌داری کنند به غیر از جوانانی افلیج چیزی دیگری تحویل می‌دهند‌؟

اگر زلزله‌ای بیاید نجات زندانیان که هیچ، چگونه کارمندان زندان را نجات می‌دهید؟

اگر آن خانم مهندس آلمانی زنده باشد و او را بیاورند که زندان را ببیند چه احساسی خواهد کرد؟ من فکر می‌کنم اگر سکته نکند، به یاد اردوگاه‌های مرگ آلمان هیتلری می‌افتد.

کدام کشور دارای دموکراسی چنین زندان‌هایی دارد‌؟ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. آیا این زندان اسلامی و زیباست؟

مگر حضرت علی ( ع ) که حکومتش از ایران تا مصر بود  زندانی داشت‌؟

تجاوز و قتل در زندان

چنین زندانی ‌نتیجه‌اش تجاوزات جنسی و قتل‌های مکرر توسط خود زندانیان است. در 15 / 11 / 89 یک زندانی به وسیله دیگری به قتل می‌رسد. زندان گوانتانامو خارج از خاک آمریکا است و اگر زندانیان به امراض گوناگون مبتلا باشند به مردم آمریکا منتقل نمی‌شود، ولی این زندان در داخل شهر مشهد قرار دارد و روزی حداقل 200 نفر ورودی دارد که چنان‌چه این زندانیان به بیماری‌های مختلف دچار شوند که می‌شوند و در انواع خلاف کاری‌ها تخصص ببینند که می‌بینند،  چه می‌شود؟

به گفته‌ی نماینده مجلس زورگیری بیداد می‌کند، آقایان اگر به زندانیان رحم نمی‌کنید به خودتان رحم کنید. شما از کجا می‌دانید بیماری به همسر و فرزند شما منتقل نمی‌شود و یا فرزند و همسر شما به دام خلاف‌کاران نمی‌افتند؟

حکومت افغانستان که مجبور شده به صلیب سرخ اجازه بازدید از زندان‌هایش را بدهد به نفع دولت و زندانی شده یا به ضررشان؟‌ زندانیان افغانستان با آن شرایط استاندارد جذب دولت می‌شوند یا دشمن دولت؟ ‌چرا دولت ایران اجازه نظارت بر زندان‌ها را به سازمان‌های حقوق بشر داخل و خارج نمی‌دهد؟

اگر 1500 زندانی در رژیم شاه به 1000 نفر تقلیل می‌یافت آن وقت هم NGO ها اجازه بازدید نمی‌داد ؟ (در رژیم شاه اکثر شهرهای خراسان از جمله چناران‌، شاندیز و سرخس و … اصلن زندان نداشتند، در حالی‌که اکنون چناران حدود 5000 زندانی دارد.)

مسلمن نه تنها اجازه بازدید می‌داد که برای سایر کشورها الگو می‌گردید و زندانیان هم خجالت‌زده می‌شدند که چرا از قانون اطاعت نکرده و به زندان افتاده‌اند. NGO ‌های مستقل نشانه توسعه‌یافتگی آن کشور است. کدام کشور دارای دموکراسی چنین زندان‌هایی دارد؟

اعدام پنهانی 63 زندانی در نوزده مرداد 89

یکی از زندانیان به نام احمدشاه نادری (‌افغانی‌) تعدادی شپش با خودش برده بود که در ملاقات حضوری به خانواده‌اش نشان دهد که چطور جایی زندگی می‌کند اتفاقن گرفتار مامورین بازرسی می‌شود او را نزد یکی از مسوولین زندان می‌برند و به او می‌گویند: «می‌توانی 500 شپش در پنج شب بیاوری‌؟»  می‌گوید: «می‌توانم» و او هر شب به راحتی 100 شپش نزد مسوول مربوطه می‌فرستد و سرانجام با 107 گرم کریستال هم‌راه با 62 نفر دیگر در 19/05/89 اعدام شد.

آقای جواد لاریجانی فرد شجاعی است! من به ایشان تبریک می‌گویم!

آیا این زندان که مشابه آن در ایران کم نیست ننگ ملت ایران و بشریت نیست‌؟‌ زندان آیینه تمام‌نما از نحوه اداره کشور است و کشور هم به‌تر از این اداره نمی‌شود، به کجا می‌رویم‌؟‌

آقای ‌محمد‌جواد لاریجانی، رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه آدم بسیار شجاعی هستند که در سازمان ملل از رعایت حقوق بشر در ایران از جمله زندان‌ها دفاع می‌کند! با این وضعیت زندان‌ها و زندانی‌ها من به ایشان تبریک می‌گویم!

هتک حرمت و برهنه کردن زندانیان: داخل شورت را هم دست می‌کنند و می‌گردند

زمانی که به ملاقات حضوری می‌رویم یا به هر دلیلی ما را از زندان بیرون می‌برند ( دادگاه یا بیمارستان ) در مراجعت ما را در اتاق بازرسی به جز یک شورت، لخت می‌کنند و داخل شورت را نیز نگاه کرده و به دقت بازرسی می‌کنند و دستی هم به داخل … زندانی می‌کنند.

تاریخ به یاد دارد که به دستور آقا محمد‌خان قاجار به لطف‌علی خان زند تجاوز کردند و این ننگ تا ابد برای خان قاجار باقی ماند و از جوان‌مردی خان زند نکاست‌. آن‌ها که به دست و پای آزادی‌خواهان دست‌بند و پابند می‌زنند و به جوان‌ها تجاوز می‌کنند و داخل مقعدشان را نیز بازرسی می‌کنند جز ننگی ابدی برای خود باقی نمی‌گذارند‌.

شیر را بر گردن ار زنجیر بود    بر همه زنجیر‌سازان میر بود

نمی‌خواهم از خودم دفاع کنم ولی با توجه به این‌که نماینده معلمان هستم و مسئله شان و منزلت معلم در کار است این جمله را می‌نویسم:

10 مرتبه مرا با پابند و دست‌بند و لباس زندانی به بیمارستان و پزشکی قانونی بردند که بارها به خاطر ترافیک مرا به دنبال‌شان در خیابان‌ها کشاندند. این شعر مولانا را می‌خوانم‌:

عار نبود شیر را از سلسله                             نیست ما را از قضای حق گله

شیر را بر گردن ار زنجیر بود                            بر همه زنجیر‌سازان میر بود

اعدام دو تبعه آفریقا تنها از اتاق ما

از اتاق ما تا کنون دو تبعه اهل آفریقا 19/05/89 «آکاسی اکابه» از غنا و «پل چیندو» 05/08/89 از نیجریه به جرم حمل مواد مخدر اعدام شدند، آیا به‌تر نیست حتا اگر تبادل مجرمین بین دو کشور امضا نشده باشد آن‌ها را با حکم صادره و بعد از گرفتن هزینه دادرسی و جریمه تحویل کشورشان داد تا آن کشور هر طور می‌خواهد با آن‌ها رفتار کند.

من  تغییر می‌دهم پس هستم

در سال 1353 در دانش‌گاه ارومیه درسی به نام ترویج کشاورزی با رییس دانش‌گاه دکتر جعفر راثی داشتیم که بعضی مواقع به بحث سیاسی تبدیل می‌شد، یک‌بار ایشان گفت شما باید خود را با وضع موجود تطبیق دهید که من گفتم شرایط موجود را تغییر می‌دهیم و جوان آن روز که اکنون نزدیک 60 سال سن دارد و معلم بازنشسته است با همان حرارت شور عشق و با تمام بیماری‌هایی که در زندان به سراغش آمده در بند 6.1 زندان مرکزی مشهد ( زندان وکیل‌آباد )، فریاد می‌زنم:

«من  تغییر می‌دهم پس هستم .»

زمستان 89 – بند 6.1 زندان مرکزی مشهد

نماینده معلمان در کانون صنفی فرهنگیان خراسان – سید هاشم خواستار

زنده باد زندان تا برقراری دموکراسی

 


 


رادیو کوچه


1362 خورشیدی- به منظور گسترش و پیش‌رفت خدمات درمانی و بهداشتی دهان و دندان در مناطق محروم کشور و روستاها، مجلس شورای اسلامی در 23 فروردین 1360، قانون تربیت بهداشت‏کاران دهان و دندان را تصویب کرد. در این قانون، مجلس، وزارت بهداشت و درمان را موظف کرد که داوطلبانی را برای تربیت در این دوره، جذب کند و پس از دادن آموزش‏های لازم، با مدرک فوق دیپلم، آنان را در مناطق محروم به خدمت گمارد تا از این طریق، ضمن ارایه خدمات اولیه، از شیوع بیماری‏های دهان و دندان جلوگیری کرده و اصل پیش‌گیری را مورد نظر قرار دهند. از آن پس و به پیشنهاد جامعه اسلامی دندان پزشکان، پیرو مصوبه هیت وزیران در سال 1362 روز 23 فروردین به عنوان روز دندان‌پزشکی نام‌گذاری شد.

1317 خورشیدی- «ایرج کابلی» نویسنده، وزن‌شناس و مترجم ایرانی زاده شد. وی در خانواده‌ایی زرتشتی در کرمان به دنیا آمد. در دبیرستان البرز تحصیل کرد و در دانش‌گاه در رشته‌ی معماری درس خواند ولی هرگز کار جدی و پیگیری در زمینه معماری انجام نداد. علاقه‌ی او به زبان‌آموزی موجب شد چندین زبان را بیاموزد و به زبان انگلیسی و روسی دست به ترجمه بزند. آشنایی و هم‌کاری با احمد شاملو و عضویتش در هیت دبیران کانون نویسندگان ایران و عضویت در شورای بازنگری در شیوه‌ی نگارش و خط فارسی و ارایه شیوه‌‌ی نوینی برای تقطیع وزن‌های عروضی از دیگر فعالیت‌های او‌ست. وی عضو هیت امنای بنیاد «هوشنگ گلشیری» است.

1973 میلادی- سودان صاحب قانون اساسی شد‌. کشور سودان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای آفریقایى است‌. پایتخت آن «خارطوم» نام دارد. این کشور با مصر، لیبى، چاد، آفریقاى‏مرکزى، زئیر، کنیا، اوگاندا و اتیوپى مرز مشترک دارد.  چندین قرن قبل از میلاد، سودان شمالى توسط مصریان اداره شد. این کشور از  نیمه دوم قرن نوزدهم مستعمره  انگلستان شد‌. مسلمانان این کشور به ‌رهبرى «محمد احمد بن عبداله» سال‌ها با سربازان انگلیسی مبارزه کردند‌. در سال 1899‌ قراردادى میان مصر و انگلستان منعقد شد که به موجب آن اداره امور سودان به هر دو کشور واگذار شد و بدین گونه سودان تحت استعمار در‌آمد. سودان پس از آن در سال 1956 استقلال یافت اما دو سال بعد ‌نظامیان ژنرال ابراهیم عبود کودتا کرده و قدرت را در دست گرفتند.

1817 میلادی- «شارل مسیه»  (Charles Messier)  ستاره‌شناس فرانسوی درگذشت. شهرت او به‌خاطر فهرست کردن ۱۰۳ جرم آسمانی است که به‌نام خود او «اجرام مسیه» نامیده می‌شوند.  هم‌چنین گودالی در کره ماه به افتخار او نام‌گذاری شده است.

او در سال ۱۷۵۸ هنگامی که متصدی رصدخانه نیروی دریایی در پاریس بود، دنباله‌دار هالی را رصد کرد و گزارش رصد خود را به مرکز رصد دنباله‌دارها در پاریس ارسال کرد. یک رصدگر آلمانی یک‌ ماه پیش از مسیه دنباله‌دار هالی را در شب کریسمس همان سال رصد کرده بود، اما گزارش رصد خود را به مرکز دنباله‌دارها در پاریس ارسال نکرده بود.

مسیه که با هدف کشف دنباله‌دارها در رصدخانه نیروی دریایی رصد می‌کرد متوجه جرمی در آسمان شد که تصور کرد یک دنباله‌دار است، اما این جرم مه‌آلود اصلن حرکت نداشت. این جرم سحابی خرچنگ در نزدیکی ستاره «زتا-ثور» بود که به عنوان اولین جرم مسیه با عنوان «1M » ثبت شد. مسیه برای این‌که چنین اجرام غیر ستاره‌ای را با دنباله‌دارها اشتباه نگیرد، شروع به یافتن و فهرست کردن اجرام غیرستاره‌ای کرد.

تا سال ۱۷۸۳ مسیه با هم‌کاری «پیر مشن» فرانسوی و هم‌راهانش ۵۵ جرم غیرستاره‌ای دیگر را ثبت کردند. صدمین جرم فهرست مسیه یک ماه پیش از آن‌که «ویلیام هرشل» سیاره اورانوس را کشف کند، ثبت شد.

1884 میلادی- «اتو فریتز میرهوف»  (Otto Fritz Meyerhof) زیست‌شناس آلمانی به دنیا آمد. او برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در ۱۹۲۲ میلادی به خاطر کشف تولید اسید لاکتیک در ماهیچه‌ها بود.

———————————————

برخی از روی‌دادهای دیگر

1961 میلادی- «یوری گاگارین» کیهان‌نورد شوروی به عنوان نخستین فضانورد جهان به فضا رفت و به مدت ۱۰۸ دقیقه مدار زمین را یک دور به‌طور کامل پیمود. عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز شد.

1981 میلادی- «شاتل کلمبیا» به عنوان اولین شاتل فضایی جهان به فضا پرتاب شد.

1945 میلادی- «فرانکلین دلانو روزولت» رییس ‌جمهوری آمریکا درگذشت.

روز دندان‌پزشکی در ایران، زادروز «ایرج کابلی» نویسنده و مترجم ایرانی، تصویب قانون اساسی در سودان، درگذشت «شارل مسیه» ستاره‌شناس فرانسوی، برخی از رویدادهای چنین روزی هستند.


 


امروز (21 فروردین) شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و 9 سازمان حقوق بشری و اتحادیه کارگری درباره روند تصویب یک طرح در مجلس شورای اسلامی ابراز تاسف کردند. مجلس درحال بررسی جزییات قانونی است که به‌نظر می‌رسد تلاش می‌کند با نقض معیارهای بین‌المللی آزادی تشکل و تجمع که ایران نیر به رعایت آن‌ها متعهد شده است، جامعه مدنی را در ایران از بین ببرد.

این گروه از سازمان‌ها که مرکب از نه سازمان بین‌المللی و ایرانی هستند، عفو بین‌الملل، عرصه سوم، بین‌الملل آموزش (ایی‌آی)، هیفوس، دیده‌بان حقوق بشر، فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر و کمیته ضد‌شکنجه، و برنامه مشترک نظارت بر حفاظت از مدافعان حقوق بشر وابسته به اف آی‌دی‌اچ، ‌و کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به هم‌راه خانم شیرین عبادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستند که به این قانون رای ندهند.

قانون ناظربر تاسیس و نظارت سازمان های غیر دولتی آخرین مراحل تصویب خود را در مجلس شورای اسلامی می‌گذراند. علی‌رغم مخالفت‌های جدی و شدید سازمان‌های غیردولتی در ایران که تصویب این قانون تاثیر بسیار شدید نامطلوبی بر فعالیت آن‌ها خواهد داشت، مجلس شورای اسلامی هم اکنون بندهای اصلی این قانون را برای محدود‌تر کردن سازمان‌های جامعه مدنی که در حال حاضر نیز بسیار محدود شده‌اند، به‌تصویب رسانده است.

طیف وسیعی از سازمان‌های جامعه مدنی، از مدافعان حقوق بشر، سازمان‌های زیست محیطی و زنان گرفته تا خیریه‌ها و سازمان‌های فعال درحوزه معلولین، انجمن‌های کارفرمایی و حرفه‌ای از جمله کانون‌های صنفی معلمان مشمول این قانون جدید خواهند شد. احزاب سیاسی، اتحادیه‌های کارگری و کانون وکلا بر اساس قوانین دیگری تاسیس و نظارت می‌شوند.

طیف وسیعی از سازمان‌های جامعه مدنی، از مدافعان حقوق بشر، سازمان‌های زیست محیطی و زنان گرفته تا خیریه‌ها و سازمان‌های فعال درحوزه معلولین، انجمن‌های کارفرمایی و حرفه‌ای از جمله کانون‌های صنفی معلمان مشمول این قانون جدید خواهند شد. احزاب سیاسی، اتحادیه‌های کارگری و کانون وکلا بر اساس قوانین دیگری تاسیس و نظارت می‌شوند.

خانم شیرین عبادی در مورد این قانون گفت: «برخلاف اصل ۲۶ قانون اساسی که اجازه تشکیل انجمن‌ها را می‌دهد ما شاهد سرکوب دولتی آن دسته از سازمان‌های غیر‌دولتی هستیم که در حوزه حقوق بشر و ظرفیت‌سازی در جامعه فعال هستند.» ایشان تاکید کردند که «برای نمونه دفتر کانون مدافعان حقوق بشر که من هم از موسسان آن هستم، در سال ۱۳۸۷ به‌طور غیر‌قانونی و در حالی که  ناقضین قانونی آن از مصونیت کامل برخوردار بودند، پلمپ شد و  از آن تاریخ تاکنون این دفتر هم‌چنان بسته است.حالا مقامات به‌دنبال این هستند تا به هر طریق ممکن از جمله منع‌های پیش‌گیرانه و یا بدرفتاری‌ها،  اطمینان حاصل کنند که هیچ سازمانی که دیدگاه‌های آن‌ها را در عرصه اجتماعی به چالش بکشد، وجود خارجی ندارد.»

از جمله مواد این قانون که در روزهای گذشته به‌تصویب رسیده است ماده شش می‌باشد که بر اساس آن یک ساختار غیر پاسخ‌گو به جامعه تحت عنوان «هیت عالی نظارت بر فعالیت‌های سازمان‌های غیر‌دولتی» ایجاد خواهد شد که ریاست آن برعهده وزارت کشور و اعضای آن نمایندگانی از وزارت اطلاعات، نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه پاسداران، وزارت امور خارجه و دیگران هستند و فقط یک نماینده از سازمان‌های غیر‌دولتی در آن عضویت خواهد داشت. این هیت‌ قدرت صدور مجوز فعالیت و انحلال همه سازمان‌های غیر‌دولتی را خواهد داشت و نهایت اقتدار را بر هیت‌مدیره سازمان‌ها اعمال خواهد کرد.

علی رغم مخالفت از سوی برخی از نمایندگان مجلس، ماده ۱۲ بند (د) این قانون نیز به‌تصویب رسید. طبق این ماده سازمان‌ها فقط می‌توانند راه‌پیمایی‌های «غیر سیاسی» آن هم با مجوز قبلی این هیت عالی نظارت بر سازمان‌های غیر‌دولتی برگزار کنند. بر اساس شواهدی که در دوره‌های مختلف شاهد آن بودیم، مقامات ایرانی به راه‌پیمایی‌هایی که سیاست‌های رسمی را به نقد بکشند مجوز برگزاری نمی‌دهند. ماده دیگری از این قانون که بر اساس آن دولت کمک‌هایی در اختیار سازمان‌ها قرار می‌داد به‌تصویب نرسید.

این 9 سازمان‌ و خانم شیرین عبادی در‌باره دو تبصره از ماده ۱۲‌ این قانون که به‌تصویب مجلس رسیده است، نگرانی‌های ویژه‌ای ابراز داشتند. این موارد مربوط به  منع ارتباطات بین‌المللی سازمان‌های غیر‌دولتی بدون کسب مجوز از این هیت از جمله در موارد عضویت در سازمان‌های بین‌المللی به‌ویژه شرکت در دوره‌های آموزشی یا نشست‌ها، عقد قرارداد یا توافق‌نامه‌ها و دریافت منابع مالی یا هر نوع کمک از سازمان‌های بین‌المللی است. برخی از نمانیدگان مجلس خواستار حذف این بند شده بودند.

فرد ون‌لی‌یون، دبیر‌کل بین‌الملل آموزش، ایی‌آی در این‌باره گفت: «الزامی کردن کسب مجوز برای ارتباطات بین‌المللی  باعث تضعیف حق سازمان‌های حرفه‌ای از جمله کانون‌های صنفی معلمان در ایران برای پیوستن به سازمان‌های بین‌المللی از جمله ایی‌آی است.»

وی تاکید کرد «معلمان تا همین الان هم به‌خاطر شرکت در کنفرانس‌های ایی‌آی در خارج از ایران مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و وزارت کشور تاکنون تلاش کرده است که جلوی فعالیت‌های این کانون‌های صنفی معلمان را بگیرد. این قانون دست وزارت کشور را برای مداخله در امور داخلی، امور نمایندگی و حرفه‌ای، و هم‌چنین روابط  بین‌الملل این کانون‌ها باز می‌گذارد و هم‌چنین نمایندگان معلمان را در معرض خطر جدی‌تر آزارو اذیت و محاکمه قرار می‌دهد.»

ماده ۴۳ همین قانون در دست بررسی در مجلس، تصریح می‌کند که سازمان‌های غیر‌دولتی که در حال حاضر فعالند باید مجدد برای ثبت در عرض ۶ ماه پس از تصویب این قانون اقدام کنند در غیر این‌صورت غیر‌قانونی خواهند بود. طبق قانون جاری در کشور، فقط دادگاه‌ها حق دارند که در مورد انحلال سازمان‌های ثبت شده دستور صادر کنند.

دولت‌ها در سراسر جهان نقش اساسی‌ای را که سازمان‌های مستقل غیر‌دولتی می‌توانند در پیش‌برد معیارهای بین‌المللی حقوق بشر، تضمین حفاظت از محیط زیست،  ارتقا‌ عدالت، معیارهای اساسی حقوق کارگران و بیش از همه درنظارت بر تجاوزهای قدرت دولتی ایفا کنند به رسمیت شناخته‌اند.

مواد این قانون در دست بررسی در مجلس در تناقض با اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی است و ناقض حقوق آزادی‌های تشکل و تجمع است  که در مواد ۲۱ و ۲۲ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی به‌رسمیت شناخته شده‌اند. با تصویب این قانون، فعالیت‌های مدافعان حقوق بشر و سایر فعالان جامعه مدنی‌ به‌شدت به‌خطر می‌افتد. از جمله این فعالان می‌توان به مدافعان حقوق زن اشاره کرد که اعضای کمپین یک میلیون امضا و بسیاری دیگر از فعالان حقوق زن به‌خاطر جمع‌آوری امضا برای پایان دادن به تبعیض‌های قانونی علیه زنان و یا برگزاری تجمع‌های مسالمت‌آمیز بازداشت شده‌اند و برخی از آن‌ها احکام زندان دریافت کرده‌اند.

خانم شیرین عبادی در مورد این قانون و فعالان حقوق زن گفت: «سازمان‌های زنان در ایران در خط مقدم جامعه مدنی در کشور هستند. ما به‌شدت نگران این هستیم که این قانون آن‌ها را از ادامه فعالیت‌های مهمشان برای ارتقا‌ و حفاظت حقوق زنان در ایران و برای بهره‌مندی از هم‌بستگی بین‌المللی باز دارد.»

دولت‌ها در سراسر جهان نقش اساسی‌ای را که سازمان‌های مستقل غیر‌دولتی می‌توانند در پیش‌برد معیارهای بین‌المللی حقوق بشر، تضمین حفاظت از محیط زیست،  ارتقا‌ عدالت، معیارهای اساسی حقوق کارگران و بیش از همه درنظارت بر تجاوزهای قدرت دولتی ایفا کنند به رسمیت شناخته‌اند.

مجلس شورای اسلامی ایران باید کاملن به حقوق بشر از جمله حقوق و آزادی‌های مدافعان حقوق بشر که در بیانیه مدافعان حقوق بشر سازمان ملل متحد حفاظت شده است، پای‌بند باشد و از تصویب این لایحه و تبدیل آن به قانون دست بردارد.

این 9 سازمان اعلام کردند که «با تصویب این قانون، مقامات دولتی درست در زمانی که فعالان ایرانی و جهان با یک‌دیگر ارتباط برقرار کرده‌اند، درجست‌وجوی منزوی کردن فعالان ایرانی از جهان هستند. جامعه مدنی نه یک تهدید بلکه یک منبع ارزش‌مند است. مردم ایران نمی‌خواهند که به این طریق مهار بشوند بلکه برعکس آن‌ها امیدوارند که به جامعه جهانی دست‌رسی داشته باشند و تجربیاتشان را با دیگران به اشتراک بگذارند با این امید که دنیا به مکان بهتری برای همه ما تبدیل بشود.»

خانم شیرین عبادی و این سازمان‌ها در اعلام هم‌بستگی با گروه‌های جامعه مدنی در ایران که با این قانون مخالفت کرده‌اند‌ با شدت به مقامات ایرانی اعلام می‌دارند‌ که این قانون را به دور بیندازند چرا که این قانون الزامات بین‌المللی ایران در قوانین بین‌المللی حقوق بشر در مورد آزادی تشکل و تجمع  را زیر پا می‌گذارد و به‌شدت دست‌رسی سازمان‌های غیر‌دولتی در ایران را به حمایت‌های مستقیم از سازمان‌های بین‌المللی محدود می‌کند.

مجلس شورای اسلامی ایران باید کاملن به حقوق بشر از جمله حقوق و آزادی‌های مدافعان حقوق بشر که در بیانیه مدافعان حقوق بشر سازمان ملل متحد حفاظت شده است، پای‌بند باشد و از تصویب این لایحه و تبدیل آن به قانون دست بردارد.


 


رادیو کوچه

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

رسالت

1) برای اولین باردرجهان صورت گرفت، کشف داروی درمان قطعی سرطان و بیماری آرتروز در ایران

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=58978

پژوهش‌گر و مخترع دانش‌گاه آزاد واحد قزوین با هم‌کاری تیم متخصص پزشکی، دام‌پزشکی، بیوشیمی و داروسازی موفق به کشف و ساخت دارویی برای درمان قطعی انواع سرطان، بیماری‌های ویروسی و هم‌چنین کشف دارویی برای درمان بیماری آرتروز شدند.

به گزارش فارس، قاسم تک دهقان، سرپرست تیم تحقیقاتی در این رابطه گفت: «این دارو با فرمولاسیون جدیدی که تاکنون نمونه مشابه آن وجود نداشته، ساخته شده و توانایی نابودی تمامی سلول‌های سرطانی بدخیم را دارد.»

2) وزیر اقتصاد: یارانه‌ها به صورت ماهانه پرداخت می‌شود.

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=58962

شمس‌الدین حسینی در جمع خبرنگاران درباره‌ سیاست دولت در سال 90 برای مهار تورم احتمالی گفت: «هم‌چنان سیاست انضباط پولی و مالی را پی‌گیری خواهیم کرد. البته معتقدیم هر افزایش بودجه یا افزایش تسهیلات‌دهی لزومن منجر به ایجاد تورم نخواهد شد بلکه مهم شیوه‌ تجهیز منابع است و ما در سال جاری به دنبال تغییر مدل تامین مالی و استفاده از ظرفیت‌های بازار سرمایه هستیم تا فشار از روی منابع بانکی که بعضا باعث افزایش اضافه برداشت‌ها و رشد پایه پولی می‌شد برداشته شود و در این بخش ثبات ایجاد شود.» سخن‌گوی اقتصادی دولت از ادامه پرداخت یارانه نقدی ماهانه 44 هزار و 500 تومان خبر داد.

خراسان

1) اظهارات اژه‌ای درباره فهرست 250 نفره مفسدان اقتصادی‌، دستگیری فرد هتاک به خانواده هاشمی و سی‌دی حاشیه‌ساز

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=1&day=23&id=664175

سخن‌گوی قوه قضاییه با اشاره به لیست مفسدان اقتصادی که از سوی رییس جمهوری ارایه شده بود، تاکید کرد که رییس قوه قضاییه دستور داده که برای افرادی که اسم آن‌ها در این لیست بوده است، پرونده تشکیل شود. او هم‌چنین تاکید کرد که موضوع سی‌دی «ظهور نزدیک است» نیز از سوی دادستان در حال بررسی است. وی هم‌چنین به سوالات خبرنگاران درباره بحث تقدس بخشیدن به نوروز، موضوع باغ شهرها، برخورد با اهانت‌کنندگان با فائزه هاشمی، بررسی 2 پرونده تخلف در وزارت نفت و… پاسخ داد.

2) دادستان کل مصر مبارک را به اتهام کشتن معترضان و فساد مالی احضار کرد

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=1&day=23&id=664083

دادستان کل مصر، حسنی مبارک، رییس جمهوری سابق این کشور را برای پاسخ‌گویی به اتهام فساد و کشتن معترضان احضار کرده است. دادستان کل مصر این خبر را بلافاصله بعد از انتشار اولین پیام عمومی حسنی مبارک بعد از کناره‌گیری اش از قدرت اعلام کرد. مبارک، در یک پیام صوتی ضبط شده که روز یک‌شنبه پخش شد، اتهام جمع‌آوری ثروت از راه‌‌های غیرقانونی در طول ۳۰ سال حکومتش را رد کرد. حسنی مبارک در این پیام صوتی که از شبکه تلویزیونی العربیه پخش شد، گفت در مقابل اتهام فساد، از آبروی اعضای خانواده خود دفاع می‌کند. جمال و علا مبارک، پسران حسنی مبارک هم برای پاسخ‌گویی احضار شده اند.

تهران امروز

1) زمان برگزاری انتخابات مجلس نهم مشخص شد

http://www.tehrooz.com/1390/1/23/TehranEmrooz/587/Page/3/

وزیر کشور گفت: «زمان برگزاری انتخابات مجلس نهم در جلسات مشترک وزارت کشور و شورای نگه‌بان قانون اساسی مشخص شده است و به زودی اعلام می‌شود.» مصطفی محمدنجار در حاشیه جلسه هیت دولت در جمع خبرنگاران افزود: «از سال قبل اقدامات لازم برای برگزاری انتخابات مجلس را پیش بینی کردیم و توافقات لازم با شورای نگه‌بان به عمل آمده است.» خبرگزاری مهر نیز دیروز خبر داد که با توافق شورای نگه‌بان و وزارت کشور، انتخابات مجلس نهم 12اسفند 90 برگزار خواهد شد.

2) ثمره هاشمی: تغییرات در دولت انتخاباتی نیست

http://www.tehrooz.com/1390/1/23/TehranEmrooz/587/Page/3/

«تغییرات اخیر در نهاد ریاست‌ جمهوری ارتباطی با انتخابات‌های پیش رو ندارد» این جمله‌ای است که مقامات پاستور از زمان انتشار گزارش‌هایی مبنی‌ بر «انتخاباتی بودن تغییرات اخیر در دولت» بر آن اصرار ورزیدند اما از سوی دیگر برخی نمایندگان مجلس از برنامه مشایی برای کسب بیش از صد کرسی بهارستان خبر می‌دهند و این‌که تغییرات نهاد ریاست‌ جمهوری هم در راستای سازمان‌دهی‌ها حول این موضوع است.

کیهان

1) موج تازه دستگیری مخالفان در امارات

http://www.kayhannews.ir/900123/16.htm#other1607

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری رویتر، دولت امارات از بیم تشدید اعتراضات مردمی در این کشور هم‌چون قیام های مردمی علیه دیکتاتوری‌های منطقه، شماری از فعالان حقوقی و سیاسی این کشور را بازداشت کرد.

2) طرح اتحادیه آفریقا برای لیبی با استقبال قذافی و مخالفت انقلابیون روبه‌رو شد

http://www.kayhannews.ir/900123/16.htm#other1605

منابع خبری از پذیرش طرح صلح اتحادیه آفریقا از سوی قذافی و مخالفت انقلابیون با آن خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری الجزیره «ژاکوب زوما» رییس جمهوری آفریقای جنوبی که ریاست هیت اعزامی میانجی اتحادیه آفریقا به لیبی را برعهده دارد، پس از دیدار چند ساعته با «همسر قذافی» دیکتاتور لیبی، اظهار داشت: «قذافی، با طرح «نقشه راه» ارایه شده اتحادیه آفریقا موافقت کرده است و باید گزینه آتش‌بس را نیز آزمود.»

جام جم

مهدوی‌کنی: با نیروهای هم‌سو برای انتخابات گفت‌وگو می‌کنیم

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100840671197

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز با اشاره به تجربه اصول‌گرایان در انتخابات مجلس هشتم و تشکیل جبهه متحد اصول‌گرایان گفت: «علاقه‌مندیم حداقل مثل دفعه قبل یک کمیته مشترک بین همه اصول‌گرایان تشکیل شود تا در انتخابات پیش روی مجلس بتوانیم با اشتراک نظر کار کنیم.»

2) رییس انرژی اتمی: تولید سوخت 20 درصد ادامه می‌یابد

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100840671367

رییس سازمان انرژی اتمی درباره میزان تولید سوخت با غنای 20 درصد برای استفاده در رآکتور تحقیقاتی تهران گفت: «تولید سوخت و به عبارتی به‌تر غنی‌سازی تا 20 درصد ادامه دارد و متوقف هم نخواهد شد. ما در حال حاضر بر حسب نیازمان کار می‌کنیم و در زمان‌بندی تعیین شده برای رآکتور تهران سوخت را تهیه می‌کنیم و مراحل دیگر مثل ساخت غلاف‌ها و مجتمع‌های سوخت نیز در حال انجام است.»

عباسی با بیان این‌که به دنبال آن هستیم تا نسل‌های جدید سانتریفیوژ را که به لحاظ مصرف انرژی مقرون به صرفه‌تر بوده و دارای SWU بالاتر هستند، راه‌اندازی کنیم، افزود: «این ماشین‌ها کمک می‌کند تا با فضای کم‌تری بتوانیم میزان تولید را افزایش دهیم.»

همشهری

رییس جمهوری ساحل عاج دستگیر شد

http://www.hamshahri.net/news-132101.aspx

سخن‌گوی ریاست ‌جمهوری ساحل عاج اعلام کرد که نیروهای فرانسوی لوران باگبو رییس ‌جمهوری حاکم را که از واگذاری قدرت به رقیب پیروز خودداری می‌کرد، بازداشت کردند و به نیروهای مخالف وی تحویل دادند.

 

 

 


 


خبر / رادیو کوچه

روز سه‌شنبه، مقامات ژاپن، در آخرین ارزیابی از وضعیت نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما، سطح هشدار ناشی از آسیب‌های واردشده به این نیروگاه را هفت در مقیاس بین‌المللی حوادث هسته‌ای اعلام کرده‌اند.

در مقیاس بین‌المللی حوادث هسته‌ای، هفت نشان‌گر بالاترین سطح اضطراری است. پیش از این، مقامات ژاپن این رقم را ۵ اعلام کرده بودند.

تنها حادثه هسته‌ای دیگری که میزان آسیب و خطرات آن ۷ در مقیاس بین‌المللی برآورد شد، انفجار در نیروگاه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ میلادی (حدود ۲۵ سال قبل) بود.

البته کارشناسان تاکید کرده‌اند که ماهیت و نوع بحران در نیروگاه فوکوشیما با نیروگاه چرنوبیل متفاوت است.

در عین حال، فعالیت متخصصان برای به دست گرفتن دوباره کنترل و عادی شدن اوضاع در این نیروگاه ادامه دارد.

نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما در جریان زلزله و جاری شدن سونامی در ژاپن در حدود یک ماه پیش آسیب دید.

بیشتر بخوانید:

«زلزله‌ای با قدرت ۷ ریشتر در شمال ژاپن»

 


 


خبر / رادیو کوچه

درپی خشونت‌های مرگ‌بار رخ داده در روز جمعه در اردوگاه اشرف، دولت عراق روز دوشنبه اعلام کرد اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران باید تا پایان سال جاری میلادی این کشور را ترک کنند.

علی الدباغ سخن‌گوی دولت عراق در این خصوص اظهار داشت: «شورای وزیران متعهد به اجرای تصمیم پیشین مبنی بر منع فعالیت گروه تروریستی مجاهدین خلق ایران تا حداکثر آخر امسال و ضرورت بیرون کردن آن‌ها از عراق است.»

وی گفت شورای وزیران عراق تصمیم گرفته است که «با بهره‌گیری از کلیه ابزارها از جمله سیاسی، دیپلماتیک و هم‌کاری با سازمان ملل متحد و سازمان‌های جهانی» سازمان مجاهدین خلق را بیرون کند.

آقای دباغ گفت کشوری که اعضای سازمان مجاهدین برای زندگی انتخاب کنند، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

وی افزود برای این منظور از سازمان ملل متحد نیز کمک گرفته خواهد شد.

این رای شورای وزیران عراق در حالی صادر می‌شود که سازمان مجاهدین می‌گوید در اثر حمله ارتش این کشور به اردوگاه اشرف ۳۴ تن کشته و ۳۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

لازم به ذکر است جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی ایران با انتشار نامه‌ای اعتراضی، خشونت‌های اردوگاه اشرف را محکوم کرده‌اند.

بیشتر بخوانید:

«تنها سه تن در حمله به اردوگاه اشرف کشته‌شدند»


 


امیر / عکس / رادیو کوچه

پیست سپنگ، مالزی، دوباره شاهد حضور رانندگان فرمول وان بود. این مسابقه از تاریخ 8 تا 10 آوریل 2011 در محل برگزاری این مسابقات، پیست سپنگ برگزار شد.

در این مسابقات  سباستین فتل با طی کردن سی‌صد و ده کیلومتر و چهارصد و هشت متر، در یک ساعت و سی و هفت دقیقه و سی و نه ثانیه و هشت‌صد و سی و دو هزارم ثانیه طی کرد و اول شد.

جنسن باتن انگلیسی راننده تیم مک لارن – مرسدس با سه ثانیه و دویست و شصت و یک هزارم ثانیه و نیک هیدفلد آلمانی از تیم لوتوس – رنو با بیست و پنج ثانیه و هفتاد و پنج هزارم ثانیه بیش‌تر در رده‌های دوم و سوم قرار گرفتند.

مارک وبر استرالیایی از تیم رد بول رنو، فیلیپه ماسا برزیلی از فراری، فرناندو آلونسو اسپانیایی هم تیمی ماسا و لوییس همیلتون انگلیسی از تیم مک لارن – مرسدس عناوین چهارم تا هفتم را به خود اختصاص دادند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته