
شراره سعیدی/ رادیو کوچه
موسوی کاندیدای اصلاحطلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود که پس از بیست سال سکوت و کنارهگیری از ورود به عرصه، در 20 اسفند 87 و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیهای رسمن اعلام نامزدی کرد. محمد خاتمی در تاریخ 26 اسفند 1387 با انتشار بیانیهای بهطور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت، به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.
آقای موسوی برعکس دیگر زمامداران آن دوران دارای نقاط تاریک واضحی نبود، شاید مسئلهی اعدامهای دهه 60 مهمترین انتقادی است که منتقدان جمهوری اسلامی پیش از انتخابات و حتا بعد از انتخابات از موسوی میکردند، اما میرحسین هیچگاه پاسخ روشنی در اینباره نداد و تنها چند بار با گفتن این که من مسوول زندان نبودم و یا من نخست وزیر بودم و این مسایل به من ارتباطی نداشت نظرش را بهطور غیرمستقیم مطرح کرد.
بسیاری از نزدیکان و حامیان میرحسین موسوی معتقد بودند وی از اعدامهای گسترده سال 67 اطلاعی نداشته و تنها چند ماه پس از آن اعدامها برای همیشه از داشتن مقام اجرایی در جمهوری اسلامی کنارهگیری کرده است.
در مورد روابط سرد و اختلافات عمیق و ریشهای آقایان موسوی و خامنهای با گذشت زمان حرف و حدیثهای زیادی وجود دارد، پیش از انتخابات سال 1388 که میرحسین موسوی کاندیدا شد، علی خامنهای به دیدار پدر موسوی رفت و عصایی را به وی هدیه داد که عدهای آن را مبنی بر موافقت او با کاندیدا شدن پسرش قلمداد کردند، اما این مسئله که آقای خمینی، موسوی را برای 2 دوره نخست وزیری به خامنهای تحمیل کرده را میتوان با منابع متعددی اثبات کرد که کتاب خاطرات هاشمی از همه برای تایید این مطلب مستندتر است.
بسیاری از نزدیکان و حامیان میرحسین موسوی معتقد بودند وی از اعدامهای گسترده سال 67 اطلاعی نداشته و تنها چند ماه پس از آن اعدامها برای همیشه از داشتن مقام اجرایی در جمهوری اسلامی کنارهگیری کرده است.
تمامی این مطالب از کتاب خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی برداشت شده است:
سهشنبه 15 مرداد 1364، شب با آقای خامنهای جلسههای طولانی داشتیم، درباره کابینه آینده، ایشان مایل نیست که مهندس موسوی مجددن نخست وزیر شود، از من توقع دارند که همراهی کنم. قرار شد ایشان این مسئله را با امام در میان بگذارند. مشکل را جدی میبینم.
پنجشنبه 17 مرداد، بعد از نماز با آقای خامنهای جلسه داشتیم … آیتاله خامنهای شرح مذاکرات امروزشان را با امام دادند. امام گفتهاند مصلحت نیست که آقای مهندس میرحسین موسوی از نخستوزیری کنار بروند…
یکشنبه 20 مرداد شب با آقای خامنهای درباره نخستوزیری مذاکره کردیم، ایشان توقع دارند من در جهت تسهیل نظر ایشان در مورد تعویض کابینه کار کنم، پیشنهاد دادند که امام به نحوی گفته خودشان را که ابقای آقای میرحسین موسوی را به مصلحت دانستهاند، جبران نمایند و بعید میدانم که امام بپذیرند…
دوشنبه 21 مرداد، احمد آقا هم آمد و بهطور مفصل مذاکرات آقای خامنهای و امام را درباره نخست وزیر آینده گفت و نظر امام این است که تعویض مهندس موسوی مصلحت نیست و مایلند که این نظرشان گفته شود، درست بر خلاف نظر آیتاله خامنهای.
شنبه 2 شهریور، خدمت امام رفتم و راجع به مشکل کابینه آینده، با توجه به عدم موافقت آقای خامنهای با آقای موسوی مذاکره کردم، اما نتیجهای به دست نیامد. امام همان حرف قبلی خودشان را تکرار فرمودند که تغییر دولت را صلاح نمیدانند.
یکشنبه 3شهریور، عصر آقایان محمد یزدی و سیدجعفر کریمی از طرف جامعه مدرسین آمدند و برای تغییر دولت آقای موسوی از من استمداد کردند، مشکلات را گفتم و گفتم نظر امام با آقای موسوی است و نمیشود با آن مخالفت کرد.
دوشنبه 11 شهریور، عصر آقای ناطقنوری آمد. ایشان هم درباره همین موضوع صحبت کرد و اصرار داشت که امام را باید راضی کرد. طرفدار نخست وزیر شدن آقای ولایتی است….
چهارشنبه 13 شهریور ساعت 9 صبح به زیارت امام در حسینیه جماران رفتم، مراسم تنفیذ ریاست جمهوری آقای خامنهای بود، امام در متن نوشتهشان بر ضرورت تکیه بر محرومان و مستضعفان تاکید کردند. آیتاله خامنهای در اظهاراتشان از نقاط ضعف عملکرد دولت با کنایه یاد کردند.
شنبه 16 شهریور، پیش از ظهر آقای رییس جمهوری آمدند و ناهار مهمان من بودند … نظر آقای خامنهای این است که اینها خوب کار نکردهاند و جایز نیست دوباره مامور تشکیل کابینه شوند. زمان طولانی بحث کردیم، ولی به نتیجه نرسیدیم، مشکل عمده ایشان، اظهارنظر امام است….
چهارشبنه 27 شهریور، حدود هشتاد نفر از نمایندگان طرفدار دولت آقای موسوی آمدند و از اظهارات دیروز آیتاله خامنهای انتقاد کردند. نامهای برای امام تهیه کردهاند که مشغول جمعآوری امضا هستند….
شنبه 30 شهریور، عصر آقای ناطقنوری برای چارهجویی در موضوع کابینه آمد، به نظر میرسد فهمیدهاند که آقای موسوی را نمیتوان عوض کرد و گفت: «آقای خامنهای هم تا حدودی به همین نتیجه رسیدهاند و دیگر آن احساس تکلیف را ندارند…»

سهشنبه 2 مهر بعد از نماز با آقای خامنهای جلسه خصوصی داشتیم. آماده شدهاند که آقای موسوی را به مجلس معرفی کنند، ولی بنا دارند در مورد وزرا سختگیری نمایند.
شنبه 6 مهر پیش از ظهر احمد آقا آمد و نتیجه مسافرت به خارک را به ایشان گفتم که خدمت امام بگویند. خبر داد که امام جواب نامه 135 نماینده مجلس در حمایت از آقای موسوی را دادهاند و نوشتهاند که نظرشان ابقای آقای موسوی است. این تایید کتبی مجدد، لابد آقای رییس جمهوری و جناح مقابل آقای موسوی را عصبانیتر میکند.
شنبه 20 مهر آقای توسلی مسوول دفتر امام از اظهارات روز پنجشنبه آقای خامنهای در مراسم تحلیف گله داشت که به نحوی اعلان تحمیل دولت بود. حاج احمد آقا آمد و گفت: «امام از اظهارات پریروز آقای خامنهای ناراحت شدهاند و معلول شیطنت اطرافیان ایشان میدانند و میخواهند به ایشان در این خصوص پیغام بدهند.»
میرحسین موسوی در روز انتخابات دهم ریاست جمهوری با نوشتن نامهای اعتراضی به علی خامنهای اعتراض خود را نسبت به تخلفات انجام شده در انتخابات نشان داد. در بخشهایی از این نامه آمدهاست: «شواهدی از مداخله تعدادی از فرماندهان و مسوولان سپاه و بسیج در انتخابات واصل گردیده است و به نظر میرسد این عمل در صورت صحت خبر علاوه بر نقض قوانین، شکاف بین فرماندهان و مسوولان رسمی و بدنه سالم و صادق نیروهای بسیج و سپاه را دامن میزند. از آنجا که دامنه اقدامات غیرقانونی فوق مشخص نیست و بخشی از اعضای شعب اخذ رای و ناظران از حامیان نامزد خاص آنان انتخاب شدهاند احتمال تصرف در آرا مردم اذهان را میآزارد.»
ما تا این تاریخ با وجود دخالتهای بیمعنی رهبری در اموری که مربوط به او نبود، شاهد لجامگسیختگی رفتاری نبودیم، اما پس از این زمان، ایران شاهد ظهور چهرهای آشنا در قالبی متفاوت از گذشتهاش شد، آقای خامنهای پس از انتخابات سال 88 رخسارهای نوین از خود ارایه داد، سیمایی که پس سالها آشنایی او و ملت تا آن روزها دیده نشده بود .
سیمین/ رادیو کوچه
simin@koochehmail.com
روز بیست و یکم مارچ سالروز تولد «یوهان سباستین باخ» آهنگساز به نام آلمانی است. هر ساله به این مناسبت در روزهای آغازین بهار جشنوارهها، کنسرتها و برنامههای گوناگونی در نقاط مختلف جهان برگزار میشود.
در ادامه برنامههای بهاری پرسهای در دیار غربت، این بار به گفتو گو با بانوی موسیقیدان ایرانی، «آریانا برکشلی» می پردازم که نامش با نام «باخ» عجین است. نام آریانا برکشلی را از زمان برگزاری نخستین جشنواره موسیقی باخ در فرهنگسرای نیاوران به یاد دارم.
این پیانیست، محقق و استاد موسیقی مقیم امریکا سالها بر روی آثار باخ تحقیق داشته و تم اصلی کنسرتهای او «از باخ تا آهنگسازان معاصر ایرانی » است.

هرچندکه موسیقی کلاسیک برای مخاطب ایرانی کمتر شناخته شده است اما هنرمندان بسیاری در این زمینه فعالیت دارند. این گفت و گو برای خود من هم فرصت خوبی بود تا کمی بیشتر با روح موسیقی کلاسیک از زبان یک هنرمند ایرانی آشنا شوم هم چنین با او از زندگی اش در کشوری دور از وطن سخن بگویم.
با من در این برنامه همراه باشید در گفت و گویی با این بانوی موسیقیدان ایرانی که یکی از منتقدان موسیقی در رسانههای امریکا اورا «شهرزاد کلاویه» نامیده است.
آریانا برکشلی با اشاره به این که به دلایل مختلف به ویژه محدودیتهایی برای فعالیت اهالی موسیقی و زنان پس از انقلاب ایجاد شده به امریکا مهاجرت کرده و بیست و پنج سال است در این کشور زندگی میکند، میگوید که همواره علاقهمند است که به ایران بازگردد و هیچگاه خود را دور از ایران حس نمیکند:«ما به عنوان ایرانی هر چقدر هم که از ایران دور باشیم هیچگاه نمیتوانیم آن را فراموش کنیم و همیشه با خاطرات خوبی که از آنجا داشتیم زندگی میکنیم.»
او با اشاره به خاطرات دوران کودکیاش و حضور در جلسات هنرمندان و اندیشمندان به همراه پدر این قبیل جلسات را راهگشای خوبی برای جوانان میداند و میگوید: «اینگونه جلسات اثر تشویقی دارد و بعدها خیلی حیفم آمد که چنین جمعهای فرهنگی را نتوانستیم در خارج از کشور برای فرزندانمان ایجاد کنیم که این افراد هنرمند برای آنها مدل باشند.»
من مدیون پدرم هستم
خانم آریانا افکار نوی پدر، دکتر مهدی برکشلی، را عامل اصلی آشنایی و علاقهمندی خود به موسیقی و تحصیل در آن میداند، پدری که نخستین دروس موسیقی را از او آموخته است. همچنین فعالیت خواهر بزرگتر خود در این زمینه را مشوق خوبی برای تحصیل در رشته موسیقی عنوان میکند.
او میگوید:«در این زمینه مدیون تشویق پدرم هستم که در آن زمان زمینه آشنایی و تحصیل دخترانش را در زمینه موسیقی فراهم آورد همچنین فکر میکنم که بسیاری از جوانانی که به تحصیل در زمینه موسیقی میپردازند نیز به نوعی مدیون تلاش او هستند در ایجاد رشته موسیقی در دانشگاه تهران، در زمانی که خانوادهها به دلیل نبود رشته دانشگاهی برای موسیقی کمتر به فرزندانشان اجازه میدادند که آن زمان به این رشته بپردازند.»
باخ و مولوی پیامآور صلح و آرامش درونی
او از تجربهاش در آثار باخ و این که چرا باخ را انتخاب کرده چنین میگوید:
«کارهای باخ یک سادگی و هم زمان یک پیچیدگی دارد و از هارمونی و اصوات چندصدایی پیچیده استفاده کرده با این حال نتیجه و جلوه کار او از مغز نمیآید و مکانیکی نیست بلکه از ژرفای دل میآید؛ دل حقیقت شناس، همان حقیقیتی که جاودانه است.
در مدت سالهایی که روی آثار باخ کار میکنم، دریافتهام که باخ از طریق خلق آثارش به من به عنوان یک نوازنده پشتکار، کنترل، تسلط بر نفس و در نهایت فروتنی بخشیده است. تلفیق سادگی، استفاده از اصوات با هارمونیهای موزون و فروتنی، مجموعهای از یگانگی بین روح، روان و جسم را ایجاد میکند.
در بسیاری از مواقع در زمان اجرای باخ، بیاختیار به یاد اشعار مولوی میافتم و فکر میکنم آنها در نکات بسیاری اشتراک دارند. نکاتی نظیر عشق، خودشناسی، فروتنی و به نظر میرسد هردوی این بزرگان در جست و جوی صلح درونی و حقیقت بودهاند. باخ و مولوی به واسطه شناخت عمیقشان از حقیقت به صلح درونی رسیدهاند. یعنی صلح و آرامش در آثارشان جاری است. برای همین شنونده میتواند در طول شنیدن آثار باخ و یا اشعار مولوی یک نوع آرامش و صلح درونی را تجربه کند.
آثار باخ بیزمان است یعنی با این که در قرن هفدهم میزیسته ولی موسیقی او پیامی که از آثارش شنیده میشود فقط به قرن هفدهم مربوط نمیشود و به تمامی دورانها تعلق دارد. منظورم از عبارت بیزمان همین است. بدون شک باخ جزو معدود بزرگان جهان، اعم از هنرمندان، فلاسفه و عرفاست که آثار شان جاویدان شدهاند. این هنرمندان بزرگ که چنین آثار جاویدان خلق میکنند بیتردید به شناخت به خود جاودان خود دست پیدا کردهاند.
این جاودانگی با حکمت جاودانی که گاهی از آن با نام جاویدان خرد یاد میشود، نسبت دارد. از این مفهوم ما گاهی با عباراتی نظیر «همیشه بهار» و «همیشه نو» یاد میکنیم. همانگونه که آثار مولوی و حافظ پس از گذشت قرون کهنه نشدهاند و سرمای پائیزی بر پیکرشان ننشسته، آثار باخ نیز بهاری جاویدان دارد و جالب است که بدانید تولد باخ با نوروز مقارن است. شاید این تقارن تصادفی نبوده! البته منظورم از همیشه بهاری این نیست که اندوه پائیزی و سرمای زمستانی در آثار باخ نیست. باخ و آثارش مکمل تمام فصول هستند. انسان اندوه وجود را در کنار هم در عین اوج و کمال در آثار باخ حس میکند. یعنی خوشی موجود در آثار باخ،خوشی سطحی و مبتذل و عاری از اندوه نیست و اندوهش نیز خالی از شور و وجد نیست.»
او در زمینه خاطراتی که از اجراهای گذشتهاش داشته میگوید: «بهترین خاطره برای هر نوازنده این است که بتواند ارتباط خوبی با شنوندگانش برقرار کند به صورتی که این اجرا تا مدتها در ذهن او بماند.»
آریانا برکشلی آشنایی با «سیمین بهبهانی»، بانوی شعر ایران را یکی از خاطرات خوب خود در برگزاری کنسرتهایش میداند که این آشنایی تاکنون نیز ادامه پیدا کرده همچنین همکاری با دکتر «همایون کاتوزیان» در کنفرانسی به مناسبت صدمین سال تولد صادق هدایت در آکسفورد برگزار شد را نیز یکی از تجربیات و خاطرات خوب خود در این زمینه میداند.
خانم برکشلی در سال گذشته پس از سالها او توانسته امکان دیدار و اجرای برنامه مشترک با خواهر بزرگتر خویش پری برکشلی که نخستین استاد زن موسیقی در دانشگاه تهران بوده و اکنون در پاریس زندگی میکند را بیابد؛کاری چهار دستی که به پدر خویش تقدیم کردهاند. این اجرا نیز از جمله اجراهای به یادماندنی اوست.
وی همچنین با اشاره به دیدار از کنسرتی که سولیست و رهبر آن یک بانوی هنرمند فرانسوی بوده میگوید که در ایران محدودیتهایی برای این گونه فعالیتهای جدی برای زنان وجود دارد و اظهار امیدواری میکند که زنان هنرمند در ایران در صحنه باشند و بتوانند با وجود تمام گرفتاریهایی که دارند به فعالیت خود ادامه بدهند و الگویی برای نسل آینده باشند.
زبان جهانی هنر برای همبستگی با مردم
آریانا و پری برکشلی سال گذشته در همراهی با گردهمایی تعدادی از چهرههای شاخص دانشگاهی و فعالان سیاسی و برخی از هنرمندان صاحب نام، در مقابل سازمان ملل قطعاتی را اجرا کردند.
او معتقد است: «هنر با وجود زبان غیرمستقیم و ظرافت خود، میتواند نقش خاصی در همراهی با جنبشهای مردمی داشته باشد همانگونه که بسیاری از هنرمندان در زمینههای گرافیک، نقاشی یا سینما خیلی از فعالیتها را انجام دادهاند که نشان دهنده همبستگی آنها بوده است.
هنر زبانی است جهانی و اگر آن هنرمند یا آهنگساز حرفی برای گفتن دارد حرفی است جهانی و دردش تنها به محیط جغرافیایی اطراف خودش تعلق ندارد
در زمینه موسیقی نیز برخی اوقات خیلی از شنوندگان فکر میکنند برای مثال موسیقی کلاسیک غربی است و ممکن است نتواند ارتباط مستقیم به مسایل خاورمیانه داشته باشد اما من فکر میکنم هنر زبانی است جهانی و اگر آن هنرمند یا آهنگساز حرفی برای گفتن دارد حرفی است جهانی و دردش تنها به محیط جغرافیایی اطراف خودش تعلق ندارد. برای مثال وقتی شوبرت یا باخ کاری را نوشته با افکاری که جلوتر از زمان خودش بوده و عظمت و بزرگی دارد که میتواند درد زمان ما هم باشد.
ما برای کار مشترک خود کاری از فانتزی شوبرت انتخاب کردیم که پیام خاصی دارد. در عین حال که غم خاصی در این قطعه هست اما نوید به امید میدهد و فکر کردیم که اجرای این قطعه در مقابل سازمان ملل میتواند نشانهای باشد از همبستگی با مردم و جوانان ما.»
آریانا برکشلی استاد سابق موسیقى در دانشگاه هنر (فارابی سابق)، در حال حاضر استاد موسیقى در رشته نوازندگى پیانو در دوچس کامینیتی کالج (Dutchess Co,,unity Colledge) در شمال نیویورک در شهر پوکیپسیه است.
وى در آخرین سال قبل از انقلاب در تئاتر شهر با ارکستر مجلسى انگلیس به عنوان تکنواز(solist) همکارى داشته و از آن پس تا به امروز کنسرتهای متعددى در سطح بینالمللى در اروپا و امریکا برگزار کرده است.
آریانا برکشلی تحصیلات آکادمیک خود را در موسیقی و نوازندگى پیانو در فرانسه در
کنسرواتوار پاریس و دانشکده نرمال موسیقی و در امریکا در دانشگاه ایالتی نیویورک به پایان رسانده و جوایز متعددی را نیز در این زمینه در یافت کرده است.
آریانا برکشلی نخستین پیانیست ایرانی است که از سوی مرکز بینالمللی مریدین (Meridian international) همچنین گالرى ملی هنرها برای اجرا دعوت شده و کنسرتی با عنوان «از باخ تا آهنگسازان معاصر ایرانی» اجرا کرده است.
پس از اجرای یکى از این کنسرتها یکی از منتقدان موسیقی در روزنامه فریمن(Freeman) در شمال نیویورک به او لقب «شهرزاده کلاویر» داده است.
او در سال 2009 به عنوان مدیر و مشاور هنرى با کنفرانس ایرانشناسی (ISIS) در شهر تورنتو همکاری داشته است. وی همچنین در سال 2010 کنسرتی به مناسبت بیست و پنجمین سال خاموشى پدر، دکتر «مهدى برکشلى» به همراه خواهر خویش «پری برکشلى» در خانه اپرای کلایتون در نیویورک کنسرتی چهاردستی اجرا کرده است.
همچنین وی چندی پیش در هودسن ولی(Hudson Valley) برای اجرای آثار باخ دعوت شده و به مناسبت نودمین سالگی احسان یارشاطر، محقق، ایرانشناس و بنیانگذار ایرانیکا، کنسرتی اجرا و به او تقدیم کرد که با استقبال زیادی روبرو شد.
آریانا برکشلى علاوه براجرای آهنگسازان کلاسیک غربی و معاصر ایرانى سال هست که آثار باخ را اجرا و روی آن تحقیق کرده است.
پویا / رادیو کوچه
سفر در زمان از آن دسته رویاهایی است که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. ایدهی این سفر را میتوان به کنجکاوی بشر در دیدن آینده یا اصلاح اشتباهات گذشته نسبت داد. در عالم سینما نیز فیلمهای بسیاری با این درونمایه ساخته شدهاند. شاید سه گانهی «بازگشت به آینده» (Back to Future) را بتوان در زمرهی یکی از خاطرهانگیزترین آنها به حساب آورد. برنامهی امروز نیز به فیلمی میپردازد که سفر در زمان را به گونهای متفاوت دستمایهی خود قرار داده است.
کالتر استیونس، با بازی (Jake Gyllenhaal)، یک نظامی است. این چیزی است که خود او از آن مطمئن است، اما ناگهان خود را در قطاری در مقابل کریستینا وارن، با بازی (Michelle Monaghan)، یافته است. زنی که او را نمیشناسد و نمیداند که چکونه مقابل او قرار گرفته است. او وقتی به دستشویی قطار میرود در آینه تصویر مردی را میبیند که تا به حال با او روبهرو نشده است. کالتر کسی نیست که خود فکر میکند. قبل از اینکه فرصت تعجب کردن بیشتری نصیبش شود، قطار منفجر میشود و او خود را در آزمایشگاهی نظامی مییابد. در خلال گفتوگوی او و یکی از دانشمندان آزمایشگاه متوجه میشویم که او در آزمایشگاه کد مرجع قرار دارد. سیستمی که به او اجازه میدهد تا به لحظات آخر زندگی افراد سفر کند. قطاری در شهر شیکاگو توسط تروریستها منفجر شده است.
Click here to view the embedded video.
این انفجار تنها یک اعلان خطر برای انفجار بزرگتری است که به زودی قرار است اتفاق افتد. فرصت زیادی باقی نمانده است. اعضای آزمایشگاه با استفاده از اطلاعات به دست آمده از مغز یکی از قربانیان قطار موفق به بازسازی 8 دقیقهی آخر زندگی او شدهاند. حالا کالتر تنها 8 دقیقه فرصت دارد که در قطار بتواند سر نخی از بمبگذار پیدا کند. هر بار که کالتر ناموفق است قطار منفجر شده و او خود را در آزمایشگاه مییابد. اتفاقی که تا زمان به نتیجه رسیدن کالتر مانند سیری پایانناپذیر ادامه خواهد داشت.
کالتر هربار که به قطار میرود قادر است اتفاقات پیشین را به خاطر آورد ولی سایر مسافران چنین تواناییای ندارند. اتفاقی که بی شباهت به چرخهی زندگی بیل موری در فیلم «Groundhog Day» به کارگردانی «هارولد رامیس» نیست. در آن فیلم نیز بیل موری در یک روز خاص گیر کرده بود و اتفاقات اطرافش کاملن برایش تکراری بودند در حالی که سایر ساکنان شهر از این موضوع کاملن بیاطلاع بودند. کالتر با رفت و آمدهای مکرر به قطار و آشنایی بیشتر با کریستینا کمکم به او علاقهمند میشود و تصمیم میگیرد تا او را نجات دهد. اتفاقی که در صورت موفقیت نیز فرجام مشخصی ندارد. حتا اگر کالتر موفق به جلوگیری از انفجار قطار شود مشخص نیست که زندگی او در غالب قربانی ادامه خواهد یافت یا اینکه میتواند دوباره به آزمایشگاه بازگردد.

«کد مرجع» (Source Code) فیلمی است پرهیجان و جذاب که تماشاگران را به وجد میآورد. این فیلم که در ژانر علمی – تخیلی ساخته شده است به خوبی از مولفههای درام بهره میگیرد. کارگردانی این فیلم را «دانکن جونز»
(Duncan Jones ) کاگردان جوان بریتانیایی برعهده داشت. فیلم او در حال طی کردن روند موفقیتی است که «سخنرانی پادشاه» و «سرآغاز (Inception) »پیش از این طی کردند. هر دو فیلم قبلی را نیز دو کارگردان بریتانیایی کارگردانی کرده بودند.
کسب امتیاز 7.9 از 10 در تارنمای IMDB گویای همه چیز است. آن را ببینید و لذت ببرید.
منابع
http://www.imdb.com/title/tt0945513/
http://www.imdb.com/name/nm1512910/
http://rogerebert.suntimes.com/apps/pbcs.dll/article?AID=/20110331/REVIEWS/110339997/1023
خبر ویژه / رادیو کوچه
در پی ارسال پیامک از سوی سفارت بریتانیا در تهران به کارمندان کلیه بخشهای این سفارت، از صبح امروز چهارشنبه 24 فروردینماه، به مدت نامعلوم از کارمندان در کلیه ردهها خواسته شده است که در محل کار خود حاضر نشوند.
یک منبع نزدیک به این سفارت که خواست نامش فاش نشود، به کوچه اعلام کرده که در این پیامک به صراحت ذکر شده است که «همکاران از پیگیری علت تعطیلی خودداری کنند.» این در حالی است که هیچ مدت زمان مشخصی برای عدم حضور کارمندان سفارت بریتانیا در تهران اعلام نشده است.
اگرچه عرف دیپلماتیک این است که در صورت قطع روابط دو کشور با اعلام زمانبندی کارداران و سفیر فراخوانده میشوند و کارمندان محلی نیز بر اساس زمان از پیش تعیین شده، اما ارسال این پیامک بنابر اظهار یک کارشناس میتواند جنبه امنیتی نیز داشته باشد.
بریتانیا پیشتر در روز بیست و چهارم مارس از انتخاب گزارشگر حقوق بشر از سوی این شورا در سازمان ملل حمایت کرده بود.

مناقشات بین ایران و بریتانیا در ماههای اخیر و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران وارد دور تازهای شد به طوری که در پی درگیریها و اعتراضهای خیابانی تعدادی از کارمندان این سفارت دستگیر و محاکمه شدند و مجلس ایران نیز خواستار قطع رابطه با این کشور شد.
در آخرین بار نیز بدون انعکاس خبری در روز هشت مارس- هفده اسفندماه سال گذشته- یکی از کارمندان بخش اداری این سفارت به نام «مریم-م» در خیابان بازداشت شده است که هنوز با گذشت بیش از یک ماه و اندی تاکنون در زندان اوین به سر میبرد.
لازم به اشاره است سفارت بریتانیا تا روز گذشته، سهشنبه دوازدهم آوریل به طور معمول تا پایان وقت اداری باز بوده و این پیامک شبانه در همان روز به کارمندان محلی و بریتانیایی ارسال شده است.
از سویی دیگر سخنگوی فارسی وزارت امور خارجه بریتانیا در محیط مجازی، در پاسخی به این خبر عنوان کرد: «سفارت بریتانیا در تهران به دلیل تهدیدی امنیتی و فقط برای یک روز تعطیل شده است و انتظار میرود از روز پنجشنبه فعالیت این سفارت مطابق روال عادی ادامه پیدا کند.»
پویا رادمند همچنین در انتها تصریح کرده است: «این مسئله به احتمال قطع مناسبات ایران و بریتانیا ارتباطی ندارد.»
……………………………………………
یکی از شنوندگان رادیو کوچه در خصوص این خبر و در پاسخ به سخنگوی فارسی وزارت امور خارجه بریتانیا مطلبی را ارسال کرده که در پی میآید:
عبدالرضا رییسی / نامه وارده
«جناب آقاق رادمند، رادیو کوچه و خبرنگاران آن در گذشته به خوبی نشان دادهاند که در نقل اخبار و دقت در صحت آنها با رویکردی حرفهای و روزآمد عمل کرده و میکنند. پیشنهاد میشود متن خبر را بازخوانی کنید؛ درگزارش ارسالی اشارهای به ارتباط مستقیم نشده است دربارهی تعطیلی به یک بارهی سفارت بریتانیا در تهران و قطع روابط. هم ما خوانندگان و شنوندگان و هم مطمئنن رادیو کوچه بسیار خوشحال میشویم اگر برای تصریح خبرهای مرتبط با روابط ایران و بریتانیا از این پس شما ارتباط پویاتری در ظرفیت سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجهی بریتانیا با جامعهی خبری و از طریق آن با علاقهمندان به این مسایل داشته باشد.
همچنین، تقاضا میشود دربارهی خبر دستگیری یکی از کارمندان محلی این سفارت بریتانیا در 17 اسفند 1389 و اقداماتی که برای آزادی وی انجام شده است هم اطلاعاتی بدهید. عدم اطلاعرسانی و گاه سکوت و بیتفاوتی سفارت نسبت به کارکنان محلیاش و عدم ادا سبب دلسردی است. وظایف نسبت به کسانی که به دلیل شغلشان به خطر میافتند.
ناگفته پیداست که اخبار فشار و آزار بر کارمندان محلی سفارت که سبب استعفای اجباری شماری از آنها شده است، چندان که شما تصور میکنید پوشیده نمیمانند- به ویژه بر جامعهی خبری، که پیش از دستگیریهای سال 1388 و محدودیتهای اعمال شده بر کارکنان از ارتباط کاری پویایی با آنها خبری برخوردار بودند. منتظر اظهار نظر شما در مورد خانم «مریم– م» هستیم.
بیشتر بخوانید:
«احضار سفیر بریتانیا در تهران به وزرات امور خارجه»
«طرح قطع رابطه دولت جمهوری اسلامی با انگلستان»
خبر / رادیو کوچه
انجمن قلم آمریکا، روز چهارشنبه نسرین ستوده، نویسنده، فعال حقوق بشر و وکیل زندانی در ایران را به عنوان برنده جایزه آزادی قلم اعلام کرده است. در بیانیه انجمن قلم از نسرین ستوده به عنوان یکی از رهبران جنبش زنان و مدافع حقوق کودکان در ایران نام برده شده است.
جایزه انجمن قلم آمریکا به شخصیتهای ادبی بینالمللی که به دلیل اقدام یا دفاع از حق آزادی بیان تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و یا زندانی شدهاند تعلق میگیرد.
این جایزه در ۲۶ آوریل ۲۰۱۱ (ششم اردیبهشت)، در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک به برنده اهدا خواهد شد. برپایه این گزارش احتمالن شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، در این مراسم از سوی نسرین ستوده این جایزه را دریافت خواهد کرد.
رییس انجمن قلم آمریکا «کوآمه آنتونی آپیا» در این زمینه گفت: «در زمانی که زنان و مردان سراسر جهان بهطور مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ایستادهاند تا این حقیقت بسیار اساسی را بار دیگر خواستار شوند، او (نسرین ستوده) در یکی از بدنامترین زندانهای جهان است و این مایه شرم حکومت ایران است.»
بیشتر بخوانید:
«محرومیت ملاقات با خانواده برای نسرین ستوده»
افشان برزگر/ رادیو کوچه
صفحات روزنامه را که ورق میزنی، کمتر هفتهای است که در آن خبری و یا رد پایی از کودک آزاری نبینی. آثار کبودی بر بدن «فاطمه»ی چهار ساله، شکستگی جمجمه و فک «مهسا»ی سه ساله، آثار سوختگی بر بدن «علی» شش ساله و صدها خبری که پروندههای آنها در دادگاهها با جرم کودک آزاری باز میشود و چه بسیار پروندههایی که مجرمان به سزای اعمال وحشیانه خود نمیرسند.
هرچند که پدیده کودک آزاری در تمام کشورهای جهان وجود دارد و تعداد آن نیز کم نیست، اما رشد این پدیده در کشور به صورت چشمگیر و نگران کنندهای در حال افزایش است، بهطوری که بر اساس اعلام مسوولان دولتی، میزان کودک آزاری در سالهای گذشته هفت برابر شده است. البته این در حالی است که بنا به دلایل مختلف، بسیاری از موارد کودک آزاری به مراجع قانونی و قضایی اعلام نمیشود.
کودک آزاری هرگونه فعل یا ترک فعلی است که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود کودک شود که برخی از این آثار میتواند مخفی باشد. کودک آزاری در شش عرصه ظهور پیدا میکند که مهمترین آن کودک آزاری جسمی است و مواردی همچون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهای درونی و زخمی کردن را شامل میشود که بر اساس تحقیقات انجام شده 87 درصد مرگهای ناشی از کودک آزاری جسمی در بین کودکان زیر پنج سال بوده است.
کودک آزاری عاطفی نوع دیگر کودک آزاری است که طرد، محرومیت عاطفی، برخورد خشونتآمیز خانواده، انتقاد، تحقیر و انتظارات نامناسب از کودک را شامل میشود که تاثیر بسیار مخربی بر رشد فکری کودک دارد.
کودک آزاری جنسی هم که آمار آن در حال افزایش است، تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال، هنگامی که از کودک برای تحریک جنسی شخص کودک آزار یا فرد دیگری استفاده شود که مواردی مثل نمایش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک، مجبور کردن کودک به نشان دادن آلت تناسلی خود به فرد بزرگسال، وادار کردن کودک به روسپیگری یا استفاده از کودک در حوزه هرزهنگاری را در بر میگیرد.
همچنین افرادی که از کودکان برای تامین نیازهای اولیه جسمی کودک مثل تغذیه، بهداشت، پوشاک، نظافت، تربیت، مراقبتهای پزشکی و ابراز عشق و علاقه غفلت میکنند، این موجودات را به روش دیگری مورد آزار قرار دادهاند.
همچنین بهرهکشی اقتصادی و بدرفتاری آموزشی که در سیستم آموزشی کشور همچون تاکید بر نمرهگرایی، نادیده گرفتن تفاوتهای فردی، ایجاد رقابتهای شدید، تاکید بر یادگیری از راه حفظ کردن، ایجاد فشارهای روانی بر کودکان به علت انتظارات بیش از حد از آنان، همواره مشاهده شده است، روشهای دیگر کودک آزاری به شمار میروند.

بر اساس آمارهای رسمی در کشور، بیشتر کودکانی که مورد آزار قرار میگیرند، دختران هستند که حدود 60 درصد قربانیان را تشکیل میدهند. همچنین آمار کودک آزاری جسمی در کشور بسیار بالاست، چراکه کودکآزاران در تمام انواع روشهای خود، آزار جسمانی را چاشنی کار قرار میدهند، به همین علت 50 درصد آزارها به صورت جسمانی است و پس از آن، آزار عاطفی، غفلت و آزار جنسی قرار دارد.
همچنین بر اساس تحقیقی که در ایران بر روی نوجوانان دختر و پسر دبیرستانی صورت گرفته، نشان میدهد که حدود 60 درصد آنها مورد کودک آزاری قرار گرفتهاند که 61 درصد آن آزار جنسی، 33 درصد آزار عاطفی و حدود هفت درصد آزار جسمانی بوده است. بر این اساس عادیترین انواع آزار جسمی، سیلی خوردن، کتک خوردن با چوب یا وسایل دیگر، لگد زدن و گازگرفتگی بوده است.
البته گزارشی که با مشارکت وزارت بهداشت و یک نهاد بینالمللی تهیه شده است، نشان میدهد 15 درصد از کودک آزاریها، جنبه جنسی دارد که از این آمار حدود 30 درصد به آزار جنسی پسران و بیش از 70 درصد به آزار جنسی دختران اختصاص دارد.
نکته قابل توجه در بحث کودک آزاری، به رابطه بین کودک و کودک آزار برمیگردد، بهطوری که بر اساس آمارهای ارایه شده 75 درصد از آزاردهندگان والدین و افراد داخل منزل هستند که در این زمینه نیز پدران با 45 درصد در صدر لیست سیاه آزاردهندگان قرار دارند و 25 درصد دیگر توسط عوامل خارج از خانه یعنی دوستان، اقوام، کادر اموزشی، افراد غریبه و غیره صورت میگیرد. آمار دردناکتر دیگر این که 57 درصد از آزارهای جنسی کودکان، توسط پدران آنها صورت گرفته است.
اما با توجه به اینکه همه موارد کودکآزاری ثبت نمیشود، امکان ارایه آمار قطعی در مورد کودکان آسیبدیده وجود ندارد. با این حال میتوان براساس اطلاعات موجود، گمانهزنی کرد که آمار واقعی کودک آزاری در کشور چقدر است، بهطوری که در حال حاضر بیش از یک هزار کودک خانهدار و بیش از دو میلیون و 500 هزار کودک کار و خیابان در کشور وجود دارد که در معرض جدی کودکآزاری جسمی و جنسی قرار دارند. نتایج تماس با اورژانس 123 هم نشانگر بیش از شش هزار مورد حاد کودک آزاری در سال است.
کارشناسان امر دلایل بسیاری را برای شیوع پدیده کودک آزاری در کشور نام میبرند که برخی از دلایل به کودک و برخی دلایل به وضعیت روانی کودک آزار و برخی به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه بازمیگردد.
به اعتقاد جامعه شناسان، عواملی همچون شیطنتها، بیقراریها، بیشفعالی، عقبماندگی، نقایص جسمانی، اضطراب، پرخاشگری و شباداری باعث میشود که کودکان از سوی کودک آزاران که در اکثر مواقع والدین هستند، مورد آزار قرار بگیرند.
در کنار این عوامل، نتایج تحقیقات نیز نشان داده که فقر اقتصادی و مشکلات و فشارهای ناشی از آن، زمینه را برای کودک آزاری فراهم میکند، البته این بدان معنا نیست که در تمام خانوادههای فقیر کودکان مورد آزار قرار میگیرند و یا در خانوادههایی با استطاعت مالی بالا، اثری از کودک آزاری نیست، بلکه نتایج پژوهشها حاکی از ان است که احتمال کودک آزاری در خانوادههای دارای مشکلات مالی 22 برابر خانوادههایی است که از نظر اقتصادی تحت فشار قرار ندارند.
فقر فرهنگی نیز از دیگر عوامل جدی کودک آزاری در کشور محسوب میشود، بهطوری که هنوز در برخی خانوادهها، تربیت کودک را منحصر به تنبیه بدنی بیحد و حصر میدانند که این موضوع نه تنها در محیط خانه، بلکه در محیطهای آموزشی نیز به صورت ملموس قابل مشاهده است.
کارشناسان، فقدان مهارتهای تربیتی در والدین، اعتیاد، طلاق، مشکلات روانی و اخلاقی والدین، اشتغال مادران، فوت یکی از والدین و اختلافات خانوادگی را از دیگر دلایل گسترش کودک آزاری در کشور میدانند، البته اکثر کارشناسان معتقدند که اکثر کودک آزاران، خود در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
اما آنچه همیشه از سوی آسیبشناسان به عنوان علت اصلی گسترش کودک آزاری در کشور عنوان میشود، وجود نقص و ابهام در قوانین است.
قانون مبارزه با کودک آزاری از نیمه دوم قرن بیستم تقریبن در سرتاسر جهان به ویژه در کشورهایی که به توسعه اجتماعی اقتصادی مطلوبتری دست یافتهاند و بخش مهمی از منابع مادی و معنوی صرف توجه به مسایل کودکان و حمایت روانی و جسمانی از آنان میشود، اجرا شده است.
در ایران نیز قانون حمایت از کودکان در سال 1381 به تصویب رسید که بخشهایی از آن به تشریح مجازاتهای قانونی کودکآزاری اختصاصی دارد. قوه قضاییه در سالهای پایانی مدیریت هاشمی شاهرودی، سه لایحه با عنوانهای «رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان»، «حمایت از کودکان و نوجوانان» و «حمایت از کودکان فاقد سرپرست موثر» را به مجلس داد. اما ارایه این لوایح نتوانسته تحولی چشمگیر در کنترل کودک آزاری ایجاد کند.

در ایران، قانون تنبیه کودک در حد متعارف را جایز دانسته، اما همین قانون حدمتعارف تنبیه بدنی را نیز مشخص نکرده است، بنابراین عدم شفافسازی بین کودک آزاری جسمی و روحی و تنبیه بدنی در قانون کاملن به چشم میخورد و این امر دست کودک آزاران را تا حد زیادی باز گذاشته است.
در حالی که در کشورهایی مانند آلمان و سوئد، عقیم شدن در انتظار کودک آزاران است، اما در ایران اکثر کودک آزاران که پدران کودکان هستند، از دست قانون میگریزند و قانون و مصلحت نیز در این زمینه به آنها کمک میکند. بهطوری که بر اساس قانون که مطابق با فقه اسلامی تدوین شده است، هرگاه بالغی نابالغی، را بکشد، قصاص میشود. اما اگر قاتل پدر یا جد پدری باشد، طبق همین قانون، از قصاص معاف بوده و فقط به ورثه مقتول دیه تعلق گرفته و مجرم تعزیر میشود که میزان تعزیر، بستگی به نظر دادگاه دارد که از یک ضربه شلاق تا یک روز حبس را شامل میشود که چنین قوانینی باعث شده، تعداد پروندههای مربوط به پدران شکنجهگر که کودکان خود را میکشند، به شدت افزایش پیدا کند.
کارشناسان معتقدند که تعداد قابل ملاحظهای از پروندههای آزار کودکان به خصوص آزار جنسی، بدون محکومیت عامل جرم مختومه میشود، بهطوری که بسیاری از مجرمان حتا به دادگاه نیز فراخوانده نمیشوند که عواملی همچون رعایت مسایل عرفی مانند شرم، مداخله نکردن در امور خانوادهها و همسایهها و دشواری تهیه اسناد و اثبات کودکآزاری، از مهمترین عوامل فرار این مجرمان جنسی از چنگال قانون است.
البته راهحلی برای اصلاح این وضعیت در قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان پیشبینی شده است. براساس ماده 22 این قانون، هرکس کودک و نوجوانی را در معرض خطر شدید و قریبالوقوع مشاهده کند و به رغم توانایی اعلام و گزارش به مراجع یا مقامات صلاحیتدار از اقدام فوری برای جلوگیری از وقوع خطر امتناع کند، از 91 روز تا یک سال حبس و یا به جزای نقدی از 10 میلیون تا 30 میلیون ریال محکوم خواهد شد.
هرچند اجرایی شدن این قانون میتواند وضعیت مطلوبتری را برای کودکان فراهم کند، ولی باید توجه داشت که وجود قیدهایی همچون «توانایی اعلام و گزارش به مراجع یا مقامات صلاحیتدار» میتواند یک راهکار برای فرار از اجرای کامل این قانون باشد.
هرچند ایران از سال 1372 به پیماننامه جهانی حقوق کودک پیوسته است، ولی در 18 سال اخیر، اغلب با رشد سالانه پدیده کودکآزاری در کشور مواجه بودهایم، بنابراین میطلبد که مسوولان ذیربط فکر راه چاره در این زمینه باشند، چراکه کودکانی که امروز مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، شکنجهگران فردا خواهند بود و این دور باطل همچنان ادامه خواهد داشت و کودکان بیشتری، قربانی بیتوجهی مسوولان خواهند شد.
خبر / رادیو کوچه
دو تن از فعالان عرب اهوازی بهنامهای علی بدری و رمضان خالدی، طی روزهای اخیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. ماموران وزات اطلاعات روز دوشنبه ۲۲ فروردین ماه، علی بدری از فعالان عرب اهوازی را درمحل کار وی بازداشت کردند.
بر اساس گزارش اهوازنیوز، علی بدری (۳۰ ساله) پس از مراجعه ماموران به اداره اوقاف اهواز به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شد.
آقای بدری از اهالی شهر خلفآباد در شرق اهواز است و طی سالهای گذشته در مناسبتهای سیاسی و انتخاباتی شهر و برگزاری مراسم فرهنگی فعالیت میکرد.
پیش از این ۸ تن از فعالان سیاسی سرشناس این شهر از جمله رییس شورای شهر سابق خلفآباد در دوره اصلاحات بازداشت شده بودند.
این بازداشتها همزمان با صدور فراخوانهای گسترده برای برگزاری تظاهرات اعتراضی در مناطق عربنشین خوزستان شدت گرفته است.
تظاهرات اعتراضی قرار است به مناسبت ۱۵ آوریل سالگرد قیام مردمی سال ۲۰۰۵ علیه سیاستهای نژادپرستانه دولت علیه مردم عرب خوزستان برگزار شود.
ماموران امنیتی تاکنون بیش از ۲۶۰ نفر از فعالان سیاسی و حقوق بشری عرب را بازداشت کردند.
هم چنین بر اساس گزارشی دیگر از منبع خبری مذکور، طی روزهای گذشته یک فعال اجتماعی عرب اهوازی به نام رمضان خالدی فرزند کریم، ۳۶ ساله، از ساکنان روستای رمیص واقع در جاده میان اهواز- معشور توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
بیشتر بخوانید:
«بازداشت دو فعال سیاسی اهوازی در خلفآباد»
شورای نمایندگان انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی در ترکیه(نوشهیر) با انتشار بیانیهای به وضعیت پناهجویان در ترکیه پرداخته و به سازمان حقوق بشری در ژنو، کمیساریای عای پناهندگان سازمان ملل-دفتر وان، هلسینکی و دیگر سازمانهای حقوق بشری ارسال کرده است.
متن این بیانیه در زیر آمده است:
مرگ پناهجویان بر اثر عدم تخصص در کار…
با وجود این که در سالهای اخیر در قوانین کار ترکیه امکان اشتغال قانونی برای پناهجویان فراهم شده اما بهخاطر مشکلات زیادی که برای گرفتن اجازه کار وجود دارد این حق هنوز به صورت یک نوشته ناکارآمد باقی مانده است. از این رو بیشتر پناهجویان به اشکال غیرقانونی به کار مشغول میشوند، همین امر همیشه با بروز حادثهای همراه بوده و جان پناهجو را به مخاطره انداخته و در بسیاری از موارد منجر به مرگ پناهجو میشود…
چهارشنبه11 اوت 2010 جوان 19 ساله افغانستانی بهنام «گلافغان میرافغان» که در شیفت شب برای امرار معاش مشغول کار بوده است در حین کار با دستگاه «بالابر» دچار سانحه برقگرفتگی شده و بعد از انتقال به بیمارستان علیرغم تلاش پزشکان، با کمال تاسف جانش را از دست میدهد. گلافغان از سال 2007 توسط کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان بهعنوان پناهنده بهرسمیت شناخته شده و از آن موقع در انتظار اعزام به کشور ثالث بود.
بیهیچ تردیدی گلافغان نگونبخت فراری از جنگ، اولین قربانی شرایط دهشتناک کار در محیط ناامن با شرایط مخاطرهآمیز نبوده و نیست. متاسفانه سلب مسوولیت کمیساریایی عالی و چشمپوشی کامل این سازمان نسبت به حفظ جان و امنیت پناهندگان، با توجه به فقر و گرسنگی روز افزون و تمکین به شرایط ناامن کار، پیوسته هستی پناهجویان را با تهدیدی دایمی روبهرو کرده است.
مرگ انوش نامور پناهنده ایرانی در ترکیه در 4 دسامبر2010 بر اثر برقگرفتگی (سه فاز) هنگام کار با دستگاه برش، توسط پلیس ترکیه گزارش میشود. انوش از فعالان سیاسی بود و سالها برای برقراری دموکراسی و آزادی در کشورش مبارزه کرده بود، متاسفانه انوش 26 ساله تنها به علت سهلانگاری کمیسیاریای عالی پناهندگان در مقابل جان پناهجویان، جان خود را از دست میدهد.
قاسمعلی رادپور 45 ساله، مقیم شهر آفیون، بهعنوان پناهجو در این شهر اقامت داشت. پلیس شهر آفیون علت مرگ او را نیز برقگرفتگی اعلام کرده است.
مرگ پناهجویان به علت بیتوجهی سازمان کمیساریای عالی پناهندگان در قبال جان بیمارشان
چنین بیتوجهی در حالی صورت میگیرد که در بسیاری از شهرهای ترکیه بیمارستانهای دولتی به پناهجویان سرویس کافی نمیدهند به همین خاطر همانگونه که بارها مشاهده شده است، بسیاری از پناهجویان به علت تمکن مالی و کمتوجهی مسوولین کمیساریای عالی سازمان ملل مستقر در آنکارا جان خود را از دست میدهند.
سهلانگاری مطلق کمیساریا در خصوص پرونده پناهندگان وعدم ایجاد شرایط مناسب برای پناهجویان بارها و بارها فجایع غیرقابل جبرانی را به وجود آورده است چرا که هزاران پناهنده ایرانی، افغانی و غیره از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در این کشور به امان خدا رها شده و هیچگونه کمک هزینهای بابت زندگی حداقلی و مسکن در اختیار آنان قرار داده نمیشود.
به طور مثال هفتم ماه آوریل 2010، فرخ محمدی (فعال سیاسی) در بیمارستان
شهر کایسری بر اثر بیماری سرطان فوت میکند. فرخ محمدی به همراه همسر و دو فرزندش، بیش از سه سال پناهجوی ترکیه بوده و درخواست پناهندگی که به سازمان ملل ارایه داده با سهلانگاری مطلق سازمان ملل مواجه و پرونده ایشان مختومه اعلام میشود…
علیاکبر لطفیفرد (62ساله) مرگ به علت تومور مغزی… مرحوم لطفی پناهنده سیاسی- اجتماعی بود که به همراه همسر و دو فرزندنش، پس از چهارسال شرایط سخت زندگی و دست و پنجه با مرگ، در ژانویه 2011 به عنوان پناهنده از طرف کمیساریای عالی پذیرفته میشود. متاسفانه بیماری رنجآسای وی، که از 2009 با آن مبارزه میکرد به علیاکبر لطفی اجازه اقامت مامنی امن نداد و ژانویه 2011 با زندگی وداع گفت. لازم به ذکر است که خرج و مخارج بیمارستان وی بیش از 30 هزارلیر ترکیه از طرف خانوادهاش با شرایط بسیار سختی تامین شده و با توجه به این که مرحوم لطفی در ترکیه و در شرایط پناهجویی دچار تومار مغزی شده اما از طرف سازمان کمیساریای عالی هیچگونه کمک هزینه به وی و خانوادهاش، تعلق و پرداخت نشده است.
25 ژانویه 2011 محمد شیری به علت سومصرف دارو خودکشی میکند و به زندگی خود پایان میدهد در حالی که در اوج جوانی به کمیساریای عالی پناهندگان پناه آورده بود که آیندهای امیدوار را نظارهگر باشد..
ساعد مهدیپور 20 ژانویه 2011 ساکن شهر نوشهیر با بریدن رگ دست خود، دست به خودکشی زده و رویاهای ناتمام خود را به افق میسپارد، خوشبختانه به علت رساندن وی به بیمارستان، ساعد از مرگ حتمی نجات پیدا میکند…
سهلانگاری مطلق کمیساریا در خصوص پرونده پناهندگان وعدم ایجاد شرایط مناسب برای پناهجویان بارها و بارها فجایع غیرقابل جبرانی را به وجود آورده است چرا که هزاران پناهنده ایرانی، افغانی و غیره از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در این کشور به امان خدا رها شده و هیچگونه کمک هزینهای بابت زندگی حداقلی و مسکن در اختیار آنان قرار داده نمیشود. از این رو آنان از سر ناچاری به کارهای شاق با دستمزد بسیار ناچیز و بهمراتب کمتر از کارگران «بومی» تن میدهند و پناهجویان بارها و بارها با عدم دستمزد از طرف کارفرما مواجه بوده و به علت شرایط سخت زندگی، مجبورند با این که روزها و ماههای متوالی برای کارفرمایان کار کردهاند از دستمزد حداقل خود که بیش از نیمی از آن میشود، بگذرند تا بلکم کرایه مسکن خود را بپردازند…و با حوادث ناگوار این چنینی نیز مواجه میشوند و از آنجا که مشمول قوانین کار نمیشوند، کسی در قبال جان و اموال آنان نیز مسوولیتی ندارد.
انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی بر این امر پافشاری میکند که بایست به این شرایط غیرانسانی پایان داده و راه برون رفت از این سرگردانی و جلوگیری از تراژدیهای انسانی بهمراتب بیشتر را در تحقق مطالبات ذیل میداند:
1-پرداخت هزینه زندگی و مسکن از جانب (یو.ان) به کلیه متقاضیان پناهندگی از بدو ورود و تقاضا پناهندگی از این سازمان تا اعزام آنان.
2-تسریع در اعزام پناهندگان پذیرفته شده از جانب کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان
3-تسریع در روند رسیدگی به پرونده پناهجویان در کوتاهترین زمان
4-رسیدگی هر چه سریعتر به پروندههای استینافی و بررسی مجدد این پروندهها که سالیان طولانی منتظر پاسخی از طرف کمیساریای عالی پناهندگان میباشند
5-لغو فوری هزینه «پول خاک» – (این امر باعث میشود که پناهجویان برای تامین این هزینه خود را به مخاطره بیاندازند تا بیش از این اسیر قوانین نابرابر نشوند)
انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی -ترکیه(نوشهیر) در عین حال از سازمانهای مرتبط به امور پناهندگی و دیگر سازمانها و شخصیتهای مدافع حقوق بشری پیشاپیش میخواهد تا با صدور اطلاعیه و اقدامات عملی دیگر، سازمان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل/ آنکارا مجاب به پذیرفتن خواستههای به حق پناهجویان نمایند…
خبر / رادیو کوچه
محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی روز چهارشنبه اعلام کرد به هواپیماهای مسافربری غربی که به تهران میآیند دیگر اجازه سوختگیری داده نمیشود.
به گزارش رسانههای داخلی ایران، این در حالی است که آقای رحیمی از زمان آغاز این طرح و شرکتهای هواپیمایی مشمول آن جزییاتی ارایه نکرده است.
در پی اعلام تحریم فروش بنزین از جانب آمریکا به ایران، برخی شرکتهای بزرگ نفتی اروپایی از شش ماه پیش از تامین سوخت هواپیماهای مسافربری ایرانی در فرودگاههای اروپا خودداری میکنند، اگرچه تحریمهای اتحادیه اروپا شامل فروش بنزین به ایران نمیشود.
شرکت فرانسوی توتال و «اوامو» (OMV) اتریش نیز از ماه گذشته به آنها پیوستهاند.
بیشتر بخوانید:
«تحریم سیودو مقام ایرانی و مسدود شدن دارایی آنها»
چهارشنبه 24 فروردین 90 / 13 آوریل 2011
اجرا: اعظم
استودیو: دامون
تقویم تاریخ
گزیده اخبار مطبوعات چهارشنبه ایران
مجله جاماندگان- «خامنهای او را برای تسویهحساب فرا خواند»- شراره سعیدی
بخش اول خبرها
روز نگاشت- «دشمن هرگونه خودکامگی در اندیشه بشر»- محبوبه شعاع
روزمرگیها- «یک نگاه کوچولو به مالاییها»- مهرزاد موسوی
زخم- «بدنهای نحیف، زیر دست نامهربان کودکآزاران»- افشان برزگر
بخش دوم خبرها
تماشاخانه کوچه- «کد مرجع»- پویا
پرسهای در دیار غربت- سیمین
بخش سوم خبرها
نمایشنامه شنیداری از آثار صادق هدایت- «کاروان اسلام»(بخش اول)- مهیار فرآورده
مهرزاد موسوی/ رادیو کوچه
تا آن جایی که یادم میآید همیشه عاشق سفر کردن و گشتن بودم. جستوجو در شهرها، روستاها، نه در هتلها و یا سفر با تورها. این نوع مسافرت زیاد معنی سفر برایم ندارد. مثل این است که به خانه کسی میهمانی بروی. تو را در میهمان خانه مینشانند و بهترینها را نشانت میدهند، تو از آشپزخانه و انباری و پشتبام خانه هیچ نمیدانی و آدمهای خانه خود را با ماسک میزبان رسمی به تو میشناسانند.
مسافرت برای من یعنی سوار یک جیپ، سرک کشیدن به مکانهای ناشناس و کمتر آشنا، میان مردم شهرها و روستاهای دور ماندن، از نان داغ تنورشان خوردن، از چشمهی آبشان نوشیدن و دزدکی از میوههای باغها چیدن…
اینکه جایی را فقط از دید یک توریست ببینی، چیز راضیکنندهای نیست، اینکه مردمانش چه روحیاتی دارند، در کوچه پس کوچههایش چه خبر است، ارتباطاتشان چطور است و… هیچکدام در یک سفر توریستی شیک و کوتاه اتفاق نمیافتد. به همین دلیل برای فرار از تهران دورترین شهر را برای زندگی و گشتن و دیدن اطرافش انتخاب کردیم، بار سفر بستیم و کارها را به سامان نمودیم و بار زندگی سبک کردیم. بهانههای دیگری هم بود، اما این دلیل گشتن و تجربه اندوختن به موضوعی که حالا به آن پرداختهام مرتبط است ….. و اکنون بعد از چند سال در جنوب ایران بودن، دیدن، شنیدن و شناختن، از بین کشورهای دنیا سرزمینی را برای ادامه زندگی انتخاب کردهایم که همه دلبستگیها و علاقهمندیهایمان را در خود یکجا دارد.

گونه گونی اقوام، تنوع مذاهب، تنوع پوشش و خلاصه همهچیز برای آن قسمت روح که تشنه دیدن و آموختن و لذت بردن است فراهم است.
این دیدنها در طول چند ماه آنقدر کامل و دقیق نیست که بشود روی آنها استناد کرد، ولی به عنوان تجربههای آغازین یک نفر تازه وارد که هنوز همهچیز برایش عادی نشده، شاید جالب توجه باشد، بعدها شاید بیشتر در این مورد بدانم و بنویسم.
یکی از جالبترین و عجیبترین تصاویر دیدنی در کشور مالزی، که از همان بدو ورود توجه همه خانواده ما را جلب کرد، از پشت پوشیدن کاپشنهای موتورسواران بود. یعنی اگر بخواهم درست تشریح کنم این است که شما یک کاپشن زیپدار را طوری بپوشید که زیپ و جلوی باز آن در پشت بدن قرار بگیرد. بسیار شکل آویزان و دست و پاگیری پیدا میکند، دلیلهای مختلفی برای این کار دارند، معتقدند با این روش از کثیف شدن آستینها و جلوی پیرهنشان جلوگیری میشود، ولی فکر کردم اگر درست بپوشند باز هم آستینها و جلو بدن هم پوشیده است، دلیل خوبی نبود.
دلیل متفاوت دیگری که دارند این است که چون هوا اینجا گرم است و در مسیر حرکت روبهرو که باد به بدن میخورد، با این مدل پوشیدن از باد تند محافظت میکنند و پشت را که باد نمیخورد باز خنک نگه میدارند. راستش ما هرچه فکر کردیم باز هم دلیل این همه اصرار برای وارونه پوشیدن بسیار پر دردسر و نامرتب را متوجه نشدیم. انگار یک رسمی بوده که همه نسل اندر نسل میخواهند انجام دهند مثل یک عادت بدون اینکه بپرسند چرا؟
از چیزهایی که وقتی سوار قطارهای مختلف شهری میشویم یا در خیابانها میبینیم میتوانیم روی آن مطالعه بصری داشته باشیم، مسایل مختلفی است، موضوع زنان اینجا برایم جالب بود، برای طولانی نشدن، تنها در مورد زنان مالایی میگویم تا بعد در مورد هندیها،چینیها و گروه تازه اکثریت یافته خودمان خواهم گفت.
زنان مالایی زیاد اهل طلا و جواهر نیستند. آنقدر که در اینجا بدلیجات است طلافروشی نیست. جالب اینکه همین بدلیجات فراوان و ارزان هم خیلی میهمان دستها و انگشتانشان نیست. شاید بتوان گفت بیشتر این بدلیجات را هم اگر استفاده کنند در روسریهای خود میزنند یک گیره نگیندار و آویزان زیر گلو و یکی برای دنباله روسری در پشت سر، حالا بستگی به سلیقه هرکس مدل نگین و درشتی و آویزان بودن و درخشش آن متفاوت است. برخلاف خیلی کشورهای دیگر پوشیدن لباسهای سنتی بین زنان بسیار متداول است و این برایم عجیب و جالب است. ما ایرانیها با این همه تنوع پوشش و گوناگونی انواع لباسها و رنگهای سنتی، در لباسهای امروزیمان نشانی از گذشته نداریم.
لباس زنان مالایی، از روسری که مدلهای مختلفی دارد و یک پیراهن ساده بلند و گشاد که برش و دوخت آن هم با برش این نوع پیرهنها متفاوت است تشکیل شده، که «سارونگ» (sarung) نامیده میشود. و زیر آن هم یک دامن از همان طرح و گل و یا رنگ سادهی آن میپوشند، که بلندی آن تا قوزک پایشان است.
باید بگویم سلیقه رنگی مالاییها اصلن با سلیقه ما و کلن انتخاب رنگی روز دنیا متفاوت است. بیشتر از رنگهای بسیار شاد حتا جیغ همراه با طرحها و گل و بوتههای درشت در لباسهایشان استفاده میکنند که البته باز هم در تعداد کمی از آنها سلیقه رنگهای امروزی و هماهنگی رنگها هم دیده میشود.

یک تناقض جالبی که در نوع پوشش زنان مالایی میبینیم به عنوان نمونه این است که یک مدل مقنعههایی که بسیار رایج است دارند از جنس ریون و با تنوع رنگی فراوان و حتا پر از گل و طرح که طوری به پیشانی میچسبد، حتا یک تار مو هم از این مقنعه سفت و محکم توان خارج شدن ندارد، ولی با همین پوشش شلوار لیهای تنگ و یا بلیزهای آستین کوتاه میپوشند .
ما مردم مالزی را مردمی مسلمان با تصوری از قشر مذهبی سخت در ذهنمان میشناختیم، در حالی که مالاییها چه در پوشش و چه در حجاب تنوع و آزادی دارند و حتا با همین لباسهای سنتی پوشیده و بلند روسری و مقنعه ندارند و یا نسل جوانتر هیچ کدام را، یعنی بلیز شلوارهای معمولی.
نکته دیگری که جالب است، روابط دوستی دختر و پسر است. اینجا برخلاف ظاهرشان در این نوع روابط کاملن آزاد و راحت هستند. هنوز خیلی وارد جمعهای مالاییها نشدهام ولی این چیزها در رستورانها و خیابانها کاملن مشهود است و بسیار عادی تلقی میشود.
مالاییها با همین لباسها در سر کار و در خیابان و میهمانیها و مراسم خود ظاهر میشوند. گرچه زیورآلات و نوع پارچههایی که در مجالس میهمانی و جشن استفاده میکنند پرزرق و برق و پراز رنگهای درخشان و پولک و منجوق است. اما با اینکه این همه تمایل به درخشیدن و رنگ دارند برخلاف ما ایرانیها به هیچ عنوان به آرایش چهره خود نمیپردازند. به ندرت میتوانی دختری مالایی را پیدا کنی که آرایش به چهره داشته باشد. حتا در حد یک مداد چشم یا کرم و یا موی درست کرده و کلیبسها و کشهای سر متنوع، تعداد موی سر رنگ شدهای که تا به حال دیدهام به تعداد انگشتان دستم هم نبودهاست. با این احوال نتیجه میگیرم که زنان مالایی بسیار بسیار ساده و سادهزیست هستند. اهل لباسهای گران قیمت و مارکدار و لوازم آرایش و لاک و هزار چیز دیگر هم نیستند.

از صحنههایی که برایم در این مدت عادی شده کار کردن سخت زنها در کنار مردان است. حتا شاید بتوان گفت حضور زنها در کارهای سخت را بیشتر از مردها دیدهام. در فروشگاهها و رستورانهای فراوان، همیشه دختران جوان بلیز شلواری را میبینیم که دنباله مقنعهای را در گردن فرو کرده و تا نیمههای شب مشغول کارند. زنانی مهربان و پرکاری که همیشه با لبخندی بیکینه و حسرت به استقبالت میآیند. از زندگی چیزهای سادهای میخواهند و به همینها که با زحمت به دست میآورند قانعاند و راضی به نظر میرسند.
از برکت تساهل و تسامح حکومتشان و روحیه صلحجویشان به شیوه خودشان لباس میپوشند و گرچه در بسیاری امور طبق سنت و روشهای تقلیدی زندگی میکنند. وشاید این با روحیه ما سازگار نباشد ولی اینطور که به نظر میرسد تغییرات را آرام آرام و بودن تنش را در نسلهای جدید میتوان مشاهده کرد. بدون روی ترشکردن و کفنپوش شدن و گشت ارشاد گذاشتن.
حرفهای گفتنی بسیار است میماند برای بعد ….
آنجلا نوبهار / عکس / رادیو کوچه
پس از اعلام سازمان ملل متحد در خصوص پذیرش مراسم نوروز به عنوان یکی از رسوم بینالمللی، و پذیرش و حمایت آن از سوی بسیاری از کشورهای دنیا و برخی کشورهایی که مراسم نوروز در آنجا با آغاز بهار همراه است، کشور آمریکا هم از این قاعده مستثنا نبوده و پس از این اعلام هر ساله ایرانیان مقیم این کشور در شهر نیویورک اقدام به برگزاری این مراسم کردهاند.
این مراسم 10 آوریل 2011 برابر با 21 فروردینماه در شهر نیویورک و در خیابان مدیسون برگزار شد.
این مراسم هر ساله با شعار آزادی، راستی، استقامت و حقوق بشر اجرا میشود.
این مراسم با انواع موسیقی و خوراکیهای ایرانی همراه است.

خبر / رادیو کوچه
بر اساس برخی گزارشهای منتشر شده در رسانههای منسوب به اصلاحطلبان، مهدیه گلرو و بهاره هدایت دو فعال دانشجویی دربند، از روز شنبه بیستم فروردین ماه در سلولهای انفرادی زندان اوین به سر میبرند.
به گزارش جرس، خانواده این زندانیان روز سهشنبه، پس از مراجعه به زندان اوین برای ملاقات هفتگی، متوجه شدند که گلرو و هدایت ممنوع الملاقات شده و هر دو به انفرادی منتقل شدهاند و دادسرای اوین نیز حاضر به پاسخگویی دربارهی دلیل این اقدام نشد.
این در حالی است که هفته گذشته پس از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، خانوادهی این دو زندانی موفق شده بودند مانند روال عادی زندانیان، با آنها دیدار کنند.
بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در زمستان سال ۸۸ بازداشت و به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به رهبری»، «توهین به رییسجمهوری» و «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برگزاری تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵» به ۹سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است که هم اکنون در زندان اوین در حال سپری کردن دوران محکومیت خود است.
همچنین، مهدیه گلرو، نائب دبیر انجمن دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل نیز که ١١ آذر ٨٨ بازداشت شد، فروردین ٨٩ به اتهام «تبلیغ علیه نظام و تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی» به دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرداد ٨٩، عینن از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تهران تایید شد.
بیشتر بخوانید:
«احضار و محاکمه توکلی، هدایت و گلرو سه فعال دانشجویی»
محبوبه شعاع/ رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
سیزدهم آوریل برابر با زادروز «توماس جفرسون» (Thomas Jefferson) یکی از متفکرین اصلی و بنیانگذاران آمریکا برای ترویج دادن ایدهآلهای جمهوریخواهی، نویسنده اصلی اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و هم چنین سومین رییس جمهوری آمریکا است. وی زاده سال 1743 بود و در سال 1826 درگذشت.
«توماس جفرسون» در سیزدهم آوریل سال ۱۷۴۳ در «ویرجینیا» در آمریکای شمالی در خانوادهای نزدیک به اشخاص برجسته آن ایالت به دنیا آمد. وی در سن نه سالگی شروع به خواندن زبانهای فرانسوی، لاتین و یونانی کرد . در سال ۱۷۵۷ زمانی که چهارده سال داشت پدرش که کشاورزی بزرگ و زمیندار بود درگذشت و به وی بیست کیلومتر زمین و تعداد بسیاری برده ارث رسید. که وی خانه خود را در آن جا بنا کرد که بعدها با نام «مانتیسلو» (Monticello)شناخته شد.
بعد از مرگ پدرش وی از سال ۱۷۵۸ به مدت دو سال در مدرسه وزیر فرهیخته «جمیز مائوری» ( James Maury) به تحصیل تاریخ و علوم و تحصیلات کلاسیک پرداخت و در شانزده سالگی وارد کالج «ویلیام اند ماری» شد و بعد از دو سال با بالاترین افتخارات از آنجا فارغ التحصیل شد و در دانشگاه همانجا نام نویسی کرد و در زیر نظر استاد خود «ویلییام اسمال» به مطالعه ریاضیات، متافیزیک و فلسفه پرداخت.

ویلییام اسمال کسی بود که توماس را با نوشتههای تجربهگرایان بریتانیا مانند «جان لاک»، «فرانسیس بیکن» و «آیزاک نیوتن» سه تنی که توماس جفرسون بعدها آنها را بزرگترین مردانی که جهان زاییده است خوانده است، آشنا کرد. توماس همچنین در دانشگاه حقوق هم خواند و در ۱۷۶۷ به هیت وکلای ویرجینیا پیوست و با پروندههای قضایی زیادی سر و کار داشت.
توماس به روشنی مینوشت هر چند سخنران خوبی نبود. در کنگره ویرجینیا از قلمش به جای زبانش برای بیان باورهایش استفاده میکرد. این عضو خاموش کنگره، در سی و سه سالگی اعلامیه استقلال آمریکا را طرحریزی کرد و در سالهای بعد تلاش او بر این بود که نظراتش را به واقعیت بدل کند. مهمترین کاری که وی در این سالها کرد نوشتن لایحه «آزادی مذهبی» برای ایالت ویرجینیا بود که این لایحه در ۱۷۸۶ تصویب شد.
جفرسون سومین رییس جمهوری آمریکا و اولین رییس جمهوری آمریکا بود که مراسم تحلیف ریاست جمهوری را درشهر «واشینگتن» به جا آورد. جفرسون علایق و مهارتهایی متفاوت در زمینههای مختلف از امور آموزشی گرفته تا معماری و موسیقی داشت. حمایت وی از افزایش اقتدار دولت مرکزی باعث شد تا «جرج واشینگتن» در سال ۱۷۸۹ وی را به عنوان وزیر امور خارجه خود برگزیند.
اگرچه وی در سال ۱۷۹۳ از این سمت کنارهگیری کرد، اما بار دیگر در سال ۱۷۹۶ در سمت معاون رییس جمهوری وارد عرصه شد و به عنوان رهبر معنوی مخالفت با فدرالیسم، به اوج رسید. جفرسون در حالی دور دوم ریاست جمهوری خود را در سال ۱۸۰۹ به پایان رساند که تلاش میکرد کشورش را از درگیر شدن در جنگهای ناپلئون در اروپا برحذر دارد.
و سرانجام توماس جفرسون در چهارم جولای سال ۱۸۲۶ درگذشت. مهمترین وقایع در طول ریاست جمهوری وی خرید «ایالت لوئیزیانا» در ۱۸۰۳ و سفر اکتشافی «لوئیس» و «کلارک» است. توماس به عنوان یک سیاستمدار فیلسوف حامی روشنگری بود و بسیاری از رهبران روشنفکر در بریتانیا و فرانسه را میشناخت.
وی حامی جدایی دین از سیاست و نویسنده قانون آزادی ایادین ویرجینیا بود و به همراه «مارتین ون بورن» (Martin Van Buren) تنها نفراتی هستند که توانستهاند به عنوان دبیر دولت آمریکا، معاون رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا و رییس جمهوری آمریکا خدمت کنند.
توماس نظرات و روشهای خاصی در زندگی داشت به نظر او کشاورز مستقلی که در زمین خود کشت میکند، نمونه ایده آلی برای ارزشهای جمهوریخواهی است و جهت گیری سیاسی دولت باید به سود وی باشد. او به شهرها و سرمایهگذاران بیاعتماد بود و طرفدار حقوق ملت و یک دولت فدرال به شدت محدود شده بود.

دموکراسی جفرسونی به نام وی نامگذاری شده است. توماس همچنین به همراه «جیمز مادیسون» که سیاستمدار آمریکایی و چهارمین رییس جمهوری آمریکا بود، پایهگذار حزب دموکرات،جمهوریخواه بودند که به مدت یک ربع قرن سیاستهای آمریکا را قبضه کرده بود. وی در اوج درگیریهای حزبی در سال ۱۸۰۰، توماس جفرسون در یک نامه محرمانه نوشت «من در حضور خدا سوگند خوردهام که دشمن همیشگی هرگونه خودکامگی در اندیشه بشر باشم.»
توماس جفرسون در ۱۷۷۲ با «مارتا ویلز اسکلتون»، که یک زن بیوه بود ازدواج کرد و او را برای زندگی به یک خانه کوهستانی در مانتیسلو برد این خانه توسط خود جفرسون طراحی شده و در ویرجینیا قرار دارد. جفرسون برای طراحی این بنا از معماری ونیزی قرن شانزدهم الگوبرداری کرد که اکنون این مکان یک میراث جهانی «یونسکو» در آمریکا است که خود او هم در آن جا دفن شده است.
مانتیسلو همان جایی بود که او در آن جا بازنشسته شد تا بتواند زمان بیشتری برای فکر کردن درباره طرحهای بزرگش برای دانشگاه ویرجینیا داشته باشد. یک اشرافزاده فرانسوی در مورد محل زندگی توماس بیان داشته که «او خانه و اندیشهاش را در بلندی قرار داده است که از آنجا بتواند جهان را با دید دیگری ببیند».
منبعها:
گوگل
ویکی پدیا
بانک سخنان بزرگان
رادیو کوچه
1333 خورشیدی- کنسرسیوم شرکتهای عامل نفت ایران مرکب از 22 کمپانی آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی و هلندی تاسیس خود را رسمن اعلام داشت. پیش از سال 1330، نفت ایران در انحصار انگلستان بود. نفت ایران، طبق قانون 29 اسفند 1329 ملی شد که دولت انگلستان دست به تحریم اقتصادی و محاصره دریایی ایران زد و به مدت 30 ماه مانع صدور نفت ایران شد و سرانجام هم دولت دکتر مصدق برکنار شد.
1960 میلادی- در رابطه با پیمان بغداد (یکی از اتحادیههای نظامی غرب پیرامون شوروی) دولت آمریکا در جریان اجلاس سران آن اتحادیه در تهران که پس از کنارهگیری عراق به «سنتو»، سازمان پیمان مرکزی، (CENTO) تغییر نام داده بود، به نیروی هوایی ایران جت جنگده از نوع «اف ــ 86» تحویل داد و به این ترتیب، ایران برای نخستین بار دارای جنگنده جت شد. ایران از خرداد 1303 دارای نیروی هوایی است. گفته شده دولت ایران پنج سال پس از دریافت جت اف ـ 86 از آمریکا، و در جریان جنگ پاکستان و هند، تعدادی از این جنگندها را در اختیار پاکستان قرار داد.
1945 میلادی- ارتش شوروی شهر وین را تصرف کرد و 90 هزار تن از سربازان هیتلر را به اسارت گرفت. اتریش (سرزمین ژرمننشین) در سال 1938 به آلمان پیوسته و یکی از ایالات آلمان (رایش سوم) شده بود.
شوروی در جریان جنگ جهانی دوم، از زمان حمله ارتش هیتلر به آن کشور در 1941 تا تصرف برلین در 1945، نزدیک به 27 میلیون کشته، تلفات داد.
دولتهای غرب مدعی هستند که نگرانی آنها از ارتش سرخ پس از شکست هیتلر و استقرار آن در اروپای شرقی و مرکزی بود که سبب عملی شدن طرح تاسیس اتحادیه نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) شد.
پس از تاسیس ناتو، دولت مسکو به نوبه خود تلاش کرد در کشورهای اروپایی متحد خود که آنها را از دست ارتش آلمان خارج ساخته بود، جز یوگوسلاوی، یک پیمان دوستی و عملن نظامی به وجود آورد که به پیمان «ورشو» معروف شد. این کشورها در این چارچوب یک اتحادیه اقتصادی هم بهوجود آوردند.
1954 میلادی- «جیمی دستری»(Jimmy Destri) موسیقیدان آمریکایی در بروکلین نیویورک متولد شد. نام اصلی او «جیمز مولیکا» (James Mollica) است. در گروه موسیقی راک بلاندی، کیبورد مینوازد و به همراه «کریس استین» (Chris Stein) و «دبرا هری» (Deborah Harry)، او نیز ترانهسرای اصلی گروه است.
پس از انحلال گروه در سال ۱۹۸۲، دستری مدیریت یک شرکت خرید، نوسازی و فروش ساختمانهای قدیمی را برعهده داشت. او همچنین در تهیه و بازترکیب آثار هنرمندانی همچون «پرینس» (Prince) و گروه «ایناکساس» (INXS) مشارکت داشت. او و سایر اعضای گروه در سال ۱۹۷۷ دوباره متحد شدند.
او در سال ۲۰۰۴، همراهی گروه را در تورها متوقف کرد اما در سال ۲۰۰۸، همچنان یک عضو رسمی گروه است. او یک آلبوم تک را با نام «قلب روی یک دیوار» در سال ۱۹۸۱ منتشر کرد.
1975 میلادی- از آغاز دهه 1970، فلسطینیان رانده شده از اردن و نیز نیروهای مسلح سازمان آزادیبخش فلسطین، به لبنان نقل مکان کردند. چنین روزی در پی تیراندازی پراکنده به یک کلیسا در محله مارونیهای بیروت، شبهنظامیان مسیحی (فالانژهای عضو حزب کتائب) آن تیراندازی را کار آوارگان فلسطینی وانمود کردند و به سوی یک اتوبوس حامل اعضای سازمان آزادی فلسطین که عازم شرکت در یک گردهمایی بودند، آتش گشودند و 26 تن از سرنشینان اتوبوس را کشتند که نتیجهاش جنگ داخلی 15 ساله لبنان بود.
———————————————
برخی از رویدادهای دیگر
1305 خورشیدی- قانون کیفر عمومی و آیین دادرسی ایران که بیش از 5 دهه رعایت شد از 122 سال پس از تدوین قانون آیین دادرسی کیفری فرانسه، به اجرا درآمد.
1349 خورشیدی- مدرسه عالی تلویزیون و سینما در تهران گشایش یافت.
1919 میلادی- حادثه قتل عام «باغ چالیپان والا» در شهر معروف «امریتسر» واقع در کشور هندوستان اتفاق افتاد.
خبر / رادیو کوچه
تلویزیون دولتی مصر روز چهارشنبه، از صدور حکم بازداشت ۱۵ روزه حسنی مبارک، رییس جمهوری پیشین مصر از سوی دادستان کل این کشور خبر داده است. این در حالی است که آقای مبارک از روز سهشنبه، در وضعیت وخیم جسمانی بهسر میبرد.
به گزارش الجزیره، حسنی مبارک که در جریان پاسخ دادن به سوالهای دادستانی در باره ادعاهای مطرح شده درباره فساد اقتصادیش، دچار حمله قلبی شده بود، هماکنون در بیمارستان بستری است.
پیش از این، حکم بازداشت علا و جمال، دو پسر حسنی مبارک هم صادر شده بود.
به گزارش تلویزیون دولتی مصر، بعد از بازجویی دو پسر حسنی مبارک از طرف پلیس و به اتهام اختلاس و فساد اقتصادی، حکم بازداشت آنها به مدت ۱۵ روز صادر شد.

جمال، پسر کوچکتر حسنی مبارک، پیش از این، به عنوان جانشین احتمالی حسنی مبارک برای به عهده گرفتن ریاست جمهوری مصر شناخته میشد.
به دنبال انتقال حسنی مبارک به بیمارستان، گزارشهای متفاوتی درباره وضعیت او منتشر شد.
تلویزیون دولتی مصر گزارش داد که او در جریان بازجوییها درباره فساد اقتصادی، دچار حمله قلبی شده است، اما در گزارشهای دیگر آمده بود که وی قادر به پاسخگویی به سوالات بیشتری است.
بیشتر بخوانید:
«وضعیت وخیم جسمانی حسنی مبارک»
خبر / رادیو کوچه
وزیر امور خارجه آمریکا، طی نطقی در واشنگتن در اجلاس سالانه ایالات متحده و جهان اسلام که روز سهشنبه برگزار شد از کشورهای عربی منطقه خلیجپارس وشمال آفریقا خواسته است که در حین گذار به سوی دموکراسی به سرنوشت انقلاب اسلامی در ایران دچار نشوند.
به گزارش سیانان، هیلاری کلینتون در این نطق جمهوری اسلامی را یک «روایت هشداردهنده مهم» توصیف کرده و گفته است: «آرمانهای دموکراتیک (انقلاب) ۱۹۷۹ با یک استبداد جدید بیرحم برانداخته شد.»
او همچنین محمود احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی را به «ریاکاری» متهم کرد و گفت که وی در حالی که خشونتها در لیبی و کشورهای دیگر را محکوم میکند، نیروهای امنیتی در تهران مردم را دستگیر میکنند و در مواردی معترضان را کشتهاند.
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین دولت جمهوری اسلامی را متهم کرد که به طور مستمر سیاست خشونت در خارج و استبداد در داخل کشور را دنبال کرده است.
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازمان ملل متحد به «افشاگری» اخیر سازمان مجاهدین خلق در ارتباط با وجود یک کارخانه ساخت قطعه برای سانتریفیوژهای تاسیسات هستهای ایران واکنش نشان داده است.
به گزارش ایرنا، علیاصغر سلطانیه درباره امکان بازرسی از کارخانه قطعهسازی «تابا» عنوان کرد: «قطعهسازی جزو تعهدات جامع پادمان معاهده عدم اشاعه تسلیحات هستهای (انپیتی) نیست.»
به گفته آقای سلطانیه بر اساس معاهده NPT الزامی برای بازرسی از قطعات سانتریفیوژ وجود ندارد، بلکه «سانتریفیوژها باید بازرسی شوند که بازرسی از آنها نیز به صورت مرتب انجام میشود.»
لازم به اشاره است سازمان مجاهدین خلق ایران روز پنجشنبه هفته گذشته، ۷ آوریل، اعلام کرد یک مجتمع صنعتی را در کرج شناسایی کرده که در آن قطعات سانتریفیوژهای غنیسازی اورانیوم تولید میشود.
بیشتر بخوانید:
«در کرج مجتمع ساخت قطعات سانتریفیوژ وجود دارد»
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در کنفرانس مطبوعاتی وزارت خارجه با رسانههای داخلی و خارجی اظهار داشت که غرب با راهانداختن اعتراضات کوچک در ایران و سوریه قصد بزرگنمایی اعتراضات و تحریف واقعیت را دارد.
به گزارش ایسنا، وی در ادامه تصریح کرد: «چون تحولات منطقه و بیداری ایجاد شده منافع آنها را تهدید میکند میخواهند در چند کشوری که در منطقه از جریان مقاومت حمایت میکنند انتقام بگیرند.»
آقای مهمانپرست افزود: «به همین دلیل در ایران و سوریه و برخی از کشورها سعی میکنند گروهکهای کوچکی را تحریک کنند، با زور آنها و بزرگنمایی که به وسیله رسانههای غربی صورت میگیرد به مردم دنیا عنوان کنند این تعداد اکثریت جامعه را تشکیل میدهند و این بزرگترین تحریف و دروغ است.»
این درحالی است که موضعگیری دولت جمهوری اسلامی در قبال اعتراضات عمومی در تونس، مصر و بحرین متفاوت بوده و آنها را به «بیداری اسلامی» نسبت داده است.
آقای مهمانپرست در خصوص تعداد کشتهشدگان در سرکوب معترضان سوریه عنوان کرد: «من فقط میدانم که تعدادشان بسیار کمتر از کسانی است که توسط آمریکاییها در افغانستان و عراق کشته شدهاند.»
لازم به اشاره است روابط جمهوری اسلامی با برخی از کشورهای عربی در منطقه خلیج پارس در وضعیت متزلزلی قرار دارد و سران برخی کشورها از جمله عربستان، بحرین و کویت نیز در خصوص دخالت در امور داخلی این کشورها ایران را محکوم کردهاند.
بیشتر بخوانید:
«دویست معترض در یکماه کشته شدند»
«حمایت ایران از قیامهای منطقه فرقهای نیست»
رادیو کوچه
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
رسالت
1) تلاش غرب برای برونرفت آبرومندانه از موضوع هستهای ایران
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=59079
نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی با اشاره به دسیسههای غرب بهویژه آمریکا در این سازمان علیه موضوع هستهای کشورمان گفت: «آنها تلاش میکنند از این بنبست خودساخته به شکل آبرومندانه بیرون آیند.»
2) بهمنی: حذف صفر تاثیری روی قیمتها ندارد
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=59117
رییس کل بانک مرکزی گفت: «طرح حذف صفرهاى پول ملى هیچ تاثیری بهروی کاهش و یا افزایش قیمتها ندارد به دلیل اینکه اگر بهطور مثال الان هزار ریال بابت خرید کالایی پرداخت کنیم، با حذف صفرها از پول ملی باز هم همان کالا را با یک ریال خریداری خواهیم کرد.»
خراسان
1) بانک مرکزی تولید سکههای پارسیان را ممنوع کرد
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=1&day=24&id=664943
رییس اتحادیه کشوری طلا و جواهر روزگذشته با اشاره به بخشنامه جدید بانک مرکزی به خراسان گفت: «تولید سکههای پارسیان از سوی بانک مرکزی ممنوع اعلام شد اما خرید و فروش این سکهها در بازار مشکلی ندارد و همچنان ادامه خواهد داشت.»
محمد کشتی آرای، رییس اتحادیه کشوری طلا و جواهر درباره دلایل ممنوعیت تولید سکههای پارسیان توسط بانک مرکزی به خراسان گفت: «به تازگی از این نوع سکهها به صورت تقلبی و یا با عیار کمتر از ۱۸ مشاهده شده بود که به همین دلیل تولید این سکهها توسط واحدهای تولیدی که زیرنظر اتحادیهها کار میکردند ممنوع اعلام شد.»
2) سفرنماینده ایران در سازمان ملل به قاهره
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=1&day=24&id=664950
برای نخستین بار پس از کنارهگیری حسنی مبارک از قدرت، یک مقام ایرانی روز دوشنبه گذشته به قاهره سفر کرد تا ضمن شرکت در اجلاس هیت مدیره بانک مصر و ایران، با مقامهای مصر دیدار و گفتوگو کند. این مقام ایرانی، محمد خزاعی، نماینده ایران در سازمان ملل متحد است که به گفته یک منبع مطلع در دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره و همچنین به نوشته روزنامه مصری الاهرام، سفر وی پس از اظهار تمایل متقابل وزرای خارجه مصر و ایران به از سرگیری روابط دوجانبه صورت گرفته است.
تهران امروز
1) سهمیه بنزین، منطقهای تعیین میشود
http://www.tehrooz.com/
اسفند ماه سال گذشته بسته پیشنهادی منطقهای شدن سهمیه بنزین خودروها به دولت ارسال شده است که در فاز اول تا پایان سه ماهه نخست سالجاری در خصوص اختصاص سهمیه بنزین به تاکسیها در قالب طرح منطقهای تصمیمگیری نهایی انجام میشود.
محمد رویانیان رییس ستاد مدیریت حملونقل و سوخت کشور اسفند سال گذشته گفته بود: «در صورت اتخاذ هرگونه تصمیمگیری ستاد هدفمندی یارانهها به صورت گسترده اطلاعرسانی لازم را انجام میدهد. پیشبینی میشود تا ابتدای تیر ماه امسال با نهایی شدن برخی از سازو کارهای اجرایی، فاز اول اختصاص منطقهای سهمیههای بنزین خودروها در برخی از نقاط کشور اجرایی شود.»
1) وعده جدید معاون اول رییس جمهوری: هرخانواده، یکونیم میلیون وام میگیرد
http://tehrooz.com/1390/1/24/TehranEmrooz/588/Page/2/
در حالی که هنوز وعدههای دولت برای پرداخت یک میلیون تومان برای هر نوزاد شکل عملی به خود نگرفته است، روز گذشته محمدرضا رحیمی در قامت معاون اول رییس جمهوری علاوه بر عملی شدن این طرح، وعدههای پولی دیگری به مردم داد اما نهاد تضمینکننده این وعدهها را مشخص نکرد. معاون اول رییس جمهوری با اشاره به اینکه مقرر شده است، با اجرای طرح میزان، 1.5 میلیون تومان وام قرضالحسنه با کارمزد چهار درصد به هر خانواده ایرانی پرداخت شود، ادامه داد: «میتوان اینطور نتیجهگیری کرد که یک خانواده چهار نفره با اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها و برخورداری از وام طرح میزان، سالانه سه میلیون و 900 هزار تومان درآمد دارد.»
کیهان
1) سلطانیه: آژانس حق بازرسی از مرکز قطعه سازی سانتریفیوژ «تابا» را ندارد
http://www.kayhannews.ir/900124/2.htm#other203
نماینده کشورمان در آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت که طبق معاهده NPT الزامی برای بازرسی آژانس از قطعهسازیهای سانتریفیوژ و از جمله مرکز قطعهسازی «تابا» نیست.
به گزارش فارس، علیاصغر سلطانیه سفیر و نماینده دایم کشورمان در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حاشیه نشست بررسی روند برنامه هستهای ایران که در دانشگاه خواجه نصیر طوسی برگزار شد، در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا از نظر قانونی آژانس میتواند از مرکز قطعه سازی«تابا» که به تولید قطعات سانتریفیوژ میپردازد (اخیرن منافقین جنجالسازی در مورد آن داشتند) بازدید داشته باشد، گفت: «خیر، قطعهسازی جزو تعهدات پادمان جامع NPT نمیباشد، طبق این معاهده الزامی برای بازرسیها از قطعهسازیهای سانتریفیوژ نیست.»
2) با افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده نرخ خدمات مخابراتی افزایش مییابد
http://www.kayhannews.ir/900124/4.htm#other405
معاون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با اشاره به افزایش نرخ مالیات و عوارض بر ارزش افزوده کالاها و خدمات عمومی از تغییر قیمتها در حوزه خدمات مخابراتی و ارتباطی خبر داد و گفت: «بر این اساس سیم کارتهای دایمی 124 هزار و 800 تومان خواهند شد.»
جام جم
دانشگاهیان تهران کشتار مردم بحرین را محکوم کردند
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100840753460
دانشجویان دانشگاه تهران دیروز در محکومیت جنایات آلخلیفه و آلسعود در کشتار مردم مظلوم بحرین، در مقابل سردر اصلی دانشگاه تجمع اعتراضآمیز برگزار کردند.
2) لاریجانی: وقت دولت برای تشکیل وزارت ورزش تمام است
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100840755320
تشکیل وزارت ورزش و جوانان که 4 ماه از تصویب و تایید آن میگذرد، باعث شد که علی لاریجانی روز گذشته در صحن علنی مجلس با اشاره به اینکه وقت دولت برای تشکیل این وزارتخانه تمام شده است، اعلام کند که هرچه سریعتر وزیر باید به مجلس معرفی شود.
آفرینش
1) ناوهای ناتو وارد خلیج فارس شدند
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=80430
5 فروند از کشتیهای جنگی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) وارد خلیج فارس شده و در سواحل دوبی پهلو گرفتند. به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، هدف از اعزام این ناوها به خلیج فارس که به موجب اجرای عملیاتی با نام «دریاهای دوستی» وارد منطقه شدهاند تحکیم مناسبات ناتو با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس اعلام شده است. این کشتیهای جنگی که در اصل «مینروب» هستند بر اساس «معاهده همکاریهای استانبول» که در سال 2004 امضا شد به خلیج فارس وارد شده و قرار است در سواحل بحرین و کویت پهلو بگیرند.
2) معاون استاندار تهران خبر داد: خروج 10هزار کارمند از پایتخت تا پایان فروردین
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=80466
نعمتاله ترکی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه تا پایان سال 89 هفت هزار نفر از کارکنان استان تهران از مجموعه استان خارج شدهاند، گفت: «قرار بود حدود سه هزار نفر دیگر نیز در فاصله فروردین ماه از تهران خارج شوند که هنوز آمار خروج این افراد قطعی نشده، اما قطعن تا پایان فروردین 10 هزار نفر از نیروهای کارمند دولت از تهران خارج میشوند.»
خبر / رادیو کوچه
شامگاه سهشنبه، بارسلونای اسپانیا و منچستریونایتد انگلستان با پیروزی برابر حریفان خود به نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کردهاند.
در رقابتهای مرحله برگشت یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، تیم فوتبال منچستر یونایتد در اولدترافورد 2 بر یک چلسی را شکست داد و در مجموع دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه 3 به یک به پیروزی رسید و به جمع چهار تیم نهایی صعود کرد.
بارسلونا هم که در دور رفت 5 بر یک شاختار دونسک را شکست داده بود در بازی برگشت با تک گل دقیقه 43 لیونل مسی یک بر صفر میزبان اوکراینی خود را برای دومین بار مغلوب کرد و به نیمه نهایی رسید.
به این ترتیب و طبق قرعه در مرحله نیمه نهایی، بارسلونا با برنده دیدار رئال مادرید اسپانیا – تاتنهام انگلستان بازی میکند و منچستریونایتد منتظر نتیجه اینتر ایتالیا- شالکه آلمان میماند.
شامگاه چهارشنبه و در پایان مرحله برگشت یک چهارم نهایی، تاتنهام در لندن میزبان رئال مادرید است و اینترمیلان در آلمان به مصاف شالکه 04 میرود.
بیشتر بخوانید:
«طلسم شکستناپذیری چلسی شکسته شد»
خبر / رادیو کوچه
به گزارش رسانههای دولتی مصر روز سهشنبه، حسنی مبارک رییس جمهوری پیشین مصر بهدلیل حمله قلبی به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان منتقل شده است. بر اساس این گزارش، آقای مبارک در جریان پاسخ به سوالات دادستانی درباره اتهام فساد و قتل صدها معترض دچار حمله قلبی شد.
مدیر بیمارستان شرمالشیخ پیشتر عنوان کرده بود که وضعیت آقای مبارک که 82 سال دارد تحت کنترل است.
این در حالی است که دو روز پیش دادستانی عمومی او را به دادگاه احضار کرد.
تلویزیون دولتی مصر به نقل از مسوولان بیمارستان گزارش کرده است که آقای مبارک از خوردن غذا و نوشیدن آب خودداری کرده است.
دو پسر او، علا و جمال نیز تحت تعقیب قضایی قرار دارند و در دفتر دادستانی سینای جنوبی که پیشتر آقای مبارک احضار شده بود، در حال پاسخ به سوالات هستند.
به گزارش آسوشیتدپرس، عدهای در اعتراض به حضور آقای مبارک در بیرون از بیمارستان تجمع کرده و پلاکاردهایی به دست دارند که روی آن نوشته: «قصاب اینجاست.»
درگیریهایی نیز بین مخالفان و حامیان آقای مبارک رخ داده است.
آقای مبارک، پسران او و همسران آنها در حال حاضر حق خروج از مصر را ندارند و اموالشان توسط دولت مسدود شده است.
از سویی دیگر او کلیه اتهامهای خود را رد کرده است.
بیشتر بخوانید:
«احضار مبارک در مورد قتل معترضان و فساد مالی به دادگاه»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر