هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

Latest News from Iran Green Voice for 03/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



روز پنجشنبه بهزاد قربانیان نژاد، علی عرب مازار و علیرضا بهشتی شیرازی برای اولین بار پس از بازداشتشان (فردای عاشورا) با خانواده های خود ملاقات کردند.

این سه نفر از نزدیکترین مشاوران میرحسین موسوی هستند. آقای قربانیان نژاد ریاست ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را بر عهده داشت و آقای بهشتی شیرازی نیز سردبیر وبسایت کلمه است.

به گفته خبرنگار ندای سبز آزادی، هر سه نفر در حال حاضر در سلول انفرادی در بند ۲۴۰ اوین به سر می برند و آنطور که خانواده هایشان گفته اند، روحیه خوبی دارند.

بنا به این گزارش آقای عرب مازار، از اساتید دانشگاه علامه طباطبایی، پیش از امروز حدود ۲۵ روز بوده که با خانواده خود هیچ تماسی نداشته و در عین حال بازجویی هم نشده است.


 


ساجده عرب سرخی دختر فیض الله عرب سرخی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از ۹ ماه در زندان است در نامه ای به مصطفی تاج زاده هم بندی پدرش در اوین که چهارشنبه شب آزاد شد نوشته است:هنوز آیه به انتها نرسیده بود که تو اجابت شدی. دانه‌ی تو پیش از نام بابا افتاد. تو برگزیده شدی. تو آمدی. مصطفی آمد. انگار همه‌ی بهار، انگار همه‌ی امید، انگار همه‌ی انتظار سر آمد. زندان و دیوارها کم آوردند .

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

دلم هزار ماه است پرپر است از بس که نبودی. از بس که نبودید. دلم هر روزش چهار فصل زندگی کرد. مردم بس که در این روزگار سخت، که هر روزش هزار ماه است، روئیدم، برگ ریختم، برف باریدم، دوباره جوانه زدم.

کجائید مردان سرزمین من، در این روزگار سختِ بی مردِ بی مروت، فرزندان بالیدند و پیر شدند از بس روئیدند و بزرگ شدند و مردانه ایستادند. دیشب به اندازه‌ی هزار ماه دلم آسمانِ خدا را دور زد. دور زد. رفت و آمد. و در انتهای راه که تا خدا دو قدم بیشتر نمانده بود دلم لرزید و ایستاد. دلم دل‌هره داشت. می‌گفت بهار پیشِ رو چه رنگی خواهد بود. دلم آسمان را پنجره به پنجره عبور کرد. ریشه به ریشه گذشت. شاخه به شاخه پر کشید. ستاره به ستاره خدا را صدا کرد. تسبیح نامتان را به دست گرفتم و گرداندم. به نامِ همه‌ی نام های بلند. به نام همه‌ی بزرگی‌ها. به نام همه‌ی اسم‌های اعظم خدا. به نام همه‌ی مردان.

به نام همه‌ی مصطفی‌ها که آئینِ اجابت و تاجدارِ برگزیدگانند. همه‌ی فیض‌های الهی که جاری‌کننده‌ی احسانِ خدایند. همه‌ی محسن‌ها که آئینه‌دار زیبائی و جمالند. همه‌ی حسین‌ها که طلایه‌دار شهامت و شهادت و سردار راستی و درستی‌اند. همه‌ی سروهای سرسبز که لبریز از بهارند. گفتم شب دارد به انتها می‌رسد. دلم گفت ایمان بیاور. کم نیاور. امن یجیب بخوان. دلم گفت شب که پر از سیاهی شود صبح می‌دمد. تسبیح نامتان را به دست گرفتم. با هزار آیه‌ی روشن امن یجیب.

هنوز آیه به انتها نرسیده بود که تو اجابت شدی. دانه‌ی تو پیش از نام بابا افتاد. تو برگزیده شدی. تو آمدی. مصطفی آمد. انگار همه‌ی بهار، انگار همه‌ی امید، انگار همه‌ی انتظار سر آمد. زندان و دیوارها کم آوردند . بهار با رگبار، امید آمدنش را به میهمانی نگاه‌های خسته آورد. تو نمی‌دانی چقدر جوانه‌ها همین دیشب به اندازه‌ی هزار ماه دوباره قد کشیدند. تو آمدی بی هیچ تشریفات و مراسمی. تو را با دستان خود آوردند.

بی هیچ ادعائی از سوی تو برای به این سو آمدن. زندان گنجایش بزرگی تو را نداشت. زندان با تو کاری نکرد، که تو کردی با زندان. بی آبرویش کردی. تو در سکوت سرد تاریک و سقف‌های کوتاه و بی روزنه‌ی آن زندگی را، امید را، پایداری بر حقی که مال تو نبود و از آن همه‌ی مردمانت بود، در دل مردم سرزمینت رویاندی. زندان تو را کم آورد.زندان تو را ترسید. دست پاچه شد. رهایت کرد. کم مانده بود، زندان نام خود را از یاد ببرد.

زندان ترسید دیگر کسی باور نکند آنجا جائی هراسناک است. زندان آدم‌های رها را پس می زند. بزرگی تو جائی فراخ می خواست. به پهنای زمین. به وسعت آسمان. به گستردگی ایمان مردمی که درستی و راستی را فراتر از همه‌ی کجی‌ها و ناراستی‌ها در سرزمین وجود خود چونان امید کاشته اند. بچه ها دیشب در وبلاگ های خود نوشتند مصطفی سرو است. چه این سوی دیوار چه آن سوی زندان. سبز سبز است چه در آشکار روزگار چه نهان کرده در پستوی ذهن‌های بسته‌ی شرمسار.

دیشب وقتی سیاهی همه جا را پر کرده بود. وقتی هنوز آیه امن یجیب به انتها نرسیده بود. تو اجابت شدی. ایستاده و سربلند. آزاده و رها. تسبیح نامتان هنوز در دستم دارد می چرخد. به نام همه‌ی نام‌های بلند. به نام همه‌ی بزرگی ها. به نام همه‌ی اسم‌های اعظم خدا. به نام همه‌ی مردان. نام بعدی محسن است و مهدی و حسین. و شاید روزی فیض‌الله. من دارم تسبیح می گردانم. چشم‌های پر از عشق! آمین بگوئید.

 


 


بعد از حضور میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و همچنین سید محمد خاتمی در خانه تاج زاده ، مهدی کروبی نیز با حضور در منزل وی با تاج زاده ملاقات و از مقاومت ۹ ماهه او در زندان تقدیرکرد.

همچنین سید یاسر خمینی نوه امام خمینی (ره) نیز به دیدار تاج‌زاده رفت.

به گزارش کلمه، علاوه بر سیدیاسر خمینی و برخی از اعضای دفتر امام راحل در منزل تاج‌زاده، از شب گذشته صدها نفر از چهره‌های سیاسی و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب به دیدار معاون سیاسی وزیر کشور دولت اصلاحات رفته‌اند.
از جمله چهره‌هایی که عصر امروز به دیدار تاج‌زاده رفتند می‌توان به سید محمد خاتمی ، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد ، مهدی کروبی ،محسن امین‌زاده، هاشم آغاجری، مرتضی الویری، ابولفضل قدیانی، محسن صفایی فراهانی، محمد سلامتی، سعید شریعتی، شهاب‌الدین طباطبایی ، محمد علی ابطحی، موسوی لاری و علی مزروعی اشاره کرد.

 


 


۲۰ اسفند ۱۳۸۸

این گزارش مروری است بر مهم‌ترین خبرها از صبح چهارشنبه ۱۹ اسفند تا صبح پنج‌شنبه ۲۰ اسفند.

- خبری که دیروز در همین بخش در مورد آزادی سعید نورمحمدی منتشر شده بود صحت ندارد و این عضو جبهه مشارکت کماکان در زندان اوین محبوس است.

آزاد شده‌ها:

- مصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب که اولین روزهای بعد از انتخابات بازداشت شده بود، بعد از نزدیک ۹ ماه به مرخصی آمد. گفته می‌شود آقای تاج‌زاده تا پایان تعطیلات نوروزی در مرخضی خواهد بود. ظاهراً ابتدا برای آقای تاج‌زاده وثیقه سنگینی تعیین شده بود که او از تودیع وثیقه خودداری کرد و در نهایت مسئولان تصمیم گرفتند او را بدون گرفتن وثیقه به مرخصی بفرستند. بلافاصله بعد از آزادی مصطفی تاج‌زاده و در نیمه‌های شب تعداد زیادی از دوستان و همفکران او در خانه‌اش حضور یافتند. از جمله محمدرضا خاتمی، عبدالله رمضان‌زاده، محسن آرمین، حمیدرضا جلایی‌پور، محمد نعیمی‌پور، علی تاجرنیا، زهرا اشراقی، زهرا مجردی، محمدرضا جلایی‌پور، سعید شریعتی و شهاب‌الدین طباطبایی.

- مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که روز عاشورا در پارک لاله تهران بازداشت شده بود، بعد از بیش از دو ماه از زندان اوین آزاد شد.

- سعید حائری، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر که روز ۲۹ آذر بازداشت شده بود، با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. آقای حائری در جریان انتخابات، عضو کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی بود.

بازداشت‌ها:

- صابر عباسیان، رئیس ستاد جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد ۸۸) در شیراز  توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

- عمر مینایی، هادی تنومند و کریم فاتحی، از فعالان کارگری شهرستان بوکان، در روزهای اخیر بازداشت شده‌اند. به نظر می‌رسد اتهام این افراد عضویت در کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل‌های کارگری است.

حکم‌ها:

- حکم سعید لیلاز، روزنامه‌نگاری که از حدود ۹ ماه پیش در بازداشت است و در دادگاه بدوی به ۹ سال زندان محکوم شده بود، در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال زندان کاهش یافت.

وضعیت بازداشت شده‌ها:

- در پی بازداشت علی معظمی در روز یکشنبه، عصر سه‌شنبه او با خانواده خود تماس گرفت و اطلاع داد که حال عمومی‌اش خوب است ولی در مورد محل بازداشت خود چیزی نگفت.

- قرار کفالت برای وحید پوراستاد، اکبر منتجبی و احسان مهرابی، سه روزنامه‌نگار زندانی که حدود یک ماه پیش بازداشت شدند، صادر شده و با معرفی کفیل از سوی خانواده آنها پیش‌بینی می‌شود این سه روزنامه‌نگار در روزهای آینده آزاد شوند.

-پدر  بابک مبشر، شهروند بهایی و از بستگان نزدیک نوید خانجانی که ۱۳ دی بازداشت شده، می‌گوید بعد از ۶۰ روز بی‌خبری خبردار شده که پسرش در زندان رجایی‌شهر است. آقای مبشر می‌گوید به علت تهدید و فشاری که بر وکلا در مورد قبول پرونده‌های بهاییان وجود دارد، هنوز وکیلی حاضر نشده است وکالت فرزندش را بپذیرد.

نامه‌ها و بیانیه‌ها:

- عباس کیارستمی در نامه‌ا‌ی خواهان آزادی جعفر پناهی و محمد رسول‌اف، دو سینماگری شد که در زندان به سر می‌برند. آقای کیارستمی خطاب به مسئولان وزارت ارشاد نوشته که آنها «باید بدانند که مسئولیت عواقب وخیم و بازتاب زشت و غیر فرهنگی جهانی این بازداشت‌ها متوجه مدیریت سوء و سیاست‌های غلط این ارگان در همه این سال‌هاست.»

- دو هزار دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف با امضای نامه‌ای به ریاست این دانشگاه، خواستار تلاش جهت آزادی مهدی کلاری، کوهیار گودرزی و تارا سپهری‌فر، دانشجویان زندانی این دانشگاه، شدند.

- کمپین استقلال کانون وکلا در بیانیه‌ای به رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات کانون وکلای دادگستری توسط دادگاه انتظامی قضات اعتراض کرده است.

- محمد تقی کروبی، پسر مهدی کروبی که اخیراً ممنوع‌الخروج شده است، در نامه‌ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، به اتهاماتی که در روزهای اخیر به او وارد شده واکنش نشان داده و از خود دفاع کرده است.

خبرهای دیگر:

- آیت‌الله خامنه‌ای درباره طرح جامع قانون انتخابات که در مجمع تشخیص مصلحت نظام در دست بررسی است، گفت: «اين طرح وقتى كه در مجمع تشخيص مطرح بشود، بالاخره نظر مجمع، نظر مشورتى است؛ اين پيش ما خواهد آمد و آن چيزى را كه معتقَد ماست، اعمال ميكنيم و به عنوان سياست كلى گفته ميشود. شكى نيست كه شوراى نگهبان وظائفى قانونى دارد. به اين وظائف مصرّح در قانون اساسى - كه نظارت بر انتخابات و تشخيص صلاحيتها و اين چيزهاست - بايد تعرض نشود.» آیت‌الله خامنه‌ای این گفته‌ها را در دیدار با اعضای مجلس خبرگان گفته است. این دیدار حدود دو هفته پیش انجام شد، اما متن کامل گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای چهارشنبه شب بر روی سایت رسمی رهبر قرار گرفت.

- علی کانطوری، از فعالان دانشجویی طیف چپ که به تازگی به ۱۵ سال حبس محکوم شده بود از ایران به ترکیه گریخت. او با اشاره به اینکه این تصمیم را پس از شنیدن حکم محکومیتش به ۱۵ سال حبس گرفته است گفت: "من هیچ راهی جز این نداشتم. با اتهاماتی که به من وارد کرده بودند، هیچ راهی برای ماندن برایم نبود."

- کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران (CPJ) می‌گوید که ایران با ۵۲ روزنامه‌نگار زندانی، بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان است. به گفته این کمیته، یک سوم روزنامه‌نگاران زندانی جهان در ایران زندانی هستند. پس از ایران، چین با ۲۴ روزنامه‌نگار زندانی و کوبا با ۲۲ روزنامه‌نگار زندانی در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

- کامران دانشجو، وزیر علوم دولت کودتا، اعلام کرده دانشگاه‌ها به ۲۲ هزار استاد معتقد به مبانی اسلامی نیاز دارند و از «استادان و متفکران اسلامی» خواسته برای تدریس در دانشگاه‌ها خود را به وزارت علوم معرفی کنند.

- فرهاد دانشجو، رئیس دانشگاه تربیت‌مدرس، گفته میرحسین موسوی مدرك فوق‌لیسانس معماری دارد و نمی‌تواند در این دانشگاه تدریس کند. فرهاد دانشجو گفته آقای موسوی در دانشگاه تربیت‌مدرس به صورت «تجربی» تاریخ انقلاب اسلامی تدریس می‌کرده و عضو گروه سیاسی این دانشگاه بوده است.

- دومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان بازداشتگاه كهریزك به ریاست قاضی محمد مصدق و با حضور اولیاء دم و سایر شكات و وكلای آنان و دوازده متهم پرونده برگزار شد. در این جلسه پدر شهید محسن روح‌الامینی شکایت خود را مطرح کرد. هیچ جزئیات بیشتری از این جلسه اعلام نشده است.

- سخنرانی علی مزروعی، عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت که قرار بود روز چهارشنبه در دفتر جبهه مشارکت تبریز انجام شود، بنا به دستور نهادهای امنیتی و بدون ارائه هرگونه مستند قانونی لغو شد.


 


رضا اقدسی، فعال کارگری از روز ۱۶ اسفند ماه در بازداشت به سر می‌برد.

 
به گزارش رهانا روز يکشنبه ۱۶ اسفند ماه، ساعت ۷صبح ۶ نفر از ماموران وزارت اطلاعات کرج وارد منزل رضا اقدسی شده و شروع به تفتيش منزل کرده وپس ازتفتيش و جمع آوری کتابها، سی دی ها و کيس کامپيوتر، وی و همسرش را با خود به ساختمان و زندان تازه ساز هشتگرد کرج بردند .

پس از انتقال آن‌ها به زندان هشتگرد کرج، اقدسی و همسرش را از هم جدا کرده شروع به باز جويی می کنند و ساعت ۱۸ همان روز همسر وی را آزاد کرده ولی اقدسی را بازداشت می کنند و روز بعد نيز، به بازجويی از همسر او می‌پردازند.

هم اکنون رضا اقدسی در زندان اطلاعات هشتگرد حضور دارد ولی همسر ايشان آزاد است و از او خواسته اند که چهار شنبه ۲۷ اسفند ماه خود را به اطلاعات هشتگرد کرج معرفی کند.
 


 


بدرالسادات مفیدی ،دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ،که پس از اتمام بازجویی هایش به بند عمومی زنان زندان اوین منتقل شده بود ،دوباره به بند امنیتی ۲۰۹ بازگردانده شده است.

به گزارش خبرنگار کلمه، خانواده وی ضمن اظهار بی اطلاعی از دلیل بازگشت دوباره خانم مفیدی به این بند امنیتی ، در باره بلاتکلیفی وی ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی هرچه سریع تر وی شده اند.

انتقال دبیرانجمن صنفی روزنامه نگاران به بند ۲۰۹ می تواند به معنای از سرگرفتن دوباره بازجویی ها از وی و اعمال دور تازه ای از فشارها بر این روزنامه نگار زندانی و خانواده اش باشد.

مفیدی ،روزنامه نگار و دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در تاریخ ۸ دی ماه امسال به همراه همسرش مهندس مسعود آقایی در منزل مسکونی اش بازداشت شد .همسر وی چند هفته پیش با قرار وثیقه آزاد شد.

 


 


میرحسین موسوی و زهرا رهنورد ساعاتی پیش با حضور در منزل مصطفی تاج زاده با وی دیدار کردند.

در این دیدار مهندس موسوی ابتدا در جریان اتفاق ها کلی در طی ۹ ماه بازداشت مصطفی تاجزاده قرار گرفت و سپس با تقدیر از مقاومت وی به تاجزاده و جمع حاضر گفت : همه می ایستیم تا به هدفمان برسیم.

تاجزاده شب گذشته بعد از ۹ ماه بازداشت به مرخصی آمد

 


 


دکتر زهرا رهنورد ، استاد دانشگاه تهران، نقاش و مجسمه ساز گفته هایش را با آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی بویژه زندانیان زن آغاز می کند. او می گوید :”امیدوارم همه زنان زندانی تا پیش از فردا رسیدن سال نو آزاد شوند ،همه آنها از فعالان جنبش زنان تا روزنامه نگاران ، فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق کودک تا زنان گمنامی که در کف خیابا نها و در تجمع های اعتراضی بازداشت شده اند و البته دختران دانشجویی که گناهی جز طلب حق خود ندارند.
رهنورد مادران داغدار را هم از یاد نمی برد :”در عین حال همه ما همدل و هم درد مادران عزاداری هستیم که گلهای آنها پرپر شده است .مادران ندا ،سهراب ، سید علی ،اشکان ،کیانوش ،رامین رمضانی ،علیرضا افتخاری ،محرم چگینی ، و مادران شهدای مظلومی چون ناصر امیر نژاد ،ایمان نمازی ، کاوه سبز علی پور و بقیه ای که حتی نامشان را نمی دانیم و همانطور مادران و همسرانی که در حوادث پس از انتخابات عزیزان شان آسیب های جدی دیده اند ،برخی در تظاهرات ها مجروح شده ، بعضی در بازداشتگاهها مورد شکنجه قرار گرفته و برخی ماهها در زندان بوده اند.”
و در آخر هم پیشاپیش سال نو را به همه زنان و مردان آزادی خواه و عدالت خواه تبریک می گوید :”امیدوارم سال آینده ،سال تحقق آزادی، مردمسالاری، عدالت، رفع تبعیض از همه بویژه زنان باشد.”
خبرنگار کلمه در آستانه سال نو مصاحبه مفصلی با دکتر رهنورد انجام داده است ،که می خوانید:

شاید بد نباشد که این مصاحبه را با سوالاتی درباره حوزه زنان و جنبش سبز شروع کنیم :چندی پیش فعالان جنبش زنان با صدور بیانیه ای اعلام کردند که در هیچ یک از بیانیه ها و مواضع نامزدهای معترض از فردای انتخابات به این سو به خواست های زنان توجهی نشده است . این فعالان زن نوشته بودند که ما بر این باوریم که مسایل زنان بخش عمده ای از بحران جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن ،هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود. به همین دلیل هم گروهی از فعالان جنبش زنان نامه ای انتقادی به آقایان موسوی و کروبی نوشتند . شما در این باره چطور فکر می کنید ؟ آیا واقعا کاندیداها از فردای انتخابات به زنان بی توجهی و بی اعتنایی نشان داده اند ؟

 

به راستی ما زنان ،چرا باید منتظر دیگران باشیم تا برای ما مادری بکنند؟ خودمان باید پا پیش بگذاریم . از ماجراهای زنان بزرگ تاریخ می توان درس ها گرفت ، خوشبختانه تجربه کمون اولیه هزاران سال پیش از تاریخ کم و بیش در اختیارمان قرار دارد. آن زمان که به قول قران کریم انسانها امت واحدی بودند ،یا به قول نظریه پردازان در آن کمون زنها همه کاره بودند و به قول مدارک باستان شناسی ایزد بانوها و الهه ها بر تارک پرستش ها می درخشیدند.حداقل تاریخ تمدن به ما گفته است که اولین صنعتگران ، پارچه بافان ، سفالگران و کشاورزان ( ونه شکار گران )زنان بوده اند ،البته در آن زمان یک تقسیم کار نانوشته و خود به خودی بود که بر اساس مختصات فیزیکی و شرایط اقتصادی و پرستشی و آیینی زن و مرد ایفای نقش می کردند ، اما در آن زمان زنان اگر نه در راس سر رشته داری امور (چون جامعه مادر سالاری هنوز ثابت نشده ) اما همواره با نقش درجه یک در اداره امور و سر منشا بسیاری از قوانین و مناسبات بوده اند .

اما حالا چرا به آنها تاسی نکنیم و از آنها مدل رفتاری نپذیریم ؟بگذار در هزاره سوم در زمان انتخابات دهم زنان شهروند درجه یک و پس از آن با سرعت نور از مقام و منزلت خود هبوط کنند اما ما همچنان به دنبال آزادی های والا، رفع تبعیض، رفع خشونت، حذف چند همسری و سایر مطالبات خود هستیم و آن را دنبال می کنیم.
 

نسبت جنبش سبز با مطالبات زنان را در چه می دانید ؟

 

جنبش سبز و مطالبات زنان در مواردی عمومی انطباق های آرمانی دارند و در مواردی راه زنان خاص و شاخه ای جداگانه می شود . در مورد مطالبات آزادی خواهانه ، عدالت طلبانه، دمکراسی خواهی و قانون گرایی ، مطالبات جنبش مردمی سبز و مطالبات زنان یکی است. اما من می خواهم با قاطعیت بگویم که تجربه اقدامات اصلاحی در جهان و انقلاب های بزرگ نشان داده است که زنان برای مساواتهای جنسیتی –حقوقی باید فعالیت جداگانه و متفاوتی از جنبش های دمکراتیک داشته باشند. نمی توان در ایران آرمانهای رفع تبعیض و رفع خشونت و مساوات طلبی های قانونی در قلمرو” دیه”و “قضاوت “،”حضانت،” ” چند همسری” ،”قوانین طلاق ” ، “تابعیت ” و نظایر آنرا درون جنبش های اصلاحی یا حرکتهای انقلابی به دست آورد. باید مصمم و جداگانه شاخه های زنان ، احزاب و جنبش ها و یا گروه های خاص زنان فعالیت کنند . نه در انقلاب صنعتی ، نه در انقلاب فرانسه و نه در دمکراسی آمریکا و نه در انقلاب شوروی سابق و پس از فروپاشی شوروی و … هیچ گلی به سر زنان زده نشد. آری هیچ گلی به سر زنان زده نشد و زنان همچنان از تبعیض ها و خشونت ها رنج بردند تا خودشان دست به کار شدند و تا حد زیادی احقاق حقوق کردند .

 

وظیفه جنبش سبز در باره رفع تبعض از زنان چیست ؟

 

به طور ایده آلی باید بگویم جنبش سبز در هر صورت باید بداند همچون انقلاب اسلامی که زنان پیشتاز بودند در این جنبش هم زنان پیشگامی ، فداکاری و از خود گذشتگی شگفت انگیزی نشان دادند و نباید جنبش ،حساب خود را از زنان جدا کند .باید آرمانهای جنبش زنان را در ادبیات خود لحاظ کند و آنرا بخشی از آرمانهای خود تلقی کند .چنانچه موسوی نیزدر یکی از مصاحبه های خود گفت ما با جنبش زنان ، دوست هستیم و این دوستی یعنی همراهی . اما واقعیت ملاحظات دیگری را نشان می دهد و آن این است که چند جنبش بزرگ مثل جنبش زنان ، جنبش کارگران ،جنبش دانشجویان ، جنبش معلمان ، درون جنبش عظیم سبز قرار دارند که شعارهای عمومی آزادی، رفع تبعیض ، قانون گرایی و دمکراسی خواهی ، ضمن آنکه این جنبش ها را در بر می گیرد اما چه بسا تکیه بر هر یک یا گرایش بیشتر به هر یک از آنان ، خواستها و مطالبات عمومی جنبش را تحت الشعاع قرار می دهد . همانطور که عرض کردم در این میان جنبش زنان ،در عین وحدت با جنبش سبز ، به دلیل ویژگی کثرت گرایی جنبش اما لازم است به طور جداگانه نیز فعال باشد.

در عین حال ، جنبش سبز باید در بیانیه ها و نظرات خود به اهمیت و مطالبات هر یک از این جنبش ها اشاره کنند و خواهان بهبود و پاسخ به مطالبات آنان باشند بدون اینکه از مسیر عمومی منحرف شود .
 

در اینجا وظیفه دولت چیست ؟


بارها گفته ام ، این دولت نامشروع است ولی در هر حال چون مراحل تنفیذ انجام شده و دولت، خودش، خودش را قبول دارد ، باید به وظایفش عمل کند و بیش از این با بی اعتنایی به مطالبات زنان ، سرکوب زنان، با ارائه لوایح ضد زن ،به نام حمایت از خانواده ، اما به کام عشرت طلبان ، در انهدام خانواده و فلاکت زنان و کودکان ، مصر نباشد . اگر خیلی مدعی دولت بودن است باید و می تواند فورا لوایح ضد زن را پس بگیرد و کار گروهی را برای اعاده حقوق زنان معین کند و طی تعاملی در این رابطه با مجلس و قوه قضاییه با الهام از آرمانهای جنبش زنان عمل کند . اگر چه این گونه کارها از دست این دولت بر نمی آید .
 

در فضای ایجاد شده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، مجددأ گروهی از نمایندگان مجلس با حمایت حامیان خود و در شرایطی که کوچکترین اعتراض توسط دانشجویان، معلمان، کارگران و روزنامه نگاران منتقد نسبت به نقض حقوق شهروندان با ارعاب، دستگیری و محاکمات غیرعادلانه همراه بود، تصمیم به تصویب لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده گرفتند، چرا در چنین شرایطی آنها برای تصویب چنین قانونی که ، نه تنها از قانون ۳۵ سال پیش یعنی قانون مصوب سال ۱۳۵۳ بسیار عقب تر است،اینقدر مصرند و قصد دارند چندهمسری مردان را قانونی کنند، این همه عجله دارند؟


این یک مقوله بهت انگیزاست. از یک طرف آنها دلشان را صابون زده اند که از آب گل آلود ماهی بگیرند و تا تنور داغ است نان خود را بپزند و نان زنان آزاده این سرزمین را آجر کنند. آنها فکر می کنند جنبش سبز از مسایل زنان غافل است لذا از فرصت استفاده می کنند تا خواست های ارتجاعی خودشان را جامه عمل بپوشانند اما این یک فرصت برای آنهاست و نه علت .بسیار خوب پس علت چیست ؟اصولا ساختار ذهنی این دولت واپس گرا و خشونت جوست. اینها وابسته به جریانی از گروه فشار سرکوبگری هستند که از سالها پیش در زیر بخشی از نا خوداگاه جامعه اسلامی اعمال نفوذ می کردند، قتل های زنجیره ای می کردند ، تهمت می زدند، جو می ساختند ، مخالفین خود را در مجامع کتک می زدند تا محیط بسته ای به وجود آورند . اما امروز این جریان قدرت را در دست دارند و با در دست داشتن اتوریته در مقام اعمال نظر و عمل خود به صورت دل بخواه شان هستند . البته حتی اگر کوته زمانی هم موفق شوند در دراز مدت شکست خواهند خورد . باید بدانند آنها همیشه نمی توانند نظریات ارتجاعی خود را به نام اسلام جا بزنند . اسلام دین مترقی است و قابلیت تعامل با دنیای مدرن و اندیشه های جدید را داراست و اجتهاد زنده و پویا فرصت نو آوری و زمانه شناسی را به آن اعطا کرده است . در مجموع من معتقدم این دولت است که به مجلس فشار می آورد تا این لوایح ضد زن را تصویب کند .
 

شما در مصاحبه ای اعلام کردید که دولت را به رسمیت نمی شناسید و با آن سازش نمی کنید ،این مصاحبه بازتاب گسترده ای داشت و بسیار موردتوجه قرار گرفت .خودتان دلیل این همه توجه را به این گفته های خودتان در چه می بینید؟


در آن وقت شایعاتی مطرح شده بود مبنی بر اینکه سران جنبش هر یک به نحوی راه سازش پیش گرفته اند که البته این برداشت غلطی بود .شانتاژ روانی از سوی روزنامه های دست راستی محافظه کار (حیفم می اید واژه اصول گرا را برای آنها به کار ببرم .) در جریان بود که ناخنهایشان را به هم میزدند و لبه های قیچی را به هم می کوبیدند و باتوم هایشان را در هوا می چرخاندند و بر کوس موفقیت می زدند که جنبش سبزی ها ترسیدند ، توبه کردند،باختند و نظایر آن تا روحیه مردم را خراب کنند که البته موفق هم نشدند. من به عنوان فردی از جنبش سبز و همدل و همراه مردم حرف مردم را اعلام کردم .نوبر نبود. حرف دل مردمی بود که هر گز حاضر به عقب نشینی نبوده اند و همانها هستند که سران جنبش را به سوی خواست های آزادی خواهانه و دمکراتیک خود هدایت می کنند .


آینده جنبش را چگونه می بینید؟

اگر قومی بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد حتما پیروز خواهد شد این مژده ی قران کریم است یا اگر خدا را یاری دهید او هم شما را یاری خواهد داد و شما را ثابت قدم خواهد کرد . “: ان تنصر الله ینصر کم و یثبت اقدامکم ” این وعده الهی در قرآن مجید است . در صورت ثابت قدم بودن حتما پیروزی با ما خواهد بود و با جنبش سبز نفس های پر اکسیژنی از آزادی را به ریه های اندیشه و زندگی خواهیم فرستاد .
 

کسانی از وقوع خشونت در چهارشنبه سوری به شدت نگران اند.راهکار شما برای جلوگیری از خشونت چیست؟

چهارشنبه سوری یکی از روزهای ملی و باستانی ایرانی است. روز شادی هاست روزی که زردی چهره ها می سوزد و دود می شود و سرخی و شادی و حیات و آفرینش بهاری گونه ها را گل رنگ می کند. به پاس نوروز و عمو نوروز مهربان و هدیه های آزادیش در این روز قطعا جنبش سبز شاد و سر فراز خواهد بود . اما جنبش سبز جنبش مهربانی و مقاومت و آرامش است . یاد نداها ،سهراب ها ، سید علی ها ، اشکانها و روح الامینی ها و… را گرامی خواهیم داشت و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهیم ورزید . همه مردم را دوست خواهیم داشت ،چه سبز باشند و چه رنگ دیگر .به نظامی ها هم می گوییم شما را هم دوست داریم ، برادر مردم باشید و به آنها گل تقدیم کنید نه باتوم و گلوله . بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی خود حاکمیت است.

طی ۹ ماه گذشته حمله به شما زیاد بوده ، گاهی فیزیکی مثل ایام ۱۶ آذر و ۲۲ بهمن و گاهی اهانت ها و تهمت ها و حمله های کلامی در نشریات وابسته به حاکمیت. حتی یکی از سران و سخنگویان مخالفان جنبش سبز گفته بود که شما صهیونیست و طرفدار بهایی ها هستید که فقط افکارتان پوشیده است. فکر می کنید علت این همه خشونت علیه شما چیست ؟


آنها خیلی خوب توانایی های ذهنی ،علمی و اجرایی زنان را می شناسند و به نقش متعهدانه و دلسوزانه من در جنبش سبز واقفند و چون فعلا زندان کردن من برای شان سودی ندارد، پس سعی می کنند به خیال خود مرا در سطح خیابان و در قلمرو رسانه ها شکنجه دهند اما زهی خیال باطل !هنوز جوهر خادم القرانی و سی جلد کتابی که نگاشته ام در ذهن مردم خوب مان خشک نشده که چنین تهمت می زنند . باید بگویم آنچه از ذهن و علم و اجرا دارم تفضل خداست و آنرا متعلق به خودم نمی دانم. به قول قرآن کریم “ذلک من فضل ربی” فقط به آنها می گویم با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا داده را خدا داده است.

و ضمنا من از این بیدها نیستم که به آن بادهای سیاه طوفانی جادویی از پا دربیایم . زیرا اکسیژن آزادی خواهی جنبش سبز تمام ریه ها ی روح و جسم مرا سرشار از شوق و وجد و جانفشانی کرده است .

در یکی از همین تهاجم های رسانه ای مخالفان جنبش سبز گفته شده بود که موسوی می خواست در صورت رای آوردن و رییس جمهور شدن رهنورد را به معاون اولی برگزیند آیا این یک حمله به شماست یا تعریف از یک زن ؟


این آقایان دست راستی که این چنین سخن پراکنی می کنند طعم آزادی خواهی ، روشنفکری و هنرمندی را که پیشه من بوده است نچشیده اند که بدانند ما طایفه روشنفکران –هنرمندان و آزادیخواهان اگر آفتاب را هم در دست راست و دفتر و دستک و پست ومقام را هم در دست چپ مان قرار دهند، هر دو را به دامن خود آنها پرتاب می کنیم و به توانایی و شرافت قلم خود و هنر خود و یا دیدن روی سرشار ار نجابت دانشجویان عزیزمان پیوسته در جشن و سرور و رضایت هستیم .در عین حال قبلا هم گفتم من در روند انتخابات حضور فعال را پیشه خود کردم تا از وجوه مغفول قانون اساسی ، آزادی ها ، قانون گرایی و دمکراسی دفاع کنم و باز هم این مطالبات را پی گیری می کنم . اما شاید به قول شما این اقدامات که بیشتر به طنز و فکاهی شبیه است ، تعریف از توانایی یک زن است تا تقبیح او و همین جا به آنها می گویم من نمونه کوچکی از زنان جنبش سبز هستم و قطعا همه زنان جنبش سبز و زنان ایرانی از رهنورد تواناترند. با آنها چه می کنید ؟

خانم رهنورد ،شما بیشتر به عنوان یک زن هنرمند شناخته شده اید و در این سالها فعالیت های زیادی در زمینه نقاشی و مجسمه سازی انجام داده اید که یکی از معروف ترین آنها مجسمه مادر است که از سالها پیش در میدان مادر تهران نصب شده که تبدیل به یکی از مشهورترین مجسمه های دو دهه بعد از انقلاب شد.وقتی دیدید گروهی از مخالفان شما به گردن مجسمه مادر و بچه ،طناب انداخته اند ،دچار چه احساسی شدید؟


ببینید برای هنرمندان ،آثارشان مثل پاره تن شان است.چون با عشق قصه های روح خود را ،زمزمه های خود را ،دردها ،شادی ها ،ناله ها و زاری ها،حرفهایی را که به هیچ کس نمی توانند بگویند ،یا آرمانها و ارزوهایشان را به اثر هنری خود دمیده اند وبا آن نجواها داشته اند.اما وقتی جریانهای واپس گرا،انسان ها را فقط به جرم آزادیخواهی شهید می کنند ،حالا یا با دار زدن ،یا شهید کردن و یا کتک زدن های وحشیانه یا روش های دیگر حالا از رفتار آنها با یک مجسمه برنزی چه انتظاری داریم؟آنها چه فهمی از واژه نرگس عاشقان “که نام این مجسمه است و چه فهمی از مادرانگی و چه فهمی از هنر دارند؟شما دیدید که مردم خوب ما هم واکنش نشان دادند و گفتند اگر مجسمه را سرنگون کنید رهنورد را بر میدان می نشانیم.من هم اکنون برای همه آثار هنری ام نگرانم ،نقاشی ها ،مجسمه ها ،همه در معرض این گونه تهدیدها و رفتارهای وحشیانه قرار دارند.امیدوارم خداوند همه ما را از شر توهم این جریان در امان نگه دارد.

در این ایام چه چیزی جنبش سبز را بیشتر آزرده و چه انتظاری دارید که در آینده تحقق پیدا کند ؟


انقلاب اسلامی با همه شکوه و عظمتش یک پروژه ناتمام بود که می بایست تکمیل آرمانهایش در جمهوری اسلامی تحقق می یافت که فعلا نشده است. بنابراین مقولات آزادی و دمکراسی حقوق زنان و قانون گرایی اینها مطالباتی است که جنبش سبز در پی تحقق آن است .

اما چون پرسیدید جنبش سبز را چه چیزی بیشتر آزرده است از من نخواهید که فهرستی از رنج ها و ناملایمات را که جنبش در طی این ایام چشیده است تنظیم کنم آن وقت مثنوی هفتاد من کاغذ می شود . بلاتشبیه در تاریخ استبداد ، شکستن قلم ها ، بریدن دست ها ، از سرها مناره، از کله ها پشته ثبت شده است . امیدوارم حاکمیت فعلی و جمهوری عزیز ما از بدنامی فجیع و تلخی این چنین عبرت بگیرد و خود را در این رده تاریخ قرار ندهد .
پس چه کند ؟ چه انتظاری داریم؟چگونه راضی خواهیم شد ؟ مهم این است که کار درست انجام شود به دست هر کس که شد مهم نیست. پس انتظار داریم که رژیم روزنامه ها و رسانه ها و روزنامه نگاران و زنان و مردان و جوانان و پیران را آزاد کند و به پادگانهایش گل بفرستد تا به جبران جفاهای گذشته به مردم تقدیم کنند. آن چنان زندانی ها را آزاد کند تا در زندان هایش به جای آدم ها و آزادیخواهان در زنجیر گل بکارد و آنها را به باغ های وسیع سرو و گل و سوسن ، فرهنگسراها و آزمایشگاه های علمی تبدیل کنند و برای شکوفایی تولید ،صنعت و کشاورزی کمربندها را سفت کند تا اشتغال و ازدواج و تحصیل جوانان فزونی یابد . در سطح بین المللی نیز با سیاستهای حساب شده و دوستانه اما از دیدگاه منافع ملی موجب سر افرازی ملی شود . مطالبات جنبش های زنان ، کارگران ، معلمان و هنرمندان را بر اورده کند .آزادی قلم و بیان واندیشه را تضمین کند و این کارها و بیش از آن از دست و قلم و قدم هر نظام دلسوزی بر می آید .اما جنبش سبز در میان این جنبش ها اهتمام ویژه ای به خواسته های جنبش زنان دارد.جنبش سبز خواهان آزادی همه زندانیان بویژه زنان زندانی است که این روزها همسران ،مادران و فرزندان شان چشم به راهها آنها هستند.
 


 


دولت کودتا در نظر دارد صندوق توسعه ملی را کاملا دولتی و در خارج از بانک مرکزی تشکيل دهد.

در حساب ذخيره ارزی رئيس‌جمهور عضو هيات امنا نبود، در حالی که در صندوق توسعه ملی، وی رئيس هيات امناست. اين به معنای آن است که در تدوين اساسنامه رئيس هيات عامل نيز رئيس جمهور بوده و رئيس کل صندوق نيز وزير اقتصاد يا معاون برنامه‌ريزی رياست جمهوری است.

به گزارش سرويس اقتصادی «فردا»، مقايسه ساختار حساب ذخيره ارزی با صندوق توسعه ملی نشان می دهد دولت کودتا قصد دارد مديريت کامل صندوق را خود برعهده گيرد.

در چنين ساختاری بانک مرکزی تنها يکی از اعضای هيات امناست که با وجود يک رای اثری بر اداره صندوق نخواهد داشت. با توجه به اين شرايط به نظر می‌رسد دولت می‌خواهد در قالب کميسيون اقتصادی دولت نقاط کليدی اقتصاد را هرچه بيشتر در اختيار خود داشته باشد.

پيش از مظرح شدن بحث تشکيل صندوق توسعه ملی، کارشناسان خواستار تغيير در ترکيب هيات امنای صندوق ذخيره ارزی برای کاهش قدرت دولت در برداشت از آن بودند.

ظاهرا کارشناسان و نمايندگان مجلس نمی دانستند قرار است قدرت دولت از اين که هست نيز با تشکيل صنوق توسعه ملی بيشتر شود.

 


 


ژیلا بنی یعقوب خبرنگار و فعال حقوق زنان در آخرین مطلب وبلاگ خود درباره حکم سعید لیلاز نوشته است:
در هفته گذشته شایعات زیادی مبنی بر کاهش حکم زندان سعید لیلاز از ۹ سال به ۳ سال در برخی از رسانه ها مطرح شد. و از سوی دوستان مختلف سعید از جمله من همین اتفاق دست مایه شوخی های زیاد با سپهرناز پناهی همسر سعید لیلاز شد:این حکم که از اعتبار سعید کم کرد !این همه در باره مقاومت و ایستادگی اش در زندان حرف زدید ،آخربه سه سال زندان ختم شد؟

دیروز سپهرناز به من زنگ زد و گفت :”خدا را شکر!لااقل در برابر تو و بهمن سر بلند شدیم.”

گفتم چطور که گفت :”همین الان آقای علیزاده وکیل سعید به من خبر داد که بر اساس حکمی که به او ابلاغ شده است سعید نه به سه سال که به شش سال حبس قطعی محکوم شده است .”

بعد هم کلی خندیدیم .چون تعریف کرد که در ملاقات قبلی به شوهرش گفته است :اگر حکم سه سال زندان واقعیت داشت همان توی زندان بمانی بهتر است چون با این حکم سبک اگر بیایی بیرون نمی توانی پاسخ ژیلا و بقیه دوستانت را بدهی که چرا حکم ات اینقدر زیاد شکسته است؟نکند در زندان همکاری کرده ای؟

قرار شد امروز که به ملاقات سعید لیلاز می رود با دادن خبر حکم شش سال حبس قطعی به او بگوید :حالا می توانی با افتخار و سربلندی با دوستان روزنامه نگارت مخصوصا با ژیلا روبرو شوی چرا که هرچه باشد یکسال از بهمن (احمدی امویی )بیشتر زندان گرفته ای!(بهمن به پنج سال حبس محکوم شده )

در آخرش هم به من گفت :ژیلا ! دعا می کنم که خودت در دادگاه تبرئه شوی تا حسابی آبرویت برود.آن روز چقدر به تو می خدیدیم و چقدر می توانیم سر به سرت بگذاریم ! دعا می کنم بهمن از سعید زودتر آزاد شود تا ما همچنان در برابر تو سربلند باشیم !

از همه ی این شوخی ها و جدی ها گذشته ،نمی توانم این سوال را برای چندمین بار از مقامات قضایی کشورم نپرسم که آیا وعده انقلابی که پدران ما کردند این بود که زندان های طولانی برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و اجتماعی باعث افتخار باشد و حکم های سبک و تبرئه موجب سرافکندگی.

وعده انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ این بود؟!

 


 


دولت کودتا، در ادامۀ حاتم بخشی های خود به کشورهای خاص و محرمانه نگاه داشتن اغلب وعده ها و رد و بدل ها، یکصد میلیون دلار به اکوادر وام داد.

گفتنی است، پیش از این ندای سبز آزادی خبر کمک چهارصد میلیون دلاری دولت کودتا به حزب الله لبنان را افشا کرده بود.

جرس گزارش داد: در جریان سفر اخیر معاون رئیس جمهور اکوادر به تهران، با توصیه و مساعدت اسفندیار رحیم مشائی، مبلغ یکصد میلیون دلار با بهره نیم درصد به آن کشور پرداخت شد.

در ادامه این گزارش آمده اسن: "قبل از سفر معاون رئیس جمهور اکوادر به تهران، قرار بود با هماهنگی رحیم مشائی (رئیس دفتر احمدی نژاد) از طرف بانک مرکزی ایران یکصد میلیون دلار ناقابل با بهره نیم درصد به آن کشور پرداخت شود تا فضای مناسبی برای گفتگو ایجاد شود. اما رئیس جمهور اکوادر معاونش را بجای خودش می فرستد و ایشان در سفر اخیر وام مذکور را دریافت می کند."

جزئیات سفر معاون رئیس جمهوری اکوادر به ایران، در خبرهای داخلی ایران زیاد انعکاس نیافته بود.

طی پنجسال اخیر کشورهایی همچون سریلانکا وام بدون بهرۀ یک میلیاردی و ۹۵۰ میلیون دلاری؛ بولیوی وام ۲۲۵ میلیون دلاری و دریافت سرمایه گذاری یک میلیارد دلاری؛ ونزوئلا با دریافت سرمایه گذاری تقریبا ۳ میلیارد دلاری؛ سنت وینست کمک هفت میلیون دلاری؛ افغانستان کمک یکصد میلیون دلاری؛ اکوادر تامین مالی دو نیروگاه و وام چهل میلیون دلاری؛ کومور کمک ۲ میلیون دلاری و وعدۀ ۵۰۰ واحد مسکونی؛ کنیا کمک یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلاری؛ زیمباوه کمک دومیلیون دلاری؛ نیکاراگوئه کمک ۳۵۰ میلیون دلاری؛ گامبیا کمک دو میلیون دلاری برای خرید کشتی؛ تانزانیا و کنگو هرکدام کمک یک میلیون و نیم دلاری و میانمار با کمک یک میلیون دلاری، منفعت زیادی از قِبَل دولت ایران دریافت کرده اند.

 


 


سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات به دیدار سید مصطفی تاج زاده رفت.

 

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، در این دیدار که در فضایی با نشاط و ناشی از شوخ‌طبعی‌های همیشگی سیدمصطفی تاج‌زاده برگزار شد، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به بیان برخی از مسائل ماه‌های اخیر و دیدگاه‌های خود در این رابطه پرداخت.

 

سیدمحمدخاتمی نیز با تبریک آزادی تاج‌زاده به خانواده او ابراز امیدواری کرد که تا پایان سال تمامی زندانیان سیاسی آزاد شوند و سال نو را در کنار خانواده‌های خود آغاز کنند.

 


 


سعید حائری، مهرداد رحیمی و سعید کلانکی از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر هرکدام با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی طی روزهای اخیر آزاد شدند.

به گزارش سایت تا آزادی روزنامه نگاران زندانی ، همچنین احمد جلالی فراهانی دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر، ۱۷ اسفند ماه پس از بیش از یک ماه بازداشت از اوین آزاد شد.

بنا به گفته نزدیکان وی ، جلالی فراهانی با صورتی تکیده ، رنگ پریده و ریش بلند اما روحیه ایی عالی به خانه بازگشت.
 


 


سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه، با انتقاد از محدودیت های جدید علیه احمد زیدآبادی خواستار فراهم شدن شرایط آزادی و مرخصی دبیرکل این سازمان در آستانه سال جدید شد.

در این نامه با اشاره به بازداشت بودن تعدادی از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) در رابطه با زید آبادی آمده است: زیدآبادی به عنوان دبیرکل یک حزب سیاسی قانونی علیرغم محدودیت های غیرقانونی و ناروایی که طی سالها از سوی حاکمیت نسبت به این سازمان و شخص ایشان اعمال شده بود با در نظر گرفتن منافع ملی و اولویت قرار دادن مصالح عمومی با مشارکت در روند انتخابات دهم ریاست جمهوری به همراه سایر اعضای سازمان ادوار تحکیم کوشش کرد تا از طریق شیوه های مسالمت آمیز و قانونی و با توسل به حق قانونی مشارکت در اداره سیاسی کشور شرایط زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را به سهم خویش بهبود بخشد. با این حال متاسفانه پاسخی که وی و این مجموعه از سوی حاکمیت دریافت کرد چیزی جز زندان و محرومیت نبود.

این نامه افزوده است: احمد زیدآبادی در حالی که کمتر از ده ساعت از اعلام رسمی نتایج اولیه انتخابات گذشته و هنوز هیچ اعتراضی خیابانی و مردمی به آن نتایج انجام نشده بود در مقابل منزل اش توام با اعمال خشونت بازداشت شد و تا مدتها خانواده وی هیچ اطلاعی از وضعیت وی نداشتند. در بیان شرایط دشوار احمد زیدآبادی و خانواده ایشان همین بس که آنها تنها زمانی موفق به دیدار همسر و پدر خود شدند که دادگاه متهمان پس از انتخابات برگزار و تصاویری از وی در رسانه ها منتشر شد. از سوی دیگر حکم صادره از سوی دادگاه بدوی و تایید شده در دادگاه تجدید نظر به ویژه در خصوص محرومیت دائمی از هرگونه فعالیت سیاسی و تحلیل (شفاهی) بی سابقه و به اعتقاد بسیاری از حقوقدانان ناعادلانه و در تناقض آشکار با قوانین موضوعه کشور قرار دارد.

این نامه با خشنودی از آزادی تعدادی از فعالان سیاسی می نویسد: متاسفانه هیچ گشایشی در پرونده آقای زیدآبادی مشاهده نمی شود و در حالی که بخش عمده ای از فعالان سیاسی که در خردادماه بازداشت شده اند از زندان آزاد شده اند همچنان با مرخصی احمد زیدآبادی برخلاف آئين‎نامه اجرايي سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور موافقت نمی شود و ایشان از این حق قانونی نیز محروم شده است در شرایطی که وثیقه ملکی نیز به درخواست دادگاه بدوی ماه ها پیش توقیف اما هیچگونه ترتیب اثری در این خصوص داده نشده است.

در ادامه با پرداختن به تبعیض آشکار علیه زید آبادی می نویسد: این در حالی است که در تبعیض آشکار دیگری مدتی است که آقای زیدآبادی برخلاف مفاد فصل چهارم آئين‎نامه اجرايي سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور از زندان اوین تهران به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده و بدون بهره مندی از حقوق ناشی از اصل طبقه بندی زندانیان و لزوم تمایز میان مجرمان سیاسی و عادی در این زندان نگهداری می شود که علاوه بر ایجاد مشقت برای وی همسر و فرزندان آقای زیدآبادی نیز برای ملاقات هفتگی با ایشان دچار مصائب فراوان هستند که به نوبه خود نوعی مجازات بی گناهان است.

دفتر تحکیم وحدت در خاتمه خواستار آزادی زیدآبادی شده است: اکنون که اندکی تا حلول سال نو و فصل بهار باقی مانده، امید است شرایط بهره مندی از مرخصی و آزادی در حق احمد زیدآبادی هر چه سریعتر فراهم شده و چنانچه برخی سلایق شخصی مانع از بهره مندی ایشان از حق قانونی است، ترتیبی داده شود تا با توقف چنین اعمال خلاف قانونی، از تبعیض مضاعف جلوگیری شده و امکان آزادی آقای احمد زیدآبادی در کنار سایر زندانیان سیاسی و حضور آنها در جمع خانواده شان در آستانه سال نو فراهم شود.

 


 


در پی شکایت کارخانه ذوب آهن از کارگران اعتصاب کننده بیست تن از کارگران به دادگاه احضار شدند.

به گزارش هرانا به نقل از شورای موقت کارگران ذوب آهن اصفهان، در ادامه فشارها به کارگران شرکت احیاگستران اسپادان در ذوب آهن اصفهان بیش از بیست نفر از کارگران این شرکت به دادگاه زرین شهر احضار شدند.

احضار این کارگران به شکایت کارخانه ذوب آهن اصفهان صورت گرفته است. کارخانه ذوب آهن در شکایت خود مدعی شده است که در اعتصابات کارگران این شرکت صدها میلیون تومان خسارت دیده است
 


 


دو هزار تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با امضای نامه‌ای به ریاست این دانشگاه، خواستار تلاش جهت آزادی ” مهدی کلاری ، کوهیار گودرزی و تارا سپهری فر” شدند.

کوهیار گودرزی از تاریخ ۲۹ آذر ماه بازداشت و در زندان اوین به سر می‌برد. مهدی کلاری نیز از آذر ماه بازداشت و به دو سال و نیم زندان محکوم شده است. تارا سپهری‌فر دبیر انجمن اسلامی این دانشگاه نیز نزدیک به یک ماه است که در بی‌خبری در زندان اوین به سر می‌برد.

در این نامه آمده است که این روزها سه تن از دوستان و هم کلاسی هایمان در بند هستند. هرچند که ما دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به راهی که دوستانمان انتخاب کرده‌اند، افتخار می نمائیم و آن را گامی در جهت عینیت بخشیدن به همان حریتی می‌دانیم که همگی از کودکی آن را آموخته ایم، اما از وضعیت این عزیزان و اخباری که به گوش می‌رسد عمیقاً نگرانیم. مهدی کلاری دانشجوی ورودی سال ۸۶ مقطع کارشناسی رشته مهندسی شیمی از روز ۱۶ آذرماه بازداشت شده است و اخبار ناگواری در باب محکومیت وی از سوی دادگستری به گوش می رسد. کوهیار گودرزی دانشجوی ورودی سال ۸۳ مقطع کارشناسی رشته مهندسی هوافضا از روز ۲۸ آذرماه در بازداشت به سر می برد و اخبار ناگواری از اتهاماتی که به وی نسبت داده شده است به گوش می رسد. تارا سپهری‌فر دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی ورودی سال ۸۴ مقطع کارشناسی رشته مهندسی شیمی که نقش به سزایی در عقلانی کردن فضای ملتهب پس از انتخابات در دانشگاه داشت نیز در روز ۲۱ بهمن ماه در منزلش بازداشت شده است و اخبار چندانی از وی در دست نیست.

دانشجویان با انتقاد از سیاست ورزی مسئولان دانشگاه نوشته اند: بی شک امید و آرزوی ما و تک تک عزیزان دربند، قدم برداشتن در راه ساختن ایرانی آباد و آزاد است و انتظارمان این است که شما مسئولان دانشگاه در این راه یاریمان کنید. اما سکوت و سیاست ورزی شما عزیزان مسئول نسبت به دوستان در بندمان، ما را سخت مأیوس کرده است. با این وجود به جای واکنش در برابر اتفاقات اخیر شاهد تسلیم شدن دانشگاه در برابر فشارهای نهادهای خارج از دانشگاه و صدور احکام انضباطی به دانشجویان از سوی دانشگاه هستیم.

در این نامه اقدام برای آزادی دانشجویان دربند را از وظایف رئیس دانشگاه دانسته و آورده است: ما دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بر این عقیده ایم که اعتراض به وضعیت دوستان دربندمان که جزئی از فرزندان این کشورند و شما بارها ادعای پدری بر آنان را داشته اید از اهم وظایف شماست و این اعتراض وظیفه ای است که ما آن را بر دوش شما می بینیم. امید است شاهد تلاش بیشتر از سوی شما در جهت آزادسازی دوستان دربندمان باشیم، تا علاوه بر آزادی هم کلاسی‌های عزیزمان، شاهد میرایی امید ما و آرمان های نخبگان این کشور نباشیم.

 


 


در حالی که وضعیت برخی از اعضای بازداشتی دفتر تحکیم تقریبا مشخص شده است، وضعیت بهاره هدایت،مسئول روابط عمومي دفتر تحکم هنوزمشخص نیست.

آن گونه که امین احمدیان، همسر بهاره هدایت، اعلام کرده است علیرغم پایان بازجوییها از بهاره هدایت هنوز هیچ پرونده ای از او در دادگاه انقلاب موجود نیست و وکیل هم هنوز نتوانسته وکالت‌اش را در پرونده به ثبت برساند.

به گزارش "کلمه"، احمدیان گفته است: با اینکه وضعیت بقیه‌ی اعضای تحکیم وحدت تا حدودی روشن‌تر شده و توانسته‌اند ملاقات حضوری داشته باشند و با توجه به اینکه بازجویی از همسرم به پایان رسیده است، ولی تاکنون وضعیت پرونده‌ی همسر من، مبهم است و من و خانواده‌اش هنوز نتوانسته‌ایم با وی ملاقات حضوری داشته باشیم.
بهاره هدایت فعال دانشجویی در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. دادستان تهران برای بهاره هدایت ۱۶ مورد اتهامی برشمرده که آن را شخصا به وی تفهیم کرده است

 


 


رضا قلی پوراندرجانی، پدر شهید رامین پوراندرجانی اعلام کرد آخرین پاسخی که به شکایت او داده اند پاسخ پزشکی قانونی بوده اما خانواده پوراندرجانی این پاسخ را مبهم میدانند.

 
به گزارش روز، وی توضیح داد: ما شکایت کرده ایم و خواهان شناسایی و محاکمه قاتل هستیم و شکایت خود را پی گیری خواهیم کرد.

آقای پوراندرجانی که برای پی گیری شکایت خود و خانواده اش ناچار است به طور مرتب بین تبریزو تهران رفت و آمد کند همچنین خبرداد که پرونده شکایت او برای شناسایی قاتل، در دادسرای جنایی تهران مفتوح است.

پدر رامین پوراندر جانی تصریح کرد: پزشکی قانونی گفته است که رامین بر اثر مسمومیت جان باخته اما این نظر پزشکی قانونی خیلی مبهم است و ما نمیتوانیم این نظریه را بپذیریم . توضیح دهند چگونه مسموم شده و چه کسی یا کسانی او را مسموم کرده اند.

وی در عین حال یادآور شد: من شکایت را پی گیری میکنم اما به دور از حاشیه های سیاسی و چون پسرجوان دیگری دارم سعی میکنم شکایتم را از طریق حقوقی پی گیری کنم و وارد حاشیه های سیاسی نشوم.

آقای پوراندرجانی پیشتر و در 25 آذر به "روز" گفته بود : "تاکنون هیچ مسئولی برای پی گیری موضوع به ما مراجعه نکرده و در مراجعه به دادسرای جنایی و ثبت شکایت، توانستیم یکبار قاضی پرونده را ببینیم و با قاضی حرف بزنیم اما بعد از آن کسی سراغی از ما نگرفت و هیچ جوابی هم تاکنون به ما نداده اند".

او از به کار بردن عنوان "پزشک کهریزک" برای فرزندش به شدت گله کرده و گفته بود: "مادر رامین و ما از این موضوع واقعا ناراحت هستیم. چرا می گویید پزشک کهریزک؟ پسر من یک سرباز وظیفه بود و برای خدمت به میهنش، به خدمت سربازی رفته بود؛ او نه کادر رسمی ناجا بود و نه کادر کهریزک و خواهش ما این است که این عنوان را برای فرزند ما به کار نبرید".

 


 


طی هفته ی گذشته ی حدود پانزده نفر از دانشجویان دانشکده ی علوم پایه ی دانشگاه مازندران برای چندمین بار در طول سال اخیر به کمیته ی انضباطی احضار شدند.

حراست و کمیته ی انضباطی این دانشگاه تاکنون دلایلی برای این احضارها اعلام نکرده اند.

بنابر این گزارش مصطفی طورانداز، امیر حیدری، آتنا درزی نژاد، هادی نژادعینی، علیرضا سلطان کریمی، وحیده یاسی، الهام رضاپور، احسان قره خانی، شهاب معافی، آلاله صدرایی شورمستی، مجتبی عابد و علیرضا فلاح دانشجویانی هستند که بدون اعلام اتهام در موج اخیر بازداشت ها، به کمیته ی انضباطی احضار شده اند.

در هفته های گذشته نیز آلاله صدرایی و بهاره ابراهیمی از دانشجویان این دانشکده بارها احضار شده و مورد تهدید و بازجویی قرار گرفته اند.

این فشارها در حالی بر دانشجویان دانشکده علوم پایه دانشگاه مازندران وارد می شود که دانشجویان دانشکده های علوم انسانی و حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه و همچنین دانشجویان نزدیک به انجمن اسلامی دانشجویان منتظر اعلام رای دادگاه تجدید نظر استان مازندران در مورد احکام قضایی خود هستند.

 


 


محبوبه کرمی در تماس تلفنی با خانواده اش، از سلامت خود خبر داد.

محبوبه کرمی در تماسی که برای دومین بار در ساعت هفت و نیم شب چهارشنبه نوزدهم اسفندماه با خانواده اش داشت، از سلامت خود خبر داد. اولین تماس محبوبه در اوایل هفته بود. او در تماس تلفنی با برادرخود، محسن کرمی، عنوان کرده که در بند 209 اوین و به صورت انفرادی نگهداری می شود.

همچنین او اشاره کرده است که هم اکنون تحت بازجویی است، در حالی که هنوز تفهیم اتهام نشده است. موارد بازجویی وی نیز در رابطه با حوادث اخیر بوده است.

محبوبه کرمی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء است که برای پنجمین بار، در 11 اسفند ماه بازداشت شد. به گفته محسن کرمی، بار گذشته که محبوبه کرمی بازداشت شد، مادر وی که سرطان داشت، به دلیل نگرانی و استرس وارد شده از بازداشت محبوبه به بیمارستان منتقل شد و 15 روز از بازداشت محبوبه را در بیمارستان بود. وی در شبی که محبوبه از زندان آزاد شد درگذشت و این مسئله بر محبوبه فشار روحی بسیاری وارد کرد. برادر محبوبه عنوان می کند که وی در سال گذشته به دلیل از دست دادن مادر و نگهداری از پدر بیمار خود که 86 سال داشته و دارای بیماری آلزایمر است، نتوانسته بود به فعالیت های شخصی خود برسد، بنابراین هیچ وقتی نیز برای فعالیت اجتماعی نداشته، به طوری که دچار افسردگی شده و تحت درمان روانپزشک قرار داشت. از همین رو، محسن کرمی، دلیل بازداشت محبوبه را نامفهوم می داند.
 


 


دادگستری تهران از پذیرش هرگونه درخواست زندانیانی که پرونده آن ها در شعبه 28 دادگاه انقلاب مفتوح است از جمله ساسان آقایی خودداری کرده است.

در پاسخ به مراجعین اعلام شده است بنا به دستور دادستان درخواست هایی که پرونده مربوطه به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارجاع شده می بایست به همان شعبه تحویل گردد. این در حالی است که شعبه مذکور تا کنون به درخواست های قانونی خانواده های زندانی ترتیب اثر نداده و این امر موجب نگرانی و سرگردانی خانواده ها شده است. بر اساس شنیده های برخی از خانواده های زندانی، این موضوع ناشی از اختلاف نظر قاضی این شعبه با دادستانی است.

شنیده ها حاکی از آن است که قاضی مقیسه با لحنی کینه جویانه و نامناسب به بعضی خانواده ها گفته است: «برین درخواستتونو به دولت آبادی جونتون بدین که باهاتون همکاری می کنه و کارتون رو راه می اندازه.»

لازم به یادآوری است بنا بر اعلام محمد مصطفایی وکیل ساسان آقایی، هفته گذشته قاضی شعبه 28 دادگاه انقلاب، با تبدیل قرار وثیقه ساسان آقایی علیرغم گذشت بیش از سه ماه از بازداشت نامبرده به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، و غیر قانونی بودن ادامه بازداشت موقت این روزنامه نگار بر اساس ماده 500 قانون مجازات اسلامی، موافقت نکرده است
 


 


در ماه های گذشته هرگاه صحبت از جنبش سبز به میان آمده، بحث رسانه و اطلاع رسانی و سانسور هم مطرح بوده است. کودتاچیان که خود بهتر از هر کس می دانند جریان آزاد اطلاعات در کشور به چشم زدنی همه چیزشان را به باد خواهد داد، هرچه توانسته اند کرده اند تا جلوی خبررسانی و روشن شدن واقعیات را بگیرند. آنها به خوبی می دانند که آن «گسترش آگاهی» که میرحسین موسوی از آن حرف می زند، همانا پاشنه آشیل استبداد است. عجیب نیست که سرزمین مان را به بزرگترین زندان خبرنگاران روی کره زمین بدل کرده اند.

داستان اما به همین جا ختم نمی شود. سلب آزادی های اساسی مردم و تلاش برای ایجاد خفقانی تمام عیار، تنها به داخل کشور محدود نیست. آنطور که ندای سبز آزادی مطلع شده، در هجمه علیه خبر و خبرنگار و خبررسانی، بنگاه های به ظاهر مستقل و معتبر خبری همچون رویترز و اسوشیتد پرس هم با کودتاچیان همراه شده اند. پس از افشای کمک نوکیا-زیمنس به ماشین سرکوب ایران، حالا مشخص شده که خبرگزاری های رویترز و اسوشیتد پرس نیز در ماه های اخیر به خواست کودتاچیان تن داده و استفاده از تصاویری را که در ایران ضبط می کنند، برای شبکه های تلویزیونی بی بی سی فارسی و صدای آمریکا ممنوع کرده اند. ندای سبز آزادی به تصاویری از این دو خبرگزاری دست یافته که به خوبی این موضوع را ثابت می کند. می توان تصور کرد که مسوولان رویترز یا آسوشیتد پرس چنین تصمیمی را تحت فشار بسیار زیاد (مثل تهدید به اخراج از ایران) گرفته باشند. با این حال تعارض آشکار این تصمیم با فلسفه وجودی یک خبرگزاری امری نیست که به سادگی قابل توجیه باشد.

اگر در ایران رسانه های آزاد داشتیم، اگر دستکم همین صدا و سیما حقیقتا رسانه ملی بود نه ابزار تبلیغات حکومت نظامی، به احتمال فراوان شبکه هایی مانند بی بی سی فارسی یا صدای آمریکا به حاشیه رانده می شدند -- یا شاید اساسا به وجود نمی آمدند. اما واقعیت تلخ موجود این است که این دو رسانه با بی تدبیری کودتاچیان اهمیتی دو چندان پیدا کرده اند. اهمیتی که هیچ شاهدی بهتر از تلاش های بی وقفه دولت کودتا و صرف هزینه های هنگفت برای مقابله با این دو تلویزیون ماهواره ای نمی توان برای آن آورد. در چنین شرایطی تصمیم رویترز و آسوشیتد پرس به معنای محدود کردن هرچه بیشتر همان منابع محدودی است که ایرانی ها برای خبرگیری به آن رجوع می کنند.

بدیهی است که به عنوان یک شخصیت حقوقی، به عنوان یک بنگاه اقتصادی خصوصی که به منافع خود فراتر از هر چیز دیگر می اندیشد، «تحریم کردن» دو شبکه ماهواره ای فارسی زبان به منظور حفظ ارتباط نزدیک با کشوری که مانند معدن خبر است، نه فقط حق رویترز و آسوشیتدپرس که شاید انتخابی است طبیعی و بدیهی. (همانطور که از نگاه مطلقا اقتصادی، نوکیا حق دارد محصولات قانونی خود را به طور قانونی به هر کس می خواهد بفروشد). نکته اینجاست که در مبارزه همه جانبه با کودتاچیان، ما سبزها هم باید هر جا که منطق هزینه-فایده این چنین حکمرانی می کند، از همه حقوق خودمان استفاده کنیم تا هزینه همراهی با ماشین خفقان و سرکوب را بالا ببریم.

در موردی که اینجا ذکر شد، باید با پخش خبر و انعکاس اعتراضمان دستکم ثابت کنیم که به آنچه اطرافمان می گذرد، حساسیم. موضوع این نیست که بی بی سی فارسی و صدای آمریکا رسانه های جنبش سبز نیستند. قصد ما دفاع از آنها نیست. موضوع این است که دو خبرگزاری با شعارهای استقلال و کار حرفه ای سیاستی در پیش گرفته اند که همراستا با سیاست های سانسور و سرکوب دولت کودتاست. آن هم در عرصه ای که اساسا هدفش باید خبررسانی و گسترش آگاهی باشد. کودتاچیان نه تنها از بیت المال میلیون ها دلار صرف پارازیت انداختن (بدون توجه به سلامتی صاحبان واقعی آن ثروت) می کنند، بلکه پس از اخراج همه خبرنگاران، به همان تک و توک چشم خارجی باقی مانده در کشور هم امر و نهی می کنند که چه چیز از دیده هایش را برای مردم بازگو کند.

بر ما سبزهاست که به تصمیم گیرندگان در رویترز و آسوشیتدپرس (یا نمونه های مشابه دیگر) نشان دهیم که اگرچه نمی توانیم مانند کودتاچیان تهدیدشان کنیم، اما می توانیم با افشاگری به اعتبار حرفه ایشان صدمه بزنیم. باید نشان دهیم که حتی اگر نتوانیم راه شان را از راه کودتاچیان جدا کنیم، هزینه این همراهی را بالا خواهیم برد.

سبزهای خارج از ایران به ویژه باید در طرح اینگونه موضوعات در محافل غیرفارسی زبان بکوشند تا فشار بر همراهان خارجی کودتا افزایش یابد. اگر می توانید بنویسید، یا ترجمه کنید، یا دستکم نقل کنید ... رسانه شمایید!


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته