هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند
-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news ------------------------------
دیدار تیمهای تراکتورسازی تبریز و سپاهان اصفهان در چار چوب هفته بیستوهشتم رقابتهای لیگ برتر فوتبال باشگاههای ایران از ساعت ۱۵ در ورزشگاه یادگار امام تبریز برگزار شد.
در این دیدار ابتدا تیم میزبان با انجام یک بازی تهاجمی و حمایت هواداران خود موفق شد در دقیقه ۵ توسط فرهاد خیرخواه از حریف خود پیش بیفتد، اما در ادامه سپاهانیها در دقیقه ۱۰ توسط ابراهیم توره موفق شدند گل خورده را جبران و بازی را به تساوی بکشانند.
در ادامه دو تیم و به خصوص تراکتورسازی موقعیتهای مناسبی برای گلزنی بهوجود آوردند که مهاجمان با بیدقتی نتوانستند برای تیم خود گلزنی کنند تا نیمه اول با نتیجه تساوی به پایان برسد.
در نیمه دوم دو تیم بازی خوبی به نمایش گذاشتند، اما موفق نشدند دروازه حریف خود را بازی کنند تا بازی با نتیجه تساوی یک بر یک به اتمام برسد.
در نیمه دوم این دیدار بازیکنان درگیریهای لفظی و فیزیکی زیادی با هم داشتند.
سپاهان با این تساوی ۵۶ امتیازی شد و همچنان در صدر قرار گرفت اما سایر مدعیان را امیدوار کرد.
قضاوت این دیدار بر عهده یداله جهانبازی بود. وی به ابراهیم توره و احمد آلنعمه از سپاهان کارت زرد داد.
«هی آقاهه! بلند شو! مگه میخوای تمام روز رو بخوابی!» با این صدای دلنشین چشمهام رو باز کردم و خودم رو روی چمنهای محله منشادین بهشت دیدم. درحالیکه یک فرشته زیبا! نه همون حوری خودم! بالای سرم ایستاده بود و سعی میکرد من رو بیدار کند! خودش بود، در نگاه اول شناختمش. با اینکه همشون یک شکلند ولی یه جوراییبا بقیه فرق داشت. با صدای نازش گفت: «شنیدم دنبالم میگشتی دکتر!» من با صدای لرزان جواب دادم: «در چشم، بامدادان، به بهشت برگشودن / نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی.» گفت: «سعدی این رو برای عالم خاکی گفت نه برای اینجا که بهشته!» گفتم: «ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است / بگشای ز رخ پرده که مشتاق لقاییم.» دوباره گفت: «خوب جناب شاعر! حالا چی کارم داشتی که همه جا رو بهم ریختی؟» گفتم: «باهات حرف دارم!» گفت: «بگو. گفتم یه عالمه است، زمان میبره!» گفت: «خوب کی شروع کنیم؟» گفتم: «سهشنبهها!» گفت: «پس من برم امروز که چهارشنبه است.»
تازه یاد گند دیشب و فریب شیطان افتادم و با ترس و لرز گفتم: «ساعت چنده به وقت بهشت؟» گفت: «فکر کنم نزدیکهای ظهر باشه!» بیاختیار داد زدم: «حسن پلنگ کجایی که کارم در اومد!» همینجوری که داشتم به سمت در خروجی بهشت میدویدم بهش گفتم: «قرار ما هفته دیگه سهشنبه صبح زود تو همین خیابان! » سرش رو تکان داد و غیبش زد. منم با تمام توان از سر در خروجی بهشت خارج شدم و ناگهان ماشین گشت دژبان کل جلوی پام ترمز زد و چند نفر ریختند سرم و من رو چشم بسته به برزخ بردند. وقتی چشمبند رو باز کردند به جای نکیر و منکر یک فرد جدید رو دیدم که داشت فرمهای رو پر میکرد و چیزهایی رو به نکیر و منکر گوشزد میکرد. اونها هم بله قربان میگفتند و نتیجه اینکه بدون سوال و جواب تحتالحفظ به انفرادی جهنم، قسمت ۱۰۹ الف منتقل شدم.
عذابهای جدید در انتظارم بود و چشمتان روز بد نبیند فهمیدم که سهمیه بهشت و برزخ سه هفتهام مالیده شده و من باید ۲۱ روز تمام فول عذاب مدرن ببینم تا دیگر گول شیطان را نخورم و هوس دور زدن خدا به سرم نزند.
القصه ، ۲۱ روز تمام گذشت و سهشنبه سه هفته بعد درست راس ساعت من، آشولاش، جلوی بهشت پیاده شدم و یک راست به سمت خیابان موعود رفتم. از دور حوری عزیز رو دیدم که کنار یک درخت ایستاده بود و انگار داشت با یکی حرف میزد نزدیکتر شدم و داد زدم: «سلام حوری جون! بالاخره اومدم!» ناگهان چشمم به استاد جراحی زمان دانشجوییام ، که همیشه با من لج بود، افتاد. پشت درخت جایی که من از دور نتونستم ببینمش ایستاده بود و داشت با حوری من حرف میزد.
تا من رو دید مثل جنزدهها داد زد: «آهای بگیرینش ! همین بی پدر مادر بود! همینه که مزاحم حوری من میشه!» تا به خودم بجنبم یگانویژه مبارزه با مفاسد اجتماعی بهشت ریختند سرم و شروع کردن به زدن! فریاد کشیدم «بابا من دکترم! اینم حوری خودمه باهاش قرار داشتم.» استاد جراحی صداش رو بلندتر کرد و گفت:« منم دکترم! استاد همین پدرسگ بودم! دروغ میگه مثل چی!« مامورین چند لحظه از زدن دست برداشتند و از حوری پرسیدند این آقا، اشاره به من، رو میشناسی؟ اون نامرد هم شانههاش رو بالا انداخت و نوچ گویان رویش را برگرداند. کتک خوردن دوباره شروع شد و من نیم ساعت بعد به گاردویژه نواجب ( نیروی ویژه امنیت جهنمیان در بهشت ) تحویل داده شدم و همان روز بدون رفتن به برزخ مستقیمن به قسمت ۱۰۹ الف جهنم برگردانده شد.
باز روز از نو و روزی از نو ! این بار شش ماه تمام در انفرادی جهنم با انواع عذابها مستفیذ شده و پس از آن با اخذ تعهد به برنامه نامه اعمال هفتگی برگشتم. اولین سهشنبه پس از شش ماه که به ورودی بهشت رسیدم با خودم عهد کردم مثل سابق به سمت خوردنیها بروم و یک روز را راحت بخورم و بخوابم. هنوز صد قدم وارد نشده باز چشمم به تابلویی آشنای دسترسی به حوری در سه دقیقه افتاد و چند لحظه بعد خودم را داخل کلوپ دیدم که دارم دنبال حوری میگردم. این بار حواسم شش دانگ به اطراف بود مبادا سر و کله استاد جراحی پیدا شود. در عرض چند دقیقه حوری مورد نظر را روی کاناپه لابی پشتی کلوپ پیدا کردم در حالیکه داشت روزنامه «هم بهشتی» را ورق میزد و آبمیوهاش را میخورد. جلوتر رفتم و به آرامی پهلویش نشستم و در حالیکه اطرافم را به دقت زیر نظر داشتم.
حوری گفت:« نترس بابا!» استاد تون بستری شده تو بیمارستان، بنده خدا خیلی به خودش فشار آورده و باید فتقاش عمل بشه، خیالت راحت باشه حالا حالاها گیره! نفس راحتی کشیدم و گفتم: «خیلی نامردی! من رو شش ماه تو انفرادی انداخته بودند! یک کلمه میگفتی میشناسمش میمردی؟» نگاهی به من انداخت و گفت:« مگه استاد خودت رو نمیشناسی ؟ این رو میگفتم که تو کلن مقطوع الابزار شده بودی. حالا بنال ببینم چی میخواستی بهم بگی؟» گفتم:« بذار آبمیوهای بگیرم و تو هم روزنامه رو بذاری کنار و بحث رو شروع کنیم.» گفت: «من که با تو بحثی ندارم! وظیفه ما اینجا روشنه و باید همون کار رو برای همه انجام بدیم.» گفتم:« حالا نمیشه یکبار هم شده قبل از اون کار یه کم با هم حرف بزنیم؟» سرش رو به نشانه تایید تکان داد و منم سریعن یه آبمیوه برای خودم گرفتم و دوباره نشستم پهلوش و تا اومدم دهنم رو باز کنم یکدفعه یکی صدا زد:« سلام آقای دکتر!» برگشتم دیدم یکی از مریضهای قدیمی که در بیمارستان مشهد درمانش کرده بودم داره به سمتم میآد.
آب دهانم خشک شده بود. گفتم الانه که یک قشقرق دیگه به پا بشه! یادم اوفتاد در مورد این مریض من یک اشتباه ناجور کرده بودم که باعث شده بود طرف روز بعد فوت کند و هزار تا دردسر درست شود. در عالم خاکی هیات انتظامی پزشکان هوایمان را داشتند و بیمه مسوولیت که ماشااله همه کارها را راست و ریس میکرد و قضیه به خوبی و خوشی فیصله یافت ولی اینجا را چه کار کنم؟ به خودم گفتم عجب گوهی خوردم پزشک شدم! همه جا تابلو هستیم و اینجا هم بدبخت! بیمار قدیمی به من رسید و گفت: «فکر نمیکردم تو بهشت ببینمت دکتر جون! معلومه یه کم ثواب هم داشتی تو کارهات!» شرمنده سرم رو پایین انداختم و گفتم: «تا چه قبول اوفتد و چه در نظر آید!» این مصرع نابجا کبریتی بود که بر هیزم خشک اعصابش زده شد و شروع کرد به داد و قال و دیگر نه روی ماندن در کلوپ را داشتم و نه مدیر آنجا این اجازه را به من میداد. روی صندلیهای محوطه سبز روبهروی کلوپ نشستم و بر بخت خودم لعنت فرستادم که چشمم به جمال بیمثال حوری دوباره روشن شد. پیشم اومد و گفت: « دکتر جون! دلم به حالت سوخت! خیلی بدبختی! بیا بریم خونه ما با هم صحبت کنیم» ادامه دارد
زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت با انتشار پیامی به مناسبت روز جهانی زن (۸مارس) با انتقاد از قوانین تبعیض آمیز علیه زنان مردم را به بازگشت «به ارزشهای والای رحمانی و انسانی برای پاسداشت کرامت زن ایرانی» فرا خواند. وی با اشاره به اهمیت این روز در میان «جنبش سبز» تاکید کرد: «رفتارهای تبعیض خواهانه و ضد زنی که فرهنگ حاکم و قوانین مندر آوردی مجلس بدان پرداخته است، سزاوار زنان نیست» خانم رهنورد در بخش دیگری از پیام خود آورده است: «در قوانین واپس گرا زن به عنوان جنس دست چندم تلقی شده، در کدام قلمرو است که تبعیض وبی عدالتی در قوانین ما لحاظ نشده .. دیه نامساوی زن و مرد ،قوانین تبعیض آمیز مربوط به طلاق و تابعیت ،سن پایین مسوولیت کیفری برای دختران و …آیا روح وانسانیت و جسم زن را خدا نیافریده؟ مطمئنم که مردان آزاده کشورمان نیز از این تبعیض ها رنج می برند و سر افکنده اند .مشکل قانونی حضانت مادران ، صحنه زجر آور دیگری است که به قول سعدی دلی از سنگ بباید به سر راه فراق تا تحمل کند ، آن روز را که مادر از فرزند جدا میشود. اما گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. زنان زندانی که جرم شان عدالت طلبی و آزادی خواهی است و این همه را در جنبش سبز یافته اند. زنان روزنامه نگار زنان مبارز ، زنانی که در کوچه و خیابان و در عرصه های مختلف از فعال جنبش زنان تا فعال حقوق بشر و کودکان، زنان کارگر و زنان معلم ،همه و همه مصمم و استوار گام برمی دارند و از تحمل زندان و دیگر تهدیدها و مشقت ها نیز هراسی ندارند. کدام را بگویم؟» همسر میرحسین موسوی همچنین با بیان اینکه «آبروی یک نظام ومشروعیت آن در گرو احترام به ملت و مطالبات آنان است» تصریح کرد: «به حاکمیت توصیه می کنم به پاس تمام روزهای بزرگی که به نوعی به شخصیت زن مربوط است زنان را ارج نهید و در جهت سعادت آنان قدم بردارید.» زهرا رهنورد در پایان خاطرنشان کرد: «این روز بزرگ را به همه زنان ومردان عدالت خواهی که رفع تبعیض و ارج نهادن به زنان را بخشی از مبارزات آزادیخواهانه بشری میدانند تبریک میگویم و امیدوارم جنبش سبز در جهت رفع تبعیض قدمهای بلندی بردارد.»
کتاب «دیالکتیک روشنگری» نوشته «تئودور آدورنو» و «هورکهایمر» اثری است که نویسندگانش در بخش چهارم این اثر به موضوع «صنعت فرهنگ» میپردازند. صنعت فرهنگ از جمله مفاهیمی است که تئودور آدورنو برای توضیح عملکرد مراکز تولید محصولات فرهنگی به کار برد. یکی از مشخصههای اصلی صنعت فرهنگ همانندسازی در قالب ظاهر بسیار متنوع تولیدات فرهنگی است. این همانندسازی نوعی سرکوب به حساب میآید که تحمل ذوقهای آفریننده و خلاقیتهای مستقل را ندارد. صنعت فرهنگ نقش قدرتی را دارد که از گذشته تا امروز در قالبهای متفاوت، اندیشههای آزاد و معترض را سرکوب کرده است. «سیاوش جمادی» سخنرانی خود در شهرکتاب را به بررسی صنعت فرهنگ در جوامع باز و بسته اختصاص داد. گزارش کوتاهی از این نشست در ذیل خواهد آمد.
صنعت فرهنگ، تاریکترین نظریه دوران معاصر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو در سال ۱۹۴۷ در فصل چهارم کتاب «دیالکتیک روشنگری» برای نخستین بار اصطلاح «صنعت فرهنگ» را مطرح کردند. این کتاب شگفتانگیز از حیث نثر، مضمون و تاثیر، بحث فلسفی قدیمی اینهمانی و رابطه آن با نااینهمانی را مطرح میکند که هگل، هایدگر و نیچه به آن توجه کردهاند. در آغاز عصر روشنگری نیز بنیانگذاران دایرهالمعارف بیآنکه چنین دغدغهیی داشته باشند، نااینهمانی را در مجموعهیی به نام «دایره المعارف»گنجاندند. مسالهیی که در کتاب دیالکتیک روشنگری مطرح میشود این است که در عصر مدرن و در تاریخ روشنگری برخلاف آنچه خواست و مقصد روشنگری بود، مجددن سلطه به صورت نهانی بازمیگردد. تئودور آدورنو در جایی از کتاب «زبان اصالت» اشارتی به صنعت فرهنگ دارد.
او کارهایی را که صنعت فرهنگ برای پوشاندن و قربانی کردن فردیتها و جزییتها میکند، به موسیقی تشبیه میکند که اس اسها در اردوگاههای نازی برای شنیده نشدن صدای قربانیان پخش میکردند. بنابراین اگر هابرماس یکی از تاریکترین نظریات دوران معاصر ما را نظریه صنعت فرهنگ آدورنو میداند پربیراه نیست. در اساطیر یونان با راهزنی به نام پروکروست مواجه میشویم که او افراد را بر تختی میخواباند. اگر افراد از تخت کوتاهتر بودند، آنقدر آنها را میکشید تا اندازه تخت شوند و اگر بلندتر بودند پایشان را با شمشیر میبرید. در اصل او دیگران را با تخت اینهمان میکرد. به عقیده آدورنو صنعت فرهنگ نقش همان پروکروست را بازی میکند و آنچه نااینهمان است را نمیپذیرد مگر اینکه با خودش اینهمان کند. بنابراین در صنعت فرهنگ، فردیت، استقلال، ابتکار و خلاقیت قربانی می شود.
این مفهوم صنعت فرهنگ نزد آدورنو با شرایط امروز که ابزار ارتباطی جدیدی همچون اینترنت و ماهواره در دسترس است دستخوش تغییر شده است. از طریق اینترنت امکان تبادل آرا بین رسانه و مخاطب به وجود آمده است. امکانات اطلاع رسانی، ارتباط دورادور فرد به فرد، نشر آزادانه گفته ها و نظرات، تبادل آرا، داد و ستد تجاری و فرهنگی از جمله امکاناتی است که با اینترنت فراهم آمده است.
اهمیت تکثیر در صنعت فرهنگ رادیو، تلویزیون، فیلم، ویدیو، ماهواره و اینترنت، ابزاری صنعتی هستند که قدرت تکثیر، تولید و بازتولید پیام را دارند. بنابراین بر پیام و شیوه انتقال آن تاثیر میگذارند. این نحوه تولید اثر فرهنگی را که با مدخلیت صنعت و رسانههای صنعتی است، صنعت فرهنگ مینامند. در صنعت فرهنگ مهمترین مساله تکثیر است. حال آنکه در نسخهبرداری یا تنسیخ کتب قدیمی چنین مسالهیی وجود نداشت و دامنه تکثیر محدود بود. تودهها و عوام نمیتوانستند با آثار فرهنگی ارتباط برقرار کنند. اما ابزار تکثیر کالاهای فرهنگی بعد از گوتنبرگ چنان پیشرفتی کرد که آثار فرهنگی در دسترس تودهها قرار گرفت.
توده مخاطبان به عنوان بازار مصرف دیگر به هیچوجه نادیده گرفتنی نیستند و سیاستگذاران فرهنگی به هر طریق میکوشند به شیوه های مطمئنتری برای رام کردن این توده و نظارت سیاسی و اجتماعی بر آن دست یابند. پس صنعت فرهنگ، کالای فرهنگی و فرهنگ را تودهیی کرد. خوب یا بد بودن این اتفاق نقد شدنی است. با دید کلی، صنعت فرهنگ، هنر را دموکراتیزه و از انحصار خارج میکند و اقتدار اثر فرهنگی را که والتر بنیامین واژه هاله را درباره آن به کار میبرد، فرو میریزد. تکثیرپذیری تکنیکی به حیطه اقتدار اثر هنری تجاوز میکند. اثر را از حیطه اقتدارش بر میکند، هاله اثر را محو و نسخه اصل و بدل را با هم یکسان و اینهمان میکند. با این حال اثر وقتی برای نخستین بار خلق میشود، رابطهیی با هنرمند خود دارد. این رابطه ارزشی آیینی دارد و ربطی به نمایش اثر ندارد.
وقتی همان اثر تکثیر میشود، این تکثیر حیطه اینجایی و هاله اثر را سلب می کند. به مدد صنعت فرهنگ، هزینه و مخارج دسترسی به آثار هنری و نمایش آثار هنری کاسته شده است. آیا در تکثیر فقط مساله افزایش کمیت تولید پیام و کالای فرهنگی مطرح است؟ رسانههای صنعتی پیام را در مقیاس وسیع تکثیر میکنند. آیا تکثیر فقط عدد پیام را افزایش می دهد؟ وقتی پیامی در مقیاس وسیع تکثیر میشود نوعی حقیقت در بین مردم و عوام ساخته میشود. آن حقیقت، حقانیت خود را تنها از ارزش آیینی و اصالتش کسب نمیکند بلکه از تعداد و عدد هواداران و کسانی که آن حقیقت را پذیرفتهاند، اعتبار میگیرد. بنابراین کثرت و تکثیر حقیقت میسازد. با توجه به گرایشهای مارکسیستی آدورنو او به این نتیجه میرسد که صنعت فرهنگ محاسنی دارد از جمله اینکه هنر را از انحصار بیرون میآورد و در اختیار تودهها قرار میدهد.
استبداد سنتی در برابر استبداد صنعت فرهنگ آدورنو به نقل از «دموکراسی آمریکا» اثر الکسی دوتوکویل چنین میگوید؛ «استبداد تن را رها میکند و روح را آماج حمله قرار میدهد. روح عاجز از هر آن چیزی میشود که تخطی از تکرار و تقلید خودکار استاندارد شده است. کمکم شیفته ستم و طاعتی میشود که به جای تقاضای واقعی نشسته است.» استبداد به مفهوم قدیم کلمه استبدادی بود که صنعت در آن دخالتی نداشت. یعنی ماهیت تپههای سر و چشمی که آقامحمدخان قاجار میساخت با کشتگان جنگجهانیدوم، کشتهشدگان هیروشیما و اردوگاه مرگ در آلمان نازی تفاوت کیفی داشت. آن تپههای سر، حاصل اراده یک فرد است که به اعتقاد هگل در تمام استبدادهای شرقی آن فرد آزادی مطلق داشته است. در دوران گذشته استبداد به معنی انسانی کلمه بوده است. یعنی سلطانی بود و رعایایی داشت که میتوانست جان و مال آنها را در اختیار بگیرد.
اما این سلطان دستش آنقدر دراز نبود که به اقصی نقاط کشور دیگری برسد. سالی یا ماهی از جایی عبور میکرد و ارادهاش را به آنجا تسری میداد. این قدرت تسری اراده از مبدا و مرکز مطابقت به همه، در استبداد سنتی وجود نداشت. بنابراین تنهایی که آدورنو از آن میگوید، در استبداد سنتی محفوظتر بود تا در سلطهگری صنعت فرهنگ. بنای استبداد سنتی بر مبنای پروکروست است یعنی همه باید با اراده حاکم مطابق بشوند. در جمهوریت افلاطون هم شاعران برای آنکه نمیتوانند مطیع و فرمانبردار باشند، تبعید میشوند. چون شعرا ملهم از جایی هستند در حالیکه در آرمانشهر افراد باید مطیع ایدهها باشند و آن ایدهها مرجع مطابقت است. اگر کسی خود را با آن تطبیق داد شهروند محسوب میشود و اگر نداد باید طرد شود. هستی انسان، هستی گشوده است و اگر این امکان در انسان نبود، مانند مورها و زنبورها به صورت اولیهاش باقی میماند. سرانجام کسی به این انطباق اعتراض میکند و غل و زنجیر کارکرد مییابد. این شیوه استبداد قدیم است. در این شیوه مرجع مطابقت با کسانی که باید اطاعت میکردند، رابطهیی انسانی و دوردست داشت. آدورنو میگوید: «صنعت فرهنگ، آن سلطانی که از دور دستور میداد و گهگاهی دستش به جسمها میرسید، نیست. صنعت فرهنگ سلیقهها، مصرف و نوع زندگی را شکل میدهد.»
تمام اختلافات و گزینههای مختلفی را که برای انتخاب محصولات فرهنگی وجود دارد، برنامهریزان صنعت فرهنگ از پیش پایهریزی کردند و برای انسانها ساختند. آدورنو با ذکر و تحلیل مثالهای متعدد از آهنگها، فیلمها، سریالهای تلویزیونی و تفریحات میکوشد تا نشان دهد در فرهنگ تودهیی هیچ ابتکار جدید و نویافتهیی، هیچ نوع استقلال فکری، هیچ حرکت نامکرر و بیپیشینهیی و خلاصه هیچ ساز ناکوک و وفاقناپذیری مجال بروز نمییابد. در قیاس با مرحله لیبرالی پیشین، در مرحله فرهنگ تودهیی آنچه جدید مینماید، حذف امر جدید است.
سلب آزادی در صنعت فرهنگ استبداد به مفهوم خفقان همه در ازای آزادی مطلق یک تن، از فلسفه هگل و کانت آغاز میشود. آنجایی که به امر منجز اخلاقی و شرایط ماتقدم ازلی و ابدی اشاره میکند. با حکمسازی کانت در سه نقد عقل محض، نقد عملی و نقد قوه حکم، یک نیروی شاکلهساز که حکمش مطلق است در ذهن آدمی طرح میشود. در فلسفه کانت شرایط ماتقدم این ادعا را دارد که ازلی، ابدی و ذاتی است و تاریخی و زمانمند نیست. بر اساس این شرایط است که علم ما و احکامی که ذهن ما درباره جهان بیرون صادر میکند، قالبریزی میشوند. آدورنو در دیالکتیک روشنگری اشاره میکند شاکلهسازی کانتی هنوز با آزادی سوژه ارتباط دارد. یعنی هنوز چیزی به نام سوژه به مفهوم خودآیینی و اراده و فردیت در شاکلهسازی کانت وجود دارد اما در شاکلهسازی صنعت فرهنگ هیچ نوع آزادی وجود ندارد و هر آزادی فریب است. این مساله از کانت به هگل منتقل می شود. یکی از مباحث هگل بحث بین امر کلی و امر فردی است. برای مثال از نظر هگل دولت امر کلی است و افراد امور خاص و جزییاند. در جامعه مدنی دولت و ملت صدای هم را میشنوند. اما چه اتفاقی میافتد که ملتی به شدت پیشبینیناپذیر میشود؟ هستی انسان، هستی گشودهیی است. او این امکان را دارد که هرگز مهره نشود و در هر شرایطی با امکاناتی مواجه است که در انتخاب آنها شریک است. این امکان در انسان وجود دارد که عمل پیشبینیناپذیری انجام دهد. در جایی این پیشبینیناپذیری بیشتر میشود که امر کلی و جزیی از شنیدن صدای هم عاجز شوند و نسبت به هم کور و کر میشوند.
در اینجاست که شنیدن صدای یکدیگر توهم است. صدا با وساطت شنیده میشود. هگل در فلسفه مساله وساطت و میانجی را طرح میکند. در سیاست این میانجیها جامعه مدنی و احزاب هستند. در کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که رسانههایشان انحصاری است و بخش خصوصی در آنها قوی نیست، این رسانهها کمکم دچار این توهم میشوند که صدای ملتاند چون وسیله ارتباطی با مخاطب ندارند. رسانههای مقابل هم ندارند. با قدرتی که از استبداد سنتی وام گرفتهاند به رقبا و مخالفان هم اجازه حضور نمیدهند. کمکم این یکسویگی امر را مشتبه میکند که صدای رسانه، صدای عناصر متکثر ملت است. این مساله رسانه را کمکم به انزوا میکشاند و خنثی میکند و دیگر کسی به آن توجه ندارد. در دنیای امروز هم که رجوع به دیگر رسانهها آسان شده، به منابع دیگر رجوع میکنند. حال آنکه ساختن فرهنگ در هر کشوری، باید از درون خود آن کشور، با توجه به سوابق سنتی و زبان همان کشور و برنامهریزان دلسوزی باشد که به فرهنگ آن کشور توجه دارند. صنعت فرهنگ در جوامع بسته به مراتب خطرناکتر است. اما انسان هرگز امیدش را از دست نمیدهد و در کنترل شوندهترین جوامع، همچنان امکان هستی مستقل آدمی وجود دارد و انسان به مهره تبدیل نمیشود.
همانطوری که میدانید روز یازدهم اسفند یکی از بازماندههای کمیته گزارشگران حقوق بشر ایران یعنی «نوید خانجانی» را پس از مدتها زندگی مخفی در حین دیدار خانوادهاش در اصفهان دستگیر کردند. او پیش از این احضار شده بود اما حاضر به رفتن به اداره اطلاعات نشده بود. خان جانی مسوول پیگیری کمیته حق تحصیل کمیته گزارشگران حقوق بشر بود. او خود پیش از این به دلیل بهایی بودن از دانشگاه محروم شده بود.
در گفت وگوی امشب با «حسام میثاقی» یکی از اعضای کمیته گزارشگران در خارج از ایران به بررسی وضعیت نوید خانجانی پرداختهام.
۱۰۷۹ قمری- تقویم جلالی توسط «حکیم عمر خیام نیشابوری» تکمیل شد که به تقویم جلالی معروف گردیده است، زیرا که در زمان حکومت جلال الدین ملکشاه سلجوقی تنظیم شده بود .
۱۵۲۱ میلادی- «فردیناند ماژلان» و خدمه ی کشتیاش اولین اروپاییهایی بودند که به جزیره گوآم از مجمع الجزایر مارینا پا گذاشتند.
۱۷۰۸ میلادی- پس از مرگ کریمخان زند، «زکیخان» برادرش در شیراز به سلطنت رسید و در روز ۶ مارس برادر دیگر وی، «صادقخان» نیز در کرمان اعلام پادشاهی کرد و در یک زمان، ایران دو شاه داشت.
۱۸۶۹ میلادی – «دیمیتری مندلیف» اولین جدول تناوبی عناصر را به انجمن شیمی روسیه ارائه کرد.
۱۳۲۳ خورشیدی- پانزدهم اسفند سال روز تیراندازی به مردم در میدان بهارستان تهران است.
۱۳۳۷ خورشیدی – «دکتر گنجی» استاد جغرافیای دانشگاه تهران برای کشور ایران سازمان هواشناسی به وجود آورد و از آن پس رسانه های ما به طور روزانه دارای گزارش وضع هوا شدند
۱۳۰۴ خورشیدی – زادروز «نورالدین نوری» روزنامه نگاری است که بزرگ ترین شبکه تهیه خبر و توزیع روزنامه را در ایران بوجود آورد. این شبکه مرکب از ۶۱۱ مرکز به نام دفتر نمایندگی بود. نوری کار روزنامه نگاری را از سال ۱۳۲۴ و در روزنامه اطلاعات آغاز کرد.
۱۹۳۷ میلادی – «والنتینا ترشکووا نیکلایف» نخستین زن فضا نورد جهان به دنیا آمد. وی با سفینه «وستوک ــ ۶ » در سه روز جمعن ۴۸ بار کره زمین را دور زد. والنتینا با دست و همانند یک خلبان این سفینه را هدایت می کرد.
۱۹۰۰ میلادی – «گوت لیب دایملر» سازنده نخستین موتور سیکلت در جهان در گذشت.
۱۸۷۵ میلادی – «جولیوس استرلینگ مورتون» وزیر کشاورزی آمریکا امروز را درسال به عنوان روز درختکاری نام نهاد که بعدها در بعضی کشورها هم این روز را روز درختکاری اعلام کردند.
محمد خوانساری، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد بازنشسته دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در سن ۸۸ سالگی در تهران درگذشت.
به گزارش فارس، محمد خوانساری، پس از یک دوره بیماری، روز پنجشنبه، سیزدهم اسفندماه، درگذشت.
وی متولد سال ۱۳۰۰ در شهر اصفهان و دارای دکترای منطق و فلسفه بود که از سال ۱۳۶۹ به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد.
برخی از آثار وی عبارتاند از: «صرف و نحو و اصول تجزیه و ترکیب»، «منطق صوری«، «مختارات منالادب الحدیث»، «فرهنگ اصطلاحات منطقی (بهانضمام واژهنامهی فرانسه و انگلیسی)«
پیکر آقای خوانساری، ساعت ۹ صبح فردا یکشنبه، ۱۶ اسفند از مقابل مسجد دانشگاه تهران به سوی بهشتزهرا تشییع خواهد شد.
انفجار یک بمب در شهر نجف سه کشته و دهها زخمی بر جای گذاشت.
به گزارش سیانان و به نقل از پلیس محلی صبح امروز (شنبه) انفجار یک ماشین بمبگذاری شده در نزدیکی مقبره امام علی – امام اول شیعیان- در شهر نجف عراق باعث کشته شدن دو ایرانی و یک عراقی شد.
همچنین حدود ۵۴ نفر در این انفجار زخمی شدند که به گفته پلیس محلی بیش از سی نفر آنها ایرانی بودند.
عبداله نصیری مسوول سازمان حج ایران با اشاره به کشته و زخمی شدن زائران ایرانی اظهار داشت: «بر اساس آخرین اطلاعات دریافت شده، انفجاری مجاور گاراژی در نجف اشرف رخ داده که داخل آن اتوبوسی از زائران ایرانی قرار داشته است که در اثر این انفجار دو ایرانی شهید و یک نفر نیز زخمی شده اند.»
این مقام مسوول در سازمان حج گفت: «این زائران از سوریه عازم نجف شده بودند که سفر آنها نیز زیر نظر سازمان حج و زیارت نبوده است و به همین دلیل از اسامی آنها اطلاعی در دست نیست»
گفتنی است همزمان با آغاز انتخابات پارلمانی در عراق شماری از گروههای مخالف اقدام به بمبگذاری و حملات انتحاری کردهاند. پیش از این در روز چهارشنبه و همزمان با آغاز رایگیری از ۷۵۰ هزار نفر از زندانیان و بیماران عراقی انفجار دو بمب در بغداد منجر به کشته شدن دستکم ۱۰ نفر گردید. انتخابات پارلمان عراق از روی یکشنبه (ششم مارس) آغاز خواهد شد.
امام جمعه موقت مشهد با بیان اینکه «باید بین وفاداران به انقلاب و ضد انقلاب تفاوت قایل شویم» اظهار داشت: «شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه به معنای مرگ بر خداست» به گزارش ایسنا احمد علمالهدی روز گذشته (جمعه) در خطبههای نماز جمعه مشهد گفت: «متاسفانه در این کشور مقدس، یک عنصر سیاسی به خاطر مطامع سیاسی خود سبب شد تا شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» که به معنای مرگ بر همه مقدسات است، داده شود و او آنها را خدا جوی نامید. لازم است بین وفاداران به انقلاب و ضد انقلاب تفاوت قایل شویم.»
به نظر میرسد منظور آقای علمالهدی میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت ایران باشد. پیش از این میرحسین موسوی در بیانیههای خود به سرکوب «اقتدارگرایان» بر علیه مردم خداجوی اشاره کرده بود. خطیب جمعه مشهد همچنین با اشاره به اینکه نظام جمهوری اسلامی در بهترین روزهای خود به سر میبرد تصریح کرد: «این نظام به خاطر خدا و امام زمان است که حفظ میشود و در بسیاری از مسائل از جمله دستگیری ریگی میتوان سرانگشت غیبی امام زمان را دید.»
علی دایی در نشست خبری پس از پیروزی پرسپولیس بر فولاد اظهار کرد: «این بازی یکی از قشنگترین بازیهای تیم پرسپولیس بود. با اینکه تیم ما تنها یک گل زد اما فوتبال خوبی را ارایه کرد. من به بازیکنانم تبریک میگویم که کمکم به یک تیم تبدیل میشوند، به غیر از دقایق ابتدایی بازی در تمامی زمانهای آن کنترل مسابقه را در دست داشتیم و اجازه ندادیم حریف حتی یک موقعیت خوب به دست آورد. امیدوارم این روند در بازیهای بعدی ادامه داشته باشد. حیف بود با این بازیای که انجام دادیم سه امتیاز آن نصیبمان نمیشد.»
وی افزود: «مجید جلالی سرمربی فولاد استاد من است و من او را جزو بزرگترین مربیان ایران میدانم. امروز در برابرش درس پس میدادم و از صمیم قلب آرزو میکنم در ادامه مسابقات لیگ موفق باشد. ما سعی میکنیم در بازیهای بعدی هم امتیازات لازم را بگیریم، داخل و خارج از خانه فرقی نمیکند و باید از پتانسیل بالای پرسپولیس استفاده کرد.»
علی دایی افزود: «بازیکنان پرسپولیس همدلی زیادی با هم دارند، حتی آنهایی که در لیست تیم نبودند هم بدون اینکه کسی آنها را مطلع کند به استادیوم آمدند. رمز موفقیت ما همین اتحاد است که هواداران هم چیز دیگری نمیخواهند، خدا به ما لطف کرد و ما باید دینمان را به هواداران ادا کنیم.»
وی درباره صحبتهای علی کریمی مبنی بر عدم همکاریش با علی دایی در تیم پرسپولیس گفت: «احترام خاصی برای علی کریمی قایل هستم و او را جز یکی از بزرگان و نوادر فوتبال ایران میدانم اما اگر دعوت نامهای برایش فرستادهام حتمن آن را پس بفرستد.»
وی درباره احتمال جدایی کاشانی از پرسپولیس که این روزها از بحثهای جدی سازمان تربیت بدنی است، خاطر نشان کرد: «کاشانی در این مدت زحمتهای زیادی برای پرسپولیس کشیده است. پرسپولیس بدون کاشانی در این زمان معنا ندارد، او آنقدر خوب کار کرده که کسی نمیتواند چنین تصمیمی بگیرد.»
وی درباره داوری بازی نیز خاطر نشان کرد: «داوری مشکل خاصی نداشت اما فکر میکنم گل صحیحی زدیم که داور به اشتباه آن را آفساید اعلام کرد اما بالاخره باید فیلم بازی را دوباره ببینیم.»
روند موفقیتآمیز تیم فوتبال پرسپولیس همچنان ادامه دارد و شاگردان علی دایی در هفته بیستوهشتم رقابتهای لیگبرتر، دیروز (جمعه) در ورزشگاه آزادی موفق به شکست فولاد خوزستان شدند.
به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران،تیم فوتبال پرسپولیس در ورزشگاه آزادی میزبان فولاد بود و توانست با تک گل محسن خلیلی که در دقیقه ۷۳ به ثمر رسید حریف را شکست داده و با ۴۹ امتیاز در رده سوم قرار بگیرد. خلیلی روی سانتر شکوری با ضربه سر دروازه حسین آشنا را باز کرد. این هفتمین برد متوالی سرخپوشان با علی دایی در لیگ برتر و جام حذفی بود. در ضمن فولاد پیش از این در۱۱ بازی پیاپی شکست نخورده بود. این تیم از هفته شانزدهم که در فولادشهر اصفهان مقابل ذوبآهن با یک گل شکست خورد، دیگر شکستی را متحمل نشد و رکورد شکستناپذیری خود را به ۱۱ هفته رساند، اما با شکست در این دیدار این رکورد سرانجام شکست تا فولادیها با دست خالی تهران را ترک کنند. قضاوت این بازی بر عهده محمود رفیعی بود. وی به جلال کاملیمفرد و بارتلوویچ از فولاد و هادی نورورزی و عادل کلاهکج از پرسپولیس کارت زرد نشان داد.
ترکیب پرسپولیس:
میثاق معمارزاده، شیث رضایی، حمیدرضا علیعسگر، ابراهیم شکوری، عادل کلاه کج، کریم باقری (۸۰ – میثم بائو)، هادی نوروزی (۶۶-مجتبی زارع)، محسن خلیلی، هوار ملا محمد (۸۹-علیرضا محمد)، مجتبی شیری و حسین بادامکی.
وزیر علوم ایران میگوید: «دانشگاه جای اساتیدی که بخواهند علیه نظام جمهوری اسلامی و خواستههای مردم در حماسه ۹ دی و ۲۲بهمن فعالیت کنند نیست.» کامران دانشجو روز پنج شنبه در جمع روسای دانشگاهها اظهار داشت: «قاطبه دانشگاهیان کشور با مسیر انقلاب همسو هستند و هر کسی نتواند در مسیر نظام حرکت کند بدون تعارف باید از جمع برود.» وی خطاب به روسای دانشگاهها گفته که «شما حق ندارید کسی را در دانشگاهها جذب کنید که در مسیر التزام عملی به ولایت فقیه و قانون اساسی حرکت نمیکند.» آقای دانشجو تعداد معترضان را کمتر از انگشتان دست خواند و به آنها هشدار داد که اگر خودشان را اصلاح نکنند، «مردم ولایتمدار و نظام جمهوری اسلام تکلیف خودشان را با آنها روشن می کند.»
به گفته وی، دانشجویان و دانشگاهیان ولایت مدار نیز که قاطبه قریب به اتفاق خانواده دانشگاهی را تشکیل میدهند، به تبعیت از خواستههای به حق مردم، تکلیف این تعداد انگشت شمار را مشخص خواهند کرد. وزیر علوم در ادامه افزود: «مگر مردم اجازه میدهند و آیا منطقی است که یک نفر در خارج بنشیند و از آنجا علیه نظام فعالیت کند و به آشوبها دامن بزند و همچنان عضو هیات علمی دانشگاهها یا پژوهشگاههای این نظام باشد.» وی افزوده که «شفاف و واضح میگویم افرادی مورد نیاز ما در دانشگاهها هستند که التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه داشته باشند.» وزیر علوم همچنین به نشریاتی که به گفته وی اخباری «برخلاف نظام و ارزشهای انقلاب» منتشر میکنند، هشدار داد که با آنها برخورد میکند.
تیم فوتبال استقلال تهران با پیروزی ۲ بر صفر مقابل استقلال اهواز ۳ امتیاز حیاتی به دست آورد. این دیدار از ساعت ۱۴:۴۵ در ورزشگاه تختی اهواز و در حضور حدود ۸ هزار تماشاگر برگزار شد. امیر حسین صادقی در دقیقه ۱۶ و سید مهدی سید صالحی در دقیقه ۴۶ گلهای استقلال تهران را به ثمر رساندند. محسن قهرمانی قضاوت این مسابقه را بر عهده داشت. وی به سید مهدی سید صالحی، کیانوش رحمتی و جان واریو از استقلال تهران و هادی خنیفر، اسماعیل شریفات و دیگو ماکسیمو از استقلال اهواز کارت زرد نشان داد.
استقلال تهران با این نتیجه ۴۶ امتیازی شد و علاوه بر انتقام شکست ۳ بر ۲ دور رفت از تیم اهوازی در رده چهارم جدول باقی ماند. استقلال اهواز نیز با همان ۲۸ امتیاز در رده هفدهم جدول قرار دارد و با این نتیجه به سقوط نزدیکتر شد.
یخچالی با قابلیت دسترسی به اینترنت برای نمایش تصاویر خانواده یا دستورهای آشپزی از سوی شرکت کره جنوبی سامسونگ الکترونیکس رونمایی شد.
یخچال Zipel e-Diary دارای نمایشگر صفحه لمسی ۱۰ اینچی با نرمافزار وای-فای است که به کاربران امکان میدهد به ملاحظه اخبار اینترنتی و وضعیت هوا بپردازند، تصاویر و اطلاعات را ذخیره کرده یا مشاهده کنند.
طبق اعلام سامسونگ این یخچال همچنین میتواند عکسهای خانوادگی را به تلفنهای همراه و دستگاههای بیسیم دیگر ارسال یا از آنها دریافت کند. همچنین با داشتن امکاناتی مانند «اسمارت اکوسیستم» میزان مصرف ماهانه برق را به ۳۱٫۸ کیلووات کاهش میدهد که موجب صرفهجویی حدود ۱۰ درصد در صورتحساب برق میشود.
جدیدترین محصول سامسونگ با قیمت ۲٫۴۹ میلیون ون (دو هزار و ۱۷۴ دلار) برای مصرفکنندگان کرهیی درنظر گرفته شده و این شرکت هنوز برنامهای برای فروش آن در بازارهای خارجی ندارد.
درخت یک گیاه بزرگ چوبی دیرپاست. انسانها همواره به گیاهها و سرسبزی محیط پیرامون خود اهمیت میدادند به طوری که از نوشتههای مورخان یونانی به دست میآید، نزدیک به سه هزار سال پیش، پیرامون خانههای بیشتر مردم را درختها احاطه کرده بودند.
حدود یکصد و سی و پنج سال پیش نخستین بار «جولیوس استرلینگ مورتون» وزیر کشاورزی آمریکا که گفتهاند بسیار به درخت و درختکاری اهمیت میداد برآن شد تا روزی را در سال به عنوان روز درختکاری در نظر بگیرد تا مردم بتوانند نهالهای خود را بکارند. این امر با استقبال فراوان مردم روبرو شد به طوری که در دیگر کشورها با الگوبرداری از آمریکا روزی را به عنوان روز درختکاری در نظر گرفتند.
درخت و درختکاری از دیرباز در فرهنگ ایرانیان بوده و آنها به این موضوع علاقهمند بودند و در ایران بوستانها وباغهای آبادان بسیاری بوده است. ریشه این کار را میبایست در فرهنگ وحیانی ایرانیان جست.
از ۱۵ تا ۲۲ اسفند ماه به عنوان «هفته منابع طبیعی» نامگذاری شده است که نخستین روز این هفته یعنی ۱۵ اسفند «روز درختکاری» است.
در این هفته، نهال انواع درختها، متناسب با شرایط جوی ایران توسط شهرداری بین مردم توزیع میشود و شیوههای کاشت درخت به علاقهمندان آموزش داده میشود. آنچه اهمیت درختکاری را در ایران دوچندان کرده است، شرایط آب و هوایی خشک و کم باران اغلب مناطق کشور است.
با کاشت درختهای سازگار با این وضعیت جوی، میتوان محیط زیست را لطیف و با طراوت کرد. طبیعت و فضای سبز وسیلهای برای بقای بشری و حفظ زیبایی شهر است و به عنوان میراثی ارزشمند به همه انسانها تعلق دارد.
درختها علاوه بر تلطیف هوا و پالایش آن، موجب حفظ محیط زیست، ایجاد فضایی سرسبز و زیبا برای گردش و تامین آبهای زیر زمینی میشوند. درختان همچنین در ازدیاد آب رودخانهها و چشمهسارها، حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش آن و حاصل خیزی زمینهای کشاورزی نقش به سزایی دارند. کاشت درختها در اطراف مزارع، دست رنج کشاورزان را از گزند باد در امان میدارد. همچنین با کاشت درخت، میتوان از پیشروی بیابانها و کویرها جلوگیری کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر