هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

Latest News from Koocheh for 03/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



رادیو کوچه

ساعتی پیش عبداله مومنی پس از هشت ماه حبس از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش سایت‌های داخلی ایران عبداله مومنی سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) شامگاه یکشنبه پس از تحمل هشت ماه حبس با تامین قرا وثیقه سنگین که با موافقت ریاست شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بخشی از آن به کفالت تبدیل شد از زندان اوین آزاد شد.
آقای مومنی از فعالان مدنی و نیز رییس ستاد شهروند آزاد کروبی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران بود که در روز ۳۰ خرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
وی از سوی شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب به هشت سال زندان محکوم شد که دو سال از این حبس مربوط به محکومیت قبلی وی مبنی بر «اقدام علیه امنیت ملی» و شش سال دیگر به خاطر «شرکت در تجمع‌های اعتراضی» مردم در حوادث پس از انتخابات بود.
تاکنون چندین نفر از دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات با تامین قرار از زندان آزاد شدند. پیش از این دادستان تهران از آزادی قریب الوقوع بیشتر زندانیانی که به گقته‌ی وی پرونده‌شان تکمیل شده است خبر داده بود.


 


ایران نایب قهرمان کشتی آزاد جهان شد.

تیم ایران به مقام نایب‌قهرمانی جام جهانی کشتی آزاد که در شهر مسکو روسیه برگزار شد دست یافت. تیم ایران در دیدار فینال با نتیجه ۵ بر ۲ مغلوب تیم روسیه شد و به مقام نایب قهرمانی رقابت‌های جام جهانی کشتی آزاد دست یافت.

نتایج دیدارهای انفرادی این مسابقه به شرح زیر است:

۵۵ کیلوگرم: حسن رحیمی (برنده)- نریمان اسرافیلوف (تایم اول ۱- ۱* تایم دوم ۱- صفر)

۶۰ کیلوگرم: سعید احمدی – بسیک کودوخوف (برنده) (تایم اول صفر- ۲ * تایم دوم صفر- ۲)

۶۶ کیلوگرم: مهدی تقوی – آدام باتیروف (برنده) (تایم اول صفر- ۱* تایم دوم صفر- ۶ ضربه فنی)

۷۴ کیلوگرم: صادق گودرزی- انور گدویف (برنده) (تایم اول ۲- صفر * تایم دوم ۳- ۶ * تایم سوم صفر- ۱)

۸۴ کیلوگرم: احسان لشگری- عبدالسلام قادس‌اف (برنده) (تایم اول صفر- ۵ * صفر- ۱)

۹۶ کیلوگرم: رضا یزدانی (برنده)- گئورگی کتویف (تایم اول ۲- صفر * تایم دوم ۱- ۳ * تایم سوم ۵- ۲)

۱۲۰ کیلوگرم: محمدرضا آذرشکیب – بلال ماخوف (برنده) (تایم اول صفر- ۴ ضربه فنی)

تیم‌های آذربایجان، اوکراین، بلاروس، آمریکا، ترکیه و ازبکستان به ترتیب سوم تا هشتم شدند.


 


مارال / رادیو کوچه

maral@koochehmail.com

در میان صفحات کتاب‌های درسی دوره دبیرستان، داستانی وجود دارد که به رغم سادگی و نگاه نوستالژیک، ما را با یک نویسنده بی‌ادعا و فراموش شده روبه رو می‌کند. این داستان که به دفعات در میان کودکان و نوجوانان ایرانی دست به دست شده و شاید از درون‌مایه‌های آن، امتحانی هم گرفته شده باشد، «قصه عینکم» از نوشته‌های رسول پرویزی است. رسول پرویزی حداقل با این داستانش توانست، لبخندی معصومانه را بر لبان دانش آموزان ایرانی بنشاند.

رسول پرویزی یکی دیگر از نویسندگان فراموش شده‌ی چند دهه اخیر ایران است؛ در جایی که باید او را از پیشروان و نخستین نویسندگانی دانست که در داستان‌های خود با توسل به نگاهی کودکانه و تا حدودی خاطره محور، به دنبال تصویر ناملایمات و کاستی‌های جامعه خود هستند. پرویزی از جمله نویسندگانی است که با حفظ فرم و شیوه جمال‌زاده علاوه بر حفظ اصول اولیه داستان نویسی، کوشید تا آن‌چنان در دام تکرار و زیاده‌گویی نیفتد.

پرویزی در سال ۱۲۹۸ در جنوب ایران متولد شد و «شلوار‌های وصله‌دار» که نخستین و معروف‌ترین مجموعه داستان وی بود را، در سال ۱۳۳۶ منتشر کرد.

پرویزی را می‌توان نویسنده‌ای دانست که به دلیل نگاه اخلاقی به بافت و کارکرد داستان هرگز نتوانست آن را در فرم و شکلی مدرن باور کند. شاهد این گفته را می‌توان دومین کتاب او یعنی «لولی سرمست» دانست که در سال ۱۳۴۶، منتشر شد و به گفته‌ی برخی حتی فاقد آن جذابیت‌های شلوارهای وصله‌دار است. در هر صورت کارنامه ادبی پرویزی در این دو مجموعه داستان خلاصه می‌شود که به خصوص اولی تاثیر مستقیمی بر بسیاری از نویسندگان هم دوره و یا بعد از پرویزی داشت.

راوی داستان‌های پرویزی بیشتر به روایت ماجرا و اتفاقات طنز‌آلود و یا تراژیک خود دل‌بسته است و همین باعث شده که بتوان پرویزی را در زمره کلاسیک‌ترین داستان‌نویسان ایرانی به شمار آورد.

پرویزی به شدت تحت تاثیر باورها و دستاوردهای جمال‌زاده بود. او با تعقیب داستان های جمال‌زاده به این نتیجه رسید که باورپذیری و شخصیت پردازی تیپیک مهم‌ترین جنبه‌های داستان به شمار می‌آید. او در آغاز دهه سی و بعد از درک تجربه‌های نویسندگان چپ و یا ایدیولوگ همان راهی را می‌رود که م.ا.به آذین پیشنهاد کرده است اما نکته ظریفی که داستان‌های او را از تنه ادبیات ایدیولوژیک جدا می‌کند همان بی‌شعار بودن آن‌ها است. باید قبول کرد که پرویزی به مانند جمال‌زاده، داستان را بیشتر نوعی فرصت برای تصویری دقیق از جامعه خود می‌دانست که آن‌چنان هم نباید درگیر مسایل و مفاهیم آن چنانی هستی شناسانه شود. براساس همین نکته، پرویزی، از داستان نویسی و خاطراتش فرمی می‌سازد که علاوه بر حفظ بن مایه‌های روایی اجتماع و مردم خود حلاوت و شیرینی کودک بودن را نیز به مخاطب خود یادآور می‌شوند. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های ادبیات پرویزی نیز همین نکته بود، این‌که او به نوعی جز نخستین نویسندگانی است که با مدد از خاطرات خود و بیان آن در قالب ریالیستی و کاملن مفهومی، آثاری را خلق نمود که ادعایی در مسایل روشن‌فکری ندارند.

راوی داستان‌های پرویزی بیشتر به روایت ماجرا و اتفاقات طنز‌آلود و یا تراژیک خود دل‌بسته است و همین باعث شده که بتوان پرویزی را در زمره کلاسیک‌ترین داستان‌نویسان ایرانی به شمار آورد. از سویی دیگر پرویزی خواسته و یا ناخواسته به عنصر لحن در داستان و مسایل جامعه شهری شیراز توجه خاص دارد. او از دوره‌ای می‌نویسد که حضور انسان روستایی در شهرهای بزرگ، پررنگ شده و فراز و فرودهای اجتماعی، ذهن او را از حالت یقین به شکلی سردرگم درآورده است. به طور مثال، ماجرای مدرن شدن و هم شکل شدن لباس در مدارس و ادارات ایران، آن‌چنان برای وی مهم است که می‌تواند از آن به عنوان یک دغدغه مدرن یاد کند. شاید از همین رو بتوان دومین و مهم‌ترین مولفه در خوانش نوشته‌های پرویزی را تقابل انسان وی با عناصر جدید زندگی شهری دانست.

در اغلب داستان‌های شلوارهای وصله دار، چیزی که موجب خلق روند خطی روایت می‌شود همین دغدغه مدرن شدن است. اگر صادق هدایت مدرنیسم جامعه ایرانی را در بحران هویت نوپای دوران خود تصویر کرد، رسول پرویزی، این پروسه را در شکلی عینی‌تر و صریح‌تر، با توسل به تغییر اخلاق زندگی جامعه خود بیان کرد. پسرک داستان‌های او به دلیل همان ناآشنایی با بافت و طرح وجودی زندگی شهری در برابر مسایلی کاملن پیش پا افتاده نظیر عینک، شلوار، مسایل ناموسی و حتی عشق‌های روزمره جوانی، دچار نوعی بی‌هویتی و ناآگاهی تاریخی شده و همین موجب خلق طنز در زندگی او می‌شود.

رسول پرویزی کمی به ناحق فراموش شده  وگرنه داستان‌های شلوارهای وصله‌دار از بهترین نمونه‌های اولیه داستان نو ایرانی هستند.

پرویزی در داستان‌هایش، جامعه‌ای متناقض را به تصویر می‌کشد که در عین جهل و نادانی، به زور به سوی شکلی مدرن حرکت داده شده است. تلفیق موفق نویسنده از روایت حکایت‌وار و روایت داستانی  از نکته‌های مهم داستان‌های اوست. در واقع جان کلام پرویزی را می‌توان حکایتی شفاهی دانست که هر کودک و یا نوجوانی شاید آن را از سرگذرانده باشد، اما به دلیل تمایلات داستانی نویسنده، این فرم قدیمی با قالب روایی داستان جدید کنار آمده و در عین این که ذاتا به همان ماجرا و یا حکایت خود وابسته است، از ریتم و ساختارهای دراماتیک یک داستان کامل نیز برخوردار است. پرویزی به نوعی با گزارش از محیط شهری داستان و تاکید بر رفتارشناسی بی‌هویت آن، ابتدا پس زمینه‌ای از فضای آن دوره را ترسیم کرده و سپس با طرح ماجرا که قایم به لحن و شتابزدگی روایت یک نوجوان روستایی است، به دو نتیجه مهم دست می‌یابد. او در دهه سی و در دوره‌ای که داستان اجتماعی اغلب وابسته به فرم بیانی نویسندگان ایدیولوگ است، داستان‌هایی می‌نویسد که شفاف هستند و در عین حال، هیچ ادعایی در ایجاد حرکت و یا رویدادی خاص ندارد؛ و از طرفی دیگر، به دلیل نوع راوی و بیان جدید او، نمونه سرمشقی برای نویسندگان همان دوره و بعد از آن محسوب می‌شوند. به طوری که نویسندگانی مانند جلال آل احمد، مهشید امیرشاهی و حتی نویسنده‌ای مانند فریدون تنکابنی، به مجموعه شلوارهای وصله‌دار، توجه خاص داشته‌اند.

نکته اصلی دیگری که در خوانش نوشته‌های رسول پرویزی مورد توجه قرار می‌گیرد، ساختار آن است. پرویزی، خواسته و یا ناخواسته به دلیل تسلط و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی، از فرمی کاملن بومی مدد گرفته و داستان می‌نویسد. درواقع نوع ترکیب بندی و روایت پر از ایجاز پرویزی را باید در آثار دوره قاجار جست وجو کرد. او به مانند نویسندگان آن دوره، از پروبال دادن به ماجرای خود دست کشیده و در روایت آن از موجزترین شیوه استفاده می‌کند، در عین حال، پرویزی این حرکت مدرن خود را با استعاری کردن و توصیفی کردن بیش از حد داستان فدا می‌کند. او به مانند میرزا حبیب اصفهانی (قیاسی در بین نیست) عاشق حاشیه‌هایی است که شاید ارتباطی با داستان نداشته باشند اما به دلیل اغراق در استفاده از آن‌ها، موجب به وجود آمدن جنبه‌ای زینتی در داستان می‌گردند و این تناقض ساختاری، داستان‌های پرویزی را شیرین‌تر نیز کرده است.

او به عنوان نویسنده بر اثر خود تسلط دارد و گاه، آن‌قدر فضاها را عوض می‌کند و یا از آدم‌ها و مکان‌های مختلف روایت می کند که مخاطب، رد ماجرای اصلی را فراموش کرده و یا کم‌رنگ می‌بیند.

این نکته شاید به دلیل نوع نگاه پرویزی به قالب روایی داستان باشد. او برعکس نویسندگانی مانند هدایت و یا ساعدی، با حفظ نگاه روستایی خود که همان پرگویی و حاشیه‌پردازی است، بیشتر به دنبال نوعی حکایت‌گویی در داستان است. پرویزی در این فرم که قبل‌ها توسط جمال‌زاده تجربه شده بود، کارکرد تصویری داستان را افزایش داده و سپس از ذهن راوی خود به عنوان یک باور مطلق سود می‌جوید. پس از منظر ساختاری، می‌توان پرویزی را خالق گستره‌ای دانست که در آن تناقض‌های متعدد روایی به طرزی معجزه‌آسا، نتیجه داده در جایی که ما تمامی این مولفه‌ها را به حساب شلختگی ذهن راوی گذاشته‌ایم. پرویزی به خوبی درک کرده است که منطق روایی راوی او براساس همین تناقض‌ها ساخته شده و به همین دلیل، فرم بیانی داستان نیازمند آشفتگی و از هر دری گفتن است.

لولی سرمست که ده سال بعد از تجربه موفق شلوارهای وصله‌دار منتشر ‌شد، به گمان عده‌ای مجموعه‌ای تلف شده است. نوستالژی ترکیبی شلوارهای وصله‌دار که مخاطب خود را به بهترین شکل سرگرم کرده و تحت تاثیر قرار می‌داد، در این کتاب در شکل غم‌نامه ای برای زیبایی‌های تباه شده در می‌آید. در این مجموعه داستان، پرویزی بنابر جو خسته و خفقان‌بار دهه چهل، داستان‌هایی می‌نویسد که هم می‌کوشند همان حال و هوای خاطره محور را داشته باشند و هم‌ این‌که به مسایل جدی‌تری مانند عرفان و نکبت جامعه شهری بپردازند. شاید پرویزی  به‌رغم این که داستان‌های قبلی او آکنده از طنز بوده و طنز نتوانسته بیانگر خوبی برای این مفاهیم باشد، لحنی جدی را در لولی سرمست انتخاب کرده.

آن زبان چند سویه و رنگارنگ که در شلوارهای وصله‌دار تجربه شده بود، در این‌جا با حفظ ساخت قدیمی خود و سلب عنصر تحرک و طنز به زبانی خسته کننده، سنگین و تا حدودی تصنعی تبدیل می‌شود. عده‌ای چیدمان کلمات وی را، بزرگ‌ترین دشمن موضوع‌های داستان‌های این مجموعه دانسته‌اند.

شاید پرویزی یک داستان‌نویس حرفه‌ای نبود و یا حداقل ذهنیت حرفه‌ای نداشت، اما فضاهایی را ساخت که در نقد و تصویر جامعه متناقض ایران قابل اعتنا است. رسول پرویزی کمی به ناحق فراموش شده  وگرنه داستان‌های شلوارهای وصله‌دار از بهترین نمونه‌های اولیه داستان نو ایرانی هستند.

رسول پرویزی که گویا مشاغل دولتی اصلی ترین ممر درآمد او بود در سال ۱۳۵۶ و در حالی درگذشت که ۵۸ سال بیشتر نداشت.


 


سیمین/ رادیوکوچه

simin@koochehmail.com

مجله آمریکایی Forbes  اخیرن، نام ۱۰ کشور را اعلام کرد که سنت‌های غذایی آن‌ها به حفظ اندام مناسب و طول عمر کمک می‌کند.

براساس این اعلام، سالم‌ترین غذاها متعلق به کشور «ژاپن» هستند که در آن‌جا متوسط طول عمر ۸۲ سال است و تنها ۱٫۵% مردم دچار چاقی هستند.

در جایگاه دوم، «سنگاپور» قرار دارد که در این کشور متوسط طول عمر همانند ژاپن ۸۲ سال است و ۱٫۸% مردم مبتلا به چاقی هستند. هرچند که غذای اصلی این کشور برنج است، اما ماهی و سبزیجات را بسیار مصرف می‌کنند.

در بین سه کشور اول، «چین» نیز دیده می‌شود، دو سوم غذاهای چینی از سبزیجات، میوه، حبوبات یا غلات، ادویه، ریشه گیاهان، زنجبیل و سیر آماده می‌شود. شاید اگر مردم این کشور به سرخ کردن غذاها علاقه مند نبودند، میانگین طول عمر آن‌ها بسیار بیش از ۷۳ سال بود. در چین ۱٫۸% مردم از چاقی رنج می‌برند.

«سوئدی»‌ها نیز رژیم غذایی خوبی دارند، لبنیات و ترکیب آن با نان سیاه، ماهی و انواع توت‌ها که مواد اصلی غذاهایشان است، باعث شده است متوسط طول عمر مردم این کشور به ۸۱ سال برسد. در عین حال ۱۱% مردم سوئد دچار چاقی هستند.

دلیل عدم چاقی «فرانسویان» که به علاقه مفرط خود به گوشت، شیرینی، پنیر با کالری بالا و شکلات شهرت دارند، یک معماست. تنها ۶٫۶% مردم فرانسه وزن بیش از اندازه دارند و بطور متوسط ۸۱ سال زندگی می‌کنند. البته مردم فرانسه ترجیح می‌دهند به دفعات متعدد اما به مقدار کم غذا بخورند و پختن در فر و یا تفت دادن را به سرخ کردن ترجیح می‌دهند.

پس از آن در این فهرست کشورهای ساحل «دریای مدیترانه» قرار دارند: محصولات دریایی و روغن زیتون «ایتالیا» و «اسپانیا» شهرت دارد، راز «یونان»، ماهی و بادنجان است، غذاهای «اسرائیلی» بخاطر ادویه‌های خود مشهورند.

در «کره» غذاها را تند کرده و در سرکه می‌خوابانند. هرچند که غذای محبوب کره جنوبی گوشت گاو کباب شده روی ذغال است، اما مصرف سالانه گوشت در کره یک پنجم مصرف آن در آمریکاست.

می‌بینید که براساس این گزارش خیلی از غذاهای کشورهای شرق آسیا در رتبه خوبی از نظر سلامتی برخوردار هستند. البته در «پرسه» به خوراکی‌های این کشورها پرداخته می‌شود اما امروز نگاهی مختصر دارم به آشپزی چینی و خوراکی‌‌های کشور پهناور چین که هرچند به دلیل وسعت آن قادر نیستم در این زمان محدود به تمامی آن ها بپردازم اما اشاره‌ای دارم به اصول این سبک آشپزی و ذکر نمونه‌ای از خوراکی‌های آن:

اصولن غذاخوردن با سبک و سیاقی متفاوت می‌تواند تجربه جالبی برای هرفرد باشد به ویژه آن که پشتوانه این غذا، یک فرهنگ چندهزارساله باشد.

جایگاه غذا در فرهنگ چین

چینی‌ها یک ضرب‌المثل قدیمی دارند که می‌گوید:«غذا برای مردم مثل آسمان است» یعنی غذا نخستین نیاز آن‌هاست.

این ضرب‌المثل جایگاه غذاخوردن را در زندگی و فرهنگ مردم چین به خوبی نشان می‌دهد. خوردن از نگاه آن‌ها تنها به معنای پرکردن شکم نیست و یک وعده غذاخوردن یعنی این‌که قادرباشی مقدار متناسبی از غذا را بخوری و بدانی که چه چیز را و چگونه بخوری که همه این‌ توانمندی‌ها از نظر این مردم ثروت عظیمی است.

فیلسوف بزرگ چینی «کنفوسیوس» نیز می‌گوید: «رژیم غذایی  و عشق ورزی، تمامی نیازهای اولیه هر بشری است.»

از این روست که مردم چین که غذاخوردن را به عنوان یک«ثروت» می‌بینند و زندگی را به عنوان یک «هنر»، نه تنها انواع متفاوتی از غذاهای محلی را در سرزمین وسیعشان بوجودآوردند بلکه فرهنگ غذای چینی را در فراسوی دریاها نیز گسترش دادند.

آشپزی چینی

طعم‌های بومی و آشپزی فوق‌‌العاده چین در دنیای کنونی ناشی از هشت سبک آشپزی که از هشت استان چین گرفته شده است که هرکدام ویژگی خود را دارند. علاوه برآن‌که سبک آشپزی «پکن» و سبک آشپزی «شانگهای» هم در چین بسیار متداول است.

این آشپزی یکی از سه مکتب مادر آشپزی جهان است. از ویژگی‌های خاص این آشپزی می‌توان به خردکردن اجزای غذا به طوری که هنگام صرف غذا نیاز به بریدن آن‌ها نباشد،‌ کم پختن اجزای غذا و طبخ جداگانه اجزای غذا خصوصن سبزیجات اشاره کرد.

«تفت‌دادن»، آشناترین روش پخت و پز چینی است. در این روش محتوایات غذا را به برای مدت کوتاه در روغن داغ تفت می‌دهند. هنگام تفت‌دادن معمولن تره‌بار آبدار و گوشت را جدا از سایر مواد تفت می‌دهند. گوشت، مرغ، ماهی، و انواع تره‌بار مانند سیر، پیاز، کرفس، فلفل سبز، جوانه ماش، کدو از جمله موادی است که با این روش پخته می‌شود.

«بخارپزکردن» یکی دیگر از روش‌های متداول در آشپزخانه‌های چینی است. برای بخارپز کردن معمولن از ظرف‌های چوبی استفاده می‌شود. غذاهای بخارپز شده با انواع و اقسام سس صرف می‌شود.

مرغ، گوشت یا ماهی با روش خاص دیگری در آشپزی چینی پخته می‌شود. در این روش ماده مورد طبخ در دیگ آب جوشی می‌اندازند. پس از یک یا دو دقیقه جوش زدن زیر دیگ را خاموش می‌کنند و ماده مورد طبخ را پس از سرد شدن تکه تکه کرده، در ظرف می‌کشند.

غذاهای چینی از جهت استفاده از سبزیجات، گوشت و مواد غذایی دریایی، یکی از متنوع‌ترین و کامل‌ترین غذای دنیاست. در غذای چینی از سبزیجات به مقدار بسیار زیاد استفاده می‌شود، جلبک‌های دریایی، انواع قارچ‌ها، کرفس، جوانه ماش، هویج و اسفناج بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. سبزیجات به زمان کمی برای پخت نیاز دارند از این رو آشپزی چینی در کم‌ترین زمان ممکنه صورت می‌گیرد.

هم‌چنین این غذاها از آن‌جهت از نظر سلامتی از شهرت بالایی برخوردارند که این غذاها هیچ‌گاه از پیش آماده نمی‌شوند. به طور معمول مواداولیه آن به صورت خردشده در یخچال نگه‌داری می‌شود و زمان پخت غذا، به اندازه مورد مصرفی از آن برای طبخ در مدت زمان بسیار کوتاه استفاده می‌کنند.

از سوی دیگر غذاهای چینی کم‌ترین میزان چربی را دارند. هم‌چنین زنجبیل و  دارچین از ادویه‌های متداول در آشپزی چینی هستند. سس سویا و کنجد نیز در انواع سس‌ها و غذاهای چینی کاربرد دارند.

جالب است بدانید که آشپز چینی هیچ‌گاه نمک معمولی به غذا نمی‌زند. آن‌ها از نوعی نمک مخصوص چینی به نام «آژینو ماتو» که درشت و به اندازه دانه‌های شکر است استفاده می‌کنند که طعم خاصی به غذا می دهد.

در این نوع آشپزی از سویا به شکل خاصی (تافو)، در غذاهای چینی استفاده می‌شود. سویا بعد از خیسانده شدن در آب به مدت ۲۴ ساعت با دستگاه چرخ می‌شود تا تفاله و شیره سویا مجزا از هم خارج شود. شیره را بعد از صاف کردن می‌جوشانند و پودر مخصوص به آن می‌زنند که مانند پنیر قالب می‌بندد. گفته می‌شود خوردن این غذا برای افرادی که به فشار خون و چربی خون مبتلا هستند مفید است.

غذای اصلی در چین معمولن برنج و گندم است. استفاده از ارزن، ذرت، گندم سیاه، سیب زمینی، سیب زمینی شیرین و بسیاری از انواع حبوبات نیز رایج است.

برنج که از غذاهای اصلی، ثابت و مورد علاقه چینی‌هاست معمولن همراه سبزیجات بدون ادویه و گوشت سرو می‌شود. نودل‌ها( رشته‌های باریک نشاسته‌ای) نیز با تنوع و ترکیب‌های بسیاری طبخ می‌شوند. نودل‌ها معمولن همراه با سوپ و یا سرخ شده با تکه‌های گوشت طبخ می‌شوند. نودل‌های کاری‌دار معمولن با مرغ و تافو(پنیر سویا) آماده می‌شود.

کاری چینی یا خورش چینی به غذایی گفته می‌شود که در سس پخته می‌شود. ادویه آن معمولن زنجبیل تازه و دارچین است و سس سویا دارد. خورش چینی شباهت‌هایی به خورش ایرانی دارد و با نان یا برنج خورده می‌شود.

از معروف‌ترین غذاهای چینی می‌توان به مرغابی سرخ‌شده، انواع کلوچه‌های که درونشان پرشده و بخارپز شدند، نودل‌ گوساله، انواع برنج، مرغ ترش و شیرین، سوپ تخم‌مرغ، میگو روغن‌جوش اشاره کرد.

غذاهای لذیذ چینی را علاوه بر رستوران‌های مدرن و گران‌قیمت می‌توان در رستوران‌های ارزان‌تر و معمولی یا از فروشندگان خیابانی یا بازارهای شبانه تهیه کرد.

هرچند که در غذاهای چینی با خوراکی هایی که که با موش یا انواع حشرات آماده می شوند روبرو می‌شویم و یا معمولن در محله‌های چینی گربه‌هایی دیده می‌شوند که دم آن‌ها برای پخت نوعی غذای مخصوص بریده شده و یا کله پاچه خوک که از شب برای روز بعد بارگذاشته شده، اما این‌ها به معنای آن نیست که خود را از خوردن یک وعده غذای لذیذ چینی محروم کنید. این روزها در بسیاری از کشورها رستوران‌های حلال چینی هم به ارایه غذاهای چینی می‌پردازند.

منبع:

  • پارس دیلی
  • کتاب مستطاب آشپزی، نجف دریابندری
  • وب سایت اطلاعات توریستی چین
  • ماهنامه سفر


 


سعید برین دوست / رادیو کوچه

تا کنون انتقاد از برنامه‌های اقتصادی احمد‌ی‌نژاد در سال  ۸۸ به خصوص دو لایحه هدف‌مند‌سازی یارانه‌ها و بودجه ۸۹ مختص اصول‌گرایان منتقد دولت بوده است که چهره شاخص آن‌ها احمد توکلی است‌. از جناح اصلاح‌طلب صدای شنیده نمی‌شد. مهم‌ترین دلیل زندانی بودن چهرهایی چون «عرب مازار» و «لیلاز» و زیر وثیقه بودن «صفایی فراهانی» است‌. اما «محمد ستاری‌فر» رییس سازمان مدیریت در زمان خاتمی تیغ انتقاد بر دولت را برکشید و در گفت‌وگویی بودجه ۸۹ را یک گونی نفت دانست که دولت به پیش آورده است تا خرج کند که به گفته او این با اصول نوین ‌و حرفه‌ای بودجه‌نویسی فاصله بسیار دارد‌. وی هم‌چنین از پایین بودن رشد اقتصادی کشور به شدت انقاد کرد. ستاری فر با این مصاحبه نشان داد جناح اصلاح‌طلب نقد کارشناسی خود را در فضای رعب و وحشت هم ادامه می‌دهد.

حداقل قانون خودتان را اجرا کنید

آن‌چه در کمیسیون تلفیق تصویب شده بحران‌های جدی ایجاد کرده و مشکلات اقتصاد کشور را نه‌تنها حل نمی‌کند بلکه افزون‌تر می‌کند، اما اگر در یک جامعه روی‌کرد عقلانی وجود باشد این زیان‌ها را می‌توان به حداقل رساند.

به گزارش ایلنا دکتر محمد ستاری‌فر با بیان این مطلب و با تاکید بر این‌که می‌توان روی‌کرد بودجه را در صحن علنی مجلس شورای اسلامی تغییر داد‏، گفت: «امروز که بین کشورها و ملت‌ها مسابقه رشد اقتصادی و آرامش برقرار است، باید مسیری را در اقتصاد دنبال کنیم که ما را شتابان جلو می‌برد؛ یکی از این ابزارها چگونگی، ماهیت، کارکرد و سامان بودجه است که متاسفانه کمتر به آن توجه می‌شود.»
وی افزود: « آن‌چه در چند سال اخیر حتا می‌توان گفت دردناک بوده، اصلن بی‌اعتقادی نسبت به این حرکت شتابان منطبق بر برنامه بوده است.» وقتی از بالاترین سطوح اجرایی کشور نسبت به قانون برنامه چهارم انتقاد می‌کنند و می‌گویند تفکر غرب است، چرا اگر این اشکال در برنامه وجود داشته آقای رییس جمهور یا معاون اول سابق ایشان نسبت به اصلاح آن اقدام نکردند؟
این استاد دانشگاه تصریح کرد: «اگر این قانون بد بوده، طبق قانون باید به قانون بد پایبند بود، تا مردم کشورمان شاهد باشند که مسوولان و حاکمان هر روز و هرلحظه پایبدی به قانون دارند. اگر این گونه باشد مردم قانون‌مند می‌شوند اما امروز این تعصب به قانون وجود ندارد و چون نداریم اوضاع کشور بدتر شده است.»
معاون رییس جمهور در دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: «گفتند که برنامه چهارم را قبول ندارند؛ گفتیم الحمداله حداقل بیایید قانونی که خودتان نوشته و تصویب کردید را اجرا کنید.»
وی ادامه داد: «عمل‌کرد لوایح بودجه‌ای که رییس جمهور در طول اجرای برنامه چهارم به مجلس داده، بررسی کنید، خواهید دید که چقدر با قانون متفاوت بوده و چقدر عمل‌کرد با قانون متفاوت بوده است؛ وقتی در تنظیم بودجه سالانه ناتوانی وجود دارد و شکاف معنی داری بین لایحه، قانون و اجرا وجود دارد، این تصور ایجاد می‌شود که گویا این کشور نیازمند قانون نیست.»
یک گونی پول نفت
ستاری‌فر در ادامه خاطرنشان کرد: «این روش بودجه‌نویسی مثل این می‌ماند پول نفت را در یک گونی بریزیم و با حکم‌های بسیار کلی، بگوییم چگونه می‌خواهیم آن را خرج کنیم. گویا در قرن ۲۱ و در سال ۲۰۱۰ میلادی، هنوز یاد نگرفته‌اند که راه و رسم بودجه این نیست که با چند حکم کلی به یک گونی پول، بودجه بگوییم.»
وی با بیان این‌که این شیوه بودجه‌نویسی نه در قانون محاسبات است و نه در قانون برنامه و بودجه، گفت: «تا دیروز اقتصاددانان مجلس به ما انتقاد می‌کردند که چرا از بودجه انتقاد می‌کنید؛ الان خودشان درباره این بودجه می‌گویند ما دراین بودجه موازین بودجه‌ای نمی‌بینیم، بلکه موازینی از دخل و خرج‌های افراطی است که نشان می‌دهد وضعیت اقتصاد کشور نسبت به گذشته بدتر شده است.»
رییس اسبق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور با بیان این‌که اگر درگذشته عمل‌کرد بودجه‌های سنواتی نمره‌ای معادل ده از ۲۰ بود، گفت: «امروز حتا از آن نمره یک قدم جلوتر نرفته‌ایم درحالی که امروز بین کشورهای دنیا و ملت‌ها مسابقه رشد اقتصادی و آرامش برگزار است که یکی از ابزارهای این حرکت شتابان چگونگی، ماهیت، کارکرد، سامان و سازمان بودجه‌های سنواتی است که متاسفانه کمتر به آن توجه می‌شود.»

وی ضمن اظهار امیدواری به این‌که بخشی از اشکالات کلان بودجه در صحن علنی مجلس توسط نمایندگان اصلاح شود، عنوان کرد: «با توجه به این‌که بودجه بزودی به صحن علنی مجلس شورای اسلامی می‌رود، انتظار بر این است که نمایندگان تا جایی که می‌توانند به الزاماتی که باید در بودجه باشد، توجه بیشتری کنند؛ اگرچه آن‌چه در کمیسیون تلفیق تصویب شده بحران‌های جدی ایجاد می‌کند و مسایل‌مان را نه تنها حل بلکه افزون‌تر می‌کند، اما انشااله مجلس با روی‌کرد عقلانی، می‌تواند این زیان‌ها را به حداقل برساند.»
ستاری‌فر با تاکید براین‌که مجلس می‌تواند کیسه پول نفت را به یک نظم بودجه‌ای نزدیک به قانون محاسبات عمومی یا قانون برنامه و بودجه تبدیل کنند، گفت: براساس تعریفی که از ویژگی‌های بودجه برنامه‌ای وجود دارد، چون دولت نقش قالب در اقتصاد دارد، به دلیل ماهیت و ساختار بودجه دولت به صورت مستقیم و غیر‌مستقیم دارای اهمیت است و به بازار، تولید، نقدینگی، بخش خصوصی، تراز پرداخت‌ها واقتصاد جهانی پیام می‌دهد.
وی ادامه داد: «به همین دلیل است که همه در دنیا به بودجه‌های یک دولت نگاه می‌کنند. زیرا دولت‌ها تکالیف مهمی به دوش دارند که به قول اقتصاددانان کلاسیک، یک کالای عمومی محض است. یعنی ما نیازمند امنیت، دفاع و قضاوت هستیم.»
این اقتصاددان تاکید کرد:« ما نیاز به ثبات و آرامش و به رسمیت شناختن حقوق مالکیت هستیم؛ که این موارد وظایف صریح حاکمیت است و باید در بودجه ۸۹ تعریف شود.»
ستاری‌فر با تاکید بر این‌که دولت‌ها وظیفه دیگری نیز به دوش دارند، خاطرنشان کرد: «دولت مسوول اشتغال، بالندگی کشور، سطح عمومی قیمت‌ها و عدالت اجتماعی است. به همین دلیل است که دولت‌ها بودجه می‌نویسند که بسترهای رشد و اشتغال و ثبات ایجاد کنند، بنابراین دولتی برنده است که هنگام ارایه بودجه به مجلس صریح مشکلات آن بودجه را مطرح کند.»
وی افزود: «اما اگر هنگام ارایه بودجه بگوییم ما هیچ مشکلی نداریم و دنیا باید از ما الگو برداری کند؛ چرا اصلن بودجه می‌نویسیم؟ این نگاه مثبت نیست. بلکه نگاه مثبت این است که مشخصن اعلام کنیم برای رسیدن به قله هر روز چقدر مشکلات داریم؛ برای رسیدن به این هدف مردم را دعوت به کار بیشتر و نظم بیشتری کنیم. در کنار این مشکلات را هم به مردم بگوییم.»
دلیل واقعی رشد منفی اقتصاد

استاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: «امروز اقتصاد ما در رکود است؛ این موضوع را من نمی‌گویم، بلکه اسناد و مدارک، نمایندگان مجلس و خود مسوولان در لابه‌لای سخنانشان اذعان می‌کنند.»

وی با اشاره به حرکت چرخ‌های اقتصاد با ۴۰ درصد ظرفیت‌ نسبت به سال گذشته، یادآور شد: «این نشان می‌دهد که خیلی‌ها بیکارند و در نهایت رشد اقتصادی پایینی داریم، حالا رییس جمهور رشد اقتصادی کشور را ۶٫۹ درصد اعلام می کند؛ بانک مرکزی پایین‌تر می‌گوید، به هر صورت ما نهاد بانک مرکزی را به رسمیت پذیرفته‌ایم.»
وی گفت: «هرچند برخی‌ها می‌گویند که این اعداد هم روتوش می‌شود، اما در حال حاضر به این موضوع اهمیت نمی‌دهم اما با بروز بحران رییس جمهور گفت که ما هیچ تاثیری از این بحران نمی‌گیریم. درحالی که آخرین گزارش‌ها نشان می‌دهد که ۴۲ کشور رشد منفی داشته که کشور ما هم جزو آن‌هاست. چینی‌ها که در این بحران رشد منفی داشتند؛ به سرعت خود را احیا کردند. چرا ما خودمان را با چین مقایسه نمی‌کنیم؟»
معاون رییس جمهور در دولت اصلاحات اظهارداشت: «الان که رشد اقتصادی کشور براساس آمارهای بانک مرکزی ۲٫۳شده است؛ پس روشن شده که ما از بحران اقتصادی خیلی تاثیر گرفتیم. بنابراین از دو حالت خارج نیست؛ یا از بحران تاثیر گرفته‌ایم یا مدیریت ما ضعف داشته که رشد اقتصاد کاهش یافته است.»
وی افزود: «اما آن‌چه مطرح می‌شود این‌که نه ضعف مدیریتی را کسی می‌پذیرد و نه وابستگی به اقتصاد جهانی را قبول می‌کنند. این موارد نشان می‌دهد که شرایط محیطی را نمی‌گذارد همگان متوجه شوند. اگر گفته شده بودجه عبارت است از برنامه اداره یک سال کشور باید مشخص شود که نرخ رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، توزیع درآمد و تورم را هدف‌گذاری کند. امروز رشد بخش کشاورزی منفی است؛ اما آقایان می‌گویند، دلیل آن خشکسالی بوده است.»


این اقتصاددان خاطرنشان کرد: «آقایون می‌گویند اگر سرما و خشکسالی نبود، رشد اقتصادی ۸ می‌شد. درحالی که کشاورزی حدود ۱۷ درصد تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهد، اگرکل رشد بخش کشاورزی صفر می‌شد، یعنی هیچی تولید نمی‌کردیم، باید از رشد اقتصاد حدود ۱۶صدم کم می‌شد؛ درحالی‌که دلیل رشد منفی بخش کشاورزی به سیاست‌های پولی و مالی برمی‌گردد.»
وی افزود: «وقتی تورم ۲۵ درصد می‌شود و نرخ برابری دلار با ریال به هم می‌خورد، یعنی کالای خارجی ارزان‌تر است، برای کشاورز صرف نمی‌کند که مرکبات را بچیند. یعنی کل بازار کشور را به خارجی‌ها واگذار کردیم. چرا این اتفاق افتاد؟ چون در بودجه ۸۷ و ۸۸ متوجه نشدیم که سیاست پولی و مالی را به گونه‌ای تولید و به گونه‌ای تنظیم کنیم که از کیان تولید دفاع شود.»
ستاری‌فر با بیان این‌که گروهی تازه با استناد به این‌که اگر نرخ برابری دلار با ریال تغییر کند تورم ایجاد می‌شود، اظهار داشت: «تورم خیلی مهم است اما هدف اولیه ما تورم نیست، اگر تورم باشد اما تولید و اشتغال هم باشد و مردم پول بیشتری را در جیبشان احساس کنند، نتیجه بهتری دارد. اما اگر تورم را صفر کردیم اما رکود شد و بازار را به خارجی‌ها دادیم آیا این کار خوبی است؟»

حتا اگر محروم شوند

گفته‌های ستاری‌فر یادآور نوشته‌های دقیق لیلاز و صحبت‌های صفایی‌فراهانی یاداشت‌های بهمن احمدی علیه برنامه‌های اقتصادی دولت است. دولت دهم با زندانی کردن این منتقدین اقتصادی خود پی ایجاد مثلن سکوت مطلق بود که گویا امثال ستاری‌فر در این شرایط هم تن به بازی دولت نمی‌دهند حتا اگر در دانشگاه علامه از تدریس محروم شده باشند.


 


با سهل‌انگاری تاریخی یک معاون‌وزیر و برای نخستین‌بار ، در مکاتبات رسمی دستگاه اجرایی به‌جای «نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران» ، «نظام مقدس جمهوری ایران» درج شده است و تعدد نامه‌نگاری‌ها با همین عبارت ، نه تنها یک اشتباه بلکه در خوش‌بینانه‌ترین ارزیابی سهل‌انگاری و عدم صلاحیت این مسوول و حتی وزیر مربوطه است.

به گزارش خبرنگار مهر، اسناد و مدارک رسمی در مکاتبات یک وزارت‌خانه حاکی از آن است که بر خلاف روی‌کرد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نیز مجموعه دولت و شخص ریاست جمهوری‌، سهل‌انگاری تاریخی یک معاون وزیر در صدور چندین حکم و نامه منجر به روی دادن اتفاقی نادر در مکاتبات رسمی اجرایی کشور شده است.

این احکام رسمی در حالی به امضای این معاون وزیر رسیده که در بخشی از تمام این احکام به‌جای «نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران» متاسفانه با سهل‌انگاری این مسوول دولتی «نظام مقدس جمهوری ایران» درج و امضا شده است. سهل‌انگاری تاریخی این معاون وزیر از یک‌سو و عدم هرگونه برخورد و حساسیت نسبت به موضوع از سوی دیگر شگفتی نیروهای ارزشی این دستگاه را به دنبال داشته است.

این معاون وزیر‌، یکی از مهم‌ترین معاونت‌های وزارت‌خانه مربوطه است و سالانه چندین‌هزار میلیارد تومان از منابع بیت‌المال به مجموعه تحت نظر وی برای توزیع اعتبارات اختصاص می‌یابد.

در بخشی از یکی از این احکام که به شرح ذیل عینا کلیشه می شود ، آمده است:

جالب این‌که رونوشت این احکام به مشاور وزیر و مدیرکل دفتر وزارتی، اعضای هیت‌مدیره شرکتی که معاون وزیر مدیرعاملی آن را برعهده دارد، معاونان و مشاوران مدیرعامل، رییس مرکز امور فرهنگی، اطلاع‌رسانی و آموزش، مدیرکل امور کارکنان و منابع انسانی، مدیرکل امور مالی و ذیحسابی، مدیرکل حراست، مدیرکل امور پیمان‌ها و رسیدگی فنی، مدیرکل دفتر حقوقی و ارزیابی خسارات مدیران کل مناطق ۸‌گانه، سرپرست اداره کل روابط عمومی و مدیرکل حوزه مدیرعامل و امور بین‌الملل و صدور خدمات فنی هم ارسال شده است.

گفته می‌شود برخی از مسوولان ارزشی این وزارتخانه که رونوشت این احکام را دریافت کرده‌اند، در حاشیه این احکام شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» را نوشته‌اند. اگر چه تا‌کنون که بیش از ۲ ماه از آغاز این نامه‌نگاری‌ها گذشته است ، وزیر مربوطه گویا خبردار نشده و یا برخوردی با فرد خاطی نکرده است.

در چندین ماه اخیر دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی ترویج شعارهایی چون «جمهوری ایرانی» و «‌نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را پیگیری کرده‌اند که با درایت رهبر معظم انقلاب و واکنش به موقع مراجع تقلید و مردم عزیز کشورمان این خط انحرافی بلافاصله متلاشی شد. مجموعه مراجع عظام تقلید‌، نیروهای سیاسی اصول‌گرا و حتی اصلاح‌طلب درون حاکمیت نیز به طور یک‌پارچه از این شعار انحرافی که بیان آرزوهای دشمنان در حذف اسلامیت از ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران است ، اعلام برائت نموده‌اند.

خبرگزاری مهر خطای یک فرد را به پای هزاران مدیر و کارمند زحمت‌کش دولت خدمت‌گزار نمی‌گذارد و لذا نام وزارت‌خانه مذکور را به جهت رعایت حرمت تلاش‌گران صادق این وزارت‌خانه ذکر نمی‌کند و آماده است مدارک لازم را برای بررسی و برخورد متناسب با فرد خاطی در اختیار نهادهای مسوول قرار دهد. تاخیر مهر در انتشار این خبر نیز به امید اصلاح و جلب نظر مدیران دستگاه فوق به حساسیت برخی مدیران ارزشی به تعویق افتاده بود.

اطمینان داریم ریاست محترم جمهوری نیز در این زمینه برخورد قاطع خواهند داشت تا کسانی که حرمت اسناد و مکاتبات رسمی دستگاههای نظام را نمی شناسند و یا به آن حساسیتی ندارند ، معاون وزیر و اختیار دار حجم عظیمی از بودجه های ملی نشوند. ضمن اینکه وزیر مربوطه نیز در این زمینه بایستی پاسخگو باشد.

منبع



 


فرورتیش / رادیو کوچه

lichar@koochehmail.com

«اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر»

چرا احمدی‌نژاد در دیدار با کارکنان وزارت اطلاعات، ماهیت «۱۱ سپتامبر» را هم مانند هولوکاست زیر سوال برد؟ اهداف او از بیان این اظهارات و ادعاهای عجیب، چیست؟

در برنامه امروز در کنار بررسی رفتارهای اخیر محمود احمدی‌نژاد، با پدر حمید معصومی‌نژاد (خبرنگار در بند واحد تسلیحات واحد مرکزی خبر در ایتالیا) نیز گفت‌وگویی داشتیم. هم‌چنین درباره ۸ ماه دفاع مقدس نرم و جانباز نرم صحبت خواهیم کرد و یک خواهش هم از اعضای محترم سایت بالاترین داریم.


 


عماد بهاور

اکنون برای ما روشن است که تمام آن‌چه پیش‌و‌پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، حاصل راه حل بسیار ناشیانه‌ای برای حل مساله «بحران رهبری» در آینده نظام جمهوری اسلامی بود که توسط بخشی از نیروهای امنیتی و نظامی طراحی شده بود. راه حلی که نه‌تنها بحران مذکور را مرتفع نکرد بلکه صدمات و لطمات جبران‌ناپذیری به ساختار و مشروعیت نظام سیاسی وارد ساخت.

حاکمان فعلی تلاش می‌کنند که در ظاهر، وجود هر نوع بحران سیاسی را در کشور انکار کرده و برعکس، اصلاح‌طلبان را در بن بست نشان دهند. اما تحلیل رفتار و تصمیمات آن‌ها در انتخابات اخیر و در مواجهه با «جنبش سبز» خلاف این مدعا را اثبات می‌کند. «بحران سیاسی» در بدترین حالت خود در شکل «بحران مشروعیت» بروز می‌کند و «بحران مشروعیت»  نیز در حادترین شکل خود در «بحران رهبری نظام» نمود می‌یابد. بنابراین نظام نه‌تنها درگیر یک بحران سیاسی است، که باید متذکر شد این بحران یک بحران عادی نبوده و از بدترین نوع خود می‌باشد.

«رهبر آینده نظام چه کسی خواهد بود؟»، «مکانیسم انتخاب رهبر آینده چگونه خواهد بود؟»، «آیا تداوم رهبری ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی و مکانیسم‌های فعلی میسر است؟»، این‌ها سوالات و مسائلی هستند که سال‌ها ذهن اصلاح‌طلبان، محافظه‌کاران و بنیادگرایان را به خود مشغول کرده است؛ حوادث انتخابات اخیر نیز به تعبیری حاصل بلند فکر کردن این طیف‌های سیاسی درباره همان سوالات بود. این حوادث البته حاصل «اقدام جدی» طیف بنیادگرای حاکمیت در ارایه راه حل برای سوالات فوق نیز بود. تبعات این اقدام طوفان‌زا و خانمان‌برانداز آشکار ساخت که حل بحران مذکور با ارایه «راه حل‌های ساده‌انگارانه» ممکن نیست و «بحران» و «بن بست» بسیار جدی‌تر از آن است که با ماجراجویی‌های یک طیف نظامی بتوان به رفع آن پرداخت.

ماجرا از چه قرار بود؟

ماجرا از زمانی شکل جدی به خود گرفت که طیف بنیادگرای نظام، شامل گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی و روحانیون تندرو، اقدامات عملی خود را برای فراهم‌سازی شرایط مناسب برای «دوران انتقال رهبری» آغاز کرد. آغاز رهبری آیت اله خامنه‌ای، با اجماع نسبی طیف‌های مختلف درون حاکمیت همراه بود و وی توانست در ابتدا با نوعی عملکرد فراجناحی، تاحدی انسجام و ثبات را برای نظام فراهم سازد. روی کار آمدن دولت اصلاح‌طلب در دوران رهبری ایشان نیز بسیاری از گروه‌های سیاسی را به این نتیجه رساند که امکان فعالیت و اصلاح بدون آن‌که کلیت نظام دچار تهدید جدی و عدم ثبات شود، میسر است. اما چه تضمینی بود که این ثبات و انسجام تداوم یابد؟

هیچ تضمینی وجود نداشت که دوران انتقال رهبری به «رهبری جدید»از چنان انسجام سیاسی برخوردار باشد. تحلیل‌ها و شواهد نشان می‌داد که نظام در دوران انتقال رهبری دچار تنش‌های جدی خواهد شد و این تنش‌ها موجودیت آن را نیز تهدید خواهد کرد. این بود که تمام طیف‌های سیاسی درون نظام، از اصلاح طلب گرفته تا محافظه کار و بنیادگرا، در چارچوب مبانی فکری خود سعی در ارایه راه حل‌هایی برای گذار از این دوره داشتند. به دلایلی که قابل ذکر نیست، این بنیادگرایان بودند که امکان ارایه راه حل خویش را به صورت عملی پیدا کردند. آن‌ها ماموریت یافتند تا با برقراری یک «حکومت نظامی» و یک‌دست‌سازی حاکمیت و برقراری سکوت در عرصه سیاسی، شرایط مناسب را برای دوران انتقال رهبری فراهم سازند. این‌گونه بود که در سال ۱۳۸۴،  «محمود احمدی نژاد» برای پست ریاست جمهوری و برای فراهم ساختن شرایط مناسب برگزیده شد.

راه حل بنیادگرایان چه بود؟

بدترین مدل ثبات سیاسی آن است که سرنوشت یک نظام سیاسی را به سرنوشت یک فرد گره زنند، چراکه هرگونه تغییر در راس نظام، کلیت ساختار نظام را دچار بحران و تهدید می‌کند. این مساله در نظام‌های پادشاهی با ایجاد مکانیسم «سلطنت موروثی» و انتخاب فرزند یا اقوام پادشاه به عنوان ولیعهد، به نوعی حل شده است و فوت پادشاه و جانشینی ولیعهد یک روال طبیعی و مشروع محسوب شده و کلیت ساختار نظام را تهدید نمی‌کند. اما در ساختار نظام فعلی جمهوری اسلامی، نه مکانیسم‌های سلطنت موروثی وجود دارد و نه مکانیسم‌های دموکراتیک انتخاب رهبران جدید. از یک سو «ظاهرا» مجلس خبرگان منتخب ملت وظیفه انتخاب رهبر جدید را برعهده دارد، اما از سویی دیگر، مکانیسم «نظارت استصوابی شورای نگهبان» باعث شده که نمایندگان بخش قابل توجهی از مردم در مجلس مذکور حضور نداشته و در تعیین رهبر جدید نقشی نداشته باشند. به همین دلیل اصل مشروعیت و مقبولیت رهبر جدید از سوی مردم (به روال نظام های دموکراتیک) در ساختار فعلی و با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان کاملن زیر سوال است.

اما راه حل بنیادگرایان چه بود؟ همان‌طور که می‌دانیم، بنیادگرایان به تبعیت از روحانیون تندرویی چون «آیت اله مصباح یزدی» هیچ‌گاه معتقد به انتخاب رهبر و ولی فقیه توسط مجلس خبرگان نبوده و با این اصل قانون اساسی همواره مخالف بوده‌اند. تاکید ایشان بر «نظریه کشف و نصب» است نه انتخاب. لذا راه حل بنیادگرایان برای حل بحران رهبری در دوران انتقال، چیزی شبیه به نظریه سلطنت موروثی است با این تفاوت که رهبر جدید لزومن وارث خونی رهبر پیشین نیست. از دید ایشان، ولی فقیه فعلی می‌تواند نظر بارگاه الهی (یا حضرت ولی عصر) را در مورد گزینه رهبر آینده جویا شود و پس از اطلاع، فرد مذکور را به مجلس خبرگان «معرفی» کند. مجلس خبرگان نیز با تایید رهبر جدید به نمایندگی از ملت با وی «بیعت» کرده و در واقع مقبولیت مردمی وی را آشکار می‌سازد. بنابراین رهبر جدید توسط رهبر قبلی منصوب (کشف و معرفی) می‌شود و مشروعیت الهی می‌یابد و با تایید مجلس خبرگان (بیعت غیرمستقیم مردم) مقبولیت مردمی پیدا می‌کند.

نظریه بنیادگرایان چیزی جز بازسازی «نظریه خلافت» در عصر جدید نیست. مجالس «خبرگان» و «شورای اسلامی» نقشی جز تایید خلافت و مشورت‌دهی به خلیفه نخواهند داشت. «بنیادگرایان شیعه» از این نظر بسیار شبیه «بنیادگرایان سنی» عمل می‌کنند. بنیادگرایان فکر می‌کنند که با عملی ساختن نظریه فوق، تنش‌های دوره‌های انتقال رهبری به حداقل خواهد رسید و این تنش‌ها درحد اعتراضات محدود و بی‌خطر سیاسی باقی خواهد ماند. بدین ترتیب رهبر آینده توسط رهبر فعلی معرفی خواهد شد و مجلس خبرگان نیز وی را تایید خواهد کرد.

اما مشکل بنیادگرایان، عملی ساختن این نظریه بود نه نوشتن آن بر روی کاغذ که این نوشته‌ها از زمان «شیخ فضل اله» بر روی کاغذ وجود داشته است. چگونه می‌شود با وجود احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب، نشریات و روزنامه‌های گوناگون و نخبگان سرشناس و روحانیون مخالف سرسخت این نظریه، آن را در عمل پیاده ساخت؟ آیا در چنین فضای سیاسی– مدنی متکثری امکان اجرای آن پروژه وجود داشت؟

پروژه بنیادگرایان چگونه کلید خورد؟

بنیادگرایان ماموریت یافتند تا با ایجاد یک حکومت نظامی به یک‌دست‌سازی فضای سیاسی و فراهم ساختن شرایط لازم برای معرفی رهبر جدید اقدام کنند. برای این هدف، احمدی‌ن‍ژاد در سال ۱۳۸۴ به عنوان ریاست جمهوری برگزیده شد و اکثر پست‌های دولت وی را نظامیان سابق اشغال کردند. پروژه بنیادگرایان در «دو بخش» و برای دو دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد طراحی شده بود. در چهار سال اول، وی ماموریت داشت تمام پتانسیل‌های ایجاد شده در عرصه مدنی در دوران اصلاحات را از بین برده یا تحت کنترل درآورد. در واقع این دوره، «دوره بازگشت به نقطه صفر» بود. در این دوره، احزاب سیاسی، انجمن‌های دانشجویی، «ان جی او»ها و مطبوعات مستقل به شدت تحت فشار قرار گرفته و تضعیف شدند تا شرایط به دوران پیش از سال ۱۳۷۶ نزدیک شود.

قسمت اصلی پروژه اما به دور دوم ریاست جمهوری احمدی‌ن‍ژاد مربوط می‌شد. دوره دوم، «دوره حذف» بود. دو دسته از فعالین سیاسی باید حذف می‌شدند؛ یک دسته که «مانع» بودند و یک دسته که «هدف» بودند. اصلاح‌طلبان مانعی بر سر راه پروژه محسوب می‌شدند. طبق پیش‌بینی‌ها، طبیعی بود که ایشان نسبت به تخلفات گسترده و عیان در انتخابات اعتراض کنند؛ پس سناریویی نوشتند تا به بهانه «انقلاب مخملین» و با اتهام واهی «براندازی نرمم به دست‌گیری گسترده اصلاح‌طلبان و حذف ایشان از عرصه سیاسی بپردازند.

دسته دوم که هدف اصلی پروژه حذف بودند، شامل طیفی از محافظه‌کاران میانه‌رو و سنتی می‌شدند که حول محوریت «هاشمی رفسنجانی» گرد آمده بودند. هدف، حذف هاشمی و اطرافیان وی بود چراکه از دید بنیادگرایان این دسته از افراد در تعیین رهبر آینده نظام نقشی موثر خواهند داشت. پیش از این و در دوره اول ریاست جمهوری احمدی‌ن‍ژاد چندین‌بار سعی شد تا با پرونده‌سازی برای اطرافیان هاشمی هم‌چون «روحانی»، «موسویان» و «مهدی هاشمی»، زمینه‌های لازم را برای دست‌یابی و ضربه به هاشمی فراهم آورند که البته چندان موفقیت‌آمیز نبود. «پروژه حذف هاشمی» قرار بود با حمله احمدی‌نژاد به هاشمی در مناظره با موسوی کلید بخورد و پس از آن امت انقلابی کار را یکسره کنند.

بدین ترتیب، با زندانی ساختن ۵۰۰ تن از فعالین سیاسی و مدنی و اخراج محافظه‌کاران میانه‌رو از حاکمیت، فضای لازم برای گذار از دوره انتقال رهبری پدید می‌آمد. در چنین فضایی در صورت امکان تغییر قانون اساسی برای تطبیق بیشتر با «نظریه کشف و نصب الهی» نیز فراهم می‌شد. اما چنان‌که دیدیم، این پروژه به میل بنیادگرایان پیش نرفت؛ جنبش سبز آغاز شده بود.

چه اتفاقی رخ داد؟

این موضوع که «جنبش سبز» چگونه شکل گرفت و منشا پیدایش آن چه بود، بحث‌های مفصل‌تری را می‌طلبد که بیان آن‌ها در این یادداشت ممکن نیست. اما روشن است که این جنبش نقشه‌های بنیادگرایان را که سال‌ها برای تحقق آن زحمت کشیده بودند نقش بر آب کرد. نه‌تنها زمینه‌های لازم برای گذار از دوره انتقال رهبری فراهم نیامد، بلکه عرصه سیاسی دچار تنش و تشتت فراوان شد. بنیادگرایان انتظار داشتند که پس از انتخابات و پس از یک دوره اعتراضات محدود، شاهد سکوت، یاس و انفعال مردم و فعالین سیاسی باشند اما قضیه دقیقن برعکس شد؛ اعتراضات بالا گرفت و مردم امیدوارتر و فعال‌تر شدند. حتا بسیاری از مردم غیرسیاسی و بی‌تفاوت، سیاسی شده بودند. یعنی نه تنها مردم سیاسی منفعل نشدند که مردم غیرسیاسی نیز فعال شدند.

پروژه بنیادگرایان شکست خورد. اصلاح‌طلبان بر سر مواضع خود ایستادند و عقب‌نشینی نکردند. زندانی کردن اصلاح‌طلبان چندان موثر واقع نشد و نتیجه مطلوب به بار نیاورد. حتا مقاومت بسیاری از اصلاح‌طلبان در برابر پروژه، برای بدنه تشکیلاتی آن‌ها انگیزه بخش و مایه امیدواری بود. «هاشمی رفسنجانی» با درایت مثال زدنی‌اش، هرگونه فرصت حذف را از دستان بنیادگرایان ربود. وی نه‌تنها جایگاه خود را از دست نداد بلکه کاملن آگاهانه فاصله پیشین خود را با جایگاه رهبری حفظ کرد.

راه حل بنیادگرایان برای گذار از دوره انتقال رهبری بسیار ناشیانه و ساده‌انگارانه و تنها مبتنی بر «استفاده از زور و قدرت» بود. آن‌ها فکر می‌کردند تنها استفاده از «تکنولوژی» و «پول» برای رسیدن به هر هدفی کافی است. بنابراین نتایج بدست آمده کاملن عکس بود. ساختار مشروعیت نظام به شدت آسیب دید و یک شبه، وجهه ملی و جهانی آن تیره گشت؛ بسیاری از هم‌پیمانان بین‌المللی و ایدئولوژیک نظام دچار شک و تردید شدند؛ ثبات و انسجام نظام دچار مخاطره جدی شد و شکاف و دودستگی میان مردم و میان نخبگان به میزان حداکثر خود رسید.

به این ترتیب، در طی هشت ماه پس از انتخابات تمام تلاش بنیادگرایان آن بود که با استفاده از همان تکنولوژی‌ها و پول‌ها، شرایط را به دوران پیش از انتخابات بازگردانند. آن‌ها می‌خواستند اشتباهات گذشته خود را با اشتباهات دیگری بپوشانند و تلاش کردند که «خیانت» خویش به مردم و کشور را در پشت «خشونت»پنهان کنند. هرکاری که کردند اما نتیجه بدتری در‌پی داشت.

ضربه‌ای که بنیادگرایان به نظام سیاسی ایران وارد کردند، هیچ نیروی اپوزیسیونی قادر به انجام آن نبود. مسوولیت تمام اتفاقات رخ داده پس از انتخابات و تمام صدمات وارده بر نظام برعهده نظامیان و شبهه نظامیانی است که طراح پروژه مذکور بودند. آن‌ها کسانی بودند که تنها بر «بزار» و «ثروت» تکیه کردند و موجودیت نظام را بازیچه امیال سیری‌ناپذیر خود در دستیابی نامحدود به پست‌های سیاسی و منابع مالی در طی بیست سال آینده نمودند.

نقش محافظه‌کاران میانه رو چه بود؟

سال گذشته و هنگامی که هنوز چندماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده بود، بخشی از «محافظه‌کاران سنتی میانه‌رو» به اصلاح‌طلبان پیغام داده بودند که کاندیدایی در انتخابات معرفی نکنند و درعوض از کاندیدای آن طیف (مثلن قالیباف یا لاریجانی یا رضایی) حمایت نمایند. استدلال این بود که درصورتی که اصلاح‌طلبان کاندیدا نداشته باشند، اجماع محافظه‌کاران در حمایت از احمدی‌نژاد شکسته و کاندیدای محافظه‌کاران میانه‌رو پیروز خواهد شد. از دید ایشان این تنها راه از میان برداشتن «احمدی‌نژاد» بود. پاسخ اصلاح‌طلبان به این درخواست البته منفی بود. هیچ تضمینی وجود نداشت که اجماع حول احمدی‌نژاد به این سادگی شکسته شود. ستاد محافظه‌کاران از مرکز خاصی هدایت می‌شد و طیف نظامی بنیادگرایان مصمم به تداوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بودند. احمدی‌نژاد را فقط یک جنبش عظیم مانند «دوم خرداد» می‌توانست متوقف کند نه ائتلاف‌های پشت پرده انتخاباتی. این بود که تمام تلاش اصلاح‌طلبان بر کاندیداتوری «سید محمد خاتمی» و بازآفرینی دوم خرداد متمرکز شد.

اکنون نیز پس از گذشت یک سال افرادی هم‌چون «علی مطهری» به موسوی پیغام می‌دهند که از صحنه کنار بکشد و کار را به میانه‌روهای اصول‌گرا واگذارد چراکه تا وقتی اصلاح‌طلبان در صحنه باشند، تمام ظرفیت محافظه‌کاران در حمایت از احمدی‌نژاد بسیج خواهد شد و اگر اصلاح‌طلبان کنار بکشند، محافظه‌کاران خود، حساب احمدی‌ن‍ژاد را یکسره خواهند کرد.

این‌بار نیز پاسخ موسوی و سایر اصلاح‌طلبان، منفی بود. هر نوع عقب‌نشینی موسوی و کروبی از مواضع خود نه‌تنها به تضعیف یا سقوط احمدی‌نژاد نخواهد انجامید، که آغازی بر حذف محافظه کاران میانه‌رو خواهد بود. اگر تا به حال اطرافیان و حامیان هاشمی و مجموعه میانه‌روها از هجوم بنیادگرایان در امان مانده‌اند به این دلیل است که بنیادگرایان به کنترل و سرکوب جنبش سبز سرگرم بوده‌اند. محافظه‌کاران میانه‌رو، قدرت بنیادگرایان را دست‌کم گرفته‌اند. بنیادگرایان اگر از «مانع» اصلاح‌طلبان و باتلاق جنبش سبز عبور کنند، مستقیم و بدون درنگ به سراغ آن‌ها خواهند رفت. نباید فراموش کرد که هدف، هاشمی و اطرافیان‌اش بوده‌اند نه اصلاح‌طلبان و پروژه چیز دیگری است. اگر بنیادگرایان مهار نشوند، سرنوشت محافظه‌کاران میانه‌رو چندان بهتر از سرنوشت اصلاح‌طلبان نخواهد بود.

میانه‌روهای طیف محافظه‌کار از زمان آغاز جنبش سبز سعی کردند که خود را از صحنه نزاع کنار بکشند تا دو طیف بنیادگرا و اصلاح طلب باهم درگیر شده و طی چند ماه یکدیگر را مستهلک کنند. سپس زمانی که آن دو طیف تضعیف شدند، خودشان را به عنوان «نیروی سوم »و «نیروی نجات‌بخش» معرفی کرده و سکان دولت را در دست بگیرند. اما اتفاقی که رخ داد این بود که درگیری بنیادگرایان و جنبش سبز هر روز شدیدتر و فضا به شدت دو قطبی و رادیکال شد به‌طوری که کلیت نظام دچار تهدید شد و جایی برای میانه‌روها باقی نماند.  این‌گونه بود که میانه‌روها پس از گذشت هفت ماه از انتخابات تصمیم گرفتند که نقش موثرتری در تحولات ایفا نمایند؛ نوعی نقش میانجی‌گری و میانداری. نامه «محسن رضایی» به مقام رهبری، طرح اصلاح قانون انتخابات، اقدام برای محاکمه «سعید مرتضوی»، تغییر فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی، گزارش‌های مختلف مجلس از تخلفات دولت، رایزنی برای آزادی زندانیان اصلاح‌طلب و مصاحبه‌های گوناگون در نقد تندروی دولت، همه و همه تلاشی بود که محافظه‌کاران میانه‌رو برای پایان دادن به مناقشات آغاز کردند. نتیجه این تلاش‌ها پس از ۲۲ بهمن ماه  بیشتر آشکار شد.

چه خواهد شد؟

۱- حوادث سال ۸۸ نتیجه «بن بست اصلاحات» در بین سال‌های ۸۰ تا ۸۴ بود. چه کسی می‌تواند حدس بزند که هزینه و تبعات «حذف اصلاح‌طلبان» در سال‌های آینده چقدر خواهد بود؟ سرکوب نمادهای بیرونی جنبش سبز، آن جنبش را از بین نبرده و تنها به لایه‌های زیرین جامعه منتقل می‌سازد. جنبش سبز معادل «تظاهرات خیابانی» نبود که با جلوگیری از تظاهرات نیز از بین برود. مطالبات این جنبش بسیار جدی است و عدم پاسخگویی به آن مطالبات، بحران سیاسی را عمیق‌تر و احتمال بروز تنش را در آینده بیشتر خواهد کرد. در واقع، درست همان لحظه که بنیادگرایان فکر می‌کنند همه چیز پایان یافته و اوضاع آرام شده است، بار دیگر همه چیز از نو آغاز خواهد شد.

دو گروه همواره تحلیلی اشتباه از جنبش سبز ارایه داده‌اند: یک گروه اپوزیسیون ساختارشکنی بودند که اعتراضات خیابانی و مسالمت‌آمیز جنبش را «آکسیون نهایی برای فروپاشی نظام» می‌خواندند و گروه دیگر، بخشی از محافظه‌کاران بودند که این اعتراضات را آخرین تلاش برای جلوگیری از تثبیت نظام می‌دانستند. (تحلیل‌گر هفته‌نامه پنجره از «پایان تاریخ» سخن گفته بود که در پی«آخرین گناه» رقم می‌خورد؛ گناهی که بزرگ‌ترین گناه و حاصل دسیسه شیطانی است!)

جنبش سبز اما، یک جنبش مدنی اصلاح‌طلبانه، مسالمت‌آمیز و مطالبه محور است که مصرانه در پی ایجاد شرایط بهتر برای زندگی شهروندان ایرانی می‌باشد. بنابراین این جنبش خارج از چارچوب‌های ذهنی آن دو گروه مذکور ادامه خواهد یافت و اعتراض خود را به هر نحو ممکن (نه لزومن با تظاهرات خیابانی) به گوش حاکمان خواهد رساند. ضمن آن‌که با بروز هر اتفاقی در سطح ملی یا بین‌المللی احتمال شعله‌ور شدن مجدد اعتراضات وجود خواهد داشت. علی‌رغم این‌که احمدی‌نژاد مبالغ هنگفتی را صرف دادن صدقه به اقشار کم درآمد کرده است، اما این بخش از مردم به دلیل فشار رو به افزایش تورم و بیکاری هم‌چنان مستعد اعتراض می‌باشند. سخن «امیر محبیان» که گفت «موسوی نتوانست طبقات پایین را به طبقه متوسط پیوند بزند» سخن درستی است اما مطمئنن احمدی‌نژاد از عهده این کار بر خواهد آمد.

۲- اصلاح طلبان و رهبرانشان از اعتراضات خود دست بر نخواهند داشت. اقدامات محافظه‌کاران میانه‌رو اما، در کنار جنبش سبز، بسیار موثر و مفیدتر خواهد بود تا در غیاب جنبش سبز. یکی از دلایل بن‌بست اصلاحات آن بود که استراتژی «سعید حجاریان» با عنوان «فشار از پایین، چانه زنی از بالا» هیچ‌گاه امکان اجرا نیافت. نه فشار از پایینی وجود داشت و نه اطرافیان خاتمی توانایی چانه‌زنی موثر در بالا داشتند.

جنبش سبز، بازسازی شده و تصحیح شده جنبش اصلاحات است. زمانی که حجاریان در زندان بود و خود را برای مصاحبه تلویزیونی آماده می‌کرد، استراتژی او در بیرون از زندان، به شکل کاملن عمل‌گرایانه در جریان بود. در یک توافق نانوشته، فشار از پایین را مردم و رهبران جنبش سازماندهی می‌کردند و چانه‌زنی از بالا بر‌عهده محافظه‌کاران میانه‌رو بود. این یک تقسیم وظیفه واقع‌گرایانه و موثر بود.

۳- بنیادگرایان تا به این جای کار در اجرای پروژه خود شکست خورده‌اند. آن‌ها نه توانستند که هاشمی را از جایگاه خود کنار زنند و نه حتا توانایی بازداشت و حذف موسوی، کروبی و خاتمی را داشته‌اند. حتا اگر هیچ تظاهرات خیابانی دیگری در تهران رخ ندهد، بازهم شرایط سیاسی چنان بحرانی، ملتهب و متشتت است که اجازه اجرای هیچ پروژه دیگری را به ایشان نخواهد داد.

اما باید در نظر داشت که بنیادگرایان چنان برای بدست گرفتن پست رهبری آینده جمهوری اسلامی مصمم هستند که برای رسیدن به این هدف هرنوع هزینه‌ای را براین کشور تحمیل خواهند کرد. آن‌ها حتا برای ایجاد «وضعیت فوق‌العاده» درکشور، حاضر به ایجاد درگیری نظامی با سایر کشورها و به راه انداختن جنگی چندماهه می‌باشند. می‌دانیم که فضای جنگی می‌تواند پوششی مناسب برای برخی تحولات سیاسی داخلی باشد. (اخیرن «فریدالدین حدادعادل»، فرزند غلامعلی، در سرمقاله نشریه خود، جنگ ایران با ترکیه را در ماه‌های آینده پیش‌بینی کرده است.)

۴- اکنون برای تصمیم گیرندگان نظام آشکار شده که راه‌حل بنیادگرایانه برای گذار از دوره انتقال رهبری و تثبیت نظام، بسیار هزینه بر است و ریسک بالایی را طلب می‌کند. ضمن آن‌که تداوم و موفقیت پروژه‌های آن‌ها با وضعیت حاضر (از لحاظ مشروعیت مردمی، موقعیت بین‌المللی، شرایط اقتصادی و…) بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد. لذا می‌توان امیدوار بود که دو طیف دیگر (اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران میانه رو) نیز در آینده امکان ارایه راه‌حل خویش را برای تثبیت نظام بیابند. این راه‌حل‌ها شامل دموکراتیک‌سازی مجالس خبرگان و شورای اسلامی با حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان یا طرح‌هایی مانند ایجاد«شورای رهبری» در آینده می‌باشد.

مقصد، در آغاز راه بود

دو شکست مهم را می‌توان در تاریخ معاصر بنیادگرایی شیعه مشاهده کرد: بردار شدن «شیخ فضل‌اله» و اعدام «نواب صفوی». آیت‌اله خمینی نیز در تاسیس حکومت اسلامی آن‌ها را ناکام گذاشته بود و آن زمانی بود که بر رای مردم تاکید کرد و نهادهای مدرن دموکراتیک را درون ساختار قانون اساسی «جمهوری اسلامی» گنجاند. بنیادگرایان پس از درگذشت رهبر انقلاب، سال‌ها تلاش کردند تا زمینه رسیدن به آرزوی‌های صدساله را فراهم کنند. اما درست در لحظه آخر، با ورود «نخست وزیر امام» به صحنه، جنبشی عظیم شکل گرفت. آغاز جنبش سبز، پایانی بود بر پروژه بنیادگرایان و ناکامی مجدد ایشان را در تاریخ رقم زد. فریاد اعتراض بیت آیت‌اله خمینی بلند شد و اکثر مراجع شیعه (حتا محافظه‌کارترین آن‌ها) سخن به انتقاد گشودند.

اگر گروهی لایق اتهام براندازی باشند، بی‌شک آن گروه، بنیادگرایان خواهند بود که قصد براندازی «جمهوری اسلامی» و استقرار «حکومت خلفای شیعه» را داشته‌اند. موسوی چاره‌ای نداشت که با تمام توان خویش در برابر این اقدام بنیادگرایان مقاومت کند، هرچند هزینه گزافی برای وی یا مردم به همراه داشته باشد. موسوی آگاهانه برای «خروج اصلاحات از بن بست» چنین هزینه‌ای را پرداخت کرد، چرا‌که اصلاحات تنها راه دفاع از جمهوریت نظام و حفظ جمهوری اسلامی بود.

پروژه بنیادگرایان برای حذف جمهوریت نظام با آغاز جنبش سبز نقش برآب شد. جنبش سبز در همان آغاز به هدف اصلی‌اش رسیده بود؛ هرآن‌چه بعدها بدست آورد و یا خواهد آورد، همه دست‌آوردهای مضاعفی برای این جنبش خواهد بود. مقصد، در آغاز راه بود.

منبع


 


تیم ملی کشتی آزاد ایران با کسب دومین پیروزی مقابل آمریکا در آستانه رسیدن به فینال جام‌جهانی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ادامه جام‌جهانی کشتی آزاد در مسکو، تیم ملی ایران در دومین مسابقه به مصاف آمریکا رفت که با اقتدار به برتری رسید.

حسن رحیمی، سعید احمدی، مصطفی حسین‌خانی، صادق گودرزی و رضا یزدانی کشتی‌گیران پیروز ایران در این مسابقه بودند.

تیم ملی کشتی آزاد کشورمان با کسب دو پیروزی مقابل آذربایجان و آمریکا باید به مصاف ازبکستان برود که در صورت برتری در این مسابقه، به فینال جام جهانی راه خواهد یافت. در گروه اول هم روسیه با دو برد سرگروه است و احتمالا فینالیست می‌‌شود.

ایران در حالی با ازبکستان مسابقه خواهد داد که این تیم هر دو مسابقه‌اش را باخته و در قعر گروه است.

پیش از این قرار بود مسابقه ایران و ازبکستان نیز امشب برگزار شود اما ظاهرن این دیدار به فردا صبح موکول شده است.

نتایج انفرادی ایران و آمریکا به شرح زیر است:

ایران ۵- آمریکا ۲

۵۵ کیلوگرم: حسن رحیمی ۴ – سام هیزوینکل صفر (۳-۰ و ۱-۰)

۶۰ کیلوگرم: سعید احمدی در سه تایم شان بانچ را برد.( هر سه تایم نتیجه ۱-۱ شد.)

۶۶ کیلوگرم: مصطفی حسین‌خانی ۷ – تیون ور ۲ (۴-۱ و ۳-۱)

۷۴ کیلوگرم: صادق گودرزی ۳- سیدنی پوئتا ۱ (۲-۱ و ۱-۰)

۸۴ کیلوگرم: احسان لشگری ۴ – جیک هربرت ۶ (۳-۱، ۱-۴ و ۰-۱)

۹۶ کیلوگرم: رضا یزدانی ۴ – دانیل برگمن ۳ (۱-۳، ۱-۰ و ۲-۰)

۱۲۰ کیلوگرم: فردین معصومی در سه تایم به ترول دلاگنف باخت.


 


رادیو کوچه

عیسا سحرخیز از فعالان سیاسی ایران که بیش از هشت ماه است در زندان به سر می‌برد طی نامه‌ای اعلام کرد که «آیت‌اله خامنه ای، مسوول همه وقایع بعد از انتخابات است و او به خاطر عملکرد و رفتار رهبر جمهوری اسلامی در زندان است»
به گزارش روز این روزنامه‌نگار که مدت زیادی در سلول انفرادی نگهداری می‌شد اعلام کرده است که در اعتراض به شرایط فعلی دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
مهدی سحرخیز فرزند این روزنامه‌نگار  گفت که پدرش شرایط جسمی خوبی ندارد و در صورتی که دست به اعتصاب غذا بزند، جانش به خطر خواهد افتاد.
وی هم‌چنین با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی پدرش افزود: «پدرم خیلی از موارد و خبرها را به ما نمی گوید تا ما نگران نشویم و می ترسیم وضعیت او خیلی بدتر از این باشد که ما می‌دانیم.»
مهدی سحرخیز تصریح کرد که پدرش به خاطر انتقاد از آیت‌اله خامنه‌‌ای در زندان است و هر اتفاقی برای او بیفتد مسوولیت آن مستقیمن برعهده رهبر جمهوری اسلامی است.
گفتنی است عیسا سحرخیز معاون سابق مطبوعات وزرات ارشاد در روز ۱۲ تیرماه در شمال ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.


 


یک‌شنبه ۱۶ اسفند ماه – ۷ مارس

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا :  اعظم

note3 تقویم تاریخ – محبوبه

note3گزیده مطبوعات

note3روزنگاشت -«میم مثل مادر» – سال روز درگذشت «رسول ملاقلی پور» -  محبوبه

note3 بخش اول اخبار

note3پرسه – «برنج و فلسفه با سبزبجات» – سیمین

note3زیر باران – «رسول پرویزی» – مارال

note3رادیو لیچار – «یازدهم سپتامبر هم هولوکاست بود»- قسمت ششم -  فرورتیش

note3مجله اقتصادی – «رکود و عدم رشد را همه قبول دارند» – سعبد برین دوست

note3 بخش دوم اخبار



 


رادیو کوچه

پلیس آلمان اعلام کرد که سرکرده گروه پژاک به همراه دو تن از سران پ.ک.ک در این کشور دستگیر شدند.

به گزارش فارس و به نقل از مقام‌های محلی آلمان روز گذشته (شنبه) «عبدالرحمان حاج احمدی» رییس گروه پژاک در یک عملیات «غافلیگرانه» توسط ۱۲ نیروی ضد ترور  پلیس آْلمان دستگیر شد.

پژاک یک گروه کرد مبارز بر ضد جمهوری اسلامی است که در برخی مناطق مرزی و کردنشین ترکیه، عراق و ایران فعالیت می‌کند. گفتنی است  ایران این گروه را تروریستی می‌خواند.

در دیگر  عملیات پلیس آلمان هم‌چنین رمزی کارتال و زبیر آیدان از سران این گروه نیز دستگیر شدند.


 


رادیو کوچه

محمود احمدی نژاد می‌گوید یازده سپتامبر یک دروغ بزرگ بود تا حمله آمریکا به منطقه را توجیه کند.
روز گذشته (شنبه) رسانه‌های داخلی ایران به نقل از محمود احمدی‌نژاد اعلام کردند که گزارش و گفته‌های آمریکا در مورد حملات یک «دروغ بزرگ» است.
آقای احمدی‌نژاد که در جمع کارکنان وزارت اطلاعات سخن می‌گفت اظهار داشت: « ‌۱۱ سپتامبر، دروغی بزرگ بود و به عنوان بهانه ای برای جنگ با ترور استفاده شد و مقدمه ای بود برای تجاوز به افغانستان. او این حملات را یک برنامه و اقدام بیچیده اطلاعاتی عنوان کرد»
پیش از این رییس دولت ایران واقعه تروریستی ۱۱ سپتامبر را «مشکوک» خوانده بود اما این نخستین بار است که وی این اقدام را «دروغ بزرگ» خوانده است.
وی هم‌چنین کشته شدن سه هزار نفر در ۱۱ سپتامبر را زیر سوال برد و ادعا کرد که مقامات آمریکا هیچگاه اسامی این کشته شدگان را اعلام نکرده اند. این در حالی است که در سالگرد سال ۲۰۰۷ این حملات،‌اسامی ۲۷۵۰ نفر از کشته شدگان این حمله در مراسم یادبود با صدای بلند خوانده شدند.
اظهارات آقای احمدی‌نژاد در حالی بیان می‌شود که  تنش‌های بین جمهوری اسلامی و غرب بر سر مسایل هسته‌ای ایران به شدت رو به فزونی است.


 


در حالی که کم‌تر از ۲۴ ساعت به آغاز مراسم جایزه اسکار باقی مانده ، سی‌امین دوره مراسم جایزه تمشک طلایی (بدترین‌های سینمای آمریکا) شامگاه شنبه برگزار شد.
به گزارش مهر ساندرا بولاک که برای دو فیلم نامزد جایزه اسکار بازیگری شده ، دو جایزه تمشک طلایی را به خانه برد.
بولاک برای فیلم «همه چیز درباره استیو» به عنوان بدترین بازیگر نقش اول زن شناخته شد.ضمن آن‌که عنوان بدترین زوج سینمایی برای همین فیلم به بولاک و بردلی کوپر تعلق گرفت.
هم‌چنین «مایکل بی» که در سال‌های گذشته برای کارگردانی فیلم‌های «آرماگدون» و«پرل هاربر» دوبار نامزد عنوان بدترین کارگردان شده بود، امسال با کارگردانی فیلم «ترنسفورمرز:انتقام شکست خوردگان» به این عنوان دست یافت. این فیلم  هم‌چنین به عنوان بدترین فیلم و بدترین فیلمنامه نیز رسید.
برگزار کنندگان جوایز تمشک طلایی به مناسبت سی‌امین سال اهدای این جوایز بدترین‌‌های دهه اخیر را نیز انتخاب کردند که در میان آن‌ها نام فیلم «زمین میدان نبرد» به عنوان بدترین فیلم ، ادی مورفی بدترین بازیگرمرد و پاریس هیلتون بدترین بازیگر زن دهه نخست قرن بیست و یکم شناخته شدند.


 



 


ارتش ملی افغانستان در حال استخدام شبه نظامیان این کشور با هدف تنگ کردن حلقه محاصره به دور طالبان است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، ارتش ملی افغانستان برنامه‌هایی را برای استخدام شبه نظامیان در دست دارد و این اقدام را همراه با راهبرد جدید غرب در افغانستان و با هدف ریشه کنی طالبان انجام می‌دهد.
بر همین اساس، در ماه جاری میلادی سه هزار شبه نظامی از پشتون‌های افغانستان به استخدام ارتش درآمده‌اند تا درگیری‌های ولایت هلمند به جنگ طالبان بروند.
بر اساس این گزارش، هر یک از این شبه نظامیان پیش از استخدام تحت آزمایش‌های پزشکی بوده و از آن‌ها اسکن چشم و اثر انگشت گرفته شده تا از این نکته اطمینان حاصل شود که آن‌ها در قاچاق سلاح و یا بمب گذاری‌های افغانستان دخالت نداشته‌اند.
وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) با استقبال از این طرح که ائتلاف با مجاهدین نام دارد ابراز امیدواری کرده که با اجرای آن بتوانند ضربه‌ای سخت به طالبان بزنند.
لازم به ذکر است در اجلاس افغانستان در لندن که در ماه ژانویه برگزار شد با اهدای ۳۳۰ میلیون پوند کمک مالی به کابل برای استخدام شبه نظامیان موافقت شد.
بر اساس این گزارش، هر یک از شبه نظامیانی که به استخدام ارتش افغانستان درآیند ماهیانه ۲۷۰ پوند که دو برابر دستمزدهای معمولی در افغانستان است پرداخت می‌شود.


 


رادیو کوچه

دادستان تهران از صدور صدور کیفرخواست برای ۲۵۰ تن از بازداشت‌شدگان حوادث روز عاشورا خبر داد و گفت: «به زودی کسانی را که تحقیقات در مورد آنها تکمیل شده و یا دلایل برای اتهام آنها کافی نیست را به تدریج آزاد می‌کنیم»

به گزارش ایلنا عباس جعفری دولت‌آبادی روز گذشته (شنبه) با بیان این‌که «حدود۲۵۰ فقره از پرونده بازداشت شدگان روز عاشورا منجر به صدور کیفرخواست شده است» تاکید کرد: «برای تعیین و تکلیف پرونده‌های مذکور در بخش دادگاه‌های انقلاب همکاران ما به صورت شبانه روزی در حال رسیدگی به این پرونده‌ها هستند.»

آقای جعفری دولت‌آبادی هم‌چنین با تکذیب خبر تایید اعدام محمد ولیان‌پور-فعال دانشجویی- افزود  که حکم بدوی وی صادر شده و در مرحله ابلاغ است.

به گفته وی، این متهم تا ۲۲ اسفند ماه فرصت دارد تا نسبت به رای صادر شده اعتراض کند.

دادستان تهران در ادامه افزود: «عده‌ای این حکم را بهانه‌ای برای انتشار اخبار غیر واقعی خود کرده‌اند که اجرا یا تایید شدن آن از سوی دادگاه تجدیدنظر تکذیب می‌شود زیرا حکم در وضع فعلی صادر و در مرحله ابلاغ به محکوم است.»

پیش از این محمود طباطبایی، وکیل محمد امین ولیان‌ گزارش‌ها درباره تایید حکم اعدام موکلش در دادگاه تجدید‌نظر را تکذیب کرده بود.


 


باراک اوباما رییس‌جمهور امریکا با همسر و دختران در اتاق ناهار‌خوری که برای شهروندان مستمند درست شده بود‌، در مراسم شام موسسه خیریه‌ برای بی‌خانمان مشارکت کرد.


 


فیزیک‌دان ایرانی‌الاصل هم‌ارزی انشتین را به چالش می‌کشد. دکتر شروین تقوی‌، پژوهش‌گر و متخصص فیزیک اتمی در آژانس فضایی موفق به ابداع نوع جدیدی ازساعت‌های اتمی با ویژگی‌های خاص شده که در صورت موفقیت آزمایش‌ها و تست‌های نهایی در حال انجام بر روی آن می‌تواند برخی از اساسی‌ترین فرضیه‌های علم فیزیک را به طور جدی به چالش کشیده و تحولی را در عرصه فیزیک اتمی رقم بزند.

به گزارش ایسنا،  این دانشمند جوان ایرانی در ساعت اتمی خود برای نخستین بار از دو ایزوتوپ اتم جیوه استفاده می‌کند که اگر بتوان ثابت کرد که باندهای اندرونی (hyperfine structure) آن‌ها با زمان تغییر می‌کنند برای نخستین بار در تاریخ فیزیک، وزن ذرات بنیادی تشکیل‌دهنده هسته اتم به صورت مستقیم محاسبه می‌شود.

با اثبات این که این وزن با زمان تغییر می‌کند، برخی فرضیه‌های فیزیک اتمی اولویت داده شده و بر عکس برخی فرضیه‌های بزرگ فیزیک مثل فرضیه برابری انشتین با چالشی جدی مواجه می‌شود.

دکتر شروین تقوی در گفت‌و‌گویی تلفنی با خبرنگار علمی ایسنا خاطرنشان کرد: «ساعت اتمی، ابزاری برای سنجیدن زمان با دقت فوق‌العاده بالاست که اتم را به عنوان مرجعی برای میزان کردن ساعت‌ها به کار می‌برد.»


 


مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات روز یک‌شنبه ایران

روزنامه آفرینش

  • آیت‌اله مهدوی‌کنی: «هم‌چنان پای سخنرانی هاشمی می‌نشینیم»
  • با انتشار کلید سووالات؛ فرصت اعتراض به سووالات آزمون دستیاری اعلام شد

روزنامه ایران

  • عضو شورای عالی کار: «افزایش دستمزد کارگران در سال آینده قطعی است»
  • سال آینده صورت می‌گیرد؛ استخدام ۴۰ هزار نیروی متخصص در آموزش و پرورش

روزنامه ابتکار

  • احمدی‌نژاد: «ایران پاک‌ترین سیستم اطلاعاتی دنیا را دارد»
  • حمله به زائران ایرانی در نجف

روزنامه تفاهم

  • احمدی‌نژاد در هم‌اندیشی نمایندگان فرهنگی خارج از کشور: «ضرورت ترسیم نقشه جامع فرهنگی در عرصه داخلی و جهانی»
  • سهمیه بنزین سال ۸۹؛ ۶۰ لیتر در هر ماه

روزنامه تهران امروز

  • پایان خوش سال سخت مترو
  • گام دوم برای دموکراسی

روزنامه جام جم

  • دشواری‌های آمریکا برای تحریم‌های جدید علیه ایران
  • ایمن‌سازی جاده‌ها برای نوروز

روزنامه جمهوری اسلامی

  • تقدیر احمدی‌نژاد  از اقدام وزارت اطلاعات در مقابله با تروریسم
  • اداره حسابرسی کنگره: «تحریم‌های آمریکا علیه ایران ناکارآمد است»

روزنامه خراسان

  • کلیات سیاست‌های کلی انتخابات در مجمع تشخیص تصویب شد
  • فرونشست دشت مشهد به مناطق صنعتی و مسکونی رسید

روزنامه دنیای اقتصاد

  • مجلس قانع می‌شود یا دولت؟ پرده آخر چالش یارانه‌ای
  • فروش پنج درصد بانک تجارت با ۱۱۰ میلیارد تومان

روزنامه کیهان

  • برژینسکی: «هر اقدامی علیه ایران آمریکا را بیشتر منزوی می‌کند»
  • افزایش ساعت کار بانک‌ها در آستانه سال نو

روزنامه همشهری

  • مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجوز برداشت از حساب ذخیره ارزی را تصویب کرد؛ اختصاص ۲ میلیارد دلار به حمل و نقل عمومی کلانشهرها
  • همراه داشتن معاینه فنی و بیمه نامه در سفرهای نوروزی الزامی است

 


مهرام قهرمان سوپرلیگ بسکتبال ایران شد. تیم بسکتبال مهرام از قهرمانی خود در سوپرلیگ بسکتبال ایران دفاع کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مهرام که در کارنامه این فصل خود هیچ شکستی را تجربه نکرد، بازی برگشت فینال سوپرلیگ بسکتبال مقابل ذوب آهن اصفهان را به سود خود پایان داد. مهرام در یک بازی جذاب و دیدنی ذوب‌آهن را با نتیجه ۹۳ بر ۷۵ شکست داد و قهرمانی را در خانه جشن گرفت.

در پایان مسابقه جام قهرمانی و مدال‌های تیم مهرام توسط علی سعیدلو معاون رییس‌جمهور و رییس‌سازمان تربیت بدنی اهدا شد. در پایان این مسابقه از زحمات حسن نوربخش، رییس کمیته مسابقه‌ها و کمیته داوران تقدیر به عمل آمد.


 


  • ۱۳۲۹ خورشیدی-  (و در آن سال برابر با هفتم مارس ۱۹۵۱) سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا نخست‌وزیر وقت که برای شرکت در یک مجلس ترحیم به مسجد‌شاه (واقع در بازار تهران) رفته بود با گلوله خلیل طهماسبی، از اعضای جمعیت فداییان اسلام کشته شد.
  • 322 پپش از میلاد –  ارسطو فیلسوف یونان باستان که گفته بود آموزگارش افلاتون را دوست دارد، ولی «حقیقت» را بیشتر از او، هفتم مارس (۱۶ اسفند) درگذشت. ارسطو که نظراتش در‌باره فلسفه، منطق، اخلاقیات، سیاست، فلسفه طبیعت، ماورا‌‌طبیعت، هنر، روح و روان‌شناسی در ۲۵ کتاب جمع آوری و در قرن یکم پیش از میلاد به «رم» انتقال و تکثیر شده است از هفده سالگی به آتن رفته و ۲۰ سال شاگرد افلاتون بود. پس از فوت افلاتون، ارسطو حاضر نشد جای اورا به عنوان رییس «آکادمی» بگیرد و به «ارناتوس» رفت و مشاور پادشاه این منطقه شد.
  • ۱۹۱۳  میلادی – امیلی پالین جانسون شاعر و نویسنده بومی تکاهیونواکه (سرخ‌پوست) کانادایی در «ونکوور» درگذشت. وی از سرخ‌پوستان موهواک بود که در سال ۱۸۶۱ در اونتاریو به دنیا آمده بود.
  • ۱۶۱  میلادی – آنتونینوس پیوس (Antoninus Pius) امپراتور روم در‌گذشت. وی امپراتوری صلح‌طلب و مخالف جنگ غیر‌ضروری بود و سنای روم را مجبور کرده بود که «جنگ غیر‌ضروری» را تعریف کند و این تعریف را به تصویب برساند و قانون کند. به همین سبب در دوران حکومت او میان روم و ایران جنگ بزرگی روی نداد و دو کشور اختلافات خود مخصوصن بر سر ارمنستان را از راه مذاکره حل کردند و بلاش‌سوم شاه وقت ایران از این فرصت استفاده کرده و دست به عمران و آبادانی زده بود. تنها خشونت دوران امپراتوری «پیوس» شورش طایفه انگلیسی «بریگانتس» در منطقه یورکشایر بود.
  • ۳۲۱میلادی –  کنستانتین‌یکم امپراتور معروف روم زمانی که هنوز مسیحیت در قلمرو روم رسمیت نیافته بود فرمانی صادر کرد که در آن یکشنبه‌ها (روز خدای خورشید) استراحت و تعطیل عمومی اعلام شد. این تعطیلی هفتگی به تدریج تعمیم یافته و رنگ مذهبی هم به خود گرفته است زیرا که در جهان مسیحیت معمولن در این روز مردم برای دعا و شنیدن موعظه به کلیساها می‌روند.
  • ۱۷۶۵ میلادی –  ژوزف نایپس (Joseph niepce) نخستین عکاس جهان در فرانسه به دنیا آمد. توجه وی به‌گرفتن عکس و ساختن دوربین و داروی مربوط از دهه دوم قرن نوزدهم آغاز شده بود. «نایپس» که به خاصیت سیاه شده سیلور کلوراید در برابر نور و به نسبت تابش آن پی‌برده بود پس از انجام همین تجربه روی ماده شیمیایی «بیتومن»، به ساخت دوربین همت گماشت و جعبه‌ای تهیه کرد که یک روزنه برای ورود نور در آن تعبیه شده بود.
  • ۱۸۷۶ میلادی –  «گراهام بل» آمریکایی متولد۱۸۴۷ و متوفا در ۱۹۲۲ اختراع خود، تلفن را در آن کشور به ثبت داد.
  • ۲۰۰۸ میلادی –  بهای نفت خام به بالاترین حد خود تا این روز رسید و هر بشکه نفت خام سبک و شیرین برای تحویل در ماه آوریل، در بازار نیویورک ۱۰۵ دلار و ۴۵ سنت معامله شد.



 


۱۶ اسفند – ۷ مارس

خبرگزاری برناما

  • ریاست اتحادیه چینی‌تباران پنجاه‌و‌ششمین مجمع سالیانه را در روز یک‌شنبه افتتاح می‌کند و گفت که این اتحادیه با آزمون‌های سختی مواجه خواهد شد.
  • سازمان‌های اجتماعی گفتند که افراد غیر عضو هم باید در فعالیت‌ها شرکت داشته باشند.
  • ملاکا تعداد توریست‌های خود را تا ۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۰ افزایش خواهد داد.
  • یک بازرس پلیس: «پرسنل افسرده به مشاوره فراخوانده می‌شوند».
  • اتحادیه چینی‌تباران شصت‌و‌یکمین سال‌گرد تاسیس خود را در بحران گرامی داشت.
  • حزب مردم، ذول نورالدین را جریمه کرد.
  • محی‌الدین: «حزب مردم منتظر دستیابی به راه حلی برای مشکلات اتحادیه چینی‌تباران است».
  • شرکت موتور سیکلت‌سازی موفاز قصد دارد تا پایان سال ۳،۰۰۰ دستگاه موتور Madass  را به فروش برساند.
  • مالزی و اندونزی در رابطه با حل موضوعات مربوط به صنعت روغن نارگیل با یک‌دیگر مذاکره می‌کنند.
  • چین می‌خواهد که به صنایع کوچک و متوسط کشو‌رهای عضو آسه‌آن کمک برساند تا کیفیت رقابت افزایش یابد.
  • توافق‌نامه‌های همکاری‌های اقتصادی بین مالزی و هند باعث پیشرفت رابطه تجاری دو کشور خواهد شد.
  • یک تاجر روسی دو روزنامه چاپ لندن را خرید.
  • سخن‌گوی ریاست جمهوری فلسطین گفت که اسراییل بر ای صلح آمادگی ندارد.
  • رهبر ایران از کشور‌های‌اسلامی خواست تا در پی اتحاد و یک‌پارچگی باشند.

روزنامه استار

  • Ong  اشاره کرد که ممکن است از منصبش دفاع کند.
  • پلیس تعدادی قرص اکستازی و مقداری مواد دیگر را از یک مرد در لنکاوی کشف کرد.
  • اجلاس عمومی اتحادیه چینی‌تباران علیرغم درخواست برای تحریم و عدم شرکت، به کار خود در امروز ادامه می‌دهد.
  • مجله‌الاسلام بخاطر بر‌انگیختن احساسات مسیحیان عذر‌خواهی کرد.
  • سلطان جوهور به سیاست‌مداران و خدمات‌رسانان اجتماعی گفت که با هم اتحاد داشته باشند در غیر این صورت باید از صحنه خارج شوند.
  • جهت انگیزه‌دادن به معلمین، وزارت آموزش به مدارسی که از خودشان ترقی نشان‌ دهند خواه در بین مدارس با عملکرد بالا باشند یا نباشند پاداش می‌دهد.
  • داتوک جیمی چو که طراح شناخته شده کفش است یک وکیل سراواکی را برای کارهای تجاری و شخصی خود برگزیرد.
  • Ong: «من خیلی در مورد ایجاد اصلاحا ت ایدآلیست بوده‌ام».
  • نام‌نویسی برای اتنخابات جدید کمیته مرکزی اتحادیه چینی‌تباران در ۲۲ مارس انجام می‌گیرد.
  • مالزی به دنبال همکاری با کره جنوبی است.
  • بانک مرکزی مالزی خواستار آن شد که جزییات برنامه بیمه برای همه آشکار شود.
  • ۷۸ زندانی بقید قول شرف از زندان پنگکالا چپان از کتاه بارو آزاد شدند.
  • سلانگور تپه‌های مستعد فرو ریزش و زمین‌لغزه را بررسی می‌کند.
  • در میان رعب و وحشت، عراقیان در روز یک‌شنبه پای صندوق‌های انتخابات پارلمانی می‌روند.
  • وزیر خارجه چین گفت که رابطه آن کشور با امریکا خدشه‌دار شده است.
  • نخست‌وزیر ترکیه گفت که نظر امریکا در مورد نقش ترکیه در جنگ جهانی اول به رابطه بین دو کشور لطمه وارد کرده است.
  • چین خواستار دیپلماسی بیش‌تری پیش از برقراری تحریم‌ها علیه ایران شد.
  • دو صلح‌بان در دافور ناپدید شدند.

 


محبوبه / کوچه

mahboobeh@koocheh.com

شانزدهم اسفند ۱۳۸۵ برابر با سال‌روز درگذشت «رسول ‌ملاقلی‌پور»، کارگردان ایرانی است. ملاقلی‌پور از کارگردانان سینمای جنگ و اجتماعی ایران بود و توانست با فیلم پرواز در شب سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت کند. و آخرین فیلم او میم مثل مادر بود.

«رسول‌ملاقلی‌پور» در ۱۷ شهریور سال ۱۳۳۴ در محله جوادیه تهران بدنیا آمد. به گفته خودش کودکیش در فقر و سختی گذشت.

وی در روزهای آغازین انقلاب عکاسی را به‌ طور آماتور آغاز کرد و با شروع دفاع مقدس، به صورت حرفه‌ای به ادامه آن پرداخت و پس از آن به ساخت فیلم‌ مستند از عملیات‌ مختلف دفاع مقدس پرداخت و فیلم کوتاه «شاه ‌کوچک» را با دوربین ۱۶ میلی‌متری ساخت که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره وحدت شد. او نخستین فیلم بلند خود را در سال ۱۳۶۳ با نام «نینوا» ساخت و به این ترتیب به سینمای حرفه‌ای راه یافت.

با ساخت «پرواز در شب» در سال ۱۳۶۵جایزه بهترین فیلم را از جشنواره پنجم فیلم ‌فجر بدست آورد. با فیلم «افق» قدرت کارگردانی خود را به رخ همگان کشید و با ساخت «مجنون» و «خسوف» همگام با شرایط روز حرکت کرد. اما با فیلم «پناهنده» نزد منتقدان به محبوبیت رسید و در سال ۱۳۷۴ یکی از بهترین فیلم‌هایش به نام «سفر به چزابه» را ساخت، که کاندید سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شد، اما در اکران با شکست مواجه شد.

در سال ۱۳۷۷ فیلم «هیوا» را ساخت که در جشنواره هفدهم فیلم‌فجر جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را علاوه بر جوایز دیگر نصیب خود کرد.

در سال ۱۳۷۸ ملاقلی‌پور فیلم سه اپیزودی «نسل‌سوخته» را ساخت و خیلی چیزها را ثابت کرد. نسل سوخته شاهکار ملاقلی‌پور است. «قارچ‌سمی» که در سال ۱۳۸۰ ساخته شد، تمام ضعف‌های «کمکم‌کن» و تمام قوت‌های نسل‌سوخته را یک‌جا با خود داشت. «میم ‌مثل‌ مادر» ملاقلی‌پور که با استقبال عمومی مواجه شده بود یکی از آخرین فیلم‌های او بود.

ملاقلی‌پور در سفر خود به کربلا برای بازدید لوکیشن‌ها از فرصت استفاده کرد و مستندی نیز به نام شش گوشه عرش را جلوی دوربین برد که آخرین اثر او محسوب می‌شود. او در سفر خود به آنجا متوجه شد که هنرمندان اصفهانی در آنجا مشغول طراحی ضریح امام حسین هستند. دو شب حضور در کنار این هنرمندان به فیلم مستندی بدل شد. قرار بود بخش دیگر از تصویربرداری این فیلم مستند نیز در اصفهان انجام شود. ملاقلی‌پور این فیلم را به صورت افتخاری کارگردانی کرد، بعد از فوت او یک مستند برایش ساخته شد.

از دیگر آثار او می‌توان به «رویای ‌جوانی»، «مزرعه‌ پدری»، «قارچ‌ سمی»، «سفر‌ به‌ فردا»، «تا‌ آخرین‌ نفس»، «دشت ارغوانی»، «پناهنده»، «راز خنجر»، «مرغابی‌ وحشی»، «پاتال ‌و آرزوهای‌کوچک»، «بلمی‌به‌سوی‌ساحل»، اشاره کرد.

رسول ملا‌قلی‌پور، کارگردان ایرانی، روز ۱۶ اسفند ماه سال ۱۸۸۵ در سن ۵۱ سالگی، در پی سکته قلبی درشهر نوشهر درگذشت.

او را صبح روز پنج‌شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ در مراسمی و با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونت امور سینمایی و انبوه علاقمندان و دوستداران کارگردان عرصه دفاع مقدس سینمای ایران تشییع شد.


 


رادیو کوچه

انجمن اسلامی دانشکده حقوق روز گذشته (شنبه) در اعتراض به صدور حکم اعدام برای محمد امین ولیان‌‌  وانتساب اتهام محاربه به دکتر ملکی با صدور بیانیه‌ای   خواستار عقب نشینی حاکمان از «تندروی در برخورد با منتقدان» شد.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به حوادث پس از انتخابات ایران آمده است: «برگزاری حساس‌ترین انتخابات که می‌رفت تا برگ زرینی در تاریخ کشور باشد به وقوع گسترده‌ترین چالش‌های سیاسی در سه دهه جمهوری اسلامی بدل شد»
این تشکل دانشجویی هم‌چنین با بیان این‌که «عده‌ای نمی‌خواهند نقد و فعالیت سیاسی در کشور وجود داشته باشد» تاکید کرد: «انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران لازم می‌داند تا ضمن اعتراض به صدور حکم  محاربه برای رییس پیشین دانشگاه تهران؛دکترمحمدملکی و عضو مظلوم انجمن اسلامی دانشگاه دامغان؛ محمدامین ولیان، هشدار دهد صدور اینگونه احکام و در پیش گرفتن این رویه غیرمعقول در برخورد با منتقدین- با توجه به مخالفت‌های مراجع بزرگوار و حقوقدانان مطرح- نه ازمنظر شرع مقدس اسلام قابل تایید است و نه از جنبه قانونی موجه»

عده‌ای نمی‌خواهند نقد و فعالیت سیاسی در کشور وجود داشته باشد

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
«این روزها در حالی به پایان سال نزدیک می شویم که در ماه های گذشته حوادث سترگی را در ایران سبز تجربه کرده ایم؛ از برگزاری حساسترین انتخابات که می رفت تا برگ زرینی در تاریخ کشور باشد تا وقوع گسترده ترین چالش های سیاسی در در سه ساله جمهوری اسلامی …
همه و همه اما گذشت و روزهای اخیر آنطور که نشان داده شد می‌رفت تا سرآغاز وحدتی مجدد در کشور باشد و ثبات و امنیتی دگرباره را تجربه کنیم، اما انگار تساهل و تسامح در تارک ذهن اقتدارگرایان حاکم جایی برای گفت و گو و کوتاه آمدن نمی‌گذارد…
در روزهای اخیر شواهد و قرائن از آرام‌تر شدن شرایط نا آرام کشور خبر می داد اما متاسفانه انگار قرار نیست اصولگرایان بر تارک قدرت، جایی برای موجودیت منتقد اصلاح طلب باقی بگذارند و دردمندانه کمر همت به پیش روی تا حذف کامل آنها برای همیشه بسته اند.اصلاح طلبانی که بارها و بارها به یکی از دوبال نظام سیاسی کشور تعبیر شده‌اند.
اخبار  بدی به گوش می‌رسد و اتفاقات ناگواری در جریان است: از صدور حکم اعدام برای یک دانشجوی عضو انجمن اسلامی و همچنین رئیس پیشین دانشگاه تهران تا تهدیدات نامبارک مرد شماره یک جامعه دانشگاهی به اخراج دانشگاهیان غیرهمسو!
سوال اینجاست که مگر امروز چه چیزی جزیبات و آرامش برای کشور لازم است؟ آیا نمی خواهند نقد و فعالیت سیاسی در چارچوب قانون و بدون خشونت دوباره همچون گذشته تجربه شود؟ اگر این را نمی خواهند پس چرا فریاد «قانون، قانون»شان گوش فلک را کر کرده؟ و اگر می خواهند پس چرا به رفتارهای بی قاعده، غیرمدنی و ناشیانه خود ادامه می دهند و مسیر بازی را با سیاست ها، اقدامات و موضع گیری های غیراصولی خود از ریل قانون خارج می کنند؟
بارها و بارها مقام معظم رهبری بر تحقق قانون در همه امور تاکید داشته اند اما امروز شیطنت های برخی از مسوولین متاسفانه فضا را از پیش روی به سوی استقرار قانون دور نموده است.

چرا در حالی که ادعای اسلام و قانونشان در رسانه های انحصاری(صداوسیما) جایی برای امر دیگری باقی نگذاشته اما پیکان حملات به سوی کسانی گرفته شده که هم سبقه و رنگ و بوی مذهبی دارند و هم چارچوب فعالیتشان مورد تایید قانون است؟ چرا هنوز طعمه نیروها و نهادهای امنیتی، دانشجویان بی گناهی هستند که در تشکل قانونی (انجمن اسلامی دانشگاه) اعتقاد خود را به قانون و اسلام ثابت کرده اند؟ تشکلی که اعتقاد به اسلام و ولایت مطلقه فقیه از نخستین اصول مورد پذیرش اعضای آن است، و امروز متاسفانه اعضای آن مورد هجمه قرار می گیرند؛ محمدامین ولیان به راحتی به محاربه محکوم می شود! محمدعلی رفیعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز بیش از یکماه است که درزندان بسر می برد و این درحالیست که مدت زیادی از آزادی سیدمجتبی هاشمی دگر عضو شورای مرکزی این تشکل پس از تحمل دوماه انفرادی نمی گذرد!
امروزحتی خبر از محارب بودن کسانی چون استاد محمدملکی می‌شنویم! استادی که از مبارزین و زندانیان پیش از انقلاب بود و پس از انقلاب نیز در دورانی سخت مدیریت شایسته ای بر دانشگاه تهران اعمال کرد. استاد مظلوم دکتر میردامادی مدرس علوم سیاسی دانشگاه تهران ماههاست که در بند به سر می برد! کسی که سالهای سال است که چهره او را به عنوان پیشرو دانشجویان خط امام در تسخیر لانه جاسوسی به یاد داریم.
جناب وزیر علوم این روزها تهدید می کنند که دانشگاهیان غیرهمسو را اخراج می کنیم.باید از ایشان پرسیدکه آیا اینگونه می خواهند کرسی های آزاداندیشی مورد تاکید رهبر بزرگوار را تحقق بخشند یا اینکه می خواهند سخن شهید مطهری را عملی کنند که حتی مارکسیستها نیزباید دارای کرسی تدریس در دانشگاه ها باشند؟! چرا وزیری که باید همچون پدری سایه حمایت خود را بر سر دانشگاهیان بگستراند اینگونه تیز زبان به تهدید می گشاید؟
سوال اینجاست که تا کی دانشگاه و دانشجو باید مظلوم بماند و تاوان نقد و اعتراض را با زندان و احکام سنگین بدهد؟ آنها که محاربه را به آسانی به افراد دلسوز و بی گناه نسبت می دهند مگر استنادشان به سخنان مرجع بزرگوار آیت الله مکارم شیرازی نبود، پس چرا هنوز که وی و دو مرجع تقلید دیگر آیات عظام صانعی و بیات زنجانی نسبت به این نوع قضاوت و صدور حکم محاربه اعتراض کرده اند، حاضر نیستند اشتباه خود را بپذیرند و از تندروی در برخورد با منتقدین عقب نشینی کنند؟ مگر مرجع بزرگوار آیت الله مکارم شیرازی خواستار عفو برای این جوانان نشدند؟
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران لازم می‌داند تا ضمن اعتراض به صدور حکم  محاربه برای رییس پیشین دانشگاه تهران؛دکترمحمدملکی و عضو مظلوم انجمن اسلامی دانشگاه دامغان؛ محمدامین ولیان، هشدار دهد صدور اینگونه احکام و در پیش گرفتن این رویه غیرمعقول در برخورد با منتقدین- با توجه به مخالفت های مراجع بزرگوار و حقوقدانان مطرح- نه ازمنظر شرع مقدس اسلام قابل تایید است و نه از جنبه قانونی موجه. نتیجه ی اینگونه اقدامات نیز جز ملتهب کردن فضای جامعه نخواهد بود. ضمنا شایسته است جناب دانشجو، وزیر علوم نیز این نکته را مورد توجه قرار دهند که در هر جامعه مدنی این دانشجو و دانشگاهی است که سردمدار نقد و اصلاح وضعیت موجود در آن کشور است و لذا (تحمل نقد و آستانه تحمل بالا) لزوم مناصب حساسی چون ریاست وزارت علوم است، چنانچه این اصل مورد توجه قرار نگیرد و برخلاف تجربه گذشته سعی بر حاکم نمودن فضای سکوت و رخوت در دانشگاه شود، این سیاست کارساز و منتج نخواهد بود و و در دانشگاه عملی نخواهد شد.»

بیانیه اعلام موجودیت جمعیت آزادی زنان ایران (هیت موسس)

زنان در طول تاریخ تمدن بشری همواره تحت ستم و تبعیض بوده‌اند، اما ما امروز در قرن ۲۱ و عصر ارتباطات و دهکده جهانی از ستم و تبعیض بر علیه زنان سخن می‌گوییم و بر این باوریم تبعیض و نابرابری‌های موجود بر علیه زنان صرفن ناشی از پیشینه تاریخی ستم بر زن نبوده و از نظر ما این حاکمیت مناسبات ضد انسانی سرمایه‌داری بر سرنوشت بشریت امروز است که ستم و تبعیض بر علیه زنان را از اشکال به ظاهر قابل تحمل آن در جهان غرب تا شنیع‌ترین اشکال آن در جهان سوم باز تولید می‌کند.

سیستم سرمایه‌داری در ایران و برخی دیگر از کشورها با قانونی‌کردن تبعیض جنسیتی و رسمیت بخشیدن به آن در تمامی شونات زندگی خانوادگی و اقتصادی و اجتماعی، زنان را به بردگان جنسی و به نیمه انسان‌هایی تبدیل کرده است که هیچ حقی بر سرنوشت خود بمثابه یک انسان ندارند. آنان بدون داشتن کمترین حق انتخاب واقعی در زندگی و تنها برای برخورداری از معاش و سر‌پناه و تامین حداقل بسیار ناچیزی از امنیت برای بقا، تن به ازدواج‌های قرون وسطایی می‌دهند و تمام عمرشان ناچار به تحمل شکنجه‌ها و خشونت‌های آشکار و پنهان هستند و هنگامی که برای خاتمه دادن به زندگی مشترک غیر قابل تحمل‌شان قصد جدایی و طلاق دارند از کمترین حقوقی برخوردار نیستند و آنان را همانند برده‌ای از فرزندان‌شان جدا می‌کنند.

رسمیت بخشیدن به تبعیض جنسیتی از طریق قوانین و از طریق بال و پر‌دادن به سنت‌های عقب مانده زن‌ستیزانه، زنان را به مثابه یک انسان در ایران در چنان شرایط جهنمی‌ایی قرار داده است که علاوه بر غیر‌قابل‌تحمل‌بودن زندگی خانوادگی و گسترش پدیده خود‌سوزی در میان زنان و فرار دختران کم سن و سال از خانه، اکثریت عظیمی از زنان با دستمزدهای بسیار ناچیز در شرایط طاقت‌فرسایی مشغول بکارند و همواره به عنوان لشکر ذخیره عظیمی از نیروی کار بسیار ارزان بمثابه اهرم فشاری جهت تحمیل بردگی بیش از پیش بر کارگران شاغل بر بالای سر آنان قرار داده می‌شوند و چه بسیار زنانی که از سر استیصال و درماندگی برای گذران زندگی و ده‌ها دلیل روشن و پنهان دیگر، در خیابان‌ها و در شرایط نا‌امن دست به تن‌فروشی می‌زنند و با اسیر شدن در باندهای مافیایی مورد وحشیانه‌ترین استثمار جنسی قرار می‌گیرند و دست‌آخر زمانی که پای دولت و سنت‌ها به عنوان مدعیان و حافظان اخلاق و ناموس در جامعه به میان می‌آید آنان مورد سبعانه‌ترین مجازات‌ها و خرد کننده‌ترین تحقیرها قرار می‌گیرند. این زندگی برای زنان به مثابه نیمی از جمعیت ایران یک زندگی به غایت ضد انسانی است و باید به آن خاتمه داده شود.

ما معتقدیم تبعیض جنسیتی و هر نوع نابرابری حقوق زنان و مردان نه فقط بر علیه زنان است بلکه بر علیه بدیهی‌ترین ملزومات و مقدمات یک زندگی انسانی برای نسل بشر و تنها به سود مناسباتی است که بقا و پایداری‌اش در گرو فرودستی اکثریت عظیم انسان‌ها و در گرو بهره‌کشی انسان از انسان نهفته است.

از همین رو از نظر ما مبارزه برای خلاصی زنان از تمامی تبعیضات و نابرابری‌ها یک مبارزه زنانه و مربوط به زنان نیست، بلکه مبارزه‌ای است انسانی برای رهایی کل بشریت از هر نوع ستم و تبعیض و نابرابری.

ما زنان و مردان متشکل در جمعیت آزادی زنان ایران(هیت موسس) با هدف پیش‌برد مبارزه‌ای متحد و متشکل برای رهایی زنان از هر نوع ستم و تبعیض جنسیتی، فوری‌ترین خواست‌های خود را به شرح زیر اعلام میداریم و از عموم زنان و مردان و جوانان دختر و پسر می‌خواهیم با پیوستن به صفوف ما، جنبش زنان ایران را که امروزه در پیشاپیش اعتراضات آزادیخواهانه و برابری‌طلبانه مردم ایران قرار دارد به جنبشی بیش از پیش قدرتمند و سازمان‌یافته برای پایان دادن به تبعیض جنسیتی و خلاصی مردم ایران از هر نوع نابرابری و ستم و اختناق تبدیل کنند.

۱٫ لغو کلیه قوانین تبعیض‌آمیز نسبت به زنان و مقابله با تمامی سنت‌های زن‌ستیزانه و تضمین برابری کامل و بی‌قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی شونات زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی.

۲٫ به رسمیت شناخته‌شدن حق زنان بر بدن و روح خویش، لغو حجاب اجباری و آزادی پوشش، ممنوعیت صیغه و تعدد زوجات، آزادی انتخاب همسر وحق بی‌قید و شرط جدایی، برابری کامل حقوق و وظایف زنان و مردان در امر تکفل و سرپرستی فرزندان در قبل و بعد از جدایی و آزادی انتخاب گرایش جنسی.

۳٫ لغو جدایی‌‌سازی‌های جنسیتی و رفع خشونت علیه زنان در تمام عرصه‌های زندگی خانوادگی و اجتماعی و جرم شناخته شدن ختنه دختران، قتل ناموسی و حجاب کودکان.

۴٫ برچیده شدن فوری مجازات شنیع سنگسار، اعدام و تمامی مجازات‌های قرون وسطایی.

۵٫ از آنجا که طبق قوانین زن‌ستیزانه در ایران، زنان خانه‌دار در گروه شاغلین و یا جزو آمارهای بیکاری کشور به حساب نمی‌آیند ما خواهان تامین کار برای این دسته از زنان، مزد برابر در ازای کار برابر برای زنان و بر قراری بیمه بیکاری مکفی برای زنان خانه‌دار و بیکار و تمامی افراد بالای ۱۸ سال آماده بکار هستیم.

۶٫ جدایی کامل دین از دولت، آموزش و پرورش و کلیه قوانین مربوط به اداره جامعه.

۷٫ آزادی بی‌قید و شرط بیان، عقیده، تشکل، اعتصاب، اعتراض، تجمع و تحزب.

۸٫ آزادی بی‌قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی.

۹٫ محاکمه کلیه دست‌اندرکاران و آمرین و عاملین جنایات سه دهه گذشته.

نابود باد تبعیض جنسیتی

زنده باد آزادی و برابری

جمعیت آزادی زنان ایران (هیت موسس)


 


رادیو کوچه

کمیته جهانی دفاع از حقوق دراویش و دانشجویان ایران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رییس قوه قضاییه با اشاره به تضییع حقوق دراویش در ایران نسبت به عدم اجرای «عدالت» در خصوص این گروه هشدار داد.
در این نامه با بیان اینکه: «داشتن نمازخانه و حسینیه، و دفن اموات در قبرستان‌های شهری، و حفظ حرمت قبور اموات از بدیهی‌ترین حقوق ابتدایی شهروندی در همه ممالک دنیا است»
نظام حاکم  را به دلیل امضای  کنوانسیون‌ها و قراردادهای بین المللی مربوط به این موارد ملزم به رعایت آن کرده است.
در بخش دیگری از نامه دراویش گنابادی به آیت‌اله لاریجانی آمده است: « از شخص شما به عنوان سکاندار جدید قوه قضاییه درخواست داریم که نسبت به حقوق تضییع شده جامعه دراویش ایران توجه لازم و عاجل مبذول داشته دستورهای لازم را صادر بفرمایید»
این سلسله از دراویش در پایان ضمن تاکید بر مطالبات خود و اجرای آن تا پایان سال جاری هشدار داد: «در صورت مشاهده عدم اجابت این درخواست  اقدام به برگزاری زنجیره‌ای از اقدامات هماهنگ در پهنه وسیعی از جهان شامل تحصن و اعتصاب غذا و هم‌چنین برگزاری راه پیمایی‌ها و نیز اقدامات ضروری مشابه به منظور جلب افکار عمومی درجهت حمایت از حقوق تضییع شده دراویش، و تقبیح و محکوم کردن عاملان و مسببان این قبایح و شنایع صورت می‌گیرد»
گفتنی است دراویش گنابادی از اقلیت‌های مذهبی در ایران هستند که همواره از سوی دولت ایران مورد خشونت قرار می‌گیرند. تاکنون شمار زیادی از طرفداران این فرقه بازداشت شدند و بسیاری از اماکن مذهبی آنان تخریب شد.
از مهم‌ترین اقدامات دولت بر علیه دراویش گنابادی می‌توان به تخریب مقبره درویش ناصر علی (اسداله ایزدگشسب) در آرامگاه تخت فولاد اصفهان که در سال ۸۷ توسط نیروهای وزارت اطلاعات، شهرداری اصفهان و نیروهای موسوم به لباس شخصی صورت گرفت اشاره کرد.
بنای تخریب شده از آثار ملی ثبت شده بود که از سال ۱۳۸۰ برای برگزاری مراسم‌ دراویش مورد استفاده قرار می‌گرفت.


 


رادیو کوچه

محمد ملکی از فعالان مدنی ایران و نیز اولین رییس دانشگاه تهران از سوی دادگاه انقلاب به محاربه متهم شد.
به گزارش ایلنا محمد شریف وکیل آقای ملکی با اعلام این خبر افزود: « طبق کیفرخواست صادره موکلم به اتهام ارتباط با یکی از سازمان‌های غیرقانونی و به استناد ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی به محاربه متهم شده است»
آقای شریف اتهام دیگر محمد ملکی را توهین به آیت‌اله خمینی و نیز رهبر جمهوری اسلامی ذکر کرد و با بیان این‌که جلسه دادگاه بعدی روز ۲۲ فروردین است اظهار امیدواری کرد که بتواند از موکل خود دفاع کند.
گفتنی است محمد ملکی روز دوشنبه هفته گذشته پس از ۱۹۱ روز بازداشت با قرار کفالت یک میلیارد ریالی از زندان اوین به طور موقت آزاد شد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته