هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند
-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news ------------------------------
باتوجهبه بیانیه ۵ فوریه سال ۲۰۱۰ خانم کاترین آشتون، نماینده عالیرتبه اتحادیه اروپا در امور سیاستهای خارجی و امنیتی اروپا، در باره اعدامهای اخیر در ایران.
باتوجهبه بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و آمریکا در ۸ فوریه، مبنی بر فراخواندن حکومت ایران به رعایت وظایف خویش در زمینههای حقوق بشری.
باتوجه به بیانیه رییس پارلمان اروپا مبنی بر یادآوری تعهدات این پارلمان در باره لغو حکم اعدام، به ویژه برای مجرمین و متخلفانی که در زمان ارتکاب جرم به سن قانونی نرسیده باشند.
باتوجهبه بیانیهی شورای اروپا در ۱۰ و ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹ در باره ایران.
باتوجهبه بیانیه مقام عالیرتبه، ۱۲ ژانویه ۲۰۱۰، در باره تشکیل پروندههای ۷ نفر از مسوولین بهایی در ایران.
باتوجهبه قطعنامههای ۱۷۳۷(درسال ۲۰۰۶)، ۱۷۴۷ (درسال ۲۰۰۷)، ۱۸۰۳(درسال ۲۰۰۸) و ۱۸۳۵ (درسال ۲۰۰۸) شورای امنیت.
باتوجهبه قطعنامه پذیرفته شده در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۹ توسط شورای دولتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (AIEA) درباره کوششهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تضمین توافقهای TNP و مقررات و مواد مبرهن همه قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل که در بندهای پیشین ذکر شدهاند.
باتوجهبه قرارداد بینالمللی مربوط به حقوق شهروندی، مدنی، سیاسی و توافقهای بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قراردادهای لغو کلیه اشکال تبعیضهای نژادی و کنوانسیون حقوق کودکان که ایران هم از امضاکنندگان آنها میباشد.
باتوجهبه بیانیهای که در ۵ ژانویه ۲۰۱۰ توسط وزیر اطلاعات ایران صادر شد و بر طبق آن همه تماسهای ایرانیان و ۶۰ انجمن و نهاد غیردولتی و نیز تعداد زیادی از رسانههای همگانی بینالمللی که به زبان پارسی برنامه پخش میکنند، عیرقانونی اعلام گشت.
باتوجهبه تصمیم حکام ایران مبنی بر «عقب انداختن« سفر نمایندگان پارلمان اروپا به تهران در راستای ارتباطات با ایران که برای هشتم تا یازدهم ژانویه سال جاری برنامهریزی شده بود.
باتوجهبه پاراگراف ۴ از ماده ۱۱۰ و بنا بر مقررات ناشی از آن.
دموکراسی و حقوقبشر
الف ـ نظر به اینکه شرایط سیاسی در ایران رو به وخامت بیشتری گذاشته و هیچ نشانی از سوی دولت ایران به چشم نمیخورد که حاکی از پاسخگویی به دغدغههای داخلی و بینالمللی درباره درست و سالم بودن انتخابات انجام شده در ژوئن ۲۰۰۹ باشد.
ـ نظربه اینکه اطلاعات مربوط به تقلبات و دستکاریهای گسترده، منجربه یک حرکت اعتراضی بسیار بزرگی بنام «جنبش سبز» شد و تظاهراتها تا چندی پیش ادامه داشته است.
ب ـ نظربه اینکه اعتراضهای وسیع سیاسی که پس از انتخابات ژوئن ۲۰۰۹ پدیدار شدند، نشان دادند که این کشور دارای یک نیرو و پتانسیل بسیار توانمندی که بسیار فعال و مصمم است و نشانگر یک جامعه متمدن است، برای تغییر و دگرگونی در راستای دموکراتیزهکردن کشور دارد که به وسیله مردمی با پشتکار و متحرک و متمدن به حرکت در آمده است.
پ ـ نظربه اینکه نیروهای امنیتی ایران (سپاه پاسداران، نیروهای بسیجی و پلیس ) با سرکوبکردن مردم، با ادامه دستگیریهای ناعادلانه هزاران نفر از تظاهرکنندگان و انشعابیون معترض که مردمی خشونت طلب نبودند، از جمله دانشجویان، دانشگاهیان، مبارزین برابریخواه حقوق زنان با مردان، سندیکالیستها، حقوقدانان و وکلا، ژورنالیستها، وبلاگنویسان، دینباوران و افراد مهم و سرشناس مبارزین و مدافعین حقوق بشر، با هدف مسلم خفهکردن انتقادکنندگان و مخالفین عکسالعمل خشنی را از خود بروز دادند.
ت ـ نظر به اینکه تعداد زیادی از این افراد دستگیر و زندانی، اعلام کرده اند که در دوران زندانی بودن خود، کتک خورده و شکنجه شده اند و در مراکز و زندان های مخفی و مخوف به تعدادی از آنان تجاوز جنسی شده است،
ـ نظربه اینکه بنابر یک تحقیقات انجام شده از سوی مجلس شورای جمهوری اسلامی ایران در اوایل سال ۲۰۱۰، جانشین دادستان، سعید مرتضوی، مسوول اصلی و درجه یک مرگ حداقل سه نفر زندانی به دلیل روا داشتن شکنجههای شدید بر آنان و سهلانگاری در مواظبت آنان در زندان کهریزک که قوه قضایی حکم بستن آن را در سه سال پیش داده بود، میباشد.
ث ـ نظربه اینکه بنا بر تایید و آمار رسمی مسوولان دولتی، از تاریخ ماه ژوئن ۲۰۰۹، حداقل سینفر از تظاهرکنندگان، در هنگام تظاهرات و یا پس از دستگیری، در زندانها کشته شدهاند و لااقل ۷ نفر هم در درگیریهای روز عاشورا در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۹ به قتل رسیدهاند.
ـ نظربه اینکه تعداد واقعی کشتهها در اثر خشونتهای از پیشپایهریزی و معماری شده حکومتی، خیلی بیشتر از این آمار گفته شده، تخمین زده میشود.
ج ـ نظربه اینکه علاوه بر این گفتهها، نیروهای امنیتی به اذیت و آزار پیوسته و سیستماتیک خود علیه مردم افزودهاند و به عنوان مثال میتوان گفت که به خود اجازه میدهند تا هرکاری را که دلشان خواست ، بطور سرخود، با اقلیتهای مذهبی مانند بهاییها (بیش از ۷ تن از رهبران قدیمی آنان در زندان هستند و به تازگی محاکمه شدند)، سنیها و مسیحیها (از جمله ۸ کشیش) انجام دهند و همین نیروهای دولتی دست به یک دسته از دستگیریهای کردها، آذریها، بلوچها و شهروندان عادی و مبارزین سیاسی عربها زدهاند. مخصوصن باید در نظر گرفت که ۲۱ تن از کردها در انتظار مرگ و اجرای حکم اعدامشان هستند.
چ ـ نظربه اینکه در ۹ سپتامبر ۲۰۰۹ مجلس ایران «قانون محاربه با خدا» را که حکم مرگ را برای کسانی که از دین اسلام روی برتافتهاند، واجب میشمارد، به تصویب رساند.
ح ـ نظربه اینکه از ماه اوت ۲۰۰۹ دستگاه قضایی با هیاهوی و سر و صدای زیادی، دادگاههایی برضد صدها اصلاحطلب و مبارزین سرشناس این جنبش تشکیل داده است و با جاروجنجال، آنان را «فتنهگر» نامیده و یا به آنان نسبت محرکین و مسببین «انقلاب مخملین» را داده است.
خ ـ نظربه اینکه دولت ایران، اروپا را به دخالت در امور سیاسی ایران متهم میکند و به این کار خود همواره ادامه میدهد.
ـ نظربه اینکه نسبتدادن چنین اتهامی، کار را به اخراج دو دیپلمات انگلیسی از ایران، توقیف تعداد زیادی از کارکنان ایرانی سفارتخانه این کشور و همچنین بیرونکردن یک دیپلمات سوئدی و دو دیپلمات آلمانی به دلیل دست داشتن در تظاهراتهای پس از انتخابات انجامیده است.
ـ نظربه اینکه در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۰ محمدرضا علیزمانی و آرش رحمانیپور اعدام شدند.
ـ نظر به اینکه این اولین حکم اعدامی صادره بود که از سوی منابع رسمی کشور در رابطه با جنبش معترضان اعلام گشت و این در حالی است که یکی از آن دو نفر و یا هر دو در زمان انتخابات در زندان بودند.
ـ نظربه اینکه دست کم ۹ نفر دیگر به جرم واهی ارتباط با «جنبش سبز» به اعدام محکوم شدهاند.
ذ ـ نظربه اینکه در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۹، در روز سوگواری مذهبی عاشورا، علی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی، کاندیدای اصلی اپوزیسیون انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن، کشته و در زیر چرخهای اتوموبیل سپاه لهاش کردند، امری که حاکی از تمامی عواملی است که با انتخاب دقیق این قتل، قصد هشدار شدید به دایی او را داشتهاند.
ر ـ نظربه اینکه در ۸ ژانویه ۲۰۱۰ یک عملیات تروریستی نسبت به جان مهدی کروبی، دومین نامزد ریاست جمهوری متعلق به اپوزیسیون انجام شد و دو تیر به سوی اتومبیل ضد گلولهاش شلیک شد و این در حالی بود که لباس شخصیها، اعضای بسیجی و پاسداران انقلاب اسلامی جمع شده بودند تا علیه حضور وی در قزوین اعتراض کنند.
ز ـ نظربه اینکه محدودیتهای آزادی مطبوعات و آزادی بیان هرچه بیشتر و شدیدتر میشود و نظربه اینکه دولتمداران ایران اقدام به ارسال پارازیت بر رسانههای رادیو ـ تلویزیونی کرده و در ارتباطات تلفنی اختلال ایجاد میکنند و این کار را در ابعاد گستردهای با رادیو و تلویزیونهای بینالمللی، تعداد بیشماری از سایتهای جهانی، بویژه فیسبوک، تویتر و نیز با سایتهای داخلی متعلق به اپوزیسیون انجام داده و در خطوط مخابرات ثابت و در امواج تلفنهای همراه بینظمی به وجود میآورند که در نتیجه در پیرو این کار غیرقانونی، در شبکههای ارتباطی و رسانههای همگانی دیگر کشورهای خاورمیانهای و حتی اروپایی هم مشکلساز شدهاند.
د ـ نظربه اینکه شرکتهای اروپایی و روسی دستگاههای فیلترگذاری و مولد پارازیتهای قوی و گاهی خیلی زیانبار برای سلامتی مردمی که در حواشی مناطق مورد بهرهبرداری زندگی میکنند، در اختیار دولت ایران گذاشتهاند.
ذ ـ نظربه اینکه پاسداران انقلاب اسلامی، لباس شخصیها و همچنین بسیجیها نقش مهمی را در امر سرکوب شهروندان بازی میکنند و همواره روزبروز در جامعه ایران بیشتر فعال میشوند و تلاشگران حقوق بشر را دستگیر و زندانی میکنند و به جای دادگستری، به طور خودسرانه، مردم را محاکمه و مجازات میکنند.
پرونده هستهای
ر ـ نظر به اینکه ایران عضو پیمان کشورهای مخالف تولید سلاحهای مرگبار هستهای (TNP) است که پذیرفته دست به تولید سلاحهای اتمی نزند و از لحاظ حقوقی متعهد و موظف میباشد تا هرگونه فعالیت هستهای خود را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (AIEA) اعلام کند و نیز همه کارها و فعل و انفعالات مواد اتمی را زیر کنترل این آژانس انجام دهد،
ز ـ نظر به اینکه ماده ۴ «کنوانسیون منع سلاحهای هستهای مرگبار»، کارهای گسترش فناوری و تکنولوژی و تحقیقات و تولیدات انرژی هستهای را برای مصرف صلحآمیز، از حق مسلم همه کشورها میداند و در چارچوب بندهای ۱ و ۲ همین ماده، هیچ تبعیض و برتری را برای هیچ کشوری به رسمیت نمیشناسد،
ژ ـ نظر به اینکه ایران از وظایف و تعهدات خود که از سوی «کنوانسیون منع سلاح های هستهای مرگبار» بر دوشش گذاشته شده است، عدول نموده و پا را فراتر از آن گذاشته و به طور پنهانی دست به ساخت یک مرکز غنیسازی اورانیوم در شهرستان قم زده است و سازمان انرژی اتمی را پس از مدتی که از شروع ساخت بنای آن میگذشت، با تاخیر، از این کار خود آگاه کرده است،
ـ نظر به اینکه نقض این قوانین و پوشیده نگاه داشتن «مرکز اتمی قم»، این حدس و گمان را به یقین و باور نزدیک میکند که احتمالن مراکز اتمی مخفی دیگری هم وجود دارند و بدین ترتیب جامعه جهانی نسبت به رفتار ایران بیاعتماد شده و دیگر حرفهای او را که به دنبال انرژی هستهای صلحآمیز است، زیر سوال برده و با شک و تردید به آن مینگرد،
س ـ نظر به اینکه در گزارش ۱۶ نوامبر سال ۲۰۰۹ رییس سابق انرژی اتمی، آقای البرادعی، میگوید تا زمانی که ایران پیمان الحاقی را به اجرا نگذارد و نور بر ابهامات و نکات تاریک پرونده نتاباند و به پرسشهای این سازمان، پاسخهای درست و روشنی ندهد، ما نخواهیم توانست اعتبار درستی گفتار و کردار آنان را در زمینه مخفی نگاه داشتن تاسیسات و فعالیتهای اتمی و عدم اعلام آنها را از سوی ایران تضمین کنیم. او همچنین یادآوری میکند که هنوز پرسشهای فراوانی در زمینه کارهای مشکوک ایران وجود دارد که هر فرد را بر آن میدارد تا با خود بگوید، وسعت و نیت فعالیتهای اتمی ایران، در حد یک برنامه هستهای نظامی است،
ش ـ نظر به اینکه اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در چارچوب مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای یافتن یک راه چاره سیاسی برون رفت از مساله برنامه هستهای ایران، توافقنامهای را پیشنهاد نمودهاند که بر طبق آن، اورانیوم غنیشده ضعیف در ایران به روسیه و فرانسه فرستاده شود تا آنان مواد مزبور را به اورانیوم مورد مصرف در سوخت راکتورهای اتمی ایران در شبکه دارویی تبدیل کنند،
ـ نظر به اینکه ایران این پیشنهاد را رد کرده است، شورای امنیت، هماکنون در حال بررسی مجازاتی شدید علیه ایران است،
ـ نظر به اینکه ایران در حال گسترش فناوری در زمینههای موشکهای زمین به زمین میباشد و کوشش میکند تا راههایی را بیابد که بتواند به موشکهای بالیستیک قارهپیما با بار مواد هستهای دسترسی پیدا کند،
ض ـ نظر به اینکه تا کنون دولت ایران حرفهای گوناگون و متضادی را درباره برنامه هستهای خود گفته است و قصد دارد از ۷ فوریه وارد مرحله غنیسازی اورانیوم شود،
دموکراسی و حقوق بشر
۱ ـ اعلام میکنیم که درباره درستی و سلامتی نتایج انتخاباتی که علیرغم نشانههای آشکارای تقلبات گسترده در آن، احمدینژاد برای بار دوم به ریاست جمهوری گمارده شد، جای بسی شگفتی و شک و تردید است. به پندار ما، موقعیت ریاست جمهور ایران به طور خیلی جدی لرزان و از اعتبار ساقط است؛
۲ ـ در برابر تمامی ایرانیانی سر تعظیم فرود میآوریم که در راه کسب آزادیها و حقوق دموکراتیک خود با پشتکاری و مصممانه مبارزه و پایداری میکنند و بشکل تظاهرات، خواستههای خود را مبنی بر زندگی در یک جامعه آرام و بدون خشونت و فشار به نمایش میگذارند. درود ویژه ما بر ایرانیان پر شهامتی که نقش بزرگی را در تظاهراتهای پس از انتخابات ژوئن ۲۰۰۹ بر عهده داشتند؛
۳ ـ شدیدن از خواستههای دموکراتیک مردم ایران پشتیبانی کرده و با صدای بلند اعلام میکنیم که حکومت و مجلس ایران قابلیت و عرضه پاسخگویی به خواستههای بر حق شهروندان ایرانی، به ویژه توان پاسخگویی به مطالبات جوانان را که عبارت از توسعه اقتصادی و گشایش جامعه میباشد، ندارند و مدتها است که این خواستهها بر روی هم انباشته شده و به حد خفقان رسیدهاند؛
۴ ـ از دولت ایران میخواهیم که حق آزادی بیان، حق گردهماییها، تظاهراتهای آرام و بدون خشونت، از جمله تظاهراتی که قرار است چند روز دیگر در ۲۲ بهمن صورت گیرد، را کاملن رعایت کند.
ما اکیدن رفتارهای قهرآمیز و خشونتگرای حکومتگران ایرانی را در مقابل تظاهرکنندگانی که تنها یک هدف در سر دارند و آن هم جستجوی و یافتن راههای مسالمتآمیزی برای کسب حق آزادی بیان و آزادی گردهماییهای آرام و بیخشونت است، محکوم میکنیم؛
۵ ـ ما خواهان آزادی همه زندانیانی هستیم که تنها جرمشان شرکت در تظاهراتهای آرام و به دور از درگیریها میباشد. آنان میخواستند از حق آزادی بیان، آزادی اجتماعات و گردهماییها و آزادی تشکل انجمنها دفاع کنند و یا از دگراندیشان دینی، یا دارای باورهای فلسفی و یا خواهان برابری جنسی بودند.
از دولت ایران مصرانه میخواهیم که درباره کارکنان و اعضای نیروهای انتظامی که مسوول قتلها و آدمکشیها، خشونتگرایی و شکنجههایی هستند که نیروهای مخالف و متعلق به اپوزیسیون، اعضای خانوادههای آنان و افراد تظاهرکننده زندانی از جمله قربانیان این افرادند، دست به یک تحقیقات قضایی بیطرفانه و مستقلانهای بزند.
۶ ـ با تمام نیرو، حکمهای اعدام و کشتار مردم، به ویژه اعدام «محمدرضا علیزمانی» و «آرش رحمانیپور» را به شدت محکوم میکنیم و خواهان برچیده شدن حکم مرگ هستیم.
از دولت ایران انتظار داریم که اتهام و احکام «محاربه» به معنای دشمنی با خدا را قطع کند و به احکام اعدام آنانی که با آرامش و صلحجویانه به دنبال به دست آوردن هر چه بیشتر حقوق دموکراتیک خود هستند و به خاطرش تظاهرات میکنند، پایان دهد.
از ایران میخواهیم تا هرچه زودتر بخشنامه سازمانملل را که مانند قطعنامه ۶۲/۱۴۹ و ۶۳/۱۶۸ مجمع عمومی سازمان ملل خواهان لغو و برچیده شدن اعدام است، به اجرا گذارد؛
۷ ـ ما از تلاشهای حکومت و یا نیروهای امنیتی برای کشتن کاندیداهای ریاست جمهوری و یا اعضای خانوادههای آنان در شگفت و به شدت متعجب هستیم و لذا از رهبر خامنهای میخواهیم که شخصن حفظ جان رهبران اپوزیسیون ایرانیان را برعهده بگیرد و امنیت آنان را تامین و تضمین کند؛
۸ ـ ما کار دولت ایران را در موردهای سانسور در مطبوعات و اختلالی که در سرویسهای رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی، مانند رسانه خبری بیبیسی ایجاد میکند، محکوم میکنیم و از همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و خود اتحادیه اروپا میخواهیم تا نتیجه و تاثیر این عمل را در کادر «اتحادیه بینالمللی ارتباطات ـ UIT» در سطح جهانی بررسی کنند؛
۹ ـ ما تصمیم حکومت ایران درباره منع و غیرقانونی شمردن تماس ایرانیان با انجمنها، نهادها و سازمانهای غیرانتفاعی و مستقل از دولتهای جهانی به ویژه با سازمانهای مدافعان آزادیها و حقوق شهروندی را محکوم میکنیم و از دولت ایران میخواهیم که هرچه زودتر این ممنوعیت را از پیش پای ایرانیان بردارد؛
۱۰ ـ از دولت ایران میخواهیم که فورن به برنامههای «پرونده سازیها و شعبدهبازیهای تلویزیونی» خود پایان دهد و از پارلمان ایران درخواست میکنیم که اصلاحاتی را در آن دسته از قوانین ایرانی انجام دهد که دست دولت را در پایمال نمودن حقوق مسلم و لاینفک بدوی و پایهای انسانی باز گذاشتهاند. مثلن حق اولیه هر شهروند است که در صورت قرار گرفتن در مظان اتهام عمومی، فقط و فقط به دادگستری فراخوانده شود؛
۱۱ ـ ما شرکتهای جهانی، به ویژه شرکتهای نوکیا ـ زیمنس را که دستگاهها و تکنولوژی لازم برای کنترل و دستگیری مردم و سانسور آنان در اختیار ایران میگذارند، به شدت محکوم میکنیم. این شرکتها، بدین ترتیب در شکنجه و اذیت و آزار و دستگیریهای مردم شریک هستند؛
۱۲ ـ برای ما جای بسی تاسف است که سفارتخانههای اروپایی به بهانههای پوچ و واهی دخالت در امور داخلی ایران، زیر ضرب قرار دارند. در این زمینه نیز ما خواهان رعایت کنوانسیون وین و احترام به قواعد و قوانین دیپلماتیک بینالمللی از سوی دولتمداران ایران هستیم؛
۱۳ ـ ما از تظاهراتهایی که در برابر سفارتهای دولتهای عضو اتحادیه اروپا در ۹ فوریه ۲۰۱۰ در تهران به وسیله شبه نظامیان بسیجی و لباس شخصیها سازماندهی و هماهنگ شده بود، نگران هستیم و از دولت ایران میخواهیم که امنیت و حفظ جان ماموران دیپلماتیک را تضمین کند؛
۱۴ ـ بار دیگر تایید میکنیم که بیهیچ پیشداوری و بدون مخالفت و آسیبرساندن به حقوق ایران در زمینه توسعه انرژی هستهای خود با اهداف مسالمتآمیز و در چارچوب رعایت قوانین سیستم منع سلاحهای هستهای، از خطر برنامه تولید سلاحهای مرگبار هستهای ایرانیان، اتحادیه اروپا و جامعه بینالمللی دارای تشویش بوده و شدیدن نگران میباشد. قطعنامههای ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، و ۱۸۳۵ شورای امنیت به آشکارا بیانگر و تبلور این دلهرهها و دلشورهگیها میباشد؛
۱۵ ـ متاسفیم که هیچگونه پیشرفت مشخصی درباره نکات پایهای و کلیدی مشکلات و مسایل ویژه بحرانزا و نگرانکننده به چشم نمیخورد. ما بار دیگر از ایران میخواهیم که برنامه هستهای خود را با پاسخهای شفاف، کامل، درست، دقیق و معتبر به پرسشهای سازمان جهانی انرژی اتمی تدوین کند. تمام مسایل و مشکلات را چارهجویی نموده و جای کوچکترین شک و شبههای را باقی نگذارد و بدین ترتیب، ترس و وحشت جامعه جهانی را از برنامه اتمیک خود از بین ببرد. اکیدن مقرراتی را به کار ببرند که توافقهای به دست آمده را به ویژه در بعدهای سیاسی آن تضمین میکنند. همچنین به نوشتن آییننامههای جانبی و کنارهای برگرفته از مقررات اصلی، یعنی نوشتن یک پروتکل الحاقی به منظور اجرا و عملی ساختن قوانین مربوطه دست بزند؛
۱۶ ـ ما هر دو اقدام، مصوبات شورای اروپا، کلیه تلاشهای در دست اقدام برای چارهجویی و راهیابی مذاکرات در دراز مدت پرونده هستهای را میپذیریم و تاکید میکنیم که در تمام تنبیهات تازهگنجانده شده ما در این مصوبات درباره تهدیدهای هستهای، همه بر این باوریم که تصمیماتی با آثار شوم و ویرانگری در زندگی عموم مردم عادی ایران، خارج از برنامه ماست؛
۱۷ ـ ما متاسفیم که حکومت ایران بار دیگر با همه تلاشهای صورتگرفته برای یافتن یک راه حل مشترک و دوستانه برای پرونده اتمی ایران مخالفت میکند. رژیم ایران به آشکارا کوشش میکند تا با استفاده از مساله اتمی خود، انظار و افکار عمومی را از بحران موجودی که سراسر این کشور را فراگرفته است، منحرف سازد و به پندار خویش میخواهد در این گوی و میدان، دست به مانور گستردهای بزند تا از زیر مناظره و مباحثه درباره تنبیهات تازهای در شورای امنیت سازمان ملل در رود. ما بر این باوریم که بیانیههای اخیر رییس جمهور احمدینژاد، نیازمند چنین تاکتیکهایی نیز هست.
رابطه ایران ـ اروپا
۱۸ ـ ما به اهمیت ادامه گفتوگو با ایران در همه سطوح و به ویژه با جامعه مدنی تاکید داریم و از اینکه دولت ایران دیدار رسمی و برنامهریزی شده نمایندگان پارلمان اروپا از ایران را به طور یک جانبه بر هم زد، متاسفیم و ابراز امیدواری میکنیم که دولت و پارلمان ایران در مواضع خود مبنی بر ارتباط مستقیم با پارلمان اروپا بازنگری کنند؛
۱۹ ـ از شورای اروپا دعوت میکنیم تا متعهد شود، آمادگی خود را برای یافتن راهحلی در گشایش دربهای گفتوگو در باره مساله هستهای و همچنین در باب مساله امنیت منطقهای با ایران اعلام کند. البته باید در این مذاکرات به منافع و نگرانیهای بجا و منطقی ایران در زمینههای مسایل امنیتی خاورمیانهای، از جمله دورنما و پرسپکتیو آینده خاورمیانه بدون انرژی هستهای، در شاخه نظامی، در دراز مدت توجه کامل مبذول داشت؛
۲۰ ـ ما معتقدیم که باید یک عکسالعمل جدی از سوی اتحادیه اروپا درباره امکان به اجرا گذاشتن مجازات مشخص و هدفمند تازهای صورت گیرد که در عین حال هیچ آسیب و گزندی به شهروندان و مردم عادی ایران نرساند. تقاضا میکنیم که در حال حاضر، تعداد اسامی لیست موجود فعلی افراد و سازمانهای ممنوعالسفر ایرانی به کشورهای اتحادیه اروپا را افزایش دهیم. همچنین فعالیت مسوولین بهگیروببندها و آنانی را که در راه آزادیها در کشور ایران سنگاندازی کرده و سد راه آزادی میشوند و نیز برای مسوولینی که تعهدات بینالمللی ایران را در امور انرژی هستهای زیر پا گذاشته و نقض میکنند، محدودیتهایی را ایجاد کنیم؛
۲۱ ـ از بیانیههایی که چندی پیش، نماینده عالیرتبه، جانشین کمیسیون و دیگر مسوولین اروپایی صادر کردهاند، بسیار خوشنود هستیم. در این بیانیهها راههای بردن پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل و پرداختن به گفتوگو ها در آنجا بررسی و فراهم گردیده است. از ریاست فرانسوی شورای امنیت تقاضا داریم که پرونده هستهای ایران را در دستور نشست شورای امنیت در طی فوریه ۲۰۱۰ قرار دهد. مسوولین چین را دعوت میکنیم تا از تلاشهای جامعه بینالمللی درباره کنترل برنامه غنیسازی اورانیوم ایران پشتیبانی کنند.
۲۲ ـ به مقامات ایرانی یادآوری میکنیم که ایران برای گسترش روابط مفید و سودمند با اتحادیه اروپا، باید احترام به پایههای نخستین و مبانی حقوق بشر را تضمین کرده، اصول اولیه دموکراسی را رعایت نماید و آزادی بیان و اندیشه و قانونمداری را محترم شمارد. امری که از گامهای نخستین و پیششرطهای لازمالاجرا برای تمامی کشورهایی است که میخواهند با اتحادیه اروپا، روابط سیاسی ـ اقتصادی برقرار کنند.
تاکید میکنیم که خلاصه حرفهای ما برای کسب یک توافق همکاری و داشتن روابط اقتصادی مابین ایران و اتحادیه اروپا، منوط و مشروط به رعایت همین ارزشها و توجهکردن به قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و سازمان انرژی اتمی و همچنین دادن تضمین عینی و عملی به صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران و توقف پشتیبانی ایران از تروریسم است؛
۲۳ ـ از کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کمیسیون دعوت به عمل میآوریم تا بطور فعال و پیگیرانه از ابتکارهای ایرانیان با اهداف بهترشدن شرایط تنوع و چندگانگی در رسانههای همگانی پشتیبانی کنند و بر خود میبالیم که پروژه پخش اخبار و اطلاعات اروپایی به زبان پارسی از طرح و تئوری به عمل درآمده است؛
۲۴ ـ از کمیسیون و شورای اروپا تقاضا داریم تا هرچه زودتر اقداماتی را در ممنوعکردن ارسال تکنولوژیهای کنترلکننده مردم به کشورهایی نظیر ایران که میتوانند این ابزاروآلات را در راستای نابودی آزادی اندیشه و بیان به کار برند، انجام دهند؛
۲۵ ـ از کمیسیون درخواست میکنیم تا یک نمایندگی همیشگی اتحادیه اروپا در تهران دایر کند؛
۲۶ ـ از کمیسیون و شورا میخواهیم تصمیمات و مقررات فوقالعادهای را در چارچوب برنامههای دموکراسی و حقوقبشری و سیاست امور مهاجرت اروپا وضع کنند تا دستگاههای مربوطه اروپایی بتوانند از مدافعان راستین حقوق بشر به طور جدی پشتیبانی کنند؛
۲۷ ـ به رییس پارلمان اروپا ماموریت داده میشود تا این قطعنامه را به مقام عالیرتبه اروپا، به دولتها و پارلمانهای کشورهای عضو، به دبیر کل سازمان ملل، به شورای حقوق بشر سازمان ملل و همچنین به دولت و پارلمان جمهوری اسلامی ایران تسلیم کند.
«ای نو عروسان و دامادان روی سخنم با شماست، به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به یاد بسپارید و با غیرت در پی زندگانی پاک منشی برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیش دستی جوید تا این زندگانی سپند زناشویی را با شادی و خرمی به پایان رسانید. زن و مرد در همبود گاه چندین هزار سال ایران باستان با هم برابرند. خواست آنان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بودهاند چه پس از ازدواج گرامی است و آزاد هستند تا خود راه خود را برگزینند» (یسنا ۵۳ بند ۵)
هشتم مارس به عنوان روز جهانی زن نامگذاری شده است. علت نامگذاری این روز تظاهرات و اعتصابات زنان آمریکایی در جهت خواست حقوق برابر با مردان در سال ۱۸۷۵ بود. با برگزاری مراسمهایی در هر سال به مناسبت یادبود این اعتراضات سازمان ملل متحد هشتم مارس را بهعنوان «روز جهانی زن» به رسمیت شناخت.
در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاههای پارچهبافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابانها ریختند و با اعتصاب خود خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتکزدن زنان و دستگیری عدهی زیادی برهم خورد.
مدت کوتاهی از سرکوب اعتصاب نگذشته بود و هنوز تعدادی از اعتصابیون در سیاهچالها بهسر میبردند که یکی از کارخانههای نساجی ناگهان دچار آتشسوزی مهیبی شد. درهای کارخانه بسته بود و از ۵۰۰ کارگر کارخانه، بالغ بر ۱۵۴ زن در آتش سوختند. با این حجم سنگین تلفات و تحمل خشونتهای پلیس ضدشورش و دوایر امنیتی به ویژه پیگیری کارآگاهان خصوصی در تعقیب سازماندهندگان اعتصاب، زنان از ادامه مبارزه عقب ننشستند و از به کارگیری این روش ناامید نشدند ومقاومت صنفی و فرسایشی خود را تا رسیدن به مطالباتشان پی گرفتند.
سال ۱۹۰۷ در دورهای که مبارزات زنان برای تامین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، به مناسبت پنجاهمین سالروز تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند. ایده انتخاب روزی از سال بهعنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت «روز زن» برگزار شود.
کاترین زتکین از بنیانگذار جنبش حمایت از حقوق زنان
در سال ۱۹۱۰، «دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین «روز بین المللی زن» پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی پیش از آن روز «اول ماه مه» را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که میتوانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید.
«دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد. بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را برسمیت شناخت.
در سال ۱۹۱۳ «دبیرخانه بین المللی زنان» که یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم بود، روز هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، بهعنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد و در سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ این روز را بهعنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت.
روز زن در ایران
زنان ایرانی در طول سال سه روز را به خود اختصاص دادهاند. قرنها پیش هرسال پنجم اسفند ماه زنان ایرانی از کار روزانه دست میکشیدند و این مردان بودند که یک روز در سال نقش زنان را ایفا میکردند. سالیان سال بعد از آن با ظهور و گسترش اسلام ایرانیان روزی از روزهای سال قمری را روز زن نامیدند.
پس از انقلاب ایران روز تولد فاطمه دختر محمد پیامبر مسلمانان به عنوان روز زن در تقویم رسمی آورده شده است. ایرانیان همچنین هشت مارس را با سراسر جهان به عنوان روز زن گرامی میدارند.
زنان ایرانی در گذشته با محرومیتهای فراوانی در جامعه ایرانی روبرو بودند. در دوران پادشاهان ایرانی همواره از زنان به عنوان جنس ضعیف و تحت سرپرستی کامل مردان یاد میکردند و با استبداد اجازه فعالیت زنان در عرصههای مختلف را نمیدادند.
در زمان حکومت پادشاهان ایلام، مردسالاری در ایران حاکم بوده است. اختیار انتخاب همسر برای دختران به دست پدر دختر بود و پس از مراسم ازدواج، دختر به خانواده دیگر تعلق میگرفت. در زمان هخامنشیان، زنان حق ارث و مالکیت داشتند. با این حال، در تخت جمشید تصویر هیچ زنی وجود ندارد که آن را نشانه مردسالاری میدانند. در دوره اشکانی و ساسانی زنان عادی جزو اموال مرد محسوب میشدند و بهای معینی معادل پانصد استر داشتند. و در دوره ساسانی زنان حایض موجب آلودگی و نجاست محیط به شمار میرفتند و دوران قاعدگی خود را به تنهایی در دخمههای مخصوصی که دشتانستان مینامیدند میگذراندند و حق دست زدن به چیزی نداشتند چون تصور میشد آن را آلوده میکنند.
در دوران قاجار و دوران پهلوی نیز ازدواج کودکان و ازدواج اجباری دختران بسیار رایج بود. طلاق نیز برای مردان بسیار آسان بود و چندزنی مجاز بود. حق رای برای زنان وجود نداشت. زنان نمیتوانستند به هیچ منصب سیاسی دست یابند. این در حالی بود که اعراب زن را کنیز میدانستند و یا زنده به گور میکردند.
کمکم زنان در جامعه ایرانی با وجود محدودیتهای فراوان نقش به سزایی ایفا کردند. در جریان تحولات سیاسی انقلاب مشروطه فعالیت بیرونی زنان بیشتر شد. انجمنهای خصوصی و سازمانهای مخفی ایجاد کردند، در تظاهرات شرکت کردند، و برای مشروطیت به مبارزههای مسلحانه و اقدامات غیرخشونتآمیز پرداختند.
در سال ۱۹۳۳، رضاشاه پهلوی پس از دیدار با مصطفی کمال در ترکیه اقداماتی را به منظور بهبود موقعیت زنان آغاز کرد. او به موسسات آموزشی به ویژه دانشگاه تهران دستور داد که از دختران نیز ثبت نام به عمل آورند. در سال ۱۹۳۴ میلادی، رضاشاه دستور به کشف حجاب داد و چادر و روبنده را ممنوع کرد. اما از سوی دیگر سازمانهای زنان مانند جمعیت نسوان وطنخواه تعطیل شدند و نشریات زنان بسته شد
با وقوع انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی دوباره فعالیت زنان محدود شد. پس از انقلاب ایران رعایت حجاب برای زنان اجباری شد و مدارس دختران و پسران از یکدیگر جدا شد و بسیاری از زنان اجازه فعالیت در مناصب مهم دولتی از جمله قضاوت را نداشتند.
جمهوری اسلامی بر اساس آمار در سال ۲۰۰۹ از نظر شاخص تبعیض جنسیتی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در میان ۱۳۴ کشور در ردیف ۱۲۸ قرار گرفت. همچنین میزان درآمد مردان بهطور متوسط دو و نیم برابر زنان بود و نیز میزان بیکاری زنان در این سال ۱۷۰ درصد مردان بودهاست.
پس از گذشت دو دهه از «انقلاب ایران» فضا کمی بازتر شد. زنان توانستند در منصبهای دولتی حضور داشته و یا به عنوان نمایندگان مجلس برگزیده شوند. برخی از آنها سهم بیشتری از قدرت و احترام پس از انقلاب اسلامی داشتهاند. معصومه ابتکار به عنوان اولین زن معاون رییس جمهور عضو کابینه دولت جمهوری اسلامی ایران بود. در همین دوران یک زن ایرانی به نام شیرین عبادی اولین ایرانی برنده جایزه نوبل شد. انوشه انصاری نیز دیگر زن ایرانی بود که عنوان اولین فضانورد ایرانی را کسب کرد. بسیاری از زنان هم برنده جوایز مهم جهانی در زمینه سینما و هنر شدند.
در سال ۲۰۰۳ زنان ایرانی با تظاهرات گستردهای در ایران خواستار گنجاندن هشتم مارس به عنوان روز زن در تقویم رسمی ایران شدند هر چند که این درخواست بدون نتیجه باقی ماند اما اکنون زنان ایرانی این روز را به عنوان «روز دفاع از مطالبات بر حق خود» گرامی میدارند.
به هر روی با توجه به شرایط نابسامان وضعیت زنان در جامعه ایرانی و نیز کشورهای جهان سوم زنان در تلاش هستند تا بتوانند به جایگاه اولیه روز جهانی زن که همان دفاع از شرایط بهتر کاری و حقوق اجتماعی و برابری با مردان است برسند.
ثمره استیصال سرخابیها را پیش از این بارها دیدهایم، شبهایی که آنها باختهاند و صبح روز بعدش هواداران پر تعدادشان تنها ثانیهای مقابل پیشخوان روزنامه فروشیها مکث کردند سپس با خواندن تیترهایی که قالبن با شمشیر از نیام برآمده به جان پرسپولیس و استقلال افتاده بودند، به سرعت از مقابل کیوسک رد شدند.
ویروس بیاعتنایی حتی به جان سکوها هم سرایت کرد و دست آخر دیدیم که تنها پنج هزار هوادار برای این دو تیم در ورزشگاه یکصدهزارنفری آزادی جمع شدند.
ثمره بدبودن سرخابیها را پیش از این دیدهایم، زمانی که تیم ملیمان پر شده بود از بازیکنان تیمهایی که در بهترین حالت تنها پنج هزار هوادار به استقبال بازیهای باشگاهیشان میآمد و وقتی قرار بود در بازی بزرگ تیم ملی آنها مقابل یکصدهزار هودار بازی کنند، آنوقت ساقهایشان میلرزید.
هنوز مصاف ایران و عربستان در خاطرتان مانده همان شبی که فاتحه فوتبال ما بعد از قبول شکست برابر صعودیها خوانده شد و ما ماندیم و دوری از مهمترین آوردگاه جهانی فوتبال.
پرسپولیس بعد از سالها هفت بازی متوالی را میبرد و استقلال پس از حذف از جام حذفی با پیروزی ارزشمند برابر استقلال اهواز به هوادارانش پیغام میدهد ما هنوز زندهایم و شما سر افراز.
دیگر مکثهای کنار کیوسک با دلخوری و عبور زودگذر نیست، حتی اگر اهل روزنامه خواندن هم نباشند با دیدن عکس شادی گل و تیتر پیروزی سرخابیها این وسوسه به سراغشان میآید که به جرگه روزنامه بگیرها بپیوندند.
وقتی وارد مترو میشوی محال ممکن است در لابهلای جمعیت از اقتدار تیمهای بزرگ پایتخت چیزی نشنوی، آخر اینجا در قلب تهران در قلب تپینده اقتصاد، سیاست و ورزش، هیچکس به سرخابیها بی توجه نیست آنها یا از تبار سرخاند یا از قماش آبی. حکایتی که مو به موی آن را میتوانید در هر شهر دیگری جستوجو کنید از همان اصفهان که اینکه طلایهدار فوتبال ماست تا شیراز و مشهد و گیلان.
البته این روزها تبریز حال و هوای دیگری دارد که آن را میتوانید بگذارید به حساب دوری هشتسالهشان از لیگ برتر و هیجان بیانتهای آذریها.
آخر آن روزی که تراکتور در اولین دوره لیگ برتر، جام سقوط را نوشید در بهترین حالت ممکن هم یک سوم جمعیت امروزیاش از آنها استقبال نمیکردند.
نمیتوان این فرضیه را خلق کرد که این هواداران آن روز طرفدار تراکتورسازی نبودند چرا آنها بودند اما قدر تیم محبوبشان را نمیدانستند و این دوری بلند مدت لازم بود تا حالا با فریاد تراکتور، نوای بودن شان را سر دهند.
تیم ملی با بهترین مهرههای فوتبال ایران و در بهترین حالت تنها ۱۵ هزار هوادار، آن هم بدون بلیت فروشی به آزادی میکشاند اما پرسپولیس قادر است برابر فولاد بیش از نیمی از سکوهای ورزشگاه را به رنگ سرخ در بیاورد.
بنابراین به نفع فوتبال و متولیان آن است که پرسپولیس همچنان پرسپولیس باشد و استقلال همان تیمی که برابر استیل آذین از عیار و موجودیت فوتبال ما دفاع میکند. ما ثمره خوب بودن آنها را میبینیم و از این اقتدار منتفع میشویم.
بازی تیم ملی تمام میشود و خبرنگاری که رنگ زرد را بیش از هررنگ دیگری میپسندد و گمان میکند نفع او و فوتبال در حاشیه آن است مرتب از کاپیتان تیم ملی این سوال را تکرار میکند که آیا به پرسپولیس برمیگردی؟ او برنده میشود چرا که کریمی سرانجام اعتراف میکند به نفع او و دایی نیست که در یک تیم کار کنند. تیتر خروجی هم چنین میشود،کریمی: «تا دایی باشد به پرسپولیس بر نمیگردم.»
چهل و هشت ساعت بعد مجددن در همان ورزشگاه و پس از پایان دیدار پرسپولیس و فولاد این بار خفت سر مربی فاتح را میچسبند و عوض آنکه بپرسند چگونه از آن پرسپولیس بیمار تیمی ساختهای که هفت بازی متوالی را میبرد، از او در مورد اظهار نظر کریمی سوال میکنند، و دایی هم با گفتن این جمله که هرگاه دعوتنامه برای کریمی فرستادم آن وقت جوابش را بدهد، رنگ زرد دیگری میپاشد بر همان دردی که امیر حاجرضایی از آن بهعنوان یرقان فرهنگی فوتبال ما یاد میکند.
اینک در شرایطی که پرسپولیس بیش از هر زمان دیگری به پرسپولیس شباهت دارد و میتوان امیدوار به عبور از این دوره رخوت بیجامیاش بود، بار دیگر همقطاران ما در قالب ژورنالیسم ورزشی، جنگ از یاد رفته دایی و کریمی را غبار روبی میکنند و با حرف کشیدن از طرفین به سراغ تیترهایی میروند که شاید عابران کنار روزنامه فروشیها را کمی بیشتر از قبل معطل کند و حتی موجب فروش روزنامه شود اما در نهایت، خروجی این زردنگاری و آتشسرخافکندن به جان پرسپولیس، زمینزدن تیمی است که خواه یا ناخواه ،نفع همه ما در گروی سرپا، ماندن اوست.
محمد اولیاییفرد وکیل دادگستری و از مسوولان سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران صبح امروز (دوشنبه) در پی احضار به دادگاه انقلاب جهت اجرای حکم بازداشت شد. به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر آقای اولیایی فرد در پی احضار به دادگاه انقلاب در این محل حضور یافت که نیروهای امنیتی با بازداشت نامبرده تحت عنوان اجرای حکم یکسال زندان وی را به نقطه نامعلومی منتقل کردند. گفتنی است محمد اولیایی فرد، وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی را عهده دار است و پیشتر در پی اعتراض به اجرای حکم بهنود شجاعی و سایر نوجوانان روز یکشنبه مورخ ۱۸ بهمن ماه از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
میتوان در ۲۵ سال اخیر یک انقلاب را به جوانان ایرانی منسوب کنیم؛ و آن انقلاب «موسیقی زیرزمینی در ایران» است. هیچگونه امکاناتی در کار نیست، هیچ حمایتی صورت نمیگیرد، با این حال هر هفته تقریبن یک گروه جدید و یک سی دی جدید از موسیقی زیرزمینی وارد اجتماع بزرگ جوانان میشود. این آهنگهای رپ، هیپهاپ، رگه، راک، متال و… در استودیوهای بزرگ یا توسط گروههای حرفهای اجرا و ضبط نمیشوند. با این حال صدها گروه از دختران و پسران به صورت مداوم مشغول کارند.
گروههایی که از اغلب آنها نه تصویری در دست است و نه آدرس و شناسنامهای. اکنون در جهان غرب، موسیقی زیرزمینی به موسیقیای اطلاق میشود که برخلاف جریان تجاری رایج در صنعت موسیقی حرکت کند. اما در ایران موسیقی زیرزمینی یک تعریف بسیار ساده دارد: هر گروهی که مجوز نگیرد و آهنگهای خود را به صورت غیر مجاز ضبط و عرضه کند، زیرزمینی شناخته میشود. در همین راستا فواد منشادی از خوانندگان زیرزمینی مهمان امروز برنامه دلهره بود.او که به تازگی به آمریکا مهاجرت کرده درباره موانع ومشکلات پیش روی این سبک به رادیو کوچه میگوید.
مجلس شورای اسلامی کلیات بودجه سال ۱۳۸۹ را به تصویب رساند.
به گزارش رسانههای دولتی ایران صبح امروز (دوشنبه) کلیات لایحه بودجه سال آینده با ۱۵۱ رای موافق، ۶۲ رای مخالف و ۱۲ رای ممتنع از مجموع ۲۲۶ نماینده حاضر به تصویب رسید.
گفته میشود لایحه بودجه سال ۸۹ با مخالفت شماری از اقتصاددانان و نمایندگان مجلس روبرو بوده است.
به گفته کارشناسان تورم بالای اجرای لایحه پیشنهادی دولت، فقدان رویکرد اشتغالزایی، افزایش وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی با نفت ۶۵ دلاری و عدم امکان نظارت بر برخی ردیفهای مهم درآمد از جمله دلایل مخالفت با بودجه ۳۴۷ هزار میلیارد تومانی سال ۸۹ بوده است.
سنگینترین مجازاتی که خدایان یونان باستان میتوانستند برای سیزیف در نظر بگیرند این بود که تا ابد کار بیهودهای انجام دهد. سیزیف محکوم شده بود تا تخته سنگی را از شیب تندی بالا ببرد. مدتها گذشت وسیزیف در تمام این مدت مشغول بالا بردن تخته سنگ از سربالایی تند بود، اما تا به بالای بلندی میرسید تخته سنگ میغلطید وبه پایین دره میافتاد. خدایان فراموش کرده بودند که تخته سنگ بر اثر مرور زمان وضربه دچار فرسایش میشود.
در صد سال اول، لبههای تیزی که دست سیزیف را بریده و زخمیکرده بود صاف شد. در پانصد سال بعدی پستی و بلندیهای سنگ به قدری صیقلی شد که سیزیف تخته سنگ را قل میداد وبالا میبرد. در هزار سال بعد تخته سنگ کوچک و کوچکتر شد و شیب هموار وهموارتر و… این روزها سیزیف تکه سنگ ریزی را که روزگاری صخرهای بود به همراه قرصهای مسکن وکارتهای اعتباریاش در کیفی میگذارد وبا خود میبرد. صبح سوار آسانسور میشود و به طبقه بیستوهشتم ساختمان دفترش میرود که محل مجازاتش به حساب میآید. بعداز ظهرها دوباره به پایین بر میگردد.
«شکوه میرزادگی» از اواخر دهه چهل خورشیدی، فعالیت خود را در زمینه داستاننویسی، شعر و روزنامهنگاری از نشریه «فردوسی» و سپس روزنامه «کیهان» شروع کرد و ظرف چند دهه اخیر، چه ایامی که در ایران بود و چه در سالهای تبعید، آثار متعددی در زمینههای ادبی و فرهنگی داشته است. دو مجموعه قصه به نام «بیقراریهای پایدار» و «آغاز دوم»، یک کتاب حاوی دو نمایشنامه به نامهای «تبعیدی سال ۳۰۰۰» و «من حرکت میکنم پس هستم»، سفر نامهای با نام «سعی هاجر»، و چند کتاب کودکان که مهمترین آن «گل و آفتاب» است و دهها مقاله ادبی، فرهنگی، و اجتماعی و سردبیری نشریه «تلاش» حاصل فعالیتهای شکوه میرزادگی در ایران است.
خانم میرزادگی زن ایرانی تا چه حد در این روز نقش دارد؟
در واقع به نظر من روز ۸ مارس روز جهانی برای تمامی زنان جهان است. فرق نمیکند که این زنان کجا زندگی کنند. از ابتدا تا الان نزدیک به صد سال میشود که تفکری برای بوجودن آمدن ۸ مارس روزی به نام روز زن بوده است. و دراین صدو واندی سال آنچه که زنان دنیا بدست آوردند در واقع همان اهداف بوده ولی زنان ایران در کوچههای اول حقوق برابری زن و مرد قرار دارند و همچنان باید برای ابتداییترین حقوقشان تلاش کنند، روز ۸ مارس روزی است که زنان بتوانند دور هم جمع شوند و خواستههای خود را در ارتباط با برابری زن و مرد که زنان ما ندارند،خواستار شوند.
به نظر شما چه درصدی از زنان جامعه ایران امروز از موقعیت و مقام خودشان به نسبت زنان دیگر کشورهای پیشرفته جهان آگاهی دارد؟
از آنجایی که به دلیل ممنوعیتهای موجود نمیشود آمار درستی را در کشور به دست آورد، اما بر اساس درصد زنان با سواد ما و کمبود آموزشی که در ایران برای برابریخواه زنان وجود دارد، میتوانم بهطور کلی بگویم که اکثریت زنان ما میدانند که حقوقی ندارند. ولی اقلیتی از زنان ما برای اینکه صاحب این حقوق بشوند، میدانند که چه باید بکنند. یعنی وقتی در هر گوشهای از سرزمین ما هر زنان ساده معمولی که حتا سواد خواندن و نوشتن ندارند، از همسرشان کتک میخورند، میدانند که نباید کتک بخورند. یعنی یک خواست طبیعی و بشری آنها است. و یا اگر شوهر آنها زنی را به عنوان زن دوم به خانه میآورد، میدانند که به آنها ظلمی شده است. وقتی بچه آنها را از او میگیرند و حق ندارند سرپرست بچه باشند، میدانند که به آنها ظلم شده است. اما نمیدانند چه باید بکنند. اقلیتی از زنها میدانند که قوانین مذهبی و قوانینی که بر اساس مذاهب بر آنها مسلط است آنها را از این حقوق منع کرده یعنی حقوقشان را از بین برده است. و این اقلیت زنان هستند که میدانند زیر یک حکومت که دین از آن جدا باشد و هر کس مذهب خودش را داشته باشه و قوانین روزمره قوانینی باشند که بر اساس حقوق بشر و مدرن امروزی ساخته شده باشد، میتوانند به آرامش نفسی بکشند.
اخیرن در مجلس شورای اسلامی لایحه چند همسری را ارایه دادند. این چه عواقبی برای زنان ایران خواهد داشت؟
در واقع این عواقب را قرنها است که پس میدهیم. یعنی از قرنها پیش این مساله وجود داشته است. ما میبینیم در دوران قاجاریه شاه مملکت چهارصد، پانصد و یا هفتصد زن داشته و حتا مردم کوچه و بازار هم که نمیتوانستند زندگی خودشان و بچههایشان را تامین کنند، اولین کاری که میکردند زن میگرفتند و صیغه هم که به آن اضافه میشد. در واقع پس از انقلاب مشروطه و در دوران پهلوی دو زنی ممنوع بود ولی مردها تحت شرایطی که دادگاه به آنها اجازه میداد، میتوانستند زن بگیرند. ولی از انقلاب به بعد چند زنه و چند صیغهای قانونی شد. و میدانیم که در مجلس ایران بسیاری از نمایندگان چند زنه هستند و طبیعی است که اینها هرگز تصویب نمیکنند که مردها اجازه چند همسری ندارند. ولی این یکی از رنجهایی است که بر زنهای ما تحمیل شد و کمتر زنی هست که بتواند با زن دیگر زندگیش راشریک بشود. همانطوری که اگر بگویند زنها میتوانند چند همسری بشوند، مردها چنین تابی نخواهند آورد. اما نمیدانم چرا برای ما زنها همه چیز از دید حکومت اسلامی رنج بردن آزاد و در واقع حلال و برای مردها حرام است.
در یادداشت «چه کسی دیو را به شیشه برمیگرداند» که آخرین مقاله شما در وب سایت شخصی هست، ارتباط با حقوقدانان جنبش سبز چیست اینها چه کسانی هستند؟
حقوقدانان جنبشسبز در واقع کسانی هستند که پیشنهادی برای قانوناساسی آینده ایران نوشتند. یعنی همین قانونی که من به آن اشاره کردم که ما زنها چقدر رنج میبریم. فقط ما زنها نیستیم و مسایل فرهنگی هم هست. من به عنوان یک کوشنده فرهنگی که سالها است برای میراث فرهنگی خودمان تلاش میکنم، متوجه شدم که در قانوناساسی ما چیزی وجود ندارد که از این میراث حمایت بشود. تازه جمهوری اسلامی میراث فرهنگی ما را به نابودی کشیده است. من با نامهای از حقوقدانان جنبشسبز تقاضا کردم که در این قانوناساسی پیشنهادی خودشان مواردی را برای بیان حفظ میراث فرهنگی و محیط داشته باشند. آنها این کا را انجام دادند. من در واقع مقالهای را که در ارتباط با سی و یک سال بیقانونی در حکومت اسلامی بود به آنها تقدیم کردم.
نمایشنامهای تحت عنوان«اگر به خانه من آمدید» و «زنان در مسیر تاریخ » و کتابی تحت عنوان «جاده آهو» در مورد این کتابها و زمان چاپ و انتشار آنها توضیحی دهید؟
در حقیقت تعدادی کتاب چاپ نشده و تعدادی کتابهای نیمه تمام دارم. در طی ۵ سال گذشته تمام وقت من صرف مسایل میراث فرهنگی شده و «جاده آهو» هم رمانی است که متاسفانه آخرین نگاه را باید روی آن داشته باشم و یکی دو ماه وقتگیر است. امید که بتوانم تمام کنم.
با وجود تمام مقالات و نوشتهها و فعالیتهای فرهنگی که برای زنان انجام میدهید و با توجه به تمامی اتفاقات اخیر در ایران و بهمنماه و آذرماه و همچنین فراررسیدن نوروز چه پیامی برای زنان ایران دارید؟
من به آنها خواهم گفت به فرهنگ ایرانی خودتان نگاه کنید که فرهنگی سرشار از مهربانی خردمداری و سکولاریزم است. فرهنگ ایرانی از دو هزار و اندی سال پیش که کوروش بزرگ مذاهب را آزاد کرد و تبعیض را از بین نژادها برد و بیگاری را از بین کارگران برانداخت، از آن به بعد ما میتوانیم مدعی باشیم که فرهنگی خردمدار داریم که در آن تیعیض نیست. من فکر میکنم زنان ما به عنوان حاملین این فرهنگ که آن را قرنها به اکنون رساندند، موظف هستند که همچنان فرهنگ را حفظ کنند و به نسلهای بعدی دهند.
دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، یکشنبه شب در برنامه سیاست ایرانی شبکه ۴ سیما دفاع جانانهای از رضاخان پهلوی به عمل آورد.
زیباکلام گفت رضاخان در فاصله سالهای ۱۲۹۹(وقوع کودتای سوم اسفند) تا ۱۳۰۴ (تاجگذاری) اقدامات بسیار مثبتی در ایجاد یکپارچگی ایران کرد. وی گفت بعد از مشروطه ، قدرت مرکزی سراسر کشور از بین رفت و در بلوچستان، خراسان، گیلان، کردستان، خوزستان و … یاغیان مختلفی سر برآوردند و این رضاخان بود که با سرکوب آنها قدرت مرکزی را به کشور بازگرداند .
دکتر زیباکلام همچنین ادعا کرد در دوران دولت رضاخان، صنعت ایران با رشد بسیاری مواجه شد و صنایع راه آهن ،نساجی و… از موفقیتهای آن دوره است .
این استاد دانشگاه تهران با مردود دانستن سندهایی که رضاخان را دستنشانده انگلیس معرفی میکند اظهار داشت: «اگر او انگلیسی بود، چرا دولت انگلستان او را برکنار کرد؟» وی افزود: «انگلیسیها گرچه برای تامین منافع ملی در ابتدا (سال۱۲۹۹) موافق روی کارآمدن رضاخان بودند، اما چون او در ۱۰ سال دوم سلطنت خود به آلمانها گرایش پیدا کرد، دولت انگلیس او را ساقط کرد.»
زیبا کلام در قسمت دیگری از سخنان خود مدعی شد، بسیاری از نخبگان از جمله مرحوم مدرس و دکتر مصدق در حد فاصل۱۲۹۹ تا ۱۳۰۴ از رضاخان حمایت میکردند. زیرا او فردی قلدر و قدرتمند بود و میتوانست امنیت برقرار کند.
زیباکلام، پایگاه مردمی رضاخان را نیز قابل اعتنا خواند و برای اثبات این ادعا گفت وقتی جنازه رضاخان را به ایران برگرداندند، هزاران نفر در اطراف آن تجمع کردند.
آنچه گفته آمد، در جریان یک میزگرد تلویزیونی مطرح شد که از ساعت ۳۰/۲۰ یکشنبه ۱۶ اسفند شروع شد و ۱۰۰ دقیقه به طول انجامید.
موضوع میزگرد، ملی شدن صنعت نفت بود و در آن علاوه بر صادق زیبا کلام ، آقایان دکتر محمود کاشانی (فرزند مرجوم آیت الله کاشانی)، دکتر موسی نجفی (مورخ) حضور داشتند و عباس سلیمی نمین (مدیر دفتر تدوین تاریخ معاصر ایران) به عنوان مهمان تلفنی در آن شرکت کردند.
این برنامه در واقع ادامه برنامه شنبهشب بود که در آن دکتر کاشانی و عباس سلیمی نمین در استودیو شبکه ۴ حضور داشتند و دکتر صادق زیباکلام ، مهمان تلفنی بود.
در برنامهی شنبه بین زیباکلام و سلیمی نمین بگومگوی تندی صورت گرفت که ادامه آن به برنامه یکشنبه کشیده شد.
تذکرات مکرر دکتر کاشانی و دکتر موسی نجفی برای این که بحث به سیر اصلی خود (نهضت ملی نفت) برگردد، نتیجه نبخشید و بخش اصلی برنامه به مشاجره زیباکلام و سلیمی نمین اختصاص پیدا کرد.
عباس سلیمی نمین چندین بار صادق زیبا کلام را به تبرئه و تطهیر رضاخان و دولت انگلیس متهم کرد و گهگاه با عباراتی همراه با تمسخر او را خطاب قرار داد. وی گفت او بدون سند و مدرک حرف میزند و تاریخ را جعل میکند. متقابلن زیباکلام، سلیمی نمین را به توهم توطئه متهم کرد و گفت او مسلمات تاریخی را انکار میکند.
نویسنده این سطور، در مقایسه با احاطه علمی اساتید حاضر در مناظرههای شبکه۴ سیما خود را صاحب نظر نمیداند ، حتی به عنوان فردی که مدعی است تاریخ معاصر ایران را خوب خوانده و با آن آشنایی دارد، قصد اظهار نظر درباره تمام محتوای مطالب طرح شده در برنامه توسط آقای زیباکلام را ندارد، اما به عنوان عنصری رسانهای که به نحوه و میزان نفوذ پیام آشناست شیوه گفتوگوی آقایان زیباکلام و سلیمی نمین را به هیچ روی مفید و مطابق شان این دو استاد و پژوهشگر نمیداند .
مخاطبان معمولن به فردی که در جریان یک میزگرد یا مناظره، میان حرف دیگران میدود ، زبان به تندگویی و تمسخر میگشاید، از دایره انصاف خارج میشود و … روی خوش نشان نمیدهند حتی اگر حرف حقی را مطرح کنند.
سخنان آقای زیباکلام اگرچه به لحاظ فن خطابه جذابیتهایی داشت اما از ضعف استدلال رنج میبرد و نمونههای تاریخی نادرستی که برای اثبات ادعاها استفاده میکرد، قابل نقض بود، اما سخنان آقای سلمی نمین که میتوانست با آرامش بیان شود و دفاع حریف از رضاخان را بیاثر کند ، به این دلیل که با توهین, استهزا و شعار زدگی همراه بود و علاوه بر آن در برابر سخنان شعاری و غیر مستند آقای زیباکلام،ضعف سند و مدرک داشت، او را در موضعی فرادست قرار نداد.
قرآن کریم به حضرت موسی توصیه میکند که حتی در برابر فرعون، نرم سخن بگوید . کمترین تاثیر این سفارش، نرم کردن قلب حریف است یعنی دقیقن چیزی که در برنامه شبکه ۴ احساس نشد.
تلاشهای مهرانگیز منوچهریان به عنوان اولین طرح جهت تغییر قوانین مربوط به خانواده در چارچوب قوانین مدنی ایران در سال ۱۳۴۳ به دلیل واکنشهای فقهی مراجع مذهبی و مخالفت وزیر دادگستری وقت (باقر عاملی) به نتیجه نرسید و حتی وی نیز به جرم پاسخ به باقر عاملی به مدت سه ماه به تفرش تبعید شد. پس از آن طرحی از سوی مسوولان با عنوان لایحه قانون خانواده مطرح شد که در ۶ خرداد سال ۱۳۴۶ به تصویب شورای ملی رسید. موارد نابرابری که در این قانون وجود داشت سبب شد فعالان زن دلخوش به نام این قانون ننشسته و همچنان خواستههایشان را عنوان کنند و خواستار اصلاح این قانون باشند. بدنیال این فعالیتها سرانجام در سال ۱۳۵۳ متممی به عنوان اصلاحیه بر قانون «حمایت خانواده» به تصویب شورای ملی رسید.
از جمله قوانینی که در این متمم اصلاح شد حق چندهمسری مردان بود که این خود گامی به جلو محسوب میشد. بدین ترتیب مردی که پیش از این میتوانست با اجازه قانون چهار زن عقدی و تعدادی بیشمار زن صیغهای داشته باشد در محدودیت قرار گرفت. بطوریکه عقد همسر دوم فقط به شرط اجازهی دادگاه و پس از دریافت اجازهی همسر اول امکان پذیر بود. برای کسب اجازه نیز لازم بود که دلیل موجهی به دادگاه ارایه شود. همزمان به زن اول حق طلاق داده شد.
از نکات دیگر که در اصلاحیه این قانون ذکر شد حق طلاق بود. در این قانون حق طلاق که تا آن زمان در انحصار شوهر بود به دادگاه واگذار شد و زن و مرد میتوانستند در شرایط یکسان از دادگاه تقاضای طلاق کنند. سرپرستی اطفال نیز توسط دادگاه مشخص میشد. دادگاه تعیین میکرد که زندگی با کدامیک از والدین بیشتر به مصلحت طفل است.
با ذکر این مقدمه میخواهم بگویم در گذشته تلاش فعالان زن با حرکت به جلو، وارد فاز تازهای از طلب حقوقشان میشد و این آگاهی و هوشیاری زنان بود که میتوانست راهبرد موثری در احیای حقوق از دسترفتهشان باشد. حتی در دوران پس از انقلاب نیز هر بار که حقی از کف زنان میرفت بیاعتنایی جامعه و تکصداماندن جمعی از فعالان یکی از دلایل آن بود. کما اینکه اهمیت ملغیشدن قانون حمایت از خانواده را شاید تنها قشری خاص درک کردند که اعتراضشان نیز راه به جایی نبرد و صدایشان در بحران سیاسی آن دوران به گوش نرسید. اما امروز علیرغم وجود این مهم و تلاشهای بیوقفه فعالان زن، دولت لجاجت و سماجت بیشتری در سرکوب و به عقب نشاندن زنان به خرج میدهد.
با اینکه هماکنون شمار زنان باسواد بیش از ۵۰ درصد نسبت به سال ۱۳۵۵ افزایش یافته و گروههای اجتماعی گستردهای نیز از زنان تحصیل کرده وجود دارد که با حضور پررنگ خود در جامعه سالهاست مصرانه پیگیر اصلاح قوانین نابرابر هستند، دولت همچنان بر سر موضع بیتدبیری افزودن تبعیض در حق زنان (که همیشه جزیی از عملکرد حاکمیت به شمار میرفته)، اصرار میورزد.
لایحه حمایت از خانواده به پیشنهاد قوه قضاییه در جلسه هیات دولت احمدینژاد در سال۱۳۸۶ تصویب و به مجلس ارسال شد. بر اساس ماده ۲۳ این لایحه، مردان برای ازدواج مجدد نیازی به اجازه و آگاهی همسر قبلی خود ندارند و تنها لازم است به دادگاه توانایی مالی خود برای داشتن زن جدید را اثبات کنند. همچنین در ماده ۲۵ نیز مالیات بر مهریه ذکر شده است. به گفته سخنگوی قوه قضاییه این دو ماده در طرح پیشنهادی قوه قضاییه نبوده و توسط دولت به لایحه اضافه شده است.
در نهایت مجلس کلیات لایحه را با حذف دو ماده مذکور که با اعتراضات گسترده طیفهای گوناگون فعالان و کارشناسان حوزه زنان روبرو شده بود، تصویب کرد. اما اخیرن دوباره این دو ماده در کمیسیون حقوقی و قضایی مورد بررسی قرار گرفت و با تغییراتی بیفایده درکمیسیون حقوقی و قضایی تصویب شد.
این ماده (۲۳) با اضافه شدن ۱۰ شرط مبهم که راه سواستفاده و دورزدن آنها به اشکال مختلف امکانپذیر است به شکلی جدید به تصویب رسید. و این تغییرات در شرایطی صورت میگیرد که زنان حتی از حق طلاق در صورت ازدواج مجدد مردان برخوردار نیستند و نیز هیچ ضمانت اجرایی برای آن درنظر گرفته نشده است.
همچنین در ماده (۲۵) مهریه به دو بخش متعارف و نامتعارف تقسیم میشود و فقط مهریههای متعارف مورد حمایت قانونگذار و دولت قرار میگیرد و مهریههای نامتعارف از حمایت قانونی لازم برخوردار نمیشوند. مخالفت با این ماده تایید مهریه بالا و به زندان رفتن مردان نیست چون مردان نیز تاوان حقوق نابرابر و قوانین غلط را میپردازند. اما در شرایطی که حق طلاق و یا حضانت در انحصار مردان قرار گرفته آیا از بین بردن تنها اهرم فشار زنان برای دستیابی به حقوق برابر در صورت نیاز میتواند راه حل ریشهای برای این مشکل باشد؟ آیا وقت آن نرسیده است که قوانین با دید کارشناسانه تصویب شوند نه اینکه بصورت مسکِن به خورد جامعه داده شود؟
قطعن که این اقدامات ریشه در جایی دیگر جز رفع مشکلات دارد.
لازم است در اینجا اشاره کنم که پیش از انتخابات در «همگرایی بخشی از جنبش زنان برای طرح مطالباتشان از کاندیداهای ریاست جمهوری» تنها کاندیدایی که به هیچ عنوان کوچکترین انعطاف و پاسخی در برابر خواستههای این جمع نشان نداد، رییس کنونی دولت دهم بود. البته با توجه به کارنامه چهارساله ایشان در دوره قبل این مساله دور از ذهن نبود.
در چند ماهی که از انتخابات دوره دهم میگذرد، زنان نیز همچون دیگر فعالان مدنی از گزند حاکمیت سرسخت در برابر انتقاد و اعتراض در امان نبودند. هماکنون بیش از ۳۵ فعال و روزنامهنگار زن در زندان بسر میبرند که بدیهی است این آمارِ همه زنان دربند نیست.
به عبارتی دیگر دولت دهم در طول عمر ۹ ماه خود تا کنون جز سرکوب، انتقام و دامنزدن به خشونت در جامعه، کاری از پیش نبرده است. اینکه اکنون درفضای ایجاد شده که آن پرده نازک از چهره ضد حقوق بشر و ضد زن دولت برداشته شده است، گروهی از نمایندگان مجلس با حمایت حامیان خود در اقدامی نابخردانه و از سر بیکفایتی این بار کانون خانواده را نشانه میروند و البته این موضوعی نیست که بهتزدهمان کند. اما سبب هم نمیشود که این عمل از چشم تیزبین گروههای مختلف فعالان زن، طرفداران حقوق بشر، ناظران و تحلیلگران اجتماعی، حقوقدانان، چهرههای سیاسی و برخی مراجع تقلید پنهان بماند.
کسانیکه بر تصویب لایحه حمایت از فروپاشی خانواده پافشاری میکنند، موضوع مهمی را در نظر نگرفته اند که صد البته که با چنین بیتدبیری راه به جایی نخواهند برد و آن آگاهی مدافعان حقوق برابر و گسترش فعالیتها و تاثیرگذاریشان بر جامعه و نیز رشد فکری و درک سیاسی و اجتماعی بینظیر همین جامعه است که اگر این واقعیات از سوی اقتدارگریان پذیرفته شود و اندکی سر از دنیای تبلیغات بیرون بیاورند و جامعه را همانگونه که هست ببینند، ما کمتر شاهد چنین اقدامات عجولانه و لجبازانهای خواهیم بود.
درنهایت همانگونه که در بیاینه نیز آمده دیگر حاضر به پذیرش نابرابری قدرت، چه در حوزه عمومی و چه در حوزه خصوصی، نیستیم و اجازه نخواهیم داد که تحولات و بحرانهای سیاسی دستاویزی باشد تا در برابر تضییع حقوقمان سکوت کرده و سالها به عقب برگردانده شویم.
دومین روز مسابقههای تکواندو قهرمانی نوجوانان جهان در مکزیک با کسب ۲ مدال برنز برای نمایندگان ایران به پایان رسید.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در رقابتهای روز دوم در بخش پسران دانیال احمدی در وزن منفی ۴۸ کیلوگرم در دور اول نماینده یونان را شکست داد. در دور دوم تکواندوکار بلغارستانی را مغلوب کرد. در دور سوم نماینده اسپانیا را شکست داد و راهی مرحله نیمه نهایی شد.
وی در این مرحله مغلوب تکواندوکاری از اردن شد و به مدال برنز مشترک این ر قابتها دست یافت. در وزن منفی ۴۴ کیلوگرم بخش دختران هم مریم شیرجهانی در دور اول نماینده مصر را شکست داد. در دور دوم تکواندوکار اسپانیا را مغلوب کرد. در دور سوم نماینده چین تایپه را از پیشرو برداشت و به مرحله نیمه نهایی راه یافت. شیرجهانی در این مرحله مغلوب تکواندوکاری از آمریکا شد و به مدال برنز رقابتها دست یافت. شیرجهانی در مسابقههای کسب سهمیه المپیک نوجوانان در سنگاپور هم مدال نقره را کسب کرد و سهمیه این رقابتها را گرفت.
در وزن ۵۱ کیلوگرم پسران نیز آرمین محمودیاصل در دور اول نماینده چین تایپه را شکست داد. وی در این دیدار از ناحیه بینی دچار آسیبدیدگی شد. محمودی در دور دوم علیرغم آسیبدیدگی نماینده کانادا را شکست داد. در دور سوم مغلوب تکواندوکاری از مکزیک شد و از دور رقابتها کنار رفت.
در وزن منفی ۷۳ کیلوگرم پسران، مهرشاد خلیلی در همان دور نخست مغلوب تکواندوکاری از بلاروس شد و از دور رقابتها حذف شد.
در وزن منفی ۶۳ کیلوگرم دختران، فاطمه روحانی دردور نخست نماینده مصر را شکست داد. در دور دوم مغلوب نماینده کره جنوبی شد و از دور رقابتها کنار رفت.
بدین ترتیب، در پایان روز دوم مسابقههای تکواندوی نوجوانان جهان در بخش پسران تیم ایران با کسب یک مدال طلا و یک برنز با کسب ۳۴ امتیاز در مکان دوم قرار دارد. در این بخش ترکیه با یک طلا، یک برنز و ۳۵ امتیاز اول است.
در بخش دختران تیم ایران با کسب یک مدال برنز و ۱۴ امتیاز در مکان دوازدهم قرار دارد.
این ر قابتها در شهر تیخوانا و در سالن باخا کالیفرنیا برگزار میشود.
بامداد سهشنبه و در سومین روز رقابتهای جهانی ایران ۴ نماینده خواهد داشت.
در بخش پسران و در وزن منفی ۴۵ کیلوگرم محمد سلیمانی در وزن منفی ۶۸ کیلوگرم حسین کریمی، در وزن منفی ۷۸ کیلوگرم مرتضی درویش و در بخش دختران و در وزن منفی ۵۹ کیلوگرم فرزانه صاحبی به مصاف حریفان خود میروند.
گوگل فیلمهای موجود در یوتیوب را زیرنویسدار میکند. به گزارش فارنت و به نقل از روزنامه انگلیسی دیلیتلگراف وبسایت به اشتراکگذاری فیلمهای ویدیویی یوتیوب اعلام کرد که تمام فیلمهای ویدیویی بارگذاریشده در یوتیوب به صورت خودکار دارای زیرنویس خواهند شد و از امروز تمامی کاربران این وبسایت میتوانند از فیلمهای موجود در این وب سایت با قابلیت «زیرنویس خودکار» استفاده کنند.
البته این قابلیت اکنون تنها در مورد فیلمهای انگلیسی زبان این سایت فعال شده و گوگل با اعلام اینکه هنوز نرمافزار این قابلیت تکمیل نشده است، وعده داده که به زودی این قابلیت را برای چندین زبان دیگر نیز در یوتیوب فراهم کند.
با اضافه شدن این قابلیت کاربران همچنین خواهند توانست فیلمهای خود را نیز با زیرنویسهایی به زبانهای دیگر به اشتراک بگذارند.
گوگل اعلام کرده است که در این قابلیت که با نام «زیرنویس خودکار» (Auto-Captioning)معرفی شده از الگوریتمهای مختلفی بهره برده است که بر اساس آن متوجه میشود که در فیلم به چه زبانی صحبت میشود و هنگامی که این قابلیت از سوی کابر درخواست شود آنچه که در فیلم عنوان میشود مانند یک زیرنویس در زیر فیلم نمایان میشود.
یوتیوب پیش از این نیز از این قابلیت در قسمت «جستجوی صوتی» خود بهره برده بود و قابلیت زیرنویس تنها بر روی قسمت کوچکی از فیلمهای این سایت ویدیویی که توسط برخی مشارکتکنندگان عمده یوتیوب بارگذاری شده بود، قرار داشت.
گوگل همچنین اعلام کرده است که بهرهبرداری کامل از این قابلیت برای کل فیلمهای موجود در یوتیوب زمان خواهد برد و یوتیوب نیز از کاربران خود برای تکمیل هرچه سریعتر این روند و بهرهگیری تمام فیلمهای موجود از این قابلیت درخواست کمک کرده است.
یوتیوب از کاربران خود درخواست کرده است که در هنگام تماشای فیلمهای موجود با فشردن کلید درخواست ترجمه که در کنار هر کلیپ ویدیویی در این سایت قرار داده شده است به یوتیوب در اولویتبندی زیرنویسدار کردن فیلمهای موجود کمک کنند.
فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه گفت: «ایران با سرکوب معترضان خود به حکومت اوباشسالاران تبدیل شده است»
به گزارش بیبیسی ژنرال دیوید پتریوس روز گذشته (یکشنبه) در گفتوگویی با شبکه سیانان با اشاره به نظر کارشناسان اظهار داشت که ایران «از حکومت روحانیون بسوی حکومت اوباشها» گام بر میدارد. به اعتقاد آقای پترویوس «ظهور جنبش اصلاحات و عصبانت شهروندان از ربودن انتخابات تابستان گذشته» آغاز شده است. این فرمانده نظامی همچنین در خصوص مسایل هستهای ایران تصریح کرد: «نمی توان با صراحت گفت ایران تصمیمی قطعی برای دستیابی به سلاح اتمی گرفته است.» وی افزود: «اقدامات ایران کمک زیادی به گسترش ائتلاف علیه تهران کرده است و محمود احمدی نژاد بهترین مامور استخدام (متحد) برای ما بوده است». اظهارات آقای پترویوس در حالی بیان میشود که ایران و غرب تنشهای فراوانی را به دنبال سیاستهای خارجی و مسایل هستهای با یکدیگر دارند. پیش از این نیز هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در اظهار نظری اعلام کرده بود که ایران به سمت دیکتاتوری نظامی پیش میرود.
سیمین بهبهانی نویسنده و شاعر ایرانی و همچنین فعال حقوق زنان که به دعوت شهرداری پاریس برای برگزاری روز جهانی زن عازم فرانسه بود توسط نیروهای امنیتی ممنوع خروج شد. به گزارش مدرسه فمنیستی خانم بهبهانی بامداد روز دوشنبه قصد داشت از طریق فرودگاه بینالمللی «امام خمینی» برای اجرای برنامهای به مناسبت روز جهانی زن به فرانسه سفر کند که ماموران امنیتی مانع از خروج وی شدند. وی میگوید: «بعد از اینکه از گیت گمرک رد شدم و پاسپورتم مهر خروج خورد، دو مامور صدایم کردند و پاسپورتم را گرفتند.» این شاعر ایرانی در ادامه میافزاید: «پس از آنکه تا ساعت ۵ صبح به سوالهای ماموران پاسخ میدادم به من برگهای دادند که برای دریافت پاسپورت خود به دادگاه انقلاب مراجعه کنم» به این ترتیب سیمین بهبهانی نیزمانند شمار دیگری از زنان فعال اجتماعی که ممنوع خروج شدند پیوست. پیش از این نسرین ستوده، منصوره شجاعی، نرگس محمدی، طلعت تقینیا و بدرالسادات مفیدی از جمله زنانی بودند که خروج آنها از ایران ممنوع اعلام شده است.
1285 خورشیدی – مردم اصفهان که از دیر زمان بر ضد ظلالسلطان والی این خطه شورش کرده، در تلگرافخانه شهر متحصن شدند و اعلام کردند که تا محمدعلی شاه قاجار پاسخ تلگرام آنان را ندهد و ظل سلطان (مسعود میرزا) را عزل نکند تلگرافخانه را ترک نخواهند کرد. اصفهانیها ظلسلطان را متهم به ظلم و تعدی و رفتار استبدادی کرده بودند.
۱۳۰۰ خورشیدی – قانون تاسیس شورای عالی معارف که بعدن به شورای عالی فرهنگ تغییر نام داد از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و اختیار تنظیم و تصویب آییننامههای مدارس و موسسات فرهنگی و هنری، تاسیس مدارس تازه، صدور پروانه نشریات، دادن نشان و مدال فرهنگی و مراقبت و حفاظت از آثار ملی به آن واگذار شد. این شورای مهم پس از تاسیس وزارت علوم در دهه ۱۳۴۰و بعدن وزارت فرهنگ و هنر به سه شورای عالی تقسیم شده بود. علیاکبر دهخدا، دکترامیر اعلم، ذکاالملک فروغی، محمد تدین، مجیر شیبانی و غلامحسین رهنما از جمله اعضای نخستین دوره شورای عالی معارف ایران بودند.
۹۶۵ میلادی – المتنبی (ابوطیب احمدبنحسین) شاعر بزرگ عرب در راه بازگشت از سفر شیراز و دیدار امیر عضدالدوله دیلمی به بغداد، در نزدیکی این شهر گرفتار راهزنان شد و به دست آنان به قتل رسید. وی هنگام مرگ ۵۰ ساله بود. در دوران معاصر از اشعارالمتنبی در کتابهای درسی دانشگاهی رشته ادبیات وسیعن استفاده شده است. دیوان اشعار المتنبی از کتب معروف نظم عربی است.
۱۷۸۲ میلادی– سالروز قتلعام زننده گروهی از سرخپوستان اهایو به دست میلیشیای پنسیلوانیای آمریکا به فرماندهی سرهنگ دیوید ویلیامسون. این بومیان از قبیله «لناپ» که به تازگی به دست میسیون موراویان مسیحی شده بودند، مسلح نبودند و سرگرم زراعت بودند که دستگیر شدند. میلیشیای پنسیلوانیا به انتقام همراهی قبیله دیگری از سرخپوستان با نیروهای انگلیسی در سرکوب انقلاب استقلال، ۲۸ مرد، ۲۹ زن و ۳۹ کودک لناپی را دستگیر و به درخت بستند و پس از وارد آوردن ضربه پتک به سر آنان پوست جمجمههای آنان را کندند.
۱۹۱۱ میلادی – تلاشهای طولانی بانو «کلارا زتکین»اندیشمند سوسیالیست آلمانی و نماینده وقت پارلمان فدرال این کشور به ثمر رسید و «هشتم مارس» هر سال روز جهانی زن اعلام شد و دولت دانمارک به عنوان نخستین کشور آن را به رسمیت شناخت. برقراری «روز جهانی زن» در شهر کپنهاگ اعلام شده بود.
۱۹۲۱ میلادی – «ادوارو داتو ایرادیر» (Edward dato Iradier) نخستوزیر اسپانیا هنگام خروج از ساختمان پارلمان این کشور در شهر مادرید ترور شد.
۱۶۱۸ میلادی – یوهان کپلر سومین قانون خود را دربارهی حرکت سیارهای کشف کرد.
۱۳۲۶ خورشیدی – زادروز مجید انتظامی آهنگساز موسیقی فیلم و نوازنده ابوا و فرزند عزتاله انتظامی است. او برای فیلمهای بایسیکلران، روز واقعه، آژانس شیشهای و دیوانه از قفس پرید جایزه سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرده است. وی در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به تدریس مشغول است.
زمینلرزهای به بزرگی شش و دو دهم در مقیاس ریشتر بامداد امروز شرق ترکیه را لرزاند و منجر به کشته شدن دست کم سی نفر و مجروح شدن دهها نفر گردید. به گزارش رسانههای ترکیه صبح امروز (دوشنبه) زمینلرزهی نسبتن شدیدی در منطقه باشیورت در استان الازیغ در شرق ترکیه منجر به کشته شدن سی نفر گردید. به گزارش بیبیسی هلال احمر ترکیه گفته است که گروه های امدادی خود را به مناطق آسیب دیده اعزام داشته و یک ستاد بحران برای بررسی نیازهای زلزله زدگان تشکیل داده است. بر اساس این گزارش مرکز لرزه نگار قندیلی اعلام کرده که پس از وقوع زمین لرزه اصلی، پس لرزههای متعددی در منطقه روی داده و باعث نگرانی و وحشت اهالی شده است. گفتنی است ترکیه به دلیل قرار گرفتن بر روی تعدادی گسلهای زلزله خیز همیشه دچار زلزله میشده و وقوع زمین لرزههای پر تلفات در این کشور بیسابقه نیست.
سرانجام پس از گمانهزنیها و انواع و اقسام حاشیهها و اظهارنظرها و اتفاقات عجیب و غریب، اسامی برندگان جوایزه اسکار که عمومن آن را مهمترین جایزه سینمایی در جهان میدانند، در سالن «کوداک» در میان زرق و برقی که هر سال با شدت بیشتری خودنمایی میکند، اعلام شد.
سایت اسکار نوشت: «نکته جالب این که زمان برگزاری مراسم اسکار ازسوی آکادمی هنر تاریخ ۷ مارس اعلام شده بود ولی این مراسم عملن از ساعت ۴٫۵ صبح روز هشتم مارس شروع شد!»
نخستین تندیس اسکار هم به «کریستوف والتس» بازیگر زاده اتریش و همبازی برد پیت در فیلم «حرامزادههای بیآبرو» ساخته کوینتین تارانتینو رسید. والتس که جایزه را از دستان پنهلوپه کروز گرفت برای بردن اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بازیگران کهنهکاری را کنار زد.
اسامی (برخی برندگان اعلام شده) به همراه اسامی نامزدها در هر رشته به شرح زیر است:
هفدهم اسفند سال ۱۳۲۶ مصادف با زادروز «مجیدانتظامی» آهنگساز موسیقیفیلم و نوازنده ابوا و فرزند «عزتاله انتظامی» است. او برای فیلمهای «بایسیکلران»، «روز واقعه»، «آژانس شیشهای» و «دیوانه از قفسپرید» جایزه سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را از جشنواره فیلمفجر دریافت کرده است.
مجید انتظامی متولد هفدهم اسفند، سال ۱۳۲۶ در تهران است . او فرزند «عزتاله انتظامی» بازیگر پر سابقه تاتر و سینما ایران است. مجید دوران کودکی ، همراه دو برادرش به تحصیل موسیقی پرداخت. بعد از گرفتن دیپلم از هنرستان وارد ارکستر سمفونیک شد. زیر نظر «آنتوان کاتلوس» ابوا یاد گرفت وسلفژ و تئوری و هارمونی را نزد «ثمین باغچهبان» و «مصطفیکمال پورتراب» یاد گرفت.
او میگوید: «نخستین نت موسیقی را به کمک استاد پورتراب نوشتم و حالا از او درس زندگی می گیرم.» و سپس به گفته خودش به دلیل نارسایی کلیهاش به آلمان رفت و چون باید چند سال تحت نظر دکتر میبود، همانجا ادامه تحصیل داد و در کنسرتوار «برلین» نزد اساتیدی همچون «کارل اشتاین» به تحصیل موسیقی ادامه داد و در طول این مدت با ارکستر سمفونیک «برلین» و ارکستر فیلارمونیک «آلمان» همکاری داشت. او به عنوان هنرمند تکنواز بر صحنه شهرهای برلین آلمان، نانسی، مارسی و لیون فرانسه ظاهر شده است.
مجید انتظامی در سال ۱۳۵۲ به دعوت ارکستر تهران به عنوان تکنواز به تهران آمد و پس از اجرای موفقیتآمیز یک کنسرت بار دیگر به آلمان غربی بازگشت .
یکسال بعد،یعنی در سال ۱۳۵۳ او به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی به تدریس پرداخت و در سال ۱۳۵۷ با ساخت موسیقی متن فیلم «سفرسنگ» ساخته «مسعود کیمیایی» وارد دنیای موسیقی سینما شد.
در سالهای بعد از انقلاب وی را میتوان از فعالترین آهنگسازان در زمینه موسیقی فیلم لقب داد که اکثر آثار او در یاد و خاطر همه ما باقی مانده است . از «سردار جنگل»، «ترن» و «روز واقعه» گرفته تا «بویپیراهنیوسف»، «ازکرخهتاراین»، «آژانس شیشهای» و «دوئل».
او به خاطر آثار خود موفق به کسب چهار سیمرغبلورین از جشنواره فیلم فجر، دو دیپلم افتخار از همین جشنواره و همچنین دو بار کاندیدای جشنواره فجر گردیده است. مجید انتظامی همچنین به خاطر آهنگسازی فیلم «نورا» موفق به کسب دیپلم افتخار از ششمین جشن خانه سینما گردید. «بایسیکلران» در هفتمین جشنواره سینمایی فیلم فجر به عنوان بهترین موسیقی متن فیلم برگزیده شده و جایزه سیمرغ بلورین را به خود اختصاص داد و نیز دو قطعه کرال برای ارکسترسنفونیک تهران نوشته به نام «آزادی» و «سیمرغ» که هر دو به اجرا در آمده است .
از نمومه آثار مجید انتظامی میتوان به: «سفر سنگ»، «در محاصره»، «خط قرمز»، «سردارجنگل»، «سناتور»، «تفنگشکسته»، «عقابها»، «پلاک»، «دبیرستان»، «دستفروش»، «ترن»، «بایسیکلران»، «زردقناری»، «آخرینپرواز»، «آتشپنهان»، «شببیستونهم»، «ناصرالدینشاه آکتورسینما»، «ازکرخهتاراین»، «روزواقعه»، «بویپیراهنیوسف»، «تنهاترینسردار»، «آژانس شیشهای»، «مردانآنجلس»، و «دیوانهازقفسپرید» اشاره کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر