هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند
-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news ------------------------------
انتقاد از آنچه کمیسیون تلفیق مجلس در بررسی بودجه ۸۹ تصویب کرده است، در حال بالا گرفتن است. « الیاس نادران» عضو شاخص اصولگرایان معتقد است این سازی است که بعدن صدایش در میآید. «احمد توکلی» هم بودجه ۸۹ را «نسخه بانکجهانی» دانست. عنوان نسخه بانکجهانی در ادبیات سیاسی ایران نوعی تعرض و طعنه سیاسی محسوب میشود، که معمولن برای از میدان به در کردن رقبا از سوی اصولگرایان به کار برده میشود و حال برای یکدیگر هم به کار میبرند.
تنظیم بر اساس صلاح دید دولت
نادران از گزارش دوم کمیسیون تلفیق مجلس انتقاد کرد و با بیان اینکه این مصوبه مبهم و باعث افزایش اختیارات دولت و همچنین موجب رکود فزاینده در سال آینده خواهد شد گفت: «این مصوبه سازی است که صدای آن چندسال دیگر در میآید.» به گزارش ایلنا، الیاس نادران به عنوان مخالف گزارش کمیسیون تلفیق بودجه سال ۸۹ افزود: «اصلاح مصوبه مستلزم اصلاح آییننامه داخلی مجلس است. » وی تصریح کرد: «مبهم بودن و تنظیم بودجه بر اساس صلاحدید دولت در این مصوبه بهطور کامل مشهود است.» به گفته نادران کمیسیون تلفیق بودجه ۸۹ را آنقدر مبهم تنظیم کرده است که نمیتوان نرخ تورم سال آینده را مشخص کرد. وی تصریح کرد:«تنظیم بودجه بر اساس صلاحدید دولت به گونهای است که نمیتوان نرخ تورم راتشخیص داد.» نماینده مردم تهران در مجلس هشتم اظهار داشت: «آیا با تنظیم و تدوین این لایحه نمایندگان حاضر در کمیسیون تلفیق و یا دولت میتوانند هزینهی تملک داراییها سرمایهای را مشخص کنند؟»
نادران گفت: «این مصوبه به عقیده من مجموعه اختیاراتی است که کمیسیون تلفیق به دولت داده است که به هر نحو و به هر شکلی که دولت مصلحت دید آن را تنظیم و اجرایی کند.»
این نماینده مخالف گزارش کمیسیون تلفیق بودجه ۸۹ با بیان اینکه کمیسیون تلفیق دو خطای اساسی در تنظیم و تدوین لایحه بودجه انجام داده است گفت: «پرداختن به مسایل جزیی و عدم پرداخت به مسایل اساسی در چارچوب اصلاح روند به گونهای شده که کمیسیون تلفیق دچار جزیینگری در تنظیم لایحه شده است.» به گفته وی چگونه کمیسیون تلفیق چندین میلیارد در اختیار یک یا دو نفر که سوابق آنها کاملن مشخص ولی حاضر به پاسخگوی به مجلس نیستند را داد. دراین راستا رییس کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی در خصوص اقتصاد و توجه به بخش خصوصی اظهار کرد: «حداکثر هزینه و مصرف هر جامعه و فردی به اندازه حداکثر تولید و درآمد آن است. اما موضوع داشتن منابع، مانعی است که در این رابطه وجود دارد، بنابراین باید تولید جامعه و فرد را بالا ببریم تا بتوانیم هزینه کنیم.» «رضا عبدالهی» در نشست هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه «تولید بیشتر با هزینه کمتر و سرعت و کیفیت بیشتر توسط بخش خصوصی میسر است» تاکید کرد: «در راستای سیاستهای کلی اصل۴۴ باید به تمام امور کشور، نگاه اصل چهلوچهاری داشته باشیم.» وی با اعلام اینکه «در حال حاضر کشور را گران اداره میکنیم» درخصوص علت آن گفت: «دستگاههای حکومتی و بهطور مشخص قوه مجریه در تمام امور یا عاملیت مستقیم دارد یا دخالت میکند، بنابراین قیمتهای تمام شده را بالا و کیفیت را پایین میآورد.» وی درخصوص اینکه «چرا صادرات پایین است؟» توضیح داد: «علت این است که بخش خصوصی را از مسایل خیلی دور کردهاند و تا زمانیکه این موضوع درست نشود، گران اداره کردن کشور ادامه خواهد داشت.» وی افزود: «در حال حاضر ۱۵۰هزار میلیارد دلار در اختیار دولت قرار گرفته است، پس چرا تولیدات ما نسبت به ترکیه و سایر کشورها کمتر است؟ بخش خصوصی باید این موضوع را از دولت و مجلس سوال کند.» این نماینده مجلس تاکید کرد: «اگر میخواهیم این اتفاق بیافتد، باید تولید کالا و ارایه خدمات به بخشی سپرده شود که تولید کالا را با سرعت و کیفیت بیشتر و هزینه کمتر تولید کند.» عبدالهی با تاکید بر اینکه «باید در تمام حوزهها «دید کلان» داشته باشیم»، ابراز کرد: «یک واحد پولی که در اختیار دولت قرار میگیرد تا به نتیجه برسد، حداقل ۵۰ درصد آن تلف میشود، تا زمانیکه دولت کنار نکشد و در جایگاه اصلی خود ننشیند، کشورگران اداره میشود.»
رکود در کشاورزی صنعت اما ادامه صحبتهای نادران شنیدنی است وی معتقد است: «عدم تعهد به اصلاحات و سلیقهای برخورد کردن با آییننامهها به گونهای شده که سه درصد از سود شرکتها یا بنگاههای دولتی که قرار بود به امور فرهنگی واگذار شود مشخص نشده است.» نادران گفت: «عدم مسوولیت اجرایی و پاسخگو نبودن دستگاهها و نهادهای نظارتی از جمله معایب اصلی گزارش کمیسیون تلفیق بودجه ۸۹ است.» وی همچنین بر رکورد حاکم بر بخش صنعت در سال آینده خبر داد و گفت: « براساس برآورد بانک مرکزی رشد تولید ناخالص داخلی ۵٫۲ تا ۷٫۲ درصد بوده است که در سال آینده حداقل تا ۵٫۱ درصد کاهش مییابد که این بیانگر رکود حاکم بر بخش کشاورزی و صنعت خواهد بود و با این بودجه رشد شتابان رکود بر صنعت تشدید خواهد شد. عبداللهی گفت: «در مواردی که بخش خصوصی نمیتواند حضور یابد، حد دولت است که ورود پیدا کند، در غیر این صورت و در سایر بخشها حضور دولت دلیلی ندارد.» به عنوان نمونه وی در بخش غذا توضیح داد: «گندم، آرد و نان در دست بخش خصوصی است و اگر دولت دخالت نکند و بگذارد رقابت سالم صورت گیرد، کیفیت ارتقا پیدا میکند و قیمت تمام شده کاهش مییابد.» بنابر این گزارش به گفته نادران انبساطی بودن بودجه آثار تورمی را به همراه خواهد آورد. به گونهای که در سال آینده کشور با رکود بینالمللی و رکود داخلی که براساس تداوم انقباضی پولی و سیاسی بودن دولت و هدفمندکردن یارانهها تجربه خواهد کرد. نماینده مردم تهران در مجلس هشتم با بیان اینکه بودجه ۸۹ هیچ کدام از سیاستهای ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری را رعایت نکرده همچنین مشخص نبودن نرخ تورم، مشخص نبودن ضریب جینی و فاصله طبقاتی و سیاستهای انضباطی مالی دولت، عدم حاکم شدن قوانین دایمی، نقض اساسنامه صندوق توسعه ملی، عدم تعیین منابع توسعه ملی و هدف گذاریها در این برنامه را از معایت بودجه ۸۹ دانست و گفت: «من به کلیات این گزارش کمیسیون تلفیق رای مخالف میدهم.»
بودجه ای به توصیه بانک جهانی
در این راستا به گزارش ایلنا احمد توکلی هم در انتقاد از بودجه ۸۹ گفت: «لایحه بودجه ۸۹ بیشتر به بستههای سیاستی بانکجهانی و صندوق بینالمللی پول شباهت دارد و یادآور بودجهای است که در سال ۷۴ منجر به تورم ۴۹ درصدی شده بود. وی با بیان اینکه لایحه بودجه سال ۸۹ دولت آثار رکودی و تورمی براقتصاد ملی داشته و مخرب است گفت: «کمیسیون تلفیق گرچه اشکالات برخی ضعفها را جبران کرد اما دفاع از نتیجه گزارش کمیسیون غیر قابل دفاع است.» وی با بیان اینکه این گزارش، رکود تورمی را با توجه به هدفمندکردن یارانهها، بیماری هلندی و بودجه متکی به نفت و افزایش اعتبارات طرحهای عمرانی را در پی دارد گفت: «لایحه بودجه ۸۹ اشکالات اساسی داشت، کمیسیون گرچه ضعفها را جبران کرد و بقیه نواقص و ضعفهایی که به دست کمیسیون بر آن افزوده شد نتیجه را نه تنها غیرقابل دفاع است، بلکه آثار تورمی و رکود تورمی در این گزارش کاملن مشهود است.» توکلی ادامه داد:«تنظیم بودجه همانند سیاستگذاری کلان در پی آن است که ثبات اقتصادی را ایجاد یا حفظ کند، نرخ رشد اقتصادی را افزایش دهد و به توزیع عادلانه درآمدها بیانجامد در حالیکه لایحه و مصوبه کمیسیون تلفیق اینگونه صفات را ندارند.» به گفته وی لایحه دولت بیشتر به بستههای سیاستی بانکجهانی و صندوق بینالمللی پول شباهت دارد و یادآور بودجهای است که در سال ۷۴ منجر به تورم ۴۹ درصدی شده بود. این نماینده مخالف با گزارش کمیسیون تلفیق مجلس خاطرنشان کرد: «با رویکرد لایحه هدفمندسازی دو برابر سقف مجاز کسب درآمد در لایحه بودجه گنجانده شد. بهگونهای که این عمل باعث تورم ۵۹ درصدی با درآمد ۳۴ هزار میلیارد تومانی خواهد شد.» وی تصریح کرد: «کمیسیون تلفیق با خطای فاحشی که انجام داد سقف درآمدزایی هدفمندسازی یارانهها را ۲۰ هزار میلیارد تومان تصویب کرد که این عمل باعث میشود که مردم مشکلات بیشماری را متحمل شوند.»
به گفته توکلی این عمل نرخ تورم را در آینده به پیش از ۵۰ درصد افزایش خواهد داد و بیکاری و فقر و احتمالن مسایل اجتماعی و سیاسی را در پی خواهدداشت. وی گفت: «براین اساس با توجه به مالیات و عوارض مردم باید ۳۱ هزار تومان بدهند و بر همین اساس باید قیمتهای حاملها افزایش یابند که ۳۱ هزار میلیارد تومان کسب درآمد شود و این امر باعث افزایش اثر تورمی خواهد شد.» توکلی با انتقاد از بازتوزیع یارانهها از محل درآمدهای نفتی گفت: «مگر حکومت وظیفه دارد همه مردم را جیره بگیر کند؟» وی تصریح کرد: «همین امر باعث میشود که جامعه دچار خطرات فرهنگی و سیاسی شده و مردم را به دریافت کار نکرده عادت بدهیم.» نماینده مردم تهران با بیان اینکه اگر قیمت نفت کاهش یافت و درآمدی برای پرداخت یارانهها نباشد آن هنگام چه اتفاقی میافتد؟، اظهار داشت: «دولت برای مقابله با تورم چه اقدامی انجام میدهد.» به گفته توکلی این درحالی است که مقدمات لازم نیز برای این موضوع تدوین و تهیه نشده است. وی در بخش دیگری از سخنان خود به افزایش اعتبارات عمرانی در بودجه انتقاد کرد و گفت: «افزایش اعتبارات نه تنها به رغم مشکل کمک نمیکند بلکه باعث افزایش هزینههای انجام شده مقرون به صرفه نبودن پروژهها و افزایش آثار تورمی خواهد شد.» نماینده مردم تهران در مجلس هشتم با بیان اینکه متکی بودن به درآمدهای نفتی موجب بروز بیماری هلندی وافزایش هزینههای کالاهای غیر تجارت خواهد شد،اظهار داشت: «این امر باعث میشود که هزینههای دولت افزایش یافته و تورم افسار گسیخته در کشور به وجود بیاید و سطح عمومی قیمتها بالا رود.» وی با بیان اینکه بودجه مصوب شده حاصل تعامل دولت با کمیسیون تلفیق است تصریح کرد: «بودجه متکی به نفت همین بودجه است که غیرقابل دفاع است و آثار رکودی و تورمی بر اقتصاد ملی خواهد داشت.» وی پیشنهاد داد که کمیسیون تلفیق با ارایه چند سیاست مهم و ابلاغ آن به دولت ظرف دو ماه بودجهای تدوین شده و به مجلس ارایه شود و دولت نیز در سه ماهه اول ۸۹ براساس بودجه ۸۸ عمل کند.
«شهرام میری» کارشناس ارشد زلزلهشناسی در ایران و متخصص لرزهنگاری در مناطق نفتی جنوب ایران است. او پس از انقلاب اسلامی از کشور خارج شد. آخرین مقاله میری در زمینه «تهران و خط زلزله» در اروپا به انتشار رسیده است.
شیرین دهقان در رابطه با این مقاله و زلزلهی تهران، خطرات و عواقب ناشی از آن با شهرام میری گفتوگو کرده است.
موقعیت شهر تهران و لرزهخیزی ایران چگونه است؟
شهر تهران از کوهپایههای جنوبی البرز آغاز میشود و تا دشت ری امتداد پیدا میکند. با توجه به اینکه سرزمین ایران به عنوان قسمتی از کمربند آلپ_هیمالیا به نحو چشمگیر لرزه خیز است، بیش از نود درصد خاک ایران بر روی نوار زلزله واقع شده است.
آقای میری تهران روی گسلههای فعال زیادی قرار گرفته است. درسته؟
بله از این گسلها میتوان به گسل شمال تهران، گسل نیاوران، گسل محمودیه، گسل شیان و کوثر، گسل شمال ری، جنوب ری، کهریزک، گرمسار، پیشوا، پارچین، نارمک، شادآباد، داوودیه، عباسآباد، باغفیض و حتا در برخی جاها مثل جنوب شرقی تهران میتوانم به گسلهای پنهان فعال هم اشاره کنیم.
آیا فعالیت این گسلها با وقوع زلزله مرتبط است؟
بله. با توجه به تعداد زیاد گسلها در سطح تهران و سوابق تاریخی فعالیت آن، این گسلها نشان میدهند که در آیندهی نزدیک تهران با زلزلهی عظیمی مواجه است که قطعن این حادثه به بزرگترین فاجعه تاریخ تبدیل خواهد شد.
به نظر شما اگر این زلزلهی احتمالی در تهران به رخ دهد، چه عواقبی در پی خواهد داشت؟
خطرات زیادی را دارد. مثل ریزش ساختمانهای مسکونی، تجاری و اداری، قطع و خرابی لولههای آب و گاز، قطع شبکه برق، خرابی و مسدود شدن راهها و پلها. با توجه به اینکه تهران شهری است با بافت ضعیف و فرسوده و مقاومتی در برابر زلزله ندارد، اگر زلزله اتفاق بیافتد تهران از نظر اجتماعی، زمینشناسی و عمران دچار بحران میشود که شاید در هیچ جای دنیا مثالی از آن وجود نداشته باشد.
آیا زمان دقیقی از زمین لرزه را میتوانید پیشبینی کنید؟
خیر. به لحاظ علمی ما هرگز نمیتوانیم وقوع یا عدم وقوع زلزله را پیشبینی کنیم. ولی با محاسبات و احتمالات ریاضی میتوانیم متوجه شویم که احتمال وقوع زلزله در تهران بیش از نود درصد است.
کوه دماوند در شمال تهران یک کوه آتشفشانی است. با وجود زمینلرزهای که احتمال دارد در تهران اتفاق بیافتد، آیا این کوه و آتشفشان با زمین لرزه مرتبط است؟
بله. زمینلرزه با آتشفشان رابطه دارد. زلزله در تهران میتواند فعالیت آتشفشان قله دماوند را نیز تحریک کند. با توجه به اینکه قله دماوند آتشفشان خاموشی است اما وقوع زمینلرزهها میتواند با به لرزه در آوردن «ماگما» منجر به انفجار آتشفشان شود. بنابراین با توجه به زلزله خیز بودن تهران احتمال فعالیت آتشفشانی دماوند وجود دارد.
با وجود احتمال خطر زمینلرزه آیا نوع شهرسازی شهر تهران با استانداردهای عمومی که شما از آن مطلع هستید، همخوانی دارد؟
خیر . نشستهای ناگهانی در اثر زلزله مهمترین عامل است که باعث خرابی ساختمانها میشود.
چه توضیحی در مورد زلزلههای تاریخی در تهران دارید؟
نخستین زلزله تهران ۴ هزار سال پیش از میلاد مسیح در شهر ری اتفاق افتاده است. حدود هزار سال پیش چند زلزله تاریخی در تهران اتفاق افتاده است. حدود سال ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلادی هم در تهران زلزلههای تاریخی داشتیم که در سوابق زلزلههای تهران میتوان به زلزلهی ۷/۲ درجه در سال۱۷۱۱ میلادی در کرج، ۷/۷ درجه در سال ۹۵۸ میلادی در طالقان،۷/۱ درجه در ری در سال ۷۵۵ میلادی و بسیاری از زلزلههای دیگر که در تاریخ شهر تهران ثبت شدهاند، اشاره کرد.
برای مقابله با زمینلرزهی احتمالی تهران چه باید کرد؟
برای مقابله با این پدیدهی طبیعی راهی جز مقاومسازی نداریم که این امر در زمان کوتاه میسر نمیشود بلکه با برنامهریزی بلند مدت میتوانیم به این هدف برسیم.
چگونه میتوان عواقب زلزلهای را در شهر بزرگی مثل تهران پیشبینی کرد؟
مشکلاتی چون ناامنی و آشوب بعد از زلزله وجود دارد که مربوط به حوزه روانشناسی و جامعهشناسی است. عدم وجود گروههای امداد و نجات و قطع لولههای آب و شبکهی برق، آتشسوزی ناشی از لولههای گاز و بسیاری از مشکلات دیگر میتواند بحران را جدیتر کند.
با توجه به طرح انتقال پایتخت از تهران به شهرهای اطراف، آیا دولت جمهوری اسلامی در زمینه وقوع این زلزله و انتقال تهران از روی خط زلزله به شهرهای اطراف چارهای اندیشیده است یا نه؟
موضوع انتقال پایتخت برای اولینبار در سال ۶۴ و همزمان با دویستمین سال پایتخت تهران مطرح شده است که پس از جنگ ایران و عراق دوباره در سال ۱۳۶۸ و ۱۳۷۰ مطرح شد و پیگیری آن بینتیجه ماند. زلزلهشناسان ایرانی تنها چارهی کار را انتقال پایتخت به مکان دیگر و تخلیه شهر تهران دانستهاند. قبلن هم نماینده شاهرود آقای «کاظم جلالی» پیشنهاد و انتخاب شاهرود به عنوان پایتخت را مطرح کردند. اما تا کنون تصمیمگیری خاصی از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران نشده است.
سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد در سال ۲۰۰۹ میلادی در ایران ۴۰۰ نفر اعدام شدند. بر اساس گزارش سالانه سازمان حقوق بشر ایران مبنی بر «اعدام شهروندان در ایران»، طی سال گذشته دستکم ۴۰۰ نفر اعدام شدند. این سازمان اعلام کرد که نتایج به دست آمده، براساس اخبار رسانههای رسمی ایران و بین اول ژانویه ۲۰۰۹ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹ است و در بعضی موارد نیز، از اطلاعات منابع معتبر متعلق به شبکههای حقوق بشری استفاده شده است. بنا به گزارش سازمان حقوق بشر ایران در این گزارش به آمار جانباختگان در وقایع پس از انتخابات ایران، اشارهای نشده است. سخنگوی حقوق بشر ایران نیز با بیان اینکه «تعداد اعدام در ایران طی ۱۰ سال گذشته بیسابقه بوده است» در مورد بالا بودن تعداد «اعدامهای خودسرانه» و اعدام کسانی که در سال ۲۰۰۹ به اتهام «محاربه» محکوم شده بودند ابراز نگرانی کرد. محمود امیری مقدم از جامعه جهانی خواست که نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرده و از جنبش مردم ایران برای دموکراسی و حقوق بشرپشتیبانی کنند. گفتنی است جمهوری اسلامی ایران بعد از کشور چین دومین کشور جهان از نظر آمار اعدامها است و در اعدام نوجونان نیز در رتبه نخست قرار دارد.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) طی انتشار نامهای سرگشاده خطاب به رییس قوه قضاییه، خواستار آزادی و مرخصی دبیرکل این سازمان در آستانه نوروز شد. به گزارش ادوار نیوز در این نامه خطاب به آیتاله لاریجانی نوشته شده که به تازگی «محدودیتهای جدید علیه احمد زیدآبادی» دبیر کل این سازمان اعنال شده است. در بخشی از این نامه آمده است: «آقای زیدآبادی به عنوان دبیرکل یک حزب سیاسی قانونی کمتر از ده ساعت از اعلام رسمی نتایج اولیه انتخابات و زمانی که هنوز هیچ اعتراض خیابانی و مردمی به آن نتایج انجام نشده بود در مقابل منزلاش بازداشت شد و مدت زیادی را در سلول انفرادی گذرانده است و اکنون نیز با حکمی ناعادلانه با محدودیتهای فراوانی روبروست» این سازمان در نامه خود میافزاید: «متاسفانه هیچ گشایشی در پرونده آقای زیدآبادی مشاهده نمیشود، در حالی که بخش عمدهای از فعالان سیاسی که در خردادماه بازداشت شدهاند از زندان آزاد گردیدهاند» در بخش دیگری از نامه دفتر تحکیم وحدت با اشاره به انتقال احمد زیدآبادی از زندان اوین به زندان رجاییشهر کرج آمده است: « مدتی است که آقای زیدآبادی برخلاف مفاد فصل چهارم آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور از زندان اوین تهران به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده و بدون بهرهمندی از حقوق ناشی از اصل طبقه بندی زندانیان و لزوم تمایز میان مجرمان سیاسی و عادی در این زندان نگهداری می شود که علاوه بر ایجاد مشقت برای وی همسر و فرزندان آقای زیدآبادی نیز برای ملاقات هفتگی با ایشان دچار مصائب فراوان هستند که به نوبه خود نوعی مجازات بی گناهان است.» این سازمان نوشته که وثیقه ملکی برای آزادی احمد زیدآبادی به درخواست دادگاه بدوی ماهها پیش تودیع شده است، اما هیچگونه ترتیب اثری در این خصوص داده نشده است. در انتهای این نامه آمده است: «کنون که اندکی تا حلول سال نو و فصل بهار باقی مانده، امید است شرایط بهره مندی از مرخصی و آزادی در حق احمد زیدآبادی هر چه سریعتر فراهم شده و چنانچه برخی سلایق شخصی مانع از بهره مندی ایشان از حق قانونی است، ترتیبی داده شود تا با توقف چنین اعمال خلاف قانونی، از تبعیض مضاعف جلوگیری شده و امکان آزادی آقای احمد زیدآبادی در کنار سایر زندانیان سیاسی و حضور آنها در جمع خانواده شان در آستانه سال نو فراهم شود.»
میزان ابتلا به سرطان در کشور در ۱۰سال آینده دو برابر میشود. به گزارش ایرنا، «دکتر مرضیه وحید دستجردی» در مراسم بهرهبرداری از بزرگترین خط تولید داروهای ضد سرطانی خاورمیانه که با حضور رییس جمهور در شهرک صنعتی رشت انجام شد، افزود: «سالانه ۷۵هزار نفر در کشور به سرطان مبتلا میشوند که این بیماری به یکی از بیماریهای مشکلساز برای مبتلایان تبدیل شده است.» او گفت: « این در حالی است که با بکارگیری روشهای صحیح زندگی و تغدیهای،۳۰ درصد موارد ابتلا به سرطان قابل پیشگیری و در صورت تشخیص و درمان درست، ۴۰ درصد آن قابل درمان است.»
شیوع بالای سرطان در ایران و کاهش سن ابتلا به این بیماری سخت و پرهزینه باعث شده که برخی متخصصین سرطانشناسی از اصطلاح «سونامی سرطان» برای نشان دادن شدت خسارتهای جانی و مالی این بیماری در کشور استفاده کنند. سرطان انواع مختلفی از جمله سرطانهای ریه، خون، معده، پروستات، مثانه و… دارد که متاسفانه از شیوع بالایی در ایران برخوردار است. به طوری که مواردی از ابتلا به سرطان در افراد ۲۵ و ۱۸ ساله در کشور نیز مشاهده میشود. در کشور ما از میان سرطانهای دستگاه گوارش، سرطان معده از همه شایعتر است. به طوری که ۵۰ درصد از سرطانهای شایع کشور مربوط به دستگاه گوارش است. این آمار زنگ هشداری برای مردم در جهت تغییر عادات نامناسب غذایی است. ضمن اینکه مردان سه برابر زنان در معرض ابتلا به سرطانهای دستگاه گوارش هستند.
دکتر عبداله فضلعلیزاده، رییس انجمن سرطان ایران از رشد فزاینده بیماران سرطانی در کشور به عنوان یک سونامی ناگهانی نام میبرد و میگوید:« سرطان به عنوان یکی از معضلات جامعه بشری با تهدید انسانها در تمام گروههای سنی، سبب خسارات جانی و مالی فراوانی میشود که کشور ما نیز از این قاعده مستثنا نیست.» رییس انجمن سرطان ایران با اشاره به آمارهای جهانی که حکایت از یک رشد فزاینده انواع سرطانها در تمام جوامع بشری دارد، میافزاید:« یکی از دغدغههای اصلی سیاستگزاران کشورها در دهههای اخیر، افزایش هزینههای درمان سرطان است. پولهایی که در بخش درمان بیماران سرطانی هزینه میشود، میبایست در تشخیص بیماری به کار گرفته شود. زیرا، پیشگیری و غربالگری از جمله مسایل مهمی است که در کنترل این بیماری باید به آن پرداخت.»
اما در بخش درمانی نیز ایران با مشکلات عدیدهای رو به رو است.
هزینههای بالای درمان و اقلام دارویی و همچنین عدم پوشش بیمهای از مشکلاتی است که بیماران سرطانی با آن دست و پنجه نرم میکنند.
در همین راستا انجمنهای غیردولتی و خیریه حمایت از بیماریهای خاص سعی در پر کردن خلاهای موجود را دارند اما در برخی موارد با بیمهریهای دولت مواجه میشوند.
به عنوان نمونه چندی پیش به گزارش ایسکا نیوز بیمهری مسوولان به انجمنهای بیماران خاص در کرج این انجمنها را تعطیل و بیماران را وامانده کرده است. در طول سالهای گذشته با تلاش برخی از بیماران و افراد خیر و پزشکان غرب استان تهران برخی از انجمنهای حمایت از بیماران خاص چون انجمن حمایت از بیماران کلیوی، دیابتی، سرطان، تالاسمی و … در کرج با اندک تجهیزات آغاز به کار کردند و در طول این مدت با پذیرش بیماران خاص برنامههای گوناگونی جهت کمک به این تعداد بیماران چون، ساماندهی وضعیت درمان، کمکهای مالی جهت تهیه دارو یا برخی درمانها و … انجام دانند به آن امید که روزی به کمک مسوولان شهر کرج بتوانند از بیماران خاص شهرستان و به خصوص افراد کمدرآمد کمکرسانی انجام دهند.
این گزارش میافزاید:« اما با تمام این تلاشها بیتوجهی مسوولان، دست ردی که به سینه تک تک این انجمنها زده شد و حتا به اجرا درنیامدن مصوبههای قانونی و رسمی شورای اسلامی شهر کرج و نامهربانی، فرمانداران، نمایندگان مجلس، هلال احمر، اداره بهداشت و درمان و دیگر نهادها در طول مدت دولت نهم و هشتم باعث شد که این انجمنها نه تنها استوار نشوند که حتا در کوچکترین مشکلات مالی خود نیز باقی بمانند.» به گزارش ایسکانیوز هم اکنون برخی از این انجمنها چون انجمن حمایت از بیماران تالاسمی، سرطانی به دلیل نبود بودجه، نداشتن مکان استقرار کاملن تعطیل و تمام تلاشهای خیرین بینتیجه مانده و بیماران که با مرگ دست و پنجه نرم میکنند، وامانده از همه جا به پیش رو نگاه کنند.
اما از دیگر موانع پیش روی بیمارن سرطانی مسایل فرهنگی و افکار عمومی جامعه است که همچنان به سرطان به شکل یک تابو نگاه میکند و باید به همراه تمام پیشرفتها، تحقیقات و بودجههایی که در این راستا قرار داده میشود، آموزش به افکار عمومی را نیز در نظر داشت تا نگرانی از ابتلا موجب وخیمتر شدن حال مبتلایان به سرطان نشود. به عبارت دیگر باید افکار عمومی را آموزش داد که سرطان پایان راه زندگی نیست.
۱۵۰۲ میلادی – تاجگذاری شاه اسماعیل صفوی در تبریز و اعلام مذهب شیعه اثنیعشری بعنوان مذهب رسمی ایرانیان.
۱۹۱۸ میلادی – لنین پایتخت روسیه را از سن پترزبورگ به مسکو انتقال داد.
۱۹۶۶ میلادی – ژنرال سوهارتو در اندونزی کودتا کرد.
۲۰۰۴ میلادی – بمبگذاری در قطارهای مادرید، انفجار چندین بمب که توسط گروههای تروریستی در قطارهای حومهی شهری کار گذاشته شده بود باعث کشته شدن ۱۹۱ نفر و زخمیشدن بیش از ۱۸۰۰ نفر گردید.
۱۳۰۲ خورشیدی – نیروی هوایی ایران کار خود را با هفت فروند هواپیما آغاز کرد.
۱۳۲۴ خورشیدی – قتل احمد کسروی به دست اعضای جمعیت فداییان اسلام در کاخ دادگستری تهران. کسروی ناشر روزنامه پرجم و از مولفان کشور بود.
۳۸۸ میلادی – پس از درگذشت شاپور سوم – شاه ایران از دودمان ساسانیان – بهرام برادر او و حکمران خطه کرمان، شاه ایرانزمین شد و به دلیل علاقهای که به کرمان داشت در همه عمر لقب«کرمانشاه»را برای خود حفظ کرد. مورخان رومی نیز در کتابهای خود او را بهرام کرمانشاه نوشتهاند. از کارهای مهم او امضای یک معاهده صلح با امپراتوری روم است.
۱۳۴۲ خورشیدی – «حسنعلی منصور»نخستوزیر تازه در این روز دکتر ضیاالدین شادمان یکی از ورزشدوستان ایران را که گاهی هم برای رادیو و نشریات موسسه اطلاعات تفسیر ورزشی میگفت و مینوشت و در سابق رییس یکی ار فدراسیونها بود به عنوان شهردار تهران تعیین کرد.
۱۸۱۰ میلادی – «ناپلئون بناپارت»امپراتور انتخابی فرانسه پس از طلاق گفتن ژوزفین در سنای این کشور و علیرغم مخالفت پاپ، از شاهزاده خانم اتریشی«ماری لوییز»خواستگاری کرد ولی به پدر او امپراتور اتریش اطلاع داد که برای آمدن به وین وقت ندارد و عقد نکاح به صورت وکالت باید انجام شود و عروس به فرانسه اعزام گردد و در اینجا مراسم کلیسایی آن برگزار گردد.امپراتور اتریش چارهای جز قبول پیشنهاد نداشت و عقد نکاح وکالتی ۱۱ مارس در کاخ سلطنتی وین انجام گرفت. ماری لوییز مادر تنها فرزند ناپلئون است.
۱۳۰۲ میلادی – به نوشته شکسپیر «رومئو و ژولیت»در این روز با هم ازدواج کردند.
ناصر نقویان با انتقاد از وضعیت امروز صنعت هواپیمایی و مسوولان فرودگاهی کشور،گفت: «وقتی صحبت از ایراد میشود، مسوولان ما میگویند تحریم هستیم، وقتی از مشکلی برای مردم به وجود میآید نمیگویند ایراد از ماست، فقط به کمبود امکانات میپردازند.»
به گزارش خبرآنلاین، نقویان امروز در آخرین حضور خود در برنامه صبحگاهی «روز از نو» شبکه دوم سیما، با اشاره به تاخیر ۵ ساعته یکی از پروازها که بیش از ۴۵ استاد برجسته دانشگاه امیرکبیر نیز در آن حضور داشتند،گفت: «چه طور میشود که رسانههای ما رصد میکنند ۲ ساعت حیرانی مردم در فرودگاه فیلادلفیای آمریکا و آنرا در اخبار پخش میکنند، یکبار هم خودمان را باید رصد بکنیم و در اخبار پخش کنیم که مردم در فرودگاههای کشور حیران میشوند و به دلیل تاخیر در پروازها، وقتشان هدر میرود و هیچ کس پاسخگو نیست.»
وی در ادامه افزود: «اگر آنجا که دوربین ما را نشان میدهد یک جور برخورد کنیم و آنجایی که دوربین نیست یک جور دیگر اینجا برای مردم سوال برانگیز خواهد شد. وقتی که دوربین مسوولی را دنبال میکند و ایشان در خط ویژه نمیرود، وقتی دوربین غیب میشود، همان مسوول هرجا خواست برود، حتی ورودممنوع هم برود، اینها تناقض است».
او گفت: «در این پروازی که با تاخیر ۵ ساعت مواجه شد، باید مسوول فرودگاه یا معاونی، مسوولی حضور پیدا میکرد و توضیح میداد که دلیل چیست و از مردم عذرخواهی میکرد.»
وی تصریح کرد: «مسوولان ما باید بیاموزند که زبان عذرخواه داشته باشند، به خصوص وقتی مشکلی را ایجاد کردهاند.»
شل فروش بنزین به ایران را متوقف میکند. شرکت نفت رویال داچ شل در هلند میگوید دیگر بنزین به ایران نمیفروشد. شرکت این تصمیم را روز چهارشنبه اعلام کرد و به شمار رو به گسترش شرکت های نفتی که فروش بنزین به جمهوری اسلامی را متوقف کردهاند پیوست.
گلنکور در سوئد، و ویتول در ژنو، از جمله دیگر شرکتهای بزرگ غربی هستند که فروش سوخت به تهران را متوقف ساختهاند. مدیران و دلالان میگویند شرکتها به دلایل سیاسی از ایران فاصله میگیرند.
فیلیپ کراولی سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا میگوید دولت سعی کرده است شرکتهایی را که در بخشهای انرژی و مالی فعالیت دارند آگاه سازد که معامله با ایران پیچیدگیهایی دارد. او گفت دولت اوباما امیدوار است شرکتهای خصوصی از کوششهایی که جهت فراهمآوردن آنچه سخنگو آنرا یک «فرمول سیاسی درست» برای متقاعد ساختن ایران به مهار فعالیتهای اتمیاش نامید، حمایت کنند.
قانونگذاران آمریکا سرگرم تدوین قانونی هستند که از تحریمهای یکجانبه بر شرکتهایی که معاملات نفتی با ایران انجام میدهند حمایت میکند. قانونگذاران امیدوار هستند تحریمها ایران را به متوقف ساختن برنامه اتمیاش ترغیب کند.
ایران یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت در جهان است، با این حال برای حدود ۵۰ درصد از فرآوردههای پالایش شده مورد نیاز خود به واردات از خارج متکی است. این وابستگی بیشتر از دهها سال تحریم که از افرایش ظرفیت پالایش نفت در داخل جلوگیری کرده است، ناشی میشود.
ایران هر سال میلیاردها دلار برای واردات نفت و پرداخت یارانه سوخت به مردم خرج میکند.
پیشتر، در این هفته، قانونگذاران ایران طرحهای احمدینژاد را برای قطع یارانههای انرژی و غذا با تصویب فقط نیمی از صرفهجوییهایی که دولت او درخواست کرده بود، رد کردند.
رسانههای ایران روز سهشنبه گزارش دادند احمدینژاد خواستار کاهش ۴۰ میلیارد دلار در یارانهها شده بود، اما قانونگذاران، که میترسیدند چنین کاهشی موجب تورم شود، فقط با ۲۰ میلیارد دلار صرفهجویی موافقت کردند.
بیش از دو هزار تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با امضای نامهای به ریاست این دانشگاه، خواستار تلاش جهت آزادی سه تن از دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه شدند. «مهدی کلاری»، «کوهیار گودرزی» و «تارا سپهریفر» سه تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف هستند که مدتی پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
در بخشی از این نامه آمده است: «سکوت و سیاست ورزی شما عزیزان مسوول نسبت به دوستان در بندمان، ما را سخت مایوس کرده است. با این وجود به جای واکنش در برابر اتفاقات اخیر شاهد تسلیم شدن دانشگاه در برابر فشارهای نهادهای خارج از دانشگاه و صدور احکام انضباطی به دانشجویان از سوی دانشگاه هستیم.»
امضا کنندگان این نامه با بیان اینکه «اقدام برای آزادی دانشجویان دربند از وظایف رییس دانشگاه است» نوشتند: «امید است شاهد تلاش بیشتر از سوی شما در جهت آزادسازی دوستان دربندمان باشیم، تا علاوه بر آزادی هم کلاسیهای عزیزمان، شاهد میرایی امید ما و آرمان های نخبگان این کشور نباشیم.»
گفتنی است در جریان وقایع پس از انتخابات ایران شمار زیادی از دانشجویان در سراسر کشور بازداشت شدند.
به پاسداشت ۵۰ سال تلاش در عرصه فرهنگ ایران زمین، به ویژه پژوهش و معرفی شاهنامه فردوسی، اساطیر و معانی آن، روز چهارشنبه « قلم فردوسی» از سوی مرکز پژوهشهای نقش جهان، وابسته به فرهنگستان هنر، به بهرام بیضایی اهدا شد. بهرام بیضایی پس از دریافت این یادبود، طی سخنانی اظهار داشت: «امیدوارم در آینده این قلم مرا به انجام کاری وادارد که شایسته دریافت این قلم باشد، نه اینکه کاری کنم که این قلم را از من پس بگیرند.» آقای بیضایی با بیان اینکه «اهمیت شاهنامه به دلیل معناهای نهفته آن است» تصریح کرد: «آنچه در شاهنامه است نه افتخارات، که معنای یک ملت و معنای ضبط یک اسطوره و برداشت ضبط شده زمانی است که فردوسی آن را به عرصه نوشتار آورد.»
وی افزود: «امیدواریم زمان برای کسانی که میخواهند در عرصه شاهنامه فعالیت کنند یاری رسان باشد و امیدوارم در آینده فردوسی را برای معناشناسی بخوانند، نه برای افتخارات آن.» «قلم فردوسی» یکی از شاهکارهای آقای گلستانی مدیر مجموعه «یورو پن» است که آن را به بهرام بیضایی تقدیم کرد.
الساندرو دلپیرو، کاپیتان تیم یوونتوس، آماده است تا با پیروزی مقابل تیم فولام، تیمش را به فینال لیگ اروپا در هامبورگ برساند. او در مصاحبه با توتواسپورت گفت: «ما باید با شکست دادن فولام نشان دهیم که ارزش بردن جام را داریم. هر رقابتی در مراحل حذفی همیشه به شما این اجازه را میدهد که اهداف جدیدی برای خودتان ترسیم کنید و درک کنید که چه تواناییهایی دارید. تا رسیدن به فینال باید از چند مرحله عبور کنیم که این یکی از آنهاست که برای رسیدن به فینال باید از آن عبور کنیم.»
در مقابل جان پانتسیل، بازیکن تیم فولام در مصاحبه با سایت یوفا گفت:«ما از هیچ تیمی نمیترسیم و هر تیمی که در مقابلمان قرار بگیرد، با آمادگی به میدان خواهیم رفت.»
دو شهروند بهایی ساکن قائم شهر به احکام حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب محکوم شدند. به گزارش هرانا، حکم سامان ثابتی شهروند بهایی ساکن قائمشهر سال گذشته از سوی دادگاه انقلاب ساری به۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود روز گذشته به تایید دادگاه تجدید نظر رسید. گفته میشود اتهام آقای ثابتی «تبلیغ بهاییت» و « تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. همچنین حکم قطعی مسعود عطاییان دیگر شهروند بهایی قائمشهری که توسط دادگاه انقلاب ساری به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد نیز تایید شد.
وزیر علوم ایران هشدار داد اساتیدی که «متعهد به نظام جمهوری اسلامی» نباشند نمیتوانند در دانشگاهها فعالیت کنند.
به گزارش فارس کامران دانشجو شام گاه چهارشنبه در یک نشست خبری با بیان اینکه «فعالیت انتخاباتی استادان به هیچ وجه ملاک انتخاب و اخراج آنها نیست» تصریح کرد: «استادان مخالف «خواستههای مردم» در روز ۹ دی ماه و ۲۲ بهمن ماه، اخراج خواهند شد»
به گفته آقای دانشجو، گزینش استادان دانشگاه از این پس براساس اعتقاد آنها به اسلام، آیتاله خمینی و قانون اساسی انجام خواهد شد. وی همچنین با اشاره به اینکه «بتمام دانشگاههای دنیا برای انتخاب کادر علمی خود شرایط خاصی دارند» اظهار داشت: «در صورتی که وزارت علوم به وظیفه خود در قبال این استادان عمل نکند، «مردم خود دست به کار شده و آنان را گزینش خواهند کرد»
وی افزود: «ترویج سکولاریسم در دانشگاهها درست نیست و دانشگاه نیازی به اساتیدی دارد که به ولایت فقیه التزام داشته باشد.»
این برای بار دوم است که وزیر علوم در ارتباط با گزینش اساتید دانشگاهها بر اساس اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی سخن میگوید. گفتنی است تاکنون شماری از اساتید دانشگاهها و نیز بسیاری از دانشجویان پس از وقایع انتخابات ایران از کار خود برکنار شده و یا بازداشت شدهاند.
طبق اعلام وزارت ارتباطات و فنآوری اطلاعات با حضور حامد کرزای و محمود احمدینژاد و همچنین وزیران ارتباطات دو کشور ایران و افغانستان از مرکز آموزش مخابرات افغانستان بهرهبرداری میشود.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در پی درخواست وزیر ارتباطات کشور افغانستان از اتحادیه جهانی مخابرات برای کمک در نوسازی و احداث مرکز جدید آموزش مخابرات این کشور، این موضوع در اجلاس این اتحادیه مطرح شد.
پس از طرح موضوع ازسوی ITU، طی یک توافقنامه سهجانبه میان اتحادیه جهانی مخابرات، ایران و افغانستان، ایران مسوول اجرای این پروژه شد.
بر همین اساس، این مرکز از محل منابع مالی در نظر گرفته شده برای کمکهای ایران به افغانستان و با تلاش پیمانکاران ایرانی ساخته و اجرایی شده است. عملیات نوسازی و احداث این مرکز به کمک ایران و تحت نظارت اتحادیه جهانی مخابرات، انجام و با حضور روسای جمهور دو کشور به بهرهبرداری خواهد رسید.
تهیه لوازم و تجهیزات و همچنین راهاندازی آزمایشگاه جدید مخابرات و ویدئو کنفرانس این مرکز که از سوی ایران تامین شده نیز از دیگر پروژههایی است که طی این مراسم به بهرهبرداری خواهد رسید.
بر اساس این گزارش، مساحت کل ساختمانهای مرکز آموزش مخابرات افغانستان که شامل بازسازی دو ساختمان موجود و احداث سه ساختمان جدید است، حدود ۱۰ هزار مترمربع بوده و حجم مالی این پروژه نیز بیش از شش میلیون دلار است.
منزل مصطفی تاجزاده در شب آزادی او میزبان دها تن از فعالین اصلاحطلب و دوستاران وی بود.
به گزارش تحول سبز، سیدمحمدرضا خاتمی،عبداله رمضان زاده،محمد نعیمیپور، محسن آرمین، محمدرضا جلاییپور، حمیدرضا جلاییپور، سعید شریعتی، علی تاجرنیا،شهاب طباطبایی و دهها تن دیگر از فعالین سیاسی دیشب خود را به منزل تاجزاده رساندند.
درست مثل شب مرخصی بهزاد نبوی، حاضرین از کوچکی جا گلهمندند،اما صفای خانه دوست بیش از اینهاست.
احمد زیدآبادی، که این روزها هزینه تلاش برای بالابردن دانایی را به سختی و تلخی میپردازد، بسیار گلهمند بود که تاریخ به موازات پیش نمیرود. نمیتوان یک تاریخ واقعی داشت و یک تاریخ آزمایشی در موازات آن ایجاد کرد که از این راه بتوان اثبات کرد که اگر سیاستمداری در زمانی در گذشته تصمیمی غیر از آن چه گرفته بود میگرفت نتیجه بهتر یا بدتری حاصل میشد.
اما میتوان در شرایط موجود، حتی با وجود چنین محدودیت عظیمی، مطمئن بود که سیاستورزی نیروهای اصلاحطلب نه تنها اصلاحاتی حاصل نکرده است، بلکه شرایطی به مراتب بدتر و دشوارتر از پیش از اصلاحات به وجود آورده است. تنها قبول چنین فرضی است که راه را برای اصلاحاتی در اصلاحات باز میکند. انکار این که بسیاری از کنشهای اصلاحطلبان اشتباه بوده است چرخاندن در برچنان پاشنهای است که افرادی منکر وجود «بحران» در کشور هستند.
در شرایط فعلی تلاش برای یافتن مقصر دردی را از ما دوا نمیکند. وجود یک استراتژی منسجم، چه در هشت سال اصلاحات و چه در چند ماه گذشته، میتوانست همه نیروهای تحولخواه را بهگونهای سازماندهی کند که هر فرد یا گروهی ضمن حفظ هویت خود بتواند نقشی در پیشبرد یک پروژه اجتماعی بازی کند. اما فقدان چنین راهبردی شرایطی را ایجاد کرد که در آن طرح هر خواستی خارج از چهارچوب رسمی مورد قبول سران اصلاحات عنوان «طرح شعارهای انحرافی» را به خود گرفت.
واقیعت این است که همان اندازه میتوان به درستی یا نادرستی شعارهایی نظیر «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» مطمئن بود که میتوان از درستی یا نادرستی شعارهایی مثل «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» یا «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» مطمئن بود؛ چرا که هر کدام از این شعارها بیان یک دیدگاه است. انحرافیخواندن هر کدام از این شعارها بیش از هر چیزی دلیل عدم وجود شبکهایی در میان اصلاحطلبان است که همه بتوانند ضمن به رسمیت شناختن تفاوتها با هم همراه باشند.
الویت اصلی در شرایط موجود باید نقدساز و کار درونی اصلاحات باشد. اصلاحات باید بتواند در درون خود ظرف و ظرفیتی ایجاد کند که همه بتوانند با هم متحد و منتقد باشند. چنین ظرفیتی اصلاحات را به جای اینکه مانند نظام فعلی یک موکت یک رنگ بکند به یک قالی هزار نقش تبدیل خواهد کرد.
دومین الویت پذیرش این واقیعت تلخ است که ابزاری برای نقد قدرت و پاسخگوکردن آن در دست اصلاحطلبان نیست. انتقاد در چنین شرایطی چیزی جز به مخاطرهانداختن بیشتر نیروهای منتقد، بدون رسیدن به نتیجه نیست. به دلیل انتقاداتی که اصلاحطلبان هر از گاهی وارد میکنند حاکمیت به خوبی یاد گرفته است که از طرفی مشکلات و کمبودها را به اصلاحطلبان نسبت دهد و از طرف دیگر با شنیدن این انتقادات جلو اتخاذ تصمیماتی را که برای حاکمیت موجود ممکن است مشکل ایجاد کند، بگیرد.
مشکل در شرایط فعلی حتی فراتر از فقدان وجود یک راهبرد مناسب است. با توجه به تعداد دستگیرشدگان پس از انتخابات، مشکل اصلی عدم وجود نیروهای کافی برای اجرایی کردن هر راهبردی است. به نظر میرسد که تنها کاری که در شرایط موجود میتوان کرد، سکون است وسکوت. پس چرا نباید آن را به عنوان یک راهبرد در نظر بگیریم؟ به خاطر بیاوریم که دولت نهم در کمتر از یک سال پس از روی کار آمدن، و در شرایطی که اصلاحطلبان هنوز در شوک انتخابات به سر میبردند، مشکلاتی را در اقتصاد ایجاد کرده بود که تقریبن تمام توان آنان را در سه سال بعد صرف خود کرد. به خاطر بیاوریم که ما چه فریاد بزنیم و چه نزنیم دولت فعلی کاری را که بخواهد انجام دهد انجام میدهد. چه ما فغان بکنیم و چه نکنیم حکومت از مسیری که در پیش گرفته است باز نخواهد گشت. چه ما بیانیه بدهیم و چه ندهیم نظام حاضر به قبول بحران و یافتن راه حالی برای آن نیست.
پس چه بهتر که با سکون و سکوت، حتی برای یک مدت محدود نظیر یک سال، بگذاریم واقعیت خود برهنه سخن بگوید.
بیستم اسفندماه برابر با سالروز کشتهشدن احمد کسروی تاریخنویس، زبانشناس و پژوهشگر برجسته ایرانی است. وی در سال ۱۲۶۹ خورشیدی به دنیا آمد. از مهمترین آثار کسروی دو کتاب تاریخ مشروطهی ایران و تاریخ هجدهسالهی آذربایجان مربوط به تاریخ جنبش مشروطهخواهی ایران است و هنوز نیز در همه جا به آنها استناد میشود. کسروی در بیست اسفند سال ۱۳۲۴ در سن ۵۵ سالگی درگذشت.
سیداحمد کسروی تبریزی در روز چهارشنبه ۸ مهر سال ۱۲۶۹ خورشیدی در محله حکمآباد در شهر تبریز و در یک خانواده روحانی به دنیا آمد.
اجدادش همه روحانی بودند اما پدرش حاجی میرقاسم، از روحانیت دوری گزیده و به بازرگانی پرداخته بود.احمد فارسی و قرآن و مقدمات عربی را در مکتب آموخت و دوازده ساله بود که پدرش درگذشت و او ناگزیر مجبور به ترک مکتب شد.
مدتی به کار قالیبافی مشغول شد اما بعد از دو سال بنا به وصیت پدر به مدرسه دینی بازگشت. کسروی نخستینبار در همین مدرسه با شیخمحمد خیابانی فعال سیاسی انقلاب مشروطه که در آن زمان تدریس «هیت بطلمیوسی» میکرد، آشناشد.
در سال ۱۲۸۵ و همزمان با آغاز جنبش مشروطه در تبریز کسروی نخستین بار با نام مشروطه برخوردکرد و به گفته خود از همان آغاز به آن دلبست. پس از غلبه مشروطهخواهان تبریز رو به آرامش برداشت و کسروی دوباره به درسخواندن پرداخت. پس از دو سال درس خواندن سرانجام وی به درجه ملایی رسید.
در تابستان سال ۱۲۸۹ کسروی به بیماری تیفوس دچارشد. براثر این بیماری وی گرفتار یک ناتوانی پیوستهای شد که همواره با مشکلات فراوان همراه بود، ابتدا کمخون شد و چشمهایش کمسوگردید و دندانهایش رو به پوسیدنگذاشت، موهایش نیز اندکاندک سپید شد و به بدگواری(سوء هاضمه) دچارشد.
پس از دو سال وضعیتش رو به بهبودی رفت. بنا به گفته خود کسروی، نزدیکانش وی را به زور به امام جماعت مسجدی منتسب کردند.
در سال ۱۲۹۳، جنگ جهانی آغاز گردید و آذربایجان میدان جنگ شد. احمد برای اینکه زبان انگلیسی یاد گیرد، سال بعد به آموزگاری زبان عربی وارد مدرسه آمریکایی شد، و در همان مدرسه، برای یاد دادن عربی به شاگردان، کتاب النجمهالدریه را در دو جلد نوشت که سالها در دبیرستانهای تبریز از روی آن درس میخواندند و هم در آن مدرسه بود که زبان انگلیسی و اسپرانتو را فراگرفت.
در تیرماه ۱۲۹۵، برای اینکه، به گفته خود، از شر «معاندان» برهد و در یکی از شهرهای قفقاز به کار پردازد، به روسیه رفت، اما چون در قفقاز کار به دست نیاورد از راه عشقآباد به مشهد رفت و از مشهد به باکو و تفلیس بازگشت و در تفلیس به وسیله اسماعیل حقی با آزادیخواهان قفقاز آشنا شد و بعد به تبریز آمد و باز در مدرسه آمریکایی مشغول تعلیم و تعلم شد. در این هنگام بود که خیابانی و سایر آزادیخواهان تبریز به کار و کوشش برخاسته بودند.
کسروی نیز به جمع دموکراتها پیوسته و در جلسات «تجدد» حضور مییافت؛ وی همچنین در مدرسه متوسطه تبریز، که تازه گشایش یافته بود، درس عربی میداد.
سال ۱۲۹۷ فرا رسید. عثمانیان، که به تبریز راه یافته بودند، خیابانی و نوبری و چند تن دیگر از آزادیخواهان تبریز را دستگیر و تبعید کردند و حزب اتحاد اسلام و روزنامه ترکی پدید آوردند. ولی، چون جنگ به شکست آلمان و همدستان او پایان یافت و عثمانیان از تبریز رفتند، کسروی با جلیل اردبیلی حزب دموکرات و جلسات تجدد را برپا کرد. در این میان، خیابانی از تبعید بازگشت و انتخابات مجلس چهارم در تیرماه سال ۱۲۹۸ آغاز شد و کار کسروی و یاران او با خیابانی به دودستگی کشید و کسروی و همراهان او به «انتقادیون» معروف شدند.
روز سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۲۹۹، دموکراتها در تبریز قیام کردند و کسروی ناچار به تهران آمد. در تهران، چندی در دبیرستان ثروت درس عربی میداد، تا قیام تبریز برافتاد و خیابانی به دست مخبرالسلطنه هدایت کشته شد.
پس از این رویدادها کسروی مدتی بیکار بود. در این زمان به نگارش آذری یا زبان باستانی آذربایجان پرداخت و آن را به چاپ رساند و این زمانی بود که کشاکش پانترکیسم به تازگی رونقیگرفته بود. این کتاب سبب نامآوری کسروی در میان انجمنهای دانشی زمان گردید. در این زمان شرقشناس روس چایگین با کسروی دیدار کرد و سر دنیسن راس آن را به انگلیسی برگرداند. از این پس کسروی در چندین انجمن پژوهشی انگلیسی و آمریکایی عضوشد. در همین هنگام تاریخ پانصد ساله خوزستان را نیز به پایان رساند. همچنین پژوهشی درباره سید نبودن صفویان نمود و میوهاش را در روزنامه آینده نوشت که در آن زمان سر و صدای بسیاری به پا کرد. همچنین به پژوهش درباره گویشهای گوناگون ایرانی پرداخت.
در همین هنگام (۱۳۰۴) هم بود که دودمان قاجار برچیده شد و دودمان پهلوی جای آن را گرفت.
از ۱۳۰۵ کسروی بازرس عدلیه شد ولی تنها در جایگاه داور یک بار به قم رفت زیرا که در این زمان علیاکبر داور وزیر عدلیه شد و عدلیه پیشین را برچید. پس کسروی باز زمانی بیکار شد و در این زمان باز به خواندن و پژوهش پرداخت و این بار پیشینه شیر و خورشید را پژوهید.
در فروردین ۱۳۰۶ کلاسی برای آموزاندن زبان پهلوی به آموزگاری هرتسفلد در تهران برگذارشد که کسروی یکی از شاگردان آنجا بود. در این زمان داور او را برای کار در عدلیه تازه خواست و از او خواست تا عبا و عمامه را کنار بگذارد که کسروی همان زمان این پوشش را کنار گذاشت و پوشش رواجدار آنروز را برگزید. از این پس او مدعیالعموم تهران شد. در این زمان میانه داور و کسروی به هم خورد.
چندی پس از آن کسروی به ماموریتهایی در خراسان از سرگذراند،مرکز میخواست او را در خراسان نگهدارد که کسروی بیاجازه مرکز به تهران بازگشت و این کار داور را خشمگین ساخت. پس کسروی درخواست کنارهگیری از عدلیه را نمود و به وکالت پرداخت. در این زمان تیمورتاش که پشتیبان کسروی بود به وی پیشنهاد کرد که به حزب ایران نو بپیوندد که کسروی نپذیرفت. در این زمان قانون پوشش یکپارچه دادهشد و کسروی از نخستین کسانی بود که به پیشواز این قانون رفته و کلاه پهلوی برسرگذارد. در این زمان از کسی به نام بارون زبان ارمنی را در دو سال آموخت. در همان زمان به کارنامه اردشیر بابکان پرداخت.
در پاییز ۱۳۰۷ کسروی دوباره به قضاوت و اینبار در دادگاه جنایی پرداخت. چندی پس از آن تیمورتاش به کسروی پیشنهاد کرد که زیر پشتیبانی وی از وزارت فرهنگ مقرریای دریافتدارد و به جای آن به پژوهش درباره تاریخ و زبان بیشتر پردازد. ولی داور برونشد کسروی را از عدلیه نپذیرفت و با افزایش جایگاه او وی را به ریاست محاکم گمارد. در این زمان کسروی به نگارش شهریاران گمنام پرداخت. چندی پس از آن هم کسروی برای داوری به اراک سفری کرد. پس از مدتی دوباره به تهران بازگشت و در کاخ دادگستری مشغول شد.
سرانجام احمد کسروی روز بیستم اسفند سال ۱۳۲۴ در کاخ دادگستری تهران توسط فداییان اسلام به دلیل آنچه که این گروه الحاد و ارتداد میخواندند با ضربات متعدد چاقو توسط افرادگروه نواب صفوی به قتل رسید. پس از ترورناموفق اول کسروی توسط نواب صفوی و مخفی شدن اعضای فداییان اسلام، سید حسین امامی مخفیانه به محافل کسروی راه یافت و به گفتهی خود در آنجا شاهد بود که کسروی به فعالیتهای ضد شیعی خود ادامه میدهد.
نواب صفوی طوماری تنظیم کرد و خواستار محاکمه کسروی به جرم توهین به مقدسات اسلامی شد.
از آنجا که این گروه به حکومت پهلوی معتقد نبوند تصمیم به ترور او گرفتند.
در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ سیدعلیمحمد امامی و سیدحسین امامی به همراه نه نفر دیگر از فداییان اسلام کسروی را در کاخ دادگستری ترور کرده و او را به همراه منشیاش حدادپور به طرز فجیعی به قتل رساندند.
گفتنی است آثار وی هم پیش و هم پس از انقلاب اسلامی در ایران از کتب ممنوعه به شمار میرود.
دانشمندان میگویند بالاخره به اولین ذرات غبار بین ستارهای، دست یافتهاند. غبار بین ذرهای واحدهای ساختاری پایهای خورشید، زمین و سایر سیارههای منظومه شمسی است. رسیدن به این کشف نیاز به گروهی از داوطلبان، از جمله یک مرد کانادایی داشت که روزانه حدود ۱۵ ساعت را به مطالعه آنلاین تصاویر میگذراندند و در نهایت هم وی برنده بختآزمایی غبار بین ستارهای شد.
به گزارش نیچر، سفینه استارداست ناسا که در سال ۱۹۹۹/ ۱۳۷۸ با هدف جمعآوری غبار بین ستارهای و آوردن آنها به زمین راهاندازی شد، بالاخره توانست برای اولین بار مقداری از آن را جمعآوری کند. در واقع این کشف مدیون چهار سال تلاش بیش از ۲۷هزار داوطلب در سراسر جهان است که ۷۱ میلیون تصویر گرفته شده توسط استارداست را به دقت بررسی کردهاند.
دو ذرهای که تا به حال پیدا شدهاند، میتوانند نشانگر آغاز تحلیل ماده اصلی اولیه سیارهها و ستارهها باشند. همچنین این کشف میتواند راهی برای رسیدن به تحول شیمیایی کهکشان راه شیری باشد.
اندرو وستفال، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، که روز سوم مارس/ ۱۲ اسفند در کنفرانس علوم سیارات و اقمار در تگزاس این کشف را اعلام کرد، در مورد ارزش غبار بینستارهای میگوید: «غبار بینستارهای، در حقیقت ماده پایهای است که ما همه از آن ساخته شدهایم. ما میخواهیم به ریشههای خود پی ببریم.»
استارداست به راهی در منظومه شمسی فرستاده شد که از مسیر دنبالهدار وایلد۲ میگذشت چون وستفال و همکارانش میخواستند که از غبار وایلد۲ نمونه برداری کنند. احتمالن زمانی که این گونه دنبالهدارها شکل گرفتند و منجمد شدند، نمونههایی از مواد بینستارهای اولیه را در خود داشتند. دانشمندان فکر میکردند این مواد باید از آن زمان دستنخورده باقی مانده باشند چون این اجرام حوالی ۵میلیارد سال پیش در فضای خارجی منظومه شمسی شکل گرفتهاند. اما بررسیهای چند سال پیش نشان داد این دنبالهدارها در محیطهای گرم اطراف خورشید ذوب شدند و در نتیجه به احتمال زیاد در طول شکلگیری منظومه شمسی دستخوش تغیراتی شدهاند.
استارداست
با اینحال، استارداست موادی را گردآوری کرده که به دنبالهدارها تعلق ندارند. استارداست در مسیر خود، قبل از روبروشدن با وایلد ۲ نمونههای دیگری هم جمعآوری کرده است که پژوهشگران امیدوارند از این سیال ضعیف اما مداوم فضایی حدود ۱۰۰ یا بیشتر مواد غبار بینستارهای به دست بیاورند. این مواد در ستارهها داغ شدهاند و با هم ترکیب شدهاند و اجسام سرگردانی را در فضای باز تشکیل دادهاند، جایی که باز با هم ترکیب شدهاند و تحت تاثیر شوکهای امواج ابرنواختر (ستاره سنگینی که با رسیدن به پایان عمر خود، منفجر میشود و درخشندگیش صدها میلیون برابر خورشید است) و پرتوهای کیهانی به صخره و اجسام سخت تبدیل شدهاند.
گرفتن این اجسام خیلی سختتر از گرفتن ذرات دنبالهدارها است. نه تنها جریان سیال آنها خیلی کندتر است، بلکه ذرات غبار بین ستارهای خیلی کوچکتر از اجرام به جا مانده از ستارههای دنبالهدار هستند و در نتیجه چندین برابر سرعت دارند، حدود ۳۰ کیلومتر در ثانیه.
پژوهشگران استارداست معتقدند ذراتی که به طور تصادفی توسط سفینه آنها جمع آوری شده، راه منحصربهفردی برای مطالعه مواد بینستارهای در اختیار آنها قرار میدهد. داون براونلی یکی از این پژوهشگران است که در دانشگاه واشنگتن مشغول بهکار است و سرمایهگذار اصلی این طرح بوده است. وی در مورد استارداست و موادی که جمعآوری کرده میگوید: «ما داریم بخشی از کیهان را میگیریم.»
با این وجود، وستفال معتقد است باید مطالعات بیشتری روی این ذرات صورت گیرد تا این اطمینان بهدست آید که واقعن متعلق به غبار بینستارهای هستند و سنگهای آسمانی بسیار کوچک یا حتی ذراتی نیستند که توسط ذرات معلق در فضا از سفینهها کندهشده باشند. با این حال، وی از این کشف بسیار اظهار هیجانزدگی میکند.
چهار سال طول کشید تا دو ذره احتمالی غبار بینستارهای کشف شوند که به انتهای تونلهای جمعآوری مواد استارداست چسبیده بودند. پژوهشگران به دقت یکی از این ذرات را جدا کردند و برای مطالعه به چهار آزمایشگاه در نقاط مختلف دنیا فرستادند. نتیجه بررسی نشان میدهد که مادهای نسبتن شفاف، غیربلوری و غنی از آلومینیوم است.
یکی از قویترین جنبههای این پروژه، گروه بزرگ داوطلبانی بود که در تصاویر به دنبال ردی جزیی میگشتند. این حرکت آنلاین را وستفال راه انداخت و آن را استارداست در خانه نامید. در حقیقت در این پروژه هزاران فرد که به خود لقب داستر یا پیداکننده غبار داده بودند، میلیونها عکس را بررسی کردند.
بروس هودسون از اونتاریو در کانادا توانست اولین ذره را کشف کند و مطابق قوانین پروژه، باید نامی برای آن انتخاب میکرد: «اوریون. وی که یک مرد ۴۶ ساله است، سابقن متصدی زمین برای یک آرامگاه مقدس کاتولیک بوده است». وی درباره آن چه کشف کرده میگوید: «به نظرم خیلی خوب بود.» او در سال ۲۰۰۳/ ۱۳۸۲ دچار سکته شد و در سال ۲۰۰۶/ ۱۳۸۵ تصمیم گرفت با پیوستن به این پروژه زمانش را برای کار مفیدی بگذراند. او به مدت یک سال یا بیشتر، بیش از روزی ۱۵ ساعت را به مطالعه هزاران عکس میگذراند، ۵ ثانیه برای هر تصویر». هودسون در اینباره میگوید: «من ماهها و هفتهها به این کار ادامه دادم. در حقیقت این تنها کاری بود که قادر به انجام آن بودم.» او توانست رکورد ۱۰ نفر اول داسترها را بشکند، امتیازی که کارآمدی افراد در پروژه را نشان میداد.
وستفال میخواهد طی چند هفته آینده مرحله تازهای از برنامههای در خانه را راه بیاندازد و راهی بیابد تا بتواند نحوه مطالعه داسترها را بررسی کند.
تیم تکواندو نوجوانان ایران برای نخستین بار قهرمان جهان شد. در هشتمین دوره مسابقات تکواندو قهرمانی نوجوانان جهان، ایران برای نخستین بار قهرمان جهان شد. در این دوره از رقابتها ۶۹۶ تکواندو کار از ۹۷ کشور جهان در شهر تیخوانای مکزیک با یکدیگر به رقابت پرداختند که تیم پسران ایران توانست بر سکوی قهرمانی تکیه زند. تیم ملی ایران با کسب ۳ مدال طلا، یک نقره و یک برنز به این عنوان دست یافت. در بخش زنان کره جنوبی عنوان قهرمانی جهان را از آن خود کرد.
مصطفا تاجزاده عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بعد از تحمل ۹ ماه حبس آزاد شد. آقای تاجزاده در تاریخ ۲۳ خرداد بازداشت و مدت ۱۲۰ روز را در انفرادی به سر برد. همچنین دادگاه وی به ریاست قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در ۲۲ آذر و ۱۹ بهمن ۸۸ برگزارشد. «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم عمومی»، «تبلیغ علیه نظام»،« توهین به مسوولان» و «نگهداری اسناد محرمانه» از موارد اتهامی معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات به شمار میرود.
نماینده پارلمان اروپا در امور مربوط به ایران با انتشار بیانیهای از اپوزوسیون ایرانی حمایت کرد. باربارا لوخبیلر، عضو سبزهای المان در پارلمان اروپا و رییس بخش مربوط به امور ایران، در یک بیانیه مطبوعاتی در باره مساله پناهندگی افراد اپوزیسیون ایرانی گفت: « باید درباره پناهجویان ایرانی، کشورهای اتحادیه اروپا، از کار دولت آلمان سرمشق بگیرند.» این اظهار نظر خانم لوخییلر به دنبال تصمیم دولت آلمان مبنی بر پذیرش شماری از پناهجویان سیاسی ایرانی صورت گرفت. باربارا لوختبیلر همچنین میافزاید: «من به گرمی از تصمیم دولت آلمان برای اعطای پناهندگی به پناهجویان ایرانی استقبال می کنم و این پیام روشنی مبنی بر پشتیبانی از مخالفان در ایران است که با تهدید زندان و شکنجه و حتا مجازات اعدام، روبرو هستند. دولتهای اروپایی باید به فوریت از نمونهی آلمان و فرانسه پیروی نمایند.» وی در ادامه گفت: «مردمی که زندگیشان را برای دفاع از حقوق بشر و ازادی آرا به خطر میاندازند، شایسته پشتیبانیاند.» این نماینده پارلمان اروپا در پایان خاطرنشان کرد: «اکنون به دولت آلمان بستگی دارد که تصمیم اتحاذ شده از سوی خود را در عمل پیاده کند. وضعیت بسیار جدیای در ایران است که نیاز به اقدام بیشتر و فراتر از پذیرش تعداد محدودی از مردم ایران که در خطرند، را طلب میکند.»
مهدی عربشاهی از اعضای دفتر تحکیم وحدت روز چهارشنبه از زندان اوین آزاد شد. آقای عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که از روز عاشورا در بند امنیتی زندان اوین بازدشت بود، ظهر روز چهارشنبه با سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. شایان ذکر است هم اکنون میلاد اسدی و بهاره هدایت دو عضو دیگر شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت با گذشت ماهها از بازداشت موقت همچنان در زندان اوین زندانی هستند. پیش از این مرتضی سمیاری دیگر عضوشورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با سپردن ۶۰۰ میلیون تومان وثیقه از زندان اوین آزاد شده بود.
تیم فوتبال مس کرمان با نتیجه ۳ بر یک مقابل میزان خود الهلال عربستان شکست خورد.
به گزارش خبرگزاری فارس، این دیدار از ساعت ۲۰:۵۵ دقیقه به وقت تهران در ورزشگاه ملک فهد ریاض آغاز شد و در پایان الهلال با نتیجه ۳ بر یک مس را مغلوب کرد.
ونیلسون در دقیقه ۴ ، اسامه هوساوی در دقیقه ۱۴ و یاسر القحطانی در دقیقه ۸۱ برای الهلال گلزنی کردند و تک گل مس را علی سامره در دقیقه ۳+۹۰ به ثمر رساند ضمن اینکه سامان صفا دروازهبان مس در نیمه دوم ضربه پنالتی کیاگو را مهار کرد.
در دیگر دیدار این گروه السد قطر با نتیجه ۵ بر صفر الاهلی امارات را شکست داد.
در این گروه الهلال با ۶ امتیاز صدرنشین است. السد و مس با ۳ امتیاز در رتبههای دوم و سوم قرار دارند و الاهلی بدون امتیاز چهارم است.
سرمربی سپاهان گفت: «امروز در هر دو نیمه در حد و اندازه خود ظاهر نشدهایم.در نیمه اول خوش شانس بودیم که گل نخوردیم.»
به گزارش خبرگزاری فارس، امیر قلعهنویی پس از تساوی بدون گل برابر العین امارات اظهار داشت: «امروز در هر دو نیمه در حد تیم سپاهان ظاهر نشدیم. در نیمه اول خوش شانس بودیم که گل نخوردیم اما در نیمه دوم با تغییراتی که در تیم ایجاد کردم بر بازی مسلط شدیم.»
وی ادامه داد: «متاسفانه در زدن ضربات آخر بیدقت بودیم و فرصتهای گلزنی زیادی را از دست دادیم. یکی از دلایل افت تیم میتواند نبرد در سه جبهه باشد. امروز به دو بازیکن جدید میدان دادیم که متاسفانه نتوانستند پاسخ مثبت بدهند.»
سرمربی سپاهان در مورد وضعیت نویدکیا گفت: «او مصدوم بود و نمیتوانستم ریسک کنم و ۹۰ دقیقه از این بازیکن استفاده کنم به همین دلیل فقط یک نیمه به او میدان دادم.
قلعهنویی گفت: «اینکه میگویم افت کردیم فقط بحث افت تیم نیست بلکه ۶ ماه است به دنبال جذب یک مهاجم بودیم که متاسفانه نتوانستیم او را جذب کنیم. عمادرضا نیز که یک مهاجم کلیدی است امروز به دلیل مصدومیت غایب بود. غیبت او در بازی تاثیرگذار بود. نزدن ضربان آخر یک بحث روانی دارد و در فوتبال این افتها امری طبیعی است.»
قلعه نویی با اشاره به دومین تساوی متوالی سپاهان در آسیا گفت: «نباید در دیدارهای خانگی در لیگ قهرمانان آسیا امتیاز از دست بدهیم اما امروز به دلیل از دسترفتن فرصتهای گلزنی این اتفاق افتاد. باید مشکل فرصتسوزی را در لیگ برتر و بازیهای آسیایی حل کنیم.»
وی در مورد اینکه سرمربی العین عنوان کرده تعویض آرماندو به نفع تیم اماراتی بود گفت: «من این حرف را قبول ندارم و مهدی جعفرپور امروز بسیار خوب عمل کرد و توانست بازی خوبی از خود نشان دهد.»
«محمدعلی دادخواه» وکیل پایه یک دادگستری، یکی از اعضای «کانون مدافعان حقوق بشر» و سخنگوی این کانون و از بنیانگذاران آن است. او از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. در سال ۱۳۵۳ «موسسه حقوقی راد» را با همکاری «غلامعلی ادیب نصرت»، «حسن رستگار»، «حسن دادخواه» و «منوچهر خانلاری» پایهگذاری کرد.
او وکالت پروندههای مهمی را بر عهده داشته و دارد که میتوان به پرونده «حسینیه دروایش گناباد»، «آبگیری سد سیوند» و ساختن برج «جهاننما» در اطراف میدان نقشجهان اصفهان اشاره کرد. «نوروز و فلسفه هفت سین» که هفت سال پیش منتشر شد و تا کنون به چاپ نهم رسیده است و مجموعه مقالات «اصول را از یاد نبریم » از جمله تالیفات وی است.
شادی راز بزرگ زندگی انسان است و به زندگی معنا میبخشد. با نگاهی به تاریخ راستین ایرانی، متوجه میشویم که ایرانیان باستان درسایه فلسفه شادی ونشاط ، توانستهاند قرنها صلحوآشتی و انسانیت و مهر را به ارمغان بیاورند. محمدعلی دادخواه گفتههای بسیاری در مورد فلسفهی شادی و جشنهای باستانی ایران، چهارشنبه سوری و همچنین فلسفهی هفتسین عید دارد.
فوتبال امروزه به عنوان یک صنعت سودآور با جذب میلیونها هوادار در سرتاسر جهان به عرصه مناسبی برای فعالیت شرکتهای بزرگ و تبلیغات تبدیل شده است.
اکنون باشگاههای فوتبال و به ویژه بازیکنان آنها به مراتب بیش از گذشته مورد توجه همگان قراردارند و در این بین برخی از ستارگان فوتبال ابزارهای مناسبی برای تبلیغات و معرفی محصولات و… به شمار میروند.
البته کسب درآمد و سود و استفاده از تمامی ظرفیتهای فوتبال در واقع چیز بدی نیست، ولی نباید فراموش کرد که بازیکنان در نزد هوادارانشان وجهه دیگری نیز دارند، بازیکنانی که الگو و چهرههای دوستداشتنی میلیونها جوان و نوجوان در سرتاسر جهان هستند و از رفتار و پوشش خوب یا بد آنها تقلید میشود.
برخی از نوجوانان و جوانان تلاش میکنند برای تقلید از ستارگان دوستداشتنی خود که قادر به رقابت در درون زمین یا ارایه فوتبالی مشابه با آنان نیستند، رفتار یا چهره خود را به شخصیتهای مورد نظرشان نزدیک کنند و جالب این که این موضوع را در تیمهای ردههای پایهتر یا تیمهای کشورهایی که در عرصه فوتبال هنوز رشد کافی نکردهاند، حتی در میان بازیکنان میبینیم.
خیلی از هواداران شاید دوست داشته باشند مثل «دیوید بکهام»، ستاره فوتبال انگلیسیها باشند و شاید مدل مو و لباس خود را نیز به بکهام نزدیک کنند، ولی فراموش میکنند که بکهام به خاطر خودش شناخته شده و مشهور است نه مدل مو و لباسش.
اکثر کارشناسان، بازیکنانی چون بکهام را بیشتر یک ستاره تبلیغاتی میدانند تا یک ستاره فوتبال. ستارهای که تبلیغ و مد و… تا کوچکترین فرد خانواده وی نیز رسوخ پیدا کرده است. بسیاری یکی از زمینههای اختلاف «الکس فرگوسن»، سرمربی اسکاتلندی موفق منچستریونایتد را با این بازیکن که در نهایت منجر به جدایی او از منچستریونایتد شد، ناشی از همین مسایل میدانند.
مشکلاتی که حتی منجر به شکافتن ابروی بکهام در رختکن تیم توسط فرگوسن شد. زمانی که بکهام با باشگاه ریالمادرید قرارداد امضا کرد، بخش زیادی از مبلغ قرارداد توسط یک باشگاه مد پرداخت شد.
البته خاصیت تنوعطلبی بکهام و خانوادهاش باعث شده سرمایهگذاران زیادی سراغ این خانواده بیایند و بازیکنی که میتوانست بهترین بازیکن جهان و اروپا شود، در همان پیچ و خم سالنهای مد و دوربینها باقی ماند.
بازیکنان زیادی بودهاند که وارد این عرصه شدهاند و برخی نیز همواره سعی کردهاند چهرهای منحصر به فرد از خود ارایه کنند. «لیونبرگ»، ستاره سابق فوتبال سوید، نمونه خوبی برای این موضوع است. لیونبرگ با موهای تراشیده و پوشش خاص خود تلاش میکرد چهره متفاوتی از خود ارایه کند.
بازیکنانی مثل «کریستیانو رونالدو»، «کاکا» و حتی «تیهری آنری» فرانسوی نیز وارد عرصه تبلیغات شدهاند، ولی کاکا و آنری سعی کردهاند چهره خود را همواره حفظ کنند و فقط از شهرتشان برای تبلیغ استفاده کنند و نه از چهرهشان.
البته حس تمایز و تفاوت از دهههای گذشته در میان بازیکنان وجود داشته و در هر دوره نیز ویژگیهای خاص خودش را بروز داده است، به عنوان مثال در دهه ۶۰ و ۷۰ برخی از بازیکنان سعی میکردند با تغییراتی در ریش و مویسر توجه دیگران را به خود جلب کنند و شاید «جرج بست» و «پل بریتنر» دو بازیکن ارزشمند آن زمان مثالهای خوبی باشند.
در دهه ۸۰ و ۹۰ نیز شاهد چهرههای متفاوتی در بین بازیکنان فوتبال بودیم. برخی چهرهها بسیار ساده بود مثل «مارکو فان باستن»، ستاره فوتبال هلند، که در کنار «رودگولیت» و «فرانک ریکارد» مثلث آتشین تیم ملی هلند و باشگاه آثمیلان ایتالیا را تشکیل میداد.
هنوز با گذشت سالها، بسیاری چهره «کارلوس والدراما» و «رنه هیگوییتا» را فراموش نکردهاند. بازیکنانی که بیشتر به خوانندگان پاپ شباهت داشتند تا بازیکنان فوتبال.
در دهه ۹۰ نیز برخی از بازیکنان به ویژه بازیکنان کشورهای آمریکای جنوبی مثل «باتیستوتا»، «فرناندو ردوندو»، «آریل اروتگا» و «کلودیو کانی گیا» با سربندهای ویژهای وارد زمین مسابقه میشدند.
زمانی که «ادگار داویدز»، هافبک میانی هلندی باشگاه یوونتوس، با عینک وارد زمین مسابقه شد، بسیاری در ابتدا فکر کردند که این هم یک شکل تازه از ورود یک بازیکن به زمین فوتبال است و حتی برخی آن را تبلیغ برای یک شرکت عینکسازی معروف دانستند، در حالی که داویدز این عینک را به توصیه پزشک و نه برای جلب توجه به صورت خود زده بود.
در میان دروازهبانها نیز به شخصیتهای عجیبی بر مییخوریم. «خورخه کامپوس»، دروازهبان تیم ملی مکزیک در جامجهانی ۱۹۹۴ با لباسهای رنگارنگی که بر تن داشت، توجه همگان را به خود جلب کرد و البته پیراهن این دروازهبان هنوز که هنوز است به عنوان یکی از زشتترین پوششها و پیراهنهای فوتبال مطرح است.
«فابین بارتز» فرانسوی نیز با موهای از ته تراشیده سوژه خوبی برای عکاسان بود، ولی در دهه اخیر کمتر دروازهبانی تلاش کرده چهره متفاوتی از خود نشان دهد و شاید متمایزترین چهره «پیترچه»، دروازهبان چلسی باشد که با کلاه ویژهاش درون دروازه قرار میگیرد و البته این کلاه هم به دلیل آسیبدیدگی فک این بازیکن از سوی پزشک تجویز شده و برای زیبایی نیست.
البته اینها نیز از حواشی و جذابیتهایی است که فوتبال را پرحاشیهتر ساخته است و نباید فراموش کرد که تنها تعداد کمی از ستارگان فوتبال هستند که حاضرند چهرهای متفاوت از آنچه هستند ارایه دهند.
ستارگان زیادی مثل «زینالدین زیدان»، «فابین بارتز»، «ریوالدو»، «میشل پلاتینی»، «فان باستن» و… نیز بودهاند که سعی کردهاند با فوتبال خود و نه چهره خود به نامهایی ماندگار در تاریخ فوتبال تبدیل شوند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر