هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند
-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news ------------------------------
گزارشهای رسیده از ایران خبر از درگیریهایی در نقاط مختلف کشور هم زمان با برگزاری مراسم چهارشنبه سوری میدهد.
در تهران و در مناطق مختلف برگزاری مراسم آخر سال منجر به خساراتی گردیده است.
خبرگزاری نیمه رسمی فارس از حامیان دولت ایران در خبری به نقل از پایگاه خبری آتشنشانی تهران از وقوع ۱۶۴ حادثه ثبت شده تا ساعت ۲۱ شب اطلاع داد.
بر اساس این گزارش ۴۵ مورد آتشسوزی در فضای سبز، ۲۵ مورد آتشسوزی سطل زباله، ۳۱ مورد آتشسوزی ضایعات، ۴۱ مورد آتشسوزی در حیات منازل مسکونی، ۸ مورد آتش سوزی در نزدیک فروشگاه و ۱۳ مورد آتش سوزی وسایل نقلیه در مراسم چهارشنبهسوری رخ داده است.
مراسم چهارشنبه سوری در سهشنبه آخر هر سال با برافروختن آتش و جشن و شادی از سوی ایرانیان برگزار می شود.
بسیاری از معترضان به نتایج انتخاباشت و حوادث پس از آن پیش از این اعلام کردند که در این مراسم برای اعتراض شرکت میکنند.
میرحسین موسوی ار رهبران مخالف دولت در بیانیهای اعلام کرده بود که مردم با حضور خود در چهارشنبه سوری جشنواره نور علیه تاریکی را گرامی میدارند و از آنها خواست تا در این مراسم شرکت کنند. این درحالی است که در چند روز گذشته رهبر ایران و چندی از مراجع تقلید شیعه این مراسم را «خرافه و فساد» دانستند.
روز دوشنبه پایگاه اطلاعرسانی پلیس ایران از تشکیل قرارگاه مشترکی میان نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و بسیج برای مقابله با «مزاحمتهای احتمالی» در چهارشنبه سوری خبر داده بود.
گزارشها از امنیتی شدن چهره شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران و اصفهان و شیراز و ارومیه حکایت دارد.
مراسم چهارشنبه سوری از بعداز ظهر روز سه شنبه آغاز شده و تا ساعاتی از نیمه شب ادامه خواهد بافت.
جشنهای ایرانی با همه جشنهای جهان متفاوت است. هر جشنی که در دیگر ملتها برپا میشود یا به پشتوانه یک اعتقاد است یا به حمایت قدرت است. جشنهای ایرانی تنها جشنهایی است که فاقد هردوی این نیروی حمایتی است و مبتنی بر طبیعت است و هر انسانی را مورد خطاب قرار میدهد. جشن را با زمان با هم فرا میخوانند:
جشن فرخنده فروردین است روز بازار گل و نسرین است
آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است
چهارشنبه سوری نخستین گامی است که برای آغاز جشنهای مداوم نوروز بر میداریم. قبل از آن باید خانه تکانی کرد و جایی که در آن زندگی میکنیم را بیاراییم. از بدی و پلشتی پیراسته داریم. خانهی گل را میآراییم، سپس خانهی دل را باید بپیراییم. ایرانیان قدیم از اوایل اسفند ماه به غبار روبی کل خانه میپرداختند. خانه را مهیای «فروهرهایی» میکردند که روحهای گذشته بودند و همواره نیکی وشادی را پاسبان بودند.
بعد از خانهی گل باید خانهی دل را از بدی و زشتی و کینه و حسد و نیرنگ بپیراییم. به همین علت آتشی را میافروزیم. ما سعی میکنیم بدیها را در آتش بریزیم تا اثری از آنها باقی نماند.
باید به عدد چهار بپردازیم. تصور نیاکان این بوده که جهان بر چهار عنصر: آب، آتش، باد و خاک است. اگر کسی نیکی را پیشه خود قرار دهد این چهار عنصر در اختیار او قرار میگیرد و او را تایید خواهد کرد:
گر به حق رفتی به دنبالت شود نور و ظلمت، آب و آتش، باد و خاک
آتش نماد مهر و شادی و گویای گرمی و دوستی است. که در چهارشنبهسوری رخ مینماید. کسی درونش از بدخواهی و بدگرایی و بدمنشی تهی شده باشد، در آن مهر و وفاق و دوستی جای خواهد گرفت. چهارشنبه سوری هیزمی است که میسوزد و سردی شما را میگیرد و به شما گرمی میدهد. وقتی خانه بیرونی را منزه کردی خانهی درونی را نیز منزه گردان و به نوگرایی درونت بپرداز:
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خرام تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
این نخستین پیام چهارشنبه سوری است که سال پارینه را دور بیاندازیم و سال جدید را بپردازیم همراه با زیبایی، پاکی و آنچه طبیعت با گرایش نو، زایش نو دارد ما هم این پیوند و هماهنگی را داشته باشیم.
در چهارشنبه سوری سه کپهی آتش قرار دهیم. در کپهی اول عهد میکنیم که در اندیشهی خود بد فکری را کنار بگذاریم . دربارهی دوست و آشنا بد نیندیشیم تا زندگی را سالم ادامه دهیم. پس از آن به آتش دوم میآییم و میثاق میبندیم که گفتارمان با زشتی همراه نباشد و خود را پاک کنیم. از گفتن کلمات ناروا دوری کنیم:
اینش سزا نبود دل غمگسار من کز حق گزار خود سخن ناسزا شنید
پاکی را نه در اندیشه که در گفتار هم اعمال کنیم و ظهور انسان مهرورز باشیم که همانند آتش که نورافشانی میکند، هیچ تبعیضی را روا نمیدارد. مناره و منار جایگاه نور بوده تا کسانی که از دور وارد شهر میشوند راه را گم نکنند. نور عامل روشنایی، پاکی و راستی است.
در کپهی سوم پیمان میبندیم که رفتار ما همراه با تلخی و زیان برای دیگران نباشد. وقتی سه کپه را طی کردیم یک انسان نو شدیم که برای همه شادی میخواهد. با گسستن از بدیها و پیوستن به شادیها یک انسان جدیدی شوید. شیخ بهایی میگوید:
در خانه نشینید و مگردید زهر در زیرا که شما خانه و خود خانه خدایید
استاد ابراهیم پورداوود میگوید که این آتش افروزی پس از اسلام به شب چهارشنبه منتقل شد و ایرانیان در پی آن نبودند که شنبه باشد یا آدینه. اما در این هیچ شکی نیست که قبل از ورود به نوروز باید با تفکری نو و عزمی مصمم رهنمود زمان تازه بکنیم تا از تاریکخانه تن به مامن عشق و نور و روشنایی راه پیدا کنیم.
خواهی که بینی رخ اندر رخ معشوق زنگار به آیینه به سیقل بزدا
ما باید آیینه دل را پاک کنیم. کسی که چهارشنبه سوری را بر مبادی عهد بستن با سه کوپه آتش طی نمود، حق دارد به کپه هفت سین راه پیدا کند.
مواردی مانند قاشقزنی و فالگوش ایستادن هم در چهارشنبه سوری بوده است. اما برافروختن آتش اولین رخسار این جشن کهن است. آتش دلالت بر زدودن بدی و آغاز گرمی و روشنایی است. اما در این روزگار از واقعیات عمیق و ژرف دور افتادهایم. بسیاری از اقداماتی که در چهارشنبه سوری انجام میدهیم نه با روح تمدن کهن ایرانی هماهنگی دارد نه با یک برداشت معقول و منطقی.
«همواره در جریان دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی، موضوعات و بحثهای نوینی بین مردم مطرح میشود که بیشتر اوقات نیاز به بررسی و واکاوی دارد تا همهی ابعاد آن روشن شود. به عنوان نمونه، انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران و پیامد آن، شکلگیری و گسترش موج سبز، تحولات عظیمی در جامعه ایران به وجود آورد. در این میان، ایرانیها به عنوان شهروندخبرنگارهای فعال در دنیای اینترنت نقش پررنگی به خود گرفتند و روزبهروز بر تعداد کاربران فعال اینترنتی ایرانی در نقاط مختلف جهان افزوده شد. فعالیتهای ایرانیها در شبکه اجتماعی «فیسبوک»، نمونه بارزی از این حضور فعال است که در واقع، چرخهی گستردهیی از تبادل اطلاعات و اخبار در زمینههای مربوط به ایران را سامان داده است.»
یکی از موضوعاتی که از همان روزهای نخست اعتراضات مردم به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران، در بین کاربران شبکه اجتماعی «فیسبوک» در سطح گستردهای مطرح شد، شناسایی و معرفی افرادی به نام جاسوس بود. برخی از این افراد، کاربران ناشناس «فیسبوک» بودند و برخی دیگر، افرادی بودند که به نوعی در سرکوبهای خیابانی نقش داشتند و تصاویری از آنها در وبلاگها و برخی سایتها منتشر میشد. به هر ترتیب، موضوع جاسوسی که خود بحثی تخصصی در حوزه امنیت ملی است، به نظر من، ربطی به فعالیتهای – حتا – سازماندهی شده عوامل دولت کودتا در شبکههای اجتماعی ندارد و شاید بتوان گفت که آنچه کاربران این سایتها از آن به عنوان جاسوسی یادمیکنند، در واقع فعالیتهای سازمانی عوامل دولتی است، که برای سنجش افکار عمومی و بررسیهای آماری در محیط اینترنت و حتا – گاه – به بیراهه کشیدن جریانهای اعتراضی، توسط شیوههای پیشرفته و مهندسی اجتماعی صورت میگیرد.
«روزبهمیرابراهیمی»، سردبیر نشریه اینترنتی «ایران در جهان» بر این نظر است که جاسوسی به معنای علمی آن در شبکههای اجتماعی مفهوم و لزومی ندارد و در در ادامه میگوید:
- تعریف علمی جاسوسی را بگذاریم کنار و بگوییم خبرچینی یا جمعآوری خبر از محیطهایی که آنها در اقلیت هستند و دست مخالفین است و مباحثی که مطرح میشود، میتوان گفت که خبرچینی است تا حدود زیادی به جای اینکه جاسوسی باشد. به نکته مثبتی که این جنبش معترضین داشته این است که چیز پنهانی وجود ندارد. مثلن مباحثی که در شبکههای اجتماعی مطرح میشود، شاید کمتر از یکی دو دقیقه بعد منتقل میشود به جاهای پابلیک(عمومی) تر؛ مثل بالاترین یا وبلاگها و یا برعکس، مثلن چیزهای که در بالاترین یا در سایتهای عمومی مطرح میشود، منتقل میشود به جمعهای کوچکتری در این شبکههای اجتماعی، یک رابطه دوسویه وجود دارد که هیچ کدام کار محرمانه و سری ندارند و میتوان گفت، همانطور که شما اشاره کردید، بیشتر این نوع ترفند حکومت، همان خبرچینی یا جمعآوری خبرها و مباحث در درون شبکههای اجتماعی مخالفان است تا این که جاسوسی به معنای علمی و سیستماتیک برای یک سیستم امنیتی باشد.
با توجه به این که به نظر میرسد این موج جاسوسیابی، از طرفی دیگر، بخشی از جنگ روانی دولت علیه مخالفان و ایجاد ترس در این گونه فضاهاست، شناسایی ابعاد آن توسط مخالفان دولت، برای تعیین استراتژی مناسب در برخورد با این پدیده، مهم به نظر میرسد. «روزبهمیرابراهیمی» نیز در این زمینه میگوید:
- یک بخشی صددرصد جنگ روانی است، به خاطر این که هراس ایجاد کنند در کسانی که در این شبکهها فعال هستند و به هر حال در عمل هم ما دیدیم که در طول چند ماه گذشته، برخی از ایرانیها که در خارج از کشور در «فیسبوک» فعال بودند، وقتی میخواستند به ایران برگردند، در فرودگاه یا از آنها سووال کردند، یا یکی از مواردی که در خیلی از این بازداشتیها از آنها سووال میکردند این بود که اکانت «فیسبوک» دارید؟ و بعد میروند و لیست دوستانشان را درمیآورند. برای آنها مهم است که در چنین شبکههایی چه کسانی فعال هستند و به خاطر اینکه این فعالیت را حداقلی کنند و تأثیرگذاری آن را کمتر کنند، به هر حال از ترفندهای مثل ترساندن استفاده میکنند. در اکثر موارد هم همیشه یکی از اولین کارهایی که سیستمهای حکومتی انجام میدهند برای بستن فضای اطلاعاتی، ایجاد هراس در فعالان آن عرصهها است.
«آرشحسینیپژوه»، وبلاگنویس فعال در «فیسبوک» با اشاره به اینکه بسیاری از پیامهایی که در «فیسبوک» برای معرفی جاسوسها ارسال میشود، نتیجه نوعی توهم است، میگوید:
- من فکر میکنم ۸۰ درصد این پیامهایی که میآید، توهم آن کسی است که اطلاعات رو میگیرد و حالا برخورد شخصی یا عقیدتیای که پیش میآید و قصد میکنند که کسی رو به عنوان جاسوس معرفی کنند. ۲۰ درصد الباقی هم با شک میشود تأیید کرد که طرف جاسوس است. نمیشود با یقین گفت این را. مسلمن کسانی که از داخل ایران میآیند و قصد دارند که اطلاعات جمع کنند و یا هر فعالیت دیگر در نت علیه کسانی که کار سیاسی میکنند انجام بدهند، مشخصن جوری فعالیت میکنند که به همین سادگی نشود تشخیص داد.
همزمان که من با «آرشحسینیپژوه» در حال مصاحبه هستم، او روی دیوار «فیسبوک»اش جملهیی مینویسد که با موضوع گفتوگوی ما مرتبط است: «فکر میکنید جاسوسهای حکومتی در فیسبوک با توییتر فعال هستند؟ از کجا میشه فهمید که کسی جاسوسه ؟؟؟» و شاید برای شما هم بازخوانی نظرات پای دیوار آقای «حسینیپژوه» جالب باشد. به عنوان نمونه کاربری به نام «صنمایرانی» نوشته:
«آرش جان، نه وزارت اطلاعات بیکاره، نه این همه نیرو داره که میلیونها ایرانی رو بخواد روزانه چک کنه، از ماست که بر ماست، ما خودمون این حرفا رو در میآریم، باور کن همه این حرفا بیخوده. ما یاد گرفتیم تا کسی رو مخالف عقیدمون ببینیم، زود یه برچسب جاسوس و نفوذی روش بزنیم. جالب اینکه به خود منم این برچسب خورده بود، ما ماههاست باهمیم، دیگه منو خداروشکر هم میشناسن.»
و یا کاربر دیگری به نام «اصغرایرانی» نظر داده:
«جاسوسها از عکس دخترهای خوشگل ایرانی استفاده میکنند. گاهی جوکهای خندهدار مینویسند. گاهی هم از فرهنگ کشورشان مینالند. ولی تحمل دو چیز را ندارند: ۱. انتقاد از اسلام. ۲. رنگ سبز»
البته در این زمینه بیش از این باید تحقیق و بررسی کرد و امیدوارم که فرصتی دست دهد تا در برنامه آینده کوچهمهتابی همین موضوع را از ابعاد دیگری بررسی کنیم.
اکنون سخن از بهر معامله است نه معامله از بهر سخن. تا بدانی که آسایش از آن درویشان است —- شمس تبریزی
«رومن یاکوبسن»، نظریهپرداز معروف روس میگوید: «شعر، کارکرد زیبایی شناسانهی زبان است. به نحوی که همواره به زبان روزمره هجومی سازمانیافته و آگاهانه میبرد.» «ژان پل سارتر» هم به صراحت ابراز میدارد: «شاعران از آن کسانند که زیر بار استفادهی ابزارگونه از زبان نمیروند!» این دو نقل قول را آوردهایم تا برای آغاز سخن محملی باشد. محملی از بشارت و معنا. مجموعه شعر «محمدعلی مشهدیرضا» که بهتازگی به بازار کتاب آمده، دارای خصلتهای بسیاری ست. از جمله زبانی تاثیرگذار و دردناک، تصاویری زنده و همانگونه که یاکوبسن معتقد است (راجع به شعر)دارای کارکرد زیباییشناسانه و رویکردی آشنایی زدایانه. به جرات میتوان گفت حتا بدون پیشآگاهی از آنچه شاعر راجع به آن سخن میگوید، می توان وارد فضای دردآلود و هذیانزدهیی شد که در بیشتر شعرهای این مجموعه بهخوبی ترسیم شده است. «در ساعت سکوت مقدس»، درونمایههای تکاندهندهای دارد: رنج، اسارت، فکر آزادی، غم دوری و سرگشتگی، عشق و ….
به اعتقاد من، بیشتر اشعار این مجموعه که دارای هارمونی و ریتمی تبآلود و ناهمگوناند، از دورانی سخن میگویند که هرچند به لحاظ تاریخی فاصلهای چندان با ما ندارند، ولی به دلیل کم گفته شدن یا بهعمد نگفتن، از یاد و حافظهی ما پاک شده یا میرود که پاک شود!
شعر زیر از این مجموعه ، نشان دهندهی حالوهوای بیشتر شعرهاست:
واژه
واژه
واژه
آوار واژهها
در گلوی تو فریاد میکشند
پوتین
پوتین
پوتین
پر میخ ، پاره و خونآلود
_ پوتینهای پلشت_
بر دهان تو میکوبند
آه ، واژههای معصوم
آرام باشید
شعر«واژههای معصوم» در نوع خویش کامل است و نیازی به هیچ سخن دیگر نیست. شاعر در مجموع موفق به خلق جهانی شده است که منهای حضور خود او ( هر چند که مشهدیرضا سالهاست دیگر در میان ما نیست!) به صورت قائم به ذات و خود بسنده، میتواند خویش را تسری بخشد و در حسآمیزی و درگیرنمودن ذهن و روان خواننده، خود به خودی عمل کند. این وجه بنیادین ادبیات است که همواره در بستر زبان جاری و نیازی به حضور موجد خویش ندارد. مشهدی رضا کمتر حرف میزند و بیشتر حس و تصویر میسازد. تصاویری مرکب و دردآلود که از کنار هم قرارگرفتن عناصر ذهنی و عینی، موجود و ناموجود در قالب شعر ریخته شدهاند. موسیقی در شعرهای مشهدی رضا بدون نیاز به تزریق و تحمیل واژگان و ترکیبهای پیشساخته و تصنعی ندارد و بهراحتی چون پر روی آب جریان مییابند و از میان تخته سنگها بسترهای گلآلود زمان میگذرند تا به خوانندگان نسل امروز برسند. این مشخص است که شاعر هیچ کوششی تعمدی برای ساخت شعر یا ایجاد هارمونی و موسیقی کلامی نداشته است.
و چهبسا که در برخی شعرها ایراداتی دیده میشود که از نظر برخی اساتید افاسیل* شکل زبانی و نحوی قلمداد شود. اما بهنظر من سعی شاعر این مجموعه، شعر ساختن نیست، آفرینش احساس ، آگاهی ، خلق تصاویر آنانی است که در کنارشان زیسته است. بنابراین شعرهای مشهدی رضا، از نظر خوانندهی نسل امروز میتوانند دو گونه موجبیت و شان نزول داشته باشند: نخست، موجبیت ادبی و زیباییشناسانه که لایهی نخست و قابل تعمق است… دوم، موجبیت تاریخی، انسانی و خودبهخودی. در نگاه اول به ترکیب ساختار و زبان بسیاری شعرها میتوان از دیدگاه انتقادی نگریست و بهطور مثال نوشت یا گفت که: برخی شعرها زیادهگویی، تکرار آزارندهی کلمات، تصاویر و ….هستند. یا به برخی از کلیشهها ، که ره به شعر سپید شاملویی میبرند، خرده گرفت. اما بهزعم من، رویکرد نخست با وجود دقت و اعتبار ذاتیاش، نزد بسیاری از منتقدان، در اینجا به تعبیر مولانا: پای چوبین دارد و البته پای چوبین، سخت بیتمکین میشود.
برخی از آثار ادبی ( اعم از شعر یا داستان ، علاوه بر وجوه صوری و ساختاری، دارای ژرف ساخت، لایههای معنایی و ارزش تاریخی ( بیوگرافیک و اتوبیوگرافیک) میشوند. شعرهای «پل الوار»، «یانسن ریستوس» ، «ویکتور خارا» و …. از این دستهاند و دیگر نمیتوان تنها نگاه ساختاری و انقباضی ( منتقدانه ) به آنان داشت. نگاهی که اثر ادبی را گاه تا حد ارگانیسمی غیرپویا و ساختاری دل و قلوه دریده، کاهش میدهد. مخلص کلام: شعرهای مشهدی رضا از سنخ دوماند: جدای از ساختار مناسب و تصاویر قدرتمند در بسیاری شعرها، خواهی نخواهی وارد تونل تاریک زمان میشویم: شاعر از عنصر زمان و تاریخ به عنوان پسزمینهی اثر خویش بهره گرفته، پسزمینهای چنان پررنگ و قدرتمند که گاه همهی عناصر شعرش در آن مستحیل میشوند. و خود به عنوان سوژه شعرها رخ مینمایاند. اینگونه است که شعرهای او از قید منیت و ادبیت تصنعی نجات مییابند:
«تفرقه»
تفریق میشویم
تفریق میشویم
و در تفرقهی خویش
سقوط میکنیم
تا انزوای رخوتناک
و استفراغ میکنیم
تمامی ایمان را
بر سجادهایی که بهناچار گستردهایم
در آستان بهشتی که شهوت شومش
کمرگاهمان را آرام میکند
گاه پیش میآید که شاعر یا نویسندهای از تراژدی فردی (شخصی) سخن میگوید و در راستای باورمتن و حس همذاتپنداری، خواننده با شخصیتها یا فضای اثر درگیر میشود … این کارکرد ، میتواند بخشی از کارکرهای یک اثر ادبی باشد، اما کارکردهای دیگری نیز وجود دارد: تراژدی جمعی یا بهعبارتی دیگر فاجعهی جمعی. مشهدی رضا، تنها از خودش حرف نمیزند. متن او ، آیینهای تمامنماست از فاجعهای جمعی که نسلی را فرو گرفت. بدینسان، شعرهای مشهدیرضا، راویانی صادق برههای از زمان هستند که به لحاظ افق زمانی قابل ترجمان و تاثیرگذاریاند. در یک کلام، شعرهای این مجموعه، افق ما و کرانهای گذشته را در نوردیدهاند و خویش را در پیوندی دوباره و ناگسستنی، به زمان اکنون رسانیدهاند. بنابراین اگر تاریخ و رخدادهای تاریخی را (در قالب زبان) به قول میشل فوکو: «متنهایی با قابلیتهای متعین و یا نامتعین بیانگاریم» شعرهای مشهدی رضا نیز دارای کارکرد خاص بینامتنی هستند. بینامتنیتی که از ادبیات، کلام تاریخ و زیباشناسایی شعری به نفع خود سود جستهاند .
سرآخر اینکه بهنظر من، مشهدی رضا تنها شاعر نیست، بلکه میراثدار گذشتهای تلخ و خونین است و بیشتر از آنکه سعی در چگونه گفتن داشته باشد، یا حتا سعی در تاثیرگذاشتن بر خوانندگان احتمالیاش، به شعر توسل جسته و پناه آورده است. چیزی مانند سنت بستنشینی و گذشتگان ما، دغدغهای کاملن شخصی برای گذراندن واپسین روزهای زندگانی، بهانهای برای بودن، نمردن، از یاد خویش نرفتن و البته بهانهای برای زندگی، رهایی و امید. امیدی که بهانهی هر انسانی برای زیستن است، کمااینکه به گمان من شاید میدانسته رشتهی زندگیاش به سخنی بند است، اما با نوشتن این قطعات، حیات جاودانه یافته و از افقی مبهم و تاریک، بدین پهنه از زمان و مکان آمده است و زین پس نیز به افقهای دیگری سفر خواهد کرد…
۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۸
*اساتید افاسیل: منظور اساتید و صاحبنظران کهنهگرا و مرتجع و اشارهای به واپسگرایی است.
دادگاه رسیدگی به اتهامات روزنامه اعتماد روز سهشنبه از رفع توقیف این روزنامه نزدیک به اصلاحطلبان خبر داد.
به گزارش آفتاب صبح امروز (سهشنبه) دادگاه این روزنامه در دادسرای کارکنان دولت برگزار شد و پس از رسیدگی به پرونده، توقیف این روزنامه را لغو و آن را به جزای ۱۰۰ میلیون تومانی تبدیل کرده است.
روزنامه اعتماد در تاریخ ۱۰ اسفند ماه به دستور هیت نظارت بر مطبوعات توقیف و از انتشار باز مانده بود.
401 پیش از میلاد – دربار هخامنشی ایران یک هفته مانده به نوروز تصمیم گرفت که به دلیل قرار داشتن کشور در لبه پرتگاه جنگ داخلی ناشی از مخالفت کوروش کوچک با شاه شدن برادرش اردشیر دوم، مراسم نوروز آن سال به طور خصوصی برگزار شود و مراتب به بزرگان کشور اطلاع داده شود که مراسم عمومی در دربار برگزار نخواهد شد. ساختمان تخت جمشید هنوز تکمیل نشده بود و دربار در گوشهای از آن جای داشت.
۲۷۹ میلادی – بهرام دوم شاه ساسانی ایران که برای گوشمالی فرماندار سیستان به این ایالت رفته بود به مناسبت نزدیک بودن نوروز، پوزش فرماندار را که سر به نافرمانی برداشته بود پذیرفت، او را بخشید و عنوان «سکان شاه» داد و سپس برای تنبیه فرماندار کابل رهسپار این منطقه شد.
۱۰۷۹ میلادی – به دستور شاه وقت «ملکشاه سلجوقی» مقرر شد که در ایران، تاریخ اسناد به هر دو تقویم هجری قمری و هجری شمسی نوشته شود. این روال از چهار قرن بعد به تدریج فراموش شد که در دوران معاصر از سر گرفته شده است. تقویم هجری شمسی را عمرخیام نیشابوری تنظیم کرده بود.
۱۵۲۱ میلادی – «فردیناند ماژلان»به فیلیپین رسید.
۱۸۶۸ میلادی – ماکسیم گورکی داستاننویس شهیر روس به دنیا آمد. ماکسیم یک نویسنده چپ بود که چون فقر را لمس کرده بود به انعکاس آن میپرداخت و به امید روزی بود که فقر، ستم و استثمار از جهان رخت بربندند.
۱۹۶۸ میلادی – در جنگ ویتنام سربازان آمریکایی ۳۴۷ غیرنظامی را در مایلای کشتند.
۱۹۷۸ میلادی – نخستوزیر سابق ایتالیا، آلدو مورو، توسط بریگاد سرخ در رم به گروگان گرفته شد و ۵۴ روز بعد به قتل رسید.
۱۹۱۴ میلادی – زمانی که اروپا در آستانه جنگ جهانی اول بود و دولتهای اروپایی سرگرم یارگیری و تقویت نظامی خود بودند، مادام هانریت کایو همسر ژوزف کایو وزیر دارایی وقت فرانسه و نخست وزیر سابق این کشور به دفتر روزنامه محافظه کار فیگارو در پاریس رفت و با شلیک شش گلوله«گاستون کالمه»سردبیر این روزنامه را کشت که رویدادی بیسابقه بوده است.
۱۹۱۲ میلادی – «آلبرت بری» نخستین فردی است که با چتر نجات از هواپیما فرود آمد.
۱۹۳۱ میلادی – «جیکوب شیک» ماشین ریشتراشی برقی را اختراع کرد.
۱۲۸۵ خورشیدی – زادروز «پروین اعتصامی» شاعرهی ایرانی
۱۳۱۶ خورشیدی ‐ زادروز «هوشنگ گلشیری» داستاننویس ایرانی
۱۳۴۱ خورشیدی ‐ زادروز «محمدحسین لطیفی» کارگردان ایرانی
۱۳۷۴ خورشیدی – سالمرگ«حسین سرشار» خواننده و بازیگر ایرانی
رهبری جدید اتحادیه چینیتباران باید اعتماد عمومی را بدست آورد.
دانشگاه فنآوریهای Twintech یمن، قرارداد همکاری آموزشی با دانشگاه UPM به امضا رساند.
فستیوالهای مالزی و یمن باعث بالا رفتن نرخ مبادلات میشود.
نماینده تجار مالزی برای نمایشگاههای اقتصادی به یمن میرود.
سرخپوشان تایلندی تهدید کردند که در دفتر نخستوزیر خون به راه میاندازند.
بیش از ۱۰،۰۰۰ پناهنده از فیجی پس از نزدیک شدن طوفان، به دنبال پناهگاه میگردند.
روزنامه استار
تغییراتی در فرماندهی پلیس سلطنتی مالزی رخ خواهد داد.
سه نفر در مسابقات بختآزمایی هریک ۴ میلیون رینگیت برنده شدند.
پادشاه: «برای پیشرفت، بطور واحد همکاری کنید».
Ong: « من دعای مردم در خیابان در پشت سر خود دارم».
از یک مجرای قانونی برای زیر نظر گرفتن سمتهای اعضای سابق کمیته مرکزی اتحادیه چینیتباران استفاده میشود.
دفتر وزارت توریسم مالزی، گزارشی را علیه یک وبلاگنویس که مدعی فساد در وزارتخانه شده بود را تسلیم پلیس کرد.
معاون وزیر اقتصاد، داتوک چور، گفت که برای کسب سمت معاونت اتحادیه چینیتباران تلاش میکند.
مرکز پزشکی دانشگاه UKM تبدیل به نخستین بیمارستان «سبز» در ماه ژوئن میشود.
حدود ۸۰،۰۰۰ نفر از شهروندان کهنسال پنانگ به اولین دریافت ۱۰۰ رینگتی خود در امسال رسیدند که همراه آن نامهای از سوی وزیر ارشد مبنی بر موفقیتهای کسب شده دولت بود.
نخستوزیر خواستار کمک به مردم Telugu هند شد.
یک مرد معلول که یک پای خود را از دست داده بود به قله کینابالو صعود کرد.
سلطان ادریس شاه: «افسران نیروی دریایی باید برای تجربه جوانترها در آینده، خاطرات و تجربههای سفر خود را بنویسند».
شرکت شل به هفت پیمانکار پروژه ۳۰۰،۰۰۰ رینگیت پاداش داد.
نود کارمند گمرک سلطنتی صباح که بیش از ۱۵ سال سابقه خدمت داشتند، ارتقادرجه یافتند.
یک ایرانی که در لباس زیر خود ماده مخدر کریستال به کشور قاچاق کرده بود در KLIA دستگیر شد.
نتانیاهو از شهرک سازیهای اسراییل دفاع کرد.
چین میگوید که نباید از یوآن بخاطر بالارفتن تجارتها انتقاد کرد.
پسلرزهای به بزرگی ۶٫۷ ریشتر سواحل شیلی را لرزاند.
چاوز گفت که گروه اتای ونزوئلا تروریست نیستند.
کاتولیکهای آلمان از پاپ خواستند تا در مورد تجاوزات جنسی انجام گرفته توسط یک اسقف صحبت کند.
من البته اگر نهنگ این آب خُردِ داستاننویسی ایران باشم. این طورها زیستهام؛ گاهی سر به دیوارهها کوبیدهام.. سعی هم کردهام که به نسل بعد بیتوجه نمانم تا از این آب خُرد همان نبینند که من دیدهام.» (هوشنگ گلشیری)
بیست و پنجم اسفندماه برابر با زادروز هوشنگ گلشیری نویسندهی مطرح معاصر ایرانی است. وی را بعد از صادق هدایت، تاثیرگذارترین داستاننویس ایرانی دانستهاند. گلشیری سردبیر ماهنامه ادبی کارنامه بود که در سال ۱۳۸۳ با حکم شورای نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف شد. او با تشکیل جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دهه هفتاد خورشیدی به شهرت رسیدند او همچنین یکی از موسسان کانون نویسندگان ایران و از بنیانگذاران حلقه ادبی جُنگ اصفهان نیز بود.
هوشنگ گلشیری در بیست و پنجم اسفندماه سال ۱۳۱۶ در شهر اصفهان به دنیا آمد. هنوز پنج سالش تمام نشده بود که به همراه خانواده خود به آبادان رفت. خودش میگوید: «آبادان، شکلدهندهی حیات فکری و احساسی من بود. پدرم کارگر بنا، سازندهی منارههای شرکت نفت بود، و ما مدام از خانهای به خانهی دیگر میرفتیم، و همهاش هم بازی و بازی میکردیم. فقر هم بود، اما آشکار نبود، چون همه مثل هم بودیم و عالم بیخبری بود»
گلشیری تا سال ۱۳۳۴ که دوباره اصفهان برگشت وقت خود را به آموختن و خواندن و آشنایی با سنتهای ریشهدار گذراند. پس از گرفتن دیپلم متوسطه مدتی را در یک کارخانه مشغول به کار شد.
پس از چند ماه وی به تدریس روی آورد و در روستایی بین راه اصفهان و یزد به کار معلمی پرداخت. در سال ١٣٣٨ وارد دانشکده ادبیات اصفهان شد و در همین دوران به انجمن ادبی صائب راه یافت. ازاین آشنایی به عنوان رویدادی مهم در زندگی ادبی او یاد کردهاند.
آشنایی با برخی فعالان سیاسی در این انجمن، او را به عرصهی فعالیت سیاسی کشاند و در سال ١٣۴٠راهی زندان کرد. در شهریور ١٣۴١ از زندان آزاد شد و در پایان همان سال از دانشکده ادبیات اصفهان فارغ التحصیل گردید.
گفته میشود که گلشیری فعالیت نویسندگی خود را با سرودن شعر آغاز کرد اما خودش میگوید: «قضاوتها براساس آثار چاپ شده است اما حقیقت این است که حداقل دو کار چاپ نشده و بسیار خام هم دارم که باید برای سال۳۷ باشد، یعنی وقتی که در دفتر اسناد رسمی کار میکردم.»
او پس از مدتی دوباره به اصفهان بازگشت و در ماهنامه «جنگ اصفهان» مشغول به فعالیت شد.
گلشیری و تعدادی از یاران جنگ اصفهان، در سال ۱۳۴۶، همراه با عدهای دیگر از اهل قلم در اعتراض به تشکیل کنگرهای فرمایشی از جانب حکومت وقت بیانیهای را امضا کردند و با تشکیل کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ به عضویت آن درآمدند. در سه دوره فعالیت کانون در جهت تحقق آزادی قلم و بیان و دفاع از حقوق صنفی نویسندگان، گلشیری همواره از اعضای فعال آن باقی ماند. در دورههای دوم و سوم فعالیت کانون، به عضویت هیت دبیران نیز انتخاب شد.
گلشیری تعدادی از داستانهای کوتاه و چند شعر خود را در شمارههای مختلف نشریه جنگ اصفهان به چاپ رساند و در سال ۱۳۴۷، این داستانها را در مجموعهی «مثل همیشه» منتشر کرد. وی رمان شازده احتجاب را در سال ۱۳۴۸، و رمان کریستین و کید را در سال ۱۳۵۰ منتشر کرد.
وی در سال ١٣۵٠ بار دیگر به زندان افتاد و افزون بر تحمل شش ماه زندان به پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی از جمله تدریس محکوم شد. در سال ١٣۵٢به ناچار راهی تهران شد و تا پایان عمر در این شهر بود.
هوشنگ گلشیری در بهمن ۱۳۵۸ «معصوم پنجم» را منتشر کرد. سال ۱۳۶۱ آغاز انتشار گاهنامهی «نقد آگاه» بود. مطالب این گاهنامه را شورایی متشکل از نجف دریابندری، هوشنگ گلشیری، باقر پرهام و محسن یلفانی (بعدتر، محمدرضا باطنی) انتخاب میکردند. انتشار این نشریه تا سال ۱۳۶۲ ادامه یافت.
«جبهخانه» در سال ۱۳۶۲ و «حدیث ماهیگیر و دیو» توسط وی در سال۱۳۶۳ منتشر شد. گلشیری از اواخر سال ۱۳۶۴، با همکاری در مجلهی «آدینه» از اولین شماره آن، و پس از آن، «دنیای سخن و پذیرش» و نیز مسوولیت صفحات ادبی «مفید» برای ده شماره دور تازهای از کار مطبوعاتی خود را آغاز کرد.
در کنار ادبیات و نقد معاصر، ضرورت شناخت متون کهن نیز از دلمشغولیهای گلشیری بود. او به همراه دوستانی از اهل قلم در جلساتی هفتگی، که از سال ۱۳۶۱ آغاز شد و پانزده سالی ادامه داشت، بسیاری از آثار کلاسیک فارسی را بازخوانی و بررسی کرد.
در فروردین ۱۳۷۶، اقامتی ۹ ماهه در آلمان به دعوت بنیاد هاینریش بل فرصتی شد برای به پایان رساندن رمان جننامه که تحریر آن را سیزده سال پیشتر آغاز کرده بود. در همین دوره، برای داستانخوانی و سخنرانی به شهرهای مختلف اروپا رفت و جایزهی لیلیان هلمن را نیز دریافت کرد. در زمستان ۱۳۷۶، رمان جننامه (سوئد) و جدال نقش با نقاش انتشار یافت.
او در دوازدهم تیرماه ۱۳۷۸ جایزهی صلح «اریش ماریا رمارک» را در مراسمی در شهر ازنابروک آلمان دریافت کرد.این جایزه به پاس آثار ادبی و تلاشهای او در دفاع از آزادی قلم و بیان به او اهدا شد.در مهر ماه همین سال در آخرین سفرش در نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت شرکت کرد. سپس برای سخنرانی و داستانخوانی به انگلستان رفت.مجموعهی مقالات باغ در باغ در پاییز ۱۳۷۸ منتشر شد.
در نهایت به دنبال یک دورهی طولانی بیماری، که نخستین نشانههای آن از پاییز ۱۳۷۸ شروع شده بود، هوشنگ گلشیری در ۱۶ خرداد ۷۹ در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و در امامزاده طاهر در کرج به خاک سپرده شد.
رییس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از قانون جدید محرومیت همیشگی رانندگان متخلف خبر داد.
به گزارش ایلنا سرهنگ مهدی هاشمی در نشستی خبری با اشاره به اینکه «دو هزار و یکصد نفر از رانندگی بین یک ماه تا یک سال محروم شدند» تصریح کرد: «۲۰ نفر از این افراد به طور دائم از رانندگی محروم شدند و اولین نفر آنها زنی بود که با۲۰۷ کیلومتر سرعت در بزرگراه نیایش حرکت میکرد. »
به گفته آقای هاشمی روزانه در تهران ۱۵ میلیون سفر با ۲۰ میلیون جابجایی صورت میگیرد و ۵۰ درصد این سفرها با وسیله نقلیه عمومی است.
رییس پلیس راهور ناجا در ادامه افزود: «استفاده از وسیله نقلیه شخصی در اسفندماه جاری ۲۰ درصد و توقف نابجای خودرو نیز ۳۵ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش یافته است»
وی با اشاره به عدم رضایت پلیس راهور از رانندگان تاکسی، اظهار داشت: «عمده تخلفات ترافیکی رانندگان از سوی راننده تاکسیها صورت میگیرد و اگر سازمان تاکسیرانی فکری به حال این موضوع نکند، معضل جدیتری برای سال آینده داریم.»
گفتنی است روزهای پایانی اسفند در ایران همواره با معضلات ترافیکی فراوانی همراه است.
دانشمندان به تازگی کشف کردهاند با استفاده از تارهای ظریف و شفاف عنکبوتها میتوان موادی معمولی به سختی فولاد تولید کرد. به گزارش کنجکاو محققان موسسه «ام آی تی» دریافتهاند تار عنکبوت از ساختار کریستالی خاصی برخوردار است که میتواند مواد ضعیف و سست را به موادی سختتر و مقاومتر از فلزاتی مانند فولاد تبدیل کند. به اعتقاد آنها با استفاده از این یافته میتوان در آیندهای نزدیک توانایی تولید تار عنکبوتها را تقلید کرد تا با کمک آن نسل جدیدی از مواد قابل انعطاف و مقاوم و ارزان قیمت به وجود آیند. بر اساس این گزارش، محققان معتقدند کاربرد کشف جدید ساختار تار عنکبوت در طراحی مواد ترکیبی جدید میتواند به تولید موادی ارزان قیمت و قابل دسترس همگان منجر شود.
در پی ارسال نامهای از سوی سردبیران شش سایت خبری ایران و انتقاد از نحوه پوشش اخبار ایران در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری، مدیر شبکه خبری فارسی صدای آمریکا طی نامهای به این اعتراض پاسخ گفته است. در بخشی از این نامه آمده است: «آیا این سردبیران تلاش می کنند وظیفه دولت را در قالب حرفه رسانهای انجام دهند؟ به سادگی میتوان تصور کرد مقامهای دولت سردبیران را احضار کرده و به آنها «پیشنهاد» کرده باشد که به نفع آنهاست چنین نامهای خطاب به رسانههای غربی بنویسند. زیرا، ساده بگویم، واقعیتها بحث آنها در نامهشان را تایید نمیکند.» متن جوابیه مدیر شبکه خبری صدای آمریکا به شرح زیر است: نامه مشترکی از سوی سردبیران شش وبسایت خبری ایران به دفتر ما رسید. این نامه چند سووال حساس درباره روش سازمانهای خبری بین المللی و پوشش خبری آنان از وقایع اخیر ایران مطرح کرده است. این نامه به طور مشخص گزارشها و گزارشگران غربی را متهم کرده است وظیفه خود را با شرافت و بطور حرفه ای انجام ندادهاند. چرا؟ سردبیران به موردی اشاره کردهاند که، به گفته آنان، رسانههای غربی گزارشی را به نقل از یک بلاگ ایرانی درباره مرگ یک زن جوان منتشر کرده اند، که به گفته آنان هنگامی که پس از تظاهرات بعد از انتخابات دستگیر و زندانی شده بود، مورد آزار جنسی قرار گرفت. این سردبیران چنین شکایت کرده اند: «آیا به نظر شما انتشار خبری به این ابعاد از منبع یک وبلاگ گمنام و بی نام و نشان، اقدامی حرفه ای است؟» سپس اشاره کردهاند به موضوع ندا آقا سلطان. سردبیران وبسایتهای ایرانی حضور یک پزشک جوان در ویدئوی مرگ ندا را مشکوک دانسته و پرسیدهاند: «چرا او پنج روز قبل از مرگ ندا از بریتانیا به ایران آمد و یک روز بعد از واقعه ایران را به سوی بریتانیا ترک کرد، و در آن جا با بی بی سی مصاحبه کرد؟ » سردبیران بار دیگر حرفهای بودن ژورنالیستهای غربی را در ندیده گرفتن توضیحی دیگر برای مرگ این زن جوان مورد سئوال قرار داده اند. این نامه در ادامه، بی بی سی فارسی و صدای آمریکا را متهم کرده است بینندگان خود را به شرکت در تظاهرات ضد دولتی تشویق می کنند، شکایتی که دائما از مقامهای ایرانی شنیده میشود. آنها به طور مشخص در مورد مصاحبه صدای آمریکا با عبدالمالک ریگی، که اکنون در بازداشت ایران است، شکایت کردهاند و او را از رهبران تروریست خوانده و مدعی شده اند که از سوی صدای آمریکا بعنوان یک قهرمان معرفی شده است. در این جا نامه جالبتر می شود. ژورنالیست های وبسایت های ایرانی می گویند آنها این نامه را «نه در دفاع از دولت آقای احمدینژاد، بلکه در دفاع از واقعیتهای جاری در ایران» نوشتهاند. آنها از سازمانهای خبری غربی خواستهاند این موضوع را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند و قضاوت کنند که آیا رفتارشان «حرفهای… منصفانه و بیطرفانه» بوده است یا نه؟ سردبیران سایتهای: الف، فردا، همشهری آن لاین، جهان، خبر آن لاین و تابناک این نامه را امضا کردهاند. جالب است که هیچ یک از این سایتها توسط مقامهای ایرانی بسته نشده است، در حالی که چندین رسانه دیگر در داخل کشور بسته و تعدادی از ژورنالیستها بازداشت شده اند. این موضوع این سوال را مطرح میکند: «آیا این سردبیران تلاش می کنند وظیفه دولت را در قالب حرفه رسانهای انجام دهند؟» به سادگی میتوان تصور کرد مقامهای دولت سردبیران را احضار کرده و به آنها «پیشنهاد» کرده باشد که به نفع آنهاست چنین نامهای خطاب به رسانههای غربی بنویسند. زیرا، ساده بگویم، واقعیتها بحث آنها در نامهشان را تایید نمیکند. بنابراین اجازه بدهید برخی سوالها را برای سردبیران ایرانی مطرح کنیم: ۱- آیا رسانههای داخلی ایران آزاد و قادراند گزارشهای عینی، دقیق و جامع درباره رویدادهای کشور منتشر کنند؟ ۲- آیا ژورنالیستهای غربی اجازه دارند بعد از حضور در ایران آزادانه و بدون محدودیت حرکت کنند؟ ۳- آیا مقامهای ایرانی به شهروندان اجازه همکاری با رسانههای غربی و یا اجازه دسترسی به منابع خبری و تصویری غربی میدهند؟ البته ما میدانیم که پاسخ به این سووالها به ترتیب چنین است: نه، نه، و نه. من به سردبیران ایرانی که این نامه سرگشاده را نوشتهاند، پیشنهاد میکنم قبل از آن که بر خود فرض بدانند که به همکاران غربی خود نظر مشورتی بدهند، وضع خود را در داخل خانه مرتب کنند. قصد من کمرنگ جلوه دادن مشکلات ژورنالیستهای مسوول در ایران نیست، که سعی در تنازع بقای حرفهای دارند. ولی همه ژورنالیستها باید از خودشان بپرسند تا کجا میتوانند پیش بروند و هنوز احترامشان نزد خودشان باقی بماند. در این رابطه باید اشاره کنم که بسیاری از ژورنالیستهای ایرانی ترجیح دادهاند کشورشان را ترک کنند. من آنها را میستایم که برای باقی ماندن بر اصول حرفهایشان به این فداکاری دست زدهاند.
پایگاه اطلاعرسانی پلیس ایران از تشکیل قرارگاه مشترکی میان نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و بسیج برای مقابله با «مزاحمتهای احتمالی» در چهارشنبه سوری خبر داد.
به گزارش ایلنا این قرارگاه تاکنون چهار گردهمایی تخصصی با حضور فرماندهان این نیروها در مورد مسایل مربوط به چهارشنبه آخر سال برگزار کرده است.
در این جلسات نحوه استقرار نیروها در مناطق مختلف شهر تهران تشریح شد.
گفته میشود شماری از معترضان به دولت ایران اعلام کردهاند که برای تجمع اعتراضآمیز در مراسم چهارشنبه سوری شرکت خواهند کرد.
چهارشنبه سوری مراسمی است که ایرانیان در سهشنبه آخر هر سال با برافروختن آتش و جشن و شادی برگزار میکنند.
تیم فوتبال استقلال تهران با برتری برابر پاس همدان با یک امتیاز اختلاف نسبت به پرسپولیس تهران در مکان چهارم جدول ردهبندی لیگ ایران قرار گرفت.
در آخرین دیدار هفته بیست و نهم لیگ برتر فوتبال ایران روز دوشنبه دو تیم استقلال تهران و پاس همدان در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف هم رفتند که در پایان تیم استقلال تهران موفق شد با تک گل فرهاد مجیدی در دقیقه ۷۷ پیروز میدان شود.
قضاوت این دیدار بر عهده یداله جهانبازی بود و هادی رمضانی بازیکن تیم پاس همدان تنها بازیکن اخطاری این دیدار بود.
با این پیروزی تیم فوتبال استقلال تهران ۴۹ امتیازی شد و همچنان در رده چهارم جدول ردهبندی این مسابقات و یک امتیازی پرسپولیس قرار دارد. پاس همدان هم با ۳۳ امتیاز قبلی جایگاهش را در رده سیزدهم جدول حفظ کرد.
وزارت کشور افغانستان روزدوشنبه با انتشار بیانیهای اعلام کرد که پنج بمب گذار انتحاری در در شرق این کشور در درگیری با نیروهای پلیس کشته شدند.
به گزارش ایرنا، در بیانیه منتشر شده از سوی وزارت کشور افغانستان آمده است: «نیروهای پلیس پنج نفر را هنگام ورود به شهر« برمل» در ۲۰۰ کیلومتری جنوب کابل شناسایی کردند.»
بنا بر اعلام وزارت کشور، سه بمب گذار انتحاری در حالیکه جلیقه انفجاری بر تن داشتند در تیراندازی متقابل با پلیس کشته شدند.
دو نفر پس از فرار به داخل فروشگاهی در نبرد با پلیس از پا درآمدند و در این درگیری به غیرنظامیان آسیبی نرسید، اما یک افسر پلیس در جریان درگیری ها زخمیشد.
پیش از این نیز شامگاه شنبه در پنج انفجار انتحاری در شهر قندهار در جنوب افغانستان، ۳۱نفر از جمله ۱۳ پلیس و ۲۲ غیرنظامی کشته و ۵۷ نفر هم زخمی شدند.
پیتر گریوز بازیگر سرشناس آمریکایی و همچنین ستاره سریال مشهور «ماموریت غیرممکن» روز یکشنبه در سن ۸۴ سالگی درگذشت. به گزارش خبرآنلاین، گریوز هنگام ورود به خانه خود در لس آنجلس بر اثر حمله قلبی درگذشت. وی در طی ۶۰ سال حضور در سینما و تلویزیون در چند نقش خاطرهانگیز ظاهر شد. نقطه اوج دوران کاری گریوز بازی در نقش جیم فلپس، رهبر گروهی از ماموران ویژه در مجموعه تلویزیونی «ماموریت غیرممکن» بود. هر قسمت سریال این طور آغاز میشد که گریوز به نقش مامور فلپس به نواری از دستورالعملها درباره تازهترین ماموریت تیم خود گوش میدهد.
این نوار طوری طراحی شده بود که چند لحظه پس از پخش، منفجر میشد. سریال «ماموریت غیرممکن» از ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳ از شبکه سیبیاس پخش شد و بعدها سری جدید آن از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ روی آنتن شبکه ایبیسی رفت. گریوز تنها بازیگر سری اول بود که در سری جدید هم حضور داشت. از دیگر فیلمهای سینمایی گریوز میتوان به «شب شکارچی» ساخته چارلز لافتن اشاره کرد. گریوز متولد ۱۹۲۶ در ایالت مینهسوتا در آمریکا بود و حدود ۱۳۱ اثر سینمایی و تلویزیونی در کارنامه دارد.
در پی ممانعت از برکزاری دوازدهمین کنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی روز دوشنبه اعضای این تشکل سیاسی با میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت ایران دیدار کردند. به گزارش تارنمای نوروز آقای موسوی با بیان اینکه «شرایط ویژه و خاصی در کشور حکمفرماست» ضمن ابراز تاسف از زندانی بودن چند تن از اعضای حزب مشارکت اظهار داشت: «معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شودتا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند.» وی افزود: «در جامعه مدرن وجود این نهادها به لحاظ شکل و محتوا گستردهتر شده و اهمیت ویژهای پیدا کرده تا به تشکیلات سیاسی رسیده است اما اشکال کار این است که فکر میکنیم این تشکلات باید توسط دولت ساخته و به مردم تحویل داده شود، در حالی که این یک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نباید مانع فعالیت آنها شود» میرحسین موسوی همچنین با بیاناینکه «استقلال کشور» یکی از نعمتهای بزرگ است خاطرنشان کرد: «روابط خارجیمان را باید به گونهای شکل دهیم که در جهت تامین منافع و امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد و سیاست خارجی ما نباید ماجراجویانه و تنش زا باشد و ما دوستان قابل اطمینان و همراهی در شرایط سخت نداشته باشیم .» این رهبر اصلاحطلب میافزاید: «اگر جنبش سبز بخواهد پیش برود و عقبگرد نداشته باشد باید دامنه اهدافش را در بین مردم توسعه داد، هم در میان اقشار مختلف مردم و هم در شهرهای مختلف، باید مسایل اقتصادی را برای مردم توضیح داد، باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیبهای اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت» آقای موسوی در پایان با تاکید بر اینکه «سال آینده سال صبر و استقامت است» خاطرنشان کرد: «به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد، صبر در معنای ایمانی آن، این جنبش چیزی برای خود نمی خواهد، آزادی و بهروزی و سعادت و پیشرفت مردم را می خواهد وقطعا به آن دست خواهد یافت . حرکت بعد از انتخابات و خود انتخابات مردم را به حقوقشان آگاه کرد، باید مردم را به صبر و استقامت دعوت کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .» گفتنی است در ابتدای این دیدار آقای کاشفی مسوول ستاد برگزاری کنگره مشارکت گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپایی این کنگره و ممانعتی که از سوی وزارت کشور و اطلاعات در این باره به عمل آمد ایراد کرد.
به دنبال سخنان معاون سیاسی وزارت کشور ایران مبنی بر توقف فعالیتهای جبهه مشارکت با دستور قضایی و همچنین لغو برگزاری مراسم سالانه این حزب، روز دوشنبه شورای مرکزی حزب مشارکت با انتشار بیانیهای ضمن تکذیب این خبر ممانعت از برگزاری کنگره سالانه حزب مشارکت را نشان از «حاکمیت استبداد» دانست. در بخشی از این بیانیه آمده است: «به رغم ادعای فراوان حاکمیت اقتدارگرا مبنی بر تسلط و کنترل کامل اوضاع، ممانعت از برگزاری کنگره یک حزب قانونی نشان دهنده این موضوع است که در باور کودتاگران حاکم بحران سیاسی اجتماعی حادث عمیق تر از آن است که با سرکوب و ارعاب و فشارهای امنیتی و نظامی بتوان بر آن فائق آمد.» این تشکل سیاسی در ادامه بیانیه خود میافزاید: « فعالان سیاسی و اجتماعی باید به افزایش تلاشهای خود در عرصه عمومی و تقویت پیوندهای صنفی و حرفهای و فکری و سیاسی در قالب نهادهای مدنی بپردازند.» در بخش دیگری از بیانیه جبهه مشارکت با انتقاد از اعمال محدودیت علیه احزاب و جریانهای سیاسی نوشته که «حاکمیت اقتدارگرا تاب تحمل کوچکترین اجتماع سیاسی و انتقادی و توان پذیرش هیچ جریان غیروابسته و مستقلی را ندارند.» گفتنی است جبهه مشارکت، قصد داشت کنگره سالانه خود را پنجشنبه هفته گذشته (۲۰ اسفند) برگزار کند، ولی به دلیل فشار نیروهای امنیتی این جلسه را لغو کرد.
نمایشگاه وسمیناری با عنوان «مرمت،کانون توجه موزه هنرهای اسلامی مالزی» در روزهای ۱۰-۱۱ مارچ به منظور آگاهی واطلاع رسانی مردم از بخش مرمت آثار هنری در موزه هنرهای اسلامی مالزی برگزارشد.
در روز نخست این نمایشگاه، (۱۰مارچ) غرفههای گوناگونی در گالری شماره ۲ موزه با هدف آشنایی عموم از طرز مرمت آثار هنری در چهار بخش:حفاظت ومرمت نسخ خطی، سرامیک، نساجی و فلزات برپا گردید.
موزه هنرهای اسلامی در سال ۱۹۹۸ بازگشایی و یکی از با ارزشترین و مهمترین موزههای منطقه محسوب میشود. بخش مرمت آثار آن ازسال ۲۰۰۴ شروع به فعالیت و به گفته صاحبنظران بسیار فعال ودر حال پیشرفت و گسترش است.
این نخستین نمایشگاهی است که به منظور ارایه علمی مرمت وحفاظت آثار، استفاده از تجهیزات به روز، تحقیقات وپژوهش و نتایج حاصله، چگونگی نگهداری آثار در محیط مناسب و ارایه چگونگی مرمت و حفظ آثار برگزار گردیده است.
در این زمینه، سمیناری نیز در رابطه با مرمت آثار در۱۱ مارچ برپا شد.
یکی از سخنرانان این سمینار، دکتر «امیر ذکرگو»، استاد ایرانی دانشکده معماری دانشگاه اسلامی مالزی بود که در زمینه «تعاریف و راهکارهایی در روش مرمت آثار هنر اسلامی» سخنرانی نمود. وی با تشریح مفهوم هنر اسلامی در آثار هنری و تقسیم آن به سه بخش: آثارهنری مقدس، دینی وغیر دینی اسلامی، بر لزوم آشنایی مرمتکننده با آداب مناسب در برخورد با مرمت آثار هنر اسلامی تاکید نمود.
گفتو گو با امیر ذکرگو، سخنران این سمینار و استاد ایرانی داشگاه اسلامی مالزی:
دکتر امیر موضوع سخنرانی شما در سمینار چه بود؟
تعاریف و راهکارهایی در اخلاق و روش مرمت در آثار هنرهای اسلامی . بدین معنی که هنر اسلامی با هنرهای دیگر ادیان متفاوت است، در هنر مسیحیت همه آثار مرتبط با دین مسیحیت است.
مثل تصلیب مسیح، مریم مقدس ، کودکی عیسی مسیح و یا در دین بودا، تمهای هنری پیرامون خود بودا و آیین هندو است. ولی در هنر اسلامی این مفهوم صدق نمیکند.در واقع گستردگی هنر اسلامی متنوع و فراوان است.مثلن فرش ایرانی و کاشی ازمیر هم میتواند جزو هنر اسلامی باشد. هر چند ممکن است نشانی از دین رویشان نباشد، حتا معماریهای اسلامی از قبیل بازار و یا کاخها . دراین سخنرانی سعی شد تفاوتها مشخص و بیان گردد. هنر اسلامی به سه بخش: هنر مقدس، هنر دینی و هنر غیردینی تقسیم میشود. هنرهای مقدس اسلامی شامل قرآن، نسخ قرآنی و آیات قرآنی که ارتباط مستقیم با وحی و یا با احوال نیایش و درک اتصال معنوی مربوط است که حرمت و آداب خاص خودش رادارد.
مرمت و حفاظت از این بخش از هنر اسلامی احتیاج به رعایت آدابی است که مرمت کننده ملزم به مراعات آن آداب است. مرمتگر نسخه قرآنی لزومن مسلمان و با وضو باشد. مرمتگری که مسلمان نیست نمیتواند این نسخ مقدس را لمس کند و یا لمس خالی بدون پوشش دست مجاز نیست. حتا ابزاری که برای مرمت استفاده میشود مثل قلم مویی که از موی خوک درست شده که در اسلام جایز نیست. در واقع باید به روح این نوع اثر هنری هم احترام گذاشت.
هنرهای دینی اسلامی لزومن مقدس نیستند. مثل مینیاتورهای دینی. بطور مثال مینیاتور معراج اثر معروف سلطان محمد.
هنرهای غیردینی اسلامی مثل نسخ خطی حافظ، مثنوی مولانا و یا حتا مصور آن که این نوع از هنر اسلامی هم مقدس محسوب نمیشود.
سمینار دیگری نیز در این رابطه در روز ۲۲مارچ در محل موزه اسلامی کوالالامپور برگزار میشود که دکتر «ماندانابرکشلی»، دیگر استاد ایرانی دانشکده معماری دانشگاه اسلامی مالزی یکی از سخنرانان آن است. عنوان سخنرانی وی «راز ورمز حفاظت سنتی درآثار هنر ایران» است.
گفت و گو با ماندانا برکشلی در رابطه با موضوع این سمینار:
خانم دکتر ماندانا با توجه به اینکه شما از بدو گشایش موزه هنرهای اسلامی مالزی نقشی پررنگ داشتید، پیشرفت و فعالیت های بخش مرمت و حفاظت موزه و مقایسه آن با سابقه فعالیت مرمت در ایران راتوضیح دهید؟
این موزه درسال۱۹۹۸ تاسیس شد، من درسال۱۹۹۹بعنوان مدیر گنجینه موزه از بدو گشایش آن همکاری داشتم. در ابتدا گالریها راه اندازی ،آثار شناسایی وسپس در مکان های مورد نظر قرارگرفتند.آن موقع هیچگونه آزمایشگاه و یاکارگاه مرمت نداشتیم، البته دپارتمان گنجینه موظف به حفظ و نگهداری آثار بود. در آن زمان رهنمودهایی را در زمینه مرمت و حفظ آثار برای مدیران بخشها انتقال دادیم. تاسال۲۰۰۲ با همان امکانات کم دنبال شد. تا اینکه در آن سال از مدیر موزه « ویکتوریا وآلبرت »انگلیس دعوت بعمل آمد و تمهیداتی در رابطه با حفظ و مرمت آثار موزه آغاز گردید.
حفاظت و مرمت در دو بخش: ارگانیک و غیرارگانیک طرح ریزی شد. آثار هنری ارگانیک مثل: نسخ کاغذی،کارهای روی چوب،عاج وغیره، آثارغیرارگانیک همچون: سرامیک، آبگینه، فلزات و غیره هستند. کمکم با ایجاد آزمایشگاه مرمت، استخدام و گماردن متخصصین مجرب از اقصی نقاط دنیا و تهیه لوازم و تجهیزات روز آغاز و سرانجام در اواخر سال۲۰۰۳ آزمایشگاه مرمت موزه راهاندازی شد. در بدو امر مشکل ما کمبود متخصصین داخلی
بود. از آلمان گروهی برای آموزش آمدند و توانستند ۸ نفر را آموزش دهند. و تا الان شاهد پیشرفتهای
خوبی در زمینه مرمت و آثار هنری هستیم.
در راستای همین مطلب در دانشگاه بینالمللی اسلامی مالزی رشته مرمت را هم قرار دادیم که در زیر مجموعه دانشکده معماری و محیط زیست قرار گرفت که تا حال ۵ دوره دانشجو فارغ التحصیل داشته است.
سابقه مرمت در ایران بیش از ۳۵ سال است. دانشکده مرمت ایران از لحاظ علمی بسیار غنیتر است.
ایران هنوز در زمینه مرمت آثار هنری پیشروتر است. ما در ایران این رشته را تا مقطع دکترا داریم.
البته مالزی رشد سریعی در این چند سال نموده است. زیرا بودجه مناسب و کافی در زمینه مرمت در اختیار مسوولین و مدیران مربوطه قرار گرفته و جوانان کارآموز را برای آموزش به کشورهای خارج چون ژاپن و اروپا بهمنظور شرکت در کارگاههای آموزشی مرمت میفرستند. از طرفی جدیدترین و مدرنترین تجهیزات و لوازم حفاظت و مرمت را خریداری و در تمامی آزمایشگاههای موزههای مالزی مورد استفاده قرار میگیرد.
گویا سخنرانی در سمینار موزه هنر اسلامی مالزی در۲۲ مارچ دارید؟
بله با عنوان«راز و رمزحفاظت سنتی در آثار هنر ایران».خیلی از آثار هنری در ایران از بدو تولد با درایتی خاص از موادی استفاده شده که باعث حفاظت آثار میگردد. در سخنرانیام با تکیه بر تحقیقات و تجزیه تحلیلهای علمی، عوامل مانایی آثار ایرانی را عنوان خواهم کرد و این مانایی مدیون هنرمندانی است که بحث هنر و علم را توانستند تلفیق دهند. متاسفانه در سالهای اخیر این نوع از هنرمندان در کشورمان بشدت کاهش یافته است. مثالهای من استفاده دوماده «حنا» بهعنوان قاچ زدایی و زعفران بهعنوان مادهای بازدارنده در تخریب رنگ است که در آثار هنری قرنهای ۱۶ تا ۱۹ ایران مشهود است.
علت برگزاری سمینار در زمینه مرمت از طرف موزه هنرهای اسلامی مالزی چیست؟
همزمان با برپایی نمایشگاه مرمت و حفاظت آثار در این موزه، اقدام به برپایی سمینار هم شد.
که ازاستادان، متخصصین وپژوهشگران در این زمینه دعوت بعمل آمد. این نخستین نمایشگاه مرمت موزه است که بعد از ۶ سال برگزار شده است. که در آن طرز مرمت آثار و تجهیزات پیشرفته در معرض دید همگان قرار میگیرد. همزمان کتابی هم با عنوان «چگونگی حفاظت و مرمت آثار هنری» چاپ شد.
البته دو روز هم برای علاقهمندان به مرمت و حفاظت آثار «کارگاه مرمت » گذاشتهاند که در روزهای۱۸ و۱۹ آپریل برگزار میشود.
در خاتمه اگر مطلبی دارید بفرمایید؟
این رشته یعنی مرمت و حفاظت آثار هنری، هنوز خیلی ناشناخته و پشت صحنه قرار دارد، درصورتی که بقدری مهم است که جایگاه مهمی در فرهنگ وتمدن جوامع دارد. حفظ و نگهداری آثارهنری گذشتگانمان تنها وتنها بوسیله استادان و متخصصین این رشته بقا و دوام دارند. رشتهای بسیار پویا و فعال در دنیاست که هر روز بر اهمیت آن افزوده میشود.
لازم به ذکر است به منظور آشنایی، آگاهی و آموزش فن مرمت در آثار هنری، این موزه اقدام به برپایی «کارگاه هنری» در روزهای ۱۸ و ۱۹ آپریل برای عموم نموده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر