هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

Latest News from Koocheh for 03/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



رادیو کوچه

محمد رحمانیان، مدیر مسوول روزنامه توقیف شده شرق از انتشار مجدد این روزنامه اصلاح طلب پس از دو سال توقیف خبر داد.
به گزارش رسانه‌های داخلی روز چهارشنبه انتشار این روزنامه به صورت محدود آغاز شده است و  بنا به گفته آقای رحمانیان در سال ۱۳۸۹ به صورت گسترده منتشر خواهد شد.
گفتنی است روزنامه شرق ۱۵ مرداد  سال ۸۶ به اتهام انتشار مطالب «خلاف عفت عمومی» از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شده بود اما در شهریور سال جاری شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران ضمن نقض این حکم به انتشار به مجدد این روزنامه رای داد.


 


رادیو کوچه

محسن میردامادی  از اعضای جبهه مشارکت از زندان اوین آزاد شد.
روز چهارشنبه محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت ایران بعد از ده ماه حبس از زندان اوین به طور موقت آزاد شد.
آقای میردامادی در خردادماه سال جاری و به دنبال وقایع پس از انتخابات ایران از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
هم‌چنین اکبر منتجبی که پیش از ۲۲ بهمن بازداشت شده بود، امروز و در پی تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
آقای منتجبی دبیر تحریریه نشریات شهروند امروز و ایران دخت بود.


 


سیمین/ رادیوکوچه

simin@koochehmail.com

باز هم اسم خوردنی آمد و باز هم یک بهانه برای خوردن. (میدونید خدائیش این بشر هم همهاش دنبال بهانهای است که به این وظیفه حیاتی خودش یعنی خوردن معنای باشکوهی بده!)

این بار سرکی می‌کشم به دنیای خوراکی‌های نوروزی.

این روزها با سرک کشیدن بهار به خونه‌ها، غیر از بوی لباس‌های نو و تمیزی خونه‌ها بعد از یک خانه‌تکانی مفصل، بوی خوراکی‌های خاص هم به مشام می‌رسد.

خوراکی‌هایی که ویژه روزهای آخر سال، روز نخست سال نو و پذیرایی میهمانان نوروزی است.

راستش وجود این همه تنوع خوراکی را باید مدیون یک فرهنگ غنی و کهن باشیم که برای هر مناسبت و آئینی تعریف خودش رو دارد. هرچند که این روزها شاید پای‌بندی به اجرای آداب و سنن به محکمی قدیم‌ترها نیست اما به هرحال هنوز رنگ و بوهایی برجا مانده است. هنوز بسیاری از مردمی که دیگر مثل قدیم ها اعتقادی به خانه ماندن در لحظه تحویل سال ندارند و ترجیح می‌‌‌دهند این چند روز تعطیلات سال نو را در دیاری دیگر به سر برند، برای شام شب عیدشان سبزی پلو با ماهی سفارش می‌دهند و همراه بردن آجیل و شیرینی در سفر را فراموش نمی‌کنند.

یادش به خیر هنوز خاطراتش به روشنی با من همراه است. زمانی که مادر در تدارک روزهای عید بود و بعد از تهیه آجیل و شیرینی‌های خانگی برای پذیرایی از میهمانان، در آخرین شب جمعه سال حلوایی برای درگذشتگان آماده می‌کرد که بوی زعفران و گلاب آن در سراسر محله می‌پیچید.

بعد از آن نوبت آماده کردن سبزی و ماهی برای «سبزی پلوماهی» شب عید بود و کوکوی سبزی همراه آن. مادر هم چنین اعتقاد داشت که خوردن «رشته پلو» هم در روز نخست سال جدید رشته کار را به دست خورنده آن می‌دهد و تا پایان سال او را در کارش موفق می‌کند.

به هرحال با این پای‌بندی‌ها به سنن من هم عادت کرده‌ام که حداقل شب عید خوردن سبزی پلو ماهی را فراموش نکنم. اما به راستی فلسفه خوردن این سبزی پلو ماهی شب عید چیست؟

خیلی‌ها معتقدند خوردن ماهی در نخستین روز بهار که از دیرباز مرسوم بوده‌است در تمام طول سال روزی حلال را نصیبشان می‌کند چراکه ماهی نشانه روزی حلال است.

از دیگر سو، سبزی نشان از پرباری و زایش در طبیعت دارد که خوردن آن در کنار برنج به نشانه برکت و ماهی که نشانی از جنب و جوش دارد آغاز خجسته‌ای برای سال نو با نشانه‌های خوب خداوند و شکرگزاری بر نعمت‌های بیکران او است.

البته خوردن پلو در روزگارانی نه چندان دور خاص افراد متمول و نشانه‌ای از رفاه بوده است (لباس پلوخوری هم از این جا می‌آید)  ازاین رو در روز عید که بهترین روز برای مردم بوده است خورده می‌شده هرچند که این روزها به خوردنی متداولی مبدل شده است.

خوردن رشته پلو نیز هم‌چنان در در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، در روز نوروز رسم است.

البته در برخی مناطق هم رسم خوردن قرمه سبزی و یا کوکوی سبزی در شب عید را دارند که بازهم به نشانه سبزی و برکت و شگون است.

اما در روزهای پیش از سال نو در بسیاری از مناطق مرسوم است که غذاهایی برای خیرات مردگان آماده شود. «علفه» غذاهایی است که در غروب روزهای پایانی سال برای آمرزش مردگان پخته و صرف می شود. این غذاها شامل  شیربرنج، حلواقند و حلوا خرما و …است و در میان مردم جنوب ایلام رواج دارذ.

در ابیانه نیز در این روز، افرادی که درگذشته‌ای داشتند با غذایی به نام «کشکاوا» و «پالوده» از تسلیت‌دهندگان پذیرایی می‌کنند.

در روزهای ۲۶ تا ۲۸ اسفند افراد ایل کلهر هم در بزرگداشت مردگان پس از زیارات اهل قبور به روستا برگشته و کته برنج، شیربرنج، تخم‌مرغ رنگ شده و نان و خرمای سرخ‌شده خیرات می‌کنند.

اما «سمنو» هم از جمله خوردنی‌هایی است که علاوه بر این‌که بر سر سفره هفت سین قرار می‌گیرد خوردنش در روزهای بهاری مرسوم است.

در بهبهان به طور معمول سمنو را یک روز قبل از عید نوروز می‏پزنند تا برای ساعت تحویل سال آماده باشد البته معمولن سمنو را شب می‏پزنند و تا صبح ادامه دارد تا قوام گیرد. کسی که می‌خواهد سمنو تهیه کند باید نذر کند و سپس خود را از درون و برون پاک و منزه کرده، نیت نماید هم‌چنین کسانی که به دور دیگ تا صبح می‏نشینند باید پاک و طاهر و آراسته باشند. بهبهانی‌ها اعتقاد دارند که اگر سمنو شیرین شود، صاحب آن به مرادش می‌رسد و اگر سمنو تیره و تلخ شود بدشگون است.

البته این روزها می‌توان در هر فصلی از سال سمنو  را در بازارهای سنتی یافت.

در گوشه‌ای دیگر از سرزمین ایران، در کهکیلویه و بویر احمد، دو روز پیش از عید دختران و زنان نانی با کنجد و شکر می‌پزند تا در شب بعد با پلو یا چلو یا کنگر بر سفره گذارند.

در زنجان نیز در شب عید مراسمی با نام «پای بران» انجام می‌شود که در این مراسم بزرگان خانواده برای وابستگان خود «پای» که یک سینی مسی حاوی برنج پخته، بورانی و غذاهای تدارک دیده برای عید به همراه پارچه یا پوشاک می‌فرستند و جوان برنده «پای» هدایایی دریافت می‌کند.

برای پذیرایی از میهمانان نوروزی نیز به طور معمول انواع شیرینی‌های خانگی، آجیل و میوه متداول است.

جالب است بدانید که در افغانستان علاوه بر خوردن سبزی پلو ماهی، خوردن هفت‌میوه یا میوه ترکرده نیز از جمله شمار آئین های نوروز است که هم‌چنان رایج است.

اما در روزهای نوروزی باز هم بهانه‌هایی برای خوردن وجود دارد. در روز خجسته سیزده بدر که مردم به کوه و در و دشت می‌زنند تا شادی خویش را با طبیعت قسمت کنند، به شدت خوردن آش رشته و بعد یا قبل آن کاهو و سکنجبین می‌چسبد. خوردنی که نام خود را با ۱۳ بدر ماندنی کرده‌است.

با امید به داشتن بهاری دلپذیر با خوردنی‌هایی دلپذیرتر.


 


محمدعلی دادخواه / رادیوکوچه

چهارمین سین سفره هفت سین «سمنو» است. سمنو نیایش قدرت و مبارزه با ضعف است.

زنیرو بود مر‌د را راستی                         زسستی کژی زاید و کاستی

سمنو را کوچک‌ترین فرد خانواده به سفره نزدیک می‌سازد. سمنو مظهر قدرت است زیرا یک غذای مقوی تلقی شده است. به گونه‌ای که پیشینیان گفتند سمنو غذای مردآفرین است. کسانی که دارای ضعف بدن بودند به آن‌ها توصیه کردند که چهل روز برای صبحانه سمنو بخورند. زیرا انسان در کشاکش زندگی  و مبارزه با طبیعت باید نیرومند و قوی باشد. سمنو را در سفره می‌نهند که قدرت فردی و جمعی را از دست ندهیم. کافی نیست که انسان عاقل و سالم و خوش‌خلق باشد بلکه باید قوی هم باشد. ضمن این که سوهان که نوعی سمنوی سفت شده است در زمره‌ی شیرینی‌های مقوی تلقی می‌شود. شیرینی آن از جوانه گندم است که سرشار از ویتامین‌های متعدد است و جهت تسکین اعصاب و تامین نیروی آدمی املاح سودمند دارد.  به همین علت از روزگار کهن به آن توجه می‌کردند.

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی          که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است

جامعه باید قوی باشد تا با دشمنان برونی و درونی به جنگ پردازد. برای درنوردیدن سنگ‌لاخ‌های کوره‌ راه‌های متعدد، تا قدرت نداشته باشیم نمی‌توانیم به مبارزه با این‌ها به پا خیزیم.

این نماد خدایی هدیه‌ای است به جامعه تا قدرت  خویش را حفظ کند و بر همین مبنا در چهارمین سین سفره هفت سین قدرت ستایش می‌شود، تا به مقابله‌ی ناکامی‌ها به پا خیزد.

شادی راز بزرگ زندگی


 


محمدرضا / رادیوکوچه

mohammadreza@koochehmail.com

چند سالی است که فدراسیون عیدی می‌دهد.

تعطیلات نوروز که نزدیک می‌شود، معمولن همه به دنبال این هستند که چند روزی دور از همه دغدغه‌های روزمره، استراحت کنند اما انگار در فدراسیون فوتبال، نوروز معنای دیگری دارد.

فدراسیون‌نشین‌ها در دوره‌های مختلف نشان داده‌اند از بازخورد تصمیم‌هایشان در جامعه و رسانه‌ها ترس دارند، برای همین ترجیح می‌دهند از بستری که نوروز و تعطیلاتش برایشان فراهم می‌کند، بهترین استفاده را ببرند. بین خودشان هم اینطور باب کرده‌اند که تصمیم‌های اساسی را در این تعطیلات ‌می‌گیرند و اجرا می‌کنند. انگار که مسوولان فدراسیون دلشان نمی‌آید اهالی فوتبال را از عیدی بی‌نصیب بگذارند.

یک سال نوبت برانکو بود و حرف و حدیث‌هایی درباره رفتنش. یک سال هم حرف از سیموئز بود و حضور در فدراسیون. نام‌های دیگری هم در تعطیلات نوروز آمدند و رفتند تا همین پارسال که درست در تعطیلات عید، علی دایی مجبور به رفتن شد.

حکم به نام مایلی کهن خورد تا اینکه بیانیه‌ها کار دست مربی تیم ملی داد و او مجبور شد استعفایی را بنویسد که مسوولان فدراسیون را خیلی خوشحال کرد

بعد هم قطبی آمد و در روزهای ابتدایی سال تیم ملی را به دست گرفت که هزار و یک اتفاق و حاشیه به همراه داشت. حالا خیلی مهم نیست که در این مدت چه اتفاقی افتاد اما مهم این است که دوباره روزهای پایانی سال شده.

اگر بخواهیم خوش‌بین باشیم و باور نکنیم که یکی از مسوولان فدراسیون به ترکیه سفر کرده و رییس فدراسیون درباره ماندن قطبی حرف‌های دوپهلو می‌زند اما به رسم عادت شرطی شده‌ایم و به رسم همین شرطی شدن منتظر هستیم.

عمل‌کرد فدراسیون فوتبال در چند سال اخیر ثابت می‌کند که تصمیم‌گیران فدراسیون در روزهای شروع سال به فکر پوست‌اندازی فدراسیون‌شان می‌افتند و چه راهی بهتر از تعویض مربی.

یکی دو روز دیگر اکثر روزنامه‌ها برای دو هفته تعطیل می‌شوند و فضای مناسبی فراهم است تا فدراسیون هر تصمیمی که می‌خواهد را عملی کند. این روزها خبرهایی هم شنیده می‌شود که ثابت می‌کند فدراسیون‌نشین‌ها هم خیلی آرام و قرار ندارند.

صحبت با مربیان خارجی به صورت صریح از سوی رییس فدراسیون تکذیب نمی‌شود. فاز اول قرارداد قطبی تمام شده و فدراسیون تا مرحله نهایی جام ملت‌ها تقریبا ۱۰ ماه زمان دارد. همه این‌ها و آن‌چه از گوشه و کنار و از زبان بعضی از مسوولان فدراسیون شنیده می‌شود، این نتیجه را دارد که فدراسیون می‌خواهد در تعطیلات امسال هم خیلی بی‌کار نباشد. گویا فدراسیون دنبال این است که عیدی‌ای را برای نوروز ۸۹ دست و پا کند .

مسوولان فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت‌بدنی سعی دارند که موضوع مذاکره با فاتح تریم را تکذیب ‌کنند اما بعد از اینکه اکثر روزنامه‌ها و سایت‌های خبری ترکیه به مذاکره ایرانی‌ها با تریم اشاره کردند حالا ابعاد جدیدی از این ماجرا روشن شده که کلید آن کسی نیست جز مصطفی دنیزلی. از آن‌جایی که به نوشته روزنامه‌های ترکیه‌ای، مقامات فدراسیون فوتبال ایران قبل از صحبت با تریم سراغ مصطفی دنیزلی رفته بودند.

شهراد ناظمی، به عنوان مدیر برنامه‌های دنیزلی در زمان حضور او در پرسپولیس احتمالن اطلاعات خوبی از این موضوع دارد.

ناظمی می‌گوید: «خبر مذاکره فدراسیون با مربیان ترکیه‌ای صحت دارد البته فدراسیون با دنیزلی مذاکره آن‌چنانی نکرد بلکه تنها یک ابراز تمایل بود که دنیزلی به دلیل فعالیت در بشیکتاش این پیشنهاد را قبول نکرد.» ناظمی بدون هیچ رودربایستی نام طرف مذاکره‌کننده فدراسیون با تریم را می‌گوید: «آقای تاج با تریم صحبت کرد، اما مشکل این‌جاست که در فدراسیون فوتبال یک‌سری موافق آوردن مربی خارجی هستند و یک‌سری مخالف این قضیه.» مدیر برنامه‌های دنیزلی این موضوع که تریم برای پذیرش پیشنهاد ایران دچار تردید شده را قبول ندارد،بحث تردید نیست بلکه شرایط مالی جلوی پیشرفت مذاکرات را گرفته. فکر می‌کنم تریم چهار میلیون یورو می‌خواهد اما فدراسیون چنین بودجه‌ای ندارد وگرنه هیچ بعید نبود که همین امروز قطبی را برکنار و تریم را جایگزین او کنند.

نکته بعدی هم عدم یکدست بودن تصمیمات در فدراسیون است و تاج به تنهایی نمی‌تواند همه را مجاب به تغییر و تحول در کادرفنی تیم ملی کند بنابراین بعید است که تریم به ایران بیاید.»

این در حالی است که رییس فدراسیون فوتبال در حاشیه نشست سردبیران ورزشی رسانه‌های مختلف، پیرامون مذاکره فدراسیون با برخی مربیان خارجی از جمله فاتح تریم اظهار کرد:

«مذاکره با برخی مربیان خارجی را تایید می‌کنم اما مربیان تیم‌های ملی در همه رده‌ها به کارشان ادامه خواهند داد.» افشین قطبی و غلامحسین پیروانی برمنصبشان در تیم‌های ملی بزرگسالان و امید کشورمان باقی می‌مانند.

وی افزود: «ما اکنون در حال اجرای برنامه‌های منسجمی هستیم تا تیم‌های ملی ما در پنج رده مختلف در مسابقات مقدماتی المپیک ۲۰۱۲ لندن و رقابت‌های متعدد آسیایی موفق باشند. فدراسیون این روزها در این زمینه بسیار پرکار است و می‌خواهد تمام تیم‌ها با قدرت و آمادگی کامل در میادین بین‌المللی ظاهر شوند.»

از سوی دیگر سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با انتشار پیام تبریک به مناسبت سال نو، از بازیکنان، مدیران ورزشی، نویسندگان و خبرنگاران و هواداران خواست تا با همدلی کمک کنند تا تیم ملی ایران پیروزی‌های بزرگ را رقم بزند.

در نامه افشین قطبی به جامعه فوتبال و مردم آمده است: «سال نو، فروردین اندیشه و طراوت جان است. از نظر من، فوتبال همان زندگی است که روزهای خوش و بد بسیاری را به همراه دارد. همه ما صاحب کشوری بزرگ و بافرهنگ به نام‌ ایران هستیم و تلاش داریم این زندگی و کشور را زیبا و به یادماندنی به تصویر بکشیم و برای همین هر فرد وظیفه سنگین و مهمی را بر دوش دارد.»

در آغاز سالی نو و فصلی تازه برای فوتبال ایران بر خود واجب می دانم تا از همه دوستان، همکاران، مدیران، منتقدان و حتی مخالفان عزیزم تشکر و قدردانی کنم ،به خاطر همه روزهایی که به هم درس دادیم و از هم درس گرفتیم تا به تجربیاتمان بیافزاییم و سندی پرافتخار را به کتاب بزرگ فوتبال ایران اضافه کنیم.

دوستان عزیز و سروران ارجمند

لازمه موفقیت در فوتبال ایران همدلی است، وحدت رویه و تلاش همگانی برای ساختن تیمی قدرتمند که فراتر از فوتبال آسیا به میدان برود نیازمند حضور تک تک شماست، چه مدیرانی که چرخ ورزش و فوتبال را می‌گردانند، چه بازیکنانی که نماینده مردم در زمین فوتبال هستند، چه نویسندگانی که نقش‌شان درست دیدن، نظاره کردن و بهتر ساختن تیم ملی است و چه هوادارانی که همیشه تیم ملی را برنده و پیروز می خواهند. هدف همه ما این است که به سمت دوستی گام برداریم و با مهربانی به همدیگر کمک کنیم تا پیروزی‌های بزرگ را رقم بزنیم.

امید دارم در سال جدید شاهد نزدیکی مجموعه فوتبال باشیم و از کسانی که به دنبال سیاه‌نمایی و تخریب شخصیت‌ها هستند فاصله بگیریم. امروز محتاج راهنمایی، تشویق و نقد فنی هستیم و پشتوانه آن قطعن هم‌دلی، دوستی و صبوری است و میوه این محبت و یک‌دلی، موفقیت تیم ملی فوتبال ایران در تورنمنت‌های بزرگ بین‌المللی و مخصوصن جام ملت‌های آسیا است.

صمیمانه عید باستانی و پر از خاطره نوروز را خدمت شما و خانواده دوست داشتنی‌تان تبریک و شادباش می‌گویم و امیدوارم در سایه محبت پروردگار بزرگ و ملت مهربان ایران، سالی پربار، درخشان و زیبا را تجربه کنید.


 


به رغم آن که انتظارات زیادی از بازیکنان چلسی در دیدار سه شنبه شب استمفورد بریج می‌رفت ولی آبی‌پوشان با یک گل مغلوب اینتر شدند تا خداحافظی تلخی با رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا داشته باشند.

به گزارش ایسنا، سه‌شنبه شب مرحله‌ی یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا پی‌گیری شد که چلسی با نتیجه‌ی یک بر صفر مغلوب اینتر شد و زسکا مسکو نیز دو بر یک سویا را شکست داد.

کارلو آنچلوتی و شاگردانش به خوبی می‌دانستند که با توجه به شکست تیمشان در دیدار رفت مقابل اینتر، در دیدار سه‌شنبه شب کار سختی را پیش رو خواهند داشت.

در حالی که در دیدار سه شنبه شب استمفورد بریج، آبی‌پوشان سعی در کنترل توپ و میدان داشتند ولی این نظم و انضباط نرآتزوری و به ویژه اسنایدر بود که کار را واقعا برای شاگردان آنچلوتی سخت می‌نمود. یکی از همین پاس‌های تماشایی اسنایدر نیز بود که باعث شد تا اتوئو بتواند گل برتری تیمش در دیدار برگشت را به ثمر برساند و بدین ترتیب اینتر پس از سه سال توانست راهی مرحله یک چهارم پایانی لیگ قهرمانان اروپا شود.

در جریان این دیدار انتظارات بیشتری از چلسی که در دقایق ابتدایی بازی تاحدودی کنترل توپ و میدان را برعهده داشت می‌رفت ولی چلسی تا دقایق پایانی نیمه اول خطر چندانی را برروی دروازه تیم میهمان خلق نکرد. نیمه اول این دیدار با تساوی به پایان رسید و در دقایق میانی نیمه دوم، یعنی در دقیقه ۷۸ ساموئل اتوئو توانست برای تیم میهمان به گل برسد و این کار را برای بازیکنان چلسی سخت‌تر از قبل کرد، چرا که شاگردان آنچلوتی به خوبی می‌دانستند که برای صعود به مرحله بعد می‌بایست در کمتر از ۱۵ دقیقه به دو گل برسند تا دست کم بتوانند بازی را به تساوی بکشانند.

البته این اتفاق هرگز نیفتاد و گل اینتر باعث شد تا بازیکنان چلسی بیش از پیش عصبی شوند. دیدیه دروگبا نیز در دقیقه ۸۶ با دریافت دومین کارت زردش مجبور به ترک زمین مسابقه گردید تاعملن کار چلسی تمام شود.

اینتر بدون هیچ بحث و گفت‌وگویی تیم برتر میدان بود و انگلیسی‌ها با گرفتار شدن در تله مربی قدیمی‌شان و البته با توجه به درخشش بازیکنانی از جمله اسنایدر و اتوئو، مغلوب این میدان لقب گرفته و از گردونه رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا حذف شدند.

بدین ترتیب اینتر روانه مرحله یک چهارم پایانی لیگ قهرمانان اروپا شد و چلسی در مرحله یک هشتم با این رقابتها خداحافظی کرد.

حذف دومین اسپانیایی از چمپیونز

با شکست سویا مقابل زسکا مسکو در دیدار برگشت دو تیم در مرحله یک هشتم پایانی لیگ قهرمانان اروپا، این تیم روس بود که توانست به مرحله بعدی این رقابت‌ها راه یابد.

سویا سه‌شنبه شب در حالی میزبان زسکا مسکو بود که در دیدار رفت و مقابل حریف روس خود به تساوی ۱-۱ دست یافته بود.

با آغاز این دیدار در خاک اسپانیا،در ابتدا این نسید بود که در دقیقه ۳۹ گل برتری تیم میهمان را به ثمر رساند.

پرروتی، ستاره سویا تنها ۲دقیقه بعد بازی را به تساوی کشاند تا نیمه اول با تساوی ۱-۱ به پایان برسد.

در نیمه دوم این دیدار، کیوسوکه هوندا، ستاره ژاپنی زسکا که در بازار نقل و انتقالات زمستانی از تیم فنلوی هلند به این تیم روسیه‌ای پیوسته بود، در دقیقه ۵۵ توانست گل برتری زسکا را به ثمر برساند و تلاش‌های بازیکنان اسپانیایی به جایی نرسید تا آندالوسی‌ها در دیداری خانگی مغلوب زسکا مسکو شوند و با توجه به تساوی در دیدار رفت، در نهایت با دور بعدی رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا خداحافظی کنند.

سویا در این دیدار در حدو اندازه‌های همیشگی‌اش ظاهر نشد و پالوپ، سنگربان این تیم در گل دوم زسکا مسکو کاملن مقصر می‌نمود. بازیکنان سویا چندان پرسرعت و پر تحرک نبودند و همین موجبات شکست این تیم مقابل زسکا مسکو را فراهم آورد. در نهایت زسکا مسکو با برتری ۲-۳ در مجموع دو دیدار رفت و برگشت روانه مرحله یک چهارم پایانی رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا شد و سویا در ورزشگاه سانچس پیسخوان خداحافظی تلخی با رقابت‌های چمپیونز لیگ داشت.


 


نمی‌دونم چند نفر توی این عکسا از ته دل به این کار راضین. شما چطور؟


 


مریم / رادیو کوچه

maryam@koochehmail.com

  • مراسم شب چهارشنبه سوری یکی دیگر از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در نوشته‌های برجای مانده از آن عهد، از این جشن ملی بوته‌سوزی و پای‌کوبی در اطراف آن، به عنوان جشن سوری یاد شده است. مراسم بوته‌سوزی و پریدن از روی آن و خوردن آجیل و آرزوی تندرستی کردن، امروز به همان‌گونه که هزاران سال پیش برپا داشته می‌شد برگزار می‌گردد.
  • ۱۸۳۰ میلادی – امروز زادروز «پل‌لودویگ فن‌هیس» داستان‌نویس شهیر آلمان است که‌ در ۱۹۱۴ در گذشت. وی نخستین نویسنده آلمان است که برنده جایزه نوبل در ادبیات شد. این جایزه در سال ۱۹۱۰ به خاطر داستان‌های کوتاهش به او داده شد. ابتکار تاسیس انجمن نویسندگان آلمان را به نام او در تاریخ ادبیات ثبت کرده‌اند که به ریاست دوره اول آن انتخاب شد.
  • ۷۱۷ میلادی – محاصره قسطنطنیه توسط یک سپاه اسلامی مرکب از هشتاد هزار سرباز آغاز شد، ولی به علت نداشتن قدرت دریایی موفق به گرفتن شهر نشدند. این شهر در سال ۱۴۵۳ به دست مسلمانان افتاد که به اسلامبول تغییر نام داده شد.
  • ۱۹۹۱ میلادی – مجلس نمایندگان جمهوری‌های ۱۵ گانه اتحاد شوروی، اساس‌نامه این اتحادیه را اصلاح کرد تا این جمهوری‌ها به خصوص در زمینه امور خارجی اختیارات بیشتری داشته باشند. پارلمان شوروی در عین حال به گورباچف اختیارات تازه‌ای داد که درخواست کرده بود.
  • ۱۷۸۷ میلادی –  «ژرژ سیمون اهم»فیزیک‌دانی که قانون اهم را نوشت، به دنیا آمد.
  • ۱۹۰۱ میلادی – نمایش‌گاهی از ۷۱ اثر «ونسان ونگوگ» در پاریس، ۱۱ سال پس از مرگ وی توجه همگان را جلب کرد.
  • ۵۶۸ میلادی – امپراتور ژوستین دوم برغم مفاد عهدنامه سال ۵۶۱ دو امپراتوری ایران و روم شرقی، با سرکرده طوایف شبه زرد آسیای‌میانه معاهده دوستی و کمک متقابل امضا کرد که بوی ضدیت با ایران از آن به مشام می‌رسید. عهدنامه سال ۵۶۱، دولت روم شرقی را خراج‌گزار ایران کرده بود و حق هم‌پیمان شدن با طرف ثالث بر ضد ایران را از آن دولت سلب کرده بود.
  • ۱۹۱۷ میلادی –  نیکلای دوم تزار روسیه که بامخالفت مردم رو به رو شده بود با هدف برقراری مجدد آرامش، اختیارات خود را به یک دولت موقت واگذار کرد که این دارو هم اثر نداشت و هفت ماه بعد، نظام روسیه با انقلاب بلشویکی تغییر یافت.

 


رضا عرب

هیچ‌وقت از درختان خوشش نمی آمد. درختان یک روز کاشته می‌شدند بعد کم‌کم، باز هم کم‌کم رشد می‌کردند تا یک روز بزرگ شوند. وقتی که بزرگ می‌شدند نگاه‌شان که می‌کردی از تو بزرگ‌تر بودند. به درختان بزرگ که می‌نگریست، می‌دید درخت به هیچ دردی نمی‌خورد. درخت انگار فقط بزرگ است تا ثابت کند که خدایی آن بالا هست و باعث شده این درختی که تو یک روز یک دانه بود و کاشته‌ای تا بزرگ شود، حقارتت را توی سرت می‌زند. تمام کار خدا همیشه برایش همین بود که حقارت آدم را نشانش بدهد. انگار خدا نشسته تا به ما بگوید، ببین در این میان «بزرگی‌ها» تو چه قدر کوچکی. همیشه از کودکی توی ذهنش خدا را به تخم نداشته‌اش حواله می‌داد.

همان زمانی که فهمیده بود تخم چیست، دریافته بود که خاصیت تخم همین است که هر چیز به درد نخوری را به آن حواله داد. خوشحال بود که تخم ندارد و لازم نیست سنگینی آن چیز‌هایی را که هرروز و هر لحظه به آن حواله می‌دهد را حس کند یا مجبور باشد با تخم‌های سنگین راه برود. می‌ترسید اگر تخم می‌داشت، زیر سنگینی آن همه چیزی که هر روز به آن‌ها حواله می‌داد، نتواند راه سنگلاخ تا مدرسه اش را طی کند.

خلاصه خوشحال بود که دختر است. نمی‌فهمید چرا دوستش، صمیمی‌ترین دوستش که همیشه دوست داشت وقتی دلش گرفته به چشم‌های عسلی او نگاه کند، دوست دارد پسر باشد. یا قیافه‌اش را مثل پسرها درست می‌کند. می‌گفت من هم می‌توانم بخندم، بگریم، بدوم، بازی کنم، بپرم، مامانم را ببوسم، دلم برای بابایم تنگ شود، به مدرسه بروم و شیطانی کنم، میوه‌های همسایه را کش بروم، آن‌هایی را که دوست دارم را ببوسم، و یا حتی شب‌ها با عروسکی توی بغلم بخوابم. با تمام این‌ها می‌توانم تمام چیزهایی که حقارتم را نشان می‌دهند را به تخمم حواله دهم و از سنگینی تخم‌های بی‌مصرفم نترسم.

اولین بار که یک مرد را برهنه دیده بود شب‌ها خوابش نمی‌برد. پدرش را دیده بود که به حمام می‌رود و حواسش نیست که حوله از دورش افتاده و خم شده است. شکل تخم‌های پدرش عین همان درخت بزرگ بود که به او گفته بود «تو که هنوز کوچولویی». کلی شکل از مزخرف‌ترین چیز سنگین دنیا کشیده بود و خندیده بود. هنوز هم همان نقاشی‌ها را نگه داشته است.

خلاصه خیلی خوشحال بود که دختر است. شبها که همه خواب بودند، می‌رفت روی ایوان. خودش را از نرده‌های کج ایوان آویزان می‌کرد. به ماه خیره می‌شد و تصور می‌کرد از گوشه‌ی ماه آویزان است. هی با خودش فکر می‌کرد که اگر من تخم داشتم، شبیه ماه بود؛ مثل ماه، نه مثل مردها. به ماه که نگاه می‌کرد تصور می‌کرد می‌تواند تمام شکلات‌های دنیا را ببرد مدرسه به تمام بچه‌ها یک دانه از آن‌ها بدهد و ازشان بخواهد که همه‌شان سر جای خودشان بنشینند تا او از لبخند‌هایشان شکل بکشد. پسرها را اخمو می‌کشید و دختر‌ها را کچل. می‌گفت «اگر همه این‌جوری بودیم دیگه همه این‌جوری نبودیم.» همه این حرفش را حفظ بودند. خانم معلم او را فیلسوف کلاس می‌نامید. از کلمه‌ی فیلسوف خوشش نمی‌آمد اما از قهقهه‌ی پسرها بعد از شنیدن این حرف خوشش می‌آمد. همیشه می‌گفت: «پسر‌ها اگر فقط بخندند و کاری به کار دخترها نداشته باشند می‌توانم همه‌شان را بین عروسک‌هایم بگذارم و شب‌ها بهشان نگاه کنم.»

یک شب گوشه‌ی دفتر نقاشی کلاس سومش که مادرش هنوز آن را نگه داشته است تمام حرفش درباره‌ی پسرهای کلاس را نوشت:

«‌پسرا اگه دوست باشن خوبه. اما خوب نیستن. انگار چون قراره بابا بشن باید این‌جوری باشن. مگه بابا باید اخمو باشه. بابای فرشته بعزی وختا اخم داره اما باباها که نباید اخم کنن. اگه پسرا بشینن از دخترا باشن و دامن بپوشن دیگه کسی نمی‌فمه که پسرن و باید بابا بشن. مامان من اگه بدونه بابا میشه دیگه نمیاد پیش من بخابه بوسم کنه و کتابامو بچینه تو کیف. بابا باید شام بخوره مامان باید بره پیشش. اگه پسر باشم باید شازده کوچولو شم تا شال گردن داشته باشم سرما نخورم.»

سارای داستان ما که خیلی خوشحال بود دختر است از همین موقع بود که به توصیه‌ی معلم مدرسه‌اش ماهی یک‌بار برای «بررسی سلامت روانی» باید به پیش دکتر می‌رفت. وقتی که توی حیاط مدرسه به معلم مرد ورزشش گفت «بوگندوی پشمالو» فقط با یک تذکر مشکل حل شد، اما وقتی به معلم خودش سر کلاس بلند بلند گفت «تو یه بی‌تخم باید هوای من رو داشته باشی، نه هوای پسرها رو بدبخت» دیگر فقط رفتن به کلینیک روان‌پزشکی مانع از اخراجش از مدرسه شد.

روان‌پزشک بعد از آزمایشات بسیار زیاد، گزارشی را برای مدرسه ارسال کرد که باعث تعجب تمامی مربیان مدرسه و اولیای دانش‌آموزان شد: «دانش آموز دختر مورد آزمایش به گونه‌ای از ازدیاد تجربه‌ی بصری در زمینه‌ی مسایل جنسی برخوردار است. البته کلمه‌ی «برخوردار» واژه‌ی درستی برای توصیف وضعیت بیمار فوق نیست، بلکه در فقدان واژه به ذهن حقیر خطور کرده است. لذا این دختر تحت تاثیر صحنه‌های غیر‌مجازی  که دیده قرار گرفته است. این صحنه‌ها می‌تواند پرونو گرافیک بوده ، یا می‌تواند خشونت بیش از حد تلویزیونی بوده باشد و یا می‌تواند زخمی شدن یا خون‌ریزی یکی از نزدیکانش در مقابل چشمانش باشد. در تمامی آزمایشاتی که طبق نظریه‌ی آفرینش خودکار برای واکاوی ناخودآگاه فروخورده این دختر به کار گرفته شده است، این بیمار سه نوع تصویر را کشیده است. (لازم به ذکر است که این تصاویر ناواضح‌اند و بررسی‌های تخصصی تیم پزشکی توانسته بخش‌هایی از این واقعیت‌های ذهنی این دانش‌آموز را عیان کند) تصویر اول تصاویری مغشوش از بیضه‌های مردانه‌ای‌ست که درونش چندین درخت روییده است. تصویر دوم تصویری از قسمت واژن زنانه است که پر از قرمزی و لکه‌های خون مانند است و تصویر شماره‌ی یک در وسط یا گوشه‌ای از آن قرار دارد. و تصویر سوم تصویر مغشوش انسانی (کچل و احتمالن مرد است) که از نرده‌ای خودش را آویخته یا دار زده است و در وسط شکمش یک ماه روییده است و روی گوشه‌ی ماه یک پروانه است که روی دو بال پروانه تصاویر شماره‌ی یک و شماره‌ی دو نقش بسته شده است. نظریه‌ی تیم پزشکی با اتفاق کامل بر آن است که این دختر بی‌گناه که در اثر ندانم کاری والدین به این وضعیت روان‌رنجوری حاد گرفتار شده است باید به طور فشرده و هفته‌ای یک‌بار مورد آزمایشات تخصصی قرار گیرد.»

تا نوزده سالگی دختر را به تناوب هفته‌ای یک‌بار و ماهی یک‌بار به کلینیک بردند. دختر کم‌کم یادش رفت که می‌تواند نقاشی بکشد و توی نقاشی همه‌ی دنیا را و خدایی را که دنیا را ساخته، به تخم نداشته‌اش حواله بدهد و از سنگینی تخمش نترسد و بدو بدو به مدرسه برود. نقاشی را فراموش کرد و دیگر به این فکر نمی‌کرد که خوشحال است که دختر است یا نه. هم‌زمان با درمان، دبیرستانش را تمام کرد. به توصیه‌ی دکترها رشته‌ی علوم انسانی خواند. به دستور آن‌ها دوساعت در روز را هم به مطالعه ی مجموعه‌ای از کتب دینی، روانشناسی، داستان و شعر پرداخت اما هنوز زیبا‌ترین کتابی که خوانده بود همان شازده کوچولو بود. دکترش با او زبان فرانسه هم کار کرده بود و فرانسه را می‌گفت و می‌نوشت.

نوزده سالش که تمام شد دکتر معالجش که اکنون چهل و پنج سالش بود از خانواده‌اش خواست تا با دخترک ازدواج کند. دختر هیج نظری نداشت و تحت هیچ شرایطی با نظر دکترش مخالفت نمی‌کرد. پدرش هم برای آن‌که این دخترش با این بیماری‌اش مشکلی برایش پیش نیاید صلاح را در این دید که به همسری همین دکتر فرنگ رفته در بیاید.

کمتر از یک هفته کارهای مراسم تمام شد. دختر در این مدت یا کتاب می‌خواند یا خواب بود. به هیچ چیز فکر نمی‌کرد. ته دلش هم از چیزی خوشحال نبود. به این فکر می‌کرد که از خانه ی پدری می‌رود و دیگر پدر اخمویش را نمی‌بیند. ازدواج کردند. کردند.

شب اول ازدواجشان ساعت ۲:۳۰ صبح به خانه‌ی پدر اخمویش برگشت. صبح زود پدرش او را به خانه‌ی دکتر برد. این بار شب به خانه برنگشت. فردا مادرش برای این‌که احوال دخترش را بپرسد به خانه‌ی دکتر رفت. هرچه در زد کسی در را باز نکرد. با دخترش و دکتر تماس گرفت، هیچ کدام‌‌شان جواب ندادند. نگران از سرایدار منزل خواست تا در را برایش باز کند. در باز شد. وارد خانه شد. وارد اتاق‌ها شد. وارد اتاق خواب شد. دید مردی عریان روی تخت دراز کشیده و تکان نمی‌خورد، دخترش آن‌طرف برهنه روی صندلی میز آرایش نشسته است و گردنش پایین با چیزی روی دستش بازی می‌کند. نزدیک‌تر رفت دید دختر بی‌هیچ حرکت اضافه‌ای و فقط با تکان‌های انگشتش دارد با پروانه‌ای بازی می‌کند. مادرش را که دید سرش را بالا آورد، لبخندی را که از ۱۲ سالگی تا آن زمان نگه داشته بود بر لب انداخت. گفت: «‌مامانم ببین. این پروانه را وقتی تبر خوردم زاییدم. مثل درخت رشد کرد.» مادر سرش گیج رفت. به دیوار‌های اتاق خیره شد. هفت نقاشی سیاه روی دیوارها بود از تخم‌های مردانه. از همه‌شان درختی روییده بود و رویشان نور بود، نوری پرنور‌تر از ماه. گوشه‌ی یکی از نقاشی‌ها با سرخی چیزی مثل رژ یا خون نوشته بود «تخم‌های قصاب محل مرا دریدند.» دوباره صورت مادر روی دخترش برگشت. دخترش هنوز همان لبخند را داشت. گفت «مامان تخم‌های شوهرم را ببین. هیچ سنگینی‌ای ندارد. سبک سبک. پریشب که دیدمشان آن‌قدر خندیدم که از خانه بیرونم کرد نصفه شب. من هم دیگر دامن نمی‌پوشم. خیلی ناراحتم که در این دنیا که فقط یک خدا دارد من یک دخترم» .

دکتر نمی‌دانیم در اثر چه مرده بود…

۳/۱۱/۸۸


 


چهار‌شنبه ۲۶ اسفند ماه – ۱۷ مارس

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا :  اعظم

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3گزیده مطبوعات

note3دلهره – «دلهره‌های زندگی دانشجویی» – سام

note3روزنگاشت – «فیروزه ای در آسمان علم مدرن» – زادروز فیروز نادری -  محبوبه

note3 بخش اول اخبار

note3سرخی تو از من – «سمنو، نیایش قدرت» – محمد‌علی دادخواه

note3سوت – «به رسم عادت منتظر مربی جدید برای تیم ملی» – محمدرضا

آهسته با قصه – «فریاد نجات دهنده» – پیام

note3 بخش دوم اخبار

note3پرسه فرهنگی – «خوردنی‌های نوروزی» – سیمین

note3به روایت یک کیمیاگر – قسمت شانزدهم -  مجید





 


دونالد ترلفورد زمانی‌که گزارش‌گرش در عراق اشتباهن به جرم جاسوسی دست‌گیر و در ۱۵ مارس ۱۹۹۰ اعدام شد سردبیر آبزرور بود. وی دوست و همکارش که مرگ وی زنگ خطری برای جهانیان در مورد صدام بود را بیاد می‌آورد .

دونالد ترلفورد، روزنامه آبزرور ، یک‌شنبه ۱۴ مارس ۲۰۱۰

۵ جعبه حاوی بریده روزنامه‌ها، نامه‌ها و دیگر مدارک درمورد فرزاد بازوفت در تمام دنیا در بیست سال گذشته با من بوده است. چیزی همیشگی در زمان وحشتناکی که من در آبزرور تا‌کنون داشته‌ام. گشت و گذار دوباره بین آن‌ها و بیاد‌آوردن آن دوران وحشتناک واقعن درد‌آور است ولی باعث روشن شدن این تجارب می‌شود.

فرزاد در زمان اعدام، ۳۱ سال داشت. وی در ایران به دنیا آمده بود و در سال ۱۹۷۵ هنگامی‌که ۱۶ سال داشت به انگلیس آمده بود تا تحصیلاتش را تمام کند. پس از انقلاب خمینی در ۱۹۷۹ وی در همین‌جا باقی ماند. وی تبدیل به روزنامه‌نویس مستقلی شد و در تمام دهه ۱۹۸۰ وی به آبزرور و رسانه‌های دیگر مثل BBC بین‌الملل در مورد جنگ ایران و عراق خبر می‌رساند.

وی شخصیتی جذابی داشت و شبیه عمر‌شریف بود. با این که هیچ‌گاه با کارکنان آبزرور نبود ولی از وی استقبال خوبی در دفتر‌ها می‌شد و اجازه داشت که از میز و تلفن استفاده کند. بخشی از جذابیت وی ناشی از همت وی برای تبدیل شدن به روزنامه‌نگاری مشهور مثل  روزنامه‌نگاران واشنگتن پست Watergate sleuths, Bob Woodward و Carl Bernstein بود. وی هموراه کتاب قهرمانان جان پیلگر را با خود داشت. فیلم محبوبش ” The Killing Fields” بود که درباره یک گزارش‌گر خارجی در کلمبیا بود. وی همیشه برای کارهایش راه دومی هم داشت. این طبیعت ساده و احساسی زندگیش برای وی سرنوشت غم‌انگیزی را رقم زد.

مخالفت وی با رژیم خمینی باعث شد که وی به عراق راه پیدا کند، و پنج با به آن‌جا دعوت شد تا جبهه‌های جنگ را از آن طرف مشاهد کند. ششمین و آخرین دعوت وی در سپتامبر ۱۹۸۹ به وقوع پیوست، زمانی‌که این فرصت را یافت که اخبار انتخابات کردستان را پوشش دهد. در روزی که بخش خبری وی به بغداد رسید، روزنامه ایندیپندنت ماجرای انفجار عظیمی در یک مرکز نظامی که ۷۰۰ کشته بر جای گذاشت را منتشر کرد. گمانه‌زنی می‌شد که این عمل توسط طرح‌های آزمایشی شیمیایی یا هسته‌ای انجام گرفته باشد.

یک گروه فیلم‌برداری از شبکه ITN به محل اعزام شدند تا ببینند که چه اتفاقی رخ داده است اما فیلم آن‌ها توقیف شد. فرزاد با معاون وزیر خارجه، نظام حمدون، دیدار کرد و خواست که از محل حادثه بازدید کند. وی هم‌چنین خبر از ارتباطاتی با وزارت اطلاعات در مورد بردن وی به آن‌جا داده بود. سپس وی حس کرد که این خبر می‌تواند برای همیشه سر صدا کند، آن‌گاه وی لیستی را با کمک دافنه پریش که یک پرستار انگلیسی که وی قبلن دیده بود را تهیه کرد و با وی به الحیله در ۴۰ کیلومتری جنوب بغداد رفت. آن پرستار با این شرط پذیرفت که هیچ‌گونه از روی حصار پریدن یا جیمز باند بازی وجود نداشته باشد. وی در روز بعد برای عکس‌برداری و برداشتن نمونه خاک براه افتادند و با این حال تمامن در جاده‌های عمومی رانندگی می‌کردند.

زمانی‌که فرزاد به بغداد رسید به دیگر خبرنگاران گفت که آنجا چه می‌کرده است و آن‌چه را که یافته بود را به آن‌ها نشان داد. برخی از آن‌ها نگران اوضاع وی شدند و از وی خواستند که کشور را ترک کند. وی منتظر هواپیمای عراق به لندن شد. قبل از نیمه شب ۱۵ سپتامبر وی در فرودگاه بغداد برای بازپرسی توسط مخبرات، پلیس مخفی بد نام صدام حسین، دستگیر  شد.

زمانی‌که این روزنامه و وزارت خارجه، کمیسیون اروپایی  و بسیاری از تشکل‌های روزنامه‌نگاری دیگر در سرتاسر جهان خواستار آزادی وی بودند، وی به مدت شش هفته در سلول انفرادی نگه داری می‌شد. پیش از آن در اول نوامبر، عراقی‌ها نواری از وی را منتشر کردند که اقرار می‌کرد که وی جاسوس اسراییل بوده است. قبل از آن آن‌ها می‌گفتند که وی جاسوس انگلیس بوده است. زمانی‌که همکاران فرزاد در آبزرور آن فیلم را نگاه کردند از ظاهر وی شوکه شدند. وی وزن زیادی کم کرده بود و بنظر می‌رسید که بسیار کوفته شده و به وی داروی خورانده باشند و یا وی را تحت فشار شکنجه گذاشته باشد و یا حتی تمام این موارد بر روی وی انجام داده باشند. چشمان وی نشان می‌داد که وی بیمار و بسیار ترسیده است.

جهان خواستار آزادی وی یا حداقل محاکمه وی در دادگاهی عادلانه بود. من با سفیر عراق در لندن دو بار ملاقات کردم. بر طبق QC انگلیس، ما برای دفاع از وی انتخاب شده بودیم ولی من اجازه حاظر شدن در دادگاه وی را نپذیرفتم. وکیل مدافع وی در بغداد برگه یک روزه دادگاه وی را دریافت کرد. آن به عربی بود، زبانی که فرزاد به آن آشنایی نداشت. صحبت‌های آبزرور و همکاران روزنامه‌نگار وی در دادگاه پذیرفته نشد. در ۲۶ نوامبر دادگاه انقلاب حکم کرد که وی بدون حق اعتراض اعدام شود و خانم پریش هم به ۱۵ سال کار اجباری سخت محکوم شد (وی بعد از ۱۰ ماه آزاد شد و به انگلیس بازگشت).

فریاد رسانه‌های سرتاسر جهان از این حکم برخواست. خانم تاچر که نخست وزیر بود بشدت در این باره صحبت کرد. وزیر خارجه، داگلاس هارد، خواست که به بغداد برود ولی به وی گفته شد که به او اهمیتی داده نخواهد شد. اخبار نشانه‌های خوبی را حکایت نمی‌کرد. بعد از آن در ۱۵ مارس، سفیر انگلیس در بغداد، رابین کلی به زندان ابوغریب در بغداد احضار شد و به وی خبر داده شد که فرزاد در طی یک ساعت آینده اعدام خواهد شد و این کار تنها برای این بود که بفهمد که به زندانی چنین خبر داده نشده است. وی بایست این خبر را می‌داد که فرزاد با وقار آن را تحمل کرده. وی نامه‌هایی به خانواده و دوستان خود نوشته بود و از خانم پریش هم بخاطر این‌که وی را درگیر ماجرا کرده بود عذر‌خواهی کرده بود. آخرین جمله‌های وی این بود: «من تنها روزنامه‌نگاری بودم که، بدنبال آشکار کردن رفتم».

در این میان، حتی این کابوس تبدیل به لحظات نیش داری شد. آن‌های که آنجا بودند همیشه آن مراسم‌های دعایی را که نزدیک دفتر روزنامه آبزرور توسط Canon John Oates ، کشیش خیابان بریج و کلیسای خیابان فلیت در صبح روز مرگ فرزاد بیاد می‌آوردند. خاک سپاری وی در گورستان‌های گیت، نزدیک به مقبره کارل مکس تاثیر عمقی را به همراه داشت. میز وی در دفتر تبدیل به مکان مقدسی شد. عکس‌های وی مملو از  گل و پیام‌های بود که آن‌ها را پوشانده بود. خوانندگان صد‌ها نامه تسلیت فرستادند که برخی از آن‌ها حاوی شعر و پول بود. روزنامه آبزرور با تلاش‌هایی که در وزارت خارجه انجام داد بسیار در پی این بود که پیکر فرزاد به خانواده او در انگلیس تحویل داده شود. پس از آن، خیلی دیر، تابوت همراه با پیام دل سرد‌کننده‌ای از سوی مقامات عراقی در نیمه شبی به فرودگاه هترو رسید که نوشته بود: «خانم تاچر او را می‌خواست. ما وی را در جعبه‌ای براش فرستادیم». روزنامه دیلی اکسپرس خبر رسوا‌کننده‌ای را زد که می‌گفت نماینده  آبزرور در فرودگاه نبوده و نشان می‌داد که آن روزنامه با آن همه صحبت‌های که انجام داده، اهمیتی برای مرگ همکارش قایل نشده است.

حتا الان، پس از گذشت دو دهه، نه فقط در مورد وحشی‌گری صدام، بلکه در مورد نمایندگان پارلمان و بخشی از رسانه‌های انگلیس که سعی کردند مسوولیت مرگ وی را متوجه خود فرزاد بیچاره و روزنامه آبزرور، مخصوصن من بکنند خیلی سخت است که خشم خود را فرو ببریم. با غربال کردن پوشش خبری بخوبی معلوم شد که برخی روزنامه‌نگاران از این کار بخوبی نتیجه گرفتند، مخصوصن Paul Foot, Hugo Young, John Pilger و Keith Waterhouse. دیگران هم همین اشتباه را کردند تا بتوانند این عبارت را بکار ببرند: «فریب کار پست فطرت و دورو»

آقایان Sir Peregrine Worsthorne که مرا به «فرستادن او به کشتارگاه» متهم کردند- با این‌که من فرزاد را به عراق نفرستادم- وی خودش مختار بود که به دعوت مقامات رسمی پاسخ گوید- و من هم تا زمانی‌که وی دست‌گیر شد نمی‌دانستم در عراق است و Sir John Junor در روزنامه Mail در روز یک‌شنبه نوشته (آیا آقای تلفورد بی‌گناه است؟) و لرد Wyatt کسی که در خبرش به دنیا اعلام کرد که انگلیس باید «تجارت را بالا برد و دیگر در مورد فرزاد بازوفت حرفی نزند»  و سردبیر روزنامه Today ،(David Montgomery) و روزنامه دیلی اکسپرس (Sir Nicholas Lloyd) برای پوشش سخت این دشمنی، در راستای همین مقوله قرار می‌گیرند.

زمانی‌که در خبر‌ها اعلام شد که فرزاد بعنوان جوانی که دست به دزدی زده ۱۲ ماه در زندان بوده در تیتر روزنامه‌ها خبرساز شد. این‌طور وانمود شد که این مورد خبر اصلی بوده نه اعدام وی، حتی قضاوت‌هایی هم برای آن آورده شد. روزنامه Mail در روز یک‌شنبه فرزاد را به آن‌چه عراق آن‌را  پروژه «شلیک» خوانده مرتبط دانست و مدارکی را نشان داد که بعد‌ها معلوم شد که ساختگی بوده‌اند.

اقداماتی که دو عضو پارلمان به عمل آوردند نا بخشودنی هستند. حتی زمانی‌که سرنوشت فرزاد معلوم شد، Terry Dicks گفت که وی حقش بوده که اعدام شود. Dicks که خود مجری احکام است، توسط عضو دیگر پارلمان اینطور به تصویر کشیده شد که وی سند زنده‌ای است که یک خوک صفت هم می‌تواند بعنوان نماینده در پارلمان انتخاب شود. Rupert Allason که نام مستعار  Nigel West است، و نویسنده‌ای ترسو است، به جهانیان اعلام کرد که فرزاد جاسوس بوده، ادعایی که به تیتر‌های اول روزنامه‌های مختلف راه یافت. او هیچ مدرکی ندارد و متعاقب آن در کل هیچ مدرکی وجود نداشته است. ادعای وی تنها بخاطر چیزی بود که نام یک تاجر اسراییلی در لیست دفترچه همراه فرزاد وجود داشت، شماره‌ای که در حقیقت من به فرزاد داده بودم. فعالیت فرزاد در بغداد بیان‌گر این بود که از قبل سفرش را به مقامات عراقی اطلاع می داد و نتایج آنرا با همکاران روزنامه‌نگار خود در میان می‌گذاشت و این خیلی سخت بود که به وی اتهام جاسوسی زده بشود.

باید گفت، فرزاد بازوفت به هدف خود یعنی قرار گرفتن در صدر اخبار جهان دست یافت. متاسفانه، نام وی در تتیر‌های خبری بود نه کنار آن‌ها. ولی خبر گسترده مرگ وی ماهیت شیطانی رژیم صدام را کاملن روشن می‌ساخت چرا که هزاران قربانی در رژیم وی در خفا کشته شده بودند و نامی از آن‌ها برده نشده بود. این بی‌عدالتی که بر یک دوست ما اعمال شد باعث نمی‌شود که خشم ما فرونشانده شود. ولی این شان  وی را بالا می‌برد و این معنی را می‌رساند که که ما متوجه خطری بزرگ برای جهان شویم.

دونالد ترلفورد سردبیر روزنامه آبزرور در سال های بین ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۳ بوده است.


 


ازآن‌جای‌که تاریخ مصرف هاله نور فعلی آقای احمدی‌نژاد بزودی به پایان می‌رسد و لازم آمده است برای تداوم حضور شکوه‌مند هاله نور ایشان و تامین انرژی مورد نیاز آن چاره‌ای اندیشیده شود،  دولت مهرورزی مبادرت به برگزاری مناقصه بین‌المللی با شرایط زیر می‌نماید :

منبع تغذیه و هاله  پیشنهادی می‌باید قادر باشد بطور مداوم تا پایان دوره ریاست جمهوری ایشان نوری خیره‌کننده حداقل بقدرت ۶۳ وات پیرامون و بالای سر آقای احمدی‌نژاد ایجاد نماید، بنحوی که خیره‌کننده بودن آن به تایید مراجع تقلید برسد‌.

منابع تامین انرژی هاله نور چنان‌چه از انواع تجدید‌پذیر و سازگار با محیط زیست، نظیر توربین‌های بادی و سلول‌های خورشیدی باشند از الویت  ویژه برخوردار می‌باشند. (‌برای ژست‌های آینده و بهره‌برداری از آن در هنگام سخنرانی در شهرستان‌های کوچک مناسب است‌).

سازندگان و ارایه‌کنندگان هاله نور با رنگ‌های فسفری  زرد‌، قرمز و آبی الویت خواهند داشت. پیشنهاد تولید‌کنندگان هاله‌های سبزرنگ بررسی نخواهند شد‌.

هاله‌های نور می‌باید اسباب بهت وحیرت رهبران جهان را در هنگام سخنرانی سالانه آقای احمدی‌نژاد در‌باره مدیریت جهان و کهکشان راه شیری فراهم آورد.

هاله نور و منبع تغذیه آن می‌باید بتواند تلاش‌های قدرت‌های استکباری و ایادی ایشان موسوم به خس وخاشاک و بزغاله‌ها را که در تلاشند تا هاله فوق را تکذیب کنند خنثی نموده  و با نوری خیره‌کننده جریان فتنه را پس از تشیع درگورستان کفار بخاک بسپارد.

هاله‌های نوری که با ریموت کنترل و به طریق بی‌سیم شارژ می‌شوند بر انواع سنتی و قدیمی ارجحیت دارند .

برنده مناقصه تنها پس از تیید کامل بیت محترم آقای مصباح وجه مناقصه را دریافت می‌کند‌.

برنده مناقصه می‌باید تعهد نمایند از فروش و ارایه هاله نور مشابه به سایر دولت‌مردان جهان بخصوص سران ونزوئلا‌، سوریه، لیبی و کره شمالی و…..خودداری نمایند‌.

توجه:

قبول و یا رد پیشنهادات بعنوان فصل الخطاب از اختیار رییس دفتر دولت مهرورزی می‌باشد.

شرکت‌ها و سازمان‌های متقاضی شرکت در مناقصه می‌توانند پیشنهادات خود را به بخش استاندارد زندان کهریزک تسلیم نمایند‌. هر‌گونه عواقب مراجعه به بخش غیر‌استاندارد این زندان به عهده مراجعه‌کننده می‌باشد .

والسلام

رییس کمیته ویژه پی‌گیری و نصب هاله نور ریاست‌جمهور

رحیم مشایی


 



 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • نخست وزیر: «موفقیت در انتخابات، تنها به یک عامل بستگی ندارد».
  • آونگ تنگاه: «هیچ غرامتی برای درختان میوه‌ای که از طرح‌های برق‌کشی تاثیر پذیرفته‌اند پرداخت نمی‌شود».
  • شهریزت، وزیر امور زنان در مورد بازنگری در مسایل سیاره که مربوط به امور خانواده می‌شود با جمال خیر مسوول دفتر نخست وزیری گفت‌وگو می‌کند.
  • محی‌الدین: «مدل جدید اقتصادی موانع نژادی را در هم می‌شکند».
  • خساراتی به ۹۳ تن از کارگران کشاورزی که در بوکیت جلیل قبلن کار می‌کردند پرداخت خواهد شد.
  • کمیسیون انتخابات در مورد انتخابات دولت‌های محلی در هفته آینده تشکیل جلسه داد.
  • انجمن‌های احزاب مستقل پارلمان می‌توانند قدرت سومی در مجلس باشند.
  • نمایندگان پارلمان استرالیا علیه آیین رفتاری کشور عمل کردند.
  • حزب مردم سلانگور: «هیچ‌گونه خروج از جلسه‌ای در بین اعضای حزب مردم سلانگور در مجمع سالیانه حزب رخ نداده است».
  • پروژه رودخانه کلانگ انتظار می‌رود که دست سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تکمیل شود.
  • هواپیمایی لائوس قول داد که پرواز‌های عادی خود به تایلند را علیرغم بحران در آن کشور ادامه دهد.
  • مجلس سفلی ژاپن قانون حمایت از کودکان و تحصیلات آزاد را به تصویب رساند.
  • ۱۳ دانشگاه چین، درس ترک سیگار را آموزش می‌دهند.

روزنامه استار

  • انتخابات اتحادیه چینی‌تباران؛ کا چون به مناصب بالا نمی‌رسد.
  • خطر ابتلا به سرطان در مصررف‌کنندگان دخانیات رقیق هم بالاست.
  • داتوک اونگ کمپین‌های خود را آغاز کرد.
  • نجیب خطاب به اتحادیه چینی‌تباران: «بحران را بطوری فوری حل کنید».
  • رهبر جوانان اتحادیه چینی‌تباران اظهارات درباره راه اندازی ۲۰۰ مرکز نمایندگی را رد کرد.
  • شرکت‌های وابسته به کوکاکولا در عرض چهار ماه تصمیم به عملی‌کردن طرح یک میلیارد رینگیتی گرفتند.
  • یک مرد تاجر که گم شده بود، در کوالالامپور جسدش یافت شد.
  • وسایل محرک جنسی به ارزش ۱۳۰،۰۰۰ رینگیت در کلانگ ولی کشف و ضبط شد.
  • پلیس از یک مغازه ۱۴۰ عدد سلاح گرم کشف کرد.
  • معلمان خواسته‌ها و مشکلات خود را با معاون نخست وزیر در میان گذاشتند.
  • حدود ۵۰۰ نفر شامل ۱۹۱ خدمات‌رسان شهری به اتهام فساد دستگیر شده‌اند.
  • در پتلینگ جایا فرصتی برای نوجوانان پدید آمده تا با رانندگان مسابقات فرمول وان ملاقات کنند.
  • پنج نفر به ضن قتل یک مالک کارواش دست‌گیر شدند.
  • دو زن فریب قاچاق مواد مخدر به ایتالیا را خوردند.
  • ایاد علاوی برای نخستین بار از مالکی پیش افتاد.
  • سرخ‌پوشان تایلند ، تظاهرات را به منزل نخست‌وزیر رساندند.
  • گزارش‌ها حاکی از آن است که رهبر کره شمالی در عرض ۳ سال فوت می‌کند.
  • دبیر کل سازمان ملل از کشور‌های ثروتمند خواست که به عهد خود پایبند بمانند.

 


در گذر ایام تجریش در زمان ناصرالدین‌شاه پر از درخت انجیر وگیلاس و مزرعه‌های با‌صفا. اصل این نقاشی در موزه صاحب‌قرانیه موجود است هزار سال پیش تجریش، طجرشت خوانده می‌شد.‌ چنان‌که راوندی مورخ تاریخ در شرح سلطنت طغرل سلجوقی آورده است: «آن‌گاه سلطان از تبریز به سوی ری رفت تا زفاف به دار‌الملک باشد. اندک مایه رنج بر وی مستولی شد، به قصران بیرونی، به در ری به دیه طجرشت از جهت خنکی هوا نزول فرمود، چه حرارت هوا بغایت بود. به سال ۴۵۵ ق جالب این‌جاست که طغرل در همان تجریش وفات یافت و جنازه‌اش برای دفن به ری منتقل شد.

نمایی از شمیران قدیم

کهن‌سالان درباره محل قدیمی تجریش اعتقاد دارند که نزدیک پل رومی در جاده قدیم شمیران رو به شمال طرف راست، روی تپه باغی بزرگ به نام «گلِ باوکان» بود‌. (ظاهرن محلی که نماز عید فطر سال ۵۶ در آن برگزار شد.) دو دهکده تجریش و دزاشیب سابقن آن‌جا بودند. از گل باوکان تا امامزاده قاسم‌ هم باغی دیگر به نام «جنت گلشن» بود. در اراضی اطراف این باغ‌ها گرگ‌های زیادی بودند که باعث زحمت اهالی تجریش می‌شدند. بدین لحاظ اهالی این منطقه دهکده را ترک کردند و به حوالی امامزاده صالح در جنت گلشن منتقل شدند و تجریش فعلی شکل گرفت.

این دهکده کم‌کم رونقی گرفت و چنان شد که حتی طغرل نیز برای فرار از گرمای منطقه جنوب کوه‌های البرز و ری به آن‌جا پناه آورد. صدها سال بعد طهران پایتخت قاجاریان شد این منطقه، ییلاق اهالی آنجا تبدیل گردید و اشراف این شهر باغ‌های زیادی جهت تابستان در آنجا احداث کردند.

سر پل تجریش در حدود سال ۱۳۰۰شمسی

تجریش قدیم دارای سه محله بود:‌

۱٫محله بالا ۲٫ محله پایین ۳٫ محله قلعه‌نو

و حومه آن که به نام‌های زیر خوانده می‌شد‌:

زعفرانیه، محمودیه، ناودانک، جعفرآباد

محله بالا شامل: باغ فردوس، چهار راه حسابی، زعفرانیه، الهیه.‌

و محله پایین شامل: ظهیرالدوله، سه‌راه دزاشیب، سه راه قیطریه، اسدی و فردوسی بود.

کم‌کم کوچ مردم از سایر مناطق کشور به طهران و حومه آن افزایش یافت به طوری که تعدادی از آنان در تجریش سکنی گزیدند. در آمارگیری نفوس سال ۱۳۳۵ اهالی آن‌جا و تیره‌های مهاجر از افراد زیر تشکیل شده بود:‌

بومی‌ها، ترقی‌ها، نایینی ها، اصفهانی‌ها، خراسانی‌ها، شیرازی‌ها، یزدی‌ها، طالقانی‌‌ها و لرها.‌

میدان تجریش

ساختمان‌های تجریش قدیم مانند روستای تاریخی ماسوله بود، یعنی ساختمان‌های روستا طوری بود که مردم از روی بام‌های یک‌دیگر طی مسیر می‌کردند.‌ جمعیت در تجریش قدیم در دو محله به صد و پنجاه خانواده می‌رسید. از محله بالا حدود بیست خانوار تابستان‌ها بر سر باغ‌های خود می‌رفتند و زمستان‌ها به ده باز می‌گشتند. کوچه‌ها و معابر بسیار تنگ و پر پیچ و خم بود. شاید نمونه‌ای که بتوان با آن قیاس کرد روستای فعلی پس قلعه در دربند باشد. خانه‌های خشت و گلی یا چینه‌ای تجریش، در زیر دست و سمت شرق پل تجریش تا زیر دست ایستگاه جاده قدیم بنا شده بود.

پل تجریش و خانه‌های اطراف آن – دوره پهلوی

مرکز تجریش امام‌زاده صالح‌ بود. این امام‌زاده مرکزیت معنوی این ناحیه بود.‌ بازار شکل گرفته در حاشیه آن کانون اقتصادی این محل است.‌ حسن ملقب به صالح از نوادگان امام موسی کاظم علیه‌السلام است درباره امام‌زاده صالح می‌گویند که وی تحت تعقیب حسن نامی از پل کرخ یا کرج امروزی بود. تعقیب‌کننده بالاخره وی را در باغ جنت گلشن زیر چنار‌بزرگ نزدیک چشمه ساری گرفتار کرده، وی را شهید می‌کند. اهالی محل به احترام انتساب وی به ائمه برای وی مرقد و بارگاهی می‌سازند که در طول زمان منشا خیر و برکت برای اهالی این منطقه گردید . بنای اصلی این مرقد را هلاگو میرزا فرزند فتحعلی شاه به سال ۱۲۱۰ ق بنا کرده است.

بارگاه امامزاده صالح و درخت چنار معروف آن – دوره پهلوی

چنار امامزاده صالح کهن‌سال‌ترین چناری است که تاکنون دیده شده است. این چنار حتی اعجاب مسافرین خارجی را نیز بر می‌انگیخته است. چنان‌که دیالافوا در سفرنامه‌اش در ایران به سال ۱۸۸۱م درباره‌ی این درخت می‌‌نویسد:‌

در مسجد (بقعۀ امامزاده صالح) تجریش چنار عجیب و غریبی است که کمتر نظیر آن در دنیا پیدا می‌شود. قطر فوق‌العاده آن را نمی‌توان دقیقن با رقم معین کرد. تقریبن محیط آن به پانزده متــر می‌رسد. هریک از شاخه‌های آن مانند تنه درخت کهن‌سالی در بالای بنای مسجد و سایر اطراف سر به آسمان کشیده است‌. این درخت عده کثیری را در سایه خود پناه می‌دهد. مومنین در زیر آن نماز می‌خوانند. مکتب‌دار اطفال را در آن‌جا جمع کرده درس می‌دهد. قهوه‌چی سماور و استکان و لوازم خود را در درون آن قرار داده است. سقا هم کوزه‌های پر آب خود را در گوشه‌ای از تنه گذارده است.‌ چنار کهن‌سال امام‌زاده صالح که چند سال قبل قطع شد. این چنار عظیم تا سالیانی پیش نیز در حیاط امام‌زاده به چشم می‌خورد ولی به علت‌های مختلف چه طبیعی و چه تخریب انسانی از آن چیزی باقی نمانده است.‌ سال‌ها پس از این دیدار دیولافوا از تهران، منطقه تجریش و سر پل آن به محل تفرج‌گاه تهرانیان فراری از گرما تبدیل شد.‌ این محل که سال‌ها محل سکنای اشراف قاجاری و ییلاق سفارت‌خانه‌های خارجی در تهران بود از دوره رضا شاه رو به گسترش رفت. جاده قدیم آن (دکتر‌شریعتی)، آباد شد و سنگ‌فرش گردید و راه‌های دسترسی آسان شد. ماشین‌های کرایه افزایش یافت. بسیاری از باغ‌های آباد و معمور آن تبدیل به ویلا شد و در سال‌های اخیر این ویلاها نیز به حامیان آن وفا نکرد. ویلاها تخریب شد و باغچه‌های آن تبدیل به برج‌های بلند گردید. این روزها تقریبن از محله تجریش چیزی باقی نمانده  بجز ساختمان‌های سر به فلک کشیده که به جای چنارهای بلند سر برآورده‌اند. تتمه آن دربند و ارتفاعات تهران است که باز مجالی برای تنفس تهرانیان فراهم می‌کند.

میدان تجریش

منابع:

۱٫ حسین کریمان، تهران در گذشته و حال

۲٫ منوچهر ستوده، جغرافیای تاریخی شمیران

۳٫ کریستف لودو، شمیران یا باغ‌های گمشده


 


پژوهش‌گران دانشگاه کالگری کانادا ادعا کرده‌اند دو ژن منحصر به فرد موجود در گیاه خشخاش را کشف کرده‌اند که با استفاده از مواد ترکیبی آن‌ها می‌توان داروهای حاوی کدیین و مورفین تولید کرد. این اکتشاف امکان تولید داروهای مسکن مقرون به صرفه را افزایش می‌دهد.

محققان کانادایی  در گزارشی که روز ۱۴ مارس در نشریه «‌بیولوژی شیمیایی طبیعت‌« منتشر شد، تاکید کرده‌اند که با جدا‌کردن ژن‌های خشخاش می‌توانند مواد ترکیبی مسکن  را به طور شیمیایی در آزمایش‌گاه تهیه کرد.

این کشف می‌تواند فارغ از مشکلات کشت خشخاش در مزارع  و پیامدهای ناشی از آن، راه را برای کنترل تولید مواد ترکیبی این گیاه در کارخانه هموار کند.

محققان کانادایی امیدوارند با انتقال ژن‌ها به میکروب‌ها، زمان و هزینه تولید انبوه داروهای مسکن و مخدر را کاهش دهند.

آن‌ها هم‌چنین خاطر نشان کرده‌اند ممکن است یافته‌های این اکتشاف به تولید گیاه خشخاشی منتهی شود که مواد شیمایی مخدر آن، قابل تبدیل به مورفین و در نهایت تولید هرویین نباشد.

پژوهش‌گران بر این باورند ممانعت از تولید هرویین، معضلات عمده قاچاق غیر قانونی این ماده مخدر از افغانستان به سایر کشورهای دنیا  را از میان برخواهد داشت.‌

جیلیان هیگل، پژوهش‌گر کانادایی دانشگاه کالگری می‌گوید: «هزاران سال است که خشخاش منبع تولید مسکن‌های خواب‌آور و مخدر بوده است، اما جزییات چگونگی عمل‌کرد گیاه خشخاش در تولید ماده‌ای که دردها و آلام  انسان را تسکین می‌دهد، همواره رازی نهفته بوده است. اما هم اکنون از این راز پرده برداشته شده است.»

پیتر فاچینی، مدیر‌گروه این پروژه تحقیقاتی می‌گوید کشف ژن‌های خشخاش که محققان علم بیوشیمی این گیاه را به مدت نیم قرن در پرده‌ای از ابهام قرار داده بود، بسیار هیجان‌انگیز است.

وی خاطر نشان می‌کند: «طی چند هزار سال گذشته، تحول این دو ژن خشخاش در یک گونه گیاهی خاص، تاثیر بسیارعظیمی بر بشریت داشته است. کشف ما، کنترل قدرت ژنتیکی منحصر به فرد این گیاه را ممکن می کند.»

دیوید ریس، مدیر پروژه «فن آوری های بین‌المللی دانشگاه» که به محققان دانشگاه کالگری کمک کرده است تا به پژوهش خود جنبه تجاری ببخشند، می‌گوید: «به زودی شرکت‌های داروسازی در صدد کسب اطلاعات بیشتر در مورد این اکتشاف برخواهند آمد و برای مشارکت در تولید انبوه آن ابراز تمایل خواهند کرد.»

احتمال سرمایه‌گذاری شرکت‌های داروسازی در تولید داروهای مسکن حاوی گیاه خشخاش بسیار است اما در نهایت، بیماران در کشورهای فقیر از کشف محققان کانادایی بیشترین منفعت را کسب خواهند کرد.

صنعت داروسازی با کمبود داروهای مخدر و مسکن روبروست و این بدان معناست که کشورهای درحال توسعه، توانایی مالی خرید قوی ترین داروهای مسکن را نخواهند داشت و کشف اخیر پژوهش‌گران کانادایی به زودی این داروها را مقرون به صرفه‌تر خواهد کرد.


 


رادیو کوچه

مرحله یک هشتم پایانی رقابت‌های جام حذفی فوتبال ایران روزهای پنج‌شنبه و جمعه هفته جاری با برگزاری چهار دیدار در شهرهای مختلف کشور آغاز خواهد شد.

بر اساس برنامه روز پن‌شنبه  ابتدا تیم فوتبال پتروشیمی تبریز میزبان پرسپولیس تهران است و سپاهان اصفهان صدر نشین لیگ برتر در قم به مصاف تیم صبای این شهر خواهد رفت. روز جمعه نیز دو تیم دسته اولی گسترش فولاد تبریز و داماش گیلان به مصاف هم می‌روند و در آخرین دیدار شاهین بوشهر  میزبان ذوب آهن اصفهان است. گفتنی است این دیدارها آخرین بازی‌های فوتبال در سال ۸۸ می‌باشند.


 


فرزند سردار اسماعیل قاآنی، یکی از فرماندهان برجسته سپاه، به جرم مخالفت پدرش با کودتا و سرکوب مردم بازداشت شده است.

منابع موثق به ندای سبز آزادی گفتند علی قاآنی که دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه آزاد مشهد است، هفته گذشته در این شهر بازداشت شده. با توجه به این‌که او هیچ فعالیت سیاسی یا دانشجویی نداشته و در روزهای اخیر هم تجمعی در محل تحصیل وی برگزار نشده، تردیدی باقی نمی‌ماند که بازداشت او صرفن برای اعمال فشار به پدرش بوده است.

سردار پاسدار اسماعیل قاآنی از برجسته‌ترین فرماندهان ناراضی سپاه است که با کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد و سرکوب مردم پس از انتخابات مخالفت کرده. اعتراض وی به نسبت دیگر معترضان داخلی سپاه جدی‌تر بوده و تا جایی که از شرکت نیروهای تحت امرش در نیروی هوایی سپاه پاسداران در سرکوب خیابانی مردم جلوگیری کرده است.

سردار قاآنی حتا علی‌رغم اصرار دوستان نزدیک و تهدیدات گسترده سردار جعفری فرمانده سپاه، از حضور در نماز جمعه ۲۹ خرداد به امامت آیت اله خامنه ای خودداری کرد تا اعتراض خود را به روشن‌ترین شکل نسبت به مواضع رهبر پس از انتخابات اعلام کند.

وی از فرماندهان شناخته شده سپاه در هشت سال جنگ با عراق بوده و در جریانات داخل سپاه از نزدیکان محمد باقر قالیباف، از سرداران سابق سپاه و شهردار فعلی تهران محسوب می‌شود.

سردار اسماعیل قاآنی متولد شهر بجنورد (در خراسان شمالی) است که پیش از این از فرماندهان لشگر پنج نصر در مشهد بوده و پس از آن به فرماندهی نیروی هوایی سپاه ارتقا یافته است. در حال حاضر خانواده وی در مشهد زندگی می‌کنند.


 


مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات روز چهارشنبه ایران

روزنامه آفرینش

  • مهمانپرست: «روابط دانشگاهی با انگلیس کاهش می‌یابد»
  • مدیر اداره نظام های پرداخت بانک مرکزی: «بانک‌ها در صورت خاموشی خودپرداز جریمه می‌شوند»

روزنامه ایران

  • سرپرست سازمان بازنشستگی کشوری مطرح کرد: هزینه ۲۵ میلیون تومانی هر بازنشستگی پیش از موعد برای دولت
  • رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ عنوان کرد؛ مقررات ترافیکی پنجشنبه آخر سال

روزنامه ابتکار

  • مصوبه ابلاغ شد، ذبیحی را به سازمان بازنشستگی راه ندادند؛ پایان دوئل در وزارت رفاه
  • سرنگونی هواپیمای جاسوسی آمریکا در شلمچه
  • لاریجانی در نشست با خبرنگاران: «برنامه‌ای برای انتخابات ریاست جمهوری ندارم»

روزنامه تفاهم

  • پیش بینی وضعیت جوی کشور طی هفت روز آینده: کاهش ۱۰ درجه‌ای دمای هوا
  • خودپردازهای خاموش جریمه می‌شوند

روزنامه تهران امروز

  • دفاع لاریجانی از دیپلماسی پارلمانی
  • کاهش ۱۰ تا ۱۵ درجه‌ای دمای کشور

روزنامه جام جم

  • وزیر نیرو: «مردم نگران افزایش قیمت آب و برق نباشند»
  • لاریجانی: «لایحه بودجه دولت با کمترین تغییر تصویب شد»

روزنامه جمهوری اسلامی

  • «درگیری‌های گسترده در بیت المقدس در اعتراض به افتتاح معبد صهیونیستی در کنار مسجد الاقصی»
  • رییس مجلس: «انتظار مجلس از دولت این است که قانون اجرا شود»

روزنامه دنیای اقتصاد

  • ناکامی در جلب نظر چینی‌ها برای تحریم ایران
  • پیشگامی آسیا در عبور از بحران
  • روزنامه سیاست روز
  • مهمانپرست خبر داد: کاهش روابط با انگلیس در دستور کار وزارت خارجه
  • در دفاع از عملکرد پژوهش‌های مجلس؛ لاریجانی: با متهم کردن کاری انجام نمی‌شود

روزنامه کیهان

  • در نامه‌ای خطاب به سپاه پاسداران صورت گرفت؛ تقدیر ۲۰۰ نماینده مجلس از انهدام بزرگترین شبکه سایبری سیا
  • شبکه ترور پنتاگون در افغانستان و پاکستان لو رفت

روزنامه وطن امروز

  • وزیر نیرو: آب و برق فعلن  گران نمی‌شود
  • در نامه ۲۲۰ نماینده مجلس اعلام شد: تقدیر از سپاه برای انهدام شبکه جاسوسی سایبری

روزنامه همشهری

  • چشم انداز بازار خودرو در سال آینده
  • شهردار تهران: «سال ۸۹ را سال کار و فعالیت قرار می‌دهیم»

 


اردوان روزبه / رادیوکوچه

ardavan@koochehmail.com

روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ۳۰ نفر از متهمان شبکه‌های سازمان‌یافته جنگ سایبری بازداشت شدند.

به گزارش خبرگزاری نیمه رسمی فارس دادسرای انقلاب تهران  بر اساس این اطلاعیه عنوان کرده که با شناسایی «شبکه‌های سازمان یافته جنگ نرم آمریکا» که توسط «گروههای ضدانقلاب» راه‌اندازی شده بود حدود سی نفر از سوی این دادسرا بازداشت شدند.

بر اساس این گزارش «تخلیه بانک‌های اطلاعاتی کشور»، «نفوذ و خرابکاری در سایت‌های اینترنتی ایران»، «مبارزه با فلیترینگ در داخل کشور»، «ایجاد امنیت برای کاربران شبکه مجازی علیه جمهوری اسلامی»، «ایجاد بستر ارتباط امن تلفنی و دیتا برای مصاحبه بارسانه‌های غربی از جمله اتهامات این افراد است که در شبکه «ایران پراکسی» فعالیت می‌کردند.

دادستانی تهران هم‌چنین در اطلاعیه خود آورده است که سران اصلی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که یکی از پیروان «منافقین» هستند و از طریق فضای مجازی، اقدام به عضو گیری در سراسر کشور می‌کنند دستگیر شدند.

در پایان این اطلاعیه دادستانی تهران از اهم اقدامات و اقاریر متهمین این شبکه‌ها خبر داده است.

پس از آن که نوک حمله بسیاری از رسانه‌های وابسته به دولت به سمت فعال‌های مدنی نشانه رفت، هر بار این گروه‌های رسانه‌ای با متهم‌کردن افراد و گروه‌های فعال مدنی و اجتماعی و اعلام وابستگی این افراد به آمریکا و سازمان مجاهدین نکاتی را در مورد آن‌ها مطرح کردند.

در آخرین اشاره‌هایی که ابتدا از سوی خبرگزاری نیمه‌رسمی وابسته به دولت، فارس انجام شد. موضوع دست‌گیری سی نفر از فعالان جنگ سایبری وابسته به آمریکا را مطرح کرد که این مطلب از سوی تلوزیون و کیهان نیز پوشش داده شد.

نکته مهم در این اظهارات مطرح‌کردن اتهام‌هایی به کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، کمیته گزارش‌گران حقوق بشر و مجموعه فعالان حقوق بشر بود.

در خصوص این اتهام‌ها  اردوان روزبه  با «حسام میثاقی» عضو کمیته گزارش‌گران گفت‌وگویی انجام داده است.

دو روز قبل شاهد دو نوشته در سایت خبرگزاری فارس بودیم. در ارتباط با دست‌گیری ۳۰ تن از متهمان شبکه سازمان یافته جنگ سایبری. روز بعد هم خبر تکمیلی آن اعلام شد. یک هجوم گسترده در تلویزیون ایران در برنامه‌ی «بیست‌و‌سی» در گفت‌وگوی «بیست‌و دو‌ سی» و «کیهان امروز» در ارتباط با این شبکه مطرح شد. یکی از گروه‌هایی که فعالیت آن زیر سوال رفته‌ است مجموعه «کمیته گزارش‌گران حقوق بشر» بوده است. شما ارتباط این دست‌گیری را با مجموعه کمیته گزارش‌گران حقوق بشر در کجا می‌بینید؟

آن‌چه واضح است این است که حاکمیت یک پرو‌ژه جدیدی را برای برخورد و بازداشت  فعالان حقوق بشر در نظر دارد و به طرز شدیدی با فعالان مدنی، وکلا و فعالان مستقل حقوق بشر برخورد می‌کند.  در گزارش فارس و دیگر خبرگزاری‌های دولتی که بدون مستندات و دلیل محکم به پرونده‌سازی می‌پردازند، به نهاد غیر‌دولتی اشاره شده و مطابق معمول آن‌ها را به سازمان‌های خارجی به خصوص منافقین یا مجاهدین خلق وصل کردند. من در مورد مجموعه فعالان حقوق بشر و کانون مدافعان حقوق بشر نمی‌توانم صحبت کنم چون خودم عضو کمیته هستم. اما  در مورد اتهاماتی که در این گزارش به کمیته زده شده است صحبت می‌کنم. اتهاماتی مانند:  راه‌اندازی کمپین یک میلیون امضا، القای تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری، دامن زدن به مطالبات فمینیستی، اهانت به شریعت اسلام و سازمان دهی زنان و دانشجویان برای حضور در آشوب‌های پس از انتخابات از جمله اقدامات این کمیته ذکر شده است.

در مورد راه‌اندازی کمپین یک میلیون امضا، باید بگویم که اصلن کار کمیته گزارش‌گران حقوق بشر نبوده و توسط عده‌ای از فعالان مدنی این کمیته راه‌اندازی شده است و راه‌اندازی آن باعث افتخار است. وقتی این کمپن یک نهادی است که به تازگی هم یک جایزه بین‌المللی را گرفته، من افسوس می‌خورم که یکی از بهترین نهادهای مدنی در طول تاریخ را در کشورمان داریم و سایت‌های حامی دولت به عنوان یک اتهام از آن یاد می‌کنند.

در موارد دیگر مثل القای تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری، دامن زدن به مطالبات فمینیستی و اهانت به شریعت اسلام باید بگویم که  هم در مرام‌نامه کمیته و هم در گزارش‌ها آمده که از کلمات رکیک و کلماتی که صفت دارد برای افراد استفاده نمی‌شود. اصول خبری کاملن رعایت می‌شود. حتا اگر نیروهای امنیتی به منزل شخصی می‌ریزند، ما  در گزارش آن نمی‌نویسیم که نیروهای امنیتی به  شکل وحشیانه‌ای حمله کردند. اما شاید خیلی از خبرگزاری‌ها به کار ببرند. ما در استفاده از کلمات اصل بی‌طرفی را رعایت می‌کنیم. در بند اول مرام‌نامه کمیته نوشته شده که «این کمیته تشکلی مستقل بوده و به هیچ حزب و جناح خاصی تعلق ندارد و فاقد ماهیتی سیاسی است.» این سرنوشت ما است که همیشه فعالیت مدنی با فعالیت سیاسی پیوند داده می‌شود.

ما که هدفمان دفاع ازحقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر است با چنین  حجمه حمله‌ی دستگاه‌های امنیتی و  رسانه‌ها‌ی دولتی مواجه می‌شویم.

اسامی ده نفر از اعضای کمیته گزارش‌گران حقوق بشر ذکر شده و یک لیست سیاه  خلافکار درست کردند. در صورتی که تک‌تک این افراد افتخارات مملکت ما هستند. چهار نفر از ده تنی که ذکر شد در زندان به‌سر می‌برند و ما به شدت نگران آن‌ها هستیم و از تمامی نهاد‌های بین‌المللی می‌خواهیم که از این‌ها حمایت کنند. دستگاه امنیتی برای مقابله با این‌ها پروژه عظیمی دارد.  خانم «شیوا نظر‌آهاری»، آقای «کوهیار گودرزی»، «سعید جلالی‌فر»، «نوید خانجانی» از افرادی هستند که در این لیست به آن‌ها ذکر شده است.

همچنین در گزارش فارس نوشته شده که «اکثریت اعضای این کمیته از فرقه زاله بهاییت هستند.» این در حالی است که از این ده نفر ذکر شده تنها دو نفر معتقد به آیین بهاییت هستند و ما در مورد اعتقادات بقیه نمی‌دانیم و صحبتی نمی‌کنیم. چرا وقتی یک نفر به موضوعی عقیده دارد و حاکمیت با آن مخالف است آن را به همه ربط می‌دهد. مشخص است که حاکمیت بدون هیچ مستنداتی یک سری اتهاماتی را ردیف کرده است. مواردی که اشاره کرده در مورد پروکسی و  نفوذ خراب‌کاری  در سایت‌های اینترنتی ایران، مبارزه با فیلترینگ در داخل کشور بوده است. من فکر نمی‌کنم که کار غلطی باشد. در صورتی که کمیته در این زمینه هم فعال نبوده است.

معمولن در بیانیه‌هایی که از طریق فارس اعلام می‌شود و کیهان و دیگران هم دنبال می کنند، سعی می‌شود از اسامی کامل استفاده نشود و بعضی از موارد در آن طرح نشود. اما اسامی  اعضای کمیته قید می‌شود. بعضی از این اعضا دست‌گیر هستند و بخشی هم خارج از کشور هستند. هدف چیست؟ فکر می‌کنید می‌تواند هشدار و روشی باشد تا هیچ‌گونه فرصتی را برای ادامه فعالیت اعضای کمیته ایجاد نکنند؟

این در ادامه‌ی پروژه رعب و وحشت است که از طرف حاکمیت  در مورد فعالان مدنی اعمال می‌شده و این‌که اسامی افراد به شکل کامل می‌آید، هشداری است تا بگویند ما اسامی شما را می‌دانیم و پرونده شما را داریم. در گزارش فارس ذکر شده بود که پرونده‌ی این افراد را به اینترپل( پلیس بین‌الملل) دادیم و از این طریق می‌خواهیم آن‌ها را دست‌گیر کنیم.

پروژه تهدید و ارعاب از گذشته در بین فعالان مدنی وجود داشته است و  دلیلش این است ‌که اسامی کامل ذکر می‌شود.

با توجه به این‌که در ضرب اول فارس، کیهان و تلویزیون ایران دنبال کرده، فکر می‌کنید که این پیش‌بینی یک پروژه است و ادامه پیدا خواهد کرد؟

من فکر می‌کنم تمام نمی‌شود و ادامه‌دار خواهد بود. به این شکل با فعالان حقوق بشر برخورد نشده بود. و برخورد دستگاه‌های امنیتی بیشتر با فعالان سیاسی بود. اما  این‌بار برخورد با نهادهای مدافع حقوق بشر به شکل واضحی است. اتهاماتی مطرح شده و گزارش‌ها تمامی ندارد. امروز هم گزارش دیگری از فارس منتشر شد. از طرف دیگر فشار بر اعضای کمیته که در داخل زندان هستند ادامه دارد. نوید خانجانی که بیش از ده روز است بازداشت است در سلول‌های انفرادی متعلق به سپاه نگه‌داری  می‌شود. این خیلی نگران‌کننده است. ما دقیقن نمی‌دانیم که آیا در بند ۲‌الف است یا خیر. اگر این‌طور باشد اوضاع وحشتناکی دارد.

با این حساسیت که این اسامی اعلام می‌شود. هنوز دوستان شما نظیر شیوا نظر‌آهاری، آقای کوهیار گودرزی، نوید خانجانی  و دیگران در زندان هستند. این می‌تواند باعث فشار بیشتر بر روی این‌ها باشد؟

من هم همین‌طور فکر می‌کنم. بچه‌هایی که در زندان بودند این موضوع را ذکر می‌کنند که بازجوهایشان این اتهامات را برایشان مطرح می‌کردند و حالا می‌بینیم که این اتهامات رسانه‌ای شده و علنی مطرح شده است. من فکر می‌کنم این متن بازجویی‌های این بچه‌هاست و آن‌ها تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت. باید توجه نهادهای بین‌المللی و فعالان حقوق بشر داخل ایران از این به بعد بیشتر باشد.

با نفوذ به ایمیل‌های شخصی و عکس‌های آنان که خود کاری غیر‌قانونی است، آن‌ها را متهم به فساد  اخلاقی و ارتباط با سازمان‌های خارجی می‌کنند. فشار بر بچه‌ها و به خصوص ۳۰ نفری که اعلام کردند بیشتر خواهد شد. ما فکر می‌کردیم که خانم نظر‌آهاری، آقای کوهیار گودرزی، جلالی‌فر   آزاد شوند اما این پروژه جدید نشان می‌دهد که فشار بر این افراد هم افزایش پیدا کند.



 


رادیو کوچه

جانشین فرمانده نیروی انتظامی با مطلوب خواندن وضعیت حاکم بر کشور در چهارشنبه آخر سال از دستگیری نزدیک به ۵۰ نفر توسط پلیس خبر داد.
به گزارش ایسنا احمد رضا رادان با اشاره به اقدامات پلیس در خصوص مراسم چهارشنبه سوری اظهار داشت: «طبق آخرین آمار اورژانس در این شب ۲۰۰ نفر مصدوم شدند که بیشتر جراحات آن‌ها سطحی بوده است، البته با انجام اقدامات پیشگیرانه از سوی مردم امکان این که این تعداد مصدوم هم وجود نداشته باشد، بود که امیدواریم در سال‌های آینده این پیشگیری‌ها صورت گیرد.»
وی ضمن تشکر از همکاری مردم تصریح کرد: «نزدیک به ۵۰ نفر از افرادی که در حد غیرقابل قبولی ایجاد مزاحمت برای مردم کرده بودند، توسط پلیس دستگیر شدند.»
آقای رادان افزود: «بر اساس قولی که داده‌ایم ‌باید این افراد تا پایان نوروز در بازداشت باشند، اما در این راستا بررسی‌هایی باید صورت گیرد و نسبت به آن تصمیم گرفته شود.»
در جریان برگزاری مراسم چهارشنبه سوری که هر سال در آخرین سه شنبه سال برگزار می شود شماری از معترضان دولت ایران به خیابان ها آمده و تجمع اعتراض آمیز برپا کردند.


 


رادیو کوچه

بیش از پنجاه تن از هنرمندان سینما و تلویزیون ایران با انتشار بیانیه ای خطاب به مسوولان ذی ربط خواستار آزادی جعفر پناهی و محمدرسول‌اف دو تن از هنرمندان زندانی شدند.
به گزارش تارنمای کلمه شامگاه سه شنبه جمعی از هنرمندان،  بازیگران سینما و کارگردانان پس از نمایش فیلم داریوش مهرجویی؛ کارنامه ۴۰ ساله به کارگردانی مانی حقیقی با انتشار بیانیه ای از مسوولین ذی ربط خواستار آزادی و رفع مشکل جعفر پناهی و محمدرسول‌اف شدند.
در این بیانیه هنرمندان  ضمن این که فیلم سازان دوران پس از انقلاب را  «سفیران فرهنگی» ایران خواندند نسبت به بازداشت جعفر پناهی و محمدرسول‌اف دو فیلم ساز ایرانی اعتراض نموده و از رییس قوه قضاییه خواستند تا در آستانه نوروز موجبات آزادی هنرمندانی را که تنها گناهشان ساخت فیلم است فراهم آورند.
گفتنی است جعفر پناهی و محمد رسول اف دو تن از فیلم سازان مطرح حدود یک ماه پیش در منزل آقای پناهی به اتهام ساخت فیلم بدون مجوز و ضد نظام بازداشت شدند. ش


 


رادیو کوچه

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه ای در آستانه سال جدید با اشاره به «پیگیری مطالبات قانونی و به حق» مردم ایران آن را «برگ زرین» سال ۸۸ نامید.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «دولتی که شعار توسعه سیاسی را با تامین نان مردم متعارض می دانست و در ازای تعطیلی پروژه توسعه سیاسی وعده آوردن نفت بر سر سفره مردم می داد امروز هم آزادی را به محاق برده و هم نان را از سفره مردم گرفته است.»
این تشکل سیاسی هم چنین ضمن تبریک سال نو به مردم ایران از آن ها خواست که دیدار با خانواده کشته شدگان حوادث پس از انتخابات و نیز زندانیان سیاسی را فراموش نکنند و به دیدار آن ها بروند. در انتهای این بیانیه آمده است: «تداوم تجارب و تمرین هایی از این دست، بقا، شکوفایی، سرزندگی و پیروزی و فرخندگی را برای جنبش اصلاحی و سبز ایران تضمین خواهد کرد.»
گفتنی است این بیانیه در حالی منتشر می شود که بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پس از انتخابات ژوئن ایران در زندان به سر می برند.


 


رادیو کوچه

روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران از تایید حکم ۸۶ نفر از متهمان حوادث پس از انتخابات تهران خبر داد.

به گزارش ایرنا دادسرای تهران شامگاه سه شنبه با انتشار بیانیه ای  اعلام کرد که احکام ۸۶ نفر از متهمان وقایع بعد از انتخابات  قطعی شد  و پرونده های آنان برای اجرا به اجرای احکام ارسال شد.

بر اساس این گزارش این احکام که عمدتن شامل حبس تعزیری می باشد برای اجرا به اجرای احکام دادسرای انقلاب اسلامی تهران ارسال شده است .

«اجتماع و تبانی علیه امنیت»، «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروهک های معاند و ضد انقلاب»، «شرکت در تجمع های غیر قانونی» و «اخلال در نظم عمومی» از جمله اتهامات محکومین عنوان شده است.


 


رادیو کوچه

علیرضا کیانی از فعالان دانشجویی دانشگاه مازندران از سوی دادگاه انقلاب بابل محکوم به ۲۰ ماه حبس تعزیری و ۷۰ ضربه شلاق شد.
این دانشجو توسط دادگاه انقلاب بابل به ریاست قاضی رضیان رییس دادگستری بابل به اتهام اقدام علیه نظام به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
در کیفر خواست این دانشجو که شاکی آن  اداره اطلاعات معرفی شده،  آمده است: «اتهام اقدام علیه نظام از طریق انتشار مقالات آنتونی گیدنز محرز و بدیهی است.»
از سوی دیگر این دانشجو به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی از سوی دادگاه عمومی شهرستان بابل به یکسال زندان تعزیری و هفتاد ضربه شلاق محکوم شده است.
علیرضا کیانی دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در اعتراضات پس از انتخابات در تابستان گذشته توسط اطلاعات ناجا بابل بازداشت شد و پس از انتقال به اداره اطلاعات این شهرستان، یک ماه را در بازداشت گذراند.


 


سروش / رادیو کوچه

بیست و ششم اسفند ماه مصادف با زادروز فیروز نادری دانشمند ایرانی و یکی از متخصصان ارشد فعال در پروژه‌های سازمان فضایی آمریکا – ناسا است. مدیریت وی در پروژه مریخ و موفقیتش در هدایت این پروژه  ماه‌ها جزو مهم‌ترین اخبار شبکه‌های خبری جهان بود. بزرگ‌ترین افتخار  نادری دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا در بهمن ماه گذشته و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد ایالات متحده است.

فیروز نادری در ۲۶ اسفند سال ۱۳۲۴ در شیراز به دنیا آمد. وی تحصیلات  ابتدایی خود را در شیراز  و دوره متوسطه را در  دبیرستان اندیشه تهران به اتمام رساند. در سال ۱۹۶۴ میلادی پس از پایان دوره متوسطه به ایالات متحده آمریکا سفر کرد. در آن جا به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رفت و تحصیلات تکمیلی خود را تا مقطع دکترای مهندسی الکترونیک ادامه داد.

فیروز نادری پس از دریافت مدرک دکترا به ایران بازگشت و ضمن گذراندن خدمت سربازی، مدتی در مرکز «سنجش از دور ایران» فعالیت کرد.

نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشا حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به «جی پی ال» پیوست و به عنوان مدیر آزمایشات پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق سنج ناسا به کار پرداخت. علاوه بر این ها وی در مرکز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در «جی پی ال» نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرک بود.

با گذشت چند سال فعالیت در ایران  نادری به دلیل نبود امکانات  مورد  نیازش برای  بسط  تحقیقات و پژوهش‌های خود، ایران  را به مقصد آمریکا ترک می‌کند و در سال  ۱۹۷۹، فعالیت  خود  را  در ناسا  آغاز می‌کند.

فیروز نادری فروردین ماه ۱۳۷۹ در شرایطی که چندین ماموریت متوالی سازمان فضایی ناسا در پرتاب فضاپیما به سوی مریخ با شکست مواجه شده بود، به مدیریت برنامه‌های اکتشافات مریخ منصوب شد و توانست در طی چهار سال، سه ماموریت مهم از جمله پرتاب دو کاوشگر مریخ‌نورد «روح» و «فرصت» را با موفقیت به انجام رساند.

این دانشمند ایرانی در پی این موفقیت درخشان، در اسفند ماه سال ۱۳۸۷ به سمت معاون و مدیر ارشد برنامه‌ریزی مرکز JPL (آزمایشگاه پیش رانش جت) – از مهم‌ترین مراکز فضایی ناسا – منصوب شده و در سمت جدید به عنوان مسوول طراحی برنامه‌ها و راهبردهای مرکز، تجاربش در ماموریت‌های مریخ را در مطالعه سایر بخش‌های جهان از زمین تا کهکشان‌های دور به کار بسته است. وی هم چنین مسوولیت طراحی چشم‌انداز راهبردی پنج تا ۲۰ ساله JPL را نیز برعهده دارد.

معروفیت نادری بیشتر به خاطر دو کاوش‌گر مریخ یعنی روح و فرصت بوده‌است که با مدیریت او اطلاعات زیادی از جمله امید بیشتر به وجود حیات در مریخ را به بشر داد. اما می‌توان گفت بزرگ‌ترین افتخارات نادری دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا در بهمن ماه گذشته و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد ایالات متحده در سال قبل اشاره کرد.


 


رادیو کوچه

رییس کمیته اطلاع رسانی حزب مشارکت ایران اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به گزارش ایلنا حسین نورانی نژاد از سوی از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس قطعی محکوم شد.
فریده غیرت وکیل دادگستری با اعلام این مطلب اظهارداشت: ‌«امروز آقای حائری دیگر وکیل این پرونده به دادگاه تجدید نظر مراجعه کرده بود که حکم محکومیت قطعی موکلم به وی ابلاغ شد.»
وی بابیان اینکه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب نورانی‌نژاد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی به قصد برهم‌زدن نظم عمومی به سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود،گفت: «در حکم صادره از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران میزان محکومیت موکلم از سه سال به یک سال کاهش یافته است و امیدواریم که باتوجه به اینکه نورانی‌نژاد بیش از ۶ ماه است که در بازداشت به سر می‌برد بتوانیم برای ایشان آزادی مشروط بگیریم.»
گفتنی است حسین نورانی‌نژاد، رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی روز پنج شنبه ۲۶ شهریور ماه سال جاری از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته