در اولین قسمت از این مجموعه به سراغ حزب مشروطه ایران میرویم و همراه و همکلام میشویم با دبیر کل این حزب (فواد پاشایی) انسانی شاداب و خندان که به گفته اطرافیان و اعضای حزب مشروطه کوشش او در طول سالیان گذشته در این سمت از حزب مشروطه، سازمانی جوان، فعال و در عین حال پرتجربه ساخته است که اگر نه قدرتمندترین سازمان اپوزسیون لااقل در ردیف بزرگترین سازمانهای اپوزسیون ایران قرار میگیرد.
حزبی که در بیش از هفتاد شهر مختلف دنیا شاخه و هسته دارد و بخش اعظمی از فعالیتهای این حزب معطوف به ایران و مبارزات داخل ایران است.
حزب مشروطه ایران با دارا بودن کادر تئوری و مدیریتی که از انسانهای فرهیختهای چون دکتر داریوش همایون، دکتر خسرو اکمل، دکتر حسین یزدی و بسیار دیگر تمام سعی خود را در راه تغییر گفتمان غالب جامعهی ایرانی به یک گفتمان سکولار بر پایه لیبرال دموکراسی گذاشته است.
حزب مشروطه ایران همچنان که در ادامه مطلب خواهد آمد به یک دموکراسی لیبرال در چهارچوب نظام پادشاهی مشروطه معتقد است و برای برپایی آن از هیچگونه تلاش سیاسی و به دور از خشونتی فروگذار نکرده و نمیکند.
جناب آقای پاشایی برای اولین سوال، اگر با نگاهی دقیقتر به حزب مشروطه نگاه بکنیم این حزب را چگونه سازمانی میتوان ارزیابی کرد؟
اگر بخواهیم به عنوان ارزیابی نگاه کنیم بنده معتقد هستم که حزب مشروطه چندین تفاوت فاحش با دیگر سازمانها و احزاب اپوزسیون دارد، یک این است که این اولین حزبی است که در خارج از کشور تشکیل شده است، اکثر احزاب و سازمانها در ایران تشکیل شدهاند و بعد به خارج از کشور هجرت کردهاند ولی حزب مشروطه اولین حزبی است که در خارج از کشور تشکیل شده، پاگرفته و رشد کرده است.
از آغاز و قبل از تشکیل حزب مشروطه بسیار فکر کردیم که اصلا چرا ما میخواهیم چنین حزب یا سازمانی ایجاد کنیم و هدف از آن چیست؟ یکی از عمدهترین نگاهها این بود که ما احتیاج داریم فرهنگ سیاسی اجتماعی خودمان را تغییر دهیم. ما معتقد بودهایم اگر سازمان ما بخواهد با همان فرهنگها و همان شیوههای رفتاری که در جامعهی سیاسی ایران جا افتاده است، آغاز کنیم و حرکت کنیم طبیعتاً از آن چیزی بیرون خواهد آمد که در بهمن ۵۷ نتیجهاش را دیدیم تنفر، دشمنی، کینه توزی به جای عقل و تعقل جایگزین میشود. بهمن ۵۷ برای ما بزرگترین درس بود که سازمانهای سیاسی و احزاب نتوانستند صلاح و مصلحت مردمی را بر صلاح و مصلحت شخصی و تنفرهای شخصی خود غالب کنند و کاری کردند که بیشتر شبیه به یک خودکشی عمومی بود، یعنی نیامدند که مصلحت کشور خودشان را یا مصلحت جامعه خودشان را جایگزین مصلحتها و کینه ورزیهای شخصی خود کنند اما تلاش ما در حزب مشروطه این است که هیچ وقت چنین نگاهی نداشته باشیم و همیشه مصلحت و خواست مردم و بهتر بودن آینده مردم را بر خواستها شخصی و نگاههای سیاسی خودمان ترجیح بدهیم، ما معتقد هستیم باید فضای سیاسی و سنتهای سیاسی اجتماعی کشور را عوض کنیم که مهمترین آن پذیرفتن مخالف به عنوان مخالف و نه به عنوان دشمن است و تلاشمان این است که این فضای دشمنی را در فضای سیاسی از بین ببریم و من معتقد هستم که والاترین نگاهها و خواستهای حزب مشروطه این بوده که هنوز هم بر روی آن کار میکند.
پانزده سال است ( از زمان تاسیس) همیشه دستمان برای همکاری، اتحاد و مشارکت با همهی احزاب و گروههای سیاسی که برای آزادی ایران به راستی تلاش میکنند باز است و حاضر هستیم در هر زمینهای که به نفع مردم و کشورمان ایران باشد با هر سازمان و طیف و گروهی بدون در نظر گرفتن نگاه و طیف سیاسی همکاری کنیم، تنها معتقد بودن به آزادی، دموکراسی و طبیعتاً رفتن جمهوری اسلامی، (برای اینکه شما نمیتوانید به دموکراسی و آزادی معتقد باشید و به بودن و ماندن جمهوری اسلامی هم معتقد باشید، طبیعتاً کسانی که به دموکراسی و آزادی معتقد هستند به رفتن این حکومت هم معتقد هستند) کافی است.
دیدگاه سیاسی حزب مشروطه ایران چیست و حزب از چه دریچهای به مسائل مختلف مینگرد و آنها را تجزیه و تحلیل میکند و راهکار ارائه میکند؟
طبیعتاً ما جوهر اصلی حزب را پدران نهضت مشروطیت قرار دادیم برای اینکه پدران نهضت مشروطیت چند خواست عمده داشتند که بر گرد آن خواستها انقلاب مشروطه پای گرفت "مدرنیته " "عدالت خانه " "آزادی" وقتی ما میگوییم مدرنیته طبیعتا بسیاری مطالب منجمله دموکراسی را در خود جای میدهد شاید در آن موقع امکان بازگو کردن دموکراسی نبود ولی در غالب مدرنیته این خواست مطرح شد. در این غالب ما معتقد هستیم ایران آینده یک حکومت پادشاهی مشروطه که همهی ما باید به عنوان افراد سیاسی این مطلب را درک کنیم که در پادشاهی مشروطه، پادشاه به عنوان سمبل وحدت ملی است ولی کشور به وسیله دولتهایی اداره میشود که به توسط مردم و از صندوقهای رای بیرون میآیند و طبیعتاً هر حزبی که رای بیشتری کسب کند نخست وزیر و اعضای دولت از بین آنان انتخاب خواهد شد، گاهی میتواند یک ائتلاف حاکم باشد گاهی یک حزب به تنهایی ولی این برای یک مدت محدودی است که توسط قانون اساسی مشخص خواهد شد و پادشاه سمبل وحدت ملی است که باز هم قانون اساسی وضعیت آن و میزان اختیاراتش را مشخص خواهد کرد.
ولی اگر مردم نخواستند سیستم جمهوری خواهد شد و در آنجا هم به عقیده من میزان همان صندوق رای است، حزب مشروطه ایران معتقد هست که آینده ایران را با یک روش دموکراسی لیبرال اداره خواهد کرد، ما نمیتوانیم بگوییم که فقط طرفدار پادشاهی هستیم این معنا ندارد بلکه ما برنامههای مفصلی برای احیا و آبادانی کشور و بردن آن به سمت یک دموکراسی لیبرال و آزادی و آبادانی پایدار داریم که در این راه آمادهایم با همهی احزاب سیاسی که به دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد دارند همکاری کنیم، دموکراسی و حقوق بشر این است که شما نمیتوانید از قبل تایین کنید که چون ما طرفدار پادشاهی هستیم پس آیندهی ایران پادشاهی است، نه، ما معتقدیم که آیندهی ایران بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی باید از یک صندوق رای بیرون بیاید اگر ما در مورد حقوق مردم صحبت میکنیم اگر ما در مورد شعور مردم صحبت میکنیم و یا در مورد آزادی صحبت میکنیم پس باید قبول کنیم که مردم در یک انتخابات آزاد خواستشان را مطرح کنند و بگویند چه نوع حکومتی را میخواهند و همهی ما که شعار دموکراسی میدهیم باید قبول کنیم و خودمان را وقف بازسازی ایران بکنیم.
ما بارها گفتهایم، درست است که ما به پادشاهی مشروطه معتقد هستیم اما این تنها وجه و نشان ما نیست بلکه ما پروژههای بسیاری برای سازندگی داریم، پروژههای بسیاری برای مسائل آموزش و پرورش داریم برای مسائل بهداشت، اقوام و غیره داریم و طبیعتاً اگر در انتخاباتی که در آینده انجام خواهد شد به این نتیجه رسیدیم که پادشاهی مورد قبول مردم نیست و مردم سیستم جمهوری را انتخاب کردند، ما در آن جمهوری هم مطمئناً میایستیم و طرحهای خود را پیش میبریم تا زندگی بهتری را برای مردم فراهم کنیم در عین حالی این حق را خواهیم داشت که در مورد نوع نگاه سیاسی و عقاید سیاسی مان با مردم صحبت کنیم و از آنها بخواهیم بیشتر به مسائل توجه کنند تا بتوانند میزان عملکرد و گفتار ما را بسنجند.
حزب مشروطه چگونه به مسائل اقوام ایرانی مینگرد و برای آنها چه برنامههایی دارد؟
ما در مورد حقوق اقوام قطع نامهای داریم که متصل است به باورهای سیاسی و حزبی مان، در آنجا ما تمام حقوقی که اقوام ایرانی باید داشته باشند قبول میکنیم و به آن معتقد هستیم، منجمله آموزش به زبان محلی، داشتن مطبوعات به زبان محلی، انتخاب نمایندگان استانهای خودشان و تمامی حقوقی که متعلق به اقوام است را ما محترم میشماریم.
ما چیزی که قابل قبول نیست تلاش عده است که میخواهند ایران را چند پارچه کنند و این روزها میبینیم که عدهای میخواهند لغت مجعول ملتهای ایران را رایج کنند، ما میدانیم که وقتی که آنها میخواهند یک ملت را به نام ملت ایران ابتدا تقسیم کنند به ملتهای ایران، ملت کرد، ملت بلوچ، ملت ترک و...، زمینه را فراهم میکنند برای کارهای بعدیشان یعنی کسانی هستند که ابتدا کنفرانس ملل ایران را برگزار میکنند و اقوام ایرانی را به عنوان ملل ایران به آنجا دعوت میکنند تا زمینهها را آماده بکنند که نشان بدهند ایران از چندین ملت تشکیل شده است و طبیعتاً وقتی شما از ملل مختلف صحبت میکنید این حق برای آنها هست که هر ملتی کشور خودش را داشته باشد به همین دلیل ما تمام حقوق اقوام را ارج مینهیم و خود را پای بند به اجرای آن میدانیم اما با هرچیزی مانند کنفرانس ملل کاملا مخالف هستیم و اینکار را زمینههایی برای یک جدایی میبینیم.
ما تمامی حقوق اقوام ایرانی برای ما قابل قبول و احترام است و خود ما تلاشمان بر اجرای آن است و در عین حال گوشزد میکنم ما بارها گفتهایم در آیندهی ایران ما چیزی به عنوان اقلیت نخواهیم داشت، چه اقلیت قومی، چه اقلیت دینی و تنها اقلیتی که در آینده ایران به عقیده ما وجود خواهد داشت آن گروهی هستند که در انتخابات پیروز نمیشوند و آن هم برای مدتی محدود که قانون حدود آن را معین میکند به عنوان اقلیت سیاسی میشوند که در انتخابات بعدی پیروز میشوند و از اقلیت بودن خارج میشوند.
چیزی به اسم اقلیت قومی و مذهبی در ایران نخواهیم داشت برای اینکه یکی از بدترین و ناپاکترین لغتهایی است که ما میتوانیم در یک جامعه رایج کنیم که یک کودکی را از زمان کودکی همواره به او بگوییم تو جزو اقلیت کلیمی هستی یا جزو اقلیت بهایی هستی و یا اقلیت کرد هستی، تنها نتیجهای که از این برخورد به بار میآید این است که آن کودک از همان زمان کودکی خود را جزوی از ملت ایران نمیداند و خودش را از آن ملت جدا میداند بنابراین ما ایران را یک ملت میدانیم و همیشه با شعار یک کشور، یک ملت، ایران را میشناسیم و شناسایی ملل مختلف در ایران برای ما غیر قابل پذیرش و غیر قابل انجام است.
آقای دکتر داریوش همایون به نگاه کسانی که حزب را از بیرون نگاه میکنند یک جایگاه ویژه به عنوان یک اندیشمند بزرگ در حزب مشروطه دارد، حالا سوال من از شما این است که جایگاه دکتر داریوش همایون در حزب مشروطه چه هست و این تصور درست است که بدون دکتر داریوش همایون به عنوان تئورسین حزب مشروطه ایران و یکی از بزرگترین اندیشمندان و چهرههای سیاسی کنونی ایران حزب قادر به ادامه حیات خود نیست؟
شک در این نیست که حزب مشروطه ایران از یک گنجینهی گران بها به اسم داریوش همایون برخوردار است، داریوش همایون به عقیده من نه تنها برای حزب، بلکه برای کلیه جامعهی ایرانی یک اعتبار و یک آبروی است و این طبیعی است که حزب مشروطه به داشتن چنین شخصیت مهمی به خود ببالد.
حزب سیاسی سوای از اندیشهها و افکارش، اعتباری که دارد داشتن شخصیتها و چهرههای اندیشمند است، مطمئنا شما نمیتوانید یک حزب ابرومند داشته باشید اگر چهرههای آبرومند و فرهیخته را با خود همراه نداشته باشید. حزب مشروطه از این نظر بسیار خوشحال و خوشبخت است که آقای همایون را از روز اول در کنار خود داشته است و اقای همایون نه تنها از روز اول در کنار حزب بوده است بلکه جزو بنیانگذاران این حزب هستند و همه ما میدانیم که همیشه بخش مهمی از تئوریها و اندیشههای این حزب از طریق آقای همایون نشر داده میشود و نه تنها ما آن را مخفی نمیکنیم بلکه به آن نیز میبالیم چرا که من به این معتقد هستم که هر حزب سیاسی دیگری یا هر سازمان سیاسی دیگری یه چنین انسان فرهیخته و اندیشه ورزی را در کنار خود داشت باید به او میبالید و به او افتخار میکرد.
متاسفانه من میبینم که برخی از، نمیخواهم بگوییم مخالفین یا دشمنان ما، برخی از غیر حزبیها تلاش میکنند که این اعتبار حزبی را به صورت بار منفی جلوه دهند، من معتقدم در طول پانزده سال گذشته و با حضور آقای همایون به قدری کارد حزبی متعهد، توانمند و اندیشمند ساختهایم.
آقای همایون در کنار ما خواهند بود تا زمانی که بخت با ما یار باشد، اما روزی هم اگر به دلایل نامشخصی یا طبیعی حزب از حضور ایشون محروم بشود مطمئنا حزب از پای نخواهند نشست برای اینکه در زمان حضور آقای همایون به اندازه کافی کادر حزبی ساخته شده است که میتوانند حزب را با همان خط فکری به پیش ببرند.
چون موضوع صحبت ما معرفی بیشتر سازمانهای سیاسی اپوزسیون به مردم ایران است لذا این طبیعی است که بخواهیم این پرسش را مطرح بکنیم با شرایط موجود در ایران، سانسور شدید، عدم دسترسی مردم به اطلاعات روز و در کل عدم آزادی مردم برای انتخاب و پیوستن به آن گروه سیاسی که مورد پسند آنان است، و یا حتی در خارج از کشور شاید همیشه یکی از مشکلات بر سر پیوستن به سازمانهای سیاسی عدم آشنایی با نحوه برقراری ارتباط با آن سازمان است، حال سوال من در اینجاست که چگونه میشود به حزب مشروطه پیوست در سریعترین زمان ممکن و درواقع چگونه می شود با این حزب در ارتباط بود؟
شما احتمالا در اخبار ایران شنیده باشید که جمهوری اسلامی یکی از خطرهای بسیار بسیار بزرگی برای خود احساس میکند حزب مشروطه ایران و اصولا طیف پادشاهی هست و برای همین است که در طول دو سال گذشته و به خصوص در طول هفت ماه گذشته مدام سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام میکنند که این حوادث و شلوغیها کار طرفداران پادشاهی است، کار مشروطه خواهان است حتی تنها کسانی که جمهوری اسلامی در تمام این خیزشها اعدام کرده است و به چند نفر دیگر هم حکم اعدام داده است تماما از طرفداران پادشاهی و یا مشروطه خواهان هستند، این به جز آن عده از یاران و دوستان ما هستند که متاسفانه هم اکنون در زندان بسر میبرند یا جمهوری اسلامی آنها را در خفا و بدور از هیاهو از بین برده و یا همچنان در سیاه چالهای خود در زیر شکنجه میکشد است. بر همین پایه اصلیترین رسانه حزب را یعنی سامانه یا سایت حزب مشروطه را به هر طریقی در ایران فیلتر میکنند و یا سعی در حذف آن دارند که خوشبختانه جوانان علارغم این همه سانسور باز هم این پایگاه را از طریق ارتباط با یکدیگر و یا به انحاء مختلف پیدا میکنند و با آن ارتباط برقرار میکنند.
نحوهی دیگر ارتباط با حزب مشروطه برنامه تلوزیونی هست که از طریق شبکه جهانی کانال یک و در روزهای یک شنبه و سه شنبه هر هفته راس ساعت شش عصر تهران برای تمام دنیا پخش میشود است که میتوانند با شمارههای این برنامه تماس بگیرند و با آن در ارتباط باشند.
من خوشبخت هستم که بگویم حزب مشروطه ایران یکی از جوانترین سازمانهای سیاسی ایرانی است به این معنا که بدنه این حزب را عمدتاً جوانان تشکیل میدهند و این در حزب نمودار است که در هر کنفرانس و یا کنگرهی حزبی خوشبختانه ما شاهد حضور هرچه بیشتر جوانان هستیم که این برخلاف تمامی سازمانهای سیاسی دیگر است که با گذر زمان میانگین سنی اعضای آنان نیز بیشتر و بیشتر میشود و کوششی بر جوانگرایی در آنها به چشم نمیخورد، این بیانگر این امر است که خوشبختانه اندیشه و تفکرات حزب مشروطه ایران در میان جوانان از توجه و مقبولیت خاصی برخوردار است.
دستهها و شاخههای حزبی ما در شهرهای مختلف دنیا وجود دارد و در آن شهرها فعالیت میکنند که این خود میتواند یک راه بسیار خوب برای برقراری ارتباط باشد، میتوان با تلفنهای حزب که بر روی سامانه حزب قرار دارد تماس گرفت و یا در ایران از طریق دوستانی که حزب را میشناسند و با حزب پیوندی دارند. ضمن اینکه آدرس وبسایت و یا سامانه رسمی حزب مشروطه ایران است و ما بسیار استقبال میکنیم از حضور جوانان و از این امر نیز بسیار خوشحال خواهیم شد.
www.irancpi.net
به عنوان آخرین سوال، رابطه و یا نظر حزب مشروطه ایران در رابطه با جنبش سبز چیست؟ با توجه به اینکه میدانیم در اواخر سال گذشته میلادی حزب مشروطه در شهر کاسل آلمان کنفرانسی با عنوان کنفرانس جنبش سبز برگزار کرد.
من ابتدا این توضیح شما را تکمیل بکنم و آن این است که ما هر دوسال یک بار یک کنگره و یک کنفرانس حزبی داریم که بطور متناوب و یک سال در میان در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا برگزار میشود که آخرین کنفرانس دو سالانه حزب در شهر کاسل آلمان برگزار شد که نام آن کنفرانس جنبش سبز بود.
در مورد جنبش سبز و پشتیبانی ما از جنبش سبز، جواب شما دقیقاً بر میگردد به سوال اول شما یعنی ما از روز اول که تشکیل شدهایم، معتقد به یک پیکارسیاسی و مردمی هستیم و از روز اول تشکیل این حزب که در مرام نامه ما آمده است که ما معتقدیم که آیندهی ایران باید از پس یک پیکار مردمی برآید یعنی تودههای مردم با حضور خودشون در خیابان با حضور خودشان در صحنه ی سیاسی آیندهی کشور را رغم بزنند، ما نه به یک خیزش مسلحانه معتقد بودهایم، نه به یک کودتا معتقد بودهایم، نه معتقد هستیم که آزادی و دموکراسی از لوله تفنگ بیرون میآید و نه آزادی به زور اسحله و کشتار حاصل شدنی است. به همین دلیل وقتی این خیزش مردمی بوجود آمد و این حضور مردم برای ما میشود گفت بسیار خوشایند بود و اتفاقی بود که ما بیش از پانزده سال است در حزب مشروطه ایران منتظر آن بودهایم برای آنکه مردم در سطح تودههای آن و نه فقط از یک طیف و یک نگاه بلکه از پیر و جوان، زن و مرد به خیابانها آمدهاند و به مبارزه پرداختند. به همین دلیل ما این جنبش را حمایت کردیم چراکه معتقدیم آینده ایران باید با یک حرکت بزرگ مردمی شکل بگیرد، آنچه که امروز خوشبختانه قابل رویت است.
نچیزی که در این جنبش قابل تامل است این است که این جنبش رهبریت خاصی ندارد و خود مردم در سطح بسیار گسترده این جنبش را اداره میکنند و به یک جناح یا یک شخص وابسته نیستند و این است که احترام ما را نسبت به جنبش سبز بر میانگیزاند و این است که باعث میشود ما وظیفه خود بدانیم حمایت از آن را و هر آنچه در توان داریم رادر راه گسترش این جنبش انجام دهیم. به همین دلیل نیز ما هم آخرین کنفرانس حزب را کنفرانس جنبش سبز نام نهادیم.
من معتقد هستم که جنبش سبز به شدت سکولار است و به شدت به دنبال جدایی دین از سیاست است و درست است که این مطلب را امروز با قاطعیت نمیتواند بیان کند ولی وقتی شما میشنوید که در تهران مردم با صدای رسا فریاد میزنند جمهوری ایرانی، مهم این نیست که ما به پادشاهی معتقدیم یا به جمهوری بلکه مهم این است که مردم در این زمان، در این شرایط و این شعاری که میدهند بیان میکنند که میخواهند که حکومت مذهبی در ایران نباشد. وقتی حکومت مذهبی در ایران نبود، وقتی آزادی برقرار شد، آن وقت است که مردم میتوانند به راحتی تصمیم بگیرند که چه نوع حکومتی (پادشاهی و یا جمهوری) میخواهند، مهم این است که مردم در این شعار اعلام میکنند که دیگر حکومت مذهبی و مذهب سیاسی را نمیخواهند.
به این دلیل کسانی که می خواهند این جنبش را مذهبی جلوه دهند و یا خود را رهبران آن معرفی کنند، خوشبختانه و یا شوربختانه تا کنون موفق نشدهاند و من معتقد هستم که هر چقدر این جنبش پیش میورد، بیشتر و بیشتر سکولار خواهد شد و بیشتر با نگاههای دموکراسی و آزادی و حقوق بشر حرکت خواهد کرد. در عین حال من معتقدم که اجتناب ناپذیر است که، علارغم همه گیر بودن این جنبش، پیشی گرفتن بخش غیر مذهبی و سکولار آن از بخش مذهبی و کسانی که میخواهند این جنبش را در حد یک جنبش مذهبی نگه دارند در آینده نخواهند توانست و این فشار آنان تنها به تفرقه و چند پارچه شدن جنبش میانجامد.
و اما سخن اخر از زبان دبیر کل حزب مشروطه ایران؟
بسیار سپاس گذارم از وقتی که در اختیار بنده گذاشتید و من امیدوار هستم که مردم ایران از این فرصت پیش آمده و از این بیداری که در تودههای مردم بوجود آمده پشتیبانی کنند و به آن بپیوندند و بدانند که با تمام فشارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی، این جنبش شکست خوردنی نیست و این جنبش به پیروزی خواهد رسید و ما با پیوستن به آن میتوانیم زمان این پیروزی را نزدیکتر کنیم و تلفات این جنبش را کمتر کنیم، در هر حال حزب مشروطه ایران همواره در کنار مردم ایران است و برای آزادی انان از تمام توان خود تلاش خواهد کرد.
جناب آقای فواد پاشایی بسیار بسیار سپاسگذار هستم از وقتی که در اختیار ما و خوانندگان ما قرار دادید و برای شما و همچنین تمام اعضای حزب مشروطه ایران و در نهایت مردم ایران ارزوی موفقیت و کامیابی رو می کنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر