هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

Posts from Khodnevis for 03/11/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



آیا امیرالمومنین هم پوپولیست بوده است؟

نامه ی امام علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی


 وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ


دوست داشتنى‏ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه‏‌ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودى مردم گسترده‏ترين باشد




فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَا بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَا رِضَى الْعَامَّةِ


كه همانا خشم عمومى مردم، خشنودى خواص (نزديكان) را از بين مى‌‏برد، امّا خشم خواص را خشنودى همگان بى‏أثر مى‏كند.



 وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِيَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَئُونَةً فِي الرَّخَاءِ وَ أَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلَاءِ وَ أَكْرَهَ لِلْإِنْصَافِ وَ أَسْأَلَ بِالْإِلْحَافِ وَ أَقَلَّ شُكْراً عِنْدَ الْإِعْطَاءِ وَ أَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ وَ أَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ



خواصّ جامعه، همواره بار سنگينى را بر حكومت تحميل مى‏كنند زيرا در روزگار سختى ياريشان كمتر، و در اجراى عدالت از همه ناراضى‏تر، و در خواسته‏هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش‏‌ها كم سپاس‏تر، و به هنگام منع خواسته‏ها دير عذر پذيرتر، و در برابر مشكلات كم استقامت‏تر مى‏باشند.


وَ إِنَّمَا عَمُودُ عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُم‏


در صورتى كه ستون‏هاى استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاى ذخيره دفاعى، عموم مردم مى‏باشند، پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.


 


پاک‌ترین سیستم اطلاعاتی دنیا
 


شغال بیشه ی مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی

وقتی یادداشت قبلی  را می‌نوشتم، مطمئن بودم که روز بعد خلاصه‌اش را در نهایت امانت و صداقت، در صفحه ی دوم روزنامه کیهان خواهم خواند . اصول حرف زدن و نوشتن به گونه‌ای که کیهان بپسندد کار دشواری نیست، و البته این را همه دوستان اصلاح‌طلب هم می‌دانند. مثلا کافی است مثل شکوری راد  وقتی  نام اکبر گنجی به میان می‌آید‌، به جای آنکه بگویی اکبر گنجی درخواست دیدار با جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا  را رد کرده است، بگویی اکبر گنجی تند رو است  و یا مثل آقای عارف به جای آن که به زندانی شدن غیر قانونی یاران موسوی و کشته شدن مردم و تقلب در انتخابات اعتراض کنی؛ فرصت را غنیمت شمرده و یادآوری کنی که  من گفته بودم  موسوی رئیس جمهور دهه‌ی چهارم نخواهد بود و حتی کافیست  مثل حمید رضا  جلایی پور یک جمله از خوب بودن رفتار بازجوها بگویی تا برادرحسین بازجو خوشش بیاید و بر تارک کیهان بدرخشی. خلاصه اینکه همه می‌دانیم ساده است؛ به دست آوردن دل برادر حسین .

 

حقیقت این است که ، هر چه حسین شریعتمداری می‌تازد  و ناسزا می گوید، به اندازه‌ی کوچکترین خطای گفتاری و نوشتاری اصلاح‌طلبان نگرانم نمی‌کند؛ آخر  آدم از هم تیمی خود راحت تر گل می خورد . آدم حرصش می گیرد که جلایی پور  استاد جامعه شناسی باشد و وضعیت جنبش سبز را بداند و آن وقت به جای کنشگری در این شرایط به تحلیل گری روی بیاورد. می‌ماند وسط بازی فوتبال، در محوطه ی جریمه، توپ را با دست بگیری و برای بازیکنان در  خصوص خطاهای فوتبال حرف بزنی .  بدتر از آن اگر کسانی مثل گنجی هم تنها گناهشان این است که حرف آخر را اول می‌زنند و هزینه‌اش را هم می‌پردازند، به جای قدردانی و همیاری و همکاری، به قصد قربت  از او تبری بجویی و ...

 

 خلاصه اینکه می‌دانستم نوشته ی دیروزم؛ در نهایت امانت در کیهان باز نشر خواهد شد و لابد از این طریق پیامم به گوش دوستان اصلاح طلب خواهد رسید. اما به راستی نمی‌دانستم که  جناب حسین شریعتمداری این گونه به باغ وحش و حیات وحوش علاقه‌مند است  تا وقتی که در همان صفحه‌ی کیهان، دعوای او را بر سر  «مصداق ولایت» با اسفندیار مشایی خواندم و تازه فهمیدم که دعوای نامبردگان بر سر چیست و البته یادم آمد که  :

 

شغال بیشه ی «مازندران» را .... نگیرد جز «سگ»  مازندرانی

 



 


تاج زاده از زندان آزاد شد

به گزارش پارلمان نیوز، مصطفی تاج زاده که بلافاصله بعد از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده بود پس از تحمل ۹ ماه حبس آزاد شد. لازم به ذکر است که تاج زاده هرگز حاضر به دفاع از خود در دادگاه نشد و به موکلانش هم اجازه دفاع نداد.

اتهامات تاج زاده، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام، توهین به مسوولان و نگهداری اسناد محرمانه عنوان شده بود.


 


آموزش نصب و استفاده از برنامه نرم افزاری تور

با استفاده از یک شبکه‌ی جهانی و ایستگاه‌های مختلف، این برنامه از ارتباط مستقیم شما با شبکه‌‌ی اینترنتی محل سکونت شما جلوگیری می‌کند و به عنوان یک پراکسی عمل می‌کند. Tor با برنامه‌های کنونی شما از جمله مرورگرهای وب، سرويس‌های گيرنده‌ی پيام‌، ورود به سيستم از راه دور و ساير برنامه‌هايی که براساس پروتکل TCP هستند کار می‌کند.

امیدوارم که ویدیوی آموزشی تهیه شده مورد استفاده قرار گیرد.

سایت Tor: www.torproject.org

 

 


 


ورودي اقتصاد چهار برابر، رشد يك چهارم

 محمد ستاري فر، استاد اقتصاد دانشگاه علامه و رييس پيشين سازمان مديريت و برنامه‌ريزي در گفت و گو با خبرآنلاين ضمن انتقاد از عملي نشدن اهداف برنامه چهارم توسعه گفت: «در طول برنامه چهارم دولت اجازه داشته ۸۲ میلیارد دلار ارز نفتی مصرف کند یعنی معادل سال ۱۶/۴ میلیارد دلار. حالا در سال پایانی برنامه قرار داریم به جای ۸۲ میلیارد دلار معادل ۳۳۰ میلیارد دلار مصرف کرده ایم وبه راحتی معادل کل ۸۲ میلیارد پیش بینی شده برای کل برنامه تنها در یک سال هزینه شده است.»

 

او ادامه داد: «یعنی ورودی منابع ارزی کشور چهار برابر شده است و بدون آنکه به دنبال مقصر بگردیم باید گفت اتفاق عجیبی که افتاده این است که با چهار برابر شدن ورودی اقتصاد میزان رشد اقتصادی به یک چهارم کاهش پیدا کرده است و این پرسش باید به طور جدی مورد بررسی قرار بگیرد که چرا این اتفاق افتاده است.»

 

رييس پيشين سازمان مديريت و برنامه ريزي در پاسخ به اين پرسش كه گفته مي شود برنامه چهارم توسعه، آمريكايي است و به آن عمل نمي‌شود. نظر شما ايراد كجاست؟ گفت: «پشت این انتقادها یک انگیزه وجود داشت و آن هم برنامه گریزی و قانون گریزی بوده است و دولت نهم به دنبال آن بود که منابع ارزی را به هر شکلی که خواست خرج کند. به اسناد ۵۰ تا ۶۰ ساله برنامه ریزی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور که برمبنای این تجارب و با مشارکت دستگاه‌های اجرایی، مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام چند هزار نفر کارشناس طی چند سال یک برنامه تدوین کرده‌اند.»

 

او با اشاره به اين كه يك گوني پول آورده‌اند و اسمش را گذاشته اند بودجه گفت: «اصلا اگر من بخواهم در یک محکمه تاریخی این مشکل را حل کنم باید بگویم به عنوان رئیس وقت سازمان مدیریت آمریکایی هستم ولی این برنامه به تمام نهادهای برنامه‌ریزی و نظارتی کشور مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته و به امضای آقای حداد عادل رئیس وقت مجلس هفتم رسیده و ابلاغ شده است. وقتی چیزی به توسط مجلس ابلاغ می‌شود یعنی قانون است و قانون باید اجرا شود و اینکه پشتش کی بوده و این حرفها معنی نمی‌دهد.»

 

او در بخش ديگري از اين گفت و گو به عدم تعادل بين درآمد و تورم در ايران اشاره كرد و گفت: «همانطور که در اقتصاد تدریس می‌شود مردم به دنبال تولید هستند تا چیزی به جبیشان اضافه شود وتورم مسئله ثانویه آنها است. مثلا وقتی سالانه درآمد مردم ۱۶ درصد اضافه شود ولی تورم ۱۰ درصد باشد مردم احساس رضایت می کنند اما اگر این نسبت بر عکس باشد و رشد درآمد ۱۰ درصدی با تورم ۱۶ درصدی همراه شود ایجاد نارضایتی می‌کند.»

 

نظرات انتقادي محمد ستاري‌فر پيش از اين در يك مناظره با پاسخ‌هاي غيرمستند و غيركارشناسي محمد رهبر، كه مدت كوتاهي در دولت نهم رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي بود، رو به رو شد.

 

 ستاري فر پس از آن كه شيرين عبادي جايزه صلح نوبل را دريافت كرد به استقبال او در فرودگاه رفت. به همين دليل مجبور شد از سمت خود استعفا كند. او همچنين ۱۳ آبان امسال در حالي كه عازم خياطي بود براي چند ساعت بازداشت توسط لباس شخصي‌ها بازداشت شد.

 

 


 


درخواست کیارستمی و ۲۲۷ سینماگر جهان برای آزادی پناهی

نامه‌ی آقای کیارستمی این گونه آغاز می‌شود: "نمی‌دانم این نامه را خطاب به چه کسانی می‌نویسم، اما می‌دانم چرا می‌نویسم و باور دارم که نوشتن آن دراین وضعیت ضروری و اجتناب‌ناپذیر است، چرا که دوفیلمساز ایرانی، دو فیلمساز وابسته به جریان سینمای مستقل ایران در بندند.»

آقای کیارستمی نوشته است " پناهی باید انتظار داشته باشد که نهادهای مسئول سینما سدها و موانع موجود را از پیش پای او بردارند، نه آن که خود به بزرگترین مانع تبدیل شوند."

آقای کیارستمی با اشاره به مسئولانی که "طی همه این سال‌ها راه را بر پناهی بسته‌اند و تنها کوره راه‌ها و راه حل‌های انحرافی و گاه حتی بیراهه‌ها را باز گذاشته اند" نوشته است "مسئولیت آنچه که بر جعفر پناهی رفته است و بر سر همه جعفر پناهی‌ها، به طور مستقیم بر عهده‌ی سو مدیریت و سیاست غلط مسولین وزارت ارشاد است."

عباس کیارستمی نوشته است که خودش دیگر سال‌هاست به بی توجهی وزارت ارشاد و مسولان سینمایی به سینمای مستقل اعتراض نمی‌کند، و بر این باور است که "آنها به هیچ روی به سینمای مستقل عنایتی ندارند."

او می نویسد: "به عنوان یک فیلمساز، از جریان سینمای مستقل، سالهاست که دیگر امیدی به نمایش فیلم‌هایم درکشورم ندارم و سال هاست که با ساختن فیلم‌های شخصی و کم هزینه، به کمک و همراهی وزارت ارشاد به عنوان متولی سینمای ایران چشم امید ندارم. برای گذران زندگی به عکاسی روی آورده و از در آمد آن، فیلم‌های کوچک و کم هزینه می‌سازم و به پخش غیر قانونی نسخه‌های تکثیر شده فیلم‌هایم اعتراضی نمی‌کم چرا که این را تنها راه ارتباطش با مخاطبان هموطن خود می دانم."

او در بخشی دیگری از نامه‌اش نوشته است: "بی حمایت‌های مرسوم و رایج که غالب اهل سینما در ایران از آن بهره مند هستند، فیلم‌های مستقل و کوچک خود را می‌سازم و به این دلخوشم که نام و اعتباری برای کشورم و مردمی که دوستشان دارم کسب می‌کنم و تنها ضرورت کار کردن است که فیلمی در خارج از کشورم می‌سازم که در نهایت سلیقه یا انتخاب من نیست."

آقای پناهی، که سال ۲۰۰۶ برنده جایزه خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین شده است، دوشنبه شب، ۱۰ اسفند، به همراه دختر، همسر و شماری از حاضران در خانه اش از جمله محمد رسول اف، فیلمساز، بازداشت شده است.

این نامه چنین پایان می یابد:  «جعفر پناهی و محمد رسول اف دو فیلمساز سینمای مستقل ایران هستند. سینمایی که در ربع قرن حاضر به عنوان مهم‌ترین عامل فرهنگی نام این کشور را در جهان پرآوازه کرده است آنان به کلیت فرهنگ جهان تعلق دارند. آنان بخشی از فرهنگ سینمای بین‌المللی هستند. آزادی آنان را از بند آرزو می‌کنم و با توجه به آنکه می‌دانم آرزوی محال آرزوی محال نیست، آرزوی قلبی من این است که دیگر هنرمندی به‌خاطر هنر در این سرزمین در هیچ‌بندی نباشد و دیگر سینمای جوان و مستقل ایران با موانع، بی‌عنایتی‌ها و تبعیض‌ها روبه‌رو نباشد. این مسوولیت شماست و تعریف غایی و نهایت موجودیت شما.»

همچنین، در پی بازداشت جعفر پناهی به همراه همسر و دخترش و کارگردانانی چون محمد رسول اف و مهدی پورموسی هفته گذشته در تهران، ۲۲۷ کارگردان و سینماگران مطرح جهان اعتراض خود را نشان دادند و خواستار آزادی آنها شدند.

آن‌ها گفته‌اند: «بازداشت سینماگران ایرانی جعفر پناهی و محمدرسول اف خشم می آفریند.»

در این نامه آمده است «جعفر پناهی که از میرحسین موسوی رهبر مخالفان دولت حمایت می‌کند، به علت در دست داشتن ساخت فیلم مستندی درباره‌ی موج اعتراض‌هایی که از خرداد گذشته پس از انتخاب بر مساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به وجود آمده بازداشت شده است.»

همچنین در این نامه به بازداشت پناهی در تابستان در مراسم یادبود ندا آقا سلطان در بهشت زهرا اشاره شده است که در جریان تظاهرات‌ها توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده بود.

 


 


رابرت گیتس در عربستان برای مذاکره در مورد ایران

وزیر دفاع آمریکا پس از سفر به افغانستان، امروز وارد ریاض شد. هدف آقای گیتس از سفر به عربستان، مذاکره در مورد همکاری نظامی آمریکا با عربستان، نگرانی عربستان از فعالیت های هسته ای ایران و تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران اعلام شده است.

 

در عین حال سفر احمدی نژاد به افغانستان که قرار بود روز دوشنبه باشد بدون اعلام دلایل رسمی لغو شد. ایران اعلام کرد که سفر احمدی نژاد به افغانستان به امروز چهرشنبه موکول شده است. این در حالی است که به گزارش فیگارو، وزیر دفاع آمریکا، طی سخنرانی خود در افغانستان ایران را متهم به دودوزه بازی کرد. به گفته وی، ایران از یک سو وانمود می کند که طالب بهبود و گسترش روابط با دولت مرکزی افغانستان است و از سوی دیگر با کمک به طالبان برای برهم زدن تلاش های  آمریکا و ناتو در برقرای صلح، تلاش می‌کند.


 


آگهی استخدام

با توجه به اینکه مقام امانت و عمر دست خداست، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حوزه مقاومت بسیج از میان کلیه‌ی حوزویان دارای درجه‌ی حجه الاسلام و بالاتر برای جانشینی مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا داوطلب می‌پذیرد. داوطلبان علاوه بر داشتن شرایط مندرج در قانون اساسی و همچنین احراز صلاحیت‌های عمومی برای خدمت در پستهای حکومتی باید واجد شرایط زیر باشند:

۱. اعتقاد و التزام عملی به اینکه پاسداران اسلام نسبت به علمای آن و حتی خود آن اولویت دارند.

۲. اعتقاد و التزام عملی به اینکه بدون «دشمن» یا «فرض وجود آن» امورات نمی‌گذرد.

۳. اعتقاد و التزام عملی به اینکه «حفظ نظام اوجب واجبات است».

۴. اعتقاد و التزام عملی به اینکه مخارج «پاسداری از اسلام» اینقدر بالا رفته که ان شاء‌الله تعالی به زودی زود کلیه‌ی فعالیت‌های اقتصادی کشور، شامل صادرات و واردات (قاچاق و غیر آن)، تاسیس و بهره‌برداری از کارخانجات و راه‌ها و سدها و اسکله‌ها و ...، خدمات مخابراتی و  اینترنت، شرکت‌های تابعه وزارت نفت و ... در اختیار جان برکفان قرار خواهد گرفت.

۵. اعتقاد و التزام عملی به اینکه سه قوه‌ی مستقل کشور و خود معظم‌له زیرمجموعه‌ی سپاه هستند.

ستاد فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

و حوزه مقاومت بسیج

خب ممنون. نظام محترم، لطفا کهریزک هم فراموش نشه.


 


جانا روا نباشد خون ریز را حمایت


در حالی که انقلاب اسلامی سال ۵۷، تولد سی و یک سالگی خود را نیز پشت سر گذارد، تولد امسال برای اصلاح‌طلبان ایرانی هم چون استخوانی لای زخم است. اکنون خود اصلاح‌طلبان هم تاکید دارند که از میراث ۵۷، چیزی جز نامی برای مردم و حسرتی و آهی برای مویدان این انقلاب، باقی نمانده است. "جمهوریت" عملا تبدیل به نامی تزیینی شده و حتی "شبه دموکراسی هدایت شده" و نیم بند سال های پیشین در پیشگاه بسیج ذبح شده و  "اسلامیت" حربه‌ای است در دست اقتدارگرایان، برای سرکوب تمامی نیروهای منتقد از هر طیف و گروهی. اصلاح طلبان هر چه داد سخن از "مخدوم بودن بی مزد و منت خویش" در انقلاب ۵۷ و تثبیت آن در سال های بعد سر می دهند، گوش شنوایی با آن ها نیست. طیف نظامی – امنیتی سربرآورده بعد از رهبری آیت الله خامنه‌ای و بالیده در دوران محموداحمدی نژاد، سر آن دارد که تمامی صداهای مخالف را خاموش کنند و طبیعتا اصلاح‌طلبان نیز در همین رده جای خواهند گرفت.


 هم آنانی که سال ها پیش ساز "مرگ بر ضد ولایت فقیه"را کوک کردند و با برچسب"اسلام آمریکایی" راه را برای هر گونه برداشت و فهم و قرائت دیگری از اسلام، جز آن چه خود می‌خواستند، بستند؛ صیاد دیروز تبدیل به صید امروز شده است. معشوق "نظام" سر عاشق کشی و شهرآشوبی با اصلاح‌طلبان در پیش گرفته است. طنز تلخ تاریخ آن جاست که چند سال پیش نیز اصلاح طلبان، با حضور در پارلمان، آن هنگام که مواجه با رد شدن صلاحیت خود به دلیل "عدم التزام به اسلام و انقلاب" محکوم شدند، پس از تحصنی بی حاصل، در سالروز ورود آیت الله خمینی به ایران، از حضور در پارلمان استعفا دادند. اتفاقات رخ داده پس از آن، به تعبیر سعید حجاریان، میخی بود بر تابوت اصلاحات.


قصد بر نقد گذشته اصلاح‌طلبان نیست، گرچه نقد می‌تواند چراغی برای آینده را روشن کند، اما شاید اکنون زمانه دیگری است: تمامی آنانی که در سال‌های گذشته و در "عصر طلایی امام" مورد طعن و لعن اصلاح طلبان قرار داشتند، اکنون حامی آن‌ها هستند: ای عجب این اتفاق در زمانه‌ای می‌افتد که سکان کشتی آشوب زده اصلاح‌طلبی به دست "نخست وزیر امام" است، همو که در دوران صدارتش نیروهای منتقد شاهد سرکوب و زندان و شکنجه و قتل عام بودند. اما سعه صدر "سبز"ها، گرچه فراموش نکرد، اما بخشید فجایعی که مادران بسیاری را عزادار کرد و روزهای بی پایان نسلی را سیاه و سفید ساخت: روشنفکر و دگراندیش و منتقد و دانشجو و روزنامه نگار و چپ و راست و مجاهد و فدایی و توده‌ای و آذری و کرد و بلوچ و ... :سال های سیاه دهه ۶۰.


- تخریب و تخطئه اصلاح طلبان مد نظرم نیست. فراموش نکرده‌ام آزار و بازداشت و زندان و ترور وممنوعیت و محرومیت آنان را. نمی‌خواهم آن ها را سوپاپ اطمینان نظام بدانم یا خواستارحذف آنان از عرصه باشم. اما چه کنم که برای نسل ما  نوستالژی اصلاحات با فرصت سوزی‌ها معنا می‌گیرد و برای ما هم دیواری کوتاه‌تر از اصلاح طلبان وجود ندارد. هر چه هم تلاش کنیم که سر و کاری با آن ها نداشته باشیم، در و دیوار گواه بدهد کاری هست!-


جنبش سبز که آغاز شد، نسیم دموکراسی و آزادی بار دیگر بر ایرانیان وزیدن گرفت. ایرانیان پس از چندتجربه ناموفق تلاش برای در بر کشیدن معشوق دیرین، این بار در پی آن هستند که کامی از یار بگیرند. شکی نیست که انتخابات و آن چه در آن رخ داده است، دلیلی بود محکم برای اعتراضات. اما بسیاری موافقند که اکنون و با گذشت حدود نه ماه از آغاز اعتراضات، فروکاستن خواست‌ها و مطالبات مردم، به ابطال انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات در همین سیستم، اصولا اکنون محلی از اعراب ندارد. اگر قرار است داور و ناظر و سیستم برگزاری یک‌سان باشد، چه نیازی است به ابطال؟


آن چه اکنون مردم می‌خواهند – و رهبران اصلاح طلب به اشاره یا صراحت بر آن تاکید داشته‌اند – حاکمیتی دموکراتیک است که تضمین کننده تمامی حقوق ایرانیان باشد: از هر قوم و نژاد و مذهب و تفکر و ... اما این جا همان پاشنه آشیل اصلاح طلبان است، نقطه‌ای که درعصر اصلاحات نیز، موجب جوان مرگ شدن اصلاحات شد: اصلاح طلبان می‌دانند که در چارچوب سیستم فعلی عملا امکان دست یابی به حاکمتی دموکراتیک وجود ندارد: چرا راه دور برویم؟ در چارچوب سیستم فعلی یک بانوی اصلاح طلب یا یک سنی مذهب اصلاح طلب که معتقد به تمامی چارچوب‌ها و الزامات سیستم جمهوری اسلامی باشد، هرگز امکان دست یابی به پست ریاست جمهوری را ندارد. مثال‌های این چنینی بسیارند و مجال اندک برای شاهد آوردن.


از سوی دیگر، اکنون آفتاب آمده است دلیل آفتاب: با چشم پوشی از تمامی اتفاقاتی که در دوره ولایت آیت الله خمینی و شانزده سال نخست زعامت آیت الله خامنه‌ای رخ داده است و به نظر اصلاح طلبان هیچ یک باعث مشروعیت زدایی از جمهوری اسلامی نشده است – سرکوب های دهه ۶۰، قتل عام تابستان ۶۷، قتل‌های زنجیره‌ای، به قتل رساندن فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی، تعطیلی فله‌ای مطبوعات، سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر، حیف  میل اموال عمومی، غارت وتخریب محیط زیست، ستم فراوان  و بی شمار بر اقوام و ملیت های ایرانی، ردصلاحیت‌های مجلس هفتم، تقلب گسترده در انتخابات مجلس هشتم و .... – آن چه پس از انتخابات در برخورد با معترضان رخ داده است، می‌تواند اصولا بساط هر سیستم سیاسی را برچیند. قتل، تجاوز، شکنجه، تهدید، سرکوب، ضرب و شتم و ... نمونه های کوچکی است از آن چه در این مدت رخ داده است. اگر اصلاح طلبان پای سخن آنانی بنشینند که در این مدت زندان‌های مخوف جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌اند، باید چون ابری در بهاران بگریند، زیرا بی‌شک سنگ نیز از آن چه بر بازداشتی‌ها رفته است، ناله سر خواهد داد.


اگر هم این دوستان فکر می‌کنند دانشجو و روزنامه نگار و فعال جنبش زنان و بهاییان و سنی‌ها و کرد و بلوچ و آذری و عرب و ... به دلیل ضدیت با جمهوری اسلامی دست به "داستان سرایی" زده‌اند، می‌توانند به دوستان خود مراجعه کنند. آنانی که در دادگاه لب به اعتراف گشودند و از جمع بندی در زندان و رفتار مهربانانه بازجویان خود صحبت کردند. آنانی که برای صحبت سینه‌ای شرحه شرحه از فراق می‌خواهند، زیرا می‌دانند که گوش نامحرم جای پیغام آن ها نیست. طبیعتا سیستمی که برای بقای خود دست به چنین جنایاتی می‌زند، هرگز نمی‌تواند منادی دموکراسی و آزادی باشد. اکنون اما چه باید کرد با آنانی که هنوز مشکل را در "مصداق" ولایت فقیه می‌دانند و نه در "اصل" آن؟ آنانی که هنوز بر اینند اتفاقات رخ داده کار عده ای از نیروهای "خودسر" است، قانون اساسی قابلیت رسیدن به دموکراسی را دارد و ...


بسیاری گفته‌اند و تاکید کرده‌اند – وچه به جا و مناسب گفته‌اند و تاکید کرده‌اند – که تاکتیک مبارزاتی کروبی و موسوی در تایید اصل جمهوری اسلامی و اشکال گرفتن بر روش‌ها، تاکتیکی مناسب است برای خلع سلاح کردن مخالفان و جمع کردن یار از میان نیروهای رقیب. اما تاکنون کسی جواب نداده است که اگر این واقعا نظر قلبی موسوی و کروبی باشد که خواهان بازگشت به "عصر طلایی امام" هستند و در صورت در معرض خطر قرار گرفتن "جمهوری اسلامی با نیروهای جناح مقابل متحد" خواهند شد، چه باید بکنیم؟ اگر واقعا قرار بر این باشد که سازشی برای جلوگیری از فروپاشی جمهوری اسلامی رخ دهد، چه باید کرد؟ آیا می‌توان همه چیز را با عزل احمدی نژاد و محاکمه عوامل دسته چندم سر و سامان داد؟


بسیاری می توانند بگویند که نگارنده در پی تفرقه انداختن در جنبش سبز است یا آن که "الان وقت این حرف ها نیست". اما هیچ کس هم نمی‌گوید که چه زمانی باید حرف را زد؟ تجربه تلخ "وحدت کلمه" در هنگامه انقلاب ۵۷ و سکوت در مقابل هر چه رخ می دهد و با "ان شاالله گربه است" چشم پوشیدن از مواضع مختلف، می‌تواند مصبتی مشابه را برای مان به ارمغان بیاورد.


ترس از موضع گیری شفاف درباره سیستم سیاسی، از ترس موضع گیری و فحاشی جریده دریده کیهان، و یا رانده شدن از سوی عده بسیار بسیار معدودی از جناح مقابل، نمی‌تواند توجیه مناسبی باشد برای تاکید بر حفظ جمهوری اسلامی. مگر می توان از سویی اعتقاد به دموکراسی داشت و از سویی دیگر چشم بر قتل عام ۶۷ بست؟ مگر می توان تجاوز در زندان و اعدام های سیاسی و ... را دید و باز هم دم از مشروعیت نظام مستقر زد؟ شکی نیست که برآوردن و بالیدن جمهوری اسلامی به مثابه فرزندی برای رهبران جنبش سبز، شیرین بوده است اما آیا نباید برای اصلاح این فرزند ناخلف فکری اساسی کرد؟


اکنون با گذر ۳۱ سال از پیروزی انقلاب، زمان آن است که موضع گیری شفافی درباره جمهوری اسلامی از سوی رهبران جنبش صورت گیرد، آن گونه که مشخص شود چه باید کرد و آنان به دنبال چه هستند: شاید هم بتوان معامله و سازش را به جای دوگانه حاکمیت – رهبران جنبش میان بدنه جنبش – رهبران جنبش انجام داد: آن گونه که "عصر طلایی امام" را به رهران جنبش بسپاریم و آن را ارزانی آنان بدانیم و خود قدم در راه بی بازگشت دموکراسی بگذاریم.

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته