هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 03/14/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



رفتارهای دوگانه حجت الاسلام کدیور؛ چند توضيح پیرامون مقاله قبلی

در اجلاس سالانه واشنگتن اینستیتیوت، فاطمه حقیقت جو، علی اکبر موسوی خوئینی، حسین باستانی، احمد رافت و مهدی جامی جزو هئیت همراه مهاجرانی بودند که در پانل های مختلف سخنرانی کردند. در این اجلاس یکی از فرماندهان ارتش آمریکا از ضرورت حمله نظامی دولت امریکا به ایران در حمایت از اسرائیل سخن گفت. اما متآسفانه هیچ یک از این افراد به سخنان فرد یاد شده اعتراض نکردند. این افراد تاکنون سکوت اختیار  کرده و نمی‌گویند در آن جا چه گفته‌اند؟ پس از این سمینار، فاطمه حقیقت جو و همسرش و حسین باستانی از جرس رفتند و احمد صدری-استاد یکی از دانشگاه های شیکاگو که مواضع خوبی درباره امریکا و اسرائیل دارد- نیز از شورای سیاست گذاری جرس استعفا داد و رفت. رفتن حقیقت جو و همسرش و حسین باستانی از جرس هیچ ارتباطی با شرکت حقیقت جو و باستانی در اجلاس واشنگتن ایستیتیود نداشت. برای این که اگر این بود باید مهاجرانی که رهبری هیئت را برعهده داشت هم از جرس می‌رفت. حسین باستانی در BBC مشغول کار شده است. برخی از این افراد ملاقات هایی با سران رژیم پیشین داشته‌اند و به دنبال به راه انداختن یک ائتلاف با شرکت همه اپوزیسیون هستند. اختلاف آنها با کدیور بر سر دخالت همه جانبه محسن کدیور در همه مسائل ریز و درشت جرس بود.

در سمینار اخیری که در واشنگتن به صورت غیر علنی برگزار شده است، محسن مخملباف، محسن سازگارا، علی اکبر موسوی خوئینی، به علاوه  مقامات دولت آمریکا شرکت داشته‌اند. در این سمینار که از سوی یکی از بنیادهایی که سازمان CIA راه انداخته برگزار شد، محسن مخملباف و موسوی خوئینی سخنرانی کردند و محسن سازگارا هم نظراتش را درباره سخنان آن دو بیان کرده است. مخملباف در این جا هم تمام کوشش خود را کرد تا نه تنها خود را نماینده موسوی در خارج از کشور نشان دهد، بلکه مدعی شد که پیش نویس تمام بیانیه‌های موسوی را ما  می نویسیم و برای او می‌فرستیم. معلوم نیست مخملباف تا کی می‌خواهدخود را نماینده جنبش معرفی کند؟ موسوی بارها گفته است سخنگویی در خارج ندارد و مواضع ضد امپریالیستی او روشن است و با مواضع سازگارا و مخملباف یکی نیست.

مقاله قبلی من حاوی هیچ تهمت یا اتهامی نبود. من فقط از حجت الاسلام کدیور پرسش‌هایی درباره رفتارهای دوگانه‌اش کردم. چرا هرکاری مهاجرانی بکند مجاز است؟ اگر فردا خبر بیاید که محمود احمدی نژاد با چند تن از زنان زیر دست‌اش ازدواج کرده است و پس از استفاده های جنسی آنها را رها کرده، جرس و حجت الاسلام کدیور چه موضعی خواهند گرفت؟ اگر فردا خبر بیاید که محمد رضا نیکفر در واشنگتن اینستیتیوت سخنرانی کرده است، جرس و حجت الاسلام کدیور چه موضعی می‌گیرند؟ برخورد ناپسند حجت الاسلام کدیور با محمد رضا نیکفر در بحث الهیات شکنجه روشن است.

پس از نگارش مقاله قبلی، یکی از دوستان خبر داد که علت حمایت همه جانبه حجت الاسلام کدیور از مهاجرانی به دورانی باز می‌گردد که مهاجرانی به نیابت از حسن روحانی مرکز تحقیقات استراتژیک را مدیریت می کرد باز می‌گردد... من به عنوان یک فرد غیر مذهبی مدافع شریعت نیستم. از موضع زنانه - فمینیستی- رفتارهای مهاجرانی با زنان را ابزاری و ناعادلانه و مانند  برخی حاجی بازاری‌‌ها می‌دانم. من نمی‌دانم در تمام آن مدت بر جمیله کدیور چه رفت؟ اما می‌دانم که حمایت حجت الاسلام کدیور از مهاجرانی علت هایی دارد که در پرده نخواهد ماند.

در شرایط حادی که امپریالیسم و صهیونیسم به دنبال نابودی ایرانند، باید توجه کرد که مساله آنها سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی نیست. مسئله آنها ایران قدرتمند است. حتی اگر یک رژیم صد درصد دموکراتیک و حقوق بشری در ایران سر کار باشد، بازهم اسرائیل و آمریکا اجازه نخواهند داد که ایران کشوری قدرتمند در خاورمیانه باشد. قدرت ایران باعث هراس آنهاست، نه رژیم آخوندی. به عنوان یک ایرانی در عین محکومیت قوانین قرون وسطایی ایران، از مواضع ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی دولت ایران حمایت می‌کنم. آن روز که مهاجرانی نسبت به برخوردهای زشت رئیس دانشگاه کلمبیا به محمود احمدی نژاد اعتراض کرد و مقاله نوشت، خوشحال شدم. اما روزی که شنیدم به یک بنیاد صهیونیستی رفته، بر سر دریافت حق سخنرانی از یک بنیاد اسرائیلی دعوا به راه انداخته، به شدت عصبانی شده و هر چه بود نثارش کردم. بعد هم که خواندم به آنجا رفته تا برای فعالیت‌های سیاسی پول جمع کند، چیزهایی به ذهنم امد که فعلا نمی‌نویسم. به روند گسترش چپ در جهان بنگرید و فریب بنیادهای نزدیک به سازمان سیا را  نخورید. در تمام جهان هسته‌های مقاومت در حال شکلگیری است. جنبش ضد سرمایه داری و ضد جهانی سازی و فقیرسازی کارگران، در حال رشد است.

حجت الاسلام کدیور دومین سال فلوشیپ در آمریکا را می گذراند. من نمی دانم در چه زمینه ای متخصص هستند که به درد آمریکائیان خورده که به او فلوشیپ داده اند؟ آیا آنها به شریعت اسلام نیاز دارند یا چیزی دیگر؟ می پرسم چرا در این مدت تندترین انتقادها را از جمهوری اسلامی و رهبری اش کرده- در این زمینه اختلافی با وی ندارم- اما حتی یک سخنرانی درباره جنایات اسرائیل و آمریکا نکرده و نمی کند؟ چرایک مقاله نمی نویسد و به سیاست های آپارتایدی اسرائیل در نابودی مردم فلسطین اعتراض نمی کند؟ این چه فقهی است که فقط مبارزه با رژیم ایران را مجاز می کند، اما به آمریکا و اسرائیل و انگلیس که می رسد، سکوت می کند و به حمایت از مهاجرانی برمی خیزد تا رفتار او را توجیه کند؟ من همچنا در انتظار مواضع روشن در این زمینه ها هستم.


 


اوضاع قاراشمیش

لام علیکم، اسم داشت مهـــــــرونه
بچه دروازه غـــــــــــــــار تهرونه
بامـــــــــــرامه، اندعشــق ومعرفت
مهربونه، ســــــــربه زیر و خندونه
کارشم کله پزی یه تــــــــوی شوش
داش شم همـــــــــکارشه، تـومیدونه
تابخــوای رفیق بازه اهـــــل صفاس
دست ودل بازه ووضعش میــــزونه
تازگـــــــــی‌ها یخده‌ای ریخته به هم
از قاراشمیشی اوضـــــــاع حیرونه
گا گْداری توی دکّــــــــــــون میشنْفه
خبـــــــــرارو نصف ونیمه می‌خونه
از قدیم با امنیه حــــــــــــال نمی‌کرد
واسه این‌که مــــــــــردمو می‌چزونه
دااشه تــــــــــــــوانتخابات رای داده
خودشـــــــــــو یه پا طلبکار می‌دونه
خلاصه یه جـــــــــــورایی با مردمه
بچه شو، تی شـــرت سبز می‌پوشونه
مخصوصـــــــــا پریروزا جلو دکون
دیده بــــــــــــودهمسایه خیلی داغونه
زده بودن مــــــــــــــامورا جلو زنش
تازه بدبخت مـــــــــومنه ، نمازخونه
خــــــــــــلاصه قراره داش با بچه‌ها
حق ورای شــــــــــونوبازپس بستونه
روز چارشنبه ســوری توکوچه شون
این هوا بــــــــــــــوته‌ها روبسوزونه

 


 


مسابقه

۱. نام سه آدم معقول رو ببرید که احمدی نژاد از آنها حرف شنوی داشته باشد.

یادآوری: شیطان قبول نیست، چون اگرچه ممکنه معقول باشه ولی آدم نیست.

۲. پنج نفر را معرفی کنید که حاضرند در برنامه زنده تلویزیونی ظاهرشن و بگن باور کردن که احمدی نژاد گفته در مورد هاله نور حرفی نزده.

۳. نام دو نفر رو ببرید که میتونن نظر احمدی نژاد رو در موضوع خاصی عوض کنن.

۴. نام دو رشته تخصصی رو ببرید که احمدی نژاد توش ادعایی نداشته باشه.

۵. نام یک فضیلت یا کمال رو ببرید که احمدی نژاد ادعاش رو نداشته باشه.

۶. پنج اظهارنظر کارشناسی احمدی نژاد رو بگید که بیشتر از پنجاه درصد متخصصین اون زمینه در اون اظهار نظر اشکالی نمی‌بینن.

۷. نام پنج کارشناس اقتصادی رو بیارید که حاضرن قبول کنن احمدی نژاد نظرات اونا رو داره اجرا می‌کنه.

۸. از میان زنده‌ها نام یه نفر رو ببرید که بیش از آقایان جنتی و یزدی به ایران خیانت کرده باشه.

ممنون. نظام محترم، لطفا کهریزک هم فراموش نشه.


 


از دینـداری تـا طـلبکـاری

بشر از دیرباز تا کنون برای رهایی از ترس‌ها و ناشناخته‌هایش به دین پناه برده. چه آنگاه که این ادیان همچون خود بشر بدوی بودند و چه آنگاه که همراه با تکامل بشر، ادیان هم مسیر تحول را پیمودند. در این میان هر چه آگاهی انسان بیشتر شد، شکل و حرف ادیان هم تا حدودی تغییر کرد. بشری که روزی بزرگ‌ترین ترسش از تاریکی بود و از خاموشی گرفتن گوی روشنی در آسمان می‌ترسید و آن را نشان خشم و قهر و غضب او می‌دانست با آشنایی و شناخت رفتار خورشید دیگر از او نترسید و شب‌های آسمان را هم دوست داشت. اما همان بشر پس از پشت سر گذاشتن بسیاری از اینگونه ترس‌ها و افزایش دانش و آگاهی‌اش همچنان با یک ترس بزرگ دیگر بنام مرگ و جهان پس از مرگ روبروست. در واقع این وادی ناشناخته، همچنان نقطه‌ی اتکا ادیان برای نفوذ بر ذهن انسان می‌باشد. ادیان، ذهن‌های نا آگاه و ترس‌های بزرگ را دوست دارند چرا که بهترین خانه برای آنهاست. هر چه آگاهی و دانش و خرد بشر بیشتر می‌شود، ذهن و جان و روان او هم بیشتر به بشر و احترام به هستی او مایل می‌شود و آرام آرام نظام اخلاقی خود را می‌سازد. نظامی که در عین پایبندی به حقوق و هستی انسان‌ها و احترام به حریم و آزادی‌های بشر از پایبندی به هر دینی می‌گریزد و پیرو "اخلاق ِ خردمند" و یا "خرد ِ اخلاق‌مند" خود می‌شود. همین نظام‌های اخلاقی آزاد و فردی تبدیل به بزرگ‌ترین ترس ادیان می‌شوند!

امروزه وقتی از ادیان سخن می‌گوییم منظور دیگر یک پیامبر یا کتاب نیست، بلکه مجموعه‌ای از کسانی هستند که با انتساب خود به کتاب و پیامبری در گذشته، خود را دارای وجاهت و اشراف دینی می‌دانند و در کنار هم صنفی را شکل داده‌اند و پیروانی را گرد خود جمع نموده‌اند. منافع این گروه در گرو کثرت و پایبندی پیروانشان می‌باشد. البته در میان رهبران و دعوت کنندگان دینی هنوز هستند کسانی که در پی سعادت و رستگاری بشر باشند و نه در پی منافع شخصی اما این گروه معدود بصورت فردی و بیرون از اصناف دینی فعالیت می‌کنند و در پی بدست گرفتن قدرت نیستند.

این ادیان و اصناف کنونی برای ایستادگی برابر نظام‌های اخلاقی فردی، تکیه بر نا آگاهی و نادانی و نا داشته‌های پیروان خود دارند. هر چه پیروانشان نا آگاه‌تر و ترس‌هایشان مهیب‌تر، بهتر! چرا که نفوذ بر آنها عمیق‌تر و نیازشان به وعده‌های خوش و آرامبخش، بیشتر! هرچه آنها در یافتن و ساختن راهی نو ناتوان تر، در پیروی از راه و تکلیف صنف دین مطیع‌تر و مشتاق‌تر!... و دین پیوسته می‌دهد به آنها تکالیف تازه تر! هر چه شخصیت و نفسشان کم مایه و ضعیف‌تر، میلشان به بندگی بیشتر!... و هر چه بیشتر بندگی می‌کنند از آنها که آزادند بیزارتر و عقده‌هاشان فراخ‌تر! هر چه عقده‌ها و نیازها فراختر، رهبری آنها آسان‌تر!... و هر چه امیال و خواسته‌هاشان سرکوب شده‌تر، میلشان به سرکوب دیگران و خواسته‌های آنها بیشتر! اینان بهترین سربازان برای صنف دین هستند. برای اینکه ترس دین از نظام‌های اخلاقی فردی را فرو نشانند. برای اینکه از منافع دین پیشه‌گان محافظت نمایند. صنف دین به آنها تفهیم می‌کند که بندگی، نا آگاهی، ایمان بی چون و چرا، سرکوب شدگی و اطاعت، مقدس است! صنف دین هر چه آنها ندارند و یا از سر کم مایگی و سستی نمی‌توانند داشته باشند را به آنها در جهانی دیگر وعده می‌دهد و یا داشتن آنها را نشانه‌ی عقوبت در جهان ناشناخته‌ی پس از مرگ معرفی می‌کند. صنف دین، ادعا می‌کند هر آنچه آنها ندارند را در ازای وفاداریشان به آنها خواهد بخشید. صنف دین همه کمبودها و ضعف‌هایشان را یا پنهان می‌کند و یا وقتی برایشان آشکار می‌شود آنها را فضیلت و مقدس می‌شمارد ... و اینها هر چه ضعیف‌تر، سست تر و کم مایه‌تر باشند این احساس تقدس دینی را بیشتر باور می‌کنند، تا آنجا که در ادامه‌ی همه کمبودها و عقده‌هاشان با همین احساس تقدس کاذب دینی، خود را برتر، موجه تر و درستکارتر از دیگران دانسته و آرام آرام تبدیل به افرادی طلبکار می‌شوند. طلبکار از هر آنکس که چون آنها بنده و تحقیر شده و سرکوب شده نیست. طلبکار از هر که آزاد و متشخص و دارای نظام اخلاقی و فکری مستقل است. طلبکار از هر آنکس که چون آنها مطیع و دیندار و سربراه صنف دین نیست!

البته همه دینداران هم چنین نیستند. دینداران بر اساس میزان آگاهی و شناخت فردیشان به دو گروه آشکار تقسیم می‌شوند. گروه معدودی همراه باورهای دینی، خرد و آگاهی و دانش و جهان بینی شخصی هم دارند و دین برایشان راهی از راه‌های رسیدن به آرامش و درستی ست. اینان هم دینداریشان بی آزار و درونی‌تر و پنهان‌تر است و هم بنده و مطیع صنف دین نمی‌شوند و با بنیان‌های فکری خود از فهم فردی و عقلانی خود از دین پیروی می‌کنند. اما آنها که اینها را ندارند، دینداریشان آشکار و متظاهرانه و طلبکارانه می‌گردد. این گروه چون خودشان مطیع و بنده هستند، دیگران را هم مطیع و بنده می‌خواهند و خودخواه و مستبد و خود حق پندار می‌شوند.

آنچه بر سرزمین ما ایـــران، پس از انقلاب سیاه ۵۷ گذشته همین ماجراست. صنف دین این خاک را اشغال نمود و بر مسند قدرت نشست و دین را از حریم امن دل‌ها و خانه‌ها بیرون کشید و آن را با تعریف خود بر تمام این سرزمین حاکم کرد. دینداران و دینمداران مسلمان خوشحال و مشعوف گشتند و از حکومت اعتقادات شخصیشان بر تمام مردم، کشور و عرصه‌ی همگانی شادمانی‌ها کردند. آنها با توجه به نوع کارکرد و تلقین دین بر ذهن شان، از اینکه ساختاری به اصطلاح مقدس و برتر کنترل جامعه را بدست گرفته نه تنها راضی بودند که آرام آرام خود را هم جزیی از همان ساختار مقدس دانستند و ارزشی بیش از دیگران برای خود قایل شدند. کم کم دیگران، خواه غیر مسلمان یا سکولار برای آنها تبدیل به نا مقدس شدند، یعنی انسان‌هایی که انسانیتشان مهم نیست چون دیندار مسلمان نیستند، پس حقی هم ندارند و باید نادیده گرفته شوند و اگر اعتراضی هم داشته باشند، چون که بر حق نیستند باید که نابود و سرکوب شوند. حکومت صنف دینی هم به تبلیغ و ترویج و تحکیم این حس میان پیروان و طرفدارانش تا سر حد ممکن کمک کرد تا بوسیله‌ی آنها جایگاه و منافع خود را محکم و تامین کند. به مرور و با نمایان شدن ذات و هدف این صنف دینی، گروه معدودی از دینداران که در کنار باورهای قلبی شان، خرد و آگاهی و اخلاق انسانی هم داشتند راه خود را از صنف دین جدا کرده و باورهایشان را باز به همان حریم امن دل‌هایشان بازگرداندند تا بدست سردمداران صنف دین آلوده نگردد. اما حکومت صنف دین که قدرت خود را در گسترش و حفظ نا آگاهی‌ها و بی خردی‌ها و بی دانشی‌ها می‌دید، با دستگاهی عریض و طویل و با صرف سرمایه‌های ملی به تبلیغ پرداخت. تبلیغ در جهت بی خردی، نا آگاهی، مقدس نمایی، مقدس پنداری، دین پروری و ستیز با حقوق انسانی بنام احیای دین!! پیروان این صنف و حکومت اشغال‌گر از دست حکومت امتیازات فراوانی گرفتند که مهم‌ترینش یک نشان بود. نشانی که به آنها می‌گفت شما دیندار مسلمانید. پس بر حقید و آخرت و آینده‌ی این جهان (نه تنها این کشور!) متعلق به شماست! نشانی که مرهمی بود بر همه بی مایگی‌ها و ضعف‌های شخصیتی شان، نشانی که مُسکنی بود برای درد ناتمام عقده‌های بی پایانشان. نشانی که به بنده‌ای وعده‌ی آزادی و مالکیت می‌دهد اما بشرط ادامه‌ی بندگی!!... و اینها نادان‌تر از آن هستند که این تناقض حقه بازانه را دریابند. اما بهمان وعده، احساس مالکیت و طلب می‌کنند و بنده‌ی ارباب دین می‌شوند و او آنها را هرطور و به هر کجا که بخواهد می‌برد.

نتیجه اینکه پیش از انقلاب سیاه ۵۷ و اشغال ایران، جامعه‌ی دیندارمسلمان، جامعه‌ای معتقد به باورهای دینی و دارای دغدغه‌ها و خواسته‌های دینی بود. این جامعه پس از این دوران سیاه ریزش بسیاری پیدا کرده و بخشی از آن به رشد و آگاهی ذهنی و فکری رسیده و امروز دغدغه‌های انسانی را مقدم بر دین می‌داند. اما گروه و جامعه‌ی تازه‌ای به جامعه دیندار مسلمان این سرزمین اضافه شده است که ترکیبی هستند از دینداران نا آگاه و کم مایه‌ای که با تلقین صنف دین و اربابانش، مدعی شده و خود را بر حق و مالک این سرزمین می‌دانند و همچنین گروهی حقه بازان دینباز. این دینداران مدعی و دینبازان حقه باز دیگر دغدغه‌ی دین ندارند. دغدغه اصلی اینان حفظ قدرت، برتری و حکمرانی اعتقاداتشان بر همگان و تداوم مالکیت است. اینان بنام دین، خود را از ایـــران پهناور و نازنین طلبکار می‌دانند. ایران برای اینها غنیمت است و بواقع هم چنین است. این سرزمین را اشغال کرده‌اند و همه متعلقات و داراییهایش را هم به غنیمت گرفته‌اند. تبلیغ و ترویج فرهنگ برتری دینی، مقدس سازی و مقدس پروری و برگزیده و برتر بودن دینداران نسبت به سایرین، روح مریض طلبکاری و بیماری ِ خود بر حق بینی را در بخشی از جامعه‌ی دیندار مسلمان گسترانده و صنف دین از این بیماران نهایت استفاده را در جهت تحکیم موقعیت و تداوم مالکیت خود می‌برد. بهمین جهت است که از هر چه آگاهی و تفکر و تاریخ است می‌ترسند. از علوم انسانی می‌ترسند. چونکه اینها مبانی فکری را قوی می‌سازند و باعث ساخت نظام‌های فکری و اخلاقی آزاد و مستقل و انسانی می‌گردند که همه تکالیف ابلهانه را دور ریخته و دیگر مجالی برای فریبکاری صنف دین نمی‌گذارد.

در تاریخ نمونه‌های دیگری هم از این سیر دینداری تا طلبکاری وجود دارد که هدفش در نهایت حفظ قدرت و مالکیت خود بوده. اما بشر رو به آگاهی دارد و با گسترش آگاهی و خرد، دیوارهای ترس و وحشت فرو می‌ریزد تا آنجا که حتا در مرگ هم روشنی می‌بیند و در کنار ترس ازلی خود، مژده‌ی رهایی را هم میابد. بشر گام به گام به خود واقعی و ارزش هستی و زندگی و انسان نزدیک‌تر شده و ارزش‌هایش را بدست خود و برای آن برپا می‌کند. ارزشهایی که نظام‌های قدرتمند اخلاقی، آزاد، انسانی، فردی و مستقل را می‌سازند. نظام‌هایی خردمندانه و انسان مدار و حق مدار، نظام‌هایی که پایان استبداد و فریب صنف دین را رقم خواهند زد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت: از این مضمون، روایت دیگری نیز نوشته‌ام که البته قالب و زبان بسیار متفاوتی با نوشته‌ی حاضر دارد و در وبلاگ هست. نامش هست: "جعفـر قلـی ِ دینـدار، حـالا شـده طلبـکار"! . . . اگر مایل بودید بخوانید (+)


 


اگر عیب خود را بگوئیم خیانت است؛ بیضه اسلام را حفظ کنید

این جمعه ظاهرا مقامات نماز جمعه را فراموش کردند و برخلاف تمامی نمازهای جمعه گذشته که همه خطبای جمعه در مورد یک موضوع خاص وبه یک شیوه سخن می‌گفتند، این بار هرکس در مورد آنچه که می‌توانست خطبه‌ای به حساب آید ،سخن گفت و کوشید رفع مسئولیت کند ولی گاهی هم سخنانی گفته شد که مفرح بود و یا هشدار دهنده که خطیب جمعه این هفته تهران یعنی ایت الله امامی کاشانی از ان جمله بود. 

 

ایشان ضمن هشدار دادن برای حفظ بیضه اسلام وستر عورت ،بر موضوعی هم تاکید داشتند و آن پوشاندن عیب ها بود که گفتند «اگر عیب خود را بگوئیم ودشمن بفهمد ،خیانت کرده‌ایم.»

 

مولانا جلاالدین بلخی (رومی )میفرماید:

 

انکه زلف وجعد رعنا باشد                  چون کلاهش رفت خوشتر ایدش 

 

مرد حق باشد بمانند بصر                   پس برهنه به که پوشیده نظر 

 

چرا در حکومت همه می‌کوشند تا عیب‌ها را پنهان کنند؟ چرا همه می‌کوشند تا بیان کنند گان عیب را در خدمت دشمن بدانند؟ وچرا تا مشکلی پیدا می‌شود، حکومت می‌کوشد تا صورت مسئله را پاک کند؟ 

 

آیت الله امامی کاشانی می‌فرمایند اگر عیب‌ها را بگوئید و دشمن بفهمد، خیانت است. 

 

چرا خیانت؟ در کشورهای مدرن و مردمسالار همه می‌کوشند تا عیوب را پیدا کنند، برای اینکه بتوانند انها را بشناسند  تا راه حلی برایشان پیداکنند . 

 

پنهان کردن عیب به کجا خواهد رسید؟ بجز اینکه به شورش ها و تظاهرات، بجز اینکه ذره ذره جمع شده دریائی می‌شود که همه را در خود غرق خواهد کرد . 

 

چرا تا این حد از وجود عیب در هراسید؟ فقط افراد ضعیف و بسیار ضعیف از اشکار شدن عیب می‌ترسند، چرا که قادر به حل ان نیستند و به همین دلیل می‌کوشند تا پنهان کنند، ولی پنهان شدن و پاک کردن صورت مسئله دردی را دوا نخواهد کرد، و به جز انباشته شدن مشکلات نتیجه دیگری نخواهد داشت . 

 

امروز هم که حکومت با کوهی از مشکلات درگیر است، بخاطر همین پاک کردن صورت مسئله‌هاست. در واقع خود حکومت با پنهان کردن مشکلات چنین وضعی را برای خود بوجود آورده است. 

 

در کشورهای غربی روزنامه‌نگاران را از آنرو عزیز می‌دارند که انها قادرند عیوب را پیداکرده اعلام نمایند تا جامعه به فکر راه حل بیافتد وبه این ترتیب پیش خواهند رفت .  

 

آیا در تمام این سی سال حکومت تلاش نکرد با پنهان کردن عیوب، ظاهر زیبائی از جمهوری اسلامی به جهان نشان دهد؟ نتیجه چه شد؟ 

 

هنگامی‌که دنیا ایران را پراز مشکل و نابسامانی دید، آیا دیگر کسی هست که فکر کند جمهوری اسلامی نظام خوبی برای زندگی کردن است؟

 

حتی در لبنان هم مردم از جمهوری اسلامی رویگردان شده‌اند . دلیلش این نبود که اگر عیبی بود کسی به تردید می‌افتاد بلکه بی عیب نشان دادن است که باعث می‌شود که مردم تصور غیر واقعی پیدا کنند و به همین دلیل هم با دیدن اینهمه عیب به صداقت رهبران شک می‌کنند ودیگر ازان روی‌گردان می‌شوند . 

 

حفظ بیضه دین و ستر عورت که برای توجیه پنهان کردن مشکلات بکار می‌رود، باعث این‌همه بحران شد و ای عجب که هنوز نفهمیده‌اند. شاید هم اندیشه‌ای که تنها قادر است بیضه و عورت را ببیند و نه بیشتر، توان درک مشکل به این بزرگی را ندارد. اینکه مولانا فرمود: «بینشش چندان بود کش دانش است»، به همین دلیل و در مورد همین گونه ساتران عورت و حافظان بیضه گفته شده. 

 

ملیون‌ها نفر به خیابان آمدند و بحرانی بسیار بزرگ اتفاق افتاد،آقایان هنوز در فکر بیضه وعورت هستند . 


 


افشاگری علیه افشاگر

 

مدحی که خود می‌گوید عضو کمیته "حفظ نظام" در مجلس خبرگان بوده و با رهبر جمهوری اسلامی، دارای روابط بسیار نزدیکی بوده است، بسیاری از مقامات فعلی یا گذشته جمهوری اسلامی را به فساد مالی، سواستفاده از قدرت، روابط نامشروع اخلاقی و ... متهم کرده است. وی تاکنون از افرادی چون آیت الله هاشمی شاهرودی،عضو مجلس خبرگان و رییس پیشین قوه قضاییه، آیت الله احمد جنتی، عضو مجلس خبرگان و دبیر شورای نگهبان، فرماندهان سپاه پاسداران و ... نام برده است.


مدحی در مصاحبه‌ها و مطالبی که در وبلاگش می‌گذارد، اسنادی از تخلفاتی را که به ادعای وی برخی از مسوولان جمهوری اسلامی انجام داده اند، فاش می‌کند، از رازهای مگوی قتل‌های زنجیره‌ای سخن می‌راند و هاشمی شاهرودی را متهم به تلاش برای رسیدن به رهبری جمهوری اسلامی می‌کند.


وی همچنین خبر از اعلام موجودیت جنبشی به نام "جنبش جمع یاران" داده است که بنا به گفته وی از حدود ۱۵ سال پیش در راستای "حفظ ارزش ها و آرمان های نظام" کار خود را آغاز کرده است.


حضور مدحی در عرصه افشاگری اما، همواره با جنجال همراه بوده است. وی در ابتدا از سوی برخی مخالفان متهم شد که از سوی جمهوری اسلامی، به میدان فرستاده شده است. حتا مدتی، بحث درگیری وی با امیرفرشاد ابراهیمی، یکی دیگر از افرادی که چند سال پیش به خارج از کشور آمده و پیش از این از اعضای انصار حزب الله بوده است، فضای وبلاگستان را تحت تاثیر قرار داده بود. در آن زمان مدحی متهم به حضور در سرکوب معترضان به نتایج انتخابات شد و حتا عده ای نیز عکسی را منتشر کردند که مدعی بودند تصویر مدحی است در همراهی با نیروهای لباس شخصی. اما بر اساس شواهد در همان زمان، مدحی در خارج از کشور بستری بوده است.


با   گذشت مدتی از حضور مدحی اما، توجهات نسبت به وی کمتر شد تا این که روز پنج شنبه گذشته، در گفت و گویی با علی رضا نوری زاده، دست به افشاگری های جدیدی زد.


این بار گرچه سخنان مدحی، مورد توجه بسیاری از کاربران ایرانی در فضای مجازی قرار گرفت، اما در عین حال عده‌ای نیز فعالیت های وی را مشکوک دانستند.بیشترین برخورد با سخنان و افشاگری‌های سردار مدحی در سایت بالاترین قابل پیگیری است.


یکی از وبلاگ نویسان ایرانی، با نوشتن مطلبی خواستار آن شد که اعضای جنبش سبز مراقب باشند تا "سادگی" کار دست شان  ندهد. وی نوشت که مدحی تا:"همین دیروز یکی از ماموران امنیتی و اطلاعاتی رژیم بوده" و به همین علت:"هیچ دلیلی ندارد که به همین سادگی پس از سال‌های سال خدمت و تعلیم دادن و تعلیم گرفتن در یک رژیم ایدئولوژیک و دینی، ایشان ناگهان دستخوش چنین تغییرات عمیق روحی و وجدانی شده باشند و به همین سرعت تصمیم به خیانت به رهبران مقدس خودشان گرفته باشند."


اما بازتاب این مطلب در وبسایت بالاترین، نظرات مخالف و موافق بسیاری را برانگیخت. یکی از کاربرانی که با این نوشته موافق بود، لینک مطلبی را در بالاترین قرار داد که خبر از تجاوز مدحی به یک خانم پرستار می داد.


مطلب مورد اشاره که در تاریخ ۱۶ دی ماه سال ۸۳، در سایت "گویانیوز" قرار گرفته بود، خبر از آن می داد که :" يك باند جاعل ... با سو‌استفاده از موقعيت يك نماينده مجلس خبرگان رهبري و اخذ احكامي از اين نماينده، اقدام به جعل عنوان، كلاهبرداري، بازداشت غيرقانوني و سواستفاده كرده‌اند ... متهم اول پرونده كه فردي به نام "محمدرضا مدحي تازه كند" معروف به "حسيني" مسئول دفتر آيت الله اروميان نماينده مردم تبريز در مجلس خبرگان رهبري مي‌باشد به همراه ۹ تن ديگر توسط وزارت اطلاعات دستگير شدند كه البته همگي با پرداخت قرار وثيقه آزاد مي‌باشند."


این خبر همچنین سخنانی از پرستاری به نام "ر.م" نقل کرده بود که مدعی بود از مدحی و دوستانش به دلیل:" بازداشت غيرقانوني، تهديد به ازدواج اجباري و نگهدار در محل غيرقانوني و ايذا و اذيت و توهين و بازجويي غيرقانوني، اعلام شكايت كرده است."


منتشر شدن این دو مطلب، باعث شد تا بحثی میان موافقان و مخالفان در گیرد و هرکس از ظن خود، له یا علیه مدحی سخن بگوید. عده ای وی را مامور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دانستند که هم چون "اسب تروا" قصد نفوذ در جنبش سبز را دارد و عده ای دیگر، او را ماموری صادق توصیف کردند و مخالفان را به توهم محکوم کردند.


اما به نظر می‌رسد، سردار این روزها باید پاسخ گوی ابهاماتی باشد که پیرامون وی وجود دارد. ابهاماتی که هر روز بیشتر می‌شود و اگر پاسخی در خور به آن ها داده نشود، شاید حتا افشاگری‌های وی را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.


آیا افشاگر، اکنون خود در دام افشاگری افتاده است؟




 


وزير راه: آهسته برانيد تا كشته نشويد

حميد بهبهاني كه دولت نهم و طرفدارانش به او لقب پدر جاده‌هاي ايران را داده‌اند در حالي اين سخنان را به زبان مي‌آورد كه ايران رتبه نخست تصادفات و مرگ و مير جاده‌اي را داراست. با اين حال آماري كه او ارائه داده است با آماري كه از سوي رييس پليس راهنمايي و رانندگي اعلام شده است اندكي تفاوت دارد.

 

بهبهاني در گفت و گو با ايسنا كشته شدگان در تصادفات جاده را ۲۱ هزار نفر اعلام كرده در حالي كه سردار اسكندر مومني  معتقد است اين آمار ۲۳ هزار نفر است. اختلاف دو هزار نفري در مرگ و مير ناشي از تصادفات جاده اي رقم اندكي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت اما وزير راه براي موفق جلوه دادن كارهاي مجموعه دولت به سهولت كشته شدن دو هزار نفر را ناديده مي‌گيرد. به علاوه او با استفاده از عبارت «تلف شدن» از كشته شدگان نام مي برد، واژه‌اي كه براي انسان كاربردي ندارد و براي جانوران به كار مي‌رود. اما نوع ادبيات دولت دهم ايجاب مي‌كند كه از واژه‌هايي نامربوط و گاه توهين آميز استفاده شود.

 

بهبهاني به غيراستاندارد بودن خودروهاي ساخت داخل و جاده‌هاي ساخته شده ظرف سي سال اخير هيچ اشاره‌اي نكرده است در عوض خطاي انساني را به طور غير مستقيم عامل اصلي تصادفات معرفي مي‌كند.

 

وي گفته است طي پنج سال گذشته پنج ميليون خودرو به كشور اضافه شده است در حالي كه خروجي خودروها ۳۰۰ هزار دستگاه بوده و در حال حاضر حدود ۱۰ ميليون خودرو در كشور تردد دارند. با روند قبلي تلفات و با افزايش خودرو سالانه بايد ۵۰ هزار نفر در تصادف‌های رانندگي كشته مي‌شدند كه طي سال‌هاي اخير ميزان تلفات كاهش يافته و در راستاي ادامه اين كاهش نيز تلاش مي‌شود، كه بدين منظور كميسيون ايمني راه متشكل از ۱۶ ارگان در وزارت راه و ترابري تشكيل شده است.

 

كاهش تصادف‌ها و مرگ و مير ناشي از آن براي نخستين بار توسط احمدي نژاد در ديماه ۱۳۸۴ و در پي حادثه كشته شدن ۶ دانش آموز در محور ديهوك – طبس مورد توجه قرار گرفت. همان زمان خطاب به سه وزير بهداشت، آموزش و پرورش و راه دستوراتي داد كه بيشتر در راستاي نشان دادن ابراز همدردي با مردم بود.

 


 


تکذیب شکایت تاج‌زاده از جنتی پس از ده سال


با وجود آن که مصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در دو دادگاه برگزار برای رسیدگی به اتهاماتش اعلام کرد که تا زمان رسیدگی به پرونده شکایتش از احمد جنتی، از خود دفاع نخواهد کرد، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، در آخرین کنفرانس مطبوعاتی خود در سال ۸۸، وجود هرگونه شکایت از جنتی را تکذیب کرد.


کدخدایی در پاسخ به سوال خبرنگاری در این باره، با اعلام این که:" شکایتی که شما می‌فرمایید انجام نشده" گفت:" هر وقت شکایتی از اعضای شورای نگهبان مطرح شد ما پاسخ دادیم و هرگونه شکایتی نیز در آینده مطرح شود آمادگی پاسخگویی داریم."


در انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی، که در ۲۹ بهمن سال ۷۸ برگزار شد، شورای نگهبان، پس از کش و قوس های فراوان، ۷۰۰ هزار رای مردم تهران را باطل اعلام کرد.


با باطل شدن این آرا، هاشمی رفسنجانی از رتبه ۳۰ به رتبه ۲۰ رسید و غلام علی حدادعادل نیز، جانشین علیرضا رجایی در مجلس شد. حدادعادل بعدها رهبری فراکسیون اقلیت مجلس ششم را بر عهده گرفت.


در همان زمان تاج زاده از احمد جنتی به دلیل ابطال آرای مردم شکایت کرد که این شکایت هیچ گاه مورد بررسی قرار نگرفت.


اصول گرایان نیز به دلیل تقلب و تخلفات انتخاباتی دست به شکایت از تاج زاده زدند. این شکایت و شکایتی که در سال ۷۹ و در پی اتفاقات رخ داده در جریان اردوی دفتر تحکیم در خرم آباد رخ داد، باعث شد تا تاج زاده دردادگاه محکوم به ۳۰ ماه انفصال از حدمات دولتی شود.




 


ممنوع التصویر شدن مرد تاثیرگذار

 

نشریه «فارین پالیسی» به همراه موسسه تحقیقاتی «اوراسیا» دست به انتخاب مردان تاثیرگذار در عرصه سیاست زده‌اند. در میان ده مرد تاثیرگذار بر آینده سیاست دنیا، نام علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان و رییس "مجمع تشخیص مصلحت نظام" جمهوری اسلامی نیز قرار دارد.

 

فارین پالیسی نوشته است که هاشمی «می‌تواند در شکل دادن به مسیر جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۰ نقشی کلیدی داشته باشد." زیرا او" هنوز قدرت زیادی در اختیار دارد... رییس دو شورای تاثیرگذار در ساختار حکومتی ایران است و روابط قدرتمندی با گروه‌های مختلف جامعه دارد، از تجار کشور و مخالفان دولت گرفته تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.»

 

هم زمان با انتشار خبر انتخاب مردان تاثیرگذار از سوی فارین پالیسی، سایت خبری «پارلمان نیوز» خبر از ممنوع التصویر شدن هاشمی رفسنجانی در خبرگزاری «ایرنا» داد. ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی است که مدیران آن از سوی دولت انتخاب می شوند و معمولا منعکس کننده نظرات رسمی دولت جمهوری اسلامی است.

 

آن گونه که پارلمان نیوز گزارش داده است، عبدالرضا داوری، معاون خبر ایرنا، با صدور بخشنامه‌ای انتشار هر نوع گزارش تصویری از برنامه های هاشمی رفسنجانی را  ممنوع اعلام کرده است .

 

داوری پیش از این به دلیل ابلاغیه‌ای که برای مدیران بخش خبر ایرنا صادر کرده بود، استفاده از کلمه «آیت الله» را پیش از نام هاشمی رفسنجانی، ممنوع کرده بود.

 

به نظر می‌رسد چندی است در ایران، نظرها درباره هاشمی رفسنجانی، دگرگون شده است. در حالی که پیش از این بسیاری هاشمی رفسنجانی را در پشت صحنه، مرد همه کاره سیاست ایران می دانستند. برخی نیز از وی با عنوان «مرد شماره ۲» سیاست ایران نام می بردند، اما صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و یکی از اصلاح طلبان حامی هاشمی رفسنجانی، در یکی از آخرین شماره‌های هفته نامه «ایراندخت» در مطلبی با اشاره به حملاتی که به هاشمی رفسنجانی می شود، نوشت:«آیت الله هاشمی اصولا دیگر مکان و موقعیتی ندارد که نگران از دست دادنش باشد... هاشمی اکنون نفوذ چندانی در حاکمیت ندارد.»

 

زیباکلام، از جمله سیاسیونی بود که در زمان انتخابات دوره ششم مجلس جمهوری اسلامی، آن زمان که اصلاح طلبان هاشمی را زیر حملات شدید خود گرفته بودند، به دفاع از وی برخاسته بود. وی در آن زمان مصرا هاشمی را اصلاح طلب دانسته بود و معتقد  بود که قدرت هاشمی می تواند اصلاحات را گامی به پیش ببرد.

 

گرچه نشریه فارین پالیسی، بر این عقیده است که: «اگر حکومت [جمهوری اسلامی] به این نتیجه برسد که مذاکره با مخالفان دولت است که کشور را به آرامش می‌رساند، باید کسی را برای میانجیگری انتخاب کند. رفسنجانی در این میان یکی از معدود ایرانیانی است که - به خاطر نفوذ گسترده‌اش - می‌تواند با سران مخالفان دولت به توافق برسد و این به ثبات بیشتر کشور ختم می‌شود.» اما به نظر نمی رسد که مخالفان و موافقان حکومت در ایران چنین عقیده ای داشته باشند.

 

هاشمی رفسنجانی، در آخرین نماز جمعه خود در ۲۶ تیرماه سال جاری، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از خانواده اسیب دیدگان شد. پیشنهادی که باعث شد تا علاوه بر حملات شدید به هاشمی، وی از تریبون نماز جمعه نیز محروم شود و از آن زمان تاکنون در نماز جمعه حضور نداشته باشد.

 

علاوه بر آن زمانی که طرح «آشتی ملی» از سوی عده‌ای از سیاسیون مطرح شد، حامیان دولت این طرح را ایده هاشمی دانستند و به شدت به آن حمله کردند.

 

حامیان جنبش سبز نیز، انتقادات خاص خود را به هاشمی دارند. آنان بر این عقیده‌اند که هاشمی به اندازه کافی از جنبش سبز حمایت نمی‌کند و با سخنان دوپهلوی خود، مایل است هم حامیان جنبش سبز و هم حامیان دولت را راضی نگهدارد. حامیان جنبش سبز احتمالا با این نظر فارین پالیسی موافقند که: «اگر رفسنجانی به طور جدی از مخالفان دولت حمایت کند، آنها در سال ۲۰۱۰ قدرت بیشتری خواهند گرفت.»

 

علاوه بر حملاتی که به شخص هاشمی در سال‌های اخیر انجام شده است، از زمان تبلیغات انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری، موج جدید و شدیدی از حملات به فرزندان وی نیز آغاز شده است. آغازگر این حملات شاید محمود‌احمدی‌نژاد بود که در مناظره با میرحسین موسوی، عملا فرزندان هاشمی را به ثروت اندوزی از راه‌های نامشروع متهم کرد.

 

در دادگاه حوادث پس از انتخابات نیز، بارها به نقش فرزندان هاشمی در شکل دادن به اعتراضات اشاره شد و حامیان دولت خواستار بازداشت و محاکمه فرزندان وی – به خصوص مهدی و فائزه – شدند.

 

 


 


قطع برق در كنسرت همايون

برگزاري كنسرت قزوين همايون شجريان در حالي انجام شد كه پيشتر  كنسرت او به همراه گروه حصار در تبريز لغو شده بود. اين اتفاق باعث شد كه تا لحظه برگزاري كنسرت، همه در انتظار تكرار تجربه تبريز باشند. تجربه اي كه اين بار تكرار نشد.


به گفته محمد علي رفيعي، مدير برنامه‌هاي گروه همنوازان حصار، «کنسرت به خوبي برگزار شد و با وجود اينكه در يك استاديوم ورزشي بود، به نظر من بهترين كيفيت صدايي را كه من تاكنون شنيده بودم، با مسووليت «ياشار شمس» آماده شد و به لحاظ صدا مشكلي نداشتيم


او كه با ايسنا مصاحبه كرده است گفت: «در شب اول اين كنسرت تا آماده شدن صحنه با نيم ساعت تأخير و در شب دوم به دليل يك اتصالي كوچك برق با يك ربع ساعت تأخير برنامه آغاز شد و اين برنامه با استقبال خوبي رو به رو شد.»


ماجراي قطعي برق به موضوع مشترك كنسرت‌هاي شجريان ها بدل شده است. محمد رضا شجريان يك بار در خرداد با گروه شهناز و بار ديگر در شهريورماه سال گذشته با گروه دستان قطعي برق را  كنسرت‌هاي  تالار وزارت كشور تجربه كرد. اين امر واكنش استاد آواز ايران را به همراه داشت اما هيچ وقت پاسخي در خور به آن داده نشد.

 

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته