هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ فروردین ۱, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 03/21/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دیدار تلخ پیش از عید مادر ندا آقا سلطان از بهشت زهرا


 


اوباما: رهبران شما با چه چیزی موافقند؟

رئیس جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود در باره واکنش‌های دولت ایران به تلاش‌های بین‌المللی برای کاهش تنش با ایران گفت که مقام‌های ایرانی «پیشنهادهای مبتنی بر حسن نیت جامعه بین‌المللی را رد کرده‌اند و به راهی که برای ایرانیان  فرصت‌های بیشتری به ارمغان می‌آورد، و به یک تمدن بزرگ امکان می‌دهد تا جای شایسته خود را در خانواده ملل باز یابد، پشت کرده‌اند و در برابر دستی که به سوی آنها دراز شده، تنها مشت گره کرده خود را نشان داده‌اند». او همچنین رهبران جمهوری اسلامی را عامل انزوای ایران دانست.

باراک اوباما تاکید کرد که به اختلاف‌های موجود واقف است اما آماده حرکتی رو به جلو است: ««ما از شکایت‌های گذشته شما آگاهیم و خود نیز شکایت‌هایی داریم، ولی برای حرکت به سوی جلو آماده‌ایم».»

با این حال رئیس جمهوری آمریکا گفت که تلاش جامعه جهانی برای پاسخگو کردن مسوولین ایرانی است، اما دولت ایران از عمل به مسئولیت‌های خود سر باز می‌زند.

اوباما هرگونه دخالتی را در امور داخلی ایران رد کرد، اما  تلاش‌های  سال گذشته «ایرانیانی را که خواستار برخورداری از حقوق جهانی خود برای شنیدن شدن صدایشان بودند» را تحسین کرد. تلاش‌هایی که با «مشت‌های گره کرده» مواجه شدند. اوباما افزود که مردم ایران در حالی که با سکوت خیابان‌ها را می‌پیمودند، در معرض ضربات باتوم قرار می‌گرفتند و با زندانیان سیاسی بدرفتاری شد و همه مردم از دیدن ویدئوی کشته شدن زنی جوان در خیابان وحشت‌زده شدند.

رئیس جمهوری آمریکا در باره تعهد دولتش به مردم ایران، حتی در زمانی که با نظام جمهوری اسلامی اختلاف دارد گفت که فرصت‌های بیشتری برای جوانان ایرانی برای بهره‌گیری از کالج‌ها و دانشگاه‌های آمریکایی فراهم خواهد کرد. اوباما همچنین گفت که دولتش تلاش می‌کند مردم ایران به فن‌آوری‌ها و نرم‌افزارهای لازم برای گذر از سانسور اینترنت دسترسی داشته باشند.

 


 


بچه ها عیدتون مبارک....

 

رفقا چند ساعتی بیشتر تا سال تحویل نمونده خواهش میکنم بلند شید بدون شما سال تحویل امسال رنگ و رویی نداره توهم داره سفره هفت سین میچینه امسال سفره هفت سین ما یکم متفاوت شده یه جورایی شده مثه هفت خان رستم سین اول با سبز بودن شروع شد وقتی هیچ کدوم همدیگه نمیشناختیم با هم قرار گزاشتیم سبز بشیم و سبز بمونیم به هر قیمتی..سین دوم با سکوت شروع شد یادش به خیر انگار همین دیروز بود بازم بدون اینکه همدیگه رو بشناسیم میلیونی اومدیم تو خیابونا تا یادشون بدیم که سکوت بزرگ ترینِ فریادهاست.سین بعدی سرودی بود که بر لبهایمان زمزمه شد یادش به خیر همه با هم میخواندیم خس خاشاک تویی دشمن این خاک تویی...سین چهارم با یک آشنایی شروع شد اما چه قدر دیر.. آشنایی با سهراب واینجا بود که با سین بعدی اشنا شدم سین پنچم ستم بود ستم در حق مادر های عزادار ستمکاران خودکامه ای که افتادند به جان مادران عزادار و چه زیبا بود چهره های این مادران ستم دیده و چه زشت بودند آن ستمکاران لعنتی و سین ششم را مادر ندا آورد مادر جان وقتی شنیدم که در جواب آن ستمکاران که خواستند خون ندا را معامله کنی و جایش به دخترت نام شهید بدهند گقتی:خون بچه من رنگین تر از خون دیگر بچه ها نبوده ...و اینجا بود که سین ششم را سر سفره ما آوردی آری سخاوت!دوست دارم روزی دستت را ببوسم و بپرسم این همه سخاوت را از کجا اوردی؟حتماٌ دوست داری سین هفتم را بدانی چیست اما سین هفتم ما در راه است و چیزی نمانده تا این هفت سین را تکمیل کنیم سین آخر سقوط است سقوط سقوط و سقوط از قدرت و جاه طلبی و ....

 


بیایید امسال جای دسته گل عکس های این گلهای پر پر شده را سر سفره بزاریم بیاید جای خواندن دعاهای عربی سرود ای ایران را بخوانیم بیایید امسال به احترام رفقایی که در حبس هستند دیگر هیچ ماهی را در تُنگ های کوچکمان زندانی نکنیم 
یکی از دوستان به من پیغام داد و گفت طبق عادت انتظار دارم باحال ترین و خنده دار ترین تبریک سال نو بگی ولی در جواب دوست قدیمی میگم که:رفیق شرمنده ولی رو ما فاز گاو گرفتیا !داستان ما شده داستان اون ماهی قرمز که داره از غم تنهایی و اسارت اشک میریزه اما هیچ کسی اشک این ماهی قرمز رو  تو آب نمیبینه و فقط جنب و جوش این ماهی بیچاره میبینه!
خوب دیگه امسال هم گذشت ...خوب به همه اهالی کره زمین و مریخ و زهل و خورشید و شاسپندوس و ...سال جدید را تبریک میگوییم و در آخر دعایی را برای خدا مینویسیم :
خدایا لطفی کن در سال جدید بی خیال خدایی کردن شو و بیا پایین ببین چه خبره و چه جوری به اسمت دارن دهن ما رو سرویس میکنند!
خدایا یه لطفی کن یه خدایی کن در حق من و این سوال که اول دنیا چی بوده را از ذهن من یکی پاک کن که نموور نموور داریم خُل میشویم انقدر فکر کردیم!
خدایا لطفی کن در سال جدید هر کسی تا خواست عاشق ما بشود در نُطفه صدایش را قطع کن که سال بعدی را بدون اعصاب خوردی جشن بگیریم!
خدایا به لطفی کن اگر لطف بالایی را به ما نمیکنی حداقل قدرت خیانت کردن را به ما عطا بفرما که پس فردا اونجایمان نسوووزد!آخر چند سالی هست هی شب عیدی ما را میپیچانند!عید ها خودمان برای خودمان لاو میترکانیم!
خدایا خیلی حرفهای دیگر داشتم اما این خواننده های ما از چند خط بیشتر را نمیخوانند پس در آخر سال نو شما و جبرئیل و اسرافیل و مخصوصاً ازرائیل جان که بدجوری چشم به راهش هستم مبارکا باشد!


آهای برادر لباس قشنگ که این مدت دهن من و همرزم های من رو سرویس کردی و همش با اون چوبت دنبال ما کردی و خیلی دوست داری اون چوبت را در ...ما فرو کنی!آهای لعنتی که زدی کلی از رفیقام رو کشتی آهای نامرد سگ خوووورد عید تو هم مبارک!به امید اینکه تو هم آدم شی جای چوب دست گرفتن... دستاتو  V کنی...


 


پیام بی‌سابقه نوروزی مهدی کروبی

 به گزارش سحام نیوز در بخشی از این پیام آمده است: “اگر شما نظام رو سلیقه می‌گید، نظام رو فرد می‌گید، نظام یه دسته خاصی رو می‌گید که یه جمع کوچکی را در درون خودش جا بده؛ مثلا روحانیونش آقای جنتی باشه، آقای یزدی باشه، آقای مصباح باشه، آقای شجونی باشه، آقای طائب باشه… یا نفراتش قاضی مرتضوی باشه، محمود احمدی نژاد باشه، الهام باشه، نقدی باشه و از این قبیل افراد؛ اگه نظام این رو بگید، بله! ما مخالف این جور نظامی هستیم!”


مهدی کروبی در این پیام از آیت الله خامنه‌ای انتقاد کرده که پیش تر گفته بود همه باید در کشتی نجات نظام باشند. مهدی کروبی گفته وقتی روحانی و شخصیت های نظام به جنتی، احمد خاتمی و محمود احمدی نژاد منحصر شود دیگر نمی‌توان شعار داد کشتی نظام. باید گفت ، قایق نظام !

 

 

 


 


آخرين راه براي هدفمند كردن يارانه ها


همان گونه كه نتيجه انتخابات رياست جمهوري در ديدار رهبري با اعضاي كابينه در هفته دولت سال ۱۳۸۷ مشخص شد، نتيجه اين همه‌پرسي نيز مي‌توان از پيش مشخص است. در آن ديدار آيت الله خامنه‌اي خطاب به احمدي‌ نژاد و هيات همراهش گفت: «مثل كسى كه پنج سال ديگر بناست كار بكند، كار بكنيد؛ يعنى تصور كنيد كه اين يك سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. » همان زمان بسياري از تحليلگران اعلام كردند كه احمدي نژاد براي چهار سال دوم نيز منصوب شد. بدين ترتيب نتيجه همه‌پرسي طرح هدفمند كردن يارانه ها با توجه به نظر مثبت رهبري از اكنون قابل پيش بيني است.


رييس قوه مجريه در مصاحبه تلويزيوني خود به دست هاي پنهاني اشاره كرده است كه نمي گذارد طرح علمي و عملي او اجرايي شود طرحي كه به نفع مردم است و اجرايي نشدن آن را خيانت در حق آن ملت دانست. او نمايندگان مجلس را در عدم اجرايي شدن طرحش مقصر دانست و گفت: پيشنهاد ما اختصاص ‌٤٠ هزار ميليارد تومان براي هدفمند سازي يارانه‌ها بود، اما نمايندگان مجلس با ‌٢٠ هزار ميليارد تومان آن موافقت کردند و اصرار دارند آن را اجرا کنيم.


وي گفت: ما اجراي هدفمند سازي يارانه‌ها را به آنها واگذار مي‌کنيم و اختيار تام به آنها مي‌دهيم و اگر مي‌توانند اجرا کنند.


اصرار احمدي نژاد بر اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها در حالي صورت مي گيرد كه او هيچ گاه از نحوه هزينه كردن درآمدهاي دولت و به ويژه ۳۳۰ ميليارد دلار طي برنامه چهارم توسعه سخني به ميان نمي آورد. در اين بين حتي نمايندگان مجلس نيز از او به طور جدي درباره هزينه كرد سرمايه‌هاي ملي سوالي نمي كنند. در حالي كه حتي دولت‌ها در رژيم گذشته بيلان هزينه ها را پايان هر سال در روزنامه هاي كثيرالانتشار منتشر مي‌كردند، رييس دولت دهم جمهوري اسلامي نسبت به پاسخگويي به مردم بي اعتناست؛ مردمي كه به گفته آيت‌الله خميني ولي نعمت‌تان حكومت اسلامي هستند.






 


 


ادب وبی‌ادبی در جنبش‌های ایرانی

دوستی اشاره کرد که در انقلاب ۵۷ شعار ها عمدتا مودبانه بود . او کاملا درست گفت. راست است شعار های ۵۷ بسیار مودبانه بود ولی شعار های این روزها مودبانه نیست . 


اما چرا و دلیل این شعارها چیست؟ ایا طبقه متوسط طبقه بی‌ادبی است، ایا از روی عصبانیت، این شعار ها داده می‌شود؟ 


چرا در انقلاب ۵۷ که عمدتا انقلاب طبقات محروم‌تر جامعه بود و شرکت طبقه متوسط در ان جنبه حمایتی داشت و به گفته مرحوم بازرگان، آنها باران می‌خواستند و نه انقلاب، ولی اقشار محروم‌تر جامعه که شنوندگان اصلی سخنان روحانیون بودند وانتظار پرخاش‌گری در انها بسیار بیشتر از هر طبقه دیگری، آنچنان مودبانه ،شعار می‌دادند . 


شاید دلیلش این است که مخاطب شعار ها طبقه متوسط بود وبرای جذب این طبقه ،شعار های مودبانه تر وکمتر پرخاش جویانه داده میشد . همین شعار ها بودکه میگفت کمونیست ها هم ازادند ،همان شعار ها بود که در ولقع تماما بعد از رسیدن به قدرت ،جای خود را به شعار های قتلو و بکش در راه اسلام داد ،همان شعار ها بود که به سرکوب تمام اندیشه های غیر خودی پرداخت ،انهم با شیوه ای که کمتر کسی تصور میکرد . نوجوانان نا بالغ را که به چند سال زندان محکوم شده بودند ،ناگهان در یک شب ،به صف کرده واعدام کردند . ان شعارها هرگز در ایران جمهوری اسلامی اجرا نشد. 


این شعارها برای جذب همان اقشاری است که ،بعد از انقلاب هر روز بیشتر به محرومیت کشیده شدند و با اقتصاد صدقه ای زندگی می‌کنند . این شعار ها برای کسانی است که با حمایت بی‌دریغشان از جمهوری اسلامی ،سی سال فقر بیشتر را تجربه کردند وهمچنان چشم امید به آن دارند. 


شاید بی‌ادبانه است ولی صادقانه است. این طبقه هرچه را که می‌گوید عمل خواهد کرد، این طبقه تولید کننده است، پس خواهان دانش وتکنولوژی وپیشرفت، این طبقه راه زندگی مدرن را در پیش گرفته وراه صداقت و شرافت. این طبقه از حاصل مبارزات دیگران سوء استفاده نمی‌کند و همه را به نام خود جا نمی‌زند. 


اگر شعارها کمی بی‌ادبانه است، ولی آن که مخاطب این شعارهاست، آنرا درک می‌کند. شاید برای اقشار محروم، این زبانی است که می‌توانند با ان ارتباط برقرار کنند؛ همان ط.ور که طبقه متوسط در ۵۷ با ان شعارها ارتباط بر قرار کرد .


دوست خارج نشین و داخل‌نشین هم مربوط به دورانی است که دیگر سپری شده. هرچند در داخل مشکلات زیادی وجود دارد. شاید ترس هم هست و نزدیک هم هست و همین ترس نزدیک شاید گاهی باعث می‌شود که چیزی نوشته شود که شدت خطر را کم کند؛ ولی بهر حال در داخل وخارج ،همه در پی دمکراسی هستند. اگر اشتباه می‌کنند، هردو اشتباه می‌کنند .واگر درست است هردو درست انجام می‌دهند. خارج همانی است که دیروز اینجا داشت مبارزه می‌کرد


همه دارند هرچه از دست‌شان بر می‌آید انجام می‌دهند تا مردمسالاری محقق شود. 


 


خودانتقادی خودنویسی

ساز و کار خودنویس بر اساس قرارگیری سردبیر در موقعیت ولایت فقیهی نیست، بلکه برپایه نقد مخاطبان و عقل عمومی شبکه است.

در طول یک هفته اخیر، نقدهای متفاوتی در باره سلسله مطالب خانم رضایی مجد به دستمان رسیده است.

مهم‌ترین انتقاد بابت انتشار مطالبی بوده که از آنها تخریب آقای مهاجرانی برداشت شده است. این انتقادها برای من و دیگر دست‌اندرکاران خودنویس اهمیت زیادی داشته است، از این منظر که گروهی نگران این مساله بوده‌اند که نکند انتقادهای رسیده به خودونیس در باره گروهی که آقای مهاجرانی و آقای کدیور نمایندگانش هستند، فضا را قطبی‌تر کند و به‌سان یک «بزن-بزن» میان نیروهای جنبش دیده شود.

اما به نظرم بخشی از این انتقاد متوجه خود من بوده است که به عنوان یک شهورند روزنامه‌نگار در این سایت، نقدهایی را نسبت به روش‌های این گروه نوشته یا کشیده‌ام. وقتی یکی از همراهان خودنویس از لندن خبری را می‌فرستد در باره «اتاق فکر لندن» و بعد خانم فرشته رضایی مجد مطلبی را در نقد آقای کدیور به خاطر زیر سوال نبردن اقای مهاجرانی در ماجراهای مختلف می‌گذارد، خب طبیعتا همکاران و همراهان سایت جرس در آلمان و ایتالیا و در نقاط دیگر، یا در سایت‌های‌شان یا در «فیس‌بوک» واکنش‌هایی نشان می‌دهند و مساله را شخصی جلوه می‌دهند. از این منظر، من به حتم در ایجاد چنین شبهه‌های بی خطا نبوده‌ام.

اما نکته دیگر؛ خانم رضایی برای اثبات دوگانگی استانداردهای آقای کدیور به ماجرای کش‌دار و طولانی «مهاجرانی-یوسفی دلدار» و مواردی از این دست اشاره می‌کند. من بخش‌هایی از نوشته‌های خانم رضایی را حذف کردم، اما همانی هم که باقی ماند سو تفاهم به بار آورد. به نظرم خانم رضایی برای آغاز گفتگویی منطقی با آقای کدیور می‌توانست با ذکر ماجرا به طور سربسته‌تری، هم راه تبادل نظر و حرف را نبندد، و هم پیش از بررسی علل سکوت اقای کدیور حکم صادر نکند.

اما پیش از انتشار، مجبور بوده‌ام بررسی‌هایی حداقلی انجام بدهم.

من در گفتگو با دو نفر از همکاران روزنامه شرق و یک آگاه رسانه‌ای، ماجرای عدم انتشار عکس‌هایی که خانم یوسفی دلدار به روزنامه مذکور برای اثبات حقانیتش داده بود را بررسی کردم. پاسخ مشترک، مقاومت ابتدایی و خواهش و تمنای نهایی از سوی «عطریان‌فر» بوده است که از مرتضوی خواسته بی‌خیال چاپ عکس‌های سفره عقد شود


 در باره ادعای دیگر، مجبور شدم با دو نفر مختلف مرتبط با کنفرانس سالانه واشینگتن اینستیتوت گفتگوهایی جداگانه کنم. با وجود آنکه فیلم‌ها را دیده بودم. نتیجه ‌گیری من با نتیجه‌ای که خانم رضایی گرفته البته فرق می‌کند. من اتفاقا فکر می‌کنم باز کردن باب گفتگو از سوی آقای مهاجرانی کار خوبی بوده است.

...

گمان کنم اگر باز هم چنین مطلبی به دست‌مان برسد، برای بازبینی به نویسنده‌اش بازگردانم. به امید اینکه برای اثبات حقانیت، دست به دامان روش‌هایی نشویم که باب گفتگو را می‌بندد.

تلاش من این بود که میان خانم رضایی و آقایان مهاجرانی و کدیور دیالوگی برقرار شود، اما ظاهرا «خود غلط بود آنچه می‌پنداشتم»

از دوستان مختلفی که بابت عدم سخت‌گیری از ما انتقاد کردند متشکرم، و برای آقای مهاجرانی آرزوی آرامش دارم. و امیدوارم این تساهل ما را به دل نگیرند. کسی که به هر دلیلی از مملکتش دور بماند، عملا زندانی است، و همه ما زندانیان این بند بزرگیم، هر یک در سلول‌هایی که گویی جزیره تنهایی ماست. لا اقل زندانیان باید بتوانند همدیگر را یار باشند، نه خار در چشم...


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته