محمد جواد مظفر برای گذراندن دوران یک سال محکومیت به زندان اوین بازگشت.
به گزارش جرس، صبح شنبه بیست فروردین محمدجواد مظفّر نایب رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات برای گذراندن دوران یکساله محکومیت خود به زندان اوین بازگشت.
وی دو روز پس از عاشورای 1388 درروز هشتم دیماه دستگیر و شصت و دو روز در سلول انفرادی بند 240 اوین زندانی بود.
مظفر همچنین روز هشتم اسفندماه 89 هنگام سفر به کربلا، گذرنامه اش ضبط و ممنوع الخروج گردید.
محمدجواد مظفّر از مبارزان قبل از انقلاب، نویسنده و پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی و بنیان گذار انتشارات کویر است. در فهرست منتشر شده از سوی یکی از پژوهشکده های وزارت اطلاعات در زمستان گذشته انتشارات کویر در زمره هفت انتشارات اصلی اندیشه ساز کشور رده بندی شده بود.
در اعتراض به عدم اجرای مصوبه دولت مبنی بر انعقاد قرارداد مستقیم با کارگران، حدود ۱۵۰۰ نفر از شاغلین بخش های مختلف مجتمع پتروشیمی بندر امام، در مقابل ساختمان مرکزی این مجتمع تجمع کردند.
به گزارش ایلنا، این تجمع که در ادامه ی تجمع اعتراضی روز ۲۸ اسفند سال گذشته بود، با حضور ظریف کار مدیر عامل پتروشیمی بندر امام و ارائه ی صحبت های طرفین ادامه یافت.
ظریف کار علت عدم اجرای مصوبه ی دولت را ، عدم ابلاغ دستور العمل این مصوبه از سوی وزارت نفت عنوان کرد.
هیکل پور رییس اداره کار منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی خطاب به تجمع کنندگان گفت: قرار بود امروز جلسه ای در این خصوص با مدیرعامل داشته باشیم که تجمع شما مانع برگزاری این جلسه شد!
بر اساس گزارشهای رسیده، در برخی از شرکت های موجود در منطقه ی ویژه اقتصادی پتروشیمی ، اعتراضات مشابه ای به وقوع پیوسته است.
ندای سبز آزادی - آیتالله امجد ضمن اظهار همدردی با میرحسین موسوی و خانواده وی، از برخوردهای صورت گرفته با تشییع جنازهی مرحوم میر اسماعیل موسوی به شدت انتقاد کرد و اینگونه رفتارها را سخیف، دور از منطق و خرد و مغایر با موازین اسلامی و اخلاقی دانست.
به گزارش ندای سبز آزادی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی استاد محمود امجد، این استاد سرشناس اخلاق و عرفان، پس از لغو مجلس ترحیم میر اسماعیل موسوی پدر مهندس میرحسین موسوی، از برخوردهایی که در تشییع جنازه شد، به شدت ابراز ناراحتی کرده و با میرحسین موسوی و خانواده آن مرحوم ابراز همدردی کرده است.
در خبری که در وبسایت منعکسکنندهی آثار و مواضع آیتالله امجد منتشر شده، تاکید شده که استاد چنین برخوردهایی را مغایر با موازین اسلامی و اخلاقی میداند و اینگونه رفتارهای سخیف و دور از منطق وخرد را محکوم میکند.
ندای سبز آزادی: بالاخره با 9 ماه تأخیر نرخ بیکاری از منبعی غیر از مرکز آمار ایران اعلام شد.
یکی از اعضای شورای عالی اشتغال که نامی از او برده نشده است در گفتو گو با خبر آنلاین اعلام کرد: طبق صحبتهایی که با مسئولان مرکز آمار کشور داشتهایم، نرخ بیکاری در پایان فصل زمستان 11 درصد اعلام شده است. این فرد در مورد میانگین نرخ بیکاری سال 89 اظهار بیاطلاعی میکند و میگوید با توجه به اینکه نرخهای بیکاری دو فصل تابستان و پاییز سال 89 اعلام نشده بود، بنابراین امکان برآورد نرخ بیکاری سال 89 از طریق محاسبه میانگین نرخ بیکاری چهار فصل سال گذشته امکان پذیر نیست.
پس از 270 روز تعلل و فرار از اعلام رسمی میزان بیکاری، یکی از اعضای شورای اشتغال به نقل از مرکز آمار نرخ بیکاری در کشور در زمستان گذشته را 11 درصد اعلام کرده است.
آخرین بار که نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار اعلام شد این میزان 6/14 درصد اعلام شد و پس از آن دولت، وزیر کار و مرکز آمار در سکوتی عجیب فرو رفتند و حاضر به اعلام نرخ بیکاری در 9 ماه بعدی نبودند. هنوز هم مقامات مرکز آمار سیاست سکوت را در مورد نرخ بیکاری اتخاذ کرده اند و از سوی وزارت کار نیز تاکنون مسئولی نرخ بیکاری دقیق کشور را اعلام نکرده است. البته وزیر کار و امور اجتماعی پیش از این، نرخ بیکاری را در حد همان 10 درصدی دانسته بود که از سوی احمدینژاد هم به آن اشاره شده بود.
اما این آمار که به تازگی منتشر شده است جای تأمل بسیار دارد. چون برای نخستینبار در طول سالهای گذشته نرخ بیکاری در فصل زمستان نسبت به بهار کاهش داشته است. نگاهی به این اعداد و ارقام نشان میدهد که در زمستان 89 میزان بیکاری 6/3 درصد کمتر شده است و این گاف بزرگیست که نشان از تلاش دولت کودتا برای محقق نشان دادن وعدههایش در مورد رفع مشکل بیکاری کشور تا پایان دوره چهار ساله خود دارد. چرا که به طور طبیعی و عادی همیشه میزان کار در بهار و تابستان نسبت به فصلهای دیگر بیشتر است. نگاهی به آمار بیکاری در فصلهای مختلف سالهای گذشته این موضوع را بهتر روشن میکند:
در سال 88 در حالی که نرخ بیکاری فصل بهار 2/11 درصد اعلام شده بود، نرخ بیکاری در فصل زمستان این سال به 9/11 درصد افزایش یافته بود.
در سال 87 نیز نرخ بیکاری 6/9 درصدی فصل بهار در فصل پایانی این سال به 5/12 درصد رسیده بود.
این روند در سال های 86 و 85 نیز به ترتیب این گونه بود که نرخ بیکاری 5/10 درصدی فصل بهار سال 86 در فصل زمستان این سال به 9/11 درصد و نرخ بیکاری 11 درصدی بهار سال 85 در فصل زمستان این سال به 1/12 درصد افزایش یافته بود.
در اولین سال فعالیت دولت نهم یعنی سال 84 نیز نرخ بیکاری فصل زمستان در حالی 1/12 درصد اعلام شده بود که این نرخ در فصل بهار این سال 9/11 درصد محاسبه شده بود.
جالب اینجاست که وقتی برای آخرین بار در بهار گذشته مرکز آمار نرخ بیکاری کشور را اعلام کرد این میزان با 3.4 درصد رشد نسبت به بهار سال 88 به 14.6 درصد رسیده بود. البته این نرخ نسبت به میانگین نرخ بیکاری سال 88 که حدود 11.9 درصد بود، حدود 2.7 درصد رشد داشت. و از آن مهمتر اینکه این تنها نرخ رسمی بود که مرکز آمار ایران برای بیکاری اعلام کرد و پس از آن هیچ نرخ رسمی دیگری اعلام نشد. حتی در اواسط پاییز سال 89 زمانی که از شیخالاسلامی وزیرکار و عادل آذر رئیس مرکز آمار ایران در مورد اعلام نرخ بیکاری تابستان پرسیده شد این دو در اظهاراتی جداگانه اعلام کردند که نرخ بیکاری کشور آماده است و تنها آمار مربوط به دو استان باقی مانده است که میتوان پس از دریافت و تحلیل، نرخ بیکاری را اعلام کرد. اما این دریافت و تحلیل بیش از شش ماه طول کشید و هیچ وقت نرخ بیکاری 9 ماه از سال 89 بهطور رسمی اعلام نشد.
از سویی احمدینژاد در آبان ماه گذشته از طرح جامع دولت برای رفع مشکل بیکاری تا پایان دوره فعالیت خود خبر داد و اکنون با ارقامی باورنکردنی از کاهش میزان بیکاری در زمستان سال 89 نسبت به بهار آن سال خبر میدهد. شاید دولت احمدینژاد توضیحی برای این داشته باشد که چطور با چه مقدار ایجاد اشتغال نرخ 14.6 درصدی بیکاری بهار تا زمستان تبدیل به 11 درصد شده است و با چه روندی در طول یکسال قرار است بیش از 2.5 میلیون شغل ایجاد شود؟ در حالی که هنوز نمیدانیم نرخ واقعی بیکاری چقدر است اما به نظر میرسد دولت کودتا بیش از برنامه مدون برای رفع مشکل بیکاری به دستکاری در آمار تمایل دارد.
ندای سبز آزادی: احمدینژاد اعلام کرد:" كاهش سود بانكي در دستورالعمل بانك مركزي قرار گرفته است."
پیشتر محمود بهمنی، رئیس بانک مرکزی وعده داده بود تا پس از اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها و مشاهده تاثیرات قیمتی آن درباره نرخ سود بانکی تصمیمگیری شود. وی گفته بود در صورتی که تاثیر قیمتی را مشاهده کردیم به طور قطع سود بانک ها بالا میرود و در غیر این صورت سود بانکی کاهش مییابد.
قبل از آن نیز بسیاری منابع خبری از کاهش بیشترنرخ سود بانکی در سال 90 و از تلاش بانکها برای تحقق این امر خبر داده بودند اما به اعتقاد صاحبنظران اقتصادی چنانچه تصميمات بسته پولی منجر به كاهش سود سپردههای بانكی شود، نه تنها فعاليت بازار رسمی پول می تواند با اختلال مواجه شود، بلكه پيامدهای آن می تواند ساير بازارها را نيز تحتتاثير قرار دهند.
حتی روزنامههای موافق و مخالف دولت از احتمال بیشتر شدن بیانضباطی مالی در سال 90 خبرداده و در اینباره نوشتند که ريشه اساسی بسياری از چالشهای اقتصادی كشورهمین بی انضباطی مالی، كسری بودجه و عدم توازن ميان سياستهای مالی و پولی است.
واقعیت ایناست که كاهش نرخ سود بانكي در شرايط تورمي، همه چيز را به نفع تسهيلات گيرندگان تمام ميكند و آنهايي كه پول خود را در بانكها سپردهگذاري ميكنند صاحب سودي ناچيز شده كه هر روزه از ارزش اصل پول آنها كاسته ميشود.
در اين شرايط نظام بانكي دچار بيثباتي اقتصادي خواهد شد، چرا كه تقاضا براي گرفتن تسهيلات از عرضه پول توسط سپردهگذاران پيشي ميگيرد. اين در حالي است كه نرخ سود بانكي چند سال گذشته بر اساس برنامهاي از پيش تعيين شده توسط شوراي پول و اعتبار كاهش يافت و بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه اين نرخ بايد تا پايان سال 88 تك رقمي شود، اما همان طور كه اشاره شد بانكها در جذب منابع و اعطاي تسهيلات با مشكل مواجه ميشوند.
از سویی گروههای بسیاری از این وضع آسیب خواهند دید که یکی از شاخصترین آنها، اجارهنشینها هستند. در حالی که دولت با تهیه بسته سیاستی بازار اجاره بها به دنبال آن است که در سال جاری بر بازار اجاره کنترل داشته باشد، اما همزمان با اعلام جزئیات سیاستهای مالی و پولی سال 90 که به موجب آن نرخ سود سپردهگذاری یک ساله بانکی از 14درصد به 5/12درصد کاهش ميیابد، کارشناسان مسکن نسبت به کاهش قدرت سیاستگذاری دولت بر بازار اجاره هشداردادند. به اینصورت که با كاهش نرخ سود بانكي براي سپردههاي يكساله و 5 ساله، علاوه بر اينكه امكان كنترل بازار اجاره مسكن براي دولت سختتر ميشود، انگيزه اجارهدادن خانه به صورت رهن نيز در بين مالكان كمرنگ خواهد شد.
نرخ جديد سود سپردهگذاري يكساله بانكها به مراتب كمتر از نرخ سود ماهانه اجاره مسكن است به اين معني كه مالكان آپارتمانهاي اجارهاي چنانچه ملك را به صورت رهن به مستاجر واگذار كنند با نرخ سود بانكي حاصل از سپردهگذاري مبلغ رهن در بانك، ميتوانند 5/12 درصد سود كنند، اما چنانچه اقدام به دريافت كامل مبلغ اجاره بصورت ماهانه كنند، 36 درصد سود سالانه دريافت خواهند كرد. اين تفاوت چشمگير بين سود بانكي و سود اجاره ماهانه، باعث ميشود در سال 90 نيز همچون سال گذشته، توان اجارهنشيني كاهش پيدا كند. در حال حاضر اغلب اجارهنشينها به دليل سطح پايين دستمزدها، پرداخت رهن را ترجيح ميدهند.
معمولا مستاجران با پرداخت ودیعه مسکن به موجران، به نوعی از بار سنگین پرداخت اجاره ماهانه خود ميکاهند؛ این درحالی است که با کاهش نرخ سود بانکی انگیزه موجران برای دریافت مبلغ ودیعه کاهش پیدا ميکند که این امر باعث افزایش نرخ اجاره بها ميشود. وی اظهار كرد: اصولا کاهش نرخ سود بانکی به هیچ وجه به نفع بازار اجاره نیست و با این شرایط کاهش نرخ سود بانکی از سوی بانک مرکزی درهالهای از ابهام است.
به گفته کارشناسان اگر قرارباشد مشکل مسکن در وجوه مختلف شامل بازار اجاره و قیمت ریشهکن شود لازم است که بین عرضه و تقاضای مسکن یک تعادل ایجاد شود در غیراین صورت کوچکترین مسالهای ميتواند این بازار را تحتالشعاع قرار دهد اما به نظر میرسد با این وضع اجارهنشینها که قدرت خرید خانه ندارند حتی دیگر اجاره کردن خانه هم برایشان رویا شود و این بر نارضایتیها خواهد افزود.
دولت کودتا به جای حل مشکل تورم و مسکن و با وجود شعار و وعده رفع مساله مسکن در دو سال آینده، با برنامهریزیهای غیر کارشناسی خود به بیخانمان شدن ایرانیان به ویژه پیتخت نشینها دامن میزند.
ندای سبز آزادی: هنرمندان، در روزهای اخیر اعتراضاتی را علیه وضعیت موجود در مدیریت تئاتر ایران بیان کردهاند. چیستا یثربی و علی رفیعی، از جمله این هنرمندان هستند که به شدت نگران و حتا عصبانی هستند.
در روزهای پایانی سال گذشته نیز، قطبالدین صادقی و محمد یعقوبی نیز انتقاداتی را درباره وضعیت اجرای تئاتر اظهار کرده بودند و دورنمای این رشته هنری را در ایران بسیار مبهم و نامطمئن توصیف کرده بودند.
این موضوع که وضعیت تئاتریها در ایران همواره با پیچیدگیها و سختیهای خاص خود همراه بوده، موضوعی تازه نیست، اما در دولت محمود احمدینژاد فشارها بر این گروه از هنرمندان بیش از گذشته شده است.
چیستا یثربی: هنزمندان تئاتر بلاتکلیف هستد
چیستا یثربی از وضعیت مبهم این هنر اظهار تاسف کرده و گفته که هنرمندان تئاتر بلاتکلیف هستند.
این نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا با انتقاد از تاخیر در معرفی رئیس جدید تئاتر شهر و ادامه بلاتکلیفی هنرمندان تئاتر گفته است: «سیاست یک بام و دو هوا درباره تئاتر همه ما را عصبی کرده است.»
وی در ادامه به نامشخص بودن زمان اجرای یکی از نمایشهایش به نام «اتاق تاریک» اشاره کرده و اظهار داشته است: «چرا ما باید در بلاتکلیفی به سر ببریم؟ سه تن از بازیگران من قرارداد کار در تلویزیون دارند. تعداد دیگری هم سفر خارج از کشور دارند و اکنون در بلاتکلیفی مطلق به سر میبریم.»
یثربی افزوده که «من و دستیارم خسته و دلشکسته شدهایم، چرا که هر روز باید پاسخگوی دیگر اعضای گروه باشیم که درباره اجرای عمومی نمایش از ما میپرسند و ما هیچ پاسخی نداریم که به آنها بدهیم.»
علی رفیعی: میخواهم تئاتر روی صحنه ببرم اما به در بسته میخورم
همچنین علی رفیعی به تازگی در گفتوگو با روزنامه شرق انتقاداتی را به مدیریت دولت در زمینه سینما و تئاتر وارد کرده است.
وی که به تازگی یک عمل جراحی را پشت سر گذاشته، گفته است: «به لحاظ فراهم کردن شرایط ساخت و تولید، مشکلات زیادی وجود دارد. مسئولانی که بودجههای فرهنگی دستشان است باید اولویتهایی قائل شوند. من میخواهم فیلم بسازم و تئاتر روی صحنه ببرم و در این زمینه آمادگی مطلق دارم ولی به در بسته میخورم.»
این کارگردان تئاتر و سینما در ادامه درباره اینکه چرا کمتر در سینما حضور دارد، گفته است: «مهمترین دلیلش امکانات مالی است و عدم توجه مسئولان سینمایی به کار کردن کسانی مثل من. نمیتوانم این علت را تفسیر کنم؛ وگرنه الان هفت فیلمنامه آماده دارم که میتوانم بسازمشان. در واقع از زمانی که «ماهیها...» را ساختم تا بعد که نوبت به «آقا یوسف» رسید هفت فیلمنامه نوشتم ولی امکانات برای ساخت فراهم نشد.»
تئاتر شهر، بدون مدیر
مجموعه تئاتر شهر پس از استعفای محمد حیدری با سرپرست اداره میشود و حدود یکسال است که مدیری برای این مجموعه انتخاب نشده است.
علیرغم اینکه مسافرآستانه، که در اواسط سال گذشته به جای حسین پارسایی بر صندلی مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد تکیه زده، معتقداست برنامههایش در درازمدت جواب میدهد و با اجرای آنها، سال 90، سال کم دغدغهتری برای هنرمندان تئاتر خواهد بود، اما این احتمال هم وجود دارد که به دلیل مشکلات مختلف تئاتر در ماههای گذشته و ناتوانی او در حل برخی از آنها، تئاتریها از او هم مثل دیگر مدیران تئاتر ناامید شوند.
مسافر آستانه در گفتوگو با خبرآنلاین در مورد وضعیت مجموعه تئاتر شهر و انتخاب مدیر برای این مجموعه گفته است: «در شرایط کنونی انتخاب یک فرد برای مدیریت تئاتر شهر با جمیع این اختیارات جای بحث دارد و من دارم با گزینههای زیادی در اینباره صحبت میکنم اما هنوز به نتیجه نرسیدهایم. معتقدم فعلا با تعاملی که با مدیر اجرایی مجموعه داریم کارها پیش میرود.»
اما به نظر میرسد اداره کل هنرهای نمایشی خود علاقه دارد که کارها را در مجموعه تئاتر شهر به پیش ببرد.
شورای نظارت بر تئاتر؛ موضوع مناقشه میان هنرمندان و دولت
مدتهاست که درباره تئاتر، مطابق ضابطهها عمل نمیشود؛ به عنوان نمونه شورای نظارت بر تئاتر سالهاست قوانین مشخصی دارد، اما در چند ماه اخیر در این بخش به ضوابط و قوانین شواری انقلاب فرهنگی توجه نمیشود و خیلی سلیقهای آثار ارزیابی میشوند.
پس از جنجال رسانههای حکومتی علیه نمایش «هدا گابلر» ناگهان این شورا تغییر کردند و شورایی منتخب از سوی معاونت هنری وزارت ارشاد در راس انتخاب آثار قرارگرفت و گفته شد که این تازه یکی از شورایهای نظارت بر آثار نمایشی است! حتا گفته شد که در جریان تغییر و تحول این شورای نظارت، مسوولان ارگانها و نهادهای دیگر مانند رئیس سازمان تبلیغات اسلامی دخالت داشتند و برخی از اعضای شورای نظارت را آنان به وزارت ارشاد تحمیل کردند.
تمام نگرانی اهل تئاتر این است که در آینده دوباره شاهد این نوع موضعگیریهای تند سیاسی و غرضورزانه درباره تئاتر باشند.
ناهماهنگی میان اداره کل هنرهای نمایشی و معاونت هنری ارشاد
همچنین به گفته خبرآنلاین، ناهماهنگیهایی میان اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد و معاونت هنری اسن وزارتخانه دیده میشود که باعث سردرگمی بیشتر هنرمندان تئاتر شده است. مثلا در مورد معوقهها، بدهیها و مشکلات مالی تئاتر از هنرمندان مختلف شنیده شده که میگفتند وقتی به اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد مراجعه میکنند، دستور پرداخت صادر میشود، اما از سوی معاونت هنری همکاری نمیشود.
تئاتر خصوصی در ایران یک شوخی است
در روزهای پایانی سال گذشته، خبر تعلیق نخستين جشنواره تئاتر تهران منتشر شد. گفته میشد این جشنواره نخستین جشنواره تئاتر خصوصی در ایران است.
اما هیچگاه مشخص نشد که دلیل این تعلیق چه بود. فقط نامهاي از سوي «ناصر يكه» رئيس ستاد جشنواره انتشار يافت که در آن نوشته شده بود: «نظر به استعفاي سيدجواد هاشمي از سمت دبيري نخستين جشنواره خصوصي تئاتر تهران كه با كمال تاسف پس از اعلام جداول و تداركات مربوط به مرحله بازبيني و شروع تمرين گروههاي شركت كننده به دبيرخانه ارسال شده است، ضمن پذيرش استعفاي دبير محترم جشنواره و قدرداني از زحمات بي دريغ ايشان، جشنواره تئاتر تهران تا اطلاع ثانوي به حالت تعليق در ميآيد.»
حالا یک ماه پس از انتشار این خبر، مسافر آستانه درباره تئاتر خصوصی خود اعتراف میکند: «تئاتر خصوصی از نظر من یک شوخی بیش نیست و من نمیفهمم بر اساس کدام شرایط، امکانات و معیاری، از این واژه استفاده میکنیم. مگر اینکه فکر کنیم در این جامعه زندگی نمیکنیم و با شرایط تئاتر ایران آشنا نیستیم و از رویا و ایدهآلهای خارج از واقعیت صحبت میکنیم . تئاتر باید از یک شرایط همگانی عبور کند تا به تئاتر خصوصی برسد. یعنی شما باید به تعدد حامی تئاتر در جامعه داشته باشید تا بتوانید این نوع تئاتر را احیا کنید. در حالی که ما هنوز از حمایت تک ساحتی در تئاتر کشورمان برخورداریم. حامی تئاتر ما دولت است و در تئاتر دولتی حرف از تئاتر خصوصی زدن تنها یک شوخی است، چون تئاتر امر تجاری نیست که یک نفر برود مغازهای باز کند و بتواند درآمد خود را از طریق تئاتر تأمین کند.»
با این حال بسیاری از هنرمندان نیز زیاد به کمک دولتی خوشبین نیستند و میگویند که اگر دولت کمکی بخواهد بکند در عوض از اهالی تئاتر انتظار حمایت سیاسی دارد.
ندای سبز آزادی - نماينده ولی فقيه و سرپرست حجاج ايرانی روز شنبه گفت: کنسولگری عربستان سعودی در مشهد از چند روز پيش از صدور ويزا برای عمره گزاران ايرانی خودداری می کند.
به گزارش ندای سبز آزادی، حجت الاسلام علی قاضی عسگر در اين ارتباط گفت که در صورت ادامه اين روند، ايران در اعزام زائر به عربستان سعودی تجديد نظر می کند.
مناسبات تهران و رياض در هفته های اخير به دليل مواضع افراطی رئیس دولت کودتا در قبال تحولات بحرين رو به سردی گذاشته است.
ارتش مصر، صبح روز شنبه، صدها تظاهرکننده در ميدان التحرير قاهره را با خشونت پراکنده کرد. به گفته يک مقام وزارت بهداری مصر، در اين درگيری ها يک نفر کشته شد.
به گزارش رادیو فردا، تظاهرکنندگان خواستار برکناری دولت موقت نظامی مصر و انتقال قدرت به مردم شده بودند.
به گزارش خبرگزاری ها، تظاهرکنندگان در مقابل تلاش سربازان برای متفرق کردن آنها مقاومت کردند.
شورای عالی نظامی مصر از روز ۱۱ فوريه که حسنی مبارک از رياست جمهوری مصر استعفا داد، قدرت را در اين کشور در دست گرفته است.
هرچند محمدرضا محمودی، معاون عمرانی استاندار تهران هرگونه افزایش نرخ کرایه تاکسی ها در سال جدید را غیر قانونی دانست اما مدیر عامل سازمان نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران از افزایش ۱۵ درصدی نرخ کرایه های تاکسی در سال جاری خبر داد و گفت: این افزایش در نرخ کرایه های تاکسی با توجه به افزایش نرخ تورم که هر ساله با آن رو به رو هستیم، ضرورت می یابد.
به گزارش کلمه، فضل الله اسلامی نرخ پیشنهادی سازمان تاکسیرانی را ۲۵ درصد اعلام کرد و افزود: در جلسات متعدد با معاونت حمل ونقل و ترافیک و کمیسیون های فرعی و اصلی شورای اسلامی شهر تهران نرخ پیشنهادی سازمان تاکسیرانی تعدیل و افزایش ۱۵ درصدی در نرخ کرایه های تاکسی تثبیت شد.
وی تاکید کرد: بنابراین کرایه تاکسی ها از اردیبهشت افزایش می یابد.
او گفت: افزایش نرخ کرایه های تاکسی با توجه به افزایش قیمت سوخت بعد از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها در تعدیل مصرف تاکسیرانان و نرخ های تعیین شده بسیار موثر است و سازمان تاکسیرانی در صدد جلب رضایت شهروندان و رانندگان تاکسی است و در راستای دستیابی به این مهم مکاتباتی را با شورای اسلامی شهر تهران و هیات دولت در خصوص کاهش قیمت سی ان جی برای تاکسیرانان صورت داده است.
مدیر عامل سازمان نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران گفت: با کاهش قیمت سی ان جی برای تاکسیرانان، افزایش نرخ کرایه های تاکسی را کمتر شاهد خواهیم بود.
در همین حال حمزه شکیب رئیس کمیسیون توسعه عمران شورای اسلامی شهر تهران اعلام کرد که اگر استانداری به هر دلیلی نمی خواهد کرایه ها افزایش یابد بهتر است که کمک کند، چون باید رشد هزینه ها به گونه ای تامین شود. اما محمودی معتقد است که دولت یک بار در سال گذشته به مترو اتوبوسرانی کمک کرده و هیچ کمکی به بهش خصوصی نمی کند از این رو تنها افزایش کرایه این دو بخش در فرمانداری پذیرفته می شود.
حکم محکومیت جواد وفایی بصیر، دبیر تشکیلات حزب جامعه مدنی، به وی ابلاغ شد.
به گزارش جرس، حکم محکومیت این فعال سیاسی به سه سال حبس و هفتاد و پنج ضربه شلاق، که در تاریخ هشت اسفند سال هشتاد و نه توسط قاضی قادری نسب رئیس شعبه دوم دادگاه انقلاب همدان تنظیم شده بود چهاردهم فروردین ماه سال جاری ابلاغ و تسلیم وی شد.
بر اساس این گزارش، حکم صادره بر اساس شکایت اداره اطلاعات همدان صادر شده و مواردی چون “اهانت به رهبری”، “اهانت به رئیس جمهور”،” دعوت از عناصر گروهک معاند جهت سخنرانی”، “تهیه و توزیع نشریه” و “نگهداری ماهواره” از جمله موارد اتهامی این فعال سیاسی است.
وفایی در پی بیانیه انتخاباتی سال ٨٨، به همراه سه تن از اعضای حزب جامعه مدنی محاکمه و به شش ماه حبس تعزیری و در دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعلیقی تا پنج سال، محکوم شده بود.
او در آستانه عاشورای سال هشتاد و نه نیز توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از یک هفته با سپردن وثیقه از زندان مرکزی همدان آزاد شد، اما در هفتم اسفند ماه بدون ابلاغ قبلی با تماس تلفنی به دادگاه فراخوانده شد و به اتهام توهین به مقامات و هواداری از نیروهای ملی مذهبی و فعالیت انتخاباتی در ستاد میرحسین موسوی محاکمه شد.
ندای سبز آزادی - سعید قاسمی یکی از فرماندهان مشهور سپاه پاسداران و از حامیان جدی احمدی نژاد با انتقاد از عملکرد دولت کودتادر دعوت از پادشاه اردن برای سفر به ایران گفت که «سوتیهای» تیم احمدینژاد در داخل و خارج قابل دفاع نیست.
به گزارش ندای سبز آزادی به نقل از وب سایت دیگربان، وبسایت ۵۹۸ در این باره نوشته این فرمانده سپاه در جمع گروهی از دانشجویان گفته که «سوتیهای» تیم احمدینژاد در شرایطی ادامه دارد که «همه گیر دادن به دولت و ما در حال دفاع از آن هستیم.»
وی از مقامهای دولت احمدینژاد خواسته درباره علت دعوت از ملک عبدالله پادشاه اردن به ایران توضیح دهند.
ملک عبدالله قرار بود نوروز امسال به دعوت احمدینژاد به ایران سفر کند که این سفر با مخالفت علی خامنهای لغو شد.
احمدینژاد هفته گذشته اعلام کرد این سفر لغو نشده و در آینده انجام خواهد شد.
قاسمی در ادامه سخنان خود با انتقاد از دیدار سالهای گذشته غلامعلی حداد عادل و علی لاریجانی با عنوان رئیس مجلس با حسنی مبارک٬ از آنها نیز خواسته که درباره علت این دیدارها توضیح دهند.
وی در عین حال افزوده که برخی معتقدند تلاش دولت احمدینژاد برای نزدیک شدن به کشورهای عربی طرحی آمریکایی است.
سال گذشته نیز سعید قاسمی در گفتگو با سایت رجانیوز گفته بود پنهانکاریهای دولت احمدینژاد منجر به ریزش در جبهه اصولگرایان شده است.
وی در آن زمان نیز از دولت احمدینژاد خواسته بود درباره برخی سیاستهای دولتش که با انتقاد محافظهکاران مواجه شده٬ توضیح بدهد.
محافظهکارانی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ به نفع احمدینژاد دست به تقلبی گسترده زدهاند در حال حاضر به یکی از جدیترین منتقدان وی تبدیل شدهاند
ندای سبز آزادی: دکتر مصطفی معین وزیر سابق علوم در دولت سیدمحمد خاتمی و یکی از کاندیداهای انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری معتقد است اتفاقات دوسال گذشته تداوم اصلاحات است. او از اسلامی می گوید که در آن واقعاً اصل بر برائت و آزادی است، مگر آن که خلافش ثابت شود. آن اسلام انسان را پاک میداند، چرا که انسان فطرتاً پاک، حقگرا و عدالتجو آفریده شده است.
دکتر معین معتقد است نباید آرمان ها را فراموش کرد، از طرف دیگر باید به واقعیتهای جامعه، محیط و توان خود و توان جمعی هم توجه کرد. نه در آرمانها و ایدهآلها ذوب و از واقعیتها جدا شد و نه در واقعیتها و روزمرگی ها به عقب بازگشت و آرمانها را فراموش کرد.
او می گوید: راه ادامه دارد. خیلی نباید عجول بود. متن گفت و گوی ویژه نامه نوروزی شرق را با دکتر مصطفی معین در پی می خوانید.
-آقای دکتر مدتهاست از شما خبری نیست.
باید دید چه چیز خبر است؟ خبر که حتما نباید انعکاس بیرونی داشته باشد. ممکن است در درون انسان هم خبرهای زیادی باشد و چه بسا آنچه در درون انسان می گذرد اهمیتش از انعکاس بیرونیاش بیشتر باشد. البته انسان چون موجودی اجتماعی است نمیتواند خود را از اجتماع جدا بداند. در عین حال آن چه تعیین کننده است انگیزه فرد است وتاثیرگذاری اجتماعی او و بعد بیان و یا اقدامی که بر اساس آن انگیزه و اثر میخواهد انجام دهد. من الان وقتم سخت و به صورت متراکمی بر همین اساس پرشده است.
-مشغول چه کاری هستید؟
بخش مهمی از وقت من را مثل گذشته فعالیتهای علمی و تخصصیام میگیرد که در زمینه آلرژی و ایمونولوژی است. در مرکز ما با برخورداری از پژوهشگران جوان و سخت کوش تحقیقات خوبی انجام می گیرد. شاخصهای این مر کز تحقیقات از نظر کیفیت و اثر بخشی در میان سایر مراکز تحقیقات پزشکی کشور بسیار برجسته است. از طرفی تدریس و پژوهش و کار با دانشجویان و دورههای تخصصی هم بخش دیگری از فعالیت های من در این زمینه است؛ اما در زمینههای اجتماعی و مدنی هم تا جایی که بدانم و بتوانم فعالیت میکنم.
- به طور مشخص چه فعالیتهایی؟
در حوزه اجتماعی و فرهنگی هم اکنون دو سه موضوع دغدغههای اصلی من هستند .یکی مساله اخلاق کاربردی است که امروز به اخلاق حرفهای شهرت دارد؛ بعد از آن که در سال ۸۲ از وزارت استعفا کردم و از دولت بیرون آمدم این دو سه نیازی را که امروز مطرح می کنم آن روز هم در ذهن من بود و به سراغشان رفتم. یکی همین مساله اخلاق بود که انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری در پایان سال ۸۳ تاسیس شد؛ دغدغه بعدی توسعه علمی ایران است که کشور ما از پتانسیل عظیمی به لحاظ مادی و معنوی، از نظر تاریخ تمدن، منابع انسانی، جوانی جمعیت، استعدادهای سرشار ، انگیزههای قوی و ثروتهای مادی نفت و گاز برخوردار است، ولی به خصوص از ضعف نهادهای علمی و مدنی در این زمینه رنج میبرد که در این وجه جمعیت توسعه علمی ایران در پایان سال ۸۳ تاسیس شد. یکی دیگر از دغدغه ها هم جنبههای اجتماعی مسئولیت یک انسان است که به ویژه مثل حوزههای تخصصی پزشکی باید سازوکارهایی پیدا کرد که مسایل را آسیب شناسی کند و به تشخیص و ارایه راه حل و پیشگیری و درمان برسد . امروز جامعه ما دچار آسیبهای اجتماعی زیادی است و برخی از آنها باعث شده ایران در رتبههای نخست جهان قرار بگیرد، مثل اعتیاد یا اختلالات روانی و افسردگی و اضطراب ، آن هم در کشوری که جمعیتی جوان دارد. بزهکاری، طلاق، خودکشی، جرایم مختلف، فساد اداری و اقتصادی و سوء مدیریت همگی جزو آسیبها محسوب میشود. فقر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی هم زمینه مشترک این مشکلات است . در این زمینه هم من در حدّ توانم کاری را در مؤسسه رحمان شروع کردم. در عین حال اطلاع دارید که سه سال قبل در انتخابات نظام پزشکی هم شرکت کردم و به عضویت شورای عالی نظام پزشکی در آمدم که بلکه بتوان علیرغم مناسبات خطی و فضای سیاست زده سازمان نظام پزشکی، کمکی به سامان یافتن وضع نابهنجار دارو و درمان و مشکلات حاد مردم در این زمینه ها نمود .
- انجمن شما کمکی به حل این آسیبها کرده است؟
در واقع همین وجه از دغدغههای اجتماعی منجر به تشکیل موسسهای در حوزه اجتماعی تحت عنوان «رحمان» شد که در سال ۸۵ آغاز به کار کرد. «رحمان» مخفف رشد آگاهی اجتماعی، حمایت از آسیب دیدگان و برخورد اندیشمندانه با آنهاست که تداعی کننده رحمانیت خدا و شمول آن نیز باشد. یعنی حمایت از آسیبدیدگان بدون توجه به مرزبندیهای فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی، جنسیتی، قومیتی و… ، که در جلسات متعدد علمی و تخصصی، مسایل را با مشارکت صاحبنظران مختلف از جمله روانشناسان و جامعهشناسان، روانپزشکان ، فلاسفه، سیاستورزان ، متخصصان اقتصاد و توسعه و محققان در حوزههای دیگر مورد بحث قرار داده است. مخاطب این موسسه بیشتر جوانان، نوجوانان و کودکان و زنان گروههایی که بیشتر در معرض آسیب قرار دارند.
- با این تعدد موسسات فکر میکنم شما سهم خوبی در اشتغالزایی داشتید.
در تاسیس این نهادها بیشتر از نیروهایی با تخصص و رتبه علمی بالا و استفاده شده است. در انجمن اخلاق بیش از ۲۲۰ نفر عضو هستند. در توسعه علمی بالای ۱۵۰ نفر؛ در مؤسسه رحمان هم در حوزه فعالیتهای مرکزی آن ۳۰ تا ۴۰ همکاری دارند و مخاطبان زیادی در سطح جامعه دارد. همه نهادهایی که برشمردم خبرنامه و یا نشریه داخلی ، نشریه تخصصی ، پایگاه الکترونیکی ، سخنرانی های منظم و همایش علمی گوناگون دارند. من این کارها را اقدامات و ضرورتهای زیرساختی میدانم که فراتر از مسایل روز هم هست و اختصاص به یکی و دو سال اخیر هم ندارد. از زمان استعفایم در سال ۸۲ که از مسئولیتهای سنگین اجرایی دولت آزاد شدم، انگیزه آن را داشته و دارم. بنابراین دغدغههای امروز من بیشتر از این نوع است و اینها را اساسیتر میدانم تا دغدغههای روزمره سیاسی. ما دو نوع مسأله داریم: مسایلی هست که از اهمیت بالای زیربنایی برخوردارند و مسایلی هم حاد و فوری هستند و ممکن است که هر دو با هم باشند . من این نوع دغدغهها را دغدغههای اساسی یک دانشگاهی مسئول یا کسی که احساس مسئولیت در رابطه با جامعه خود دارد میدانم، و فکر میکنم در این زمینهها در کشور بسیار کم کار شده ، به نظر میرسد حتی احزاب و فعالان سیاسی ما باید امور اجتماعی در راس اولویتهایشان باشد. به نظر من اینها بخشی از همان مسائل اساسی تاریخی، اجتماعی و سیاسی ماست که به درستی تحت عنوان ضعف جامعه مدنی و ساختارهای علمی و مدنی مطرح شده است.
-به چه شکلی؟
با بالابردن سطح آگاهی و توانمندی مردم، آشنا کردن آنها با حقوق اساسی خودشان، با نگاه علمی و با ریشهیابی مشکلات و ارایه راهحلهای کارشناسانه و تدوین راهبردها و استراتژیهایی برای بالا بردن ظرفیتهای مدنی اجتماع و فکر میکنم در این زمینهها کم کار شده است.
-در مورد انجمن اخلاق چه اهدافی را دنبال کردید؟
انجمن اخلاق برنامهریزی راهبردی خود را تا حدودی انجام داده است. تدوین اصول اخلاقی انجمن، خود از اولین کارهایی بود که در دستور کار قرار گرفت و بعد این موضوع در اولویت قرار گرفت که اخلاقیات حرفه ای و نیاز به آنرا در سطح جامعه مورد بحث قرار دهیم ، کمک و پشتیبانی کنیم که این مساله در نهادها و سازمان های مختلف دولتی و غیر دولتی مورد توجه قرار بگیرد. البته اصلیترین مخاطبان این کار جامعه علمی و دانشگاهی، روشنفکران و مدیران کشور هستند. حدود یک سال درباره اصول اخلاقی مشترک انجمنهای علمی بحث و مطالعه کردیم و آن را تدوین کردیم و در دو همایش یکی انجمنهای مرتبط با وزارت علوم و دیگری نمایندگان انجمنهای علمی گروه پزشکی موضوع را مورد بحث و تبادل نظر قرار دادیم که این چارچوب را در مجامع خود بحث کنند و در یک رفت و برگشت کمک کنیم اخلاق حرفهای انجمنها متناسب با تخصصهای مربوط تعریف و تدوین شود. در این مرحله در نظر داریم بعد از انجمنها سراغ نهادهای مدنی و اجتماعی، بنگاههای اقتصادی، تولیدی و خدماتی و دستگاههای اجرایی برویم.
انجمن آسم و آلرژی ایران هم که از سال ۱۳۷۵ تاسیس شد، اکنون در دوران شکوفایی علمی و اجتماعی خود است و فصلنامه علمی ـ پژوهشی آن که به زبان انگلیسی منتشر می شود از بالاترین رتبه علمی و ضریب نفوذ(Impact Factor)در میان مجلات تخصصی علوم پزشکی کشور برخوردار شده است. همچنین در حوزه نظام سلامت در اوایل سال ۸۳ اولین و تنها کرسی یونسکو در آموزش سلامت کشور طبق قراردادی با سازمان جهانی یونسکو تاسیس گردید که هم در حوزه های تخصصی آموزش و پژوهش و هم در حوزه آموزش های بهداشتی و اجتماعی فعالیت دارد.
- میشود به شما حق داد که در حوزه سیاسی حضورتان کم رنگ باشد.
نه من حقی ندارم (با خنده) اصلاً این نوع فعالیتها از پیش نیازهای رشد سیاسی و فرهنگی جامعه است.
- پس پیش نیازها را برای حضور سیاسیتان در آینده فراهم میکنید.
حضور من مهم نیست؛ مهم این است که جامعه از رشد و بلوغ اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشد. سیاست یک وجه اساسی زندگی ماست، یعنی کمک به اداره امور جامعه که آن هم امری اخلاقی است، لذا در عرصه سیاست هم باید رشد لازم را پیدا کنیم. آن رشدی که متناسب با شأن ملت شرافتمندی مثل ایرانیان است. سابقه توصیه های اخلاقی در کشور ما در حیات تاریخی اوست، چه پیش از اسلام و چه در دوران اسلامی. برخی از اصول اخلاقی ما که به دوران زرتشت برمی گردد الآن در همین ضوابط اخلاق حرفهای مورد تاکید است، مثل همین صداقت(Honesty)، یعنی چیزی که فرد تصمیم دارد و به آن فکر و بیان و عمل میکند همگی در یک جهت باشد. این همان شعار کهن دینی ما ایرانیان است؛ “پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک”. متأسفانه ما امروز از اخلاقیات خیلی دور شدهایم، با آن که پیامبر ما رسالت پیامبرانه خود را در یک جمله خلاصه کرده است که “من مبعوث و برانگیخته شدم تا اخلاق انسانها و جامعه انسانی را به کمال برسانم”، اما در مقایسه وضع امروز ما با آن معیارها، کارنامه اخلاقی جامعه ما را در اخلاق سیاسی، اخلاق اداری، اخلاق خانوادگی، اخلاق کار، اخلاق رفت و آمد و ترافیک شهرها و جاده ها، اخلاق اقتصادی و نظایر آنها ببینید. ما چه پیروی از پیامبرمان که پیامبر رحمت و مداراست در عمل داریم؟ در صورتی که الان مساله اخلاق در سطح جهان اهمیت بالایی پیدا کرده است. در همه شئون زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و اداری ارزشهای اخلاقی را حاکم میدانند. اخلاق در علم، تکنولوژی، محیط زیست و همه عرصههای جدید زندگی بشر. خوب وقتی ما کشوری باشیم که اولین و یا دومین رتبه تخریب محیط زیست را در دنیا داشته باشد این چه نوع رفتاری است که با محیط زندگی خودمان داشته ایم؟ یا ترافیک و آلودگی هوا، نوع برخورد ادارات با مراجعان حتی در بیمارستانها، مناسبات انسانی و اخلاقی ما اصلاً قابل قبول نیست. در بعد اجتماعی و آسیبهای اجتماعی هم تاثیر خود را در این حرکت داشته است. مگر میشود کسی که دچار آسیب جدی از نظر فقر سیاسی یا فرهنگی و یا اقتصادی است، با او وارد بحث روز سیاسی شوی؟ آیا اصلا ذهنیت و آمادگی یا گوش شنوایی هست؟ من کاری ندارم که آیا در میان مسئولان اصلاً منطق و گوش شنوایی در این زمینهها هست یا نه، ولی بین مردم، چه خانواده ای که به نان شب محتاج است یا دچار مشکلات و بیماریهایی است که تمکن ندارد هزینه درمانش را تامین کند، چگونه میتواند شنوای بحثهای نظری باشد؟ الآن حدود ۷۰ درصد هزینههای درمانی بر دوش مردمی است که درصد بالایی از آنها زیر خط فقر اقتصادی اند. خوب در چنین اوضاعی چگونه میتواند تحلیلگر سیاسی خوبی باشد و از حقوق خود دفاع کند؟ پرداختن به این فعالیتها زمان میبرد، اما از کره مریخ نیز نخواهند آمد که این مسایل را برای ما مورد مطالعه و تحقیق و تدوین راهبرد و برنامه ریزی قرار دهند. لذا من مرزی بین فعالیت اجتماعی و فعالیت سیاسی نمیبینم. منتهی اعتقاد جدی دارم که اگر ما همه چیز را در سیاست و سیاست را فقط در مسایل و مشکلات روز و در انتخابات آن هم شب انتخابات خلاصه کنیم، پاسخ نخواهیم گرفت. البته همه اینها به معنای نادیده گرفتن مسایل سیاسی روز و پیرامونمان هم نیست.
- به هر حال این انتقاد در مورد شما مطرح هست که سکوت کردید. روزه سکوت گرفتید.
اگر هم روزه سکوت گرفته باشم سعی کردم روزه عمل نگیرم. شعار اصلی انتخاباتی من در سال ۸۴ چه بود؟ یکی این که “اصلاحات گامی به پیش” و دیگری “دموکراسی و حقوق بشر”. آیا اینها که گفتم جزء اصلاحات گامی به پیش، رفع فقر و نابرابری و حقوق بشر نیست؟
- ببینید شکل اتفاقات دو سال اخیر بعد از انتخابات ریاست جمهوری به گونهای بود که بیشتر همطیفان شما را در عرصه سیاسی به اعلام موضعگیری و حمایت واداشت. در مورد بازداشتها، توقیفها، مسایل دانشگاهها و دانشجویان و استادان و… چیزی که از شما شاهد بودیم، سکوت بود. شما میفرمایید خیر سکوت نکردید. پس آیا از راه دیگری مسایل را دنبال میکردید؟
خوب در سال ۸۸ که سال انتخابات بود من به طور نسبی فعال بودم. ترجیح میدادم اقداماتی را که عملاً شروع کرده بودم و بر اساس نوع تفکر و گرایش علمی و اخلاقی ام ادامه دهم. من در مسئولیت اجرایی و سیاسی گذشته خواه ناخواه در مناسبتها و موقعیتهایی اعلام موضع و اظهار نظر می کرده ام و نوع موضعگیری هایم نیز مشخص بود. اما بعد از آن احساس کردم باید به مسایل به طور عمیق تری بپردازم و سعی کنم با کار مطالعاتی و هماندیشی با تخصصهای مختلف به راهحلهای مشترک برسیم و این اقدام شروع شد. نمیخواستم این ضرورت تحتالشعاع مسایل مقطعی قرار بگیرد. یکی از مشکلات جوامع جهان سوم این است که کمتر به فرصتهای مطالعه و اندیشه، آن هم به صورت جمعی و سیستمیک توجه میکنند. بعد هم اگر آن اندیشه ها بعد از مدتی تبدیل به سیاستها و برنامههای کلان شود فرصت استمرار پیدا نمیکند – به خاطر بحرانهای سیاسی، اجتماعی و مدیریتی – و آن وقت کشور زمان را از دست میدهد. عنصر زمان امروز بسیار اهمیت پیدا کرده است. من فکر میکنم یکی از مصادیق عصر و زمانی که خدای ما در سوره والعصر به آن سوگند میخورد، امروز است. به خاطر پیشرفت علم و تکنولوژی و سطح آگاهی عمومی، آن قدر تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پر شتاب، در حال تغییر و در برخی موارد تخریبی است که ما اجازه نداریم فرصتها را از دست بدهیم. یعنی در هر شرایطی آن مسئولیت، آن رسالت که بهرهگیری از وجه امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات است، یعنی قدرت تفکر و تعقل، تصمیمگیری و انتخاب، کار جمعی و مدنی، تأمل و تحقیق جمعی نباید تحتالشعاع حتی مسایل درست روزمره قرار بگیرد. این بود که آن حرکت ادامه یافت. من در انتخابات دهم منفعل نبودم، در حدّ توانم هم نظر دادم، هم سفر کردم و هم حرف زدم. فقط هفته آخر منتهی انتخابات در ایران نبودم، چون از چند ماه قبل برنامهریزی کرده بودم که در یک کنفرانس علمی در لهستان شرکت کنم. بعد که برگشتم مصادف با اتفاقات رخ داده و یا در حال جریان انتخابات دهم بود. پس این نبود که بیتفاوت باشم، اما فقط درحد وظیفهای که فکر میکردم عمل کردم.
- خیلی علنی نیست؟
من در همه دورههای فعالیت سیاسی و اجراییام تلاش کردهام عملکردی شفاف داشته باشم ولی به جای این که روی اشخاص متمرکز باشم روی معیارها تمرکز کنم. در این مرحله هم غیر از این نبود چه در مورد جریانهای سیاسی و چه در مورد دوستان عزیزی که در حبس هستند یا کاندیدا بودند یا هوادار آنها بودند، سعی کردم به معیارها بپردازم و تا آنجا که قبول داشته باشم آنها را ترویج کنم. این را مؤثرتر میدانم.
چرا؟
چون فکر میکنم این نوع برخورد هم اثربخشی بیشتری در مخاطبان ما که جامعه هستند، دارد و هم استمرار بیشتری پیدا میکند و در نهایت بهتر نتیجه می دهد.
- بخشیاش هم شاید مصلحت باشد. همین که ما مجوز گفتوگو با شما را داریم.
این هم چون شما تشخیص مصلحت دادید میتواند باشد. اما این یک تصمیم مقطعی نبوده، تدبیر بوده است. در این جهت گیری سعی کردم از امکاناتی که داشتم استفاده کنم. مثلا تا وقتی که وبلاگ من را فیلتر نکرده بودند علیرغم همه تراکم کاری از همان اواخر اسفند ۸۳ در وبلاگ فعال بودم، حسب شرایط روز یا موضوعاتی که از نظر خودم اهمیت داشت، مطلبی مینوشتم و دهها و صدها نظر و کامنت میآمد، اما وقتی فیلتر شد دیگر ارتباط دو طرفه نبود.آن هم چند ماهی است که تعطیل شده است. فضای رسانهای رسمی را هم که خودتان بهتر میدانید، شعار من در دوران انتخابات نهم ریاست جمهوری، دولت بیسانسور بود، ولی یکی از تبعات سیاستهای دولت کنونی فیلتر وبلاگها از جمله وبلاگ من بود. از نظر خودم حقیقتاً دلیلی برای فیلتر شدن این نوع مباحث وجود ندارد به جز تنگ نظری و سوءظن و بدبینی و دشمن انگاری همه. به نظر من این که یک نفر که زمان مدیدی از مسئولان این کشور و کاندیدای ریاست جمهوری بوده و از همه فیلترها با هر مکانیزمی برای انتخابات عبور کرده (البته به کیفیت انتخابات نهم که مورد تاییدم نبود و اعلام هم کردم در اینجا کاری ندارم) و به زبان علمی و شفاف مسایل خود را با مخاطبانش که عمدتاً جوانان هستند، مطرح میکند این را باید تقویت نظام دانست. این تضعیف نظام نیست. ولی چه میشود کرد؟
- شما به وبلاگتون اشاره کردید که این یک نمونه کوچکی است از آن چه طیف شما طی این دو سال با آن مواجه بود. مثلاً انحلال حزبی که مولود جنبش دوم خرداد بود و شما با نام آن وارد انتخابات ریاستجمهوری شدید.
در مورد احزاب و رسانهها و مطبوعات هم نظرم همین است. باید ضابطه قانونی داشت. قبول دارم قانون محترم است و طبق آن افراد به شکل فردی و جمعی و حزبی میتوانند و باید فعالیت کنند و اگر خارج از آن بود میتوان برخورد کرد. اما همه اینها به نوع نگاه و تفکر مبنایی و نه ابزاری به قانون باز میگردد. این که من میگویم مهمتر از فرد، نوع نگاه و معیار تفکری است که شکل میگیرد به همین دلیل است. به جای این که فقط موارد را ببینیم باید ریشه آن اقدامها و اصل آن کارها را مورد توجه قرار دهیم. سرچشمه همه این کارها یکی است. ناآگاهی به شرایط زمانه و نوع نگاه غیر واقعبینانه و تنگنظرانه ای است که با واقعیاتهای امروز جامعه ما و جامعه جهانی که در عصر ارتباطات و جهانی شدن هستیم تطبیق ندارد. این نوع نگاه با اسلام نابی که وجود داشته و باید وجود داشته باشد هم تطبیق ندارد. در اسلامی که ما به آن اعتقاد داریم واقعاً اصل بر برائت و آزادی است، مگر آن که خلافش ثابت شود. آن اسلام انسان را پاک میداند، انسان فطرتاً پاک آفریده شده است. حقگرا و عدالتجو آفریده شده است. خوب اگر از اینها فاصله گرفت باید به زمینههای آن توجه کرد. زمینههای فکری و تربیتی که از خانواده و جامعه و رسانه جمعی که صدا و سیماست شروع میشود تا مهدکودک و مدرسه و دانشگاه و فرهنگ عمومی و نوع حکومت و مدیریت. من برای این سیاستها و تصمیمهایی که از دل آنها انحلال احزاب و نهادهای شناخته شده و خوش سابقه سیاسی و برخورد با شخصیتهای دلسوز کشور و انقلاب در میآید سخت نگرانم و معتقدم ادامه این روند، صدمات جبرانناپذیری دارد که تضعیف نظام و منافع ملی را در پی خواهد داشت.
- برای اتفاقات دو سال اخیر بعد از انتخابات ریاستجمهوری شما چه نامی میگذارید؟ اظهارنظرها متفاوت است. جنبش؟ شورش؟ انقلاب مخملی؟ حرکات ضدانقلابی؟ رویداد سیاسی؟
بیشتر من فکر میکنم آنچه در جامعه رخ داده است، در ادامه جنبش اصلاحات است و برای جامعه جوانی که رو به آینده است، طبیعی هم هست. چون جوان رو به آینده است. بندة نوعی اگر واقعبین باشم- در هر سطح و مسئولیتی که باشم فرقی نمیکند- که در دهه پنجم یا ششم یا هفتم و هشتم و… زندگی هستم – باید فرصت را به فرزندانمان یعنی نسل سوم و چهارم انقلاب بدهیم که وارد عرصه شوند و با خوشبینی و حسنظن با آنها برخورد کنیم، تجارب خودمان را در اختیار آنها قرار دهیم، از آنها پشتیبانی فکری و اخلاقی کنیم تا بتوانند آینده را تضمین کنند به نظرم این واقع بینی وجود ندارد. به همین دلیل هر حرکتی که از طرف این نسل که فرزندان خودمان هستند صورت بگیرد، با چشم توطئه به آن نگاه میشود، بعد اسمش میشود ضد انقلابی یا آن که مرتبط با آن سوی مرزهاست! بنده میگویم اتفاقاً این نسل از نظر خردگرایی از نسلهای قبل خودش که ماها باشیم منطقی و خردگراتر است. ماها احساساتیتر بودیم و این به خاطر شرایط زمانه هم هست، چون جامعه جهانی هم رو به تکامل است. نوع نگاه اعتقادی ما ایجاب میکند که به سمت یک جامعه مطلوب و مدینه فاضلهای حرکت داریم. طبیعی است نسل جدید از ما خردگراتر باشد، روی مسایل بیشتر تأمل کند و روی نظرات خود بایستد. چیز بدی که نیست، این اعتماد به نفس یعنی عقلانیت بیشتر و دوری از افراط و تفریط. باز هم من تاکید میکنم اگر نوع نگاهمان را اصلاح کنیم، نوع برداشتمان را از مبانی اعتقادی و فرهنگی اصلاح کنیم، از زمانه بیشتر درس بگیریم، از سرنوشت جوامع، اقوام و حکومتهای گذشته بیشتر درس و پند بگیریم، نه گذشته ۲ هزار سال قبل، گذشته ۱۰ سال و ۳۰ سال قبل را میگویم، رژیم قبل را میگویم و اتفاقاتی که همین الان در کشورهای اسلامی منطقه رخ میدهد باید درسآموز باشد. اگر مثبتتر نگاه کنیم بسیاری از اتفاقاتی که افتاده قابل قبول، طبیعی است و نتیجه عملکرد کلی نظام اجتماعی و مدیریت هایی است که رای و نظر خود را به خواست عمومی ترجیح می دهند.
- برخی معتقدند تضاد بین ساختار سیاسی اجتماعی منجر به خلق این فضا شد.
باید ببینیم این ساختارها نتیجه چه چیزی بوده است؟ نتیجه نوع تفکر و اندیشه ما بوده که در قالب یک ساختار و نظام اجتماعی و حکومتی خود را نشان میدهد. در چارچوب آن ساختار است که رفتارها شکل میگیرد. من باز نوع رویکرد و نوع برداشت از مبانی دینی، فکری و سیاسی را زمینهساز این ساختار میدانم. قبل از این که ساختارها بخواهد با هم در حالت تعارض قرار بگیرد، نوع تفکر، نوع برداشت ها و نگاههاست که در تعارض قرار میگیرد. آن جا باید مسایل حل بشود.
- راهحل آن در این مرحله چیست؟
این است که در یک فضای کاملاً سالم، آزاد و دموکراتیک با به رسمیت شناختن تکثر جامعه، حقوق مخالف و تفاوتها و نه تبعیضها، متفکران جامعه و صاحبنظران بنشینند و با هم گفتوگو کنند. حقوق جامعه را به رسمیت بشناسند و در یک شرایط برابر، صادقانه و احترامآمیز به راهحل برسند.
- و اگر به راهحل نرسیدند؟
در این صورت باز دلیلی نیست که در حالت تضاد و تعارض قرار بگیرند و بخواهند یکدیگر را حذف و یا حقوق اساسی مردم را زیر پا بگذارند.
- با این اوصاف فکر میکنید امکان خلق فضای جدید سیاسی وجود داشته باشد؟
بله، البته زمان میبرد. اما اگر نخواهیم به آن تن دهیم، جبر زمانه این نوع واقعیتها را به ما تحمیل خواهد کرد، منتهی با خسارت و هزینه بیشتر. پس بهتر است انسان که یک موجود متفکر و انتخاب کننده است، در یک شرایط مناسب خودش انتخاب کند و اجازه ندهد که جبر زمان آن را با تلخی تمام به جامعه یا نظام اجتماعی تحمیل کند که در دوره معاصر بسیار هم اتفاق افتاده. سرنوشت حکومتها و جوامع در طول تاریخ میتواند برای ما درس باشد، اگر مطالعه کنیم. یکی از مشکلات فرهنگیو تربیتی ما این است که کمتر عادت به مطالعه داریم.
- در ریشهیابی حوادث اخیر آن را ادامه جنبش اصلاحات دانستید. الان پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان را چطور میبینید و این زمزمههایی که برای حذف کامل اصلاحات میشود را محتمل میدانید؟
بدون مطالعه و رجوع به شاخصها اظهارنظر نمیکنم. یکی از دلایل سکوتم نیز به همین خاطر است. تحقیق نکرده ام، اما فکر می کنم به طور نسبی اصلاحات پایگاه خوبی در میان مردم دارد. مردم به اصلاحطلبان اعتماد بیشتری دارند. بله من انتقاد می کنم که در دوره اصلاحات از فرصتها خوب استفاده نشد، نه این که نخواسته باشند، تا حدی استفاده شد و فرصتهایی هم از دست رفت، نه برای خود اصلاحطلبان، برای رشد جامعه و پیشرفت کشور. روند گذشته ممکن است باعث سرخوردگیهایی هم شده باشد. اما در مقایسه عملکرد دولت اصلاحات و رفتار مسئولان آن در ابعاد اخلاقی، تامین حقوق و آزادی و امنیت مردم، احترامی که برای ملت و دولت ایران در سطح جهانی وجود داشت، فکر میکنم در این مقایسه پایگاه اصلاحات نه تنها تضعیف نشده بلکه تقویت هم شده است. این برداشت شخصی من است. به نظر من راه ادامه دارد. خیلی نباید عجول بود و در عین حال نباید توجیهگر وضع موجود هم بود. اگر بخواهیم خیلی اصولی فکر کنیم از یک طرف باید آرمانهایمان را در نظر داشته باشیم و از طرف دیگر به واقعیتهای جامعه، محیط و توان خود و توان جمعی هم توجه کرد. نه در آرمانها و ایدهآلها ذوب و از واقعیتها جدا شد و نه در واقعیتها و روزمرگی ها به عقب بازگشت و آرمانها را فراموش کرد. تفکر راهبردی این است که با شناخت دقیق و عالمانه واقعیتهای محیطی، آرمانهای بلندمدت را در نظر بگیریم و با تدوین استراتژی و برنامه ریزی مناسب، گام به گام به سمت هدف نزدیک شویم. اگر بخواهیم تعریف اصلاحطلبانه هم بکنیم، باز راهش همین است نه راهی که یک شبه به هدف برسیم. انقلاب هم فکر نمیکنم نتیجهبخش باشد، چون دوباره باید از صفر شروع کرد. پس اهداف و آرمانها همیشه برای ما ارزشمند هستند و باید به سمت آن حرکت را آغاز کرد و استمرار بخشید. این حرکت در هیچ شرایطی نباید متوقف شود، ممکن است کمی تند یا کند شود، اما نباید متوقف شود.
- مصطفی معین را در دایره اصلاحات چطور تعریف میکنید؟
فردی بوده که در حدّ توان خود تلاش کرده به بخشی از وظایف انسانی و اخلاقی که در قبال جامعه داشته است عمل کند. تا زمانی که فکر میکرده میتواند در یک کار جمعی و اجرایی سنگین کار کند در دولت بوده و به مسئولیت خود ادامه داده است. زمانی که دید نمیتواند پاسخگوی آن مسئولیت مشترک از نظر مؤثر بودن و تحقق ایدهها و برنامههایی که برای آنها رأی اعتماد گرفته است باشد، حتی از دولت اصلاحات راحت استعفا میدهد و کنار میکشد، علیرغم تاکیدها و اصرارهایی که از ناحیه رییس محترم دولت و دوستان خوب و دلسوزش مطرح بود. من سه دلیل آن زمان گفتم. آمده بودم بر اساس رأی اعتماد آن هم نه رأی اعتماد مجلس ششم، بلکه مجلس پنجمی که اکثریت آن محافظهگرا یا به تعبیر امروزی اصولگرا بودند و بر اساس برنامهای که بدان متعهد بودم کارم را شروع کردم که برنامه تحول در ساختار نظام علمی و آموزش عالی ایران بود و وقتی با برخورد غیرکارشناسانه در شورای نگهبان به بنبست میرسد، بنده باید اعتراض می کردم. این یک وجه بود. یکی دیگر هم تداخلی بود که معتقد بودم بین وظایف و اختیارات وزارت علوم که در برنامه سوم بر آنها تاکید شده بود و در حال تصویب نهایی بود با شورای انقلاب فرهنگی وجود داشت. من عضو ۲۰ ساله شورای عالی بودم آن هم به عنوان شخصیت حقیقی نه وزیر. معتقد بودم این تداخل مانع از پیشرفت امور علمی کشور میشود. مورد بعدی هم در دفاع از حقوق دانشگاهیان و دانشجویان بود که مورد تهدید بودند و بعد از آن هم به کار علمی خود بازگشتم.
- بعد هم که وارد عرصه انتخابات شدید، البته با حکم حکومتی؟
به نظر من یک تعریف حقوقی دقیقی از این واژه نداریم. حکم حکومتی کجا پیشبینی و تعریف شده است؟ در قانون اساسی که نیست، در قوانین عادی هم نیست. این است که من اصلاً نمیدانم چیست. بیشتر یک واژه سیاسی است که از مجلس ششم و اصلاح قانون مطبوعات شروع شد. اما در رابطه با رد صلاحیت، خودم صریح موضعگیری کردم که آن را به رسمیت نمیشناسم، گفتم مخاطب من شورای نگهبان نیست، مردم هستند. من نسبت به آنها مسئولیت داشتم و کاندیدا شدم و آن برخورد را غیر قانونی دانستم. بعد که مقام رهبری وارد مسأله شدند که من خبر نداشتم و آن را از رسانه شنیدم، آن جا تفاسیر متفاوت بود. حقوقدانان برجسته ای بودند که میگفتند این مسأله حتی مشمول حکم حکومتی هم که تعریف دقیقی ندارد، نمیشود. برای این که حکم حکومتی وقتی اطلاق میشود که دستور رهبری در تعارض با نظر مثلا نمایندگان مردم قرار بگیرد. در صورتی که شورای نگهبان منتخب مردم نیستند، منصوبین رهبریاند. یک رأیی دادند و رهبری هم گفتند در آن تجدید نظر کنید. پس ربطی به حقوق مردم ندارد. شاید بتوان گفت در یک نهاد زیردست تخلفی صورت گرفته که مقام رهبری نسبت به آن متذکر شدند.
- صلاح بود در این شرایط برگردید؟
خود من در تردید جدی بودم که تکلیف من چیست. چون اولاً تصمیمگیری مشکل بود و ثانیا کار فردی نبود. من کاندیدای مورد انتخاب گروههای مختلف بودم، تصمیم انفرادی دور از اخلاق بود. همان زمان در سالن وزارت کار خیابان آزادی نشستی برگزار شد که از سراسر کشور حامیان من تشکیل داده بودند. از صبح تا عصر بحث شد و قول دادیم بعد از آن تصمیمگیری کنیم. تاکید بود بر ادامه حضور و دفاع از نقطه نظراتی که ارائه کرده بودیم. این خرد جمعی به من کمک کرد. من در تردید محض بودم. دنبال قهرمان شدن نبودم و در انتخابات شرکت کردم. این فرصت شخصی نیست. فرصت جامعه ایرانی است. کما این که فکر میکنم کار درستی بود. خود رأیی که بنده آوردم علیرغم انتقاداتی که به کیفیت آن انتخابات داشتم و دارم قابل ملاحظه بود. من در شهر خودم نجف آباد و همینطور در اصفهان که بالاترین رای مردم برای نمایندگی مجلس را داشتم، نفر پنجم شدم که هیچ توجیه انتخاباتی ندارد. اینها نکاتی است که باید روشن شود.
- و بعد از آن؟
در سه موضوع که دغدغه جدی داشتم، دغدغه پیشرفت علمی ایران، مسایل فرهنگی-اخلاقی و کمک به رفع آسیبهای اجتماعی کارم را ادامه دادم. بالاخره من یک پزشک هستم و پزشک بیشتر به دنبال تشخیص درد، پیشگیری از بیماری و در زمان مناسب درمان آن است. با همان نگاه آسیبشناسانه سعی کردم در وجه اجتماعی هم فعال باشم. برخی از دوستان نزدیک به خصوص جوانترها که در دوره انتخابات نهم “ستاد نسیم” را تشکیل دادند یا توجیه نبودند یا منتقد بودند. من دفاع میکردم که این کنارکشیدن از صحنه نیست. حتی کنار کشیدن از عرصه سیاست هم نیست. این کاری است که مغفول واقع شده و من انتقاد متقابل و جدیتر از شما دارم. انتقاد من هم به دانشگاهیان است، هم به روشنفکران و هم احزاب سیاسی. من که الزاماً دنبال رییسجمهور شدن نبودم. میخواستم به وظیفه اجتماعی خودم عمل کنم که خیلی هم مؤثر بود. سیاست که برای ما هدف نیست. سیاست حداکثر وسیله ای است که به اهدافمان برسیم. اهدافی مثل کرامت انسان، عزت نفس، رفاه و پیشرفت فکری و اخلاقی او. این که کشور از نظر علم و تکنولوژی بتواند جایگاه خوبی پیدا کند و به آرمانهای معنوی و اعتقادیاش نزدیک شود، اینها اهداف ماست. خود مناصب سیاسی فقط وسیله هستند، مگر رییسجمهور شدن هدف است؟ نخیر. یک وسیله است. اگر هدف شد آغاز انحراف است.
- اگر بخواهید دوباره وارد کارزار انتخاباتی شوید چه عواملی در تصمیمگیری شما مؤثر است؟
مهمتر از همه آزادی انتخابات است. باید فضای انتخابات سالم و عادلانه باشد و تضمینهایی داده شود که رأی مردم با نظارت دقیق شمرده و به رسمیت شناخته شود. اگر نباشد من مسئولیتی در خود نمیبینم که نه کاندیدا شوم و نه رای دهم، کما این که در انتخابات مجلس هفتم و هشتم هم نتوانستم رأی دهم. چون احساس کردم با آن نظارت استصوابی و رد شدن دو هزار و چند صد نفر من دیگر مسئولیتی در قبال انتخابات ندارم.
- در مجلس نهم چطور؟ قرار نیست کاندیدا شوید؟
مهمتر از مسأله کاندیدا شدن من و امثال من، این است که فضای بسته موجود تغییر کند. در شرایطی که بسیاری از سرمایههای این نظام در محدودیت و حبس به سر میبرند، فضای آزاد فعالیت برای احزاب و گروهها وجود ندارد، آزادی قلم و مطبوعات وجود ندارد، ابتدا باید این محدودیتها رفع شود و شرایط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه برای عموم جامعه فراهم گردد.
- خانواده شما دکتر معین را در جایگاه یک پزشک ترجیح میدهند یا سیاستمدار؟
در دوران مختلف دیدگاههایشان متفاوت بوده است. متاسفانه من به خاطر مسئولیتهای متعدد و طولانی که داشتم، برای خانواده کمتر وقت گذاشتم. بیشتر بار زندگی بر دوش همسر و فرزندانم بوده است. چه بسا اگر ارتباط بیشتری با من داشتند، میتوانستند از شرایط بهتری از هر نظر برخوردار شوند. اما انتقاد در هر مرحلهای از طرف خانوادهام بوده است. مثلاً ابتدا با کاندیدا شدن من در ریاست جمهوری موافق نبودند، اما اواخر کار با من هم رأی شدند که مسئولیت جدی است. اما به طور کلی پزشکی هم مسئولیت سنگینی است. باور کنید تراکم کاری من در این زمان از دوران مسئولیتهای اجرایی ام کمتر نیست.
- خودتان کدام را دوست دارید؟
برای من وضع فعلی لذتبخش تر است، چون خودم انتخاب میکنم و میدانم اثربخشی بیشتری دارد. صادقانهتر و خالصانهتر است. مخاطبانم دانشجویان یا افرادی هستند که در معرض آسیباند. چه بسا بیشتر هم مورد رضایت خدا قرار میگیرد. البته طبیعی است در این مرحله خانواده راضیتر باشند. اعتراضی به پزشک بودنم ندارند چون یک کار انسانی است که انتخاب دوران جوانی من بوده است. تحمیلی هم نبود، خودم آن را انتخاب کردم.
- همسرتان خانهدار هستند؟
خانهدارند. اما در مسایل پزشکی و اجتماعی به من کمک میکنند.
- و سخن آخر
انسان اگر بتواند انگیزهاش را برای خدمت به همنوعان خود با یک هدف بلند خالص کند و به طور جدی تلاش کند، هر کاری شدنی است. اصلاً نباید شک کنید. هیچ محدودیت مادی و سیاسی وجود نخواهد داشت. چون انسان مخلوق پروردگاری است که لایتناهی است. بیشتر مخاطبان من جوانان و نوجوانان هستند. جوانان باید مظهر نشاط و انرژی و آرمانخواهی و خستگی ناپذیری باشند و در همین شرایط هم میتوانند امید به آینده داشته باشند. باید تلاش کنند.
منبع: شرق
فعاليت ياعدم فعاليت حزب اعتماد ملي! مسئله اين است ؟!
حزب اعتماد ملی توسط مهدی کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و پس از کناره گیری از دبیركلي مجمع روحانیون مبارز تأسیس گرديد. در تعريف اين حزب دو كلمه اساسي به چشم مي خورد:
عضو موسس: مهدي كروبي
دبيركل: مهدي كروبي
اين دو كلمه خود گوياي ميزان محوريت آقاي كروبي در اين حزب است. حزبي كه بنايش را نهاد تا با اعتماد ملي از حقوق ملت ايران دفاع كند.
چند روزي ست كه از گوشه و كنار سو سوي چراغ سبز به مزاق برخي خوش آمده است و در صدد بر آمده اند تا از اين آب گل آلود، بي نصيب نمانند. برخي با افكار واهي فكر كردند در بند بودن ستون اين حزب، فرصتي را براي آنان فراهم آورده تا بتوانند آخرين ضربه را به تشكيلات مردمي كروبي وارد آوردند و به تصور خودشان پرونده مهدي كروبي را براي هميشه با تغيير خط مشي برخي اعضاي اين حزب از دبير كل آن، مختومه اعلام كنند و به تاريخ بسپارند. دريغ از اينكه كساني به تاريخ خواهند پيوست كه در مقابل جنبش مردمي و اراده ملي بياستند و تخم تفرقه و نيرنگ بپاشند.
حكومت نزديك به دو سال است كه از تمام توان خود براي از هم پاشاندن اين حزب و ساختار آن استفاده نموده اما اعضاي اين حزب با اين فشارها و نيرنگ ها نا آشنا نيستند. تعطيلي حزبشان را ديدند. زنداني شدن دبيركل شان و توقيف روزنامه رسمي حزب را تحمل كردند. دستگيري و تهديد و ارعاب را به جان خريدند و تاكنون با تمام توانشان ايستادگي نموده اند.
حكومت بايد بداند با اين چراغ سبزها راه به جايي نخواهد برد. اكنون مهدي كروبي تنها دبيركل حزب اعتماد ملي نيست. بلكه يكي از نمادها و ستون هاي جنبش مردمي هست كه بر عليه دروغ و نيرنگ و ناعدالتي قد علم كرده است. جنبشي كه به خون صدها انسان بيگناه آبياري شده و پرونده هزاران زنداني دربند را در كارنامه خود دارد.
و اما سخني با كميسون ماده 10 احزاب
همگان بر تمامي فشارهاي وارده از سمت حكومت بر اعضاي حزب اعتماد ملي به خوبي آگاه اند و مي دانند طي اين دوسال اخير چه اتفاقاتي رخ داده است. چند تن را زندان كردند و حكم بريدند، يكي را براي روزنامه و ديگري به جرم انتشار هفته نامه به دادگاه كشانده؛ ديگري را به مسجدي كه خودش متولي آن بود راه نداده و با ضرب و شتم و ناسزا و توهين بدرقه اش كردند و نماينده اي را كه تهديد به عدم صلاحيت براي نامزدي دوره بعدش نمودند. البته هنوز سخني از زندان رفته ها و شكنجه شده ها و از آنان كه هر روزه با تماس تلفني تهديد به عدم ديدار و قطع ارتباط با دبيركل شان مي شدند؛ به ميان نياورديم.
هرچه پيش مي رويم، خطوط مرز حكومتيان با ملت را آشكارتر و واضح تر مي بينيم. برخي بنا را بر قدرت و دروغ و زور گذاشته اند و برخي بر مقاومت و صبر و مجاهدت. آينده تاريخ گواه اين مدعا خواهد بود كه اساس ظلم و تزوير و نيرنگ جايگاهي جز تباهي و نفرت نخواهد داشت و اين مردم هستند كه در نهايت وارثان اين كشور خواهند بود. مهدي كروبي در راه مردم قدم گذاشته و تبري نمودن از كروبي، تبري از مردم است.
مهدي كروبي اكنون نيازي به دبير كلي يك حزب ندارد. زيرا به گفته خودش ديگر جمهوريتي نمانده كه بخواهد به دنبال حزب و تشكيلات پيرامون آن باشد. آيا هنگامي كه سخن از يك صدايي در جامعه است، حزب ديگر معنايي دارد؟ هنگامي كه انتخابات آزاد در جامعه اي وجود ندارد، آيا حزب معنايي دارد؟ اكنون ما با مردم و خرد جمعي آنان رو برو هستيم. حرمت اعتماد ملي و اعتمادي كه ملت به نام آن كرده اند را از ياد نبريد.
گرگها خوب بدانند در اين ايل غريب
گر پدر نيست ، تفنگ پدری هست هنوز
گر چه مردان قبيله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نيست نترسيد که در قافله مان
دل دريايي و چشمان تری هست هنوز
منبع: سحامنیوز
محمدرضا مقیسه، زندانی سیاسی و از رزمندگان دفاع مقدس، پس از یک مرخصی کوتاه، صبح روز دوشنبه به زندان برگشت. مادر این روزنامهنگار زندانی در نامهای به فرزند آزادهاش، از حال و روز خود در روزهای پس از بازگشت فرزندش به زندان نوشته است.
به گزارش کلمه، مادر محمدرضا مقیسه در بخشی از این نامه نوشته است: پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب.
محمدرضا مقیسه که روز دوشنبه به زندان بازگشت، روزنامهنگار، وبلاگنویس و از ایثارگران دفاع مقدس بوده است. او که از اعضای حلقه اصلی یاران میرحسین موسوی به شمار میرفت، از اعضای مرکزی کمیتهی پیگیری امور بازداشتشدگان و آسیبدیدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری بود که مدتی بعد از یورش ماموران امنیتی به این کمیته، بازداشت شد. او پس از آزادی به قید وثیقه، بار دیگر در آبانماه سال گذشته بازداشت شد و از آن زمان تا پیش از نوروز سال ۹۰ در زندان بود.
متن نوشتهی مادر این زندانی دربند برای فرزندش را در ادامه بخوانید:
پسرم، مامورین وزارت اطلاعات با پوشش قوه قضائیه تو را به زندان باز می گردانند؟! شمع روشن شب هایم خاموش می گردد و پنجره رو به زیبایی و رو به آغوش مهربانت به رویم بسته می شود و چشمه زلال چشمان خشک خشک می شود.
پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند، عذابی سخت بر من نازل می شود و ثانیه ها برایم پر از رمز و راز می شوند! نگاهم دائم به ثانیه ها و لحظه های بازگشت تو خیره می ماند و از خدا می خواهم تا هرچه زودتر زمان بگذرد و دوباره تو را در کنار خودم احساس کنم.
پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب.
پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند، چشمانم همیشه در حال بهانه گرفتن هستند و دستهایم همیشه لرزان! هیچ حسی در وجودم احساس نمی کنم، و تنها تو را از خدای خویش می خواهم.
پسرم وقتی تو را به زندان باز می گردانند، هر روز به یاد تو و به فکر تو هستم و هر شب نیز اگر خوابی به این چشم های خسته و غم دارم بیاید، خواب تو را می بینم.
پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند تنها به مسیری می اندیشم که انتهای آن به زندان اوین منتهی می شود.
پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند من به مانند ساحلی می مانم که در کنار دریای پر از تلاطم، امواج محبت آمیز و حضور آزاد تو در کنار خود را به انتظار می نشیند.
پسرم وقتی تو را به زندان باز می گردانند من به طفلان یتیمی که از تو سراغ می گیرند باید به غلط بگویم که تو سفر رفتی!!! از آن پس نام سفر برایم یک کابوس وحشتناک شده و دیگر از هر سفری نفرت دارم.
پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند هر زمان که پرستوها بر فراز آسمان دلم پرواز می کنند به آنها می گویم سلام غریبانه مرا به پسرم برسانید و جوابش را هم همراه با خود بیاورید.
پسرم وقتی بعد از مرخصی چند روزه نوروزی تو را به زندان باز گرداندند به اتاقم رفتم و به قلم سبزی پناه بردم که برایم خریده بودی و بر روی کاغذ خیسی که روی میزم قرار داشت از بی گناهی تو و تنهایی مادری هشتاد ساله نوشتم که در راه انقلاب، خود و فرزندانش ( علیرغم تحمل تلخی ها و رفتار ناگوار دو سال گذشته) از هیچ تلاشی فرو نگذاشته اند و به کوری چشم نامحرمان و دشمنان انقلاب و تازه به دوران رسیده های حاکم، هنوز هم به آرمان های بلند امام(ره) و خون شهدا وفادارند.
پسرم وقتی…!!!
مادر آزاده دربند، محمدرضا مقیسه
تهمینه میلانی کار گردان مطرح سینمای ایران، در واکنش به برخورد تبعیضآمیز برنامه ۷، خواستار استعفای فریدون جیرانی از این برنامه شد.
پیش از این قرار بود این کار گردان سینمای ایران در برنامه ۷ حضور داشته باشد و به صورت زنده حرفهای خود را با مخاطبان تلویزیونی بزند ولی مسعود دهنمکی شب گذشته جایگزین تهمینه میلانی شد.
تهمینه میلانی در یادداشتی که در شماره روز شنبه شرق منتشر شده، در واکنش به این اقدام برنامه ۷ خواستار استعفای جیرانی شده است.
برنامه ۷ که اجرای آن را فریدون جیرانمی برعهده دارد تا کنون با انتقادات تند کار گردانان مطرحی چون رخشان بنیاعتماد، مسعود کیمیایی، میر باقری و… مواجه شده است.
خانم میلانی در یادداشت خود نوشته که از پیش از عید قرار بوده در اولین برنامه ۷ در سال جدید حضور داشته باشند تا اینکه یک روز پیش از پیش از تاریخ وعده داده شده، یعنی در روز پنجشنبه ۱۸ فروردین فریدون جیرانی به او اطلاع میدهد که مسئولان تلویزیون مسعود دهنمکی را جایگزین او کردهاند. من همانجا به جیرانی پاسخ دادم که دود این سیاستهای غلط هنری بیشک به چشم همه مردم ایران به ویژه جامعه هنری مستقل میرود. وقتی آقای جیرانی به من گفت بدون تمایل قلبی ایشان، نام من از برنامه حذف شده است، از ایشان خواهش کردم برای احترام به سینمای ملی استعفا دهد.
کارگردان فیلمهای “دو زن” و “یکی از ما دو نفر” در بخش دیگری از یادداشت خود نوشته: جالب است همه این اتفاقها در شرایطی روی داده که ۳۵ سینما در اختیار اخراجیهاست و همه تیزرهای سینمایی و زیرنویسهای تلویزیون به این فیلم اختصاص داده شده است. اما انگار این تبلیغات کافی نبوده است.
در حالی که تعداد ی اززندانیان سیاسی نه تنها از مرخصی نوروزی استفاده نکرده اند بلکه از ابتدایی ترین حقوق انسانی هم محرومند، عضو کمیسیون امنیت ملی مدعی شد که در همین عیدی به خیلی از زندانی های سیاسی مرخصی داده شد و اصلا این طور نیست که زندانی باشد که در دو سال هنوز مرخصی نگرفته باشد
نوروز امسال تعدادی از زندانیان سیاسی همچون عیسی سحرخیز، مسعود باستانی، علی ملیحی، احمد زید آبادی، مهدی محمودیان، بهاره هدایت و … برای دومین سال متوالی از داشتن مرخصی محروم بودند. این در حالی است که مقامات قضایی و مسئولان زندانها مدعی هستند زندانیان بر اساس موازین به مرخصی می روند.
در همین حال با انتشار خبر اعزام نماینده کمیسیون حقوق بشر به ایران اسماعیل کوثری نماینده مجلس در گفت و گو با روزگاربهار می گوید: خوب حالا گزارشگرشان بیاید. ما هم از ان ها نگرانی داریم و به همین دلیل هم می گوییم که شورای حقوق بشر بی طرف نیست و تمایل به کشورهای غربی دارد ؛ حرف ما این است که جنایت های امریکایی ها در زندان های گوانتانامو و ابوغریب را رسیدگی نمی کنند اما از ان طرف اگر موردی در ایران اتفاق افتاد و چند روز به یک زندانی مرخصی ندادند ، باید ایران محکوم شود؟ لذا ما به هیچ وجه از خودمان نگران نیستیم و عملکرد ما در حقوق بشر خیلی شفاف است.
نایب رییس کمیسیون امنیت مجلس بدون اشاره به وضعیت نامطلوب زندانها و عدم بهره مندی زندانیان ازحداقل امکانات بهداشتی مدعی است: از زندان هایی که بازدید کردیم ، گزارش دادیم . اخرین بازدیدمان از زندان های خوزستان در بهمن ماه بود و گزارش به مسئولان دادیم که فشردگی زندانی ها را داریم و بر اساس همان دستور اماده شدن اردوگاه های جدید داده شده است تا زندان ها ان شالله سبک تر شوند .ما هنوز بازدیدی در مورد زندان رجایی شهر نداشته ایم.
از سوی دیگر رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس با اظهار بی اطلاعی از اینکه چه کسی مسئول حقوق بشر درکشور است، در خصوص اعزام نماینده حقوق بشر به کشور می گوید: باید بررسی کنم و از دوستان بپرسم که ایا به طور رسمی گفتند که بیایند یا نیایند . اما ما در مجلس جوابمان را در بیانیه کیمسیون امنیت ملی دادیم و معتقد هستیم که نباید بیایند و قبلا هم به طور صریح این حرف را زدیم .
ندای سبز آزادی: غلامعلی رجایی مورخ و از رزمندگان دفاع مقدس در وبلاگ خود نوشت: گاهی خدا حرفهایی را که باید بشنویم و بر مبنای آنها در زندگی مان تغییر روش بدهیم بر زبان دیگران جاری می کند. هر چند برای خیلی ها این مساله بارها اتفاق افتاده و می افتد اما مهمتر از این شنیدنها و گفتنها، درس آموزی از این شنیده ها وبکار گیری آنهاست.
دیروز که به مجلس ترحیم پدر یکی از دوستان قدیم سوسنگردی ساکن اهواز به مسجد خوزستانی های مقیم مرکز که در کنار پارک زیبای ساعی در خیابان شهید اسلامبولی قرار دارد رفته بودم آقای سیدنور که از بر و بچه های قدیمی جنگ و از دوستان عرب اهوازی من است همزمان با من به مسجد وارد شد.
او از رزمندگان پاسدار قدیمی جنگ در خوزستان است و خانواده اش از خاندانهای شناخته شده وبا فضیلتی است که در دوران نورانی دفاع مقدس دو شهید عزیز را تقدیم انقلاب و اسلام کرده است.
یکی ازاین شهدا سید ناصر سید نور است همو که به مدد گویش عربی خود بارها و از جمله در سال ۱۳۶۱ برای انجام شناسایی به عمق مواضع دشمن بعثی نفوذ می کرد و در ایامی که آرزوی زیارت کربلا و نجف به دل خیلی ها مانده بود با اجازه فرماندهان خود به کربلا رفت و در صحن مولای شهیدم، حضرت باب الحوائج ابوالفضل العباس (ع)عکس گرفت که تصویری ازاین تشرف درکتاب خاطراتی که از شهدا به نام صنوبرهای سرخ نوشته ام و در سال ۱۳۷۳ توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و بعدها با همکاری بنیاد شهید به چاپ رسیده آمده است.
در ابتدای ورود به مسجد تا آقای سیدنور را دیدم و با او دستی دادم با لحنی سوال گونه که گویی با خود سخن می گوید ولی پیدا بود دارد با من حرف می زند گفت: مرده ها باید ما را دور هم جمع کنند!
هرچندبا شوخی به اوگفتم نه ،سید ما که درمراسم ماه محرم هر سال این مسجد همدیگر را می بینیم اما درهمان لحظه که این مثلا جواب را! به گفته او می دادم در دل با خود گفتم این سید عجب حرفی زد و بر روی چه نکته دقیقی انگشت گذاشت.
پنجشنبه شب ۱۷ فروردین که به دعوت نوه حضرت امام آقا مسیح بروجردی که از دوستان بسیار عزیز دوران جنگ من است برای شرکت در مجلس اربعین درگذشت مرحوم پدر بزرگوارش مرحوم دکتر محمود بروجردی به حسینیه جماران رفته بودم بسیاری از چهره های شاخص و بعضا جنجالی دو جناح به اصطلاح چپ و راست و جناح غیر چپ و راست! ازجمله آقایان خزعلی ، شیخ حسن صانعی ،موسوی خوئینی ها سید محمد خاتمی ،سید محمد بجنوردی ، ناطق نوری، محمدعلی رحمانی، امام جمارانی ، صادق طباطبایی ، سید ممحود دعایی،عیسی ولایی،غلامحسین کرباسچی ، حمید انصاری ،نوراللهیان ،علی مطهری، بادامچیان، سیدرضا نیری و بسیاری که من نتوانستم ببینم را که برای عرض تسلیت و گرامی داشت اربعین ارتحال داماد مکرم حضرت امام به خاندان بزرگ و با برکت خمینی در کنار هم در حسینیه جمارانی که به تعبیر زیبای سخنران مجلس جناب آقای فاطمی نیا هنوز عطر نفس های امام در آن به مشام می رسد نشسته بودند را دیدم ،بیشتر به صحت گفته سیدنور پی بردم.
این مجلس ختم که در آن فاضل ارجمند جناب فاطمی نیا به گوشه هایی از سجایای اخلاقی داماد امام اشاره نمود نشان داد ما به رغم اختلاف سلیقه هایی که فقط در امور سیاسی داریم- که کمی تا قسمتی از آن هم طبیعی است!- می توانیم درکنارهم بنشینیم وبدون فتنه گر و وابسته به خارج و مخالف رهبر خواندن یا غیرخط امامی دانستن یکدیگر در کمال رافت وصدق و عطوفت و برادری بر روی هم لبخند بزنیم و نسبت به هم اظهار ارادت ومحبت کنیم.
آقای فاطمی نیا از مرحوم دکتر بروجرد ی گفت و از سعه صدر و دل بزرگی که داشته است و برای نمونه به یکی از ماموریتهایی که آن مرحوم بعنوان سفیردر خارج ازکشور بوده اشاره نمود که تا شنیده هنرمندی به دلیل تنگناها و مشکلاتی که بعضی ها در کشور برای اوایجاد کرده اند ترک دیار کرده و برای اقامت به خارج آمده است در نامه ای به مقامات داخل کشور نوشته :اینجانب از هر جهت ایشان را تایید می کنم آقای فاطمی نیا می گفت وقتی این برگه به دست آن هنرمند رسید گفت من با آن برخوردها که با من شد هرگز قصد بازگشت به ایران را نداشتم ولی با این جوانمردی چه کنم؟ و همین باعث شد وی از تصمیم خود منصرف شده و به وطن باز گردد.
در پایان جلسه برادر اندیشمندم جناب آقای فواد صادقی- مدیر مسؤل قبلی سایت بازتاب و بعدها تابناک و مدیر مسول فعلی سایت فیلترشده آینده را دیدم .فواد فاضل ارجمند جناب سروش محلاتی که مرحوم پدر وی در دهه چهل از شاگردان برجسته امام بوده است معرفی کرد.
من اگرچه از نزدیک ایشان را ندیده بودم اما در دوسال اخیر با نوشته های بسیار عالمانه و محققانه و کاربردی شان که در وبلاگ شخصی و گاه درسایت وزین آینده درج می شد از نزدیک آشنا بودم .ایشان هم از طریق سایتهای خبری مرا می شناخت.
آقای سروش محلاتی ضمن اظهار لطف می گفت: مدتهاست به دنبال تلفنی از من بوده تا صحت وسقم خاطره ای از امام خمینی که آنرا برای من تعریف کرد را جویا شود .
خاطره این بود که امام با دقت خاصی که داشته دیده وضع ظاهر فردی که بر روی سکوی روبروی او در حسینیه جماران ایستاده و از او فیلمبرداری می کند با سابق فرق کرده است به این معنا که اوقبلا ریش خود را می تراشیده اینک ریش گذاشته است .امام جریان را جویا می شود و بعد متوجه می شود فرزند او مرحوم حاج احمدآقا به این فیلمبردار در توصیه ای دوستانه پیشنهاد کرده چون وی همیشه در حسینیه جماران در محضر امام فیلمبرداری می کند بهتر است محاسن داشته باشد که او هم این پیشنهاد را پذیرفته و محاسن گذاشته است. امام پس از شنیدن این ماجرا با این امر بر خورد کرده و این کار که دیگران بر خلاف عقیده خود ناچار به انجام کاری بشوند را درست ندانسته است.
به ایشان گفتم من هم این را شنیده ام ولی چون این خاطره به نقل از مرحوم حاج احمد آقاست با ارتحال ایشان امکان تحقیق دراین مورد را نداشته ام و برای سندیت آن، باید از موسسه تنظیم و نشر آثار امام سوال شود. در ادامه به دو سه مورد مشابه اشاره کردم که گل لبخند برلبان ایشان ودوستان روحانیشان نشست.که یکی ازآنها این بود که به نقل از آقای دکتر صادق طباطبایی- برادر همسر مرحوم حاج احمد آقا- گفتم ایشان به امام گفته بعضی پاسداران دم در بیت که می بینند من با این ریش تیغ زده مرتب با شما ملاقات می کنم به من می گویند شما چه جور با این تیپ پیش امام می روی که امام هم بایک شوخی گفته بود مگر تو اصلا می گذاری ریشت در بیاید که به تو بگویند ریشت را می تراشی ! و به نقل از داماد امام مرحوم دکتر بروجردی هم گفتم ایشان درمصاحبه ای گفته بود در روزهایی که به خواستگاری دختر امام رفته بودم با ریش زده و کراوات به محضر ایشان در قم رسیدم و امام هم هیچ عکس العملی در مورد وضع ظاهری من نشان نداده و در مورد مقدمات خواستگاری با من صحبت کردند.
نقل اینگونه خاطرات انسان را بیشتر با روح بزرگ و سعه صدر امام آشنا می کند.
یکی از دوستان از بزرگی که خوشبختانه در قید حیات است و خداوند سایه پربرکت او و امثال او را بر سر سالکان راه حق و حقیقت مستدام بدارد نصیحتی خواسته بو از ایشان شنیده بود: ظاهر را رها کن.
به راستی چه درس بزرگی در این عبارت بسیار کوتاه اما پرمغز نهفته شده است .
ما غالبا گیر ظاهر خود و دیگران هستیم و همین باعث می شود نتوانیم حقائق عالم اطرافمان را آنگونه که هست ، بشناسیم .
شاید یکی از بهترین مصادیق این حقیقت ماجرای کشیک چی بازار اصفهان در دهه های دور – که احتمالا دوره ننگین قاجار باشد – که این نوشته را با ذکر آن به پایان می برم.
اخیرا دوستی، سی دی این ماجرای شنیدنی را که در قالب تئاتری اجرا شده به من داد .
قبر این کشیک چی در اصفهان است و من سالها پیش با راهنمایی عزیزی به زیارت مزار نورانی او در قبرستان تخت فولاد اصفهان مشرف شده و فیض برده ام.همو که در بازار اصفهان نگهبان شبانه بود وکسی به دلیل وضع شغلی وظاهری اش به او اعتنایی نمی کرد و نمی دانست وی دارای چه مقام ومنزلت مهم معنوی است.
راز این کشیک چی بازار اصفهان همچنان سر به مهر بود تا اینکه در ماجرایی که برای یکی از بازاریهای متدین در سفر به مکه پیش آمد و او گریان و اشک ریزان برای بر طر ف شدن مشکل خود- که احتمالا گم شدن پول سفرش در بین راه مکه بود- به امام زمان (عج)متوسل شد لحظاتی پس از این توسل کشیک چی به اذن حضرت با طی الارض از اصفهان به کمک وی شتافته و مشکل او را برطرف نمود و لحظه ای بعد دوباره به اصفهان بازگشت.
زائر اصفهانی که از این امر در بهت و حیرتی شگفت فرو رفته بود در بازگشت به اصفهان ماجرا را برای کسانی که برای زیارت قبولی به دیدار او می آمدند بیان می کرد و این در حالی بود که به کشیک چی قول داده بود در باز گشت به اصفهان این راز را با کسی در میان ننهد
کشیک چی که راز خود را برملا دید از خدا خواست با مرگ او این راز همچنان سر به مهر نگه داشته شود.لذا یکی از نزدیکانش را از خبر مرگ زود هنگام خود مطلع نمود و با پرداخت هزینه کفن و دفن خود از وی خواست مسولیت دفنش را عهده دار شود.
تا در روزهای بعد در شهر شایع شد این نگهبان شب بازار اصفهان یکی از یاران نزدیک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه است او از این عالم خاکی رخت بربسته و رفته بود.
خدایا در ظهور مولای غریبمان که دراین روزها عده ای کوته نظر با تهیه یک سی دی با عنوان به سوی ظهور خود سرانه با ذکر مصادیقی! بدون مشورت با مصادر امر، ظهور حضرتش را به سخره گرفته و با آبروی شیعه در عالم اسلام بازی کرده و می کنند تا جایی که سر وصدای مراجع بزرگ داخل وخارج و از جمله آیت الله سیستانی را هم درآورده اند که گفته در ایران چه خبر است؟ و چرا از این کارها جلوگیری نمی شود تعجیل بفرما و صفوف ما را بیش از پیش در کنارهم برای آمادگی ظهورش فشرده تر بگردان. و به ما قدرت تحملی بیش از این در درک و باور یکدیگر عنایت فرما.
منبع: کلمه
فیض الله عرب سرخی:
سیاست خارجی (Foreign Policy) به مجموعه ای از راهبردها و برنامه ها و کنش های عملی یک کشور در رابطه با دیگر کشورهای جهان اطلاق می شود که در جهت تحقق اهداف راهبردی و مرحله ای خاص آن کشور سامان یافته است. اهداف راهبردی و مرحله ای یک کشور در عرصه بین الملل می تواند متفاوت باشد و حتی در مقاطع مختلف تغییر کند اما در نگاهی کلان تأمین منافع و مصالح ملی، تقویت مؤلفه های قدرت و کاهش و یا تبدیل تهدید ها به فرصت ها در سطوح بین المللی و منطقه ای، اهداف و اصول ثابت سیاست خارجی یک کشور به شمار می آید. این تعریف کلان از اهداف سیاست خارجی می تواند شاخص و معیار مناسبی برای ارزیابی موفقیت و یا ناکامی یک حکومت در حوزه سیاست خارجی باشد. به دیگر سخن اگر کشوری در دفاع از منافع و مصالح خویش و حمایت از نیروهای همپیمان و مؤتلفان استراتژیک خود در سطح منطقه ای و جهانی موفق عمل کرد و توانست بر تحولات جاری در فضای محیطی خود تأثیر مثبتی بگذارد به گونه ای که به کاهش تهدیدها و ایجاد فرصت های جدید بینجامد آن کشور را باید در عرصه سیاست خارجی پیروز و موفق تلقی کرد.
سیاست های راهبردی جمهوری اسلامی ایران هم زمان با روی کار آمدن جریان حاکم کنونی دستخوش دگرگرگونی و یا بهتر بگوییم دگردیسی کاملی شده است. اصول گرایان حاکم سیاست خارجی دوره پیش از خود را به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را انحلال طلبانه، سازش کارانه و از موضع ضعف تحلیل می کردند. آنان سیاست خارجی مبتنی بر رویکرد تهاجمی، تنش زا و مبارزه طلبانه را جانشین سیاست حارجی تنش زدا، صلح طلب و عدالت خواه گذشته جمهوری اسلامی ایران کرده و در پاسخ به منتقدانی که طرح شعارهای ماجراجویانه و مبارزه طلبانه را به ضرر منافع و مصالح ملی می دانند، همواره بر این نکته تأکید کرده اند که اولاً اتخاذ سیاست تهاجمی ایشان علیه دشمن (اروپا و آمریکا) آنان را منفعل و ناگزیر به دفاع و در نتیجه دادن امتیاز می کند و ثانیاً محبوبیت و پایگاه مردمی جمهوری اسلامی را در سطح ملت های جهان افزایش می دهد. در باره فایده اخیر باید گفت که اصول گرایان اگر نگوییم عمل گرا، واقع بین تر از آن هستند که صرفاً به محبوبیت میان مردم مسلمان دلخوش کنند. آنان نشان داده اند به مقوله قدرت نگاهی کاملاً عملگرایانه دارند و آن جا که پای قدرت در میان است نه تنها گرفتار افکار رومانتیک و ایده آلیستی نمی شوند بلکه به سادگی از بسیاری از ارزش های اخلاقی و انسانی نیز چشم می پوشند. بنابراین منطق ایشان را در باره فایده اخبر باید بهتر فهمید. درواقع مقصود ایشان از گسترش محبوبیت در میان ملت های مسلمان این نیست که نسبت به مواضع و رفتار دولت ها در قبال ایران و حاکمیت خود بی تفاوت هستند بلکه درست برعکس معتقدند بسط محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در سطح ملت ها موجب می شود دولت ها در رفتار با ایران خود را در برابر افکار عمومی جامعه خویش یافته و به گونه ای رفتار نکنند که موجب نارضایتی و تحریک احساسات ایشان شوند. به این ترتیب جریان حاکم معتقد است با اتخاذ مواضع تهاجمی در قبال اروپا و آمریکا و در نتیجه جلب حمایت ملل جهان به ویژه ملت های مسلمان، دولت ها را ناگزیر از رفتار احترام آمیز در قبال ایران کرده و درنتیجه حاشیه امنی برای خود ایجاد می کنند.
طی ماه های اخیر شاهد تحولات شگرفی در سطح منطقه و جهان هستیم. تحولاتی که منافع و مصالح بسیاری از کشورهای چهان را تحت تأثیر و حتی چالش قرار داده است. تحولات محیط منطقه ای و بین المللی کلیه کشورها را ناگزیر ساخته تا با اتخاذ سیاست های فعال در عرصه روابط بین الملل ضمن کاهش آثار زیانبار تحولات مذکور بر منافع خود، از فرصت های پدید آمده حداکثر بهره را ببرند. به نظر می رسد تحولات و حوادث بین المللی و منطقه ای و آثاری که این تحولات بر منافع و مصالح ملی جمهوری اسلامی برجای گذاشته است فرصت مناسبی را برای سنجش میزان توفیق حاکمیت کنونی ایران در عرصه سیاست خارجی فراهم آورده باشد. به گمان من دو سه نمونه از رخ دادهای شاخص و مهم طی یک ماهه اخیر به روشنی می تواند ملاک روشنی برای داوری در این زمینه باشد:
الف: ایران و شیعیان بحرین
همزمان با شکل گیری موج دموکراسی خواهی در منطقه عربی و شمال آفریقا، اکثریت شیعه کشور بحرین که از بسیاری از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم هستند، برای استیفای حقوق انسانی و قانونی خود دست به اعتراض زدند. بدیهی است برای شعیان بحرین جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها کشور شیعی جهان و منطقه، کشوری مادر محسوب می شود و متقابلاً برای جمهوی اسلامی ایران نیز سرنوشت و وضعیت شیعیان بحرین هم به لحاظ اعتقادی و هم به لحاظ سیاسی و استراتژیک اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین میزان تأثیر جمهوری اسلامی بر بحران بحرین و نحوه حل و فصل آن می تواند یکی از مهم ترین ملاک ها و شاخص ها برای ارزیابی میزان کارآمدی و کامیابی سیاست خارجی ایران باشد. درحالی که تقریباً تمامی جنبش های مردم منطقه عربی خاورمیانه ای از تونس گرفته تا مصر و یمن(به استثنای لیبی که وضعی متفاوت دارد) به نحوی مطلوب به نفع حقوق مردم این کشورها پیش می رود، اعتراض مردم بحرین که اکثر آن ها را شیعیان محروم از حقوق سیاسی و اجتماعی تشکیل می دهد، توسط نیروهای مسلح این کشور و مداخله ارتش عربستان سعودی و در سکوت کامل مجامع بین الملل سرکوب شد. در این که اروپا و آمریکا در قبال جنبش مردمی بحرین موضعی دو گانه اتخاذ کردند و منافع خود را بر حقوق مسلم مردم معترض بحرین ترجیح دادند تردیدی نیست. ضرب المثل «گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد» حداقل برای ما ایرانیان ضرب المثل شناخته شده و پر معنایی است. اما باید دید چه عاملی موجب شده تا اروپا و امریکا با جنبش مردمی بحرین به عنوان یک استثناء و براساس معیاری دوگانه برخورد کنند و چرا دول غربی که در برابر جنبش مردمی کشورهای منطقه ناگزیر از دست کشیدن از حمایت رژیم های دیکتاتوری این کشورها شدند و بر ضرورت تحقق خواسته های مردم تأکید کردند، در قبال حکومت استبدادی آل خلیفه موضعی معکوس اتخاذ کرده و به عربستان چراغ سبز نشان دادند تا به سرکوب معترضان بحرینی بپردازد.
برای یافتن پاسخ این سئوال چندان نیازی به تحلیل های عمیق و کارشناسانه نداریم. تنها تفاوت اعتراضات مردمی بحرین با اعتراضات مردمی مصر و تونس و یمن این است که معترضان بحرینی مانند ایرانی ها اکثراً شیعه امامی هستند و بحرین در همسایگی ایران قرار دارد. ایران نیز کشوری است که به لطف سیاست های ماجراجویانه و رویکرهای مبارزه طلبانه حاکمان اصول گرای آن در سطح افکار عمومی جهان به عنوان کشوری ناآرام، مداخله گر در کشورهای همسایه و تنش آفرین معرفی شده که از هر فرصتی برای بر هم زدن اوضاع به نفع خود بهره می برد. در نتیجه طبیعی است که اروپا و آمریکا از قدرت گرفتن شیعیان بحرین در این کشور منطقه خلیج فارس که نتیجه آن قدرت گرفتن بیشتر ایران در این منطقه است، احساس خطر کرده و با جنبش مردمی این کشور به عنوان یک استثناء برخورد کنند و به سادگی به عربستان چراغ سبز بدهند تا در سطح تبلیغاتی سیاسی صورت مسئله بحران بحرین را از جنبشی مردمی و دموکراسی خواه به حرکتی شیعی در چارچوب منازعه شیعه و سنی تغییر داده و به مداخله نظامی و سرکوب جنبش بپردازد. در واقع جمهوری اسلامی نه تنها قادر به حفظ حقوق شیعیان بحرین – که به جمهوری اسلامی به عنوان کشوری مادر نگاه می کنند – نشد، بلکه به علت وجهه و موقعیت نامطلوب خود در سطح بین الملل، زمینه های سرکوب شیعیان مظلوم بحرین را فراهم آورد.به این ترتیب شیعیان بحرین که می توانستند مانند شیعیان زیدی یمن در اعتراضات حق طلبانه خود از حمایت بین المللی برخوردار باشند، قربانی سیاست های حاکمان اصول گرای ایران شدند. طنز تلخ این ماجرا آن است که حاکمان اصول گرای ایران خود را محبوب قلوب مردم منطقه و دول اروپایی و آمریکایی را منفور ملت های مسلمان می دانند اما در همان حال که شیعیان مظلوم بحرین به خاطر جمهوری اسلامی ایران به ضرب گلوله های ارتش سعودی کشته می شوند، مردم لیبی برای فرانسه و انگلیس به خاطر حمله علیه پایگاه های نظامی لیبی و انهدام توان نظامی قذافی هورا می کشند.
تصور کنید اگر ایران از جایگاه و منزلتی غیر از این در جهان برخوردار بود و همانند دوران اصلاحات با کشورهای منطقه و به ویژه عربستان سعودی روابط دوستانه و نزدیکی داشت، وضعیت جنبش اعتراضی بحرین تا چه حد متفاوت می شد. در چنین حالتی بی تردید به جای ورود ماشین جنگی عربستان به بحرین و سرکوب شیعیان این کشور، دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران این ظرفیت را می داشت که میان حاکمیت بحرین و شیعیان ناراضی این کشور میانجی گری کند و ضمن اطمینان دادن به حاکمیت بحرین، در استیفای حقوق شیعیان این کشور نقش مثبتی ایفا نماید.
با توجه به آن چه گفته شد حاکمان اصول گرای ایران را باید مسئول وضعیت مرارت بار کنونی شیعیان بحرین دانست و سرکوب شیعیان این کشور توسط عربستان سعودی را باید ناکامی بزرگ حاکمان ایران در عرصه سیاست خارجی به شمار آورد، وگرنه چه تفاوتی میان شیعیان زیدی یمن و شیعیان بحرین وجود دارد که اعتراضات یمنی ها با حمایت جامعه بین المللی مواجه شود و به رغم این که یمن همسایه جنوبی عربستان است، این کشور جرئت مداخله در یمن را نداشته باشد اما شیعیان بحرین از حمایت بین المللی محروم بمانند و عربستان از سوی اروپا و آمریکا برای سرکوب آن ها چراغ سبز دریافت کند؟
ب: ایران و ترکیه
ترکیه تنها کشور مسلمان منطقه است که روابط سیاسی اقتصای مطلوبی با ایران دارد. حزب اسلام گرای حاکم بر ترکیه البته براساس درک صحیحی که از منافع ملی کشور خود دارد، همواره کوشیده است در روابط خود با ایران مستقل از خواست و اراده آمریکا حرکت کند. در اواخر بهمن ماه سال گذشته و در حالی به علت قطعنامه های تحریم شورای امنیت سازمان ملل متحد روابط و همکاری های اقتصادی بسیاری از کشورها با ایران قطع شده است و در حالی که پس از گذشت یکسال و نیم از شکل گیری جنبش سبز، خیابان های تهران و شهرهای بزرگ ایران صحنه اعتراض سبزها بود، آقای اردوغان به همراه هیئت اقتصادی بزرگی وارد تهران شد و با درک صحیح از تمایل شدید حاکمان اصول گرای ایران برای خروج از انزوای بین المللی به توافقات اقتصادی گسترده ای با ایشان دست یافت. بلافاصله پس از بازگشت آقای اردوغاان از ایران، دولت ترکیه در چارچوب اجرای قطعنامه شورای امینت سازمان ملل علیه ایران یک هواپیمای ایرانی را توقیف و مورد تفتیش قرار داد. حدود یک ماه پس از آن دیدار گرم و توافقات گسترده، هفته گذشته دومین هواپیمای ایران در ترکیه توقیف و مورد بازرسی قرار گرفت. تلاش حاکمان اصول گرا برای منصرف ساختن دولت دوست ترکیه از گزارش محموله این هواپیمان به شورای امنیت سازمان ملل بی فایده ماند و دولت اسلام گرای این کشور، گزارش خود را که البته به ضرر ایران بود تقدیم شورای امنیت کرد.
فراموش نکرده ایم شش سال پیش آقای احمدی نژاد در نطق های انتخاباتی خود در نقد سیاست خارجی کشور می گفت روابط اقتصادی ایران با کشورها باید تابعی از موضع آن ها در قبال ما باشد. وی پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری نیز در جمع نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای مختلف بر این نکته تأکید کرد که این پذیرفتنی نیست که کشورهای دیگر از مزیت های اقتصادی رابطه با ایران استفاده کنند اما رفتار سیاسی غیر دوستانه ای با ما داشته باشند. امروز اما درنتیجه رویکردهای ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی و صدور قطعنامه های تحریم علیه ایران، حاکمان اصول گرا در چنان انزوای سختی قرار گرفته اند که تحت هر شرایطی حاضر به برقراری روابط اقتصادی با هر کشوری هستند. تنازل های سخاوتمندانه حاکمان اصول گرا در مذاکرات فروش گاز به هند را فراموش نکرده ایم. ان همه حاتم بخشی در قیمت گاز برای نگهداشتن هند در مذاکرات قرار داد خط لوله صلح نهایتاً به جایی نرسید و این کشور نیز در اجرای قطعنامه های تحریم شورای امنیت و اصرار آمریکا پس از پاکستان از این مذاکرات کنار کشید. اگر قرار باشد در میان کشورهای مسلمان دو کشور را مثال بزنیم که مردم مسلمانش به طور سنتی به ایران علاقه دارند این دو کشور هند و پاکستان خواهند بود، اما چنان که دیدیم محبوبیت ادعایی اصول گرایان حاکم در میان ملل مسلمان از جمله ملت های مسلمان این دو کشور موجب نشد تا آن ها از امضای قرار داد خط لوله صلح با ایران سرباز زنند، تا گاز ایران همچنان در هوا بسوزد و قطر به طور گسترده از میدان گازی مشترک با ایران به ضرر ما و به نحو گسترده بهره برداری کند. همان گونه که افکار عمومی مردم ترکیه که به شدت ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی است موجب نشد تا دولت ترکیه از توقیف هواپیمای ایران و گزارش محموله آن به شورای امنیت سازمان ملل خودداری کند.
ج: قطعنامه حقوق بشر
هفته گذشته شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، طی قطعنامه ای ایران را به خاطر نقض مکرر حقوق بشر محکوم کرد و دیده بانی را برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر در ایران و گزارش سالانه آن به شورا تعیین کرد به این ترتیب ایران بار دیگر در فهرست کشورهای ناقض حقوق بشر و تحت نظارت این شورا قرار گرفت.
بنا به گزارش خبرگزاری ها با توجه به فاصله موافقان و مخالفان، صدور این قطعنامه یکی از شکستهای بزرگ دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران طی سال های اخیر به شمار می آید. در بین کشورهایی که به این قطعنامه رأی مثبت داده اند نام برزیل جلب توجه می کند. همگان به خاطر دارند که سفر آقای احمدی نژاد به برزیل با چه آب و تابی در رسانه ملی کشور منعکس شد و وی چگونه از روابط گرم و صمیمانه و برادرانه دو کشور سخن می گفت. اما به گزارش خبرگزاری ها در جریان بررسی پرونده حقوق بشر ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نماینده برزیل یکی از محکم ترین مواضع را در تأیید قطعنامه و متهم ساختن ایران به نقض حقوق بشر ایراد کرد. علاوه بر برزیل، کشورهای آرژانتین، بلژیک، شیلی، فرانسه، گواتمالا، مجارستان، ژاپن، مالدیو، مکزیک، نروژ، لهستان، مولداوی، کره، سنگال، اسلواکی، اسپانیا، سوییس، اوکراین، انگلستان، آمریکا و زامبیا به این قطعنامه رای مثبت دادند. نکته حائز تأمل این که ایران در دوره دولت اصلاحات به رغم تلاش های آمریکا از فهرست کشورهای تحت نظارت شورای حقوق بشر سازمان ملل خارج شد. موضع آمریکا در این شورا در سال های اخیر آن چنان ضعیف بوده است که در سال ۲۰۰۶ میلادی به تصویب شورا، آمریکا از کشورهای اروپایی ناظر بر حقوق بشر کنار گذاشته شد. نماینده جمهوری اسلامی ایران در اجلاس اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل و در مخالفت با تصویب قطعنامه اخیر طی نطقی آمریکا را متهم به توطئه علیه ایران و تحریک اعضای شورا برای تصویب این قطعنامه کرد. تبلیغات رسمی کشور نیز پس از تصویب قطعنامه مذکور براساس همین خط تبلیغاتی آمریکا را عامل اصلی تصویب قطعنامه معرفی کرد.
سؤالی که حاکمیت اصول گرا قطعاً پاسخی برای آن نخواهد داشت این است که در زمان دولت اصلاحات نیز آمریکا به شدت با خارج شدن ایران از فهرست کشورهای ناقض حقوق بشر و تحت نظارت کمیسیون حقوق بشر مخالفت می کرد و پس از آن نیز همواره می کوشید تا ایران مجدداً تحت نظارت کمیسیون حقوق بشر قرار گیرد، اما چرا در تلاش های خود ناکام می ماند؟ آیا آن زمان ۲۲ کشوری که به قطعنامه اخیر رأی مثبت دادند مستقل بودند و یکباره وابسته شدند و یا این که وجهه و احترام بین المللی ایران به گونه ای بود که آمریکا را در تحریک کشورهای جهان علیه ایران ناکام می ساخت؟ و یا این که جدیداً آمریکا به قدرتی فعال مایشاء تبدیل شده است که هرچه اراده کند تحقق می یابد؟
سه نمونه فوق اتفاقاتی هستند که تنها طی یک ماهه اخیراتفاق رخ داده اند اگر به ماه های پیش تر برگردیم و یا بخواهیم فهرستی از ناکامی های ایران در عرصه سیاست خارجی طی یکسال گذشته را ارائه دهیم مثلاً از توقیف کشتی ها و هواپیماهای ایران در بنادر و فرودگاه های جهان و یا ماجراهای نیجریه و سنگال و … و یا قطع رابطه بانک های کشورهای مختلف با ایران و یا … بگوییم مثنوی هفتاد من خواهد شد. به گمان من همین سه نمونه برای اثبات ورشکستگی سیاست خارجی و انزوای جهانی حاکمان کنونی کافی است.
منبع: امروز
ندای سبز آزادی: مردمسالاری در مطلب کوتاهی نوشت: محمود احمدینژاد در قزوین (۱۹ خرداد ۱۳۸۵): امیدوارم ظرف ۳ سال آینده، ریشه بیکاری را قطع کنیم.
محمود احمدینژاد در کرمانشاه (۱۸ فروردین ۱۳۹۰): دولت تصمیم گرفت که تمام عزم خود را به کار گیرد که به طور پی درپی سالی ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار شغل ایجاد کند تا با کمک جوانان ظرف ۲ سال بیکاری در کشور ریشهکن شود.
نتیجهگیریها:
۱- از سال ۸۵ تا سال ۹۰ فقط یک سال گذشته است.
۲- به همین ترتیب پیش برود بر اساس وعده جدید، سال ۱۴۰۰ شمسی بیکاری ریشهکن میشود.
۳- ولی دولت فعلی فقط تا سال ۱۳۹۲ پابرجاست. پس… بقیه نتیجهگیری با خودتان!
ندای سبز آزادی: نسرین ستوده حقوقدان، وکیل دادگستری و فعال اجتماعی بیش از هشت ماه است که در یکی از سلول های بند ۲۰۹ نگهداری می شود. او وکالت پروندههای بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، ِ کودکآزاری و کودکان در معرض اعدام و خانواده های تعدادی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات را برعهده داشتهاست.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده و دو فرزند خردسالش عید نوروز امسال را نیز بدون او گذراندند. بدون اینکه در تمام مدت تعطیلات نوروز بتوانند با او ملاقاتی داشته باشند. خبرنگار کلمه در مصاحبه با رضا خندان، همسر نسرین ستوده، از آخرین وضعیت این زندانی سیاسی که از حقوق اولیه یک زندانی هم محروم است جویا شده است . همچنین در این مصاحبه رضا خندان از وضعیت روحی فرزندانش به ویژه پسر سه ساله اش نیما سخن گفت. اینکه این کودک سه ساله دلتنگی، وحشت، تنهایی، کابوسهای وحشتناک و پرخاشگری همراه همیشگی اش شده. اینکه مانند اسرای جنگی با فرزندان نسرین برخورد می کنند اینکه او به خودش قبولانده که مامان نسرین دیگه نمیآید و بابت این با همه دعوا دارد و اینکه در آخرین ملاقاتی که بچهها توسط ماموران پیش مادرشان میرفتند، جیبهای نیما را گشته بودند و یک شکلات از جیباش درآورده بودند تا مبادا به مادرش بدهد .
به گزارش کلمه متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:
از آخرین وضعیت روحی و جسمی خانم ستوده بگویید آیا ایشان همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شوند؟
وضعیت روحیهمسرم با وجود سنگینترین فشارهایی که مخصوصا در تعطیلات عید به او وارد شد، خوب است ولی از نظر بینایی دچار مشکلاتی شده است اما به درخواستش برای مراجعه به چشم پزشک هم اعتنایی نمی کنند.
آقای خندان ! با اینکه ماه ها از بازداشت همسرتان می گذرد اما هنوز ایشان به بند عمومی منتقل نشده اند؟ چرا ؟
بله .بازداشت همسرم وارد هشمتمین ماهاش شده است اما هنوز در بند ۲۰۹ است.
آیا ایشان در سلول انفرادی نگهداری می شوند؟
در حال حاضر با یک زندانی دیگر نگه داری می شود ولی در روزهای پایانی سال بعد از اینکه هم سلولی اش آزاد شد، در انفرادی بود. در سال جدید هم با رفتن هم سلولی جدیدش دوباره تنها ماند که در اعتراض به این مساله مجبور به اعتصاب غدا شد و اکنون با زندانی دیگری هم سلول شده است.
خانم ستوده نوروز هم به مرخصی نیامدند برای گرفتن مرخصی برای ایشان شما چه اقدامی کردهاید؟ یعنی می خواهم بدانم به چه مراجع قانونی مراجعه کرده اید وآنها چه پاسخی به شما داده اند ؟
من به مدت ۳ روز کامل در دادستانی حاضر شدم و یک نامهی کلی در مورد شرایط بازداشت و ملاقاتها و دو فرم تقاضای ملاقات حضوری دادم، با وجود اینکه دادستان در مقابل ۳۰ نفر از خانوادهها گفت که تقاضا بدهید ملاقات حضوری میدهیم، ولی عملا نه تنها مرخصی و ملاقات حضوری ندادند بلکه ملاقات کابینی هم در ۱۵ روز فروردین به ما داده نشد.
یعنی در ایام عید اجازه هیچ گونه ملاقاتی به فرزندان شما داده نشد و نوروز فرزندان کوچک شما نتوانستند مادرشان را ببینند ؟
حتی برای یک ثانیه هم مادرشان را ندیدند، چه به صورت حضوری و چه کابینی. حتی با وجود این که ۱۱ فروردین تعطیل رسمی نبود، درسالن ملاقات را بسته بودند و خانوادهها ۴-۵ ساعت پشت در سالن ملاقات ماندند، و هیچ کس هم جوابمان را نداد به طور مشخص باید خدمت شما بگویم که من به عنوان همسر ایشان در نزدیک به ۸ ماه بازداشت همسرم، یک ثانیه ملاقات حضوری نداشته ام شاید این طور بگویم بهتر باشد، من اصلا نمیدانم سالن ملاقات حضوری چه شکلی است.
چه مدت است که خانم ستوده فرزندانش را ندیده است ؟
الان بیش از بیست روز شده است، این در حالی است که ۲۰ روز قبل هم نیما که سه سال دارد به مدت شش یا هفت دقیقه مادرش را دید.
یعنی منظورتان این است که بچه ها را با ماموران زندان به نزد مادرشان می فرستند و مانع رفتن شما می شوند؟این مساله برای آنها سخت نیست؟
این مسئله سخت و آزار دهنده است این رفتار و این لحظه بدترین قسمت کل جریان بازداشت همسرم هست و بچهها مثل اسرای جنگی تلقی میشوند. با این کار فقط در دل آنها فقط بذر نفرت کاشته میشود.
نوروز امسال بدون حضور همسرتان برای شما و فرزندان تان چگونه گذشت؟
آن قدر سخت بود که نه میشود نوشت و نه می توان بازگو کرد، اساسا هیچ کس نمیتواند این سختی و سنگینی را حس کند.
آیا این اولین نوروزی بود که ایشان در کنار شما و فرزندان شان نبود؟
بله. اولین عید نوروزی بود که ما با عکس و خاطرات و تکیه کلامهایش سپری کردیم ملاقات های ما آن قدر کم و همیشه از پشت دیوارهای کابین بوده که دیگر باید سعی کنیم وجود نسرین را در ذهنمان ترسیم کنیم.
آقای خندان! فرزندان تان در چه شرایطی به سر می برند آیا در سال نو و با گذشت مدت زمان طولانی از بازداشت مادرشان شرایط روحی مناسبی دارند ؟ به ویژه اینکه سال نو را هم در فضایی سخت آغاز کردند ؟
مهراوه دختر بزرگم که یازده ساله است آن قدر بزرگ منش و مغرور است که به هیچ عنوان دلتنگیهایش را بروز نمیدهد و این خطرناکترین حالت برای یک کودک است. نیما پسر سه ساله ام اما این روزها در یک نوع اوج بحران روحی است که در این مدت ندیده بودیم یا بروز نمیداد .دلتنگی، وحشت از تنهایی، کابوسهای وحشتناک، پرخاشگری و خشم در حال تخریب روح حساس و لطیفاش است.
او به خودش قبولانده که مامان نسرین دیگه نمیآید و بابت این با همه دعوا دارد و تلاش ما برای متقاعد کردنش بینتیجه مانده است.
در آخرین ملاقاتی که بچهها توسط ماموران پیش مادرشان میرفتند، جیبهای نیما را گشته بودند و یک شکلات از جیباش درآورده بودند تا مبادا به مادرش بدهد .
آیا وکلای خانم ستوده به تحولی در پرونده امیدوارند آنها در این باره چه اقدامی کرده اند؟
وکلای محترم پرونده که من لازم میدانم در اینجا از همه آنها سپاسگزاری کنم، تا اینجا تمام توانشان را به کار بسته اند، ولی متاسفانه جواب مثبت نگرفته اند و در حال حاضر هیچ چشمانداز مثبتی هم وجود ندارد چرا که حتی
اجازه نمیدهند آنها شماره شعبه تجدید نظر کننده را بدانند، چه رسد به این که بتوانند دفاع کنند و معلوم هم نیست شعبه تجدید نظر تا چه حدی به این دفاعیات توجه کند.
خود شما چه در خواستی از مسوولان قوه قضاییه دارید ؟
فقط خواهان آزادی بیقید و شرط همسرم هستم.
ندای سبز آزادی: با وجود اینکه محمود احمدینژاد در اولین کنفرانس خبری خود در سال ۱۳۹۰ اعلام کرد که دولت هیچگونه بدهی به سازمان تامین اجتماعی و یا ارگانی دیگر ندارد، عضو کمیته تحقیق و تفحص از شستا ضمن بیان اینکه دولت به تامین اجتماعی بدهکار است و این بدهی نیز در حال افزایش است، گفت: دولت سعی دارد تا با فروش کارخانههای ورشکسته به سازمان تامین اجتماعی بدهی خود را به این سازمان جبران کند.
علی زنجانی حسنلوئی در گفتوگو با خانه ملت، در پاسخ به سوالی درخصوص وضعیت سازمان تامین اجتماعی با اشاره به نتیجه کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی، گفت: طبق نتایج بدست آمده دولت هزاران میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است و این موضوع را مسئولان تامین اجتماعی به کرات اعلام کردهاند.
نماینده نقده و اشنویه در مجلس اظهار داشت: دولت سعی دارد تا با فروش برخی از کارخانهها به تامین اجتماعی این بدهی را پرداخت کند که این مسأله موجب نارضایتی و اعتراض مسئولان تامین اجتماعی شده چرا که این کارخانهها خود ورشکسته و بدهکار هستند.
عضو کمیته تحقیق و تفحص از شرکتهای شستا کارخانه بافت آزادی را یکی از این کارخانهها اعلام کرد که میلیاردها دلار بدهی دارد.
زنجانی حسنلوئی ادامه داد: فروش اینگونه کارخانهها به تامین اجتماعی نه تنها سودی برای این سازمان ندارد بلکه موجب افزایش زیان تامین اجتماعی میشود و چرا که مجبور است بدهی این کارخانهها را نیز پرداخت کند.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با تاکید بر اینکه دولت به تامین اجتماعی بدهکار است و باید بدهی خود را پرداخت کند، گفت: در صورت عدم پرداخت بدهی دولت به تامین اجتماعی این شرکت مجبور به فروش سرمایه خود میشود که نهایتا میتواند حقوق ۷ تا ۸ ماه پرسنل خود را پرداخت کند و پس از آن نیز تامین اجتماعی به بدنه دولت باز خواهد گشت.
ندای سبز آزادی: یک منبع رسمی اردن به روزنامه “العرب الیوم” چاپ امان گفت که زمان سفر پادشاه اردن به تهران مشخص نشده است.
به گزارش عصر ایران، روزنامه العرب الیوم می نویسد: این منبع رسمی اردنی این مطلب را در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران مطرح کرد که گفته بود : “سفر پادشاه اردن به تهران به تعویق افتاده است.”
این منبع رسمی اظهار داشت: زمان سفر عبدالله دوم پادشاه اردن به تهران تعیین نشده است که بخواهد با تعویق روبه رو شود. دعوت احمدی نژاد از عبدالله دوم پادشاه اردن برای سفر به تهران مورد پذیرش قرار گرفته اما زمان آن تعیین و مشخص نشده است.
این نخستین واکنش در اردن نسبت به اخبار سفر پادشاه این کشور به تهران است.
احمدی نژاد پیش از این در کنفرانس مطبوعاتی گفته بود: پادشاه اردن بنا به دلائلی سفر خود به تهران را عقب انداخت و این مسئله هیچ ارتباطی به انتشار یک مقاله یا فضاسازی رسانه ها ندارد.
ندای سبز آزادی: امام جمعه اهل تسنن می گوید انقلابهایی که در کشورهای مختلف در حال وقوع است، نتیجه استبداد است و حکومتی پایدار می ماند که دیدگاه مخالفانش را بشنود.
به گزارش سنی آنلاین، مولانا عبدالحمید؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های این هفته نماز جمعه زاهدان با بیان این مطلب گفت: جای تعجب است که با اینکه اسلام دین اعتدال و میانه روی است و منش قرآنی و سنت بر اعتدال استوار است، اما بیشتر دیکتاتورها و مستبدان بر کشورهای اسلامی حاکم هستند. بسیاری از این دیکتاتورها قوانین را به نفع منافع استبدادی خود و گروههایشان تغییر داده اند.
وی افزود: ملتهای مسلمان از سیستمهای تک حزبی و استبدادی خسته شدند و با وجود اینکه کشته و زخمی می دهند و ماهها در خیابانها تظاهرات می کنند اما عقب نمی نشینند و فریاد آزادی سر می دهند، زیرا مهمترین نیاز انسان نان و مسکن نیست بلکه آزادی است.
مولانا عبدالحمید گفت: بررسی دوران پیامبر صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین نشان می دهد که در آن زمان تا چه اندازه آزادی وجود داشته است که حتی بردگان، کنیزها و کودکان سخن و نظر خود را آزادانه بیان می کردند. حضرت عمر به عنوان خلیفه مسلمانان با لباس وصله دار بر روی منبر حاضر می شود و یک زن به بخشی از سخنان آن حضرت اعتراض می کند و حضرت عمر زمانی که استدلال درست آن زن را می شنود به راحتی آن را می پذیرد و سخن خود را پس می گیرد. لباس جنگی حضرت علی گم می شود؛ وقتی آن را نزد یک یهودی می بیند از وی به قاضی منصوب خود شکایت می کند و قاضی در دادگاه بر علیه حضرت علی قضاوت می کند و ایشان در این قضیه محکوم می شود. این نوع قضاوت عادلانه در اسلام موجب اسلام آوردن شخص یهودی می شود.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: اگر چه بسیاری از حاکمان جهان اسلام خود را مسلمان می نامند اما عملکردشان اسلامی نیست و استبدادی است. آنان حتی در انتخابات همه چیز را به نفع خود مصادره می کنند. شرایطی که امروز در جهان جریان دارد علیه استبداد، تنگ نظری و خودرأیی است. تنگ نظری و استبداد اگر در خانواده وجود داشته باشد کانون خانواده از هم می پاشد، در مسجد، قداست مسجد را از بین می برد و در جامعه اگر وجود داشته باشد میان مردم دودستگی و اختلاف ایجاد می کند و جامعه از هم می پاشد.
مولانا عبدالحمید افزود: ما نباید اسلام و مذهب را انحصاری کنیم. هر کس آنچه را درست تشخیص می دهد باید به آن عمل کند. زیرا استبداد در دین و مذهب نیز باعث از بین رفتن دین و مذهب می شود. هر کس حق دارد خدا را آنگونه که می شناسد بپرستد. حکومتی در دنیا پایدار است که دیدگاه مخالفانش را بشنود. هر کس حق آزادی عقیده و بیان گروه یا فردی را محدود کند او یک مستبد و دیکتاتور است. هیچ کس نباید حقوقی را که خداوند به انسان عطا فرموده است از او بگیرد. حکومت حق ندارد برای اقامه نماز و تعلیم مسایل دینی از مردم مجوز مطالبه کند. این حقی است که خداوند به انسان داده است و هیچ کس نمی تواند حق عبادت و آزادی بیان را از انسان بگیرد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه گفت: اقلیت یا اکثریت، زرتشتی یا مسیحی و یهودی و غیره همه باید بطور یکسان آزادی عقیده و بیان داشته باشند. فریاد امروز ملتهای مسلمان علیه دیکتاتوری و استبداد حاکمان آنهاست.
وی با اشاره به اهانت یک کشیش مسیحی به کتاب آسمانی مسلمانان گفت: من از ملت غیور افغانستان که به اهانت بیشرمانه به قرآن اعتراض کردند تشکر می کنم. فردی که چنین عملی را انجام داده و به قرآن کریم اهانت کرده است باید در بیمارستان روانپزشکی نگهداری و تحت مداوا قرار گیرد، زیرا در قرآن به اعتقادات هیچ یک از ادیان اهانت نشده بلکه از پیامبران الهی و تورات و انجیل در آن تمجید شده است،و فردی که قرآن را به آتش می کشد دچار جنون و استبداد رأی است.
مولانا عبدالحمید گفت: بقای ممالک در رعایت حقوق همه اقشار جامعه است. اسلام می گوید نه ظلم کنید و نه مورد ظلم واقع شوید.
ندای سبز آزادی: عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به نزدیک بودن پایان مهلت قانونی معرفی وزیر برای وزارت راه و ترابری، یادآور شد: تا پیش از بررسی لایحه بودجه در صحن علنی مجلس، تعیین تکلیف وزارت راه و ترابری ضروری به نظر میرسد.
“حسین سبحانینیا” در گفتوگو با خانه ملت، درباره فرجه قانونی رئیس دولت برای معرفی وزیر راه و ترابری به مجلس، گفت: این مهلت در ۱۲ اردبیهشت ماه به پایان میرسد چون طبق قانون رئیس جمهور تنها ۳ ماه میتواند یک وزارتخانه را به شکل سرپرستی اداره کند.
وی افزود: کمیسیون تلفیق مجلس هم اکنون مشغول بررسی لایحه بودجه ۹۰ است و تا چند وقت دیگر آن را نهایی و به صحن ارائه میکند در این فاصله تعیین تکلیف وزارت راه و ترابری ضروری به نظر میرسد زیرا اعتبار هر سازمان، دستگاه یا وزارتخانه در ردیفی هم نام با آن تعریف میشود که از این رو دیگران حق استفاده پیدا نمیکنند.
عضو هیئت رئیسه مجلس اظهار کرد: وزارت ورزش و جوانان نیز الان چنین وضعیتی را دارد و دیگر سازمانهای تربیت بدنی و ملی جوانان نمیتوانند پس از تصویب بودجه ۹۰ از دریف بودجه این وزارت خانه استفاده کنند. بنابراین رئیس دولت برای آنکه جلوی صدمه خوردن ورزش کشور را بگیرد باید وزیر پیشنهادی را در اسرع وقت به مجلس معرفی کند.
وی ادامه داد: بعداز تعطیلات نوروزی در هر جلسه علنی یکی دو نفر از نمایندگان نسبت به بلاتکلیفی دو وزارتخانه راه و ترابری و ورزش و جوانان تذکر میدهند که به طور قطع بعداز تصویب بودجه ۹۰ سیر تذکرات شدیدتر خواهد شد.
“حمید بهبهانی” وزیر سابق وزارت راه و ترابری روز ۱۲ بهمن ۸۹ از سوی مجلس استیضاح شد و از آن تاریخ علی نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی سرپرستی این وزارتخانه را به عهده گرفت.
آرش حسینی پژوه
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، فعال حوزه زنان و همسر مصطفی تاجزاده است که بیش از یک ماه و نیم از بازداشتش میگذرد، گفتی است وی در این مدت دو بار دست به اعتصاب غذا زده است.
در همین رابطه ندای سبز آزادی گفتگویی را با علی طباطبایی عضو جبهه مشارکت و داماد مصطفی تاج زاده و فخرالسادات محتشمی پور انجام داده است.
علی طباطبایی در گوشه ای از این مصاحبه با اشاره به اعلام روز یکشنبه از سوی جبهه مشارکت به عنوان برگزاری روزه سیاسی در همبستگی با فخرالسادات محتشمی پور گفت « اعلام روزه سیاسی که به صورت نمادین و به عنوان همبستگی با خانم محتشمی پور به عنوان سمبل دفاع از زندانیان سیاسی و خانواده هایشان صورت گرفته عملا وسیله ای است برای اعلام همبستگی با تمام کسانی که این روزها تنها بدلیل حق خواهی و بدون برخورداری از کمترین حقوق انسانی، در حسرت دیدار خانواده های خود در زندان به سر می برند »
متن کامل این گفتگو بدین شرح است:
خبر اعتصاب غذای دوم خانم محتشمی پور را که برخی از رسانه ها منتشر کرده اند تایید میکنید؟ ایشان اکنون در چه وضعیتی هستند؟
این خبر توسط خانواده ی محتشمی پور منتشر شده و کاملا درست است. خانم محتشمی پور در آخرین ملاقات خود با دخترشان که جمعه ی گذشته بوده اعلام کرده اند که از روز دوشنبه 15 فروردین برای بار دوم دست به اعتصاب غذا خواهند زد و دلیل این اعتصاب هم عدم توجه به خواسته های همیشگی ایشان است. همانطور که در اعتصاب بار اول هم اعلام شد خانم محتشمی خواستار انتقال آقای تاجزاده از قرنطینه به بند عمومی و برخورداری از حقوق اولیه مانند تماس تلفنی، حق ملاقات و همینطور اجازه انجام "ام آر آی" که توسط پزشکان خود زندان ضروری اعلام شده ، هستند. ایشان همچنین بدلیل نگرانی از وضعیت جسمی آقای تاج زاده خواهان ملاقات با همسرشان هستند.
از وضعیت خانم محتشمی پور خبری در دست دارید؟
خیر.پس از آخرین ملاقات دیگر خبری در دست نیست و تنها با خبریم که از روز دوشنبه اعتصاب غذای خود را شروع کرده اند.
از محل نگهداری خانم محتشمی پور در زندان مطلع هستید؟
بله. ایشان هم چنان در بند دو الف زندان اوین و در انفرادی نگهداری می شوند.
آیا مطلع هستید که اتهامی به خانم محتشمی پور در این مدت تفهیم شده است یا خیر ؟
تا کنون هیچ موردی به طور رسمی و به عنوان اتهام اعلام نشده است. اوایل گفته می شد که دستگیری خانم محتشمی پور به دلیل نوشته ها، نامه های سرگشاده، عریضه ها و حمایت ایشان از زندانیان سیاسی و خانواده های این زندانیان بوده و ایشان باید برای این موارد پاسخ گو باشند اما در ملاقات آخر خانم محتشمی پور گفته اند که بیشتر بازجویی ها در خصوص آقای تاجزاده و فعالیت های ایشان بوده و هم چنین به این امر هم اعتراض داشتند که بر خلاف اینکه در بازجویی ها نشان می دهند که ایشان برای نوشته هایشان مورد فشار قرار می گیرند اما عملا به دنبال راه و بهانه ای برای اعمال فشار بیشتر بر آقای تاجزاده هستند.
از وضعیت آقای تاجزاده اطلاع دارید ؟
آقای تاجزاده در شرایطی به زندان منتقل شدند که در حال گذراندن دوران نقاهت بعد از عمل دیسک کمر بودند و علاوه بر مشکل کمر درد، درد گردن دارند که باید تحت درمان قرار بگیرند. پزشکان زندان انجام " ام آر آی" برای تشخیص دردهای ایشان را ضروری اعلام کرده اند که متاسفانه اصلا توجهی نشده، بیماری نقرس هم که وضعیت جسمی دشواری را برای آقای تاجزاده فراهم می کند. با تمام این احوال ایشان در تمام این مدت هم در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی روزه دار بوده اند که باعث شده از نظر جسمی ضعیفتر بشوند. یکی از دلایل اعتصاب و اعتراض خانم محتشمی هم بیماری و شرایط سخت جسمانی و عدم دسترسی به پزشک معالج تاجزاده بوده و خواسته شان برخورداری از حقوق اولیه انسانی و درمان در زندان است اما به طور کلی علاوه بر بیماری و نگرانی های جسمی خوشبختانه آقای تاج زاده مثل همیشه از روحیه بسیار خوبی بهره مند هستند و در ملاقات آخر هم که نزدیک نوروز و سال نو بوده به دخترشان اعلام کرده اند که به روزه های اعتراضی خود تا پایان این وضعیت و اعتراض به این برخوردهای غیرقانونی ادامه می دهند و تاکید کرده بودند که اینها بالاخره مجبورند حقوق اولیه زندانیان را فراهم کنند به همین دلیل از خانواده هم خواسته بودند که دیگر هیچ گونه درخواستی از مسئولین زندان نداشته باشند.
بعد از آخرین ملاقاتی که خانم محتشمی با دخترشان داشته اند ، آیا دوباره برای ملاقات مجدد درخواستی صورت گرفته یا خیر؟
بعد از آخرین ملاقات برای ملاقات مجدد درخواست شده که هنوز رسیدگی نشده و جوابی داده نشده و همه ی این خبرها و اطلاعات از وضعیت خانم محتشمی به آخرین ملاقات بر می گردد.
وضعیت فرزندان خانم محتشمی و آقای تاجزاده در شرایطی که هم پدر و هم مادرشان در زندان به سر میبرند، چگونه است ؟
ایشان دو دختر دارند که فاطمه دختر کوچکشان در ایران و به همراه پدر و مادر و در همان خانه زندگی می کردند که پس از بازداشت خانم محتشمی پور به این دلیل که ماموران امنیتی کلید خانه را دارند و منزل امن نیست کمتر در منزل حضور دارند و بیشتر نزد اقوام و دوستان هستند. خصوصا بعد از حمله ای که پس از بازداشت خانم محتشمی پور توسط ماموران به منزل رخ داده بود و کاملا خانه را به هم ریخته بودند و یک سری از وسایل از جمله آلبوم ها و عکسهای خصوصی را هم با خودشان برده بودند، در منزل احساس امنیت نمی کنند.
روز یکشنبه به دعوت جبهه مشارکت برنامه روزه سیاسی برای حمایت از زندانیان سیاسی برگزار می شود، نظر شما در اینباره چیست؟
این اعلام روزه عمومی نه تنها اعلام همبستگی با خانم محتشمی پور و آقای تاجزاده، که همبستگی با تمام زندانیان سیاسی و خانواده هایشان است. این زوج نماد دفاع از حقوق مردم هستند.خانم محتشمی پور وقتی که بیرون از زندان بودند تمام تلاششان این بود که صدای خانواده های زندانیان سیاسی باشند، ایشان با وجود تهدیدهایی که شده بودند حاضر نشدند ساکت بنشینند و شاهد اجحاف در حق زندانیان و خانواده هایشان باشند. آقای تاج زاده هم تاوان پیگیری حقوق مردم در انتخابات و شکایت از کودتاگران را می دهند و با وجود تمام فشارها و برخوردهایی که با ایشان صورت گرفته هنوز هم از مواضع خود کوتاه نیامده اند و در آخرین مقاله خود هم اعلام کرده اند که تا آخر عمر پیگیر این تخلفات خواهند بود. بنابراین این اعلام روزه سیاسی که به صورت نمادین و به عنوان همبستگی با خانم محتشمی پور به عنوان سمبل دفاع از زندانیان سیاسی و خانواده هایشان صورت گرفته عملا وسیله ای است برای اعلام همبستگی با تمام کسانی که این روزها تنها بدلیل حق خواهی و بدون برخورداری از کمترین حقوق انسانی، در حسرت دیدار خانواده های خود در زندان به سر می برند.
ندای سبز آزادی - کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران طی گزارشی مقامهای جمهوری اسلامی را متهم کرد که در زندان وکیلآباد مشهد «اعدامهای دستهجمعی مخفیانه» انجام میدهند و بهرغم وجود «شرایط غیرانسانی» در این زندان «هیچ اقدامی در راستای تصحیح این شرایط» نمیکنند.
این سازمان مدافع حقوق بشر در بیانیه مطبوعاتی خود که روز جمعه منتشر شد خواستار آن شده است تا شرایط زندان ۱۳ هزار نفری وکیلآباد و سایر زندانهای ایران در برنامه کار گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر قرار بگیرد.
در بیانیه روز جمعه کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران آمده است که مقامات قوه قضائیه ایران در پاسخ به پرسش کارمندان کمیساریای عالی حقوق بشر «انجام ۶۰ اعدام مخفی را در این زندان [وکیلآباد مشهد] مورد تایید قرار دادهاند».
به نوشته این بیانیه، این مطلب در گزارشی که روز ۱۴ مارس توسط دبیرکل سازمان ملل در جریان اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل مطرح شد درج شده است.
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران از «گزارشهای موثقی» میگوید که «تعداد واقعی اعدامها را بسیار بیشتر اعلام میکنند و حداقل ۳۰۰ زندانی در سال ۲۰۱۰ میلادی به صورت مخفیانه در زندان وکیلآباد مشهد اعدام شدهاند».
هادی قائمی، سخنگوی کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران، در بیانیه جدید این کمپین زندان وکیلآباد را «جهنم روی زمین» توصیف کرده و میافزاید که این زندان «جایی است که زندانیان با ازدحام بیش از حد، خطرات بهداشتی، تحقیر، و اعدامهای گروهی و مخفیانه روبهرو هستند».
ندای سبز آزادی - خریدار خودروی محمود احمدی نژاد بیش از 1200 میلیارد تومان به شبکه بانکی ایران بدهکار است.
به گزارش ندای سبز آزادی و به نقل از وب سایت فردا، هفته نامه حميد رسایی نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی در شماره اخیر خود اینطور از ثروت افسانهای این خریدار خودروی قدیمی خبر میدهد: شنیده شده است فردی که خودروی احمدی تژاد را خریداری کرده است در سالهای گذشته تنها دارائیش یک سوله بوده که به عنوان انبار و کارهای کوچک صنعتی استفاده میکرده است. به تدریج نامبرده از طریق ارتباطات مختلف دولتی به ثروت کلانی دست پیدا میکند. وی در حال حاضر ۳۰درصد سهام بانک گردشگری و ۳۴درصد بانک سامان و بخشی از سهام ایران خودروی تبریز و شرکت هواپیمایی آتا را دارد.
گفته میشود وی با هماهنگی بقایی و کمک عبدالله گل توانسته است تا پوشش این خطوط هواپیمایی (آتا) را بگیرد. وی در کارخانههای فولاد سهام دارد و قریب به هزار و دویست میلیارد به شبکههای بنکی کشور بدهکار است. گفته میشود که نامبرده جزو ۱۰ سرمایه دار برتر کشور است.
از سوي ديگر پیش از این نیز برخی سایتهای خبری مدعی شده بودند خریدار کاپشن احمدینژاد که پیشنهاد ۵۴ میلیون تومان برای این خرید را داده بود و گفتگوهایی نیز با رسانهها نیز درباره اقدام خیرخواهانه خود داشته، فردی است به نام «مهدی ابراهیمیزاده» که فعالیت پررنگی در صنعت برج سازی و البته صنعت کنکور دارد.
مهدی ابراهیمیزاده متولد شهر بن در آلمان در مراسم تحویل خودروی رییس جمهور خطاب به برنده مزایده اظهار داشت: من به عنوان یکی از دوستداران و علاقه مندان به رییس جمهور ایران خریدار خودروی شخصی وی بودم.
وی همچنین اظهار داشت: پیشنهاد ۱۵۰هزار یورویی بالغ بر ۲۲۵ میلیون تومان از طرف من برای خرید خودروی رییس جمهور بوده است.
ابراهیمیزاده همچنین گفت: در اختیار داشتن کاپشن رییس جمهور من را برآن داشت تا با پرداخت ۵۴میلیون تومان آن را به دست بیاورم.
ندای سبز آزادی - یکی از وب سایتهای حامی دولت خطاب به هواداران آیت الله خامنه ای رهبر ایران نوشته است که عملکرد شما باعث شد تا احمدی نژاد با دشمن امام زمان دوست شود.
به گزارش ندای سبز آزادی به نقل از وب سایت دیگربان، سایت «دولتیار» وابسته به دولت نوشته که حامیان علی خامنهای کاری با محمود احمدینژاد کردند که وی مجبور شد «سفیانی» {دشمن امام زمان} را به دوستی بگیرد.
سایت «دولتیار» روز شنبه (۲۰ فروردین) در واکنش به یادداشت انتقادی حسین شریعتمداری درباره «مستند ظهور» از وی و حامیان علی خامنهای پرسیده است: «ببینید چه بر سر شعیب آوردهاید که سفیانی را به دوستی گرفته است؟»
در «مستند ظهور بسیار نزدیک است» که از سوی حامیان دولت تهیه شده، از احمدینژاد با عنوان شعیب ابن صالح و از ملک عبدالله با عنوان «سفیانی» زمان ظهور امام دوازدهم شیعیان نام برده شده است.
براساس روایات شیعی شعیب از یاران امام زمان و سفیانی از دشمنان سرسخت وی به شمار میروند.
حسین شریعتمداری در یادداشتی که امروز در روزنامه کیهان منتشر کرده با حمله به این مستند٬ از تهیه کنندگان آن سئوال کرده که چگونه میشود شعیب (احمدینژاد) از سفیانی (ملک عبدالله) برای سفر به تهران دعوت به عمل آورد؟
اشاره مدیرمسئول روزنامه کیهان به دعوت سال گذشته احمدینژاد از ملک عبدالله پادشاه اردن برای سفر به ایران است که این سفر تاکنون به علت مخالفت علی خامنهای صورت نگرفته است.
سایت «دولتیار» در واکنش به این یادداشت روزنامه کیهان٬ نوشته که حسین شریعتمداری «از بس تحلیلهای امنیتی-اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی» ارائه کرده٬ دچار سوء تفاهم شده است.
این سایت نوشته که «کیهان همه را منافق، منحرف، جاسوس، مخملی و... میداند مگر خلافش ثابت شود و البته مثل همیشه سندش هم موجود است.
ندای سبز آزادی - یکی از اصلی ترین حامیان محمود احمدی نژاد در دو انتخابات گذشته اسفندیار رحیممشایی و محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس دولت را به عنوان فتنه گران آینده معرفی کرد و گفت: " طرح فروش خودروی احمدینژاد «فریبی» بیش نبود٬ کسی جرات انتقاد از رئیس دولت را ندارد و اطرافیان احمدینژاد فریبکار هستند. "
به گزارش ندای سبز آزادی، عباس سلیمی نمین روز شنبه در گفتگو با خبرگزاری فارس افزود: اسفندیار رحیممشایی و محمدرضا رحیمی با تملق از احمدینژاد سعی دارند با بازیهای فریبکارانه و تبلیغاتی منافع سیاسی و اقتصادی به دست آورند.
رئیس مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران گفته که رحیممشایی و رحیمی دوستدار احمدینژاد نیستند «اما به دلیل اینکه میبینند نزدیک شدن به رئیس جمهور میتواند آنها را برخوردار از امکانات کند به او نزدیک و از او تملقگویی میکنند.»
سلیمی نمین اظهار داشته که «بسیاری از افراد میگویند اگر به احمدینژاد انتقاد کنیم ما را طرد میکنند. یک روحانی بر جسته نزدیک به احمدینژاد هم میگفت اگر از او انتقاد کنم من را از اطراف او طرد میکنند و وزرا نیز جرات انتقاد از او را ندارند.»
اظهارات عباس سلیمی نمین در شرایطی ایراد میشود که بسیاری از محافظهکاران در دو سال گذشته بارها از اقدامات و تصمیمات دولت احمدینژاد انتقاد کرده و نسبت به راه اندازی فتنهای عمیق از سوی دولتیها ابراز نگرانی کردهاند.
محافظهکاران که در انتخابات سال ۱۳۸۸ به نفع احمدینژاد دست به تقلب گستردهای زدند٬ حال تلاش میکنند که دولت وی پس از پایان در دولت یازدهم ادامه نیابد.
ندای سبز آزادی - حمید بقایی از نزدیکترین یاران و مریدان اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاونت اجرایی دولت کودتا منصوب شد.
به گزارش ندای سبز آزادی این اتفاق در حالی رخ می دهد که حمید بقایی هم اکنون رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، دبیر شورای عالی مناطق آزاد، و نماینده احمدی نژاد در امور آسیاست.
همچنین محمود احمدی نژاد با تشکر از زحمات اسفندیار رحیم مشائی، حمید بقائی را به "سرپرستی نهاد" ریاست جمهوری نیز منصوب کره است. او در این حکم از زحمات سرپرست پیشین نهاد ریاست جمهوری، اسفندیار رحیم مشائی که در شهریور ۸۸ جایگزین علی سعیدلو، شده بود تشکر کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر