
مهدی کروبی در روزهای پایانی سال ۸۹ با انتقاد دوباره از وضعیت بحرانی کشور گفت: «متاسفانه جمهوریتی که از درون نظام برخاسته دچار استبداد زدگی شده است.«
به گزارش سحام نیوز، وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی، آقای کروبی که با جمعی از دانشجویان و اعضای شاخه جوانان حزبش در اصفهان و گیلان دیدار داشت، افزود: گفت: «این انفجار و اعتراضات مردمی فقط برای این انتخابات نبود چراکه از مجالس هفتم و ریاست جمهوری نهم به بعد و رد صلاحیت های گسترده باعث این انفجار و حوادث این چنینی شد.«
آقای کروبی که یک روز پیشتر هدف شدیدترین حمله ها قرار گرفته بود و عوامل کودتا تحت عنوان نیروهای مردمی بر در و دیوار خانه اش شعار نوشته بودند، گفت: »خودشان هم خوب میدانند که ما نه جاسوسیم و نه از بیگانه خط میگیریم.تنها دلسوز این نظام هستیم و برای حفظ آن تلاش میکنیم و فقط معترضیم.»
این رهبر جنبش سبز بار دیگر تاکید کرد که دولت کنونی متکی به آرای مردم نیست و اساسا کار در جمهوری اسلامی به جایی رسیده که انتخابات »بی خاصیت شده و فقط اسم و تشریفاتی از آن باقی مانده، آنهم با دخالت های متعدد و اعمال نفوذ های فراوان از جانب برخی افراد.»
آقای کروبی که در انتخابات ریاست جمهوری دور قبل هم ظرف چند ساعت با وجود پیشتازی، از رسیدن به مرحله دوم بازمانده بود، به رای گیری های قبلی اشاره کرد و گفت پس از انتخابات مجلس هشتم مشخص شده که «در شورای نگهبان به جز یکنفر و آنهم دبیر شورا کسی کاره ای نیست و برخی پرونده ها در شورا اصلاً مطرح نمیگردد.»
وی سپس به ذکر خاطره ای پرداخت: «بعد از انتخابات مجلس هشتم از دوست محترممان، جناب آقای امامی جمارانی خواستم تا جلسه ای را ترتیب دهند و از بزرگان مجمع روحانیون مبارز و دوستان دعوت کردند و من گزارشی در آن جلسه ارائه کردم که بسیار برایشان تازگی داشت. به آنها گفتم انتخابات سالم دیگر برگزار نخواهد شد، اگر این موضوع حل نشود ماجرای مشروطه و انتخابات بی خاصیت را در پی خواهد داشت.»
آقای کروبی افزود: «آقایان میگویند ۸۵% مردم بر سر صندوق های رای رفتند و رئیس جمهورشان را با رای بسیار بالایی رقبای خود را شکست داد. در صورتی که سه رئیس جمهور قبلی کشور در ۲۴ سال و هرکدام دو دوره پیاپی؛ رئیس جمهور این کشور بودند. دو تن از این بزرگان در انتخابات دوره دومشان با آراء کمتر و فاحش و قابل تاملی نسبت به دور اول پیروز شدند و تنها نفر سوم توانست با آراء نسبتا بیشتری یعنی ۱میلیون و نیم رای بیشتر نسبت به دور اول در انتخابات پیروز شود، در عین حال که شرکت کننده کمتر بود. حال چگونه باید باور کرد که دولت فعلی با اینهمه تورم و اعتراضات و بیکاری و روابط بین الملل ضعیف اینبار از طرفی ۷ میلیون(نتایج دور دوم سال ۸۴) و از طرف دیگر ۱۷ میلیون(نتایج دور اول سال ۸۴) رای بیشتر کسب کند!! مگر در دوره اول چه معجزه و شق القمری کرده که مردم بخواهند دوباره ریاست ایشان بر قوه مجریه تکرار شود؟»
این رهبر جنبش سبز گفت: «دولتی که بیشترین اعتراضات و جابجایی مدیران و البته لطایف زیادی را نیز به همراه داشت. آیا تعداد زیاد شرکت کننده در انتخابات و آراء خاموشی که اینبار به پای صندوق رای آمدند برای تغییر رئیس جمهوری که میخواست جهان را مدیریت کند نبود؟چرا که روسای جمهور قبلی مدعی نشده بودند برای ۶۰ کشور الگو هستند و در سازمان ملل هاله نور آنها را فرا گرفته باشد!! آیا شرایط سخت اقتصادی انگیزه برای حضور مردم در پای صندوق رای نشد و یا نمیخواستند که مسافتی را تا محل سکونت ایشان بروند و گوجه فرنگی تهیه کنند؟ شاید مردم از اینکه خس خاشاک خطاب شوند و به پای صندوق رای آمدند؟»
در پی ممانعت دولت دهم از برگزاری کنگره دوازدهم جبهه مشارکت اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی و تعدادی از جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی با مهندس میرحسین موسوی دیدار و تبادل نظر کردند.
به گزارش نوروز، متن کامل سخنان مهندس موسوی در این دیدار به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
تشکر می کنم از حضور دوستان . شرایط ویژه و خاصی در کشور حکمفرماست . خیلی خوشحال می شدم که دوستان دیگر به ویژه دوستانی که در بند هستند امثال آقای میردامادی در این جمع بودند و از محضرشان استفاده میکردیم .شرایط کشور را شما که یک حزب سیاسی هستید بهتر می دانید . محدودیت هایی که برای حزب مشارکت است خودتان می دانید . معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شودتا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند . در واقع تشکل های غیر دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به این طریق از هیبت دولت در برابر مردم می کاهند علاوه بر اینکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی – اجتماعی و... از این طریق انجام می شود.ویکی از نشانه ها و شاخص های توسعه یافتگی و پیشترفت کشورها وجود همین تشکیلات و نهادهای مدنی غیردولتی است ، حتی در کشورهایی که نظم و نسقی دارند وجود اینها ضروری است چون بسیاری از فعالیت های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی از طریق این نهادهای مدنی انجام می گیرد در واقع وجود تشکل ها در بین مردم باعث پیشرفت مردم می شود، و جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد .
این مساله در کشور ما هم بی ریشه نیست و از قدیم مشابه اینگونه نهادها در جامعه ما وجود داشته و تشکل های کوچک محله ای داشته ایم و همین ها جامعه ما را حفظ کرده است . بطور نمونه می توان به بافت و ساختار شهر کاشان اشاره کرد که در درون محلاتش نهادهایی اینگونه وجود داشته و همین ها موجبات حفظ و رشد این شهر را فراهم آورده و این نهادها از طریق صدقات جاریه تامین مالی می شده است یا وجود هیئت ها نمونه دیگری است ، در جامعه مدرن وجود این نهاد ها به لحاظ شکل و محتوا گسترده تر شده و اهمیت ویژه ای پیدا کرده تا به تشکیلات سیاسی رسیده است . قانون اساسی ما در مورد حق تشکیل اجتماعات و احزاب وتشکل ها صراحت و تاکید دارد .
غفلتی که هست اینکه برخی فکر می کنند اینگونه تشکیلات تحفه ای است که از طرف دولت به مردم داده شده است . اشکال کار این است که فکر می کنیم این تشکلات باید توسط دولت ساخته و به مردم تحویل داده شود، در حالی که این یک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نباید مانع فعالیت آنها شود. مردم اگر تحت فشار نباشند و این تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان ها بیایند و اگر در خیابان ها هم حق انها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند. متاسفانه در این نه ماه تمام این مسائل زیر پا گذاشته شده و بیشترین خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسیار زیاد خیابانی. این وضعیتی که با آن روبرو هستیم و وضعیتی که حزب مشارکت دارد خود دلیل اعتراض مردم است و اگر به خواست و حقوق مردم شود دلیلی وجود ندارد که مردم به خیابانها بیایند یا به سمت شعارهای تند بروند . مردم بدنبال استیفای حقوق خودشان هستند و آنچه در این نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نیروهای دولتی به مردم بوده و آنها از این ناحیه خسارت بسیار دیده اند . بر راهپیمایی 25 خرداد که در آن راهپیمایی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همدیگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پیش آمد. اوج حضور مردم راهپیمایی در روز 25 خرداد بود که باید تاکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همدیگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود .
نوشتن مقالات متعدد در مورد 25 خرداد می تواند باعث شود که ماهیت جنبش و سرچشمه های آن شناسایی و بر آنها تاکید شود. خوشبختانه این تفکر همچنان در بین مردم باقی مانده و مردم در سطوح مختلف به آن عمق داده اند.و به رغم اتفاقات تلخی که در این نه ماه رخداده است روحیه مردم همانند آنروز حفظ و وجه مسالمت آمیز و مدنی جنبش برجسته شده و عمق گرفته است . البته این جنبش فراز و نشیب هایی داشته اما همه لازمه جریان است و باید هوشیارانه با آنها روبرو شویم،مخالفان این جریان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران این جریان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند که مردم نمی پسندند،البته در این مسیر جنبش افت و خیزها و فشارهایی بوده ، که ازجمله حزب مشارکت در معرض بیشترین فشارها بوده و نسبت هایی به آن داده شده که نادرست و ناروا بوده است و ملت هم آنرا نمی پذیرد ،و ما نباید در مقابل این تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگیریم و باید تعادل خودمان را در هرلحظه و نقطه ای در مقابل فشارها حفظ کنیم .
بنده در یکی از مصاحبه ها اینرا مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم . ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم . بخشی ار این تخریب ها برای این است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اینکه بین ما و مردم فاصله ایجاد کنند و نسبت به ما بد بینشان کنند. ما نباید نسبت به اینگونه مسائل و تهمت ها و تحلیل ها منفعل باشیم .
اخیرا نشریه ای در نوشته ای حزب مشارکت و آقای خاتمی و...را با اوباما و ریگی بهم وصل کرده و نتایجی گرفته است عجیب و لابد اینگونه می خواهند برخی ها را توجیه کنند که اینها ریشه در خارج دارند و...اما ما باید روی اصول خودمان حرکت کنیم و در دام اینها نیفتیم و در عین حال که روی حفظ اصول و استقلال خود پافشاری می کنیم، نباید تعادل خود را از دست دهیم و دچار افراط و تفریط شویم. ما می خواهیم روابط خارجی را با توجه به مصالح خویش پیش ببریم، نه اینکه در هر سخنرانی برای خود کلی دشمن بتراشیم و یک دوست برای خود باقی نگذاریم. نباید این همه ماجراجویی کرد.یکی از نعمت هایی که انقلاب اسلامی برای ما آورده است استقلال ماست و ما نباید اینرا از دست بدهیم . البته ما مسائلی با جهان خارج داریم ، با آمریکا و اروپا ، اما روابط خارجی مان را باید بگونه ای شکل دهیم که در جهت تامین منافع و امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد و سیاست خارجی ما نباید ماجراجویانه و تنش زا باشد و ما دوستان قابل اطمینان و همراهی در شرایط سخت نداشته باشیم .ما نباید این حالت تعادل را چون زیر فشار هستیم از دست بدهیم . حقیقت این است که در چند سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود .
اطلاعات رسیده بما می گوید که مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم این افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جایگاه هایی که می خواهند می نشانند، در این داستان برای هرکس و هر حزب یک نقش قائلند، یک تصویری از حرکت های مردمی و جنبش می سازند اما همه ابعاد این افسانه باید باز و شکافته شود . تصویری از ماهیت جنبش سبز و حرکت مردم ساخته اند که نادرست است و البته می خواهند از این تصویر ساخته شده برای توجیه مراجع و روحانیون و متدینین و...استفاده کنند و در این تصویر نقشی هم برای احزاب و گروهها قائلندکه اینها را وابسته به خارج نشان دهند . در برگه های تبلیغاتی که روز 22 بهمن توزیع می شد تحلیلی برهمین مضمون ارائه شده بود و این نشان می دهد که اینگونه تحلیل ها پشتوانه در برخی جاها دارد ! این کارها و رفتار ها مبتنی بر تحلیل هایی است که در پس پرده انجام می دهند و علاوه بر این یک باور نسبت به دورغ هایی که گفته اند و داستان هایی که گفته اند در ذهنشان به وجود آمده است .
آنچه ما باید انجام دهیم اینکه تلاش کنیم نشان دهیم که این حرکت و جنبش یقینا وابسته به بیگانه نیست، منافاتی با دین ندارد، در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیا اسلام رحمانی است. ما باید ریشه های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهیم و اینکه ریشه این حرکت در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطیت است و این حرکت مخالف با اسلام نیست و برآمده از باورهای دینی مردم و ظلم ستیزی آنهاست . برآمده از قانون اساسی ماست که میراث گرانسنگ انقلاب و خونبهای هزاران هزار شهید است . این میثاق ملی مجموعه و منظومه ای بهم پیوسته از اصول است که با هم معنا دارد و مردم به این مجموعه رای داده اند و همه آنها باید با هم اجرا شود نه اینکه بخشی از آن را برداریم و سوء استفاده کنیم و به بخش های دیگر هیچ توجهی نکنیم . مردم به همه این اصول رای داده اند و همه آن را میثاق می دانند و هر نوع کم رنگ کردن بخشی از اصول لطمه های بزرگی را در پی دارد. جلوگیری از برگزاری کنگره یک حزب قانونی قطعا لطمه به این قانون و میثاق است، خراشی براین میثاق ملی و صورت نظام است و همه اینها باید برای مردم توضیح داده شود . در این شرایط همه ما باید باید از تکیه بر نخبه ها فراتر رویم و به گروههای مرجع دیگر و تاثیر گذارجامعه متوجه شویم ، باید به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برویم و مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق خواهی رامی خواهیم باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .
نکته دیگر استفاده از روحیه مذهبی مردم است و باید به گرایش مذهبی مردم توجه تام داشت . ما همه مذهبی هستیم، اما صرف اینکه مذهبی هستیم کافی نیست، تبلیغات پر شدتی که در جامعه براه انداخته اند برخی ها را دچار تردید کرده است به طوری که گاهی من با برخی افراد روحانی و مذهبی که به خوبی من را می شناسند صحبت می کنم گمان می کنند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده و ماتغییر کرده ایم، اما وقتی با آنها صحبت می کنم و توضیح می دهم آرام می شوند . ما باید مردم را توجیه کنیم که اینگونه نیست و اینها دروغ و تهمت هایی بیش نیست . ارتباط با مراجع و روحانیت باید بیشتر و قوی تر شود، حداقل با ان بخشی که آمادگی ذهنی داردو دلسوز است. باید آنها را با اهداف جنبش آشناتر و نزدیک تر کرد، در راهپیمایی ها هم بعضی از روحانیون شرکت می کنند ولی باز هم لازم است که این ارتباطات بیشتر شود. این می تواند خنثی کننده افسانه آنها باشد. در ذهن مردمی که اطلاعاتی ندارند بعضا این افسانه می نشیند. اگر جنبش بخواهد پیش برود و عقبگرد نداشته باشد باید دامنه اهدافش را در بین مردم توسعه داد، هم در میان اقشار مختلف مردم و هم در شهر های مختلف، باید مسائل اقتصادی را برا ی مردم توضیح داد، باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیب های اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت. این را مردم باید حس کنند. نباید حس کنند این جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پایمال شدن رای شان است. باید ایران پیشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پیوند دهیم و یکی کنیم و به مردم نشان دهیم.
سال آینده سال صبر و استقامت ماست و نبودن دوستانی امثال آقای میردامادی در میان ما خسارت است اما در بند بودن همین ها اثراتی دارد که قابل مشاهده است . بنظرم زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش سبز از دست داده است . بارها در این هشت نه ماه گذشته فرصت هایی پیدا شده که دعا می کردم اینها زندانی ها را آزاد کنند ، روزنامه ها را آزاد کنند ، اما اینگونه نشد و مدیریت این تحولات انجام نشد . قطعا اگر روزنامه ها و رسانه های کشور محدود نبودند اقبال مردم به رسانه های خارجی کمتر می شد . اگر اینها تدبیر داشته باشند راه حل مسائل و مشکلات کشور از لشکر کشی و پادگانی کردن جامعه نمی گذرد ، راه حل در آزادی های قانونی است . اگر روزنامه ها رانبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند، اگر فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند، اگر این آزادی های حداقلی را داده بودند هم دولت قوی تر بود هم مجلس و در مجموع ارکان قوی تری داشتیم. البته این آزادیها برای صاحبان قدرت محدودیت ایجاد می کند اما این بنفع نظام و کشور است و ارکان نظام هم در سطح ملی و بین المللی قدرتمندتر می شوند . این ناراحت کننده است که قوه قضاییه که قرار بود مستقل باشد و هیچ کس نتواند برآن اعمال نظر کند، اکنون چنین وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که کی را بگیر، کی را ازاد کن، فلان حکم را بده... در اوایل انقلاب شورای عالی قضایی برای همین تشکیل شد که کسی نتواند به قوه قضائیه دستور دهد و متاسفانه این وضعیت تغییر کرد . نه اینکه قاضی دلسوز نداشته باشیم و اتفاقا همان قاضی های دلسوز و شریف بیشتر این ظلم را لمس می کنند و رنج می برند. قضات شریف و دلسوز زیادی در این قوه وجود دارند اما بازتاب بیرونی اینگونه نیست .
به هرحال امیدواریم چرخشی در راستای اهداف جمهوری اسلامی در مجموعه حاکم ایجاد شود. و در خود نظام و حکومت چرخشی متناسب با قانون اساسی در اداره امور ایجاد شود و فضای آزادی بوجود آید تا در سایه آن مسائل و مشکلات کشور و بحران حادث حل شود . احساس من نسبت به آینده این است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است، ما هیچ وقت به یکسال گذشته بر نخواهیم گشت، این تغییر ایده ها را باید غنیمت شمرد. من به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد، صبر در معنای ایمانی آن، این جنبش چیزی برای خود نمی خواهد، آزادی و بهروزی و سعادت و پیشرفت مردم را می خواهد وقطعا به آن دست خواهد یافت . حرکت بعد از انتخابات و خود انتخابات مردم را به حقوقشان آگاه کرد، باید مردم را به صبر و استقامت دعوت کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .
در ابتدای این دیدار آقای کاشفی مسئول ستاد برگزاری کنگره مشارکت گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپایی این کنگره و ممانعتی که از سوی وزارت کشور و اطلاعات در این باره به عمل آمد ،داد و با یادبودی از اعضای در بند مشارکت و دیگرافرادی که بدلیل همراهی با جنبش سبز در زندان بسر می برند و آرزوی آزادی همگی آنها در آستانه نوروز و سال جدید ، از مهندس موسوی بواسطه پایداری و همراهی اش با جنبش سبز تشکر و قدردانی کرد و از او خواست همچون گذشته در نیروبخشی و خط دهی یاریگر افراد و گروههای جنبش باشد . پس از سخنان مهندس موسوی نیز افراد حاضر به بیان نظرات و دیدگاههای خود در باره شرایط حادث و اینکه برای پیشبرد و موفقیت هرچه بیشتر جنبش سبز چه باید کرد به بحث و تبادل نطر با مهندس پرداختند و همگی براین موضوع توافق داشتند که سال آینده بدلیل مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی سالی سرنوشت ساز برای کشور به شمار می رود و باید آنرا سال صبر و استقامت برای پیروزی جنبش سبز قلمداد داد .
سمیه فرید، فعال حقوق زنان و همسر حجت منتظری، در حالی که برای پیگیری وضعیت همسر بازداشت شدهاش به زندان اوین مراجعه کرده بود، بازداشت شد.
حجت (سیاوش) منتظری، فعال سابق دانشجویی، روز ۱۳ اسفند در منزلش در کرج بازداشت شد و تا چند روز هیچ خبری از او نبود و هیچ نهادی بازداشت او را تایید نمیکرد.
این نخستین بار نیست که اعضای خانواده زندانیان سیاسی که برای پیگیری وضعیت عزیزان دربندشان فعالیت میکنند، بازداشت میشوند.
لیلی فرهادپور، روزنامهنگار نیز در حالی بازداشت شد که پیگیر وضعیت پسر بازداشت شدهاش بهرنگ تنکابنی بود.
همچنین در نه ماه اخیر مواردی نیز ای بازداشت اعضای خانواده زندانیان سیاسی برای فشار آوردن بر آنها اتفاق افتاده است که از جمله آنها میتوان به بازداشت چند ساعته پسر سعید حجاریان و مواجه کردن او با پدر جانبازش در زندان اشاره کرد.
سایت کلمه وابسته به مهندس میرحسین موسوی در مطلبی تحت عنوان "توافق نانوشته اپوزیسیون ضد انقلاب و حلقه محفلی قتل های زنجیره ای" به همصدایی کودتاگران و معاندان علیه جنبش سبز ملت ایران واکنش نشان داد.
متن کامل این مطلب بدین شرح است:
در حالی که هسته مرکزی و بدنه ی عظیم جنبش سبز همواره بر مواضع اصلاحی و اصولی خود در راستای بازگشت به ارزش های انقلاب ۵۷ تاکید و ایجاد شرایطی برای تحقق قانون اساسی جمهوری اسلامی را یکی از آرمان های خود اعلام کرده است اپوزیسیون ضد انقلاب همچون خانواده معدوم شاه و حلقه محفلی قتل های زنجیره ای با پوشش رسانه ای و تبلیغات در رسانه های آلت دست خود همچون کیهان اصرار عجیبی بر براندازمعرفی کردن جنبش دارند.
اپوزیسیون ضد انقلاب خصوصا سلطنت طلبان و خانواده شاه مخلوع ونیز حلقه در ظاهر خودسر کیهان درماههای اخیر با هماهنگی احتمالا ناخواسته همواره القا کرده اند که جنبش سبز در مسیر خلاف آرمان های انقلاب حرکت می کند. این القاء مشترک با اهدافی متفاوت اما در نهایت یکی در راستای کسب قدرت و دیگری در جهت حفظ قدرت صورت می گیرد. از یک سو اپوزیسیون ضد انقلاب که مطرود ملت می باشد هدف مطلوب خود را در براندازی کامل جمهوری اسلامی می داند.
بنابراین هر گونه حرکت اصلاحی برای تحول و بهبود وضعیت ناگوار کنونی را مغایر اهداف براندازانه خود می داند. چرا که هر حرکت اصلاحی ضرورتا باعث مستحکم تر شدن اسکلت و ساختارهای مبنایی جامعه می شود و این در تعارض با نیات ساختار شکنانه است.
در نظر ضد انقلاب مخالفت علنی با جنبش سبز که با شرکت در انتخابات ماهیت اصلاح طلبانه خود را بروز داده است و قدرت عظیم مردمی که دقیقا اعتراض اصلی آنان به بی احترامی و بی اعتنایی مجریان و ناظران انتخابات به قوانین جمهوری اسلامی بود راه چاره مناسبی برای گریز از استیصال نیست و از همین منظر است که برخی از آنان با ادعای همراه دانستن خود با جنبش سبز قصد سوء استفاده از اعتراضات مدنی و به حق جنبش اصیل مردم را داشته و دارند چرا که برای موجه نشان دادن خود چاره ای جز همراهی ظاهری با اکثریت مردم ایران ندارند تا آنجا که به طور مثال فرزند شاه مخلوع علیرغم آگاهی از نفرت مردم سبز اندیش به خیانت های خاندان پهلوی ناچار است خود را حامی جنبش سبز معرفی کند وآن را جنبشی رادیکال برای برگشت به دوران قبل از انقلاب معرفی کند.
وی چون از بیزاری مردم نسبت به خانواده خود خبر دارد حتی در پاسخ به سوال خبرنگار خارجی که پرسیده بود آیا او با سران سبزها هم ارتباط دارد؟” در کمال خونسردی این دروغ بزرگ و به غایت ناشیانه را گفت که آری با برخی از اطرافیان موسوی ارتباط دارد. وی البته تحریم انتخابات حمله شدید به طرفداران شرکت در انتخابات و کینه ای که به خاطر انقلاب و دهه اول آن نسبت به یاران امام دارد را نیز به روی خود نیاورد. البته رسانه های آلت دست محفل قتل های زنجیره ای همچون کیهان طبیعتا تریبون مناسبی برای این اظهارات بودند.
در یکی دو روز اخیر نیز فرح که او نیز با دیدن موج تحول خواهی و اصلاح طلبی ملت ایران آرزو های ساختار شکنانه ی خود را بر باد رفته می بیند آخرین تلاش های خود را برای براندازانه خواندن جریان اصیل جنبش سبز انجام می دهد و از جانب مردمی که جواهرات و سرمایه های به غارت رفته ی کشور را از او و فرزندش مطالبه می کنند سخن می گوید و البته آنان باز هم تریبونی برای اشاعه سخنان خود دارند؛ کیهان. البته هم کیهان لندن و هم کیهان شریعتمدار!.
بدون آنکه بخواهیم به سبک متوهمانه و بیمار گونه کیهان، این محفل را به همدستی و همکاری و هماهنگی با ضد انقلاب متهم کنیم در تحلیلی خوشبینانه عامل اصلی تبدیل شدن کیهان و برخی بخش های خبری صدا و سیما به تریبون ضد انقلاب، نفع مشترک این دو گروه در ضد انقلابی خواندن جنبش سبز است.
\
روزنامه افراطی کیهان هم داستان با این اپوزوسیون خارج از کشور حاضر می شود برای برخورد و زمینه سازی سرکوب جنبش سبز به خانواده شاه رسمیت بخشیده و در داخل تریبون آنها شود.
در واقع ضد انقلاب از این منظر که حرکت اصلاحی سبب بهبود نسبی اوضاع در طی یک فرایند است و آن را منافی آرمان های رادیکال و براندازانه خود می بیند ناچار است حجم عظیم مردمی که اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی را مطالبه می کنند برانداز بنامد و رسانه های مجری برخی سیاست ها در داخل کشور همچون کیهان نیز با این تحلیل که اصلاح طلبی و تحول خواهی جنبش سبز سبب ترمیم و اصلاح وضعیت نکبت باری می شود که آنان به آن خو گرفته اند قصد دارند با برانداز و خشونت طلب و معاند خواندن آن زمینه سرکوب بیشتر و پرونده سازی برای بدنه جنبش (از نوع پرونده هایی که برای قربانیان قتل های زنجیره ای ساخته شد) را فراهم کنند.
سانسور شدید رسانه های اصلاح طلب و خط امامی، دستگیری های گسترده روزنامه نگاران مسلمان و متعهد و صد ها نویسنده حق جو و انقلابی که محمد نوری زاد تنها یک نمونه از آنهاست، به انزوا کشاندن شخصیت های مومن و معترض، تهدید گسترده فعالان سیاسی که تریبونی هر چند کوچک برای بیان انتقاد دارند و در چارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند و در عوض تریبون دادن به امثال علیرضا نوری زاده و خاندان خائن پهلوی در تلوزیون ضد ملی صدا و سیما و رسانه منافق و منافق پرور کیهان و دهها دلیل و گواه دیگر حکایت از توافق نانوشته(و انشا الله ناخواسته و صرفا از روی حماقت و جهل) این دسته ی متحجر داخلی با ضد انقلاب بی ریشه خارجی برای سرکوب و نیز انحرافی نشان دادن جنبش “ما اکثریت مردم ایران” دارد.
نیروی انتظامی برای جلوگیری از تجمع مردم به مناسبت مراسم چهارشنبه سوری، اقدامات ویژه و بی سابقه ای را در دستور کار قرار داده است.
در همین ارتباط فرمانده انتظامي تهران بزرگ از ممنوعيت تردد موتورسيكلتها در روز سهشنبه خبر داد.
به گزارش ایسنا، حسين ساجدينيا با اشاره به آنچه اجراي مانور ارتقاي امنيت در تهران از ساعت 14 روز دوشنبه با حضور يگانهاي مختلف پليس در پايتخت می نامید گفت: اجراي اين طرح در راستاي تامين امنيت چهارشنبه آخر سال و ايام نوروز است.
وي گفت: در پي درخواست مردم پليس با افرادي كه مانع آسايش و نشاط مردم شوند و ايجاد ناهنجاري در مراسم چهارشنبه آخر سال كنند به طور قاطعانه برخورد ميكند.
این درحالی است که پلیس در برابر اراذل و اوباشی که روزگذشته به منزل مهدی کروبی هجوم بردند و همسایگان وی را مورد تعرض قرار دادند، کوچکترین واکنشی نشان نداد .
فرمانده انتظامي تهران بزرگ افزود: عوامل پليس از ساعات اوليه بعدازظهر روز سهشنبه در مكانهاي پيشبيني شده حضور مييابند و كليه سازمانهاي امدادي و خدماتي مانند اورژانس، آتشنشاني، خدمات شهري و بسيج در كنار مجموعه پليس تهران جهت ايجاد امنيت بيشتر و جلوگيري از بروز هرگونه حادثهاي در سطح شهر مستقر ميشوند .
وي گفت: تردد موتورسيكلتسواران در تهران از ساعت 14 روز سهشنبه تا ساعت 24 همان روز خصوصا در مناطق شمالي شهر ممنوع است و ماموران پليس از تردد اين دسته از وسايط نقليه جلوگيري كرده و موتورهاي متخلف توقيف ميشوند.
فرمانده انتظامي تهران بزرگ تاكيد كرد: راكبان اين دسته از موتورسيكلتهاي توقيفي ميتوانند براي ترخيص موتورسيكلت خود روز چهارشنبه به راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ مراجعه كنند.
جواد ملیحی، پدر علی ملیحی روزنامه نگار و عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران که بیش از یک ماه را در انفرادی بند 240 اوین در بازداشت است در نامه ای به دادستان تهران از تحت فشار بودن، ضرب و شتم شدید و اعتصاب غذای فرزندش در روزهای نخست بازجویی خبر داده و خواستار آزادی فوری وی تا پیش از سال نو شده است.
به گزارش ادوار نیوز، متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام و تحیات
شاید اگر به روزهای جوانیمان بازگردیم هردوی ما روزهایی را به خاطر بیاوریم که یا برای بدرقه و یا استقبال دوستانمان در برابر دیوارهای سترگ و درب سنگین اوین جمع می شدیم. هرگاه در آن زمان از برابر آن دیوار سرد و سخت می گذشتیم آرزویمان بود که روزی را شاهد باشیم تا آوار شوند و فرو ریزند بر سر استبداد و آزادی از پس آن پدیدار گردد و پایدار.
شاید یادتان باشد که با چه شور و نشاطی آزادی همرزمانمان را جشن می گرفتیم و با چه خشم و عصیانی شکنجه و شهادت یارانمان را دادخواهی می کردیم. نمی دانم به یاد دارید روزهایی را رژیم شاهنشاهی در اوج اقتدار دسته دسته بهترین فرزندان این مرز و بوم را به همین زندان اوین می برد و با هر ستمی که به ملت روا می داشت ضربه ای کاری به ریشه های استبدادیش فرو می آورد.
اگر این همه و بسیاری دیگر را به یاد ندارید که می دانم بهتر از من در خاطرتان موج می زند این را حتما می دانید که آن دیوارهای سترگ و نام مخوف اوین هیچگاه نتوانست بقای رژیم شاهنشاهی را تضمین نماید. اگر چه ویرانی این زندان مخوف هیچگاه محقق نشد اما نتوانست خللی در اراده انقلابی بنده و شما و میلیونها نفر دیگر وارد کند.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
خوب به یاد دارید روزی را که در اندیشه بودیم اوین را تماشاگه همه مستبدین کنیم و استبداد کریه را در آن به نمایش گذاریم و به جهانیان نشان دهیم این است سزا و سرانجام دیکتاتوری.
با خود می اندیشیدیم که روزی به همراهفرزندانمان از میان راهروها و بندها و سلولهای تاریک و نمور اوین عبور کنیم و از پس این دیوارهای پوسیده به ظاهر استوار ارزش آزادی و آزادگی را به رخ فرزندانمان بکشیم.
اکنون که بنده و حضرتعالی سی زمستان از آن روزها را از سر گذرانده ایم در دو جایگاه متفاوت هستیم که بی شک
در آن روزها هیچکدام فکرش را نیز نمی کردیم در این دو جای قرار بگیریم.
شما در پس همه این سالها دادستان باشید و من دادخواه، با حکم شما فرزندم در همان اوین باشد و من برای آزادیش در پای همان دیوارهای سرد و بی روح. هیچ نمی دانستم که پس از سی سال باز هم باید در پای همان
دیوارها و همان در باشم، روزی برای آزادی همرزم امروز برای آزادی فرزندم.
جناب آقای دولت آبادی
اگر شما فقط چند بار نام فرزندم علی ملیحی فرزند جواد ساکن بند 240 سلول انفرادی را شنیده اید من 27 سال است که او را می شناسم اندیشه اش در دامان مادری آموزگار و پدری شاید انقلابی پرورده شده است اندیشه ای که نه من و نه شما نمی توانیم بر رد آن حتی واژه ای بیان نمایم. 27 سال است که نظام جمهوری اسلامی تربیت فرزندم را بر عهده داشته است او میراث دار اندیشه های نسل بنده و شماست. گواهی می دهم دغدغه های او همان است که بسیاری از دوستان و خویشانمان را در آن سالها در پس همین دیوارها و دری که اکنون با حکم شما باز و بسته می شود را به سبب آن چشم در راه بودیم. گواهی می دهم دغدغه های فرزندم علی همان است که بسیاری را مردانه در سالهای کودکی فرزندم مفتخر به نام شهید و جانباز و رزمنده و آزاده و ایثارگر کرد و خوشا آنکه حضرتعالی نیز در این رهگذر در راه اعتلای وطن و صیانت از آزادی ملت به صفت جانبازی مفتخر گشتید.
دادستان محترم تهران
سی سال پیش قرارمان این نبود که در چنین روزی فرزندانمان را به بند بکشیم و زیر ضربات مشت و لگد بازجو ببریم و پدران و مادران کهنسال را گریان و نالان در پای دیوارهای لرزان اوین به نظاره نشینیم، دسته دسته دانشجویان را از سر کلاس درس به سلول انفرادی ببریم و وکلای ایشان را از پشت در زندان برانیم و بازجو آن کند که می خواهد آن گوید که دیوار از شرم فرو ریزد و برای فرزندانمان که دربند وامانده اند راهی نماند جز اعتصاب غذا. و خود نیک می دانید این نیست همه آنچه که هست و نباید باشد.
و اگر نمی دانید قاطعانه می گویم بیش از یک ماه فرزندم علی در انفرادی بند 240 در بند است در روزهای نخست بازجویی در برابر اصرار غیرقانونی بازجو جهت قبول اتهامات واهی قانونا مقاومت می کند و به همین علت توسط بازجویش به شدت ضرب و شتم می شود و در جهت تظلم و اعتراض چهار روز را دست به اعتصاب غذا می زند.
ناباورانه می بینیم همه آنچه را که نبایست ببینیم. حالیه اشک در چشم و خشم در دل و آه بر لب در برابر این سی سال نشسته ام و سرانجام کار را می نگرم. نمی دانم آنگاه که بر حسب وظیفه انسانی خود با فرزند دربندم ملاقات نمودید در وجود نحیف و چشمان کم سوی او چه دیدید؟ مجرمی خطرناک و جانی بالفطره که شرارت سرتاپای او را فراگرفته و دهها و صدها نفر را به خاک سیاه نشانده و یا اینکه مادران بسیاری را داغدار کرده و پدران بیشماری را سیاه پوش، و یا اینکه صدها قبضه سلاح سرد و گرم و اسناد طبقه بندی شده و محرمانه و اسناد جعلی از او کشف شده و زخم خوردگان از ترس او شهامت شکایت ندارند؟ و این چنین است که می بایست او در سلول نمور انفرادی
بماند تا شاکیانش شهامت شکایت یابند و جرایمش یکی پس از دیگری کشف و افشا شوند.
اما آنچه را که خود شما به ایشان تفهیم کردید غیر از این همه است. علی دانشجویی است با جسمی رنجور و اندیشه ایی سترگ و آرمانی پویا به زیبایی آزادی، سلاح و ادوات جرمش همین یک قلم است که امروز از آن دور افتاده است و آثار جرمش همه در صفحات روزنامه ها و تارنماها با نام زیبایش هویدا که نه پنهان شدنی است و نه اراده ایی برای پنهان ماندن آن وجود دارد. از قرار معلوم بازجویی اش نیز تمام شده است، چشمان خانواده اکنون در آستانه نوروز حضور او را مشتاقانه انتظار می کشد، حال که با درایت و سیاست جنابعالی بسیاری از همبندان و هم وندان علی یا آزاد شده اند و یا در شرف آزادی هستند از شما نه به عنوان یک همرزم که به عنوان یک دادخواه و از باب تظلم تقاضا دارم همه چشمان نگران درپای دیوارهای اوین را شاد نموده و آنچه را که حقمان است به ما برگردانید. بی شک خود بهتر از هر کس دیگری می دانید مطالبه آزادی فرزندانمان حقی است که دیر یا زود ستانده می شود چه نیکوست که این امر به ید حضرتعالی و در آستانه نوروز باشد.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
در پایان لازم می دانم در کمال صحت عقل و آزادی و اختیار اقرار کنم که به قول مشهور اقرار العقلاء علی انفسهم جایز بل نافذ اینجانب جواد ملیحی پدر علی ملیحی اقرار می کنم من نیز در جرم فرزندم شریک هستم و همان را می اندیشم که او می اندیشد و اگر او را به این جرم بازداشت نموده اید شایسته و بایسته است به استناد وظیفه شرعی و قانونی مستندا به این اقرار من را نیز همراه او به بند بکشید. باشد تا راه سی سال پیش رفته را دوباره روم با این تفاوت که اینبار من در همان راهم و شما .... .
با تجدید احترام
جواد ملیحی
24/12/88
پای دیوار زندان اوین
دومین نشست فرهنگی کافه خبر با حضور حسامالدین سراج در کافه خبر برگزار شد و این موسیقیدان نسبت به غیبت موسیقیدانان برجسته در عرصه کنسرتها انتقاد کرد.
به گزارش کلمه این خواننده موسیقی ایرانی در این نشست و در پاسخ این سئوال که چرا گروههای موسیقی سنتی ایرانی در سال اخیر حضور بسیار کمتری در عرصه موسیقی و اجرای برنامه داشتند؛ گفت: متاسفانه موسیقیدانهای ما امسال بسیار کم کار بودند. من نماینده گروههای موسیقی سنتی نیستم، اما فکر میکنم یک دلیل این باشد که یک برنامهریزی کلی برای حضور موسیقی پاپ در کشور از طرف وزارت ارشاد انجام شده باشد و همین موضوع به مرور موجب حضور کمرنگ موسیقی جدی شده است. دلیل دیگر ممکن است این باشد که به دلیل مسائل اجتماعی پیش آمده؛ مردم روحیه استقبال از کنسرتها را نداشتند.
وی مشکلات دریافت مجوز کنسرت را یکی از دلایل دلسردی موسیقیدانان برای برگزاری کنسرتها دانست و افزود: یادم هست در زمان آقای خاتمی به این مجوزها احتیاجی نبود. یک فهرست تقریبا ۷۲ نفره از هنرمندان تهیه شده بود که اگر اسم شما در آن فهرست وجود داشت، فقط با ارشاد تماس میگرفتید و زمان و محل برنامهتان را اعلام میکردید. درواقع هنرمندانی که پایبندیشان به قانون و اصول اخلاقی مشخص و شفاف بود، نیازی به دریافت مجوز نداشتند. اگر شما آمار دوره ایشان را با زمان حاضر مقایسه کنید. متوجه این موضوع میشوید. نمیگویم درحال حاضر کنسرت موسیقی سنتی برگزار نمیشود، اما نه به لحاظ تعداد و نه کیفیت؛ آن دوره با امروز قابل مقایسه نیست. فکر میکنم در آن زمان این نگرش وجود داشت که هنر موسیقی؛ هنر ارزشمندی است چراکه در دوره وزارت آقایان خاتمی، مسجدجامعی و حتی مهاجرانی مشکلات صدور مجوز به این شکل وجود نداشت.
خواننده موسیقیدان اضافه کرد: در حاضر اگر قصد برگزاری کنسرت یا انتشار آلبوم داشته باشید؛ تمام مشخصات نوازندهها اعم از شماره کارت ملی تا شماره تماس وی هم باید ارائه شود. اما من نمیدانم جمعآوری این اطلاعات برای ارشاد چه فایدهای دارد؟!
سراج با بیان اینکه نمیتوان از حرکت فرهنگ جلوگیری کرد، ادامه داد: فرهنگ همیشه کار خود را میکند. ممکن است شما امروز صدای اعتراضی نشنوید، اما آن شاعر، آهنگساز یا هنرمند کار خودش را میکند و یک هفته دیگر یا ۱۰ سال آن را منتشر میکند. من امروز واقعا نگران آینده هنرمندان جوانی هستم که در عرصه موسیقی وارد میشوند، چون در بهترین حالت یا باید در استودیوها به اجرا و ضبط موسیقی پاپ بپردازد یا درنهایت در ارکستر سمفونیک استخدام شوند
رییس دولت کودتا در احکامی جداگانه رئیس، دبیرو اعضای کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور را منصوب کرد.
محمود احمدینژاد در این احکام سردار سرلشکر حسن فیروزآبادی را به عنوان رئیس، داود احمدینژاد برادر خود را به عنوان نماینده ویژه خود و دبیر این کمیته و مصطفی محمدنجار وزیرکشور، سردار احمد وحیدی وزیردفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، کامران دانشجو وزیر علوم و تحقیقات و فناوری، ابراهیم عزیزی معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی رییسجمهور را به عنوان اعضای کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور منصوب کرد.
متن حکم انتصاب داود احمدینژاد به عنوان دبیر کمیته دائمی پدافند غیرعامل به شرح ذیل است:
جناب آقای داود احمدینژاد
در اجرای اصل (۱۲۷) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به استناد تصویبنامه مورخ ۲۷/۱۰/۱۳۸۸ هیأت محترم وزیران، با عنایت به اهمیت، اهداف و نقش پدافند غیرعامل در حفظ و توسعه بنیه دفاعی، استحکام داخلی و قدرت بازدارندگی کشور در برابر تهدیدها، جنابعالی را که از سوابق سوابق و تجارب ارزنده برخوردار هستید، به عنوان «نماینده ویژه رییسجمهور ودبیر کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور» منصوب مینمایم.
امید است با توفیقات الهی و سعی و تلاش وافر و همکاری و هماهنگی همه سازمانها، دستگاههای ذیربط در زمینه کاهش میزان آسیبپذیری زیرساختهای جهانی و حساس و ایجاد آمادگی در برابرهرگونه حادثه، برنامهریزی لازم به عمل آید و پس از اجرایی نمودن اقدامات، گزارشهای منظم و ادواری به اینجانب ارائه گردد.
وکیل مدافع سعید لیلاز از کاهش محکومیت موکلش در دادگاه تجدیدنظر خبر داد و گفت: برای موکلم از سوی اجرای احکام دادسرای انقلاب قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صادر شده است.
علیزاده طباطبایی در گفتوگو با ایسنا با بیان این مطلب، اظهار کرد: بر اساس رای صادره از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر، جرایم تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم و اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت فعل واحد است بنابراین مشمول یک مجازات میشود که ۵ سال حبس تعیین شده است.
وی افزود: دادگاه تجدیدنظر ۲ سال حبس برای اتهام توهین به مسوولان را به یک سال حبس تقلیل داده و مجازات شلاق را منتفی اعلام کرده است.
علیزاده طباطبایی همچنین از صدور قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای ارایه مرخصی به سعید لیلاز خبر داد و گفت: به دلیل اینکه حکم موکلم قطعی شده است برای دریافت مرخصی اقدام کردیم و شعبه ۶ اجرای احکام دادسرای انقلاب با درخواست مرخصی موافقت و قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای موکل صادر کرد که به محض تودیع وثیقه، سعید لیلاز به مرخصی میآید.
بر اساس این گزارش، سعید لیلاز از سوی دادگاه بدوی در مجموع به ۹ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.
برای دومین بار در ماه جاری، گروهی از هواداران دولت کودتا با تجمع در برابر منزل کروبی به تخریب ساختمان محل سکونت وی پرداختند.
از سوی دیگر هیچ گزارشی مبنی بر برخورد نیروهای انتظامی با تجمع غیرقانونی این افراد که منجر به ایجاد آزار و اذیت برای همسایگان شده است، مخابره نشده است.
به دنبال حمله عده ای از اوباش به منزل کروبی، سحام نیوز مصاحبه ای با فاطمه کروبی انجام داده است.
همسر کروبی در این ارتباط گفت: از ساعت ۱۶:۳۰ عده ای قریب ۵۰ نفر که در میان آنان ۴ یا ۵ خانم دیده می شد در حمایت نیروهای امنیتی و انتظامی در مقابل آپارتمان مسکونی ما تجمع کرده و ضمن ایجاد رعب و وحشت برای همسایگان شعارهای علیه آقای کروبی، موسوی و خاتمی و در حمایت از رهبری و احمدی نژاد سردادند و سپس اقدام به تخریب و سرقت از ساختمان کردند. ما اخیرا در یک واحد از این مجتمع ساکن شدیم و تخریبهای انجام گرفته متاسفانه نسبت به اموال دیگر مالکان این مجتمع نیز صورت گرفته که از این امر بسیار متاسفیم. من ضمن عذرخواهی از آنان به مزاح گفتم هزینه افشای جنایات فراموش نشدنی در کهریزک و سایر بازداشتگاهها را نه تنها ما بلکه شما نیز باید بپردازید.
وی افزود: نیروی انتظامی همانگونه که در فیلم ما موجود است در صحنه حضور داشت اما با صحبتی که سرکرده اوباش با وی می کند این نیرو صحنه را ترک و به عنوان تماشاچی نظاره گر وحشی گری آنان می شود.
کروبی یادآور شد: اینها اراذل و اوباش مواجب بگیری هستند که نیازی به مجوز ندارند. به همین دلیل نه تنها نیروی انتظامی بلکه هیچکس جلودار و پاسخگوی اعمال آنان نیست. مجوز برای مردم است که در قانون آمده و آنهم که اصلا صادر نمی شود.
نماینده سابق مردم در مجلس با اشاره به سوء استفاده کودتاگران از عنوان خانواده شهداگفت: استفاده از نام خانواده شهدا و بدنام کردن آنان، ظلمی نابخشودنی است که عده ای از افراد فاسد دولت برای پنهان کردن فساد خود و غارت اموال بیت المال در چند سال اخیر به آن متوسل شده اند. اینکه خانواده شهدا دارای تفکر و علایق سیاسی متفاوت هستند برکسی پوشیده نیست. بسیاری از خانواده های محترم شهدا از حامیان پر و پا قرص یاران واقعی امام هستند که هم اکنون بخشی از آنان در زندان بسر می برند .
وی خاطر نشان کرد: آقای کروبی به دلیل افشای جنایات کثیفی که علیه مردم و جوانان این مملکت پس ازانتخابات صورت گرفت تحت فشار، ظلم و تهدید قرار گرفته است.
کروبی افزود: هم خشنودم هم متاسف. خشنودم که در شرایط نابسامان اقتصادی کنونی دولت مجبور به اجیر کردن مزدورانی شده که با مواجب دادن به آنها مقاصد خود را دنبال می کند و کمی اشتغال زایی کرده است. کمترین سود این عمل مشغول شدن اراذل و اوباش به تخریب و فحاشی یاران انقلاب است که موجب دورماندن دست آنان از نوامیس مردم و آزار جوانان می شود. و متاسفم از اینکه کسانی که مدعی مدیریت جهان در همه امور هستند به جای پاسخگویی به ابتدایی ترین مشکلات مردم، به عقده گشایی آنهم به روشهای بدوی اینچنینی مبادرت می ورزند که نشانگرشگردهای مدیریتی آقایان است.
یاسر معصومی از جوانان فعال ملی مذهبی که در روزنامه های اصلاح طلب فعالیت داشت، شب گذشته بعد از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد.
گفتنی است یاسر معصومی پیش از این برای مدت کوتاهی هم پس از دعای کمیل منزل شهاب طباطبایی بازداشت شده بود.
نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و بسیج، بمنظور آنچه "تأمین نظم و امنیت و برخورد با مزاحمت های احتمالی در چهار شنبه آخر سال" گفته شده، قرارگاهی مشترک تشکیل دادند.
به گزارش فارس، این قرارگاه که تاكنون چهار گردهمایی تخصصی با حضور فرماندهان نیروهای فوق الذکر برگزار كرده كه در مورد موارد مربوط به چهارشنبه آخر سال (چهارشنبه سوری) و "چگونگی تأمین نظم و امنیت شهروندان" به بحث و تبادل نظر پرداختند.
این گزارش همچنین خاطرنشان کرد "در این گردهمایی بر آمادگی كامل نیروی انتظامی، سپاه و بسیج تأكید و نحوه استقرار نیروها در مناطق مختلف شهر تهران نیز تشریح شد. "
این اقدام بعد از آن صورت می گیرد که تعدادی از سایت ها و وبگاههای حامیِ جنبش، خواستار حضور خیابانی مردم در برپائی این سنت ایرانی شده بودند و علی خامنه ای نیز برگزاری این سنت را "غیر شرعی" اعلام کرد.
یكی از وكلای مدافع محمد اولیایی فرد از آزادی موكلش در شب گذشته از زندان اوین خبر داد.
هوشنگ پوربابایی در گفتگو با ایسنا با بیان این مطلب، اظهار داشت: موكلم كه وكالت بهنود شجاعی را برعهده داشت در رابطه با این پرونده به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با یكی از رسانههای خارجی از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به یك سال حبس تعزیری محكوم شده بود.
وی گفت: موكلم برای پیگیری پرونده یكی از موكلانش به دادگاه انقلاب مراجعه كرده بود كه در آن جا برای اجرای حكم به واحد اجرای احكام انتقال داده و بازداشت شد.
پوربابایی یادآور شد: به دلیل اینكه رای دادگاه بدوی به همه وكلای مدافع ابلاغ نشده بود، با بررسی مجدد وی بلاقید آزاد تا ابلاغ از طریق قانونی صورت گیرد.
علیرضا شهیری رئیس ستاد میر حسین موسوی در شهرستان بابل بازداشت شد.
وی صبح یکشنبه 23 اسفند پس از دریافت احضاریه از سوی دادستانی و مراجعت به دادگاه انقلاب توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و به مکان نامعلومی منتقل شد.تاکنون هیچ مرجع قضائی و امنیتی پاسخگوی علت بازداشت وی نبودند.
پیش از بازداشت علیرضا شهیری - علی اکبر سروش عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت استان مازندران و رئیس ستاد دکترمعین در مازندران درانتخابات ریاست جمهوری سال 84 و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون بابل روز شنبه 22 اسفند پس از مراجعت به دادستانی توسط وزارت اطلاعات دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد.گفتنی است علی اکبر سروش رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل در دولت اصلاحات نیز بود.
از سوی دیگر فعال دانشجوئی دانشگاه صنعتی نوشیروانی و پیام نور بابل (محسن برزگر ایمان صدیقی و محمد اسماعیل زاده) به بند انفرادی زندان متی کلا در بابل منتقل شدند.
محسن برزگر و ایمان صدیقی دو دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به 10 ماه حبس و 1 سال محرومیت از تحصیل محکوم شدند پس از اجرای احکامشان توسط دادگاه انقلاب اسلامی بابل به زندان مرکزی متی کلای بابل منتقل شدند و به ترتیب هر کدام در بند قاتلین و سارقین نگهداری شدند و هم اکنون این دو دانشجو به همراه محمد اسماعیل زاده (وبلاگ نویس و دانشجوی دانشگاه پیام نور بابل که به اتهام توهین به رهبری در وبلاگ شخصی خود به 3 ماه حبس و یک سال محرومیت از تحصیل محکوم شد) به بند انفرادی منتقل شدند.
شایان ذکر است در روزهای اخیر محمد اسماعیل زاده که جهت تولد فرزندش خواستار حضور در بیمارستان و عیادت از همسرش بود و توانسته بود موافقت مسئولین زندان بابل را اخذ کند با مخالفت قاضی اکبرزاده معاون دادستان بابل مواجه شد.
همچنین حسام الدین باقری دبیر سابق سیاسی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل صبح روز دوشنبه به اداره اطلاعات بابل احضار شد.
درتحولی دیگر درخواست واخواهی حکم اشکان ذهابیان فعال دانشجوئی دانشگاه های شمال کشور رد شد و دادگاه دلایل واخواهی این فعال دانشجوئی را رد کرد و رای صاره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی بابل را تائید کرد.گفتنی است جلسه دادگاه وی برگزار نشد و حکم صادره به صورت غیابی صادر شد.شنیده ها حاکی ازآن است که دادگاه انقلاب اسلامی بابل او را متهم به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ عله نظام از طریق اغتشاش در دانشگاه مازندران و ارتباط با بیگانگان و مصاحبه با شبکه های بیگانه و برگزاری جلسات غیر قانونی با فعالین افراطی دانشگاه مازندران- صنعتی نوشیروانی و علوم و فنون بابل و همچنین ارتباط ایمیلی با عناصر ضد انقلاب کرده است.هم اکنون درخواست اشکان ذهابیان مبنی بر واخواهی و دفاع از خود جلسه دادگاه با مخالفت قاضی رضیان رئیس دادگستری شهرستان بابل مواجه شد.
این دانشجویان به همراه تعداد دیگر از دانشجویان دانشگاه مازندران و صنعتی نوشیروانی بابل در حوادث پس از انتخابات بازداشت و قریب به یک ماه در زندان اداره اطلاعات ساری و بابل تحت شدیدترین فشارها نگهداری شدند.
برای دومین بار در ماه جاری، گروهی هواداران دولت کودتا با تجمع در برابر منزل کروبی تجمع کردند.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه از آنان بعنوان "جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران به همراه خانواده معظم شهدا، جانبازان و ايثارگران" نام می برد که عصر يكشنبه مقابل منزل مهدي كروبي تجمع كردند.
بنابر عکسهای منتشر شده، این افراد بر دیوار ساختمان محل زندگی کروبی شعارنویسی کردند و به این ساختمان چند طبقه رنگ قرمز پاشیدند.
پیش از این نیز عده ای از اعضای بسیج با تجمع در مقابل منزل کروبی خواستار برخورد با وی شده بودند.
به نوشته فارس تجمع کنندگان شعارهایی چون "الله اكبر، خامنهاي رهبر "، " مرگ بر منافق "، "خامنهاي كوثر است، دشمن او ابتر است "، "لعن علي عدوك ياحسين "، "خواص بيبصيرت، خوارج زمانند " سردادند.
کروبی که پیش از این نیز در تظاهرات 22 بهمن، سفر به قزوین، تظاهرات روز قدس و ... مورد تهاجم گروههای تندرو قرار گرفته بود، بارها اعلام کرده که چنین اقداماتی نمی تواند او را از مسیر خود بازدارد.
علی فرزند کوچک کروبی در جریان راهپیمایی 22 خرداد، بازداشت و توسط لباس شخصی ها بشدت مضروب شد. همچنین حسین و تقی کروبی پاسپورتهایشان توقیف و ممنوع الخروج هستند.
هفته گذشته نیز نشریه ایراندخت به مدیر مسئولی فاطمه کروبی توقیف شد.
پیش از این خانواده کروبی اعلام کرده بودند که تجمع کنندگان از لباس شخصی ها و بسیجیان هستند و هیچ ربطی به خانواده شهدا ندارند.
هیچ گزارشی مبنی بر برخورد نیروهای انتظامی با تجمع غیرقانونی این افراد که منجر به ایجاد آزار و اذیت برای همسایگان شده است، مخابره نشده است.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با صدور بیانیه ای، ممانعت کودتاگران از برگزاری کنگره این حزب را محکوم کرد.
به گزارش نوروز متن کامل این بیانیه به این شرح است:
جبهه مشارکت ایران اسلامی به مثابه یک حزب قانونی ، که تاکنون توسط هیچ نهاد رسمی و قضایی فعالیت های آن تحدید نشده است ، به روال همه ساله و براساس صراحت اساسنامه موظف به برگزاری کنگره خود حداقل یکبار در هرسال می باشد . در سال جاری به خاطر وضعیت ویژه انتخابات ریاست جمهوری و رخداد ها و امواج مردمی ای که در اعتراض به نتیجه اعلامی انتخابات و تقلب در آن براه افتاد و ماهها کشور را دچار تنش و درگیری کرد ، شورای مرکزی جبهه صلاح را درآن دید تا در فرصتی مساعد ، که تنش سیاسی در کشور فروکش کرده و در حداقل باشد ،کنگره سالانه خود را برگزار نماید و به همین دلیل انجام آنرا به آخرین روزهای سال موکول کرد و سرانجام روز 20 اسفندماه ، که آخرین فرصت حزب در سال جاری و در عین حال به ظاهر آرام ترین وضعیت سیاسی حادث پس از انتخابات 22 خرداد بود ، برای برگزاری کنگره تعیین شد اما متاسفانه در آستانه برگزاری کنگره با تهدید و الزام غیرقانونی برای عدم برگزاری این کنگره مواجه شدیم که شورای مرکزی جبهه با توجه به شرایط و سیاست پرهیز از تنش و تعهد همیشگی اش به اقدامات مسالمت آمیز و جلوگیری از دامن زدن به هرگونه سوء تفاهم سیاسی از برگزاری کنگره در این تاریخ منصرف شد.
بدیهی است که در اولین فرصت مساعد کنگره دوازدهم حزب به نحو مقتضی برگزار خواهد شد اما لازم است نکاتی چند را در این باره اعلام داریم :
1- ممانعت از برگزاری کنگره سالانه جبهه مشارکت توسط وزارت کشور و توصیه نهادهای امنیتی بخوبی نشان دهنده عدم پایبندی دولت کودتا به قانون اساسی (اصل 26) و قوانین جاری( از جمله قانون احزاب) است و اینکه این دولت تاب تحمل منتقدان و مخالفان قانونی و شنیدن کوچکترین نقدی را ندارد و اگر هیچ دلیل دیگری بر فاصله گرفتن و انحراف قوه مجریه از آرمانهای انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) و قانون اساسی نبود همین اقدام خلاف قانون آنها بهترین دلیل و شاهد بر حاکمیت استبداد و سوء استفاده از قدرت و بی کفایتی دولت حاکم دراداره و تدبیر امور است . از آنجا که اقدام وزارت کشور دولت کودتا در ممانعت از برگزاری کنگره حزب با تمسک به بهانه های غیرحقوقی از دیدگاه ما کاملا غیرقانونی و از مصادیق بارز سلب حقوق اساسی شهروندان به شمار می رود آنرا محکوم کرده و نسبت به این عمل قانون شکنانه از طریق مراجع قضایی موضوع را پیگیری و طرح دعوی خواهیم کرد .
2- به رغم ادعای فراوان حاکمیت اقتدارگرا مبنی بر تسلط و کنترل کامل اوضاع ، ممانعت از برگزاری کنگره یک حزب قانونی نشان دهنده این موضوع است که در باور کودتاگران حاکم بحران سیاسی اجتماعی حادث عمیق تر از آن است که با سرکوب و ارعاب و فشارهای امنیتی و نظامی بتوان برآن فائق آمد و به همین دلیل مشاهده می شود که تاب تحمل کوچکترین اجتماع سیاسی و انتقادی و توان پذیرش هیچ جریان غیروابسته و مستقلی را ندارند .این امر بخوبی نشان دهنده عمق یافتن جنبش سبز در همه سطوح و لایه های جامعه ماست و اینکه هرچند حاکمیت اقتدارگرا با سرکوب و ارعاب می تواند لایه های بیرونی جامعه را بظاهر ساکت و از بروز باور و اعتقاد خود باز دارد اما بخوبی دریافت می شود که امروز چه شکاف عمیقی از بی اعتمادی بین حاکمیت و مردم رخداده است . ما به افراد و نهادهایی که گمان می کنند امکان کنترل جامعه با تکیه بر روشها و فضای امنیتی نظامی پلیسی وجود دارد توصیه می کنیم به عواقب خطرناک و زیانبار این موضوع اندیشه نمایند و اجازه دهند عقلای قوم با اتخاذ راهکارهای سیاسی اجتماعی به اداره جامعه و حل بحران دامنگیری که امروز همه ابعاد زندگی ایرانیان را در برگرفته است ، اقدام کنند . آموختن از تاریخ معاصر ایران و عدم تکرار تجربه های تلخ و شکست خورده گذشته راه عبور از بحران امروز است به شرطی که عقل و تدبیر حکومتداری میداندار شود و راه آشتی و اعتماد را به روی همه شهروندان و ازجمله منتقدان و مخالفان قانونی گشاده دارد .
3- از اینرو محدود کردن فعالیتهای مدنی و تحدید و تعطیلی احزاب سیاسی و تشکلهای صنفی و غیردولتی بیش از آنکه نمایش قدرت حاکمیت باشد ، نشانه ضعف آنهاست .بیش از یک دهه تلاش برای سرکوب و انحلال نهادهای مدنی و صنفی غیردولتی نه تنها توفیقی برای حاکمیت اقتدارگرا به بار نیاوره است بلکه سبب رشد و بالندگی بیشتر این نهادها شده است .مابه همه فعالان سیاسی و اجتماعی توصیه می کنیم مرعوب تبلیغات گسترده امپراطوری دروغ نشوند و با مضاعف کردن تلاشهای خود در عرصه عمومی و با تقویت پیوندهای صنفی و حرفه ای و فکری و سیاسی در قالب نهادهای مدنی به ساختن ایرانی آزاد و آباد و مستقل یاری رسانند .
4- وظیفه خود می دانیم از همه اعضا و عزیزانی که برای تهیه مقدمات و تدارکات برگزاری کنگره کوشیدند تشکر و قدردانی نمائیم و ازهمه مهمانان و مدعوین گرامی که امکان حضور و توفیق دیدار آنها را از دست دادیم پوزش طلبیم . امیدواریم در سال 89 شاهد کنار رفتن ابرهای تیره قانون شکنی و حاکمیت قانون و اخلاق و عدالت و مروت باشیم و اینکه همه ایرانیان بتوانند در فضایی تازه و پرنشاط به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در قالب نهادهای مدنی پرداخته و کشور با مشارکت فعال همه شهروندان گامهای بلندی بسوی رشد و توسعه و تعالی معنوی و مادی بردارد .
در همین حال معاون سياسي وزارت کشور دولت کودتا ادعا کرد دليل لغو كنگره جبهه مشاركت، دستور توقف فعاليتهاي آن از سوي قوه قضائيه است.
سيد صولت مرتضوي در گفتوگو با ايلنا، در پاسخ به سوالي درباره دليل لغو كنگره جبهه مشاركت، با اشاره به اينكه خانه احزاب مصوبه كميسيون ماده10 را در اين مورد ابلاغ كرد، اظهار داشت: علت اين دستور توقف فعاليت هاي جبهه مشاركت از سوي دستگاه قضايي است و برگزاری كتگره نيز توعي فعاليت محسوب ميشود.
گفتني است، قوه قضاییه تا کنون هیچ ابلاغ رسمی به بزرگ ترین حزب اصلاح طلب کشور نداشته است.
دادستان تهران تعداد محكوم به اعدامشدگان در حوادث روز عاشورا را شش نفر اعلام كرد و گفت: هماكنون احكام اين شش نفر در دادگاه تجديد نظر است و طبيعتا بعد از قطعيت درباره آنها تصميمگيري ميشود.
به گزارش فارس ، عباس جعفري دولتآبادي يكشنبه شب در ديدار قضات با نوري همداني طي سخناني با اشاره به حوادث بعد از کودتا مدعی شد: نظام قضايي كشور در ابتدا در برخورد با جريانات به وجود آمده و افرادي كه به بهانه انتخابات اعتراضاتي را مطرح ميكردند با مدارا رفتار كرد و سعي در مهار جريانات سياسي و كنترل اعتراضات خياباني داشت. اما طرح شعارهاي انحرافي و تداوم تجمعات بيدليل و هر روزي را بهانه كردن براي اعتراضات به نظام اسلامي موجب شد دستگاه قضايي تدريجا به عقيده برخي توجه بيشتري كند، آيا واقعا اينها به دنبال انتقاد هستند و يا مسائل ديگر.
گفتنی است بسیاری از احکام بازداشت فعالان سیاسی نوسط دادستانی تهران پیش از موعد انخابات و وقوع کودتا امضا شده بود و موج دستگیریها نیز از روز بعد از کودتا ایجاد شد.
وي گفت: با حضور علما و مردم در صحنه و تصميم جدي دستگاه قضايي، سياست جدي و محكمي براي مقابله با افرادي كه به خيابانها آمدند و اركان نظام اسلامي را مورد تعرض قرار دادند، آغاز شد.
دادستان تهران افزود: تعداد محكوم به اعدام شدگان در حوادث روز عاشورا شش نفر هستند که هماكنون احكام اين شش نفر در دادگاه تجديد نظر است و طبيعتا بعد از قطعيت درباره آنها تصميمگيري ميشود.
وي گفت: امروز تنها 100 نفر در دادسراهاي ما منتظر رسيدگي به پروندههايشان و صدور كيفرخواست هستند كه اميدواريم براي اين تعداد نيز هرچه زودتر تعيين تكليف شود.
دادستان تهران همچنین ادعا کرد رفتار با متهمان كاملا در چارچوب مقررات نظام اسلامي است، و متهمان حق بهرهمندي از ديدار با خانواده، استفاده از تلفن و همچنين ملاقاتهاي حضوري را طبق مقررات دارند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر