
این گزارش مروری است بر مهمترین خبرها از صبح پنجشنبه ۲۷ اسفند تا صبح جمعه ۲۸ اسفند.
رهبران سبز:
- میرحسین موسوی به مناسبت عید نوروز پیامی ویدئویی برای ملت ایران صادر کرد. متن کامل این پیام را اینجا میتوانید بخوانید و تصویرش را اینجا ببینید.
- زهرا رهنورد به مناسبت عید نوروز پیامی ویدئویی برای ملت ایران صادر کرد. متن کامل این پیام را اینجا میتوانید بخوانید و تصویرش را اینجا ببینید.
آزاد شدهها:
- بهمن احمدی امویی، روزنامهنگاری که از ۳۰ خرداد در زندان بود و در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده است، با سپردن وثیقه به مرخصی نوروزی آمد.
- علی معظمی، روزنامهنگار سابق حوزه اندیشه و دانشجوی دکترای فلسفه که ۱۶ اسفند بازداشت شده بود، با سپردن وثیقه از زندان آزاد شد.
- ابوالحسن دارالشفایی، فعال کارگری و آخرین عضو زندانی خانواده دارالشفایی، با سپردن وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
- رضا ابری،فعال آذربایجانی که در مراسم تشییع جنازه یکی از فعالان آذربایجانی بازداشت شده بود، روز یکشنبه ۲۳ اسفند پس از تحمل ۷۶ روز حبس به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.
دیدارها:
- در پی آمدن محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت، به مرخصی بعد از نه ماه حبس روز پنجشنبه تعداد زیادی از شخصیتهای سیاسی از جمله میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، محمد خاتمی، عبدالله نوری، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، محسن امینزاده، محسن صفایی فراهانی، محمد موسوی خوئینی، حبیبالله پیمان، مرضیه مرتاضی لنگرودی، لطفالله میثمی، فریدون عموزاده خلیلی، حمیدرضا جلاییپور، هادی خانیکی، رجبعلی مزروعی، محمد قوچانی و سعید شریعتی با حضور در منزل آقای میردامادی با او دیدار کردند.
- جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز با خانواده مجید توکلی، دانشجوی اهل شیراز دانشگاه امیرکبیر که از ۱۶ آذر در بازداشت است، دیدار کردند. این سومین نوروزی است که مجید توکلی در زندان میگذراند.
حکمها:
- رضا احمدپور، عضو شورای مرکزی شعبه قم جبهه مشارکت، به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به یک سال حبس و خلع لباس روحانیت محکوم شد.
وضعیت بازداشت شدهها:
- آریا آرامنژاد که بعد از روز عاشورای ۸۸ آهنگی به این مناسبت برای جنبش سبز خواند، از یک ماه پیش بازداشت شده و در این مدت در سلولی انفرادی در زندان بابل نگهداری میشود.
- در حالی که سه ماه از بازداشت محمد نوریزاد میگذرد، فاطمه ملکی همسر او میگوید در این مدت هیچ ملاقات یا تماس تلفنی با او نداشته است. خانم ملکی این مسئله را مشکوک دانسته است. زینب نوریزاد، دختر آقای نوریزاد هم در مطلبی در وبلاگش پرسیده است: «آیا محمد نوریزاد زنده است؟». آقای نوریزاد بعد از انتخابات در چند نامه خطاب به آیتالله خامنهای از او خواست از حمایت از محمود احمدینژاد دست بردارد.
- پیمان عارف، فعال دانشجویی که به مرخصی آمده بود، روز ۲۵ اسفند با تمام شدن دوره مرخصی و به دلیل مخالفت با تمدید دوره مرخصیاش به زندان اوین بازگشت.
- امیرحسین کاظمی، وبلاگنویس و عضو نهضت آزادی ایران، بعد از گذشت ۱۳ روز بیخبری با خانواده خود ملاقات کرد. او که هم اکنون در سلول انفرادی است، متهم به اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در نهضت آزادی است و در طول این مدت تنها یک بار بازجویی شده است.
- عیسی سحرخیز که از حدود هشت ماه قبل در بازداشت است و هفته گذشته به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده است، در گفتگوی تلفنی کوتاهی به خانواده خود گفت زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ قصد دارند به دلیل وضعیت نامناسب این بند از روز اول فروردین دست به اعتصاب غذای دستهجمعی بزنند. دیگر زندانیان سیاسی این بند نیز در تماس با خانوادههای خود خبر از این تصمیم دادهاند.
نامهها و بیانیهها:
- مهین فهیمی، مادر سهراب اعرابی، در آستانه سال نو در پیامی با اشاره به رسم زیارت اهل قبور در پنجشنبه آخر سال از اینکه امسال در تهران نیست و نمیتواند این وظیفه را به جا آورد ابراز تاثر کرده است.
- پدر و مادر شیوا نظرآهاری که از بیش از صد روز پیش در بازداشت است، در نامهای به او، از اینکه فرزندشان سال نو را در کنارشان نیست ابراز ناراحتی کردهاند و نوشتهاند: « به تو قول میدهیم که برای ما «نمیشود» که سال نو بشود، سال نوی ما میماند تا تو بیایی.»
- سازمان گزارشگران بدون مرز در آستانه اولین سالگرد مرگ امیدرضا میرصیافی، وبلاگنویس جوان زندانی در زندان اوین، ضمن بیان اینکه "اگر سهلانگاری فاحش مقامات زندان اوین نبود، امیدرضا نجات پیدا میکرد"، خواستار حقیقتیابی مرگ این وبنگار زندانی شد.
- وزرای خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان در نامهای به اتحادیه اروپا خواستند تا اقداماتی برای مقابله با سانسور و ارسال پارازیت بر روی برنامههای ماهوارهای از سوی ایران انجام دهد.
حسين مرعشي بازداشت و روانه زندان شد
به گزارش شبكه ايران با شكايت مدعي العموم و با قطعي شدن حكم حسين مرعشي در دادگاه تجديد نظر، وي براي اجراي حكم يك ساله زندان، ساعاتي پيش بازداشت و روانه اوين شد.
با قطعي شدن حكم حسين مرعشي در دادگاه تجديد نظر، وي براي اجراي حكم يك ساله زندان، ساعاتي پيش بازداشت و روانه زندان شد.
راي دادگاه در ادامه مي آيد:
در خصوص اعتراض و تجديد نظر خواهي آقاي سيد حسين مرعشي با وكالت آقاي بهمن كشاورز و مهرداد قرباني سرابي از دادنامه شماره 126 مورخ 12/10/88 صادره از 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران كه به موجب آن نامبرده باتهام موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامي و به تجويز ماده 19 اين قانون به تحمل يك سال حبس و محروميت دائم از شركت در هرگونه حزب و موسسه كه به كارهاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي بپردازد محكوميت يافته است. كه با توجه به تشريح جزئيات اتهام در دادنامه بدوي ضرورتي بر ذكر مجدد آن در اين مرحله ندارد. با ملاحظه محتويات پرونده و لايحه اعتراضيه تجديد نظرخواه و اينكه از ناحيه ايشان ايراد و اشكال موجه و موثري كه مطابق شقوق مندرج در ماده 240 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري سبب بياعتباري و در نتيجه نقض دادنامه صادره و رسيدگي بيشتر را فراهم نمايد ارائه نگرديده است. عمده مطالب آورده شده در لايحه اعتراضيه تكرار مطالب بدوي است. لكن مستنبط از ماده 19ق.م.ا محروميت از حقوق اجتماعي مقيد به مدت است، لذا باستناد ماده 250 قانون آيين دادرسي كيفري طي تصحيح دادنامه بدوي از اين حيث با تعيين شش سال محروميت از موارد مذكور، النهايه دادگاه مستندا به بند الف از ماده 257 قانون مار الذكر ضمن رد تجديد نظرخواهي به عمل آمده دادنامه معترض عنه را با اصلاح بعمل آمده تاييد مينمايد. راي صادره به استناد ماده 248 همين قانون قطعي است.
دکتر زهرا رهنورد به مناسبت فرا رسیدن سال نو و فرا رسیدن بهار طبعیت پیامی را خطاب به مردم ایران منتشر کرد.
دکتر رهنورد در این پیام با تاکید بر اینکه جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی دارد عنوان کرده است:در این آغاز سال می خواهیم که آزادی به سرزمین مان بازگردد ، این تحول حال است . می خواهیم قانون مداری که می توان گفت دویست سیصد سال است که انسان ها به شکل مدرن برای آن تلاش کرده اند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.تقلبات و شائبه ها کنار رود ، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی ، طبقاتی ، اقتصادی ، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود.
به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
این ایام نوروز باستانی کهن و همیشه جاودان را به هموطنان عزیزمان در ایران و هر گوشهای از جهان که هستند تبریک عرض میکنم.
یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.
چقدر عجیب است که این مراسم باستانی با چنین روایت زیبای اسلامی عجین شده و نه تنها با روایت زیبای اسلامی، بلکه با امروز ما در جامعه مدرنی که وجود داریم و در این ایام سبزی که جنبش سبز در واقع بر آن مهر و امضای زیباییهای خودش را زده.
حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است. جنبش سبز خواهان تحول وضعیت خود است، وضعیت ملت خودش. و چه تقارن زیبایی است تحول در هر زمینهای. جنبش سبز که جنبش برانداز نیست. جنبش تحولخواه است، تحول از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب. ولی اجازه بدهید که از حافظ مدد بگیرم و از اعتمادی که به او داریم در همه ایام زندگیمان خط مشی بگیریم یا صحبتی:
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
این چهارده روایت که در واقع حافظ خود درباره خودش گفته و آن را با عشق توأم کرده حکایت از این دارد که خیلی میتوان به آن اعتماد کرد. فال نیست. به فال اعتقاد ندارم. چون قرآن کریم هم میفرماید: طائرکم معکم، خودتان هر چه باشید همان، گردن کسی نباید چیزی انداخت. بلکه تأسی میگیریم به او:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
حافظ عزیز مورد اعتماد همه ما در شبهای چله، در روزهای عید، در موقعی که غم و اندوهی داریم، در موقعی که خوشحال و شاد هستیم، ”عشق را به فریادمان میرساند”. دلمان میخواهد در این ایام همدیگر را دوست داشته باشیم. قبلا هم گفتیم که جنبش سبز را همه دوست داریم. با هیچ کس دشمن نیست، فقط یک مطالبات و آرمانهایی دارد.
در این آغاز سال میخواهیم که آزادی به سرزمینمان بازگردد، این تحول حال است. میخواهیم قانونمداری که میتوان گفت دویست سیصد سال است که انسانها به شکل مدرن برای آن تلاش کردهاند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.
تقلبات و شائبهها کنار رود، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی، طبقاتی، اقتصادی، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود. آزادیهای شخصی و فردی احترام گذاشته شود، این به معنای این نیست که به جمع و خواستههای جمع احترام نمیگذاریم ولی فرد هم حق دارد و معمولا حکومتهای رسمی ایدئولوژیک به فرد حق نمیدهند که برای خود نظر و سلیقه داشته باشد اما جنبش سبز این را میخواهد.
مردم ما در جنبش سبز سازنده آن هستند، جنبش سبز یک کتابخانه نیست که چند کتاب در آن گذاشته باشند. در واقع جنبش سبز همان مردم و آرمانهایش هستند. ما همه با هم هستیم، ما بیشماریم. مردم ما با همه تنوعی که کشور ما دارد، کشور ما یکی از پیچیدهترین موقعیتهای ژئوپولتیک و نژادی و زبانی را دارد، ولی خدا را شکر قرآن کریم میفرماید: که احترام بگذاریم به این قضیه، شعوب و قبایل اگر باشید همدیگر را بشناسید. رنگ و زبان، الوان و السنتکم اینها از آیه الهی است. نشانی از خداوندی است. این تنوع و تکثر بسیار زیباست.
جنبش سبز مجموعهای از جنبشهای زیر مجموعه خودش است، جنبش کارگران، جنبش معلمان، جنبش زنان و جنبشهای دیگر. و همچنین مجموعهای از گروههای مرجع است مثل گروه هنرمندان، گروه ورزشکاران، گروههایی دیگری مثل طرفداران حقوق بشر که البته همهمان هستیم و در این طرفداری همه به نوعی همپای هم هستیم، و گروههای مرجع دیگر. جنبش سبز در واقع حکایت یک نورافشانی است، نورافشانی مردم که نور وجودشان به یک منشور میتابد و تنوع رنگارنگ و قوس و قزحی زیبا در پرده تابلو الهی در سطح جامعه ایجاد میکند. جنبش سبز یک جنبش تحولخواه و آزادیخواه است و پیش به سوی آرمانهای بلند اسلامی. جنبش سبز جنبش لطیفی است. جنبش خشن نیست، نمیخواهیم بگوییم ” نرود میخ آهنین در سنگ” آن را میدانیم که یک ضربالمثل است ولی ما در دنیای مدرن میخواهیم بر همه اینها پیشی بگیریم و حرف تازهای بزنیم و هیچ سنگی را فکر نمیکنیم وجود دارد که راجع به آن میخ آهنین به کار ببریم و امیدواریم همهمان با هم با نرمش پیش رویم و کل ملت ما، نظام و مردم ما موفق باشند در آن آرمانهای بلند.
اما نمیتوانم راجع به زنان حرف نزنم. بر تارک آرمانهای زنان آزادیها و رفع تبعیض میدرخشد، این آرمان زنان ایران فقط نیست، آرمان تمام زنان جهان است منتها برخی از نقاط جهان موفقتر از ما بودهاند در رفع تبعیض ولی ما موفق نبودیم، واقعیت این است. من همیشه حرفم این بوده که انقلاب اسلامی یک پروژه ناتمام بود. و امیدوار بودیم که در جمهوری اسلامی آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و آرمانهای بلند حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب در جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند، چون به نحو خاصی انقلاب ما با یک سرعت خاصی موفق شد و ادامه آرمانهایش را منتظر بودیم در جمهوری اسلامی انجام بگیرد که آزادیها بود، قانونخواهی بود، مساوات بود، رفاه مردم بود، رفع تبعیضهای طبقاتی بود و نظایر آنها، ولی نشده. جنبش سبز میخواهد همانها را دوباره پیگیری کند از جمله مسئله زنان را. زنان ما در شرایط فعلی از تبعیضهای زیادی رنج میبرند، مثل تبعیضهای حقوقی، تبعیضهای فرهنگی، تبعیضهای قانونی و نظایر آنها.
بعضیها خیال میکنند تا بحث رفع تبعیض پیش میآید و مساواتطلبی، نقشها فراموش میشوند و یک جامعه خشنی که همه مثل هم میخواهند استالینی عمل کنند ، سرها بریده شود همه اندازه همدیگر شوند و مثل هم. نه این حرف نیست اصلا، جنبش سبز نقشها را میشناسد. حتی نه تنها جنبش سبز بلکه تمام فعالیتهای رفع تبعیض در سطح جهان نقشها را میداند و میشناسد. این طور نیست که لطافت، مادرانگی، عشقآفرینی، ایجاد شور و هیجان، تداوم حیات بشری، در جنبش سبز فراموش بشود در رفع تبعیض. رفع تبعیض در واقع همان ادبیات دینی ما را میخواهد به یک شکلی در مورد زنان بکار ببرد. ریحانه است، نه قهرمانه. یعنی لطافت و درخشندگی دارد اما قهرمانانه نباید با آن رفتار کرد.
قهرمان البته در اینجا به معنای ادبیات فارسیمان نیست بلکه یعنی با قهر و خشونت. وقتی تبعیض هست در واقع آن ریحانه اسیر قهرمانه شده است یعنی آن قهرها و شدتهایی که فرهنگ یا یک نظامی ممکن است بر او وارد کند. ما در واقع به طور جدی این قضیه را در کنار تمام آرمانهای جنبش سبز پیگیری میکنیم که رفع تبعیض و اعطای آزادیها به زنان و آن را از قیمومیت در آوردن (چه قیمومیت قانون باشد چه قیمومیتهای دیگر) خارج کند و زن واقعا در شأن و منزلتی که همه فرهنگهای بدیع و ارزشمند جهان برای آن قائلاند، و از جمله اسلام عزیز خودمان بر آن قائل است ما به آن شأن و منزلت برسانیم هم در قلمرو فرهنگ هم در قلمرو قانون.
در نهایت تبریک میگویم به همه انسانهای بزرگی که با هزینههای سنگینی که پرداختند این انقلاب کبیر را حفظ کردند، جنگ تحمیلی را به پیروزی رساندند و جنبش سبز را سرفراز کردند در تمام جهان، به خانوادههای زندانیان، به خانواده های شهدا در تمام قلمرو تاریخ ایران به ویژه این سی ساله اخیر تبریک عرض میکنم. امیدوارم زندانیان آزاد شوند و بر سر سفرههای هفت سین در کنار خانوادههای خود بنشینند و به ترجیعبند سبز جنبش سبز که پر از سینهای پرشکوه است، علاوه بر سینهای هفتسین، سین سرفرازی، سین سعادت، سین سلامت و سینهای خوب دیگر را به عنوان یک زنجیره ابدی سبزیهای جنبش سبز در کنار خانوادههایشان بر سر سفره هفتسین داشته باشند. و ما بیشماریم، ما با هم هستیم، ما ایستادهایم.
جنبش سبز هزینه سنگینی پرداخت کرده و پای آرمانهای خود ایستاده است. منتها این آرمانها را ما میخواهیم، مطالبات ما باید تحقق پیدا کند. هر کس این کار را کرد فرقی نمیکند، مهم این است با سرفرازی این آرمانها که آرمانهای خود انقلاب کبیر اسلامی هم هست تحقق پیدا کند و میدانم که حتما چنین خواهد شد و امیدواریم که همه خوشبخت و سعادتمند باشیم.
میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و بهار سبز طبیعت پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد. مهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید دارد: سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:
قافله ی به هم پیوسته ی شهدا
فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک میگویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیبدیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته میدانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاریها و رنجها است.
تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته
جا دارد به اقشار، اقوام، قومیتها، فرهنگها و جناحها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند.
در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم
تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک میگویم. خانوادههای آسیبدیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشتهاند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانوادهها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.
سالی که بر ما رفت…
سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژهای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناحها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات میتوانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی شد و شما به طور وسیع و بیسابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابانها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.
پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود
وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاههای دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.
اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل میشد و مردم باید اقناع میشدند و به مردم توضیح میدادند. اما اینگونه نشد و پاسخها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنیترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیینکنندهای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.
مردم چه می خواستند؟
مردم به صورت مسالمتآمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی میدادند و بدون ایجاد هیچگونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.
در ۲۲ خرداد مردم میخواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواستههایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجهگیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گستردهای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.
نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است
حقیقت این است که این شعار اهمیت فوقالعادهای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعهای به هم پیوسته است و باطل کردن بخشی از آن یا تضعیف آن سایر بخشها به مثابه بیمعنا ساختن آن است.
قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین میکردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمهای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزشها، خواستها و مطالباتی یکپارچه تأکید میشود که نمیتوانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این میبینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.
عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام
مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…
اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانههای آزاد و یا آزادیهای مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامههای مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم میتوانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.
سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکلگیری این مطالبات بازمیگردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناحها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
آنچه که ذهن موسوی را به خود مشغول کرده است
با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود
در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید میشود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست میداشتم که علیرغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات میدیدم ولی آن را نمیبینم. پیشبینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایهگذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاستهای روشن، ماجراجویی و بیتدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بینالملل داریم و به نظر میرسد سایر تحریمها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.
جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد
در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیتها و استانها بکشاند و در عین حال اصل جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راههای دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.
ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم
زندگیها را سادهتر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور میشود مردم با آن روبرو میشوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیبدیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث میشود نور امیدی بتابد.
راهی که گریزی از آن نیست…
اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم
من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر میگذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چارهای نداریم تا این راه را برویم و انشاءالله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عدهای درجه دو انتخاب کنند و عدهای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشههای ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان میآورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواستههای ملت هراس داشته باشیم .
نیایش روح الله از زبان فرزند رو ح الله
این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان میبرم که مناسبتی با وضعیت کنونی ما هم دارد.
حضرت امام(ره):
بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما را شفا و مقتولان و اسیرانمان را به دامان خانوادههایشان بازگردان و به همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.
به گزارش خبرنگار نداي سبز آزادي به نقل از دوستان علي قاآني فرزند سردار اسماعيل قاآني ، وي همچنان در يكي از بازداشتگاه هاي نامعلوم سپاه پاسداران در مشهد زنداني است.گفتني است سردار قاآني در روزهاي پس از انتخابات رياست جمهوري به شكل مشهودي و مكررا مخالفت خود را با تقلب و كودتاي انتخاباتي و سركوب مردم معترض پس از انتخابات بيان كرده است. كودتاچيان با اعمال فشار بر اين سردار سپاه شرط آزادي فرزند اسير او را موضع گيري اين سپاهي منتقد عليه جنبش سبز عنوان كرده اند.
به گفته اين فرد نزديك به خانواده قاآني كودتاچيان حتي از سردار اسماعيل قاآني خواسته اند كه خبر بازداشت فرزندش علي كه دانشجو رشته برق دانشگاه آزاد مشهد است ، را تكذيب كند تا فرزندش آزاد شود.
در پي انتشار خبر بازداشت علي قاآني فرزند سردار اسماعيل قاآني از سرداران عالي رتبه سپاه و فرماندهان هشت سال جنگ با عراق در نداي سبز آزادي ، خبرگزاري فارس از رسانه هاي حامي كودتا با انتشار خبري جعلي بازداشت فرزند سردار قاآني را تكذيب كرد.
نكته جالب در خبر فارس كه جعلي بودن آن را به اثبات ميرساند در بخشي ازآن كاملا مشهود است كه مدعي شده كه نداي سبز آزادي خبر از بازداشت فرزند دانشجو سردار قاآني در يكي از تجمعات دانشجويي داده است. فارس در خبر جعلي اش آورده : « ... نوشتهاند كه نامبرده در تجمعهاي ضدانقلابي دستگير شده است. » حال آنكه در متن خبر نداي سبز آمده است: « علی قاآنی که دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه آزاد مشهد است، هفته گذشته در این شهر بازداشت شد. با توجه به اینکه او هيچ فعاليت سياسی يا دانشجويی نداشته و در روزهای اخير هم تجمعی در محل تحصیل وی برگزار نشده، تردیدی باقی نمی ماند که بازداشت او صرفا براي اعمال فشار به پدرش بوده است . »
پيش از اين نداي سبز آزادي خبر بازداشت علي قاآني براي اعمال فشار بر پدرش را منتشر كرده بود.سردار پاسدار اسماعيل قاآنی از برجسته ترين فرماندهان ناراضی سپاه است كه با كودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد و سركوب مردم پس از انتخابات مخالفت کرده است. اعتراض وی به نسبت دیگر معترضان داخلی سپاه جدی تر بوده و تا جایی که از شركت نيروهای تحت امرش در سركوب خيابانی مردم جلوگيری كرده است.سردار قاآنی از حضور در نماز جمعه ۲۹ خرداد به امامت آيت الله خامنه ای خودداری كرد تا اعتراض خود را به روشن ترین شکل نسبت به مواضع رهبر پس از انتخابات اعلام کند.وی از فرماندهان شناخته شده سپاه در هشت سال جنگ با عراق بوده و در جريانات داخل سپاه از نزديكان محمد باقر قاليباف، از سرداران سابق سپاه و شهردار فعلی تهران محسوب می شود.
سردار قاآني در آخرين اظهار نظر رسمي اش كه در مراسم ختم شهيد شوشتري انجام شد، گفته بود : « يك نكته مهم كه در مجامع مختلف و از ديدگاه هاي متفاوت بحث و مطرح مي شود موضوع تبديل تهديدها به فرصت است كه اين يك موضوع هنرمندانه و كارشناسانه است كه يكي از هنرهاي حضرت امام رضوان الله همين تبديل تهديدها به فرصت بود. »
سازمان غیردولتی گزارشگران بدون مرز، در آستانه ٢٨ اسفندماه و اولین سالگشت مرگ تاسف بار وبلاگنویس جوان و روزنامهنگارِ زندانی (امیدرضا میرصیافی)، ضمن بیان اینکه" اگر سهلانگاری فاحش مقامات زندان اوین نبود، امیدرضا نجات پیدا می کرد"، خواستار حقیقت یابی پیرامون مرگ این روزنامه نگار زندانی شد.
امیدرضا میرصیافی، روزنامه نگار جوان و نویسندۀ وبلاگ «روزنگار»، که به دلیل نگارش مطالبی انتقادی، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود، اواخر اسفندماه سال گذشته، در زندان دچار افت شدید فشار خون شد و به درمانگاه اندرزگاه شماه ٧ زندان اوین منتقل میشود. پس از انتقال دیرهنگام وی از زندان اوین و به بیمارستان لقمان و مرگ ناگهانی وی، پیکر او به خانواده اش تحویل داده میشود که علیرغم درخواست خانواده و وکیل، کالبد شکافی مستقلی انجام نمیشود و این جوان ۲۸ ساله، در ٢٩ اسفند ماه در گورستان بهشت زهرا به خاک سپرده میشود.
گزارشگران بدون مرز، امسال نیز مانند سال گذشته، نسبت به این مسئله از خود واکنشی تند نشان داده و خاطرنشان کرد "همصدا با نزدیکان این وبلاگنویس جوان خواهان تشکیل کمیسیون تحقیقی مستقل و بی طرف برای یافتن چرایی مرگ امیدرضا میرصیافی هستیم و خواستار انتشار عمومی همه مدارک مربوط به اتهامات، بازداشت، زندانی شدن و مرگ وی می باشیم."
این سازمان غیردولتی تاکید می کند" این مرگ پر اندوه نشانگر سرنوشت صداهای معترض در ایران است. امیدرضا میرصیافی سمبل مردمی تحت ستم است که امروز نیز برای انتقاد و اعتراض، دستگیر و زندانی میشوند تا به سکوت وادارشان کنند. گزارشگران بدون مرز با گرامیداشت یاد و نام امیدرضا میرصیافی خواهان آزادی بیش از پنجاه روزنامهنگار و نت- شهروند زندانی در ایران است که همچنان در شرایطی دشوار بسر میبرند."
لازم به ذکر است ابوالقاسم صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه مذکور، در تاریخ آبان ماه سال قبل، میرصیافی را به اتهام "توهین به مقامات" و "تبلیغ علیه نظام"، بر اساس مواد ۵۰۰ و ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی، به دو سال حبس تعزیری محکوم کرده و همزمان، برای وی پرونده ای دیگر، با اتهام "توهین به مقدسات" مفتوح شده بود که می بایست اردیبهشت ماه ۸۸ دادگاهی شود. آن وبلاگ نویس جوان، اواخر بهمن ماه سال پیش، با احضار به دادگاه انقلاب تهران، بازداشت و برای اجرای حکم و گذراندن محکومیت خود، به زندان اوین منتقل شده بود.
گزارشگران بدون مرز در انتهای بیانیۀ خود، به وضعیت فعلی مطبوعات کشور و فشار بر فعالان و روزنامه نگاران اشاره کرده و می افزاید "مقامات قضایی ایران اعلام کردند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ٣٠ نفر از نت - شهروندان را بازداشت کرده است. این دستگیرهای با اتهامات بدون پایه و اساس قضایی، نشانگر ادامه سرکوبگری دولتی است و گزارشگران بدون مرز خواهان اعلام اسامی و اتهامات مشخص افراد دستگیر شده است و تاکید می کند همه حقوق شهروندی این افراد باید رعایت شود."
صدها نفر از خانواده های اسرا و مردم تهران درشب های منتهی به آخر سال مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی عزیزانشان در آستانه عید نوروز شدند.
غروب روز جهارشنبه ۲۶ اسفند ماه از ساعت ۱۷:۳۰ خانواده های دستگیر شدگان و مردم تهران در مقابل زندان اوین تجمع کردند و بر آزادی عزیزانشان در آستانه عید نوروز تاکید کردند.
بر اساس این گزارش، تا ساعت ۲۱:۴۵ دقیقه تعداد خانواده ها و مردم نزدیک به ۵۰۰ نفر می رسید. و ایت تجمع از زیر پل تا نزدیکی در اصلی زندان اوین امتداد داشت.
با پافشاری و ایستادگی خانواده ها تا ۲۱:۳۰ تعدادی از اسرا آزاد شدند.از جمله آزادشدگان دیشب یکی از حامیان مادران عزادار به نام خانم ام البنین ابراهیمی بود. ولی هنوز بسیاری از اسرا در اسارت به سر می برند.
از چند روز گذشته تجمع خانواده ها تا ساعت ۲۴:۰۰ ادامه می یابد.برای عدم تجمع گسترده خانواده ها مدتی است که دستگیر شدگان را بطور نامنظم و بعضا حتی بعد از ساعت ۲۴:۰۰ آزاد میکنند.
بهمن احمدی امویی روزنامه نگار که از تاریخ ۳۰ خرداد در اسارت بسر می برد، موقتا آزاد شد.
به گزارش کلمه، احمدی امویی با قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شده است .
وی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال زندان قطعی محکوم شده است.
ژیلا بنی یعقوب همسر احمدی امویی که او هم روزنامه نگار است بعد از انتخابات همراه همسرش بازداشت شده بود اما بعد از دو ماه آزاد شد.
روز پنجشنبه ۲۷ اسفند، محمد خاتمی به خانه محسن میردامادی رفت و با دبیرکل تازه از بند رها شده جبهه مشارکت دیدار کرد.
آقای میردامادی دو روز پیشتر با سپردن وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی و قریب به ۹ ماه پس از بازداشت از اوین به مرخصی آمد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر