
ندای سبز آزادی ـ مریم مدنی: در جدیدترین شماره مجله اکونومیست نوشته شده که بنا بر اعلام کمپانی پورشه، این شرکت در سال 2012 در تهران بیشتر از هر شهر دیگری در خاورمیانه فروش اتومبیل داشته است. همچنین بر اساس گزارش شبکه خبری فاکس نیوز این فروش حدود 17 میلیون دلار بوده است.
هرچند فاکس نیوز اعلام کرده که تقاضا برای خرید اتومبیلهای لوکس در ایران نسبت به گذشته کاهش یافته است اما همین آمار در کنار آمار و ارقام مربوط به وضعیت خط فقر در ایران نشاندهنده اختلاف طبقاتی فاحش در این کشور است.
نابودی طبقه متوسط در ایران
کارشناسان اقتصادی نیز طی چند سال گذشته بارها نسبت به از بین رفتن طبقه متوسط در ایران و افزایش اختلاف طبقاتی میان فقیر و غنی هشدار دادهاند.
به گفته آنان طبقه متوسط تحلیل رفته و تحلیل رفتن طبقه متوسط، یا آن طبقهای که می تواند قشر خاموش جامعه باشد، میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی به دنبال داشته باشد.
گفتنی است اندازه طبقه متوسط میتواند به عنوان یكی از شاخصهای توسعه قلمداد شود. هرچه طبقه متوسط در جامعهای گستردهتر باشد، سلامت جامعه بیشتر است. چرا که طبقه متوسط هم منبع تولید نیروهای فكری و خلاق است و هم موتور توسعه و هم منبع حفظ و اشاعه ارزشهای اخلاقی و اجتماعی.
محسن رنانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در این مورد با هشدار نسبت به از بین رفتن این طبقه به دلیل افزایش اختلاف طبقاتی در جامعه میگوید: "تورم تنها پیامدهای اقتصادی به دنبال ندارد، بلكه از آن مهمتر پیامدهای اجتماعی و اخلاقی است كه در جای خود بینهایت نگرانكنندهتر و آسیبزاتر از پیامدهای اقتصادی است."
افزایش آمار جرم و جنایت، طلاق، دروغگویی، سرقت، ریاكاری، رانتجویی و از بین رفتن سرمایه و اعتماد اجتماعی و نهایتا اخلاقیات همه و همه نتیجه تورمی است كه در سالهای اخیر در جامعه ما بیرحمانه میتازاند.
رنانی معتقد است: "تخریب طبقه متوسط یكی از عوامل تخریب سرمایه اجتماعی است و تخریب سرمایه اجتماعی هم یكی از عوامل اصلی تخریب سرمایههای انسانی و اقتصادی كشور است."
از سویی به گفته رئیس سازمان بازرسی كل كشور اکنون به دلیل توزیع ناعادلانه ثروت در کشور، میزان ثروت 20 درصد ثروتمند جامعه 43 برابر 20 درصد فقیر جامعه است.
به این ترتیب ایران با پشت سر گذاشتن بولیوی (42.3 برابر) در رتبه نخست میزان فاصله طبقاتی در جهان قرار گرفته است.
میانگین جهانی فاصله طبقاتی حدود 6 بوده در ژاپن حدود 2 است.
این میزان فاصله میان اقشار پردرآمد و فقیر جامعه، نه محصول جنگ و نه دوران تحریم، بلکه نتیجه سیاستهای غلط دولت در چند سال گذشته است. بر اساس آمار سازمان برنامه و بودجه در 10 سال قبل میزان ثروت 20 درصد ثروتمند جامعه فقط 9.7 برابر 20 درصد فقیر جامعه بوده است، عددی که اکنون به 43 رسیده است.
برای درک بهتر وضعیت اختلاف طبقاتی در ایران کافی است در کنار امار فروش 17 میلیون دلاری شرکت پورشه در تهران، مروری هم بر وضع کارگران در کشور داشته باشیم.
کارگران در پایین طبقه اقتصاد
در چند سال گذشته به دلیل نابسامانی وضعیت تولید، شرایط شغلی و زندگی کارگران به حد وخامت رسیده است. اغلب کارگران با تعویق چندین ماهه دستمزد یا اخراج از کار روبرو شدهاند.
تعطیلی مراکز کار و تولید، اخراج و بیکار شدن دسته جمعی کارگران، قراردادھای موقت و در پی آن عدم امنیت شغلی، سرکوب اعتراضات و اعتصابات کارگری، بازداشت و زندانی کردن کارگران و فعالان جنبش کارگری و نیز تشدید فشار بر تشکل ھای کارگری از جمله مسائلی بوده که در دو-سه سال گذشته کارگران با آن روبرو بودهاند.
این در حالی است که با وجود افزایش تورم در کشور ، حداقل دستمزد کارگران در سال 89 حدود 303 هزار تومان تعیین شد که بلافاصله با اعتراض جمعیتهای کارگری روبرو شد. به گفته آنان با توجه به وضعیت تورم و گرانی گسترده، این رقم حتی کفاف احتیاج های اولیه کارگران را نیز نمیکند.
براساس تحقیقات سازمان ملل، ده درصد فقیرترین افراد جامعه ایران تنها ۲ درصد از درآمد یا مصرف کل کشور را به خود اختصاص می دهند. در مقابل، سی و سه درصد از درآمد و مصرف کل کشور متعلق به ۱۰ درصد ثروتمندترین شهروندان ایرانی است.
بنابراین ده درصد ثروتمندترین افراد جامعه ایران حدود هفده برابر ده درصد فقیرترین افراد جامعه، درآمد و مصرف دارند.
این درحالی است که یکی از وظایف مهم دولت ها، توزیع عادلانه درآمد در میان افراد مختلف جامعه است.
ایران و ضریب جینی بحرانی
اقتصاددانان برای محاسبه میزان برابری و عدالت در توزیع درآمد، از شاخصی به نام “ضریب جینی” استفاده می کنند. ضریب جینی همواره بین صفر و یک قرار دارد و هرچه این شاخص به صفر نزدیک تر باشد، توزیع درآمد عادلانه تر بوده و به برابری کامل نزدیک تر است و برعکس، هر چقدر ضریب جینی به یک نزدیک تر باشد، بیانگر نابرابری در توزیع درآمد و مصرف است. در ایران اما ضریب جینی معادل 43/0 است.
در حالی که مسوولان دولتی اعلام کرده اند ضریب جینی به 389/0 رسیده اما سازمان ملل اعلام کرده ضریب جینی در ایران در سال ۲۰۰۸ بدتر شده و به 58/0 رسیده است. براساس قانون برنامه چهارم ضریب جینی باید در سال پایانی برنامه به 38/0 می رسید.طبق آخرین آمارهای انتشار یافته بانک مرکزی در سال 85 ضریب جینی (شاخص توزیع درآمد) طی سال های84 تا 85بهبود یافته و از 42/0 به40/0 کاهش یافته اما این ضریب در سال 86 به 404/0 رسید ولی برای سال 87 احمدینژاد اعلام کرد ضریب جینی به 389/0 رسیده است که این رقم هنوز در آمارهای رسمی منتشر نشده و در آمار بانک مرکزی موجود نیست.
پس از تغییرات اقتصادی در کشور ضریب جینی از سال 83 به بعد روند افزایشی را نشان داد. این ضریب هم در جامعه شهری و هم در جامعه روستایی رو به افزایش نهاد که این امر نشان دهنده شکاف بین فقیر و غنی است چرا که ضریب جینی بین صفر تا یک متغیر است و هرچه اعداد به دست آمده به صفر نزدیک تر باشد یعنی توزیع ثروت عادلانه تر بوده و هرچه به یک نزدیک تر باشد یعنی ثروت در دست اقشار ثروتمند محدود شده و نابرابری افزایش یافته است.
حسین راغفر عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا در مورد روند افزایشی ضریب جینی در ایران و علت آن میگوید: "بررسی آمارهای موجود (آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار) نشان می دهد ضریب جینی از سال 83 به بعد در حال افزایش بوده و این به معنای توزیع ناعادلانه درآمدهای کشور و عمیق ترشدن شکاف غنی و فقیر است البته مهم ترین علت آن بالارفتن تورم است." وی میافزاید: "تورم یکی از عوامل تشدیدکننده افزایش ضریب جینی است چرا که در زمان رشد تورم دهک ها و اقشاری که قدرت مالی و اقتصادی کمتری دارند، برای گرفتن دستمزد یا پول بیشتر قدرت چانه زنی کمتری دارند و قادر به تغییر درآمدهای خود نیستند بنابراین انتظار طبیعی آن است که تورم فشار بیشتری به اقشار پایین جامعه آورده و در نتیجه ضریب جینی افزایش پیدا کند."
راغفر تصریح میکند: "متاسفانه با وجود اینکه دولت خبر از کاهش بیکاری یا تورم (دو عامل مهم و موثر در ضریب جینی و توزیع درآمد) می دهد اما شواهد روندی غیر از این را نشان می دهد. برای مثال دولت از کاهش بیکاری می گوید اما شواهد نشان از افزایش بیکاری دارد."
طرحی برای افزایش شکاف طبقاتی
احمدینژاد یکی از نتایج طرح حذف یارانهها را کاهش فاصله طبقاتی در کشور اعلام کرده است.
وی در نخستین سالگرد اجرای این طرح کاهش فاصله طبقاتی را یکی از دستاوردهای اجرای این قانون خواند و گفت: "مقدار مصرف نیز عادلانه توزیع نمیشود و بعضیها ۳۰ برابر دیگران مصرف میکنند و باعث ایجاد فاصله طبقاتی میشوند در حالی که ما یارانه میدهیم تا عدال برقرار شود و فاصله طبقاتی از بین برود."
وی همچنین اعلام کرده بود که این طرح در همه جای جهان قابل اجراست و اساس اندیشه اقتصادی کشورمان را تحت تاثیر قرار داده و قرار خواهد داد.
اکنون گزارشها و آمار از قرار گرفتن ایران در صدر جدول اختلاف طبقاتی در جهان خبر میدهد و در حالی که بسیاری از کارگران ماههاست بیکار شده و فعالان کارگری به دلیل اعتراض به وضعیت کارگران در زندان به سر میبرند، کمپانی پورشه تنها در یک سال 17 میلیون دلار در تهران فروش دارد.
علی طباطبایی - تارنمای سفیران سبز امید
متاسفانه عدم مشروعیت حکومت ایران در کنار سیاستهای ماجراجویانه دستگاه دیپلماسی این کشور در سالهای اخیر باعث شده است تا هر حرکت و برخوردی که از سوی کشورهای غربی بر علیه کشورمان صورت میگیرد با حمایت برخی از هموطنان روبرو شود و این دسته از ایرانیان بدون توجه به عواقب و دلایل اتخاذ چنین اقدامات تنبیهی بر علیه جمهوری اسلامی ایران با شنیدن خبر صدور هر قطعنامه جدیدی که به تشدید تحریمها می انجامد هورا میکشند و با بسته شدن هر سفارت خانه ای کف و سوتشان به هوا می رود، غافل از آنکه برخی از این اقدامات نه تنها پیروزی برای مخالفان به شمار نمی رود بلکه آخرین روزنه های امید را هم بر روی هموطنان داخل کشور می بندد و با منزوی تر کردن ایران آخرین راههای تغییرات مسالمت آمیز و دستیابی به تحولات مثبت در داخل کشور را نیز دشوارتر می کند.
تصمیم اخیر دولت کانادا در خصوص قطع روابط دیپلماتیک با ایران هم از این قاعده مستثنا نیست و با بسته شدن سفارت این کشور در تهران بار دیگر شاهد تکرار همان داستان همیشگی ذوق زدگی این دسته از مخالفان حکومت هستیم.
قطع روابط دیپلماتیک و بسته شدن سفارتخانه های دو کشور بر خلاف آنچه برخی فعالان حقوق بشر در کانادا اعلام میکنند نه تنها کمکی به جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران نخواهد کرد، بلکه نقطه پایانی است بر تلاشهای دیپلماتیک کشور کانادا برای حفظ جان زندانیان ایرانی – کانادیی که در انتظار اجرای حکم اعدام خود نشسته اند. دور از ذهن نیست اگر دستگاه قضایی تحت امر رهبری جمهوری اسلامی در واکنش به این تصمیم دولت کانادا دست به اقدامی نسنجیده بزند و برای به رخ کشیدن ابهت پوشالی خود جان این زندانیان بی گناه را به خطر اندازد.
این اقدام همچنین با لطمه زدن به حقوق ایرانیان مقیم کانادا باعث خواهد شد تا از این پس فشار زیادی به آنها و خانواده هایشان در ایران وارد شده و ادامه تحصیل بسیاری از دانشجویان ایرانی دانشگاههای کانادایی با مشکل مواجه شود. پس از بسته شدن حسابهای بانکی برخی از هموطنان در کانادا، اختلال در دسترسی به خدمات کنسولی یکی دیگر از مشکلاتی است که به دلیل سیاستهای نسنجیده دو کشور هزینه های مادی و معنوی بسیاری بر جامعه ایرانی تحمیل خواهد کرد.
هر چند دیپلماتهای بی درایت جمهوری اسلامی در کانادا که با الگو قرار دادن سیاستهای ماجراجویانه و تحریک کننده احمدی نژادی و بدون داشتن کمترین درکی از شرایط حساس کنونی با بی مسئولیتی تمام بهانه ساز چنین برخوردی شدند باید پاسخگوی بی تدبیری های خود باشند اما این مساله نباید باعث چشم پوشی از نقش لابی های اسراییلی و پیروی بی چون و چرای دولت محافظه کار کانادا از سیاستهای دولت اسراییل در اتخاذ چنین تصمیمی شود.
تاثیر پذیری سیاست خارجی دولت کانادا از سیاستهای اسراییل خصوصا در حوزه خاورمیانه تا اندازه ای است که برخی “بنجامین ناتانیاهو” را وزیر امورخارجه واقعی کانادا می خوانند و معتقدند دولت کانادا سیاستگذاری در امور خاورمیانه خود را به “اورشلیم” کنترات داده است. با این تفاسیر و با در نظر گرفتن ولع غیرقابل وصف دولت اسراییل برای حمله به ایران و تحرکات چند هفته گذشته این دولت برای همراه کردن دیگر کشورها در طرح حمله به ایران، پی بردن به دلایل اصلی پشت پرده قطع روابط دیپلماتیک و تعطیلی سفارت کانادا را آسانتر می نماید.
پیام تبریک نخست وزیر اسراییل که تنها چند ساعت پس از اعلام رسمی قطع روابط صادر شد نشان داد که این اقدام تا چه اندازه باعث شادمانی دولت متبوعش شده است و قرار دادن ایران در لیست محور شرارت کانادایی عملا مرهمی شد بر ناکامی های چند هفته گذشته اسراییل در جلب نظر مثبت مقامات آمریکایی برای حمله به ایران. گویا محافظه کاران کانادایی بی تمایل نیستند تا در غیاب دولت “جرج بوش” نقش وی را در جنگ بعدی بر عهده بگیرند.
اما در این میان برخی از مخالفین حکومت با چشم بستن بر روی واقعیات موجود گمان می کنند مخالفت با هر اقدام صورت گرفته علیه جمهوری اسلامی به معنای همراهی با این حکومت خواهد بود و بدون توجه به تاثیر اعمال فشارها بر زندگی مردم و دیگر آثار سوء آن بر ادامه فعالیتهای مخالفین داخلی، خود را موظف به تایید و حمایت بی چون و چرا از هرگونه برخورد با کشورمان می بینند.
این بخش که عمدتا شامل اپوزسیون خارج کشور می شود با ایجاد دوقطبی غرب – جمهوری اسلامی هر عملی را که از سوی کشورهای غربی صورت بگیرد با آغوش باز می پذیرند و از ترس محکوم شدن به حمایت از جمهوری اسلامی حاضر به نقد این تصمیمات نیستند. در حالی که می توان هم عدم مشروعیت دولت ایران را فریاد زد و هم به برخوردهای غلط دیگر کشورها خرده گرفت، می توان بر علیه نقض حقوق بشر در ایران مبارزه کرد و همزمان تصمیمهای کشورهای غربی که باعث ایجاد فشار مضاعف بر روی مردم مظلوم کشورمان می شود را زیر سوال برد.
می توان سیاستهای ماجراجویانه جمهوری اسلامی را محکوم کرد ولی همراهی با نوای جنگ طلبی اسراییل را هم مذموم دانست.
شادی غیرقابل وصف این دسته از مخالفین حکومت ایران از اعمال تحریمها و قطع روابط دیپلماتیک و تلاششان برای باز کردن پای کشورهای غربی به مناقشات داخلی اقدامی سوال برانگیز و غیرقابل هضم است. سوال برانگیز از آنروی که در تلاش برای آزمودن راه و روشی هستند که در عراق و افغانستان آزموده شد و امروز نتیجه آن بیش از پیش مشخص شده است. تجربه کره شمالی هم پیش روی ماست تا نشان دهد انزوای یک حکومت استبدادی تنها این فرصت را به حاکمان خواهد داد تا آسوده خاطر بساط استبدادشان را گسترده تر کنند.
این تجربه های تاریخی همگی شاهدی بر این مدعا هستند که حفظ کردن روابط موجود و اعمال فشار دیپلماتیک گزینه بهتر و موثرتری برای بهبود وضعیت حقوق بشر در کشورهاست و بستن مجاری دیپلماتیک نتیجه ای جز بسته تر شدن فضای سیاسی و یا سوق دادن کشور مورد نظر به سمت جنگ نخواهد داشت.
در مورد ایران نیز تلاش برای ایزوله کردن و قطع روابط دیپلماتیک با این کشور نه تنها کمکی به بهتر شدن وضعیت حقوق بشر نخواهد کرد بلکه عرصه را بر فعالان و مخالفین داخلی نیز تنگ تر خواهد کرد. این چنین سیاستهایی تنها باعث تقویت جناح های جنگ طلب چه در داخل ایران و چه در کشورهایی نظیر اسراییل می شود و راه را برای شروع جنگی دیگر هموار میکند.
سیدابراهیم نبوی
ملّتی که آب دارد، خاک دارد، ولی محتاج است، خدا او را از رحمت خود دور می کند! این نفرین علی است! نفرین علی به مراتب بالاتر از دعای ماست. حالاشما بیا قرآن به سر بکن در برابر نفرین علی، نمیشود!
آیت الله جوادی آملی، همان کسی است که نامه امام به گورباچف را به دستش رساند و بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ ، برای محمود احمدی نژاد که روبه رویش نشست تا داستان حلقه نورانی را بشنود و از تعجب به خدا پناه برد، پیام تبریک ارسال نکرد.

بعد هم در نماز جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸، کنارهگیری خودش را از امامت جمعه شهر قم اعلام کرد و بعد از جلالالدین طاهری و محیالدین حائری شیرازی سومین امام جمعه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران شد که از مقام خود استعفا میداد و گفت:
« بنده از ادامه حضوردر نماز جمعه و اقامه نماز معذورم. ائمه جمعه اگر نتوانند به مسئولیت عمل کند، نزدخداوند مسئول خواهد بود. خداوند فرموده است که اگر مردم مشکلی داشتند، به نماز پناه برده و مشکل خود را برطرف کنند. مردم صدها مشکل دارند که باید این را امام جمعه بیان کند و اگر بیان کرد و مشکل مردم رفع شد، نشانه این است که خوب بیان کرده، اما اگر مشکل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانستهاست مطلب را خوب بیان کند.»
حالا آقای جوادی آملی در جمع اعضای انجمن اسلامی وزارت اقتصاد و دارایی، گفته است:
« وقتی شما عهدهدار دریافت مالیات هستید، این مالیات بر درآمداست. باید راه درآمد را هم ـ انشاءالله ـ به ملّت ارائه کنید تا در تحصیل درآمد هم تلاش و کوشش بکنند و آنگاه آنها مشتاقانه این مالیات را بپردازند. »
و از قرار معلوم خیلی هم با معمار بزرگ انقلاب موافق نیست که می گفت: " اقتصاد مال خر است" و معتقد است: « سرّ اینکه اقتصاد بعد از اعتقاد سهم تعیین کننده دارد این است که مال را ذات اقدس الهی عامل قیام یک ملّت قرار داده است. ملّتی میتواند مقاوم باشد و مقاومت کند که بتواند بایستد. ایستادگی، یک عامل قیام میخواهد. همانطوری که ایستادن یک عامل قیام میخواهد. الآن که فرمودند اقتصادِ مقاومتی، این سخنی است حق، لکن این دو مطلب باید کاملاً توضیح داده شود تا فرق این دو مطلب روشن شود ورسالتی که برای اعضای محترم انجمنهای اسلامی است هم روشن شود.»
و چون این آقای جوادی آملی عادت دارد خیلی سخت حرف می زند والبته معذوریت هم دارد، من خودم به زبان ساده برایتان می گویم منظورش چیست. منظورش این است که آن آقایی که گفته "اقتصاد مقاومتی"، باید توجه داشته باشد که ملتی می تواند مقاومت و ایستادگی کند که عاملش را داشته باشد و عاملش هم همان مال است، که ندارد... بنابر این آن آقا غلط کرده بیخودی حرف زده. وقتی یک ملتی به نان شب شان محتاجند اقتصاد مقاومتی شان کجا بود؟
و فکر می کنم خودش هم خیلی سعی کرده به زبان ساده همین حرف را بزند و نتیجه اش شده است این که: « کسی میتواند بایستد که ستون فقراتش سالم باشد وگرنه باید به عصا تکیه کند، یا باید بنشیند. اگر ستون فقرات کسی سالم نباشد به اومیگویند فقیر, فقیر یعنی فقیر نه یعنی ندار, آن که ندار است به او میگویند فاقد. آن که ستون فقراتش شکسته است به او میگویند فقیر.چون کسی که ستون فقراتش شکسته است قدرت قیام ندارد. این زمینگیر است. این یعنی ایستادن فیزیکی... · ایستادن متافیزیکی هم یا مقاومت هم به اقتصاد وابسته است. اگر ستون فقرات ملّتی که همان مسائل مالی وامکانات مالی آنهاست شکسته بود، این قدرت مقاومت ندارد و از پا در میآید. اگر ستون فقرات ملتی که دین آنهاست، آسیب ببیند، این ملّت قدرت مقاومت ندارد. یعنی اقتصاد مقاومتی که فرمودند توفیقش نصیب اینها نمیشود. توفیقش نصیب کسانی میشود که تکیهگاهی دارند، ستونی دارند و ستونشان را با دین حفظ کردند.
یعنی این آقا علاوه بر اینکه غلط کرده این اقتصاد مقاومتی را مطرح کرده، در مورد دین و ایمان هم به ارواح طیبه شهدای انقلاب لبخند زده وآبروی همه شان را برده... دین ندارد که توفیق داشته باشد.
و در آخر هم با همان صدای آرام و لحن متین و چشم های نافذش،مجموع هیات دولت را به رنگ قهوه ای روشن درآورده و ...والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
« اداره مملکت یعنی اداره مملکت! اگر ما بشنویم فلان کارخانه کارگرها را بیرون کرده، با نماز و زیارت عاشورای شما حل نمیشود. حواستان جمع باشد، دامنگیرتان خواهد شد! کسی گرسنه بخوابد، فقیر باشد، به زندان برود... هزاران چک برگشتی وجود داشته باشد، اینها با دعای کمیل حل نمیشود! شما بررسی کنید ببینید چندتا چک برگشتی دارید، معلوم میشود که اقتصاد و دارایی نتوانسته رسالتش را انجام بدهد.»
متن سخنرانی
لطفا اعتنا کنید!

جانشین فرمانده کل سپاه، سردار حسین سلامی، در مراسم یادواره115 شهید بخش کومله شهرستان لنگرود، اعلام کرد: "در صورت هرگونه تجاوز علیه کشور،جنگ را به درون مرزهای دشمنان میکشانیم" و ادامه داد:"ملت ایستاده است تاپوزه دشمنان را به خاک بمالد و هزاران تابوت را روانه شهرهایشان کند."
و ما خدا را شکر می کنیم که این بنده خدا تازه جانشین فرمانده کل است و ملت را با نعش کش و تابوت ساز یکی کرده، اگرخود صاحبش آمده بود کهحتما خیلی هم عصبانی تر بود و حرف های خیلی ترسناک تری هم می زد ... می گفت: ... بگذریم، خیلی مهم نیست چه می گفت.
این سردار غیور اسلام و متخصص پوززنی و ساخت تابوت برای دشمنان، در ادامه اظهار داشت: در مدت 34 سال گذشته هیچ توطئه و طرحی نبوده که دشمن با تمام قوا علیه ایران بهکار نگرفته باشد و دشمن با جنگ اقتصادی همه جانبه که بااتحاد قدرتهای اقتصادی انجام گرفت برای فلج کردن اقتصاد ایران تلاش کرد و همگان دیدند که دشمن خود در بحران اقتصادی فرو رفت و جامعه ما بدون اتکا به هیچ قدرتی و بدون ترس از تهدیدها هر روز چند توسعه جدید در کشور را ارائه میکند و ما بیاعتنایی به دشمن را از شهدا آموختیم.
و ما توصیه می کنیم در آموخته هایشان تجدید نظر اساسی کنند. چون اساسا آن چیزی که آدم هر ثانیه دارد در موردش حرف می زند و نصف درآمد کشور راخرجش می کند و شب ها هم خوابش را می بیند و جایش را خیس می کند، مورد بی اعتنایی قرار نگرفته، بلکه اصلا خود جنس مورد اعتناست ...
و آن چیزی که برادران قاچاقچی واقعا نسبت به آن بی اعتناهستند و به روی خودشان هم نمی آورند، اتفاقا همین اقتصاد است و قیمت دلار و سکه ومرغ و مسکن و ... که اگر از مرزهای دشمن بکشند بیرون و سری به خیابان های خودمان بزنند، خیلی برای حالشان بهتر است و اتفاقا همان شهدا هم تنشان کمتر در گور می لرزد.
بنابراین ، برادر بسیجی قهرمان شما لازم نیست هر روز چند تا توصیه جدید ارائه کنید ... همین که ارز و سکه را چند روز با قیمت ثابت ارائه کنید، انگار جنگ را برده اید در مرزهای دشمن.
راه سوم و عمق تفکرات جلال

احسان شریعتی در گفتگو با روزنامه اعتماد، جلال آل احمد رااز روشنفکرانی می داند که مثل اکثریت روشنفکران در دنیا بعد از انقلاب اکتبر به کمونیسم پیوسته و ابتدا به چپ گرایش پیدا می کند و بعد از آن جدا می شود.
چهرههایی مثل خلیل ملکی و شاگردانش چون آلاحمد از نخستین منشعبان از حزب توده بودند و در ادامه "راه سوم" را ایجاد کردند. جریان سوم قصد داشت گونهیی سوسیالیسم ملی را مطرح کند.
احسان شریعتی معتقد است: آلاحمد از نظر عمق فکری و در مقایسه با روشنفکر فیلسوفی چون سارتر چندان عمیق نبود. البته آلاحمد با کوتاهنویسی و شیوه نگارش خود سبک ادبی ایجاد کرد و در ابتدای انقلاب در کنار هدایت و نیما و صمد و فروغ از چهرههای برجسته ادبی تلقی میشد. آلاحمد همچنین در سایر حوزهها مثل سبک زندگیاش نیز روشنفکر بود، به ویژه در معنای فرانسوی کلمه.
او به رابطه آل احمد و دکتر شریعتی اشاره هم می کند و می گوید: یک بار دکتر شریعتی شوخی کوچکی با او کرده بود و اشاره کرده بود که وقتی با جلال به حرم امام رضا(ع) در مشهد رفتیم، پیرمردی از آلاحمد خواست که پالتوی او را بخرد و آلاحمد هم جواب میدهد نه مو داداش، فروشی نیست! آلاحمد اظهار خوشحالی میکند که این درخواست پیرمرد نشانه نزدیکی او به مردم عادی است، اما شریعتی در پاسخ به او میگوید همین استنکاف تو نشان داد که از ایشان فاصله داری.
و ...
باقی اش را هم می توانید اینجا بخوانید
البته خودمانیم، واقعا جلال آل احمد در درک فلسفه غرب، روشنفکر ایرانی، اجتهاد، امامت، تشیع علوی و تشیع صفوی، حجاب و فاطمه فاطمه است، مبارزه مسلحانه و حمایت از تروریسم ناب محمدی و داستان حسن و محبوبه، نقد تفکر و فرهنگ غرب، اشکالات اساسی داشت. یعنی اصولا آدم که دارد با یک حکومت مبارزه می کند، وقت ندارد کار فکری جدی بکند، همه اش می شود کار ادبی و اثرگذاری ادبی مثل همین کتاب های " کویر" و " هبوط" و " گفتگوهای تنهایی" که شکل ادبی شان زیباست ولی فقط همین شکل ادبی است...... ببینید، مثل اینکه من قاطی کردم. داشتم درباره آل احمد حرف می زدم، یک دفعه رفت توی شریعتی. خودتان اگر توانایی داشتید جداشان کنید.
اولاند لختش قشنگه

مجله های کلوسر، فویسی و پابلیک روی جلد خودشان عکس هایی ازاولاند و همسرش در لباس شنا منتشر کردند که در گردشگاه ریاست جمهوری "فورت برگانسون" در ساحل جنوبی گرفته شده بود و وکیل والری تریروایلر همسر غیررسمی فرانسوا اولاند اعلام کرد: والری از این مجلات به دلیل انتشار این عکس ها و به اتهام نقض حریم خصوصی، شکایت و درخواست جریمه می کند.
سردبیر مجله "وی اس دی" هم که دست به انتشار این عکسها زده است در این باره به رویترز گفت: ما به دلیل نادیده گرفتن حریم خصوصی، توسط دادگاه به پرداخت مبلغ 2 هزار یورو به همسر اولاند محکوم شدیم و این در حالی است که هسمر اولاند30 هزار یورو جریمه درخواست کرده بود.
مجله "پاری ماچ" ، که همسر اولاند در آن به عنوان روزنامه نگار مشغول فعالیت است و همین عکس ها را منتشر کرده بود، مورد اتهام ازطرف کارمندش قرار نگرفت و والری تصمیم دارد همچنان به کارش در این مجله ادامه بدهد.
حالمان خوش نیست

ناصر زراعتی در نامه ای به محسن نامجو برایش نوشته است:"هنرمندِ ناامید وجود ندارد! یعنی اگر کسی، هنرمندی، واقعاً «مأیوس» باشد، نه تنها کار نمیکند، خلق نمیکند، که اصلاً زندگی هم نخواهد کرد؛ میزند خودش را ناکارمیکند: خودکشی!... پس، وقتی هنرمند «هست»، همینکه زنده است و کار میکند، گیرم که کارهایش از اندوه و یأس سرشار باشد، بازهم مشخص است که "امید" دارد.
ناصر زراعتی ۳۰ شهريور ۱۳۳۰ در تهران به دنیا آمده و نویسنده و منتقد ادبی و فیلمساز است. سال ۱۳۴۸ از دارالفنون، ديپلم رياضي گرفت و همان سال به دانشكده هنرهاي دراماتيك رفت و بالاخره در سال ۱۳۵۵ درسش را تمام كرد. سي و چند سال است كه به شكل جدي مي نويسد و كارهايش در نشريات يا به شكل كتاب چاپ مي شود: نقد فيلم، نقد شعر و داستان و حتي نقد نقاشي، ترجمه، داستان كوتاه، فيلم نامه و ...
ناصر زارعتی برای محسن نامجو نوشته است: فکر میکنم با من موافق باشی که در این اوضاع و احوال، در این روز و روزگارِ تلختر از زهر که هیچ خبرِ خوشی نمیرسد و بازهم باری دیگر، ما ملتِ غیور شکست خوردهایم و سرکوب شدهایم، ماها حق نداریم و درست و پسندیده هم نیست که «ناامید» باشیم و «یأس» بپراکنیم. این «ماها» که میگویم، منظورم بیشتر کسانی مانندِ خودِ «تو»ست. خودم را نمیگویم که این گوشۀ عالم نشستهام و با همۀ دشواریها، سالهاست تلاش میکنم اولاً سرِپا بمانم و ثانیاً درحدِّ توانِ اندکم، کاری بکنم؛ بنویسم، بسازم، منتشر کنم... همین کارهایی که از من ساخته است... اما «تو» فرق میکنی با من و امثالِ من. کارِ تو بُرد گُسترده دارد، تو مشهورو محبوبی، نسلِ جوان میشناسدت و کارهایت را دوست دارد... پس، میدانی که چشم و گوش و حواسِ خیلیها متوجهِ توست و میتوانی مؤثر باشی؛ همچنانکه تا کنون بودهای...
نامه ای است از یک نسل به یک نسل دیگر. حالا اسم زراعتی ونامجو رویش باشد یا نباشد، فرقی نمی کند. حرفی است که خیلی از هم سن و سال های زراعتی می خواستند به هم سن و سال های نامجو بگویند و حالا ناصر به محسن گفته است ... بخوانیدش. البته توضیح مختصر این که این حرف ها در حاشیه آخرین ترانه محسن نامجو که عنوانش چنین است " دور ایران را خط بکش" گفته شده است.
متن نامه
سعید حجاریان
منبع: صمیمانهتر
نمی دانم تاکنون حالت تعلیق به شما دست داده است یا نه؟ حالتی برزخی، معلّق بین آسمان و زمین. ماندن در اغما. حالتی بین مرگ و زندگی. حالت سرگشتگی (disorientation). من گمان دارم ما داریم به این سمت پیش می رویم. یعنی نه به صورت فردی، بلکه به گونه ای اجتماعی.
مثلا سرمایه گذاری که نمی تواند حقوق کارگران را بپردازد، چون از دولت طلب دارد و دولت طلب او را نمی دهد؛ در حالت تعلیق است. کارگر شب که به خانه می رود، جلوی خانواده صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارد و با قرض زندگی می کند. او نیز نمی داند که کِی می تواند قرضهایش را ادا کند. او نیز معلّق است. خانم خانه دار وقتی به بازار می رود و می خواهد جنسی بخرد و نمی داند پولش کفاف می دهد یا نمی دهد، پیاز بخرد یا مرغ بخرد. بین پیاز و مرغ گیر کرده، در حال تعلیق است. دانشجوی خانواده نمی داند درسی که خوانده آینده ای دارد یا ندارد، شغلی برایش متصور است یا نیست. و به همین صورت، تاجری که جنسی را با دلار پایه وارد کرده یکشبه می فهمد که دلار گران شده و نمی تواند ادای دین کند و در آستانه ورشکستگی قرار می گیرد. همین طور، موجر و مستأجری که یکباره با قیمت های نجومی مواجه می شوند، معلّقند. بورس معلّق است. حتی وزیر معلّق است. وزیری که نمی داند آیا رییس دولت بودجه اش را به او می دهد یا نمی دهد، نمی تواند دست به کاری بزند. حتّی رییس دولت دست به کارهایی می زند که نشان از سرگشتگی و تعلیقِ اوست.
گویی در وضعِ تعلیق، نوعی هرج و مرج و حکومت حسینقلی خانی بر جامعه حاکم می شود که در آن، هیچ چیز پیش بینی پذیر نیست. حال آنکه «پیش بینی پذیری» برای هر امری جزو ضروری حساب و کتاب است. اگر نتوانید لااقل آینده نزدیک را پیش بینی کنید، سنگ روی سنگ بند نمی شود. گفته می شود خودِ این وضعیّت دستمان را باز می گذارد برای اتخاذ گزینه های مختلف. به قولِ مولوی:
اینکه گویی این کنم یا آن کنم
خود نشان اختیار است ای صنم!
امّا به گمانِ من، اساسا وقتی گزینه ای نداری، «این کنم یا آن کنم» نیست «چه کنم چه کنم» است. «چه کنم چه کنم» ناشی از اضطرار است. یعنی آدم مضطر به «چه کنم چه کنم» می افتد و آدمِ مختار به «این کنم یا آن کنم».
ما معمولا اینقدر جلو می رویم تا گزینه هایمان هر لحظه کمتر شود و به جایی برسیم که اساسا گزینه ای برایمان باقی نماند. مانند کویرنوردی که از مبدائی بدون قطب نما و راهنما شروع به حرکت کرده است. طبیعی است که در مبداء انواع گزینه ها را در پیش دارد. اما هرچه جلوتر می رود، گزینه هایش کمتر می شود. تا جایی می رسد که هیچ گزینه ای جز خوردن مردار نمی یابد و از بابِ اَکلِ مِیتُه تن به گزینه ای می دهد که معلوم نیست زنده بماند یا بمیرد.
مثلا در همین قصه اتمی، ما اوایل گزینه های مختلفی داشتیم؛ اما بعد از ماجراجویی های دیپلماتیک مختلف و گرفتن «ورق پاره»ای به اسمِ قطعنامه، هر لحظه و هر دم گزینه هایمان کمتر شد. (هنوز گمان دارم که دولت مالکی تلاش دارد قطعنامه های بازمانده از رژیم قبلی را به نوعی از شورای امنیت در بیاورد و تاکنون، آثار بعضی از آنها باقی مانده است).
مشکل ما این است که به علّتِ بزرگ بودنِ دولت در ایران، سرسلسله قراردادهای اجتماعی و اقتصادی ما در نهایت به دولت منتهی می شود. یعنی در هر قراردادی که دو طرف وجود دارند و طرفینِ قرارداد دارای وظایف و حقوقی نسبت به یکدیگر هستند، گویی دست مرئی و نامرئیِ دولت نیز در آن میان حضور دارد. فلذا هر جا دولت بلنگد، آن بخش از فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و... هم می لنگد. در حالیکه اگر بخش خصوصیِ قوی در ایران وجود داشت؛ حداکثر یک تکه از این سلسله قطع می شد مانند بریده شدنِ یک دست یا پا. امّا دولت به مثابهِ عقل و مغز است که اگر آسیب ببیند، کل پیکر به هم می ریزد.
پس اینکه می گویند دولت نماینده عقلانیت یک ملت است، حرف بیهوده ای نیست. هرجا در ادبیات سیاسی به دولت برمی خوریم، حتما عقل نیز همانجاست. چه از قولِ هگل بگویی، چه از قولِ وبر بگویی و چه از قولِ هابز. و می توان به یک معنا این قسم خداوند را که می فرماید: «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» (سوره نازعات - آيه ۵) به نوعی تعمیم داد به مدیران و کارآفرینانِ کشور. البته آیه در شأنِ سکانِ ملاء اَعلی نازل شده، امّا مرتبه نازلِ آن مدیران و مدبّرانِ امور معیشتِ مردم هستند. و به همین خاطر است که حضرت علی (ع) می فرمایند: «زِوالُ الدُوَل بِاجتباءِ السُفَل» (زوال دولت نتیجه برکشیدنِ فرومایگان است).
حال ببینیم در شرایط بعد از تعلیق چه حالاتی ممکن است رخ دهد؟ حالت تعلیق همانطور که گفته شد؛ نوعی عبث بودن و پوچی (absurd) بوجود می آورد. در این حالت، عده ای به دنبال معجز می گردند که منجی بیاید و ما را از این حالت درآورد. عده ای بر طبل بیعاری زده و خوشباشی را پیشه می کنند. عده ای به دنبال خلافکاری می روند و جمعی رادیکال شده و با اقدامات کور می کوشند شرایط را عوض کنند. در هر حال، شرایط آبسورد جعبه پاندورا را می ماند که امکان دارد هر دم، جانور تازه ای از آن بیرون بزند.
امّا این تعلیق چه ربطی به آن تعلیق دارد؟ آیا واقعا برنامه هسته ای ایران و اصرار غربی ها بر تعلیق این فعالیت ها و تحریم های ناشی از آن باعث ایجاد این تعلیق شده است؟
من معتقدم که حتّی اگر ما شرایط خاص آمریکا را بپذیریم؛ یعنی، اولا به کلی دست از غنی سازی برداریم. ثانیا پروژه آب سنگین خود را متوقف کنیم. ثالثا اجازه دهیم که بازرسان آژانس سرزده هرجا خواستند سرکشی کنند و به سؤالات باقیمانده آژانس پاسخ دهیم. رابعا پروژه های موشکی برد بلند را نیز متوقف کنیم؛ باز در تعلیق خواهیم ماند. به این معنا که ممکن است از فشار جامعه جهانی کم شود، امّا مشکلِ ما داخلی است. گرفتاریِ ما از ناکارآمدی و بی کفایتیِ مدیران ارشد و میانی است که به این وضعیّت دچار شده ایم. من گمان ندارم پاکستان که حتّی به بمب هسته ای دست یافت، مشکلات خارجی نداشت. امّا عقلایی داشت که توانستند بی سروصدا کار خود را پیش ببرند.
نکته آخر اینکه من این حرف را قبول ندارم که درباره پروژه اتمی ایران، آن را به رفراندوم بگذاریم. مردمی که مشکلات عدیده ای دارند، سرگشته هستند و در حالِ اغما که نمی توانند رأی دهند. ثانیا مگر مردم رأی داده اند این پروژه آغاز شود که حال رأی به تعلیقِ آن دهند؟ به مردم چه ربطی دارد؟ آن کسانی که اختیار دارند، مسؤولیت هم دارند. چرا می خواهیم مسؤولیت اتمام پروژه را به گردنِ مردمی بیاندازیم که اختیاری در آغازِ آن نداشته اند؟
ندای سبز آزادی:نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل از امروز در ژنو آغاز شده است.
درنشست امروز این شورا ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در گزارش خود به اعدامهای سیاسی در ایران پرداخت.دراین نشست بان کی مون دبیر کل سازمان ملل نیز حضور داشت.
در نشست حقوق بشر سازمان ملل گروه های حقوق بشر ایرانی درباره احتمال اعدام غلامرضا خسروی زندانی سیاسی محبوس در بند 350 اوین اطلاع رسانی خواهند کرد.
تقی رحمانی،فعال ملی،مذهبی نیز از جمله سخنرانان نشستهای جانبی شورای حقوق بشر سازمان ملل است.
طرح جداسازی دانش آموزان دختر و پسر در دبیرستانهای روستایی شهرستان بویراحمد از امسال اجرایی می شود اما به حدنصاب نرسیدن دانش آموزان در برخی روستاهای این بخش منجر به تعطیلی تعدادی مدرسه شده است.
دو دبیرستان شهید ارجمند روستای "عزیزی" و "سیلارستان" در لوداب از جمله مدارسی هستند که به این دلیل در آستانه تعطیلی قرار دارند.
اگرچه پسران می توانند برای ادامه تحصیل به روستاهای همجوار یا مرکز بخش بروند اما این امکان برای دختران وجود ندارد و آنان راهی جز آویزان کردن کیف مدرسه به دیوار خانه ها ندارند.
رئیس اداره آموزش و پرورش بخش لوداب شهرستان بویراحمد در این خصوص به خبرگزاری مهر گفت: با اجرای طرح جداسازی دانش آموزان دبیرستانی منطقه لوداب، تعداد دانش آموزان دختر برای تشکیل کلاس در برخی مدارس به حد نصاب نمی رسد.
علی کمالی افزود: فاصله دبیرستان ها در مناطق روستایی از هم زیاد است و دانش آموزان دختر قادر به طی این مسیر برای تحصیل نیستند.
وی بیان کرد: از طرفی به دلیل نبود خوابگاه شبانه روزی در مرکز این بخش، برخی دانش آموزان دختر این منطقه مجبور به ترک تحصیل شده اند.
غلامرضا تاجگردون نماینده گچساران نیز گفته بود: از زمانی که قیمت بنزین و گازوئیل بالا رفته، به دلیل افزایش هزینه حمل و نقل، تعداد زیادی از دختران روستایی ساکن مناطق محروم مجبور به ترک تحصیل و خانه نشینی شده اند.
وی افزود: در بسیاری از مناطق کوچک روستایی مقاطع تحصیلی محدود است و چه بسیار کودکان روستایی مجبور هستند برای رفتن به مدرسه هر روز از روستای خود به روستای مجاور و شهرهای نزدیک بروند، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل و گرانی کرایه راه، به قدری است که برخی از خانوارهای روستایی توان پرداخت آن را ندارند، این خانوارها برای جبران هزینه ها فرزندان پسر خود در محل تحصیل ساکن کرده اند، چند خانوار باهم اتاقی برای پسران دانش آموزشان کرایه کرده اند و یا فرزندان خود را در خانه بستگان ساکن کرده اند، اما در مورد فرزندان دختر چنین امکانی را ندارند و همین موضوع باعث ترک تحصیل و خانه نشینی دختران روستایی شده است.
بیش از ۲۸۰ کارگر شرکت کیسون، پیمانکار قطار شهری اهواز از روز پنجشنبه به جهت مشکلات مالی برای مدت نامعلومی به مرخصی اجباری فرستاده شدهاند.
نماینده کارگران قطار شهری اهواز در این باره به ایلنا گفت: شرکت کیسون ۲۸۰ کارگر خود را از روز پنجشنبه به سبب مشكلات به مرخصی اجباری فرستاده است.
او گفت: دلیل مرخصی این کارگران کمبود منابع مالی این شرکت اعلام شده که باید از سوی شرکت قطار شهری اهواز تامین شود.
این کارگر اضافه کرد: شرکت کیسون از فروردین ماه سال جاری حقوق کارگران خود را پرداخت نکرده و همچنین در پرداخت سنوات حقوقی ۲۰۰ نیروی کار حراست این کارگاه و افزایش حقوق سال ۹۱ این کارگران کوتاهی کرده است.
دبیر اجرایی خانه کارگر استان خوزستان ضمن تایید ادعای کارگران قطار شهری اهواز اظهار داشت: مرخصی اجباری تعداد زیادی از کارگران توسط شرکت کیسون نگران کننده است و کارفرمای این کارگران به دلایلی همچون کمبود منابع مالی، آنان را به مدت نامعلومی به مرخصی فرستاده است.
آقایار حسینی گفت: كارگران نگرانند كه مرخصی اجباری نیروهای بومی شرکت کیسون مقدمه اخراجشان باشد.
وزیر علوم تحقیقات و فناوری با بیان اینکه ما از راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی و دانشگاه هایی برای دختران یا پسران استقبال می کنیم و قائل به این هستیم که فضا برای هر کدام از این دانشگاه ها که فراهم بود، باید دانشگاه تک جنسیتی راه اندازی شود.
به گزارش مهر، کامران دانشجو گفت: هم اکنون برخی دانشگاه ها از جمله، نهاوند، کوثر و کاشان در حوزه های تک جنسیتی راه اندازی شده اند. همچنین 8 دانشکده دخترانه به صورت اقماری فعال هستند.
وی ادامه داد: برخی دانشگاهها از جمله البرز و سمنان نیز از راه اندازی دانشگاه تک جنسیتی استقبال کرده اند که در واقع می توان گفت این موضوع خواست مسئولان استان برای تاسیس این دسته از دانشگاه ها است.
وزیر علوم تحقیقات و فناوری با انتقاد از بزرگنمایی دانشگاه های تک جنسینی در برخی رسانه های داخلی و غربی تصریح کرد: حالا که ما داریم دانشگاه های تک جنسینی را تاسیس می کنیم رسانه های غربی هر چه می خواهند داد بزنند، از دید رسانه های غربی ما کفر می گوییم حتی برخی رسانه ها وکیل هایی مثل سایت های خبری که در داخل کشور داریم و بیشتر تیتر شرقی می زنند بهتر از غربی ها ریاست غربی ها را پیروی می کنند. من به این دسته از رسانه ها می گویم هر چقدر خود را بکشید که ما در آن فضا حرکت کنیم، اما این اتفاق نمی افتد.
دانشجو گفت: ما در فضایی حرکت می کنیم که دین برای ما ترسیم کرده است و هر چقدر بیشتر عصبانی شوند و داد بزند ما بیشتر خوشحال می شویم و بیشتر می فهمیم حرفمان حق است هر چند به دنبال عصبانی کردن آنان نیستیم.
کامران دانشجو در ادامه سخنان خود با تاکید بر اینکه در دانشگاه ها استاد سکولار نمی خواهیم، تصریح کرد: اگر استادی ترویج سکولاری و ضد دین کرد، رؤسای دانشگاه ها موظف هستند جلویش را بگیرند. اگر این موضوع در علومانسانی دیده می شود به طور ویژه باید با آن برخورد کرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه بسیاری از شاخص های رتبه بندی های بین المللی را قبول ندارم، اظهار داشت: رتبه بندی هایی که در داخل کشور برای دانشگاه صورت می گیرد براساس شاخص هایی است که رؤسای دانشگاه ها به آن تاکید دارند.
ازدواج موقت در دانشگاهها راه اندازی شود
رئیس ستاد اقامه نماز کشور خطاب به روسای دانشگاه ها، گفت: فضایی ایجاد کنید که ازدواج دانشجویی آسان و ازدواج موقت راه اندازی شود و گرنه حرام رخ می دهد.
به گزارش محسن قرائتی در دومین نشست روستای دانشگاه های سراسر کشور که صبح امروز دردانشگاه شهید بهشتی برگزارشد، گفت: در دانشگاه ها فضایی ایجاد کنید که دخترها و پسرها از هم جدا شوند با این جدا سازی چندین میلیون گناه کم می شود.
وی در ادامه به بحث قرآن در دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: قرآن تازه وارد دانشگاه های ما شده است و درمقطع دبیرستان دروس عربی طوری ارائه نمی شود که یک دانش آموز بعد از اینکه دیپلم گرفت، بتواند قرآن خواند.
احمدی نژاد دشمنان را متهم کرد که با تخلیه ابرهایی که به سمت ایران می آیند از بارندگی این ابرها جلوگیری می کنند.
به گزارش فارس احمدی نژاد گفت:هر مقدار در بخش آب سرمایهگذاری کنیم کم است و با تحولاتی که در اقلیم به وجود آمده کشور رو به خشکسالی میرود که بخشی غیرعمدی و به دلیل ایجاد صنعت است و بخشی هم عمدی است و دشمن با تخلیه ابرهایی که به سمت کشور میآید یک جنگ نامتعادل انسانی بپا کرده است که ایران در این جنگ نیز بر دشمن غلبه خواهد کرد.
احمدی نژاد دهم در اردیبهشت ۱۳۹۰ نیز کشورهای اروپایی را متهم کرده بود که "با استفاده از تجهیزاتی خاص، به گونهای عمل کردهاند که ابرها تخلیه شده و ابرهای بارشزا به کشوریهای منطقه از جمله ایران نرسد".
سید حسن موسوی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز خشکسالی ایران را نتیجه اقدامات استکبار دانسته و با بیان اینکه بهشدت به خشکسالی در نیمه جنوبی کشور مشکوک است، از سازمان هواشناسی کشور خواسته بود تا به این موضوع بپردازد.
يوکيا آمانو، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی، روز دوشنبه در نشست شورای حکام گفت که عدم پيشرفت در وادار کردن ايران به همکاری برای راستی آزمايی تحقيقات نظامی در پرونده هسته ايش «نا اميدکننده» بوده است.
آقای آمانو در سخنرانی افتتاحيه نشست شورای حکام آژانس که پرونده هسته ای ايران نيز در دستور کار آن است، تصريح کرد: «به رغم گفت و گوهای فشرده ميان آژانس و ايران از ژانويه سال ۲۰۱۲، هيچ دستاورد مشخصی هنوز به دست نيامده است.»
وی اظهار داشت: «اين موضوع نا اميدکننده است چرا که بدون همکاری کامل ايران، ما قادر نيستيم تا پروسه حل تمام مسائل در دست بررسی از جمله جنبه های احتمالا نظامی در برنامه اتمی ايران را آغاز کنيم.»
به گزارش رادیو فردا مديرکل آژانس بين الملی انرژی اتمی افزود: «از نظر ما ضروری است که ايران بدون فوت وقت به نگرانی های ما پاسخ دهد.»
به گزارش خبرگزاری فرانسه، آژانس در ماه های اخير مذاکرات بی حاصلی را با ايران برای دسترسی به سايت های اتمی و دانشمندان هسته ای اين کشور صورت داده است تا بتواند ادعاهای مطرح در زمينه ابعاد نظامی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را بررسی و راستی آزمايی کند.
مقام های ايرانی هرگونه تحقيقات نظامی- هسته ای را رد کرده و می گويند که اسناد ادعايی آژانس بين المللی انرژی اتمی بی پايه و اساس، و ساختگی است. آقای آمانو حتی برای متقاعد کردن رهبران ايران به همکاری با آژانس اوايل سال جاری ميلادی به تهران سفر کرد.
مديرکل آژانس در سخنرانی روز دوشنبه خود همچنين گفت که اقدامات ايران در پايگاه نظامی پارچين، «اثرات نامطلوبی بر توانايی ما برای راستی آزمايی فعاليت های صورت گرفته در آنجا برجای خواهد گذاشت.»
ايران از سوی آژانس متهم شده است که در حال انجام تحقيقات نظامی- اتمی در پايگاه پارچين است و برای نابودی شواهد مربوط به آزمايش های خود دست به پاکسازی وسيع اين محل و خاکبرداری های گسترده زده است.
يوکيو آمانو می گويد که «ايران در نامه ای به تاريخ ۲۹ اوت ۲۰۱۲، اعلام کرده که اتهام های مربوط به فعاليت های هسته ای در پايگاه پارچين بی اساس است.»
وی افزود: «معهذا، اقدامات صورت گرفته، تقاضای ما را مبنی بر دسترسی به منطقه پارچين برای راستی آزمايی فعاليت ها در اين محل را بدون فوت وقت، بيشتر تقويت می کند.»
آژانس درتازه ترين گزارش خود که روز نهم شهريور منتشر شد ضمن تاکيد بر «دو برابر» شدن تعداد سانتريفوژهای تاسيسات فردو در نزديکی قم، بار ديگر اعلام کرد که شواهد نشان میدهد جمهوری اسلامی در منطقه نظامی پارچين «عمليات پاکسازی» انجام دادهاست.
با آغاز نشست شورای حکام آژانس بينالمللی انرژی اتمی در وين، ديپلماتهای غربی گفتند که اميد دارند در اين نشست با رسيدن به اجماع در مورد افزايش فشارها بر ايران، اسرائيل متقاعد شود که رويکرد ديپلماتيک همچنان بر اقدام نظامی ارجحيت دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر