هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

Latest News from Iran Green Voice for 09/15/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مرتضی کاظمیان

دکتر علیرضا رجایی، فعال شناخته‌ی ملی ـ مذهبی، عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی، پس از حدود 16 ماه حبس غیرقانونی و ناعادلانه، برای چند روز به مرخصی آمده؛ چنان‌که مسعود باستانی، روزنامه‌نگار مظلوم و آزاده، پس از تحمل 38 ماه حبس و فشار غیرانسانی، و درحالی‌که همسرش در زندان اوین محبوس است، سرانجام اجازه یافته که برای چند روز دیوارهای بلند زندان رجایی شهر را پشت سر بگذارد.

امکان مرخصی دکتر علیرضا رجایی و مسعود باستانی، در نگاه نخست، و از زاویه‌ی اندک تغییر در نحوه‌ی مواجهه‌ی دستگاه‌های امنیتی و قضایی با زندانیان سیاسی، خبری خوش و شایسته‌ی استقبال است. از این منظر، به‌نظر می‌رسد برخوردهای تمامیت‌خواهانه و تنگ‌نظری‌های سخت و غیرمنصفانه، دچار ضربه و تبصره‌هایی شده است. اما، خوش‌بینی‌های «ناظر» وقتی با پرسش‌های جدی مواجه می‌شود که این دست مرخصی‌ها در کنار دیگر برخوردهای امنیتی و قضایی مورد داوری قرار گیرد.

چند روز پیش، رشید اسماعیلی، عضو شورای سیاست‌گذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت، بازداشت شد؛ درست همانند دیگر بازداشت‌های غیرقانونی: توسط اطلاعات سپاه پاسداران، بدون احضار قبلی و ارائه‌ی حکم قضایی، و با مراجعه به منزل و تفتیش خانه و ضبط لپ تاپ و ...

‌آن‌چه بازداشت اسماعیلی را تلخ‌تر و ناگوارتر می‌سازد، مواضع این فعال دانشجویی است. او ازجمله کنشگرانی است که به‌صراحت بر رویکردهای «اصلاح‌طلبانه» و «در چهارچوب قانون اساسی» تاکید می‌کند. تمامیت‌خواهان اما با بازداشت وی، نشان می‌دهند که سه سال پس از کودتای انتخاباتی، هیچ تغییری در خط مشی گذاری‌های آنان رخ نداده، و به‌ویژه در ماه‌های منتهی به انتخابات، جهد جدی دارند که کوشندگانی چون رشید را با سرکوب امثال وی، به سکوت و انزوا، ترغیب و تشویق کنند. تمامیت‌خواهان اصرار دارند فریاد کنند که نیازی به «اصلاحات» و «اصلاح‌طلبان»، و باوری به ضرورت «تغییر» ندارند.

هم‌زمان با بازداشت تأسف‌بار اسماعیلی، شیوا نظرآهاری، کنشگر حقوق بشرطلب، در پی احضار و تاکید دستگاه‌ قضایی جمهوری اسلامی، برای اجرای چهار سال زندان، به اوین می‌رود. تخفیفی در کار نیست؛ و ارزیابی نهادهای امنیتی و قضایی رژیم اقتدارگرا این است که چنانچه حکم وی اجرا نشود، جامعه با بحرانی جدی مواجه خواهد شد.

به نظر می‌رسد که هیچ خردمند مدبری در سامان قضایی ایران نیست که از بی‌فایدگی این زندان‌ها بگوید و سرکوب کنشگران مدنی را از زاویه‌ای ملی و علمی، آسیب‌شناسی کند.

این دست رویدادهای غریب، در حوزه‌ی سرکوب منتقدان و برخورد با تغییرخواهان و دگراندیشان، کم نیست؛ چنان‌که به‌عنوان شاهدی دیگر، با وجود سپری شدن هشت ماه از بازداشت دکتر سعید مدنی، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی کشور و از فعالان شناخته شده‌ی ملی ـ مذهبی ایران، وی همچنان در بند 209 اوین محبوس است. بازجوهای مسلط بر 209 به‌گونه‌ای عمدی، و برای تداوم فشار غیرانسانی بر وی، از تغییر وضع این صاحب‌نظر سیاسی و اجتماعی، و انتقالش به بند 350 (ویژه زندانیان سیاسی) جلوگیری می‌کنند.

بر این همه، می‌توان سخت‌گیری‌ها علیه بهزاد نبوی، عیسی سحرخیز و محسن امین‌زاده و برخی دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را نیز افزود. خشونت‌هایی که بی‌صدا و غیرقانونی و ضدانسانی، تداوم دارد و در اشکال گوناگون بازتولید می‌شود.

وضع رشید و شیوا و مدنی، و نیز حال سحرخیز و امین‌زاده و نبوی، واقعیتی است در کنار مرخصی مسعود و رجایی. رویداد نخست، خوش‌بینی‌های مترتب بر رخداد دوم را به حاشیه می‌برد و تبدیل به یأس می‌کند. «وضع مستقر» همان است که بوده و شده: از کودتای انتخاباتی 1388 بدین سو، عزم تمامیت‌خواهان مسلط در ساختار سیاسی قدرت، یک‌پارچه سازی بلوک قدرت و منزوی کردن و خاموش ساختن مخالفان و منتقدان پیگیر بوده است. حاکمیت اقتدارگرا به‌قدر لازم برای تحقق این وضع، «هزینه» پرداخته است، چه در داخل و نزد افکار عمومی ایران، و چه در خارج و نزد افکار عمومی جهانیان. پس دلیلی نمی‌بیند که بر راهبرد مبتنی بر ارعاب و تهدید و سرکوب خود، تبصره‌ای وارد کند.

این‌چنین، ارزیابی نگارنده این است که در اوج چالش‌ها و بحران‌های مبتلابه حاکمیت (ازجمله بحران مشروعیت، بحران ناکارآمدی، بحران اقتصادی، و بحران در روابط خارجی)، حاکمان نامشروع برای تغییر وضع مستقر، و اصلاح راهبرد اتخاذ شده از انتخابات ریاست جمهوری دهم بدین سو، هیچ انگیزه‌ای ندارند. آیت‌الله خامنه‌ای و جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتیِ همسو و همراه وی، خود را از «جامعه مدنی» بی‌نیاز می‌بینند.

اندک گشایش/تغییر در وضع انگشت شمار زندانیان سیاسی ـ آن‌هم در قالب مرخصی چند روزه ـ وقتی در کنار خشونت‌های مستمر و پیوسته و در سطوح گوناگون (از اعمال فشار ناجوانمردانه بر زندانیان سیاسی تا تهدیدهای مزمن و حاد علیه فعالان سیاسی و حتی تلاش برای انزوا و سکوت شخصیت‌های ملی) مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، چاره‌ای جز ابراز تأسف به‌حال حاکمیت نامشروع، و هم‌زمان، لزوم تعقیب خواسته‌های دموکراتیک مردم ایران ـ به‌ویژه در چهارچوب جنبش سبز ـ باقی نمی‌گذارد.

سخن آخر این مکتوب، نقل قولی است از یکی از آخرین یادداشت‌های رشید اسماعیلی عزیز؛ نگاه سبز کنشگری ملی و اصلاح‌طلب: «فشار‌ها و مصائب وارده از سوی حاکمیت همچنان بر جای خود باقی است و احتمالا به این زودی‌ها هم برطرف نخواهد شد. من اما به جد معتقدم که در صورت وجود انسجام، اراده و برنامه و توسل به پایداری، مقاومت، صبوری و شهامت مدنی، معتقدین به راهبرد اصلاح‌طلبی خواهند توانست در کنار نهادینه کردن همزیستی مسالمت آمیز و دموکراتیک، دست کم بخش مهمی از مطالبات تاریخی مردم ایران را به نحو «پایدار» تحقق بخشند. از مداومت و مقاومت اصلاح طلبان «برمه» بیاموزیم، آینده از آن ماست.»


 


سیدابراهیم نبوی

از قرار معلوم ترکیه و عربستان و مصر تصمیم گرفته اند برای بشارالاسد که قرار است برود سفر، یک آش پشت پای مشتی درست کنند با یک وجب روغن رویش و ایران هم طبق معمول نخود هر آش...

آقای دکتر مطهر نیا در مورد این نشست می گوید:"اعضای این کمیسیون از کشورهایی هستند که به واقع دارای نوعی عدم تعادل در ارتباط با مساله سوریه از نقطه نظر مواضع رفتارهای دیپلماتیک و کنشهای سیاسی هستند. به بیان دیگر باید بگوییم که این کشورها از این سه جهت در حالت تعادل به سر نمی برند."

raport_9106241_ejlas_syria.jpg

البته منظور آقای مطهرنیا از این عدم تعادل و ناهماهنگی،تفاوتی است که مواضع ایران با سه کشور دیگر دارد. وگرنه آن سه کشور دیگر و نصف دنیا که حرفشان یکی است... "بشار باید برود"

مواضع ، رفتارهای دیپلماتیک و کنش های سیاسی عربستان ، ترکیه و مصر با موضع گیری های عضو دیگر این کمسیون یعنی ایران به هیچ وجه همخوانی ندارد ودر هم تنیده شدن سه عضو این کمیسیون با مواضع متفاوت با موضع ایران در ارتباط با سوریه و پذیرش حضور ایران در این نشست جای گفتگو و بحث دارد. این پرسش مطرح است که آیا ایران این عدم تعادل را پذیرفته است و با علم به این عدم توازن ورود خود را به کمیسیون برنامه ریزی کرده است؟

و جوابش این است که خیر... اساسا ایران که اهل برنامه ریزی نیست. مدیریت جهان که نباید عدم تعادل خودش را با دیگران بپذیرد، باید بیاید و به خواست خدا همه را به راه راست هدایت کند.

"از سوی دیگر هیچ کدام از اعضای دیگر جبهه موسوم به مقاومت که خود را در مسیر مواضع ایران و سوریه نشان می دهند، رغبت آن چنانی به حل مساله سوریه از مجرای این کمیته چهارجانبه نشان نداده اند. اما ایران نشان می دهد با وجود در دست داشتن چنین ارزیابی هایی همچنان حاضر است در کنار کشورهایی همانند مصر، ترکیه و عربستان برای حل مساله سوریه به مذاکره بنشیند."

خب این به همان نخود هر آش بودن مربوط است و اینکه کشورهای دیگر جبهه مقاومت اساسا خودشان هم خبر ندارند در این جبهه هستند و قرار است کاری بکنند.

اما از منظر موقعیت شناسی به نظر دکتر مطهر نیا، باید مساله سوریه را در یک معادله چند مجهولی مورد توجه قرار داد. بنابراین راه حل ساده برای آن امکان پذیر نیست.

"غرب به هیچ وجه حاضر به عقب نشینی از موضع خود در ارتباط با شخص بشار اسد و باقی ماندن وی در معادلات سوریه نیست. غرب از سوریه سرزمین سوخته ای می خواهد که برای چندین دهه دیگرنتواند نقش کلیدی در معادلات منطقه ای بازی کند و از این رو شاید نقشه تجزیه سوریه در سر پرورانده شود. به همین دلیل بشار اسد فرصت چندانی ندارد و اگر به انتقال قدرت تن در ندهد با توجه به هدف گذاری غرب در ارتباط با سوریه در چارچوب تئوری سرزمین سوخته و ...با تجهیز بیشتر ارتش آزاد سوریه توسط حامیان این مخالفین، زمینه های ویران سازی بیشتر سوریه فراهم خواهد شد. این در حالی است که روسیه و بیش از روسیه چین از ایران وسوریه به عنوان برگ برنده امتیازخواهی حداکثری از غرب بهره برداری می کنند."

به بیان ساده تر، سوریه بهانه طناب کشی شرق و غرب است برای امتیازات و منافعی که می خواهند از هم بگیرند و ایران هم این وسط خودش را چسبانده به سوریه ، تا اگر قرار است جر بخورند، تنها نباشد.

مطهر نیا معتقد است : "این کمیسیون از ظرفیت های مناسبی برخوردار است که در صورت رسیدن به حد تعادل در تصمیم سازی و تاثیر این تصمیم سازی بررفتارهای دو جناح مقابل در سوریه می تواند ظرفیت های خوبی را از خود برای حل مساله سوریه نشان دهد."

اما من معتقدم این هماهنگی و تعادل به وجود نمی آید و خودش هم نگران است " اگر این کمیسیون به موازات تحرکات اخضر ابراهیمی موفق به حل بحران سوریه شود، گام مهمی در مشروعیت بخشی به حرکت احتمالی این محور علیه دولت بشار اسد در منطقه و نظام بین الملل برداشته است ،چراکه با کشیدن ایران به منطقه حل بحران و شکست احتمالی آن ، توجیه پذیری حمله احتمالی نظامی علیه بشار اسد برای افکار عمومی سهل ترو قابل پذیرش تر خواهد بود"

و این دقیقا همان دلیلی است که بعد از این همه مدت سنگ روی یخ کردن ایران در صحنه های بین المللی، حالا دعوتش کرده اند برای این نشست.

"در اینجاست که باید بگوییم ایران در بافت متنی از رفتارو کنش سیاسی در باب سوریه در کمیسیون چهارجانبه وارد شده است که مملو از پیچ و خم های خطرناک است و در صورت کوچکترین اشتباهی می تواند تبعات منفی بسیاری به دنبال داشته باشد. مضاف بر آنکه پذیرش ایران، حامل پیام تعریف شده ای برای افکار عمومی در سطح نخبگان است که در آن پس از چندین بار مقابله با حضور ایران درکنفرانس های متعدد حل بحران سوریه ، تلاش شده است در وضعیت دیپلماتیک ضعیف برای ایران فضاسازی شود."

و به همین راحتی دولت ایران یک بار دیگر با ذوق زدگی هر چه تمام تر در نشستی شرکت می کند که نقش نخود را برایش در نظر گرفته اند. در اینکه بشار الاسد آدم مزخرفی است و باید زود تر دست یک قاتل و جانی را از حکومت بر مردم یک کشور کوتاه کرد، هیچ شکی نیست و اگر ایران هم بتواند در این رابطه کاری بکند،خیلی هم خوب است، اما خودخواسته و از روی تدبیر و مطابق با منافع ملی ... نه اینکه از روی اشتباه و عقب افتادگی هم هزینه های مخالفتش با رفتن بشارالاسد را بدهد و هم در رفتنش نقش نخود را بازی کند و منافع رفتنش بماند برای کشورهای دیگر.

ارتباط روزنامه ایران با درمان فراموشی

raport_9106242_pourmohammadi.jpg

حجت‌الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی عصر چهارشنبه درحالی که انگار تازه از خواب بیدار شده بود، در مراسم پنجاه و یکمین سالگرد بزرگداشت شیخ رجبعلی نکوگویان در جوار مزار وی در ابن بابویه(ره) با چشم های پف کرده و صدای گرفته،اعلام کرد: "در جامعه ای که ما به عنوان مسلمان در آن زندگی می کنیم، اتهام،ناسزا و تحقیر سکه بازار شده است." و حاضران با صدای بلند اعلام کردند ما خودمان می دانیم، شما تا حالا کجا بودی شیطون؟

البته آقای پور محمدی به روی خودش نیاورد و با اشاره به اینکه انسان ذاکر هنگام رسیدن به جایگاهی، یاد خدا را فراموش نمی کند، بیان کرد: هیچ چیزی نمی تواند او را از یاد خدا و اقامه نماز بازدارد و ما نیز باید در برابر خدا تعظیم کنیم، نماز به پا داشته و آن را بزرگ بشماریم و واجبات را ادا کنیم زیرا مردان الهی این چنین هستند.

و باز هم حاضران به نشانه تایید سرشان را تکان دادند وپرسیدند: نگفتی تا حالا کجا بودی شیطون؟

البته باز هم آقای پور محمدی می خواست به روی خودش نیاورد ودر مورد مرحوم مغفور حرف بزند، که یکی از حاضران روزنامه ایران را گذاشت روی میزش.با این اتفاق، آقای پور محمدی دیگر نتوانست به روی خودش نیاورد و خیلی زود یادش آمد که تا حالا کجا بوده... وی که دوران معاونتش را در اداره اطلاعات در زمان فلاحیان به یاد آورده بود با خواندن یکی از گزارش های روزنامه ایران موفق شد دوران وزارت کشوری کابینه احمدی نژاد را هم به خاطر بیاورد ... اما چون وقت سخنرانی تمام شده بود، خیلی جزئیات آن دوران را به خاطر نیاورد و یادش نیامد آن 10 میلیاردتومان را به چه کسی داده و آن 21 میلیارد را کجا گذاشته است. البته اسم خیلی ازکسانی را هم که با دستور او زندانی و شکنجه و بدبخت شده بودند را هم هنوز به خاطرنیاورده است.

امیدواریم با انتشار گزارش های بعدی روزنامه ایران، آقای پورمحمدی عزیز هم حافظه اش را به دست بیاورد تا حاضران مجبور نباشند هی کمکش کنند.

البته لازم به ذکراست در آن جلسه هم، مثل خیلی جلسات دیگر،حاضران حضور نداشتند و تمام این داستان زائیده تخیل نویسنده ای است که خیال می کند اگر در جامعه ای حاضران حضور داشته باشند و اجازه ندهند کسی برای مدت طولانی بخوابد و دچار فراموشی های مصلحتی بشود و هر وقت و هر کجا هم هر حرفی دلش خواست بزند و حاضران الکی صلوات بفرستند،... آن وقت به جای خندیدنی که از هزار گریه دردش بیشتر است به مشکلات وبدبختی هایی که بر سرش آمده، می تواند از خوشحالی و خوشبختی لبخند بزند. البته الآن جلوی دوربین خبرگزاری فارس نیستید، با این حال می توانید لبخند بزنید.

عدم حضور حاضران همچنان ادامه دارد

raport_9106244__mongolpresident.jpg

خب این خیلی طبیعی است که وقتی حاضران حضور نداشته باشند،آن وقت بعضی ها همیشه حاضرند و مهدی طائب،رئیس قرارگاه عمار هم از آن همیشه حاضرانی است که الهی این حضور همیشگی به کمرش بزند و خدا زودتر غائبش کند.

وی در مورد دیدار تساخیاگین البگدورج، رئیس‌جمهوری مغولستان، که اگر شما توانستید اسمش را درست بخوانید جایزه دارید و جایزه اش را هم همین برگزارکنندگان اجلاس سران عدم تعهد می فرستند در خانه هایتان با خامنه ای ، گفته است: " آقا از«خوبی‌های» مغولستان خیلی تعریف کرد و اطلاعات ایشان درباره این کشور بیشتر از مسوولان آن کشور است."

حالا ما اصلا به این کاری نداریم که کلا این دیدار ها سه دقیقه و چهل و پنج ثانیه بیشتر طول نکشیده و اگر غیر از این بود نُه دیدار در عرض یک روز انجام نمی شد، به خوبی های کشور دوست وبرادر مغولستان و چنگیز خان و تیمورلنگ هم کاری نداریم ، ولی از این آقای قاتل... ببخشید طائب استدعا می کنیم یک چیزی بگوید که بگنجد. مثلا انگار اگر رئیس جمهور عراق بیاید ایران اطلاعاتش درباره مسائل سیاسی ایران از آقا کمتر است. خودمانیم، این آقای طائب در مورد کشور خودش هم که دارد پول نفتش را می خورد،خبر درست و حسابی ندارد، آن وقت چه اطلاعاتی در مورد یک جزیره کوچک، آن هم در شرق آمریکا می تواند داشته باشد؟

( ما که نمی دانیم این مغولستان که می گویند کجاست، ولی طبق نظر آقای احمدی نژاد، انگلستان یک جزیره بود در غرب آفریقا، نظر آقا هم که به احمدی نژاد نزدیک تر است، پس نتیجه می گیریم بنابر شباهتی که انگلستان و مغولستان دارند و آن یکی خیلی بد است و این یکی خیلی خوب ... پس مغولستان باید جزیره ای درشرق آمریکا باشد.)

البته آقای طائب غیر از حرفی که روز چهارشنبه (۲۲ شهریور) درجمع گروهی از مردم بندرعباس گفته،اعتقاد دارد :" که رهبر انقلاب اسلامی ایران باید رهبر کل دنیا باشد، زیرا در دنیا هیچ‌ کس به خوبی ایشان نیست" و "«دیدگاه ما نسبت به انتخاب رهبر، ناسیونالیسمی نیست( منظورش ناسیونالیستی است، شما ببخشید، شور حسینی برش داشته افتاده توی میکسر)، ملاک ما برای انتخاب رهبر، فردی از جامعه‌ای خاص نیست، بلکه شاخصه موردنظر ما برای رهبری دنیا عالِم بودن است.»

و ما هم ... خب الان ... آخه ...

نه واقعا چرا منو تو این موقعیت قرار می دی؟

ادبیات مرد به ز رهبری دنیاست

اصلا فرض کنید یک اتفاق خیلی بدی افتاده، فرض کنید نه اینکه یک فیلم احمقانه که یک فیلم درست و حسابی ساخته اند، فرض کنید اگر خودتان صدایش را در نیاورده بودید هم باز همه مردم دنیا کنجکاو می شدند بروند این فیلم مزخرف را ببیند و به قول خودتان اشاعه فحشا و منکر می شد، فرض کنید برای تهیه یک فیلم ده پانزده دقیقه ای که سر جمع پنج هزار دلار هم هزینه ندارد، آمریکا وانگلیس و اسرائیل و فرانسه و آلمان و ایتالیا و پرتغال و سازمان ملل هم کمک مالی وتسهیلاتی کرده اند، فرض کنید نقش اول فیلم را هم خود باراک اوباما بازی می کرد ...اصلا هر فرضی که دلتان می خواهد و می توانید ، در زمینه سینما و ساخته شدن یک فیلم بکنید... با همه این فرضیات باز هم عکس العملی که یک نفر نشان می دهد باید مثل آدم باشد. وقتی می گوییم یک " نفر"، نفر هم واحد شمارش انسان است هم واحدشمارش شتر ... ولی من نمی دانم چرا عکس العمل بعضی ها به جای اینکه مثل آدم باشد،مثل شتر است ... تازه مثل شتر هم نیست، مثل یک چیز دیگری است که واحد شمارشش راس است.

در لیبی که رفتند با مادر کنسولگری آمریکا ازدواج کردند وسفیر و دو کارمندش را هم به سلامتی جلوی پای عروس کشتند. در قاهره و مصر هم از دیروز تمرین پرتاب وزنه می کنند به سمت ساختمان سفارت آمریکا... احتمالا در افعانستان و پاکستان هم اگر تا همین حالا چند نفر را نینداخته باشند توی چرخ گوشت حتما دارند برای یک حمله انتحاری به منزل هالیوود برنامه ریزی می کنند. در عراق و تونس و نتونس و باقی کشورهای اسلامی هم که خدامی داند چکار می کنند. در ایران هم که از دیروز هر کسی را که توانایی جمله سازی با " دشمن" و " موهن" و " آمریکا" و"صهیونیسم" داشته ، مجبور کرده اند یک چیزی در مورد این اتفاق بگوید وشبکه خبر هم بیست و چهار ساعته زیرنویس می کند بریزید توی خیابان تا دیر نشده مشت بزنید توی دهن استکبار.

اما با همه اینها پیام رهبر عالِم دنیا واقعا یک سر و گردن از همه بالا تر است. واقعا این برادر طائب حق داشت. بعضی ها توانایی های منحصر به فرد و غیرمنحصر به زوجه ای دارند که خیلی به درد رهبری دنیا می خورد.

رهبر دنیا این فیلم را در پیام اش اقدامی پلید،شنیع، جنون‌آمیز،نفرت‌انگیز، کینه‌توزانه، شرارت‌بار، اهانت‌آمیز، خصمانه، مشمئز‌کننده، جنایت‌بار،مذبوحانه، درد‌آور و غیرقابل بخشش اعلام کرده است.

حالا فرض کنید همه آن فرضیاتی که آن بالا گفتیم محقق شد ویک فیلم دیگری هم ساختند، آن وقت این رهبر دنیا، عالم به علوم عینی، مطلع از شهود غیبی،استاد جمله سازی و انشا ... که باید درپیامش برای توصیف این یکی متوسل به سلام و احوال پرسی با خانواده و خواهر و مادر رئیس جمهور کشورهای غربی بشود ... خب می خواستیداعتراض کنید می گفتید آقای خاتمی یک پیام خوشکل و مودبانه هم برای شما بنویسد.

پیام آقای خاتمی

پیام آقای خامنه ای

البته ما با فرض اینکه این فیلم تولیدش و طبعا دیدنش حرام است و براساس قاعده مالوف و معروف و مشروع ذکر حرام هم حرام است، و اگر آدم تنش نخارد و نخواهد دنیا را به هم بریزد ، نباید فیلمی را که دوزار نمی ارزد و از کاخ سفید تا هالیوود و حتی بازیگران خود فیلم محکومش کرده اند، هی توی چشم مردم بکند ، بیخودی لینک فیلم را نمی گذاریم مبادا صد تا مسلمان دیگر آن را ببینند و بزنند پانصد تا مسلمان دیگر را بکشند.

راجرز واترز و تفریح تا سرحد مرگ

این هم موسیقی امروز از آلبوم راجرواترز به نام آنچه خدا می خواهد، قسمت اول. بروید حالش را ببرید. موسیقی کم نظیری است.



 


 مصطفی تاجزاده در سومین نامه خود به همسرش، فخرالسادات محتشمی پور، به مقایسه تحولات رخ داده در برخی کشورهای مسلمان پرداخته و از اینکه رهبرایران برخلاف رهبران سیاسی این کشورها که به جمع بندی مشترکی برای مبارزه با تک صدایی رسیده اند، هنوز معتقد به سیاست حذفی و حاکمیت تک صدایی است اظهار تاسف کرده است.

 

به گزارش نوروز، این زندانی سیاسی در نامه خود شرط بهره مندی ایرانیان از حقوق اساسی خود را در گرو تببعیت بی چون وچرا از رهبری عنوان کرده و مینویسد: "رهبران مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی در عراق و افغانستان، لبنان، فلسطین و نیز در مصر، تونس و یمن به این حقیقت رسیده اند که با ثبات ترین، کم هزینه ترین و موفق ترین روش مدیریت کشور، به رسمیت شناختن حقوق مدنی و سیاسی همگان است. باوجود این در ایران ما شرط بهره مندی از حقوق اساسی، تبعیت بی چون و چرا از رهبریست حتی اگر کشور در مسیر نادرستی قرار گرفته باشد و مدیریت کلان کشور، مردم را با مشکلات عدیده قابل اجتناب مواجه کرده باشد!"

 

عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی در ادامه با اشاره به چهار اصل مطرح شده از سوی رهبری، آورده است :"با کمال تأسف باید گفت خود ایشان نیز با طرح چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری عملاً شرط نامزد شدن در انتخابات و تلاش برای حضور در ارکان حکومت را در تمام سطوح، اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری ( یعنی خود ایشان) و نه الزام به قانون اساسی با همه اصول و فصول آن می خواند و به این ترتیب کشور را از نشاط و سرزندگی و رقابت از یک سو و از خدمات بسیاری از شایسته ترین چهره ها که در عین حال از حمایت و رأی اکثریت ایرانیان برخوردارند، از دیگر سو محروم کرده است. با وجود این سیاست حذفی و حاکمیت تک صدایی کنونی جمهوری اسلامی را الگوی جهانیان می خواند، غافل از آن که ملت ایران پیشتاز جهان اسلام در سرنگونی فرعون است ولی حکومت کنونی ما نه تنها مدل منتخب اکثریت قاطع مسلمانان منطقه نیست، بلکه مایه عبرت آنان شده است!"

 

مشاور سیاسی دولت اصلاحات همچنین با ابراز نگرانی از پدیده خطرناک «لبنانیزه شدن خاورمیانه» می نویسد: "قدرت های بزرگ جهانی نیز در مجموع نزاع هایی هم چون شیعه – سنی و عرب – عجم را بر چالش میان جهان اسلام و دنیای عرب با توسعه طلبی رژیم اسرائیل ترجیح می دهند و جناح جنگ طلب در غرب که تمام تلاششان این است که از اسلام، چهره ای غیرمدنی، خشونت طلب، ضد مدارا، تحمیل گر و عقب مانده ارائه کنند، از چنین درگیری هایی خشنودند. در این شرایط خوشا به حال ملت هایی که رهبرانشان منادی وحدت باشند نه تفرقه."

 

متن کامل این نامه که در اختیار نوروز قرار گرفته است در پی می آید:

 

به نام خدا

گرامی همسرم سلام!

شیوع اندیشه های بسته و گرایش های فرقه ای در خاورمیانه و به ویژه ظهور قابل توجه اسلام سلفی - تکفیری - خوارجی و در نتیجه خطر بروز نزاع های خونین، اکثر رهبران سیاسی را در جوامع مسلمان برآن داشته است تا با پذیرش و رعایت قواعد دموکراتیک، مشارکت سیاسی تمام جناح ها و گرایش ها را با همه تنوع خود، در اداره کشور جلب کنند و به این ترتیب به توسعه ای همه جانبه همراه با حفظ نظم و ثبات سیاسی دست یابند. به نظر می رسد آنان به این جمع بندی مشترک رسیده اند که انحصارطلبی و تمامت خواهی ریشه و منشأ فتنه و درگیری های فرقه ای و خشونت بار است. به همین دلیل قویاً به مبارزه با تک صدایی برخاسته اند. در زیر فراخوان تعدادی از سیاست ورزان را در هفته های اخیر به نقل از مطبوعات کشور، ذکر می کنم و پس از آن با یادآوری چند نکته درباره ایران نامه ام را به پایان می برم.

 

1- راشدالغنوشی رهبر حزب «النهضة» گفت: حزب نهضت تونس با رأی مردمی که بیش از دو دهه تحت حاکمیت دیکتاتوری به سر می بردند و از طریق صندوق های رأی به قدرت رسیده است. بنابرین حزب اسلام گرای «النهضة» به دنبال هم زیستی مشترک با دیگر گرایش ها و رویکردهای جامعه تونس است. وی با رد هرگونه گرایش دیکتاتورمآبانه حزب «النهضة» در رأس حکومت می افزاید: «ما طرح دیکتاتوری را مخفی نکرده ایم و غیر از آنچه از اسلام میانه رو نشان می دهیم که با دموکراسی مطابق است، چیزی نمی خواهیم.»

 

2- حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان از گروه طالبان دعوت کرد تا با معرفی نامزد، در انتخابات ریاست جمهوری آن کشور شرکت کنند.

 

3- رئیس جمهور یمن کمیسیونی را با هدف آماده سازی برای برگزاری مذاکرات تفاهم ملی و حل و فصل مناقشات در آن کشور تشکیل داد. این کمیسیون متشکل از 25 نماینده از احزاب سیاسی یمن از جمله جنبش جدایی طلبان مغرب، رهبران شیعه شمال و هم چنین سازمان های غیردولتی است.

 

4- میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان با صدور بیانیه ای از تمام رهبران سیاسی این کشور خواست به مذاکرات ملی برای کنار گذاشتن اختلاف ها ادامه دهند. نشست مذاکرات ملی لبنان با حضور جمعی از رهبران سیاسی این کشور چند جلسه تشکیل داد. پایان دادن به اختلافات های سیاسی، سلاح حزب الله و تحولات منطقه مهم ترین مسائل مورد بررسی در این نشست ها اعلام شد.

 

5- نوری المالکی نخست وزیر عراق همه طرف های ذی نفع در آن کشور را برای حل و فصل مسائل و اختلافات به مذاکره مستقیم و گفت و گوی رودررو دعوت کرد.

 

6- محمد مرسی رئیس جمهور مصر، دولتی با شرکت و حضور وزرایی از احزاب و گرایش های گوناگون تشکیل داد و یک فرد قبطی (مسیحی) را به دستیاری رئیس جمهور منصوب کرد.

 

7- خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس می گوید: «آشتی ملی استراتژی مقابله با اشغال گری اسرائیل محسوب می شود.» وی می افزاید: « فلسطین به دو استراتژی روندآشتی ملی فلسطین و دوم مقابله با دشمن صهیونیست نیازمند است.

 

8- سید حسن نصرالله در مراسم افطار حزب الله می گوید: « ما در هفتم ماه مه این توان را داشتیم که بر لبنان سیطره یابیم و کشور را تحت کنترل خود درآوریم اما این کار را نکردیم چراکه قبول ندارم یک طایفه یا گروه لبنان را اداره کند.» او به نمایندگی از شیعیان لبنان گفت: « ما نمی خواهیم طایفه حاکم و رهبر لبنان باشیم بلکه خواستار مشارکت همه طوایف براساس احترام متقابل هستیم» و افزود: « حزب الله و شیعیان بیشترین نفع را از تشکیل یک دولت ملی واقعی می برند و تشکیل یک دولت ائتلافی با حضور تمام گروه ها و طوایف لبنانی به نفع ما خواهد بود.»

 

فخری عزیزم

هم چنان که ملاحظه می کنی رهبران مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی در عراق و افغانستان، لبنان، فلسطین و نیز در مصر، تونس و یمن به این حقیقت رسیده اند که با ثبات ترین، کم هزینه ترین و موفق ترین روش مدیریت کشور، به رسمیت شناختن حقوق مدنی و سیاسی همگان است. باوجود این در ایران ما شرط بهره مندی از حقوق اساسی، تبعیت بی چون و چرا از رهبریست حتی اگر کشور در مسیر نادرستی قرار گرفته باشد و مدیریت کلان کشور، مردم را با مشکلات عدیده قابل اجتناب مواجه کرده باشد!

با کمال تأسف باید گفت خود ایشان نیز با طرح چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری عملاً شرط نامزد شدن در انتخابات و تلاش برای حضور در ارکان حکومت را در تمام سطوح، اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری ( یعنی خود ایشان) و نه الزام به قانون اساسی با همه اصول و فصول آن می خواند و به این ترتیب کشور را از نشاط و سرزندگی و رقابت از یک سو و از خدمات بسیاری از شایسته ترین چهره ها که در عین حال از حمایت و رأی اکثریت ایرانیان برخوردارند، از دیگر سو محروم کرده است. با وجود این سیاست حذفی و حاکمیت تک صدایی کنونی جمهوری اسلامی را الگوی جهانیان می خواند، غافل از آن که ملت ایران پیشتاز جهان اسلام در سرنگونی فرعون است ولی حکومت کنونی ما نه تنها مدل منتخب اکثریت قاطع مسلمانان منطقه نیست، بلکه مایه عبرت آنان شده است!

نازنینم!

حدود پنج سال است که درباره پدیده خطرناک «لبنانیزه شدن خاورمیانه» هشدار داده ام. در عصر ارتباطات با ابزارش یعنی اینترنت، ماهواره و تلفن همراه، بیداری ملت ها اجتناب ناپذیر شده و استبداد محکوم به شکست است. اما دموکراسی تضمین شده نیست و جایگزین دیکتاتوری می تواند هرج و مرج و نزاع های خونین داخلی باشد. به ویژه آن که طرفداران اسلام سلفی- خوارجی در اهل سنت و اسلام مصباحی- تکفیری در بین شیعیان مدام بر طبل فرقه گرایی، حذف و خشونت می کوبند و با دموکراسی و صلح سر ناسازگاری دارند. قدرت های بزرگ جهانی نیز در مجموع نزاع هایی هم چون شیعه – سنی و عرب – عجم را بر چالش میان جهان اسلام و دنیای عرب با توسعه طلبی رژیم اسرائیل ترجیح می دهند و جناح جنگ طلب در غرب که تمام تلاششان این است که از اسلام، چهره ای غیرمدنی، خشونت طلب، ضد مدارا، تحمیل گر و عقب مانده ارائه کنند، از چنین درگیری هایی خشنودند. در این شرایط خوشا به حال ملت هایی که رهبرانشان منادی وحدت باشند نه تفرقه. کشورشان و مصالح ومنافع ملت شان را محور دوستی ها و موافقت ها و مخالفت ها بدانند، نه شخص خودشان را. همگان را به گفت و گو و برطرف کردن سوء تفاهم ها و کاهش اختلافات دعوت کنند نه هر روز برچسب جدیدی متوجه منتقدان خود کنند. حقوق همگان اعم از موافق و مخالف خود را پاس دارند، نه این که با اتهامات واهی آنان را حصر و یا روانه زندان ها سازند.

 

خوشا به حال ملتی که رهبرش پرچم دار انتخابات آزاد و عادلانه باشد نه منادی انتخابات نمایشی و فرمایشی. از آزادی احزاب منتقد و مطبوعات مستقل دفاع کند نه این که طرفدار انحلال احزاب و توقیف فله ای نشریات باشد.

 

عزیزم!

آزادی به تنهایی تضمین کننده پیروزی و پیشرفت ملت نیست اما جامعه بدون آزادی، قبرستانی است با مردگان متحرک! امید که رهبران ما مصالح و منافع ملی را بر مصالح و منافع شخصی ترجیح دهند.

بااحترام

مصطفی

قرنطینه اوین 


 


آیت الله العظمی دستغیب از مراجع تقلید مقیم شیراز در پیامی هتک حرمت به ساحت پیامبر اکرم  را محکوم کرد.

متن این پیام به گزارش سایت حدیث سرو به شرح زیر است:

بسمه تعالی

قرآن کریم بعنوان معجزهٔ باقیهٔ رسول گرامی اسلام خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله(صلی الله علیه و آله و سلم) از هزار و چهارصدو اندی سال تا بحال فریاد می ‌زند که اگر منکر حقّانیت و رسالت من از طرف خداوند عالمیان هستید ده سوره بلکه یک سوره مانند سوره های قرآن بیاورید و تا بحال کسی نتوانسته این کار را بکند.

آری افرادی که در مقابل دلیل و برهان ذلیل و ناتوان هستند و معبودی جز شهوات اختیار نکرده اند ناچار در پی تهمت و افتراء و فحاشی بنحوه های مختلف بوده و هستند و امروز نیز شاهد نحوه دیگری از این گستاخی ها می باشیم که با صرف میلیونها دلار و گماشتن افراد آنچنانی خطائی دیگر و رسوایی بزرگتری ببار آورده اند که ساخت فیلم مستهجن علیه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می ‌باشد.

البته اهل کتاب از یهود و نصاری و زردتشتی آنهایی که واقعاً پایبند به دین خود هستند حتماً از این نوع توهینها مبرّا می باشند و ما مسلمانان انتظار داریم علماء و دانشمندان آنها همانند مسلمین جهان این گستاخی را محکوم کنند و اگر هیئت حاکمه آمریکا در اظهار برائت خود صادق است سازندگان این فیلم را به مجازاتی که در شرایع توحیدی برای توهین کنندگان به انبیاء الهی مقرّر گردیده است، برساند.

سید علی محمد دستغیب ۹۱/۶/۲۴


 


محمدامین هادوی در نامه ای خطاب با احمد خاتمی با اشاره به سخنان وی در نماز جمعه ی تهران نوشته است: اظهاراتی از سوی آقای احمد خاتمی امام جمعه تهران در مطبوعات منعکس شد که مطالعه آن به ویژه برای فردی چون من به عنوان زندانی سیاسی جمهوری اسلامی و منتقد سیاست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حکومت، جای بسی تاسف و البته عبرت از آن باب داشت که آیا ممکن است شهوت پست و مقام و قدرت بتواند انسان ها را هر چند در لباس ظاهری پیامبر خدا (ص) به چنین سرنوشت رقت بار و مرتبه ای فرسنگ ها دور از ارزش های دینی، اخلاقی و انسانی برساند.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ی خود آورده است: اینجانب بعنوان یک زندانی سیاسی حکومتی که خطیب جمعه و عضو مجلس خبرگانش جناب احمد خاتمی است آمادگی دارم تا با ایشان تعدادی از پرونده های زندانیان سیاسی از جمله پرونده خود را بررسی کرده و انشاالله اینجانب و ایشان طبق همین اظهار نظر اخیرشان با یکدیگر هم قول و هم اعتقاد شویم که حکومتی که افرادی را تنها به دلیل انتقادات و اعتراضات به زندان می اندازد و حتی برای آنان حقوق یک زندانی عادی را به رسمیت نمی شناسد، نه اسلامی است و نه پیرو سیره امامان معصوم (ع).

محمد امین هادوی در مهرماه ٨٩ به اتهام فعالیت هایی از جمله مراجعه به منزل شهدای جنبش سبز و ارتباط و ملاقات با فعالان و رهبران جنبش سبز بازداشت و از سوی قاضی پیرعباسی به تحمل ۶سال حبس محکوم شد.

فرزند هادوی اولین دادستان کل انقلاب پس از پیروزی انقلاب در دوران بازداشت به مدت ۶٠ روز دست به اعتصاب غذای تر زد زیرا ماموران امنیتی جهت تحت فشار قرار نهادن وی فرزندش را نیز بازداشت کرده بودند.

وی هفته ی گذشته نیز در نامه ای دیگر با اشاره به اجلاس غیرمتعهد ها در تهران و آنچه درباره ی این اجلاس از سوی تلویزیون دولتی رخ داد نوشته بود: حکومتی که با وجود ادعاهای مذهبی‌اش، و آن همه هشدار منابع دینی نسبت به ناروا بودن دروغگویی، به مردم خود بی‌پروا دروغ بگوید، طبیعی است که براحتی به مردم جهان هم دروغ خواهد گفت.

متن کامل نامه محمدامین هادوی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن یَقُولُونَ إِلَّا کَذِباً ‏

سخنی که از دهانشان برمی آید ناهنجار است، آنان جز دروغ نمی گویند

سوره کهف آیه ۵

هفته گذشته اظهاراتی از سوی آقای احمد خاتمی امام جمعه تهران در مطبوعات منعکس شد که مطالعه آن به ویژه برای فردی چون من به عنوان زندانی سیاسی جمهوری اسلامی و منتقد سیاست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حکومت، جای بسی تاسف و البته عبرت از آن باب داشت که آیا ممکن است شهوت پست و مقام و قدرت بتواند انسان ها را هر چند در لباس ظاهری پیامبر خدا (ص) به چنین سرنوشت رقت بار و مرتبه ای فرسنگ ها دور از ارزش های دینی، اخلاقی و انسانی برساند.

امام جمعه تهران در سخنانی گفته بود که: “زندانیان سیاسی که در زندان هستند به خاطر انتقاد یا اعتراض آنها نیست و اگر تظاهرات مسالمت آمیز داشتند مطمئن باشید زندانی نمی شدند”. یا “آنچه از این افراد شاهد بودیم تیراندازی و اقداماتی نظیر خلع سلاح پاسگاه و آتش زدن مسجد بود….” وی همچنین زندانیان جنبش سبز را به اقدام برای براندازی متهم کرده و این را علت اصلی زندانی بودن آنها دانسته بود.

در پاسخ باید گفت که در حکومتی که بر خلاف دستورات قرآن، پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) دروغ سکه رایج آن گردیده است البته بایستی واعظ و خطیب شهر از بر آمدن جنبش سبزی که شعار خود را “دروغ ممنوع” و مبارزه با جهل و فریب قرار داده است وحشت و هراس داشته و جهاد علیه دروغ و کذب را براندازی و واژگونی خود و هم قطارانش تلقی کند.

جناب آقای احمد خاتمی اگر ذره ای انصاف و تقوا داشت دستکم برای آنان که او را به بی اطلاعی از موضوعی که در باب آن سخن می گوید و یا تلاش برای بی اعتباری حتی احکام و آراء دادگاه های غیر قانونی انقلاب متهم نکنند مناسب بود مراجعه ای به پرونده ها و آراء محکومیت همین زندانیان به رغم ایشان عامل تیراندازی و آتش سوزی می داشت تا متوجه شود که بر اساس همین اسناد رسمی حکومتی، مدارک و آلات جرمی که در پرونده چنین زندانیان مضبوط است چیزی نیست جز اوراقی مشتمل بر بیانیه ها، مقالات و مصاحبه هایی که بطور علنی انجام شده و یا شرح مکتوب شنود تماس های تلفنی و یا اینترنتی که حتی علنی نبوده و حاوی انتقاد و اعتراض و بیان مخالفت با سیاست های جاری حکومت بوده که الحمدالله امروز در هر مجلس و محفل رسمی و غیر رسمی فریاد زده می شود و یا اعتراضاتی بر پایه اجبار و تهدید و یا … و این در حالیست که جنبش سبز و اعتراضات میلیونی مردم در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ برغم سرکوب سازمان یافته، خشونت ها، بازداشت ها و حتی شهادت ده ها تن از مردم خداجو و حق طلب معترض در این تجمعات، هرگز از رویکرد و رفتار مدنی مسالمت جویانه خود خارج نشده و همچنان پس از گذشت بیش از سه سال بر اعتراض های عاری از خشونت برای گذار مسالمت به دمکراسی و اصلاح طلبی تاکید دارد.

ایشان در فرازی دیگر از سخنان خود چنان تعجیل و تفریط کرده که با منتقدان هم صدا شده و بی محابا حکومت فعلی را در تضاد با موازین اسلامی و سیره امامان (ع) تصویر کرده و گفته است: “مخالفانی که مخالف سیاسی هستند، انتقادات سیاسی هستند، انتقادات و اعتراضاتی دارند که باید با آنها با سیره امامان یعنی سیره اقناعی برخورد شود، یعنی تلاش کنیم تا مخالفان را قانع کنیم…”

اینجانب بعنوان یک زندانی سیاسی حکومتی که خطیب جمعه و عضو مجلس خبرگانش جناب احمد خاتمی است و تجربه تلخ حبس در بازداشتگاه های امنیتی و چندین ماه حبس در سلول انفرادی و بازداشت فرزند و پرونده سازی برای دیگر اعضاء خانواده ام را نوعی سندسازی برای تسویه حساب سیاسی با والد بزرگوارم که اولین دادستان کل انقلاب ایران بوده است قلمداد کرده ام و آمادگی دارم تا با ایشان تعدادی از پرونده های زندانیان سیاسی از جمله پرونده خود را بررسی کرده و انشاالله اینجانب و ایشان طبق همین اظهار نظر اخیرشان با یکدیگر هم قول و هم اعتقاد شویم که حکومتی که افرادی را تنها به دلیل انتقادات و اعتراضات به زندان می اندازد و حتی برای آنان حقوق یک زندانی عادی را به رسمیت نمی شناسد “نه اسلامی است و نه پیرو سیره امامان معصوم (ع)، آیا واعظ و خطیبانی که بدون اطلاع از موضوعات و یا بر اساس نوشته بولتن ها مسایلی را به خلاف مطرح می کنند خود آشکارترین سند انحراف انقلاب و نظام برآمده از آن نیستند؟ هنگامی که همزمان با سی و سومین سالگرد وفات مرحوم آیت الله طالقانی فقیه آزاد و مبارزی نستوه که اولین امام جمعه انقلاب و ابوذر زمان بود جایگاه او را در تصرف افرادی می بینیم که نه تنها لیاقت و شان آن جایگاه را بلکه عدالت لازم را برای تصدی آن نداشته که با سخنان خود در آن مقام دوست و دشمن رابه تعجب واداشته آنگاه معنای عمیق “انحراف انقلاب” و لزوم ریشه کنی پدیده دروغ و دروغ گویی از ایران اسلامی را بیش از پیش در می یابیم.”فاین تذهبون”

محمدامین هادوی

شهریور ماه ۱۳۹۱

زندان اوین، بند ۳۵۰


 


کمیته حقوق بشر سازمان ملل با نام بردن از ۱۶ کشور از جمله ایران که مخالفان و منتقدان خود را به‌شدت سرکوب می‌کنند، می‌گوید که بسیاری از این دولت‌ها به خاطر به سکوت واداشتن منتقدان با خشونت و ارعاب مورد تنبیه و توبیخ قرار نمی‌گیرند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ناوی پیلای، کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل، در چهل و هفتمین اجلاس شورای حقوق بشر اعلام کرد که گزارش‌ها از ارعاب و تهدید فعالان و مردم در این کشور‌ها ادامه دارد.

به گفته خانم پیلای، مردم این کشور‌ها گاه توسط مقامات دولتی، از جمله مقامات عالی‌رتبه، مورد تهدید و اذیت واقع می‌شوند. انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی در این کشورها گاه فعالان و اعضای خود را تحت نظارت دائمی و محدودیت می‌بینند.

به گزارش رادیو فردا کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل همچنین در سخنان خود درباره تهدید و ارعاب مخالفان حکومت در کشورهای مورد نظر این سازمان بر «عدم پاسخ‌گو بودن» این حکومت‌ها تاکید کرد.

کشورهایی که در گزارش شورای حقوق بشر «ناقض جدی» حقوق بشر معرفی شده‌اند عبارت‌اند از ایران، الجزایر، بحرین، بلاروس، چین، کلمبیا، سودان، سری‌لانکا، قزاقستان، کنیا، لبنان، رواندا، عربستان، ازبکستان، ونزوئلا و مالاوی.

بنا بر گزارش این شورا، محمد المسکاتی، یک فرد بحرینی، روز سه‌شنبه گذشته به این شورا گفته است که در روزهای اخیر به عنوان رئیس جمعیت جوانان حقوق بشر بحرین ده‌ها تماس تلفنی بی‌نام و شماره تهدیدآمیز دریافت کرده که در آنها او و خانواده‌اش تهدید شده‌اند.

در واکنش به این اتهامات، صالح بن علی عبدالرحمن، وزیر حقوق بشر بحرین، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که این کشور اصول حقوق بشری را جدی می‌گیرد و درباره ادعای تهدید جانی علیه آقای مسکاتی تحقیقات انجام خواهد شد.

ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از کشور‌های نام‌برده خواست که در زمینه حقوق بشر بیشتر تلاش کنند.

خانم پیلای به این کشورها هشدار داد که «این تهدیدات قابل قبول نیست و در درازمدت نیز جواب نمی‌دهد».


 


معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت از توقف برخی از خطوط تولید خودرو در کارخانجات، به دلیل نبودن قطعه خبر داد و افزود: آنچه که امروز شاهدیم، توقف در برخی از خطوط یا کندی تولید به دلیل نرسیدن قطعه است.

جواد تقوی  با اشاره به توقف برخی از خطوط تولید خودرو در کارخانجات، گفت:خودرو براساس اسناد واقعی مثبته که از سوی خودروسازان به کمیته خودرو ارایه می‌شود، تغییر قیمت خواهد داشت که تاکنون جمع‌بندی نهایی در خصوص افزایش قیمت خودروها صورت نگرفته و تصمیم‌گیری در چارچوب ضوابط خواهد بود.

وی تصریح کرد: آنچه که در جریان قیمت‌گذاری مهم است، این است که یک بازه زمانی مشخصی را برای قیمت مدنظر قرار دهیم که در مراحل قیمت‌گذاری، حتما بهبود کیفیت نیز مدنظر قرار می گیرد.

به گزارش ایسنا جواد تقوی با اشاره به اینکه اواخر سال ۹۰، جلسه کمیته برگزار شده است، اظهار داشت: از زمانی که خودروسازان، آخرین افزایش قیمت را دریافت کرده‌اند، مدت زمان زیادی نگذشته است. اجرای این افزایش قیمت نیز در عمل به ابتدای سال ۹۱ موکول شد و اگر اجرای آن را از اول سال بگذاریم، مدت طولانی نیست که این محاسبات انجام شده است.

وی اظهار داشت: نکته مهم این است که امروز بیشتر تقاضاها از ناحیه نوسانات نرخ ارز و مشکلاتی که برای واردات قطعات خودرو وجود دارد، مطرح می‌شود؛ لذا با توجه به شرایط حاضر، و بر این اساس تصمیم بر افزایش قیمت یا عدم آن خواهیم گرفت.

تقوی گفت: آنچه که امروز شاهدیم، توقف در برخی از خطوط یا کندی تولید به دلیل نرسیدن قطعه است که موجب می‌شود خودروسازان به تعهدات خود در قبال خودرویی که فروخته می‌شود، به موقع عمل کنند تا بازار دچار افزایش قیمت نشود.

وی اظهار داشت: به صورت طبیعی، هیچ خودروسازی حق استفاده از حاشیه بازار را ندارد و بر اساس آنالیز هزینه‌هایی که ارایه می‌دهد، باید عمل کند؛ مگر قیمتهای خودروهای بالای ۴۵ میلیون تومان که مصوبه از قبل وجود دارد که آنها خودشان را با حاشیه بازار تطبیق می‌دهند. آنها خودروهای گران قیمتی هستند که معمولا در گروه‌های پایین جامعه استفاده نمی‌شوند.

 


 


احمد جنتي در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه تهران اجلاس عدم تعهد را معجزه خواند.جنتی، پیش از این نامه احمدی نژاد به بوش را نیز از الهامات خداوند دانسته بود.

وی این نامه  را "نامه عجيب و غريبی" دانسته و گفته بود:توصيه می ‌كنم اين نامه را بچه‌ها همه بخوانند و در مدارس و دانشگاه ها خوانده شود و صدا و سيما نيز مكرر آن را بخواند.جنتی همچنين پيشنهاد کرده بود که متن اين نامه در کتاب های درسی گنجانده شود.

پس از این اظهار نظر مهدی کروبی سخنان جنتی  را باعث تحقیر مردم ایران خواند و در نامه ای به جنتی نوشت:اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشه‌اي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي‌درخشند و آموزه‌هاي آنان در كتاب‌ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانشجويان قرار مي‌گيرد. كشور ما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسوولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند.

شش سال پس از این سخنان امروز نیز احمد جنتی  با بيان اينكه "اجلاس عدم تعهد كه در كشور ما برگزار شد، معجزه‌اي در طول دوران انقلاب اسلامي بود"، گفت:‌ ابهت اين اجلاس و ابهت مقام معظم رهبري چنان بر شركت‌كنندگان تاثير گذاشت كه اگرچه برخي انتظار داشتند يك عده سكوت كنند و از جلسه بيرون بروند اما هيچگاه چنين رفتارهايي نديديم.

خطيب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به سخنان رهبري  گفت: خدا مردي داراي كرامت، فضيلت،‌ شهامت، شجاعت، بصيرت و فضايلي از اين دست به اين مردم در مقابل خدماتي كه انجام داده است عطا كرده و امام (ره) و بعد از مقام معظم رهبري را به اين مردم داده است و اميدواريم اين نعمت تا ظهور امام زمان (عج) براي ما حفظ شود.

وي در ادامه اظهار كرد:‌ شركت‌كنندگان در اين اجلاس مجذوب فرمايشات مقام معظم رهبري شده‌ بودند و خودشان را در مقابل ايشان كوچك مي‌ديدند و اگرچه پيش از اين اسم ايشان را شنيده بودند اما در اين اجلاس جايگاه و بياناتشان را ديدند و تفكراتشان دگرگون شد.

وي در بخش ديگري از صحبتهاي خود، از مدال‌آوران پارالمپيك تقدير كرد و گفت:‌ بايد از اين ورزشكاران تقدير كنيم، چراكه اين‌ها با زن‌ها دست نداده‌اند و ارزش اين موضوع از وزنه‌برداري بيشتر است. اين موضوع نشان داد كه شما مي‌توانيد هم ورزشكار، هم مسلمان و هم مدال‌آور باشيد.

 

 


 


حوالی ساعت ۵ بامداد امروز جمعه ۲۴ شهریور، پدیده‌ای نورانی در آسمان ایران مشاهده شد. این پدیده مثلثی شکل در راستای جنوب‌غربی به شمال‌‌شرقی در حرکت بود و پس از کم نور شدن در روشنایی آسمان ناپدید شد.

گزارش‌های دریافتی از زنجان، دماوند و تهران حاکی است در حوالی ساعت ۵ صبح امروز (جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ مقارن با ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲) ابری درخشان و عجیب مشاهده شد که به سمت رصدگران می‌آمد. ناگهان این ابر حالت مخروطی به خود گرفت و به مانند مخروطی چرخان به نظر رسید. بعد از مدتی، در زیر این مخروط شیء درخشانی دیده شد که به سمت شمال شرقی به حرکت در آمد و ابر درخشان نیز با فاصله به دنبال آن به راه افتاد.

به گزارش خبر آنلاین رصد این ابر و شیء درخشان با استفاده از تلسکوپ نشان داد شیء درخشان که با چشم غیرمسلح به مانند یک ماهواره در حال حرکت بود، مثلثی‌شکل و دارای چند منبع نورانی بود. در آخر، جسم شبیه به دنباله‌داری بسیار بلند شده بود که از سمت شمال شرق تا میانه آسمان ادامه داشت.

نزدیک‌ترین پرتاب موشکی تاییدشده تا این لحظه مربوط به پرتاب چند ماهواره جاسوسی ایالات متحده به وسیله یک فروند موشک اطلس۵ است که ساعت ۲:۰۹ بامداد امروز (جمعه ۱۴ سپتامبر) به وقت ایران انجام شده، لیکن ۳ ساعت اختلاف زمانی این پرتاب با زمان مشاهده پدیده نورانی، احتمال ارتباط این دو مورد را ضعیف می‌کند.

در خردادماه امسال، پدیده نورانی مارپیچی شکلی در آسمان ایران و کشورهای خاورمیانه در ساعت‌های اولیه شب، مردم را بهت‌زده کرد که چند ساعت پس از آن مشخص شد مربوط به آزمایش موشک بالستیک روسیه بود.


 


در پی محکومیت فیلم موهن ضد اسلامی، دبیرکل سازمان ملل نیز ضمن محکومیت این فیلم، آن را یک "فیلم نفرت انگیز" خواند.

روز گذشته نیز وزیر خارجه امریکا این فیلم را مشمئز کننده خوانده بود.

به گزارش "شفقنا"،"بان کی مون"، دبیرکل سازمان ملل متحد پخش فیلم آمریکایی توهین کننده به ساحت  پیامبر سلام (ص) را محکوم کرد.

"بان کی مون" با انتشار بیانیه ای بر ضرورت احترام متقابل، گفت و گو و تفاهم تاکید کرد و از مردم جهان خواست که آرامش خود را حفظ کرده و خود را کنترل کنند.

در بیانیه دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد پخش فیلم آمریکایی توهین کننده به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) آمده است: هدف از پخش عمدی این فیلم نفرت انگیز، تحریک احساسات و ریختن خون مردم است.

"بان کی مون" در این بیانیه تاکید کرد: من به شدت از خشونت های اخیر در لیبی و برخی کشورهای دیگر منطقه خاور میانه ناراحت هستم، چرا که هیچ توجیهی برای این حمله ها و اقدامات منجر به قتل وجود ندارد.

در همین حال  احمدرضا درویش، ابراهیم حاتمی‌کیا، رضا میرکریمی، منوچهر محمدی، همایون اسعدیان، کمال تبریزی، مهدی فرجی، محمدمهدی عسگرپور و فرهاد توحیدی سینماگران کشورمان نیز این فیلم را محکوم کرده اند. 

 

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته