هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

Latest News from Iran Green Voice for 09/21/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ندای سبز آزادی ـ علی فاتحی: با اکران سه فیلم در شهرستان‌های ایران و مشخص شدن نام برخی از اعضای هیئت انتخاب، به نظر می‌رسد رقابت برای انتخاب نماینده امسال ایران در اسکار جدی‌تر شده است. در این هفته «ملکه» در آذربایجان، «بغض» در کاشان و «آینه‌های روبرو» در قم اکران شدند تا به جمع گزینه‌های واجد شرایط اضافه شوند. منتقدان معتقدند فیلم‌هایی چون «یه حبه قند»، «روزهای زندگی»، «سعادت‌آباد»، «اسب حیوان نجیبی است»، «نارنجی‌پوش»، «ضد گلوله»، «قلاده‌های طلا»، «مرگ کسب و کار من است»، «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، «آینه‌های روبرو»، «بغض»، «ملکه» و البته فیلم‌هایی چون «شکارچی شنبه» و «شب واقعه» شرایط اولیه انتخاب شدن را دارند.

ایرج طهماسب کارگردان «کلاه قرمزی و بچه ننه» نیز به هیئت انتخاب فیلم برای اسکار 2013 پیشنهاد کرده که به این فیلم «کمی جدی‌تر فکر کند». او معتقد است هرفیلمی از هر کشوری برای معرفی به اسکار انتخاب می‌شود، باید ویژگی‌های آن کشور را نشان دهد.

از نظر کارگردان و خالق کلاه قرمزی: مردم ایران طی 20 سال با فیلم‌های «کلاه قرمزی» زندگی کردند. «کلاه قرمزی» توانسته است مردم ایران را راضی کند. بنابراین اگر ما بخواهیم وجه دیگری از سینمای ایران را به مردم نشان دهیم «کلاه قرمزی و بچه ننه» می‌تواند بیانگر ابعاد دیگری از روحیه مردم ایران باشد.

او ملاحظه ی جالب توجهی دارد: ما با فیلم «جدایی نادر از سیمین» یک تصویر از خودمان به لحاظ هنری، به دنیا عرضه کردیم اما اگر «کلاه قرمزی» برای اسکار انتخاب شود، وجه سینمای کودک ما هم در دنیا مطرح خواهد شد و نشان می‌دهد که مردم ایران چقدر به تربیت فرزندانشان اهمیت می‌دهند و تا چه حد برای آن سرمایه گذاری می‌کنند.

حمید مدرسی تهیه کننده این فیلم هم که از فروش غریب و بیش از سه میلیاردی «کلاه قرمزی» آن هم در هنگامه ی بحران و رکود سینما در ایران بر سر ذوق آمده، با طرح این پرسش که از کجا می‌دانیم که این فیلم در سطح بین المللی نتواند اتفاق‌های خوشایندی را برای سینمای ایران رقم بزند؟ می گوید: متاسفانه بسیاری این فیلم عروسکی را به قول معروف یک فیلم دم دستی تلقی می‌کنند، درصورتی که «کلاه قرمزی و بچه ننه» فیلمی است که گره‌های بزرگی را در سینمای ایران باز کرده است.

در حالیکه گمانه‌زنی‌ها درباره معرفی نماینده امسال ایران در اسکار شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد. روز گذشته خبر آنلاين از حضور 6 سينماگر در هيات انتخاب فيلم ايراني براي اسكار 2013 خبر داد. به نظر مي رسد بنياد سينمايي فارابي با جمع بندي نهايي طي روزهاي آينده اين فهرست را رسانه اي كنند. اما در محافل سینمایی از نیکی کریمی، علی شاه‌حاتمی، ابوالحسن داودی، علی معلم، حسین زندباف و اکبر نبوی به عنوان اعضای هیئت انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار 85 نام برده می شود.

اما حالا و در شرايطي كه سينماي ايران هم مانند همه كشورهاي دنيا در تكاپوی معرفي فيلم به آكادمي اسكار و بخت‌آزمايي براي امكان رقابت در يك فضاي جهاني است، جمال شورجه خواستار تحریم اسکار شده است.

 

باز هم اسکار، باز هم تحریم!؟

جمال شورجه اگرچه برای علاقه مندان به سینمای جنگ چهره ای آشنا بود اما شهرتش در بین نسل جوان را نه از فیلم هایش، که از همسویی با حاکمیت و مخالفت های پی در پی با اسکار یافت. برای شورجه اسکار همانقدر وهم انگیز است که انگلیسی ها برای «دایی جان ناپلون»! مخالفت او با اسکار از همان سال هایی که تلاش ها برای حضور در اسکار از سوی سینماگران ایرانی آغاز شد، کلید خورد و هر بار بنا به هر دلیلی خواست تا اسکار تحریم شود.

حکایت از کجا آغاز شد؟ پنجشنبه 9 اسفند ماه 87 به دعوت خانه سینما، نه نفر از اعضای بلند پایه آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا(اسکار) به منظور برگذاری کارگاه آموزشی سینمایی، وارد تهران می شوند. «سید گانیس»، رئیس آکادمی اسکار، «آنت بنینگ» (بازیگر مشهور امریکایی) و همین طور چهره هایی مثل «فرانک پیرسون» (فیلمنامه نویس بعدازظهر سگی و لوک خوش دست) و «تام پولاک» (رئیس کمپانی یونیورسال) از اعضای این هیات بودند. اگر چه روابط عمومی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا بارها اعلام کرد: آنها هیچ برنامه سیاسی در دستور کار ندارند و این صرفا یک اقدام غیررسمی‌ برای امور آموزشی و فرهنگی است و قشقاوی سخنگوی وقت وزارت خارجه در تایید سیاسی نبودن سفر اسکاری ها به تهران گفت بود: «آنها به دعوت صنفی و شخصی خانه سینمای ایران در تهران به سر می‌برند و از میزبانی خوب همتایان ایرانی خود بهره مندند.» اما این سفر با مسایل سیاسی آمیخته شد. مصباح گفت: "اين اتفاقات با نقشه های آمريکا که از سالها پيش طراحي شده است"؛ و شمقدری گفت: "مسئولات سینمایی تنها موقعی حق دارند با اعضای آکادمی اسکار و سینماگران هالیوود جلسه رسمی داشته باشند که آنها به خاطر توهین ها و افتراهایی که به ملت ایران روا داشته اند عذرخواهی کنند."

روزنامه های کیهان و رسالت هم مطابق سنت سیاسی حاکم بر آنها علاوه بر درخواست برخورد با اعضای خانه سینما به دلیل دعوت از سینماگران آمریکایی، حتی خواستار دستگیری و تعیین وثیقه ی یک میلیون دلاری برای رییس آکادمی اسکار شدند!

جمال شورجه نیز در آن مقطع با بیان اینکه جلسات ما بین اعضای آکادمی اسکار با هنرمندان ایرانی بیشتر جنبه سیاسی دارد تا فرهنگی تاکید کرد: اگر چه من در جریان سمینارها و کلاس های این افراد با هنرمندان ایرانی نیستم اما با توجه به جهت گیری های خصمانه دولت امریکا علیه کشورمان، به نظر می رسد که دعوت کنندگان این افراد دچار خود باختگی و مرعوب اسکار شده اند و شاید قصد داشته اند با این رایزنی ها، کیسه گدایی به سمت دست اندرکاران اسکار دراز کنند.

سه سال بعد و پس از دریافت جایزه اسکار توسط فرهادی، شورجه در مصاحبه ای با روزنامه ی تهران امروز، در پاسخ به این سئوال که آیا هنوز هم با اکران فیلم های خارجی در ایران مخالف هستید؟ گفت: «بله؛ این مخالفت به دلیل حمایت از سینمای داخلی است. همین الان هم می توانیم تبعات منفی پخش فیلم‌های آمریکایی را در جامعه ببینیم. هنوز هم شعار مرگ بر آمریکا از زبان مردم نمی افتد. اصلا چه لزومی دارد که فیلم‌هایمان را برای اسکار بفرستیم؟ مگر اسکار چه افتخاری دارد؟ بر فرض که جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را هم دریافت کردیم، آنجا با چه مولفه‌هایی به فیلمی جایزه می‌دهند؟ آنها به فیلم‌های ضد ایرانی جایزه می‌دهند. ما باید اسکار را تحریم کنیم و فیلم‌هایمان را به آنجا ارائه ندهیم و برای شرکت در این مراسم از خود عطشی نشان ندهیم. باید اکراه داشته باشیم که فیلم‌مان به اسکار برود.  چرا باید فیلم «جدایی نادر از سیمین» در خارج ازکشور مورد توجه قرار بگیرد و فیلم «اخراجی‌ها» در اکران بین المللی جایی نداشته باشد؟ حتی شنیده‌ام که «جدایی نادر از سیمین» قرار است در سینماهای آمریکا نمایش داده شود، خب در سینماهای آمریکا چه فیلم‌هایی اکران داده می‌شوند؟ چرا فیلم «33 روز» جمال شورجه را در آمریکا اکران نمی‌کنند؟! چرا جرات نمی‌کنند حتی به سمت این فیلم بروند؟ چون می‌دانند که این فیلم با اهدافشان مغایرت دارد.»

گفتنی است «33 روز» فیلمی است از جمال شورجه با تهیه کنندگی مهدی همایون فر، که بر اساس روایتی از جنگ سی و سه روزه اسرائیل و لبنان ساخته شده است . این فیلم با همکاری بنیاد سینمایی فارابی و حزب الله لبنان آماده شده ‌است.

 

تحریم اسکار؛ واکنش به فیلم موهن

اما حالا و در شرايطي كه سينماي ايران هم مانند همه كشورهاي جهان در تكاپوی معرفي فيلم به آكادمي اسكار و بخت‌آزمايي براي امكان رقابت در يك فضاي جهاني است، شورجه خواستار تحریم اسکار شده و این اقدام را کوچکترین واکنش علیه ساخت فیلم موهن به ساحت پیامبر مي‌داند . وی معتقد است با توجه به خصومت آمریکا و هالیوود و بخصوص تولید اخیر فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام، نباید هیچ اثری برای حضور در اسکار معرفی شود.
او تاکید می کند: «اکنون با اهانت به حضرت رسول(ص)، باید اسکار را تحریم کنیم و سال ها پیش باید این اقدام انجام می‌شد.»

به عقیده ی فیلمساز همسو با حاکمیت: «تحریم اسکار فرصت مناسبی است تا مسلمانان بار دیگر انزجار خود را نسبت به سیاست های نابخردانه آمریکا علیه جهان اسلام نشان دهند. باید به طور رسمی اسکار را تحریم کنیم و این موضوع باید بطور واضح به جهانیان اعلام شود.»

اما پيشنهاد تحريم اسكار، آن هم به بهانه ی ساخته‌شدن و انتشار ويدئوی موهن عليه پيامبر اسلام، در حالی که هیچ نسبتی میان فیلم موهن و ساز و كار سينماي آمريكا، هاليوود و آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي وجود ندارد شاید تنها به دلیل سو استفاده از احساسات بخشی از جامعه (لایه های حامی اقتدارگرایان) و تحریک حاکمیت علیه فیلمسازان ایرانی باشد که در تلاش اند آثار خود را برای اسکار ارسال کنند.

 این تلاش قدمی برای به حاشیه راندن بیش از پیش سینمای هنری و مستقل ایران است؛ سینمایی که «جدایی نادر از سیمین» فرهادی اش، توانست سال گذشته و با وجود همه ی مخالفت ها و جنجال ها به بخش مسابقه و نهایی اسکار راه یابد و برای نخستین بار از این همایش مهم سینمایی، «اسکار» بگیرد.

گویا رانت خوران و اقتدارگرایان حاضر در سینمای ایران بعد از ویرانی خانه سینما تلاش برای انهدام سینمای مستقل و هنری ایران را در دستور کار خود قرار داده اند.

 


 


خبرگزاری فارس از اعلام کاندیداتوری مصطفی پورمحمدی خبر داده است.

به گزارش این خبرگزاری پورمحمدی گفته است: اگر تقدیر الهی باشد و فضا ایجاب کند، به عنوان سرباز ولایت کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری خواهم شد و وقتی وارد صحنه شدیم برنامه‌های خود را ارائه خواهیم داد.

مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور و وزیر معزول احمدی نژاد درحالی قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را دارد که پیش از این متهم به قتلهای خارج از کشور شده بود.

در زمان رای گیری برای وزارت کشور پورمحمدی برخی از نمایندگان مجلس مانند الیاس نادران اعلام کردند که به دلیل متهم بودن دراین پرونده ها امکان سفر به خارج از کشور را ندارد.حتی هنگام سفر احمدی نژاد به نیویورک مطرح شد که امریکا به دلیل این اتهامها به پورمحمدی وزیر نداده است.

قائم مقام وزارت اطلاعات در دوران فلاحیان همچنین متهم به دست داشتن درقتلهای وزارت اطلاعات است.خاطرات آیت الله منتظری نیز نقش او در اعدامهای سال 67 را تشریح کرده است.

آقای پورمحمدی که این روزها به منتقد دولت احمدی نژاد تبدیل شده و انتخاب او را به "اشتباه مردم" نسبت می دهد، در انتخابات ریاست جمهوری نهم اعتقاد متفاوتی داشت.

او که در آن زمان به واسطه سابقه معاونت فلاحیان در وزارت اطلاعات یک شخصیت امنیتی تلقی می شد در یکی از سخنرانی های انتخاباتی خود صراحتا گفت که نگران "بیدار شدن اکثریت خاموش در جامعه ایران" است.

آقای پورمحمدی در آن سخنرانی رای آوری اصولگرایان در انتخابات مجلس هفتم و دور دوم شورای شهر تهران را حاصل قهر اکثریت جامعه با صندوق رای دانسته و اذعان کرده بود که در صورت حضور اکثریت در پای صندوق های رای، اصولگرایان شانسی برای پیروزی نخواهند داشت.

او آن زمان از این احتمال ابراز نگرانی کرده بود.

براساس خبر منتشر شده پورمحمدی ضمن اعلام خبر کاندیداتوری خود گفته که هر کسی بخواهد رئیس جمهور شود، باید وضعیت داخلی کشور را تغییر دهد.

وی تصریح کرد: هر کسی بخواهد وارد این عرصه شود، وضع حاکم را باید اصلاح و بهبود بخشد و این یک انتظار عمومی است و مردم چنین توقعی را از رئیس جمهور آینده خود دارند.


 


شب گذشته مراسم عروسی فرزند محمدرضا مقیسه، زندانی سیاسی محبوس دربند ۳۵۰ زندان اوین و عضو ارشد ستاد میرحسین موسوی به مقابل زندان اوین کشیده شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، پیش از این مقرر شده بود محمدرضا مقیسه با استفاده از حق مرخصی در مراسم عروسی فرزندش شرکت کند ولی با وجود اینکه بطور معمول و بر اساس آیین نامه سازمان زندان ها، هنگام عروسی فرزندان زندانیان برای شرکت در مراسم عروسی به این افراد مرخصی داده می شود، دادستان تهران از مرخصی این زندانی سیاسی جلوگیری کرد.

شرکت کنندگان در مراسم عروسی پس از مطلع شدن از عدم حضور مقیسه در مراسم عروسی فرزندش، علی رغم تودیع وثیقه و قول و قرار های مکرر دادستانی به خانواده اش، در پایان جشن و دسته جمعی به همراه عروس و داماد تالار عروسی را ترک و به زندان اوین رفته و در میان احساسات مراسم را در خیابان و مقابل زندان ادامه دادند.

مامورین زندان و گشت ویژه نیروی انتظامی که در محل حاضر شده بودند تلاش کردند جمعیت را از مقابل زندان متفرق کنند تا آنجا که عروس و داماد را تهدید به بازداشت کردند که اثری در جمعیت حاضر نکرد و جمعیت پس از ساعت ۱۲ شب با شعار “یاحسین میرحسین” محل را ترک کردند.

روز گذشته نیز کلمه گزارش داده بود که محمدرضا مقیسه، جانباز دوران دفاع مقدس، ۳سال از ۶ حبس خود را تاکنون سپری کرده و ۱۸ماه است که از اعزام به مرخصی و ملاقات حضوری منع شده است.

رییس دفتر مشترک ستاد رسیدگی به حادثه دیدگان پس از انتخابات، مهرماه ۸۸ و درپی تهاجم تیم های عملیات اطلاعات شد و ۲۰۷ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت موقت بود.

مخالفت از انجام ملاقات حضوری و اعزام به مرخصی با این زندانی سیاسی برخلاف مقررات مرخصی، در زمان فوت خواهر این زندانی سیاسی هم رعایت نشده است و او حتی موفق به حضور چند ساعته در مراسم ختم خواهرش نیز نشد.


 


یک هلیکوپتر دیگر ارتش سوریه صبح روز پنج شنبه توسط ارتش آزاد این کشور در شهر دوما در حومه دمشق سرنگون شد.

به گزارش العربیه ، خبرگزاری رسمی سوریه "سانا" با انتشار گزارشی سرنگونی هلیکوپتر ارتش رژیم بشار اسد را تایید کرد.

از سوی دیگر دیده بان حقوق بشر سوریه در گزارشی به نقل از فعالان سیاسی داخل این کشور اعلام کرد که امروز صبح ارتش آزاد یک هلیکوپتر را بر فراز شهر دوما سرنگون کرده است.

مخالفان سوری پیش از سرنگونی این هلیکوپتر از هدف قرار گرفته شدن چند جنگنده ارتش سوریه که در درگیری های جاری در این کشور علیه ارتش آزاد بکار گرفته می شد، خبر داده اند.

ماه گذشته نیز "گردان بدر" وابسته به ارتش آزاد سوریه با انتشار بیانیه ای، مسوولیت سرنگونی یک هلیکوپتر در شرق دمشق را بر عهده گرفت.

بمباران صف ماشین ها در پمپ بنزین

در همین حال یک هواپیمای ارتش اسد، صف خودروها در پمپ بنزینی در شمال شرق این کشور را بمباران کرده است.

به گزارش بی بی سی، در این حمله دست کم ۳۰ نفر کشته شده و شماری زخمی شده اند.

یک گروه مخالف دولت سوریه روز پنجشنبه گزارش داده است که خودروهایی که برای زدن بنزین یا گازوئیل در پمپ بنزینی در روستای عین عیسی صف کشیده بودند هدف این حمله قرار گرفتند.

این روستا در فاصله ۳۲ کیلومتری ایستگاه مرزی تل ابیض قرار دارد و کنترل آن از روز چهارشنبه گذشته پس از نبردی سنگینی به دست نیروهای مخالف دولت سوریه افتاده است.

بر اساس گزارش‌ها احتمال می رود که تعداد کشته شدگان و مجروحان حادثه افزایش پیدا کند.

فیلم‌هایی از این حمله در اینترنت گذاشته شده که در آن خودروهای سوخته شده زیادی دیده می‌شود و یکی از مخالفان دولت سوریه گفته است که ۷۰ مجروح این حادثه به بیمارستانی در شهر رقه منتقل شدند.

یکی از مخالفان دولت سوریه به خبرگزاری فرانسه گفت از آنجایی که این پمپ بنزین تنها پمپ بنزین فعال منطقه بوده است، در زمان حمله خیلی شلوغ بوده است.

افزایش حملات هوایی

در حالی که نیروهای مخالف ظاهرا از اسلحه و تجهیزات ضدهوایی برخوردار نیستند، در ماه های اخیر، ارتش سوریه در عملیات علیه مواضع مخالفان مسلح، از جمله برای پاکسازی مناطق شهری، به گونه ای گسترده به حملات هوایی روی آورده است.

خبرگزاری فرانسه به نقل از یکی از فعالان سیاسی ساکن دمشق گزارش کرده است که طی روزهای اخیر، برخی محله های شهر هدف حملات سنگین هوایی قرار داشته است.

به گفته او، در ساعات قبل از سقوط هلی کوپتر هم تعدادی جنگنده میگ نیروی هوایی و هلی های کوپترهای توپدار برای انجام ماموریت های جنگی، در ارتفاع پائین بر فراز پایتخت پرواز می کردند.

حمله به یرموک

همزمان، بی بی سی گزارش کرده است که واحدهای ارتش محله یرموک در جنوب پایتخت را به محاصره درآورده و زیر آتش سنگین گرفته اند.

در طول تابستان، نیروهای مخالف توانستند حضور خود را محله های جنوب دمشق حفظ کنند و ظاهرا عملیات یرموک بخشی از طرح ارتش سوریه برای تسلط بر پایتخت است.

منابع مخالف دولت گفته اند برخی از محله های تحت تسلط آنان در اثر حملات سنگین ارتش به ویرانه تبدیل شده و اجساد قربانیان در خیابان ها باقی مانده است.

به گفته این منابع، اهالی محلی در بسیاری موارد جرات جمع آوری و دفن اجساد را ندارند زیرا نگران آن هستند که ماموران دولتی این اقدام را به منزله ارتباط با نیروهای مخالف تلقی کنند.

یرموک از محله های سکونت شمار قابل توجهی از آوارگان فلسطینی است و از آن با عنوان "اردوگاه غیررسمی آوارگان" نام برده می شود.

نشست دوستان سوریه

به گزارش بی بی سی، در خبری دیگر روز پنجشنبه نشست "دوستان سوریه" با حضور کارشناسان مالی و دیپلمات های چندین کشور در لاهه، هلند تشکیل شد.

وزیر امور خارجه هلند که میزبانی این نشست را برعهده دارد گفته است که شرکت کنندگان راه های تشدید کارآیی تحریم های بین المللی علیه سوریه و یافتن دارایی های مخفی حکومت بشار اسد در خارج را مورد بررسی قرار می دهند.

ارسال اسلحه از ایران به سوریه

در تحولی دیگر، خبرگزاری رویترز اعلام کرد، به یک گزارش امنیتی دست یافته که نشان می‌دهد ایران از طریق هواپیماهای مسافربری و از طریق آسمان عراق٬ در حجم بسیار وسیع برای سوریه سلاح می‌فرستد.

رویترز گفته است دیپلمات‌های غربی اعتبار و صحت این گزارش امنیتی را تایید کرده‌اند.

به نوشته ی رویترز، این گزارش امنیتی تصریح می‌کند که «انتقال محموله‌های نظامی ایران بسیار منظم صورت می‌گیرد و بسیار گسترده‌تر از آن است که تاکنون علنی شده است».

در گزارش رویترز جزئیات دقیقی در باره‌ی گزارش امنیتی منتشر نشده است و مشخص نیست که کدام کشور غربی٬ آن را تهیه کرده است.


 


وزیر بهداشت می گوید، خبر جدیدی درباره پرونده و عاملان قتل دکتر سودبخش وجود ندارد.

مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سالگرد مرگ این پزشک می‌گوید: با وجود تمام پیگیری‌های انجام شده متاسفانه چیز جدیدی در مورد قتل دکتر سودبخش به ما اعلام نشد و برایمان کشف نشد.

به گزارش جرس، دکتر عبدالرضا سودبخش، دانش‌یار دانشگاه تهران که دو سال گذشته مورد سوقصد مسلحانه قرار گرفت و جان باخت، از پزشکان مرتبط با پرونده بازداشت‌گاه کهریزک و زندانیانی بوده است که از بیماری‌های عفونی در مجاری اداری و تناسلی آسیب دیده بودند و مقامات امنیتی به وی دستور داده بودند که بیماری کلیه زندانیانی که به وی مراجعه کرده بودند را، رسمن مننژیت اعلام کند.

این استاد دانشگاه، یک روز قبل از سفر از ایران و عزیمت به خارج، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت. بدین ترتیب عبدالرضا سودبخش دومین پزشکی است که در این رابطه کشته شد.

رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشت‌گاه کهریزک نیز، ٢۵ آبان ۸۸ به‌طرز مشکوکی درگذشت؛ که مقامات آن‌را «خودکشی» اعلام کردند.

این گزارش خاطرنشان کرده بود که سودبخش از پرونده پزشکی کلیه شهدای بازداشت‌گاه کهریزک مطلع بوده است، به‌علاوه وی پزشک متخصصی بوده است که تمامی زندانیان کهریزک و اوین که مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند را معاینه کرده و دارای اطلاعات خاصی در این زمینه بوده است.

سودبخش اواخر حیات خود از فشارهای فزاینده نیروهای امنیتی احساس می‌کرد جانش درخطر است.

وی بلیط عزیمت به خارج را برای روز سی‌و‌یکم شهریور در دست داشت که کم‌تر از یک‌روز قبل از خروج از کشور، در مقابل مطبش در بلوار کشاورز تهران، با گلوله ترور و در دم کشته شد.


 


ندای سبز آزادی- محمد صادقی: «دفاع مقدس»، «جنگ تحمیلی» و «جنگ هشت ‌ساله»؛ این ها نام هایی است که بر طولانی ‌ترین نبرد کلاسیک قرن بیستم، یعنی جنگ ایران و عراق نهاده اند.

نزدیک به یک سال و شش ماه پس از پیروزی انقلاب مردم ایران علیه حکومت محمدرضا شاه پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، در بامداد 31شهریور  ماه ۱۳۵۹ رسانه های خبری بین المللی، آغاز یک جنگ تمام عیار را به جهانیان مخابره کردند؛ جنگی که با یورش ناگهانی نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزهای جنوبی ایران شکل گرفته بود.

با وجود آن کهدر ۲۳بهمن ۱۳۵۷ یعنی یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت عراق، حکومت جدید ایران را به رسمیت شناخت و با ارسال پیامی برای دولت ایران اظهار امیدواری کرد که از این پس روابط دو کشور خوب و شفاف باشد اما  آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی نه تنها با برقراری رابطه عادی با عراق مخالف بود بلکه جمهوری اسلامی از طریق تبلیغات رسمی و غیررسمی و تماس و کمک به روحانیون حامی خود در عراق به نوعی در پی برای رژیم صدام حسین حساسیت برانگیز شد.

به باور برخی ناظران، خصومت شدید میان صدام حسین رئیس جمهوری عراق و مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران (از جمله آیت الله خمینی) و نیز جاه‌ طلبی‌ های سیاسی و اختلافات مرزی و ایدئولوژیکی دو کشور  که یکی به دنبال صدور انقلاب اسلامی خود به کشورهای همسایه بود و دیگری به دنبال گسترش مرزهای جغرافیایی خود و تثبیت قدرت خود در جهان عرب، از جمله دلایل شکل گیری و تدوام هشت سال جنگ خانمان سوز به شمار می رود.

نبردی که در نهایت پس از حدود ۸ سال در سال ۱۳۶۷ با قبول آتش ‌بس از سوی طرفین و پس از برجای گذارندن صدها هزار کشته و زخمی و ۱۱۹۰ میلیارد دلار خسارات به دو کشور در همان نقطه ای به پایان رسید که هشت سال پیش از آنجا آغاز شده بود.

هرچند عراق با استفاده از عنصر غافلگیری در ابتدای جنگ موفق شد بخش‌هایی از خاک ایران از جمله شهر خرمشهر را به اشغال خود در آورد و ایران نیز در سال چهارم و پنجم جنگ نقاط مهمی همچون شبه جزیره فاو در جنوب و نیز ارتفاعات مشرف به سلیمانیه در شمال کشور عراق را به تصرف خود در آورد اما قبول قطعنامه شورای امنیت که پیش از آن هفت بار از سوی ایران به صورت یک طرفه رد شده بود، دو کشور را ملزم کرد تا به داخل مرزهای پیشین خود عقب نشینی کرده و جنگ را به پایان برسانند.

در پایان این تراژدی هشت ساله، هیچ تغییری در دو کشور رخ نداد؛ آیت الله خمینی و صدام حسین تکریتی همان کسانی بودند که هشت سال پیش در آغاز جنگ نیز زمام امور را در کشور خود به دست داشتند و مرزهای دو کشور همان مرزهایی بود که از قبل از جنگ نیز بر آن‌ها توافق وجود داشت.

معاهده الجزایر میان شاه و صدام

از زمان به قدرت رسیدن حزب بعث و در رأس آن صدام حسین در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی و به دنبال کاهش نفوذ مصر در میان اعراب به دلیل امضای پیمان کمپ دیوید، رژیم بعث عراق سودای رهبری و یکه تازی بر جهان عرب را در سر می پروراند و در جریان اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سه ‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، دولت صدام حسین  روابط دیپلماتیک خود را با حکومت محمدرضا شاه پهلوی در ایران به طور یک طرفه قطع کرد.

صدام حسین از اتحادیه عرب خواست تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس روابط خود را با حکومت پهلوی در ایران قطع کنند، اما این درخواست با توجه به نقش تاثیرگذار ایران در منطقه از سوی اتحادیه عرب پذیرفته نشد؛ صدام مجبور شد این بار اعتراضی رسمی به سازمان ملل متحده ارائه کند و هنگامی که سازمان ملل متحد نیز به نامه اعتراضی صدام حسین وقعی ننهاد، رژیم بعث عراق نزدیک به 70 هزار ایرانی ساکن عراق از این کشور اخراج کرد.

این سرآغاز تنش های شدید در روابط دو کشور شد که اوج آن در سال ۱۹۷۴ با درگیری های نظامی در شهرهای مرزی بود که این امر منجر به دخالت کورت والدهایم دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و اعزام نماینده ویژه به مرزهای دو کشور شد.

یکی از مهمترین اختلاف های دو کشور نزاعی قدیمی بر سر وضع اروند رود (شط العرب) بود. قسمت انتهایی اروند رود مرز دو کشور را تشکیل می‌ دهد. بغداد معتقد بود که مرز دو کشور بایستی بر اساس مفاد قرارداد قسطنطنیه ۱۹۱۳ تعیین شود اما تهران مرز دو کشور را "خط تالوگ" یعنی عمیق‌ ترین قسمت رودخانه می ‌دانست.

سرانجام مداخله سازمان ملل متحد میان ایران و عراق منجر به صدور قطعنامه ۳۴۸ شورای امنیت مبنی بر لزوم حل اختلاف مرزی میان دو کشور و امضای پیمان نامه موسوم به الجزایر در سال ۱۹۷۵ شد که به موجب آن ایران به ‌طور ضمنی پذیرفت که در ازای رفع اختلافات مرزی آبی در "اروند رود" بر اساس خط تالوگ، دست از حمایت از کردهای عراق بردارد.

سرنگونی شاه فرصتی برای صدام حسین

با سرنگونی حکومت محمدرضا شاه پهلوی و پس از آن حاکم شدن یک نظام ایدئولوژیک اسلامی بر ایران، صدام حسین با این اندیشه که بتواند پا در جای پای شاه مخلوع ایران برای تسلط بر منطقه بگذارد بار دیگر اختلافات گذشته میان خود و ایران را احیا نمود. در آبان ۱۳۵۸ سفیر عراق در لبنان در مصاحبه با روزنامه "النهار بیروت" برای اولین بار اعلام کرد که برقراری رابطه با حکومت تازه تاسیس ایران  منوط به تحقق سه شرط اصلی از سوی صدام حسین است : ۱- تجدیدنظر در پیمان نامه ۱۹۷۵ الجزایر درباره شط العرب (اروند رود) ۲- اعطای خودمختاری به عشایر کرد، بلوچ و عرب ایرانی ۳- خروج نیروهای نظامی ایران از جزایر سه گانه ایرانی مورد مناقشه و سراسر خلیج فارس
از سوی دیگر پس از انقلاب سال ۵۷، مقامات مذهبی نظام جمهوری اسلامی ایران از برخی روحانیون شیعه مخالف رژیم بعث عراق حمایت های ویژه ای داشتند و به طور خاص از اقدامات سیدمحمدباقر صدر و "حزب الدعوه" و هواداران آن حمایت می کردند و رهبران جمهوری اسلامی ایران نیز رسماً اعلام می ‌کردند که هدف اصلی آنها صدور انقلاب ایران به سایر کشورهاست.

بدین ترتیب پنج سال پس از معاهده الجزایر و پنج روز پیش از آغاز جنگ، صدام حسین رئیس جمهوری عراق این قرارداد را به طور یک طرفه فسخ کرد و جنگی تمام عیار میان دو کشور مسلمان و همسایه در گرفت.

ضعف ارتش ایران و حضور نیروهای مردمی

با شکل گیری انقلاب ایران علیه حکومت محمدرضا شاه پهلوی و پیروزی آن، چهل هزار مستشار آمریکایی که جهت آموزش با ارتش ایران همکاری می کردند از کار اخراج شده، نظام سربازگیری در کشور متوقف و در فاصله میان بهمن ۱۳۵۷ تا مهر ۱۳۶۱، ده‌ ها تیمسار و افسر ارشد نظامی رژیم شاه تعویض، زندانی، اعدام و یا از کار برکنار شدند.

در این بین تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متشکل از تعدادی از جوانان انقلابی که فاقد امکانات، توانایی و تخصص لازم برای حضور در یک جنگ کلاسیک بودند و فرماندهان رده بالای آن را جوانان کم تجربه اما وفادار به نظام جمهوری اسلامی تشکیل می ‌دادند مشکلات بسیاری را در ابتدای جنگ برای ایران به وجود آورد و ارتش عراق به توفیقاتی دست یافت.

اما در سال های ابتدایی جنگ، مردم ایران، حمله غافلگیر کننده ارتش عراق به خاک کشور را تجاوزی به تمامیت ارضی میهن و "مسئله ملی" می دانستند؛ هزاران نفر از مردم عادی از زنان، مردان، پیران، جوانان و حتی نوجوانان برای کمک به ارتش ایران به جبهه های جنگ شتافتند و تا حد زیادی کمبود نیرو و تجهیزات نظامی ارتش ایران در قیاس با ارتش عراق از سوی مردم عادی جبران شد هر چند تلفات جانی بسیاری برای کشور بر جای گذاشت.

در ۳۱ شهریور ۵۹ هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برق ‌آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود و برای این منظور سه ستون زرهی برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند اما در غیاب ارتش ایران با مقاومت غافلگیر و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامی‌ افتادند که سلاح‌ های ناچیزی همچون تفنگ ام ـ یک، نارنجک و کوکتل مولوتوف داشتند.

این نیروهای مردمی موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر نبردی خانه به خانه در کوچه ‌های شهر خرمشهر شد.

تصرف خرمشهر برای عراق با ۱۵ روز تاخیر و برجای گذاردن ۵۰۰۰ کشته صورت گرفت و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی با مردم عادی و نیروهای نظامی ایران در اطراف شهر بود.

پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان ۵۹ شهر آبادان را به‌ طور کامل محاصره کند اما عراقی ها که بر حمایت عرب‌های ساکن شهر خوزستان از ارتش خود، حساب کرده ‌بودند، بار دیگر ناکام ماندند.

با آغاز فصل زمستان، ارتش عراق امید خود را برای پیروزی فوری از دست داد و با مشکل تامین تجهیزات برای نبردی طولانی مواجه شد، در ایران نیز هرچند در ساختار نظامی میان ارتش و سپاه و در ساختار سیاسی میان رئیس جمهور وقت و مجلس شورای اسلامی اختلافات شدیدی بروز کرده بود اما حضور روزافزون نیروهای داوطلب از مردم عادی و غیرنظامی در جبهه های جنگ کماکان ادامه یافت.

در شهریور ۱۳۶۰ در طی عملیاتی سه روزه نیروهای ایران موفق شدند شهر آبادان را پس از حدود یک سال از محاصره خارج کنند؛ همزمان نیروی هوایی تاسیسات نفتی کرکوک در شمال عراق و دو مرکز نفتی در کویت را که واسطه مبادله نفت خام عراق با محصولات سوختی بودند بمباران کرد.

در دوم فروردین ۱۳۶۱ ایران طی عملیات فتح‌المبین موفق شد مناطق استراتژیکی را از تصرف عراق خارج کند و دست ‌کم ۱۵۰۰۰ عراقی را به اسارت بگیرد.

در سوم خرداد ۱۳۶۱ ایران به پیروزی بزرگ دیگری دست یافت و در حالی که عراق هنوز از شوک شکست حصر آبادان خارج نشده بود با عملیات بیت‌ المقدس مواجه شد؛ تنها کمتر از ۲۸ ساعت از آغاز عملیات، نیروهای ایرانی کنترل خرمشهر را به دست گرفتند در حین عملیات ۱۵۰۰۰ سرباز عراقی کشته و یا اسیر شدند.

ایران آتش بس را نپذیرفت؛ شش سال نبرد بی حاصل

شکست حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر و تحمیل تلفات بسیار زیاد به ارتش عراق، ابتکار استراتژیک جنگ را در سال ۱۳۶۱ در اختیار ایران قرار داد و شرایط ویژه ای مقابل پای دو کشور برای یک تصمیم سرنوشت ساز قرار گرفت.

سازمان ملل متحد بنا به خواست صدام حسین به جمهوری اسلامی ایران اصرار کرد که قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت را بپذیرد و با آتش بس موافقت کند اما ایران آن را نپذیرفت.

احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۱ و پیش از مرگ مشکوک خود مدعی شد که آیت الله  خمینی با ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر مخالف بود‌ه اما عده ای با اطلاعات غلط وی را به ادامه جنگ و پیروزی کامل ترغیب کرده اند.

در "دانشنامه جنگ‌ های خاورمیانه" آمده که در آن زمان عربستان سعودی پیشنهاد کرد تا غرامت جنگ توسط کشورهای عربی به ایران پرداخته شود و عراق نیز بخشی از خاک ایران را که در تصرف داشت ترک کند اما مقامات جمهوری اسلامی ایران این پیشنهاد تاریخی را نپذیرفته و سه شرط را در مقابل این پیشنهاد ارائه نمودند.

اول، بازگشت یکصد هزار شیعه عراقی که توسط صدام اخراج شده بودند؛ دوم، پرداخت ۱۵۰ میلیارد دلار غرامت به جای ۷۰ میلیارد دلار پیشنهادی عربستان؛ و در نهایت، برکناری صدام از قدرت.

علی ‌اکبر ولایتی وزیر سابق امور خارجه و مشاور فعلی رهبر جمهوری اسلامی، اصل وجود چنین پیشنهادی در آن زمان را مورد تائید قرار داد و حتی هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود در روز ۱۵ اسفند ۱۳۶۰ خود نوشت: «وابسته نظامی ایتالیا گفته کشورهای نفت خیز منطقه مایلند شصت میلیارد دلار خسارات جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند و ایران از شرط سوم که کیفر صدام است منصرف شود.»

اما هاشمی رفسنجانی سه دهه بعد در مرداد ۱۳۸۹ در این باره گفت که «در مذاکرات انجام شده هیچ ضمانتی برای جلوگیری از تکرار شرارت‌های صدام نمی‌دادند.... میانجی‌ها که اکثراً کشورهای عرب منطقه بودند... اقدام به انتشار شایعات بی اساس می‌کردند که یکی از خبیث ترین شایعات آنان پیشنهاد غرامت‌ها پس از فتح خرمشهر بود.»

تلاش نیروهای ملی و مذهبی برای پایان یافتن جنگ

در آن دوران نهضت آزادی ایران از تشکل های سیاسی با سابقه و بسیاری از چهره های ملی و مذهبی با سیاست ادامه جنگ تا فتح عراق و قدس از طریق کربلا موافق نبودند و آن را مشروع و عملی نمی‌دانستند.

این نیروهای سیاسی با صدور  بیانیه و انتشار مقالات در مورد جنگ و نقد عملکرد حاکمیت بر پایان دادن به جنگ اصرار ورزیدند.

آنان در این بیانیه‌ها به تشریح، خسارات وارده ناشی از ادامه جنگ، عدم مشروعیت جنگ تهاجمی و امکان‌ناپذیر بودن پیروزی نظامی در کشورگشایی را تبیین نمودند.

در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۷ نهضت آزادی ایران با صدور بیانیه مبسوطی تحت عنوان «هشدار»، درباره خسارات ناشی از جنگ و عدم پذیرش قطعنامه شورای امنیت، مستقیماً رهبری نظام را مورد سؤال و انتقاد قرار داد و در نتیجه عده‌ای از اعضای شورای مرکزی آن در خردادماه آن سال بازداشت شدند.

مهندس عزت‌ الله سحابی، چهره شاخص ملی- مذهبی درباره لزوم پایان جنگ پس از آزادسازی خرمشهر، معتقد است که «اگر هم برای ایران مقدور نبود که در این مقطع غرامت جنگ را از دولتهای عربی دریافت کند، نفس برقراری آتش‌بس و پذیرش صلح در سال دوم جنگ مانع گسترش و افزایش خسارت و تلفات می‌شد و این به مصلحت ایران بود.»

شکست عملیات رمضان و افول ارتش ایران

با اصرار رهبران جمهوری اسلامی بر ادامه جنگ در سال ۱۳۶۱ و نپذیرفتن قطعنامه ها و میانجی‌گری های سازمان ملل و سایر کشورها برای انجام آتش بس از سوی ایران، جنگ با عراق وارد مراحل جدیدی شد و تراژدی انسانی، شش سال دیگر نیز ادامه یافت.

اگرچه پس از آزادی خرمشهر،  ایران دو عملیات موفق دیگر نیز انجام داد اما تنها دو ماه پس از آن، شکست سنگین نیروهای نظامی ایران در مقابل ارتش عراق در عملیات رمضان  ـ که بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم نام گرفت ـ  در تابستان ۱۳۶۱ به برتری تبلیغاتی و روحی ایران خدشه ی جدی وارد ساخت.

در این نبرد، سه موج جداگانه از نیروهای داوطلب ایران در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند و عراق به سادگی از توپخانه برای قتل عام هزاران رزمنده ایرانی استفاده کرد. بدین ترتیب عملیاتی که به زعم فرماندهان نظامی ایران برای پیروزی نهایی بر عراق و سرنگونی رژیم بعث و عزیمت به سوی اسرائیل برای آزادی قدس تدارک دیده شده بود، هیچ دستاوردی برای ایران نداشت و با شکست کامل همراه شد.

شاید پس از شکست در این عملیات بود که رهبران جمهوری اسلامی بیش از گذشته حسرت از دست دادن فرصت پدید آمده در چند ماه پیش از آن برای اتمام جنگ، دریافت غرامت میلیاردی و بازگشت عراق به خاک خود را خوردند؛ فرصتی که تا پایان جنگ در شش سال پس از آن هرگز نصیب ایران نشد.

چهارمین سال از جنگ ایران و عراق نیز بی هیچ دستاوردی برای طرفین ادامه پیدا کرد و در حالی که نبرد نیروهای زمینی ایران و عراق به تعادل رسیده بود جنگ نفت کش ها در خلیج فارس شرایط دیگری را برای جهان رقم زد به شکلی که شورای امنیت با صدور قطعنامه ۵۵۲ طرفین را از حمله به کشتی‌های غیر نظامی بازداشت.

فرصت‌هایی دیگر برای آتش بس

نیروهای نظامی ایران پس از شکست عملیات رمضان سه سال دیگر درگیر یک نبرد بی حاصل بودند و سرانجام در بهار ۱۳۶۴ در یک عملیات موفق شدند به بخشی از اهداف عملیات بزرگ رمضان دست یابند و ارتباط عراق را با خلیج فارس قطع کنند.

در این عملیات ایران موفق شد شبه جزیره فاو را به طور کامل تصرف کرده و ارتباط بندر نفتی-نظامی ام‌القصر عراق را با خلیج فارس قطع کرده و به سمت بصره پیشروی کند.

در این سال مقامات سازمان ملل متحد بار دیگر تلاش کردند تا طرفین آتش بس را بپذیرند اما با وجود پذیرش قطعنامه شورای امنیت از سوی عراق، رهبران جمهوری اسلامی ایران از آن جا که ارتش ایران موفقیت های نسبی کسب کرده و به دنبال پیشروی در خاک عراق بودند آتش بس را نپذیرفتند.

در زمستان ۱۳۶۵ نیروهای ایران به نزدیکی بصره رسیدند و با افزایش احتمال سقوط شهر بصره و تغییر موازنه نظامی به نفع ایران، خاویر پرز دکوئیار اعلام کرد که اعضای شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ مصمم هستند و مذاکرات برای تهیه پیش نویس قطعنامه ۵۹۸ به سرعت آغاز شد و پس از آن که در بهار ۱۳۶۶ ایران موفقیت‌های دیگری در جبهه شمال و در منطقه سلیمانیه عراق به دست آورد، سرانجام قطعنامه ۵۹۸ در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ به تصویب سازمان ملل متحد رسید اما جمهوری اسلامی ایران به دلیل آن که در آن «کشور آغاز کننده جنگ» مشخص نشده بود آن را نه قبول و نه رد کرد.

جنگ یک سال دیگر نیز ادامه یافت اما با حمایت امریکا از ارتش عراق اوضاع به سرعت به نفع عراق تغییر یافت.
رونالد ریگان در  شهریور ۱۳۶۶ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایران را رسماً تهدید کرد که اگر به قطعنامه ۵۹۸ پاسخ منفی بدهد، چاره‌ای جز یک «اقدام عملی» باقی نمی‌ماند.

در ۳۰ فروردین ۱۳۶۷ ایالات متحده به نفت‌کش‌ ها و سکوهای نفتی غیرنظامی ایران در خلیج فارس حمله کرد. تنها دو روز پیش از آن و در روزهای ۲۸ و ۲۹ فروردین، عراق برای بازپس گیری شبه جزیره فاو شروع به بمباران شیمیائی مواضع ایران نمود.

در جریان این حمله بالگردهای آمریکایی به نفع نیروهای عراقی مستقیماً وارد جنگ با ایران در فاو شدند. روشن بود که ایران توان جنگیدن مستقیم و همزمان با دو ارتش ایالات متحده و عراق را نداشت. بنابراین شبه جزیره فاو دوباره به دست عراق افتاد.

آشکار شدن نارضایتی ها و مخالفت با ادامه جنگ

هر چه از طول زمان جنگ می گذشت قدرت نظامی ایران از نظر تجهیزات و نیروی انسانی کاهش می یافت و در عوض قدرت نظامی عراق به صورت رو به افزایش بود.

بنا بر اسناد معتبر منتشر شده در رسانه ها پیش از آغاز جنگ در سال ۱۹۸۰ ارتش عراق دارای ۴۴۳۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران ۳۹۰۰۰۰ نظامی بود.

عراق ۳۳۹ هواپیمای نظامی و ایران ۴۴۷ هواپیما داشت اما هشت سال بعد و در پایان جنگ در سال ۱۹۸۸، عراق دارای یک میلیون نیروی انسانی بود و ایران تنها ۶۰۰ هزار نفر در اختیار داشت.

عراق همچنین به لطف حمایت های خارجی (از مسکو تا واشنگتن) ۶۰۰ هواپیما و ایران تنها ۵۰ هواپیمای جنگنده قابل پرواز داشت و نیروهای هوایی عراق با این تعداد هواپیمای جنگنده در پایان جنگ به ششمین نیروی هوایی عظیم جهان تبدیل شده بود.

در طی هشت سال جنگ میان ایران و عراق، جمهوری اسلامی ایران به یکی از بزرگترین واردکنندگان تجهیزات نظامی بدل شده بود و میلیاردها دلار از بودجه کشور صرف خرید هواپیماهای اف-۱۴، تجهیزات الکترونیکی و موشک‌های فونیکس از ایالات متحده امریکا شد؛ آلمان غربی نیز در ساخت بزرگترین زرادخانه اصفهان مشارکت داشت و انگلستان به ایران سلاح می‌فروخت و در کنار این ها شوروی سابق نیز به صادرکننده اول تجهیزات پدافند هوایی و ترابری نظامی به ایران بدل شده بود.

از بعد داخلی نیز دولت ایران تحت فشار زیادی قرار داشت؛ در داخل کشور زمزمه‌های مخالفت با جنگ آغاز شده بود و فشارهای اقتصادی بر دولت افزایش یافته بود. درآمد نفتی کشور از ۱۵ میلیارد دلار به کمتر از ۶ میلیارد دلار کاهش یافته بود و وضعیت اقتصادی کشور در وضعیت بحرانی قرار داشت.

جبهه های جنگ از حضور نیروهای داوطلب مردمی تهی شده بود و دستگاه های تبلیغاتی جمهوری اسلامی در طی این سالها به انحای مختلف مردم را به حضور در جبهه ها تشویق می کردند.

از سویی بمباران شهرها و حمله های موشکی واقعیت دردناک جنگ را به خانه های مردم عادی برد و افزون بر ویرانی ها، آثار روانی بسیار نامطلوبی بر شهروندان گذاشت. از این زمان به بعد، جو نارضایتی و مخالفت با ادامه جنگ در ایران آشکارتر از پیش شد.

جام زهر و بازگشت به شرایط ۶ سال قبل

اندکی پیش از قبول آتش بس از سوی ایران، محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران  طی نامه‌ای تاریخی به آیت الله خمینی، فرمانده کل قوا نوشت: «تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال ۱۳۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ قبضه توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر باشیم و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزری و اتمی که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است را داشته باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی انجام دهیم....» درخواستی که مشخص بود قابل تحقق نیست؛ نه بودجه ی کشور چنین امکانی را فراهم می کرد و نه درآمد نفت و وضع کشور.

میرحسین موسوی نخست وزیر وقت ضمن رد خواسته‌های سپاه اعلام کرد که دولت ظرفیت اختصاص حتی یک دلار دیگر برای تهیه چنین فهرستی ندارد.

سال گذشته محسن رفیق دوست وزیر سپاه دولت میرحسین موسوی با اشاره به نامه محسن رضایی برای درخواست تجهیزات، گفت: «من نامه رضایی را برای فتح بغداد می‌دانم نه پایان جنگ، او گفت اگر می‌خواهید ما بغداد را بگیریم این امکانات را به ما بدهید.»

به هر شکل ایران در روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ به شرایط ۶ سال پیش از آن بازگشت و قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت.
آیت الله خمینی، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران پذیرش این قطعنامه را «کشنده تر از زهر» خواند و در پیامی خطاب به ملت ایران گفت: «‌ ... و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مسأله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم ، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری می‌کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور ـ که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم ـ با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم و خدا می‌داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت نظام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود ، اما چاره چیست؟»

بدین ترتیب نیروهای نظامی ایران و عراق به مرزهای مورد توافق خود در پیش از آغاز جنگ بازگشتند و با وجود در نظر گرفتن غرامت جنگی برای ایران اما از آن زمان تاکنون مقامات جمهوری اسلامی موفق به وصول آن نشده اند.

بر اساس آمارهای بین ‌المللی، جنگ عراق و ایران ۶۲۷ میلیارد دلار هزینه برای دولت ایران و ۵۶۱ میلیارد دلار هزینه برای دولت عراق به همراه داشت. همچنین هزینه بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ برای ایران ۶۴۴ میلیارد و برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار برآورد شده است.

بر همین اساس در طول این جنگ حدود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ انسان جان باختند و زخمی شدند که از این میان سهم ایران ۲۶۲هزار شهید و سهم عراق ۱۰۵هزار کشته بوده است.

در شهریور ۱۳۸۹، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تهیه طرحی دولت را ملزم به پیگیری اخذ غرامت ‌های جنگ کرد اما دولت در این زمینه اقدامی انجام نداده است.

چندی پیش در سالگرد قبول قطعنامه ۵۹۸ سردار افشار معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح ایران درباره وضعیت دریافت غرامت ایران از عراف اعلام کرد که «شرایط فعلی عراق باعث شده است که ما خسارت را در حال حاضر نگیریم زیرا امنیت عراق برای ما مهم است به همین منظور این موضوع خسارت را غیر فعال گذاشته ایم.»

 

منابع:

دانش‌نامه ویکی پدیا، دانش‌نامه بریتانیکا، دانش‌نامه جنگ‌های خاورمیانه


 


رضا شهابی و بهنام ابراهیم زاده دو فعال کارگری محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در پیامی به مناسبت آغاز سال تحصیلی گفته اند: زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، درس تغییر و پیام آزادی و برابری و امنیت را نوید می دهد، در این فصل که فاصله ها از میان رفته و دست ها مهربانانه همدیگر را می فشارند باید امتحان نیکو پس داده و کارنامه درخشانی از خود برجای بگذاریم و شاگرد خوب زمانه باشیم. ما از معلم تاریخ آموخته ایم که بعضی فرصت ها یگانه و تکرار ناپذیرند و برای قبولی در آزمون این فصل، سخت باید با جسارت گزینه مقاومت را برگزید.

به گزارش کلمه، رضا شهابی عضو هیات مدیره و مسؤل امور مالی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی ٢٢خرداد ٨٩ بازداشت شد و در حین انتقال به بند ٢٠٩ به دلیل ضرب و شتم شدید از ناحیه گردن به شدت آسیب دید.

١٩ ماه نگهداری رضا شهابی در بند٢۴٠ و ٢٠٩ زندان اوین و بازجویی ها تحت فشار و شکنجه و تهدید به اعدام موجب شد، این زندانی برای رسیدگی به وضعیت حقوقی و قضایی چندین بار دست به اعتصاب غذا بزند.

این فعال کارگری تابستان امسال در حکمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی صلواتی شش سال حبس تعزیری و محرومیت از فعالیت های سندیکایی محکوم شد.

بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق کودکان، فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل آزاد کارگری  ۲۲ خرداد ماه ۸۹ در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. او هنگام دستگیری و بازداشتش در بند ۲۰۹ زندان اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفته، که در نتیجه به‌شدت زخمی شده و دو دنده‌اش شکست و در وضعیت وخیمی در زندان بسر برد.

بهنام ابراهیم زاده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

متن کامل این پیام که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

سومین مهر، بدون مهر پدری

سال تحصیلی جدید در شرایطی آغاز می شود که ۲۷ ماه از بهترین دوران عمرمان را دور از همکاران، هم وطنان و کانون گرم خانواده، آنهم به جرم تشکیل و عضویت در تشکل های کارگری برای دفاع از حقوق مسلم کارگران و آشنایی آنها با حقوق اولیه خود برای داشتن یک زندگی شرافتمند سزاوار هر انسان، گرفتار زندان شده ایم.

دوستان و هم وطنان گرامی!

فرزندان ما ۲۷ ماه است از مهر پدری محروم اند، آن هم در سنی که نیاز به مراقبت و رسیدگی و کمک و آموزش دارند گرچه مادرانشان در همه حال در کنار آنها هستند، ولی دوری پدر و مشکلات پیش رو ضربات جبران ناپذیری به آنها وارد کرده است.

فرزندان عزیز این مرز و بوم، ما می دانیم که همه ی شما عزیزان در شرایط برابر زندگی نمی کتید و بخش زیادی از شما از نعمت پدر یا مادر یا از داشتن غذا و سرپناه کافی یا مدرسه و معلم و امکانات تحصیلی مناسب محرومید، شماری از هم سن و سال های شما به اجبار از تحصیل بازمانده اند. ما نیز به دلیل آزادی خواهی و برابری ۲۷ ماه از عمرمان را پشت میله های زندان و به دور از خانواده و فرزندان مان بسر می بریم در این سال تحصیلی فرزندان ما نیز به جز محرومیت های اقتصادی و تحصیلی باید محرومیت از مهر پدری را تجربه کنند، و با اضطراب مثل شما به مدرسه رفته و در کلاس حاضر شوند. با این وصف ما نگران وضع زندگی شما عزیزان آینده ساز این مرز و بوم هستیم.

هم وطنان گرامی،

زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، درس تغییر و پیام آزادی و برابری و امنیت را نوید می دهد، در این فصل که فاصله ها از میان رفته و دست ها مهربانانه همدیگر را می فشارند باید امتحان نیکو پس داده و کارنامه درخشانی از خود برجای بگذاریم و شاگرد خوب زمانه باشیم. ما از معلم تاریخ آموخته ایم که بعضی فرصت ها یگانه و تکرار ناپذیرند و برای قبولی در آزمون این فصل، سخت باید با جسارت گزینه مقاومت را برگزید.

ما کارگران زندانی ضمن تبریک سال تحصیلی جدید به غنچه های نوشکفته، دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و هنرجویان، آزادی و پیشرفت در تحصیل و صعود به قله های بلند علم و دانش را آرزو می کنیم و به خانواده بزرگ جامعه کارگری زحمتکش و تنان ایرانیان آزاده و شریف و سندیکاها و تشکل های کارگری، دانشجویی، زنان، پرستاران، فعالان مدنی و صلح جو و همه ی عزیزان و مادران داغ دیده و شخصیت های مردمی از پشت دیوارهای زندان اوین با روحیه و اراده قوی و استوار شادباش می گوییم.

به امید پیروزی شما در راه ساختن جهانی عاری از جنگ و جهل و محرومیت

زنده باد کارگر زنده باد آزادی

رضا شهابی، عضو هیات مدیره سندیکای کارکنان شرکت واحد و اتوبوس رانی تهران و حومه

اسعد(بهنام) ابراهیم زاده، عضو کمیته های هماهنگی و پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری


 


سیدمصطفی تاجزاده عضو دربند جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه ایی خطاب به دخترش بزرگترین جرم خود را انتقاد از رهبری خوانده و اشاره کرده است که بازجوها بارها او را تهدید کردند که به همین دلیل او و دیگر منتقدان را خواهند کشت: “بازجو می کوشید همراه با ضرب و شتم مرا قانع کند که زنده بودنم به علت رأفت نظام است که البته این بار اشتباه سال ۷۸ را مرتکب نمی شوند که مرا سینه دیوار قرار نداده و کارم را تمام نکرده اند! او از خوش شانسی من تعجب می کرد و شاید تأسف می خورد که چرا روز بعد از انتخابات بازداشت شده ام و در نتیجه در اجتماعات مردمی حضور نداشته ام چرا که تصریح داشت «اگر در تظاهرات می دیدنت تو را می زدند و دیگر سر و کارت به اوین نمی افتاد».”

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در ادامه این نامه با انتقاد از میزان نقد پذیری مسوولان حکومتی از احکام طولانی مدت مجید توکلی و بهاره هدایت ابراز تاسف می کند و با اشاره به سخنان اخیر رییس قوه قضاییه می نویسد: “تأسف آمیزتر آن که فضای جامعه به قدری پلیسی و امنیتی است که روزنامه ها سخنان فوق را به عنوان تیتر خود برگزیدند، بدان امید که شاید بعد از این شاهد مرور احکام ظالمانه از جمله ده سال و نه سال و نیم زندان برای دو دانشجوی منتقد، اولی دانشجوی پسر در زندان رجایی شهر و دومی زندانی دختر در اوین نباشیم! بنابراین در ایران که آزادترین کشور جهان است، قضات نیز آزادند آزادیخواه ترین فرزندان این مرزوبوم را به حبس های سنگین محکوم کنند.”

متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

سلام دختر گلم!

دو سال و نیم است که از دیدارت محروم شده ام و نتوانسته ام روی ماهت را ببوسم. امکان تماس تلفنی هم ندارم. تو و همسرت را هم رسماً و کتباً ممنوع الخروج کرده اند تا به ایران نیایید. پس دیگر چاره ای نیست جز این که از راه دور تولدت را تبریک بگویم و آینده ای سرشار از سلامتی و بهروزی و سعادت برای تو و همسرعزیزت آرزو کنم.

عارفه جان!

می دانی که جرم اصلی من انتقاد به رهبر و مشارکت فعال در تهیه نامه سرگشاده به وی در سال ۱۳۸۲ است براساس آن چه که یکی از بازجوهای هتاک و خشن می گفت و لابد با خود فکر می کرد وقتی قرآن کریم شرک به خداوند را ظلم عظیم می خواند حتماً انتقاد به نماینده خدا در روی زمین هم جنایت بزرگی است. جالب آن که آن بازجو می کوشید همراه با ضرب و شتم مرا قانع کند که زنده بودنم به علت رأفت نظام است که البته این بار اشتباه سال ۷۸ را مرتکب نمی شوند که مرا سینه دیوار قرار نداده و کارم را تمام نکرده اند! او از خوش شانسی من تعجب می کرد و شاید تأسف می خورد که چرا روز بعد از انتخابات بازداشت شده ام و در نتیجه در اجتماعات مردمی حضور نداشته ام چرا که تصریح داشت «اگر در تظاهرات می دیدنت تو را می زدند و دیگر سر و کارت به اوین نمی افتاد»

عارفه ساداتم!

برای این که میزان انتقادپذیری و سعه صدر مقامات کنونی را بدانی توجهت را به سخنان اخیر رئیس قوه قضائیه جلب می کنم که خطاب به قضات گفت: «در برخورد با انتقادهای تند دانشجویی که در چارچوب قانون و به دور از توهین و افترا و یا سایر عناوین مجرمانه مطرح می شود توصیه حکیمانه مقام معظم رهبری را رعایت کرده و مدارا کنند» (روزنامه های ۲۶ مردادماه) به نظر می رسد برای این همه گذشت و بزرگواری حضرات باید پروردگار عالمیان را سپاس گفت و به داشتن مقاماتی چنین رئوف و عطوف به جهانیان فخر فروخت و با مباهات اعلام کرد که آی دنیا! اگر پیامبر بزرگوار ما که خداوند مهربان وجود او را برای بشریت رحمت می نامد، اسلام را «دین سهله و سمحه» خواند و اگر مخالفان مولی علی (ع) در دوران حکمرانیش در امنیت کامل به او انتقاد و گاه هتاکی می کردند، اینک ببینید که حجت اسلام و مسلمانان یعنی آقای صادق لاریجانی به پیروی از آن دو بزرگوار اوج مدارا را در کسوت قاضی القضاتی ایرانشهر به همکاران خود یادآور می شود:

چنان چه دانشجویان، الف – در چارچوب قانون ب – به دور از توهین و افترا ج – به دور از سایر عناوین مجرمانه، انتقاد تندی مطرح کردند، براساس توصیه حکیمانه مقام معظم رهبری با او مدارا کنند!!! البته آقای صادق لاریجانی منظور خود را از این مدارا، که به هر رو شامل حال غیردانشجویان نمی شود، دقیقاً مشخص نکرد. پس اگر شهروندی به رهبر انتقاد کند، حسابش با کرام الکاتبین است و چنان چه دستگاه قضایی او را سرجایش ننشاند، گروه خوارجیِ انصار حزب الله رسماً و علناً عنان پاره خواهد کرد و به سراغ وی رفته انجام وظیفه خواهد کرد! چنین منتقدی حتی اگر به اعتراف بازجوها مدیری توانا و فاقد نقطه ضعف اخلاقی و مالی باشد و تشکیل بیش از سی و دو هزار شورای اسلامی شهر و روستا در یک روز، و البته پس از سال ها تأخیر در اجرای این اصل قانون اساسی، یکی از خدمات او محسوب می شود، نه تنها به علت انتقاد از رهبری از حقوق اساسی خود محروم می شود، بلکه امکان استفاده از بسیاری از حقوق زندانیان سیاسی عادی، چه رسد به زندانی سیاسی، را ندارد!

عارفه عزیزم!

تأسف آمیزتر آن که فضای جامعه به قدری پلیسی و امنیتی است که روزنامه ها سخنان فوق را به عنوان تیتر خود برگزیدند، بدان امید که شاید بعد از این شاهد مرور احکام ظالمانه از جمله ده سال و نه سال و نیم زندان برای دو دانشجوی منتقد، اولی دانشجوی پسر در زندان رجایی شهر و دومی زندانی دختر در اوین نباشیم! بنابراین در ایران که آزادترین کشور جهان است، قضات نیز آزادند آزادیخواه ترین فرزندان این مرزوبوم را به حبس های سنگین محکوم کنند. بگذریم.

نازنین دخترم!

من برای جبران بخشی از محرومیت هایم، شما را به بند خویش آورده ام! عکس ها و یادگاری هایتان در برابر چشمانم قرار دارد. دو عروسک پارچه ای کوچکت را به یاد تو و فاطمه که هنوز نمی دانم کدامتان را بیشتر دوست دارم، کنار کتاب هایم گذاشته ام. خاطرات تان همیشه با من است و خوابتان را نیز زیاد می بینم. اکثراً شیرین و البته گاهی تلخ با وجود این از این که در خواب نیز با من هستید و اغلب با حضور مامان، خدای مهربان را سپاسگزارم.

دختر دلسوز و فداکارم!

تجربه و تأمل به من آموخته است چنان چه انسان بخواهد دیگران خطاهایش را ببخشند خود باید در نادیده گرفتن اشتباهات سایرین پیش قدم شود. اگر مایل است دوستان و آشنایان و همکاران دوستش داشته باشند و به او احترام بگذارند، لازم است متقابلاً آنان را دوست بدارد و عزیز و محترم بشمارد. اگر شادی و پیشرفت و رفاه را حق خود می داند، نه تنها اندوه و ناکامی هیچ کس نباید او را خشنود کند بلکه همواره باید بکوشد دیگران را در شادی خود شریک سازد. چنان چه انتظار هم دلی آدم ها و کمک آنان در سختی ها را دارد، دیگران باید او را پشتیبان خویش در تنگناها بدانند. می دانی که مردم عیال خداوندند، حسن ظن به آنان تلاش برای رفع مشکلاتشان و مشارکت در جشن و سرورشان پروردگار عالمیان را خشنود می سازد. پس اگر طالب رحمت و بخشش خداوندی، مهربان و بخشنده باش. هم چنان که تاکنون بوده ای.

برای تو و علی عزیزم سلامتی، شیرین کامی و سعادت ابدی آرزو دارم. در حد توانتان مامان و فاطمه را دریابید.

در پناه حق باشید

می بوسمتان

بابا مصطفی- اوین


 


روح الله حسینیان، همکار سابق سعید امامی در وزارت اطلاعات و نماینده کنونی مجلس به حمایت از سعید مرتضوی پرداخت و گفت که یکی از امضا کنندگان نامه حمایت از او بوده است.

این نامه که با امضای نمایندگان مجلس نهم منتشر شده، واکنش های گسترده ای را برانگیخت. سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و متهم ردیف اول در جنایت کهریزک و همچنین قتل زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی کانادایی است.

او پس از انتخابات و به دلیل افشای شکنجه و قتل زندانیان سیاسی در بازداشتگاه مخوف کهریزک از مقام قضایی خود برکنار شد. اما محمود احمدی نژاد رییس دولت او را به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق منصوب کرد. مرتضی اواخر سال گذشته با دستور احمدی نژاد به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد. اما با توجه به سوابق او، تعدادی از نمایندگان مجلس هشتم به مخالفت با این انتصاب پرداختند و استیضاح وزیر کار را در دستور قرار دادند.

استیضاح وزیر کار اما با ممانعت غلامعلی حدادعادل، پدر عروس رهبر جمهوری اسلامی و همچنین با قول شرف مرتضوی برای استعفا از این مسوولیت منتفی شد. ولی همانطور که پیشبینی می شد، پس از منتفی شدن استیضاح وزیر کار، سعید مرتضوی حاضر به استعفا نشد و عمر مجلس هشتم نیز به پایان رسید.

در مقابل اما تعدادی از نمایندگان مجلس نهم با امضای نامه ای از محمود احمدی نژاد برای ابقای مرتضوی تشکر کردند. با این حال بسیاری از امضاکنندگان این نامه تا کنون حاضر به افشای نامشان نشده اند و برخی نمایندگان نیز صحت آن را زیر سوال برده اند.

 روح الله حسینیان، همکار سابق سعید امامی در وزارت اطلاعات و نماینده کنونی مجلس اما از جمله معدود نمایندگانی است که حمایت خود از قاضی متهم به قتل و تجاوز را پنهان نمیکند. 

حسينيان در این باره به جام جم آنلاين گفته است: مرتضوی آدم خوبي است. فردی انقلابی است. در سخت ترين شرايط از انقلاب و نظام دفاع كرد.

منظور حسینیان از دفاع مرتضوی از نظام احتمالا صدور احکام بازداشت فعالان سیاسی، شکنجه زندانیان سیاسی و در نهایت صدور فرمان انتقال جوانان معترض به بازداشتگاه کهریزک است که توسط سعید مرتضوی صورت گرفت.

حسینیان در ادامه نیز به این موضوع اشاره کرده و گفته است: «زمانی که مقام معظم رهبری در مصلی تهران سخنرانی کرد، آقای مرتضوی تنها قاضی ای بود که در مقابل جریان انحرافی اصلاح طلبان ایستادگی کرد. وی در زمان فتنه سال ۱۳۸۸ و انتخابات ریاست جمهوری در مقابل جریان فتنه ایستادگی کرد»

رییس مرکز اسناد انقلاب در خصوص نامه حمايت برخی نمايندگان از سعيد مرتضوی گفت: آقای عبدالرضا عزيزی رئيس كميسيون اجتماعي مجلس اين نامه را نزد من آورد و من آن را خواندم. استنباط من اين بود كه اين نامه تشكر از احمدی نژاد به خاطر انتصاب و ابقای مرتضوی در سازمان تامين اجتماعی است و به همين دليل آن را امضا كردم. اين نامه جعلي نبوده و اينجانب متن نامه را ديدم.

او با انتقاد از برخورد با مرتضوی گفت: سزاورار نيست كه نيروهاي انقلاب به دست نيروهاي خود تخريب شوند. اين خواست دشمنان نظام و آمريكاست كه نيروهاي انقلاب به دست نيروهاي خودي تخريب شوند. من با اين شانتا‍ژ بازيها و بحث هايي كه هيچ فايده ايي ندارد، موافق نيستم.

همکار سابق سعید امامی در خصوص اعلام برخي از نمايندگان مبني بر جعلي بودن اين نامه، جعل امضاي آنها در پاي اين نامه و تغيير متن نامه پس از گرفتن امضا از نمايندگان گفت: اينكه يك عده از نمايندگان بعد از حمله مطبوعات حرف خود را پس مي گيرند، به خودشان مربوط است.

برخي نمايندگان روز چهارشنبه در صحن مجلس نسبت به تهيه و امضاي اين نامه واكنش منفي نشان داده و آن را جعلي خواندند. حتي علي لاريجاني رئيس مجلس هم اعلام كرد كه  آن طور كه من شنيده ام برخي نمايندگان گفته اند اين نامه تحت عنوان ديگري نوشته شده و از آنها امضا گرفته شده است. در هر حال اين كارها درست نيست.


 


وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح می گوید، جمهوری اسلامی برای یک نبرد بزرگ آماده شده‌ است.

به گزارش خبرگزاری فارس، احمد وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در یادواره شهدای پایگاه شهید مطهری گفت: غرب به جاهلیت مدرن گرفتار شده چون هرکس که امام زمان خود را نشناسد و بمیرد، با جاهلیت مرده است.

وحیدی افزود: ما برای یک نبرد بزرگ آماده شده‌ایم. ما با داشتن سرمایه دفاع مقدس، ولایت و شهدا آماده نبرد بزرگی هستیم و البته این نبرد همیشه ادامه داشته است و از آنجا که در عصر ظهور هستیم این جنگ، از جنگ‌های بسیار مهم است.

وزیر دفاع جمهوری اسلامی اضافه کرد: دشمن ما خانه‌های عنکبوتی دارد و اگرچه که بزرگ است و از دور پرحجم به نظر می‌رسد، ولی تلاش آنها این است که دغدغه‌های جدید برای ما درست کنند و اینگونه به ما القا کنند که ما در معرض مشکلات بزرگی از جمله تهدید نظامی، تحریم، مشکلات فرهنگی و انزوا در دنیا هستیم.

او همچنین ملت ایران را "آماده جهاد" توصیف کرد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته